Loading Content...

عشق به ماه از

Loading...


Unique profiles
93
Most used tags
Total likes
0
Top locations
درياچه نئور, Bagh-E Malek, Khuzestan, Iran, Tehran Province
Average media age
806.5 days
to ratio
8.1
با سلام و درود به دوستان مهربانم امروز سالگرد تولد مردیه که هیچوقت از یاد هیچکدام از ما نمیره . تولد یک فرشته ، یک معصوم ، یک اصیل زاده ، کسی که به غیر از هنر انگشتانش که بر روی کلاویه های پیانو می نواخت ، تمام وجودش عشق و زندگی بود . با عشق "فرشته ای"به دنیا آمد . کودکی اش هنرمندانه بود ، هنرمندانه زندگی ... با سلام و درود به دوستان مهربانم
امروز سالگرد تولد مردیه که هیچوقت از یاد هیچکدام از ما نمیره . تولد یک فرشته ، یک معصوم ، یک اصیل زاده ، کسی که به غیر از هنر انگشتانش که بر روی کلاویه های پیانو می نواخت ، تمام وجودش عشق و زندگی بود .
با عشق "فرشته ای"به دنیا آمد . کودکی اش هنرمندانه بود ، هنرمندانه زندگی کرد و هنرمندانه از این دنیای پر حیله و نیرنگ ، جدا شد. ۳۵ ساله بود و من هم ۲۷ ساله بودم که به واسطه ی کار موسیقی کنار هم قرار گرفته ، کار میکردیم . هر کدام از ما شکستی بزرگ در زندگی داشتیم . بعد از چند ماه عشق و وابستگی عمیقی بین ما به وجود آمد ، با این که از دو قوم متفاوت بودیم ولی این عشق و علاقه روز به روز و سال به سال محکم و محکم تر میشد . همیشه به خودم میگم ، به دنیا آمدن او چه نعمت بزرگی برای زندگی من و دوستان او بود ، چون او همسری نمونه ، رفیقی بسیار مهربان و همراهی بسیار صادق با همکارانش بود . دوستی بسیار خوب برای دختر اول من (موگه ی عزیزم ) بود . فرقی بین موگه ی من و دخترمان آنی نمیگذاشت . عشق خود را بین این دو دختر تقسیم میکرد و به یک اندازه آن ها را دوست میداشت . به طوری که موگه ی من همیشه او را پدر واقعی خود می دانست . خوشحالم از این که دخترم آنی هم خصوصیات پدرش را به ارث برده و یک آندره ی نازنین دوم برایم به وجود آورده .
سال ۱۳۸۴ آهنگی برای من ساخته و تنظیم و اجرا کرد ، به نام" با تو بودن " که روز تولدم به من هدیه کرد و این موسیقی را در استودیو پاپ با صدای من ، در کنار هم ضبط کردیم . شعر این آهنگ از فریدون علیخانی ست که گویا این شعر را وقتی آمریکا بودیم به سفارش آندره ساخته و به او هدیه کرده بود . قسمتی از این ترانه را به شما عزیزانم به عنوان روز تولد آندره ی عزیزم هدیه میکنم .
نازنینم درسته که این جا حضور فیزیکی نداری ولی همیشه هستی و خواهی بود .
عشق من ، آندره ی من ، تولدت مبارک .
درود به روح پدر و مادر شوهر نازنینم از فرشته ای که به دنیا آورده" به نام آندره" و او را به من هدیه کردند .
روحتان شاد .
#آندره_آرزومانیان
#شراره_دولت_آبادی
Read more
Loading...
آ بیا از کوه بالا برویم و به قله برسیم به آفتاب سلامی عاشقانه کنیم و در قاب خیس ابر طراوت سبز بهار ...
Media Removed
آ بیا از کوه بالا برویم و به قله برسیم به آفتاب سلامی عاشقانه کنیم و در قاب خیس ابر طراوت سبز بهار را به شقایق و لاله‌های باران خورده هدیه بدیم بیا در قله بنشینیم و خاطرات خوب تو را به باد و آفتاب به ستاره و مهتاب به ابرهای بی‌تاب بی هیچ منتی هدیه دهیم یادمان باشد در فرود در بین صخره‌ها ... آ
بیا از کوه بالا برویم
و به قله برسیم
به آفتاب سلامی عاشقانه کنیم
و در قاب خیس ابر
طراوت سبز بهار را
به شقایق و لاله‌های باران خورده
هدیه بدیم
بیا در قله بنشینیم
و خاطرات خوب تو را
به باد و آفتاب
به ستاره و مهتاب
به ابرهای بی‌تاب
بی هیچ منتی هدیه دهیم
یادمان باشد
در فرود
در بین صخره‌ها
دوستی را چون گل‌های بنفشه
به همه فصل‌ها سوغات بریم
و از عشق به قلب
آدمیان پل بزنیم.
🌋🌋🌋
به یاد هفتم اردیبهشت قله دونا با دوستان جدید و خاطره ای بسیار موندنی و تجربه ای دلپذیر و نو
🌄🌄🌄
هشتم اردیبهشت ماه یکهزار و سیصد و نود و هفت
Read more
 #قرآن_یعنی #رمضان__یعنی . . <span class="emoji emoji1f339"></span> امام صادق علیه السلام از پیامبر صلی اللّه علیه و آله روایت فرموده: . (ماه ...
Media Removed
#قرآن_یعنی #رمضان__یعنی . . امام صادق علیه السلام از پیامبر صلی اللّه علیه و آله روایت فرموده: . (ماه رمضان ماه خداى عزوجل مى باشد، و آن ماهى است كه خداوند كارهاى نیك را در آن دو چندان كند و بدی‌ها را در آن محو سازد، ماه بركت ، و ماه انابة و بازگشت ، و ماه توبه و ماه آمرزش و ماه آزادى از آتش دوزخ ، و ... #قرآن_یعنی
#رمضان__یعنی .
.
🌹
امام صادق علیه السلام از پیامبر صلی اللّه علیه و آله روایت فرموده:
.
(ماه رمضان ماه خداى عزوجل مى باشد، و آن ماهى است كه خداوند كارهاى نیك را در آن دو چندان كند و بدی‌ها را در آن محو سازد، ماه بركت ، و ماه انابة و بازگشت ، و ماه توبه و ماه آمرزش و ماه آزادى از آتش دوزخ ، و كامیاب شدن به بهشت است .
در این ماه از هر حرامى خوددارى كنید، و تلاوت قرآن را زیاد كنید. و حاجات خود را بخواهید، و به یاد پروردگارتان سرگرم باشید، و ماه رمضان نزد شما نباید همانند ماه‌هاى دیگر باشد، چرا كه براى این ماه در پیشگاه خداوند حرمت و برترى بر دیگر ماه‌‎ها است ، و نباید در ماه رمضان روز روزه شما مانند روز غیر روزه شما باشد.)
.
(بحارالانوار، ج 96، ص 340 - 341) .
.
#لطفا حتما به اشتراک بزارید تا شما هم در این ثواب شریک باشید...
.
🌹
🌹
(حدیث تصویر :شيخ صدوق، أمالي الصدوق، تهران، كتابخانه اسلاميه، 1362ش، ص 93.) 🌹
🌹
.
#خدا #قرآن #رمضان #اللهم_صل_على_محمد_و_آل_محمد_و_عجل_فرجهم #اللهم_عجل_الولیک_الفرج #توبه #بخشش #دوست #شهوت #عشق #گناه
#التماس_دعا
Read more
. دلم خوشه به خنده ها..به ايني كه قاب ميبندم و ميخوام كه هميشگي بشه... بمونه تا وقتي ماه بتابه روي بركه ... برگرده نورش بيافته روي موهام... اسمشو بذارم خوشبختي... تا اونجايي كه يادم مياد نشده چشم ام به غروبِ آفتاب بيافته و دلم دوباره از اول گرمِ اين زندگي نشه.. دوباره از اول يه جايي يه جوري.. به ... .
دلم خوشه به خنده ها..به ايني كه قاب ميبندم و ميخوام كه هميشگي بشه... بمونه تا وقتي ماه بتابه روي بركه ... برگرده نورش بيافته روي موهام...
اسمشو بذارم خوشبختي... تا اونجايي كه يادم مياد نشده چشم ام به غروبِ آفتاب بيافته و دلم دوباره از اول گرمِ اين زندگي نشه..
دوباره از اول يه جايي يه جوري.. به يه چيزي پابند نشه.. ذرات ِ هستي دليلِ بزرگي عاشقي ميشن..
ذراتِ بودن ، ذراتِ زيستن...
حالا يكم اين طرف تر... بهتر كه ببينيم ، اين همه عاشقانه.. اين همه زيبايي و اين همه شكوهِ عشق...
به صداشون گوش كن..
به خنده ها گوش كن... به حالِ سوار روي اين دو صدا گوش كن......
اين تمامِ چيزيه كه دلم ميخواست جاودانه بشه و باقي بمونه... از عشق ، از عشق... از شكوهِ رويا گونه عشق...
@3lica ❤️ @asoroush_
Read more
مدتي هست دلم پيش شما گم شده است عشق من صحبت روزانه ي مردم شده است مثل يک قايق سرگشته ي درياي عذاب دل ...
Media Removed
مدتي هست دلم پيش شما گم شده است عشق من صحبت روزانه ي مردم شده است مثل يک قايق سرگشته ي درياي عذاب دل ديوانه من غرق تلاطم شده است همه شب کار من خسته نگاه است به ماه در رصد خانه ي دل خيره به انجم شده است رفته ام پاي ضريحي که اجابت دارد پاي عشقت سفرم يک سره تا قم شده است دل اگر عاشق و دلداده و تنها و غريب خرم ... مدتي هست دلم پيش شما گم شده است
عشق من صحبت روزانه ي مردم شده است
مثل يک قايق سرگشته ي درياي عذاب
دل ديوانه من غرق تلاطم شده است
همه شب کار من خسته نگاه است به ماه
در رصد خانه ي دل خيره به انجم شده است
رفته ام پاي ضريحي که اجابت دارد
پاي عشقت سفرم يک سره تا قم شده است
دل اگر عاشق و دلداده و تنها و غريب
خرم آن ساقه که همسايه ي گندم شده است
نه ضريح و نه ثواب و نه شفا و نه دعا
عاقبت کار به ميخانه و بر خم شده است
تو بگو بين دل و عشق و ايمان چه کنم
درد از آن عشق که درپاي دلم گم شده است
Read more
: : : در دیاری که در او نیست کسی یار کسی کاش یارب که نیفتد به کسی کار کسی هر کس آزار من زار پسندید ولی نپسندید ...
Media Removed
: : : در دیاری که در او نیست کسی یار کسی کاش یارب که نیفتد به کسی کار کسی هر کس آزار من زار پسندید ولی نپسندید دل زار من آزار کسی آخرش محنت جانکاه به چاه اندازد هر که چون ماه برافروخت شب تار کسی سودش این بس که بهیچش بفروشند چو من هر که با قیمت جان بود خریدار کسی سود بازار محبت همه آه سرد است تا نکوشید ... :
:
:
در دیاری که در او نیست کسی یار کسی
کاش یارب که نیفتد به کسی کار کسی
هر کس آزار من زار پسندید ولی
نپسندید دل زار من آزار کسی
آخرش محنت جانکاه به چاه اندازد
هر که چون ماه برافروخت شب تار کسی
سودش این بس که بهیچش بفروشند چو من
هر که با قیمت جان بود خریدار کسی
سود بازار محبت همه آه سرد است
تا نکوشید پی گرمی بازار کسی
من به بیداری از این خواب چه سنجم که بود
بخت خوابیدهٔ کس دولت بیدار کسی
غیر آزار ندیدم چو گرفتارم دید
کس مبادا چو من زار گرفتار کسی
تا شدم خوار تو رشگم به عزیزان آید
بارالها که عزیزی نشود خوار کسی
آن که خاطر هوس عشق و وفا دارد از او
به هوس هر دو سه روزیست هوادار کسی
لطف حق یار کسی باد که در دورهٔ ما
نشود یار کسی تا نشود بار کسی
گر کسی را نفکندیم به سر سایه چو گل
شکر ایزد که نبودیم به پا خار کسی
شهریارا سر من زیر پی کاخ ستم
به که بر سر فتدم سایه دیوار کسی
:
:
:
:
:
:
Read more
Loading...
دلم به شدت از اين تصاوير ميخواد از اين بارونا از اين جاده ها از اين ترانه ها از اين سفرا از اين حس ارامش از اون همخوانيها (كه شما صداش رو نميشنويد😬😬) . . . هر كسي رو دوست داريد اينجا تگ كنيدكِيْف كنيم،دوستم نداشتيد نكنيد ،زور نيست كه😬😬😬 اصلا هر چي دلتون ميخواد بنگاريد،نخواستيد فقط ار تصوير ... دلم به شدت از اين تصاوير ميخواد
از اين بارونا
از اين جاده ها
از اين ترانه ها
از اين سفرا
از اين حس ارامش
از اون همخوانيها (كه شما صداش رو نميشنويد😬😬)
.
.
.
هر كسي رو دوست داريد اينجا تگ كنيد😊كِيْف كنيم،دوستم نداشتيد نكنيد ،زور نيست كه😬😬😬
اصلا هر چي دلتون ميخواد بنگاريد،نخواستيد فقط ار تصوير لذت ببريد😉اين همه دموكراسي و ازادي يه جا نداريمااااا😂😂.
.
.
ترانه:پانزده سالگي رضا يزداني
خاطره اي از سفر ارديبهشت ماه به گمانم🤔خلاصه بهار بود🙈.
.
#بهار #تابستان #باران #بارون #جاده
#سفر #همسفر #ترانه #شعر #شمال #همسر #دوست #رفيق #عشق #آرامش #حس_خوب #ايران #خاطره #دل .
.
@rezayazdanioriginal
Read more
رویداد "من ... عشق ... دیگری" ديدار اول: پنجشنبه ٢٨ تیر ماه، ساعت ١٦ تا ١٨:٣٠ <span class="emoji emoji2747"></span> خواهشمند است ثبت نام ...
Media Removed
رویداد "من ... عشق ... دیگری" ديدار اول: پنجشنبه ٢٨ تیر ماه، ساعت ١٦ تا ١٨:٣٠ خواهشمند است ثبت نام خود را از طریق سایت ايوند قطعی نمایید. . ‏https://evand.com/events/من-عشق-دیگری-2104913 ...................................................................... از نیمه دوم ... رویداد "من ... عشق ... دیگری"
ديدار اول: پنجشنبه ٢٨ تیر ماه، ساعت ١٦ تا ١٨:٣٠
❇ خواهشمند است ثبت نام خود را از طریق سایت ايوند قطعی نمایید.
.
‏https://evand.com/events/من-عشق-دیگری-2104913
...................................................................... از نیمه دوم قرن 18 دوران جدیدی از عشق و دوست داشتن آغاز شد؛ دورانی که آن را رومانتیسیسم می نامیم. حتی بدون آن که چیزی درباره رومانتسیسیم شنیده یا خوانده باشیم، الگوی روابط ما تحت تاثیر آن قرار گرفته است و می تواند تبدیل به معضلی برای روابط شود.
نمی توان گفت که تمامی روابط ما از الگوی عشق رومانتیک تبعیت می کنند؛ با این حال پیش فرض های عشق رومانتیک بر نحوه عشق ورزی ما تاثیر گذار هستند. عشق به زندگی ما شور و معنا می بخشد و همواره در جست و جوی آن هستیم. اما برای این خواستنی ترین تجربه، کمتر تلاش و تامل می کنیم. بیایید تعریفمان را از عشق بازنگری کنیم؛ تعریف ما از عشق چیست؟ چگونه با آن مواجه می شویم؟ و چقدر در عشق ورزیدن مداومت داریم؟
عشق را از نو بنا کنیم...
...................................................................... برگزار کننده: مریم طاهری
دانش آموخته رشته روانشناسی بالینی و روان درمانگر
برای اطلاعات بیشتر از ساعت 14 تا 20 با شماره های 88566824، 09386879184 تماس بگیرید.
Read more
Loading...
سلام چهار سال از تاسیس پیج فاین ارت فتوگرافی من حال اتفاقات جدیدی خواهد افتاد در سالگرد افتتاح ...
Media Removed
سلام چهار سال از تاسیس پیج فاین ارت فتوگرافی من حال اتفاقات جدیدی خواهد افتاد در سالگرد افتتاح پیج، میخواهم باشگاهی داشته باشم از دوستانی که 4 سال مرا همراهی کرده اند و هنوز هم مشتاق گفتگویی هنر هستند بخش های مختلفی را معرفی کرده ام فیلم هفته، موسیقی هفته، کتاب هفته، تحلیلی مجموعه های خاص و ... سلام
چهار سال از تاسیس پیج فاین ارت فتوگرافی من
حال اتفاقات جدیدی خواهد افتاد
در سالگرد افتتاح پیج، میخواهم باشگاهی داشته باشم از دوستانی که 4 سال مرا همراهی کرده اند و هنوز هم مشتاق گفتگویی هنر هستند
بخش های مختلفی را معرفی کرده ام
فیلم هفته، موسیقی هفته، کتاب هفته، تحلیلی مجموعه های خاص و بحث های چالش برانگیز
حال میخواهم همه اینها را ماهی یکبار در دو نوبت، با مخاطبینم به شکل حضوری مطرح کنم
جلساتی صمیمی که فقط در انها از هنر میگوییم،صحنه هایی از فیلم ها را میبینیم، تحیلی میکنیم و باهم از دغدغه های جدا افتاده و فراموش نا شدنی رویاهای هنری خود میگوییم و دیگر هیچ
این باشگاه را با عشق به شاگردانم هنرجویانم و مخاطبین عزیزی افتتاح میکنم، که مسیری که من اغاز کرده ام را دنبال میکنند حال چه نیکوست که در جلساتی مشخص، به مرور یکدیگر را ببینیم و حضوری گفتگو کنیم و من بخش های مختلف پیجم را حضوری معرفی کنم
مهمان هر ماه ویژه خواهیم داشت و یک دلخوشی خواهیم بود برای هنرمندان و هنر خواهان
یک دلخوشی کوچک برای کسانی که در پشت موبایل ها سکوت کرده اند و هنر را غریبانه دنبال میکنند
این یک کلاس یا کارگاه نیست
یک نشست و مهمانی هنریست
شما چند بار در ماه به کافی شاپ ها میروید و بدون هیچ سودی انجا را ترک میکنید؟
حال میخواهیم یک روز در ماه دور همدیگر از هنر بگوییم، فیلم ببینیم، موسیقی گوش کنیم و کتاب بخوانیم، یکدیگر را در روشنایی درک کنیم
باهم حرف بزنیم و چند ساعتی برای هنر واقعی دل بسوزانیم
من میخواهم باشگاهی داشته باشم با همان مخاطبین اشنای این 4 سال پیجم و همین کافیست!
از همین لحظه میتوانید با پرداخت مبلغی کم که از طریق واتس اپ اعلام میشود عضو سالیانه باشگاه من شوید و در برنامه ریزی ما ثبت شوید

تعداد نفرات برای هر جلسه ماهیانه که در دو نوبت است محدود است و قطعا بسیاری از عزیزان داوطلب خواهند بود
پس در صورت تصمیم جدی زودتر رزرو کنید تا زودتر نیز در لیست دعوت ما قرار گیرید
ورود کلیه هنرمندان، اساتید، دانشجویان، حتا جوانان یا عزیزان میانسالی که فقط با علاقه در این 4 سال پیج مرا دنبال کرده اند ازاد است و محدودیتی در موقعیت سنی شغلی وجود نخواهد داشت
فقط در هر جلسه به ترتیب الویت ثبت نام و شرایط هنری ،مهمانان دسته بندی خواهند شد
جلسات فعلا فقط در تهران برگزار میشود
برای رزرو و کسب اطلاعات بیشتر در باشگاه هنر گویی من
هم اکنون به شماره واتس اپ 09224190958
پیام بفرستید
امیر شمس
@amirshamsofficial
Read more
دو برادر كنارِ "پيانو" هستند، "ناصر چشم آذر" ايستاده و "منوچهر" دارد به چيزى روىِ كاغذ نگاه مى كند، ...
Media Removed
دو برادر كنارِ "پيانو" هستند، "ناصر چشم آذر" ايستاده و "منوچهر" دارد به چيزى روىِ كاغذ نگاه مى كند، پسرانِ "اسماعيل چشم آذر" كه در روزگار خودش استاد و آشناى همه زير و بم هاىِ ساز و آواز بود. او مردى بود كه "موسيقى" را با "تردستى و نبوغ" در "سرنوشتِ پسرانش" حك مى كند، پدرى كه به جاىِ اجبار به هنرمند شدن، ... دو برادر كنارِ "پيانو" هستند، "ناصر چشم آذر" ايستاده و "منوچهر" دارد به چيزى روىِ كاغذ نگاه مى كند، پسرانِ "اسماعيل چشم آذر" كه در روزگار خودش استاد و آشناى همه زير و بم هاىِ ساز و آواز بود. او مردى بود كه "موسيقى" را با "تردستى و نبوغ" در "سرنوشتِ پسرانش" حك مى كند، پدرى كه به جاىِ اجبار به هنرمند شدن، و تسليم يك ساز شدن، چيزى شبيه "وحشت از اقيانوس جهان" را در ذهن پسرانش به كار مى اندازد. و داستان با "عشق به آكاردئون" شروع مى شود. اينجا "ناصرِ چشم آذر" با بهترين مدلِ سبيل و پيراهنِ يقه خرگوشى با آن جليقه تنگ در آستانه دهه پنجاهِ خورشيدى ايستاده، كنارش "منوچهر" و آن عقب تر، "طوفان هل عطايى" كه گيتار به دست گرفته است. ناصرِ چشم آذر، متولدِ "ده دى" ماه است، و مردانِ "دى ماهى" هميشه بى رحمانه "به چيزى شبيه باران و عشق" وفادار مى مانند، و درست از همين "خواب ها و خيال هاىِ عاشقانه و غرق شده در اقيانوس، است كه شروع مى شود. از آهنگسازى "خيابان" براىِ "طوفان"، "از تو" براىِ داريوش، "بالا بلا" براىِ عارف، "زاير" براىِ رامش و "عسل چشم" براىِ هايده، تا "دو پرنده" براىِ ليلا فروهر، و "هجرت، خلوت و غريب" براىِ گوگوش. و چگونه مى توان به "هجرت" گوش داد و متوجه "آن صداىِ ممتد عجيب و ضربه زننده در زير آهنگ" نشد، چيزى كه "دايم دارد در مى زند" و شايد "مثلِ شبيه سازى فعلِ باران زدن" باشد. و اين همان لحظه و "نُتِ پايه" است، آوايى از جنس تنِ تكيده انسان، صدايى كه با خودش "فرو ريختنِ چيزى در تنِ انسان، از دست دادنِ دست هاىِ پدر، عمقِ تاريكِ اقيانوس، سقوطِ دست هاىِ تو، طلوعِ عشق، هجرت، آويخته شدن از فرازِ شاخه و هُرمِ تپنده خاطراتِ كودكى" به همراه دارد. به "نظريه آشوب در ميان موسيقى موهاىِ پريشانِ ناصر چشم آذر" خوش آمديد. اينجا "كافه نوستال" است، صداي راستين خاطرات و يادگارهاى ملت ايران.
Read more
https://t.me/drtehranii. ‍ زیبا جویان و زیبا دلان مهربان از انجا که من بهیچ عنوان سیاسی نیستم از ...
Media Removed
https://t.me/drtehranii. ‍ زیبا جویان و زیبا دلان مهربان از انجا که من بهیچ عنوان سیاسی نیستم از اخبار بی اطلاع میباشم وبنا به استدلال خودم شاید غلط وقتی نمیتونم دنیا و جهان را تغییر دهم نگاه خودم را به دنیا تغییر میدهم و تنها فکز تاثیر بر دنیای کوچک اطراف خودم هستم حالا هر چه این دایره وسعتر ... https://t.me/drtehranii. ‍ زیبا جویان و زیبا دلان مهربان
از انجا که من بهیچ عنوان سیاسی نیستم
از اخبار بی اطلاع میباشم
وبنا به استدلال خودم شاید غلط وقتی نمیتونم دنیا و جهان را تغییر دهم
نگاه خودم را به دنیا تغییر میدهم و تنها فکز تاثیر بر دنیای کوچک اطراف خودم هستم
حالا هر چه این دایره وسعتر شعاع مهربانی وعشق گسترده تر و هر انکس که طالب عشق ومحبت بدون تفاوت های دین ومذهب وعقیده وکشور و مرز ورنگ پوست در این شعاع عشق جای میگیرد وجذب میشود
این توضیحات از انجه بود که شنیدم تلگرام فیلتر میشود
اگر هر کدام از شما دوستان فضایی گسترده تر وارامتر اشنایی دارید لطف فرموده منت بر سر بنده گذاشته و عزیزان را انجا دعوت نمایید
حقیقت من اشنایی ومهارت کافی در نرم افزارها را دارم
تمامی شما عزیزان در این گروه دعوت شدید وخیلی از دوستان رفتند
اما از خدایم میخواهم هر جا یی که تشکیل شد
همه با عشق بیایید و خود میزبان باشید
واز دوستان وعزیزان همدل وهمراه دعوت نمایید
امید دارم در این گروه
علاوه بر اطلاعات پوست ومو لاغری
که سه مشخصه ظاهری است که نشان از سلامت درون دارد
مطالب بهداشت روان
گاها دست نوشته های خودم که امیددارم لذت برید واگر انتقادی دارید بفرمایید
از تجارب ودانش اساتید ومتخصصین دیگر همکاران بهره برید
مژده انکه به زودی از یک بانوی با اراده وقدرتمند
که توانستند بدون دارو فقط با تغذیه وورزش
۵۶ کیلو وزن کم نمایند دعوت خواهم داشت تا تحارب را در اختیار گذارند

و رفته رفته از متخصصین و افزاد خاص وموفق در کشور خودمان دعوت خواهم داشت
اهداف من برای شما عزیزان وسیع میباشد
تقاضا میکنم فردی مطلع بانی تشکیل گروه در فضایی پایدارتر با ثبات بیشتر باشد
و مابقی دوستان را انجا گرد اورد
پس از اعلام مدیریت این مسیولیت ضمن تشکر
شماره های خود ودوستان را در اختیار ایشان قرار دهید
یا این دوست خوب لینک گروه را گذارد
تا قبل از اینکه جمع مان گم کنیم
در فضایی دیگر با همکاری خودتان منتظرتان هستم
روزتان زیبا
دکتر تهرانی
#کلینیک_زیبایی #کلینیک_لاغری #متخصص_پوست #کلینیک_ارکیده #پاسداران #گاندی #زاهدان #گرگان #مشاوره_خانواده #روانشناس #جراحی_زیبایی #جراحی_پلک #لیپوماتیک #اولترازد #میکروپیگمنتیشن_چشم #میکروبلیدینگ #فیبروزابرو
ارتباط با مدیریت در تلگرام جهت دعوت به شعبه های تهران وشهرستان ها
09126434009 ☎️ دکتر تهرانی
لازم به ذکر است با تشکیل گروهای شهرستان تیم تخصصی ما در ماه بنا به تقاضای شما عزیزان مهمان شما در شهرستان خواهدذبود..09126434009 ☎️ دکتر تهرانی
Read more
m<span class="emoji emoji2764"></span>️p بياده اخرين اجراى رفيق جان اتمام تور كنسرت هاى رفيق هميشه جان محسن ابراهيم زاده در جزيره زيباى ...
Media Removed
m️p بياده اخرين اجراى رفيق جان اتمام تور كنسرت هاى رفيق هميشه جان محسن ابراهيم زاده در جزيره زيباى هميشه كيش منطقه آزاد هستش كه قرار اخرين همخونى عاشقانه هامون باهم يك شب خاطر انگيز فراموش نشدني رو رغم بزنيم و با احترام به ماه هاى عزيز پيش رو محرم و صفر يك استراحت دوماه و بعد بازم آغاز تور عاشقانه ... m❤️p بياده
اخرين اجراى رفيق جان اتمام تور كنسرت هاى رفيق هميشه جان محسن ابراهيم زاده در جزيره زيباى هميشه كيش منطقه آزاد هستش كه قرار اخرين همخونى عاشقانه هامون باهم يك شب خاطر انگيز فراموش نشدني رو رغم بزنيم و با احترام به ماه هاى عزيز پيش رو محرم و صفر يك استراحت دوماه و بعد بازم آغاز تور عاشقانه ها به لطف خدا و حمايت شما عشق ترين ها از سر گرفته بشه به اميد ديدار تك تك شما عزيزاى دلم در هرجاى ايران كه هستيد در كنسرت عشق جان پسره هنجره طلايى موسيقى پاپ
از همه جاى ايران اماده باشيد قرار ه 18كيش رو باهم بتررررررركونيم
👑👓🎤🎸🎹🎻🎺🎷🥁💣💣💣💣💣💣💣💣💣💣💣💣💣💣
Read more
Loading...
بچگیام که گاهی مرور میکنم، اون موقع ها مامانِ قشنگم بهم یاد می داد که زنده باشم و زندگی کنم و زندگی ام ...
Media Removed
بچگیام که گاهی مرور میکنم، اون موقع ها مامانِ قشنگم بهم یاد می داد که زنده باشم و زندگی کنم و زندگی ام ببخشم! مثلا عروسک زشته‌ی پشت شیشه‌ی دودی دکور که منطقه ی ممنوعه خونه بود و هزارتا مار وحشتناک و سمی از عروسکم محافظت می‌کردن... منم اون بچه ی همیشه منتظر بودم که وقتی یه بار زبونش بیرون نیست،ببینمش ... بچگیام که گاهی مرور میکنم، اون موقع ها مامانِ قشنگم بهم یاد می داد که زنده باشم و زندگی کنم و زندگی ام ببخشم!
مثلا عروسک زشته‌ی پشت شیشه‌ی دودی دکور که منطقه ی ممنوعه خونه بود و هزارتا مار وحشتناک و سمی از عروسکم محافظت می‌کردن...
منم اون بچه ی همیشه منتظر بودم که وقتی یه بار زبونش بیرون نیست،ببینمش و ثابت کنم زنده‌س!
یا اینک یاد اون،دریای پرتلاطم و طوفانی(قرمز) بین گل‌های کرم و قهوه‌یِ بزرگ و صعب العبور فرش میافتم،که برای نجات عشق(رویایم) باید از شون عبور می‌کردم و بهش میرسیدم و گاهی هم اون وسطا،در راه نجات یه عشق غرق میشدم!
من اون موقع ها "خدا" بودم!
هرکسی و هر چیزی میتونه،خدا باشه!
وقتی روبه روی یه پنجره میایستی و به درخت‌های لخت از برگ پاییز جون میدی؛خدا شدی و خلق کردی و جون دادی به پاییزی که روبه روی هزارتا چشم دیگ هر روز رنگ عوض میکنه و گاهی هم این میون، می میرد از بس که جان ندارد...
‌اینکه وقتی وارد یه زندگی میشی،مردگی و تکرار و عادت رو از ماه و خورشید اون زندگی پاک کنی،شدی خدا برا اون زندگی...
خدای زمستون برفِ،
خدای نقاشی،رنگ...
داشتم سعی میکردم خدا باشم تو اینجا، سعی می‌کردم جون بدم به دیوار سبزی که گل و بلبل های قشنگش جون داده بود به هزارتا حرف و خاطره که دور و بر کافه میچرخیدن؛غافل از تموم رنگ‌ها و اون بلبل‌های خوش صدایی که خدای من شده بودن...
گاهی رنگ‌ها سر میخورن رو خاطرات و خدای خاطراتت میشن...
خدای خاطرات من سبزه،
خدای خاطرات شما چه رنگیه ؟ (با تشکر از @__g.a.n.d.o.m__ بابت این کپشن دلنشین . ایشون همین بانویی هستند که در عکس حضور دارند )
#portraiture #discoverportrait #portraits_mf #igpodium_portraits #magestic_people #makeportraits #portrait_perfection #fineartphotography #fineart #visualart #conceptart #abstract #marvelous_shots #composition #pictureoftheday #conceptualart #colorfulart #colorful #humanedge #portraitphotography #instapersia #fashionphotography #potraitart #vscoportrait #hairstyles #surrealism #featuremeofh #عکاسی_پرتره #پرتره #
Read more
امروز تا فردا، 2 مرداد تا ساعت 9 شب اخرین مهلت ثبت نام خواهد بود چرا نباید با هم جمع شویم و از دغدغه های ...
Media Removed
امروز تا فردا، 2 مرداد تا ساعت 9 شب اخرین مهلت ثبت نام خواهد بود چرا نباید با هم جمع شویم و از دغدغه های هنری خویش بگوییم در چهارمین سالگرد افتتاح پیج، تا کنون بخش های مختلفی را معرفی کرده ام فیلم هفته، موسیقی هفته، کتاب هفته، تحلیلی مجموعه های خاص و بحث های چالش برانگیز حال میخواهم همه اینها را ... امروز تا فردا، 2 مرداد تا ساعت 9 شب
اخرین مهلت ثبت نام خواهد بود
چرا نباید با هم جمع شویم و از دغدغه های هنری خویش بگوییم
در چهارمین سالگرد افتتاح پیج، تا کنون بخش های مختلفی را معرفی کرده ام
فیلم هفته، موسیقی هفته، کتاب هفته، تحلیلی مجموعه های خاص و بحث های چالش برانگیز
حال میخواهم همه اینها را ماهی یکبار در دو نوبت، با مخاطبینم به شکل حضوری مطرح کنم
جلساتی صمیمی که فقط در انها از هنر میگوییم،صحنه هایی از فیلم ها را میبینیم، تحیلی میکنیم و باهم از دغدغه های جدا افتاده و فراموش نا شدنی رویاهای هنری خود میگوییم و دیگر هیچ
این باشگاه را با عشق به شاگردانم هنرجویانم و مخاطبین عزیزی افتتاح میکنم، که مسیری که من اغاز کرده ام را دنبال میکنند حال چه نیکوست که در جلساتی مشخص، به مرور یکدیگر را ببینیم و حضوری گفتگو کنیم و من بخش های مختلف پیجم را حضوری معرفی کنم
مهمان هر ماه ویژه خواهیم داشت و یک دلخوشی خواهیم بود برای هنرمندان و هنر خواهان
یک دلخوشی کوچک برای کسانی که در پشت موبایل ها سکوت کرده اند و هنر را غریبانه دنبال میکنند
این یک کلاس یا کارگاه نیست
یک نشست و مهمانی هنریست
شما چند بار در ماه به کافی شاپ ها میروید و بدون هیچ سودی انجا را ترک میکنید؟
حال میخواهیم یک روز در ماه دور همدیگر از هنر بگوییم، فیلم ببینیم، موسیقی گوش کنیم و کتاب بخوانیم، یکدیگر را در روشنایی درک کنیم
باهم حرف بزنیم و چند ساعتی برای هنر واقعی دل بسوزانیم
من میخواهم باشگاهی داشته باشم با همان مخاطبین اشنای این 4 سال پیجم و همین کافیست!
از همین لحظه میتوانید با پرداخت مبلغی کم که از طریق واتس اپ اعلام میشود عضو سالیانه باشگاه من شوید و در برنامه ریزی ما ثبت شوید
تعداد نفرات برای هر جلسه ماهیانه که در دو نوبت است محدود است و قطعا بسیاری از عزیزان داوطلب خواهند بود
پس در صورت تصمیم جدی زودتر رزرو کنید تا زودتر نیز در لیست دعوت ما قرار گیرید
ورود کلیه هنرمندان، اساتید، دانشجویان، حتا جوانان یا عزیزان میانسالی که فقط با علاقه در این 4 سال پیج مرا دنبال کرده اند ازاد است و محدودیتی در موقعیت سنی شغلی وجود نخواهد داشت
فقط در هر جلسه به ترتیب الویت ثبت نام و شرایط هنری ،مهمانان دسته بندی خواهند شد

اولین جلسه باشگاه در اواخر مرداد ماه برگزار میشود که قطعا برای عزیزانیست که تا کنون ثبت نام کرده اند

برای رزرو و کسب اطلاعات بیشتر در باشگاه هنر گویی من
هم اکنون به شماره واتس اپ یا تلگرام همکار من
09224190958
پیام بفرستید
امیر شمس
@amirshamsofficial
Read more
• شنبه، ۲۰ مرداد تابستان داغ ۹۷ در باب هنر، مقاومت، امید و عشق: برای بانو #فرزانه_کابلی <span class="emoji emoji2665"></span>️ تا قبل ...
Media Removed
• شنبه، ۲۰ مرداد تابستان داغ ۹۷ در باب هنر، مقاومت، امید و عشق: برای بانو #فرزانه_کابلی ️ تا قبل از این که با شما چندین سال قبل کار و افتخار چندین ماه شاگردیتان را داشته باشم برای من و هم‌دوره‌های من شما نماد مقاومت و عشق به هنرتون بودین و البته هنوز هستین. روزهایی که گفتن کلمه‌ی #رقص جرم بود و برای ...
شنبه، ۲۰ مرداد تابستان داغ ۹۷
در باب هنر، مقاومت، امید و عشق:
برای بانو #فرزانه_کابلی ♥️
تا قبل از این که با شما چندین سال قبل کار و افتخار چندین ماه شاگردیتان را داشته باشم برای من و هم‌دوره‌های من شما نماد مقاومت و عشق به هنرتون بودین و البته هنوز هستین. روزهایی که گفتن کلمه‌ی #رقص جرم بود و برای ماندگار شدنش تغییر کرد به #حرکت_موزون !
در تمام آن سال‌ها که بدترین‌ها برای شما اتفاق افتاد هرگز در برخورد لبخند و انرژی و عشق از صورت و جان شما دور نشد و ماندین و آموزش دادین تا دوباره شد که بشود بر صحنه باشید حتی در قالب حرکات موزون در آثار نمایشی.
وقتی در نمایش #نوبت_دیوانگی کار آقای #هادی_مرزبان عزیز این شانس را داشتم که در نقش دختر مولانا کنارتان آموزش ببینم تازه عاشقی در هنرتان را دیدم!
شما طراحی نمی‌کنید! شما نقاشی می‌کنید. کاش از آن لحظات فیلمی می‌داشتم که جلوی آینه تک تک فریم ها را می‌سازید بعد وقتی راضی نیستین با دست ذهنتون را پاک می‌کنین و دوباره و دوباره و‌دوباره.... تا جان بگیرد آن‌چه دلخواه است.
نظم و‌ تمرین‌های طولانی و خستگی ناپذیری‌تون که گفتنی نیست اما
آن‌چه #عاشقی شما و عزیزانی مثل شما را بیشتر نشان می‌دهد این است که شما برای سالی یک بار اجرا این همه زحمت می‌کشین و خون دل می‌خورید از طراحی حرکت و تمرین تا طراحی و تهیه لباس‌های رنگارنگ و با معنا که با خاطرات شیرین‌تون گفتین برای بعضی پارچه‌ها تا کجا و کدام استان‌ها که نرفتین ، تا گرفتن مجوز و .....همه‌ی اینها فقط برای دو ساعت بر صحنه جان می‌گیرند و تمام.... شما حتی نمی‌تونین و‌اجازه ندارین این تصاویر را در عصر تکنولوژی برای یادگاری خودتون و گروهتون ثبت کنین!
البته که این رنجِ همه‌ی بانوانی‌ست که مستقل کار می‌کنند! فقط تفاوت شما با باقی این هست که نوازنده‌های زن بالاخره جای خود را در گروه‌های مختلط پیدا می‌کنند اما شما و امثال شما هرگز.....
.
کلمات حقیرند برای بیان عشقی که شما دارید و به پایش با امید و استقامت ایستادین و هرگز حتی از این موقعیت تلخ استفاده نکردین تا کاری دیگر کنید( امری که بسیار مرسوم است!!!) .
دیروز هم مثل سال‌های قبل درخشان‌ترین بودین از دیدار جان که قدیمی‌ترین است تا لیلی که پنج سالگیش را کنار شما دیدم تا اون فرشته‌ی کوچکی که با شما آغاز کرده راهِ دشوارِ عاشقی را....
نام‌تان برای ما همیشه با عشق و استقامت و امید برابری می‌کند نه فقط در هنر، در زندگی.
با دیدن‌تان جان می‌گیرم برای آغاز دوباره و عاشقی .بسیار دوست‌تان می‌دارم.♥️
.
#الهام_پاوه_نژاد #ایرانی #ایران_من #بازیگر .
Read more
Loading...
ناصر چشم‌آذر درگذشت . ناصر چشم‌آذر تولد: ۱۰ دی ماه ۱۳۲۹ ملیت: ایرانی درگذشت: ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۷ سبک‌(ها):موسیقی ...
Media Removed
ناصر چشم‌آذر درگذشت . ناصر چشم‌آذر تولد: ۱۰ دی ماه ۱۳۲۹ ملیت: ایرانی درگذشت: ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۷ سبک‌(ها):موسیقی پاپ نیوایج ساز(ها): پیانو، سینث‌سایزر، آکاردئون آلبوم معروف: باران عشق . ناصر چشم‌آذر (زادهٔ ۱۰ دی ۱۳۲۹ در اردبیل - درگذشتهٔ ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۷) موسیقی‌دان، آهنگ‌ساز ... ناصر چشم‌آذر درگذشت
.
ناصر چشم‌آذر
تولد: ۱۰ دی ماه ۱۳۲۹
ملیت: ایرانی
درگذشت: ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۷
سبک‌(ها):موسیقی پاپ نیوایج
ساز(ها): پیانو، سینث‌سایزر، آکاردئون
آلبوم معروف: باران عشق
.
ناصر چشم‌آذر (زادهٔ ۱۰ دی ۱۳۲۹ در اردبیل - درگذشتهٔ ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۷) موسیقی‌دان، آهنگ‌ساز و تنظیم‌کنندهٔ ایرانی و برادر کوچکتر منوچهر چشم‌آذر بود
.
.
زندگی:
ناصر چشم‌آذر در ۱۰ دی ماه ۱۳۲۹ در اردبیل متولد شد و در سایه تعلیمات پدرش اسماعیل چشم آذر مراحل اولیه موسیقی را فرا گرفت. او در کودکی ساز آکاردئون را انتخاب نمود. ناصر چشم‌آذر صبح جمعه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۷ بر اثر سکتهٔ قلبی درگذشت.

فعالیت:
در ۱۲ سالگی به‌همراه پدرش وارد ارکستر آذربایجانی رادیو ایران می‌شود. در ۱۳ سالگی جایزه ویژه موسیقی را در مقطع دبیرستانی به‌خاطر نواختن آکاردئون دریافت نمود. در ۱۷ سالگی رهبری کنسرت ترتیب داده شده در سفارت ایران در عراق را برعهده می‌گیرد. در ۱۸ سالگی به‌همراه گوگوش، سفرهای رسمی خود را آغاز نمود.

در ۲۰ سالگی جهت گذراندن دوره جاز به آمریکا مسافرت می‌کند. پس از بازگشت سرپرستی ارکستر شوی تلویزیونی پرویز غریب افشار را برعهده گرفت. در محضر استادان بنام موسیقی ایران نظیر مرتضی حنانه، ملیک اصلانیان دوره‌های تکمیلی را سپری نمود. در سال ۱۳۵۷ به مدت ۵ سال جهت تکمیل دوره موسیقی جاز و موسیقی فیلم به آمریکا مسافرت می‌کند. وی از پیشگامان سازهای الکترونیک در ایران می‌باشد. باران عشق یکی از شاهکارهای اوست.پس از بازگشت به ایران از سال ۱۳۶۳ و با ساخت موسیقی متن فیلم تاراج به کارگردانی ایرج قادری فعالیت خود را در زمینه موسیقی فیلم آغاز نمود.
.
از طرف تیم تونل زمان درگذشت این استاد گرانقدر رو تسلیت میگیم
روحش شاد و یادش گرامی🌺
.
#تونلزمان #ناصرچشم_آذر #naser_cheshmazar
Read more
مژده بدین تو آسمون / کنسرت داره مرتضی مون / نور افکنش ستاره ها / استیجش هم هلال ماه / فرشته ها دور ...
Media Removed
مژده بدین تو آسمون / کنسرت داره مرتضی مون / نور افکنش ستاره ها / استیجش هم هلال ماه / فرشته ها دور و برش / کنار اون بال و پرش / رو صورتش بوسه زنون / میگن با خنده همشون / اسم تو عشقه مرتضی / جات چه قشنگه این بالا / مرتضی هم با ژست خاص / میگه خدا تو فکر ماست (قربونش برم داره آهنگ عشق یعنی این رو واسه فرشته ... مژده بدین تو آسمون /
کنسرت داره مرتضی مون /
نور افکنش ستاره ها /
استیجش هم هلال ماه /
فرشته ها دور و برش /
کنار اون بال و پرش /
رو صورتش بوسه زنون /
میگن با خنده همشون /
اسم تو عشقه مرتضی /
جات چه قشنگه این بالا /
مرتضی هم با ژست خاص /
میگه خدا تو فکر ماست (قربونش برم داره آهنگ عشق یعنی این رو واسه فرشته ها اجرا میکنه) /
بعدش میخونه یکی هست /
از ادعا تا هم نفس /
بعد اونم حس جدید /
میگه از قلب پر امید /
تو سانس بعدی مرتضی /
میخونه حالا حالاها /
میگه از قلب عاشقش /
خدا هم اونجا ناظرش /
چه اجرای قشنگی بود /
چقدر با حس خوب میخوند /
اما اینجا روی زمین /
دلخوشیمون فقط همین /
یه قاب عکس و خاطره ست /
چشم ما پشت پنجره ست /
خیره به سمت آسمون /
به ماه پیش کهکشون /
کاشکی میشد یه لحظه باز /
میخوند خجالتی با ساز /
نباشه جاری اشکامون /
خنده میموند رو لبامون /
اما به قول مرتضی /
اجباریه تقدیر ما /
تقدیرش هم پرواز زود /
به سمت آسمونا بود /
حالا ماها عاشقترین /
آدم روی این زمین /
که عاشقی رو مرتضی /
جلا داده تو قلب ما /
عاشق این عشق می مونیم /
همیشه از عشق میخونیم... #مرتضی_پاشایی
#دوستت_داریم_تا_ابد
عکس هایی زیبا
ورق بزنید ده عکس ویژه
از مرتضی عزیز ...
چند روز تا سالگرد مرتضی و بیست و سوم آبان لعنتی بیشتر نمانده
و سه سال گذشت از رفتنت
ولی یادت تا همیشه در دل ما جاودانه خواهد ماند
Read more
. تقریبا ۱۰ روز است که از تصادف ما می‌گذرد. داشتیم از محضر برمی‌گشتیم و مهر طلاق‌مان خشک نشده بود که ...
Media Removed
. تقریبا ۱۰ روز است که از تصادف ما می‌گذرد. داشتیم از محضر برمی‌گشتیم و مهر طلاق‌مان خشک نشده بود که وسط اتوبان چمران چپ کردیم. من 1300تا سکه مهریه‌ام را در جا گرفته بودم و می‌خواستم با پولش بروم کانادا. شهروز هم قرار بود با عشق سابقش بعد از طلاق فرار کند و بروند شمال. اما بر خلاف نقشه‌های‌مان من و شهروز ... .
تقریبا ۱۰ روز است که از تصادف ما می‌گذرد. داشتیم از محضر برمی‌گشتیم و مهر طلاق‌مان خشک نشده بود که وسط اتوبان چمران چپ کردیم. من 1300تا سکه مهریه‌ام را در جا گرفته بودم و می‌خواستم با پولش بروم کانادا. شهروز هم قرار بود با عشق سابقش بعد از طلاق فرار کند و بروند شمال. اما بر خلاف نقشه‌های‌مان من و شهروز هر دوتای‌مان توی بیمارستان و توی یک اتاق بستری شدیم. به هوش که آمدیم دیدیم هنوز با هم زیر یک سقفیم با این تفاوت که دیگر نمی‌توانیم تکان بخوریم و یکی‌مان از دست آن یکی بزند بیرون. آقای دکتر آمد توی اتاق و با خودکارش زد به کف پای شهروز. شهروز هم زد زیر گریه و گفت: «حس نمی‌کنم آقای دکتر... پای لعنتیمو حس نمی‌کنم» دکتر از بالای عینکش نگاهش کرد و گفت: «چون پات توی گچه اسکل! فیلم زیاد میبینی؟» بله شهروز فیلم زیاد می‌دید و اگر زندگی‌اش را فیلم می‌کردند نهایتا می‌شد یکی از فیلم‌های گیشه قدرت‌ا... صلح میرزایی. دکتر از کنارش رد شد و به طرف من آمد و گفت: «چشمات اذیتت نمیکنه؟» خودم را جمع و جور کردم و گفتم: «آقای دکتر این چه حرفیه من مُهر طلاقم خیسه هنوز» شهروز پشتش را کرد و گفت: «نه بابا خشک شد. به من ربط نداره دیگه. راحت باش دکتر»! دکتر نگاهی به جفت‌مان کرد و گفت: «چی می‌گید؟! با مغز رفتی توی شیشه ممکنه به چشمات آسیب رسیده باشه» آمد جلو و خودکارش را کشید کف پایم و خندیدم. گفت: «میفهمی الان؟!» گفتم: «نه دکتر ولی شوخیتون بامزه‌اس با پای گچ‌دار» مچ پایم را بلند کرد و گفت: «نه این یکی گچ نیست. فلج شدی» شهروز برگشت و به همدیگر زل زدیم. خودش بود که بعد از طلاق اصرار کرد من را برساند. صورتش سرخ شد و اشک توی چشم‌هایش را از این طرف اتاق می‌توانستم ببینم. جعبه دستمال کاغذی کنار تختش را برداشت. نفس عمیقی کشید و جعبه را محکم پرت کرد سمتم و داد زد: «اوخ اوخ دیگه نمیتونی جا خالی بدی زرنگ خانم!» عشق من و شهروز از اولش هم خاص بود. واقعیتش به ما گفتند عشق بعد از ازدواج شکل می‌گیرد و پخته می‌شود. ما هم روی این حساب با هم ازدواج کردیم و رفتیم زیر یک سقف. شب اول نشستیم همدیگر را نگاه کردیم و دیدیم فایده ندارد. حوصله‌مان بدجور سر رفته بود و بلند شدیم رفتیم بیرون بستنی موزی با شکلات خوردیم و شهروز گفت احتمالا از فردا دیگر عشق بعد از ازدواج‌مان شکل می‌گیرد. یک ماه گذشت و ما هر شب حوصله‌مان سر می‌رفت و می‌رفتیم بیرون بستنی موزی با شکلات می‌خوردیم و عشقی شروع نمی‌شد که یک روز بستنی فروش کل ظرف بستنی موزی را پرت کرد توی سطل آشغال پشت سرمان و گفت
.
بقیه در کامنت اول 👇👇👇
Read more
Loading...
. فکر که میکنی به من،تنم ترانه میشود تمام بافتهای من،شرابخانه میشود لبم شکوفه میدهد،به بوسه ...
Media Removed
. فکر که میکنی به من،تنم ترانه میشود تمام بافتهای من،شرابخانه میشود لبم شکوفه میدهد،به بوسه فکر میکنم و زیر پوستم ببین! پر از جوانه میشود فکر که میکنی به من، به ماه دست میبرم پر از پرنده میشوم و از درخت میپرم فکر که میکنی به من، شبم شکست میخورد بدون ترس باختن، تورا به خانه میبرم و بی تو ... .
فکر که میکنی به من،تنم ترانه میشود
تمام بافتهای من،شرابخانه میشود

لبم شکوفه میدهد،به بوسه فکر میکنم
و زیر پوستم ببین! پر از جوانه میشود

فکر که میکنی به من، به ماه دست میبرم
پر از پرنده میشوم و از درخت میپرم

فکر که میکنی به من، شبم شکست میخورد
بدون ترس باختن، تورا به خانه میبرم

و بی تو فکر میکنم، جهان جهان دیگریست
زمان زمان عشق نیست.زمان زمان دیگریست

همیشه فکر کن به من، به من که فکر میکنی
ثانیه مست میشود و لحظه، آنِ دیگریست

شاعر : کامران رسول زاده
Read more
جشن اسفندگان یا سپندارمذگان روز عشق ایرانی است و یکی از جشن‌های ایران باستان است که در روز پنجم ...
Media Removed
جشن اسفندگان یا سپندارمذگان روز عشق ایرانی است و یکی از جشن‌های ایران باستان است که در روز پنجم اسفند درگاهشمار زرتشتی که برابر با روز بیست و نه بهمن در گاهشمار خورشیدی است، برگزار می‌شود. زیرا در گاهشمار زرتشتی شش ماهه نخست سال سیصد روزه بوده و چون در. گاهشمار خورشیدی شش ماهه نخست ... جشن اسفندگان یا سپندارمذگان روز عشق ایرانی است و یکی از جشن‌های ایران باستان است که در روز پنجم اسفند درگاهشمار زرتشتی که برابر با روز بیست و نه بهمن در گاهشمار خورشیدی است، برگزار می‌شود. زیرا در گاهشمار زرتشتی شش ماهه نخست سال سیصد روزه بوده و چون در. گاهشمار خورشیدی شش ماهه نخست سال سی و یک روزه است روز درست برگزاری جشن سپندارمذگان در گاهشمار خورشیدی بیست و نه بهمن می شود. این جشن ریشه در امپراتوری هخامنشیاندارد. ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه آورده‌است که ایرانیان  باستان، روز پنجم اسفند را روز بزرگداشت زن و زمین می‌دانستند. اگرچه منابع کهن از جمله ابوریحان این جشن را در روز پنجم اسفند ذکر کرده‌اند، ولی با توجه به تغییر ساختار تقویم ایرانی در زمان خیام که پس از  ابوریحان می‌زیست، و سی و یک روزه شدن شش ماه نخست سال در گاهشماری ایرانی، تاریخ ذکر شده نیز شش روز به عقب آورده‌ شده است. طبق منابع کهن و همان‌طور که از نام آن پیداست این جشن به روز اسپند یعنی پنجمین روز ماه از ماه اسفند (در تاریخ زرتشتی) اشاره دارد.دکتر محمد نجاری پژوهشگر مطالعات تطبیقی زنان در هنر و ادبیات، نیز در سخنرانی خود با عنوان سوگ و سورنامه ، با استناد به ابوریحان بیرونی و گُردیزی، تاریخ پنج اسفند را صحیح می داند و می گوید: «بنا به گفته ی ابوریحان اسفندارمَذ ایزد موکل بر زمین و ایزدِ حامی و نگاهبان زنان شوهر دوست و پارسا و درستکار بوده و به همین مناسبت این روز، عید زنان، تلقی می گشته است و مردم به جهت گرامیداشت زنان، به ایشان هدیه می دادند و بخشش می کردند. این عبارت را گردیزی نیز در زین الاخبار آورده است: از این جهت جشن را مردگیران می گفتند که زنان به اختیار خویش و با آزادی، شوی و مَرد زندگی خود را برمی گزیدند. بنابراین در روز پنجم ماه اسفند جشن زنانه ی «مَردگیران» یا «مژدگیران» که به زنان اختصاص داشته، برگزار می شده است؛ به همین سبب از تاریخ بیست و نهم بهمن تا پنجم اسفند را جشن سپندارمذگان یا اسفندگان یا مردگیران یا مژدگیران می نامند.»
Read more
شخصیت‌ متولدین‌ تیر ماه‌ در منطقه‌ البروج‌ بی‌‌ثبات‌ترین‌ محسوب‌ می‌شود. آنها می‌توانند به‌ سرعت‌ ...
Media Removed
شخصیت‌ متولدین‌ تیر ماه‌ در منطقه‌ البروج‌ بی‌‌ثبات‌ترین‌ محسوب‌ می‌شود. آنها می‌توانند به‌ سرعت‌ از حالت‌ در‌خود‌فرو رفتگی‌، كم‌‌حرفی‌ و كم‌روئی‌ درآمده‌ و تبدیل‌ به‌ اشخاصی‌ پر‌شروشور و اجتماعی‌ شوند. تمام‌ مشاهیری‌ كه‌ در این‌ ماه‌ متولد شده‌اند به‌ واسطه‌ همین‌ تغییرات‌ و نوسانات‌ ... شخصیت‌ متولدین‌ تیر ماه‌ در منطقه‌ البروج‌ بی‌‌ثبات‌ترین‌ محسوب‌ می‌شود. آنها می‌توانند به‌ سرعت‌ از حالت‌ در‌خود‌فرو رفتگی‌، كم‌‌حرفی‌ و كم‌روئی‌ درآمده‌ و تبدیل‌ به‌ اشخاصی‌ پر‌شروشور و اجتماعی‌ شوند.
تمام‌ مشاهیری‌ كه‌ در این‌ ماه‌ متولد شده‌اند به‌ واسطه‌ همین‌ تغییرات‌ و نوسانات‌ شخصیتی‌ مشهور شده‌اند و به‌مقامی‌ رسیده‌اند. آنها اساساً محتاط و عاشق‌ خانه‌ هستند و در حقیقت‌ آنجا را آشیانه‌ای‌ می‌دانند كه‌ امنیت‌ لازم‌ را در آن‌ كسب‌ می‌كنند.
مردان‌ متولد تیرماه‌ زمانی‌كه‌ احساس‌ می‌كنند نیازمند آرامش‌ و تمدد اعصاب‌ و رهائی‌ از تنش‌های‌ عصبی‌ هستند، به‌ خانه‌ پناه‌ می‌برند و زن‌های‌ متولد تیرماه‌ درون‌ خانه‌ غرایز و امیال‌ قوی‌ مادرانه‌ خود را نشان‌ می‌دهند. متولدین‌ تیر عاشق‌ خانه‌ و خانواده‌ بزرگ‌ هستند. آنها از تمام‌ اهالی‌ خانه‌ حمایت‌ می‌كنند و به‌ آنها عشق‌ می‌ورزند. آنها خواستار خانه‌ای ‌اسرارآمیز و راحت‌ هستند تا در آن‌ خلوت‌ كنند و بینندگان‌ را تحت‌ تأثیر قرار دهند. 
این‌ بدان‌ معنا نیست‌ كه‌ متولدین‌ تیر ماه‌ اشخاصی‌ غیر‌اجتماعی‌ و نجوش‌ هستند، بلكه‌ آنها در خانه‌ فرصتی‌ مناسب‌ می‌یابند تا تنها باشند و فكر كنند. تا حدودی‌ دوگانگی‌ شخصیت‌ در آنها به‌ چشم‌ می‌خورد. آنها به‌ ظاهر سرسخت‌، قوی‌، پرابهت‌،سرد، مصمم‌، لجوج‌، پیگیر، چسبنده‌، جدی‌، فعال‌، پر انرژی‌، زرنگ‌، درون‌‌گرا و عاقل‌ به‌ نظر می‌رسند و گاهی‌ اوقات‌ دارای‌ دانش‌ و بینشی‌ فیلسوفانه‌ و شهودی‌هستند.
اگرچه‌، دوستان‌ صمیمی‌ ممكن‌ است‌ یك‌ شخصیت‌ كاملاً متفاوت‌ از آنها ببینند: افرادی‌ نوع‌ دوست‌، همدرد و دلسوز نسبت‌ به‌ دیگران‌ به‌ خصوص‌ با عزیزانشان‌ و اشخاصی‌ كه‌ دوستشان‌ دارند. آنها از آنجائی‌ كه‌ افرادی‌ تیز و خلاق ‌هستند در شرایط مختلف‌ می‌توانند با دیگران‌ احساس‌ همدردی‌ كنند.
آنها اكثر اوقات‌ بیش‌ از حد خیالباف‌ و خیال‌‌پرداز هستند و سعی‌ دارند كه‌ زندگی‌نامه‌خود را به‌ نحو مطلوب‌ و ایده‌آل‌ با شرایط موجود سازگار و منطبق‌ سازند. آنها قدردان‌، فهمیده‌ و بااحساس‌ هستند و در رشته‌های‌ هنر و ادبیات‌ به‌ خصوص‌ هنر تئاتر و نمایش‌‌نامه‌ نویسی‌ تبحر خاصی‌ دارند. صحنه‌های‌ احساسی‌ و مهیج‌ آنها را به ‌وجد می‌آورند. خودشان‌ از استعداد خطیبانه‌، هنرمندانه‌ و ادیبانه‌ چشمگیر و قابل ‌ملاحظه‌ای‌ برخوردارند.

دوستان تیر ماهی خود را تگ کنید

#sonboleco #ماه_تولد #طالع_بینی #هنر #دست_ساز #تابلو #تیر #خرچنگ
Read more
ثبت نام سالیانه، تا اخر تیر ماه تمدید شد چرا نباید با هم جمع شویم و از دغدغه های هنری خویش بگوییم در ...
Media Removed
ثبت نام سالیانه، تا اخر تیر ماه تمدید شد چرا نباید با هم جمع شویم و از دغدغه های هنری خویش بگوییم در چهارمین سالگرد افتتاح پیج، تا کنون بخش های مختلفی را معرفی کرده ام فیلم هفته، موسیقی هفته، کتاب هفته، تحلیلی مجموعه های خاص و بحث های چالش برانگیز حال میخواهم همه اینها را ماهی یکبار در دو نوبت، با ... ثبت نام سالیانه، تا اخر تیر ماه تمدید شد
چرا نباید با هم جمع شویم و از دغدغه های هنری خویش بگوییم
در چهارمین سالگرد افتتاح پیج، تا کنون بخش های مختلفی را معرفی کرده ام
فیلم هفته، موسیقی هفته، کتاب هفته، تحلیلی مجموعه های خاص و بحث های چالش برانگیز
حال میخواهم همه اینها را ماهی یکبار در دو نوبت، با مخاطبینم به شکل حضوری مطرح کنم
جلساتی صمیمی که فقط در انها از هنر میگوییم،صحنه هایی از فیلم ها را میبینیم، تحیلی میکنیم و باهم از دغدغه های جدا افتاده و فراموش نا شدنی رویاهای هنری خود میگوییم و دیگر هیچ
این باشگاه را با عشق به شاگردانم هنرجویانم و مخاطبین عزیزی افتتاح میکنم، که مسیری که من اغاز کرده ام را دنبال میکنند حال چه نیکوست که در جلساتی مشخص، به مرور یکدیگر را ببینیم و حضوری گفتگو کنیم و من بخش های مختلف پیجم را حضوری معرفی کنم
مهمان هر ماه ویژه خواهیم داشت و یک دلخوشی خواهیم بود برای هنرمندان و هنر خواهان
یک دلخوشی کوچک برای کسانی که در پشت موبایل ها سکوت کرده اند و هنر را غریبانه دنبال میکنند
این یک کلاس یا کارگاه نیست
یک نشست و مهمانی هنریست
شما چند بار در ماه به کافی شاپ ها میروید و بدون هیچ سودی انجا را ترک میکنید؟
حال میخواهیم یک روز در ماه دور همدیگر از هنر بگوییم، فیلم ببینیم، موسیقی گوش کنیم و کتاب بخوانیم، یکدیگر را در روشنایی درک کنیم
باهم حرف بزنیم و چند ساعتی برای هنر واقعی دل بسوزانیم
من میخواهم باشگاهی داشته باشم با همان مخاطبین اشنای این 4 سال پیجم و همین کافیست!
از همین لحظه میتوانید با پرداخت مبلغی کم که از طریق واتس اپ اعلام میشود عضو سالیانه باشگاه من شوید و در برنامه ریزی ما ثبت شوید
تعداد نفرات برای هر جلسه ماهیانه که در دو نوبت است محدود است و قطعا بسیاری از عزیزان داوطلب خواهند بود
پس در صورت تصمیم جدی زودتر رزرو کنید تا زودتر نیز در لیست دعوت ما قرار گیرید
ورود کلیه هنرمندان، اساتید، دانشجویان، حتا جوانان یا عزیزان میانسالی که فقط با علاقه در این 4 سال پیج مرا دنبال کرده اند ازاد است و محدودیتی در موقعیت سنی شغلی وجود نخواهد داشت
فقط در هر جلسه به ترتیب الویت ثبت نام و شرایط هنری ،مهمانان دسته بندی خواهند شد

مهلت ثبت نام فقط تا 31 تیر ماه است
اولین جلسه باشگاه در اواخر مرداد ماه برگزار میشود که قطعا برای عزیزانیست که تا کنون ثبت نام کرده اند

برای رزرو و کسب اطلاعات بیشتر در باشگاه هنر گویی من
هم اکنون به شماره واتس اپ یا تلگرام همکار من
09224190958
پیام بفرستید
امیر شمس
@amirshamsofficial
Read more
. <span class="emoji emoji1f496"></span> فال امروز حافظ جمعه پنجم مرداد ماه یکهزار وسیصدو نودو هفت.<span class="emoji emoji1f496"></span> ⚘-----------------------------⚘ <span class="emoji emoji2666"></span>️چند ...
Media Removed
. فال امروز حافظ جمعه پنجم مرداد ماه یکهزار وسیصدو نودو هفت. ⚘-----------------------------⚘ ️چند کلمه برای آنهایی که امروز تولدشان است️دوست عزیزی که پنجم مرداد ماه به دنیا آمده ای، تولد مبارک !انشاءالله عمری طولانی و باعزت داشته باشید. "تولد" تنها روزیست؛ که مادر با گریهای نوزادش ... .
💖 فال امروز حافظ جمعه پنجم مرداد ماه یکهزار وسیصدو نودو هفت.💖 ⚘-----------------------------⚘
♦️چند کلمه برای آنهایی که امروز تولدشان است♦️
♦️دوست عزیزی که پنجم مرداد ماه به دنیا آمده ای، تولد مبارک !انشاءالله عمری طولانی و باعزت داشته باشید. "تولد" تنها روزیست؛ که مادر با گریهای نوزادش لبخند میزند.
🌹امسال را روی هدف هایتان تمرکز کنید و از رسیدن به آرزوهای زندگی تان نهراسید. شاید برایتان سخت باشد که به شخصیت خود تغییراتی دهید، اما شما نیاز دارید که برخی از اخلاق هایتان را مانند منفی نگری یا تنبلی را کنار بگذارید. اطرافیان تان می توانند در این راه به شما کمک کنند، بنابراین آنها را از خود دور نکنید. ثبات فکری چیزی ست که باید در این سال بدان پایبند باشید. به زودی فرصتی برایتان فراهم می شود که می توانید شرایط مالی تان را بهبود بخشید. امسال عشق در زندگی شما معجزه می کند. ماه مهر ماهی ست که به یکی از آرزوهایی که در سر داشتید، نزدیک می شوید. از سالی پر از عشق و موفقیت نهایت لذت را ببرید.
⚘-------------------------------⚘
💖حضور شما عزیزان در اینجا اتفاقی نیست ،پیجی متفاوت با انرژی مثبت، بامطالب ارزنده، اگر فکر میکنید.پیج اینستگرام احمد تهرانی سودمند است به دوستانتان معرفی کنید💖. --------------------------------طب/سنتی/ahmad.Tehranihttps://t.me/joinchat/AAAAAEPCiy1xS6DJAU6NGQ
Read more
@sanaz_dnp عکس: جایی که ماه نیست نیتان فایلر ترجمه محمد حکمت نشر نون رمان درخشان «جایی که ماه ...
Media Removed
@sanaz_dnp عکس: جایی که ماه نیست نیتان فایلر ترجمه محمد حکمت نشر نون رمان درخشان «جایی که ماه نیست» برنده جایزه کاستا و نوشته نیتان فایلر است. قرارداد انتشار این کتاب در ایران با پرداخت حقوق قانونی کتاب با این نویسنده انگلیسی منعقد شده است. «جایی که ماه نیست» در انگلستان با نام «شوک سقوط» ... @sanaz_dnp عکس:
جایی که ماه نیست
نیتان فایلر
ترجمه محمد حکمت
نشر نون
رمان درخشان «جایی که ماه نیست» برنده جایزه کاستا و نوشته نیتان فایلر است. قرارداد انتشار این کتاب در ایران با پرداخت حقوق قانونی کتاب با این نویسنده انگلیسی منعقد شده است. «جایی که ماه نیست» در انگلستان با نام «شوک سقوط» منتشر شده است و محمد حکمت ترجمه آن را انجام داده است.

متیو هومز و برادر بزرگترش در میانه‌ی یک سفر تفریحی نیمه‌شب دزدکی بیرون می‌روند. تنها متیو به خانه بازمی‌گردد. ده سال بعد، متیو برایمان تعریف می‌کند که راهی پیدا کرده تا برادرش را برگرداند. آنچه به صورت داستان پسری گم‌شده آغاز می‌شود رفته‌رفته تبدیل می‌شود به داستان مرد شجاعی که مشتاقانه می‌کوشد بفهمد آن شب و در سال‌های بعدش چه بر سر خود و خانواده‌اش آمد.

این رمان اول درخشان و کم‌نظیر، بدون ‌هراس از نگاه در کنج‌های تاریک دل‌هامان، قدرتی را نشانمان می‌دهد که ریشه در پایداری و عشق دارد. این رمان با شیوه‌ای بسیار خواندنی و با استفاده از فرم‌های متنوع نوشته شده است. و تا کنون به بیش از ۲۰ زبان ترجمه شده است

نیتان فایلر برای این کتاب علاوه بر جایزه کتاب سال کاستا، عنوان بهترین نویسنده اثر داستانی انگلیس را در سال ۲۰۱۵ کسب کرده است. جایزه کتاب «کاستا» یکی از معتبرترین و مشهورترین جایزه‌های ادبی در انگلستان است که کتاب ها و نویسندگان مطرح در انگلستان و ایرلند بر اساس این جایزه شناخته می‌شوند و برای تجلیل از قدرت لذت‌بخشی کتاب اهدا می‌شود.

#کتاب #کتابفروشی #nathanfiler #جایی_که_ماه_نیست #نیتان_فایلر #محمد_حکمت #نشرنون #نشر_نون #رمان #داستان #داستان_خارجی #ادبیات_انگلستان
#wherethemoonisnt #theshockofthefall #خانه_روان #هیچ_وقت_خانواده_ای_داشته_ای
#جایی_که_ماه_نیست
#کاستا
Read more
#hami بیوگرافی #ناصر_چشم_آذر : ناصر چشم‌آذر در ۱۰ دی ماه ۱۳۲۹ در اردبیل متولد شد و در سایه آموزش‌های پدرش اسماعیل چشم آذر مراحل اولیه موسیقی را فرا گرفت. او در کودکی ساز آکاردئون را برگزید. در ۱۲ سالگی به‌همراه پدرش وارد #ارکستر آذربایجانی رادیو ایران می‌شود. در ۱۳ سالگی جایزه ویژه #موسیقی ... #hami ⚫
بیوگرافی #ناصر_چشم_آذر :
ناصر چشم‌آذر در ۱۰ دی ماه ۱۳۲۹ در اردبیل متولد شد و در سایه آموزش‌های پدرش اسماعیل چشم آذر مراحل اولیه موسیقی را فرا گرفت. او در کودکی ساز آکاردئون را برگزید.
در ۱۲ سالگی به‌همراه پدرش وارد #ارکستر آذربایجانی رادیو ایران می‌شود. در ۱۳ سالگی جایزه ویژه #موسیقی را در مقطع دبیرستانی به‌خاطر نواختن آکاردئون دریافت نمود. در ۱۷ سالگی رهبری کنسرت ترتیب داده شده در سفارت ایران در عراق را برعهده می‌گیرد. در ۱۸ سالگی به‌همراه #گوگوش، سفرهای رسمی خود را آغاز نمود.

در ۲۰ سالگی برای گذراندن دوره جاز به #آمریکا مسافرت می‌کند. پس از بازگشت سرپرستی ارکستر شوی تلویزیونی پرویز غریب افشار را برعهده گرفت. در محضر استادانی چون مرتضی حنانه، ملیک اصلانیان دوره‌های تکمیلی را سپری نمود. در سال ۱۳۵۷ به مدت ۵ سال جهت تکمیل دوره موسیقی جاز و موسیقی فیلم به آمریکا مسافرت می‌کند. وی از پیشگامان سازهای الکترونیک در ایران می‌باشد. «باران عشق» یکی از آثار معروف اوست.پس از بازگشت به ایران از سال ۱۳۶۳ و با ساخت موسیقی متن فیلم « #تاراج» به کارگردانی #ایرج_قادری فعالیت خود را در زمینه موسیقی
آلبومها
تو برقص
شکوفه‌های ایران
خواهران غریب
شب‌های تهران
رقص‌های شاد
باران شادی ۳
باران شادی ۲
باران شادی ۱
طلوع عشق
باران عشق

موسیقی فیلم

سال نام فیلم به کارگردانی
۱۳۹۴ آنها احسان سلطانیان
۱۳۹۰ گشت ارشاد سعید سهیلی
۱۳۸۷ سوپر استار تهمینه میلانی
۱۳۸۶ زن دوم سیروس الوند
۱۳۸۶ قرنطینه منوچهر هادی
۱۳۸۵ تله سیروس الوند
۱۳۸۴ گیس‌بریده جمشید حیدری
۱۳۸۴ آتش‌بس تهمینه میلانی
۱۳۸۲ شمعی در باد پوران درخشنده
۱۳۸۱ غزل محمدرضا زهتابی
۱۳۸۱ خواب و بیدار مهدی فخیم زاده
۱۳۸۰ ساقی محمدرضا اعلامی
۱۳۸۰ قارچ سمی رسول ملاقلی‌پور
۱۳۷۸ دختران انتظار رحمان رضایی
۱۳۷۶ سارای یدالله صمدی
۱۳۷۵ حریف دل رضا گنجی
۱۳۷۴ خواهران غریب کیومرث پوراحمد
۱۳۷۳ می‌خواهم زنده بمانم ایرج قادری
۱۳۷۰ دیگه چه خبر؟! تهمینه میلانی
۱۳۷۰ قصه‌های مجید کیومرث پور احمد
۱۳۶۸ هامون داریوش مهرجویی
۱۳۶۳ تاراج ایرج قادری
.
ویدیوی کامل در کانال(لینک در بیو)
.
@hamioriginal @hamipassion @nasserchechmazar
.
ادامه در کامنت اول👇
Read more
وقتی زندگی به میل ما نیست! روزها و شب‌ها و اوقات زیادی از زندگی احساس ما برخلاف میل است. حال خوب یا ...
Media Removed
وقتی زندگی به میل ما نیست! روزها و شب‌ها و اوقات زیادی از زندگی احساس ما برخلاف میل است. حال خوب یا بد!... این حس را همه تجربه کرده‌ایم. زندگی مثل آب و هوا دگرگون است. لحظات همیشه آن هوای متفاوت دارد. در سال‌های جنگ چند سال را در روستاهای اطراف شهر زادگاهم زندگی کردیم. کودکی و جنگ. ترس و وحشت آن روزگار ... وقتی زندگی به میل ما نیست!

روزها و شب‌ها و اوقات زیادی از زندگی احساس ما برخلاف میل است. حال خوب یا بد!... این حس را همه تجربه کرده‌ایم. زندگی مثل آب و هوا دگرگون است. لحظات همیشه آن هوای متفاوت دارد. در سال‌های جنگ چند سال را در روستاهای اطراف شهر زادگاهم زندگی کردیم. کودکی و جنگ. ترس و وحشت آن روزگار هیچ‌وقت از خاطرم نمی‌رود. ما نسلی هستیم که در هراس جنگ نابرابر که انگار هزار سال گذشت حالا روزهای پرامید زندگی را بسیار قدر می‌دانیم. در روستایی که برای فرار از جنگ به آنجا پناه برده بودیم زمان ساکن و یکنواخت بود. ما فقط شاهد سایه دور شهری بودیم که به اجبار ترکش کرده بودیم. اوج اتفاق یورش هواپیما و موشک به شهر ما بود. ما هم مثل شاهدان بی‌تکلیف فقط حسرت خرابی شهری را داشتیم که به دور از مردمش تنها مانده بود. گاه تا چند ماه خبری نبود. فقط ترس و واهمه بی‌نام و نشان که به دل ما چنگ می‌زد. در آن روزگار زندگی به میل ما نبود. اما همه ما عشق و شور زندگی و رویای شیرین برای آینده داشتیم. حالا که به آن دوران فکر می‌کنم می‌توانم زندگی را مثل زمین بدانم. زمین یک شخصیت عزیز است. جایی که بر اساس قانون نیوتن بر آن تکیه داریم. زمین شخصیتی است که گاهی آفتاب دارد. گاهی باران بر او می‌بارد. گاهی برف و سرما لحاف او می‌شود. یک وقت گیاهی بر او می‌روید. یا دانه گندم. وقت دیگر همان گندم خشک شده و دانه او درو می‌شود. گاهی شخم می‌خورد زمین. خیلی وقت‌ها در دل شب و با حسرت نفس می‌کشد. گاهی سبزه‌زار است و چه حسی دارد وقتی پرنده‌ای در آغوش زمین لانه می‌کند. و یک وقت زمین سینه‌اش را بستر آدم می‌کند تا قبر او شود. یک وقت‌هایی خون بر زمین می‌چکد و زمین باید آن را محو کند. گاهی هم تنه درختی را به دل خود بند می‌کند. چه حال عجیبی دارد زمین!... زندگی مثل حس زمین است که گاهی به میل ما نیست!!!!
#شهرام_کرمی #شهرام_کرمی # #
Read more
‌ اختصاصی #سلام_سینما - #تام_کروز (توماس «تام» کروز ماپوتر چهارم )متولد 3 جولای 1962 در نیویورک ...
Media Removed
‌ اختصاصی #سلام_سینما - #تام_کروز (توماس «تام» کروز ماپوتر چهارم )متولد 3 جولای 1962 در نیویورک است . بعد از آنکه به دلیل جراحت زانو از تیم کشتی کنار گذاشته شد به بازیگری روی آورد. وی در سال 1981 نقش کوتاهی در فیلم "عشق بی پایان" داشت. . 1- مرد بارانی " #RainMan " امتیاز 8/10 #مردبارانی با بازی ...
اختصاصی #سلام_سینما - #تام_کروز (توماس «تام» کروز ماپوتر چهارم )متولد 3 جولای 1962 در نیویورک است . بعد از آنکه به دلیل جراحت زانو از تیم کشتی کنار گذاشته شد به بازیگری روی آورد. وی در سال 1981 نقش کوتاهی در فیلم "عشق بی پایان" داشت.
.
1- مرد بارانی " #RainMan "
امتیاز 8/10
#مردبارانی با بازی تام کروز و #داستین_هافمن محصول سال ۱۹۸۸ است. فیلم موفق شد در سال 1989 چهار جایزه اسکار از جمله بهترین فیلم، بهترین فیلم‌نامهٔ غیراقتباسی، بهترین کارگردان و بهترین بازیگر نقش اول مرد (داستین هافمن) را به دست آورد.
.
2- مگنولیا" Magnolia"
امتیاز: 8/10
فیلم درام مگنولیا محصول سال 1999 است که توانست در سه بخش بهترین موزیک، بهترین فیلمنامه و بهترین بازیگر نقش مکمل مرد( تام کروز ) نامزد جایزه اسکار شود و در همان سال تام کروز برنده جایزه گلدن گلوب شد. #مگنولیا "به داستان شخصیت هایی می پردازد که در جستجوی عشق و بخشش در دره سان فرناندو هستند.
.
3- لبه فردا" Edge of Tomorrow"
امتیاز: 7.9/10
این فیلم به دلیل ایده و طرز ساختش نظر بسیاری از منتقدین را جلب کرد و از آن بعنوان #ماجراجویی جدیدی یاد کردند که مخاطب را خسته نمی کند. .
4- #آخرین_سامورایی "The Last Samurai "
امتیاز: 7.7/10
تام کروز برای بازی در این فیلم چند ماه به تمرین شمشیر بازی پرداخت و نامزد جایزه گلدن گلوب بهترین بازیگر شد. تام کروز یکی از دلایل پذیرش این نقش را علاقه اش به فیلم #هفت_سامورایی ( 1954 ) عنوان کرده است
.
5- گزارش اقلیت"Minority Report"
امتیاز: 7.7/10
فیلم به داستانی از آینده می پردازد زمانی که پلیس ها قادر خواهند بود تا تبهکاران را قبل از آنکه جرمی مرتکب شوند دستگیر کنند و در این حین پلیسی متوجه می شود که تبهکار آینده خودش خواهد بود!
.
6- چند مرد خوب" A Few Good Men "
امتیاز 7.7/10
.
7- مصاحبه با خون آشام" Interview with the Vampire: The Vampire Chronicles"
امتیاز: 7.6/10
.
8- وثیقه" Collateral "
امتیاز: 7.5/10
.
9- ماموریت غیرممکن: ملت یاغی" Mission: Impossible - Rogue Nation"
امتیاز: 7.4/10
.
10- ماموریت غیرممکن: پروتوکل شبح" Mission: Impossible - Ghost Protocol "
امتیاز: 7.4/10
.
#ده_فیلم_برتر #فیلم_برتر
Read more
. با کاروان مصری چندین شکر نباشد در لعبتان چینی زین خوبتر نباشد این دلبری و شوخی از سرو و گل نیاید وین ...
Media Removed
. با کاروان مصری چندین شکر نباشد در لعبتان چینی زین خوبتر نباشد این دلبری و شوخی از سرو و گل نیاید وین شاهدی و شنگی در ماه و خور نباشد گفتم به شیرمردی چشم از نظر بدوزم با تیر چشم خوبان تقوا سپر نباشد ما را نظر به خیرست از حسن ماه رویان هر کو به شر کند میل او خود بشر نباشد هر آدمی که بینی از سر عشق ... .
با کاروان مصری چندین شکر نباشد
در لعبتان چینی زین خوبتر نباشد

این دلبری و شوخی از سرو و گل نیاید
وین شاهدی و شنگی در ماه و خور نباشد

گفتم به شیرمردی چشم از نظر بدوزم
با تیر چشم خوبان تقوا سپر نباشد

ما را نظر به خیرست از حسن ماه رویان
هر کو به شر کند میل او خود بشر نباشد

هر آدمی که بینی از سر عشق خالی
در پایه جمادست او جانور نباشد

الا گذر نباشد پیش تو اهل دل را
ور نه به هیچ تدبیر از تو گذر نباشد

هوشم نماند با کس اندیشه‌ام تویی بس
جایی که حیرت آمد سمع و بصر نباشد

بر عندلیب #عاشق گر بشکنی قفس را
از ذوق اندرونش پروای در نباشد

تو مست خواب نوشین تا بامداد و بر من
شب‌ها رود که گویی هرگز سحر نباشد

#دل می‌برد به دعوی فریاد شوق #سعدی
الا بهیمه‌ای را کز دل خبر نباشد

تا آتشی نباشد در خرمنی نگیرد
طامات مدعی را چندین اثر نباشد
.
#سعدی #شعر_کهن #غزل_فارسی #بیت_ناب #شاه_بیت #ادبيات #ادبی #هنر #فرهنگ #شعر_ناب #شعروغزل #شعروگرافی #عکس_نوشته #شعر_پارسی #شعر_فارسی #اشعار_ناب #اشعارناب #تک_بیت #poem #Persian #poetry #Iran
Read more
. شب قدر در اندیشه دکتر شریعتی: . . بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ إِنَّا أَنزَلْنَاهُ ...
Media Removed
. شب قدر در اندیشه دکتر شریعتی: . . بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ ۱۝ وَمَا أَدْرَاكَ مَا لَيْلَةُ الْقَدْرِ ۲۝ لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِّنْ أَلْفِ شَهْرٍ ۳۝ تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِم ... .
شب قدر در اندیشه دکتر شریعتی:
.
.

بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ

إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ ۱۝
وَمَا أَدْرَاكَ مَا لَيْلَةُ الْقَدْرِ ۲۝
لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِّنْ أَلْفِ شَهْرٍ ۳۝
تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِم مِّن كُلِّ أَمْرٍ ۴۝
سَلَامٌ هِيَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ ۵۝

ما «آن» را فرود آورديم درشب قدر.
و چه مي داني كه شب قدر چيست؟
شب قدر از هزار ماه برتر است.
فرشتگان و آن روح دراين شب فرود مي‌آيند به اذن خداوندشان از هر سو.
سلام بر اين شب تا آنگاه كه چشمه خورشيد ناگهان مي‌شكافد!
.
.

و تاريخ قبرستاني است طولاني و تاريك،
ساكت و غمناك،
قرن‌ها از پس قرن‌ها همه تهي و همه سرد،
مرگبار و سياه،
و نسل‌ها در پي نسل‌ها،
همه تكرارى و همه تقليدى،
و زندگي‌ها، انديشه‌ها و آرمان‌ها همه سنتي و موروثي،
فرهنگ و تمدن و هنر و ايمان همه مرده ريگ! .

ناگاه در ظلمت افسرده و راكد شبي از اين شب‌هاى پيوسته،
آشوبى، لرزه‌اى، تكان و تپشي كه همه چيز را بر مي‌شورد و همه خواب‌ها را برمي‌آشوبد و نيمه سقف‌ها را فرو مي‌ريزد.
انقلابي در عمق جان‌ها و جوششي در قلب وجدان‌هاي رام و آرام، درد و رنج و حيات و حركت و وحشت و تلاش و درگيري و جهد و جهاد عشق و عصيان و ويرانگري و آرمان و تعهد، ايمان و ايثار! .
نشانه‌هايي از يك «تولد بزرگ»، شبي آبستن يك مسيح،
اسارتي زاينده يك نجات!
همه جا، ناگهان «حيات و حركت»، آغاز يك زندگي ديگر،
پيداست كه فرشتگان خدا همراه آن «روح» در اين شب به زمين، به سرزمين، به اين قبرستان تيره و تباه كه در آن انسان‌ها، همه اسكلت شده‌اند، فرود آمده‌اند. .
اين شب قدر است. .
... .
سلام بر اين شب، شب قدر، شبي كه از هزار ماه، از هزار سال و هزار قرن برتر است، سلام، سلام،سلام،... تا آن لحظه كه خورشيد قلب اين سنگستان را بناگاه بشكافد،
گل سرخ فلق برلب‌هاى فسرده اين افق بشكفد
و نهر آفتاب بر زمين تيره ما ... و بر ضمير تباه ما نيز جارى گردد.
تا صبح بر اين شب سلام!
.
.

برگرفته از :
خودسازى انقلابى مجموعه آثار ۲
.
.
.
#شب_قدر #شب_قدر_از_نگاه_شریعتی #دکتر_شریعتی #شب_احیا #سوره_قدر #شریعتی #علی_شریعتی #شب_قدر_از_منظر_شریعتی
Read more
🦋special post🦋 اواخر شهریور ماه پارسال بود،که دیدمش توی یکی از کلاس ها اتفاقی چشم‌هامون چند ...
Media Removed
🦋special post🦋 اواخر شهریور ماه پارسال بود،که دیدمش توی یکی از کلاس ها اتفاقی چشم‌هامون چند ثانیه روی هم قفل شد خشکم زده بود دلم نمیخواست نگاهش رو بکشه چشم هاش سبز بود،توی چشم هاش زندگی موج میزد از اون نگاه هایی که درست تیرش میخورد به قلب خورد! اون زمان دلم بیابون خشک و بی آب و علف بود تنها ... 🦋special post🦋

اواخر شهریور ماه پارسال بود،که دیدمش
توی یکی از کلاس ها
اتفاقی چشم‌هامون چند ثانیه روی هم قفل شد
خشکم زده بود دلم نمیخواست نگاهش رو بکشه
چشم هاش سبز بود،توی چشم هاش زندگی موج میزد
از اون نگاه هایی که درست تیرش میخورد به قلب
خورد!
اون زمان دلم بیابون خشک و بی آب و علف بود
تنها خودم و خودم و خودم
مدتی گذشت...
هر روز به بهانه ای براش مسیج میدادم ، تا اینکه گفتم دوستت دارم
حال و هوای بیابون دل من با روزگار و هوا آشتی کرد و بارون بارید
دلم شد دشت سر سبز درخت ها شکوفه دادن و نم نم بارون
وسط پاییز دلم سبز بود ، حتی چله زمستون
هوای زندگی من عالیه عالی
بهش میگم ماه تابان
میشه ساعت ها بشینم و به ماه خیره بشم
و شب با عکسش خوابیدن و صبح ها با عکسش بلند شدن
گاه و بی گاه دلم براش تنگ‌ میشه حتی وقتی هست و وقتیم که ازش خبری نداشته باشم بهتره از دیوار های اتاقم بپرسین
گاهی میخوام درست از وسط سینه ام قلبم رو در بیارم‌ و بهش بدم بگم، از این چیز با ارزش تری ندارم
و این زندگی و سبزی به امروز رسید
تولدش
تولد بهترین و مهربونترین و زیباترین دنیا مبارک باشه
همیشه شاد و سلامت و پیروز و موفق در دامان حق
عشق رو برای تک‌تکتون آرزو میکنم
From ... To @elnaz________keyvan
Read more
* #نگاه_امروز * . . . . . . اوریانا فالاچی، روزنامه نگار، نویسنده و فعال اجتماعی و قصه نویس است. ...
Media Removed
* #نگاه_امروز * . . . . . . اوریانا فالاچی، روزنامه نگار، نویسنده و فعال اجتماعی و قصه نویس است. جسارت او مرزهای جدیدی را در دنیای خبر ایجاد کرد. واکنش او نسبت به جنگ ویتنام و اثری که در این باره نوشت، گفتگوهایش با سران کشورها که به اسم مصاحبه با تاریخ سازان در ایران نیز بارها چاپ شده، کتاب « یک ... * #نگاه_امروز * .
.
.
.
.
.

اوریانا فالاچی، روزنامه نگار، نویسنده و فعال اجتماعی و قصه نویس است. جسارت او مرزهای جدیدی را در دنیای خبر ایجاد کرد. واکنش او نسبت به جنگ ویتنام و اثری که در این باره نوشت، گفتگوهایش با سران کشورها که به اسم مصاحبه با تاریخ سازان در ایران نیز بارها چاپ شده، کتاب « یک مرد » درباره زندگی همسرش و مبارزات او در یونان، این زن جسور ایتالیایی را تبدیل به یکی از نمادهای مبارزه و اعتراض کرد. فالاچی در زمینه قصه نیز تجربیاتی دارد و در میان این دسته از آثارش « پنه لوپه به جنگ می رود » جذاب تر و خواندنی تر بوده و مورد اقبال بیشتری قرار گرفته است. قلم فالاچی بسیار روان و جذاب است و خواننده را سخت درگیر خود می کند به طوری که نمی توان کتابی از او به دست گرفت و پیش از پایان رساندن آن از دست نهاد …
.
.
. ✏جوانا که اطرافیان جو صدایش می‌کنند از جانب یک تهیه کننده ی ایتالیایی ماموریت پیدا می‌کند برای مدت دو ماه به نیویورک برود و پس از آشنایی با محیط آن شهر و خلق و خوی آدمهایش موضوع داغی را برای تهیه یک فیلم پرفروش و سودآور تدارک ببیند. جو بخاطر این سفر لبریز از شادی و هیجان است و ناخودآگاهانه این امید را در دل می‌پروراند که شاید ریچارد عشق ایام نوجوانی خود را هم در آن شهر ببیند....
.
.
.
.
#پنه_لوپه_به_جنگ_می_رود
#اوریانافالاچی
#ترجمه‌ #فرشته_اکبرپور
۲۲۸ صفحه
جلدشومیز
۲۲۰۰۰ تومان
عکس روی جلد : Platon
#ادبیات_مدرن_جهان
#تازههای_نشر
#موسسه_انتشارات_نگاه
#نشر‌نگاه #negahpub .
.
.
Read more
⁣گذرنامه‌هایی کوموری برای دور زدن تحریم‌ها؟ بله؛ ولی آن‌هم دیگه نداریم؛ باطل شد <span class="emoji emoji1f448"></span> همه‌چیز درباره ...
Media Removed
⁣گذرنامه‌هایی کوموری برای دور زدن تحریم‌ها؟ بله؛ ولی آن‌هم دیگه نداریم؛ باطل شد همه‌چیز درباره عشق و علاقه ایران به کومور اصل ماجرا: در ماه ژانویه جزیره کومور بی سر و صدا تعدادی از پاسپورت‌های خارجی‌ها را که در سال‌های اخیر خریداری شده باطل کرد. این کشور کوچک آفریقا جزئیات بیشتری در این ... ⁣گذرنامه‌هایی کوموری برای دور زدن تحریم‌ها؟ بله؛ ولی آن‌هم دیگه نداریم؛ باطل شد
👈 همه‌چیز درباره عشق و علاقه ایران به کومور

1⃣ اصل ماجرا: در ماه ژانویه جزیره کومور بی سر و صدا تعدادی از پاسپورت‌های خارجی‌ها را که در سال‌های اخیر خریداری شده باطل کرد. این کشور کوچک آفریقا جزئیات بیشتری در این باره منتشر نکرد و فقط به گفته مدارک این افراد ایراد داشته اکتفا کرد.

2⃣ چه‌ وقت؟ بیش از ۱۰۰ نفر از ۱۵۵ نفری که پاسپورت‌شان ماه ژانویه باطل شده ایرانی بودند. داده‌ها نشان می‌دهد بیش از هزار شهروند ایرانی در فاصله ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۷میلادی گذرنامه کومور را خریده‌اند. ▫اکثر این گذرنامه‌ها بین سال‌های ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۳ و همزمان با تحریم بخش‌های نفتی و بانکی ایران خریده شده.
▫در میان این افراد مدیران رده‌بالای شرکت‌های کشتی‌رانی، نفت و گاز و برخی افراد هم که دست‌شان در تهیه ارز و خرید و فروش فلزات و آلیاژ است، دیده می‌شود و برخی شان بیش از یک پاسپورت خریده بودند.
3⃣ چرا حالا کوموو؟ با وجود این‌که نام این افراد در فهرست تحریم‌های ایران نیست اما گویا نیت استفاده از این گذرنامه‌ها، دورزدن تحریم‌ها بوده باشد.
▫امتیاز داشتن گذرنامه کومور این است که می‌توان بدون ویزا به برخی از کشورهای خاورمیانه و شرق آسیا سفر کرد و می توان در بانک های خارجی حساب باز کرد.
4⃣ چه‌کسانی بودن؟ اسامی برخی از آنهایی که گذرنامه کومور را گرفته‌اند:
مجتبی عرب محقی که در سال ۲۰۱۰ میلادی به سمت مدیر بازرگانی شرکت ملی پخش فرآورده های نفتی ایران منصوب شد؛
محمد صادق کاوه، مدیر عامل شرکت خدمات بندری و دریایی کاوه؛
حسین مختاری زنجانی، وکیل بخش انرژی ایران؛
محمد ضراب، تاجر طلا و برادر رضا ضراب که سال ۲۰۱۶ میلادی در آمریکا به استفاده از نظام مالی آمریکا برای جابه‌جایی صدها میلیون دلار از طرف دولت ایران در زمانه تحریم متهم شد و بازداشت شد/ رویترز (شرح عکس: دیدار احمدی‌نژاد و احمد عبدالله محمدسامبی، روسای‌جمهور سابق ایران و کومور است)
Read more
خوب خوب بالاخره دیدار عشق فردا میرسه و بنده هم به دلیل حضور در پادگان بازیو از دست دادم منظورم ورزشگاه ...
Media Removed
خوب خوب بالاخره دیدار عشق فردا میرسه و بنده هم به دلیل حضور در پادگان بازیو از دست دادم منظورم ورزشگاه رفتنه خوب استقلال فردا با نفت تهران بازی داره بازی ای که هر نتیجه ای رخ بده جای بحث داره چون ک استقلال تقریبا نه بازی غایب داره ک نه بازیکنش جزء بازیکنان ترکیب اصلی هستند بنابراین این بازی بازیکنانی ... خوب خوب بالاخره دیدار عشق فردا میرسه و بنده هم به دلیل حضور در پادگان بازیو از دست دادم منظورم ورزشگاه رفتنه
خوب استقلال فردا با نفت تهران بازی داره بازی ای که هر نتیجه ای رخ بده جای بحث داره چون ک استقلال تقریبا نه بازی غایب داره ک نه بازیکنش جزء بازیکنان ترکیب اصلی هستند بنابراین این بازی بازیکنانی مثل سهرابیان (دفاع وسط،اگر ب روزبه استراحت بده) ، بویان، قربانی، جابرانصاری ، فرشید باقری(به عنوان تنها هافبک دفاعی، البته از نور افکن هم میتونه برای کمک بهش استفاده کنه) ک با این حساب زکی پور دفاع چپ خواهد شد در کل اگر باز هم این بازیکنان روز متوسطشون هم باشه ک همیشه هم همینه البته به غیر از باقری ک عالیه از استقلال توقع میره بازیو ببره اما دست استقلال انصافا خالیه زمین تختی هم چیزی نگیم بهتره یه اظهار نظر تپل هم کی روش کرده ک بازیکنان داخلی به فاصله هفتاد و خرده ای مونده به جام جهانی باید در اردوی چهل روزه آماده سازی تیم ملی شرکت کنند این در حالیه ک استقلال اردیبهشت ماه فینال حذفیو در پیش داره و به احتمال زیاد با برد برابر الریان صعودش به دور بعد آسیا قطعی بشه بازیهای لیگ قهرمانانو هم در پیش داره انتظار کی روش یه انتظار بهانه ایه و جواب من اینه ک شما از لژیونرات استفاده کنی از سه بازی مراکش اسپانیا و پرتغال مطمئن باش هیچ امتیازی نمیگیره با تو گروه به مراتب آسون تر هم آرزوی گرفتن دو امتیاز تو گروه بودیم چه برسه به این گروه ک خودم شک ندارم هیچ امتیازی نمیگیریم و اولویت همه ما مخصوصا بنده اول استقلال بعد ایرانه
عشق است استقلالو استقلالی
آبی ترین پسر تهران

#استقلال #esteghlal
Read more
﷽ فریاد یا بُنَی ز عرش خدا رسید نوحو اللحسین که ماه عزا رسید جمع مدافعان حرم یادشان بخیر ماه عزای ...
Media Removed
﷽ فریاد یا بُنَی ز عرش خدا رسید نوحو اللحسین که ماه عزا رسید جمع مدافعان حرم یادشان بخیر ماه عزای تشنه لب کربلا رسید گفتیم یا حسین در توبه باز شد اسباب استجابت برای دعا رسید با این همه گناه مرا میخری حسین؟ اینگونه لطف شاه به داد گدا رسید بنیان گذار روضه ی تو شخص فاطمه است سینه به سینه آمد و خیرش ...
فریاد یا بُنَی ز عرش خدا رسید
نوحو اللحسین که ماه عزا رسید
جمع مدافعان حرم یادشان بخیر
ماه عزای تشنه لب کربلا رسید
گفتیم یا حسین در توبه باز شد
اسباب استجابت برای دعا رسید
با این همه گناه مرا میخری حسین؟
اینگونه لطف شاه به داد گدا رسید
بنیان گذار روضه ی تو شخص فاطمه است
سینه به سینه آمد و خیرش به ما رسید
گریه برای غربت تو فیض اعظم است
بر نسل ما به لطف شما این عطا رسید
مادر به گریه بر تو مرا شیر داده است
این فیض عشق بازی ما از کجا رسید
کام مرا به تربت تو باز کرده اند
از خاک زیر پای تو طعم شفا رسید
زهرا به نام، یک یک ما را صدا زده
بر گوش دل ز کرببلا این صدا رسید
بی اختیار یار تنت گریه میکنیم
عطر لباس کهنه ای از نینوا رسید
پیراهنی که خونی و پیچیده درهم است
در طاق عرش بیرق ماه محرم است
Read more
داشت ميگفت: من ته دوست داشتن هامو وقتي نگاه ميكنم ميرسم به تو! نگاهشو مظلوم تر كرد و ادامه داد: من خواستم ...
Media Removed
داشت ميگفت: من ته دوست داشتن هامو وقتي نگاه ميكنم ميرسم به تو! نگاهشو مظلوم تر كرد و ادامه داد: من خواستم برم ولي نشد، برخلاف روحياتش موزيكاي اروم گوش ميداد هميشه! صداي موزيكو يكم بلند تر كرد" من كه سرتاسرخموش..... پس كجا جويم تورا؟" خودمو جمع و جور كردم و صداي گرفته امو صاف كردم بدون اينكه بهش نگاه ... داشت ميگفت: من ته دوست داشتن هامو وقتي نگاه ميكنم ميرسم به تو!
نگاهشو مظلوم تر كرد و ادامه داد: من خواستم برم ولي نشد،
برخلاف روحياتش موزيكاي اروم گوش ميداد هميشه! صداي موزيكو يكم بلند تر كرد" من كه سرتاسرخموش..... پس كجا جويم تورا؟" خودمو جمع و جور كردم و صداي گرفته امو صاف كردم بدون اينكه بهش نگاه كنم گفتم: دوست داشتن ها مگه ته دارن؟ مگه تموم شدني ان؟
اب دهنشو قورت داد، نگاهش با ادم هاي غريبه اي كه تو خيابون ميديدم فرقي نميكرد! خسته بود،نميدونم از كي ولي خيلي وقته كه غريبه شده بود واسم، دلم يه سيلي محكم ميخواست كه يكي بزنه تو گوشم بگه بيدار شو داري خواب ميبيني!
شيشه پنجره ماشينو داد پايين سرشو كج كرد به سمت بيرون گفت نه! دوست داشتن ته نداره! ولي بعضي وقتا مجبوري فك كني يه روزي ميرسي به تهش!
از اين ادم هايي بود كه هزارو يك دليل واست مي اورد تا بهت ثابت كنه كه حرفش درسته!
برگشت گفت ديدي تو شناسنامه ادم ها يه صفحه به اسم "فوت" هست؟ اونجا ميشه تهش!
نه نه دلم نميخواست واسم ثابت كنه دوست داشتن ها هم ته دارن! دلم ميخواست گوشهامو بگيرم نشنوم چي ميگه! دوست داشتن ها ته ندارن اينو خودشم ميدونست! دوست داشتن من به او ته نداشت! نميخواستم وا بدم كه هنوزم دوستش دارم
حرفشو ادامه داد: يه روزي همه ميميرن، اونجا ميشه ته همه چيز، ته دوست داشتن، ته بودن، ته عشق من به تو، ته همه چيز!
دلم نميخواست بشنوم، اما شنيدم! بعضي وقتها ادم دلش يه چيزايي رو نميخواد اما نميشه، مجبور شدم به شنيدن حرفاش!
صداي موزيك يهو رفت بالا و خواننده با تمام قدرت فرياد ميزد" من كجا جويم تو را؟"
از ماشينش پياده شدم و درو محكم بستم! شيشه دودي سمت شاگرد رو داد پايين، چشمهاش پر از اشك شده بود! يه پاكت از داشبورد ماشينش دراورد داد بهم،عادت داشت حرفايي كه سخت بود زدنش رو واسم مينوشت! ازش پرسيدم، شناسنامه فقط يه صفحه واسه فوت داره! ادم فقط يك بار به ته همه ي اين ها ميرسه! اونم وقتيه كه واقعا ميميره! ولي تكليف اينايي كه هر روز ميميرن چيه؟
اشك گوشه ي چشمشو پاك كرد گفت من هر روز از نداشتنت دارم ميميرم! ولي يك بار خاكم ميكنند! اون برگه تو شناسنامه واسه يك بار خاك شدنه! واسه تهه! ته دوست داشتن! ته بودن! ته عشق من به تو....
بدون خداحافظي رفت! پاكتو باز كردم رو برگه نوشته بود "امروز رفتم پيش دكترم گفت تا يك ماهه ديگه بيشتر زنده نيستي! من به اندازه ي همين يك ماه دوستت دارم!"
.
.
. 💌 #میکائیل✏
.
.
. 🆔@mikilove351 📷
.
.
.
#ماروباکامنتهاولایک_هاتون_حمایت_کنید☑📧
Read more
... میان من و من جنگ دو طایفه است نزاع دو روح بلند و پر از همهمه و داغ به هم آمیختن . میان من و من جاده ...
Media Removed
... میان من و من جنگ دو طایفه است نزاع دو روح بلند و پر از همهمه و داغ به هم آمیختن . میان من و من جاده ی عبور عشق یک ابر به ماه تکیه گاه یک درد به آه هبوط یک چشم به اشک و بازگشت مسافر از جاده ی بی پایان خیال سوی نور و روشنایی هاست #سامان_علیپور #سامان_علی_پور #سفرزخم ... میان من و من
جنگ دو طایفه است
نزاع دو روح بلند
و پر از همهمه و داغ به هم آمیختن .
میان من و من
جاده ی عبور عشق یک ابر به ماه
تکیه گاه یک درد به آه
هبوط یک چشم به اشک
و بازگشت مسافر
از جاده ی بی پایان خیال
سوی نور و روشنایی هاست

#سامان_علیپور
#سامان_علی_پور
#سفرزخم
‍ ‍ <span class="emoji emoji1f538"></span>فقط چند شب ديگر تا انقلاب زمستانی فرصت باقی است☃ شامگاه سی اُم آذر ماه دست در دست بامدادِ يكم دی ...
Media Removed
‍ ‍ فقط چند شب ديگر تا انقلاب زمستانی فرصت باقی است☃ شامگاه سی اُم آذر ماه دست در دست بامدادِ يكم دی ماه، می‌خواهند عيد نَوَد روز را آغاز كنند. عيدی كه آغازش تولد ميترا، تولد مهر است و عيد باستانيمان پايانش... پاييز رخت سپيد عاشقی بر تن می‌كند به استقبال رقص برف و زمستان می رود برگ های رنگين خود ... ‍ ‍ 🔸فقط چند شب ديگر تا انقلاب زمستانی فرصت باقی است☃
شامگاه سی اُم آذر ماه دست در دست بامدادِ يكم دی ماه، می‌خواهند عيد نَوَد روز را آغاز كنند.
عيدی كه آغازش تولد ميترا، تولد مهر است و عيد باستانيمان پايانش... 🔸پاييز رخت سپيد عاشقی بر تن می‌كند
به استقبال رقص برف و زمستان می رود
برگ های رنگين خود را تمام و كمال به زير پای كاروان عروسِ زمستان می‌ريزد 🔸كهنسالان و بزرگانمان در اين شب، سپيد مويیِ خورشيد را در پايانِ پاييز به رخ می‌كِشندُ می‌درخشندُ می تابند...
خداوند هم در اين شب خوشحال است و نياكانمان به شُکرانه همين خوشحالی، اولين ماه از اين عيد را دی نامیدند
تا متبرك شود خُرم روز(فردای شب يلدا) و مابقی روز ها با نامِ دادار(پروردگار)🙏 🔻يلدا، حديثِ ميلادِ عشق است❤️ 🔸رخت هایِ كينه از تن بُرون كنيد
خوشحال باشيد و ببخشيد
گوشی ها را خاموش كنيد و با لبخند وارد شويد📱😊 🔻محفلتان گرم و يلدايتان زيبا🌹❣
#یلدای_بدون_موبایل .
Read more
. صندلی غذای کودک میما MIMA MOON HIGH CHAIR قیمت ۲،۹۷۵،۰۰۰ تومان مناسب برای استفاده از بدو تولد تا وزن 45 کیلوگرم قابل استفاده به صورت صندلی خواب یا تاشو (برای نوزاد) و صندلی غذای چند منظوره شما می توانید از این صندلی به عنوان یک صندلی تاشو یا خواب از بدو تولد ( 0 تا 6 ماه) استفاده کنید و زمانی که ... .
صندلی غذای کودک میما MIMA MOON HIGH CHAIR
قیمت ۲،۹۷۵،۰۰۰ تومان
مناسب برای استفاده از بدو تولد تا وزن 45 کیلوگرم
قابل استفاده به صورت صندلی خواب یا تاشو (برای نوزاد) و صندلی غذای چند منظوره
شما می توانید از این صندلی به عنوان یک صندلی تاشو یا خواب از بدو تولد ( 0 تا 6 ماه) استفاده کنید و زمانی که کودک شروع به خوردن غذاهای جامد می کند (6 تا 36 ماه) از آن به عنوان صندلی غذا استفاده کنید. با بزرگتر شدن کودک می توانید سینی غذا را جدا کنید و از این صندلی به عنوان یک صندلی عادی استفاده نمائید. بنابراین کودک شما می تواند با دیگر اعضای خانواده پشت میز بنشیند و از غذا خوردن لذت ببرد. (36 ماه تا وزن 45 کیلوگرم)
دارای فریم آلومینیومی (سبک و در عین حال محکم)
دارای کمربند با 5 نقطه مهار ایمنی و پد شانه قابل تنظیم
ارتفاع قابل تنظیم (با استفاده از دکمه موجود بر روی پایه)
دارای پشتی قابل تنظیم
دارای جای پا
دارای سینی با قابلیت جدا شدن
دارای گارد برای محافظت هر چه بیشتر کودک
موجود در رنگهای : سفید ،مشکی،قهوه‌ای،بنفش،صورتی،نقره‌ای
#تغذیه #تغذیه_کودک #صندلی_غذای_کودک
#كودك_خلاق #عشق_مادرانه #دنياي_كودكان #سيسموني_نوزاد #كودكو #كودك #كودك_نوزاد_بارداري #کودک #کودکو #سیسمونی #مادر #نوزاد #خرید_آسان #قیمت_مناسب #فروشگاه_اینترنتی #اسباب_بازی
ثبت سفارش از طريق:
‎تلفن: ٠٢١٢٢٢٠٩٨٨٦
‎تلگرام: ۰۹۲۱۴۹۸۱۳۲۴
‎‏www.koodakoo.com
Read more
ببین تمام من شدی؛ اوج صدای من شدی بت منی شکستمت؛ وقتی خدای من شدی ببین به یک نگاه تو؛ تمام من خراب شد چه ...
Media Removed
ببین تمام من شدی؛ اوج صدای من شدی بت منی شکستمت؛ وقتی خدای من شدی ببین به یک نگاه تو؛ تمام من خراب شد چه کردی با سراب من؛ که قطره قطره آب شد به ماه بوسه می زنم؛ به کوه تکیه می کنم به من نگاه کن ببین؛ به عشق تو چه می کنم به ماه بوسه می زنم؛ به کوه تکیه می کنم به من نگاه کن ببین؛ به عشق تو چه می کنم منو به دست من ... ببین تمام من شدی؛ اوج صدای من شدی
بت منی شکستمت؛ وقتی خدای من شدی
ببین به یک نگاه تو؛ تمام من خراب شد
چه کردی با سراب من؛ که قطره قطره آب شد
به ماه بوسه می زنم؛ به کوه تکیه می کنم
به من نگاه کن ببین؛ به عشق تو چه می کنم
به ماه بوسه می زنم؛ به کوه تکیه می کنم
به من نگاه کن ببین؛ به عشق تو چه می کنم
منو به دست من بکُش؛ به نام من گناه کن
اگر من اشتباهتم؛ همیشه اشتباه کن
نگو به من گناه تو؛ به پای من حساب نیست
که از تو آرزوی من؛ به جز همین عذاب نیست
هنوز می پرستمت؛ هنوز ماه من تویی
هنوز مؤمنم ببین؛ تنها گناه من تویی
Read more
 #نجواي_شبونه_كافه_ماه به نام خداوند عزَّوجل سلام به روى ماهتون بهارم رفت و من زاده ي آخرين روز ...
Media Removed
#نجواي_شبونه_كافه_ماه به نام خداوند عزَّوجل سلام به روى ماهتون بهارم رفت و من زاده ي آخرين روز از ماه اولِ فصل دومم ته همين جايي كه هستيم خستگيم رخت مي بندد و من جان دوباره خواهم گرفت جوانتر از پيري بي موقع ام بر مراد دلخواه نيست،اين ثانيه ها ايرادي نداره مقاومتي نمي كنم خدايي كه من دارم، خداي ... #نجواي_شبونه_كافه_ماه
به نام خداوند عزَّوجل
سلام به روى ماهتون
بهارم رفت
و من زاده ي آخرين روز از ماه اولِ فصل دومم
ته همين جايي كه هستيم
خستگيم رخت مي بندد
و من جان دوباره خواهم گرفت
جوانتر از پيري بي موقع ام
بر مراد دلخواه نيست،اين ثانيه ها
ايرادي نداره
مقاومتي نمي كنم
خدايي كه من دارم،
خداي باورهاي تلخ و شيرينه
به جاى مقاومت در برابر تغييراتى كه خدا براتون رقم زده،
تسليم شيد
بذاريد زندگى با شما جريان پيدا كنه،
نه بى شما
نگران اين نباشيد كه زندگى تون زير و رو بشه
از كجا معلوم زيرِ زندگى تون بهتر از روش نباشه؟!
اِنَّ مَعَ العُسرِ يُسرا
شبتون در پناه خدا
شب آدينه ست و باز من در هواي زيارت ارباب
دعا كنيد سلامتي و فرج حضرت منجي دلهاي گرفته رو هم،وقت اذون عشق
#شبتون_ماه_مسافران_شبهاي_خدا
#سيدمصطفى_مهرآذين
#شبت_ماه_ماه_شبهام
__________________________________
Read more
 #نجواي_شبونه_كافه_ماه به نام خداوند جل جلاله سلام به روي ماهتون هواتون آرامش در زمونه اي هستيم ...
Media Removed
#نجواي_شبونه_كافه_ماه به نام خداوند جل جلاله سلام به روي ماهتون هواتون آرامش در زمونه اي هستيم كه ديگرون شايد، اولويت خيلي از دغدغه هامون باشن سواي خودمون و اينكه ناديده مي گيريم خود با ارزش اما مظلوممون رو، كه عيناً همون به بردگي كشوندن عواطف و احساساتمونه بردگي عاطفي یعنی نادیده ... #نجواي_شبونه_كافه_ماه
به نام خداوند جل جلاله
سلام به روي ماهتون
هواتون آرامش
در زمونه اي هستيم كه ديگرون شايد،
اولويت خيلي از دغدغه هامون باشن
سواي خودمون
و اينكه ناديده مي گيريم خود با ارزش اما مظلوممون رو،
كه عيناً همون به بردگي كشوندن عواطف و احساساتمونه
بردگي عاطفي یعنی نادیده گرفتن عواطف و ارزش‌های خودمون
یعنی واسه گرفتن تائید دیگرون و
پذیرفته شدن توسط جامعه،
نیازهامونو سرکوب کنیم
و از خودمون بیگانه باشیم و غريبه
بردگی عاطفی یعنی با اندوه و به تبعيت از جبر به طرف مقابل پاسخ بديم
و به ‌جاش توو وجودمون خشم تلمبار کنیم
بردگی عاطفی یعنی اگه قدمی برمی‌داریم انتظار جبرانشو داشته باشیم
بردگی عاطفی یعنی زیستن در اتمسفر ترس،
شرم،
گناه،
احساس دین،
شماتت و سرزنش‌ِ خودمون و دیگرون
تورو خدا خوب زندگي كنيم
مجال زيادي واسه احساس كردن حتي لحظه اي خوشبختي،
و شكر خالق رو بجا آوردن نداريم
شايد هستيم كه حتي واسه لحظه اي اگه عميقاً احساس آرامش كرديم و خوشبختي،
سجده ي شكر بجا بياريم و
عاقبت بخيري خودمونو زندگي كنيم
شبتون در پناه خدا
وقت اذون عشق
دعا كنيد سلامتي و فرج مولا عج رو
#شبتون_ماه_مسافران_شبهاي_خدا
#سيدمصطفي_مهرآذين
#شبت_ماه_ماه_شبهام
___________________________________
Read more
Photo by: @anahitahakhamanesh #ژله_بستني <span class="emoji emoji1f337"></span><span class="emoji emoji1f337"></span><span class="emoji emoji1f337"></span><span class="emoji emoji1f337"></span><span class="emoji emoji1f337"></span><span class="emoji emoji1f337"></span><span class="emoji emoji1f337"></span><span class="emoji emoji1f337"></span><span class="emoji emoji1f337"></span><span class="emoji emoji1f337"></span><span class="emoji emoji1f337"></span><span class="emoji emoji1f337"></span> کار گل زار شود گر تو به گلزار آئی نرخ ...
Media Removed
Photo by: @anahitahakhamanesh #ژله_بستني کار گل زار شود گر تو به گلزار آئی نرخ یوسف شکند چون تو به بازار آئی ماه در ابر رود چون تو برآئی لب بام گل کم از خار شود چون تو به گلزار آئی شانه زد زلف جوانان چمن باد بهار تا تو پیرانه سر ای دل به سر کار آئی ای بت لشگری ای شاه من و ماه سپاه سپر ... Photo by: @anahitahakhamanesh
#ژله_بستني
🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷 کار گل زار شود گر تو به گلزار آئی

نرخ یوسف شکند چون تو به بازار آئی

ماه در ابر رود چون تو برآئی لب بام

گل کم از خار شود چون تو به گلزار آئی

شانه زد زلف جوانان چمن باد بهار

تا تو پیرانه سر ای دل به سر کار آئی

ای بت لشگری ای شاه من و ماه سپاه

سپر انداخته ام هرچه به پیکار آئی

روز روشن به خود از عشق تو کردم شب تار

به امیدی که توام شمع شب تار آئی

چشم دارم که تو با نرگس خواب آلوده

در دل شب به سراغ من بیدار آئی

مرده ها زنده کنی گر به صلیب سر زلف

عیسی من به دم مسجد سردار آئی

عمری از جان بپرستم شب بیماری را

گر تو یک شب به پرستاری بیمار آئی

ای که اندیشه ات از حال گرفتاران نیست

باری اندیشه از آن کن که گرفتار آئی

با چنین دلکشی ای خاطره یار قدیم

حیفم آید که تو در خاطر اغیار آئی

لاله از خاک جوانان بدرآمد که تو هم

شهریارا به سر تربت شهیار آیی
🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
اينم ژله بستني من واسه مهمون هاي عزيزم😋😋😋
🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
#ژله_بستني #خوشمزه #مهمون #مهموني #ژله #بستني #توت_فرنگي #دسر #گل_رز
Read more
بی تو ، مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم شوق دیدار تو لبریز شد از جام ...
Media Removed
بی تو ، مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم شدم آن عاشق دیوانه که بودم ! در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید باغ صد خاطره خندید عطر صد خاطره پیچید یادم آید که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم ساعتی ... بی تو ، مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق دیوانه که بودم !

در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید
باغ صد خاطره خندید
عطر صد خاطره پیچید

یادم آید که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم
پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم

ساعتی بر لب آن جوی نشستیم
تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت
من همه محو تماشای نگاهت
آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشه ماه فرو ریخته در آب
شاخه ها دست برآورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ

یادم آید : تو بمن گفتی :
ازین عشق حذر کن !
لحظه ای چند بر این آب نظر کن
آب ، آئینة عشق گذران است
تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است
باش فردا ، که دلت با دگران است
تا فراموش کنی ، چندی ازین شهر سفر کن !

با تو گفتنم :
حذر از عشق ؟
ندانم
سفر از پیش تو ؟
هرگز نتوانم
روز اول که دل من به تمنای تو پَر زد
چون کبوتر لب بام تو نشستم
تو بمن سنگ زدی ، من نه رمیدم ، نه گسستم
باز گفتم که : تو صیادی و من آهوی دشتم
تا به دام تو درافتم ، همه جا گشتم و گشتم....!!!!
Read more
 #كافه_ماه_ضيافت_عشق الحمدلله،الهي شكر حرفي نيست جز ابراز خوشحالي و حال خوبم، از بابت بودن تك ...
Media Removed
#كافه_ماه_ضيافت_عشق الحمدلله،الهي شكر حرفي نيست جز ابراز خوشحالي و حال خوبم، از بابت بودن تك تك شما رفقايي كه سالهاست كنارم هواتون جاريه، و قد كشيدن ايام زندگي هاتونو ديدم و ديدم شادي ها و گرفتگي هاتونو، كه الهي نباشه اين دومي هيچوقت! و هرچه هست بزم و ضيافت شادي هاتون باشه به هر بهونه ... #كافه_ماه_ضيافت_عشق
الحمدلله،الهي شكر
حرفي نيست جز ابراز خوشحالي و حال خوبم،
از بابت بودن تك تك شما رفقايي كه
سالهاست كنارم هواتون جاريه،
و قد كشيدن ايام زندگي هاتونو ديدم
و ديدم شادي ها
و گرفتگي هاتونو،
كه الهي نباشه اين دومي هيچوقت!
و هرچه هست بزم و ضيافت شادي هاتون باشه به هر بهونه اي
افتخار مي كنم به اينكه سهمي از ايامتون رو دارم كه مي تونم ببينم محبت هاتونو
ممنونم از همه شما رفقايي كه حقيقي تر از هر مجازي هستيد
ممنون كه توو سالروز تولدم كنارم بودين
سالروزي كه عشق ديگه اي داشت
حال خوب متفاوتي داشت
عيارش عيار بود
قيمتي...
بهونه اي داشت به بلنداي احساس،
از جنس دوس داشتن
از جنس زندگي
عشق...
و ممنونم از پيام هاي فوق العاده ي همه تون كه توو دو پست قبل
(مي تونيد ببينيد و لذت ببريد از اينكه انقد خوبيد)
ثبت شد
و من هربار مي خونمشون،
جون دوباره اي مي گيرم
دمتون گرم
ارادتمندم
هواتون عشق...
#سيدمصطفي_مهرآذين
#بزم_ميلاد_و_تولد
_________________________________
Read more
. . اَللَّـهُمَّ صَلِّ عَلَی الْحَسَنِ بْنِ سَيِّدِ النَّبِيّينَ، وَوَصِيِّ اَميرِ الْمُؤْمِنينَ . . باید ...
Media Removed
. . اَللَّـهُمَّ صَلِّ عَلَی الْحَسَنِ بْنِ سَيِّدِ النَّبِيّينَ، وَوَصِيِّ اَميرِ الْمُؤْمِنينَ . . باید بچشد گرمیِ طوفانِ نجف را هرکس که ندارد تبِ سلطان نجف را ما را نه فقط بر سرِ این سفره نشاندند خورده است نبی هم کفی از نان نجف را بخشید خدا اولِ این ماهِ مبارک پیش از همه‌ی خلق مسلمان ... .
.
اَللَّـهُمَّ صَلِّ عَلَی الْحَسَنِ بْنِ سَيِّدِ النَّبِيّينَ، وَوَصِيِّ اَميرِ الْمُؤْمِنينَ
.
.

باید بچشد گرمیِ طوفانِ نجف را
هرکس که ندارد تبِ سلطان نجف را

ما را نه فقط بر سرِ این سفره نشاندند
خورده است نبی هم کفی از نان نجف را

بخشید خدا اولِ این ماهِ مبارک
پیش از همه‌ی خلق مسلمان نجف را

می‌خواست ببینیم کریمیِ علی را
رو کرد خداوند حسن جانِ نجف را

یک روز بیاییم و بسازیم مدینه
بالای سرِ فاطمه ایوانِ نجف را

دیدیم همه سروری آلِ علی را
اول پسرِ مادریِ آل علی را

نامت به لبم آمد و چسبید لبانم
انگار پُر از قندِ مُکرر شدم امشب

من از جبروت و جلواتِ تو شنیدم
ای عشق به من حق بده کافر شدم امشب

باید که ببینند علی را ، حسنش را
نقش شرف الشمس عقیق یمنش را

آئینه بگیرید پیمبر شدنش را
از روز ازل حضرتِ حیدر شدنش را

باید که عقیقه بکند فاطمه امشب
شیرینیِ این لحظه‌یِ مادر شدنش را

یوسف سرِ این کوچه دویده است ولی باز
میدید در آن غُلغُله آخر شدنش را

چشمی که حسد داشت به ذُریه‌ی زهرا
با رویِ حسن دید خود اَبتر شدنش را

بین‌الحرمین اند ملائک همه امشب
تبریک بگویند برادر شدنش را

تنها نه دل ما که دو عالم حسنیه است
هر دو حرم کرببلا هم حسنیه است

باید که علی چند پسر داشته باشد
تا اینکه مدینه سه قمر داشته باشد

مانند نبی کیست که در بینِ دو عالم
از فاطمه‌ی خود دو جگر داشته باشد

باید که پسر دار شوی تا که بفهمی
شیرینیِ باغی که ثمر داشته باشد

هرکس که از این ایل بُوَد موقع رزمش
در پنجه‌یِ خود تیغِ دو سر داشته باشد

باید که پس از نامِ علی ذکرِ حسن داشت
تا تیغِ اباالفضل اثر داشته باشد

خورشید چرا نیمه‌ی شب بر سرِ بام است
گو ماه نیاید که مرا ماه تمام است

آن کَس که در این خانه غلام است امیر است
آن کَس که امیر است بر این خانه غلام است "در مذهبِ ما باده حلال است ولیکن
بی رویِ تو ای سَروِ گُل اندام حرام است"

با اینهمه حُسنی که شده جمع در اینجا
حیران شده‌ام قبله کدام است کدام است
.
شاعر:حسن لطفی .

امامزاده ی آبادی هم حرم دارد
ولی برادر زینب هنوز بی حرم است
.

#آخر حسنستان بشود این عربستان
#میلادامام_حسن_مبارک
#یاکریم_اهل بیت
#رمضان_المبارک
#آتش_به_اختیار
#امام_خامنه ای:برای بزرگترین جهاد خود را آماده کنید
Read more
And we stand from day to day ... گفته های یک خواهر مهربان " صمد بهرنگی " ... این آموزگار دگر اندیش و انساندوست گوهری بود در زمانه خود که محبت و مهر را به دانش آموزان خود درس می داد و خود در زندگی خانواده سرچشمه ایثار و عشق به خانواده خود و دوستان و دیگر انسانها بود براستی راز ماندگاری " صمد بهرنگی " چه ... And we stand from day to day ...
گفته های یک خواهر مهربان " صمد بهرنگی " ...
این آموزگار دگر اندیش و انساندوست گوهری بود در زمانه خود که محبت و مهر را به دانش آموزان خود درس می داد و خود در زندگی خانواده سرچشمه ایثار و عشق به خانواده خود و دوستان و دیگر انسانها بود
براستی راز ماندگاری " صمد بهرنگی " چه بود ؟
صمد میگفت ، آیا نباید به کودک بگوییم که در مملکت تو هستند کسانی که رنگ گوشت و حتی پنیر را ماه به ماه و سال به سال نمی بینند ؟
آیا نباید به کودک بگوییم که بیشتر از نصف مردم جهان گرسنه اند ؟
بچه باید بداند که پدرش با چه مکافاتی لقمه نانی به دست می آورد ؟
چرا دستگیری از بینوایان را تبلیغ می کنیم و هرگز نمی گوییم که چگونه آن یکی " بینوا " شد و آن یکی
توانگر و اینجاست که بایستی به درستی فرزندان این
افراد را بایستی " ژن غارتگر " نامید که زالو صفتانه از دسترنج و سرمایه مردم بدانجا رسیده اند نه نامی دگر ...
خواهر نجیب صمد وقتی غور در گذشته های دور و خاطرات شیرین صمد می شد ، قطرات اشک بر چشمان ش جاری می گشت که خود نشانگر عشق و صفا و مهر و محبت انسانی بود ...
یاد و نام صمد این بزرگمرد ترک و اندیشمند روزگار خود گرامی باد ... 🌹🌾🕊
محله چرنداب - کوچه فرهنگ - تبریز
Read more
. رودی که در سراسر تاریخ جاری است از اشک های فاطمه ی اختصاری است . از پشت کردنِ همه ی نارفیق ها از ...
Media Removed
. رودی که در سراسر تاریخ جاری است از اشک های فاطمه ی اختصاری است . از پشت کردنِ همه ی نارفیق ها از اشک هاش وقت نگاهش به تیغ ها . از دفن چند خاطره لای کتاب هاش از اشک هاش وقت تجاوز به خواب هاش . اثباتِ گیجِ مسأله های بدون فرض! از اشک هاش موقع رفتن... کنار مرز . از باد، ناامیدترین شکل ارتباط! از ... .
رودی که در سراسر تاریخ جاری است
از اشک های فاطمه ی اختصاری است
.
از پشت کردنِ همه ی نارفیق ها
از اشک هاش وقت نگاهش به تیغ ها
.
از دفن چند خاطره لای کتاب هاش
از اشک هاش وقت تجاوز به خواب هاش
.
اثباتِ گیجِ مسأله های بدون فرض!
از اشک هاش موقع رفتن... کنار مرز
.
از باد، ناامیدترین شکل ارتباط!
از اشک هاش داخل سلّول، در حیاط
.
کابوس های یکسره بر متن تخت ها
از اشک هاش موقع قطع درخت ها
.
آغوش باز او به غمِ بچّه موش ها
از اشک هاش در سرِ آدم فروش ها!
.
از ایستادنش جلوی بادهای سرد
از اشک هاش در وسط شایعات زرد
.
گشتن برای یافتنِ آخرین خوشی
از اشک هاش موقع تمرین خودکشی!
.
احساسِ خوبِ دوست شدن با اضافه ها!
از اشک هاش گوشه ی تاریک کافه ها
.
از گفتنِ هزار «مگو» با لبی فلج
از اشک هاش توی اتوبوس تا کرج
.
لرزیدنِ دلش سرِ هر بحث و اتّفاق
از اشک هاش در وسط فیلم، در اتاق
.
دنبال نور گشتنِ در این همه سیاه
از اشک هاش در وسط بازداشتگاه
.
از زل زدن به آن همه دیوار، توی بند
از اشک هاش موقع خندیدن بلند
.
جیغ کشیده اش وسط پارک، روی تاب
از اشک هاش آنورِ میدان انقلاب
.
مستیش توی خاطره با الکل سفید
از اشک هاش بر سرِ هر روزِ سررسید!
.
از لهجه ی قدم زدنش زیر نور ماه
از اشک هاش وقت سفر... در فرودگاه
.
از اعتماد کردن و عشقش به گرگ ها!
از اشک هاش قاطیِ آدم بزرگ ها
.
از لذّتِ ندیدنِ شب زیر پوست ها
از اشک هاش موقعِ تغییرِ دوست ها
.
آژیرهای زندگی اش در دل خطر
از اشک هاش بر سرِ هر قبر، جز پدر!
.
از عشق ها و تجربه ها، خوب یا که بد
از اشک هاش جاریِ در شعر، تا ابد
.
فانوس رو به پوچیِ انسان بی هدف
از اشک هاش از غمِ یک مشت بی شرف
.
فریادِ توی استادیوم های ورزشی
از اشک هاش مثل زنی بعد سرکشی
.
خاموش در مقابل اوباش مثل سنگ!
از اشک هاش در وسط صحنه های جنگ
.
بانوی روسپیدِ همیشه سیاهپوش
از اشک هاش موقع آهنگ «داریوش»
.
حسّ خدای گم شده توی گلاب پاش
از اشک هاش پشت تمامی شعرهاش
.
یک زن که هیچ وقت شبیه کسی نبود
از اشک هاش در دل تاریخ مثل رود
.
یک «فاطمه» درست شبیهِ خودِ خودش!
از اشک هاش آنورِ کیک تولّدش
.
یک «فاطمه» که منتظر هیچ چیز نیست
یک زن که داشت در وسط جشن می گریست
.
.
#سید_مهدی_موسوی
.
فاطمه ی عزیزتر از جانم چقد خوبه که هستی و انقدر خوبی توی این روزای بد... جز پنج زن برتر و عزیز زندگیمی 💕 جات تو قلبم کنار مادرم و گلشیفته فراهانی و شبنمه @shabnam_red 😍 همونقدر عزیز ❤️ دوست دارم زیبا جانم 💚
به عشق صبح آزادی و روزهای روشن 💚
@fateme.ekhtesari
تولدت مبارک🎂💚
Read more
سلام وعرض ادب سلام به بهترين ماه سال سلام به ماه رمضان ....خدايا منو در این روز از خواب بی خبری بیدار ...
Media Removed
سلام وعرض ادب سلام به بهترين ماه سال سلام به ماه رمضان ....خدايا منو در این روز از خواب بی خبری بیدار کن و از گناهم درگذر در پی این امیدهایی واهی بگذار امیدم فقط تو باشی که اگر به غیر تو امید ببندم ناامید خواهم شد . که هیییچکس نمیتواند خیری برساند مگر اینکه تو بخواهی این روزها نیاز دارم که کنارم ... سلام وعرض ادب
سلام به بهترين ماه سال
سلام به ماه رمضان ....خدايا منو در این روز از خواب بی خبری بیدار کن و از گناهم درگذر در پی این امیدهایی واهی😢
بگذار امیدم فقط تو باشی
که اگر به غیر تو امید ببندم ناامید خواهم شد😔 .
که هیییچکس نمیتواند خیری برساند مگر اینکه تو بخواهی🙏
این روزها نیاز دارم که کنارم باشی که کمکم کنی😢
همین بنده گنه کارتو😭
همه اميد من اينه كه از درگاهت
منو نا اميد نكني و نروني 😔
میدوني که جز درگاه خودت و امید به لطف خودت چیزی در دست ندارم .....من همينم كه مي بيني
فقط بلدم قشنگ حرف بزنم
ولي دوست دارم حرفم با عملم
يكي باشه با عشق ترين
رفيقا به وقت اذون مغرب وعشا
اون وقت كه داري عشق بازي
مي كني تو دلت برام دعا كن
بلكه دست مارو هم بگيره
از همتون قبول باشه
يا علي
#ايرانگردي
#ايرانگرديinstamood
#ايرانگرديtravel
Read more
سلام این آقارو اکثراً میشناسیم من که از بچگی باهاش خاطره دارم وقتایی که مستندهای حیات وحشو با صدا ...
Media Removed
سلام این آقارو اکثراً میشناسیم من که از بچگی باهاش خاطره دارم وقتایی که مستندهای حیات وحشو با صدا و تصویر و توضیحات جالبش میدیدم و تو سرم رویای رسیدن به همچون جایی و بودن جای اون آقارو که حتی اسمشم نمیدونستمو، داشتم شغل مورد علاقم همین بود همین که برم تو دل حیات وحش و ساعت ها و روزها و ماه ها زندگی ... سلام
این آقارو اکثراً میشناسیم
من که از بچگی باهاش خاطره دارم
وقتایی که مستندهای حیات وحشو با صدا و تصویر و توضیحات جالبش میدیدم و تو سرم رویای رسیدن به همچون جایی و بودن جای اون آقارو که حتی اسمشم نمیدونستمو، داشتم
شغل مورد علاقم همین بود
همین که برم تو دل حیات وحش و ساعت ها و روزها و ماه ها زندگی و رفتار حیوانات رو از نزدیک بررسی کنم و بتونم از نزدیک خیلیاشونو لمس و نوازش کنم و روزامو در کنار اونا بگذرونم…
هر بار با دیدن مستندهاش کلی خیال پردازی میکردم و از آفریقا و ساوان تا جنگلهای آمازون و استرالیا سفر میکردم و گونه های جانوری مختلفو از نزدیک میدیدم و بررسی میکردم و تو عشقم غرق میشدم…
بچه بودم و فکر میکردم این کارارو دامپزشکا انجام میدن!
براهمین هرکی ازم میپرسید دوس داری چیکاره بشی؟ میگفتم دامپزشک!
روزا گذشت و بزرگ شدم و فهمیدم این کار دامپزشک نیست، ولی نمیدونستم کار کیه، تو رسیدن به عشق و هدفم شکست خوردم و سرخورده زندگیمو ادامه دادم…
بازم مستندهای این آقارو میدیدم ولی با افسوس و بدون رویاپردازی…
تا چندماه پیش، تو سن ۲۸سالگی، بالاخره فهمیدم از چه راهی میشه مسیر مورد علاقمو برم!
راهشو با کمک خدا پیدا کردم و دوباره کل وجودم سرشار از عشق و خواستن شد…
حالا بازم مستندهای آقای اتنبرو رو نگاه میکنم…
ولی اینبار بازم مثل بچگیام با رویاپردازی و عشق و علاقه و امید
اینبار میدونم اسم این آقا دیوید اتنبروئه
اینبار با دانش بیشتر، دانش اینکه تقریبا میدونم شروع این راهو از کجا باید رفت
گرچه نمیدونم مسیرم چیه و به کجا و کی میرسم، ولی همین قدم اول و شروعش برام سرشار از عشق و خواستنه…
هنوز وارد راه مورد علاقم نشدم، ولی همین که میدونمش برام قدِ یه دنیا انرژی و انگیزه و امید ایجاد کرده…
به خاطرش از خدا خیلی ممنونم…

از آقای دیوید اتنبرو هم باید ممنون باشم،
کسی که یه عمر زندگیشو (بالای ۶۰سال) با عشق، برای ساخت برنامه های مستندی گذاشت که یه دختر بچه از یه کشور خیلی دور برنامه هاشو ببینه و به عشق و هدف وجودیش پی ببره و با تمام بالا پایین های زندگیش، بالاخره یه روزی با کمک خدا راه ورود بهشو پیدا کنه…

ورود من به این مسیر، نمیدونم امسال باشه یا سال دیگه یا حتی چندسال دیگه، ایناش مهم نیست
حتی اینم مهم نیست که هیچ دید و ذهنیتی نسبت به مسیر پیش روم و آیندم و سختیاش ندارم
مهم اینه که با تمام وجودم میخوامش و این راهیه که حاضرم کل عمر و زندگی و حتی جونمو براش بزارم…

امیدوارم خدا کمکم کنه و از شما هم میخوام لطف کنید و برام دعا کنید
مرسی 🙏

#DavidAttenborough
#Wildlife
#Environment
Read more
<span class="emoji emoji1f337"></span> فكر كه مى كنى به من، تنم ترانه می شود تمام بافتهای من، شرابخانه می شود لبم شکوفه می دهد، به بوسه فکر ...
Media Removed
فكر كه مى كنى به من، تنم ترانه می شود تمام بافتهای من، شرابخانه می شود لبم شکوفه می دهد، به بوسه فکر می کنم و زیر پوستم، ببین! پُر از جوانه می شود فكر كه مى كنى به من، به ماه دست می بَرم پُر از پرنده می شوم و از درخت می پَرم فكر كه مى كنى به من، شبم شکست می خورد بدون ترس باختن، تو را به خانه می بَرم و ... 🌷
فكر كه مى كنى به من، تنم ترانه می شود
تمام بافتهای من، شرابخانه می شود
لبم شکوفه می دهد، به بوسه فکر می کنم
و زیر پوستم، ببین! پُر از جوانه می شود

فكر كه مى كنى به من، به ماه دست می بَرم
پُر از پرنده می شوم و از درخت می پَرم
فكر كه مى كنى به من، شبم شکست می خورد
بدون ترس باختن، تو را به خانه می بَرم

و بى تو فكر مى كنم، جهان جهانِ ديگرى ست
زمان، زمان عشق نيست، زمان، زمان ديگرى ست
هميشه فكر كن به من، به من كه فكر مى كنى
ثانيه مست مى شود و لحظه، آنِ ديگرى ست

از کتاب : دستم را باز بگذارید می خواهم بنویسم آغوش (مجموعه ترانه ها)

#كامران_رسول_زاده
  #انتشارات_مروارید

پ.ن:
از تنم ترانه می ریزد
وقتی تو شبیه آغوش
خیال مرا دور می زنی،
من تمام این شعر را رقصیده ام...
#کامران_رسولزاده
Read more
 #bolivia🇧🇴 #capocabana #isla_de_muna #isla_de_sol #titicacalake گشت دریاچه تی تی کاکا ...
Media Removed
#bolivia🇧🇴 #capocabana #isla_de_muna #isla_de_sol #titicacalake گشت دریاچه تی تی کاکا و جزایر ماه و خورشید برای گشت دریاچه می‌توانید ساعت ۸:۳۰ بلیت گشت نیم روزه یکی از جزایر خورشید یا ماه را بگیرید و یا گشت کامل یک روزه را که شامل هر دو جزیره میشود را انتخاب کنید . که من گشت کامل را گرفتم ... #bolivia🇧🇴
#capocabana
#isla_de_muna
#isla_de_sol
#titicacalake

گشت دریاچه تی تی کاکا و جزایر ماه و خورشید

برای گشت دریاچه می‌توانید ساعت ۸:۳۰ بلیت گشت نیم روزه یکی از جزایر خورشید یا ماه را بگیرید و یا گشت کامل یک روزه را که شامل هر دو جزیره میشود را انتخاب کنید . که من گشت کامل را گرفتم از ساعت ۹:۰۰ صبح شروع شد
تا ساعت ۱۷ . حدود ۵۰ نفر در قایق دو طبقه که خیلی زود با دو دختر فرانسوی و یک دختر سوئدی که مطالعات شرق شناسی می خواند در دانشگاه کلن آلمان گرم صحبت شدم.

حدود ساعت ۱۱ به جزیره ماه
Isla de la Luna
رسیدیم.

انتظارم چیزی فراتر بود. چند خانه محقر روستایی در آن بود به همراه یک معبد سنگی کوچک بسیار قدیمی.
در یک ساعت تایمی که برای گشت داشتیم عمدتاً به عکاسی از چند لاما پرداختم و سپس راهی بازدید از جزیره خورشید
Isla del Sol
شدیم.

ساعت ۱۳ به جزیره آفتاب
Isla de Sol
رسیدیم.
ورودی جزیره که به مراتب زیباتر از جزیره قبلی بود.
دو قایق سنتی بومیان دریاچه تی‌تی کاکا که با حصیر بافته می‌شوند هم آنجا توقف کرده بود.

چندین هاستل خوب با ویو عالی به دریاچه در شیب جزیره ساخته بودند و همچنین رستوران‌های محلی محقر اما دلنشین به ترتیب در شیب مسیر سنگی و پلکانی جزیره آماده پذیرایی از گردشگران بودند.

حدود یک ساعت گشت زنی کردم که بخاطر ارتفاع همراه با نفس نفس زدن‌های زیاد بود.

محلی‌ای را پیدا کردم که اندکی انگلیسی می‌دانست.
به من فهماند که دریاچه پری دریایی دارد که سفید رنگ است و قدش حدود ۶۰ سانتی‌متر است و خیلی‌ها آن را دیده‌اند. 😜

همچنین مجسمه‌های طلای زیادی از اینکاها به جا مانده که در دریاچه مدفون هستند و مکانش جزو اسرار دریاچه است.

یک ماهی مخصوص همراه با لیمو نهارم در جزیره خورشید شد و
ساعت ۱۵ راهی بازگشت به کوپاکابانا شدیم که دو ساعتی طول کشید.
باد شدیدی می‌وزید و قایق را تکان‌های زیادی می‌داد و حال چند نفری را هم بد کرد .
عصر هم استراحت در هاستل و شبگردی که عادت همیشگی من است در تمام سفرها و شهرها .
فردا عصر بعد از بیست و هفت روز کشور دوست داشتنی بولیوی را به مقصدی جدید و پر از شگفتی به نام پرو ترک خواهم کرد .

#bolivia #vacation #travel #lovetravel #travelgram #fotografy #from_esf_to_rio
#solo_traveler #latin_america
#latino_americano
#earthfocus #earthpix #worldpackers #travelholic #travelbloggers
#جهانگردی #عکاسی #عکاسی_در_سفر
#بکپکر #سفر_دور_دنیا #عشق_سفر
#سفر_معنی_زندگی #بولیوی #دریاچه_تیتی_کاکا
# #سفر_به_آمریکا
Read more
﷽ . . . ادب كنـيم و به خيرُ الوَرا سلام كنيم پس از نبي به شه لافتيٰ سلام كنيم بيا به حضـرت خيرُالنّسا سلام كنيم به ماهِ نيــمه ي ماهِ خُـدا سلام كنيم (سلام حضرت دلبر، سلام قرص قـمر) سـلام عُصاره ي نـابِ مُحمّد و حيدر . ســلام اي ثـمـرِ كوثـرِ خُـداي علي سـلام اي جَـلَـواتِ خـدانماي علي ...
.
.
.

ادب كنـيم و به خيرُ الوَرا سلام كنيم
پس از نبي به شه لافتيٰ سلام كنيم
بيا به حضـرت خيرُالنّسا سلام كنيم
به ماهِ نيــمه ي ماهِ خُـدا سلام كنيم
(سلام حضرت دلبر، سلام قرص قـمر)
سـلام عُصاره ي نـابِ مُحمّد و حيدر
.

ســلام اي ثـمـرِ كوثـرِ خُـداي علي
سـلام اي جَـلَـواتِ خـدانماي علي
سلام ، پاسخِ شيـرينِ ربّـناي علي
تو آمدي به زمين تا كه پا به پاي علي

به دادِ اين همه بيچاره ي گدا برسي
شبيه يك پـدر مهـربان به ما برسي

چه قدر فاطمه خوشحال شد از آمدنت
مدينه ي كعبه ي آمال شــد از آمدنت
دعا چه قــدْر سبكـبال شـد از آمدنـت
سپيدْبخت و خوش اقبال شد از آمدنت

پُر از تب تو و مستيِ بي حساب شديم
نه اربعين، شب نيمه ، شرابِ ناب شديم

خوش آمدي به زمين،با دَمِ پيمبري ات
خوش آمدي به زمين،با وقارِ مادري ات
خوش آمدي به زمين،با شُكوه حيدري ات
شبِ ظُـهور تو ، ماييم و ذرّه پروري ات

نشسته ايم همه با تو هم سُخـن هستيم
دم سحر شـده و مستِ "ياحسن" هستيم

چه قدر طعم لب سُرخ تو چشيدني است
چه قدر نازِ مليحانه ات كشيدني است
جمال ماه تو اي حُسن محض ديدني است
به نقد جان گران عشق تو خريدني است

سُخن به وصف تو هرگز به انتها نرسـد
(به حُسنِ خُلق و وفا كس به يار ما نرسد)

چه قدر در رمضان،گفتن از تو مي چسبد
چه قدر وقت اذان ، گفتن از تو مي چسبد
چه قدر با هيجان گفتن از تو مي چسبد
و در قُصـورِ جنان، گفتن از تو مي چسبد

چرا كه گفته نـبي : سيّـد الشّـبابي تو
كه چـشـمْ روشنيِ مُـوْقفِ حسابي تو

از آفتابِ جهـانْ تاب ، آفتاب تري
تو از تمـام قبيله ، نـبي مآب تري
تو صاحب كرم و لطف بي حساب تري
تو از همه ، به جلالت ابوتراب تري

اگر تو جلوه كُني آن چنان كه مي بايد
خـروش (يا حَسن) از هر كنـاره مي آيد

تـبسّم تو ، تمـنّاي هر چه آيينه سـت
تويي طبيبِ دل هر كسي كه غمگين است
صـداي گـرم تو تسكين دردِ سنگين است
فداي لهجه ي قرآني ات كه شيرين است

عجيب نيست كه در كوچه راه بندان است
حسن نشسته و مشغول ختم قرآن است

طلب كنم ز خُدا رزقِ خود"به نامِ حَسن"
كه سُفره ي دوجهان است بارِ عامِ حسن
چرا به سجده نيفتم به احترامِ حسن ؟
(حسن امام من است و منم غلامِِ حَسن)

كريم آل مُحمّد ، به روز رسـتـاخيز
(به جُز ولاي توأم نيست هيچ دستاويز)

ولادت با سعادت امام حسن مجتبی علیهم السلام را خدمت شما عزیزان تبریك و شادباش عرض می‌کنم .
‎ #ياعلي
‎ #حاج_محمد_رضا_طاهری
‎ #محمد_رضا_طاهری
‎ #طاهری ‎
Read more
شاید اون روزی که تازه عروس کاخ باکینگهام داشته از همسر اولش جدا میشده ٬ اون روزی که تو سن کم پدر و مادرش ...
Media Removed
شاید اون روزی که تازه عروس کاخ باکینگهام داشته از همسر اولش جدا میشده ٬ اون روزی که تو سن کم پدر و مادرش از هم جدا شدن ٬ اون روزهایی که سی و شیش سالش بود ولی هنوز نتونسته بود یه همراه مناسب برای بقیه عمرش پیدا کنه ٬ اون روزهایی که روی کارتهای عروسی خطاطی می کرده ٬ روزهایی که تو فیلمهای سطح متوسط بازی می ... شاید اون روزی که تازه عروس کاخ باکینگهام داشته از همسر اولش جدا میشده ٬
اون روزی که تو سن کم پدر و مادرش از هم جدا شدن ٬
اون روزهایی که سی و شیش سالش بود ولی هنوز نتونسته بود یه همراه مناسب برای بقیه عمرش پیدا کنه ٬
اون روزهایی که روی کارتهای عروسی خطاطی می کرده ٬
روزهایی که تو فیلمهای سطح متوسط بازی می کرده ٬ پر بوده از نا امیدی ٬ از ناشکری ٬ ولی کسی چه می دونه که خدا واسه ادم چی میخواد ؟؟؟
شاید هیچ وقت به خوابشم نمی دیده پرنس انگلستان که سه سال ازش کوچیکتره و اون سر دنیاست ٬ یه روزی اونقد عاشق شخصیتش بشه که نه به گذشته اش اهمیت بده ٬نه به ازدواج قبلیش ،نه به نژادش ، نه به کک و مکهای صورتش ٬ نه به فرق موهای کم پشتش که نشون از سن و سالش داره ٬ نه به خیلی از ویژگیهای ظاهری که باب میل اقایون معمولی این روزهای کشورمون نیست ۰
ولی چیزی که واضحه اینه که پرنس هری عشقو باور کرده و پاش وایستاده
به دختری که دوسش داره چنان اعتماد به نفس و باوری داده که خود واقعیشو همونطور که هست دوست داشته تا یه ادم متفاوت از خودشو به نمایش نزاره
میدونین دارم از چی حرف می زنم ؟؟؟؟
از حس امنیتی که می تونیم به ادمهایی که دوستشون داریم بدیم ٬
از پایبندی
از اینکه کسی که دوستش داریمو به این باور برسونیم که برامون از همه جهت بهترین و کاملترینه
از عشق که می تونه همه معادله های سختو حل کنه
از خودمون بودن و از چیزی نترسیدن ٬
عروسی سلطنتی امروز جدای از همه ی حواشی و قشنگیهاوتجملات و کلی چیزای دیگه ٬
پر از درس بود
از لباس و دسته گل عروس گرفته تا اشگهای پرنس انگلستان و ذوق قشنگش موقع بله گفتن عروس !

پ۰ن : البته من معتقدم مگان زیباست چون پر از اعتماد به نفسه و چشمهای خیلی مهربونی داره و متواضع است❤️ ❤️الهی به قدوم
مبارک ماه رمضان ،

به اندازه قطره های باران
در كار همه بــركــــت
در وجودشان ســـلامتـــي
در زندگیشان خـــوشبختـــی
و در خانه شان آرامــــش قرار بده الهی امین ... شبتون بخیر دوستان خوبم 🌙
Read more
باز هوای اویسم آرزوست... جانا ! صبا به سویت پر میکشم چون ویس... سالها پرپر زدن برای رویت حلال عشق به ...
Media Removed
باز هوای اویسم آرزوست... جانا ! صبا به سویت پر میکشم چون ویس... سالها پرپر زدن برای رویت حلال عشق به سر رسید و موسم عاشقی فرا رسید... مادرم را دعاگویم که شرطی چون مادر اویس برایم نگذاشت، تا بتوانم سالها برای حلول جمال ماه بر دیوار دلم خط بکشم و تلخی این صبر را با حلاوت دیدارش افطار کنم... حتی اگر نتوانم ... باز هوای اویسم آرزوست...
جانا ! صبا به سویت پر میکشم چون ویس... سالها پرپر زدن برای رویت حلال عشق به سر رسید و موسم عاشقی فرا رسید...
مادرم را دعاگویم که شرطی چون مادر اویس برایم نگذاشت، تا بتوانم سالها برای حلول جمال ماه بر دیوار دلم خط بکشم و تلخی این صبر را با حلاوت دیدارش افطار کنم... حتی اگر نتوانم بی واسطه سیمای چون بهارت را ببینم غمی نیست! چرا که برایم تنفس هوایی که از جانب" تو " و و از دم مسیحایی تو هم رقص صبا میشود کافیست... فردا دوشنبه 11 آبان ماه عازم تهران برای دیدار آقامون امام خامنه ای هستم...
ان شاءالله نایب الزیاره تمام دوستان خواهیم بود...
Read more
. ممنونم از پیام و تماس های همدردی و لطف و محبت بی کران تان ،خوشحالم دوستان غیر مجازی و مجازی مهربانی ...
Media Removed
. ممنونم از پیام و تماس های همدردی و لطف و محبت بی کران تان ،خوشحالم دوستان غیر مجازی و مجازی مهربانی مثل شما دارم و قدردان همتون که انقدر ماه هستید دلسوز و نگران من نباشید من خوشبخترین دختر ایران زمین هستم من آناهیتا دری دختر سید ضیاالدین دری هستم شاید همین جمله برای خوشبخت بودن کافی باشه ولی ... .
ممنونم از پیام و تماس های همدردی و لطف و محبت بی کران تان ،خوشحالم دوستان غیر مجازی و مجازی مهربانی مثل شما دارم و قدردان همتون که انقدر ماه هستید 🙏🙏🌹🌹🌹
دلسوز و نگران من نباشید
من خوشبخترین دختر ایران زمین هستم
من آناهیتا دری دختر سید ضیاالدین دری هستم
شاید همین جمله برای خوشبخت بودن کافی باشه
ولی من سالها دختر مردی بودم که عاشقانه به من عشق ورزید مثل یک پرنسس پادشاهی کردم به دور از عقده وکمبود با اعتماد بنفس زیاد بزرگ شدم تا20 سالگی شبها کنار پدر خوابیدم(تا سالها می‌گفت چرا نمیای دیگه پیش من بخوابی میگفتم بابا دیگه بزرگ شدم )
درس عشق و محبت و انسانیت و نجابت را از او آموختم
از دانشگاه سینما و سیاست و ادبیات و شعر و آواز فارغ‌التحصیل شدم
از او زیاد آموختم او یک پدر نبود جای ده ها پدر بود
کمیت مهم نیست کیفیت مهمه
درسته که زود بود بره ولی توشه ی 40 سال آینده ی منو تامین کرد و رفت با عشق بیکرانش به من و مادرم و برادرانم
من خیلی خوشبختم خیلی ،که خدا این فرصتو به من داد که داشتن همچین پدری و تجربه کنم...
Read more
. در دیاری که در او نیست کسی یار کسی کاش یارب که نیفتد به کسی کار کسی هر کس آزارِ منِ زار پسندید ولی نپسندید ...
Media Removed
. در دیاری که در او نیست کسی یار کسی کاش یارب که نیفتد به کسی کار کسی هر کس آزارِ منِ زار پسندید ولی نپسندید دلِ زار من آزارِ کسی آخرش محنت جانکاه به چاه اندازد هر که چون ماه برافروخت شبِ تار کسی سودش این بس که به هیچش بفروشند چو من هر که با قیمتِ جان بود خریدارِ کسی سودِ بازارِ محبت همه آه سرد است تا ... .
در دیاری که در او نیست کسی یار کسی
کاش یارب که نیفتد به کسی کار کسی
هر کس آزارِ منِ زار پسندید ولی
نپسندید دلِ زار من آزارِ کسی
آخرش محنت جانکاه به چاه اندازد
هر که چون ماه برافروخت شبِ تار کسی
سودش این بس که به هیچش بفروشند چو من
هر که با قیمتِ جان بود خریدارِ کسی
سودِ بازارِ محبت همه آه سرد است
تا نکوشید پی گرمیِ بازار کسی
من به بیداری از این خواب چه سنجم که بود
بخت خوابیدهٔ کس دولت بیدار کسی
غیر آزار ندیدم چو گرفتارم دید
کس مبادا چو منِ زار، گرفتار کسی
تا شدم خوارِ تو، رشگم به عزیزان آید
بارالها که عزیزی نشود خوار کسی
آن که خاطر، هوسِ عشق و وفا دارد از او
به هوس، هر دو سه روزیست هوادارِ کسی
لطف حق، یار کسی باد که در دورهٔ ما
نشود یار کسی تا نشود بار کسی
گر کسی را نفکندیم به سر سایه چو گل
شکرِ ایزد که نبودیم به پا خار کسی
شهریارا سرِ من زیر پی کاخ ستم
به که بر سر فتدم سایه دیوار کسی
.
#استاد_شهریار #شهریار #شعر #غزل #فارسی #شعر_فارسی #بخت #یار #وفا #shahriyar #poem #shahriar #literature
Read more
بی تو ، مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم شوق دیدار تو لبریز شد از جام ...
Media Removed
بی تو ، مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم شدم آن عاشق دیوانه که بودم ! در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید باغ صد خاطره خندید عطر صد خاطره پیچید یادم آید که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم ساعتی ... بی تو ، مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق دیوانه که بودم !

در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید
باغ صد خاطره خندید
عطر صد خاطره پیچید

یادم آید که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم
پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم

ساعتی بر لب آن جوی نشستیم
تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت
من همه محو تماشای نگاهت
آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشه ماه فرو ریخته در آب
شاخه ها دست برآورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ

یادم آید : تو بمن گفتی :
ازین عشق حذر کن !
لحظه ای چند بر این آب نظر کن
آب ، آئینة عشق گذران است
تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است
باش فردا ،
بی تو ، مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق دیوانه که بودم !

در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید
باغ صد خاطره خندید
عطر صد خاطره پیچید

یادم آید که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم
پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم

ساعتی بر لب آن جوی نشستیم
تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت
من همه محو تماشای نگاهت
آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشه ماه فرو ریخته در آب
شاخه ها دست برآورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ

یادم آید : تو بمن گفتی :
ازین عشق حذر کن !
لحظه ای چند بر این آب نظر کن
آب ، آئینة عشق گذران است
تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است
باش فردا ، که دلت با دگران است
تا فراموش کنی ، چندی ازین شهر سفر کن !

با تو گفتنم :
حذر از عشق ؟
ندانم
سفر از پیش تو ؟
هرگز نتوانم
روز اول که دل من به تمنای تو پَر زد
چون کبوتر لب بام تو نشستم
تو بمن سنگ زدی ، من نه رمیدم ، نه گسستم
باز گفتم که : تو صیادی و من آهوی دشتم
تا به دام تو درافتم ، همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم
سفر از پیش تو هرگز نتوانم ، نتوانم … !

اشکی از شاخه فرو ریخت
مرغ شب نالة تلخی زد و بگریخت !
اشک در چشم تو لرزید
ماه بر عشق تو خندید

یادم آید که دگر از تو جوابی نشنیدم
پای در دامن اندوه کشیدم
نگسستم ، نرمیدم

رفت در ظلمت غم ، آن شب و شبهای دگر هم
نه گرفتی دگر از عاشق آزده خبر هم
نه کنی دیگر از آن کوچه گذر هم !
بی تو ، اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم
فریدون مشیری
#هشتگبازی_اول #فریدون_بودم_گردن_میگرفتمت #قِناریا #کِلاغلار #دانیال زیر پلی #درِ_بستنیُ_باید_لیسید #شدن؟! #رفاقت_سادست #دسخوش #پوکه_ #پوکه_سفیدقرمز #شرح_شهرم
Read more
• غمت ۲ ساله شد نفسِ من 🦁<span class="emoji emoji1f62d"></span> . دوسال است که شب هایم را به امید آن که صورت ماه گونه ات را یک بار دیگر در خواب ...
Media Removed
• غمت ۲ ساله شد نفسِ من 🦁 . دوسال است که شب هایم را به امید آن که صورت ماه گونه ات را یک بار دیگر در خواب به نظاره بنشینم به صبح رساندم . دو سال است که در #حسرت پیشونی قشنگت هستم که وقتی سرت از دردِ #سرطان لعنتی درد میگرفت بهم میگفتی پیشونیت رو بزار رو پیشونیم تو #آرومم میکنی طنین #صدای دلنشینت ...
غمت ۲ ساله شد نفسِ من 🦁😭
.
دوسال است که شب هایم را به امید آن که صورت ماه گونه ات را یک بار دیگر در خواب به نظاره
بنشینم به صبح رساندم .
دو سال است که در #حسرت پیشونی قشنگت هستم که وقتی سرت از دردِ #سرطان لعنتی درد میگرفت بهم میگفتی پیشونیت رو بزار رو پیشونیم تو #آرومم میکنی 😭😭😭😭😭💔💔💔💔 طنین #صدای دلنشینت همچنان در گوشم است . مهربانیت در #قلب من و زیبایی چهره ات
همیشه در یادم است.
پهلوانِ من دوسال هست وقتی تیر ماه میاد تمام وجودم رو #غم میگیره که باید به ۲۷ تیر برسم که ساعت ۵ صبح خبر ویران شدن زندگیم رو بهم میدن کاش تیر ماه نمیشد پدر که تو رو از دست بدم
دومین سال #آسمانی شدنت مبارک عشقِ من .
.
ممنون از داداش گلم حسن رضائیان بابت این کلیپ ❤️
#HasanRezaeian @hasanrezaeian .
.
#دلتنگم_و_دیدار_تو_درمان_من_است 😭😭🖤💔💔😭😭😭🖤🖤🖤
.
.
ورق بزنید👉🏻
.
@rasooldehbozorgi 💔🖤🦁 #پدر #پهلوان #رسول_ده_بزرگی #قهرمان #دوستت_دارم_بابا #اسطوره #عشق #الگو #معرفت #مرام #زندگی #كشتى #شيراز #ايران #ورزش #دلتنگى #بغض #اشك #😭 #💛 #🤼‍♂️
Read more
درود بر هواداران متعصب و وفادار پارس جم گفتم مگر به گریه دلش مهربان کنم درنقش سنگ قطره ای باران اثر ...
Media Removed
درود بر هواداران متعصب و وفادار پارس جم گفتم مگر به گریه دلش مهربان کنم درنقش سنگ قطره ای باران اثر نکرد یک فصل پر از محبت و عشق به تیم را با شما خوبان پشت سرگذاشتم شمایی که برای حمایت از تیم شهرتان مسافت هایی طولانی که برخی مواقع بیش از 18 ساعت به طول می کشید را پشت سرگذاشتین،سختی راه را به جان خردید ... درود بر هواداران متعصب و وفادار پارس جم
گفتم مگر به گریه دلش مهربان کنم
درنقش سنگ قطره ای باران اثر نکرد
یک فصل پر از محبت و عشق به تیم را با شما خوبان پشت سرگذاشتم💛💛
شمایی که برای حمایت از تیم شهرتان مسافت هایی طولانی که برخی مواقع بیش از 18 ساعت به طول می کشید را پشت سرگذاشتین،سختی راه را به جان خردید تا مارا تشویق کنید.
من هم باتمام وجود این عشق و تعصب را دیدم و سعی کردم با همین منش شما هواداران عزیز درمیدان مسابقه کم نگذارم💛
كمترين حق شما كسب سهميه آسياي بود ولی چه حیف که برعکس شما برخی از آقایان فقط وعده و وعید دادند و سبب شدند انگیزه و روحیه همه بچه ها برای ادامه کار ازبین برود.
شما هواداران خوب می دانید که چه سختی هایی کشیدیم و با چه امکاناتی که بعدا درباره آن مفصل صحبت خواهم کرد کار را با یک نتیجه ایده آل و دور از تصور به پایان رسانیدیم، ولی چه عایدمان شد،تنها وعده و وعید! آنهم نه یک ماه یا دوماه بلکه نزدیک بر 7ماه!
من از پارس جم رفتم ولی محبت و عشق شما جمی ها را هرگز فراموش نخواهم کرد همانطور که وعده و وعیدهای دروغینی که در این ماها شنیدم راهرگز فراموش نمی کنم و اين وعدها همچنان ادامه خواهد داشت
شما هواداران همیشه در قلب من هستین ولی ناچارم بخاطر عرقی که ریختم،سختی که کشیدم وشغلی که دارم(فوتبال) و درنهایت بخاطر دروغ هایی که شنیدم به ناچار از باشگاه شکایت کنم.فردا به همراه تراکتور عازم اردوی آنکارا هستم و ازطریق وکیلم ازسرناچاری این شکایت را به جریان می اندازم.
خواستم بدانید حساب شما بهترین ها از وعده وعید گویان جداست.
درپایان امیدوارم با پارس جم کاری را که با نفت تهران کردند نکنند.
با آرزوی بهترین ها و موفقیت های بیشتر پارس جم و هوادارانش💛💛
Read more
 #نجواي_شبونه_كافه_ماه به نام خداوند جل جلاله سلام به روى ماهتون دلآروم باشيد پسِ تلاطم هاي روزگار ...
Media Removed
#نجواي_شبونه_كافه_ماه به نام خداوند جل جلاله سلام به روى ماهتون دلآروم باشيد پسِ تلاطم هاي روزگار زشت و زيباي اين روزهاي زندگي تون دلم مي خواد هر شب بنويسم، ذهنمو آروم مي كنه حرف زدن باهاتون حتي اگه يه نفر همراه شه!! اما امان از تلخي ايام مردمم... نوشتن و آروم گرفتن دواي درد اين روزهاي منه دواي ... #نجواي_شبونه_كافه_ماه
به نام خداوند جل جلاله
سلام به روى ماهتون
دلآروم باشيد پسِ تلاطم هاي روزگار زشت و زيباي اين روزهاي زندگي تون
دلم مي خواد هر شب بنويسم،
ذهنمو آروم مي كنه حرف زدن باهاتون
حتي اگه يه نفر همراه شه!!
اما امان از تلخي ايام مردمم...
نوشتن و آروم گرفتن دواي درد اين روزهاي منه
دواي درد زندگيم
دواي درد عشق
كه به قول نويسنده
زندگی ي كه برای ثابت کردنِ عشق به زمان نیاز نداره
شاید همین لحظه که تو در تردید به سر
می‌بری،
کسی يه گوشـه‌ دیگه،
قلبی رو که روزی
برای تو می‌تپید
"تصاحب" کنه...
زندگی میره
و
باید همراش بشي
و بدونی که فرصت
به اونايي داده میشه که
برای بدست آوردنِ
بهترین‌هاشون تلاش می‌کنند و می‌جنگند
محرم نزديكه
دل هاتونو گره بزنيد به زلف مولا،
گريه نكنيد تا زماني كه خودتونو نشناختيد
تا زماني كه هدف از قيام رو نفهميديد
توو خلوت خودتون اشك بريزيد تا سبك شيد
پاييزم نزديكه
خيلي عاشق كنيد
خيلي عاشق باشيد
خيلي زندگي كنيد
خيلي...
عاقبتتون بخير
وقت نماز صبحتون
دعا كنيد سلامتي و فرج مولا رو هم
#شبتون_ماه_مسافران_شبهاي_خدا
#سيدمصطفي_مهرآذين
#شبت_ماه_ماه_شبهام
______________________________________
Read more
از صفحه‌ی @nazanin.ketabkhaneh . او بیست‌سال پیش در فرانسه و بلژیک جنگیده بود می‌کوشید به آنچه ...
Media Removed
از صفحه‌ی @nazanin.ketabkhaneh . او بیست‌سال پیش در فرانسه و بلژیک جنگیده بود می‌کوشید به آنچه می‌دانست فکر نکند. می‌دانست که جنگ یعنی خیانت، نفرت، خرابکاری‌های فرماندهان ِ نالایق، شکنجه، کشتار، بیماری و خستگی، و جز این نیست تا سرانجام به پایان برسد. تازه بعد هم هیچ‌چیز تغییر نمی‌کند مگر ... از صفحه‌ی @nazanin.ketabkhaneh
.
او بیست‌سال پیش در فرانسه و بلژیک جنگیده بود می‌کوشید به آنچه می‌دانست فکر نکند. می‌دانست که جنگ یعنی خیانت، نفرت، خرابکاری‌های فرماندهان ِ نالایق، شکنجه، کشتار، بیماری و خستگی، و جز این نیست تا سرانجام به پایان برسد. تازه بعد هم هیچ‌چیز تغییر نمی‌کند مگر نفرت‌ها و خستگی‌های تازه که جایگزین ِ همتایان کهنه‌اشان می‌شوند.
.
پ‌ن۱: باز هم ادبیات ِ جنگ، باز هم ابراز ِ حس ِ انزجار از این سه حرفی ِ کثیف، "ج ن گ".
عاشقانه ادبیات ِ جنگ را دوست دارم. دو حس ِ متضاد، همزمان من را درگیر می‌کند. عشق و نفرت، بیزار از جنگ ولی عاشق ِ خواندن از جنگ.
"ماه پنهان است" یکی از نمادهای مقاومت به شمار می‌آید که در بحبوحه‌ی جنگ ِ جهانی ِ دوم نوشته شده است.
شهری کوچک در زمان ِ جنگ به اشغال ِ نیروهای آلمانی(که در آن زمان فاشیسم قدرت ِ برتر را داشت) در می‌آید و ساکنان ِ آن روستا طعم ِ "اسارت" را می‌چشند و برای رهایی از چنگال ِ اشغال، دست به هر کاری می‌زنند.
همانطور که اشاره کردم این کتاب یکی از نمادهای مقاومت به شمار می‌آید، مقاومتی که ساکنان ِ شهر ِ اشغال‌شده در برابر ِ دشمن می‌کنند.
هیچ‌کسی اسارت و در بند بودن را دوست ندارد، آن هم در اسارت ِ دشمن، ساکنان ِ شهر ِ کوچک ِ "ماه پنهان است" نشان می‌دهند نمی‌توانند این بند را تحمل کنند و در فکر ِ آزادی دست به مقاومت می‌‌زنند...
.
پ‌ن۲: اسارت معناهای مختلفی دارد و نگاه ِ هرکس به آن از جایی مشخص سرچشمه می‌گیرد. این تفاوت ِ نگاه‌هاست که معنای این کلمه را وسعت می‌بخشد.
هیچ‌وقت هیچ‌وقت نگاه ِ "شهید محّمدجواد ِ تندگویان" را به واژه‌ی اسارت از یاد نمی‌برم. این بزرگوار فرمودند:
"من تو اسارت آزاد شدم، اگه آزاد بودم اسیر می‌شدم، اسیر همه‌چیز..."
...و چقدر خوب است اگر وسعت ِ نگاهمان به "اسارت" این اندازه زیاد باشد.
#نازنین_فروغی
.
ماه پنهان است، جان اشتاین بک، شهرزاد بیات موحد، ویرایش مهدی نوری و علیرضا اسماعیل‌پور، ۱۶۰ صفحه جیبی، ۱۰۰۰۰ تومان
.
برای خرید کتاب‌های ماهی، می‌توانید به دیجیکالا، سایت نشر یا کتابفروشی‌ها سر بزنید.
@mahipub
www.nashremahi.com
Read more
<span class="emoji emoji1f4ab"></span><span class="emoji emoji1f338"></span> متولد اول شهریور ح‌سین ق‌دیانی: اولین روز آخرین ماه تابستان، خیلی باید به خودش ببالد که حسین ...
Media Removed
متولد اول شهریور ح‌سین ق‌دیانی: اولین روز آخرین ماه تابستان، خیلی باید به خودش ببالد که حسین خرازی «متولد اول شهریور» است! تولدت مبارک سردار تبسم‌های ناتمام! تولدت مبارک علم‌دار خنده‌های ناتمام! با وجود لب‌های همیشه دارای لبخند تو، لعنت به کسانی که سپاه ما را خشونت‌طلب می‌خوانند! خوش ... 💫🌸
متولد اول شهریور
ح‌سین ق‌دیانی: اولین روز آخرین ماه تابستان، خیلی باید به خودش ببالد که حسین خرازی «متولد اول شهریور» است! تولدت مبارک سردار تبسم‌های ناتمام! تولدت مبارک علم‌دار خنده‌های ناتمام! با وجود لب‌های همیشه دارای لبخند تو، لعنت به کسانی که سپاه ما را خشونت‌طلب می‌خوانند! خوش آمدی به دنیا، حاج‌حسین خرازی! خوش به حال اول شهریور! خوش به حال اصفهان! خوش به حال دوربین روایت فتح! خوش به حال عکاس کربلای پنج! خوش به حال شرق ابوالخصیب! و خوش به حال ما که سرداری چون تو را داریم! ۸ سال جنگ تحمیلی تمام شد اما خنده‌های تو، هنوز هم ادامه دارد! آن‌هم چه خنده‌هایی! با چه لب‌هایی! با چه چشم‌هایی! و در چه صورتی! صورتت تجسم تواضع و اخلاص بود و هنوز هم هست! بی‌خود نیست که زمان بر شهید نمی‌گذرد! ما بچه بودیم؛ تو اما جوان بودی! ما جوان شدیم؛ تو اما باز جوان بودی! و ما به سنین میان‌سالی رسیده‌ایم و تو هنوز هم جوان مانده‌ای! پیری خود را شاید ببینیم لیکن پیری تو را هرگز، حاج‌حسین خرازی! سن و سالت هم‌چنان همان است و همان هم خواهد ماند! خنده‌هایت هم‌چنان همان است و همان هم خواهد ماند! خنده‌های تو، آن‌هم وسط معرکه‌ی جنگ، بخش مهمی از میراث دفاع مقدس است! و خنده‌های تو هم مقدس است! وقتی باد، آستین خالی لباس سپاهت را تکان می‌داد، دلت هم‌چنان قرص بود! و لبت هم‌چنان لبخند داشت! هنوز هم دارد! هروقت دل ما در این کارزار زندگی می‌گیرد، متوسل می‌شویم به تبسم‌های تو در اوج جنگ! چرا که خنده‌های تو، زنده می‌کند دل مرده‌ی ما! والله حبیب ابوالخصیبی! و دل آن خاک اشراقی، سالیانی است برای لبخندهای خدایی تو، تنگ شده! و محزون شده! دشمن بنا داشت ما تو را نشناسیم و الگو را از قهرمانان پوشالی غرب بگیریم اما خدا این‌گونه خواسته بود که خنده‌هایت از ما دل‌بری کند! و بمانی در دل نسل‌ها! و فصل‌ها! یک ماه دیگر پاییز است! برگ‌ها از شاخه‌ی درختان خواهند افتاد و روزها کوتاه و کوتاه‌تر خواهند شد اما گرمای خنده‌های تو، ما را از سرمای هیچ زمستانی نمی‌ترساند! آخر سال هم از روز شهادتت خواهیم نوشت! از کربلای پنج! از سه‌راه شهادت! ۴۰ سال است تو انسان انقلاب اسلامی هستی! چشم کور عبدالله زبیر که محروم از تماشای خنده‌ی شهداست، به ما ربطی ندارد! حاج‌کاظم، فیلم بود! عشق است حاج‌حسین خودمان که واقعیت دارد! عشق است تبسم‌های تو که حقیقت دارد! قسم به خدای خنده‌های خرازی، ما فراموش نمی‌کنیم شهدا را! که از دست گذشتند اما از لبخند، نه! دشمن، ما را عبوس و عصبانی می‌خواهد! به تأسی از تبسم‌های علمدار، لبخند بزن بسیجی!
Read more
زندگی و رنگ در روزگار گذشته که کوچ و ییلاق و قشلاق در زندگی عشایری بسیاری از ایرانی‌ها مرسوم بود یک ...
Media Removed
زندگی و رنگ در روزگار گذشته که کوچ و ییلاق و قشلاق در زندگی عشایری بسیاری از ایرانی‌ها مرسوم بود یک سنت عجیب وجود داشت. پیرزن و پیرمردهایی که امکان کوچ نداشتند در بین‌راه در یک مکان می‌ماندند تا بلکه در سفر و بازگشت ایل اگر زنده ماندند همراه خانواده باشند. نرفتن آنها نوعی دوری از سرباری خانواده ... زندگی و رنگ

در روزگار گذشته که کوچ و ییلاق و قشلاق در زندگی عشایری بسیاری از ایرانی‌ها مرسوم بود یک سنت عجیب وجود داشت. پیرزن و پیرمردهایی که امکان کوچ نداشتند در بین‌راه در یک مکان می‌ماندند تا بلکه در سفر و بازگشت ایل اگر زنده ماندند همراه خانواده باشند. نرفتن آنها نوعی دوری از سرباری خانواده بود. پیران قوم با میل و خواسته خود و دور از چشم بقیه خانواده از قافله دور می‌شدند تا با رقم زدن سرنوشت دیگر سربار دیگران نباشند. این سرنوشت در زندگی سخت و کوه و دشت و با هزار خطر چیزی غیر از استقبال از مرگ نبود. اما این جاماندن پیشواز مرگ نبود بلکه آگاهی بر پایان دنیایی بود که مرگ خانه آخر آن است. چقدر شعور و آگاهی می‌خواهد که انسان از سرانجام خود استقبال کند. اما عجیب‌تر از همه این‌ها شوق زندگی همیشگی بود که بسیاری از بازمانده‌های کوچ را دوباره با زندگی و ماندن پیوند می‌داد. پدربزرگ برای من تعریف کرد که در یک کوچ پاییزه پدرش در پس گله و کاروان عشایر خود را به گم‌شدن زده بود و آنها با تظاهر به بی‌خبری پدر راه را طی کردند تا در وقتی مناسب از نبود پدر و جاماندن او اعلام آگاهی کنند. وقت غروب آنها برای گم‌شدن پدر خود فقط سوگواری کردند. اما سرنوشت جور دیگری رقم می‌خورد. پدربزرگ تعریف کرد در بازگشت و کوچ بهاره در همان مکانی که پدرش را ماه‌ها قبل گم کرده بود او را زنده و سالم پیدا کردند و پدر دوباره همراه آنها شده بود برای سکنی در خانه خود!!!... پدربزرگ با افتخار می‌گفت که بعد از آن کوچ دیگر از خانه خود ییلاق و قشلاق نرفتند و تا چند سال بعد پدرش زنده ماند و هیچ‌وقت راز زنده ماندنش را برای کسی تعریف نکرد. این روایت برای من یعنی عشق به زندگی. همیشه در زندگی رنگ‌ها برای من یادآور معناهای زیادی است. مرگ، عشق، امید، زندگی، دوستی، دشمنی، تردید، ایمان، هستی، خداوند، ترس، آرامش و .... این یعنی لحظه‌های زیاد از حس‌های مختلف. بعضی رنگ‌ها حس خوبی دارند. معنی خوبی دارند. زندگی و رنگ را باید باور کنیم.
#شهرام_کرمی #شهرام_کرمی #شهرام_کرمی # # #
Read more
آسمان را بنگر: که هنوز بعد صدها شب و روز مثل آن روز نخست گرم و آبی و پر از مهر به ما میخندد یا زمینی ...
Media Removed
آسمان را بنگر: که هنوز بعد صدها شب و روز مثل آن روز نخست گرم و آبی و پر از مهر به ما میخندد یا زمینی را که دلش از سردی شبهای خزان نه شکست و نه گرفت: بلکه از عاطفه لبریز شد و نفسی از سر امید کشید، و در آغاز بهار دشتی از یاس سپید زیر پاهامان ریخت تا بگوید که هنوز پر امنیت احساس خداست! ماه من غصه چرا؟؟ ... آسمان را بنگر:
که هنوز
بعد صدها شب و روز
مثل آن روز نخست
گرم و آبی و پر از مهر به ما میخندد
یا زمینی را که دلش از سردی شبهای خزان
نه شکست و نه گرفت:
بلکه از عاطفه لبریز شد و نفسی از سر امید کشید،
و در آغاز بهار
دشتی از یاس سپید زیر پاهامان ریخت
تا بگوید که هنوز
پر امنیت احساس خداست!
ماه من غصه چرا؟؟ تو خدا داری و هر شب و روز،
آرزویش همه آرامش توست!
دل به غم دادن و از یاس سخنها گفتن
کار آنهایی نیست که خدا را دارند!
غم اندوه اگر هم روزی، مثل باران بارید.
یا دل شیشه ای ات، از لب پنجره عشق زمین خورد و شکست، با نگاهت به خدا:چتر شادی وا کن
و بگو با دل خود
که خدا هست و خدا هست هنوز!
او همانیست که در تارترین لحظه شب
راه نورانی امید نشانم می داد،
او همانیست که هر لحظه دلش می خواهد،
همه زندگی ام غرق شادی باشد!
غصه اگر هست بگو تا باشد،
معنی خوشبختی، بودن اندوه است!
این همه غصه و غم
این همه شادی و شور
چه بخواهی و چه نه میوه یک باغ ند
همه را با هم و با عشق بچین، ولی از یاد مبر
پشت هر کوه بلند
سبزه زاری است پر از یاد خدا و در آن باز کسی میخواند
که خدا هست
خدا هست
خدا هست! هنوز...
Read more
 #روز اول اولین سفر ما طولانی ترین تجربه ی سفرمون بود . بعد از گذر 3 ماه بلاخره تجهیزات طبیعت گردیمون ...
Media Removed
#روز اول اولین سفر ما طولانی ترین تجربه ی سفرمون بود . بعد از گذر 3 ماه بلاخره تجهیزات طبیعت گردیمون تکمیل شد و بلیط اتوبوس به اردبیل رو گرفتیم. کوله ها به حدی سنگین شده بودن که برای بلند کردنشون مجبور بودیم از هم کمک بگیریم بعد از 12 ساعت توی راه موندن صبح به ترمینال اردبیل رسیدم و از اونجا به سمت عباس ... #روز اول

اولین سفر ما طولانی ترین تجربه ی سفرمون بود . بعد از گذر 3 ماه بلاخره تجهیزات طبیعت گردیمون تکمیل شد و بلیط اتوبوس به اردبیل رو گرفتیم. کوله ها به حدی سنگین شده بودن که برای بلند کردنشون مجبور بودیم از هم کمک بگیریم 😰 بعد از 12 ساعت توی راه موندن صبح به ترمینال اردبیل رسیدم و از اونجا به سمت عباس آباد رفتیم . ماشین مارو کنار یه جاده ی خاکی پیاده کرد و گفت که مسیر دریاچه نئور کدوم وره . هوا آفتابی بود و جاده پرشیب . ما شروع کردیم به پیاده روی اما وزن کوله ها واقعا کلافه کننده بود . با گذر چند ساعت پیاده روی هنوز حتی به عباس آباد نزدیک هم نشده بودیم . تقریبا ناامید شده بودیم که دیدیم یه نیسان آبی رنگ داره از جاده میگذره . نگه داشت و گفت که مسیرش طوریه که از دریاچه ی نئور میگذره .با کلی ذوق کوله هامون رو پشت نیسان گذاشتیم و سوار شدیم . بهمون گفت که اهل دشت مغانِ . پرِ ذوق شدم به یاد چهرازی💙 بگذریم از اینکه چقدر آدم خوبی بود و بهمون کمک کرد . وقتی رسیدیم حتی نمیتونستم تصورشم کنم این همه راهو میخواستیم پیاده بیایم 😄 اون سمت دریاچه چادر زدیم که شب رو همونجا بمونیم . هوا که رو به تاریکی رفت از شدت سرما خواستیم آتیش رو روشن کنیم اما نمیشد . چوب پرتراکمی بود که به سختی روشن شد . از حدود ساعت 8 شب کانکسی که اون سمت دریاچه بود با نور به ما اعلام خطر میکرد ( تا نیمه شب ادامه داشت ) که خیلی باعث نگرانی ما شد . بعد از 12 داخل چادر رفتیم و زیراندازها و کیسه خواب هامون رو آماده کردیم . چیزی نگذشته بود که صدای پارس سگ های روستا بلند شد . انگار که میخواستن چیزی رو از روستا دور کنن . اون موجود با صدای عجیب و رد پای بزرگش هرچیزی که بود از روستا دور شد و به سمتی از دریاچه که چادر ما قرار داشت اومد . صداش خیلی بهمون نزدیک شد اما خوشبختانه دوباره دور و دورتر شد . شبِ بی نهایت وحشتناک و سردی بود و تا صبح نتونستیم حتی لحظه ای چشم روی هم بذاریم . پیشنهاد من اینه که اگر میخواید جایی چادر بزنید و شب بمونید و تعدادتون کمه به هیچ وجه جایی نرید که خلوت باشه به خصوص اگر تجربه اولتون هست ! 😳

z.h

#سفرنامه #ایران #ایرانگردی #دریاچه_نئور #خاطره #عشق #سفر #عکاسی #انگیزه #من #شمال #اصفهان #زندگی #آزاد #شب #زیبا #طبیعت #طبیعتگردی #طبیعت_گردی
#iran_aks_mobile #iranian_photography #love #instagood #photooftheday #me #instadaily #nature #nature_lovers #naturephotography
Read more
خداوندا چندروز دیگه ماه ت شروع میشه برای همه برادرهاو خواهرهای اینستایی دعا میکنم دراین روزهای اول ...
Media Removed
خداوندا چندروز دیگه ماه ت شروع میشه برای همه برادرهاو خواهرهای اینستایی دعا میکنم دراین روزهای اول ماه رمضان دلشان را چنان درجویبار زلال رحمتت شستشو دهی که هرکجا تردیدی هست ایمان,هرکجا غمی هست مرهم, هرکجا نومیدی هست امید و هرکجا نفرتی هست عشق جای آن را فرا گیرد.آمین ماه رمضان آمده آهنگ سحر ساز ... خداوندا چندروز دیگه ماه ت شروع میشه برای همه برادرهاو خواهرهای اینستایی دعا میکنم دراین روزهای اول ماه رمضان دلشان را چنان درجویبار زلال رحمتت شستشو دهی که هرکجا تردیدی هست ایمان,هرکجا غمی هست مرهم, هرکجا نومیدی هست امید و هرکجا نفرتی هست عشق جای آن را فرا گیرد.آمین

ماه رمضان آمده آهنگ سحر ساز کنید, با مناجات و غزل بر دو جهان ناز کنید, دستها را برسانید به معراج دعا, تاخدا با نفسی سوخته پرواز کنید.

آمد ماه رمضان و مقدمش بوسیدم در رهگذر طبق طبق گل چیدم من, باچه زبان شکر بگویم که به چشم یک بار دگر ماه خدا را دیدم.

تقدیم به امام زمان عج

می شود این ماه رمضان موعود فردا باشد, آخرین ماه صیام غم مولا باشد, می شود, درشب قدرش به جهان مژده دهند, که همین ماه ظهور مهدی زهرا باشد.

صحبت از گرمای تابستان شد که به ماه رمضان رسیده،
ازم پرسید : امسال روزه میگیری؟
گفتم: اگر خدا بخواد حتما میگیرم
گفت: منم میگیرم، ولی کدوم پزشک این همه سختی را برای بدن تایید میکنه؟
گفتم: همونی که وقتی همه پزشکان جوابت کردن، برات معجزه میکنه.. در اولین روز ماه رمضان,
در اولین افطار پربرکت
ماه رمضان,سر سفره افطار, دستاتو بالاببر
و تو رو خدا همون جا نگهدار تا بقیه یه لقمه نون بخورند, این هم یه لبخند حلال, التماس دعا
یاعلی یازهرا یامهدی
Read more
بی تو، مهتاب شبی باز من از آن کوچه گذشتم همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم شوق دیدار تو لبریز شد از ...
Media Removed
بی تو، مهتاب شبی باز من از آن کوچه گذشتم همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم شدم آن عاشق دیوانه که بودم! در نهان خانه جانم گل یاد تو درخشید باغ صد خاطره خندید عطر صد خاطره پیچید یادم آید که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم سر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم ساعتی بر ... بی تو، مهتاب شبی باز من از آن کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق دیوانه که بودم!
در نهان خانه جانم گل یاد تو درخشید
باغ صد خاطره خندید
عطر صد خاطره پیچید
یادم آید که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم
سر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم
ساعتی بر لب آن جوی نشستیم
تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت
من همه محو تماشای نگاهت
آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشه ماه فرو ریخته در آب
شاخه ها دست آورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ
یادم آید :تو بمن گفتی:
ازین عشق حذر کن!
لحظه ای چند بر این آب نظر کن
آب آیینه عشق گذران است
تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است
باش فردا که دلت با دگران است
تا فراموش کنی، چندی ازین شهر سفر کن!
با تو گفتم:حذر از عشق؟ ندانم
سفر از پیش تو؟ هرگز نتوانم... .
فریدون مشیری
Read more
یک سال و چند ماه از روزی که همه چی شروع شد می‌گذره. اونموقع خیلی اتفاقی تو مسیری قرار گرفتم که خیلی چیزا ...
Media Removed
یک سال و چند ماه از روزی که همه چی شروع شد می‌گذره. اونموقع خیلی اتفاقی تو مسیری قرار گرفتم که خیلی چیزا رو تو زندگیم عوض کرد. شماها اگر دوستا یا فالوئرای قدیمیم باشین احتمالا از این روند خبر دارین. این مسیر رو به خیلی‌هاتون هم نشون دادم و خوشحالم که همراهم شدین. ‌ خیلی از دوست‌هام بعد از تموم شدن ... یک سال و چند ماه از روزی که همه چی شروع شد می‌گذره.
اونموقع خیلی اتفاقی تو مسیری قرار گرفتم که خیلی چیزا رو تو زندگیم عوض کرد.
شماها اگر دوستا یا فالوئرای قدیمیم باشین احتمالا از این روند خبر دارین. این مسیر رو به خیلی‌هاتون هم نشون دادم و خوشحالم که همراهم شدین.

خیلی از دوست‌هام بعد از تموم شدن دوره‌هاشون پست‌هایی گذاشتن و از افکار و احساس‌شون نوشتن زیرش.
من تا حالا نتونستم این کارو بکنم. بارها خواستم بنویسم اما همه‌ش فکر می‌کردم با یک نوشته چند خطی نمی‌شه اون حجم از عشق و احساس رو منتقل کرد. شایدم دلم می‌خواست فقط برای خودم باشه و اون چیزی که تو دلمه در معرض قضاوت آدمای دیگه قرار نگیره.
امروز ولی دلم خواست تو چند خط همونجوری که بلدم ازش بگم...

خوشحالم از اینکه پندار رو پیدا کردم و زندگیم جوری رقم خورد که تو این مسیر قرار گرفتم. این جا من یاد گرفتم یه جور دیگه نگاه کنم. و فهمیدم که می‌شه جور دیگه‌ای بود و دنیا توی اون تصویری که من توی ذهنم ساخته بودم خلاصه نمی‌شه.

این شاید مهم‌ترین جواب باشه برای خیلی از سوالاتی توی ذهن‌مون هست و جواب‌شون رو پیدا نمی‌کنیم.
‌‌
این ساختمون یه نماده از تمام آدمایی که این فضا رو با عشق به وجود آوردن.
از تمام این آدما، چه کسایی که امروز دوست و عزیزانم هستن، چه اونایی که شاید منو نمی‌شناسن، چه اونایی که از طریق من با اینجا آشنا شدن و چه اونایی که بعدها قراره به این خانواده اضافه بشن ممنونم و بهشون عشق می‌ورزم.
پایدار باشی پندار عزیزم.
Read more
واقعا #فریدون_مشیری با چه حالی این شعر و سرود،من خودم به سختی تونستم بیان کنم. <span class="emoji emoji1f613"></span> #بی_تو_مهتاب_شبی_باز_از_آن_کوچه_گذشتم ...
Media Removed
واقعا #فریدون_مشیری با چه حالی این شعر و سرود،من خودم به سختی تونستم بیان کنم. #بی_تو_مهتاب_شبی_باز_از_آن_کوچه_گذشتم #با_صدای_خودم . برای ادامه #ورق_بزنید . بی تو ، مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم شدم آن عاشق ... واقعا #فریدون_مشیری با چه حالی این شعر و سرود،من خودم به سختی تونستم بیان کنم. 😓
#بی_تو_مهتاب_شبی_باز_از_آن_کوچه_گذشتم
#با_صدای_خودم ☺
.
برای ادامه #ورق_بزنید
.
🍁🍁🍁
بی تو ، مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق دیوانه که بودم !

در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید
باغ صد خاطره خندید
عطر صد خاطره پیچید

یادم آید که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم
پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم

ساعتی بر لب آن جوی نشستیم
تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت
من همه محو تماشای نگاهت
آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشه ماه فرو ریخته در آب
شاخه ها دست برآورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ

یادم آید : تو بمن گفتی :
ازین عشق حذر کن !
لحظه ای چند بر این آب نظر کن
آب ، آئینة عشق گذران است
تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است
باش فردا ، که دلت با دگران است
تا فراموش کنی ، چندی ازین شهر سفر کن !

با تو گفتنم :
حذر از عشق ؟
ندانم
سفر از پیش تو ؟
هرگز نتوانم
روز اول که دل من به تمنای تو پَر زد
چون کبوتر لب بام تو نشستم
تو بمن سنگ زدی ، من نه رمیدم ، نه گسستم
باز گفتم که : تو صیادی و من آهوی دشتم
تا به دام تو درافتم ، همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم
سفر از پیش تو هرگز نتوانم ، نتوانم … !

اشکی از شاخه فرو ریخت
مرغ شب ناله تلخی زد و بگریخت !
اشک در چشم تو لرزید
ماه بر عشق تو خندید

یادم آید که دگر از تو جوابی نشنیدم
پای در دامن اندوه کشیدم
نگسستم ، نرمیدم

رفت در ظلمت غم ، آن شب و شبهای دگر هم
نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم
نه کنی دیگر از آن کوچه گذر هم !
بی تو ، اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم

فریدون مشیری
🍁🍁🍁
@sherekhasste
Read more
... نزدیک به یک فصل از آخرین جلسه ایستگاه داستان می گذرد،چند ماه از سرم گذشته،اما بیشتر دوستانم را ...
Media Removed
... نزدیک به یک فصل از آخرین جلسه ایستگاه داستان می گذرد،چند ماه از سرم گذشته،اما بیشتر دوستانم را ندیده ام. خیلی وقت است که در هیچ جلسه و مهمانی و دورهمی شرکت نکرده ام.نیازی به فکر کردن نیست، بیشتر از شش ماه است که آخرین رابطه کثافتم را تمام کرده ام. هنوز هم همان طوری ام.اخلاقم هیچ تکانی نخورده.گیتار ... ...
نزدیک به یک فصل از آخرین جلسه ایستگاه داستان می گذرد،چند ماه از سرم گذشته،اما بیشتر دوستانم را ندیده ام. خیلی وقت است که در هیچ جلسه و مهمانی و دورهمی شرکت نکرده ام.نیازی به فکر کردن نیست، بیشتر از شش ماه است که آخرین رابطه کثافتم را تمام کرده ام. هنوز هم همان طوری ام.اخلاقم هیچ تکانی نخورده.گیتار را کاور کردم که مبادا گردی بنشیند.خدای من! فقط چند واحد تا تمام شدن دوره کارشناسی ارشد فاصله داشتم.من با جدیت انصراف دادم ! این روزها بیشتر وقتم در یوتوب هزینه میشود.شب ها، بیشتر آنجام.هنوز خیال ندارم دست از سر کتاب های خوب بردارم.داستانی در سر دارم. خوب به عیشم میرسم، مثلا قمارسنگین میکنم.چاره چیست؟ باشد قبول!آگهی های استخدام را زیر و رو می کنم تا شاید فرجی شود، تا کار مناسبی پیدا کنم؟؟لعنتی! استاد ساز و آواز حرف درست را می گفت : اگر شکمت سیر نباشد نمیتوانی ساز بزنی!نمیتوانی بنویسی!نمی توانی کون به کون سیگار دود کنی و به عشق بازی ات برسی!این روزها همه دغدغه معاش دارند؛دایم دست و پا می زنند.چه دریای پر تلاطمی!ابایی ندارند از هر گونه تنازع برای بقا.استاد رزم هم بیراه نمی گفت؛آن روز همه مان را به خط کردو چند نفر را از باشگاه انداخت بیرون.گفتیم : استاد! شما بزرگی کن.شما ببخش!گفت: خفه!در این دنیا اگر بی رحم نباشی دوام نمی آوری! و حالا من مانده ام و این زرت و پرت به ظاهر اگزوتیک استاد که قرن هاست به شکل ویروسی که اتفاقا عمر زیادی هم می کند همه گیر شده ... #fucking_life

#این_روزهای_من
#این_روزهای_لعنتی
#پست_موقت
Read more
آخ آخ کیا این شعر رو‌هنوز حفظن؟ من عاشقش بودم...یه لحظه اینو بخونین و به هیچی فکر نکنین<span class="emoji emoji1f60d"></span> بی تو، مهتاب ...
Media Removed
آخ آخ کیا این شعر رو‌هنوز حفظن؟ من عاشقش بودم...یه لحظه اینو بخونین و به هیچی فکر نکنین بی تو، مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم شوق دیدار تو لبریز شد از جان وجودم شدم آن عاشق دیوانه که بودم در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید باغ صد خاطره خندید عطر صد خاطره پیچید یادم ... آخ آخ کیا این شعر رو‌هنوز حفظن؟ من عاشقش بودم...یه لحظه اینو بخونین و به هیچی فکر نکنین😍 بی تو، مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از جان وجودم
شدم آن عاشق دیوانه که بودم
در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید
باغ صد خاطره خندید
عطر صد خاطره پیچید
یادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم
پر گشودیم و در آن خلوت دل خواسته گشتیم
ساعتی بر لب آن جوی نشستیم 
تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت
من همه محو تماشای نگاهت
آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشه ماه فرو ریخته در آب
شاخه‌ها دست بر آورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ
یادم آید، تو به من گفتی:
از این عشق حذر کن 
لحظه‌ای چند بر این آب نظر کن 
آب، آئینه عشق گذران است 
تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است
باش فردا، که دلت با دگران است
تا فراموش کنی، چندی از این شهر سفر کن!

با تو گفتم:
حذر از عشق ندانم
سفر از پیش تو هرگز نتوانم، نتوانم
روز اول که دل من به تمنای تو پر زد
چون کبوتر لب بام تو نشستم
تو به من سنگ زدی، من نرمیدم، نگسستم
باز گفتم: که تو صیادی و من آهوی دشتم
تا بدام تو در افتم همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم، نتوانم
اشکی از شاخه فرو ریخت
مرغ شب ناله تلخی زد و بگریخت
اشک در چشم تو لرزید
ماه بر عشق تو خندید
یادم آید که دگر از تو جوابی نشنیدم
پای در دامن اندوه کشیدم
نگسستم، نرمیدم
رفت در ظلمت شب، آن شب و شبهای دگر هم
نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم
نه کنی دیگر از آن کوچه گذر هم
بی تو، اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم . 🗣 #فریدون_مشیری

#fashionsandwichbybahar #streetstyle #fashionsandwich
Read more
. از بچگی عاشق کارای هنری بودم . همیشه دوران مدرسه نقاشیم ۲۰ بود بعد که وارد راهنمایی شدم حرفه و فن به ...
Media Removed
. از بچگی عاشق کارای هنری بودم . همیشه دوران مدرسه نقاشیم ۲۰ بود بعد که وارد راهنمایی شدم حرفه و فن به نظرم بهترین درس بود ،دوران هنرستان همیشه نقاشیام برای نمایشگاه مدرسه انتخاب میشد . کلاس پنجم دبستان بودم که اولین لباسم و دوختم (البته با کمک مادر هنرمندم) اول راهنمایی برای خودم یه کیف دوختم که ... .
از بچگی عاشق کارای هنری بودم . همیشه دوران مدرسه نقاشیم ۲۰ بود بعد که وارد راهنمایی شدم حرفه و فن به نظرم بهترین درس بود ،دوران هنرستان همیشه نقاشیام برای نمایشگاه مدرسه انتخاب میشد . کلاس پنجم دبستان بودم که اولین لباسم و دوختم (البته با کمک مادر هنرمندم) اول راهنمایی برای خودم یه کیف دوختم که هرجا میرفتم هیشکی باور نمیکرد که خودم درستش کرده باشم.
وقتی میخواستم انتخاب رشته کنم و تصمیمم هنرستان شد با مخالفت شدید خانواده روبرو شدم ،کل تابستونم خراب شد بخاطر این موضوع چون ریاضی و تجربی کلاس بیشتری داشت (دکتر ،مهندس میشدی بعدش) که البته خیلیا این رشته هارو تو دبیرستان انتخاب کردن و تو دانشگاهم یه رشته مسخره خوندن و آخرشم یه کارمند ساده شدن ولی عوضش خانواده هاشون تو دوران دبیرستان با افتخار به فامیل پز دادن که بچه شون ریاضی و تجربی خونده😂
خوب البته من در آخر مهندس شدم چون رشته معماری و انتخاب کردم و بعدش دکوراسیون داخلی ولی اگر برمیگشتم به گذشته شاید انتخابش نمیکردم و یه رشته هنری تر مثل نقاشی و انتخاب میکردم . یه مدت تو رشته خودم کار کردم ولی من آدمی نیستم که برای کسی کار کنم و دستور بگیرم بعد کشیده شدم به سمت عکاسی و فکر کردم آره این کار مورد علاقمه . ولی الان جونم براتون بگه که جوری عاشق این کارمم و با عشق برای شما کیف درست میکنم که وقتی یه کیف تموم میشه و نگاش میکنم تمام خستگیا از تنم بیرون میره و الان مامان و بابام بهم افتخار میکنن که شغل خودم و دارم و الان دارم کارآفرینی میکنم . میخوام به مادر پدرای عزیز بگم که بذارید بچه هاتون چیزی رو که دوست دارن و عاشقشن رو دنبال کنن. لازم نیست حتما دانشگاه برن یا یه رشته خفن بخونن ،بذارید وقتی درسشون تموم شد با عشق کار کنن . از بچگی به زور تمام کلاسای دنیا نفرستیدشون ،وقتی چند ماه یه کلاس میرن و معلوم میشه نه هیچ علاقه ای بهش دارن و نه هیچ استعدادی از اون کلاس بیاریدشون بیرون ،وقتی به موسیقی علاقه نداره و دوست داره فوتبالیست بشه بزار بشه .مطمعن باشید که وقتی یه کاری رو با علاقه و عشق انجام بده ،انقدر پیشرفت میکنه که کلییی بهش افتخار میکنی🌸🙏🏼
.
.
پ.ن : تاحالا هیچ وقت انقدر حرف نزده بودم 😂
انقدر حرف زدم کلاسم دیر شد .خدافظ😁
Read more
. بی تو ، مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم شوق دیدار تو لبریز شد از ...
Media Removed
. بی تو ، مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم شدم آن عاشق دیوانه که بودم ! در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید باغ صد خاطره خندید عطر صد خاطره پیچید یادم آید که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم ساعتی بر ... .
بی تو ، مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق دیوانه که بودم !
در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید
باغ صد خاطره خندید
عطر صد خاطره پیچید
یادم آید که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم
پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم
ساعتی بر لب آن جوی نشستیم
تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت
من همه محو تماشای نگاهت
آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشه ماه فرو ریخته در آب
شاخه ها دست برآورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ
یادم آید : تو بمن گفتی :
ازین عشق حذر کن !
لحظه ای چند بر این آب نظر کن
آب ، آئینة عشق گذران است
تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است
باش فردا ، که دلت با دگران است
تا فراموش کنی ، چندی ازین شهر سفر کن !
با تو گفتنم :
حذر از عشق ؟
ندانم
سفر از پیش تو ؟
هرگز نتوانم
روز اول که دل من به تمنای تو پَر زد
چون کبوتر لب بام تو نشستم
تو بمن سنگ زدی ، من نه رمیدم ، نه گسستم
باز گفتم که : تو صیادی و من آهوی دشتم
تا به دام تو درافتم ، همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم
سفر از پیش تو هرگز نتوانم ، نتوانم … !
اشکی از شاخه فرو ریخت
مرغ شب ناله تلخی زد و بگریخت !
اشک در چشم تو لرزید
ماه بر عشق تو خندید
یادم آید که دگر از تو جوابی نشنیدم
پای در دامن اندوه کشیدم
نگسستم ، نرمیدم
رفت در ظلمت غم ، آن شب و شبهای دگر هم
نه گرفتی دگر از عاشق آزده خبر هم
نه کنی دیگر از آن کوچه گذر هم !
بی تو ، اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم
.
Photo By : @yalda_prn , @Amir.Ariyaa & @Meysamhajiabbasi
.
پ.ن : عکسا مربوط به ۶ سال پیشه 🙂🙂🙂🙂
.
پ.ن ۲ : فعلا قصد موزیک جدید پخش کردن ندارم ، ببخشید واقعا 🙂🙂🙂
.
پ.ن ۳ : ممنوع الکارم نیستم 🙂🙂🙂
.
پ.ن ۴ : به وقتش حقمو از موزیک این مملکت میگیرم 🙂🙂🙂 فعلا فقط و فقط صبر میکنم و از دور نگاه میکنم . . . 🙂🙂🙂🙂
.
فقط نگاه میکنم ، حق من این نیست انصافا 🙂🙂🙂🙂
خیلیا سعی کردن و همچنان دارن سعی میکنن که من بکشم کنار از موزیک ولی هیچ وقت این اتفاق نمیفته ، من به موقش با یه تیم قوی پُر انرژی تر از قبل کارای جدیدمو پخش میکنم 🙂🙂
.
پ.ن ۵ : دهه ۷۰ ای نیستم با افتخار یه دهه ۶۰ ایه اصیلم 💪💪💪💪🙂🙂
.
۱۴ آبان ۱۳۶۵ 💪💪💪🙂🙂
.
پ.ن ۶ : قبلنم گفتم دوستان الانم میگم تحت یه شرایط خاص و شخصیو تحت فشار مجبور شدم تمامیه پستای پیجمو پاک کنم 🙂
.
پ.ن ۷ مرسی که تحت هر شرایطی تنهام نمیزارین و درکم میکنین 🙂🙂
.
پ.ن ۸ : التماس دعا ، مخلص همگی ، یا علی مدد ❤❤❤
.
Read more
پست یکی از فالوورها <span class="emoji emoji1f44d"></span>🏽 #Repost @peyman.jahani with @get_repost ・・・ . . بالاخره پس از ماه ها ...
Media Removed
پست یکی از فالوورها 🏽 #Repost @peyman.jahani with @get_repost ・・・ . . بالاخره پس از ماه ها تلاش و انتظار به لطف دوستان دلسوز و بامرام کرمانشاه و مریوان و پاوه موفق به عکاسی از این ماشین شدم . اگه تو دنیا یه جنس ژاپنی باشه که من دوستش داشته باشم همین لندکروز سری هفتاد هستش . شاید باور نکنید ... پست یکی از فالوورها 👍🏽
#Repost @peyman.jahani with @get_repost
・・・
.
.

بالاخره پس از ماه ها تلاش و انتظار
به لطف دوستان دلسوز و بامرام کرمانشاه و مریوان و پاوه
موفق به عکاسی از این ماشین شدم .
اگه تو دنیا یه جنس ژاپنی باشه که من دوستش داشته باشم همین لندکروز سری هفتاد هستش .
شاید باور نکنید
عرب و کرد و بلوچ عاشق این ماشینن .
چطور مثلا ما تو پایتخت جوانان ماشین بازمون عشق مازراتی و جی کلاس و ۷۱۸ هستن
اینجا هم مردمش به شدت این ماشین رو دوست دارن .
این تویوتا در نمونه های فولش
یخچال
پمپ باد
مانیتور بزرگ
وینچ
قفل دیفرانسیل
داره .
قیمتش از حدود ۳۵۰ شروع میشه تا ۷۰۰
اختلاف قیمت هم مربوط به سال ساخت
۲۰۱۴ تا ۲۰۱۸ و آپشن ها هست .
البته این ماشین در نسخه های دو کابین و تک کابین
دو در suv
چهار در suv
تولید میشه
و مدل هشت سیلندر و شش سیلندر دیزلی هم داره .
برای درک محبوبیت و خاص بودن این ماشین همین رو بهتون بگم که پا به پای محصولات امروزی تویوتا تولید میشه
اینم مدل ۲۰۱۷ هستش !! .
من خیلی حس خوبی دارم بالاخره سوارش شدم و تا قله شاهو باهاش بالا رفتیم
خیلی لذت بخش تر از چیزی بود که تصور میکردم .

البته عشق اولم هامره ...🤣😘
.
.
.
نظری در خصوص عکس و کپشن هست بگین .
.
جا داره هزار بار تشکر کنم از
متین فرهادی عزییییزم
و پارسا و آریای با مرام و
در نهایت مالک ماشین آقای شوان محمدی 🌺 .
@matinfarhadi1_3_7_9
@shwan.shahmoradi
@arya_rasoli_
@parsa.r0stami

#toyota #landcruiser #series70 #4/5f #japan #iran #kurdstan #pj_photography #peyman_jahani #pj_autography
.
.
Read more
<span class="emoji emoji1f31f"></span>بخونید ارزش داره<span class="emoji emoji1f31f"></span> . . بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن کوچه گذشتم، همه تن چشم شدم، خیره به دنبال تو گشتم، شوق ...
Media Removed
بخونید ارزش داره . . بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن کوچه گذشتم، همه تن چشم شدم، خیره به دنبال تو گشتم، شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم، شدم آن عاشق دیوانه که بودم. در نهانخانه جانم، گل یاد تو، درخشید باغ صد خاطره خندید،عطر صد خاطره پیچید: یادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم پر گشودیم ... 🌟بخونید ارزش داره🌟
.
.
بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن کوچه گذشتم،
همه تن چشم شدم، خیره به دنبال تو گشتم،
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم،
شدم آن عاشق دیوانه که بودم.
در نهانخانه جانم، گل یاد تو، درخشید
باغ صد خاطره خندید،عطر صد خاطره پیچید:
یادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم
پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم
ساعتی بر لب آن جوی نشستیم.
تو،همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت.
من همه، محو تماشای نگاهت.
آسمان صاف و شب آرام، بخت خندان و زمان رام
خوشه ی ماه فرو ریخته در آب
شاخه‌ها دست برآورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ
یادم آید، تو به من گفتی:
از این عشق حذر کن!
لحظه‌ای چند بر این آب نظر کن،
آب، آیینه عشق گذران است،
تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است،
باش فردا، که دلت با دگران است!
تا فراموش کنی، چندی از این شهر سفر کن!
با تو گفتم:‌ حذر از عشق!؟ ندانم!
سفر از پیش تو؟ هرگز نتوانم، نتوانم!
روز اول، که دل من به تمنای تو پر زد،
چون کبوتر، لب بام تو نشستم
تو به من سنگ زدی، من نه رمیدم، نه گسستم،
باز گفتم که : تو صیادی و من آهوی دشتم
تا به دام تو در افتم همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم، نتوانم!
اشکی از شاخه فرو ریخت
مرغ شب، ناله ی تلخی زد و بگریخت
اشک در چشم تو لرزید، ماه بر عشق تو خندید!
یادم آید که : دگر از تو جوابی نشنیدم
پای در دامن اندوه کشیدم.
نگسستم، نرمیدم.
رفت در ظلمت غم، آن شب و شب‌های دگر هم،
نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم،
نه کنی دیگر از آن کوچه گذر هم
بی تو، اما، به چه حالی من از آن کوچه گذشتم
.
.
واقعا زیباس این شعر ❤ از زنده یاد فریدون مشیری که اتفاقا سی ام شهریور سالروز تولدشون بود🌟 #niloofarbehboudi
Read more
اَصبَحتُ زایراً لَکَ یا شحنة النجف بهر نثار مرقد تو نقد جان به کف تو قبله دعایی و اهل نیاز را روی امید ...
Media Removed
اَصبَحتُ زایراً لَکَ یا شحنة النجف بهر نثار مرقد تو نقد جان به کف تو قبله دعایی و اهل نیاز را روی امید سوی تو باشد ز هر طرف می بوسم آستانه قصر جلال تو در دیده اشک عذر ز تقصیر ما سلف گر پرده های چشم مرصّع به گوهرم فرش حریم قبر تو گردد زهی شرف خوشحالم از تلاقی خدام روضه ات باشد کنم تلافی عمری که شد تلف ... اَصبَحتُ زایراً لَکَ یا شحنة النجف
بهر نثار مرقد تو نقد جان به کف
تو قبله دعایی و اهل نیاز را
روی امید سوی تو باشد ز هر طرف
می بوسم آستانه قصر جلال تو
در دیده اشک عذر ز تقصیر ما سلف
گر پرده های چشم مرصّع به گوهرم
فرش حریم قبر تو گردد زهی شرف
خوشحالم از تلاقی خدام روضه ات
باشد کنم تلافی عمری که شد تلف
رو کرده ام زجمله اکناف سوی تو
تا گِریم ز حادثه دهر در کنف
دارم توقع این که مِثال رجای من
یابد ز کلک فضل تو توقیع لا تَخَف
مه به کَلَف ندیده کسی وین عجب که هست
خورشیدوار ماه جمال تو به کلف
بر روی عارفان ز تو مفتوح گشته است
ابواب کنت کنز به مفتاح من عرف
خصم تو سوخت در تب تبت چو بو لهب
نادیده از زبانه قهرت هنوز تف
نسبت کنندگان کف جود ترا به بحر
از بحر جود تو نشناسند غیر کف
رفت از جهان کسی که نه پی بر پی تو رفت
لب پر نفیر یا اسفا دل پر از اسف
جنسیت است عشق و موالات را سبب
حاشا که جنس گوهر رخشان بود خزف
بر کشف سِرّ لَو کشف آن را کجاست دست
کز پوست پا برون ننهادست چون کشف
گردی به دیده رفت و به جَیب صبا نهفت
اهدی اِلی الاحبة اشرف التحف
عیدتون مبارک عزیزان
التماس دعا
گروه مدیریت صفحه دانشگاه تهران
Read more
دقیق به یاد ندارم چه روزی بود... که دختری مثل من.. نوجوان و کم سن.. عاشق مردی از تبار تو شد...دریادل ...
Media Removed
دقیق به یاد ندارم چه روزی بود... که دختری مثل من.. نوجوان و کم سن.. عاشق مردی از تبار تو شد...دریادل و باتجربه فقط میتوانست او را در قاب تلوزیون ببیند... در ساعت هایی به خصوص در هفته... در قابِ آبی رنگِ استقلال... روزها گذشت.. هفته ها... ماه ها و حتی سالها و دخترک که دیگر از نوجوانی گذشته بود، ... دقیق به یاد ندارم چه روزی بود...
که دختری مثل من.. نوجوان و کم سن..
عاشق مردی از تبار تو شد...دریادل و باتجربه
فقط میتوانست او را در قاب تلوزیون ببیند...
در ساعت هایی به خصوص در هفته...
در قابِ آبی رنگِ استقلال...
روزها گذشت.. هفته ها... ماه ها و حتی سالها
و دخترک که دیگر از نوجوانی گذشته بود، هنوز هم عاشق آن مرد بود... عاشق قلب پاک ، مهربان ، بی ریا و خدایی او...
اما در طی سالهای عاشقی فهمید که تنها او عاشق آن مرد نیست و دخترانِ زیادی تمامِ زندگیشان شده آن ساعتهای مقررِ آبی... دخترانی که با اشکهای مرد اشک میریختند و با پیروزی هایش قلبشان سرشار از امید میشد...
دخترانی که حتی یکدیگر را یکبار هم ندیده بودند، باهم پیمان خواهری بسته، و تا ابد خود را پایبند به حمایت از او، در غمها و شادی ها کردند..
دخترانِ سیّدی...دخترانی متعهد... روزهای سخت زیادی به خود دیدند... روزهایی که زمینیها سیدشان را باهر شیوه ای که میتوانستند، به خیالِ خود به فرش رسانده...طاقتش را طاق کرده و از سکوتش بی رحمانه استفاده کردند... اما خدایِ آسمانی وی او را در عرش قلب مردم و هوادارانش قرار داد و هرچه آنها کوچکتر شدند، سیدشان بزرگتر شد.
امروز که سی و پنجمین سالِ زندگیه پاک و خدایی او آغاز شد، همه ی ما برایش از خداوند سلامتی ، موفقیت ، عزت و آرامش طلب کرده و برایش فرستادیم... و او با قلبِ مهربانشِ اینهمه عشق را بی جواب نگذاشت💙
دل خوشیِ بزرگی شد برای ما ؛ تشکر از پست اتحادی ک یکبار دیگر پیمانمان را محکمتر از قبل کرد برای کنار تو بودن...
به امیدِ دلخوشی های بیشتر از جانب تو برای ما💐
زادروزت مبارک از طرف دخترانِ #سیّدی

متن و عکس: @zahrarahmati111
@mehdirahmati111
Read more
‌ داخل هواپیمای باکو به تهران وقت خوبی بود که برم سراغ کتابی که چند وقته دارم می‌خونم. ‌ نویسنده‌های ...
Media Removed
‌ داخل هواپیمای باکو به تهران وقت خوبی بود که برم سراغ کتابی که چند وقته دارم می‌خونم. ‌ نویسنده‌های کتاب دو خانم هستن که هر کدوم حدود ۳۰ سال سبک‌زندگی چندمهری رو تجربه کرده بودن و توی این کتاب اومدن از تجربه‌هاشون گفتن. ‌ اون‌ها می‌گن: اینکه همزمان چند نفر رو دوست داشته باشید و همزمان چند رابطه‌ی ...
داخل هواپیمای باکو به تهران وقت خوبی بود که برم سراغ کتابی که چند وقته دارم می‌خونم.

نویسنده‌های کتاب دو خانم هستن که هر کدوم حدود ۳۰ سال سبک‌زندگی چندمهری رو تجربه کرده بودن و توی این کتاب اومدن از تجربه‌هاشون گفتن.

اون‌ها می‌گن:
اینکه همزمان چند نفر رو دوست داشته باشید و همزمان چند رابطه‌ی عاشقانه داشته باشید یک اختلال روانی نیست بلکه یک نوع رفتاره و به هیچ وجه زشت، هرزگی و بی‌بندوباری نیست در صورتی که آدم با خودش و معشوقه‌هاش روراست و صادق باشه و همه‌ی طرف‌های درگیر، از این روابط آگاه و راضی باشن‌. و البته به شدت توصیه می‌کنه که مسائل بهداشتی، امنیتی و عفونتی هم رعایت بشه [•••]

[•••] اگرچه در دنیایی sex-negative زندگی می‌کنیم (منظورشون اینه که دنیا نسبت به سکس دید منفی داره و‌ همیشه این فعل و حرف زدن در موردش رو تابو/گناه/عیب شمردن) ولی هنوز هم آدمِ poly-amour (چندمهر) می‌تونه با گفتگو، شفافیت، و اخلاق‌گرایی روابطی سالم داشته باشه، از زندگیش (خیلی بیشتر) لذت ببره و دل کسی رو نشکنه [•••]

[•••] این باور که عشق فقط زمانی «واقعی»ـه که برای یک نفر باشه دروغی بیش نیست و شاید در زمان‌های دور انسان به این عرف و باور نیاز داشته ولی الان دیگه بهش نیازی نیست. این خیلی قشنگه که همه‌ی چیزهایی که می‌خوای رو در یک نفر پیدا کنی و همه‌ی عشقت رو بهش بدی، ولی این ماجرا برای همه این شکلی نیست.

در مورد تشکیل خانواده، بچه‌داری، حسادت، و همه‌ی سوالاتی که در ذهن تو هم هست حرف زده و با متنی شیوا و مثال‌هایی واقعی باهات گفتگو می‌کنه و باعث میشه به خیلی از چیزهایی که تا الان به صورت ناخودآگاه یاد گرفتی و در ذهن‌‌ت حک شده شک کنی.

کتاب به انگلیسیه و ترجمه‌ی فارسی ازش نداریم.

می‌خواید من ترجمه‌ش کنم؟
خیلی کار داره ولش کن. حداقل سه ماه باید خیلی کارها رو‌ تعطیل کنم و بشینم پای کتاب و لپتاپ. پروژه‌ی بزرگیه. نمی‌دونم. از طرفی می‌دونم همه باید این کتاب رو بخونن و با ترجمه‌ش خدمت بزرگی به جهان کردم. بذار ببینم چطور میشه. اصلن بذار خوندن کتاب رو تموم کنم. اگر تصمیم جدیدی در مورد این کتاب گرفتم خبرتون می‌کنم.

‌راستی اسم کتاب هست:
The Ethical Slut



‌ #PolyamoryPride


#جام_جهانی_سیزدهم ‌

‌ #جام_جهانی #روسیه۲۰۱۸ #سفر #سفرنامه #سفرنویس #بلاگر #سفرزندگی #چندمهری
Read more
السلام علیک یا ابالفضل العباس مرثیه مرثیه در شور و تلاطم گفتند همه ارباب مقاتل به تفاهم گفتند گرد و خاکی شد و از خیمه دوتا آینه رفت ماه از میسره ، خورشید هم از میمنه رفت ناتوانم که مجسم کنم این همهمه را پسر ام بنین و پسر فاطمه را قمر هاشمی از اصل و نَسَب می گوید دیگری هم اَنا قتّالُ العرب ... السلام علیک یا ابالفضل العباس
مرثیه مرثیه در شور و تلاطم گفتند
همه ارباب مقاتل به تفاهم گفتند
گرد و خاکی شد و از خیمه دوتا آینه رفت
ماه از میسره ، خورشید هم از میمنه رفت
ناتوانم که مجسم کنم این همهمه را
پسر ام بنین و پسر فاطمه را
قمر هاشمی از اصل و نَسَب می گوید
دیگری هم اَنا قتّالُ العرب می گوید
پرده افتاده و پیدا شده یک راز دگر
سر زد از هاشمیان باز هم اعجاز دگر
گفتم اعجاز ! از اعجاز فراتر دیدند
زور ِ بازوی علی از دو برابر دیدند
شانه در شانه دوتا کوهِ سراسر محشر
حمزه و جعفر ِ طیار، نه ، طوفانی تر
شانه در شانه دوتا کوه ،خودت می دانی
در دلِ لشکرِ انبوه ، خودت می دانی
که در آن لحظه جهان ، از حرکت افتاده ست
اتفاقی است که یکبار فقط افتاده ست
ماه را من چه بگویم که چنین هست و چنان
شاه شمشماد قَدان ، خسرو شیرین دهنان
ماه ، در کسوت سقا به میان آمده است
رود برخواست ، که موسی به میان آمده است
رود ، از بس که شعف داشت تلاطم می کرد
رود ، با خاک کفِ پاش تیمم می کرد
ماه افتاده در آئینه ز تصویر بگو
مشک لبریز شد از علقمه، تکبیر بگو
ماه اگر چه همه ی علقمه را پیموده
غرقه گشته ست و نگشته ست به آب آلوده
رود را تا به ابد ، تشنه ی مهتاب گذاشت
داغ لبهای خودش را به دل آب گذاشت
لب اگر تر کند از چشمه ی دریا عباس
چه جوابی بدهد ام بنین را عباس ؟
دیگر این مشک نه مشک است که سجاده ی اوست
چشم امید رباب است که بر شانه ی اوست
دستش افتاده ولی، راه دگر پیدا کرد
کوه غیرت ، گره کار به دندان وا کرد
می توانست به آنی همه را سنگ کند
نشد آنگونه که می خواست دلش ، جنگ کند
چه بگویم که چه شد ؟ یا که چه برسر آمد ؟
ناگهان رایحه ی چادر مادر آمد
پسرم ، دست مریزاد قیامت کردی
تا نفس داشتی از عشق ، حمایت کردی
آسمان ها همه یکپارچه بارانیِ توست
من بمیرم ، عرق شرم به پیشانی توست
آه ! برخیز که گهواره به غارت نرود
دختر فاتح خیبر به اسارت نرود

#یا_اباالفضل
#یا_عباس
#سامحینی
#الحاج_محمد_الحجيرات
Read more
<span class="emoji emoji1f337"></span> . مادربزرگم همیشه میگفت در حمام بودم که از پشت در گفتند:میخواهیم عقدت کنیم! نه کسی پرسید دلت کجاست،نه ...
Media Removed
. مادربزرگم همیشه میگفت در حمام بودم که از پشت در گفتند:میخواهیم عقدت کنیم! نه کسی پرسید دلت کجاست،نه کسی گفت میخواهی با فلانی زندگی کنی یا نه، حسرت همین روز،تا الان روی دلش سنگینی میکند! همینکه بی خبر از همه جا،قبول کردند ازدواج کند، پدربزرگم تمام ِعمر،عاشقش بود، به مادربزرگم که نگاه ... 🌷
.
مادربزرگم همیشه میگفت در حمام بودم که از پشت در گفتند:میخواهیم عقدت کنیم!
نه کسی پرسید دلت کجاست،نه کسی گفت میخواهی با فلانی زندگی کنی یا نه،
حسرت همین روز،تا الان روی دلش سنگینی میکند!
همینکه بی خبر از همه جا،قبول کردند ازدواج کند،
پدربزرگم تمام ِعمر،عاشقش بود،
به مادربزرگم که نگاه میکرد میگفت:دورِ آن صورت بگردم!
در طول زندگی،جانش به جان‌ِ دلبر بسته شده بود،
هفتاد ساله که بود و آلزایمر سراغش آمد،این بیماری بی رحم و لامروت،یقه اش را سفت چسبیده بود،
هیچکس را نمیشناخت؛
اما مادربزرگم که با لباس های گل دار رد میشد،برایش آواز میخواند.
آوازهای محلی که سینه به سینه میان عاشق ها رد و بدل شده،
مادربزرگ هم اخم هایش را توی هم میکشید و میرفت،
و هربار که از عاشقی پدربزرگ برایش میگفتیم،
میگفت:من نمیخواستمش!از همان اول هم دلم راضی نبود،در حمام بودم که از پشت در گفتند:میخواهیم عقدت کنیم!
تعهد داشت،همسر خوبی بود،مادر بهتری حتی،اما هیچگاه عشقی که توی دل پدربزرگم جوانه زده بود،ریشه ای به قلب مادربزرگ نداشت،
خرداد،ماه مرگ های ناگهآنی،پدربزرگم با عطر داروهای گیاهی در آن شهر کویری از دنیا رفت،
مادربزرگم از ته دل گریه میکرد،
چون شریک زندگی اش را از دست داده بود،
ولی هنوز هم میگفت:در حمام بودم که گفتند میخواهیم عقدت کنیم!
میگویند عشق،بعد از ازدواج هم به وجود می آید!
قدیمی ها به همین شکل ازدواج کردند و یک عمر کنار هم ماندند،
اما کسی حواسش نیست آنچه بعد از ازدواج به وجود می آید نامش عشق نیست،
تعهد است!
به خانه و همسر و زن و زندگی!
فقط احساس مسئولیت میکنی و انگار،علاقمند شده ای،
اما قرار نیست معجزه بشود،
فردا روز جهانیِ عشق است،
و من به قلب مادربزرگم فکر میکنم که حالا کیلومترها دور از من خوابیده و حواسش به تاریخ و ساعت نیست،
به قلبی که شکسته بود از تصمیم نهایی بزرگتر ها!
به آلزایمر،
به حافظه ای که پاک شده بود،
اما فقط یک چیز را در خود نگه داشته بود:
در حمام بودم،که گفتند میخواهیم عقدت کنیم!
اگر عاشقید،
اگر وجودتان به نفس های کسی گره خورده،
دست هایش را محکم تر بگیرید،
جرات کنید و انتخاب کنید!
حتی اگر اشتباه بود،پای اشتباهتان بمانید،
بعد از ازدواج،عشق به وجود نمی آید
تنها تعهد و مسئولیت است که گریبانمان را میگیرد
و با همان حس،
یک عمر کارهای خانه را انجام میدهیم و عصر پنجشنبه،توی آشپزخانه میزنیم زیر گریه!
وانمود میکنیم دلمان برای رفتگان تنگ شده؛
اما فقط خودمان میدانیم که به یک جمله رسیدیم:
عشق به وجود نمی آید،تنها تعهد و مسئولیت است که گریبانمان را میگیرد
.
🍁 #shishkabobs #chelozaferuni
Read more
روز: نيايش از آگاهي نسبت به اين كه هستي چقدر به تو موهبت ارزاني داشته برمي خيزد. از تجربه زيبايي هايي ...
Media Removed
روز: نيايش از آگاهي نسبت به اين كه هستي چقدر به تو موهبت ارزاني داشته برمي خيزد. از تجربه زيبايي هايي كه تو را فرا گرفته است: ستارگان، خورشيد، ماه، گلها، رنگين كمان، ابرها و انسانها. وجود تو، اين معجزه شگفت انگيز، اين دنياي اسرارآميز، به تو ارزاني شده. تو شايسته آن نيستي، هديه اي رايگان است، اما ... روز:
نيايش از آگاهي نسبت به اين كه هستي چقدر به تو موهبت ارزاني داشته برمي خيزد. از تجربه زيبايي هايي كه تو را فرا گرفته است: ستارگان، خورشيد، ماه، گلها، رنگين كمان، ابرها و انسانها. وجود تو، اين معجزه شگفت انگيز، اين دنياي اسرارآميز، به تو ارزاني شده. تو شايسته آن نيستي، هديه اي رايگان است، اما حتي بابت آن از خدا تشكر نكرده اي. آنگاه كه از اين موهبت ارزشمند آگاه شوي، نيايشي عظيم از قلبت به پا مي خيزد. اين نيايش از بهر خواستن چيزي نيست، يك تشكر خالي و يك قدر شناسي است. عبادت است. و چه زيباست چنين نيايشي! تنها چنين نيايشي ديني است. تو به هيچ طريق قصد نداري از خدا استفاده كني، بلكه فقط از او بابت تمام آنچه انجام داده تشكر مي كني. فقط مي گويي: « خدايا من لياقتش را ندارم. تو آنقدر به من بخشيده اي كه ظرفيتش را ندارم. عشق تو عظيم است. »‌ اين نيايش همچون رايحه اي از قلب تو برمي خيزد و تا آسمانها بالا مي رود. و اين يگانه عبادتي است كه به گوش خدا مي رسد. هيچ يك از ديگر عبادتها به خدا نمي رسند. و معجزه اينجاست كه چنين انساني بيش از پيش غرق در شادماني مي شود، اگرچه او خود از خدا چنين نخواسته بود. قدرشناسي انسان او را براي جذب زيبايي بيشتر لايق مي سازد. باز و پذيرا بودنش او را براي جذب بيشتر، زيبايي بيشتر، خوشي بيشتر و نغمه اي بيشتر شايسته مي سازد. همه وجود او به باغي از گل دگرگون مي شود.

شب:
عشق چيزي نيست مگر نيست شدن قطره در دريا. عشق يعني بي «‌خود » شدن. يعني واگذاري كامل خود به هستي. عشق يعني پيوستن به كل. يعني دورانداختن حد ومرزها و هويت خود. يعني ترك گفتن خودت. همين كه خودت را ترك بگويي، بي درنگ دريا مي شوي، وسيع و پهناور. ما به هويت خود چسبيده ايم. پشت آن موضع گرفته ايم. به خاطر آن مي جنگيم. حتي حاضريم خودمان را فداي آن كنيم. و اين كار حماقت محض است، زيرا «‌خود » دروغين ترين پديده در هستي است. «‌ خود »‌ همچون هواي گرم است. وجود واقعي ندارد. همچون تاريكي است. تو مي تواني تاريكي را ببيني، هرروز مي بيني اش، اما تاريكي وجود ندارد. تاريكي صرفا نبود نور است- هيچ چيزي از خود ندراد. نور را وارد كن تا تاريكي ديگر نباشد. چراغ را خاموش كن تا ناگهان تاريكي ظهور كند. تاريكي از جايي وارد نمي شود. تو مي تواني درها و پنجره ها را بسته نگاه داري. تاريكي به اين سبب از جايي وارد نمي شود كه بدون هستي است. نيستي است. تاريكي آمد و رفت نمي كند. نور است كه آمد و رفت مي كند، ‌زيرا نور هست. همچنين است « خود »‌. « خود » همان نبود عشق است.
Read more
. هم اکنون سومین قاب از ماه عسل 97.. . لطفا ورق بزنید.. . علیخانی در پلاتوی دوم می گوید:از امروز ...
Media Removed
. هم اکنون سومین قاب از ماه عسل 97.. . لطفا ورق بزنید.. . علیخانی در پلاتوی دوم می گوید:از امروز میتونید درمورد تیتراژ ابتدایی ما لب خوانی(لباهنگ) یا دابسمش رو انجام بدین و برای ما در اپلیکیشن روبیکا بفرستین. ماجرای قهرمان تا ۱۵ رمضان بیشتر فرصت ندارین و باید قهرمان واقعی انتخاب کنید و مهم ... .
هم اکنون سومین قاب از ماه عسل 97..
.
لطفا ورق بزنید..
.
علیخانی در پلاتوی دوم می گوید:از امروز میتونید درمورد تیتراژ ابتدایی ما لب خوانی(لباهنگ) یا دابسمش رو انجام بدین و برای ما در اپلیکیشن روبیکا بفرستین.
ماجرای قهرمان تا ۱۵ رمضان بیشتر فرصت ندارین و باید قهرمان واقعی انتخاب کنید و مهم سوژه و پرداختِ شما هس و در حد ۵دقیقه برای ما بفرستین و روز عید فطر برنده هارو به همراه سوژه ی اصلیِ آن ها به برنامه دعوت میکنیم و هدایای مشخص شده رو بهشون تقدیم می کنیم.
سپس علیخانی وارد صحنه ی ماه عسل می شود
پیش از گفتگو علیخانی گفت:من یک نکته رو توضیح بدم در اول .. حجت الاسلام والمسلین آقای طباطبایی از بینِ ما رفتن و من تسلیت میگم به خانواده محترمشون..امیدوارم ما هم صداقت و پاکی ایشان رو یاد بگیریم و در زندگیمون وام بگیریم..من و دوستانمون به شدت از این اتفاق ناراحت شدیم.
مهمان امشب برنامه آقای تک دهقان (مخترع) می باشد..
تک دهقان در ابتدا از محل تولد و خانواده ش گفت:اهل روستا هستم و ۴ تا برادر دارم،عاشق کشاورزی هستم و با عشق انجام میدم و از این کار وضع مالیِ خوبی دارم، من تا اخر عمر دوست دارم در روستا زندگی کنم.
سپس آیتمی مربوط به آقای تک دهقان پخش می شود.
.
بعد از آیتم همسر و دو فرزند آقای تک دهقان به صحنه ماه عسل اضافه شدند.
همسر تک دهقان می گوید:من به کارهای همسرم ایمان دارم.
خوش اخلاق هس اما بدلیل فشارهای کاری زیادی که دارد گاهی عصبانی می شود و سکوت می کند و ما هم هیچی نمی گوییم!
دو فرزندش نیز اظهار کردن که بدلیل سختی های پدر هیچ علاقه ای به تحصیلات در زمینه شیمی ندارند..
آقای تک دهقان در مورد گلایه اش از وضعیت ثبت اختراع و مرحله ی تولید آن توضیح داد..
ادعایی دارم دارویی ساختم که در زمینه ی درمان سرطان است! حتی در مراکز مختلف اثبات کرده ام اما به مرحله ی تولید نرسیده است..!در کشورِ ما نخبه سوزی اتفاق می افتد!.
.
.
telegram.me/ehsanalikhanighabile
.
#احسان_علیخانی
#ماه_عسل
#ماهعسل
#ماه_رمضان
#رمضان97
#شبکه3
#افطار
#سحر
#ماه
#عسل
#احسان
#علیخانی
#تیتراژ
#تيتراژ_ماه_عسل
#بهنام_بانی
#مسیح
#ارش
#آرش
#مسیح_آرش
#مسیح_ارش
#روزبه_بمانی
.
#ehsanalikhani
#ehsan_alikhani
#asal
#mah_asal
#ramazan
#ehsan
#alikhani
#maheasal
#mahasal
Read more
بيادM️P سلام با اتمام تور كنسرت هاى قبل از ماه مبارک محسن ابراهيم زاده عزيز وظيفه خودم دونستم به عزيزاى دلم كه الان مثل يك خانواده ایم خسته نباشيد بگم. محسن ابراهيم زاده پسر باشخصيت و دوست داشتنى, آقاى خاطره ساز ايران كه از اول اسفندماه تا امروز بعد از پشت سر گذاشتن 74سانس اجرای زنده در گوشه و ... بيادM❤️P
سلام
با اتمام تور كنسرت هاى قبل از ماه مبارک محسن ابراهيم زاده عزيز وظيفه خودم دونستم به عزيزاى دلم كه الان مثل يك خانواده ایم خسته نباشيد بگم.
محسن ابراهيم زاده پسر باشخصيت و دوست داشتنى, آقاى خاطره ساز ايران كه از اول اسفندماه تا امروز بعد از پشت سر گذاشتن 74سانس اجرای زنده در گوشه و کنار ايران عزيز و همخونى عاشقانه هاش با عاشقاش خسته نباشيد بگم كه طى اين سفرها شاهد سختى راه, مسافت طولانى, بيمارى بودم ولى باعشق و پرانرژى روبروى عاشقاش ايستاد و ازعاشقانه هاش خوند.
نفر بعد كه خيلى زحمت هممون رو كشيد دوست قديمى و كار بلدم که نياز به تعريف نداره مردى كه با رزومه كاريش خودشو به جامعه هنر اثبات كرده شاه بال موسيقى پاپ مرد سياستمدار و دوست داشتنى مهدى كرد عزيزم كه با تلاش هاى شبانه روزى با برنامه ريزى دقيق مسير سفرها رو برامون خاطره انگیز و راحت كرد.
تشكر و خسته نباشيد به هنرمندهایی كه رو استيج با پنجه هاى طلایيشون شيرين نواختند كه صداى سازشون صداى احساسشون بود كه به دل با احساستون نشست. رضا لعمانى رهبر اركستر(گيتار)، استاد فاروق آزاديان(سه تار بوزوكى )، سياويش كريمى نژاد(درامز)، كاران زيارى(ملوديكا و كيبورد يك)، فرشيد حكيمى فرد(كيبورد)، آرمان تير ماهى (گيتاربيس)، اميد مولودى (گيتار الكتريك )، حجت قدسى(ويولن)، حسام متولى(پركاشن و ساز هاى كوبه اى) كه هركدوم از اين عزيزان از نوازندگان بنام وطن عزيزمون هستن خسته نباشيد میگم و موفقيت روز افزون براى گروه عشق ترينها رو از خداوند خواهانم.
در اخر دوست و برادرهاى عزيزتر از جانم مهيار كرد و عباس باران به ترتيب مدير اجرایی و هماهنگى گروه پسران خوش قلب, ريزبين, زحمتكش و دوست داشتنى كه خيلى دل بزرگى دارن و هميشه مثل برادر كنارم بودن خسته نباشيد بگم.
ميريم برای يه استراحت كوچولو چندتا اجرا در خرداد و بعد از ماه مبارك رمضان و استراحت مجددا تور كنسرت ها رو با انرژى بيشتر استارت بزنيم.
دوستان عزيزم در اخر تشكر از حمايت شما عزيزان كه با بودن شماست که بهترين هستيم وبراى داشتنتون به خودمون ميباليم خداروشكر براى داشتن شما
تو اين ماه عاشقى مارو شريك دعاهاى خودتون كنيد برامون از خدا توفيق خدمت براى شادكردنتون بخواهيد.ماهم براتون سلامتى عشق و عاقبت بخيرى خواهانيم 🤲🏻امضاى خدا پاى تك تك ارزوهاتون
@mohsenebrahimzadeh
@mehdi_kord 
@mahmoodsecurity 
@abas_baran 
@mahyarkord 
@omidmoloodi
@reyhane_soheyli 
@omidghodsi 
@reza_lamaani 
@karanziari 
@siavashkariminejad 
@armantirmahi
@faroogh_azadian 
@hesammotevalli
@farshidhakimifard
Read more
... <span class="emoji emoji1f337"></span> خداوندا! این تـو هستی كه قلبـم را مالامال از عشق به راهـت, اسلامـت, نظامـت و ولایـت قـرار ...
Media Removed
... خداوندا! این تـو هستی كه قلبـم را مالامال از عشق به راهـت, اسلامـت, نظامـت و ولایـت قـرار دادی...؛ . خدایا! تـو خود می‌دانی كه همـواره آماده بوده‌ام آنچه را كه تـو خود به من دادی در راه عشقـی كه به راهـت دارم نثار كنم, اگر جز این نبود آن هم خواست تو بود" . پروردگارا رفتـن در دست توست, ... ...
🌷
خداوندا! این تـو هستی كه قلبـم را مالامال از عشق
به راهـت, اسلامـت, نظامـت و ولایـت قـرار دادی...؛
.
خدایا! تـو خود می‌دانی كه همـواره آماده بوده‌ام آنچه
را كه تـو خود به من دادی در راه عشقـی كه به راهـت
دارم نثار كنم, اگر جز این نبود آن هم خواست تو بود"
.
پروردگارا رفتـن در دست توست, من نمی‌دانم چه‌موقع
خواهـم‌رفت ولی می‌دانـم كه از تو باید بخواهـم مرا در
ركاب امام زمانـم قـرار دهی و آن قدر با دشمنـان قسـم‌
خورده دینت بجنگـم تا به فیض #شهادت برسم...""
.
خداونـدا ولی‌امـرت حضرت آیـت‌الله خامنـه‌ای را تـا
ظهور حضرت مهـدی(عج),زنده, پاینـده و موفق بدار؛
🌷
بیست و یکم فروردین ماه, هجدهمین سالگرد شهادت
امیر سرافراز ارتش اسلام, سپهبد #شهید علی صیاد‌شیرازی
و یاد و خاطره یکصد و ده تن از فرماندهان شهید دفاع‌مقدس گرامی باد
.
شـادی ارواح طـیبه شــهـــدا #صـلـوات
..
Read more
قرن ها جنگجویان ترکمن سوار بر اسب های آخال تکه در حداکثر درجه حرارت روز در صحراهای بی آب و علف به تاخت ...
Media Removed
قرن ها جنگجویان ترکمن سوار بر اسب های آخال تکه در حداکثر درجه حرارت روز در صحراهای بی آب و علف به تاخت و تاز می پرداختند و این اسب ها همه این سختی ها را تحمل می کردند. از آنجایی که فقط یک ماه از سال در صحرا های لم یزرع علوفه تازه در دسترس بوده و شب ها بسیار سرد و ظهرها بسیار گرم بود بنابراین اهالی قبیله ی تکه روش ... قرن ها جنگجویان ترکمن سوار بر اسب های آخال تکه در حداکثر درجه حرارت روز در صحراهای بی آب و علف به تاخت و تاز می پرداختند و این اسب ها همه این سختی ها را تحمل می کردند. از آنجایی که فقط یک ماه از سال در صحرا های لم یزرع علوفه تازه در دسترس بوده و شب ها بسیار سرد و ظهرها بسیار گرم بود بنابراین اهالی قبیله ی تکه روش خاص خود را در پرورش اسب به کار می بردند. به این صورت که میخ چوبی در زمین می کوبیدند و توسط افسار کوتاهی اسب را مهار کرده و توسط جل و نمد تمام بدن اسب را می پوشاندند تا از سرمای شب و گرمای سوزان روز در امان باشند. پرورش اسب های آخال تکه از طریق اجرای محدودیت های غذایی اعمال می شد. برای تغذیه اسبها از جیره های غنی از پروتئین مانند یونجه خشک، پلت چربی گوسفند همراه با جو و کیک خمیر سرخ شده و ذرت استفاده می کردند. این روش نگهداری منجر به این شد که اسب به غذا و آب کم عادت کند نسبت به صاحبان خود اظهار علاقه کند و به افراد ناشناس مشکوک شود. پوشاندن بدن اسبها با پوشش زیاد نه تنها آنها را از تغییرات درجه هوا مصون نگه می دارد بلکه باعث درخشندگی پوست موی اسب می شود که چشم را خیره کرده و باعث احساس غرور صاحبان آنها می شد .
پ ن : برای نشان دادن مقاومت اسب آخال تکه درسال ۱۹۳۵ از عشق آباد تا مسکو که ۴۱۲۸ کیلومتر است و ۹۶۰کیلو متر ازصحرا تشکیل است، سواره می فرستند. این اسب این مسافت را در ۸۴ روز طی می کند.
#اسب #اسب_ترکمن #اخل تکه #ترکمن صحرا #
Read more
قهرمانم... تو همه اين سالها با عشق كار كردي، از جون و دل مايه گذاشتي، خيلي وقتها بيشتر از توانت كار ...
Media Removed
قهرمانم... تو همه اين سالها با عشق كار كردي، از جون و دل مايه گذاشتي، خيلي وقتها بيشتر از توانت كار كردي، خيلي وقتها بعد از پروازهاي طولاني كه گاه بيشتر از سي وشش هفت ساعت بود،درست همون موقع كه همه تو استراحت بودند تو به بچه هاي مصدوم رسيدگي كردي...خيلي وقتها از تايم استراحتت گذشتي و براي مصدوميت ... قهرمانم...
تو همه اين سالها با عشق كار كردي، از جون و دل مايه گذاشتي، خيلي وقتها بيشتر از توانت كار كردي، خيلي وقتها بعد از پروازهاي طولاني كه گاه بيشتر از سي وشش هفت ساعت بود،درست همون موقع كه همه تو استراحت بودند تو به بچه هاي مصدوم رسيدگي كردي...خيلي وقتها از تايم استراحتت گذشتي و براي مصدوميت كسايي جز بچه هاي تيم كه اصلاً وظيفه اي در قبالشون نداشتي وقت صرف كردي، خيلي وقتا بيشتر از وظيفه يه پزشك تيم كار كردي،همه اينا فقط يه دليل داره، اونم اينكه انسانيت تو وجودت به قشنگترين شكل معني شده...و من افتخار ميكنم به داشتن همسري چون تو... تو اين ١٨ ماهي كه مهرسا رو خدا بهمون داده ميدونم چقدر واست سخت بود تحمل دوري پاره تنت اونم نه يك هفته ، بلكه هفته هايي كه گاه به ماه هم كشيده ميشد و من فقط ميدونم كه چي بهت گذشت تو همه ي اين روز و شباي دلتنگي...
و در قبال همه اين از خود گذشتگي ها خيلي وقتا به اون چيزي كه حقت بود نرسيدي ولي بخاطر عشقي كه به كارت داشتي دم نزدي و ادامه دادي و حالا شايد فقط خداي بزرگ از دل مهربونت خبر داره كه چرا ديگه نتونستي ادامه بدي....
به هر حال هر تصميمي كه گرفتي مطمئنم درست ترين تصميمه و من بهش احترام ميزارم و مطمئنم تو راه جديدي كه قصد داري در پيش بگيري موفق تر از قبل خواهي بود چون خدا هميشه با تو و قلب مهربونته ...
Read more
مرگ آرام در تحمل بستر مثل ققنوسِ شمس برگشتن در مسیحایِ سردِ خاکستر دست هایم به کار کشتنم اند این ...
Media Removed
مرگ آرام در تحمل بستر مثل ققنوسِ شمس برگشتن در مسیحایِ سردِ خاکستر دست هایم به کار کشتنم اند این جنایت به پاس بودن هاست شهرِ بی شعر نوش جان شما شاعر اینجا جنازه ای تنهاست دوست دارم به آسمان بزنم تا نگاهم به ماه برگردد می فروشم خدای نورم را روزگار ِ سیاه برگردد بیت، من را گرفته ... مرگ آرام در تحمل بستر

مثل ققنوسِ شمس برگشتن

در مسیحایِ سردِ خاکستر

دست هایم به کار کشتنم اند

این جنایت به پاس بودن هاست

شهرِ بی شعر نوش جان شما

شاعر اینجا جنازه ای تنهاست

دوست دارم به آسمان بزنم

تا نگاهم به ماه برگردد

می فروشم خدای نورم را

روزگار ِ سیاه برگردد

بیت، من را گرفته از خویشم

اولم شعر بوده، عشق آخر

شعر یعنی تمام آدم ها

عشق یعنی علیرضا آذر

عشق اما نهایتی مجهول

بی حضورش اگر چه شب عالی است

در تن فکرهای هر شبه ام

باز هم جای خالی اش خالی است

پشت ذهنم دهان سوراخی

به خیال کلید وا مانده

یا کلیدی به فکر سوراخی

توی جیب جلیقه جا مانده

آنور قفل های تکراری

می پذیرم عمیق چاهم را

دوزخت از بهشت آبی بهتر

می کشم وزنه ی گناهم را

چشم هایت کنار ماشین ها

زیر پاهای شهر جان بدهند

عابرین شلوغ بی سر و ته

رد شوند و سری تکان بدهند

جفت گیری گاو - آدم ها

پای تابوت کرکسی مُرده

ماهیانی که دیر فهمیدند

کوسه از رنج بی کسی مُرده *

باز روزی شریک جرمت را

توی تار عنکبوت می بینی

دست و پای ظریف جفتت را

روی میز نهار می چینی

توی بشقاب مهمان ها

تکه های غرور خون بارت

زیر چشمی تعارفی بزنی

به لب و لوچه ی پرستارت

مفصل و ساق استخوانت را

به سگ هرزه ای نشان بدهی

استخوان را به نیش خود بکشی

رو به خود هم دمی تکان بدهی

بعداز عمری خر خودت باشی

یک نفر گردن کلفتت را

مفت دریا به تخم ماهی ها

یک نفر در طویله جفتت را...!!! از دهان تو خسته تر باشم

زیر فحش تو جان به جان بدهم

زیر فحش تو خوار مادر را

به درک!! روی خوش نشان بدهم

عشق یعنی علاج واقعه ای

قبل از افتاد و بعد از افتادن

عشق یعنی که نامه ای خوش خط

به زن هیتلر فرستادن

و بگویی که عاشقش هستی

بچه ها هم تفنگ می گیرند

عشق یعنی به تخم ماهی ها

که هزاران نهنگ می میرند

غرق در انتهای یک باور

در تمنای صید مروارید

زیر آبی و غافل از اینکه

بچه میگو به هیکلت میرید!

بی نفس از فشار یک پوچی

در سراشیب تن پس از سیگار

زیر لب آرزو کنی هر شب

دست از این مَردِ بی پدر بردار

مثل کبریتِ بی خطر باشی

هیزمی از تو گـُر نگیرد یا... مثل آتشفشان سردی که

برف را ساده می پذیرد بعد... عشق یعنی بغل کنم زن را

فکر زن جای دیگری باشد

عشق یعنی زنی بغل کُندم

فکر من جای دیگری باشد *

جان این ایستگاه متروکه

زنده کن لاشه ی قطارم را

هیچ عشقی به مقصدم نرسید

پس بده مهره های مارم را

ضامنم را بکش که منتظرند
Read more
 #کمی_شعر : . . در سرم نیست دگر غیر تو رویای کسی قبلا هرگز نشدم این همه شیدای کسی . آنچنان در همه ...
Media Removed
#کمی_شعر : . . در سرم نیست دگر غیر تو رویای کسی قبلا هرگز نشدم این همه شیدای کسی . آنچنان در همه جای دل من جا شده ای که به غیر از تو نباشد دل من جای کسی . همه دنیای مرا برده نگاهت ؛ نکند بشوی خیره بلرزد دل و دنیای کسی . من تماشاگر تصویر توام ماه منیر این چنین هیچ نبودم به تماشای کسی . پای تو هستم ... #کمی_شعر : .
.
در سرم نیست دگر غیر تو رویای کسی
قبلا هرگز نشدم این همه شیدای کسی
.

آنچنان در همه جای دل من جا شده ای
که به غیر از تو نباشد دل من جای کسی .

همه دنیای مرا برده نگاهت ؛ نکند
بشوی خیره بلرزد دل و دنیای کسی
.

من تماشاگر تصویر توام ماه منیر
این چنین هیچ نبودم به تماشای کسی
.

پای تو هستم و پا پس نکشم از دل تو
نگذارم به دلت باز شود پای کسی
.

تو تمنای من و جان من و یار منی
پس بمان تا که نمانم به تمنای کسی .

من بهشتم همه در دیدن خندیدن توست
تا تو باشی نشوم خیره به لبهای کسی .

من سراپا همه یک جلوه ای از عشق توام
عشق را جز تو ندیدم به سراپای کسی !
ـ
.
.
.

شاعر : #مجید_احمدی .
.
.
شروع ایــام فاطمیـــه تسلیــــت 🏴🏴🏴🏴🏴🏴
.
ممنونم ک هنوز باهامین 💚
Read more
-Night Series, Acrylic and Silver leaf on canvas, 150 x 150 cm, 2015. #babakrashvand بی تو مهتاب ...
Media Removed
-Night Series, Acrylic and Silver leaf on canvas, 150 x 150 cm, 2015. #babakrashvand بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم شدم آن عاشق دیوانه که بودم در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید باغ صد خاطره خندید عطر صد خاطره پیچید یادم ... -Night Series, Acrylic and Silver leaf on canvas, 150 x 150 cm, 2015. #babakrashvand
بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق دیوانه که بودم
در نهانخانه
جانم گل یاد تو درخشید
باغ صد خاطره خندید
عطر صد خاطره پیچید
یادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم
پر گشودیم و درآن خلوت دلخواسته گشتیم
ساعتی بر لب آن جوی نشستیم
تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت
من همه محو تماشای نگاهت
آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشه ماه فرو ریخته در آب
شاخه ها دست بر آورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ
یادم آید تو به من گفتی از این عشق حذر کن
لحظه ای چند بر این آب نظر کن
آب آیینه عشق گذران است
تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران
است
باش فردا که دلت با دگران است
تا فراموش کنی چندی از این شهر سفر کن
با تو گفتم حذر از عشق ؟ ندانم
سفر از پیش تو ؟ هرگز نتوانم
روز اول که دل من به تمنای تو پر زد
چون کبوتر لب بام تو نشستم
تو به من سنگ زدی من نه رمیدم نه گسستم
بازگفتم که تو صیادی و من آهوی
دشتم
تا به دام تو در افتم همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم
سفر از پیش تو هرگز نتوانم نتوانم
اشکی از شاخه فرو ریخت
مرغ شب ناله تلخی زد و بگریخت
اشک در چشم تو لرزید
ماه بر عشق تو خندید
یادم آید که دگر از تو جوابی نشنیدم
پای دردامن اندوه کشیدم
نگسستم نرمیدم
رفت در ظلمت غم آن شب و شبهای دگر هم
نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم
نه کنی دیگر از آن کوچه گذر هم
بی تو اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم.
#فریدون_مشیری
Read more
. من مستاجر نیستم... خانه ام بیت رهبری ست و ماه ایستاده دم در خانه من !<span class="emoji emoji1f60d"></span> عشق به امام خامنه ای ،عشق به همه ...
Media Removed
. من مستاجر نیستم... خانه ام بیت رهبری ست و ماه ایستاده دم در خانه من ! عشق به امام خامنه ای ،عشق به همه خوبی ها نیست خوب ترین عشق عالم ،عشق به امام خامنه ای ست...️ از تو می پرسم.... هست یا نیست؟؟؟؟ بابای ما نیست که هست...😇 نائب خورشید نیست که هست...️ حضرت ماه نیست که هست... علمدار انقلاب نیست که ... .
من مستاجر نیستم... خانه ام بیت رهبری ست و ماه ایستاده دم در خانه من !😍 عشق به امام خامنه ای ،عشق به همه خوبی ها نیست❌
خوب ترین عشق عالم ،عشق به امام خامنه ای ست...❤️ از تو می پرسم.... هست یا نیست؟؟؟؟ بابای ما نیست که هست...😇 نائب خورشید نیست که هست...☀️ حضرت ماه نیست که هست...🌹 علمدار انقلاب نیست که هست...🇮🇷 ضربان قلب💝 ما با عشق به رهبر تنظیم می شود.... ماه تویی- اخترشناسان دنبال چه می گردند من نمی دانم ؟🤔 اگر دیدن ماه نباشد به چه کار آید چشم👁... شنیدن نور نباشد به چه کار آید گوش👂... بصیرت آقا نباشد به چه کار آید هوش...🤔 مدح ماه نباشد به چه کار آید قلم...✍ راه سید علی نباشد به چه کار آید قدم...🚶 روی زیبای ماه نباشد به چه کار آید نگاه؟!؟! بشکند... بشکند دست مسئولینی که اوقات شما را تلخ میکنند....✋ قدر شما را مادران شهدا می دانند...🌷 اگر شما نبودی دلتنگی غروب آدینه می کشت ما را...😔 درب خانه ات چقدر ساده است...🏠 مثل خانه آن شهید روستایی...🌺 🌸پلاک خانه شما همین چفیه ای است که روی دوش می اندازی...🌸 امام.... امام می دانست که شما می شوی ناخدای باخدای کشتی انقلاب⛴ و الا با دلی آرام و قلبی مطمئن نمی رفت... اساسی ترین قانون ما دستخط توست...✍ ما شما را فقط وقت فتنه یاد نمی کنیم...❌ در روز هم ، قدر ماه را باید دانست✅ وما ثانیه شماری🕒 میکنیم که شما باز هم در مقابل این در آفتابی شوی و بیایی برای ما نماز عید بخوانی...🔶 آسمان 🌌، قلب ماست و زمام قلب ما دست امام خامنه ای ست...😍 من مستاجر نیستم... خانه ام بیت رهبری ست... خانه ای ساده ، صمیمی ، با باغچه ای کوچک و چند عدد گل پیچک و صاحبخانه ای که رهبر یک مملکت است اما ویلا ندارد!💗 و هنوز باشکوهترین جای خانه اش کتابخانه اش📚 است... قربان تو ای عزیز فاطمه !...روحی فداک....
.
.
حلول ماه رمضان مبارک
ماه ترین ماه خدا زیر سایه حضرت ماه عجب صفایی دارد❤
.
#طلبه_سادات❤ هستم
به همراه #آقای_طلبه❤
#شروع_روزای_خوب_طلبگی_کنار_طلبه_زندگیم
#خداروشکر
#پیروآقا
#التماس_دعا
#یاعلی
Read more
يا دَليلَ المُتحيرين از هفته ها پيش هرچقدر به ماه محرم نزديك ميشديم بمباران خبري ازرسانه ها بيشتر ميشد. همه ما ميدانستيم كه دشمن با شكست در عرصه هاي مختلف به طور محسوس تغيراستراتژيك داده وپروژه شايعه سازي را در دست گرفت ،دشمني كه هميشه از نام حسين و واقعه عاشورا و اربعين وحماسه نه دي ها هراس داشت ... يا دَليلَ المُتحيرين
از هفته ها پيش هرچقدر به ماه محرم نزديك ميشديم بمباران خبري ازرسانه ها بيشتر ميشد.
همه ما ميدانستيم كه دشمن با شكست در عرصه هاي مختلف به طور محسوس تغيراستراتژيك داده وپروژه شايعه سازي را در دست گرفت ،دشمني كه هميشه از نام حسين و واقعه عاشورا و اربعين وحماسه نه دي ها هراس داشت دراين چندماه تمام قدرت خودرابكار برد تاقبل محرم امسال ضربه خودرابزند وپس از شكست دراين قسمت،ده روز مانده به محرم تير اخر خود را به سمت محرم و عاشورا و اربعينِ سيدالشهدا(ع) شليك كرد .
ميدوني اين شايعات ازكجا شكل گرفت؟ ميدوني سازمان مجاهدين كيان ؟شايد نسل ما از اتفاقاي هولناك دهه شصت شان باخبرنبود امااگربه پدرومادرانمون رجوع كنيم خوب بمون ميگن كه دستشون به خون هزاران هزار ايراني الوده بود،ميدوني شكنجه با اتوي داغ توسط مجاهدين يعني چي؟ميدوني جنين زنده از شكم مادر دروردن و كشتنش يعني چي؟ ميدوني وهابيت كيا هستن؟
با شكست خوردن سناريوي خبركذب انتقال اب ايران به عراق روزنامه سعودي _وهابي الشرق الاوسط عراقي ها هارو هدف ميگيره و ايراني ها را متهم به مسائل ناموسي در عراق ميكنه در همان روز و همان ساعت روزنامه نفوذي شرق در ايران با انتشار خبري عراقي هارو متهم به مسائل ج*ن*س*ي ميكنه .ايا ماازكشورهاي ديگر زائر نداريم؟ايا از تركيه و اذربايجان و پاكستان و هند وچين و ژاپن و صدها كشور ديگه گردشگر نداريم؟ چرا عراق را سيبل هدف كردن؟ سريعا مهره هاي داخلي و عوامل نفوذي و سلبريتي ها و اكانت هاي اينستاگرامي و توييتري دشمنان اسلام و تشيع و انقلاب به خط ميشوند تا تير اخر رهبران خود را به سيبل بزنند، اما اي دل غافل كه اين سيبل هدفش كسي بود كه عالم و ادم و جن و انس، زمين و زمان ،دريا و اسمان و وحوش بيايان در عزاي او گريستن و سالهاي زياديه كه بزرگترين اجتماع تاريخ بشريت به بهانه حسين بن علي شكل ميگيره ،بايد ازين اتحاد شيعيان بترسن بايد از عاشورا و اربعين حسين بترسند، بايد از حماسه نه دي هاي ما بترسن.اما يادشان رفت ايران اسلامي ازشيعه و سني گرفته تا كليمي و ارمني براي سيدوسالارشهيدان دشت نينوا چه احترامي قائلن و هزاران جوان از هر قشر و نژادي و باهر سر وتيپي دعوت اباعبدالله(ع) را لبيك ميگن و به لشگر ميليون نفري عزاداران سيدالشهدا در سراسر دنيا ميپيوندند،يادشان رفت عمروعاص هايشان حريف مختار ها،كيان هاو عمارهاي متخصص و متعهد اين اب و خاك نميشوند ،
همگي ما يك دست و يك صدا با انتشار اين پست درفضاي مجازي و با هشتگ طوفاني
#سلام_بر_محرم
#سلام_بر_حسين
به استقبال محرم ميرويم.
@armin_rad021
#حضرت_عشق_حسین
Read more
... به تعداد نفوس خلق اگر سوی خدا راه است همان قدر انتخاب راه دشوار است و دلخواه است قلندرها و درویشان ...
Media Removed
... به تعداد نفوس خلق اگر سوی خدا راه است همان قدر انتخاب راه دشوار است و دلخواه است قلندرها و درویشان و حق گویان و عیّاران! من از راهی خبر دارم که ذکرش قل هوالله است ندارم آرزویی جز « مقام » عشق ورزیدن که از دل آخرین حبّی که بیرون می شود، جاه است خدایا عشق ما را می کشد یا زنده می سازد هوای وصل، ... ...
به تعداد نفوس خلق اگر سوی خدا راه است
همان قدر انتخاب راه دشوار است و دلخواه است

قلندرها و درویشان و حق گویان و عیّاران!
من از راهی خبر دارم که ذکرش قل هوالله است

ندارم آرزویی جز « مقام » عشق ورزیدن
که از دل آخرین حبّی که بیرون می شود، جاه است

خدایا عشق ما را می کشد یا زنده می سازد
هوای وصل، هر دم چون نفس، جانبخش و جانکاه است

سکوتی سایه افکنده است همچون ابر بر صحرا
شب آرام است و نخلستان پر از تنهایی ماه است

کسی با چاه راز رنج خود را باز می گوید
چه تسبیحی است این؟! آه است، این آه است، این آه است

نمی خوانم خدایش گرچه از اوصاف او پیداست
که هم بر عیب ستّار است، هم بر غیب آگاه است

به سویش بس که مردم چون گدا دست طلب دارند
جوانمردان بسیاری گمان دارند او شاه است

به « سلطان جهان »، « شاه عرب » گفتند و عیب نیست
به هر تقدیر دست لفظ، از توصیف کوتاه است

#فاضل_نظری / @fazelnazarii
#کتاب / #صراط_المستقیم
Read more
#فريدون_مشيرى #كوچه #بی تو ، مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم شدم آن عاشق دیوانه که بودم ! در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید باغ صد خاطره خندید عطر صد خاطره پیچید یادم آید که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته ... #فريدون_مشيرى #كوچه #بی تو ، مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق دیوانه که بودم !

در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید
باغ صد خاطره خندید
عطر صد خاطره پیچید

یادم آید که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم
پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم

ساعتی بر لب آن جوی نشستیم
تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت
من همه محو تماشای نگاهت
آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشه ماه فرو ریخته در آب
شاخه ها دست برآورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ

یادم آید : تو بمن گفتی :
ازین عشق حذر کن !
لحظه ای چند بر این آب نظر کن
آب ، آئینة عشق گذران است
تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است
باش فردا ، که دلت با دگران است
تا فراموش کنی ، چندی ازین شهر سفر کن !

با تو گفتنم :
حذر از عشق ؟
ندانم
سفر از پیش تو ؟
هرگز نتوانم
روز اول که دل من به تمنای تو پَر زد
چون کبوتر لب بام تو نشستم
تو بمن سنگ زدی ، من نه رمیدم ، نه گسستم
باز گفتم که : تو صیادی و من آهوی دشتم
تا به دام تو درافتم ، همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم
سفر از پیش تو هرگز نتوانم ، نتوانم … !

اشکی از شاخه فرو ریخت
مرغ شب نالة تلخی زد و بگریخت !
اشک در چشم تو لرزید
ماه بر عشق تو خندید

یادم آید که دگر از تو جوابی نشنیدم
پای در دامن اندوه کشیدم
نگسستم ، نرمیدم

رفت در ظلمت غم ، آن شب و شبهای دگر هم
نه گرفتی دگر از عاشق آزده خبر هم
نه کنی دیگر از آن کوچه گذر هم !
بی تو ، اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم
فریدون مشیری
Read more
بی تو ، مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم شوق دیدار تو لبریز شد از جام ...
Media Removed
بی تو ، مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم شدم آن عاشق دیوانه که بودم ! در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید باغ صد خاطره خندید عطر صد خاطره پیچید یادم آید که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم ساعتی ... بی تو ، مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق دیوانه که بودم !

در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید
باغ صد خاطره خندید
عطر صد خاطره پیچید

یادم آید که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم
پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم

ساعتی بر لب آن جوی نشستیم
تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت
من همه محو تماشای نگاهت
آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشه ماه فرو ریخته در آب
شاخه ها دست برآورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ

یادم آید : تو بمن گفتی :
ازین عشق حذر کن !
لحظه ای چند بر این آب نظر کن
آب ، آئینة عشق گذران است
تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است
باش فردا ، که دلت با دگران است
تا فراموش کنی ، چندی ازین شهر سفر کن !

با تو گفتنم :
حذر از عشق ؟
ندانم
سفر از پیش تو ؟
هرگز نتوانم
روز اول که دل من به تمنای تو پَر زد
چون کبوتر لب بام تو نشستم
تو بمن سنگ زدی ، من نه رمیدم ، نه گسستم
باز گفتم که : تو صیادی و من آهوی دشتم
تا به دام تو درافتم ، همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم
سفر از پیش تو هرگز نتوانم ، نتوانم … !

اشکی از شاخه فرو ریخت
مرغ شب نالة تلخی زد و بگریخت !
اشک در چشم تو لرزید
ماه بر عشق تو خندید

یادم آید که دگر از تو جوابی نشنیدم
پای در دامن اندوه کشیدم
نگسستم ، نرمیدم

رفت در ظلمت غم ، آن شب و شبهای دگر هم
نه گرفتی دگر از عاشق آزده خبر هم
نه کنی دیگر از آن کوچه گذر هم !
بی تو ، اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم
فریدون مشیری
Read more
بی تو ، مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم شوق دیدار تو لبریز شد از جام ...
Media Removed
بی تو ، مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم شدم آن عاشق دیوانه که بودم ! در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید باغ صد خاطره خندید عطر صد خاطره پیچید یادم آید که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم ساعتی ... بی تو ، مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق دیوانه که بودم !

در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید
باغ صد خاطره خندید
عطر صد خاطره پیچید

یادم آید که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم
پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم

ساعتی بر لب آن جوی نشستیم
تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت
من همه محو تماشای نگاهت
آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشه ماه فرو ریخته در آب
شاخه ها دست برآورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ

یادم آید : تو بمن گفتی :
ازین عشق حذر کن !
لحظه ای چند بر این آب نظر کن
آب ، آئینة عشق گذران است
تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است
باش فردا ، که دلت با دگران است
تا فراموش کنی ، چندی ازین شهر سفر کن !

با تو گفتنم :
حذر از عشق ؟
ندانم
سفر از پیش تو ؟
هرگز نتوانم
روز اول که دل من به تمنای تو پَر زد
چون کبوتر لب بام تو نشستم
تو بمن سنگ زدی ، من نه رمیدم ، نه گسستم
باز گفتم که : تو صیادی و من آهوی دشتم
تا به دام تو درافتم ، همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم
سفر از پیش تو هرگز نتوانم ، نتوانم … !

اشکی از شاخه فرو ریخت
مرغ شب نالة تلخی زد و بگریخت !
اشک در چشم تو لرزید
ماه بر عشق تو خندید

یادم آید که دگر از تو جوابی نشنیدم
پای در دامن اندوه کشیدم
نگسستم ، نرمیدم

رفت در ظلمت غم ، آن شب و شبهای دگر هم
نه گرفتی دگر از عاشق آزده خبر هم
نه کنی دیگر از آن کوچه گذر هم !
بی تو ، اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم
فریدون مشیری
Read more
بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن کوچه گذشتم، همه تن چشم شدم، خیره به دنبال تو گشتم، شوق دیدار تو لبریز شد ...
Media Removed
بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن کوچه گذشتم، همه تن چشم شدم، خیره به دنبال تو گشتم، شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم، شدم آن عاشق دیوانه که بودم. در نهانخانه جانم، گل یاد تو، درخشید باغ صد خاطره خندید، عطر صد خاطره پیچید: آسمان صاف و شب آرام بخت خندان و زمان رام خوشه ی ماه فرو ریخته در آب شاخه‌ها ... بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن کوچه گذشتم،
همه تن چشم شدم، خیره به دنبال تو گشتم،
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم،
شدم آن عاشق دیوانه که بودم.

در نهانخانه جانم، گل یاد تو، درخشید
باغ صد خاطره خندید،
عطر صد خاطره پیچید:

آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشه ی ماه فرو ریخته در آب
شاخه‌ها دست برآورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ

یادم آید، تو به من گفتی:
از این عشق حذر کن!
لحظه‌ای چند بر این آب نظر کن،
آب، آیینi عشق گذران است،
تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است،
باش فردا، که دلت با دگران است!
تا فراموش کنی، چندی از این شهر سفر کن!

با تو گفتم:‌ حذر از عشق!؟ ندانم!
سفر از پیش تو؟ هرگز نتوانم،
نتوانم!

روز اول، که دل من به تمنای تو پر زد،
چون کبوتر، لب بام تو نشستم
تو به من سنگ زدی، من نه رمیدم، نه گسستم،

باز گفتم که : تو صیادی و من آهوی دشتم
تا به دام تو در افتم همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم، نتوانم!

اشکی از شاخه فرو ریخت
مرغ شب، ناله ی تلخی زد و بگریخت

اشک در چشم تو لرزید،
ماه بر عشق تو خندید!

یادم آید که : دگر از تو جوابی نشنیدم
پای در دامن اندوه کشیدم.
نگسستم، نرمیدم.

رفت در ظلمت غم، آن شب و شب‌های دگر هم،
نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم،
نه کنی دیگر از آن کوچه گذر هم

بی تو، اما، به چه حالی من از آن کوچه گذشتم!
Read more
■ از تو می پرسم روز یا شب ؟ نه  ای دوست غروبیست ابدی با عبور دو کبوتر در باد چون دو تابوت سپید و ...
Media Removed
■ از تو می پرسم روز یا شب ؟ نه  ای دوست غروبیست ابدی با عبور دو کبوتر در باد چون دو تابوت سپید و صداهائی از دور  از آن دشت غریب بی ثبات و سرگردان همچون حرکت باد سخنی باید گفت سخنی باید گفت دل من میخواهد با ظلمت جفت شود سخنی باید گفت چه فراموشی سنگینی سیبی از شاخه فرومیافتد دانه ...
از تو می پرسم روز یا شب ؟

نه  ای دوست غروبیست ابدی

با عبور دو کبوتر در باد

چون دو تابوت سپید

و صداهائی از دور  از آن دشت غریب

بی ثبات و سرگردان همچون حرکت باد

سخنی باید گفت

سخنی باید گفت

دل من میخواهد با ظلمت جفت شود

سخنی باید گفت

چه فراموشی سنگینی

سیبی از شاخه فرومیافتد

دانه های زرد تخم کتان

زیر منقار قناری های عاشق من میشکنند

گل باقلا ، اعصاب کبودش را در سکر نسیم

میسپارد به رها گشتن از دلهرهء گنگ دگرگونی

آه…

در سر من چیزی نیست بجز چرخش ذرات غلیظ سرخ

و نگاهم

مثل یک حرف دروغ

شرمگینست و فرو افتاده – من به یک ماه می اندیشم – من به حرفی در شعر – من به یک چشمه میاندیشم – من به وهمی در خاک – من به بوی غنی گندمزار – من به افسانهء نان – من به معصومیت بازی ها

و به آن کوچه ی باریک دراز

که پر از عطر درختان اقاقی بود

من به بیداری تلخی که پس ازبازی

و به بهتی که پس از کوچه

و به خالی طویلی که پس از عطر اقاقی ها – قهرمانیها ؟ -آه ، اسب ها پیرند – عشق؟ – تنهاست و از پنجره ای کوتاه

به بیابان های بی مجنون مینگرد

به گذرگاهی با خاطره ای مغشوش

از خرامیدن اقی نازک در خلخال – آرزوها ؟ -خود را میبازند

در هماهنگی بیرحم هزاران در – بسته ؟ – آری ، پیوسته بسته ، بسته – خسته خواهی شد – من به یک خانه میاندیشم

فروغِ بی غروبِ شعر ایران #فروغ_فرخزاد
Read more
. بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن كوچه گذشتم، همه تن چشم شدم، خیره به دنبال تو گشتم، شوق دیدار تو لبریز ...
Media Removed
. بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن كوچه گذشتم، همه تن چشم شدم، خیره به دنبال تو گشتم، شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم، شدم آن عاشق دیوانه كه بودم. در نهانخانۀ جانم، گل یاد تو، درخشید باغ صد خاطره خندید، عطر صد خاطره پیچید: یادم آمد كه شبی باهم از آن كوچه گذشتیم پر گشودیم و در آن خلوت دل‌خواسته ... .
بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن كوچه گذشتم،

همه تن چشم شدم، خیره به دنبال تو گشتم،

شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم،

شدم آن عاشق دیوانه كه بودم.

در نهانخانۀ جانم، گل یاد تو، درخشید

باغ صد خاطره خندید،

عطر صد خاطره پیچید:

یادم آمد كه شبی باهم از آن كوچه گذشتیم

پر گشودیم و در آن خلوت دل‌خواسته گشتیم

ساعتی بر لب آن جوی نشستیم.

تو، همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت.

من همه، محو تماشای نگاهت.

آسمان صاف و شب آرام

بخت خندان و زمان رام

خوشۀ ماه فروریخته در آب

شاخه‌ها  دست برآورده به مهتاب

شب و صحرا و گل و سنگ

همه دل داده به آواز شباهنگ

یادم آید، تو به من گفتی:

ـ «از این عشق حذر كن!

لحظه‌ای چند بر این آب نظر كن،

آب، آیینۀ عشق گذران است،

تو كه امروز نگاهت به نگاهی نگران است،

باش فردا، كه دلت با دگران است!

تا فراموش كنی، چندی از این شهر سفر كن!» با تو گفتم:‌ «حذر از عشق!؟ - ندانم

سفر از پیش تو؟ هرگز نتوانم،

نتوانم!

روز اول، كه دل من به تمنای تو پر زد،

چون كبوتر، لب بام تو نشستم

تو به من سنگ زدی، من نه رمیدم، نه گسستم . . .» باز گفتم كه : «تو صیادی و من آهوی دشتم

تا به دام تو درافتم همه جا گشتم و گشتم

حذر از عشق ندانم، نتوانم!» اشكی از شاخه فرو ریخت

مرغ شب، نالۀ تلخی زد و بگریخت . . .

اشک در چشم تو لرزید،

ماه بر عشق تو خندید!

یادم آید كه: دگر از تو جوابی نشنیدم

پای در دامن اندوه كشیدم.

نگسستم، نرمیدم.

رفت در ظلمت غم، آن شب و شب‌های دگر هم،

نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم،

نه کُنی دیگر از آن كوچه گذر هم . . .

بی تو، اما، به چه حالی من از آن كوچه گذشتم! .
.
.
.
"فریدون مشیری"
Read more
بی تو مهتاب شبی باز از ان کوچه گذشتم. همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم. شوق دیدارتو لبریز شد از جام ...
Media Removed
بی تو مهتاب شبی باز از ان کوچه گذشتم. همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم. شوق دیدارتو لبریز شد از جام وجودم. شدم ان عاشق دیوانه که بودم. در نهان خانه ی جانم گل یادتو درخشید. باغ صد خاطره خندید،عطر صد خاطره پیچید. یادم امد که شبی باهم از ان کوچه گذشتیم. پرگشودیم و دران خلوت دلخواسته گشتیم. ساعتی ... بی تو مهتاب شبی باز از ان کوچه گذشتم.
همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم.
شوق دیدارتو لبریز شد از جام وجودم.
شدم ان عاشق دیوانه که بودم. در نهان خانه ی جانم گل یادتو درخشید. باغ صد خاطره خندید،عطر صد خاطره پیچید. یادم امد که شبی باهم از ان کوچه گذشتیم. پرگشودیم و دران خلوت دلخواسته گشتیم.
ساعتی بر لب ان جوی نشستیم.

تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت.
من همه محو تماشای نگاهت.

اسمان صاف و شب ارام.
بخت خندان وزمان رام.
خوشه ی ماه فرو ریخته در اب.
شاخه ها دست براوره به مهتاب.
شب وصحرا وگل وسنگ
همه دل داده به اواز شباهنگ

یادم اید،تو به من گفتی:
از این عشق حذر کن!
لحظه ای چند براین اب نظر کن.
اب ایینه عشق گذران است.
توکه امروز نگاهت به نگاهی نگران است.
باش فردا،که دلت بادگران است!
تا فراموش کنی.چندی از این شهرسفرکن!

باتو گفتم:"حذر از عشق!؟ندانم.
سفر از پیش تو؟هرگز نتوانم....نتوانم.

روز اول که دل من به تمنای تو پر زد.
چون کبوتر لب بام تو نشستم
توبه من سنگ زدی،من نه رمیدم ،نه گسستم..." باز گفتم :"که صیادی و من اهوی دشتم.
تابه دام تو درافتم همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم ،نتوانم!" اشکی از شاخه فرو ریخت.
مرغ شب ناله ی تلخی زد وبگریخت... اشک در چشم تو لرزید.
ماه برعشق تو خندید.! یادم ایدکه:دگر از تو جوابی نشنیدم.
پای در دامن اندوه کشیدم.
نگسستم ،نه رمیدم.
*
رفت در ظلمت غم ،ان شب و شب های دگر هم.
نگرفتی دگر از عاشق ازرده خبر هم.
نکنی دیگر از ان کوچه گذر هم... بی تو ،اما ، به چه حالی من از ان کوچه گذشتم! (شعر کوچه_از فریدون مشیری)
#love #street #alone #loveher #crying #night #perfec #music #melody #like4like #likesforlikes #followforfollow #follow4follow #sad
#اشک #گریه #کوچه #فریدون_مشیری #فریدون #مشیری #بزن #شب #شب_مهتابی #دلتنگی #عشق #زن #مرد
Read more
... بسم‌رب‌الشهداء . 【شَرْطِ‌عٰاشِقۍ‌جُنُوݩ‌اسْت،مٰا‌ڪِہ‌مٰانْدِيٖم‌مَجْنُوݩ‌نَبُودِيٖم】 . #شهید_رشید #شهیدابراهیم‌رشید #شهید_ابراهیم_رشید #شهید_محمدابراهیم_رشیدی . #مراسم ...
Media Removed
... بسم‌رب‌الشهداء . 【شَرْطِ‌عٰاشِقۍ‌جُنُوݩ‌اسْت،مٰا‌ڪِہ‌مٰانْدِيٖم‌مَجْنُوݩ‌نَبُودِيٖم】 . #شهید_رشید #شهیدابراهیم‌رشید #شهید_ابراهیم_رشید #شهید_محمدابراهیم_رشیدی . #مراسم وداع: سه‌شنبه ۱۲ تیر ماه #ستاد_معراج_شهدا #دلم_یجوریه_ولی_پر_از_صبوریه #چقدر_شهید_دارن_میارن_از_تو_سوریه . #مدافعان ... ...
بسم‌رب‌الشهداء .
【شَرْطِ‌عٰاشِقۍ‌جُنُوݩ‌اسْت،مٰا‌ڪِہ‌مٰانْدِيٖم‌مَجْنُوݩ‌نَبُودِيٖم】
.
#شهید_رشید
#شهیدابراهیم‌رشید
#شهید_ابراهیم_رشید
#شهید_محمدابراهیم_رشیدی
.
#مراسم وداع:
سه‌شنبه ۱۲ تیر ماه
#ستاد_معراج_شهدا

#دلم_یجوریه_ولی_پر_از_صبوریه
#چقدر_شهید_دارن_میارن_از_تو_سوریه
.
#مدافعان #مدافع_حرم #مدافعان_حرم
#مدافعین_حرم #شهیدان_مدافع_حرم
#شهید_مدافع_حرم #شهید #شهدا
#مدافعان_حرم_حضرت_زینب #حرم
#حرم_حضرت_زینب #حضرت_زینب
#یگان_ویژه_فاتحین #یگان_فاطمیون
...
#اللهم‌اعطنا #اللهم_ارزقنا
#اللهم_ارزقنا_توفیق_الشهاده_فی_سبیلک
.
#طرحی_از_عشق_به_سر_دارم_و_میاندازم
#روزی_آن_را_به_بلندای_سفید_کفنم
...
بیمار خنده های توام بیشتر بخند...
Read more
Loading...
Load More
Loading...