شه نه که سلام

Loading...


Unique profiles
45
Most used tags
Total likes
0
Top locations
Oslo, Norway, Esfahan, Iran, Valiasr Street
Average media age
802.8 days
to ratio
4.4
#تزیین_حلوا چه خوبه آدم اگه اعتماد میکنه با یکی درد ودل کنه سبک شه نه پشیمون سلام ‍♀️خدایا بهترینها را برای دوستانم مقدر کن طاعات وعباداتتون قبول هر #حلوا ی که باشه تا گرمه تزیین کنید خوشگل تر میشه الانه حلوای من کمی سرد شده تا اماده میشید وسه پایه و گوشی و ساق دست......وراه بیفته سرد ... #تزیین_حلوا

چه خوبه
آدم اگه اعتماد میکنه
با یکی درد ودل کنه
سبک شه نه پشیمون
سلام 🙋‍♀️خدایا بهترینها را برای دوستانم مقدر کن 💖طاعات وعباداتتون قبول💖

هر #حلوا ی که باشه تا گرمه تزیین کنید خوشگل تر میشه الانه حلوای من کمی سرد شده تا اماده میشید وسه پایه و گوشی و ساق دست......وراه بیفته سرد شده 😊
از گالری دوست هنرمندمون
@ashrafsoltani1348
Read more
Loading...
آیا می‌دانید که دکمه فیلترینگ کجاست؟! نمیدونید دیگه! همه‌تون از من بپرسید تا بگم! بپرسید دیگه! ...
Media Removed
آیا می‌دانید که دکمه فیلترینگ کجاست؟! نمیدونید دیگه! همه‌تون از من بپرسید تا بگم! بپرسید دیگه! حالا همه نپرسیدن نصف هم بپرسن کافیه! می‌دونم سرتون شلوغه، به یک چهارم هم می‌گم! یک هشتم! نه؟! اصن من که می‌دونم شما ته دل‌تون می‌خواد و روتون نمی‌شه پس می‌گم! راستش تلگرام و اینجور چیزا برای من و ... آیا می‌دانید که دکمه فیلترینگ کجاست؟! نمیدونید دیگه! همه‌تون از من بپرسید تا بگم!

بپرسید دیگه! حالا همه نپرسیدن نصف هم بپرسن کافیه! می‌دونم سرتون شلوغه، به یک چهارم هم می‌گم! یک هشتم! نه؟! اصن من که می‌دونم شما ته دل‌تون می‌خواد و روتون نمی‌شه پس می‌گم!

راستش تلگرام و اینجور چیزا برای من و شما مهم نیست، ولی برای بعضیا مهمه! واسه همین دکمه فیلترینگ رو مثل دکمه شلیک بمب اتم همیشه چندجا نصب می‌کنن که در مواقع اضطراری بزنن

یکی از جاها منزل وزیر ارتباطه که به محض حمله سایبری سریعا پاسخ فیلتری بده! اما از قضا چون جا کم بوده دکمه رو بغل کلید برق دششویی گذاشتن!

خب پیش میاد دیگه! وزیر جوان که شب سختی رو پشت سر گذاشته کورمال کورمال دس میکشه که چراغ و بزنه اشتباهی دکمه فیلتر و میزنه و میره تو کارش و میکنه!

اما پیام‌رسان داخلی!

زدم رو ایتا، گفت شما؟! خودم و معرفی کردم و گفت پیامک تایید میزنیم. دو ساعت وایسادم پیام نیومده دوباره زدم میگه مگه کوری نمیبینی سرم از صبح شلوغه؟ عذرخواهی کردم. گفتم چه کنم؟ گفت مگه تو درخشان نیستی؟ گفتم خب، گفت صب بخیر عشقم‌ها رو با اس ام اس بگو، "عزیزم الان چی تنته ببینم"ها رو هم با ایمیل حل کن دیگه

رفتم سروش! پیام داد الان سرم شلوغه، صبح بخیر عزیزم و عشقم سلام هات رو گفتم، میمونه چارتا خبر که بزن شبکه خبر الکی وقت مردم و نگیر!

گفتم جسارته ولی الان به کیا پیام دادی؟ گفت از روی دفترچه تلفن به "تنها عشقم یک" تا "تنها عشقم دوازده" و "سیدمحمود رضوی تهیه کننده" پیام دادم! پرسیدم اون چرا؟! گفت جلوی مردم میگم اسم کیو رضوی ذخیره کردیا! گفتم به تنها عشقم شش نباید پیام میدادی! قهرم باهاش! گفت دیشب تو پیامهاش به دوستش گفت که میدونه اشتباه کرده! منم دیدم تنبیه شده گفتم این بچه بازی رو تموم کنید.

ترانه مربوطه
یه وقتایی اینقدر سرعت کمه
که شک می کنم به تو و مکس تو
یه روزایی فک می کنم آخرش
سروش میفرسته برام عکستو

پ‌ن یک
تلگرام از صب را نمیره! هل بدین

پ‌ن دو
اعیاد شعبانیه مبارک باد

پ‌ن سه
فردا یه پست خیریه داریم خیلییییییییییی مهمه! پولاتون و جمع کنید

#دو_یو #مرتضی_درخشان #رییس_جمهور #تلگرام #سروش #ایتا #اول_صب #تو_حاضری_برای_عشقمون_چیکار_کنی #من_حاضرم_یه_پیام_رسان_بخرم_که_فقط_خودمون_دوتا_باشیم #با_عطا #با_بقیه #با_برادرا #برادرا #ای_وای_برادرا #بالا #غمگینم #چنان_پیرزنی_که_آخرین_سربازی_که_از_جنگ_می_آید_پسرش_است_که_باید_کم_کم_خبر_تلگرام_را_به_او_بگوید_ولی_حواسش_نیس_یهو_میگوید #بیچاره_پسره #کلی_کانال_به_درد_بخورش_پرید #آماده_سفر_باشید #ومن_الله_التوفیق
Read more
. یه روز که از خواب بیدار میشم میبینم چهل و هفت سالمه اونموقع ترکیب شده دل و مغز باهم میبینم رویامو ...
Media Removed
. یه روز که از خواب بیدار میشم میبینم چهل و هفت سالمه اونموقع ترکیب شده دل و مغز باهم میبینم رویامو آتیش زدم صورتمو آب میزنم یه سیگار بعد فندک از آهنگای جوونیم فستیوال جمع کردم چه میدونم سورنا و بی باک،بهرام و پوتک و... دستمو کردم لای موهام دیدم چه کَمَن و آروم پوک زدم و پر کردم شکممو با دود جلو ... .
یه روز که از خواب بیدار میشم میبینم چهل و هفت سالمه
اونموقع ترکیب شده دل و مغز باهم
میبینم رویامو آتیش زدم
صورتمو آب میزنم
یه سیگار بعد فندک
از آهنگای جوونیم فستیوال جمع کردم
چه میدونم سورنا و بی باک،بهرام و پوتک و...
دستمو کردم لای موهام دیدم چه کَمَن
و آروم پوک زدم و پر کردم شکممو با دود
جلو آینه،چطوری نادون؟
من دیدم با چشمام که مدیره شرکتم
ساعتو نگاه کردم چیزی نمونده تا جلسه شروع شه هنوز خیابونا شلوغه
حدودِ یه ساعت بعد شروع کردم به همه سلام کردن و حاضر
حاضری باورم کنی نگاهِ بُرَندَش
حتی آهن هم برید
چشمای پر از شک من به علاوه ی موهای بور اون مساویه بیست و نُه سالِ پیش روزای خوبِ من
مرسی که هستی
فکر میکردم تو کل جهانی من استیوِن هاوکینگ
میشناسمت مثل ما چند نفر رو زمینن
چند ماه بعد هم ازدواج کرد منم زود پریدم و رفتم از اینجا
.
رویا دنیا کُلِش ازم افتاد
افتاد
افتاد با اشک سیگار تف هام
وقتی غرق میشد توو باد،کشتی هام توو آب
کجا بودین ببینین؟
.
قدیما نه ولی الان که راضی ام
سوارِ ماشینم،تنها
توو فکر اینم کل صندلی هاشو بردارم
تا هرکی دید بفهمه خودم خواستم
توو آینه ی ماشین خودمو میبینم
شبیه آدم با کلاسام
هروقت که بخوام میرم سر خاک بابام
انقدر دست و پا میزنم و خود خوری میکنم تا که حرف بزنه باهام
بابا..
تا من میرم آب میارم روی این سنگو بشورم تو هم بلند شو به خودت برس
میخوایم باهم کشتی بگیریم کارایی که نکردیم
میخوایم باهم بخندیم همو بزنیم
خودت داری میبینی چهل و هفت سالمه
میخوایم باهم سیگار بکشیم
نگو نمیدونستی،ترم هفت کارشناسی برج نُه سال نود و هفت من سیگاری شدم
آخه میدونی لذت بخشه
ولی با تو کشیدن یه حال دیگه ای داره
جوابی نَشِنیدم
چند کلمه هم نه
منم جمع کردم رفتم
توو این فکر که سی و دو تا برگردم عقب
زمان شوخی بردار نیست
توو این هَوالی بودم که دیدم ولیعصرم
سَرِ کوچه ی چمن
رفتم بالا رسیدم به ونک
کم کم فهمیدم که زندگی مثل ولیعصر یه طرفس
از کل دنیا مونده یه در ازم...
🚪🗝️
-کجایی پسر تولدت مبارک...
--داشی تولدت مبارک...
---تولدت مبارک...
----بابا مارو تحویل نمیگیری مشتی...
-----ساعت دهه کجایی ما نگرانت شدیم...
------بابا ما ترسیدیم نگرانت شدیم...
-------مبارک باشه...
...
.
رویا،دنیا...
.
مرسی از اونایی که براشون ارزش داشتم و یادشون بود و تبریک گفتن💗
مرسی از اونا که میدونستن و یادشون نبود😉اینکه یادت نباشه بعده اینکه طرف خودش گفت تولدم بوده و تو تازه تبریک بگی هیچ ارزشی نداره
اونا هم که کلا نمیدونستن هم که هیچی و مرسی😄
.
#دیروز_روز_تولدم_بود #۲آذر #خدا #آذر #47 #21
Read more
 #سی_و_نه_سالگی م ديروز تموم شد و امروز شروع چهل سالگی! #چهل_سالگی؟؟؟؟؟ چهل سالگی چه حس متفاوتی ...
Media Removed
#سی_و_نه_سالگی م ديروز تموم شد و امروز شروع چهل سالگی! #چهل_سالگی؟؟؟؟؟ چهل سالگی چه حس متفاوتی داره. انگار عمر آدمی نصف می شه و كمرش خم شده توى سرازيرى مسیر #زندگی قرار گرفتى و پله های سرسره زندگى رو بالا رسیدی و نشستی و منتظرى تا سُر خوردن را شروع کنی. جلوى آینه به چهره م نگاه ميكنم و اولین ... #سی_و_نه_سالگی م ديروز تموم شد و امروز شروع چهل سالگی!
#چهل_سالگی؟؟؟؟؟ چهل سالگی چه حس متفاوتی داره.

انگار عمر آدمی نصف می شه و كمرش خم شده

توى سرازيرى مسیر #زندگی قرار گرفتى و پله های سرسره زندگى رو بالا رسیدی و نشستی و منتظرى تا سُر خوردن را شروع کنی.

جلوى آینه به چهره م نگاه ميكنم و اولین چیزی که به نظرم مياد موهای سفيديه که از لاى سياها بیرون زده و
بهم ميگه ، پسر پیر شدى!

به چین و چروک های ریزی که گوشه و کنار صورتم خودنمایی می كنه و بهم ميگه به خودت فشار نیار، دیگر جوون نميشى!

به چشمام خيره ميشم ، به فرو رفتگی هاى روى صورتم به خاطر استفاده ی چند ساله از عینک

به کم سويي شون .... اماااااا
دیگر باید باور کنم که امروز برای خودم نیستم و سالهاست که برای خودم زندگی نمی کنم

من توى شروع چهل سالگی حس میکنم #همسری دارم که با همه وجود دوستش دارم و متعلق به او هستم

#پسری دارم که امسال وارد دبیرستان می شه و چند روزه به سن تكليف رسيده و براى خودش مردى شده

و به لطف خدا #دخترى دارم كه صد روزه شده و از لحظه اى كه وجودش رو حس كردم شوق زندگى توى وجودم صدچندان شده
من #پدر و #مادری دارم که جوانی اشان رو صرف من کردند و امروز من باید به اونا خدمت كنم.

من سالهاست که ديگه برای خودم نبودم و برای خودم زندگی نکردم.

پس سُر خوردن را شروع میکنم و بلند داد میزنم:

#چهل_سالگی_سلام
Read more
 #کلید_اسرار اگه حوصله دارین امروزمو بخونین: صبحا ساعت نمیذارم برای بلند شدن به نظرم هر وقت مغزم ...
Media Removed
#کلید_اسرار اگه حوصله دارین امروزمو بخونین: صبحا ساعت نمیذارم برای بلند شدن به نظرم هر وقت مغزم سیر شه چشمامو باز میکنه تو اتاقم ساعت ندارم از تیک تاکش خوشم نمیاد البته عاشق ساعت مچیم ولی ساعت دیواری نه.... چشمامو باز میکنم صدای بابام میاد این ینی ساعت قبل از شیشو نیمه ندای شیطان درونم میگه ... #کلید_اسرار
اگه حوصله دارین امروزمو بخونین:
صبحا ساعت نمیذارم برای بلند شدن
به نظرم هر وقت مغزم سیر شه چشمامو باز میکنه
تو اتاقم ساعت ندارم از تیک تاکش خوشم نمیاد
البته عاشق ساعت مچیم ولی ساعت دیواری نه....
چشمامو باز میکنم صدای بابام میاد این ینی ساعت قبل از شیشو نیمه
ندای شیطان درونم میگه ارغوان خورشید هنوز بیدار نشده تو میخوای بیدار شی؟
چشمامو میبندم
باز میکنم
گوشیمو نگاه میندازم
چی؟ ده شده؟ چه خبره....
تند تند چایی دم میکنم با دوتا ویفرشکلاتی میخورم
دلم نون تازه میخواد
هوف دیرم شده
چه روز مزخرفیه امروز
چه قدر بی حوصلم... پنجشنبس و مامانم دیر میاد
بابا هم که تا نهه شب آماده باش....
ناهارمو میارم روی میز و اهنگ پلی میکنم و همزمان تو اینستا چرخ میزنم....
گاهی تک فرزندی و بی حوصلگی چه سخته
با نارینم که تازه حرف زدم
مخاطبامو بالاپایین میکنم به هیچکس نمیرسم.....
میرسم ولی خب همه درگیر زندگی و امتحاناشونن با این حالم بهتره حال کسیو نگیرم.... ناهارمو نصفه و نخورده رها میکنم و برمیگردم سر درسم
چقدر بی حوصلم امروز....
اصلا تمرکز ندارم سر حل تستام
هرچی جلوی آینه با خودم حرف میزنم به خودم روحیه میدم هم تاثیر نداره
کاش وقت داشتم یکی از کتابامو با خیال راحت بخونم....
ولی مگه استرس میذاره
کاش هفته ی دیگه وقت کنم براشون
هوا تاریک میشه...
مامان برمیگرده باهم شیر داغ میخوریم و ازروزمون میگیم.... چه خوبه که مامانم کلی بهم گوش میده و درکم میکنه
و باز اتاقم و ریاضی... دو ساعت بعد بابا با پاستیل و شکلات میاد
قبل از سلام یاد حضرت عشق یعنی حافظ میفتم
عالم پیر دگرباره جوان خواهد شد
شکلات برهر درد بی درمان دواست
قبل از احوال پرسی سه چهارتا از شیری ها و یه دنتو یه مغز دارو میخورم با چشم بسته یه نفس میکشم...
چه روز خوبیه امروز ....
صدای متعجب مامانم منو از رویای شکلاتیم میاره بیرون که میگه:
معتاده بچم....
😀😀😀
پ ن :روزاتون یهوقشنگ شه... البته شکلات بهونس یه آن اروم گرفتم وقتی یادم اومد دو نفر تو خونمونن که عاشقشونم.... #شکلات #خونواده #مامانیم #پدرجان #دنیای_شکلاتی #ارغوان_نوشت
Read more
نه بشر توانمش گفت  نه خدا توانمش خواند متحيرم  چه نامم  شه ملک لافتي را... . . ابوذر نقل میکند که ...
Media Removed
نه بشر توانمش گفت  نه خدا توانمش خواند متحيرم  چه نامم  شه ملک لافتي را... . . ابوذر نقل میکند که روزی در منزل ام سلمه مشغول شنیدن حدیث از پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه واله بودم که در این حال امیرالمومنین علیه السلام وارد شدند. در این حال پیامبر صلی الله علیه واله از شدت شوق صورتش نورانی شده ... نه بشر توانمش گفت  نه خدا توانمش خواند
متحيرم  چه نامم  شه ملک لافتي را...
.
.
ابوذر نقل میکند که روزی در منزل ام سلمه مشغول شنیدن حدیث از پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه واله بودم که در این حال امیرالمومنین علیه السلام وارد شدند.
در این حال پیامبر صلی الله علیه واله از شدت شوق صورتش نورانی شده و بلند شدند امیرالمومنین علیه السلام را در بغل فشردند و پیشانی حضرتش را بوسیدند و فرمودند: ای اباذر! آیا این فردی که داخل شد را آنطور که باید به حق معرفتش میشناسی؟
عرض کردم این برادر شما و پسر عم شما و همسر فاطمه سلام الله علیها و پدر حسنین علیهما السلام هستند سپس پیامبر شروع به شمردن فضایل ایشان کرده و فرمودند ای اباذر! خدای تعالی برهریک از ارکان عرش هفتاد هزار فرشته قرار داده که ذکر و عبادتی ندارند جز دعا برای علی و شیعیان او و نفرین بر دشمنانش.
ای اباذر! اگرعلی نبود حق از باطل ومؤمن از کافر شناخته نمیشد . آن کلمه که بر اهل تقوی لازم شده علی است که هر کس اورا دوست بدارد مؤمن و هرکس او را دشمن بدارد کافر و هرکس ولایت او را رها نماید گمراه و هر کس ولایت او را انکار کند مشرک است...
بحارالانوار، جلد 40 صفحه 55
.
#فقط_حیدرامیرالمومنین_است
#مددزغیرتوننگ_است_یاعلی_مددی
#ایوان_نجف_عجب_صفایی_دارد
Read more
Loading...
دلنوشته همسر یک آتشنشان:شوهرم یه آتش نشان بود یادمه روز اولی که دیدمش تو ایستگاه آتش نشانی نشسته بود ...
Media Removed
دلنوشته همسر یک آتشنشان:شوهرم یه آتش نشان بود یادمه روز اولی که دیدمش تو ایستگاه آتش نشانی نشسته بود و داشت با همکارش حرف میزد داشتم از اونجا رد میشدم ک پاشنه کفشم شکست وخوردم زمین تا دید افتادم زمین سریع دوید و بلندم کرد بعدم پاشنمو درست کرد و تشکر کردم و رفتم راستشو بخوای همون موقع بود که عاشقش شدم ... دلنوشته همسر یک آتشنشان:شوهرم یه آتش نشان بود یادمه روز اولی که دیدمش تو ایستگاه آتش نشانی نشسته بود و داشت با همکارش حرف میزد داشتم از اونجا رد میشدم ک پاشنه کفشم شکست وخوردم زمین تا دید افتادم زمین سریع دوید و بلندم کرد بعدم پاشنمو درست کرد و تشکر کردم و رفتم راستشو بخوای همون موقع بود که عاشقش شدم از اون به بعد هر روز که از اونجا ردمیشدم بهش سلام میکردم گاهی وقتام که شیرینی درست میکردم براش میبردم اونم کلی از دستپخت بدمزه من تعریف میکرد و خوشش میومد میدونی؟راستشو بخوای انگار دیدنش عادتم شده بود یه روز اگه نمیدیدمش میریختم به هم بعد از یه مدت با هم صمیمی شده بودیم یه بار ازش پرسیدم چرا ازدواج نمیکنه یه لبخند تلخی زد و بندای کفششو محکم کرد و گفت بابام آتشنشان بودروزی که مرد مامانم از عالم و آدم شاکی بود و همه رو مقصر سوختن بابام میدونست میترسم زن منم مثل مامانم شه و عذاب بکشه فهمیدم ک به خاطر شغلشه ولی به نظرم احمقانه بود به خاطر ترس یه ترس به این کوچیکی!خندیدم و چیزی نگفتم روزی که اومد خواستگار زل زد توچشمام و گفت ببین خانم ریزه باید بهم یه قولی بدی قول بدی هراتفاقی که تو زندگیمون افتاد صبورباشی قول بدی نذاری چیزی که همیشه ازش فرار میکردم و میترسیدم اتفاق بیوفته قول بدی اگه یه روز رفتم وبرنگشتم از اینکه زن یه آتش نشانی شاکی نشی و به خدا گلایه نکنی قول بدی اگه یه روز مجبور شدم برم جایی که مطمئن بودم برگشتی در کار نیست نه نیاری و مانعم نشی قول بدی خانوم بمونی هی روزگار چه زود گذشت امشب سالگرد ازدواجمونه فکر کنم چهارمین سالگرد امشب قراره حمید زودتر بیادخونه و کیک بپزه من و زهرا هم میز رو تزئیین کنیم زهرا دخترمه یک سال و نیمشه تازه بابا گفتن رو یاد گرفته وقتی حمید رو صدا میکنه انگار دنیا رو بهش میدی حسودیم میشه بهش دو روزه از حمید خبری نیست همه فامیلا ریختن تو خونمون و لباس مشکی پوشیدن و گلایل میارن نمیدونم معنی این کاراشون چیه ولی خب مهمون حبیب خداست لباسای قشنگ زهرا رو کردم تنش خودمم یه لباس سفید گل دار پوشیدم همون که حمید دوست داره این مزاحما نمیرن خونشون نمیفهمن میخوام با شوهرم ودخترم تنهاباشم توهم زدن میگن حمیدم تو عملیات شهیدشده میگن اونروز ظهر تو ساختمون پلاسکو بوده رفیق احمقش میگه سوختن حمید رو با چشم خودش دیده زهرا باباشو صدا میکنه نا آرومه رفتم پلاسکو اجتماع جمعیت نذاشت برم جلو تو رو خدا به حمید بگید بیاد بگید من قولمو شسکتم بگیدمن قوی نیستم بگید من اونقدر صبور نیستم که بتونم  بدون اون زندگی کنم بگیدبچمون باباشو میخواد بگید قول دادی امشب برامون کیک بپزی
Read more
یوونه کیه؟ عاقل کیه؟ جونور کامل کیه؟ واسطه نیار، به عزتت خمارم حوصله‌ی هیچ کسی رو ندارم کفر ...
Media Removed
یوونه کیه؟ عاقل کیه؟ جونور کامل کیه؟ واسطه نیار، به عزتت خمارم حوصله‌ی هیچ کسی رو ندارم کفر نمی‌گم، سوال دارم یک تریلی محال دارم تازه داره حالیم می‌شه چی‌کاره‌ام می‌چرخم و می‌چرخونم ٬ سیاره‌ام تازه دیدم حرف حسابت منم طلای نابت منم تازه دیدم که دل دارم، بستمش راه دیدم نرفته بود، رفتمش جوونه‌ی ... یوونه کیه؟

عاقل کیه؟
جونور کامل کیه؟
واسطه نیار، به عزتت خمارم
حوصله‌ی هیچ کسی رو ندارم
کفر نمی‌گم، سوال دارم
یک تریلی محال دارم
تازه داره حالیم می‌شه چی‌کاره‌ام
می‌چرخم و می‌چرخونم ٬ سیاره‌ام
تازه دیدم حرف حسابت منم
طلای نابت منم
تازه دیدم که دل دارم، بستمش
راه دیدم نرفته بود، رفتمش
جوونه‌ی نشکفته رو٬ رستمش
ویروس که بود حالیش نبود هستمش

جواب زنده بودنم مرگ نبود؛ جون شما بود؟
مردن من مردن یک برگ نبود؛ تو رو به خدا بود؟

اون همه افسانه و افسون ولش؟
این دل پر خون ولش؟
دلهره‌ی گم کردن گدار مارون ولش؟
تماشای پرنده‌ها بالای کارون ولش؟
خیابونا، سوت زدنا، شپ شپ بارون ولش؟

دیوونه کیه؟
عاقل کیه؟
جونور کامل کیه؟
گفتی بیا زندگی خیلی زیباست؛ دویدم
چشم فرستادی برام تا ببینم؛ که دیدم

پرسیدم این آتش بازی تو آسمون معناش چیه؟
کنار این جوب روون معناش چیه؟
این همه راز، این همه رمز
این همه سر و اسرار معماست؟
آوردی حیرونم کنی که چی بشه؟ نه والله!
مات و پریشونم کنی که چی بشه؟ نه بالله!
پریشونت نبودم؟
من،
حیرونت نبودم؟

تازه داشتم می‌فهمیدم که فهم من چقدر کمه
اتم تو دنیای خودش حریف صد تا رستمه
گفتی ببند چشماتو وقت رفتنه
انجیر می‌خواد دنیا بیاد، آهن و فسفرش کمه *** چشمای من آهن انجیر شدن
حلقه‌ای از حلقه‌ی زنجیر شدن
عمو زنجیر باف زنجیرتو بنازم
چشم من و انجیرتو بنازم

دیوونه کیه؟
عاقل کیه؟
جونور کامل کیه؟

#حسین_پناهی

آلبوم: سلام خداحافظ (شعر و صدای حسین پناهی)
Read more
Loading...
سال جدید سلام سال جدید یه کم حرف دارم باهات، حال داری گوش کنی؟ می‌خوام بگم میشه یه جور دیگه شروع کنیم؟ ...
Media Removed
سال جدید سلام سال جدید یه کم حرف دارم باهات، حال داری گوش کنی؟ می‌خوام بگم میشه یه جور دیگه شروع کنیم؟ نه مثل قبلیا نه مثل بعدیا. سال جدید دل جفتمون خونه. از هرچی هست کاش کمتر بمونه. سال جدید می‌خوام بهت بگم، دنیا خوبیاشو داره، میشه باهم بگردیم دنبال خوبیاش، دلم گرفته از همه چیز. به هرچی اعتقاد داری ... سال جدید سلام
سال جدید یه کم حرف دارم باهات، حال داری گوش کنی؟ می‌خوام بگم میشه یه جور دیگه شروع کنیم؟ نه مثل قبلیا نه مثل بعدیا. سال جدید دل جفتمون خونه. از هرچی هست کاش کمتر بمونه. سال جدید می‌خوام بهت بگم، دنیا خوبیاشو داره، میشه باهم بگردیم دنبال خوبیاش، دلم گرفته از همه چیز. به هرچی اعتقاد داری دلم نمی‌خواد زود تموم شه. میگن وقتی خوش می‌گذره، زمان تند تند مثل شن میاد پایین و نمی‌فهمی؛ ولی تعارف که نداریم چه خوشی‌ای! چه کشکی؟ سال جدید بیا یه جور دیگه شروع کنیم، بیا به هم احترام بذاریم، میشه؟ میشه دل بذاریم تو یه سینی و هرکی هرچی خواست برداره؟ یادش بخیر، یادت میاد شب عیدی، همه عیدیاشون رو می‌ریختن تو یه سینی و بعدش هرکی زودتر هرچی می‌خواست برمی‌داشت؟ بزرگترا کمتر برمی‌داشتن، مامان بزرگا یه دعا از وسط کتاب می‌خوندن و برات آرزوی خوشبختی می‌کردن. اون موقع عشق بود و تو نبودی. می‌دونم الان دیگه حالی تو نگاهامون نمونده و عشقی وسط بازیامون نیست ولی میشه باهم دوباره اونجوری کنیم؟ اونجوری که بچه‌ها خوشحال بودن؟
سال جدید میشه تند نری؟ من که می‌دونم تو هم بدت میاد از گذر عمرت، من که می‌دونم تو هم دلت نمی‌خواد پیر شی، خزون شی، می‌خوای زود عاشق شی. میشه آروم‌تر؟ میشه وقت غم و غصه کنار هم؟ سال جدید دل تو هم تنگه و من می‌فهمم پس این تندروی‌ها چیه؟ چیه صبح آفتاب نزده غروب می‌کنی آدم نمی‌فهمه کی تموم شد یه روز بی‌فرجام دیگه!؟
سال جدید بیا عاشق شیم! بیا دور کنیم همه خرافاتمون رو و با منطق و احساس بسازیم! ببین همه منتظرتن، ببین دارن آب و جارو می‌کنن، ببین دارن سفره دلشون رو باز می‌کنن و هرچی دارن می‌ذارن وسط تا تو بیای! میشه مهمونِ خوبی باشی؟
می‌دونی من از بهار بدم میاد. آدم دلش میگیره تو بهار، بهار می‌زنه تو ذوق و بهت میگه یه سال دیگه‌ت رفت، ولی تو سال جدید، بیا و مهمون خوبی باش، منم با همه چیزت می‌سازم، قول بچگونه، قبول؟
پ.ن: نوروز همه‌تون مبارک
Read more
تردید. پر از تردید بارونم درست وقتی که ابری نیست. فضای خونه جفت اما درست وقتی که یاری نیست. نه ...
Media Removed
تردید. پر از تردید بارونم درست وقتی که ابری نیست. فضای خونه جفت اما درست وقتی که یاری نیست. نه شعری میشه پژمرده نه بارونی غم انگیزه. اگه شب خالی تر باشه از اشکی که نمیریزه. اگه پنهون شم از دستات دیگه دنیای من کوک نیست. اگر شعرراز شب اغاز شه دیگه هیچ عشقی مشکوک نیست. سلامم کن.سلام ... تردید.

پر از تردید بارونم
درست وقتی که ابری نیست.

فضای خونه جفت اما
درست وقتی که یاری نیست.

نه شعری میشه پژمرده
نه بارونی غم انگیزه.

اگه شب خالی تر باشه
از اشکی که نمیریزه.

اگه پنهون شم از دستات
دیگه دنیای من کوک نیست.

اگر شعرراز شب اغاز شه
دیگه هیچ عشقی مشکوک نیست.

سلامم کن.سلام تو
به هر دنیایی میارزه.

نگاه من به تو جرم شد
که این اغاز یک مرزه..
.
....م...محکمی .❤🖤painted by..mohkami
Read more
 #فرنی_چند_رنگ #رمضان۹۷ #سومین_روز_رمضان . . . سلام رفقای مهربان<span class="emoji emoji270b"></span> نیایش هاتون مقبول حق ...
Media Removed
#فرنی_چند_رنگ #رمضان۹۷ #سومین_روز_رمضان . . . سلام رفقای مهربان نیایش هاتون مقبول حق تعالی مارو از دعای خیرتون بی نصیب نکنید فرنی درست کردم افطار ببرم خونه ی خواهرشوهر جان دوستان فرنی به چند طریق درست میشه که من براتون راه ساده تر و کم هزینه ترشو انتخاب کردم.. برای گوگولی شدن فرنیتونمثل ... #فرنی_چند_رنگ
#رمضان۹۷
#سومین_روز_رمضان
.
.
.
سلام رفقای مهربان✋
نیایش هاتون مقبول حق تعالی مارو از دعای خیرتون بی نصیب نکنید🙏
فرنی درست کردم افطار ببرم خونه ی خواهرشوهر جان🌹🌹
دوستان فرنی به چند طریق درست میشه که من براتون راه ساده تر و کم هزینه ترشو انتخاب کردم..
برای گوگولی شدن فرنیتون😄مثل من چند رنگ درست کنید😅
دستورشو حتما تایپ میکنم.کلیپم داره
فقط لطفا بگید هایلایت کنم با استوری یا
کلیپ درست کنم پست بزارم؟؟؟؟
بعدا نوشت:❎مراحل فرنی رو هایلایت کردم اون دایره ای شکلا قسمت بیوی پیج... #فرنی_فانوس
#فرنی_چند_رنگ_فانوس
موادلازم برای این مقدار عکس:
❎فرنی با نشاسته درست میشه با ارد برنجم درست میشه من هردو مدلشو امتحان کردم وهردوش خوشمزه اس.. .
.
این فرنی با نشاسته هست.یه عده کره هم میزنن که این دستور نیاز نیست.یه عده توی فرنی با اردبرنج خامه میزنن یه عده نه.این دستور من کالریش کمتره و ساده تر والبته خوش طعم😜
❎میزان برحسب لیوان دسته دار فرانسوی:
مواد لازم:شیر سه لیوان_آب سرد سه چهارم پیمانه_شکر سه چهارم پیمانه_نشاسته سه چهارم پیمانه_رنگ خوراکی و پودر کاکائو به میزان لازم_گلاب تقریبا یک قاشق.
مراحل:اول نشاسته رو با آب سرد مخلوط کنید وهم بزنید تا نشاسته کاملا حل شه سپس توی قابلمه روی حرارت ملایم نشاسته رو اضافه کنید ویک لیوان ونیم از شیرو بهش افزوده و مدام هم بزنید پنج دقیقه بعد مابقی شیر و شکر را اضافه کرده وسپس گلاب را اضافه کنید با یک قاشق چوبی مدام هم بزنید دقت کنید شعله ملایم باشه وقتی غلیظ شد ویکم روبه سفتی رفت شعله رو خاموش کنید حالا همونطور داغ کف این چهار ظرف هر ظرف دوملاقه ریخته سپس بزارید توی دمای محیط یا یخچال حدودا یک ربع.تا یکم سفت شه وببنده.سپس توی چهارتا کاسه که مثل هم باشن دوباره هرکاسه دوملاقه از فرنی سفید بریزید حالا توی هرظرف چند قطره رنگ خوراکی ریخته و یکی از کاسه ها پودرکاکائو بزنید سپس منتقل کنید به ظرف اصلی .بزارید نیم ساعت ببنده بعد امادس

ارسالی از هنرمند @fanus.md
Read more
ياعلي و یازهرا علیهما السلام صدای هلهله ای عاشقانه می آید صدای پای تغزل، ترانه می آید بهشت خنده کنان، این میانه می آید خدا به شوق در این آستانه می آید حدیث وصل دو دریا عجب شنیدنی است عروسی علی و فاطمه چه دیدنی است از این به بعد، دو عاشق کنار هم هستند تجلّی هم و آیینه دار هم هستند به روی سفره ... ياعلي و یازهرا علیهما السلام🌺

صدای هلهله ای عاشقانه می آید
صدای پای تغزل، ترانه می آید
بهشت خنده کنان، این میانه می آید
خدا به شوق در این آستانه می آید
حدیث وصل دو دریا عجب شنیدنی است
عروسی علی و فاطمه چه دیدنی است

از این به بعد، دو عاشق کنار هم هستند
تجلّی هم و آیینه دار هم هستند
به روی سفره ی خود نان بیار هم هستند
چو کوه پشت هم و دوستدار هم هستند
دوباره پوزه ی شیطان شکست، شکر خدا
عروسی علی و فاطمه است، شکر خدا

از این وصال مبارک خدا هدف دارد
چقدر حضرت خاتم به دل شعف دارد
دلم هوای ضریح شه نجف دارد
عروسی علی و فاطمه است، کف دارد
به بزم عشق همه عاشقانه دف بزنید
برای خاطر داماد باز کف بزنید

کنار سفره ی عقد، این عروس گل سیما
زکیّه، طاهره، انسیّه، فاطمه، زهرا
نشسته اذن "بلی" تا بگیرد از بابا
پدر اجازه گرفت از خدای جلّ علا
بساط خطبه از این اذن تا فراهم شد
علی به فاطمه اش تا همیشه محرم شد
بگیر دامن پر برکت پیمبر را
بپاش بر سر امّت، گلاب قمصر را
گره زدند به هم عادیات و کوثر را
کشانده اند به دنیا بهشت و محشر را
از این وصال غدیر از گزند ایمن شد
نوشته اند که تکلیف شیعه روشن شد

نوشته اند که شیعه نشانه ای دارد
شراب کوثریِ جاودانه ای دارد
کبوتری شده و آشیانه ای دارد
برای گریه و شادی بهانه ای دارد
تمام عمر دلم زیر دین می آید
از این وصال مقدّس حسین می آید

سخن ز عشق که باشد، شراب شیرین است
برای تشنه ی عشق آفتاب شیرین است
کنار یار خوشی و عذاب شیرین است
سلام های بدون جواب شیرین است
اگر که فاطمه باشد کنار شیر خدا
زمان فتنه شود ذوالفقار شیر خدا

زمان فتنه قمر در محاق می افتد
تبر به جان درختان باغ می افتد
میان امّت احمد نفاق می افتد
و آن دوشنبه ی شوم اتّفاق می افتد
که درب خانه ی زهرا شکسته می شود و
دو دست حیدر کرار بسته می شود و
خدا کند که نبینی قیامتی را که
کنار خانه ی حیدر جماعتی را که
شکسته اند دری را، نه ساحتی را که
شکست ضربه آن درب، قامتی را که
پس از سه ماه علی نیمه شب، غریبانه
به دست قبر سپردش، عجب غریبانه ================================ #ایران
#تهران
#میثم_کریمی
Read more
Loading...
سلام صبح زیباتون بخیر <span class="emoji emoji2764"></span> امیدوارم تعطیلی خوبی در کنار خانواده داشته باشید <span class="emoji emoji1f447"></span>متن زیر عکس رو لطفا بخونید ...
Media Removed
سلام صبح زیباتون بخیر امیدوارم تعطیلی خوبی در کنار خانواده داشته باشید متن زیر عکس رو لطفا بخونید . . تظاهر به عشق پسرا / دخترا: بدترین چیزی میتونه ی ادم‌رو درگیر کنه عاشق کسی بشه تظاهر به عشق رو داره چیزی که عشق های امروز توش خیلی زیاده فقط تظاهر به عشق که بتونن به اون هدف خودشون برسن ... سلام صبح زیباتون بخیر ❤ امیدوارم تعطیلی خوبی در کنار خانواده داشته باشید 👇متن زیر عکس رو لطفا بخونید 👇👇👇👇👇
.
.

تظاهر به عشق پسرا / دخترا:
بدترین چیزی میتونه ی ادم‌رو درگیر کنه عاشق کسی بشه تظاهر به عشق رو داره
چیزی که عشق های امروز توش خیلی زیاده
فقط تظاهر به عشق که بتونن به اون هدف خودشون برسن
ی رابطه وقتی از جنس عشق باشه دو طرف بهونه برای باهم بودن پیدا میکنن نه‌بهونه‌پیچوندن
دو طرف از‌جون‌برای هم مایع میزارن که همو ببینن نه اینکه از دیدن هم خسته بشن
نگاه اولشون به داشتن پول و سیکس پک و نمیدونم هیکل انچانی نیست نگاه دو طرف به قلبشونه نه به هوسشون برای هدفشون
دارید میبینید توی همین فضای مجازی ی روز مینویسن عاشق همدیگه ان فرداش با کلی فحش از هم پذیرایی میکنن اخه معنی ی رابطه که این نیست
تظاهر به عشق نکنید شاید طرف مقابل شما عاشق شه ی ذره به اون طرف فکر کنید
ی بارم خودتونو بزارید جای اون طرفی که چندین ماه یا سال از جون و احساساتش برای شما مایع میزاره شما‌به هدف میرسی بهونه‌پیدا میکنی بری بهم خیانت‌میکنید اخه ینی چی ؟ مگه نمیگی عاشقشی پس چرا ولش میکنی ؟
یذره فکر کنید تظاهر کردن به هر چیزی اسونه
اگه تو جنسی هستی واقعی اونکارو‌کردی مطمن باش مردی
ی ذره فکر کنید قبل از هر چیزی به اون کار فکر کنید
تا قلب ها و احساساتمون پاک و‌سالم بمونه
حداقل برای اونی که اینده میاد توی زندگیتون‌شرمنده نشین بخواین اسم دوست پسر یا دوست دختراتونو بزارید روی بچه هاتون‌و‌با ی قلب نصف نیمه باهاش باشید
التماس کمی تفکر به کار هامون .
Read more
. سلام عیدتون مبارک یکی از فانتزی هام اینه که توی چنین فضای آروم و دلچسبی #کتاب بخونم، که هنوزم محقق ...
Media Removed
. سلام عیدتون مبارک یکی از فانتزی هام اینه که توی چنین فضای آروم و دلچسبی #کتاب بخونم، که هنوزم محقق نشده چون فعلا دارم پست می ذارم. این کتاب یکی از چند کتاب «مجموعه کتابهای آموزش نویسندگی» هست که سوره مهر داره ترجمه و چاپ می کنه که خیلی کاربردی و به درد بخور هستن و می تونید از سایتشون اینترنتی سفارش ... .
سلام
عیدتون مبارک
یکی از فانتزی هام اینه که توی چنین فضای آروم و دلچسبی #کتاب بخونم، که هنوزم محقق نشده چون فعلا دارم پست می ذارم.
این کتاب یکی از چند کتاب «مجموعه کتابهای آموزش نویسندگی» هست که سوره مهر داره ترجمه و چاپ می کنه که خیلی کاربردی و به درد بخور هستن و می تونید از سایتشون اینترنتی سفارش بدید. مدیونید فکر کنید کتاب رو مجانی فرستادن تا براش تبلیغ کنم. ما نویسنده ها هم مثل شما، هم بقیه کتابها رو بی تخفیف می خریم هم کتابهای خودمونو پول می دیم می خریم.
از اونجایی که مدام از من سوال می شه برای نویسندگی چی کار کنیم، کلاس کجا بریم یا چی بخونیم، معرفیش کردم.
یا علی بگید و شروع کنید دیگه. اگه به تعدادی که سوال می پرسید و مدام شکایت دارید که همه ی امکانات توی تهرانه، شروع می کردید به خوندن و تجربه کردن... الان باید صد، صد و پنجاه تا نویسنده ی جوان خوشفکر می داشتیم با کلی کتابهای عالی... امکانات رو خود شما باید با قوی شدن و حرفه ای شدن فراهم کنید نه اینکه منتظر بقیه بمونید و فقط گله کنید. ما هم که تهرانیم خیلی وقتا نمی تونیم از امکانات و کلاسها و جلسات استفاده کنیم.
Read more
سلام خوبین ... من عماد طالب زاده هستم ، پانزده سال هست که کار موسیقی می کنم ... تو تمام این سالها با عشق ...
Media Removed
سلام خوبین ... من عماد طالب زاده هستم ، پانزده سال هست که کار موسیقی می کنم ... تو تمام این سالها با عشق بدون هیچ چشم داشتی موسیقی کار کردم و بازم همینکارو می کنم ... نمی دونم کدوماتون با آهنگهای من خاطره دارید ، نمی دونم کدوماتون منو دوست دارید ولی اگه تو این سالها با کارای من ثانیه ای حالتون خوب شده یا ... سلام خوبین ... من عماد طالب زاده هستم ، پانزده سال هست که کار موسیقی می کنم ... تو تمام این سالها با عشق بدون هیچ چشم داشتی موسیقی کار کردم و بازم همینکارو می کنم ... نمی دونم کدوماتون با آهنگهای من خاطره دارید ، نمی دونم کدوماتون منو دوست دارید ولی اگه تو این سالها با کارای من ثانیه ای حالتون خوب شده یا خاطره ای ساختید و‌یا اگه احساسی تو این سالها به من پیدا کردید ازتون ممنونم و یه خواهش دارم ... بیشتر از یکساله که این پسر کوچولو رو می شناسم ، سعادت داشتم به لطف یه دوست تولد قبلیش رفتم بیمارستان پیشش و کلی حال خودم خوب شد ... تو این مدت شاهده همه فداکاریای مادرش و تلاشهای پدرش بودم ... بخدا خیلی سخته ... جفتشون خیلی بزرگ و با وجود هستن که کمر خم نکردن ... و تا امروز کمکی نگرفتن ولی امروز کمک لازم دارن ، امروز هممون به کمک همدیگه نیاز داریم ... یه شماره حساب می ذارم به نام خود متین هست ، نه کس دیگه ای که بهش شک کنید یا نگران باشید که خدایی نکرده پول به دستش نرسه ... تو این پیج ششصد و دوازده هزار نفریم ... خیلیه بخدا ... می شه خیلی کارا کرد ... هر کی به هر اندازه ای که می تونه کمک کنه ... یکی هزار تومان یکی میلیون ، یکی میلیارد .... هر کی هرچقدر که تونست ... منم در حد توانم واریز می کنم ... تو این شرایط خودمونیم که باید به داد خودمون برسیم ... من به واسطه لطف خدا و حمایت شما صاحب این پیجم با این تعداد ، رو لطفتون و حمایتتون همیشه حساب کردم و بازم حساب می کنم ، باور کنید الان نیازی به خدا شفاش بده نداریم الان نیاز به کمک داریم ...
..... .........
—-
6104 3378 8214 5871
متین براتی ...
........
با پیج متین هم آشنا بشید ..
@matinn1392
@matinn1392
@matinn1392
...................
Read more
Loading...
وقتی همه چیز روبراه است که امیدواری معنا ندارد! امید زمانی ارزشمند است که همه چیز در بدترین شرایط ...
Media Removed
وقتی همه چیز روبراه است که امیدواری معنا ندارد! امید زمانی ارزشمند است که همه چیز در بدترین شرایط است پس هیچوقت ناامید نشو به ویژه در اوج تاریکی و تنهایی و تلخی ... . سلام دوستای گلم ،عصرجمعه تون بخیر و شادی ان شالله 🏵... . بفرمایید #کوکی_پودینگی و چای ترش با دستور از پیج کوکی باکس @_cookie_box_ @iransweet _______________ موادلازم 125 ... وقتی همه چیز روبراه است
که امیدواری معنا ندارد!

امید زمانی ارزشمند است
که همه چیز در بدترین شرایط است

پس هیچوقت ناامید نشو
به ویژه در اوج تاریکی و تنهایی و تلخی ...
.
سلام دوستای گلم ،عصرجمعه تون بخیر و شادی ان شالله 🌹🍀🌺🌱🏵...
.
بفرمایید #کوکی_پودینگی و چای ترش😍

با دستور از پیج کوکی باکس
@_cookie_box_
@iransweet
_______________
موادلازم
125 گرم کره
2 ق غ پودرشکر
وانیل 1 ق چ
1 بسته پودرپودینگ وانیلی یا طعم دیگه (هر پودینگ با هر مارکی که تو دسترس بود میتونید استفاده کنید، مثلا فیت وفان یا دکتر اوتکر یا...)
1 عدد زرده تخم مرغ
آرد 1 پیمانه
شکلات چیپسی نسوز برای تزیین مقداری
50 گرم شکلات تلخ با کیفیت ،که میتونید در صورت استفاده از پودینگ شکلاتی، به جای 80 گرم از 40 گرم شکلات، استفاده کنید ومجدداً مثل همیشه تاکید میکنم که مارک شکلاتتون خارجی باشه نه ایرانی

طرزتهیه
فرو روشن میکنیم، 170 درجه
شکلات رو بن ماری کرده کنار میذاریم
کره ی نرم و پودرشکرو خوب هم میزنیم
شکلات بن ماری شده که از حرارت افتاده بهش اضافه‌ میکنیم و هم میزنیم
سپس پودر پودینگ و زرده ی تخم مرغ رو اضافه‌ میکنیم و کمی هم میزنیم (بسته ی پودینگ رو باز کرده و مستقیم به مواد اضافه‌ میکنیم)
آرد و وانیل روهم در این مرحله اضافه‌ میکنیم
مثل همه شیرینی های دیگه، خمیر رو فقط جمع میکنیم
❌(ورز نمیدیم)
باید خمیری بدست بیاد که چسبندگی نداره
از خمیر به اندازه ی گردو برمیداریم و کف دست گرد کرده (فقط گرد کنید، با کف دست له نکنید اگه میخواید کپل بشه ،البته پسرکمان طبق معمول کماااال همکاری رو با بنده داشتن قیافه ش کج و معوج شد🙈) و توی سینی فر،روی کاغذ روغنی، با کمی فاصله میچینیم . روی کوکی هارو شکلات چیپسی نسوز میذاریم و در فر گرم شده به مدت 15 الی 20 دقیقه میپزیم، وقتی از فر درمیارید هنوز نرمه، بذارید سرد شه بعد جابجا کنید
نکته:
🔴بسته به سلیقه میتونید از هر طعم پودینگی که در دسترس بود استفاده کنید، من از پودینگ قهوه استفده کردم،خوشعطر شد
🔴میتونید شکلات چیسی رو هم داخل مواد بریزید و هم برای تزیین روش استفاده کنید، یا به جاش روی کوکی ها اسمارتیز بذارید و یا اصلا کلاً جفتش رو حذف کنید
🔴برای نگهداری هم خارج از یخچال و داخل ظرف دربسته به مدت یک هفته
_____________
.
#matbakhe_khatoon #ashpazi_ba_ham
Read more
کیک نوتلا بدون فر از سمیه جون @food_somayeinstagram سلام ظهر گرم تابستونیتون بخیر کیا #کیک_بدون_فر ...
Media Removed
کیک نوتلا بدون فر از سمیه جون @food_somayeinstagram سلام ظهر گرم تابستونیتون بخیر کیا #کیک_بدون_فر اونم با ی همچین پفی میخواستن🤗 از بافت و طعمش هر چی بگم کم گفتم از بس خوبه‌ این کیک درست کردنشم راحته #کیک_نوتلا_بدون فر خیلی از دوستان درخواست کیک بدون فر رو کرده بودن منم چون خیلی دوستون ... کیک نوتلا بدون فر

از سمیه جون
@food_somayeinstagram
سلام ظهر گرم تابستونیتون بخیر
کیا #کیک_بدون_فر اونم با ی همچین پفی میخواستن🤗
از بافت و طعمش هر چی بگم کم گفتم از بس خوبه‌ این کیک 😋 درست کردنشم راحته
#کیک_نوتلا_بدون فر
خیلی از دوستان درخواست کیک بدون فر رو کرده بودن منم چون خیلی دوستون دارم دست ب کار شدم و نتیجش ی کیک عالی وخوشمزه با پف زیاد شد😇
تخم:مرغ ۴ عدد
شکر:۱ لیوان(منظور لیوان دسته دار فرانسوی)
آرد شیرینی پزی :۲/۵ لیوان
روغن مایع:۱ ل
آب جوش:۱ ل
نوتلا:۳ ق.غ (جایگزینش پودر کاکائو یاشکلات خرد شده)
پودر کاکائو:۱/۵ ق.غ(مقدارش بستگی ب کیفیت پودر کاکائو داره)
وانیل نصف ق.چ
بکینگ پودر:۲ق.چ
(همه مواد ب دمای محیط رسیده باشن)
همه مواد رو جلو دستتون بزارید،‌قبل شرو کار ی قابلمه بزرگتر از قالب رو،روی شعله متوسط گاز با در بسته بزارید تا خوب گرم شه
تو این فاصله مایه کیک رو اماده میکنیم.
آرد+بکینگ پودر+پودر کاکائو رو سه بار الک کنید(الک کردن باعث هوا دهی ب آرد میشه در نتیجه بافت و پف کیکتون عالی میشه)
تخم مرغ+شکر+وانیل رو۶تا۸دقیقه با دور متوسط رو ب بالا همبزنید تا حجمش سه برابر و سفید و کشدار شه،این مرحله بستگی ب قدرت همزنتون هم داره پس این نکته رو در نظر داشته باشید.
روغن رو اضافه و سی ثانیه هم میزنیم،
آب جوش رو با نوتلا مخلوط میکنم و ب تناوب همراه ارد ب مایه اضافه و فقط در حد مخلوط شدن زده ن بیشتر وگرنه پف تخم مرغها از بین میره و کیکمون پفش کم میشه [email protected]
قالب رو فقط با کره چرب کنید دیگه ارد پاشی نکنید
کف قابلمه یکی دوتا قالب فلزی شیرینی پزی میزاریم و قالب کیک رو روی قالبها قرار میدهیم تا مستقیم با کف قابلمه نماس نداشته باشه
حتما ی دم کنی هم بزارید درشو میزاریم،چهار دقیقه اول شعله رو کم نکنید،بعدش شعله رو کم کنید تا ۴۵ دقیقه اول درشو باز نکنید اصلا،بزارید با حرارت کم بپزه.
مدت پختش با توجه ب حجم مواد و اندازه قالب متفاوته برای من بیشتر از یک ساعت طول کشید،با سیخ چوبی چک کنید اگه نچسبیده امادست اگه نه یک ربع دیگه بزارید بمونه خوبیش اینه احتمالا سوختنش وجود نداره🙃
دور کیک هم خشک نمیشه نرم عالیه
پ.ن::این کیک رو میشه تو فر با 180 درجه هم پخت ب مدت ۵۰ تا ۵۵
قالب من آلومینیومی میان تهی با قطر 20سانت و ارتفاع ده سانت
باید قابلمه ای انتخاب کنید که درب مناسبی داشته باشه و کاملا کیپ شه.
در قابلمه رو در طول پخت کیک بر ندارید تا هوا نکشه و پف کیک شما نخوابه.
پس از قبل سایز قالب و قابلمکه رو چک کنید ک قالب توش جا بشه
#کیک[email protected]
#کیک_بدون_فر
نکات کیک در کامنت
Read more
<span class="emoji emoji2705"></span> خانم #لیلا_حاتمی لطفا کمی غربی باشید در بخشی از کتاب " خاطرات سفیر" به خاطره اعتصاب راننده اتوبوس ...
Media Removed
خانم #لیلا_حاتمی لطفا کمی غربی باشید در بخشی از کتاب " خاطرات سفیر" به خاطره اعتصاب راننده اتوبوس ها در فرانسه می پردازد. نویسنده اینطور می نویسد: یه دفعه چشمم به یه اتوبوس افتاد که جلوی روی همه اومد و صاف وایساد توی ایستگاه. راننده اتوبوس رو خاموش کرد و سوت زنان از اتوبوس پیاده شد. رفتم جلو، ... ✅ خانم #لیلا_حاتمی لطفا کمی غربی باشید

در بخشی از کتاب " خاطرات سفیر" به خاطره اعتصاب راننده اتوبوس ها در فرانسه می پردازد. نویسنده اینطور می نویسد:
یه دفعه چشمم به یه اتوبوس افتاد که جلوی روی همه اومد و صاف وایساد توی ایستگاه. راننده اتوبوس رو خاموش کرد و سوت زنان از اتوبوس پیاده شد. رفتم جلو، سلام کردم و گفتم: "عذر می خوام. امروز اتوبوس نیست" گفت: "نه، امروز اعتصابه"
دوست داشتم بدونم اعتصاب برای چیه؛ به خصوص که داشتم متضرر می شدم و ناخواسته در زنجیره نتایج اعتصاب دخیل شده بودم. گفتم: "ببخشید ... می شه بدونم برای چی راننده ها اعتصاب کردند؟" راننده اتوبوس یه نگاهی به من انداخت و گفت: "این یه موضوع ملّیه. به خارجیا ارتباطی نداره."
(آفرین ورپریده! از این حس ملی گرایی ات خیلی خوشم اومد بی تربیت!)
خب، دیگه چی باید می گفتم؟ هیچی! اما واقعا این حس دوگانه ای که توی پرانتز نوشتم سراغم اومد. اگرچه جواب بی ادبانه ای بود، آفرین به این شخص که علیه دولتش هم که تحصن می کنه وقتی مقابل یه خارجی قرار می گیره بهش حق نمی ده که بخواد حتی وارد دعواهای ملی بشه. واقعا از این کارش خیلی خوشم اومد. من اگه جای رئیس اش بودم حتما تشویق اش می کردم. 📚کتاب "خاطرات سفیر" نوشته نیلوفر شادمهری انتشارات سوره مهر
Read more
Loading...
. . هرکه دیوانه شد از پند نگردد #عاقل خون چو شد مُشک، محال است دگر خون گردد<span class="emoji emoji263a"></span>️<span class="emoji emoji1f604"></span> #حضرت_صائب . ***************** ...
Media Removed
. . هرکه دیوانه شد از پند نگردد #عاقل خون چو شد مُشک، محال است دگر خون گردد #حضرت_صائب . ***************** . . دست بر قضا بالاخره قسمت شد ما #قسمتی از مطالبه شیرینی آغاز ولایت امام عصر ارواحنا فداه و آزادی حرم عمه جانشون حضرت زینب (سلام الله علیها) و نابودی #داعش در منطقه رو که یکی از دوستان ... . .

هرکه دیوانه شد از پند نگردد #عاقل
خون چو شد مُشک، محال است دگر خون گردد☺️😄 #حضرت_صائب . ***************** . .

دست بر قضا بالاخره قسمت شد ما #قسمتی از مطالبه شیرینی آغاز ولایت امام عصر ارواحنا فداه و آزادی حرم عمه جانشون حضرت زینب (سلام الله علیها) و نابودی #داعش در منطقه رو که یکی از دوستان پیگیرِ خوشحال، از مدتها پیش وعده داده بود رو وصول کردیم! البته از آنچه در تصویر مشاهده می کنید بیش از یک پنجمش به ما نرسید و بقیش در طرفة العینی قلع و قمع شد! ولی به اروم گرفتن اون توریست آلمانی ای که با تعجب و نگاهی #جاهل_اندر_فقیه به ما خیره شده بود می ارزید😉

خلاصه که با تاخیر فراوون، آزادی حرم و نابودی شجره خبیثه داعش مبارک! الهی که به زودی زود شاهد نابودی همه دست های پشت پرده و روی صحنه ظلم و جنگ و تبعیض در کل دنیا و بعد از اون هم فرج حضرت پدر، صاحب الزمان باشیم🙏😍 #حافظ_تو_مسلمون_نیستی!😆
#گفتم_خودشو_بیار_نه_تسبیحشو🙈
#داعش_تموم_شد؟! #واقعنی؟😳
#چرا_هیشکی_باورش_نمی_شه؟🤔
#کافه_چی
#آینده_از_آن_امت_اسلام_است.
#وعده_صادق
#سردار_دلها
#قاسم_سلیمانی
#جای_خالی
#در_بهار_پیروزی_جای_شهدا_خالی
هرکه را صبح #شهادت نیست، شام #مرگ هست...
#مدافعان_حرم
#حال_خوب
#دوستای_خوب
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
Read more
ویدئو #پوست_شب از #مهرداد_آسمانی . سلام شبتون به خیر . یه ویدئو بسیار قدیمی و فراموش شده از جناب آسمانی نازنین براتون انتخاب کردم که به شخصه با این آلبوم ایشون کلی خاطره دارم . این ویدئو رو اصن کسی دیده ؟ 🤔 . رو دریای به این خیسی کجاش با گریه می نویسی رو احساست برو بنویس که با جون تو بنویسی ... 🎧 ویدئو #پوست_شب از #مهرداد_آسمانی .
سلام شبتون به خیر ✋️😊
.
یه ویدئو بسیار قدیمی و فراموش شده از جناب آسمانی نازنین براتون انتخاب کردم که به شخصه با این آلبوم ایشون کلی خاطره دارم👌😍 .
این ویدئو رو اصن کسی دیده ؟ 🤔
.
رو دریای به این خیسی کجاش با گریه می نویسی
رو احساست برو بنویس که با جون تو بنویسی
برو بنویس و قابش کن بگو لالا و خوابش کن
بذار عشق عاشقی باشه به نام نامی ما شه
خطر باز و خطر پیشه م تو صف وایساده هم میشم
میگی نه امتحانم کن از این عاشقتر هم میشم
رو پوست شب نوشتم من که از جونم گذشتم من
وفا رو صاف و پوست کنده جلو چشمات گذاشتم من
رو پوست شب نوشتم من که از جونم گذشتم من
وفا رو صاف و پوست کنده جلو چشمات گذاشتم من
اگه بازم خطر کردم وضو با چشم تر کردم
اگه عمری به بد نامی سر عشقت هدر کردم
Read more
قشنگ ترین متن مردونگی بود که خوندم از حموم نمره در اومدیم و نم نم بارون میزد _ خانومی جوون و محجبه بساط ...
Media Removed
قشنگ ترین متن مردونگی بود که خوندم از حموم نمره در اومدیم و نم نم بارون میزد _ خانومی جوون و محجبه بساط لیف و جوراب و ... جلوش پهن بود _ رفت جلو و آروم سلام کرد و نصفه بیشتره لیف و جوراباشو خرید _ تعجب کردم و پرسیدم : داداش واسه کی میخری ؟ ما که تازه از حموم در اومدیم _ اونم اینهمه ! گفت : تو این سرما از سر غیرتشه ... قشنگ ترین متن مردونگی بود که خوندم
از حموم نمره در اومدیم و نم نم بارون میزد _ خانومی جوون و محجبه بساط لیف و جوراب و ... جلوش پهن بود _ رفت جلو و آروم سلام کرد و نصفه بیشتره لیف و جوراباشو خرید _ تعجب کردم و پرسیدم : داداش واسه کی میخری ؟
ما که تازه از حموم در اومدیم _ اونم اینهمه !
گفت : تو این سرما از سر غیرتشه که با دستفروشی خرجشو در میاره _ وگرنه میتونست الآن تو یه بغل نرم و یه جای گرم تن فروشی و فاحشگی کنه !
پس بخر و بخریم تا شرف و ناموس مملکتمون حفظ شه _ برگشت تو حموم و صدا زد :
نصرت اینارو بزار دم دست مردم و بگو صلواتیه
( برگی از دفترچه خاطرات جهان پهلوان تختی )
سلامتی هر کی مرده __ نه هر چی نامرده
Read more
سلام دوستان عزیز طبق آخرین اخبار تیم ملی ساعت 20:30 وارد فرودگاه امام میشه و آقای کی روش هم همراه تیم ...
Media Removed
سلام دوستان عزیز طبق آخرین اخبار تیم ملی ساعت 20:30 وارد فرودگاه امام میشه و آقای کی روش هم همراه تیم هستند از تمام حامیان کی روش تقاضامندیم هرکس توانایی اش رو داره با حضور در فرودگاه نه تنها از کی روش حمایت کنه و باعث شه صدامون به وزیر و رییس جمهور و رییس و..... برسه بلکه باعث بشه درصورت نماندن کی روش ... سلام دوستان عزیز
طبق آخرین اخبار تیم ملی ساعت 20:30 وارد فرودگاه امام میشه و آقای کی روش هم همراه تیم هستند
از تمام حامیان کی روش تقاضامندیم هرکس توانایی اش رو داره با حضور در فرودگاه نه تنها از کی روش حمایت کنه و باعث شه صدامون به وزیر و رییس جمهور و رییس و..... برسه بلکه باعث بشه درصورت نماندن کی روش خاطره ای خوبی درذهن کی روش باقی بماند و بدونه مردم ایران همون طور که خودش گفت تا لحظه آخر واسشون میجنگه واسه حمایت ازش از هیچ تلاشی دریغ نمی کنند.
وعده ما ساعت 20:30 فرودگاه امام خمینی
پلاکادر وبنر و .... یادتون نره
لطفا تمام فن پیج های دیگه اشتراک بزارن تا اطلاع رسانی شه
دوستاتون رو تگ کنید
#کیروش_باید_بماند @aryan.ghasemi @hrouhani
Read more
. سلام خدمت فالوور های گرام :/ همانگونه که میدانید مدرسه ها وا شده:| و من نمیتونم زیاد پست بزارم<span class="emoji emoji1f60c"></span> بی ...
Media Removed
. سلام خدمت فالوور های گرام :/ همانگونه که میدانید مدرسه ها وا شده:| و من نمیتونم زیاد پست بزارم بی زحمت آن فالو نکنید تا دوباره تابستون شه بیام عین شاطر پست بزارم فداتون برم،سال خوبی داشته باشید . . پ.ن:نه اینکه دیگه پیدام نمیشه هااا ، نه ، میام،منتها خیلی کم پ.ن۲:تو چنل بیشتر هستم .
سلام خدمت فالوور های گرام :/
همانگونه که میدانید مدرسه ها وا شده:|
و من نمیتونم زیاد پست بزارم😌
بی زحمت آن فالو نکنید تا دوباره تابستون شه بیام عین شاطر پست بزارم😂
فداتون برم،سال خوبی داشته باشید✋
.
.

پ.ن:نه اینکه دیگه پیدام نمیشه هااا ، نه ، میام،منتها خیلی کم💕
پ.ن۲:تو چنل بیشتر هستم💕✋
. مهم‌ترین هدفم در دانشگاه ازدواج بود. 10 تلاش من برای پیدا کردنِ نیمه گمشده، در هفت ترم گذشته ناموفق ...
Media Removed
. مهم‌ترین هدفم در دانشگاه ازدواج بود. 10 تلاش من برای پیدا کردنِ نیمه گمشده، در هفت ترم گذشته ناموفق بود. اما ترم هشتم را با پختگی بیشتر و انتخاب «شهره ششپری» شروع کردم. دختری که همیشه کفش‌های پاشنه بلند به پا می‌کرد. کلیپس بزرگی روی سرش می‌زد و یک دستبند طلای زرد رنگ هم روی دستش می‌بست. خیلی فکر ... .
مهم‌ترین هدفم در دانشگاه ازدواج بود. 10 تلاش من برای پیدا کردنِ نیمه گمشده، در هفت ترم گذشته ناموفق بود. اما ترم هشتم را با پختگی بیشتر و انتخاب «شهره ششپری» شروع کردم. دختری که همیشه کفش‌های پاشنه بلند به پا می‌کرد. کلیپس بزرگی روی سرش می‌زد و یک دستبند طلای زرد رنگ هم روی دستش می‌بست. خیلی فکر کردم که چه اشتراکی می‌تواند بین من و خانم ششپری وجود داشته باشد، تنها چیزی که به ذهنم رسید، این بود که اول اسم‌های‌مان مثل همدیگر بود. یک بار شهره که داشت از جلوی در دانشکده رد می‌شد، به او سلام کردم و یک حالت «ایییششش!» مانند جوابم را داد. کم نیاوردم و گفتم «راستی می‌دونستین اگه من و شما باهم باشیم، قصه عشق ما به «شُش» معروف می‌شود» و ادامه دادم «اول اسم من و تو می‌شه دیگه، جایی که باهاش نفس می‌‌کشیم». از شیوه دور شدنش، حدس می‌زدم که با همین استعاره، دل در گروی من داده باشد. برای همین از فردا هر وقت او را می‌دیدم، با دهانم صدای «شش» در می‌آوردم. شهره یک دوستی داشت به اسم «آزاده هراتی». در یک کتابی خوانده بودم که هیچ چیزی مثل یک دوست صمیمی نمی‌تواند دل دخترها را برای ازدواج نرم کند. با همین نصیحت کلیدی، تصمیم گرفتم از طریق آزاده وارد دل شهره شوم. یک روز آزاده هراتی را جلوی دانشکده دیدم و به او گفتم که «خانم هراتی! می‌تونم وقت‌تون رو بگیرم؟!». آزاده بدون هیچ معطلی‌ای گفت «نه! اون سری هم بهت گفتم که به درد هم نمی‌خوریم!». برایش توضیح دادم که این دفعه برای شهره سراغش آماده‌ام. خانم هراتی که تازه فهمید جریان چیست، به من گفت که بعید می‌داند خانم ششپری از من خوشش بیاید. مثل 10 بار گذشته دنیا روی سرم خراب شد.
.
واقعا بعد از هشت ترم حداقل حقی که داشتم این بود که یک‌بار بتوانم خودم را برای همسر بالقوه آینده‌ام پرزنت کنم. بعد از آخرین کلاس، ششپری را گیر آوردم و گفتم می‌خواهم چند دقیقه وقتش را بگیرم. اول قبول نمی‌کرد. اما وقتی استادان دانشگاه یکی یکی از جلوی ما رد ‌شدند و او را چپ چپ نگاه ‌کردند، پیشنهادم را پذیرفت که برویم یک کافی‌شاپ در دورترین نقطه نسبت به دانشگاه و منزل‌شان باهم صحبت کنیم. در کافی‌شاپ نزدیک نیم ساعت، خودم، آرزوهایم، شرایطم، تعداد فرزندان مورد علاقه‌ام، وزنم، قدم، رنگ موهایم تا سایز لباس و شلوار و کفشم را هم برایش تشریح کردم تا مراحل دلبری را تمام کنم. حرف‌هایم که تمام شد، شهره بدون هیچ معطلی‌ای گفت: «ببین آقای پاک‌نگر! شرایط شما رو درک می‌کنم و به‌خاطر همین چیزاست که میگم نه!». بلند شد که برود و من به او گفتم که

بقیه در کامنت اول 👇👇👇
Read more
. #دختری_که_از_اول_انار_بود (رمانی در دست چاپ) می رسم بیمارستان . می روم توی اتاقش . دارد کم کم ...
Media Removed
. #دختری_که_از_اول_انار_بود (رمانی در دست چاپ) می رسم بیمارستان . می روم توی اتاقش . دارد کم کم از جا پا می شود که چادرش را سر کند . نفس نفس می زند . رنگ و لعابش هنوز زرد است . یک غمی زیر پوستم می دود از جنس آن غم هایی که می دانی داری یک نفر را از دست می دهی . چادرش را پشت و رو سر کرده . حواسش جمع نیست . دستش را ... .
#دختری_که_از_اول_انار_بود (رمانی در دست چاپ)

می رسم بیمارستان . می روم توی اتاقش . دارد کم کم از جا پا می شود که چادرش را سر کند . نفس نفس می زند . رنگ و لعابش هنوز زرد است . یک غمی زیر پوستم می دود از جنس آن غم هایی که می دانی داری یک نفر را از دست می دهی .
چادرش را پشت و رو سر کرده . حواسش جمع نیست . دستش را می گیرم . دستی که دارد واقعا می لرزد . قبل سکته نمی لرزید . دو هفته ی پیش اینطوری نبود . و صورتش این همه غمگین نبود .
می گوید : رفتی سراغ خونه م ؟
می گویم : آره انسی جون . رفتم . تا فردا برات تخت و وسایل می برم .
یک کم لبخند می زند . یک کم بهتر به نظر می رسد . می گوید : عطا خواهرم رو دیدی ؟
چه باید بگویم ؟ بگویم نه ، دخترش را دیدم . مهلا را . بگویم هنوز زیبا بود ؟ بگویم هنوز وقتی رنگش می پرد ، هول می کند یاد زعفران نذری شله زرد می افتم ؟
می گویم : نه . ندیدمش . بریم مادر .
پرستار برایش گرفته ام . خودش اما نمی داند . بفهمد پس می افتد . می گوید لابد : روت نمی شه مادر لا جونت رو بشوری ؟
عنق تر شده اما انسی انسی است . به شدت زیر اخم های تندش قلبش برای دور و بری هایش می تپد . همه را دوست دارد اما نمی گوید . و هیچ وقت هیچ چیزی را به رویمان نیاورد .
هیچ وقت به رویت نیاورد که پشه بند پشت پنجره ی آشپزخانه مان را سوراخ کرده بودی و از آنجا بهم سهم خوراکی می دادی و می گفتی بگیر باج گیر . می گفتی : عطا تو دختر نیستی واقعا ؟ پسر مگه ذغال اخته و تمبر هندی و آلوچه می خوره ؟
نه . نمی مردم برای این ها . فقط برای تو می مردم . می خواستم حال ات را خیلی دقیق بدانم . بدانم ترشی که می خوری چطوری لب هایت را غنچه می کنی و کمی اشک توی چشم هایت جمع می شود . می خواستم بدانم وقتی لاک می زنی به انگشت های پایت چطوری یک جا ثابت می نشینی . می خواستم بدانم توی سرت توی دلت چه می گذرد .
همین سهمیه ای که می گفتی باج است از چیزهایی بود که برایت می خریدم و می انداختم توی بالکن خانه تان و با مشت می زدم به دیوار بین مان و صدا می زدم : آهای دختر همسایه ! جایزه ت آماده س .
انسی به پرستار توی راهرو نگاه می کند و خشک اش می زند . بو برده . می داند چه دارد به سرش می آید. جواب سلام زن را نمی دهد و می گوید : من رو ببر خطا !
هر وقت خیلی از دستم ناراحت بود صدایم می زد خطا . می گفت خطا کردم تو را دنیا آوردم عطا .... #دختری_که_از_اول_انار_بود
#مهلا
#عطا
مرتضی عبدی
Read more
#داشت_یادم_میامد #قسمت_چهارم #چیستایثربی #داستان #قصه پدرم داشت باحسابداری تسویه میکرد که دراتاق قرنطینه،سراسیمه باز شد ومرد یاهمان کریم،باحالتی آشفته وموی پریشان ازاتاق بیرون دوید وبه سمت اتاق دکتررفت.در راه برای یک لحظه نگاه او وپدرم به هم گره خورد،رنگ کریم دوباره پرید،اما پدرم سرخ ... #داشت_یادم_میامد #قسمت_چهارم #چیستایثربی #داستان #قصه
پدرم داشت باحسابداری تسویه میکرد که دراتاق قرنطینه،سراسیمه باز شد ومرد یاهمان کریم،باحالتی آشفته وموی پریشان ازاتاق بیرون دوید وبه سمت اتاق دکتررفت.در راه برای یک لحظه نگاه او وپدرم به هم گره خورد،رنگ کریم دوباره پرید،اما پدرم سرخ شد!بیشتر حالت برافروختگی وخشم بود!کریم،سریع به داخل اتاق دکتررفت،حتی لحظه ای نایستاد!سلام نداد،سری هم خم نکرد!پدرم گفت:میشناسیش؟گفتم:خودشو معرفی کرد،گفت بچه باغبون ما بوده!یکم یادم میاد...گفت:اونوقت نباید یه سلام بده؟گفتم:خب به نظرخودش،نه لابد!گفت،الان سه تاکارخونه داره،شغل مهمی هم داره!نمیدونم چه کاره ست!ولی حتما خودشو الان،خیلی ازما،بالاتر میدونه،انتظار داره شما اول سلام بدید!پدرم گفت:پسره احمق،هنوز همونجوری بیفکر مونده!
مریض اونه اینجور دادمیزنه؟گفتم:چرا بهش گفتین احمق؟شما که فحش نمیدین!گفت:خب هیچی!گفتم:نه جدی،چرا؟گفت:بعضی چیزا بهتره که هیچوقت به زبون نیاد دخترم،چون وقتی به زبون میاد،هم قبحش میریزه،هم خاطراتشم باهاش میاد!و وقتی خاطراتش میاد،دردشم باهاش میاد!هنوز جمله ی پدرم تمام نشده بود که کریم،از اتاق دکتر بیرون آمد وگفت:پس پسرت غشیه!آره ارباب؟وارث عزیزدردونه ت؟وخندید...خنده ای بلند و هیستریک!پدرم نگاهش نکرد،فقط گفت:فشارش افتاده،به توچه ربطی داره؟برای چی رفتی ازدکتر سوال کردی؟گفت:من بادکتر،کارشخصی داشتم،آشنامه!آقازاده تو،اونجا دیدم!پدرگفت:نمیخوام باهات حرف بزنم،تو انقدربی ادبی که سلام دادن به بزرگتر رو بلد نیستی!کریم گفت:توچی؟شب عید،بیرون کردن کوچیکتر رو خوب بلدی؟چه جوری منو از اون خونه کوفتی انداختی بیرون؟اونم شب عید؟عیدی که برف میومد!حتی لباسایی هم که واسه عید،برام گرفته بودی،ازم پس گرفتی!پدرم گفت:دهن منوبازنکن،خودت میدونی چرا!
کریم گفت:بابامو نگه داشتی،گفتی تو بمون،ولی پسرت دیگه حق نداره پاشوتوخونه من بذاره!بابامم قهر کردباهات، ولت کرد!نه به بابام چیزی گفتی،نه به من!خب برای چی مرد حسابی؟چرا مارو بیرون کردی؟امیدوارم بدترین بلاها سرخودت و خونواده ت بیاد،امیدوارم پسرت به درک اسفل واصل شه!پدرم لبش را گزید،آرام گفت:گفتم دهن منو بازنکن پسر!
تو بهتر ازمن وهرکس دیگه ای میدونی چرا تویکی رو انداختم بیرون!کریم باخشم گفت: من بچه بودم!
پدرم گفت:شونزده ساله،بچه نیست!و تازه اگرهم بچه ست،کار خلاف میکنه،باید ادب شه!بچه بی تربیت باید ادب شه!صدای جیغ زن کریم،فضا راپرکرد:"مگه نمیگم یه برگه بیارید،بنویسید،آیه داره نازل میشه!خدا...زود!"
کریم لحظه ای چشمانش را بست وگفت:خدا به دادم برس... #ادامه_دارد
Read more
"هزاره ی تنهایی" خواننده: رضا پهلوانی آهنگساز و تنظیم کننده: بابک سعیدی ترانه سرا: یغما گلرویی . پری‌دریاییِ اقیانوسای طوفانی! دخترِ لوندِ روی فرشای ایرانی! بی‌تو این پازل کهنه تا ابد کامل نیست، رِی‌بنِ گم شده‌ی مردای آبادانی! تو رو از چشمِ پُر از جن و پَریت می‌شناسم تو رو توی ... "هزاره ی تنهایی"

خواننده: رضا پهلوانی
آهنگساز و تنظیم کننده: بابک سعیدی
ترانه سرا: یغما گلرویی
.

پری‌دریاییِ اقیانوسای طوفانی!
دخترِ لوندِ روی فرشای ایرانی!
بی‌تو این پازل کهنه تا ابد کامل نیست،
رِی‌بنِ گم شده‌ی مردای آبادانی!

تو رو از چشمِ پُر از جن و پَریت می‌شناسم
تو رو توی روسریِ سرسریت می‌شناسم
اگه پُر شه از زن استادیوم آزادی،
تو رو از همون نگاهِ دلبریت می‌شناسم.

از میونِ دفترای خط‌‌خطی پیداشو
از نگاهِ فال‌فروشِ پاپتی پیداشو
قلبای تو اس.ام.اس مدتیه نمی‌تپن
از یه سمتِ این شبای لعنتی پیداشو.

نقطه‌ی روشنِ این زمونه‌ی کافکایی!
حسِ گنگِ حل شده تو شعرای «رؤیایی»!
"مالنا"ی گم شده تو دنیای "فالاچی"،
آخرین پناهِ این هزاره‌ی تنهایی!

خوابِ بی‌دغدغه‌ی توی اتوبوس تویی!
حالِ خوبِ گذر از جاده‌ی چالوس تویی!
مثلِ یه دریچه رو به افقت بازم کن
هپی‌اندِ نوی شعرِ "شاعرِ طوس" تویی!

از میونِ دفترای خط‌‌خطی پیداشو
از نگاهِ فال‌فروشِ پاپتی پیداشو
قلبای تو اس.ام.اس مدتیه نمی‌تپن
از یه سمتِ این شبای لعنتی پیداشو. .
.

توضیحات هزاره ی تنهایی:

ری-بن: سازنده و طراح عینک‌های آفتابی که در سال ۱۹۳۷ در امریکا تاسیس شد. این عینک از دیرباز مورد علاقه مردم آبادان بوده است.
استادیوم آزادی: محل برگزاری مسابقات فوتبال که ورود زنان به آن ممنوع است.
زمونه ی کافکایی: فرانتس کافکا (۱۸۸۳ –۱۹۲۴) یکی از بزرگ‌ترین نویسندگان آلمانی‌زبان در قرن بیستم بود. به فضاهای داستانی که موقعیت‌های پیش‌پاافتاده را به شکلی نامعقول و فراواقع‌گرایانهتوصیف می‌کنند کافکایی می‌گویند.
حس گنگ گم شده تو شعرای رویایی: یدالله رؤیایی ( -۱۳۱۱) شاعر ایرانی بنیانگذار "شعر حجم" که سالهاست ساکن پاریس است. 
مالنا: نام شخصیت زن فیلمی به همین نام به کارگردانی جوزپه تورناتوره و بازی مونیکا بلوچی.
فالاچی:  اوریانا فالاچی ‏(۱۹۲۹–۲۰۰۶) روزنامه‌نگار، نویسنده و مصاحبه‌گر سیاسی برجسته ایتالیایی.
شاعر طوس: مثل یه دریچه رو به افقت بازم کن / هپی‌اندِ نوی شعرِ "شاعرِ طوس" تویی. اشاره به مهدی اخوان ثالث (۱۳۶۹-۱۳۰۷) شاعر اهل خراسان و شعر مشهور "دو دریچه" که متنی اینگونه دارد: ما چون دو دریچه روبروی هم / آگاه ز هر بگو مگوی هم / هر روز سلام و پرسش و خنده / هر روز قرار روز آینده / عمر آیینه ی بهشت اما آه / بیش از شب و روز تیر و دی کوتاه / اکنون دل من شکسته و خسته ست / زیرا یکی از دریچه ها بسته ست / نه مهر فسون نه ماه جادو کرد /نفرین به سفر که هرچه کرد او کرد.

@rezapahlevaniqomi
@babaksaeediofficia
@manotoofficial
Read more
آقا سلام، من چرا همیشه می‌گم آقا سلام؟ چرا نمی‌گم خانوم سلام؟ 🤔 ‌ من بالاخره این کتابه رو پیدا کردم. ...
Media Removed
آقا سلام، من چرا همیشه می‌گم آقا سلام؟ چرا نمی‌گم خانوم سلام؟ 🤔 ‌ من بالاخره این کتابه رو پیدا کردم. سفارش دادم غزل از دستفروش‌های انقلاب خرید برام. و خوشحالم چون می‌تونم از فردا #کتاب_کاغذی بخونم بیشتر کیف میده. از روزی که شروع کردیم تا الان هرروز بدون اغراق برام عکس می‌فرستین از #کتاب خوندن‌تون ... آقا سلام، من چرا همیشه می‌گم آقا سلام؟ چرا نمی‌گم خانوم سلام؟ 🤔

من بالاخره این کتابه رو پیدا کردم. سفارش دادم غزل از دستفروش‌های انقلاب خرید برام. و خوشحالم چون می‌تونم از فردا #کتاب_کاغذی بخونم بیشتر کیف میده.
از روزی که شروع کردیم تا الان هرروز بدون اغراق برام عکس می‌فرستین از #کتاب خوندن‌تون یا تگم می‌کنین رو عکساتون و نمی‌دونین واقعا که چقدر باعث ذوقم می‌شه. از اون بهتر اینکه هرجا میرم یکی هست که بهم می‌گه ببین من کتاب خوندما و درمورد این حرکتی که راه انداختم حرف می‌زنه باهام 😍

من امشب زندگی خود را دوباره بیافرینید می‌خونم و فردا یک مرد رو ادامه میدم.

متاسفانه وقت نکردم درمورد کتابا پست بنویسم هنوز‌ولی می‌نویسم حتما. فقط این پست رو گذاشتم چون اولا دیوارم قشنگه و دوست داشتم یه جا به جز استوری ازتون بپرسم ده صفحه امروزتون رو خوندین یا نه که همه ببینن.
اگه پیشنهادی انتقادی چیزی دارین لطفا همینجا بهم بگین 🙏🏻💚

من خودم با دیدن استوری و پست‌های ارسالی ترغیب می‌شم به خوندن. شما هم اگه تا الان نخوندم همین الان (همین الان الان دقیقا بعد تموم شدن این جمله) نزدیک‌ترین کتابی که بغلتونه وردارین و همین الان ده صفحه‌ش رو بخونین 😀
#امروزبخونیم
Read more
. سلام دوستان در نظر سنجی سوال کردم «شما نسبت به چند سال پیش که اینستاگرام نداشتید، میزان رضایت تون ...
Media Removed
. سلام دوستان در نظر سنجی سوال کردم «شما نسبت به چند سال پیش که اینستاگرام نداشتید، میزان رضایت تون از زندگی بیشتر شده یا کمتر؟» فکر کنم بد نباشه نگاهی به پاسخ ها بندازیم و اون ها رو بررسی کنیم. اول هم خوبه تشکر کنم از اینکه در این نظر سنجی شرکت کردید و پاسخ دادید. پیشنهادم اینه که از این نظرسنجی حسن ... . سلام دوستان

در نظر سنجی سوال کردم «شما نسبت به چند سال پیش که اینستاگرام نداشتید، میزان رضایت تون از زندگی بیشتر شده یا کمتر؟» فکر کنم بد نباشه نگاهی به پاسخ ها بندازیم و اون ها رو بررسی کنیم. اول هم خوبه تشکر کنم از اینکه در این نظر سنجی شرکت کردید و پاسخ دادید. پیشنهادم اینه که از این نظرسنجی حسن استفاده رو بکنیم و هر کدام از ما بر اساس وضعیت و نسبت خودمون با اینستاگرام، یک بهره ای ازش ببریم.

پاسخ این نظر سنجی، چهل-شصت به سمت گزینه ی «کمتر» تمایل داره.

خیلی از دوستان، دلیل اینکه گزینه ی «کمتر» رو زدند این بود که زندگی خودشون رو با عکس های دیگران مقایسه می کنند و این، باعث سرخوردگی شون می شه. قبلا که اینستاگرام نبود، شاید ما اغلب، با آدمهایی مراوده داشتیم که شبیه خودمون بودن. در سطح خودمون بودن. وضعیت اقتصادی شون زیاد با ما فاصله نداشت. اما الان به راحتی با چند کلیک، وارد زندگی افرادی می شیم که فاصله های نجومی با ما دارن. اونقدری که حتی تا آخر عمر هم شاید حتی نتونیم با پول ماشین مون، فقط یک ساعت شبیه ساعت اونها بخریم.

بعضی از دوستان، مشکل شون با اینستاگرام این بود که وقت زیادی ازشون می گیره که قبلا می تونست صرف کارهای مفید تر مثل مطالعه بشه اما الان در صفحات آدمهای مختلف هدر می ره. شاید هم به طور کامل هدر نره، اما به هر حال احساس شون این بوده که قبلا همین وقت، خیلی مفید تر می گذشته.

بعضی دوستان، از طریق اینستاگرام با افرادی آشنا شدند که براشون مفید بوده و در زندگی شون تاثیر مثبت داشته. این دوستان تاکید کردن که با فالو کردن افراد مثبت مراقب هستند کمترین انرژی منفی رو از این فضا بگیرن و بیشتر، براشون حس های خوب داشته. حتی برای بعضی ها خیلی بیشتر از حس خوب. بعضی دوستان تاکید کردند روحیه انقلابی شون تقویت شده، چند نفر حجاب شون بهتر شده، بعضی ها ایمان شون قوی تر شده. خدا رو شکر. خدا رو صد هزار مرتبه شکر که اینستاگرام تونسته تاثیرات حقیقی روی یک عده بذاره و به جای مقایسه ها و حسرت خوردن ها، بهترین بهره رو از این فضا بردن.

برای عده ای هم این فضا محل معرفی کسب و کار یا توانایی هاشون بوده که به همین دلیل، براشون مفید بوده.

و خب در نهایت، میزان رضایت از زندگی بعضی دوستان، هیچ ربطی به اینستاگرام نداشته و در نظرسنجی شرکت نکردن چون نه بیشتر شده نه کمتر.

بازم ممنونم که نظراتتون رو گفتید. ترجیح می دم قبل از اینکه یک پست دیگه بذارم و چند تا نکته رو بگم، شما اگر حرفی صحبتی هست بفرمایید.
Read more
 #لازانیا #لازانیا_گوشت #لازانیا_گوشت_قارچ #فست_فود *سلام دوستان صبح بخیر<span class="emoji emoji1f604"></span> زندگی کم کم داره ...
Media Removed
#لازانیا #لازانیا_گوشت #لازانیا_گوشت_قارچ #فست_فود *سلام دوستان صبح بخیر زندگی کم کم داره به روال عادی برمیگردهالبته هنوز بدن من تنظیم نشدههمش تنبلیم میاد.ایشالا از شنبه زندگی پرانرژی تر شروع میشه اینستاگرام هم جدیدا یه بازی درآورده که دیگه پستامون کمرنگ تر قراره بشهحالا نه که ... #لازانیا #لازانیا_گوشت #لازانیا_گوشت_قارچ #فست_فود
*سلام دوستان صبح بخیر😄 زندگی کم کم داره به روال عادی برمیگرده😁البته هنوز بدن من تنظیم نشده😂همش تنبلیم میاد.ایشالا از شنبه زندگی پرانرژی تر شروع میشه😆
اینستاگرام هم جدیدا یه بازی درآورده که دیگه پستامون کمرنگ تر قراره بشه😞حالا نه که همه ی اونایی که نگاه میکردن لایک میکردن 😑 حالا اینستا اونارم میخواد بپرونه😕
** لازانیای گوشت و قارچ
من سس سفید داخل لازانیارو دوسندارم. برای همین برای نرم شدنش از شیر استفاده میکنم.

ورق لازانیا:8عدد
گوشت چرخ شده:250 گرم
قارچ ورقه شده: 6عدد
پیاز درشت: یک عدد
فلفل دلمه ای: نصف عدد
پنیرپیتزا: یک کاسه
شیر: یک لیوان
رب: یک ق غ
ادویه ی لازانیا:نصف بسته
نمک،فلفل سیاه،زردچوبه: مقداری
**گوشت،پیاز،نمک،فلفل رو حسابی تفت میدیم تا گوشتمون رنگش عوض شه. قارچ رو اضافه میکنیم و درتابه رو میذاریم تا با آب قارچ گوشت بپزه. بعدازاینکه آبش کشیده شد رب و ادویه ی لازانیا رو به همراه فلفل دلمه ای اضافه کرده یه تفت مختصر میدیم و حرارت رو خاموش میکنیم. چهارقاشق از پنیرپیتزارو هم توش میریزیم و هم میزنیم. میذاریم کنار. ورقه های لازانیارو با نمک و روغنی که تو آبجوش ریختیم میجوشونیم و آبکش میکنیم. کف ظرفمون رو کمی چرب میکنیم. بسته به اندازه ی ظرفمون دو یا یه ورق لازانیا میذاریم پنیرپیتزا میپاشیم و مایه ی گوشتی رو روش میریزیم.دوباره کمی پنیرپیتزا میپاشیم و ورق بعدی رو میذاریم.لایه هارو ادامه میدیم تا مواد تموم شه. لایه ی آخرمون که ورق هست رو میذاریم.یه لیوان شیرو میریزیم روش. و روشو کامل با پنیرپیتزا میپوشیم. روش فویل میکشیم و تو فر از قبل گرم شده با دمای 200 نیم ساعت میذاریم. بعداز نیم ساعت فویل رو برمیداریم و چهل دقیقه هم بدون فویل میذاریم بمونه/سحر*وبلاگ عرشیای مشرقی/
Read more
سلام با معرفت ها <span class="emoji emoji1f61c"></span><span class="emoji emoji1f4aa"></span> ظهر بخیر سال قبلم گذاشتم این پست رو متن زیرش رو بخونید <span class="emoji emoji1f447"></span><span class="emoji emoji1f447"></span>کپی با ذکر منبع لطفا . . امنیت ...
Media Removed
سلام با معرفت ها ظهر بخیر سال قبلم گذاشتم این پست رو متن زیرش رو بخونید کپی با ذکر منبع لطفا . . امنیت : چیزی که‌این‌روزا خیلی کم شده واسه دخترامون اینقدر کم شده که‌نمیتونن بدون پدر یا مادرشون‌برن بیرون و این سر منشا اش چند بی غیرت و‌ افراد بی ناموسه که باعث میشه اسم همه ی مردا بد شه میفهمید که ... سلام با معرفت ها 😜💪 ظهر بخیر سال قبلم گذاشتم این پست رو متن زیرش رو بخونید 👇👇کپی با ذکر منبع لطفا
.
.
امنیت :
چیزی که‌این‌روزا خیلی کم شده واسه دخترامون اینقدر کم شده که‌نمیتونن بدون پدر یا مادرشون‌برن بیرون و این سر منشا اش چند بی غیرت و‌ افراد بی ناموسه که باعث میشه اسم همه ی مردا بد شه میفهمید که چی میگم‌ اگه ناموس خودتونم‌بود همین بودین حاضر بودین یکی بهش متلک بگه حاضر بودین یکی براش مزاحمت ایجاد کنه حواستون هست داریم چی میشیم و‌به کجا میریم خودتون‌ خجالت نمیکشید ینی چی نباید چهار تا خانوم امنیت راه رفتن داشته باشن حتی توی خارجم اینجوری نیست ببینید اینهمه جنبه های منفیشو میبینید ی بار کسی به ناموسشون به هم‌نوعش متلک بگه اصلا مسلمون بودنمون بخوره تو سرمون مرد که هستیم میفهمید معنیه مردونگی و غیرت ینی چی اینو که‌بفهمی خودت میدونی داریم چی میشیم
ناموس خودمون بود حاضر بودیم کسی متلک‌بگه ؟ مزاحمت ایجاد کنه ؟ چیه به رگ غیرتت فشار اومد پس بفهم ناموس داشتن چقدر سخته اونام خواهر مادر خودتن و من الان منظورم امثال خودم و‌رفقای خودمه حواستون هست چی شدیم ؟ به کجا داریم میریم ؟ فکر کنید بخدا زشته تو‌ایی که اسم مرد رو‌ یدک‌میکشی حداقل حرمت‌ اون‌بابایی که این هویت رو بهت داده نگه دار مرد باش نه نر میفهمی که چی میگم‌
هیز بودن کاری نداره همه میتونن باشن خوب باش همونی که خیلیا نمیتونن باشن
مرد باش چیزی که‌ خیلیا این روزا نیستن بفهم‌چی میگم‌مزه مزه اش کن مرد و مردونگی و غیرت .
Read more
نوشته بودی، سلام رفیق قدیمی! فردا راه می افتیم و پس فردا آنجا هستیم. پس می بینمت. آنوقت همه آنچه را که می خواهم برایت آرزو کنم، که زیاد هم هست به خودت می گویم. همین! ما بین آنهمه پیام تبریک که بیشترشان شبیه بهم بود و کاملا مشخص بود منبعشان یکی ست و فقط دست بدست و سینه به سینه از تلفنی به تلفن دیگر و از کامپیوتری ... نوشته بودی، سلام رفیق قدیمی! فردا راه می افتیم و پس فردا آنجا هستیم. پس می بینمت. آنوقت همه آنچه را که می خواهم برایت آرزو کنم، که زیاد هم هست به خودت می گویم.
همین!
ما بین آنهمه پیام تبریک که بیشترشان شبیه بهم بود و کاملا مشخص بود منبعشان یکی ست و فقط دست بدست و سینه به سینه از تلفنی به تلفن دیگر و از کامپیوتری به کامپیوتر دیگر سفر کرده و کپی پیست شده، و اساسا عطر و بویی از نزدیکی و صمیمیت ندارند، پیام تو با همه سادگی، زیباترین و عمیق ترین محتوا را داشت و بیشترین تاثیر. حتی می توانستم آنهمه آرزوهای نانوشته ات را حس کنم و از اعماق قلبم همانها را برایت آرزو کنم. همانطور ندانسته و نخوانده .... حتی می توانستم خودم را در خانه ات بببینم پشت ان پنجره روی صندلی خودم که داریم چایی هل دار با مربای آلبالو می خوریم. حتی می توانستم خودمان را در آن رستوران قدیمی محله ببینم که تو باز هم غذای اشتباه سفارش می دهی، که از تکرار این اشتباه ریسه می رویم و تو بناچار به گوشه بشقاب من نوک می زنی.. یا می توانستم ببینم که در آشپزخانه خانه ما نشسته ای و من با حوصله ناخنهای پایت را لاک می زنم آنهم رنگ قرمز!
پیامت را خواندم و فکر کردم دوستی همین است. به همین سادگی و به همین قشنگی! که در عصر ماشین و اس ام اس و اسنب چت، که هیچکس وقت نه برای خودش و نه دیگری دارد، یک پیام کوتاه بگیری که برای خود خودت نوشته شده و بدانی کسی صمیمانه و با تمام وجود دوست دارد وقتی باشد برای دیداری دوباره و گپی دوستانه. که یکنفر بنویسد رفیق قدیمی و واقعا منظورش همین باشد. رفیق بودن . رفیق داشتن آنهم از نوع قدیمی اش ارزشمندترین اتفاق این روزهاست
.
نيكى فيروزكوهي
و اما شما رفقاي خوب من!تبريك فراوان براي كريسمس . خوش باشيد هر جا هستيد و هر مناسبتى رو كه مى شه جشن گرفت، جشن بگيريد و شادي كنيد.
Read more
. سلاااام سلام آقا این IGTV برا ما دردسری شد😐😐 من پشت دستم رو داغ کنم دیگه فیلم اونجا بفرستم اگه ...
Media Removed
. سلاااام سلام آقا این IGTV برا ما دردسری شد😐😐 من پشت دستم رو داغ کنم دیگه فیلم اونجا بفرستم اگه یادتون باشه من یه فیلم اونجا آپلود کرده بودم، نه آپلود می‌شد، نه لغو می‌شد و... هر کس یه پیشنهادی داد و همسر جان گفتن خب اینستاگرام رو پاک کن از اول نصب کن، رمزت رو که داری؟ گفتم عجب فکر خوبی و در جا اینستاگرام ... .
سلاااام سلام
آقا این IGTV برا ما دردسری شد😐😐
من پشت دستم رو داغ کنم دیگه فیلم اونجا بفرستم
اگه یادتون باشه من یه فیلم اونجا آپلود کرده بودم، نه آپلود می‌شد، نه لغو می‌شد و...
هر کس یه پیشنهادی داد و همسر جان گفتن خب اینستاگرام رو پاک کن از اول نصب کن، رمزت رو که داری؟
گفتم عجب فکر خوبی و در جا اینستاگرام رو حذف کردم و دوباره نصب و...
یه جا که رمزم و... یادداشت کردم رفتم سراغش
چند تا عدد نوشته بودم بعد code و بعد چند تا حروف
مثلا code رو ننوشته بودم و رمزی کار کرده بودم 😁
حالا از قضا اون code یادم نمی‌ومد😐😁
خلاصه اینکه گفتن رمز رو به ایمیلت میفرستیم، ایمیلی که من چند سال استفاده نکرده بودم و طبیعتاً رمزش یادم نبود و رمز به شماره ای ارسال می‌شد که سیم کارتش رو نداشتم و... اصن اوضاعی😁
با اینستا هم صحبت کردم و از طریق اون یکی ایمیلم و فلان
که گفت نمی‌شه ...
خلاصه اینکه پیگیری کردیم و سیم کارت فرستادن و همین دیگه
وای که چقدر سخت بود😲😲
Read more
آقای روحانی سلام خدا رو شکر فضای مجازی باعث شده ما ترسوها خودمون و اعتراضاتمون و اینجا مطرح کنیم آقای ...
Media Removed
آقای روحانی سلام خدا رو شکر فضای مجازی باعث شده ما ترسوها خودمون و اعتراضاتمون و اینجا مطرح کنیم آقای روحانی من چند ماه دیگه سی سالم می شه و هیچوقت ....هیچوقت....روی خوش این زندگی و ندیدم نه پوششم و خودم انتخاب کردم ....نه حقوق اجتماعیم و ....از پونزده سالگی فقط کار کردم ....کار کردم که گدایی ... آقای روحانی سلام
خدا رو شکر فضای مجازی باعث شده ما ترسوها خودمون و اعتراضاتمون و اینجا مطرح کنیم
آقای روحانی من چند ماه دیگه سی سالم می شه و هیچوقت ....هیچوقت....روی خوش این زندگی و ندیدم
نه پوششم و خودم انتخاب کردم ....نه حقوق اجتماعیم و ....از پونزده سالگی فقط کار کردم ....کار کردم که گدایی نکنم ....که دزدی نکنم....من قبل شما رای نداده بودم....حتی سال ۸۸ هم رای ندادم نه به میرحسین موسوی و نه به احمدی نژاد....ولی به شما رای دادم....خواستم بعدا به جوونیم بدهکار نباشم‌....ولی شدم
شما خیلیا رو به خودشون بدهکار کردی....
نسل من حالش خیلی بده....خیلی عقده ها داره....شما و همکارانتون اگه مقصر نیستید پس کی مقصره؟ چرا نمیاید صادقانه حرف بزنید؟ اگه نمی تونید کشور و اداره کنید چرا استعفا نمی دید که لااقل یکم از محبوبیت رفته تون برگرده؟
گناه ما جوونا چیه که اینجا به دنیا اومدیم؟ ما اهل اغتشاش نیستیم فقط صراحتا می گم حالمون داره از زندگی بهم می خوره و مقصرش شمایید
می دونم این صداها به جایی نمی رسه ولی خدا که می شنوه....
این آرامش قبل از طوفان و با حماقت مردم اشتباه نگیرید....ما صبوریم ولی احمق نیستیم.....
شما رو نه برای عدم کفایت ....نه برای سکوت بی موقع....نه برای سیاست غلط....بلکه برای عدم روشن سازی دست های پشت پرده نمی بخشیم .
زندگی ما تباه شده....زندگی بچه هاتون شاد!

#دلار #اقتصادایران #اوضاع_اقتصادی
امضا
یه جوون ناامید
Read more
مولای من! میخواهم امروز با شما حرف بزنم چرا که اعتقاد دارم ،یَسْمَعونَ کَلامی، پس ای آقای مهربانی ...
Media Removed
مولای من! میخواهم امروز با شما حرف بزنم چرا که اعتقاد دارم ،یَسْمَعونَ کَلامی، پس ای آقای مهربانی ها ! در آغار سلام علیکم، نه تنها از طرف من بلکه، عَنْ جَمیعٍ الْمومنینَ وَ المُومِنات، چرا که می دانم یُرَدَُون سْلامی. یابنَ الصَّراطِ المُسْتَقیم ! امروز می خواهم عهدم را با شما تجدید کنم، عهدی ... مولای من!
میخواهم امروز با شما حرف بزنم چرا که اعتقاد دارم ،یَسْمَعونَ کَلامی،
پس ای آقای مهربانی ها ! در آغار سلام علیکم،
نه تنها از طرف من بلکه، عَنْ جَمیعٍ الْمومنینَ وَ المُومِنات،
چرا که می دانم یُرَدَُون سْلامی.
یابنَ الصَّراطِ المُسْتَقیم ! امروز می خواهم عهدم را با شما تجدید کنم،
عهدی که بارها آن را شکسته اما،
اما هربار به دنبال فرصتی بوده ام که دوباره آن را تجدید کنم.
یابنَ البُدورِ المُنیرَه ! به من هم حق بده که گاهی تو را فراموش کنم،
چرا که عَزیز عَلیَّ عَنْ اَرَی الخَلْقَ وَ لا تری،
اما با همه ی وجودم اقرار می کنم تو را دوست دارم.

یابنَ یس وَ الذَّاریات !
به من هم لیاقت بده در چنین روزی دستانم را بالا برم و
از خدای بخواهم عَجّلْ لَنا ظُهورَه، چرا که معتقدم، نَریه قریبا.

یابنَ الاَنجمِ الزَّاهرَه !
هرچند گاهی دیگرانی که شما نمی پسندیدید را، یاری نمودم،
دنبالشان رفتم و از آنها دفاع کردم،
اما می خواهم که:
اللهمَ اجْعَلنی مِنْ انْصارِه و اعوانه وَ الذّابینَ عنه وَ المُستَشهَدینَ بین یدیه.

یابنَ النَبإ العَظیم !
هر چند گاهی زیبایی های دنیا چشمانم را خیره کرده است، اما
به من معرفت بده که بدانم که زیبایی تویی و همواره بخواهم:
اَللهمَ الرنّی الطَّلعةَ الرَّشیدَه.
اما ای امام المنتظَر! از امروز و در تمامی لحظات و ساعت ها تا پایان عمرم از تو
می خواهم عهد و بیعتی را که برگردنم است را حفظ کنم،
عهدی که لا اَحولَ عَنْها و لا اَزول اَبدا .... ان شا الله

اللهم عجل لولیک الفرج
Read more
. آره، بازم اومدم بگم "میدونید... یه روزهایی هست که..." که سرتون رو ببرم! ولی از روزی بگم که دست آدم ...
Media Removed
. آره، بازم اومدم بگم "میدونید... یه روزهایی هست که..." که سرتون رو ببرم! ولی از روزی بگم که دست آدم میخوره و اشتباهی اسکرین شات میگیره. روزی که یهو با "خب بیاین بعد کلاس بریم! برای من که فرقی نمیکنه! " تغییر میکنه و طولانی تر میشه و حاصل میشه در: -خارج از برنامه اومدید امروز! -آره دیگه، نشد دیروز ... .
آره، بازم اومدم بگم "میدونید... یه روزهایی هست که..." که سرتون رو ببرم!
ولی از روزی بگم که دست آدم میخوره و اشتباهی اسکرین شات میگیره.
روزی که یهو با "خب بیاین بعد کلاس بریم! برای من که فرقی نمیکنه! " تغییر میکنه و طولانی تر میشه و حاصل میشه در:
-خارج از برنامه اومدید امروز! -آره دیگه، نشد دیروز بیایم. -یه نفرتون کمه که! اون نمیاد؟
-نه، متاسفانه. امروز نمیاد. خیلی تعریف کرده بودم از اینجا، گفتند که بیارمشون. -آره، خیلی تعریف کرده بود!
-راست میگه... - آی رِد؟ یا یه چیز دیگه؟!
-خب، آی رِد بگیر!! تو که خیلی دوست داشتی امتحانش کنی! بیا، کادو تولدت! -چی بگیریم، حاجی؟
-شربت؟ شیک؟ گلاسه؟ -کدومش بهتره؟ - چی بگیریم؟ -خب، خودت اول انتخاب کن! -اووی.. ساعت شیش! -تُرک! - ها؟
- خب این کودک آزاریه!!!
- *صد و هشتاد درجه بر میگردد پشت *
- ما، سه تاییم. -ما هم سه تاییم. - ما هم همین‌طور! -ما چهار تاییم. - چند سال تک فرزند بودی؟
- از من الان هیکلش بزرگ تره!
-ته تغاری نبودید شما!
- سلام قناری! -اَییییییییییییی!!!!
-واقعا؟! - این میخواد ما رو بُکُشه.
-الان یکی از تاریکی میپره بیرون، خفتمون میکنه. - من پام تا صورتش میرسه، ولی پای اون تا گردن من میرسه!! - قرار نبود بزنی هااا!! -من معذرت میخوام...! - من نگران سلامتیتونم!
-من شما رو نمیشناسم! .
-خیلی ببخشید سر و صدا کردیم...
- اره، دیگه این رو با خودمون نمیاریم!
Read more
 #کنکور_فیلی_برای_هوا_کردن . . سلام ، طبق معمول هر سال امشب که شب کنکوره لازم میدونم این پست و بذارم ...
Media Removed
#کنکور_فیلی_برای_هوا_کردن . . سلام ، طبق معمول هر سال امشب که شب کنکوره لازم میدونم این پست و بذارم تا یه چندتا نکته ی مهم رو بگم‌بهتون توی شبای قدر خیلیا گفتن خدایا منو شرمنده ی خانوادم نکن، خیلی خوبه که دوست دارید جلوی خانوادتون سربلند باشید، همین حس یکی از ارکان موفقیته که مطمئنن تو وجود همتون ... #کنکور_فیلی_برای_هوا_کردن
.
.
سلام ، طبق معمول هر سال امشب که شب کنکوره لازم میدونم این پست و بذارم تا یه چندتا نکته ی مهم رو بگم‌بهتون توی شبای قدر خیلیا گفتن خدایا منو شرمنده ی خانوادم نکن، خیلی خوبه که دوست دارید جلوی خانوادتون سربلند باشید، همین حس یکی از ارکان موفقیته که مطمئنن تو وجود همتون هست اما این نکته رو در نظر داشته باشید که، با خراب کردن کنکور، هیچکس نباید سر افکنده شه
مگه شما چند سالتونه که بخواید احساس سر افکندگی داشته باشید؟
تازه ۱۸_۱۹ سالتونه، یعنی اوج سن یادگیری.
کسی باید احساس سر افکندگی داشته باشه، که برای سالهای آینده ی عمرش برنامه نداشته باشه
#همه_چیز _کنکور_نیست
زندگی سرشار از مهارتهای مختلف و زیباییه
این  تفکر که میگه هر کس در کنکور نتیجه نگیره، باید سر افکنده باشه ، حاصل سیستم آموزشی بیمار کشور‌ مائه.
شما یک تنه جلوی این تفکر‌ رو بگیرید و با هرکسی که میخواد این فکر رو بهتون القا کنه مقابله کنید.
چرا باید یک جوون ۱۸ ساله در اوج سن شکوفایی احساس سرخوردگی کنه؟
شما تازه اول راهید
اگه جامعه ، اطرافیان یا خانواده میخوان شمارو سرخورده نشون بدن شما اجازه ندید، مطمئنا خانواده ی شما هم آرزوی خوشبختی شمارو دارن، اما شاید ندونن که همه چیز کنکور نیست! فارغ از هر نتیجه ای که تو کنکور میگیرید، از فردای کنکور یه زندگی جدید رو استارت بزنید ، ورزش کنید ، نقاشی بکشید ، نرم افزار های تخصصی رو یاد بگیرید ، ساز بزنید ، زبان یاد بگیرید ، کار کنید
.
کسی جلوی خانوادش سر افکنده میشه، که تلاش نکنه و بی هدف باشه نه کسی که کنکور رو خراب میکنه و حتی اگه تو کنکور شکست خوردی، با افتخار سرتو بالا بگیر و بگو تازه اول راهم، تلاش میکنم و هر یک سال یه مهارت جدید یاد میگیرم و باعث سربلندی خودمو خانوادم میشم... زندگی جریان داره ، همه چیز کنکور نیست،
خودتون رو از زندگی محروم نکنید و بدونید که این شکسته که آدمارو میسازه
.
کنکور یکی از راههای موفقیته، اما همه ی راههای موفقیت به کنکور ختم نمیشن😉
.
.
فردا برای جلسه کنکور یادتون باشه :
اپل واچ و ساعتهای این سبکی ممنوعه، اما ساعت عادی ممنوع نیست و بهتره همراهتون باشه برای تنظیم زمان.
هر نوع ماشین حسابی ممنوعه.
هندزفری ممنوعه.
توصیه میشه موبایل هم با خودتون نبرید که مجبور نباشین تو صف تحویل معطل بشید😊⁦✌️⁩
.
هر خوراکی ای دوست داشتید میتونید همراه خودتون ببرید،
سر کنکور بخورید و بیاشامید، ولی اسراف نکنید😀
.
امیدوارم کنکور خوبی رو بگذرونید...
.
.
#کنکور #کنکور97 #کنکور٩٧ #کنکوریا #کنکور_سراسری #کنکور_تجربی #کنکور_ریاضی #کنکور_انسانی
Read more
blackbean burgers quinoa burgers @feelgoodfoodie _____________________ برگر گیاهی لوبیا قرمز با کینوا یک چهارم پیمانه کینوا، یک پیمانه کوچک لوبیا قرمز، دو سوم پیمانه آب، رب گوجه فرنگی دو تا سه ق غ، پودر سوخاری یک سوم پیمانه، پودر سیر، ارگانو هر کدام یک دوم ق چ، پودر پیاز و پودر پاپریکا ... blackbean burgers
quinoa burgers
@feelgoodfoodie
_____________________

برگر گیاهی لوبیا قرمز با کینوا

یک چهارم پیمانه کینوا، یک پیمانه کوچک لوبیا قرمز، دو سوم پیمانه آب، رب گوجه فرنگی دو تا سه ق غ، پودر سوخاری یک سوم پیمانه، پودر سیر، ارگانو هر کدام یک دوم ق چ، پودر پیاز و پودر پاپریکا هر کدام یک ق چ، نمک و فلفل و کمی زردچوبه، روغن زیتون دو ق غ

لوبیا قرمز رو چند ساعتی خیس می کنیم و می پزیم تا آب آن تمام شود. کینوا رو چند ساعتی خیس می کنیم و  با دو سوم پ آب یک ربع می پزیم. تمام مواد رو به همراه پودر سوخاری، رب گوجه، ادویه ها در غذاساز ریخته یا از چرخ گوشت رد می کنیم. البته می شه از وسایل دستی برای له و مخلوط کردن مواد استفاده کرد. روغن زیتون را در تابه گریل ریخته و برگرها رو چند دقیقه سرخ کرده و با نان، گوجه‌فرنگی ، کاهو و مخلفات و سس دلخواه به شکل برگر تهیه می کنیم. می تونید پودر سیر و پیاز رو حذف و از دو حبه سیر و یک پیاز کوچک رنده شده به همراه یک سیب زمینی متوسط رنده شده استفاده کنید

کینوا یکی از محبوب ترین غذاهای سالم در جهان است.کینوا یا خاویار گیاهی یا برنج اینکا بسیار مغذی و فاقد گلوتن است،در سه رنگ سیاه ، سفید و قرمز با موارد استفاده و زمان پخت متفاوت موجود هست، پروتئین بالایی داره و یکی از معدود غذاهای گیاهی است که حاوی تمام نه اسیدهای آمینه ضروری است.
کینوا فیبر بالایی داره و سرشار از منیزیم، ویتامین های ب، آهن، پتاسیم، کلسیم، فسفر، ویتامین E و آنتی اکسیدان های مختلف مفید است.با استفاده از کینوا می تونید برگرهای گیاهی تازه و سالم رو به راحتی تهیه کنید. برای تهیه کتلت،کوفته، دلمه و خوراکهای دیگه و همینطور انواع سالاد هم می تونید ازش استفاده کنید و همراه با ادویه ها و سبزیجات خشک معطر خوراکهای خوشمزه و مفید تهیه کنید

سلام دوستان خوبم، عصرتون بخیر. 🤗🌹🌷🙏
اوقات خوشی رو در کنار عزیزان براتون آرزو دارم.💞😊🌺
Read more
. هیچ چیز مثل یک پسر دانشجوی شاغل برای دخترها جذاب نیست. دوره لیسانسم 6 سال طول کشید و بالاخره بین ترم ...
Media Removed
. هیچ چیز مثل یک پسر دانشجوی شاغل برای دخترها جذاب نیست. دوره لیسانسم 6 سال طول کشید و بالاخره بین ترم دهم و یازدهم شاغل شدم. البته کاملِ کامل نه، یک دوره سه ماهه آزمایشی قرار شد به‌صورت پارت‌تایم سر کار بروم تا بعد از آن قرارداد رسمی ببندم. در اولین روز ترم یازدهم دیگر آن شهاب سابق نبودم. یک دست کت و ... .
هیچ چیز مثل یک پسر دانشجوی شاغل برای دخترها جذاب نیست. دوره لیسانسم 6 سال طول کشید و بالاخره بین ترم دهم و یازدهم شاغل شدم. البته کاملِ کامل نه، یک دوره سه ماهه آزمایشی قرار شد به‌صورت پارت‌تایم سر کار بروم تا بعد از آن قرارداد رسمی ببندم. در اولین روز ترم یازدهم دیگر آن شهاب سابق نبودم. یک دست کت و شلوار طوسی طلایی براق برای خودم گرفته بودم، با یک کفش براق‌تر نوک تیز. آن دوران مد بود که هر کس کت و شلوار دو سایز بزرگ‌تر از خودش را بپوشد و من برای اینکه خودم را خاص نشان دهم، سه سایز بزرگ‌تر می‌پوشیدم. همین باعث شده بود که از دور خیلی چهارشانه و مردتر به‌نظر برسم و دل همه دخترها را ببرم. غیر از لباس، یک کیف چرمی اداری گرفتم و برای خودم کارت ویزیت هم چاپ کرده بودم. روی کارت ویزیتم بعد از «مهندس شهاب پاک‌نگر» شماره تلفن و آدرس ایمیل هم نوشته شده بود. اولین روز دانشگاه جلوی در دانشکده نشسته بودم و به هر دختری که می‌رسید، یک کارت ویزیت می‌دادم تا اگر کسی شیفته یک دانشجوی شاغل شد، به‌راحتی بتواند راه ارتباطی‌اش را پیدا کند. یک هفته از تمام شدنِ دسته هزارتایی کارت ویزیت گذشته بود تا بالاخره یک نفر با من تماس گرفت؛ «میترا آذین آذر» از بچه‌های هم‌دوره‌ای‌مان، که دو سال قبل فارغ‌التحصیل شده بود. او از طریق یکی از همخوابگاهی‌های سابقش فهمید که سر کار می‌روم و تماس گرفت تا تبریک بگوید. بعد از سلام و احوال‌پرسی گفت «راستی شهاب! می‌تونی تو شرکت‌تون برای منم کار جور کنی؟!». همین یک جمله برایم کافی بود تا خودم و میترا را در جشن عروسی ببینم. بدون هیچ فکری سریع گفتم «آره! اتفاقا نیرو هم می‌خوان!»
.
فردای آن روز رفتم با رییس شرکت صحبت کردم. به مهندس موذنی‌پور گفتم که «مهندس آذین آذر خیلی کارش خوبه، اگه می‌شه اونم بیاد» اول مخالفت کرد و گفت شرکت فعلا ظرفیت جذب نیرو ندارد ولی بالاخره با اصرار من قبول کرد که خانم مهندس بیاید و کارهایی که می‌کردم را با هم انجام دهیم. بلافاصله به میترا زنگ زدم و قرار شد از فردا مهندس آذین آذر هم به کادر شرکت اضافه شود. زوجِ رویایی من و میترا باهم تقسیم کار کردیم. میترا کارهای مستندسازی ایزو را انجام می‌داد و من از مستندات کپی می‌گرفتم. سر راه هم بچه‌ها با گفتن اینکه «مهندس سر رات یه چایی هم واسه ما بیار» برای‌شان چای می‌بردم. هفته بعد قرار شد با مدیرعامل به اولین ماموریت کاری زندگی‌ام بروم. با مهندس موذنی‌پور صحبت کردم که بهتر است میترا هم با ما بیاید. اول مخالفت کرد ولی وقتی یادش آمد که ما در دوره کارآموزی حقوقی نمی‌گیریم
.
بقیه در کامنت اول 👇👇
Read more
 #یادداشت‌هایی_که_هیچ_وقت_منتشر_نشد #شماره_نه یه چیزی تو گلوم گیر کرده که چند وقته داره زجرم ...
Media Removed
#یادداشت‌هایی_که_هیچ_وقت_منتشر_نشد #شماره_نه یه چیزی تو گلوم گیر کرده که چند وقته داره زجرم می‌ده، هرچی میخوام ازش فرار کنم اما نمیشه خب. این روزا از خودم شاکیم، از خدا شاکی‌تر از بنده‌هاش خیلی بیشتر. حسم درست شبیه بار اولیه که دلم لرزید، هیچی حالیم نبود فقط میدونستم دوسش دارم و اشتباه ... #یادداشت‌هایی_که_هیچ_وقت_منتشر_نشد

#شماره_نه

یه چیزی تو گلوم گیر کرده که چند وقته داره زجرم می‌ده، هرچی میخوام ازش فرار کنم اما نمیشه خب. این روزا از خودم شاکیم، از خدا شاکی‌تر از بنده‌هاش خیلی بیشتر. حسم درست شبیه بار اولیه که دلم لرزید، هیچی حالیم نبود فقط میدونستم دوسش دارم و اشتباه فکر نمیکردم. زنگ مدرسه که میخورد به هر بدبختی بود خودم رو میرسوندم پایین در خونه تا وقتی با اون پیکان سبز قالپاق کالسکه‌ای میاد، ببینمش و بهش سلام کنم، اونم لپاش گل بندازه، خیلی آروم جوابم رو بده و فوری ازم فرار کنه. بعضی وقتها به قدری از خودم خسته می‌شم که از خودم سوال می‌کنم چند نفر قراره شیر ما رو بدوشن و چند متر جلوتر، بستنی قیفی به خورد ملت بدن. نه چشم رنگی بودم، نه قد بلند، نه از این پسرا که پیرهن چهارخونه می‌پوشن و آستینش رو یکم میدن بالا تا خوب تو چشم بیان. من خودم بودم و نمیتونستم ادای این پسرای شیک و مجلسی رو دربیارم. به خودم می‌رسیدم اما این شکلی نبود که بتونم حواس کسی رو پرت کنم. همه پولام صرف عطری می‌شد که حس می‌کردم تنها سلاحم برای فرار از تنهاییه اما هر کس بهم می‌رسید می‌گفت اسم عطرت چیه؟ بعدش اسم بود که با اسم قاطی می‌شد و آخرش یه اسمی مییومد بیرون که هیچ ربطی به من نداشت. ما جماعت بدبختی هستیم؛ از همون هفت صبح با صدای رو مخ موبایل ساکمون رو میبندینم تا سرمشقی که هزار بار از روش نوشتیم رو دوباره پررنگ‌ترش کنیم. انصاف نیست که هر روز با صدای موبایل از خواب بپرم، دور وبرم رو نگاه کنم و صحنه روز قبل دوباره تکرار شه. محل کار تکراری، آدم‌های تکراری، سیگار کشیدن‌های تکراری، شب‌گردی‌های تکراری. ما همه به یه تکرار رسیدیم و خودمون نمی‌خوایم باور کنیم که این تکرار آروم آروم داره جونمون رو میگره. ما عاشق تکراریم برای همین وقتی یکی گورش رو گم می‌کنه هر روز از خودمون سوال می‌کنیم که چرا نموند تا باز هم این لوپ مسخره رو تکرار کنیم. ما دچار تکرارگردانی شدیم. بعضی کلمات رو به ما بد فهموندن؛ مثلا معنی تکرار از روی ترس تنهایی رو «دوست داشتن» معنی کردن. حالیت هست؟ فریب خوردیم. خیلی مسخرس، بهش می‌گم دوستت دارم و ازم دلیل میخواد. اصلا مگه دوست داشتن دلیل داره؟ من نمیتونم برات دلیل بیارم اما میتونم قول بدم که دوست دارم تکراری‌ترین آدم زندگیم باشی. همین تکرار با تو بودنه که باعث شده این صدای تکراری موبایل رو تحمل کنم. از خواب بیدار شم، کیفم رو بردارم و یک بار دیگه بخوام شانسم رو امتحان کنم تا شاید تونستم برات تکراری شم.
#شهاب_دارابیان
#یادداشت
عکس:
@sahar._.shamsi
Read more
84: کل راه و طول خرید ساکت بودم. اصن رو مودش نبودم و فقط میخواستم زودتر تموم شه برم و بخوابم. پشت سر ...
Media Removed
84: کل راه و طول خرید ساکت بودم. اصن رو مودش نبودم و فقط میخواستم زودتر تموم شه برم و بخوابم. پشت سر دخترا راه میرفتم که همشون یهو رفتن تو مغازه ی شنل! مارک مورد علاقم؛ ولی اصن حوصله امتحان کردن لباسا یا هر چیز دیگه ای رو نداشتم. قدم زدم سمت جلو تا رسیدم به یه مغازه لباس بچه. همینطوری مشغول تماشای ... 84:
کل راه و طول خرید ساکت بودم. اصن رو مودش نبودم و فقط میخواستم زودتر تموم شه برم و بخوابم.
پشت سر دخترا راه میرفتم که همشون یهو رفتن تو مغازه ی شنل!
مارک مورد علاقم؛ ولی اصن حوصله امتحان کردن لباسا یا هر چیز دیگه ای رو نداشتم.
قدم زدم سمت جلو تا رسیدم به یه مغازه لباس بچه.
همینطوری مشغول تماشای ویترین بودم که چشمم به یه جفت کفش بچگونه ی گوگولی افتاد.
خیلی کوچیک بود ینی توش دوتا انگشت دستم میرفت فقط! دخترونه هم بود روش گل های خیلی ریز صورتی روشن و تیره داشت. اینقد بامزه و خوشگل بود میخواستم بخورمش :|
کم مونده بود برم توی شیشه که با شنیدن صدای آشنایی آهی کشیدم و برگشتم طرفش.
نایل با خنده گفت: اندازت نمیشه ها!
برگشتم طرف ویترین و چیزی نگفتم. درواقع حرفی نداشتم.
باز ذل زدم به کفشا تا اینکه یهو از دهنم پرید: میخوامش!
کاملا مثل بچه ها کوچولوها کف دوتا دستامو چسبونده بودم و به شیشه ی ویتریون و دلم اونو میخواست! اصلنم نمیدونستم واسه چی! نه بچه دارم نه بچه ای اصن تو یه دوستا و فامیلا هست فقط میخواستمش!
دیدم صداش در نمیاد برگشتم سمتش.
با تعجب بهم خیره شده بود.
-ها چیه؟ خب میخوامش دیگه و میخرمش!
خواستم برم تو که هری اومد و زد به پشت نایل و گفت: بیا بریم این مغازه که پیدا کردیم میخوایم لباس های ست بگیریم برای مراسم بعدی حالا هر چی بود. هی رکسی تو هم بیا نظر بده!
سرمو تکون دادم و هری رفت یکم اونور تو یه مغازه لباس مردونه و پشت سرشم لویی رفت تو.
نایل که عین برج زهرمار وایساده بود اونجا خودم رفتم تو. یه جفت کفش کوچیکه دیگه میذارمش تو قفسه ای چیزی! (زده به سرش:|)
رفتم تو و سلام دادم ولی هیشکی جواب نداد! ای بابا!
یهو صدای باز شدن در اومد که برگشتم دیدم نایله.
برگشتم طرف پیشخوان و نگاهی به اون پشت انداختم و داد زدم: سلام!!
بعد از چند ثانیه صدای پیرزنی از اتاقک بالا اومد: الان میام! یکم صبر کن دخترجون!
خیلی آروم از پله ها پایین اومد همونطور که غر غر میکرد رفت طرف پیشخوان و عینکشو از زیر میز در اورد و زد به چشماش و رو به من گفت: چیزی میخوای؟
لبخندی زدم و گفتم: بله! اون جفت کفش عروسکی رو میخوام که توی ویترین دارین.
پشتش رو کرد به طرفم و تو یه قفسه پر از جعبه دنبال چیزی گشت.
با غر گفت: من خیلی به جای وسایل عادت نکردم، راستش مغازه مال دخترمه امروز نتونست بیاد منو فرستاد.
بعد از چند ثانیه گشتن برگشت و گفت: نمیدونم کجاست!
کامنت:
Read more
. . وقتی اس ام اسي از مادرم مي رسد غمگین ميشوم؛ از شکل اس ام اس دادنش حتي. چشمهايش را ریز مي كند و دکمه ...
Media Removed
. . وقتی اس ام اسي از مادرم مي رسد غمگین ميشوم؛ از شکل اس ام اس دادنش حتي. چشمهايش را ریز مي كند و دکمه ها را سخت مي فشارد. اس ام اس هایش همیشه جاافتادگي دارند. چند حرف را از قلم مي اندازد یا کلمه ای را به شکلي غیر معمول مي نويسد؛ یک شکل ِ ویژه که یادآوری مي كند او با زحمت اینها را نوشته. انگار از درون یک زندان ... .
.
وقتی اس ام اسي از مادرم مي رسد غمگین ميشوم؛ از شکل اس ام اس دادنش حتي.
چشمهايش را ریز مي كند و دکمه ها را سخت مي فشارد. اس ام اس هایش همیشه جاافتادگي دارند. چند حرف را از قلم مي اندازد یا کلمه ای را به شکلي غیر معمول مي نويسد؛ یک شکل ِ ویژه که یادآوری مي كند او با زحمت اینها را نوشته. انگار از درون یک زندان در فرصتي کوتاه با هزار بدبختي فرستاده شده باشند. در اغلب موارد اس ام اس مي دهد و مي پرسد برای شام برميگردم یا نه؛ با کلمه های خودش، با حروفي که یادآوری میکند او مادر است نه هر کس دیگر. مادری که عمق ِعشق به او را نمي شود سنجید.
با دیدن اس ام اس هایش فقط گلویم فشرده مي شود. آخ مادر! مي خواستم بگویم اس ام اس هایت عاقبت دیوانه ام میکند.

پدرم... او ميگويد: این کارت شارژ را وارد کن. ميگويم: بزن ستاره صد و چهل... و او مقاومت مي كند. برایش ساده است؛ اما نمي خواهد بازی ِجدید را بپذیرد. اینباکسش به شکللي بي رحمانه لبریز ِ اس ام اس های ِ بي احساس ِ ایرانسل است. هیچ کس به او اس ام اس نمي دهد و او نیز به کسي. ولي فقط یک بار، بله فقط یک بار به من اس ام اس داد. او همیشه به خاطر آلرژی ِ تنفسي آدامس میجود. میگوید گلویش را مرطوب مي كند و بهتر نفس مي كشد. در اس ام اس اش نوشته بود: "آدامس". همین!
فقط همین یک کلمه.
ننوشته بود آدامس بخر يا آدامس ميخواهم . نه، فقط آدامس!
وقتي خواندمش توی ِ خیابان راه میرفتم. یادم مي آيد که ایستادم. فروریختم. یک کلمه و او چطور این را نوشته بود!؟ چقدر کم، چقدر کوتاه، چقدر غریب... آدامس...
.
.
🙆🙋سلام سلام روز گرمتون به خیر
چقدر گرمه خدایا من که اصلا اب دوست ندارم همش سراغ یخچال واب میریم داخل بطری اب معدنی خاکشیر ریختم اون هم مشکلی حل نمیکنه داشتم اب میخوردم یچیزی انگار گلوم گیر کرد تواین گرما اخه چرا خرمشهر اب نداره؟مسولین بی کفایت ما کوجاهستن؟چیکارمیکنن؟ما نه کشور فقریم نه چیزی از یمن سوریه و لبنان کم داریم که به اونا کمک بشه مردم باغیرت ماکه سالها مرزهارو حفظ کردن و زیر خاک و گل وتیر وترکش وجنگ رفتن مال وملال و ازدای اسایششون گرفته شد اینابس نبود ایا ؟چرا اب باید به عراق فروخته شه؟چرا مردم بطری اب میخرن؟تاکی ازدلرحمی ما سواستفاده میشه ؟تا کی سکوت؟تاکی ظلم؟برای دوروز اب نبودن ۱۴۰۰سال تعزیه ناله گریه عزاداری خرمشهرکه ازکربلا بدترشد!!!
وای برما وای برما سکوت سکوت سکوت مساوی با ذلت بدبختی بیچارگی مطمئن باشید فردا نوبت ماست
#از_ماست_که_بر_ماست
#خرمشهر_اب_ندارد
#خوزستان_هوا_ندارد
#خورشت_قیمه #خورشت_قیمه_شبنم
Read more
پست اول در ابتدا اینو بگم: باعث افتخار منه که خبرگزاری معلوم‌الحال «تسنیم» پشت سرم حرف بزنه، این ...
Media Removed
پست اول در ابتدا اینو بگم: باعث افتخار منه که خبرگزاری معلوم‌الحال «تسنیم» پشت سرم حرف بزنه، این یعنی دارم تو مسیر درست حرکت می‌کنم 🏻 ——————— خب کنسرت تهران ما تموم شد، ولی حاشیه‌های این خبرگزاری تموم نمی‌شه. قبل از کنسرت تهران، خبرنگار رسانه‌ی وزین!!! تسنیم با من تماس گرفت و درخواست داشت ... پست اول

در ابتدا اینو بگم:
باعث افتخار منه که خبرگزاری معلوم‌الحال «تسنیم» پشت سرم حرف بزنه، این یعنی دارم تو مسیر درست حرکت می‌کنم ✌🏻
———————
خب کنسرت تهران ما تموم شد، ولی حاشیه‌های این خبرگزاری تموم نمی‌شه.
قبل از کنسرت تهران، خبرنگار رسانه‌ی وزین!!! تسنیم با من تماس گرفت و درخواست داشت که عکاس و خبرنگارشون توی کنسرت من حضور داشته باشن، من هم از اونجایی که از این خبرگزاری و خط فکریش اصلاً خوشم نمیومد خیلی راحت گفتم نه، نمی‌خوام شما توی کنسرت من باشید.
چند روز بعدش مسؤلین این خبرگزاری مطلبی رو علیه من منتشر کردن، پر از دروغ، تهمت و افترا.
من خیلی رسمی و قانونی جوابیه‌ی مطلبشون رو براشون‌نوشتم و ارسال کردم؛ طبق قانون مطبوعات من حق داشتم نسبت به مطلبی که در موردم منتشر شده بود جوابیه بنویسم و اون‌ها هم موظف بودن که جوابیه‌ی منو توی خبرگزاری‌شون منتشر کنن. دوستان مدعی قانونمندی، نه تنها جوابیه‌ رو منتشر نکردن بلکه یه مطلب خیالی و واقعاً سخیف دیگه هم از خودشون درآوردن و مجددا علیه من منتشر کردن.
اینا فکر می‌کنن ما ناراحت می‌شیم، ولی به خدا خوشحال می‌شیم؛ دمتون گرم، خوبه که درگیر مایید😋
——————
متن جوابیه‌ی منو بخونید👇🏻 مدیرمسئول محترم خبرگزاری تسنیم
با سلام
خواهشمند است پیرو درج مطلبی تحت عنوان «گروکشی خواننده پاپ از رسانه‌ها / سیامک عباسی» در خروجی روز سه‌شنبه مورخ نهم مرداد 1397 آن خبرگزاری و بر اساس قانون مطبوعات، پاسخ این‌جانب را در صفحه فرهنگی خبرگزاری خود منتشر نمایید.
***
چند روز پیش از کنسرت یازدهم مرداد اینجانب، در سالن میلاد نمایشگاه بین‌المللی تهران، خبرنگار خبرگزاری تسنیم با من تماس گرفت و درخواست داشت که برای پوشش خبری و تصویری کنسرت، هماهنگی‌های لازم انجام شود. طبیعی است که هر هنرمندی، از پوشش گسترده‌تر اثر و برنامه‌اش استقبال می‌کند؛ اما زمانی که از سوی سالن، محدودیت آفیش تنها پنج عکاس به خواننده اعمال و این مسأله به صلاحدید او واگذار می‌شود، این حق هنرمند است که اولویت را به رسانه‌های همسو و همگرا با جریان فکری‌اش بدهد؛ نه رسانه‌ای که کوچک‌ترین قرابت نظری و عملی با اندیشه‌های هنرمندانه ندارد!
این رویه در تمام کنسرت‌های موسیقی که در سالن‌های بزرگ -و نه تالار وحدت- برگزار می‌شوند، به همین منوال است و همه خوانندگان و هنرمندان موسیقی از هر سبکی (پاپ، سنتی، تلفیقی و...) طبق اولویت‌شان، از طریق خود یا مدیر روابط عمومی‌شان از خبرنگاران و عکاسان رسانه‌های مختلف برای پوشش برنامه‌هایشان دعوت می‌کنند.
بقیه در پست بعدی
.
.
.
#خبرگزاری_تسنیم
Read more
 #bulgur #paj Så gott med #vegetarisk mat. . سلام و روز شنبه اتون به خير.... اول دستور اين #بلغور ...
Media Removed
#bulgur #paj Så gott med #vegetarisk mat. . سلام و روز شنبه اتون به خير.... اول دستور اين #بلغور خوشمزه را براتون بگم و بعد راجع به متن زير كه جايى خوندم نظرهاتون را بنويسين ، مرسي . . بلغورها چه گندم و چه جو به صورتهاى مختلفى اينجا هست. منظورم از مختلف بودن مقدار خرد شدن و ريز و درشت بودنش هست. مدل ... #bulgur #paj
Så gott med #vegetarisk mat.
.
سلام و روز شنبه اتون به خير.... اول دستور اين #بلغور خوشمزه را براتون بگم و بعد راجع به متن زير كه جايى خوندم نظرهاتون را بنويسين ، مرسي
.
.
بلغورها چه گندم و چه جو به صورتهاى مختلفى اينجا هست. منظورم از مختلف بودن مقدار خرد شدن و ريز و درشت بودنش هست.
مدل هاى خيلى ريز اون فقط كافيه كه توى اب خيس بشه تا نرم و قابل خوردن بشه ولى هر چقدر درشت تر باشه مثل برنج بايد پخته شه و كمى دم بكشه.
.
براى يك ليوان بلغور خشك، يك پياز درشت را ريز خرد كنين، و توى كره يا روغن سرخ كنين، كمى رنگ گرفت كمى زرد چوبه و دو حبه سير ريز شده اضافه كنين و به مايه اتون، رب ، و دو گوجه رنده شده اضافه كنين تا كاملا سرخ شه.
بعد كمى ابليمو، فلفل و پودر زيره هم بهش بزنين و با بلغور خيس شده مخلوطش كنين و در صورت نياز اب اضافه كنين تا بپزه.
فلفل دلمه اى هم اگر ميكس كنين و يا ريز خرد كنين توش خوب مى شه! اين بلغور توى سالاد، كنار گوشت و مرغ و يا به تنهايى قابل استفاده هست.
اميدوارم كه درست كنين و خوشتون بياد.
قالب زدنش را توى استورى ببينين .
.
نظرتون را راجع به متن زير بگين لطفا:
.
ما نسل نمک نشناسی شده ایم
خطرناک ترین بیماری قرن
خیلی آرام بینمان نفوذ کرده
تب نکرده ایم ...
نمرده ایم
تلفاتی نداشته ایم
فقط به شدت نسبت به آدم های خوب اطرافمان بی تفاوت شده ایم
گذشتن از احساس دیگران برایمان عادی شده
هر روز نگاهمان بازاری تر می شود
در روابط دنبال منفعت می گردیم نه محبت
دیگر برای دلمان کاری نمی کنیم
و خیلی وقت است که جواب خوبی ها خوبی نیست !
ما نسل نمک نشناسی شده ایم
خطرناک ترین بیماری قرن !
تب نکرده ایم
نمرده ایم
فقط از آدم های اطرافمان نردبان
ساخته ایم
نردبان ...! [فرشته رضایی]
Read more
بیخوابی زده به سرم! این عکس سیزده به در سه سال پیشه! زمانی که حداقل روزی دو ساعت ورزش میکردم! رژیم ...
Media Removed
بیخوابی زده به سرم! این عکس سیزده به در سه سال پیشه! زمانی که حداقل روزی دو ساعت ورزش میکردم! رژیم غذاییم یه چیزی فراتر از صد در صد سالم بود! سیس پک داشتم این هوا! فول ماسل بودم. هر روز میدویدم! امریکا بودم! بیزینسم چرخش خوب میچرخید! به زودی اولین ران وی سیاتلم برگزار میشد و شهرداری سیاتل ... بیخوابی زده به سرم!
این عکس سیزده به در سه سال پیشه!
زمانی که حداقل روزی دو ساعت ورزش میکردم!
رژیم غذاییم یه چیزی فراتر از صد در صد سالم بود!
سیس پک 😃داشتم این هوا! فول ماسل بودم.
هر روز میدویدم!
امریکا بودم!
بیزینسم چرخش خوب میچرخید!
به زودی اولین ران وی سیاتلم برگزار میشد و شهرداری سیاتل اسپانسرم شده بود و اصولا باید خرکیف میبودم.
کلی هم واسه خودم اینستاگرامر معروف بودم، (در مقیاس اون موقع که هنوز این همه اینستاگرامر وجود نداشت و حتی خانوم بیوتیمون که خودمم فنشم، هنوز به دنیا نیومده بود)جوری که تو همین پارک یه نفر دویید جلوم(سلام صحرا) گفت من تو رو از اینستاگرام میشناسم، منم طبیعتا باید تو ابرها میبودم.
ولی...
ولی بزرگترین غم دنیا، درست همینجا که نشستم و میخندم و حتی یادمه از صبح زودش برای آدم هایی که نمیشناختم بیدار شده بودم و آش رشته درست میکردم که فقط سرم گرم شه، توی کنج قلبم خونه کرده بود.
زندگیم حسرت انگیز بود، ولی شادی کوچیکترین جایی تو قلبم نداشت. فکر میکردم بزرگترین مشکل دنیا رو دارم.
الان نمیگم مشکل اون زمان رفع شد و من خوشبخت شدم!
نه!
ولی قوی شدم
فهمیدم مشکل ها، غم ها همیشه هست.
باهاشون نسازیم، واقعیت اونچه که هستیم رو نپذیریم و دنبال راه چاره اش نباشیم، فقط لحظه هاست که از دستشون میدیم.
گول خنده های این و اون رو نباید بخوریم
به فکر خنده رو لب هم آوردن باشیم.
🍃🌱
ظاهر قضیه با باطنش میتونه زمین تا آسمون فرق کنه.
امشب پست های تامیلا رو که خوندم، دلم خواست اینها رو بنویسم. نه اینکه اندوه این عکسم، با حال دل تامیلا برابری کنه! نه
ولی غم ها به اندازه ای که بهشون بال و پر بدیم قابلیت این رو دارند که عمیق و سنگین و بزرگ شن.
آفرین به تامیلا که سعیش بر عبور کردن از غم هاست
آفرین به من که از سه سال پیشم خیلی قوی ترم!
آفرین به هر کدوممون که قبل از ظواهر، واقعیت ها رو میبینیم
و سعی به عبور و پس زدن غم هامون داریم
Read more
یه روزی میاد که دیگه دلم برات نریزه که یادت نیاد تولدِ من چندِ پاییزه هر کدوم از ما کنارِ یکی دیگه خوشبخته چیزی ...
Media Removed
یه روزی میاد که دیگه دلم برات نریزه که یادت نیاد تولدِ من چندِ پاییزه هر کدوم از ما کنارِ یکی دیگه خوشبخته چیزی که امروز باورش واسه هر دومون سخته یه روزی میاد سالی یه بارم یادِ من نیای از گذشتم جز فراموشی هیچ چیزی نخوام از تو فکرِ من خاطراتمون میتونه رد شه بدونِ اینکه حتی یه لحظه حال من بد شه فکر ... یه روزی میاد که دیگه دلم برات نریزه
که یادت نیاد تولدِ من چندِ پاییزه
هر کدوم از ما کنارِ یکی دیگه خوشبخته
چیزی که امروز باورش واسه هر دومون سخته
یه روزی میاد سالی یه بارم یادِ من نیای
از گذشتم جز فراموشی هیچ چیزی نخوام
از تو فکرِ من خاطراتمون میتونه رد شه
بدونِ اینکه حتی یه لحظه حال من بد شه

فکر نکردن به خاطراتت رو بلد می شم
می بینم تو رو از کنارِت ساده رد می شم
انگار نه انگار به تو می گفتم بی تو نابودم
انگار نه انگار یه روزِگاری عاشقت بودم
می بینم تورو اونم یه جا که غرق احساسم
با هرکی باشم نباید بگم تو رو می شناسم
برایِ اینکه حتی یه لحظه سمتِ تو نیام
میری و میرم بی خداحافظی بدونِ سلام

#ab_bas #love #like4like #followforfollow #girl #boy #lovely #دخترانه #عشق #متن #دونفره
Read more
احساس این آهنگ و معنی که از دوستان پرسیدم، خواستم یه متن درمورده همین آهنگ بنویسم . ...... لعنتی ...
Media Removed
احساس این آهنگ و معنی که از دوستان پرسیدم، خواستم یه متن درمورده همین آهنگ بنویسم . ...... لعنتی سلام منو به غرورت برسون و بهش بگو بهای قامت زیباش تنهائیه…!!! همه ی بغض من تقدیم غرور نازنینت بود، غروری که لذت دریا را به چشمات حروم کردی. منم آره توو حادثه ی عشق، قلب و غرورمو از دست دادم !!! فهمیدم ... احساس این آهنگ و معنی که از دوستان پرسیدم، خواستم یه متن درمورده همین آهنگ بنویسم .
......
لعنتی سلام منو به غرورت برسون
و بهش بگو بهای قامت زیباش تنهائیه…!!!
همه ی بغض من تقدیم غرور نازنینت بود، غروری که لذت دریا را به چشمات حروم کردی.
منم
آره توو حادثه ی عشق، قلب و غرورمو از دست دادم !!!
فهمیدم نمی مونی … دیدم می ری … رفتی
باز هم وایسادم و فقط نگاه کردم
دیگه نه اشکهامو می بینی
نه التماس هامو
و نه احساساتِ این دلِ لعنتیو…
به جایِ اون احساسی که کُشتی
درختی از غرور کاشتم…
من عاشقانه هامو رو همین دیوار مجازی می نویسم !!!
از لج تو … از لج خودم …
که حاضر نبودیم یه بار این ها رو واقعی به هم بگیم !!!
من من، کردن های من و تو بود که، هیچوقت ما نشد .
وقتی می گم : برام دعا کن یعنی کم اوردم…
بخدا، کم اوردم
یعنی دیگه کاری از دست خودم برای خودم بر نمی آد!!!
اینقدر با تکبر و غرور با آدم حرف نزن … !!!
وقتی کسی به تو ابراز علاقه کرد …
فکر نکن که فوق العاده ای !!!
شاید اون کم توقعه …
ما بدهکاریم به همدیگه به تمام ، دوستت دارم های ناگفته ای که پشت دیوار غرورمون مخفیش میکنیم که نشون بدیم آره ما منطقی هستیم
قدت به “عشق” نمی رسید، غرورمو زیر پات گذاشتم تا شاید به من برسی!!! محکم تر از اونم که برای تنها نبودنم اونچه که اسمشو غرور گذاشتم برات به زمین بکوبم
دخترک رفت ولی زیر لب اینو میگفت :
اون یقینا می آد چون عاشقمه .
پسرک موند ولی روی لبش زمزمه بود :
مطمئنا که پشیمون می شه برمیگرده .
بد از مدتی همدیگرو دیدن .
پسر گفت : من قربانی، غرورم هنوز …
دختر گفت:
بی من چه میکشی؟!؟
پسر گفت:
نفس…!!!
امیدوارم غرورتون هیچوقت نشکنه
از نظر من غرور گنجیه که هیچوقت نباید از دست بره، جز شخصیکه جایگاهش فقط و فقط اندازه ی دنیا باشه، دنیایی به بزرگیه کله جهان .
دوستون دارم
علیرضا رحمانی 🍂
Read more
Rose potatoes _______________________ سیب زمینی گل رز تنوری دوتا سه عدد سیب زمینی را با برس خوب شسته و رنده نازک می کنیم و یکساعت در مقدار کمی آب و نمک و پودر سیر قرار می دهیم بدون شستن در آبکش ریخته و می ذاریم کمی که خشک شد با مقداری روغن زیتون یا کره آبکرده آغشته کرده طبق تصویر پشت سر هم چیده آهسته ... Rose potatoes
_______________________

سیب زمینی گل رز تنوری

دوتا سه عدد سیب زمینی را با برس خوب شسته و رنده نازک می کنیم و یکساعت در مقدار کمی آب و نمک و پودر سیر قرار می دهیم بدون شستن در آبکش ریخته و می ذاریم کمی که خشک شد با مقداری روغن زیتون یا کره آبکرده آغشته کرده طبق تصویر پشت سر هم چیده آهسته لوله می کنیم و ته آنرا با فویل محکم پیچیده در قالب مافین گذاشته و روی آنرا هم با قلم مو به روغن زیتون یا کره آبکرده آغشته کرده مقداری فلفل سیاه پاشیده در فر ۲۰۰ درجه که از قبل گرم شده به مدت ۳۰_۴۰ دقیقه می پزیم تا طلایی بشه حتمن چک کنید که خوب پخته باشن اگر نه کمی دیگه در فر بذارید بمونه.سپس کمی خنک شد فویل رو با احتیاط خارج کنید. می تونید بدون فویل در قالب چرب شده بچینید ولی در اون صورت گلها بازتر و درشت تر می شه. این سیب زمینی ها برای دورچین خوراک های گوشتی خیلی مناسب و خوشمزه هست. البته می تونید به کمک خلال دندان انتهای رزها رو محکم کنید و در روغن داغ و عمیق سرخ کنید ولی به روش تنوری سالمتر و کم کالری تر هست

سلام دوستان و همراهان عزیزم، شبتون خوش. ممنون از همراهی و محبتتون. 💙🌹البته بعضی از دوستان دیگه واقعن کم لطفن، سالهای قبل اینطور نبود! اگر محبت می کنید فالو می کنید لااقل گاهی خودتون رو نشون بدین که من و امثال من که اهل لایک و فالور نمایشی گرفتن نیستیم، بدونیم از پست های ما استفاده ای هم می شه یا خیر که لااقل زمانمون برای نوشتن دستورها هدر نره!!! همین چیزها باعث می شه کمتر فعال باشیم... کمی مهربانتر باشیم تا به خود ما هم این مهربانی برگرده ✋😊 امیدوارم هفته ی خیلی خوبی پیش رو داشته باشین. ❤🌹🌹🌹
Read more
. سلام؛ خدا را #بینهایت شکر #اربعین_96 در راه کربلا هستم. حلالم کنید. . در جست و جوی #وارستگی، باید خیلی چیزها را راحت از دست داد. اینجا؛ #پیاده هستی. با یک #کوله_سبک راه می افتی. راه سرد و گرم داره؛ ولی در بند این چیزها نیستی. جا خوابت معلوم نیس. رو سنگ هم میخوابی... نه فقط شما؛ عشایر ... .
سلام؛
خدا را #بینهایت شکر #اربعین_96 در راه کربلا هستم. حلالم کنید.
.
در جست و جوی #وارستگی،
باید خیلی چیزها را راحت از دست داد.
اینجا؛
#پیاده هستی.
با یک #کوله_سبک راه می افتی.
راه سرد و گرم داره؛ ولی در بند این چیزها نیستی.
جا خوابت معلوم نیس. رو سنگ هم میخوابی...
نه فقط شما؛
عشایر #عراقی نون سالش رو جمع کرده، آورده کنار جاده با کیف و لذتی که در چشماش دیده می شه، می بخشه.
#تاریخ این همه بزرگی به خودش ندیده.
بیست و چند میلیون نفر راه افتادن تا از همه ی آرزوهای کوچک و #وابستگی های ناپایدار روزمره شان بگذرند. این انسان ها همدیگر رو نمی شناسند ولی همه شون "یک نفر" رو می شناسند...
آن یک نفر، انسان حریص و مغرور را اینطور #اهلی می کند.
.
#امام_حسین
#حسین
#اربعین
#حب_الحسین_اجننی
#حب_الحسین_هویتنا
#کربلا
#نجف
#کاظمین
#سامرا
#عراق
#WhoisHussain
#ImamHussainLovers
.
Read more
Loading...