Loading Content...

غمگین که و بر

Loading...


Unique profiles
96
Most used tags
Total likes
0
Top locations
حرم امام رضا علیه السلام, Imam Husayn Shrine, Qom, Iran
Average media age
874.3 days
to ratio
5.3
(ا) الا یا ایها الاول به نامت ابتدا کردم (ب) برای عاشقی کردن به نامت اقتدا کردم (پ) پشیمانم پریشانم ...
Media Removed
(ا) الا یا ایها الاول به نامت ابتدا کردم (ب) برای عاشقی کردن به نامت اقتدا کردم (پ) پشیمانم پریشانم که بر خالق جفا کردم (ت) توکل بر شما کردم بسویت التجا کردم (ث) ثنا کردم دعا کردم صفا کردم (ج) جوانی را خطا کردم زمهرت امتناع کردم (چ) چرایش را نمیدانم ببخشا که خطا کردم (ح) حصارم شد گناهانی که آنجا در خفا ... (ا) الا یا ایها الاول به نامت ابتدا کردم (ب) برای عاشقی کردن به نامت اقتدا کردم (پ) پشیمانم پریشانم که بر خالق جفا کردم (ت) توکل بر شما کردم بسویت التجا کردم (ث) ثنا کردم دعا کردم صفا کردم (ج) جوانی را خطا کردم زمهرت امتناع کردم (چ) چرایش را نمیدانم ببخشا که خطا کردم (ح) حصارم شد گناهانی که آنجا در خفا کردم (خ) خداوندا تو میدانی سر غفلت چه ها کردم (د) دلم پر مهر تو اما چه بی پروا گناه کردم (ذ) ذلالم داده ای اکنون که بر تو اقتدا کردم (ر) رهت گم کرده بودم من که گفتم اشتباه کردم (ز) زبانم قاصر از مدح و کمی با حق صفا کردم (ژ) ژنم را از غزل دادی ژنم را مبتلا کردم (س) سرم شوریده میخواهی سرم از تن جدا کردم (ش) شدی شافی برای دل تقاضای شفا کردم (ص) صدا کردی که ادعونی خدایا من صدا کردم (ض) ضعیف و ناتوانم من به در گاهت ندا کردم (ط) طلسم از دل شکستم من که جادو بی بها کردم (ظ) ظلمت نفس اماره که شکوه بر صبا کردم (ع) علیمی عالمی بر من ببخشا که خطا کردم (غ) غمی غمگین به دل دارم که نجوا با خدا کردم (ف) فقیرم بر سر کویت غنی را من صدا کردم (ق) قلم را من به قرآن کریمت مقتدا کردم (ک) کتابت ساقی دلها قرائت والضحی کردم (گ) گرم از درگهت رانی نمی رنجدم خطا کردم (ل) لبم خاموش و دل را با تکاثر آشنا کردم (م) مرا سوی خود آوردی از این رو من صفا کردم (ن) نرانی از درمیخانه ات یا رب که ساقی راصدا کردم (و) ولی را من محمد دانم محمد را مقتدا کردم (ه) همین شعرم به درگاهت قبول افتد دلم را مبتلا کردم (ی) یکی عبد گنهکارم اگرعفوم کنی یارب غزل را انتها کردم
Read more
Loading...
امروز پنج شنبه آخر سال بود <span class="emoji emoji1f62d"></span><span class="emoji emoji1f62d"></span><span class="emoji emoji1f62d"></span> باز قصه تکراری من و غربت و دلتنگی <span class="emoji emoji1f622"></span><span class="emoji emoji1f622"></span> قصه رفتن ها قصه ای دلگیر و تکراری است ...
Media Removed
امروز پنج شنبه آخر سال بود باز قصه تکراری من و غربت و دلتنگی قصه رفتن ها قصه ای دلگیر و تکراری است ، قصه دلتنگی است ، قصه نبودن ها... فعل رفتن است و هر رفتنی دلت را بی تاب می کند و اشکهایت را بر پهنای صورت می نشاند... گریه ات هق هق می شود و ناله و شیون بی اختیارت می کند... نمی دانی به که گله کنی و نمی توانی ... امروز پنج شنبه آخر سال بود 😭😭😭 باز قصه تکراری من و غربت و دلتنگی 😢😢
قصه رفتن ها قصه ای دلگیر و تکراری است ، قصه دلتنگی است ، قصه نبودن ها...
فعل رفتن است و هر رفتنی دلت را بی تاب می کند و اشکهایت را بر پهنای صورت می نشاند...
گریه ات هق هق می شود و ناله و شیون بی اختیارت می کند...
نمی دانی به که گله کنی و نمی توانی هستی را مقصر بدانی...
فقط گریه آرامت می کند ، وقتی حتی نمی توانی از خداوند هم گله کنی...
این هستی است که تو را ورق می زند و تنها اوست که در اوج دلگیری صدایش می کنی ، وقتی غمگینی ، وقتی هیچ مرحمی نیست بر دل شکسته ات از نبودن آنکه دوستنش داری ، به او پناه می بری ...
آری زندگی قصه یکی بود و یکی نبود است... قصه حکمت خدا و رحمت بی پایانش...
زندگی انگار برایت تمام می شود وقتی دلتنگ عزیز خفته در خاکت می شوی ، انگار جاده زندگی ات به بن بست
می رسد وقتی مادرت را می خواهی و صدایش می کنی اما جوابی نمی شنوی...
بی قرار می شوی و خودت را به خاکی می غلتانی که عزیزت را به آغوش کشیده است و هزار بار می پرسی چگونه دلش آمده تا تن عزیزت را بپوشاند....
چشمای پر التهابت به آسمان خیره می ماند و هیچ صدایی نیست تا سکوت تو و قلبت را بشکند و باز هق هق راه نفست را می گیرد.... باز هم آمده ، همان پنجشنبه ای که وعده دیدار با خفتگان در خاک است...
سنبل و بنفشه بردار و راهی شو، راهی دیار آنهایی که دوستشان داری و اینک نیستند تا در آغوششان بگیری...
میدانم چقدر دلگیری ، چقدر بی تابی و غمگین....نمیدانی از آمدن بهار شادی یا از نبودنها دلگیر...
امروز را مهمان آرامستان هستی، آرامستانی که پر شده از ” حمد و سوره ” هایی که بر زبان می رانیم ، پر است از حسرت هایی که برای نبودن عزیزی کشیده می شود و به حرمت حکمت خداوند با گفتن ” هر چه حکمت اوست”
فرو می نشیند... می گویند در پنجشنبه آخر سال ، خفتگان ابدی در خاک بوی آرد تفت داده ، گلاب و زعفران را
حس می کنند و چشم به راه می مانند تا به دیدار خانه از جنس خاک و سنگشان بروی ...
آخرین پنجشبه سال, دلت برای مادرت تنگ می شود ، برای عزیزی که از دست دادی ؟! حق داری دل تنگ باشی !
حق داری دل تنگی ات را با اشکی از چهره فرو بنشانی و خودت را به قدرت وصف نشدنی ” رویا ” بسپاری
پس به یاد همه خاطراتت با اویی که امسال عید در کنارت نیست لبخند بزن....
امروز تنها کاری که از دستم برآمد پختن حلوا و فاتحه دادن بود باشد که روح عزیز سفر کرده ام در آرامش قرار گیرد 🙏🙏🙏 روح همه اسیران خاک شاد و یادشان گرامی باد 🌹🌹🌼🌹
Read more
 #خدا افلاطون را گفتند: چرا هرگز غمگین نمیشوی؟ گفت دل بر آنچه نمی ماند نمی بندم. فردا یک راز است; ...
Media Removed
#خدا افلاطون را گفتند: چرا هرگز غمگین نمیشوی؟ گفت دل بر آنچه نمی ماند نمی بندم. فردا یک راز است; نگرانش نباش. دیروز یک خاطره بود; حسرتش را نخور و امروز یک هدیه است; قدرش را بدان و از تک تک لحظه هایت لذت ببر. از فشار زندگي نترسيد به ياد داشته باشيد که فشار توده زغال سنگ را به الماس تبديل ميکنه.. نگران ... #خدا

افلاطون را گفتند:
چرا هرگز غمگین نمیشوی؟
گفت دل بر آنچه نمی ماند نمی بندم.
فردا یک راز است; نگرانش نباش.
دیروز یک خاطره بود; حسرتش را نخور
و امروز یک هدیه است; قدرش را بدان و از تک تک لحظه هایت لذت ببر.

از فشار زندگي نترسيد به ياد داشته باشيد که فشار توده زغال سنگ را به الماس تبديل ميکنه..
نگران فردايت نباش خدای ديروز و امروز خداى فردا هم هست...
ما اولين بار است كه بندگي ميكنيم. ولى او قرنهاست که خدايى ميكند پس به خدايى او اعتماد كن و فردا و فرداها را به او بسپار.

#سلاله_زهرا
#گرگان
#شیر_آباد
#خان_ببین
#اردیبهشت۹۷

#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد
#التماس_دعا
Read more
‌‌ <span class="emoji emoji1f530"></span>پاسخ رهبر انقلاب اسلامی به نامه رئیس دفتر سیاسی جنبش مقاومت اسلامی فلسطین(حماس) <span class="emoji emoji1f53b"></span>حضرت آیت‌الله ...
Media Removed
‌‌ پاسخ رهبر انقلاب اسلامی به نامه رئیس دفتر سیاسی جنبش مقاومت اسلامی فلسطین(حماس) حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در پاسخ به نامه چندی قبل آقای اسماعیل هنیه رئیس دفتر سیاسی جنبش مقاومت اسلامی فلسطین (حماس)، با تأکید بر مواضع همیشگی جمهوری اسلامی در حمایت کامل از فلسطین و مجاهدان آن، علاج مسأله فلسطین ... ‌‌
🔰پاسخ رهبر انقلاب اسلامی به نامه رئیس دفتر سیاسی جنبش مقاومت اسلامی فلسطین(حماس) 🔻حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در پاسخ به نامه چندی قبل آقای اسماعیل هنیه رئیس دفتر سیاسی جنبش مقاومت اسلامی فلسطین (حماس)، با تأکید بر مواضع همیشگی جمهوری اسلامی در حمایت کامل از فلسطین و مجاهدان آن، علاج مسأله فلسطین را تقویت جناح مبارز و مقاوم در دنیای اسلام و تشدید مبارزه با رژیم غاصب و پشتیبانان آن دانستند و تأکید کردند: حرکت به سمت مذاکره با رژیم فریبکار و دروغگو و غاصب، خطای نابخشودنی بزرگی است که پیروزی ملت فلسطین را به عقب می‌اندازد و جز خسران عاید آن ملت ستم‌کشیده نمیکند.
📝متن کامل نامه رهبر انقلاب اسلامی به این شرح است:
🔻بسم الله الرحمن الرحیم
🔹والحمد لله رب العالمین و الصلاة و السلام علی سیدنا الرسول الاعظم الامین و علی آله الطاهرین و صحبه المنتجبین و من تبعهم باحسان الی یوم الدین. 🔹برادر مجاهد عزیز آقای دکتر اسماعیل هنیة دامت توفیقاته
نامه را با این کلام نورانی خداوند آغاز میکنم که گوئی همین امروز خطاب به شما و ما نازل شده است: «وَ لا تَهِنُوا فِی ابتِغاءِ الْقَومِ اِنْ تَکُونُوا تَأْلَمُونَ فَاِنَّهُمْ یأْلَمُونَ کَما تَأْلَمُونَ وَ تَرْجُونَ مِنَ اللّه‌ِ ما لا یَرجُونَ و کانَ اللهُ عَلیماً حَکیماً» ای علیماً بانتصارکم و غلبتکم علیهم باذن الله، و حکیماً فی نهیکم عن الوهن و التّوانی فی هذا الطریق.
🔹در روزهائی که شدت یافتن ظلم و قساوت دشمن صهیونیست در غزه، دلبستگان به مسأله‌ی فلسطین را غمگین و خشمگین ساخته، لازم میدانم بار دیگر بر مواضع همیشگی جمهوری اسلامی در این مسأله‌ی مهم که در صدر مسائل امت اسلامی است تأکید کنم.
🔹بیشک #مبارزه و #مقاومت تنها راه نجات فلسطین مظلوم و تنها نسخه‌ی شفابخش جراحات وارد بر پیکر آن ملت شجاع و سرافراز است.
🔹جنابعالی در نامه‌ی محبت‌آمیز خود برخی از چالشهای بزرگ امت اسلامی را مطرح کرده و به خیانت و نفاق برخی از کشورهای عرب این منطقه و نقشه‌های خباثت‌آمیز آنان در تبعیت از شیطان بزرگ (آمریکا) اشاره نموده و نیز از مجاهدان فلسطینی به‌عنوان مبارزان خط مقدم در برابر فشار و ظلم و جنایت دشمن یاد کرده‌اید.
🔹آنچه در این باره نوشته‌اید حقیقت محض و مورد تأیید ما است. ما خود را موظف به حمایت از شما از هر نوع آن میدانیم.
🔹این وظیفه‌ئی دینی و نیز فریضه‌ئی انسانی و فراتر از حوادث و تحولات سیاسی است و ان‌شاءالله همچون گذشته به این وظیفه عمل خواهیم کرد.
🔹دولتها و ملتهای مسلمان و جریانات اسلامی همگی مخاطب و موظف به این وظیفه‌ی بزرگند.
Read more
‌‌ <span class="emoji emoji1f530"></span>پاسخ رهبر انقلاب اسلامی به نامه رئیس دفتر سیاسی جنبش مقاومت اسلامی فلسطین(حماس) <span class="emoji emoji1f53b"></span>حضرت آیت‌الله ...
Media Removed
‌‌ پاسخ رهبر انقلاب اسلامی به نامه رئیس دفتر سیاسی جنبش مقاومت اسلامی فلسطین(حماس) حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در پاسخ به نامه چندی قبل آقای اسماعیل هنیه رئیس دفتر سیاسی جنبش مقاومت اسلامی فلسطین (حماس)، با تأکید بر مواضع همیشگی جمهوری اسلامی در حمایت کامل از فلسطین و مجاهدان آن، علاج مسأله فلسطین ... ‌‌
🔰پاسخ رهبر انقلاب اسلامی به نامه رئیس دفتر سیاسی جنبش مقاومت اسلامی فلسطین(حماس) 🔻حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در پاسخ به نامه چندی قبل آقای اسماعیل هنیه رئیس دفتر سیاسی جنبش مقاومت اسلامی فلسطین (حماس)، با تأکید بر مواضع همیشگی جمهوری اسلامی در حمایت کامل از فلسطین و مجاهدان آن، علاج مسأله فلسطین را تقویت جناح مبارز و مقاوم در دنیای اسلام و تشدید مبارزه با رژیم غاصب و پشتیبانان آن دانستند و تأکید کردند: حرکت به سمت مذاکره با رژیم فریبکار و دروغگو و غاصب، خطای نابخشودنی بزرگی است که پیروزی ملت فلسطین را به عقب می‌اندازد و جز خسران عاید آن ملت ستم‌کشیده نمیکند.
📝متن کامل نامه رهبر انقلاب اسلامی به این شرح است:
🔻بسم الله الرحمن الرحیم
🔹والحمد لله رب العالمین و الصلاة و السلام علی سیدنا الرسول الاعظم الامین و علی آله الطاهرین و صحبه المنتجبین و من تبعهم باحسان الی یوم الدین. 🔹برادر مجاهد عزیز آقای دکتر اسماعیل هنیة دامت توفیقاته
نامه را با این کلام نورانی خداوند آغاز میکنم که گوئی همین امروز خطاب به شما و ما نازل شده است: «وَ لا تَهِنُوا فِی ابتِغاءِ الْقَومِ اِنْ تَکُونُوا تَأْلَمُونَ فَاِنَّهُمْ یأْلَمُونَ کَما تَأْلَمُونَ وَ تَرْجُونَ مِنَ اللّه‌ِ ما لا یَرجُونَ و کانَ اللهُ عَلیماً حَکیماً» ای علیماً بانتصارکم و غلبتکم علیهم باذن الله، و حکیماً فی نهیکم عن الوهن و التّوانی فی هذا الطریق.
🔹در روزهائی که شدت یافتن ظلم و قساوت دشمن صهیونیست در غزه، دلبستگان به مسأله‌ی فلسطین را غمگین و خشمگین ساخته، لازم میدانم بار دیگر بر مواضع همیشگی جمهوری اسلامی در این مسأله‌ی مهم که در صدر مسائل امت اسلامی است تأکید کنم.
🔹بیشک #مبارزه و #مقاومت تنها راه نجات فلسطین مظلوم و تنها نسخه‌ی شفابخش جراحات وارد بر پیکر آن ملت شجاع و سرافراز است.
🔹جنابعالی در نامه‌ی محبت‌آمیز خود برخی از چالشهای بزرگ امت اسلامی را مطرح کرده و به خیانت و نفاق برخی از کشورهای عرب این منطقه و نقشه‌های خباثت‌آمیز آنان در تبعیت از شیطان بزرگ (آمریکا) اشاره نموده و نیز از مجاهدان فلسطینی به‌عنوان مبارزان خط مقدم در برابر فشار و ظلم و جنایت دشمن یاد کرده‌اید.
🔹آنچه در این باره نوشته‌اید حقیقت محض و مورد تأیید ما است. ما خود را موظف به حمایت از شما از هر نوع آن میدانیم.
🔹این وظیفه‌ئی دینی و نیز فریضه‌ئی انسانی و فراتر از حوادث و تحولات سیاسی است و ان‌شاءالله همچون گذشته به این وظیفه عمل خواهیم کرد.
🔹دولتها و ملتهای مسلمان و جریانات اسلامی همگی مخاطب و موظف به این وظیفه‌ی بزرگند.
Read more
⁠⁣⁣<span class="emoji emoji2049"></span> ‌آیا سگ‌ها زمان مرگ افراد را حس می‌کنند؟ <span class="emoji emoji2705"></span> ‌سگ‌ها موجودات باهوشی هستند که توانایی‌های خارق‌العاده‌ای ...
Media Removed
⁠⁣⁣ ‌آیا سگ‌ها زمان مرگ افراد را حس می‌کنند؟ ‌سگ‌ها موجودات باهوشی هستند که توانایی‌های خارق‌العاده‌ای دارند. برای مثال، آن‌ها جانورانی به‌شدت اجتماعی هستند و می‌توانند غمگین یا شاد بودن ما را تشخیص دهند. همچنین از طریق ردگیری زبان بدن افراد یا بو کشیدن عرق کردن و ترشح مواد شیمیایی روی پوست ... ⁠⁣⁣⁉ ‌آیا سگ‌ها زمان مرگ افراد را حس می‌کنند؟ ✅ ‌سگ‌ها موجودات باهوشی هستند که توانایی‌های خارق‌العاده‌ای دارند. برای مثال، آن‌ها جانورانی به‌شدت اجتماعی هستند و می‌توانند غمگین یا شاد بودن ما را تشخیص دهند. همچنین از طریق ردگیری زبان بدن افراد یا بو کشیدن عرق کردن و ترشح مواد شیمیایی روی پوست می‌توانند ترس انسانی را که با آن‌ها مواجه می‌شود، درک کنند. علاوه بر این، در آزمایشی آن‌ها را آموزش دادند تا از روی بو کشیدن ادرار افراد، سرطان مثانه را در ‌آن‌ها شناسایی کنند. بنابراین بسیار محتمل است سگ‌ها قادر باشند ناخوشی و بیماری جدی انسان را تشخیص دهند، اما هیچ مدرکی وجود ندارد که نشان دهد سگ‌ها حس ششمی دارند که بتوانند مرگ کسی را پیش‌بینی کنند.

#دانستنیها #دانستنی_ها #دانستنی #سگ #علمی #سگ_بهترین_دوست_بشریت #داستان_س
Read more
Loading...
شفا دادن جوان فلج در کنار کعبه به اذن خداوند توسط امیر المومنین علیه السلام (به روایت اهل سنت عمری) . سبکی ...
Media Removed
شفا دادن جوان فلج در کنار کعبه به اذن خداوند توسط امیر المومنین علیه السلام (به روایت اهل سنت عمری) . سبکی از علمای بزرگ اهل سنت عمری می‌نویسد: روایت شده است که در اواخر شبی، امیر المومنین (علیه السلام) همراه فرزندانش حسن و حسین (علیهما السلام) کنار کعبه براى مناجات و عبادت آمدند؛ ناگاه علی ... شفا دادن جوان فلج در کنار کعبه به اذن خداوند توسط امیر المومنین علیه السلام (به روایت اهل سنت عمری)
.
سبکی از علمای بزرگ اهل سنت عمری می‌نویسد:

روایت شده است که در اواخر شبی، امیر المومنین (علیه السلام) همراه فرزندانش حسن و حسین (علیهما السلام) کنار کعبه براى مناجات و عبادت آمدند؛ ناگاه علی (علیه السلام) صدای جانگدازی شنید، دریافت که شخص دردمندى با سوز و گداز در کنار کعبه دعا می‌کند و با گریه و زاری خواسته‌اش را از خدا می‌طلبد. حضرت علی (علیه السلام) به امام حسن (علیه السلام) فرمود: نزد این مناجات کننده برو و ببین کیست و او را نزد من بیاور! امام حسن (علیه السلام) نزد او رفت، دید جوانی بسیار غمگین با آهی پرسوز و جانکاه مشغول مناجات است، فرمود: اى جوان، امیر المومنین (علیه السلام) تو را می‌خواهد ببیند، دعوتش را اجابت کن. جوان لنگان لنگان با اشتیاق وافر به حضور علی (علیه السلام) آمد، حضرت علی (علیه السلام) فرمودند: حاجتت چیست؟ جوان گفت: حقیقت این است که من به پدرم آزار می‌رساندم ، و او مرا نفرین کرده و اکنون نصف بدنم فلج شده است. امام علی (علیه السلام) فرمود: چه آزاری به پدرت رسانده‌ای؟ جوان عرض کرد: من جوانی عیاش و گنهکار بودم ، پدرم مرا از گناه نهی می‌کرد، من به حرف او گوش نمی‌دادم ، بلکه بیشتر گناه می‌کردم، تا روزى مرا در حال گناه دید باز مرا نهى کرد، سرانجام من ناراحت شدم چوبی برداشتم طوری به او زدم که بر زمین افتاد و با دلی شکسته برخاست و گفت: اکنون کنار کعبه می‌روم و تو را نفرین می‌کنم. کنار کعبه رفت و نفرین کرد. نفرین او باعث شد نصف بدنم فلج گردد. در این هنگام آن قسمت از بدنش را به امام نشان داد. سپس ادامه داد: بسیار پشیمان شدم نزد پدرم آمدم و با خواهش و زاری از او معذرت خواهی کردم، و گفتم: مرا ببخش برایم دعا کن. پدرم مرا بخشید و حتى حاضر شد که با هم به کنار کعبه بیاییم و در همان نقطه‌اى که نفرین کرده بود، دعا کند تا سلامتى خود را باز یابم. با هم به طرف مکه رهسپار شدیم، پدرم سوار بر شتر بود، در بیابان ناگاه، شترم رم کرد و پدرم را بین دو صخره بر زمین زد و از دنیا رفت. امیر المومنین (علیه السلام) فرمود: خداوند از تو راضی می‌شود اگر پدرت از تو راضی بوده است. جوان عرضه داشت: به خدا قسم همین گونه است (پدرم از من راضی‌ بود). امیر المومنین (علیه السلام) برخاسته و چند رکعت نماز خواند و میان خود و خدایش دعاهایی خواند و فرمود: ای مبارک بایست. آن جوان [مبارک] ایستاد و راه رفت و سلامتیش به او بازگشت.
.
.
.
ادامه در کامنت
Read more
آقای خاص نمیخواهد آرامشش را از دست بدهد شیطنت ،افکار ضعیف بعضی از دوستان منصفانه نیست...... بعد ...
Media Removed
آقای خاص نمیخواهد آرامشش را از دست بدهد شیطنت ،افکار ضعیف بعضی از دوستان منصفانه نیست...... بعد از انتشار بعضی از اخبارهای من در آوردی در سایتها و فضاهای مجازی و در آخر هم شیطنت غیر حرفه ای روزنامه خبر ورزشی صدای مردی که بدون استرس و در آرامش در گوشه ای بی هیچ ادعا و توقعی و بدون حاشیه زندگی میکند ، ... آقای خاص نمیخواهد آرامشش را از دست بدهد
شیطنت ،افکار ضعیف بعضی از دوستان منصفانه نیست......
بعد از انتشار بعضی از اخبارهای من در آوردی در سایتها و فضاهای مجازی و در آخر هم شیطنت غیر حرفه ای روزنامه خبر ورزشی صدای مردی که بدون استرس و در آرامش در گوشه ای بی هیچ ادعا و توقعی و بدون حاشیه زندگی میکند ، را در آورد ...
او عشقش کشتی است و میداند چگونه دنبالش کند و برایش تصمیم بگیرد ..لطفا تصمیم گیرنده نباشید ..
دلنوشته #محمد_بنا❤ بعد از شیطنت های دوستان به ظاهر دوست و دشمنان عزیز...
به نام دوست
دو کلام درد ِ دل!
روزهای المپیک ریو را هیچوقت فراموش نخواهم کرد. چرا که سال ها عادت کرده بودیم به نشاندن لبخند بر لبان مردمان سرزمینمان، اما در المپیک ریو شخصا این حس قشنگ را احساس نکردم. چرا که در قیاس ِ با خودم، از محمد بنای ِ المپیک ریو دلگیر بودم.
از این رو آن ایام سخت ترین روزهای دوران ورزشی ام شدند. بعد از تحمل ِ تمام ِ آنچه بر من گذشت، تصمیم گرفتم بدون اینکه کشتی را فراموش کنم در کنار کشتی نباشم. بعد از آن اتفاقات ماه هاست که با شنیدن خبرهای کشتی شاد یا غمگین می شوم. ولی در حال ِ حاضر شرایطی در حال به وجود آمدن است که لازم است بگویم فقط و فقط حرف و حدیث بوده و از شما چه پنهان این صحبت ها دارد آرامش زندگی ام را به هم میزند. با تمام اخلاص و عشقم به کشتی لازم است یکبار دیگر خدمت دوستدارانم اعلام دارم:
که با همه عشقی که به کشتی دارم ترجیح می دهم خاطره ی خوشی باشم در قلب مردمم و از دور نظاره گر اتفاقات کشتی باشم.
برای همین عرض میکنم بر خلاف صحبتهایی که اخیرا می شود به هیچ صورت قصد بازگشت به کشتی را نداشته و فقط میخواهم مثل شما دوستدار کشتی باشم. احساس می کنم بعد از گذشت این همه سال من هم حق دارم که به زندگی ام سامان دهم! همین... دوست داشتن بی منت یادتون نره
Read more
Loading...
رتبه ای هَرگز ندیدم بهتر اَز اُفتادگی هرکه خود را کم زِ ما میداند اَز ما بِهتر است هفدهم دی ماه سالروز ...
Media Removed
رتبه ای هَرگز ندیدم بهتر اَز اُفتادگی هرکه خود را کم زِ ما میداند اَز ما بِهتر است هفدهم دی ماه سالروز درگذشت پوریای ولی عصر معاصر جهان پهلوان تختی نماد اخلاق و مروت و پهلوانی و مردم‌داری امروز یکشنبه است، شبیه یکشنبه غم‌انگیزی که خبر مرگ #غلامرضا_تختی ( جبهه ملی در بیانیه ای علت مرگ او را خودکشی ... رتبه ای هَرگز ندیدم بهتر اَز اُفتادگی
هرکه خود را کم زِ ما میداند اَز ما بِهتر است

هفدهم دی ماه سالروز درگذشت پوریای ولی عصر معاصر جهان پهلوان تختی نماد اخلاق و مروت و پهلوانی و مردم‌داری

امروز یکشنبه است، شبیه یکشنبه غم‌انگیزی که خبر مرگ #غلامرضا_تختی ( جبهه ملی در بیانیه ای علت مرگ او را خودکشی اعلام کرد ) در کشور به گوش مردم رسید و پس از آن هفت نفر در شهرهای مختلف خود را کشتند. یکی از آن هفت تن، قصابِ کرمانشاهی بود که پیش از خودکشی یادداشت مهم و بزرگی را بر شیشه مغازه‌اش چسباند که : «جهان بی جها‌ن‌پهلوان ماندنی نیست»
و بعد خود را به قناره (چنگک) مغازه اش آویخت.
امروز یکشنبه است، شبیه همان یکشنبه غم‌انگیزی که لازلو جاور شعر یکشنبه غمگین (Szomorú vasárnap) را برای آهنگِ پیانیست مجارستانی، رژو شرش سرود، که در آن شخصیت می‌خواهد پس از مرگ معشوق به خودکشی دست بزند. البته ظاهرا نسخه‌ی اولیه این آهنگ با نامِ جهانِ رو به پایان منتشر می‌شود که از یاس و ناامیدی پس از جنگ جهانی می‌گوید. بعد از انتشار این شعر و آهنگِ تکان دهنده است که خودکشی‌های متاثرِ از آن آغاز می‌شود. پیرمردی در حالِ خواندنِ یکشنه‌ی غم انگیز خود را از طبقه هفتم ساختمان به پایین پرت می‌کند و یا دوره‌گردی بعد از تخیله‌ی جیب‌هایش که کمی پول در آن بوده، خود را از پلی به پایین پرت می‌کند. پلیس شواهد زیادی را پیدا می کند که افرادی که خودکشی کرده اند، به عنوان وصیت نامه، بخشی از این شعر را نوشته‌اند. و عجیب‌تر آنکه رژو شرش اندکی پس از تولد ۶۹ سالگی از پنجره آپارتمان‌اش در بوداپست پایین می‌پرد و فردای مرگ سرس، نیویورک تایمز می‌نویسد: روز گذشته رزو سرس سازنده آهنگ مشهور «یکشنبه غمگین» به زندگی خود خاتمه داد. دیروز یکشنبه بود!
مرگِ داش‌آکل‌گون تختی، ناقوسِ مرگِ ارزش هایی تهی شده از معنا هستند. وضعیت، مدام در حال تهی کردن آن ارزش ها است و او خود را از وضعیت می گیرد. امروز یکشنبه است و نجات دهنده در گور خفته است و احتمالا «جهان بی جها‌ن‌پهلوان ماندنی نیست».
امروز یکشنه است و یکشنبه خیلی غم انگیز است

حتی اگر به افسانه ها هم اعتقاد نداشته باشید، شانه بالا بیندازید و به کتابخانه تان که مملو از کتاب های فلسفی است تکیه کنید و بگویید این حرف ها خرافه است، باز هم سخت است که بعضی نشانه ها را نبینید.
بعضی ها انگار «نظر کرده» اند. انگار از روز نخست تولد تا روزی که در خاک به امانت گذاشته می شوند خدا بغلشان کرده است. سفت. بعضی ها که مرگشان مث...
Read more
<span class="emoji emoji1f343"></span> <span class="emoji emoji1f534"></span> جشن نوروز یکی از استوارترین و زیباترین سنّت ها است. . <span class="emoji emoji1f4cc"></span>بخش چهارم . <span class="emoji emoji1f539"></span>نوروز تنها فرصتی برای آسایش، ...
Media Removed
جشن نوروز یکی از استوارترین و زیباترین سنّت ها است. . بخش چهارم . نوروز تنها فرصتی برای آسایش، تفریح و خوشگذرانی نیست; نیاز ضروری جامعه، خوراک حیاتی یک ملت نیز هست. دنیایی که بر تغییر و تحول، گسیختن و زائل شدن، درهم ریختن و از دست رفتن بنا شده است، جایی که در آن، آنچه ثابت است و همواره لایتغیر ... 🍃
🔴 جشن نوروز یکی از استوارترین و زیباترین سنّت ها است.
.
📌بخش چهارم
.
🔹نوروز تنها فرصتی برای آسایش، تفریح و خوشگذرانی نیست; نیاز ضروری جامعه، خوراک حیاتی یک ملت نیز هست. دنیایی که بر تغییر و تحول، گسیختن و زائل شدن، درهم ریختن و از دست رفتن بنا شده است، جایی که در آن، آنچه ثابت است و همواره لایتغیر و همیشه پایدار، تنها تغییر است و ناپایداری; چه چیز می تواند ملتی را، جامعه ای را، در برابر عرابه ی بی رحم زمان - که بر همه چیز می گذرد و لِه می کند و می رود، هر پایه ای را می شکند و هر شیرازه ای را می گسلد - از زوال مصون دارد؟
.
🔸هیچ ملتی با یک نسل و دو نسل شکل نمی گیرد; ملت، مجموعه ی پیوسته ی نسل های متوالی بسیار است، اما زمان، این تیغ بی رحم، پیوند نسل ها را قطع می کند; میان ما و گذشتگان مان - آنها که روح جامعه ی ما و ملت ما را ساخته اند - درّه ی هولناک تاریخ حفر شده است; قرن های تهی ما را از آنان جدا ساخته اند; تنها سنّت ها هستند که پنهان از چشم جلاد زمان، ما را از این درّه ی هولناک گذر می دهند و با گذشتگان مان و با گذشته هایمان آشنا می سازند. در چهره ی مقدس این سنّت ها است که ما حضور آنان را در زمان خویش، کنار خویش و در «خودِ خویش»، احساس می کنیم; حضور خود را در میان آنان می بینیم و جشن نوروز یکی از استوارترین و زیباترین سنّت ها است.
.
🔹در آن هنگام که مراسم نوروز را به پا می داریم، گویی خود را در همه ی نوروزهایی که هر ساله در این سرزمین برپا می کرده اند، حاضر می یابیم و در این حال، صحنه های تاریک و روشن و صفحات سیاه و سفید تاریخ ملّت کهن ما در برابر دیدگان مان ورق می خورد، رژه می رود.
.
🔹ایمان به اینکه نوروز را ملّت ما هر ساله در این سرزمین برپا داشته است، این اندیشه های پر هیجان را در مغزمان بیدار می کند که: آری، هر ساله! حتی همان سالی که اسکندر چهره ی این خاک را به خون ملّت ما رنگین کرده بود، در کنار شعله های مهیبی که از تخت جمشید زبانه می کشید، همان جا، همان وقت، مردم مصیبت زده ی ما نوروز را جدی تر و با ایمان بیشتری برپا می کردند; آری، هر ساله ! حتی همان سال که سربازان قتیبه بر کناره ی جیحون سرخ رنگ، خیمه برافراشته بودند و مهلب خراسان را پیاپی قتل عام می کرد، در آرامش غمگین شهرهای مجروح و در کنار آتشکده های سرد و خاموش، نوروز را گرم و پرشور جشن می گرفتند.
.
.
📚 برگرفته از کتاب #هبوط_در_کویر ، بخش #نوروز ، صص ۵۴۸ - ۵۴۹، انتشارات چاپخش، چاپ سی و یکم، ۱۳۹۰.
.
.
.
#مجموعه_آثار_13 #دکتر_علی_شریعتی #سخنان_و_جملات_شریعتی
@doctor_alishariati
Read more
<span class="emoji emoji1f474"></span>🏼<span class="emoji emoji1f499"></span>🌳 Old is Gold 1 اگر دیدی قدیم جوانی بر درختی تکیه کرده بدان بازنشسته شده داره حالشو میبره البته ...
Media Removed
🏼🌳 Old is Gold 1 اگر دیدی قدیم جوانی بر درختی تکیه کرده بدان بازنشسته شده داره حالشو میبره البته اگه حقوق بازنشستگیش رو به موقع بدن بهش! 🏼🌳 توی مسیر بندرماهشهر به تهران، بعد از نهار، کمتر از ۱۵کیلومتر بعد از بروجرد، تصمیم گرفتیم توی یکی از باغهای کنار جاده بشینیم و چای بخوریم... همینطوری ... 👴🏼💙🌳
Old is Gold 1
اگر دیدی قدیم جوانی بر درختی تکیه کرده
بدان بازنشسته شده داره حالشو میبره
البته اگه حقوق بازنشستگیش رو به موقع بدن بهش!
👴🏼💙🌳
توی مسیر بندرماهشهر به تهران، بعد از نهار، کمتر از ۱۵کیلومتر بعد از بروجرد، تصمیم گرفتیم توی یکی از باغهای کنار جاده بشینیم و چای بخوریم... همینطوری که بقیه چای میخوردن، یکی نماز میخوند، یکی دراز کشیده بود، منم میچرخیدم، رفتم نزدیک این جوون قدیمی نشستم و مشغول صحبت کردن شدیم،
عمو جعفر خان بیاتی
۶۰سالش بود، بازنشسته یکی از شرکتهای دولتی توی بروجرد، گفت اهل روستای کبوتلان هستم، از زندگیم راضی ام، عاشق زنم هستم، تموم بچه هامم تحصیلکرده و تهران زندگی میکنن (۹تا بچه داشت، ۲۵تا نوه، ماشالله)👍🏼👏🏼 گفت از صبح میام تو باغ درختارو آب میدم، حرف میزنم باهاشون، وقت برداشت که میشه میوه هاشونو که هلو، گردو، لیمو و سیب هستن رو میچینم💪🏼
یکمی خجالتی بود، قشنگ حرف میزدُ میخندید، اما نگاهش غمگین بود، یه غمی که اصلا جرأت نکردم راجع بهش بپرسم...
همینطوری که باهاش حرف میزدم (از منم سوال میکرد، اهل کجام، چندسالمه، چکار میکنم) عکس هم میگرفتم، یه نفر دیگه به جمع و گفتگوی ما اضافه شد...
بقیه داستان رو توی عکس بعد مینویسم آخه به هم ربط دارن 😉
۱۹ اَمرداد ۹۷
#امرداد #بروجرد #باغ #سفر #عکاسی_مستند #عکاسی_مستند_اجتماعی #پیرمرد #گفتگو #انرژی_مثبت #زندگی_زیباست #زندگی_خوب #زندگی_کن #عکاسی #documentaryphotography #lifeisbeautiful #oldman #vsco #vscocam
Read more
از تو آیا کمی لبخند به من خواهد رسید که دریا را تا دامنت به مَد بیاورم؟ از تو که صبح تازه ی پنج‌شنبه ای که ...
Media Removed
از تو آیا کمی لبخند به من خواهد رسید که دریا را تا دامنت به مَد بیاورم؟ از تو که صبح تازه ی پنج‌شنبه ای که چینش نامرتب گنجشکی بر شاخه‌های خرمالو از تو آیا به من سلامی خواهد رسید فردا که خورشید را به نام تو می‌افروزم؟ من تورا در آب می‌بینم در آینه می‌ستایم و در عکس ها گم می کنم حالی چنین چگونه ... از تو آیا کمی لبخند به من خواهد رسید
که دریا را تا دامنت به مَد بیاورم؟
از تو که صبح تازه ی پنج‌شنبه ای
که چینش نامرتب گنجشکی
بر شاخه‌های خرمالو
از تو آیا به من سلامی خواهد رسید
فردا که خورشید را به نام تو می‌افروزم؟

من تورا در آب می‌بینم
در آینه می‌ستایم
و در عکس ها گم می کنم
حالی چنین
چگونه می توانم پرهایم را باز کنم
در نور ماه نقش ببندم
و با فواره ها سخن بگویم
من آسمان تهرانم
در غروبی صادقانه غمگین
از تو آیا هنوز تکه ابری دور
بر من نخواهد بارید؟

#آبا_عابدین
#ليلا_برخورداري #غروب #دريا #عكس #شعر
#leilabarkhordari #iranianactress
Read more
Loading...
 #NTS_Flashback 8 - Part 2 در این بین، اندک آدم‌هایی بودن که تو چند مدت گذشته حتی از خودم بیشتر بهم اعتقاد ...
Media Removed
#NTS_Flashback 8 - Part 2 در این بین، اندک آدم‌هایی بودن که تو چند مدت گذشته حتی از خودم بیشتر بهم اعتقاد داشتن. آدم‌هایی که آرزوهام رو به یادم می‌آوردن و بهم می‌گفتن کی هستم و چی رو بین این همه جای زخم گم کردم. آدم‌هایی که خیلی ناامیدشون کردم ولی اونا از باورشون بهم دست برنداشتن. و من نمی‌دونم اصلاً ... #NTS_Flashback 8 - Part 2
در این بین، اندک آدم‌هایی بودن که تو چند مدت گذشته حتی از خودم بیشتر بهم اعتقاد داشتن. آدم‌هایی که آرزوهام رو به یادم می‌آوردن و بهم می‌گفتن کی هستم و چی رو بین این همه جای زخم گم کردم. آدم‌هایی که خیلی ناامیدشون کردم ولی اونا از باورشون بهم دست برنداشتن. و من نمی‌دونم اصلاً هیچ‌وقت فرصت جبران لطف بی‌نهایتشون رو پیدا می‌کنم یا نه. گاهی اتفاقات و احتمالات بی‌شماری که نیاز بوده رخ بدن تا با چنین افراد شریفی آشنا بشم رو تو ذهنم مرور می‌کنم و از یادآوری تنها بخشی کوچک از اونها متحیر میشم.
مثل همیشه اکثریت با کسایی بود که واسشون فرقی نداشت و اهمیتی نمی‌دادن. داشتن انتظار کمک و مهربانی از اطرافیانی که دوستت نباشن و یا سودی ازت انتظار نداشته‌باشن داره روز به روز غیرممکن‌تر به نظر می‌رسه؛ اما برای یک سری افراد باز هم فرقی نداشت اگه هر جایی که می‌تونستم کنارشون بودم. در هر صورت، من این کارها رو نکردم تا بخوام یه روز منت سرشون بگذارم یا درخواستی ازشون کنم؛ پس امیدوارم همیشه حالشون خوب باشه و دنیا بر وفق مرادشون، تا هیچ‌وقت دوباره نیاز به چون منی پیدا نکنن که حتی دادن جواب سلامش هم براشون سخته. شکوه‌ای نیست، چون "هرگز منصف‌تر از دنیا ندیدم که تا او را خدمت کنی تو را خدمت کند و چون ترک گیری او نیز ترک تو گیرد."
و اما در مورد اون‌هایی که هرجایی میشد، از بیان خلاف واقع در مورد من و دروغ و دوبه‌هم زنی و سنگ انداختن در امور مختلف زندگیم مضایقه نکردن، براشون از خداوند، تغییر و فضائل اخلاقی و شخصیتی بیشتر رو خواستارم و امیدوارم یه روز نظر و رویکردشون نسبت به اطرافیانشون، از جمله من عوض بشه.
می‌خوام امروز، در پایان بیست و یکمین سال زندگیم، یه کم باری رو که روی دوشم احساس می‌کنم سبک کنم. پس ببخشید اگه اون آدم پرانرژی و بلندپروازی که می‌شناختین نبودم… ببخشید اگه خیلی اوقات غمگین و خسته بودم… ببخشید اگه پایه‌ی برنامه‌ها و جمع‌هاتون نبودم… ببخشید اگه نتونستم الطافتون رو جبران کنم… و در نهایت، ببخشید اگه نتونستم مطابق خواستتون براتون بیشتر از یه دوست باشم… باشد که مقبول واقع شود.
راستش دست و دلم دیگه به نوشتن اون جمله‌های خوب امیدوارانه‌ام در مورد آینده نمیره. نه اینکه کلاً ناامید شده باشم! صرفاً امروز قرار نیست با دیروز صد و هشتاد درجه فرق داشته‌باشه و همه‌ی مسائل و مشکلات به یک باره حل شده‌باشه؛ پس "خودم را در آغوش می‌گیرم، نه چندان با لطافت، نه چندان با محبت؛ اما وفادار… وفادار…" و به مسیر ادامه می‌دهم…

The Shadow - Season 22: “Battle-scarred Conquistador”
Read more
. تعریف تو از عقل همان بود که باید عقلی که نمی خواست سر عقل بیاید . یک عمر کشیدی نفس اما نکشیدی آهی که از آیینه غباری بزداید . از گریهء بر خویشتن و خندهء دشمن جانکاه تر، آهی ست که از دوست برآید . کوری که زمین خورد و منش دست گرفتم در فکر چراغی ست که از من برباید . با آن که مرا از دل خود راند، بگویید ملکی ... .
تعریف تو از عقل همان بود که باید
عقلی که نمی خواست سر عقل بیاید
.
یک عمر کشیدی نفس اما نکشیدی
آهی که از آیینه غباری بزداید
.
از گریهء بر خویشتن و خندهء دشمن
جانکاه تر، آهی ست که از دوست برآید
.
کوری که زمین خورد و منش دست گرفتم
در فکر چراغی ست که از من برباید
.
با آن که مرا از دل خود راند، بگویید
ملکی که در آن ظلم شود، دیر نپاید
.
___________________________________________
#فاضل_نظری #گیم_آف_ترونز #جان_اسنو #بازی_تاج_و_تخت #عاشقانه #غمگین #معرفت
#john_snow #gameofthrones #game_of_thrones
Read more
در زندگی ، همیشه غمگین بودن از شاد بودن آسان‌تر است ...! ولی من اصلا از آدم‌هایی خوشم نمی‌آید که آسان‌ترین ...
Media Removed
در زندگی ، همیشه غمگین بودن از شاد بودن آسان‌تر است ...! ولی من اصلا از آدم‌هایی خوشم نمی‌آید که آسان‌ترین راه را انتخاب می‌کنند ...! تو را به خدا شاد باش و برای آن که شاد شوی ، هر کاری از دستت بر می‌آید بکن ! ✍🏼 آنا گاوالدا سی و پنج کیلومتر امیدواری در زندگی ، همیشه غمگین بودن از شاد بودن آسان‌تر است ...!
ولی من اصلا از آدم‌هایی خوشم نمی‌آید که آسان‌ترین راه را انتخاب می‌کنند ...!
تو را به خدا شاد باش و برای آن که شاد شوی ، هر کاری از دستت بر می‌آید بکن ! ✍🏼 آنا گاوالدا 📚 سی و پنج کیلومتر امیدواری
Loading...
معلم پای تخته داد می زد صورتش از خشم گلگون بود و دستانش به زیر پوششی از گرد پنهان بود ولی آخر کلاسیها لواشک بین خود تقسیم می کردند و آن یکی در گوشه ای دیگر «جوانان»را ورق می زد برای اینکه بیخود های و هوی میکرد و با آن شور بی پایان تساویهای جبری را نشان می داد با خطی خوانا بر روی تخته ای کز ظلمتی تاریک ... معلم پای تخته داد می زد
صورتش از خشم گلگون بود
و دستانش به زیر پوششی از گرد پنهان بود
ولی آخر کلاسیها لواشک بین خود تقسیم می کردند
و آن یکی در گوشه ای دیگر «جوانان»را ورق می زد
برای اینکه بیخود های و هوی میکرد
و با آن شور بی پایان
تساویهای جبری را نشان می داد
با خطی خوانا بر روی تخته ای کز ظلمتی تاریک غمگین بود
تساوی را چنین بنوشت:
یک با یک برابر است
از میان جمع شاگردان یکی برخاست
همیشه یک نفر باید بپاخیزد...
به آرامی سخن سر داد:
تساوی اشتباهی فاحش و محض است
نگاه بچه ها ناگه به یک سو خیره گشت و معلم مات برجا ماند
و او پرسید: اگر یک فرد انسان ، واحد یک بود
آیا یک با یک برابر بود؟
سکوت مدهوشی بود و سوالی سخت
معلم خشمگین فریاد زد آری برابر بود
و او با پوزخندی گفت:
اگر یک فرد انسان واحد یک بود
آنکه زور و زر به دامن داشت بالا بود و آنکه
قلبی پاک و دستی فاقد زر داشت پایین بود؟
اگر یک فرد انسان واحد یک بود
آنکه صورت نقره گون، چون قرص مه می داشت بالا بود
و آن سیه چرده که می نالید پایین بود؟
اگر یک فرد انسان واحد یک بود
این تساوی زیر و رو می گشت
حال می پرسم یک اگر با یک برابر بود
نان و مال مفتخواران از کجا آماده می گردید؟
یا چه کس دیوار چین هارا بنا می کرد؟
یک اگر با یک برابر بود
پس که پشتش زیر بار فقر خم می گشت؟
یا که زیر ضربه شلاق له می گشت؟
یک اگر با یک برابر بود
پس چه کس آزادگان را در قفس می کرد؟
معلم ناله آسا گفت:
بچه ها در جزوه های خویش بنویسید:
یک با یک برابر نیست...
#خسرو گلسرخی
#آبادان #جام_جهانی #خرمشهر #گرد_غبار #آبادان_آب_ندارد #آبادان_هوا_ندارد #روحانی #خوزستان #خرمشهر_آب_ندارد #آب
Read more
. پرسيدن سؤالات تلخ ممنوع <span class="emoji emoji261d"></span>️ تا به حال شده است که با یک پرسش نامربوط از دهان یک آشنای دور یا حتي نزدیک، ...
Media Removed
. پرسيدن سؤالات تلخ ممنوع ️ تا به حال شده است که با یک پرسش نامربوط از دهان یک آشنای دور یا حتي نزدیک، انقدر غمگین شوی که نتوانی تا چند دقیقه خودت را جمع و جور کنی؟! راستی چرا مردم از هم اینهمه سئوال می پرسند؟ چرا مثلا می پرسند :روی صورتت جوش در آورده ای؟ چرا اینهمه لاغر شده ای؟ رنگت چرا این همه پریده؟! ... .
پرسيدن سؤالات تلخ ممنوع ☝️ تا به حال شده است که با یک پرسش نامربوط از دهان یک آشنای دور یا حتي نزدیک، انقدر غمگین شوی که نتوانی تا چند دقیقه خودت را جمع و جور کنی؟!
راستی چرا مردم از هم اینهمه سئوال می پرسند؟

چرا مثلا می پرسند :روی صورتت جوش در آورده ای؟
چرا اینهمه لاغر شده ای؟
رنگت چرا این همه پریده؟! اینها سئوال های تلخ خالی کننده ای هستند...
و بدتر از اینها اینکه بپرسی
فلانی کجاست؟ چند تا بچه داری؟ چرا بچه دار نشدی؟ چرا بچه ات اینهمه چاق است؟ چرا خانه ات این همه قدیمی است؟ خانهء قدیمت بهتر نبود؟

چرا از یکدیگر سئوال هایی می کنیم که ممکن است هم را مجروح کنیم؟! چرا از هم نمی پرسیم که
این روسری چه قدر به تو می آید از کجا خریدی اش... یا چرا به هم نمی گوییم چه قدر چشمانت برق می زند... چه قدر این رنگ مو به تو می آید... چه قدر در کنارت از گذشته آرام ترم.... چه قدر دلتنگ بوده ام و چه خوب که بعد از این همه وقت دوباره دیدمت... به موهای سفیدی که از حاشیه روسری دوستمان بیرون آمده چه کار داریم... اگر بخواهد خودش درباره اش با ما حرف می زند... به لکی که پیشانی اش بر داشته... به لایه های چربی ای که ممکن است بر بدنش افزوده شده باشد... یا به چین و چروک های صورتش.... این عبارت، 🔺چه قدر عبارت بی رحمانه ست و بی رحمانه تر اینکه از زبان یک دوست شنیده شود:
چه قدر خراب شده ای!!! 🔺

خراب شده ای یعنی چه؟!
یعنی اتفاقی ناگوار یا خستگی هایی بیشمار بر پشت و شانه های دوستمان، آشنایمان یا عزیزمان وارد آمده است و حالا که ما بعد مدت ها او را دیده ایم با گفتن این عبارت باید حتما به او بفهمانیم که تو خراب شده ای و من این را از پوستت، از صورتت، از لاغری ات و از گودی پای چشمانت فهمیده ام!! و من پتک محکم تری بر سرت فرو خواهم آورد تا تو خراب تر ازین که هستی شوی... اصلا چرا از هم سئوال می کنیم.... چرا می پرسیم : این مدت که نبودی کجا بودی؟

یا چرا با طعنه می گوییم این همه مدت با کی بودی که یاد ما نمی کردی..! چرا کلمات و جملاتمان را نمی سنجیم!
ممکن است واقعا کسی با یک جمله ی سادهء ما زخمی تر از آنچه هست شود... اصلا به ما چه مربوط که دوستمان چرا ماشینش را فروخته!
چرا بچه هایش را به فلان مدرسه گذاشته!
چرا خانه اش را عوض کرده!
چرا از کارش بیرون آمده است!

مگر نه اینکه اگرخودش بخواهد به ما خواهد گفت... کمی درنگ کنیم در ابتدای دیدارها و هم دیگر را با سئوالهای عجولانه نیازاریم.

بگذاریم دوستمان نفسی تازه کند...
بگذاریم آشنایمان در کنارمان یک فنجان چای بنوشد بدون نگرانی، بدون دلهره،
Read more
 #نجواي_شبونه_كافه_ماه به نام خداوند جل جلاله سلام به روي ماهتون دلآروم باشيد الهي، در پناه ...
Media Removed
#نجواي_شبونه_كافه_ماه به نام خداوند جل جلاله سلام به روي ماهتون دلآروم باشيد الهي، در پناه محبت حضرت خالق از دكتر شريعتي نقل مي كنم براتون چند كلوم درد و دل امشبو كه از علائم مومن آرامش و اندوه است، اندوه؟نه، آرامش؟نه، اندوه و آرامش روحی که توو درد پخته بشه آروم می گیره احساسی که در ... #نجواي_شبونه_كافه_ماه
به نام خداوند جل جلاله
سلام به روي ماهتون
دلآروم باشيد الهي،
در پناه محبت حضرت خالق
از دكتر شريعتي نقل مي كنم براتون
چند كلوم درد و دل امشبو
كه از علائم مومن آرامش و اندوه است،
اندوه؟نه،
آرامش؟نه،
اندوه و آرامش
روحی که توو درد پخته بشه آروم می گیره
احساسی که در هیچ گوشه ای از هستن،
آرامش نمیشه پيدا كرد،آروم می گیره
کسی که میدونه کسی از راه نخواهد رسید به یقین می رسه
غم وقتي بی آرومت می کنه که دلواپس شادی هم باشی،
آرامش غمگین!
سکوت بر سر فریاد
سکونت گرفتن در طوفان!
وقتي مي نويسم حالم خوبه
وقتي از نوشتن فاصله مي گيرم حيرونم
مدت ها بود حيرون بودم...
وقتي مي نويسم عاشقم
عاشق كه ميشم مي نويسم
حالا عاشقم
عاشقت،پناه و روشني شبهاي دلم...
خيلي!!
اين حس مطلق و بي ترديد منه
خدا خودش مي دونه
خدا عوض همه ي دلدادگي هاتون
شبتون در پناه خدا
وقت اذون عشق دعا كنيد
عاقبت بخيري تون رو
فرج و سلامتي مولامون رو
#شبتون_ماه_مسافران_شبهاي_خدا
#سيدمصطفي_مهرآذين
#شبت_ماه_ماه_شبهام
______________________________
Read more
Loading...
—- —- خیلی سرد و سنگین،نشست کنارم و گفت خاله راستی،فهمیدی چی شد؟ مامانم پنج شنبه ی هفته ی پیش مرد! چنان ...
Media Removed
—- —- خیلی سرد و سنگین،نشست کنارم و گفت خاله راستی،فهمیدی چی شد؟ مامانم پنج شنبه ی هفته ی پیش مرد! چنان تکونی خوردم که خودم از حالت خودم دستپاچه شدم. یه لحظه فکر کردم باید چه برخوردی بکنم؟ ... خیلی آروم پرسیدم چرا؟؟؟ باز سرد و سنگین جواب داد: نمی دونم،مریضی. تکونم از مرگ مادرش نبود،از نبودن ... —-
—-
خیلی سرد و سنگین،نشست کنارم و گفت خاله راستی،فهمیدی چی شد؟
مامانم پنج شنبه ی هفته ی پیش مرد!
چنان تکونی خوردم که خودم از حالت خودم دستپاچه شدم.
یه لحظه فکر کردم باید چه برخوردی بکنم؟ ... خیلی آروم پرسیدم چرا؟؟؟
باز سرد و سنگین جواب داد: نمی دونم،مریضی.
تکونم از مرگ مادرش نبود،از نبودن عاطفه و خونسردی ای بود که از توی وجود ده ساله ی اون خیلی بیرون میزد.
این سردی و این حجم خالی از عاطفه جوری پوچم کرده از بعد از ظهر تا حالا که مدام با خودم تکرار میکنم نه! بهشت زیر پای همه ی مادران نیست.
اصلا بهشتی نیست،وقتی دختر زیبای من میتونه مرگ مادرش رو با یه جمله ی کوتاه خبری بگه و خیلی خونسرد موهای منو ببافه.
تمام یک ساعت روزه ی سکوت روز پنجم چله نشینیم به اون لحظه فکر کردم،به اون چشم ها،به سردی پشت پلک و نگاه مات و بیتفاوتش.
از درون شکسته بود آیا؟
غمگین شده بود اصلا؟
براش مهم بوده یا نه!؟
احساس تنهایی کرده بعدش؟
.
.
.
پ ن : درس پنجم : درس امروزم اندازه ی سردی و سنگینی این ماجرا،سنگینه ولی بر خلاف کوتاه و تلگرافی بودن اون جمله،خیلی طولانی،خیلی عمیق و خیلی پرعاطفه س.
وقتی نداریم برای خوب بودن،کنار هم بودن،عاشق بودن،مهم بودن،برای هم بودن،خاطره ی خوب بودن،خاطره ی خوب ساختن،تجربه ی دوست داشتن،تجربه ی آغوش ...
عجله کنیم
تا دیر نشده عجله کنیم
که یهو یه جمله ی کوتاه و بی عاطفه ی کسی نشیم.
خیلی بده،خییییلی بد.
.
.
.
🎨 از خودم
#پنجمین_روز
#چله_نشینی
#مرگ
Read more
سلام و مهربانی (نوسروده) گلایه ای آرزوی روشن رویاها دیروز خوب خوبیِ فرداها ای اولین دقیقه پس ...
Media Removed
سلام و مهربانی (نوسروده) گلایه ای آرزوی روشن رویاها دیروز خوب خوبیِ فرداها ای اولین دقیقه پس از اسفند نوروزِ کودکان پر از لبخند لبخندِ ما به تلخی فروردین از پیک های شادی خود غمگین تیپا زدن به مدرسه و تحصیل دندان لق و وسوسهء آجیل چون برق می گذشت زمان انگار من از غروب سیزدهم بیزار لبریزم ... سلام و مهربانی (نوسروده)
گلایه
ای آرزوی روشن رویاها
دیروز خوب خوبیِ فرداها
ای اولین دقیقه پس از اسفند
نوروزِ کودکان پر از لبخند
لبخندِ ما به تلخی فروردین
از پیک های شادی خود غمگین
تیپا زدن به مدرسه و تحصیل
دندان لق و وسوسهء آجیل
چون برق می گذشت زمان انگار
من از غروب سیزدهم بیزار
لبریزم از جریمهء بی تخفیف
انبوه مشق های بلاتکلیف
فردا دوباره ناظمِ بی احساس
در دست هاش ترکه ای از گیلاس
خرداد! ای هنوز پر از کابوس
شب های امتحانِ من و افسوس...
مثل همیشه در وسط باران
یکدفعه بی مقدمه تابستان
با هر نسیم ریخته در خانه
انجیرهای سبز ، عجولانه
ای موسم کلافگیِ شمشاد
گرمای بی ملاحظهء مرداد
ای فصل ناخنک زدنِ آرام
بر سینی لواشکِ روی بام
عصر کسل کنندهء خواب آور
سرگیجه های پنکهء شهریور
مهر تو کرده صبح به صبح انگار
گنجشک های همهمه را بیدار
پاییز! ای عبور شگفت انگیز
از کوچه باغ و مزرعه و جالیز
ای از ترانه از غزل آکنده
ای فصل بیت های پراکنده
پیراهنِ معاشقه تن پوشت
رنگین کمان برگ در آغوشت
رفتن به زیر پلهء ناچاری
آوردن بخاری از انباری
دی ماه مثل پیرزنی خسته
موی سفید و دست حنا بسته
انگشتِ او نسیم نوازش داشت
در بقچه اش نخودچی و کشمش داشت
ای ترس دوست داشتنی در من
سرخیِ آسمانِ شب بهمن
گرمای قصه های زمستانی
گیسوی یار! ای شب طولانی
دنیا بدون تو قفسی بوده است
این عمرِ طی شده نفسی بوده است
عمری که خواب بود و گذشت انگار
مرگ است آنکه می کندم بیدار
ای مرگ! ای رهایی تاریکم
هر روز یک قدم به تو نزدیکم
ای مرگ! ای خمارِ پس از مستی
ای دشمنی که دوستِ من هستی
اینجا که سهم من همه تنهایی ست
حس می کنم که در تو خبرهایی ست
خویشان من که بار سفر بستند
آن سوی مرگ منتظرم هستند
حرف نگفته در دل دفتر نیست
دلتنگم و گلایهء دیگر نیست...
سیدحمیدرضابرقعی
Read more
My daughter Afnan مدل عکس: دخترم افنان <span class="emoji emoji1f48e"></span>گوزنی بر لب آب چشمه ای رفت تا آب بنوشد. عکس خود را در اب دید، ...
Media Removed
My daughter Afnan مدل عکس: دخترم افنان گوزنی بر لب آب چشمه ای رفت تا آب بنوشد. عکس خود را در اب دید، پاهایش در نظرش باریک و اندکی کوتاه جلوه کرد. غمگین شد. اما شاخ های بلند و قشنگش را که دید شادمان و مغرور شد. در همین حین چند شکارچی قصد او کردند. گوزن به سوی مرغزار گریخت و چون چالاک میدوید، صیادان به او ... My daughter Afnan
مدل عکس: دخترم افنان 💎گوزنی بر لب آب چشمه ای رفت تا آب بنوشد. عکس خود را در اب دید، پاهایش در نظرش باریک و اندکی کوتاه جلوه کرد. غمگین شد. اما شاخ های بلند و قشنگش را که دید شادمان و مغرور شد. در همین حین چند شکارچی قصد او کردند. گوزن به سوی مرغزار گریخت و چون چالاک میدوید، صیادان به او نرسیدند اما وقتی به جنگل رسید، شاخ هایش به شاخه درخت گیر کردو نمیتوانست به تندی بگریزد. صیادان که همچنان به دنبالش بودند سر رسیدند و او را گرفتند. گوزن چون گرفتار شد با خود گفت: دریغ پاهایم که ازآنها ناخشنود بودم نجاتم دادند،اما شاخ هایم که به زیبایی آن ها می بالیدم گرفتارم کردند !
چه بسا گاهی از چیزهایی که از آنها ناشکر و گله مندیم، پله ی صعودمان باشد و چیزهایی که در رابطه با آنها مغروریم مایه ی سقوطمان ...!!!
#نوشته #عکس #عشق #زندگی #داستان
#photooftheday #photography #dubai
Read more
نشستم تو حیاطِ بی بی جون، لبِ حوض چهره م افتاده تو آب! زبونمو در میارم به خودم می خندم! دیوونه ام بابا ...
Media Removed
نشستم تو حیاطِ بی بی جون، لبِ حوض چهره م افتاده تو آب! زبونمو در میارم به خودم می خندم! دیوونه ام بابا همونقدر که تو می گفتی همونقدر که از دست دیوونه بازیام می نالیدی.. اون درختِ پرتقال بود که یه بار برات عکسشو فرستادم... یادته؟ همون که می گفتی حتما باهام میای زیرش می شینیم مستِ بویِ پرتقالا میشیم... اره ... نشستم تو حیاطِ بی بی جون،
لبِ حوض
چهره م افتاده تو آب! زبونمو در میارم به خودم می خندم! دیوونه ام بابا
همونقدر که تو می گفتی
همونقدر که از دست دیوونه بازیام می نالیدی.. اون درختِ پرتقال بود که یه بار برات عکسشو فرستادم... یادته؟
همون که می گفتی حتما باهام میای زیرش می شینیم مستِ بویِ پرتقالا میشیم...
اره همونو میگم! بار داده باز
دور تا دور حوض شده درختایی که انگار پرتقال بغل کردن .
همه چی خوبه، هنوزم بوی آش رشته های بی بی که برات تعریفشو می کردم میاد
اخه میدونه چقدر آش دوست دارم
هروقت که میام میشینم لبِ این حوض روضه‌ی سکوت میگیرم، میفهمه دلتنگم
میفهمه یه چی گوشه سینم سنگینی کرده، هیچی نمیگه! ساکته مثل خودم!
با یه ظرف آش و یه تیکه نون سنگک میاد میشینه پیشم میگه بخور حالت جا بیاد! ولی اون بنده خدا که نمیدونه حالِ من با آش و بوی این پرتقالا دیگه جا نمیاد، نگاش میکنم لبخند میزنم
لبام وا میشن میگن با دست و پنجه تو کی میتونه حالش جا نیاد!
اما دروغ میگم ! تازگیا دروغ زیاد میگم
اما مصلحتیه خب خودت بگو اگه راستشو بگم که با نبودت من خوب نمیشم هیچی حالمو جا نمیاره، همه چی درست میشه؟ نه!
اما بزار به تو راستشو بگم از وقتی رفتی باهار از دلم رفت، دیگه شکوفه نداد خنده هام، دیگه لبِ ایوون وانستادم به شعر خوندن، دیگه سرخوشی نکردم فقط نشستم یه گوشه رد شدن فصلارو نگاه کردم.
از وقتی صدات تو گوشم نپیچید دیگه آهنگ گوش ندادم ترسیدم خاطره هامون از فراموش کردنت جلوتر بزنن.
راستش از وقتی شبا بدونِ اینکه چشاتو ببینم و قربون رنگِ سیاهِ شبش برم میخوابم، کابوس میبینم
اولش خوبه، قشنگه!
بر میگردی چمدونتو میزاری زمین دستاتو وا میکنی میای سمتم
من تکون نمیخورم گیجم از اومدنت!
بیشتر میای سمتم! میای.. میای
فاصله‌ت هیچ میشه ذوق میکنم
اما یهو دستاتو میندازی پایینو غمگین نگام میکنی! همینقدش بسه که از خواب بپرم...
همینقدش بسه که بدونی مریض شدم.
دیگه مسکنام فایده نداره
نشستن نسخه پیچیدن برام اهل خونه که پیش بی بی حالش بهتر میشه
اومدم تو همون خونه ای که میگفتی عینهو بهشته!
اگه بودی آره بهشتی بود برا خودش
اما نیستی شده آیینه دق
حتی همین درختا
همین حوض
نیستی باهارم رفته پاییز شدم!
تو زردو دوست داشتی همونجورم دیگه
دیگه میخندم لپام گل نمیندازه قرمز بشه
خیلی وقته تو دلم خزونه
خیلی وقته نسخه ها برام لاعلاج شده
خیلی وقته یکی دیگه شدم
فکر من نباش تموم میشه
دیوونه های عاشق عمرشون به درد زیاد قد نمیده!
نترس!
.
.
👑 #میکائیل💕
.
. 📱@mikilove351 📷
Read more
پرسيدن سؤالات تلخ ممنوع! تا به حال شده است که با یک پرسش نامربوط از دهان یک آشنای دور یا حتي نزدیک، انقدر ...
Media Removed
پرسيدن سؤالات تلخ ممنوع! تا به حال شده است که با یک پرسش نامربوط از دهان یک آشنای دور یا حتي نزدیک، انقدر غمگین شوی که نتوانی تا چند دقیقه خودت را جمع و جور کنی؟! راستی چرا مردم از هم اینهمه سئوال می پرسند؟ چرا مثلا می پرسند :روی صورتت جوش در آورده ای؟ چرا اینهمه لاغر شده ای؟رنگت چرا این همه پریده؟! اینها ... پرسيدن سؤالات تلخ ممنوع!
تا به حال شده است که با یک پرسش نامربوط از دهان یک آشنای دور یا حتي نزدیک، انقدر غمگین شوی که نتوانی تا چند دقیقه خودت را جمع و جور کنی؟!
راستی چرا مردم از هم اینهمه سئوال می پرسند؟
چرا مثلا می پرسند :روی صورتت جوش در آورده ای؟
چرا اینهمه لاغر شده ای؟رنگت چرا این همه پریده؟!
اینها سئوال های تلخ خالی کننده ای هستند...
و بدتر از اینها اینکه بپرسی فلانی کجاست؟ چند تا بچه داری؟ چرا بچه دار نشدی؟ چرا بچه ات اینهمه چاق است؟ چرا خانه ات این همه قدیمی است؟ خانهء قدیمت بهتر نبود؟ چرا از یکدیگر سئوال هایی می کنیم که ممکن است هم را مجروح کنیم؟!
چرا از هم نمی پرسیم که این روسری چه قدر به تو می آید از کجا خریدی اش... یا چرا به هم نمی گوییم چه قدر چشمانت برق می زند...چه قدر این رنگ مو به تو می آید... چه قدر در کنارت از گذشته آرام ترم....
چه قدر دلتنگ بوده ام و چه خوب که بعد از این همه وقت دوباره دیدمت... به موهای سفیدی که از حاشیه روسری دوستمان بیرون آمده چه کار داریم...
اگر بخواهد خودش درباره اش با ما حرف می زند...
به لایه های چربی ای که ممکن است بر بدنش افزوده شده باشد...یا به چین و چروک های صورتش....
این عبارت، چه قدر عبارت بی رحمانه ست و بی رحمانه تر اینکه از زبان یک دوست شنیده شود:
چه قدر داغون شد ی!!! داغون شدی یعنی چه؟!
یعنی اتفاقی ناگواري خستگی هایی بیشمار بر پشت و شانه های دوستمان، آشنایمان یا عزیزمان وارد آمده است و حالا که ما بعد مدت ها او را دیده ایم با گفتن این عبارت باید حتما به او بفهمانیم که تو داغون شدی و من این را از پوستت، از صورتت، از لاغری ات و از گودی پای چشمانت فهمیده ام!! چرا کلمات و جملاتمان را نمی سنجیم! ممکن است واقعا کسی با یک جمله ی سادهء ما زخمی تر از آنچه هست شود.
کمی صبور باشیم... کمی صبور در ابتدای دیدارها، وهمدیگر را با سئوالهای تاریک و غمگین کننده نیازاریم!
#دکتر_حلت
صبحانه و افطار کامل و مقوی #جو_پرک_شده ( شوفان ) با شیر : یک و نیم لیوان شیر + نصف پیمانه جو پرک شده + کمی پودر هل و زعفران و دو قاشق سوپخوری پودر نارگیل با هم مخلوط روی حرارت کم میذاریم هرزگاهی هم می زنیم تا کاملا پخته و غلیظ بشه سپس یک ق س یا بیشتر عسل اضافه میکنیم بهمراه مغزیجات مثه گردو و بادام و پسته ( به دلخواه ) از روی حرارت برمیداریم بهمراه موز و توت فراوان سرو میکنیم . ( گرم سرو میشه )
Read more
گیرم که در باورتان به خاک نشسته ام و ساقه های جوانم از ضربه های تبرهاتان زخم دار است با ریشه چه می کنید گیرم ...
Media Removed
گیرم که در باورتان به خاک نشسته ام و ساقه های جوانم از ضربه های تبرهاتان زخم دار است با ریشه چه می کنید گیرم که بر سر این بام بنشسته در کمین پرنده ای پرواز را علامت ممنوع می زنید با جوجه های نشسته در آشیانه چه می کنید گیرم که می زنید گیرم که می بُرید گیرم که می کُشید با رویش ناگزیر جوانه چه می کنید (دکلمه) تمام ... گیرم که در باورتان به خاک نشسته ام و ساقه های جوانم از ضربه های تبرهاتان زخم دار است با ریشه چه می کنید
گیرم که بر سر این بام بنشسته در کمین پرنده ای پرواز را علامت ممنوع می زنید با جوجه های نشسته در آشیانه چه می کنید
گیرم که می زنید گیرم که می بُرید گیرم که می کُشید با رویش ناگزیر جوانه چه می کنید
(دکلمه)
تمام بغض قناری ها صداتو ترسونده اجاق کینه ی پاییزی گُلاتو سوزونده
تو اون ستاره ی خاموشی که خواب تو رو بُرده پیام سرخ شقایق ها تو قلب تو مرده
چشات مثل شب بارونی دلت پر از غم پنهونی مثل پرنده ی زندونی بخون به ناله ی دل
مثال تیغ گُل زردم یه شعر خسته ی پُر دردم ببین که قایق امیدم نشسته بی تو به گِل

غم غریب کدوم غروبی که عطر پاییز گرفته بوی تنت
نگات به سوی کدوم ستارَست که قلب پارَست به زیر پیرهنت
من وتو چله نشین این شب پُر اندوهیم من و تو سایه ی غمگین غروب رو کوهیم
من وتو سایه ی غمگین غروب رو کوهیم
چراغ سفره ی ما دیگر نشانی از نان نیست به خاک غم زده ی شهرم نمیزه باران نیست
تمام بغض قناری ها صداتو ترسونده اجاق کینه ی پاییزی گُلاتو سوزونده
تو اون ستاره ی خاموشی که خواب تو رو بُرده پیام سرخ شقایق ها تو قلب تو مرده
چشات مثل شب بارونی دلت پر از غم پنهونی مثل پرنده ی زندونی بخون به ناله ی دل
مثال تیغ گُل زردم یه شعر خسته ی پُر دردم ببین که قایق امیدم نشسته بی تو به گِل نشسته
جاودااانه داریوش
Read more
‌‌ پاسخ رهبر انقلاب اسلامی به نامه رئیس دفتر سیاسی جنبش مقاومت اسلامی فلسطین(حماس) حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در پاسخ به نامه چندی قبل آقای اسماعیل هنیه رئیس دفتر سیاسی جنبش مقاومت اسلامی فلسطین (حماس)، با تأکید بر مواضع همیشگی جمهوری اسلامی در حمایت کامل از فلسطین و مجاهدان آن، علاج مسأله فلسطین ... ‌‌
🔰پاسخ رهبر انقلاب اسلامی به نامه رئیس دفتر سیاسی جنبش مقاومت اسلامی فلسطین(حماس) 🔻حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در پاسخ به نامه چندی قبل آقای اسماعیل هنیه رئیس دفتر سیاسی جنبش مقاومت اسلامی فلسطین (حماس)، با تأکید بر مواضع همیشگی جمهوری اسلامی در حمایت کامل از فلسطین و مجاهدان آن، علاج مسأله فلسطین را تقویت جناح مبارز و مقاوم در دنیای اسلام و تشدید مبارزه با رژیم غاصب و پشتیبانان آن دانستند و تأکید کردند: حرکت به سمت مذاکره با رژیم فریبکار و دروغگو و غاصب، خطای نابخشودنی بزرگی است که پیروزی ملت فلسطین را به عقب می‌اندازد و جز خسران عاید آن ملت ستم‌کشیده نمیکند.
📝متن کامل نامه رهبر انقلاب اسلامی به این شرح است:
🔻بسم الله الرحمن الرحیم
🔹والحمد لله رب العالمین و الصلاة و السلام علی سیدنا الرسول الاعظم الامین و علی آله الطاهرین و صحبه المنتجبین و من تبعهم باحسان الی یوم الدین. 🔹برادر مجاهد عزیز آقای دکتر اسماعیل هنیة دامت توفیقاته
نامه را با این کلام نورانی خداوند آغاز میکنم که گوئی همین امروز خطاب به شما و ما نازل شده است: «وَ لا تَهِنُوا فِی ابتِغاءِ الْقَومِ اِنْ تَکُونُوا تَأْلَمُونَ فَاِنَّهُمْ یأْلَمُونَ کَما تَأْلَمُونَ وَ تَرْجُونَ مِنَ اللّه‌ِ ما لا یَرجُونَ و کانَ اللهُ عَلیماً حَکیماً» ای علیماً بانتصارکم و غلبتکم علیهم باذن الله، و حکیماً فی نهیکم عن الوهن و التّوانی فی هذا الطریق.
🔹در روزهائی که شدت یافتن ظلم و قساوت دشمن صهیونیست در غزه، دلبستگان به مسأله‌ی فلسطین را غمگین و خشمگین ساخته، لازم میدانم بار دیگر بر مواضع همیشگی جمهوری اسلامی در این مسأله‌ی مهم که در صدر مسائل امت اسلامی است تأکید کنم.
🔹بیشک #مبارزه و #مقاومت تنها راه نجات فلسطین مظلوم و تنها نسخه‌ی شفابخش جراحات وارد بر پیکر آن ملت شجاع و سرافراز است.
🔹جنابعالی در نامه‌ی محبت‌آمیز خود برخی از چالشهای بزرگ امت اسلامی را مطرح کرده و به خیانت و نفاق برخی از کشورهای عرب این منطقه و نقشه‌های خباثت‌آمیز آنان در تبعیت از شیطان بزرگ (آمریکا) اشاره نموده و نیز از مجاهدان فلسطینی به‌عنوان مبارزان خط مقدم در برابر فشار و ظلم و جنایت دشمن یاد کرده‌اید.
🔹آنچه در این باره نوشته‌اید حقیقت محض و مورد تأیید ما است. ما خود را موظف به حمایت از شما از هر نوع آن میدانیم.
🔹این وظیفه‌ئی دینی و نیز فریضه‌ئی انسانی و فراتر از حوادث و تحولات سیاسی است و ان‌شاءالله همچون گذشته به این وظیفه عمل خواهیم کرد.
🔹دولتها و ملتهای مسلمان و جریانات اسلامی همگی مخاطب و موظف به این وظیفه‌ی بزرگند....
Read more
در این نمایشنامه، ژان پل سارتر مشکل دهشتناک قرن ما را به تصویر می کشد. گوشه نشینان آلتونا حکایتی از ...
Media Removed
در این نمایشنامه، ژان پل سارتر مشکل دهشتناک قرن ما را به تصویر می کشد. گوشه نشینان آلتونا حکایتی از انزوای آدمیان است. حکایت تنهایی ترسناک بشر است. می خوانی و غمگین می شوی، برای همه مان. برای خودمان که میراث دار پدرانمان هستیم، که گوش می سپاریم و زندگیمان زندان می شود. تو را می برد به آن گوشه ی دنیا… ژان ... در این نمایشنامه، ژان پل سارتر مشکل دهشتناک قرن ما را به تصویر می کشد. گوشه نشینان آلتونا حکایتی از انزوای آدمیان است. حکایت تنهایی ترسناک بشر است. می خوانی و غمگین می شوی، برای همه مان. برای خودمان که میراث دار پدرانمان هستیم، که گوش می سپاریم و زندگیمان زندان می شود. تو را می برد به آن گوشه ی دنیا…
ژان پل سارتر برای زندگی انسان جبر قائل است، هر انسان به دنیا می آید…بی اطلاع و پرسش… جبر به دنیا آمدن،جبر زیستن و با دیگران بودن و جبر مردن…« آری، نه می توانیم بمیریم، نه می توانیم زندگی کنیم. به تنگنای عجیبی افتاده ایم.»
گوشه نشینان آلتونا اثر فیلسوف و نویسنده بزرگ قرن بیستم، ژان پل سارتر می باشد. این نمایش نامه در ۵ پرده نوشته شده است. می بینی که یک فیلسوف هم می تواند نمایشنامه یا داستان بنویسد. حوادث نمایش نامه در سال ۱۹۵۹ در آلتونا، در یکی از بخش های تابعه هامبورگ آلمان رخ می دهد. این بخش دارای یک کارخانه بزرگ کشتی سازی است. فرانتس پسر ارشد یک کارخانه دار آلمانی است. پدر خانواده زمین بزرگی را به عنوان زندان فروخته است و پسر که از این موضوع بر می آشوبد… قهرمان اصلی نمایش نامه فرانتس است که مدت ۱۳ سال خود را در اتاقی در خانه پدری محبوس کرده است و غیر از خواهرش کسی نمی تواند به دیدنش برود… مردی نیم دیوانه،نیم فیلسوف که می خواهد طعم قرن خود را برای آیندگان، برای قرن سی ام شرح دهد، تا آیندگان قرن ما را و آدمیان بد را به غلط به قضاوت ننشینند.

#ليلا_برخورداري
#معرفي_كتاب_هفته
#همه_با_هم_كتاب_بخوانيم
#كتاب_و_كتابخواني
#leilabarkhordari #iranianactress
Read more
. تو با نبود من٬ هیچ چیز ازت کم نمیشه و این زیباترین تشکل دنیاست... چه عجیب که تو باعث میشی قول هام به ...
Media Removed
. تو با نبود من٬ هیچ چیز ازت کم نمیشه و این زیباترین تشکل دنیاست... چه عجیب که تو باعث میشی قول هام به خودم رو فراموش کنم. تو‌ در من پر از حرفهایی هستی که نمیشه زد٬ پر از فاصله و نرسیدن... و همین هاست که تو رو خواستنی میکنن٬ چون من رو رنج میدن. من از عشق های سرپا و تکراری گریزون ام٬ از داستان هایی که تهشون خوشه٬ ... .
تو با نبود من٬ هیچ چیز ازت کم نمیشه و این زیباترین تشکل دنیاست... چه عجیب که تو باعث میشی قول هام به خودم رو فراموش کنم. تو‌ در من پر از حرفهایی هستی که نمیشه زد٬ پر از فاصله و نرسیدن... و همین هاست که تو رو خواستنی میکنن٬ چون من رو رنج میدن. من از عشق های سرپا و تکراری گریزون ام٬ از داستان هایی که تهشون خوشه٬ چون شبیه زندگی واقعی نیست
.
من عاشق اون دستاتم که نمیشه گرفت٬ عاشق اون سلیقه ی خوبت که همه دیر میفهمنش. اینکه نتونم تو رو آرزو کنم٬ نتونم تو رو تصور کنم کنارم٬ اوضاع رو زیباتر میکنه... اینکه آدمها بخندن بهم وقتی مطمئن میگم انتخابم فلانیه٬ خنده هاشون دال بر زیباییه توئه و چی بالاتر از این که همه اعتراف کنن به زیبا بودنت؟
.
من عاشق اینم که مثل بقیه ی آدمها هنوز نفهمیده باشمت٬ یعنی بیشتر از تصورم خوب باشی٬ بیشتر از چیزی باشی که نشون میدی تا غافلگیر شم و بیشتر بنویسمت. چون نیستی٬ من هربار که تو رو مینویسم نوشته هام قشنگتره... چون باید انقدر دست به دست بشه تا اتفاقی برسه به دستت و عشق من به تو اینطور وقتی نیستی٬ دستای یک عالم آدم رو به هم چفت میکنه. این وسط نمیبخشم هرکی رو که وسط خوندن حرفام گریش بگیره٬ چون نوشته ی من غمگین نیست٬ شاده٬ خیلی شاده
.
#امیرعلی_ق
Read more
: خوشحالم از صعود استقلال و پرسپولیس اما خیلی غمگین‌ترم از حال جهان روزگاری که ابلهان و قلدران ...
Media Removed
: خوشحالم از صعود استقلال و پرسپولیس اما خیلی غمگین‌ترم از حال جهان روزگاری که ابلهان و قلدران مست قدرتند و ساده‌تر از آنچه بتوان تصور کرد لگدمال میکنن آزادی ، کرامت انسانی و حقوق بشر را. روزگار عجیبیست. کسی روی کار می‌آید و رییس جمهور‌ آمریکا میشود. هوس میکند زیر معاهداتی بزند که کشورش در ... :
خوشحالم از صعود استقلال و پرسپولیس
اما خیلی غمگین‌ترم از حال جهان
روزگاری که ابلهان و قلدران مست قدرتند و ساده‌تر از آنچه بتوان تصور کرد لگدمال میکنن آزادی ، کرامت انسانی و حقوق بشر را.
روزگار عجیبیست.
کسی روی کار می‌آید و رییس جمهور‌ آمریکا میشود.
هوس میکند زیر معاهداتی بزند که کشورش در دولت و دولتهای قبل متعهد شده.
کشوری که جهان میداند پای عهدی امضا نمیکند مگر منافعش تامین شده باشد. باز با این حال مردک تازه‌کار برای خوشایند اهالی خاصی از قدرت در جهان که البته منفور اما مکارند بر خلاف عهد گذشته در روز روشن اعلام میکند به قرارداد پایبند نخواهد بود.
(و عجیبتر آنکه در داخل کشور سرمستان جاهل که در طول تاریخ طلبکارترین و فریب‌خورده‌ترین هم بودند ابراز خوشحالی و در مجلس کشور پرچم آتش میزنند.)
.
.
از طرف دیگر باز هم در روز روشن رژیم ستمگر و ظالم دیگری در جهان برخلاف تعهدات و معاهدات بین‌المللی قسمتهایی از بیت‌المقدس را اشغال میکند که از همین رو در همه جهان به "سرزمینهای اشغالی" معروف است. با زورگویی تصرف میکند ، شهرک‌ میسازد و قدرتمندان جهان نظاره میکنند.
آمریکا در بیت‌المقدس سفارت افتتاح‌میکند. این یعنی اشغالگری را به رسمیت میشناسد.
هنگام جشن افتتاح سفارت ، معترضین در حال اعتراضند.
در‌جشن سخنرانان که از اهالی قدرت جهان هستند ، حرف از صلح دنیا میزنند در حالی که آنطرفتر معترضان به خاک و خون کشیده میشوند.
این تصویر "لیلی الغندور" نوزاد فلسطینیست که در همین حادثه‌ی اعتراضها کشته شد.
فقط‌ کافیه کمی درنگ کنیم. در چه جهانی زندگی میکنیم؟
کسانی در‌ جهان پرچمدار صلحند که خونخوارترینند.
کسانی مدعی خیرخواهی برای مردم جهانند که شرورترینند و مردم بازیچه‌ی دست رسانه‌ها که چه حقیقتها پنهان‌میماند از نظرها.
این فقط یک‌عکس نیست. یگ جهان حرف و تفسیر است.
میدانم در سرزمین‌ خودم هم نابسامانی و ظلم وجود داره اما خوبه بدانیم هیچکس جز ما مردم فریادرس ما مردم نیست. باید که آگاه باشیم و آگاهی از "بی‌بی‌سی" و "خبرهای صدا و سیما" حاصل نمیشه. تنها راه آگاهی مطالعه‌ست و اخبار برای تحلیل موضعهاست.آگاهی که باشه ، شناخت حاصل میشه. مثلن در موضوعی خاص میشه از تحلیل موضع "بی‌بی‌سی" یا "صدا و سیما" یا هر جای دیگه ،حقیقت آن‌موضوع خاص را دریافت.
نباید زبان باشیم برای شرح افکار ناخودآگاه القا شده و این جدای از کسانیست که حقوق میگیرند تا گسترش دهند افکاری که خود صاحبش نیستند و اما این بین لعنت به جهل ، لعنت به فریب
.
.

پ‌ن:کوچکترین اتفاقها از ذره‌بین سلبریتیها رد میشه اما کسی از "لیلی" چیزی نگفت...چرا؟
Read more
نامه مهران مدیری برای عمو فیتیله ای های غمگین این روزهایمان در تمام سالهای طولانی که خنده را به لب ...
Media Removed
نامه مهران مدیری برای عمو فیتیله ای های غمگین این روزهایمان در تمام سالهای طولانی که خنده را به لب ما و بچه هایمان نشاندید، کسی برای تقدیر از شما بیانیه ای صادر نکرد. هر چه برای خوشحالی بچه ها، خاک صحنه خوردید و زیر پروژکتورهای داغ استودیوها خیس عرق شدید، هر چه به کودکان سرزمینم، در قالبهای شاد ... نامه مهران مدیری برای عمو فیتیله ای های غمگین این روزهایمان

در تمام سالهای طولانی که خنده را به لب ما و بچه هایمان نشاندید، کسی برای تقدیر از شما بیانیه ای صادر نکرد.

هر چه برای خوشحالی بچه ها، خاک صحنه خوردید و زیر پروژکتورهای داغ استودیوها خیس عرق شدید،
هر چه به کودکان سرزمینم، در قالبهای شاد و متنوع، از خدا و دین و اخلاق و انسانیت و آزادگی و جوانمردی و وطن دوستی آموختید،
هر چه بخاطر لبخند معصومشان، لباس نوزاد و پیرزن به تن کردید، گاو و الاغ و مرغ و خروس و سگ و گربه و ... شدید،
کسی از شما قدردانی نکرد، به چشم کسی نیامد.

در سفرهای دور و دراز از جاده های صعب العبور به مناطق محروم، برای نوازش و تشویق کودکان مستعد اما محروم و بی چیز،
کسی همراهتان نشد.

نجات آن اعدامی اهل بم، بخاطر نامه ای که دختر هشت ساله اش برایتان نوشته بود و دوندگی های شما را کسی ندید.

دلجویی تان از خانواده های داغدار بچه های قربانی در آن ورزشگاه لعنتی که دلیلی جز سوء مدیریت مسئولین و مدیران مربوطه نداشت،
حضور مداومتان در آسایشگاه بچه های معلول ، کودکان سرطانی، اهدای خون ، برنامه های کوچک و بزرگ نیکوکاری،... هیچکدام از اینها چیزی نبودند که به چشم مسئولین و ایضا، بسیاری از ما مردمان این آب و خاک بیاید و تحسینی و تشکری را بدرقه ی خستگی هاتان کند... اما، تنها یک اشتباه کافی بود تا سیل پیامها و لعن و نفرین ها و خط و نشان کشیدن ها را به سویتان سرازیر کند،
رگ غیرت و تعصب قومی و نژادی را ، بر گردن جماعتی برآورد و سیل جمعیت را به خیابانها بکشاند،
سوژه ی طراز اول بحث گروههای مجازی و بهانه ی انتقام کشی اهل سیاست و صاحبان قدرت شوید،
و پذیرش اشتباه و عذرخواهی صادقانه تان را هم نه کسی ببیند و نه کسی بشنود و نه کسی بپذیرد... من نگران شما هستم، عموهای دوست داشتنی فیتیله ای!
اگر چه فرزندان من دیگر آنقدر قد کشیده اند که کمتر پای برنامه تان بنشینند،
و خودم آنقدر این روزها گرفتار شده ام که کمتر بیاد آورم که؛
نظاره ی عمیق ترین شادی ها و قهقهه ی کودکانم را ، حین تماشای فیتیله ی زیبای شما تجربه کرده ام!
که بهای این خاطره را، سپید شدن موی شما پرداخته،

دستتان را می بوسم
و دعا می کنم در این روزهای سخت، در روزگاری که خطای انسان جایزالخطا را کسی برنمی تابد،
و تاوان تعصبات و انتقام کشی ها را ، نه مدیران صاحب قدرت، که همان اهالی هنر و اندیشه ی زیردست و خاک صحنه خورده می پردازند،
که رسم مروت و انصاف از میانمان رخت برنبندد،
و ما و بچه های ما را از ادامه ی حضورتان در قاب تصویر محروم نکند.
Read more
. . سیما سعیدی روزنامه‌نگار و صاحب کافه‌ گل و مرغ لواسان از تعطیلی این کافه خبر داده است. سعیدی ...
Media Removed
. . سیما سعیدی روزنامه‌نگار و صاحب کافه‌ گل و مرغ لواسان از تعطیلی این کافه خبر داده است. سعیدی در پستی اینستاگرامی این‌طور نوشته: امروز جمعه یکی از تصمیمات سخت زندگیم را گرفتم. به چیزها وابسته نیستم اما نسبت به انتخاب‌هایم دلبستگی دارم: آدم‌ها، کتاب‌ها، یک اثر هنری کم‌بها و خیابان و خانه‌‌هایی ... .
.
سیما سعیدی روزنامه‌نگار و صاحب کافه‌ گل و مرغ لواسان از تعطیلی این کافه خبر داده است.

سعیدی در پستی اینستاگرامی این‌طور نوشته:

امروز جمعه یکی از تصمیمات سخت زندگیم را گرفتم. به چیزها وابسته نیستم اما نسبت به انتخاب‌هایم دلبستگی دارم: آدم‌ها، کتاب‌ها، یک اثر هنری کم‌بها و خیابان و خانه‌‌هایی که در آنها خاطره خوب و زیبا داشته‌ام، سرزمینی که در آن به‌دنیا آمده‌ام و شهری که در آن زیسته‌ام و بزرگ شده‌ام (این دو تای آخر را خودم انتخاب نکرده‌ام) مجموعه چیزهای دلبندم هستند. کارم را تا آنجا که اجبار گذران روزمره نبوده، خودم خواسته‌ام و حتی آنجا که دلم را نبرده بود، وظیفه‌شناس بودم و همه آنچه را بلد بودم، به کار بستم تا بهترینِ خودم را به عنوان اثر وجودی‌ام به جای بگذارم. در مورد کار شاید تنها جایی بوده که دنبال جوری از جاودانگی بوده‌ام. این‌ها را نه برای خودشیرینی که برای بیان میزان اندوه‌ امروزم می‌نویسم. من این روزها خودم را همدرد تعداد زیادی از ایرانیانی می‌دانم که مثل من مجبور شدند برای عبور از این بحران گویا تمام‌نشدنی، دلبستگی‌ها و امیدهایشان را ترک کنند. امروز آخرین روزی است که کافه «گل ‌و مرغ» زیبایم کار می‌کند. یک ایده ساده بدون چشم‌داشت‌ها و برداشت‌های زیاد مالی ۴ سال پیش پا گرفت. روزگاری که آنقدر امید بود. نگار [اسکندرفر] پشت این ایده ایستاد و یاری کرد و ما میزبان شدیم مثل گل برای مرغ عشق. قصه کوتاه کنم که قصه کوتاه بود. عمر این امید سر آمد نه از آن نقطه که برمی‌گردد به زیاد خواستن ما، بلکه از آنجایی که انگار ما، مردم، با سرمایه‌های اندک‌مان باید بلعیده بشویم و زیربار تورم و گرانی و بی‌لیاقتی و بی‌رحمی سیاست و اقتصاد خم و خم و خم‌تر بشویم و پایداری‌مان غیرممکن شود. گرچه گل دیگر میزبان نیست اما خورشید همچنان از شرقی‌ترین نقطه تهران بزرگ (با کمی اغراق) طلوع می‌کند.
این‌که تنها نیستیم در این حجم از ناامیدی و ناکامی جای خوشحالی نیست برایم، اتفاقا غمگین‌تر می‌شوم، چه چیزی از این بدتر که ما انتخاب نمی‌کنیم ما مجبوریم. همه این اندوه را می‌خواهم تبدیل کنم به امید، به شکیبایی و نگاه خیره به افق‌هایی که شاید گشوده شود. درس بزرگ این روزها همین است. اگر دوباره از خاکسترمان برنخیزیم آتش کوچکی زیر این خاکستر باقی خواهد بود مثل یک عشقِ دور و دیر که به یک دیدار اتفاقی دوباره شعله می‌کشد و باز «خوشبینى بر ناامیدى» غالب مى‌شود.
Read more
. .. . معرفی فیلم نام فیلم ⁣⁣ ⁣Bicycle Thieves (⁣دزدان دوچرخه) سال ساخت 1948 کشور ایتالیا ...
Media Removed
. .. . معرفی فیلم نام فیلم ⁣⁣ ⁣Bicycle Thieves (⁣دزدان دوچرخه) سال ساخت 1948 کشور ایتالیا مدت زمان 93دقیقه ژانر درام ⁣کارگردان ویتوریو دسیکا بازیگران ⁣لامبرتو ماجورینی . لیانلا کارل ⁣اسکار افتخاری بهترین فیلم غیر انگلیسی نامزد اسکار بهترین فیلمنامه برنده جایزه بهترین ... .
..
.

معرفی فیلم
نام فیلم
⁣⁣ ⁣Bicycle Thieves (⁣دزدان دوچرخه)
سال ساخت 1948
کشور
ایتالیا
مدت زمان 93دقیقه
ژانر
درام
⁣کارگردان
ویتوریو دسیکا
بازیگران ⁣لامبرتو ماجورینی
. لیانلا کارل
⁣اسکار افتخاری بهترین فیلم غیر انگلیسی
نامزد اسکار بهترین فیلمنامه
برنده جایزه بهترین فیلم خارجی از بفتا،بودیل و گلدن گلوب
برنده بهترین فیلم ،بهترین کارگردانی، بهترین فیلمنامه ،بهترین فیلمبرداری،بهترین داستان اورجینال، و بهترین امتیاز از ⁣سندیکای ملی روزنامه نگارانن ⁣ایتالیایی .
IMDb : 8.3/10

داستان فیلم ⁣
.
.آنتونیو ریچی به زحمت توانسته شغل چسباندن پوستر بر روی دیوار را بدست آورد. او برای انجام این کار نیاز به یک دوچرخه دارد اما در اولین روز کار دوچرخه او را می دزدند. حال آنتونیو به همراه پسرش به دنبال این دزد می گردد و..
.
این فیلم به عنوان یکی از متحول‌کننده‌ترین و تأثیرگذارترین فیلم‌های تاریخ سینمای جهان شناخته شده است. «دزدان دوچرخه» اثری قابل ستایش است که مشکلات دوران خود مانند بیکاری، فقر و افسردگی را به زیبایی به نمایش درمی آورد. دسیکا با نمایش پوچی زندگی روزانه و تاکید بر اعتقاده به سرنوشت جامعه، سوالی را مطرح می کند که آیا پاسخی برای مشکلات جامعه وجود دارد؟
روایت سرگردانی قهرمان داستان در سطح گسترده ای مورد تقلید کارگردان های دیگری قرار گرفت. حتّی یک کمپانی آمریکایی پیشنهاد کرد که دسیکا و زاواتینی همین فیلم را مجدّداً در هالیوود بسازند، اما آنها قبول نکردند، زیرا واقعیّت این است که تمام قدرت دسیکا در بازسازی و تجسّم ایتالیای بعد از جنگ بود، ایتالیای بی کار، درمانده و فقیر و مردم مضطرب، مأیوس و غمگین...
#معرفیفیلم
Read more
... تو را وابسته بر بیگانه خواندند خروش سبز ما را فتنه خواندند تو را در خانه زندانی نمودند مرا غمگین ...
Media Removed
... تو را وابسته بر بیگانه خواندند خروش سبز ما را فتنه خواندند تو را در خانه زندانی نمودند مرا غمگین و طوفانی نمودند که شاید از تو یک خائن بسازند به نام دین به ارزش ها بتازند که شاید خسته و تسلیم گردی اسیر پرده های بیم گردی که شاید مردم از تو دور گردند به تیرِ نا امیدی کور گردند ولی تو با شهامت ... ...
تو را وابسته بر بیگانه خواندند
خروش سبز ما را فتنه خواندند
تو را در خانه زندانی نمودند
مرا غمگین و طوفانی نمودند
که شاید از تو یک خائن بسازند
به نام دین به ارزش ها بتازند
که شاید خسته و تسلیم گردی
اسیر پرده های بیم گردی
که شاید مردم از تو دور گردند
به تیرِ نا امیدی کور گردند
ولی تو با شهامت ایستادی
مصمّم پای حرفت ایستادی
تو گفتی من همان مرد قوّی ام
همان میرِ حسینِ موسوی ام
تو گفتی من همان مرد غیورم
که بر سیل مصیبت ها صبورم
تو می دیدی افق تاریک و تار است
سرِ آزادگی بالای دار است
تو دیدی داغِ خواهرزاده ات را
ستم بر مردم آزاده ات را
قفس را بر هوس ترجیح دادی
به سازش با شروران تن ندادی
تو فرزندِ زمانِ خویش هستی
خروش سبز را در پیش هستی
منم هستم، ولی شرمنده ی تو
بمیرم گر نبینم خنده ی تو
"علی عبدلی"
Read more
از برج ایفل تا طاق پیروزی راه طولانی نیست یک پیاده روی حدود بیست دقیقه در پاریس بسیار عادی و لذتبخش است؛ ...
Media Removed
از برج ایفل تا طاق پیروزی راه طولانی نیست یک پیاده روی حدود بیست دقیقه در پاریس بسیار عادی و لذتبخش است؛ مسیر پر از هتل البته با قیمت های نسبتا بالا هست؛ طاق پیروزی در میدان شارل دو گل قرارداد که بر روی آن نام فرماندهان و جانباختگان کشور فرانسه حکاکی شده و در میان آن آتشی همیشه روشن هست به زیر پرچم بزرگ ... از برج ایفل تا طاق پیروزی راه طولانی نیست یک پیاده روی حدود بیست دقیقه در پاریس بسیار عادی و لذتبخش است؛ مسیر پر از هتل البته با قیمت های نسبتا بالا هست؛ طاق پیروزی در میدان شارل دو گل قرارداد که بر روی آن نام فرماندهان و جانباختگان کشور فرانسه حکاکی شده و در میان آن آتشی همیشه روشن هست به زیر پرچم بزرگ برای همه جانباختگان گمنام فرانسه. از بالای این طاق میتوان نمای کامل از خیابان معروف شانزه لیزه را دید. خیابانی که باید از آن گذر کرد شاید فقط برای نامش. #امردادتور #سفرنامه_شرقی_غمگین #اروپاگردی #سفرنامه_امرداد #طاق_پیروزی #پاریس #فرانسه🇫🇷 #شنگن #شانزه_لیزه #آرندگشت_امرداد #amordadtour #paris
Read more
بیست و چهار سال پیش ( یه چند ماه پیش‌تر) علم پزشکی مثل الان نبود، دختر را پسر، پسر را دختر تشخیص می‌دادند! ...
Media Removed
بیست و چهار سال پیش ( یه چند ماه پیش‌تر) علم پزشکی مثل الان نبود، دختر را پسر، پسر را دختر تشخیص می‌دادند! منم یکی از آنها بودم، برای اولین بار که رفتن جنسیتم را تشخیص دهند، به علت نجابت بیش از حد، پا روی پا گذاشته و مثل یک نجیب زاده خود را دختر نشان دادم، از اینکه قرار بود سومین دخترشان به دنیا بیاید غمگین ... بیست و چهار سال پیش ( یه چند ماه پیش‌تر) علم پزشکی مثل الان نبود، دختر را پسر، پسر را دختر تشخیص می‌دادند! منم یکی از آنها بودم، برای اولین بار که رفتن جنسیتم را تشخیص دهند، به علت نجابت بیش از حد، پا روی پا گذاشته و مثل یک نجیب زاده خود را دختر نشان دادم، از اینکه قرار بود سومین دخترشان به دنیا بیاید غمگین بودند نه اینکه دختر بد باشد ها نه، ولی خب قدیم بود دیگر پسر دوست داشتن، به عقیدشون پسر نسلشون رو ادامه می‌داد، اینکه نسلشون ادامه پیدا کند یا نکند چه فرقی دارد نمی‌دانم، چن روز قبل از بدنیا آمدنم، مادر گرامی از پشت بام افتاده بود، ولی با اینحال منِ دختر سرومورگنده سالم بودم و همچنان خود را دختر نشان میدادم، قرار نبود بمیرم، قرار نیست به این زودیا بمیرم، روز تولد آمد و پدر جان که غمگین بود، مادر هم که در ذهنش دنبال اسم دخترانه‌ای برای من میگشت، من با ضربه‌ی محکم دکتر به نشمین‌گاه مبارکم چشم به جهان گشودم(در یک خانواده‌ی مذهبی) به خاطر ضربه‌ی محکم دکتر نمی‌توانستم پا روی پا بگذارم، برای همین نقشه‌هایم بر آب شد، پدر جان جوگیرانه گل و شیرینی پخش میکردند(البته الان از آن کارشان کاملا ناامید و پشیمان شده‌اند چون به قول خودشان نان را به موقع نمی‌خرم)
مادر جان از آن زمان من را دختر پنداشته و مجبورم میکند سفره پهن کنم و جمع کنم و میگوید دختر مردم کل خونه رو تمیز و گوارا میکند و پیش همسایه و فامیل می‌گوید :ببینید این قرار بود دختر به دنیا بیاید ببین چقد خوب کار میکند، من هم‌گوش‌هایم‌دراز شده با انرژی بیشتری سفره را پهن و جمع می‌کنم.
شدیم بیست و چهار!
Read more
ناراحت شدن دست ما نیست، اما ناراحت ماندن دست ماست، پس اجازه ندهیم حرفها و رفتار کسی، ما را آزرده ...
Media Removed
ناراحت شدن دست ما نیست، اما ناراحت ماندن دست ماست، پس اجازه ندهیم حرفها و رفتار کسی، ما را آزرده خاطر "نگه دارد". و فکر کردن ما به تلخی رفتار او ، لحظات و روزمان را از ما بگیرد... . ناراحتی بالاخره تمام می شود و دوباره ریکاوری می شوید، احساسات منفی کم کم محو شده و حس می کنید که بهتر، سبک تر، و حتی ... ناراحت شدن دست ما نیست، اما
ناراحت ماندن دست ماست،
پس اجازه ندهیم حرفها و رفتار کسی،
ما را آزرده خاطر "نگه دارد".
و فکر کردن ما به تلخی رفتار او ،
لحظات و روزمان را از ما بگیرد...
.
ناراحتی بالاخره تمام می شود و دوباره ریکاوری می شوید،
احساسات منفی کم کم محو شده و حس می کنید که بهتر، سبک تر، و حتی شادتر هستید.
.وقتی بیش از یک ناراحتی عادی است،
از سوی دیگر افسردگی ماندگار است، یک مشکل روحی طولانی مدت که روی زندگی روزمره تاثیر می گذارد. هرکس این حالت را تجربه می کند بلافاصله تفاوت آن با یک ناراحتی عادی را متوجه می شود.
افسردگی جنبه های بیشتری از سلامت و عملکردمان را تحت تاثیر قرار می دهد. درست مانند ناراحتی، یک اتفاق دردآور می تواند باعث شروع افسردگی شود، اما بر خلاف ناراحتی عادی، افسردگی بیشتر بر روحیات تاثیر می گذارد و فرد را ناتوان می کند.

افرادی که به افسردگی مبتلا هستند ممکن است این موارد را تجربه کنند:
کم انرژی بودن
خستگی بدنی
مشکل در تمرکز
کاهش میل جنسی
احساس پوچی، ناراحتی و گناه
فاصله گرفتن فردی از دیگران
تغییر در خواب و اشتها
فکر به خودکشی
کج خلقی
حرکت و صحبت کردن با کندی

ناراحتی بالاخره تمام می شود و دوباره ریکاوری می شوید، احساسات منفی کم کم محو شده و حس می کنید که بهتر، سبک تر، و حتی شادتر هستید.

وقتی احساس ناراحتی پخش می شود افسردگی خود را با این حالات نشان می دهد که در صورت مشاهده باید به فکر درمان بود.

خیلی باید مراقب احساس نا امیدی و ناتوانی بود، چون در میان افراد افسرده بسیار شایع است. در چنین وضعیتی فرد امیدی به آینده ندارد، و فکر می کند حالش بهتر نخواهد شد، خلاص شدن و نادیده گرفتن این افکار منفی نیز کار بسیار دشواری است.

افسردگی ممکن است در سطوح مختلفی اتفاق بیفتد، در حالت خفیف فرد دائما احساسی منفی یا غمگین دارد. اگر متوسط رو به شدید باشد، شروع به تاثیر گذاشتن روی زندگی روزمره می کند. ممکن است سخت از رخت خواب بیرون بیایید، خانه را تمیز کنید، لباس بشویید، و به امور درسی یا کاری خود برسید.

با اینکه افراد ناراحت دوست ندارند از جای خود بلند شوند و به سرکار بروند، اما باز هم این کار را می کنند. اما یک فرد افسرده به هیچ وجه از جای خود بلند نمی شود مگر اینکه در خطر باشد ( مثلا ممکن باشد از کار اخراج شود ). وقتی ناراحتید همچنان با دوستان خود بیرون می روید، اما وقتی افسرده باشید ممکن است تماسها و پیامک های آنها را به کلی نادیده بگیرید.
.
#دانشگاه_مجازی_تکنولوژی_فکر_برتر #موفقيت #عشق #هدف #ناراحت #رفتار
Read more
. - امروز سالروز تولد کیت بلانشت دوست داشتنی ستاره توانا و بی حاشیه دنیای سینماست. کیت در طول دوران ...
Media Removed
. - امروز سالروز تولد کیت بلانشت دوست داشتنی ستاره توانا و بی حاشیه دنیای سینماست. کیت در طول دوران بازیگری‌اش توانسته تحسین بسیاری از منتقدین را کسب کند و همچنین جوایز بسیاری شامل ۲ جایزه اسکار، ۳ جایزه انجمن بازیگران فیلم، ۳ جایزه گلدن گلوب از ۸ نامزدی و ۳ جایزه بفتا از ۶ نامزدی را ازآن خود کند . - ... .
- امروز سالروز تولد کیت بلانشت دوست داشتنی ستاره توانا و بی حاشیه دنیای سینماست. کیت در طول دوران بازیگری‌اش توانسته تحسین بسیاری از منتقدین را کسب کند و همچنین جوایز بسیاری شامل ۲ جایزه اسکار، ۳ جایزه انجمن بازیگران فیلم، ۳ جایزه گلدن گلوب از ۸ نامزدی و ۳ جایزه بفتا از ۶ نامزدی را ازآن خود کند
.
- علاوه بر این دوبار، چهار‌بار دیگر هم نامزد دریافت جایزۀ اسکار شده است. او همچنین ۴ نامزدیِ جایزۀ ساترن، ۵ جایزه از انستیتوی فیلم استرالیا، جایزۀ دوربینِ طلاییِ آلمان برای بهترین بازیگر بین‌المللی، ۳ جایزۀ اسپیریت، ۲ جایزه از حلقۀ منتقدان نیویورک، جایزۀ بهترین بازیگر جشنوارۀ ونیز و جوایز فراوانِ دیگر از جشنواره‌ها و انجمن‌های سینماییِ سراسرِ جهان بخشی از موفقیت‌های چشمگیرِِ این بازیگرِِ توانا محسوب می‌شوند
.
- وی اولین بار با بازی در فیلم الیزابت و نقش‌آفرینی به عنوان الیزابت یکم توانست شهرت جهانی پیدا کند. بخاطر این بازی، بلانشت موفق به کسب یک جایزه بفتا و گلدن گلوب شد و همچنین برای اولین بار نامزد دریافت جایز اسکار گردید. از دیگر نقش‌های بسیار تاثیرگذار وی می‌توان به نقشش در فیلم هوانورد به کارگردانی مارتین اسکورسیزی اشاره کرد
.
- بازی در این فیلم در نقش کاترین هپبورن موجب موفقیت بسیاری برای او شد و جوایزی چون جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل زن را دریافت نمود و اولین زنی در تاریخ سینما شد که به واسطه ایفای نقش یک بازیگر اسکار گرفته سابق، برنده اسکار می شود. در سال ۲۰۱۳ کیت بلانشت در فیلمی به کارگردانی وودی آلن تحت عنوان یاسمن آبی (جاسمین غمگین) ظاهر شد که این فیلم نیز برایش جایزه‌ای چون اسکار بهترین بازیگر زن را به ارمغان آورد. کیت یکی از شش بازیگر زن تاریخ است که موفق به کسب جایزه اسکار هم در بهترین بازیگری و هم در نقش مکمل شده است
.
- از دیگر فیلم‌های شناخته شده بلانشت می‌توان به فیلم ارباب حلقه‌ها به کارگردانی پیتر جکسون، یادداشت‌هایی بر یک رسوایی ، بابل، من آنجا نیستم، ایندیانا جونز و قلمرو جمجمه بلورین ، مورد عجیب بنجامین باتن و هابیت اشاره کرد
.
- در سال ۲۰۰۷ مجله تایم او را در زمره یکی از ۱۰۰ فرد تاثیرگذار و بانفوذ قرار داد و مجله فوربس هم وی را به عنوان یکی از موفق‌ترین بازیگران زن انتخاب کرد. همچنین او امسال ریاست هیأت داوران جشنواره فیلم کن را نیز بر عهده دارد
.
- کیت بلانشت امروز ۴۹ سالگی خود را جشن گرفت ❤️🌹
================
#CateBlanchett #HBD #49th
#CinemaNewss_HBD
Read more
۰ امروز در برنامه نوبت شما در بی بی سی میخواییم درباره مشکل کمبود نوار بهداشتی در بازار صحبت کنیم ...
Media Removed
۰ امروز در برنامه نوبت شما در بی بی سی میخواییم درباره مشکل کمبود نوار بهداشتی در بازار صحبت کنیم اگر شما هم تجربیات مشابهی در این زمینه دارید با ما در میون بزارید۰۰۰ ۰ ژینوس از کرج: والا من الان چند وقته نشدم و خیلیم نگرانم ، پویا هم که رفته استرالیا نمیدونم چیکار کنم، پویا اگه صدام شنیدی یه زنگ ... ۰

امروز در برنامه نوبت شما در بی بی سی میخواییم درباره مشکل کمبود نوار بهداشتی در بازار صحبت کنیم
اگر شما هم تجربیات مشابهی در این زمینه دارید با ما در میون بزارید۰۰۰

۰
ژینوس از کرج: والا من الان چند وقته نشدم و خیلیم نگرانم ، پویا هم که رفته استرالیا نمیدونم چیکار کنم، پویا اگه صدام شنیدی یه زنگ بزن به من
۰
عمار از شمیرانات: هفده شهریور همیشه یادآور خاطرات خونینی برای مردم کشور ما بوده است، و به حول قوه الهی از این برهه سخت تاریخی هم عبور خواهیم کرد
۰
 هژبر آریامهر از لندن: امروز بانوان ایران زمین پس از کمپین چهارشنبه های سفید، جمعه های قرمز را راه اندازی کنند و راس یک ساعت معیین در میادین اصلی شهر ترانه روانشاد فرهاد مهراد را یک صدا فریاد زنند، داره از ابر سیاه خون میچکه، جمعه ها خون جای بارون میچکه۰۰زنده باد شهبانو فرح، پاینده ایران، مرگ بر حکومت آخوندی
۰
بیوک بزرگ زاده از آذربایجان: اخه قرمساق من چه تجربه مشابهی میتونم داشته باشم؟یاشاسین آذربایجان، فقط تراختور
۰
سید مرتضی حسینی از خیابان جام جم: عدد یک رو به ده هشتاد اس ام اس کن خودش بند میاد
۰
نیکی کریمی از تهران:شماره حسابمو میزارم تو پیج تا برای افراد نیازمند پول جمع کنیم و پد بخریم
۰
مهناز افشار از تهران:اینک صدای دخترکان غمگین کشورم گوش های مرا میازارد اما کجاست گوشی که بشنود۰۰در ضمن همسر من در پرونده شیرهای آلوده دخالتی نداشته
۰
کیانوش از شیراز: اینا همش بازی خودشونه، نزدیک انتخابات میخوان رای جمع کنن
۰
اصغر از نازی آباد: میخواستم به کیانوش بگم ، انتخاباتِ عنه؟؟؟
Read more
‌‌ <span class="emoji emoji1f530"></span>پاسخ رهبر انقلاب اسلامی به نامه رئیس دفتر سیاسی جنبش مقاومت اسلامی فلسطین(حماس) <span class="emoji emoji1f53b"></span>حضرت آیت‌الله ...
Media Removed
‌‌ پاسخ رهبر انقلاب اسلامی به نامه رئیس دفتر سیاسی جنبش مقاومت اسلامی فلسطین(حماس) حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در پاسخ به نامه چندی قبل آقای اسماعیل هنیه رئیس دفتر سیاسی جنبش مقاومت اسلامی فلسطین (حماس)، با تأکید بر مواضع همیشگی جمهوری اسلامی در حمایت کامل از فلسطین و مجاهدان آن، علاج مسأله فلسطین ... ‌‌
🔰پاسخ رهبر انقلاب اسلامی به نامه رئیس دفتر سیاسی جنبش مقاومت اسلامی فلسطین(حماس) 🔻حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در پاسخ به نامه چندی قبل آقای اسماعیل هنیه رئیس دفتر سیاسی جنبش مقاومت اسلامی فلسطین (حماس)، با تأکید بر مواضع همیشگی جمهوری اسلامی در حمایت کامل از فلسطین و مجاهدان آن، علاج مسأله فلسطین را تقویت جناح مبارز و مقاوم در دنیای اسلام و تشدید مبارزه با رژیم غاصب و پشتیبانان آن دانستند و تأکید کردند: حرکت به سمت مذاکره با رژیم فریبکار و دروغگو و غاصب، خطای نابخشودنی بزرگی است که پیروزی ملت فلسطین را به عقب می‌اندازد و جز خسران عاید آن ملت ستم‌کشیده نمیکند.
📝متن کامل نامه رهبر انقلاب اسلامی به این شرح است:
🔻بسم الله الرحمن الرحیم
🔹والحمد لله رب العالمین و الصلاة و السلام علی سیدنا الرسول الاعظم الامین و علی آله الطاهرین و صحبه المنتجبین و من تبعهم باحسان الی یوم الدین. 🔹برادر مجاهد عزیز آقای دکتر اسماعیل هنیة دامت توفیقاته
نامه را با این کلام نورانی خداوند آغاز میکنم که گوئی همین امروز خطاب به شما و ما نازل شده است: «وَ لا تَهِنُوا فِی ابتِغاءِ الْقَومِ اِنْ تَکُونُوا تَأْلَمُونَ فَاِنَّهُمْ یأْلَمُونَ کَما تَأْلَمُونَ وَ تَرْجُونَ مِنَ اللّه‌ِ ما لا یَرجُونَ و کانَ اللهُ عَلیماً حَکیماً» ای علیماً بانتصارکم و غلبتکم علیهم باذن الله، و حکیماً فی نهیکم عن الوهن و التّوانی فی هذا الطریق.
🔹در روزهائی که شدت یافتن ظلم و قساوت دشمن صهیونیست در غزه، دلبستگان به مسأله‌ی فلسطین را غمگین و خشمگین ساخته، لازم میدانم بار دیگر بر مواضع همیشگی جمهوری اسلامی در این مسأله‌ی مهم که در صدر مسائل امت اسلامی است تأکید کنم.
🔹بیشک #مبارزه و #مقاومت تنها راه نجات فلسطین مظلوم و تنها نسخه‌ی شفابخش جراحات وارد بر پیکر آن ملت شجاع و سرافراز است.
🔹جنابعالی در نامه‌ی محبت‌آمیز خود برخی از چالشهای بزرگ امت اسلامی را مطرح کرده و به خیانت و نفاق برخی از کشورهای عرب این منطقه و نقشه‌های خباثت‌آمیز آنان در تبعیت از شیطان بزرگ (آمریکا) اشاره نموده و نیز از مجاهدان فلسطینی به‌عنوان مبارزان خط مقدم در برابر فشار و ظلم و جنایت دشمن یاد کرده‌اید.
🔹آنچه در این باره نوشته‌اید حقیقت محض و مورد تأیید ما است. ما خود را موظف به حمایت از شما از هر نوع آن میدانیم.
🔹این وظیفه‌ئی دینی و نیز فریضه‌ئی انسانی و فراتر از حوادث و تحولات سیاسی است و ان‌شاءالله همچون گذشته به این وظیفه عمل خواهیم کرد.
🔹دولتها و ملتهای مسلمان و جریانات اسلامی همگی مخاطب و موظف به این وظیفه‌ی بزرگند.
Read more
سگ بزن روی مستی اعصاب شب ِ این جمع را خراب بکن جبر با احتمال ِ صد در صد روی من واقعا حساب بکن! گریه ...
Media Removed
سگ بزن روی مستی اعصاب شب ِ این جمع را خراب بکن جبر با احتمال ِ صد در صد روی من واقعا حساب بکن! گریه کن باز و «داریوش» بخوان خفه کن رقص و پایکوبی را تا که «فریاد زیر آب» شویم طعم ِ ته مانده های خوبی را توی زیبایی ات شعار بده موی تب کرده را به باد بریز عرق کارگر شو قبل از مزد! اولین پیک را زیاد بریز با ... سگ بزن روی مستی اعصاب
شب ِ این جمع را خراب بکن
جبر با احتمال ِ صد در صد
روی من واقعا حساب بکن!

گریه کن باز و «داریوش» بخوان
خفه کن رقص و پایکوبی را
تا که «فریاد زیر آب» شویم
طعم ِ ته مانده های خوبی را

توی زیبایی ات شعار بده
موی تب کرده را به باد بریز
عرق کارگر شو قبل از مزد!
اولین پیک را زیاد بریز

با همه مثل آفتاب بخواب
اهل عصیان ِ توی عصیان باش
شام را در کنار گرگ بخور
خار ِ در چشم ِ گوسفندان باش

روی من واقعا حساب بکن
حل شو در استکان، «چرا»یت را
مخفی ام پشت عینک دودی
جنبش ِ سبز ِ چشم هایت را

دود سیگار باش و سیگاری
دست ها را بمال بر سقف ِ...
گیج و دیوانه وار ارضا شو
توی یک ارتباط بی وقفه

سبز شو مثل برگ های لجوج
توی تهران ِ تا ابد دودی
فکر کن من، توام!... تو، من هستی...
درک کن عاشق جنون بودی!

چشم را خیره کن به این گلّه
سگ شو از خشم ِ آن دو تا برّاق
با زمین و زمان و مضمونش
حرفت این بود و هست: استفراغ!

قایمم کن ته ِ عروسک هات
شهر، آدم بزرگ هم دارد
زوزه سر کن به شوق همراهیم
بیشه جز موش، گرگ هم دارد!

مشت ها را بکوب بر دنیا
که کسی ریده توی اعصابت
خنده ای باش مثل پیروزی
جلوی چشم های قصّابت

توی زنجیر هم نمی خواهم
پیش ِ آدم فروش گریه کنیم
بغلم کن «شقایق» غمگین
تا که با «داریوش» گریه کنیم

گریه کن مثل انتخاب جنون
گریه هایی که از سر ِ شادی ست
آخرین پیک را زیاد بریز
لذت ِ محض، رمز آزادی ست... سید مهدی موسوی
Read more
. روستای اربه کله - چشم انداز کتالم - رامسر. <span class="emoji emoji1f496"></span><span class="emoji emoji1f496"></span><span class="emoji emoji1f496"></span><span class="emoji emoji1f496"></span><span class="emoji emoji1f496"></span><span class="emoji emoji1f496"></span><span class="emoji emoji1f496"></span><span class="emoji emoji1f496"></span><span class="emoji emoji1f496"></span><span class="emoji emoji1f496"></span><span class="emoji emoji1f496"></span><span class="emoji emoji1f496"></span><span class="emoji emoji1f496"></span><span class="emoji emoji1f496"></span> (( دعای وارده در آیه های زیر رو خیلی ...
Media Removed
. روستای اربه کله - چشم انداز کتالم - رامسر. (( دعای وارده در آیه های زیر رو خیلی دوست دارم )) . --------------------------------------------------- محققا کسانی که گفتند : ((پروردگار ما خداست)) سپس ایستادگی کردند ، بیمی بر آنان نیست و غمگین نخواهند شد. و ... .
روستای اربه کله - چشم انداز کتالم - رامسر.
💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖
(( دعای وارده در آیه های زیر رو خیلی دوست دارم )) .
---------------------------------------------------
محققا کسانی که گفتند : ((پروردگار ما خداست)) ❤ سپس ایستادگی کردند ، بیمی بر آنان نیست و غمگین نخواهند شد.
💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖
و انسان را به پدر و مادش به احسان سفارش کردیم .مادرش با تحمل رنج به او باردار شد و با تحمل رنج او را به دنیا آورد . و بار برداشتن و از شیر گرفتن او سی ماه است ، تا آنگاه که به رشد کامل برسد و به - چهل سال - برسد .
می گوید :🌺🌺
پروردگارا ، بر دلم بیفکن تا نعمتی را که به من و پدر و مادرم ارزانی داشته ای سپاس گویم ، و کار شایسته ای انجام دهم که آن را خوش داری ، و فرزندانم را برآیم شایسته گردان ؛ در حقیقت من به درگاه تو توبه آوردم و من از فرمان پذیرانم.
🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀
اینانند کسانی که بهترین آنچه را انجام داده اند ، از ایشان خواهیم پذیرفت و از بدیهایشان در خواهیم گذشت ؛ در زمره بهشتیانند ؛ وعده راستی که بدانان وعده داده می شده است .
🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻
صدق الله العلی العظیم
قرآن - احقاف - 13-15-16
Read more
عادت به نومیدی از خود نومیدی بدتر است... اعتیاد به نومیدی از هر اعتیادی پوشیده‌تر است. اعتیاد به ...
Media Removed
عادت به نومیدی از خود نومیدی بدتر است... اعتیاد به نومیدی از هر اعتیادی پوشیده‌تر است. اعتیاد به نومیدی با نومیدی واقعی متفاوت است. کسانی هستند که از نومیدی و تلخ‌کامی و سیه‌بینی تغذیه می‌کنند. . آدمی می‌شویم که نومیدی، زندگی‌مان را پس نمی‌زند، بلکه جلو هم می‌برد. تحصیلات آکادمیک خود ... عادت به نومیدی از خود نومیدی بدتر است...
اعتیاد به نومیدی از هر اعتیادی پوشیده‌تر است.
اعتیاد به نومیدی با نومیدی واقعی متفاوت است.
کسانی هستند که از نومیدی و تلخ‌کامی و سیه‌بینی تغذیه می‌کنند.
.
آدمی می‌شویم که نومیدی، زندگی‌مان را پس نمی‌زند، بلکه جلو هم می‌برد.
تحصیلات آکادمیک خود را ادامه می‌دهیم،
کتاب‌هایمان را می‌نویسیم، شهره‌ی شهر و جلوه‌گر هر کوی و برزن می‌شویم.
اما همه جا، با ترانه‌ای از نومیدی بر لب،
زندگی را به طعن و تحقیر می‌گیریم.

به سلامت و زیبایی و دارایی خود توجه می‌کنیم،
از زندگی‌مان مراقبت می‌کنیم. نه از درس می‌افتیم و نه از کار.
اما هر کجا، هر زمان، با نخوتی هولناک و با لجاجتی بی‌انتها، زمزمه‌‌های زندگی را به سُخره می‌گیریم.

در نگاه من، این نومیدی به ظاهر تاریک و به ظاهر تلخ، بسیار مشکوک است.
اگر تا این حد در هر جلوت و ظهوری، حرف‌ها، موضع‌گیری‌ها، شعرها و بیانیه‌های یأس‌آور، انرژی‌سوز و تحقیرکننده از ما سر می‌زند،
اگر گمان می‌بَریم مُشت‌های زندگی را وا کرده‌ایم،

و جز هیچ و پوچ چیزی ندیده‌ایم، پس این نیرو، این تمایل، این انگیزه و انرژی.
برای ادامه دادن، سبقت گرفتن، جلوه کردن و دل بُردن، از کجا می‌آید؟

این ظاهر آراسته، شوق به خلاقیت هنری، تمایل انکارناشدنی به دیده شدن،
و در منظر و مرئا واقع شدن از کجا سرچشمه می‌گیرد؟

تصور من این است که بسیاری از ما از این آوازهای غمگین و نومید،نان می‌خوریم.

هم این یأس و غم تیره، تمایز ما را تضمین می‌کند،
و ما را آدمی ویژه و خاص می‌کند و هم اینکه از این معبر، می‌توانیم مسؤولیت‌گریزی‌های خود را به احوال خراب و جهان بی‌بنیاد، حوالت دهیم،
و آسوده باشیم.
هم این نغمه‌های یأس‌آمیز و شب‌آلود، حمایت و توجه غمگسارانه‌،
اطرافیان‌مان را بر می‌انگیزد.

می‌گویند آنان که تجربه‌های عمیق معنوی و عرفانی دارند،
تمایل چندانی برای برزبان آوردن آنها ندارند: مُهر کردند و دهانش دوختند.

به گمان من آنکه عمیقاً از زندگی نومید است و روزها برای او چیزی جز پاره‌های شبی بی‌پایان نیستند، دستش به این زندگی نخواهد رفت.

نه حبّ ظهور و بروزی خواهد داشت و نه شوق خلاقیت هنری و سخنوری و شاعری و نویسایی…
اگر زندگی تا این پایه تیره و تلخ است که تو هیچ‌گاه از بارقه‌ی روشن و امیدبخشی حرف نمی‌زنی، پس چه چیز تو را اینهمه به جلو رفتن ترغیب می‌کند؟
تو را در متن تحرکات زندگی می‌نشاند،
و اینهمه خوش‌سخنی و محفل‌افروزی را برایت می‌آراید؟ .
.
#دانشگاه_مجازی_تکنولوژی_فکر_برتر #موفقيت #عشق #هدف #پیری #ناامیدی
Read more
. کاک خسرو من یک پسرک اوگاندایی ام روی تنم برگ گذاشته اند شلاق می زنند به پاهایم تا برقصم آنقدر ...
Media Removed
. کاک خسرو من یک پسرک اوگاندایی ام روی تنم برگ گذاشته اند شلاق می زنند به پاهایم تا برقصم آنقدر که از حال بروم بعد برگ ها را از تنم می کنند - چه می کند عرق یک پسر سیاه با برگ شاهدانه؟ - می گویند آدمی را به فراموشی می برد فراموشی کاک خسرو همه می خواهند فراموش کنند. کاک خسرو من یک دخترک ابوریجینالم* پدر ... .
کاک خسرو
من یک پسرک اوگاندایی ام
روی تنم برگ گذاشته اند
شلاق می زنند به پاهایم
تا برقصم
آنقدر که از حال بروم
بعد
برگ ها را از تنم می کنند
- چه می کند عرق یک پسر سیاه با برگ شاهدانه؟
- می گویند آدمی را به فراموشی می برد
فراموشی
کاک خسرو همه می خواهند فراموش کنند.
کاک خسرو
من یک دخترک ابوریجینالم*
پدر یاغی ام را بستند به دو اسب سپید
و تنش را از هم گشودند
طبق قانون، مرا از مادرم گرفتند
وبه یک خانواده سفید سپردند
پدرخانواده سفید
هر شب به سراغم می آمد
و دکمه های سینه های سیاهم را باز می کرد.
کاکا خسرو
من رودخانه "قویق" هستم*
تا همین دیروز
ماهیان ِ جوان، لخت ِ تنشان را با من می گفتند
اما حالا تلخم
و ماهیانی ساکت را از آنسوی "حلب" به اینجا می آورم
ماهیانی دست بسته
چشم بسته
با حفره ای عمیق بر پیشانی.
کاک خسرو
روی تی شرتم بزرگ نوشتم
"1948"
من بازمانده سال نکبتم
فلسطینم من.*
کاک خسرو
تو کردی
من هزاره ام
ما برادران تنی یکدیگریم
که قرنها همدیگر را گم کرده بودیم
تا امشب
در خانه کوچک تو در" سلیمانیه"
و این عرق ِ روسی که ما را چنین گرم کرده است
تا زبان هم را بفهمیم
کاک خسرو، کاک خسرو
چرا یک بطری عرق ِ روسی ما را به هم برساند؟

کاک خسرو
همین لحظه که من و تو غرق ِ عیشیم
دریاها حرکت می کنند
کوهها حرکت می کنند
از مرزی می گذرند
و وارد مرز دیگری می شوند
دور نیست آن صبح که از خواب برخیزیم
همه جا را آب گرفته باشد
لباسهای بازماندگان "آشویتس" روی جالباسی،
لچکهای آن چهل دختر چشم بادامی روی طناب حویلی،*
و گوش کوچک ونگوگ در سینک آشپزخانه باشد
زمین بیرون بریزد همه ی آنچه در خود پنهان داشته
شناور شود همه ی رازها
تلخی عشق ویرجینیاوولف
تنهایی غمگین هیتلر
تن ِ زخمی بن لادن
و تو به چشمهاش ببینی
- چه چشمهای زیبا و معصومی...

کاک خسرو
دنیا غمگینم می کند
بر آمدن آقتاب
چرخیدن آدمها دور مربعی توخالی
صدای ناقوس ها
صدای پدرم
و صدای دخترک زیبا که خبرهای جنگ را می خواند.
کاک خسرو در همین چند دقیقه خواندن این شعر
در رواندا چند پسر جوان را از پله های مرگ بالا می برند؟
در قندهار، چند قومندان ِ سابق و نماینده پارلمان ِحالا، از بستر کودکی لاغر می خیزد؟
چند زن بغدادی از گورستان به خانه باز می گردد؟
- خانه؟
خانه تسلی احمقانه ای است
هیچ کجا خانه نیست
و هیچ کس شهید نمی شوند
همه می میرند
و می پوسند
مثل همین پنچ هزار استخوان که در گورستان "حلبچه" پوسیده اند
آنها فقط بوی موز و سیب و سیر را شنیدند
و مست شدند
بوی واقعی میوه ها، آدمی زاد را می کشد.


ادامه در کامنت اول 👇
Read more
. حال خوبشونو پیشکش تک تک شما #اصفهانیای عزیز و #ایرانی های گل میکنیم با تگ کردن شادی رو به دوستای گلت هدیه کنکانون خانوادتون گرم در زندگی همیشه غمگین بودن از شاد بودن آسان تر است. ولی من اصلا از آدم هایی خوشم نمی آید که آسان ترین راه را انتخاب می کنند. تو را به خدا شاد باش و برای آن که شاد ... .
حال خوبشونو پیشکش تک تک شما #اصفهانیای عزیز و #ایرانی های گل میکنیم 🌸😍😘با تگ کردن شادی رو به دوستای گلت هدیه کن🌸کانون خانوادتون گرم😍
در زندگی همیشه غمگین بودن
از شاد بودن آسان تر است.
ولی من اصلا از آدم هایی
خوشم نمی آید که آسان ترین راه را
انتخاب می کنند.
تو را به خدا شاد باش
و برای آن که شاد شوی،
هر کاری از دستت بر می آید، بکن.
سی و پنج کیلومتر امیدواری
آنا گاوالدا
.
.
.
صدای دلبر پن فلوت لئو روجاس و کلی انرژی و حس خوبش، تلاش من برای شادی یک دقیقه از امروز شما❤️
😍دوستات یادت نره تگشون کنید
.
.
. #esfahan #isfahan #aroos #adrnalin #varzesh #perspolis #esteghlal #luxuery #persian #travel #adrnalin #wonderful_places #wonderland #wonderfulplaces

#هیجان #هیجان_انگیز #هیجانی
Read more
که می خندد ؟ که گریان است ؟ گذشتند آن شتاب انگیزکاران کاروانان سپرها دیدم از انان، فرو بر خاک. که ...
Media Removed
که می خندد ؟ که گریان است ؟ گذشتند آن شتاب انگیزکاران کاروانان سپرها دیدم از انان، فرو بر خاک. که از نقش وفور چهرهای نامدارانی حکایت بودشان غمناک. بدیدم نیزه ها بیرون به سنگ از سنگ ،چو پیغام دشمن تلخ . بدیدم سنگ های فراوان که فرو افتاد به زیر کوه ، همچون کاروان سنگ های منجمد بر جا چراغی جز دمی ... که می خندد ؟ که گریان است ؟
گذشتند آن شتاب انگیزکاران کاروانان
سپرها دیدم از انان، فرو بر خاک.
که از نقش وفور چهرهای نامدارانی
حکایت بودشان غمناک.

بدیدم نیزه ها بیرون
به سنگ از سنگ ،چو پیغام دشمن تلخ .
بدیدم سنگ های فراوان که فرو افتاد
به زیر کوه ، همچون کاروان سنگ های منجمد بر جا
چراغی جز دمی غمگین ، بر آن نوری نیفشانید
سری را گردش اشکی ، فزون از لحظه ای ، آنجا نجنبانید
کنون لیکن که از آنان نشانی نیست و آنجا
همه چیز است در آغوش ویرانی و ویران است
که میخندد ؟ که گریان است.

صدایی ، چون صدایی که به گوشم اشنا بوده است ،
مرا مغشوش می دارد .
به هم هر استخوانم ، می فشارد.
در آن ویرانه منزل
که اکنون حسبگاه بس صداهای پریشان است ؟
بگو با من ،
که میخندد ؟ که گریان است ؟
بگو با من ، چه قدر از سالیان بگذشت ؛
چگونه پر می آمد قطار گردش ایام ؟
ز کی این برف باریدن گرفته است
کنون که گل نمی خندد ،
کنون که باد از خار و خس هر آشیان که گشت ویرانه
به روی شاخه ی مازوی پیری
به نفرت تار می بندد ،
در آن جای نهان - چون دود کز دودی گریزان است -
که می خندد ؟ که گریان است ؟
Read more
زخمی که نمی بینیم : #خشونت همیشه یک چشم کبود و دندان شکسته و دماغ خونی نیست. خشونت، تحقیر، آزارو گاهی ...
Media Removed
زخمی که نمی بینیم : #خشونت همیشه یک چشم کبود و دندان شکسته و دماغ خونی نیست. خشونت، تحقیر، آزارو گاهی یک نگاه است. ترسی است که آرام آرام در طول زمان بر جان زن نشسته  خشونت بی کلامِ مردیست که در را که باز می کند زن ناگهان مضطرب می شود، غمگین می شود. نمی داند چرا.؟؟ در حضور مرد انگار کلافه باشد. انگار ... زخمی که نمی بینیم :

#خشونت همیشه یک چشم کبود و دندان شکسته و دماغ خونی نیست. خشونت، تحقیر، آزارو گاهی یک نگاه است. ترسی است که آرام آرام در طول زمان بر جان زن نشسته 
خشونت بی کلامِ مردیست که در را که باز می کند زن ناگهان مضطرب می شود،
غمگین می شود.😢😢 نمی داند چرا.؟؟ در حضور مرد انگار کلافه باشد.
انگار خودش نباشد.
انگار بترسد که خوب نیست
. که کم است که باید لاغرتر باشد چاق تر باشد زیباتر باشد خوشحال تر باشد سنگین تر باشدخانه دارتر باشد عاقل تر باشد.
#خشونت آن چیزی است که زن نیست و فکر میکند باید باشد.
خشونت آن نقابی است که زن می زند به صورتش تا خودش نباشد تا برای مرد کافی باشد.
مرد می تواند زن را له کند بدون اینکه حتی لمس اش کند.
بدون اینکه حتی بخواهد لهش کند
 خشونت توجیه آزار روحی، کلامی، جسمی، جنسی مردی است که مست است. مستی انگار عذر موجهی باشد برای ناموجه ترین رفتارها.
می دانید؟ کتک بدترین نوع خشونت علیه زنان نیست. کبودی و زخم و شکستگی خوب می شوند.
قدرت و شادابی و باور به خویشی که از زن در طول ماهها و سالها گرفته می شود گاهی هیچ وقت، هیچ وقت، ترمیم نمی شود ... خشونت خود ما زنانیم که تمامی اینها را می پذیریم بی هیچ اعتراضی و آن کسی را هم که در میانمان به اعتراض بلند می شود با القاب زن فلان و بهمان به سخره می گیریم ... خشونت خود خودمانیم و از ماست که بر ماست😔
#نه_به_خشونت_علیه_زنان
#روز_جهانی
#خشونت
#۲۵_نوامبر
#نارنجی
Read more
به آدمهایی که از  خوشحالی شما شاد میشوند و از ناراحتی شما غمگین توجه خاص داشته باشید انها کسانی اند ...
Media Removed
به آدمهایی که از  خوشحالی شما شاد میشوند و از ناراحتی شما غمگین توجه خاص داشته باشید انها کسانی اند که سزاوار جایگاهی ویژه در قلب شما هستند تلفن سفارشات 37600000 هر روز۱۲ ظهر تا ۱ بامداد هستیم. بلوار فردوسی خیابان ثمانه بین ۱۳_۱۵ ارسال غذا به تمام نقاط همراه با کارت خوان سیار 🛵 @pizza_barg برای ... به آدمهایی که از  خوشحالی شما شاد
میشوند و از ناراحتی شما غمگین توجه خاص داشته باشید
انها کسانی اند که سزاوار جایگاهی ویژه در قلب شما هستند
تلفن سفارشات
37600000
هر روز۱۲ ظهر تا ۱ بامداد هستیم.
بلوار فردوسی خیابان ثمانه بین ۱۳_۱۵
ارسال غذا به تمام نقاط همراه با کارت خوان سیار 🛵💲💲💲
@pizza_barg

برای هماهنگی و سفارش با شماره ۰۹۱۵۱۵۹۹۹۵۷تماس بگیرید
دارای دو سالن مجزا جهت تولد و مهمونی های خانوادگی
یک پیتزای واقعا خانواده با قطر 33cm
✔بزرگترین سایز پیتزای ایتالیایی در مشهد با یک مزه متفاوت
✔پیتزا تک نفره باخمیر آمریکایی( حجیم )
✔پیتزای خانواده با خمیر ایتالیایی( نازک)
✔پیتزاهای خانواده از نظر حجم و قیمت مناسب برای مهمانی و جشن های دوستانه

#پیتزا #غذا #مشهد #بازیگران #گل #خوشمزه #زن #دخترونه #بچه #زیبا #رقص #موزیک #زنونه #مانتو #لباس #ماشین #اسپرت #مزون #مد #کافی_شاپ #آموزش #بر #بدنسازی #فیتنس #لباس_شب #شب_جمعه #رقص #طنز
Read more
. L'Écume des jours Mood Indigo در ترجمه‌ی فارسی: سرگیجه‌ی روزمره (فیلم به فارسی "حالت نیلی" ...
Media Removed
. L'Écume des jours Mood Indigo در ترجمه‌ی فارسی: سرگیجه‌ی روزمره (فیلم به فارسی "حالت نیلی" ترجمه شده است.) فیلمی است به کارگردانی Michel Gondry، محصول سال ۲۰۱۳ فرانسه. میشل گوندری را به خاطر فیلم های «درخشش ابدی یک ذهن پاک» و «علم خواب» دوست دارم. (زنبور سبزش را هم دیده ام که خیلی دوستش ... .
L'Écume des jours
Mood Indigo
در ترجمه‌ی فارسی: سرگیجه‌ی روزمره (فیلم به فارسی "حالت نیلی" ترجمه شده است.)
فیلمی است به کارگردانی Michel Gondry، محصول سال ۲۰۱۳ فرانسه.

میشل گوندری را به خاطر فیلم های «درخشش ابدی یک ذهن پاک» و «علم خواب» دوست دارم. (زنبور سبزش را هم دیده ام که خیلی دوستش نداشتم.)
.
ادری توتو Audrey Tautou، بازیگر نقش زن این فیلم بود. او را دوست دارم به خاطر فیلم های «آملی» و «یک نامزدی بسیار طولانی».
.
فیلم بر اساس رمانی به اسم «در افکار بیهوده» ساخته شده است. ما با یک فیلم طرفیم در ژانر رمانتیک و تراژدی که علمی تخیلی و سوررئال هم هست!
داستان فیلم درباره ی مردی (کولین) است که زندگی بسیار خوبی دارد. ثروتمند است، عاشق دستپخت مباشرش (نیکولا) است، اختراعاتی دارد که با آنها حال می کند و گاهی با رفیقش (شیک) معاشرتی می کند. رفیقی که عاشق ژان سل پارتر (احتمالا همان ژان پل سارتر خودمان) است و تمام زندگی اش را به نحوی در راه او می بازد.
کولین یک روز تصمیم می گیرد عاشق شود و بالاخره می شود. و از اینجا به تدریج و با سیری تصاعدی! زندگی اش در سراشیب حوادث قرار می گیرد.
بار داستانی و حسی زیادی از فیلم بر دوش تصاویر و اتفاقات سوررئال است. من کتاب را نخوانده ام که بدانم چقدرش زاییده ی ذهن نویسنده ی کتاب و چقدرش به خاطر میشل گوندری است. اما می توانم بگویم حس و حال فیلم، خیلی شبیه «علم خواب» بود.
(از اینجا به بعد خطر لوث شدن داستان فیلم وجود دارد)

کولین در تمام مدت فیلم، سعی می کند اوضاع را بهتر کند. به هر دری می زند و نتیجه ای که می گیرد، تنها بدتر شدن اوضاع است (تعریف دقیق تراژدی). سقف خانه کوتاه و کوتاه تر می شود، شخصیت ها با گذشت هر روز چندین سال پیرتر می شوند، غذاها فقیرانه تر می شوند و در همین روند، فیلمی که با رنگ های جیغ و شاد و تصاویر پر از خنده و موزیک شروع شده بود، به فیلمی سیاه سفید و عبوس تبدیل می شود.
اگرچه دیدن این فیلم من را خیلی غمگین کرد، اگرچه دیدن این نوع فیلم ها من را خیلی اذیت می کند، اما تاکید دارم به دیدنشان. زیرا خیلی زیاد به زندگی انسان امروزی شبیهند. شاید روزگاری بوده که پایان خوش، سرنوشت محتوم بسیاری از اتفاقات بوده، اما در زندگی امروز فکر می کنم شخصیت اول داستان ها، هر چه بیشتر تلاش کنند، شاید راه های تازه ای پیدا کنند، اما به بن بست های جدیدتری هم می رسند.

فاطمه اختصاری
#ستون_معرفی_فیلم_و_کتاب_فاطمه
(معرفی بقیه‌ی فیلم و کتاب ها را هم با همین هشتگ دنبال کنید.)
#سمفکف
#پیشنهادفیلم
Read more
با اینکه می دونم شرایط زندگی با اتفاق هاییکه هر روز بد تر از دیروز داره شکل می گیره، سخت شده !!! ‎همه که خارج نمیرن ‎من میگم پول عوارض ورود به مستراح هم از ما بگیرید ‎من خودم شخصا چند باری در روز وارد مستراح می‌شم البته از ترسم که یه وقت عوارض پرداخت بکنم خودمو به چند روز یه بار دارم عادت می دم می ترسم ... با اینکه می دونم شرایط زندگی با اتفاق هاییکه هر روز بد تر از دیروز داره شکل می گیره، سخت شده !!!
‎همه که خارج نمیرن
‎من میگم پول عوارض ورود به مستراح هم از ما بگیرید
‎من خودم شخصا چند باری در روز وارد مستراح می‌شم البته از ترسم که یه وقت عوارض پرداخت بکنم خودمو به چند روز یه بار دارم عادت می دم
می ترسم دیگه !!!
‎اگر عوارض اقامت در مستراح بر حسب ثانیه و بعد عوارض خروج از مستراح و عوارض شیوه‌ی استفاده از مستراح (شماره‌ی یک یا شماره‌ی دو) هم از من و تمام کسائیکه که به سیاست فعلی رأی دادن بگیرن یه چی تهش میمونه
‎می مونه !!! تنها، کارتون راه می افته
‎چه اشکالی داره
‎بلاخره وضعیتو که مردم عزیز خودشون می دونن
‎ خوردن به خنس بد !!!
‎واسه همه پیش میاد
‎بلاخره مردمی که نتونن مشکل رئیس‌جمهورشون رو حل کنن به درد لای جرز دیوار هم می‌خورن
.
‎از شما می‌پرسم
‎کلید تدبیرتون کار نمی کنه؟!؟
‎گم کردید؟!؟
شاید
‎معنی تدبیرو نمی‌دونید؟!؟
‎جای دوری نمی‌ره؟!؟
شاید، توانش و ندارید ؟!؟
‎جواب مردمو بدید
‎جواب آدم‌هایی که اینطوری حرف میزنن ‌
‎سئوال می‌کنم
گریه ی این مرد برای قولش به بچش انقدر از ته دل، باید از ته کجاش باشه که شاید ببینید؟!؟
‎بودجه‌ی سال ۹۷ و در یک جمله توضیح ‌دادید
‎بر مبنای اشتغال و رفع فقر؟
.
آقا قول دادید اما چرا انقدر ... ؟!؟
--------
‎ببخشیندا
‎ببخشیندا
‎به دل نگیرید یه وقت، عذر می‌خواهم .
‎وای از آن که امید مردمو ناامید کنه
نوشته هایی غمگین در مورد، فقر و نداری نمیدونم واقعا چرا باید بعضیها اینقدر تو رفاه باشن که خرید ساعت یه میلیاردی براشون تفریح باشه و یه عده به خاطر ظلمی که از طرف دیگران میشه تو تهیه نیاز اولیه زندگیشون بمونن .
یاد دارم در غروبی سرد سرد میگذشت از کوچه ما دوره گرد
داد میزد کهنه قالی میخرم دسته دوم جنس عالی میخرم
اشک در چشمان بابا حلقه بست عاقبت آهی کشید بغضش شکست اول هفته هستو نان در سفره نیست
ای خدا شکرت اما این زندگیست؟
بوی نان تازه هوشش برده بود اتفاقا مادرم هم روزه بود خواهرم بی روسری بیرون دوید گفت آقا سفره خالی میخرید.
به امید اینکه به هممون لازم و ضروری بشه که به فقرا جامعه مهمان نوازی کنیم، می دونم شرایط زندگی برای همه سخت اما کاش می شد احترام بزاریم و از عمق جونمون عشق بورزیم و محبّت اونا رو توو قلب خودمون جا بدیم و برای حل مشکلات اونا و سامان بخشیدن به زندگی اونا داوطلب باشیم .
دوستون دارم
علیرضا رحمانی 🍂
Read more
ای انسان ! زمان مرگت پریشان نباش! و به جسم با ارزش خود اهتمامی نداشته باش ! چراکه مسلمین کارهای ...
Media Removed
ای انسان ! زمان مرگت پریشان نباش! و به جسم با ارزش خود اهتمامی نداشته باش ! چراکه مسلمین کارهای لازم را انجام می دهند. 1- لباس هایت را از تنت در می آورند. 2- غسلت می دهند. 3- کفنت می کنند. 4- از خانه ات بیرونت می کنند. 5- و تو را به خانه ی جدیدت (قبر) می برند. 6- خیلی ها برای تشییع جنازه ات ... ای انسان !
زمان مرگت پریشان نباش!
و به جسم با ارزش خود
اهتمامی نداشته باش !
چراکه مسلمین کارهای لازم را انجام می دهند.

1- لباس هایت را از تنت در می آورند.

2- غسلت می دهند.

3- کفنت می کنند.

4- از خانه ات بیرونت می کنند.

5- و تو را به خانه ی جدیدت (قبر) می برند.
6- خیلی ها برای تشییع جنازه ات کارهای خود را تعطیل کرده و حاضر می شوند.
7- از وسایل شخصی ات خلاصی انجام میگیرد.
كلید های
کتاب هایت
كیف و کفش هایت
لباسهایت واگر خانواده ات توفیق یابند شاید آنها را صدقه کنند.
مطمئن باش ؛مردم و دنیا بر تو حسرتی نمی خورند.
تجارت و اقتصاد استمرار می یابد.
شغل و وظیفه تو ، به دیگری واگذار می گردد.
اموال و دارایی هایت تقسیم می شود
و ورثه آنها را تصاحب می کنند.
درحالی که تو
از ریز ریز
حساب گرفته می شوی !
اولین چیزی که از تو ساقط میشود اسمت است ..
لذا وقتی که می میری می گویند جناره ..
تو را به نامت، صدا نمی زنند .!
وقتی می خواهند بر تو نماز بخوانند، می گویند:
جنازه کجاست ..؟
تو را به نامت، صدا نمی زنند .!
و زمانی که می خواهند تو‌را دفن نمایند٬ میگویند:
میت را نزدیک کنید، تو را به اسم صدا نمی زنند ..!
پس مواظب باش.
نسب و قبیله و پست و مقامت، تورا نفریبد ..
چقدر این دنیا بی ارزش است و آنچه در پیش رو داریم چقدر عظیم ، می باشد..
سطرهایی از طلا ..
بعد از وفاتت، سه نوع اندوه بر تو خواهد بود؟؟
1- کسانی که شناخت سطحی از تو دارند میگویند: بیچـــــاره..‼
2- دوستانت؛
چند ساعت و یا نهایتا چند روز برایت اندوهگین می شوند و سپس به شو خی و خنده های خود می پردازند.‼
3- عمیق ترین اندوه و غم داخل خانه خواهد بود‼
خانواده ات یک هفته، دوهفته، یک ماه، دوماه و یا نهایتا یک سال غمگین می شوند!
و سپس تو را در بایگانی خاطرات قرار می دهند‼
اين چنین
داستان تو در بین مردم تمام می شود.
وداستان حقیقی تو شروع می شود!
آخـــرت

از تو زائل شد....
1- جمال
2- مال
3- سلامتی
4- فرزندان
5- از خانه و کاشانه ات جدا شدی
6- و همسرت نیز!

زندگی واقعی شروع شد
و سؤال أین است:
برای قبر و آخرتت چه آماده نموده ای؟؟؟؟؟؟؟
این حقیقتی است که جای تأمل دارد!
حریص باش بر..
1- فرائض
2- نوافل
3- صدقه پنهانی
4- عمل صالح
5- نماز تهجــد
✅شاید نجات یابی
Read more
. چشم‌هایم را که میبندم شروع میشود. قرار است شب ها، چشم‌ها آرام بگیرند و تشویش‌های روزانه با خوابی ...
Media Removed
. چشم‌هایم را که میبندم شروع میشود. قرار است شب ها، چشم‌ها آرام بگیرند و تشویش‌های روزانه با خوابی عمیق از بین بروند. اما چشم‌هایم را که میبندم شروع میشود. چشم‌هایم که بسته میشوند تو بیدار میشوی و به من خیره میشوی. و من گنک و کلافه به چشم‌های غمگینت نگاه میکنم. تو آنجا ایستاده‌ای در هاله‌ای ... .
چشم‌هایم را که میبندم شروع میشود.
قرار است شب ها، چشم‌ها آرام بگیرند و تشویش‌های روزانه با خوابی عمیق از بین بروند.
اما چشم‌هایم را که میبندم شروع میشود.
چشم‌هایم که بسته میشوند تو بیدار میشوی و به من خیره میشوی.
و من گنک و کلافه به چشم‌های غمگینت نگاه میکنم.
تو آنجا ایستاده‌ای در هاله‌ای از غبار یا شاید مه. مصمم و غمگین نگاه میکنی. منتظر چه هستی نمیدانم؟
فقط میدانم که هر وقت چشم‌هایت را میبینم از خودم خجالت میکشم. از اینکه چقدر هر شب برای ندیدنت سعی میکنم کتاب بخوانم، فیلم ببینم و یا انقدر کار کنم که بیهوش شوم.
هیچگاه از حضورت نمیتوانم فرار کنم. تو همیشه آنجایی.
در درونم.
اگر تمام این‌ سالها از چشم‌هایت فرار نمیکردم، با تو میتوانستم وارد رابطه‌های بهتری شوم.
میتوانستم به خودم دروغ نگویمم و زمانی که شواهدی از اعتماد نیست، اعتماد نکنم.
خودم میدانم چه بر سرم آورده، انکارِ حضور تو و چشم‌های زیبای غمگینت.
هجوم بیاور. هر شب و هر شب.
هر پریشانیِ که مربوط به تو باشد، بیدار کننده است.
من برای نجات، به دیدنِ غمِ چشم‌هایت و دیدنِ رفتارِ خودم با تو احتیاج دارم.
.

متن : #پونه_مقیمى .
‏Photo by @rezaghazianiphotography .
.
. --------------------------------------
.
‏ #shadow #light #insta #instagood #day #sunshine #horizon #remember #rezaghaziani #ghaziani #bestoftheday #road #قاضيانى #رضاقاضيانى #persianrock #ندا_طوسي #تهران #كبوتر #bird #شب #سكوت #پونه_مقیمی
Read more
متن بروشور نمايشگاه “ فيلم هايي كه نساختم " ٠٠٠ از زمانی که به یاد دارم ، شنیدن قصه، خواندن کتاب و کشیدن نقاشی حال مرا خوب می كرد . وقتی غمگین و دلشکسته بودم، وقتی حوصله ي آدمهای اطرافم را نداشتم، حتی وقتی از شوق زندگی لبریز می شدم ، نقاشی می کشیدم . در کنار خرید تمبرو کتاب ، خرید وسایل نقاشی بخش عمده ... متن بروشور نمايشگاه “ فيلم هايي كه نساختم "
٠٠٠ از زمانی که به یاد دارم ، شنیدن قصه، خواندن کتاب و کشیدن نقاشی حال مرا خوب می كرد .
وقتی غمگین و دلشکسته بودم، وقتی حوصله ي آدمهای اطرافم را نداشتم، حتی وقتی از شوق زندگی لبریز می شدم ، نقاشی می کشیدم .
در کنار خرید تمبرو کتاب ، خرید وسایل نقاشی بخش عمده ی پول تو جیبی مرا از آن خود می کرد.
از انجا که چند بار در مسابقات نقاشی دردوره راهنمایی و دبیرستان اول شده بود م ، تصمیم گرفتم در دانشگاه ، نقاشی بخوانم ؛ اما نمی دانستم برای قبول شدن در کنکور نقاشی باید به کلاس طراحی بروم!
برای همین به جای رشته نقاشی در رشته معماری قبول شدم که بیش از طراحی ، بر ریاضیات استوار بود . معماری خواندم ودر ادامه سینماگر شدم اما ِمهر نقاشی با من ماند تا نزدیک به چهل سال بعد ؛ که دوباره شروع کردم.
داستان از جایی شروع شد که شروع به نوشتن یک رمان با شخصیت محوری یک خانم نقاش کردم ؛ اما هر چه می نوشتم ، دخترداستان من نقاش نمی شد و معمار از کار در می امد !

فکر کردم اگر نقاشی بکشم دختر قصه را بهتر درک می کنم . برای همین وسایل نقاشی خریدم و با جستجو در اینترنت و یادگیری تکنیک اکرلیک شروع به نقاشی کردم.

چند ماه بعد ، رمان را کنار گذاشتم و همانند دوران کودکی و نوجوانی شروع به نقاشی کردم . اتفاقی افتاده بود ! شوقی از درون مرا تشویق به ادامه راه می کرد ؛ تا جایی که حتی بر روی دیوار خانه دوستان ، خانه خودمان و اشیا مختلف که ظاهرا کارآیی خود را از دست داده بودند هم نقشی می کشیدم . نقش هایی ، اززیبایی پیرامون ، زخم های روحم ، مهربانی خانواده کوچکم و البته قصه زنان جامعه ، که رنج روح و جسمشان را بر من می گشودند.

هر تابلوی این نمایشگاه داستانی دارد و چون من سینماگری قصه گو هستم ، همانند فیلم ، برای نمایش هر قصه ، متناسب با محتوی و موضوع ان ، روش و تکنیک متفاوتی برگزیدم. با این حساب ، نقاشی های من، بر اساس آموزه ها ، تکنیک و روش مشخصی ندارند و راه خود را می روند ؛ اما از روحی واحد سرچشمه گرفته شده اند . روح من .
و چرا که نه !
تهمینه میلانی»
اولین نمایشگاه نقاشی من در گالری ایوان
الهیه . خیابان مهدیه . خیابان جبهه . خیابان لسانی . بن بست حمید . شماره یک
مراسم افتتاح نمایشگاه: روز جمعه ۱۶ شهریور بود و تا جمعه ٢٣ شهريور ادامه دارد .

ساعت ۵ تا ۸ بعد از ظهر
روز شنبه گالری تعطیل است .
فردا منتظرتان هستم .
Read more
. <span class="emoji emoji1f49a"></span>امام صادق عليه السلام : . ☘المومِنُ لَا یَمضِی عَلَیهِ اربَعُونَ لَیلَه الَا عَرَضَ لَهُ امرُ ...
Media Removed
. امام صادق عليه السلام : . ☘المومِنُ لَا یَمضِی عَلَیهِ اربَعُونَ لَیلَه الَا عَرَضَ لَهُ امرُ یَحزُنُهُ یُذَکَرُ بِهِ. . ☘چهل شب بر بنده مومن نگذرد مگر اینکه واقعه ای برایش رخ دهد و او را غمگین سازد و به واسطه آن ، متذکر گردد. . اصول کافی، ج2 ، ص 254 (باب شدة ابلاء المومن حدیث 11) . . . . آفریدند ... .
💚امام صادق عليه السلام :
.
☘المومِنُ لَا یَمضِی عَلَیهِ اربَعُونَ لَیلَه الَا عَرَضَ لَهُ امرُ یَحزُنُهُ یُذَکَرُ بِهِ.
.
☘چهل شب بر بنده مومن نگذرد مگر اینکه واقعه ای برایش رخ دهد و او را غمگین سازد و به واسطه آن ، متذکر گردد.
.
📚اصول کافی، ج2 ، ص 254 (باب شدة ابلاء المومن حدیث 11)
.
.
.
.
آفریدند تو را تا که مسیحا باشی
همه چون خادم دربار و تو آقا باشی
آفریدند تو را از طبَق گریه‌ی نور
تا که جان‌سوزترین واژه‌ی دنیا باشی
آفریدند تو را تا که فقط ناز کنی
همه مجنون تو باشند و تو لیلا باشی
کم بیارند به پیش کرمت، اهل کرم
دیگران قطره‌ی ناچیز و تو دریا باشی
تو قتیل‌العبراتی، نه که بر گریه‌ی ما
کشته‌ی چشم تر زینب کبری باشی
بر سر نیزه نشستی و تلألؤ کردی
مثل خورشیدی و زیباست که بالا باشی
خیزران خورده‌ترین قاری قرآن خدا
تشت زر دیده‌ترین حضرت یحیی باشی
✏علی‌اکبر لطیفیان
.
.
.
#امام_حسین #حضرت_عشق #حضرت_عباس #ابوالفضل_العباس #کربلا #نینوا #عاشورا #زینب_کبری #علی_اکبر #علی_اصغر #قتیل_العبرات #امیرالمومنین #حضرت_زهرا
#karbala #imamhussain #ashura
#کربلا_در_کربلا_میماند_اگر_زینب_نبود
Read more
* اینکه همه احساسات داریم و ممکن است دچار احساسات بدی شویم طبیعی است؛ اما اینکه من نباید دچار هیچ احساس ...
Media Removed
* اینکه همه احساسات داریم و ممکن است دچار احساسات بدی شویم طبیعی است؛ اما اینکه من نباید دچار هیچ احساس بدی شوم یا اینکه چون من دچار احساسات بدی شده‌ام پس هر رفتاری می‌تواند از من سر بزند دیگر طبیعی نیست! مهم این است چه رفتاری به دنبال احساسات خود داشته و چه برداشتی از احساسات خود داریم. اگر ما تنها ... *
اینکه همه احساسات داریم و ممکن است دچار احساسات بدی شویم طبیعی است؛ اما اینکه من نباید دچار هیچ احساس بدی شوم یا اینکه چون من دچار احساسات بدی شده‌ام پس هر رفتاری می‌تواند از من سر بزند دیگر طبیعی نیست! مهم این است چه رفتاری به دنبال احساسات خود داشته و چه برداشتی از احساسات خود داریم. اگر ما تنها بر اساس احساسات خود استدلال کنیم ممکن است پس از یک قضاوت اشتباه، دچار رفتار نادرستی هم شویم. لازم است ابتدا احساسات خود را بشناسیم و بدانیم این احساسات چگونه در ما به وجود آمده‌اند

احساسات ما می‌توانند در اثر برداشتها و تفکراتی که داریم تولید یا تشدید شوند. مثلا اگر من احساس بی‌ارزشی داشته باشم ممکن است نسبت به هر برخورد دیگران، حس بدی پیدا کنم و همچنین به دنبال آن، احساس خشم در من به وجود بیاید و از دست دیگران ناراحت و غمگین شوم و به دنبال رفتار بدی مثل عصبانیت یا پرخاشگری که خواهم داشت؛ ممکن است احساس گناه داشته و خود را سرزنش کنم. اما اگر قبل از تمام این سلسله احساسات و رفتارهای بد، اعتقاد و باور بی‌ارزشی نسبت به خود نمی‌داشتم دچار احساسات بی‌ارزشی، حقارت، خشم، غم، گناه و.. نمی‌شدم!

احساسات بد ما هر چقدر درست باشند قرار نیست بعد از آن هر رفتاری از ما سر بزند و مسئولیتش را گردن دیگران بیندازیم. اگر ما حتی از رفتار بد دیگران ناراحت شده باشیم اگر احساس بی‌ارزشی کنیم به این خاطر نیست که دقیقا دیگران ما را بی‌ارزش کرده‌اند؛ بلکه دیگران دست روی حس بی‌ارزشی درون ما گذاشته‌اند! همه نمی‌توانند یا ممکن است نخواهند حساسیتهای شما را درک کنند اما قرار هست شما مسئولانه افکار بد و منفی خود را بپذیرید و مثبت کنید تا کمتر با هر رفتاری از دیگران دچار احساسات بد شوید. آدمهای حساس می‌ترسند وقتی دچار احساسات بد و منفی شوند نتوانند خود را کنترل کنند بخاطر همین همیشه پیش‌بینی می‌کنند که ممکن است ناراحت شوند پس از اختلاف و چالش با دیگران گریزان هستند

اگر همیشه دنیا را از دریچه حس و احساس خود نگاه کنید به جای استدلال منطقی، استدلال حسی می‌کنید و متوجه برداشت غیرواقع بینانه خود نیستید! لازم است ابتدا احساسات خود را بشناسید و بتوانید دقیقا آنها را شرح دهید. مثلا اینکه من حس می‌کنم دنیا به آخر رسیده یا دنیا پیش چشمانم تیره و تار شده یا احساس نابودی می‌کنم یا حس می‌کنم کسی من را دوست ندارد احساسات و حس‌های دقیقی نیستند! این تعاریف شما از احساسات همراه با استعارات و تشبیهات منفی و اغراق آمیز است و اوضاع را بدتر از آنچه هست نشان می‌دهد و جلوی منطق شما را می‌گیرد... این مطلب ادامه دارد
.
Read more
. . #Café_Society (2016) ‎‌ساخته‌ی #وودی_آلن . به جرأت میشه گفت موفق ترین اثر آلن در چند سال ...
Media Removed
. . #Café_Society (2016) ‎‌ساخته‌ی #وودی_آلن . به جرأت میشه گفت موفق ترین اثر آلن در چند سال اخیر "جزمین غمگین" بوده و بعد از این فیلم آلن نتونسته یک اثر شاخص و درخور توجه خلق کنه و فیلم های بعدیش یک روند نزولی در پیش گرفته. هرچند "کافه سوسایتی" در مقایسه به "مرد غیر منطقی" و "جادو در نور ماه" به ... .
.
#Café_Society (2016)
‎‌ساخته‌ی #وودی_آلن
.
به جرأت میشه گفت موفق ترین اثر آلن در چند سال اخیر "جزمین غمگین" بوده و بعد از این فیلم آلن نتونسته یک اثر شاخص و درخور توجه خلق کنه و فیلم های بعدیش یک روند نزولی در پیش گرفته. هرچند "کافه سوسایتی" در مقایسه به "مرد غیر منطقی" و "جادو در نور ماه" به مراتب بهتر بوده ولی کماکان با چیزی که از آلن انتظار داریم فاصله داره.
فیلم در دهه ۳۰ میلادی اتفاق می‌افته و داستان از جایی شروع میشه که "بابی" با بازی "جسی هایزنبرگ" از نیویورک به هالیوود میاد تا برای خودش شغلی دست و پا کنه و به همین خاطر سراغ دایی سرمایه دار و موفقش "فیل" با بازی "ستیو کرل" میره تا بهش کمک کنه و اونجا با "ورونیکا" با بازی "کریستین استوارت" آشنا میشه و بهش علاقه مند میشه اما ورونیکا درگیر یک رابطه است که باعث پدید اومدن یه مثلث عشقی میشه المانی که کم و بیش در بیشتر کارهای آلن وجود داره.
طراحی صحنه مناسب و نور طلایی که به فیلم اضافه شده شرایط دلچسبی رو به ارمغان اورده. این اثر هم همچون مابقی کارهای آلن دیالوگ محور هست و نیاز به تاثیرگذاری بازیگران بر مخاطب داره که به قطعیت میشه گفت این اتفاق در فیلم روی نداده. بازی استوارت تا حد زیادی تصنعیه و احساسات مخاطبان رو برانگیخته‌ نمی‌کنه و به نظر میرسه استفاده از او در نقش "ورونیکا" چندان انتخاب هوشمندانه‌ای نبوده.
آلن در این اثر حرف جدیدی برای گفتن نداره و تا حدود زیادی همان المان‌ها و کلیشه‌های قدیمیش رو با یه داستان جدید بیان می‌کنه که برای علاقه مندان به کارهای او میتونه تا حدودی جذاب باشه.
.
نمره پیج: ۶.۴
.
#CN__Review
#CN__Café_Society
#CN__Woody_Allen
#CN__Steve_Carell
#CN__Kristen_Stewart
#CN__Blake_Lively‏
#CN__Jesse_Eisenberg
#CN__Corey_Stoll
#CN__2016
#CN__
.
Read more
به دیدارم بیا هر شب در این تنهایی تنها و تاریکِ خدا مانند دلم تنگ است بیا ای روشن، ای روشنتر از لبخند شبم ...
Media Removed
به دیدارم بیا هر شب در این تنهایی تنها و تاریکِ خدا مانند دلم تنگ است بیا ای روشن، ای روشنتر از لبخند شبم را روز کن در زیر سرپوش سیاهی ها دلم تنگ است بیا بنگر، چه غمگین و غریبانه در این ایوان سرپوشیده وین تالاب مالامال دلی خوش کرده ام با این پرستو ها و ماهی ها و این نیلوفر آبی و این تالاب مهتابی بیا، ... به دیدارم بیا هر شب
در این تنهایی تنها و تاریکِ خدا مانند

دلم تنگ است
بیا ای روشن، ای روشنتر از لبخند
شبم را روز کن در زیر سرپوش سیاهی ها
دلم تنگ است

بیا بنگر، چه غمگین و غریبانه
در این ایوان سرپوشیده
وین تالاب مالامال
دلی خوش کرده ام با این پرستو ها و ماهی ها
و این نیلوفر آبی و این تالاب مهتابی

بیا، ای هم گناهِ من در این برزخ
بهشتم نیز و هم دوزخ

به دیدارم بیا، ای هم گناه، ای مهربان با من
که اینان زود می پوشند رو در خواب های بی گناهی ها
و من می مانم و بیداد بی خوابی

در این ایوان سرپوشیده ی متروک
شب افتاده ست و در تالابِ من دیری ست
که در خوابند آن نیلوفر آبی و ماهی ها
پرستو ها

بیا امشب که بس تاریک و تنهایم
بیا ای روشنی، اما بپوشان روی
که می ترسم تو را خورشید پندارند
و می ترسم همه از خواب برخیزند
و می ترسم که چشم از خواب بردارند

نمی خواهم ببیند هیچ کس ما را
نمی خواهم بداند هیچ کس ما را

و نیلوفر که سر بر می کشد از آب
پرستوها که با پرواز و با آواز
و ماهی ها که با آن رقص غوغایی
نمی خواهم بفهمانند بیدارند

شب افتاده ست و من تاریک و تنهایم
در ایوان و در تالاب من دیری ست در خوابند
پرستو ها و ماهی ها و آن نیلوفر آبی

بیا ای مهربان با من!
بیا ای یاد مهتابی...
Read more
 #فروغ_فرخزاد "آیه های زمینی" آنگاه خورشید سرد شد و برکت از زمین ها رفت و سبزه ها به صحرا ها خشکیدند و ...
Media Removed
#فروغ_فرخزاد "آیه های زمینی" آنگاه خورشید سرد شد و برکت از زمین ها رفت و سبزه ها به صحرا ها خشکیدند و ماهیان به دریا ها خشکیدند و خاک مردگانش را زان پس به خود نپذیرفت شب در تمام پنجره های پریده رنگ مانند یک تصور مشکوک پیوسته در تراکم و طغیان بود و راهها ادامه خود را در تیرگی رها کردند دیگر ... #فروغ_فرخزاد "آیه های زمینی"
آنگاه
خورشید سرد شد
و برکت از زمین ها رفت
و سبزه ها به صحرا ها خشکیدند
و ماهیان به دریا ها خشکیدند
و خاک مردگانش را
زان پس به خود
نپذیرفت
شب در تمام پنجره های پریده رنگ
مانند یک تصور مشکوک
پیوسته در تراکم و طغیان بود
و راهها ادامه خود را
در تیرگی رها کردند
دیگر کسی به عشق نیندیشد
دیگر کسی به فتح نیندیشید
و هیچ کس
دیگر به هیچ چیز نیندیشید
در غارهای تنهایی
بیهودگی به دنیا
آمد
خون بوی بنگ و افیون می داد
زنهای باردار
نوزادهای بی سر زاییدند
و گاهواره ها از شرم
به گورها پناه آوردند
چه روزگار تلخ و سیاهی
نان نیروی شگفت رسالت را
مغلوب کرده بود
پبغمبران گرسنه و مفلوک
از وعده گاههای الهی گریختند
و بره های گمشده
دیگر صدای هی هی چوپانی را
در بهت دشتها نشنیدند
در دیدگان آینه ها گویی
حرکات و رنگها و تصاویر
وارونه منعکس می گشت
و بر فراز سر دلقکان پست
و چهره وقیح فواحش
یک هاله مقدس نورانی
مانند چتر مشتعلی می سوخت
مرداب های الکل
با آن بخار های گس مسموم
انبوه بی تحرک روشن فکران را
به ژرفنای خویش کشیدند
و موشهای موذی
اوراق زرنگار کتب را
در گنجه های کهنه جویدند
خورشید مرده بود
خورشید مرده بود و فردا
در ذهن کودکان مفهوم گنگ گمشده ای داشت
آنها غرابت این لفظ کهنه را

در مشق های خود
بالکهء درشت سیاهی
تصویر مینمودند

مردم ،
گروه ساقط مردم
دلمرده و تکیده و مبهوت
در زیر بار شوم جسدهاشان
از غربتی به غربت دیگر میرفتند
و میل دردناک جنایت
در دستهایشان متورم میشد
.... گاهی جرقه ای ، جرقهء ناچیزی
این اجتماع ساکت بیجان را
یکباره از درون متلاشی میکرد
آنها به هم هجوم میآوردند
مردان گلوی یکدیگر را
با کارد میدریدند
و در میان بستری از خون
با دختران نابالغ
همخوابه میشدند
پیوسته در مراسم اعدام
وقتی طناب دار
چشمان پر تشنج محکومی را
از کاسه با فشار به بیرون میریخت
آنها به خود میرفتند
و از تصور شهوتناکی
اعصاب پیر و خسته شان تیر میکشید
اما همیشه در حواشی میدان ها
این جانبان کوچک را میدیدی
که ایستاده اند
و خیره گشته اند
به ریزش مداوم فواره های آب
شاید هنوز هم
در پشت چشم های له شده ، در عمق انجماد
یک چیز نیم زندهء مغشوش
بر جای مانده بود
که در تلاش بی رمقش میخواست
ایمان بیاورد به پاکی آواز آبها
شاید ، ولی چه خالی بی پایانی
خورشید مرده بود
و هیچکس نمیدانست
که نام آن کبوتر غمگین
کز قلبها گریخته ، ایمانست
آه ، ای صدای زندانی
آیا شکوه یأس تو هرگز
از هیچ سوی این شب منفور
نقیبی بسوی نور نخواهد زد؟
آه ، ای صدای زندانی
ای آخرین صدای صداها...
فروغ و فریدون
Read more
<span class="emoji emoji1f451"></span> . به این شعر از ۲۰ چه نمره ای میدین؟ . همان که رفته و بر قلب این حصار زده که بر تلاطم این رود بی گدار ...
Media Removed
. به این شعر از ۲۰ چه نمره ای میدین؟ . همان که رفته و بر قلب این حصار زده که بر تلاطم این رود بی گدار زده . که دست از همه چیزش کشید اما باز دوباره دست به تکرار این قمار زده . نشسته خنده ی تلخی میان آینه ها به گوشه ی لب غمگین مرد دار زده . همیشه خسته از این حس ترس جاماندن که بر سکوت دلش سوت هر قطار زده . نگاه ... 👑
.
به این شعر از ۲۰ چه نمره ای میدین؟
.
همان که رفته و بر قلب این حصار زده
که بر تلاطم این رود بی گدار زده
.
که دست از همه چیزش کشید اما باز
دوباره دست به تکرار این قمار زده
.
نشسته خنده ی تلخی میان آینه ها
به گوشه ی لب غمگین مرد دار زده
.
همیشه خسته از این حس ترس جاماندن
که بر سکوت دلش سوت هر قطار زده
.
نگاه کن به سرانجام رو به قبله شدن
به روح منزوی اش،این تن غبار زده
.
منم کسی که پس از تو میان وهم و خیال
رگ دو دست خودش را هزار بار زده
.
.
.
👑 #محمدحریرساز
@m.harirsaz .
.
⚜صفحه دوم ما
@cafeehooonar
.
.
.
بهترین ابیات و اشعار در کانال تلگرام شاهبیت
لینک در بیو...
Read more
Love story .<span class="emoji emoji2665"></span><span class="emoji emoji2665"></span> مهمان ناخوانده در شبی غمگین‌تر از من قصه رفتن سرودی تا که چشمم را گشودم از کنارم رفته ...
Media Removed
Love story . مهمان ناخوانده در شبی غمگین‌تر از من قصه رفتن سرودی تا که چشمم را گشودم از کنارم رفته بودی تا که چشمم را گشودم از کنارم رفته بودی ای دریغا دل سپردن به عشق تو بیهوده بود وعده‌ها و خنده‌های تو به نیرنگ آلوده بود ای ز خاطر برده عشق آتشینم رفتی اما من فراموشت نکردم چلچراغ روشن بیگانه ... Love story .♥♥ مهمان ناخوانده

در شبی غمگین‌تر از من قصه رفتن سرودی
تا که چشمم را گشودم از کنارم رفته بودی
تا که چشمم را گشودم از کنارم رفته بودی
ای دریغا دل سپردن به عشق تو بیهوده بود
وعده‌ها و خنده‌های تو به نیرنگ آلوده بود
ای ز خاطر برده عشق آتشینم
رفتی اما من فراموشت نکردم
چلچراغ روشن بیگانه بودی
سوختم و بیهوده خاموشت نکردم
رفتی اما قلب من راضی نشد
بر تو و بر عشق خود نفرین کنم
بی تو شاید بعد از این افسانه‌ها
ترک عشق و این غم دیرین کنم
ای دریغا دل سپردن به عشق تو بیهوده بود
وعده ها و خنده‌های تو به نیرنگ آلوده بود
ای ز خاطر برده عشق آتشینم
رفتی اما من فراموشت نکردم
چلچراغ روشن بیگانه بودی
سوختم و بیهوده خاموشت نکردم
رفتی اما قلب من راضی نشد
بر تو و بر عشق خود نفرین کنم
بی تو شاید بعد از این افسانه‌ها
ترک عشق و این غم دیرین کنم/داريوش
Read more
... این بندر آرزو دارد آفتاب شبانه بر کرانه رودخانه هایش برسد دست نوازشی بر صورت غمگین جاشوها نجوایی ...
Media Removed
... این بندر آرزو دارد آفتاب شبانه بر کرانه رودخانه هایش برسد دست نوازشی بر صورت غمگین جاشوها نجوایی بر گوش زنان بی قرار و آوازی برای پل های بخواند ■ بندر آرزو دارد قایق کوچکی بیاید پرندگان جوان را سوار کند به سواحل ناممکن برساند بگوید دختران و پسران جوان رقص های شبانه شان چطور بر پستوی ... ...
این بندر آرزو دارد آفتاب
شبانه بر کرانه رودخانه هایش برسد
دست نوازشی بر صورت غمگین جاشوها
نجوایی بر گوش زنان بی قرار
و آوازی برای پل های بخواند

بندر آرزو دارد قایق کوچکی بیاید
پرندگان جوان را سوار کند
به سواحل ناممکن برساند
بگوید دختران و پسران جوان
رقص های شبانه شان
چطور بر پستوی تاریک مانده
لبخند معجزه بر کدام شاخه نشسته

این بندر میان روشنایی ها و تاریکی
خورشیدی می خواهد
که از صدای تیر و انفجار
از جاری شدن خون ها
صبح فاجعه بر دستانش
عبور کرده باشد و عادت زندگی
در افق های دور دست را بشناسد
#داریوش_معمار
Read more
*** حالا تصویرش نشسته جلوی چشمم: زنی بلندبالا، سرتا به‌پا پوشیده در لباسِ سیاه، با چشم‌های مشکیِ ...
Media Removed
*** حالا تصویرش نشسته جلوی چشمم: زنی بلندبالا، سرتا به‌پا پوشیده در لباسِ سیاه، با چشم‌های مشکیِ پر از غم و حزنِ نشسته بر صدایش. اندوهش عمیق بود. سوگوارِ مرگِ برادری بود که عاشقانه دوستش داشت؛ سوگوار دکتر ناصر کاتوزیان. همان روز، همان‌جا در لابیِ برجِ ایتالیا در پاریسِ سیزدهم که کیان کاتوزیان ... ***
حالا تصویرش نشسته جلوی چشمم: زنی بلندبالا، سرتا به‌پا پوشیده در لباسِ سیاه، با چشم‌های مشکیِ پر از غم و حزنِ نشسته بر صدایش. اندوهش عمیق بود. سوگوارِ مرگِ برادری بود که عاشقانه دوستش داشت؛ سوگوار دکتر ناصر کاتوزیان. همان روز، همان‌جا در لابیِ برجِ ایتالیا در پاریسِ سیزدهم که کیان کاتوزیان را آنقدر محزونِ سوگِ برادر دیدم، دلم لرزید از فردای نبودنِ همسرش علی‌اصغر صدر حاج‌ سیدجوادی، که من تجسمِ عشق را در دوست‌داشتن‌های کیان دیده و خوانده بودم؛ در «از سپیده تا شام» که سطرسطرش پُر است از نشانه‌های عاشقیِ کیان کاتوزیان. من معنایِ دوست داشتن را در برق چشم‌های کیان فهمیده بودم وقتی که حرف زدنِ اصغر صدر حاج‌ سیدجوادی را تماشا می‌کرد. تماشا؟ نه! غرقِ او می‌شد؛ شبیه یکجور فنا شدن در لحظه.

حالا امروز که خبر مرگ علی‌اصغر صدر حاج‌سیدجوادی را در 94 سالگی شنیدم، در خیال، کیان را تصور می‌کنم: محزون، غمگین، اندوهگین و تنها، که قد بلندش بر بلندای این حزن و اندوه می‌افزاید. و فکر می‌کنم به تنهاییِ عمیقِ عاشقی که معشوق را به خاک می‌سپارد...
Read more
دیدن این کلیپ به ظاهر زیبا که حکایت از یک مسئله غم انگیز داره بهانه ایی شده تا دقایقی بیاندیشم و از نگاه خودم به قضیه بنگرم . دکتر شفیعی کدکنی شعری داره که از یک بصیرت بسیار غنی فرهنگی و تاریخی حکایت می کنه و نشون می ده که این مرد با اشرافی که بر فرهنگ و تاریخ و ادب و هنر ما داره تونسته همه این مسائل رو در یک قطعه ... دیدن این کلیپ به ظاهر زیبا که حکایت از یک مسئله غم انگیز داره بهانه ایی شده تا دقایقی بیاندیشم و از نگاه خودم به قضیه بنگرم . دکتر شفیعی کدکنی شعری داره که از یک بصیرت بسیار غنی فرهنگی و تاریخی حکایت می کنه و نشون می ده که این مرد با اشرافی که بر فرهنگ و تاریخ و ادب و هنر ما داره تونسته همه این مسائل رو در یک قطعه شعر خلاصه کنه :

طفلی به نام شادی، دیریست گم شده ست/ با چشم های روشن براق/ با گیسویی بلند به بالای آرزو/ هر کس ازو نشانی دارد ما را کند خبر/ این هم نشان ما :/ یک سو خلیج فارس / سوی دگر خزر
(شاید به بنر ناشی از گم شدن یک طفل برخوردید.) ما از نظر شادی در در وضعیت خوبی نیستیم و اتفاقا از نظر هیجانات منفی وضع بسیار خوبی داریم..نه تنها در جاهای رسمی مانند بازارها,ادارات و...که شاید لزومی نباشه شاد باشیم بلکه در جاهایی که اساسا برای شادی طراحی شده, مانند عروسی ها و... هم این امر مشاهده نمیشه.
به نظرتون علل غمگین شدن و سیر شادی به غم در جامعه ما چیه?
کامنت و نظر لطفا

پ ن : منظور از بیت آخر ""یک سو خلیج و سوی دگر خزر ""در شعر, کشور عزیزمون ایرانه
پ ن: شادی به دلایل زیادی از این سرزمین رخت بر بسته
Read more
بغضي به سنگیني دریا حرفي هست، به سردي سرما كه گلویم را مي فشارد انگار که آوازي غمگین جا مانده همش ...
Media Removed
بغضي به سنگیني دریا حرفي هست، به سردي سرما كه گلویم را مي فشارد انگار که آوازي غمگین جا مانده همش منتظر اینم کسي بیآید کاشکي حرفي زده شود کاشکي این بغض گریه شود کاشکي این سکوت را کسي بشکند کاشکي کسي این تنهایي را به هم بریزد محبوب من، در آخرین دیدارمان بود شانه به شانه هم مي رفتيم، به سوي غروب ... بغضي به سنگیني دریا
حرفي هست، به سردي سرما
كه گلویم را مي فشارد
انگار که آوازي غمگین جا مانده
همش منتظر اینم کسي بیآید
کاشکي حرفي زده شود
کاشکي این بغض گریه شود
کاشکي این سکوت را کسي بشکند
کاشکي کسي این تنهایي را به هم بریزد
محبوب من، در آخرین دیدارمان بود
شانه به شانه هم مي رفتيم،
به سوي غروب
دریا به سوي تو مي آمد
موج ها مي آمدند، ارتفاع مي گرفتند
دست هایشان را به سوي تو دراز مي کردند تا تو را از آن خود کنند،
تا تو را از من بگیرند
من و تو زل زده بودیم
به جايي که ستاره اي فرو مي افتد پایان روز را مي نگریم
این غروب غمگین را
محبوب من آخرین باري که رفتي
تمام جاده ها را هم با خود بردي
جاده هایي که به تو مي رسیدند
آخرین باري که رفتي
بر تمام سینه ام
بر تمام مزرعه اشعارم، در چشمهایم
بذر انتظار را ریختي و رفتي
#سید_علی_کاردان
Read more
. #پیشنهاد_کتاب از تازه منتشرشده‌ها . <span class="emoji emoji1f4d5"></span> مجموعه غزل #از_تو_چه_پنهان 🖌 #مجید_ترکابادی @majid_torkabadi <span class="emoji emoji1f4da"></span> ...
Media Removed
. #پیشنهاد_کتاب از تازه منتشرشده‌ها . مجموعه غزل #از_تو_چه_پنهان 🖌 #مجید_ترکابادی @majid_torkabadi انتشارات سوره مهر . . پیش تو هرقدر از دلتنگی‌ام گفتم نشد درد دل کردم ولی از دردهایم کم نشد رفتی و در خود شکستم، نیستم غمگین که سرو بعد طوفان بر زمین افتاد اما خم نشد خواب دیدم ... .
#پیشنهاد_کتاب از تازه منتشرشده‌ها
.
📕 مجموعه غزل #از_تو_چه_پنهان
🖌 #مجید_ترکابادی @majid_torkabadi
📚 انتشارات سوره مهر
.
.
پیش تو هرقدر از دلتنگی‌ام گفتم نشد
درد دل کردم ولی از دردهایم کم نشد

رفتی و در خود شکستم، نیستم غمگین که سرو
بعد طوفان بر زمین افتاد اما خم نشد

خواب دیدم در جهنم باز دنبال توام
بر غم عشق تو حتی مرگ هم مرهم نشد

هیچ کس جای تو را در خاطراتم پر نکرد
بردی از یادم ولی یادت فراموشم نشد

جز وصالت آرزوهای زیادی داشتم
مثل صدها آرزوی دیگرم، این هم نشد
.
#مجید_ترکابادی
#تک_بیتیها
Read more
امام رضا علیه السلام: خورشید و ماه دو نشانه از آیات الهی است که به فرمان او در گردشند و از او اطاعت میکنند. نور آنها از نور عرش و حرارتشان از دوزخ است. در روز قیامت، نورشان به عرش بازمیگردد و حرارتشان به آتش جهنم و دیگر خورشید و ماهی وجود نخواهد داشت. رستاخیز(یوم الحق) ⚘⚘ این روزها هوا ... 💌
❤امام رضا علیه السلام:

خورشید و ماه دو نشانه از آیات الهی است
که به فرمان او در گردشند و از او اطاعت میکنند.
نور آنها از نور عرش و حرارتشان از دوزخ است.
در روز قیامت، نورشان به عرش بازمیگردد و حرارتشان
به آتش جهنم و دیگر خورشید و ماهی وجود نخواهد داشت.
📚رستاخیز(یوم الحق)
⚘❤⚘
این روزها هوا بارانی و سرد است...
و خیابان ساکت و غمگین...
و منی که از شهر و شلوغی هایش...
و از این سرمای وحشتناک قلب آدمهایش بریده ام...
راستش را بخواهی آقاجان...
ترسم بر دلم بماند این آرزو
که شبی زمستانی تا صبح بنشینم در خیابانت...
و محو آن خورشید شوم...
و ذوب شود قلب سرما زده‌ام...
و بجوشد هرچه غم هست بر دلم...
که ببارم بر خیابانت تا به سحر...
و برنخیزم دیگر از خاک تو...
و آرام گیرم همانجا در خاک پای زائران تو...
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا علیه السلام
⚘❤⚘
#السلام_علیک_یا_علی_بن_موسی_الرضا_علیه_السلام
#السلام_علیک_یا_اباصالح_المهدی_عج
#سلام_مولای_مهربانم❤
#امام_رضا_علیه_السلام
#آقای_مهربانی_ها
#ثامن_الحجج
#شمس_الشوس
#انیس_النفوس
#قریب_الغربا
#معین_الضعفا
#سلطان_خراسان
#ضامن_آهو
#امام_زمان_عج
#منجی_عالم_بشریت
#مشهد_الرضا_علیه_السلام
#شهر_بهشت
#حرم_امام_رضا_علیه_السلام
#تکه_ای_از_بهشت
#ضریح_مطهر_امام_رضا_علیه_السلام
#مولا_جانم_دلتنگم
#مسجد_جمکران
#اللهم_عجل_لوليك_الفرج
#اللهم_صل_علي_محمدﷺو_آل_محمدﷺو_عجل_فرجهم
#آقای_مهربانم_دوستت_دارم
#روزتون_امام_رضایی
#امام_رضایی_ام
#دلداده_ی_امام_رضا_علیه_السلام
Read more
<span class="emoji emoji1f648"></span> <span class="emoji emoji1f632"></span> . خواب آلودگی مزمن هم باید به عنوان یک بیماری به رسمیت بشناسن... . وقتی آنفولانزا گرفتی میتونی ...
Media Removed
. خواب آلودگی مزمن هم باید به عنوان یک بیماری به رسمیت بشناسن... . وقتی آنفولانزا گرفتی میتونی هر قراری رو‌ کنسل کنی و جواب هرکسی که خواستی ندی ... . اما متأسفانه این نگاه نسبت به بی‌حوصلگی و خواب آلودگی و خستگی مـــزمن وجــــود نـــــداره . . والا 😴 ______________________ . افسردگی ... 🙈 😲 .

خواب آلودگی مزمن هم باید به عنوان یک بیماری به رسمیت بشناسن...
.
وقتی آنفولانزا گرفتی میتونی هر قراری رو‌ کنسل کنی و جواب هرکسی که خواستی ندی ...
.
اما متأسفانه این نگاه نسبت به بی‌حوصلگی و خواب آلودگی و خستگی مـــزمن وجــــود نـــــداره😆
.
.
والا 😴
______________________
.
افسردگی آرام آرام در شما رِخنه میکند،
از کنار تغییرتان خُلقی و رفتاری تان بی تفاوت عبور نکنید ، .

این طبیعی است که گاهی احساس کنید غمگین و بی انرژی هستید گاهی بی حوصله بودن ،بی انگیزه بودن طبیعی است اما اگر هر روز ساعات زیادی غمگین باشید و نتوانید نگرانیها و اضطراب هایتان را مدیریت کنید و مرتب در انتظار اتفاقی ناخوشایند باشید،
.
.
اگر حوصله و میل آراستن خودتان را نداشته باشید یا انجام هر کاری برایتان سخت و بی معنی باشد و احساس کنید هیچ کاری را از ته دل دوست ندارید که انجام دهید و لذتِ لذت بردن را فراموش کرده اید،
👈یعنی افسردگی روی شانه هایتان نشسته وسنگینی بار افسردگی است که این همه از شما انرژی میگیرد و هر کاری را برایتان سخت میکند چون حالا مجبورید علاوه بر خودتان سنگینی بار افسردگی را نیز بکشید و به همین دلیل زود خسته و بی انرژی میشوید.
اینها یعنی کمک لازم دارید.
توجه کنید این بزرگ ترین اشتباه است که می گوییم همانطور که آمده ، همانطور هم میرود،افسردگی بی کمک حرفه ای نه تنها نمی رود بلکه هر روز در شما بزرگ و بزرگ تر میشود و تمام زندگی تان را می بلعد.
.
کمک بگیرید.
.
.
Read more
دلایل و تاثیرات گوش دادن به موسیقی بی کلام بهره وری: فرض کنیم شما در یک محیط شلوغ و پر ازدحام شاغل هستید، ...
Media Removed
دلایل و تاثیرات گوش دادن به موسیقی بی کلام بهره وری: فرض کنیم شما در یک محیط شلوغ و پر ازدحام شاغل هستید، نتیجه آن می شود که تمرکزتان را از دست می دهید و بهره کاری شما کاهش پیدا می کند. اما می توانید با یک هدفون به موسیقی بی کلام گوش کنید و این موجب می شود تا تمرکز شما به کارتان بازگردد و مغز هیاهوی محیط اطراف ... دلایل و تاثیرات گوش دادن به موسیقی بی کلام
بهره وری: فرض کنیم شما در یک محیط شلوغ و پر ازدحام شاغل هستید، نتیجه آن می شود که تمرکزتان را از دست می دهید و بهره کاری شما کاهش پیدا می کند. اما می توانید با یک هدفون به موسیقی بی کلام گوش کنید و این موجب می شود تا تمرکز شما به کارتان بازگردد و مغز هیاهوی محیط اطراف را نادیده بگیرد.
بسیاری از افراد در محیط های کاری و محیط هایی که نیاز به تمرکز دارند به جای موسیقی بی کلام به موسیقی آوازی و با کلام گوش می کنند که این نوع موسیقی به واسطه ی داشتن کلام خود باعث از دست دادن تمرکز می شود. نکته ی دیگر آن است که موسیقی بی کلام موجب جهش دادن به تفکرات و تصویر های ذهنی می شود و راندمان کاری را به شدت افزایش می دهد.
تاثیرات مثبت روانی: موسیقی بی کلام به مغز شما این فرصت را می دهد تا در موضوعات مختلف لایه های پایینی خود پرسه بزند. این موضوع باعث می شود بعد از مدتی بسیاری از افکار مزاحم را حذف کنید و در نهایت به ذهنی ساکت و تحت کنترل دست پیدا کنید. دقیقا به همین دلیل است که موسیقی بی کلام در فعالیت هایی مانند ورزش، مدیتیشن ، یوگا، ماساژ و … نقش پررنگی دارد.
موسیقی با کلام یک حس، موضوع و مفهوم را به صورت مستقیم و کاملا مشخص به شما منتقل می کند و تقریبا مجال آن را به شما نمی دهد تا چیزی غیر آن چیزی که کلام می خواهد را دریافت کنید. اجازه تصویر سازی به مغز نمی دهد و در نتیجه خلاقیت و آزادی مغز را از بین می برد. تصور کنید اگر کلام و شعر حاوی مفهوم مخربی باشد چه اتفاقی می افتد؟باید بگویم متاسفانه بسیاری از موسیقی های بی کلام امروز ایران مفهومی بسیار غمگین دارند و با گذشت زمان تاثیر بسیار مخربی بر روی شما خواهند گذاشت.
اما موسیقی بی کلام حس بزرگی که دارد این است که شما آزاد هستید هر تصور و برداشتی که می خواهید از آن داشته باشید و با خیال آسوده بر روی موضوعات مورد علاقه تان تمرکز کنید.
موسیقی برای موسیقی: وقتی کلامی وجود نداشته باشد فرصت این را پیدا می کنید از خود موسیقی لذت ببرید. شما می توانید به راحتی آکورد ها، ملودی ها، ریتم و طراحی کلی یک موسیقی را بشنوید و از معماری آن لذت ببرید،مثل لذت بردن از معماری یک ساختمان باستانی!
این دلیل شاید یک دلیل بسیار قانع کننده باشد تا به سمت موسیقی بی کلام بروید و لحظاتی هیجان انگیز و سحر آمیز را با آن تجربه کنید. وقتی موسیقی در پس زمینه کلام قرار می گیرد ذات موسیقی به حاشیه می رود و صرفا تبدیل به ابزاری می شود برای رساندن کلام نه بیشتر!
ادامه در کامنت👇
Read more
. <span class="emoji emoji1f49c"></span>حتما کسی هست که با خوندن این شعر به یادش بیفتید. اگه هنوز یه فرصت دوباره هست ، تگش کنید <span class="emoji emoji1f49c"></span> . . . نخستین ...
Media Removed
. حتما کسی هست که با خوندن این شعر به یادش بیفتید. اگه هنوز یه فرصت دوباره هست ، تگش کنید . . . نخستین نگاهی که مارا به هم دوخت نخستین سلامی که در جان ما شعله افروخت نخستین کلامی که دل های ما را به بوی خوش آشنایی سپرد و به مهمانی عشق برد؛ پر از مهر بودی پر از نور بودم همه شوق بودی همه شور بودم. ... .
💜حتما کسی هست که با خوندن این شعر به یادش بیفتید. اگه هنوز یه فرصت دوباره هست ، تگش کنید 💜
.
.
.
نخستین نگاهی که مارا به هم دوخت
نخستین سلامی که در جان ما شعله افروخت
نخستین کلامی که دل های ما را
به بوی خوش آشنایی سپرد و
به مهمانی عشق برد؛
پر از مهر بودی
پر از نور بودم
همه شوق بودی
همه شور بودم.
چه خوش لحظه هایی که دزدانه از هم
نگاهی ربودیم و رازی نهفتیم
چه خوش لحظه هایی که "می خواهمت" را
به شرم و خموشی نگفتیم و گفتیم
دو آوای تنهای سر گشته بودیم
رها در گذرگاه هستی
به سوی هم از دورها پر گشودیم
چه خوش لحظه هایی که هم را شنیدیم
چه خوش لحظه هایی که در هم وزیدیم
چه خوش لحظه هایی که در پرده عشق
چو یک نغمه شاد با هم شکفتیم
چه شب ها ... چه شب ها ... که همراه حافظ
در آن کهکشان های رنگین
در آن بی کران های سرشار از نرگس و نسترن، یاس و نسرین
ز بسیاری شوق و شادی نخفتیم
تو با آن صفای خدایی
تو با آن دل و جان سرشار از روشنایی
از این خاکیان دور بودی
من آن مرغ شیدا
در آن باغ بالنده در عطر و رویا
بر آن شاخه های فرا رفته تا عالم بی خیالی
چه مغرور بودم
چه مغرور بودم...
من و تو چه دنیای پهناوری آفریدیم
من و تو به سوی افق های نا آشنا پر کشیدیم
من و تو ندانسته دانسته، رفتیم و رفتیم و رفتیم ...
چنان شاد، خوش، گرم، پویا
که گفتی به سر منزل آرزوها رسیدیم.
دریغا
دریغا ندیدیم
که دستی در آن آسمان ها
چه بر لوح پیشانی ما نوشته است!
دریغا در آن قصه ها و غزل ها نخواندیم
که آب و گل عشق با غم سرشته است
فریب و فسون جهان را
تو کر بودی ای دوست من کور بودم!
از آن روزها آه عمری گذشته است ...
من و تو دگرگونه گشتیم
دنیا دگرگونه گشته است
در این روزگاران بی روشنایی
در این تیره شب های غمگین
که دیگر ندانی کجایم ...
ندانم کجایی ...
چو با یاد آن روزها می نشینم
چو یاد تو را پیش رو می نشانم
دل جاودان عاشقم را
به دنبال آن لحظه ها می کشانم
سرشکی به همراه این بیت ها می فشانم ...
نخستین نگاهی که ما را به هم دوخت
نخستین سلامی که در جان ما شعله افروخت
نخستین کلامی که دل های ما را
به بوی خوش آشنایی سپرد و ...
به مهمانی عشق برد.
پر از مهر بودی
پر از نور بودم
همه شوق بودی
همه شور بودم
#فریدون_مشیری
Read more
بی‌رخت جانا، دلم غمگین مکن رخ مگردان از من مسکین، مکن خود ز عشقت سینه‌ام خون کرده‌ای از فراقت ...
Media Removed
بی‌رخت جانا، دلم غمگین مکن رخ مگردان از من مسکین، مکن خود ز عشقت سینه‌ام خون کرده‌ای از فراقت دیده‌ام خونین مکن بر من مسکین ستم تا کی کنی؟ خستگی و عجز من می‌بین، مکن چند نالم از جفا و جور تو؟ بس کن و بر من جفا چندین مکن هر چه می‌خواهی بکن، بر من رواست بی نصیبم زان لب شیرین مکن بر من خسته، ... بی‌رخت جانا، دلم غمگین مکن

رخ مگردان از من مسکین، مکن

خود ز عشقت سینه‌ام خون کرده‌ای

از فراقت دیده‌ام خونین مکن

بر من مسکین ستم تا کی کنی؟

خستگی و عجز من می‌بین، مکن

چند نالم از جفا و جور تو؟

بس کن و بر من جفا چندین مکن

هر چه می‌خواهی بکن، بر من رواست

بی نصیبم زان لب شیرین مکن

بر من خسته، که رنجور توام

گر نمی‌گویی دعا، نفرین مکن

در همه عالم مرا دین و دلی است

دل فدای توست، قصد دین مکن

خواه با من لطف کن، خواهی جفا

من نیارم گفت: کان کن، این مکن

با عراقی گر عتابی می‌کنی

از طریق مهر کن، وز کین مکن
Read more
33 سال گذشته از 18 مارس 1985 روزی که ژاک پاولوفسکی عکاس فرانسوی ، این عکس رو دو روز مانده به نوروز 1364 ...
Media Removed
33 سال گذشته از 18 مارس 1985 روزی که ژاک پاولوفسکی عکاس فرانسوی ، این عکس رو دو روز مانده به نوروز 1364 از پیکر شهید عزیز ایرانی در جنوب بصره گرفت. و پشت عکس که خیلیها نمی بینندش مادری تا همیشه منتظر با سبزه ای سبز و لاله ای سرخ و قابی با نوار سیاه... مادری که شاید تابحال خودش هم به خاک و قاب رفته باشه... ... 33 سال گذشته از 18 مارس 1985 روزی که ژاک پاولوفسکی عکاس فرانسوی ، این عکس رو دو روز مانده به نوروز 1364 از پیکر شهید عزیز ایرانی در جنوب بصره گرفت.
و پشت عکس که خیلیها نمی بینندش مادری تا همیشه منتظر با سبزه ای سبز و لاله ای سرخ و قابی با نوار سیاه... مادری که شاید تابحال خودش هم به خاک و قاب رفته باشه... نمی خواستم در این شوق و همهمه ی دلخوشانه ی آغاز بهار و نوروز کسی غمگین بشه
فقط می خواستم بگم ما یادمون نرفته حفظ وطن و نوروز _ و خیلی آداب و سنتهامون_ رو علاوه بر زنده ها، هنوز و تا همیشه وامدار این عزیزان
خُفته در خاك و گِل و بَر خاك و گُل هستیم.

و اما بهار و نوروز و میلاد و تبریک... امروز تا غروبش زمستان است و بعد از آن بهار ، شبانه میرسد .
آرزو میکنم آخرین ساعات این روز زمستانی پایانی باشد بر هرچه تلخی و ناراحتی که بر تک تک ما ایرانیها چه در کشور و دسته جمعی جمع و چه در خلوت و بر قلبمون گذشت .
و اولین شب بهاری سال جدید سالی که اولین روزهاش همزمان هست با میلاد امام عدل و انصاف حضرت علی علیه السلام، شروعی باشد بر بهترین از هرچه که می خواهید و می خواهیم .تا پایان سال و تا همیشه ی زندگی.
عزیزان خودم! هرکجا هستید و هرکجا باشم دعای قلبی و دوستی مانای من با شماست.
بهار زیبا و نوروز مبارک
ایام بکام
Read more
. تا کی گریزی از اجل در ارغوان و ارغنون نک کش کشانت می برند انا الیه راجعون تا کی زنی بر خانه‌ها تو قفل ...
Media Removed
. تا کی گریزی از اجل در ارغوان و ارغنون نک کش کشانت می برند انا الیه راجعون تا کی زنی بر خانه‌ها تو قفل با دندانه‌ها تا چند چینی دانه‌ها دام اجل کردت زبون شد اسب و زین نقره گین بر مرکب چوبین نشین زین بر جنازه نه ببین دستان این دنیای دون برکن قبا و پیرهن تسلیم شو اندر کفن بیرون شو از باغ و چمن ساکن شو ... .
تا کی گریزی از اجل در ارغوان و ارغنون
نک کش کشانت می برند انا الیه راجعون
تا کی زنی بر خانه‌ها تو قفل با دندانه‌ها
تا چند چینی دانه‌ها دام اجل کردت زبون
شد اسب و زین نقره گین بر مرکب چوبین نشین
زین بر جنازه نه ببین دستان این دنیای دون
برکن قبا و پیرهن تسلیم شو اندر کفن
بیرون شو از باغ و چمن ساکن شو اندر خاک و خون
دزدیده چشمک می زدی همراز خوبان می شدی
دستک زنان می آمدی کو یک نشان ز آن‌ها کنون
ای کرده بر پاکان زنخ امروز بستندت زنخ
فرزند و اهل و خانه‌ات از خانه کردندت برون
کو عشرت شب‌های تو کو شکرین لب‌های تو
کو آن نفس کز زیرکی بر ماه می خواندی فسون
کو صرفه و استیزه‌ات بر نان و بر نان ریزه‌ات
کو طوق و کو آویزه‌ات ای در شکافی سرنگون
کو آن فضولی‌های تو کو آن ملولی‌های تو
کو آن نغولی‌های تو در فعل و مکر ای ذوفنون
این باغ من آن خان من این آن من آن آن من
ای هر منت هفتاد من اکنون کهی از تو فزون
کو آن دم دولت زدن بر این و آن سبلت زدن
کو حمله‌ها و مشت تو وان سرخ گشتن از جنون
هرگز شبی تا روز تو در توبه و در سوز تو
نابوده مهراندوز تو از خالق ریب المنون
امروز ضربت‌ها خوری وز رفته حسرت‌ها خوری
زان اعتقاد سرسری زان دین سست بی‌سکون
زان سست بودن در وفا بیگانه بودن با خدا
زان ماجرا با انبیا کاین چون بود ای خواجه چون
چون آینه باش ای عمو خوش بی‌زبان افسانه گو
زیرا که مستی کم شود چون ماجرا گردد شجون
.
دیوان شمس
.
به قول دوستی هر روز باید این ابیات رو خوند...شاید که گول نخوریم...باید که گول نخوریم....برای خودم این پست رو گذاشتم....برای دل خودم....برای ثبت...برای اینکه هر روز هر لحظه ای که غمگین شدم هر لحظه ای که دلبسته شدم هر لحظه ای که مغرور شدم هر لحظه ای که مشعوف تحسین ها شدم هر لحظه ای که مرعوب غم و ترس شدم یکبار دیگه این ابیات رو بخونم و یادم بیاد که همش، همه ی همش الکیه.توهمه....هیچه....حق با شیمودائه....حق به طرز عجیبی ، به طرز زیبایی ، به طرز دردناکی با دونالد شیمودائه.....اگه خواستین با شیمودا آشنا بشین کتاب پندار از ریچارد باخ رو بخونین.
Read more
بوی ابریشم تو آمد، از ته ریشم عاشقت بودم و هستم! که نباشی پیشم توی تکراری یک بچّه دبیرستانی می نویسم ...
Media Removed
بوی ابریشم تو آمد، از ته ریشم عاشقت بودم و هستم! که نباشی پیشم توی تکراری یک بچّه دبیرستانی می نویسم بر شیشه: به تو می اندیشم!! عاشقم بودی؟ هستی؟ خواهی شد؟ شاید... تیغ بر صورت من می رود و می آید به خودم می گویم: تو مَردی! گریه نکن! می کشم سیگاری منتظر ِ یک تلفن می کشم سیگاری تا که بخوابد دردم می ... بوی ابریشم تو آمد، از ته ریشم
عاشقت بودم و هستم! که نباشی پیشم
توی تکراری یک بچّه دبیرستانی
می نویسم بر شیشه: به تو می اندیشم!!
عاشقم بودی؟ هستی؟ خواهی شد؟ شاید...
تیغ بر صورت من می رود و می آید
به خودم می گویم: تو مَردی! گریه نکن!
می کشم سیگاری منتظر ِ یک تلفن
می کشم سیگاری تا که بخوابد دردم
می کشم سیگاری تا که به تو برگردم
می کنم گم وسط بغض کتابم خود را
چشم می بندم... شاید که بخوابم خود را
می شود پیدا آن راه فراری که تویی
می رسم با هیجان تا به قراری که تویی
بعد ِ قرنی دوری، حسّ کمی نزدیکی
سینما رفتن و دستت وسط تاریکی
فیلم بر پرده و آماده ی اکران شدنت
حسّ غمگین سرانگشت کسی بر بدنت
مضطرب، عاشق، غرق هیجان، بی هدفی
بوسه می گیری، از صندلی ِ آن طرفی!
- «دوستت دارم...»
این اوّل ِ خط خواهد شد
وارد زندگی مسخره ات خواهد شد!
می زنی در تاریکی به غمم لبخندی
با طناب ِ نامرئیت مرا می بندی
خسته از چوبی ها، آدم ها!، سنگی ها
می زنی لبخندی... آخر ِ دلتنگی ها

می پرم از بغل خستگی ام در خانه
نه تو هستی و نه آماده شده صبحانه
جلوی آینه ام: خسته و ناآماده
شعر می گویم و گه روی ورق می آید
از همه زندگی ام بوی عرق می آید
خواب خوش بودم و سردرد ِ پس از بیداری ست
عاشقی چیز قشنگی ست... ولی تکراری ست
چشم بی حالم در کاسه ی خون افتاده
رختخوابم جلوی تلویزیون افتاده
ریشه ام سوخته و کهنه شده ته ریشم
نیستی پیشم و بهتر که نباشی پیشم!!
زنگ من می زندت با هیجان در گوشی
باز هم گم شده ای در وسط ِ خاموشی
نیستی! بوی غم از لحظه ی شک می آید
از لباس ِ زیرم بوی کپک می آید
حلقه ای در، انگشتم... و یکی در گوشم
کت و شلوارم را با نفرت می پوشم
می برم توی خیابان غم سنگینم را
می کنم پارک ته ِ دنیا ماشینم را
خسته ام مثل درون بغلی جا نشدن
خسته ام مثل هماغوشی و ارضا نشدن
خسته ام مثل دو تا تخت جدا افتاده
قرمه سبزی تو در یک شب جا افتاده
بی تفاوت وسط ِ گریه شدن یا خنده
می کشد سیگاری یک شبح بازنده
بی هدف بودم در مرثیه ی رؤیاهام
Read more
برشی از «جان‌شيفته» قسمت دوازدهم گزیده‌ای از داستان‌های کتاب هزار و یک روز. متن كامل اين مطلب را می‌توانيد ...
Media Removed
برشی از «جان‌شيفته» قسمت دوازدهم گزیده‌ای از داستان‌های کتاب هزار و یک روز. متن كامل اين مطلب را می‌توانيد در بخش «روایت‌های داستانی» شماره اسفند و فروردين ماه داستان همشهری ببينيد. در دو شماره‌ی قبل خواندیم که سلطان دمشق وزیری دارد به نام حسن عطاءالملک، ملقب به وزیر غمگین، که همیشه اندوه ... برشی از «جان‌شيفته» قسمت دوازدهم گزیده‌ای از داستان‌های کتاب هزار و یک روز. متن كامل اين مطلب را می‌توانيد در بخش «روایت‌های داستانی» شماره اسفند و فروردين ماه داستان همشهری ببينيد.

در دو شماره‌ی قبل خواندیم که سلطان دمشق وزیری دارد به نام حسن عطاءالملک، ملقب به وزیر غمگین، که همیشه اندوه دارد و هرگز نمی‌خندد. سلطان از او می‌خواهد که دلیل غم مدامش را بگوید. عطاءالملک شرح عشق نافرجامش را بیان می‌کند. سلطان با شنیدن داستان عطاءالملک علت غمگینی او را می‌پذیرد اما قانع نمی‌شود که همه‌ی مردم غمی در دل داشته باشند و اصرار دارد که حتما می‌توان آدم شادی پیدا کرد. در نتیجه این‌ بار از سیف‌الملوک که ظاهرا همیشه بسیار شاد است، می‌خواهد که قصه‌ی زندگی‌اش را تعریف کند. ادامه‌ی داستان را در این شماره و شماره‌های آینده می‌خوانید.

خوشبختان عالَم
شاه به سیف‌الملوک گفت: «ای شاهزاده، من می‌خواهم بدانم که تو از تقدیر خود راضی و خرمی؟» سیف‌الملوک گفت: «آری.» شاه جواب داد: «لازم است به من شرح حال خود را حقیقتا بیان سازی. عطاءالملک می‌گوید که آدم نیکبخت مطلقا در عالم وجود ندارد ولی من برخلاف قول او تصور می‌کنم و تو را از خوشبختان عالَم می‌دانم. اگر بر من مشتبه بوده است آگاهم کن و آیا غصه‌ای داری و محنتی در خاطرت راه دارد؟» سیف‌الملوک گفت: «آقا چون اعلی‌حضرت حکم می‌فرمایند که مکنونات خاطر را معروض دارم عرض می‌کنم که با وجود مراحمی که نسبت به من دارید و نعمت عشرت که برای من موجود است، افسردگی و غمی مرا فراگرفته که جانم را فرسوده و لحظه‌ای راحتم نمی‌گذارد. در قلب خود کرمی دارم که اتصالا قلب مرا می‌خورد و دردم بی‌علاج است.» پادشاه به او گفت: «قصه‌ی خود بازگو. حکما عشق خانمی در دل داری.» تصویر دختری بر جعبه‌ی طلا
سیف‌الملوک گفت: من پسر مرحوم عاصم‌شاه ابن صفوان سلطان مصرم و برادرم نقدا به جای پدرم بر تخت سلطنت مقر دارد. روزی غفلتا درب خزانه‌ی پدر را گشوده دیدم و در خزانه داخل شده بادقت اشیاء نادره‌ای که مخزون بودند تماشا می‌کردم و مخصوصا ایستاده صندوقچه‌ای را که از چوب صندل قرمز تعبیه شده برگشودم. در جوف آن صندوقچه انگشتری یافتم در کمال قشنگی و همچنین جعبه‌ای از طلا که تصویر دختری بر آن بود. آن تصویر به قدری زیبا بود که بدوا گمان بردم نقشی است خیالی. صورت طبیعی را به آن درجه کامل تصور کردن نتوانستم. واله بودم و در نقش صورت متحیر ماندم.

#داستان_همشهری
#هزار_و_یک_روز
کانال ماهنامه داستان همشهری
Telegram.me/dastanmag
Read more
. جیغ یک گربه ام و زندگی ام در گونی ست بغض را می کنم و گریه ی من قانونی ست . شب شده می روم از خواب به رؤیایی ...
Media Removed
. جیغ یک گربه ام و زندگی ام در گونی ست بغض را می کنم و گریه ی من قانونی ست . شب شده می روم از خواب به رؤیایی که... خواب، خونی و شبم خونی و رؤیا خونی ست! . آنچه گفتم شدی و آنچه نگفتم بودی گربه ی مرده شدم، گریه ی جفتم بودی . نه لبی مانده به بوسه، نه لبی روی لبی منم و استرس و خاطره هایی عصبی . مثل یک بغض گلوگیر، ... .
جیغ یک گربه ام و زندگی ام در گونی ست
بغض را می کنم و گریه ی من قانونی ست
.
شب شده می روم از خواب به رؤیایی که...
خواب، خونی و شبم خونی و رؤیا خونی ست!
.
آنچه گفتم شدی و آنچه نگفتم بودی
گربه ی مرده شدم، گریه ی جفتم بودی
.
نه لبی مانده به بوسه، نه لبی روی لبی
منم و استرس و خاطره هایی عصبی
.
مثل یک بغض گلوگیر، پُر از لخته ی خون
تف شدم از شب غمگین تو با بی ادبی
.
خسته از قبل، ولی خسته تر از آینده
تف شدم بر سر سیگاری ِ تو با خنده
.
دشمنانم وسط ِ کوچه معطّل بودند
و رفیقان که همه بر سر ِ منقل بودند!
.
آسمان، دود... خدا دود... رفیقانم دود...
اوّل قصّه یکی بود و یکی باز نبود
.
وسط ِ سطل زباله، وسط ساعت هشت
گربه ای بود که دنبال غذایی می گشت
.
قرص را می خوری و پُر شده از سردردی
در زمان عوضی رفته و برمی گردی
.
آخرین وقت نمازی و اتاقی غصبی!
خسته از اینهمه تردید به من می چسبی
.
مثل یک گربه که رؤیاش پلنگی بوده
مثل خوابی که تهش صبح قشنگی بوده!
.
در سرم وحشت فردا و پُر از دیروزم
بغلم می کنی و در بغلت می سوزم
.
قرص ماه منی و حل شده ای در آبم
بغلم می کنی و در بغلت می خوابم
.
دهنم بسته شده از لب تو، از سُرب ِ ...
شب ولگرد در آغوش هزاران گربه!
.
.
.
#سید_مهدی_موسوی
@seyed.mehdi.moosavi
.
#persiapoem
.
🔷 خوانش شعرهای پست های قبلی شدیدا توصیه میشود 😊
.
Read more
. . "شام غریبی" . آسمانیّ چشم های کسی غرق خون گریه های باران بود و میان سکوت بغض آلود غم و دردی ...
Media Removed
. . "شام غریبی" . آسمانیّ چشم های کسی غرق خون گریه های باران بود و میان سکوت بغض آلود غم و دردی مدام پنهان بود . دل شب شاهد تلاطم غم در میان شکوه دریا بود یادگار نگار محبوبش محو آرامش دو دنیا بود . کوچه کوچه زمانه غمگین بود بغض در بغض خانه ها دلگیر نفس آخر تبسم عشق مردی از زندگیّ دنیا سیر . آه، ... .
.
"شام غریبی"
.
آسمانیّ چشم های کسی
غرق خون گریه های باران بود
و میان سکوت بغض آلود
غم و دردی مدام پنهان بود
.
دل شب شاهد تلاطم غم
در میان شکوه دریا بود
یادگار نگار محبوبش
محو آرامش دو دنیا بود
.
کوچه کوچه زمانه غمگین بود
بغض در بغض خانه ها دلگیر
نفس آخر تبسم عشق
مردی از زندگیّ دنیا سیر
.
آه، زندانیِ همیشگیِ-
قفسِ سینه ی پریشانش...
ماه، مهمان روز و شب هایِ-
بی قراریّ کنج زندانش...
.
سایه غربتی که روی زمین ...
تکیه داده به سینه ی دیوار
مرد آن روزهای رزمی که-
امرِ بر صبر گشته بود انگار
***
آیه آیه دوباره باران شد
به هبوط غریبی اش بارید
ابرِ تنها شبانه اشکش را
قطره قطره به خاک می بخشید
.
#احمدرضا_شریفیان_زاده
.
#لحظه_خاکسپاری_شبانه_را_تصور_کن
#فاطمیه
#غمنامه_حضرت_علی_علیه_السلام
#شهادت_مادرم_افسانه_نیست
#اللهم_اشغل_الظالمین_بالظالمین
.
پ.ن۱:

هدیه خودشان است
اندک طبع شعری هم اگر باشد
تعارف نیست
واقعیت است
.
پ.ن۲:
این کار واسه دو سال پیشه
واقعا هر دفعه خودم می خونمش
باورم نمیشه من...
کار من نیست
کار خودشونه
اونا گفتن
و من فقط نوشتم ش
.
پ‌.ن۳:
ببخشید کپشن طولانی شد😐😐
Read more
<span class="emoji emoji1f514"></span>سوال های خالی کننده ممنوع <span class="emoji emoji1f613"></span> تا به حال شده است که با یک پرسش نا مربوط از دهان یک آشنای دورو یا حتي نزدیک ...
Media Removed
سوال های خالی کننده ممنوع تا به حال شده است که با یک پرسش نا مربوط از دهان یک آشنای دورو یا حتي نزدیک .... انقدر غمگین شوی که نتوانی تا چند دقیقه خودت را جمع و جور کنی .... راستی چرا مردم از هم این همه سئوال می پرسند.... چرا مثلا می پرسند :روی صورتت جوش در آورده ای؟... چرا این همه لاغر شده ای؟ رنگت چرا ... 🔔سوال های خالی کننده ممنوع 😓
تا به حال شده است که با یک پرسش نا مربوط از دهان یک آشنای دورو یا حتي نزدیک .... انقدر غمگین شوی که نتوانی تا چند دقیقه خودت را جمع و جور کنی .... راستی چرا مردم از هم این همه سئوال می پرسند....😔 چرا مثلا می پرسند :روی صورتت جوش در آورده ای؟... چرا این همه لاغر شده ای؟ رنگت چرا این همه پریده ؟؟؟😔
اینها سئوال های خالی کننده ای هستند..... و بدتر از این ها اینکه بپرسی فلانی کجاست؟ چند تا بچه داری؟چرا بچه دار نشدی؟ چرا بچه ات اینهمه چاق است؟ چرا خانه ات این همه قدیمی است...خانه ی قدیمت بهتر نبود؟😔
🚫چرا سئوال هایی می کنیم از یکدیگر که ممکن است هم را مجروح کنیم ... چرا از هم نمی پرسیم که این روسری چه قدر به تو می آید از کجا خریدی اش.... یا چرا به هم نمی گوییم چه قدر چشمانت برق می زند..چه قدر این رنگ مو به تو می آید .. چه قدر در کنارت از گذشته آرام ترم.... چه قدر دلتنگ بوده ام و چه خوب که بعد از این همه وقت دوباره دیدمت....😄 به موهای سفیدی که از حاشیه روسری دوستمان بیرون آمده چه کار داریم...اگر بخواهد خودش درباره اش با ما حرف می زند...به لکی که پیشانی اش بر داشته...به لایه های چربی ای که ممکن است بر بدنش افزوده شده باشد.... یا به چین و چروک های صورتش....😔 این عبارت، چه قدر عبارت بی رحمانه ایست و بی رحمانه تر اینکه از زبان یک دوست شنیده شود: چه قدر خراب شده ای.....😢 خراب شده ای یعنی چه!! اتفاقی ناگوار یا خستگی هایی بیشمار بر پشت و شانه های دوستمان ,آشنایمان یا عزیزمان وارد آمده است و حالا که ما بعد مدت ها او را دیده ایم با گفتن این عبارت باید حتما به او بفهمانیم که تو خراب شده ای و من این را از پوستت... از صورتت...از لاغری ات و از گود پای چشمانت فهمیده ام.... و من پتک محکم تری بر سرت فرو خواهم آورد تا تو خراب تر ازین که هستی شوی عزیز دل و جانم که این همه دلتنگت بودم.....😢
🚫 اصلا چرا از هم سئوال می کنیم.... چرا می پرسیم : این مدت که نبودی کجا بودی؟
🚫 یا چرا با طعنه می گوییم این همه مدت با کی بودی که یاد ما نمی کردی....
🚫 چرا کلمات و جملاتمان را نمی سنجیم... ممکن است واقعا کسی با یک جمله ی ساده ی ما زخمی تر از آنچه هست شود.....
اصلا به ما چه مربوط که دوستمان چرا ماشینش را فروخته... چرا بچه هایش را به فلان مدرسه گذاشته...چرا خانه اش را عوض کرده.... چرا از کارش بیرون آمده است؟😔 ...... مگر نه اینکه اگرخودش بخواهد به ما خواهد گفت... کمی درنگ کنیم در ابتدای دیدارها و هم دیگر را با سئوالهای عجولانه نیازاریم...
Read more
<span class="emoji emoji1f49c"></span> ما نسل خاکستر شدن تو چنگ طوفانیم نسل فرار مغز ها از قاب یک کشور نسل طلوع ترس و وحشت بین ادم ها دل واپسی ...
Media Removed
ما نسل خاکستر شدن تو چنگ طوفانیم نسل فرار مغز ها از قاب یک کشور نسل طلوع ترس و وحشت بین ادم ها دل واپسی های پدر... تب کردن مادر . ما نسل جنگیم و نجنگیدیم با دشمن اما پُریم از خاطرات و یادگاریهاش روی تنامون جای زخمای عمیقی موند بابای من پاهاشو داد، بابای تو دستاش... . ما نسل روزای پر از دردیم، ... 💜
ما نسل خاکستر شدن تو چنگ طوفانیم
نسل فرار مغز ها از قاب یک کشور
نسل طلوع ترس و وحشت بین ادم ها
دل واپسی های پدر... تب کردن مادر
.
ما نسل جنگیم و نجنگیدیم با دشمن
اما پُریم از خاطرات و یادگاریهاش
روی تنامون جای زخمای عمیقی موند
بابای من پاهاشو داد، بابای تو دستاش...
.
ما نسل روزای پر از دردیم، درواقع-
-نسل شبای نسبتا بیدار تا فردا
نسلی که دنیای مجازی رو بغل کرده
فرقی نمیبینه میون مرد و نامردا
.
نسل خیابونای ارشادیم، دل شادیم
رقاص های مجلسای مرگ و ترحیمیم
ما نسل دعوا بر سر نفتیم، میفهمی؟!
ما نسل قربانی شدن تو دست تحریمیم
.
ما نسل کوچیم و به یغما رفته پرهامون
با خواب پرواز اتفاقی اوج میگیریم!
نسل خیابونای پر تشویش یعنی ما...
با هر هجوم دسته جمعي موج میگیریم!
.
ما نسل فرياداي تو نطفه خفه بوديم
درداي بي درمون و احساسات آشفته
لبخندهاي زوركي، اشكاي تكراري
نسل يه عالم حرف هاي تلخ ناگفته
.
ما ارتباط لوله-خودكار و نوار ضبط
ما ارتباط تیله رنگی تو خیابونیم
ما آخرین نسلیم که، میفهمه اینا رو
ما ارتباط بین دانشگاه و زندونیم
.
نسل تظاهر به معمای فراموشی
ازگریه و آژیر و چک تا جیغ و خاموشی
نسل جوونی های غمگین، گم شده پشتِ
افسردگی... مشروب... سیگار و هم آغوشی
.
ما نسل تحقیریم، نسل ترس از قانون
لج کردنای منطقی، حرفای بی منطق
وحشت زده از آدمای زنده‌ی عاشق
شب گریه های لعنتی، روزای پر هق هق
.
ما نسل سانسوريم و مي‌فهميم یعنی چی
وقتي كتابي از نمايشگاه جم میشه
وقتی که چن ملیارد از پولای این مردم
تو دست بالا دستیا از بانک کم میشه
.
نسل حجاب زورکی ، مومن نمیمونه!
هم نسلیای من حیا از یادشون رفته
این اتفاقا مال یک شب نیست، تقویمه!
مال هزار و سیصد و پنجاه و شیش-هفته
.
ما اعتمادای شکسته توی بحرانیم
با وعده‌ی آزادیای پوچ و دور از دست
ما اعتقاداتی که گاهی نیست، گاهی هست
درج شعارای سیاسی توی هر بن بست...
.
ما نسل روشن فكرياي جلف تو كافه
درگیر فرهنگای غربیم و مسلمونیم
ما نسل صدها انقلاب رنگ و وارنگیم
تاریخ ایرانیم و تاریخو نمیدونیم.....
.
#اهورا_فروزان
💜
یک کار قدیمی، که هر چند وقت یک بار بیدار میشه، گریه میکنه و میمیره...
#ایران_من_زنیست_کتک_خورده...
#خوزستان #خرمشهر 😔💔
پ.ن: شعر در #کانال موجوده. شبتون بخیر
Read more
با دوستان شاعرم قرار گذاشتیم که بر اساس این بیت شعر "شهراد میدری" عزیز شعری بگیم، "خداحافظ که میگویی ...
Media Removed
با دوستان شاعرم قرار گذاشتیم که بر اساس این بیت شعر "شهراد میدری" عزیز شعری بگیم، "خداحافظ که میگویی در و دیوار می لرزد میانِ سینه ام چیزی، هزاران بار می لرزد" البته تمام شعرها غمگین شدند اما این بار من بر خلاف جهت رودخونه شنا کردم و شعری طنز بر این اساس گفتم:************************ "خداحافظ ... با دوستان شاعرم قرار گذاشتیم که بر اساس این بیت شعر "شهراد میدری" عزیز شعری بگیم،
"خداحافظ که میگویی در و دیوار می لرزد
میانِ سینه ام چیزی، هزاران بار می لرزد"

البته تمام شعرها غمگین شدند اما این بار من بر خلاف جهت رودخونه شنا کردم و شعری طنز بر این اساس گفتم😁:************************ "خداحافظ که میگویی در و دیوار می لرزد
میانِ سینه ام چیزی، هزاران بار می لرزد"

خداحافظ که میگویی نمیبینی که از شوقش
چه برقی میزند چشمم، تنم بسیار می لرزد

چو از در میروی بیرون، چه بزمی‌ میشود اینجا
و ریتم شیش و هشتی نو، به سیم تار می لرزد

خیالت میرود رفتی مشوش گشته احوالم؟
کجا یک کوه آرامش، ز یک مکار می لرزد؟

نمیدانی چه شیرین شد تمام لحظه ها بی تو
که قند از قند بالایش مسلسل وار می لرزد

از‌ امشب دائما جشن و تمام شهر مهمانی!
به رقص بندری سینه در این تالار می لرزد

گمانت میرود رفتی و از دوری پریشانم؟
زرشک است آنکه از دوری، کنار خار می لرزد!

بدان چون خربزه خوردی، بلرزی سخت در پایش
همیشه آخر قصه، خیانتکار می لرزد!

#یحیی_اسلامی
#خداحافظ
#خوش_آمدی_خیر_پیش 😁
Read more
سلام عید همه‌تون مبارک امیدوارم که گوسفند درون‌مون رو قبل از هرچیزی بکشیم و اگر هم ان‌شاءالله تمکن مالی برای قربانی کردن داریم به جای اینکه برای پز دادن، گوشت رو به دوست و آشنا و عفترخاله و کفترعمه بدیم به مستمندها و نیازمندهای دور و نزدیک برسونیم دنبال این هم نباشید که آبرودار باشه یا نباشه، ... سلام
عید همه‌تون مبارک

امیدوارم که گوسفند درون‌مون رو قبل از هرچیزی بکشیم و اگر هم ان‌شاءالله تمکن مالی برای قربانی کردن داریم به جای اینکه برای پز دادن، گوشت رو به دوست و آشنا و عفترخاله و کفترعمه بدیم به مستمندها و نیازمندهای دور و نزدیک برسونیم

دنبال این هم نباشید که آبرودار باشه یا نباشه، بود که چه بهتر، نبود هم امانتی خدا رو به دست صاحبش برسونید.

اما بعد اینکه مادرم امروز تو جاکارتا مصاحبه کرد و از ما عذرخواهی کرد، هرکاری کردم نتونستم ببخشمش، ولی اون مربی چینیه رو تونستم به جای مادرم ببخشم

ضمن اینکه متاسفانه مجری برنامه اونجا که میگه عزیزم منظورش من نیستم، منظورش مادرمه

در آخر هم می‌خوام به مادرم بگم نگران نباش، ستون‌های خونه سالم هستن و سقف اتاق خواب شما هنوز سر جاشه! بالاخره این اتفاق ممکنه برای هر خانواده‌ای بیفته، پس همینکه ما و بابا زنده‌ایم خدا رو شکر کن

به بچه‌ها هم توصیه می‌کنم حتی اگه باباتون اصرار کرد تو خونه دینامیت درست نکنید، یه کم خطر داره

ترانه مربوطه یک
خونه خالی
خونه غمگین
خونه تار و ماره بی تو

ترانه مربوطه دو
چیکار کردی چیکار کردی نگو نه
اگر چه گردن بابا گذاشتی
خودت بودی که این کارا رو کردی
برای کارت م عذری نداشتی

ترانه مربوطه سه
بمان مادر بمان در خانه خاموش خود مادر
که باران بلا می بارد از بابایمان بر سر

پ‌ن یک
بابام بهم گفته یه جوری قبل از اومدن به مادرت بگو که شوکه نشه

پ‌ن دو
بابا یاد بگیر! هزارساله هی میری اینور و اونور یه بار از ما معذرت خواهی نکردی که نبخشیمت

#دو_یو #مرتضی_درخشان #رییس_جمهور #سفر #مادر #خونه_خالی #خونه_مجردی #بابام #تو_حاضری_برای_عشقمون_چیکار_کنی #من_حاضرم_ستون_به_سقف_خونه_بزنم #اگرچه_با_استخوان_خویش #انفجار #این_همه_تی_ان_تی_برای_مهمونی_مجردی_لازم_بود؟ #لابد_لازمه_پسرم #نگران_نباش #غمگینم #چنان_پیرزنی_که_آخرین_سربازی_که_از_جنگ_برگشته_پسرش_است_که_تو_جیبش_یه_بمب_عمل_نکرده_داره_که_هرروز_تو_اتاق_خوابش_منفجرش_میکنه #از_الان_سلطان_غم_مادر #از_الان #ومن_الله_التوفیق
Read more
ا در بیابانی دور که نروید جز خار که نتوفد جز باد که نخیزد جز مرگ که نجنبد نفسی از نفسی خفته در خاک ...
Media Removed
ا در بیابانی دور که نروید جز خار که نتوفد جز باد که نخیزد جز مرگ که نجنبد نفسی از نفسی خفته در خاک کسی زیر یک سنگ کبود در دل خاک سیاه میدرخشد دو نگاه که بناکامی ازین محنت گاه کرده افسانه هستی کوتاه باز می خندد مهر باز می تابد ماه باز هم قافله سالار وجود سوی صحرای عدم پوید راه با دلی خسته ... ا
در بیابانی دور
که نروید جز خار
که نتوفد جز باد
که نخیزد جز مرگ
که نجنبد نفسی از نفسی
خفته در خاک کسی

زیر یک سنگ کبود
در دل خاک سیاه
میدرخشد دو نگاه
که بناکامی ازین محنت گاه
کرده افسانه هستی کوتاه

باز می خندد مهر
باز می تابد ماه
باز هم قافله سالار وجود
سوی صحرای عدم پوید راه
با دلی خسته و غمگین -همه سال-
دور ازین جوش و خروش
میروم جانب آن دشت خموش
تا دهم بوسه بر آن سنگ کبود
تا کشم چهره بر آن خاک سیاه

وندر این راه دراز
میچکد بر رخ من اشک نیاز
میدود در رگ من زهر ملال

منم امروز و همان و راه دراز
منم اکنون و همان دشت خموش
من و آن زهر ملال
من و آن اشک نیاز

بینم از دور،در آن خلوت سرد
در دیاری که نجنبد نفسی از نفسی
ایستادست کسی! "روح آواره کیست؟
پای آن سنگ کبود
که در آن تنگ غروب
پر زنان آمده از ابر فرود؟" می تپد سینه ام از وحشت مرگ
می رمد روحم از آن سایه دور
می شکافد دلم از زهر سکوت!

مانده ام خیره به راه
نه مرا پای گریز
نه مرا تاب نگاه!

شرمگین میشوم از وحشت بیهوده خویش
سرو نازی است که شادابتر از صبح بهار
قد برافراشته از سینه دشت
سر خوش از باده تنهائی خویش! "شاید این شاهد غمگین غروب
چشم در راه من است؟
شاید این بندی صحرای عدم
با منش یک سخن است؟" من،در اندیشه که :این سرو بلند
وینهمه تازگی و شادابی
در بیابانی دور
که نروید جز خار
که نتوفد جز باد
که نخیزد جز مرگ
که نجنبد نفسی از نفسی... غرق در ظلمت این راز شگفتم ناگاه
خنده ای میرسد از سنگ بگوش!
سایه ای میشود از سرو جدا!
در گذرگاه غروب
در غم آویز افق
لحظه ای چند بهم می نگریم
سایه میخندد و میبینم وای...
مادرم میخندد!... "مادر ای مادر خوب
این چه روحی است عظیم؟
وین چه عشقی است بزرگ؟
که پس از مرگ نگیری آرام؟

تن بیجان تو در سینه خاک
به نهالی که در این غمکده تنها ماندست
باز جان میبخشد!
قطره خونی که بجا مانده در آن پیکر سرد
سرو را تاب و توان می بخشد!

شب،هم آغوش سکوت
میرسد نرم ز راه
من از آن دشت خموش
باز رو کرده باین شهر پر از جوش و خروش
میروم خوش به سبکبالی باد
همه ذرات وجودم آزاد
همه ذرات وجودم فریاد
.
.
@به یاد مادرم که ناباورانه مرا در این دنیا هشت سال پیش تنها گذاشت

@in memory of my mother who passed away eight years ago
.
.
#مادر
#جمعه_آخرسال
Read more
، (((( نامه ای به پدر و مادر ها از زبان کودک )))) سلام بابا جونم ، بابایی خیلی دوست دارم ، وقتی عطر و بوی ...
Media Removed
، (((( نامه ای به پدر و مادر ها از زبان کودک )))) سلام بابا جونم ، بابایی خیلی دوست دارم ، وقتی عطر و بوی تو به من می رسه آرامش عجیبی میگیرم و احساس میکنم که دنیا مال منه و تکیه گاه محکمی دارم وقتی از سر کار به خونه بر میگردی انگار که دنیای منو به من برگردوندن ، صدای پاهای تو رو که میشنوم سریع میام پشت در تا بغلت ... ،
(((( نامه ای به پدر و مادر ها از زبان کودک ))))
سلام بابا جونم ، بابایی خیلی دوست دارم ، وقتی عطر و بوی تو به من می رسه آرامش عجیبی میگیرم و احساس میکنم که دنیا مال منه و تکیه گاه محکمی دارم وقتی از سر کار به خونه بر میگردی انگار که دنیای منو به من برگردوندن ، صدای پاهای تو رو که میشنوم سریع میام پشت در تا بغلت کنم ، ولی وقتی اون نگاه خشمگین و خسته تو را میبینم و پر درد ها و رنجهای بیرون خونه هست ، ناراحت و غمگین میشم ولی باز به خودم میگم که بابا خسته ست مهم نیست .دوباره که میام نزدیکت وقتی میبینم به من توجه نداری نا امید میشم . بابا میدونم برای آینده من داری تلاش میکنی ، تو دنیای منی ، دوستدارم که باهات گاهی وقتها بازی کنم و بیام توی بغلت بشینم ، یا جلوی من بنشینی و من با اون صورت زیبای تو که برای من مثل صورت دنیاست بازی کنم . دوستدارم کنارم بشینی و با من کمی بازی کنی ، دوستدارم بیای باهم بریم بیرون و من در کنار تو قدم بزنم و به همه با صدای بلند بگم که تو بهترین بابای دنیایی . وقتی که تو میای خونه و همش سرگرم کارهای خودت توی گوشیت هستی خیلی دوستدارم جای اونهایی باشم که توی گوشیت هستن تا به من هم همینطور توجه کنی . یاد اون ماه های اول زندگی خودم می افتم که همش نگرانم بودی نکنه تب کنم یا دلم درد بگیره یا مریض بشم و دنبال یک لبخند کوچیک روی صورت من بودی، ولی حالا دیگه حوصله منهم نداری ولی بابا جون بدون که خیلی دوست دارم و به توجه و‌محبت تو نیاز دارم . اینو بدون که من همه‌چیزو از تو یاد میگیرم . .
مامان جون سلام ، مادر گلم ،من به تو افتخار میکنم چون تو بهترین و دلسوز ترین مادر دنیایی . خیلی دوست دارم . چقدر دوست دارم که تو کنارم بنشینی و با من بازی کنی و یا برام شعر بخونی و برقصی مثل همون موقعهایی که توی دلت بودم . میدونم همیشه سرت به کارهای خونه مشغوله ولی مامان دوستدارم زمانهای خالی رو با من بازی کنی . یادم میاد که اون روزها که توی دلت نزدیک قلب مهربونت بودم همش دست روی شکمت میکشیدی و قربون صدقه من میرفتی و همش منتظر من بودی تا به دنیا بیام و گاهی برایم شعر میخوندی و باهام حرف میزدی . ولی الآن همش دست روی اون صفحه تبلت و گوشیت میکشی و منو یادت میره . هر وقت میام نزدیکت که باهات بازی کنم سرت توی اون گوشی و شبکه های اجتماعیه و یا همش داری توی اون پیج اقای جدیدی می چرخی . دوست دارم برم به این آقای جدیدی بگم .............. ادامه در کامت اول 👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇 #جدیدی
Read more
<span class="emoji emoji2705"></span> گاه بايد خنديد بر غمى بى پايان... #سهراب_سپهری . . باید سی سالگی ات تمام شده باشد تا بفهمی ...
Media Removed
گاه بايد خنديد بر غمى بى پايان... #سهراب_سپهری . . باید سی سالگی ات تمام شده باشد تا بفهمی چرا در میان کلیدها همیشه کلید حیاط و در میان نیمکت ها نیمکت های تک نفره رنگ و رو رفته ترند. . آجر در خانه هایی که از تنهایی بنا شده باشد غمگین تر است غمگین مثل جیرجیرکی که از شر تنهایی پناه می برد ...
گاه بايد خنديد
بر غمى بى پايان...
#سهراب_سپهری
.
.
باید سی سالگی ات تمام شده باشد
تا بفهمی چرا در میان کلیدها
همیشه کلید حیاط
و در میان نیمکت ها
نیمکت های تک نفره رنگ و رو رفته ترند.
.
آجر
در خانه هایی که از تنهایی بنا شده باشد
غمگین تر است
غمگین
مثل جیرجیرکی که از شر تنهایی
پناه می برد به صدای زمخت لولای در.
.
_ ما
از یتیم خانه ها آموختیم
تنهایی
شکل های بی رحم تری هم
می تواند داشته باشد _
.
کلید را در آغوش دستگیره رها کردیم
تا نیمکت های سرد پارک را
به کافه هایی که غروب های دلگیرتری دارند
ترجیح داده باشیم.
چرا که زندگی
مثل عصرهای غمگین یک پیاده رو
همیشه از جای خالی کسی پر است.
مثل انبوهِ اندوه در زیر چتر
که از هر طرف
به هر طرف نگاه می کنی
تنهایی
از هزاروشش جهت
در حال چکه کردن است...
#داود_سوران
Read more
. سلامت را نمی‌خواهند پاسخ گفت سرها در گریبان است کسی سر بر نیارد کرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را نگه ...
Media Removed
. سلامت را نمی‌خواهند پاسخ گفت سرها در گریبان است کسی سر بر نیارد کرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را نگه جز پیش پا را دید، نتواند که ره تاریک و لغزان است وگر دست محبت سوی کس یازی به اکراه آورد دست از بغل بیرون که سرما سخت سوزان است سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت هوا دلگیر، درها بسته، سرها در گریبان، ... .
سلامت را نمی‌خواهند پاسخ گفت
سرها در گریبان است
کسی سر بر نیارد کرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را
نگه جز پیش پا را دید، نتواند
که ره تاریک و لغزان است
وگر دست محبت سوی کس یازی
به اکراه آورد دست از بغل بیرون
که سرما سخت سوزان است
سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت
هوا دلگیر، درها بسته، سرها در گریبان، دستها پنهان
نفسها ابر، دلها خسته و غمگین
درختان اسکلتهای بلور آجین
زمین دلمرده، سقف آسمان کوتاه
غبار آلوده مهر و ماه
زمستان است
.
مهدی اخوان ثالث (۱۰ اسفند ۱۳۰۷ - ۴ شهریور ۱۳۶۹)، شاعر پرآوازه و موسیقی‌پژوه ایرانی است. او در اشعارش از تخلص «م. امید» استفاده می‌کرد.
اخوان ثالث از شعر کلاسیک فارسی به شعر نو گرایید. از وی آثاری در هر دو سبک باقی مانده است. او در نوازندگی تار نیز دستی داشت. او در شعرهایش زندگی و رویدادهای روزمره‌ را به تصویر می‌کشید. لحن حماسی و باصلابت آثارش همراه با ترکیبات تازه‌ای که در آن‌ها به کار می‌برد، اشعار او را جاودانی بخشیده است. او با درهم آمیختن شعر کهن و سبک نیمایی، به بیان سوگ گذشته می‌پرداخت. وی از نام‌ها و نشانه‌های بومی و ملی بسیار در شعر خویش بهره گرفته است. اخوان در دهه‌های 1330 و 1340 خورشیدی با اشعارش روزنه‌هایی را به سوی نگرش‌های تازه‌ای در میان جوان‌ها ایجاد کرد و بدین شکل بر تحولات فکری و اجتماعی زمانش اثر گذار شد. او بر شاعران هم نسل خویش نیز تاثیرگذاشت.
کتاب شعر «زمستان» از مشهورترین آثار او و یکی از شاخص‌ترین کتاب‌های شعر نو نیمائی در دهه 1330 به شمار می‌رود. این کتاب موجب شناساندن اخوان ثالث شد. شعر زمستان در این مجموعه با توجه به کودتای 28 مرداد نوشته شده است.
.
www.30book.com
.

#کتاب #معرفی_کتاب #فروشگاه_اینترنتی #سی_بوک #خرید_کتاب #30book #فروش_ویژه #فروشگاه_کتاب #تخفیف #نویسنده #پیشنهاد_کتاب #پیشنهادکتاب #مطالعه #پیشنهاد_مطالعه #سیبوک #حراج #تاریخ #کتابخوانی #کتابخانه #کتابفروشی
Read more
 # نگفتندش چو بیرون می کشاند از زادگاهش سر که آنجا آتش و دود است نگفتندش : زبان شعله می لیسد پر پاک جوانت ...
Media Removed
# نگفتندش چو بیرون می کشاند از زادگاهش سر که آنجا آتش و دود است نگفتندش : زبان شعله می لیسد پر پاک جوانت را همه درهای قصر قصه های شاد مسدود است نگفتندش : نوازش نیست ، صحرا نیست ، دریا نیست همه رنج است و رنجی غربت آلود است پرید از جان پناهش مرغک معصوم درین مسموم شهر شوم پرید ، اما کجا باید فرود اید ؟ نشست ... #
نگفتندش چو بیرون می کشاند از زادگاهش سر که آنجا آتش و دود است
نگفتندش : زبان شعله می لیسد پر پاک جوانت را
همه درهای قصر قصه های شاد مسدود است
نگفتندش : نوازش نیست ، صحرا نیست ، دریا نیست
همه رنج است و رنجی غربت آلود است
پرید از جان پناهش مرغک معصوم
درین مسموم شهر شوم
پرید ، اما کجا باید فرود اید ؟
نشست آنجا که برجی بود خورده بآسمان پیوند
در آن مردی ، دو چشمش چون دو کاسه ی زهر
به دست اندرش رودی بود ، و با رودش سرودی چند خوش آمد گفت درد آلود و با گرمی
به چشمش قطره های اشک نیز از درد می گفتند
ولی زود از لبش جوشید با لبخندها ، تزویر
تفو بر آن لب و لبخند
پرید ، اما دگر ایا کجا باید فرود اید ؟
نشست آنجا که مرغی بود غمگین بر درختی لخت سری در زیر بال و جلوه ای شوریده رنگ ، اما
چه داند تنگدل مرغک ؟
عقابی پیر شاید بود و در خاطر خیال دیگری می پخت پرید آنجا ، نشست اینجا ، ولی هر جا که می گردد
غبار و آتش و دود است
نگفتندش کجا باید فرود اید
همه درهای قصر قصه های شاد مسدود است
دلش می ترکد از شکوای آن گوهر که دارد چون
صدف با خویش دلش می ترکد از این تنگنای شوم پر تشویش
چه گوید با که گوید ، آه
کز آن پرواز بی حاصل درین ویرانه ی مسموم
چو دوزخ شش جهت را چار عنصر آتش و آتش
همه پرهای پاکش سوخت
کجا باید فرود اید ، پریشان مرغک معصوم ؟
.
#اخوان_ثالث
Read more
NeW VieW ⛰🏔 دانم اکنون از آن خانه دور شادی زندگی پر گرفته دانم اکنون که طفلی به زاری ماتم از هجر مادر گرفته هر زمان می دود در خیالم نقشی از بستری خالی و سرد نقش دستی که کاویده نومید پیکری را در آن با غم و درد بینم آنجا کنار بخاری سایه قامتی سست و لرزان سایه بازوانی که گویی زندگی را رها کرده آسان دورتر ... NeW VieW ⛰🏡🏔 دانم اکنون از آن خانه دور
شادی زندگی پر گرفته
دانم اکنون که طفلی به زاری
ماتم از هجر مادر گرفته
هر زمان می دود در خیالم
نقشی از بستری خالی و سرد
نقش دستی که کاویده نومید
پیکری را در آن با غم و درد
بینم آنجا کنار بخاری
سایه قامتی سست و لرزان
سایه بازوانی که گویی
زندگی را رها کرده آسان
دورتر کودکی خفته غمگین
در بر دایه خسته و پیر
بر سر نقش گلهای قالی
سرنگون گشته فنجانی از شیر
پنجره باز
و در سایه آن
رنگ گلها به زردی کشیده
پرده افتاده بر شانه در
آب گلدان به آخر رسیده
گربه با دیده ای سرد و بی نور
نرم و سنگین قدم میگذارد
شمع در آخرین شعله خویش
ره به سوی عدم میسپارد
دانم اکنون کز آن خانه دور
شادی زندگی پر گرفته
دانم اکنون که طفلی
به زاری
ماتم از هجر مادر گرفته
لیک من خسته جان و پریشان
می سپارم ره آرزو را
بار من شعر و دلدار من شعر
می روم تا بدست آرم او را
Read more
. یاد و نامش همیشه جاوید و همیشه ماندگار در آدینه هایمان ️جمعه شعر : شهیار قنبری آهنگساز : اسفندیار منفردزاده خواننده : مرحوم فرهاد مهراد آهنگ جمعه جز معروفترین و شناخته شده ترین آثار فرهاد به شمار می رود. این آهنگ در واکنش به واقعه قیام سیاهکل نوشته شد. این واقعه را می توان جز اولین اقدامات ... .
یاد و نامش همیشه جاوید و همیشه ماندگار در آدینه هایمان ▪️جمعه
شعر : شهیار قنبری
آهنگساز : اسفندیار منفردزاده
خواننده : مرحوم فرهاد مهراد
آهنگ جمعه جز معروفترین و شناخته شده ترین آثار فرهاد به شمار می رود. این آهنگ در واکنش به واقعه قیام سیاهکل نوشته شد. این واقعه را می توان جز اولین اقدامات حمله مسلحانه با اهداف سیاسی در تاریخ ایران دانست. در این واقعه در 19 بهمن 1349 چریک های مسلح فداییان خلق ایران به پاسگاه ژاندارمری سیاهکل حمله کردند و در این واقعه سه نفر کشته و ده نفر دستگیر و سپس اعدام شدند. اسفنیار منفرد زاده چندین مدت پس از این واقعه با الهام از این واقعه تصمیم گرفت آهنگی را بسازد و از شهریار قنبری خواست شعری در مورد دلتنگی غروب جمعه بسراید. در ابتدا هیچ سرمایه گذاری پیدا نشد که بر روی ساخت این آهنگ سرمایه گذاری کند و منفردزاده از گوگوش خواست نیز این آهنگ را بخواند تا در صورتی که از نسخه با صدای فرهاد استقبال نشد این آهنگ با صدای گوگوش منتشر شود، ولی با توجه به موفقیت نسخه با صدای فرهاد این آهنگ با صدای گوگوش دو سال بعد پخش شد. در طی سالیان بعد از عرضه این آهنگ با حوادث تاریخی بسیاری پیوند خورد از جمله واقعه 17 شهریور در میدان ژاله. شاید مصرع زیبای عمر جمعه ها به هزار سال میرسه به خوبی می توان مصداقی برای این برداشت ها و پیوندها دانست. آهنگ جمعه یکی از آثر معروف و ماندگار در زمینه مبارزات سیاسی و انقلابی به شمار می رود. موسیقی این آهنگ با صدای ماشین تایپ و گیتار آکوستیک و گروه کر آغاز می شود. یکی از نکات جالب این آهنگ در مورد صدای پس زمینه این آهنگ است که یک ماشین تایپ در تمام مدت آهنگ در حال تایپ و رسیدن به پایان خط و رفتن سطر بعدی است که نقش ساز ضربی را نیز در آهنگ ایفا می کند. ریتم نوازی گیتار در کنار بک وکال ها در کنار صدای ماشین تایپ فضای محزونی را خلق نموده است. در قسمت کروس همخوان ها نیز شعر را همخوانی می کنند و در پس زمینه ورس ها به زیبایی با آوا خوانندگی را همراهی می کنند. منفرد زاده از سازهای کوبه ای نیز در ورود آهنگ تا پایان آهنگ به خوبی استفاده نموده است و از تم هایی که مربوط به ساخت موسیقی فیلم است که در آن مهارت بسیاری دارد به خوبی استفاده نموده است.
#فرهاد
#جمعه
جمعه...
توی قاب خیس این پنجره ها
عکسی از جمعه ی غمگین میبینم
چه سیاهه به تنش رخت عزا
تو چشاش ابرای سنگین میبینم
داره از ابر سیاه خون میچکه
جمعه ها خون جای بارون میچکه
نفسم در نمیاد جمعه ها سر نمیاد
کاش میبستم چشامو این ازم بر نمیاد
داره از ابر سیاه .....
#فرهاد_مهراد
#موسیقی
Read more
. شوخی با بابا !!! . . تلویزیون تماشا نمی‌کنم. حمل بر تکبر و ادا اطوار های شایع نباشد؛ در این که صداوسیما ...
Media Removed
. شوخی با بابا !!! . . تلویزیون تماشا نمی‌کنم. حمل بر تکبر و ادا اطوار های شایع نباشد؛ در این که صداوسیما به قهقرا رفته و به مرحله‌ای رسیده که نمی‌شود ذره‌ای بهش امید بست شکی نیست. اما شبکه های ماهواره‌ای را هم دنبال نمی‌کنم فی المجموع سیستماتیک با جعبه جادویی مسئله دارم. اما گاهاً برنامه یا کلیپ ... .
شوخی با بابا !!! .
.
تلویزیون تماشا نمی‌کنم. حمل بر تکبر و ادا اطوار های شایع نباشد؛ در این که صداوسیما به قهقرا رفته و به مرحله‌ای رسیده که نمی‌شود ذره‌ای بهش امید بست شکی نیست. اما شبکه های ماهواره‌ای را هم دنبال نمی‌کنم فی المجموع سیستماتیک با جعبه جادویی مسئله دارم. اما گاهاً برنامه یا کلیپ هایی از سوی دوستان توصیه می‌شود که نظاره می‌کنم.

چند اجرا از بچه های سری دوم #خنداننده_شو را دیدم. در این میان شوخی با پدر بسیار شایع شده است. در حقیقت عمده #استندآپ های موفق جهانی به دو مسئله سکس و عقاید (تعصبات) تکیه می‌زنند. که هر دو آن ها در ایران شدیداً خط قرمز است. حتی اشارات زیرکانه هم ممکن است دردسر ساز باشد. بنابرین کمدین های ایرانی برای پر کردن جای آن دو رقابت می‌کنند.

شوخی با بابا یادم می‌آید از تابستان چند سال پیش و جریانات مربوط به «کولر» آغاز شد و از آن پس خُلقیات بامزه و عجیب پدران که به شیوه‌‌ای غیر منتظره در اکثریت فرزندان (دهه ۶۰‌ای ها به اینور) مشترک و ملموس بود بخش قابل توجهی از لطیفه های مجازی را تصرف کرد. اکنون با تماشای این چند اپیزود، ورود جدی‌اش به تلویزیون را نظاره می‌کنیم.

این #استندآپ_کمدین_ها بچه های پر تلاش و مستعدی هستند. اما در این میان #ابوطالب_حسینی و #علی_صبوری بیشتر توجه‌م را جلب کردند. ابوطالب پسر زیرکی است. وی در اجرای واپسش با تمسک به عنوان پدر، تقریبا همه چیز گفت! ابوطالب و علی هر دو کاراکترهای شیرینی دارند و این به اجرایشان کمک می‌کند. مثلا قصه تف سر بالای پدر و بچه سر راهی بودن. هیچ نمی‌خنداند اگر از زبان علی نمی‌شنیدیم و با لحن، میمیک و بدن او منتقل نمی‌شد.

در پایان تصریح کنم که این یادداشت نقدی بر شیوه اتخاذ شده کمدین ها یعنی شوخی های خانوادگی به خصوص پدر، پسرانه نیست. تا وقتی این شوخی ها جواب می‌دهند و مردم فوق غمگین کشورم را به طریق سالم و غیر مبتذل شاد می‌کنند چرا خرده بگیرم؟ فقط بایستی حواسشان باشد که در جا نزنند و همواره خلاقیت را چاشنی کارهایشان کنند. و من الله توفیق.
Read more
. . . [email protected]_ . شب مرا فرا میرسد پس از کار و خستگی،سرگشتگی پس از ناز و دلمردگی،سرشکستگی آنک هنگامه خواب فرا میرسدم در بسترم که به دوش میکشد کوه غمهایم،بارش شادیهایم را فرو میروم سیگاری آتش میکنم کاش میتوانست جهانی را بسوزاند،کاش تمام ترس ها،پلیدی ها،عشق ها در خوف و رجا مرا فرا میگیرد ((اندک ... .
.
.
[email protected]_
.
شب مرا فرا میرسد
پس از کار و خستگی،سرگشتگی
پس از ناز و دلمردگی،سرشکستگی
آنک هنگامه خواب فرا میرسدم
در بسترم که به دوش میکشد کوه غمهایم،بارش شادیهایم را فرو میروم
سیگاری آتش میکنم کاش میتوانست جهانی را بسوزاند،کاش
تمام ترس ها،پلیدی ها،عشق ها در خوف و رجا مرا فرا میگیرد
((اندک آرامشی پس از)) این روز طولانی،برای بقا
موسیقی آغاز میشود،نه دستان من است که پیانو مینوازد
صدایش سلول های خسته و غمگین تنم را مسخ میکند
مرا حالتی دست میدهد توان مقابله با جوشش چشمه را ندارم
اشک از منتها الیه دو پلک-که هنوز از زدن خسته نیست- راه خود را باز میکند
آرامشی ناگهانی و بس دست نیافتنی،خود را ،کودکی هایم را در آغوش میکشم
اشک همچنان جاری،میریزد این اشک بر تنم بر دستان نحیف مادرم بر دل پدر
می بارد و می بارد،دلش بر زمین و زمان سوخته است
تو گویی می خواهد حیرانی و سرگردانی ، فراق یا حتی وصال را با خود بشوید 
و هنگامه را پاک از تو از من و حتی از خدایانتان کند
اندک آرامشی در فاصله دو روز و اشک همچنان جاری
پیانو به پایان رسیده است سیگار و خاکسترش تنها بسترم را سوزانده
وتن من،آن را خاموش
آی ،به خواب رفته واقف برآنکه تاکنون نیز در خواب بوده ام
روز آغاز میشود و دوباره تنها می شوم
.
.
. ((قسمتی از شعر زنده یاد احمد شاملو)
.
.
.
#pianoimprovise #improvise #piano #shamloo #sher
Read more
تمرین کودتا به وقت تهران . به نظر شما اگر سپاه نبود کشور هم نبود !!!!!!؟؟؟؟؟؟!!!!!! این سوالیست که دلم میخواست بنیانگذار انقلاب زنده بود و با دیدن این تصاویر پاسخ میداد . این نتیجه تلاش برادران سپاه برای امنیت است آیااااااااااااااااااااا!!!!!؟؟؟؟ . و یک سوال بزرگتر از مسئولین پردیس ... تمرین کودتا
به وقت تهران .
به نظر شما
اگر سپاه نبود کشور هم نبود !!!!!!؟؟؟؟؟؟!!!!!! این سوالیست که دلم میخواست بنیانگذار انقلاب زنده بود و با دیدن این تصاویر پاسخ میداد .

این نتیجه تلاش برادران سپاه برای امنیت است آیااااااااااااااااااااا!!!!!؟؟؟؟
.
و یک سوال بزرگتر از مسئولین پردیس کوروش که روی چه حسابی به این وحشیها اجازه ورود به محلی داده اند که رسالتش فرهنگ است !!!!؟؟؟؟ .
چه غمگین است ایران
چه غمگین است ایران
چه غمگین است ایران .
پر از دردم
پر از دردم
پر از دردم
.
شرم بر تو باد سینماگر وابسته وطن فروشِ دزدِ همیشه ناراضی و طلبکار ؛
کاش شهرِ نو باز میشد که شما و حامیانتون میرفتید سر کارِ واقعیتون به جای اشغال سینما و کرسی های فرهنگ .
تمرین کودتا
به وقت
تهران
پایتخت ایرااااااان
.

پی نوشت : تبلیغ فیلم دولتی و سفارشی به وقت شام در مجتمع سینمایی کوروش در تهران است این رفتار ِ زشت و نا پسند
Read more
, مقاله ای تکان دهنده از ولفگانگ پاولی... برنده جایزه نوبل فیزیک در سال ۱۹۴۵ که به خاطر کشف قانون جدیدش ...
Media Removed
, مقاله ای تکان دهنده از ولفگانگ پاولی... برنده جایزه نوبل فیزیک در سال ۱۹۴۵ که به خاطر کشف قانون جدیدش به نام: اصل انحصاری پاولی که مورد تشویق آلبرت انیشتین هم قرار گرفت , معروف است. پاولی می گوید: هر چیزی در جهان , ارتعاش مخصوص به خودش را دارد. همه الکترون ها دارای سه ویژگی هستند ؛ به نام های: سطح ... , مقاله ای تکان دهنده از ولفگانگ پاولی... برنده جایزه نوبل فیزیک در سال ۱۹۴۵ که به خاطر کشف قانون جدیدش به نام:

اصل انحصاری پاولی که مورد تشویق آلبرت انیشتین هم قرار گرفت , معروف است.

پاولی می گوید: هر چیزی در جهان , ارتعاش مخصوص به خودش را دارد. همه الکترون ها دارای سه ویژگی هستند ؛ به نام های:

سطح انرژی
چرخش
مدار

که فیزیک دان ها بر اساس این سه ویژگی , عدد کوانتوامی هر الکترون را محاسبه می کنند و به دست می آورند.

پاولی می گوید: هیچ دو الکترونی در جهان هستی دارای عدد کوانتوامی یکسانی نیست.

پاولی مثالی می زند و می گوید :

سیبی را بر می داریم و از میان میلیارد ها الکترونی که درون آن است، فقط یکی را انتخاب می کنیم.
فرض کنید نام آن الکترون را بگذاریم "اریک".... عدد کوانتوامی اریک عددی بسیار بسیار طولانی است، اما برای این که کارمان را اینجا ساده کنیم، فرض کنید آن عدد بزرگ 23 باشد.
پاولی ثابت کرد در هیچ کجای جهان هستی , حتی در ستاره ای در کهکشان , نه تنها هیچ سیب دیگری , بلکه هیچ شیئی دیگر پیدا نمی کنید که الکترونش عدد کوانتوامی آن 23 باشد.

حال اگر دستمالی برداریم و سیب را برق بیندازم , از اصطکاک ایجاد شده , انرژی حاصل می شود و این انرژی عدد کوانتوامی اریک را ارتقا داده و به مثلا 26 می رساند.و درست در همان لحظه تنها الکترونی که در جهان هستی با عدد کوانتوامی 26 بوده , دستخوش تغییر می شود.

جهان ما برای حفظ توازن خود , لحظه به لحظه آرایش خود را تغییر می دهد.پاولی با اثبات این موضوع جایزه نوبل فیزیک گرفت و گفت:

اگر هر الکترونی دارای ارتعاش منحصر به فرد خود باشد, پس هر شیئی در جهان واجد ارتعاش مخصوص به خود است.

و اما نتیجه گیری :

وقتی یک سیب با یک اصطکاک کوچک , تغییر پیدا می کند، بنابراین وقتی که من فرزندم را در آغوش می گیرم و می بوسم , و یا وقتی که همسرم را می بخشم... و یا وقتی که به همسایه ام ناسزا می گویم و یا وقتی که دست خودم را خارش می دهم....
در واقع دارم دستور زنجیره ای از تغییرات را به جهان هستی می دهم.
هر اندیشه ای که از ذهن ما می گذرد , الکترون هایی را در گستره جهان هستی به ارتعاش در می آورد و دستخوش تغییر می کند.

اندیشه فقط بر ماده تاثیر نمی گذارد، بلکه اندیشه خود ماده است.

غم و غصه مرا غمگین می کند و این بزرگ ترین اشتباهی است که در من اتفاق می افتد.

بقیه ی متن در کامنت 👇👇👇
Read more
Don't #worry if you're not where you #want to be yet. #Great things take #time . . روزه ام خب! ضعف ...
Media Removed
Don't #worry if you're not where you #want to be yet. #Great things take #time . . روزه ام خب! ضعف دارم.. رحم کن بر حال من.. بی مروت این چنین لب را به دندانت نکش..! . "عطشان" . . •• شیدایی♪•• . . یه متن #غمگین آماده کرده بودم بذارم. #مامان #امید اندود ام گفت بذار بعد کنکورت که با حالت بسازه! الهی ... Don't #worry if you're not where you #want to be yet. #Great things take #time .
.
روزه ام خب! ضعف دارم..
رحم کن بر حال من..
بی مروت این چنین لب را به دندانت نکش..!
.
"عطشان"
.
.
•• شیدایی♪••
.
.
یه متن #غمگین آماده کرده بودم بذارم. #مامان #امید اندود ام گفت بذار بعد کنکورت که با حالت بسازه!
الهی #شکر بابت این پالس های #مثبتی که از #کاینات میاد سمت و سوی ما..
.
.
.
یه ماه دیگه مونده تا #رهایی .. تا تیکینگ بریث خیلی دیپلی اونم از جنس #آرامش بعد طوفان..
فعلا به قول جنبش ضد #نژاد_پرستی #سیاه_پوست ها:
i can't #breathe
.
.
یه جوری میگن #کنکور رو قورت بده انگار کنکور سال ۹۳ عه. مگه اینکه کنکور #گیلاسی باشه. من خودم هر روز کنکورم رو قورت میدم البته بعد #افطار !
من نمیدونم تو این ماه رمضونی چکار به خورد و خوراک یه سری مفلک و #مفلس #کنکوری دارن!
حالا این خوبه کلا #ناشر ها پاشونو کردن تو #کفش ما که #قورباغه ت رو قورت بده. مارمولکت رو هر هشت ساعت یه بار یک گاز و پانداتم قل بده! کلا #حیوانات مظلوم خدا رو دیدی #رحم نکن! :| (صرفا جهت مزاح)
.
.
خدا تو قرآن گفته:
وَأَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسَانِ إِلَّا مَا سَعَى ﴿۳۹﴾
و برای #انسان بهره ای جز #سعی و #تلاش او نیست :)
.
.
الهی..!
راهم نمای به خود و باز رهان مرا از بند خود !
ای رساننده به خود برسانم که کس نرسیده به #خود !
#خواجه_عبدالله_انصاری :)
.
.
همین.
Read more
<span class="emoji emoji1f33a"></span> روان شناسان از بازی بچه ها چه می فهمند ؟ دکتر محمود برجعلی: روان شناس ایا می دانید بازی کودک نه ...
Media Removed
روان شناسان از بازی بچه ها چه می فهمند ؟ دکتر محمود برجعلی: روان شناس ایا می دانید بازی کودک نه تنها وقت تلف کردن نیست ، بلکه راهی برای ابراز احساسات و تمرینی برای یاد گرفتن مهارت های اجتماعی و ارتباط موثر با دیگران است ؟ کودک افسرده چگونه بازی می کند ؟ این کودکان بیشتر ساعت های روز غمگین و گوشه ... 🌺 روان شناسان از بازی بچه ها چه می فهمند ؟

دکتر محمود برجعلی: روان شناس

ایا می دانید بازی کودک نه تنها وقت تلف کردن نیست ، بلکه راهی برای ابراز احساسات و تمرینی برای یاد گرفتن مهارت های اجتماعی و ارتباط موثر با دیگران است ؟ 🍁کودک افسرده چگونه بازی می کند ؟
این کودکان بیشتر ساعت های روز غمگین و گوشه گیر هستندو به بهانه های مختلف از بازی با همسالان خود داری می کنند
دوم لذت نبردن از کارها و بازی هایی است که معمولا کودکان همسن و سال از ان لذت می برند بازی های ارام و بی سر و صدا را ترجیح می دهندممکن است ساعتها تنهایی با عروسکش حرف بزند 🍁 کودک مضطرب چگونه بازی می کند ؟ کودکان مضطرب معمولا نمی توانند تمرکز کنند و خواب راحت و ارامی ندارند برای همین انرژی خود را هنگام بازی زودتر از همسن و سالانش از دست می دهند در بازی معمولا رهبر نمی شوند و از اینکه مسولیت هدایت بازی را بر عهده بگیرند ، اجتناب می کنند اعتماد به نفس پایینی دارند 🍁 کودک پرخاشگر چگونه بازی می کند ؟
پرخاشگری انواع مختلفی دارد مثل گاز گرفتن ، زدن ، یا لفظی باشد مثل فریاد زدن و تحقیر کردن یا تجاوز به حقوق دیگران است
🍁 کودک پرخاشگر چگونه بازی می کند ؟
پرخاشگری انواع مختلفی دارد مثل گاز گرفتن ، زدن ، یا لفظی باشد مثل فریاد زدن و تحقیر کردن یا تجاوز به حقوق دیگران است گاهی والدین رفتارهای پرخاشگری را اصولا پرخاشگرانه تلقی نمی کنند مثلا وقتی کودک به زور و با کتک اسباب بازی را از کودک دیگری می گیرد ، این رفتار را با عرضه بودن تلقی و تشویق می کنند یکی از دلایل بسیار مهم پرخاشگری در کودکان یادگیری است واین را از والدینی که خلقی عصبی و پرخاشگر داشته اند یاد گرفته اندو این یاد گیری در بازی های انها نمود خواهند داشت اسباب بازی را پرتاب می کنند و به عروسک ها ناسزا می گوید و کتک می زنند 🍁 کودک خجالتی چگونه بازی می کند ؟
تا جایی که بتوانند از جمع کناره گیری می کنند و هنگام بازی با همسالانشان مطیع و گوش به فرمان هستند دیگران معمولا سواستفاده و مسخره می کنند هنگام بازی گروهی انتخاب نمی شوند از قوانین بازی اگر چیزی نفهمند سوال نمی کنند می ترسند دیگران انها را کودن و احمق فرض کنند.
#سیروس_مهرانی
#بنیادکمک
#روانشناسی #کودک
Read more
Qurban adına - said rustamov قوربان آدینا - سعید روستموف موسیقی فولکلوریک آذربایجان روایتگر زندگیست، اگر حماسی باشد شور غریبی را در شنونده بر می انگیزد،وقتی شاد باشد مخاطب را به اوج‌هیجان و شادی و رقص خواهد رساند و اگر غمگین باشد در تار وپود قلب شنونده نفوذ کرده و او را حزین خواهد کرد. موسیقی ... Qurban adına - said rustamov
قوربان آدینا - سعید روستموف

موسیقی فولکلوریک آذربایجان روایتگر
زندگیست، اگر حماسی باشد شور غریبی را در شنونده بر می انگیزد،وقتی شاد باشد مخاطب را به اوج‌هیجان و شادی و رقص خواهد رساند و اگر غمگین باشد در تار وپود قلب شنونده نفوذ کرده و او را حزین خواهد کرد. موسیقی آذربایجان داستان زندگی و تاریخ مردمیست که حمله اعراب و مغولها را از سر گذرانده اند، بی‌لیاقتی شاهان قاجار و ظلم بلشویکها و کمونیستها را دیده اند
ولی در تمام این پیشامدها و باگذشت قرنها، زندگی برایشان ادامه داشته، پیروز شده اند، شکست خورده اند، عاشق گشته و جدا مانده اند ولی هویت خویش راحفظ کرده اند، در بطن این موسیقی تاریخ یک ملت جاریست.
پ. ن : اولین بار نواخت پیانوی این قطعه رو تو صفحه دوست عزیزم نیما جداری @nimajseifi دیدم و‌سعی کردم یه برداشتی ازش داشته باشم ولی از اونجایی که ایشون بسیار چیره دست هستن نتونستم اون جوری رو‌که باید بنوازم، ولی با کمک بی دریغ دوست عزیزم استادآرش اکبری @arash.akbari.solky و تکنیک هایی که از راه دور به من یاد داد ( باویدئو و پیام صوتی) تونستم این ویدئو رو ضبط کنم. اجرای بی‌نقص این قطعه رو‌ میتونید تو‌صفحه این دو دوست هنرمند ببینید.❤️❤️ #pianocover #piano #piyano #azerbaijan #azarbaycan #azerbaycanmusiqisi #qurbanadına #music #folkmusic #azarbaycanmusic #موسیقی #پیانو🎹 #آذربایجان #پیانو_آذری #پیانو_نوازی #فولکلوریک #قوربان #آدینا #عاشقانه #تهران #نیما_شاکری #nimaa_shakeri #پیانو_کاور #تبریز #موسیقی_ترکی
Read more
‍ مقاله ای تکان دهنده از ولفگانگ پاولی برنده جایزه نوبل فیزیک در سال ۱۹۴۵ که به خاطر کشف قانون جدیدش ...
Media Removed
‍ مقاله ای تکان دهنده از ولفگانگ پاولی برنده جایزه نوبل فیزیک در سال ۱۹۴۵ که به خاطر کشف قانون جدیدش به نام اصل انحصاری پاولی که مورد تشویق آلبرت انیشتین هم قرار گرفت , معروف است. پاولی می گوید: هر چیزی در جهان , ارتعاش مخصوص به خودش را دارد. همه الکترون ها دارای سه ویژگی هستند ؛ به نام های: سطح انرژی چرخش مدار که ... ‍ مقاله ای تکان دهنده از ولفگانگ پاولی
برنده جایزه نوبل فیزیک در سال ۱۹۴۵ که به خاطر کشف قانون جدیدش به نام اصل انحصاری پاولی که مورد تشویق آلبرت انیشتین هم قرار گرفت , معروف است.
پاولی می گوید: هر چیزی در جهان , ارتعاش مخصوص به خودش را دارد. همه الکترون ها دارای سه ویژگی هستند ؛ به نام های:
سطح انرژی
چرخش
مدار
که فیزیک دان ها بر اساس این سه ویژگی , عدد کوانتوامی هر الکترون را محاسبه می کنند و به دست می آورند.
پاولی می گوید: هیچ دو الکترونی در جهان هستی دارای عدد کوانتوامی یکسانی نیست
پاولی مثالی می زند و می گوید
سیبی را بر می داریم و از میان میلیارد ها الکترونی که درون آن است، فقط یکی را انتخاب می کنیم
فرض کنید نام آن الکترون را بگذار "اریک"....
عدد کوانتوامی اریک عددی بسیار بسیار طولانی است، اما برای این که کارمان را اینجا ساده کنیم، فرض کنید آن عدد بزرگ 23 باشد.
پاولی ثابت کرد در هیچ کجای جهان هستی , حتی در ستاره ای در کهکشان , نه تنها هیچ سیب دیگری , بلکه هیچ شیئی دیگر پیدا نمی کنید که الکترونش عدد کوانتوامی آن 23 باشد.
حال اگر دستمالی برداریم و سیب را برق بیندازم , از اصطکاک ایجاد شده , انرژی حاصل می شود و این انرژی عدد کوانتوامی اریک را ارتقا داده و به مثلا 26 می رساند.و درست در همان لحظه تنها الکترونی که در جهان هستی با عدد کوانتوامی 26 بوده , دستخوش تغییر می شود.
✅جهان ما برای حفظ توازن خود , لحظه به لحظه آرایش خود را تغییر می دهد.پاولی با اثبات این موضوع جایزه نوبل فیزیک گرفت و گفت:
اگر هر الکترونی دارای ارتعاش منحصر به فرد خود باشد, پس هر شیئی در جهان واجد ارتعاش مخصوص به خود است.
و اما نتیجه گیری :
وقتی یک سیب با یک اصطکاک کوچک , تغییر پیدا می کند , بنابراین وقتی که من فرزندم را در آغوش می گیرم و می بوسم , و یا وقتی که همسرم را می بخشم...
و یا وقتی که به همسایه ام ناسزا می گویم و یا وقتی که دست خودم را خارش می دهم...در واقع دارم دستور زنجیره ای از تغییرات را به جهان هستی می دهم.
هر اندیشه ای که از ذهن ما می گذرد , الکترون هایی را در گستره جهان هستی به ارتعاش در می آورد و دستخوش تغییر می کند.اندیشه فقط بر ماده تاثیر نمی گذارد، بلکه اندیشه خود ماده است.غم و غصه مرا غمگین می کند و این بزرگ ترین اشتباهی است که در من اتفاق می افتد.غم و اندوه باید مرا هشیارتر کند؛ چون وقتی زخمی می شویم، آگاه تر می شویم.✅اندوه نباید بیچارگی را بیشتر کند.بنابراین رنج را تحمل نکنید، بلکه آن را دریابید...چون رنج کشیدن فرصتی است برای هوشیارتر شدن اگر به جای محبتی
ادامه در كامنت.
Read more
در دستم فندک و ... را می بینی و می پرسی بی من؟ و من میان دود و سرما و آدمهای غریبه جنون وار می خندم، جنون وار تکرار می کنم، بی تو؟ ...بی تو ؟؟؟ بی تو صبح های زیادی چشمهایم را باز کرده ام و نمی دانسته ام کجای این کره خاکی و اساسا چرا تنهای تنها رها شده ام ... بی تو غروب های بی شماری، پشت فرمان ماشین آنقدر رانده ام ... در دستم فندک و ... را می بینی و می پرسی بی من؟ و من میان دود و سرما و آدمهای غریبه جنون وار می خندم، جنون وار تکرار می کنم، بی تو؟ ...بی تو ؟؟؟
بی تو صبح های زیادی چشمهایم را باز کرده ام و نمی دانسته ام کجای این کره خاکی و اساسا چرا تنهای تنها رها شده ام ... بی تو غروب های بی شماری، پشت فرمان ماشین آنقدر رانده ام و رانده ام تا به جایی برسم که از جاده ها جز ماه و شب و فراموشی چيزي باقی نمانده باشد... بی تو در کافه های زیادی بی اعتنا به همکافه ای هایم، بی اعتنا به دنیا نشسته ام، قهوه پشت قهوه، شعر پشت شعر،خاطره پشت خاطره، بغض پشت بغض .... بی تو گیسوانِ من خواهشِ نوازش را از یاد برده اند ... . فرقی نمی کند چقدر حواسم را پرت کنم یا چقدر دلم گرم شود، بی تو دستهای صبورم چنان آلوده به سرمای مزمن شده اند که همواره می لرزند، همواره بی تابند، همواره می ترسند... بی تو چه شبهایی ... چه شبهایی که در بسترِ سردِخالی از نفس های تو، آرزوی خوابی کرده ام، عمیق ... و آرام ... و طولانی ... بسیار طولانی
بی تو ساعت ها و ساعت ها، کز کرده گوشه مبل خانه ام، به غمگین ترین ساز های دنیا گوش می دهم و فکر می کنم به کجای دنیا بر می خورد اگر از هر چه فاصله است، فاصله می گرفتیم.... فقط اگر می خواستیم ... فقط اگر می توانستیم بخواهیم ... اگر نمی ترسیدیم ... اگر باور داشتیم که هیچ دایره ای نیست که جا برای دو نفر نداشته باشد ....
فندک را می زنم و غرق می شوم در دود و آتش و فراموشی .... آی روزگار لعنتی ... آی روزگار لعنتی ...
.
.
نیکی فیروزکوهی
اگر بخواهيد يك جمله بنويسيد براي كسي كه دوره... خيلي دور.. چى مى نويسيد؟
📚ساعت هشت و چهل و پنج دقیقه صبح
Read more
 #Repost @ebrahim_monsefi_rami with @get_repost ・・・ #ابراهیم_منصفی #رامی #ابرام #ابراهیم #منصفی #شاعر #خواننده #نوازنده #ترانه ...
Media Removed
#Repost @ebrahim_monsefi_rami with @get_repost ・・・ #ابراهیم_منصفی #رامی #ابرام #ابراهیم #منصفی #شاعر #خواننده #نوازنده #ترانه سرا #ایران #هرمزگان #بندرعباس #بستک #ایلود #ebrahimmonsefi #ebrahim_monsefi_rami #rami #monsefi #hormozgan #bnd #bandarabbas # 1/4/97 ابراهیم ... #Repost @ebrahim_monsefi_rami with @get_repost
・・・
#ابراهیم_منصفی #رامی #ابرام #ابراهیم #منصفی #شاعر #خواننده #نوازنده #ترانه سرا #ایران #هرمزگان #بندرعباس #بستک #ایلود #ebrahimmonsefi #ebrahim_monsefi_rami #rami #monsefi #hormozgan #bnd #bandarabbas #

1/4/97
ابراهیم منصفی متخلص به رامی و معروف به نیمای جنوب و اسطوره ی هرمزگان(1376-1324)در بندرعباس بدنیا آمد.
مجموع سروده های(رامی)را می توان در دو بخش بزرگ جای داد:
1-شعرهای فارسی2-بومی سروده ها و ترانه ها
شعرهای فارسی او را می توان به دو بخش تقسیم کرد:شعرهای آزادو بی وزن و شعرهای موزون و مقفی.اکثر شعرهای فارسی اورا اشعار بی وزن تشکیل می دهد.بخش دیگر اشعار وی تعدادی غزل،رباعی،مثنوی و شعرهای محلی(بندری،بستکی،مینابی)اوست.مضمون و محتوای شعرهای رامی عبارتند از ستایش زیبائی،نیکی و عشق و آزادی،بیان تاملات روحی،بازگوئی مشکلات اجتماعی و موانع بازدارنده،بیزاری و شکایات از شرایط غیرانسانی و ستمگرانه حاکم،تردید در قواعد و احکام بی چون و چرای مسلط،آرزوی عدلت اجتماعی و به روزی برای همه،با این همه این عشق و تغزل است که فضای وسیعی از شعرهای او را در بر میگیرد.
بیست یک سال از خاموشی اسطوره ی تکرار نشدنی جنوب(ابراهیم منصفی)گذشت...
منصفی دیگر تکرار نمیشود چرا که تاکنون نشده...
بیاد منصفی سروده ای از مرحوم:

مرثیه
مرد غمگین همه حرف از غم هجران می گفت/قصه ها،مرثیه از بی کس جان می گفت/خسته از بار مصیبت به خدا رو می کرد/مثل دیوانه سخن ها همه هذیان می گفت/در سراپرده ی قصری که خیالاتش بود/غزل عاریت از عشق سلیمان می گفت/کس نبودش که به هنگامه ی غم روی آرد/در مناجات خود از درد غریبان می گفت/یاد یاران عزیزش همه در خاطره بود/شروه ها،شعر غم از هجرت یاران می گفت/در کویری که بهشت خوش دیرینش بود/آیه ها زمزمه از غیبت باران می گفت/چشم من گاه تو را(ما)و گهی(من)می دید/لب من گاه تو را این و گهی آن می گفت/کس چنین مرثیه از داغ عزیزی نسرود/که دل نوحه گرم در غم جانان می گفت/

بندرعباس-شهریور1357
منبع:کتاب گفته های ناگفته
ابراهیم منصفی(رامی)
Read more
چه کسی میتواند انکارکند که تمام جمعیت جهان از رحم زنها آفریده نشده است با صدای قلبهای آنها خوابشان نبرده است از جان آنها جان نگرفته اند و از خون آنها زندگی چه کسی می تواند انکار کند که تمام این هشت میلیارد نفر از رحم زنها زاده نشده اند این آلاهه گان زیبایی این خدایان زمینی چه کسی می تواند انکار ... چه کسی میتواند انکارکند
که تمام جمعیت جهان
از رحم زنها آفریده نشده است
با صدای قلبهای آنها خوابشان نبرده است از جان آنها جان نگرفته اند
و از خون آنها زندگی
چه کسی می تواند انکار کند
که تمام این هشت میلیارد نفر
از رحم زنها زاده نشده اند
این آلاهه گان زیبایی
این خدایان زمینی
چه کسی می تواند انکار کند
قصه ی مریم مقدس را
چه آنانی که آن را معجزه الهی می دانند
چه آنانی که افسانه
یا یک دروغ بزرگ
هرچه که هست
همه ی آنها باور داشته اند
چه خداوند،چه نویسنده،چه دروغ گوی. بزرگ
که زنها به تنهایی می توانند
بار هستی را به دوش بکشند
می خواهید باور کنید یا نه
جهان بدون زن
عشق را کم دارد
و جهان بدون عشق
اتاق کوچکی است
به اندازه ی تن مچاله ات
.
.
.
شوالیه هایی که چیزی را
برای از دست دادن ندارند
خطرناک اند
قبول دارم
آنان هر نبرد را آخرین نبرد میبینند
پس سهمگین تر ضربه میزنند
اما باور کنید
مردهای جنگجوی عاشق
خطرناک ترند
چون می دانند
با مرگشان
هم جانشان را ازدست می دهند
هم یک زن را
پس در هر نبرد
جز پیروزی
چیزی نمی خواهند
و ضربه ی نهایی را دهشتناک و سهمگین
اما با شکوه میزنند
.
زنها چه دارند
که جهان مبهوت آنان است
دیروز مادری را دیدم
با نوزادی در آغوشش
نگران از حرف دکتر
که گفته بود بچه اش تپل شده است
باید غذایش را کنترل کند
او نگران بود
و این عاشقانه ترین احساسات انسانی ست
احمق ترین انسانها
این را کوچک می شمارند و پیش پا افتاده
اما باور کنید
همیت چیزهای کوچک و پیش پا افتاده
آنهارا نگران میکند
مضطرب میکند
حتی به گریه می اندازد
زنها از فریاد می ترسند
از تندخویی می ترسند
از جنگ می ترسند
آنها طالب صلح اند
اما بزرگ ترین جنگجوها از شکم آنها زاده شده اند
.
.
زن ها اگر غمگین شوند
سکوت می کنند
و. اگر سکوتشان طولانی شود
میمیرند
و اگر زنی بمیرد
تعادل هستی بهم میریزد
باور کنید
.
.
ای کاش وقتی میمردیم
دوباره مارا به رحم های مادرانمان
بر میگرداندن
که آرام ترین آرامگاه هاست
...
#پوریا_قاسمی_پور
Read more
. . <span class="emoji emoji1f534"></span> در این یلدا، چه بسیار پدران و مادرانی که داغ دار فرزندان خود شدند، چه خانواده‌هایی که غمگین عزیزان ...
Media Removed
. . در این یلدا، چه بسیار پدران و مادرانی که داغ دار فرزندان خود شدند، چه خانواده‌هایی که غمگین عزیزان در بند زندان های جمهوری اسلامی و محروم از دورهمی گرم خانواده هستند، و چه بی‌شمار خانواده‌هایی که از تورم ویران‌کننده فقر سفره‌ای ندارند که بر سر آن بنشینند. در این طولانی‌ترین شب سال بیادشان ... .
.
🔴 در این یلدا، چه بسیار پدران و مادرانی که داغ دار فرزندان خود شدند، چه خانواده‌هایی که غمگین عزیزان در بند زندان های جمهوری اسلامی و محروم از دورهمی گرم خانواده هستند، و چه بی‌شمار خانواده‌هایی که از تورم ویران‌کننده فقر سفره‌ای ندارند که بر سر آن بنشینند.
در این طولانی‌ترین شب سال بیادشان باشیم. باشد که در این جشن دیرپای «زایش خورشید»، بر سفره‌های خود با هم میثاقی ببندیم تا سیاهی حکومت فاسد و دژخیم خود را بزداییم و آفتاب را دوباره به زندگی خود برگردانیم.
#جریان_سوم
#مامردم

@iranthirdfrontier
Read more
اول اینکه حرکت زشت و #تروریستی دیروز #اهواز رو تسلیت می‌گم. . دوم اینکه؛ سندروم #اول_مهر دارم ... نمی‌دونم ...
Media Removed
اول اینکه حرکت زشت و #تروریستی دیروز #اهواز رو تسلیت می‌گم. . دوم اینکه؛ سندروم #اول_مهر دارم ... نمی‌دونم براش شاد باشم یا غمگین. مثل این می‌مونه که عاااااشق کسی باشی، حالا که رفته و ازش دوری نمی‌دونی نفرین‌ش کنی که رفته، یا دعاش کنی که کلا وجود داره و تجربه چنین عشقی رو برات ممکن کرده. من و مدرسه، ... اول اینکه حرکت زشت و #تروریستی دیروز #اهواز رو تسلیت می‌گم.
.
دوم اینکه؛ سندروم #اول_مهر دارم ...
نمی‌دونم براش شاد باشم یا غمگین.
مثل این می‌مونه که عاااااشق کسی باشی، حالا که رفته و ازش دوری نمی‌دونی نفرین‌ش کنی که رفته، یا دعاش کنی که کلا وجود داره و تجربه چنین عشقی رو برات ممکن کرده. من و مدرسه، من و اول مهر، من و دانش‌آموز، من و تخته سیاه، من و عااااااااشقی‌های مکرر.

نمی‌دونم تا حالا چند بار عاشق شدید و چند تا #عاشق دیدید. من از اون کسانی هستم که باید جایی توی دفاترِ عاشقی ثبت‌ش کنن. عاشقِ بچه‌ها، عاشق مردم، عاشق مدرسه، ...، نمی‌دونید دیدن صف منظم و طویل کلاس‌ها در اول مهر که تا انتهای خدایی خدا قد می‌کشه من رو تا کجاها بالا می‌بره. تا خود خدا. من عااااشق خداییِ خدا هستم، عاشق خودِ خدا که بچه‌ها رو به من داده ... دیدن صف اول مهر ... کاش بدونید دیدن بچه‌ها چه حس عجیب و فوق‌العاده‌ای بهم می‌ده ...
خدا عاشقی رو قسمت همه‌تون بکنه تا ببینید از دوری مدرسه چه می‌کشم ...
.
اول مهر و آغوشی برای یار و یاری ... تب‌دارِیار بودم. تب عاشقی و غم یار ... امروز از صبح خیلی زود بیداری و غمی عمیق بر من مستولی بود. غم یار و غم یار و غم یار ...
.
از اول مهر سال شصت به عنوان معلم در مدرسه بودم ولی از مهر نود و سه، پنج سالِ آخر از سی و چند سال خدمت رو نگذاشتند مدرسه باشم. به موقع به ثبت اون خاطرات هم خواهم پرداخت. قطعاً با هدف #بهبود_شرایط_در_آموزش_و_پرورش به مبارزه مدنی خود ادامه خواهم داد و خواهم گفت که چه کسانی نگذاشتند، چه کسانی همراهی کردند، چه کسانی بی‌توجه رد شدند ...
.
#غم_یار_و_غم_یار_و_دگر_هیچ
.
Read more
 #میرحسین <span class="emoji emoji2733"></span>️ پیغام زهرا رهنورد از حصر خانگی: یاد آر ز شمع مرده یاد آر! اما روحمان زنده است، زنده‌تر ...
Media Removed
#میرحسین ️ پیغام زهرا رهنورد از حصر خانگی: یاد آر ز شمع مرده یاد آر! اما روحمان زنده است، زنده‌تر از همیشه زهرا رهنورد در تماس تلفنی از حصر خانگی با مادرش، از وی خواست که به میهمانانش بگوید: یاد آر ز شمع مرده یاد آر! وی همچنین بعد از این تماس تلفنی، به دخترانش که در محل حصر خانگی با وی ملاقات داشتند، ... #میرحسین ✳️ پیغام زهرا رهنورد از حصر خانگی:
یاد آر ز شمع مرده یاد آر!
اما روحمان زنده است، زنده‌تر از همیشه

زهرا رهنورد در تماس تلفنی از حصر خانگی با مادرش، از وی خواست که به میهمانانش بگوید: یاد آر ز شمع مرده یاد آر! وی همچنین بعد از این تماس تلفنی، به دخترانش که در محل حصر خانگی با وی ملاقات داشتند، گفت: اما روحمان زنده است، زنده‌تر از همیشه.

به گزارش کلمه، ساعد باقری، شاعر سبز کشورمان در روایتی از دیدار خود به همراه چند تن دیگر از شاعران با خانم نواب صفوی، مادر زهرا رهنورد، می‌نویسد که همزمان با این دیدار، زهرا رهنورد با مادر خود تماس گرفته و وقتی متوجه حضور میهمانان شده، از مادرش خواسته است که به دوستان و دوستدارانش پیغام بدهد: یاد آر ز شمع مرده یاد آر!

به گفته دختران میرحسین و رهنورد که در همان زمان در خانه اختر با پدر و مادر ملاقات داشته‌اند، مادرشان پس از پایان این تماس تلفنی به دخترانش که از لحن و سخن مادر غمگین شده بودند، گفته است: بله، یاد آر ز شمع مرده یاد آر! اما روحمان زنده است، زنده‌تر از همیشه.

ساعد باقری همچنین در روایت خود از دیدار با خانم نواب صفوی نوشته است:

به اتفاق سهیل جان محمودى، بیوک ملکى، افشین علا و چند تن از دوستان شاعر به دیدار مادر خانم رهنورد به منزلشان رفتیم. اتفاق‌‌هاى جالبى افتاد، اما خارخارى هم در دل ما خلید. از آخرین عیادت ما بیش از پنجاه روز گذشته بود. با هدیه‌ی عروسى نرگس خانم رفته بودیم.

مادر، خانم نواب صفوى که البته نسبتى هم با نواب صفوى فدائیان اسلام ندارد، به محض دیدن دوستان مصراعى خواند که اندک مایه اى از گلایه داشت: جانا تو را که گفت که احوال ما مپرس و بعد بلافاصله از دلمان درآورد که ولى خب، آمدید و جبران شد.

دلمان گرفت که نرگس خانم و خواهرانشان نبودند اما خوشحال شدیم که گویا به دیدار مادر و پدر رفته‌اند. تلفن زنگ خورد. از اقبال جمع، خانم رهنورد امکان گفتگو با مادر یافته بودند و خانم کاظمى، توضیح دادند که دوستان شاعر به عیادت مادر آمده اند. چیزى گفت که دل ما را آتش زد و نقل کردنش دشوار است.

گفت از قول ما به دوستان بگویید: یاد آر ز شمع مرده یاد آر!

یکه خوردیم و خانم کاظمى یاداورى کرد که خواهرم تصور مى کند همه فراموششان کرده اند. گلایهء قبلى مادر هم، ناظر بر چیزکى بود در همین مایه ها. با خود کفتم کاش دست کم مى دانستند چه دل هایى برایشان مى تپد و این قدرها هم غریب نیستند.

دعا کردیم که عقلانیتى سبب ساز حل مشکل شود، شما هم آمین بگویید: اللهم فک کل اسیر

#اللهم_فک_کل_اسیر
#حصر
#زهرا_رهنورد
#میرحسین_موسوی
#جنبش_س
Read more
گاهی دوست داشتن خودمان سخت ترین اتفاق دنیا میشود. دوست داشتن خودمان به این معنا نیست که هر ویژگی و ...
Media Removed
گاهی دوست داشتن خودمان سخت ترین اتفاق دنیا میشود. دوست داشتن خودمان به این معنا نیست که هر ویژگی و رفتاری که در ما وجود دارد درست است و احتیاج به تغییر ندارد! بلکه به این معناست که هر انچه در ما وجود دارد بخشی از ماست و ما باید بپذیریم و به تمام خودمان عشق بورزیم. ببینیم خودمان را که در بسیاری از اتفاقات ... گاهی دوست داشتن خودمان سخت ترین اتفاق دنیا میشود.
دوست داشتن خودمان به این معنا نیست که هر ویژگی و رفتاری که در ما وجود دارد درست است و احتیاج به تغییر ندارد! بلکه به این معناست که هر انچه در ما وجود دارد بخشی از ماست و ما باید بپذیریم و به تمام خودمان عشق بورزیم.
ببینیم خودمان را که در بسیاری از اتفاقات و رابطه ها گیج و مبهوت ایستاده و نمیداند چطور رفتار کند و چه تصمیمی بگیرد!
ببینیم خودمان را که خسته شده است از رفتارهایی که در خودش وجود دارد و دوستشان ندارد.
با پذیرش خودمان با تمام رفتارهای خوب و ناخوب خودمان میتوانیم تغییر را حس کنیم. با مهر و حمایت ادم درونی مان میتوانیم شروع به یادگیری رفتارهایی بالغانه کنیم.
رفتارها همیشه میتوانند تغییر کنند و ما میتوانیم رفتارهای جدیدی را شبیه به لباسی جدید با سلیقه ی امروزمان بپوشیم! لازم نیست اسیر لباس هایی قدیمی باشیم که قبل ترها دیگران به ما داده اند و دیگر دوستشان نداریم.
اما این تعویض لباس باید بالغانه و با مهربانی باشد. با صبر و حوصله و بدون سرزنشِ ادمی که هستید، با همین لباسهایی که دوستش ندارید در اغوشش بکشید و بدون سرزنش ارام ارام به او فرصت دهید که با قدیمی ترین و اشناترین رفتارهایش خداحافظی کند و ارام ارام رفتارهای جدیدی را تمرین کنید و لباسهای جدید را بر تن زیبایش امتحان کنید.
تصور کنید خودتان را که در ایینه به شما خیره شده است.
ترسیده و غمگین است.
از شما ترسیده است.
میداند باید تغییر کند اما از سرزنش ها و ناامیدی شما ترسیده.
ترس را از او دور کنید و به او امنیت بدهید که کنارش می ایستید و در تمام مراحلِ تغییر، همچون مادری صبور و مهربان
به او ایمان دارید.
به چشم های خودتان نگاه کنید.
چشمها راه را به ما نشان میدهند.
چشمها دالانهایی مخفی به قلب ها دارند.
به چشمهای دوست داشتنی خودتان نگاه کنید و راه قلبتان را دوباره پیدا کنید.
وقتی به قلب وصل شوید، سرزنش کردن و سخت گیری تان کمتر میشود.
و تغییرات شروع میشوند.
تغییرِ رفتارهایی که دوستشان ندارید به رفتارهایی که دوستشان دارید.
گاهی دوست داشتن خودمان از دوست داشتن ادمهای دیگر سخت تر است و گاهی چشم های خودمان، غریبه ترین چشمهای دنیا هستند!
متن دلنشین از #پونه_مقیمی
#من_به_جان_تا_زنده_باشم_عاشق_شهریورم
Read more
Loading...
Load More
Loading...