شکسته و من عشق

Loading...


Unique profiles
94
Most used tags
Total likes
0
Top locations
Dubai, United Arab Emirates, حوزه هنری انقلاب اسلامی - Hozehonari, Tehran, Iran
Average media age
834.8 days
to ratio
10.1
از تاریکی های زمین آمدم تا شور سلام بر شما آوای بی آهنگم را روح بخشد و اعماق وجودم پر شود از شرار انرژی ...
Media Removed
از تاریکی های زمین آمدم تا شور سلام بر شما آوای بی آهنگم را روح بخشد و اعماق وجودم پر شود از شرار انرژی های وجوووووود اینجا ب دنیا امدن معنایی صد چندان ب خود میگیرد گویی ک تمام ملائک ب عشق استان شما از عرش خروج کرده اند به دنیا رسیده اندو آرامشیییی بس رویا وار ب ما میبخشند. گویی کسی مادام ذکر عاشقانه درحال ... از تاریکی های زمین آمدم تا شور سلام بر شما آوای بی آهنگم را روح بخشد و اعماق وجودم پر شود از شرار انرژی های وجوووووود
اینجا ب دنیا امدن معنایی صد چندان ب خود میگیرد گویی ک تمام ملائک ب عشق استان شما از عرش خروج کرده اند به دنیا رسیده اندو آرامشیییی بس رویا وار ب ما میبخشند. گویی کسی مادام ذکر عاشقانه درحال و هوای اینجا نجوا میکند گوشممم پر است از تسبیح عاشقانه هر مولکول روان در این هوا ،چ دنیایی ب نگاهم ب قلبم ب روحم نگار زده ای. که هر چه ب استانت چشم میدوزم عشق نقش میندد نقش و نگار آنچه مرا ب اینجا متصل میکند انرژی حضور عاشقانه ی بی انتهای توست یا علی بن موسی الرضا ای اقای عشق ای مولای عزیزتر از پدر و مادر ای معنای تقرب ب عرش ای تمام آنچه میطلبم ب درهای حرم که دست میکشم متوجه میخی میشوم که افتاده است وصد البته شرمزده از کالبد انسانی ام که من از آن میخ هم کمترم کجا مرا ب زمین وصل کردند ک غفلت ورزیدن آموختم اینجا ترنم نفس من نقش میبند زندگی روح میگیرد دنیا ب آغازی دوباره فکر میکند اما سراغاز تمام افکار مردمم تو هستی هرجایی که هستند هر جا ب شروعی دوباره فکر میکنند هر جا که با نام و یاد تو ب آرامش میرسند
اینجاااااا دنیاااااا ب تو سلام میدهد و من هنوز در افکار دنیایی میغلتم
من یک انسانم که ب آغاز دوباره فکر میکنم ب تو. اما تا سر از ضریح مقدست برمیگردانم موج موج انسانهایی میبینم که عاشقانه ب پهنای صورت اشک میریزند ب عشق رسیدن ب آرامش حضوررتو ،،مرا ب حرمت حضور ایشاندوبه حرمت زمزمه های عاشقانه ی همراه با بغض و درد و اشک ایشان از انرژی وجود خود بی نصیب مگردان چ عاشقانه ب گرداب پریشان افکارم نقش تو نظم میبخشد دنیا اگر ب تو برسد دنیا میشود و من اگر ب تو رسم من
امید دارم هر انکسی که دل شکسته ب خانه ات چشم میدوزد حتی از دورترین نقطه ب حرمت فکر میکند او را از شعور عرفانی عشق خویش بارور کنی و عشق و معرفت عاشقانه ای از کرم خویش ب قلب رنجور و حساسش ببخشایی
حریم استانت عجب صفایی دارد مگر نه اینکه میگویند اینجاکسی ست پنهان مانند قند در نی ای عشق پنهان ایران من سلام میدهم تورا، از فضل خویش کرم نما که خانه ات مامن آرامش من است
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا السلام علیک ای عشق ای وجوووووود ای معنای هستی در این هستییی اینجا من هستم تو هستی و من ب نیابت تمام عاشقانت گر قابل سلام باشم
Read more
Loading...
*** کربلا نرفتن سخت است. کربلا رفتن سخت تر! تا نرفته ای شوق رفتن داری ... تا رفتی شوق مردن! کربلا ...
Media Removed
*** کربلا نرفتن سخت است. کربلا رفتن سخت تر! تا نرفته ای شوق رفتن داری ... تا رفتی شوق مردن! کربلا رفته ها می دانند بعد از کربلا روضه ی حسین ؛ حکم زهر دارد برای دل اوراق شده ی زائر! . آخر اینجا دیگر عباس نیست ؛ تا آرام شوی در حریم امنش ... . . و چه بدتر روزی که برسد محرم کرب و بلا نباشی ... . . فطرس ... ***
کربلا نرفتن سخت است.
کربلا رفتن سخت تر!
تا نرفته ای شوق رفتن داری ...
تا رفتی شوق مردن!
کربلا رفته ها می دانند
بعد از کربلا روضه ی حسین ؛
حکم زهر دارد برای دل اوراق شده ی زائر!
.
آخر اینجا
دیگر عباس نیست ؛
تا آرام شوی در حریم امنش ...
.
.
و چه بدتر روزی که برسد محرم کرب و بلا نباشی ... 😭
.
.
فطرس پرش شکست و شفا دادی و پرید
من که دلم شکسته چه خاکی به سر کنم؟
.
.
#جان‌مولایه‌کاری‌برای‌دل‌این‌نوکر‌کُن
#خسته‌ام‌ارباب
#مددی
.
.
#کلب‌حسینم
#همین‌است‌مرامم
.
.
#کربلا
#عشق #جنون
#نوکر #حرم #خون
#تشنه #عطش #بین_الحرمین
#کلب #روضه #مشکی #مسلمیه #لطمه
#کهف_الشهدا #خدمت #سربازی #شهید #یادگاری
*
Read more
<span class="emoji emoji1f4a0"></span> اگر چه دور و برم دوست هست، همدم هست گمان مکن که در این روزگار، محرم هست . شبی برابر آیینه با خودم ...
Media Removed
اگر چه دور و برم دوست هست، همدم هست گمان مکن که در این روزگار، محرم هست . شبی برابر آیینه با خودم گفتم میان آن همه عاشق به یاد من هم هست...؟ . اگر چه هیچ کسی نیست یاد من دیگر هزار شکر به یادم هنوز هم غم هست . چرا به خلوت من سر نمی زنی ای دوست؟ دلی شکسته تر از این کجای عالم هست؟ . اگر هنوز همانی، ... 💠
اگر چه دور و برم دوست هست، همدم هست
گمان مکن که در این روزگار، محرم هست
.
شبی برابر آیینه با خودم گفتم
میان آن همه عاشق به یاد من هم هست...؟
.
اگر چه هیچ کسی نیست یاد من دیگر
هزار شکر به یادم هنوز هم غم هست
.
چرا به خلوت من سر نمی زنی ای دوست؟
دلی شکسته تر از این کجای عالم هست؟
.
اگر هنوز همانی، بیا به دیدارم
هنوز فرصت عاشق شدن برایم هست...
.
#مجید_ترکابادی
@majid_torkabadi
.
______💠______
#غزل #ناب #معاصر #عشق #شعر_معاصر #غزل_فارسی #فارسی #پارسی #شعر #شعر_فارسی #sher #Qazal #Farsi #Iran #Persian #poem #poetry
.
Read more
تو هم تنها گذاشتی قلب خسته. ..ندانستی که این جا دل شکسته...تو هم از من گذشتی بی بهانه....تو هم رد کردی ...
Media Removed
تو هم تنها گذاشتی قلب خسته. ..ندانستی که این جا دل شکسته...تو هم از من گذشتی بی بهانه....تو هم رد کردی این دل عاشقاته. ..ندانستی که در یاد تو هستم. ..ندانست ی که بی تو من شکستم. ..نرو جانا..نرو بی من از این جا...نرو عشقم. ...نرو بی من توتنها...سپردی قلب من را دست بر باد. تو گفتی. خسته ای...ای داد بیداد....نفهمیدی ... تو هم تنها گذاشتی قلب خسته. ..ندانستی که این جا دل شکسته...تو هم از من گذشتی بی بهانه....تو هم رد کردی این دل عاشقاته. ..ندانستی که در یاد تو هستم. ..ندانست ی که بی تو من شکستم. ..نرو جانا..نرو بی من از این جا...نرو عشقم. ...نرو بی من توتنها...سپردی قلب من را دست بر باد. تو گفتی. خسته ای...ای داد بیداد....نفهمیدی روی تنها ترینم. ..نفهمید ی که بی تو من غمینم. .چه باید کرد از دست زمانه. ..چه باید دید..دیگر.. این...نشانه. ..تو آخر زهر خود را ریختی ای عشق.. تو رفتی و گذ شتی. ..ونماندی جانم .. ای عشق...تو رفتی عشق پاکم را به نا محرم فروختی...تو رفتی بی بهانه از من تنها گذشتی. ...تقدیم به حضرت عشق . ...داریوش🙏😢👌💙👌
Read more
﷽ اَللّـهُمَّ صـَلِّ عَلى عــَلِیِّ بْــنِ مُوسَى الرِّضا الْــمُرْتَضَى الاِمــامِ التَّقِیِّ ...
Media Removed
﷽ اَللّـهُمَّ صـَلِّ عَلى عــَلِیِّ بْــنِ مُوسَى الرِّضا الْــمُرْتَضَى الاِمــامِ التَّقِیِّ النَّقِیِّ وَحـُجَّتِکَ عَلى مَنْ فَــوْقَ الاَرْضِ وَمــَنْ تَحْتَ الثَّرى الصِّدّیقِ الشَّهیدِ، صَلاةً کَثیرَةً تامَّةً زاکِیَةً مُتَواصِلَةً مُـــتَواتِرَةً مــُتَرادِفَةً، ...
اَللّـهُمَّ صـَلِّ عَلى عــَلِیِّ بْــنِ مُوسَى الرِّضا
الْــمُرْتَضَى الاِمــامِ التَّقِیِّ النَّقِیِّ وَحـُجَّتِکَ
عَلى مَنْ فَــوْقَ الاَرْضِ وَمــَنْ تَحْتَ الثَّرى
الصِّدّیقِ الشَّهیدِ، صَلاةً کَثیرَةً تامَّةً زاکِیَةً
مُتَواصِلَةً مُـــتَواتِرَةً مــُتَرادِفَةً، کـــَاَفْضَلِ
مــــاصـــَلَّیْتَ عـــَلى اَحــَد مــِنْ اَوْلِـیائِک
.
الإمامُ الرِّضا عليه السلام :
.
الإيمانُ أربعَةُ أركانٍ ; التَّوكُّلُ علَى اللّه ِ عَزَّ و جلَّ ، و الرِّضا بقَضائهِ ، و التَّسليمُ لأمرِ اللّه ِ ، و التَّفويضُ إلَى اللّه ِ .
.
امام رضا عليه السلام :
.
ايمان چهار ركن است;
توكّل كردن بر خداوند عزّ و جلّ، راضى بودن به قضاى او، تسليم در برابر فرمان خدا و وا گذارى كارها به خدا.
.
قرب الإسناد : 354/1268.
.
.
.
من بی دل آمدم که تو دلدار من شوی
غمدیده آمدم که تو غمخوار من شوی
.
شـادم که در حـریم تو افتاده بـار من
آیـا شود ز لطـف خریدار من شوی؟
.
خود را ز راه دور کشاندم به کوی تو
دلخسته آمدم که مدد کار من شوی
.
هر طور راحتی، بزن، اما نمی روم
این بار آمدم که فقط یار من شوی
.
من ور شکسته ی گنهم، می شود، شبی؟
یوسف شوی و گرمی بازار من شوی؟
.
عمرم به باد رفته، به داد دلم برس
من آمدم که مونس من، یار من شوی
.
آقائیــم، هـمیشه ز سلـطانی شماست
یک عمر نوکرم، که تو سالار من شوی...
.
.
#سلام_مولاى_مهربانم
#السلام_علیک_یا_علی_بن_موسی_الرضا
#مشهد #برات #کربلا #سلطان #عشق
.
.
📷 : @vahid4451
.
@ya_emamreza53
@zeynabiiiye
Read more
ترجمه:قلب من شکسته خسته ی خسته ام از بی رحمی که به روحم شده قلبم و بخاطر اون میشکنم! چیزی که هر روز به من صدمه میزند چهره ام خسته تو اشکام غرقم معشوقه مرا نابود کرد از ادامه زندگی اکراه دارم از عشق متنفرم عشق مرا نابود کرد من خوبم و میدونم خوب هست حالی که دارم. ترجمه:قلب من شکسته
خسته ی خسته ام
از بی رحمی که به روحم شده
قلبم و بخاطر اون میشکنم!😊
چیزی که هر روز به من صدمه میزند
چهره ام خسته تو اشکام غرقم
معشوقه مرا نابود کرد
از ادامه زندگی اکراه دارم
از عشق متنفرم
عشق مرا نابود کرد
من خوبم و میدونم
خوب هست حالی که دارم.
Loading...
. وطنم ای شکوه پابرجا در دل التهاب دوران‌ها کشور روزهای دشوار زخمی سربلند بحران‌ها . ایستادی ...
Media Removed
. وطنم ای شکوه پابرجا در دل التهاب دوران‌ها کشور روزهای دشوار زخمی سربلند بحران‌ها . ایستادی به جنگ رو در رو خنجر از پشت می‌زند دشمن گویی از ما و در نهان برما وطنم پشت حیله را بشکن . وطنم ای شکوه پابرجا در دل التهاب دوران‌ها . رگت امروز تشنه‌ی عشق است دل رنجیده خون نمی‌خواهد دل تو تا ... .
وطنم ای شکوه پابرجا
در دل التهاب دوران‌ها
کشور روزهای دشوار
زخمی سربلند بحران‌ها
.
ایستادی به جنگ رو در رو
خنجر از پشت می‌زند دشمن
گویی از ما و در نهان برما
وطنم پشت حیله را بشکن
.
وطنم ای شکوه پابرجا
در دل التهاب دوران‌ها
.
رگت امروز تشنه‌ی عشق است
دل رنجیده خون نمی‌خواهد
دل تو تا ابد برای تپش
غیر از عشق و جنون نمی‌خواهد
.
شرم بر من اگر حریم تو
پیش چشمان من شکسته شود
وای بر من اگر ببینم چشم
رو به رویای عشق بسته شود
.
وطنم ای شکوه پابرجا
در دل التهاب دوران‌ها
کشور روزهای دشوار
زخمی سربلند بحران‌ها
.
از تب سرد موج‌های خزر
تا خلیجی که فارس بوده و هست
می‌شود با تو دل به دریا زد
می‌شود با تو دل به دنیا زد
_______________
#افشین_یداللهی
از کتاب #خانه_ترانه
به کوشش: #مهدی_ایوبی
#انتشارات_فصل_پنجم
Read more
 #پایان_نامه۹۶ سال پیش همین موقع ها نوشته بودم: «امسال نه لباس نو خریدم نه کفش نو، نه دنبال آماده ...
Media Removed
#پایان_نامه۹۶ سال پیش همین موقع ها نوشته بودم: «امسال نه لباس نو خریدم نه کفش نو، نه دنبال آماده شدن برای سال نو بودم» فکر میکنم امسال هم همین خطای بالا رو باید بگم به تعداد خیلی محدودی تبریک فرستادم و تا جایی که شد جواب تبریک ها و آرزو های خوبی که برام فرستاده بودن رو دادم. سال قبل تر درمورد «من» ... #پایان_نامه۹۶
سال پیش همین موقع ها نوشته بودم:
«امسال نه لباس نو خریدم نه کفش نو، نه دنبال آماده شدن برای سال نو بودم»
فکر میکنم امسال هم همین خطای بالا رو باید بگم
به تعداد خیلی محدودی تبریک فرستادم و تا جایی که شد جواب تبریک ها و آرزو های خوبی که برام فرستاده بودن رو دادم.
سال قبل تر درمورد «من» به عنوان من در وسط یک منِ تقریباً اومانیستی، که همه چیز تحت اراده خودشه و اگر جایی اشتباهی شد خودش مقصره و همه چیز رو خودش رقم میزنه، امسال شاید جبرگرایانه تر به «من» بودن مجبور شدم نگاه کنم، اتفاقاتی افتاد که بعضی از درون بود و شاید فیزیولوژیک، افسردگی، دلسرد شدگی و... برخی از بیرون بود قلبم بارها شکسته شد، در کشورم اتفاقات عجیبی افتاد، غرورم جریحه‌دار شد و... و برخی از اتفاقات پاسخی بود به اتفاقات بیرون که از اتفاقات درون پژواک میکرد به بیرون. به آینده سرزمینم ناامید شدم، به تمام امید هایی که داده بودم به بقیه شرمنده شدم، دل های زیادی رو خودم به درد آوردم و...
بخش مهمی هم مثل هر سال ارزش انسان ها بود برام، که باعث شد دلسرد بشم خیلی ها از من فاصله گرفتن و از نظر خودم مترود شدم و فکر میکنم تقریبا بخاطر پروسه ارزش گذاشتن و پیدا کردن «من» در من بود. امسال هم حاضرم بیشتر طرد بشم و آدمای بیشتری از من بدشون بیاد ولی رابطه های با کیفیت تری با انسان ها برقرار کنم.

فهمیدم در لحظه زندگی کردن یعنی چی،
در آخر امسال آنقدرها شور و شوق زنده بودن در من نبود بیشتر در حیرت و عجیب بودن دنیای پیرامونم بودم.
شاید هم اتفاقات امسال برام وجب بود! باید از داخل خودم بیشتر خبردار میشدم و بعد از دنیای بیرون بیشتر سر درمیاوردم.
در آخر باید بگم تو متن پایان نامه سال نود و شش بیشتر از بدی ها و تا ملایمت ها گفتم چون تاثیر زیادی داشت، هرگز لحظات خوب امسال که سرشار از عشق و لذت بود رو فراموش نمیکنم
با تمام این اوصاف فکر میکنم فردا ها روشن تر خواهد بود
#خلاص
#DailyGleam s04 e01 : no new year new me bullshit
Read more
Loading...
امشب صدایت را شنیدم همه دنیا صدایت را شنیدند بلند تر از همیشه فریاد زدی..حتی بلند تر از آن 17ثانیه ممتد معروف! بلندایی به طول ابد.. نمی دانم ای مرد بزرگ، چه در روزگارت می گذشت این روز ها.. می شناختم قهرمانی را که، لبخند را هدیه ات می داد امید را بر گوش هایت می کوفت و جاده های عشق را نشانت می داد.. چه ... امشب صدایت را شنیدم
همه دنیا صدایت را شنیدند
بلند تر از همیشه فریاد زدی..حتی بلند تر از آن 17ثانیه ممتد معروف! بلندایی به طول ابد..
نمی دانم ای مرد بزرگ، چه در روزگارت می گذشت این روز ها..
می شناختم قهرمانی را که،
لبخند را هدیه ات می داد
امید را بر گوش هایت می کوفت
و جاده های عشق را نشانت می داد..
چه بر سرت آورد این جهان، بر خشم فروخفته ات!
مگر نه آنکه عادت را شکسته بودی..!
مگر نه آن که از چنگال فقر و سیاهی، کورسوی امید را یک هزار خورشید یافتی..!
مگر نگفته بودی وقتی زندگی ترکمان کرده، عشق است که مرهممان می شود..!
چه به روزت آمد ای دریای بی کران، که نبرده، نباخته، راه را نیمه درست رها کردی..!!
حقیقتا می دانستی...ما بی خبران بودیم...
امشب اما من،
در انبوه ستارگان آسمان،
سوسو زدنت را به چشم شاهد شدم..
من،
اهمیت دادم..
همه ما، اهمیت دادیم..
بخواب ای بزرگ مرد!
بخواب، آرام...
و خاطرات کودکیمان را، و آرزوی همیشگیمان را نیز، در آغوشت بخوابان... (بیادت، چستر چارلز بنینگتون
چزی دوست داشتنی♥️♥️😢)
Read more
‌ ‌امروز بیست تیر، بیست و یک‌ ساله شدم.‌ یادم میاد پارسال توی چه حالی تولدمو سپری کردم؛ با حال بد، ...
Media Removed
‌ ‌امروز بیست تیر، بیست و یک‌ ساله شدم.‌ یادم میاد پارسال توی چه حالی تولدمو سپری کردم؛ با حال بد، نگرانی راجب آیندم، با قلب شکسته بخاطر دوستام و کارایی که باهام کردن، با تنهایی بزرگم، سردرگمی، ناراحت ترین دختر جهان.‌ ‌ امسال خوشحالم.‌ از پارسال تا الان نگاه می‌کنم می‌بینم چقدر زندگیم فرق ...
‌امروز بیست تیر، بیست و یک‌ ساله شدم.‌
یادم میاد پارسال توی چه حالی تولدمو سپری کردم؛ با حال بد، نگرانی راجب آیندم، با قلب شکسته بخاطر دوستام و کارایی که باهام کردن، با تنهایی بزرگم، سردرگمی، ناراحت ترین دختر جهان.‌

امسال خوشحالم.‌
از پارسال تا الان نگاه می‌کنم می‌بینم چقدر زندگیم فرق کرده. چی فکر می‌کردم و چی شد. برای آیندم تلاش کردم، برای بار دوم تو زندگیم کنکور دادم. توی کشوری که نه آدماشو می‌شناختم نه بلد بودم خیلی به زبانش حرف بزنم و اینبار؛ رشته‌ای که همیشه عاشقش بودمو قبول شدم. یاد گرفتم تنها زندگی کنم و مستقل باشم. یاد گرفتم آدم های بیخود رو توی زندگیم الک کنم، ازین که تنها باشم لذت ببرم و به عنوان پاداشم؛ بهترین آدم‌های جهان اومدن تو زندگیم و دوستای من شدن.

اندازه‌ی همه‌ی زندگیم جوونی کردم. خوشگذرونم، خوشحال‌ترین بودم، عشق دادم و عشق گرفتم و با آدم‌های ملیت های دیگه آشنا شدم. افتخار اینو داشتم به آدم‌های دنیا راجب ایران حرف بزنم و از شما بهترین ها بگم. من امسال خیلی بزرگ شدم.‌

پارسال وحشت‌زده بودم و امسال آسودم. من ایمان آوردم به جمله‌ی: همانا پس از سختی، آسانیست.‌

تولدت مبارک باشه نیکناز.‌‌

۲۰/۴/۱۳۹۷
Read more
مهم نبود من بی تو یه ناتمومم من بی تو یه نیمه جونم دور از تو نزار بمونم من بی تو... نه نمیتونم ای ...
Media Removed
مهم نبود من بی تو یه ناتمومم من بی تو یه نیمه جونم دور از تو نزار بمونم من بی تو... نه نمیتونم ای عشق راه دور من شکسته دل مغرور من حادثه رفتن تو بود مهم نبود غرور من مهم نبود شکستنم به پای تو نشستنم مهم تو بودی عشق من نه قصه دل بستنم من بی تو یه ناتمومم من بی تو یه نیمه جونم دور از تو نزار بمونم من ... مهم نبود

من بی تو یه ناتمومم
من بی تو یه نیمه جونم
دور از تو نزار بمونم
من بی تو... نه نمیتونم

ای عشق راه دور من
شکسته دل مغرور من
حادثه رفتن تو بود
مهم نبود غرور من

مهم نبود شکستنم
به پای تو نشستنم
مهم تو بودی عشق من
نه قصه دل بستنم

من بی تو یه ناتمومم
من بی تو یه نیمه جونم
دور از تو نزار بمونم
من بی تو... نه نمیتونم

من بی تو یه بی نشونم
من بی تو رو به جنونم
دور از تو نزار بمونم
من بی تو... نه نمیتونم

جایت تو آغوش منه
این معنی دوست داشتنه
رفتی و خاطرات تو قلبم رو آتیش میزنه

اشکام به وقته رفته
غذاب تلخ باختنه
ارزشش رو داشت عشق من
معجزه شناختنت

مهم نبود دل سوختنم دور از تو پرپر زدنم
به افتخار عشق تو میگم که بازنده منم (2)

من بی تو یه ناتمومم
من بی تو یه نیمه جونم
دور از تو نزار بمونم
من بی تو... نه نمیتونم

من بی تو یه بی نشونم
من بی تو رو به جنونم
دور از تو نزار بمونم
من بی تو... نه نمیتونم
( ترانه سرا : پاکسیما )

@andymusic1 | #iranian #iranmusic #iranianmusic #music #persian #iran #andykouros #هنرمندا #خوانندگان #لس_آنجلس #موزیک #ایران #پرشین #Los_angeles #موزیک #اندی_کورس #اندی #اندی_مددیان #andy #andymadadian #nice #photooftheday #picoftheday #life #memories #love #my #andymusic1.fans #paksima_zakipour
👑 🇦 🇳 🇩 🇾 👑
Read more
"بانک زمان" در "سوئیس" <span class="emoji emoji1f539"></span>یک دانشجوی خارجی که برای ادامه تحصیل به سوئیس رفته می نویسد: در زمان تحصیل، ...
Media Removed
"بانک زمان" در "سوئیس" یک دانشجوی خارجی که برای ادامه تحصیل به سوئیس رفته می نویسد: در زمان تحصیل، نزدیک دانشگاه یک خانه اجاره کردم. صاحبخانه یک خانم 67 ساله بود که با شغل معلمی بازنشست شده بود. طرح های بازنشستگی در سوئیس آنقدر قوی هستند که بازنشستگان هیچ نگرانی برای خورد و خوراک ندارند. به این ... "بانک زمان" در "سوئیس"
🔹یک دانشجوی خارجی که برای ادامه تحصیل به سوئیس رفته می نویسد: در زمان تحصیل، نزدیک دانشگاه یک خانه اجاره کردم. صاحبخانه یک خانم 67 ساله بود که با شغل معلمی بازنشست شده بود. طرح های بازنشستگی در سوئیس آنقدر قوی هستند که بازنشستگان هیچ نگرانی برای خورد و خوراک ندارند. 🔸به این جهت؛ یک روز از اینکه متوجه شدم او کار پیدا کرده متعجب شدم! کار او مراقبت از یک پیرمرد 87 ساله بود! از او پرسیدم آیا برای نیاز به پول این کار را می کند، پاسخش من را متحیر کرد! من برای پول کار نمی کنم، بلکه "زمان" خودم را در "بانک زمان" سپرده می کنم تا در زمانی که (مثل این پیرمرد) توان حرکت ندارم، آنرا از بانک بیرون بکشم!
🔹این اولین بار بود که درباره مفهوم "بانک زمان" می شنیدم! وقتی بیشتر درباره آن تحقیق کردم، متوجه شدم "بانک زمان" یک طرح بازنشستگی برای مراقبت از سالمندان است که توسط وزارت تامین اجتماعی فدرال سوئیس تدوین و توسعه داده شده است
🔸داوطلبان، زمان مراقبت از سالمندان را در حساب شخصی شان در "سیستم امنیت اجتماعی" پس انداز کرده تا وقتی خود؛ پیر ناتوان شدند یا نیاز به مراقبت داشته باشند، از آن برداشت کنند! 🔹طبق قرارداد؛ یک سال بعد از انقضای خدمات متقاضی (سپرده گذاری زمان)، بانک زمان میزان ساعات خدمات را محاسبه کرده و به او یک "کارت بانک زمان" می دهد! وقتی او هم نیاز به کمک یک نفر دیگر دارد، می تواند با استفاده از آن کارت؛ "زمان و بهره" آنرا برداشت کند. بعد از تایید، بانک زمان داوطلبانی را برای مراقبت از او در بیمارستان و یا منزل تعیین می کند!
🔸در ضمن، متقاضیان سپرده گذاری "زمان"، باید سالم و تندرست، دارای مهارت های ارتباطی خوب و پر از عشق و علاقه به همنوعان باشند!
🔹صاحبخانه ام هفته ای دو بار برای مراقبت از پیرمرد سرکار می رفت و هر بار هم دو ساعت وقت برای خرید، تمیز کردن اتاق، آفتاب گرفتن پیرمرد و گپ زدن با او سرمایه گذاری می کرد!
🔸اتفاقا یک روز دانشگاه بودم که تماس گرفت و گفت در حالی که شیشه اتاق منزل خودش را تمیز می کرده از چهارپایه افتاده! من فورا مرخصی گرفتم و او را به بیمارستان رساندم. مچ پای او شکسته بود و برای مدتی نیاز داشت روی تخت بماند. داشتم کارهای تقاضا برای مرخصی جهت مراقبت خانگی را انجام می دادم که به من گفت جای نگرانی نیست چرا که برای برداشت از بانک زمان درخواست داده است!
#بیمه #بورس #بانک #موفقیت #بانک_زمان #سالمندان #کهریزک #آسایشگاه #بیمه_کمک #پرسپولیس #استقلال
@bimeh.komak
@bimeh.komak
@bimeh.komak
Read more
Loading...
حسّ‌و حال همه‌ی ثانیـه‌ها ریخت به هم شوق یک رابطه با حاشیه‌ها ریخت به هم گفته بودم به کسی عشق نخواهم ...
Media Removed
حسّ‌و حال همه‌ی ثانیـه‌ها ریخت به هم شوق یک رابطه با حاشیه‌ها ریخت به هم گفته بودم به کسی عشق نخواهم ورزید آمدیّ‌و همـه‌ی فرضیه‌ها ریخت به هم! روح غمگینِ تـــو در کالبدم جا خوش کرد سرفه کردی‌و نظام ریه‌ها ریخت به هم در کنـــار تــــو  قدم  مــــی‌زدم‌و دور و بـــرم چشم‌ها پُر خون ... حسّ‌و حال همه‌ی ثانیـه‌ها ریخت به هم

شوق یک رابطه با حاشیه‌ها ریخت به هم

گفته بودم به کسی عشق نخواهم ورزید

آمدیّ‌و همـه‌ی فرضیه‌ها ریخت به هم!

روح غمگینِ تـــو در کالبدم جا خوش کرد

سرفه کردی‌و نظام ریه‌ها ریخت به هم

در کنـــار تــــو  قدم  مــــی‌زدم‌و دور و بـــرم

چشم‌ها پُر خون شد، قرنیه‌ها ریخت به هم

روضه‌خوان خواست که از غصه‌ی ما یاد کند

سینه‌ها پــاره شد و مرثیه‌ها ریخت بــه هم

پای عشق تـــو برادرکُشــی افتاد به راه

شهر از وحشت نرخ دیه‌ها ریخت به هم

بُغض کردیم‌و حسودان جهان شاد شدند

دلمان تنگ شد وُ قافیــه‌ها ریخت به هم . .

من که هرگز به تو نارو نزدم حضرتِ عشق!

پس چرا زندگیِ ساده‌ی ما ریخت به هم؟

@omidsabbaghno
@amirazimiofficial

#امید_صباغ_نو
#امیر_عظیمی
#دست_خط : #محمدروحانی
#خوشنویسی_با_خودکار
#خوشنویسی
#نستعلیق
#نستعلیق_شکسته
#شعر
Read more
 #foroughfarrokhzad #foroughfarokhzad #forough_farokhzad #فروغ_فرخزاد "با کدام دست" خواب ...
Media Removed
#foroughfarrokhzad #foroughfarokhzad #forough_farokhzad #فروغ_فرخزاد "با کدام دست" خواب خواب خواب او غنوده است روي ماسه هاي گرم زير نور تند افتاب از ميان پلکها ي نيمه باز خسته دل نگاه مي کند جويبار گيسوان خيس من روي سينه اش روان شده بوي بومي تنش در تنم وزان شده. خسته ... #foroughfarrokhzad #foroughfarokhzad #forough_farokhzad #فروغ_فرخزاد "با کدام دست"

خواب خواب خواب

او غنوده است

روي ماسه هاي گرم

زير نور تند افتاب

از ميان پلکها ي نيمه باز

خسته دل نگاه مي کند

جويبار گيسوان خيس من

روي سينه اش روان شده

بوي بومي تنش

در تنم وزان شده.

خسته دل نگاه مي کنم:

اسمان به روي صورتش خميده است

دست او ميان ماسه هاي داغ

با شکسته دانه هايي از صدف

يک خط سپيد بي نشان کشيده است

دوست دارمش... مثل دانه اي که نور را

مثل مزرعه اي که باد را

مثل زورقي که موج را

دوست دارمش... از ميان پلکهاي نيمه باز

خسته دل نگاه مي کنم:

کاش با همين سکوت و با همين صفا

در ميان بازوان من

خاک مي شدي

با همين سکوت و با همين صفا... در ميان بازوان من

زير سايبان گيسوان من

لحظه اي که مي مکد تورا

سرزمين تشنه ي تن جوان من

چون لطيف بارشي

يا مه نوازشي

کاش خاک مي شدي... کاش خاک مي شدي... تا دگر تني

در هجوم روزهاي دور

از تن تو رنگ و بو نمي گرفت

با تن تو خو نمي گرفت

تا دگر زني

در نشيب سينه ات نمي غنود

سوي خانه ات نمي غنود

سوي خانه ات نمي دويد

نغمه ي دل تو را نمي شنود

از ميان پلکهاي نيمه باز

خسته دل نگاه مي کنم

مثل موجها تو از کنار من

دور مي شوي... باز دور مي شوي... روي خط سربي افق

يک شيار نور مي شوي

با چه توان

عشق را به بند جاودان کشي؟

با کدام بوسه با کدام لب؟

در کدام لحظه در کدام شب؟

مثل من که نيست مي شوم... مثل روزها... مثل فصلها... مثل اشيانه ها... مثل برف روي بام خانه ها... او هم عاقبت

در ميان سايه ها غبار مي شود

مثل عکس کهنه اي

تار تار مي شود

با کدام بال مي توان

از زوال روزها و سوزها گريخت؟! با کدام اشک مي توان

پرده بر نگه خيره ي زمان کشيد؟

عشق را به بند جاودان کشيد؟

با کدام دست؟... خواب خواب خواب

او غنوده است

روي ماسه هاي گرم

زير نور تند افتاب
Read more
فقط دو روز مانده بود تا تولد بهترین دوستم... فکر و ذکرم شده بود انتخاب هدیه برای او... می دانستم دلش ...
Media Removed
فقط دو روز مانده بود تا تولد بهترین دوستم... فکر و ذکرم شده بود انتخاب هدیه برای او... می دانستم دلش اسیر یک جعبه ی مداد رنگی بیست و چهارتایی ست چون بارها درباره اش با من حرف زده بود اما من فقط هشت سالم بود... پول تو جیبی هایم کفاف این هدیه را نمی داد... فقط یک راه داشتم ، اینکه به سراغ قلکم بروم... قلکی که ... فقط دو روز مانده بود تا تولد بهترین دوستم... فکر و ذکرم شده بود انتخاب هدیه برای او... می دانستم دلش اسیر یک جعبه ی مداد رنگی بیست و چهارتایی ست چون بارها درباره اش با من حرف زده بود اما من فقط هشت سالم بود... پول تو جیبی هایم کفاف این هدیه را نمی داد... فقط یک راه داشتم ، اینکه به سراغ قلکم بروم... قلکی که چند ماه تمام امانت دار پول تو جیبی هایم شده بود تا بتوانم اسکیت بخرم ... اما من می خواستم دوستم را به آرزویش برسانم... قلکم را بالا بردم و به زمین کوبیدم... آرزوی خودم را شکاندم ... می دانستم وقتی هدیه ی من را باز کند خوشحال ترین آدم دنیا می شود ولی... ولی آنقدر هدیه ی خوب برایش آورده بودند که اصلا هدیه ی من به چشمش نیامد... حتی یک تشکر هم نکرد... من برای خوشحال کردنش از آرزوی خودم گذشته بودم؛ همه ی پس اندازی که مدت ها برایش از خواسته هایم زده بودم را خرج برآورده شدن آرزوی او کرده بودم اما او هرگز نفهمید... من ماندم و یک قلک شکسته ی خالی...
حالا بعد از این همه سال به این فکر می کنم که آدم ها هر کدام قلک هایی دارند که در آن چیزهایی مهم تر از پول را پس انداز می کنند... محبت، وفاداری و عشق را ذخیره می کنند تا در زمان مناسب خرجش کنند... اما گاهی قلکشان را برای آدم اشتباهی می شکنند... کسی که چشمهایش به روی محبت و فداکاری و عشق آن ها بسته ست... کاش حواسمان باشد قلکمان را برای چه کسی می شکنیم... قلکی که خالی شود خیلی سخت پر می شود... ✍🏻 #نگین
👓 #خواندنی
#تولد
13/12/1396
#eshgha #khaharim #khanevade
Read more
Loading...
 #داستان_های_امام_حسنی #خوشبحال_ما_همه_دور_حسن_گردیده_ها #خوشرویی_دشمن_شیطان . . <span class="emoji emoji1f337"></span><span class="emoji emoji1f337"></span><span class="emoji emoji1f337"></span><span class="emoji emoji1f337"></span><span class="emoji emoji1f337"></span><span class="emoji emoji1f337"></span> . موفق ...
Media Removed
#داستان_های_امام_حسنی #خوشبحال_ما_همه_دور_حسن_گردیده_ها #خوشرویی_دشمن_شیطان . . . موفق بن احمد خوارزمی در کتاب مقتل الحسین علیه السلام روایت کرده: که امام حسن علیه السلام گوسفندی داشت که بدان علاقه داشت، روزی مشاهده کرد که پای آن گوسفند شکسته شده، به غلامش فرمود : چه کسی ... #داستان_های_امام_حسنی
#خوشبحال_ما_همه_دور_حسن_گردیده_ها
#خوشرویی_دشمن_شیطان
.
.
🌷🌷🌷🌷🌷🌷
.
موفق بن احمد خوارزمی در کتاب مقتل الحسین علیه السلام روایت کرده:
که امام حسن علیه السلام گوسفندی داشت که بدان علاقه داشت، روزی مشاهده کرد که پای آن گوسفند شکسته شده، به غلامش فرمود : چه کسی پای این گوسفند را شکسته؟
پاسخ داد: من!
فرمود: چرا؟
گفت: می خواستم تا شما را غمگین کنم!
امام علیه السلام فرمود: اما من تو را خوشحال خواهم کرد، و تو در راه خدا آزادی! و در روایت دیگری است که فرمود:
«لا غمن من امرک بغمی»
(من نیز غمگین می کنم آن کسی را که به تو دستور داده تا مرا غمگین کنی یعنی شیطان)
و به دنبال آن او را آزاد کرد.
.
.
#خادم_نوشت
اول باید از خودمون شروع کنیم کار به جامعه و فضای جامعه نداشته باشیم اما منی که امام حسنی ام باید یاد بگیرم #عصبی نباشم و حتی با کسی که بهم بدی میکنی باخوبی رفتار کنم
میدونم سخته...میدونم خیلی تلاش و زحمت میخواد ولی شدنیه چون‌مرید آقایی به اسم حسن بن علی هستیم
باید بارفتارمون هم ثابت کنیم امام حسنی هستیم
من از امروز میخوام شروع کنم.....
شماهم شروع کنید
یاحسن
.
#امام_حسنى_بودن_رسم_است_نه_اسم
#حسن_آقا_حسن_مولا_حسن_عشق
#حیف_شما_که_هم_چو_منی_نوکرت_شده
#امام_حسنی_ها
Read more
... غمخوار من به خانه ی غم ها خوش آمدی با من به جمع مردم تنها خوش آمدی بین جماعتی که مرا سنگ می زنند می ...
Media Removed
... غمخوار من به خانه ی غم ها خوش آمدی با من به جمع مردم تنها خوش آمدی بین جماعتی که مرا سنگ می زنند می بینمت برای تماشا خوش آمدی راه نجاتم ار شب گیسوی دوست نیست ای دل به آخرین شب دنیا خوش آمدی پایان ماجرای دل و عشق روشن است ای قایق شکسته به دریا خوش آمدی با برف پیری ام سخنی غیر از این نبود منت ... ...
غمخوار من به خانه ی غم ها خوش آمدی
با من به جمع مردم تنها خوش آمدی

بین جماعتی که مرا سنگ می زنند
می بینمت برای تماشا خوش آمدی

راه نجاتم ار شب گیسوی دوست نیست
ای دل به آخرین شب دنیا خوش آمدی

پایان ماجرای دل و عشق روشن است
ای قایق شکسته به دریا خوش آمدی

با برف پیری ام سخنی غیر از این نبود
منت گذاشتی به سر ما خوش آمدی

ای عشق! ای عزیزترین میهمان عمر
دیر آمدی به دیدنم اما خوش آمدی

#فاضل_نظری / @fazelnazarii
Read more
 #میلاد_امیر_مؤمنان_مبارڪ #روز_پـــــــدر_مبآرڪ<span class="emoji emoji1f495"></span> #کاشان_دُرّه_خونه_روستایی #دور_همی_روز_پدر<span class="emoji emoji1f49e"></span> #پر_از_حس_خوب ...
Media Removed
#میلاد_امیر_مؤمنان_مبارڪ #روز_پـــــــدر_مبآرڪ #کاشان_دُرّه_خونه_روستایی #دور_همی_روز_پدر #پر_از_حس_خوب #فقط_انرژے_مثبت_جذب_ڪن #آش_دوغ_اردبیلی #همسرم_عزیزم_روزت_مبارک #مردهای_زندگیم_روزتون_مبارک #پدرم_حضرت_عشق #پدرم_تنها_مردی_بود_که_وجودش_به_من_اثبات_کرد_فرشته_ها_میتوانند_مرد_باشند #رز_رونده_حیاطمون #پر_از_زیبایه_ذات_طبیعت ... #میلاد_امیر_مؤمنان_مبارڪ
#روز_پـــــــدر_مبآرڪ💕
#کاشان_دُرّه_خونه_روستایی
#دور_همی_روز_پدر💞
#پر_از_حس_خوب
#فقط_انرژے_مثبت_جذب_ڪن
#آش_دوغ_اردبیلی😋
#همسرم_عزیزم_روزت_مبارک❤
#مردهای_زندگیم_روزتون_مبارک💋
#پدرم_حضرت_عشق
#پدرم_تنها_مردی_بود_که_وجودش_به_من_اثبات_کرد_فرشته_ها_میتوانند_مرد_باشند
#رز_رونده_حیاطمون🌹
#پر_از_زیبایه_ذات_طبیعت ❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤هیچ چیزی به اندازه یک کوه ،
شبیه پدر نیست ...! 👤 #کریستین_بوبن
🗓 #روز_پدر_مبارک❤️
❤❤❤❤❤❤❤❤ در سرزمینی که
#پدر به خاطر غم فقر
در نگاه کودکش آرزوی مرگ می کند
گلایه از جفای عشق
خنده دار است
#شیما_سبحانی
❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤ #او_قهرمان_زندگی_من_است... حتی اگر هیچ مدالی بر گردنش نباشد...
حتی اگر هیچکس از قهرمانی اش با خبر نشود... قهرمانی که هیچوقت خسته نمی شود... قهرمانی که می بازد تا من برنده شوم ...
او قهرمان زندگی من است... قهرمانی که بودنش روز و ماه و سال نمی شناسد ...
قهرمانی که در سخت ترین روزهای زندگی کنارم می ماند و هرگز پشتم را خالی نمی کند... حتی اگر تمام دنیا رو به رویم باشند ایمان دارم که او کنارم می ماند.... او قهرمان زندگی من است... قهرمانی که آرزوهایش شده آرزوهای من... فکر و خیالش شده فکر و خیال من... زندگی اش شده زندگی من... قهرمانی که تمام اتفاق های خوب جهان را برای من می خواهد نه برای خودش... او قهرمان زندگی من است... قهرمانی که شکست هایم او را شکسته تر می کند و موفقیت هایم، خستگی زندگی را از تنش بیرون می آورد... #پدرم_قهرمان_زندگی_من_است... #حتی_اگر_بهشت_زیر_پایش_نباشد.

#حسین_حائریان
❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤
پ.ن:در ترافیک تبریکها یه تبریک خاص و ویژه به مادرایی که هم پدر بودن هم مادر
و پدرهایی که هم پدر بودن هم مادر،روزشون مبارک❤❤❤
Read more
Loading...
. . دیدی یه وقت هایی حالِ عجیبی داری؟ شده گاهی حسی داشته باشی که فقط... فقط و فقط خودت بفهمیش نه که ...
Media Removed
. . دیدی یه وقت هایی حالِ عجیبی داری؟ شده گاهی حسی داشته باشی که فقط... فقط و فقط خودت بفهمیش نه که غمگین باشی ها... نه! عین لحظه ای که همه خوشحالن و منتظر... منتظر که تو آرزو کنی و شمع های کیک تولدت رو فوت کنی. مثل زمانی که مادرت با کاسه ی آب پشت سرت ایستاده... تا بری سفر دیدی چه غم شیرینی داره سفر... ... .
.
دیدی یه وقت هایی حالِ عجیبی داری؟
شده گاهی حسی داشته باشی که فقط... فقط و فقط خودت بفهمیش
نه که غمگین باشی ها... نه!
عین لحظه ای که همه خوشحالن و منتظر... منتظر که تو آرزو کنی و شمع های کیک تولدت رو فوت کنی.
مثل زمانی که مادرت با کاسه ی آب پشت سرت ایستاده... تا بری سفر
دیدی چه غم شیرینی داره سفر... جاده رو به روته؛ نمی دونی آخرش کجاست... چی می شه.
اما دلت به همون کاسه آبی خوشه که مادرت پشت سرت می ریزه.
پس سفر به سلامت رفیق جان... اونم توی این‌ آخرین لحظه های سال.
فدای چشمای نازت اگر دل کسی رو شکستی.
که همه مون توی این زندگی هم شکستیم و هم شکسته شده دل هامون.
عیبی نداره... دله دیگه. من که می گم دل اگر نشکنه؛ یادت نمی مونه جنسش از شیشه است.
نگذار دلت سنگی شه. از شکستش نترس.
از این که به شکستن دل ها عادت کنی بترس.
که خدا همه مون رو می بخشه.
یعنی امیدوارم که ببخشه.
آخه خودش گفته، بزرگه.... رحیم... می پوشونه بدی هامون رو به خوبی خودش که عین دریاست... بی انتهاست...
من که اینجوری ام.
آخر سال غم توی‌ دلم شیرینه.
آخه می دونی رفیق جان، یک سال گذشت.
نمی دونم از چی دور شدم و به چی نزدیک.
اما می دونم فرصتم کمه
هزار سال هم‌ عمرمت باشه و عمرم... بازم کوتاهه
بازم کمه!
راستی رفیق جان، از فرصت هات امسال چطوری استفاده کردی؟
بابا همیشه موقع سال تحویل قرآن دستش بود
با صدای آروم می‌ خوند: حول حالنا، الی احسنل حال
راستی حال و احوال دلت این آخرین لحظه های سال چطوره؟
راستی اون‌ لحظه ای که می تونستی بری و... اما صبر کردی... ایستادی و نرفتی رو یادته.
عشق، خود اون لحظه است.
اون موقعی که می تونی بری و اما دلت می لرزه... پات می ره و دلت نه
خلاصه این که، این لحظه های آخر غمش شیرینه.
دوستش داشته باشید.
سال قدیمی رفت و خاطره اش موند روی دلمون
اما؛ فرصت ما آدم ها کمه!
یادمون نره خدا رو...
آدم ها رو...
عشق هامون رو...
حرف هامون رو...
یادمون نره کیا دوست مون دارن.
یادمون نره سر سفره هفت سین به خودمون و خدا قول دادیم که، احوال خودمون و دلمون رو تغیر بدیم.
راستی بیام اولین دعاهامون توی آخرین لحظه سال و تو شروع سال جدید، برای دیگران باشع.
آخه می دونی، می گن دعای دیگران در حق همدیگه زودتر برآورده می شه.
آخه خدا عشقه... اگه از من بپرسی که می گم خدا؛ خودِ خودِ عشقه
پس مواظب خودتون و خوبی هاتون و عشق هاتون باشید.
انشاءالله که احوال دلتون همیشه بهاری باشه
پس یادتون نره، توی این لحظه های آخر سال، همدیگه رو دعا کنید
سال نو مبارک ❤️🙏
یا حق

#علیرضا_اسفندیاری
.
.
Read more
 #نسلی_که_تکرار_نخواهد_شد . للحق پست نوشت : چهارشنبه ۲ اسفند بود که تیتر همشهری رو دیدم با این عنوان ...
Media Removed
#نسلی_که_تکرار_نخواهد_شد . للحق پست نوشت : چهارشنبه ۲ اسفند بود که تیتر همشهری رو دیدم با این عنوان #چالش_سالمندی_دهه‌شصتی‌ها.. ی نگاه کردم تو آینه دیدم حواسم نیست و دارم پیر میشم،محاسنم سفید شده بود... کودکیمون گذشت بدون پدر... مادرم میگفت انقدر پدرت جبهه بود هر وقت میومد نمیشناختیش ... #نسلی_که_تکرار_نخواهد_شد
.
للحق پست نوشت : چهارشنبه ۲ اسفند بود که تیتر همشهری رو دیدم با این عنوان #چالش_سالمندی_دهه‌شصتی‌ها..
ی نگاه کردم تو آینه دیدم حواسم نیست و دارم پیر میشم،محاسنم سفید شده بود...
کودکیمون گذشت بدون پدر...
مادرم میگفت انقدر پدرت جبهه بود هر وقت میومد نمیشناختیش و ازش میترسیدی...
خیلی‌هامون پدرامون رو از دست دادیم...
شب و روزمون با آژیر خطر بمبارون و پناهگاه گذشت...
اما همیشه خوشحال بودیم...
خوشحال بودیم که پیرجماران گفته بود #امید_من_به_شما_دبستانی_هاست...
تو تعطیلات کار میکردیم،از کار تو مکانیکی گرفته تا فروش گوشفیل و مسقاطی و شانسی...
داشتیم تو اون ‌سن یاد میگرفتیم چطور #مرد بشیم و بتونیم جای خالی پدرانمون رو پر کنیم..
قهرمان‌مون #حسین_فهمیده بود #دهقان_فداکار...
داشتیم یاد میگرفتیم آینده کشورمون رو با ایثار و فداکاری بسازیم...
تا اینکه پیر مرادمون پر کشید و ی عده‌ای شدن دولتمرد...
ی دفعه همه چی عوض شد...
مستضعف شد قشر آسیب پذیر...
استکبار جهانی شد ابرقدرت...
امیدهای پیرجماران هم شدن #نسل_سوخته...
کار از کار گذشته بود...
یه عده مثل ی غده سرطانی داشتن همه‌جا پخش میشدن و کاری از ما بچه‌ها برنمیومد...
پدرامون یا شهید شده بودن...
یا اسیر شده بودن...
یا تو آسایشگاه‌های اعصاب و روان بستری...
ی عده‌شونم دیگه جونی واسه جنگیدن نداشتن،داغ دیده بودن اونم نه یکی یه باغ لاله...
این وسطا چندتایی هم سرخاب و سفیداب دنیا گولشون زد و رفتن تو زمین نامحرم...
اما ما هنوز زنده بودیم و همه‌چی رو میدیدیم و قد میکشیدیم...
چند سالیه که وقت برداشت محصول شده از ما دهه شصتی‌ها که الحق و والانصاف کم نذاشتیم تو هر جبهه‌ای درخشیدیم از جبهه‌ی علم و فناوری بگیر تا جبهه‌های حلب و سامرا.
و نذاشتیم پدر این خانواده از داشتن ماها شرم کنه...
آقای #جهانگیری ما مشکل نیستیم،اتفاقاً مشکل امثال شمایید...
ما نسل سوخته هم نیستیم،ما آتیش زیر خاکستریم و کافیِ سیدعلی دمی به این آتیش بدن تا متوجه بشید که خون توی رگهامون هنوز برای ریختن به عشق این آب و خاک اشتیاق داره..
مشکل شما هستید،که فکر میکنید مردم وام دار شما هستند...
آقای جهانگیری صندلی مترو و اتوبوس و پارک الویتش با سالمندان و هم سن و سالهای شماست نه #صندلی_مدیریت...
میز و صندلی‌های مدیریتی رو تحویل جوونها بدید و اون رو با مترو و اتوبوس اشتباه نگیرید...یاحق.
.
.
دلنوشت :
ما طعم شور شیر شترهای مست را
از لوله‌ی شکسته‌ی بِرنو چشیده‌ایم
.
.
کاملاً بیربط : مهم نیست شب چقدر تاریک بشه..
صبح که بشه دوباره خورشید میتابه..
.
.
#سردارگرام
Read more
‎تهران من از توهیچ نمی‌خواهم جز تکه پاره‌های گریبانم نوستالژیای مرگ مکرر را تزریق کن دوباره پریشانم تهران ...
Media Removed
‎تهران من از توهیچ نمی‌خواهم جز تکه پاره‌های گریبانم نوستالژیای مرگ مکرر را تزریق کن دوباره پریشانم تهران دلت همیشه غبار آلود رویای سنگ خیز تو وهم آلود پهلوی پهنه های تو خون آلود پس یا بمیر یا که بمیرانم! من زخمی از توام تو چرا زخمی؟ ابرو شکسته خسته پر از اخمی؟ ای پایتخت بخت چه سرسختی! انکار ... ‎تهران من از توهیچ نمی‌خواهم
جز تکه پاره‌های گریبانم
نوستالژیای مرگ مکرر را
تزریق کن دوباره پریشانم
تهران دلت همیشه غبار آلود
رویای سنگ خیز تو وهم آلود
پهلوی پهنه های تو خون آلود
پس یا بمیر یا که بمیرانم!
من زخمی از توام تو چرا زخمی؟
ابرو شکسته خسته پر از اخمی؟
ای پایتخت بخت چه سرسختی!
انکار کن بگو که نمی دانم!
امّ القرای غربتی و دیزی
ای باغ دشنه! باغچه‌ی تیزی
گور اقاقی و ون و تبریزی
حالا تو را چگونه بترسانم؟
ای سرزمین آدمک ومردک
الّا کلنگ دوز و کلک بی شک
چاه درک، مخازن نارنجک
فندک بزن بسوز و بسوزانم!
شمس‌العماره‌های پر از ماری
دیوآشیان بی در و دیواری
سردابی از جنازه و مرداری
از عشق‌های بی سر و سامانم!
ای شهر شحنه خیز چه مشکوکی
چه کافه‌های خلوت متروکی
گردوی سرنوشت تو چرا پوکی؟
از روز و روزگار گریزانم!
ده ماه سال عاطلی و تعطیل
قانون تو قواعد هردمبیل
ای جنگل زنان و صف و زنبیل
هم میهنان مرد پشیمانم
قاجار غرق سور و سرورت کرد
صاحب قران تنور بلورت کرد
دارالفنون قرین غرورت کرد
درفکر پیش از این و پس از آنم!
مشروطه شهر شعر و شعورت کرد
شاهی دوباره ازهمه دورت کرد
تا کودتا که زنده بگورت کرد
خون می‌خورم هرآینه می خوانم؛
دیدی که دختر لر از اینجا رفت؟
حتی امیر دلخور از اینجا رفت
دل نیز با دل پر از اینجا رفت
من دل شکسته ام که نمی‌مانم!
شریان فاضلاب‌ترین‌هایی
شن‌زاری از سراب ترین‌هایی
ویران تر از خراب ترین‌هایی
من روح رودهای خروشانم!
هرشنبه سوری تو پر از کوری
مامورهای خنگ به مزدوری
با لحن خشک و جمله‌ی دستوری
اما به من چه من نه مسلمانم!
قحطی زد و دیار دمشقم سوخت
خانه به خانه لانه‌ی عشقم سوخت
در پلک خود کفن شد و ازغم سوخت
هردختری که شد دل و شد جانم!
#محمدرضا_حاج_رستمبگلو
Read more
دلم نشسته به پایت، که رسم عشق این است بسی شکسته برایت، که رسم عشق این است تو آن الهۀ عشقی که بی تو من هیچم ...
Media Removed
دلم نشسته به پایت، که رسم عشق این است بسی شکسته برایت، که رسم عشق این است تو آن الهۀ عشقی که بی تو من هیچم بیا شوم به فدایت، که رسم عشق این است تو عشق پاک منی، من همیشه می بالم به این وقار و حیایت، که رسم عشق این است بگو که این دل تنها و خسته می ماند همیشه زیر لوایت، که رسم عشق این است تو با نگاه بگو، من به ... دلم نشسته به پایت، که رسم عشق این است
بسی شکسته برایت، که رسم عشق این است
تو آن الهۀ عشقی که بی تو من هیچم
بیا شوم به فدایت، که رسم عشق این است
تو عشق پاک منی، من همیشه می بالم
به این وقار و حیایت، که رسم عشق این است
بگو که این دل تنها و خسته می ماند
همیشه زیر لوایت، که رسم عشق این است
تو با نگاه بگو، من به گوش جان شنوم
طنین ناز صدایت، که رسم عشق این است
دلم به هیچ بهایی نمی شود آرام
مگر به جلب رضایت، که رسم عشق این است
به خلوتی که کسی نیست جز خدای بزرگ
کنم دعا به بقایت، که رسم عشق این است
اگر بهای وصال تو اشک و حرمان است
دهم به دیده بهایت، که رسم عشق این است
Read more
. یار با ما بی‌وفایی می‌کند بی‌گناه از من جدایی می‌کند شمع جانم را بکشت آن بی‌وفا جای دیگر روشنایی ...
Media Removed
. یار با ما بی‌وفایی می‌کند بی‌گناه از من جدایی می‌کند شمع جانم را بکشت آن بی‌وفا جای دیگر روشنایی می‌کند می‌کند با خویش خود بیگانگی با غریبان آشنایی می‌کند جوفروش است آن نگار سنگدل با من او گندم نمایی می‌کند یار من اوباش و قلاش است و رند بر من او خود پارسایی می‌کند ای مسلمانان به فریادم ... .
یار با ما بی‌وفایی می‌کند
بی‌گناه از من جدایی می‌کند
شمع جانم را بکشت آن بی‌وفا
جای دیگر روشنایی می‌کند
می‌کند با خویش خود بیگانگی
با غریبان آشنایی می‌کند
جوفروش است آن نگار سنگدل
با من او گندم نمایی می‌کند
یار من اوباش و قلاش است و رند
بر من او خود پارسایی می‌کند
ای مسلمانان به فریادم رسید
کان فلانی بی‌وفایی می‌کند
کشتی عمرم شکسته‌ست از غمش
از من مسکین جدایی می‌کند
آنچه با من می‌کند اندر زمان
آفت دور سمایی می‌کند
سعدی شیرین سخن در راه عشق
از لبش بوسی گدایی می‌کند
#سعدی
Read more
ستاره ی من نگاه کن : ببین که کسی دغدغه های بزرگ قلب شکسته ی کوچکمان را نمی داند. و باران همانگونه ...
Media Removed
ستاره ی من نگاه کن : ببین که کسی دغدغه های بزرگ قلب شکسته ی کوچکمان را نمی داند. و باران همانگونه مغرور ، که بود ،روزهای آفتابیمان را خراب می کند . و باران همانگونه سرد ،که بود ، نگاه ها را سرد تر می کند و قدم ها را تند تر ستاره ی من نگاه کن : و اینجا کسی شکستنمان را زیر چرخه ی زندگی نمی بیند. و انسانی ... ستاره ی من

نگاه کن : ببین که کسی دغدغه های بزرگ قلب شکسته ی کوچکمان را نمی داند.

و باران همانگونه مغرور ، که بود ،روزهای آفتابیمان را خراب می کند .

و باران همانگونه سرد ،که بود ، نگاه ها را سرد تر می کند و قدم ها را تند تر

ستاره ی من نگاه کن :

و اینجا کسی شکستنمان را زیر چرخه ی زندگی نمی بیند.

و انسانی حتی صدای فریاد ها و ضجه هایمان را نمی شنود.

ببین ستاره ی من

ببین که کسی صدای خرد شدن لاله ها را زیر پا جدی نمی گیرد

ببین که این نا مردمان چه آسان ـ به سادگی شکستن یک قلب (؟!) ـ دروغ می گویند

خوب نگاه کن ستاره ی من

اینجا کسی راست نمی گوید

و اینجا دروغ و غرور رسم آدم هاست

اینجا تاوان عشق ، تاوان مهر، تاوان دوست داشتن فاصله هاست

فاصله .

درد و رنج

هیچکس نمی داند آنچه را که تو در دل داری و نمی فهمد

و هیچکس نمی بیند آنچه را که تو می بینی

ستاره ی من

ببین که یک عاشق را اینجا چگونه می سوزانند

خراب می کنند آنچه را که ساخته

و

لحظه یی بعد بی تفاوت از کنار آنچه سوزانده می گذرد

حتی دریغ از یک افسوس او یک عاشق است دروغ رسم عاشق های زمینی ست

شکستن رسم عاشق های زمینی ست

سوزاندن رسم عاشق های زمینی ست

و همیشه کسی هست که دنیایت را خراب کند

وهمیشه بارانی هست تا روزهای آفتابیت را خراب کند

همیشه .

همیشه باران می آید اما کسی زیر باران نمی آید

و تو هرگز زیر باران به کسی نمی رسی

می بینی ستاره؟

اینجا حتی قصه ها هم دروغ می گویند

اینجا هر نگاهی هر لبخندی هر وجودی مشق دروغ است ............ همیشه کسی هست که آنچه را ساختی ، با دست هایت ،  خراب کند

همیشه کسی هست که بشکند آنچه را که در وجود توست

قلبت را

همیشه کسی هست که دلبسته ی شکستن تو باشد و عاشق خرد شدنت

می بینی ستاره؟

دنیا جای ماندن نیست

همه ی زندگی دروغ است  و دروغ خود زندگیست

دنیا جای ماندن نیست
Read more
 #hbdmydearestfriend<span class="emoji emoji1f618"></span><span class="emoji emoji1f618"></span><span class="emoji emoji1f618"></span><span class="emoji emoji1f618"></span> هرت هرت هرت . تولدته رفیق؟ آره مثه اینکه .چیکار باید بکنم ؟ نمیدونم. اما ...
Media Removed
#hbdmydearestfriend هرت هرت هرت . تولدته رفیق؟ آره مثه اینکه .چیکار باید بکنم ؟ نمیدونم. اما اينو میدونم که باید قدردانی كنم برای بودنت برای نیم دهه کنارم احساس کردنت برای رفاقتی که بهم هدیه دادی. تولدت مبارک سنگ صبور من تولدت مبارک تفسیر واقعی واژه ای به نام رفاقت.تولدت مبارک همدم در دل ... #hbdmydearestfriend😘😘😘😘 هرت هرت هرت . تولدته رفیق؟ آره مثه اینکه .چیکار باید بکنم ؟ نمیدونم. اما اينو میدونم که باید قدردانی كنم برای بودنت برای نیم دهه کنارم احساس کردنت برای رفاقتی که بهم هدیه دادی.

تولدت مبارک سنگ صبور من تولدت مبارک تفسیر واقعی واژه ای به نام رفاقت.تولدت مبارک همدم در دل های قلب شکست خورده من .
می دانی عشق من زندگی پستی و بلندی های خاص خودش رو داره باید بود و موند .همیشه همه چیز اون چیزی نیست که ما میخوایم .رفیق کاش تقدیر انسان ها فقط در خواب بود اخه فقط در خوابه که اونی که میخوای بشه میشه.دوست و یار من مدت هاست برای امشب برنامه ها داشته ام .الانم کنار من خوابیدی و هی دری وری میگی و نمیذاری تمرکز کنم رو متن 😂😃😂😁 عزیزترین برای تو برای خودم و برای خنده هایمان کاش خدا کاری کند . داشتنت آرزوی هرکسی خواهد بود می دانم .چقدر خوشبختم که دارمت رفیق. رفیق مرا برای آزردن روحت ببخش دست خودنش نیست دلی که هزاران بار شکسته یک بار سر باز کرد شرمنده ام.
این از ما نیست که دنیا جای بدیست ما آمده ایم که خود خوب باشیم عزیز من.
بمان برای من رفیق شقیق من .لااقل به احترام نیم دهه خاطره به احترام نیم دهه قهقهه نیم دهه قدم زدن های شبانه.

بمان هستی من

بمان آن که بايد باشد
Read more
 #سعدی اگر چه دل به کسی داد، جان ماست هنوز به جان او که دلم بر سر وفاست هنوز ندانم از پی چندین جفا که با ...
Media Removed
#سعدی اگر چه دل به کسی داد، جان ماست هنوز به جان او که دلم بر سر وفاست هنوز ندانم از پی چندین جفا که با من کرد نشان مهر وی اندر دلم چراست هنوز؟ به راز گفتم با دل، ز خاطرش بگذار جواب داد فلانی ازان ماست هنوز چو مرده باشم اگر بگذرد به خاک لحد به بانگ نعره برآید که جان ماست هنوز عداوت از طرف آن شکسته پیمانست وگرنه ... #سعدی
اگر چه دل به کسی داد، جان ماست هنوز
به جان او که دلم بر سر وفاست هنوز
ندانم از پی چندین جفا که با من کرد
نشان مهر وی اندر دلم چراست هنوز؟
به راز گفتم با دل، ز خاطرش بگذار
جواب داد فلانی ازان ماست هنوز
چو مرده باشم اگر بگذرد به خاک لحد
به بانگ نعره برآید که جان ماست هنوز
عداوت از طرف آن شکسته پیمانست
وگرنه از طرف ما همان صفاست هنوز
بتا تو روی ز من برمتاب ودستم گیر
که در سرم ز تو آشوب و فتنه‌هاست هنوز
کجاست خانهٔ قاضی که در مقالت عشق
میان عاشق و معشوق ماجراست هنوز
نیازمندی من در قلم نمی‌گنجد
قیاس کردم و ز اندیشه‌ها و راست هنوز
سلام من برسان ای صبا به یار و بگو
که سعدی از سر عهد تو برنخاست هنوز
Read more
. بیا که در غم عشقت مشوشم بی تو بیا ببین که در این غم چه ناخوشم بی تو . خوب تا اینجایش مشکلی نیست سعدی ...
Media Removed
. بیا که در غم عشقت مشوشم بی تو بیا ببین که در این غم چه ناخوشم بی تو . خوب تا اینجایش مشکلی نیست سعدی جان، غم عشق است و تشویش همیشگیش، طبیعیست، حتی ناخوش بودنش هم جزو لاینفک این غم است، گرچه خودتان حکیمید، ولی ناخوشی این درد دست حکیم و دوا نیست، خودتان که واقفید بزرگوار. به آن بزرگواره فرمودید میبینی ... .
بیا که در غم عشقت مشوشم بی تو
بیا ببین که در این غم چه ناخوشم بی تو
.
خوب تا اینجایش مشکلی نیست سعدی جان، غم عشق است و تشویش همیشگیش، طبیعیست، حتی ناخوش بودنش هم جزو لاینفک این غم است، گرچه خودتان حکیمید، ولی ناخوشی این درد دست حکیم و دوا نیست، خودتان که واقفید بزرگوار. به آن بزرگواره فرمودید میبینی حال و روز مرا؟ میبینی ناخوشم؟ کوری? نميبينی که در غم عشقت مشوشم بی تو? بیا دیگر لامصب، پاشو بیا... حتی پیام هم دادید، همراه با استیکر مریض و درجه تب و یک قلب شکسته، ولی او چه کرد؟ ها؟ چه کرد؟ کاش اقلکم سین نمیکرد اصلا، کاش سین میکرد جواب نمیداد، کاش جواب میداد و میگفت حالا وقت کردم می آیم، این چه جوابی بوده که به شمای بیمار داده؟ پیام دادید گفتید پاشو بیا حال مرا خوش کن، بی ادب گفته مهم منم که من خوشم بی تو...
.
پیام دادم و گفتم بیا خوشم می‌دار
جواب دادی و گفتی که من خوشم بی تو
.
اگر من جای شما بودم چهارتا از آن اساسی ها بارش میکردم و بعد بلاک.
بعد می رفتم سراغ بزرگواره ی بعدی، خدا برکت بدهد به کانتکت ها و فالوئرها، خدا برکت بدهد به سلام علیک های معمولی که در آب نمک است...
پاشو سعدی جان، پاشو ناخوشی را جمع کن برو سراغ بعدی...
وااااالللللا
با این شعراتون
.
.
.
#سعدی جان گفت
#سعید بداهه نوشت
فروردین 1397
.
.
.
.
.
#شعر #مصرع #کاليگرافى #کاليگرافي #خوشنویسی #خط #خطاطی #دستنوشته #بداهه_نويسى #ثلث #تایپوگرافی #گرافیک #قلم #calligraph #calligraphy #calligraphic #handwriting #typography #graphicdesi
Read more
. ظاهراً روی صندلی خوابم واقعاً فکر می کنم به جهان ظاهراً در اتاق خود هستم واقعاً توی راه با چمدان . ظاهراً ...
Media Removed
. ظاهراً روی صندلی خوابم واقعاً فکر می کنم به جهان ظاهراً در اتاق خود هستم واقعاً توی راه با چمدان . ظاهراً دست می زنم به تنش واقعاً بیتِ چندمِ غزلم ظاهراً در کشاکش تن و تن واقعاً رفته است از بغلم . ظاهراً طول و عرض لبخندم واقعاً گریه می شوم به درون ظاهراً مثل قبل، آرامم.. واقعاً قرص می ... .
ظاهراً روی صندلی خوابم
واقعاً فکر می کنم به جهان
ظاهراً در اتاق خود هستم
واقعاً توی راه با چمدان
.
ظاهراً دست می زنم به تنش
واقعاً بیتِ چندمِ غزلم
ظاهراً در کشاکش تن و تن
واقعاً رفته است از بغلم
.
ظاهراً طول و عرض لبخندم
واقعاً گریه می شوم به درون
ظاهراً مثل قبل، آرامم..
واقعاً قرص می شوم به جنون
.
ظاهراً روزنامه می خوانم
واقعاً از همیشه بی خبرم
ظاهراً چارپاره ای معقول!
واقعاً مستم و ترانه ترم:
.
«توو دلم چند روزه آشوبه
چشام از زور گریه بسته میشه
سخته اینکه ببینی یه آدم
چطوری توو خودش شکسته میشه
.
دیگه از حرفاشون نمی ترسم
از فضولی چند دونه کلاغ
فحش نیس، آرزوی توو دلمه
به الاغا بگم بلند: الاغ!
.
کلماتم چقدر سنگینن!..
با صدا روی میز می افتن
جلوشون می زنم توو صورتشون
حرف هایی که پشت من گفتن!
.
لخت، از خونه می زنم بیرون
با یه چاقوی تیز واسه پلیس
یه لره، ترکه، رشتیه... مردن!
خاطره س اینا واسه من، جوک نیس!!
.
فلسفه توو سرم رژه می رفت
ذات انسانو درک می کردم
مونده بودی اگه کنارِ من
با تو سیگارو ترک می کردم!
.
برو بیرون، ببوس، سکس بکن
چی می خواستم به غیر عشق مگه؟
گفتم از هفت دولت آزادی
خواستم که فقط دروغ نگه!
.
حالا اینجا منم با تنهایی
چمدونی که راهی سفره
گور بابای مردم دنیا
توو کتابا جهان قشنگ تره!
.
واسه کی سد بشم جلو طوفان؟!
همه ی شهر، حزب باد شدن!
قول دادم که حرف بد نزنم
که نگم جاکشا زیاد شدن!!
.
میرم اونجا که یک نفر باشه
جنس دیوونگیش فرق کنه
عاشق دختری بشم که شبا
خودشو توو کتاب غرق کنه
.
دختری که تموم این شب ها
توی خوابام می زنه پرسه
لای شعر و کتاب ها زنده س
جز من از کلّ شهر می ترسه»
.
ظاهراً گریه می کنم به کتاب
واقعاً درد می کشم از درد!
ظاهراً خودکشی نخواهم کرد
واقعاً خودکشی نخواهم کرد..
.
سیدمهدی موسوی
.
Read more
معماری؛ عشق منست... آنجا که از ویرانه های مشکلاتم؛ پلی برای عبور میسازم؛ نه دیواری ته یک بن بست!! از ...
Media Removed
معماری؛ عشق منست... آنجا که از ویرانه های مشکلاتم؛ پلی برای عبور میسازم؛ نه دیواری ته یک بن بست!! از تکه های شکسته اشتباهاتم؛ سکوی بلندی میسازم که زیر پایم قرار دهم؛ و بر تجربیاتم لبخند پیروزی زنم!! و از خرابه های کاخ آرزوهایم؛ قصری با شکوهتر از پیش؛ برای تجلی قدرت توکل به خدا می سازم!! آری ... معماری؛
عشق منست...
آنجا که از ویرانه های مشکلاتم؛
پلی برای عبور میسازم؛
نه دیواری ته یک بن بست!!
از تکه های شکسته اشتباهاتم؛
سکوی بلندی میسازم که زیر پایم قرار دهم؛
و بر تجربیاتم لبخند پیروزی زنم!!
و از خرابه های کاخ آرزوهایم؛
قصری با شکوهتر از پیش؛
برای تجلی قدرت توکل به خدا می سازم!!
آری من یک معمارم...
منتظر هیچ فرصتی نمی ایستم؛
و خودم فرصت ها را خلق میکنم...
من امروزم را بر شهر سوخته دل دیروز میسازم؛
چرا که تنها فردا؛ از آن منست... آینده ام را زیباتر خواهم ساخت!!
بهترین روزها؛
همانست که در آن شادم و خندان...
من خودم را از نو می سازم!!آری من معماردل خویشتنم...
Read more
مریم تصمیم به ماندن گرفته بود او دیگر کسی نبود که راضی به رضای خدا باشد او رضایت خود را طلب می کرد هر چند ...
Media Removed
مریم تصمیم به ماندن گرفته بود او دیگر کسی نبود که راضی به رضای خدا باشد او رضایت خود را طلب می کرد هر چند به قیمت جان. در آن روز و شب هایی که پشت سر گذاشت خیلی چیزها به چشم دید و با تمام وجود سخن زنی را که گفته بود ((اینجا مرگ سایه گسترده است ))را لمس کرد. شب که می شد زن ها ملحفه هایی را که در طول روز آماده می کردند ... مریم تصمیم به ماندن گرفته بود او دیگر کسی نبود که راضی به رضای خدا باشد او رضایت خود را طلب می کرد هر چند به قیمت جان.
در آن روز و شب هایی که پشت سر گذاشت خیلی چیزها به چشم دید و با تمام وجود سخن زنی را که گفته بود ((اینجا مرگ سایه گسترده است ))را لمس کرد. شب که می شد زن ها ملحفه هایی را که در طول روز آماده می کردند بر می داشتند و از مسجد بیرون می زدند و به جایی می رفتند که کشته شدگان را آنجا می آوردند نه فرصت غسل بود و نه اشک باید به سرعت دفن می شدند تا صبح در برابر گرما قرار نگیرند . مریم همچنین دخترانی را دیده بود که روزهای بعد ناپدید شده بودند آنچه که خودش با آه کشیدن عمیقی برایم بازگو کرد این بود که: بسیاری از دختران اسیر دشمن شدند و بعد از آنکه مورد تجاوز قرار گرفته بودند زنده به گورشان کرده بودند.
مریم خیلی چیزها دید و شنید اما فراموش نکرد که با سر زدن هر سپیده موهای دخترش را شانه بزند و هر روز به آینه ی شکسته ی لب پنجره ی مسجد نگاهی بیندازد و لبخندی بزند هر چند کم رنگ هر چند کوتاه .
اینها را که می گفت: نگاه عمیقی انداخت به من که طبق معمول جلوی اشک ریختنم را نتوانسته بودم بگیرم و از آنجا که متوجه شد خون به جگر شده ام گفت: با همه ی اینها زندگی برایم ارزش زیستن داشت چراکه من در جستجوی زنده ماندن نبودم آنچه که مرا به همه ی دشواری ها سنجاق کرده بود عشق بود و سهمی که طلب داشتم و باید می گرفتم .
امروز هم گویا روز دختر بود نمی دانم فلسفه اش چیست آیا این روز به دلیل رشادت های دختران در عرصه های زندگی به این عنوان مزیّن شده یا در راستای احیای حقوقشان و به پاس چنین مسائلی این روز را روز دختر نامیده اند؟
باید بگویم اگر چیزی غیر از این است به دیده ی تردید باید به آن نگریست .چه خوب بود دختر را قهرمان زندگی خودش می دانستیم که ارزش زندگی اش را می دانست و بیش از هر چیز برای خودش زندگی می کرد و قهرمان زندگی خودش می شد نه آنکه غمخوار مادر، همدم پدر، خواهر فداکار و معشوق دلربا و یا زنی که از دامنش مرد به معراج برود. به خدا سوگند که ما مثل گردآفرید کم نداشتیم ولی همه سهراب را می شناختند.
Read more
‍ "تابستانِ سرخ" به یادِ عزت ابراهیم‌نژاد و آن همه شور و شاعرانگی روزنامه‌ای که خبرت را آورد در گذرِ سال‌ها مثلِ برگ‌های پاییزی، زرد شده‌ است اما هنوز در خاطرِ من قدم می‌زنی با زخمِ گلوله‌ای در چشمت. سربازِ اعزامی از پل‌دختر که شرمی شهرستانی‌ را پشتِ شعرهای جادویی‌ات پنهان می‌کردی! هنوز ... ‍ "تابستانِ سرخ"

به یادِ عزت ابراهیم‌نژاد و آن همه شور و شاعرانگی

روزنامه‌ای که خبرت را آورد
در گذرِ سال‌ها
مثلِ برگ‌های پاییزی، زرد شده‌ است
اما هنوز در خاطرِ من قدم می‌زنی
با زخمِ گلوله‌ای در چشمت.
سربازِ اعزامی از پل‌دختر
که شرمی شهرستانی‌ را
پشتِ شعرهای جادویی‌ات پنهان می‌کردی!

هنوز لکه‌یی بر پیاده‌روی کوی دانشگاه مانده است
که عابران
هنگام رسیدن به آن
راهشان را عوض می‌کنند
تا رو به رو نشوند
با خیالِ خون‌آلودِ تو
و زنجیری که هر دو دستت را
پیش از گلوله ی آخر شکسته بود.

دستی که در آن تابستانِ سرخ
ماشه را رو به چشمِ تو چکاند
و کمانچه‌ی پدرت را برای همیشه لال کرد
این روزها اسکناس‌ می‌شمرد
و روزنامه‌ها را ورق می‌زند.
روزنامه‌هایی را
که بی‌گذرِ سال‌ها هم زردند
و تیرماهِ هیچ سالی
نامی از شاعری نمی‌برند
که کبوتری سیاه در نگاهش گلوله خورد.

من می‌دانم چه شعرها با تو زیر خاک رفت،
چه راه‌های نرفته،
آوازهای نخوانده،
سیگارهای نکشیده.

سیگارِ مشترکمان را به یاد داری
پشتِ وِسپای قراضه‌ای که دوتَرکه
ما را به «کرج» می‌رساند
تا سیاه‌مشق‌هامان را
برای غول زیبای دهکده بخوانیم؟

کجا پیاده شدی
که سیگاری نیم‌سوخته
تمام این سال‌ها
میانِ انگشتانم جا خوش کرده‌ است
و تو
برای شریک شدنش نمی‌آیی؟

یغما گلرویی

تصویر: شعرخوانی شهید عزت ابراهیم نژاد: ما را به خاطر بیاور! / ما را که تازه جوانانی بیست و دو ساله بودیم / شور عشق در سینه داشتیم و / پیش از آن که عاشق شویم / سینه بر خاک سوده / مردیم. / ما را به خاطر بیاور! / ما را که سینه سرخانی خنیاگر بودیم / و ده به ده / نه در آسمان و نه در کوهسار و نه بر شاخسار / که در بازار / پیش از آنکه آوازخوان شویم / بر شاخه ای تکیده از تکیه گاه خویش / جان وا سپردیم. / به خاطر دارم پیام شان را / سرنوشت شان را / آری... / و همیشه در گذرگاه خاطرم در گذر است / آوازهای صامت سینه سرخان سینه بر سیخ / و تجسد آرزوهای بیست و دو سالگان سینه بر سنگ / و از تکرار یادشان / شاید پیش از آنکه شاعر شوم / بیست و دو ساله بمیرم. .
.

#عزت_ابراهیم_نژاد
#هجده_تیر
Read more
بــهتریــن دوســتاتـونـو تـگ کـنین <span class="emoji emoji1f339"></span><span class="emoji emoji1f343"></span>☘ . ببین، اسم این عشقه، دیوونگی نیست که این عشق راه نجاتی ...
Media Removed
بــهتریــن دوســتاتـونـو تـگ کـنین ☘ . ببین، اسم این عشقه، دیوونگی نیست که این عشق راه نجاتی نداره « تا روزی که زنده‌م تو رو دوست دارم چراشم به تو ارتباطی نداره! » ای عشق ببین دلم شکسته از این شبای خسته از این همه جدایی ای عشق خرابه حال و روزم می‌سازم و می‌سوزم توو تنهایی #من_دیوانه_نیستم ... بــهتریــن دوســتاتـونـو تـگ کـنین 🌹🍃☘
.

ببین، اسم این عشقه، دیوونگی نیست
که این عشق راه نجاتی نداره
« تا روزی که زنده‌م تو رو دوست دارم
چراشم به تو ارتباطی نداره! »

ای عشق
ببین دلم شکسته
از این شبای خسته
از این همه جدایی
ای عشق
خرابه حال و روزم
می‌سازم و می‌سوزم
توو تنهایی

#من_دیوانه_نیستم #سیامک_عباسی #کسری_بختیاریان #ترانه #ترانه_نوشت #عکسنوشته #siamakabbasi
#photo :© mh.khakpour 🍃
Read more
 #autumn #پاییز #  غمگین چو پاییزم ، از من بگذر شعری غم انگیزم ، از من بگذر سر تا به پا عشقم ، دردم ، سوزم بگذشته ...
Media Removed
#autumn #پاییز #  غمگین چو پاییزم ، از من بگذر شعری غم انگیزم ، از من بگذر سر تا به پا عشقم ، دردم ، سوزم بگذشته در آتش همچون روزم بگذار ای بی خبر بسوزم ، چون شمعی تا سحر بسوزم دیگر ای مه به حال خسته بگذارم ، بگذر و با دل شکسته بگذارم بگذر از من تا به سوز دل بسوزم آه ، در غم این عشق بی حاصل بسوزم بگذر تا ... #autumn #پاییز #
 غمگین چو پاییزم ، از من بگذر
شعری غم انگیزم ، از من بگذر
سر تا به پا عشقم ، دردم ، سوزم
بگذشته در آتش همچون روزم
بگذار ای بی خبر بسوزم ، چون شمعی تا سحر بسوزم
دیگر ای مه به حال خسته بگذارم ، بگذر و با دل شکسته بگذارم
بگذر از من تا به سوز دل بسوزم
آه ، در غم این عشق بی حاصل بسوزم
بگذر تا در شرار من نسوزی ، بی پروا در کنار من نسوزی
همچون شمعی به تیره شب ها
می دانی عشق ما ثمر ندارد ، غیر از غم ، حاصلی دگر ندارد
بگذر زین قصه ی غم افزا
غمگین چو پاییزم ، از من بگذر
شعری غم انگیزم ، از من بگذر
سر تا به پا عشقم ، دردم ، سوزم
بگذشته در آتش همچون روزم
غمگین چو پاییزم ، از من بگذر
شعری غم انگیزم ، از من بگذر
24.7.96
Read more
از من نرنج نه دل سنگم نه مغرور فقط بعد از غریبه شدنِ آشناترین بعد از یک کوچ ناگهانی بعد از متروکه ...
Media Removed
از من نرنج نه دل سنگم نه مغرور فقط بعد از غریبه شدنِ آشناترین بعد از یک کوچ ناگهانی بعد از متروکه شدن کوچه باغهای همیشه سرسبز بعد از کسوف عشق قفلی به بزرگی بی اعتمادی به دروازه های عظیم شهر دل زدم من ماندم و تنهایی و کوچه هایی که در پاییز جا مانده اند نننععععع بر نگرد با برگشتنت گرمای نگاهم ... از من نرنج
نه دل سنگم
نه مغرور
فقط بعد از غریبه شدنِ آشناترین
بعد از یک کوچ ناگهانی
بعد از متروکه شدن کوچه باغهای همیشه سرسبز
بعد از کسوف عشق
قفلی به بزرگی بی اعتمادی به دروازه های عظیم شهر دل زدم
من ماندم و تنهایی و کوچه هایی که در پاییز جا مانده اند
نننععععع
بر نگرد
با برگشتنت گرمای نگاهم اوج میگیرد و قلب سردم ترک برمیدارد
نگذار بشکند بریزد و پخش شود
تیکه های شکسته دل هرچند کوچک اما برنده ترند از تیغی که لبه آن راه میروم
از وختی ک گفتم دوستت دارم...
Read more
. الســــــلام علیـــــک یاامـــــام رئـــــــوف. یـــــــا عــــــــلی ابــــــــــــن ...
Media Removed
. الســــــلام علیـــــک یاامـــــام رئـــــــوف. یـــــــا عــــــــلی ابــــــــــــن موســـــــــی الرضــــــــــــــا . . #_دلمـ_تنگ_حرمـ آقاست... تنگِ ی سحر تو حرمـ بودن... تنگه تنها شدنِ منو آقا و خدا... . آقا بطلب .مهربون آقایِ من حالمـ خوب نیست بگو که بیامـ فقط ... .
الســــــلام علیـــــک یاامـــــام رئـــــــوف.
یـــــــا عــــــــلی ابــــــــــــن موســـــــــی الرضــــــــــــــا .
.
#_دلمـ_تنگ_حرمـ آقاست...
تنگِ ی سحر تو حرمـ بودن...
تنگه تنها شدنِ منو آقا و خدا...
.
آقا بطلب
.مهربون آقایِ من حالمـ خوب نیست
بگو که بیامـ فقط بگو....
.
.
.یکی میگه با یه فریاد.
راه میندازه داد و بـیداد.
بچمو آقـــــــــا شفا داد.
تو صحن گوهــــــــــرشاد.
یکی که دلــــــــــش شکسته.
گوشه صحنـــــــــت نشسته.
دخیــــــــل درداشو بســــــته.
عاشـــــــــــق دلخـــــسته.
نشون به این نشونه.
صدای نقــــــــــاره خونه.
منو به تو میرســــــــــونه.
ببین دلـــــــــــــم خونه.
میدونم روســـــــــیام.
من اگه بی وفـــــــــــام.
ولی عشقــــم اینه.
عاشـــــــق این آقـــــــامـ.
منــــتظر یه اشــــــــارمـ.
هرچی که دارم بـــــــذارمـ.
دلـــــــــمو زیـــــارت بیــــــــارمـ.
منی که آوارمـ.
دلـــــمـ اگه بیقـــراره.
چشـــــامـ اگه هی میــــباره.
ولی دلــــــم غـــــــمـ نداره.
آقــــــــامـ دوســــــمـ داره.
میــــشه شاهــــــــی کنـــــی.
منــــــو راهـــــــی کنی.
چی میـــــشه به منـــــمـ.
یه نگاهی کنی.
هرکی که حاجـــت روا شــــد.
گــــــدا اومد پادشـــــــاه شد.
عاشـــــــق آقـــــــــامـ رضـــــــــا شد.
خـــــــــــــادمـ آقـــــــــا شد.
منمـ اومدمـ گداشــــمـ.
کفتر گنبد طلا شمـ.
ایشالا حاجـــت روا شــمـ.
خـــــــــادمـ آقـــــا شمـ.
.
حلول ماه "خودمون، بودن"
ماه قشنگِ رمضان برهمه ی رفقا مبارک...
.
.
شادی روح رفیق و همراه شهیدمون
صلوات+وعجل فرجهمـ
Read more
. دیدار صمیمانه فرزندان #شهدای_مدافع_حرم با رهبر معظم انقلاب... . ⚘ز کودکی خادم این تبار محترمم ⚘چونان حبیب مظاهر مدافع حرمم ⚘ه قصد حفظ حریم حرم به پا خیزم ⚘کنار لشکر عشاق حسین هم قدمم ⚘اگر که حرمت این بارگه شکسته شود ⚘و یا اگر که ره کرببلا بسته شود ⚘چونان زنم به پیکر غاصب شام و عراق ⚘که ... .
دیدار صمیمانه فرزندان #شهدای_مدافع_حرم
با رهبر معظم انقلاب... 😢😍
.
⚘ز کودکی خادم این تبار محترمم
⚘چونان حبیب مظاهر مدافع حرمم
⚘ه قصد حفظ حریم حرم به پا خیزم
⚘کنار لشکر عشاق حسین هم قدمم
⚘اگر که حرمت این بارگه شکسته شود
⚘و یا اگر که ره کرببلا بسته شود
⚘چونان زنم به پیکر غاصب شام و عراق
⚘که بند بند وجودش ز هم گسسته شود
⚘حکم دفاع از حرم ز شاه نجف دارم
⚘به امر رهبرم هماره جان به کف دارم
⚘هدف فقط رهایی عراق و سوریه نیست
⚘مسیرم از حلب است قدس را هدف دارم
⚘نه غصه جدایی از یار و وطن دارم
⚘به امر حق به راه دل کفن به تن دارم
⚘پریدن از قفس که بال و پر نمی خواهد
⚘عشق است بال پریدن همان که من دارم
⚘ذکر لبم یازینب به دلم واهمه نیست
⚘به سرم جز زیارت حسین فاطمه نیست
⚘خدا مرا از در این خانه جدا نکند
⚘گدایی در این خانه مرا خاتمه نیست
⚘خطوط قرمز دور حرم ز خون من است
⚘چو برکه ام که مرگ من همان سکون من است
⚘پیاده می روم ز مشهدالرضا تا شام
⚘حال کبوتر حرم حال کنون من است....
.
.
⚘ #پایتخت
⚘ #پایتخت۵
⚘ #مدافعان_حرم
Read more
یه شبه شدم بد عالم واست اینجوری که نمیمونه دارم واست یه شبه داری میری و تنها میشم تو که منو دوسم داشتی ...
Media Removed
یه شبه شدم بد عالم واست اینجوری که نمیمونه دارم واست یه شبه داری میری و تنها میشم تو که منو دوسم داشتی تا دیشب عشق یکی دیگه شدی من دق کردم تو خیالم دیگه تو رو عاشق کردم ولی حالا رفتی و تنها موندم چی میکشم از این دل وامونده م دلت از هر کی پر بود سر من خالی کردی خبر دار شدی باختم خوشحالی کردی باهات بد ... یه شبه شدم بد عالم واست
اینجوری که نمیمونه دارم واست
یه شبه داری میری و تنها میشم
تو که منو دوسم داشتی تا دیشب
عشق یکی دیگه شدی من دق کردم
تو خیالم دیگه تو رو عاشق کردم
ولی حالا رفتی و تنها موندم
چی میکشم از این دل وامونده م
دلت از هر کی پر بود سر من خالی کردی
خبر دار شدی باختم خوشحالی کردی
باهات بد نبودم ، دروغ بلد نبودم
ببین مشکل من اینه که تو برنمیگردی

یکی نبود یکی هست دلمو بردی از قصد
نیستی ببینی دلم بعد تو از زندگی خسته س
کاری از این دل تنگ برنمیاد وقتی شکسته س
وقتی منو میچزونی خوشحال میشی
هر کاری که دوس داری بکن خالی شی
ولی بدون حال خودتم داغونه
حیف که دیگه نمیشه بگم بیا خونه .
.
.
ترانه سرا : سینا پارسیان
خواننده : مرتضی اشرفی
#مرتضی_ارشرفی #دارم_واست #عشق❤ #دلداری #خستگی #سینا_پارسیان #
Read more
#بهار تقدیم به بهار و تمام بانوان سرزمینم ایران دردهای من جامه نیستند تا ز تن درآورم چامه و چکامه نیستند تا به رشته‌ی سخن درآورم نعره نیستند تا ز نای جان برآورم دردهای من نگفتنی دردهای من نهفتنی است دردهای من گرچه مثل دردهای مردم زمانه نیست درد مردم زمانه است مردمی که چین پوستینشان مردمی ... #بهار
تقدیم به بهار و تمام بانوان سرزمینم ایران

دردهای من
جامه نیستند
تا ز تن درآورم
چامه و چکامه نیستند
تا به رشته‌ی سخن درآورم
نعره نیستند
تا ز نای جان برآورم
دردهای من نگفتنی
دردهای من نهفتنی است
دردهای من
گرچه مثل دردهای مردم زمانه نیست
درد مردم زمانه است
مردمی که چین پوستینشان
مردمی که رنگ روی آستینشان
مردمی که نام‌هایشان
جلد کهنه‌ی شناسنامه‌هایشان
درد می‌کند
من ولی تمام استخوان بودنم
لحظه‌های ساده‌ی سرودنم
درد می‌کند
انحنای روح من
شانه‌های خسته‌ی غرور من
تکیه‌گاه بی‌پناهی دلم شکسته است
کتف گریه‌های بی‌بهانه‌ام
بازوان حس شاعرانه‌ام
زخم خورده است

درد، حرف نیست
درد، نام دیگر من است
من چگونه خویش را صدا کنم؟

#سال_نو_مبارک_پیشاپیش
#بهار
#زنان
#مردان
#عشق
Read more
. پیراهن سیاه تو دارم به تن، حسین روحی دمیده در تنم این پیرهن، حسین با اشک و روضه شیر به من داده مادرم تربت ...
Media Removed
. پیراهن سیاه تو دارم به تن، حسین روحی دمیده در تنم این پیرهن، حسین با اشک و روضه شیر به من داده مادرم تربت گذاشته پدرم در دهن، حسین قلبی شکسته، دیده تر، سینه ای کبود دارم نشان عشق تو را در بدن، حسین از ماتم تو عاقبتم جان سپردن است پس حک کنید بر لحدم عشق من، حسین وقتی کنار جسم کفن پوشم آمدید گریه ... .
پیراهن سیاه تو دارم به تن، حسین
روحی دمیده در تنم این پیرهن، حسین
با اشک و روضه شیر به من داده مادرم
تربت گذاشته پدرم در دهن، حسین
قلبی شکسته، دیده تر، سینه ای کبود
دارم نشان عشق تو را در بدن، حسین
از ماتم تو عاقبتم جان سپردن است
پس حک کنید بر لحدم عشق من، حسین
وقتی کنار جسم کفن پوشم آمدید
گریه کنید و ندبه که ای بی کفن، حسین
.
.
#تلاش_من_اين_بود_نگام_كني_ارباب
#شادي_روح امير عزيز فاتحه اي قرائت كنيد
#شادي_روحش_صلوات .
#شب_جمعه_است_هوایت_نکنم_میمیرم
#شب_جمعه_شب_زیارتی_ارباب
#محرم_بيادتيم
Read more
"بانک زمان" در سوئیس <span class="emoji emoji2705"></span>یک دانشجوی خارجی که برای ادامه تحصیل به سوئیس رفته می نویسد: در زمان تحصیل، نزدیک ...
Media Removed
"بانک زمان" در سوئیس یک دانشجوی خارجی که برای ادامه تحصیل به سوئیس رفته می نویسد: در زمان تحصیل، نزدیک دانشگاه یک خانه اجاره کردم. صاحبخانه یک خانم 67 ساله بود که با شغل معلمی بازنشست شده بود. طرح های بازنشستگی در سوئیس آنقدر قوی هستند که بازنشستگان هیچ نگرانی برای خورد و خوراک ندارند. به این جهت؛ ... "بانک زمان" در سوئیس ✅یک دانشجوی خارجی که برای ادامه تحصیل به سوئیس رفته می نویسد: در زمان تحصیل، نزدیک دانشگاه یک خانه اجاره کردم. صاحبخانه یک خانم 67 ساله بود که با شغل معلمی بازنشست شده بود. طرح های بازنشستگی در سوئیس آنقدر قوی هستند که بازنشستگان هیچ نگرانی برای خورد و خوراک ندارند.
به این جهت؛ یک روز از اینکه متوجه شدم او کار پیدا کرده متعجب شدم! مراقبت از یک پیرمرد 87 ساله!
از او پرسیدم آیا برای نیاز به پول این کار را می کند، پاسخش من را متحیر کرد!👈من برای پول کار نمی کنم، بلکه "زمان" خودم را در "بانک زمان" سپرده می کنم تا در زمانی که (مثل این پیرمرد) توان حرکت ندارم، آنرا از بانک بیرون بکشم! 🔲این اولین بار بود که درباره مفهوم "بانک زمان" می شنیدم! وقتی بیشتر درباره آن تحقیق کردم، متوجه شدم "بانک زمان" یک طرح بازنشستگی برای مراقبت از سالمندان است که توسط وزارت تامین اجتماعی فدرال سوئیس تدوین و توسعه داده شده است.
داوطلبان، زمان مراقبت از سالمندان را در حساب شخصی شان در "سیستم امنیت اجتماعی" پس انداز کرده تا وقتی خود؛ پیر ناتوان شدند یا نیاز به مراقبت داشته باشند، از آن برداشت کنند!
طبق قرارداد؛ یک سال بعد از انقضای خدمات متقاضی (سپرده گذاری زمان)، بانک زمان میزان ساعات خدمات را محاسبه کرده و به او یک "کارت بانک زمان" می دهد! وقتی او هم نیاز به کمک یک نفر دیگر دارد، می تواند با استفاده از آن کارت؛ "زمان و بهره" آنرا برداشت کند. بعد از تایید، بانک زمان داوطلبانی را برای مراقبت از او در بیمارستان و یا منزل تعیین می کند!
✔️در ضمن، متقاضیان سپرده گذاری "زمان"، باید سالم و تندرست، دارای مهارت های ارتباطی خوب و پر از عشق و علاقه به همنوعان باشند! 👈صاحبخانه ام هفته ای دو بار برای مراقبت از پیرمرد سرکار می رفت و هر بار هم دو ساعت وقت برای خرید، تمیز کردن اتاق، آفتاب گرفتن پیرمرد و گپ زدن با او سرمایه گذاری می کرد!
✔️اتفاقا یک روز دانشگاه بودم که تماس گرفت و گفت در حالی که شیشه اتاق منزل خودش را تمیز می کرده از چهارپایه افتاده! من فورا مرخصی گرفتم و او را به بیمارستان رساندم. مچ پای او شکسته بود و برای مدتی نیاز داشت روی تخت بماند. داشتم کارهای تقاضا برای مرخصی جهت مراقبت خانگی را انجام می دادم که به من گفت جای نگرانی نیست چرا که برای برداشت از بانک زمان درخواست داده است!
ظرف کمتر از دو ساعت بانک زمان یک داوطلب فرستاد که به مدت یک ماه هر روز با گپ زدن و پختن غذاهای لذیذ از او مراقبت می کرد.
امير عباس زينت بخش.
#marketingandi #بانك_زمان #سوئيس #geneva
Read more
... ابرِ سرمایه‌دار می‌آید برف دارد کنار می‌آید قلبِ سنگینِ من شمرده بزن عشق روزی به کار می‌آید مرز ...
Media Removed
... ابرِ سرمایه‌دار می‌آید برف دارد کنار می‌آید قلبِ سنگینِ من شمرده بزن عشق روزی به کار می‌آید مرز می‌گُستراندم آن‌جا که صحبت از مرزبان خطا باشد ما دوتا... ما دو... ما دو نیمکُره مرزمان خطّ استوا باشد عهد بستم که بعدِ هر شلیک رو به آغوشِ من فرار کنی عهد بستی که بادبانت را روی تابوتِ ... ...
ابرِ سرمایه‌دار می‌آید
برف دارد کنار می‌آید
قلبِ سنگینِ من شمرده بزن
عشق روزی به کار می‌آید

مرز می‌گُستراندم آن‌جا که
صحبت از مرزبان خطا باشد
ما دوتا... ما دو... ما دو نیمکُره
مرزمان خطّ استوا باشد

عهد بستم که بعدِ هر شلیک
رو به آغوشِ من فرار کنی
عهد بستی که بادبانت را
روی تابوتِ من سوار کنی

فکر کردم غروب می‌بینم
بازیِ اسب‌های اَبلَق را
گفتم امسال جشن می‌گیریم
خودکشی‌های ناموفق را

باز دریاچه‌ای به ساحل زد
سرکشید استکان تنها را
رفت بالا و آن‌قدَر بارید
راه، دزدید راهزن‌ها را

میروَم در سکوتِ ساده‌ی شب
گُم کنم این‌همه هیاهو را
هیچکس باورش نخواهد شد
بغضِ غول چراغ جادو را

مطمئنّم شکسته‌های تو در
اثری ماندگار می‌آید
قلبِ سنگینِ من! شمرده بزن!
عشق روزی به کار می‌آید!
.
#میثم_بهاران
.
#شعر #عشق #عاشقانه
Read more
همه زندگی و خوشی و عشق و حال یه بابا توی دیدن یه همچین لحظه ای خلاصه میشه برای تولدش پست نذاشتم، یعنی ...
Media Removed
همه زندگی و خوشی و عشق و حال یه بابا توی دیدن یه همچین لحظه ای خلاصه میشه برای تولدش پست نذاشتم، یعنی نشد که بذارم، الان دو سال و بیست و دو روزه که تازه میفهمم چرا میگفتن تا پدر نشی نمیفهمی پدر و مادر چه فرشته هایی هستن، البته من که وقتی خودمو با پدر و مادرم مقایسه میکنم هیچ حرفی برای گفتن ندارم خدا عزیزانمون ... همه زندگی و خوشی و عشق و حال یه بابا توی دیدن یه همچین لحظه ای خلاصه میشه

برای تولدش پست نذاشتم، یعنی نشد که بذارم، الان دو سال و بیست و دو روزه که تازه میفهمم چرا میگفتن تا پدر نشی نمیفهمی پدر و مادر چه فرشته هایی هستن، البته من که وقتی خودمو با پدر و مادرم مقایسه میکنم هیچ حرفی برای گفتن ندارم
خدا عزیزانمون رو برامون حفظ کنه
پ ن: اینجا هم مثلا داره با انگشتاش نشون میده که دو سالش شده و چون نمیتونه خندش گرفته
پ ن: خداروشکر گچ دستش هم باز کردیم و شکستگیش خوب شده بود و الحمدلله مشکلی پیدا نکرده

#علی_اصغر #عشق #بابا
#آقا #پسر #عزیز #گلم
#بچه #ناز #خوشگل
#ووروجک #دوست_داشتنی
#خانواده
#تولد #دو_سالگی
#شکستگی #گچ_گرفتن
#بیمارستان #دست_شکسته
#ماشاالله
#لاحول_و_لاقوت_الابالله_العلی_العظیم
Read more
 #شروع_جاذبه_مغناطیس_حسینی_ #روز_اربعین_است. #امام_خامنه ای دوباره شهر پر از شوروشوق و ...
Media Removed
#شروع_جاذبه_مغناطیس_حسینی_ #روز_اربعین_است. #امام_خامنه ای دوباره شهر پر از شوروشوق و شیدایی است دوباره حال همه عاشقان تماشایی است که فصل پرزدن از انزوای تنهایی است سفر حکایت یک اتفاق رویایی است بندباری را که یار نزدیک است طلوع صبح شب انتظار نزدیک است ببین که قفل قفس را شکسته،می ... #شروع_جاذبه_مغناطیس_حسینی_
#روز_اربعین_است.
#امام_خامنه ای

دوباره شهر پر از شوروشوق و شیدایی است
دوباره حال همه عاشقان تماشایی است
که فصل پرزدن از انزوای تنهایی است
سفر حکایت یک اتفاق رویایی است
بندباری را که یار نزدیک است
طلوع صبح شب انتظار نزدیک است
ببین که قفل قفس را شکسته،می آیند
کبوتران حرم دسته دسته می آیند
چو موج از همه سو دل شکسته می آیند
غریب،ازنفس افتاده،خسته می آیند
که باز بعد چهل شب،کنار او باشند
شبیه حضرت زینب کنار او باشند
تمام پشت سر جابر بن عبدالله
چه عاشقانه قدم می‌زنند دراین راه
از اشتیاق حرم راه می‌شود کوتاه
هرآن که خواهد ازاین جام عشق،بسم الله
که این پیاده روی برترین عزاداری است
قسم به نورکه این ابتدای بیداری است
دوباره حال من و شعر می شود مبهم
دلی که دست خودم نیست،می شود کم کم
درآرزوی حرم غرق در غم وماتم
اگر اجازه دهد زائر ش شوم،من هم
غروب در نفس تنگ جاده خواهم رفت پیاده آمده بودم، پیاده خواهم رفت.

#پای_پیاده_هم_پای_جاده_ره_می_سپارم به_عزم_ زیارت #پیاده_روی_اربعین _حسینی_یک_تکلیف_است.
پای پیاده، هم پای جاده، ره می سپارم به عزم زیارت
در کوله بارم، چیزی ندارم، غیر از دلی مست شوق شهادت
مولا
می خوام دلم پر از تو باشه
آقاجان
نخواه که از تو دل جدا شه
ا ه م، چیزی ندارم، غیر از دلی مست شوق شهادت
Read more
. اینکه به دنیا و به کلش یک جا هم به صورت یک پکیج چه دیدی داشته باشی بهتون یقین میدم روی کل دنیاتونم تاثیر ...
Media Removed
. اینکه به دنیا و به کلش یک جا هم به صورت یک پکیج چه دیدی داشته باشی بهتون یقین میدم روی کل دنیاتونم تاثیر مستقیممممم میگذاره ! اونی که توی دنیا در پی مردم میره و به دنبال تشویق مردم یا حتی به دنبال خوشی دل خودشه یک سبک زندگی خاص رو دنبال میکنه و اونی که توی دنیا ببخشید الفاظ رو ولی میخوام جا بیوفته ! ... .
اینکه به دنیا و به کلش یک جا هم به صورت یک پکیج چه دیدی داشته باشی
بهتون یقین میدم روی کل دنیاتونم تاثیر مستقیممممم میگذاره !
اونی که توی دنیا در پی مردم میره
و به دنبال تشویق مردم یا حتی به دنبال خوشی دل خودشه یک سبک زندگی خاص رو دنبال میکنه
و اونی که توی دنیا ببخشید الفاظ رو ولی میخوام جا بیوفته ! میگه گور بابا خودت دنیا و کل حرف مردم و حتی حرف دل خودم ! خدا رو فقط عشقه ، یک سبک زندگی دیگه رو دنبال میکنه ! .
.
.
سالهاست از بعد از اینکه موفق به یه توبه دست و پا شکسته شدم
چون فهمیدم کل این دنیا همه هیچ و اهل دنیا همه هیچ ! و بهتره از بهر هیچ به خود نپیچید !
تلاش میکنم ذهنم رو به سمتی ببرم و در حد بضاعت !!!!! عملم رو به سمتی ببرم که خدا رو خوش بیاد نه هر کس و ناکسی رو و حتی دل خودم رو ! ...
مهم نیست حتی خودت و حرفت توی دل اهل دنیا چ قدر خریدار پیدا کنه ! ( #مهم_فقط_خداست )
چون مکتب عاشورا به ما تا ابد یاد داد
حتی اگر حرف حق رو اباعبدالله بزنه هم میتونه حرفش خریدار پیدا نکنه ! چ برسه افراد پر عیب و نقصی مثل ماها ...
مهم همونه ب درک کم من ک در حد بضاعت خودت بین خودت و خدای خودت بتونی اینو با صداقت بگی
الهی این توان و درک من بوده و هست از زندگی و هدفم صرفا کسب رضایت خودته ....
و گر تو نمیپسندی تغییر ده قضا را ! .
.
.
.
آدم ها رو این وسط میتونی خیلی هم دوست داشته باشی ! اما نه به خاطر صرف جسم هایی فانی بلکه به خاطر اتصالشون به روح باقی حضرت عشق الله ! .
.
.
نگاهی این چنینم آرزوست ...
.
.
.
.
بعدنوشت : اینجوری دنیاتم میتونه خیلی فرق کنه !!!!
.
.
.
امام حسن علیه السّلام فرمودند:

أنا الضامن لمن لم یهجس فی قلبه إلا الرضا أن یدعوا الله فیستجاب له؛

کسی که در دلش هوایی جز خشنودی خدا خطور نکند، من ضمانت می کنم که خداوند دعایش را مستجاب کند.

کافی 2/62/11 .
.
Read more
"تقدیم به فرزندم" زود بزرگ نشو مادر... کودکیت را بی حساب می خواهم و در پناهش جوانیم را ! زود بزرگ ...
Media Removed
"تقدیم به فرزندم" زود بزرگ نشو مادر... کودکیت را بی حساب می خواهم و در پناهش جوانیم را ! زود بزرگ نشو مادر... قهقهه بزن ، جیغ بکش ، گریه کن ، لوس شو ، بچگی کن ، ولی زود بزرگ نشو تمام هستی ام . آرام آرام پیش برو ، آن سوی سن وسال هیچ خبری نیست گلم. هرچه جلوتر می روی همه چیز تـندتر از تو قدم بر می دارد. حالا ... "تقدیم به فرزندم"

زود بزرگ نشو مادر...
کودکیت را بی حساب می خواهم و در پناهش جوانیم را !
زود بزرگ نشو مادر... قهقهه بزن ، جیغ بکش ، گریه کن ، لوس شو ، بچگی کن ،
ولی زود بزرگ نشو تمام هستی ام .

آرام آرام پیش برو ،
آن سوی سن وسال هیچ خبری نیست گلم. هرچه جلوتر می روی همه چیز تـندتر از تو قدم بر می دارد.
حالا هنوز دنیا به پای تو نمی رسد از پاکی . الهی هرگز هم قدمش نشوی هرگز!
همیشه از دنیای ما آدم بزرگ ها جلوتر باش ، یک قدم ، دو قدم ،
ولی زود بزرگ نشو مادر... آرام آرام پیش برو گلم. آنجا که عمر وزن می گیرد دنیا به قدری سبک می شود که هیچ هیجانی برای پیمودنش نخواهی داشت.

آن سوی سن و سال خبری نیست . کودکی کن ، از ته دل بخند به اداهای ما که برای خنداندنت دلقک میشویم ، بزرگ که شدی از نگاه دلقک ها گریه ات می گیرد,
می دانم .
عزیزترینم، فرزندم، من مادرت هستم...
هیچ کس مرا مجبور به مادری نکرد،
من به اختیار مادر شدم تا بدانم معنی بیخوابیهای شبانه را،
تا بیاموزم پنهان کردن درد را پشت حجمی از سکوت؛
تا بدانم حجم یک لبخند کودکانه ات میتواند معجزه زندگی دوباره باشد ،
بهشت من, زمین من و زندگیم نفس های آرام کودکی توست؛
من هیچ نمیخواهم هیچ،
هیچ روزی به من تعلق ندارد،
همه ساعتها و ثانیه های من تویی
ومن دست کودکیت را میگیرم تابه فردای انسانیت برسانم که این رسالت من است
بر تو.
وهیچ منتی ازمن بر تو وارد نیست که من با اختیار به عشق تو را به این دنیا آورده ام.
میترسم فرزندم با بزرگ شدنت ادمها احساس پاک تو رو به بازیچه بگیرن.
میترسم ثمره ی جوانیم؛ فرزندم با بزرگ شدنت انسانهای انسان نما ازارت دهند کودک بمان فرزندم که با شکسته شدن قلبت ذره ذره ی وجودم اب میشود..... عزيز مادر؛
تاهميشه بي نهايت "دوستت دارم"....
Read more
هرشب دل شکسته ی ما در هوای توست در اعتکاف خیمه ی سبز عزای توست من هرچه دارم از سر این سفره برده ام آقا ...
Media Removed
هرشب دل شکسته ی ما در هوای توست در اعتکاف خیمه ی سبز عزای توست من هرچه دارم از سر این سفره برده ام آقا تمام بود و نبودم برای توست از کودکی برای شما گریه می کنم اصلاً زِ کودکی دل من مبتلای توست حاتم به سائلی درَت فخر می کند دست تمام عالم و آدم گدای توست شش گوشه ی شما شده دارالقرار عشق هرجا که می روم دل ... هرشب دل شکسته ی ما در هوای توست
در اعتکاف خیمه ی سبز عزای توست
من هرچه دارم از سر این سفره برده ام
آقا تمام بود و نبودم برای توست
از کودکی برای شما گریه می کنم
اصلاً زِ کودکی دل من مبتلای توست
حاتم به سائلی درَت فخر می کند
دست تمام عالم و آدم گدای توست
شش گوشه ی شما شده دارالقرار عشق
هرجا که می روم دل من زیر پای توست
آقا تو را به جان علی اکبرت قسم
عمری تمام آرزویم کربلای توست
حالا بیا و درد دلـم را دوا بده
إذن طواف مرقد شش گوشه را بده
نــوكـــر نـوشـــت:
#حـسیـن_جـان
من فقیر ابن فقیرم، ولیکن شده است
شاملم لطف تـو بسیار #اباعبدالله
حال و روز من عاشق پر از دلتنگیست
تشنه ام تشنه ی دیدار اباعبدالله
صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين
سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... روزتون معطر بنام خامس آل عبا
#بیاد_شهید_مدافع_حرم_خدابخش_خاوری
#اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد_و_عجل_فرجهم
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#اللهم_الرزقنا_حـرم
#امام_حسنی_ام #مدینه #بقیع
#یارقیه #یا_حسین #لبیک_یا_حسین
#امام_حسین #بین_الحرمین
#همه_نوکر_حسینیم
#شهادت_مادرم_افسانه_نیست
#اسلام #شیعه #محرم #اربعین #صور #سوریه
#روضه #فاطمیه #کربلا #نجف
#بیچاره_اون_که_حرم_رو_ندیده
#بیچاره_تر_اون_که_دید_کربلاتو
#عطش
Read more
. کلیدواژه‌ای اگر قرار باشد نسل ما را معرفی کند، «مضیقه» است. ما در مضیقه چشم گشودیم، در مضیقه دنیا ...
Media Removed
. کلیدواژه‌ای اگر قرار باشد نسل ما را معرفی کند، «مضیقه» است. ما در مضیقه چشم گشودیم، در مضیقه دنیا را شناختیم و در مضیقه بزرگ شدیم. ما همان‌هاییم که اگر دیر می‌رسیدیم به صف، شب نانی برای خوردن نداشتیم. اگر برای مصرف دوروزه‌ی خانواده‌ای پنج، شش نفره دو بطری شیر می‌خواستیم، باید شانس و شیشه‌ی خالی ... .
کلیدواژه‌ای اگر قرار باشد نسل ما را معرفی کند، «مضیقه» است.
ما در مضیقه چشم گشودیم، در مضیقه دنیا را شناختیم و در مضیقه بزرگ شدیم. ما همان‌هاییم که اگر دیر می‌رسیدیم به صف، شب نانی برای خوردن نداشتیم. اگر برای مصرف دوروزه‌ی خانواده‌ای پنج، شش نفره دو بطری شیر می‌خواستیم، باید شانس و شیشه‌ی خالی می‌داشتیم و دو ساعت به انتظار می‌ایستادیم و همديگر را مى‌پاييديم. دفتر مشق‌هامان با نام‌های۴۰برگ و ۶۰برگ و ١٠٠برگ تعریف می‌شد، نه مارک و نقش و جنس و اندازه. خودکار بیک بود، مداد سوسمار، آدامس خروس‌نشان، کفش ملی، تلویزیون چند ساعت برنامه بین برفک‌های دو شبکه، و زندگی یک مسیر معلوم و مقدر با قدرت انتخابی نزدیک به صفر.
برای همین است - شاید - که ما بیش از هر نسل دیگری چسبیدیم به هر آدمی که اول از همه سر راه‌مان قرار گرفت و گمان کردیم دوستش داریم، و رهایش نکردیم، نه چون مطمئن شدیم و مومن ماندیم به دوست داشتن‌اش - نه - که چون ترسیدیم این «تنها انتخاب»مان را از دست بدهیم. و برای همین است - شاید - که ما بیش از هر نسل دیگری با دهانی باز و چشمانی حسرت‌آلود نگاه کردیم به تمام انتخاب‌های ممکن، و گمان کردیم می‌توانیم دوست‌شان بداریم، و سرگردان و حریص به دنبال‌شان راه افتادیم.

کسانی که تجربه‌ی قحطی را از سر گذرانده‌اند دیده‌اید؟ من دیده‌ام. گنجه‌ها و اشکاف‌هایشان از آذوقه‌ی چندماهه پر است. خرده‌نان‌ها و مانده‌ی غذاها را دور نمی‌ریزند. میخ و پیچ و سیم و دکمه و لامپ سوخته و صندلی شکسته را هم نگه می‌دارند. زندگی‌شان انبار چیزهایی است که تمام شده‌اند؛ به تمامی تمام شده‌اند.

خانم‌ها، آقایان! پیش از آن که به ما نزدیک شوید، یا با تعجب نگاه‌مان کنید، یا برای‌مان سری به افسوس تکان دهید، بدانید که ما - نسل ما که در گنجه‌ها و اشکاف‌هایمان عشق‌های بیات‌شده و پایان‌یافته را نگه می‌داریم و انبار می‌کنیم - در مضیقه بودیم. ما در مضیقه عاشق شدیم. ما در مضیقه تباه شدیم. ما در مضیقه تمام شدیم. 👤 #حسین_وحدانی

Photo by : @mohadese_honarmand_ . .
#من_یک_اصفهانی_هستم #من_یک_اصفهانی_ام
#اصفهان_عکس #اصفهانیا #اصفهانی

#esfahan #isfahan # #iranian_photography #ig_iran #instapersian #honar_dostan #aks_baran #_ax_honari #ig_worldphoto #ir_ig #ig_today #ig_mood #akskhass #iranemoon #lenzak #ig_iran #instapersian #am_iranaks # #ig_worldphoto #ir_ig #ig_today #ig_mood #aks__khass # .
.
👈👈 جهت ارتباط با ما از هشتگ های زیر استفاده کنید
👇👇👇
#esfahanaks
#isfahanaks
Read more
Iman EsmailNejad . <span class="emoji emoji1f340"></span>ازدواج تنها پیوند زمینی است که در آسمانها بسته میشود.<span class="emoji emoji1f340"></span> 1396/9/15 <span class="emoji emoji1f49e"></span>با مدد ...
Media Removed
Iman EsmailNejad . ازدواج تنها پیوند زمینی است که در آسمانها بسته میشود. 1396/9/15 با مدد از اربابم در کربلا ◇قدم در راه و کار خیری گذاشته ام ◇و در این راه به خود میبالم ◇که چه سرنوشت خوبی است... ◇وقتی خود خدا هم ◇برای خوشبختی هایمان ◇پا در میانی خواهد کرد... . همسر عزیزم: ♡خوب ... Iman EsmailNejad
.
🍀ازدواج تنها پیوند زمینی است که در آسمانها بسته میشود.🍀
1396/9/15 💞با مدد از اربابم در کربلا
◇قدم در راه و کار خیری گذاشته ام
◇و در این راه به خود میبالم
◇که چه سرنوشت خوبی است...
◇وقتی خود خدا هم
◇برای خوشبختی هایمان
◇پا در میانی خواهد کرد...
.
👫همسر عزیزم:
♡خوب است و قشنگ این که دلگیر شویم
♡ در دام دل شکسته زنجیر شویم💓
♡ای عشق, همیشه از خدا می خواهم
♡ کنار من باشی و پا به پای هم پیر شویم
.
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#ایمان_اسماعیل_نژاد
#سارا_حاجی_پور
#میلاد_حضرت_رسول_اکرم_و_میلاد_امام_جعفر_صادق
#آذر_۱۳۹۶
#روز_عقد
#آغاز_زندگی_جدید
#ساری_پایتخت_بهارنارنج
#ساری_شهر_عشق
#زن_و_شوهر
#زوج_زوجه
#خوشبختی
#عشق
Read more
. ابراهیم سینمای ایران هم تبر دارد برای شکستن خدایان سنگی! . آتش نمرودیان را بردا و سلاما کرد در ...
Media Removed
. ابراهیم سینمای ایران هم تبر دارد برای شکستن خدایان سنگی! . آتش نمرودیان را بردا و سلاما کرد در دل های ما... . بگذار به جای من آوینی بگوید : . آقای حاتمی‌کیا، بگذار که با همین خطاب آغاز کنیم تا از نگاشتن باز نمانم. چرا که اگر بخواهم آنگونه بخوانمت که در دل به تو می‌اندیشم دیگر جز آنکه نامت را بر ... . ابراهیم سینمای ایران هم تبر دارد برای شکستن خدایان سنگی!
.

آتش نمرودیان را بردا و سلاما کرد در دل های ما... .

بگذار به جای من آوینی بگوید :
.
آقای حاتمی‌کیا، بگذار که با همین خطاب آغاز کنیم تا از نگاشتن باز نمانم. چرا که اگر بخواهم آنگونه بخوانمت که در دل به تو می‌اندیشم دیگر جز آنکه نامت را بر زبان بیاورم چیزی برای گفتن نمی‌ماند. 
دوست من، می‌دانم که چه می‌کشی خوب می‌دانم اما تو که در دامنه آتشفشان منزل گرفته‌ای باید بدانی که چگونه می‌توان زیر فوران آتش زیست. ما را خداوند برای زیستنی چنین به زمین آورده است چرا که مرغ عشق ققنوس است که در آتش می‌زید نه آنکه رنگین کمان می‌پوشد و در بوستان‌های عافیت، شکر می‌خورد و شکرشکنی می‌کند. مگر سوخته دلی و سوخته جانی را جز از بازار آتش می‌توان خرید؟ 
گفتم بازار آتش و یاد کربلای پنج افتادم کربلای پنج، چهار تن از دوستان من و تو بود.حسن هادی، رضا مرادی، ابوالقاسم بوذری و امیراسکندر یکه‌تاز که تو او را دیده بودی که چگونه در خون خویش فرو می‌غلتد. خون نیز همرنگ آتش است و همان سان فوران می‌کند. یادم هست که حیرت شهادت یکه‌تاز تا آنگاه که راز خون را کشف نکردی در تو فرو ننشست. در همان نخستین قدم هنوز فرصت فیلمبرداری نیافته سفیر عشق سر رسیده بود و امیر اسکندر یکه‌تاز را در برابر چشمان حیرت زده تو با خود برده بود با خود می‌گفتی او که هنوز فرصت انتخاب نیافته است حال آنکه او پس از انتخاب روی به راه نهاده بود من نمی‌دانستم و تو هم دریافتی. آن روزهای آخر، دیگر عصرها به خانه نمی‌رفت. می‌آمد و کنار من پشت میز موویلا می‌نشست وحرف می‌زد. چیزی در درونش شکسته بود و مثل منتظران دل به اکنون نمی‌سپرد. فهمیده بود که در عالم رازی هست که عقل به آن راه نمی‌برد. فهمیده بود که میان این راز و آسمان، رابطه‌ای هست فهمیده بود که آدم‌ها بر دو گونه‌اند. آنان که با عقل‌شان می‌زیند و دیگرانی که زیستشان با دل است چه بسیارند آنان و چه قلیلند اینان چه سهل است آنگونه زیستن و چه دشوار است این گونه بودن. 
بهشت ارزانی عقل‌اندیشان، اما در عالم رازی هست که جز به بهای خون فاش نمی‌شود ظاهر عالم در سایه اسم ساتر و ستاره پرده بر این راز کشیده است و پرده‌دار به شمشیر می‌زند همه را. تا جز کشتگان راه عشق راهی به حریم این حرم نیابند. تو خود به چشم خویش دیدی که بهای ورود در این حرم چیست. (ادامه در کامنت)
.
@hatamikia
#من_یک_فیلمساز_وابسته_ام
#ابراهیم_حاتمی_کیا
#پرواز_به_وقت_شام
#بادیگارد
#آژانس_شیشه_ای

#بوی_پیراهن_یوسف
#از_کرخه_تا_راین
#دیدبان
#مهاجر
Read more
- PERS <span class="emoji emoji2b50"></span>️ POLIS - حالا قهرمان منم.!! حتی اگه هیچ مدالی بر گردنم نباشه.!! ولی مدال عشقو معرفت گرفتم! قهرمانی ...
Media Removed
- PERS ️ POLIS - حالا قهرمان منم.!! حتی اگه هیچ مدالی بر گردنم نباشه.!! ولی مدال عشقو معرفت گرفتم! قهرمانی که هیچوقت خسته نمیشه! قهرمانی که شاید خودشو ببازه ولی همیشه برنده‌اس..! من قهرمانم.! قهرمانی که با بودنم؛ روز، ماه و سال نمیشناسه! قهرمانی که در سخت ترین روزها مونده و هرگز پشتو ... - PERS ⭐️ POLIS -
حالا قهرمان منم.!!
حتی اگه هیچ مدالی بر گردنم نباشه.!!
ولی مدال عشقو معرفت گرفتم!
قهرمانی که هیچوقت خسته نمیشه!
قهرمانی که شاید خودشو ببازه ولی همیشه برنده‌اس..!
من قهرمانم.!
قهرمانی که با بودنم؛
روز، ماه و سال نمیشناسه!
قهرمانی که در سخت ترین روزها مونده و هرگز پشتو خالی نکرده.!!
حتی اگه تموم دنیا رو به روم باشه، اون ایمان داره که کنارشم؛
حالا من قهرمان اونم.! قهرمانی که آرزوهاش شده آرزوهاش؛
فکر و خیالش شده فکر و خیالش؛
زندگیش شده زندگیش؛
قهرمانی که تموم اتفاق‌های خوب جهان رو برای اون میخاد نه برای خودش.!!
من قهرمانم!!
قهرمانی که شکست‌ها او را شکسته تر میکنه و موفقیت‌ها، خستگی رو از تنش بیرون میاره؛
حالا قهرمانم.!
من قهرمان یه قهرمانم؛
قهرمانی که یه دلگرمی پر از عشقه.!
عشق پرسپولیس چیز خاصیه که فقط میشه تو خلوت دل پی بهش برد ❤
پرسپولیسیم هیچوقت حال الانتو فراموش نمیکنیم❤
#پرسپولیسیم✌
#perspolis
Read more
آه این دل ، آخرین نفسهایی است که از عشق تو میکشم آخرین هوایی است که از عشق تو جا مانده و آخرین لحظه هاییست ...
Media Removed
آه این دل ، آخرین نفسهایی است که از عشق تو میکشم آخرین هوایی است که از عشق تو جا مانده و آخرین لحظه هاییست که یاد تو را در دلم تحمل میکنم مدتی است از شکسته شدن این دل گذشته ، هنوز قطره هایی از اشکهای آن روزها بر چشمانم نشسته ، حالم بهتر نیست از این دل خسته … نمیدانم کیستی ، غریبه ای یا آشنایی ، تنها میدانم ... آه این دل ، آخرین نفسهایی است که از عشق تو میکشم
آخرین هوایی است که از عشق تو جا مانده و
آخرین لحظه هاییست که یاد تو را در دلم تحمل میکنم

مدتی است از شکسته شدن این دل گذشته ، هنوز قطره هایی از اشکهای آن روزها بر چشمانم نشسته ، حالم بهتر نیست از این دل خسته …
نمیدانم کیستی ، غریبه ای یا آشنایی ، تنها میدانم تو برای دلم یک بی وفایی!
نه به فکرت هستم نه در حال فراموش کردنت ، شاید دلم باشد در حال یاد کردنت !
یاد میکند از تویی که از یاد برده ای مرا ، از یاد برده ای حتی بی وفایی ات را ، از یاد برده ای یاد مرا ، سوزانده ای همه خاطره ها را …
مدتیست از آخرین دیدارمان گذشته ، هنوز سرنوشت همه درها را بر رویمان نبسته ، تا دلم ببیند لحظه رفتنت را ، تا دلم از یاد نبرد که چگونه پشت کردی به من و با دل سنگت تنهایم گذاشتی و رفتی !
آه این دل ،حسرت روزهای با تو بودن است ، حسرت روزهایی که چه عاشقانه دوستت داشتم ، برایت میمردم ، و تو نیز بی رحمانه مرا جا گذاشتی
آه این دل ، آخرین نفسهایی است که از عشق تو میکشم ، آخرین هوایی است که از عشق تو جا مانده و آخرین لحظه هاییست که یاد تو را در دلم تحمل میکنم…
من که هر چه میخواهم فراموشت کنم نمیتوانم ، کاش مثل تو میتوانستم آنطور فراموش کنم که حتی نام عشق گذشته ات را نیز به یاد نداری …
آنگونه که تو مرا شکستی ، هر سنگدل دیگری بود پشت سرش را هم نگاهی میکرد ، که حتی لحظه پرپر شدن آن دلشکسته را ببیند ، تو که مرا شکستی دیگر نگاه نکردی به پشت سرت ، راه خودت را رفتی و من هم گفتم این دل شکسته ام فدای سرت …
آه این دل به سردی آن لحظه هایی است که گذشته، اما یادش در قلبم یخ بسته است !
Read more
ای آزادی، تو را دوست دارم، به تو نیازمندم، به تو عشق می‌ورزم، بی تو زندگی دشوار است، بی تو من هم نیستم، ...
Media Removed
ای آزادی، تو را دوست دارم، به تو نیازمندم، به تو عشق می‌ورزم، بی تو زندگی دشوار است، بی تو من هم نیستم، هستم، اما من نیستم، یک موجودی خواهم بود تو خالی، پوک، سرگردان، بی امید، سرد، تلخ، بیزار، بد بین، کینه دار، عقده دار، بی‌تاب، بی‌روح، بی‌دل، بی‌روشنی، بی‌شیرینی، بی‌انتظار، بیهوده، منی بی تو، یعنی ... ای آزادی، تو را دوست دارم، به تو نیازمندم، به تو عشق می‌ورزم، بی تو زندگی دشوار است، بی تو من هم نیستم، هستم، اما من نیستم، یک موجودی خواهم بود تو خالی، پوک، سرگردان، بی امید، سرد، تلخ، بیزار، بد بین، کینه دار، عقده دار، بی‌تاب، بی‌روح، بی‌دل، بی‌روشنی، بی‌شیرینی، بی‌انتظار، بیهوده، منی بی تو، یعنی هیچ!
ای آزادی، به مهر تو پرورده‌ام، ای آزادی، قامت بلند و آزاد تو، مناره زیبای معبد من است، ای آزادی، کبوتران معصوم و رنگین تو، دوستان همراز و آشنای من‌اند، کبوتران صلح و آشتی‌اند، پیک‌های همه مژده‌ها و همه پیام‌های نوید و امید و نوازش من‌اند.
ای آزادی، کاش با تو زندگی میکردم، با تو جان می‌دادم، کاش در تو می‌دیدم، در تو دم می‌زدم، در تو می‌خفتم، بیدار می‌شدم، می‌نوشتم، می‌گفتم، حس میکردم، بودم.
ای آزادی من از ستم بیزارم، از بند بیزارم، از زنجیر بیزارم، از زندان بیزارم، از حکومت بیزارم، از باید بیزارم، از هرچه و هر که تو را در بند میکشد بیزارم.
ای آزادی، مرغک پر شکسته زیبای من، کاش می توانستم تو را از چنگ پاسداران وحشت، سازندگان شب و تاریکی و سرما، سازندگان دیوارها و مرزها و زندان‌ها و قلعه‌ها رهایت کنم، کاش قفست را می‌شکستم و در هوای پاک بی‌ابر و بی‌غبار بامدادی پروازت می‌دادم.
دکتر على شریعتی
Read more
و دیگر جوان نمی شوم ... افسردگی و قلب شکسته و روزمرگی و دیگر جوان نمیشوم نه به وعده ی عشق و نه ...
Media Removed
و دیگر جوان نمی شوم ... افسردگی و قلب شکسته و روزمرگی و دیگر جوان نمیشوم نه به وعده ی عشق و نه به وعده ی چشمان تو  و دیگر به شوق نمی آیم نه در بازی باد و نه در رقص گیسوان تو چه نامرادی تلخی ! ودریغا ! چه تلخ فرو میریزم با سنگینی این غربت عمیق در سرزمین اجدادی خویش و دریغا چه عطشناک ... و دیگر جوان نمی شوم ... افسردگی و قلب شکسته و روزمرگی

و دیگر جوان نمیشوم

نه به وعده ی عشق و

نه به وعده ی چشمان تو  و دیگر به شوق نمی آیم

نه در بازی باد و

نه در رقص گیسوان تو
چه نامرادی تلخی !

ودریغا !

چه تلخ فرو میریزم

با سنگینی این غربت عمیق

در سرزمین اجدادی خویش
و دریغا

چه عطشناک و پریشان

پیر میشوم

در بارش این گستره ی تشویش

در خانه ی خورشید ها و خاطره ها
دریغا ، چه بی برگ و بال لال می شوم

در دوردست آن گل ها

گمان ها  و گفتگوها
و مگر فراموش میشود

سرانجام آن جستوجو ها  و آن چشمه و چشم انداز آواز و آرزو ها
و مگر فراموش میشود

آن بهاری که آمده بود

با رقص شکوفه هایش

و وعده ی همان بهار

که در کرامت ِ درختان تابستانیش

هیچ سبد و سفره ای

بی نصیب نخواهد ماند

از سرشاری میوه های مهربانیش
و دریغا بر من

چگونه فراموش میشود

سبد ها و سفره هایی

که سالهاست

نه سیب را میشناسد

و نه مهربانی را
و دریغا بر من

چه لال و بی برگ و بال

پیر میشوم

در این سوی دیوارهایی

که از من دزدیده اند ، سیب را و جانمایه سرود های جوانی را
و دیگر جوان نمی شوم ،

نه به وعده ی این بهاری که آمده است

نه به وعده ی آن شکوفه های شکستنی ...
Read more
تصویرش کن کپشن رو <span class="emoji emoji1f447"></span> امروز، عجب روزی بود همه غافلگیر شدیم پدر خواب بود، مادر در آشپزخانه مشغول پخت و ...
Media Removed
تصویرش کن کپشن رو امروز، عجب روزی بود همه غافلگیر شدیم پدر خواب بود، مادر در آشپزخانه مشغول پخت و پز و من و برادر کوچکم سر کنترل تلویزیون جر‌ّ و بحث می‌کردیم که ناگهان آن صدای عجیب و دلنشین در خانه پیچید، آیه ای از قرآن به خیال اینکه شاید صدا از بیرون آمده، پنجره را باز کردم و دیدم صدادر خیابان نیز به ... تصویرش کن کپشن رو 👇
امروز، عجب روزی بود همه غافلگیر شدیم پدر خواب بود، مادر در آشپزخانه مشغول پخت و پز و من و برادر کوچکم سر کنترل تلویزیون جر‌ّ و بحث می‌کردیم که ناگهان آن صدای عجیب و دلنشین در خانه پیچید، آیه ای از قرآن به خیال اینکه شاید صدا از بیرون آمده، پنجره را باز کردم و دیدم صدادر خیابان نیز به وضوح می آید صدایت آشنا و پر‌رنج بود؛ پدرم بی درنگ از خواب پرید، مادرم با کفـگیر،به زمین تکیه داده بود،من و برادرم کنترل را به کناری پرت کردیم و سراپا گوش شدیم، اصلاً مجری تلویزیون و مهمانان آن هم از جای خود بلند شده بودند و با دهانی باز و چشمانی متعجب، آسمان را ور‌انداز می کردند و تو خود را معرفی کردی « ای اهل عالم من بقیةالله و حجت و جانشین خداوند روی زمینم » باورمان نمی‌شد ‌ آن‌جا بود که گل از گل‌مان شکفت و زیر لب سلام دادیم «السلام علیک یا بقیةالله فی ارضه» بعد با طنین محمدی‌ات ما را خواستی « در حقّ ما از خدا بترسید و ما را خوار نسازید، یاری‌مان کنید که خداوند شما را یاری کند امروز از هر مسلمانی یاری می طلبم » پدرم همان پایین تخت به سجده شکر افتاد مادرم سرش روی زانو بود و های‌های گریه می کرد و من و برادرم به خیابان دویدیم خودت دیدی که کوچه و خیابان غلغله بود مردم مثل مورچه هایی که خانه‌هاشان اسیر سیلاب شده بیرون می‌ریختند، یکی دکمه پیراهنش را بین راه می‌بست، دیگری گره روسری‌اش را میان کوچه محکم می‌کرد، عده ای زیر‌ بغل پیرزنی ناراحت را که پایه عصایش به‌خاطر عجله شکسته بود گرفته بودند و دیدی آن کودکی که به عشق توکفش‌های پدرش را با عجله پوشیده بود و هی می افتاد مردمی که روزی از سلام کردن به یکدیگر اکراه داشتند، خندان به هم تبریک می گفتند قنادی رایگان شیرینی پخش می‌کرد و در گل فروشی سر خیابان، مردم صف بسته بودند برای خرید گل ولو یک شاخه برای تهنیت به گل نرگس جوانانی که دست می افشاندند و با شور می‌خواندند «صلّ علی محمد حضرت مهدی آمد» خیلی از نگاه‌ها به ویترین یک تلویزیون‌ فروشی در آن سوی خیابان دوخته شده بود تا اولین تصویر جمال زیبایت، مخابره جهانی شود وقتی چهره دلربایت به قاب تلویزیون آمد، شیشه مغازه غرق بوسه شد یکی بلندبلند صلوات می‌فرستاد، صلوات می‌فرستاد، دیگری قسم می‌خورد که تو را قبلاً در محله‌شان دیده وخیلی‌ها اشک‌هایشان را با آستین پاک می‌کردند تا یک دل سیر تماشایت کنند اما کسی فکر نمی‌کرد به این زودی‌ها ببـیندت 👇👇👇👇👇👇👇👇👇 رسول خدا فرمود « مثل ظهور مهدی عج ، مثل برپایی قیامت است مهدی عج نمی آيدمگرناگهانی

#ظهور
#امام_زمان
#منجی
Read more
سیر نمی‌شوم ز تو ای مه جان فزای من جور مکن جفا مکن نیست جفا سزای من با ستم و جفا خوشم گر چه درون آتشم چونک ...
Media Removed
سیر نمی‌شوم ز تو ای مه جان فزای من جور مکن جفا مکن نیست جفا سزای من با ستم و جفا خوشم گر چه درون آتشم چونک تو سایه افکنی بر سرم ای همای من چونک کند شکرفشان عشق برای سرخوشان نرخ نبات بشکند چاشنی بلای من عود دمد ز دود من کور شود حسود من زفت شود وجود من تنگ شود قبای من آن نفس این زمین بود چرخ زنان چو آسمان ذره ... سیر نمی‌شوم ز تو ای مه جان فزای من
جور مکن جفا مکن نیست جفا سزای من
با ستم و جفا خوشم گر چه درون آتشم
چونک تو سایه افکنی بر سرم ای همای من
چونک کند شکرفشان عشق برای سرخوشان
نرخ نبات بشکند چاشنی بلای من
عود دمد ز دود من کور شود حسود من
زفت شود وجود من تنگ شود قبای من
آن نفس این زمین بود چرخ زنان چو آسمان
ذره به ذره رقص در نعره زنان که‌های من
آمد دی خیال تو گفت مرا که غم مخور
گفتم غم نمی‌خورم ای غم تو دوای من
گفت که غم غلام تو هر دو جهان به کام تو
لیک ز هر دو دور شو از جهت لقای من
گفتم چون اجل رسد جان بجهد از این جسد
گر بروم به سوی جان باد شکسته پای من
گفت بلی به گل نگر چون ببرد قضا سرش
خنده زنان سری نهد در قدم قضای من
گفتم اگر ترش شوم از پی رشک می شوم
تا نرسد به چشم بد کر و فر ولای من
گفت که چشم بد بهل کو نخورد جز آب و گل
چشم بدان کجا رسد جانب کبریای من
گفتم روزکی دو سه مانده‌ام در آب و گل
بسته خوفم و رجا تا برسد صلای من
گفت در آب و گل نه‌ای سایه توست این طرف
برد تو را از این جهان صنعت جان ربای من
زینچ بگفت دلبرم عقل پرید از سرم
باقی قصه عقل کل بو نبرد چه جای من
Read more
@ نشسته ای به تماشای روز عید، چه عیدی؟ امیدوار بهاری هنوز؟ با چه امیدی؟ دل شکسته ی من، قایق نشسته ...
Media Removed
@ نشسته ای به تماشای روز عید، چه عیدی؟ امیدوار بهاری هنوز؟ با چه امیدی؟ دل شکسته ی من، قایق نشسته به ساحل هزار بار به دریا زدی ولی نرسیدی چقدر سال عوض شد ولی بهار نیامد هنوز در هیجان شروع سال جدیدی؟ برای عشق، برای قرار صبح رسیدن تو آرزوی محالی، تو احتمال بعیدی دو روز مست شدی تا دوباره تشنه بمانی ... @
نشسته ای به تماشای روز عید، چه عیدی؟
امیدوار بهاری هنوز؟ با چه امیدی؟
دل شکسته ی من، قایق نشسته به ساحل
هزار بار به دریا زدی ولی نرسیدی
چقدر سال عوض شد ولی بهار نیامد
هنوز در هیجان شروع سال جدیدی؟
برای عشق، برای قرار صبح رسیدن
تو آرزوی محالی، تو احتمال بعیدی
دو روز مست شدی تا دوباره تشنه بمانی
دو روز دست گرفتی دوباره دست کشیدی
چقدر خرج تبر شد، چقدر تاک هدر شد
از آن شراب که انداختی چرا نچشیدی؟
به غیر تیزی خنجر چه دیده ای دل تنگم
که هر چی دوست شدی غیر دشمنی نشنیدی
تمام زندگی من سه جمله بود پس از عشق
نفس گرفتم و آهی کشیدم و نپریدی

#امیرعلی_سلیمانی

نود و شش سال تاثر بود و حسرت امیدوارم نود و هفت بهتر باشد برای همه به خصوص برای مردم کشورم.

فال امسال:
اگر ز مردم هشیاری ای نصیحت گو
سخن به خاک میفکن چرا که من مستم

#حافظ
#عیدتان_مبارک
#۱۳۹۷
Read more
سیر نمی‌شوم ز تو ای مه جان فزای من جور مکن جفا مکن نیست جفا سزای من با ستم و جفا خوشم گر چه درون آتشم چونک ...
Media Removed
سیر نمی‌شوم ز تو ای مه جان فزای من جور مکن جفا مکن نیست جفا سزای من با ستم و جفا خوشم گر چه درون آتشم چونک تو سایه افکنی بر سرم ای همای من چونک کند شکرفشان عشق برای سرخوشان نرخ نبات بشکند چاشنی بلای من عود دمد ز دود من کور شود حسود من زفت شود وجود من تنگ شود قبای من آن نفس این زمین بود چرخ زنان چو آسمان ذره ... سیر نمی‌شوم ز تو ای مه جان فزای من
جور مکن جفا مکن نیست جفا سزای من
با ستم و جفا خوشم گر چه درون آتشم
چونک تو سایه افکنی بر سرم ای همای من
چونک کند شکرفشان عشق برای سرخوشان
نرخ نبات بشکند چاشنی بلای من
عود دمد ز دود من کور شود حسود من
زفت شود وجود من تنگ شود قبای من
آن نفس این زمین بود چرخ زنان چو آسمان
ذره به ذره رقص در نعره زنان که‌های من
آمد دی خیال تو گفت مرا که غم مخور
گفتم غم نمی‌خورم ای غم تو دوای من
گفت که غم غلام تو هر دو جهان به کام تو
لیک ز هر دو دور شو از جهت لقای من
گفتم چون اجل رسد جان بجهد از این جسد
گر بروم به سوی جان باد شکسته پای من
گفت بلی به گل نگر چون ببرد قضا سرش
خنده زنان سری نهد در قدم قضای من
گفتم اگر ترش شوم از پی رشک می شوم
تا نرسد به چشم بد کر و فر ولای من
گفت که چشم بد بهل کو نخورد جز آب و گل
چشم بدان کجا رسد جانب کبریای من
گفتم روزکی دو سه مانده‌ام در آب و گل
بسته خوفم و رجا تا برسد صلای من
گفت در آب و گل نه‌ای سایه توست این طرف
برد تو را از این جهان صنعت جان ربای من
زینچ بگفت دلبرم عقل پرید از سرم
باقی قصه عقل کل بو نبرد چه جای من
⚪️⚫️
Read more
سهم من از با تو بودن شکستن بود ، از قلبت به من کوله باری از غمها رسید از قلبت به من لحظه هایی رسید مثل این ...
Media Removed
سهم من از با تو بودن شکستن بود ، از قلبت به من کوله باری از غمها رسید از قلبت به من لحظه هایی رسید مثل این لحظه که همچنان اشک میریزم از اینکه دیگر نیستی طعمه ی سرنوشت شده ام ، و زندگی آنقدر بی خیال است که جان مرا نمیگیرد ! عشق هرگز نمیمیرد و تو هیچگاه  دوباره نمی آیی! امروز میگذرد و تو هیچگاه مرا نمیخواهی ... سهم من از با تو بودن شکستن بود ، از قلبت به من کوله باری از غمها رسید
از قلبت به من لحظه هایی رسید مثل این لحظه که همچنان اشک میریزم از اینکه دیگر نیستی
طعمه ی سرنوشت شده ام ، و زندگی آنقدر بی خیال است که جان مرا نمیگیرد !
عشق هرگز نمیمیرد و تو هیچگاه  دوباره نمی آیی!
امروز میگذرد و تو هیچگاه مرا نمیخواهی ، دیروز گذشت و من تو را فردا هم نخواهم دید
پس چه فایده دارد با نفسها رفتن ، با آه کشیدن ماندن !
بمانم که بسوزم ، یا نمانم که چشم به نبودنت بدوزم؟
خشکیده تر از آنم که کویر باشم ، گرفته تر از آنم که ابری باشم و من یک تنهای دلگرفته و دلم آرزو به دل مانده !
دلم گرفته ای خدا ، امروز را میگذرانم تا بگذرد ، تا فقط تمام شود ، شاید فردا به اعتقاد این دل خوش خیال تو را ببینم !
هر چه به این دل میگویم بی خیال ، دلم به خواب رفته در خیال این آرزوی محال!
دلم گرفته از تو و این دنیای بی حیا ، از تو که رفتی و از دنیایی که تو را بی وفا کرد ، تنها غم نبودنت را سهم این دل بی گناه کرد ، و دل من را بازیچه دست آن دل بی وفایت کرد!
اگر مثل سنگ هم بودم میشکستم، و اینک شکسته ام و حبابی هستم در هوای دل گرفته ی این عالم!
هیچکس نمیفهمد ، نمیداند ، نمیخواهد که بداند چه حالی ام ، نمیخواهد که بفهمد خیره به چه راهی ام، همه دور از من و من تنهاتر از تنهایی ، همه گفته بودند روزی تو تنها میمانی، من نفهمیدم ، نخواستم که بدانم روزی تو می آیی و میشکنی دلم را ، بهتر است تو هم نخوانی این شعر نیمه تمامم را…
.
Read more
<span class="emoji emoji1f3b5"></span> حمیرا , صبرم عطا کن <span class="emoji emoji1f4dc"></span> متن ترانه : خدایا تو خود این وجود مرا سراسر همه تار و پود مرا به عشق و مستی سرشتی ...
Media Removed
حمیرا , صبرم عطا کن متن ترانه : خدایا تو خود این وجود مرا سراسر همه تار و پود مرا به عشق و مستی سرشتی اگر یا غم عشق او از سرم کن به در یا که صبرم عطا کن یا نصیبم نما بینمش یک نظر یا که دردم دوا کن چرا به نگاهش به چشم سیاهش تو این همه مستی دادی از آنهمه مستی تو هستی مارا به باده پرستی دادی حالا که جز غم نصیبم ... 🎵 حمیرا , صبرم عطا کن 📜 متن ترانه :
خدایا تو خود این وجود مرا سراسر همه تار و پود مرا
به عشق و مستی سرشتی اگر
یا غم عشق او از سرم کن به در
یا که صبرم عطا کن یا نصیبم نما بینمش یک نظر
یا که دردم دوا کن
چرا به نگاهش به چشم سیاهش تو این همه مستی دادی
از آنهمه مستی تو هستی مارا به باده پرستی دادی
حالا که جز غم نصیبم ندادی راهی به کوی حبیبم ندادی
صبرم عطا کن دردم دوا کن
چرا تو به جای وفا و محبت به او رخ زیبا دادی
به او سر زلف شکسته برای شکسته دل من دادی
عمر ی در این سودا به سر بردم خدایا
دور از لبش چون غنچه خون خوردم خدایا
حالا که جز غم نصیبم ندادی راهی به کوی حبیبم ندادی
صبرم عطا کن دردم دوا کن

ترانه صبرم عطا کن اثر استاد تجویدی اولین کار رسمی بانو پروانه امیرافشاری "حمیرا"
ترانه و متن جهت دانلود در کانال تلگرام
Read more
من سالهاست با خودم تو جنگم/اما امروز بیشتر از قبلا/بیچاره قلبم که اونو هر کجا گذاشتم/قطره قطره خون ...
Media Removed
من سالهاست با خودم تو جنگم/اما امروز بیشتر از قبلا/بیچاره قلبم که اونو هر کجا گذاشتم/قطره قطره خون میچکه ازش با سماجت/عشق اونو داغونش کرد که راحت/تو طعم ناخوش گریه هامو یادت نیست/بجز یه صلیب کوچیک همه بودن نارفیق/تو هیچ کدوم از خوبی های منو یادت نیست/اما خیلی خوب راهه قلبمو واردی/دنیای من شده ... من سالهاست با خودم تو جنگم/اما امروز بیشتر از قبلا/بیچاره قلبم که اونو هر کجا گذاشتم/قطره قطره خون میچکه ازش با سماجت/عشق اونو داغونش کرد که راحت/تو طعم ناخوش گریه هامو یادت نیست/بجز یه صلیب کوچیک همه بودن نارفیق/تو هیچ کدوم از خوبی های منو یادت نیست/اما خیلی خوب راهه قلبمو واردی/دنیای من شده چندتا عکس یادگاری با رفیقام/که اونم تو حال ما نیست/تو نمیخواستی تغییرات منو ببینی/خواستی بندازیم تو بیراهه بعدش بپیچی/من یه روانیم بقول خودت بچه ی شیطان/که با خدا میکنه توانی/تو یه فرشته می تونی اشکاشو دراری/میتونی با عشق لعنتیت بکنیش حلق آویز/می دونی از ته قلبم خوشبختیت آرزومه/بدونِ تو حتی یذره هم نداره صفا خونه/این اواخر فقط حرف خودت مهم بودش/نمی دیدی چشمای من شده پرِ خون/باید چیکار میکردم که منو بتونی ببخشی /کاری کردی فقط از تو یادم بمونه بیرحمی/میگفتم یه اشتباه خوبیاتو میسوزونه /تو یه آتیش درست کردی برای خوبیات/منکه داشتم همه چی رو درست میکردم/بگو چرا منو کردی تو عمق دو متری غرقم /شایدم میخواستی برات راهو باز کنم/منی که کنار تو خوابیدم و با تو پاشدم/این همه شب..این همه روز بهت رسیدم/فکر میکردم از آسمون اومده فرشته پیشم/از این به بعد دیگه چیزی بهت نمیگم/کنارش خوش باش چیزی بهش نمیگم/من جهنمیم و بهشت نمیرم/خاطراتمون تو تنهایی نوشته میشن فقط/امان و امان از سرنوشت بیرحم/که بخاطرش شکسته و گرفته میشم /از این به بعد تصورت کنم یه جا دیگه/این دلِ لعنتی فقط میده صدا شیشه/امسال میره میاد یه سالِ دیگه/به بهارش دلمو خوش کنم یا پاییزش؟/لعنت به پاییز که منو عاشقم کرد/خیلی بی سروصدا و ساکتم رفت
ساکشم بست/رفت به یه جای جدید/من موندم همون جا با خاطرات قدیم...
Read more
: تو سکوت را آوردی زیباترین صدایی که در تمام عمر شنیده بودم زیرا که در کنار تو بود و حالا آن را برده‌ای و ...
Media Removed
: تو سکوت را آوردی زیباترین صدایی که در تمام عمر شنیده بودم زیرا که در کنار تو بود و حالا آن را برده‌ای و تمام طنین‌ها و صداهای دنیا برای رخنه در قلب شکسته‌ی من به قدر کافی بلند نیستند. تا ابد تا بی‌نهایت به ستاره‌ها می‌نگرم و زمزمه می‌کنم برگرد به من برگرد به من برگرد به من‌‌ ‌ #صدای_آرچر (رمان ... :
تو سکوت را آوردی
زیباترین صدایی که در تمام عمر شنیده بودم
زیرا که در کنار تو بود
و حالا آن را برده‌ای
و تمام طنین‌ها و صداهای دنیا
برای رخنه در قلب شکسته‌ی من به قدر کافی بلند نیستند.
تا ابد تا بی‌نهایت به ستاره‌ها می‌نگرم و زمزمه می‌کنم
برگرد به من
برگرد به من
برگرد به من‌‌

#صدای_آرچر
(رمان خارجی)
#میا_شریدن
ترجمه‌ی #منا_اختیاری
نشر آموت/ چاپ دوم/ ۳۸۴ صفحه/ ۲۷۵۰۰ تومان
صدای آرچر؛ یک عاشقانه‌ی کامل و مستقل است

رمان «صدای آرچر» داستان زنی‌ست که به کابوس یک شب وحشتناک زنجیر شده و مردی که عشقش کلید آزادی زن است. همچنین داستان مرد بی‌صدایی است که‌ با جراحتی طاقت‌فرسا زندگی می‌کند و زنی که به او کمک می‌کند تا صدایش را بازیابد. این کتاب، داستان رنج، تقدیر، و قدرت دگرگون‌کننده‌ی عشق است.
هنگامی که بری پریسکات وارد شهر ساحلی و آرام پیلاین می‌شود، با تمام وجود امیدوار است این شهر همان جایی باشد که بالاخره آرامش ازدست‌رفته‌اش را در آن بیابد. در اولین روز اقامتش با آرچر هیل برخورد می‌کند؛ مرد منزوی و گوشه‌گیری که همچون بری، اسیر عذابی پنهان است. مردی که هیچ‌کس دیگری حاضر به دیدنش نیست.
#میا_شریدن نویسنده‌ی پرفروش نیویورک‌تایمز، یواس‌ای تودی و وال استریت ژورنال است. شور و اشتیاق او درهم‌تنیدن داستان‌های عاشقانه درباره‌ی آدم‌هایی است که مقدر شده باهم باشند. عمده شهرت او به خاطر سری کتاب‌های «نشان عشق» است که شامل عناوینی چون «لیو»، «کیلند»، «یافتن بهشت» و «صدای آرچر» می‌شود. میا با همسرش در اوهایوی سینسیناتی زندگی می‌کند. آن‌ها چهار فرزند اینجا روی زمین و یکی در بهشت دارند. کتاب حاضر به بسیاری از زبان‌های دنیا ترجمه شده است.
رمان «صدای آرچر» نوشته‌ی «میا شریدن» با ترجمه‌ی «منا اختیاری» ‌ در ۳۸۴ صفحه و به قیمت ۲۷۵۰۰ تومان توسط «نشر آموت» منتشرشده است.‌

بازخوانی بخشی از رمان #صدای_آرچر را از کانال تلگرامی #نشر_آموت بشنوید.‌
T.me/aamout

کتاب های #نشر_آموت را از کتابفروشی های معتبر و شهرکتاب های سراسر ایران بخواهید

خرید بالای صد هزار تومان ارسال رایگان
۰۹۳۶۰۳۵۵۴۰۱

www.aamout.com
Read more
******** . -و من چگونه بی‌تو نگیرد دلم؟!… . #حسین_منزوی . -امروز شانزدهم اردیبهشت سالروز درگذشت ...
Media Removed
******** . -و من چگونه بی‌تو نگیرد دلم؟!… . #حسین_منزوی . -امروز شانزدهم اردیبهشت سالروز درگذشت حسین منزوی سلطان غزلسرا که در سن 57سالگی بر اثر عارضه قلبی و ریوی سیاره زمین را ترک گفت ... گرامیباد . . . نام من عشق است آیــا می‌شناسیدم؟ زخمی‌ام -زخمی سراپا- می‌شناسیدم؟ بـــا ... ********
.
-و من چگونه
بی‌تو نگیرد دلم؟!… .
#حسین_منزوی
. -امروز شانزدهم اردیبهشت سالروز درگذشت حسین منزوی سلطان غزلسرا که در سن 57سالگی بر اثر عارضه قلبی و ریوی سیاره زمین را ترک گفت ...
گرامیباد
.
🌠🌠🌠🌠🌠🌠
.
.

نام من عشق است آیــا می‌شناسیدم؟
زخمی‌ام -زخمی سراپا- می‌شناسیدم؟
بـــا شما طی‌کـــــرده‌ام راه درازی را
خسته هستم -خسته- آیا می‌شناسیدم؟

راه ششصدســاله‌ای از دفتر "حــافظ "
تا غزل‌های شما، ها! می‌شناسیدم؟

این زمانم گــــرچه ابر تیره پوشیده‌است
من همان خورشیدم اما، می‌شناسیدم

پای ره وارش شکسته سنگلاخ دهر
اینک این افتاده از پا، می‌شناسیدم

می‌شناسد چشم‌هایم چهره‌هاتان را
همچنانی که شماها می‌شناسیدم

اینچنین بیگــــانه از من رو مگردانید
در مبندیدم به حاشا!، می‌شناسیدم!

من همان دریایتان ای رهروان عشق
رودهای رو به دریـــا! می‌شنـاسیدم

اصل من بــــودم , بهــانه بود و فرعی بود
عشق"قیس"و حسن"لیلا" می‌شناسیدم؟

در کف "فرهـاد" تیشه من نهادم، من!
من بریدم "بیستون" را می‌شناسیدم

مسخ کرده چهره‌ام را گرچه این ایام
با همین دیدار حتی می‌شنـاسیدم

من همانم, آَشنــای سال‌هـای دور
رفته‌ام از یادتان!؟ یا می‌شناسیدم!؟ .
#حسین_منزوی
.
.
*************
Read more
بیچاره دل که با همه امید و اشتیاق بشکست و شد به دست تو زندان عشق من در شط خویش رفتی و رفتی از این دیار ای ...
Media Removed
بیچاره دل که با همه امید و اشتیاق بشکست و شد به دست تو زندان عشق من در شط خویش رفتی و رفتی از این دیار ای شاخه شکسته ز طوفان عشق من 🖤 بیچاره دل که با همه امید و اشتیاق
بشکست و شد به دست تو زندان عشق من
در شط خویش رفتی و رفتی از این دیار
ای شاخه شکسته ز طوفان عشق من
🖤
بخشی از ترانه "" را تقدیم می کنم به شما زیباترین واژگان دوستی: تووی سمفونی قلبم تویی بهترین ترانه ...
Media Removed
بخشی از ترانه "" را تقدیم می کنم به شما زیباترین واژگان دوستی: تووی سمفونی قلبم تویی بهترین ترانه تووی غربت شبانه تویی شعر عاشقانه میخونی با دل خسته دله از جنس بلورت دلی که شکسته از عشق عشق قصه های دورت حرفی از سر رفاقت که بشه داد بزنی داد که بشه داد بزنم داد همصدایی بشه فریاد پ.ن1: امشب ... بخشی از ترانه "" را تقدیم می کنم به شما زیباترین واژگان دوستی:
تووی سمفونی قلبم
تویی بهترین ترانه
تووی غربت شبانه
تویی شعر عاشقانه
میخونی با دل خسته
دله از جنس بلورت
دلی که شکسته از عشق
عشق قصه های دورت
حرفی از سر رفاقت
که بشه داد بزنی داد
که بشه داد بزنم داد
همصدایی بشه فریاد

پ.ن1: امشب از هرچه تکرار گریزانم
تکرار قافیه
تکرار غزلی عاشقانه
ترانه ام را پریشان می خواهم
چون گیسوی تو
چون دل من
و این یعنی باری دیگر
عشق به این دلم می تازد
عشقی که تو را بانوی ترانه هایم ساخت
و من را مرد تنهای شبگرد در کوچه های بی تو
من اسیر مانده ام و به پاس این اسارت
تو رها باش
تو صدا باش
و فریاد بزن همه ی بغض های مانده را
از این عشق
از این بن بست...
پ.ن2: سلام دوستان خوبم
چند روزی رهسپار سفری نه چندان دورم
و شاید امکان سر زدن های مداوم و مرتب را نداشته باشم
ولی از هر فرصتی استفاده می کنم برای با شما بودن
سالار
Read more
یک شبی مجنون نمازش را شکست‬
‫بی وضو در کوچه لیلا نشست‬ ‎‫عشق آن شب مست مستش کرده بود‬
‫فارغ ازجام الستش ...
Media Removed
یک شبی مجنون نمازش را شکست‬
‫بی وضو در کوچه لیلا نشست‬ ‎‫عشق آن شب مست مستش کرده بود‬
‫فارغ ازجام الستش کرده بود ‬ ‫سجده ای زد بر لب درگاه او‬
‫پر زلیلا شد دل پر آه او‬ ‫ گفت یا رب ازچه خوارم کرده ای‬
‫بر صلیب عشق دارم کرده ای‬ ‫ جام لیلا رابه دستم داده ای‬
‫وندر این بازی شکستم داده ای ‬ ‫نشتر عشقش ... یک شبی مجنون نمازش را شکست‬
‫بی وضو در کوچه لیلا نشست‬ ‎‫عشق آن شب مست مستش کرده بود‬
‫فارغ ازجام الستش کرده بود
‬ ‫سجده ای زد بر لب درگاه او‬
‫پر زلیلا شد دل پر آه او‬ ‫
گفت یا رب ازچه خوارم کرده ای‬
‫بر صلیب عشق دارم کرده ای‬ ‫
جام لیلا رابه دستم داده ای‬
‫وندر این بازی شکستم داده ای
‬ ‫نشتر عشقش به جانم می زنی‬
‫دردم ازلیلاست آنم می زنی‬ ‫
خسته ام زین عشق، دل خونم مکن‬
‫من که مجنونم تو مجنونم مکن‬ ‫
مرد این بازیچه دیگر نیستم‬
‫این تو و لیلای تو ... من نیستم‬ ‫گفت: ای دیوانه لیلایت منم‬
‫در رگ پیدا و پنهانت منم‬ ‫
سال ها با جور لیلا ساختی‬
‫من کنارت بودم و نشناختی
‬ ‫عشق لیلا در دلت انداختم‬
‫صد قمار عشق یک جا باختم‬ ‫
کردمت آواره ی صحرا نشد‬
‫گفتم عاقل می شوی اما نشد
‬ ‫سوختم در حسرت یک یا ربت‬
‫غیر لیلا برنیامد از لبت‬ ‫
روز و شب او را صدا کردی ولی‬
‫دیدم امشب با منی گفتم بلی
‬ ‫مطمئن بودم به من سر میزنی‬
‫در حریم خانه ام در میزنی‬ ‫
حال این لیلا که خوارت کرده بود‬
‫درس عشقش بی قرارت کرده بود‬ ‫
مرد راهم باش تا شاهت کنم‬
‫صد چو لیلا کشته در راهت کنم‬
#مرتضی_عبداللهی
#مجنون #لیلی #خدا #مرد #شاه #شعر #عاشقانه #عارفانه #شعر_عاشقانه #شعر_عارفانه #نماز #نماز_شکسته
#redflowerolife #گل_سرخی_از_زندگی
Read more
‎در کتاب فیه ما فیه مولانا داستان بسیار تأمل‌برانگیزی به صورت شعر درباره جوان عاشقی است که به عشق دیدن ...
Media Removed
‎در کتاب فیه ما فیه مولانا داستان بسیار تأمل‌برانگیزی به صورت شعر درباره جوان عاشقی است که به عشق دیدن معشوقه‌اش هر شب از این طرف دریا به آن طرف دریا می‌رفته و سحرگاهان باز می‌گشته و تلاطم‌ها و امواج خروشان دریا او را از این کار منع نمی‌کرد. دوستان و آشنایان همیشه او را مورد ملامت قرار می‌دادند و او ... ‎در کتاب فیه ما فیه مولانا داستان بسیار تأمل‌برانگیزی به صورت شعر درباره جوان عاشقی است که به عشق دیدن معشوقه‌اش هر شب از این طرف دریا به آن طرف دریا می‌رفته و سحرگاهان باز می‌گشته و تلاطم‌ها و امواج خروشان دریا او را از این کار منع نمی‌کرد. دوستان و آشنایان همیشه او را مورد ملامت قرار می‌دادند و او را به خاطر این کار سرزنش می‌کردند اما آن جوان عاشق هرگز گوش به حرف آن‌ها نمی‌داد و دیدار معشوق آنقدر برای او انگیزه بوجود می آوردكه تمام سختی‌ها و ناملایمات را بجان می‌خرید. ‎شبی از شبها جوان عاشق مثل تمامی شب‌ها از دریا گذشت و به معشوق رسید. همین که معشوقه خود را دید با کمال تعجب پرسید: «چرا این چنین خالی در چهره خود داری!»
‎معشوقه او گفت: «این خال از روز اول در چهره من بوده و من در عجبم که تو چگونه متوجه نشده‌ای.»
‎جوان عاشق گفت: «خیر، من هرگز متوجه نشده بودم و گویی هرگز آن را ندیده بودم.»
‎لحظه‌ای دیگر جوان عاشق باز هم با تعجب پرسید: «چه شده که در گوشه صورت تو جای خراش و جراحت است؟»
‎معشوقه او گفت: «این جراحت از روز اول آشنایی من با تو در چهره‌ام وجود داشته و مربوط به دوران کودکی است و من در تعجبم که تو چطور متوجه نشدی!»
‎جوان عاشق می‌گوید: «خیر، من هرگز متوجه نشده بودم و گویی هرگز آن جراحت را ندیده بودم.»
‎لحظه‌ای بعد آن جوان عاشق باز پرسید: «چه بر سر دندان پیشین تو آمده؟ گویی شکسته است!»
‎معشوقه جواب می‌دهد: «شکستگی دندان پیشین من در اتفاقی در دوران کودکی‌ام رخ داده و از روز اول آشنایی ما بوده و من نمی‌دانم چرا متوجه نشده بودی!»
‎جوان عاشق باز هم همان پاسخ را می‌دهد. آن جوان ایرادات دیگری از چهره معشوقه‌اش می‌بیند و بازگو می‌کند و معشوقه نیز همان جواب‌ها را می‌گوید. به هر حال هر دو آنها شب را با هم به سحر می‌رسانند و مثل تمام سحرهای پیشیین آن جوان عاشق از معشوقه خداحافظی می‌کند تا از مسیر دریا باز گردد. معشوقه‌اش می‌گوید: «این بار باز نگرد، دریا بسیار پر تلاطم و طوفانی است!»
‎جوان عاشق با لبخندی می‌گوید: «دریا از این خروشان‌تر بوده و من آمده‌ام، این تلاطم‌ها نمی‌تواند مانع من شود.»
‎معشوقه‌اش می‌گوید: «آن زمان که دریا طوفانی بود و می‌آمدی، عاشق بودی و این عشق نمی‌گذاشت هیچ اتفاقی برای تو بیافتد. اما دیشب بخاطر هوس آمدی، به همین خاطر تمام بدی‌ها و ایرادات من را دیدی. از تو درخواست می‌کنم برنگردی زیرا در دریا غرق می‌شوی.» ‎جوان عاشق قبول نمی‌کند و باز می‌گردد و در
دریا غرق می‌شود. ‎مولانا پس از این داستان در
ادامه دارد
Read more
<span class="emoji emoji1f337"></span> . مادربزرگم همیشه میگفت در حمام بودم که از پشت در گفتند:میخواهیم عقدت کنیم! نه کسی پرسید دلت کجاست،نه ...
Media Removed
. مادربزرگم همیشه میگفت در حمام بودم که از پشت در گفتند:میخواهیم عقدت کنیم! نه کسی پرسید دلت کجاست،نه کسی گفت میخواهی با فلانی زندگی کنی یا نه، حسرت همین روز،تا الان روی دلش سنگینی میکند! همینکه بی خبر از همه جا،قبول کردند ازدواج کند، پدربزرگم تمام ِعمر،عاشقش بود، به مادربزرگم که نگاه ... 🌷
.
مادربزرگم همیشه میگفت در حمام بودم که از پشت در گفتند:میخواهیم عقدت کنیم!
نه کسی پرسید دلت کجاست،نه کسی گفت میخواهی با فلانی زندگی کنی یا نه،
حسرت همین روز،تا الان روی دلش سنگینی میکند!
همینکه بی خبر از همه جا،قبول کردند ازدواج کند،
پدربزرگم تمام ِعمر،عاشقش بود،
به مادربزرگم که نگاه میکرد میگفت:دورِ آن صورت بگردم!
در طول زندگی،جانش به جان‌ِ دلبر بسته شده بود،
هفتاد ساله که بود و آلزایمر سراغش آمد،این بیماری بی رحم و لامروت،یقه اش را سفت چسبیده بود،
هیچکس را نمیشناخت؛
اما مادربزرگم که با لباس های گل دار رد میشد،برایش آواز میخواند.
آوازهای محلی که سینه به سینه میان عاشق ها رد و بدل شده،
مادربزرگ هم اخم هایش را توی هم میکشید و میرفت،
و هربار که از عاشقی پدربزرگ برایش میگفتیم،
میگفت:من نمیخواستمش!از همان اول هم دلم راضی نبود،در حمام بودم که از پشت در گفتند:میخواهیم عقدت کنیم!
تعهد داشت،همسر خوبی بود،مادر بهتری حتی،اما هیچگاه عشقی که توی دل پدربزرگم جوانه زده بود،ریشه ای به قلب مادربزرگ نداشت،
خرداد،ماه مرگ های ناگهآنی،پدربزرگم با عطر داروهای گیاهی در آن شهر کویری از دنیا رفت،
مادربزرگم از ته دل گریه میکرد،
چون شریک زندگی اش را از دست داده بود،
ولی هنوز هم میگفت:در حمام بودم که گفتند میخواهیم عقدت کنیم!
میگویند عشق،بعد از ازدواج هم به وجود می آید!
قدیمی ها به همین شکل ازدواج کردند و یک عمر کنار هم ماندند،
اما کسی حواسش نیست آنچه بعد از ازدواج به وجود می آید نامش عشق نیست،
تعهد است!
به خانه و همسر و زن و زندگی!
فقط احساس مسئولیت میکنی و انگار،علاقمند شده ای،
اما قرار نیست معجزه بشود،
فردا روز جهانیِ عشق است،
و من به قلب مادربزرگم فکر میکنم که حالا کیلومترها دور از من خوابیده و حواسش به تاریخ و ساعت نیست،
به قلبی که شکسته بود از تصمیم نهایی بزرگتر ها!
به آلزایمر،
به حافظه ای که پاک شده بود،
اما فقط یک چیز را در خود نگه داشته بود:
در حمام بودم،که گفتند میخواهیم عقدت کنیم!
اگر عاشقید،
اگر وجودتان به نفس های کسی گره خورده،
دست هایش را محکم تر بگیرید،
جرات کنید و انتخاب کنید!
حتی اگر اشتباه بود،پای اشتباهتان بمانید،
بعد از ازدواج،عشق به وجود نمی آید
تنها تعهد و مسئولیت است که گریبانمان را میگیرد
و با همان حس،
یک عمر کارهای خانه را انجام میدهیم و عصر پنجشنبه،توی آشپزخانه میزنیم زیر گریه!
وانمود میکنیم دلمان برای رفتگان تنگ شده؛
اما فقط خودمان میدانیم که به یک جمله رسیدیم:
عشق به وجود نمی آید،تنها تعهد و مسئولیت است که گریبانمان را میگیرد
.
🍁 #shishkabobs #chelozaferuni
Read more
. #منصور نظری، شاعر متعهد کشورمان، عیدانه ای را تقدیم به خانواده های داغدار # شهدای مدافع حرم کرده ...
Media Removed
. #منصور نظری، شاعر متعهد کشورمان، عیدانه ای را تقدیم به خانواده های داغدار # شهدای مدافع حرم کرده است. دخترم من با دلی لبریز عشق – گشته بابایم شهیدِ در # دمشق  دل‌شکسته بی‌کَس و تنها و تک - قد هلالی همچو بانوی فدک تا سحر شب همدمِ من #اشک و آه - بهر # بابا دیده می‌دوزم به راه  مادر و من تا #سحر لبریز ... .

#منصور نظری، شاعر متعهد کشورمان، عیدانه ای را تقدیم به خانواده های داغدار # شهدای مدافع حرم کرده است.

دخترم من با دلی لبریز عشق – گشته بابایم شهیدِ در # دمشق 
دل‌شکسته بی‌کَس و تنها و تک - قد هلالی همچو بانوی فدک
تا سحر شب همدمِ من #اشک و آه - بهر # بابا دیده می‌دوزم به راه 
مادر و من تا #سحر لبریز درد -  می‌کِشیم از سینه پُرغم آه سرد

شد سحر بابا نیامد باز که - پس کِشد دردانه # دختر ناز، که؟
هشت شد ساعت و #سالِ نورسید -  نیست بابا در کنارم #روز عید

در کنارِ عکس # بابای شهید -  سال شد تحویل و آمد روز عید
مادر و من لحظۀِ تحویل سال –  رفته در # آغوش بابا هم خیال  مثل هر روزِ تمام هفته‌ام - قاب عکسش را بغل بگرفته‌ام
یاد او در نوبهاران می‌کنم -  عکس او را #بوسه‌باران می‌کنم
سال نو بابا # مبارک بر تو باد –  دخترت را برده‌ای‌ بابا زِ یاد 
در میانِ سفرۀِ دل‌تنگی‌ام - رنگِ مشکی #تخم‌مرغ رنگی‌ام  بی تو بابا دخترت دل‌سوخته - آتشی در سینه‌اش افروخته 
بس کشیدم از غم و داغ تو آه - سبزۀِ عیدم شده بابا سیاه
هفت‌سین درد و رنج آه و اشک -  بر زمین افتاده بیرق، پاره مشک
عاشقِ عباسیِ زینب، سلام -  کرده از داغت دل من تب، سلام  ای # شهید کُشتۀِ دور از وطن - ای کفن‌پوشیدۀِ صدپاره تن
 ای قرارت بوده با من آمدن - سال نو شد #پس کجایی #عشق من؟

های‌ بابا، قول برگشتن چه شد -  وعده‌ات با من دم رفتن چه شد
غرقه در خون قامتت معنایِ مرد - دخترت قلبش شکسته بازگرد
عید شد #عباسِ #زینب کیش ما - جای تو خالی است بابا پیشِ ما 
بی تو بابا اولین تحویلِ سال -  خنده بر لب تا ابد بر من محال بس که با من غصه‌ات را خورده‌اند -  بی تو شب‌بوها همه پژمرده‌اند
بی تو ساعت‌ها همه می‌ایستند -  پسته‌های عید خندان نیستند
یادم آید عید سال قبل‌تر -  نازهای من به آغوش پدر
لحظۀِ تحویل سال او را بغل – از لب او بوسه‌های چون عسل
او که بر من عاشقی را یاد داد - یاد بادان روزگاران یاد باد
تا همیشه چشم من از اشک تر - یاد باد آن عیدهای با پدر

به امید ظهور حضرت یار
فروردین 1395
#شهید_محمود رضا_بیضایی
Read more
@mahsanemat یه عکس گذاشته و درمورد عشق حرف زده، بعدش یه استوری گذاشت و پرسید چرا بیشتر کامنت‌های این ...
Media Removed
@mahsanemat یه عکس گذاشته و درمورد عشق حرف زده، بعدش یه استوری گذاشت و پرسید چرا بیشتر کامنت‌های این پست خانم‌ها بودن؟ و این من رو به فکر فرو برد. از اونجایی که چند وقتیه رفتم سراغ دنیای «روان» سعی می‌کنم به هر چیزی که باهاش مواجه می‌شم از دریچه روان هم نگاه کنم. ما تو فرهنگی بزرگ شدیم که احساس داشتن ... @mahsanemat یه عکس گذاشته و درمورد عشق حرف زده، بعدش یه استوری گذاشت و پرسید چرا بیشتر کامنت‌های این پست خانم‌ها بودن؟ و این من رو به فکر فرو برد. از اونجایی که چند وقتیه رفتم سراغ دنیای «روان» سعی می‌کنم به هر چیزی که باهاش مواجه می‌شم از دریچه روان هم نگاه کنم.

ما تو فرهنگی بزرگ شدیم که احساس داشتن توش به معنی قوی نبودن و درواقع ضعیف بودنه. پس احتمالا خیلی‌هامون کودکی رو تو خانواده‌هایی گذروندیم که به خاطر احساس داشتن (ضعیف بودن) ما رو تحقیر کردن. این تحقیر شاید خیلی غیرمستقیم و زیرپوستی بوده و حتی زبون نرم و مهربونی داشته؛ یه جوری که به راحتی نتونیم تشخیصش بدیم. مثلا «مرد که گریه نمی‌کنه!» یا «چیزی نشده که. این که گریه نداره.» مثلا اسباب‌بازی مورد علاقه‌ام افتاده شکسته بهم می‌گن: «عب نداره، این که ناراحتی نداره. یه اسباب‌بازی بود دیگه. یکی دیگه می‌خریم. چرا گریه می‌کنی؟» این پیام‌ها ظاهرا معنی بدی نداره و داره سعی می‌کنه حال ما رو خوب کنه. اما بچه‌ای که اسباب‌بازی عزیزش رو از دست داده طبیعتا باید چه حالی داشته باشه؟ باید غمگین باشه! و وقتی ما هی می‌گیم بابا عب نداره، گریه نکن، ناراحت نباش داریم یه کاری می‌کنیم بچه اون غم رو هی سرکوب کنه. یه جایی می‌رسه می‌شه بیست و چند سالش و اون غم انقدر سرکوب شده که دیگه اصلا نمی‌تونیم احساسش کنیم. یه احساس دیگه رو می‌ذاریم به جاش. یا کلا هیچ احساسی نشون نمی‌دیم که «قوی» باشیم.

همین اتفاق درمورد بقیه احساسات هم میفته. مثلا خشم. خشم یه احساس اصیله و باید تجربه بشه اما چی می‌شنویم؟ «صداتو بیار پایین»، «بچه خوب که داد نمی‌زنه.»، «بچه که از دست بزرگترش عصبانی نمی‌شه»، «بچه باید به بزرگترش احترام بذاره»، «تو بیخود کردی (بیشتر وقت‌ها البته می‌گن گه خوردی) عصبانی شدی» و خیلی چیزای دیگه شبیه این که مطمئنم تجربه کردیم.

اگه بخوایم دونه دونه احساساتی که سرکوب شدن و جملاتی که شنیدیم بنویسیم خیلی طولانی می‌شه پست اما می‌دونم که خودتون می‌دونین و همین الان مثال‌هایی تو ذهنتون اومده.
خلاصه؛ حالا ما آدم بزرگای قوی و خفن بعضی از احساسات رو نداریم، یا نمی‌تونیم بروزشون بدیم، یا یه چیز دیگه جاش گذاشتیم مثلا وقتی باید عصبانی باشیم می‌زنیم تو شوخی خنده و مسخره بازی!

شما معمولا چه احساسی رو سرکوب می‌کنین؟ فکر می‌کنین دلیلش‌ چی باشه؟
-
پ.ن: من می‌خواستم چند خط بنویسم، کتاب نوشتم. همه‌ش تو یه پست جا نمی‌شه بنابراین قسمت دومش رو تو پست بعدی می‌نویسم برین اونجا بخونین.
Read more
اول از همه ی سلام بکنم به همه دوستان و آشنایان<span class="emoji emoji1f60a"></span>سلام قبل از همچی امیدوارم که همیشه خوش باشید سلامت اول ...
Media Removed
اول از همه ی سلام بکنم به همه دوستان و آشنایانسلام قبل از همچی امیدوارم که همیشه خوش باشید سلامت اول از تابستون شروع میکنم که به خلاصه ترین شکلش فقط میگم igl2017 و رسیدن به بزرگترین خواسته سال پیش البته میشه گفت سال تحصیلی پیش 🤓 و رسیدن به یک سوم همون لاست لاو که تو بیو هستکه تو عکس دومیه بعد از اینا ... اول از همه ی سلام بکنم به همه دوستان و آشنایان😊سلام
قبل از همچی امیدوارم که همیشه خوش باشید سلامت
اول از تابستون شروع میکنم که به خلاصه ترین شکلش فقط میگم igl2017 و رسیدن به بزرگترین خواسته سال پیش البته میشه گفت سال تحصیلی پیش 🎓🤓 و رسیدن به یک سوم همون لاست لاو که تو بیو هست😊که تو عکس دومیه
بعد از اینا دیگه باید مثل اینکه برم سراغ عکس اول
خب بله دیگه بازم یسال دیگه و یه تولد دیگه
مرسی از اونایی که تبریک گفتن🤔😕😤 که البته از دوست همیشه انتظار بیشتره اما بازم بیخیالش میشم و فقط میگم دستشون درد نکنه واقعا😏
و یسری حرفا که باید بزنم
میگن یه پادشاهی بوده که یه شاهین داشته،یروز میزنه بیرون کنار یرودخونه میخواسته آب بخوره که هربار ظرفو پر میکرده شاهینه هی میزده میریخته میگه الان اگه من کاری نکنم میگن از پس یه شاهینم برنمیاد.میزنه شاهینرو میکشه و بعد تازه میفهمه یمار سمی تو آب مرده و آب سمی بوده 😌
میخواستم اینو بگم که یه دوست همیشه دوسته حتی اگه کاراش برنجونه مارو و هر کاری از روی خشم محکوم به شکسته و اینکه میگن هر آنچه از دوست رسد نیکوست
پس منم روی همین حساب میکنم و میگم که حتما نیکوست دیگه☺
و آرزو میکنم به خواستتون برسید و باهاش آرامش ابدی داشته باشید و اینکه همیشه هر کاریو که فکر میکنین درسته رو انجام بدید و قبول کنید که خواست شما بوده و به حرف مردم توجه نکنید. اگه از نظر اونا بده حداقل یدرصد امکان داره که اونا اشتباه کنن. و اینکه حقیقتو بکار ببرید حتی اگه محکوم به بی ادبی و حتی دچار برباد داده شدن سر سبز برای زبان سرخ بشید.
خیلی حرف زدم دیگه باید تموم کنم
بهترینهارو برای همه آرزو میکنم و بقول یه دوست رفاقتاس که میمونه
شاد و سلامت باشید و چندتا چیز یادتون باشه
حرفتونو بزنید در هر شرایط
انسان باشید
سختترین لحظه صعود نزدیکترین جا به قلس
همیشه همچی اونجوری که میخواید پیش نمیره و هیچ چیز از هیچ کس بعید نیست
و ببخشید و فراموش کنید البته من بخند و فراموش کن رو بیشتر دوست دارم😅
خیلی حرف زدم البته لازم بود ممنون که اهمیت دادید و خوندید
کتاب بخونید
عشق و انسانیت از یادتون نره 😘😘😘✋
Read more
. می‌خواست بگوید که دوست داشتن کافی نیست و عشق.. همیشه محکوم به تنهایی است.. . و چه تنهاییِ شومی ...
Media Removed
. می‌خواست بگوید که دوست داشتن کافی نیست و عشق.. همیشه محکوم به تنهایی است.. . و چه تنهاییِ شومی است وقتی دستِ عشق با دستِ وصال در کاسهٔ سرنوشت نیست .. . آمد که بگوید تنهایی.. پدرخواندهٔ عشق است.. و کارِ وصال همیشه به اما می‌کشد... می‌دانی.. دیگر از دستِ بوسه‌ها هم کاری بر نمی‌آید، وقتی ... .
می‌خواست بگوید
که دوست داشتن کافی نیست
و عشق.. همیشه محکوم به تنهایی است..
.
و چه تنهاییِ شومی است
وقتی دستِ عشق با دستِ وصال
در کاسهٔ سرنوشت نیست ..
.
آمد که بگوید
تنهایی.. پدرخواندهٔ عشق است.. و
کارِ وصال همیشه به اما می‌کشد...
می‌دانی..
دیگر از دستِ بوسه‌ها هم کاری بر نمی‌آید،
وقتی تقدیر
جدایی را.. پیش ‌خریده باشد..
.
تو نمی‌دانی که
من غصه‌هایم را
پیشاپیش در سوگِ این وصال خورده‌ام،
که آغوش آغشته به عشقِ تو
دلِ تنهایی‌ام را شاد نمی‌کند..
.
و من می‌دانم
که تو..
با قلبِ آکنده از عشق به تفکر نشسته‌ای
که منطقِ تنهاییِ من .. و
فلسفهٔ جبرِ بی‌اختیارِ این جدایی را نمی‌فهمی..
.
.
قصد داشت که بگوید
دلش از تنهایی پُر است .. و
آغوشِ تو فراموشگاهی امن است
برای دردهایی از جنسِ خوره..
اما یادش آمد که
عشق اگر به وصال نرسد.. عشق است.. و
معشوق اگر در آغوشِ عاشق نماند..،
ماندگار است..
.
و تو ماندگار خواهی بود همیشه
در قلبِ شاعری که
ذهنش پُر است از شعرهای مجنونی
که نوشدارو هستند مرگِ دل‌های شکسته را..
.
خواست بنویسد
حرف‌های ناگفته را.. اما
زبان به دندان می‌گزید تا
تازه نکند زخــمِ عشقی را
که استخوانِ تنهایی به میان دارد.. #حمیدرضا_هندی

telegram.me/hamidreza_hendi

صمیمانه ممنون‌تان هستم که‌
در صورت بازنشر
نام نویسنده را فراموش نمی‌کنید..
Read more
. نشسته بودیم به تماشای تعزیه .... از همان اول که اسرای سیه پوش پا در میدان گذاشتند دیدم که بازیگر ...
Media Removed
. نشسته بودیم به تماشای تعزیه .... از همان اول که اسرای سیه پوش پا در میدان گذاشتند دیدم که بازیگر نقش شمر چشمان خیسش را پاک میکرد گناهی ندارد بنده خدا که بعد از این همه تمرین نمیتواند جلوی خودش را بگیرد شاید لحظه ای در ذهنش قیاس کرد این اسرا را با زن و فرزندان خودش فقط قیاس کرد که به این حال افتاد جمعیت ... .
نشسته بودیم به تماشای تعزیه ....
از همان اول که اسرای سیه پوش پا در میدان گذاشتند
دیدم که بازیگر نقش شمر چشمان خیسش را پاک میکرد
گناهی ندارد بنده خدا که بعد از این همه تمرین نمیتواند جلوی خودش را بگیرد
شاید لحظه ای در ذهنش قیاس کرد این اسرا را با زن و فرزندان خودش
فقط قیاس کرد که به این حال افتاد
جمعیت اشک میریختند و حال عجیبی داشتند...
نوبت طفل شش ماهه رسیدتعذیه خوان طفلی را در آغوش کشید
صدای گریه جمعیت بالا گرفت، طفل سوزناک گریه میکرد
گویی واقعا تشنه بود و دلتنگ آغوش مادر دستور شکافتن گلوی طفل به حرمله داده شد!
بازیگر نقش حرمله تیر را در کمان آماده میکرد
به یکباره جوانی با هیبت نیرومندی از میان جمعیت برخواست و فریاد کشید تیروکمانت را زمین بگذار ملعون مادرم از حال رفت!
جوان گریه کنان و هق هق زنان با صدای بلندی فریاد میکشید جمعیت سکوت اختیار کرد
بازیگر نقش حرمله با آن هیکل و هیبت رنگ از رخساره اش پرید و
روی زمین نشست و رو به بازیگر نقش شمر کرد و زجه میزد و میگفت نمیتوانم،
کار من نیست
مادرش فقط با دیدن صحنه ای ساختگی از حال رفته بود
و من به رباب فکر میکردم که کودکش را در این حال دیده بود
مادرش از حال رفت و با آب قندی دوباره حالش خوب شد
و من به زینب کبری فکر میکردم که با لبهای خشکیده در تل زینبه
زیر آفتاب سوزان گلوی برادر زاده اش را نظاره میکرد
مادرش از حال رفت که اینگونه پسر جوان رگ غیرتش ورم کرد و طاقت نیاورد
ومن به حسین فکر میکردم به ابوالفضل العباس به علی اکبر که با آن
همه غیرت باید خواهر و مادر و دخترانشان را تنها میگذاشتند...
مادرش فقط صحنه ای ساختگی را دید و از حال رفت ...
جوان شیعه علی ست و حق داشت فریاد بکشد ، شیعه علی روی مادر حساس است
قلم میگوید این متن را همینجا رهایش کن
که اگر ادامه دهی میرسی به در و دیوار و پهلوی شکسته ...
رهایش کن که میرسی به مولایت علی
رهایش کن که قلم تو بیچاره است برای نوشتن از علی و مصیبت هایش
رهایش کن که قلم تو بیچاره است برای نوشتن از این همه عشق بی کران.....
رهایش کن که اینجا برای نوشتن از علی و آل علی هوا کم است...
علی_سلطانی
Read more
. شعر و موسیقی تمام ناگفته‌ها و گفته‌های دل است. شبی خاطره انگیز کنار دوستان نازنین با صدای زیبای ...
Media Removed
. شعر و موسیقی تمام ناگفته‌ها و گفته‌های دل است. شبی خاطره انگیز کنار دوستان نازنین با صدای زیبای آقای معتمدی محترم و فرهیخته و انتخاب اشعاری که روح و‌دل را جلا می‌دهد..این تصنیف را بارها میشه شنید و‌لذت برد.سپاس از دعوتتون که من را در این حال خوش سهیم کردین. . آتنای عزیزم از سالی که با خودت و نواختنت ... .
شعر و موسیقی تمام ناگفته‌ها و گفته‌های دل است.
شبی خاطره انگیز کنار دوستان نازنین با صدای زیبای آقای معتمدی محترم و فرهیخته و انتخاب اشعاری که روح و‌دل را جلا می‌دهد..این تصنیف را بارها میشه شنید و‌لذت برد.سپاس از دعوتتون که من را در این حال خوش سهیم کردین.
.
آتنای عزیزم از سالی که با خودت و نواختنت آشنا شدم هر بار در هر اجرا از نواختنت بیش از پیش لذت بردم. نغمه‌هایت مانا بهترینی....
@mohammadmotamedi @atenaeshtiaghi .
👗: @nasim.hed .
شعر تصنیف از جناب معتمدی
ای چشمان مست تو مینای شراب من
یاد تو چه می‌کند با حال خراب من
نوا منم ترانه تویی
به موج غم کرانه تویی
به عشقه تو فسانه منم
ز خود بیگانه منم
خزان منم جوانه تویی
بهشت جاودانه تویی
نوای عاشقانه تویی
تو دیوانه منم
می‌دانی که بی‌قرار و دل شکسته‌ ام بر عشق کسی به جز تو دل نبسته‌ ام
می دانی غمت مرا رها نمی‌کند حتی مرگ مرا ز تو جدا نمی‌کند
چو مرغ خسته کنج قفس غم تو بسته راه نفس بیا که شوق تو بگشاید بال و پر عشق
عمری دیده به ره می‌مانم
بر لب نام تو را می‌خوانم
از عشق تو نفس می‌گیرم
گر یادم نکنی میمیرم
عشقت در دل من پا برجا هجرت تا به ابد تقدیرم
می دانی که بی‌قرار و دل شکسته‌ ام
بر عشق کسی به جز تو دل نبسته‌ ام
می دانی غمت مرا رها نمی‌کند حتی مرگ مرا ز تو جدا نمی‌کند
بیا بیا چو ابر بهار
بر این کویرِ تشنه ببار
که بشکفد به دشت دلم
گل نیلوفر عشق
.
#الهام_پاوه_نژاد #عاشقانه #موسیقی #محمد_معتمدی #آتنا_اشتیاقی
Read more
 #رفیقتوهم_تگ_کن_اونم_جایگاهش_روبدونه_وببینه_چقدربودنش_مهمه<span class="emoji emoji1f64f"></span><span class="emoji emoji1f337"></span><span class="emoji emoji1f60a"></span><span class="emoji emoji1f60d"></span> . . پدری که دختر دارد ...
Media Removed
#رفیقتوهم_تگ_کن_اونم_جایگاهش_روبدونه_وببینه_چقدربودنش_مهمه . . پدری که دختر دارد از پدری که پسر دارد زودتر پیر میشود زودتر شکسته میشود زودتر مو های سفیدش و چروک های روی صورتش نمایان میشود... آخر پدری که پسر دارد وقتی غصه پسرش را بخاطر بی وفایی معشوقه اش میبیند یک روز قرار ... #رفیقتوهم_تگ_کن_اونم_جایگاهش_روبدونه_وببینه_چقدربودنش_مهمه🙏🌷😊😍
.
.

پدری که دختر دارد
از پدری که پسر دارد زودتر پیر میشود
زودتر شکسته میشود
زودتر مو های سفیدش و چروک های روی صورتش نمایان میشود...
آخر پدری که پسر دارد
وقتی غصه پسرش را بخاطر بی وفایی معشوقه اش میبیند
یک روز قرار میگذارند و با هم به بیرون میروند با او صحبت میکند و راه و رسم عشق و عاشقی را به او می اموزد
اما پدری که دختر دارد
وقتی میفهمد دخترش بخاطر عاشقی روزگارش تلخ شده
بخاطر غرور و غیرت پدرانه اش نمیتواند چیزی بگوید
چه بگوید؟؟
میتواند بگوید دخترم میدانم تو عاشق کسی هستی،من از قبل خبر داشتم؟؟؟؟
میتواند بگوید دخترم این راه و رسم عاشقی است...؟؟
با او این گونه رفتار کن
این کار را بکن
آن کار را نکن..میتواند؟؟؟
غرور و غیرت پدرانه اش اجازه نمیدهد حرفی بزند
مادر و خواهر که نیست بگوید بنشین از عشق جانت برایم تعریف کن
پدر است،پدر...
بخاطر همین فقط سکوت میکند
غصه میخورد
هی خود خوری میکند
هی دخترکش را میبیند و حرص میخورد
میدانی...
پدری که دختر دارد خیلی مظلوم است خیلی...
.
❌ #میکائیل💕
.
⭕ #ازيك تا ده به اين عكس امتياز بدين !!!
. 🆔@mikilove351 📷
.
.
.
#پستهای_قبلی_رو_حتما_از_دست_ندید🙏🙏🙌💓🔻🌟💓🔻🌟
Read more
. . . میدانی ، ترسو بود! دوستم داشت اما هیچ وقت "جرات" نداشت به زبان بیاورد! یک نفر! یک نفر مسبب ...
Media Removed
. . . میدانی ، ترسو بود! دوستم داشت اما هیچ وقت "جرات" نداشت به زبان بیاورد! یک نفر! یک نفر مسبب این جنایت بود آمده بود دستش را گرفته بود... وارد رابطه اش کرده بود... زخمی شده بود! مصدوم بود! درست مثل ورزشکاری که آسیب میبیند و دیگر نمیتواند به ورزشی که دوست دارد ادامه دهد دیگر نتوانست ... .
.
.
میدانی ، ترسو بود!
دوستم داشت اما هیچ وقت "جرات" نداشت به زبان بیاورد!
یک نفر!
یک نفر مسبب این جنایت بود
آمده بود دستش را گرفته بود...
وارد رابطه اش کرده بود...
زخمی شده بود!
مصدوم بود!

درست مثل ورزشکاری که آسیب میبیند و دیگر نمیتواند به ورزشی که دوست دارد ادامه دهد
دیگر نتوانست مثل قبل عاشق شود
ترسیده بود!
دست و پایش شکسته بود!
"عشقش" را دست و پا شکسته ابراز میکرد.
گناهی نداشت میدانم!
تو فکر کن یک نفر در کودکی تا دم غرق شدن میرود اما زنده میماند
ولی تا آخر عمر نسبت به آب فوبیا پیدا میکند.
به "فوبیای عشق" دچار شده بود!
میدانی!
او فقط یک مجروح بود.
و من میان این همه علاقه ام برایش فقط یک "طبیب دلسوز" بودم!
.
.
.
#mahziar13
#picshooterr #art_ir #persia_art
#زهى_حيدرى
Read more
. ‏Vank cathedral | Esfahan | Iran ایران | اصفهان | کلیسای وانک . . شراب بی‌غش و ساقی خوش دو دام ...
Media Removed
. ‏Vank cathedral | Esfahan | Iran ایران | اصفهان | کلیسای وانک . . شراب بی‌غش و ساقی خوش دو دام رهند که زیرکان جهان از کمندشان نرهند/ من ار چه عاشقم و رند و مست و نامه سیاه هزار شکر که یاران شهر بی‌گنهند!/ جفا نه پیشه درویشیست و راهروی بیار باده که این سالکان نه مرد رهند/ مبین حقیر گدایان عشق ... .
‏Vank cathedral | Esfahan | Iran
ایران | اصفهان | کلیسای وانک
.
.
شراب بی‌غش و ساقی خوش دو دام رهند
که زیرکان جهان از کمندشان نرهند/
من ار چه عاشقم و رند و مست و نامه سیاه
هزار شکر که یاران شهر بی‌گنهند!/
جفا نه پیشه درویشیست و راهروی
بیار باده که این سالکان نه مرد رهند/
مبین حقیر گدایان عشق را کاین قوم
شهان بی کمر و خسروان بی کلهند/
به هوش باش که هنگام باد استغنا
هزار خرمن طاعت به نیم جو ننهند/
مکن که کوکبه دلبری شکسته شود
چو بندگان بگریزند و چاکران بجهند/
غلام همت دردی کشان یک رنگم
نه آن گروه که ازرق لباس و دل سیهند/
قدم منه به خرابات جز به شرط ادب
که سالکان درش محرمان پادشهند/
جناب عشق بلند است همتی حافظ
که عاشقان ره بی‌همتان به خود ندهند/
.
#حافظ
.
.
Photo by @Alireza.ghn
.
.
#cathedral #vank_church #church #esfahan #iran #mustseeiran #mustseeiran_insta #iran #persian #art #painting #instaesfahan #esfahanziba #esfahan_isfahan #esfahanaks
Read more
 #برای_همه_دختران_وطنم دنیا ادامه می‌دهد و ایستگاه بعد هلیای من بزرگ شده، من شکسته‌تر فردا ...
Media Removed
#برای_همه_دختران_وطنم دنیا ادامه می‌دهد و ایستگاه بعد هلیای من بزرگ شده، من شکسته‌تر فردا نگاه می‌کنی و روی پشت بام یک جفت مرغ عشق نشسته، کلاغ، پر توری سفید روی سر دختر من است اشکی دویده‌ گوشه‌ی چشمم... برو پدر! خلاصه، این آرزوی همه‌ی پدرهاست، دیر یا زود، باید دست جگرگوشه‌ت رو بذاری ... #برای_همه_دختران_وطنم

دنیا ادامه می‌دهد و ایستگاه بعد
هلیای من بزرگ شده، من شکسته‌تر

فردا نگاه می‌کنی و روی پشت بام
یک جفت مرغ عشق نشسته، کلاغ، پر

توری سفید روی سر دختر من است
اشکی دویده‌ گوشه‌ی چشمم... برو پدر!

خلاصه، این آرزوی همه‌ی پدرهاست، دیر یا زود، باید دست جگرگوشه‌ت رو بذاری توی دست یک‌ شازده و با صدایی بغض‌آلود بگی؛ «الهی خوشبخت بشی دخترم!»
خیلی دراماتیکه، نه!؟ خیلی خیلی سخته، خدا کنه طرف مقابل، آدم خوبی باشه تا این آخرین اشکی باشه که می‌ریزی... روزتون مبارک دخترای وطن، هلیاهای من، سپیدبختی همتون رو آرزومندم و برای ایرانی بهتر در فردای خوشبختی‌تان دعا می‌کنم.

#هلیا
#عشق
#روز_دختر
#دختر_پدر
#عروس
#خوشبختی
#جگر_گوشه
#فردا
#ایران_فردا
#روز_دخنر_مبارک
#زنده_باد_عشق
#مجتباصادقی
Read more
. اگر چه دل به کسی داد، جان ماست هنوز به جان او که دلم بر سر وفاست هنوز ندانم از پی چندین جفا که با من کرد نشان ...
Media Removed
. اگر چه دل به کسی داد، جان ماست هنوز به جان او که دلم بر سر وفاست هنوز ندانم از پی چندین جفا که با من کرد نشان مهر وی اندر دلم چراست هنوز؟ به راز گفتم با دل، ز خاطرش بگذار جواب داد فلانی ازان ماست هنوز چو مرده باشم اگر بگذرد به خاک لحد به بانگ نعره برآید که جان ماست هنوز عداوت از طرف آن شکسته پیمانست وگرنه ... .
اگر چه دل به کسی داد، جان ماست هنوز
به جان او که دلم بر سر وفاست هنوز
ندانم از پی چندین جفا که با من کرد
نشان مهر وی اندر دلم چراست هنوز؟
به راز گفتم با دل، ز خاطرش بگذار
جواب داد فلانی ازان ماست هنوز
چو مرده باشم اگر بگذرد به خاک لحد
به بانگ نعره برآید که جان ماست هنوز
عداوت از طرف آن شکسته پیمانست
وگرنه از طرف ما همان صفاست هنوز
بتا تو روی ز من برمتاب ودستم گیر
که در سرم ز تو آشوب و فتنه‌هاست هنوز
کجاست خانهٔ قاضی که در مقالت عشق
میان عاشق و معشوق ماجراست هنوز
نیازمندی من در قلم نمی‌گنجد
قیاس کردم و ز اندیشه‌ها و راست هنوز
سلام من برسان ای صبا به یار و بگو
که سعدی از سر عهد تو برنخاست هنوز
#سعدی
Read more
از عذاب جاده خسته نرسیده و رسیده اهی از سر رسیدن نکشیده و کشیده غم سرگردونیامو باتو صادقانه گفتم اسمیکه اسم شبم بود باتو عاشقانه گفتم من سرگردون ساده تو رو صادق میدونستم این برام شکسته اما تو رو عاشق میدونستم تو تمومه طول جاده که افق برابرم بود شوق تو راه توشه من اسم تو همسفرم بود من ... از عذاب جاده خسته

نرسیده و رسیده

اهی از سر رسیدن نکشیده و کشیده

غم سرگردونیامو باتو صادقانه گفتم

اسمیکه اسم شبم بود باتو عاشقانه گفتم

من سرگردون ساده تو رو صادق میدونستم

این برام شکسته اما تو رو عاشق میدونستم

تو تمومه طول جاده که افق برابرم بود

شوق تو راه توشه من

اسم تو همسفرم بود

من دل شیشه ای هرجا

پر شکستم که شکستم

زیر کوه بار غصه پر نشستم که نشستم

عشق تو از خا طرم برد که نحیفم و پیاده

تو رو فریاد زدمو خون شدم تو رگ جاده

من سرگردون ساده تو رو صادق میدونستم

این برام شکسته اما تو رو عاشق میدونستم

من سرگردون ساده تو رو صادق میدونستم

این برام شکسته اما تو رو عاشق میدونستم

نیزه نمباد شرجی وسط دشتو تابستون

تازیانه های رگبار توی چله زمستون

نتونستن نتونستن کینه منو بگیرن

از من خسته خسته شوق رفتنو بگیرن

حالا که رسیدم اینجا پره قصه برا گفتن

پر نیاز تو برای اه کشیدنو شنفتن

تورو باخودم غریبه از غمم جدا میبینم

خودمو پر از ترانه تو رو بیصدا میبینم

اون همیشه با محبت

برای من دیگه نیستی

نگو صادقی بعشقت

اخه چشمات میگه نیستی

من سرگردن ساده تو رو صادق میدونستم

این برام شکسته اما تو رو عاشق میدونستم

من سرگردون ساده تو رو صادق میدونستم

این برام شکسته اما تو رو عاشق میدونستم

من سرگردون ساده تو رو صادق میدونستم

این برام شکسته اما تو رو عاشق میدونستم
Read more
عروسک قصه ی من عروسک قصه ی من گهواره ی خوابت کجاست قصر قشنگ کاغذی پولک افتابت کجاست بال و پر نقره ...
Media Removed
عروسک قصه ی من عروسک قصه ی من گهواره ی خوابت کجاست قصر قشنگ کاغذی پولک افتابت کجاست بال و پر نقره ای کفتر عشقمو کی بست اینه طوطی منو سنگ کدوم کینه شکست عروسک قصه ی من زخم شکسته با تنت بمیرمت شکسته دل چه بی صداست شکستنت صدای عشق منو تو که تلخ گریه اوره تو اون سکوت قصه ای شاید صدای اخره بعد از منو ... عروسک قصه ی من

عروسک قصه ی من
گهواره ی خوابت کجاست
قصر قشنگ کاغذی پولک افتابت کجاست
بال و پر نقره ای کفتر عشقمو کی بست
اینه طوطی منو سنگ کدوم کینه شکست
عروسک قصه ی من زخم شکسته با تنت
بمیرمت شکسته دل چه بی صداست شکستنت
صدای عشق منو تو
که تلخ گریه اوره
تو اون سکوت قصه ای
شاید صدای اخره
بعد از منو تو عاشقی
شاید به قصه ها بره
شاید با مرگ منو تو عاشقی از دنیا بره
عروسک قصه ی من سوختن من ساختنمه
تو این قمار بی غرور بردن من باختنمه
عروسک قصه ی من شکستنت فال منه
این ساییه همیشگی مرگ که دنبال منه
عروسک قصه ی من زخم شکسته با تنت
بمیرمت شکسته دل چه بی صداست شکستنت
جفت های عاشقو ببین
از پل ابی میگزرن
عروسک قلبشونو
به جشن بوسه میبرن
اما برای عشق ما
اون لحظه ی ابی کجاست
عروسک قصه ی من
پس شب افتابی کجاست
عروسک قصه ی من زخم شکسته با تنت
بمیرمت شکسته دل چه بی صداست شکستنت
Read more
. دیگر جوان نمی شوم.... ، ....... دیگر جوان نمی شوم نه به وعده عشق و نه به وعده چشمان تو ... و دیگر ...
Media Removed
. دیگر جوان نمی شوم.... ، ....... دیگر جوان نمی شوم نه به وعده عشق و نه به وعده چشمان تو ... و دیگر به شوق نمی آیم نه در بازی باد و نه در رقص گیسوان تو چه نامرادی تلخی و دریغا چه تلخِِ تلخ فرو می ریزم با سنگینی این غربت عمیق در سرزمین اجدادی خویش و دریغا چه عطشناک و پریشان پیر می شوم در بارش این ... .
دیگر جوان نمی شوم.... ،
.......
دیگر جوان نمی شوم
نه به وعده عشق و نه به وعده چشمان تو
... و دیگر به شوق نمی آیم

نه در بازی باد و نه در رقص گیسوان تو
چه نامرادی تلخی
و دریغا
چه تلخِِ تلخ فرو می ریزم
با سنگینی این غربت عمیق
در سرزمین اجدادی خویش
و دریغا چه عطشناک و پریشان پیر می شوم
در بارش این گستره تشویش
در خانه خورشیدها، خاطره ها
دریغا چه بی برگ و بار لال می شوم
در دوردست آن گلها، گمانها، گفتگو
و مگر فراموش می شود؟
سرانجام آن جست و جوها و آن چشمه و چشم انداز آواز و آرزوها
و مگر فراموش می شود آن بهاری که آمده بود با رقص شکوفه هایش و وعده همان بهار
که در کرامت درختان تابستانیش هیچ سبد و سفره ای بی نصیب نخواهد ماند از سرشاری میوه های مهربانیش
و دریغا بر من
چگونه فراموش می شود سبدها و سفره هایی که سالهاست نه سیب را می شناسند و نه مهربانی را
و دریغا بر من
چه لال و بی برگ و بار پیر می شوم
در این سوی دیوارهایی که از من دزدیده اند سیب را و جانمایه سرودهای جوانی را
و دیگر جوان نمی شوم
نه به وعده این بهاری که آمده است
.و نه به وعده آن شکوفه های نو شکسته
Read more
در زمان تحصیل، نزدیک دانشگاه یک خانه اجاره کردم. صاحبخانه یک خانم 67 ساله بود که با شغل معلمی بازنشست ...
Media Removed
در زمان تحصیل، نزدیک دانشگاه یک خانه اجاره کردم. صاحبخانه یک خانم 67 ساله بود که با شغل معلمی بازنشست شده بود. طرح های بازنشستگی در سوئیس آنقدر قوی هستند که بازنشستگان هیچ نگرانی برای خورد و خوراک ندارند. به این جهت؛ یک روز از اینکه متوجه شدم او کار پیدا کرده متعجب شدم! مراقبت از یک پیرمرد 87 ساله! ... در زمان تحصیل، نزدیک دانشگاه یک خانه اجاره کردم. صاحبخانه یک خانم 67 ساله بود که با شغل معلمی بازنشست شده بود.
طرح های بازنشستگی در سوئیس آنقدر قوی هستند که بازنشستگان هیچ نگرانی برای خورد و خوراک ندارند.
به این جهت؛ یک روز از اینکه متوجه شدم او کار پیدا کرده متعجب شدم! مراقبت از یک پیرمرد 87 ساله!
از او پرسیدم آیا برای نیاز به پول این کار را می کند، پاسخش من را متحیر کرد!
من برای پول کار نمی کنم، بلکه "زمان" خودم را در "بانک زمان" سپرده می کنم تا در زمانی که (مثل این پیرمرد) توان حرکت ندارم، آنرا از بانک بیرون بکشم!

این اولین بار بود که درباره مفهوم "بانک زمان" می شنیدم! وقتی بیشتر درباره آن تحقیق کردم، متوجه شدم "بانک زمان" یک طرح بازنشستگی برای مراقبت از سالمندان است که توسط وزارت تامین اجتماعی فدرال سوئیس تدوین و توسعه داده شده است.
داوطلبان، زمان مراقبت از سالمندان را در حساب شخصی شان در "سیستم امنیت اجتماعی" پس انداز کرده تا وقتی خود؛ پیر ناتوان شدند یا نیاز به مراقبت داشته باشند، از آن برداشت کنند!
طبق قرارداد؛ یک سال بعد از انقضای خدمات متقاضی (سپرده گذاری زمان)، بانک زمان میزان ساعات خدمات را محاسبه کرده و به او یک "کارت بانک زمان" می دهد!
وقتی او هم نیاز به کمک یک نفر دیگر دارد، می تواند با استفاده از آن کارت؛ "زمان و بهره" آنرا برداشت کند.
بعد از تایید، بانک زمان داوطلبانی را برای مراقبت از او در بیمارستان و یا منزل تعیین می کند!
در ضمن، متقاضیان سپرده گذاری "زمان"، باید سالم و تندرست، دارای مهارت های ارتباطی خوب و پر از عشق و علاقه به همنوعان باشند!
صاحبخانه ام هفته ای دو بار برای مراقبت از پیرمرد سرکار می رفت و هر بار هم دو ساعت وقت برای خرید، تمیز کردن اتاق، آفتاب گرفتن پیرمرد و گپ زدن با او سرمایه گذاری می کرد!
اتفاقا یک روز دانشگاه بودم که تماس گرفت و گفت در حالی که شیشه اتاق منزل خودش را تمیز می کرده از چهارپایه افتاده!
من فورا مرخصی گرفتم و او را به بیمارستان رساندم. مچ پای او شکسته بود و برای مدتی نیاز داشت روی تخت بماند.
داشتم کارهای تقاضا برای مرخصی جهت مراقبت خانگی را انجام می دادم که به من گفت جای نگرانی نیست چرا که برای برداشت از بانک زمان درخواست داده است!
ظرف کمتر از دو ساعت بانک زمان یک داوطلب فرستاد که به مدت یک ماه هر روز با گپ زدن و پختن غذاهای لذیذ از او مراقبت می کرد.
او به محض بهبودی، دوباره مشغول کار مراقبت از دیگران شد و گفت که می خواهد برای روزهای پیری زمان سپرده گذاری کند!✌️ ادامه در كامنت اول
Read more
‍ ⁠⁣<span class="emoji emoji1f4a0"></span>"بانک زمان" در "سوئیس" قسمت ۱: <span class="emoji emoji1f539"></span>یک دانشجوی خارجی که برای ادامه تحصیل به سوئیس رفته می نویسد: ...
Media Removed
‍ ⁠⁣"بانک زمان" در "سوئیس" قسمت ۱: یک دانشجوی خارجی که برای ادامه تحصیل به سوئیس رفته می نویسد: در زمان تحصیل، نزدیک دانشگاه یک خانه اجاره کردم. صاحبخانه یک خانم 67 ساله بود که با شغل معلمی بازنشست شده بود. طرح های بازنشستگی در سوئیس آنقدر قوی هستند که بازنشستگان هیچ نگرانی برای خورد و خوراک ندارند. ... ‍ ⁠⁣💠"بانک زمان" در "سوئیس"
قسمت ۱: 🔹یک دانشجوی خارجی که برای ادامه تحصیل به سوئیس رفته می نویسد: در زمان تحصیل، نزدیک دانشگاه یک خانه اجاره کردم. صاحبخانه یک خانم 67 ساله بود که با شغل معلمی بازنشست شده بود. طرح های بازنشستگی در سوئیس آنقدر قوی هستند که بازنشستگان هیچ نگرانی برای خورد و خوراک ندارند. 🔸به این جهت؛ یک روز از اینکه متوجه شدم او کار پیدا کرده متعجب شدم! کار او مراقبت از یک پیرزن 87 ساله بود! از او پرسیدم آیا برای نیاز به پول این کار را می کند، پاسخش من را متحیر کرد! من برای پول کار نمی کنم، بلکه "زمان" خودم را در "بانک زمان" سپرده می کنم تا در زمانی که (مثل این پیرمرد) توان حرکت ندارم، آنرا از بانک بیرون بکشم! 🔹این اولین بار بود که درباره مفهوم "بانک زمان" می شنیدم! وقتی بیشتر درباره آن تحقیق کردم، متوجه شدم "بانک زمان" یک طرح بازنشستگی برای مراقبت از سالمندان است که توسط وزارت تامین اجتماعی فدرال سوئیس تدوین و توسعه داده شده است 🔸داوطلبان، زمان مراقبت از سالمندان را در حساب شخصی شان در "سیستم امنیت اجتماعی" پس انداز کرده تا وقتی خود؛ پیر ناتوان شدند یا نیاز به مراقبت داشته باشند، از آن برداشت کنند! 🔹طبق قرارداد؛ یک سال بعد از انقضای خدمات متقاضی (سپرده گذاری زمان)، بانک زمان میزان ساعات خدمات را محاسبه کرده و به او یک "کارت بانک زمان" می دهد! وقتی او هم نیاز به کمک یک نفر دیگر دارد، می تواند با استفاده از آن کارت؛ "زمان و بهره" آنرا برداشت کند. بعد از تایید، بانک زمان داوطلبانی را برای مراقبت از او در بیمارستان و یا منزل تعیین می کند! 🔸در ضمن، متقاضیان سپرده گذاری "زمان"، باید سالم و تندرست، دارای مهارت های ارتباطی خوب و پر از عشق و علاقه به همنوعان باشند! 🔹صاحبخانه ام هفته ای دو بار برای مراقبت از پیرزن سرکار می رفت و هر بار هم دو ساعت وقت برای خرید، تمیز کردن اتاق، آفتاب گرفتن پیرزن و گپ زدن با او سرمایه گذاری می کرد! 🔸اتفاقا یک روز دانشگاه بودم که تماس گرفت و گفت در حالی که شیشه اتاق منزل خودش را تمیز می کرده از چهارپایه افتاده! من فورا مرخصی گرفتم و او را به بیمارستان رساندم. مچ پای او شکسته بود و برای مدتی نیاز داشت روی تخت بماند. داشتم کارهای تقاضا برای مرخصی جهت مراقبت خانگی را انجام می دادم که به من گفت جای نگرانی نیست چرا که برای برداشت از بانک زمان درخواست داده است! 🔹ظرف کمتر از دو ساعت بانک زمان یک داوطلب فرستاد که به مدت یک ماه هر روز با گپ زدن و پختن غذاهای لذیذ از او مراقبت می کرد.
@i_m_travel
Read more
- PERS <span class="emoji emoji2b50"></span>️ POLIS - او حالا قهرمان من است.!! حتی اگه هیچ مدالی بر گردنش نباشه.!! ولی مدال عشقو معرفت ...
Media Removed
- PERS ️ POLIS - او حالا قهرمان من است.!! حتی اگه هیچ مدالی بر گردنش نباشه.!! ولی مدال عشقو معرفت از هوادار گرفت! قهرمانی که هیچوقت خسته نمیشه! قهرمانی که شاید خودش ببازه ولی برا من برنده‌اس..! او قهرمان من است.! قهرمانی که با بودنش؛ روز، ماه و سال نمیشناسم! قهرمانی که در سخت ترین روزها ... - PERS ⭐️ POLIS -
او حالا قهرمان من است.!!
حتی اگه هیچ مدالی بر گردنش نباشه.!!
ولی مدال عشقو معرفت از هوادار گرفت!
قهرمانی که هیچوقت خسته نمیشه!
قهرمانی که شاید خودش ببازه ولی برا من برنده‌اس..!
او قهرمان من است.!
قهرمانی که با بودنش؛
روز، ماه و سال نمیشناسم!
قهرمانی که در سخت ترین روزها کنارمون مونده و هرگز پشتمون رو خالی نمیکنه.!!
حتی اگه تموم دنیا رو به روم باشه، ایمان دارم که او کنارم میمونه؛
او قهرمان من است.! قهرمانی که آرزوهاش شده آرزوهای من؛
فکر و خیالش شده فکر و خیال من؛
زندگیش شده زندگی من؛
قهرمانی که تموم اتفاق‌های خوب جهان رو برای من میخاد نه برای خودش.!!
او قهرمان من است.!!
قهرمانی که شکست‌ها او را شکسته تر میکنه و موفقیت‌ها، خستگی رو از تنش بیرون میاره؛
محسن حالا قهرمان من است.!
حتی اگه اینروزا حال دلش خوب نباشه
محسن جان من شاید آدم صبورى مثل تو نباشم،
اما حاضرم براى این حال تو
تمام عمرمو صبر كنم.!
فقط به يك شرط كه آخرش
تو باشى،
براى من خيلى مهمه
آخر اين همه صبر كردن.!
چون پرسپولیس یه دلگرمی پر از عشقه.!
عشق پرسپولیس چیز خاصیه که فقط میشه تو خلوت دل پی بهش برد ❤
محسن جان شاید این جمله کلیشه‌ای و تکراری باشه ولی تو بجنگ برای چیزی که حقته و بدون ما هوادار بزرگ شده مکتب پرسپولیسیم و هیچوقت حال الانتو فراموش نمیکنیم❤
#پرسپولیسیم✌
#perspolis
Read more
... # غمخوار من به خانه ی غم ها خوش آمدی با من به جمع مردم تنها خوش آمدی بین جماعتی که مرا سنگ می زنند می ...
Media Removed
... # غمخوار من به خانه ی غم ها خوش آمدی با من به جمع مردم تنها خوش آمدی بین جماعتی که مرا سنگ می زنند می بینمت برای تماشا خوش آمدی راه نجاتم ار شب گیسوی دوست نیست ای دل به آخرین شب دنیا خوش آمدی پایان ماجرای دل و عشق روشن است ای قایق شکسته به دریا خوش آمدی با برف پیری ام سخنی غیر از این نبود منت ... ...
#
غمخوار من به خانه ی غم ها خوش آمدی
با من به جمع مردم تنها خوش آمدی

بین جماعتی که مرا سنگ می زنند
می بینمت برای تماشا خوش آمدی

راه نجاتم ار شب گیسوی دوست نیست
ای دل به آخرین شب دنیا خوش آمدی

پایان ماجرای دل و عشق روشن است
ای قایق شکسته به دریا خوش آمدی

با برف پیری ام سخنی غیر از این نبود
منت گذاشتی به سر ما خوش آمدی

ای عشق! ای عزیزترین میهمان عمر
دیر آمدی به دیدنم اما خوش آمدی

#فاضل_نظری / @fazelnazarii
Read more
سلام سلامی از دل شکسته به دل شکستگانی که هنگام شکسته شدن زورق قلبشان به امید حیات و خدمت به عشق بی نهایت ...
Media Removed
سلام سلامی از دل شکسته به دل شکستگانی که هنگام شکسته شدن زورق قلبشان به امید حیات و خدمت به عشق بی نهایت به کشتی نجات مولی الکونین چنگ زدند و خود را به ساحل نوکری و فرمانبرداری از چهارده نور ازلی و ابدی رساندند . سلام سلام از کسی که با بی مقداری تمام ، حقارت زخم زبان ها را به جان خرید به تمام کسانی ... سلام

سلامی از دل شکسته به دل شکستگانی که هنگام شکسته شدن زورق قلبشان به امید حیات و خدمت به عشق بی نهایت به کشتی نجات مولی الکونین چنگ زدند و خود را به ساحل نوکری و فرمانبرداری از چهارده نور ازلی و ابدی رساندند .

سلام

سلام از کسی که با بی مقداری تمام ، حقارت زخم زبان ها را به جان خرید

به تمام کسانی که در این سال هایی که بازار چابلوسی ، تجارت ، شماتت ، نصیحت ، خودبینی ، ریا ، متاسفانه در بین نه غریبه ها بلکه آشنایان درصد گرفته به جز اشک و آه و حسرت و لب گزیدن و دلسوزی به ساحت حضرت کاری از دستشان بر نمی آمد . دوستان عزیز ، امتحان بیماری من تمام شد ... . روزهای لنگی ، عصا به دستی ، ویلچیر نشینی بنده اتمام یافت . گویی که هر لحظه بلا در کمین امثال من گناهکار است اما روسیاهی به کسانی ماند که با نام دفاع از ولایت این روزها را چوب خدا نامیدند.

چو رسی به طور سینا ارنی بگو و مگذر

چه خوش است جوابی از اوچه تری چه لن ترانی

اللهم عجل لولیک الفرج . غلام شما محسن فیضی
✍ بخشی از دلنوشته های حاج محسن فیضی ،شهریور سال نود و دو
#محسن_فيضى
#ذاکر_الرقیه
#ذاکر
#ذاکر_مظلوم
#مداح
#حسین_بن_علی
#نوکری_شغل_شریفی_است_به_شرط_آنکه_فقط_ارباب_حسین_بن_علی_باشد_و_بس
#نوکرانه
Read more
" از شباهت، به تکرار می‌رسیم، از تکرار به عادت، از عادت به بیهودگی، از بیهودگی به خستگی و نفرت. مگذار ...
Media Removed
" از شباهت، به تکرار می‌رسیم، از تکرار به عادت، از عادت به بیهودگی، از بیهودگی به خستگی و نفرت. مگذار که عشق، به عادت دوست داشتن تبدیل شود! مگذار که حتی آب دادن گل های باغچه، به عادت آب دادن گل های باغچه بدل شود! عشق عادت به دوست داشتن و سخت دوست داشتن دیگری نیست. پیوسته نو کردن خواستنی‌ست که خود پیوسته، ... " از شباهت، به تکرار می‌رسیم، از تکرار به عادت، از عادت به بیهودگی، از بیهودگی به خستگی و نفرت. مگذار که عشق، به عادت دوست داشتن تبدیل شود! مگذار که حتی آب دادن گل های باغچه، به عادت آب دادن گل های باغچه بدل شود! عشق عادت به دوست داشتن و سخت دوست داشتن دیگری نیست. پیوسته نو کردن خواستنی‌ست که خود پیوسته، خواهان نوشدن است و دیگرگون شدن.
تازگی، ذات عشق است و طراوت، بافت عشق. چگونه می‌توان تازگی و طراوت را از عشق گرفت و عشق همچنان عشق بماند؟ عشق، تن به فراموشی نمی‌سپارد، مگر یک بار برای همیشه.
جام بلور، تنها یک بار می‌شکند. می‌توان شکسته‌اش را نگه داشت اما شکسته‌های جام ، آن تکه‌های تیز برنده، دیگر جام نیست.
احتیاط باید کرد. همه چیز کهنه می‌شود و اگر کمی کوتاهی کنیم، عشق نیز. بهانه‌ها جای حس‌های عاشقانه را خوب می گیرند. " 📓 یک عاشقانه آرام
📝 نادر ابراهیمی .
.
.
عادت خانواده اينه كه وقتي برامون سهمي از نذري يا قرباني ميرسه ( كه معمولا سهم همه رو يكجا خونه مامان ميفرستن ) همونجا جمع ميشيم كنار هم و يك سفره پهن ميكنيم . آبگوشت امروز #دستپخت_مامان بود ، سبزي هم خواهر جان زحمت كشيدند ؛ سير ترشي هم من بردم جاتون سبز سبز 🍃🌹
خم و چم #آبگوشت مامان رو فقط خود مامان بلده ؛ گاهي هم مثل امروز لوبيا قرمز ميريزه كه فكر كنم قشنگترش هم ميكنه . يه وقتهايي هم ليمو عماني ... بستگي داره مودش چي باشه و چي توي كابينتها زياد داشته باشيم 🤭😅 ولي ابگوشتهاي مامان رو ميدونم هيچ جا نداره ...
Read more
<span class="emoji emoji1f538"></span> #چه_پاییزی_ست ... ‌ نشسته زنگ جدایی به صفحه‌ی دل من شکسته شاخه‌ی امید و خانه خاموش است، تنیده ...
Media Removed
#چه_پاییزی_ست ... ‌ نشسته زنگ جدایی به صفحه‌ی دل من شکسته شاخه‌ی امید و خانه خاموش است، تنیده تار سیه، عنکبوت نومیدی فشرده پنجه و با روح من هم‌آغوش است، ‌ میان خانه‌ی ویرانه‌ی جوانی من، به هر طرف نگرم جای پای حرمان است زبان گشوده شکاف شکنجه‌های فراق: در آرزوی کسی سوختن نه آسان است! ‌ به ... 🔸 #چه_پاییزی_ست ...

نشسته زنگ جدایی به صفحه‌ی دل من
شکسته شاخه‌ی امید و خانه خاموش است،
تنیده تار سیه، عنکبوت نومیدی
فشرده پنجه و با روح من هم‌آغوش است،

میان خانه‌ی ویرانه‌ی جوانی من،
به هر طرف نگرم جای پای حرمان است
زبان گشوده شکاف شکنجه‌های فراق:
در آرزوی کسی سوختن نه آسان است!

به عشق روی تو دامن کشیدم از همه خلق
دریغ و درد که دامن‌کشان گذر کردی
به اشک و آه دلی ناتوان نبخشودی
مرا به دام غم افکندی و سفر کردی

شرار عشق توام آنچنان گرفت به جان
که نیمه راه بیابان شوق واماندم،
کشید سیل حوادث به کام خویش مرا
تو بی‌خبر که من از کاروان جدا ماندم

جهان به چشم من از عشق تو همیشه بهار،
به باغ خاطر شادم خزان نمی‌آمد!
نگاه گرم و نوازشگر تو چون امروز
چنین به جانب من سرگران نمی‌آمد،

کنار چشمه‌ی نوش تو تشنه جان دادن
به جان دوست که افسانه‌ی غم انگیزی‌ست
بهار عمر و بهار جوانی من بود،
همان زمان که تو گفتی به من: «چه پاییزی‌ست»!

هنوز برگ تری از بهار عشق و شباب
به جان مانده که چشم و چراغ این چمن است،
در این خرابه در آغوش این سکوت حزین
هنوز یاد تو سرمایه‌ی حیات من است.

- #فریدون_مشیری
از دفتر: #تشنه_ی_طوفان
Read more
<span class="emoji emoji1f4f7"></span>@mikilove351 ‌همه ی دخترها به دوست داشته شدن نیاز دارند ، به یک نفر که احساسشان را بفهمد و پا به پایشان ...
Media Removed
@mikilove351 ‌همه ی دخترها به دوست داشته شدن نیاز دارند ، به یک نفر که احساسشان را بفهمد و پا به پایشان دیوانگی کند معنی اخم هایشان را بداند و با غر زدن های گاه و بی گاهشان کنار بیاید ، آنها یک نفر را میخواهند که عشق را بلد باشد و برای دنیای دخترانه شان بشود آن پادشاه سوار بر اسب سفید ! انتظار زیادی هم ... 📷@mikilove351
‌همه ی دخترها به دوست داشته شدن نیاز دارند ، به یک نفر که احساسشان را بفهمد و پا به پایشان دیوانگی کند معنی اخم هایشان را بداند و با غر زدن های گاه و بی گاهشان کنار بیاید ،
آنها یک نفر را میخواهند که عشق را بلد باشد و برای دنیای دخترانه شان بشود آن پادشاه سوار بر اسب سفید ! انتظار زیادی هم ندارند ، همین که لاک های رنگی هدیه بگیرند و کتاب های عاشقانه ، همین که قربان صدقه های واقعی بشنوند و غیرتی شدن های پر جذبه ببینند انگار دنیا را دارند ، دخترها ذوق کردن برای چیزهای کوچک و اتفاق های نه چندان بزرگ را خوب بلدند ، کافیست مطمئن باشند دوستشان داری و دوستت داشته باشند ، نه دلشان سورپرایزهای لاکچری میخواهد نه یک مرد با ماشین آن چنانی و پول فراوان...
دخترها را بد تعریف کرده اند اما واقعیت چیزی فراتر از این حرف هاست !
پدر بزرگ راست میگفت دختر مثل گل است ، از آن گل هایی که اگر حواست بهشان نباشد قهر میکنند و پژمرده میشوند و من خوب میدانم هیچ چیز آنها را از پا در نمی آورد به جز دوست داشته نشدن و بی توجهی ، گاهی دوست داشتنتان را با یک شاخه گل و چند بادکنک رنگی نشانشان بدهید ، آنها را بخاطر خودشان بخواهید ، این موجودات مظلوم که من میشناسم آنقدر دلشان از حرف و حدیث ها و نگاه های بد بعضی مردان شکسته است که همه جا دنبال امنیت گمشده شان میگردند ، هیچکس جز دخترها نمیداند راه رفتن توی کوچه ی خلوت و نگاه ترسناک مردی که از رو به رو می آید چقد عذاب دهنده و تلخ است که وقتی با صلوات از کنارش عبور میکنی،نفس راحت بکشی و سریع از آنجا بروی!!جواب این دلشکستگی هارا با اخم و بد اخلاقی ندهید تکیه گاه باشید و بگذارید یکبار هم که شده صدای خنده ی واقعی تمام دخترها توی شهر بپیچد آن وقت میبینید که دنیایتان با شیطنت های دخترانه چقدر شیرین تر میشود.
خیلی خوب است که به دخترانگی هایشان احترام بگذارید ، از موهای بلندی که روی فرش و سرامیک و گاهی توی غذایتان پیدا میشود گله نکنید:) به لاک های بدرنگشان نخندید ، اگر پول هایشان را جمع میکنند و برای خودشان رژ لب های رنگارنگ میخرند ذوق کنید ، برایشان بستنی و نوتلا و لواشک های ترش هدیه بیاورید ، بگذارید لوس باشند و رفتارهای کودکانه شان را سرزنش نکنید ، از خنده های بلند و ابراز احساسات های عجیب غریبشان ایراد نگیرید تا بفهمند دختر بودن قشنگ ترین هدیه ایست که خدا به آنها داده است.
دخترها مثل گل می مانند لطفأ شما هم شاهزاده کوچولو باشید و از گل هایی که دوستشان دارید مراقبت کنید
.
.
☑ #میکائیل💕 .
.
🆔@mikilove351 📷
Read more
. و نخ به نخ دهنم دودست غمت غلیط ترین کامست آقا یه ضرب المثل هستش که میگه آهنگای چاوشی و #داریوش گوش دادن سیگار واجبه یه نفر پیدا شه و‌ قانعم کنه چطور میشه چاوشی گوش داد یا همین یه تیکه اشو ولی کام سنگین نگرفت؟؟ آدم تریاک لازم میشه . . تو حکم واجب الاجرایی و عشق جوخه ی اعدام است.... . ذکات ... .
و نخ به نخ دهنم دودست
غمت غلیط ترین کامست 🚬

آقا یه ضرب المثل هستش که میگه
آهنگای چاوشی و #داریوش گوش دادن سیگار واجبه
یه نفر پیدا شه و‌ قانعم کنه چطور میشه چاوشی گوش داد یا همین یه تیکه اشو ولی کام سنگین نگرفت؟؟😤
آدم تریاک لازم میشه
.
.

تو حکم واجب الاجرایی
و عشق جوخه ی اعدام است.... .

ذکات گوش صدای تو
عشق صدای تو
چوخه اعدام هم فقط صدای تو
صدات میکشه آدمو محسن خان و این قشنگترین مُردنه 😍💙.
@mohsenchavoshi 💙
.
.
‌‌
پ‌ن : #صدای_بهشت
میگن خدا سرنوشت همه رو از قبل نوشته ، سرنوشت ایرانم نوشته بوده ، میدونسته بعده انقلاب همه چی برامون #زهره_مار ، یه روز خوش نمیبینیم
قشنگ معلومه خدا خواسته بعده انقلاب و تو دوره #هیراد ها و بند مند ها که از همه طرف بدمیاریم برای دادن یه حالی بهمون #چاوشیُ خلق کرده
خیلی شیک خلق شده برای این روزای بد که برای لحظه ای هم که شده گوشش بدیم تا بشوره ببره اوقات #تلخ و زهرمارمونو
و ماهم سپاسگزاریم از خلق این اثر ناب ، از خلق این #صدای_بهشتی

#نتیجه_گیری : هنوز دنیا قشنگیا خاص خودشو داره ، کم بنالین از زشتیای دنیا 😍.
.
.
پ‌ن2 : اونیکه بلاک میکنه هم نه تگش میکنم نه هشتگشو میزنم و حتی اسمشم نمیارم شاید گذری دید پستو 😂😂
#چاوشیستا میدونن چی میگم 😂😂😂😂
.
.
.
‌‌.
.

#محسن_خان_چاوشی #محسن_چاوشی #چاوشی #چاوشیست #صدای_بهشتی #صدای_عشق #صدای_زخمی #صدای_نسل #آلبوم #ابراهیم #آهنگ #ببر_به_نام_خداوندت
.
.
.
.
.
.
.
چه حکمتیست در این مردن
در عاشقانه ترین مردن
و مغز را به فضا بردن
و گریه را به خلاء بردن
چه حکمتیست که در آغاز
نگاه من به سرانجامست
ببر به نام خداوندت
که لطف خنجر ابراهیم
به تیز بودن احکام است
نبخش مرتکبانت را
تو حکم واجب الاجرایی
و عشق جوخه ی اعدام است
به دست آه بسوزانم
که شعله ور شدنم دودست
کفن به سلفه بپوشانم
که سر به سر بدنم دودست
نخ به نخ دهنم دودست
غمت غلیظ ترین کامست
هـــــــــــــــی
نگاه من به سرانجامست
سرنگ ها همه دم قرمز
و رنگ ها همه گان قرمز
سماء مولویان قرمز
جهان کرم به کران قرمز
که نبشی از رژ گل گونت
هنوز بر لب این جامست
بگو ستاره دردانه
در انزوایه رصد خانه
کدام کوزه شکسته آن روز
که با گذشتن نهصد سال
هنوز حلقه ی دستانش
به دور گردن خیام است
هــــــــــــی
ببین چقدر اسیرم من
چنان بکش که پس از مردن
هزار بار بمیرم من
دسیسه هایه تو میبینی
ورید پاک امیرم من
در در تدارک حمام است
چه حکمتیست در این مردن
در عاشقانه ترین مردن
و مغز را به فضا بردن
و گریه را به خلاء بردن
چه حکمتیست که در آغاز
نگاه من به سرانجامست
Read more
• عشقِ تو غم را به من آموخت و من روزگاری است به زنی محتاجم که غمگینم کند به زنی که میان بازوانش چون ...
Media Removed
• عشقِ تو غم را به من آموخت و من روزگاری است به زنی محتاجم که غمگینم کند به زنی که میان بازوانش چون گنجشک گریه کنم به زنی که تن پاره‌هایم را چون شکسته بلور گرد آورد. . نزار قبانی | ترجمه موسی بیدج
عشقِ تو
غم را به من آموخت
و من
روزگاری است
به زنی محتاجم
که غمگینم کند
به زنی که میان بازوانش
چون گنجشک گریه کنم
به زنی که تن پاره‌هایم را
چون شکسته بلور
گرد آورد.
.
نزار قبانی | ترجمه موسی بیدج
ولت کرده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ شب تا صبح بخاطرش گریه میکنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟ نتونست پای حرفاش وایسه؟؟؟؟؟؟؟؟؟ رفته ...
Media Removed
ولت کرده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ شب تا صبح بخاطرش گریه میکنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟ نتونست پای حرفاش وایسه؟؟؟؟؟؟؟؟؟ رفته با کس دیگه؟؟؟؟؟؟؟؟؟ سخته فراموش کردنش؟؟؟؟؟؟؟؟ سخته بخوای فراموشش کنی کسیو که بخاطرش همه چیو همه کسی رو فراموش کردی؟؟؟؟؟ بیین یه روز بزرگترین ارزوش میشی..... همین که کسی به اندازه ... ولت کرده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
شب تا صبح بخاطرش گریه میکنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟
نتونست پای حرفاش وایسه؟؟؟؟؟؟؟؟؟
رفته با کس دیگه؟؟؟؟؟؟؟؟؟
سخته فراموش کردنش؟؟؟؟؟؟؟؟
سخته بخوای فراموشش کنی
کسیو که بخاطرش
همه چیو همه کسی رو فراموش کردی؟؟؟؟؟
بیین یه روز بزرگترین ارزوش میشی.....
همین که کسی به اندازه تو دوسش نداره واسش بسه.......
همین که حسرت یه بار دوباره دیدنتو.....
شنیدن صدات.....
میمونه تو دلش واسش بسه.....
مگه میشه دل کسیرو بشکونی
اما تاوان ندی؟؟؟؟؟
اگه رفته بدون با تو بودن لیاقت میخواد
که اون نداشته......
الان دلت شکسته و
داری انتقام اونو از بقیه میگیری؟؟؟؟؟؟
اما اونا که نمیدونن.....
چقد داغونی......
نمیدونن طرف موندنی نبوده
اما حرفاش بوی موندن میداده.......
طرف عاشق نبوده.....
اما لامصب ادا عاشقارو در میاورده......
بقیه نمیدونن بخاطر اینکه نگاه عشقت دنبال کسی نباشه.....
اغوشتو بروش وا کردی.....
اما اون لعنتی میگه
من کسیو میخوام که
اون خوب بود.....
پاک بود......
اما دلش هرزه شده......
ولی عشق پاک من لیاقت میخواد......!!!!
Read more
آقا جون از مردم شهر فراری شده ام'آخه در شهر کسی به فکر تو نیست'در جستجوی تو هستم'درسته ازتو دور مانده ...
Media Removed
آقا جون از مردم شهر فراری شده ام'آخه در شهر کسی به فکر تو نیست'در جستجوی تو هستم'درسته ازتو دور مانده ام'اما هنوز در قلب من'عشق تو شعله میکشد.مولای من! من راه را گم کرده ام, میخواهم به سوی تو بیایم, میخواهم با تو سخن بگویم. مهدی جان این شایدها کی به پایان میرسد صبرم تموم شده, فدایت شوم دل شکسته ام, شرمنده ... آقا جون از مردم شهر فراری شده ام'آخه در شهر کسی به فکر تو نیست'در جستجوی تو هستم'درسته ازتو دور مانده ام'اما هنوز در قلب من'عشق تو شعله میکشد.مولای من! من راه را گم کرده ام, میخواهم به سوی تو بیایم, میخواهم با تو سخن بگویم. مهدی جان این شایدها کی به پایان میرسد صبرم تموم شده, فدایت شوم دل شکسته ام, شرمنده ام اشکم را ببین ,آقاجون از سرابها خسته ام دلتنگ سردابتم مهربونم این جمعه نمیخوای بیای؟قربونت برم
الهم صل علی محمد و آل محمد
الهم عجل الولیک الفرج
یا با صالح المهدي ادرکنی ❤
Read more
۰ #تولدت مبارک عزیزم ⚘⚘⚘⚘ #مرا تو غایت مقصودی از جهان ای دوست هزار جان عزیزت فدای جان ای دوست چنان به دام تو الفت گرفت مرغ دلم که یاد می‌نکند عهد آشیان ای دوست گرم تو در نگشایی کجا توانم رفت به راستان که بمیرم بر آستان ای دوست دلی شکسته و جانی نهاده بر کف دست بگو بیار که گویم بگیر هان ای دوست تنم ... ۰

#تولدت مبارک عزیزم ⚘⚘⚘⚘
#مرا تو غایت مقصودی از جهان ای دوست🌹
هزار جان عزیزت فدای جان ای دوست
چنان به دام تو الفت گرفت مرغ دلم
که یاد می‌نکند عهد آشیان ای دوست🌹
گرم تو در نگشایی کجا توانم رفت
به راستان که بمیرم بر آستان ای دوست🌹
دلی شکسته و جانی نهاده بر کف دست
بگو بیار که گویم بگیر هان ای دوست🌹
تنم بپوسد و خاکم به باد ریزه شود
هنوز مهر تو باشد در استخوان ای دوست🌹
جفا مکن که بزرگان به خرده‌ای ز رهی
چنین سبک ننشینند و سرگران ای دوست🌹
به لطف اگر بخوری خون من روا باشد
به قهرم از نظر خویشتن مران ای دوست🌹
مناسب لب لعلت حدیث بایستی
جواب تلخ بدیعست از آن دهان ای دوست🌹
مرا رضای تو باید نه زندگانی خویش
اگر مراد تو قتلست وارهان ای دوست
که گفت سعدی از آسیب عشق بگریزد
به دوستی که غلط می‌برد گمان ای دوست🌹
که گر به جان رسد از دست دشمنانم کار
ز دوستی نکنم توبه همچنان ای دوست
Read more
اين #عشق که از مرز جنون رد شده است تبديل به آرامش ممتد شده است تا کعبه من تويي منم محرم #عشق بگذار ...
Media Removed
اين #عشق که از مرز جنون رد شده است تبديل به آرامش ممتد شده است تا کعبه من تويي منم محرم #عشق بگذار بگويند که مرتد شده است قبل از تو کليد خانه ام را غم داشت امروز در آمدن مردد شده است از بس که به موهاي تو من چنگ زدم موهاي لطيف تو مجعد شده است حال همه پنجره ها خوب شده است ديوار دلش شکسته و بد ... اين #عشق که از مرز جنون رد شده است

تبديل به آرامش ممتد شده است

تا کعبه من تويي منم محرم #عشق

بگذار بگويند که مرتد شده است

قبل از تو کليد خانه ام را غم داشت

امروز در آمدن مردد شده است

از بس که به موهاي تو من چنگ زدم

موهاي لطيف تو مجعد شده است

حال همه پنجره ها خوب شده است

ديوار دلش شکسته و بد شده است

بايد بروم چاي بريزم بانو

حالا که غزل ختم به آمد شده است
#secret_love
Read more
<span class="emoji emoji1f338"></span><span class="emoji emoji1f33a"></span><span class="emoji emoji1f338"></span><span class="emoji emoji1f33a"></span><span class="emoji emoji1f338"></span><span class="emoji emoji1f33a"></span><span class="emoji emoji1f338"></span><span class="emoji emoji1f33a"></span><span class="emoji emoji1f338"></span> آه ای امام تمام جوانی ام نام مبارکت نمک  زندگانی ام لیلای دل بگو به آهوی کوی خود این رشته ...
Media Removed
آه ای امام تمام جوانی ام نام مبارکت نمک  زندگانی ام لیلای دل بگو به آهوی کوی خود این رشته راگرفته کجامیکشانی ام دلخسته و شکسته شدم من ز دوریت دست مرا گرفته حرم می رسانی ام سلطان عشق ضامن آهو امام من حالا که میبری به بغل می کشانی ام؟؟ عمریست تشنه ام به تمنای دیدنت از حوض کوثر لبتان ... 🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸
آه ای امام تمام جوانی ام
نام مبارکت نمک  زندگانی ام
لیلای دل بگو به آهوی کوی خود
این رشته راگرفته کجامیکشانی ام
دلخسته و شکسته شدم من ز دوریت
دست مرا گرفته حرم می رسانی ام
سلطان عشق ضامن آهو امام من
حالا که میبری به بغل می کشانی ام؟؟
عمریست تشنه ام به تمنای دیدنت
از حوض کوثر لبتان می چشانی ام؟؟
گفتم که رخ نما ارنی بر گدایتان
دلخوش ولی به زمزمه ی لن ترانی ام
گفتی که رخ ننمایی به بی نشان
گفتم که خاک پات به قطره نشانی ام😔
.
#قطره_ه_ه
. 🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺
.
.
امسال هم کنار تو شد تحویل سال من
من بی لیاقتم ولی تو باز هم کنار من
.

سلام آقای مهربانی
امسال هم لیاقت نصیب شد وبه پابوسی شما رسیدم.
ای کاش که مرا به بغل بکشانی و درآغوش تو جان بسپارم به محضرتان.

قلبی لدیک آقاجانمممممممممم😍

#مشهد #نوروز1396 #حرم_سلطان
#جاتون_خالی #روزیتون_زیارت
Read more
🇮🇷🇮🇷🇮🇷 #همايون_شجريان اگر که حال پرسی‌ام تو نیک می‌شناسی‌ام من از درون غصه‌ها و قصه ها برآمدم چه غمگنانه سال‌ها که بال‌ها زدم به روی بحر بی‌کناره‌ات که در خروش آمدی به جنب و جوش آمدی به اوج رفت موج‌های تو که یاد باد اوج‌های تو کنون اگر که خنجری میان کتف خسته‌ام اگر که ایستاده‌ام و یا ... 🎼➕💚
🇮🇷🇮🇷🇮🇷
#همايون_شجريان
اگر که حال پرسی‌ام تو نیک می‌شناسی‌ام
من از درون غصه‌ها و قصه ها برآمدم
چه غمگنانه سال‌ها که بال‌ها زدم به روی بحر بی‌کناره‌ات
که در خروش آمدی
به جنب و جوش آمدی
به اوج رفت موج‌های تو
که یاد باد اوج‌های تو
کنون اگر که خنجری میان کتف خسته‌ام
اگر که ایستاده‌ام و یا ز پا فتاده‌ام
برای تو، به راه تو شکسته‌ام
سپاه عشق در پی است
شرار و شور کار ساز با وی است
دریچه‌های قلب باز کن سرود شب شکاف آن ز چار سوی این جهان
کنون به گوش می‌رسد من این سرود ناشنیده را به خون خود سروده‌ام
وطن! وطن! تو سبز جاودان بمان که من
پرنده‌ای مهاجرم که از فراز باغ با صفای تو
به دوردست مه گرفته پر گشوده‌ام

تصنیف وطن از آلبوم خورشید آرزو

آواز : همایون شجریان
آهنگساز : سعید فرج پوری
موسیقی : گروه دستان
شاعر : سیاوش کسرایی
#همایون
#همایون_شجریان
#سیامک_آقایی
#آیین_مشکاتیان
#استاد_پرویز_مشکاتیان
#حافظ
#homayounshajarian
@mosighi_sonati1
@mosighi_sonati1
@homayounshajarian
@siamak_aghaei
@aeenmeshkatian
#همایون_شجریان
#homayounshajarian
@homayounshajarian
Read more
 #تابلو_خوشنويسى #سفارش_تابلو #نقاشیخط #تابلو_نقاشی_اکرولیک #خوشنویسی_ایرانی #خط_شکسته ...
Media Removed
#تابلو_خوشنويسى #سفارش_تابلو #نقاشیخط #تابلو_نقاشی_اکرولیک #خوشنویسی_ایرانی #خط_شکسته #محسن_ذاکر . عشق قهار است و من مقهور عشق چون قمر روشن شدم از نور عشق . ابعاد ۶۰×۸۰ مرکب و اکریلیک ورق طلا قیمت:... #تابلو_خوشنويسى #سفارش_تابلو #نقاشیخط #تابلو_نقاشی_اکرولیک #خوشنویسی_ایرانی #خط_شکسته #محسن_ذاکر .
عشق قهار است و من مقهور عشق
چون قمر روشن شدم از نور عشق
.
ابعاد ۶۰×۸۰
مرکب و اکریلیک
ورق طلا
قیمت:...
Turn your face towards sun and the shadows fall behind you ! <span class="emoji emoji2600"></span>️ <span class="emoji emoji2600"></span>️ <span class="emoji emoji2600"></span>️ . ——————————————— ای روشنایی ...
Media Removed
Turn your face towards sun and the shadows fall behind you ! ️ . ——————————————— ای روشنایی سحر ای آفتاب پاک... ای مرز جاودانه نیکی من با امید وصل تو شب را شکسته‌ام من در هوای عشق تو از شب گذشته‌ام... #فریدون_مشیری . پ.ن.: معنی تمام شعرهایی که واسه نور و روشنی و آفتاب نوشته شده رو، ... Turn your face towards sun and the shadows fall behind you ! ☀️ ☀️ ☀️ .
———————————————
ای روشنایی سحر
ای آفتاب پاک... ای مرز جاودانه نیکی
من با امید وصل تو
شب را شکسته‌ام
من در هوای عشق تو
از شب گذشته‌ام... #فریدون_مشیری
.
پ.ن.: معنی تمام شعرهایی که واسه نور و روشنی و آفتاب نوشته شده رو، ما اینور-نشینان بهتر می‌فهمیم. .
#آفتاب #نور #روشنی #وین #اتریش #زندگی #زندگی_به_سبک_ساناز #ساناز #اروپا #عشق #عاشقانه #دیدنی #زیبا #دانوب #wien # vienna #donau #love
Read more
﷽ اَللّـهُمَّ صـَلِّ عَلى عــَلِیِّ بْــنِ مُوسَى الرِّضا الْــمُرْتَضَى الاِمــامِ التَّقِیِّ ...
Media Removed
﷽ اَللّـهُمَّ صـَلِّ عَلى عــَلِیِّ بْــنِ مُوسَى الرِّضا الْــمُرْتَضَى الاِمــامِ التَّقِیِّ النَّقِیِّ وَحـُجَّتِکَ عَلى مَنْ فَــوْقَ الاَرْضِ وَمــَنْ تَحْتَ الثَّرى الصِّدّیقِ الشَّهیدِ، صَلاةً کَثیرَةً تامَّةً زاکِیَةً مُتَواصِلَةً مُـــتَواتِرَةً مــُتَرادِفَةً، ...
اَللّـهُمَّ صـَلِّ عَلى عــَلِیِّ بْــنِ مُوسَى الرِّضا
الْــمُرْتَضَى الاِمــامِ التَّقِیِّ النَّقِیِّ وَحـُجَّتِکَ
عَلى مَنْ فَــوْقَ الاَرْضِ وَمــَنْ تَحْتَ الثَّرى
الصِّدّیقِ الشَّهیدِ، صَلاةً کَثیرَةً تامَّةً زاکِیَةً
مُتَواصِلَةً مُـــتَواتِرَةً مــُتَرادِفَةً، کـــَاَفْضَلِ
مــــاصـــَلَّیْتَ عـــَلى اَحــَد مــِنْ اَوْلِـیائِک
.
عَنْ اِبنِ جَهمٍ،قالَ :
.
سَألتُ الرِّضا عليه السلام قُلْتُ; جُعِلْتُ فِداكَ اَشْتَهى اَنْ اَعْلَمَ كَيْفَ اَنَا عِنْدَكَ؟ فَقالَ; اُنْظُرْ كَيْفَ اَنـَا عِنْدَكَ!
.
ابن جهم از حضرت رضا عليه السلام پرسيد:
.
فدايت شوم! دوست دارم بدانم كه موقعيّت من نزد شما چگونه است؟
حضرت فرمودند : ـ (به دل خويش) بنگر، همانگونه است كه موقعيّت من پيش تو.
.
ميزان الحكمة، ج 2، ص 224.
.
.
اگر شکسته دل نوکرت فدای سرت
اگر که خُرد شدم محضرت فدای سرت
.
اگر گدای سیه رو ، وَ برگه ای در دست
هنوز مانده به پشت درت فدای سرت
.
اگر سلامِ مرا پاسخی نبود ... اصلا ...
فدای کفتر نامه برت ، فدای سرت
.
اگر که نام مرا خط زدی ، وَ یا اصلا ...
نبود لایق آن دفترت فدای سرت
.
اگر‌ که مُردم و آخر نیامدم حرمت
فدای آن حرم محشرت ، فدای سرت
.
.
#سلام_مولاى_مهربانم
#السلام_علیک_یا_علی_بن_موسی_الرضا
#مشهد #برات #کربلا #سلطان #عشق
.
.
@ya_emamreza53
@zeynabiiiye
Read more
Loading...
Load More
Loading...