Loading Content...

سه سال چهار کردن

Loading...


Unique profiles
69
Most used tags
Total likes
0
Top locations
Tehran, Iran, Seattle, Washington, Tajrish, Tehran, Iran
Average media age
774.5 days
to ratio
4.6
 #روز_خبرنگار تو این روزگاری که همه چیز چند برابر شده اما حقوق‌ها همون مقدار مونده، وجدان کاری شاید ...
Media Removed
#روز_خبرنگار تو این روزگاری که همه چیز چند برابر شده اما حقوق‌ها همون مقدار مونده، وجدان کاری شاید خنده‌دارترین کلمه باشه. در روزگاری که طبق اعلام مسئولان میزان کار مفید کارمندان به زحمت به یک ساعت می‌رسه، هشت ساعت زل زدن به مانیتور و تایپ کردن شاید یک شوخی باشه. در روزگاری که سرانه مطالعه به زحمت ... #روز_خبرنگار
تو این روزگاری که همه چیز چند برابر شده اما حقوق‌ها همون مقدار مونده، وجدان کاری شاید خنده‌دارترین کلمه باشه. در روزگاری که طبق اعلام مسئولان میزان کار مفید کارمندان به زحمت به یک ساعت می‌رسه، هشت ساعت زل زدن به مانیتور و تایپ کردن شاید یک شوخی باشه. در روزگاری که سرانه مطالعه به زحمت از یک دقیقه عبور می‌کنه، مطالعه سه چهار ساعته رویاست. تو این دوره و زمونه عشق به کار یک توهمه اما ما همه اینا رو داشتیم. شرف‌مون رو به پول نفروخیتم که اگر دنبال پول بودیم سراغ این کار نمی‌رفتیم. هر روز خودمون رو به در دیوار زدیم که از خبرا جا نمونیم. از تایم خوابمون زدیم که چهار خط بیشتر بخونیم و به اندازه همون چهار خط اطلاعات بیشتری به شما بدیم. توهین شنیدیم. تحقیر شدیم اما سر جلوی کسی خم نکردیم. به کسی باج ندادیم. شریف موندیم. جنگیدیم. البته روی صحبت من با خبرنگارهایی است که این روزا تعدادشون از تعداد انگشت‌های دو دست کمتره. نه اینایی که آرایشگاه خالشون تعطیل شده بود، بیکار بودن اومدن گفتن بریم خبرنگار بشیم. نه اینایی که با صدا نازک کردن و ادا و عشوه اومدن مصاحبه جمع می‌کنن. نه اینایی که هنوز مهر خبرنگاریشون خشک نشده ادعای خبرنگاری دارن. نه اینایی که روز و شب زیرآب می‌زنن که دو زار اعتبار داشته باشن. نه اینایی که جنسیت براشون شده ابزار خبرنگاری. سن و سالی ندارم اما سال دیگه که بیاد ده سال میشه که دارم می‌نویسم. حدسم بهم میگه سال آخرم. حسم میگه سال دیگه این همه غر نمی‌زنم و میام این روز رو به خبرنگارای واقعی و نه خبرنگارنماها، نه اونایی که ادای این کار رو درمیارن تبریک می گم. شاید عده‌ای بعد از این پست ناراحت بشن اما مهم نیست؛ اگر اغراق نکنم میانگین خوابم در سه سال گذشته از چهار ساعت عبور نکرده. من زحمت کشیدم. من تلاش کردم. به خدا دلم می‌سوزه برای شغلی که یک عده برای اعتبارش کار کردن اما یک عده به لجن کشیدنش.
پ.ن: امروز حدود 100 پیام و استوری داشتم. دست تک‌تک شما همراهان را می‌بوسم. یک شعر محاوره هم آماده کردم که به زودی در کانال تلگرام قرار خواهد گرفت.
#خبرنگار #خبرگزاری #روزنامه #ژورنالیست #روزنامه_نگار #خبر #کتاب #بی_پولی #عشق #کار #شغل
Read more
Loading...
*عربی شامل هشت تست ترجمه/ نه تست درک مطلب /هشت تست قواعد هستش. از هشت تست ترجمه ، پنج تست ترجمه از عربی ...
Media Removed
*عربی شامل هشت تست ترجمه/ نه تست درک مطلب /هشت تست قواعد هستش. از هشت تست ترجمه ، پنج تست ترجمه از عربی به زبان فارسی ، دو تا سوال تعریب و یک سوال مربوط به قرابت معنایی است. در بخش درک مطلب هم از نه تستش ، چهار تاش از متنی که بهتون میدن هستش ، دو تاش مربوط به حرکت گذاری هاست و سه سوال تجزیه و ترکیب هم به شما میدن. ... *عربی شامل هشت تست ترجمه/ نه تست درک مطلب /هشت تست قواعد هستش. از هشت تست ترجمه ، پنج تست ترجمه از عربی به زبان فارسی ، دو تا سوال تعریب و یک سوال مربوط به قرابت معنایی است. در بخش درک مطلب هم از نه تستش ، چهار تاش از متنی که بهتون میدن هستش ، دو تاش مربوط به حرکت گذاری هاست و سه سوال تجزیه و ترکیب هم به شما میدن. قواعد هم که هشت تسته!
*خیلی از بچه ها چون حتی سوالات ترجمه رو هم میشه با دونستن قواعد تا حد زیادی جواب داد زیاد به حفظ کردن لغات عربی نمی پردازن که اشتباه خیلی بزرگیه. ایا واقعا منطقیه که شما بتونید تست های یک زبان خارجی رو هرچند هم که مبنی بر قواعد باشه تست هاش بدون دونستن لغت بزنید؟ ضمن این که برای قسمت درک مطلب شما حتما به دونستن لغات عربی کنکور احتیاج خواهید داشت علاوه بر این همون طور که توی تست های ترجمه شما میتونید با دونستن قواعد تا حدودی جواب بدید توی تست های قواعد هم میتونید با درک مفهوم و معنای جمله خیلی راحت جوابشون بدید! مثلا شما وقتی یه جمله رو میخونید و معنیش رو متوجه میشید خیلی راحت میتونید بفهمید که کدوم کلمه بهش میخوره (توی تست های قواعد) *گول تکنیک های اساتید پوشالی رو نخورید! معمولا این تکنیک ها رو اینا از سوالات سال های خیلی دور کنکور که ساده تر بودند دراوردند و طراحای کنکور هم با این تکنیک ها اشنایی دارند و سعی می کنند هر سال سوالات رو طوری طراحی کنند که شما نتونید دیگه با تکنیک های خیلی پیش پا افتاده ی رایج بین اساتید عربی تست ها رو بزنید! اصولا وقتی شما مفهوم جملاتی که در تست قواعد اومده رو بلد باشید و قواعد مربوط به اون رو هم از یک درسنامه ی خوب به صورت منطقی و ریاضی طور خونده باشید خیلی راحت میتونید تست رو جواب بدید و به تکنیک های ماورایی هم احتیاج نخواهید داشت!
*چندی پیش مطلبی منتشر کردیم در مورد روش مطالعه ی لغات زبان کنکور تقریبا میشه گفت همون روش رو اینجا هم میتونید پیاده کنید. کلمات حارج از کتابی که مهم هستند و توی آزمون ها و یا کنکور های سال های قبل می بینید رو حتما یاد بگیرید. تجربه نشون داده اکثر لغات خارج از کتاب عربی در کنکور های قبلی توی کنکور های بعدی تکرار میشن. همچنین میتونید کتاب لغات عربی گاج تحت عنوان تیک ایت رو تهیه کنید. کتاب لغت مهر و ماه هم پیشنهاد میشه.
*منابعی که ما پیشنهاد می کنیم بخونید:
کتاب عربی کامل گاج
کتاب عربی سفید گاج
دی وی دی عربی گاج
کتاب عربی تیس
جزوه معجون عربی تیس
در صورتی که زیاد وقت ندارید کتاب عربی کامل گاج و جزوه معجون عربی تیس و دی وی دی عربی گاج رو فقط بخونید. #کنکور
Read more
. در اسفند ماه هفته #سلامت #مردان آغاز میشود گاهی آنقدر از سلامت زنان میگوییم که فراموش می کنیم <span class="emoji emoji1f536"></span> ...
Media Removed
. در اسفند ماه هفته #سلامت #مردان آغاز میشود گاهی آنقدر از سلامت زنان میگوییم که فراموش می کنیم متاسفانه فقط 3 درصد مردان ایرانی هیچ عامل خطری در شیوه زندگی خود برای ابتلا به بیماریهای مزمن غیر واگیر از قبیل سکته قلبی و مغزی و سرطانها ندارند حدود نیمی از مردان مبتلا به چاقی یا اضافه وزن هستند ... .
در اسفند ماه هفته #سلامت #مردان آغاز میشود
گاهی آنقدر از سلامت زنان میگوییم که فراموش می کنیم 🔶 متاسفانه فقط 3 درصد مردان ایرانی هیچ عامل خطری در شیوه زندگی خود برای ابتلا به بیماریهای مزمن غیر واگیر از قبیل سکته قلبی و مغزی و سرطانها ندارند 🔶 حدود نیمی از مردان مبتلا به چاقی یا اضافه وزن هستند 🔶 چاقی شکمی در مردان بالاتر از زنان است که یک عامل خطر مهم بیماری قلبی عروقی است 🔶 حدود 89 درصد مردان الگوی تغذیه مناسبی ندارند و کمتر از 5 واحد میوه و سبزی در روز مصرف می کنند، 31 درصد مردان فعالیت بدنی نامناسب دارند، 20 درصد مردان به طور روزانه سیگار می کشند 🔶 18 درصد مردان فشارخون بالا ، 13 درصد قند خون بالا و 25 درصد مردان کلسترول خون بالا دارند 🔶 مردان 2 برابر بیش از زنان به علت حوادث فوت می کنند 🔶 سه چهارم موارد فوت در حوادث ترافیکی و چهار پنجم موارد فوت در خشونت ها و دگرکشی ها مربوط به مردان است 🔶 در حال حاضر احتمال مرگ مردان در سنین بین 50 تا 74 سال بیش از 40 درصد است که این رقم در زنان کمتر از 30 درصد است 🔶 در بین 67 عامل خطر تهدید کننده سلامت، 60 مورد بیشتر در مردان به نسبت زنان باعث مرگ و میر می شود و 10 مورد اول، همگی در مردان شایعترند و همچنین از 37 سرطان شایع، 32 مورد در مردان شیوع بالاتری دارند 🔶 95 درصد از حوادث شغلی منجر به مرگ و 7 درصد حوادث شغلی غیر منجر به مرگ در مردان رخ می دهد 🔶 میزان مرگ و میر ناشی از مصرف سیگار در مردان حدود سه برابر زنان است 🔶 مردان به هنگام بیماری، کمتر به پزشک مراجعه می نمایند و در صورت مراجعه نیز کمتر در خصوص وضعیت بیماری و علائم با پزشک صحبت می کنند. همچنین مردان تمایل کمتری به بازگو کردن مشکلات روحی و روانی خود با افراد خانواده، دوستان و پزشکان دارند 🔶 سوختگی4.7 درصد مرگ های غیر طبیعی در ایران را شامل و در مردان 1.2 برابر زنان رخ می دهد 🔶 غرق شدگی 2.4 درصد مرگ های غیر طبیعی در ایران را شامل و مردان 6.7 برابر بیشتر از زنان دچار غرق شدگی می شوند 🔶 برق گرفتگی 2 درصد مرگ های غیر طبیعی در ایران را شامل و در مردان 7.6 برابر زنان است 🔶 مسمومیت با منوکسیدکربن 1.7درصد مرگ های غیر طبیعی در ایران را شامل می شود و در مردان 3.3 برابر زنان رخ می دهد

https://t.me/webda/10486
Read more
. این‌ عکس مربوط به ده-یازده سال پیش است. هنرستان پیام. پوریا احمدی که حالا بعد از ده-یازده سال این ...
Media Removed
. این‌ عکس مربوط به ده-یازده سال پیش است. هنرستان پیام. پوریا احمدی که حالا بعد از ده-یازده سال این عکس ها را برای من فرستاده جزو سه-چهار نفری بود که گوشی موبایل دوربین دار داشت(تاثیر مستقیم ژن خوب در داشتن امکانات رفاهی بیشتر). کله شقی من در اعتراض به معلم و شیطنت من با وجود اینکه یکی از سرگروه های ... .
این‌ عکس مربوط به ده-یازده سال پیش است. هنرستان پیام. پوریا احمدی که حالا بعد از ده-یازده سال این عکس ها را برای من فرستاده جزو سه-چهار نفری بود که گوشی موبایل دوربین دار داشت(تاثیر مستقیم ژن خوب در داشتن امکانات رفاهی بیشتر). کله شقی من در اعتراض به معلم و شیطنت من با وجود اینکه یکی از سرگروه های کارگاه عمران هنرستان بودم و خرخوان با مهدی عبدی که همیشه آویزان از معلم ها بود، ریاضی اش بهتر از من بود و ادبیاتش ضعیف تر، ترسیم معماری من بهتر بود و استاتیک م ضعیف تر مشخص است. هردو اهل دعوا بودیم و فرار زودتر از موعد از دیوار هنرستان. اصلا شبیه خرخوان ها نبودیم با اینکه هردو‌ بابت گرفتن نمره ۲۰ و دیگری ۱۹ چنان پزی به هم می دادیم که انگار چه خبر است. دلم با این عکس ضعف رفت برای روزهایی که تنها دغدغه مان این بود که ساعت ۲ بشود و مسیر هنرستان تا خانه را نان بربری بزنیم با نوشابه! از هزار چلوکباب نایب خوشمزه تر بود و توانایی سیر کردن ۷ کارگر را داشت ما که دانش آموزان طفلی بیش نبودیم 😀 البته که شاخ گذاشتن برای معلم‌ها کار خوبی نیست و انتخاب من همچنان پونز روی صندلی است 😋
Read more
تو لایو با فائزه به جمله ای که دیروز خوندم اشاره کردم. «به ادامه دادن ادامه دهیم» <span class="emoji emoji1f64c"></span>🏻 شاید خیلی از ...
Media Removed
تو لایو با فائزه به جمله ای که دیروز خوندم اشاره کردم. «به ادامه دادن ادامه دهیم» 🏻 شاید خیلی از لحاظ ادبیاتی مسخره بیاد، ولی برای من پر از حس تشویقه. تورنتو که بودم، کنار برادرم و سارای عزیزم، براشون از این گفتم که اینستاگرام چقدر تو قوی شدن شخصیت من تاثیر مثبت داشته، و احساس دینی میکنم به این ... تو لایو با فائزه به جمله ای که دیروز خوندم اشاره کردم. «به
ادامه دادن ادامه دهیم»
🙌🏻
شاید خیلی از لحاظ ادبیاتی مسخره بیاد، ولی برای من پر از حس تشویقه.
تورنتو که بودم، کنار برادرم و سارای عزیزم، براشون از این گفتم که اینستاگرام چقدر تو قوی شدن شخصیت من تاثیر مثبت داشته، و احساس دینی میکنم به این آدم ها که حتی با انتقاد هاشون به محکم شدن شخصیتم و روبه رو شدن با اینکه قرار نیست همیشه تایید شم کمک کردند. تعریف ها و انرژی های مثبت هم که بماند🍃.
درست همون شب با بزرگترین درامای اینستاگرامی این چهار سال رو به رو شدم. راستش شوک شدم. هی یه ور مغزم حرف هایی که به وحید و سارا زده بودم مرور میکرد و یه ور دیگه تو گیجی و شوک و نا امیدی درجا میزد.
لازم داشتم بازم برم تو لاک تنهایی خودم، ولی قاطی آدم ها باشم و خودم و هدف هام رو با دیدن آدم ها که بخش بزرگ زندگیم هستند مرور کنم. رفتم به مرکز خرید بزرگ و هی راه رفتم و هی فکر کردم.( من رو احتمالا تنهایی و ارتباط نداشتن با آدم ها میتونه بکشه)
این جمله برام تلنگر خوبی بود.
تو همین عکس، یه گلشید پر از سر و صدا تو مغز رو میبینید که حالا کله اش آروم گرفته.
چون شما بخش مهمی از زندگیم هستید خواستم بیام بگم تو کله آرومم الان چی میگذره!
راستش من مدت هاست دارم تمرین میکنم بی سانسور زندگی کنم. خود ‌خودم باشم. اولش سخته، بروز دادن سخته. ولی وقتی خالی میکنی صداهای مغزت و اونجه که هستی رو، تازه بادت میفته چقدر خودت رو زندگی کردن بی ترس از قضاوت لذت بخشه.
من آدم هایی که بدونند این گلشید هم با
همسرش دعوا میکنه، گاهی الکل میخوره، موقع های عصبانیت داد میزنه، ارتباط همیشگی با روانشناس داره و هزار تابوی دیگه ( فرهنگی) و اینکه بدونند این گلشید نه تنها کامل نیست که خیلی هم ناقصه رو‌ دوست ندارند ،من نیازی به ادامه ارتباط باهاشون نمیبینم.
حالا هم بگم من به لایو ها، با وجود کم خوابی، با وجود سخت بودن تنظیم زمان تا زمانی که حس خوبی کنم ادامه میدم. چون برام لذت بخشه. چون هزار پیام خوب و مثبت رو دوست ندارم فدای چند پیام‌ منفی کنم. چون من نیاز به مفید بودن، کمک کردن و ارتباط و دیده شدن دارم و این موضوع برام لذت بخشه.
هر جوری که هر کسی بخواد به این موضوع نگاه کنه، مسلما مشکل و اشتباه من نیست، تا زمانی که آسیبی به کسی نزنم.
لایو ها اغلب سه روز در هفته است.
امیدوارم وقت کنید ببینید، الان که با یوتیوب و IGtv میتونید بعدا ببینید.
و اینکه حالا دیگه برعکس تصویر این عکسم، تو سرم یه صدای پر از آرامش که دارم راه رو درست میرم پخشه.
دوستتون دارم
Read more
نکاتی درباره ارتباط اپلیکیشن "تَم‌تَم" با دولت روسیه به همراه تصویر اسکن این اپلیکیشن توسط نرم‌افزار ...
Media Removed
نکاتی درباره ارتباط اپلیکیشن "تَم‌تَم" با دولت روسیه به همراه تصویر اسکن این اپلیکیشن توسط نرم‌افزار آنتی اسپای (ضد جاسوسی) بعد از هشدار امنیتی سایت تقاطع درباره ارتباط نزدیک اپلیکیشن "تَم‌تَم" با ولادمیر پوتین و دولت روسیه، گفته شد که این اپلیکیشن به "یوری میلنِر" شریک تجاری "جارد کوشنر" ... نکاتی درباره ارتباط اپلیکیشن "تَم‌تَم" با دولت روسیه به همراه تصویر اسکن این اپلیکیشن توسط نرم‌افزار آنتی اسپای (ضد جاسوسی)

بعد از هشدار امنیتی سایت تقاطع درباره ارتباط نزدیک اپلیکیشن "تَم‌تَم" با ولادمیر پوتین و دولت روسیه، گفته شد که این اپلیکیشن به "یوری میلنِر" شریک تجاری "جارد کوشنر" (داماد و مشاور ترامپ) تعلق دارد.جهت اطلاع:

یک: "یوری میلنر" اگرچه از بنیان‌گذاران مایل دات آر یو گروپ (غول اینترنت روسیه و شرکت سازنده تَم‌تَم) بود، اما از مارچ ۲۰۱۲ از ریاست و عضویت هیات‌مدیره این شرکت کناره‌گیری کرد و از آن زمان هیچ ارتباط کاری با آن ندارد.

دو: "میلنر" تا زمان حضور در مایل دات آر یو گروپ ارتباط نزدیکی با مالک اصلی این کمپانی، "الیشر عثمانوف" (ثروتمندترین فرد روسیه و متحد پوتین) داشت. او هم‌چنین در سال ۲۰۰۹ از سوی دمیتری مدودوف (رییس جمهور وقت و نخست‌وزیر کنونی روسیه) به عنوان عضو کمیسیون نوآوری‌های این کشور منصوب شد.

سه:سرمایه‌گذاری چندصدمیلیون‌دلاری شرکت‌های تحت مدیریت "یوری میلنر" در فیسبوک و توییتر با سرمایه "گازپروم" و "وی.تی.بی بانک" بوده که هر دو تحت کنترل کرملین قرار دارند.
چهار:ارتباط تجاری "جارد کوشنر" با "یوری میلنر" از جمله مواردی است که داماد ترامپ را در مظان اتهام همکاری با دولت روسیه و الیگارشی حاکم بر این کشور قرار داده است.

توضیح تصویر: سمت راست عکسی که مشاهده می‌کنید اپلیکیشن‌های مظنون به جاسوسی در گوشی من و سمت چپ جزئیات دلایل جاسوسی بودن اپلیکیشن تم‌تم است. متاسفانه به غیر از اپلیکیشن تم‌تم قادر به پاک یا دی‌اکتیو کردن هیچ یک از اپلیکیشن‌های موجود در سمت راست تصویر نیستم مگر با روت کردن گوشی.
Read more
Loading...
. امشب اسکار را چه فیلمی خواهد برد؟ سه بیلبورد یا شکل آب؟ هیچ اهمیتی ندارد، هر دو به اندازه کافی ضعیف‌اند. ...
Media Removed
. امشب اسکار را چه فیلمی خواهد برد؟ سه بیلبورد یا شکل آب؟ هیچ اهمیتی ندارد، هر دو به اندازه کافی ضعیف‌اند. اما بر خلاف رقابت اصلی؛ بخش فیلم‌های خارجی زبان به خوبی توانمند است. از پنج نامزد، چهار فیلم را دیده‌ام و به گمانم هر چهار فیلم شایسته ‌اسکار هستند. بی‌عشق، روایتی است به شدت تکان دهنده از معضلی ... .
امشب اسکار را چه فیلمی خواهد برد؟ سه بیلبورد یا شکل آب؟ هیچ اهمیتی ندارد، هر دو به اندازه کافی ضعیف‌اند. اما بر خلاف رقابت اصلی؛ بخش فیلم‌های خارجی زبان به خوبی توانمند است. از پنج نامزد، چهار فیلم را دیده‌ام و به گمانم هر چهار فیلم شایسته ‌اسکار هستند. بی‌عشق، روایتی است به شدت تکان دهنده از معضلی که حتا فکر کردن به آن ترسناک است تا چه رسد به نوشتن درباره‌اش، پس نمی‌نویسم. این فیلمی است که باید در سینماهای ایران نمایش داده می‌شد یا حتا با حذف چند صحنه از تلویزیون سراسری پخش می‌شد. چرا که همه باید بدانند چه بلای هولناکی و به چه دلایلی دارد بر سر جوامع بشری می‌رود. اگر بی‌عشق را همه مردم باید ببینند، مربع (این ارزشمندترین شاهکار سینمایی سال و برنده شایسته نخل طلای کن) را تک تک سیاست‌مداران در سراسر جهان باید به دقت تماشا کنند. آنان باید بفهمند قدرت گرفتن جریان‌های راست افراطی و سیاست‌های ضد مهاجرتی‌شان چه عواقب وخیمی در پی خواهد داشت. آنان باید بدانند بزرگتر بودن و گردن کلفت‌تر بودن دلیل آن نمی‌شود از کوچکترها عذرخواهی نکرد. مربع انباشته از مباحث بی‌نظیر اجتماعی است که هوشمندانه در یک فیلم کمدی تعبیه شده‌اند. صرف نظر از داستان فیلم، مربع همچنین شاهکاری است در استفاده از فضای خارج از کادر؛ صداهای خارج از کادر نه تنها به گسترش فضای رخداد کمک شایانی می‌کنند که بخش قابل توجهی از تنش درونی فیلم حاصل استفاده هوشمندانه از این تکنیک است و از این نظر شاید هم‌ردیف بهترین آثار تاریخ سینما قرار گیرد. اما احتمالن اسکار به فیلم یک زن شگفت‌انگیز برسد. این فیلم پیش از آنکه فیلم خوبی باشد (که هست) موضوع اسکار پسندی دارد و اگر امشب در کمال شگفتی برنده اسکار بهترین فیلم خارجی زبان شد اجازه می‌خواهم فرمول کسب اسکار را که بارها به شوخی گفته‌ام این‌بار جدی‌تر بگویم: اگر فیلمسازی جرات کند و فیلمی درباره مصایب رفته بر یک یهودی همجنسگرا در ایران بسازد صرف نظر از کیفیت کار، حتمن برنده یکی از جوایز مهم سینمایی خواهد شد. اگر دست بر قضا، پدربزرگ آن یهودی سرگردان روزگاری را در آشویتس گذرانده باشد در آن‌صورت اسکار را درب منزل تحویل خواهند داد
.
عکس: نمایی از فیلم مربع با بازی درخشان کلایس بنگ
.
Read more
جریان رسانە ای کثیفی به نام فردوسی پور و نودیا با خبر ورزشی و گُل با هدف زمین زدن پرسپولیس. یه زمانی ...
Media Removed
جریان رسانە ای کثیفی به نام فردوسی پور و نودیا با خبر ورزشی و گُل با هدف زمین زدن پرسپولیس. یه زمانی حاجی مایلی در برنامه زنده به فردوسی پور گفت کیروشی پور ولی همه سرزنشش کردن که چرا از رو تعصب و شاید حسادت داره حرف میزنه ! اما بعد از چند سال همه متفق القول به این نتیجه رسیدیم که رسانه های کیروشی و غیر کیروشی ... جریان رسانە ای کثیفی به نام فردوسی پور و نودیا با خبر ورزشی و گُل
با هدف زمین زدن پرسپولیس.
یه زمانی حاجی مایلی در برنامه زنده به فردوسی پور گفت کیروشی پور ولی همه سرزنشش کردن که چرا از رو تعصب و شاید حسادت داره حرف میزنه ! اما بعد از چند سال همه متفق القول به این نتیجه رسیدیم که رسانه های کیروشی و غیر کیروشی داریم و جناب کیر وش برای موندگاری خودش دوستان رو ابزار خودش کرده و امثال این ساده لوحان نیز اذهان جامعه رو باب خواسته این موزامبیکی جهت میدن !!!
سوای تعصبات رنگی باشگاهی کیر وش با حمله به مربیان موفق سُرخابی و بخصوص برانکو و بازیر سوٲل بردن موفقیتهای این مربیانی که گزینه های اصلی جانشینی خودش در تیم ملی هستن میخواد بر ناکامیهای خودش سرپوش بزاره و حالا حالاها از این گاو شیرده (فدراسیون زرد و باند بی تحصص و ابله اصفهان ) ارتزاق کُنه . بایک نگاه به دستاوردهای چند سال اخیر فوتبال ما از زمان کیروش و بخ
صوص چهار سال اخیر و حجم ارز پرداختی به اون به نتایج مٲیوس کننده ای میرسیم ...
در پایان خواسته هواداران پرسپولیس و استقلال به یقین اخراااج کیروشه ، این موزامبیکی هرکاری که میتونسته برای فوتبال ما بکنه تاحالا کرده ، اگرم نتونسته دیگه از دستش بر نمیاد ،.
پرت کنین بیرون این غده سرطانی رو🤜💪❤️❤️❤️❤️❤️❤️
@ivankovic_branko 
@[email protected]_jalal_hosseini4 @[email protected]_mahini_13 @[email protected]nya @[email protected]_ahmadzadeh10 @[email protected] @[email protected] @[email protected]_khalilzadeh @[email protected] @[email protected] @[email protected] @[email protected] @mstile7 @[email protected] @[email protected]__ali @[email protected] @[email protected] @[email protected] @hamedtehrani7 @[email protected] @[email protected] @hosseinhedayatidoolabi

______

#fcperspolis
#fcpersepolis_champion
#fcpersepoliis
#fcpersepolis
#perspolis_champion
#perspolis_iran
#perspolis_tehran
#afc
#fifa
#پرسپولیس
#پرسپولیس_قهرمان
#پرسپولیس_تهران
#پرسپولیس_ایران
#شیشتایی_چهارتایی
#دسته_سه
#ده_دقیقه_ده_نفره
#دکتر_طاهری
#برانکو_ایوانکویچ
#هرچی_برانکو_بگه
#تیم_و_ببین_یاعلی

#پرسپولیس
#پرسپولیس_قهرمان
#پرسپولیس_تهران
#پرسپولیس_ایران
Read more
Loading...
 #دختر #شیشه_ای #که_همه_ی_استخوانهایش_شکسته_است برترین ها: زو دختری است که وقتی هنوز در رحم ...
Media Removed
#دختر #شیشه_ای #که_همه_ی_استخوانهایش_شکسته_است برترین ها: زو دختری است که وقتی هنوز در رحم مادرش بود چندین استخوان، هنگام تولد ترقوه اش و صد استخوان دیگرش در سال اول زندگیش شکست. اکنون زو شش سال دارد و تقریبا همه استخوان های بدنش شکسته است و پس از ساییده شدن استخوان های گردنش تقریبا سرش از داخل ... #دختر #شیشه_ای #که_همه_ی_استخوانهایش_شکسته_است

برترین ها: زو دختری است که وقتی هنوز در رحم مادرش بود چندین استخوان، هنگام تولد ترقوه اش و صد استخوان دیگرش در سال اول زندگیش شکست. اکنون زو شش سال دارد و تقریبا همه استخوان های بدنش شکسته است و پس از ساییده شدن استخوان های گردنش تقریبا سرش از داخل جدا شده است.
چلسی لاش مادر زو می گوید: «زو بسیار شکننده است و به معنای واقعی کلمه در باد می شکند. پزشکان گفتند که او حتی به دنیا هم نمی آمد اما در کمال تعجب او در نزدیکی تولد هفت سالگی خود است و دختربچه ای کوچک و شاد است.» بیماری او «Osteogenesis Imperfecta» نام دارد و به این معناست که حتی ممکن است دراثر عطسه استخوان دنده اش بشکند و یک سقوط منجر به مرگ او شود. علت این بیماری جهش ژنتیکی است که از هر 50 هزار نفر یک نفر را درگیر می کند. چلسی 20 ساله بود که باردار شد و پزشکان به او توصیه کردند جنین را سقط کند. آن ها سونوگرافی چهار بعدی انجام می دادند و شکستگی های متعدد جنین را داخل رحم می دیدند و احتمال می دادند که زو به دنیا نمی آید. اما چلسی به توصیه پزشکان توجه نکرد و در سال 2010 او را با عمل سزارین به دنیا آورد.
روزهای اول برای والدینش بسیار چالش برانگیز بود، هنگام عوض کردن پوشک به سه نفر نیاز بود. استخوان های زو آنقدر میشکست که چلسی و همسرش یاد گرفتند خودشان آن را جا بیندازند و ببندند. اوایل هرهفته یکی از استخوان هایش می شکست. اکنون زو به فیزیوتراپی می رود و تقویت ماهیچه هایش تا حدودی به حفاظت از استخوان هایش کمک می کنند و شکستگی هایش کمتر شده است. همچنین میله های فلزی در اندام های او قرار داده شده است. بااین حال زو یک دختر شاد و احتماعی است و متوجه تفاوت های خود با دیگران نیست و با هرکسی که می بیند دوست می شود. او همه کارهای خود را بجز دویدن روی پاهایش می تواند انجام دهد. اگرچه این بیماری درمان ندارد اما زو زندگی باکیفیتی دارد و والدینش امیدوارند که تحقیقات آینده روشنی را برای کودکشان به ارمغان بیاورد.
Read more
انجمن بین المللی اسکناس، اسکناس جدید ۱۰ فرانکی سوییس را به‌خاطر ظرافت و دقت در طراحی زیباترین اسکناس ...
Media Removed
انجمن بین المللی اسکناس، اسکناس جدید ۱۰ فرانکی سوییس را به‌خاطر ظرافت و دقت در طراحی زیباترین اسکناس سال ۲۰۱۷ میلادی انتخاب کرد. ورق بزنید... زیباترین اسکناس‌های سال یک: اسکناس ده فرانکی سوئیس روی این اسکانس دو دست‌ دیده می‌شود که ارکستری را رهبری می‌‌کند و کره‌ای که منطقه‌های مختلف زمانی ... انجمن بین المللی اسکناس، اسکناس جدید ۱۰ فرانکی سوییس را به‌خاطر ظرافت و دقت در طراحی زیباترین اسکناس سال ۲۰۱۷ میلادی انتخاب کرد.
ورق بزنید...
زیباترین اسکناس‌های سال
یک: اسکناس ده فرانکی سوئیس
روی این اسکانس دو دست‌ دیده می‌شود که ارکستری را رهبری می‌‌کند و کره‌ای که منطقه‌های مختلف زمانی جهان را نشان می دهد. پشت اسکناس تصویر راه‌آهن و همینطور چرخ‌دنده‌های داخل ساعت دیده‌می شود که اشاره به قطارهای سوئیسی دارد که همیشه سر وقت به ایستگاه می رسند و همچنین نشان دهنده علاقه و توجه مردم این کشور به مدیریت زمان است.

دو: اسکناس ۱۰۰ کرونی نروژ
روی این اسکناس کشتی گوکستاد وایکینگ‌ها و طوطی دریایی اقیانوس اطلس، و پشت آن یک کشتی باربری را نشان می‌دهد.

سه: اسکناس ۱۰ پوندی اسکاتلند
‌ روی این اسکناس مری سومرویل، دانشمند اسکاتلندی و پشت آن سمورهای آبی را در حال بازی کردن نشان می‌دهد.

چهار: اسکناس ۱۰ دلاری کانادا
روی این اسکناس شخصیت مهم سیاسی کشور مانند جان الکساندر مکدونالد، اولین نخست وزیر کانادا نقش بسته است.

پنج: اسکناس ۴۰ فرانکی جیبوتی
اسکناس ۴۰ فرانکی جیبوتی تصویر یک کوسه دیده می‌شود و به چهلمین سالگرد استقلال جیبوتی از فرانسه اشاره دارد.

شش: اسکناس۷ دلار فیجی
این اسکناس پرچم فیجی و هفت ستاره راگبی این کشور را نشان می دهد.
#euronewspersian #euronews #euronewspe #banknote #switzerland
Read more
خیلی از من در مورد اینکه چجوری وزنم رو ثابت نگه میدارم و طی چند وقت اخیر لاغرتر میشم میپرسید. خیلی هاتون ...
Media Removed
خیلی از من در مورد اینکه چجوری وزنم رو ثابت نگه میدارم و طی چند وقت اخیر لاغرتر میشم میپرسید. خیلی هاتون میدونید، من این پیج رو چهار سال پیش برای تغییر لایف استایلم باز کردم و وارد دنیای رژیم،لاغری، سالم زندگی کردن، ورزش کردن و عضله ساختن شدم. دوران خوبی بود؟ بله، از این نظر که کلی دوست اینستاگرامی ... خیلی از من در مورد اینکه چجوری وزنم رو ثابت نگه میدارم و طی چند وقت اخیر لاغرتر میشم میپرسید.
خیلی هاتون میدونید، من این پیج رو چهار سال پیش برای تغییر لایف استایلم باز کردم و وارد دنیای رژیم،لاغری، سالم زندگی کردن، ورزش کردن و عضله ساختن شدم.
دوران خوبی بود؟
بله، از این نظر که کلی دوست اینستاگرامی باحال پیدا کردم و کلی اطلاعات در مورد مواد غذایی و ارزش های غذایی پیدا کردم.
ولی از لحاظ دغدغه بیجایی که برای خودم درست کردم، کاملا دوران پر استرس و ناخوشایندی بود.
من سیکس پک داشتم و کلی عضله، ولی احساس سرزنده بودن و شادی نمیکردم. لذت غذاهای دوست داشتنیم رو نمیبردم، و اگر روزی به ورزش نمیرسیدم، همه اش صدایی تو مغزم بود که توبیخم میکرد و عذاب آور بود.
من به محض اینکه سه ماه سفرهام زیاد شد و مهمون داشتم، به حالت اول برگشتم، بدون اینکه از هیچ خوردنی لذت برده باشم.
اینکه مینویسم کاملا تجربه شخصیمه و نظر خودمه و من ۱۰۰ درصد بهش ایمان دارم. پس آیه نازل شده نیست.
اولا که به نظر من رژیم و ورزش با دغدغه مفت نمی ارزه.
دوما اینکه بدن خودمون رو باید بشناسیم چی باهامون سازگاره. دنبال چالش تغییر رویه زندگی بودن برای شناخت ارزش های غذایی خوبه، نه برای بی چون و چرا انجام دادن.
دنبال کردن پیج هایی که یه کلم یه روز اضافه میخورن، و میان درباره اینکه حالا چجوری بسوزوننش مقاله مینویسند، برای من مثل جام زهر بود! شما رو نمیدونم.
همممون میدونیم ورزش و سالم غذا خوردن و فیت بودن چقدر مهمه.
ورزشی که باهاش بهتون خوش میگذره رو انتخاب کنید به علاوه دویدن
غذاها و ارزش هاشون رو بشناسید
ولی ولی ولی من به شدت معتقدم همه چی در مخ ما میگذره، شاد باشیم و به فکر سلامت روان باشیم و روی دغدغه ها و پیچ های ذهنیمون کار کنیم، جوابی که میگیریم صدها برابر همه این رژیم ها و ورزش های پر استرسه.
اول ببینیم با خودمون چند چندیم، بعد همه چی توی لوپ درست شدن قرار میگیره.
من بی دغدغه و با نیش باز ورزش مورد علاقه ام( صخره نوردی) رو انجام میدم، هر وقت زمان گیر بیارم با دل خوش میدوم و پیاده روی میکنم و هر چی دلم میخواد، بی استرس و به مقداری که حالش رو ببرم ولی زیاد نباشه میخورم.
دیگه سیکس پک ندارم، ولی عاشق بدنمم.
استعداد چاقی من بسیار بالاست، ولی از روزی که سلامتی روانم شده مهمترین برای توی زندگیم، وزنم و سلامتیم باهام سازگارتر شده اند.
چاقید؟ هیکلتون رو دوست ندارید؟
از نظر من مقاله های علمی لاغری و ورزش تا قبل اینکه سلامت روانتون رو بهش برسید، مثل جام زهره.
Read more
. پشت بوته های گل محمدی مدرسه ، میان درخت های نوجوان گردو نشستم . اینجا محفل آرامش من است ، از این جا همه ...
Media Removed
. پشت بوته های گل محمدی مدرسه ، میان درخت های نوجوان گردو نشستم . اینجا محفل آرامش من است ، از این جا همه را میبینم و هیچ کس مرا نمی بیند !! به تنهایی و فکر کردن نیاز داشتم . در دل ، به بچه هایی که آن سوی حیاط می خندیدند غبطه خوردم . نمیدانم چه شد که انگار یکی از آنها صدای نجوای دلم را شنید و به سمتم آمد. طبق معمول ... .
پشت بوته های گل محمدی مدرسه ، میان درخت های نوجوان گردو نشستم . اینجا محفل آرامش من است ، از این جا همه را میبینم و هیچ کس مرا نمی بیند !!
به تنهایی و فکر کردن نیاز داشتم . در دل ، به بچه هایی که آن سوی حیاط می خندیدند غبطه خوردم . نمیدانم چه شد که انگار یکی از آنها صدای نجوای دلم را شنید و به سمتم آمد. طبق معمول حالت تدافعی گرفتم. آمد و با قیافه ی شاد و خندانش تمام بساط قیافه گرفتنم را به هم زد .پر انرژی گفت:«سلاااام ! خوبی؟»
احساس کردم از اعماق قلبش حالم را پرسید. تا بخواهم جوابی بدهم ، خیاری به سمتم گرفت . -«سلام ! این دیگه چیه؟» خندید «خیاره ! بیا بخور ، مال تو !! گفتم خیلی دِپی ازاین فاز درت بیارم ؛ یه جوری شدم از دور دیدمت !» با احتیاط خیار را از دستش گرفتم ، فکر می کردم شاید بچه های کلاس به سرشان زده شوخی کنند . نیم نگاهی به دور و برم انداختم و آشنایی ندیدم . دوباره فکر کردم شاید جرئت و حقیقت بازی می کرده اند و او «جرئت » کرده بیاید و به دختر اخموی پشت باغچه #خیار بدهد !! اسمش را پرسیدم ؛ گفت «مطهره» اسمم را پرسید ، گفتم «فائزه» بلافاصله با لحن شاد و کودکانه ای رو به دوستانش فریاد کشید :«بچه ها ! یه دوست پیدا کردم ! اسمش فائزه ست ! یازدهم ریاضیه !!» او هم دهم تجربی بود .
گفت :«پاشو بریم پیش دوستام؛خیلی با حالن! » می خواستم نروم ولی رفتم . راست می گفت ، از باحال هم باحال تر بودند. جو صمیمی شان غیر قابل توصیف بود ! از آن #اکیپ هایی بودند که اسمشان را گوشه ی مانتویشان با غلط گیر نوشته بودند. از آن اکیپ هایی بودند که من در آن لحظه ی تنهایی آرزو کرده بودم. از مبینا بگویم ؛ بارها او را در مدرسه دیده بودم و یک جور هایی در مرکز توجهم بود .مرا عجیب یاد دخترعموی عزیزم می انداخت که ده سال یکبار می بینمش. به گمانم چهره ی با سیاست گروه که می بایست بچه ها را جمع و جور می کرد ، مبینا بود. بعدی آیدا بود ، بالاخره هر گروهی به یک عضو همیشه پایه و اهل ریسک نیاز دارد ، آیدا هم به یقین دختر بلند پرواز و اهل ریسک گروه بود. بعدی که از همه «شاید در حضور من» آرام تر بود ؛ سوگند بود . شاید در نگاه اول فکر می کردی بود و نبود او تاثیری ندارد ؛ ولی در واقع ، سوگند از آن افرادی بود که شاید تا وقتی بودند کسی نمی دیدشان ، ولی وای به روزی که نباشند ! از آن دسته آدم هایی بود که حضورشان مایه ی صمیمیت بود  و یک لحظه نبودنشان اکیپ را به هم می ریخت. .
پیش خودم فکر کردم که چقدر دلم اکیپ «چهار نفره» می خواهد ! در اکیپ های سه یا پنج نفره ی ما ؛ همیشه یک نفر تنهاست !! #دلنوشته_دخترخوب
Read more
Loading...
. یکی از چیزهایی که هیچ وقت توی دانشگاه بهمون یاد ندادن یعنی حداقل تو رشته ی ما که همش بر منبای سرچ و یادگیری ...
Media Removed
. یکی از چیزهایی که هیچ وقت توی دانشگاه بهمون یاد ندادن یعنی حداقل تو رشته ی ما که همش بر منبای سرچ و یادگیری خودمون بود این بود که نمی‌گفتن وقتی از همون جلسه اول توی مهر که استاد شروع میکنه به حرف زدن موضوع مورد علاقه مون رو از حرفهاش پیدا کنیم و خودمون بریم در موردش سرچ کنیم. این موضوع خیلی ساده رو هیشکی ... .
یکی از چیزهایی که هیچ وقت توی دانشگاه بهمون یاد ندادن یعنی حداقل تو رشته ی ما که همش بر منبای سرچ و یادگیری خودمون بود این بود که نمی‌گفتن وقتی از همون جلسه اول توی مهر که استاد شروع میکنه به حرف زدن موضوع مورد علاقه مون رو از حرفهاش پیدا کنیم و خودمون بریم در موردش سرچ کنیم. این موضوع خیلی ساده رو هیشکی بهمون نگفت. همیشه دنبال یه چیز خاص بودیم که بهمون یاد بدن
.
همیشه استادها و بچه‌ها توی دانشگاه از این می گفتن که فلانی چه مباحث سختی رو یاد گرفته و ازش مقاله نوشته و چه کارهایی که باهاش نکرده. این شد که در نظر ما موضوع خوب و به درد بخور موضوع سخت بود. موضوعی که هیشکی ازش هیچی سر در نیاره و اصلا مقاله هاشو که نگاه می کنیم هیچی نفهمیم. یا اینکه فلانی چون اون دانشگاه خاص در تهران هست تونسته بنویسه! ولی هیشکی نگفت اون موضوع سخت چه ماه هایی از مبانی پایه داشت تا به اونجا رسید. همیشه نتیجه رو گفتن و این مقایسه باعث شد چه روزهایی از دست ما در بره
.

حرفم اینه که از همین اول مهر که وارد دانشگاه میشین ببینین استاد سر کلاس چی یاد میده. مخصوصا استادی که قبولش دارین که علمش به روز هست. و بعد از حرف هاش علاوه بر جزوه‌ای که می نویسین نکته بردارین. «نکته یعنی چیزهایی که فکر میکنین علاقه دارین و دوست دارین در موردش سرچ کنین». مثلا رساله دکترای من جلسه دوم یکی از کلاس های ترم یک جرقه خورد. استاد یه موضوعی رو گفت و شبش اومدم سرچ کردم و این سرچ ها در نهایت شد پروپوزالی که من ارایه کردم. از مباحث و کلماتی که استادها درس میدن ساده رد نشین و برای موضوع خاص دنبال یه حرف عجیب و نو نباشین. از توی همین حرفهای ساده هست که دنیای علم جا به جا میشه
.

به خاطر یه موضوعی توی شرکت چهار روز هست که دارم روی سایت سازمان ملل قسمت محیط زیست سرچ میکنم و انقدر این مباحث ساده رو خوب استفاده کردن که باز برگشتم به این حرف که چرا تمام دانشگاه به ما یاد دادن برای قوی بودن باید عجیب غریب باشین و موضوعاتی رو بلد باشین که خیلی سخت باشه
.
پس جمع بندی اینکه یه موضوع کلی خیلی ساده رو انتخاب کنین و در موردش سرچ کنین . اونم نه خیلی زیاد که گیج بشین. حتی مقاله های سال های اخیر هم نه. مقاله های قدیمی تر که پایه ای تر توضیح داده باشه و بعد شروع کنین به یادگیری. حتی قدم اول کتاب و مقالات فارسی و بعد سِكِند لنگوئج ! ذهن خلاق شما سه ماه که هر روز به اون مبحث فکر کرد و یاد گرفت یه ایده جدید توش میاره که میتونه شکل بگیره و بشه تز و پایان نامه و هرچیزی که شما میخواین. ایده ای که مال شماست و هیشکی ایندفعه بهش فکر‌ نکرده !
Read more
. پیدا کردن دوست مناسب و نزدیک در خارج همیشه برای یک مهاجر سخت و طاقت فرساست. رافائل و امی همسایه‌های ...
Media Removed
. پیدا کردن دوست مناسب و نزدیک در خارج همیشه برای یک مهاجر سخت و طاقت فرساست. رافائل و امی همسایه‌های واحد بغلی ما بودند و حدود ده دوازده سالی می‌شد که از ایتالیا به کانادا مهاجرت کرده بودند. مادر رافائل هم حدود پنج سال می‌شد که به جمع آن‌ها اضافه شده بود. هر چند مامان رافائل یه کلمه انگلیسی بلد نبود ... .
پیدا کردن دوست مناسب و نزدیک در خارج همیشه برای یک مهاجر سخت و طاقت فرساست. رافائل و امی همسایه‌های واحد بغلی ما بودند و حدود ده دوازده سالی می‌شد که از ایتالیا به کانادا مهاجرت کرده بودند. مادر رافائل هم حدود پنج سال می‌شد که به جمع آن‌ها اضافه شده بود. هر چند مامان رافائل یه کلمه انگلیسی بلد نبود و بالطبع ما هم ایتالیایی نمی‌فهمیدیم، ولی روابط فرهنگی‌مان باعث شده بود که خلا زبان جایش را با چیزهای دیگری پر کند. مثلا اینکه یک بار مامان رافائل برای ما یک ظرف اسپاگتی خارجی با طعم اوراگانو و سس پستو فرستاد و در عوضش مامان هم دو روز بعدش یک قابلمه ماکارونی چرب با ته‌دیگ سیب‌زمینی برایشان برد و تاکید هم کرد؛ تازه! یو شوود ترای ایت ویت سس خرسی! و یک جوری غیرمستقیم بهشان ثابت کرد که رو دست ماکارونی رب گوجه آریایی هنو هیچکی نیومده داداش!
.
دو سه ماهی نگذشته بود که از بد حادثه مامان رافائل سکته کرد و ویلچر نشین شد. پیرزن طفلکی که تا آن موقع یک جا بند نبود، حالا باید صبح تا عصر يك گوشه می‌نشست تا پرستارش همه کارهایش را انجام دهد.
.
تا اینکه یک روز تقریبا سر صبح بود که با سر و صدای مامان رافائل از خواب بیدارشدیم. همه می‌دانستیم که آن ساعت کسی خانه نیست. ولی علی‌القاعده می‌بایستی پرستار آنجا باشد. با این حال کنجکاو شدیم و هر چهارتایی گوش‌هایمان را چسباندیم به دیوار تا بهتر متوجه قضایا شویم. اما وقتی صداها بلندتر شد بیشتر نگران شدیم. مامان گفت که بهتر است با خود رافائل تماس بگیریم ولی بابا تاکید می‌کرد که خودمان یک جوری حلش می‌کنیم. به خاطر همین با چهار،پنج تا حرکت رفت و برگشت درب ورودی واحد را شکست و عینهو‌ لاک پشت‌های نینجا معلق زنان وارد خانه شد.
.
طبق چیزی که انتظار داشتیم پیرزن بیچاره یک گوشه نشسته بود و بلند بلند تکرار می کرد «ایل باانیو، ایل باااانیو»
.
بابا در همان حالت نیم خیز به صورت مامان رافائل خیره شد و بعد انگار که یکهو چیزی کشف کرده باشد، پرید پای ویلچر و گفت: الساندرو نستا، جیانلوکا پالیوکا! بعد هم با حالت عاقل اندر سفیهی به ما گفت: بنده خدا حوصله‌اش سر رفته، داره اعضاي اصلی تیم ملی ایتالیا رو واسه خودش یادآوری می‌کنه! بذار کمکش کنیم...
.
هنوز بابا داشت توضیح میداد که پیرزن بیچاره دوباره گفت: ایل بانیو!
.
و بابا هم که خوشش آمده بود برگشت و به من نگاهی کرد و پرسید؛ اون ژیگول مو بلنده کی بود پنالتی رو تو فینال خراب کرد؟! هاان، آهان، باجیو.. حاج خانم، روبرتو باجیو!
.
بقیه در کامنت اول 👇👇👇👇
Read more
. یه موقعی، سه‌چهار سالگیم توی بازار دزفول، چادر یه زنی رو اشتباه گرفتم و رفتم و رفتم و رفتم انقد ...
Media Removed
. یه موقعی، سه‌چهار سالگیم توی بازار دزفول، چادر یه زنی رو اشتباه گرفتم و رفتم و رفتم و رفتم انقد رفتم تا اون زن فهمید یه بچهء اشتباهی دنبالشه و منو سپرد به یه پلیس پلیسه پرسید بابات چه‌کاره‌س؟ گفتم یه‌عالمه سرباز داره گفت سرهنگه؟ با گریه سر تکون دادم بعد منو برد تحویل دژبانی پایگاه وحدتی ... .
یه موقعی، سه‌چهار سالگیم توی بازار دزفول، چادر یه زنی رو اشتباه گرفتم و رفتم و رفتم و رفتم

انقد رفتم تا اون زن فهمید یه بچهء اشتباهی دنبالشه و منو سپرد به یه پلیس

پلیسه پرسید بابات چه‌کاره‌س؟
گفتم یه‌عالمه سرباز داره
گفت سرهنگه؟
با گریه سر تکون دادم
بعد منو برد تحویل دژبانی پایگاه وحدتی دزفول داد و به همین راحتی پیدا شدم

هیجان‌انگیزترین ماجرای زندگی من تا سال‌ها همین بود
همه‌جا تعریفش می‌کردم که آره! یه‌بار گم شده بودم و پیدام کردن!

تا اینکه زمان گذشت و گذشت و گذشت و طوری توی زندگی گم شدم که امروز یادم افتاد بیست‌ساله که این خاطره رو واسه هیچ‌کس تعریف نکردم،
گفتم یه‌بار دیگه تعریفش کنم

چقد پیدا شدن راحت بود اون‌وقتا،
چقد راحت با یه نگاه می‌فهمیدن که یه آدم گمشده

چرا دیگه هیچ‌کس نیست که دنبالم بگرده؟
چرا هیچ‌کس نمی‌فهمه گم شدم؟
چرا دیگه هیچ‌کس حواسش نیست؟

آدما بی‌رحم شدن؟
یا من خیلی طبیعی گم شدم؟
Read more
Loading...
. وقتی در سن چهار سالگی روی فرش خرابکاری کرد، خیلی تلاش کرد تا مسئولیت آن را به عهده نگیرد اما وقتی دید ...
Media Removed
. وقتی در سن چهار سالگی روی فرش خرابکاری کرد، خیلی تلاش کرد تا مسئولیت آن را به عهده نگیرد اما وقتی دید جز خودش و پدر چهل ساله‌اش کسی در آن اتاق نبوده، ناچار عذرخواهی کرد و این، آخرین بار در زندگی‌اش بود که اشتباهش را می‌پذیرفت. البته بعدها در خاطراتش گفت: «فرشو بدجا پهن کرده بودن و دسترسی دستشویی خونمون ... .
وقتی در سن چهار سالگی روی فرش خرابکاری کرد، خیلی تلاش کرد تا مسئولیت آن را به عهده نگیرد اما وقتی دید جز خودش و پدر چهل ساله‌اش کسی در آن اتاق نبوده، ناچار عذرخواهی کرد و این، آخرین بار در زندگی‌اش بود که اشتباهش را می‌پذیرفت. البته بعدها در خاطراتش گفت: «فرشو بدجا پهن کرده بودن و دسترسی دستشویی خونمون خیلی بد بود».
.
بزرگ‌تر که شد شرایط به نظرش کمی پیچیده‌تر آمد، چون باید برای کارهایش توجیهات قابل‌قبول‌تری پیدا می‌کرد. در دوران دانش‌آموزی، یکی پس از دیگری در امتحاناتش افتضاح بالا می‌آورد و در جواب مادرش می‌گفت: «از پاورقی و بیشتر بدانید سوال داده بود ناکس» یا «سر امتحان حالم بد شد، از هوش رفتم بردنم بیمارستان».
.
روز كنكورش به همه اطمینان داد كه درس‌هایش را به خوبی خوانده و حتی اگر نخوانده بود هم با هوش ذاتی‌اش می‌توانست جواب بدهد، اما قبل از اینکه برود سر جلسه به همه گفت «هر اتفاقی افتاد بدونید دفترچه‌ ما رو دیر دادن» و دو،سه ماه بعد هم اضافه کرد: «برام بد انتخاب رشته کردن وگرنه خیلی بهتر از اینا قبول می‌شدم».
.
تمامی اساتید دانشگاه با او لج بودند و همه با هم تبانی كرده بودند كه او چند ترم مشروط و در نهایت اخراج شود. حتی از قصد برگه سوالاتی كه به او می‌دادند با بقیه فرق داشت تا بالاخره زهرشان را بریزند.
.
همسر آینده‌اش را انتخاب كرد، هفته‌ها طول كشید تا پدر و مادرش را راضی كند كه به این ازدواج رضایت بدهند و بعدها، وقتی كارشان به جدایی كشید به آن‌ها گفت: «تقصیر شما بود كه انقد سریع راضی شدین، مسئولیت كارتون رو بپذیرین!» و همیشه در مورد علت جدایی‌اش می‌گفت كه همسرش خیلی بی‌مسئولیت بوده و مدام عرصه را به او تنگ‌تر می‌كرده و او، هرچه تلاش كرده نتوانسته این عرصه تنگ را كمی جابازتر كند.
.
او هرجایی كه مشغول به كار می‌شد، به دلیل پارتی‌بازی‌های مدیران و روی اعصاب بودن همكاران، روحیه‌اش را از دست می‌داد و راندمانش پایین می‌آمد؛ بنابراین اخراجش می‌كردند. سال‌ها بعد تصمیم گرفت كسب و كار خودش را راه بیندازد و چون هیچ كدام از آدم‌های دور و برش هیچی نمی‌فهمیدند، با هیچ‌كس مشورت نكرد. او حالا یك ورشكسته و بدهكار فراری است كه شب‌ها در خیابان می‌خوابد اما معتقد است بالاخره استعداد واقعی‌اش را كشف كرده. اگر كسی با او لج نكند و چوب لای چرخش نكنند، می‌تواند یك مدیر موفق شود؛ یك مدیر كه وظیفه‌اش این است كه هرچه پیش می‌آید را به گردن شرایط و مدیران قبلی بیندازد. حقوق خوبی هم می‌دهند انگار.
Read more
 #یادداشت‌هایی_که_هیچ_وقت_منتشر_نشد #شماره_یازده هیچ وقت از مردن کسی ناراحت نشدم؛ اما وقتی ...
Media Removed
#یادداشت‌هایی_که_هیچ_وقت_منتشر_نشد #شماره_یازده هیچ وقت از مردن کسی ناراحت نشدم؛ اما وقتی به این فکر میکنم که دیگه قراره نبینمش، گوشه چشمم میپپره. یاد اون روزی میفتم که بهش گفتم تمومش میکنیم اما هیچ وقت نباید همو ببینیم. بردمش قبرستون، یک سنگ قبر بی‌نام بهش نشون دادم و گفتم از این به بعد فکر ... #یادداشت‌هایی_که_هیچ_وقت_منتشر_نشد
#شماره_یازده
هیچ وقت از مردن کسی ناراحت نشدم؛ اما وقتی به این فکر میکنم که دیگه قراره نبینمش، گوشه چشمم میپپره. یاد اون روزی میفتم که بهش گفتم تمومش میکنیم اما هیچ وقت نباید همو ببینیم. بردمش قبرستون، یک سنگ قبر بی‌نام بهش نشون دادم و گفتم از این به بعد فکر کن مردم،هر وقت دلت برام تنگ شد بیا اینجا و برای اون همه سال جنگیدنمون فاتحه بخون. میگم جنگیدن، واقعا جنگیدم؛ سه شیفت مثل سگ کار میکردم که آب  تو دلش تکنون نخوره و همه چی عین خونه باباش باشه اما اون. این روزا هر وقت توو تنهایی به بن‌بست می‌خورم به اون فکر می‌کنم.بعدش همین چهاراه ولیعصر رو می‌گیرم به سمت انقلاب و انقدر تو تنهایی قدم می‌زنم که تو تنهایی خودم گم می‌شم. نفسم بند میاد به چهاراه می‌رسم، میدونم اگه به هر سمتی برم به اندازه تمام سنگفرش‌های ولیعصر ازش دور میشم. گلفروش سمت چپ رو نشون میده و من اشتباهی میپیچم راست تا یادم بره چند بار منو پیچوندی و دست تو دست پیچیدی تو ولیعصرو همون جا بود که حس کردم تمام ماشین‌ها،ایستادن و بهم زل میزنن و دارن همه اون روزایی رو که دست تو دست ولیعصر رو میرفتیم و نگاهمون می‌کردن رو تلافی کنن. همش از خودم سوال می‌کنم چی شد که انقدر پیاده باهات راه اومدم تا راه بیفتی و یادت بره تاتی‌تاتی کردنات تو تک‌تک خیابون‌های تهرون رو. حالم عجیب غریبه. سیگار درمیارم. ده بار فندک لعنتی رو میزنم اما روشن نمیشه که نمیشه. همیشه وقتی به یکی احتیاج داری یه بیلاخ مجلسی جلوت میگیره و این یعنی همیشه باید برای کوچک‌ترین چیزها بجنگی. از بچگی قفل بودم رو مورچه‌ها، یکهو به خودم میومدم و می‌دیدم سه ساعته دارم بهشون نگه می‌کنم. از قصد هر گوشه خونه شیرنی میریختم که سر و کلشون پیدا بشه. بعد زیر ذره‌بین نگاهشون میکردم.همشون درست مثل تو بودن. هیچ احساسی نسبت به هم نداشتن. حتی یه بوس ساده. یک روز کفری شدم. پیش خودم می‌گفتم که این همه تلاش برای چی؟ شما که قرار نیست عاشق بشید پس چرا می‌خوایید زنده بموندید. گالن نفت رو برداشتم ریختم تو لونشون وهمشون رو آتیش زدم. مامانم چهار روز نذاشت از خونه بیام بیرون. اما ارزشش رو داشت. من به زندگی مسخره بدون عشق پایان دادم. اما محاسباتم اشتباه بود. اونا همون زندگی رو دوست داشتن. این روزا هرکی میاد سمتم یک گالن چهارلیتری دستش گرفته و فقط به این نیت میاد که آتیشم بزنه. هیچکس نمیدونه بعد از مرگ چه اتفاقی میفته اما من
مطمئنم همه اون مورچه آدم‌هایی شدن که این روزا زندگم رو جهنم کردن. مامانم راست میگفت مکافات خونه همین دنیاست. #شهاب_دارابیان
Read more
ایزدی ها ۰ مردمی که بیشترین ظلم رو تو سه چهار سال گذشته تو قصه داعش و اردوغان وووو تحمل کردن ۰ از مجموعه ...
Media Removed
ایزدی ها ۰ مردمی که بیشترین ظلم رو تو سه چهار سال گذشته تو قصه داعش و اردوغان وووو تحمل کردن ۰ از مجموعه ایزدی ها جشن سال نو لالش کردستان عراق بهار ۱۳۹۵ ایزدی ها ۰
مردمی که بیشترین ظلم رو تو سه چهار سال گذشته تو قصه داعش و اردوغان وووو تحمل کردن ۰
از مجموعه ایزدی ها جشن سال نو لالش کردستان عراق بهار ۱۳۹۵
Loading...
#siavyoga داستانِ سفر یوگای من ‌ آشنایی من با پدیده یوگا اولین بار سه-چهار سال پیش آغاز شد. وقتی که اولین بار در یکی از سفر های #هیچهایک به #جنگل_ابر شاهرود به همراه ارشاد (@sizdahom) و هم‌سفرانِ دیگر با مریم رها (@maaryaam_raha) یوگا کردیم. 🧘‍♀️🕉 ‌ در اون زمان هدف اصلی من از سفر کردن، ... 🌿 #siavyoga
داستانِ سفر یوگای من 🌱

آشنایی من با پدیده یوگا اولین بار سه-چهار سال پیش آغاز شد. وقتی که اولین بار در یکی از سفر های #هیچهایک به #جنگل_ابر شاهرود به همراه ارشاد (@sizdahom) و هم‌سفرانِ دیگر با مریم رها (@maaryaam_raha) یوگا کردیم. 🧘‍♀️🕉🌿😌✨

در اون زمان هدف اصلی من از سفر کردن، تجربه ی جهانِ بیرون و آشنایی با انسان ها و داستان هاشون و #عکاسی بود. [یه وبلاگ هم داشتم به اسم @storiesofhumans که با دوربین ٣۵ میلیمتری پرتره و داستان های انسان ها رو درش ثبت میکردم📸📝]

رفته رفته با سفر های بیشتر (که در #سیاوسفر و #siav_landscapes میتونید ببینید🌿) روانم با #روح و #طبیعت نزدیکی بیشتری احساس کرد و با #مراقبه ( #ذن و #مدیتیشن) آشنا شدم.🌀(با تشکر از احمد رستمعلی عزیز @ahmadrostamali که دانش و حکمت شرق رو نخستین بار از او بود که دانستم.)

اولین استاد #آشتانگا #یوگا م، خانم ساناز مغفور (@yoga_iran)🌻 که بخش مفیدی از تمرینات عملی آسانایوگا رو از ایشون دریافتم. و همینطور مهدی جان (@vinyasakramayoga) که افتخار شاگردی و آموزه ها و کردارشون همیشه روشنی بخش سفرِ زندگی و یوگای من بوده و هست. 🌞🌿🙏🏾

🔴 حالا پس از سال های گذشته از سفرم، دریافته م که یوگا یک راهِ زیبا برای زندگیِ سالم و طبیعی برای #انسان است. و آموختن و آموزشِ این راه و انتقالِ این دانش به نسل های بعدی هدفِ #رو🌱یش ست که به آن می‌پردازم.

🌿: از شنبه کلاس های آموزش و تمرینِ یوگا از سر گرفته خواهد شد و انرژی های زیبای این سفر و تجربیاتم رو با شما در #بام_یوگا به اشتراک خواهم گذاشت. 🏙🌇🌱🌞🙏🏾
‌ ‌
‌📨 همیشه از پیام ها و کامنت هاتون انرژی میگیرم و واقعا دوست دارم با تک تک تون مفصل صحبت کنم، اما زمانم محدوده و حوصله‌ موبایل و گوشی رو خیلی وقته ندارم 📲🤦🏻‍♂️ امیدوارم که در واقعیتِ زمین🌍 روزی باهم گفتگو و یوگا کنیم و از سفر و هدف و داستان هامون بگیم.
‌ من که مفصل گفتم، حالا شما بگید؛

سفر ِ شما چطور شروع شد؟🕊🌞
.
________________________________________
#YogaPractice in the nature of Azerbaijan province. In the North West of Iran. 🏞🍃
All over #Iran is full of beauty and best for someone like me who seeks peaceful and relaxing places. 😌🌿
Hope to see you soon anywhere in this vast world to share experiences and stories together from our lifetime journeys.🛤🌞
Keep calm and #ri🌱se 🔛
// #yogajourney #yogainspiration #yogalife #iranissafe #seeyouiniran
Read more
. سوریه و منطقه در آستانه تنش جدید . . تاجایی که بخاطر دارم، در تمام هفت سال گذشته، هربار که ارتش سوریه ...
Media Removed
. سوریه و منطقه در آستانه تنش جدید . . تاجایی که بخاطر دارم، در تمام هفت سال گذشته، هربار که ارتش سوریه و نیروهای همپیمان توانستند به موفقیت های چشمگیری برسند، و دست برتر را در میدان داشته باشند، دو اتفاق رخ داد. . یا اینکه آمریکا و متحدانش فشارهای سیاسی و رسانه ای علیه نظام سوریه را افزایش دادند ... .
سوریه و منطقه در آستانه تنش جدید . .

تاجایی که بخاطر دارم، در تمام هفت سال گذشته، هربار که ارتش سوریه و نیروهای همپیمان توانستند به موفقیت های چشمگیری برسند، و دست برتر را در میدان داشته باشند، دو اتفاق رخ داد.
.

یا اینکه آمریکا و متحدانش فشارهای سیاسی و رسانه ای علیه نظام سوریه را افزایش دادند و در کنارش به مناطقی از سوریه حمله کردند، یا اینکه صهیونیست ها بدون همکاری مستقیم آنها، خود وارد میدان شدند و برخی مناطق این کشور را هدف قرار دادند .
.
اینک اوضاع بر همین منوال است، در حالیکه خارج کردن ترویست ها ازغوطه شرقی دمشق ضربه مهلکی به آنها و حامیانشان وارد کرده، قصه تکراری استفاده از سلاح شیمیایی را در منطقه دوما، در حومه پایتخت سوریه، که همچنان در اختیار تروریست های جیش الاسلام، که مورد حمایت سعودی هاست درست می کنند.
.

آمریکا، فرانسه و انگلیس، در شورای امنیت، به نظام سوریه فشار می آورند، جنگنده های ارتش صهیونیستی به پایگاه هوایی تی چهار حمله می کنند، ترامپ سفرش را به آمریکای لاتین لغو می کند، ناوهای جنگی آمریکا آرایش جنگی می گیرند و همه رسانه ها از قریب الوقوع بودن حمله نظامی به سوریه خبر می دهند .
.
آنچه در این لحظه به نظر می رسد، این است که به احتمال زیاد، آمریکا با همراهی آشکار یا پنهان متحدانش به دلایل مختلف به سوریه حمله نظامی خواهد کرد، ترامپ می داند که با این کارعلاوه بر پروارتر کردن گاو شیرده عربستان، باعث رضایت خاطر صهیونیست ها می شود، ژست بشردوستی آمریکایی ها در افکار عمومی جهان را پر رنگ تر خواهد کرد، تروریست های به نفس افتاده را حیاتی دوباره خواهد بخشید، و پیش از سررسید ضرب الاجل سه ماهه اش در باره برجام، به طور عملی به ایران هشدار می دهد، که حواسش باشد !
.
.
در صورتی که به همین منوال پیش رویم، احتمال حمله آمریکا هر ساعت افزایش می یابد، به نظر این حمله یا حملات نسبت به حمله موشکی سال گذشته آمریکا به سوریه، کمی گسترده تر خواهد بود، اما در عین حال، فراگیر و ادامه دارنخواهد بود . .

طبیعی است که روسیه و دیگر متحدان سوریه در کنار ارتش این کشورهستند و در برابر حملات احتمالی، دست و پا بسته نخواهند بود، و طبیعتا عکس العمل هایی متناسب با حملات پیش رو، خواهند داشت، تغییر آرایش نظامی روس ها در سوریه و منطقه و هشدارهایی که پیدا و پنهان به آمریکا و متحدانش می دهند، دلیلی بر این مدعاست .
.
با این حال، من معتقد به آن نیستم که منطقه و دنیا در حال وارد شدن به جنگ جهانی سوم است ... .

ادامه در کامنت اول .

دوستان لطفا کامنت اول را لایک بفرمایید .
Read more
. نگاه من کوتاه به جشنواره امسال یک. #رضا_رشیدپور اساسا از پس جشنواره امسال برنیامد نه اجرای غیرتخصصی ...
Media Removed
. نگاه من کوتاه به جشنواره امسال یک. #رضا_رشیدپور اساسا از پس جشنواره امسال برنیامد نه اجرای غیرتخصصی اش در برنامه هفت نه اختتامیه مثل مصاحبه اش با آقای رئیس جمهور ... شاید اگر در جایی که تخصص کافی دارد مثل حالا خورشید باقی بماند برای خودش و همه بهتر باشد [email protected]_rashidpour دو. آقا #ابراهیم_حاتمی_کیا ... .
نگاه من کوتاه به جشنواره امسال
یک. #رضا_رشیدپور اساسا از پس جشنواره امسال برنیامد نه اجرای غیرتخصصی اش در برنامه هفت نه اختتامیه مثل مصاحبه اش با آقای رئیس جمهور ... شاید اگر در جایی که تخصص کافی دارد مثل حالا خورشید باقی بماند برای خودش و همه بهتر باشد [email protected]_rashidpour
دو. آقا #ابراهیم_حاتمی_کیا یکم یواش تر برادر جان ... تو این راه اگر هم حق باهات باشه لهت میکنن ... حاج کاظم و حیدر زبان تو بودن ولی الان دهه نوده خیلی ارزش ها رو ضدارزش کردن [email protected]
سه. #هومن_سیدی آینده سینمای ایران برای تو و نسل توعه ... سعی کنین هر روز بزرگتر و بالاتر نگهش دارین ... فیلمت کامل ترین اثر چند سال اخیر سینمای ایرانه @houman_seyedi
چهار. شاید خود کامبوزیا پرتوی هم فکر نمیکرد برای این فیلمنامه جایزه بگیره ولی چه خوب که جایزه رو داد به #سعید_آقاخانی بهترین بازیگر این دوره @saedaghakhani
پنج. کارن همایونفر و علیرضا رئیسیان افتخار سینمای ایران هستن اتفاق خوب تقدیر از خبرنگار شجاع نور الحلی بود @karenhomayounfar
شش. #امین_حیایی سالها برای این جایگاه جنگید شاید با یکم خوش شانسی به جایزه رسید ولی مبارکش ... #امیر_جدیدی هم بازی خوبی در تنگه ابوقریب داشت اما شاید او هم خوش شانسی آورد که داوران بازی سعید آقاخانی یا نوید محمدزاده رو ندیدن یا نخواستن ببینن @amin.hayai @amirjadidi
هفت. سینمای ایران یه سیمرغ دیگه به #نوید_محمدزاده (قطعا بهترین بازی نوید تا حالا بوده و از اون دو تا سیمرغ بیشتر حقش بود) و #فرهاد_اصلانی یا نوید پورفرج بدهکار شد[email protected] @aslooni @navidpourfaraj
هشت. ساده ترین جایزه امسال رو #سحر_دولتشاهی برد نه واسه بازی خوبش بلکه واسه اینکه هیچ فیلمی بازیگر مکمل زن نداشت و #سارا_بهرامی که جوری بینظیر بود که شبهه ای در بهترین بودنش نبود. @sahardolatshahi @sarabahramiii
نه. #جمشید_هاشم_پور نیازی به ترحم نداره . اون واسه بهترین کارهاش ممنوع الکار شد و الان برای نقش سی ثانیه ای جایزه میگیره. کاش ازش جای دیگه تقدیر میشد @jamshid.hashempour.official
ده. در حق لاتاری خیلی جفا شد و در حق بازیگراش بیشتر ... #هادی_حجازی_فر با بازی بی نظیرش فقط به نگاه فاشیستی داورا باخت و #جواد_عزتی و #ساعد_سهیلی هم همینطور. @hejazifar.hadi @saedsoheili @javadezzati
یازده. تنگه ابوقریب اثری شگرف بود ... نوش جونش هر جایزه ای گرفت.
دوازده. #پژمان_جمشیدی با استعداد ... دلسرد نشو و پیشرفت کن @pejmanjamshidi
سیزده. لیلا حاتمی مثل همیشه به فیلم هایی که بازی کرده شخصیت داده مثل بمب @leilahattami
Read more
سپیدرود در نخستین مسابقه لیگ برتر یک شکست یک طرفه و تحقیر آمیز در برابر سایپایی متحمل شد که سال گذشته ...
Media Removed
سپیدرود در نخستین مسابقه لیگ برتر یک شکست یک طرفه و تحقیر آمیز در برابر سایپایی متحمل شد که سال گذشته موفق شده بود چهار امتیاز از آن دشت کند. یک باخت سه گله که اگر مهار پنالتی دقیقه ۱۹ کوروش ملکی نبود، ممکن بود نتیجه ای به مراتب فاجعه بار تر هم رقم بخورد! این باخت را با احترام به دوستان مان در اداره ... سپیدرود در نخستین مسابقه لیگ برتر یک شکست یک طرفه و تحقیر آمیز در برابر سایپایی متحمل شد که سال گذشته موفق شده بود چهار امتیاز از آن دشت کند.

یک باخت سه گله که اگر مهار پنالتی دقیقه ۱۹ کوروش ملکی نبود، ممکن بود نتیجه ای به مراتب فاجعه بار تر هم رقم بخورد!

این باخت را با احترام به دوستان مان در اداره کل ورزش و جوانان و هیات فوتبال گیلان تقدیم می کنیم که با دخالت های بی جا و مخرب خود کمر به نابودی قدیمی ترین تیم گیلان بسته اند.

دوستانی که با دخالت های خود #داماش_گیلان را به نابودی کشاندند و حالا برای کامل کردن ماموریت ناتمام خود چشم به سقوط دیگر سوگلی رشتی ها دوخته اند!

این باخت تحقیرآمیز را البته بعد از اداره ورزش و جوانان و هیات فوتبال، تقدیم می کنیم به تمام نان به نرخ روزخورهای پیرامون عشق کهن مان و البته هرگز این روزهای سخت را فراموش نخواهیم کرد!
.
#منبع: وبسايت رسمى باشگاه #سپيدرود_رشت
Read more
چیزایی که این عکس یادم میاره: یک. ۵ سال پیش استاجر بخش روان‌پزشکی بودم و بیمارستان‌مون تو جاده تهران‌کرج... ...
Media Removed
چیزایی که این عکس یادم میاره: یک. ۵ سال پیش استاجر بخش روان‌پزشکی بودم و بیمارستان‌مون تو جاده تهران‌کرج... منِ عاشق رانندگی، بهترین ساعتای روزم رانندگی به و از بیمارستان بود تو ساعتای خلوت اتوبان. بخاطر طولانی بودن مسیر به جای آهنگ گوش دادن، پادکست گوش می‌دادم. پادکستی که گوش می‌دادم به اسم ... چیزایی که این عکس یادم میاره: یک. ۵ سال پیش استاجر بخش روان‌پزشکی بودم و بیمارستان‌مون تو جاده تهران‌کرج... منِ عاشق رانندگی، بهترین ساعتای روزم رانندگی به و از بیمارستان بود تو ساعتای خلوت اتوبان. بخاطر طولانی بودن مسیر به جای آهنگ گوش دادن، پادکست گوش می‌دادم. پادکستی که گوش می‌دادم به اسم همین کتاب بود و نویسنده‌ی همین کتاب اجراش می‌کرد. موضوع هر جلسه‌ش درباره‌ی حقه‌هایی هست که مغزمون بدون اینکه بفهمیم بهمون می‌زنه و رفتار و تصمیم‌گیری‌هامون رو متاثر می‌کنه... همون موقع با یکی از بهترین اساتید زندگیم روتیشن داشتم و صحبتاشون کمتر حالت درس کتابی و بیشتر حالت درس زندگی داشت. یه دفتر جدای شخصی داشتم که نکاتشو می‌نوشتم. لای صفحه‌هاش نکات جالب این پادکست رو هم می‌نوشتم. روزایی بود که هر وقت از بیمارستان میومدم چیزای جدیدی که یاد گرفته بودم رو به یه دوست عزیزی می‌گفتم و اون هم یاد می‌گرفت و از حال خوب من سرخوش بود. دو. کتاب رو چند ماه پیش وقتی برای بار دوم رفته بودم نیویورک خریدم. یه دوست قدیمی لبنانی که دست بر قضا الان رزیدنت روان‌پزشکی هست تو نیویورک یه عصر رو به من اختصاص داده بود و گفت حتما از کتابفروشی استرند خوشت میاد... و رفتیم و درباره‌ی روان‌شناسی و روان‌پزشکی و خودشناسی و این‌ها لای قفسه‌های قدیمی کتابفروشی صحبت کردیم. آخرش من این کتابو خریدم و صفحه‌ی اولش تاریخ و شهر رو نوشتم. سه. شهر بدون یکی دو تا از دوستای خیلی نزدیک، خیلی فرق داره. تمام روزایی که مثل امروز پتانسیل حوصله سر رفتن داشتن رو با ده پونزده دیقه پیاده روی میرسیدم خونه‌ش و دور هم کار می‌کردیم. حالا نبودن اونا و کار کردن از خونه و گرمای وحشتناک شرجی کمک می‌کنه بیشتر بمونم خونه و کتاب بخونم. (اگه فوتبال و کار و تماشای مسابقه‌های آشپزی بذارن). چهار. خاطره‌های خیلی سخت و عجیب ده دوازده روزی که تو این خونه بودم.
Read more
 #<span class="emoji emoji1f3a5"></span> نگاه ویژه مخاطبان به فیلم «امیر» در جلسه رسانه‌ای جشنواره کارلووی واری . فیلم سینمایی «امیر» ...
Media Removed
# نگاه ویژه مخاطبان به فیلم «امیر» در جلسه رسانه‌ای جشنواره کارلووی واری . فیلم سینمایی «امیر» که بعنوان تنها اثر ایرانی حاضر در بخش رقابتی پنجاه و سومین دوره جشنواره کارلووی واری حضور دارند پس از چهار نوبت نمایش در نشست پرسش و پاسخ با استقبال تماشاگران  و اهالی رسانه مواجه شد . نیما اقلیما ... #🎥
نگاه ویژه مخاطبان به فیلم «امیر» در جلسه رسانه‌ای جشنواره کارلووی واری
.
فیلم سینمایی «امیر» که بعنوان تنها اثر ایرانی حاضر در بخش رقابتی پنجاه و سومین دوره جشنواره کارلووی واری حضور دارند پس از چهار نوبت نمایش در نشست پرسش و پاسخ با استقبال تماشاگران  و اهالی رسانه مواجه شد
.
نیما اقلیما نویسنده و کارگردان، مستانه مهاجر تدوینگر، الهه نوبخت پخش کننده بین المللی و میلاد کی مرام بازیگر «امیر» باحضور در این جلسه ی مطبوعاتی به پرسش های خبرنگاران پاسخ دادند
.
از جمله موضوعاتی که در این نشست مطرح شده اشاره به حضور نسل جدیدی در  سینمای ایران  و دنبال کردن تفکر و فرم  متفاوت با سایر  فیلمسازان  است
.
همچنین تماشاگران فیلم اذعان داشتند که این اثر تلنگری به دغدغه های  نسل دهه۶۰ در ایران  و دهه ۸۰ میلادی، جامعه کنونی و حتی در دنیا دارد
.
میلاد کی مرام، هادی کاظمی، بهدخت ولیان، مصطفی قدیری، روشنک سه قله گی، وحید منافی، مهدی عامل هاشمی، مونا قاسمی،کسری محبوبی، آرتین گلچین و سحر دولتشاهی بازیگران این فیلم هستند
.
فیلم سینمایی «امیر» به تهیه‌کنندگی سید ضیاء هاشمی پس از سال‌ها به عنوان تنها نماینده ایران در بخش رقابتی این جشنواره حضور دارد و با ١١ فیلم دیگر از کشورهایی چون، آلمان، یونان، لهستان، جمهوری چک و … برای دریافت دو جایزه گرند پریکس و جایزه ویژه۷ هیات داوران در این جشنواره به رقابت می‌پردازند
.
همچنین پخش بین‌الملل فیلم «امیر» را کمپانی الی ایمیج به مدیریت الهه نوبخت بر عهده دارد
.
‏≣🅲🅸🅽🅴🅼🅰🅽🅴🆆🆂≣
سينمانيوز | سينماى روز
Read more
چهار سال پیش با #ایرانی های با صفای مقیم #لندن بازی های #تیم_ملی در #جام_جهانی رو دور هم تماشا کردیم ...
Media Removed
چهار سال پیش با #ایرانی های با صفای مقیم #لندن بازی های #تیم_ملی در #جام_جهانی رو دور هم تماشا کردیم و با #سرنا و #دهل حس و حال استادیوم رو بر پا کردیم... حالا امسال هم چندی از رفقای با عشق قبول زحمت کردن و برای هر سه بازی برنامه ریزی کردند و سعادت امر خیر #لیدری هم نصیب ما #عجمیون شده... جمعه ۱۵، چهارشنبه ... چهار سال پیش با #ایرانی های با صفای مقیم #لندن بازی های #تیم_ملی در #جام_جهانی رو دور هم تماشا کردیم و با #سرنا و #دهل حس و حال استادیوم رو بر پا کردیم... حالا امسال هم چندی از رفقای با عشق قبول زحمت کردن و برای هر سه بازی برنامه ریزی کردند و سعادت امر خیر #لیدری هم نصیب ما #عجمیون شده... جمعه ۱۵، چهارشنبه ۲۰ و دوشنبه ۲۵ ژوئن در اماکن فوق در محله #کَمْدِن منتظرتون هستیم. لینک برنامه در کامنت

Calling all #Iranian #TeamMelli fans in #London, come and watch #Iran’s #WorldCup matches in the atmosphere of the stadium, with #Ajam leading the chants and beating drums... event link in the comments below.
@shayanbd21 @armankiomarsi @nari_jaded @ajamband
Read more
Victoriya Armani PRINCESS این عطر، عطری خلاقانه و خوش‌ترکیبی از برند ویکتوریا آرمانی است که ...
Media Removed
Victoriya Armani PRINCESS این عطر، عطری خلاقانه و خوش‌ترکیبی از برند ویکتوریا آرمانی است که به همراه ست اختصاصی آن، یعنی عطر مردانه پرینس ارائه می‌شود. این دو عطر زوج‌های شیک‌پوشی را به ست کردن لباس‌ها و عطرهایشان علاقه دارند راضی نگه خواهند داشت. علاوه بر این، عطرهای پرینسس و پرینس ... Victoriya Armani PRINCESS

این عطر، عطری خلاقانه و خوش‌ترکیبی از برند ویکتوریا آرمانی است که به همراه ست اختصاصی آن، یعنی عطر مردانه پرینس ارائه می‌شود. این دو عطر زوج‌های شیک‌پوشی را به ست کردن لباس‌ها و عطرهایشان علاقه دارند راضی نگه خواهند داشت. علاوه بر این، عطرهای پرینسس و پرینس به دلیل طراحی زیبا و شکیل، زینت بخش میز یا ویترین عطرهای شما خواهند بود. ساختار این عطر زنانه ویکتوریا آرمانی از سه آکورد نتی تشکیل شده که عبارتند از:
- نت‌های اولیه: ترنج، گریپ‌فروت، رازبری، مرکبات و ترنج
- نت‌های میانی: رز، فریزیا، گرانیوم و نعناع هندی
- نت‌های پایانی یا پایه: وانیل، عنبر و مشک

رایحه‌ی این عطر ویکتوریا آرمانی شیرین و ملایم است و در هر چهار فصل سال می‌تواند مورد استفاده قرار بگیرد. میزان پخش بو و ماندگاری این عطر نیز بسیارخوب تا عالی گزارش شده است.

#عطر_آنلاین #عطر_اصلي #عطر_اصل #عطر_اورجینال #پرفیوم #ویکتوریاآرمانی #پرینسس #کیش #کلبه_عطر_کیش #کلبه_عطر
@kolbehatr
Read more
اولین خاطراتم از تو برای وقتی است که در مسیر مدرسه‌‌ی سحر مغازه داشتی، مغازه‌ی میوه فروشی. فصل زالزالک ...
Media Removed
اولین خاطراتم از تو برای وقتی است که در مسیر مدرسه‌‌ی سحر مغازه داشتی، مغازه‌ی میوه فروشی. فصل زالزالک بود و هربار که از آنجا با مادر رد می‌شدیم پاکت کوچکی از زالزالک برایم پر می‌کردی.از آن سال و آن خانه‌ی ته کوچه‌ی بن‌بست در کمال‌شهر آخرین تصویرم از تو زمانی است که روز اسباب‌‌کشی سه چرخه‌ام را بالای ... اولین خاطراتم از تو برای وقتی است که در مسیر مدرسه‌‌ی سحر مغازه داشتی، مغازه‌ی میوه فروشی. فصل زالزالک بود و هربار که از آنجا با مادر رد می‌شدیم پاکت کوچکی از زالزالک برایم پر می‌کردی.از آن سال و آن خانه‌ی ته کوچه‌ی بن‌بست در کمال‌شهر آخرین تصویرم از تو زمانی است که روز اسباب‌‌کشی سه چرخه‌ام را بالای تمام وسایل گذاشتی و خیالم راحت بود که حتما جایش امن است و تو قول داده بودی که اتفاقی برایش نیفتد و نیفتاد!
بعدتر در محله‌ی تازه فصل بیماری‌ات شروع شد چهار پنج ساله بودم که رختخوابِ تو بخش ثابتی از فضای خانه شده بود و روزهای کش‌دار تابستان وقتی می‌خوا‌بیدی، تلویزیون صندوقی بزرگ هم بی صدا شده بود و کاری نبود برای انجام دادن به مادر می‌گفتم «خانه زرد شده» انگار آفتاب هم وقتی به خانه و اتاق و دیوار ما می‌تابید مثل تو مریض شده بود.
فصل بعد فصلِ فهم ما بود از زندگی، پول، کار، قسط، بی‌پولی و همه‌ی این ماجراها. خاتمی آمده بود و هر صبح و عصر با "سلام" و "حیاتِ نو" به خانه می‌آمدی، تماشا می‌کردم، نمی‌فهمیدم چرا ترور حجاریان ناراحتت می‌کرد؟ یا دیدن دفاعیه‌ی مهاجرانی برایت جذاب بود؟ اصلا ترور یعنی چی؟ دفاعیه چیست؟ برایمان داستان‌های بهرنگی می‌آوردی و از همان وقت شیر فهم شدیم که زندگی کردن و زنده ماندن سخت است و سخت‌تر از آن حفظ شرافت و عزت نفس، همان چیزهایی که مدام باعث بیکاری‌ات می‌شد و مادر را نگران‌تر و مارا محروم‌تر!
بزرگ شدیم و از هم فاصله گرفتیم، وسواس و اقتدارت برای اعمال نظراتت برایم قابل فهم نبود. هزار تجربه‌ی مختلف را از من گرفتی و حتی اجازه‌ی نزدیک شدنشان را ندادی! لج می‌کردم با خودم، با تو!
گذشت
امروز می‌دانم که کجای داشته‌هام را به تو بدهکارم و کجای نداشته‌هام را از تو طلبکار!
اما شک ندارم اگر تو نبودی و اگر سخت‌گیری و تلاشت برای سخت کردنمان نبود شاید الان شکل دیگری بودم و جور دیگری می‌دیدم و چه خوب که نیستم و نمی‌بینم!

#علی_بالنگا
#پدر
Read more
<span class="emoji emoji1f49c"></span> یک: دوستی من و امید صباغ‌نو به دوران مزوزوئیک برمی‌گرده، و خوشبختانه در تمام این سال‌ها، امید ...
Media Removed
یک: دوستی من و امید صباغ‌نو به دوران مزوزوئیک برمی‌گرده، و خوشبختانه در تمام این سال‌ها، امید فارغ از انقراض دایناسورها و سایر حواشی کم‌اهمیت و بی‌اهمیت، به نوشتن شعر و چاپ کتابش پرداخته و همچنین همیشه با مهربانی، برادرانه، کنارم بوده و اذیت‌هام رو تحمل کرده ^__^ . دو: عکس‌ها مربوط به عصر ... 💜
یک:
دوستی من و امید صباغ‌نو به دوران مزوزوئیک برمی‌گرده، و خوشبختانه در تمام این سال‌ها، امید فارغ از انقراض دایناسورها و سایر حواشی کم‌اهمیت و بی‌اهمیت، به نوشتن شعر و چاپ کتابش پرداخته و همچنین همیشه با مهربانی، برادرانه، کنارم بوده و اذیت‌هام رو تحمل کرده ^__^
.
دو:
عکس‌ها مربوط به عصر جمعه ۱۱ اسفند ۹۶ که به بهانه‌ی جشن امضای تازه‌ترین اثرش، #سیب_هوس مارو دور هم جمع کرد. مبارک است. جای همتون خالی💜
ضمنا غزل اول کتاب انحصارا برای خودم می‌باشد و لطفا از تقدیم کردن آن به دوستان و آشنایان جدا بپرهیزید 😄🔪
.
سه:
امید جان عکس سوم را فقط به تلافی عکس‌های چشم بسته‌ای که از ما منتشر کردی گذاشتم ولاغیر =))) لطفا حواستون به دوربین باشه 😃🔪
.
چهار:
تو نیمِ دیگرِ من نیستی، تمامِ منی....
اگر بیتی از #امید_صباغ_نو در خاطر دارید برام بنویسید 💜💜
.
#شاد_باشید
#اهورا_فروزان
#شبتون_بخیر
Read more
از سه #کتاب ی که امسال تصمیم گرفتم بخونم نسخه ی انگلیسی کتاب #قلعه_حیوانات رو تموم کردم و به وسطای کتاب "سیر تاریخی ابداع حقوق بشر" رسیدم . در مورد animal farm که نفهمیدم چرا قلعه ی حیوانات معنی شده صحبت بسیاره . نفهمیدم لذت عجیبی که این بار بردم به خاطر خوندن نسخه ی اصلی کتاب بود یا به خاطر همفکری شدید ... از سه #کتاب ی که امسال تصمیم گرفتم بخونم نسخه ی انگلیسی کتاب #قلعه_حیوانات رو تموم کردم و به وسطای کتاب "سیر تاریخی ابداع حقوق بشر" رسیدم .
در مورد animal farm که نفهمیدم چرا قلعه ی حیوانات معنی شده صحبت بسیاره . نفهمیدم لذت عجیبی که این بار بردم به خاطر خوندن نسخه ی اصلی کتاب بود یا به خاطر همفکری شدید من با #جورج_اورول در تنفر از حکومت های کمونیستی
ولی خوندنش شدیدا توصیه میشه حتی بیشتر از خوندن #شازده_کوچولو
این کارتونش هم مال سال پنجاه و چهار هست و خیلی خوب درستش کردن.
پی نوشت : شخص مورد نظر اگر خواست هدیه بخره خبر دار شدم که نشر ماهی نسخه ی مصور کتاب رو منتشر کرده . خیلی دوست دارم کتاب عکس دارشو بخونم
#مزرعه_حیوانات #قلعه_حیوانات #جورج_اورول #George_Orwell #Animal_Farm
Read more
یک *بنویس دیگه! ■چی بنویسم؟ *بنویس دیروز چه خوابی دیدی ■آدم خواب و می‌نویسه آخه؟ *خب یه چیز دیگه بنویس ■مثلا چی؟ *مثلا بنویس که چیکار کردی که پارسال همین موقع بعد از زیارت کربلا وصیت نامه نوشته تو راه موصل بودی ولی حالا رو زمین گیر کردی ■مرد حسابی اگه می‌دونستم که از تو نمی‌پرسیدم *پس از ... یک
*بنویس دیگه!
■چی بنویسم؟
*بنویس دیروز چه خوابی دیدی
■آدم خواب و می‌نویسه آخه؟
*خب یه چیز دیگه بنویس
■مثلا چی؟
*مثلا بنویس که چیکار کردی که پارسال همین موقع بعد از زیارت کربلا وصیت نامه نوشته تو راه موصل بودی ولی حالا رو زمین گیر کردی
■مرد حسابی اگه می‌دونستم که از تو نمی‌پرسیدم
*پس از علی بنویس! علی دادمان

دو
راست می‌گی! همین دو سال پیش بود که مادرش تسلیم شد. یادته؟! یکی از بیمارستان زنگ زد گفت مادر علی گفته خدایا پسرم رفتنیه، رفتنش رو آسون کن! شب بیست و یکم بود. فردا علی آروم آروم رفت. حتما یادته! هنوز دو سال نشده بابا

سه
*خب دعا کن
■دعای من که به جایی نمیرسه
*میرسه
■اگه میرسید که علی الان اینجا بود

چهار
روی شیب تخت لم داده و چشم دوخته به غروب!

مورفین دارد کم کم اثر میکند:« تو به کی مشکوکی؟ من که میگم اون پسر ریشوئه بود که پیرهن یاسی پوشیده بود، همونی که اون شب اومد پیش بچه ها نشست، همون پسره که چایی نمیخورد، اون شب قدر بود که من حالم بد شد و زودتر اومدم بالا؟! همون»

انگار داشته توی فکرش با من صحبت میکرده و حالا منتظر است من تایید کنم، سرم را به نشان گیجی تکان میدهم، دوباره شروع میکند:« همون بود دیگه، وگرنه بقیه رو که میشناختیم، "خدا" حتما همون بود! دیدی چقدر شوخی میکرد؟ من از اول میدونستم خدا خیلی شوخی میکنه. من مطمئنم! اگه شوخی نمیکرد که ما اینهمه درد و تحمل نمیکردیم. خدا شوخی میکنه که ما طاقت میاریم. اون شبم اومد که حال ما بهتر بشه، وگرنه علی همون شب باید میرفت...» انگار که برق‌ام گرفته باشد!

اول بر و بر نگاه‌اش می‌کنم، بعد دست می‌گذارم روی گونه گل انداخته‌اش. تب ندارد! شاید اثر مورفین است. سرش را می‌چرخاند و توی صورت‌ام چشم تنگ می‌کند و دوباره به حرف می‌آید:« هذیون می.گم؟ یعنی من جنبه مورفین ندارم؟ بیخیال! نگو که ندیدیش! همونی که اومد وسط جمع نشست! ببین من کاری به بقیه ندارم، هرکی هرچی میخواد بگه، من شک ندارم خدا علی رو به خاطر ما شفا داد، واسه ما که نه، به خاطر این همه که براش دعا کردن، خواست آروم بشیم، میخواست اول بلندش کنه که ما دل بکنیم، بعد ببرتش! اون شبم اومد با ما خوش و بش کرد و سر به سرمون گذاشت که دق نکنیم! وگرنه حالا من و تو مرده بودیم. بخدا حالم خوبه! نشون به اون نشون که تو ده دقیقه پیش داشتی راجع به فوتبال حرف میزدی»

نه! من فقط راجع به فوتبال فکر می‌کردم.

پنج
■گناه کردم
*میبخشه!
■خیلی زیاد!
*میبخشه!
■نبخشه چی؟
*اینو دیگه نمی‌بخشه!

پ‌ن
التماس دعا

#شب_قدر #رسم_برادری #با_کریمان_کارها_دشوار_نیست #امام_علی_ع #ومن_الله_التوفیق
Read more
 #ربا ، #بانک و #آیت_الله_جوادی قصد نداشتم در این مورد بنویسم اما ظاهراً لازم است به خاطر شریف دوستانی ...
Media Removed
#ربا ، #بانک و #آیت_الله_جوادی قصد نداشتم در این مورد بنویسم اما ظاهراً لازم است به خاطر شریف دوستانی که نگران سخنان آقای #عزتی شده اند و حتی آن را #توهین_به_آیت_الله_جوادی تلقی کردند بیاورم: زمانی که آیت الله جوادی این سخنان را علیه #رباخواری بانکهای ایرانی بیان فرمودند همین رسانه های #اصولگرا ... #ربا ، #بانک و #آیت_الله_جوادی

قصد نداشتم در این مورد بنویسم اما ظاهراً لازم است به خاطر شریف دوستانی که نگران سخنان آقای #عزتی شده اند و حتی آن را #توهین_به_آیت_الله_جوادی تلقی کردند بیاورم: زمانی که آیت الله جوادی این سخنان را علیه #رباخواری بانکهای ایرانی بیان فرمودند همین رسانه های #اصولگرا و رسانه های وابسته به سپاه که اکنون نگران و #دلواپس دین شده اند، این سخنرانی جنجالی را لاپوشانی کردند و فوراً مصاحبه ای با رئیس شورای فقهی بانک مرکزی ترتیب دادند برای توجیه فرمایشات ایشان و اصطلاحاً ماست مالی!

به نظر من سخنان این کارشناس اقتصادی اگرچه #توهین نیست اما غلط است، همانطور که سیاسی بازی و بهانه کردن این واقعه برای تخریب دولت غلط‌است.‌همانطور که تیتر #کیهان غلط است و فردا نیوز و مشرق.

اگر نگران توهین به دین یا مراجع دینی هستید باید بدانید اقدام عملی بانک های رباخوار در سی چهل سال گذشته دهن کجی به دین است نه دو کلمه حرف یک کارشناس. وضعیت روحانیون #منتقد سیاسی یا #نو_اندیش توهین به عالمان دینی است +

در همان سخنرانی آیت الله جوادی چند چیز دیگر هم بیان کردند که شاید عمداً مغفول ماند: . 👈 آیت الله جوادی آملی گفت: ملتی که جیب و کیف آن خالی است نشسته است و #مقاوم_نیست. قرآن نگفته که مال چیز خوبی است اما فرموده مال مایه دوام و قوام شماست و اگر می خواهید به بیگانه بگویید نه باید جیبتان پر باشد، چون ملت گدا قدرت ایستادن ندارد. . 👈 این تعداد (۸ میلیون) بیکار که تافته های جدا بافته نیستند و هر کدام عضو یک خانواده هستند و هر خانواده ای سه چهار نفر هستند، پس ما هر روز بیش از 25 میلیون ناراضی در خانه ها داریم.
.................
پ.ن: تو را به خدا دست بردارید از سوء استفاده از نام دین و عالم دینی 😒😒
Read more
فینال مسابقات جهانی استانبول سال دو هزارو یازده این بهترین کشتی صادق مقابل جردن باروفس بود در اینجا با قوس کردن خاک و سپس و اجرای بار انداز سه امتیاز میگیره اما برای پیروزی کفایت نمیکنه در این کشتی صادق یه لنگ استثنایی هم زد که چهار امتیاز داشت اما داورها امتیاز ندادن فینال مسابقات جهانی استانبول سال دو هزارو یازده
این بهترین کشتی صادق مقابل جردن باروفس بود در اینجا با قوس کردن خاک و سپس و اجرای بار انداز سه امتیاز میگیره اما برای پیروزی کفایت نمیکنه
در این کشتی صادق یه لنگ استثنایی هم زد که چهار امتیاز داشت اما داورها امتیاز ندادن
این کلیپ رو لایک کردم اما هرچی گشتم پیداش نکردم، یا پاک شده یا صفحه بسته شده. شایدم منو بلاک کردن <span class="emoji emoji1f606"></span><span class="emoji emoji270c"></span>‍ ‍ احتمالا ...
Media Removed
این کلیپ رو لایک کردم اما هرچی گشتم پیداش نکردم، یا پاک شده یا صفحه بسته شده. شایدم منو بلاک کردن ‍ ‍ احتمالا کار آمریکا جنایتکاره |: ‍ شایدم کار اردوغان ايناست! ‍ ‍ ‍ ‍ کلیپ خیلی خوبیه بعد از دیدنش فهمیدم دو سه چهار پنج شیش نفری رو باید نگه دارم یه لشکر رو بذارم کنار ‍ الکی به یه سریا پر و بال ... این کلیپ رو لایک کردم اما هرچی گشتم پیداش نکردم، یا پاک شده یا صفحه بسته شده. شایدم منو بلاک کردن 😆✌‍

احتمالا کار آمریکا جنایتکاره |: ‍
شایدم کار اردوغان ايناست! ‍



کلیپ خیلی خوبیه بعد از دیدنش فهمیدم دو سه چهار پنج شیش نفری رو باید نگه دارم یه لشکر رو بذارم کنار 😣😖‍
الکی به یه سریا پر و بال دادم و وقت صرفشون کردم ‍
هعی روزگار‍

قدر خوب هایمان را بدانیم 💞‍
و از بد ها دوری کنیم ‍
باشد که رستگار شویم ‍

یه کار مفید تو تابستون انجام بدیم ‍
‍‍
اولین پست سال جدید
بعد از بیش از پنج ماه و بیست روز پست گذاشتم ‍
همه با هم دمم گرم دمم گرم ‍
‍‍
#مرداد #کلیپ ‍
سومین روز از دومین ماه تابستان نود و پنج
Read more
 #شهید شاکری قسمت دوم . چهار هیکل مثل تسمه‎اش را چپ و راست می‎کند که راه باز کند. برای من که کربلا اولی ...
Media Removed
#شهید شاکری قسمت دوم . چهار هیکل مثل تسمه‎اش را چپ و راست می‎کند که راه باز کند. برای من که کربلا اولی هستم باورکردنی نیست که صبح عاشورا ضریح را بغل کنم. گیجم، حسین اما می‎فهمد کجا ایستاده است. پشت سرم مثل محافظی ایستاده و مثل معلم توی گوشم زمزمه می‎کند: «هرچی می‎خوای بگیر، وقتش همین جاست...». ... #شهید شاکری قسمت دوم .
چهار

هیکل مثل تسمه‎اش را چپ و راست می‎کند که راه باز کند. برای من که کربلا اولی هستم باورکردنی نیست که صبح عاشورا ضریح را بغل کنم. گیجم، حسین اما می‎فهمد کجا ایستاده است. پشت سرم مثل محافظی ایستاده و مثل معلم توی گوشم زمزمه می‎کند: «هرچی می‎خوای بگیر، وقتش همین جاست...». یاد حرف‎‎های تهران می‎افتم که حاج مصطفی می‎گفت: «زیر قبه امام حسین (علیه‎السلام) هر آرزویی برآورده می‎شه». بعد پیرمرد که می‎زد زیر خنده که اگر قرار باشد هر کسی می‎رود زیر قبه همه آرزوهایش برآورده شود که سنگ روی سنگ بند نمی‎شود! و حاج مصطفی که با خنده تلخی به پیرمرد می‎گفت: «با کریمان کار‎ها دشوار نیست...». شروع می‎کنم به یادآوری آن همه آرزویی که 30 سال جمع کرده بودم و حالا می‎خواستم همه را زیر قبه اباعبدالله (علیه السلام) خرج کنم. از خودم و خانواده‎ام شروع می‎کنم و به دوستانم می‎رسم، همه را می‎گویم و از بین جمعیت عقب می‎کشم. حسین را از لابه لای جمعیت بیرون می‎آوردم و از شلوغی جدایم می‎کند! نفس نفس می‎زنم هنوز که می‎گوید: «برای ظهور دعا کردی؟! شهادت خواستی از آقا؟!» انگار تمام دنیا روی سرم آوار می‎شود.
خاک بر سرم! دانه دانه یادم می‎آید که چه آرزو‎هایی داشتم که به آب و نان فروختم، چه باید می‎خواستم و چه خواستم! گداگشنه که باشی غم آب و نان داری، کاش همه گدا‎ها شاکر باشند، شاکری باشند...
سه
«عراقی‎ها یه ضرب المثل دارن که می‎گن سینه زنی رو بده به پاکستانی‎ها و هندی‎ها، مراسم رو بسپار به عراقی‎ها و گریه کردن رو بسپار به ایرانیها!» میپرسم: «حالا تو رو ایرانی حساب کنیم یا عراقی؟» میخندد و می‎گوید: «من یه عراقی گریه کنم!»
راست می‎گوید. زائر که پایش به عراق می‎رسد همه چیز را هماهنگ می‎کند. از خانه و وسیله نقلیه گرفته تا کفش و دمپایی و حتی غذای نذری! مثل خودمان هم تا روضه می‎خوانند مثل ابر بهار اشکی می‎شود و وقتی پای شوخی باشد مثل عسل شیرین است. اصرار می‎کند شعر بخوانم، می‎خوانم: «با اشکهاش دفتر خود را نمور کرد/ در خود تمام مرثیه‎ها را مرور کرد/ ذهنش ز روضه‎‎های مجسم عبور کرد/ شاعر بساط سینه زدن را که جور کرد... خون جای واژه بر لبش آورد و بعد از آن/ پیشانی‎اش پر از عرق سرد و بعد از آن/ خود را میان معرکه حس کرد و بعد از آن/ شاعر برید و تاب نیاورد و بعد از آن/ در خلسه‎ای عمیق خودش بود و هیچ ...
.
#مدافع_حرم
#شهید_حسین_شاکری
#شهدا_گاهی_نگاهی
#دل_سیاه_مارو_هم_جلا_بدین
Read more
؟!! خودکار ... کاغذ ... خط خطی می کنم تنمو! جوهر داری؟ آره ... سفیدیت حاضره واسه سیاه شدن؟ آره ...
Media Removed
؟!! خودکار ... کاغذ ... خط خطی می کنم تنمو! جوهر داری؟ آره ... سفیدیت حاضره واسه سیاه شدن؟ آره ... بنویس همین حالا می نویسم عوضی! تو یه فاجعه ای ... یه مریضی ... تو یه آشغال بدرد نخوری ... یه نشانه ای از یه راه اشتباه! یه تناقض از زندگی! یه امکان دائم مجهول! تو خود خود مرضی! امثال تو وجودشون ... ؟!!
خودکار ... کاغذ ...
خط خطی می کنم تنمو!
جوهر داری؟
آره ...
سفیدیت حاضره واسه سیاه شدن؟
آره ...
بنویس
همین حالا می نویسم عوضی!
تو یه فاجعه ای ...
یه مریضی ...
تو یه آشغال بدرد نخوری ...
یه نشانه ای از یه راه اشتباه!
یه تناقض از زندگی!
یه امکان دائم مجهول!
تو خود خود مرضی!
امثال تو وجودشون واسه اجتماع مضره ...
چند بار شنیدی؟
زیاد ... عادت کردم.
خون خفگی تو رگام جریان داره!
جوری از حس تنفر پرم کردن که الان ...
شکستن یه قاب ...
رد شدن از روی لاشه ی بی مصرف آدما ...
کشتن یا کشته شدن ...
تف انداختن رو یه مشت خاطره ی چرک ...
اینجوری بگم ...
قید همه چی رو زدن برام مثل یه تفریح شده!
حتی می تونم وایسم تو روی خودمو ...
عین روشنی روز خودمو انکار کنم!
یعنی بزنم به عمق این کابوس و خونسرد از هر رگی که داره خون و حمل می کنه ... بگذرم!
اینجا یه جمله هایی باختن که بوی زندگی می دادن.
آره ... حلق آویزشون کردم ...
از ریشه ی بی ریشگی ... کندمشون ...
میبینم ... که خون رو تمام در و دیوار اتاقم نقاشی کرده!
حالا این اتاق سرد شده ... یا شایدم یخ زده!
یه نفر درست وسط همین اتاق داره میشماره ...
یک ... دو ... سه ... چهار ... یک بیلیون و صد و هفت ...
یه فلش بک بزن به 2 سال شفق زده ی گذشته ...
فکر می کنی خوشی؟
اصلأ بیا جا تو با من عوض کن!
کاری می کنم از خوشی و سرمستی زیاد ... عق بزنی روی تک تک لحظه و ثانیه های عمرت!
از کی بریدی؟
از من ...
تو فکر می کنی که خیلی از من پری؟
مطمئن باش و شک نکن که تو جات ته ته لیست ..
هی تو ... دیگه واسه حرف زدن دیره!
پاشو یه تکونی به خودت بده و خودتو بتکون!
ببین ... الان وقت ... وقت ترس ...
شروع تحکیم این اصل از ابتدا ...
فال از من ... سرشت از تو ...
ای اشغال عوضی ... تهش مرگه و مردن!
مگه چند بار می میریم؟
تو بگو ده بار ...یا شایدم صد بار ...
من می گم بازم کمه واسه یکی مثل من!
حالا بزن کنار باهات حرف دارم.
توی گند و کثافت خودت غرق شدی ... الاغ!
من گفتم ناجی و نجات؟
عوضی سرمو بکش بیرون از آب!
نابرده درد ... ترس میسر نشده ...
Read more
خیلی وقته با حوصله به عکس نگاه نمیکنم. بعد از ده - دوازده سال عکاسی انگیزه عکس آپلود کردن تو صفحه شخصی ...
Media Removed
خیلی وقته با حوصله به عکس نگاه نمیکنم. بعد از ده - دوازده سال عکاسی انگیزه عکس آپلود کردن تو صفحه شخصی هم به ندرت پیش میاد. از آخرین باری که عکس برای مسابقه یا نمایشگاهی هم فرستادم اگر یادم باشه سه چهار سال میگذره. شاید خاصیت اروپا نشینی و هوای ابریه یا شایدم دارم بازنشسته میشم! این عکس یادگار آخرین ... خیلی وقته با حوصله به عکس نگاه نمیکنم. بعد از ده - دوازده سال عکاسی انگیزه عکس آپلود کردن تو صفحه شخصی هم به ندرت پیش میاد. از آخرین باری که عکس برای مسابقه یا نمایشگاهی هم فرستادم اگر یادم باشه سه چهار سال میگذره. شاید خاصیت اروپا نشینی و هوای ابریه یا شایدم دارم بازنشسته میشم!
این عکس یادگار آخرین سفرم به جزیره هرمز. چهره خندون این خانم کوچولو خوشگل امروز انگیزه آپلود عکس رو بهم داد. .

#سفر #هرمز #iran #backpackers
#travelgram #huffpostgram #travelblog #vscotravel #intrepidtravel #travelstoke #fotografiaunited #natgeotravel #passionpassport #cntraveler #bbctravel #solotravel #wander #backpacker #irantrip #cityview #سفرنوشته #ir_photographer #aksiine #ig_respect #iranian_photographer #pepole_infinity #ig_travels #pepole_and_world #ronakrezvan
Read more
‌ واقعا دود از کنده بلند میشه ‌ ‌ ساعت ۶:۳۰ تلفنم زنگ میخوره آیدینه، میسد کال میشه ولی بیدار میشم، ...
Media Removed
‌ واقعا دود از کنده بلند میشه ‌ ‌ ساعت ۶:۳۰ تلفنم زنگ میخوره آیدینه، میسد کال میشه ولی بیدار میشم، درواقع ۶ با زنگ موبایلم بیدار شدم و دوباره خوابم برده. با بدن‌درد میشینم رو تخت تو دلم میگم "عجب خریتی کردم گفتم امروز صبح زود بریم عکاسی، دیروز از صبح شرکت، بعدم ۳ تا ۸ کلاس و پیاده رفتن تا خونه و نیمه ...
واقعا دود از کنده بلند میشه


ساعت ۶:۳۰
تلفنم زنگ میخوره آیدینه، میسد کال میشه ولی بیدار میشم، درواقع ۶ با زنگ موبایلم بیدار شدم و دوباره خوابم برده.
با بدن‌درد میشینم رو تخت تو دلم میگم "عجب خریتی کردم گفتم امروز صبح زود بریم عکاسی، دیروز از صبح شرکت، بعدم ۳ تا ۸ کلاس و پیاده رفتن تا خونه و نیمه گرمازده شدن" واقعا در لحظه پشیمون بودم و گفتم، "آخه کی این موقع صبح میره پارک عکاسی"

ساعت ۶:۴۰
زنگ می‌زنم به آیدین:
سلام من بیدارم، دارم میام.

ساعت ۷:۳۰ پارک نیاوران
شروع کردیم به عکاسی و تقریبا فریم‌هایی که می‌خواستیم رو گرفتیم. یه آقایی که به نظرم ۳۰ سالی از من بزرگ‌تر بود اومد کنارمون، گفت:
"مزاحم عکاسیتون نمیشم، یکم این کنار نرمش میکنم"
تو دلم گفتم، "با توجه به سنش احتمالا یکم نرمش‌های متداول میان‌سال‌ها رو انجام میده و دیگه پیچیده‌ترینش شاید پنج دقیقه درجا زدن باشه" درواقع بعدش یکم از خودم بدم اومد. چون دور و ورم رو نگاه کردم دیدم من فکر میکردم این موقع صبح همه خوابن و بی‌حال. یه تعداد خوبی خانم و آقای میان‌سال و پیر و جوان داشتن خیلی سفت ورزش می‌کردن. اصولی، حرفه‌ای، با انرژی.

همین‌طوری که داشتم فکر می‌کردم یهو انگار یه منظره‌ای حباب فکرم رو ترکوند، درواقع چشمام یهو فوکس کرد و دیدم سه چهار دقیقست که زل زدم به هند‌استند این آقا، کل مدتی که فکر می‌کردم برعکس رو دستهاش ایستاده بود، بدون اینکه لحظه‌ای تعادلش بهم بخوره.

آدم میره تو فکر، خیلی اراده و فکر و جسم آماده‌ای می‌خواد، خیلی همت و پشتکار میخواد، خیلی امید به زندگی می‌خواد، اول صبح بری پارک هنداستند بزنی اونم تو سنی که همه به بهانه بچه‌داری و نوه‌داری قطر شکمشون رو توجیه می‌کنن.

ساعت ۱۴:۰۰
ناهارمو خوردم و نوشتن این کپشن هم تموم شده، دارم به این فکر میکنم که از فردا، هر روز صبح زود بیدار شم و مثل این آقا دنیارو ببینم، سخته، ولی زورمو می‌زنم. باید دوباره صبح‌ها ورزش کنم، چون باور دارم جریان زندگی و روحیم با ورزش خیلی رو‌به‌راه‌تره.

#motivation #life #inspiration #will #target #healthylifestyle #healthy
Read more
دوست خوبم صالح محبى دوستدار محيط زيست، براى چالش بى زباله داره با دوچرخه دور ايران رو ميگرده. اينروزها ميهمان سروش صلواتى در جازموريانه اين پست از صفحه ايشونه. @saleh_mohebi برای انهدام یک ملت سه چیز را باید نابود کرد اول خانواده، دوم نظام آموزشی و سوم الگوها برای اولی منزلت زن را باید شکست برای ... دوست خوبم صالح محبى دوستدار محيط زيست، براى چالش بى زباله داره با دوچرخه دور ايران رو ميگرده. اينروزها ميهمان سروش صلواتى در جازموريانه 😔 اين پست از صفحه ايشونه.
@saleh_mohebi
برای انهدام یک ملت سه چیز را باید نابود کرد
اول خانواده، دوم نظام آموزشی و سوم الگوها
برای اولی منزلت زن را باید شکست
برای دومی منزلت معلم
برای سومی منزلت دانشمندان و اسطوره ها.

نگم براتون از مسائل و مشکلاتی که تو چهار روز تو منطقه قلعه گنج کرمان دیدم 😔🤨.

همون شب اول که سروش داشت برام تعریف می‌کرد گفتم اینجا سرزمین عجایبه.

میدونستم راس میگه ولی باورم نمیشد.

گفتم باید بمونم خودم ببینم.

واسه نشون دادن بزرگی مشکل میگن عمق فاجعه، اینجا خود فاجعه‌س از عمق گذشته.

از آدم‌های بگم که غیر از نون و چایی هیچ غذایی تو زندگیشون نخوردن و نمیدونن شیرین و شور چی هست اصلا.


معنی واژه‌هایی مثل آرزو یا خاطره رو نه تنها در فارسی نمیدونن، حتی معادلی در زبان محلی هم ندارن و کل رسالتشون در زندگی اینه که امروز زنده بمونن، گذشته و آینده براشون بی معنیه. (آرزو =اتفاق مثبتی که در آینده منتظر آن هستیم)
(خاطره =واقعه مثبتی که در گذشته اتفاق افتاده)

اکثر بچه ها با اینکه مثلا مدرسه میرن نمیتونن فارسی صحبت بکنن حتی سال بالاتری ها.

اوراق هویتی مثل شناسنامه و کارت ملی خیلی ها اینجا مشکلات مختلفی داره و هزینه کرایه ماشین تا اداره ثبت رو برای پیگیری وضعیت ندارن 😳.

و عملا از همون اندک مزایای دولتی مثل پوشش کمیته امداد و یارانه کوفتی هم برخوردار نیستن.

یارانه لعنتی میراث اون بوزینه که یجوری مملکت رو فیتیله پیچ کرد که دیگه درست بشو نیس.

همون خانواده‌هایی که یارانه میگیرن هم یجور بدبختن.
واریز یارانه مصادف شد با شروع خشکسالی در منطقه جازموریان و بیکار شدن اون قشری که دامدار و کشاورز بودن،عملا باعث شد عادت بکنن به دریافت یارانه و هیچ کاری برای عوض کردن این وضعیت انجام ندن.

یه بار به سروش گفتم اینکاری که داری میکنی فایده نداره، خیلی مشکل بزرگتر از این حرفاس 😩✋
گفت میدونم، ولی میشه از کنار این همه بدبختی گذشت و ندید گرفت؟؟ من کار درست و ماکزیمم توانم رو انجام میدم، حداقل با تموم کردن داستان بی شناسنامه‌گی شاید بشه یه تغییر پایدار ایجاد کرد.
گفت تنها راه حل پایان مشکلات اینجا آموزش درست و حسابی به بچه هاس.
راس میگفت باید از ریشه کار کرد وگرنه هیچی تغییر نمیکنه.

ویدیو ها از اوضاع منطقه هست.
یکیش تصادف ماشین معلم ‌های منطقه بود که متاسفانه یک کشته و سه زخمی داشت و دلیلش هم نامناسب بودن راه بود.‌
Read more
 #bighanoon #bashgahtanzpardazanjavan خوشبختانه خانواده ما از اون خانواده‌های پرسپولیسیه ...
Media Removed
#bighanoon #bashgahtanzpardazanjavan خوشبختانه خانواده ما از اون خانواده‌های پرسپولیسیه که ورزش نه فقط با گوشت و پوست و استخونمون بلکه با روده و معده و لوز‌المعده‌مون هم عجين شده و از هر انگشتمون یه رشته ورزشی میچکه؛ اوج هنر و استعداد و هوش ورزشیمون هم تو برادرم خلاصه میشه که از همون بچگی به ... #bighanoon #bashgahtanzpardazanjavan
خوشبختانه خانواده ما از اون خانواده‌های پرسپولیسیه که ورزش نه فقط با گوشت و پوست و استخونمون بلکه با روده و معده و لوز‌المعده‌مون هم عجين شده و از هر انگشتمون یه رشته ورزشی میچکه؛ اوج هنر و استعداد و هوش ورزشیمون هم تو برادرم خلاصه میشه که از همون بچگی به هیچ رشته‌ای نه نگفت و برخلاف مدیران فدراسیون‌ها که حتی یه عکس پرسنلى با شورت ورزشی ندارند، فول آلبوم عکس و فيلم با انواع و اقسام شورت و مایو و دوبنده کشتی و لباس کاراته و دست‌کش بوکس و... تو کارنامه حرفه‌ایش داره اما متاسفانه در عین ناباوری حقش رو خوردن و حتی به تیم‌های محل هم دعوت نشد؛ البته اینکه یه هفته بعد از ثبت نام تو هر رشته ورزشی در اثر فشار زياد تمرینات مجبور می‌شد چهار گوشه باشگاه رو ببوسه و تو اوج خداحافظی کنه هم بی‌تاثیر نبود. با این حال هیچ چیز از ارزش‌های ما کم نشد و ما ترجيح داديم استعدادمون رو در مسير حمايت از تيم‌هاى ملى (به‌خصوص تيم‌ملى فوتبال) به‌كار بگيريم. اما مهم‌ترین اتفاق ورزشی تو خانواده ما میزبانی از هواداران فوتبال جام جهانی 1998 بود که همزمان با فرانسه تو خونه ما برگزار شد به این صورت که با شروع مسابقات، تلويزیون 14 اینچی توشیبا رو وسط حیاط گذاشتیم و دور تا دورش رو فرش و موکت پهن کردیم و با پرت كردن اولين پوست تخمه وسط گل قالی، میزبانی خودمون رو رسما اعلام کردیم البته اول ميهمانمون سه چهار نفر از دوستان بودن اما اندک اندک، اندك اندك جمع طرفداران رسیدن و طوری شد که بعد از هر بازی ضمن تشکر از عزیزانی که از راه‌های دور و نزدیک تشریف آورده بودن، اعلام می‌کردیم که اتوبوس دم در منتظره، یه عده هم که از شهرهای اطراف اومده بودن دیدن نمیصرفه هی بخوان برن و بیان همون‌جا روبه‌روی تلويزیون چادر زدن. در کل اوضاع جوری بود که ردیف اول هم صدا داشتن هم تصویر، ردیف‌های وسط با صدا حال میکردن و ردیف‌های آخر هم، از واکنش رديف‌هاى جلو روند بازی رو حدس میزدن. خلاصه که میزبانی از هوداران جام جهانیِ اون سال با کمترین آمار تلفات برگزار شد البته بدون در نظر گرفتن اون‌هايى که موقع شادی بعد از گل حمید استیلی به آمریکا زیر دست و پا له شدن. (بالاخره مرگ حقه دیگه) و بگذريم از اون تماشاگرنماهايى هم که با سوءاستفاده از شلوغی فضا به میوه‌های درختاى حياط حمله کردن و به کم‌تر از قلع و قمع بنا و درختا راضی نشدن.الان هم داریم با عزیزانی که از سال 98 وسط حیاط چادر زدن بازی‌های امسال رو می‌بینیم. واقعا چيه اين فوتبال.
Read more
«نیل سایمون» درگذشت . «نیل سایمون» نمایشنامه‌نویس برنده جایزه پولیتزر و از بزرگترین نمایشنامه‌نویسان ...
Media Removed
«نیل سایمون» درگذشت . «نیل سایمون» نمایشنامه‌نویس برنده جایزه پولیتزر و از بزرگترین نمایشنامه‌نویسان تاریخ آمریکا در سن ۹۱ سالگی درگذشت. . به گزارش از سی ان ان، «سایمون» نمایشنامه‌نویس و فیلمنامه‌نویس آمریکایی که با آثار کمدی‌اش چون «زوج ناجور»، «پابرهنه در پارک»، «پسران آفتاب» و «مرور ... «نیل سایمون» درگذشت
.
«نیل سایمون» نمایشنامه‌نویس برنده جایزه پولیتزر و از بزرگترین نمایشنامه‌نویسان تاریخ آمریکا در سن ۹۱ سالگی درگذشت.
.
به گزارش از سی ان ان، «سایمون» نمایشنامه‌نویس و فیلمنامه‌نویس آمریکایی که با آثار کمدی‌اش چون «زوج ناجور»، «پابرهنه در پارک»، «پسران آفتاب» و «مرور کردن خاطرات ساحل» نام خود را به عنوان یکی از بزرگترین نویسندگان تاریخ آمریکا و تئاتر برادوی ماندگار کرده بود در بیمارستانی در شهر نیویورک و بر اثر عوارض ناشی از ابتلا به بیماری ذات‌الریه در سن ۹۱ سالگی از دنیا رفت.
.
وی که بیش از شش دهه در عرصه سرگرمی فعال بود فعالیت خود را با اولین نمایشنامه موفقش به نام «بیا در شیپورت بدم» در سال ۱۹۶۱ میلادی آغاز کرد و به ندرت می‌شد زمانی از سال را یافت که یکی از آثار وی بر صحنه تئاتر، سینما و یا گاها تلویزیون نباشد.
.
با مروری بر آثار و نمایشنامه‌های نوشته «نیل سایمون» چون «پابرهنه در پارک»، «زوج ناجور»، «چریتی شیرین»، «عاقبت عشاق سینه‌چاک»، «زندانی خیابان دوم»، «مرور کردن خاطرات ساحل»، «گمشده در یانکر» و «خندیدن در طبقه بیست و سوم» با فهرستی از برجسته‌ترین آثار کمدی اواخر قرن بیستم میلادی در آمریکا روبه‌رو می شویم.
.
نمایشنامه «زوج ناجور» از جمله مهمترین آثار «سایمون» بود که اولین‌بار در سال ۱۹۶۵ در تئاتر برادوی به روی صحنه رفت و چند جایزه تونی برای وی به ارمغان آورد. سه سال بعد فیلمی به اقتباس از این نمایشنامه با بازی «والتر ماتائو» و «جک لمون» ساخته شد و در سال ۱۹۷۰ میلادی یک سریال بلند تلویزیونی نیز بر اساس این نمایشنامه تولید شد.
.
کمپانی پارامونت در سال ۱۹۶۴ برای به دست آوردن حق ساخت فیلم سینمایی از نمایشنامه «زوج ناجور» مبلغ ۱۷۵ هزار دلار را تنها برای خلاصه‌ای ۴۰ صفحه‌ای به «سایمون» پرداخت.
.
«سایمون» در طول دوران فعالیت خود بیش از ۳۰ نمایشنامه نوشت و ۱۶ بار نامزد جایزه تونی مهم‌ترین جایزه در عرصه تئاتر شد و سه بار نیز این جایزه را برای بهترین نمایشنامه دریافت کرد. او همچنین در سال ۱۹۹۱ برای نگارش نمایشنامه «گمشده در یانکر» جایزه پولیتزر نمایشنامه را به خود اختصاص داد. کسب چهار نامزدی در جوایز سینمایی اسکار و همچنین جایزه «مارک تواین» تنها بخشی از افتخارات پرشمار «نیل سایمون» محسوب می‌شود.
.
همچنین یکی از سالن‌های تئاتر برادوی به نام «نیل سایمون» نامگذاری شده است و او تنها شخص در قید حیاتی بود که چنین افتخاری نصیبش شده بود.
Read more
این عکس و نمونه عکسهایی دیگر از این رقابت را باید در آرشیو تصاویرمان حفظ کنیم برای روزی که افسوس حضور ...
Media Removed
این عکس و نمونه عکسهایی دیگر از این رقابت را باید در آرشیو تصاویرمان حفظ کنیم برای روزی که افسوس حضور چوپان در مسترالمپیا را بخوریم که آرزو میکنیم اینطور نشود دوست داریم خوش بین باشیم اما شرایط به شکلی است که ممکن است متاسفانه ویزای او صادر نشود اگر متاسفانه این اتفاق رخ دهد ، هم ما ، هم طرفداران چوپان ... این عکس و نمونه عکسهایی دیگر از این رقابت را باید در آرشیو تصاویرمان حفظ کنیم برای روزی که افسوس حضور چوپان در مسترالمپیا را بخوریم که آرزو میکنیم اینطور نشود
دوست داریم خوش بین باشیم اما شرایط به شکلی است که ممکن است متاسفانه ویزای او صادر نشود
اگر متاسفانه این اتفاق رخ دهد ، هم ما ، هم طرفداران چوپان و هم فلکس لوییس بعد از رقابتهای المپیا میتوانیم واقعیت یک رقابت چالش برانگیز را درک‌ کنیم
نیکلاس ولیوود در المپیا شرکت میکند ، تصاویر او در کنار لوییس و این تصاویر میتواند یک رقابت را در ذهن ما باز سازی کند و امیدواریم که چوپان در این بازسازی تصویری موفق و پرچمدار باشد

پی نوشت: اولین رقابت حرفه ای بعد از المپیا نیز میتواند به میدانی برای رقابت چوپان با مدعیان المپیا تبدیل شود
معمولا انها برای کسب سهمیه سال بعد و یا شرکت در مسابقه برای پُربار کردن کارنامه قهرمانی خود ، طی سه یا چهار هفته در رقابتهای بعد از المپیا شرکت میکنند
Read more
هُورن ( کُر ) : کُر یا هورن یا فِرنچ هورن نام‌های سازی است از خانواده سازهای بادی برنجی. این ساز در سال ۱۶۵۰ میلادی در فرانسه از روی شیپور شکار ، ساخته شد به‌همین دلیل در کشورهای انگلیسی زبان به فرنچ هورن (شیپور فرانسوی) معروف است، اگر چه بیشتر نوازندگان آن را فقط هورن می‌نامند. خود فرانسوی‌ها ... هُورن ( کُر ) :
کُر یا هورن یا فِرنچ هورن نام‌های سازی است
از خانواده سازهای بادی برنجی. این ساز
در سال ۱۶۵۰ میلادی در فرانسه از روی شیپور شکار ، ساخته شد
به‌همین دلیل در کشورهای انگلیسی زبان به فرنچ هورن (شیپور فرانسوی) معروف است، اگر چه بیشتر نوازندگان آن را فقط هورن می‌نامند. خود فرانسوی‌ها به آن هورن می‌گویند
این ساز از لوله‌ای نسبتاً طولانی درست می‌شود که برای سادگی دست گرفتن و نواختن آن را به صورت مارپیچ خم می‌کنند
این ساز از نظر رنگ و کیفیت صدا شبیه ترین ساز به ساز های بادی اولیه است.
کلیدهائی برای کوتاه و بلند کردن طول لوله نیز روی آن نصب شده‌است. قطر لوله این ساز مانند کورنت یا ساکسوفون به‌تدریج گشاد می‌شود، یعنی لوله آن در نزدیک دهنی باریک است و به طرف انتهای ساز گشادتر میشود.
امروزه دگمه و دریچه ( و لوله اضافی ) به آن افزوده شده اند .
هورن ها ( کر ها ) دارای سه و چهار دریچه هستند.
قسمت دهانی هورن قیفی شکل است. ( گود تر از دهانه ی ترومپت )
انتهای لوله دراز و خمیده و انتهای آن به شکل ناقوسی خیلی باز ختم می شود .
وسعت صدایی :
هورن ( کر ) از دسته ساز های انتقالی است. نت آن را هم با کلید فا و هم کلید سل نوشته می شود .
اگر با کلید فا بنویسند نت های نوشته شده یک فاصله ی چهارم بالا تر و اگر با کلید سل بنویسند یک فاصله ی پنجم پایین تر صدا می دهد.
#هنر #هنرمند #هنرمندان #هنرمندان_ایرانی #هنرمندان_مشهور #موسیقی #موسيقى #موزيك #موسيقي #نوازنده #نوازندگی #ساز #نواختن #عشق #آموزش #آموزش_موسیقی #علم #دانش #فرهنگ #فرهنگ_سازی #ويديو #موزيك_ويديو
#music #musically #musica #musicians #trombone #tromboneplayer #horn
Read more
توضیح اینکه این کلیپ کاربردی و توضیحاتش از پیجی که آدرسش در زیر نوشته شده در اینجا آمده : اینم از کلیپ خشک کردن میوه: . دستور تهیه : من این میوه ها رو با فر خشک کردم برای تلخی پرتقال وسیاه شدن موز شربت زدم یک لیوان شکر رو با یک لیوان آب ویک قاشق اب لیمو مخلوط کنید خوب بزنید تا شکر تو آب حل شه وبزارید رو ... توضیح اینکه این کلیپ کاربردی و توضیحاتش از پیجی که آدرسش در زیر نوشته شده در اینجا آمده :
اینم از کلیپ خشک کردن میوه:
.
دستور تهیه :👇
من این میوه ها رو با فر خشک کردم برای تلخی پرتقال وسیاه شدن موز شربت زدم
یک لیوان شکر رو با یک لیوان آب ویک قاشق اب لیمو مخلوط کنید خوب بزنید تا شکر تو آب حل شه وبزارید رو گاز با شعله کم تا بجوش بیاد و شکر تو آب حل شه لازم نیست قوام بیاد فقط شکر حل شه کافیه وکنار بزارید تا سرد شه میوه ها رو با کارد یا رنده المانی ورقه ای برشهای نازک بزنید سعی کنید هم اندازه باشه من از رنده آلمانی استفاده کردم مواظبت انگشتمون باشید حتما از محافظ رنده استفاده کنید تو شهد بریزید وچند دقیقه بزارید وسپس تو آبکش بریزید تا شهد اضافی اون بره فر رو روشن کنید با کمترین دما کمترین دمای فر من ۱۲۰درجه هست یه جوریه باشه که بگی الانه خاموش میشه و نمیشه یعنی خیلی کم باشه کف سینی کاغذ روغنی بندازید ومیوه ها روش بچینید و وبزارید تو فر در فر کیپ نباشه یک قاشق بزارید رو در تا کیپ نشه نمیخوایم پخته شه باید خشک بشه حدود سه الی چهار ساعت طول میکشه تا خشک بشند .
. .
توجه کنید هر یکساعت یکدفعه میوه ها رو پشت ورو کنید (برگردونید ) آگه زیادی خشک بشه به کاغذ روغنی میچسپه آنوقت مجبورید با کاغذ نوش جان کنید حتما از کاغذ روغنی ضخیم استفاده کنید تا به راحتی جدا بشه کمپوت آناناس هم خیلی خوشمزس آگه حلقه های آناناس رو بیرون بیارید وتو صافی بزارید تا آب اضافیش بره وبچینید تو سینی فر وبزارید تو فر اناناس احتیاج به شهد نداره من سیب قرمز،سیب زرد،پرتقال،کیوی،موز خشک کردم.
.
بعد از خشک شدن تو ظرف دربسته بزارید ویخچال بزارید ماهها دوام میاره
آگه کاملا خشک بشن تو کیسه نخی بریزید وجای خنک بزارید
میوه رو رو شوفاژ یا کنار بخاری هم میتونید خشک کنید بخواید کنار بخاری خشک کنید به پرتقال وموز شهد بزنید میوه های دیگه نمیخواد
عزیزانی کیوی رو پوست بگیرید
برشهای کمپوت آناناس رو نازک کنید
عزیزانی سعی کنید از پرتقال شیرین استفاده کنید
عزیزانی که درباره ماکروفر ،توتسر...سوال میکنن ببخشید اطلاعی ندارم
عزیزان رنده رو حدود پانزده سال قبل خریدم
.
@ashrafsoltani1348
Read more
 #روحانی_را_پیدا_کنید سه ثانیه فرصت داری تا روحانی رو در تصویر پیدا کنی اما این مهم نیست ، مهم آن ...
Media Removed
#روحانی_را_پیدا_کنید سه ثانیه فرصت داری تا روحانی رو در تصویر پیدا کنی اما این مهم نیست ، مهم آن روحانیست که جماعتی دلخوش به وعده هایش به او رای دادند باید گشت و جناب #حسن_روحانی مورد نظر را پیدا کرد شاید سه سال فرصت باقی مانده برای پیدا کردن همان جناب روحانی همان جناب روحانی #کلید به دست همان ... #روحانی_را_پیدا_کنید
سه ثانیه فرصت داری تا روحانی رو در تصویر پیدا کنی

اما این مهم نیست ، مهم آن روحانیست که جماعتی دلخوش به وعده هایش به او رای دادند
باید گشت و جناب #حسن_روحانی مورد نظر را پیدا کرد
شاید سه سال فرصت باقی مانده برای پیدا کردن همان جناب روحانی

همان جناب روحانی #کلید به دست
همان جناب روحانی چنان #رونق_اقتصادی
همان روحانی #درآمد_سرشااااااااااااار
روحانی سالی چهار میلیون شغل
جناب روحانی چرخش همزمان #چرخ_زندگی #مردم
با چرخش #سانتریفیوژ ها
همان روحانی #لغو_تمامی_تحریمها
جناب روحانی آفتاب تابان و ابر و باران #برجام
جناب روحانی باغ سیب و #گلابی
جناب روحانی پناه بر خدا از بستن دهان #منتقدان
جناب روحانی تورم تک رقمی
جناب روحانی ثبات اقتصادی
جناب روحانی آشنا به زبان #مذاکره با دنیا
جناب روحانی که #رییس_جمهور #امریکا را فردی مودب و باهوش میشناخت
همان جناب روحانی #دولت وزیران برند
جناب روحانی #دولت_راستگویان و درستکاران
همان جناب روحانی ما در دولت پسرخاله پسر عمو نداریم
همان جناب روحانی که #اسحاق داشت
که اسحاقش گفت تا پایان دولت هیچ #کودک_کار و کارتن خواب و فقیری در ایران نخواهند ماند و هیچکس سر گرسنه بر زمین نخواهد گذاشت
همان روحانی که تا هزار و چهارصد هزار و چهارصد #سلبریتی وفادار داشت
همان جناب روحانی #مسکن_اجتماعی
روحانی تکمیل کننده #مسکن_مهر تا پایان نود و شش
همان روحانی
بگردید و روحانی موردنظر را پیدا کنید
بگردید

پ ن
توی تصویر بگردید حتما هست
ولی در مورد دوم ، گشتیم نبود
ولی شما بگردید ، ان شاالله که پیدا میشه
Read more
فوتبالفارسی این حق بدیهی یک مربی است تا بازیکنان مدنظر خود را انتخاب کند. هر مربی با بررسی جوانب ...
Media Removed
فوتبالفارسی این حق بدیهی یک مربی است تا بازیکنان مدنظر خود را انتخاب کند. هر مربی با بررسی جوانب فنی و یا انضباطی تیمش بازیکنان مورد نظر خود را انتخاب می‌کند و هیچ استدلالی بالاتر از دلایل فنی یک مربی برای انتخاب بازیکن وجود ندارد. اما روشی که کارلوس کیروش برای بیان دلایل خط زدن نام سیدجلال حسینی، ... فوتبالفارسی

این حق بدیهی یک مربی است تا بازیکنان مدنظر خود را انتخاب کند. هر مربی با بررسی جوانب فنی و یا انضباطی تیمش بازیکنان مورد نظر خود را انتخاب می‌کند و هیچ استدلالی بالاتر از دلایل فنی یک مربی برای انتخاب بازیکن وجود ندارد. اما روشی که کارلوس کیروش برای بیان دلایل خط زدن نام سیدجلال حسینی، وریا غفوری و سیدحسین حسینی آورده است بیشتر به توجیه شبیه است تا استدلال.

مقصر دانستن وینفرد شفر در قضیه خط زدن نام غفوری و حسینی اوج بدجنسی و نامهربانی کیروش در حق شفر است. شفری که هیچگاه از در تقابل با کیروش وارد نشده بود و از همان روز اول حتی ماندنش در پشت در رختکن تیم ملی و راه ندادنش توسط کیروش را به دل نگرفت. اما کیروش که تخصص عجیبی در دعوت از بازیکنان نیمکت‌نشین داشته و سابقه‌اش در تغییر پست بازیکنان اظهر‌من‌الشمس است، تغییر پست وریا و نیمکت‌نشینی حسینی در چهار بازی آخر استقلال را به عنوان دلایل خط زدن این دو عنوان می‌کند. او جرأت و جسارت بیان دلایل اصلی خط زدن این دو بازیکن را عنوان نمی‌کند و فقط در گوشه‌ای از مصاحبه‌اش به اینکه نیاز به یک دفاع راست قدرتمند داشته اشاره می‌کند. اگر کیروش برای عدم دعوت از وریا دلایل فنی می‌آورد انتقادی هم به او وارد نبود اما توجیهات او منتقدانش را راضی نمی‌کند.

در مورد خط زدن نام سیدجلال حسینی نیز او دلیل مضحک آینده‌نگری و بازی دادن به جوان‌ها را مطرح می‌کند در حالی همه اقرار دارند که جام جهانی محل تجربه‌اندوزی نیست بلکه محل استفاده از تجربیات اندوخته شده است. البته این جوانگرایی کیروش شامل پژمان منتظری و یا اشکان دژاگه که بیش از یک سال است به جز تیم ملی در جایی بازی نکرده و فعلا هم مصدوم است نمی‌شود! کیروش حتی به نیمکت‌نشین کردن سیدجلال هم راضی نشده و او را کنار گذاشت تا شائبه تاثیر روابط تیره باشگاه پرسپولیس و کیروش بر این تصمیم مطرح شود. به خصوص اینکه این اواخر سیدجلال به برانکو نزدیکتر شده بود و تعریف‌های برانکو پی‌در‌پی نصیب حسینی می‌شد.

کیروش در بیان دلایل خط زدن بازیکنان مطرح جلتنمنانه رفتار نکرد و پای شفر و تجربه را به میان کشید و برای جلب حمایت هواداران استقلال نقبی هم به اتفاقی که سه سال پیش در اردوی تیم ملی افتاده زد. انگار که عکس‌های خود با هدایتی در آن ضیافت شام را از یاد برده است. او خود هدایتی را به اردوی تیم ملی راه داد تا از طریق هدایتی دستمزد خود را نقد کند و حالا خود را بی‌خبر از همه جا جا می‌زند.
Read more
. من سالها پیش در یک روزِ گرمِ تابستانی در خانواده‎ای پرجمعیت به دنیا اومدم، پرجمعیت در حدی‌که اگه ...
Media Removed
. من سالها پیش در یک روزِ گرمِ تابستانی در خانواده‎ای پرجمعیت به دنیا اومدم، پرجمعیت در حدی‌که اگه بهمون یارانه می‌دادن سرمایه‌مون از امیر قطر بیشتر می‌شد. من فقط هفت تا باابابزرگ داشتم! عجیبه نه؟ آخه مامان بزرگم بعد از آقاجون خدابیامرز دو بار هتریک کرد، یعنی شش بار دیگه شوهر کرد... همه‌شونم ... .
من سالها پیش در یک روزِ گرمِ تابستانی در خانواده‎ای پرجمعیت به دنیا اومدم، پرجمعیت در حدی‌که اگه بهمون یارانه می‌دادن سرمایه‌مون از امیر قطر بیشتر می‌شد. من فقط هفت تا باابابزرگ داشتم! عجیبه نه؟ آخه مامان بزرگم بعد از آقاجون خدابیامرز دو بار هتریک کرد، یعنی شش بار دیگه شوهر کرد... همه‌شونم سر دو سه سال مُردن! یعنی من الان هفت تا بابابزرگ دارم که باید به مزارشون سر بزنم. هر کدومشونم یه ور ایرانن!
.
من بیست و چهار تا خواهر دارم! در واقع پدر مادرم برای اینکه بچه پسر داشته باشن بصورت شبانه‌روزی تلاش می‌کردن. در واقع مادر من فوق تخصص زنان و زایمان داره.... البته بصورت تجربی! بالاخره بعد از اینهمه زایمان شمام باشی متخصص میشه دیگهه.... من همیشه مادرم رو حامله به یاد دارم... یعنی یه هفته بعد از اینکه خود من به دنیا اومدم، مامانم خواهر کوچیکه‌مو سه ماهه حامله بود! شما تصور کن از 1961 که دیوار برلین ساخته شد تا 1989 که دیوار از بین رفت و حتی بعد از اون، مامانم داشته می‌زاییده هی. یعنی بلوک غرب و شرق بی‌خیال دیوار برلین شدن ولی بابا مامان من دست از تلاش برنداشتن! .
دوران کودکیم در دشت‎‌های اطراف کرج گذشت. جایی که زندگی می‌کردیم خیلی امن نبود و بجز خطر دست‌درازی کسانی‌که به ما چشمِ طعمه دوخته بودند، امنیت جانی هم نداشتیم. خیلی از هم‌بازی‌هام زیر ماشین عینهو مربا له و لورده شدند... و فاجعه اینجا بود که از بچگی توی گوشم می‌گفتند اگه عین همینا مرباطور له و لورده بشی تازه شانس آوردی!
.
هنوز اولای جوونی‌م بود که هم مامان و هم بابام رو از دست دادم، دست روزگار تمام خواهر برادرامو هم طعمه‌ سرنوشت کرد. ما حتی شناسنامه نداشتیم که اسم داشته باشیم و بتونم بعدها دنبال‌شون بگردم! هضم این حوادث برای منی که وابستگی شدیدی به خانواده‌ داشتم، کار ساده‌ای نبود. در اون تنهایی و بی‌کسی نفهمیدم چی شد که سر از شهر درآوردم. روزهای اول زندگی در شهر واسه منِ بچه‌روستایی خیلی جذاب بود اما کم‌کم زندگی روی بدشو بهم نشون داد، اونم در عنفوان جوونی و ترگل‌ورگلی‌م که از برخی نواحی اونقد رسیده و خوش‌فرم و تُپل‌مُپل شده بودم که هرکی بهم می‌رسید یه نگاه «بخورم‌تورو»ئی بهم می‌کرد. خب فکر کنم دیگه متوجه شدید که من یه گیلاس هستم. گیلاس بودن خیلی سخته و اگر این حرفم رو قبول ندارید، بذارید قسمتِ بد زندگیم رو براتون تعریف کنم: ما گیلاس‌ها تا به خودمون میایم می‌بینیم ای دل غافل، یه چیزی داره توی شکممون وول می‌خوره و لگد می‌زنه. من خودم شوکه شدم. نمی‌دونستم چی‌کار کنم، ترسیده بودم.
.
بقیه در کامنت اول 👇👇👇👇
Read more
یاد آوری پستی که تا سال هزاروچهارصد #تکرار میشود از چهار سال ، حدود یکسالش گذشت بنظر شما تا سه سال آینده این #وعده جناب #جهانگیری در ریشه کن کردن #فقر #گرسنگی و #کارتن_خوابی عملی خواهد شد ؟ نکته #تیم_اقتصادی و اجتماعی #دولت رییس کل #نوبخت وزیر امور اقتصادی و دارایی : #کرباسیان وزیر ... یاد آوری

پستی که تا سال هزاروچهارصد #تکرار میشود

از چهار سال ، حدود یکسالش گذشت

بنظر شما تا سه سال آینده این #وعده جناب #جهانگیری در ریشه کن کردن #فقر #گرسنگی و #کارتن_خوابی عملی خواهد شد ؟

نکته
#تیم_اقتصادی و اجتماعی #دولت
رییس کل #نوبخت
وزیر امور اقتصادی و دارایی : #کرباسیان
وزیر تعاون ، #کار و رفاه اجتماعی: علی ربیعی
وزیر #جهاد #کشاورزی : محمود حجتی
وزیر راه و شهرسازی : عباس #آخوندی
وزیر #صنعت ، معدن و تجارت : محمد شریعتمداری
وزیر #نفت : بیژن نامدار #زنگنه

#تدبیر #امید #اعتدال
#روحانی #دلار #فقیر #گرسنه #کودک_کار
#کودکان_کار #کارتن_خواب
#من_نگفتم #من_کی_گفتم #ارباب_وعده_ها
Read more
نوشته ای از اوریانا فالاچی در وصف سی سالگی: من از... شیرین نوشته ای از اوریانا فالاچی در وصف سی سالگی: من ...
Media Removed
نوشته ای از اوریانا فالاچی در وصف سی سالگی: من از... شیرین نوشته ای از اوریانا فالاچی در وصف سی سالگی: من از اینکه سی ساله هستم حظ می کنم.سی سال زندگیم را مثل مشروب خوشمزه می نوشم. سی سالگی سن زیبایی است، سی و یک سال و سی و دو سال و سی سه و چهار و پنج همه زیبا هستند. برای اینکه آدم احساس آزادی می کند.احساس ... نوشته ای از اوریانا فالاچی در وصف سی سالگی: من از...
شیرین
نوشته ای از اوریانا فالاچی در وصف سی سالگی:
من از اینکه سی ساله هستم حظ می کنم.سی سال زندگیم را مثل مشروب خوشمزه می نوشم. سی سالگی سن زیبایی است، سی و یک سال و سی و دو سال و سی سه و چهار و پنج همه زیبا هستند. برای اینکه آدم احساس آزادی می کند.احساس می کند یاغی شده است، برای اینکه اضطراب انتظار تمام شده، غم سراشیبی هم هنوز شروع نشده. احساس روشنی می کنیم. عاقبت در سی سالگی حس می کنیم که مغزمان کار می کند. اگر در آن سن، مذهبی هستیم، دیگر مذهبی هستیم. اگر به خدا اعتقاد نداریم، نداریم. اگر شک و تردید داریم بدون خجالت شک و تردید داریم.از تمسخر جوانها واهمه نداریم چون ما هم جوان هستیم. از سرزنش بزرگها وحشت نداریم چون ماهم آدم بزرگ هستیم. از گناه نمی ترسیم چون درک کرده ایم که گناه فقط یک نقطه نظر است.از اطاعت نکردن وحشت نداریم برای اینکه فهمیده ایم اطاعت کردن کار احمقانه ای است. از تنبیه نمی ترسیم چون به این نتیجه رسیده ایم که دوست داشتن عیب نیست. وقتی قرار است عاشق شویم می شویم، وقتی از هم جدا می شویم، آنرا با منطق قبول می کنیم. دیگر نباید به معلم و مدرسه و کشیش حساب پس بدهیم و بس
Read more
. یکی از بهترین و عجیب‌ترین تجربه های رستوران گردیم رو همین چند روز پیش داشتم. وقتی که برای ناهار ...
Media Removed
. یکی از بهترین و عجیب‌ترین تجربه های رستوران گردیم رو همین چند روز پیش داشتم. وقتی که برای ناهار به همراه چند تا از بچه های کار به فست فود باورچی رفتیم. بچه هایی که نه تنها تا بحال تجربه رفتن به رستوران و فست فود رو نداشتند، بله اکثرشون حتی نمیدونستند پیتزا چی هست؟! یا حتی همبرگر رو درست تلفظ نمیکردند! تجربه ... .
یکی از بهترین و عجیب‌ترین تجربه های رستوران گردیم رو همین چند روز پیش داشتم.
وقتی که برای ناهار به همراه چند تا از بچه های کار به فست فود باورچی رفتیم. بچه هایی که نه تنها تا بحال تجربه رفتن به رستوران و فست فود رو نداشتند، بله اکثرشون حتی نمیدونستند پیتزا چی هست؟! یا حتی همبرگر رو درست تلفظ نمیکردند!
تجربه غذا خوردن کنار ۹ تا بچه ۴ تا ۱۰ ساله که پر بودند از شور، هیجان، انرژی و سوال، برای من یکی از ناب ترین و عجیب ترین تجربه های زندگیم بود.
وقتی که ازم سوال کردند این چیه؟ و "این" در واقع شیشه سس کچاپ بود که نمیشناختند، باید اول بغضم رو میخوردم، خودم رو جمع و جور میکردم و بعد توضیح میدادم.
یا وقتی که در مورد ایران زیبا و دریا برام شعر میخوندند و چشماشون برق شادی داشت، میرفتم به بچگی خودم و دلم میخواست باهاشون بلند بلند شعر بخونم.
همه حس های متضاد رو توی دو سه ساعت تجربه کردم و دو سه روزه باهاش درگیرم. ترس از آینده این بچه ها و فکر کردن به مایی که توی همین شهر کنار هم نفس میکشیم، بدون اینکه از حال هم باخبر باشیم.
.
پی نوشت یک:
قبل از اجرای برنامه خیلی با خودم درگیر بودم که آیا این کار از لحاظ روحی و روانی برای بچه ها کار درستی هست یا نه؟ برای تصمیم گیری با دو نفر روانشناس و مدیر مرکز فرزندان آفتاب مشورت کردم و نتیجه این شد که تجربه رفتن به رستوران رو برای بچه ها فراهم کنیم. و بنا داریم این برنامه رو تکرار کنیم. از همینجا دست یاری همه صاحبان رستوران، فست فود و کسب و کارهای خوراکی که برای ادامه این حرکت اعلام آمادگی کنند رو میفشارم. اگر مایل هستید برای شهرمون، آینده بچه های این شهر و قلب خودمون کاری کنیم بسم الله. ما پای کار هستیم.
.
پی نوشت دو: مرکز فرندان آفتاب از بچه های کار و خیابان، بی سرپرست و بد سرپرست حمایت و بطور موقت نگهداری میکنه. به هر شکلی که بتونید کمکشون کنید دمتون گرم و کارتون درست. آدرسشون: بلوار ایثار (حدفاصل چهارراه مقر و بلوار رازی)، کوچه ۱۴، پلاک ۲۰۸۳
تلفن: ۵۸۰۱۶۹۴۶
t.me/sunkids
.
پی نوشت سه: ممنونم از مدیریت و کارکنان مجموعه باورچی که به بهترین شکل، رسم میزبانی و مهمان نوازی رو بجا آوردند و با همه توان، هر چه که تونستند برای خوشحالی بچه ها انجام دادند. دمتون گرم! کار زیباتون فراموش نمیشه.
@baverchi

پی نوشت چهار: یکی از پسربچه‌ها موقع خداحافظی از تو ماشین دست تکون داد و بهم گفت : "امیدوارم در همه مراحل زندگیت موفق باشی". اگر نتیجه سه سال کار روی شیرازفود فقط همین یک جمله هم باشه برام کافیه.

#شیراز #shiraz #shirazfood
Read more
. بسم الله الرحمن الرحیم . خانم منصوریان ، مدال آور ووشو در مصاحبه ای ادعا کردند که در سال 93 و پس از ...
Media Removed
. بسم الله الرحمن الرحیم . خانم منصوریان ، مدال آور ووشو در مصاحبه ای ادعا کردند که در سال 93 و پس از کسب مدال، خانم چرخنده بهشون رجوع کردند و با وعده خونه و ماشین و صد میلیون پول به هر کدام از خواهران!! ازشون خواسته چادر بپوشن!!!! و مدتی پوشیدن و کنارش گذاشتن ولی همیشه در راهپیمایی اربعین میپوشیدن ... .
بسم الله الرحمن الرحیم
.
خانم منصوریان ، مدال آور ووشو در مصاحبه ای ادعا کردند که در سال 93 و پس از کسب مدال، خانم چرخنده بهشون رجوع کردند و با وعده خونه و ماشین و صد میلیون پول به هر کدام از خواهران!! ازشون خواسته چادر بپوشن!!!! و مدتی پوشیدن و کنارش گذاشتن ولی همیشه در راهپیمایی اربعین میپوشیدن اما وعده خانم چرخنده عملی نشده و حالا بعد از چهار سال اومدن به اصطلاح افشاگری! و فقط این وسط خرج خرید چادر مونده روی دستشون!!
.
حالا نکته وار این سخنان رو تحلیل کنیم:
.
1-خواهران منصوریان در سوم آذر 93 در نامه ای به رهبری مدالهاشون رو به ایشون اهدا میکنن و دم از حجابشون میزنن و خانم چرخنده هشت روز بعد باهاشون دیدار میکنه و فیلمش هست که خواهران اعلام بسیجی بودن میکنن و میگن که از حالا میخوایم چادر بپوشیم... خب سوال: کسانی که قبلا معتقد به حجاب و مدعی اون بودن آیا نیازه بیای بهشون وعده خونه ماشین بدی برای چادر پوشیدن؟!
.
2-این سخنان رو اگر بر فرض محال درست بپنداریم، حقارت خود خانم منصوریان رو نشون میده که بخاطر ماشین و پول حاضره یک پوشش رو بپذیره... طبق همین اعتراف، خب حالا هم ممکنه بخاطر پول(احتمال به شدت قوی) این سخنان رو گفتن... پس به قول معروف تف سربالا شده براشون
.
3-گفتن که ما خودمون پیاده روی اربعین با چادر میریم... بعد میگن که این وعده فقط خرج چادر روی دستشون گذاشته!! خب وقتی واسه اربعین چادر دارید، دیگه خرجشو چرا ربط میدید به خانم چرخنده؟؟ اصلا چه خرجی؟؟؟ خانما یک چادر رو سالها شاید بپوشن... پس این حرفا هم فقط برای کوبیدن بوده
.
4-از آذر 93 و به قول خودشون وعده های خانم چرخنده چهار سال میگذره... بعد از وعده ها سه ماه شش ماه یک سال دو سال... اخه چهار سال گذشت حالا یادش افتاد که مثلا افشاش کنه؟؟؟
.
در دولت اصلاحات(خاتمی) کشور هر روز شاهد این هجمه ها علیه دین بود.. مثل حالا... البته اون زمان به جای اینستاگرام و تلگرام و توییتر، روزنامه های زنجیره ای داشتن و هدف این برنامه ها هم دو چیزه : کوبیدن دین و منحرف کردن اذهان مردم از افتضاحات دولتشون
.
فقط یک انسان بی بهره از هوش و ذکاوت میتونه این برنامه های هر روزه و شایعات و دروغ ها رو علیه دین ببینه و ندونه اینها سازمان دهی شده و هدفمند هستند....
.
#خواهران_منصوریان #الهام_چرخنده #حجاب #روحانی #دلار #تورم #فساد #رکود #بیکاری #برجام #سینما #فوتبال
.
@shahrbano.mansorian .
*313*
Read more
. یک- ماجرای ندا را شنیده‌اید؟ همان دخترک شش ساله‌‌ی افغان که چند روز پیش در قلعه‌ ساختمان مشهد مورد ...
Media Removed
. یک- ماجرای ندا را شنیده‌اید؟ همان دخترک شش ساله‌‌ی افغان که چند روز پیش در قلعه‌ ساختمان مشهد مورد تجاوز قرار گرفت و بعد به قتل رسید... دو- عقل جرم‌شناسی می‌گوید باید فعلا ساکت بود. من هیچ چیز نمی‌دانم. نمی‌دانم جانی چه مصرف می‌کرده است، چه وضع روانی داشته، بزه‌دیده چه شرایطی داشته و ... . فعلا ... .
یک- ماجرای ندا را شنیده‌اید؟ همان دخترک شش ساله‌‌ی افغان که چند روز پیش در قلعه‌ ساختمان مشهد مورد تجاوز قرار گرفت و بعد به قتل رسید...
دو- عقل جرم‌شناسی می‌گوید باید فعلا ساکت بود. من هیچ چیز نمی‌دانم. نمی‌دانم جانی چه مصرف می‌کرده است، چه وضع روانی داشته، بزه‌دیده چه شرایطی داشته و ... . فعلا فقط می‌شود ناراحتی را برون ریخت -که نابودت نکند- و ابراز تاسف کرد و گفت «یک کودک دیگر ...»
سه- دو چیز اما چیزی را یادم آورد. اول این که قاتل، دخترک را توی گونی مغازه‌ی میوه‌فروشی‌اش گذاشته و انداخته توی همان خیابان محل زندگی‌شان. مجرم ناشی و ناکاربلدی است. حتی اندازه‌ی امیرحسین، قاتل هفده ساله‌ی ستایش هم از مخفی کردن جسد و نابود کردن ادله‌ی جرم سر در نمی‌آورده است.
دوم این که در اعترافات پس از دستگیری‌اش گفته «وقتی دخترک را دیدم به چشمم زیبا آمد». قاتل چهل سال دارد و سه کودک ...
چهار- یاد بهلول کفن‌دزد افتادم. او هم گفته بود: «شیطان آمد و دخترک را در نظرم جلوه داد».
از این شیطان که این روزها #کودک_کشان راه انداخته است و گاه نامش شیشه‌‌ است و شراب، من سخت هراسناکم یا رسول الله!
پنج- بهلول که به پیغامبر گفت چه کرده است، رحمت دو عالم را خشم گرفت و خواست که او را بزند. گفت «الیک عنی یا فاسق! لاتحرقنی بنارک!»، «از من دور شو ای فاسق! مرا به آتش خود نسوزانی»
و مرا هولی است عظیم که همه بسوزیم به آتش این #کودک_کشان یا رسول الله!
شش- تاریخ می‌گوید «بهلول دخترکی داشت. چون بِمُرد، رسول‌الله دخترک را خواست و گفت «شاید که من تو را پدر باشم؟» گفت: « یا رسول الله! آن‌گه از من نیکبخت‌تر که بوَد؟»
رسول گفت: «دل شاد دار! از این پس من تو را پدرم. دل از پدر برگیر و بدرود کن- که او از این جهان برفت.»
و من سخت بیم‌ناک کودکان قاتل ندا هستم که بعد از پدر و به گناه پدر چه بر آن‌ها خواهد رفت یا رسول‌الله!

پ.ن:
عکس و متن‌های تاریخی از کتاب "قاف" است.
Read more
. درس خوندم ،مث ** هم خوندم ، عرق ریختم ، اشک نریختم ، پفک نخوردم ، فوتبال ندیدم ، بابا رو دیدم ، مامان رو ندیدم ، کنکور دادم ،مشاوره نگرفتم ، جستجو کردم، انتخاب کردند ، قبول شدم . بعد از قبولی و واریز مبلغی "ناقابل توجه" انتخاب هم اتاقی از روی عکس انجام می شد، مگر میشه فقط از روی یک عکس سه در چهار (نه تمام ... .
درس خوندم ،مث ** هم خوندم ، عرق ریختم ، اشک نریختم ، پفک نخوردم ، فوتبال ندیدم ، بابا رو دیدم ، مامان رو ندیدم ، کنکور دادم ،مشاوره نگرفتم ، جستجو کردم، انتخاب کردند ، قبول شدم . بعد از قبولی و واریز مبلغی "ناقابل توجه" انتخاب هم اتاقی از روی عکس انجام می شد، مگر میشه فقط از روی یک عکس سه در چهار (نه تمام قد) با آن حجم از روتوش اعمال شده کسی رو که قراره یک سالِ این خوابگاه عتیقه رو با اون تحمل کنید ، انتخاب کرد؟ آره ، کردم ، شد ! اون هم به افتضاح ترین حالت ممکن! من "ممد گریز" اسیرِ چنگال هفت ممد دیگه شدم (ممدرضا ، ممد حسین ، ممد مهدی به انضمام 4 ممد خالی دیگه ) . این عذاب ، کفاره کدامین گناه بود؟ ( -لابد اون دیگه؟! + حله ).دور بودیم . شیپور سکوت مطلق در طول شبانه روز سه بار نواخته می شد . موقع خواب ظهر ممد ، خواب شب ممد ، زر زدن های ممد. یخچال و جاکفشی رو برحسب حروف الفبا هشت قسمت کرده بودند. راس ساعت بیست وسه خاموشی بود و بیست دقیقه بعد از اذان صبح همه محکوم به بیداری بودند. به خاطر بحران آب جهانی و دست و پنجه نرم کردن کالیفرنیا با کمبود آب ، فقط دوبار در روز می توانستیم از سیفون استفاده کنیم. هر کس روغن ، سوزن ، گیره ، میوه ، بشقاب و مسواک مخصوص به خودش رو داشت.چون کسی حق دست زدن به اغذیه بقیه رو نداشت بعد یه ماه هر چی بود از اون کپک خوشگلا می زد. مینداختیمشون دور. تازه تخطی از هر کدام از حدود تعیین شده با مجازات سایرین همراه می شد. یک بار به خاطر تجاوز شست پایم به تشک ممد به گردگیری کاسه توالت با کمر محکوم شدم . "ممد" ها بیشتر بودن ، زبونشون چرب تر بود و دلشون سنگ تر! ماه اول و دوم و سوم و چهارم گذشت. فرصت های بیشتری برای با هم بودن پیدا کردیم ، دست انداختن ها شروع شد ، پا انداختن ها هم همینطور . خلوت های دو نفره ، مجال گفتن ناگفتنی ترین رازهامون رو فراهم کرد. ذهنمون پر از حرف ها و گفته های همدیگه شده بود.نزدیک تر شدیم . گفتیم ، شنیدیم ، قهقیدیم و گاهی اشک هم ریختیم . ترم دوم ، چهار نفر مشروطی داشتیم بقیه میگفتن واسه خاطر این بود که یا همه با هم به کلاس می رفتیم و یا هیچ کدوم نمی رفتیم و مث خرس میخوابیدیم ولی من اینجور فکر نمی کردم دلیلش آی کیو پایینمون بود ( بار احساسی را کم می کند). دیگه هیچ کسی میوه ، گیره ، روغن ، سوزن ، بشقاب و مسواک مخصوص به خودش رو نداشت . مرزهای یخچال و جاکفشی محو شده بودن. کفش من جای ممد بود و استانبولی قرمز و ناموزون سلف مرکزی ممد توی جای من .
.
ادامه در کامنت...
.
#پنجشنبه_دانشجویی
Read more
. شماره ناشناس است . همیشه از شماره های ناشناس می ترسم . آدم نمی داند پشت این شماره ها چه خبر می تواند ...
Media Removed
. شماره ناشناس است . همیشه از شماره های ناشناس می ترسم . آدم نمی داند پشت این شماره ها چه خبر می تواند باشد. جواب می دهم . حال و احوال می کند . می خواهد بداند شناخته ام یا نه . نه . نشناخته ام . می گوید علیرضا هستم . علیرضا شاهین . می شناسمش . چهار پنج سال پیش رفیق تاتری بودیم . می گوید : از یاسر خبر داری یا نه ... .
شماره ناشناس است . همیشه از شماره های ناشناس می ترسم . آدم نمی داند پشت این شماره ها چه خبر می تواند باشد.
جواب می دهم . حال و احوال می کند . می خواهد بداند شناخته ام یا نه . نه . نشناخته ام . می گوید علیرضا هستم . علیرضا شاهین .
می شناسمش . چهار پنج سال پیش رفیق تاتری بودیم . می گوید : از یاسر خبر داری یا نه ؟
_ نه . خبر ندارم .
می پرسد : از کی ؟
_ دو سال . شاید هم سه سال پیش .
می گوید : دو سال پیش مریض شد . نمی دونم اسم مریضیش چی بود . مغزش کم کم کوچیک و کوچیک تر شد . فراموشی گرفت . یادش می رفت کجاس . آخرین باری که از خونه بیرون زد گم شد . سه ماه بعد تو رامسر پیداش کردن . بعد افتاد تو تخت . لاغر شد . انقدری که می تونستی مثل یه بچه تو بغلت بگیریش . آب شد و آب شد تا اینکه تموم کرد .
یاسر ؟ یاسر احمدزاده ؟ پسری که عشق بازیگری بود و زن و یک دختر هم داشت ؟ همانی که آخرین بار دم حنابندان برادرم تا جلوی در خانه آمد و زنگ زد و گفت بیا جلوی در دلم برایت تنگ شده ببینمت گفتم نه کار دارم نمی توانم ؟
بله . همان . همان یاسر . که آخرین بار به خاطر مساله ای کوچک ندیدمش . گفتم برود . گفتم کار دارم . الکی . کار آن چنانی نداشتم .و اطمینان دارم وقتی رفته ناراحت شده . غمگین بوده .

حالا که چه ؟ یقه ام را جر بدهم درست می شود ؟ نه . می شود برگشت به آن شب و بگویم بمان همین حالا می آیم جلوی در ؟ نه . نمی شود .
آدم یک وقت هایی همینطوری راحت از دست می دهد . همین قدر راحت .

توی نمایش آخری که با هم بودیم و نمایشنامه اش را من نوشته بودم و برای جشنواره شمسه اجرایش کردیم یاسر نقش پزشک دیوانه ی تامینات را داشت .
یکی از دیالوگهاش این بود : می تونم با یه تزریق بفرستمت بهشت . خیلیا رو با همین آمپول هوا فرستادم اونجا . هر شب به خوابم میان .میگن دستت درد نکنه که ما رو فرستادی بهشت.... مرتضی عبدی

به روح جوانی که زود رفت ، وقتی که دختری دو ساله داشت .
برای همه ی جوان هایی که جسم ندارند آرزوی آرامش و رحمت کنیم .
Read more
یه شب خیلی خوب و سرد با دوستانم همراه با کلی خاطره<span class="emoji emoji1f60d"></span><span class="emoji emoji1f60d"></span><span class="emoji emoji1f60a"></span> (در ادامه خاطراتش رو هم می گم<span class="emoji emoji1f601"></span><span class="emoji emoji1f604"></span>) خب خاطره یک : ساعت ...
Media Removed
یه شب خیلی خوب و سرد با دوستانم همراه با کلی خاطره (در ادامه خاطراتش رو هم می گم) خب خاطره یک : ساعت یازده شب بود بجز ما سه نفر ، و دو سه تا ادم که بنظر میرسید شکست عشقی خوردن و از زندگی خسته شدن و دعوا هم کردن همین چند دقیقه پیش(اینا رو با یه نگاه متوجه شدم) کسی پر نمیزد اونجا😕😐 خ دو : یک ساعت معطل شدیم ... یه شب خیلی خوب و سرد با دوستانم همراه با کلی خاطره😍😍😊 (در ادامه خاطراتش رو هم می گم😁😄) خب خاطره یک : ساعت یازده شب بود بجز ما سه نفر ، و دو سه تا ادم که بنظر میرسید شکست عشقی خوردن و از زندگی خسته شدن و دعوا هم کردن همین چند دقیقه پیش(اینا رو با یه نگاه متوجه شدم😁😁) کسی پر نمیزد اونجا😕😐 خ دو : یک ساعت معطل شدیم تو سرما که امید برامون ثابت کنه این ماشینی که اینجا میبینید پارک کرده آریسان نیست بلکه پژو پارس هست و در ظاهر حس نمیشه اینقدر بررسی و تفحس ادامه داشت که کار به سرچ در اینترنت کشید و فکر کنم اخر سر نظریه امید با موفقیت روبرو شد😁💪🏻💪🏻 خ سه : هوا خیلی سرد بود چندین نفر هم داشتن فوتبال بازی می کردن و به رغم علاقه شدید به بازی نهایت حرکتی که تونستیم بزنیم این بود که از لابه لای فنس ها اونا رو تماشا کنیم و حرص بخوریم 😁😁
اخر سر توپشون هم پنچر نشد کمی بخندیم 😕😜 خ چهار : من به قصد ساندویچ اومدم بیرون و خیلی هم گرسنه بودم اما با درمیان گذاشتن این نظریه(ساندویچ خوردن) مخالفت شدید شد و گفتن ساندویچ غذای خوب و سالمی نیست 😐😑😮😦 خلاصه از شانس ما اینا بعد از سه سال رگ تغذیه شناسیشون گل کرده بود 😒😏حالا تو دانشگاه چلو لاستیک با افزودنی ها مجاز میخوردیم و خورشت سبزی با طعم چمن های دانشگاه متناسب با فصل (بچه های اقلید درکش می کنن اینو)😁😄😜 در نهایت رفتن آش سبزی و حلیم بادمجبون گرفتن و برا دفعات محدود تکرار می کنم دفعات محدود لجبازی من به نفعم تموم نشد البته خودمم میخواستم حالی بهشون بدم 😌😌😒😏 در نهایت اون شب هم تموم شد با تمام خاطراتش و تنها چیزی که ازش به حافظه میمونه همین خاطرات ریز و درشته😍❤💚 جا داره اخر کار یه یادی هم کنیم از رفیقم محمد که از سرشب تا اخر شب زنگ زد بنده خدا ببینه من کجام بیاد دنبالم منم نمیدونستم کجام فقط میدونستم هنوز توی شیرازم😄😁😜😜
سلام دلاور 😁😂😁👌🏼
کاش همرات اومده بودم حداقل یه همبری میخوردیم 😜😜
Read more
. Four years ago today we moved to the lovely #seattle . #home 🌧<span class="emoji emoji1f4a7"></span> چهار سال پیش، چهارم آگست بعد از ...
Media Removed
. Four years ago today we moved to the lovely #seattle . #home 🌧 چهار سال پیش، چهارم آگست بعد از سه سال و نیم تجربه زندگی کردن کنار هم در تهران ، با همدیگه به سیاتل مهاجرت کردیم. سیاتل حالا شده شهر من خونه من. نمیدونم تا کی سیاتل بمونیم! ولی میدونم بخش بزرگی از وجود من تو این خاک شکل گرفته! درست ... .
Four years ago today we moved to the lovely #seattle . #home
🌧💧
چهار سال پیش، چهارم آگست
بعد از سه سال و نیم تجربه زندگی کردن کنار هم در تهران ، با همدیگه به سیاتل مهاجرت کردیم.

سیاتل حالا شده شهر من
خونه من.
نمیدونم تا کی سیاتل بمونیم! ولی میدونم بخش بزرگی از وجود من تو این خاک شکل گرفته! درست همون موقع ها که از تنهایی و غم زیاد، قشنگی هاش رو نمیدیدم و خاک این شهر رو چنگ میزدم به من شکل داد. من رو گلشید امروز کرد، که حتما بهترین نیست! ولی از خودش راضیه.
حالا خودم رو به این باور رسوندم که دلم هر جا آروم تره، قلبم برای هر جا بتپه! اونجا خونه منه.
قلب من هر لحظه برای تهران قشنگم میزنه و دیشب که هیجان رسیدن به سیاتل رو داشتم، مطمین شدم سیاتل هم خونه منه.
. درست مثل لندن که روزی عزیز ترین خونه ام بود
.
بچه ها
میدونم خیلی هاتون قصد رفتن دارید
میفهممتون
ولی بدونید سال های اول مهاجرت سخته! گاهی نفس گیره!
حتی اگر مثل من آدم وابسته ای نباشید.
کافیه عاشق باشید.
درد رو با تمام سلول هاتون حس میکنید.
اینکه می ارزه یا نه!
نمیدونم!
من تا ابد دلتنگ تهرانم،
دلتنگ خانواده و دوست و فامیلمم! دلتنگ خاطره ها و کوچه هاشم! دلتنگ بخشی از گلشیدم که جا گذاشتمش و اومدم!
و تا ابد ازش دلگیرم!

حالا فکر میکنم درست انتخاب کردم.
🏡
کاش وطن ... (بقیه اش رو شما بگید)
Read more
↴ <span class="emoji emoji25c0"></span>فریدون آسرایی : مدیران خواننده شدند خواننده‌ها مدیر! ‌ <span class="emoji emoji1f4cc"></span>مصاحبه‌ی فریدون آسرایی <span class="emoji emoji1f538"></span>با روزنامه‌ی ...
Media Removed
فریدون آسرایی : مدیران خواننده شدند خواننده‌ها مدیر! ‌ مصاحبه‌ی فریدون آسرایی با روزنامه‌ی «جام جم» تاریخ انتشار: ۱۵ مرداد ۹۷ ‌ ✍متن کامل این مصاحبه : ‌ قرار بود یک گفت‌وگوی کوتاه باشد به مناسبت تولدش ، اما جایتان خالی بیش از چهار ساعت حرف زدیم و خندیدیم. فریدون آسرایی کارش بازی ...
◀فریدون آسرایی : مدیران خواننده شدند خواننده‌ها مدیر!

📌مصاحبه‌ی فریدون آسرایی
🔸با روزنامه‌ی «جام جم»
🔸تاریخ انتشار: ۱۵ مرداد ۹۷

✍متن کامل این مصاحبه :

قرار بود یک گفت‌وگوی کوتاه باشد به مناسبت تولدش ، اما جایتان خالی بیش از چهار ساعت حرف زدیم و خندیدیم. فریدون آسرایی کارش بازی با مرزهاست. خدمت سربازی‌اش را پای بلندی‌های جولان ایستاده بوده، بعد به فیلیپین رفته، بعدش به کانادا، بعد آمده ایران و البته حتما در این میان رفت و آمدهای دیگری هم داشته، همه اینها را هم اتفاقی به نام عشق رقم زده است. به همین دلیل است که هم مرزها را خوب می‌شناسد و هم بازی کردن با آنها را خوب بلد است. نه این‌که فکر کنید فقط روی نقشه جغرافیایی، بلکه او با کلمات و اتفاقات زندگی هم همین برخورد را دارد. خواننده «خوشگل عاشق» را اگر خوب بشناسید، می‌دانید که کارشناسی ارشد رشته کشاورزی دارد و آن‌طور که خودش می‌گوید در سالیان دور بارها به ساختمان وزارت کشاورزی زل زده و خودش را در آینده مدیر یکی از طبقاتش تصور کرده است، اما حالا او شده خواننده و خیلی‌ها که قرار بوده بشوند خواننده، شده‌اند مدیر‌کل! با او که امروز ۶۲ ساله شد درباره همه چیز حرف زدیم، از سفر گرفته تا رفتن و ماندن و عشق و موسیقی.

※اگر اشتباه نکنم اولین کار رسمی شما در ۴۲ سالگی منتشر شد. برای شروع دیر نبود؟

یادم نیست چند ساله بودم اما اولین کار هنری‌ام در ایران منتشر نشد. سال ۷۷ در کانادا در گروه رامین زمانی کارم را شروع کردم که یک آلبوم مشترک منتشر کردیم. اولین کار رسمی‌ام در ایران اما در سال ۸۳ و در ۴۸ سالگی منتشر شد. جالب است که آلبوم اولم در ایران در مرداد ۸۳ منتشر شد در حالی که من در خارج از کشور بودم و سال ۷۹ در ایران بودم که آلبومم در کانادا منتشر شد!

※آلبوم «غریبه»‌ در ایران خیلی موفق بود، تصور می‌شد با این حجم از موفقیت بسرعت کارهای بعدی‌ات را منتشر کنی اما چرا این‌طور نشد؟

من با تیمی کار می‌کنم که فاصله بین تهیه و انتشار آلبوم هایش هیچ‌وقت کمتر از سه سال نبوده، یک ضرب‌المثل انگلیسی هست که شاید مصداق این وضعیت من باشد. آنها می‌گویند «ما آن‌قدر پولدار نیستیم که بتوانیم لباس ارزان بخریم» ما هم آن‌قدر پولدار نیستیم که هر سال یک آلبوم تهیه کنیم.

(ادامه‌ی مصاحبه در کامنت‌ها👇)
Read more
 #اللهم_عجل_لولیک_الفرج #آخر_شعبان_ایام_ولادت_حضرت_رقیه سلام الله علیها . #ولادت_حضرت_رقیه ...
Media Removed
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج #آخر_شعبان_ایام_ولادت_حضرت_رقیه سلام الله علیها . #ولادت_حضرت_رقیه سلام الله علیها در اواخر ماه شعبان المعظم قرار دارد. این #میلاد در سال ۵۷ هجری قمری و در #مدینه منوره بوده است. که حدودا با #دهه_دوم_تیر_ماه سال ۵۶ هجری شمسی تطابق دارد. کتاب های مختلف، سن ... #اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#آخر_شعبان_ایام_ولادت_حضرت_رقیه سلام الله علیها
.
#ولادت_حضرت_رقیه سلام الله علیها در اواخر ماه شعبان المعظم قرار دارد. این #میلاد در سال ۵۷ هجری قمری و در #مدینه منوره بوده است. که حدودا با #دهه_دوم_تیر_ماه سال ۵۶ هجری شمسی تطابق دارد.

کتاب های مختلف، سن آن حضرت را سه سال و #سه_سال_و_نیم و بیشتر نقل کرده اند. که در #کتب_تاریخی به این مطلب تصریح شده است.

بنابر مشهور سن این عُلیا مخدره سه سال و چند ماه بوده است. در بین اهل ولا و حتی در بعضی کتب عنوان #سه_ساله برای آن حضرت شهرت دارد؛ زیرا وقتی در مورد سن کسی می گویند «سه ساله است یا چهار ساله» همیشه مرادشان این نیست که سه سال کامل یا چهار سال کامل دارد، بلکه حد تقریبی را بیان می کنند.

بنابر آن چه در سن آن حضرت گفته شده، روز ولادت #حضرت_رقیه سلام الله علیها تقریبا در اواخر ماه شعبان محتمل است و شهرت در ولادت بی بی نیز در همین ایام آخر شعبان است.
همچنین است #فتوای_علما و #مراجع_تقلید مبنی بر اینکه آخر شعبان ایام بزرگداشت #ولادت_حضرت_ام_کلثوم و #ولادت_حضرت_رقیه سلام الله علیهما است و اقامه کردن این ایام #راجح و #مطلوب میباشد.

نام مبارک #مادر_حضرت_رقیه سلام الله علیها حضرت حبوه بوده و کنیه ایشان #ام_اسحاق است.
راجع به حضرت ام اسحاق آمده است که "ماتت فی مخاضها" بعد از به دنیا آمدن حضرت رقیه سلام الله علیها از دنیا میروند و #شهیده میشوند.
و 28 شعبان روز بزرگداشت شهادت حضرت ام اسحاق مادر حضرت رقیه سلام الله علیهما است که با یکی از اقوال #شهادت_حضرت_زهرا سلام الله علیها نیز تقارن دارد.

چون #حضرت_ام_اسحاق سلام الله علیها از دنیا میروند و نازدانه #رقیه_خاتون سلام الله علیها یتیم میگردند فلذا #حضرت_رباب سلام الله علیها این دردانه را در دامن خود بزرگ کرده و برایشان مادری میکنند. به نحوی که همه تصور میکردند که مادر حضرت رقیه، بی بی حضرت رباب سلام الله علیهما هستند.

امیدواریم که جمیع مؤمنین و دوستداران #اهلبیت علیهم السلام در این ایامِ اواخر شعبان برای بزرگداشت و پاسداشت امانت #سیدالشهداء علیه السلام در خرابه ی شام، مجالس تعظیم و تکریم برقرار کرده و برای آن مظلومه ذکر مصیبت کنند و بحق رقیه بنت الحسین علیهما السلام طلب فرج و ظهور امام زمان عجل الله فرجه را بنمایند.
#بر_منکر_حضرت_رقیه_تاابد_لعنت

دائرة المعارف تشیع ج۱ ص۷۷
کامل بهائی جزء۲ باب۲۵ فصل۳ ص۱۷۹
در چاپ انتشارات مرتضوی ص۵۲۳
...
#پست_مشترک
Read more
. ‎قسمت دوازدم خاطرات کودکی ‎روز ها میومد و میرفت، شاد و خوش و خرم ‎همیشه عادت داشتم آخرین روز مدرسه، ...
Media Removed
. ‎قسمت دوازدم خاطرات کودکی ‎روز ها میومد و میرفت، شاد و خوش و خرم ‎همیشه عادت داشتم آخرین روز مدرسه، زنگ آخر بستنی بدم کلاسو ‎آقای سعیدی، بابای مدرسه میومد تو کلاس پخش میکرد ‎یادش بخیر ‎امتحانای خرداد هم رسید ‎روز آخر همه وقتی داشتن از هم خدا حافظی میکردن میگفتن سال دیگه میبینیم همو ‎خیلی ... .
‎قسمت دوازدم خاطرات کودکی
‎روز ها میومد و میرفت، شاد و خوش و خرم
‎همیشه عادت داشتم آخرین روز مدرسه، زنگ آخر بستنی بدم کلاسو
‎آقای سعیدی، بابای مدرسه میومد تو کلاس پخش میکرد
‎یادش بخیر
‎امتحانای خرداد هم رسید
‎روز آخر همه وقتی داشتن از هم خدا حافظی میکردن میگفتن سال دیگه میبینیم همو
‎خیلی ها هم سال باهم تو یه مدرسه بودن یا همسایه بودن، یا نزدیک هم بودن
‎ولی من چون مسیر خونمون خیلی به بچه ها دور بود سعی میکردم جدی تر خداحافظی یا حرفای آخرمو با بچه ها بزنم
‎روز آخر امتحانا، روزی بود که واسه آخرین بار کسایی که ۵ سال باهاشون همکلاسی، هم مدرسه ای و حتی بقل دستی بودم رو میدیدم
‎بعد از سه چهار سال که با هیچکدوم از بچه ها ارتباطی نداشتم، یه روز سر کلاس یه سری عدد پشت سر هم اومد تو ذهنم که برام خیلی آشنا بود
‎سریع نوشتمش رو یه کاغذ و نگاش کردم
‎بعد چند روز که ذهنم درگیر اون عدد ها بود، یادم اومد که شماره تلفن خونه علیرضا ایناس. علیرضا جاهد
‎سریع زنگ زدم و یه حال و احوال پرسی ای کردیم
‎یکی دو سال بعد هم سه چهارتا تا از بچه هارو همزمان تو فیسبوک پیدا کردم
‎امین و علی گوهری که دوقلو بودن و امید استکی و نوید جهانبانی
‎امین و علی که تحویلمون نگرفتن
‎نوید هم روز افتتاحیه نمایشگاهم ، سال ۱۳۹۱ ، مرداد ماه اومد پیشم
‎هیچ فرقی نکرده بود این پسر، مثه همون روزا دبستانمون بود
‎خیلی خوشحال شدم که دیدمش
‎و اما امید
‎امید، امید، امید
‎یه روز زنگ زدم و قرار گذاشتیم که ببینیم همو
‎سال ۹۲ بود فکر کنم
‎با همون استایل همیشگی و مخصوص خودش، طرز حرف زدن ۱۰ سال بزرگ تر از خودش
‎یه صبح تا عصری با هم بودیمو گفتیم و خندیدیم
‎علیرضا هم که دقیقا ۵ سالی میشه قراره یه روز برنامه بچینیم و ببینیم همو
اینا تموم خاطرات من بود از دوره دبستانم
‎دلتنگ بچه های اون دورانم
‎دلم میخواد ببینمشون
‎اما ترجیح میدم تلاش نکنم که ببینمشون
‎آدما تو سال ها تغییر میکنن
‎دلم نمیخواد خدایی نکرده تصویری که از اون روزا دارم بهم بریزه
‎دلتنگ اون دورانم
‎اما هیچوقت نمیخوام برگردم به اون روزا
‎ممنونم که این همه وقت منو این پرت و پلاهامو تحمل کردین
‎هر خاطره ای که میذاشتم، لحظه به لحظه نگاه میکردم که ببینم چه کامنت هایی گذاشتین براش ‎خاطرات دوران راهنماییم شاید طولانی بشه
‎خیلی چیزا فرق کرد تو دوران راهنمایی
‎اگه دوس داشتین ، بگید تا یواش یواش شروع کنم به نوشتن و پیدا کردن عکس های بیشتر برای خاطرات ‎مرسی که هستین ❤ ‎ #خاطرات_كودكي_سهراب_ادهمي
Read more
. یوسف دو سه ساله بود. کلاس زبان می‌رفتم. معلم‌مون/تیچرمون!! یه آقای جوان موقر مجرد بود. بعضی جلسات ...
Media Removed
. یوسف دو سه ساله بود. کلاس زبان می‌رفتم. معلم‌مون/تیچرمون!! یه آقای جوان موقر مجرد بود. بعضی جلسات ناچار بودم یوسف رو با خودم ببرم سر کلاس. همکلاسی‌ها عاشقش بودن. آقای میلادی هم همین‌طور. موقع حل کردن تمرین‌ها می‌نشوندش روی پاش، می‌گفت هیچ کس نگاهش نکنه سرتون توی کتاب‌هاتون باشه به کارتون ... .
یوسف دو سه ساله بود. کلاس زبان می‌رفتم. معلم‌مون/تیچرمون!! یه آقای جوان موقر مجرد بود. بعضی جلسات ناچار بودم یوسف رو با خودم ببرم سر کلاس. همکلاسی‌ها عاشقش بودن. آقای میلادی هم همین‌طور. موقع حل کردن تمرین‌ها می‌نشوندش روی پاش، می‌گفت هیچ کس نگاهش نکنه سرتون توی کتاب‌هاتون باشه به کارتون برسید! بعد خودش مشغول خوش و بش باهاش می‌شد و سرش رو گرم می‌کرد. تا وقتی هم یوسف یا من نمی‌خواستیم برگرده پیشم، پیش خودش نگهش می‌داشت...
_
محمدحسام سه چهار ساله بود. یک دوره کلاس عقیدتی می‌رفتم که طول دوره شش ترم بود. توی کلاس ما تعدادی مادر بود که بچه‌های همسن و سال حسام داشتن. ترم اول برای بچه‌ها مربی گرفتیم. ترم دوم نتونستیم کسی رو پیدا کنیم. مدل کلاس‌ها اینجوری بود که توی یک سالن بزرگ گروه گروه می‌نشستیم و مرزی بین کلاس‌ها نبود. خانم‌های کلاس‌های مجاور! به مسئول مجموعه معترض شده بودن که بچه‌های مادرهای این کلاس، حواس ما رو پرت می‌کنن و اگه درست متوجه درسها نشیم حق‌الناس گردن اینهاست و..... .
#حق_الناس!، چیزی که من خیلی از استفاده‌ی ابزاری و افراطی‌ش توی جمع‌ها و محافل مذهبی بدم میاد. یه جور چماق که وقتی بالا می‌برنش ناچاری تسلیم بشی وگرنه آدم ضددین و بی‌قید و بی‌مبالاتی به نظر میای، هر چند که حق با تو باشه! .
من اون دوره رو نصف و نیمه رها کردم و به مسئول دوره گفتم حضور دخترهای مجرد و پیرزن‌ها توی این کلاس‌ها چندان ضروری نیست. گروه اول هنوز فرصت دارن و گروه دوم دیگه ازشون گذشته. جای مادرهای جوان توی این دوره‌هاست که می‌خوان بچه تربیت کنن و اگه ماها نتونیم از منابع دیگری به این اطلاعات دسترسی پیدا کنیم و بچه‌هامون بر اثر ناآگاهی ما به خطا برن، چه بسا اون حق‌الناسی که ازش حرف می‌زنید گردن اون خانم‌هایی بیاد که پای مادرها رو از این کلاس‌ها بریدن!
_
امروز وقتی مربی محمدحسام بدون اینکه کسی ازش خواسته باشه #"فاطمهحورا رو بغل کرد تا پیش داداشش باشه و همزمان مشغول کلاس‌‌داری‌ش بود، دوباره یاد آقای میلادی افتادم.
_
اینکه ما چه‌قدر منعطف باشیم همیشه به جنسیت یا سن و سال‌مون ارتباط نداره. ما می‌تونیم یک خانم جاافتاده که زمانی خودش مادر بوده باشیم و مادرهای جوان رو درک نکنیم، می‌تونیم هم یک آقای مجرد باشیم ولی به سهم خودمون، داوطلب نگهداری از بچه‌ها و همکاری با مادران‌شون باشیم.
_
#از_مادرانه_هااا
#سیدمحمدحسامـ
Read more
. همه چیز را که نباید زود فراموش کرد... بعضی آدم ها، همان هایی که هی پرونده شان را می بندی و باز می کنی، همان ...
Media Removed
. همه چیز را که نباید زود فراموش کرد... بعضی آدم ها، همان هایی که هی پرونده شان را می بندی و باز می کنی، همان هایی که هی از گذشته راه شان می دهی به حال... همانی که یادت رفته چه کرده با تو... اینجور آدم ها، نبودن شان می ارزد به تلخی ِ بودن شان؛ فراموش کردن زود هنگام، خطر بخشیدن در پی دارد... اول ش زود ... .
همه چیز را که نباید زود فراموش کرد...
بعضی آدم ها، همان هایی که هی پرونده شان را می بندی و باز می کنی،
همان هایی که هی از گذشته راه شان می دهی به حال...
همانی که یادت رفته چه کرده با تو...
اینجور آدم ها، نبودن شان می ارزد به تلخی ِ بودن شان؛
فراموش کردن زود هنگام، خطر بخشیدن در پی دارد...
اول ش زود فراموش می کنی و یادت می رود...
دلت تنگ می شود برایش،
دلتنگ ش می شوی و بعد می بخشی اش و باز دوباره همان راه قبلی....همان اشک ها...همان دردها...همان غصه خوردن ها...
تکرار دوباره و سه باره ی یک اشتباه یعنی حماقت...می فهمی؟ حماقت!!
یعنی درس عبرت نشده برایت.
یک وقت هایی لازم است بعضی چیزها یاد ِ آدم بماند،
#فراموش نشود اصلا...
بی مرامی یک آدم مثلا...
تلخی های تلخ ...همه ی آن خاطرات ِ بد ...
یکی انگشت ش را نخ می بندد برای یادآوری،
یکی داغ روی دستش می زند...
اصلا می دانی جان ِ دل، یک وقت هایی لازم است این داغ زدن روی دست...
لازم است داغی بزنی؛ بسوزانی اش، که فراموش نشود دل ِ سوخته ات...
یک وقت هایی بد نیست چنگال را برداری، داغ کنی و بزنی روی دستت،
که ردی بماند، یک چهار خط لعنتی، به نشانه ی همه ی آن چهارهای بد ِ زندگی، همه ی آن چهار سال غم، غصه، اندوه...
چهارمین فصل سال، که مدت هاست دیگر دوست ش نداری...
همه ی آنچه که اسم ش حرمت بود...رفاقت بود...محبت بود.
Read more
عرض سلام و احترام از بس به من گفتن شما خوب, با اخلاق و بی حاشیه ای, دیگه از هر چی خوب بودن بیزار شدم اقایان ...
Media Removed
عرض سلام و احترام از بس به من گفتن شما خوب, با اخلاق و بی حاشیه ای, دیگه از هر چی خوب بودن بیزار شدم اقایان محترم؟, داوران عزیز؟, کمیته ی باصطلاح فنی؟؟ شما ادم خوب نمیخواهید, باید بد بود تا به حقت برسی باید مثل بعضیها همون روی سکو بنر مسابقاتو پاره کنی و سال بعد عضو ثابت تیم ملی بشی و قهرمان جهان, فکر ... عرض سلام و احترام
از بس به من گفتن شما خوب, با اخلاق و بی حاشیه ای, دیگه از هر چی خوب بودن بیزار شدم
اقایان محترم؟, داوران عزیز؟, کمیته ی باصطلاح فنی؟؟ شما ادم خوب نمیخواهید, باید بد بود تا به حقت برسی باید مثل بعضیها همون روی سکو بنر مسابقاتو پاره کنی و سال بعد عضو ثابت تیم ملی بشی و قهرمان جهان,
فکر نکنید فقط شما میفهمید و دیگران حالیشون نیست اگه شمارو گذاشتن بعنوان مسعول, ورزشکاری که چندین میلیون هزینه میکنه و مسابقه میده و حقش خورده میشه, این یعنی دزدی,منظورم فقط خودم نیست دلم برای جوونایی میسوزه که به امید شماها از سلامتی و خوشیهای زندگی میگذرن و با در این راه میذارن
بیست و سه ساله که ورزش میکنم اگه با این سن و سال همچنان مسابقه میدم بخاطره این بوده که هدفم اول سلامتی بعد ورزش و قهرمانی بوده و هست و همیشه تو مسابقات از شهر و استان خودم تو مسابقات شرکت کرده و زیر پرچم کسی نبودم, بدون لابی و ادعا و چاپلوسی. وبخاطره همین خصوصیاتم چندین دوره تو اردوی تیم ملی با وجود امادگیه کامل خط خوردم
تو مسابقات انتخابیه شیراز تو دسته ی مثبت اقای علوی ورزشکار با اخلاق و زحمت کش اول شد من روی سخنم به ایشون نیست اونجا شرایط میزبانی و تماشاگر طوری بود که وقتی نفر دوم اعلامم کردن فقط خندیدم وگفتم مهم نیست انشالله اردو, و به نظر داورا احترام گذاشتم و حتی تماشاگرهای شیرازی هم ازم عذر خواهی کردن ولی از کمیته ی فنی دیگه انتظار نداشتم که دعوتم نکنن جناب علیشاهی میگن تو مثبت کسی کات نبود اگه کسی کات نبود پس کسیو دعوت نمیکردین, در ضمن کدوم سال و کدوم مسابقه مثبت کات اومد تو انتخابی که دو ماه مونده به مسابقات برون مرزی؟؟؟ من هم کارت داوری دارم هم مربی هستم هم سالهاست که دارم مسابقه میدم اخرش ما نفهمیدیم شما چی میخواهید؟ یه سال میگین اناتومی مهمه تا مسابقه خوب میشه, یه سال میگین کات!!! به عکس دقت کنید خودتون قضاوت کنید کمر پهن, سرشونه جم, و حجم زیر بغل و مابقی, گذشته از این کسی که وزنش با بدنه به قول شما ابدار صد و چهار کیلوعه روز مسابقه با چه وزنی میخواد شرکت کنه احتمال زیاد 98 ,
البته این بار اول نبود که شاهد این نا حقی بودیم
تو اردوی انتخابیه اسیاییه ژاپن هم نظر کمیته ی فنی بین من و اقای صمدی که بازم ازیشون عذر خواهی میکنم و روی سخنم به ایشون نیست, اقای صمدی رو انتخاب کردن, که با اعتراض و پیگیری بنده ودر نهایت تصمیم بر این شد که هردو اعزام بشیم و نتیجه رو خودتون دیدین من با دوازده امتیاز منفی اول شدم و اقای صمدی با سی و دو امتیاز منفی دوم, مابقی در کامنت👇
Read more
قصر وست مینیستر یک شاهکار ویکتوریایی نئو گوتیک در کرانه های رود تیمز است که تحت عنوان ساختمان های پارلمان ...
Media Removed
قصر وست مینیستر یک شاهکار ویکتوریایی نئو گوتیک در کرانه های رود تیمز است که تحت عنوان ساختمان های پارلمان شهرت بیشتری دارد. این قصر سه برج بلند دارد معروف‌ترین برج این کاخ، «برج الیزابت» یا همان «برج ساعت» است که در بخش شمالی آن قرار دارد. این برج را بیشتر با نام «بیگ بن» می‌شناسند که ارتفاعش به ... قصر وست مینیستر یک شاهکار ویکتوریایی نئو گوتیک در کرانه های رود تیمز است که تحت عنوان ساختمان های پارلمان شهرت بیشتری دارد.
این قصر سه برج بلند دارد
معروف‌ترین برج این کاخ، «برج الیزابت» یا همان «برج ساعت» است که در بخش شمالی آن قرار دارد. این برج را بیشتر با نام «بیگ بن» می‌شناسند که ارتفاعش به 96 متر می‎رسد، اما نسبت به برج ویکتوریا باریک‌تر است.
برج ساعت بیگ بن لندن، از سطح زمین، ۹۶ متر ارتفاع دارد. ساعت این برج که دارای چهار جهت است، ۵۴/۹ متر از سطح زمین ارتفاع دارد.

خواب بیگ بن
مکانیزم پیری، مانند بسیاری ساختارهای موجود در جهان، باعث شده که بیگ بن نیاز به تعمیر جدی پیدا کند، به این دلیل تمامی قطعات بیگ بن برای بازسازی کامل از هم جدا می‌شود. تقریباً برای اولین بار بعد از ۱۵۷ سال کار مداوم در ظهر روز دوشنبه ۲۱ اوت ۲۰۱۷، خاموش خواهد شد و چهار سال طولانی سکوت بر پایتخت انگلستان حاکم خواهد شد.

لان وستورث مکانیک کهنه کار بریتانیایی در این باره گفت: «ما به آرامی می‌رویم تا این ساعت را متوقف کنیم و قطعاتش را از هم جدا کنیم، همه قطعات و پیچ و مهره‌های ساعت را باز می‌کنیم. تمامی قطعات را به پایین برج می‌آوریم، بعد از این کار ما می‌توانیم روی این ساعت در روی زمین کار کنیم. قطعات این ساعت ۵ تن وزن دارد. تصور کنید کار کردن در کنار زنگ‌های ساعتی به این بزرگی چقدر سخت است. باید برای سلامتی کسانی که روی آن کار می‌کنند ساعت را خاموش کنیم تا زنگ نزند.» بیگ بن بعد از تعمیر و بازسازی در سال ۲۰۲۰ دوباره در محل قبلی اش نصب خواهد شد.[۱]
Read more
. حال روحیم بخاطر ِ پسرداییم خوب نیست با این وجود از دیشب تاحالا و به خصوص امروز یه چیزایی تو فضای مجازی دیدم که اصلآ نمیتونم سکوت کنم 😑 تو این مملکت یه سری افراد داریم که در عین طلبکاری سرشون رو هم زیر برف کردن و فقط یه سری حرفا رو میشنون و کاری به جز انگ زدن ندارن! برمیگردم به سه چهار سال پیش تو همین اینستا، ... .
حال روحیم بخاطر ِ پسرداییم خوب نیست با این وجود از دیشب تاحالا و به خصوص امروز یه چیزایی تو فضای مجازی دیدم که اصلآ نمیتونم سکوت کنم 😑
تو این مملکت یه سری افراد داریم که در عین طلبکاری سرشون رو هم زیر برف کردن و فقط یه سری حرفا رو میشنون و کاری به جز انگ زدن ندارن!
برمیگردم به سه چهار سال پیش تو همین اینستا، و بعد از توافق برجامِ بی فرجام!
شبی که توافق برجام امضا شد پستش هم تو پست‌های قدیمیم هست که ماه رمضون بود و ما داشتیم مثل هرشب میرفتیم مراسم کهف شهدا که خوردیم به ترافیک وحشتناک چمران به خاطر رقص و شادی مردم از امضای #برجام اونشب من یه ویدئو از شلوغی گذاشتم و نوشتم وقتی از مفادِ چیزی خبر ندارید شادی برای چیه دقیقآ؟؟ تو همون پست کلی فحش خوردم که شما کاسب تحریمید و نمیتونید شادی مردم رو ببینید و هزارتا چرت و پرت دیگه 😑😑 شاید صحیح‌ترین تعبیر حرف #یغما_گلرویی بود که نوشت چرا عکس لوود نشده رو لایک میکنید؟؟؟ ولی یه سریا اون موقع گفتن امضای کری تضمینه خیالتون راحت! آقای روحانی هم گفتن با چه آب و صابونی روتون رو بشوریم کاسبان تحریم؟؟ در عرض چند هفته دستاورد این همه دانشمند رو که به جون خریده بودن نابود کردن و نشستن منتظر امریکا!!
گذشت و گذشت رهبری کلی سخنرانی کردن که احتیاط کنید من به مذاکره با امریکا خوشبین نیستم و کلی صحبت دیگه ولی آقایون گفتن برجام را خدا آورد و قسم جلاله خوردن و از خودشون با کلی سکه تقدیر کردن و... دوباره گذشت تا ترامپ اومد سرکار و از اون اول گفت برجام رو پاره میکنم ولی آقایون همچنان برجام رو چماق کرده بودن تو سر همه!! تا بالاخره دیشب تمام حرفایی که تو این مدت رهبری گفته بودن درست از آب دراومد و ما موندیم با تحریم‌هایی که دوباره داره برمیگرده و صنعت هسته‌ای که دیگه نداریم که حتی سرش مذاکره کنیم و هیچی و هیچی و هیچی اونوقت یه سری افراد پررووو اومدن دست گلی که خودشون با رئیس‌جمهور محبوبشون به آب دادن رو گردن رهبری میندازن!! البته که تاریخ همیشه درحال تکراره و از این اتفاقات تو صدر اسلام کم نیوفتاده ولی وقاحت بعضی افراد مثال زدنیه!!
از حرفا و انگ‌های پارسال موقع انتخاباتِ بعضی افراد و قیمت دلار و سکه و بقیه چیزا هم میگذرم فقط اینو میگم که صد رحمت به خاتمی که فقط تعلیق و پلمپ کرد ولی روحانی همه چیز رو نابود کرد همه چیز و هیچ راه برگشتی نذاشت!! ولی ما الان به اون انگی که بهمون میزدین و اون برچسب #دلواپس افتخار میکنیم چون همون چند سال پیشم میدونستیم #آمریکا_قابل_اعتماد_نیست و اروپا هم امریکا رو ول نمیکنه بیاد بچسبه به ما خودمون رو گول نزنیم 😑😑
Read more
#YoYoMa - NPR Music Tiny Desk Concert شاید همیشه سوال باشد که چرا لارنس الیویه از بزرگترین بازیگران تئاتر چندین بار به اتللو شکسپیر بازگشت و آن را اجرا کرد؟ یا انسل آدامز بریتانیایی برای سالها گرند کنیون را عکاسی میکرد. وسواس یا هیجان؟ هنرمندان اغلب به آنچه برای آنها الهام‌بخش بوده بازمی‌گردند، ... #YoYoMa - NPR Music Tiny Desk Concert

شاید همیشه سوال باشد که چرا لارنس الیویه از بزرگترین بازیگران تئاتر چندین بار به اتللو شکسپیر بازگشت و آن را اجرا کرد؟ یا انسل آدامز بریتانیایی برای سالها گرند کنیون را عکاسی میکرد. وسواس یا هیجان؟
هنرمندان اغلب به آنچه برای آنها الهام‌بخش بوده بازمی‌گردند، زیرا معتقدند داستان دیگری برای تعریف‌کردن وجود دارد، درباره‌ی زندگی، درباره‌ی خودشان.
این‌بار نوازنده‌ی مطرح ویولنسل، #یویوما به برنامه‌ی NPR بازگشته تا بزرگترین قطعات الهام‌بخش‌ش را بنوازد: سه قطعه از یوهان سباستین باخ.
ابتدا قطعه‌ی Prelude از سوئیت شماره‌ی یک که آن را برای اولین بار پنجاه‌ و هشت سال پیش در چهار سالگی نواخته بود. سپس قطعه‌ی Sarabande از سوئیت شماره‌ی شش و در آخر قطعه‌ی Gigue از سوئیت شماره‌ی سه.
ویدیوی اجرای کامل را می‌توانید از طریق کانال تلگرام اورسی دریافت کنید.
@yoyoma.official
Read more
جمشیدیان: دربی اصفهان زیباترین دربی ایران است کاپیتان اسبق تیم فوتبال سپاهان گفت: با توجه به اینکه ...
Media Removed
جمشیدیان: دربی اصفهان زیباترین دربی ایران است کاپیتان اسبق تیم فوتبال سپاهان گفت: با توجه به اینکه دو تیم فقط به فکر فوتبال بازی کردن هستند دیدار سپاهان و ذوب آهن زیباترین دربی ایران می شود. به گزارش پایگاه خبری طوفان زرد، احمد جمشیدیان در گفتگو با خبرنگار ایمنا، در مورد شهرآورد اصفهان، گفت: ... جمشیدیان: دربی اصفهان زیباترین دربی ایران است

کاپیتان اسبق تیم فوتبال سپاهان گفت: با توجه به اینکه دو تیم فقط به فکر فوتبال بازی کردن هستند دیدار سپاهان و ذوب آهن زیباترین دربی ایران می شود.
به گزارش پایگاه خبری طوفان زرد، احمد جمشیدیان در گفتگو با خبرنگار ایمنا، در مورد شهرآورد اصفهان، گفت: جدای از جذابیت دربی، هر دو تیم در این فصل کیفیت خوبی را در این بازی ها داشتند و می توانستند امتیازات بیشتری کسب کنند، به نظر من دربی این فصل اصفهان می تواند یک بازی جذاب و دیدنی باشد.
وی افزود: دربی اصفهان هم حساسیت های خود را دارد، اما با توجه به اینکه دو تیم فقط به فکر فوتبال بازی کردن هستند دیدار سپاهان و ذوب آهن زیباترین دربی ایران می شود. ضمن اینکه قلعه نویی به خوبی با ساختار سپاهان آشنایی دارد و به راحتی می تواند تفکرات خود را در این تیم پیاده کند. 
بازیکن اسبق تیم فوتبال سپاهان در مورد جذاب ترین شهرآوردی که خودش در آن بازی کرده است، اظهار کرد: در سال ۹۱ یا ۹۲، با مربیگری کرانچار، بازی با نتیجه چهار بر ۳ به پایان رسید که یک بازی پرگل و جذاب بود، ما پس از این که ۳ بر ۱ پیش افتادیم، بازی ۳ بر سه مساوی شد اما با گل دقایق پایانی محرم نویدکیا از روی نقطه پنالتی توانستیم با ده نفر حریف را ۴ بر سه شکست دهیم.
جمشیدیان ادامه داد: حُسن دربی اصفهان این است که آرام تر از سایر شهرآوردها است، هواداران با احترام و به خوبی برخورد می کنند و مشکلاتی را برای سایرین، رقم نمی زنند. فکر می کنم که این مثبت ترین نکته دربی اصفهان است.
وی در خصوص رابطه خود با بازیکنان ذوب آهن، تصریح کرد: با بازیکنان قدیمی و هم دوره ای خودم در ذوب آهن، در ارتباط هستم اما بهترین دوستی که در تیم ذوب آهن داشتم مرتضی تبریزی بود که به استقلال پیوست و امیدوارم در این تیم نیز موفق باشد.
کاپیتان اسبق تیم فوتبال سپاهان در مورد شرایط سپاهان در این فصل، خاطرنشان کرد: در این چند فصلی که از سپاهان دور بوده ام، همیشه مثل یک هوادار این تیم را دنبال می کنم. سپاهان در این فصل، تیم خوبی را شکل داده است و ترکیب جوانان و بازیکنان با تجربه در این تیم می تواند برای آن ها عامل موفقیت باشد. برای مثال مهرداد محمدی که در دو فصل اخیر، انتظارات را برآورده نکرد در این فصل، توانسته کیفیت خوبی ارائه دهد.
جمشیدیان تاکید کرد: فکر می کنم که دو تیم اصفهانی، به همراه دو تیم تهرانی، مربع قهرمانی لیگ هستند، لیگ امسال، جذاب تر و پویا تر از سال های اخیر خواهد بود و...
Read more
من معمولا تو صفحه اینستاگرام تمایلی ندارم پست سیاسی بزارم ولی همزمان با به راه افتادن کارنوال و سیرک ...
Media Removed
من معمولا تو صفحه اینستاگرام تمایلی ندارم پست سیاسی بزارم ولی همزمان با به راه افتادن کارنوال و سیرک انتخابات برای یادآوری هم که شده دلم خواست مطلبی بنویسم.ما ایرانی ها کلا حافظه تاریخی ضعیفی داریم،چهار سال که میگذره یادمون میره چهارسال قبل چه اتفاقاتی افتاد.یه نفر بعنوان رییس جمهور یه مملکت ... من معمولا تو صفحه اینستاگرام تمایلی ندارم پست سیاسی بزارم ولی همزمان با به راه افتادن کارنوال و سیرک انتخابات برای یادآوری هم که شده دلم خواست مطلبی بنویسم.ما ایرانی ها کلا حافظه تاریخی ضعیفی داریم،چهار سال که میگذره یادمون میره چهارسال قبل چه اتفاقاتی افتاد.یه نفر بعنوان رییس جمهور یه مملکت یک یا دو دوره انتخاب میشه ولی برای دوره بعد یا رد صلاحیت میشه یا ممنوع التصویر.اگر این شخص صلاحیت نداره چرا رییس جمهور شد؟؟؟چرا رهبر اونو تایید کرد؟؟ولی برای چهار سال بعد از فیلتر شورای نگهبان رد نشد؟؟؟
و دهها سوال دیگه که همه میدونیم و جوابش رو هم بلدیم.فقط خواستم با ذکر پاره ای مشکلات برای کسانی که شور و شوق رای دادن دارند یه یادآوری کرده باشم.که...
اگر بیکارت گذاشتن.
اگر شرمنده زن و بچه شدین.
اگر گوشت آلوده بهت دادن.
اگر در نبود دارویی عزیزت و از دست دادی.
اگر گشت ارشاد غرورت و خورد کرد.
اگر هزینه تحصیل بچه ت رو نداشتی‌.
اگر دریاچه ارومیه خشک شد.
اگر میلونها خانواده در تصادفات جاده‌ای از بین رفتن و بی‌ سرپرست شدن.
اگر گور خواب دیدین.
اگر قبرستانها پر شدن و جا نداشتن.
اگر به کودکان کار تجاوز کردن.
اگر کلیه آشنات فروخته شد.
اگر ناموست به حراج تازیان قرار گرفت.
اگر برای وام سه میلیون تومانی سی تا امضا خواستن و پنجاه تا ضامن.
اگر دریای خزر از دست رفت.
اگر اهواز آب آشامیدنی نداشت.
اگر کولبری زیر بهمن ماند و یا به رگبار نیروی انتظامی بسته شد.
اگر نیروی انتظامی همسر و خواهر و مادرت را به جرم بد حجابی بازداشت کرد.
اگر کارگری خود را آتش زد.
اگر مادری برای خرج خانواده تن فروشی کرد.
اگر کودکان شهرهای نفت خیز در کپر درس خواندن.
اگر همچنان مدرسه‌ای سقفش رو دانش‌آموز خراب شد.
اگر کودکان مدرسه در اثر آتش سوزی بخاری نفتی‌ ناقص شدن.
اگر بر صورت دخترتان اسید پاشیدن.
اگر میانگین در روز شش تا اعدامی داشتن.
اگر نخبگان فرار کردن یا در زندان کشته شدن.
اگر از درامد منابع طبیعی، کشور‌های تازیان آباد شدن.
اگر خاک ایران را هم فروختن.
اگر و هزاران اگر دیگر..... حق ندارین اعتراض کنین.
بازم تکرار میکنم اگر فردا رای دادی حق اعتراض به هیچ یک از این مسایل رو نداری.
#من رای نمی دهم #I wont vote
Read more
‌ مصاحبه با #جواد_معنوی_نژاد ‌ <span class="emoji emoji1f499"></span> وضعیت تیم شما در لیگ ایتالیا چگونه است؟ <span class="emoji emoji1f49b"></span> چهار ماه است که به ایتالیا ...
Media Removed
‌ مصاحبه با #جواد_معنوی_نژاد ‌ وضعیت تیم شما در لیگ ایتالیا چگونه است؟ چهار ماه است که به ایتالیا آمده‌ام. خدا را شکر ورونا در جدول رده‌بندی جایگاه خوبی دارد و در رتبه پنجم قرار داریم. در جام کنفدراسیون اروپا هم در بازی رفت نماینده جمهوری چک را سه بر یک شکست دادیم. این هفته‌ نیز بازی برگشت را ...
مصاحبه با #جواد_معنوی_نژاد

💙 وضعیت تیم شما در لیگ ایتالیا چگونه است؟
💛 چهار ماه است که به ایتالیا آمده‌ام. خدا را شکر ورونا در جدول رده‌بندی جایگاه خوبی دارد و در رتبه پنجم قرار داریم. در جام کنفدراسیون اروپا هم در بازی رفت نماینده جمهوری چک را سه بر یک شکست دادیم. این هفته‌ نیز بازی برگشت را در خانه انجام می‌دهیم و در صورت پیروزی به مرحله یک چهارم نهایی صعود می‌کنیم. در کل شرایط بسیار خوب است و همه بازیکنان آماده هستند و در طول فصل به همه بازی رسیده است. من هم به ایتالیا آمده‌ام تا بهترین عملکردم را نشان دهم.

💙 توانسته‌ای خودت را با شرایط پرفشار سری A وفق دهی؟
💛 سطح لیگ ایران با سری A متفاوت است و یک بازیکن برای این که خودش را با شرایط جدید وفق دهد، نیازمند زمان است. پس از چهار ماه توانسته‌ام شرایط لیگ ایتالیا را درک کنم و به خوبی با بازیکنان و هم تیمی‌هایم هماهنگ شده‌ام و ارتباط نزدیکی با آنها دارم. قطعا دوری از خانواده و کشورم سختی‌های زیادی را به من تحمیل می‌کند، اما به خاطر هدفی که در سر دارم با تمام این مشکلات می‌جنگم.

💙 هنوز هم لیگ برتر ایران را دنبال می‌کنی؟
💛 همواره لیگ ایران را پیگیری می‌کنم و در شبکه‌های اجتماعی نتایج تیم‌ها را زیر نظر دارم. هر از گاهی اگر زمان استراحتم به زمان پخش بازی‌های لیگ ایران برسد دیدارها را نگاه می‌کنم.

💙 چه نظری درباره لژیونر شدن بازیکنان ایرانی داری؟
💛 بازی کردن در خارج از ایران شرایط خاص خودش را دارد. اگر یک بازیکن هدف بزرگی در زندگی ورزشی‌اش داشته باشد، می‌تواند با مشکلات بازی در لیگ‌های خارجی کنار بیاید. وقتی در لیگ‌های معتبر جهان بازی می‌کنید، هر هفته با بازیکنان شناخته‌شده و تیم‌های برتر جهان دیدار دارید و همین تجربه‌ای می‌شود تا در سال‌های آینده از آن استفاده کرد.

💙 به نظرت می‌توانیم با کولاکوویچ آینده‌ای درخشان برای والیبال ایران داشته باشیم؟
💛 کولاکوویچ از بهترین مربیان حال حاضر جهان است و یک سال است که با تیم ملی کار می‌کند و شرایط لیگ ایران و بازیکنان را به خوبی می‌شناسد. امیدوارم نتایج خوب سال گذشته را بتوانیم تکرار کنیم.

💙 ظاهرا شما و #میلاد_عبادی_پور برای لیگ جهانی مشکل ویزا دارید؟
💛 فکر می‌کنم بازیکنان دعوت‌شده به تیم ملی، در این ماه برای اخذ ویزای آمریکا به امارات سفر کرده‌اند اما چون من و میلاد در لیگ‌هایمان بازی داشتیم نمی‌توانستیم با آن‌ها سفر کنیم. در حال حاضر هم هنوز منتظر خبر فدراسیون هستیم تا ببینیم چه می‌شود.
Read more
عیدتون مبارک ... . خیلی دلم می خواست قدم به قدم ماه رمضون رو باهاتون همراه باشم ولی ... . از دست دادن ...
Media Removed
عیدتون مبارک ... . خیلی دلم می خواست قدم به قدم ماه رمضون رو باهاتون همراه باشم ولی ... . از دست دادن پسر عموی جوانم در اولین روزهای ماه رمضون و بعد هم روزه داری و رسیدگی به یه پسر بچه ی یک سال و نیمه ی شیطون بلا و امتحان های آخر سال حسین آقا و .... بگم بازم یا بسه .... . گاهی سه چهار روز یک بار حتی فرصت ... عیدتون مبارک ... .
خیلی دلم می خواست قدم به قدم ماه رمضون رو باهاتون همراه باشم ولی ... .
از دست دادن پسر عموی جوانم در اولین روزهای ماه رمضون 😔و بعد هم روزه داری و رسیدگی به یه پسر بچه ی یک سال و نیمه ی شیطون بلا و امتحان های آخر سال حسین آقا و ....😅😥 بگم بازم یا بسه .... 😉
.
گاهی سه چهار روز یک بار حتی فرصت نمیشد گوشیم رو دست بگیرم ... .
خلاصه سرتون رو درد نیارم امروز آخرین روز روزه داری بود و ما هم سرزده رفتیم خونه ی جاری جان 😍 یه کم کتلت بوقلمون درست کردم و البته سبزی خوردن تازه و ...رفتیم مهمونی ...
.
قدیما مهمونی رفتن و مهمونی دادن خیلی ساده و بی دردسر بود ....قبول دارین ؟ .
شمعدونیهای به گل نشسته ی حیاط و هنر عکاسی همسر جانننن
😍😍😍
.
پی نوشت اول : اونایی که این ماه رو روزه گرفتن و پرانرژی به کاراشون رسیدن و لبشون خندون بود و دستشون بخشنده که ... من اصلا چی بگم ....تعظیم می کنم مقابلشون ...اونایی که روزه نگرفتن ولی به روزه دارها احترام گذاشتن خدا خیر بهشون بده ...اونایی که روزه گرفتن و اخمو و ترش رو شدن و هی از این و اون عیب و ایراد گرفتن و خدای نکرده غر زدن و نعوذ بالله جای خدا واسه روزه ندارا نسخه پیچیدن که انشالله تا سال دیگه به راه راست هدایت بشن ...اونایی هم که روزه نگرفتن و روزدارا رو مسخره کردن ...😔
.
پی نوشت دوم : قبلا هم گفتم از اوضاع کشور که دیگه نگممم 😔😔😔
.
پی نوشت سوم : ببخشید دیگه بعد یه ماه اومدم اونم تند تند استیکر 😔😔می زارم این چه وضعشه آخه 😉
.
اینم از دستور که خواسته بودید :
دوستان من همیشه مواد کتلت و کوکو رو چشمی قاطی می کنم و هیچوقت وزن و اندازه ی دقیق نمی گیرم این توضیحی که الان براتون می نویسم همینطوره ولی مطمئن باشید که کتلت ترد و خوش طعمی بهتون می ده برای پنج نفر :دو عدد سیب زمینی نسبتاکوچیک رو آبپز کنید پنج عدد سیب زمینی خام متوسط و یه پیاز درشت و یه حبه سیر رو هم رنده کنید آبش رو بگیرید و با سیصد گرم گوشت چرخ شده ی سینه ی بوقلمون ( البته تا نیم کیلو هم می تونید گوشت بریزید ) و سیب زمینی های آبپز رنده شده ، یک قاشق سرپر پودر سوخاری و دو عدد تخم مرغ ، نمک و فلفل سیاه خوب مخلوط کنید و بعد هم سرخش کنید
Read more
﷽ از اون کپشن های خیلی طولانیم که ادامه اش توی کامنته<span class="emoji emoji1f609"></span><span class="emoji emoji1f648"></span>اگه وقت حوصله داشتید مثل همیشه بخونید<span class="emoji emoji1f337"></span> از ...
Media Removed
﷽ از اون کپشن های خیلی طولانیم که ادامه اش توی کامنتهاگه وقت حوصله داشتید مثل همیشه بخونید از فردا رسما سال کاری و... آغاز میشه دوست دارم بنویسم از اتفاقی که برام در سال 96 افتاد هیچ وقت دوست نداشتم برم جایی برای کسی کار کنم حالا چه تو مغازه چه تو شرکت چه تو ارگانهای دولتی (البته بود کارهایی هم ...
از اون کپشن های خیلی طولانیم که ادامه اش توی کامنته😉🙈اگه وقت حوصله داشتید مثل همیشه بخونید🌷
از فردا رسما سال کاری و... آغاز میشه دوست دارم بنویسم از اتفاقی که برام در سال 96 افتاد
هیچ وقت دوست نداشتم برم جایی برای کسی کار کنم حالا چه تو مغازه چه تو شرکت چه تو ارگانهای دولتی (البته بود کارهایی هم که بهشون علاقه داشتم اما نشد یا قیدشونو زدم که برم سمتشون) خلاصه یه جورایی برام عذاب آوره کار کردن برای دیگران شاید این خصلت بد باشه شاید خوب باشه نمیدونم ولی من از وقتی که دیپلمم رو گرفتم و خواستم کار کنم طرز فکرم اینجوری بود. البته چوبش رو هم خیلی خوردم مثلا اگه تا این حدودا 8 سال یه جایی از اول وایمستادم کار میکردم از لحاظ مالی خیلی جلوتر بودم و یه سرمایه ای برای خودم داشتم گاهی اوقات خیلی خودم رو برای این قضیه سرزنش میکنم و ناراحت میشم اما طرز فکرم عوض نمیشه یعنی اعتقاد دارم که اگر میخواهی یه آدم خیلی موفق بشی هم از لحاظ مالی هم کاری باید برای خودت کارکنی نه دیگران و این راهی هست که میشه گفت حداقل 90 درصد افراد موفق و ثروتمند جهان انجام دادن و راحتم نیست خیلی سخته چون(بی پولی داره، شکست داره، حرف شنیدن از این اون داره) برای همین باید خیلی صبر و مقاومت کنی
البته اینو بگم تو این سالها به خاطر معرفی و اصرار خانواده دوستان فامیل چندین جا رفتم کار کردم ولی نهایتا دو سه هفته تونستم دوام بیارم و خیلی جاهام از اون اولش نرفتم حتی تا همین سال قبل هم باز پیشنهاد کار به هم میدادن ولی قبول نکردم
نمیدونم کسانی که از سه چهار سال پیش پیچمو دنبال میکنن یادشون هست که من کار برچسب دیواری انجام میدادم و طرح هام رو تو پیچم میذاشتم؟ خیلی از این 5 هزار تا فالوور هم برای اون زمان هست😊 ولی دوسال پیش مجبور شدم به خاطر بعضی مسائل که جریانش مفصله اینکار ادامه ندم و طرح هام رو از تو پیچم پاک کنم و یه پیچ شخصی بشه نه کاری
اما از شب عید پارسال با خرید دستگاه برش که یکی از دلایل ترک کارم بود مجددا اینکارم رو شروع کردم اما با اندکی تغییرات یعنی الان برچسب های کوچیک برای تزئین لپ تاپ، اتومبیل و ... تولید میکنم
این برچسب های که الان در تصویر مشاهده میکنید و روی هم گذاشتم شاید حجمی نداشته باشه ولی 500 عدد هست که تو این تعطیلات عید روزهای که خونه تنها بودم تولید کردم شاید تولیدشون به نظر ساده بیاید اما نه اینطور نیست (نحوه درست کردنشو تو پیچ کارم توضیح دادم) و همین سه ردیف که زیرشون طرح های مختلفه الان یک میلیون نیم پولشه😁

ادامه در کامنت اول کامنت لایک کنید بدونم خوندید😆
Read more
. این چندروز که بحثِ ماشین داشتن و نداشتن پیش اومد و من دلم برای کلوچه‌ی کوچولو و قشنگ و مهربون و البته قراضه‌ام تنگ شد و تنها فیلمی که ازش تو گوشی داشتم همین بود البته تو اوایلِ پیجم زیاد ازش عکس و فیلم هست ولی خب از مهرِ نود و چهار که از دانشگاه اومدم و سریع حاضر شدم تا برم لواسون پیش دوستم که تنها بود ... .
این چندروز که بحثِ ماشین داشتن و نداشتن پیش اومد و من دلم برای کلوچه‌ی کوچولو و قشنگ و مهربون و البته قراضه‌ام تنگ شد و تنها فیلمی که ازش تو گوشی داشتم همین بود 😍😍 البته تو اوایلِ پیجم زیاد ازش عکس و فیلم هست ولی خب از مهرِ نود و چهار که از دانشگاه اومدم و سریع حاضر شدم تا برم لواسون پیش دوستم که تنها بود و تو راه وسطِ پل پارک‌وی یهو چراغِ باطریش روشن شد و سریع زنگ زدم به بابام که چراغ باطریش روشن شده من الان چیکار کنم؟؟😱😱 و بعد از کلی بدبختی و خاموش کردن چراغ و ضبط ماشین و کلی استرس بالاخره برگشتم خونه و از خیر لواسون رفتن گذشتم دیگه کلوچه برام ماشین نشد 😭😭😭😭 ینی از همون روز افتاده گوشه کوچه و هرازگاهی فقط این پلیس‌های گشت میان زنگ خونه رو میزنن که این ماشین مال شماست؟؟ چون مشکوکه آخه پلاکاشم کندیم 😂😂😂 و اینکه هرکی‌ام اومد دوربزنه تو کوچه یه نوازشش کرد دیگه 😣😣😣 بی‌عدبای بی‌تربیت 😑😑😑
خلاصه که من الان سه ساله ماشین ندارم 🙁🙁🙁 تازه چون هم‌رنگ کلوچه بود و شکل کلوچه بود اسمشو کلوچه گذاشته بودم 😋 انقدر باهاش خاطره‌های خوب و بد دارم که خدا میدونه چهار پنج بار باهاش رفتم قائمشهر و یکی دوبار رفتم قم 😍 دانشگاه هم که دیگه نگم براتون چقدر منو تا کرج (دانشگاه خوارزمی) همراهی کرد 😅😅 البته دوستام بیشتر از خودم باهاش خاطره دارن مخصوصاً وقتی میخواستیم بریم دانشگاه بچه‌ها میومدن ایستگاه متروی شریف من میرفتم دنبالشون باهم میرفتیم دانشگاه از همون اولم میگفتن پرستوووو بذار 😂😂 البته اون موقع تتلو آدم‌تر از الان بود 😆😆 خلاصه که کلوچه‌ی کیتی‌طوری پنج‌سال همه‌جا با من بود ولی الان رفیق نیمه‌راه شده بی‌عدب 😒😒
کلوچه اصن ازت توقع نداشتم 😑.
.
لوکیشن هم که #شمرون جانِ 😍
اصن نمیدونم شاعر گفته یا نه ولی خب من میگم (کوچه‌پس‌کوچه‌های شمرون عست و خاطراتش 😍❤)
البته یادمه اینجا داشتم از خونه خاله جان (خاله‌ی پدرجان جان) برمیگشتم یهو حس فیلم گرفتنم گل کرد و تهِ تهِ رَمِ گوشیم جا خوش کرده بود و مال سال نود و سه‌اس فک کنم 🤔😂
درباره آهنگم که از همون آهنگاس که تو سی‌دی پرستو بود و همیشه تو ماشین پِلی بود 😆
حالا با این اوصاف اگر صلاح میدونید یه گلریزان ترتیب بدین واسه من ماشین بخرید تا مجبور نباشم انقدر ماشینِ پدربزرگ بنده‌خدام رو دودَر کنم 🙈🙉🙊😅😅.
.
Read more
. رُقی خانم ، طبق معمول هر صبح پنجشنبه اش، یک دسته سبزی می گرفت . یک زیر سفره ی صورتی چهارخانه مینداخت ...
Media Removed
. رُقی خانم ، طبق معمول هر صبح پنجشنبه اش، یک دسته سبزی می گرفت . یک زیر سفره ی صورتی چهارخانه مینداخت کف حیاط کوچک خانه اش و همسایه هایش را برای سبزی پاک کردن دعوت می کرد . مراسم سبزی پاک کنی رقی خانم ، از جمله مراسم های مهم محل بود و کمتر زنی از همسایه ها پیدا می شد که در آن شرکت نکند . وقت هایی که سبزی کوکو ... .
رُقی خانم ، طبق معمول هر صبح پنجشنبه اش، یک دسته سبزی می گرفت . یک زیر سفره ی صورتی چهارخانه مینداخت کف حیاط کوچک خانه اش و همسایه هایش را برای سبزی پاک کردن دعوت می کرد .
مراسم سبزی پاک کنی رقی خانم ، از جمله مراسم های مهم محل بود و کمتر زنی از همسایه ها پیدا می شد که در آن شرکت نکند . وقت هایی که سبزی کوکو و قرمه تمیز می کردند حسابی شلوغ میشد ، دیگر چه برسد به وقت هایی که رقی خانم نذر آش رشته داشت !! شوهر رقی خانم هم آدم بسازی بود . با اینکه خود رقیه خانم آدم پر جنب و جوشی بود ، شوهرش یک راننده ساکت و آرام بود و به کسی کاری نداشت . شش روز هفته کار می کرد و فقط پنجشنبه ها خانه می ماند؛ احتمالا هر مرد دیگری بود بنای شکایت و اعتراض می گذاشت «که زن ! بگذار یک روز هم در آسایش باشیم!» اما او ، به گوشه ای دور از غوغای زنان محل می خزید و سیگارش را آتش میزد .
این هفته هم خانه ی رقی خانم آشوبی به پا بود . قرار بود پسر بزرگش را راهی خدمت سربازی کند. زنان محل از هفت صبح نخود و لوبیا و عدس پاک می کردند و دیگ ها را توی حیاط جا به جا می کردند . هرچند که نمی توان از حرف های خاله زنکی زنان بیکار محل چشم پوشی کرد ، اما اینکار به افتخار و احترام رقی خانم که حالا سنی از او گذشته بود ، دست از غیبت کردن کشیدند و از خاطرات بچگی پسرش گفتند . مثلا زری خانم می گفت پسرت چهار بار شیشه ی ما را شکسته و شما هم هیچ وقت پولش را ندادید!
اعظم خانم هم می گفت پسرم و پسرت زنگ خانه ی همسایه ها می زدند و در می رفتند .  خلاصه همه ،چیزی می گفتند و می خندیدند . دست آخر ؛ بعد از پخش کردن آش رشته در محل ، نوبت بدرقه ی سعید «پسر رقی خانم » شد .
پدرش با همان طمانینه ی خاص و همیشگی ، پسرش را در آغوش کشید و چیزی زیر گوشش گفت . بعد هم اشاره کرد که «تو ماشین منتظرم » و رفت .
سعید ماند و مادرش !! آنقدر یکدیگر را تنگ در آغوش کشیدند و گریه کردند که حد نداشت . رقی خانم از وسایل توی ساک پسرش می گفت ؛ از جای لباس هایش، از جای خوراکی ها ...
حول و حوش ساعت سه بعد از ظهر بود که سعید و پدرش رفتند .
ما هم به خانه هایمان برگشتیم و رقی خانم ماند تنها ... فردای آن روز خبر رسید که رقی خانم در خانه اش سکته کرده و عمرش را داده به ما . خاطرات پس از آن روز را به درستی به یاد ندارم ؛ یادم هست  آنقدر جا خوردم که تصمیم گرفتم خاطرات خوب آش پختن های رقی خانم را به خاطر بسپارم و شاید باورتان نشود که حالا پس از گذشت بیست سال ، هیچ چیز از مراسم خاکسپاری همسایه قدیمی مان به خاطر ندارم ...
.
#دخترخوب
#دلنوشته_دخترخوب
۹.۶.۹۷
Read more
بین این دو عکس چهارده سال فراز و نشیب و بگو مگو و خنده و گریه است .. چهار هم خدمتی که از آشغال جمع کردن تو ...
Media Removed
بین این دو عکس چهارده سال فراز و نشیب و بگو مگو و خنده و گریه است .. چهار هم خدمتی که از آشغال جمع کردن تو پادگان گرفته تا کاسه لیسی برای یه برگه ی مرخصی و هزار تا کوفت و زهرمار دیگه از یگان هشتصد و شش دوش پرتاب هوای همو داشتن و گاهی نداشتن .. همین چهار نفر با هم موندند رفاقت ما به هفده هجده سال پیش برمیگرده .. ... بین این دو عکس چهارده سال فراز و نشیب و بگو مگو و خنده و گریه است .. چهار هم خدمتی که از آشغال جمع کردن تو پادگان گرفته تا کاسه لیسی برای یه برگه ی مرخصی و هزار تا کوفت و زهرمار دیگه از یگان هشتصد و شش دوش پرتاب هوای همو داشتن و گاهی نداشتن .. همین چهار نفر با هم موندند رفاقت ما به هفده هجده سال پیش برمیگرده .. هر کدوم از ما مال یه کنج تهرون بودیم من نقاش و آواز خون یگان بودم .. مهران که دستمال سر بسته منشی بود .. کم موی ما مهدی رفیق گرمابه و گلستان و سر باز منتخب تیم پینگ پنگ ارتش شد و حسن عنصر بی خاصیت که هیچی جز پول جمع کردن بلد نیست و نبود :)) ولی با معرفت .. سالها با هم رفاقت کردیم یهو هف هشت سال بینمون گسل افتاد ... همو ترک کردیم تا مهران پیدامون کرد و فهمیدم تو زندگی ها چه بکش بکش و خنده و گریه هایی که نبوده من و مهران و مهدی پدر شدیم و حسن هنوز پسر خونه است..خلاصه دو سه شب پیش تولد مهران بود و سور پرایز شدیم یه تخلیه ی انرژی هفده ساله این فنر باید جمع میشد .. خدا رو چه دیدید شاید باز سرباز زندگی شدیم و یکی دوتا کشته دادیم . به قول کیان مقدم پایداری رفاقت.
Read more
...پاره حرف اتفاقات #فوتبال_ایران طی چند روز اخیر کمی اوضاع را برای آینده نگران کننده کرده است.ظاهراً ...
Media Removed
...پاره حرف اتفاقات #فوتبال_ایران طی چند روز اخیر کمی اوضاع را برای آینده نگران کننده کرده است.ظاهراً دخالت سیاسیون بخصوص #نماینده_های_مجلس در فوتبال تمامی نداشته و بعد از استیضاح #وزیر_کار برخی از نماینده ها #وزیر_ورزش را تهدید به #استیضاح کردند. آنچه مشخص است برخب از سیاسیون راضی به ... ...پاره حرف

اتفاقات #فوتبال_ایران طی چند روز اخیر کمی اوضاع را برای آینده نگران کننده کرده است.ظاهراً دخالت سیاسیون بخصوص #نماینده_های_مجلس در فوتبال تمامی نداشته و بعد از استیضاح #وزیر_کار برخی از نماینده ها #وزیر_ورزش را تهدید به #استیضاح کردند. آنچه مشخص است برخب از سیاسیون راضی به تقویت بی سابقه تیم های دیگر نبوده و میخواهند تیشه به ریشه تیمی بزنند که چند سال برای ساختن آن زحمت کشیده و با خونه و دل و صبوری آن را حفظ کردیم.حال آنکه تکلیف #تیم_ملی را هم مشخص نمی کنند تا بیش از پیش نگران شویم. این روزها بحث تغییر مدیریت باشگاه آن هم بعد از یکسال و سنگ اندازی در جریان انتقال #مهدی_ترابی و #سروش_رفیعی نشان از تحرکات پشت پرده دارد. خلاصه اینکه اخباری خوبی از باشگاه به گوش نمیرسد. اینکه #روزنامه_همشهری که وابسته به #شهرداری است طی یک هفته لیست بدهی های دو باشگاه را انتشار داده و از آن مهمتر در #برنامه_نود به آن پرداخت می شود بی شک یک حرکت کاملا برنامه ریزی شده است و از آن مهمتر حمایت بازیکن ها طی چند روز اخیر از مدیرعامل و سرمربی باشگاه کمی عجیب به نظر می رسد. متاسفانه پیج های هواداری هم به جای آگاه کردن هوادار با مطالب سطح پایین تحت عنوان #اتحاد_سرخ درگیر جنگ های مجازی با رقیب سنتی شده و از آن بدتر در حال جشن گرفتن بابت دو برد اخیر و رویای #هتریک_قهرمانی هستند. اما مجموع اخبار یک هفته اخیر چیز دیگری را نشان میدهد. آنچه مشخص باشگاه رقیب چهار بازیکن طراز اول به ترکیب خود اضافه کرده که سه نفر از آنها خارجی هستند. البته حرف من چیز دیگریست و بیش از تقویت رقیب نگران متلاشی شدن تیم محبوبم هستم. امسال پنج بازیکن طراز اول از دست دادیم و فقط سه بازیکن در سطح آنها جذب کردیم. اما حریف چهار بازیکن از دست داده و جای آنها یازده بازیکن جذب کرده است. اینها افکار منفی نیست، کافیست لیست خریدهای دو باشگاه #تراکتورسازی و #سپاهان را نگاه کنید. آنگاه متوجه خواهید شد که در چه شرایط نابرابری به جنگ تیم های دیگر رفته و به دنبال قهرمانی هستیم. اما اگر تغییری در مدیریت و مجموعه فنی باشگاه ایجاد شود بی شک تا چند سال کمر راست نخواهیم کرد. این تیم در کنار چهار بازیکنی که نیم فصل اضافه می شوند نیاز به خرید حداقل دو بازیکن طراز اول در کناره‌ها و البته مهاجم هدف دارد. اینها ها را گفتم تا نسبت به شرایط تیم محبوب تان آگاه بوده و اسیر دو برد اخیر نشوید. پشت پرده اتفاق های زیادی در حال شکل گیری است و به صورت کاملا جدی میخواهند ترمز #تیم_برانکو را بکشند
#فوتبال_با_فواد #نشر_مطلب_با_ذکر_منبع
Read more
 #havana #cuba #shotonnote8 صبح روز اول در هاوانا، در اتاق اجاره‌ای کمی دورتر از مرکز شهر، با صدای ...
Media Removed
#havana #cuba #shotonnote8 صبح روز اول در هاوانا، در اتاق اجاره‌ای کمی دورتر از مرکز شهر، با صدای صحبت کردن سه زن بیدار شدم که از صدای فنجون‌ها و پیش‌دستی‌ها مشخص بود سر میز صبحانه هستند. بِتسی، زن کوبایی که صاحب کاسا یا همون خونه و مهمون‌خونه بود و اسپانیایی حرف میزد. ماریا زن کلمبیایی که چهل‌و ... #havana #cuba #shotonnote8
صبح روز اول در هاوانا، در اتاق اجاره‌ای کمی دورتر از مرکز شهر، با صدای صحبت کردن سه زن بیدار شدم که از صدای فنجون‌ها و پیش‌دستی‌ها مشخص بود سر میز صبحانه هستند. بِتسی، زن کوبایی که صاحب کاسا یا همون خونه و مهمون‌خونه بود و اسپانیایی حرف میزد. ماریا زن کلمبیایی که چهل‌و پنج سال بود ساکن سوئد بود و انگلیسی و اسپانیایی و سوئدی حرف میزد. و سیما زن ایرانی که انگلیسی رو با لهجه‌ی مشخص و کشیده‌ای صحبت میکرد و من از لحن حرف زدنش مطمئن بودم این لهجه رو جایی شنیدم. با این حال از جا پریدم که صورتم رو بشورم و موهای آشفته رو کمی مرتب‌تر کنم تا سر صبحونه با این سه زن هم‌صحبت شم.
سیما با موهای روی شونه‌ی طلایی رنگ شده، با پیرهن مشکی و صندل‌های پاشنه دار داشت از ساحل های بی نهایت زیبای دریای کارائیب و کوبا میگفت که مردی قد بلند با عینکی بزرگ و پیرهن چهارخونه، نیمرو و نون رو گذاشت جلوی سیما و بعد به اسپانیایی با بتسی حرف زد و بعد کنار سیما نشست و دست‌هاش رو تو دستش گرفت تا من گیج ‌تر از روابط آدم‌های دور میز بشم و البته اونقدر صبر کنم تا شب توی بار کوبایی، با دو دختر برزیلی، ماریا، سیما و راهول، لیوان‌ هاوانا کلاب به دست بشینیم و موسیقی در بک‌گراند پخش بشه و سیما برام تعریف کنه که ده سال پیش در اولین سفرش به ساحل کوبا، راهول رو میبینه که توی هتل پنج ستاره ای که سیما مسافرش بوده ، موسیقی زنده‌ی کوبایی اجرا میکرده. ده سال پیش سیمای چهل و چهار ساله تو رستوران مجلل هتل عاشق مردی میشه که نه او اجازه خروج داشته و نه سیما راه موندن. حالا ده ساله که این رابطه ادامه داره و شاهد ارتباط از طریق نامه و کاغذ و مسافر، اجازه داشتن موبایل مردم در کوبا و دسترسی محدود مردم کوبا به اینترنت شده و هنوز این رابطه از راه دور ادامه داره. حالا راهول کافه کوچک با موسیقی زنده‌ی خودش رو در شهر ترینیداد داره و مطب دندون‌پزشکی سیما، هر سال چند ماه تعطیل میشه. راهول هنوز اجازه خروج به خاطر فعالیت‌هایی که داشته رو پیدا نکرده و سیما هنوز فکر نمیکنه زندگی براش اینجا ممکنه.
راهول و سیمایی که هر کدوم از ازدواج قبلیشون بچه ‌هایی دارن که تو این ده سال بزرگ شدن ، هنوز براشون هاوانا، این شهر رنگی و قدیمی، شهر و محل دیدار‌هاشونه. شهر تو بالکن سیگار کشیدن‌ها و مردم رهگذر با لباس‌های رنگی رو تماشا کردن. شهر رقصیدن و آخر شب مست و عاشق به اتاق برگشتن!
#هاوانا #کوبا
Read more
حدود چهار ماه پیش محققان موفق به کشف تعداد زیادی هشت پای ماده در عمق سه کیلومتری اقیانوس آرام شدند, که جای تعجب و تحقیق فراوان دارد چرا که معمولا هشت پاها به طور دسته جمعی با هم نیستند. جالب است بدانید که طولانی ترین زمان بیرون آمدن از تخم در میان تخم گذاران مربوط به هشت پاهای اعماق اقیانوس ها با مدت زمات ... حدود چهار ماه پیش محققان موفق به کشف تعداد زیادی هشت پای ماده در عمق سه کیلومتری اقیانوس آرام شدند, که جای تعجب و تحقیق فراوان دارد چرا که معمولا هشت پاها به طور دسته جمعی با هم نیستند. جالب است بدانید که طولانی ترین زمان بیرون آمدن از تخم در میان تخم گذاران مربوط به هشت پاهای اعماق اقیانوس ها با مدت زمات پنجاه و هشت ماه یا چهار سال و نیم است که در تمام این مدت هشت پای مادر فقط به مراقبت کردن و تمیز کردن و اکسیژن رسانی به تخم هایش می کند تا جایی که حتی غذا نمی خورد و بلافاصله بعد از بیرون آمدن بچه هایش از تخم, از خستگی و گرسنگی می میرد. گروهی از بیولوژیست ها و محققان با متوجه شدن این موضوع سعی به غذا دادن اختاپوس مادر توسط ربات های زیردریایی کردند ولی اختاپوس غذا را پس زد; حتی مشاهده نشد که اختاپوس میگو یا خرچنگ های نزدیک به خود و یا حتی تخم هایش را بخورد. مطلب جالب دیگر اینکه هشت پای نر چند ماه بعد از جفت گیری می میرد. در واقع هشت پای ماده فقط یک بار جفت گیری کرده, یک بار تخم گذاری میدکند و بلافاصله پس از بیرون آمدن بچه هایش از تخم می میرد و کلا" اختاپوس ها نه نسل بعدیشون رو می بیند و نه پدر و مادرشون رو
🔴 #snlife20
Scientists exploring a patch of the seafloor some 3 kilometers (1.9 miles) deep inside the Pacific Ocean have accidentally stumbled upon a large nursery of octopus mothers in 2018. The octopus went about brooding her eggs for a total of 53 months (aka 4.5 years), which is by far the longest on record for any animal. When the eggs hatch, she dies, starving and exhausted. Biologists rarely get a chance to measure how long these brooding periods last; at Monterey Bay, Robison’s team had a rare opportunity. For four and a half years, they returned to the same spot and found the same octopus, “clinging to the vertical rock face, arms curled, covering her eggs”. She never left, and it’s possible that she didn’t eat for the whole time. Tasty crabs and shrimps crawled around her and she merely nudged them aside if they got too close. The team offered pieces of crab to her using a robot arm on their submersible; she turned them down. She may have occasionally grabbed nearby food or even eaten some of her own eggs, but the team found no evidence of this. Typically, males die within months after mating.

#_life_ #ostapus #natgeo #ocean #mother #amazing #animal
Read more
_ _ _ بسم رب الشهداء و الصدیقین سکانس شماره هفت #آن۱۷۵نفر : درک کردن یک غواص خیلی سخت است.. درک ...
Media Removed
_ _ _ بسم رب الشهداء و الصدیقین سکانس شماره هفت #آن۱۷۵نفر : درک کردن یک غواص خیلی سخت است.. درک کردن، مادر یک غواص نیز خیلی سخت است.. درک کردن انتظار مادر یک غواص در انتظار هر روزه ی در، در نگاه دوخته شده به یک خبر که #او_آمد بگوید سخت است.. شنیدن این که آمد... ، مادرجان.... آمد... اما چه آمدنی...... درکش ... _ _ _
بسم رب الشهداء و الصدیقین

سکانس شماره هفت #آن۱۷۵نفر :

درک کردن یک غواص خیلی سخت است..
درک کردن، مادر یک غواص نیز خیلی سخت است..
درک کردن انتظار مادر یک غواص در انتظار هر روزه ی در، در نگاه دوخته شده به یک خبر که #او_آمد بگوید سخت است..
شنیدن این که آمد... ، مادرجان.... آمد... اما چه آمدنی......
درکش هم سخت است، یک لحظه احساسش قلب را یک آن تو خالی میکند، یک سال چه؟ ...
قالب تهی میکند هر که جای او باشد....
چند سال چه؟...
این همه سال یک حس غربت عمیق در میان تمام آشنایی ها...
#پسرم_کجاست ....
نیامده است.....
فدای امام.....
راهش ادامه داشته باشد، اما کاش یک بار دیگر، برای آخرین بار ببینمش.....
و چقدر یک مادر دوست دارد، این آخرین بار ها تکرار شوند....
#آخرین_بار ...
___________
.
تا سه چهار سالِ اول، زنگ خانه را که می‌زدند، پا‌برهنه می‌دوید توی حیاط. قرار نداشت؛ عکسش را همه‌جا، از صف‌نانوایی و جلسه‌ی‌قرآن و عزا و عروسی می‌برد با خودش. غروب‌ها، حیاط را آب و جارو می‌کرد و می‌نشست روی پله‌ی سومِ خانه و به درخت‌های کهنه‌ی نارنج خیره می‌ماند."
"دیروز خبرآوردندصد‌وهفتاد‌و پنج غواص شهید #کربلای_چهار را تفحص کرده‌اند. #دست_‌بسته و بی‌زخم. زنده‌به‌گورشان کرده‌اند. لابد نیمه‌شبی زمستانی، روی خاک‌های تبدارِ فاو، دشمن گلوی فاجعه را دریده است.
کاش امشب، کسی برود سرِ خاکِ مادر. شمعی روشن کند برایش. قاب عکس قاسم را بردارد و بگوید: دیگر رسید. رسیدنش مبارک."
. #۱۷۵ #۱۷۵_غواص #شهید #شهید_گمنام #مادر #مفقود_الاثر

بازنشر شده از : سبک زندگی اسلامی
@sabke_zendegi

___________ . بوی دریا گرفته اند امروز، کوچه ها… خانه ها… خیابان ها
لشکر آب ها سرازیرند، بی توقف به سوی میدان ها

دسته دسته شهید می آید… دست بسته شهید می آید
جان تازه گرفته ایم انگار از حضور غریب بی جان ها

صد و هفتاد و پنج زنده به گور! صد و هفتاد و پنج مرد صبور
صد و هفتاد و پنج سَر که زدند دل به دریای موج و طوفان ها

صد و هفتاد و پنج دریا، نه … صد و هفتاد و پنج اقیانوس
که وجود زلالشان دارد نسبتی با تمام باران ها …

خبر زلف کیست می آید؟ چه نسیم خوشی ست می آید
بوی پیراهنِ که در باد است؟ که پریشان شدند کنعان ها

صد و هفتاد و پنج دریایی، خاک خورده به خانه می آیند
خبر آورده اند نزدیک است، روز پیروزی مسلمان ها

بازنشر شده از : چفیه
@chafieh
Read more
. تلاششون قابل تحسینههه <span class="emoji emoji1f44f"></span><span class="emoji emoji1f44f"></span><span class="emoji emoji1f44f"></span><span class="emoji emoji1f44c"></span>😀 . اولین بار سال ۲۰۱۵ با گروه سه نفره ی #SUS4 دبیو کردن ولی سال ۲۰۱۶ ...
Media Removed
. تلاششون قابل تحسینههه 😀 . اولین بار سال ۲۰۱۵ با گروه سه نفره ی #SUS4 دبیو کردن ولی سال ۲۰۱۶ این گروه دیسبند شد..بعدش اوایل سال ۲۰۱۷ با گروه سه نفره #H2L فقط با یه موزیک دبیو کردن و بدون عرضه ی هیچ موزیک ویدیویی بعد از چهار ماه دیسبند شدن!! و در نهایت اواخر سال ۲۰۱۷ با گروه سه نفره #OMyJewel که ... .
تلاششون قابل تحسینههه 👏👏👏👌😀
.
اولین بار سال ۲۰۱۵ با گروه سه نفره ی #SUS4 دبیو کردن ولی سال ۲۰۱۶ این گروه دیسبند شد..بعدش اوایل سال ۲۰۱۷ با گروه سه نفره #H2L فقط با یه موزیک دبیو کردن و بدون عرضه ی هیچ موزیک ویدیویی بعد از چهار ماه دیسبند شدن!! و در نهایت اواخر سال ۲۰۱۷ با گروه سه نفره #OMyJewel که یه عضو روسی هم داشت دبیو کردن که این گروه هم چند روز پیش بعد از ۵ ماه فعالیت دیسبند شد!!! .
.
. چرا هی دبیو میکنن دیسبند میکنن؟ 😐🤔😃 البته فکنم دست بردار نباشن تا به موفقیت برسن 🤔 شمام مثل سارانگو سانها باشین براحتی بیخیال رویاهاتون نشین 🤗😉
.
#Kpop
Read more
. ⁣⁣⁣|⁣طعم سینما، در آخر هفته با سینمانیوز . 30: #StandByMe 1986 (کنارم بمان) . ⁣• کنارم بمان سومین فیلم راب رینر براساس داستانی از استیفن کینگ ساخته شد و چنان محبوبیتی یافت که امروزه در نوع خود از آن به عنوان اثری کلاسیک یاد می کنند. از روی کتاب‌های استیون کینگ، به دو دلیل اقتباس‌های ... .
⁣⁣⁣🎥|⁣طعم سینما، در آخر هفته با سینمانیوز
.
▪️➖➖➖➖▪️
🎬 30: #StandByMe 1986 (کنارم بمان)
.
⁣• کنارم بمان سومین فیلم راب رینر براساس داستانی از استیفن کینگ ساخته شد و چنان محبوبیتی یافت که امروزه در نوع خود از آن به عنوان اثری کلاسیک یاد می کنند. از روی کتاب‌های استیون کینگ، به دو دلیل اقتباس‌های زیادی ساخته می‌شود. اول آن که خیلی‌ها و به خصوص تقریبا عده‌ی بزرگی از مخاطبان سینماروی آمریکا، با آثار و نوشته‌های او خاطره دارند و دوم هم این که کینگ، یکی از بهترین نویسنده‌های زمانه‌ی خود به حساب می‌آید
.
⁣• پادشاهِ داستان‌های ترسناک، در داستان‌نویسی به قدری متبحر است که در عین داشتن کتاب‌های بسیار، هرگز در خلق شاهکارهای گوناگون و کسب موفقیت‌های جدی در میزان فروش کتاب‌هایش آن‌چنان به در بسته نمی‌خورد و همواره، کم و بیش جایگاه خود را در اذهان عمومی حفظ می‌کند. این وسط، اما آثار سینمایی کمی هستند که بتوان آن‌ها را اقتباس‌هایی در حد و اندازه‌ی نوشته‌های کینگ دانست و فیلم‌های کمتری هم هستند که حتی می‌توانند بهتر و اثرگذارتر از کتاب‌های او ظاهر شوند
.
⁣• پس شاید در وصف «کنارم بمان»، بتوان همین را گفت که این ساخته‌ی راب رینر، دقیقا یکی از اعضای دسته‌ی کوچک فیلم‌های اقتباس‌شده از روی آثار کینگ که بهتر از کتاب‌های مرجع‌شان جلوه می‌کنند است. تقریبا همه منتقدین فیلم هم‌نظر هستند که نقش‌آفرینی بازیگران کم سن و سال این فیلم فوق‌العاده و کم‌نظیر است
.
⁣• فیلم در زمان کوتاهش موفق می شود پختگی نهایی بچه ها را به تماشاگر بباوراند. یکی از عوامل موفقیت فیلم استفاده از ترانه ها و اصطلاحات اواخر دهه پنجاه برای فضاسازی مناسب و ایجاد حس نوستالژیک است
.
⁣• «کنارم بمان»، پیش از آن که درباره‌ی گریه کردن و خندیدن و متوقف نشدن چهار شخصیت اصلی‌اش باشد، پیش از آن که بخواهد آن‌ها را به عنوان کاراکترهایی نمادین از همه‌ی آدم‌هایی که هنوز به درستی وارد جامعه‌ی جدید و تغییریافته روزگار خودشان نشده‌اند ببیند، راجع به پسرانی است که از یکدیگر جدا نمی‌شود. دوستی‌شان آن‌قدر محکم است که نه می‌شکند و نه اجازه‌ی شکستن آن‌ها را می‌دهد
.
⁣• فیلمی که ریور فینیکس، برادر فقید واکین فینیکس که در جوانی زندگی‌اش به پایان رسید، حرکتش به سمت تبدیل شدن به بازیگری بزرگ را با درخشش در دقایق آن آغاز کرد اما با مرگ نابهنگامش در بیست و سه سالگی خاموش شد اما همچنان با آثارش در یادها مانده است
.
💬 نظر شما در مورد این فیلم چیه؟ از ۱۰ چه امتیازی بهش میدین؟ (نسخه بلوری در کانال)
▫️➖➖➖➖▫
#StephenKing
#CinemaNewss_TamehCinema
Read more
Loading...