شه من همه

Unique profiles
81
Most used tags
Total likes
0
Top locations
Saee Park-پارک ساعی, Rasht, Iran, Tehran, Iran
Average media age
616.7 days
to ratio
5.7
امدم مجلس ختمه خودم همه بودن همه اونایی که نمی دونستم عشق من توو دلشون وجود داره تو بلندگو همش اسمه ...
Media Removed
امدم مجلس ختمه خودم همه بودن همه اونایی که نمی دونستم عشق من توو دلشون وجود داره تو بلندگو همش اسمه من تکرار میشد حسه خیلی عجیبی بود چقدر از خوبیهام می گفت صدای گریه ی خانما بلند که می گفت: آهسته چقدر دوست دارمو واقعا اون خانم، عاشقم بوده واه چه حالی بودم همش از خوبیم می گن و ای کاشهاییکه ... امدم مجلس ختمه خودم
همه بودن
همه اونایی که نمی دونستم
عشق من توو دلشون وجود داره
تو بلندگو همش اسمه من تکرار میشد
حسه خیلی عجیبی بود
چقدر از خوبیهام می گفت
صدای گریه ی خانما بلند
که می گفت:
آهسته
چقدر دوست دارمو واقعا اون خانم، عاشقم بوده
واه چه حالی بودم
همش از خوبیم می گن
و
ای کاشهاییکه از رفتن ناهنگامم می گفتن
یادگاری هائیکه از من
پس از رفتن من ساخته بودن
از صمیمیت دوران حیاتم
روح من غلغلکش می امد
یکی می گفت:فلک گلچینش کرد
یکی گفت:معرفت فقط تو این مرد خلاصه می شد
دو نفر هم گفتن
این اواخر دیدن
که هوای دل من
یه جور دیگه شده بود
خلاصه
تو چهرم نوردیده بودن
شانس اوردن معلوم نبودم
وگرنه همه فکر می کردن دیونم یا امدم نمایشه کمدی
یک نفر هم می گفت:
من و اون چه صمیمی بودیم
عجیب بود
آخرین بار سه سال پیش با هم ارتباط داشتیم
یک نفر گلاب اورد و کتاب قرآن
که بخونن و ثوابشو برسونن به من
همه بر می داشتن
اما نمی دونم برای چی فقط لایه کتابو باز می کردن!!! اونکه صدبار پشته سرم به دروغ و بدگویی کرده بود
اون گوشه دیدمش
من رفتم کنارش
با گریه از خوبیهام می گفت
اون که هر روز می دونست به من بدهکاره
می امد، اما حرفی از بدهیش نمی زد
امد با لباس مشکی
خرما برداشتو
هیچ ذکری هم نگفت
گفت این اواخر یه پول بهش داده بودم
که باهاش کار کنه چون آدمه امینی بود!!!
اینجا بود یه نور امد
گفتم
نور
فرصتی می خوام
گفت:
می شه برگردی
روح من رفت کنار منبر
آروم به واعظ فهموند
این جمع منو می خوان
فرصتی گرفتم
که بر گردم
با اینکه بعضی هاشونم نقش بازی می کردن اما بودن، کساییکه نمی دونستم این همه منو دوست دارن،
روح من طاقته این همه گریرو نداره
واعظ آهسته گفت
معذرت می خوام
گویا شادروان مرحوم
زنده هستند هنوز
یه خانم جیغ کشید و غش کرد
آره، همونکه منو همش عشقم صدا می زد !!!
و همونیکه بدهکار بود به من
مضطرب، رفت که رفت
یه نفرم گفت:که تکلیف منو روشن کن
اگر مُرد خبر بدید خدمت برسیم
مجلس ختم عزیزی دیگه باید بریم
اینجا بود که از خواب پریدم !!!
رسم همین بوده
ما واسه همین موضوع ها می ریم
با کلی ناراحتی!!!
کار ما نیست
بریم دله ناراحتو
شاد کنیم
کار ما گریه یا ثواب خریدن برایه مرحومان بوده و هست
خلاصه تو خواب دیدم
بد از اون موضوع
واعظ امد پایین
مجلس ختم از همه خالی شد
کجا رفتن نمی دونم
داشتم به خوابم فکر می کردم که
نور تو بیداری، از من پرسید:
بگو؟!؟ می آی؟!؟
یا با جمع اطرافیانه خودت می مونی ؟!؟
چه سوال سختی؟!؟
شوک بودم از مَردُمه زنده کشه مرده پرست
امیدوارم
شاد و موفق باشید
دوستون دارم
علیرضا رحمانی🍂
Read more
‌ نمی‌خوام از پدر و مادر یک هیولا بسازم. همه می‌دونید که من عاشق مامان و بابام هستم. خیلی زیااااد. ...
Media Removed
‌ نمی‌خوام از پدر و مادر یک هیولا بسازم. همه می‌دونید که من عاشق مامان و بابام هستم. خیلی زیااااد. ولی… ‌ اگر بر اساس خواسته‌های پدر و مادر زندگی کنی، ممکنه هیچ وقت نتونی به طور مستقل وارد جامعه بشی، ممکنه هیچ وقت خونه‌ی خودت رو پیدا نکنی یا نتونی بسازیش، ممکنه نتونی اون جوری که می‌خوای زندگی ...
نمی‌خوام از پدر و مادر یک هیولا بسازم. همه می‌دونید که من عاشق مامان و بابام هستم. خیلی زیااااد. ولی…

اگر بر اساس خواسته‌های پدر و مادر زندگی کنی، ممکنه هیچ وقت نتونی به طور مستقل وارد جامعه بشی، ممکنه هیچ وقت خونه‌ی خودت رو پیدا نکنی یا نتونی بسازیش، ممکنه نتونی اون جوری که می‌خوای زندگی کنی.

اینجوری میشه که یهو سی سالت می‌شه و می‌بینی هنوز پیش خانواده زندگی می‌کنی، رویاهات پژمرده شدن و حتی اگر هم بخوای مستقل بشی و دنیا رو به تنهایی تجربه کنی، نمی‌تونی! چون چیزی بلد نیستی که ازش کسب درآمد کنی. چون همیشه از حمایت مالی خانواده برخوردار بودی و نیازی نبود که تخصص یا مهارتی رو یاد بگیری و ازش پول دربیاری و یک زندگی برای خودت بسازی و بچرخونیش. چون بلد نیستی و کلی ترس داری از اینکه مستقل زندگی کنی. در نتیجه همیشه حس سرخوردگی و استیصال داری.

چهل سالت که میشه به خودت میای و می‌بینی که زندگیت اصلن اونی نبود که خودت می‌خواستی. اونجاست که می‌ری سراغ مامان و بابات و همه‌ش انگشت اتهامت به سمت اون‌هاست. اون‌ها رو مقصر می‌دونی که نذاشتن اون جوری که خودت می‌خواستی زندگی کنی.

همه خودخواهیم. همه ناقصیم و استدلال‌های همه‌ی ما از ملاک‌ها و فیلترهایی رد می‌شه که از دوران بچگی و در طول عمر درون ما شکل گرفته. برای همینه که مامان و باباها ما رو درک نمی‌کنن. اون‌ها می‌ترسن چون گذشته‌ای که طی کردن با گذشته‌ای که ما داشتیم زمین تا آسمون فرق داره. ترس‌های درونی اون‌ها ناشی از عرف‌ها، ارزش‌ها و هنجارهایی‌ـه که اگرچه شاید زمانی وجودشون و رعایت‌کردنشون لازم بوده، ولی الان دیگه نیازی به وجودشون نیست.

چیزی که برای اون‌ها زمانی جواب می‌داده ممکنه الان دیگه برای شما جواب نده. یعنی نمی‌دونم. اگه جواب می‌ده و در مورد مسیری که توش هستی خوش‌حال هستی و اون‌ها هم خوشحال هستن و همه‌تون راضی، **ن لق ناراضی. من این حرف‌ها رو برای کسی می‌زنم که حس می‌کنه مسیری که پدر و مادر از قبل براش مشخص کردن اصلن به اون سمتی نیست که رویاهاش هستن. درنتیجه از یه چیزی خوشحال نیست، بی‌قراره و می‌خواد تغییرش بده. (شاید باید این حرف رو همون اوایل مطلب می‌گفتم که وقتت رو تلف نکنی و پایین‌تر نیای. ولی خب مطمئنم خودت اونقدر باهوش هستی که اگه این نوشته دغدغه‌ت نباشه خیلی وقت پیش این پست رو به کتف چپت دایورت می‌کردی، وقتت رو با خوندن این حرف‌ها تلف نمی‌کردی و می‌رفتی یک جای دیگه تلفش کنی... ولی چون این قضیه رو مُخِته، منتظر قسمت سومش هم می‌مونی. یا اینکه می‌ری و از وب‌سایتم ادامه‌ش رو می‌خونی... [ادامه داره]
Read more
۳۲/۶۰ فقط یک راه برای زن بودن وجود ندارد. برای دختر بودن، دوست بودن، رئیس بودن، همسر بودن، مادر بودن ...
Media Removed
۳۲/۶۰ فقط یک راه برای زن بودن وجود ندارد. برای دختر بودن، دوست بودن، رئیس بودن، همسر بودن، مادر بودن یا هرکس دیگری که خود را در آن دسته جای می‌دهید فقط یک راه درست وجود ندارد. راه‌های بسیار زیادی برای هرکس با هر سبکی در این دنیا وجود دارد. زیبایی زندگی در همین تفاوت‌هایش است. قلمروی خداوند تمام این ... ۳۲/۶۰
فقط یک راه برای زن بودن وجود ندارد. برای دختر بودن، دوست بودن، رئیس بودن، همسر بودن، مادر بودن یا هرکس دیگری که خود را در آن دسته جای می‌دهید فقط یک راه درست وجود ندارد. راه‌های بسیار زیادی برای هرکس با هر سبکی در این دنیا وجود دارد. زیبایی زندگی در همین تفاوت‌هایش است.
قلمروی خداوند تمام این تفاوت‌ها را دربرمی‌گیرد.
‌‌‌
#خودت_باش_دختر
#ریچل_هالیس
ترجمه‌ی #هدیه_جامعی
#کتاب_کوله_پشتی
‌‌‌
از دیشب که این کتاب رو تموم کردم دارم فکر میکنم که چطور در موردش حرف بزنم. کم نیستن کسایی که این کتاب رو شعارهای یک زن ثروتمند و بی‌درد میدونن، کسایی که میگن ریچل هالیس یک‌سری چیزهای بدیهی رو که همه میدونیم به صورت شعاری نوشته و از این مدل حرف‌ها...

ولی من یک کتاب انگیزشی پر از شعار نمیبینمش، من ریچل هالیس رو یک زن سفیدپوست ثروتمند بی‌درد نمیبینم! من تو این کتاب یک زن قویِ خودساخته رو میبینم، یک زنِ فوق‌العاده صمیمی و صادق، یک زن که تو مشکلات بزرگ و کوچیک زندگیش گاهی غرق شده، کم آورده، ولی بالاخره تونسته بلند شه و راهشو پیدا کنه، تونسته ادامه بده و دوست داره به دنیا، به همه‌ی زن‌ها و دخترها نشون بده که اون دروغ‌هایی که یک عمر به خودمون گفتیم، از طرف جامعه و خونواده‌مون قبول کردیم، چقدر بهمون ضربه زدن، که اون دروغ‌ها از ما کسیو ساختن که هیچ شباهتی به خود واقعی ما نداره. ریچل میخواد اون دروغ‌ها رو بشناسیم، زندگی خودشو، دروغ‌های زندگی خودشو با صداقت برامون تعریف میکنه، و راه رهایی از اون دروغ‌ها رو بهمون نشون میده. ‌‌
این کتاب حس حرف زدن با یک دوست صمیمی رو داشت واسم، چیزایی رو بهت میگه که یک عمره ازش خبر داری ولی انکارشون کردی، انگار یک دوست نشسته و برات از شکست‌ها و رازهای خودش میگه و توام جرات میکنی اونا رو ببینی تو زندگی خودت، اون دروغ‌ها، شکست‌ها و ضربه‌ها رو...
‌‌
خیلی حرف دارم که از این کتاب‌ بگم، چون توی بیشتر صفحات این کتاب خودمو پیدا کردم، چون بهم یاد داد اولین قدم بهتر شدن زندگیم و شخصیتم، اینه که با خودم صادق باشم. ‌‌
من معتقدم هر دختری و هر زنی باید این کتاب رو بخونه. همین.
‌‌
ممنون از انتشارات کوله‌پشتی و هدیه جامعی عزیز، از صمیم قلبم به خاطر ترجمه و انتشار این کتاب ممنونم. 🌸❤️
‌‌
امتیازم: ۵ از ۵
‌‌
#girlwashyourface by #rachelhollis
Read more
. [ می‌رود، می‌روی، می‌روم. رفتن، رفتن و رفتن. . دغدغه خیلی از آدما در این روزای ایران... . تلخ‌ترین ...
Media Removed
. [ می‌رود، می‌روی، می‌روم. رفتن، رفتن و رفتن. . دغدغه خیلی از آدما در این روزای ایران... . تلخ‌ترین سوالایی که ذهن‌ها رو درگیر کرده: - ترکیه خونه چجوری می‌شه خرید؟ - گرجستان خونه بخرم یا ترکیه؟ - اونجا می‌شه کار کرد؟ - ترکیه راحت اقامت میده؟ . تلخ از این جهت که پَسِ این عزم به رفتن نه میل بلکه ... .
[ می‌رود، می‌روی، می‌روم.
رفتن، رفتن و رفتن.
.
دغدغه خیلی از آدما در این روزای ایران...
.
تلخ‌ترین سوالایی که ذهن‌ها رو درگیر کرده:
- ترکیه خونه چجوری می‌شه خرید؟
- گرجستان خونه بخرم یا ترکیه؟
- اونجا می‌شه کار کرد؟
- ترکیه راحت اقامت میده؟
.
تلخ از این جهت که پَسِ این عزم به رفتن نه میل
بلکه لاعلاجی‌ه
بالای یه میلیون ایرانی در استانبولن و دنبال زندگی بهتر.
بالای یک میلیون در آنکارا، ازمیر و ترابوزان و وان همین وضع رو دارن
باتومی، تفلیس، باکو، عمان، دبی، استرالیا، آلمان، صربستان، مالزی، تایلند، امریکا، کانادا و ... پر شده از ایرانیایی که به اجبار تن به مهاجرت دادن، واقعیتی تلخ، همه اینایی که رفتن هم نیروی متخصصن، هم پول دارن، هم جوانن
هم پولمون می‌ره، هم تخصصمون و هم جوانی و نیروی کارمون، می‌ریم به امید شرایطی بهتر از اینجا، با هزارها آرزو و امید.
نمی‌دونم کِی قراره به خودمون بیایم و جلوی ویرونی رو بگیریم
به خدا با زیاد کردن عوارض و دلار ندادن نمی‌شه کنترل کرد
درد رو جای دیگه جستجو کنین
چرا باید مهندس مملکت جمع کنه و بره و بگه می‌رم کارگری می‌کنم.
دیروز یکی رفت، امروز یکی دیگه، فردا هم شاید من و تو به این نتیجه برسیم که رفتن تنها چاره است.
خدا می‌دومه برای یه آدم ۳۰-۳۵ ساله رفتن چقد سخته.
بری، جا بیفتی، کنار بیای و یاد بگیری دیگه عمری نمی‌مونه
اگه کسی چمدون بست بدونین راهی جز رفتن نداره
این مملکت حیفه ]
.
پ.ن: توی نظرسنجی‌هایی که اینور اونور می‌بینم اکثریت غالب می‌خوان از ایران برن فقط برای اینکه دنبال آرامش اعصابن.
ما روحمون داره رنده می‌شه توو این مملکت، واقعن چرا؟
یک جا بس کنین. یک جا این‌همه خبر بد رو بس کنین. تمومش کنین.
به قول دوستی میگه من به نظرم يه ستادى توو حكومت هست به نام "ستاد حفظ سطح عصبانيت و نارضايتى مردم" !
‏اينا تا می‌بينن عصبانيت مردم فروكش كرده يه بامبول تازه راه می‌ندازن، يه روز گرونى دلار، يه روز فيلترينگ تلگرام، يه روز گشت ارشاد، يه روز كشور شدن قم، یه روز ندادن ارز دولتی به مسافرا و...! ‏خدا خيرشون بده، كار سختى دارن والا! 🤔
.
شاید که روزی باد لای موهایم بپیچد در همین ایران
Read more
. . تمام شد #جام‌_جهانی هم با تمام تب و تاب و اشک و لبخند هاش... با تمام بوسه های ناب تماشاگرهاش... ...
Media Removed
. . تمام شد #جام‌_جهانی هم با تمام تب و تاب و اشک و لبخند هاش... با تمام بوسه های ناب تماشاگرهاش... با تمام فریاد ها و خوشحالی هاش... با تمام شکست ها و پیروزی هاش... بالاخره تمام شد. به این فکر می کنم که ای کاش همه ما مثل #مرتضی_پورعلی_گنجی که روی شونه های په په گریه می کرد، یکی رو داشتیم که آخرش... ... .
.
تمام شد

#جام‌_جهانی هم با تمام تب و تاب و اشک و لبخند هاش... با تمام بوسه های ناب تماشاگرهاش... با تمام فریاد ها و خوشحالی هاش... با تمام شکست ها و پیروزی هاش...
بالاخره تمام شد.

به این فکر می کنم که ای کاش همه ما مثل #مرتضی_پورعلی_گنجی که روی شونه های په په گریه می کرد، یکی رو داشتیم که آخرش... حتی وقتی با تمام وجود مقابل مون جنگیده... ما رو در آغوش بکشه.
آرزو می کنم همه مون مثل اون لحظه ای که #علیرضا_بیرانوند تمام رویا و آرزو هاش رو... توپ رو... خلاصه تمام جهانش رو سخت در آغوش کشیده بود... همه مون اون لحظه شیرین رو تجربه کنیم.
انگار تمام روزهایی که زندگی کردیم... تمام کارهایی که انجام دادیم... برای رسیدن به اون لحظه شگفت انگیز باشه.

خدا کنه همه پدر ها... هر کجای دنیا که هستن..‌. مثل اون لحظه زیبا... درست مثل اشماکیل ها... بتونن به همدیگه افتخار کنن. پدری به پسری...
مثل #احمدرضا_عابدزاده عزیزم... عقاب آسیا و پسرش... چه خوبه پسری به پدرش افتخار کنه

زیبایی هایی دنیا کم نیست.
می شه از هر چیزی به زیبایی رسید.
حتی از فوتبال.
اگر به من باشه که می گم حتی در اوج نفرت هم می شه به عشق رسید... شاید خنده دار باشه... اما برید از عاشق های واقعی بپرسید... یا عاشق های واقعی رو ببینید.
تبریک به همه اونهایی که عاشقانه برای کشورشون جنگیدن.
اولین قهرمانی فرانسه رو خوب به یاد دارم... حالا از اون روز ۲۰ سال گذشته.
امروز برگشتم به ۲۰ سال پیش. و مرور کردن خودم و روزهای زندگی که سپری کردم.
از این بابت ممنونم از بر و بچه های فرانسه.
و در آخر به قول مفسر ورزشی موقع تحویل جام به فرانسوی ها: این یک قرار عاشقانه بود.

و من در انتها می گم: امیدوارم در انتهای تمام قرارهای عاشقانه تون، همیشه بارون بباره ❤️ .
.
#علیرضا_اسفندیاری
.
.
شب همگی به روشنا
@ahmadabedz ❤💪❤
@Alirezabeyranvand.official
@Mortezapouraliganji88
@official_pepe
@abedz
.
.
Read more
. يه زن ميتونه همه چيز رو عوض كنه.. ميتونه از پيچ و تابِ موهاش همه دنيا رو به گردش در بياره.. يه زن ميتونه ...
Media Removed
. يه زن ميتونه همه چيز رو عوض كنه.. ميتونه از پيچ و تابِ موهاش همه دنيا رو به گردش در بياره.. يه زن ميتونه با صداي آرومش يادت بياره چقدر آرامش ميشه داشت ، اين حوالي.. ميتونه با دست هاش ، با سليقه خودش و با نگاهش تمام ِ بند بندِ ديوار به ديوار خونه رو گل بارون كنه.. با سبزينه حضورش سبز كنه دنيا رو.. ديوارِ ... .
يه زن ميتونه همه چيز رو عوض كنه..
ميتونه از پيچ و تابِ موهاش همه دنيا رو به گردش در بياره..
يه زن ميتونه با صداي آرومش يادت بياره چقدر آرامش ميشه داشت ، اين حوالي..
ميتونه با دست هاش ، با سليقه خودش و با نگاهش تمام ِ بند بندِ ديوار به ديوار خونه رو گل بارون كنه.. با سبزينه حضورش سبز كنه دنيا رو..
ديوارِ بالاي كنسولِ دفتر ِ جديد تموم شد و نميدونم چند ساعت طول كشيد تا آماده ش كنم.. الان يك ساعتي هست كه از نيمه شب گذشته و رسمن روز تازه شده..
تمام اين مدت توي افكارم اين جمله دوره ميشد كه يك زن ، ميتونه همه چيز رو عوض كنه..
ميرونه بخواد....... به دست بياره..... ميتونه روح ببخشه.. ميتونه از خدا گونه گيِ روياهاش قلم بگيره دنيا رو..
نميدونم ميدوني از چي حرف ميزنم يا نه اما اين سكوت و اين تنهايي حالِ منو شبيه سال ها قبل كرد....
موقعي كه خواستم از خدا و خواستم از خودم و خواستم از دنيا و شد...
همون دقيقه هايي كه تصميمِ بزرگي رو گرفتم..
دوربينِ توي اون سالها خوبِ رو به معمولي مو برداشتم و رفتم كه برسم به آرزو هام..
اون شب وقتي عليرضا تابلويِ " حديث " رو زَد سَر دَرِ اين ساختمون و قاصدك هاي روي اسم ام انگار رَها تر از هميشه توي باد بودن دلم گرم شد ..
امروز وقتي ديوارِ روياييِ افكارم رو ساختم و تموم شد و اون روز وقتي امضا كردم سندِ اين دفتر رو دلم گرم شد....
يك زن ميتونه همه چيز رو عوض كنه با عشق ، با خواستن... با هر روز ١٢ ساعت كارِ مدام با لطفِ خدا ... با لطفِ خدا با لطف و بزرگي خدا.. با مدام به كار اش فكر كردن ، با مهربوني كردن ، با نخوابيدن .. با مداااااام مشغولِ اين ماجراي دوست داشتني بودن..
يك زن ميتونه توي ٢٥ سالگي ٥٠ سال تجربه داشته باشه... ميتونه وقتي به رَگ هاي روي دست اش نگاه ميكنه اميدوار شه.. ميتونه وقتي اسم عروس داماد هاش رو توي تقويمش ميبينه دل گرم شه...
يه زن نبايد خسته شه...
بايد قوي باشه..... قوي ترين حالتِ يك انسانِ آرومِ زيباي موفق.. انشالله .....
حديث.
.
در ضمن من عاشق عروس و دامادِ توي اين عكس ام..
عاشق بچه هاي اين تيم ام..
روزانه صد ها بار الحمدلله ميگم براي اومدنِ تك تكشون توي زندگيم و قربونِ نگاه شما ميرم.. كه هستيد و دارمتون..
خداروشكر..
خدارو به همه چيز شكر...
Read more
<span class="emoji emoji27bf"></span><span class="emoji emoji27bf"></span> آلوچه ها تقريبا ميشه گفت از آب و گل در اومدن انقدري كه پريروز وقتي سركار بودم ديدم اونام مستقيم از ...
Media Removed
آلوچه ها تقريبا ميشه گفت از آب و گل در اومدن انقدري كه پريروز وقتي سركار بودم ديدم اونام مستقيم از مدرسه اومدن سركار و چند ساعتي رو مشغول بودن و كلي هم خوشحال كه دارن يواش يواش صاحب درآمد هر چقدر كم و هر چقدر آهسته و سخت ميشن.. تو تمام اين سالها من و پدرشون سعي كرديم همه جوره براشون مايه بذاريم تا آب تو ... ➿➿
آلوچه ها تقريبا ميشه گفت از آب و گل در اومدن انقدري كه پريروز وقتي سركار بودم ديدم اونام مستقيم از مدرسه اومدن سركار و چند ساعتي رو مشغول بودن و كلي هم خوشحال كه دارن يواش يواش صاحب درآمد هر چقدر كم و هر چقدر آهسته و سخت ميشن.. تو تمام اين سالها من و پدرشون سعي كرديم همه جوره براشون مايه بذاريم تا آب تو دلشون تكون نخوره ولي هرگز لوس و متكي بار نيان.. و اينكه عليرغم همه مهربونيم من مادر قاطع و سخت گيريم چون جامعه و دنياي امروز رو به خوبي ميشناسم و با چشمهاي خودم ديدم آزادي و به دل راه اومدن زياد و بي حد و مرز و غيرعقلاني بچه ها همون اندازه داغون شون ميكنه كه بيش از اندازه محدود كردن اونم بدون علت و بيش از اندازه.. تعادل و همانگي با سنشون، با نرمهاي جامعه، با چيزي كه عقل سليم و قوانين روانشناسي حكم ميكنه و در كنارش دوست بودن و صداقت باعث ميشه بچه ها براي روبرو شدن با دنياي ما بزرگسالها به مشكل برنخورن و با اعتماد به نفس بار بيان.. و از همه بدتر مواقعيه كه شما بعنوان نزديكترين و دلسوزترين فرد جگرپاره هاتون (البته برعكسش هم هست و هميشه هستن آدمهايي كه صلاحيت داشتن و تربيت فرزند رو ندارن) از طرف بقيه چپ و راست مورد ارشاد و يا ساز مخالف زدن قرار ميگيرين.. به نظر من هرگز نبايد تو تربيت و سبك زندگي بقيه دخالت كرد مگه اينكه ازمون سوال كنن و راهنمايي مون رو بخوان، اينكه مثلا شما به كودكتون ياد دادين شب راس ساعت هشت بخوابن و يا اينكه در طول هفته شيريني شكلات نخورن و يا اينكه ساعات مشخصي رو پاي تلويزيون و دستگاه بازي بگذرونن و اطرافيان ميان و جلوي بچه ميگن؛ مامانش!!! اين سوسول بازيا چيه و بذار بچه راحت باشه زمان ما بچه ها از تو جوب سيب برميداشتن ميخوردن و لپاشون گلي بود و يا اينكه اي بابا.. شما چقدر به دلشون راه مياين و بهشون باج ميدين، زمان ما همسن اينا زن و بچه داشتن و غيره يك جور دخالت و دلسوزي بيمورده كه باعث ميشه كودك بيگناه دچار دوگانگي شخصيتي شه و به مرور زمان دچار مشكل.. احترام به افراد نسبت به مرزها و مسئوليتهاي زندگي شون خيلي مهمه و خيلي از دخالتها حتي اگر از روي دلسوزي هم كه باشه ممكنه نتيجه عكس بده.. يكي از مهمترين موارد موفقيت در تربيت فرزندهامون اينه كه پدر و مادر هميشه تو يك جبهه باشن و هرگز جلوي بچه ها اختلاف نظرهاشون رو بروز ندن.. من روانشناس نيستم ولي تموم كتابها و صحبت صاحب نظرهايي رو كه خوندم و گوش كردم دال بر اينه كه اگر كودك بد تربيت شه هميشه راهي براي درست كردنش بعدها هست ولي دوگانگي شخصيتي هرگز.. نظر و تجربه شما چيه؟ #گپ_خودموني_آزاجون
Read more
سلام شماره ۹ «حکمت» همیشه زنده ناصر عبدالهی ترانه از بنده ملودی شهرام فرشید تنظیم میثم مروستی اواخر سال ۸۰ بود دارینوش بودم رفته بودم پیش آقای معظمی که منو با یکی آشنا کنه که ملودی هایی رو که ساخته بودم رو بدم واسه تنظیم یا اینکه از یه مسیری منتشر کنم که شهرام فرشید رو بهم معرفی کرد، رفتم کلی ... سلام
شماره ۹
«حکمت»
همیشه زنده ناصر عبدالهی
ترانه از بنده
ملودی شهرام فرشید
تنظیم میثم مروستی
اواخر سال ۸۰ بود دارینوش بودم رفته بودم پیش آقای معظمی که منو با یکی آشنا کنه که ملودی هایی رو که ساخته بودم رو بدم واسه تنظیم یا اینکه از یه مسیری منتشر کنم که شهرام فرشید رو بهم معرفی کرد، رفتم کلی صحبت کردیم و اواخر گفتگو مون دیدم کلی ترانه رو‌میز شهرام هست گفتم راستی من ترانه هم میگم بدم شاید استفاده شه که شهرام جان استقبال کرد ، دقیقا یه هفته بعدش تماس گرفت گفت ناصر جان خدا بیامرز از این ترانه خوشش اومدو میخواد بذاره توو آلبومش !❤️ چه حس خوبی داشت 🌹 تا الان خواننده ای عجیب تر ، مهربون تر، خفن تر و.... از ناصر جان گل ندیدم یادش بخیر چه روزایی و چه حسایی که هیچ وقت تکرار نشد از اون سال اولین کار حرفه ای من استارت خورد ولی جالبه با ترانه!
ناصر خان فقط از یه چیز دلگیر بود اونم حذف ترجیع بند کار بود که من گفته بودم

همه حرفایی که گفتم میدونم که حکمته!
بین ما فاصله نیست، فک نکنی شکایته!

میگفت این بند نشون میداد که همه این حرفا درد دله❤️نباید حذف شه..... چه خوبه که آدمایی مثه ناصر عبداللهی وقتی ازشون حرف میزنی جز خوبی نمیشه گفت 🌹❤️ بی شک ناصر خان افتخار بزرگ کارنامه من همکاری با شماس
همیشه زنده در خاطرات همه ای
❤️❤️❤️
اگه شما هم‌دوسش دارین برام کامنت بذارید لطفا‌😬😉 ❤️❤️❤️🙏 #Naser abdollahi
@navidabdollahioriginal
@gholamalamshahi
@payam_houshmand
shahramfarshid
@meysammarvasti_official
Read more
بسم الله الرحمن الرحیم . . و من شدم 《ایران》¡! من باید پاسخگوی همه نقاط قوت و ضعف ایران می بودم. انگار ...
Media Removed
بسم الله الرحمن الرحیم . . و من شدم 《ایران》¡! من باید پاسخگوی همه نقاط قوت و ضعف ایران می بودم. انگار من مسئول همه شرایط و وقایع بودم. چاره ای نبود و البته از این ناچاری ناراضی هم نبودم. من ناخواسته واسطه انتقال بخشی از اطلاعات شده بودم و این فرصتی بود تا آن طور که باید و شاید وظیفه ام را انجام دهم. ... بسم الله الرحمن الرحیم
.
.
و من شدم 《ایران》¡!
من باید پاسخگوی همه نقاط قوت و ضعف ایران می بودم. انگار من مسئول همه شرایط و وقایع بودم. چاره ای نبود و البته از این ناچاری ناراضی هم نبودم. من ناخواسته واسطه انتقال بخشی از اطلاعات شده بودم و این فرصتی بود تا آن طور که باید و شاید وظیفه ام را انجام دهم. تصمیم گرفته شده بود! من سفیر ایران بودم و حافظ منافع کشورم و مردمش.
پ.ن: روایت دختر دانشجو مسلمان ایرانی که موفق به دریافت بورس دوره ی دکترا در فرانسه شده و راهی پاریس می شود. *فوق العادس. به شدت پیشنهاد می شه.
#خاطرات_سفیر
#ایران
https://www.instagram.com/khaterate_safir/
Read more
همیشه می‌گن به هم نخندیم، با هم بخندیم! ولی این دفعه من می‌گم بیاید به خودمون بخندیم. به خودمون بخندیم که دم انتخابات که می‌شه هرچیزی رو باور می‌کنیم! یادتونه نماد انتخاباتی ما چی بود؟ گوش پاک کن! شعارمون هم این بود که مدیران گوش‌هاشون رو پاک کنن صدای مردم ره بشنون، مردم هم گوش‌هاشون رو ... همیشه می‌گن به هم نخندیم، با هم بخندیم! ولی این دفعه من می‌گم بیاید به خودمون بخندیم.

به خودمون بخندیم که دم انتخابات که می‌شه هرچیزی رو باور می‌کنیم!

یادتونه نماد انتخاباتی ما چی بود؟

گوش پاک کن!

شعارمون هم این بود که مدیران گوش‌هاشون رو پاک کنن صدای مردم ره بشنون، مردم هم گوش‌هاشون رو پاک کنن دروغ‌های مسئولین ره بشنون!

الان همه می‌شینید می‌گید اگه رئیسی رئیس‌جمهور می‌شد فلان و بهمان! بابا، من که نمی‌گم به اونا رای بدید! ولی وقتی دروغ به این روشنی می‌شنوید جیغ نزنید! کف نزنید! هورا نکشید که طرف دندوناتون ره بشماره!

حالا هم دندونامون ره شمرده، می‌گه اقتصاد از این بهتر نمی‌شه! باز یه گروه میان دفاع می‌کنن! ببین!

درست مث بچه‌های خوب می‌رفتید اسم من ره می‌نوشتید مینداختید تو صندوق! حداقل تو این گرونی‌ها و بدبختی‌ها شریک نبودید!

ما اوضاع‌مون از وقتی خراب شد که مردم به جای مطالبه‌گر تبدیل به هوادار شدن! سطح خواسته‌ها پایین اومد!

مردی با عبای شکلاتی شد کاپشن، کاپشن هم شد کلید! ما طرفدار نمادیم! نمی‌دونم یه ماه گذشته از طلا و ماشین نخریدن یا نه، ولی من که به خوبی دارم ارزونی رو حس می‌کنم!

مردم! رعیت ساده دل من، بعنوان رییس‌جمهور واقعی از شما تقاضا می‌کنم دنبال هرکی که صداش بلندتره نرید!

ترانه مربوطه
تو می‌گی که اقتصاد مملکت مثل پلنگه
من می‌گم بگو عزیزم! تو دروغاتم قشنگه

پ‌ن یک
اولین دابسمش من بود، چطوره؟

پ‌ن دو
فقه شیعه می‌گه اگه یه کاری کنید که باعث یه اتفاقی بشه تو اون اتفاق سهیم هستید

پ‌ن سه
برای مجلسی که تو این اوضاع از وزرای اقتصادی حتی سوال نمی‌پرسه حیف توپ

پ‌ن چهار
وقتی آتش‌افروز و آتش‌نشان یه نفر هستن من شک می‌کنم

پ‌ن پنج
هواداران روحانی و احمدی‌نژاد و علی کریمی و بقیه به جز صادق می‌تونن حمله رو شروع کنن

#دو_یو #مرتضی_درخشان #رییس_جمهور #انتخابات #دلار #اقتصاد #روحانی #جهانگیری #بازار #اعتصاب #تو_حاضری_برای_عشقمون_چیکار_کنی #من_حاضرم_ده_تا_دروغ_بعدی_ت_ره_هم_باور_کنم #همه_چی_آرومه #من_چقد_خوشحالم #مجلس #لیاخف #گروهک #اغتشاشات #شلوغی #غمگینم #چنان_پیرزنی_که_آخرین_سربازی_که_از_جنگ_می_آید_پسرش_است_که_نه_پول_داره_نه_کار_زن_هم_میخواد #فقه_شیعه #ومن_الله_التوفیق
Read more
سال های پیش خانومی رو می شناختم که علاقه ی شدیدی به دوست دخترها و دوست پسرهای مردم داشت. وقتی می‌شنید ...
Media Removed
سال های پیش خانومی رو می شناختم که علاقه ی شدیدی به دوست دخترها و دوست پسرهای مردم داشت. وقتی می‌شنید یکی با یکی آشنا شده تا ته و توی قضیه رو در نمی آورد آروم نمی نشست. این خیلی ربطی هم به فضولی نداشت، فقط کیف می کرد بشینی براش از روابط عاشقانه خودت و بقیه تعریف کنی. بعد طوری چشم هاش از خوشحالی برق می زند انگار ... سال های پیش خانومی رو می شناختم که علاقه ی شدیدی به دوست دخترها و دوست پسرهای مردم داشت. وقتی می‌شنید یکی با یکی آشنا شده تا ته و توی قضیه رو در نمی آورد آروم نمی نشست. این خیلی ربطی هم به فضولی نداشت، فقط کیف می کرد بشینی براش از روابط عاشقانه خودت و بقیه تعریف کنی. بعد طوری چشم هاش از خوشحالی برق می زند انگار خودش همون لحظه عاشق شده. البته نامبرده از بر و روی خدادادی بی بهره نبود اما تا جایی که خبر داشتم سال‌ها بود تنها زندگی می کرد. من و یکی دو نفر دیگه از رفقای قدیمی گاهی موردهایی رو برای آشنایی بهش معرفی کرده بودیم ولی نمی‌دونم چی می‌شد که هیچ وقت جور نمی شد و یه ایرادی توی طرف پیدا می کرد و کار توی همون ملاقات تموم می‌شد. همیشه برام سوال بود که چرا این جوریه و بعضی از آدم ها این قدر تنها می‌مونن تا این که در یک مکاشفه‌ی معنوی وقتی داشتم به ترانه‌ی برادر حسن شماعی زاده گوش می‌کردم نور حقیقت بر دلم تابید. اون جایی که می فرماد: ((اخ چقدر قشنگه از عشق تو دیونه شدن
تو می یای تموم می شه هر چی غمه
زنده باد هر کی هنوز یه عاشقه)) فهمیدم عشق در نگاه خیلی از آدم ها بهشت زیبایی ست که همیشه در آینده ای نامعلوم قرار داره. معشوقی که یه روز می یاد و همه ی غم‌ها تموم می شه. یعنی عشق بیشتر چیزی امید بخشه تا واقعیتی ملموس و تجربی. بعد برادر شماعی زاده می فرماد: ((انگار از یه معبد عشق قدیمی تو می یای
از یه شعر عاشقونه صمیمی تو می یای
از تو پرواز پرستو های عاشق تو می یای
از رو گلبرگ های معصوم شقایق)) بعد فهمیدم عشق در این نگاه یه جور قدرت پاک کنندگی قوی هم داره. مثل صابونی آنتی باکتریال یا آیینی مقدس در معبدی قدیمی که همه ناپاکی های وجود آدم رو تطهیر می کنه، مثه بخشایش یا آیین توبه! اما مگه ما چه گناهی کردیم که باید واسه اش توبه کنیم؟ دوباره به ترانه رجوع کردم که می فرماد: ((باز یه روز دستای گرمت رو به دستام برسون
با خودت عشقو بیار گذشته هامو بسازم
می دونم باز یه روزی تموم می شه فاصله مون)) و دیدم چیزی که انتظار داریم عشق از وجودمون پاک کنه احساس درد و تنهایی ست. عشق آتشی ست که باهاش جنگل خشک همه ناکامی های گذشته رو می سوزونیم و از نو متولد می شیم. مرهمی ست بر درد همه ی آرزوهای برباد رفته، اندوه و حسرت همه‌ی کارهای نکرده و گاهی نقابی ست برای فراموش کرد یا پنهان کردن همه ی حقارت هایی که خودمون یا دیگران به ما تحمیل کردن. برای همین به معبد عشق نیاز داریم که جان خسته و زخمی و رنجورمون رو تطهیر کنه و قدرتی دوباره به قلب مون بده. اما چقدر عجیبه که ادامه درکامنت
Read more
. <span class="emoji emoji25c0"></span> یه داستان واقعی براتون تعریف کنم، بعد بریم سراغ این عکسها. حدود دوازده سال پیش، دیسک و سیاتیک مامانم ...
Media Removed
. یه داستان واقعی براتون تعریف کنم، بعد بریم سراغ این عکسها. حدود دوازده سال پیش، دیسک و سیاتیک مامانم مشکل پیدا کرد، در حدی که مجبور شدیم در حالت استراحت مطلق نگهش داریم. فقط تصور کنین مامانی که عین فرفره توی خونه میچرخید، حالا چشماش پر از درد و غصه شده و ماه‌هاست دیگه صدای خنده‌هاش خونه رو پُر نمیکنه. ... .
◀ یه داستان واقعی براتون تعریف کنم، بعد بریم سراغ این عکسها. حدود دوازده سال پیش، دیسک و سیاتیک مامانم مشکل پیدا کرد، در حدی که مجبور شدیم در حالت استراحت مطلق نگهش داریم. فقط تصور کنین مامانی که عین فرفره توی خونه میچرخید، حالا چشماش پر از درد و غصه شده و ماه‌هاست دیگه صدای خنده‌هاش خونه رو پُر نمیکنه. اونقدر نجیبه که حتی ناله هم نمیکنه. بدترش اینه که دکترا نه میتونستن عملش بکنن، نه میتونستن عملش نکنن. بدترین شرایط درد یه مادرو تصور کنین...
یکی از همین شبا که خیلی دلم به درد اومده بود، با گریه خوابیدم. خواب #حضرت_مریم رو دیدم. تمام خوابم پر از عشق و مهربونی شده بود. بهم گفت؛ یه شمع برای من توی کلیسا روشن کن، حال مامانت خوب میشه. 🕯
صبحش گیج و منگ بودم! این چه خوابی بود؟! با یه دنیا امید نذر شمعو از دلم رد کردم. از همون روز درد مامان کم‌کم آرومتر شد! ما که دیگه از مطب به مطب رفتن خسته شده بودیم، یهو به خودمون اومدیم دیدیم یه دکتر عالی انگار خودش پیدا شد و مامانو به حدی رسوند که بدون جراحی، بتونه از رختخواب بلند شه و زندگی عادیشو ادامه بده! و دیگه نگم که به سرعت چند روز چقدر زندگی غمگین ما از این رو به اون رو شد! ❤
◀ حالا نوبت من بود که به قولم عمل کنم! ولی نمیشد! یعنی هربار که رفتم کلیسا، یه داستانی پیش میومد که نمیتونستم نذرمو ادا کنم. یه بار تعمیرات داشتن، یه بار مراسم داشتن، یه بار شمع نداشتن و من کل مغازه‌های اون اطرافو گشتم ولی شمع پیدا نکردم، یه بار مریض شدم،... هر تعداد کلیسا که توی تهران و اصفهان میشد برم، رفتم، ولی نتونستم که نتونستم!
◀ دیگه کم‌کم دوستانم وارد ماجرا شدن، حتی با همراهی مامانم هم نتونستم! این کلیسا رفتن من داستان عجیبی شده بود برای خودش.
◀تا این که چند وقت پیش یه برنامه به سرپرستی @reza.hazraty عزیز رفتیم روستایی به اسم #چناقچی . من یه دفعه یه کلیسای نُقلی جلوی خودم دیدم، اونم توی روستایی که دیگه ساکنین مسیحی نداشت! در زدیم، باز نکردن! با خودم گفتم؛ بازم نشد. به شماره روی در زنگ زدیم، یه دختر کوچولو اومد، درو باز کرد، رفتم داخل، یه شمع برداشتم، روشنش کردم و تمام! 😍🕯 بعد از این همه سال، جایی که فکرش هم نمیکردم، به آسون‌ترین حالت ممکن نذرم به صاحبش ادا شد! ❤
◀اونجا بود که یاد این شعر #قیصر_امین_پور افتادم که میگه؛ گاهی نگفته قرعه به نام تو میشود... انگار این همه سال جای شعله این شمع توی این کلیسای کوچیک توی یه روستای دورافتاده محفوظ بود تا یه روزی که من هیچ برنامه‌ای براش نداشتم، برم و روشنش کنم. ❤🕯😍
(ادامه دارد.)
Read more
دختر توی عکس چقدر تنها به نظر میاد؟ باید بذارمش به حساب ۲ ماه و ۱۶ روز ندیدن خانواده ؟ شاید زمان زیادی ...
Media Removed
دختر توی عکس چقدر تنها به نظر میاد؟ باید بذارمش به حساب ۲ ماه و ۱۶ روز ندیدن خانواده ؟ شاید زمان زیادی نباشه..نمیدونم.. ولی حق دارم دلم برای "همیشگی"های قبلیم تنگ شه نه‌..؟ فاصله ی خوابگاه تا علوم پایه رو هر صبح تنها طی کردن در حالی که دلم برای ماشین بابایی تنگ میشه که هرروز صبح تو راه مدرسه گرم بود ... دختر توی عکس چقدر تنها به نظر میاد؟
باید بذارمش به حساب ۲ ماه و ۱۶ روز ندیدن خانواده ؟
شاید زمان زیادی نباشه..نمیدونم.. ولی حق دارم دلم برای "همیشگی"های قبلیم تنگ شه نه‌..؟
فاصله ی خوابگاه تا علوم پایه رو هر صبح تنها طی کردن در حالی که دلم برای ماشین بابایی تنگ میشه که هرروز صبح تو راه مدرسه گرم بود
یا بازی کردن با غذای سلف وقتی دلم برای "آن چه گذشت"های مامانی تنگ میشه که از مهمونی های شلوغ آخر هفته باقی میموند
یا تنهایی دیدن انیمیشن های باقی مونده لپ تاپم در حالی که دلم برای سخنرانی های کسری و پارسا موقع دیدنشون تنگ میشه
همه اینا داره زهرای جدیدی میسازه😊
گاهی اینقدر ضعیف میشم که با کوچیکترین حرف آدمای اینجا اشک توی چشمام جمع میشه
و گاهی اینقدر قوی که بهشون لبخند میزنم و به راهم ادامه میدم
حتما میپرسین :" با خودت چند چندی؟" در جوابش باید بگم
نه به پای بی رحمی آدمای جدید زندگیم میذارمش نه محیط بزرگی که واردش شدم
زهرا فراز ۱۸ ساله باید مثل ۱۸ ساله ها رفتار کنه
باید راهشو ادامه بده و بزرگ شه نه؟
تهران.. تهران.. همیشه شیفته ی این شهر بودم.. هنوزم هستم حتی با لایه دود غلیظی که از نمای کلاس زبان معلومه..
راستش جایی که الان هستم رو دوست دارم ؛ این که قراره ۴ سال بعد مهندس خط و سازه های ریلی بشم ؛این که توی علم و صنعت درس میخونم !
و فکر کنم همه ی اینا اونقدری ارزش داشته باشه که حتی تنها قدم بردارم😊
🍁🍁🍁
پی نوشت : دروغ چرا اون قدرا هم که سیاه‌نمایی میکنم تنها نیستم ، من بابایی،مامانی، کسری و پارسا رو دورادور دارم! @_rozhin29_ رو دارم !و #BTOVIXX رو! 😊
پی نوشت ۲: پست هام به اندازه ی قبل رنگ و روی قشنگی نداره ..ببخشید اگه حوصله-تون رو سر میبرم 😊
🍁🍁🍁
#عکس_خوابگاهی_چی_میگه؟ 😂
Read more
. حال خوب امروزم گره زده شد به دیدن اول صبحیِ گلِ فلفل دلمه ایِ گلدونِ مامان! از خونه زدم بیرون،همیشه ...
Media Removed
. حال خوب امروزم گره زده شد به دیدن اول صبحیِ گلِ فلفل دلمه ایِ گلدونِ مامان! از خونه زدم بیرون،همیشه نهایتا دومین تاکسی دیگه سوار میشدم.امروز گویا همه تاکسیا خلاف جهت من میرفتن دیگه تصمیم‌گرفتم مسیرمو دو قسمت کنم تا راحت تر ماشین گیرم بیاد، فکر کنم دهمین تاکسی رو سوار شدم!جلوتر یه خانم دیگه سوار ... .
حال خوب امروزم گره زده شد به دیدن اول صبحیِ گلِ فلفل دلمه ایِ گلدونِ مامان!
از خونه زدم بیرون،همیشه نهایتا دومین تاکسی دیگه سوار میشدم.امروز گویا همه تاکسیا خلاف جهت من میرفتن دیگه تصمیم‌گرفتم مسیرمو دو قسمت کنم تا راحت تر ماشین گیرم بیاد، فکر کنم دهمین تاکسی رو سوار شدم!جلوتر یه خانم دیگه سوار شد و دیدم مقصدش از نصف مسیر من جلوتره! دلمو زدم به دریا و انتهای مسیرمو بهش گفتم.گفت بله میرم .چرا خب از اول نگفتین(بنده خدا چندتا مسافر رو به خاطر مقصد اول من از دست داده بود).گفتم ببخشید فکر نمیکردم برید. خدا رو شکر ماشینش پر شد و از عذاب وجدان من کم شد. خانمه که اومد پیاده شه.دیدم پولشو پس داد.خانمه‌گف نه اقا شما کرایه پارسال رو میگیرین.امسال بیشتره!دیگه از این اصرار از اون انکار خلاصه خانمه به زور پولو داد.برای مسافرای بعدی هم همین اتفاق افتاد.من که اومدم پیاده شم در کمال ناباوری مسیر ۴۵۰۰ رو ۳۰۰۰تومن گرفت!گفتم اقا خیلی کمه. گفتم باید با همه دعوا کنیم که چرا زیاد میگیرین به شما باید بگیم چرا کم میگیرین!خندید گفت نه خانم درسته!انقد اصرار کردم بهش که بقیشو بگیره ۵۰۰ تومن دیگه برداشت. براش دعا کردم روزش پربرکت و سلامتی باشه. تو دلم گفتم دومین نشونه قشنگ امروزم!
کاش این مدل آدم ها روز به روز بیشتر بشن دور و برمون و بیشتر با هم مهربون باشیم.قطعا دنیا جای قشنگ تری میشه!
پ.ن:مرسی از عاطفه عزیز و مهربون که بهمون یادآوری کرد هر روز کلی نشونه قشنگ دور و برمون هست که بهش بی توجهیم.
@atefehfarajii

#نشونه_قشنگ_امروزم
Read more
. بعضی روزا انگار زمان متوقفه. درد و رنج‌ها و غصه‌های روزهای عادی رو حس نمی‌کنی. مگه چند روز از این مدلیا پیش میاد؟ مگه چقدر می‌شه آدم برای یه روز همه دغدغه‌هاش رو بذاره پشت در؟ . شاید ده روز هم از اون پست زندگی موازی و عکس خونه‌های ایده آلمون نگذشته؛ من پا گذاشتم تو خونه‌ای که خیلی نزدیک بود بهش.. ... .
بعضی روزا انگار زمان متوقفه. درد و رنج‌ها و غصه‌های روزهای عادی رو حس نمی‌کنی. مگه چند روز از این مدلیا پیش میاد؟ مگه چقدر می‌شه آدم برای یه روز همه دغدغه‌هاش رو بذاره پشت در؟
.
شاید ده روز هم از اون پست زندگی موازی و عکس خونه‌های ایده آلمون نگذشته؛ من پا گذاشتم تو خونه‌ای که خیلی نزدیک بود بهش.. من به نشونه‌ها خیلی اعتقاد دارم.
من به نظریه‌ی "شش درجه‌ی جدایی" هم خیلیییییی اعتقاد دارم. (همون نظریه که می‌گه بین شما و هرررر آدمی که تو ذهنتون میاد، تنها شش نفر فاصله‌ست و یا در طول عمرتون به اون شش نفر برمی‌خورین و به اون آدم تو ذهنتون می‌رسین، یا ممکنه تا الآن فقط یکی دوتاش رو دیده باشین و هنوز راه باشه..)
#6degreesofseperation
.
دیروز انقدر بورژوآ بود که اصن نگم!
یه طرف نیما از اورجین‌های مختلف دنیا قهوه دم می‌کرد، یه طرف سارا از جمع الهام می‌گرفت و قطعه موسیقی می‌ساخت، یه طرف راجع به انواع کاج در دنیا مطالعه می‌کردن.
و من احساس می‌کردم باید با تمام حواسم، گوش و چشم و لامسه و .. حتی دوربین همه چیز رو جذب کنم. چون یه روز خاصه که از زندگی عادی دوره. من پامو که بذارم بیرون، دیگه دنیا انقدر پرفکت نیست.
("این واژه به دستهٔ بالاتر یا مرفه وسرمایه دار در جامعه اطلاق می‌شود. این دسته قدرت خود را از استخدام، آموزش و ثروت به دست می‌آورند و نه لزوماً ازاشراف‌زادگی."
به این دلیل گفتم بورژوآ که یکی از معانی این کلمه به قدرتی که از علم و آموزش میاد تعلق داره و واقعا همه در مورد مسائلی حرف می‌زدیم که توش علم داشتیم. و منظور من تنها همین بخش بود و قشنگ می‌شه که به منظور من اهمیت بدین نه تصورات خودتون.)
.
تو راه برگشت با نیما حرف می‌زدیم که، ما چیزی که تقریبا خیلی به دنیای ایده‌آل تو ذهنمونه رو دیدیم و لمس کردیم و زندگی کردیم. حالآ می‌دونیم چقدر باید کار کنیم تا بهش برسیم. حالآ تکلیفمون با خودمون مشخص‌تره..
و از این لذت می‌بریم که زندگیمون هر روز داره شکل بیشتری می‌گیره و یه آینده‌ی نامعلوم که عین پازل می‌مونه، چجوری قطعه قطعه‌هاش رو باهم پیدا می‌کنیم.
.
من پونصد میلیون عکس گرفتم از این خونه تا بعدا یادم بمونه حرفش رو زدم و به چشم دیدم و چقدر بعدها برای رسیدن بهش تلاش می‌کنم.
(البته که برای عکس گرفتن اجازه هم گرفتم.)
و شاید فک کنین هر پونصد میلیونش رو شیر نمی‌کنم و چشماتون خون نمیاد، که باید بگم #هارهورهیر!
.
دلم برای اون سگ گنده‌های دلبر تنگ شده.
ببینین کی بی‌جنبه‌ترین دختر عالم هستیه؟
Read more
. . . پارسال همين موقع ،توي همين شبا و روزا ،توي همين لحظه ها بود كه مجبور بودم گوشه خونه روي تخت شبانه ...
Media Removed
. . . پارسال همين موقع ،توي همين شبا و روزا ،توي همين لحظه ها بود كه مجبور بودم گوشه خونه روي تخت شبانه روز بمونم و حتي يه ليوان آب هم نمي تونستم خودم برم و بخورم به خاطر اتفاق بد و بيماري كه تو زندگيم تجربه كردم و هيچ وقت حتي خيالش و نميكردم كه روزي همچين بيماري سراغ من بياد، فكر كنيد به يكباره بفهمي تومور ... .
.
.
پارسال همين موقع ،توي همين شبا و روزا ،توي همين لحظه ها بود كه مجبور بودم گوشه خونه روي تخت شبانه روز بمونم و حتي يه ليوان آب هم نمي تونستم خودم برم و بخورم به خاطر اتفاق بد و بيماري كه تو زندگيم تجربه كردم و هيچ وقت حتي خيالش و نميكردم كه روزي همچين بيماري سراغ من بياد، فكر كنيد به يكباره بفهمي تومور داري و انقدر رشد كرده كه به استخونت رسيده و نخاعت و درگير كرده و.........بگذريم
درست يك سال گذشت از اون روزاي تلخ
از اون اتفاقاي بد
و اتفاقاي بعدش ...
كه هيچ وقت نفهميدم حكمت خدا چي بود
كه انقدر به يكباره از همه جا برام نحسي باريد... ولي تونستم خودم و بشناسم كه چقدر قوي هستم

شايد اون روزها و شبا خيلي غمگين بودم كه چرا من!!؟؟
ولي الان خوشحالم چون به معناي واقعي كلمه درك كردم حكمت خدارو
روزاي سختي و گذروندم
كه كسي غير از خودم نمي تونه بفهمه
اما با اين حال
خوشحالم ،چون محكمم كرد
خوشحالم ،چون راه جديدي جلوي پام باز شد
خوشحالم ،چون بهم اين قدرت و داد كه دنيارو جور ديگه اي ببينم
چشمم رو به خيلي چيزها باز كرد
خيلي هارو بشناسم
ببينم و درك كنم ذات واقعي هر كسي رو
خدايا شكرت
كه به من اين فرصت رو دادي كه دوست و دشمنم رو تشخيص بدم وعده اي انسان نما و منفعت طلب كه اطرافم بودند رو براي هميشه به سطل آشغال بندازم

وقتی طوفان تمام می شه ،یادت نمی آید چطور از دل اون گذشتی، چطور ازش جان به در بردی،حتی مطمئن نیستی که آیا واقعا طوفان تمام شده یا نه!؟ اما در این میان یک چیز قطعيه
وقتی طوفان را پشت سر می گذاری دیگر همان آدم قبل از وقوع طوفان نیستی. همه قصه طوفان همینه
عمر میگذره
و من بیش تر میفهمم
که هیچ چیز در دنیا
ارزش گریه کردن را ندارد!

و در نهایت، همه چیزی که یاد گرفتم این بود که چطور تنهایی قوی باشم‌. التماس دعا🙏🏻
Read more
براى يكى يك دونه ى مهربانم براى بهانه ى زنده بودنم براى عشق پاكم پسرم <span class="emoji emoji2764"></span>️<span class="emoji emoji2764"></span>️<span class="emoji emoji2764"></span>️. . خسته ام پسرم خيلى خسته ...
Media Removed
براى يكى يك دونه ى مهربانم براى بهانه ى زنده بودنم براى عشق پاكم پسرم ️. . خسته ام پسرم خيلى خسته ، اينجا همه چيز بد، و زشته كار مى كنى بده چون دستمزدت رو نمى دن كار نمى كنى بده چون روانى مى شى از بيكارى هيچكدوم اين كارارو انجام نمى دى غرق مى شى در گرونى و دزدى و بدبختى و بيمارى و گرفتارى مردم و غصه ى ِرنج ... براى يكى يك دونه ى مهربانم براى بهانه ى زنده بودنم براى عشق پاكم پسرم ❤️❤️❤️.
.
خسته ام پسرم خيلى خسته ، اينجا همه چيز بد، و زشته كار مى كنى بده چون دستمزدت رو نمى دن كار نمى كنى بده چون روانى مى شى از بيكارى هيچكدوم اين كارارو انجام نمى دى غرق مى شى در گرونى و دزدى و بدبختى و بيمارى و گرفتارى مردم و غصه ى ِرنج مردم منو مى كُشه همه اش بن بسته و بن بستها قلبم رو فشار مى ده كشور من ، سرزمين من ، در بن بسته خيلى چيزا بده از همه ى اين گرفتاريهاى مادى كه بگذريم سقوط اخلاق ، بد قولى ها ، بد عهدى ها ، نامردى ها ، روال نيست ، هيچى روال نيست ، مشكلات ِجامعه زجر كشت مى كنه منو مى شناسي خيلى صبورم و غر نمى زنم ولى الان با دلتنگيم و دور بودن از تو قاطى كردم .گاهى نمى دونم چى كار كنم اصلا ، هر روز ميگم خب بدتراز اين كه نمى شه ، ولى بدتر و بدتر هم هست من سخت زندگى كردم و به تو هم ياد دادم قوى بايد بود اما امروز اين لحظه ... همه اش از دلتنگيه عزيز دل من ، زندگى اين روزها روى خوشش رو از ما كه در ايرانيم برگردونده سخته ، سخته ، سخته . دعا كنيم خدا ما رو فراموش نكنه ..
.
@sh_fr_rd .
@sh_fr_rd .
@sh_fr_rd
به قول شاعر
من اينجا بس دلم تنگ ست
وهر سازى كه ميبينم بد آهنگ ست
بيا ره توشه برداريم
قدم در راه بى برگشت بگذاريم
ببينيم آسمان هر كجا آيا همين رنگ ست ؟
Read more
 #سفرنامه_ترکیه_مونا ... پست مخصوص شکمو ها <span class="emoji emoji1f60b"></span><span class="emoji emoji1f60b"></span><span class="emoji emoji1f60b"></span> عکس اول و دوم ماهی های کوچولو کوچولو بود که سرخ میکردن ...
Media Removed
#سفرنامه_ترکیه_مونا ... پست مخصوص شکمو ها عکس اول و دوم ماهی های کوچولو کوچولو بود که سرخ میکردن و مثل چیپس گاز میزدی، این عکس مال شهر #آماسیه و #آماسیا_گردی ماست اما همه شهر هایی که نزدیک دریا بودن این مدل ماهی را داشتند. ماهی اولی با سالاد پیاز و یک ظرف گوجه له شده تو سرکه خیلی تند و خوشمزه بود ... #سفرنامه_ترکیه_مونا ...
پست مخصوص شکمو ها 😋😋😋
عکس اول و دوم ماهی های کوچولو کوچولو بود که سرخ میکردن و مثل چیپس گاز میزدی، این عکس مال شهر #آماسیه و #آماسیا_گردی ماست اما همه شهر هایی که نزدیک دریا بودن این مدل ماهی را داشتند.
ماهی اولی با سالاد پیاز و یک ظرف گوجه له شده تو سرکه خیلی تند و خوشمزه بود بیست لیر و عکس دوم با همون مخلفات پانزده لیر.
عکس سوم مربوط به شهر #مرسین در کنار #بندر_مرسین بود روی کشتی که با موج تکان می خورد و بادوآفتاب شدید؛ غذامون ماهی محلی منطقه که بیست و چهار لیر و #کالاماری (یک مدل هشت پا تقریبن) که بود پنج لیر و سالاد و مخلفات.
عکس چهارم #اسکندر_کباب است که اونقدرها مورد علاقه من نبود و خیلی گرون بود، گوشت؛ بلغور پخته ماست و نون با سالاد و گوجه له شده که حدود سی و هفت لیر بود. #آماسیا
عکس پنجم #دونر پرسی که من خیلی دوست دارم کلن من #کباب_ترکی خیلی دوست دارم چه پرسی چه تو نون لواش چه مثل ایران. قیمتش هم دوازده لیر بود. #آنکارا
عکس ششم هم #پیده_پنیره . من تقریبن تو سفر قبلی ام به #استامبول همه جور #پیده خوردم و فقط پیده پنیر محبوبمه، اینجا رستورانش کمی لوکس بود پیده پانزده لیر بود اما اصولن نصف این قیمته.
عکس هفتم کباب کوبیده .
عکس هشتم سوپ عزیز من و #پالو و سه تکه گوشت استیک به اضافه مخلفات و یه ماست شاهکار. غذامون تو #قونیه.
عکس نهم #چوربا جان من، جالبه اینجا حتی سوپ را هم با سالاد سرو میکنند.
#عکس آخر هم سه مدل دسره که جون اسمشون را یادم میرفت ازشون عکس گرفتم.
اون سفیده که روش شیره است دقیقن همون #شیربرنج خودمونه که روش شهد میریزن، خودش را زیاد شیرین نمیکنند، من شیر برنج های مامانم را بیشتر دوست دارم اینجا چون میمونه سرد میشه.
بالاییش میشه اک مک کادایفی یه شیرینی کمی داره و خوشمزه است. بین خمیر بادام زمینی و گردو میزارن یه شربت روش میریزن زیرش هم بستنی یا راحت حلقوم است. من مدل راحت حلقوم را خوردم و خیلی دوست داشتم چون شیرینی اش خیلی لایت بود.
بعدش میشه #کنافه که من باز دوست داشتم.در کنافه یک لایه پنیر بین لایه‌های #سمولینا (نوعی آرد سبوس‌دار) یا رشته خردشده قرار داده می‌شه در آن به جای پنیر از مخلوطی از آجیل، جوز هندی و دارچین استفاده می‌کنند.
توی شهرهای شرقی #ترکیه که #عرب زبان زیاد است اصولن زیاد #باقلوا یا به قول خودشون #باخلوا دوست ندارن و #کونوفه خیلی بیشتر طرف دارداره.
اما من باقلوا بیشتر دوست دارم.
دسر آخر هم #بورما_کادایفی است که خیلی شبیه #اک_مک_کادایفی است اما به جای خمیر از رشته استفاده میکنند خوشمزه است من دوست داشتم
Read more
شنیدم دلار داره میاد پایین و داشتم فکر می‌کردم اگه اوضاع درست شه یه سری چیزا رو بخرم. از فکرای تو سرم ...
Media Removed
شنیدم دلار داره میاد پایین و داشتم فکر می‌کردم اگه اوضاع درست شه یه سری چیزا رو بخرم. از فکرای تو سرم یه چیزی به ذهنم رسید و از یه سری آدم پرسیدم اگه هرچقدر بخوای پول داشته باشی و همه چی ردیف باشه چی دلت می‌خواد بخری؟ پنج تا چیز که دلت می‌خواد بخری بدون اینکه خیلی فکر کنی بگو. جوابایی که گرفتم خییییلی متفاوت ... شنیدم دلار داره میاد پایین و داشتم فکر می‌کردم اگه اوضاع درست شه یه سری چیزا رو بخرم. از فکرای تو سرم یه چیزی به ذهنم رسید و از یه سری آدم پرسیدم اگه هرچقدر بخوای پول داشته باشی و همه چی ردیف باشه چی دلت می‌خواد بخری؟ پنج تا چیز که دلت می‌خواد بخری بدون اینکه خیلی فکر کنی بگو.
جوابایی که گرفتم خییییلی متفاوت بود از همدیگه و برام جالب بود که چقدر برداشت آدما از یه جمله باهم فرق می‌کنه و چقدر تصاویر متفاوتی تو ذهنشون میاد که باعث می‌شه جوابای مختلف بدن.
یکی چیزای روزمره‌ای که به خاطر گرونیا نتونسته بود بخره گفت، یکی گفت خونه و ماشین می‌خرم یکی چیزای عجیب غریب غیر واقعی گفت، خلاصه هرکی یه جور.

برای من سخته تجسم کنم هرچقدر میخوام پول دارم و همه چی ردیفه. از بچگی اول مادر و پدرم بیشتر با رفتارشون و بعدش والد خودم توی سرم گفتیم چیزی که لازم نداری رو نخر، چیزی که گرونه نخر، بیشتر پولاتو جمع کن و فکر آینده باش و کمتر از امروز لذت ببر.
الان برام سخته که تصور کنم همه چی ردیفه و لازم نیست پولامو برای آینده جمع کنم و بشینم اسم پنج تا چیز بنویسم که آرزو دارم داشته باشم. حتی تو آرزوهامم فکر می‌کنم بابا این خیلی گرونه می‌خوای چیکار؟!

شما پنج تا چیزی که اگه همه چی ردیف باشه و هرچقدر می‌خواین پول داشته باشین می‌خرین چیه؟
اصلا هرچقدر می‌خواین برای شما یعنی چقدر؟
Read more
. @glvaay نمی‌دونم گلشید رو چقدر می‌شناسین، ولی من همیشه نگرانش می‌شم از بس کار می‌کنه :)))) و خب ...
Media Removed
. @glvaay نمی‌دونم گلشید رو چقدر می‌شناسین، ولی من همیشه نگرانش می‌شم از بس کار می‌کنه :)))) و خب از طرفی اخلاق‌های کاریش رو همیشه پسِ ذهنم دارم وقتی خسته می‌شم به این فک می‌کنم که خب ببین اون اصن خسته نمی‌شه، و تاااازه نه تنها خسته نمی‌شه، هی می‌شینه برنامه‌ریزی می‌کنه لایو با آدمای موفق تا مردم ... .
@glvaay
نمی‌دونم گلشید رو چقدر می‌شناسین، ولی من همیشه نگرانش می‌شم از بس کار می‌کنه :)))) و خب از طرفی اخلاق‌های کاریش رو همیشه پسِ ذهنم دارم وقتی خسته می‌شم به این فک می‌کنم که خب ببین اون اصن خسته نمی‌شه، و تاااازه نه تنها خسته نمی‌شه، هی می‌شینه برنامه‌ریزی می‌کنه لایو با آدمای موفق تا مردم سوالاتشون رو ازشون بپرسون و خلاصه داره واااقعا کلمه‌ی اینفلوئنسر رو معنا می‌بخشه.
خیلی از لایوهاش رو تو یوتیوب دیدم و خیلیاشو تیکه تیکه وسط کار و اینا.. و واقعا همیشه می‌گفتم بابا دمش گرم که این همه می‌ره تو دلِ مردم!
بعد یه روز به من دایرکت داد ژاله میای لایو دوتایی بذاریم؟
بعد من اینجوری که خب لابد می‌خواد منو نشون بده خب حالآ اونارو دیدین، بیاین این حاصل ازدواج فامیلی رو هم ببینین، بعد هی توهم می‌زدم جمع فالوئرای اون و فالوئرای من کنار هم نشستند به من می‌خندن :))))))) واسه همین اولش اینجوری بودم که خب جواب دایرکتشو ندم که مثلا ندیدم و مسخره‌ی ملت نشم :))))))
بعد دیگه خلاصه جواب دادم و تو مایه‌ها که از چیزی می‌ترسی با سر برو توش و اینا و اونم گفت راجع به کارم و درسم و اینکه کار تو ایران به عنوان یه خانوم، [فقط زنده‌م حتی :))]، یا حتی شاید کسی ازم سوالی داره و فلان..
خلاصه کهههه.. بله :) قرار شد لایو داشته باشیم و حقیقتا یه ماهه بخاطرش ذوق و استرس دارم و حتی چی بپوشم و اینا؟ :)))
.
من با گلشید روز چهارشنبه، ۱۷ مرداد؛ راجع به این موضوعات حرف خواهم زد:
شغلم، درس‌هایی که خوندم، و کمی از رابطه و زندگیم و چکیده‌ای از چی شد که این شد و فلان!
ولی اگر سوالی دارید همین‌جا از من بپرسید، من از بین همه‌ی سوالات، پرتکرار هارو انتخاب می‌کنم و در کنار گلشید باهم، با شما، صحبت خواهیم کرد!
[ساعتش رو متعاقبا اعلام خواهیم کرد.]
.
پ.ن: @glvaay گلشید من وقتی شروع به صحبت می‌کنم معمولا سخت می‌شه متوقفم کرد :)))) این وظیفه‌ی خطیر رو باید به دوش بکشی!
Read more
@mahsanemat یه عکس گذاشته و درمورد عشق حرف زده، بعدش یه استوری گذاشت و پرسید چرا بیشتر کامنت‌های این ...
Media Removed
@mahsanemat یه عکس گذاشته و درمورد عشق حرف زده، بعدش یه استوری گذاشت و پرسید چرا بیشتر کامنت‌های این پست خانم‌ها بودن؟ و این من رو به فکر فرو برد. از اونجایی که چند وقتیه رفتم سراغ دنیای «روان» سعی می‌کنم به هر چیزی که باهاش مواجه می‌شم از دریچه روان هم نگاه کنم. ما تو فرهنگی بزرگ شدیم که احساس داشتن ... @mahsanemat یه عکس گذاشته و درمورد عشق حرف زده، بعدش یه استوری گذاشت و پرسید چرا بیشتر کامنت‌های این پست خانم‌ها بودن؟ و این من رو به فکر فرو برد. از اونجایی که چند وقتیه رفتم سراغ دنیای «روان» سعی می‌کنم به هر چیزی که باهاش مواجه می‌شم از دریچه روان هم نگاه کنم.

ما تو فرهنگی بزرگ شدیم که احساس داشتن توش به معنی قوی نبودن و درواقع ضعیف بودنه. پس احتمالا خیلی‌هامون کودکی رو تو خانواده‌هایی گذروندیم که به خاطر احساس داشتن (ضعیف بودن) ما رو تحقیر کردن. این تحقیر شاید خیلی غیرمستقیم و زیرپوستی بوده و حتی زبون نرم و مهربونی داشته؛ یه جوری که به راحتی نتونیم تشخیصش بدیم. مثلا «مرد که گریه نمی‌کنه!» یا «چیزی نشده که. این که گریه نداره.» مثلا اسباب‌بازی مورد علاقه‌ام افتاده شکسته بهم می‌گن: «عب نداره، این که ناراحتی نداره. یه اسباب‌بازی بود دیگه. یکی دیگه می‌خریم. چرا گریه می‌کنی؟» این پیام‌ها ظاهرا معنی بدی نداره و داره سعی می‌کنه حال ما رو خوب کنه. اما بچه‌ای که اسباب‌بازی عزیزش رو از دست داده طبیعتا باید چه حالی داشته باشه؟ باید غمگین باشه! و وقتی ما هی می‌گیم بابا عب نداره، گریه نکن، ناراحت نباش داریم یه کاری می‌کنیم بچه اون غم رو هی سرکوب کنه. یه جایی می‌رسه می‌شه بیست و چند سالش و اون غم انقدر سرکوب شده که دیگه اصلا نمی‌تونیم احساسش کنیم. یه احساس دیگه رو می‌ذاریم به جاش. یا کلا هیچ احساسی نشون نمی‌دیم که «قوی» باشیم.

همین اتفاق درمورد بقیه احساسات هم میفته. مثلا خشم. خشم یه احساس اصیله و باید تجربه بشه اما چی می‌شنویم؟ «صداتو بیار پایین»، «بچه خوب که داد نمی‌زنه.»، «بچه که از دست بزرگترش عصبانی نمی‌شه»، «بچه باید به بزرگترش احترام بذاره»، «تو بیخود کردی (بیشتر وقت‌ها البته می‌گن گه خوردی) عصبانی شدی» و خیلی چیزای دیگه شبیه این که مطمئنم تجربه کردیم.

اگه بخوایم دونه دونه احساساتی که سرکوب شدن و جملاتی که شنیدیم بنویسیم خیلی طولانی می‌شه پست اما می‌دونم که خودتون می‌دونین و همین الان مثال‌هایی تو ذهنتون اومده.
خلاصه؛ حالا ما آدم بزرگای قوی و خفن بعضی از احساسات رو نداریم، یا نمی‌تونیم بروزشون بدیم، یا یه چیز دیگه جاش گذاشتیم مثلا وقتی باید عصبانی باشیم می‌زنیم تو شوخی خنده و مسخره بازی!

شما معمولا چه احساسی رو سرکوب می‌کنین؟ فکر می‌کنین دلیلش‌ چی باشه؟
-
پ.ن: من می‌خواستم چند خط بنویسم، کتاب نوشتم. همه‌ش تو یه پست جا نمی‌شه بنابراین قسمت دومش رو تو پست بعدی می‌نویسم برین اونجا بخونین.
Read more
—- —- یا همه ی زندگی اینقدر عجیب بوده و من حواسم نبوده،یا این روزها همه چیز عجیب و غریب شده! اول صبح ...
Media Removed
—- —- یا همه ی زندگی اینقدر عجیب بوده و من حواسم نبوده،یا این روزها همه چیز عجیب و غریب شده! اول صبح با هوس دمنوش اسطوخودوس کافه ویونای پالادیوم شروع میشه،بوی دمنوش و صدای پیانو پرتابت میکنه به اون صحنه ی نمایشنامه ی خرده جنایت های زن و شوهری،اونجایی که لیزا به همسرش می‌گه: «اونچه باعث می‌شه یک ... —-
—-
یا همه ی زندگی اینقدر عجیب بوده و من حواسم نبوده،یا این روزها همه چیز عجیب و غریب شده!
اول صبح با هوس دمنوش اسطوخودوس کافه ویونای پالادیوم شروع میشه،بوی دمنوش و صدای پیانو پرتابت میکنه به اون صحنه ی نمایشنامه ی خرده جنایت های زن و شوهری،اونجایی که لیزا به همسرش می‌گه: «اونچه باعث می‌شه یک زن و مرد با هم بمونن مسایل مبتذل و پستیه که بینشونه؛به خاطر منافع، ترس از تغییر، وحشت پیری، ترس از تنهایی، سست می‌شن، تحلیل می‌رن، دیگه حتی فکرشم نمی‌کنن که یک کاری بکنن تا زندگیشون عوض شه، اگه دست همو می‌گیرن فقط برای اینه که تنها به گورستان نرن،تو به خاطر دلایل منفی با من موندی.»
...
فکر میکنم که برم خونه و استراحت کنم،اما یه آدمی از عالم غیب میرسه و بهت هدیه میده،بی مناسبت!
عطری که دوست داری و یه عروسک فیل!!
همه ی آدم های نزدیک زندگیم میدونن که من چقدر فیل دوست دارم ولی هیچ وقت کسی منو با فیل خوشحال نکرده بود!!!
اصلا مطمئنم نزدیک ترین آدم های زندگیم نمی دونن عطری که منو خوشحال میکنه چیه!
عجیب نیست؟؟؟
بعد یه حضور دیگه از عالم غیب پیدا میشه که باعث میشه یه بار دیگه ارزش ها و ضد ارزش های زندگیم رو برای خودم مرور کنم.
باعث میشه بدونم شناخت اطرافیانم نسبت به من ربطی نداره به نسبت نزدیکی و دوریشون،مهم عمق شناختیه که من از خودم بهشون دادم.
درس روز چهارم: تو ذهن آدم ها اینقدر کثیف نباشیم که اون آدم ها حالشون از خودشون به هم بخوره.اونی که بازی میده،خودش بازی خورده س ... بازی خورده ای که دیگه چیزی برای از دست دادن نداره.
عزت نفس ... عزت نفس ... عزت نفس
یا همه ی زندگی اینقدر عجیب بوده و من حواسم نبوده،یا این روزها همه چیز عجیب و غریب شده!
.
.
.
#شب_چهارم
#چله_نشینی
#اعتماد
#عزت_نفس
Read more
. دنیا، دنیای موازیه. این خونه‌ی یکی از ژاله‌های این دنیاهای موازیه. با نیماش اینجا زندگی می‌کنن. ...
Media Removed
. دنیا، دنیای موازیه. این خونه‌ی یکی از ژاله‌های این دنیاهای موازیه. با نیماش اینجا زندگی می‌کنن. چندین کیلومتر با شهر فاصله دارن که خب با دوچرخه میرن و میان. "وای فای" حتما دارن. با اینکه نیما گفته "آخرش من تورو از وای فای جدا می‌کنم." و ژاله گفته "عمرا بتونی. من عاشق اینم که از کل دنیا اخبار و مقاله ... .
دنیا، دنیای موازیه.
این خونه‌ی یکی از ژاله‌های این دنیاهای موازیه. با نیماش اینجا زندگی می‌کنن. چندین کیلومتر با شهر فاصله دارن که خب با دوچرخه میرن و میان. "وای فای" حتما دارن. با اینکه نیما گفته "آخرش من تورو از وای فای جدا می‌کنم." و ژاله گفته "عمرا بتونی. من عاشق اینم که از کل دنیا اخبار و مقاله بخونم و تو همه جای جهان دوست و رفیق داشته باشم. چرا آدم باید از تکنولوژی که انقدر خوبه جدا شه؛ وقتی فرهنگ استفاده‌ش رو داره؟" و خلاصه چون خیلی بحث منطقی بوده، وای فای گرفتن.
تو این دنیا کارشون رو از توی خونه پیگیری می‌کنن و درآمدشون از طریق کارهاییه که توش انقدر مهارت دارن که لازم نیست از خونه دور شن. [شایستی یه چیزی تو خونه درست می‌کنن و آنلاین می‌فروشن حتی. یا حتی شاید ژاله طراحی داخلی می‌کنه، و کارش با کامپیوتر و تو خونه‌س، و نیما داره یه تحقیق جدید انجام می‌ده روی دونه‌های قهوه..] و شخصیتِ خونه دوستِ ژاله، از همه‌ی دنیاهای مجازی دیگه پر‌رنگ‌تره و حتی ژاله خوشحال‌ترینه!
چند تا حیوون خونگی دارن و همه‌شون دارن یه جایی وول می‌خورن و بعدشم می‌رن که شومینه رو بغل کنن، و تو این تصویر که می‌بینین، عصر یه روز معمولیه. از توی خونه بوی کوکی میاد. [به هرحال همیشه باید از توی خونه بوی نون و شیرینی بیاد.]
ژاله داره یه کتاب بلند بلند می‌خونه و نیما دراز کشیده و گوش می‌ده، یهو یادش میفته که "ای بابا! می‌خواستیم شب فیلم ببینیم، من می‌خواستم یه پنیر خاصی بخرم که موقع فیلم بخوریم"؛ نیما می‌گه "من می‌رم از اون پسره‌ که دم خونه‌شن، یه چند کیلومتر پایین‌تر، محصولات خونگی‌شون رو می‌فروشه، بخرم".
ژاله مطمئنه اگه بره ممکنه با اون یارو برگرده و دعوتش کنه حتی! و از اونجایی که به تنهاییشون نیاز داره، می‌گه "نه نمی‌خواد، خودم می‌رم."
نیما می‌گه نمی‌خواد، آنلاین بگیر.
و ژاله خوشحال می‌شه که نیما داره با تکنولوژی دوستی می‌کنه.
سفارشش رو ثبت می‌کنه و کنارش یه چیپس هم واسه خودش می‌گیره!
به نیما می‌گه "تو چیزی نمی‌خوای؟!"
می‌گه "واسه خودت چیپسم گرفتی، نه؟"
ژاله با یه لحن خاصی که "اوکی وات اِور" می‌گه "خیله خب بابا! الآن می‌رم واست آلو می‌چینم که لواشک درست کنم!"
کتابو می‌بنده که بره دنبال کارا، نیما هم بلند می‌شه تا باهم یه چیز خوشمزه درست کنن و خرس‌ترین بشن و در کنار خرس‌های جنگل غریبی نکنن!
Read more
گويا صداى دعوت بهترين هاى دوعالم مياد... خودم و همه ايل و تبارم فداى شما كه هيچ وقت برامون كم نذاشتين بالاخره ...
Media Removed
گويا صداى دعوت بهترين هاى دوعالم مياد... خودم و همه ايل و تبارم فداى شما كه هيچ وقت برامون كم نذاشتين بالاخره كارهامو انجام دادم و جا به جا كردم و شكر خدارو كه طلبيده شدم تو بعضى از روايات اومده كه امامِ عصر و الزمانمون وقتى تو غيبت كبرى هستند از مكان ها و زمان هاى خاصى كه حتما حضور دارند در صحراى عرفات ... گويا صداى دعوت بهترين هاى دوعالم
مياد...
خودم و همه ايل و تبارم فداى شما كه هيچ وقت برامون كم نذاشتين
بالاخره كارهامو انجام دادم و جا به جا كردم و شكر خدارو كه طلبيده شدم
تو بعضى از روايات اومده كه امامِ عصر و الزمانمون وقتى تو غيبت كبرى هستند از مكان ها و زمان هاى خاصى كه حتما حضور دارند در صحراى عرفات موقع موسم حج و موقع اربعين حسينى هست كه امام زمانمون مردم رو ميبينند و مردم هم صاحب خوشونو ميبينند ولى مردم حضرت رو نمى شناسند...
شايد حضرت رو نبينيم و نشناسيم ولى همينكه حس ميكنى تو قدم هايى كه بر ميدارى و مكانى كه زيارت ميكنى صاحبت حضور داره و براى اجابت دعاهات آمين ميگه اين سفر رو خاص تر ميكنه و متوجه ميشى اين سفر يه سفر عادى نيست و مى فهمى كه سرزمين كربلا در زمان اربعينِ اربابش يه حال و هواى ديگه اى با بقيه روزا و ايام سال داره...
من معمولا از سفرهام و رستوران و كافى شاپ هايى كه اغلب دوست دارم و ميرم پست نميذارم و تبليغ نميكنم ولى باور كنين كه اين سفر فرق داره و حتما تمام سعى مو ميكنم تا از آشپزخونه موكب ها كه حكم رستوران ها و چاى و قهوه هاى عراقى ها كه حكم كافى شاپ راه رو دارن، عكس بگيرم و بنويسم تا شمام از حال و هواى اربعين كربلا استشمام كنين و حض ببرين و شما رو با استورى هام شريك لحظه هام كنم
حتما براى چشم براه مونده ها و شفاى تمام مريضا و وضعيت معيشت مردم و صابخونه شدنشون و محقق شدن معجزات و اتفاق هاى خيلى خوب و رنگارنگ و پى در پى در زودترين و سريع ترين زمان دعا ميكنم و اگر منتظر اتفاق خاص و قشنگى تو زندگى تون هستين اميدوارم اون اتفاقه كه خيلى وقت منتظرش هستين بيوفته و ايشالله همه ى كنكورى ها و محصلان به تحصيلات عاليه برسن و همه عاقبت بخير شيم و سايه بزرگان هميشه مستدام باشه و مشكل ازدواج جون ها حل شه و مشكل بيكارى مردم حل بشه و همه به كارهاى مورد علاقه و استعدادشون مشغول به كار بشن و مقروضان دِين شونو ادا كنن و مملكتمون از دست يزيدان زمانه نجات پيدا كنه و بحران وضعيت اقتصادى ايرانمون وطنمون حل بشه...
براى برآورده شدن همه و همه و همه ى حاجت ها دعا ميكنم
انشالله صاحبمون آمين گوى همه دعاها باشن🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻
به اميد ديدار دوستان حاضر در اربعينِ حسينى
#اربعين_٩٧
#الحسين_يجمعنا
#حب_الحسين_يجمعنا
#عازمم_حلالم_كنيد
#قدم_هايم_نذر_فرج
#قدم_هايم_نذر_آمدنت
#اللهم_عجل_عجل_عجل_لولیک_الفرج_به_حق_فاطمة
Read more
ء همیشه از بچه‌گی خودنویس خیلی دوست داشتم پدرم خودنویس‌های زیادی داشت این یکی به طور خاص خیلی برام ...
Media Removed
ء همیشه از بچه‌گی خودنویس خیلی دوست داشتم پدرم خودنویس‌های زیادی داشت این یکی به طور خاص خیلی برام دوست داشتنی بود از نظر طراحی خلوت بود ، برای دست من خیلی بزرگ یا خیلی کوچیک نبود رنگ طلایی که در خیلی از خودنویس های دیگه به نشانه‌ی ارزشمند بودن استفاده می‌شه توی این‌یکی دیده نمی‌شد (البته یه سری ... ء
همیشه از بچه‌گی خودنویس خیلی دوست داشتم
پدرم خودنویس‌های زیادی داشت
این یکی به طور خاص خیلی برام دوست داشتنی بود از نظر طراحی خلوت بود ، برای دست من خیلی بزرگ یا خیلی کوچیک نبود رنگ طلایی که در خیلی از خودنویس های دیگه به نشانه‌ی ارزشمند بودن استفاده می‌شه توی این‌یکی دیده نمی‌شد (البته یه سری خودنویس‌ها هستن که اون رنگ فقط «رنگ طلایی» نیست، اون خود حضرت طلاست، و بسیار هم گرون هستن) به زبون کوچه‌وبازار به چشم من اضافه کاری نداشت.
بچه‌تر که بودم، به بابام گفتم «این رو می‌شه بدین به من» بابام خیلی با حوصله جوهر رو آورد و طریقه‌ی پر کردن مخزنش رو بهم یاد داد بعد یه جوهر فشنگی آورد و اون رو بهم نشون داد و بهم گفت «هر جوهری توش نریز ذغالش خراب می‌شه» و بعد نحوه‌ی دست گرفتن و نوشتن با خودنویس رو بهم یاد داد و بعد رفت. من موندم و خودنویس پارکری که نوکش F بود و خیلی خیلی دوستش داشتم.
چند روز اول خیلی سعی می‌کردم باهاش بنویسم اما چون نوشتن با خودنویس آدابی داشت که نوشتن با مداد و خودکار نداشت و رعایت این آداب از حوصله‌ی اون بچه خارج بود کم‌کم گذاشته شد روی میز، یه جایی که معلوم باشه اما دیگه تزیینی بود. تزئینی بود تا وقتی دانشگاه تموم شد. دوره‌ی کاری که شروع شد انگار چیزی درونم می‌گفت الان وقته‌شه ، رفتم سراغش و بعد از شستشو و پر کردن جوهر شروع کرد به کار کردن این بار اما توی دستم میرقصید. اینقدر راحت روی کاغذ حرکت می‌کرد که بعضی وقتا به شوق قلم دست گرفتن می‌نوشتم.
چه ایده‌هایی با این قلم نوشته شد چه نامه‌هایی نوشت این خودنویس کجاها رو امضا کرد ..
حتی بعد از امتحان این همه to-do list ها و task manager های مختلف توی موبایل هنوز نوشتن کارای روزانه توی دفتر و تیک زدن کنارشون رو ترجیح می‌دم.
خلاصه بعد از مدتی یادم اومد چند باری از بابام خواسته بودم که بهم خودنویس بده ولی اون‌موقع نداده بود و بهم می‌گفت الان وقتش نیست پسرم .. من که نمی‌فهمیدم، بازهم می‌خواستم ، بعد که گرفتمش ، فهمیدم اون موقع وقتش نبود.
این خودنویس الان نزدیک به سی - سی‌و‌پنج سالشه.
Read more
🦋<span class="emoji emoji2728"></span> امروز داستانی شنیدم...عجیب ولی واقعی! یه زوج عاشق تازه مزدوج که قصد مهاجرت داشتن، با یه بحث و ...
Media Removed
🦋 امروز داستانی شنیدم...عجیب ولی واقعی! یه زوج عاشق تازه مزدوج که قصد مهاجرت داشتن، با یه بحث و دعوای کوچیک منزل خانوادهٔ آقای پسر، پسر بحث رو منتقل می‌کنه به خانواده و دختر می‌رنجه از این بابت و به حالت قهر می‌ره خونه پدرش و ... این رفتن همانا، بی‌خبر موندن از پسر قصه همان...تا حدی بی‌خبر که بالاخره ... 🦋✨
امروز داستانی شنیدم...عجیب ولی واقعی!
یه زوج عاشق تازه مزدوج که قصد مهاجرت داشتن، با یه بحث و دعوای کوچیک منزل خانوادهٔ آقای پسر، پسر بحث رو منتقل می‌کنه به خانواده و دختر می‌رنجه از این بابت و به حالت قهر می‌ره خونه پدرش و ... این رفتن همانا، بی‌خبر موندن از پسر قصه همان...تا حدی بی‌خبر که بالاخره دختر سراغ همسر رو می‌گیره و توسط خانواده پیچونده می‌شه و در نهایت با کلی این در و اون در زدن، از دوستای آقا می‌شنوه که ایشون کوله‌بار و فلنگ رو بستن...! عجیب نیست؟ اینه تعهد؟ اینه ازدواج؟! اینه وضعیت جامعهٔ کثیف و لجن امروز؟ به همین راحتی وارد زندگی یکی بشی و بی‌خداحافظی از همسررررت..!!!! چی داره به سرمون میاد؟!
.
با شنیدن این ماجرا، یاد یه قصه‌ای افتادم:
یکی بود یکی نبود! غیر از خدای مهربون، یه دخترکی بود، از شهری راهی پایتخت شد...بر خلاف تصور خودش که فکر می‌کرد همه جا براش کوچیک می‌شه، این ظرف خود دخترک بود که خیلی کوچیک بود...روزها گذشت و گذشت و این خانم خوب قصهٔ ما با کسی که عاشقانه دوست داشت زندگی می‌کرد و بعد چندسال صاحب فرزندی می‌شن و خانم قصه حالا دیگه یه مادر بود. مادری دلبسته به فرزند. ولی خب دست بی‌رحم روزگار، زندگی رو چرخوند و چرخوند و دلبستگی‌های خوشگل گذشته تموم شدن و و زن قصهٔ ما سردراورد از یه زندگی عجیب و غریب و پر از سیاهی، با یه ویترین رنگی رنگی قشنگ...اینکه یهو از ادعای استقلال رسید به تن دادن به هر کاری و هر خاری و حتی عشق ممنوعی که ده سال پیش براش غیرقابل تصور بود و دور از مخیله...برای تنها نبودن؟ یا حتی طمع و بلندپروازی...

چی داره سرمون میاد؟ چی عشق و عاشقی رو از بین می‌بره و دلمون چندبار مصرف می‌شه؟ چی باعث می‌شه که وارد روابط متعدد بشیم و دست بزنیم به انتخاب‌های عجیب و غریب؟

نه داورم که خطا بگیرم، نه قاضی که حکم بدم...
یه انسانم...دارای فکر! عقل! منطق...و پر از حس...
فکر می‌کنم...فکر...فکر...فکر...
به زندگی، به روزگار، به عشق، به سیر عشق! که اکثراً نزولیه...
به آدما، به سیاهی دلشون، به نیمه‌ی تاریکی که حتی برای بی‌سانسورترین افراد زندگیشون روشن نمی‌شه و همیشه حداقل یک بعد پنهانی دارن...یه تلخی گس و ناخوشایند...

به خودم فکر می‌کنم...به دنیای پر از رنگم که بیشتر شبیه دیزنی‌لنده تا دنیای سیاه آدما...که هر حسی توش مقدسه و هر آدمی پر از ارزش و عشق! تو دنیای من هیچ دلی نمی‌شکنه، هیچ گره‌ای کور نمی‌شه، هیچ سفیدی سیاه نمی‌شه، هیچ چشمی گریون نمی‌شه...همه صادقن و به هم معتمد...خورشید می‌تابه و بارون می‌باره...
بارون عشق،
صلح
و
آرامش...
Read more
... من پام درد می گیره، یعنی با یه حواس جمع و خیلی بی دلیل یه جوری می افتم توو جوب که راه رفتن سخت می شه برام، ...
Media Removed
... من پام درد می گیره، یعنی با یه حواس جمع و خیلی بی دلیل یه جوری می افتم توو جوب که راه رفتن سخت می شه برام، می گی خاله سمیرا نمیشه که باید بریم دکتر، می گم نه ولش کن، می ریم اونجایی که تو دوست داری بری، می گی من اصلا جایی دوست ندارم برم، شما باید بری دکتر، منو می بری بیمارستان، تو منو می بری بیمارستان، منو ... ...
من پام درد می گیره، یعنی با یه حواس جمع و خیلی بی دلیل یه جوری می افتم توو جوب که راه رفتن سخت می شه برام، می گی خاله سمیرا نمیشه که باید بریم دکتر، می گم نه ولش کن، می ریم اونجایی که تو دوست داری بری، می گی من اصلا جایی دوست ندارم برم، شما باید بری دکتر، منو می بری بیمارستان، تو منو می بری بیمارستان، منو می بری رادیولوژی، نباید راه برم، می گی خاله سمیرا ویلچر بیارم؟ میاری و من سوار می شم و از اونجایی که من و تو پر از شیطنتهای مشترکیم، همه ی تلاشت رو می کنی که منو بخندونی، می خندیم، توو این همه درد می خندیم، می خندی و حواست نیست که من می فهمم چقدر ترسیدی، چقدر نگرانی، چقدر عصبانی می شی از دست دکتر وقتی جواب درست نمی ده، دستم رو می گیری، هی می گی شما بشین، من هستم، معلومه که تو هستی، تو همیشه هستی و من همیشه عاشقتم، می گی خوب شد من بودم خاله سمیرا، توو دلم می گم خوبه که همیشه هستی شیرین ترین عسل دنیا و نگات می کنم، تو، تو کی اینقدر بزرگ شدی عزیز دلم؟ من و تو کی این همه پر از حرف های مشترک شدیم؟ چه خوبه که بزرگ شدی، چه خوبه که می تونیم با هم پر از راز بشیم، چه خوبه که منو دوست داری، من عاشق دوست داشتن های توام دورت بگردم و متنفر از هر چیزی که بخواد تو رو ازم دور کنه، تولدت مبارک و تمام.
Read more
این شعرم ک نوشتم تقدیم ب اددلیستام هنوزم دلم میخواد دوباره زندگی کنم باورت نمیشه اما دوباره عاشقی ...
Media Removed
این شعرم ک نوشتم تقدیم ب اددلیستام هنوزم دلم میخواد دوباره زندگی کنم باورت نمیشه اما دوباره عاشقی کنم میدونم این اخرین فصلی که یخ میزنم شایدم یه روزبیاد بازم بهت سربزنم نمیدونم اخرقصه من کجا میشه اما کاشکی که بشه میون دستات جون بدم واسه من بودن تو تواین روزا یه نعمته اخه تنهایی میخواست ... این شعرم ک نوشتم تقدیم ب اددلیستام
هنوزم دلم میخواد
دوباره زندگی کنم
باورت نمیشه اما دوباره عاشقی کنم
میدونم این اخرین فصلی که یخ میزنم
شایدم یه روزبیاد بازم بهت سربزنم
نمیدونم اخرقصه من کجا میشه
اما کاشکی که بشه میون دستات جون بدم
واسه من بودن تو تواین روزا یه نعمته
اخه تنهایی میخواست منو با دنیام ببره
هنوزم برای دنیا دل من پر میزنه
نمیخوام قصه ببافم اخه رویاهام کمه
من هنوز سردرگمم میون خواب و زندگیم
♡شایدم بهشتی باشه واسه رفع خستگیم♡
اخرین باره که میشه بارون و لمسش کنم
اخ چه سخته که میگن دنیارو من ترکش کنم
به دلم دروغ نگم دلم نمیخواد که برم
ولی قسمتم شده مسافرفردامنم
جای خالی منو خالی بذارید آدما
بذارید زنده بمونم میون قلب شما
جای گریه روی قبرم
بخندین کم شه دردم
من میون این همه خوشی غریبه ام
شاید اون دنیا رنگ شادیو ببینم 򜐽򛐽򛐽򛐽򛐽򛐽򛐽򛐽򛐽򛐽򛐽򛐽򛐽򛐽򛐽򛐽򘠽򘠽򘠽򘠽򘠽򘠽򘠽򘠽򘠽򘠽򘠽򘠽򘠽򘠽򘠽򚐽򚐽򚐽򚐽򚐽򚐽򚐽򚐽򚐽򚀽򚀽򚀽򚀽򚀽򚀽򙐽򙐽򙐽򙐽
Read more
 #پیشنهاد_خواندنی_شهرکتاب_بوستان . . 🤗<span class="emoji emoji2714"></span> کتاب داستان های مجزا و در عین حال پیوسته در مورد فردی ...
Media Removed
#پیشنهاد_خواندنی_شهرکتاب_بوستان . . 🤗 کتاب داستان های مجزا و در عین حال پیوسته در مورد فردی به نام شوایک است . شوایک مردی است که قبلا سرباز بوده و به خاطر حماقت از سربازی معاف شده است و اکنون و با شروع جنگ جهانی دوباره وارد جبهه می شود . کتاب فصل هخای مختلفی هست و هر کدوم در مورد یکی از شیرین کاری ... #پیشنهاد_خواندنی_شهرکتاب_بوستان
.
.
🤗✔
کتاب داستان های مجزا و در عین حال پیوسته در مورد فردی به نام شوایک است . شوایک مردی است که قبلا سرباز بوده و به خاطر حماقت از سربازی معاف شده است و اکنون و با شروع جنگ جهانی دوباره وارد جبهه می شود . کتاب فصل هخای مختلفی هست و هر کدوم در مورد یکی از شیرین کاری های شوایک و حماقت ها و بلاهت های اون .

خیلی قشنگ بود نمی دونم چرا ولی یک جوری منو یاد دن کامیلو می انداخت . من کلا کتاب های این تیپی را خیلی دوست دارم البته به نظرم این کتاب وقتی بیشتر می چسبه که مثلا کنارتون باشه و شبیبیست سی صفحه اش را بخونید ولی خوب من چون کتاب مال خودم نبود مجبور بودم پشت سر هم بخونم . یک نکته هم بگم که انتشارات زمان هم این کتاب را با نام شوایک سرباز پاکدل داره که 255 صفحه است ولی کتاب انتشارات چشمه که من خوندم 900 صفحه است و بنابراین گمونم انتشارات چشمه نسخه کامل تری هست هرچند کلا کتاب تموم نمی شه و در وسطای ماجرا آقای هاشک در اثر ذات الریه می میره .

آقای هاشک اهل اتریش هستند و توی خانواده خیلی فقیری به دنیا می یاد و به همین جهت هم بعد از مرگ پدر و مادرش مجبئور می شه ترک تحصیل کنه . هر چند بعدها دوباره به مدرسه باز می گرده و مدتی هم کارمند بانک می شه .
قسمت های زیبایی از کتاب

پزشکای قانونی همشون ناکسن . چند وقت پیش همین طور قضاقورتکی یه اسکلت از تو زمینم پیدا شد . پزشکای قانونی نظر دادن که صاحب اسکلت قربانی جنایتی شده که چهل سال پیش اتفاق افتاده . با وجودی که سن من سی و هشت ساله ، حبسم کردن . هر چند همه ی مدارک لازمم داشتم از گواهی تعمید گرفته تا رونوشت شناسنامه .
زن پالیوتس به جای جواب به گریه افتاد و هق هق کنان گفت : ده سال ... براش ... بریدن . یه هفته ... پیش .
شوایک گفت : خب پس هفت روزشو کشیده .
.
.
#نشر_چشمه #شوایک #پیشنهاد_خواندنی_شهرکتاب_بوستان #یاروسلاو_هاشک
Read more
حالا که آب از سرم گذشت از دنیا می گم ؟!؟ از دنیائیکه پر از کثیفی شده !!! از دنیائیکه دیگه نه معرفت مونده، ...
Media Removed
حالا که آب از سرم گذشت از دنیا می گم ؟!؟ از دنیائیکه پر از کثیفی شده !!! از دنیائیکه دیگه نه معرفت مونده، نه وفا، نه صفا و ... آره، لیلیو، مجنونم در حده حرف بزرگن . همه فقط دارن ادا در می آرن . بابا، بخدا نه حیونیم، نه میمون دلتنگه قدم زدن با خوده آرامشم . هیچی نمی خوام نه ماشین، نه خونه، نه کلا ... حالا که آب از سرم گذشت
از دنیا می گم ؟!؟
از دنیائیکه پر از کثیفی شده !!!
از دنیائیکه دیگه نه معرفت مونده، نه وفا، نه صفا و ...
آره،
لیلیو، مجنونم در حده حرف بزرگن .
همه فقط دارن ادا در می آرن .
بابا، بخدا
نه حیونیم، نه میمون
دلتنگه قدم زدن با خوده آرامشم .
هیچی نمی خوام
نه ماشین، نه خونه، نه کلا پول ...
البته اگه پول نداشتم برایه سیر شدنه شیکمم
نونم می دزدیدم، از این موضوع می گذرم
چون خواستم بگم، آدم خوبه نیستم.
آخه بابا،
مگه دنیا چقدره ؟!؟
چند روزه ؟!؟
همه داریم واسه هم می زنیم !!!
همه از عشق می گیم !!!
بخدا نه معنیه عشقو می فهمیم، نه معرفت.
فقط و فقط
پول شده خدامون
دم از خدا می زنیم، بابا کدوم خدا !!!
خدائیکه، رنگش، اعتبارش، مردونگیش، سلامتیش، دسته بنده ی خودشه !!! که با پول، هم خوب می شه، هم سلامت .
خلاصه همه باهم غریبیم !!!
خانواده ها، دوستا، مردها، زنها...
پول همرو می بره توو، آرامش به جایه آسایش .
من حاضرم آرامش داشته باشم
اما
پول نه
چون به من ثابت شده که
پول آرامش نمی آره فقط آسایشو یدک می کشه .
اصلا فازه مُردن نمی دم، اما می دونم همه می ریم، کاری هم ندارم کجا ...
اما می دونم
شادیهای کودکانه اگه همیشه قشنگ باشه
همه چیز درستر از، درسته .
همه درگیره شایدها می شیم، کور آره، کر می شیم .
مُردیه متحرک می شیم که، اسکلت هم نه، یه تیکه گوشت که بویه گندمون حاله بقلیمونو هم بد می کنه و جالبتر اینکه خودمونم بو میدیم بد ادعایه بی رنگیو بی بوئی هم می کنیم
خدا رو واسه مشکلات می خوایم، واسه شبه اوله قبر می بینیمش .
خوب بودنو توو بهشتیکه نمی دونم یه کلمست با توصیفاته حوریاش یا نهرهایه پر از عسلش تفسیر می کنیم .
بد همه می گیم حس می کنیم خدارو می شناسیم .
البته با
تعریفایه خانواده، رسانه ها و صحبت ها ئیکه شنیدیم .
اما
از نظره من اگر با هیچی کاری نداشته باشی و از صفر شروع کنی و بدونی که خودت خدا هستی
می بینی خودت چطور رفتار می کنی
و صد البته
اگر خدارو شناخته باشی،
خوبیرو در حده کلمه تعریف نمی کنی
چون خودت خالق خوبی میشی
پس دیگه دیونه نیستی
یاد می گیری ماهو با کسی اشتباه نگیری، حتی با پول .
پس عشق، معرفت، خوبی، کلا تعهدها، موندگارو، آرامبخش و استوار هم می شه .
دیگه بی قرار توو پوچی نیستی، دیگه زخمی نمی خوری که بخوای به روی خودت نیاری، خلاصه طبیبه خودمون می شیم .
امیدوارم
قلبمون نو شه از ریشه .
دوستون دارم
علی رضا رحمانی🍂
Read more
... عصر دیروز دوست عزیزی پی ام داد و این عکس را هم فرستاد و نوشت : ببین قهوه سرد رفت چاپ پنجاه و نه، به نظرت ...
Media Removed
... عصر دیروز دوست عزیزی پی ام داد و این عکس را هم فرستاد و نوشت : ببین قهوه سرد رفت چاپ پنجاه و نه، به نظرت نباید فاتحه داستان رو خوند ؟من نوشتم : از این جملات ناشیانه و احساسی استفاده نکن.ادبیات با همه ضعف و قوتش همواره در مسیر خودش پیش رفته.بله! من و بسیاری از دوستان این کتاب را تا جایی خواندیم، آن را ... ...
عصر دیروز دوست عزیزی پی ام داد و این عکس را هم فرستاد و نوشت : ببین قهوه سرد رفت چاپ پنجاه و نه، به نظرت نباید فاتحه داستان رو خوند ؟من نوشتم : از این جملات ناشیانه و احساسی استفاده نکن.ادبیات با همه ضعف و قوتش همواره در مسیر خودش پیش رفته.بله! من و بسیاری از دوستان این کتاب را تا جایی خواندیم، آن را نپسندیدیم و گذاشتیم کنار ،این دلیل نمی شود که دیگران هم به رویه ما عمل کنند و اثر آقای روزبه معین را نخوانند! نوشت : یعنی مشکلی نداری ؟ اوکی الان؟ نوشتم : مشکل برای چی؟ نه مثل همیشه فقط میتونم آرزوی موفقیت کنم.بعد عکس کتاب های دیگری را فرستاد.بیشتر کتاب هااز نشر آرینا و علی و شادان بودند. مثلا کتابی بالغ بر نهصد صفحه با قیمت حدودا صد هزار تومان که به چاپ چندم هم رسیده بود و نوشت : اینا رو چی میگی؟ گفتم : برای این کتاب و نویسنده اش هم خوشحالم .به هر حال با این اوضاع وخیم اقتصادی یک کتاب با این قیمت به چاپ چندم رسیده، موفقیت کمی نیست و این نشان دهنده آن است که مردم ما هنوز کتاب می خوانند و حالا چنانچه روزی کتاب هم نخوانند اصلا اشکالی ندارد ؛ مگر به زور می توان کسی را کتاب خوان کرد؟؟سال هاست بر کوس کتاب خوانی می زنیم،اصلا شاید مردم ترجیح می دهند به جای کتاب، تفریح و سرگرمی دیگری برای خود انتخاب کنند دخلش به من و تو چه ؟؟ما شدیم خیر خواه ملت ؟؟ ندیدی آن ها که یک عمر دم از خیرخواهی زدند همین خیرخواهی آخر کار دستشان داد؟ بعد نوشت : من موندم اینا چطور قلمشون می چرخه که سالی چند کتاب هفتصد هشتصد صفحه ای منتشر می کنن؟ نوشتم : منو وارد حاشیه نکن. برو از خودشون بپرس. الان هر نویسنده ای واسه خودش صفحه شخصی داره . نوشت : تکلیف جدی نویس ها چی می شه؟؟ نوشتم : من فقط میتوانم برای خودم تعیین تکلیف کنم و تمام ؛ در آخر نوشت :من فکر می کنم تو واقعا چنج شدی! منم نوشتم : نمیدونم شاید ... #ادبیات_داستانی
#داستان_ایرانی
#نویسنده_ایرانی
#داستان
#داستان_کوتاه
#رمان_نویسی
#روزبه_معین
#نشرآرینا
#نشر_علی
#نشرشادان
#کتاب_زرد
#قهوه_سرد_آقای_نویسنده
Read more
If you're happy, if you're feeling good, then nothing else matters. 🌞 من یه دفعه یه حسی بهم گفت بیام ...
Media Removed
If you're happy, if you're feeling good, then nothing else matters. 🌞 من یه دفعه یه حسی بهم گفت بیام اینها رو بنویسم. یه دفعه دیدم من همش دارم از تحصیل و آموزش و هدفمند بودن مینویسم، یه پیج دیگه همش از ورزش میگه، اون یکی از کاهش وزن، یکی از راه های پول درآوردن، یکی خیلی خوشتیپه و عکس های خفن از خودش میذاره ... If you're happy, if you're feeling good, then nothing else matters. 🌞
من یه دفعه یه حسی بهم گفت بیام اینها رو بنویسم.
یه دفعه دیدم من همش دارم از تحصیل و آموزش و هدفمند بودن مینویسم، یه پیج دیگه همش از ورزش میگه، اون یکی از کاهش وزن، یکی از راه های پول درآوردن، یکی خیلی خوشتیپه و عکس های خفن از خودش میذاره ...
بعد به این فکر کردم، تازه این روند پیج هایی هست که مطالب مفید ارائه میدن و چیزی برای الهام بخشی دارند.
خب مسلمه که این عکس ها و این مطالب، به یه سری از ما که در بند این چیزها نبودیم و از قبل خوشحال و راضی از اونچه که هستیم بودیم، یه دفعه یه شوک هزار ولتی وارد میکنه که من کجام و اینها کجا!
خواستم بگم همه عالم و دارایی و علم ها یک طرف
دل خوش و آروم و راضی یک طرف
اصلا هر کاری تو دنیاست، قراره انجام شه که رضایت درونی ایجاد شه.
اگر شما فردی هستید که از اونچه که هستید همیشه راضی بودید. از درسی که خوندید، از راهی که رفتید، از بدنتون، از چهرتون، براتون فیت بودن و ... مهم نیست.
مطمین باشید شما فرسنگ ها از خیلی ها جلوترید.
بدونید فردی مثل من آرزومه یه روز بشینم، بی دغدغه و با رضایت از اونچه که هستم بیخیال دنیا و ... شم یه کافی بر بدن بزنم.
من تازه خییییییلی خوب شدم
خلاصه که این عکس ها و آموزش ها رو ببینیم، یاد بگیریم، ولی اون چیزی باشیم که اول خودمون، بعد اطرافیان درجه یکمون ازش رضایت دارند.
اگر تغییر بیشتر، دغدغه ساز شه و شادی و رضایت رو کم کنه جایز نیست.
ما قرار نیست خوب عالم باشیم
قراره بهترین خودمون باشیم.
————
شما هم قبول دارید این عکسه یه ایرادی داره؟
😜
Read more
ما يه غلطى كرديم دلمون واسه يكى سوخت !! الان شعر پنج سال پيشم بذارم ميگين واسه اونه !! شعر الان رو هم بذارم ميگين واسه اونه !! عكس ننمم بذارم ميگين اونه !!! انقدر بى جنبه و فضولين ماشالله كه همه بايد همه چيزو ازتون قايم كنن و واستون نقش بازى كنن !! اينو بدونين كه شمائين كه درگير يه دختر يا يه پسر ميشين و همه ... ما يه غلطى كرديم دلمون واسه يكى سوخت !! الان شعر پنج سال پيشم بذارم ميگين واسه اونه !! شعر الان رو هم بذارم ميگين واسه اونه !! عكس ننمم بذارم ميگين اونه !!! انقدر بى جنبه و فضولين ماشالله كه همه بايد همه چيزو ازتون قايم كنن و واستون نقش بازى كنن !! اينو بدونين كه شمائين كه درگير يه دختر يا يه پسر ميشين و همه ى زندگيتون ميشه اون !! اين حرفا واسه ما خاطره س و اگرم با كسى ميگرديم از روى محبت و دلسوزيمونه نه چيز ديگه اى !! خدارو شكر انقدر واسه ما اين چيزا عادى و پيش پا افتاده هست كه تو كسى گير نكنيم و بچسبيم به كار و هدفمون !! آدما ميان و ميرن و اون چيزى كه ميمونه هدف و سلامتى و هنر آدمه !! همينو بس !! من هر وقت يه آدم درست حسابى پيدا كردم كه فقط واسه خودم بود به همه با افتخار معرفيش ميكنم و از كسى هم ترسى ندارم !! فعلا حتما ندارم و نداشتم كه معرفى نميكنم انقدر باهوش بازى در نيارين و دنبال مو تو ظرف غذا نگردين كه مال ما پوچه فعلا ... !! همين كارارو ميكنين كه يه دوزارى هم بهتون ميگه شما بايد برين بميرين ديگه !! خب چيكار مردم دارين !!!؟ بچسبين به زندگى خودتون كه اوضاعتون درست شه و انقدر سرتون تو زندگى مردم نباشه !! بعدشم !! اينم بگم واسه همه ى اين ورزشكارا و بازيگرا كه گير دادن به همون دوزارى و پله ش كردن واسه چاپلوسى جلوى مردم !! درختى كه خورده زمين كه تبر زدن نداره كه !! بدتر معروفش كردين يارو رو !! شما اگه هنرمندى واسه چيز ديگه تلاش كن و به گنده هاى لاشى تو كار خودت و تو مملكت گير بده كه اوضاع واسه مردمت بهتر شه نه به كسى كه تو ايران نيستو هرچى بيشتر معروفش كنى بيشتر تبليغ سايت ميكنه و بيشتر خوش به حالش ميشه !! التماس تفكر !! ٧٨
Read more
. همه خوردند و برفتند و بماندم من و تو چو مرا یافته‌ای صحبت هر خام مجو همه سرسبزی جان تو ز اقبال دل است هله ...
Media Removed
. همه خوردند و برفتند و بماندم من و تو چو مرا یافته‌ای صحبت هر خام مجو همه سرسبزی جان تو ز اقبال دل است هله چون سبزه و چون بید مرو زین لب جو پر شود خانه دل ماه رخان زیبا گرهی همچو زلیخا گرهی یوسف رو حلقه حلقه بر او رقص کنان دست زنان سوی او خنبد هر یک که منم بنده تو هر ضمیری که در او آن شه تشریف دهد هر سوی ... .
همه خوردند و برفتند و بماندم من و تو
چو مرا یافته‌ای صحبت هر خام مجو
همه سرسبزی جان تو ز اقبال دل است
هله چون سبزه و چون بید مرو زین لب جو
پر شود خانه دل ماه رخان زیبا
گرهی همچو زلیخا گرهی یوسف رو
حلقه حلقه بر او رقص کنان دست زنان
سوی او خنبد هر یک که منم بنده تو
هر ضمیری که در او آن شه تشریف دهد
هر سوی باغ بود هر طرفی مجلس و طو
چند هنگامه نهی هر طرفی بهر طمع
تو پراکنده شدی جمع نشد نیم تسو
هله ای عشق که من چاکر و شاگرد توام
که بسی خوب و لطیف است تو را صورت و خو
گر می مجلسی و آب حیات همه‌ای
همه دل گشته و فارغ شده از فرج و گلو
هله ای دل که ز من دیده تو تیزتر است
عجب آن کیست چو شمس و چو قمر بر سر کو
آنک در زلزله او است دو صد چون مه و چرخ
و آنک که در سلسله او است دو صد سلسله مو
هفت بحر ار بفزایند و به هفتاد رسند
بود او را به گه عبره به زیر زانو
او مگر صورت عشق است و نماند به بشر
خسروان بر در او گشته ایاز و قتلو
فلک و مهر و ستاره لمع از وی دزدند
یوسف و پیرهنش برده از او صورت و بو
همه شیران بده در حمله او چون سگ لنگ
همه ترکان شده زیبایی او را هندو
لب ببند و صفت لعل لب او کم کن
همه هیچند به پیش لب او هیچ مگو
#مولانا
Read more
. Rempt van der Donk, the architect. صحبت می‌کنه راجع به جدیدترین طراحیش. یه اسپرسو ماشین که اینجا تو کافه، از وقتی که دیدیمش، همه اعتقاد داریم باید بذاریش وسط کافه (نه وسط بار ها) وسطِ کافه! و دورش بچرخی از بس بی‌نظیره طراحیش. حتی برای کسی مث من که به ماشین آلات علاقه‌ای نداره و همه‌چیز رو دستی ... .
Rempt van der Donk, the architect.
صحبت می‌کنه راجع به جدیدترین طراحیش. یه اسپرسو ماشین که اینجا تو کافه، از وقتی که دیدیمش، همه اعتقاد داریم باید بذاریش وسط کافه (نه وسط بار ها) وسطِ کافه! و دورش بچرخی از بس بی‌نظیره طراحیش.
حتی برای کسی مث من که به ماشین آلات علاقه‌ای نداره و همه‌چیز رو دستی دوست داره، چند روزه ذهنم عجیب درگیرشه‌.
و خب چرا انقدر ذهنم درگیرشه؟
بخاطر اینکه این شخص یه معماره.
تو این ویدیو می‌گه که چی شده اینو طراحی کرده و چطور از انحنای بدن زن برای گوشه‌های کار الهام گرفته و چطور با پیدا بودنِ همه‌چیز، زیباییِ به عمل اومدن قهوه رو نشون داده.
من آدم قهوه‌خوری نیستم، حتی با اسپرسو "ماشین" احساس نزدیکی ندارم؛
اما مدام دارم فکر می‌کنم که چقدر تمام رشته‌ها سیال هستن..
چقدر به صورت همزمان همه چیز و هیچ چیز، بهم ربط ندارند و دارند.
چقدر زبان‌ها و رشته‌ها و علوم و همه‌چیز می‌تونن به هم وام‌دار باشن.
و چقدر ذهن آدم‌ها می‌تونه بسته باشه که تصور کنه وقتی یک رشته رو می‌خونی فقط باید به اون رشته بسنده کنی.
نگاه می‌کنم که چطور فیزیک‌دان‌ها میان یک ساز بر اساس قوانین فیزیکی و نه تنها هنری (ساز هنگ) خلق می‌کنند و احساس نمی‌کنن چیزی از شان فیزیک کم شده.
چطور یک معمار که انگاری رسالتش نقشه‌کشی و طراحی یک ساختمونه، به قهوه علاقه‌مند می‌شه و بعد یک ماشین، یک عضو از یک کافه رو طراحی می‌کنه.
از صبح داره مدام سرچ می‌کنم
People who changed their field and became successful!
و نتایج عجیبه.. آدم‌هایی که نترسیدن از سیال بودن، و تعصب رو گذاشتن کنار و درک کردن که می‌تونن از چیزی که آموختن استفاده‌های غیر مرسوم کنن و نگران فکر بقیه نباشن، یا حتی پیش خودشون فک نکنن دارن کار اشتباهی می‌کنن.
آدم‌هایی که خودشون رو بدهکار خودشون نمی‌کنن..
.
طراحی این آقا رو اینجا ببینین:
@aremdeofficial
چقد ناراحت کننده بودم که ویدیوی این آقا فقط ۲۰۰بار دیده شده. در صورتی که کلی آدم می‌تونه از همین یک دقیقه چیز یاد بگیره..
یک مهندس، یک موسس، و یک معمار، که هر کدوم تو یه قاره متفاوت زندگی می‌کنن، اما ویژن همه‌شون اینه "bring change to the world of coffee".
و این سه نفر تو این Aremde کنار هم جمع شدن و تو این ویدیو صحبت‌های معمار رو می‌شنویم.
.
مرسی که این ویدیو و این آقا رو به من نشون دادی ♡ @the_nimazzz مرسی که همیشه بیشتر هولم می‌دی به سمت یادگیری.
Read more
@fateme__mokhtari بنظر من سرور همه کیکاست 🤩 نظر شما چیه ؟ <span class="emoji emoji1f60c"></span> دیروز رفتم دیدن دوستم و این کیکا رو واسش ...
Media Removed
@fateme__mokhtari بنظر من سرور همه کیکاست 🤩 نظر شما چیه ؟ دیروز رفتم دیدن دوستم و این کیکا رو واسش بردم امیدوارم دوست داشته باشه 🤗 @mehrnaz.maloomi یه عکس فوری انداختم ولی بعدش نشد این مدلی ببرم چیدمانش عوض شد . #کیک_باقلوا واسه عید غدیر خیلی گزینه خوبیه عید پارسال واسه مهمونامون درست ... @fateme__mokhtari
بنظر من سرور همه کیکاست 🤩
نظر شما چیه ؟ 😌
دیروز رفتم دیدن دوستم و این کیکا رو واسش بردم امیدوارم دوست داشته باشه 🤗 @mehrnaz.maloomi
یه عکس فوری انداختم ولی بعدش نشد این مدلی ببرم چیدمانش عوض شد 😂
.
#کیک_باقلوا
واسه عید غدیر خیلی گزینه خوبیه
عید پارسال واسه مهمونامون درست کرده بودم همه عاشقش شدن 😍
.
#کیک_شربتی
یه کیک بهشتی واقعا فوق العاده خوش عطر و خوش طعم با بافتی نرم و سبک .
مواد لازم :
آرد سفید دو پیمانه شکر یک پیمانه روغن یک پیمانه ماست شیرین یک پیمانه تخم مرغ چهار عدد هل یک چهارم ق چ بیکینگ پودر دو ق چ
مواد شربت :
آب یک لیوان
شکر یک لیوان زعفرون یک ق غ گلاب یک چهارم لیوان هل یک چهارم ق چ
اول فرتون و روشن کنید گرم شه رو 180 بزارید
روغن و شکر رو با همزن هم بزنید بعد تخم مرغا رو دونه دونه اضافه کرده و خوب هم بزنید .هل و ماست شیرین رو اضافه کنید و هم بزنید . همزن و بزارید کنار آرد و بکینگ پودر رو خوب الک کنید و کم کم به مواد تون اضافه کنید و با لیسک هم بزنید .
قالب بیست در سی رو چرب و یه کاغذ روغنی بزارید و مواد رو توی اون بریزین و توی فر بزارید به مدت چهل و پنج دقیقه بعد هم گریل روشن کنید تا روی کیک طلایی شه
حالا تا کیک آماده میشه شربت رو درست میکنیم آب و شکر و زعفرون رو ده دقیقه بزارین بجوشه . لازم نیست غلیظ بشه .در آخر هم هل رو اضافه و بعد هم گلاب بریزین و بعد خنک شدن بریزید رو کیک
کیک و شربت هر دو کاملا خنک باشند .
چند ساعت هم استراحت بدین باید دو سه ساعت بمونه تا شربت به خور کیک بره و بعد تزیین کنید . .‌با تشکراز رسپی #شف_طیبه عزیز
✔ پیمانه من لیوان فرانسه دسته داره .
❌ هیچ کدوم از موارد جایگزین نداره .
تو تابه دو طرفه هم میتونید درست کنید
.
تو رسپی اصلی روی کیک رمال زرده تخم مرغم داره که من این مورد و حذف کردم بعد پخت گریل زدم کیکم طلایی بشه بعدم که شربت میاد روش خوشرنگ میشه .
#کیک_باقلوا_فاطمه .
Read more
رفیقه من ماوایسادیم، تو رفتی ما خوندیم، تو نخوندی ... آخرش چی شد ؟!؟ ... هر فردی بهترین هم که باشه اگه ...
Media Removed
رفیقه من ماوایسادیم، تو رفتی ما خوندیم، تو نخوندی ... آخرش چی شد ؟!؟ ... هر فردی بهترین هم که باشه اگه زمانی که باید باشه نباشه همون بهتر که نباشه من هستم . تو هستی . من کجا مو تو کجا ؟!؟ به بودن های بدونه معنی فکر نکن چون مطمئن باش فکری نداری چون، اگه داشتی، بودنی بی معنیو تجربه نمی کردی ... رفیقه من
ماوایسادیم، تو رفتی
ما خوندیم، تو نخوندی ...
آخرش چی شد ؟!؟
...
هر فردی بهترین هم که باشه
اگه زمانی که باید باشه
نباشه
همون بهتر که نباشه
من هستم .
تو هستی .
من کجا مو تو کجا ؟!؟
به بودن های بدونه معنی فکر نکن
چون مطمئن باش فکری نداری
چون،
اگه داشتی،
بودنی بی معنیو تجربه نمی کردی !!!
زندگی ها شده پر از حرفهای ناتموم
زندگی ها شده پر از صحبت های بی نشون
همه هستن
اما
هیچکی نیس
به من گفتن عینکه دودیتو عوض کن
گفتم چرا ؟!؟
گفتن بسکه دنیارو تاریک می بینی یا مثلا سیاه .
خندیدمو گفتم
متوجه نشدم
گفتن بهتره سکوت کنیم
چون
حرفات از درست بودنه زیاد انرژیمون از بین می بره
دوباره با لبخندی
گفتم
از همصحبت شدن با من بی انرژی می شید
یا
از همنشینی با من
گفتن
هیچکدوم، اتفاقا بهترین همنشینی با خودته که
می یایم پیشت
اینجا بود که فهمیدم سکوت کنم
به این نتیجه رسیدم
حرف نزدنم یه دلهره می شه
و
حرف زدنم یه دلهره دیگه
چون همه دنباله زندگیه گذرایی هستن که بگذره
بخندن
گریه کنن
صبحو شب کنن
از اقتصاد بگن
از سیاست بگن
از زیبایی بگن
زشتیو تعریف کنن
دنباله مدل باشن
دوست داشته باشن مدل بشن
راهه رسیدن به این مدلهارو بررسی کنن
و هزاران، هزار
قصه ی ناتموم
که
فقط خودشونو گول بزنن
دنباله فهمیدن نیستن
دنباله شادیه گذرایی هستن
که
شاید هیچوقت دلیلشو ندونن
آره بهتره سکوت
و
فقط نگاه کنم
آره
به هیچ رسیدم اما تعریفی از پوچی ندارم
دوست دارم زندگی کنم
اما
تمایلی به زندگی با آدمایه چند رنگو که پر از نفرینه زمونن ندارم
خستم
خسته از جلبه توجه های زورکی یا ساختگی
من خودم هیچم
به هیچم رسیدم
گُمو‌گور شدم
از دسته ثانیه هایی که داره می گذره
از دسته خودم
با کسی دیگه کاری ندارم
اما همه با من کار دارن
دوست دارم من از این شهر برم
اما
به کجا نمی دونم
چون هر جا برم
آسمون آبیه و به قوله دوستا
عینکه دودیه من همیشه سیاه می بینه !!!
امیدوارم
خوشبختی، زیبایی و سلامتی
بهترین هدیه هایی باشه که زمان به شما دوست عزیز، هدیه می ده .
دوستون دارم
علیرضا رحمانی 🍂
Read more
صفر اتوپیای ایرانی من آبادان است، شهر مقاومت با مسجد و بازار و پالایشگاه و حتی کلیسایی که توی اوج محاصره ...
Media Removed
صفر اتوپیای ایرانی من آبادان است، شهر مقاومت با مسجد و بازار و پالایشگاه و حتی کلیسایی که توی اوج محاصره پایگاه مقاومت داشت. شهری که مردم‌اش مثل آب اند! یک ذوق داشت پسرک. می‌گفت:" برو امیری ماشین ببین! امشب صنعت بازی داره! برو ببین ملت می‌پکونن!" پیرمرد دشداشه پوش ولی پک سنگینی به دورچستر سفید ... صفر
اتوپیای ایرانی من آبادان است، شهر مقاومت با مسجد و بازار و پالایشگاه و حتی کلیسایی که توی اوج محاصره پایگاه مقاومت داشت. شهری که مردم‌اش مثل آب اند!

یک
ذوق داشت پسرک. می‌گفت:" برو امیری ماشین ببین! امشب صنعت بازی داره! برو ببین ملت می‌پکونن!" پیرمرد دشداشه پوش ولی پک سنگینی به دورچستر سفید زد و گفت:" مو ماشین ندیده نیسوم، ای منطقه آزاد بری ما نون نمی‌شه، آب نمی‌شه!" آب هم نشد! راست می‌گفت!

دو
از ذوالفقاری رکاب زد تا آبادان، تا خود سپاه! رسید و سراغ بنادری را گرفت:" عراقیا از رودخونه رد شدنه! شهر تو محاصره‌ن!" دریاقلی گفت و رادیو اعلام کرد هرکه هرچه دارد بیاورد! حتی چوب دستی!

تانک‌ها باید می‌فهمیدند که گلوله‌ها از پس یک شهر ایستاده بر نمی‌آیند

سه
"خیاطی کجاست" مرد بلند شد، آمد دم در مغازه ایستاد و روی ته ریش زبرش دست کشید و به امتداد خیابان نگاه کرد " حمید، مو بِرُم به ای بگُم خیاطی کجان" حمید از مغازه خودش بیرون آمد و دم در نشست تا حواس‌اش به هردو مغازه باشد

یک ربعی راه رفتیم تا به خیاطی رسیدیم. مرد دستم را توی دست خیاط گذاشت و رفت

چهار
آبادان استحاله می‌کند، همدانی و بلوچ و لر و کرد توی این شهر هست! اما این چیزی است که توی شناسنامه‌ها نوشته شده، توی شهر اما همه آبادانی صحبت می‌کنند

پیرمرد خیاط می‌گوید:" قدیما آبودان که دعوا میشد میگفتن برو بارون که اومد بیا دعوا! یعنی اگه گریه کردی کسی نفهمه! یعنی اگه گریه کردی بگی بارونه! یعنی آبروت نره"

توی دعوا هم آداب داشتند انگار! هیچ مردی نباید جلوی دیگران خورد شود. حتی توی دعوا

پنج
من مال همین خاک‌ام! توی امیدیه به دنیا آمدم، خاک می‌فهمم، آب می‌دانم

این چند خط را برای آن‌ها می‌نویسم که مثل من حرف می‌زنند، که مثل من گریه می‌کنند، که مثل من می‌خندند

شهر توی محاصره است، می‌فهمی؟! یکی دست گذاشته روی گلوی لوله‌ها انگار! اتوپیای من توی محاصره است

پای رفتن‌ام توی گل است، اما تو می‌دانی اگر نبود تا حالا نمی‌نشستم.

از روی ناصر شرمنده‌ام، از روی تمام مردم شهرم، از روی ابوعلی که هروقت می‌رفتم قهوه برایم می‌ریخت، از روی محمد و آن همه چای تلخ با آب شور که آدم را نمک گیر می‌کند! شرم‌ام را از سه راه شهادت تا چوئبده کشیده‌اند.

شهرم دارد سقوط می‌کند. بچه‌ها غیرت کنید! نای رکاب زدن ندارم! می‌گویند آب نیمه تیرماه به شهر می‌رسد، قبول! شهر اما امروز مثل ماهی روی خاک خودش را بلند می‌کند و به زمین می‌کوبد

اینجا رادیو آبادان است، هرکه هرچه دارد بیاورد، حتی یک قمقمه

پ‌ن
اجازه ندید صدای مردم را از زبان نامردم بشنویم

#آبادان
Read more
. <span class="emoji emoji1f490"></span><span class="emoji emoji2728"></span><span class="emoji emoji1f3bc"></span><span class="emoji emoji1f3c6"></span><span class="emoji emoji2764"></span>️ @ehsankhajeamiri @roozbehbemaniofficial @alirezaafkari.officialpage ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ آلبوم ...
Media Removed
. ️ @ehsankhajeamiri @roozbehbemaniofficial @alirezaafkari.officialpage ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ آلبوم #سی_سالگی برنده ی تندیس بهترین آلبوم موسیقی پاپ در سال ۹۵ به انتخاب مردم در چهارمین جشن سالانه ی موسیقی ما @musicema ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ تو ... .
💐✨🎼🏆❤️
@ehsankhajeamiri
@roozbehbemaniofficial
@alirezaafkari.officialpage
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آلبوم #سی_سالگی برنده ی تندیس
بهترین آلبوم موسیقی پاپ در سال ۹۵
به انتخاب مردم در چهارمین جشن
سالانه ی موسیقی ما @musicema
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
تو با کل رؤیای من اومدی
تا تو سی سالگی باورم زیرو رو شه
که زیباترین خط شعرای من
از تماشای چشم تو هر شب شروع شه
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
تبریک به همه ی خالقان این اثر و
همه ی طرفدارای عزیز😍👏🏻✌🏻
به نظر من هر کدوم از آهنگای این آلبوم
به خصوص آهنگ سی سالگی و
یه روزی میاد هر کدوم جداگانه
مستحق تندیس بودن😉❤️🍁 .
#روزبه_بمانی
#علیرضا_افکاری
#احسان_خواجه_امیری .
.
Read more
•[[{*_*}]] 📸: @kianoushdavoudizadeh چشماتو باز كن آقاى الف، نذار دلم برات بسوزه، من از آدماى ...
Media Removed
•[[{*_*}]] 📸: @kianoushdavoudizadeh چشماتو باز كن آقاى الف، نذار دلم برات بسوزه، من از آدماى پَخْمه بدم مياد. وقتى بفهمم ذره اى دارى ضعيف ميشى، هار ميشم. مشت ميكوبم تو دهنت. دندوناتو خورد ميكنم. تا مطمئن نشم كل صورتت قرمز نشده وِلت نميكنم. آخرشم يه تُف ميندازم رو قرمزيا كه يكم براق تر شه، روشن ... •[[{*_*}]]
📸: @kianoushdavoudizadeh
چشماتو باز كن آقاى الف، نذار دلم برات بسوزه، من از آدماى پَخْمه بدم مياد. وقتى بفهمم ذره اى دارى ضعيف ميشى، هار ميشم. مشت ميكوبم تو دهنت. دندوناتو خورد ميكنم. تا مطمئن نشم كل صورتت قرمز نشده وِلت نميكنم. آخرشم يه تُف ميندازم رو قرمزيا كه يكم براق تر شه، روشن تر دوست دارم. پس چشماتو باز كن آقاى الف؛ نذار مغزم از اينى كه هست بيشتر عصبى شه. پاشو آقاى الف. دلم نميخواد تا صبح صدات كنم و جواب ندى. دلم ميخواد مثلن دهنتو باز كنى ببينم چى ميخواى بگى. بعد من دندوناتو بشمرم، سر وقت برى جراحى همه رو از نو بِكارى. بعد برى حموم به سر و وضعت برسى. لباسِ نو بپوشى، تازه بياى بهم بگى: گُه خوردم. بگم با ادب باش. بگى: بابت اون شب معذرت ميخوام. بِپَّرم وسط حرفت، بزنم فَكِّتو بيارم پايين، مگه نگفتم ضعيف نباش.
#ماسال #اولاسبلانکا
Read more
<span class="emoji emoji27bf"></span><span class="emoji emoji27bf"></span> شغل شما چيه؟ و چي باعث شد اين راه رو انتخاب كنين؟ نقاط ضعف و قوت شغلتون كدومهان و اگر شانس انتخاب دوباره ...
Media Removed
شغل شما چيه؟ و چي باعث شد اين راه رو انتخاب كنين؟ نقاط ضعف و قوت شغلتون كدومهان و اگر شانس انتخاب دوباره داشتين چه راهي رو انتخاب ميكردين؟ من داروخانه رو خيلي دوست دارم ولي نه بعنوان يك شغل فول تايم اونم تا شصت و هفت سالگي كه ميتونم عصامو بزنم زير بغلم و برم خونه و بگم؛ آخيييش من بازنشسته شدم حالا با ... ➿➿
شغل شما چيه؟ و چي باعث شد اين راه رو انتخاب كنين؟ نقاط ضعف و قوت شغلتون كدومهان و اگر شانس انتخاب دوباره داشتين چه راهي رو انتخاب ميكردين؟ من داروخانه رو خيلي دوست دارم ولي نه بعنوان يك شغل فول تايم اونم تا شصت و هفت سالگي كه ميتونم عصامو بزنم زير بغلم و برم خونه و بگم؛ آخيييش من بازنشسته شدم حالا با اين تن و روح له و لاين بريم سراي سالمندان.. علتشم مشخصه، حس ميكنم اينكار با پنج سال زحمت شبانه روزي ما همخووني نداره.. اينكار ارزش سيصد هزار كرون قرض تحصيلي رو نداشت و اينكار بخاطر دوميننت بودن زنان و همچنين افراد غير سوئدي حقوق و استاتوسش خيلي پايينه... فشار كاري روي داروسازها خيلي زياده، استرس نگه داشتن ويتينگ تايم زير پنج دقه براي آمار مركزي، استرس چك كردن تمام موارد مهم در همون زمان محدود و از همه بدتر استفاده نكردن از اونهمه معلومات و اطلاعاتي كه خط به خطشو بايد حفظ ميكرديم، ميفميديم و روي كاغذ امتحان ميورديم.. متاسفانه كم نبودن عزيزاني (خارجي) كه چپ و راست و به شيوه هاي مختلف تقلب ميكردن و همين باعث شد ديدها نسبت به همه خارجيها عوض شه.. كپي پيست كردنها از روي هم نوشتن پي ام و لب راپورت رو هم كه ديگه افتضاح.. يه سري عزيزان با همين روشها اومدن بالا ولي وارد بازار كار كه شدن بخاطر نداشتن اطلاعات لازم و همينطور عدم محاوره درست سوئدي با مراجعين مدركشون رو دريافت نكردن و پس فرستاده شدن دانشگاه.. اعتراف ميكنم درسهامون خيلي سخت بود ولي محيطش سخت تر، اكثريت جوونهاي سوئدي كه كتابها رو قورت ميدادن، ديدن اين تقلبها كه تا اون موقع حتي يك خارجي هم تو زندگيشون نديده بودن باعث ميشد فشار روحي هم روي همه ماها باشه.. امروز به همه اونايي كه دم انتخابات طرفدار حزب راسيستها شدن ميگم؛ اگر يك روز جرات كردي همه دارو ندارتو بذاري تو يه كوله پشتي و بياي سرزمين من نوعي، از صفر استارت بزني، زبان ياد بگيري و انقدر جرات داشته باشي كه وارد دانشگاه و بيزينس شي و تا تهش بري و بعدم وارد بازار كار شدي، بعد باهات حرف ميزنم.. ما، منظورم همه مهاجرين از هر گوشه دنيا، سختي كشيديم، خون دل خورديم و عطاي خيلي چيزهاي خوب مملكت مادريمون رو به لقاش بخشيديم، اومديم اينور آب و ريشه دونديم.. خودمون رو تا جايي كه عقل و عرف و شعورمون اجازه ميداد با جامعه جديد وقف داديم ولي تا دنيا دنياست ما خارجي هستيم.. كوچكترين اشتباه مارو پاي همه خارجيها مينويسن و كارهاي خوبمون رو پاي وظيفه.. در اين جوامع پيشرفته، در هرم قدرتي انساني هر چي كه بالاتر ميره اسمهاي سوئدي بيشتر ديده ميشه و بالعكس.. بدون ما جامعه شما مي ايسته!!
Read more
. من آدم مهرطلبی هستم، این رو دیگه همه میدونن. برای همین بیشتر لحظات زندگیم یا به بوس و کامنت قلب و گل ...
Media Removed
. من آدم مهرطلبی هستم، این رو دیگه همه میدونن. برای همین بیشتر لحظات زندگیم یا به بوس و کامنت قلب و گل می‌گذره یا به‌ خرید کادو برای اون‌هایی که دوستشون دارم. مثلا وقتی وارد مغازه می‌شم اگر طرف مشتری مدار باشه و عین خارجی‌ها باهام برخورد کنه، میرم همه طلاهام رو می‌فروشم و کلی چرت‌و‌پرت ازش می‌خرم. ... .
من آدم مهرطلبی هستم، این رو دیگه همه میدونن. برای همین بیشتر لحظات زندگیم یا به بوس و کامنت قلب و گل می‌گذره یا به‌ خرید کادو برای اون‌هایی که دوستشون دارم. مثلا وقتی وارد مغازه می‌شم اگر طرف مشتری مدار باشه و عین خارجی‌ها باهام برخورد کنه، میرم همه طلاهام رو می‌فروشم و کلی چرت‌و‌پرت ازش می‌خرم. اما روان‌شناسم می‌گه کنار مهرطلبی، سندرم جلب توجه و عدم استقلال شخصیتی هم دارم. این‌ها یعنی من کیس استادی خوبی برای ٨۰ درصد اختلالات روانی در همه طیف‌ها و رنج‌های سنی هستم. اوایل روان‌شناسم می‌گفت مهرطلبیت باعث می‌شه از آدم‌ها زود دلخور بشی و زود هم کنارشون بذاری. چون راست می‌گفت کنارش گذاشتم، البته اینکه مشاوره‌اش به ساعتی ۱۵۰ تومن هم رسیده بود تو گرفتن این تصمیم بی‌تاثیر نبود. آدم‌ها همیشه همین‌کار رو می‌کنن شما پول میدی که اون ‌چیزی که دوست داری رو بشنوی نه اینکه طرف دو ‌ساعت گند بزنه تو اعتماد‌ به ‌نفست و بعد هم ۳۰۰ تومن ازت بگیره. مشکل بعدیم وقتی بود که به خونه می‌رسیدم و همسرم ازم می‌پرسید چه خبر، دقیقا باید چی بهش می‌گفتم؟ می‌گفتم من آدم مهرطلبی‌ام ولی تو نمی‌فهمی برای همین باج میدم به دوروبری‌هام که من رو دوست داشته‌ باشن؟ شما بودین این تصویر داغون رو از خودتون ارائه می‌دادین؟ اونم وقتی که ٨۵ درصد دوروبری‌هاتون فکر می‌کنن شما مهربونین چون چاقین. اصلا تا قبل از آشنایی با روان‌شناسم خودمم همین تصور رو درباره خودم داشتم. چون یه رابطه تنگاتنگی بین دسته سنگین وزن‌های فامیل و مهربونی‌شون وجود داشت که بعدا فهمیدم بهش میگن ژنتیک. یعنی ما ژنتیکی، مهرطلبیم. وقتی تصمیم گرفتم لاغر بشم ٨۵ درصد دوست‌هام رو از دست دادم، چون اون‌ها فکر می‌کردن من دیگه اون چاق دوست‌داشتنی کادو بخر نیستم و خودشون یه انتحاری زدن تو رابطه دوستانه‌مون. دو سه هفته می‌شه که دیگه به مطب روان‌شناسم نمیرم. دو-سه‌ بار تصمیم گرفتم مهمونی بگیرم و چند تا از ته‌مونده‌های دوست‌هام رو دعوت کنم بهشون کادو و هدیه بدم بلکه از استرسم کم بشه و برگردم به زندگی عادی. کاری که تا سه ماه پیش راحت انجامش می‌دادم اما با این اوضاع اقتصادی همه‌اش فکر می‌کنم نهایتش بتونم مسابقه ماست‌خوری بذارم و به برنده‌اش یه مینی پیتزا هدیه بدم که خود این پروسه یه شکست مفتضحانه برای من محسوب می‌شه. برای همین تصمیم گرفتم تیپ شخصیتیم رو تغییر بدم. این روزها مهرطلبی رو کنار گذاشتم البته دلار ۱۳ هزار تومنی تا لحظه نگارش متن هم در گرفتن این تصمیم بی‌تاثیر نبود. یعنی هرچی تلاش می‌کنم همون کادوها رو برای همون آدم‌ها بخرم نمی‌شه.
.
بقیه در کامنت👇
Read more
‍ ‌ به استحمام مردم دقت خاصی داشت . یک بار به من گفت : ‌ « دقت کن ، این روستایی ها هفته ای یک بار استحمام ...
Media Removed
‍ ‌ به استحمام مردم دقت خاصی داشت . یک بار به من گفت : ‌ « دقت کن ، این روستایی ها هفته ای یک بار استحمام کنن . » ‌ خندیدم و گفتم :‌ ‌« برادر احمد ، به ما چه مربوطه ! »‌ گفت : ‌ ‌« چی چی به ما چه مربوطه ؟ به ما ربط داره ، خوب هم ربط داره . اینها باید هفته ای یه روز استحمام کنن و شما باید براین امر نظارت داشته باشی ... ‍ ‌
به استحمام مردم دقت خاصی داشت . یک بار به من گفت : ‌
« دقت کن ، این روستایی ها هفته ای یک بار استحمام کنن . » ‌
خندیدم و گفتم :‌
‌« برادر احمد ، به ما چه مربوطه ! »‌
گفت : ‌
‌« چی چی به ما چه مربوطه ؟ به ما ربط داره ، خوب هم ربط داره . اینها باید هفته ای یه روز استحمام کنن
و شما باید براین امر نظارت داشته باشی . حتی بچه هاشون هم باید استحمام کنن .
حالا زنان شون رو که نمی تونیم بفهمیم می رن حمام یانه ، ولی بقیه شون رو
حتما چک کنین . »

آن موقع در آبادی ها و روستاهای کردستان دوچیز نبود . یکی حمام شخصی

و دیگری توالت شخصی . توالت ها همه توی مساجد بود واگر کسی می خواست به آنجا برود از سر آبادی می آمد وبه مسجد می رفت .

به دستور حاج احمد ، شورای ده را جمع کردیم و به آنها گفتیم که همه باید بلا استثا

به حمام بروند . بعد هم برای اینکه نظارت جدی داشته باشیم ، پزشک امدادگر محور را می فرستادیم توی ده که مردم را به بهانه ی مریضی تست کند و به آنها بگوید که اگر به حمام نروید بیماری های واگیردار شیوع پیدا می کند .

یک بار از حاج احمد پرسیدم : ‌
‌« برادر احمد ، ما که رفتیم و دستور شما رو اجرا کردیم . اما علت این همه پافشاری شما برای استحمام مردم دهاتی و روستایی چیه ؟ »

گفت :
‌« اینجا وقتی که بین بدن کثیف و بدن تمیز فرق قائل بشن ، فرق لباس تمیز و لباس کثیف رو بدونن ، اونوقت می تونن بفهمن فکر کثیف با فکر تمیز چه فرقی داره !
بدن فکر کومله و دمکرات تمیزه یا کثیف . مَثل اینها مثل بچه ای می مونه که توی شکم مادره ، هی پاشو می کشی بیرون ، می گه نمی خوام بیام بیرون .
فکر می کنه همه ی دنیا اون جاست ، اما وقتی میاد بیرون وبا دنیای جدید آشنا
می شه ، تازه می فهمه کی به کیه ! »

‌جهت سلامتی و تعجیل در فرج آقا امام زمان (عج) صلواتـــــ
Read more
تولد مثل یک تونل تاریکه که تو را از سالی که گذروندی به سالی که در پیش داری راهی می کنه. تونل‌ها منو دچار ...
Media Removed
تولد مثل یک تونل تاریکه که تو را از سالی که گذروندی به سالی که در پیش داری راهی می کنه. تونل‌ها منو دچار دلهره می‌کنن. از کودکی تو تاریکی خیس تونل‌های چالوس دلم می ریخت. با اینکه یقین داشتم بعد از این خلا، طلوع هست و روشنی اما دلم می‌ریخت. تونل عجیبه. درحالیکه تو رو از صبحی به صبح دیگر می‌رسونه اما خودش ... تولد مثل یک تونل تاریکه که تو را از سالی که گذروندی به سالی که در پیش داری راهی می کنه. تونل‌ها منو دچار دلهره می‌کنن. از کودکی تو تاریکی خیس تونل‌های چالوس دلم می ریخت. با اینکه یقین داشتم بعد از این خلا، طلوع هست و روشنی اما دلم می‌ریخت. تونل عجیبه. درحالیکه تو رو از صبحی به صبح دیگر می‌رسونه اما خودش شبه، خالیه و پر از انعکاس. روزهای منتهی به روز تولد، تونل بلند کندوانن. دلت آشوب می‌شه، قلبت به شماره میفته و تمام جهان در سکوتی بهت‌انگیز فرو می‌رن. آدم تنها می‌شه با خودش و می‌ترسه. شاید مردمان قدیم این رو فهمیده بودن که جشن تولد رو ابداع کردن. ما برای تولد جشن می‌گیریم نه اینکه به دنیا اومدن اجباری‌مون، مایه شادکامی باشه، جشن می گیریم که بخاطر بیاریم تونل تموم شده و حالا در آغاز جاده‌ای تازه هستیم.
اینها که می‌بینید همسفران یگانه تونل تنهایی من هستند.من این گنجینه را با یک چمدان تجربه و دستاورد از جاده ای که پشت سر گذاشته ام با خود دارم...
@ramtinlavafii )
@faezeazizkhani
@jamiledaroshafaei
@mahdieh_tashauee
جای شما خالی بود)
پ.ن: از همه دوستانی که پیشاپیش و پساپس تبریک گفتن تشکر می کنم، لطفتون ماندگار🌹❤️)
Read more
در کل همه ادما همه همه همه به توجه احتیاج دارن.... توجه ظاهری :یکی که تو بدترین حالت و شرایط بازم بگه ...
Media Removed
در کل همه ادما همه همه همه به توجه احتیاج دارن.... توجه ظاهری :یکی که تو بدترین حالت و شرایط بازم بگه اوه چه جیگری شدی... Woowچه جنتلمنی چیکا کردی امرو خعلی خوشتیپ شدی حتی اگه واقعا اون روز خوب نباشه ظاهرت تورو تایید کنه توجه مالی:یکی باید باشه بهت بگه مگه ماه پیش نرفتیم اون رستوران شیکه خعلیم خوش ... در کل همه ادما همه همه همه به توجه احتیاج دارن....
توجه ظاهری :یکی که تو بدترین حالت و شرایط بازم بگه اوه چه جیگری شدی... Woowچه جنتلمنی چیکا کردی امرو خعلی خوشتیپ شدی حتی اگه واقعا اون روز خوب نباشه ظاهرت تورو تایید کنه
توجه مالی:یکی باید باشه بهت بگه مگه ماه پیش نرفتیم اون رستوران شیکه خعلیم خوش گزشت..توام بگی اره بازم ببرمت؟ اون بگه نه دیگه همون یه بار بس بود امشب بریم یه غذای ارزون بخوریم یا من غذا بلدم درس کنما ا ا دوس داری دستپختمو بخوری😋 رفیق غمت چیه واست کار پیدا کردم ....یکی که تشویقت کنه پول دربیاری پس انداز کنی یکی که حواسش باشه تو کار داری تو به چیزی احتیاج نداری
توجه اجتماعی:یکی باید باشه تو جمع ازت تعریف کنه حتی وقتی باهم قهرید...یکی که وقتی حاضر نی یه لحظه ام از شدت عصبانیت باهات حرف بزنه نیم ساعت بعد تو جمع بازم هواتو داشته باشه دستتو بگیره وتعریف کنه ازت لازم نیس باتو حرف بزنه اون باتو قهره ولی دیگرانو خوب توجیه کرده😉ما احتیاج داریم به یه همچین ادمایی...اما ما یه ادمایی تو زندگیمون دارین تازه تو جمع یه جوری روشونو برمیگردونن ازت که کل ملت میفهمن باهم قهرید تازه بعضیا واسه اینکه لج طرفو دربیارن به یه جنس مخالف دیگه لبخند میزنن چقدرررر این ادما ضعیف و پستن.....با تحریک غرور و غیرت میخوان باز مورد پذیرش و توجه بیشتر قرار بگیرن
توجه عاطفی:یه موقع های با بابات دعوات میشه یه موقع هایی با خانوادت کلا یا همکارت همسایه یه راننده عوضی تو خیابون یه موقع هایی هست هوا یجوریه کلا ادم با خودشم قهره...اینجا باید یکی باشه تورو از غار خودت بکشه بیرون بخندونت یا ارومت کنه یا حتی صعبانیتتو سرش خالی کنه یکی که هیجاناتتو تخلیه کنه و تو خودت نریزی که سنگین شی به مرور زمان فاز بگیری نه فقط وقت غم وقتی حتی خعلی شادی دوس داری اویزون رفیقات بشیو برقصی اما دوستت هرچقدم پایه کرم ریختن و خنده هات باشه دستت یه دست کوچیک تر از دستاتو میخواد بکشیش ببریش یه جایه تاریک یه هوای کمی سرد یه ساعتی مثه نیمه شب شاید یه بوسه کوچیک ارامشه عمیق واسه چندروزت ایجاد میکنه یکی که از رانندگی با سرعت بالا بترسه جیغ بزنه تو بدتر کنی بری باهاش لباس بخری اخره سال دمه عید ببینی همه لباساتو اون انتخاب کرده چقدر خوش سلیقس این رابطه نباید تمام شه تو دلت میخواد بازم باس بری خرید یه چیزای هس خعلی سادس ولی بدجور قشنگو ارامش بخشه
Read more
 #mommy #11yearsago <span class="emoji emoji1f494"></span><span class="emoji emoji1f61e"></span><span class="emoji emoji1f614"></span> ١١ سال پيش امروز ازم خدافظي كرد و از خونه رفت بيرون . فقط ١٠ دقيقه بعد زنگ زدم ...
Media Removed
#mommy #11yearsago ١١ سال پيش امروز ازم خدافظي كرد و از خونه رفت بيرون . فقط ١٠ دقيقه بعد زنگ زدم كه بگم يه چيزي رو جا گذاشته .. جواب نداد ، ديگه هيچوقت جوابمو نداد .. رفت .. واسه هميشه رفت . به همين سادگي . ١١ سال چجوري گذشت ؟ كِي گذشت ؟ من چجوري تا اينجا دووم آوردم ؟ چجوري اين همه انتظار كشيدم ؟ چرا جاي ... #mommy #11yearsago 💔😞😔
١١ سال پيش امروز ازم خدافظي كرد و از خونه رفت بيرون . فقط ١٠ دقيقه بعد زنگ زدم كه بگم يه چيزي رو جا گذاشته .. جواب نداد ، ديگه هيچوقت جوابمو نداد .. رفت .. واسه هميشه رفت . به همين سادگي .
١١ سال چجوري گذشت ؟ كِي گذشت ؟ من چجوري تا اينجا دووم آوردم ؟ چجوري اين همه انتظار كشيدم ؟ چرا جاي زخم رو قلبم خوب نمي شه ؟ چرا دردش كهنه نمي شه ؟ چرا هر سال كه بزرگتر ميشم بيشتر بهت نياز دارم ؟ چرا تموم نميشه ؟
تو كه هستي ، من كه مي دونم هستي ، تو هم مي دوني كه من مي دونم ، يه روز از يه تلفن غريبه بهم زنگ بزن بگو زنده ام ، بگو همش يه شوخي بود . بگو خواستيم قوي بزرگ شي ، بگو تو اون تصادف فقط زخمي شدم ، بگو همه مراسما هم مسخره بازي بود . بگو خواب بود اصلا ، هر چي مي خواي بگو فقط بيا ..
تو كه مي دوني من ١١ ساله هر روز منتظر اين لحظه ام ..
بسه ديگه ..
بَسَمه ديگه 😔😞 💔
Read more
نوشته بودی، سلام رفیق قدیمی! فردا راه می افتیم و پس فردا آنجا هستیم. پس می بینمت. آنوقت همه آنچه را که می خواهم برایت آرزو کنم، که زیاد هم هست به خودت می گویم. همین! ما بین آنهمه پیام تبریک که بیشترشان شبیه بهم بود و کاملا مشخص بود منبعشان یکی ست و فقط دست بدست و سینه به سینه از تلفنی به تلفن دیگر و از کامپیوتری ... نوشته بودی، سلام رفیق قدیمی! فردا راه می افتیم و پس فردا آنجا هستیم. پس می بینمت. آنوقت همه آنچه را که می خواهم برایت آرزو کنم، که زیاد هم هست به خودت می گویم.
همین!
ما بین آنهمه پیام تبریک که بیشترشان شبیه بهم بود و کاملا مشخص بود منبعشان یکی ست و فقط دست بدست و سینه به سینه از تلفنی به تلفن دیگر و از کامپیوتری به کامپیوتر دیگر سفر کرده و کپی پیست شده، و اساسا عطر و بویی از نزدیکی و صمیمیت ندارند، پیام تو با همه سادگی، زیباترین و عمیق ترین محتوا را داشت و بیشترین تاثیر. حتی می توانستم آنهمه آرزوهای نانوشته ات را حس کنم و از اعماق قلبم همانها را برایت آرزو کنم. همانطور ندانسته و نخوانده .... حتی می توانستم خودم را در خانه ات بببینم پشت ان پنجره روی صندلی خودم که داریم چایی هل دار با مربای آلبالو می خوریم. حتی می توانستم خودمان را در آن رستوران قدیمی محله ببینم که تو باز هم غذای اشتباه سفارش می دهی، که از تکرار این اشتباه ریسه می رویم و تو بناچار به گوشه بشقاب من نوک می زنی.. یا می توانستم ببینم که در آشپزخانه خانه ما نشسته ای و من با حوصله ناخنهای پایت را لاک می زنم آنهم رنگ قرمز!
پیامت را خواندم و فکر کردم دوستی همین است. به همین سادگی و به همین قشنگی! که در عصر ماشین و اس ام اس و اسنب چت، که هیچکس وقت نه برای خودش و نه دیگری دارد، یک پیام کوتاه بگیری که برای خود خودت نوشته شده و بدانی کسی صمیمانه و با تمام وجود دوست دارد وقتی باشد برای دیداری دوباره و گپی دوستانه. که یکنفر بنویسد رفیق قدیمی و واقعا منظورش همین باشد. رفیق بودن . رفیق داشتن آنهم از نوع قدیمی اش ارزشمندترین اتفاق این روزهاست
.
نيكى فيروزكوهي
و اما شما رفقاي خوب من!تبريك فراوان براي كريسمس . خوش باشيد هر جا هستيد و هر مناسبتى رو كه مى شه جشن گرفت، جشن بگيريد و شادي كنيد.
Read more
سلام خدمت همه شما دوستای نازنینم دلم حسابی براتون تنگ شده برای لایک ها و کامنت های پر مهرتون، برای ...
Media Removed
سلام خدمت همه شما دوستای نازنینم دلم حسابی براتون تنگ شده برای لایک ها و کامنت های پر مهرتون، برای لطف بی منت دوستانی که محبت کردن جزئی از وجود نازنینشونه و براش هیچ حد و مرزی قائل نیستن از همه دوستانی که با وجود غیر فعال شدن پیجم باز هم لطفشون رو دریغ نکردن و همواره جویای احوالم هستن بی نهایت ممنونم دوستای ... سلام خدمت همه شما دوستای نازنینم دلم حسابی براتون تنگ شده
برای لایک ها و کامنت های پر مهرتون،
برای لطف بی منت دوستانی که محبت کردن جزئی از وجود نازنینشونه و براش هیچ حد و مرزی قائل نیستن
از همه دوستانی که با وجود غیر فعال شدن پیجم باز هم لطفشون رو دریغ نکردن و همواره جویای احوالم هستن بی نهایت ممنونم

دوستای خوبم خیلی دلم می خواست باز هم پیشتون باشم و مثل سابق از گرمای وجودتون که تو همین دنیای مجازی هم احساس می شه انرژی بگیرم ولی شرمندم که باید بگم دیگه سعادت با شما بودن رو ندارم
این آخرین پستی که می ذارم
کیک هشتمین سالگرد ازدواجم
توضیح خاصی نداره
کیک رد ولوت با روکش فوندانت و گیپور خوراکی و مجسمه فوندانت آخرین هنرنمایی من در اینستاگرام
عزیزان این مدتی که منو قابل دونستید و پیگیر کارهام بودید تمام سعی خودم رو کردم که در حد این توجه و لطف شما باشم و از هیچ توضیحی دریغ نکردم
سعی کردم پست هام کامل و دقیق و مفید باشن
ولی شرمندم که دیگه نمی تونم وقت بذارم
باور کنید خودم هم فکر نمی کردم به این زودی تموم بشه ولی شد
دلم بیش از پیش براتون تنگ می شه و گهگاهی کامنت هاتون رو می خونم و انرژی می گیرم
امیدوارم منو از دعای خیرتون بی نصیب نذارید و یه وقتایی یادم باشید

ممنونم از تک تک شما
دوستتون دارم💝💝💝💝
در پناه حق باشید👋👋👋👋🌹
Read more
پستِ #سفارشي نمی دونم از كجا شروع كنم؟ از خوبيت از اميدت از حرفهای پر از ماهت يا از چشات و گونهات كه من كشته خوب میدونی كه چه قدر دوستت دارم وخوب میدونی ارزشت بيشتر از اين حرفهاست تو برام مثل بارونی كه برام هميشه سبكی مياره مثل بارون از آسمون به دل عاشق من می باره مثل بارون صدات برای دل آدمی آرام و نرمه ... 🙈پستِ #سفارشي

نمی دونم از كجا شروع كنم؟
از خوبيت از اميدت از حرفهای پر از ماهت يا از چشات و گونهات كه من كشته خوب میدونی كه چه قدر دوستت دارم وخوب میدونی ارزشت بيشتر از اين حرفهاست تو برام مثل بارونی كه برام هميشه سبكی مياره مثل بارون از آسمون به دل عاشق من می باره مثل بارون صدات برای دل آدمی آرام و نرمه چه خوبه بودنت چه خوبهه احساست و حتی لمس كردنت انقدر دوست دارم به اون شونه هات سرم بزارم حرفهای دلم بهت بگم باهات گريه كنم باهات بخندم و هر لحظه به چشمای پر مهرت نگاه كنم چون اون چشمات من به زندگی بيشتر وابسته می كنه. هر موقع صداي قشنگت می شنوم دلم می لرزه يه جوری اروم و هيجان زده ميشم از خودم از بودنم جدا ميشم و خودم به تو ميسپارم اگه تو دلم باشی باز دلم واست تنگ میشه خوب میتونی از چشام بخونی كه حتی بودنت گفتنت خواستنت و همه چيزت برام از همه كس باارزش تر. مي دونی ، زندگي من مثل يه كاغذ سياه كه تو نقطه ی سفيدش هستی و هر لحظه كه عشق من به تو زياد مي شه اون نقطه به اوج خود می رسه و بزرگتر میشه و زندگی يه رنگ ديگه با تو می گيره هيچ كس تو رو از من نمی تونه بگيره حتی خودت چون اسمت ، عشقت و بودنت تو دلم حك شده و محاله كه پاك شه يعني خودم هم نمی زارم پاك شه عشقت برام مثل گلهای بهاره هر روز تازه تر می شه به جای اينكه تكراري شه هر روز بوی قشنگتری به خودش مي گيره عشقت برام خيلی تازه و تازه تر هست مثل بوی بارون و مثل هوای ابری که دوتامون عاشقشیم.
فاطمه جان....
مهربان من...
ببخش منو که بعضی وقتها با حرفی یا نگاهی دل قشنگت میشکنم....
تمام دلخوشی من ...
باش تا باشم...
عاشقونه میپرستمت... _________________
شماهم ميتونين با كمترين هزينه عشقتون و سوپرايز كنين 😋
جهت سفارش پست و تبليغات وسفارش استيكر به دايركت پیام بدین 👇
.
❌دسترسی به كانال تلگرام ازطریق لینک داخل بیوپیج ❌
➖➖➖➖ ➖➖
#دالان_عشق🎈
Read more
شیوا: نه این یه مکالمه درباره دستور زبان نیست آقای کاتب. فرهاد: پس درباره چیه؟ شیوا: درباره خودمونه. ...
Media Removed
شیوا: نه این یه مکالمه درباره دستور زبان نیست آقای کاتب. فرهاد: پس درباره چیه؟ شیوا: درباره خودمونه. من واقعاً می‌خوام بدونم تو امروز کجا رفتی؟ با کی بودی؟ چرا به تلفن‌هام جواب ندادی؟ فرهاد: این یه پرسش دستوریه. شیوا: بله، ما هنوز در محدوده دستور هستیم. انتخاب کن من چی‌ام، «اسم»ام، «فعل»ام، ... شیوا: نه این یه مکالمه درباره دستور زبان نیست آقای کاتب.
فرهاد: پس درباره چیه؟
شیوا: درباره خودمونه. من واقعاً می‌خوام بدونم تو امروز کجا رفتی؟ با کی بودی؟ چرا به تلفن‌هام جواب ندادی؟
فرهاد: این یه پرسش دستوریه.
شیوا: بله، ما هنوز در محدوده دستور هستیم. انتخاب کن من چی‌ام، «اسم»ام، «فعل»ام، «صفت»ام یا...
فرهاد: یا چی؟
شیوا: «قید»... من «قید»ام نه؟ قیدِ تو... قیدوبندِ تو... قیدی که تو رو مقید می‌کنه. چون تو «فعل»ای.
فرهاد: نه من «فعل» نیستم. خودت می‌دونی که نیستم. از وقتی که لیلا، عین یه فعلِ صرف‌نشده وایستاد اون بالا، من از هر «فعل» و هر فعلیّتی تهی شدم. نه، من «فعل» نیستم.
شیوا: پس چی هستی؟
فرهاد: حرف اضافه.
شیوا: نه حرف ربط، یه چیزی که باعث اتصال رابطه می‌شه.
فرهاد: مفعول نقشِ درست‌تریه؛ چیزی که فعل روش اعمال می‌شه.
شیوا: فاعل کیه؟
فرهاد: هر کسی جز من.
شیوا: انگار کل زندگی ما یه جمله‌ست.
فرهاد: بله، یه جمله طولانی که در زنجیره جانشینی، کسی جانشین کسی نمی‌شه، چون در زنجیره هم‌نشینی همه نقش‌های دستوری خودمون رو داریم؛ تو فاعلی، من مفعولم، خانم افراشته متمم‌ئه؛ حتی خانم‌گل هم نقش خودش رو داره: حرف اضافه عین یه آدم اضافه که همه جا هست؛ و اون همه آدم‌های دیگه، سوگل و مریم و خانم دولّو و خانم عاطفه که همه هنوز نقش‌هاشون رو دارن، اما به قرینه‌های لفظی و معنوی...
◾️
محمد رضایی‌راد – فعل
نشر بیدگل
◾️
پ.ن: ادامه در کامنت نخست
Read more
از همه شما ممنونم من سخت رسیدم به اینجا ،خیییلی سخت ، راهی که برای خیلی ها تا اینجا آسون بود. من چون ...
Media Removed
از همه شما ممنونم من سخت رسیدم به اینجا ،خیییلی سخت ، راهی که برای خیلی ها تا اینجا آسون بود. من چون سخت اومدم قدرش رو میدونم قدر نگاهتون و توجهتون رو من و بچه هام اینجا برای ایران وایسادیم برای مردم ایران، تنها حامی ما مردم ایران بودن مردمی که تو اوج مشکلات ما رو حمایت کردن ایرانی که داره سخت ... از همه شما ممنونم
من سخت رسیدم به اینجا ،خیییلی سخت ،
راهی که برای خیلی ها تا اینجا آسون بود.
من چون سخت اومدم قدرش رو میدونم
قدر نگاهتون و توجهتون رو
من و بچه هام اینجا برای ایران وایسادیم
برای مردم ایران،
تنها حامی ما مردم ایران بودن
مردمی که تو اوج مشکلات ما رو حمایت کردن
ایرانی که داره سخت تو این شرایط دوام میاره
و هرکی از یه سمتی بهش حمله میکنه.
خیلی ها این وسط برای منافع خودشون یا به هر دلیلی از ایران میرن.
اما شاید حتی یک نفر پاش وای سه!
من دورِ خودم پر از اون یک نفر ها میبینم،
من همیشه اون کاری رو میکنم که نمیشه،
من اونجایی هستم که نباید.
و دلم برای اون مردمی میتپه که هستن.
این شاید ادای یک جنگ بود ، اما من همه عمر جنگیدم.
مردمم دارن هنوز برای زنده موندن تو یه کشور غنی میجنگن.
ما الان واقعا جنگیدیم ولی شما نمایشش رو دیدید.
برای خیلی ها حتی حمایت کردن از ما بصورت معنوی هم سخت بود ،چون حمایت از ما منافعی براشون نداشت.
اما من برای اسم ایران به اندازه خودم همه کار کردم و میکنم.
درست کردن فیلم اینجا خیلی طول میشکه اما سعی میکنم زودتر بگذارم.
اینقدر بهتون بگم که تشویق نا تموم تماشاچی ها و صدایی که از بین جمعیت اسم من رو صدا زد، مشاور ریس جمهور بود، و چه افتخاری بزرگتر از این که بین ۱۳۰ شرکت کننده از ۳۰ کشور اسم تو رو از ایران صدا کنند.
و وقتی پرچم ۱۵ متری ایران رو اونجا توی برنامه نشون دادیم همه احساساتی شدند.
تقریبا هرکسی به ما رسید بشدت از اجرای ما لذت برده و ما رو تحسین میکرد و میگفت شما ایرانی ها عجیب هستید.
من کلمه کلمه رو حفظ کردم چون اینا هدیه ای که من میخوام با خودم برگردونم ایران.
تا با شما که ما رو حمایت کردین به اشتراک بگذارم و اونها هم که براشون اهمیت نداشت رو هم خوشحال کنم.
حالا من موندم با بدهی این سفر که ۶ ماه کار کنم تا جبران شه.
ما و ۸۰ ملیون نفر...
حیف ،حریف ما نزد تو گل خودش که شما خوشحال تر شید.
Photo by: @alibayat.ir
#ارشااقدسی #حمایت_از_بدلکاران #ارشا_اقدسی #persianknight #stunt13 #arsha13 #arsha #arshaaghdasi #serbia #just_out_festival #شوالیه #شوالیه_ایرانی #persian_knight #iranianstunt #persianstunt #iranian_knight #iran
Read more
Anar bij Traditional persian stew from Guillan that is prepared with walnut, meatball, herbs ...
Media Removed
Anar bij Traditional persian stew from Guillan that is prepared with walnut, meatball, herbs & pomegranate juice _____________________________________________ سلااام دوستان خوب و همراهان عزیزم، خوبین؟ 🤗 اول هفته ی سرد زمستونی تون بخیر، امید که دل های همه تون از محبت به همدیگه ... Anar bij
Traditional persian stew from Guillan that is prepared with walnut, meatball, herbs & pomegranate juice
_____________________________________________

سلااام دوستان خوب و همراهان عزیزم، خوبین؟ 🤗😍🌹
اول هفته ی سرد زمستونی تون بخیر، امید که دل های همه تون از محبت به همدیگه گرم باشه و هفته ی خوبی پیش رو داشته باشین. 🙏❄️😉😍💐 تو این هوای سرد با یه خورش عالی و خوشمزه ی گیلکی به همراه کته شمالی چطورین؟ 😃👌🍛
.
.

خورش اناربیج
دستور این خورش خوشمزه ی گیلانی به نام اناربیج یا انارآویج به روشهای مختلفی درست می شه، من قبلا دستورش رو به طور کامل گذاشتم ولی اینجا دوباره به طور خلاصه توضیح می دم. گوشت چرخ کرده رو با پیاز رنده شده، نمک، فلفل، زردچوبه و کمی گشنیز خرد شده مخلوط و کوفته های قلقلی درست کرده و خوب تفت می دیم، گردوی آسیاب شده، رب انار و کمی آب سرد رو در قابلمه یا گمج «ظرف سفالی مخصوص پخت خورش در گیلان» که البته من در قابلمه مسی درست کردم، ریخته روی حرارت گذاشته گاهی آب سرد اضافه می کنیم تا روغن گردو بیرون بیاد، سبزی شامل تره، جعفری، کمی نعناع و گشنیز و در صورت امکان سبزی محلی چوچاق و خالواش رو خرد کرده مثل سبزی قرمه تفت می دیم وقتی خورش کمی به روغن افتاد سبزی رو اضافه کرده یک جوش که زد کوفته ها رو اضافه می کنیم نمک، فلفل، کمی گلپر افزوده و می ذاریم خورش مثل فسنجون کاملن به روغن بیفته و جاافتاده بشه، این خورش طعمش ترکیبی از قرمه سبزی و فسنجونه و سنگینیه فسنجون رو نداره، در اواخر پخت آب انار یا آبغوره اضافه می کنیم استفاده از رب انار یا رب آلوچه سلیقه ای هست. .
.
.
Read more
Catch the sun <span class="emoji emoji2600"></span>️ یکی از نشونه های بالا رفتن سن که باعث تغییر در چهره افراد می شه پیر شدن پوست و به وجود ...
Media Removed
Catch the sun ️ یکی از نشونه های بالا رفتن سن که باعث تغییر در چهره افراد می شه پیر شدن پوست و به وجود اومدن چروک در پوست ماست . حالا ما می تونیم تا حدی جلوی اون چروک ها رو بگیریم اما عواملی هم وجود دارن که جلوگیری از اونا بدون استفاده کردن از موادی که به پوست تزریق می شن غیر ممکنه . کارهایی مثل بوتاکس و فیلر ... Catch the sun ☀️
یکی از نشونه های بالا رفتن سن که باعث تغییر در چهره افراد می شه پیر شدن پوست و به وجود اومدن چروک در پوست ماست . حالا ما می تونیم تا حدی جلوی اون چروک ها رو بگیریم اما عواملی هم وجود دارن که جلوگیری از اونا بدون استفاده کردن از موادی که به پوست تزریق می شن غیر ممکنه .
کارهایی مثل بوتاکس و فیلر هست که تا حدودی جلوی افتادن چروک روی صورتتون رو البته بیشتر قبل از به وجود اومدن اونها می گیره . حالا کارهایی که من برای پوستم انجام می دم و دادم اینهاست
اول از همه تا جایی که ممکنه از زدن کرم پودر جلوگیری می کنم حتی زمانی هم که جوش داشته باشم و بیشتر در صدد درمان اون جوش هام تا پوشوندن اونها با کرم . اب زیاد می خورم چون موثرترین فاکتور نوشیدن اب زیاده که به شادابی پوست کمک می کنه و جلوگیری از پیری پوست می کنه ، همیشه پوستم رو تمیز نگه می دارم و هیچوقت با ارایش نمی خوابم حتی اگر که ارایش هم نداشته باشم باز هم قبل از خواب پوستم رو با مایع شستشو دهنده فاقد صابون می شورم و بعد اون رو با تونر تمیز می کنم و روی اون مرطوب کننده می زنم .
حالا کارهایی که تا به امروز انجام دادم :
یک بار تو قسمت پیشونی برای اخم نکردن و نیفتادن چروک وسط پیشونی ( نه از بین بردن چروک ) بوتاکس تزریق کردم و می تونم بگم عادت اخم کردنم با اینکه الان اثری از بوتاکس نمونده کاملا از بین برد . یکبار قسمت خط خنده ام رو فیلر زدم و تاثیر خیلی خوبی از اون گرفتم . تزریق لب بیشتر تو قسمت بالای اون انجام دادم و دوبار اون رو تکرار کردم که از نظر خودم و خیلیا کاملا طبیعی به نظر می رسه و هدف از اینکار اصلاح فرم لب بوده ، یکبار هم به مقدار خیلی کم لیفت گونه انجام دادم و هدف از اینکار کشیدن پوست به طرف بالا بوده نه برای در اومدن گونه چون من خودم به اندازه کافی گونه داشتم . چند بار مروتراپی ( تزریق ویتامین زیر پوست ) و میکرونیدلینگ ( لایه برداری عمیق پوست ) انجام دادم و بعد از انجام این کار ها تاثیرشون به وضوح روی پوستم مشخص شد . حالا اینکه اینکار ها رو کجا انجام بدین از اهمیت خاصی برخوردار نیست فقط اگر جایی رو که اینکار ها رو پیششون انجام می دین حتما اطمینان از مرغوب بودن محصولات و دقت و هنر اون دکتر پیدا کنین بعد کارتون رو پیششون انجام بدین . من همه ی اینکار ها رو در تهران پیش خانم دکتر مجید زاده انجام می دم و کاملا از کارشون و حرفه ای بودنشون مطمئنم و محصولاتی هم که استفاده می کنند همه دارای تاییدیه است .
@dr.majidzadeh
میتونین مشاوره از خود دکتر بگیرین تا ببینین چه کاری مخصوص پوست شماست
Read more
نمی‌شه که همه بد باشن، همه نبینن، همه نباشن. من می‌بینم، من هستم. این قاب خوشگل رو. این زیبایی خیره‌کننده ...
Media Removed
نمی‌شه که همه بد باشن، همه نبینن، همه نباشن. من می‌بینم، من هستم. این قاب خوشگل رو. این زیبایی خیره‌کننده رو. این زندگی رو. نشونه خواستم، دیشب، وقتی می‌خواستم سعی کنم بخوابم، گفتم مگه نمی‌گی هستی؟ مگه نمی‌گی خوشگل‌ترین منم؟ مگه نمی‌گی روز و شب ورِ دلم باشید؟ من می‌خوام دوستت داشته باشم. نشونم ... نمی‌شه که همه بد باشن، همه نبینن، همه نباشن. من می‌بینم، من هستم. این قاب خوشگل رو. این زیبایی خیره‌کننده رو. این زندگی رو.
نشونه خواستم، دیشب، وقتی می‌خواستم سعی کنم بخوابم، گفتم مگه نمی‌گی هستی؟ مگه نمی‌گی خوشگل‌ترین منم؟ مگه نمی‌گی روز و شب ورِ دلم باشید؟ من می‌خوام دوستت داشته باشم. نشونم بده. صدام بزن. کلی وقته کسی، با ناز و از روی دل، صدام نزده. صدام بزن!
منتظر صداشم. بالاخره صدام می‌زنه دیگه؟ می‌دونم صدام می‌زنه. می‌دونم...
Read more
... New ArtWork: By Me Copyright 2017 حکیم : به نظر من همه اینها چرند است- مزخرفاتی که خیلی هم خطرناک ...
Media Removed
... New ArtWork: By Me Copyright 2017 حکیم : به نظر من همه اینها چرند است- مزخرفاتی که خیلی هم خطرناک است- همه اینها مزخرف است که من #تاجیکم و تو #پشتونی و آن یکی #هزاره و آن زن #ازبک همه مان #افغانیم و این باید مهم تر از همه باشد. #کتاب : #هزار_خورشید_تابان اثر #خالد_حسینی . به نظرم این که کشورمونو ... ...
New ArtWork: By Me
Copyright 2017
حکیم : به نظر من همه اینها چرند است- مزخرفاتی که خیلی هم خطرناک است- همه اینها مزخرف است که من #تاجیکم و تو #پشتونی و آن یکی #هزاره و آن زن #ازبک همه مان #افغانیم و این باید مهم تر از همه باشد.
#کتاب : #هزار_خورشید_تابان اثر #خالد_حسینی
.
به نظرم این که کشورمونو دوست داشته باشیم خعلی خوبه ولی اینکه تعصب بی جا داشته باشیم ک باعث شه دیدمون ب بقیه بر حسب نژاد و قوم و کشورش باشه تا انسانیتش ، اصن جالب نیست .

#افغانستان این همه سختی داره می بینه ولی تعصب هنوز به قوت خودش باقیه، افغانستان گورستان امپراطوری ها لقب گرفت ، چون قدرت های مثل #انگلیس و #شوروی رو بیرون کردیم ولی الان بیشتر گورستان خودمونه تا امپراطوری ها
#متحد_باشیم
#متعصب_نباشیم
_____________
@afghanistan_ @afghanistanmypassion @afghanistan.af @afghanistan_jan @everydayafg @afghanistan.lovely_page @afghanistan_you_never_see @afghanistan.official
--------------
#reza_graph #afg #afghanistan #digitalmanipulation #imagemanipulation #digitalart #photoshop #digitalartwork #graphics #graphicdesign #artdaily #digitalartist #hazara #tajik #pashto #uzbak
Read more
يكي بود يكي نبود من و مادرم زير درختاي خونه خودمون. گنجشك كوچولو و تخم كوچكش در لانه بودند فردا اومدم ...
Media Removed
يكي بود يكي نبود من و مادرم زير درختاي خونه خودمون. گنجشك كوچولو و تخم كوچكش در لانه بودند فردا اومدم ديدم تخم شكسته. جوجه إز تخم در اومده و جيك جيك مي كنه مادرش هم خوابيده. بيدار نمي شه من مي دونم. قلب سالم از تخم شكسته بيرون مي ياد. همه قلب هاي سالم. از تخم شكسته بيرون مي ياد من مي ديدم همه جا پر قلب بود ويك ... يكي بود يكي نبود من و مادرم زير درختاي خونه خودمون. گنجشك كوچولو و تخم كوچكش در لانه بودند فردا اومدم ديدم تخم شكسته. جوجه إز تخم در اومده و جيك جيك مي كنه مادرش هم خوابيده. بيدار نمي شه من مي دونم. قلب سالم از تخم شكسته بيرون مي ياد. همه قلب هاي سالم. از تخم شكسته بيرون مي ياد من مي ديدم همه جا پر قلب بود ويك تخم مرغ بزرگ افتاد و همه جا پر قلب شد واي مادر من چقدر شيرين است شيرين است
Read more
. کار می‌کنم، آشپزخونه هزار درجه‌س، گرمه، بی‌حال می‌شم. به همه که با تی‌شرت دارن کنارم کار می‌کنن ...
Media Removed
. کار می‌کنم، آشپزخونه هزار درجه‌س، گرمه، بی‌حال می‌شم. به همه که با تی‌شرت دارن کنارم کار می‌کنن خشم دارم، به زمین و زمان خشم دارم.. بی‌حال میام سالن، یکم دمای بدنم بیاد سر جاش. نیما می‌گه برو خونه استراحت کن. می‌گم من سر کارم. دارم کار می‌کنم. بدنم نمی‌کشه ولی نمی‌خوام برم خونه. از خودم خجالت ... .
کار می‌کنم، آشپزخونه هزار درجه‌س، گرمه، بی‌حال می‌شم. به همه که با تی‌شرت دارن کنارم کار می‌کنن خشم دارم، به زمین و زمان خشم دارم..
بی‌حال میام سالن، یکم دمای بدنم بیاد سر جاش. نیما می‌گه برو خونه استراحت کن. می‌گم من سر کارم. دارم کار می‌کنم. بدنم نمی‌کشه ولی نمی‌خوام برم خونه.
از خودم خجالت می‌کشم، یه چیکه آب می‌خوام بخورم بغضم می‌گیره. از این همه خواسته‌های اولیه.. که حقمونه. که هیچیشو نداریم. عین داستان یزید و فلان.
آب نیست، هوا نیست، زندگی نیست..
۹ روز مونده به پایان ۲۶ سالگیم، ۹ روزی که هرگز دیگه تو زندگیم تکرار نمی‌شه، مثل همه‌ی روزهای همه‌ی مردم این خاک، که داره می‌ره بی‌تکرار؛ و همچنان دست و پا می‌زنیم که بتونیم زنده بمونیم فقط.
جلوی تیر و تفنگ، بدون آب و هوا..
لطفا یکی بیاد تو نماز جمعه‌ای جایی خطبه کنه "آب کالای لوکس است. خانوار بدون آن هم می‌تواند زندگی کند!"
.
پ.ن: مگه اینکه خودمون دست به کار شیم. تو استوری دو نفر معرفی کردم که دارن واسه خرید آب و توزیعش کمک رسانی می‌کنن. [استوری‌ها رو بی‌اجازه منتشر کنید.]
اگر شما هم راه کمکی‌ای می‌دونین تو کامنتها بگین شاید بشه یه کاری کرد.
[اگه نه، هر حرف و کامنت بی‌ربطی قطعا و مسلما بلاک می‌شه. بی تعارف.]
Read more
Grillade grönsaker i ugnen med #granatäppelsirap Vill äta mer #vegetariskt . سلام، براى سالم زندگى كردن بايد از روغن اضافه پرهيز كردو سبزيجات بيشترى خورد. من بيشتر أوقات كنار غذاهاى و رنگارنگ سر ميز يك بشقاب #سبزيجات #بخارپز هم دارم كه باعث ميشه برنج و خورشت را كمتر بخورم. حتى يك قطره روغن ... Grillade grönsaker i ugnen med #granatäppelsirap
Vill äta mer #vegetariskt .
سلام،
براى سالم زندگى كردن بايد از روغن اضافه پرهيز كردو سبزيجات بيشترى خورد.
من بيشتر أوقات كنار غذاهاى و رنگارنگ سر ميز يك بشقاب #سبزيجات #بخارپز هم دارم كه باعث ميشه برنج و خورشت را كمتر بخورم.
حتى يك قطره روغن هم توش نريختم.
هر سبزيجاتى را كه دارين خرد كنين، نمك و فلفل ليمويى و زردچوبه و اويشن و پودر سير بهش اضافه كنين و نيم ساعت در حرارت دويست درجه فر قرار بدين كه پخته شه!
من اين دفعه سس انار هم روش ريختم كه طعمش را عالى كرد.
ادويه ها هم به ذايقه خودتون هست كه مى تونين از رزمارى، كارى و هر چى كه دوست دارين استفاده كنين.
.
دستور اصل اين سبزيجات روغن هم داره كه همه سبزيجات توى فر با روغن برشته مى شه و مسلما خوشمزه تر هم مى شه، كه مى تونين اون را هم امتحان كنين.
دوستان ببخشيد كليپ خيلى غير حرفه اى هست چون من مرخصى هستم و پايه دوربين ندارم، فقط چون خيلى تو پست قبل ازم خواستين كه براتون دستورش را بنويسم من هم دست به كار شدم و هنرنمايى براتون كردم!
روز و روزگارتون خوش
#گياهى #گياهخواري #سالم #سالم_خوری #بشقاب
Read more
. من : چجوری یه نفر همه وابستگی ها و خانواده اشو رها میکنه و همه دلتنگی هارو به جون میخره اخه ؟ خود منطقیم : وقتی یه وابستگی اون بالا بالاها داشته باشی میـــشه... من : اون هیچی اینهمه خطر کنی و زیر تیر دشمن بری که الکی نیست کدوم ادمی جونشو برا بقیه میذاره کف دستش ؟ من که حاضر نیستم واسه خودم و آیندم یه ساعت ... .
من : چجوری یه نفر همه وابستگی ها و خانواده اشو رها میکنه و همه دلتنگی هارو به جون میخره اخه ؟
خود منطقیم : وقتی یه وابستگی اون بالا بالاها داشته باشی میـــشه...
من : اون هیچی اینهمه خطر کنی و زیر تیر دشمن بری که الکی نیست کدوم ادمی جونشو برا بقیه میذاره کف دستش ؟ من که حاضر نیستم واسه خودم و آیندم یه ساعت از خوابم بزنم درس بخونم برا بقیه جون بدم ؟؟؟
خود منطقیم : تو ادم نیستی دلیل نمیشه که همه مثه تو باشن اونی که میدونی این جونش هم امانته و باید پس بده به خودش میگه چه راهی بهتر از این اخه !
من : بابا میگم این همه درد رو چی؟؟ چجوری اونو میشه تحمل کرد ؟!؟ من که انگشت کوچیکه پام میخوره به مبل غش میکنم همسایه باید امبولانس خبر کنه !
خود منطقیم : ببین خودتو خسته نکن تو ... تو نمیفهمی اخه؛ عاشقی شیوه رندان بلاکش باشد ...
.
.
پ.ن۱: صدای ویدیو صدای پدر است ... #تگ_شده_به_آسمان
پ.ن۲: روز جانباز رو به طور ویژه به باباییم تبریک میگم و بعد عموی عزیزم و به همه ی غیور مردان سرزینم که نشون دادن غیرت یعنی چی 🌷
پ.ن ۳: هرچقدر هم بگم کمه سایه ات کم نشود از سر ما #حضرت_پدر ✨
@dr.aminshafiee
Read more
 #یادداشت_هایی_که_هیچ_وقت_منتشر_نشدند #شماره_25 میدونی چند سالته؟ داری حساب می‌کنی؟ آخرین ...
Media Removed
#یادداشت_هایی_که_هیچ_وقت_منتشر_نشدند #شماره_25 میدونی چند سالته؟ داری حساب می‌کنی؟ آخرین باری که مردی رو یادت هست؟ مرگ گاهی سراغ جسمت نمیره، روحت رو می‌گیره، اما تو هنوز ساعت هشت صبح از خواب بیدار می‌شی، راهت رو می‌گیری و میری سمت محل کاری که بیشتر شبیه یک تبعیدگاه جسمی شده. همه ما مردیم ... #یادداشت_هایی_که_هیچ_وقت_منتشر_نشدند
#شماره_25
میدونی چند سالته؟ داری حساب می‌کنی؟ آخرین باری که مردی رو یادت هست؟ مرگ گاهی سراغ جسمت نمیره، روحت رو می‌گیره، اما تو هنوز ساعت هشت صبح از خواب بیدار می‌شی، راهت رو می‌گیری و میری سمت محل کاری که بیشتر شبیه یک تبعیدگاه جسمی شده. همه ما مردیم اما هیچکدوم تاریخ دقیقش رو یادمون نیست. کاش میشد مثل مردن جسم یک سنگ قبر رو هر روز باخودمون می‌کشوندیم تو خیابون تا آدمایی که از کنارمون رد می‌شن بفمن که ما خیلی وقته فقط راه می‌ریم، حرف می‌زنیم، می‌خندیم، گریه می‌کنیم اما زندگی ..... نه... باید آخرش یک جور دیگه تموم شه. من دم مسیحایی عشق رو دیدم. چنان دستی روی سرت می‌کشه که اگر هزار بار هم مرده باشی تمام تلاشت رو می‌کنی تا دوباره زنده شی. به این می‌گن استفاده از شانس مجدد. همه ما این روزها نیاز به یه شانس مجدد داریم تا خودمون رو از قبر این روزمرگی بیرون بکشیم تا یادمون بیفته بعد زمستون می‌تونه هر فصلی باشه؛ فقط بستگی داره تو چی دوست داشته باشی؛ این خاصیت بهاره رفیق. چند وقته تو قبر خودت دفن شدی؟ حواست هست چند وقته با صدای بلند نخندیدی! حواست هست چند وقته کسی بهت نگفته «خجالت بکش، یکم سنگین باش!» ما مردیم. می دونی چند وقته تمام احساست رو ریختی تو اون تلفن کوفتی و یادت رفته این رو باید تنها خرج یک نفر کنی. یک نفری که تو تمام دنیاش باشی و اون تمام دنیات. از آخرین باری که نگران بودی، نگرانت بودن می‌دونی چند وقت گذشته؟ چرا برای سینما رفتن دیگه ذوق نداری؟ کفن دورت رو پاره کن، بذار یکم احساست هوا بخوره. یکم گریه کن. گریه که خجالت نداره... ما با گریه متولد شدیم، با گریه زندگی کردیم، با گریه عزیزامون رو فرستادیم خونه بخت، با گریه خندیدیم، با خنده گریه کردیم، با گریه هم همراهی‌مون می‌کنن بریم به خونه ابدی. اینجا شبیه به گربه نبود، اینجا گریه بود. گریه کن رفیق...
#
می‌خوام این نقابو بذارم کنار
تو بازی یه وقتتایی هم میشه باخت
بذار اعترافم بشه رفتنش
نمیشه با هر آدمی بودو ساخت
#شهاب_دارابیان #دلنوشته #یادداشت #من #تو #گریه #گریه_کن #قبر #مرگ
عکس و مجسمه از حضرت عشق ♥️
Read more
لطفا با دید باز این متنو بخونید . .............................................. ديگه نمی‌خواست ...
Media Removed
لطفا با دید باز این متنو بخونید . .............................................. ديگه نمی‌خواست چیزی رو ببينه . اما چیزهایی هست که هرچقد هم نخواهی ببينيشون باز می‌آن . باز سنگین و بی‌رحم ، خودشونو رو تو می‌ندازن و كاملم می گیرنتون، می رن توو چشمو و جونت، تمام . وجودتو پر می‌کنن، طوریکه ... لطفا با دید باز این متنو بخونید .
..............................................
ديگه نمی‌خواست چیزی رو ببينه .
اما چیزهایی هست که هرچقد هم نخواهی ببينيشون باز می‌آن .
باز سنگین و بی‌رحم ، خودشونو رو تو می‌ندازن و كاملم می گیرنتون، می رن توو چشمو و جونت، تمام .
وجودتو پر می‌کنن، طوریکه دیگه هیچیو نمی بینی، دیگه تو تو نیستی، دیگه نموندی‌ که اونارو بخوای یا نخوای، تو رو از خودت خارج می کنن و جاتو تنگ می کنن طوریکه خودت شدن . دیگه تو نیستی که دردو حس کنی، تو خود درد می شی .
سنگینی و سیاهی خود درد .
آدم که پیش خودش سرش پائین باشه دیگه تموم شده، هزار بار گفتم که زندگی یه دریاست که تو دسترسه اگه شنا بلد نباشی یا قایق نداشته باشی یا خودتو گم کنی، با سنگینی درد با گردنی خمیده غرق می شی .
غرقی سرد و تاریک .
غرق شدن توو وجدان آدم اتفاق می افته .
آدمیکه پیش خودش گم شده، پیش خودش نابود شده، پیش خودش تموم می شه
و
تنها خودش تموم شده .
همه جا می شه رفت، همه کار می شه کرد، اگه پیشه خودت گم، نابود و شرمسار نشی ... مسئول خودت، خودت هستی که یه آدمی .
اگه کاری نکنی خودتو محکوم نمی کنی، دنیا ترسناکتر از این چیزی نیست که آدم اعتراف کنه مقصره، و خود شو محکوم کنه .
آدم که پیش خودش سرش پائین باشه دیگه تمومه.
بذار امروز هر چی می خواد اتفاق بیوفته.
.احتیاج ما به خود فرداست باید اونو بدست بیاریم.
نميدونم چندبار تو همین زمین خالى و گرد چرخیدم تنها می دونم اسمش کره هم هست، او نو نمى شناختم ، درست نميشناختم !!!
اما زندگى اون براى من چقدر زیاد معنى داشت .
اون از ظلم و سياهى گريخته بود تا فرداى پربركتى بسازه.
اين معنى زندگى اون بود.
زندگى اون معنای کاملش حالا از هزار تا گلوله برای من دردناکتر شده .
اما با این حال خواهان اتفاقهای خوب توو زندگیش و زندگیتون هستم .
امیدوارم فرداهایی بهتر برای تک تک شما دوستایه گلم از جنسه آب مقطر رغم بخوره .
دوستون دارم
علیرضا رحمانی 🍂
Read more
... هیچ وقت زود قضاوت نکنین، و اینکه هیچ وقت زود نا امید نشین..لابد الان می گین چه ربطی داره به عکس؟ ...
Media Removed
... هیچ وقت زود قضاوت نکنین، و اینکه هیچ وقت زود نا امید نشین..لابد الان می گین چه ربطی داره به عکس؟ اما خیلی ربط داره و اینکه یه خاطره خیلی قشنگ که واسه من همیشه می مونه... هفته پیش که با دوستم رفتیم رشت روز اول که داشتیم بر می گشتیم خونه از عکاسی خیلی اتفاقی تو ماشین بودم پنجره یه کافه خیلی قشنگ تو طبقه ... ...
هیچ وقت زود قضاوت نکنین، و اینکه هیچ وقت زود نا امید نشین..لابد الان می گین چه ربطی داره به عکس؟ اما خیلی ربط داره و اینکه یه خاطره خیلی قشنگ که واسه من همیشه می مونه... هفته پیش که با دوستم رفتیم رشت روز اول که داشتیم بر می گشتیم خونه از عکاسی خیلی اتفاقی تو ماشین بودم پنجره یه کافه خیلی قشنگ تو طبقه اول یه ساختمون قدیمی دیدم که به نظر خیلی توش قشنگ بود، معلوم بود کافه اش کلی داستان واسه خودش داره به دوستم آنیا گفتم یادت باشه فردا حتما بریم...
خلاصه اینکه این یادت باشه فردا بریم هی می افتاد واسه فرداش...چون هر روز خیلی خسته می شدیم تا شد روز اخر از خستگی داشتیم میمردیم اما گفتیم امروز دیگه باید حتما بریم...
وقتی وارد ساختون شدیم و پله ها رو میرفتیم بالا کلی ذوق داشتیم منم مثل همیشه گفتم باید عکس بگیرم، دو سه تا عکس گرفته بودم که یه اقایی اومد گفت خانوم اینجا عکاسی ممنوعه...منم گفتم چندتا همش که گفتن نمی شه...اصن وا رفتیم، حالمون انقدر گرفته شده بود که اصن نمی خواستیم بریم بالا تو کافه مونده بودیم چی کار کنیم، گفتم ما که اومدیم بیا بریم، من باهاشون حرف میزنم ازشون اجازه می گیرم...
وقتی رفتیم تو، توی کافه اقدر قشنگ بود که با خودم گفتم اگه نذارن عکس بگیرم که من دق می کنم از غصه
با یه حس بد نشسته بودیم که منو رو اوردن، ما انتخاب کردیم بعدش که خواستیم سفارش بدم گفتم می شه من با اون اقا که صاحب اینجاس دوباره صحبت کنم می شه بگین بیان لطفا چون من می خوام از اینجا عکاسی کنم
اون اقایی که داشتن سفارش می گرفتن گفت خودم می پرسم ازشون، گفتم نه اگه بشه می خوام خودم حتما باهاشون صحبت کنم...
اون اقا اومد قبل از اینکه من بخوام چیزی بگم خودشون گفتن ببخشید من امروز روز خیلی بدی داشتم و برام تعریف کردن چی شده و معذرت خواهی کردن منم معذرت خواهی کردم گفتم ببخشید که اگه منم بدون اجازه می خواستم عکاسی کنم، منم نمی دونستم نمی شه عکاسی کرد...
بیشتر از این کش نمی دم اما اون اقا خیلی مهربون بود و اجازه داد من از همه جای کافه عکاسی کنم...انقدر عکس گرفتم که نگم براتون
اون کافه به شدت زیبا بود و معلوم بود هر ظرف و چیزی که توی اون کافه هست یه داستان طولانی واسه خودش داره ، و سفارش ما خیلی خوشمزه بود واقعا و اون اقا به شدت مهربون بود...
مطمئنم هر دفعه برم رشت میرم اون کافه
اگه اون روز منم دوستم ناامید می شدیم و بالا نم رفتیم یا اون اقا رو قضاوت می کردیم نه با اون اقا اشنا می شدیم نا اون کافه خیلی خیل قشنگ و میدیدم
به شدت پیشنهاد می کنم اگه رشت هستین یا میخواین برین حتما به این کافه برین
Read more
حواست بهم نيس چشماتو مي بندم ازت مي پرسم:اگه گفتي من كيم؟! مي گي هموني كه همه دنيامه قند تو دلم آب مي ...
Media Removed
حواست بهم نيس چشماتو مي بندم ازت مي پرسم:اگه گفتي من كيم؟! مي گي هموني كه همه دنيامه قند تو دلم آب مي شه چقد شادم دستاتو مي گيرم از اون شلوغي مي كشمت بيرون دوس دارم خودمو خودت باشيم دريا هم كنار تو يه رنگ ديگه داره رنگ عشق بوشم متفاوته بوي عشق خودت مي دوني چي مي گم خودت حال دلمو بهتر مي دوني مي دوني من همه ... حواست بهم نيس چشماتو مي بندم ازت مي پرسم:اگه گفتي من كيم؟!
مي گي هموني كه همه دنيامه
قند تو دلم آب مي شه چقد شادم دستاتو مي گيرم از اون شلوغي مي كشمت بيرون دوس دارم خودمو خودت باشيم دريا هم كنار تو يه رنگ ديگه داره رنگ عشق بوشم متفاوته بوي عشق خودت مي دوني چي مي گم خودت حال دلمو بهتر مي دوني مي دوني من همه چيرو باتو دوس دارم من زيبايي هاي اين دنيارو فقط كنار تو مي بينم و حس مي كنم .تو باشي حال دلم خوبه و چقدر حال دلم خوبه ..❤️
سالگرد ازدواجمون مبارك شش سال كنار من بودنت مبارك يار من بودنت مبارك 💐
مباركم باشي عشق جان❤️
پ ن:ممنون از ج ج مهربون كه اين لحظه هارو برا ما ثبت كرد.... @tattoochi__
Read more
من خائن هستم ؟ من آدم كسى هستم ؟ من اومدم تو اردو و با خسرو حيدرى كه مثل برادرم دوستش دارم و ووريا غفورى كه با بازيهاى خوبش دل منو مثل همه هوادارا شاد كرده دعوا كردم؟ من كه تو ده سال اخير يكبار عليمنصور رو سر تمرين استقلال ديدم و به روح پدرم حتى شماره تلفنش رو ندارم از طرف ايشون اومدم تيم رو بهم بريزم؟ ... من خائن هستم ؟ 😂 من آدم كسى هستم ؟ 😂 من اومدم تو اردو و با خسرو حيدرى كه مثل برادرم دوستش دارم و ووريا غفورى كه با بازيهاى خوبش دل منو مثل همه هوادارا شاد كرده دعوا كردم؟ 😂 من كه تو ده سال اخير يكبار عليمنصور رو سر تمرين استقلال ديدم و به روح پدرم حتى شماره تلفنش رو ندارم از طرف ايشون اومدم تيم رو بهم بريزم؟😂 تيمى كه بعد از ٥ سال بازى و گذشت از طلب دوازده سال پيش تنها چيزى كه ازش مى خوام يه بليط كه برم بازياشو ببينم و با بردش عشق كنم؟🤔 من گردنم نازك تَر از مو برم تو هتل عربده بكشم بر بد خواه منصوريان لعنت؟😂 كسانى كه به من فحاشى مى كنين، اگه به خاطر يه انتقاد و بيان نظر شخصيتون تو پيج خودتون اونم نزديك شش ماه پيش ، كسى تو صورتتون جلوى همبازيان سابقتون كه همه با احترام در حال صحبت بودين ، چندين بار به مادرتون فحاشى مى كرد ، چند درصدتون مثل من مى تونستين سرتونو بندازين پايين و بياين بيرون بدون اينكه حتى يه كلمه حرف بد بزنين؟ 🤔 من كردم چون ارامش تيم قبل بازى برام مهم بود، در حالى كه براى بعضى اقايون مهم نبود اگه يكساعت قبل بازى اونجا درگيرى و حاشيه ايجاد مى شد... اگه به مادر شما توهين مى شد مى رفتين و لال مى شدين ؟ اگه واقعيت اتفاق رو با هوادارا صادقانه در ميون مى زارم يعنى خائن هستم ؟ 🤔
گاهى كمى تأمل بد نيست... داستان هاى تخيلى كه مى شنوين تو دنياى كثيف مجازى با واقعيت زمين تا آسمون فرق داره.. من عاشق استقلالم.. الان مديريت عالى مربيان عالى و بازيكنان هم عالى هستن🙏😍💙،، اما اينكه من تو يه محل عمومى مورد فحاشى به مادرم قرار بگيرم خودم رو كنترل كنم و بعد بازى اون رو بيان كنم خائنم؟؟؟؟؟ 🤔😐 شايد يه بازيكن محبوب باشه و يه بازيكن گمنام تَر ،، اما أيا اين ها مى تونه دليل كافى براى فحاشى به مادر كسى بدون دليل باشه؟🤔 پس مسى و رونالدو از صبح بايد به هر كى از بغلشون رد مى شه فحش ناموس بدن😂 كنترل كينه و عصبانيت جزو تعهدات يك بازيكن حرفه اى هستش به خصوص قبل بازى، أيا اونروز رعايت شد ؟ يا منى كه ديگه بازى نمى كنم بيشتر رعايت كردم كه بى هيچ عكس العملى اومدم بيرون؟ استقلال با مديريت خوب آقاى افتخارى و ديسيپلين خوب آقاى شفر 😍 با اين چيزا به حاشيه نمى ره.. مادرم و غيرتم رو از سر راه نيووردم كه بخوام لال شم... كامنتو باز مى زارم تا أفراد سياه دل ظاهر بين هر چقدر مى خوان فحش بدن ، شايد ناراحتيشون از گرونى و بيكارى با اين فحش ها خالى شه.. من كه ككم نمى گزه.. وقتى همبازى سابقم به مادرم فحش داد تو صورتم و به خاطر استقلال هيچى نگفتم أينا كه ديگه سر گرميه...
بازى نخوريم اسون 💙💙💙💙
Read more
... . یادمه نوزده سالم بود و خیلی خیلی زیاد فیلم نگا می کردم چند مدت بود که بصورت طبقه بندی ژانری فیلم ...
Media Removed
... . یادمه نوزده سالم بود و خیلی خیلی زیاد فیلم نگا می کردم چند مدت بود که بصورت طبقه بندی ژانری فیلم نگا می کردم، خوردم به پست فیلم نوار شروع کرده بودم به دیدن فیلم نوارهای سیاه سفید از غرامت مضاعف و شاهین مالت تا نئو نوارها و نوارهای رنگی و محله چینی و از نفس افتاده وشهر گناه و غیره حتی چند تا فیلم دیده ... ...
.
یادمه نوزده سالم بود و خیلی خیلی زیاد فیلم نگا می کردم چند مدت بود که بصورت طبقه بندی ژانری فیلم نگا می کردم، خوردم به پست فیلم نوار شروع کرده بودم به دیدن فیلم نوارهای سیاه سفید از غرامت مضاعف و شاهین مالت تا نئو نوارها و نوارهای رنگی و محله چینی و از نفس افتاده وشهر گناه و غیره حتی چند تا فیلم دیده بودم که بعد ها که با حسینی آشنا شدم فهمیدم که اینا نوار نبودن و تو ساب ژانر اسلشر بودن که مولفه های فیلم نوارم داشتن،
بگذریم
هر چه بیشتر فضای سیاه و سفید، پر کنتراست و گرفته و شخصیت های زن خائن و جامعه ای با ارزش های دوگانه و شخصیت های مرد منزوی سرگشته با سرنوشت های باخته از پیش مشخص رو می دیدم کمتر و کمتر می تونستم اون فضا رو درک کنم،
تا اینکه یک روز وقتی برگشتم به خونه، چند تا از دوستانی که با هم زندگی می کردیم یه روسپی رو برای شستن ظروف اختیار کرده بودن، شوکه شدم ولی قبلا هم باهاش مواجهه شده بودم ولی اینبار بی خبر بودم به روی خودم نیاوردم و برام هم مهم نبود و توجه ای هم نکردم،خللی هم در دوستی من با رفقام بوجود نیومد، تا اینجای ماجرا همه چیز مثل قبل عادی بود. من تو اتاق خودم بودم تا اینکه دوستام صدا کردن که خداحافظی کنن، مشغول حرف زدن با بچه ها بودم که روسپی یه جمله ای گفت که تمام درک فضای فیلم نوار رو در یک ثانیه بصورت عمیق عضلانی و در یک لحظه بهم تزریق کرد، و من در یک آن همه حلقه های گمشده چند وقته فضای تاریک بی زمان رو یکجا با هم درک کردم.
به دوستم گفت : “می شه من رو زودتر برسونین باید برم دنبال بچه ام، چند دقیقه دیگه تعطیل می شه”
این دیالوگ تلخ ترین دیالوگ و سیاه ترین فضایی بود که تا اون تاریخ دیده بودم تا یه ماه همه چی رو تیر و تار و پرکنتراست می دیدم و حالت تهوع داشتم ولی فیلم نوار و فضاش رو دیگه می تونستم بفهمم.
Read more
مامان جونم تو قوى ترين زن دنيا بودى .. از تو چيزهاى خيلى زياد ياد گرفتم، مهم ترينش قلب پاك داشتن ودروغ ...
Media Removed
مامان جونم تو قوى ترين زن دنيا بودى .. از تو چيزهاى خيلى زياد ياد گرفتم، مهم ترينش قلب پاك داشتن ودروغ نگفتن .. بهم ياد دادى حسودنباشم .. اينكه براى تصميم هام از هيچى نترسم دلم بسپرم به دل دنياى كه بى رحمه ... از تو جنگيدن ياد گرفتم ، ياد گرفتم زن يك نيمش زن باشه و يك نيمش مرد.. مامان خوشگلم من از تو نترسيدن ... مامان جونم تو قوى ترين زن دنيا بودى .. از تو چيزهاى خيلى زياد ياد گرفتم، مهم ترينش قلب پاك داشتن ودروغ نگفتن .. بهم ياد دادى حسودنباشم .. اينكه براى تصميم هام از هيچى نترسم دلم بسپرم به دل دنياى كه بى رحمه ... از تو جنگيدن ياد گرفتم ، ياد گرفتم زن يك نيمش زن باشه و يك نيمش مرد.. مامان خوشگلم من از تو نترسيدن ياد گرفتم ازت ممنونم كه هميشه بهم ميدون دادى واسه تصميم گرفتن درست يا غلط زندگى واسه ى آزاد بودن .. من همه شجاعت ،جسارت ودل به دريا زدنم رو از تو دارم .. ولى مامان جونم با اين همه قدرتى كه به من دادى بعضى وقتا بچه اى مى شم كه دلش بغل مامانش مى خواد ، دلش نوازش مى خواد مثل اون موقع ها كه شيطونى مى كردم هر روز از مدرسه بهت زنگ ميزدن 🙈 تو عاشق صداى خنده هاى من بودى ، بهم مى گفتى مى خندى چشمات يك خط مى شه 😆 مامان جونم ديدنت آرزوم شده 😞 خيلى خستم مغزم خواب رفته جسمم بيداره 😞 دلم مى خواد صبح از خواب بيدار بشم تو بغلت باشم صفت بازوت بگيرم بگم مامان دختر كوچولو بغل مى خواد😢 ٢ روز ديگه تولدت هست و ٢٣ سال مى شه كنارم نيستى روز تولدت منو تنها گذاشتى 😔😢 الان بيشتر از هميشه دلم مى خواهدت ... اى كاش بهشت شماره تلفن داشت بهت زنگ مى زدم مى گفتم بيا خونه دلم برات تنگ شده 😔 #مامان #مامان_قشنگم #دلتنگتم #روحت_شاد #😔 #💔 #🌹
Read more
‌ ما آدم‌ها تمایل داریم لذتی که تجربه‌های جدید بهمون می‌دن رو بیشتر از اونچه که باید ارزش‌گذاری کنیم، ...
Media Removed
‌ ما آدم‌ها تمایل داریم لذتی که تجربه‌های جدید بهمون می‌دن رو بیشتر از اونچه که باید ارزش‌گذاری کنیم، و یافتن معنا (و جذابیت) در تجربه‌های کنونی رو کمتر از اونچه که باید. پس… اگرچه سفر کردن خیلی خفنه و دریچه‌ای‌ـه به فرهنگ‌های متفاوت و مدرسه‌ای برای زندگی، ولی در نهایت نمی‌تونه به عنوان نوشدارویی ...
ما آدم‌ها تمایل داریم لذتی که تجربه‌های جدید بهمون می‌دن رو بیشتر از اونچه که باید ارزش‌گذاری کنیم، و یافتن معنا (و جذابیت) در تجربه‌های کنونی رو کمتر از اونچه که باید. پس… اگرچه سفر کردن خیلی خفنه و دریچه‌ای‌ـه به فرهنگ‌های متفاوت و مدرسه‌ای برای زندگی، ولی در نهایت نمی‌تونه به عنوان نوشدارویی برای یک ذهن بی‌قرار و ناراضی عمل کنه.

برای همین این روزها یه جوری شدم که هنگامِ حضور در بزرگترین معبد تبت ممکنه همونقدر شگفت‌زده بشم و بگم «واووو» که در آپارتمانی در تهران یا روستایی در گیلان. و احتمال اینکه در یکی از این تجربه‌ها بگم «پفففف… خب که چی» بیشتر از اون‌یکی نیست.

اینکه من در یک رویداد یا یک تجربه کی هستم خیلی مهتره از اینکه خودِ اون رویداد و اون تجربه چی هست. پس به جای اینکه در جغرافیاهای دوردست به دنبال معنا بگردم باید برگردم همین جایی که هستم و ببینیم چه چیزهای خفنی دارم که می‌تونم در موردش قدردان باشم و باهاش حال کنم.

قدردانی باعث میشه در مورد چیزهای دمِ دستی و روزمره همونقدر بگیم «واووو» که هنگام قدم زدن در خیابون‌های یک شهر دوردست.

قدردانی همون چیزیه که چشم‌هامون رو به روی این حقیقت باز می‌کنه که ما مجموعه‌ای از میلیاردها میلیارد اتم هستیم که دور هم جمع شدن تا این ترکیب فوق‌العاده از سلول‌ها، نرون‌ها، و اندام‌ها رو درست کنن تا ما بتونیم چیزها رو لمس کنیم، غذاهای خوشمزه رو مزه کنیم، بریم کوه، به جوکِ مسخره‌ی گلابی‌ها گلابی‌ها بخندیم، و شب‌ها به ستاره‌ها خیره بشیم.

قدردانی چیزیه که چشم‌هات رو به روی این حقیقت باز می‌کنه که همه‌ی آبا و اجدادت به اندازه‌ی کافی سالم (و جذاب) بودن که تولید مثل کنن. و ما در زمانی به دنیا اومدیم که کره‌ی زمین خفنه و علم و تکنولوژی خیلی باحال داره پیش می‌ره. ما با یک دستگاه که تو جیب جا می‌شه با خاله‌مون تو آلمان حرف می‌زنیم، با هواپیما در کمتر از ۳ ساعت می‌ریم یک کشور و سرزمینِ دیگه، و با چرخوندن یک پیچ آتیش داریم و با چرخوندن یک پیچِ دیگه آب گرم. خب این‌ها خیلی عجیب و غریبن واقعن.

قدردانی یادمون می‌ندازه که زندگی و زنده‌بودن خیلی خفنه. مخصوصن اگر بدن سالمی داشته باشیم و بتونیم بدون درد توش کاوش کنیم.

من مات و مبهوم آدم‌هایی مثل سعید (@saeedzaroori) هستم که با وجود ناتوانی یا کم‌توانی جسمی اینقدر تشنه‌ی زندگی‌کردن هستن، در حالی که برای کاوش در قشنگی‌های زندگی باید خیلی بیشتر از منِ نوعی زحمت بکشن و نسبت به منِ همه‌عضو‌دار موانع بیشتری رو از سر راه بردارن... [ادامه داره]
Read more
همیشه یه صبح روشن پشت شبهای سیاهه غصه دیروز و خوردن اشتباهه، اشتباهه اما ‎خورشید که خاموش شه، ‎سیاهی همه جارو می گیره، ‎حتی من و حتی تو. ‎خیلی ها الان تو روسیه در حال خوشگذرونی با پولشون هستن، منکه بخیل نیستم. فوتبال دوستا، ‎الان حواستون به فوتبال، تعداد گلها، نوع بازی و حتی مدل شادی بد ... همیشه یه صبح روشن پشت شبهای سیاهه
غصه دیروز و خوردن
اشتباهه، اشتباهه
اما
‎خورشید که خاموش شه،
‎سیاهی همه جارو می گیره،
‎حتی من و حتی تو.
‎خیلی ها الان تو روسیه در حال خوشگذرونی با پولشون هستن، منکه بخیل نیستم.
فوتبال دوستا،
‎الان حواستون به فوتبال، تعداد گلها، نوع بازی و حتی مدل شادی بد بازی هم باشه، البته خودتون توو جریانید که این‌موضوع اصلا به خط چشم و نحوه ی کشیدن هم مربوط نمی شه راستی، یادم رفت بگم معده هامونم بدونیم گالون نیست .
و البته
‎شادی همه عزیزانم بد از برد ایران کاملا ستودنی و بجاست و از حق نگذریم در مجموع همه برای خودشون یه کارلوس کی روش ... پس ازتون خواهش می کنم همه قشنگ بازیو، بازیهارو نگاه کنید، حواستون کامل رو مدل بازی، شادیه بد از برد و هر آنچه مربوط به فوتباله هم هست باشه، ‎
‎اصلا به سکه و دلار و خودرو و هر موضوعیکه شما رو بدبخت تر داره می‌کنه، توجهی نداشته باشید
چون
تمام این موارد، قیمتها یا اقتصاد کارشونو خیلی خوب و بلد، دارن انجام می دن .
دستشونم درد نکنه .
فوتبال و آبرویه ایران بسیار از نظره من مهم بوده و هست .
اما
خواهشا
به شرایطه خودتون، خرج سلامت، خرج شکمتون، یا هر چیزه مشابه با این موضوع ها هم که هست،
توجه کنید .
‎در مجموع
‎فوتبال یه ورزشه خوب، عالی، پر هیجان و تفریح سالم بوده و خواهد بود .
‎ فوتبال و والیبال و ... امثاله این ورزشها همه جایگاهشون عالی و ستودنی و حتی غیرت، کشور هم محسوب میشه .
و
صد البته
شادیه شما عزیزانم ارزش زیادی داره و امیدوارم همیشه شاد باشید .
‎ برای شما خواننده ی عزیز :
‎ اگر این متن اشتباهه یا ناراحت کنندس و گرونی و اوضاع شما دوست عزیز سخت نیست و در حال حاضر رضایت هم دارین... ‎ نوش جونتون و بهترین لقمه برای وجودتون و همین گروهیکه که از این وضعیت نابسامانه اقتصادی بسیار هم راضی هستن و این موضوع هارو شادی زود گذر عنوان می کنن
من نمی دونم واقعا نمی دونم چرا فقط به شرایط خوب خودشون دقت می کنن و ۱۰۰ البته الان هستن
کساییکه برای خرید یه نون ساده
شبو‌ روزشونو گم کردن .
امیدوارم
تیم ملی کشورمون
همیشه موفق، پیروز و سربلند باشه .
دوستون دارم
علیرضا رحمانی 🍂
Read more
كيك هويج و نارگيل سلام دوستان خوبيد؟طاعات و عباداتتون قبول.راستش من نميخواستم اين كيك رو پست كنم ...
Media Removed
كيك هويج و نارگيل سلام دوستان خوبيد؟طاعات و عباداتتون قبول.راستش من نميخواستم اين كيك رو پست كنم ولي اينقدر دايركت براي رسپيش زياد بود كه مجبور شدم يه عكس هول هولي بگيرم و رسپيش رو بذارم ،رسپي اين كيك مال خودمه يعني من يه كيك پايه دارم كه كه با اندكي تغيير كه تو دستور اصليش بوجود اوردم كيك خيلي عالي ... كيك هويج و نارگيل
سلام دوستان خوبيد؟طاعات و عباداتتون قبول.راستش من نميخواستم اين كيك رو پست كنم ولي اينقدر دايركت براي رسپيش زياد بود كه مجبور شدم يه عكس هول هولي بگيرم و رسپيش رو بذارم ،رسپي اين كيك مال خودمه يعني من يه كيك پايه دارم كه كه با اندكي تغيير كه تو دستور اصليش بوجود اوردم كيك خيلي عالي اي ميشه و با دستور همين كيك همه نوع كيكي درست ميكنم كه هميشه بهتر از كيك هاي مشابهش ميشه و تا حالا به چندتا كافي شاپ هم دستورش رو دادم همگي راضي بودن🙈🙈🙈🙈🙈 اميدوارم شما هم درست كنيد و خوب دربياد و شرمنده تون نشم.
تخم مرغ ٤ عدد (به دماي محيط رسيده)
آرد ٢ليوان دسته دار فرانسوي (٣بار الك شده)
وانيل نصف قاشق چايخوري (اگر وانيلتون عطر و طعم قوي اي داره براي جلوگيري از تلخ شدن كيك١/٣قاشق چايخوري بريزيد )
شير ١/٣ليوان كه به همون شير ٤تا ٥ قاشق غذاخوري گلاب اضافه كنيد و به دماي محيط رسيده باشه يا اينكه ١٥تا ٢٠ ثانيه داخل مكروفر بذاريد
شكر ١و ١/٣ ليوان
روغن مايع ٢/٣ليوان
پودر نارگيل ٣ تا ٤ قاشق غذا خوري
بكينگ پودر ١قاشق مرباخوري سر پر
هويج رنده ريز ٢ عدد متوسط برابر با ١كاسه ماست خوري
ابتدا تخم مرغ ،شكر و وانيل رو با همزن ميزنيم تا كرم رنگ و كشدار بشه و روي مايه حباب بزنه بعد روغن رو اضافه كرده ٣٠ ثانيه ميزنيم سپس شير و گلاب و با ٣٠ ثانيه ديگه ،حالا بكينگ پودر،پودر نارگيل و هويج رنده شده رو اضافه ميكنم ١٠ تا ١٥ ثانيه ميزنيم و در آخر آرد رو در سه مرحله اضافه كرده و با دور كند همزن در حد مخلوط و يكدست شدن ميزنيم مايه كيكمون آماده س ،قالبتون رو چرب و آرد پاشي كنيد و آرد اضافشو بگيريد يا از اسپري جدا كننده استفاده كنيد مايه كيك رو در قالب ريخته تا ٢/٣قالب پر بشه بعد در فر از قبل گرم شده با دماي ١٧٥ درجه سانتي گراد به مدت ١ ساعت بپزيد.
زمان پخت به فر شما بستگي داره ،بعد از پخت كيك ١٠دقيقه اجازه بديد تا كيكتون همون توي فر بمونه بعد از بيرون اوردن هم حداقل نيم ساعت اجازه بديد داخل قالب باشه بعد از قالب خارج كنيد
من وقتي نصف مايه رو داخل قالب ريختم با نمك بپاش يه كوچولو روش دارچين زدم بعد نصف ديگه مواد رو ريختم(دارچين به مقدار خيلي خيلي كم چون نميخوايم كيكمون طعم دارچين بگيره و طعم كيك هويج و گردو رو پيدا كنه و هم اينكه رنگش تيره شه)من چون اينكار رو كرده بودم نوشتم كه تمام جزئيات رو گفته باشم ولي شما اگه دستتون به كم نميره نزنيد.
من تا اونجايي كه تو ذهنم بود همه موارد رو نوشتم اميدوارم چيزي از قلم نيفتاده باشه.
#كيك #كيك_هويج_و_نارگيل #كيك اركيده _صورتي #خوشمزه
Read more
حتما درست میگید شما! من دستم رو دور از آتیش میگیرم گاهی! ولی هیچوقت مشکل جهیزیه نداشتن رو نمیفهمم. این ...
Media Removed
حتما درست میگید شما! من دستم رو دور از آتیش میگیرم گاهی! ولی هیچوقت مشکل جهیزیه نداشتن رو نمیفهمم. این روزها پشت هم دایرکت میگیرم که از جهیزیه نداشتن مینالند! نمیخوام خیلی شعار گونه وراجی کنم! ولی یه بار یه خانوم خیلی با شخصیت که تا ابد الگوی من میمونه، تعریف میکرد که زمان ازدواجش اوضاع مالی ... حتما درست میگید شما!
من دستم رو دور از آتیش میگیرم گاهی!
ولی هیچوقت مشکل جهیزیه نداشتن رو نمیفهمم.
این روزها پشت هم دایرکت میگیرم که از جهیزیه نداشتن مینالند!
نمیخوام خیلی شعار گونه وراجی کنم!
ولی یه بار یه خانوم خیلی با شخصیت که تا ابد الگوی من میمونه، تعریف میکرد که زمان ازدواجش اوضاع مالی خانواده اش مثل همیشه نبوده! داستان برای سی سال پیش یه خانواده سنتیه! وقتی واسه خرید یه فرش گرون بی قراری میکرده، برادرش بهش میگه که جای فرش شعورت رو ببر خونه شوهرت! اگر اونم بیشعوره که فرش تو ملاکشه برای شناخت تو، که بگو من عروسی رو به هم بزنم!
خلاصه که نه تنها فرش بلکه خونه حقیر پسر هم که دختر رو از بالا شهر میبره پایین شهر، برای هیچکدوم ملاک شخصیت نبوده!
این حرف خیلی رو من تاثیر داشت!
میدونید برای من که جهیزیه نداشتم و احتمالا همه کسایی که اینور زندگی میکنیم، کلا این جهیزیه خیلی مفهوم نیست! یعنی خیلی موضوع بی اهمیتیه! همونجوری که تعداد زیاد مهمون های عروسی نا مفهومه! همونجوری که خونه باااااید از پسر باشه و فقط مرده که باید کار کنه و خرجی بده بی مفهومه!
ولی من نمیخوام بگم الان یه دفه همه چی کن فیکون شه و همه مثل من فکر کنند. ولی خدایی چهار تا تیر و تخته ارزش ناله کردن و به وصال نرسیدن رو نداره!
من و علی که تا چهار سال بعد از ازدواجمون و تا زمانی که به درآمد معقول نرسیدیم، با وسایل قرضی زندگی کردیم! یعنی در قوریمون هم که شکست، باسن یه کاسه کوچولو دو سال شد در قوریمون! 😃با پولی که پدر مادرهامون “لطف”کردند و بهمون دادند، جای ظرف و فیلان خریدن، کار راه انداختین، سفر رفتیم و کلی آدم استخدام کردیم و بخشیش هم پس انداز کردیم.
درسته که وسیله نو دلخوشیه، ولی همین که دغدغه شه، یعنی مفت نمی ارزه.
🙌🏻
به خدا اگه تا قبل اینکه بهم کفش و گوجه پرت نکنید، حاضر شم از منبر بیام پایین😬😄
Read more
یک قدم میرم عقب تر! مثل ادمی که توی یه نمایشگاه نقاشی واسه بهتر دیدن یه تابلو یکمی دورتر وایمیسه و چشماشو ...
Media Removed
یک قدم میرم عقب تر! مثل ادمی که توی یه نمایشگاه نقاشی واسه بهتر دیدن یه تابلو یکمی دورتر وایمیسه و چشماشو ریز میکنه! میدونی مدتیه حس میکنم کورم! چشمام میبینه حتی نمره عینکمم زیاد نشده، اما جای همه چیزو از حفظم، اصلا حس میکنم هیچ چیز جدیدی نیست که بخوام نگاهش کنم، مگه هنوز چیزی هست که ارزش ریز کردن چشم ... یک قدم میرم عقب تر! مثل ادمی که توی یه نمایشگاه نقاشی واسه بهتر دیدن یه تابلو یکمی دورتر وایمیسه و چشماشو ریز میکنه!
میدونی مدتیه حس میکنم کورم! چشمام میبینه حتی نمره عینکمم زیاد نشده، اما جای همه چیزو از حفظم، اصلا حس میکنم هیچ چیز جدیدی نیست که بخوام نگاهش کنم، مگه هنوز چیزی هست که ارزش ریز کردن چشم داشته باشه؟ یه قدم‌ دور میشم، دوتا و سه تا،چارتا.... همه چیز شروع به کوچیک شدن میکنه، احساس میکنم پاهام نرم نرم پرواز میکنن، باد لای موهام میپیچه و نوک هر تاری انگار پر شده از عصب های حسی، تلو تلو‌ میخورم و همه چیز هی داره کوچیک و کوچیک تر میشه! دنیا با تموم عظمتش داره شبیه یه نقطه آبی میشه که با نوک انگشت اشاره ام میتونم قایمش کنم و دوباره ظاهرش کنم. درخت انار توی حیاط دیگه پیدا نیست، خونه، کوچه ها، خیابونا، همه چیز گم شد و من دارم دور و دور تر میشم، مغزم یهو انگار که از وسط سرم میفته توی یه کاسه شربت زعفرون خنک!
چشمام واسه دیدن این گردالی کوچیک آبی باید ریز شه!
من از این فاصله، توی چشم دنیا چه شکلیم؟
Read more
"تو شبیه برادرم هستی" تو شبیه برادرم هستی، یه برادر که وارثِ درده یه برادر که مثل من عمری زیر ساطور ...
Media Removed
"تو شبیه برادرم هستی" تو شبیه برادرم هستی، یه برادر که وارثِ درده یه برادر که مثل من عمری زیر ساطور زنده‌گی کرده توسری خورده سرسری نشده، خونده از یه جهانِ بی‌برده یه برادر که با صداش شاید ورق روزگار برگرده. من همه راهو اشتباه رفتم، کی‌ می‌گه رؤیا، دنیا می‌سازه؟ هر درختی یه روز تبر می‌شه، ... "تو شبیه برادرم هستی"

تو شبیه برادرم هستی، یه برادر که وارثِ درده
یه برادر که مثل من عمری زیر ساطور زنده‌گی کرده
توسری خورده سرسری نشده، خونده از یه جهانِ بی‌برده
یه برادر که با صداش شاید ورق روزگار برگرده.

من همه راهو اشتباه رفتم، کی‌ می‌گه رؤیا، دنیا می‌سازه؟
هر درختی یه روز تبر می‌شه، هر زن آبستن یه سربازه.
تیغ توقیف رو رگِ واژه‌س، مهر ممنوع روی پروازه
راهِ رفتن همیشه بن‌بسته، راهِ برگشت تا ابد بازه.

پس باید رو به شعر برگردم، بسه همدیگه رو نفهمیدن
بسه تو چارچوب جون کندن، بسه تو یه مدار چرخیدن.
همیشه چاه رو نشون دادمبه صداهایی که نمی‌دیدن
اونا که با ترانه‌هام آخر روی پیستِ سقوط رقصیدن.

حس سطل زباله‌ رو دارم لب به لب از سرنگ و ته‌سیگار
حس یه یاکریم که فهمیده لونه‌شو ساخته روی چوبه‌ی دار.
من یه جوک توی مجلس ترحیم، من یه پروانه‌ام توی رگبار
من یه زندانی‌ام که عمرش رو مشت می‌کوبیده به تن دیوار.

تلی از خواب‌های مکروهم، تلی از بغض‌های تعزیری
خسته از بورس بشکن و باسن، خوندنِ از سر شکم‌سیری.
توی عصری که حتا با عکسِ خودتم توی آینه درگیری
چه‌جوری می‌شه زنده گی رو نوشت، وقتی لحظه به لحظه می‌میری.

وقتی که گاندیای امروزی کفش کلوین‌کلاین می‌پوشن
وقتی که میمونا دارن نفتِ گربه‌ی آسیا رو می‌دوشنک
وقتی که غولای مبارز هم بی‌قراره بلیطِ گوگوشن
خب دیگه عادیه که مطرب‌ها خودشونو به پول بفروشن.

حالا که استخونای شاملو، زیر سنگِ شکسته می‌پوسه
حالا که آخرین چریک داره چکمه‌ی دیکتاتور رو می‌بوسه
حالا که مرکز جهان امروز تخت‌خوابِ یه نشمه‌ی روسه
دیگه فرقی نداره دنیامون توی دستِ کدوم دیوثه.

تو شبیه برادرم هستی، یه برادر که خوب می‌بینه
یه برادر که خوب می‌دونه، معنی گوله رو توی سینه
ما کتک خورده‌ی یه کابوسیم، تو زمانی که رؤیا ننگینه
تو زمانی که وزن این هستی، مثل وزن سکوت سنگینه.

یغما گلرویی
Read more
Förberedelse för att laga #köttfärsfylldaauberginer . . يكى دو روز بود كه فكرم مشغول بود! يكى ...
Media Removed
Förberedelse för att laga #köttfärsfylldaauberginer . . يكى دو روز بود كه فكرم مشغول بود! يكى از دوستان پست يكى از پيجهاى پر بيننده را فرستاده بود كه در اون، انتقاد و نفى از گذاشتن مسائل خصوصى، خانوادگى و شخصى در اينستا مى كرد. .علت: اين كه ممكن است پستها و نوشته ها و عكسهاى مجازى باعث دلشكستن ... Förberedelse för att laga #köttfärsfylldaauberginer .
.
يكى دو روز بود كه فكرم مشغول بود!
يكى از دوستان پست يكى از پيجهاى پر بيننده را فرستاده بود كه در اون، انتقاد و نفى از گذاشتن مسائل خصوصى، خانوادگى و شخصى در اينستا مى كرد. .علت:
اين كه ممكن است پستها و نوشته ها و عكسهاى مجازى باعث دلشكستن افرادى بشود كه از اون شرايط برخوردار نيستند و حسرت خواهند كشيد!
.
از اين قسمت نوشته بگذريم، كه من نظر خاصى راجع به اون ندارم، نويسنده اشاره به اين كرده بود كه در حال حاضر مرگ و مير و طلاق و بدبختى زيادتر شده و تمام اين اتفاقهاى بد در زندگى به دليل زخم چشم و نظر زدن هست كه از آه و ناراحتى دلهاى غمكين مى ايد.
.( البته نمى دونم ايشون از چه آمار و مطالعاتى اين ازدياد را متوجه شده بودند)
.

دوست محترمى كه برام اين پست را توى دايركت فرستاده بود، نظر من را خواسته بود، و من هم نظر شما را مى پرسم؟
.
نظر من: در پستها اگر قصد فخر فروختن و به رخ كشيدن نباشد و حقيقت اغراق نشود چه اشكالى داره كه شادي ها تقسيم شه؟؟؟
و همه ما بايد ياد بكيريم كه از شادى هم لذت ببريم و بدونيم كه زندگى همه خوب و بد دارد و هيچ كس خوشبخت مطلق نيست. .

هر كس سهمى از خوشى و ناخوشى دارد كه اين هم به علت چشم زدن نيست بلكه اتفاقاتى هست كه در زندگى همه به صورتهاى مختلف پيش مى ايد و به قولى خواست خدا و حكمت اون هست براى پخته شدن و به تكامل رسيدن ما!
.
اگر ما به اين اعتقاد داريم كه برگى از درخت نمى افتد مگر به خواست خداوند پس نبايد وحشتى داشت از چشم خوردن از ديگران. .
به قول مادرم،
.
گر نگهدار من ان است كه من مى دانم
شيشه را در بغل سنگ نگه مى دارد.
.
.
عكس: در پى تداركات بادمجان شكم پر... .
Read more
 #سالاد_ماكارونى با ٩٠ درصد از آراء ميريم كه داشته باشيم دستور سالاد ماكارونى<span class="emoji emoji1f447"></span> خيلى از دوستان گفتن ...
Media Removed
#سالاد_ماكارونى با ٩٠ درصد از آراء ميريم كه داشته باشيم دستور سالاد ماكارونى خيلى از دوستان گفتن برامون تكراريه، ولى اكثريت درخواست رسپى كردن.ضمن اينكه من قبلاً تو كانال تلگرام دستورشو گذاشته بودم.هشتگ بقيه ى دستوراى سفارش پست قبل، به همون پست اضافه شده، كافيه روى هشتگ بزنيد و دستورشو ببينيد. مواد ... #سالاد_ماكارونى
با ٩٠ درصد از آراء ميريم كه داشته باشيم دستور سالاد ماكارونى👇
خيلى از دوستان گفتن برامون تكراريه، ولى اكثريت درخواست رسپى كردن.ضمن اينكه من قبلاً تو كانال تلگرام دستورشو گذاشته بودم.هشتگ بقيه ى دستوراى سفارش پست قبل، به همون پست اضافه شده، كافيه روى هشتگ بزنيد و دستورشو ببينيد.

مواد لازم:
ماكارونى فرمى يك بسته
ژامبون ٤٠٠ گرم
خيار شور ٣٠٠ گرم
كنسرو ذرت يك قوطى كامل
سس مايونز به ميزان لازم
كمى روغن زيتون
فلفل سياه
روش تهيه:
ماكارونى رو طبق معمول هميشه با آب و نمك بذاريد بجوشه. مراقب باشيد زيادى نرم نشه. آبكش كنيد و بذاريد سرد شه.كمى روغن زيتون بهش بزنيد كه بهم نچسبه،البته روغن زيتون كمك ميكنه سس بيش از حد جذب سالاد نشه.
تو يه كاسه ى بزرگ خيار شور و ژامبون خرد شده رو اضافه كنيد. كنسرو ذرت و ماكارونى هارو هم اضافه كنيد كمى فلفل سياه بزنيد، همه ى مواد رو به سس آغشته كنيد .
من هميشه مقدار خيلى كمى شويد تازه ى خرد شده به اين سالاد ميزنم طعم خيلى خوبى ميگيره. حتماً بايد چند ساعت تو يخچال بمونه. اگر ميخواييد قالبى در بياد، تو قالب مورد نظر بريزيد و با قاشق فشرده كنيد بذاريد چند ساعت تو يخچال بمونه و بعد تو ظرف مورد نظر برگردونيد. احتياجى به چرب كردن قالب نيست.جنس قالب هم مهم نيست چى باشه، قالب من فلزى بود.بدليل وجود سس، خيلى راحت از قالب در مياد.
اندازها ممكنه طبق ذائقتون كم و زياد شه، من خودم براى يك بسته ماكارونى، يك قوطى و نصفى كنسرو ذرت زدم.
#سالاد_ماكارونى_سميرا
#سفارش #كرج #سالاد #ماكارونى #ايده #تولد #مهمونى #

از گالري هنرمند @samira_forouzan
Read more
. #AD ۸ سال پیش، تو سیزن سوم سریال بیگ بنگ تئوری، شلدن یه مهمون خانوم داشت که براش یه کیف مناسب مهمان ...
Media Removed
. #AD ۸ سال پیش، تو سیزن سوم سریال بیگ بنگ تئوری، شلدن یه مهمون خانوم داشت که براش یه کیف مناسب مهمان درست کرده بود و توش لیدی پد و کرم و فلان گذاشته بود، به اضافه‌ی یه ماست که به سیستم گوارش خانوما کمک می‌کنه. بعد من اینجوری بودم که؛ یعنی این خارجیا انقدر به خانوما اهمیت می‌دن که حتی سیستم گوارششون ... .
#AD
۸ سال پیش، تو سیزن سوم سریال بیگ بنگ تئوری، شلدن یه مهمون خانوم داشت که براش یه کیف مناسب مهمان درست کرده بود و توش لیدی پد و کرم و فلان گذاشته بود، به اضافه‌ی یه ماست که به سیستم گوارش خانوما کمک می‌کنه.
بعد من اینجوری بودم که؛ یعنی این خارجیا انقدر به خانوما اهمیت می‌دن که حتی سیستم گوارششون هم آره!
وقتی بعد سااااالها همچین چیزی به ایران رسید، من گفتم باز خوبه. انگار مثلا کسی می‌دونه داستان چیه و حالا یه اقداماتی هم می‌شه :))
من آدم ماست خوری نبودم که بگم ماست عضو جدا ناپذیرِ سفره‌هام بوده و اینا، ولی تجربه‌ی جالبی بود این چالش که من خودمو رو مجبور کردم که ماست بخورم حالآ یه روز با میوه یه روز با سبزیجات، فلان..
البته گوارش من مشکلی خاصی هم نداشت، از شما چه پنهون :)) ولی خب همیشه تو همه‌چیز جای بهتر شدن هست.
.
تو پست اول که توضیحات کافی داده بودم، اینم ادامه‌ش!
اینجا هم که همه اطلاعات و آره:
#چالش_لاکتیویا
اینم که بات تلگرامی و فلان:
lactivia_challenge_bot
.
یه هفته دیگه مونده از دو هفته ماست‌خوریم :))))
Read more
. و نخ به نخ دهنم دودست غمت غلیط ترین کامست آقا یه ضرب المثل هستش که میگه آهنگای چاوشی و #داریوش گوش دادن سیگار واجبه یه نفر پیدا شه و‌ قانعم کنه چطور میشه چاوشی گوش داد یا همین یه تیکه اشو ولی کام سنگین نگرفت؟؟ آدم تریاک لازم میشه . . تو حکم واجب الاجرایی و عشق جوخه ی اعدام است.... . ذکات ... .
و نخ به نخ دهنم دودست
غمت غلیط ترین کامست 🚬

آقا یه ضرب المثل هستش که میگه
آهنگای چاوشی و #داریوش گوش دادن سیگار واجبه
یه نفر پیدا شه و‌ قانعم کنه چطور میشه چاوشی گوش داد یا همین یه تیکه اشو ولی کام سنگین نگرفت؟؟😤
آدم تریاک لازم میشه
.
.

تو حکم واجب الاجرایی
و عشق جوخه ی اعدام است.... .

ذکات گوش صدای تو
عشق صدای تو
چوخه اعدام هم فقط صدای تو
صدات میکشه آدمو محسن خان و این قشنگترین مُردنه 😍💙.
@mohsenchavoshi 💙
.
.
‌‌
پ‌ن : #صدای_بهشت
میگن خدا سرنوشت همه رو از قبل نوشته ، سرنوشت ایرانم نوشته بوده ، میدونسته بعده انقلاب همه چی برامون #زهره_مار ، یه روز خوش نمیبینیم
قشنگ معلومه خدا خواسته بعده انقلاب و تو دوره #هیراد ها و بند مند ها که از همه طرف بدمیاریم برای دادن یه حالی بهمون #چاوشیُ خلق کرده
خیلی شیک خلق شده برای این روزای بد که برای لحظه ای هم که شده گوشش بدیم تا بشوره ببره اوقات #تلخ و زهرمارمونو
و ماهم سپاسگزاریم از خلق این اثر ناب ، از خلق این #صدای_بهشتی

#نتیجه_گیری : هنوز دنیا قشنگیا خاص خودشو داره ، کم بنالین از زشتیای دنیا 😍.
.
.
پ‌ن2 : اونیکه بلاک میکنه هم نه تگش میکنم نه هشتگشو میزنم و حتی اسمشم نمیارم شاید گذری دید پستو 😂😂
#چاوشیستا میدونن چی میگم 😂😂😂😂
.
.
.
‌‌.
.

#محسن_خان_چاوشی #محسن_چاوشی #چاوشی #چاوشیست #صدای_بهشتی #صدای_عشق #صدای_زخمی #صدای_نسل #آلبوم #ابراهیم #آهنگ #ببر_به_نام_خداوندت
.
.
.
.
.
.
.
چه حکمتیست در این مردن
در عاشقانه ترین مردن
و مغز را به فضا بردن
و گریه را به خلاء بردن
چه حکمتیست که در آغاز
نگاه من به سرانجامست
ببر به نام خداوندت
که لطف خنجر ابراهیم
به تیز بودن احکام است
نبخش مرتکبانت را
تو حکم واجب الاجرایی
و عشق جوخه ی اعدام است
به دست آه بسوزانم
که شعله ور شدنم دودست
کفن به سلفه بپوشانم
که سر به سر بدنم دودست
نخ به نخ دهنم دودست
غمت غلیظ ترین کامست
هـــــــــــــــی
نگاه من به سرانجامست
سرنگ ها همه دم قرمز
و رنگ ها همه گان قرمز
سماء مولویان قرمز
جهان کرم به کران قرمز
که نبشی از رژ گل گونت
هنوز بر لب این جامست
بگو ستاره دردانه
در انزوایه رصد خانه
کدام کوزه شکسته آن روز
که با گذشتن نهصد سال
هنوز حلقه ی دستانش
به دور گردن خیام است
هــــــــــــی
ببین چقدر اسیرم من
چنان بکش که پس از مردن
هزار بار بمیرم من
دسیسه هایه تو میبینی
ورید پاک امیرم من
در در تدارک حمام است
چه حکمتیست در این مردن
در عاشقانه ترین مردن
و مغز را به فضا بردن
و گریه را به خلاء بردن
چه حکمتیست که در آغاز
نگاه من به سرانجامست
Read more
. <span class="emoji emoji1f530"></span> فكر كن! خيلي خوب بود اگه شب تو تختمون ميخوابيديم و به بیمارستان و عمل فردا و مطب و ... فکر میکردیم... يا ...
Media Removed
. فكر كن! خيلي خوب بود اگه شب تو تختمون ميخوابيديم و به بیمارستان و عمل فردا و مطب و ... فکر میکردیم... يا مثلا تو خواب اون زندگي روياييمون رو ميديدم و صبح بيدار ميشديم و همه ي روياهامون واقعيت ميشدن...‍⚕️‍⚕️ . خيلي خوب بود اگه بهمون زنگ ميزدن كه يه رتبه عالی کنکور رو آوردی 🥇 و از همین ... .
🔰 فكر كن!
خيلي خوب بود اگه شب تو تختمون ميخوابيديم
و به بیمارستان و عمل فردا و مطب و ... فکر میکردیم...
يا مثلا تو خواب اون زندگي روياييمون رو ميديدم و صبح بيدار ميشديم
و همه ي روياهامون واقعيت ميشدن...😍👨‍⚕️👩‍⚕️
.
🔰 خيلي خوب بود اگه بهمون زنگ ميزدن كه يه رتبه عالی کنکور رو آوردی 🏆🥇
و از همین الان یه دانشجوی پزشکی هستی 😎😍
و فقط كافيه وسایل راهو جمع کنی و بری سمت دانشگاه علوم پزشکی که رویات بود همیشه... 🏢🏨
.
🔰 خيلي خوب بود اگه ميگفتن ميتوني بشيني تو خونه و فيلم ببيني و مسابقات فوتبال رو دنبال كني و در عوضش هر روز هم ترازت بیشتر و بیشتر شه و همه دوستات بهت قبطه بخورن..! 🖥 —-> 😎💪
.
🔰 خب بسسسه !
از روياهات بيرون بيا...
چيزايي كه گفتم هيچوقت واقعيت نميشه! 🚫⛔️
ولي تو ميتوني كاري كني كه روياهات رو بدست بياري 😏 نه به آسوني ، نه فوراً ولي حتما..! 💪💪
.
🔰 نميتوني قبل خواب به رتبه تک رقمی فكر كني و مطمئن باشي این هفته ترازت ۸۰۰۰ میشه!
اما ميتوني قبل خوابت واسه فردات برنامه بچيني... 🗓📊
ميتوني كارايي كه كردي مرور كني و نقطه ي ضعف و قوتت رو پيدا كني و فردا يك قدم جلوتر و نزديك تر به خواسته هات باشي..! 📈📅
.
🔰 اينو بدون هيچي تو اين دنيا آسون بدست نمياد ... ⚓️
زندگي هر روز بهت فرصت ميده تا ازش استفاده كني
ولی اگه قدرش رو ندوني زمان واست واينميسته..! 🕗🕙🕛 انتخاب با توء...
يا غرق روياهات شو 🃏
يا به من گوش كن و زندگيتو با دستاي خودت بساز...
.
✅ درس خوندن با منابع حرفه ای و استاندارد لذتی داره که با هیچی برابری نمیکنه ☺️ لذت فهمیدن درس 😍 لذت پیشرفت 💪💪💪 میخوای این لذتو بچشی ؟؟ برای تهیه دی وی دی های آموزشی مفهومی حرفه ای مکتبستان 😎 و پیشرفت اساسی در دروس به دایرکت پیام بدین تا راهنماییتون کنیم 😊❤️
.
#دکتر_کاویانی #مکتبستان #مشاوره #کنکور #کنکور۹۸ #قبولی #پزشکی #دندانپزشکی #عمومی #اختصاصی #تست #آموزش #مفهومی‌ #خواب #رویا
Read more
 #همینجوری من تماشای تو می کردم و غافل بودم کز تماشای تو خلقی به تماشای منند #هوشنگ_ابتهاج مو ...
Media Removed
#همینجوری من تماشای تو می کردم و غافل بودم کز تماشای تو خلقی به تماشای منند #هوشنگ_ابتهاج مو نوشت: دی خیال تو بیامد به در خانه ی دل زنگ زد در رفت دیدید می خواهید یه کاری بکنید کسی نفهمه یا یه حرفی رو به کسی بزنید کس دیگه ای نشنوه،بدتر همه می شنون و می فهمن حالا شما یه حرفی رو بخوای همه بشنون، یکی ... #همینجوری
من تماشای تو می کردم و غافل بودم
کز تماشای تو خلقی به تماشای منند
#هوشنگ_ابتهاج

مو نوشت:
دی خیال تو بیامد به در خانه ی دل
زنگ زد در رفت
دیدید می خواهید یه کاری بکنید کسی نفهمه یا یه حرفی رو به کسی بزنید کس دیگه ای نشنوه،بدتر همه می شنون و می فهمن
حالا شما یه حرفی رو بخوای همه بشنون، یکی حرف میزنه، یکی بازی میکنه،یکی با گوشی ور میره،یکی فرار می کنه،یکی دعوا می کنه،یکی قیام میکنه، یکی میخوابه،یکی دستشوییش میگیره،داستانیه

چونه نوشت:
آیا شما میدونستید که برای اینکه آب اکسیژنه بخورید،حتما لازم نیست آب اکسیژنه بخورید؟
چطوور؟
قدیما معجونی ها که الان بهشون میگیم ویتامینه کنار این تنگ طورهای بزرگ خاکشیر و شربت آبلیمو که توش یه جسم فلزی در حال چرخشه یه تنگ هم برای شیرموز بود که بعدا جمعش کردن،آقا ما هرموقع اینارو میدیدم دلم می خواست، به مامانم می گفتم مامان شیرموز می خوام، مامانمم می گفت دیروز موز خوردی،الانم رفتیم خونه تو یخچال شیر هست، بردار بخور تو دلت شیرموز درست میشه، لذا شما آب که می خوری نفستم قورت بده، تو دلت آب اکسیژنه می شه

لپ نوشت:
جان من برا بچه هاتون اسم درست حسابی انتخاب کنید،شما نگاه کن اصلا این آدم حسابیا وقتی بچه بودن از اسمشون معلوم بوده یه چیزی می شن،برای مثال توماس ادیسون،این اصلا معلومه بزرگ شه برقو اختراع میکنه،جلال الدین محمد بلخی،خب این اصلا تابلوئه یه شاعر قدر میشه،ولی فرضا شمابگو از آماندا چیزی در میاد؟از ژوبین آدم حسابی درست میشه؟ایناییم که میگن ما اسم ایرانی می ذاریم این همه اسم ایرانی مشتی داریم، خیلی ادعات میشه اسم پسر داریوش رو بذار رو پسرت؟جرأت داری بذاری؟تو یه کتاب خوندم.میدونی چی بوده؟بگم؟آماده ای؟
گوزهر.
من دیگه حرفی ندارم

پلک نوشت:
#آب_ها_همگی_اکسیژنه_اند
#برای_فرزندان_ خود_اسم_درست_حسابی_انتخاب_کنید_لطفا
#گوزهر_بابا_بپر_دوتا_نون_بگیر_بیار
#به_فرزندان_خود_کما_فی_السابق_مبارزه_با_آمریکا_بیاموزید
Read more
دیدم، تو جریانی از رود زندگی افتاده که حالش با هیچ چی خوب نمیشه ... می گفت زندگی کردن دیگه به هر قیمتی ...
Media Removed
دیدم، تو جریانی از رود زندگی افتاده که حالش با هیچ چی خوب نمیشه ... می گفت زندگی کردن دیگه به هر قیمتی با اون جور نمیشه... من گفتم بهش اگر یه عمر تنها باشی مطمئن باش به دونفره های دروغی سگش شرف داره .... اینطوری دیگه کسی هم به دنیا نمی آد که واسه فرداهاش، درگیره همین مشکلا باشه ( دورغ، دو رنگی، خیانت، ... دیدم، تو جریانی از رود زندگی افتاده
که
حالش با هیچ چی خوب نمیشه ...
می گفت
زندگی کردن دیگه به هر قیمتی با اون جور نمیشه... من گفتم بهش
اگر یه عمر تنها باشی مطمئن باش به دونفره های دروغی سگش شرف داره .... اینطوری دیگه کسی هم به دنیا نمی آد که واسه فرداهاش، درگیره همین مشکلا باشه ( دورغ، دو رنگی، خیانت، بی معرفتی .... )
گفتم
خودت واسه خودت چایی بریزی یا بعد از امدن به خونه آب خنک بخوری
بهتر از اونی هست که،
فقط درگیره
هیچو پوچه دنیاست
دنیا یه طور شده آدم به هیچ وجه نمی تونه طالبه آرامش، از طرفه مقابلش باشه... دلتنگی آسونه... من خودم
خیلی دلتنگم
خیلی
دلتنگه کی یا چی نمی دونم ... !!!
چون از پوچی و هیچیه دنیا خستم
صبح بدونه منظور شب نمی شه، شب هم همینطور ... پس همه چیز شده بِده بستون ...
بهش گفتم
بدونه فکر سعی نکن کاریو انجام بدی
اما اگر کاری انجام دادی
و
اشتباه کردی
بدون
باید تاوانشو پس بدی
برایه همینه
من سعی
می کنم مثله همه نباشم .
درسته تنها می مونی، اما از تنهاییت لذت می بری... زمونه طوری شده
که
همه دوست داشتنو فقط واسه خودشون می خوان
که اصلا این وضعیت
برایه من آروم کننده نیست
شاید تو اینطور نباشی !!!
چون
حکایته
اسبی می شه
که چشم بند زدن
و فقط می گن برو
به کسی دوست ندارم فرصت بدم
البته از نوعه احساس، که بخواد اشتباه کنه
چون
احساس اگر از ته ته دل باشه
اشتباه نمی شه
اگر دیده باشی،
برایه همینه
هیچکس سمت دل من نمی آد
چون
مثله همه نیستم
تنها نقطه ضعفم،
می گم
معرفتم بود
که
بخاطرش خیلی تاوان دادم
نمی گم الان بی معرفتم اما
سعی می کنم
ندیدش بگیرم البته اگر بشه.
گفتم
دوست داشتنو تظاهر نکن،
اهل شنیدنه دروغ نباش،
برایه همین، به شخصی که دروغ گفته فرصته ادامه ی مسیرو نده .
من
خودمم نمی گم،
دروغگو نیستم،
چون اگر بگم
بزرگترین
دروغگو هستم .
گفتم سعی کن
حقیقتو ببینی
سوال کنی
اونموقعست که
تازه حالیت می شه چیکاره ای
رو همین حساب
من یادگاری ۱۱
دیگه نمی زارم کسی باهام وقتش تلف بشه
حرفه حساب می زنم
دنباله هرج و مرج زندگی که آخرشم
هیچه، نیستم
دنباله خوده زندگی ام
برایه همین واسه مادیات ارزشی قائل نیستم
مادیاتی که
خیلی ها
حاضرن به خاطرش
خودشونو بفروشن یا، کسیرو بفروشن
که شاید
سرشونو راحت بزارن رو بالش
اما نمی دونن عمره دنیا چقدره
که
یه زمانی دیر یا زود
سرشونو بدونه اینکه خودشون بخوان
می زارن رو ...
امیدوارم
درگیره هر چی میشید
درگیره
حاشیه ها، دورنگی ها، دروغ ها، بی معرفتی ها، نقش بازی کردنها
توو مسیره زندگیتون نباشید .
دوستون دارم
علیرضا رحمانی 🍂
Read more
یک سال و چند ماه از روزی که همه چی شروع شد می‌گذره. اونموقع خیلی اتفاقی تو مسیری قرار گرفتم که خیلی چیزا ...
Media Removed
یک سال و چند ماه از روزی که همه چی شروع شد می‌گذره. اونموقع خیلی اتفاقی تو مسیری قرار گرفتم که خیلی چیزا رو تو زندگیم عوض کرد. شماها اگر دوستا یا فالوئرای قدیمیم باشین احتمالا از این روند خبر دارین. این مسیر رو به خیلی‌هاتون هم نشون دادم و خوشحالم که همراهم شدین. ‌ خیلی از دوست‌هام بعد از تموم شدن ... یک سال و چند ماه از روزی که همه چی شروع شد می‌گذره.
اونموقع خیلی اتفاقی تو مسیری قرار گرفتم که خیلی چیزا رو تو زندگیم عوض کرد.
شماها اگر دوستا یا فالوئرای قدیمیم باشین احتمالا از این روند خبر دارین. این مسیر رو به خیلی‌هاتون هم نشون دادم و خوشحالم که همراهم شدین.

خیلی از دوست‌هام بعد از تموم شدن دوره‌هاشون پست‌هایی گذاشتن و از افکار و احساس‌شون نوشتن زیرش.
من تا حالا نتونستم این کارو بکنم. بارها خواستم بنویسم اما همه‌ش فکر می‌کردم با یک نوشته چند خطی نمی‌شه اون حجم از عشق و احساس رو منتقل کرد. شایدم دلم می‌خواست فقط برای خودم باشه و اون چیزی که تو دلمه در معرض قضاوت آدمای دیگه قرار نگیره.
امروز ولی دلم خواست تو چند خط همونجوری که بلدم ازش بگم...

خوشحالم از اینکه پندار رو پیدا کردم و زندگیم جوری رقم خورد که تو این مسیر قرار گرفتم. این جا من یاد گرفتم یه جور دیگه نگاه کنم. و فهمیدم که می‌شه جور دیگه‌ای بود و دنیا توی اون تصویری که من توی ذهنم ساخته بودم خلاصه نمی‌شه.

این شاید مهم‌ترین جواب باشه برای خیلی از سوالاتی توی ذهن‌مون هست و جواب‌شون رو پیدا نمی‌کنیم.
‌‌
این ساختمون یه نماده از تمام آدمایی که این فضا رو با عشق به وجود آوردن.
از تمام این آدما، چه کسایی که امروز دوست و عزیزانم هستن، چه اونایی که شاید منو نمی‌شناسن، چه اونایی که از طریق من با اینجا آشنا شدن و چه اونایی که بعدها قراره به این خانواده اضافه بشن ممنونم و بهشون عشق می‌ورزم.
پایدار باشی پندار عزیزم.
Read more
‌ حالا که روز جهانی مرد بوده، یه کم راجع به سختی‌هایی که جامعه به مردها تحمیل می‌کنه فکر کنیم. همیشه ...
Media Removed
‌ حالا که روز جهانی مرد بوده، یه کم راجع به سختی‌هایی که جامعه به مردها تحمیل می‌کنه فکر کنیم. همیشه وزنه بیشتر درباره‌ی فشارهای روی زنان بوده که البته به خاطر اینه که زنان فشارهای بیشتری رو متحمل شدن و می‌شن. منتها این به این معنی نیست که مردان فشاری رو تحمل نمی‌کنن و می‌شه فراموش‌شون کرد. یک الگوی ...
حالا که روز جهانی مرد بوده، یه کم راجع به سختی‌هایی که جامعه به مردها تحمیل می‌کنه فکر کنیم. همیشه وزنه بیشتر درباره‌ی فشارهای روی زنان بوده که البته به خاطر اینه که زنان فشارهای بیشتری رو متحمل شدن و می‌شن. منتها این به این معنی نیست که مردان فشاری رو تحمل نمی‌کنن و می‌شه فراموش‌شون کرد.
یک الگوی مردانگی قراردادی وجود داره که پسرها از سنین کم تلاش می‌کنن (و تلاش داده می‌شن) که تو اونا جا بشن. این الگو چند شاخصه داره: در کنترل بودن، رقابت کردن، قوی بودن، غلبه بر احساسات، توانمندی مالی، تکیه‌گاه بودن، و البته پوشیدن لباس‌ها و بازی کردن با اساب‌بازی‌ها و انجام ورزش‌ها و تفریحاتی که "به اندازه‌ی کافی" مردانه باشن.
یک مسئله‌ی دیگه هم هست که خیلی مهمه و اون اینه که اگر دختری رفتارهای مردانه داشته باشه، به خاطر پیش‌فرضِ پنهانِ برتر بودن جنس ذکور، تشویق می‌شه. اما وای به روزی که پسر بیچاره‌ای رفتاری دخترانه نشون بده. باز هم به خاطر پیش فرض پنهانِ پست‌تر بودن جنس مونث، مایه‌ی شرمساری عالم و آدم می‌شه.
بنابراین شما وقتی مرد هستید در تله‌ای هستید که یا باید خصوصیاتی که جامعه برای "مرد واقعی" تعریف کرده رو نشون بدید، یا به اندازه‌ی کافی ارزشمند نخواهید بود. موقعیت زنان در اینطور مواقع بهتره: اگر در الگوی رایج زنانگی جا نشن، خودشون رو به سمت الگوی مردانه سوق می‌دن و این در نظر دیگران بد به نظر نمی‌رسه.
یک "مرد واقعی" نمی‌رقصه، آرایش نمی‌کنه، صورتی و گل‌گلی نمی‌پوشه، پولداره، قوی و تکیه‌گاهه، سختی می‌کشه و صداش در نمیاد، گریه نمی‌کنه، احساسات نشون نمی‌ده، دائما خودش رو فدای اقتصاد خانواده می‌کنه، و خلاصه خیلی انسان محدود و گناه‌داریه. فکر کنید عزیزی فوت کرده و شما گریه‌تون میاد اما نمی‌تونید گریه کنید چون جنسیت‌تون می‌ره زیر سوال، رنگ لباس، برداشتن ابرو، استفاده از مواد آرایشی، تنگی شلوار، همه و همه می‌تونه هویت جنسی شما رو مورد حمله قرار بده و باعث قضاوت اطرافیان بشه. به نظر من تصورش هم ترسناک و خفه کننده‌ست.
توصیه‌م اینه که اگر مرد هستید این چهارچوب‌ها رو بشکنید و برای نظر و قضاوت اطرافیان پشیزی ارزش قائل نشید، و اگر زن هستید، هوای مردهای اطراف رو داشته باشید که بتونن خودشون باشن.
این تصمیمیه که من و سما قبل از ازدواج راجع بهش با هم حرف زدیم که قرار نیست سما نقش مردانه‌ی رایج رو بپذیره و من نقش زنانه‌ی رایج رو. مثل دو تا انسان که با هم زندگی می‌کنن، سعی کنیم با هم برابر رفتار کنیم. محبت، مشورت و اعتماد می‌تونه ما رو تو مسیر یادگیری و توزیع عادلانه‌ی نقش‌هامون کمک کنه.
Read more
<span class="emoji emoji1f338"></span> . بیستُ نُہِ هشتِ هزارُ سیصدُ پنجاهُ نہِ هجری شمسی . درست سی و شیش سال پیش فقط با ساعتی اختلاف ، ...
Media Removed
. بیستُ نُہِ هشتِ هزارُ سیصدُ پنجاهُ نہِ هجری شمسی . درست سی و شیش سال پیش فقط با ساعتی اختلاف ، توی همین هوای پاییزی ، تو همین اطراف ، نزدیک ، خیلی نزدیک تر از جایی که الان نفس میکشی ، واسه اولین بار با تموم قدرتی که تو وجود کوچیکت بود نفس کشیدی! سی و شیش سال پیش؛ این موقع، هیچ نمیدونسی ، یه روزی میرسه ... 🌸
.
بیستُ نُہِ هشتِ هزارُ سیصدُ پنجاهُ نہِ هجری شمسی
.
درست سی و شیش سال پیش فقط با ساعتی اختلاف ، توی همین هوای پاییزی ، تو همین اطراف ، نزدیک ، خیلی نزدیک تر از جایی که الان نفس میکشی ، واسه اولین بار با تموم قدرتی که تو وجود کوچیکت بود نفس کشیدی!
سی و شیش سال پیش؛
این موقع، هیچ نمیدونسی ، یه روزی میرسه که واسه ینفر با یک دنیا فاصله اونقــــــــــد عزیز میشی که این تاریخ حتی از تاریخ تولد خودشم براش شیرین تر میشه ،
اون روز نمیدونسی ، یکی با یک شبو روز فاصله واسه رسیدن تولدت ذوق داره ، واسه نوشتن حرفایی که امیدی نداره بخونی لحظه شماری میکنه ، یکی که هرسال همین روز تنها چیزی که از خدا برات میخواد یه سال زندگی با تن سالم و دلی شاده !
یکی که گاهی تو عین همه نا امیدیا امید داره خودش با دستای خودش اون چیزی که لایقته و واسه تولدت هدیه بده.
تو اومدی و من پنج ساله تو نبودت این روز جشن میگیرم و هرسال برات مینویسم.
این حس دلتنگی قشنگه؛
حس قشنگیه وقتی بایه عکس جدیدت دل خوش میشم و اون عکستو هی نگاه میکنمُ هی نگاه میکنم،
حس قشنگیه وقتی صداتو میشنوم ضربان قلبم تند میشه ، وقتایی که حرف میزنی ازین همه فاصله تصدقت میرم،
وقتایی که یه مصاحبتو اونقد مرور میکنم تا جزء به جزء حرفایی که زدی و بر شم و خیالم جمع شه که همچی ارومه ،
تو نمیدونی ولی من دیوانه وار حرکاتتو مرور میکنم ، که دلم قرص شه اون خندهات از ته دله ، که مطمئن شم چشات برق میزنن و حالت خوبه خوبِ، تو خبر نداری ولی فقط یه عکس میتونه به همه اینا دلخوشم کنه ،
دلخوشیای کوچیک من خنده دارن ، ولی تو نمیتونی باور کنی من با همینا زنده ام!
حس خوبیه وقتی هرازگاهی یه دلخوشی بهم میدی که واسه ادامه راهم انرژی داشته باشم،واسه ادامه ی دوست داشتنت...،
تولدت وقتیِ که من از قبلش دغدغم اینه چجوری با این همه فاصله بهت تبریک بگم.،
و اخرشم پناه میبرم به چند جمله و دوتا عکس و حسرت و حسرت..
.
تولدت به شیرینی رسیدن به آرزوهات،برات اونقـــدر آرزوهای خوب دارم که فکرشم نمیکنی،
#بیستُ_نه_آبان_مبارڪ
تولدت مبارک مرد پاییزی من ❤
.
29.8.95 _ 00:00
.
#kamranhooman
Read more
. "یه غریبه" ترانه:امیر علی رادی موزیک،تنظیم،گیتار،میکس و مسترینگ:باراد عکس:فرهاد ایرانی ساخت ...
Media Removed
. "یه غریبه" ترانه:امیر علی رادی موزیک،تنظیم،گیتار،میکس و مسترینگ:باراد عکس:فرهاد ایرانی ساخت تیزر:پیمان درخشان . تمام طول راه تا خونه این آهنگ و گوش دادم و با خودم فکر کردم که چه خوب می شه اگه همه ی آدما همونجایی باشن که دلشون هست تا مجبور نشن به "یه غریبه" پناه ببرن... امیرعلی عزیز ... .
"یه غریبه"
ترانه:امیر علی رادی
موزیک،تنظیم،گیتار،میکس و مسترینگ:باراد
عکس:فرهاد ایرانی
ساخت تیزر:پیمان درخشان
.
📎تمام طول راه تا خونه این آهنگ و گوش دادم و با خودم فکر کردم که چه خوب می شه اگه همه ی آدما همونجایی باشن که دلشون هست تا مجبور نشن به "یه غریبه" پناه ببرن...
امیرعلی عزیز مرسی که انقدر خوب می نویسی کمتر کسی رو می شناسم در اطرافم که شبیه تو در تمام ابعاد هنر بی نظیر باشه، من همیشه به قدرت قلم تو ایمان داشتم و دارم
این کارم مثل تمام کارات بی نظیر بود و چقدر با صدای گرم باراد عزیز شنیدنی تر شد...
اون روز دور نیست که در بهترین جایگاه ترانه این سرزمین ببینیمت... .
.

@amiraliradi
@baradmusic
@farhadirani
Read more
ـ "٣١ ثانيه از حال هر روز من" مى دونى بهترين مزيت داشتن يه كافه چيه؟ اينكه هميشه جايى رو دارى با يك عالمه آدم كه مى تونى باهاشون معاشرت كنى. وقتى كافه دارى بايد هر روز با لبخند وارد بشى، تو اجازه ندارى كه كلافه و ناراحت باشى. حواست بايد بيشتر از بقيه به گل ها باشه، بايد هروز يه سرى خوردنى رو تست كنى و هميشه ... ـ
"٣١ ثانيه از حال هر روز من"
مى دونى بهترين مزيت داشتن يه كافه چيه؟ اينكه هميشه جايى رو دارى با يك عالمه آدم كه مى تونى باهاشون معاشرت كنى.
وقتى كافه دارى بايد هر روز با لبخند وارد بشى، تو اجازه ندارى كه كلافه و ناراحت باشى. حواست بايد بيشتر از بقيه به گل ها باشه، بايد هروز يه سرى خوردنى رو تست كنى و هميشه يه صندلى خالى برات پيدا مى شه.
من از يه جايى فهميدم كافه براى ماها فقط جايى براى خوردن خوراكى هاى خوشمزه نيست، يه جاييه براى معاشرت. مثلا مطمئنم اون خانومى كه چند روز پيش ها پشت ميز ١٥ داشت گريه مى كرد اصلا نفهميد توت فرنگى هاى اون روز خيلى طعم بهترى داشتن و حتى نفهميد كه ما دخترهاى كافه داشتيم اين طرف غصه اش رو مى خورديم.
يا مثلا اون خانوم و آقايى كه از ميز ٦ با هم آشنا شدن و پشت همون ميز هم تولد گرفتن، مطمئنم قهوه هاى حياط براشون خوشمزه ترين قهوه هاى دنيا ست.
بزرگ ترين مزيت داشتن يه كافه اينه كه وسط اين بلبشو مملكت همه سعى ات رو مى كنى دو ساعت آدم ها زير درخت انجير آرامش داشته باشن و با لبخند از در برن بيرون.
#اينجا_حيات_است
@no65yard 🌱
Read more
#اینجاایرانست #بهترین_باشیم من، آزاده صمدی، به دعوت کمال تبریزی این ویدیو رو ساختم. من همه جای ایران رو دوست دارم. ولی بیشتر جاهایی که سرشار از تحرک و زندگی و رنگ هست. حالا منم از شما میخوام زیباترین نقطه شهر یا روستاتون رو انتخاب کنین و از اون محل با دوربین گوشی موبایلتون یک دقیقه فیلم بگیرین. در ... #اینجاایرانست #بهترین_باشیم
من، آزاده صمدی، به دعوت کمال تبریزی این ویدیو رو ساختم.
من همه جای ایران رو دوست دارم. ولی بیشتر جاهایی که سرشار از تحرک و زندگی و رنگ هست.
حالا منم از شما میخوام زیباترین نقطه شهر یا روستاتون رو انتخاب کنین و از اون محل با دوربین گوشی موبایلتون یک دقیقه فیلم بگیرین.
در پایان فیلم وارد کادر فیلم بشین و دلیل زیبا بودن مکان انتخابیتون رو بگین.
یادتون باشه صحبتتون رو با جمله #اینجاایرانست شروع کنین.
ویدیو رو در صفحه اینستاگرامتون با هشتگ #اینجاایرانست به اشتراک بذارین.
کمال تبریزی از بین ویدیوهای شما انتخاب می‌کنه و با استفاده از اونها یه فیلم کوتاه می‌سازه... به ۸ نفر از بهترین‌ها هم یه گوشی Galaxy Note8 هدیه می‌شه... منتظر فیلم‌های جذابتون هستم.
@samsungir
Read more
اعداد از پس هم مي آيند و مي روند. ٣٠ هميشه براي من يه عدد خاص بود؛ انگار فعليت خيلي از خواسته ها باهاش ...
Media Removed
اعداد از پس هم مي آيند و مي روند. ٣٠ هميشه براي من يه عدد خاص بود؛ انگار فعليت خيلي از خواسته ها باهاش گره خورده بودن. تغيير بايد از درون شروع شه، بقيه همه بهونست️ پ.ن بي ربط : كتاب "زندگي برازنده من" و بخونيد اعداد از پس هم مي آيند و مي روند.
٣٠ هميشه براي من يه عدد خاص بود؛ انگار فعليت خيلي از خواسته ها باهاش گره خورده بودن.
تغيير بايد از درون شروع شه، بقيه همه بهونست☺️
پ.ن بي ربط : كتاب "زندگي برازنده من" و بخونيد 😉
اولين روز تابستان ١٣٩٧... بهار تمام شد... رفت تا سال بعد... بهار پر باروني داشتيم... اميدوارم ...
Media Removed
اولين روز تابستان ١٣٩٧... بهار تمام شد... رفت تا سال بعد... بهار پر باروني داشتيم... اميدوارم تابستون مشكل كم آبي نداشته باشيم و خاموشي برق قسمت هيچ كسي نباشه... حال و هواي مملكت رو كه مي دونيم... حال و هواي دلامون رو خودمون كمك كنيم خوب باشه و بهتر بشه... من شخصا درگير ي سري تغييراتم در زندگيم ... اولين روز تابستان ١٣٩٧...
بهار تمام شد...
رفت تا سال بعد...
بهار پر باروني داشتيم...
اميدوارم تابستون مشكل كم آبي نداشته باشيم و خاموشي برق قسمت هيچ كسي نباشه...
حال و هواي مملكت رو كه مي دونيم... حال و هواي دلامون رو خودمون كمك كنيم خوب باشه و بهتر بشه...
من شخصا درگير ي سري تغييراتم در زندگيم و تابستون شلوغي خواهم داشت ولي همه چي عالي خواهد بود به اميد خدا...
حس و حالم خيلي خوبه...
حس و حالتون ناب باشه...
دلاتون شاد باشه...
لبخند يادتون نره...
كمك كردن رو فراموش نكنيم... خيلي ها هستن كه مي تونيم براشون كاري كنيم...
بي تفاوت از كنار ي سري ها رد نشيم و فقط به خودمون و زندگيمون فكر نكنيم...
يادمونم نره تابستون خيلي كوتاهه و به ي چشم بهم زدن تموم مي شه...
تابستون همه مون شاد و سبز...
#عكس #لحظات #زندگی #روزهاي_زندگي #قصه_هاي_زندگي #حس_خوب #حال_خوب #تابستان #تابستانه #تابستون #تير #تابستان_را_بسازيم #photo #photos #moments #life #stories #storiesoflife #daysoflife #goodmood #goodfeeling #tabestan #tabestoon #summer #firstdayofsummer #tir #makesummerhappy #summervibes #lifestyle #summerstyle
Read more
میخوام حرف تکراری بزنم پارسالم گفتم دوباره میگم مهم نیس چه عقیده و دین و مذهب و.... داریم هممون ...
Media Removed
میخوام حرف تکراری بزنم پارسالم گفتم دوباره میگم مهم نیس چه عقیده و دین و مذهب و.... داریم هممون تهه تهه دلمون حتی اگه به زبون نیاریم حتی اگه بزنیم زیرش اما تهه تهه دلمون امید داریم به یه روزی که یکی بیاد و جبران همه نداشته های عالم باشه یکی که بوی نرگس میده گفتم نرگس... نرگس گل مورد علاقه منه عطرش ... میخوام حرف تکراری بزنم
پارسالم گفتم
دوباره میگم
مهم نیس چه عقیده و دین و مذهب و.... داریم
هممون تهه تهه دلمون
حتی اگه به زبون نیاریم
حتی اگه بزنیم زیرش
اما تهه تهه دلمون امید داریم به یه روزی که یکی بیاد و جبران همه نداشته های عالم باشه
یکی که بوی نرگس میده
گفتم نرگس... نرگس گل مورد علاقه منه
عطرش بهم یه شادی و نشاط خیلی عجیب میده
اون شادی امیدو توم زنده میکنه
امید به اومدن یکی از کوچه های بارون.... امیدوارم امید هاتون نا امید نشه
و امیدوارم امیدوار بمونین
و امیدوارم زود این انتظار تموم شه... من مطمینم که یه روزی میاد
یه روزی یه ناجی میاد که نه به وسیله جنگ
نه به وسیله غارت
و نه به وسیله زور
لباس صلح و ارامش و یکتا پرستی رو به همه هدیه میده و یه جهان سراسر شادی خواهیم داشت... #به_امید_اون_روز
#ارغوان_نوشت
#کپشن_ارغوانی
عیدتون مبارک
Read more
ابرها رو دوست دارم ، چون تو هم دوست داری بعضی مواقع بایستی بدون جمع کردن وسایل بری بعضی مواقع با اینکه همه دارن به یه شکلی می گن برو و کاری از دستت بر نمی اد باید بدون حتی خداحافظی و بدرقه باید بری و باید سوار ابر تقدیر بشی بعضی مواقع چیدمان و کنترل اتفاقات و پازل زندگی دستت نیست، باید سوار ابرها شی و بری بعضی ... ابرها رو دوست دارم ، چون تو هم دوست داری
بعضی مواقع بایستی بدون جمع کردن وسایل بری بعضی مواقع با اینکه همه دارن به یه شکلی می گن برو و کاری از دستت بر نمی اد باید بدون حتی خداحافظی و بدرقه باید بری
و باید سوار ابر تقدیر بشی
بعضی مواقع چیدمان و کنترل اتفاقات و پازل زندگی دستت نیست، باید سوار ابرها شی و بری
بعضی مواقع سو تفاهمات و سو برداشت هایی شکل می گیره و یه جوری کنار رینگ می اندازتت و حسابی بهت مشت می زنه و اونطوری بدرقه ت می کنه
حتی زبانت بسته می شه به دفاع
باید سوار ابرها شد و رفت
تا روزی که ابری که سواری، همون ابر کوچیک زندگیت خالی شه و بشه بارون
و
بباره به جایی که جای توست
و
تا با سند و مدرک طبیعت ،حقانیتت پاک شه
من هم دم دم های سپیده دم سوار ابرها می شم موقع اذان صبح ۲۸ اسفند ۹۶ ساعت و می رم
چون تو ابر رو دوست داری
Read more
میخوام امروز نظرمو راجب مدلینگ و مد و‌ کسایی که از مدل ها‌ استفاده میکنن برای دیده شدن کارشون ، بگم من‌ ...
Media Removed
میخوام امروز نظرمو راجب مدلینگ و مد و‌ کسایی که از مدل ها‌ استفاده میکنن برای دیده شدن کارشون ، بگم من‌ هیچوقت فکر نمیکردم که دیدم نسبت به مدلینگ عوض بشه من در گذشته واقعا دوسش داشتم ولی الان یکم ... واقعا مدل ها چی به این دنیا اضافه میکنن ؟ اصن دنیا نیاز داره به همچین‌چیزی ؟ مطمعنم که اگه مدلینگ نباشه ... میخوام امروز نظرمو راجب مدلینگ و مد و‌ کسایی که از مدل ها‌ استفاده میکنن برای دیده شدن کارشون ، بگم
من‌ هیچوقت فکر نمیکردم که دیدم نسبت به مدلینگ عوض بشه من در گذشته واقعا دوسش داشتم ولی الان یکم ...
واقعا مدل ها چی به این دنیا اضافه میکنن ؟ اصن دنیا نیاز داره به همچین‌چیزی ؟ مطمعنم که اگه مدلینگ نباشه چیزی از دنیا کم نمیشه و همه مثل قبل به زندگی ادامه میدن 😅 ولی فکر کنم دنیا خیلی نیاز داره به بازیگر نابغه ، پزشک با وجدان ، معلم دانا ، سیاست مدار انسان و و و‌... بنظرم مدل بودن خیلی پیش پا افتادس چون‌ نه زحمتی می‌خواد نه استعدادی نه تلاشی اصن مردم بهش نیازی دارن؟ فقط ظاهر می‌خواد و‌ رسیدن به خود (خب البته اکثرا همونم ندارن و به وسیله ی عمل زیبایی به دستش میارن)و روابط که بتونی پیشرفت کنی واقعا مدل ها چه چیزی جز ظاهرشون برای ارائه‌ دارن که آدم مجذوب شه ؟ من فکر کنم اگه یک آدم استعداد های درخشان داشته باشه نمیره سمت مدلینگ‌ چون‌ یه آدم با استعداد که توانایی های ویژه داره مدلینگ‌ بنظرش خیلی پوچ‌ میاد 😅 ولی با این حال من مدل های زیبا و‌طبیعی رو دوست دارم و براشون احترام قائلم 🌹
حالا میریم‌ سراغ کسایی که ازین مدل های زیبا استفاده میکنن برای جلوه دادن به کارشون ، مثل آرایشگر ها طراح های لباس عکاس ها و و‌ و ... سوال اینجاست که اون آرایشگری که ادعای بهترین بودن توی کارش داره ، اگه اون مدل رو ازش بگیریم و یک آدم معمولی رو بهش بدیم بازم کارش درخشان هست ؟ اگه آره که دمش گرم کارش درسته من خیلیم حال میکنم ❤️💎 ولی اگه نه متاسفانه باید بگم شیادی بیش نیست 😄 این موضوع در مورد طراح لباس عکاس و و و .. صدق میکنه ، امیدوارم منظورمو گرفته باشید ! در آخر میخوام راجب مد و‌ فشن صحبت کنم ، دنیای مد و فشن دنیای باحال‌ و جذابیِ ولی فقط برای جیب من و شما نقشه میکشه همین 😃 که تو مغزمون بچپونه که هرجور که اونا می‌خوان خودمونو درست کنیم تا خوش بحال اونا بشه ! مد هرلحظه داره عوض میشه و باید خیلی احمق باشیم که ما هم باهاش هی بچرخیم و عوض شیم ! هرجوری که دوس داری لباس بپوش هرجور که میخوای آرایش کن مگه سلیقه ی خودت چشه که باید همش تابع مد باشی اصن مگه اونا کین که شدن بت 😂؟ ! فشن بلاگرا و طراحای لباس و ... که نظر میدن راجب مد و زیبایی ، خب اونام مثل تو یه آدمن صرفا دارن نظرات خودشونو میگن ، فرق تو با اونا چیه !؟ در واقع هیچی ! 😂 هرچیزی که مناسبته و بهت میاد و دوست داری و میخوای امتحان کن نه اینکه تقلیدکنی و از رو چشم و هم چشمی !
ببخشید که نظراتم کارشناسانه نبود فقط افکار منه که گفتم اینجا بنویسم
Read more
فقط بايد تاسف خورد كه زنان إيراني نميتوانند وارد ورزشگاه ب اصطلاح آزادي شوند ولي هر اجنبي و ...راحت ...
Media Removed
فقط بايد تاسف خورد كه زنان إيراني نميتوانند وارد ورزشگاه ب اصطلاح آزادي شوند ولي هر اجنبي و ...راحت ميتونه وارد شه من از طرف مسولين بيشعور از همه بانوان كشورم عذرخواهي ميكنم #فوتبال #بانوان_ایرانی #آزادي #فوتبال_سياسي #ايران_سوريه فقط بايد تاسف خورد كه زنان إيراني نميتوانند وارد ورزشگاه ب اصطلاح آزادي شوند ولي هر اجنبي و ...راحت ميتونه وارد شه من از طرف مسولين بيشعور از همه بانوان كشورم عذرخواهي ميكنم #فوتبال #بانوان_ایرانی #آزادي #فوتبال_سياسي #ايران_سوريه
خدايي چه پاقدمي داشت اين عشقمون پرسپوليس اما رنگ قرمز به هيچ تيمي جز پرسپوليسمون نمي ياد هر عددي ...
Media Removed
خدايي چه پاقدمي داشت اين عشقمون پرسپوليس اما رنگ قرمز به هيچ تيمي جز پرسپوليسمون نمي ياد هر عددي هم شيش نمي شه كه همه دنيا رو وادار به سرتعظيم كرديم و پي بردن به عظمت و بزرگي پرسپوليس يعني زماني كه تاريخچه باشگاه و استاديوم پراز جمعيت عاشق و رواني رو كه بهشون نشون مي دي با دقت نگاه مي كنند ... خدايي چه پاقدمي داشت
اين عشقمون پرسپوليس
اما
رنگ قرمز به هيچ تيمي جز
پرسپوليسمون نمي ياد هر
عددي هم شيش نمي شه كه
همه دنيا رو وادار به سرتعظيم
كرديم و پي بردن به عظمت و
بزرگي پرسپوليس يعني زماني
كه تاريخچه باشگاه و استاديوم
پراز جمعيت عاشق و رواني رو
كه بهشون نشون مي دي با
دقت نگاه مي كنند و يه چي رو
بهم مي گند باور نكردنيه اين
همه عشق و هم صدا و يه
دست بهشون گفتم اره بابا
قرمزته اين شد كه
پرسپوليسي شدن هي رفيق
براي پرسپوليسي شدن هنوزم
دير نيست هر وقت خواستي
فقط اشاره كن بقيه كاراش با
من ....اين پيام من به استقلالي
هاي مايوس از استقلال 👍🏻❤️
قربون همتونم ميرم
عشق فقط پرسپوليس وسلام
اينام ديگه متوجه اين شيش
رواني ما شدن 👍🏻❤️👏
Read more
. ترم اول دوم کارشناسی خوابگاه بودم، کرایه خوابگاه تا دانشگاه ۲۵۰ یا ۵۰۰ تومن بود. غذامم مامانم می‌داد، ...
Media Removed
. ترم اول دوم کارشناسی خوابگاه بودم، کرایه خوابگاه تا دانشگاه ۲۵۰ یا ۵۰۰ تومن بود. غذامم مامانم می‌داد، می‌موند خرجای چرت و پرتِ بوفه‌ی دانشگاه؛ که سعی می‌کردم کم خرج کنم و خرجای هفتگی‌ای که واسه خودم می‌نوشتم با احتساب همه‌ی کرایه‌ها و تفریحات، بیشتر از ۲۰هزار تومن نشه. آخر ماه از پول تو جیبی‌ای ... .
ترم اول دوم کارشناسی خوابگاه بودم، کرایه خوابگاه تا دانشگاه ۲۵۰ یا ۵۰۰ تومن بود. غذامم مامانم می‌داد، می‌موند خرجای چرت و پرتِ بوفه‌ی دانشگاه؛ که سعی می‌کردم کم خرج کنم و خرجای هفتگی‌ای که واسه خودم می‌نوشتم با احتساب همه‌ی کرایه‌ها و تفریحات، بیشتر از ۲۰هزار تومن نشه. آخر ماه از پول تو جیبی‌ای که می‌گرفتم کلی می‌موند که جمعش می‌کردم. آخرای ترم اول یعنی سال ۸۹، با اون پول دوربین عکاسیم رو خریدم. [که هنوزم که هنوزه چون کار می‌کنه و کار راه بندازه عوضش نکردم‌. یعنی الآن به خود کارخونه‌ی کنون بگین ژاله این مدل رو داره، کارخونه می‌گه: این مدل مائه؟ ما کی اینو تولید می‌کردیم اصن؟؟]
ترم سوم بود که یه روز از خوابگاه فرار کردم و با چمدون رفتم دم درِ تنها کسی که تو بچه‌های کلاس می‌دونستم خونه داره و اصلا نمی‌شناختمش! زنگ زدم گفتم می‌شه من اینجا زندگی کنم؟ قول می‌دم زود تصمیم بگیرم که چه بلایی سر خودم می‌خوام بیارم.
وقتی به مامان اینا زنگ زدم و گفتم فرار کردم و می‌خوام بمونم پیش یکی که حتی خودمم نمی‌شناختم؛ واقعا ممنونم ازشون که نگرانی‌شون رو (خیلی!) به من انتقال ندادن و در عوض گفتن زود یه فکری می‌کنیم.
وقتی یه مدت تو اون خونه موندم، دیدم چقد هم‌خونه‌های خوبی هستیم واسه هم. قرار شد همونجا زندگی کنم. دیگه بعضی وقتا چیزایی می‌خریدم که تو لیست خرید هفتگیم نبودن قبلا. چون حالا یه یخچال و یه آشپزخونه‌ی کامل مال من بود. ولخرجی نمی‌کردم اما وابسته‌ی اون عدد ۲۰ هزار نبودم. مثلا اگر هوس شکلات می‌کردم؛ می‌خریدم.
اون دوران اوج تورم بود. و من که به تغییر قیمتِ روزانه‌ی اجناس واقف نبودم و تا حالا هم تو زندگیم پول تو جیبیم کم نیومده بود، یهو دیدم تازه اول ماه، بدون هیچ خرج اضافه‌ای حتی یه چیپس، با همین خرید شیر و ماست و ..، ته حسابم ۱۰ هزارتومن مونده!!!
من هیچ وقت تو زندگیم از بابام پول بیشتر از تو جیبی‌ای که خودش تعیین می‌کرد نگرفتم. هروقتم پول کم آوردم از تفریحم زدم. اگر ازش می‌خواستم هیچ‌موقع نه نمی‌گفت؛ اما من دوست نداشتم. مثلا می‌گفتم اون تشخیص داد خرج من انقدره بنابراین انقدره.
پولم شد ده هزار تومن، شبش به مامانم زنگ زدم و شروع کردم گریه (نمی‌دونم خودش یادشه یا نه)، گریه کردم و گفتم من خیلی دختر بدیم، پول بابارو هدر می‌دم. چرا من انقد ولخرجم؟؟
اون شب برای اولین بار تو هیجده سالگی با مفهوم تورم آشنا شدم.
دوباره برگشتم به حساب کتاب هفتگی و بابا ۵۰ تومن پول تو جیبیم رو بیشتر کرد.
با همون حساب کتاب بعد دو سه ماه جمع کردن، یه لنز ۱۸-۲۰۰ واسه دوربینم خریدم‌.
.
این داستان ادامه داره..
Read more
ميدونم شورشو در اوردم از بس ژله اين رنگي درست كردم 🤣 ولي هر باري كه بهم سفارش ميدن و ميگن به سليقه خودت ...
Media Removed
ميدونم شورشو در اوردم از بس ژله اين رنگي درست كردم 🤣 ولي هر باري كه بهم سفارش ميدن و ميگن به سليقه خودت منم سليقم ميره اين طرفي ... نميدونم چرا يه عالمه عاشقشم دست خودم نيس من فقط اينجوريم يا شما هم وقتي يه چيزي و خيلي دوس دارين همش به همون سمت كشيده ميشين درستش كنيد البته كه توو مدل درست كردنش تنوع ... ميدونم شورشو در اوردم از بس ژله اين رنگي درست كردم 🤣
ولي هر باري كه بهم سفارش ميدن و ميگن به سليقه خودت
منم سليقم ميره اين طرفي ... نميدونم چرا يه عالمه عاشقشم😂
دست خودم نيس
من فقط اينجوريم يا شما هم وقتي يه چيزي و خيلي دوس دارين همش به همون سمت كشيده ميشين درستش كنيد
البته كه توو مدل درست كردنش تنوع ايجاد ميكنما اينم بگم 🤦🏻‍♀️
( مثلا الان دارم زوركي قانعتون ميكنم تكراري نيس اصلا شما هم دوسش داشته باشين 😅🙊) خلاصه كه مثل همون دختر بچه ي سلبريتي اينستاگرامي ( گيلاس دوست )
ژله اين رنگي مورد علاقه منه 🙊
لطفا شما هم به روم نياريد تكراري بودنشو و دوسش داشته باشين ديگه 🤣❤️
بوس به لپتون 💋
.
.
.
دستورش توو پيجم هست ولي اگه خواستين واستون توضيح ميدم اين مدليشم ❤️
.
.
.
عكسايي كه واسه سفارش هستن زياد جالب نيس چون در كسر از ثانيه وقتي مشتري پاش وايساده گرفته ميشن به بزرگي خودتون ببخشين 😂🤦🏻‍♀️
Read more
اهنگ جدید بهرام ..ساز...... تو دریایی و من قطره تو یه کوهی و من صخره اصلا تو خوبی من بد من اونم که دنیا ...
Media Removed
اهنگ جدید بهرام ..ساز...... تو دریایی و من قطره تو یه کوهی و من صخره اصلا تو خوبی من بد من اونم که دنیا رو نمی فهمه تو این دنیایی که یکی پادشاهه و اون یکی برده من واسه دلم زنده م اونم خوشحاله از کاری که کرده منم و یه آسمون صاف شده سقف واسه خونه هام منم و یه قلم و ورق و دستای پشت پرده منم اون پسرک خام پسر ... اهنگ جدید بهرام ..ساز...... تو دریایی و من قطره
تو یه کوهی و من صخره
اصلا تو خوبی من بد
من اونم که دنیا رو نمی فهمه
تو این دنیایی که یکی پادشاهه و اون یکی برده
من واسه دلم زنده م
اونم خوشحاله از کاری که کرده
منم و یه آسمون صاف شده سقف واسه خونه هام
منم و یه قلم و ورق و دستای پشت پرده
منم اون پسرک خام
پسر ناخلف بابام
واسم هم مهم نیست امروز جمعه ست یا سه شنبه
گور بابای غم
من می رسم به چیزی که لایقم
شاید توی زندگیم هم له شدم
ولی تموم میشه با خنده
منم و صدای من
این صدامه که می مونه جای من
من که رفتنی ام و بعد رفتنم معلوم می شه کی حقّه
منم و زمین صاف
راه میرم اون می چرخه آروم زیر پام
زندگی سخته ولی ببین که خوشحالم من
با این رخ بی نقاب
با این زبون سرخ و سر سبز می گم باز که یه یاغی ام
ولی ببین که خوشحالم من

فکرشم نمی کردم که یه روزی روزگاری بعداً
زل بزنم تو چش مشکلاتمو بهشون بگم که خوشبختم
آخ که توی احمق خوشحالی از روزای سختم
وقتی خوشیمو می بینی گر می گیری و من تو قدم بعدم
منم و این تن بی گناه
می نویسم زیر نور ماه
پشیمونم نشدم هیچوقت از کارایی که کردم
منم و این کله خراب
منم و این لیوان شراب
منم و این حرفایی که بیرون می زنه اَ قلبم
فقط با یه لبخند میشه خیلی مشکلاتو حل کرد
اگه آدمایی مثل تو نباشن که نمک بپاشن روی زخمم
بگو کدوم ور در خونه ست
فرقش چیه نمی دونم
وقتی قصه به ته برسه من همون کلاغ بی خونه م

منم و زمین صاف
راه میرم اون می چرخه آروم زیر پام
زندگی سخته ولی ببین که خوشحالم من
با این رخ بی نقاب
با این زبون سرخ و سر سبز می گم باز که یه یاغی ام
ولی ببین که خوشحالم من

همه با هم غریبن
فقط چشارو بستن و چریدن
آدما از کنار هم رد شدن ولی حتی همدیگه رو ندیدن
به هم می گن عزیزم
ولی شاید فقط از رو غریزه ست
اونا فقط می خوان رو هم بخوابن تا اینکه بفهمن ماده و نری هست
منم بین دروغ و کلک
منم مثل چرخ و فلک
مثل رفیقای شبیه آدمم دور خودم چرخیدم
منم تو این بوم پر رنگ
منم تو این صلح مثل جنگ
تو این زندگی مثل مرگ
به دنبال حقیقت
بعد از این شهر پر دود
بعد از این گنبد کبود
شاید یه جفت بال بهم بدن و یه جایی واسه پریدن
داداشا و خواهرای من
یعنی همین آدمای بد
زندگیمو کشتن
ولی من

منم و زمین صاف
راه میرم اون می چرخه آروم زیر پام
زندگی سخته ولی ببین که خوشحالم من
با این رخ بی نقاب
با این زبون سرخ و سر سبز می گم باز که یه یاغی ام
ولی ببین که خوشحالم من
Read more
من به این عشق چنان مفتخرم که شدی ای شه من تاج سرم کام من شد به نوایت شیرین بس که گفتم همه جا ای پدرم به ...
Media Removed
من به این عشق چنان مفتخرم که شدی ای شه من تاج سرم کام من شد به نوایت شیرین بس که گفتم همه جا ای پدرم به افتخار همه پدرها زنده باشی پدر عزیزم من به این عشق چنان مفتخرم
که شدی ای شه من تاج سرم
کام من شد به نوایت شیرین
بس که گفتم همه جا ای پدرم

به افتخار همه پدرها

زنده باشی پدر عزیزم
♚خُُُــــــدایـا....♚ ⇦عشـــقِِِ من میشی؟ ⇦عزیــــزِِِدلم میشی؟ ⇦خستــــه ام.. ⇦تنهـــــــام.. ...
Media Removed
♚خُُُــــــدایـا....♚ ⇦عشـــقِِِ من میشی؟ ⇦عزیــــزِِِدلم میشی؟ ⇦خستــــه ام.. ⇦تنهـــــــام.. ⇦میخوام تنهاییمو ° تــو ° پُُُـــر کنی؟ ⇦با همه ی بزرگیت.. ⇦◆ پــــا ◆میذاری ⇦تو قلــ♡ـــبِِِ کوچیکم؟ ♚ﺧـُُُـــــــﺪﺍﻳــﺎ...♚ ⇦ﺁﻏﻮﺷـــﺖ ﺭو اﻣﺸﺐ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻣﯽ ﺩﯽ ؟ ⇦ﻣﯽ شه من ﺑﻐــــﺾ ﮐﻨﻢ ﺗﻮ ﺑگی ... ♚خُُُــــــدایـا....♚
⇦عشـــقِِِ من میشی؟ ⇦عزیــــزِِِدلم میشی؟ ⇦خستــــه ام.. ⇦تنهـــــــام.. ⇦میخوام تنهاییمو ° تــو ° پُُُـــر کنی؟ ⇦با همه ی بزرگیت..
⇦◆ پــــا ◆میذاری ⇦تو قلــ♡ـــبِِِ کوچیکم؟ ♚ﺧـُُُـــــــﺪﺍﻳــﺎ...♚ ⇦ﺁﻏﻮﺷـــﺖ ﺭو اﻣﺸﺐ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻣﯽ ﺩﯽ ؟ ⇦ﻣﯽ شه من ﺑﻐــــﺾ ﮐﻨﻢ ﺗﻮ ﺑگی :
♚ﻣﮕه خـُُُــدﺍت ﻧﺒﺎﺷه ﮐﻪ ﺗﻮ ﺍﯾﻨطوری ﺑﻐـــﺾ ﮐﻨﯽ♚
⇦⇦ﻣﯽ شه ﻣﻦ ﺑﮕﻢ ﺧـُُُــــﺪﺍﯾـﺎ ؟ ♛ﺗﻮ ﺑﮕی : ♡ﺟـــــــوﻥِ ﺩﻟــــم
Read more
خدایا... عشق من میشی؟ عزیزدلم میشی؟ خسته م.. تنهام.. میخوام تنهاییمو تو پر کنی؟ با همه ی بزرگیت، ...
Media Removed
خدایا... عشق من میشی؟ عزیزدلم میشی؟ خسته م.. تنهام.. میخوام تنهاییمو تو پر کنی؟ با همه ی بزرگیت، پا میذاری تو قلب کوچیکم؟ ﺧﺪﺍﻳﺎ... ﺁﻏﻮﺷﺖ ﺭو اﻣﺸﺐ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻣﯽ ﺩﯽ ؟ ﻣﯽ شه من ﺑﻐﺾ ﮐﻨﻢ ﺗﻮ ﺑگی : ﻣﮕه خدﺍت ﻧﺒﺎﺷه ﮐﻪ ﺗﻮ ﺍﯾﻨطوری ﺑﻐﺾ ﮐﻨﯽ. . ﻣﯽ شه ﻣﻦ ﺑﮕﻢ ﺧﺪﺍﯾﺎ ؟ ﺗﻮ ﺑﮕی : ﺟوﻥِ ﺩﻟﻢ... ﻣﯽ ﺷه ﺑﯿﺎم پیشت؟بیام و دیگه ... خدایا...
عشق من میشی؟
عزیزدلم میشی؟
خسته م..
تنهام.. میخوام تنهاییمو تو پر کنی؟
با همه ی بزرگیت، پا میذاری تو قلب کوچیکم؟
ﺧﺪﺍﻳﺎ...
ﺁﻏﻮﺷﺖ ﺭو اﻣﺸﺐ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻣﯽ ﺩﯽ ؟
ﻣﯽ شه من ﺑﻐﺾ ﮐﻨﻢ ﺗﻮ ﺑگی :
ﻣﮕه خدﺍت ﻧﺒﺎﺷه ﮐﻪ ﺗﻮ ﺍﯾﻨطوری ﺑﻐﺾ ﮐﻨﯽ. .
ﻣﯽ شه ﻣﻦ ﺑﮕﻢ ﺧﺪﺍﯾﺎ ؟
ﺗﻮ ﺑﮕی : ﺟوﻥِ ﺩﻟﻢ...
ﻣﯽ ﺷه ﺑﯿﺎم پیشت؟بیام و دیگه هیچوقت برنگردم...
Read more
خدایا... عشق من میشی؟ عزیزدلم میشی؟ خسته م.. تنهام.. میخوام تنهاییمو تو پر کنی؟ با همه ی بزرگیت، ...
Media Removed
خدایا... عشق من میشی؟ عزیزدلم میشی؟ خسته م.. تنهام.. میخوام تنهاییمو تو پر کنی؟ با همه ی بزرگیت، پا میذاری تو قلب کوچیکم؟ ﺧﺪﺍﻳﺎ... ﺁﻏﻮﺷﺖ ﺭو اﻣﺸﺐ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻣﯽ ﺩﯽ ؟ ﻣﯽ شه من ﺑﻐﺾ ﮐﻨﻢ ﺗﻮ ﺑگی : ﻣﮕه خدﺍت ﻧﺒﺎﺷه ﮐﻪ ﺗﻮ ﺍﯾﻨطوری ﺑﻐﺾ ﮐﻨﯽ. . ﻣﯽ شه ﻣﻦ ﺑﮕﻢ ﺧﺪﺍﯾﺎ ؟ ﺗﻮ ﺑﮕی : ﺟوﻥِ ﺩﻟﻢ... ﻣﯽ ﺷه ﺑﯿﺎم پیشت؟بیام و دیگه ... خدایا...
عشق من میشی؟
عزیزدلم میشی؟
خسته م..
تنهام.. میخوام تنهاییمو تو پر کنی؟
با همه ی بزرگیت، پا میذاری تو قلب کوچیکم؟
ﺧﺪﺍﻳﺎ...
ﺁﻏﻮﺷﺖ ﺭو اﻣﺸﺐ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻣﯽ ﺩﯽ ؟
ﻣﯽ شه من ﺑﻐﺾ ﮐﻨﻢ ﺗﻮ ﺑگی :
ﻣﮕه خدﺍت ﻧﺒﺎﺷه ﮐﻪ ﺗﻮ ﺍﯾﻨطوری ﺑﻐﺾ ﮐﻨﯽ. .
ﻣﯽ شه ﻣﻦ ﺑﮕﻢ ﺧﺪﺍﯾﺎ ؟
ﺗﻮ ﺑﮕی : ﺟوﻥِ ﺩﻟﻢ...
ﻣﯽ ﺷه ﺑﯿﺎم پیشت؟بیام و دیگه هیچوقت برنگردم...
Read more
 #سوپ #قارچ سوپ قارچ برای من ثابت شده که این یکی از خوشمزه ترین و محبوب ترین سوپ هاست حتی برای اونایی ...
Media Removed
#سوپ #قارچ سوپ قارچ برای من ثابت شده که این یکی از خوشمزه ترین و محبوب ترین سوپ هاست حتی برای اونایی که قارچ دوست ندارن دستورهای زیادی برای سوپ قارچ هست ولی من این یکی رو به شما دوستای گلم پیشنهاد می کنم جوی پرک شده(جو پرک) ۱/۲ لیوان هویج یک عدد متوسط ۱/۲ سینه مرغ کوچک قارچ ۱۰۰ گرم پیاز یک عدد ... #سوپ #قارچ
سوپ قارچ

برای من ثابت شده که این یکی از خوشمزه ترین و محبوب ترین سوپ هاست حتی برای اونایی که قارچ دوست ندارن
دستورهای زیادی برای سوپ قارچ هست ولی من این یکی رو به شما دوستای گلم پیشنهاد می کنم
جوی پرک شده(جو پرک) ۱/۲ لیوان
هویج یک عدد متوسط
۱/۲ سینه مرغ کوچک
قارچ ۱۰۰ گرم
پیاز یک عدد متوسط
شیر ۱ لیوان یا بیشتر
خامه ۳ ق غ
کره ۲ ق غ
جعفری ۳ ق غ
آب لیموی تازه ۲ ق غ
نمک و فلفل و زردچوبه به میزان لازم

اول از همه مرغ رو در مقداری روغن با پیاز و زرد چوبه تفت می دیم و با جوی پرک شده و هویج رنده شده و مقداری آب می پزیم
آب نباید زیاد باشه چون قراره بعدا سوپ رو با شیر رقیق کنیم
مرغ پخته شده رو خارج کرده ریش ریش می کنیم و دوباره به سوپ اضافه می کنیم
قارچ ها رو حلقه حلقه کرده و با کره خوب تفت می دیم و اضافه می کنیم
حالا شیر گرم رو داخل سوپی که هنوز هم روی حرارته می ریزیم
شیر باید گرم باشه وگرنه می بره
جعفری ،آب لیمو، نمک و فلفل رو هم در این مرحله یادمون نمی ره
آخر از همه نوبت خامست و برای اینکه موقع اضافه کردن نبره باید کم کم با مقداری آب سوپ مخلوطش کنیم و وقتی هم دمای سوپ شد داخل قابلمه می ریزیم

بعد از اضافه کردن خامه سوپ نباید زیاد روی حرارت بمونه و بهتره که سریعتر سرو بشه تا مزه و عطر خامه از بین نره
غلظت سوپ رو هم می تونیم با اضافه کردن شیر ( آب نه) تنظیم کنیم یعنی شیر رو بیشتر می ریزیم تا زمانی که غلظت سوپ باب میلمون باشه و البته این نکته رو هم یادمون نمی ره که این سوپ وقتی سرد بشه غلیظ تر می شه

برای تزیین روش نون تست یخ زده رو قالب زدم و با روغن زیتون و پودر نغناع آغشته کردم و داخل فر با کمترین دمای ممکن گذاشتم تا رنگشون طلایی شد که بهشون می گن کروتان
بسیار ترد و سبکن طوری که روی سوپ شناور می مونن
دستور کامل کروتان رو در سایت شف طیبه می تونید مطالعه کنید
موفق باشید عزیزان 🌹🌹🌹🌹
Read more
Loading...
Load More