Loading Content...

طرف درد

Loading...


Unique profiles
88
Most used tags
Total likes
0
Top locations
Dehdez, Rasht, Iran, Karaj
Average media age
841.2 days
to ratio
9
يه طرف درد ... !! اون يكى طرفم درد !! همه طرف درد !! اونقدرى كه نميشه حتى پست گذاشت !! امّا تموم ميشه اين شب !! ٧٨ يه طرف درد ... !! اون يكى طرفم درد !! همه طرف درد !! اونقدرى كه نميشه حتى پست گذاشت !! امّا تموم ميشه اين شب !! ٧٨
Loading...
معلم دوم دبستان ما ، درطبقه دوم آن دبستان دراندشت قدس ، زن درشت اندامی بود با لهجه تند آذری . بدزبان و ...
Media Removed
معلم دوم دبستان ما ، درطبقه دوم آن دبستان دراندشت قدس ، زن درشت اندامی بود با لهجه تند آذری . بدزبان و تندخو بود ، و بی هیچ دلیلی ، از من متنفر. تمام روزهای سال تحصیلی ، برای من کابوسی ممتد بود ، هر روز به بهانه ای سرم داد می‌کشید ، هر روز بی هیچ دلیلی به من جریمه‌های مفصل می‌داد ، و هر روز پیش چشم همه به من می‌گفت ... معلم دوم دبستان ما ، درطبقه دوم آن دبستان دراندشت قدس ، زن درشت اندامی بود با لهجه تند آذری . بدزبان و تندخو بود ، و بی هیچ دلیلی ، از من متنفر. تمام روزهای سال تحصیلی ، برای من کابوسی ممتد بود ، هر روز به بهانه ای سرم داد می‌کشید ، هر روز بی هیچ دلیلی به من جریمه‌های مفصل می‌داد ، و هر روز پیش چشم همه به من می‌گفت لوس ننر ، چون وقتی سرم داد می کشید ، چشمهایم پر از اشک میشد و نمی توانستم گریه نکنم .
آخرهای سال تحصیلی ، اواخر فروردین ، دو سه روزی نیامد و بعد با صورتی غمگین آمد و با رنگی پریده . خیلی زود خبرش رسید که داغدار مرگ پدرش شده . روزی که آمد سر کلاس ، مهربان شده بود ، داد نمی‌کشید ، کلافه نبود .
زنگ آخر که خورد و گله کودکان رم کردند به سمت راهرو و حیاط و خیابان و خانه ، مرا صدا کرد و نگذاشت با بقیه بروم . تمام جانم می ترسید ،. دوباره قرار است کف دستم را با آن خط کش فلزی کبود کند ؟ دوباره قراراست فریاد بکشد ؟ دوباره قرار است وادارم کند جورابهایم را روی شلوارم بکشم و وسط کلاس بایستم تا بقیه به من بخندند ؟ دوباره قرار است .... نه . دو دستش را گذاشت دو طرف صورتم ، آرام پیشانیم را بوسید و گفت از من بدت میاد ؟ باز هم نتوانستم جلوی گریه ام را بگیرم . گفتم اجازه ، نه ، ما ازتون می‌ترسیم . این بار او هم نتوانست جلوی گریه اش را بگیرد.... دیروز این‌ها را برای خانم مشاور تعریف کردم ، و گفتم سالهای سال گذشت تا بفهمم وقتی کسی می‌گوید من از تو می‌ترسم ، چه درد هولناکیست .... همینطور که داشتم این‌ها را برایش تعریف می‌کردم ، باز هم نتوانستم جلوی گریه‌ام را بگیرم . بدترین دردها بود ، وقتی فهمیدم از خودم هم می‌ترسم ، بیشتر از همه ....
#ig_mood #igers #ig_color #ig_shotz #iger #ig_photooftheday #ig_ireland #ig_iran #ig_exquisite #photography #photographer #akasi #aks_ir #akas_khone #akasbashi #aksine #akasanjavan #عکسنوشته #عکاسی_هنری #عکاسی📷 #عکاسان_آماتور #flowers
Read more
راستش تنها دلیلی که من رشته انسانی خوندم این بود که از پزشکی وبیمارستان وبیمار دور باشم هیچوقت نمی ...
Media Removed
راستش تنها دلیلی که من رشته انسانی خوندم این بود که از پزشکی وبیمارستان وبیمار دور باشم هیچوقت نمی تونم درد وناراحتی کسی رو ببینم پس حتی با وجود اصرار بی پایان وناراحتی شدید مادرم پامو در یک‌کفش کردم ودیپلم انسانی گرفتم مثل امروز هم نبود که با کنکور وبدون کنکور بتونی دانشجو بشی برا تربیت معلم ودانشگاه ... راستش تنها دلیلی که من رشته انسانی خوندم این بود که از پزشکی وبیمارستان وبیمار دور باشم هیچوقت نمی تونم درد وناراحتی کسی رو ببینم پس حتی با وجود اصرار بی پایان وناراحتی شدید مادرم پامو در یک‌کفش کردم ودیپلم انسانی گرفتم مثل امروز هم نبود که با کنکور وبدون کنکور بتونی دانشجو بشی برا تربیت معلم ودانشگاه دو تا ازمون جدا دادیم ومنتظر اعلام نتایج برا انتخاب رشته موندیم از شانس من بیچاره زد واول جواب تربیت معلم اومد رشته دینی وعربی تبریز،جواب امدن همان واصرار مادر برای ثبت نام همان،به زور راضیش کردم بزار جواب کنکور هم بیاد دلم نمی خواست معلم بشم .یادمه روز اعلام نتایج با خاله ام تو تبریز بودیم دهها دکه روزنامه فروشی رفتم ولی دست از پا درازتر برگشتم اخر سر خانمی دلش به حالم سوخت وروزنامه رو از کیفش دراورد وگفت بیا ببین اسمت هست ورق زدم وبادیدن اسم وشماره ام نفس توسینه ام حبس شد کد مربوطه شو خوندم وبا دفترچه تطبیق دادم جغرافیای دانشگاه تبریز،خشکم زده بود بین اون همه ادم منتظر، اسم من یکی فقط بود وهمه متعجب نگاهم میکردند که چرا خوشحال نیستم ولی خودم میدانستم دردم چیست؟ تازه اول شروع جنگ من ومادر بود .برگشتم خانه از من اصرار برای رفتن به دانشگاه واز مادر انکار،مرغ مادر یکپا داشت ومن دختر بده خانه شده بودم که تو روی مادر ایستاده بودو چه روزهای تلخی بود که از احدی یک تبریک خشک وخالی هم نشیندم چون همه معتقد بودند که روی حرف مادر حرف میزنم وناراحتش میکنم . تنها دایی بزرگم(خدا رحمتش کند) در اون روزگار جنگ وکوپن وکمیابی ارزاق با یک پاکت پنج کیلویی شکر ویک جعبه شیرینی خامه ایی ویک روسری خوشگل امد خانه مان ونشست نه طرف من رو گرفت نه طرف مادر رو ،با لبخند گفت همه چی درست میشه وروز پایان درست یه کفش پاشنه بلند شیک وخانمانه برایت می گیرم بعد رفتن دایی دیگه چیزی نگفتم مدارک تربیت معلم رو اماده کردم ورفتم برای ثبت نام،ولی واقعا که هیشکی از فردای خودش خبر نداره در مرکز تربیت معلم اعلام شد که بنا به دلایلی باید ترم اول رو در اورمیه باشیم شوهر خواهرم مدارکمو گرفت وگفت باید از مادرش کسب تکلیف کنم چون میدانستیم مادر به خاطر نبود پدر واحساس مسولیت راضی به رفتنم به شهر دور نمیشه،جلو باجه تلفن ایستادیم وشوهر خواهرم با سکه های پنج تومنی در دست زنگ زد وسکه پشت سکه انداخت وجریان رو براش گفت،مادر بعد کمی مکث گفت دیگه لازم نیست بره بگوبرگرده ومدارک دانشگاهشو اماده کنه
ادامه در کامنت اول
#روز_معلم #روزمعلم #شیرینی #شیرینی_خونگی
Read more
m<span class="emoji emoji2764"></span>️pبياده خوابیدی بدونِ لالایی و قصه بگیر آسوده بخواب بی درد و غصه دیگه کابوسِ زمستون نمی بینی توی ...
Media Removed
m️pبياده خوابیدی بدونِ لالایی و قصه بگیر آسوده بخواب بی درد و غصه دیگه کابوسِ زمستون نمی بینی توی خواب گُلای حسرت نمی چینی دیگه خورشید چهرتو نمی سوزونه جای سیلی های باد روش نمی مونه دیگه بیدار نمیشی با نگرونی یا با تردید که بری یا که بمونی رفتی و آدمکارو جا گذاشتی قانونِ جنگلُ رو زیرِ ... m❤️pبياده
خوابیدی بدونِ لالایی و قصه
بگیر آسوده بخواب بی درد و غصه
دیگه کابوسِ زمستون نمی بینی
توی خواب گُلای حسرت نمی چینی
دیگه خورشید چهرتو نمی سوزونه
جای سیلی های باد روش نمی مونه
دیگه بیدار نمیشی با نگرونی
یا با تردید که بری یا که بمونی
رفتی و آدمکارو جا گذاشتی
قانونِ جنگلُ رو زیرِ پا گذاشتی
اینجا قهرن سینه ها با مهربونی
تو، تو جنگل نمی تونستی بمونی
دلت رو بردی با خود به جای دیگه
اونجا که خدا برات لالایی میگه
می دونم می بینمت یه روز دوباره
توی دنیایی که آدمک نداره…
روحت شاد
تسليت واژه كوچكي براى غم بزرگ این فرزند نازنين براى پدر مادر عزيزشه. فقط ميتونم بگم از لحظه شنيدنش خيلى متاثر و متاسف شدم چون شاهد اميد زياد مادرش براى خوب شدن بنيامين عزيز بودم. خيلى تلاش كرد, به خيلى ها رو انداخت بخاطر بهبودی فرزندش و اين عشق و حس مادرانه ستودنيه.
جای تشكر داره از همه كسانی كه حمايت مالى و معنوى كردند.
هستند كودكان معصوم و زيبایی كه از بيمارى مشابه بنيامين عزیز رنج ميبرند اگر روزى پيام درخواست كمك از طرف خوانواده هاشون ديديم بى تفاوت رد نشيم...كه شاهد ازدست رفتنشون بشيم چون بعدش عذاب وجدان فايده نداره
مادر و پدر فرشته آسمونى على كوچولو عزيز ما رو در غم خودتون شريك بدونيد. هر چند كه بنيامين الان تو اغوش خدا جاش خوبه و درد نداره و تازه زندگى ابديش رو آغاز كرده. از خدا ميخوام به دل پر مهر و داغدارتون صبر و ارامش بده 🙏🏻😔😢 @ali_kocholo_1393
Read more
من همان قدر از شرح حال خودم رَم می‌کنم که در مقابل تبلیغات امریکایی مآبانه. آیا دانستن تاریخ #تولدم ...
Media Removed
من همان قدر از شرح حال خودم رَم می‌کنم که در مقابل تبلیغات امریکایی مآبانه. آیا دانستن تاریخ #تولدم به درد چه کسی می‌خورد؟ اگر برای استخراج زایچه‌ام است، این مطلب فقط باید طرف توجّه خودم باشد. گرچه از شما چه پنهان، بارها از منجّمین مشورت کرده‌ام اما پیش بینی آن‌ها هیچ وقت حقیقت نداشته. اگر برای علاقهٔ ... من همان قدر از شرح حال خودم رَم می‌کنم که در مقابل تبلیغات امریکایی مآبانه. آیا دانستن تاریخ #تولدم به درد چه کسی می‌خورد؟ اگر برای استخراج زایچه‌ام است، این مطلب فقط باید طرف توجّه خودم باشد. گرچه از شما چه پنهان، بارها از منجّمین مشورت کرده‌ام اما پیش بینی آن‌ها هیچ وقت حقیقت نداشته. اگر برای علاقهٔ خوانندگانست، باید اول مراجعه به آراءِ عمومی آن‌ها کرد چون اگر خودم پیش‌دستی بکنم مثل این است که برای جزئیات احمقانهٔ زندگیم قدر و قیمتی قایل شده باشم بعلاوه خیلی از جزئیات است که همیشه انسان سعی می‌کند از دریچهٔ چشم دیگران خودش را قضاوت بکند و ازین جهت مراجعه به عقیدهٔ خود آن‌ها مناسب‌تر خواهد بود مثلاً اندازهٔ اندامم را خیاطی که برایم لباس دوخته بهتر می‌داند و پینه‌دوز سر گذر هم بهتر می‌داند که کفش من از کدام طرف ساییده می‌شود. این توضیحات همیشه مرا به یاد بازار چارپایان می‌اندازد که یابوی پیری را در معرض فروش می‌گذارند و برای جلب مشتری به صدای بلند جزئیاتی از سن و خصایل و عیوبش نقل می‌کنند. از این گذشته شرح حال من هیچ نکتهٔ برجسته‌ای در بر ندارد نه پیش آمد قابل توجهی در آن رخ داده نه عنوانی داشته‌ام نه دیپلم مهمی در دست دارم و نه در مدرسه شاگرد درخشانی بوده‌ام بلکه بر عکس همیشه با عدم موفقیت روبه‌رو شده‌ام. در اداراتی که کار کرده‌ام همیشه عضو مبهم و گمنامی بوده‌ام و رؤسایم از من دل خونی داشته‌اند به طوری که هر وقت استعفا داده‌ام با شادی هذیان‌آوری پذیرفته شده‌است. روی‌هم‌رفته موجود وازدهٔ بی مصرف قضاوت محیط دربارهٔ من می‌باشد و شاید هم حقیقت در همین باشد.

#صادق_هدایت ٢٨ بهمن، صادق هدايت يكصد و پانزده ساله ميشود.
Read more
امروز یک بهمن ماه ساعت چهار عصر به اتفاق شاهین عزیزم بعد از مدتها که به شهرم شیراز سر زدم طبق عادت همیشگیم برای دیدن سعدی بزرگ و سپس حافظ خانه را ترک کردم، به مقبره شیخ سخن که رسیدم دست به سینه طبق سنت دیرنم به طرف مقبره رفتم و با اشتیاق گلستان و بوستان را زمزمه میکردم به اتفاق دوستم وارد مقبره که شدیم بی ... امروز یک بهمن ماه ساعت چهار عصر به اتفاق شاهین عزیزم بعد از مدتها که به شهرم شیراز سر زدم طبق عادت همیشگیم برای دیدن سعدی بزرگ و سپس حافظ خانه را ترک کردم، به مقبره شیخ سخن که رسیدم دست به سینه طبق سنت دیرنم به طرف مقبره رفتم و با اشتیاق گلستان و بوستان را زمزمه میکردم به اتفاق دوستم وارد مقبره که شدیم بی اختیار یکی از غزل های سعدی را زمزمه کردم که متاسفانه با برخورد بسیار زشت مامورین آنجا روبه رو شدم و فقط پرسیدم که مگر اینجا آرامگاه سعدی نیست پس کجا باید. غزلش را بخوانم جوابش تهدید بود و بس،
بعد از خارج شدن از خانه دوست با بغض به سمت شیخ عرفا حافظ جانم ره را پیمودم و. با حافظ درد و دلی کردم به گوشه ی شبستان حافظ پناه بردم و از آقای قاسم زاده محترم که یکی از مامورین با فرهنگ حافظیه بود صحبت کردم و گفت با حافظ حرف بزن ولی آرام تا کسی نشنود من نیز آرام با شیخ حرف زدم و بی اختیار گفتم کی شعر تر انگیزد، خاطر که حزین باشد ، یک نکته از این معنی گفتیم و همین باشد
قسمتی کوتاهی از درد و دلم با حافظ جانم و در کنار آرم گهش تقدیم به شما عزیزانم
به امید روزی که ایرانم ایران شود
دس بوس شما مهربانان
مهراب مجرد یک بهمن
#شعر #شیراز_زیبا
#سعدی #حافظ
#شیراز #بیات_ترک
#استاد_محمد_رضا_شجریان
#مهراب_مجرد
Read more
Loading...
شبیه آن سگ ولگردی که به زیر باران بی سر پناه و آب کشیده با چشمان مظلوم و پر از درد به دنبال جایی برای خوابیدن، ...
Media Removed
شبیه آن سگ ولگردی که به زیر باران بی سر پناه و آب کشیده با چشمان مظلوم و پر از درد به دنبال جایی برای خوابیدن، دستی برای نوازش، غذایی برای رفع نیاز می‌باشد، از این طرف به آن طرف می‌روم بی‌هدف. تو گویی که سگ وضعش از من بهتر است. با این تفاوت که او میداند چه میخواهد/چه کار باید بکند. گم شده ام. در خانه‌ای ... شبیه آن سگ ولگردی که به زیر باران بی سر پناه و آب کشیده با چشمان مظلوم و پر از درد به دنبال جایی برای خوابیدن، دستی برای نوازش، غذایی برای رفع نیاز می‌باشد، از این طرف به آن طرف می‌روم بی‌هدف. تو گویی که سگ وضعش از من بهتر است.
با این تفاوت که او میداند چه میخواهد/چه کار باید بکند.
گم شده ام. در خانه‌ای که دیگر هیچ حسی بین اعضا وجود ندارد و مادری که فقط شب را جلوی سریال‌های دوزاری جم تی‌وی صبح و صبح را شب کرده و امیدش به این است که این جانور که از او بیرون آمده است روزی سربلندش کند و خوش‌بخت شود و این جانورِ مُرده که بوی تعقن جنازه‌اش را فقط خودش میشنود، فقط برای رفع نیاز گرسنگی و تخلیه آن از اتاقش یا همان لانه یا سگ‌دانی یا بهتر بگویم پناه‌گاه بی کسی اش بیرون می‌آید، نگاهی بدون احساس به اعضای خانواده نوشخوار میکند، برمیگردد در را می‌بندد. مادر می‌ماند و ظرفهای کثیف و تکراری به شدت تکرار شونده. حال که من در اتاق خود مابین ساز هایم که روزی دنیایم بوده اند و الان تزیین اتاقم، لا به لای کتاب‌هایم خفه شده ام و با زل زدن به دیوار میکشم: ۱- وقت را ۲- خودم را . تظاهر برای آرام نگه داشتن جو خانه که هر یک به نوبه‌ی خود با مشکلی مانند مشکل تو دست و پنجه نرم می‌کنند و آنگاه تو با من از سکس‌های خود صحبت نکن، برای من داستان بازی های مورد علاقه ات را نگو. برایم از هیچ داستان کسشر زندگی خودت حرف نزن من به گا رفته ام وقتی صحبت میکنی نه که حسود باشم نه! فقط فکر این منِ حرامزاده را رها نمی‌کنند تا صدای تو را بشنوم پس لطفا برو و تنهایم بگذار نه این حرف ها از روی جلب توجه است نه داستان های دختر پسران به دنبال توجه دبیرستانی. داستان فراتر از این حرف هاست! طوری که دیگر آهنگ ها نیز بر شرایط پیروز نمی‌آیند و منی مانده که حوصله خودش را نیز ندارد. پس با من سخن نگو. امیر آلفرد -۲۴ مهر ۹۶
Read more
"قسم" قسم به تاريكي هاي شب و همه زنگ هاي تلفن اتاق پزشك قسم به تك تك ميس كال هاي جواب داده نشده از طرف ...
Media Removed
"قسم" قسم به تاريكي هاي شب و همه زنگ هاي تلفن اتاق پزشك قسم به تك تك ميس كال هاي جواب داده نشده از طرف عزيزترين هايمان به شام هاي نخورده، عرق هاي خشك شده روي لبه يقه به قطره هاي ريز خون روي شيشه عينك به بوسه هاي حسرت بار روي گونه فرزند به خواب رفته به مهماني هاي نرفته، دست هاي حلقه نشده در آغوش قسم ... "قسم"
قسم به تاريكي هاي شب و همه زنگ هاي تلفن اتاق پزشك
قسم به تك تك ميس كال هاي جواب داده نشده از طرف عزيزترين هايمان
به شام هاي نخورده، عرق هاي خشك شده روي لبه يقه
به قطره هاي ريز خون روي شيشه عينك

به بوسه هاي حسرت بار روي گونه فرزند به خواب رفته
به مهماني هاي نرفته، دست هاي حلقه نشده در آغوش
قسم به نيدل هاي الوده فرو رفته در عمق جان ها
به روزهاي رفته جواني در خم و پيچ راهرو ها
به پدر و مادر هاي بيمار و قانعمان
به همسران كم توقع و صبورمان
قسم به فرزندان محروممان
به حرف هاي بيشمار پشت سرمان
به تك تك دقايق عمرهايي كه نجات داديم
دردهايي كه درمان كرديم
اشك هايي كه به لبخند بدل كرديم
به حق هايي كه يا دير شد ادايشان يا بخشيديم عطايشان را به لقايشان
و قسم به دل هاي درد مند و سينه هاي پرسوزمان

اگر خورشيد را در دست راست و ماه را در كف چپمان قرار دهند ...
باز هم ...
باز هم ... انتخابمان همين مسير پر درد و پر زحمت است
روز دردمندان سفيد پوش مبارك
Read more
Loading...
عید خر است بخاطر اون فقرایی که با رسیدن عید درد هاشون تازه میشه،نمیخوان پوپولیستی حرف بزنم ولی به ...
Media Removed
عید خر است بخاطر اون فقرایی که با رسیدن عید درد هاشون تازه میشه،نمیخوان پوپولیستی حرف بزنم ولی به نظرم امسال عید خر ترین عید ساله،اره عید خره به خاطر منصور نظری و امثال منصور نظری هایی که این روزا تو بند هستن،البته به عبارتی دیگه باید بگم عید رو خر کردند،عید رو فاصله طبقاتی خر کرد،عید رو پولدارای ... عید خر است
بخاطر اون فقرایی که با رسیدن عید درد هاشون تازه میشه،نمیخوان پوپولیستی حرف بزنم ولی به نظرم امسال عید خر ترین عید ساله،اره عید خره به خاطر منصور نظری و امثال منصور نظری هایی که این روزا تو بند هستن،البته به عبارتی دیگه باید بگم عید رو خر کردند،عید رو فاصله طبقاتی خر کرد،عید رو پولدارای مذهبی و غیر مذهبی خر کردند
تا کی میخوایم سرمون رو مثل کبک تو برف فرو کنیم،همیشه من برا نماز مسجد میرم ولی همینجا قسم میخورم که از همین امروز مسجد برم ولی جلو چشم تمام اخوندا و مسجدیا نمازم رو فردئ بخونم تا اعتراضم رو به این جمهوری نحس لیبرالی نشون بدم به ولله قسم حیف نمیشه نماز جمعه رو فردی خوند وگرنه اونم تنها میخوندم،نماز جمعه رو فقط به خاطر اقا سید علی میرم وگرنه حالم بهم میخوره از اینکه تو صف نماز جمعه کنار حاجی بازاریی های مال یتیم خور بایستم و پشت امام جمعه هایی نماز بخونم که اصل رو ول کردن چسبیدن به فرع....این پیج به احترام فقرا و مستضعفین سرزمینم تا اخر نوروز در عذاست
امسال از یه لحاظ برا من سال خوبی بود از همه جناح و گروه ها فحش خوردم چه از مذهبی ها چه از اتئیست ها چه از ضد انقلاب ها از همه و همه و این فحش خوردنا از همه طرف به من فهموند که اگه چه تفکرم درست باشه چه غلط به هر حال ادم مستقلی هستم و این همون خواسته رهبریه که بارها گفتن در تفکر وابسته نباشید و مستقل باشید،مستقل بودن خیلی خوبه اگه ادم به جناحی و گروهی وابسته باشه حتی اگه بدی های اون تر و گروه رو ببینه نمیتونه حرفی بزنه و باید همیشه طرف و جناح مقابل رو بکوبه ولی مستقل بودن باعث میشه ادم بدی های همه گروه ها رو با مدرک و سند بگه ترسی هم نداره،تازه خیلی هم کیف میده،ولی متاسفانه یه بدی داره مستقل بودن و اون اینه که اگه یه روز بری بالای دار یا زندانی شی هیچ کس ازت حمایت نمیکنه حتی موقع اعدامت تمام اون گروه های مخالف روز اعدامت باهم متحد میشن و توی صورت تف میندازن و شادی میکنن
Read more
تا که نامت بر زبان آمد، زبان آتش گرفت سوختم، چندان که مغز استخوان آتش گرفت حیدر آمد، خاک همچون باد، ...
Media Removed
تا که نامت بر زبان آمد، زبان آتش گرفت سوختم، چندان که مغز استخوان آتش گرفت حیدر آمد، خاک همچون باد، گرم گریه شد خواست تا غُسلت دهد، آب روان آتش گرفت هان! چه می‌پرسی چه پیش آمد، زمین را آب بُرد بادبان کشتی پیغمبران آتش گرفت یک طرف ماه مرا ابر سیاه فتنه کُشت یک طرف از درد غربت، کهکشان آتش گرفت رفت ... تا که نامت بر زبان آمد، زبان آتش گرفت
سوختم، چندان که مغز استخوان آتش گرفت
حیدر آمد، خاک همچون باد، گرم گریه شد
خواست تا غُسلت دهد، آب روان آتش گرفت
هان! چه می‌پرسی چه پیش آمد، زمین را آب بُرد
بادبان کشتی پیغمبران آتش گرفت
یک طرف ماه مرا ابر سیاه فتنه کُشت
یک طرف از درد غربت، کهکشان آتش گرفت
رفت سمت آسمان، روحت، زمین از شرم سوخت
در زمین، جسم تو گُم شد، آسمان آتش گرفت
Read more
<span class="emoji emoji1f538"></span> #چه_پاییزی_ست ... ‌ نشسته زنگ جدایی به صفحه‌ی دل من شکسته شاخه‌ی امید و خانه خاموش است، تنیده ...
Media Removed
#چه_پاییزی_ست ... ‌ نشسته زنگ جدایی به صفحه‌ی دل من شکسته شاخه‌ی امید و خانه خاموش است، تنیده تار سیه، عنکبوت نومیدی فشرده پنجه و با روح من هم‌آغوش است، ‌ میان خانه‌ی ویرانه‌ی جوانی من، به هر طرف نگرم جای پای حرمان است زبان گشوده شکاف شکنجه‌های فراق: در آرزوی کسی سوختن نه آسان است! ‌ به ... 🔸 #چه_پاییزی_ست ...

نشسته زنگ جدایی به صفحه‌ی دل من
شکسته شاخه‌ی امید و خانه خاموش است،
تنیده تار سیه، عنکبوت نومیدی
فشرده پنجه و با روح من هم‌آغوش است،

میان خانه‌ی ویرانه‌ی جوانی من،
به هر طرف نگرم جای پای حرمان است
زبان گشوده شکاف شکنجه‌های فراق:
در آرزوی کسی سوختن نه آسان است!

به عشق روی تو دامن کشیدم از همه خلق
دریغ و درد که دامن‌کشان گذر کردی
به اشک و آه دلی ناتوان نبخشودی
مرا به دام غم افکندی و سفر کردی

شرار عشق توام آنچنان گرفت به جان
که نیمه راه بیابان شوق واماندم،
کشید سیل حوادث به کام خویش مرا
تو بی‌خبر که من از کاروان جدا ماندم

جهان به چشم من از عشق تو همیشه بهار،
به باغ خاطر شادم خزان نمی‌آمد!
نگاه گرم و نوازشگر تو چون امروز
چنین به جانب من سرگران نمی‌آمد،

کنار چشمه‌ی نوش تو تشنه جان دادن
به جان دوست که افسانه‌ی غم انگیزی‌ست
بهار عمر و بهار جوانی من بود،
همان زمان که تو گفتی به من: «چه پاییزی‌ست»!

هنوز برگ تری از بهار عشق و شباب
به جان مانده که چشم و چراغ این چمن است،
در این خرابه در آغوش این سکوت حزین
هنوز یاد تو سرمایه‌ی حیات من است.

- #فریدون_مشیری
از دفتر: #تشنه_ی_طوفان
Read more
. ادمین شبنم هستم <span class="emoji emoji1f64f"></span><span class="emoji emoji1f33a"></span><span class="emoji emoji1f48b"></span> . امروز انرژی ژیادی دارم که باهم گفتگو کنیم . خسته بشو هم نیستم <span class="emoji emoji1f601"></span><span class="emoji emoji1f4aa"></span><span class="emoji emoji1f4aa"></span>. من کلا معتقدم ...
Media Removed
. ادمین شبنم هستم . امروز انرژی ژیادی دارم که باهم گفتگو کنیم . خسته بشو هم نیستم . من کلا معتقدم مشکل رو باید با گفتگو رفع کرد و هرگز عصبانی هم نمیشم . در بحبوحه ی مناقشه هم آروم و خونسردم و زبان به توهین و گستاخی باز نمیکنم اما منطقی و گاهی کوبنده و محکم پاسخ میدم ولی البته اگه حق با طرف مقابل باشه ... .
ادمین شبنم هستم 🙏🌺💋
.
امروز انرژی ژیادی دارم که باهم گفتگو کنیم . خسته بشو هم نیستم 😁💪💪. من کلا معتقدم مشکل رو باید با گفتگو رفع کرد و هرگز عصبانی هم نمیشم . در بحبوحه ی مناقشه هم آروم و خونسردم و زبان به توهین و گستاخی باز نمیکنم اما منطقی و گاهی کوبنده و محکم پاسخ میدم ولی البته اگه حق با طرف مقابل باشه عذرخواهی هم خواهم کرد .
.
برن خدا رو شکر کنند که قبل از ادمین حمیرا 🙈🤪من کامنتا رو دیدم وگرنه الان کرکره های سفره خونه پایین کشیده شده بود ! 😂😂😂
.
ایکاش اینستاگرام ابزاری داشت که پیج ها رو سطح بندی میکرد و مثلا پیش دبستانی ها رو تو دبیرستان راه نمیداد !!!! 😂😂 واللا !! 😁 دهنمو باز میکنن دیگه !!! 🤪🤭😏😁😁
.
.
دلیل انتخاب این عکس و عکس پست قبل اینه که داشتم کانال پیج رمانم رو مرتب میکردم و اینا رو از پیج تو کانال پست میکردم و جلوی دستم بودند . 😁☝️
.
یه پیج شخصی دارم :
@persiannarration .
.
برگرفته از خاطرات کودکی و دیده ها و شنیده ها که با تخیلات هسته ی این رمان رو تشکیل داده و هدفم بازگو کردن خاطرات و لذت بردن از نوستالژی و نیز در کنارش پرداختن به موضوعات خانوادگی ست از منظر یکی از بچه های خانواده که خودم هستم . قهرمان داستان مادربزرگ دانا و آگاهیه که واقعا مادربزرگ خودمه و بچه ها دوست دارند وقتی بزرگ شدند جای اون باشند و داستان های کوچک در دل رمان جا میگیره و پرورونده میشه .
.
هرچه به نظرم میرسه تلاش میکنم با در نظر گرفتن نکات مهم و آموزشی در قالب داستان ثبت کنم .هر قسمت فی البداهه نوشته میشه و قبلا اصول و شِمای کلی براش در نظر نگرفتم و همینطوری شروع شد و پیش رفت .فعلا برای دل خودم و دوستان گلی که مشوقم هستند قلم میرنم ، تا چه پیش آید .
.
عکسها هم ۹۹ درصد شخصی با لوگوی سفره خونه در حد نیمچه بضاعت هنری خودم هستند مگر در موارد خاص .
وقت های بیکاری من حتی در اتاق انتظار مطب و سالن فرودگاه و یا حتی در بین سفر در اتومبیل صرف نوشتن میشه .تنها دلیلش هم اینه که به درد کسی بخوره .سعی کردم هیچگاه مطلب بیهوده ای از طرف من جایی پست نشه . وقت شما و خودم بسیار با ارزشه و قابل بازیابی نیست پس باید به بهترین وجه سپری و صرف بشه .
.
در خاتمه ؛هیچکدام کامل نیستیم .همه در طی زمان با آموزش از هم میاموزیم و رشد می کنیم . اگر کم و کسری در کارمون هست ما رو ببخشید انشاالله سعی می کنیم رفع بشه .
.
باز هم از طرف خودم و ادمین ها از همه شما سپاسگزاریم 🙏💋🌺💕. به نوبه خودم از ادمین حمیرای عزیز و ادمین مریم و الهام که به ما کمک میکنند ممنونم . 🌺🙏🌺
.
لیموشکری بدون پخت در کانال رسپی اش هست 🙏🌺
Read more
Loading...
 #جلد_نهايى @amirdva
Media Removed
#جلد_نهايى @amirdva #جلد_نهايى @amirdva
. عزیزم حالا که این‌ها را برایت می‌نویسم درد همه جا را گرفته. همه از درد می‌نویسند.گفتی تو به جای ...
Media Removed
. عزیزم حالا که این‌ها را برایت می‌نویسم درد همه جا را گرفته. همه از درد می‌نویسند.گفتی تو به جای درد برایم از امید بنویس. و من همه کلماتم را جمع کردم که از امید بنویسم و «امید» آخرین درنای سیبری‌ست که هر سال پاییز به تنهایی راهش را می‌گیرد و به فریدونکنار می‌آید؛ اما امسال هنوز کسی امید را این‌طرف‌ها ... .
عزیزم
حالا که این‌ها را برایت می‌نویسم درد همه جا را گرفته. همه از درد می‌نویسند.گفتی تو به جای درد برایم از امید بنویس.
و من همه کلماتم را جمع کردم که از امید بنویسم و «امید» آخرین درنای سیبری‌ست که هر سال پاییز به تنهایی راهش را می‌گیرد و به فریدونکنار می‌آید؛ اما امسال هنوز کسی امید را این‌طرف‌ها ندیده. چشممان پی امید به آسمان خشک شده بود که زمین لرزید و نگاهمان راهش را گم کرد. حواسمان پرت شد و شاید توی همین حواس‌پرتی‌ها امید به فریدونکنار برگشته باشد، شاید هم امید بوده که نوزاد رسیده در زلزله را به منقار گرفته و آمده.
از شایدها که بگذریم کاش امسال امید راهش را کج کند و به‌سمت غرب برود.
.
#PeopleEnvironsTheLife
Read more
خب به به سلام و درود... عجب صبح ناب و بي نظيري... ي سوال دارم اونم اينكه نصف شب ها تو مملكت چه خبر مي شه ...
Media Removed
خب به به سلام و درود... عجب صبح ناب و بي نظيري... ي سوال دارم اونم اينكه نصف شب ها تو مملكت چه خبر مي شه نصف تمهيدات و تصميمات و خلاصه خيلي مسائل نصف شب طرح موضوع مي شه و مطرح مي شه و راجبش تصميم گرفته مي شه... خب آخه به هر حال مملكت بايد در امان بمونه و اينكه شكر خدا و همه پيامبران اولوالعزمش چون هيچ مشكل ... خب به به سلام و درود...
عجب صبح ناب و بي نظيري...
ي سوال دارم اونم اينكه نصف شب ها تو مملكت چه خبر مي شه نصف تمهيدات و تصميمات و خلاصه خيلي مسائل نصف شب طرح موضوع مي شه و مطرح مي شه و راجبش تصميم گرفته مي شه...
خب آخه به هر حال مملكت بايد در امان بمونه و اينكه شكر خدا و همه پيامبران اولوالعزمش چون هيچ مشكل و مسئله و مصيبت و دغدغه اي در كشور نداريم بهتر هست كه به مسائل خطرناك و وحشت برانگيز و خانمان سوز مثل فضاي مجازي برسيم...
يوتيوب، فيس بوك، توييتر، وايبر، واتس اپ، اينستاگرام، وي چت، تلگرام و...
اينا همه رسانه هاي فتنه انگيز و خطر آفرين و بحران سازي هستند كه فقط هم همين ي مملكت تو كل نزديك ٢٠٠ كشور جهان رو آزار مي ده و مي لرزونه...
فيلترينگ...
شكرخدا بر اساس همون اول نوشته هام كه نصف شب چه خبر مي شه در اين سرزمين، جناب معاون اول دادستان لطف فرمودن اعلام كردن دادستاني به عنوان مدعي العموم در خصوص موضوع فيلترينگ اينستاگرام اعلام كردن...
به به دست گلشون درد نكنه...
بخاطر اين همه تدبير و خير انديشي و از طرف عموم لطف كردن نگران شدن و تصميم گرفتن فيلتر كنن... علت چيست؟
سلبريتي ها... سلبريتي نه كار فرهنگي نه كار هنري نه كار اجتماعي نه كار خيريه اصلا هيچ كاري انجام نمي دن كه فقط دارن از جيب مردم حساباشونو پر مي كنن... فرهنگ و هنر و اين چيزاي مملكت رو امام زمان و با ي سري دستيار دارن اداره مي كنن...
سلبريتي ها مقصرن كه معاون اول دادستان اين تصميم رو شبونه گرفتن...
علت توجيه پذيرتر از اين نبود؟
رانت ها و بالا كشيدن هاي پول بيت المال كه توسط خروار خروار آدم مفت خور برده شد و خورده شد حل شد؟
دلار و پوند و يورو چي؟ حل شد؟
سكه و طلا چي؟ حل شد موضوعشون؟
كم آبي كشور چي؟ بر طرف شد؟
ريزگردهاي خوزستان چي؟
جازموريان خونه دار شدن مردم و مشكل معيشتي و بي هويتيشون كه شناسنامه نداشتن حل شد؟
سيستان و بلوچستان چي؟ فقر مردم اين خطه برطرف شد؟
خشك شدن تالاب ها برطرف شد؟
واردكنندگان خودرو و تلفن همراه با ارز دولتي تكليفشون چي شد راستي؟
تحريم ها به كجا رسيد؟
راستي ناياب شدن داروهاي سرطان و ام اس و كلي بيماري ديگه برطرف شد؟
گرون شدن نجومي خونه و ماشين برطرف شد؟
آب گل آلود آبادان و خرمشهر و شادگان برطرف شد؟
كرمانشاه و سرپل ذهاب و كلي روستا و ده ديگه اون طرف خونه هاي ويران شده شون درست شد؟
راستي بم به كجا رسيد؟
تعاملات بانكي با بانك هاي دنيا به كجا رسيد؟
مسائل هواپيمايي هم شكرخدا حل شد ديگه؟
مسائل نفتي به كجا رسيد؟
فعاليت هاي محيط زيستي مون مشكلاتش حل شد؟
#ايران #اينستاگرام #فيلتر #فيلترينگ
Read more
Loading...
. . روزی دخترم راجوری تربیت خواهم کرد که هیچگاه مارا اینگونه تربیت نکردند دخترکم سه سالش بود، یا ...
Media Removed
. . روزی دخترم راجوری تربیت خواهم کرد که هیچگاه مارا اینگونه تربیت نکردند دخترکم سه سالش بود، یا چهار سال. تازه عقل‌رس شده بود؛ آن‌قدری که بفهمد گلو درد و بیمارستان ، آخرش به آمپول ختم می‌شود قطعا؛ که شد. گفتم: «عزیزکم! آمپول درد داره، گریه هم داره، باید هم بهت بزنن. اگه دلت خواست یه کم گریه ... .
.
روزی دخترم راجوری تربیت خواهم کرد که هیچگاه مارا اینگونه تربیت نکردند
دخترکم سه سالش بود، یا چهار سال.
تازه عقل‌رس شده بود؛ آن‌قدری که بفهمد گلو درد و بیمارستان ، آخرش به آمپول ختم می‌شود قطعا؛ که شد.
گفتم:
«عزیزکم! آمپول درد داره، گریه هم داره، باید هم بهت بزنن. اگه دلت خواست یه کم گریه کن.» این‌ها را در حالی می‌گفتم و اشک تازه‌ راه‌افتاده‌ی چشمش را پاک می‌کردم که پسرکی هفت، هشت ساله داشت توی اتاق تزریقات نعره می‌کشید و بالاتر از صدای او، صدای پدر و مادرش به گوش می‌رسید که به اصرار می‌گفتند: آمپول که درد ندارد پسرم، تو بزرگ شدی، مردهای بزرگ که گریه نمی‌کنند.
رفتیم و دخترکم آمپولش را زد و گریه‌اش را کرد و به در بیمارستان نرسیده، گریه‌اش تمام شد.
رفتنی سرش را با یک نگاه عاقل اندر سفیهی برگردانده بود سمت پسرک که بغل مادرش ولو شده بود روی صندلی‌های انتظار.
نزدیک به هفده سال است که زور می‌زنم دخترم هیچی را یاد نگیرد، همین یک چیز را یاد بگیرد.
که جایی که باید گریه کند، گریه کند. نریزد توی خودش، چون بزرگ شده یا چون آدم بزرگ‌ها گریه نمی‌کنند.(عجب دروغ بزرگی!)
که یاد بگیرد جایی که باید فریاد بزند، فریاد بزند.
که وقتی که باید عصبانی باشد، عصبانی باشد. نشود تندیس صبر و شکیبایی که خون خونش را بخورد، ولی به همه لبخند احمقانه‌ تحویل بدهد
یاد بگیرد وقتی نمی‌خواهد کسی بماند، حالی طرف کند که نباید بماند؛ و وقتی نمی‌خواهد کسی برود،‌ داد بزند «آهای! نمی‌خواهم بروی.

دارم زور می‌زنم دخترم را جوری بزرگ کنم که ما را بزرگ نکردند
جوری که یادش نرود آدم است و آدم، همانی است که هم گریه می‌کند، هم داد می‌زند، هم خشمگین می‌شود، و هم تا آخر عمرش مدیون خودش است، اگر همان‌جا، همان‌وقت، به همان‌کس، همان حرفی را که باید بزند، نزند!....
.
.
سلام وقت بخیر امروز انقدر خسته بودم همچین افتاده بودم باعطر خوش غذا پاشدم دیدم به به دخترم ماکارانی پخته اولین تجربه پخت ماکارانیشه و ازرسپی خودم پخته چقدر این ماکارانی خشمزه بود خدا میدونه جز طعم واقعا خوبش طعمه عشق داشت طعمه زندگی داشت طعمه بزرگ شدن خدای شکرت کی دخمل کوچولوی خونمون که دستش به درمیرسید من وباباش جیغ میزدیم دستش رسید به در 😉بزرگ شد که برامون غذا بپزه هزاران بار شکرت خدا 😙 دوستان دوست داشتم این عکس ثبت بشه اینجا مثل دفترچه خاطراتمه شماهم تشویقش کنیدگاهی ازاین کارا کنه 😜😂
#برای_دخترم_ایلار
#دستپخت_دخترم
#ماکارانی_ایلار_پز👱
Read more
چای با طعم آویشن کوهی و گلهای قوری بهتر است......... خواص دمنوش آویشن تاثیر بر دستگاه گوارش دمنوش ...
Media Removed
چای با طعم آویشن کوهی و گلهای قوری بهتر است......... خواص دمنوش آویشن تاثیر بر دستگاه گوارش دمنوش آویشن به هضم غذا کمک می‌کند.درد شکم را بر طرف می‌کند.در درمان نفخ به کار می‌رود. تاثیر بر دستگاه تنفسی آویشن ضد سرفه و خلط آور است.در درمان برونشیت تاثیر به‌سزایی دارد. سیاه سرفه و التهاب ... چای با طعم آویشن کوهی و گلهای قوری بهتر است.........
خواص دمنوش آویشن

تاثیر بر دستگاه گوارش

دمنوش آویشن به هضم غذا کمک می‌کند.درد شکم را بر طرف می‌کند.در درمان نفخ به کار می‌رود.

تاثیر بر دستگاه تنفسی

آویشن ضد سرفه و خلط آور است.در درمان برونشیت تاثیر به‌سزایی دارد. سیاه سرفه و التهاب دستگاه تنفس فوقانی را رفع می‌کند.در درمان آسم به کار می‌رود.

تاثیر بر دستگاه عصبی

این دمنوش آرام‌بخش و خواب آور است.حافظه را تقویت می‌کند.ضد میگرن، سردرد و سرگیجه است.

تاثیر بر دستگاه قلبی - عروقی

دمنوش یا چای آویشن تپش قلب را برطرف می‌کند.

تاثیر بر دستگاه حرکتی

اگر از درد مفاصل، نقرس، ورم مفاصل و درد سیاتیک در رنج هستید دمنوش یا چای آویشن بنوشید.حمام آویشن برای مبتلایان به دردهای عضلانی، مفصلی و روماتیسمی مفید است.

همچنین از آویشن برای سفید شدن پوست صورت به صورت بخور استفاده می‌شود.
آویشن برای جلوگیری از ریزش مو نیز مفید است.
Read more
شنبه هشت آوریل<span class="emoji emoji1f352"></span>آقا امروز یه مطلبی درباره لندن توی روزنامه میخوندم گفتم درموردش با شما هم صحبت کنم ...
Media Removed
شنبه هشت آوریلآقا امروز یه مطلبی درباره لندن توی روزنامه میخوندم گفتم درموردش با شما هم صحبت کنم چون ممکنه براتون جالب باشه طبق تحقیقاتی که هرسال میکنن،امسال هم برای دومین سال متوالی، لندن پایتخت «کوکائین» اروپا شد!!!اینجا مواد مخدر بشدت رایج و زیاده..توی لندن، شیشه(این ماده مخدر شیمیایی ... شنبه هشت آوریل🍒آقا امروز یه مطلبی درباره لندن توی روزنامه میخوندم گفتم درموردش با شما هم صحبت کنم چون ممکنه براتون جالب باشه💕 طبق تحقیقاتی که هرسال میکنن،امسال هم برای دومین سال متوالی، لندن پایتخت «کوکائین» اروپا شد!!!اینجا مواد مخدر بشدت رایج و زیاده..توی لندن، شیشه(این ماده مخدر شیمیایی وحشتناکی که اخیرا ایران رایج شده) و تریاک و حشیش وچیزایی که ایران هست، اینجا نیست و یا خیلی کمه، و بجاش سه تا چیز زیاد و محبوبه..اول ماریجوانا، بعد کوکائین(همون پودر سفیدی که با لوله و از طریق دماغ میکشن بالا و مستقیم میرن فضا باهاش!!) و درنهایت انواع قرص های اکس و مکس و اینحرفا😱مردم فکر میکنن هرکس اومد خارجه!!بعلت آزادیها و امکاناتی که اینجا هست طرف یا دکتر میشه یا مهندس یا متخصص ناسا!!😂ولی نمیدونن همین آزادی و امکانات همونطور که درراه خوب میتونه طرف رو‌ به اوج برسونه، در راه بد هم میتونه به راحتی طرف رو معتاد و الکلی و به آخر راه تباهی بکشونه...توی لندن و کلا انگلیس سه تا اعتیاد اساسی وجود داره..اعتیاد به مواد مخدر،اعتیاد به الکل(که وحشتناکتر از موادمخدرهست) و اعتیاد به قمار که از هردوتای قبلی هم بدتر و هم وحشتناکتره..البته دولت هم امکانات بسیار بسیار زیاد و وسیعی برای هرسه تای این اعتیادها داره و به معتادهاکمک میکنه برای ترک..ولی خب بقول معتادهای ایران که یادمه میگفتن «ترک مال دوچرخه س» و ترک نمیکردن و یا موفقیت کم بود، اینجا هم همین داستان حاکمه و همه چی بستگی به شخص داره و اینکه از اول توی این راه نیفته و خودش نخواد😎و اما من...من خودم اهل الکل و مشروب و اینحرفا نیستم...قمار و کازینو هم نه شانسش رو دارم و نه اصلا خوشم میاد و هیچوقتم آزمایش نکردم که بخوام آلودش بشم...اما راستش رو اگه بخوام بگم و اعتراف کنم، مواد مخدر داستانش فرق میکنه...یه نمونه مواد مخدر اینجا هست که من بهش اعتیاد وحشتناک دارم و بسیار هم قوی هست/که خب البته نمیخوام بدآموزی کنم/ و میون اونهمه الکل و کوکائین و قمار و قرص و غیره اونو انتخاب کرده ام اسمش به انگلیسی هست «رازبری جم» و از نوع مالیدنی ها هست😂به فارسی میشه مربای تمشک..وای مخصوصا اگه روی «پی نات باتر» یا کره بادام زمینی(توی عکس صبحونه من این بالا هست) بمالی و بزنی مستقیم تو رگ..یعنی فضا رفتن تضمینیه..(میگم این کلمه مالیدن رو که بکار بردم... الان که دقت میکنم می بینم چه کلمه زیبا و باحالیه..مالیدن!!هههه..همه جورش هم حال میده...هم رو نون هم همه جای دیگه😂😂وای دلم درد گرفت ازبس خندیدم..راستی عکس تمشک هم گذاشتم این بغل..مرسی💕🌸ا
Read more
Loading...
<span class="emoji emoji1f532"></span><span class="emoji emoji1f311"></span><span class="emoji emoji1f532"></span><span class="emoji emoji1f311"></span><span class="emoji emoji1f532"></span><span class="emoji emoji1f311"></span><span class="emoji emoji1f532"></span><span class="emoji emoji1f311"></span><span class="emoji emoji1f532"></span><span class="emoji emoji1f311"></span><span class="emoji emoji1f532"></span><span class="emoji emoji1f311"></span> . السلام علیک ایتها الصدیقة الشهیدة السلام علیک ایتها الحوراء الانسیة اللهم ...
Media Removed
. السلام علیک ایتها الصدیقة الشهیدة السلام علیک ایتها الحوراء الانسیة اللهم العن قاتلیک یا فاطمة الزهرا . . سروده ای از مرحوم آیت الله العظمی صافی گلپایگانی . . گرنه ملک دین بدست مفسدین افتاده بود/ کی تزلزل اندر این حصن حصین افتاده بود/ در ... 🔲🌑🔲🌑🔲🌑🔲🌑🔲🌑🔲🌑
.
السلام علیک ایتها الصدیقة الشهیدة
السلام علیک ایتها الحوراء الانسیة
اللهم العن قاتلیک یا فاطمة الزهرا .
🌑🔲🌑🔲🌑🔲🌑🔲🌑🔲🌑🔲
.
سروده ای از مرحوم آیت الله العظمی صافی گلپایگانی
. 🔲🌑🔲🌑🔲🌑🔲🌑🔲🌑🔲🌑 .
گرنه ملک دین بدست مفسدین افتاده بود/
کی تزلزل اندر این حصن حصین افتاده بود/

در سقیفه گر نمی کردند باب فتنه باز/
کی بدین جا حال و روز مسلمین افتاده بود/

از همین جا غصب شد حق امیرالمؤمنین/
هم فدک اندر کف اعداء دین افتاده بود/

وامصیبت از جفای ناکسانی چون عمر/
آتش اندر بیت زهرای حزین افتاده بود/

خانه ای که بی اجازت جبرئیل آنجا نرفت/
بعد پیغمبر به روزی اینچنین افتاده بود/

از لگد پهلو شکسته در کنار محسنش/
در پس در دخت خیرالمرسلین افتاده بود/

یک طرف زهرای اطهر پشت در در ناله بود/
یک طرف در گوشه ای در ثمین افتاده بود/

یک طرف شیر خدا را سوی مسجد می کشند/
در کف قوم دغا حبل المتین افتاده بود/

با همان حال پریشان دختر خیرالبشر/
باز در یاد امیرالمؤمنین افتاده بود/

کرد از فضه ز حال ابن عم خود سئوال/
گفت او در چنگ آن قوم لعین افتاده بود/

رفت با آن حال بهر یاری مولای خویش/
کاین چنین در دست آنان بی معین افتاده بود/

زد به بازویش چنان قنفذ غلاف سیف را/
کز نوایش لرزه در عرش برین افتاده بود/

روی او نیلی شد از سیلی که بر او زد عمر/
در خسوف از ضربت او ماه دین افتاده بود/

رفت از تیم و عدی سرمایه ی ایمان ز دست/
زور و قدرت چون به دست آن و این افتاده بود/

روز عمرش بود چون شام سیه بعد از پدر/
شد حلیف بستر و اندوهگین افتاده بود/

در ره حفظ ولایت این مصیبتها کشید/
یادگار مصطفی زار و غمین افتاده بود/

او ز پا افتاد و کرد این دار فانی را وداع/
بی سخن از ملک دین رکن رکین افتاده بود/

بعد او تنها و بی کس در میان دشمنان/
با یتیمانش علی خانه نشین افتاده بود/

آمد آن ساعت که او را در دل خاکش نهد/
روی قبر همسرش با غم قرین افتاده بود/

در دل شب درد دل گاهی به زهرا می‌نمود/
گاه با ختم رسولان در انین افتاده بود/

ای (علی) بگذر ز شرح حالت او پس بگو/
آسمان ای کاش آندم بر زمین افتاده بود/ .
🔲🌑🔲🌑🔲🌑🔲🌑🔲🌑🔲🌑
🌑🔲🌑🔲🌑🔲🔲🌑🔲🌑🔲🌑
Read more
روزی دخترم راجوری تربیت خواهم کرد که هیچگاه مارا اینگونه تربیت نکردند دخترکم سه سالش بود، یا چهار ...
Media Removed
روزی دخترم راجوری تربیت خواهم کرد که هیچگاه مارا اینگونه تربیت نکردند دخترکم سه سالش بود، یا چهار سال. تازه عقل‌رس شده بود؛ آن‌قدری که بفهمد گلو درد و بیمارستان ، آخرش به آمپول ختم می‌شود قطعا؛ که شد. گفتم: «عزیزکم! آمپول درد داره، گریه هم داره، باید هم بهت بزنن. اگه دلت خواست یه کم گریه کن.» ... روزی دخترم راجوری تربیت خواهم کرد که هیچگاه مارا اینگونه تربیت نکردند
دخترکم سه سالش بود، یا چهار سال.
تازه عقل‌رس شده بود؛ آن‌قدری که بفهمد گلو درد و بیمارستان ، آخرش به آمپول ختم می‌شود قطعا؛ که شد.
گفتم:
«عزیزکم! آمپول درد داره، گریه هم داره، باید هم بهت بزنن. اگه دلت خواست یه کم گریه کن.» این‌ها را در حالی می‌گفتم و اشک تازه‌ راه‌افتاده‌ی چشمش را پاک می‌کردم که پسرکی هفت، هشت ساله داشت توی اتاق تزریقات نعره می‌کشید و بالاتر از صدای او، صدای پدر و مادرش به گوش می‌رسید که به اصرار می‌گفتند: آمپول که درد ندارد پسرم، تو بزرگ شدی، مردهای بزرگ که گریه نمی‌کنند.
رفتیم و دخترکم آمپولش را زد و گریه‌اش را کرد و به در بیمارستان نرسیده، گریه‌اش تمام شد.
رفتنی سرش را با یک نگاه عاقل اندر سفیهی برگردانده بود سمت پسرک که بغل مادرش ولو شده بود روی صندلی‌های انتظار.
نزدیک به هفده سال است که زور می‌زنم دخترم هیچی را یاد نگیرد، همین یک چیز را یاد بگیرد.
که جایی که باید گریه کند، گریه کند. نریزد توی خودش، چون بزرگ شده یا چون آدم بزرگ‌ها گریه نمی‌کنند.(عجب دروغ بزرگی!)
که یاد بگیرد جایی که باید فریاد بزند، فریاد بزند.
که وقتی که باید عصبانی باشد، عصبانی باشد. نشود تندیس صبر و شکیبایی که خون خونش را بخورد، ولی به همه لبخند احمقانه‌ تحویل بدهد
یاد بگیرد وقتی نمی‌خواهد کسی بماند، حالی طرف کند که نباید بماند؛ و وقتی نمی‌خواهد کسی برود،‌ داد بزند «آهای! نمی‌خواهم بروی.
دارم زور می‌زنم دخترم را جوری بزرگ کنم که ما را بزرگ نکردند
جوری که یادش نرود آدم است و آدم، همانی است که هم گریه می‌کند، هم داد می‌زند، هم خشمگین می‌شود، و هم تا آخر عمرش مدیون خودش است، اگر همان‌جا، همان‌وقت، به همان‌کس، همان حرفی را که باید بزند، نزند!....
Read more
. رازيانه داراي حدود 10% روغن ، كيم مواد قندي و مسويلاژ و حدود 4% اسانس مي باشد . روغن رازيانه دريا 4% ...
Media Removed
. رازيانه داراي حدود 10% روغن ، كيم مواد قندي و مسويلاژ و حدود 4% اسانس مي باشد . روغن رازيانه دريا 4% اسيد پال ميتيك ، 22% اسيد اوليئك ، 14% اسيد لينوئيك و 60% اسيد پتروسلينيك مي باشد.رازيانه از نظر طب قديم ايران گرم و شخك است . ريشه رازيانه گرمتر از بقيه قسمت هاي گياه است رازيانه اثر زياد كنده شير را ... .
رازيانه داراي حدود 10% روغن ، كيم مواد قندي و مسويلاژ و حدود 4% اسانس مي باشد . روغن رازيانه دريا 4% اسيد پال ميتيك ، 22% اسيد اوليئك ، 14% اسيد لينوئيك و 60% اسيد پتروسلينيك مي باشد.رازيانه از نظر طب قديم ايران گرم و شخك است . ريشه رازيانه گرمتر از بقيه قسمت هاي گياه است رازيانه اثر زياد كنده شير را در زنانش ير ده درد و بدين منظور مي توان از دم كرده رازيانه استفاده كرد برگهاي رازيانه ادرار آور است .اشتها آور و مقوي است .قاعده آور است .حالت تهوع رابر طرف مي كند .براي رفع اسهال رازيانه را با يزره سبز به سنبت مساوي دم كرده و به مريض بدهيد .روغن تخم رازيانه كرم روده را از بين يم برد . براي از بين بردن درد آرتروز روغن رازيانه را در محل درد بماليد .
Read more
<span class="emoji emoji1f48a"></span> از بیمارستان که میام خونه، فقط عینهو جنازه میفتم تو جام. انگیزه واسه هییییچ کاری نیست، کشیکا و ...
Media Removed
از بیمارستان که میام خونه، فقط عینهو جنازه میفتم تو جام. انگیزه واسه هییییچ کاری نیست، کشیکا و سختی درسا و مسایل و مشکلات زندگی همش به کنار ، یه چیزایی آدم میبینه که تک تک سلولاش به درد میاد 😑 چهرهٔ مادری که پسرِ ۳۰ ساله ش Old TB (سِل) داشته ، HCV+ ( هپاتیت سی ) هم هست و الان HIV+ شده و نمونیایی که الان ... 💊
از بیمارستان که میام خونه، فقط عینهو جنازه میفتم تو جام.
انگیزه واسه هییییچ کاری نیست، کشیکا و سختی درسا و مسایل و مشکلات زندگی همش به کنار ، یه چیزایی آدم میبینه که تک تک سلولاش به درد میاد 😑
چهرهٔ مادری که پسرِ ۳۰ ساله ش Old TB (سِل) داشته ، HCV+ ( هپاتیت سی ) هم هست و الان HIV+ شده و نمونیایی که الان رو همه این مریضیا سوار شده! چطور از ذهنم بره 😭
اونم مثل همه مادرا با جون و دل بچه بزرگ کرده، الان حقشه که خوشبختی پسرشو ببینه، سرکار رفتنشو، فارغ التحصیلیشو، عروسیشو ... مگه نباید الان تو پیری بشه عصای دستش؟
غمو تو چشمای این مادر باید میدیدن 😢
بدتر از همه اینکه انقدر کار از کار گذشته که از هیشکی هیچ کاری ساخته نیست و نمیدونی چییی بگی که از یه طرف ناامید نشن، از یه طرفم درک درستی از شرایطشون داشته باشن !
( و این یکی از صد موردیه که هررر روز میبینم و میفهمم چقدر ناشکریم ما 😑 )
این که یه آدم چطور می‌تونه با کاراش، خودش و خانوادشو تا این حد تو منجلاب بدبختی فروببره هم، بماند*

خدا آخر عاقبت هممونو بخیر کنه 🙇

___________
📆:13.July.18
___________
#پزشکی
#کشیک
#شیراز
#استیودنت
#بخش_داخلی
Read more
. به مناسبت سالروز بزرگداشت پروین اعتصامی، استاد شهریار در شعری منتشرنشده درباره پروین این‌طور ...
Media Removed
. به مناسبت سالروز بزرگداشت پروین اعتصامی، استاد شهریار در شعری منتشرنشده درباره پروین این‌طور می‌نویسند: . ...به یادم است که استاد نامدار بهار مرا به همره خود بار اول آنجا برد از آن سپس من و او آشنای هم بودیم خیال می‌کنم او بیست سال کمتر داشت سنین بنده هم از آن حدود بیش نبود تولد من و او هر ... .
به مناسبت سالروز بزرگداشت پروین اعتصامی، استاد شهریار در شعری منتشرنشده درباره پروین این‌طور می‌نویسند:
.
...به یادم است که استاد نامدار بهار
مرا به همره خود بار اول آنجا برد
از آن سپس من و او آشنای هم بودیم
خیال می‌کنم او بیست سال کمتر داشت
سنین بنده هم از آن حدود بیش نبود
تولد من و او هر دو در یکی سال است
به چند جلسه من و او چکامه هم خواندیم
در آنزمان من و او کفو یکدیگر بودیم
به کفه ای غزل عاشقانه بود از من
به کفه دگر از وی قصاید حکمی
که هردو مایه اعجاب اوستادان بود
متاع او همه عقل و متـاع من همه عشق
اگر چه عشق حقیقی آن بود کو داشت
قیافه بود عفیف و موقر و سنگین
نبوغش از وجنات و نگاه پیدا بـود
هزار حیف که من رشد عقلیم کم بود
وگرنه عقد من و او به عرش می‌بـستند
چه چاره بود که دیگر نوشته بود قضا
برای هر دوی ما سرنوشت ناکامی‌...
⚘⚘⚘
و در شعری دیگر این‌گونه می‌سرایند:

سپهر سخن راست پروين ستاره
جهانی سوی اين ستاره نظاره
سرايندگان، سينمای ادب را
هنرپيشگانند و پروين ستاره
به ابر كفن تا نهان شد، عيان شد
كه دل ها ربوده است اين ماه پاره
عروسی است در حجله‌ی طبع پروين
كه از ماه و پروين كند طوق و ياره
همايون عروسی كــه نوزاد او راست
فلك دايه و كهكشان گاهواره
بلند آسمانی است ديوان پروين
بلند اخترانش برون از شماره
دو صد رشته گوهر كه هر يك چو پروين
به گوش سپهری سزد گوش واره
سزد چون بلندآيتی آسمانی
بدان سو كنند اهل تفسير اشاره
چو داغ پدر آتشش زد به خرمن
خود از آتش آمد برون چون شراره
چه بد ديدی از بلبلان هم آواز
كه از طرف گلزار كردی كناره
به آثار خود عمر جاويد دادی
چه بود ار تو را بود عمر دوباره
به هر درد و داغی توان چاره جستن
دريغا به داغ اجل نيست چاره
بهل شهريار آتش شوق پروين
كه اين جا دلی بايد از سنگ خاره
.
#استاد_شهریار #شهریار #شعر #شعر_فارسی #پروین_اعتصامی #اختر_چرخ_ادب
Read more
ترنس در تعیین جنسیت خودش نقشی نداره و تضاد روان و فیزیک از او انسانی سردرگم و بلاتکلیف میسازه...به نظرم هیچ دردی در جهان بالاتر از این نیست که اجازه بهت داده نشه اونی باشی که میخوای...ترنسها زندانی روحی هستند و ما وظیفه داریم به همدیگه اطلاع رسانی کنیم و کمی از درد هموطنمون کم کنیم....ترنس کمتر از ... ترنس در تعیین جنسیت خودش نقشی نداره و تضاد روان و فیزیک از او انسانی سردرگم و بلاتکلیف میسازه...به نظرم هیچ دردی در جهان بالاتر از این نیست که اجازه بهت داده نشه اونی باشی که میخوای...ترنسها زندانی روحی هستند و ما وظیفه داریم به همدیگه اطلاع رسانی کنیم و کمی از درد هموطنمون کم کنیم....ترنس کمتر از حیوان خانگیه که انقدر حمایت میشه ازشون؟؟؟؟؟
#behnoushbakhtiari
من از طرف خیلیا تهدید شدم مخصوصا از طرف بعضی از دوستان ترنس که تو چکاره ای اصلا؟؟من هیچ کارم...ولی تمام تلاشم رو کردم که مجوز رسمی شما رو از خود ریاست جمهوری بگیرم که کسی بهتون بی احترامی نکنه و اصلا لازم به توضیحی نباشه که فلانی چرا ترنسه و یا نیست.....باور کنید دولت خودش همکاری میکنه...این بعضی از خود ما هستیم که با الفاظ زشت مثل اوا خواهر...عزت این جمعیت رو پایین اوردیم....این رسالت منه و تمام قد برای حمایت این عزیزان ایستادم....البته عده ای این وسط برای جذب لایک میگن ما ترنسیم و یا برای جلب توجه در خانواده..وقتی مشاوره برن موضوع کاملا روشن میشه....
Read more
 #bighanoon #safoorabayani خانم‌ها! آقایان! پرسنل شریف و زحمتکش بیمارستان «بی‌قانون»! همه ما ...
Media Removed
#bighanoon #safoorabayani خانم‌ها! آقایان! پرسنل شریف و زحمتکش بیمارستان «بی‌قانون»! همه ما می‌دانیم صرفه‌جویی هنر است. هنر هم که نزد ما ایرانی‌هاست و بس. ما باید این هنر ملی را به رخ جهانیان بکشیم پس دستورالعملی تدوین کرده‌ایم که از این پس در این بیمارستان لازم‌الاجراست. با یک مثال شروع ... #bighanoon #safoorabayani
خانم‌ها! آقایان! پرسنل شریف و زحمتکش بیمارستان «بی‌قانون»! همه ما می‌دانیم صرفه‌جویی هنر است. هنر هم که نزد ما ایرانی‌هاست و بس. ما باید این هنر ملی را به رخ جهانیان بکشیم پس دستورالعملی تدوین کرده‌ایم که از این پس در این بیمارستان لازم‌الاجراست. با یک مثال شروع می‌کنیم.

فرض کنید یک بیمار تصادفی با وضعیت وخیم وارد اورژانس می‌شود. یک پایش شکسته و مشکوک به ضربه مغزی است. به جای هزینه کردن برای گچ و آتل و عکس رادیولوژی می‌توان بیمار را با یک آمپول هوا راحت کرد. نه نه! سرنگ حیف است، سرنگ آلوده به ويروس HIV هم که باشد باز می‌شود برای یک بیمار مبتلاي دیگر استفاده کرد. بهترین راه استفاده از کپسول اکسیژن است که از ارتفاع مناسب روی سر بیمار رها می‌شود. عذاب وجدان نداشته باشید، طرف الان هم نمی‌مرد می‌رفت بیرون دوباره یک بلایی سرش می‌آمد. اصلا اگر راه رفتن بلد بود زیر ماشین نمی‌ماند.

اگر بیمار اصرار داشت زنده بماند سعی کنید با کمترین هزینه روند درمان را طی کنید. عکس از جمجمه لازم نیست. یک کلام از خود بیمار بپرسید «خوبی؟» اگر خوب بود که خوب است دیگر، اقدام درمانی دیگری لازم نیست. اگر هم نبود یک مسکنی چیزی بدهید که سردردش کم شود. مسکن که می‌گوییم منظورمان مورفین و این‌ها نیست ها. نهایتا استامینوفن 325 آن هم یک نصفه. اگر سرش هنوز درد می‌کرد، برایش قصه بگویید تا سرگرم شود. می‌توانید قصه مرگ دردناک بیمارهای قبلی را تعریف کنید تا از زنده بودن خود نهایت لذت را ببرند و درد را فراموش کنند.

پای شکسته را دیگر باید آتل گرفت اما چرا با پلیمرهای جدید و یا حتی گچ؟ درخت‌های حیاط بیمارستان شاخه‌های محکم و خوبی دارند که جان می‌دهد برای آتل بستن. به جای بستن آن با باند و گاز هم از بند جعبه شیرینی‌هایی که عیادت کنندگان برای بیمارها می‌آورند استفاده کنید.

اگر بیمار هنوز از خدمات راضی نبود راضی‌اش کنید. می‌توانید بیمار تخت کناری را که حتی همین امنیت روانی را هم ندارد نشانش دهید. توجه کنید که بیمار تخت کناری بیماري است كه دچار سکته‌ شده است و به جای الکتروشوک از لولوخورخوره برای شوک دادن به او استفاده می‌شود. هر چقدر به ولتاژ بالاتری نیاز باشد لولوخورخوره -که یکی از پرسنل خدوم بیمارستان در لباس خون آشام است- دندان‌هایش را تیزتر و تبرش را به گردن بیمار نزدیک‌تر می‌کند.
.
بقیه در کامنت اول 👇👇👇👇
Read more
(جنون قسمت دوم) چند روز بعد دوباره روی همون پله تنه ای از همون دختر خوردم و اگه میله کنار پله ها رو نگرفته ...
Media Removed
(جنون قسمت دوم) چند روز بعد دوباره روی همون پله تنه ای از همون دختر خوردم و اگه میله کنار پله ها رو نگرفته بودم پرت می شدم پایین.اما اون بی توجه پله هارو تند تند بالا رفت و ناپدید شد.دوباره عصبانی شدم اما یه حسی بهم می گفت:کارش از روی عمده.روز بعد دقیقا همونجا تنه محکمی بهم زد طوری که هرچی سعی کردم تعادلم ... (جنون قسمت دوم)

چند روز بعد دوباره روی همون پله تنه ای از همون دختر خوردم و اگه میله کنار پله ها رو نگرفته بودم پرت می شدم پایین.اما اون بی توجه پله هارو تند تند بالا رفت و ناپدید شد.دوباره عصبانی شدم اما یه حسی بهم می گفت:کارش از روی عمده.روز بعد دقیقا همونجا تنه محکمی بهم زد طوری که هرچی سعی کردم تعادلم را حفظ کنم نشد و از پنج تا پله سقوط کردم و سرم به لبه پله پایینی خورد.درد خفیفی توی سرم پیچید و یه لحظه چشام سیاهی رفت.با حیرت بهش نگاه کردم.بالای پله ها ایستاده بود و یه لبخند موذیانه روی لبش بود.از جام بلند شدم و لباسهامو تکوندم.هنوز با همون لبخند اون بالا وایساده بود و با غرور به من زل زده بود.سرش داد کشیدم که:دیوونه چته؟چرا اینکارا رو میکنی؟مگه آزار داری؟قهقهه ای سر داد و کمی رو به پایین خم شد و آهسته گفت:دوست دارم بعد با دست بهم اشاره کرد که دنبالش برم.معنی کاراشو نمی فهمیدم.صداش که می گفت:دوست دارم مدام توی سرم تکرار میشد.خوب شد اون موقع کسی اونجا نبود که ما رو ببینه.بی اختیار دنبالش راه افتادم.خرامان خرامان راه میرفت و صدای کفشهای پاشنه بلندش توی سالن می پیچید.نمیدونم چرا هیچ کس اون طرفا نبود.نفسم به شماره افتاده بود و احساس می کردم اصلا انرژی ندارم.کنار سه گوشه دیوار ته راهرو به دیوار تکیه داد و من دو سه قدمیش ایستادم.زیبایی چهره و قد بلند و خوش فرمش واقعا محسور کننده بود.پوست سفید صورتش توی مقنعه سیاه مثل قرص ماه میدرخشید و لبای گرد و قلوه ایش که با رژلب قرمز تندی که زده بود توی صورتش خودنمایی می کرد.چشای عسلی روشن و درشتش و درست توی چشام قفل کرده بود.نمیتونستم از جام تکون بخورم.انگار هیپنوتیزم چشاش شده بودم.با چشای دریده همچنان بهم خیره شده بود و شیطنت از چشاش می بارید.دوباره با صدای لطیفش گفت:دوست دارم.برام قابل باور نبود که اینقدر راحت این جمله رو بیان می کرد.لبام بهم چسبیده بودن و مسخ شده بودم.مات و مبهوت نگاش می کردم و نمی تونستم درست نفس بکشم.آروم به سمتم قدم برداشت و باهام چهره به چهره شد و بعد از مکثی کوتاه گونمو بوسید و به سرعت به طرف خروجی راهرو دوید.صدای تق تق کفشاش توی سرم می پیچید اما مثل مجسمه سرجا خشکم زده بود.داغی بوسش هنوز روی گونم بود و قلبم اونقدر تند میزد که قفسه سینم بالا و پایین میشد.همیشه توی فیلما از این صحنه ها دیده بودم اما باورم نمیشد که خودم یه روز تجربش کنم.به سختی به سمتش چرخیدم و سایشو دیدم که میان نوری که از بیرون می تابید باریک و باریکتر شد تا اینکه ناپدید شد... ادامه دارد
با سپاس(مهرا)
Read more
. تو فیلم تروی یه سکانس فوق‌العاده داشت اریک بانا در نقش پسر پادشاه تروی،تو جنگ تن به تن با برادرِ ...
Media Removed
. تو فیلم تروی یه سکانس فوق‌العاده داشت اریک بانا در نقش پسر پادشاه تروی،تو جنگ تن به تن با برادرِ آشیل( برد پیت)که لباس داداش شو پوشیده بود، به خیال اینکه با آشیل میجنگه،اونو میکشه! برد پیت برای انتقام بهش میگه میکشمت نه برای اینکه کشته باشمت، برای اینکه به همه ثابت کنم چقدر احمق بودی که فکر میکردی ... .
تو فیلم تروی یه سکانس فوق‌العاده داشت
اریک بانا در نقش پسر پادشاه تروی،تو جنگ تن به تن با برادرِ آشیل( برد پیت)که لباس داداش شو پوشیده بود، به خیال اینکه با آشیل میجنگه،اونو میکشه!
برد پیت برای انتقام بهش میگه میکشمت نه برای اینکه کشته باشمت، برای اینکه به همه ثابت کنم چقدر احمق بودی که فکر میکردی میتونی منو شکست بدی!

بعد هم مثل سگ میکشتشو میبندتش به ارابه!
حکایت امروز ماست!
چقدر اححححمق بودن اونایی که فکر میکردند جلیلی انگلیسی بلد نبود و اشتون و به حجاب دعوت میکرد ولی الان ظریف میره انگلیسی با اشتون مذاکره میکنه لبخند میزنه همه تحریم ها برداشته میشه!
چقدر احمق بودن!
چقدر ابله بودن اونایی که فکر میکردن طرف یه کلید از جیب عباش در میاره، بقیه زبون دنیا رو بلد نیستن فقط این بلده و همه قفل ها رو باز میکنه!
چقدر گاو بود!
چقدر احمق بودن اونایی که فکر میکردند الان میرن تو قلب راکتور اتمی بتن میریزن، از اون ور آمریکا و آلمان میان کارخونه بنز و بوئینگ تو ایران میزنن و به خوده آلمان و آمریکا صادر میکنن!
چقدر بیشعور بودن اونایی که فکر میکردن الان تو کاخ سفید سفره هفت سین انداختن و اوباما نشسته دعای تحویل سال میخونه و فوت کنه به وزارت خارجه
چقدر گوساله بودن این جماعت برده فکری غرب که فکر میکردن اگر با گرگ کاری نداشته باشن، گرگ هم بهت کاری نداره!
چقدر خرفت بودن اونایی که وقتی ما میگفتیم آمریکا جنگ ارزی میکنه، #جنگ_ارزی currency war!
برای جنگ،نیاز به اشراف اطلاعاتی هست، آمریکا اینجا سفارت نداره ولی با مکانیزم FATF که دولت روحانی تعهد داده،ریز تراکنش های مالی ایران و رصد میکنند و در آینده فروپاشی ارزش ریال رقم میخوره!
دلار قیمتش میترکه!
گوساله سر از ماتحت خر در نمیورد، اندازه گاو حالیش نبود، میومد میگفتFATAخیلی هم خوبه مبارزه با پولشوییه،توهم توطئه دارید!
بزارید امیرکبیر زمان کلید بندازه همه قفل ها رو باز کنه!
گوسفند تو پولشویی میدونی چیه؟
چقدر نفهم بودن وقتی ما میگفتیم لغو تحریمی در کار نیست،این استراتژی هویج و چماقه
هویج نشونت میدن تا میایی برداری با چماق میزنن تو سرت صدای سگ بدی!
همونجوری که تو سر قذافی و صدام زدن!
چقدر گفتیم پروژه فروپاشی از درون شوروی رو در دستور کار قرار دادن احمقا!
اوباما رسماً گفت!
صبح تا شب پای ماهواره نشسته بودن و لنگ و پاچه سالومه و گوگوش و دید میزدن!
طرف تو همین اینستاگرام برام کامنت گذاشت دعا میکنم سرطان بگیری و درد بکشی که مخالف آسایش ملتی
حالم از هرچی آدم نفهم غربزده کودنه به هم میخوره!
احمق های جهان سومی
Read more
سرنوشت هاىِ "شير تو شير" و "كيفر" تكان دهنده يك ستاره دنباله دار، صحنه اى از فيلم "قيامتِ عشق" با حضور ...
Media Removed
سرنوشت هاىِ "شير تو شير" و "كيفر" تكان دهنده يك ستاره دنباله دار، صحنه اى از فيلم "قيامتِ عشق" با حضور "فرشته جنابى" و عزت انتظامى به كارگردانى هوشنگ حسامى در سال هزار و سيصد و پنجاه و دو خورشيدى: طلوع و غروبِ يك "ستاره محو شونده" در سينماىِ ايران، آغاز و انجام "فرشته جنابى" كه با فيلم "زن يكشنبه" وارد ... سرنوشت هاىِ "شير تو شير" و "كيفر" تكان دهنده يك ستاره دنباله دار، صحنه اى از فيلم "قيامتِ عشق" با حضور "فرشته جنابى" و عزت انتظامى به كارگردانى هوشنگ حسامى در سال هزار و سيصد و پنجاه و دو خورشيدى: طلوع و غروبِ يك "ستاره محو شونده" در سينماىِ ايران، آغاز و انجام "فرشته جنابى" كه با فيلم "زن يكشنبه" وارد سينما شد، زيبايى و بى پروايى او را به طرف توجه فيلم فارسى سازان تبديل كرد و از اوايل دهه پنجاه تا انقلاب اسلامى، در ده فيلم نقش آفرينى كرد، اما سرنوشت و تقدير هميشه از اسرارآميزترين چيزها هستند. شروعِ طوفانى او اما با تراژدى تمام شد، از "زن يكشنبه" به "مهدى مشكى" و "گذر اكبر" رسيد، پنج دقيقه بوسه جنجالى در فيلم "شيرتوشير" از لب هاىِ پرويز كاردان، تا نمايش هماغوشى بسيار جسورانه با فرامرز صديقى در "برهنه تا ظهر با سرعت" و "طوطى" و صحنه هاىِ اروتيك و بدن برهنه اش در "قيامت عشق" در آغوش عزت انتظامى. او يكباره همه معيارهاى رايج و حريم هاىِ موجود را شكست و استاندارد تازه اى در نمايش برهنگى "رو" كرد، جامعه اما همزمان مشتاق ديدن برهنگى بيشتر و گرفتار عذاب وجدان بود، با چشم هايي باز بسته و استغفاركنان، او يك ستاره گذرنده و محو شونده بود، شبيه ترين كاراكتر به "زن اثيرى" بوف كور، يكباره پيدا شد، يكباره برهنه شد و يكباره قلع و قمع شد. سرنوشتى اسطوره اى شبيه زيبارويان يونانى، طرف حسادت خدايان و يكباره مسخ شدن، اوايل انقلاب، دادگاه ويژه هنرمندان با حكم "صادق خلخالى"، به صورت غيابى او را به دليل فيلم "برهنه تا ظهر با سرعت" به اعدام محكوم كرد، اما اين حكم "به شكل مرموزى" اجرا نشد، او زنده ماند اما معلوم نبود "كجا" و به چه دليل، انگار معامله اى پنهانى رخ داده باشد، زنده ماندن به شرط ديده نشدن، بودن و شايد "با عشق مردن"، دهه هفتاد، اوج افسردگى، انزوا، خودتخريبى و جنونِ "فرشته" بود، اعتياد و خانه نشينى با زهر تنهايى و گمنامى، و جنابِ "فرشته مرگ" يكباره در خرداد ماه سال هفتاد و هفت بر "فرشته جنابى" ظاهر مى شود، شناسنامه اش در پنجاه سالگى باطل مى شود، مثل سوراخ شدن بليط قطار، مثل پايان يك سفر نرفته، او "درد نشان" انحطاط همواره پيشرونده جامعه ايرانى بود، براى عده اى "لكه ننگ سينما"، براى جماعتى "مارلنه ديتريش آينده" سينماى ايران و براى گروهى هم يك "فاحشه طاغوتى"، او هر چه بود، تمام شد، اما "جنابى هاىِ يواشكى" سينماى ايران تمام نشدند، عطش براى ديدن برهنگى، سكس و پورن به اوج خودش رسيده و ما سر در برف فرو كرده ايم. اينجا "كافه نوستال" است، صداىِ راستين خاطرات و يادگارهاىِ ملت ايران.
Read more
ديدين طرف رژيم داره ، ميره رستوران سالاد سفارش ميده و با خيال راااااحت خِرت خِرت همه رو ميخوره و تهشم ...
Media Removed
ديدين طرف رژيم داره ، ميره رستوران سالاد سفارش ميده و با خيال راااااحت خِرت خِرت همه رو ميخوره و تهشم ميگه آخييييش كم كالري به بدنم رسوندم ؟!؟🤔🤔 براي اون دسته از عزيزان با اين سبك تئوري : گلم ، اوني كه روش پنير پارمزان داره ، يا سس اش پر روغن زيتونه ، يا نودل تو سالادته ، يا كلي حبوبات و آجيل داره ، معلومه ... ديدين طرف رژيم داره ، ميره رستوران سالاد سفارش ميده و با خيال راااااحت خِرت خِرت همه رو ميخوره و تهشم ميگه آخييييش كم كالري به بدنم رسوندم ؟!؟🤔🤔
براي اون دسته از عزيزان با اين سبك تئوري :
گلم ، اوني كه روش پنير پارمزان داره ، يا سس اش پر روغن زيتونه ، يا نودل تو سالادته ، يا كلي حبوبات و آجيل داره ، معلومه كه سيرت ميكنه ، اما كالري هم داره قشنگم ! 😆
بچه ها ، من يه بار مربي ورزشم بهم گفت :
صبا جان بيايم به بدنت شوك بديم ! چند روز فقط ميتوني سالاد بخوري ؟!؟ 🧐
منم كه خوب از ديدم سالاد يني همين عكسايي كه ورق دارين ميزنيد بود ، گفتم بعله ! به راحتيييي👻 و مربيمم خوشحال شد كه من ميتونم خويشتن داري كنم و سالاد بخورم ! سرتون رو درد نيارم، اومدم خونه ، كينوا پختم ، كوس كوس ، لوبيا سفيد ، چيتي ، فيله مرغ مرينيت شده ، فيله گوساله ، سلمن دودي ، انواع سبزيجات جينگوله مستوني ! انواع بري ها ! اجيل مخصوص سالاد ! با چند مدل سس ، همه رو اماده كردم و گذاشتم تو يخچال كه هرموقع گشنم شد فقط سالاد بخورم 🙃🙃🙃 خوب من نميدونستم سالاد تو ذهن مربيم صرفا كاهو پيچ و خيار و گوجه و ليمو و روزي ٢ ق غ روغن زيتون بود !
🤷🏼‍♀️🤷🏼‍♀️🤷🏼‍♀️🤷🏼‍♀️
از كجا بايد ميفهميدم ؟! خوب از ديد من سالاد خيلي گسترده است 🤣🤣 آقا ما شروع كرديم ! منم كه چون گفته بود بهم هر موقع گشنت شد سالاد ، كلا تو روز گشنه بودم! فَك ام درد گرفته بود و لمس بود از جويدن ، ولي بازم گشنه ام بود ! كل روز لاي در يخچال بودم ! شب شد و سرديم كرد 🤭 اونم با عرقيات رد كرديم و رفت و بعد دو روز ، تمرين داشتم ! رفتم رو وزنه 🤦🏼‍♀️ ١/٥ كيلو اضافه شده بودم ! 😭 وقتي ازم پرسيد بنده خدا كه : مگه جز سالاد خيار و كاهو و گوجه چي خوردي ؟ فقط سعي كردم سكوت كنم ، و بگم : مربي نازنينم ! همون طور كه ورزش از ديد من ، يني نهايت هفته اي ٣ تا ١ ساعت و از ديد شما يني هر روز و كل روز ، تعريف سالاد هم از ديد شما با من اموزشگاه دار متفاوته 😆😆 خلاصه سعي كردم تو لفّافه و ملافه بپيچم و سوسكي رد كنم!
برا اينه كه چون اسمش سالاد هست ، نبايد خودمون رو خفه كنيم ! بيايم مثل صبا نباشيم 🤣😂🤣😂
ولي اين دوره سالاد رو بياين كه ساچ وو يني !
🌽مدرس :
سراشپز عمران
جمعه _هشتم تير
براي منو و دريافت هزينه دوره فقط با ما تماس بگيريد عزيزان .
از پاسخ در دايركت معذورم
٠٢١٢٢٧٩٥٨٩٠
٠٩١٩٨٠٢٨٢٤٣
Read more
مامان گونه‌اش را خراشید و یه جور خاصی بغل گوش خاله گفت: اون خانم که می‌رقصه، مست، مسته! شنیدم و فکر ...
Media Removed
مامان گونه‌اش را خراشید و یه جور خاصی بغل گوش خاله گفت: اون خانم که می‌رقصه، مست، مسته! شنیدم و فکر کردم مستی چیه؟ چرا مامان این‌قدر تعجب کرده. رفتم جلوتر. اون خانم طوریش نبود. فقط خیلی خوشگل می‌رقصید. یه پسر هم‌سن خودم اون‌جا وایساده بود یه جور بدی به خانمه نگاه می‌کرد. ازش پرسیدم: تو می‌دونی مستی ... مامان گونه‌اش را خراشید و یه جور خاصی بغل گوش خاله گفت: اون خانم که می‌رقصه، مست، مسته!
شنیدم و فکر کردم مستی چیه؟ چرا مامان این‌قدر تعجب کرده. رفتم جلوتر. اون خانم طوریش نبود. فقط خیلی خوشگل می‌رقصید. یه پسر هم‌سن خودم اون‌جا وایساده بود یه جور بدی به خانمه نگاه می‌کرد. ازش پرسیدم: تو می‌دونی مستی چیه؟
یه‌دفعه عصبانی شد. مشت محکمی زد تو دلم و دوید طرف خانمه، دستش رو کشید و داد زد: مامان دیگه بسه! بیا بریم خونه!
اوخ چقدر دلم درد می‌کنه ..................
#ایران #کرمان #مهمانی #درد #دعوا #پرتره #پرتره_نگاره #کودک #عکاسان_ایران #کانون_عکاسان_ایران #عکاسخانه #جامعه #عکاسی📷 #انجمن_عکاسان_ایران #عکس #مامان‌بازی
#iran #kerman #baby #people #ig_kerman #rangkhand #photography #play #Iran_aks_mobile #akas_khoone #photo #teravel #amaturism_photographers
Read more
 #دل_درد داداش #کمپین کیلو چند ؟ یک عزیزی دایرکت داده میگه شما هم در کمپین #نه_به_خرید_خانه و #نه_به_خرید_ماشین_صفر ...
Media Removed
#دل_درد داداش #کمپین کیلو چند ؟ یک عزیزی دایرکت داده میگه شما هم در کمپین #نه_به_خرید_خانه و #نه_به_خرید_ماشین_صفر و #نه_به_خرید_طلا شرکت کن استاد من و امثال من چندین ساله عضو این کمپینها هستیم اون زمان که اون اقا داشت به بنگاه املاکی میگفت عیب نداره پولش مهم نیست من از همین پنت هاوس ... #دل_درد

داداش #کمپین کیلو چند ؟
یک عزیزی دایرکت داده میگه شما هم در کمپین #نه_به_خرید_خانه و #نه_به_خرید_ماشین_صفر و #نه_به_خرید_طلا شرکت کن

استاد
من و امثال من چندین ساله عضو این کمپینها هستیم

اون زمان که اون اقا داشت به بنگاه املاکی میگفت عیب نداره پولش مهم نیست من از همین پنت هاوس خوشم اومده
عیب نداره همین ویلا رو برام قولنامه کن
ما داشتیم به بنگاهی محل میگفتیم دو نفریم با یک بچه

اون زمان که اون اقا داشت به نمایشگاه دار میگفت دیگه زیر دو هزار و هفده نباشه
ما داشتیم از صاحب قبلی پرایدمون میپرسیدیم دیگه کجاهاش رنگ داره

اون زمان که طرف به خانمش میگفت تو فقط بگو از کدوم خوشت اومده طلا و برلیانش مهم نیست
ما داشتیم به طلافروش میگفتیم اقا تروخدا دیگه بیشتر از این از پولش کم نذار به خدا همینم مجبوریم بفروشیم

اون زمان که طرف داشت به دکترش میگفت ده تومن بیشتر میدم فقط چند میل نوک دماغم رو بالاتر بگیر
ما داشتیم به اقای دکتر میگفتیم اقا هر کدوم خیلی لازمه درست کن روکش هم نمیخواد فقط تروخدا کمتر حساب کن به خدا پس انداز بچه ها رو از بانک برداشتیم

اره اساتید
اره عزیزان دل
ما خیلی وقته عضو این کمپین ها هستیم

ما خیلی وقته همونقدر که باید میخریم
همونقدر که باید میخوریم
فقط همونقدر که دستمون پیش کسی دراز نباشه

همونقدر

#مرد_باشید ماشینهای میلیاردیتون بفروشید
مرد باشید از ویلا و خونه های میلیاردیتون بگذرید
مرد باشید پس اندازتون رو بریزید توی #بازار_کار
#کمپین_ایجاد_اشتغال راه بندازید
#کمپین_فروش_ماشین_خارجی #کمپین_فروش_ویلا فروش پنت هاوس

ولمون کنید بگذارید با توی دروازه و از کناره دروازه گفتنهای گزارشگرای #جام_جهانی دلمون خوش باشه و سرمون گرم
Read more
 #یادداشت‌هایی_که_هیچ_وقت_منتشر_نشد #شماره_شش بعضی از آدما تکلیفشون با خودشون روشن نیست؛ ...
Media Removed
#یادداشت‌هایی_که_هیچ_وقت_منتشر_نشد #شماره_شش بعضی از آدما تکلیفشون با خودشون روشن نیست؛ درست مثل کسایی که می‌رن کافه و اسپرسو سفارش می‌دن، بعد از ویتر می‌خوان که براشون شکر بیاره؛ درست مثل من که تنها جنگیدن رو خوب یاد گرفتم اما تنها بودن رو نه. به نظر من آدم‌ها در دنیای روابط به سه دسته تقسیم ... #یادداشت‌هایی_که_هیچ_وقت_منتشر_نشد

#شماره_شش
بعضی از آدما تکلیفشون با خودشون روشن نیست؛ درست مثل کسایی که می‌رن کافه و اسپرسو سفارش می‌دن، بعد از ویتر می‌خوان که براشون شکر بیاره؛ درست مثل من که تنها جنگیدن رو خوب یاد گرفتم اما تنها بودن رو نه. به نظر من آدم‌ها در دنیای روابط به سه دسته تقسیم می‌شن. دسته اول کسایی هستن که تنهان، از تنها بودن لذت می‌برن و بین نشستن گوشه خونه و کتاب خودن، با رفتن به اون ور و اون ورتر گزینه اول رو انتخاب می‌کنن. به نظرم دسته اول اگر شاعر و نویسنده هم نباشن، هنرمندن. یعنی هنرمند متولد می‌شن، هنرمند زندگی می‌کنن و هنرمند می‌میرن. اما دسته دوم کسایی هستند که تحمل چشیدن طعم تنهایی برای چند لحظه رو هم ندارن، اینا دقیقا همونایین که تا طعم شیرین آدامس تموم میشه به اولین جایی که دستشون برسه می‌چسبوننش. اینا حتی اگه شاعر و نویسنده هم باشن تا آخر عمرشون هیچ پخی نمی‌شن. من آدم حسودی نیستم اما ناخواسته در دسته سوم قرار گرفتم، آدم‌هایی که تنها هستن اما تنها نیستن. اینا دقیقا نمیدونن کجای جهان ایستادن، هر روز سر کار میرن و از همکارشون سوال میکنن امروز چند شنبس. اینا نه نویسنده می‌شن، نه شاعر و نه هنرمند. اینا آدم‌های هستن که عاشق لواشک ملسن و حتی تو فسنجون هم شکر می‌ریزن چون یاد نگرفتن از یک طعم نهایت لذت رو ببرن. شاید سر همینه که روزنامه‌نگار می‌شن تا تو کار این و اون سرک بکشن. امثال من متولد شدیم تا برای بقای اسم‌هایی بجنگیم که گاهی حتی خودشون هم حال جنگیدن ندارن و اینکه چرا ماها رو تو قطعه شهدای گمنام خاک نمی‌کنن هنوز برام عجیبه؛ این یک واقعیته، هیچ روزنامه‌نگاری اسمش در هیچ جای تاریخ ثبت نخواهد شد و هیچ روزنامه‌‌نگاری #یادداشت‌های_منتشر_نشدس به درد هیچ کسی نمی‌خوره. این دسته از آدما تنها متولد می‌شن، در یک جای شلوغ زندگی می‌کنن و تنها می‌میرن. تنهایی مثل یه تنور می‌مونه که از هر طرف بهش بچسبی بازم فرقی نمی‌کنه. فقط باید در زمان مناسب بیای بیرون چون اگه زود بیای باز می‌فرستنت داخل و اگه دیر بیای بیرون دیگه به درد کسی نمی‌خوری. بعضی وقت‌ها 88 دقیقه مونده به دوازده‌تنهایی کنار یک اتوبان می‌ایستم و تا جایی که می‌تونم داد می‌زنم تا شاید یادم بره چقدر برای نسوختن زمانه کمه. شاید همه اینا بهونه بود تا چالز بوکوفسکی بگه: «ما برای ادامه دادن، هیچ‌ کسی را نداریم، جز خودمان و این کافی‌ست.» #شهاب_دارابیان #مازوخیسم #تنهایی #داستانک #یادداشت #تهران #تو #من #داستان_من #دلنوشته #چالز_بوکوفسکی
عکس از رفیق جان:
@sahar._.shamsi
Read more
برخلاف آقایان که معمولا دارای شخصیت بصری هستند، خانم‌ها شخصیتی سمعی دارند. بدین معنی که خانم‌ها ...
Media Removed
برخلاف آقایان که معمولا دارای شخصیت بصری هستند، خانم‌ها شخصیتی سمعی دارند. بدین معنی که خانم‌ها بیشتر از طریق شنیدن تحت تاثیر قرار می‌گیرند. لذا این نیاز طبیعی آن‌هاست که با همسر خود گفت‌وگو و درد دل کنند و انتظار داشته باشند که همسرشان هم با آنان گفت‌وگو و موقعیت و شرایط آنان را درک کند. مانند این ... برخلاف آقایان که معمولا دارای شخصیت بصری هستند، خانم‌ها شخصیتی سمعی دارند. بدین معنی که خانم‌ها بیشتر از طریق شنیدن تحت تاثیر قرار می‌گیرند. لذا این نیاز طبیعی آن‌هاست که با همسر خود گفت‌وگو و درد دل کنند و انتظار داشته باشند که همسرشان هم با آنان گفت‌وگو و موقعیت و شرایط آنان را درک کند. مانند این خانم که از یک طرف به دلیل شرایط شغلی همسرش، دور از خانواده‌ خود زندگی می‌کند و از طرفی به گفته او وقتی همسرش از سرکار می‌آید، کم حرف می‌زند و این مسأله او را آزار می‌دهد.

به راستی در چنین شرایطی که یک خانم از یک طرف دور از خانواده خود و از طرفی هم شریک زندگی او کم حرف است، باید چگونه تنهایی خود را برطرف کند؟

مسلما شرایط این خانم باتوجه به دوری از خانواده خود و تنهایی ایشان، قابل درک است، ولی با این حال باید توجه داشت که نباید نسبت به تفاوت‌ها و تمایزات فردی و جنسیتی غافل ماند.

مثلا؛ باید توجه داشت که افراد درون‌گرا کمتر از افراد برون‌گرا و آقایان نیز کمتر از خانم‌ها صحبت می‌کنند.

از این رو اگر آقایی درونگرا باشد، میزان حرف زدن او نیز کمتر خواهد شد و ربطی به همسر این خانم ندارد و بسیاری از خانم‌ها از موضوع کم حرفی شوهران خود شاکی هستند!

بنابراین توجه به این نکته که همسر این خانم تنها این خصوصیت را ندارد؛ بلکه همسران دیگری هم چنین خصوصیتی دارند، می‌تواند به حفظ آستانه صبر و تحمل این خانم کمک کند.

در ادامه جهت رفع تنهایی پیشنهاد می‌شود به نکات ذیل توجه و بکار بسته شود: - خانم خانه باید تلاش کند در یک فرصت مناسب، نیاز خود را به گفت‌وگوی بیشتر برای همسر خود تبیین کند.
- کوتاه صحبت کند.
- درباره مواردی صحبت کند که مورد علاقه همسرشان باشد. - از تمرکز بیش از اندازه بر روی همسر اجتناب شود، بلکه توصیه می‌شود با فعالیت‌های هنری، ورزشی، مهارتی، علمی، مذهبی و... خود را از تنهایی نجات داد. مسلما فعالیت‌های ورزشی فکر انسان را مشغول و انرژی او را تخلیه می‌کند و از طرفی زمینه‌ای برای پیدا کردن دوستان جدید نیز فراهم می‌شود. - به جای آنکه تنها وقتی با دیگران هستید زندگی کنید، از اوقات تنهایی خود لذت ببرید. - در صورتی شرایط و تفاهم لازم وجود داشته باشد، تجربه مادری نیز در این عرصه به این خانم کمک خواهد کرد.. #خانواده #محبت #زندگی #رابطه #دل #دوستی #همسر_خوب #همسر #زندگی_خوب #همسر #عشق #احساسات #کم_حرفی #تنهایی
Read more
. . طرف مسخره میکنه خدا آیاتش پیامبراش و ... هر چی خلاصه کلی هم به خیال خودش آدم حسابیه فکر میکنه ...
Media Removed
. . طرف مسخره میکنه خدا آیاتش پیامبراش و ... هر چی خلاصه کلی هم به خیال خودش آدم حسابیه فکر میکنه حالیشه فکر میکنه چ با کلاسیه ! کافیه همین طرف مثلا سرطان و مرض صعب العلاج بگیره یا به هر سبک درد بیدرمون دچار شه ! اگر اهل تعقل باشه یک ذره محتمله خدا بهش رحمی کنه و فکری کنه و بفهمه دنیا چی به چیه و کی ... .
.
طرف مسخره میکنه
خدا
آیاتش
پیامبراش
و ... هر چی خلاصه
کلی هم به خیال خودش آدم حسابیه
فکر میکنه حالیشه
فکر میکنه چ با کلاسیه !
کافیه همین طرف مثلا سرطان و مرض صعب العلاج بگیره یا به هر سبک درد بیدرمون دچار شه ! اگر اهل تعقل باشه یک ذره محتمله خدا بهش رحمی کنه و فکری کنه و بفهمه دنیا چی به چیه و کی به کیه ! اما پناه بر خدا باید برد واقعا و چه قدر جای دلسوزی داره اون کر و کور و گنگی که نمیفهمه کر و کور و گنگه ! و چون راه دلش به اسمون با سنگینی گناه سد شده هیچ درکی روحش از عالم دیگه نداره و از چهارپاها زندگیش شاید به مراتب هم پست تره ! صرفا مشغول خوردن و شهوت رانی و ببخشید ولی واقعیت شاید همون چریدنه ! تا عمرش سر بیاد و .... آرزو کنه کاش اصلا خاک بودم ....
.
.
.
.
آن کس که بداند و بداند که بداند
اسب خرد از گنبد گردون بجهاند
آن کس که بداند و نداند که بداند
آگاه نمایید که بس خفته نماند
آن کس که نداند و بداند که نداند
لنگان خرک خویش به منزل برساند
#آن_کس_که_نداند_و_نداند_که_نداند
در جهل مرکب ابدالدهر بماند
.
.
.
.
.
اگر به دلتون خدا اذن دعا و مناجاتی داد و اگر چشم و گوش و زبان دلتون کمی از جهان ماده فراتر ها رو لمس کرد برای همه مستضعفین واقعی و بالاخص اونهایی ک مطلق کر و کور و لالند و حتی نمیفهمند ! بیش از سایرین دعا کنید !
خدا به روح و جان های همه ماها نگاه کنه ! که قطعا انسان و حیوان بسییییییی متفاوتند ! و زیستن صرفا حیوانی و بدون ارتباط با عوالمی دیگر بزرگ ترین خسارت ها برای هر انسانی است اگر البته بفهمد !!!
.
.
.

#مناجات_با_خدا #مناجات #دعا #شعبان #آخرین_روزهای_شعبان #خدا #خداوند #اسلام #دین #شیعه #موسی .
.
.
.
Read more
. . میخوام صادقانه بگم از وقتی فهمیدم یک تعدادی آشنا اومدن تو پیجم رسما دست و پام تو نوشتن بسته شده ...
Media Removed
. . میخوام صادقانه بگم از وقتی فهمیدم یک تعدادی آشنا اومدن تو پیجم رسما دست و پام تو نوشتن بسته شده چون یک سری حرفها که میخوای بزنی آشنا جماعت احتمال داره ک بفهمند منظورت کیه و این مساله رو نمی پسندم از طرفی هم از اونجایی که رکورد دار بلاک هم هستم و یک جورایی خیلی بلاک کردم ولی باز بالاخره یافته ... .
.
میخوام صادقانه بگم
از وقتی فهمیدم یک تعدادی آشنا اومدن تو پیجم رسما دست و پام تو نوشتن بسته شده
چون یک سری حرفها که میخوای بزنی آشنا جماعت احتمال داره ک بفهمند منظورت کیه و این مساله رو نمی پسندم
از طرفی هم از اونجایی که رکورد دار بلاک هم هستم 😂😉 و یک جورایی خیلی بلاک کردم ولی باز بالاخره یافته شدن طبیعیه و حتما هم میگم خیر و صلاح بوده کمی میگم خوب حله بی خیال پس ...
.
.
.
اما بعد ببینید هر کسی از درک خودش حرف میزنه
منم مثل بقیه
شاید یک تفاوتم فقط با خیلی ها دیگه این باشه که با طیف بسیار گسترده ای معاشرت ها داشتم و تجاربم کمی فقط احتمالا بیشتر باشه ... حتی خودمم اعتقاد و باورهای الانم رک و راست بخوام بگم برای سالهای قبل زندگیم خیلی مسخره بوده 😐😅 و اینجوری بگم ک خودم به شخصه و تنهایی هم فکر کنم یک طیف گسترده از چپ چپ تا بگو راست راست یعنی زیر و رو شده کل مخم
سر همین ها قشنگ میفهمم تو مخ بسیاری ها چیه ، چون حال و روزهای قدیم خودمه و یا الان و یا مابین این دو زمان .... از طرف دیگه چون طیف معاشرانم هم خیلی زیادی گسترده بوده تفکرات و حرفها و زندگی و خلاصه خیلی چیزها از خیلی ها دیدم
شاید سر همین تجارب بسیار گسترده ای که در حد خودم دارم یک ذره حرف هام به درد بتونه بخوره .... برای همینم می نویسم .... هر چند صادقانه صادقانه میگم نهایت تلاشم ناشناس کامل فعالیت بوده و حتی الانم اولویتم همینه.... ولی خوب نمیشه هم همیشه اونچه خودت اولویت هاته رخ بده ... پس میگم خیره هر کی میاد هم چ کنم خلاصه خخخ مجبورم بگم خوش اومدید😐😉😅 ....
.
.
.
اما بعدتر کل تجربه خودم رو در چند خط میخوام بچلونم و خلاصه کنم و بگم شاید به درد ولو یک نفر بخوره ....
سبک زندگی یک عادته ! سختی تغییر عادت هم مال ابتداشه بعد عادی میشه ! سعی کن پس با عادت هایی زندگیت رو سپری کنی که ته این بازی برنده باشی نه بازنده ! و با کسی دوست بشو که همیشه به دردت بخوره نه فقط تو خوشی یا الان و فردا نه !!! بهترین دوست ممکن از جهت حتی عقل هم خداست ! با خدا رفیق شو همین هم دنیات حالت خوب میشه هم آخرتت ان شاءالله و هم پشتت همیشه به یک قدرت محکم چون وصله راحتی ...
رفیق شدن با خدا هم خیلی ساده است یک قدم تو جلو بیا اون خیلی جلو میاد ....
یک قدم تو ممکنه سوال کنی چی مثلا !؟
هیچی بسته به الانت مثلا اگر نماز نمیخونی حتما دیگه بخون به خدا بگو به خاطر تو میخونم هر چند شاید هیچی حالیم نشه
اگر اهل گناه های خاصی یکی اش رو حداقل به خاطر خدا ترک کن
و ...
.
.
.
راستی محض تاکید مجدد هر کسی هم از ظن خودش یار سایرین میشه 😉
.
Read more
<span class="emoji emoji1f49c"></span> گفتم ‏"می‌خوام برگردم به چند سال پیش و معکوس زندگیِ الانم قدم بردارم. هرکاری قبلا کردم دقیقا برعکسشو ...
Media Removed
گفتم ‏"می‌خوام برگردم به چند سال پیش و معکوس زندگیِ الانم قدم بردارم. هرکاری قبلا کردم دقیقا برعکسشو انجام بدم. قطعا اینجا نبودم، شاید احترام الان رو نداشتم. احتمالا یه آدم خیلی خیلی معمولی بودم. ولی حتما حالم بهتر بود." یه تکه از شکلات تخته‌ای رو شکوند و گفت "می‌خوای شعرو ول کنی یا هواپیماهاتو؟" ... 💜
گفتم ‏"می‌خوام برگردم به چند سال پیش و معکوس زندگیِ الانم قدم بردارم. هرکاری قبلا کردم دقیقا برعکسشو انجام بدم. قطعا اینجا نبودم، شاید احترام الان رو نداشتم. احتمالا یه آدم خیلی خیلی معمولی بودم. ولی حتما حالم بهتر بود."
یه تکه از شکلات تخته‌ای رو شکوند و گفت "می‌خوای شعرو ول کنی یا هواپیماهاتو؟" (علاقه‌مندیامو میشناخت. می‌دونست خیلی وقته نقطه اتصالم به زندگی فقط همیناس)
مثل این بود که وسط سقوط از پرتگاه به یک طناب چنگ زده باشی. طنابی که دو دستی گرفتیش و تورو زنده نگه داشته ولی داره دستت رو می‌بُره، هر لحظه ممکنه پاره شه و بیفتی... هرچند گاهی انتخابِ سقوط کردن تکلیفت رو روشن می‌کنه اما رها کردن طناب هم حس خوبی نداره!
گفتم "نه! الان ولشون نمی‌کنم. ولی گاهی آرزو می‌کنم کاش زندگیم طوری رقم می‌خورد که اینجا نبودم، خیلی چیزا رو نمی‌فهمیدم، خیلی آدما رو نمیشناختم، خیلی کارارو نمی‌کردم...."
به شکلات تو دستش اشاره کردم و گفتم" تو تا وقتی شکلات نخوردی، دلت برای طعمش تنگ نمیشه! من بزرگ‌ترین لذت‌های دنیارو تجربه کردم، ولی حالا بزرگ‌ترین درد رو دارم، درد از دست دادنشون رو!
یه روزی بهترین دوست دنیارو داشتم.حالا نیست
یه روزی شعر خوندن حالمو خوب می‌کرد، الان تسکینم میده ولی غمگین‌ترم می کنه
یه روزی دوستم داشتن، یه روزی یه کسایی رو دوست داشتم...
یه روزی بلد بودم زندگی کنم، حالا انگار هیچی بلد نیستم"
گفت: "عوضش تو لذت‌هایی رو تجربه کردی که خیلیا هیچ‌وقت نداشتن!"
کدوم مهم‌تر بود؟ تجربه‌ی خوردن شکلات؟ یا دیگه هیچ‌وقت نخوردنش؟ کفه‌ی اول ترازو لذت‌های زندگیم بود. کفه‌ی دوم از دست دادنشون. حالا مدت‌ها بود طرف دوم داشت سنگینی می‌کرد. و این یعنی دلتنگی برای همه‌چیز، و بی حسی نسبت به همه‌چیز. این مساله، زندگی این روزهامو توجیه می‌کرد. سردرگمی همینجا بود"
گفتم" آره. پیچیده‌س. عین قضیه مرغ و تخم مرغه. همیشه سعی کردم بزرگ باشم، تجربه‌های بزرگ بخوام، شادی‌های غیرمعمولی، اتفاقات خاص.... ولی این روزا میگم کاش یک آدم معمولی بودم با لذت‌های کوچیکی که همیشگی بود. چیزایی که از دستشون ندم. شادی‌هایی که ازم نگیرنشون.
میدونی آدمایی که کم‌تر میدونن خوشحال‌ترن. هرچی بیشتر تجربه کنی و بدونی اندوهت عمیق‌تر میشه. دیگه نمی‌خوام بیشتر از این تجربه کنم. نمی‌خوام بیشتر از این از دست بدم..."
یه نفس عمیق کشید و گفت "شکلات تلخه. می‌خوری؟"
.
#اهورا_فروزان
#نوشتنی #تنهاتر_از_خودم
💜
متن در #کانال موجوده. شب‌بخیر
.
پ.ن: تاحالا شده دلتون بخواد برگردید و همه‌چیزو عوض کنید؟
Read more
‌ ‌سالروز درگذشت صادق هدایت‌ . نویسنده مشهور قرن معاصر، صادق هدایت 19 فروردین 1330 در پاریس خودکشی ...
Media Removed
‌ ‌سالروز درگذشت صادق هدایت‌ . نویسنده مشهور قرن معاصر، صادق هدایت 19 فروردین 1330 در پاریس خودکشی کرد و سپس در گورستان پرلاشز پاریس دفن شد او را به همراه بزرگ علوی و صادق چوبک پدران داستان نویسی نوین ایران میدانند هرچند از زندگی او سخن بسیار میتوان گفت اما شاید خالی از لطف نباشد نوشته خودش را ...
‌سالروز درگذشت صادق هدایت‌
.
نویسنده مشهور قرن معاصر، صادق هدایت 19 فروردین 1330 در پاریس خودکشی کرد و سپس در گورستان پرلاشز پاریس دفن شد
او را به همراه بزرگ علوی و صادق چوبک پدران داستان نویسی نوین ایران میدانند
هرچند از زندگی او سخن بسیار میتوان گفت اما شاید خالی از لطف نباشد نوشته خودش را درباب معرفی اش بخوانیم؛
من همان قدر از شرح حال خودم رَم می‌کنم که در مقابل تبلیغات آمریکایی مآبانه. آیا دانستن تاریخ تولدم به درد چه کسی می‌خورد؟ اگر برای استخراج زایچه‌ام است، این مطلب فقط باید طرف توجّه خودم باشد. گرچه از شما چه پنهان، بارها از منجّمین مشورت کرده‌ام، اما پیش‌بینی آن‌ها هیچ وقت حقیقت نداشته. اگر برای علاقهٔ خوانندگان است؛ باید اول مراجعه به آراء عمومی آن‌ها کرد چون اگر خودم پیش‌دستی بکنم مثل این است که برای جزئیات احمقانهٔ زندگیم قدر و قیمتی قائل شده باشم. بعلاوه، خیلی از جزئیات است که همیشه انسان سعی می‌کند از دریچهٔ چشم دیگران خودش را قضاوت بکند و ازین جهت مراجعه به عقیدهٔ خود آن‌ها مناسب تر خواهد بود مثلاً اندازهٔ اندامم را خیاطی که برایم لباس دوخته بهتر می‌داند و پینه‌دوز سر گذر هم بهتر می‌داند که کفش من از کدام طرف ساییده می‌شود. این توضیحات همیشه مرا به یاد بازار چارپایان می‌اندازد که یابوی پیری را در معرض فروش می‌گذارند و برای جلب مشتری به صدای بلند جزئیاتی از سن و خصایل و عیوبش نقل می‌کنند.
از این گذشته، شرح حال من هیچ نکتهٔ برجسته‌ای در برندارد نه پیش آمد قابل توجهی در آن رخ داده نه عنوانی داشته‌ام نه دیپلم مهمی در دست دارم و نه در مدرسه شاگرد درخشانی بوده‌ام بلکه بر عکس همیشه با عدم موفقیت روبه‌رو شده‌ام. در اداراتی که کار کرده‌ام همیشه عضو مبهم و گمنامی بوده‌ام و رؤسایم از من دل خونی داشته‌اند به‌طوری‌که هر وقت استعفا داده‌ام با شادی هذیان‌آوری پذیرفته شده‌است. روی‌هم‌رفته موجود وازدهٔ بی‌مصرف قضاوت محیط دربارهٔ من می‌باشد و شاید هم حقیقت در همین باشد.
نگارنده: احسان
Read more
سوگند " خدایا به آسمان بلندت سوگند، به عشق سوگند، به شهادت سوگند، به علی سوگند، به حسین سوگند، به روح ...
Media Removed
سوگند " خدایا به آسمان بلندت سوگند، به عشق سوگند، به شهادت سوگند، به علی سوگند، به حسین سوگند، به روح سوگند، به بی نهایت سوگند، به نور سوگند، به دریای وسیع سوگند، به امواج روح افزا سوگند، به کوههای سر به فلک کشیده سوگند، به شیپور جنگ سوگند، به سوز دل عاشقان سوگند، به فداییان از جان گذشته سوگند، به درد ... سوگند " خدایا به آسمان بلندت سوگند، به عشق سوگند، به شهادت سوگند، به علی سوگند، به حسین سوگند، به روح سوگند، به بی نهایت سوگند، به نور سوگند، به دریای وسیع سوگند، به امواج روح افزا سوگند، به کوههای سر به فلک کشیده سوگند، به شیپور جنگ سوگند، به سوز دل عاشقان سوگند، به فداییان از جان گذشته سوگند، به درد دل زجرکشیده گان سوگند، به اشک یتیمان سوگند، به آه جانسوز بیوه زنان سوگند، به تنهایی مردان بلند سوگند که من عاشق زیبائیم. چه زیباست همدردعلی شدن، زجر کشیدن، از طرف پست ترین جنایتکاران تهمت شنیدن، از طرف کینه توزان بی انصاف نفرین شنیدن، چه زیباست در کنار نخلستان های بلند در نیمه های شب، سینه داغدار را گشودن و خروشیدن و با ستارگان زیبای آسمان سخن گفتن، چه زیباست که دراین موهبت بزرگ الهی که نامش غم و درداست، شیعه تمام عیارعلی شدن".
.
.
.
#وقتی_که_عقل_عاشق_میشود_عشق_عاقل_میشود_انگاه_شهید_میشوی....
Read more
* آقا راستش از اولشم ما آدمی بودیم که توو عمل انجام شده قرار میگرفتیم, و الا از همون باری که گفتیم دیگه ازین به بعد این پشت دست اینم داغ, قرار بود حواسمون به دلمون باشه, ینی یه جورایی بنا بود چار قفله ش کنیم, آقا خدا میدونه توو همین حس و حالا و فکر و خیالا بودیم که یه آن به خودمون اومدیم دیدم نشستیم رو صندلی ... *
آقا راستش از اولشم ما آدمی بودیم که توو عمل انجام شده قرار میگرفتیم, و الا از همون باری که گفتیم دیگه ازین به بعد این پشت دست اینم داغ, قرار بود حواسمون به دلمون باشه,
ینی یه جورایی بنا بود چار قفله ش کنیم,
آقا خدا میدونه توو همین حس و حالا و فکر و خیالا بودیم که یه آن به خودمون اومدیم دیدم نشستیم رو صندلی گوشه سالن و خیره به زمین واسش درد دل میکنیم و اونم سراپا گوش,
آقا اصن بار اولی که کنار همون میز گوشه سالن, وسط درددلامون یهو دستمونو گرف توو دستش, ناخداگاه چشممون افتاد به همون داغ پشت دستمون, اون لحظه کسه دیگه یی اونجا نبود که شاهد بگیریمش, ولی خو خدا یادشه, به رو خودش نمیاره,
یه نگا به داغه کردیم یه نگا به دلمون, دیدیم خداییش بیمعرفتیه طرف دله رو نگیریم, آقا نمیدونی با چه بغضی ذل زده بود توو چشامون,
گذشت....
آقا الان چن وقتیه داغ پشته دسته تا یه گوشه گیر میارتمون چپ چپ نگا میکنه و زیر لبی میگه یادته؟ یادته میگفتم نکن, بیا, الان خوب کردی طرف دلو گرفتی؟
سرمونو میندازیم پایین, چیزی نداریم بگیم.
آقا کلی حرف داریم که بزنیما ولی خب حوصله یی نمونده دیگه, خسته ییم....
آقا این روزا حالمون خوش نی..
#سیگار_داری؟
Read more
شاید “درد” را از هر طرف بخوانی درد داشته باشد اما “درمان” که نباشی “نامرد” می شوی . .
Media Removed
شاید “درد” را از هر طرف بخوانی درد داشته باشد اما “درمان” که نباشی “نامرد” می شوی . . شاید “درد” را از هر طرف بخوانی درد داشته باشد

اما “درمان” که نباشی “نامرد” می شوی . .
. حیران و دیوانه، راه می روم و در جانم فریاد ها است. در مملکت چه خبر است؟؟ روز شهادت مادر، با سلاحی مسلح ...
Media Removed
. حیران و دیوانه، راه می روم و در جانم فریاد ها است. در مملکت چه خبر است؟؟ روز شهادت مادر، با سلاحی مسلح به میخ های در، به جان بچه های مادری می افتند که رد میخ در هنوز بر سینه اش باقی است؟؟ در حکومت شیعه علوی؟؟ و بعد دولت شیعی مملکت از سربازانش سلاح و حتی یک سپر را دریغ میکند و میگوید به نظاره بنشین سنگ و میخ ... .
حیران و دیوانه، راه می روم و در جانم فریاد ها است.
در مملکت چه خبر است؟؟ روز شهادت مادر، با سلاحی مسلح به میخ های در، به جان بچه های مادری می افتند که رد میخ در هنوز بر سینه اش باقی است؟؟ در حکومت شیعه علوی؟؟ و بعد دولت شیعی مملکت از سربازانش سلاح و حتی یک سپر را دریغ میکند و میگوید به نظاره بنشین سنگ و میخ و قمه و تیر بخور که ما پز بدهیم به فرانسوی ها که نظامیانمان را مقابل اوباش خون ریز بی اسلحه و بی تیر میفرستیم وسط جنگ شهری؟؟
طرف بچه شیعه بی گناه را با اتوبوس زیر میگیرد و میگوید "حالا شده"؟؟ و بعد این اراذل هنوز نفس میکشند؟؟ خدای من! با ناموس مملکت چه کنند تا گوشه چشمی بچرخانید به میان مردم؟؟
حالا میفهمم وقتی از مدافعان حرم دردتان میگیرد قصه چیست. درد از حرم نیست. درد از دفاع است سوریه یا تهران چه فرقی میکند وقتی کاخ شمایان مطلا است
Read more
یکسال گذشت از اتفاقی که خیلی دل هارو به درد آورد یکسال گذشت از درد هایی که اشک به بار آورد یکسال گذشت ...
Media Removed
یکسال گذشت از اتفاقی که خیلی دل هارو به درد آورد یکسال گذشت از درد هایی که اشک به بار آورد یکسال گذشت از ساعتهایی که هرکدوم یکسال گذشت یکسال گذشت از روزایی که برای بعضیا دیگه نگذشت یوسفی تو این یکسال مردم خیلی لطف داشتن، خیلیا شرمندمون کردن، ولی هنوز یکماه نگذشته از این اعتراضات و شلوغی هایی که ... یکسال گذشت از اتفاقی که خیلی دل هارو به درد آورد
یکسال گذشت از درد هایی که اشک به بار آورد
یکسال گذشت از ساعتهایی که هرکدوم یکسال گذشت
یکسال گذشت از روزایی که برای بعضیا دیگه نگذشت
یوسفی
تو این یکسال مردم خیلی لطف داشتن، خیلیا شرمندمون کردن، ولی هنوز یکماه نگذشته از این اعتراضات و شلوغی هایی که توش همین آتش نشان ها رو کتک زدن، ماشین هاشون رو تخریب کردن، لباساشون رو از تنشون درآوردن و دزدیدن و .....
همه هم میگن طرف مقابل بوده، حرفی هم نیست، دم شما گرم که وایسادین و نگاه کردین و هیج کاری نکردین،ولی بدونین هیچ فرقی نداشتین با اونایی که اینکارا رو کردن، دم شما گرم که به حرف حمایت میکنید و تو شلوغیا ما رو با چوب و سنگ میزنید! دم شما گرم!!
#پلاسکو #آتش_نشانی #آتشنشانی #آتش_نشان #پلاسکو⚫ #پلاسکو🔥 #پلاسکو_تهران #اعتراضات_سراسری #تخریب #کتک_زدن #ما_به_کارمون_ادامه_میدیم
Read more
دلم براتون یه ذره شده بود<span class="emoji emoji2764"></span><span class="emoji emoji1f60d"></span> Ep101 تاپ وبکهیون که تازه رسیده بودن مات به صحنه مقابلشون نگاه میکردن سهون ...
Media Removed
دلم براتون یه ذره شده بود Ep101 تاپ وبکهیون که تازه رسیده بودن مات به صحنه مقابلشون نگاه میکردن سهون با تمام توانی که سراغ داشت جلوی خودش رو گرفت تا فریاد نزنه وزمین وآسمون رو به هم نریزه با اخرین ذره توانش نیزه رو از قفسه سینه نازلی بیرون کشیدوکمی اون طرف تر پرتش کرد تیارا اما انگار فراموش کرده ... دلم براتون یه ذره شده بود❤😍
Ep101
تاپ وبکهیون که تازه رسیده بودن مات به صحنه مقابلشون نگاه میکردن
سهون با تمام توانی که سراغ داشت جلوی خودش رو گرفت تا فریاد نزنه وزمین وآسمون رو به هم نریزه
با اخرین ذره توانش نیزه رو از قفسه سینه نازلی بیرون کشیدوکمی اون طرف تر پرتش کرد
تیارا اما انگار فراموش کرده بود دخترش یه خون آشامه،یه دورگس،یه دورگه بیش فعال
باصدای جیغ تیارا تمام گرگای باقی مونده راهو اومدشونو برگشتن وبه سرعت دور شدن
تور با ابروهای درهمش نگاه میکرد،توقع هرچیزی رو داشت،غیر از اون عکس العمل زودهنگام سهون.نمیدونست باید خوشحال باشه یا ناراحت،فقط تصمیم گرفت اون لحظه اونجا نباشه،اون صحنه براش حسابی آشنا بود،اذیتش میکرد،دور شد،غیب شد،رفت
تاپ که زودتر از همه به خودش اومده بود نزدیک شد جلوی سهون زانو ونازلی رو از توی آغوشش بیرون کشید،روی دستاش بلندش کرد وبه راه افتاد
...
کلافه توی اتاقش قدم رو میرفت وچیزی زیر لب میگفت،انگار داشت خودشو دعوا میکرد.درد داشت،اما نمیدونست از کدوم ناحیس،یه درد عجیبی که سررشته نداشت
شاید کمی هم بغض،عصبانیتی که نمیدونست چجوری کنترلش کنه وترسی که تمام جونشو فراگرفته بود
با تقه ای که به درب خورد سریع پشتش رو به درب کرد تا مادرش که پشت درب منتظر بود که وارد شه چهره اشفتش رو نبینه
تیارا که حالش دست کمی از سهون نداشت با تامل وارد شدودرب روبست
سهون دست به کمر دست دیگشو جلوی دهنش مشت کرده بودو باچشمهای بسته داشت خودشو کنترل میکرد تا حرکتی ازش سرنزنه
تیارا اروم اروم نزدیک شدوپشت سرش ایستاد
باصدایی که به زحمت شنیده میشد پرسید:خوبی؟
این چه سوالی بود؟جوابشومیدونست اما باید با پسرش حرف میزد
سهون سرشو به معنی نه تکون داد
اروم بازوی سهون رو گرفت وخواست به سمت خودش بچرخونتش تا صورتش رو ببینه که سهون مقاومت کردوبرنگشت
اشکاش روی گونش لغزیدن وچشمهاشو باز کرد
دستشو از جلوی دهنش برداشت وبه کمرش گذاشت
سرشو زیر انداخت وبینیشو بالا کشید
تیارا دیگه اصراری به برگشتن سهون نکردوپیشونیش رو به بازوی پسرش تکیه داد
سهون لبشو محکم گزیدواروم گفت:من چیکار کردم...
وچشمهاشو محکم روی هم فشردو از اشک خالیشون کرد
دوباره چشمهاشو باز کردوسر بلند کرد:چه غلطی کردم
تیارا-صدای نفساشو میشنوی؟
سهون سرشو تکون داد
تیارا-حالش خوبه
سهون-چطور تونستم؟چطور تونستم...
سرشو از روی تاسف برای خودش تکون دادوگفت:این چه دردیه..؟!
تیارا خواست لب باز کنه که سهون ادامه داد:این دیگه چجورشه؟دیگه دارم کم میارم
سربلند کردوبااعتراض گفت:سهون این حرفارو نزن
سهون-بریدم دیگه...
#he_is_my_son_6
Read more
بچه های این دوره زمونه 🤐.. . . #حرکت های جنین .. بچه ها از همان ابتدا هم در حال حرکت هستند و این حرکات اولیه از 6 تا 8 هفتگی بارداری با استفاده از سونوگرافی قابل دیدن است. البته مادر ممکن است تا چند هفته بعد این حرکات کوچک را احساس نکند چون جنین هنوز آنقدر کوچک است که نمی تواند یک ضربه قوی قابل حس کردن ... بچه های این دوره زمونه 🤐😅😅😓..
.
. #حرکت های جنین ..
بچه ها از همان ابتدا هم در حال حرکت هستند و این حرکات اولیه از 6 تا 8 هفتگی بارداری با استفاده از سونوگرافی قابل دیدن است. البته مادر ممکن است تا چند هفته بعد این حرکات کوچک را احساس نکند چون جنین هنوز آنقدر کوچک است که نمی تواند یک ضربه قوی قابل حس کردن به مادرش بزند.
اولین بار چه زمانی حرکات جنین را احساس می کنم؟
حرکات جنین از حدود بیست هفتگی به بعد برای مادر قابل حس کردن است؛ اما اگر هفته بیست بارداری را رد کردید و هیچ حرکتی در درونتان احساس نکردید، لازم نیست بیش از حد نگران شده یا دست و پای خود را گم کنید. بعضی از مادرها هستند که بعد از هفته بیست و دوم این حرکات را احساس می کنند و این مسئله کاملا طبیعی است. اگر پیش از این تجربه بارداری داشتید یا در یک محیط آرام و روستایی زندگی می کنید، این احتمال وجود دارد که بتوانید حرکات جنین خود را در هفته 17 تا 18 بارداری احساس کنید. از طرف دیگر اگر جفت به جای عقب به جلوی رحم چسبیده باشد، حس کردن حرکات جنین در رحم کمی سخت تر می شود.
وقتی جنینم حرکت می کند، چه حسی به من دست می دهد؟
مادرها معمولا اولین حرکت جنین خود را به بال زدن تشبیه می کنند و به سختی می توانند این حرکت را از حباب های گاز تشخیص دهند اما در هفته های بعد حرکات جنین دیگر به این ظرافت نبوده و به دیواره رحمتان لگد خواهد زد. بین هفته 24 تا 28 بارداری حرکات جنین آن ‌قدر قوی است که شما یا همسرتان با قرار دادن یک دست روی شکم می توانید این حرکات را ردیابی کنید و در نهایت احتمالا قادر به تشخیص شکل پا یا آرنج نوزاد روی شکمتان خواهید بود که از درون به دیواره رحم ضربه می زند.
وقتی حرکات جنین را احساس می کنم، مشغول چه کاری است؟ اولین حرکاتی که جنین انجام می دهد شامل خم شدن و باز کردن دست ها و پاهایش است. سکسکه های جنین معمولا از یازده هفتگی آغاز می شود که به دلیل توسعه سیستم عصبی جنین است اما شما تا چند هفته بعد هم قادر نخواهید بود پرش های ریتمیک ناشی از سکسکه را در رحم تان احساس کنید. اگر ناگهان در قفسه سینه تان احساس درد کردید و درد خیلی سریع رفع شد، احتمالا سر جنین به قفسه سینه تان برخورد کرده است. او در این مرحله یک چرخش 180 درجه ای دارد و برای به دنیا آمدن آماده می شود.
Read more
رنج چه الان باشه چه سالها قبل، طعمش یکسانه. درد و از هر طرف و هر زمان بخونی درده. یه درد و رنج که تموم ...
Media Removed
رنج چه الان باشه چه سالها قبل، طعمش یکسانه. درد و از هر طرف و هر زمان بخونی درده. یه درد و رنج که تموم بشه، یه درِ دیگه برات باز میشه که ... رنج چه الان باشه چه سالها قبل، طعمش یکسانه.
درد و از هر طرف و هر زمان بخونی درده.
یه درد و رنج که تموم بشه، یه درِ دیگه برات باز میشه که ...
سزارین بهتر است یا زایمان طبیعی؟ این سوالی است که بیشتر خانم های باردار دارند،در این مطلب سعی شده ...
Media Removed
سزارین بهتر است یا زایمان طبیعی؟ این سوالی است که بیشتر خانم های باردار دارند،در این مطلب سعی شده به طور کامل به تشریح مطلب بپردازیم: چرا سزارین رواج پیدا کرد در سال‌های اخیر در مقطعی تعداد متخصصان زنان و زایمان به دلیل مهاجرت به خارج و … به میزان قابل توجهی کاهش یافت. انجام زایمان طبیعی احتیاج ... سزارین بهتر است یا زایمان طبیعی؟

این سوالی است که بیشتر خانم های باردار دارند،در این مطلب سعی شده به طور کامل به تشریح مطلب بپردازیم:

چرا سزارین رواج پیدا کرد

در سال‌های اخیر در مقطعی تعداد متخصصان زنان و زایمان به دلیل مهاجرت به خارج و … به میزان قابل توجهی کاهش یافت. انجام زایمان طبیعی احتیاج به حضور و آمادگی شبانه روزی متخصصان زنان و زایمان داشت بنابراین با کمبود تعداد متخصصان نسبت انجام زایمان طبیعی برای همه در آن دوره خیلی امکان پذیر نبود. از طرف دیگر تمام روش‌های زایمان بی درد که این روزها در دنیا رایج شده است متاسفانه در اکثر مراکز ایران اجرا نمی‌شود یا به طور ناقص اجرا می‌شود. درد زایمان یکی از دردهای بسیار شدید پزشکی است و برای کاهش آن امروزه در دنیا از روش‌هایی چون یوگا، لاماز، طریقه تنفس صحیح، بیهوشی با گاز، طب سوزنی، زایمان در آب و زایمان اپیدورال یا بی‌حسی از کمر استفاده می‌شود که متاسفانه بیشتر این روش‌ها به صورت محدود در بیمارستان‌های اندکی در تهران انجام می‌شوند یا آنقدر تعداد بیماران زیاد است که بیمارستان‌ها واقعا امکان انجام این همه زایمان با اپیدورال یا با روش‌های دیگر را ندارند. درحالی که سزارین فقط در عرض نیم ساعت انجام می‌شود و بیماران هم فکر می‌کنند پزشکان با عمل سزارین از بیماران‌شان راضی‌تر هستند.

چراهمه از سزارین سر صبح راضی هستند!

وقتی یک سزارین سر صبح و نیم ساعته انجام می‌شود همه راضی‌تر هستند و خستگی کمتر خواهد بود و بیماردرد کمتری دارد. امروزه هم بیماران تحمل دردشان کم است و حوصله ندارند و هم برای متخصصان زنان و زایمان انجام یک سزارین تمیز و بدون مشکل سر صبح خیلی راحت تر است تا یک زایمان طبیعی ساعت ۲ نیمه شب که چند بار هم ممکن است طی آن ضربان قلب جنین بیفتد و دلهره و اضطراب به پزشک و بیمار منتقل شود. اینها همه.... .
دوستان عزیزادامه مطلب در قسمت تغذیه و بهداشت مادر - بهداشت مادران. در سایت نی نی عسل میباشد. مادرهای باردار رو تگ کنید تا از مطلب فوق در سایت ما استفاده کنن.
Niniasal.com
Read more
. . بسم الله الرحمن الرحيم . . دردِدلي به قدمت تاريخ شيعه و به بهانه اتفاق دردناك نيجريه و شيخ بزرگوار ...
Media Removed
. . بسم الله الرحمن الرحيم . . دردِدلي به قدمت تاريخ شيعه و به بهانه اتفاق دردناك نيجريه و شيخ بزرگوار زكزاكي : . . من به حكم " كسي كه خودش رو به خواب زده نميشه بيدار كرد" با اون دسته ادما كه سفيد پوست هاي اروپايي رو نماد انسانيت و شايسته همدردي ميدونن ولي درد سياه پوستان افريقايي رو نميبينن كارى ... .
.
بسم الله الرحمن الرحيم
.
.
دردِدلي به قدمت تاريخ شيعه و به بهانه اتفاق دردناك نيجريه و شيخ بزرگوار زكزاكي :
.
.
من به حكم " كسي كه خودش رو به خواب زده نميشه بيدار كرد" با اون دسته ادما كه سفيد پوست هاي اروپايي رو نماد انسانيت و شايسته همدردي ميدونن ولي درد سياه پوستان افريقايي رو نميبينن كارى ندارم ...
.
.
با اون دسته ادماى دو رو كه اشك ميريزن براي انفجار #فرانسه ولي در قبال كشتار #منا جك ميسازن كارى ندارم...
.
.
من با ديپلمات ها، دولت ، رئيس جمهور، وزير امور خارجه و متعلقات كه از نصيحت حافظ فقط به قسمت" با دشمنان مدارا" اش عمل ميكنن و حتي گوشه چشمي به " با دوستان مروت" ندارن ، اصلا كارى ندارم ديگه... دليل اش ... بماند...
.
.
من با خانم ها و اقايون مدافع حقوق بشر كارى ندارم، چون حقيقتا نميدونم از نظر اونا بشر كه اصرار بر دفاع از حقوق اش ميكنن به چه موجوداتي إطلاق ميشه!!!! و اساسا چرا من فكر ميكنم كه بشر يعني همه بشر!!!
.
.
ديگه به اين فكر نميكنم كه چرا اعدام يه قاتل منافي حقوق بشره ولي كشتار وحشيانه يه سري آدم بيگناه به جرم داشتن اعتقاد مذهبي هيچي نيست! يعني اصلا ديده نميشه كه بخوايم بگيم چيه....
.
.
من با سازمان هاي بين المللي كه ديگه اصلا كاري ندارم! يعني از اولشم نداشتم... از اولشم اونا بين الملل كه ميگفتن منظورشون ماها نبوديم! ماها به خودمون گرفتيم و فكر كرديم ماها هم ملل ايم !!! از نظر اونا ما ملل نيستيم و اينكه ما چي هستيم، نميدونم... !!!!
.
.
با خودامون هم كاري ندارم كه فقط بلديم پست بذاريم و صداي ادعامون گوش فلك رو كَر كرده كه ما اهل #جهاد يم و خوني كه در رگ ماست و قص علي هذا!!!
ماهايي كه خواب #عافيت و #امنيت اجازه نداده بهمون كه مثل شيخ زكزاكي بزرگوار شبكه سازي كنيم براي شيعه! اخ ... نه... نميخواد شبكه سازي كنيم، فقط به تشكيلات شيعه لطف كنيم و شبكه سوزي نكنيم! از اين لشكر كم نكنيم بيشتر كردنش با أمثال شيخ زكزاكي ... .
.
.
اصلا من ديگه با هيچ كس و هيچ نهاد و سازماني كاري ندارم...
.
.
طرف حرفم فقط يه نفره:
اقاجان، مولا جان، ...
.
.
آيا هنوز آمدنت را بها كم است؟!
.
.
#آقا_آمدنت_دارد_سخت_میشود
#که_این_همه_خون_پایش_میرود...
.
.
#شیعیان_نیجریه
#مدافعان_حرمـ
.
.

#اللهم_عجل_لوليك_الفرج #نيجريه #شيخ_زكزاكي #زكزاكي #شيعه #ظلم #مظلوم #امن_يجيب_المضطر_اذا_دعاه_و_يكشف_السوء
#zakzaky #nigeria #shia #islam
#paris #terrorist #پاريس
Read more
رمضان هست و هستی چه کنم با این درد ؟ ماه من یک طرف ماه خدا یک طرف است
Media Removed
رمضان هست و هستی چه کنم با این درد ؟ ماه من یک طرف ماه خدا یک طرف است رمضان هست و هستی چه کنم با این درد ؟
ماه من یک طرف ماه خدا یک طرف است
با سامان ویلی تریپ کل داری / پس داری به جهنم بلیت مجانی / حواستون باشه دفعه بعد که قصه میگین / تو قصه هاتون ...
Media Removed
با سامان ویلی تریپ کل داری / پس داری به جهنم بلیت مجانی / حواستون باشه دفعه بعد که قصه میگین / تو قصه هاتون نباشه دیگه اسم ویلی / این دفعه تکی می خونم گرچه دو تاییم / راستی یادم رفت بپرسم بچه کجایین / خوشتیپای پایینید یا جوادای بالا / چون امسال شما ها نیستن طرفای ماها / جوادا نگین چرت و پرت از ویلسون / راکتارو ... با سامان ویلی تریپ کل داری / پس داری به جهنم بلیت مجانی / حواستون باشه دفعه بعد که قصه میگین / تو قصه هاتون نباشه دیگه اسم ویلی / این دفعه تکی می خونم گرچه دو تاییم / راستی یادم رفت بپرسم بچه کجایین / خوشتیپای پایینید یا جوادای بالا / چون امسال شما ها نیستن طرفای ماها / جوادا نگین چرت و پرت از ویلسون / راکتارو وردارین پارک ملت بدمینتون / دیگه اومده حالا هرچی تازه کاره وسط / همه میگن ویلی / چون که خ.ا.ی.ه مال منن / سبک حرف زدنتون مال لاله زاره فقط / منو کجا دیدی / آلبوم خاطرات ننت / رو کندی شاپ آهنگ دادین کارتون خفنه / مواظب باشین خوابتون نبره / چون توی این آهنگ نمی خوام شاخ بشم که / دو تا کلمه می خونم تا یاد بدم بهت / آهنگ پارتی می خونین دیگه فحش چیه / برای همین هر کی میشنوه میگه تخمیه / بابا برین شمال بزنید کلوچه / شبا برید خونه قبل این که غروب شه / پارتی چیه هر شب هستین شما تو کوچه / نمی دونی پارتیو می نویسن با کدوم ت / شلواراتون همه تنگ و همه پیرهنا سفید / پارتی چیه بابا شما باید سینما برین / ک.و.ن.ت می سوزه میگی اینا چه دافایی دارن / ولی همه جا از آهنگای ما ها میزارن / وقتی می خونی انگار می خونی لالایی واسم / تو مهمونی بزاری که ملت بالا میارن / کتک کاری هم بشه که فینچر میرینه / داریا با درد باید روی ویلچر بشینه / این دفعه دنبالتون نیست مامان با کفگیر / کار بد کردی دنبالته زاخار با هفت تیر / پس دست خالی نیاین یه وقت طرف ما چون / پیرهن سفیدت میشه پرچم ژاپن
Read more
... #دار_مکافات بودن #دنیا، گاهی چهره ی مشخص تری داره، گاهی هم پوشیده تر، اما چشم پوشی ای از طرف #خداوند ...
Media Removed
... #دار_مکافات بودن #دنیا، گاهی چهره ی مشخص تری داره، گاهی هم پوشیده تر، اما چشم پوشی ای از طرف #خداوند حکیم و عدالت گستر نداره،حتی اگر آدمی از روی غفلت و بی خبری باعث #ظلم و آزاری بشه، گذشتی برای او در کار نیست، تنبیه خواهد شد تا #میزان #الهی کفه ی برابر را نشان دهد و بنده عبرت بگیرد،در جایی خوندم که ... ...
#دار_مکافات بودن #دنیا، گاهی چهره ی مشخص تری داره، گاهی هم پوشیده تر، اما چشم پوشی ای از طرف #خداوند حکیم و عدالت گستر نداره،حتی اگر آدمی از روی غفلت و بی خبری باعث #ظلم و آزاری بشه، گذشتی برای او در کار نیست، تنبیه خواهد شد تا #میزان #الهی کفه ی برابر را نشان دهد و بنده عبرت بگیرد،در جایی خوندم که برای مثال #یعقوب #پیامبر هم چون به دلیلی سبب جدایی پسری از مادرش، که در پیش آنها کار می کرد شد، خداوند متعال او را سالها به درد جدایی #یوسف مبتلا کرد و تا #پسر ابتدا به پیش #مادر برنگشت، یوسف و یعقوب علیهما السلام نتوانستند یکدیگر را ببینند، بله روزهای مقرر شده ی خدا هم میگذره و مکافات عمل #دامن زندگی ما را خواهد گرفت و راه نجاتی نیست.خدایا ما را هدایت فرما تا دیگر دچار بلای مکافات عمل نشویم، آمین یا رب العالمين
...
#snowman #winter #snow #trees #landscape #nature #آدم_برفی #برف #زمستان #طبیعت
Read more
اگه حال دلم خوبه....سکوتم معجزه کرده......وگرنه خوب میدونم..که درد از هر طرف درد
Media Removed
اگه حال دلم خوبه....سکوتم معجزه کرده......وگرنه خوب میدونم..که درد از هر طرف درد اگه حال دلم خوبه....سکوتم معجزه کرده......وگرنه خوب میدونم..که درد از هر طرف درد
 #kyckling #ungsbakad #potatisgratäng . . فكر كنم يك هيجده ساعتى تو جا بودم....همه بدنم درد مى ...
Media Removed
#kyckling #ungsbakad #potatisgratäng . . فكر كنم يك هيجده ساعتى تو جا بودم....همه بدنم درد مى كرد و هنوزم درد مى كنه... ديشب يك قرص خوردم و خوابيدم، فكر كردم تا صبح خوب مى شم... ولى صبح از سردرد و ماهيچه درد مجبور شدم خونه بمونم و استراحت كنم. حالا ببينم تا فردا به چه حال و روزى مى رسم! . ديروز به ... #kyckling #ungsbakad #potatisgratäng .
.
فكر كنم يك هيجده ساعتى تو جا بودم....همه بدنم درد مى كرد و هنوزم درد مى كنه... ديشب يك قرص خوردم و خوابيدم، فكر كردم تا صبح خوب مى شم... ولى صبح از سردرد و ماهيچه درد مجبور شدم خونه بمونم و استراحت كنم.
حالا ببينم تا فردا به چه حال و روزى مى رسم!
.
ديروز به خيلى ها قول دادم دستور اين #خوراك_مرغ را كه خيلى راحت هست بگذارم.
#خوارك_مرغ_مريمى

تكه هاى مرغ را توى ظرف فر بچينين.
بعد سبزيجاتى مثل، كدو، پياز، بادمجان، سير، قارچ و جعفرى را خرد كنين و توى همون طرف بزارين. روش را ادويه هايى مثل، پودر پياز، گريل، نمك و فلفل بريزين.
بعد يك دونه استاك مرغ را توى اب جوش حل كنين و روى مرغ ها بريزين.
يك سس گوجه هم از ميكس گوجه و اويشن و ريحون روى سبزيجات بريزين و روش را حلقه هاى گوجه بزارين و بزارين توى فر.
اگر بخواين زودتر بپزه روش را فويل بكشين ولى روش را با چنكال سوراخ كنين كه هوا از توش بيرون بياد.
خدود يك ساعت و نيم توى فر كاملا پخته مى شه!
.
اميدوارم كه درست كنين و دوست داشته باشين!
.
قدر سلامتى را بايد دونست كه يك مريضى ساده همه زندگى ادم را به هم مى ريزه!
امروز اقاى همسرى كلى از من پذيرايى كرد و خدا را شكر كه غذا از مهمونى تعطيلات داشتيم!
.
.
خدايا هميشه شاكر داده هات هستم!🙏🏻🙏🏻
Read more
می دونی می خوام کجا برم می دونی می خوام چیکار کنم . می خوام برای کفترا یه خورده گندم ببرم .  اونجا ...
Media Removed
می دونی می خوام کجا برم می دونی می خوام چیکار کنم . می خوام برای کفترا یه خورده گندم ببرم .  اونجا که گنبدش طلاست با کفتراش پر بزنم . دوسش دارم اماممه در خونشو در بزنم .  بعضی شبا تو خونمون  بابام به مادرم می گه . می خوام برم امام رضا به خدا دلم تنگ دیگه . بابام می گه امام رضا مریضا رو شفا می ده ... می دونی می خوام کجا برم
می دونی می خوام چیکار کنم .
می خوام برای کفترا
یه خورده گندم ببرم .
 اونجا که گنبدش طلاست
با کفتراش پر بزنم .
دوسش دارم اماممه
در خونشو در بزنم .
 بعضی شبا تو خونمون
 بابام به مادرم می گه .
می خوام برم امام رضا
به خدا دلم تنگ دیگه .
بابام می گه امام رضا
مریضا رو شفا می ده .
دوای درد مردمو
از طرف خدا می ده .
 می خوام برم به مشهد و
 یه هفته اونجا بمونم .
تو حرم امام رضا
نماز حاجت بخونم .
بهش بگم امام رضا
مریضا رو شفا بده .
دوای درد مردمو
از طرف خدا بده .
 آقاجون می خوام بیام به مشهدت
به طواف کفترای گنبدت .
براشون یه کیسه گندم بیارم
خبر از دردای مردم بیارم .
 بهشون بگم برام دعا کنن
اونقدرتا که تو رو رضا کنن .
Read more
فصل ۸/قسمت ۱(قسمت ۶۳) : داستان از نگاه راوی : هری داد میزنه و شروع جنگ رو اعلام میکنه... هر دو گروه ...
Media Removed
فصل ۸/قسمت ۱(قسمت ۶۳) : داستان از نگاه راوی : هری داد میزنه و شروع جنگ رو اعلام میکنه... هر دو گروه به طرف هم هجوم اوردن . همه به هم حمله کردن . ولی ... هری و لیام روبه روی هم سر جاشون وایساده بودن . وسط جنگ ... هر لحظه قطرات خون بیشتری رو اون برف سفید ریخته میشد . خنجر هایی که قطره های خون ازشون چکه ... فصل ۸/قسمت ۱(قسمت ۶۳) :
داستان از نگاه راوی :
هری داد میزنه و شروع جنگ رو اعلام میکنه...
هر دو گروه به طرف هم هجوم اوردن .
همه به هم حمله کردن .
ولی ...
هری و لیام روبه روی هم سر جاشون وایساده بودن .
وسط جنگ ...
هر لحظه قطرات خون بیشتری رو اون برف سفید ریخته میشد .
خنجر هایی که قطره های خون ازشون چکه میکرد .
فریاد هایی که از روی درد زده میشد .
همشون نشانه هایی از شکست برای امیلی و گروهش بود .
برف دوباره شروع به باریدن کرد.
این بار با شدت بیشتری میومد.
که این جنگ رو برای هر دو طرف سخت تر میکرد .
نایل توی جنگ همزمان با سه نفر میجنگید.
ولی این وحشتناک بود...
چون نایل دیگه نمی تونست در برابر اون سه نفر مقاومت کنه .
کم کم ضعیف تر میشد .
ولی تمام توانشو جمع کرد و یکی از خنجراشو به سمت قلب یکیشون پرتاب کرد .
اما ....
در همون لحظه نفر دوم از فرصت استفاده کرد و ...
خنجرش رو تو قلب نایل فرو کرد .
نایل چند قدم به سمت عقب رفت و...
فریادی از روی درد کشید .
و با زانو روی زمین افتاد ....
دستش رو اورد بالا و اون خنجر رو به سختی از تو سینه اش در اورد .
خنجر رو انداخت زمین .
و بعد خودش افتاد رو زمین .
چشماش رو به ارومی برای همیشه بست .......
#LoversWillDie
پ.ن ۱ : این فصل اخرین فصله این داستانه !
پ.ن ۲ : اخرین کاور چطوره ؟
Read more
گاهی درست همان ادمهایی "تنهایمان" میکنند که هیچگاه حدس هم نمیزدیم میتوانند اینقدر بی تفاوت و سرد ...
Media Removed
گاهی درست همان ادمهایی "تنهایمان" میکنند که هیچگاه حدس هم نمیزدیم میتوانند اینقدر بی تفاوت و سرد برخورد کنند! احساسِ تنهایی را به وجود اوردن، کار سختی نیست. همین که بدون دلیل محو شویم. همین که بی دلیل خبر نگیریم. همین که دیگر گرم سلام نکنیم و همین که احساس خاص بودن را از ادمها بگیریم، انها را در ... گاهی درست همان ادمهایی "تنهایمان" میکنند که هیچگاه حدس هم نمیزدیم میتوانند اینقدر بی تفاوت و سرد برخورد کنند!
احساسِ تنهایی را به وجود اوردن، کار سختی نیست.
همین که بدون دلیل محو شویم. همین که بی دلیل خبر نگیریم.
همین که دیگر گرم سلام نکنیم و همین که احساس خاص بودن را از ادمها بگیریم، انها را در رابطه مان " تنها" کرده ایم.
به همین راحتی!
همین که توضیح ندهیم و برویم. همین که انها را نگاه نکنیم درست در زمانی که احتیاج به دیده شدنِ ما دارند یعنی "تنها" کردنشان.
وقتی ادمها در رابطه ها "تنها" شوند، "درد" شروع میشود.
ما همه از درون شبیه به یکدیگر درد میکشیم.
ما همه برای دیده شدن و حس شدن وارد رابطه ها میشویم.
میخواهیم خاص دیده شویم و دوست داشتنی باشیم.
میخواهیم مورد پذیرش قرار بگیریم و تنهایی مان را کمتر کنیم.
اگر بدانیم همه ی ما در نهایت با تمام تفاوت ها بسیار شبیه به یکدیگر درد میکشیم دیگر درد دیگری اضافه نخواهیم کرد.
مخصوصا دردِ "تنهایی" را !
ما همه به اندازه ی کافی ادمهایی را داشته ایم که ما را ندیده اند و با ما سرد بوده اند. که ما در کنارشان حتی "تنهاتر" هم شده ایم.
پس بیایید در رابطه هایمان شفاف تر و همدل تر باشیم.
اگر نظرمان نسبت به رابطه تغییر کرده است و احساسات ناخوشایندی داریم، در موردش با احترام و صمیمت صحبت کنیم و اندوهِ طرف مقابلمان را بپذیریم و همدلش شویم.
حتی اگر بخواهیم رابطه را تمام کنیم، این نوع تمام شدن دردش کمتر است. بسیار کمتر از مبهم تمام شدن!
#پونه_مقیمی
.
.
.
#سالاد_ميگو_سس_تارتار_نداپز
٢٠٠ گرم ميگو با كمي نمك و فلفل و جوزهندي و پودرسير و زنجبيل مزه دار كردم و بعد از يك ساعت درتابه اي كه كمي روغن زيتون داخلش ريخته بودم تفت دادم
كاهو پيچ و كاهو فرانسوي و خرد كردم و ميگو هارو روش ريختم
و با سس تارتار و روغن زيتون سرو كردم
براي سس تارتار
٤ عدد خيارشور متوسط ريز خرد شده
يك ق غ ليمو ترش تازه
يك عدد پياز كوچك ساطوري شده
١٠ ق غ سس مايونز
١ ق غ سس خردل
١ ق غ جعفري ساطوري شده
نمك و فلفل به ميزان لازم
همه رو مخلوط ميكنيم سپس آمادست
Read more
. سلااااااام حال و احوالتون چ طوراست خوبید ان شا الله ک از منم کسی بپرسه ب لطف خدا مثل همیشه عااااالی فقط خیلی شلووغم روزهایی ب شدت شلوغ و پر از انواع ترافیک های کاری و بالا و پایینی های حوادث و ... خلاصه اسمش رو میگذارم الحمدلله پر از زندگی و پر از خدا ان شا الله اما بعد از یک گوشه هایی بنویسم که کمی ... .
سلااااااام حال و احوالتون چ طوراست
خوبید ان شا الله ک
از منم کسی بپرسه ب لطف خدا مثل همیشه عااااالی
فقط خیلی شلووغم
روزهایی ب شدت شلوغ و پر از انواع ترافیک های کاری و بالا و پایینی های حوادث و ... خلاصه اسمش رو میگذارم الحمدلله پر از زندگی و پر از خدا ان شا الله
اما بعد از یک گوشه هایی بنویسم که کمی مشترک بشم باهاتون از امروزها
حرف برای زدن و موضوع خیلیه
اما اینو انتخاب میکنم
اطراف هممون شاهدیم
رابطه هایی طولانی بین دخترها و پسرها ک گاها مخفیه و گاها با اطلاع بسیاری از دوست ها و گاهی هم اقوام حتی
رابطه هایی ک صرفا برای یک طرف یک سرگرمی تلقی میشه شاید و اصلا جدی نیست و برای دیگری میشه همه زندگی و آرزو و خواب و خوراکش ...
یکی عین خیالش هم نیست دیگری بود یا نبود و فقط تو اوقات فراغت یا اوقات خالیش گاهی ساعت هاش رو باهاش پر میکنه و یک جوری اون تایم رو میگذرونه و اون یکی هزار جور حتی از دوری این یکی مریض میشه ...
اسمشون رو بگذاریم چی ؟
رابطه هایی ک یکی تا اون ته ته اش پای تمام بد و خوب اون یکی حاضره بمونه و حتی آبرو و سلامتیشم از دست میره گاهی
و دیگری هر چی نگاه میکنه میبینه خوب اونی ک میخوام ک نیست ...
رابطه هایی ک شاید خیلی اوقات صرف یک مصاحبت بی نهایت عادی شروع میشه و صرف فقط عادت و گاهی هم کاملا با اصرار یکی از دو طرف ادامه پیدا میکنه
و چ زیاد شدن این رابطه های یک سویه !
.
.
.
ته اینها طرف عاشق و وابسته هر کاریش کنی عقل رس نمیشه
و طرف دوم هم هر کاری کنی میگه اونی ک میخوام اخه نیست .
.
.
👈👈چ قدر از این ها میشناسی !!!؟؟
راه حلت چیه براشون
حرف هات
تجربه هات
و هر چی شنیدی و دیدی
و هر چی اصلا واسه این جور جماعت های متاسفانه درگیر و زیاد اگر دلت خواست بنویس شاید به درد یکی شون خورد ....
.
.
.
.
اما منم یک چیز کوچولو فقط میگم
اونم اینه
غالبا اون طرف عاشق و وابسته دخترها هستن به علت غلبه احساسات
و اون طرف بی تفاوت پسرها
چون عاقلانه تر گاها نگاه میکنند
فقط اینو میگم
هر چی در دسترس تر باشی
شاید داری نیازهایی که ازت داره رو به راحتی تامین میکنی
حتی نیاز به هم کلامی ساده ها !!! .
.
اما بعدتر
و جامعه به جایی رسیده ک بله اگر تو هم نباشی
دیگری و دیگری ها هستند ک بدون هیچ بها و تعهدی تامین کننده نیاز ها میشند .
.
.
اما بعدتر تر
این روزها درگیرم کردند بین یک دختر و پسری ک همینه اوضاع گویا
و از یک خواستگاری کار کشیده الان به کجاها ... خانواده هایی ک رسیدن درست دختر و پسر به هم رو سخت میکنند !!!!
و دختر و پسری که با روابط خارج ازدواج ...
.
Read more
((تمرینات کششی سیاتیک - روزانه یک دقیقه )). . . درد رگ سیاتیک معمولاً فقط یک طرف پایین‌تنه را درگیر می‌کند و درد آن از پایین کمر به پشت کشاله‌های ران و پایین پاها کشیده می‌شود. درد سیاتیک ممکن است عوامل زمینه‌ای متعددی داشته باشد و تشخیص صحیح علت سیاتیک به منزله طی نیمی از مسیر درمان آن است. هدف ... ((تمرینات کششی سیاتیک - روزانه یک دقیقه )).
.
.
درد رگ سیاتیک معمولاً فقط یک طرف پایین‌تنه را درگیر می‌کند و درد آن از پایین کمر به پشت کشاله‌های ران و پایین پاها کشیده می‌شود.
درد سیاتیک ممکن است عوامل زمینه‌ای متعددی داشته باشد و تشخیص صحیح علت سیاتیک به منزله طی نیمی از مسیر درمان آن است. هدف از بکارگیری روش‌های غیر جراحی برای درمان سیاتیک آن است که درد و علائم نورولوژیکی (عصبی) که به علت فشرده شدن ریشه عصب سیاتیک به وجود آمده است، تسکین داده شود. در کلینیک ما طیف وسیعی از روش‌های مختلف برای درمان درد سیاتیک ارائه می‌شود که برخی از مهم‌ترین آنها شامل: تزریق اپیدورال استروئیدها، درمان‌های دستی (کایروپراکتیک)، حرکات اصلاحی و ماساژ درمانی می‌باشد. . .

دکتر محمدرضا امیدظهور
(برای دیدن مطالب بیشتر به کانال ما در تلگرام وارد شوید)
تلفن شعبه دیباجی: 2-02122780701
تلفن شعبه مطهری: 1-02188898440
مشاوره رایگان (از ساعت 13 الی 15) : 09107803155

آدرس کلینیک دیباجی: تهران، خیابان پاسداران، خیابان شهید کلاهدوز (دولت)، دیباجی جنوبی، روبروی سنجابی، پلاک ۱۷
آدرس کلینیک مطهری: تهران - خیابان ولیعصر، نرسیده به استاد مطهری، کوچه شهید حسینی راد « کوچه افتخار سابق»،پلاک ۳۴، طبقه همکف
www.omidrehab.com
www.lumbar.ir
www.zanoodard.ir
www.footmed.ir
www.orped.ir

#درد-سیاتیک #سیاتیک #کمردرد
Read more
. فيلم Inception كريستوفر نولان را ديديد؟ اگه ديديد كه خب هيچي بريد بقيه فيلم‌هاش رو هم ببينيد اما ...
Media Removed
. فيلم Inception كريستوفر نولان را ديديد؟ اگه ديديد كه خب هيچي بريد بقيه فيلم‌هاش رو هم ببينيد اما اگر نديديد من بهتون توصيه مي‌كنم كه اول از همه اين فيلم رو حتما ببينيد! داستان فيلم در يه آينده نه چندان دور اتفاق مي‌افته كه يه سري افراد به سركردگي لئوناردو دي‌كاپريو توسط يه دستگاه مخصوص، آدم‌ها ... .
فيلم Inception كريستوفر نولان را ديديد؟ اگه ديديد كه خب هيچي بريد بقيه فيلم‌هاش رو هم ببينيد اما اگر نديديد من بهتون توصيه مي‌كنم كه اول از همه اين فيلم رو حتما ببينيد! داستان فيلم در يه آينده نه چندان دور اتفاق مي‌افته كه يه سري افراد به سركردگي لئوناردو دي‌كاپريو توسط يه دستگاه مخصوص، آدم‌ها رو وارد عالم خواب و رويا ميكنن و خودشون هم وارد اون دنيا ميشن و از اين طريق به ضمير ناخودگاه طرف نفوذ ميكنن و اطلاعاتش رو ميدزدن! اما سخت‌تر از سرقت اطلاعات، زمانيه كه اون‌ها ميخوان در ضمير ناخودآگاه يك نفر، يه چيزي رو تلقين كنن! در اين شرايط خواب طرف رو چند لايه مي‌كردن! يعني وارد خوابش ميشدن و توي خواب دوباره ميخوابوندنش جوري كه طرف توي خوابش خواب ببينه كه داره خواب ميبينه (يه چيزي تو مايه‌هاي اين شبي كه ميگم شب نيست اگه شبه مث اون شب نيست!) اما اين فرآيند خواب تو خواب شدنِ عميق ميتونه منجر به اين بشه كه آدم مرز بين رويا و واقعيت رو گم كنه! حالا لابد ميگيد اينجا مگه مجله سينماييه كه نصف ستون رو به تعریف کردن داستان فیلم گذروندی؟ اما راستش من مطمئنم كه ما هم الان يه همچين وضعيتي داريم! يعني اون چيزي كه واسه هاليوود تجربه سينماييه واسه ما خاطره است! باور كنيد در حال حاضر يا ما داريم خواب مي‌بينيم يا مسئولان خواب هستن كه البته احتمال گزينه دوم خيلي بيشتره! چون اگه ما خواب بوديم بايد تا الان صدبار با اين همه شوكي كه بهمون وارد شده از خواب مي‌پريديم! شما تو خواب يه چك بهت بزنن بيدار ميشي، ما كه الان زير اين فشار اقتصادي فقط كم مونده فارغ بشيم و درد زايمان هم كه قطعا خيلي بيشتر از درد يه سيليه! پس نتيجه مي‌گيريم اوني كه خوابيده دوستاني هستن كه مسئوليت دارن و خوابشون هم متاسفانه از اون خواب‌ در خواب‌هاي فوق‌العاده پيچيده و عميقه كه به اين راحتي هم نميشه ازش بلند شد! اين حرف‌هايي هم كه مي‌بينيم هر روز ميزنن و «حباب حباب ميكنن» ناشي از همون قضيه ضميرناخودآگاه و تلقينه وگرنه اين حجم از خوش‌خيالي و ساده‌انگاري واقعا بي‌سابقه‌ است! من شك ندارم اوني كه توي اين اوضاع اقتصادي همچنان مياد وعده و وعيد ميده و سعي ميكنه همه چيز رو آروم و شرايط رو گل و بلبل جلوه بده، مرز بين رويا و واقعيت رو مثل كليدش گم كرده! اي خدا لعنتت كنه لئوناردو دي‌كاپريو كه هرچي مي‌كشيم از دست توئه!
Read more
 #صیغه_مشهد میگه : شنیدی #عرب ها و #عراقی ها میان #مشهد ، میرن توی هتل ها ، البوم عکس میبینن و انتخاب ...
Media Removed
#صیغه_مشهد میگه : شنیدی #عرب ها و #عراقی ها میان #مشهد ، میرن توی هتل ها ، البوم عکس میبینن و انتخاب میکنند و دختر صیغه میکنند میگم اره شنیدم میگه پس خیلی بی غیرتی که شنیدی و ساکتی میگم شنیدی همین حرفهارو توی #عراق هم میزنند و به اونها هم میگن چه نشستید که دخترهای عراقی توی نجف و کربلا صیغه ایرانی ... #صیغه_مشهد

میگه : شنیدی #عرب ها و #عراقی ها میان #مشهد ، میرن توی هتل ها ، البوم عکس میبینن و انتخاب میکنند و دختر صیغه میکنند
میگم اره شنیدم
میگه پس خیلی بی غیرتی که شنیدی و ساکتی
میگم شنیدی همین حرفهارو توی #عراق هم میزنند و به اونها هم میگن چه نشستید که دخترهای عراقی توی نجف و کربلا صیغه ایرانی ها میشن برا یک شب رابطه
میگه نه نشنیدم ، همش شایعست
میگم پس خیلی احمقی که اینور هر چیزی بگن باور میکنی ولی اونور اگر چیزی بگن میگی #شایعه
میگه اخه ما که ندیدیم
میگم مگه البوم عکس دختر ایرانی توی هتل های مشهد رو دیدی ؟
میگه نه اونم ندیدم ولی همه دارن میگن
میگم همه مثل تو یک چیزی شنیدن دو تا هم میگذارن روش میگن
یک سری از مشهد و علمای مشهد کینه به دل دارن ، یکی سری فراتر از این حرفها چشم دیدن اینهمه سفر توریستی به مشهدالرضا رو ندارند ، یکی سری فراتر از این صحبتها طاقت وحدت شیعیان ایران و عراق رو ندارند ، یک جماعتی هم جدا از تمام اینها صبح تا شب ، شب تا صبح انرژی و هزینه و فکر بکار میگیرند برای تفرقه افکنی و نارضایتی تراشی
میگه اخه تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها
میگم مامان تو هم اره
میگه خجالت بکش با چه مدرکی میگی
میگم با مدرک تا نباشد چیزکی
میگه این مدرک به درد عمت میخوره
میگم دیدی حرف مفت زدن کنتور نمیندازه
اصلا گیریم چیزکی هم بوده
یک مورد دو مورد ده مورد
برید بگردید ببینید کدوم بی ناموس چنین کاری کرده ، یقه اش رو بگیرید به ما هم نشون بدید ما هم تف و نفرینش کنیم
ولی اگر چیزی پیدا نکردید چی
میگه فلان مسئول خودش گفته
میگم فلان مسئول که تکذیب کرد و گفت فقط گفتم ما نظارتی بر سوئیتهای شخصی که اجاره داده میشند نداریم
گفت پس حتما یک چیزی بوده
میگم پس بازم مامان تو هم اره ؟
میگه تو نمیفهمی نباید به مادر من توهین کنی
میگم بخدا میفهمم ، این تویی که نمیفهمی داری به غیرت مردای یک شهر و ناموس و غیرت زنان و مردان یک کشور اهانت میکنی
طرف از عراق پا شه بیاد مشهد برا صیغه ؟
عراق دختر نداره ؟ ارمنستان و ترکیه نداره ؟
زبانم لال اینهمه شهر مرزی ایران نزدیک عراق ، چرا مشهد ؟
اکثریت قاطع مسافران عرب مشهد با خانواده هستند
طرف با خانواده بیاد برای صیغه ؟
بفهمیم چی میگیم
به اسم مخالفت با #جمهوری_اسلامی یا ادعای غیرت هر حرفی رو نشر ندیم
اگر هم روزی این قضیه ثابت شد اون زمان بزنید پدر طرف رو در بیارید
مادر باعث و بانیشان را هم

پ ن
چند وقت دیگه #اربعین
یکی دیگه از برکات خودش رو نشون میده
شستن تمام فتنه های این چند ماه گذشته
یکی دیگه از برکات این روز بزرگ خواهد بود
#ان_شاالله
Read more
درد را از هر طرف بخوانی درد است کیک را از هر طرف بخوانی کیک است دوست را از هر طرف بخوانی...هیچی ولش کن ...
Media Removed
درد را از هر طرف بخوانی درد است کیک را از هر طرف بخوانی کیک است دوست را از هر طرف بخوانی...هیچی ولش کن دوست خواندنی نیست دوست تو عکسه. یکی از بهترین محمودهای روزگار که عشقه با تشکر از یحیی درد را از هر طرف بخوانی درد است
کیک را از هر طرف بخوانی کیک است
دوست را از هر طرف بخوانی...هیچی ولش کن دوست خواندنی نیست دوست تو عکسه.
یکی از بهترین محمودهای روزگار که عشقه
💙💙💙💙
با تشکر از یحیی☺
. بعضی روزا انگار زمان متوقفه. درد و رنج‌ها و غصه‌های روزهای عادی رو حس نمی‌کنی. مگه چند روز از این مدلیا پیش میاد؟ مگه چقدر می‌شه آدم برای یه روز همه دغدغه‌هاش رو بذاره پشت در؟ . شاید ده روز هم از اون پست زندگی موازی و عکس خونه‌های ایده آلمون نگذشته؛ من پا گذاشتم تو خونه‌ای که خیلی نزدیک بود بهش.. ... .
بعضی روزا انگار زمان متوقفه. درد و رنج‌ها و غصه‌های روزهای عادی رو حس نمی‌کنی. مگه چند روز از این مدلیا پیش میاد؟ مگه چقدر می‌شه آدم برای یه روز همه دغدغه‌هاش رو بذاره پشت در؟
.
شاید ده روز هم از اون پست زندگی موازی و عکس خونه‌های ایده آلمون نگذشته؛ من پا گذاشتم تو خونه‌ای که خیلی نزدیک بود بهش.. من به نشونه‌ها خیلی اعتقاد دارم.
من به نظریه‌ی "شش درجه‌ی جدایی" هم خیلیییییی اعتقاد دارم. (همون نظریه که می‌گه بین شما و هرررر آدمی که تو ذهنتون میاد، تنها شش نفر فاصله‌ست و یا در طول عمرتون به اون شش نفر برمی‌خورین و به اون آدم تو ذهنتون می‌رسین، یا ممکنه تا الآن فقط یکی دوتاش رو دیده باشین و هنوز راه باشه..)
#6degreesofseperation
.
دیروز انقدر بورژوآ بود که اصن نگم!
یه طرف نیما از اورجین‌های مختلف دنیا قهوه دم می‌کرد، یه طرف سارا از جمع الهام می‌گرفت و قطعه موسیقی می‌ساخت، یه طرف راجع به انواع کاج در دنیا مطالعه می‌کردن.
و من احساس می‌کردم باید با تمام حواسم، گوش و چشم و لامسه و .. حتی دوربین همه چیز رو جذب کنم. چون یه روز خاصه که از زندگی عادی دوره. من پامو که بذارم بیرون، دیگه دنیا انقدر پرفکت نیست.
("این واژه به دستهٔ بالاتر یا مرفه وسرمایه دار در جامعه اطلاق می‌شود. این دسته قدرت خود را از استخدام، آموزش و ثروت به دست می‌آورند و نه لزوماً ازاشراف‌زادگی."
به این دلیل گفتم بورژوآ که یکی از معانی این کلمه به قدرتی که از علم و آموزش میاد تعلق داره و واقعا همه در مورد مسائلی حرف می‌زدیم که توش علم داشتیم. و منظور من تنها همین بخش بود و قشنگ می‌شه که به منظور من اهمیت بدین نه تصورات خودتون.)
.
تو راه برگشت با نیما حرف می‌زدیم که، ما چیزی که تقریبا خیلی به دنیای ایده‌آل تو ذهنمونه رو دیدیم و لمس کردیم و زندگی کردیم. حالآ می‌دونیم چقدر باید کار کنیم تا بهش برسیم. حالآ تکلیفمون با خودمون مشخص‌تره..
و از این لذت می‌بریم که زندگیمون هر روز داره شکل بیشتری می‌گیره و یه آینده‌ی نامعلوم که عین پازل می‌مونه، چجوری قطعه قطعه‌هاش رو باهم پیدا می‌کنیم.
.
من پونصد میلیون عکس گرفتم از این خونه تا بعدا یادم بمونه حرفش رو زدم و به چشم دیدم و چقدر بعدها برای رسیدن بهش تلاش می‌کنم.
(البته که برای عکس گرفتن اجازه هم گرفتم.)
و شاید فک کنین هر پونصد میلیونش رو شیر نمی‌کنم و چشماتون خون نمیاد، که باید بگم #هارهورهیر!
.
دلم برای اون سگ گنده‌های دلبر تنگ شده.
ببینین کی بی‌جنبه‌ترین دختر عالم هستیه؟
Read more
... . یک روز از دویدن در جاده زندگی خسته شدم و نشستم. آنگاه کنجکاو شدم برگردم وجاده را از انتها ببینم. هیچ ...
Media Removed
... . یک روز از دویدن در جاده زندگی خسته شدم و نشستم. آنگاه کنجکاو شدم برگردم وجاده را از انتها ببینم. هیچ فرقی نمیکرد،چون از هر طرف که نگاه کنی،درد همان درد است... ...
.
یک روز از دویدن در جاده زندگی خسته شدم و نشستم.
آنگاه کنجکاو شدم برگردم وجاده را از انتها ببینم.
هیچ فرقی نمیکرد،چون از هر طرف که نگاه کنی،درد همان درد است...
. با نورِ فلاشِ گوشى از خواب پريد حواسم نبود خاموشش كنم دوست نداشتم اين صحنه رو از دست بدم هميشه شبا براى چند دقيقه ديرتر از اون ميخوابيدم تا قبل از خواب يه دلِ سير نگاش كنم! مادربزرگم رو توى خواب از دست دادم بچه بودم خيلى يه شب خوابيد و ديگه چشماشو باز نكرد اين مدل رفتنِ آدما هميشه فكرمو مشغول ... .
با نورِ فلاشِ گوشى از خواب پريد
حواسم نبود خاموشش كنم
دوست نداشتم اين صحنه رو از دست بدم
هميشه شبا براى چند دقيقه ديرتر از اون ميخوابيدم
تا قبل از خواب يه دلِ سير نگاش كنم!
مادربزرگم رو توى خواب از دست دادم
بچه بودم خيلى
يه شب خوابيد و ديگه چشماشو باز نكرد
اين مدل رفتنِ آدما هميشه فكرمو مشغول ميكرد
از يه طرف فكر ميكردم اينطور رفتن راحته،بى دغدغه،بى درد
شب چشماتو ميبندى و ميرى توى خواب عميق...
از يه طرف ميگفتم مگه ميشه آدما بدونِ خداحافظى برن
بدونِ اينكه بهمون آمادگىِ رفتنشون رو بدن
مگه رفتنِ بدون خداحافظى داريم اصن؟!
اين ترس تو وجودم موند
گاهى ميشد نصفه شب
ميرفتم بالا سر مامان بابام و
نفس كشيدنشون رو ميشنيدم
خيالم كه راحت ميشد،ميخوابيدم...
با نورِ فلاشِ گوشى از خواب پريد
-چيكار ميكنى ديوونه نصفِ شبى؟
دارى عكس ميگيرى؟!
+خودت ميگى ديوونه!ديوونه ها كارشون واسه بقيه عجيبه،
اما براى خودشون دنيايى دارن كه هيچكس نميفهمه!
خبر نداشت آلبوم عكساى گوشيم
پر از عكساىِ خودشه با چشماى بسته
چشمايى كه ميترسم يه روز مالِ من باز شه و مالِ اون نه
آدماى دوست داشتنىِ زندگيتون رو
قبل از خواب
يه دلِ سير نگاه كنيد
چشماش رو بوسيدم و
چشمام رو بوسيد و خوابيديم.

#علي_قاضي_نظام •
موسیقی پايانى : یغمایِ عزیز ( #امیر_ملکی )

تنظيم و تدوين : #مهدى_ستوده
@dialoguebox_episodes

گويندگان :
#غزل_کریمیان
@ghazalkarimian3
#محمود_سرمدى
@mahmood_sarmadi
Read more
 #hami . کتمان حقیقت اگرچه خوشیِ زندگی تو را تضمین می‌کند، اما خوبیِ زندگی تو را تقریباً نابود می‌کند. ما ...
Media Removed
#hami . کتمان حقیقت اگرچه خوشیِ زندگی تو را تضمین می‌کند، اما خوبیِ زندگی تو را تقریباً نابود می‌کند. ما قدیسانِ اخلاقی نیستیم اما از منظر اخلاقی، فریب‌دادن بزرگترین ظلمی است که می‌شود به کسی کرد. . درواقع در اینجا باید یکی از دو ظلم را به طرف مقابل کرد؛ -یا ظلم اینکه حقیقت را به او بگوییم -ولو ... #hami
.
کتمان حقیقت اگرچه خوشیِ زندگی تو را تضمین می‌کند، اما خوبیِ زندگی تو را تقریباً نابود می‌کند.
ما قدیسانِ اخلاقی نیستیم اما از منظر اخلاقی، فریب‌دادن بزرگترین ظلمی است که می‌شود به کسی کرد.
.
درواقع در اینجا باید یکی از دو ظلم را به طرف مقابل کرد؛
-یا ظلم اینکه حقیقت را به او بگوییم -ولو از شنیدن حقیقت رنج ببرد، یعنی حقیقت را تقریر کنیم اما مرارت و درد و رنجَش را به‌جای اینکه تقلیل دهیم، تکثیر کنیم.
-راه دیگر هم این است که به او ظلم کنیم و حقیقت را نگوییم تا از مرارت و درد و رنج او به‌ظاهر بکاهیم.
به اعتقاد من، وقتی که تقریر حقیقت با تقلیل مرارت تعارض پیدا کرد، تقریر حقیقت مهم‌تر از تقلیل مرارت است
بنابراین در اینجا هرچند گفتنِ حقیقت به طرف مقابل، درد و رنج او را افزایش دهد، بهتر از آن است که چون درد و رنجش افزایش پیدا نکند، حقیقت را کتمان کنیم.
.
|از مقالهٔ «اخلاقِ عاشقی، ادبِ عاشقی»؛
نوشتهٔ «مصطفیٰ ملکیان»
در شمارهٔ ۴۱ (نوروز۹۶)ماهنامهٔ اندیشهٔ پویا|
Read more
در گذر زمان آرام آرام اما قرص و محکم از بیابان های سنگلاخ با اندکی آب بر دوش خسته اما امیدوار ثانیه ...
Media Removed
در گذر زمان آرام آرام اما قرص و محکم از بیابان های سنگلاخ با اندکی آب بر دوش خسته اما امیدوار ثانیه ها و لحظه ها چون حلقه های زنجیر می گذرند از پی هم ولی می دانستم و مطمعن بودم آن طرف این کوههای سخت و سرد آن طرف این زخم های پر از درد دشتی پر از سرسبزی و گل خواهد بود روزگارانی خوش و خرم … پس نفس نفس ... در گذر زمان
آرام آرام
اما قرص و محکم
از بیابان های سنگلاخ
با اندکی آب بر دوش
خسته اما امیدوار
ثانیه ها و لحظه ها
چون حلقه های زنجیر
می گذرند از پی هم
ولی می دانستم و مطمعن بودم
آن طرف این کوههای سخت و سرد
آن طرف این زخم های پر از درد
دشتی پر از سرسبزی و گل خواهد بود
روزگارانی خوش و خرم …
پس نفس نفس زنان
بی هیچ وقفه ای
با دلی سرشار از امید
قدم هایم را بر می دارم
و می دانم زیرپایم سفت است
و می دانم زیر پایم سفت است…
#امیدواری
Read more
۳۲/۶۰ فقط یک راه برای زن بودن وجود ندارد. برای دختر بودن، دوست بودن، رئیس بودن، همسر بودن، مادر بودن ...
Media Removed
۳۲/۶۰ فقط یک راه برای زن بودن وجود ندارد. برای دختر بودن، دوست بودن، رئیس بودن، همسر بودن، مادر بودن یا هرکس دیگری که خود را در آن دسته جای می‌دهید فقط یک راه درست وجود ندارد. راه‌های بسیار زیادی برای هرکس با هر سبکی در این دنیا وجود دارد. زیبایی زندگی در همین تفاوت‌هایش است. قلمروی خداوند تمام این ... ۳۲/۶۰
فقط یک راه برای زن بودن وجود ندارد. برای دختر بودن، دوست بودن، رئیس بودن، همسر بودن، مادر بودن یا هرکس دیگری که خود را در آن دسته جای می‌دهید فقط یک راه درست وجود ندارد. راه‌های بسیار زیادی برای هرکس با هر سبکی در این دنیا وجود دارد. زیبایی زندگی در همین تفاوت‌هایش است.
قلمروی خداوند تمام این تفاوت‌ها را دربرمی‌گیرد.
‌‌‌
#خودت_باش_دختر
#ریچل_هالیس
ترجمه‌ی #هدیه_جامعی
#کتاب_کوله_پشتی
‌‌‌
از دیشب که این کتاب رو تموم کردم دارم فکر میکنم که چطور در موردش حرف بزنم. کم نیستن کسایی که این کتاب رو شعارهای یک زن ثروتمند و بی‌درد میدونن، کسایی که میگن ریچل هالیس یک‌سری چیزهای بدیهی رو که همه میدونیم به صورت شعاری نوشته و از این مدل حرف‌ها...

ولی من یک کتاب انگیزشی پر از شعار نمیبینمش، من ریچل هالیس رو یک زن سفیدپوست ثروتمند بی‌درد نمیبینم! من تو این کتاب یک زن قویِ خودساخته رو میبینم، یک زنِ فوق‌العاده صمیمی و صادق، یک زن که تو مشکلات بزرگ و کوچیک زندگیش گاهی غرق شده، کم آورده، ولی بالاخره تونسته بلند شه و راهشو پیدا کنه، تونسته ادامه بده و دوست داره به دنیا، به همه‌ی زن‌ها و دخترها نشون بده که اون دروغ‌هایی که یک عمر به خودمون گفتیم، از طرف جامعه و خونواده‌مون قبول کردیم، چقدر بهمون ضربه زدن، که اون دروغ‌ها از ما کسیو ساختن که هیچ شباهتی به خود واقعی ما نداره. ریچل میخواد اون دروغ‌ها رو بشناسیم، زندگی خودشو، دروغ‌های زندگی خودشو با صداقت برامون تعریف میکنه، و راه رهایی از اون دروغ‌ها رو بهمون نشون میده. ‌‌
این کتاب حس حرف زدن با یک دوست صمیمی رو داشت واسم، چیزایی رو بهت میگه که یک عمره ازش خبر داری ولی انکارشون کردی، انگار یک دوست نشسته و برات از شکست‌ها و رازهای خودش میگه و توام جرات میکنی اونا رو ببینی تو زندگی خودت، اون دروغ‌ها، شکست‌ها و ضربه‌ها رو...
‌‌
خیلی حرف دارم که از این کتاب‌ بگم، چون توی بیشتر صفحات این کتاب خودمو پیدا کردم، چون بهم یاد داد اولین قدم بهتر شدن زندگیم و شخصیتم، اینه که با خودم صادق باشم. ‌‌
من معتقدم هر دختری و هر زنی باید این کتاب رو بخونه. همین.
‌‌
ممنون از انتشارات کوله‌پشتی و هدیه جامعی عزیز، از صمیم قلبم به خاطر ترجمه و انتشار این کتاب ممنونم. 🌸❤️
‌‌
امتیازم: ۵ از ۵
‌‌
#girlwashyourface by #rachelhollis
Read more
فضیلت و اهمیت آیه : 1-  آیه الکرسی نوری از آسمان است . 2-  آیه الکرسی آیتی از گنج عرش است . 3-  آیه ...
Media Removed
فضیلت و اهمیت آیه : 1-  آیه الکرسی نوری از آسمان است . 2-  آیه الکرسی آیتی از گنج عرش است . 3-  آیه الکرسی باعث ایمنی در سفر است . 4-  آیه الکرسی اعلاء ترین نقطه قرآن است . 5-  ذکر رسول مکرم اسلام در بستر؛ خواندن آیه الکرسی بود . 6-  با خواندن آیه الکرسی انسان دچار هیچگونه آفتی نخواهد داشت ... فضیلت و اهمیت آیه :

1-  آیه الکرسی نوری از آسمان است .

2-  آیه الکرسی آیتی از گنج عرش است .

3-  آیه الکرسی باعث ایمنی در سفر است .

4-  آیه الکرسی اعلاء ترین نقطه قرآن است .

5-  ذکر رسول مکرم اسلام در بستر؛ خواندن آیه الکرسی بود .

6-  با خواندن آیه الکرسی انسان دچار هیچگونه آفتی نخواهد داشت .

7-  برای رفع فقر آیه الکرسی موثر است و کمک الهی از غیب می رسد .

8-  همه چیز در آیه الکرسی است یعنی کرسی گنجایش آسمانها و زمین را دارد .

9-  در تنهایی آیه الکرسی بخوانی باعث رفع ترس می شود و از سوی خدا کمک می رسد .

10- آیه الکرسی رادر نماز ها ؛ روزها؛ شبهای ایام هفته ؛ سفرها و در نماز شب و دفن میت بخوانید .

11- هنگام خواب نیز آیه الکرسی بخوانید زیرا با عث می شود خداوند فرشته ای نگهبان و محافظت بگمارد تا صبح سلامت بمانی .

12- هر گاه از درد چشم شکایت داشتی آیه الکرسی بخوانید و آن درد را اظهار نکنید آن درد بر طرف می شود و از آن عافیت می طلبید .

13- پیامبر اسلام (ص) : در خانه ای که آیه الکرسی خوانده شود ابلیس از آن خانه دور می شود و سحر وجادو در آن خانه وارد نمی شود .

14- آیه الکرسی پایه و عرش الهی است و هدف از خواندن آن این است که مردم در عبادت جز خداوند کسی را نپرستند و به ذلت فرو نروندو روح یکتا پرستی ایجاد کنند و از بندگی ناروا آزاد شوند و آیه الکرسی عقلها را بیدار و اله حقیقی را معرفی و خدای دانا و توانا را به مردم می شناساند .

15- وقت غروب 41 بار آیه الکرسی را بخوانی حاجت روا می شوی 0 ( 41 بار تا علی العظیم بخوان یعنی یک آیه ) مجرب است 0 و برای رفع هم و غم ؛ شفای مریض ؛ درمان درد؛ رحمت خداوند و زیاد شدن نور چشم آیه الکرسی را مدام بخوانید .

16- اگر مومن آیه الکرسی را بخواند و ثوابش را برای اهل قبول قرار دهد خداوند ملکی را بر او مقرر می کند که برایش تسبیح کند .

17- آیه الکرسی در مزرعه و مغازه پنهان کردن باعث برکت مزرعه و رونق گرفتن کسب است .

18- از پیامبر نقل نموده اند که : این آیه عظیم تر از هر چیزی است که حق تعالی آفریده است .

19- چند چیز حافظه را زیاد می کند یکی از آن خواندن آیه الکرسی است .

20- با خواندن آیه الکرسی را بخوانی تا شب در امان خدا هستی .

21- هر صبح آیه الکرسی را بخوانی تا شب در امان خدا هستی .

22- آسان شدن مرگ بوسیله آیه الکرسی است .

23- آیه الکرسی عضیم ترین آیه در قرآن است .

24- برای حفظ مال و جان آیه الکرسی بخوان .

25- آیه الکرسی ویرانگر اساس شرک است .

26- آیه الکرسی سید سوره بقره است .
Read more
کنار دریا کلی خوش گذشته بود و داشتیم از جاده‌ی چالوس برمی گشتیم تهرون. دخترها عقب نشسته بودن و با صدای ...
Media Removed
کنار دریا کلی خوش گذشته بود و داشتیم از جاده‌ی چالوس برمی گشتیم تهرون. دخترها عقب نشسته بودن و با صدای برادر شماعی زاده می رقصیدن تا رسیدیم به این شاهکار: ((عکس گل امیدم افتاده بود رو برکه قهرت پرپرش کرد حالا یک یک تو برکه)) یکی از دخترها جیغ کشید: اینو عوضش نکن! می خوام تا خود تهرون فقط همینو گوش کنم! ... کنار دریا کلی خوش گذشته بود و داشتیم از جاده‌ی چالوس برمی گشتیم تهرون. دخترها عقب نشسته بودن و با صدای برادر شماعی زاده می رقصیدن تا رسیدیم به این شاهکار: ((عکس گل امیدم افتاده بود رو برکه
قهرت پرپرش کرد حالا یک یک تو برکه)) یکی از دخترها جیغ کشید: اینو عوضش نکن! می خوام تا خود تهرون فقط همینو گوش کنم! دوس پسرش که پشت فرمون بود گفت: اون برکه ی عشقی که می گه توش پر از قورباغه و مار و سوسکه، جرات داری بری توش؟ دختر گفت: اگه حسن جون بگه می پرم توش.
تا خود پل فردیس فقط همین ترانه رو پلی کردیم و دور از چشم مامورین محترم اون سال ها که هنوز حساسیت خیلی بالایی داشتن حرکات موزون ریزی هم کردیم و به این بیت شاهکار ترانه خندیدم که می گه: ((وقتی قهری با من، من با کی بگردی؟)) می گفتیم یارو چقدر پر رو بوده و همه ی درد عشقش اینه که وقتی طرف قهر کرده کیو پیدا کنه باهاش بره بگرده یه وقت حوصله اش سر نره... ولی اون سال های نمی دونستیم واقعیت پنهان شده در ترانه‌ی شماعی زاده از یه قهوه تلخ روشنفکرانه هم تلخ تره. که اگه می دونستیم حتما کنار جاده می ایستادیم و توی یکی از جیگرکی های کنار جاده چند سیخ دل سوخته می زدیم و به حال خودمون تعمق می‌کردیم. اگه می فهمیدم در پشت ظاهر فداکارانه ی عشق چه خودخواهی عظیمی پنهان شده. این که وقتی کسی بهت می گه دوستت داره چقدر به تنهایی و رنج خودش فکر می کنه و وقتی می گه من بدون تو می میرم دروغ نمی گه، اما درواقع داره به مرگ خودش فکر می کنه نه تو!
برادر شماعی زاده توی این ترانه‌ی جانسوز و عمیق خیلی خوب معجزه ی عشق رو نشون می ده وقتی می‌فرماد: ((تو اگه قهری من که آشتیم)) این قانون نانوشته و گفتمان درونی بیشتر عشق ها ست که وقتی کسی رو خیلی دوس داریم و عمر و علاقه‌مون رو به پاش می ریزیم انگار طرف رو مدیون خودمون کردیم. انگار یه جورایی می‌خوایم به طرف بگیم: خجالت بکش ببین من چه قدر دوستت دارم، ببین من چقدر بدون تو زجر می‌کشم، ببین چقدر تنها هستم... انگار تنهایی و زجر کشیدن ما الزاما تعهدی برای طرف مقابل ایجاد می کنه که اگه بهش عمل نکرد و تسلیم عشق ما نشه باید اسمش رو توی دسته ی آدم بدها بنویسیم و اخلاقا تنبیه اش کنیم. عشق ایثارگرانه ظاهر خیلی زیبا و معصومانه و مظلومانه‌ای داره اما اگه با دقت بهش نگاه کنی می‌بینی پشت این نوع از عشق یه جور خودخواهی سازمان یافته پنهان شده. انگار وقتی با از خود گذشتگی کسی رو دوس داشته باشیم همیشه حق با ما ست و برادر شماعی زاده چه خوب این مفهوم رو بیان می کنه وقتی می فرماد
ادامه در كامنت
Read more
صرفا یک درددل : سلام دوستا و هم میهنان عزیزم ، سلام خانواده ها سلام بزرگان کشوری و مملکتی !! سلام سازمان ...
Media Removed
صرفا یک درددل : سلام دوستا و هم میهنان عزیزم ، سلام خانواده ها سلام بزرگان کشوری و مملکتی !! سلام سازمان محتا سلام خدایی که به شخصه باورت دارم من امروز نه از طرف خودم بلکه از طرف همه ی جامعه ترتس ها با شما حرف میزنم. شما رو به جیزی که باور دارید شما رو به انسانیت درونتون قسم میدم یه فکری به حال ترنس ... صرفا یک درددل :
سلام دوستا و هم میهنان عزیزم ، سلام خانواده ها سلام بزرگان کشوری و مملکتی !!
سلام سازمان محتا 😢
سلام خدایی که به شخصه باورت دارم😢😢
من امروز نه از طرف خودم بلکه از طرف همه ی جامعه ترتس ها با شما حرف میزنم.
شما رو به جیزی که باور دارید شما رو به انسانیت درونتون قسم میدم یه فکری به حال ترنس های آواره ، بی کس ، رانده شده و بدبخت بکنید.
خانواده های عزیز والا بلا ما دست خودمون نیس ، بخدا خودمون بیشتر از شما عذاب میکشیم . دکترای عزیز چرا الکی تز معالجه میدید چرا ما رو زجر میدید جرا خانواده ها رو بیشتر جری میکنید. مردم عزیز خب فکر کنید ما هم یک منگولیسم یه بدبخت ، خو برای همه دل میسوزوتید اما برای ما دلسوزی که پیشکش ، اذیت و ازار و هرچی از دهنتون در میاد میگید.
دولت گرامی بزرگ مردان، خب بزرگان مرجع تقلید و شریعت فتوا و مجوز عمل و کمک دادن پس کو ؟؟ چرا هنوز پلیس جیزی راجب ما نمیدونه؟؟ چرا هنوز یک رسانه درست حسابی راجب ما حرف نزده ، بخدا ما بی دین نیستیم. فحشا نیستیم ،جنایتکار نیستیم .
سازمان محتای عزیز ، حمایت از ترنس های تهران پس کجایید؟؟ چرا ما باید ول بشیم چرا باید طرد بشیم چرا باید محبور به تنفروشی بشیم چرا باید از درد بی درمونمون خودکشی کنیم .خب اسم ما هم بذارید سرطان .
پولدارای عزیزم خیر های گرامی درسته فقیر زیاده ییچاره زیاده ولی بخدا این ترنس های اواره ی بدبخت چیز زیادی ازتون نمیخوان .
اخه قربونتون برم الهی بخدا ما هم انسانیم بخدا درد میکشیم .
تمسخر، خواری ،خفت ،سرکوفت ، اذیت ،آذار ،تجاوز ،بازیچه شدن و هزاران درد دیگه . بابا بخدا فقط میخوایم سالم باشیم عادی باشیم چه گناهی کردیم آخه.
اخه پدر عزیز مادر عزیز جنس بچت انقد برات مهمه که حاضری ذره ذره آب بشه ولی به خاطر خواست خودت و باورها و حرف مردم کمکش نکنی؟؟؟ آخه چرا ؟؟ تو رو خدا بخدا درد میکشیم داریم میمیریم .
آخه با کلی درد فقط میخندیم وقتی هم دهن وا کنیم از دین و دنیا و باور و فرهنگ و همه چی رو سرمون خراب میشید و محکوممون میکنید. بابا والا ما هم زندگی رو دوس داریم نذارید پرپر بشیم ، والا بخدا مثل یک انسان باهامون رفتار کنید فقط ببینید چطور هستیم اگه بد بودیم اگه پست بودیم اگه منحرف بودیم هی خودمون میگیم خونمون رو بریزید.
اول از همه دادم رو پیش خدا میبرم . بعد بزرگا ،رسانه ،مردم ، پولدارها ،سازمان های حمایتی، افراد خیر، پزشکان و مهمتر از همه خانواده ها !! خانواده های عزیز پاره های تنتون ، جگرگوشه هاتون رو فراری ندید رهاشون نکنید واالا به بخدا دست خودمون نیست.
با سپاس
Read more
5 ورزش مفید برای درد زانو ویژه والیبالیست ها! 1- پا را از یک طرف بلند کردن پشت یک صندلی را برای حفظ تعادل ...
Media Removed
5 ورزش مفید برای درد زانو ویژه والیبالیست ها! 1- پا را از یک طرف بلند کردن پشت یک صندلی را برای حفظ تعادل بگیرید. وزن بدن را روی پای چپ بیندازید. پای راست را بلند کنید و از پای چپ دور کنید. پای راست باید صاف باشد و عضلات پا باید کشیده باشند. خم نشوید. پای خود را پایین بیاورید و استراحت کنید. این ... 5 ورزش مفید برای درد زانو ویژه والیبالیست ها!
1- پا را از یک طرف بلند کردن
پشت یک صندلی را برای حفظ تعادل بگیرید.
وزن بدن را روی پای چپ بیندازید.
پای راست را بلند کنید و از پای چپ دور کنید.
پای راست باید صاف باشد و عضلات پا باید کشیده باشند.
خم نشوید.
پای خود را پایین بیاورید و استراحت کنید.
این حرکت را 10 بار انجام دهید، استراحت کنید و 10 بار دیگر هم انجام دهید.

2- نشستن و بلند شدن
دو بالش بر روی صندلی بگذارید و صاف بنشینید.
کف پاها باید روی زمین باشد.
به آرامی بلند شوید.
سپس، به آرامی بنشینید.
3- تعادل بر یک پا
4- بالا رفتن از پله
10 بار این حرکت را تکرار کنید و استراحت کنید و سپس 10 بار دیگر انجام دهید.
5- پیاده روی
پیاده روی یک ورزش خوب برای درد زانو می باشد.
پیاده روی باعث کاهش درد مفاصل و تقویت عضلات پا می شود و انعطاف پذیری بدن را بهبود می بخشد و برای قلب نیز بسیار خوب است.
________________________________________________________

تلفن شعبه مطهری: 1-02188898440
مشاوره تلفنی: 09128444990
مشاوره رایگان (از ساعت 13 الی 15) : 09107803155

آدرس کلینیک دیباجی: تهران، خیابان پاسداران، خیابان شهید کلاهدوز (دولت)، دیباجی جنوبی، روبروی سنجابی، پلاک ۱۷

آدرس کلینیک مطهری: تهران - خیابان ولیعصر، نرسیده به استاد مطهری، کوچه شهید حسینی راد « کوچه افتخار سابق»،پلاک ۳۴، طبقه همکف

www.omidrehab.com
www.lumbar.ir
www.zanoodard.ir
www.footmed.ir
www.orped.ir

#متخصص_کمر_درد #متخصص_دیسک_کمر #متخصص_طب_فیزیکی #توانبخشی #فیزیوتراپی #کمر_درد #دیسک_کمر_بسته
Read more
... قوانینی که برای کسب موفقیت در روابط عاطفی خود باید وضع کنید قسمت اول ادامه در پست بعدی: ۱. هرگز ...
Media Removed
... قوانینی که برای کسب موفقیت در روابط عاطفی خود باید وضع کنید قسمت اول ادامه در پست بعدی: ۱. هرگز فحش ندهید فحش دادن و کاربرد واژه‌های ناپسند نشانه‌ی تحقیر طرف مقابل است. هرچه بعد از آن عذرخواهی کنید، آن عبارت‌ها از حافظه‌ی فرد پاک نمی‌شود. مطمئن باشید کلمه‌های نیش‌دارتان دیر یا زود در جدل ... ...
قوانینی که برای کسب موفقیت در روابط عاطفی خود باید وضع کنید قسمت اول ادامه در پست بعدی:
۱. هرگز فحش ندهید
فحش دادن و کاربرد واژه‌های ناپسند نشانه‌ی تحقیر طرف مقابل است. هرچه بعد از آن عذرخواهی کنید، آن عبارت‌ها از حافظه‌ی فرد پاک نمی‌شود. مطمئن باشید کلمه‌های نیش‌دارتان دیر یا زود در جدل یا بحث دیگری تکرار و باعث آزار طرف مقابل خواهد شد. پس نسبت‌دادن کلمه‌ها و عبارت‌های ناپسند به طرف مقابل را از دایره‌ی عادت‌هایتان خارج کنید.
۲. تهدید نکنید؛ شرط و شروط نگذارید
جمله‌هایی مثل «جرئت رفتن نداری!» یا «تو نمی‌تونی بدون من زندگی کنی!» باعث می‌شود طرف مقابل خود را در موقعیت تصمیم‌گیری بین ماندن و رفتن ببیند؛ درحالی‌که ممکن است راه‌حلی میانه برای مشکل وجود داشته باشد. تهدیدهای شرطی مانند «اگه فلان کار رو بکنی/نکنی، من هم بهمان کار رو می‌کنم/نمی‌کنم» روش خوبی برای کاشتن بذر تردید به آینده‌ی این رابطه در طرف مقابل است! تهدید کردن به‌ندرت منجر به تغییرهای مثبت می‌شود؛ به‌ویژه اگر فرد، نگرانِ تکرارِ چندباره‌ی آنها باشد.
۳. حرف نامزد یا همسر قبلی را پیش نکشید
هیچ‌ چیز آزاردهنده‌تر از مقایسه‌‌شدن با شریک عاطفی پیشین نیست؛ این برای وادار کردن فرد به گذر از خط قرمز کافی‌ است. جمله‌هایی مانند «نباید ازش جدا می‌شدم…» یا «باید با اون ازدواج می‌کردم…» خیلی سنگدلانه‌ هستند.
۴. حساب‌کشی نکنید؛ به‌ویژه برای مسائل جزئی
جمله‌ای مثل «اون چه کادوی الکی‌ای بود که ۳ سال پیش برام گرفتی!» نشانه‌ی بی‌ملاحظگی است و هیچ کمکی به حل مسائل زمان حال نمی‌کند. بر حال تمرکز کنید. اینکه طرف مقابل بتواند در برابر چیزی که باید ماه‌ها یا سال‌ها قبل مطرح می‌شده از خودش دفاع کند، هم دشوار و هم غیرمنصفانه‌ است. چه کسی به‌خاطر می‌آورد که ۳ سال پیش گرفتار چه مسئله‌ای بوده یا بر پایه‌ی چه باورها و احساساتی هدیه‌ی تولد خریده است.
۵. حکم صادر نکنید
عبارت‌های مانند «تو همیشه…» یا «تو هیچ‌وقت…» احساسات افراد را جریحه‌دار می‌کنند، زیرا هر دو طرف می‌دانند چنین حکم‌هایی درست نیستند. «تو هیچ‌وقت از لباسی که می‌پوشم تعریف نمی‌کنی» یا «هیچ‌وقت به حرف‌هام و مشکلاتم گوش نمی‌دی» معمولا درست نیستند! طرف مقابل قطعا «از لباس‌تان تعریف کرده» و «به درد دل‌تان گوش داده»؛ شما هم این را می‌دانید. هرچند ممکن است به‌اندازه‌ی کافی این کارها را نکرده باشد. بهتر است احساس‌تان را این‌طور بیان کنید: «وقتی از من تعریف می‌کنی،‌ حس خوبی دارم!» یا «ممکنه چند دقیقه به من توجه کنی، می‌خوام درباره‌ی مشکلم توی محل کار صحبت کنم».
ادامه دارد....
Read more
اون طرفِ قاب تو کز می‌کنی این طرف از دردِ تو ساکت شدم حیف که بارون نزده اون طرف من ولی بدجور هلاکت شدم این ...
Media Removed
اون طرفِ قاب تو کز می‌کنی این طرف از دردِ تو ساکت شدم حیف که بارون نزده اون طرف من ولی بدجور هلاکت شدم این طرفِ قاب من عاشق شدم اون طرفِ قاب بهت می‌رسه؟ بغض کنم؟ گریه کنم؟ بشکنم؟ از غمِ این عکسِ پر از حادثه سرد شدی یا کسی حرفی زده؟ حرف بزن! من که نمردم هنوز آخرشم یا تو می‌آی این طرف یا خودِ من ... اون طرفِ قاب تو کز می‌کنی
این طرف از دردِ تو ساکت شدم
حیف که بارون نزده اون طرف
من ولی بدجور هلاکت شدم

این طرفِ قاب من عاشق شدم
اون طرفِ قاب بهت می‌رسه؟
بغض کنم؟ گریه کنم؟ بشکنم؟
از غمِ این عکسِ پر از حادثه

سرد شدی یا کسی حرفی زده؟
حرف بزن! من که نمردم هنوز
آخرشم یا تو می‌آی این طرف
یا خودِ من قابِ تو می‌شم یه روز

بغض نکن! درد نکش! قابِ من
من همه حسای تو رو از برم
پنجره بازه همه چی ساکته
باید از این پنجره ها بپرم

روی زمین نقش ببندم که تو
عکسِ منو قاب کنی با خودت
می‌پرم و عکسِ تو، تو دستمه
تا تو منو خواب کنی با خودت

سرد نشو! حرف بزن! قابِ من
بغض نکن! من که نمردم هنوز
آخرشم یا تو می‌آی این طرف
یا خودِ من قابِ تو می‌شم یه روز

#آبا_عابدین
#آدم_ابری

پ.ن: عيدتون مبارك ❤️ #ليلا_برخورداري #عكس #خاطره

#leilabarkhordari #iranianactress
Read more
علل گردن درد ۱- از گوشی و کامپیوتر اشتباه استفاده می کنید نامناسب بودن حالت بدن در زمان نشستن و ایستادن ...
Media Removed
علل گردن درد ۱- از گوشی و کامپیوتر اشتباه استفاده می کنید نامناسب بودن حالت بدن در زمان نشستن و ایستادن یکی از اصلی ترین دلایل گردن درد است. هر چه زمان بیشتری سر خود را به جلو یا عقب نگه دارید (یعنی همان وضعیتی که هنگام استفاده از تلفن همراه، مدت زیادی در آن قرار می گیرید) کار بیشتری از مهره های پشت گردن ... علل گردن درد
۱- از گوشی و کامپیوتر اشتباه استفاده می کنید
نامناسب بودن حالت بدن در زمان نشستن و ایستادن یکی از اصلی ترین دلایل گردن درد است. هر چه زمان بیشتری سر خود را به جلو یا عقب نگه دارید (یعنی همان وضعیتی که هنگام استفاده از تلفن همراه، مدت زیادی در آن قرار می گیرید) کار بیشتری از مهره های پشت گردن تان می کشید. به علاوه، در این حالت عضلات ناحیه ی فوقانی پشت تان سعی می کنند تعادل سرتان را حفظ کنند و در نتیجه به این عضلات هم فشار وارد می شود.
سعی کنید تلفن همراه را تا جایی که ممکن است نزدیک به ارتفاع نگاه مستقیم تان نگه دارید تا از گردن درد جلوگیری کنید. این مسأله در مورد کار با کامپیوتر پشت میز هم صدق می کند. وقتی پشت میز می نشینید، مستقیم به جلو نگاه کنید. نگاه شما باید به بالای صفحه ی مانیتور برسد. اگر لازم است، از چند کتاب یا یک جعبه برای بالا بردن ارتفاع مانیتور استفاده کنید.
۲- اضطراب شدیدی دارید
اضطراب به صورت درد در گردن بروز پیدا می کند. یکی از واکنش های بدن به اضطراب های روزانه، فشار به عضلات است. به تأثیرات اضطراب بر بدن تان بی توجه نباشید و تلاش کنید خود را آرام کنید. کلاس یوگا بروید، مدیتیشن یا ورزش کنید. انرژی مثبت را استشمام کنید و اضطراب را بیرون بدهید. روش های زیادی برای دور کردن اضطراب وجود دارد.
۳- سیگار می کشید
مصرف سیگار بیماری دژنراتیو دیسک را تسریع می کند. در اثر این بیماری دیسک های بین مهره ای ستون فقرات تضعیف و تخریب می شوند. مواد شیمیایی درون سیگار عروق خونی را سفت می کند، به همین دلیل خون کمتری به استخوان ها و دیسک ها می رسد و در نتیجه استخوان های گردن از مواد مغذی محروم می شوند.
۴- اشتباه می خوابید
برای آنکه صبح ها بدون گردن درد از خواب بیدار شوید، باید شب ها گردن خود را تا جایی که ممکن است بی حالت نگه دارید. نباید به شکلی بخوابید که سرتان خیلی جلو یا خیلی عقب باشد و یا به یک طرف خم شود.
به ویژه کسانی که به شکم می خوابند دچار گردن درد می شوند چون در این حالت، سر به طور خودکار به یک طرف می چرخد. اگر مستعد گردن درد هستید، سعی کنید به پشت بخوایبد چون در این حالت می توانید بالش خود را تکیه گاه سر و گردن تان کنید. همچنین می توانید از بالش هایی استفاده کنید که از جنس فوم هوشمند هستند. این بالش ها به شکل گردن تان در می آیند و کمک می کنند ستون فقرات تان هم تراز باقی بماند.
۵- زیاد ورزش می کنید
گردن دردی که حین بلند کردن وزنه سراغ تان می آید، معمولا وقتی در پایان ست تصمیم می گیرید چند حرکت بیشتر بزنید به وجود می آید. هرگز این کار را نکنید
Read more
. بى بى بتول مى گفت مرض دارى، مرض لبخند. بهدارى سر نبش هم مى گفت اسمش"خستگى خنده" است. به بى بى بتول گفته ...
Media Removed
. بى بى بتول مى گفت مرض دارى، مرض لبخند. بهدارى سر نبش هم مى گفت اسمش"خستگى خنده" است. به بى بى بتول گفته بودند: لبخندم خسته تر از اينه كه خودش را جمع و جوركنه.راست گفته بودند، چون بى پدر خودش را مدتهاست ولو كرده است روى صورتم و از جاش تكان هم نمى خورد. خودش رو موذيانه وا داده است روى لبهايم و ناى رفتن هم ... .
بى بى بتول مى گفت مرض دارى، مرض لبخند. بهدارى سر نبش هم مى گفت اسمش"خستگى خنده" است. به بى بى بتول گفته بودند: لبخندم خسته تر از اينه كه خودش را جمع و جوركنه.راست گفته بودند، چون بى پدر خودش را مدتهاست ولو كرده است روى صورتم و از جاش تكان هم نمى خورد. خودش رو موذيانه وا داده است روى لبهايم و ناى رفتن هم ندارد. مدتهاست تمام خطوط صورتم از خستگى خنده ام دردشان گرفته. بى بى بتول وازلين مى ماليد كه عالى نبود ولى خوب بود. يه كم مى سوخت ولى خوب بود. بدتر از همه شبهاست كه زمان خوابيدن هم نمى رود. بى پدر حتى وقتى بى بى بتول مُرد هم از روى صورتم تكان نخورد. درد بى درمان است درد بى درمان! خدا نصيب دشمنم هم نكند. بى بى بتول نذر كرده بود و مى گفت حتما شفا دهنده شفايم خواهد داد و هى ورد مى خواند و شفا دهنده را فوت مى كرد در صورتم! در لبخندم! ولى خب! شفا پيدا نكردم كه نكردم. حالا اينها يك طرف ، طرف ديگر دندانهاى جلويم هستندكه اينطورى هوا مى خورند و هميشه خشك هستند! خشك و سرد. كاش لبخند لعنتى حتى براى چند ثانيه عقب مى كشيد تا لب بالايم دندانها را خيس كند. گفتم لب بالايم يادم آمد آنهم ترك خورده است، چه تركى! گاهى كمى خون ميزند بيرون، مى افتد بين خط دو دندان جلويم و خيسشان مى كند، كه هيچ بد هم نيست. بى بى بتول كه زنده بود رب انار مى ماليد لاى ترك لبم. از وقتى بى بى بتول مرده اوضاعم هم بدتر شده. سر قبرش يكى دو تا تو سرى و چك هم سر لبخند هميشگى ام خوردم. فشار لبخندم چنان است كه موهايم سفيد شده . آقا لُب مطلب اين است كه ديگر تحملش را ندارم. اما چه مى شود كرد مريضى است ديگر ! بهش مى گويند " خستگى لبخند" ... شما قدر سلامتى ات را بدان.
.
@homayounghanizadeh
#همايون_غنى_زاده
(اين متن از همايون غنى زاده عزيز هست كه در صفحه خودشون خواندم و به شدت باهاش ارتباط برقرار كردم و به همين خاطر ازشون اجازه گرفتم و در اينجا كپى كردم)
Read more
... ۲۰ عاملی که رابطه عاطفی شما را پایدار نگه می‌دارد قسمت دوم ادامه پست قبلی: ۱۱. از هم انتقاد نکنید؛ ...
Media Removed
... ۲۰ عاملی که رابطه عاطفی شما را پایدار نگه می‌دارد قسمت دوم ادامه پست قبلی: ۱۱. از هم انتقاد نکنید؛ به هم راه‌حل ارائه کنید ۱۲. از هم تعریف کنید: تعریف کردن از همدیگر کار ساده و مفیدی است. با‌این‌کار به همسرتان نشان می‌دهید که واقعا برایش ارزش قائل هستید. ۱۳. به حریم شخصی هم احترام بگذارید: گذراندن ... ...
۲۰ عاملی که رابطه عاطفی شما را پایدار نگه می‌دارد قسمت دوم ادامه پست قبلی:
۱۱. از هم انتقاد نکنید؛ به هم راه‌حل ارائه کنید
۱۲. از هم تعریف کنید:
تعریف کردن از همدیگر کار ساده و مفیدی است. با‌این‌کار به همسرتان نشان می‌دهید که واقعا برایش ارزش قائل هستید.
۱۳. به حریم شخصی هم احترام بگذارید:
گذراندن وقت با شریک زندگی به رشد رابطه کمک زیادی می‌کند، اما نباید فراموش کنید که برای دوام و ماندگاری یک رابطه، باید هرازچندگاهی فضا و زمان کافی دراختیار هم بگذارید.
۱۴. تشکر از همدیگر را فراموش نکنید:
این یکی از قواعد طلایی رابطه‌های ماندگار است. «عزیزم دستت درد نکنه». چهار کلمه‌ی ساده می‌تواند معجزه کند. با این کلمات به او می‌فهمانید که برایش ارزش قائل هستید
۱۵. اشتباهات‌تان را بپذیرید:
همه‌ی ما بارها برای‌مان پیش آمده که هر چقدر هم دوست داشته باشیم باز هم نمی‌توانیم خود را بی‌گناه جلوه دهیم. باید اشتباه خود را بپذیریم. باید غرورمان را لگدمال کنیم و به عشق زندگی‌مان بگوییم: «عزیزم تقصیر من بود. واقعا معذرت می‌خوام». اگر همسرتان هم واقعا برای‌تان ارزش قائل باشد، شما را خواهد بخشید.
۱۶. حرف دلتان را بزنید:
اگر واقعا لازم باشد که در مورد چیزی با همسرتان حرف بزنید، حرف‌تان را نخورید و آن را با او در میان بگذارید. اگر آدم توداری هستید و حرف‌ها را درون خود می‌ریزید و آرزو دارید که همسرتان روزی شما را درک کند، باید بدانید لزوما این‌طور نیست و این کار ممکن است به‌ضررتان تمام ‌شود.
۱۷. رمانتیک باشید:
این نکته را مردان باید بیشتر از زنان مدنظر داشته باشند. مردها خیال می‌کنند رمانتیک بودن فقط به دوره‌ی نامزدی و قبل از ازدواج مربوط است. چند قرار عاشقانه‌ی رمانتیک باهم بگذارید. او را به شبی خاطره‌انگیز مهمان کنید. هر کاری که می‌توانید، هرچند ساده، برای او انجام دهید تا حس کند ملکه‌ی زندگی شماست. این واقعا گام مهمی در رابطه‌ی زناشویی‌تان است.
۱۸. به دوستان او احترام بگذارید:
اگر واقعا از دوستان همسرتان خوش‌تان نمی‌آید، بهتر است این بی‌علاقگی به آنها را در دل‌تان نگه دارید و اصلا اعلام نکنید.
۱۹. مهربان و باعاطفه باشید:
مهربانی در اشکال مختلف بروز و ظهور می‌کند. گاهی دست او را بگیرید، گاهی با موهای او بازی کنید و گاه هم او را در آغوش بفشارید و ببوسید. فرقی هم نمی‌کند که طرف مقابل مرد است یا زن. هر دو طرف باید این نکات را رعایت کنند. البته اگر دوام رابطه برای‌شان مهم است.
۲۰. ادب را رعایت کنید:
همیشه و در هر حال وقتی کنار شریک زندگی‌تان هستید، ادب را رعایت کنید
Read more
این تصویر از غوغای امروز اهواز بیش از هر تصویر دیگری مشغولم کرد. به سراسیمه دویدن آدم‌های عکس با یا ...
Media Removed
این تصویر از غوغای امروز اهواز بیش از هر تصویر دیگری مشغولم کرد. به سراسیمه دویدن آدم‌های عکس با یا بی لباس نظامی نگاه کنید. ترس را می‌بینید؟ اول خوب وحشت را، سراسیمه‌گی را استشمام کنید، بعد به آن پروانه آرام بنگرید با آن پیراهن سرخ که مثل یک خلقت آسمانی در مرکز تصویر نشسته. نگاهش کنید چه آرام به جهان ... این تصویر از غوغای امروز اهواز بیش از هر تصویر دیگری مشغولم کرد. به سراسیمه دویدن آدم‌های عکس با یا بی لباس نظامی نگاه کنید. ترس را می‌بینید؟ اول خوب وحشت را، سراسیمه‌گی را استشمام کنید، بعد به آن پروانه آرام بنگرید با آن پیراهن سرخ که مثل یک خلقت آسمانی در مرکز تصویر نشسته. نگاهش کنید چه آرام به جهان دیوانه اطرافش می نگرد. او هیچ تعریفی از جنگ ندارد، هیچ نمی داند ترور چیست، تروریست کیست یا چرا کسی به سوی سرباز بی‌تفنگ شلیک می‌کند. دنیای او را صدای بال پرنده ها پر کرده و به جای بوی گوگرد عطر اقاقی در کوچه‌های ذهنش جاریست.
همیشه گمان کرده‌ام جهان دیوانگان جای بهتریست برای زیستن. همیشه گمان کرده‌ام دیوانه ماییم که در عین خردمندی مدام زندگی را پیچیده می کنیم آنچنان که گاهی چنان گم می‌شویم در هزارتوی پوچی، که یادمان می‌رود زنده‌ایم و باید زندگی کنیم. جنون خاصیت دنیای خردمندان است و کاش راهی به سوی جهان امن و ارام دیوانگان بود...
متنی که در ادامه می اید را قبلا به عنوان( نسخه ای برای روزهای اندوه) برای مجله چلچراغ نوشته‌ام که بی مناسبت به حال و احوال امروزمان نیست:
نسخه‌ای برای اوقات اندوه
غم اندازه دارد. تا حدی از اندوه را شاید بتوان با پناه بردن به دنیای قصه‌ها و شعرها و تصاویر آرام کرد اما خدا نکند غمت خروشان و وحشی، چشمه جوشنده باشد که غرق کند تمام حواست را. آن‌وقت است که هیچ حرفی و حالی جان بی‌قرارت را آرام نمی‌کند. من چنین اندوهی را برای دشمنانم هم آرزو نمی‌کنم.
اما وقتی که غمی اصیل و ملس سراغم را می‌گیرد، مثل ملال روزمره، مثل قهر یک دوست، مثل نافرجام ماندن یک تلاش یا حتی گاهی مثل این روزها که هر طرف اخبار که چشم می‌دوانیم چیزی جز غصه و حیرانی نیست، این وقت‌ها من سراغ فیلم روز هشتم می‌روم، یا فیلم مادر یا حتی سوته‌دلان. من عاشق شخصیت‌های دیوانه هستم. دیوانه‌ها، مجنون‌ها، آنها که مثل همه نیستند من را مفتون می‌کنند. من غرق جهان پاکیزه آنها می‌شوم و انگار که به سرزمینم رسیده باشم در هوای دیوانگی‌شان، نفسی چاق می‌کنم و بعد یادم میافتد که چقدر جهان مردم عاقل و زرنگ پوچ و سطحی و غم‌بار است. چقدر برنده بودن مسخره است و این جدال پر سروصدا تا چه اندازه حقارت آمیز است. بعد دلم وسعت می‌گیرد، می‌توانم به شکست‌ها بخندم، نامرادیها را دست بیاندازم، نامردها را مچل کنم و دلخوری‌ها را ببخشم.
گاهی هم شعر می‌خوانم. حافظ ناصح مردمان سرگشته است. می‌توانی دیوانش را بگشایی و بگذاریی مثل یک رقصنده عشوه‌گر مسخت کند، حالا اگر اشارتی به درد و درمانت کرد هم که چه بهتر.
بقیه در کامنت اول
Read more
<span class="emoji emoji27bf"></span><span class="emoji emoji27bf"></span> داروخانه م، يك آقا و خانومي ميان و آقاهه ميگه؛ گردن خانومم درد ميكنه مسكن قوي ميخوام.. ولتارن نه ...
Media Removed
داروخانه م، يك آقا و خانومي ميان و آقاهه ميگه؛ گردن خانومم درد ميكنه مسكن قوي ميخوام.. ولتارن نه ها!! آشغاله.. ميپرسم؛ آيا سرشو بد نذاشته؟ً آيا سردرد هم داره؟ هنوز حرفهام تموم نشده كه ميگه؛ اين چرت و پرتا چيه ميپرسي داروت رو بده! به خانوم خيلي جوونش نگاه ميكنم و ميگم؛ شما سوئدي بلدين؟ ميگه؛ انگليسي.. ... ➿➿
داروخانه م، يك آقا و خانومي ميان و آقاهه ميگه؛ گردن خانومم درد ميكنه مسكن قوي ميخوام.. ولتارن نه ها!! آشغاله.. ميپرسم؛ آيا سرشو بد نذاشته؟ً آيا سردرد هم داره؟ هنوز حرفهام تموم نشده كه ميگه؛ اين چرت و پرتا چيه ميپرسي داروت رو بده! به خانوم خيلي جوونش نگاه ميكنم و ميگم؛ شما سوئدي بلدين؟ ميگه؛ انگليسي.. باهاش شروع ميكنم به صحبت و ميخوام مطمئن شم مسئله جدي و اورژانسي نيست كه بازم آقاهه ميگه؛ ولتارن نديها! آشغاله آشغال.. ميگم؛ كي گفته؟ ميگه؛ تلويزيون! ميگم؛ كدوم برنامه! ميگه؛ هر برنامه اي چه فرقي ميكنه؟ ميگم؛ فرقش اينه كه هر برنامه اي راست و درست اطلاعات نميده و اين دارو سالهاست همه جاي دنيا داره استفاده ميشه و آشغالم نيست.. زير لب غر ميزنه و من حرفمو با خانومش ادامه ميدم؛ قبلا هم اين علائم رو داشتين؟ تا الان چي مصرف كردين و معلوم ميشه اصلا قرص ولتارن استفاده نكرده.. ميگه؛ كرمشو استفاده كردم و استامينوفن.. بهش ميگم؛ استامينوفن براي دردهاي التهابي به تنهايي كمك نميكنه و كرم ولتارن هم در كنار قرصش افكتش بيشتره.. در ضمن نپروكسن هم هست كه شما روزي دوبار مصرف ميكنين و اثرش طولانيتره.. آقاهه ميگه؛ نه نميخواد!! خانومه ميگه؛ چرا همونو ميخوام و ميرم كه براش بيارم.. وقتي برميگردم ميشنوم كه آقاهه به فارسي داره تندخويي ميكنه و قلبم فشرده ميشه.. مني كه همه عمرم هر ايرانيي كه سر راهم قرار گرفته با افتخار فارسي حرف زدم و آشناييت دادم با همه وجودم آرزو ميكنم دخترك متوجه اسم روي روپوشم نشه و نفهمه كه من متوجه محاوره زشت و تند همسرش شدم.. آقاهه ميگه؛ اينكه پرونكسنه، نپروكسن كو؟ ميگم؛ اون تموم شده و اين همونه با يه اسم متفاوت.. خدا رو شكر قبل از غر زدن بيشتر نوشته روي جعبه رو ميخونه و ساكت ميشه.. بعد با عصبانيت كارت شناسايي شو پرت ميكنه سمتم كه؛ نسخه نپروكسن رو دارم!! ليست داروهام رو هم ميخوام.. ميزنم تو كامپيوتر طرف هفتاد ساله شه، نپروكسن رو ميارم و ميخوام روي اتيكتش رو امضا كنم كه داد ميزنه؛ اوهوي چيكار داري ميكني؟ مگه نگفتم ليستو بده؟ ميگم؛ متوجه شدم ولي هنوز كارم تموم نشده و ليستو پرينت ميكنم براش، خودكارمو ميگيره و چند تا چيزو علامت ميزنه، استامينوفن و دو تا جعبه نوبليگان.. انگاري آب سردي بريزن روم و تازه متوجه علت همه پرخاشگري و بي حوصلگي هاي طرف ميشم.. ميگم؛ شما فقط اجازه گرفتن يك جعبه رو دارين و ما ترامادول داريم به جاي نوبليگان.. دوباره شروع ميكنه به داد زدن همه بهش خيره شدن و دخترك بيچاره از خجالت بدون هيچ حرفي ميره بيرون.. نفس عميق ميكشم و با خودم ميگم؛ به كدامين گناه؟
Read more
یه گوشه خیره بازم قرص فندک.. یه خنده مصنوعی یه شاه ودلقک... یه خیال پوچ رو فاز فردایی که نشد... یه ...
Media Removed
یه گوشه خیره بازم قرص فندک.. یه خنده مصنوعی یه شاه ودلقک... یه خیال پوچ رو فاز فردایی که نشد... یه ذهن خسته زندگی زیر قلطک... یکیو خواستیم طرف ابجیه همه شد... من بد بودم تو ببخش زیاد یا کمشو... همه چی بد شد وقتی از کسی خبری نی... من درد داشتم رفیقم تو خوشی خفه شد... همیشه خواستم شاد باشن همه... چه ... یه گوشه خیره بازم قرص فندک..
یه خنده مصنوعی یه شاه ودلقک...
یه خیال پوچ رو فاز فردایی که نشد...
یه ذهن خسته زندگی زیر قلطک...
یکیو خواستیم طرف ابجیه همه شد...
من بد بودم تو ببخش زیاد یا کمشو...
همه چی بد شد وقتی از کسی خبری نی...
من درد داشتم رفیقم تو خوشی خفه شد...
همیشه خواستم شاد باشن همه...
چه حاج خانوم چه اون که داداش گلمه...
هر کی دل شکوند گفتم فدا سرش...
تو خودت بودی رفیق اینا تقصیر خودمه...
اون از عشقی که با ادم مایه داره پرید...
مارو نشناخت چون سوار یه اهن دو دره...
وقتی با قرص و ارامبخش عصبی تر شی...
اونوقت یه چیزا یه سر میکوبه تو سرت...
هه...
چی فک میکردیم چی شد....
ما کاشتیم هر چی کی برد??
Read more
. آیا درد ناشی از سائیدگی و ارتروز مفصل شما را از حرکت کردن باز داشته است. ممکن است دارید اشتباه میکنید. آرتروز ...
Media Removed
. آیا درد ناشی از سائیدگی و ارتروز مفصل شما را از حرکت کردن باز داشته است. ممکن است دارید اشتباه میکنید. آرتروز یا سائیدگی مفصلی بیماری شایعی است که بیشتر در مفاصل زانو و ران دیده میشود. گرچه در کمر و گردن هم کم شایع نیست. این بیماری بر اثر خرابی غضروف مفصل ایجاد میشود و علائم آن بروز درد و محدودیت حرکتی ... .
آیا درد ناشی از سائیدگی و ارتروز مفصل شما را از حرکت کردن باز داشته است. ممکن است دارید اشتباه میکنید.
آرتروز یا سائیدگی مفصلی بیماری شایعی است که بیشتر در مفاصل زانو و ران دیده میشود. گرچه در کمر و گردن هم کم شایع نیست. این بیماری بر اثر خرابی غضروف مفصل ایجاد میشود و علائم آن بروز درد و محدودیت حرکتی و تورم در مفصل است.
اکنون محققین میگویند کسانی که از این بیماری رنج میبرند باید حرکت کنند. باور این حرف در ابتدا ممکن است کمی سخت باشد ولی فعالیت فیزیکی کلید اصلی درمان این بیماری است. مطالعات نشان داده که حرکت دادن مفصل نه تنها درد آن را به تدریج کم میکند بلکه موجب بهتر شدن حرکات مفصل نیز میگردد. از طرف دیگر فعالیت بدنی وزن را کم میکند و کاهش وزن موجب کم شدن درد غالب مفاصل میشود.
محققان میگویند کسی که به سائیدگی مفصل دچار است باید در ابتدا حرکات آرام و آهسته ای را انجام دهد و در موقع انجام حرکات نباید دردی وجود داشته باشد. باید صبور باشد و زمان کافی را بدهد تا بتدریج بدن او به نرمش عادت کند. راه رفتن آهسته و شنا از جمله ورزش های سبک و بسیار مفید برای مبتلایان به آرتروز هستند. یوگا و تای چی هم از ورزش های خوبی هستند که به این بیماران کمک میکنند.
و در نهایت نرمش های طبی خاص برای تقویت عضلات اطراف مفصل و نرمش های کششی برای افزایش قابلیت انعطاف آن از راه های بسیار موثر کاهش دردهای ناشی ار سائیدگی مفاصل هستند. یاد گرفتن و انجام این نرمش ها در ابتدا باید تحت نظر پرشک و متخصص فیزیوتراپی باشد.
Read more
صدای ترتر و تکونهای مکرر موقع رانندگی تراکتور باعث شد تا متوجه تماسهای پی در پی مسلم(پسرداییم) نشم!زمانی ...
Media Removed
صدای ترتر و تکونهای مکرر موقع رانندگی تراکتور باعث شد تا متوجه تماسهای پی در پی مسلم(پسرداییم) نشم!زمانی متوجه شدم که دیدم پدرم با عجله از پلهای چوبی کلبه کاه گلیش که کمی اون ورتر وسط باغ دو سه ماهی بود قد علم کرده بود پرید بیرون و شتابان دوید طرف من!شستم خبر دار شد باید اتفاق مهمی افتاده باشه که پدر ... صدای ترتر و تکونهای مکرر موقع رانندگی تراکتور باعث شد تا متوجه تماسهای پی در پی مسلم(پسرداییم) نشم!زمانی متوجه شدم که دیدم پدرم با عجله از پلهای چوبی کلبه کاه گلیش که کمی اون ورتر وسط باغ دو سه ماهی بود قد علم کرده بود پرید بیرون و شتابان دوید طرف من!شستم خبر دار شد باید اتفاق مهمی افتاده باشه که پدر پیرم این طور تو زمین سفت و پر از کلوخهای بزرگ و کوچیک شالیزار خشک که داشتم با تراکتور امادش میکردم این طوری بطرفم میدوه؟؟!
با صدایی که به صدای گوشخراش تراکتور قلبه کنه رو بهم گفت؛مسلم !مسلم! بهم زنگ زد،باهات کار مهمی داره،چرا گوشیت و جواب نمیدی؟یکی از گوسفنداش چند ساعته درد زیادی داره،میگه نمی تونه بزاد! در جا ساسات تراکتور رو کشیدم و وسط زمین زیر افتاب ولش کردم و دویدم طرف موتور پدر که کنار کلبه جک زده بود،در یک چشم به هم زدن خودم رو به اغل مسلم رسوندم و از رو پرچین چوبی پریدم اون ور،
نه سلامی و نه علیکی استین و بالا زدم و با اب نسبتا تمیز ابشخور گوسفندا دستهام رو شستم و رفتم طرف مسلم که داشت گوسفند رو رو زمین دراز میداد،
خیلی ناراحت بود، رو کرد بهم و گفت ؛یک ساعته دارم بهت میزنگم ، فکر کنم بره مرده تو شکم مادرش!گفتم چرا این رو میگی؟
گفت؛ فک کنم از بس زور زده گوسفند بیچاره بره تو شکم مادرش بهش فشار اومده و ترکیده، چون به جای دست و پا داعم چند تیکه روده میاد بیرون و میره تو!
با تعجب اروم کارم رو شروع کردم! همیشه دستهای کوچیک و نسبتا ریزم تو زندگیم بیشترین جایی که به کارم اومده تو همین یه مورد بوده!با لمس انگشتام تو شکم و رحم مادر به اولین چیزی که خورد متوجه شدم یک بره درشت بجای این که معمولیش از دست و کله به دنیا بیاد بر عکس از پاها داره به دنیا میاد! اونم نه با پاهای صاف !دو تا پاهاش حالت خمیده به طرف داخل جمع شده و بد تر از همه اون روده ایی که مسلم فکر میکرد بند ناف بره بیچارست که دور یک پاش و بدتر از همه دور گلوش پیچ خورده!لعنت به این شانس دیگه از این بدتر نمی شد(چوپونها و گالش هاش میفهمن من چی میگم)، بار اولم نبود! بیشتر صدها بار این صحنه و اتفاق رو با گاو و گوسفند و بز تجربه کردم، اروم بند نافش رو از تو پاش و بعدش گلوش با انگشت ازاد کردم بدونه این که پارش کنم،
بدترین حالتش این بود گوسفند بیچاره ناخاسته به دلیل اینکه دستم داخل شکم و رحمش بود تحریک میشد و حی زور میزد و کار رو سخت تر میکرد، بره رو تا اونجایی که میشد حول دادم داخل رحم تا دهانه رحم جا برا صاف کردن دو تا پاهاش برای زایمان راحت انجام بشه، بالاخره بعد از بیست دقیقه زور زدن هم بره سالم بود هم مادر
Read more
. عشق آتشین داغ یه عشق قدیم و اومدی تازه کردی شهر خاموش دلم رو تو پر آوازه کردی خدا هدایت کنه این فائقه ...
Media Removed
. عشق آتشین داغ یه عشق قدیم و اومدی تازه کردی شهر خاموش دلم رو تو پر آوازه کردی خدا هدایت کنه این فائقه آتشین خواننده همیشه جوان مملکتمون از وقتی این و خوند ملت همه یه عشق زیر خاکی تو ذهناشون واسه خودشون دس پا کردن بعد شکست خوردن زدن تو کار ناله و فغانِ بعد از شکست آقا جان اصن ما چند رقم عشق داریم بزارین ... .
عشق آتشین
داغ یه عشق قدیم و اومدی تازه کردی
شهر خاموش دلم رو تو پر آوازه کردی
خدا هدایت کنه این فائقه آتشین خواننده همیشه جوان مملکتمون از وقتی این و خوند ملت همه یه عشق زیر خاکی تو ذهناشون واسه خودشون دس پا کردن بعد شکست خوردن زدن تو کار ناله و فغانِ بعد از شکست
آقا جان اصن ما چند رقم عشق داریم بزارین براتون قشنگ توضیح بدم یبار بیشترم نمیگم گوشاتونو وا کنین تو امتحان میاد
الف:توهّم عاشقی تو این مورد عاشق هر روز و هر لحظه از طرف مقابلش انتظار ابراز عشق داره، عاقا جان طرف بیکار که نیست، هف هش ماه رف تو کارت الانم دنبال یه لقمه نونه واست ولش کن زبون بسته رو،
ب:عشق وسواسی ، خیلیم خطریه واردش نشین که تهش شک و خود کشی وایناس، ج:این گروه اختلال دلبستگی دارن کلا درگیر اینن که ینی دوسم داره؟، اصلا تو رابطه درستم؟، تهش چی میشه؟ ترکم میکنه؟ این گروه در کل سلولاشونم ایراد داره لمسشون کنید از نوک پا تا فرق سرشون سلول درد میگیرن، دیدما از اینا دیدم
از نظر من عشق فقط عشق مرد عرب سعودی به دختر ترامپ کاملا پاک و شفاف کاری هم نداشت طرف شوهر داره ،فوقش میگفت گروپ میزنیم مشکلی نیست حله
یا مثلا عشق جنیفر به دوس پسرش ،جاااان بله اشاره میکنن اون مورد به فاک رفته الان جِنی با یکی دیگه اس ، خب کیم کارداشیان و چی میگین عشقش انقد آتشین بود فیلمشمون رو تخت هم در اومد ، یاد نمیگیرین که
من خودم یه مورد عشق داشتم رفتیم رستوران طرف التماس وار زل زده تو نوشابه خوردن من ،چشامو گرد کردم پرسیدم به چی نگا میکنی؟ با ملاحتی خطرناک گفت به تو، میدونی چن وقته یه دل سیر ندیدمت عشقم ،گفتم خب یه عکس بگیر هر وخ دلت تنگ شد نگاش کن ،باز خییلی نرم جواب داد آخه خودت یه چیز دیگه ای هر چیزی طبیعیش خوبه ،خلاصه یه جوری شد کلا برنامه عوض شد،فقط یادم نیست شایدم مکالمه برعکس بود
آقا چس ناله شکست عشقی مده الان کلاس داره من خودم تو فالورام دیدم پست فراق عشقی گذاشته نوشته چند روزه غذا از گلوم پایین نمیره ،شبش پستش یادش رفته استوری میرزا قاسمی گذاشته
یکی و هم میشناختم بعد ازدواج جدا جدا میرفتن تو اتاق شروع میکردن پنج ساعت به چت تلگرامی با هم، بهشونم میگفتی خب رو در رو صحبت کنین میگفتن اینجوری رمانتیک تره آخرشم همون جوری بچه دار شدن
در کل به نظر من هورمون ،موتور عشقه حتی دوستای روانشناسمون بهش هورمون ارگاسمم میگن ، شما ببین آخه عشق آتشین سال اول ،سال دوم بارداری، سال سوم کودک داری شما اینجا اون عشقه اول و با رسم شکل نشون بده
عشق فقط عشق پیری که گر بجنبد
سر به رسوایی زند

علی راد
۹۶/۲/۶
Read more
 #kaktusfrukt blev inte alls nån favorit hos oss men #ostbricka hamnar alltid på topp. . . دوستان ...
Media Removed
#kaktusfrukt blev inte alls nån favorit hos oss men #ostbricka hamnar alltid på topp. . . دوستان نكته هايى را كه توى دايركت برام مى فرستين و با هم مشورت مى كنيم اينجا به صورت ناشناس مى گذارم تا شايد به درد شخص ديگه اى هم بخوره! . فرد شماره يك: عزيزم به نظرت .......... چى كار كنيم! فرد شماره ... #kaktusfrukt blev inte alls nån favorit hos oss men #ostbricka hamnar alltid på topp.
.
.
دوستان نكته هايى را كه توى دايركت برام مى فرستين و با هم مشورت مى كنيم اينجا به صورت ناشناس مى گذارم تا شايد به درد شخص ديگه اى هم بخوره!
.

فرد شماره يك: عزيزم به نظرت ..........
چى كار كنيم!

فرد شماره دو: هر جور خودت دوست دارى؟
.
.
همزمان كه اين كلمات گفته مى شه اغلب أوقات كاملا نظر مشخصى داريم ولى به دلايل خاص و ويژه خودمون از بيان كردنش خوددارى مى كنيم.
بعد، اگر شخص مورد نظر واقعا كارى را كه دلش خواست انجام داد و اون مطابق ميل ما نبود، ترش مى كنيم، ناراحت مى شيم ولى باز هم نمى گيم كه چرا... بلكه شروع به بهانه گيرى مى كنيم و با طرفمون كنار نمى يايم!
.
چرا، چون فكر مى كنيم كه طرف خودش بايد بفهمه!!!
چطور؟
علم غيب؟؟ چند نفرمون توى اين موقعيت قرار گرفتيم؟
اينكه واقعا صريح و واضح ولى با منطق و احترام نظر و خواسته امون را بگيم ولى انتخاب را به عهده طرف بگذاريم!
حداقل هم خودش و هم خودتون مى دونين كجاى ماجرا قرار دارين!

ايا شما واقعا مى تونين خواسته و نظرتون را به اطرافيان بگين؟ يا كنار مى ياين ولى به جاش بد اخلاقى و كج خلقى مى كنين؟
.

عكس :
بشقاب پنير در سوئد براى پذيرايى خيلى معمول هست. در اون از انواع پنير، مارمالاد و مربا به همراه بيسكويت هاى مختلف استفاده مى شه.
ميوهايى مثل انجير و إنكور و گلابى هم در كنارشون به اين بشقاب رنگ و طعم بهترى مى دهند.
.
ميوه توى عكس كه زرد و قرمز هست ميوه كاكتوس بود كه خريدم و زياد هم خودمون نيومد ولى بايد تست مى شد.
نكته مريمى: مرسي از شما خوبان كه جوياى حالم هستين و مرسي براى احوالپرسيتون!
❤❤
Read more
 #nature #flowers #Tehran #Iran #04_June_2018 #oxalis #Oxalis_Violacea #HS_Oxalis #HS_Oxalis_Violacea #Violet_Wood_Sorrel #HS_Violet_Wood_Sorrel #شبدر ...
Media Removed
#nature #flowers #Tehran #Iran #04_June_2018 #oxalis #Oxalis_Violacea #HS_Oxalis #HS_Oxalis_Violacea #Violet_Wood_Sorrel #HS_Violet_Wood_Sorrel #شبدر _ترشک #گل_شبدر_ترشک Tebrooz.ir ترشک سه برگ گیاهی است از خانواده ی Oxalidaceae، کوچک و یک ساله با ساقه ی خزنده ی پوشیده ... #nature #flowers #Tehran #Iran #04_June_2018
#oxalis #Oxalis_Violacea
#HS_Oxalis #HS_Oxalis_Violacea
#Violet_Wood_Sorrel #HS_Violet_Wood_Sorrel
#شبدر _ترشک #گل_شبدر_ترشک
Tebrooz.ir
ترشک سه برگ گیاهی است از خانواده ی Oxalidaceae، کوچک و یک ساله با ساقه ی خزنده ی پوشیده از کرک خاکستری، برگ های آن مانند شبدر است و دارای سه قسمت یا به تعبیری دارای سه برگچه می باشد که خیلی شبیه برگ شبدر است، هر دو طرف برگ ها با کرک، ظریفی پوشیده شده است و دمبرگ درازی دارد. گلهای آن زردرنگ می باشد ولی گونه ی دیگری از آن با گل های سفید و صورتی دیده می شود. این گیاه در شمال ایران در گیلان بین رشت، لاهیجان، بندرگز، مینودشت و سایر نقاط مرطوب و در اطراف تهران و همچنین در جنوب غربی ایران در منطقه ی کشور لرستان دیده می شود. در هندوستان و چین و مناطق مختلف دیگر جهان نیز می روید.
ترکیب شیمیایی: ماده ی شیمیایی اسید پتاسیم اکسالات در آن وجود دارد.
نام های دیگر این گیاه در طب سنتی عبارت است از:ترشک – ترشک شبدری – حماض
ترکیب شیمیایی: ماده ی شیمیایی اسید پتاسیم اکسالات در آن وجود دارد
۱- مبرد، خنک کننده و مدر است، قاعده آور می باشد، حل کننده ی سنگ، قابض و بند آورنده ی خونریزی است، برای بیماری های پوستی نظیر جرب، آبسه ها و جراحت های ناشی از گزش حیوانات سمی و پاک کردن زخمها تجویز می شود، ضددرد، مسکن و تب بر است، ورم های ناشی از کوفتگی و ضربه ای وارده به اعضا را تحلیل برده و درد آن را تسکین می دهد، درد معده را هم تسکین می دهد
درمان گیاهی اسهال خونی
۲- آب جوشانده ی آن را بخورید. برای رفع انسداد کولون و رفع اسهال خونی مفید است، برای معالجه ی بیماری های ناشی از کمبود ویتامین C مصرف می شود.
۳- شیره ی آن به عنوان تریاق و ضدسم در موارد مسمومیت های حاصله از سم های جیوه ای وارسنیک به کار می رود، همچنین مالیدن آن روی سوختگی پوست در اثر آتش و هم چنین محل گزیدگی عقرب مفید می باشد.
۴۔ اگر تنتور آن رادر سرکه گرم کنید، مرحم خوبی برای اعضای شکسته می باشد
مصرف زیاد آن سمی است.
Read more
 #nature #flowers #Tehran #Iran #04_June_2018 #oxalis #Oxalis_Violacea #HS_Oxalis #HS_Oxalis_Violacea #Violet_Wood_Sorrel #HS_Violet_Wood_Sorrel #شبدر ...
Media Removed
#nature #flowers #Tehran #Iran #04_June_2018 #oxalis #Oxalis_Violacea #HS_Oxalis #HS_Oxalis_Violacea #Violet_Wood_Sorrel #HS_Violet_Wood_Sorrel #شبدر _ترشک #گل_شبدر_ترشک Tebrooz.ir ترشک سه برگ گیاهی است از خانواده ی Oxalidaceae، کوچک و یک ساله با ساقه ی خزنده ی پوشیده ... #nature #flowers #Tehran #Iran #04_June_2018
#oxalis #Oxalis_Violacea
#HS_Oxalis #HS_Oxalis_Violacea
#Violet_Wood_Sorrel #HS_Violet_Wood_Sorrel
#شبدر _ترشک #گل_شبدر_ترشک
Tebrooz.ir
ترشک سه برگ گیاهی است از خانواده ی Oxalidaceae، کوچک و یک ساله با ساقه ی خزنده ی پوشیده از کرک خاکستری، برگ های آن مانند شبدر است و دارای سه قسمت یا به تعبیری دارای سه برگچه می باشد که خیلی شبیه برگ شبدر است، هر دو طرف برگ ها با کرک، ظریفی پوشیده شده است و دمبرگ درازی دارد. گلهای آن زردرنگ می باشد ولی گونه ی دیگری از آن با گل های سفید و صورتی دیده می شود. این گیاه در شمال ایران در گیلان بین رشت، لاهیجان، بندرگز، مینودشت و سایر نقاط مرطوب و در اطراف تهران و همچنین در جنوب غربی ایران در منطقه ی کشور لرستان دیده می شود. در هندوستان و چین و مناطق مختلف دیگر جهان نیز می روید.
ترکیب شیمیایی: ماده ی شیمیایی اسید پتاسیم اکسالات در آن وجود دارد.
نام های دیگر این گیاه در طب سنتی عبارت است از:ترشک – ترشک شبدری – حماض
ترکیب شیمیایی: ماده ی شیمیایی اسید پتاسیم اکسالات در آن وجود دارد
۱- مبرد، خنک کننده و مدر است، قاعده آور می باشد، حل کننده ی سنگ، قابض و بند آورنده ی خونریزی است، برای بیماری های پوستی نظیر جرب، آبسه ها و جراحت های ناشی از گزش حیوانات سمی و پاک کردن زخمها تجویز می شود، ضددرد، مسکن و تب بر است، ورم های ناشی از کوفتگی و ضربه ای وارده به اعضا را تحلیل برده و درد آن را تسکین می دهد، درد معده را هم تسکین می دهد
درمان گیاهی اسهال خونی
۲- آب جوشانده ی آن را بخورید. برای رفع انسداد کولون و رفع اسهال خونی مفید است، برای معالجه ی بیماری های ناشی از کمبود ویتامین C مصرف می شود.
۳- شیره ی آن به عنوان تریاق و ضدسم در موارد مسمومیت های حاصله از سم های جیوه ای وارسنیک به کار می رود، همچنین مالیدن آن روی سوختگی پوست در اثر آتش و هم چنین محل گزیدگی عقرب مفید می باشد.
۴۔ اگر تنتور آن رادر سرکه گرم کنید، مرحم خوبی برای اعضای شکسته می باشد
مصرف زیاد آن سمی است.
Read more
سال های پیش خانومی رو می شناختم که علاقه ی شدیدی به دوست دخترها و دوست پسرهای مردم داشت. وقتی می‌شنید ...
Media Removed
سال های پیش خانومی رو می شناختم که علاقه ی شدیدی به دوست دخترها و دوست پسرهای مردم داشت. وقتی می‌شنید یکی با یکی آشنا شده تا ته و توی قضیه رو در نمی آورد آروم نمی نشست. این خیلی ربطی هم به فضولی نداشت، فقط کیف می کرد بشینی براش از روابط عاشقانه خودت و بقیه تعریف کنی. بعد طوری چشم هاش از خوشحالی برق می زند انگار ... سال های پیش خانومی رو می شناختم که علاقه ی شدیدی به دوست دخترها و دوست پسرهای مردم داشت. وقتی می‌شنید یکی با یکی آشنا شده تا ته و توی قضیه رو در نمی آورد آروم نمی نشست. این خیلی ربطی هم به فضولی نداشت، فقط کیف می کرد بشینی براش از روابط عاشقانه خودت و بقیه تعریف کنی. بعد طوری چشم هاش از خوشحالی برق می زند انگار خودش همون لحظه عاشق شده. البته نامبرده از بر و روی خدادادی بی بهره نبود اما تا جایی که خبر داشتم سال‌ها بود تنها زندگی می کرد. من و یکی دو نفر دیگه از رفقای قدیمی گاهی موردهایی رو برای آشنایی بهش معرفی کرده بودیم ولی نمی‌دونم چی می‌شد که هیچ وقت جور نمی شد و یه ایرادی توی طرف پیدا می کرد و کار توی همون ملاقات تموم می‌شد. همیشه برام سوال بود که چرا این جوریه و بعضی از آدم ها این قدر تنها می‌مونن تا این که در یک مکاشفه‌ی معنوی وقتی داشتم به ترانه‌ی برادر حسن شماعی زاده گوش می‌کردم نور حقیقت بر دلم تابید. اون جایی که می فرماد: ((اخ چقدر قشنگه از عشق تو دیونه شدن
تو می یای تموم می شه هر چی غمه
زنده باد هر کی هنوز یه عاشقه)) فهمیدم عشق در نگاه خیلی از آدم ها بهشت زیبایی ست که همیشه در آینده ای نامعلوم قرار داره. معشوقی که یه روز می یاد و همه ی غم‌ها تموم می شه. یعنی عشق بیشتر چیزی امید بخشه تا واقعیتی ملموس و تجربی. بعد برادر شماعی زاده می فرماد: ((انگار از یه معبد عشق قدیمی تو می یای
از یه شعر عاشقونه صمیمی تو می یای
از تو پرواز پرستو های عاشق تو می یای
از رو گلبرگ های معصوم شقایق)) بعد فهمیدم عشق در این نگاه یه جور قدرت پاک کنندگی قوی هم داره. مثل صابونی آنتی باکتریال یا آیینی مقدس در معبدی قدیمی که همه ناپاکی های وجود آدم رو تطهیر می کنه، مثه بخشایش یا آیین توبه! اما مگه ما چه گناهی کردیم که باید واسه اش توبه کنیم؟ دوباره به ترانه رجوع کردم که می فرماد: ((باز یه روز دستای گرمت رو به دستام برسون
با خودت عشقو بیار گذشته هامو بسازم
می دونم باز یه روزی تموم می شه فاصله مون)) و دیدم چیزی که انتظار داریم عشق از وجودمون پاک کنه احساس درد و تنهایی ست. عشق آتشی ست که باهاش جنگل خشک همه ناکامی های گذشته رو می سوزونیم و از نو متولد می شیم. مرهمی ست بر درد همه ی آرزوهای برباد رفته، اندوه و حسرت همه‌ی کارهای نکرده و گاهی نقابی ست برای فراموش کرد یا پنهان کردن همه ی حقارت هایی که خودمون یا دیگران به ما تحمیل کردن. برای همین به معبد عشق نیاز داریم که جان خسته و زخمی و رنجورمون رو تطهیر کنه و قدرتی دوباره به قلب مون بده. اما چقدر عجیبه که ادامه درکامنت
Read more
. . اینقدر با صدای بلند زندگی نکنید؛! . . به ما گفته اند انسان را انسان می گویند چون نیاز به انس ...
Media Removed
. . اینقدر با صدای بلند زندگی نکنید؛! . . به ما گفته اند انسان را انسان می گویند چون نیاز به انس و با هم بودن دارد تنهایی فقط از آن خداست . همه به هم نیاز داریم چه از لحاظ جسمانی و چه روحانی . . گاهی که خوشحالیم دلمان می خواهد شادی امان را بین همه تقسیم کنیم گاهی هم که دلگیریم دوست داریم با یکی ... .
.

اینقدر با صدای بلند زندگی نکنید؛!
.
.
به ما گفته اند
انسان را انسان می گویند چون نیاز به انس و با هم بودن دارد
تنهایی فقط از آن خداست .

همه به هم نیاز داریم چه از لحاظ جسمانی و چه روحانی
.
.
گاهی که خوشحالیم دلمان می خواهد شادی امان را بین همه تقسیم کنیم گاهی هم که دلگیریم دوست داریم با یکی حرف بزنبم

و این بسیار طبیعی است!

اینها خواهش های دل ماست ولی آیا طرف مقابل ما هم، آمادگی این را دارد که همراه ما باشد
شاید خودش درگیر غم هایش است و شادی ما حال او را بدتر کند ( مثلا دلش را بسوزاند ) و شاید هم خوشحال است و درد دل های ما، آرامش و نشاطش را به هم می ریزد .

به ما یاد داده اند تا می توانید موجبات آرامش دبگران را با رعایت حدود و شرایطش فراهم کنید شاید شمای خوب، از سر خوبی زیادت، پای حرفهاو درد دل های من بنشینی ولی من هم باید مراعات کنم
با صدای بلند زندگی نکنیم!

#خدا #عشق #زندگی #محبت #غم #شادی
#دختر_خوشگل😚
Read more
. می‌خواهیم دو تا از خبرهای جنجالی چند روز اخیر را با هم بررسی ‌کنیم. . ۱- قضیه حضور صیادان چینی در ...
Media Removed
. می‌خواهیم دو تا از خبرهای جنجالی چند روز اخیر را با هم بررسی ‌کنیم. . ۱- قضیه حضور صیادان چینی در خلیج‌فارس را که می‌دانید. به‌تازگي مسئولان طی بیانیه‌ای اعلام کرده‌اند​: چینی‌ها ماهی‌هایی می‌گیرند که به ‌درد ایرانی‌ها نمی‌خورد! . اتفاقا بنده چند روز پیش در حال آب‌تنی در خلیج فارس بودم ... .
می‌خواهیم دو تا از خبرهای جنجالی چند روز اخیر را با هم بررسی ‌کنیم.
.
۱- قضیه حضور صیادان چینی در خلیج‌فارس را که می‌دانید. به‌تازگي مسئولان طی بیانیه‌ای اعلام کرده‌اند​: چینی‌ها ماهی‌هایی می‌گیرند که به ‌درد ایرانی‌ها نمی‌خورد!
.
اتفاقا بنده چند روز پیش در حال آب‌تنی در خلیج فارس بودم که از دور یک شناور چینی دیدم. کرال سینه کنان به سمتش رفتم و با لحن سرهنگ علیفر گفتم: «کجا میری برادر؟ بایست!». گفت: «این‌ها اره‌ماهیه به درد شما نمی‌خوره». گفتم: «چرا؟» گفت: «نگاه کن اینجاهاشون هم درازه هم تیزه. جر میده آدم رو، خطرناکه. بذار عمو ببره». گفتم: «کجاهاشون؟» گفت: «خفه شو برو عقب».
.
گفتم: «اونا چیه؟» گفت: «شمشیر ماهی». گفتم: «اینا رو چرا می‌بری؟». گفت: «تیزه». گفتم: «هر چی تیز باشه می‌بری؟». گفت: «نه، یه تعداد کارد‌میوه‌خوری‌ماهی واسه خودتون گذاشتم؛ اگه خواستین استفاده کنین».
.
گفتم: «اون چیه داری می‌بری؟ چقدر خوشگله». گفت: «عروس دریاییه» گفتم: «تیزه؟» گفت: «نه فساد برانگیزه». گفتم: «تو رو خدا نبر این رو». گفت: «اگه ما نبریم میان با کتک می‌برنش. پوشش مناسبی نداره متاسفانه».
.
گفتم: «اون چیه؟». گفت: «ستاره دریایی». گفتم: «این هم فساد برانگیزه؟» گفت: «نه اون تیزه». گفتم: «اوکی ببر». گفت: «باشه».
.
گفتم: «اینا دیگه چیه داره می‌بری؟» گفت: «بهشون میگن صابون‌ماهی». گفتم: «این هم تیزه؟» گفت: «نه لیزه». گفتم: «عروس دریایی رو که بردی، حداقل بذار این صابون‌ماهی‌ واسه ما بمونه، لازم میشه».
.
گفت: «سفره ماهی‌ها رو که بگیریم، سفره‌مون رو جمع می‌کنیم میریم». گفتم: «سفره‌مون رو جمع کردید، خدا سفره‌تون رو جمع کنه». چندتا موجود عجیب شبیه حلزون گذاشت کف دستم، گفت: «اینا رو هم واسه شما گرفتیم». گفتم: «چه کارش کنم». گفت: «اینا گوسفند دریاییه. بده پسر نماينده مجلس ببره بچرونه. اگه هم خواست می‌تونه بکُشه بخوره». گفتم: «بهش میگم دل و جیگرش رو نگه داره با هم بخورید». گفت: «جیگرش رو بخورم». .

۲- خبری در مورد افزایش سفر مجردی عراقی‌ها به مشهد داشتیم، از آنجا که لامصب خبر یک جوری است که به هر شکل بخواهیم بنویسیم غیر قابل انتشار می‌شود، تصمیم گرفتیم از فرمت ستون گفت و شنود روزنامه کیهان استفاده کنیم تا هیچ احدی جرات سانسور کردنش را نداشته باشد.
.
گفت: شنیده‌ای عراقی‌ها خیلی زیاد مشهد می‌آیند. آن هم مجردی؟
.
گفتم: چشم مدعیان اصلاحات روشن.
.
گفت: خاک بر سرشان.
.
گفتم: چه عرض کنم؟! به طرف گفتند با کشور جمله بساز گفت با کش ور رفتم، خورد تو صورتم.
.
بقیه در کامنت اول 👇👇
Read more
. <span class="emoji emoji1f4dd"></span> متن خاکریز خاطرات ۸۶ ✍ تا حالا رفیقی داشتی که حاضر باشه اینجوری برات جون بده؟ #متن_خاطره مونده ...
Media Removed
. متن خاکریز خاطرات ۸۶ ✍ تا حالا رفیقی داشتی که حاضر باشه اینجوری برات جون بده؟ #متن_خاطره مونده بودیم وسط میدان مین. همه مجروح بودند و خسته. یه رزمنده زخمی چند متر آنطرف‌تر از من افتاده بود که انگار درد شدیدی داشت. دیدم با آرنج خودش رو کشید جلوتر و داشت از من دور میشد. فکر‌کردم می‌خواد از میدانِ ... .
📝 متن خاکریز خاطرات ۸۶ ✍ تا حالا رفیقی داشتی که حاضر باشه اینجوری برات جون بده؟

#متن_خاطره
مونده بودیم وسط میدان مین. همه مجروح بودند و خسته. یه رزمنده زخمی چند متر آنطرف‌تر از من افتاده بود که انگار درد شدیدی داشت. دیدم با آرنج خودش رو کشید جلوتر و داشت از من دور میشد. فکر‌کردم می‌خواد از میدانِ مین خارج بشه. بهش‌گفتم: با اینهمه درد چرا اینقدر به خودت فشار میاری؟ گفت: چند تا مجروحِ دیگه آن طرف هستند، من چند دقیقه بیشتر زنده نیستم، می خوام قمقمه‌ی آبم رو برسونم به اونا ... 📚منبع: کتاب خدمت از ماست82 ، صفحه 179

#رفاقت #دوست #ایثار #گذشت_و_فداکاری #بی_تفاوت_نبودن 🇮🇷کانال خاطرات کوتاه شهدا:
@khakriz1
Read more
● لاکچری های عزیز پول یک روز خوراکمونم نیست ... #درد_را_از_هر_طرف_بنویسی_درد_است #کمک_را_از_هر_طرف_بنویسی_کمک_است ...
Media Removed
● لاکچری های عزیز پول یک روز خوراکمونم نیست ... #درد_را_از_هر_طرف_بنویسی_درد_است #کمک_را_از_هر_طرف_بنویسی_کمک_است #طرح_محسنین
لاکچری های عزیز
پول یک روز خوراکمونم نیست ...
#درد_را_از_هر_طرف_بنویسی_درد_است
#کمک_را_از_هر_طرف_بنویسی_کمک_است
#طرح_محسنین
 #oxalis #Oxalis_Violacea #HS_Oxalis #HS_Oxalis_Violacea #Violet_Wood_Sorrel #HS_Violet_Wood_Sorrel #شبدر ...
Media Removed
#oxalis #Oxalis_Violacea #HS_Oxalis #HS_Oxalis_Violacea #Violet_Wood_Sorrel #HS_Violet_Wood_Sorrel #شبدر _ترشک #گل_شبدر_ترشک Tebrooz.ir ترشک سه برگ گیاهی است از خانواده ی Oxalidaceae، کوچک و یک ساله با ساقه ی خزنده ی پوشیده از کرک خاکستری، برگ های آن مانند شبدر است و دارای ... #oxalis #Oxalis_Violacea
#HS_Oxalis #HS_Oxalis_Violacea
#Violet_Wood_Sorrel #HS_Violet_Wood_Sorrel
#شبدر _ترشک #گل_شبدر_ترشک
Tebrooz.ir
ترشک سه برگ گیاهی است از خانواده ی Oxalidaceae، کوچک و یک ساله با ساقه ی خزنده ی پوشیده از کرک خاکستری، برگ های آن مانند شبدر است و دارای سه قسمت یا به تعبیری دارای سه برگچه می باشد که خیلی شبیه برگ شبدر است، هر دو طرف برگ ها با کرک، ظریفی پوشیده شده است و دمبرگ درازی دارد. گلهای آن زردرنگ می باشد ولی گونه ی دیگری از آن با گل های سفید و صورتی دیده می شود. این گیاه در شمال ایران در گیلان بین رشت، لاهیجان، بندرگز، مینودشت و سایر نقاط مرطوب و در اطراف تهران و همچنین در جنوب غربی ایران در منطقه ی کشور لرستان دیده می شود. در هندوستان و چین و مناطق مختلف دیگر جهان نیز می روید.
ترکیب شیمیایی: ماده ی شیمیایی اسید پتاسیم اکسالات در آن وجود دارد.
نام های دیگر این گیاه در طب سنتی عبارت است از:ترشک – ترشک شبدری – حماض
ترکیب شیمیایی: ماده ی شیمیایی اسید پتاسیم اکسالات در آن وجود دارد
۱- مبرد، خنک کننده و مدر است، قاعده آور می باشد، حل کننده ی سنگ، قابض و بند آورنده ی خونریزی است، برای بیماری های پوستی نظیر جرب، آبسه ها و جراحت های ناشی از گزش حیوانات سمی و پاک کردن زخمها تجویز می شود، ضددرد، مسکن و تب بر است، ورم های ناشی از کوفتگی و ضربه ای وارده به اعضا را تحلیل برده و درد آن را تسکین می دهد، درد معده را هم تسکین می دهد
درمان گیاهی اسهال خونی
۲- آب جوشانده ی آن را بخورید. برای رفع انسداد کولون و رفع اسهال خونی مفید است، برای معالجه ی بیماری های ناشی از کمبود ویتامین C مصرف می شود.
۳- شیره ی آن به عنوان تریاق و ضدسم در موارد مسمومیت های حاصله از سم های جیوه ای وارسنیک به کار می رود، همچنین مالیدن آن روی سوختگی پوست در اثر آتش و هم چنین محل گزیدگی عقرب مفید می باشد.
۴۔ اگر تنتور آن رادر سرکه گرم کنید، مرحم خوبی برای اعضای شکسته می باشد
مصرف زیاد آن سمی است.
Read more
پست اصلاحی اکسیژن . "درد شانه" و تمرین های تقویت کننده ی عضله ی "سراتوس قدامی"این عضله هشت تا دندونه داره ک از طرف پایین شانه ب لبه ی بالایی هشت یا نه دنده متصل میشه.این عضله در امتداد عضله ی رومبوئید،کمک میکنه ک شونه ی شما با پشتتون همسطح بشه و از دررفتگی شونه و حرکات غیرمتعارف جلوگیری میکنه. این ... پست اصلاحی اکسیژن💫
. "درد شانه" و تمرین های تقویت کننده ی عضله ی "سراتوس قدامی"👈این عضله هشت تا دندونه داره ک از طرف پایین شانه ب لبه ی بالایی هشت یا نه دنده متصل میشه.این عضله در امتداد عضله ی رومبوئید،کمک میکنه ک شونه ی شما با پشتتون همسطح بشه و از دررفتگی شونه و حرکات غیرمتعارف جلوگیری میکنه.

این حرکت رو خییییلی آروم(تاکید میکنم خیلی آروم!) "یک تا سه" ست با "پنج تا ده بار" تکرار انجام بدید. ✅بازوهارو ب بالا و پایین حرکت بدید،درحالیکه آرنج ها متمایل ب جلو و انگشتان شستتون متمایل ب پشته.

پشت میز کار،موقع ورزش،تماشای تلویزیون یا هر جای دیگه ای میتونید این حرکت رو انجام بدید.

تقویت این عضله،سفتی گردن و درد شانه رو کاهش میده✌
.
.مترجم:دکتر مژده مرادی🏆
.
.
.
#power  #fit #life  #fitness #training #gym #personaltraining #motivation #venezuela #España #Madrid  #nopainnogain #ejercicios  #gymtime #xtremotivation #bodybuildingmotivation #muscle #bodybuildinglifestyle #abs #fitnessmodel #mensfitness #fitspo #arnold #ready #gymtrainer  #fitnessfreak #fitnessjourney #dreamfit
#dreamfitgimnasios #enjoy
Read more
 #<span class="emoji emoji1f3a5"></span> شب گذشته 5 شهریور ماه دیدار مردمی فیلم سینمایی«تنگه ایو قریب»به کارگردانی بهرام توکلی و تهیه ...
Media Removed
# شب گذشته 5 شهریور ماه دیدار مردمی فیلم سینمایی«تنگه ایو قریب»به کارگردانی بهرام توکلی و تهیه کنندگی سعید ملکان،با حضور جواد عزتی،حمید رضا آذرنگ،مهدی قربانی با استقبال چمشگیر مخاطبانش در پردیس کورش برگزار شد . پیش از نمایش فیلم جواد عزتی در صحبت های کوتاهی از مخاطبان این فیلم سینمایی به ... #🎥
شب گذشته 5 شهریور ماه دیدار مردمی فیلم سینمایی«تنگه ایو قریب»به کارگردانی بهرام توکلی و تهیه کنندگی سعید ملکان،با حضور جواد عزتی،حمید رضا آذرنگ،مهدی قربانی با استقبال چمشگیر مخاطبانش در پردیس کورش برگزار شد
.
پیش از نمایش فیلم جواد عزتی در صحبت های کوتاهی از مخاطبان این فیلم سینمایی به دلیل حمایتشان از سینما و فیلم«تنگه ابو قریب»تشکر کرد
.
حمید رضا آذرنگ نیز گفت:«از زمانی که «تنگه ابو قریب»اکران شده،واکنش هانسبت به فیلم متفاوت است.برخی از جوانهایی که روایت هایی از جنگ شنیده اند می گویند چرا درباره جنگ فیلم ساخته شده است؟حرف زدن از جنگ کافی است.در آن زمان که چنین اتفاقی در«تنگه ابو قریب»رخ داد من اندیمشک بودم و مادرم در جمع شما است وشاهد است که چه روزهای سختی بود.»
.
او ادامه داد:«خاطرم هست تعداد زیادی از افرادی که شیمیایی شده بودند در دو طرف بلوار راه آهن اندیمشک جمع شده بودند،اما هیچ کس نمی دانست جلوتر و در «تنگه ابو قریب»چه خبر است.ما فقط نظاره گر حضور مجروحان در شهر بودیم.آن قدر که در بیمارستان اندیمشک جا برای مجروحان نبود و جلوی در بیمارستان تنها یک سطل آب یخ روی سر آنها می ریختند و دیگر وقت رسيدگي به آنها نبود.من در شهرم شاهد این اتفاقات بودم و خبر نداشتم که یکسری آدم جلوتر چه رشادت هایی می کنند.»
.
او در بخش دیگری از صحبت هایش گفت:«جنگ پلید و کثیف است و به اعتقاد من کثیف ترین آدم کسی است که جنگ طلب است.من کاری با گذشته فیلم جنگی در ایران ندارم،فیلم «تنگه ابو قریب»به زیبایی با استناد به داستانی واقعی با وسواس و دقت ساخته شده است.اما در روزهای اخیر چند ویدیو در شبکه های مجازی منتشر شده است که جای تاسف دارد،عجیب است که ما ایرانی هستیم و از دیدن آنها دلمان به درد نمی اید. یک عرب در مشهد اسکانس های ایرانی را روی زمین ریخته است و می گوید :«با پول خودم و با کمترین مبلغ بیشترین لذت را بردم ،بهترین غذاها را خوردم و حالا کشور شما را ترک می کنم.ما اینطورجنگیدیم بدون اینکه بجنگیم .»یا اینکه آن طرف مرزها پسریکی از سیاستمدارن سابق از دارایی هایش می گوید و اینکه به هیچ کسی مربوط نیست اموالش از کجا آمده! فقط می خواهم بگویم قطعا آدم هایی از جنس کسانی که در« تنگه ابو قریب» بودند اگر این چیزها را می دیدند الان زنده نبودند،چون رگشان را می گذاشتند تا جلوی چنین آدم هایی را بگیرند.»
.
در پایان مهدی قربانی نیز از مردم به دلیل حمایتشان از فیلم «تنگه ابو قریب»تشکر کرد
.
‏≣🅲🅸🅽🅴🅼🅰🅽🅴🆆🆂≣
سينمانيوز | سينماى روز
Read more
ديروز بنا به دستور پزشك، رفته بودم يه كلينيك فيزيوتراپى و كايروپركتى براى بررسي انگشت دستم.حوالي ...
Media Removed
ديروز بنا به دستور پزشك، رفته بودم يه كلينيك فيزيوتراپى و كايروپركتى براى بررسي انگشت دستم.حوالي ساعت ١٠:٣٠ صبح بود.در حين اينكه منتظر بودم نوبت من بشه، مريضاي زيادى وارد و خارج ميشدن. كه اكثرشون كه چه عرض كنم ، ٩٠٪؜ خانوم هاى بين سن ٥٥ تا ٦٥ سال بودن. يكى مشكل دست و گردن داشت، يكى زانو و كمر درد.به ... ديروز بنا به دستور پزشك، رفته بودم يه كلينيك فيزيوتراپى و كايروپركتى براى بررسي انگشت دستم.حوالي ساعت ١٠:٣٠ صبح بود.در حين اينكه منتظر بودم نوبت من بشه، مريضاي زيادى وارد و خارج ميشدن. كه اكثرشون كه چه عرض كنم ، ٩٠٪؜ خانوم هاى بين سن ٥٥ تا ٦٥ سال بودن.
يكى مشكل دست و گردن داشت، يكى زانو و كمر درد.به عنوان يك زن، با خودم فكر كردم چقدر ميتونه فشار طي سال هاي زندگيشون بهشون وارد شده باشه كه به اين روز افتادن. يكيشون حتى به دليل درد شديد زانو با عصا راه ميرفت اما به زور ٥٠ سالش ميشد.
قبول دارين از خودگذشتگى توى اكثر مواقع، يه كار بيخوده؟ كه نه خودمون يادمون ميمونه نه طرف مقابل؟
قبول دارين مادرى كردن براي همسرمون، جنايتيه كه هم در حق شخص خودمون ميكنيم، هم در حق رابطمون؟
قبول دارين ايثار، خيلي بار سنگيني داره؟ ولي ما اونقدر راحت ايثار ميكنيم كه ميشه وظيفه؟
قبول دارين لطف كه ميشه وظيفه هيچ بعد از مدتى، احمق هم جلوه ميكنيم؟
چرا بچه هاى ما زن ها، با اينكه اداره كننده ى اصلي خونه و بنيان خونواده ايم، بايد از باباشون حساب ببرن در حاليكه بيشتر وقتشونو با ما ميگذرونن؟
اخرين بارى كه از خود گذشتگى كردين رو بنويسيد.... حتى اگر ليوان اب همسرتونو جا به جا كرديد.
بگيد تا بگم اشكال عمقي از كجاست و شماهايى كه حتى فكر ميكنيد، در حق همسرتون مادرى نميكنيد هم دارين همين كار اشتباهو انجام ميديد.
Read more
رئیس جمهور در حرم مطهر امام راحل ضمن تجدید میثاق با آرمان های امام و شهدا در آغاز هفته دولت با بیان اینکه ...
Media Removed
رئیس جمهور در حرم مطهر امام راحل ضمن تجدید میثاق با آرمان های امام و شهدا در آغاز هفته دولت با بیان اینکه ما به درد و رنج مردم واقف هستیم، گفت: همه تلاش ما این است که در برطرف کردن درد و رنج مردم گام های رو به جلویی برداریم و هیچ تردیدی در پیروزی نهایی این ملت نداریم. به گزارش خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی ... رئیس جمهور در حرم مطهر امام راحل ضمن تجدید میثاق با آرمان های امام و شهدا در آغاز هفته دولت با بیان اینکه ما به درد و رنج مردم واقف هستیم، گفت: همه تلاش ما این است که در برطرف کردن درد و رنج مردم گام های رو به جلویی برداریم و هیچ تردیدی در پیروزی نهایی این ملت نداریم.

به گزارش خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی آستان ، حجت الاسلام حسن روحانی افزود: خوشحالیم که امسال هفته دولت بین دو عید بزرگ قربان و غدیر واقع شده است؛ یکی عید ایثار، فداکاری، از خودگذشتن و از جان عزیزتر گذشتن و دیگری، عید ولایت، ولایتی که مولا امیرالمومنین(ع) هیچ‌گاه پیشوایی خلق را بدون خواست مردم و اصرار مردم آغاز نکرد و هیچ گاه از راه حق و ثواب منحرف نشد.
روحانی تاکید کرد: در بین این دو عید بزرگ، دومین سال دولت دوازدهم را آغاز می کنیم و امیدواریم بتوانیم رهرو مسیر امام عزیز و بزگوار باشیم.
وی ادامه داد: در شرایط زندگی کشور و منطقه و جهان ضروری است که بار دیگر کلام، راه و سیره امام را بازخوانی کنیم. امام عزیز و بزرگوار، راه و مسیر امید را به همه ما آموخت؛ او سراسر وجود و کلامش، امید به آینده بود و اگر این روحیه امیدوارنه وجود نداشت، نمی توانست با یاران اندکش نهضت عظیم و بزرگی را پیش ببرد.
روحانی ادامه داد: اگر او امیدورا نبود نمی توانست ۱۰ ماه حبس و حصر را با کمال نشاط و سرزندگی طی کند، اگر او امیدوار نبود نمی توانست ۱۴ سال تبعید را تحمل کند. اگر او امیدورا نبود، نمی توانست انقلاب را از معبر های بسیار خطرناک بویژه در سال های اولیه عبور دهد وتجاوز متجاوزین را از سرزمین ما دفع کند و بتواند هماهنگونه که انقلاب را رهبری کرد، برای نظام هم معماری بزرگ باشد.

رئیس جمهور گفت: او در سایه حسن ظن به مردم و خداوند توانست امیدوارانه حرکت کند، حسن ظن به رحمت خداوند و به اینکه هیچ گاه نباید از رحمت او مایوس بود.

وی اضافه کرد: ایمان قوی امام به خداوند، مایه امیدواری در مسیر و راهش بود؛ از طرف دیگر، امام به قدرت مردم و توانمندی ملت بزرگ ایران ایمان و باور داشت. امام در همه مشکلات و سختی ها بعد از خداوند، دستش به سوی ملت خودش دراز بود و از مردم استمداد می خواست.

رئیس جمهور تاکید کرد: امام از مردم می خواست تا بار سنگین ادامه راه انقلاب را بر دوش بِکشند. او می‌دانست که ملت بزرگ ایران با فرهنگ کهن و با ایمان به خداوند و روحیه ایثار به خوبی از همه مشکلات عبور خواهد کرد.

روحانی ادامه داد: او هیچ‌گاه نگفت همه با من بلکه او همیشه می گفت همه با هم.
ادامه سخنان رییس جمهور روحانی را در سایت astaan.ir بخوانید.
Read more
پروین ؛ حاشيه سازان براي پرسپوليس با من و پيشكسوتان طرف هستند سلطان فوتبال ايران ؛بازی‌ها را که می‌بینم، ...
Media Removed
پروین ؛ حاشيه سازان براي پرسپوليس با من و پيشكسوتان طرف هستند سلطان فوتبال ايران ؛بازی‌ها را که می‌بینم، از تیم لذت می‌برم. کیف می‌کنم که می‌بینم بچه‌ها اینطور با غیرت بازی می‌کنند و در زمین پشت همدیگر هستند. پرسپولیس هر وقت اینطور بازی می‌کند، نتیجه می‌گیرد. من و پیشکسوتان هم تمام قد پشت تیم ... پروین ؛ حاشيه سازان براي پرسپوليس با من و پيشكسوتان طرف هستند
سلطان فوتبال ايران ؛بازی‌ها را که می‌بینم، از تیم لذت می‌برم. کیف می‌کنم که می‌بینم بچه‌ها اینطور با غیرت بازی می‌کنند و در زمین پشت همدیگر هستند. پرسپولیس هر وقت اینطور بازی می‌کند، نتیجه می‌گیرد. من و پیشکسوتان هم تمام قد پشت تیم هستیم. هیچکس حق ندارد برای تیم ما حاشیه درست کند. هر کس این کار را انجام بدهد، قبل از همه با من و قدیمی‌های پرسپولیس طرف خواهد بود و بعد هم با هواداران. پرسپولیس برای مردم و خاک خورده‌هایش است.

اسطوره باشگاه پرسپولیس درباره صحبت‌هایش با گرشاسبی تصریح کرد: درباره مسائل زیادی حرف زدیم. صحبت کردیم که هر طور می‌توانیم به تیم خودمان هم کمک کنیم و دعوت کردیم که سری به تمرینات پیشکسوتان بزنند که خیلی هم استقبال کردند و گفتند با افتخار برای دیدن تمرین می‌آیند. همچنین به آقای گرشاسبی توصیه کردم به حاشیه‌ها و انتقادهای مغرضانه توجه نکنند. هدف بعضی حرف‌ها فقط این است که کارها را خراب کند. این حرف‌ها را باید از این گوش گرفت و از آن گوش در کرد. پرسپولیس محروم بوده ولی بهترین شرایط را دارد. قهرمان می‌شود و قهرمانی بهترین جواب به حاشیه‌سازها است.

علی پروین اضافه کرد: پرسپولیس نفرات خوبی دارد. آقای برانکو جوان‌های خوبی را هم آماده کرده است که به درد تیم می‌خورند. دو نفرشان هم که الان در تیم ملی امید هستند. واقعا دستش درد نکند که کنار نفرات اصلی خودش، به فکر تربیت این جوان‌ها هم بود و روی آنها کار کرد.

سلطان فوتبال ایران درباره ارزیابی خود از عملکرد سرخپوشان در شروع فصل گفت: در این سه بازی عالی بودند. در اهواز اگر آن وضعیت پیش نمی‌آمد، حتما برنده می‌شدیم. بهتر از این که نمی‌شد نتیجه گرفت. من مطمئن هستم این نتایج ادامه پیدا می‌کند و پرسپولیس می‌تواند باز هم با اختلاف امتیاز قهرمان شود. فقط این وسط می‌ماند که هواداران حواسشان را جمع کنند و اجازه ندهند، بعضی‌ها بیایند جو پرسپولیس را خراب کنند.

علی پروین همچنین درباره سوپر جام افزود: تکلیف این بازی که روشن و سه بر هیچ شد. رأی هم که دادند. پرسپولیس قهرمان شده است و من فقط مانده‌ام چرا کاپ را نمی‌دهند. البته در جریان هستم که آقای گرشاسبی هم سفت و سخت پیگیر موضوع است که حق پرسپولیس را بگیرد.
Read more
" خدایا به آسمان بلندت سوگند، به عشق سوگند، به شهادت سوگند، به علی سوگند، به حسین سوگند، به روح سوگند، ...
Media Removed
" خدایا به آسمان بلندت سوگند، به عشق سوگند، به شهادت سوگند، به علی سوگند، به حسین سوگند، به روح سوگند، به بی نهایت سوگند، به نور سوگند، به دریای وسیع سوگند، به امواج روح افزا سوگند، به کوههای سر به فلک کشیده سوگند، به شیپور جنگ سوگند، به سوز دل عاشقان سوگند، به فداییان از جان گذشته سوگند، به درد دل زجرکشیده ... " خدایا به آسمان بلندت سوگند، به عشق سوگند، به شهادت سوگند، به علی سوگند، به حسین سوگند، به روح سوگند، به بی نهایت سوگند، به نور سوگند، به دریای وسیع سوگند، به امواج روح افزا سوگند، به کوههای سر به فلک کشیده سوگند، به شیپور جنگ سوگند، به سوز دل عاشقان سوگند، به فداییان از جان گذشته سوگند، به درد دل زجرکشیده گان سوگند، به اشک یتیمان سوگند، به آه جانسوز بیوه زنان سوگند، به تنهایی مردان بلند سوگند که من عاشق زیبائیم. چه زیباست همدردعلی شدن، زجر کشیدن، از طرف پست ترین جنایتکاران تهمت شنیدن، از طرف کینه توزان بی انصاف نفرین شنیدن، چه زیباست در کنار نخلستان های بلند در نیمه های شب، سینه داغدار را گشودن و خروشیدن و با ستارگان زیبای آسمان سخن گفتن، چه زیباست که دراین موهبت بزرگ الهی که نامش غم و درد است، شیعه تمام عیارعلی شدن."
_
پ. ن:
استاد فرمودند:
نوجوان و جوانی که کتابِ
"رقصی چنین میانه میدانم آرزوست "
از شهید آقا مصطفی چمران رو نخونه، ناکام از دنیا میره
_
با تشکر از @pezeshki3366
Read more
<span class="emoji emoji1f4e9"></span> #روزهای_زوج <span class="emoji emoji1f4e9"></span> . <span class="emoji emoji2600"></span>️ #حیات_انقلابی <span class="emoji emoji2600"></span>️ <span class="emoji emoji26c5"></span>️ #قسمت_یازدهم <span class="emoji emoji26c5"></span>️ <span class="emoji emoji1f537"></span> #استاد_پناهیان <span class="emoji emoji1f537"></span> . #یازدهم . <span class="emoji emoji2728"></span>انقلابی ...
Media Removed
#روزهای_زوج . ️ #حیات_انقلابی ️ #قسمت_یازدهم #استاد_پناهیان . #یازدهم . انقلابی یعنی فردی واجتماعی باهم جهانیان دنبال همچین فردی میگردن و تشنه این الگو هستن. . تجربه انقلابهای مارکسیستی و تجربه تمدن غرب باعث شده تا این حرف بهتر فهمیده بشه. . مردم این وسط ... 📩 #روزهای_زوج 📩
.
☀️ #حیات_انقلابی ☀️
⛅️ #قسمت_یازدهم ⛅️
🔷 #استاد_پناهیان 🔷
.
#یازدهم
.
✨انقلابی یعنی فردی واجتماعی باهم✨
👇👇👇
جهانیان دنبال همچین فردی میگردن و تشنه این الگو هستن.😃😍
.
تجربه انقلابهای مارکسیستی و تجربه تمدن غرب باعث شده تا این حرف بهتر فهمیده بشه.
.
مردم این وسط موندن! .
❓برای جامعه فدا بشم برای چی؟! خودم رو فراموش کنم🤔
.
یا
.
❓برم به فکر خودم؟! به چه دلیلی؟ آیا خسته نمیشم از خودم و برای خود بودن؟!😕
.
✨اینجا یک مفهومی،جون پیدا میکنه☺️
.
به نام مفهوم ✨ #ولایت ✨
.
✳️ کسی هست که تو میتونی عاشقانه بااو پیوند داشته باشی ❣😍
. 🌹از یک طرف تو رو متصل میکنه به خدا🔝
.
🌹از یک طرف تو رو متصل میکنه برای خلق✔️
.
✳️وقتی برای امام زمان جونتو میدی،
یعنی تو برای رهبر #جهان جون میدی
.
✅به او کمک میکنی؛ یعنی از #خودت گذشتی و فوق العاده داری کار سیاسی انجام میدی!
.
🌹با او #خودت هم تکامل پیدا میکنی
وبه خدا میرسی💖
.
💠شما نگاه کنید؛
هر کسی برا امام حسین(ع) گریه میکنه،
.
📌در آن واحد هم داره برای خودش کار میکنه و خودشو رشد میده
.
📌و هم یه درد اجتماعی بزرگ تو سینه اش هست .
و حتی یک درد اجتماعی تاریخی با فاصله هزار و اندی ساله‌...💔
.
ادامه دارد...
.
🔹🔷🔹🔷🔹
.
❣تو ثواب نشر مطالب مهدوی سهیم باشیم❣ .
#خط_امام_زمان
Read more
کشتن مرحب خیبری توسط امیرالمؤمنین علیه السلام: حضرمي شافعي روايتي را در كتاب سيرة خود چنين نقل مي ...
Media Removed
کشتن مرحب خیبری توسط امیرالمؤمنین علیه السلام: حضرمي شافعي روايتي را در كتاب سيرة خود چنين نقل مي كند: قال الراوي: فإذا نحن بعلي قد أقبل وما كنا نرجوه، فقالوا: هاهو يشتكي عينيه، فدعاه وبصق في عينيه، فبرأ لوقته، حتي كأن لم يكن به وجع، ثم أعطاه الراية، فتقدم إلي الحصن، فأشرف عليه رجل من اليهود، ... کشتن مرحب خیبری توسط امیرالمؤمنین علیه السلام:
حضرمي شافعي روايتي را در كتاب سيرة خود چنين نقل مي كند:
قال الراوي: فإذا نحن بعلي قد أقبل وما كنا نرجوه، فقالوا: هاهو يشتكي عينيه، فدعاه وبصق في عينيه، فبرأ لوقته، حتي كأن لم يكن به وجع، ثم أعطاه الراية، فتقدم إلي الحصن، فأشرف عليه رجل من اليهود، فقال: من أنت ؟، قال: أنا علي، قال: علوتم الآن ورب موسي وهارون، فبرز له رئيسهم مرحب، فضرب ترس علي فطرحه، فتناول علي بابا كان عند الحصن فتترس به، ثم ضرب رأس مرحب فقتله، ثم كان الفتح علي يديه، ولم يزل الباب بيد علي رضي الله عنه إلي أن انقضي القتال، ثم طرحه. قال أبو رافع [ مولي رسول الله صلي الله عليه وسلم: فلقد رأيتني ثامن ثمانية نجهد أن نقلب ذلك الباب فلم نقلبه.

راوي گويد: طولي نكشيد كه علي عليه السلام را مشاهده كرديم همگان گفتند: چشمانش درد مي كند او را بياوريد پيامبر صلي الله عليه و اله او را صدا زد و از آب دهان خود، به چشمان دردناك علي عليه السلامماليد و دعايش نمود، چشمان علي عليه السلام در همان وقت خوب شد و درد ساكت گشت، پيغمبر خدا پرچم را به علي داد. حضرت به طرف قلعه رفت كه با مردي از يهودي روبرو شد. يهودي گفت: كيستي. حضرت فرمود: من علي هستم يهودي تا اين حرف را شنيد گفت شما الان به پروردگار موسي و عيسي قسم پيروزيد.تا اينكه مرحب رئيسشان خود را بر علي عليه السلام نشان داد كه ضربتي زد و سپر حضرت از دستش افتاد علي عليه السلام به طرف در قلعه رفته و آن را از جا كنده و به عنوان سپر قرار داد سپس با زدن ضربتي بر فرق مرحب او را كشد و فتح با دست حضرت بود كه و در اين مدت در قلعه در دستش بود تا اينكه جنگ تمام شد سپس در را بر زمين انداخت ابو رافع گويد: هشت نفر بوديم هرچقدر تلاش كرديم تا آن را برگردانيم نتوانستيم

الحضرمي الشافعي، محمد بن عمر بحرق منوفاي: 930هـ، حدائق الأنوار ومطالع الأسرار في سيرة النبي المختار، ج1، ص338، اسم المؤلف:، دار النشر: دار الحاوي - بيروت - 1998م، الطبعة: الأولي، تحقيق: محمد غسان نصوح عزقول
#امیرالمؤمنین
#مرحب_خیبری
#خیبر
#اهل_سنت
#شجاعت
#قدرت
#امام_علی
Read more
. تقديم به مادر سادات حضرت زهرا سلام الله عليها: . غم به جان خانه آل عبا افتاده است صاحب قالو بلا ...
Media Removed
. تقديم به مادر سادات حضرت زهرا سلام الله عليها: . غم به جان خانه آل عبا افتاده است صاحب قالو بلا بين بلا افتاده است بر زبانِ مردم شهر مدينه صحبتِ دست‌های بسته شير خدا افتاده است حرمت زهراى اطهر بعد پيغمبر شكست مثل قرآنى كه زير دست و پا افتاده است جنگِ بينِ خير و شر در کوچه‌ها بالا گرفت شرّ ... .
تقديم به مادر سادات
حضرت زهرا سلام الله عليها:
.
غم به جان خانه آل عبا افتاده است
صاحب قالو بلا بين بلا افتاده است
بر زبانِ مردم شهر مدينه صحبتِ
دست‌های بسته شير خدا افتاده است
حرمت زهراى اطهر بعد پيغمبر شكست
مثل قرآنى كه زير دست و پا افتاده است
جنگِ بينِ خير و شر در کوچه‌ها بالا گرفت
شرّ آن بر دامن خيرالنسا افتاده است
زجر بالا بردن يك لقمه نان جاى خودش
درد صورت دارد از آب و غذا افتاده است
يك طرف جاى چهار انگشت دستانى بزرگ
يك طرف هم جاى دست کوچه‌ها افتاده است
گوئيا از درد می‌خوابد نشسته فاطمه
گوشه‌ای با گریه‌های بی‌صدا افتاده است
می‌پرد از خواب و می‌گوید كه مادر را نزن
كودكش ياد كدامين ماجرا افتاده است
واى از حال على وقتى ببيند نیمه‌شب
دنده‌ای از دنده‌های او جدا افتاده است
روضه سربسته را وا می‌کند از صورتش
كار دست حضرت مشکل‌گشا افتاده است
لحظه‌های آخرش دنبال يك پيراهن است
از همين حالا به فكر كربلا افتاده است
.
#اللهم_العن_الجبت_و_الطاغوت_و_النعثل
#اللهم_عجل_لوليك_الفرج
Read more
متهم پرونده ثامن‌الحجج گریخت ✍🏻داوود حشمتی خبر گریختن متهم پرونده 12 هزار و هشتصد میلیاردی موسسه ...
Media Removed
متهم پرونده ثامن‌الحجج گریخت ✍🏻داوود حشمتی خبر گریختن متهم پرونده 12 هزار و هشتصد میلیاردی موسسه ثامن‌الحجج را امروز ایرنا به نقل از مسئولان قوه قضائیه اعلام کرد و به سرعت در میان گروه‌ها و کانال‌های خبری بازنشر شد. خوب است بدانید هیچ کدام از اینها تاکنون توجه نکرده بودند که هفت جلسه دادگاه متهمان ... متهم پرونده ثامن‌الحجج گریخت ✍🏻داوود حشمتی خبر گریختن متهم پرونده 12 هزار و هشتصد میلیاردی موسسه ثامن‌الحجج را امروز ایرنا به نقل از مسئولان قوه قضائیه اعلام کرد و به سرعت در میان گروه‌ها و کانال‌های خبری بازنشر شد. خوب است بدانید هیچ کدام از اینها تاکنون توجه نکرده بودند که هفت جلسه دادگاه متهمان این دادگاه برگزار شده و در تمام این هفت جلسه اعلام شده بود که متهم ردیف سوم از ایران گریخته است. چند روز قبل به بهانه پخش اعترافات مائده و تبدیل شدنش به مساله اصلی همه مردم ایران نوشتم که مردم نسبت به این دادگاه بی‌تفاوت هستند. نوشتم که برای هیچ کس مهم نبود که جزئیات این دادگاه چیست. پولها چرا از ایران خارج شده است؟ چه کسانی وام گرفتند؟ کدام بیوت و آقازاده‌های قضایی (به اعتبار گفته آقای توکلی) از این موسسه وام گرفتند و پرداخت نمی‌کنند؟ با وجود خبر امروز ایرنا باید فریاد واحسرتا سرداد که رسانه‌ها نیز تاکنون نفهمیده بودند متهم ردیف سوم این پرونده از ابتدا گریخته بود. با این حال لازم است بدانید تاکنون هفت جلسه از دادگاه در بی‌خبری و بی‌توجهی همه رسانه‌ها برگزار شده است. بعضی سلبریتی‌ها هم از این صندوق وام گرفتند. متهم ردیف اول که نامش را هم هیچ کس جرات نمی‌کند بر زبان بیاورد با قرار وثیقه آزاد است. (شما سئوال کنید چقدر وثیقه برای پرونده دوازده هزار میلیاردی لازم است؟) متهم ردیف دوم، همسر متهم ردیف اول و دختر یکی از ائمه جمعه یکی از شهرستان‌های استان خراسان رضوی است. اگر صداوسیما و رسانه‌های آزاد داشتیم باید تمام محتوای جلسات این دادگاه به صورت زنده برای همه مردم پخش میشد تا به بخش مهمی از فساد‌های اخیر پی ببریم. اما دریغ و درد که در بی‌توجهی ما نسبت به این مسائل و واکنش‌های تند و تیز نسبت به موارد دیگر گم می‌شوند. نکته اینجاست یک طرف برای مردم سوژه‌ سازی می‌کند و طرف دیگر هم به همان توجه میکند. یک روز حضور زنان در ورزشگاه روز دیگر اعترافات مائده. در سایه این سوژه‌سازی جلسات دادگاه یکی پس از دیگری در سکوت برگزار می‌شود و هیچ کس نمی‌پرسد: پولهای این موسسه چرا به پاکستان رفت و چگونه به نوعی دیگر به ایران بازگشت؟

منبع: امتداد
Read more
Loading...
Load More
Loading...