Loading Content...

غم جهان تو به

Unique profiles
92
Most used tags
Total likes
0
Top locations
حرم امام رضا علیه السلام, Qazvin azad University, Tehran, Iran
Average media age
879.9 days
to ratio
6.7
امروز خيلي روز خسته و كسلي بود برام، نه سركار دست و دلم به كار ميرفت نه تو خونه الانم كه وضع اينه،نصفه ...
Media Removed
امروز خيلي روز خسته و كسلي بود برام، نه سركار دست و دلم به كار ميرفت نه تو خونه الانم كه وضع اينه،نصفه نيمه همچنان تو تخت، بهتره قبل از اينكه به مرحله بحراني پلي هفته خاكستري فرهاد برسم برخيزم و مخورم غم جهان گذران هشتگ نه به بي حوصلگي و روزتان را شاد كنيد و ازين صوبتا #عصر_يكشنبه_من #برخيز_مخور_غم_جهان_گذران امروز خيلي روز خسته و كسلي بود برام، نه سركار دست و دلم به كار ميرفت نه تو خونه
الانم كه وضع اينه،نصفه نيمه همچنان تو تخت، بهتره قبل از اينكه به مرحله بحراني پلي هفته خاكستري فرهاد برسم برخيزم و مخورم غم جهان گذران
هشتگ نه به بي حوصلگي و روزتان را شاد كنيد و ازين صوبتا😌
#عصر_يكشنبه_من
#برخيز_مخور_غم_جهان_گذران
خداوندا چندروز دیگه ماه ت شروع میشه برای همه برادرهاو خواهرهای اینستایی دعا میکنم دراین روزهای اول ...
Media Removed
خداوندا چندروز دیگه ماه ت شروع میشه برای همه برادرهاو خواهرهای اینستایی دعا میکنم دراین روزهای اول ماه رمضان دلشان را چنان درجویبار زلال رحمتت شستشو دهی که هرکجا تردیدی هست ایمان,هرکجا غمی هست مرهم, هرکجا نومیدی هست امید و هرکجا نفرتی هست عشق جای آن را فرا گیرد.آمین ماه رمضان آمده آهنگ سحر ساز ... خداوندا چندروز دیگه ماه ت شروع میشه برای همه برادرهاو خواهرهای اینستایی دعا میکنم دراین روزهای اول ماه رمضان دلشان را چنان درجویبار زلال رحمتت شستشو دهی که هرکجا تردیدی هست ایمان,هرکجا غمی هست مرهم, هرکجا نومیدی هست امید و هرکجا نفرتی هست عشق جای آن را فرا گیرد.آمین

ماه رمضان آمده آهنگ سحر ساز کنید, با مناجات و غزل بر دو جهان ناز کنید, دستها را برسانید به معراج دعا, تاخدا با نفسی سوخته پرواز کنید.

آمد ماه رمضان و مقدمش بوسیدم در رهگذر طبق طبق گل چیدم من, باچه زبان شکر بگویم که به چشم یک بار دگر ماه خدا را دیدم.

تقدیم به امام زمان عج

می شود این ماه رمضان موعود فردا باشد, آخرین ماه صیام غم مولا باشد, می شود, درشب قدرش به جهان مژده دهند, که همین ماه ظهور مهدی زهرا باشد.

صحبت از گرمای تابستان شد که به ماه رمضان رسیده،
ازم پرسید : امسال روزه میگیری؟
گفتم: اگر خدا بخواد حتما میگیرم
گفت: منم میگیرم، ولی کدوم پزشک این همه سختی را برای بدن تایید میکنه؟
گفتم: همونی که وقتی همه پزشکان جوابت کردن، برات معجزه میکنه.. در اولین روز ماه رمضان,
در اولین افطار پربرکت
ماه رمضان,سر سفره افطار, دستاتو بالاببر
و تو رو خدا همون جا نگهدار تا بقیه یه لقمه نون بخورند, این هم یه لبخند حلال, التماس دعا
یاعلی یازهرا یامهدی
Read more
"هله عاشقان بشارت که نماند این جدایی برسد وصال دولت بکند خدا خدایی ز کرم مزید آید دو هزار عید آید دو ...
Media Removed
"هله عاشقان بشارت که نماند این جدایی برسد وصال دولت بکند خدا خدایی ز کرم مزید آید دو هزار عید آید دو جهان مرید آید تو هنوز خود کجایی شکر وفا بکاری سر روح را بخاری ز زمانه عار داری به نهم فلک برآیی کرمت به خود کشاند به مراد دل رساند غم این و آن نماند بدهد صفا صفایی هله عاشقان صادق مروید جز موافق که ... "هله عاشقان بشارت که نماند این جدایی
برسد وصال دولت بکند خدا خدایی
ز کرم مزید آید دو هزار عید آید
دو جهان مرید آید تو هنوز خود کجایی
شکر وفا بکاری سر روح را بخاری
ز زمانه عار داری به نهم فلک برآیی
کرمت به خود کشاند به مراد دل رساند
غم این و آن نماند بدهد صفا صفایی
هله عاشقان صادق مروید جز موافق
که سعادتی است سابق ز درون باوفایی
به مقام خاک بودی سفر نهان نمودی
چو به آدمی رسیدی هله تا به این نپایی
تو مسافری روان کن سفری بر آسمان کن
تو بجنب پاره پاره که خدا دهد رهایی
بنگر به قطره خون که دلش لقب نهادی
که بگشت گرد عالم نه ز راه پر و پایی
نفسی روی به مغرب نفسی روی به مشرق
نفسی به عرش و کرسی که ز نور اولیایی
بنگر به نور دیده که زند بر آسمان‌ها
به کسی که نور دادش بنمای آشنایی
خمش از سخن گزاری تو مگر قدم نداری
تو اگر بزرگواری چه اسیر تنگنایی"
مولانا، ديوان شمس
................
عيدتون مبارك
دلتون شاد و لبتون خندون و عشق و شادى روزى هميشگى اتون
اين روزها بيشتر از هميشه براى هم دعاى خير كنيم.
عكس مربوط به مراسم #جشن_حافظ امسال هست كه با ياد زنده ياد #على_معلم عزيز و به همت همسر گراميشون #آذر_معماریان و فرزندان ايشون #اميد_معلم و #ايمان_معلم و بقيه دوستان پرتلاش برگزار شد
سپاس ويژه از #فايضه_كامياب عزيز براى طراحى و اجراى لباس @fayezehkamyab
و سپاس از هلياى عزيز مديريت سالن هليا بيوتى @heliabeautycenter
و سپاس از #حانيه_زاهد عزيز براى نگاه دقيق و زيبايش @hanieh.zahed
و سپاس از #فرزام_شكارى عزيز براى همه زحمات @farzam.shekari
Read more
■برای زخم قلبت ای بامداد■ ميبينمت در آن صبح غمگين، در جمع زندانیان وقتی از بلندگو خبر اعدام مرتضی ...
Media Removed
■برای زخم قلبت ای بامداد■ ميبينمت در آن صبح غمگين، در جمع زندانیان وقتی از بلندگو خبر اعدام مرتضی کیوان را پخش میشود ،آن که همه جان های شیفته را با مهربانی نگهبان بود .شعر سالهای بعد ،آغاز فریادهای تازه است .حالا آن کودکی که به دیدن شلاق خوردن آن سرباز ،گریه اش بند نمی آمد ،زبانی دارد به وسعت ادبیات ... ■برای زخم قلبت ای بامداد■
ميبينمت در آن صبح غمگين،
در جمع زندانیان وقتی از بلندگو خبر اعدام مرتضی کیوان را پخش میشود ،آن که همه جان های شیفته را با مهربانی نگهبان بود .شعر سالهای بعد ،آغاز فریادهای تازه است .حالا آن کودکی که به دیدن شلاق خوردن آن سرباز ،گریه اش بند نمی آمد ،زبانی دارد به وسعت ادبیات فارسی ،بلکه بزرگتر که میتوانست این درد را بسراید .
در " آهن ها و احساس " بغض بودی اما دیر نپائيد که ترکیدی .
" هوای تازه "اعلام حضور کسی بود که تا چهل سال بعد که زنده ماند دیگر کسی انکارش نتوانست .
در تیره ترین روزگار یک نسل ،در شوره زاری که سر برآورده بود تو روییدی .اگر غم نان نبود ،اگر بستگی فضای سیاسی نبود که مجال به هیچ آزاده ای نميداد می بایست در همان زمان صدایت به جهان می رسید ، اما افسوس که فقر تاریک و سرد با دربدری و بسته بودن درها حتی مجال نمیداد در آن تفنن - روزنامه نگاری ،لختی بیاسايي .
ده سال بعد از روزگاری که #صادق_هدایت کلید وجود خود را زد و خاموش کرد
ده سال بعد از زمهرير سکوت و سانسور و تاریکی ،اینک این نوری بود که با آیدا در خانه جانت روشنی گرفت .آیدا شریک سختی ها و آوارگی ها.
این مقام که چون شاعر انگشت اشاره شعر خود را به سویی بگیرد ،جاودانگیش بخشد همان رتبتي هست که حافظ و سعدی و دیگر قله های شعر این دیار بدان دست یافته بودند .آری به قله رسیدی بامداد خسته ،گرچه مجال بی رحمانه اندک بود و واقعه سخت نامنتظر ،تو رسیدی .هم از این رو چهار نسل طلبت کرد و در شعرت یاس و نومیدی ،شادی و سرور ،امید و سرمستی ،و زخم دل خود را دید .
آن سالها که آوازه در افتاد که تو را در جمع نامزدان نوبل نشانده اند ،یکی آن خطابه را که باید خوانده میشد در علت گزينش تو ،در معتبرترین نشریه فرانسه نوشت " سخن از مردی است که عمر را از بزرگی انسان ،از عشق ،از آزادی سروده است "
جاودانگی ارزانی تو باد که شایسته بودی و بی گمانم که نسل ها در واژه های تو رازی را جست و جو خواهند کرد و تو را به سالیان خواهند خواند ،حتی اگر هنوز به راز آن هزاران صفحه تاریخ و فرهنگ کوچه های این دیار دست نیافته باشند که تا آخرین دم بر سر آن بودی .
بگذار شب کوران از درد بمیرند و از حسد ، #شاملو نامی است به بزرگی که از روزگاران ما نثار تاریخ شد ،از يک قرن ،قرنی که او در آن زیست اگر دو نام ایرانی در حافظه تاریخ جای بگيرد ،یکی #احمدشاملو است .
.
Read more
* #نگاه_امروز * . . . . . جنس ضعیف با عنوان فرعی (گزارشی از وضعیت زنان در جهان) نخستین اثر نویسنده ...
Media Removed
* #نگاه_امروز * . . . . . جنس ضعیف با عنوان فرعی (گزارشی از وضعیت زنان در جهان) نخستین اثر نویسنده و روزنامه نگار ایتالیایی، خانم اوریانا فالاچی است که نسخه اصلی آن در سال ۱۹۶۱میلادی به چاپ رسیده است . فالاچی در این کتاب از وضعیت زنان جهان (هند، ژاپن، چین، مالزی، آمریکا) یک گزارش توصیفی خلق کرده ... * #نگاه_امروز * .
.
.
.
.

جنس ضعیف با عنوان فرعی (گزارشی از وضعیت زنان در جهان) نخستین اثر نویسنده و روزنامه نگار ایتالیایی، خانم اوریانا فالاچی است که نسخه اصلی آن در سال ۱۹۶۱میلادی به چاپ رسیده است . فالاچی در این کتاب از وضعیت زنان جهان (هند، ژاپن، چین، مالزی، آمریکا) یک گزارش توصیفی خلق کرده است که دور از گزارش‌های تصویری و بی‌گمان بی‌شباهت به قسمتی از دفترچه خاطراتش نیست.
هرچند کتاب در لایه ای مستندی از زنان تاریخی نزدیک به ۶۰ سال پیش می گوید و احتمالا بسیاری از مواردی که فالاچی به آن ها به عنوان فرهنگ بومی-عمومی زن در جوامع شان اشاره کرده است تغییر کرده اند اما شرح قضاوت او در مورد زن در این جوامع همچنان باقی است....
.

نویسنده می‌گوید : ‌ “وقتی به اوضاع زنان دورتا دور دنیا فکر کنیم ،می بینیم اکثرشون دارن تو باتلاق اشتباه و بی خبری دست و پا می زنند،چه مثل حیوونای باغ وحش جدا از مرداشون زندگی کنن،چه مثل کلاغا خودشونو از چشم مردا پنهون کنن ،چه مثل جنگجو های افسانه ای از خودشون شجاعت نشون بدن؛ اما هیچ کدوم باید و شاید به اونچه که حق خوشبختی شونه نرسیدن. من نمی تونستم بین غم دیدن عروس کراچی و غم دیدن پاهای کوچک زنان چین فرقی بذارم و بگم یکی از اونا از اون یکی ناراحت کننده تر بود.”...
.
.
.
.
.

#جنس_ضعیف
#اوريانافالاچى
#ترجمه #یغماگلرویی ۱۹۸صفحه
#چاپ_سوم
جلد شومیز
۱۸۰۰۰ تومان
#موسسه_انتشارات_نگاه‌
#نشر‌نگاه #negahpub
#عکس_ازآرشیواختصاصی @nrgs_ghorbankhani #ممنون_ازحضوروهمراهیتان🌿🌼
.
.
____________________________________________________
.
.

#موسسه_انتشارات_نگاه به پاس همراهی با خوانندگان کتاب و یاران همیشگی‌اش، طرح تابستانه‌ی فروش کتاب را با ۲۷% تخفیف از تاریخ ۵ الی ۲۰ شهریور ماه ۱۳۹۷ برگزار می‌نماید.
همراهان عزیز انتشارات می‌توانند در تاریخ‌های ذکر شده به سایت انتشارات مراجعه کرده و سفارشات خود را ثبت نمایند.
.
کافیست در قسمت کوپن تخفیف کلمه‌ی (( tabestane )) را وارد کنید ... .
.

لینک سایت بالای همین صفحه موجود است ... .
.
.
.
www.negahpub.com .
.
.
.
پ‌ن : دوستان علاقمند خود را مطلع فرمایید . ☘
.
.
Read more
موسیقی نوای عجیبی است! چند وقتیه که ترجیح دادم بیشتر شنونده باشم تا تفسیر کننده و نقد کننده و این صحبتا ...
Media Removed
موسیقی نوای عجیبی است! چند وقتیه که ترجیح دادم بیشتر شنونده باشم تا تفسیر کننده و نقد کننده و این صحبتا ولی واقعا بعضی جاها اشک میریزم! اشک من از چشمانم سرازیر نمیشه بلکه از مویرگ های مغزه منه! تاسف که نمیشه خورد ولی ناراحت میشم به حال و روز این روزای موسیقی ایران جایی که بهنام بانی ها و حمید هیراد ... موسیقی نوای عجیبی است!
چند وقتیه که ترجیح دادم بیشتر شنونده باشم تا تفسیر کننده و نقد کننده و این صحبتا ولی واقعا بعضی جاها اشک میریزم!
اشک من از چشمانم سرازیر نمیشه بلکه از مویرگ های مغزه منه!
تاسف که نمیشه خورد ولی ناراحت میشم به حال و روز این روزای موسیقی ایران
جایی که بهنام بانی ها و حمید هیراد ها و شهاب مظفری ها روی بورسن
موسیقی چیزی فراتر از بیان احساسات است!
من خودمو محدود به ژانر خاصی نمیکنم دوست دارم تجربه های متفاوتی داشته باشم!
تا حالا یه ریهء سیگاری رو با یه ریهء سالم دیدین کنار هم؟
بزرگ یه چیزی مثل اون سالمس!
حاصل یک هوشیاریه
حاصل یک فکره پخته و هوشمندانس
چیزی نیس که روی کوک و وید و بنگ نوشته شده باشه
بنابر این خروجیش هم فرق میکنه!
مثل یک ادم سالم که تو یه خانواده با شخصیت و متدین رشد کرده باشه تا یه ادمی که تو جوب بزرگ شده باشه!
مقایسه کردن کاره اشتباهیه چون به قول معروف تا با کفش های یکی راه نرفتی درباره طرز راه رفتنش نظر نده!
ولی...
موزیک تولید میشه
یه عده حمایت میکنن یه عده تفسیر میکنن
یه عده به به چه چه یه عده هم غر میزنن
ولی من نه تعریف میکنم فعلا از چیزی نه غر میزنم
یه سری موزیکا مخاطباش ادم عام هست! ادمایی که نون شب ندارن بخورن ولی ایفون دست میگرن
ادمایی که تمام دارایشون رو ماشین میکنن زیره پاشون که تمام خرجش یه آخ گفتنه!
آدمایی که به قول معروف مصرف گران!
تولید محتوا و اثری ندارن و فقط فتوسنتز میکنن! من به اینا میگم ادمای علی بی غم!
خوب این ادما برا یه شادی لحظه ایی موزیک های خودشون رو گوش میدن!
در واقع کار حرفه ایی نمیکنن فقط نفس میکشن!
یه سری ادم هایی هم هستن که فکر پیشرفت کردنن! از اینکه یه جا بشینن متنفرن و از اینکه علی بی غم باشن بدشون میاد! ادمایی که سختیارو به جون میخرن تا شکستش بدن! ادمایی که به خودشون مینازن و به چیزایی که قراره کسب کنن!
اگه جزو دستهء اولی براتون ارزوی چیزای بهتر و بیشتر رو میکنم
اگه جزو دسته دومین براتون ارزوی انگیزه های بیشتر و سختی های بیشتر رو میکنم! هرچی بیشتر بدونیم و هرچی بیشتر درکمون از جهان و هستی بیشتر بشه زجر کشیدنمون هم بیشتر میشه!
بزرگ برای دسته دوم بود!
بزرگ تکرار میشه؟
چیزی که حاصل یه مغز پختس باعث میشه ادمای بیشتری علاقه مند بشن به پیشرفت
به اینکه با روی باز به سمت سختی ها برن و به قول معروف یه قله رو فتح کنن!
باعث میشه خوده من هر لحظه #بیتاب باشم!
تمام این صحبتا به درک ما از دنیا و مشتقاتش بستگی داره!
امیدوارم همیشه پاینده باشید

#BOZORG #chiziekebeshniazdaram
Read more
مولا! سلام، جز غم دوری ملال نیست دارم هزار سینه سخن ... کو؟ مجال نیست آلوده است آب و هوای جهان عزیز! آبی ...
Media Removed
مولا! سلام، جز غم دوری ملال نیست دارم هزار سینه سخن ... کو؟ مجال نیست آلوده است آب و هوای جهان عزیز! آبی درون چشمه‌ی دنیا زلال نیست مولا! دروغ نه، به خدا یک حقیقت است «انسان» در این زمانه به جز یک محال نیست دنیا شده ست انجمن ُگنده لات‌ها جایی در این میانه برای «کمال» نیست طاعون ظلم، روح زمین ... مولا! سلام، جز غم دوری ملال نیست
دارم هزار سینه سخن ... کو؟ مجال نیست
آلوده است آب و هوای جهان عزیز!
آبی درون چشمه‌ی دنیا زلال نیست
مولا! دروغ نه، به خدا یک حقیقت است «انسان» در این زمانه به جز یک محال نیست
دنیا شده ست انجمن ُگنده لات‌ها
جایی در این میانه برای «کمال» نیست
طاعون ظلم، روح زمین را جویده است
در چشم این زمانه «عدالت» سوال نیست «دی شیخ با چراغ همی گشت گرد شهر
کز دیو و دد ملولم و من ... »، بی خیال نیست!
در سر هوای وصل تو دارم، همین و بس
چون شیعه‌ی نگاه تو هستم، محال نیست
روحم قیام کرده به شوق ظهور تو
ای نازنین! زمان ظهور و وصال نیست!؟
Read more
1️⃣3️⃣ -نامه اى به خودم از زبانى خودى كه سال ها با هم قهر بوديم، كه صدايش در دنيايى موازى شنيده ميشود- قسمت ...
Media Removed
1️⃣3️⃣ -نامه اى به خودم از زبانى خودى كه سال ها با هم قهر بوديم، كه صدايش در دنيايى موازى شنيده ميشود- قسمت ششم حالا بشين، ميگن يه نفر كه خيلى وقته خوابه بهش از چيزايى كه دوست داره بشنوه بگين. كمك ميكنه بيدار شه. خوب گوش بده. تو همه ى اين سال ها من به جاى تو ساز زدن و آواز خوندنو ياد گرفتم. "درد عشق و انتظار دارم ... 1️⃣3️⃣
-نامه اى به خودم از زبانى خودى كه سال ها با هم قهر بوديم، كه صدايش در دنيايى موازى شنيده ميشود-
قسمت ششم
حالا بشين، ميگن يه نفر كه خيلى وقته خوابه بهش از چيزايى كه دوست داره بشنوه بگين. كمك ميكنه بيدار شه. خوب گوش بده. تو همه ى اين سال ها من به جاى تو ساز زدن و آواز خوندنو ياد گرفتم.
"درد عشق و انتظار
دارم زان شب يادگار
در ان شب سرد پاييز
اهنگ سفر ميكردى
از رهگذرى مهنت خيز
ديدم كه گذر ميكردى
از ان شب خزان شبها گذشته
روزگارى بر منه شيدا گذشته
داستانِ باده و مينا گذشته
تو رفتى و دلم غمين شد
قرين آه آتشين شد
از آن شبى كه برنگشتى
جهان كه شادى آفرين بود
به چشم من غم آفرين شد
از ان شب خزان شبها گذشته
روزگارى بر منه شيدا گذشته
داستانِ باده و مينا گذشته
لا لا لا لا لا لا لا
از آن شبى كه برنگشتى..."
پ.ن.
نحسى سيزده ما را گرفته. ببخشيد مه انقدر طولانى شد🙏🏻
Read more
و همه رُجعت می‌کنند؛ همهٔ آن‌ها که چهل‌صبح،عهد خواندند. همهٔ آن‌ها که چهل سه‌شنبه،زیر ستیغ آفتاب و هجوم سرمای استخوان‌سوز،در جمکران،میانهٔ حمد،صد بار‌ تو را واسطه گرفتند و با خدا عهد بستند که:«ایاکَ نَعبُدُ و ایاک نَستعین» همهٔ آن‌ها که چهل‌صبح جمعه،از آغوش یار بیرون زدند،از گرمای ناگزیر ... و همه رُجعت می‌کنند؛
همهٔ آن‌ها که چهل‌صبح،عهد خواندند.
همهٔ آن‌ها که چهل سه‌شنبه،زیر ستیغ آفتاب و هجوم سرمای استخوان‌سوز،در جمکران،میانهٔ حمد،صد بار‌ تو را واسطه گرفتند و با خدا عهد بستند که:«ایاکَ نَعبُدُ و ایاک نَستعین»
همهٔ آن‌ها که چهل‌صبح جمعه،از آغوش یار بیرون زدند،از گرمای ناگزیر بستر،از شیرینی رویا،از همهٔ غیر تو گسستند تا بپیوندند به جماعتی که با حزنی ممتد،ندبه می‌کردند:«اَیْنَ..اَیْنَ»و اعتراف می‌کردند:«عَزیزٌ عَلَیَّ..عَزیزٌ عَلیَّ»
و ما و همهٔ آن‌ها که برگشته‌اند
به صحن مسجدالحرام خواهیم ریخت
و رسانه‌ها ثبت خواهند کرد،شلوغ‌ترین تراکم جمعیتی جهان را در حطیم.
و چاووش‌خوانان ما دِعبِل‌ها،فَرَزدَق‌ها،محتشم‌ها،ناظم‌البَکّاها،مصیبت‌خوان‌ها و پیرغلام‌ها خواهند بود.
آن روز،سیدی از میان ما پیش خواهد آمد،در دستانش،مجمعی از طلاست،پر از گل‌های خوش‌عطر جهان و میانش،رختی از لطیف‌ترین و روشن‌ترین پارچهٔ دست‌دوزِ جهان.می‌آوریم تا شما را از عزا درآوریم.
حتم دارم،آخرین روضه را با شما خواهیم خواند و با اشک،کعبه را از بت‌های دور و برش خواهیم شست؛
و من دلم می‌خواهد قاآنی پیش بیاید و با صدایی مردانه،تو گویی چون زینب در مسجد شام،برایتان بخواند:
«بارد چه؟خون! که؟دیده! چه‌سان؟روز و شب! چرا؟
از غم! کدام غم؟غمِ سلطان اولیا
نامش که بُد؟حسین! زِ نژاد که‌؟از علی
مامش که بود؟فاطمه‌ جدش که‌؟مصطفی!
چون شد؟شهید شد! به کجا؟دشت ماریه
کی‌؟عاشر محرم پنهان‌؟نه! برملا
شب کشته شد؟نه!روز چه هنگام‌؟وقت ظهر
شد از گلو بریده سرش؟نی نی از قفا
سیراب کشته شد؟نه! کس آبش ‌نداد؟داد!
که؟شمر! از چه چشمه‌؟ز سرچشمهٔ فنا
مظلوم شد شهید؟بلی! جرم داشت؟‌نه!
کارش چه بُد؟ هدایت‌، یارش‌ که بُد؟خدا
این ظلم را که کرد؟یزید! این یزید کیست‌؟
زاولاد هند، از چه کس‌؟از نطفهٔ زنا!
میر سپه که بُد؟عمر سعد! او برید؟
حلق عزیز فاطمه نه! شمر بی‌حیا
خنجر برید حنجر او را نکرد شرم
کرد! از چه پس برید؟نپذیرفت ازو قضا
کس کشته شد هم از پسرانش‌؟بلی دو تن
دیگر که نه! برادر دیگر که اقربا
دیگر پسر نداشت‌؟چرا داشت آن که بود
سجاد!چون بُد او به غم و رنج مبتلا
ماند او به کربلای پدر؟ نی!به شام رفت
با عز و احتشام‌؟نه! با ذلت و عنا
تنها؟نه! با زنان حرم؛نامشان چه بود؟
زینب،سکینه،فاطمه،کلثوم بینوا
کس بود همرهش‌؟بلی! اطفال بی‌پدر
دیگر که بود؟تب!که نمی‌گشت ازو جدا
از زینب و زنان چه به‌جا مانده بد؟دو چیز
طوق ستم به گردن و خلخال غم به پا»
و کعبه،پر می‌شود از هق‌هق شما
و ما فریادزنان:بس کن شاعر!
عزیز فاطمه از دست رفت
*
مبارک باد،آغاز امامتتان حضرت آقا
Read more
واقعا #فریدون_مشیری با چه حالی این شعر و سرود،من خودم به سختی تونستم بیان کنم. <span class="emoji emoji1f613"></span> #بی_تو_مهتاب_شبی_باز_از_آن_کوچه_گذشتم ...
Media Removed
واقعا #فریدون_مشیری با چه حالی این شعر و سرود،من خودم به سختی تونستم بیان کنم. #بی_تو_مهتاب_شبی_باز_از_آن_کوچه_گذشتم #با_صدای_خودم . برای ادامه #ورق_بزنید . بی تو ، مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم شدم آن عاشق ... واقعا #فریدون_مشیری با چه حالی این شعر و سرود،من خودم به سختی تونستم بیان کنم. 😓
#بی_تو_مهتاب_شبی_باز_از_آن_کوچه_گذشتم
#با_صدای_خودم ☺
.
برای ادامه #ورق_بزنید
.
🍁🍁🍁
بی تو ، مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق دیوانه که بودم !

در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید
باغ صد خاطره خندید
عطر صد خاطره پیچید

یادم آید که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم
پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم

ساعتی بر لب آن جوی نشستیم
تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت
من همه محو تماشای نگاهت
آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشه ماه فرو ریخته در آب
شاخه ها دست برآورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ

یادم آید : تو بمن گفتی :
ازین عشق حذر کن !
لحظه ای چند بر این آب نظر کن
آب ، آئینة عشق گذران است
تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است
باش فردا ، که دلت با دگران است
تا فراموش کنی ، چندی ازین شهر سفر کن !

با تو گفتنم :
حذر از عشق ؟
ندانم
سفر از پیش تو ؟
هرگز نتوانم
روز اول که دل من به تمنای تو پَر زد
چون کبوتر لب بام تو نشستم
تو بمن سنگ زدی ، من نه رمیدم ، نه گسستم
باز گفتم که : تو صیادی و من آهوی دشتم
تا به دام تو درافتم ، همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم
سفر از پیش تو هرگز نتوانم ، نتوانم … !

اشکی از شاخه فرو ریخت
مرغ شب ناله تلخی زد و بگریخت !
اشک در چشم تو لرزید
ماه بر عشق تو خندید

یادم آید که دگر از تو جوابی نشنیدم
پای در دامن اندوه کشیدم
نگسستم ، نرمیدم

رفت در ظلمت غم ، آن شب و شبهای دگر هم
نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم
نه کنی دیگر از آن کوچه گذر هم !
بی تو ، اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم

فریدون مشیری
🍁🍁🍁
@sherekhasste
Read more
. یک لحظه و یک ساعت دست از تو نمی‌دارم زیرا که تویی کارم زیرا که تویی بارم از قند تو می نوشم با پند تو ...
Media Removed
. یک لحظه و یک ساعت دست از تو نمی‌دارم زیرا که تویی کارم زیرا که تویی بارم از قند تو می نوشم با پند تو می کوشم من صید جگرخسته تو شیر جگرخوارم جان من و جان تو گویی که یکی بوده‌ست سوگند بدین یک جان کز غیر تو بیزارم از باغ جمال تو یک بند گیاهم من وز خلعت وصل تو یک پاره کلهوارم بر گرد تو این عالم خار سر دیوار ... .
یک لحظه و یک ساعت دست از تو نمی‌دارم
زیرا که تویی کارم زیرا که تویی بارم
از قند تو می نوشم با پند تو می کوشم
من صید جگرخسته تو شیر جگرخوارم
جان من و جان تو گویی که یکی بوده‌ست
سوگند بدین یک جان کز غیر تو بیزارم
از باغ جمال تو یک بند گیاهم من
وز خلعت وصل تو یک پاره کلهوارم
بر گرد تو این عالم خار سر دیوار است
بر بوی گل وصلت خاری است که می خارم
چون خار چنین باشد گلزار تو چون باشد
ای خورده و ای برده اسرار تو اسرارم
خورشید بود مه را بر چرخ حریف ای جان
دانم که بنگذاری در مجلس اغیارم
رفتم بر درویشی گفتا که خدا یارت
گویی به دعای او شد چون تو شهی یارم
دیدم همه عالم را نقش در گرمابه
ای برده تو دستارم هم سوی تو دست آرم
هر جنس سوی جنسش زنجیر همی‌درد
من جنس کیم کاین جا در دام گرفتارم
گرد دل من جانا دزدیده همی‌گردی
دانم که چه می جویی ای دلبر عیارم
در زیر قبا جانا شمعی پنهان داری
خواهی که زنی آتش در خرمن و انبارم
ای گلشن و گلزارم وی صحت بیمارم
ای یوسف دیدارم وی رونق بازارم
تو گرد دلم گردان من گرد درت گردان
در دست تو در گردش سرگشته چو پرگارم
در شادی روی تو گر قصه غم گویم
گر غم بخورد خونم والله که سزاوارم
بر ضرب دف حکمت این خلق همی‌رقصند
بی‌پرده تو رقصد یک پرده نپندارم
آواز دفت پنهان وین رقص جهان پیدا
پنهان بود این خارش هر جای که می خارم
خامش کنم از غیرت زیرا ز نبات تو
ابر شکرافشانم جز قند نمی‌بارم
در آبم و در خاکم در آتش و در بادم
این چار بگرد من اما نه از این چارم
گه ترکم و گه هندو گه رومی و گه زنگی
از نقش تو است ای جان اقرارم و انکارم
تبریز دل و جانم با شمس حق است این جا
هر چند به تن اکنون تصدیع نمی‌آرم

#مولانا
Read more
. بی تو ، مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم شوق دیدار تو لبریز شد از ...
Media Removed
. بی تو ، مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم شدم آن عاشق دیوانه که بودم ! در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید باغ صد خاطره خندید عطر صد خاطره پیچید یادم آید که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم ساعتی بر ... .
بی تو ، مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق دیوانه که بودم !
در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید
باغ صد خاطره خندید
عطر صد خاطره پیچید
یادم آید که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم
پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم
ساعتی بر لب آن جوی نشستیم
تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت
من همه محو تماشای نگاهت
آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشه ماه فرو ریخته در آب
شاخه ها دست برآورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ
یادم آید : تو بمن گفتی :
ازین عشق حذر کن !
لحظه ای چند بر این آب نظر کن
آب ، آئینة عشق گذران است
تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است
باش فردا ، که دلت با دگران است
تا فراموش کنی ، چندی ازین شهر سفر کن !
با تو گفتنم :
حذر از عشق ؟
ندانم
سفر از پیش تو ؟
هرگز نتوانم
روز اول که دل من به تمنای تو پَر زد
چون کبوتر لب بام تو نشستم
تو بمن سنگ زدی ، من نه رمیدم ، نه گسستم
باز گفتم که : تو صیادی و من آهوی دشتم
تا به دام تو درافتم ، همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم
سفر از پیش تو هرگز نتوانم ، نتوانم … !
اشکی از شاخه فرو ریخت
مرغ شب ناله تلخی زد و بگریخت !
اشک در چشم تو لرزید
ماه بر عشق تو خندید
یادم آید که دگر از تو جوابی نشنیدم
پای در دامن اندوه کشیدم
نگسستم ، نرمیدم
رفت در ظلمت غم ، آن شب و شبهای دگر هم
نه گرفتی دگر از عاشق آزده خبر هم
نه کنی دیگر از آن کوچه گذر هم !
بی تو ، اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم
.
Photo By : @yalda_prn , @Amir.Ariyaa & @Meysamhajiabbasi
.
پ.ن : عکسا مربوط به ۶ سال پیشه 🙂🙂🙂🙂
.
پ.ن ۲ : فعلا قصد موزیک جدید پخش کردن ندارم ، ببخشید واقعا 🙂🙂🙂
.
پ.ن ۳ : ممنوع الکارم نیستم 🙂🙂🙂
.
پ.ن ۴ : به وقتش حقمو از موزیک این مملکت میگیرم 🙂🙂🙂 فعلا فقط و فقط صبر میکنم و از دور نگاه میکنم . . . 🙂🙂🙂🙂
.
فقط نگاه میکنم ، حق من این نیست انصافا 🙂🙂🙂🙂
خیلیا سعی کردن و همچنان دارن سعی میکنن که من بکشم کنار از موزیک ولی هیچ وقت این اتفاق نمیفته ، من به موقش با یه تیم قوی پُر انرژی تر از قبل کارای جدیدمو پخش میکنم 🙂🙂
.
پ.ن ۵ : دهه ۷۰ ای نیستم با افتخار یه دهه ۶۰ ایه اصیلم 💪💪💪💪🙂🙂
.
۱۴ آبان ۱۳۶۵ 💪💪💪🙂🙂
.
پ.ن ۶ : قبلنم گفتم دوستان الانم میگم تحت یه شرایط خاص و شخصیو تحت فشار مجبور شدم تمامیه پستای پیجمو پاک کنم 🙂
.
پ.ن ۷ مرسی که تحت هر شرایطی تنهام نمیزارین و درکم میکنین 🙂🙂
.
پ.ن ۸ : التماس دعا ، مخلص همگی ، یا علی مدد ❤❤❤
.
Read more
. . بسم الله الرحمن الرحیم . ابوهارون گوید: نزد امام صادق (ع) رفتم حضرت فرمود: ای ابا هارون ، برایم (از مصیبت ) حسین بخوان ، من شروع کردم شعری خواندن ، حضرت گریان شد، من ادامه ندادم ، حضرت فرمود: بگذر، سپس فرمود: برایم بیشتر بخوان، من ادامه دادم ، حضرت گریست ، بانوان نیز مضطرب شدند و شور گرفتند، وقتی ... .
.
بسم الله الرحمن الرحیم
.
ابوهارون گوید: نزد امام صادق (ع) رفتم حضرت فرمود: ای ابا هارون ، برایم (از مصیبت ) حسین بخوان ، من شروع کردم شعری خواندن ، حضرت گریان شد، من ادامه ندادم ، حضرت فرمود: بگذر، سپس فرمود: برایم بیشتر بخوان، من ادامه دادم ، حضرت گریست ، بانوان نیز مضطرب شدند و شور گرفتند، وقتی آرام شدند حضرت فرمود: ای اباهارون هر که برای حسین شعر بگوید و ده نفر را بگریاند بهشت برای اوست ، سپس حضرت تعداد را یکی یکی کم نمود تا اینکه فرمود: هر که برای حسین شعر بگوید و یک نفر را بگریاند، بهشت برای اوست ، سپس فرمود: هر که حسین را یاد کند و گریان شود، بهشت برای اوست.
.
.
چشم ها در غم تو اشک فشان ما را بس
از دو بازار یکی باب دکان ما را بس
برگ زردیم و گر از شاخه فتادیم چه باک
صورتی سرخ ز سیلی خزان ما را بس
گرچه دانم نفروشند به ما یوسف را
لیک جایی به صف مشتریان ما را بس
راه در حلقه  عشاق به هرکس ندهند
نگه گوشه چشمی ز میان ما را بس
ما دو تا پنجره داریم سوی سیر بهشت
یک نم اشک به تو، از دو جهان ما را بس
منصب و شوکت و دولت به شهان ارزانی
از عناوین جهان مرثیه خوان ما را بس
زخمه ها را همه در گوشه شش گوشه بزن
که در این شور و نوا جامه دران ما را بس
.
.
بهترین پاسخ به یاوه گویان در برابر روضه‌خوانی اهل بیت صلوات‌الله‌علیهم‌اجمعین را خداوند در قرآن فرموده :

إِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلاَماً
.
.
.
#نفس_سوخته_ای_قافله_ای_را_سوزاند
#شب‌_جمعه
#استاد
#حاج_منصور_ارضی
#گریه
#روضه
#حاج_محمد_رضا_طاهری
@hajmansourarzi
Read more
_ دلم در #کربلا ست و هوایم هوای #بقیع _ در دوره ای که سلیقه ها متزلزل شده من هم میخواهم تنوع طلب ...
Media Removed
_ دلم در #کربلا ست و هوایم هوای #بقیع _ در دوره ای که سلیقه ها متزلزل شده من هم میخواهم تنوع طلب باشم یا تو و یا باز هم تو و چه زیباست این همرنگ جماعت شدن ( #سام_تهامی ) _ تبریک نوشت: فرارسیدن سالروز صلح تاریخی حضرت امام حسن مجتبی(ع)در بیست و ششم ربیع الاول سال چهل و یک هجری قمری را که در راستای ... _
دلم در #کربلا ست و هوایم هوای #بقیع
_
در دوره ای که
سلیقه ها متزلزل شده
من هم میخواهم
تنوع طلب باشم
یا تو و یا باز هم تو
و چه زیباست
این همرنگ جماعت شدن
( #سام_تهامی )
_
👈تبریک نوشت: فرارسیدن سالروز صلح تاریخی حضرت امام حسن مجتبی(ع)در بیست و ششم ربیع الاول سال چهل و یک هجری قمری را که در راستای حفاظت از دین و اهلبیت بود و همچنین منجر به آشکار شدن مکر و حیله معاویه و خاندانش شد بر مسلمانان جهان بویژه شیعیان همایون باد
👈عاشقانه نوشت:‏کودکی بیش نبودم که از مادرم شنیدم زندگیمان مدیون توست و اینگونه بود که از آن روز ‎ #امام_حسنی (ع) شده ام
👈روایت نوشت:إنَّ مَنْ خَوَفَّکَ حَتّى تَبْلُغَ الاْمْنَ، خَیْرٌ مِمَّنْ یُؤْمِنْکَ حَتّى تَلْتَقِى الْخَوْفَ
همانا کسى تو را ـ در برابر عیب ها و کم بودها ـ هشدار دهد تا آگاه و بیدار شوى، بهتر است از آن کسى که فقط تو را تعریف و تمجید کند تا بر عیب هایت افزوده گردد.
👈صلح نوشت:صلح تو شد دلیل سرافرازی حسین(ع)
👈غریب نوشت: و چه سخت است که در وطن خود غریب باشی
👈دلتنگی نوشت: به غم اسیرم بهانه گیرم
👈لیاقت نوشت: میراث مادرم(س) حرمت دارد و لیاقت میخواهد
👈رهانوشت: من به معجزه کلام و #تسبیح مادر(س) ایمان دارم
_
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج #فصل_نرگس #نرگس #ظهور #فرج #مطالعات_خانواده #مدیریت_خانواده #خانواده #مدیریت_استراتژی #یا_صاحب_الزمان_ادرکنی #امام_حسن_مجتبی #یا_فاطمه_الزهرا #چادر #کریم_اهل_بیت #صلح_امام_حسن #ربیع #الخریف #پاییز #امام_حسین #بین_الحرمین #المطر #باران #خادم_الحسنین #آذر #یادت_هست
Read more
. من از عهد آدم تو را دوست دارم از آغاز عالم تو را دوست دارم چه شب ها من و آسمان تا دم صبح سرودیم نم نم ؛ تو را ...
Media Removed
. من از عهد آدم تو را دوست دارم از آغاز عالم تو را دوست دارم چه شب ها من و آسمان تا دم صبح سرودیم نم نم ؛ تو را دوست دارم نه خطی ، نه خالی ! نه خواب و خیالی ! من ای حس مبهم تو را دوست دارم سلامی صمیمی تر از غم ندیدم به اندازه ی غم تو را دوست دارم بیا تا صدا از دل سنگ خیزد بگوییم با هم : تو را دوست دارم جهان یک دهان شد هم آواز ... . من از عهد آدم تو را دوست دارم از آغاز عالم تو را دوست دارم چه شب ها من و آسمان تا دم صبح سرودیم نم نم ؛ تو را دوست دارم نه خطی ، نه خالی ! نه خواب و خیالی ! من ای حس مبهم تو را دوست دارم سلامی صمیمی تر از غم ندیدم به اندازه ی غم تو را دوست دارم بیا تا صدا از دل سنگ خیزد بگوییم با هم : تو را دوست دارم جهان یک دهان شد هم آواز با ما : تو را دوست دارم ، تو را دوست دارم .
@pouriapoursorkh
#mahdiehpoursokh
Read more
" برادر جان دلم تنگ است و اینجا عشق همچون یک کبوتر کنج غم افتاده در بند است چه دلتنگم برادر جان طلوع ِصبح پیدا نیست افق ها غرق در آغوش تاریکی سحرگاهان هویدا نیست ولی از دور می بینم تو می آیی تو می آیی و می خندی و در آیینه ی دل نقش می بندی تو می آیی به این غربت به سان نور در تاریکی و ظلمت شرابی ... "
برادر جان
دلم تنگ است و اینجا عشق
همچون یک کبوتر
کنج غم افتاده در بند است

چه دلتنگم برادر جان
طلوع ِصبح پیدا نیست
افق ها غرق در آغوش تاریکی
سحرگاهان هویدا نیست

ولی از دور می بینم
تو می آیی
تو می آیی و می خندی
و در آیینه ی دل نقش می بندی

تو می آیی به این غربت
به سان نور در تاریکی و ظلمت
شرابی کهنه میسازی
ازین تاک غریب ِمانده در حسرت

برادر جان
تو شاید میرسی روزی
که اینجا سالها من خفته در خاکم
من اینجا قرن ها فریاد خاموشم
و دست مرگ می گیرد در آغوشم

ولی هر قطره از خونم
نشانی سرخ از مهر وطن دارد
تو می آیی نهالی سبز خواهد شد
سحرگاهان سپیدی را به تن دارد

برادر جان
تفنگم را زمین مگذار
قدم بردار عدالت را تو احیا کن
جهان را بر بنای عشق برپا کن

#سینا_ورمزیار

پ.ن :
برابری و عدالت حلقه ی مفقوده ی نسل بشر است که تنها در سایه ی خردورزی دست یافتنی است.
دنیای استعمار در هر ساختاری، با تردستی و ترفندی خاص ، طبقه ی محروم را برده و مطیع خود می سازد، حتا امروزه در به اصطلاح دموکراسی ترین کشورهای دنیا، با انبوهی از تبلیغات، نمایندگانی را به مردم غالب می کنند تا قوانین را در جهت منافع لیبرالیسم و سود سرمایه داران وضع کنند

اما روزی این حصار با آگاهی نسل های جدید و نخبگان در هم میشکند و دنیای آینده در راستای عدالت محوری و نظم نوین ،پوست اندازی خواهد کرد

#Yanni #piano #violin #music
#یانی #موزیک #پیانو #ویولن
#فرانسه #لیبرالیسم #عدالت #برابری
Read more
چکیده ای ازوصیت نامه شهیدمحمدرضادهقان بسم الله الرحمن الرحیم " وفدیناه بذبح عظیم" و او را به قربانی ...
Media Removed
چکیده ای ازوصیت نامه شهیدمحمدرضادهقان بسم الله الرحمن الرحیم " وفدیناه بذبح عظیم" و او را به قربانی بزرگی بازخریدیم. سوره مبارکه صافات آیه ۱۰۷ اینجانب محمدرضا دهقان امیری فرزند علی در سلامت کامل روانی و جسمی و در آرامش کامل شهادت می دهم به یگانگی حضرت حق و شهادت می دهم به دین مبین اسلام و قرآن ... چکیده ای ازوصیت نامه شهیدمحمدرضادهقان

بسم الله الرحمن الرحیم "
وفدیناه بذبح عظیم" و او را به قربانی بزرگی بازخریدیم. سوره مبارکه صافات آیه ۱۰۷

اینجانب محمدرضا دهقان امیری فرزند علی در سلامت کامل روانی و جسمی و در آرامش کامل شهادت می دهم به یگانگی حضرت حق و شهادت می دهم به دین مبین اسلام و قرآن و نبوت خاتم الانبیاء حضرت محمد(ص) و امامت امیرالمومنین حیدر کرار علی ابن ابی طالب(ع) و یازده فرزند ایشان که آخرینشان حضرت حجت قائم آل محمد(عج) برپا کننده عدل علوی در جهان و منتقم خون مادرسادات خانوم فاطمه زهراء(س) می باشد. ( اللهم عجل لولیک الفرج)
با سلام بر همه ی دوستان، آشنایان و اقوام و ... این حقیر از همه ی شما عزیزان تقاضای حلالیت دارم. و تشکر می کنم از پدر و مادر عزیزتر از جانم که تمام تلاش خود برای نشان دادن راه سعادت به فرزندشان انجام دادند و این حقیر حتی نتوانستم قدر کوچکی از این فداکاری ها را پاسخ دهم. از این دو بزرگوار حلالیت می خواهم و از صمیم قلب نیازمند دعایشان هستم.

و تشکر می کنم از برادر عزیزم و امیدوارم که شهادت و روحیه جهادی را سرلوحه خود قرار دهی و همچنین خواهر عزیزم و حامی همیشگی من که نهایت لطف را بر من داشته است و من فقط با بدی پاسخش را دادم امیدوارم هم اکنون نیز دعایت را از برادرت دریغ نکنی و همیشه به یادش و زینب گونه پایداری کنی.

از همه دوستان دانشگاه و مسجد و استادان و مربیانم و... در خواست حلالیت دارم و از شما دوستان___
می خواهم این حقیر را از دعای خیرتان محروم نفرمایید و اگر کوتاهی کردم در حق شما عزیزان به بزرگواری خود عفو کنید و از حقی که بر گردنم دارید درگذرید.

بر اساس آیه مبارکه ۱۵۶ سوره بقره: "الذین اذا اصابتهم مصیبة قالوا انا لله و انا الیه راجعون" آنها که هرگاه مصیبتی به آنها می رسد صبوری کنند و گویند ما ازآن خداییم و به سوی او باز می گردیم.
صبر را سرلوحه کار خود قرار دهید و مطمئن باشید که هرکس از این دنیا خواهد رفت و تنها کسی که باقی می ماند خداوند متعال است، اگر دلتان گرفت یاد عاشورا کنید و مطمئن باشید غم شما از غم ام المصائب خانوم زینب کبری(س) کوچک تر است، روضه اباعبدالله و خانوم زینب کبری فراموش نشود و حقیقتا مطمئن باشید که تنها با یاد خداست که دلها آرام می گیرد.
قال الحسین( ع):
ان کان دین محمد لم یستقم الا بقتلی فیاسیوف خذینی
اگر دین محمد تداوم نمی یابد مگر با کشته شدن من، پس ای شمشیرها مرا دربر بگیرید.
بالهایم هوس با تو پریدن دارد
بوسه بر خاک قدم های تو چیدن دارد
من شنیدم سر عشاق به زانوی شماست
و از آن روز سرم میل بریدن دارد
Read more
يك روز بعد از ظهر، تحت تاثير مشقات زندگي و روح نازك نارنجي اينجانب، اين دلِ صد دله رو يك دله كرديم و رفتيم ...
Media Removed
يك روز بعد از ظهر، تحت تاثير مشقات زندگي و روح نازك نارنجي اينجانب، اين دلِ صد دله رو يك دله كرديم و رفتيم تو ليست... بلاخره بعد از چندي انتظار روز موعود فرا رسيد! روزي كه قرار بود زره به تن بريم به دلِ استرس... خلاصه رفتيم و رفتيم. روستاي اول: چشم باز كردم ديدم وسط كارتوناي ايراني گير كردم! خانه هاي ... يك روز بعد از ظهر، تحت تاثير مشقات زندگي و روح نازك نارنجي اينجانب، اين دلِ صد دله رو يك دله كرديم و رفتيم تو ليست... بلاخره بعد از چندي انتظار روز موعود فرا رسيد! روزي كه قرار بود زره به تن بريم به دلِ استرس...
خلاصه رفتيم و رفتيم.
روستاي اول: چشم باز كردم ديدم وسط كارتوناي ايراني گير كردم! خانه هاي كاهگلي، بوي چوب سوخته، صداي جوي آب، آفتاب و نسيم خنك، درخت هاي ميوه اي كه از پشت ديوارهاي كوتاه كاهگلي دالي ميكنن، مردم بي ريا، ساده و بي آلايش كه عطر مهربونيشون به جان آدم مينِشست.
روستاي دوم: به فراي رمل هاي درازكشيده زير آفتاب تابستاني كه نگاه ميكردي، ميتونستي كارواني رو تصور كني كه سوار بر شتر به سوي مقصدي نامعلوم به اميد آباداني ميرفتن. عصر رو به اميد شب و گرما رو به اميد خنكي اي كه وعده داده شده بود گذرونديم و در نهايت شب به استقبالمون اومد.
نورهاي قرمز تو دل تاريكي به اميد ستاره بارون، ماسه ها رو پشت سر گذاشتن. رسيديم بالاي بالا. رو دامن شب اكليل پاشيده بودن. نشستم رو به روي برساوش تا سر از لاكش در بياره و رخي بنمايه. بعد از ساعاتي، انتظار به سر اومد. چشم تو چشم نشسته بوديم رو به روي هم
گفتم غم تو داشتم، گفتا غمت سرآمد؟ گفتم نه والله نابودمون كردي... هرچي بيشتر تو دامن شب جا خوش ميكرد و همه جا رو ستاره بارون ميكرد من ناگزيرتر ميشدم... ديگه كاربه جايي كشيد كه دست از جهان شسته خودمو از روي تپه ها قلوندم پايين تا اقامتگاه... شبو با همه رمز و رازش پشت پلكام گذاشتم و رفتم كه رفتم...
سپيده كه زد، تمام تاريكي هاي ديشبو شست و برد. همينطور كه خورشيد داشت پوستمو از هم ميشكافت زمزمه كنان گفت: ما ز ياران چشم ياري داشتيم، آيا غلط بود آنچه ميپنداشتيم؟
من هم به ياد آهنگي كه ميگفت وقتي كه خورشيد بشم به قلب آدمها خواهم تابيد گفتم: ‏melt in the sun, melt in the sun
Who wants to come with me and melt in the sun?!
#سفرنامه_به_سبك_خودمان
#رصد_بارش_شهاب_برساووشی
Read more
سلام به دوستان عزیز رسیدن ماه محرم الحرام راتسلییت میگویم انشاءالله همیشه حسینی بمانیم آمد محرم ...
Media Removed
سلام به دوستان عزیز رسیدن ماه محرم الحرام راتسلییت میگویم انشاءالله همیشه حسینی بمانیم آمد محرم صاحب غم ها کجایی؟ ای داغدار اشک و ماتم ها کجایی؟ ای خسته از انبوه آدم ها کجایی؟ اصلا بگو آقا محرم ها کجایی؟ دلگیرم از این روزهای بی تو بودن این روزهای از فراق تو سرودن روزی که میایی نمیدانم که ... سلام به دوستان عزیز رسیدن ماه محرم الحرام راتسلییت میگویم انشاءالله همیشه حسینی بمانیم آمد محرم صاحب غم ها کجایی؟
ای داغدار اشک و ماتم ها کجایی؟

ای خسته از انبوه آدم ها کجایی؟
اصلا بگو آقا محرم ها کجایی؟

دلگیرم از این روزهای بی تو بودن
این روزهای از فراق تو سرودن

روزی که میایی نمیدانم که هستم
آه ای عزیز فاطمه خالیست دستم

من چشم بر دیدار چشمان تو بستم
هرشب اگر در مجلس روضه نشستم؛

امشب هم از خونابه های تشت خواندیم
هم زان تنی که پاره پاره گشت خواندیم

کم کم جوانی هم به سر آمد ولی تو...
از لحظه ی رفتن خبر آمد ولی تو... عمری محرم شد صفر آمد ولی تو...
عمری به جان ما شرر آمد ولی تو... این عبد بی مولا نمیخواهد جهان را
از غم رها کن دیگر ای صاحب ،زمان را
اللهم عجل لولیک الفرج والعافیه والنصر.
Read more
هله عاشقان بکوشید که چو جسم و جان نماند دلتان به چرخ پرد چو بدن گران نماند دل و جان به آب حکمت ز غبارها ...
Media Removed
هله عاشقان بکوشید که چو جسم و جان نماند دلتان به چرخ پرد چو بدن گران نماند دل و جان به آب حکمت ز غبارها بشویید هله تا دو چشم حسرت سوی خاکدان نماند نه که هر چه در جهانست نه که عشق جان آنست جز عشق هر چه بینی همه جاودان نماند عدم تو همچو مشرق اجل تو همچو مغرب سوی آسمان دیگر که به آسمان نماند ره آسمان درونست ... هله عاشقان بکوشید که چو جسم و جان نماند
دلتان به چرخ پرد چو بدن گران نماند
دل و جان به آب حکمت ز غبارها بشویید
هله تا دو چشم حسرت سوی خاکدان نماند
نه که هر چه در جهانست نه که عشق جان آنست
جز عشق هر چه بینی همه جاودان نماند
عدم تو همچو مشرق اجل تو همچو مغرب
سوی آسمان دیگر که به آسمان نماند
ره آسمان درونست پر عشق را بجنبان
پر عشق چون قوی شد غم نردبان نماند
تو مبین جهان ز بیرون که جهان درون دیده‌ست
چو دو دیده را ببستی ز جهان جهان نماند
دل تو مثال بامست و حواس ناودان‌ها
تو ز بام آب می‌خور که چو ناودان نماند
تو ز لوح دل فروخوان به تمامی این غزل را
منگر تو در زبانم که لب و زبان نماند
تن آدمی کمان و نفس و سخن چو تیرش
چو برفت تیر و ترکش عمل کمان نماند
مولانا #
🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺 ‎نه که هر چه در جهانست نه که عشق جان آنست #
‎ #جز عشق هر چه بینی همه جاودان نماند 🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹 #ره آسمان درونست پرعشق رابجنبان
پرعشق چون قوي شد غم نردبان نماند #
Read more
<span class="emoji emoji1f538"></span> #چه_پاییزی_ست ... ‌ نشسته زنگ جدایی به صفحه‌ی دل من شکسته شاخه‌ی امید و خانه خاموش است، تنیده ...
Media Removed
#چه_پاییزی_ست ... ‌ نشسته زنگ جدایی به صفحه‌ی دل من شکسته شاخه‌ی امید و خانه خاموش است، تنیده تار سیه، عنکبوت نومیدی فشرده پنجه و با روح من هم‌آغوش است، ‌ میان خانه‌ی ویرانه‌ی جوانی من، به هر طرف نگرم جای پای حرمان است زبان گشوده شکاف شکنجه‌های فراق: در آرزوی کسی سوختن نه آسان است! ‌ به ... 🔸 #چه_پاییزی_ست ...

نشسته زنگ جدایی به صفحه‌ی دل من
شکسته شاخه‌ی امید و خانه خاموش است،
تنیده تار سیه، عنکبوت نومیدی
فشرده پنجه و با روح من هم‌آغوش است،

میان خانه‌ی ویرانه‌ی جوانی من،
به هر طرف نگرم جای پای حرمان است
زبان گشوده شکاف شکنجه‌های فراق:
در آرزوی کسی سوختن نه آسان است!

به عشق روی تو دامن کشیدم از همه خلق
دریغ و درد که دامن‌کشان گذر کردی
به اشک و آه دلی ناتوان نبخشودی
مرا به دام غم افکندی و سفر کردی

شرار عشق توام آنچنان گرفت به جان
که نیمه راه بیابان شوق واماندم،
کشید سیل حوادث به کام خویش مرا
تو بی‌خبر که من از کاروان جدا ماندم

جهان به چشم من از عشق تو همیشه بهار،
به باغ خاطر شادم خزان نمی‌آمد!
نگاه گرم و نوازشگر تو چون امروز
چنین به جانب من سرگران نمی‌آمد،

کنار چشمه‌ی نوش تو تشنه جان دادن
به جان دوست که افسانه‌ی غم انگیزی‌ست
بهار عمر و بهار جوانی من بود،
همان زمان که تو گفتی به من: «چه پاییزی‌ست»!

هنوز برگ تری از بهار عشق و شباب
به جان مانده که چشم و چراغ این چمن است،
در این خرابه در آغوش این سکوت حزین
هنوز یاد تو سرمایه‌ی حیات من است.

- #فریدون_مشیری
از دفتر: #تشنه_ی_طوفان
Read more
<span class="emoji emoji1f33a"></span> عرش زیر علم توست اباعبدالله فرش خاک قدم توست اباعبدالله نه فقط دشت جگر سوخته ی کرب و بلا همه عالم ...
Media Removed
عرش زیر علم توست اباعبدالله فرش خاک قدم توست اباعبدالله نه فقط دشت جگر سوخته ی کرب و بلا همه عالم حرم توست ابا عبدالله آنچه داریم و نداریم خدا می داند که کمی از کرم توست اباعبدالله مکتب و صوم و صلاة و شرف و عزت ما همه مرهون دم توست اباعبدالله شادی هر دو جهان بر دگران ارزانی دل ما وقف ... 🌺
عرش زیر علم توست اباعبدالله
فرش خاک قدم توست اباعبدالله
نه فقط دشت جگر سوخته ی کرب و بلا
همه عالم حرم توست ابا عبدالله
🌾🌾🌾
آنچه داریم و نداریم خدا می داند
که کمی از کرم توست اباعبدالله
مکتب و صوم و صلاة و شرف و عزت ما
همه مرهون دم توست اباعبدالله
🌷🌷🌷
شادی هر دو جهان بر دگران ارزانی
دل ما وقف غم توست اباعبدالله
به خدایی خداوند دو عالم سوگند
گریه ی خلق کم توست اباعبدالله
🌸🌸🌸
تو که هستی که زیارتگه ارواح رسل
حرم محترم توست اباعبدالله
دین اسلام سرافراز ز خون تو ولی
قامت کوه خم توست ابا عبدالله
🍀🍀🍀
صلى الله عليك يا اباعبدالله الحسين
__________________________________
#حسين_محور_اتحاد #الحسين_يوحدنا
#كربلاء #حرم #رمضان #رمضان_كريم
#رمضان_يجمعنا #لبيك_يا_حسين #تصويري
#امام_حسين #شيعه #جام_جهانى #بين_الحرمين #خوشمزه #سلامت #زندگى #زاينده_رود #اصفهان
#مشهد_الرضا #امام_رضا #اسلام
#تشيع #iran #shia #islamic #makka
‏ #names #karbala ‏ #abooamir133
Read more
<span class="emoji emoji1f33a"></span> عرش زیر علم توست اباعبدالله فرش خاک قدم توست اباعبدالله نه فقط دشت جگر سوخته ی کرب و بلا همه عالم ...
Media Removed
عرش زیر علم توست اباعبدالله فرش خاک قدم توست اباعبدالله نه فقط دشت جگر سوخته ی کرب و بلا همه عالم حرم توست ابا عبدالله آنچه داریم و نداریم خدا می داند که کمی از کرم توست اباعبدالله مکتب و صوم و صلاة و شرف و عزت ما همه مرهون دم توست اباعبدالله شادی هر دو جهان بر دگران ارزانی دل ما وقف ... 🌺
عرش زیر علم توست اباعبدالله
فرش خاک قدم توست اباعبدالله
نه فقط دشت جگر سوخته ی کرب و بلا
همه عالم حرم توست ابا عبدالله
🌾🌾🌾
آنچه داریم و نداریم خدا می داند
که کمی از کرم توست اباعبدالله
مکتب و صوم و صلاة و شرف و عزت ما
همه مرهون دم توست اباعبدالله
🌷🌷🌷
شادی هر دو جهان بر دگران ارزانی
دل ما وقف غم توست اباعبدالله
به خدایی خداوند دو عالم سوگند
گریه ی خلق کم توست اباعبدالله
🌸🌸🌸
تو که هستی که زیارتگه ارواح رسل
حرم محترم توست اباعبدالله
دین اسلام سرافراز ز خون تو ولی
قامت کوه خم توست ابا عبدالله
🍀🍀🍀
صلى الله عليك يا اباعبدالله الحسين
__________________________________
#حسين_محور_اتحاد #الحسين_يوحدنا
#كربلاء #حرم #رمضان #رمضان_كريم
#رمضان_يجمعنا #لبيك_يا_حسين #تصويري
#امام_حسين #شيعه #جام_جهانى #بين_الحرمين #خوشمزه #سلامت #زندگى #زاينده_رود #اصفهان
#مشهد_الرضا #امام_رضا #اسلام
#تشيع #iran #shia #islamic #makka
‏ #names #karbala ‏ #abooamir133
Read more
. هان ای شب شوم وحشت انگیز تا چند زنی به جانم آتش ؟ یا چشم مرا ز جای بركن یا پرده ز روی خود فروكش یا ...
Media Removed
. هان ای شب شوم وحشت انگیز تا چند زنی به جانم آتش ؟ یا چشم مرا ز جای بركن یا پرده ز روی خود فروكش یا بازگذار تا بمیرم كز دیدن روزگار سیرم دیری ست كه در زمانه ی دون از دیده همیشه اشكبارم عمری به كدورت و الم رفت تا باقی عمر چون سپارم نه بخت بد مراست سامان و ای شب ،‌نه توراست هیچ پایان چندین ... .
هان ای شب شوم وحشت انگیز

تا چند زنی به جانم آتش ؟

یا چشم مرا ز جای بركن

یا پرده ز روی خود فروكش

یا بازگذار تا بمیرم

كز دیدن روزگار سیرم

دیری ست كه در زمانه ی دون

از دیده همیشه اشكبارم

عمری به كدورت و الم رفت

تا باقی عمر چون سپارم

نه بخت بد مراست سامان

و ای شب ،‌نه توراست هیچ پایان

چندین چه كنی مرا ستیزه

بس نیست مرا غم زمانه ؟

دل می بری و قرار از من

هر لحظه به یك ره و فسانه

بس بس كه شدی تو فتنه ای سخت

سرمایه ی درد و دشمن بخت

این قصه كه می كنی تو با من

زین خوبتر ایچ قصه ایچ نیست

خوبست ولیك باید از درد

نالان شد و زار زار بگریست

بشكست دلم ز بی قراری

كوتاه كن این فسانه ،‌باری

آنجا كه ز شاخ گل فروریخت

آنجا كه بكوفت باد بر در

و آنجا كه بریخت آب مواج

تابید بر او مه منور

ای تیره شب دراز دانی

كانجا چه نهفته بد نهانی ؟

بودست دلی ز درد خونین

بودست رخی ز غم مكدر

بودست بسی سر پر امید

یاری كه گرفته یار در بر

كو آنهمه بانگ و ناله ی زار

كو ناله ی عاشقان غمخوار ؟

در سایه ی آن درخت ها چیست

كز دیده ی عالمی نهان است ؟

عجز بشر است این فجایع

یا آنكه حقیقت جهان است ؟

در سیر تو طاقتم بفرسود

زین منظره چیست عاقبت سود ؟

تو چیستی ای شب غم انگیز

در جست و جوی چه كاری آخر ؟

بس وقت گذشت و تو همانطور

استاده به شكل خوف آور

تاریخچه ی گذشتگانی

یا رازگشای مردگانی؟

تو آینه دار روزگاری

یا در ره عشق پرده داری ؟

یا شدمن جان من شدستی ؟

ای شب بنه این شگفتكاری

بگذار مرا به حالت خویش

با جان فسرده و دل ریش

بگذار فرو بگیرد دم خواب

كز هر طرفی همی وزد باد

وقتی ست خوش و زمانه خاموش

مرغ سحری كشید فریاد

شد محو یكان یكان ستاره

تا چند كنم به تو نظاره ؟

بگذار بخواب اندر آیم

كز شومی گردش زمانه

یكدم كمتر به یاد آرم
و آزاد شوم ز هر فسانه
بگذار كه چشم ها ببندد

كمتر به من این جهان بخندد
Read more
| مرحوم سید احمد حسینی-ساراییسم | . . یک اتفاق تازه برایت رقم زدم حیات خلوت خود را بهم زدم امشب شب شماست ...
Media Removed
| مرحوم سید احمد حسینی-ساراییسم | . . یک اتفاق تازه برایت رقم زدم حیات خلوت خود را بهم زدم امشب شب شماست شب درد و ناله نیست امشب به افتخار تو سیلی به غم زدم امشب عروس می‌شوی آخر عروسکم به احترام تو پیمانه کم زدم حالا بخوان بخند جهان را بهم بزن من هم حیات | مرحوم سید احمد حسینی-ساراییسم | . . یک اتفاق تازه برایت رقم زدم حیات خلوت خود را بهم زدم امشب شب شماست شب درد و ناله نیست امشب به افتخار تو سیلی به غم زدم امشب عروس می‌شوی آخر عروسکم به احترام تو پیمانه کم زدم حالا بخوان بخند جهان را بهم بزن من هم حیات
<span class="emoji emoji1f490"></span> عرش زیر علم توست اباعبدالله فرش خاک قدم توست اباعبدالله نه فقط دشت جگر سوخته ی کرب و بلا همه عالم ...
Media Removed
عرش زیر علم توست اباعبدالله فرش خاک قدم توست اباعبدالله نه فقط دشت جگر سوخته ی کرب و بلا همه عالم حرم توست ابا عبدالله آنچه داریم و نداریم خدا می داند که کمی از کرم توست اباعبدالله مکتب و صوم و صلاة و شرف و عزت ما همه مرهون دم توست اباعبدالله شادی هر دو جهان بر دگران ارزانی دل ما وقف ... 💐
عرش زیر علم توست اباعبدالله
فرش خاک قدم توست اباعبدالله
نه فقط دشت جگر سوخته ی کرب و بلا
همه عالم حرم توست ابا عبدالله
🌾🌾🌾
آنچه داریم و نداریم خدا می داند
که کمی از کرم توست اباعبدالله
مکتب و صوم و صلاة و شرف و عزت ما
همه مرهون دم توست اباعبدالله
🌷🌷🌷
شادی هر دو جهان بر دگران ارزانی
دل ما وقف غم توست اباعبدالله
به خدایی خداوند دو عالم سوگند
گریه ی خلق کم توست اباعبدالله
🌸🌸🌸
تو که هستی که زیارتگه ارواح رسل
حرم محترم توست اباعبدالله
دین اسلام سرافراز ز خون تو ولی
قامت کوه خم توست ابا عبدالله
🍀🍀🍀
صلى الله عليك يا اباعبدالله الحسين
__________________________________
#حسين_محور_اتحاد #الحسين_يوحدنا
#كربلاء #حرم #رمضان #رمضان_كريم
#رمضان_يجمعنا #لبيك_يا_حسين #تصويري
#امام_حسين #شيعه #جام_جهانى #بين_الحرمين #خوشمزه #سلامت #زندگى #زاينده_رود #اصفهان
#مشهد_الرضا #امام_رضا #اسلام
#تشيع #iran #shia #islamic #makka
‏ #names #karbala ‏ #abooamir133
Read more
... پریناز جهانگیر عصر: یک سال شد که من به هوایت پریده ام غیر از تو از تمام جهان، دل بریده ام افسانه ...
Media Removed
... پریناز جهانگیر عصر: یک سال شد که من به هوایت پریده ام غیر از تو از تمام جهان، دل بریده ام افسانه ای تو یا که حقیقت؟ تو چیستی؟ من در تمام عمر، شبیهت ندیده ام تنها تویی کسی که در آغوش گرم او در اضطراب اینهمه غم، آرمیده ام گرمای جاودانهٔ یک عشق پاک را با آفتاب ناب وجودت چشیده ام خواهم نوشت ... ...
پریناز جهانگیر عصر:
یک سال شد که من به هوایت پریده ام
غیر از تو از تمام جهان، دل بریده ام

افسانه ای تو یا که حقیقت؟ تو چیستی؟
من در تمام عمر، شبیهت ندیده ام

تنها تویی کسی که در آغوش گرم او
در اضطراب اینهمه غم، آرمیده ام

گرمای جاودانهٔ یک عشق پاک را
با آفتاب ناب وجودت چشیده ام

خواهم نوشت در همهٔ شعرهای خویش
این اتفاق را که تو را برگزیده ام

تنها تو باش، تا که تو هستی کنار من
انگار من به هر چه که خواهم رسیده ام

#پریناز_جهانگیر_عصر
#علی_برات_نژاد
#خوشنویسی
#نستعلیق
#شعر_ناب
#Calligraphy
Read more
دوستان خوب معجزه هایی هستند که هرکدامشان تنها یک بار در زمانی معین و بسیار به ندرت اتفاق می افتند.این ...
Media Removed
دوستان خوب معجزه هایی هستند که هرکدامشان تنها یک بار در زمانی معین و بسیار به ندرت اتفاق می افتند.این معجزه ها را باید تاپای جان به پای شان ایستاد و قدردانست. نه،نه، تنها قدردانستن شان کفایت نمی کند،اینان راباید آنقدرمحکم نگه داشت و درآغوش فشردکه باوجودت یکی شوند تا ابد. چیزی چنان دیگرداشته ... دوستان خوب معجزه هایی هستند که هرکدامشان تنها یک بار در زمانی معین و بسیار به ندرت اتفاق می افتند.این معجزه ها را باید تاپای جان به پای شان ایستاد و قدردانست.
نه،نه، تنها قدردانستن شان کفایت نمی کند،اینان راباید آنقدرمحکم نگه داشت و درآغوش فشردکه باوجودت یکی شوند تا ابد.
چیزی چنان دیگرداشته هانیست که باگمان خیال آسودگی از وجود و داشتن شان از نظر راند و یا درگنجه بلااستفاده گذاشت بدان امید که روزی به کار آیند.
این معجزه های معجزه گر همیشه بکارند،همیشه درحال خلق معجزه اند؛حتی اگرمعجزه هایشان بچشم نیاید؛حتی اگرایثاراعجازشان برای ما رنگ عادت گرفته باشند.
آنگاه که به حماقت دست به تجربه این مرگ نحس و بی پایان میزنی ، تو میمانی و به قدمت هزارن هزار قرن بغض خفه کننده ای که«با هزارسال بارش شبانه روز هم دل تو وا نمی شود»
من این را نداستم ، هیچکس این رانمی داند؛مگرروزی که دوستی حقیقی از کف برود،آنگاه میدانی،آنگاه میبینی ، که با هیچ چیز و همه چیز حتی جای خالی مرگبارش پرنمی شود.
انسان ها عادت میکنند،همه عادت می کنند،حتی به معجزه ها و درست درآن هنگام دیگر هیچ معجزه ای در هیچ کجای این جهان واژگون رخ نمی دهد و این بی رحمانه ترین ظلمی ست که انسان میتواندمقصرتام آن در حق خود باشد و غم انگیزترین نوع مرگ نیزهم.
ای کاش میدانستیم عمق بی پایان غم این به مرگ زیستن و در آتش زجری بی بدیل بسربردن را.
.
.
اینو یه نفر میگفت ، کسی که زار زار میگریست زیر آن درخت سدر پیر_رسته برپایه آن کوه سربرفلک کشیده ی بی انتها و ریشه در عمیق ترین جای جان زمین دوانده_با آن سایه عجیب و غریب اش که زمین را به میزبانی خاطراتی دیر و دور و سفر به عوالمی ناشناخته سفره ای وسوسه انگیز پراکنده بود.
اینو کسی میگفت که بعد از آن همه معجزه ، دست از طلب کشیده و در انزوای خویش به گریه نشسته بود ، کسی که از میان آن همه دست ، که سختِ سخت اش به مهر گرفته بودند برخاست و خود را در تنهایی خویش غرق کرد.
کسی که هر دم از پشیمانی « توبه میکرد که دگر توبه بیجا نکند» و به آز و تمنا با قطره های خون دل می سرشت که:
« گر بود عمر به میخانه رسم بار دگر
بجز از خدمت رندان نکنم کار دگر
خرم آن روز که با دیده گریان بروم
تا زنم آب در میکده یک بار دگر»
.
.
پ‍ . ن‍ :
علاج درد مشتاقان طبیب عام نشناسد
مگرلیلی کند درمان غم مجنون شیدا را
.
#نقل_قول!
،،،،،،،،،،،،
Read more
آب حیات من است خاک سر کوی دوست گر دو جهان خرمیست ما و غم روی دوست ولوله در شهر نیست جز شکن زلف یار فتنه ...
Media Removed
آب حیات من است خاک سر کوی دوست گر دو جهان خرمیست ما و غم روی دوست ولوله در شهر نیست جز شکن زلف یار فتنه در آفاق نیست جز خم ابروی دوست داروی مشتاق چیست زهر ز دست نگار مرهم عشاق چیست زخم ز بازوی دوست دوست به هندوی خود گر بپذیرد مرا گوش من و تا به حشر حلقه هندوی دوست گر متفرق شود خاک من اندر جهان باد نیارد ... آب حیات من است خاک سر کوی دوست
گر دو جهان خرمیست ما و غم روی دوست
ولوله در شهر نیست جز شکن زلف یار
فتنه در آفاق نیست جز خم ابروی دوست
داروی مشتاق چیست زهر ز دست نگار
مرهم عشاق چیست زخم ز بازوی دوست
دوست به هندوی خود گر بپذیرد مرا
گوش من و تا به حشر حلقه هندوی دوست
گر متفرق شود خاک من اندر جهان
باد نیارد ربود گرد من از کوی دوست
گر شب هجران مرا تاختن آرد اجل
روز قیامت زنم خیمه به پهلوی دوست
هر غزلم نامه‌ایست صورت حالی در او
نامه نوشتن چه سود چون نرسد سوی دوست
لاف مزن سعدیا شعر تو خود سحر گیر
سحر نخواهد خرید غمزه جادوی دوست
Read more
غصه و غم خلق شد کل جهان را غم گرفت از غـم تو قلب مخلوقات در عـالـم گرفت قبل خلقت روضه خواند و در گل آدم ...
Media Removed
غصه و غم خلق شد کل جهان را غم گرفت از غـم تو قلب مخلوقات در عـالـم گرفت قبل خلقت روضه خواند و در گل آدم دمید پس خدا اول برای روضه ی تو دم گرفت چیست در اسم غم انگیزت که از روز ازل تا شنید اسم تو را آدم، دل آدم گرفت کاف و هاء و یاء و عین و صاد یعنی داغ تو قلب زینب ابتدای سوره ی مریم گرفت روضه هایت دستگیری می کند ... غصه و غم خلق شد کل جهان را غم گرفت
از غـم تو قلب مخلوقات در عـالـم گرفت
قبل خلقت روضه خواند و در گل آدم دمید
پس خدا اول برای روضه ی تو دم گرفت
چیست در اسم غم انگیزت که از روز ازل
تا شنید اسم تو را آدم، دل آدم گرفت
کاف و هاء و یاء و عین و صاد یعنی داغ تو
قلب زینب ابتدای سوره ی مریم گرفت
روضه هایت دستگیری می کند از انبیاء
روضه هایت را نباید هیچ دست کم گرفت
هر چه منصوب به تو باشد گره وا می کند
می شود حاجات را از بیرق و پرچم گرفت
هر که دامان تو را از دست داد از دست رفت
تا ابد باید که دامان تو را محکم گرفت
گفت پیغمبر به حیدر غصه ی قتل تو را
فاطمه وقتی شنید این قصه را ماتم گرفت
زنـده باشم در رکــاب آن امـــام مـنـتـقـم
انتقامت را حسین از قاتلت خواهم گرفت
نــوكـــر نـوشـــت:
#حسین_جان
عشق ارباب سبب شد ڪه جنان خلق شده
ڪــربلا خوبتـرین جای جـهـان خـلـق شده
چشم و ابرو هـمگــی مایه ی زیبایی بود
تا سلامش بـفـرستیم دهــان خـلـق شده
صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين
سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... روزتون معطر بنام ارباب بی کفن
#بیاد_شهید_مدافع_حرم_محمد_حسین_بشیری
#اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد_و_عجل_فرجهم
Read more
. دیوانه ها آدم به آدم فرق دارند . . من از اشکی که میریزد ز چشم یار میترسم از آن روزی که اربابم شود ...
Media Removed
. دیوانه ها آدم به آدم فرق دارند . . من از اشکی که میریزد ز چشم یار میترسم از آن روزی که اربابم شود بیمار می ترسم همه ماندیم در جهلی شبیه عهد دقیانوس من از خوابیدن منجی درون غار می ترسم ! رها کن صحبت یعقوب و کوری و غم فرزند من از گرداندن یوسف سر بازار می ترسم همه گویند این جمعه بیا اما درنگی کن از ... .
دیوانه ها آدم به آدم فرق دارند
.
.
من از اشکی که میریزد ز چشم یار میترسم
از آن روزی که اربابم شود بیمار می ترسم

همه ماندیم در جهلی شبیه عهد دقیانوس
من از خوابیدن منجی درون غار می ترسم !

رها کن صحبت یعقوب و کوری و غم فرزند
من از گرداندن یوسف سر بازار می ترسم

همه گویند این جمعه بیا اما درنگی کن
از اینکه باز عاشورا شود تکرار می ترسم !

سحر شد آمده خورشید اما آسمان ابریست
من از بی مهری این ابر های تار می ترسم!

تمام عمر خود را نوکر این خاندان خواندم
از آن روزی که این منصب کند انکار می ترسم!

طببیم داده پیغامم بیا دارویت آماده است
از آن شرمی که دارم از رخ عطار می ترسم

شنیدم روز و شب از دیده ات خون جگر ریزد
من از بیماری آن دیده خونبار می ترسم!

به وقت ترس و تنهایی، تو هستی تکیه گاه من
مرا تنها میان قبر خود نگذار می ترسم!

دلت بشکسته از من لکن ای دلدار رحمی کن
من از نفرین و از عاق پدر بسیار می ترسم!

هزاران بار رفتم از درت شرمنده برگشتم
ز هجرانت نترسیدم ولی این بار می ترسم!

دمی وصلم،دمی فصلم،دمی قبضم،دمی بستم
من از بیچارگی آخر این کار می ترسم!

جهان را قطره اشکی می کند ویران
من از اشکی که می ریزد زچشم یار می ترسم
.
.
#مهدی_بقایی
.
.
.
#الحمدلله_على_كل_حال
Read more
.تکنیک #آب_مركب .  در جهان هریک از ما، پریزاد کمیابی هست. یک نفر هست که دوست داری بخندونیش، دوست ...
Media Removed
.تکنیک #آب_مركب .  در جهان هریک از ما، پریزاد کمیابی هست. یک نفر هست که دوست داری بخندونیش، دوست داری نگاهش کنی، دوست داری دقایق طولانی به صداش گوش کنی، دوست داری دستشو بگیری بین دستهات، دوست داری بی هوا تو شلوغ ترین چهارراه شهر ببوسیش، دوست داری شبها به موسیقی آروم نفسهاش گوش کنی وقتی خوابش برده، ... .تکنیک #آب_مركب
.
 در جهان هریک از ما، پریزاد کمیابی هست. یک نفر هست که دوست داری بخندونیش، دوست داری نگاهش کنی، دوست داری دقایق طولانی به صداش گوش کنی، دوست داری دستشو بگیری بین دستهات، دوست داری بی هوا تو شلوغ ترین چهارراه شهر ببوسیش، دوست داری شبها به موسیقی آروم نفسهاش گوش کنی وقتی خوابش برده، دوست داری امنیتش باشی، دوست داری آرامشش باشی، دوست داری قبل از خواب و بعد از تنانگی با هم توی تاریکی یه عالمه حرف بزنین، دوست داری دوتایی غذا بپزین و کل کل کنین و بخندین، دوست داری باهاش نصفه شب بری ساحل نوشهر و بنوشی و صفا کنی تا وقتی خورشید از راه برسه، دوست داری باهاش فیلم ببینی، دوست داری برات شعر بخونه، دوست داری دوتایی برید توچال آدم برفی درست کنین، دوست داری باهاش بری کوه، دوست داری درباره همه چیز باهاش حرف بزنی، دوست داری حرصش بدی بعد با یه بوسه از دلش دربیاری، خلاصه که دوست داری جهانت معطر باشه به عطر دلربای بودنش. شاید غم غروب پاییز یعنی توی سرمای سکوت تنهاییت به این فکر کنی که اون یه نفر چقدر هست، و چقدر سهم تو نیست. همینه قاعده دنیا. بعضی ها رو میشه دوست داشت، اما نمیشه داشت.......
.
حمیدسلیمی
@hamid.salimi.59
Read more
﷽ . ‫شادی هر دو جهان بی تو مرا جز غم نیست
جنّت بی تو عذابش ز جهنّم کم نیست‬ ‫ در دم مرگ اگر پا به سرم بگذاری عمر جاوید به شیرینی آن یکدم نیست‬ بگذار آدمیان طعنه زنندم گویم
هر که خود را سگ کوی تو نخواند آدم نیست‬ شعر از پير خرابات حضرت اباعبدالله الحسين (ع) #استاد_حاج_غلامرضا_سازگار . . . #شب_جمعه_است_هوايت_نكنم_ميميرم #دست_مارا_به_محرم_برسانيد_فقط #ياعلي #محرم #دستام_خاليه #شرمندتم #ميترسم_حسين #حسين_طاهري ...
.
‫شادی هر دو جهان بی تو مرا جز غم نیست
جنّت بی تو عذابش ز جهنّم کم نیست‬ ‫
در دم مرگ اگر پا به سرم بگذاری
عمر جاوید به شیرینی آن یکدم نیست‬
بگذار آدمیان طعنه زنندم گویم
هر که خود را سگ کوی تو نخواند آدم نیست‬

شعر از پير خرابات حضرت اباعبدالله الحسين (ع)
#استاد_حاج_غلامرضا_سازگار
.
.
.
#شب_جمعه_است_هوايت_نكنم_ميميرم
#دست_مارا_به_محرم_برسانيد_فقط
#ياعلي
#محرم
#دستام_خاليه
#شرمندتم
#ميترسم_حسين
#حسين_طاهري ‏
___________________
Read more
اقایان علیرضا قنبری محمد قنبری پسران بزرگ و کوچکم به مناسبت ۵شهریور خجسته زادروز زکریای رازی روز ...
Media Removed
اقایان علیرضا قنبری محمد قنبری پسران بزرگ و کوچکم به مناسبت ۵شهریور خجسته زادروز زکریای رازی روز داروساز گربه زیارت آمدی حمدی وسوره ای بخـــــوان هو که به همت توام جان برسد به جـــــــاودان ای که به پیشواز تو جان من آمده به لب بدرقه کن تو هم به خاک این تن زار ناتوان ای تو طبیب عشق من ... اقایان
علیرضا قنبری
محمد قنبری
پسران بزرگ و کوچکم

به مناسبت ۵شهریور
خجسته زادروز زکریای رازی
روز داروساز

گربه زیارت آمدی حمدی وسوره ای بخـــــوان
هو که به همت توام جان برسد به جـــــــاودان

ای که به پیشواز تو جان من آمده به لب
بدرقه کن تو هم به خاک این تن زار ناتوان

ای تو طبیب عشق من بر سر چشم من نشین
هم به سرشک شوقم این آتش تب فرونشان

چشم و چراغ خاکدان زاده به طالعی که شمـع
مرگ و حیات و گریه و خنده ی اوست توامان

بر سر خاک من بخور باده عشق و غم مخور
هو که نریزدت دوا ساقی غم در استکان

قطره چکان فرو نِه و جام مِیَم بلند کن
وزمی عشق قطره ای درگلویم فرو چکان

وه چه به نرخ جان خود داروی تلخ می خرید
یار من و شفای من شهد لبش به رایگان

در پی جفت پر زند طایر جان که می پریم
بر سر طوبی جنان چون دو کبوتر آشیان

باز زبان زمین نَهَم زانکه بروی این زمین
در همه عمر بوده ام زار و زبون این زبان

جان به جهان جاودان بسته قطار قافله
وز نوسان نبض من زنگ درای کاروان

نقش طبیب و قصه درد و دواش بس کنید
صحبت عشق و عاشقی خوش بکشید درمیان

نقش مزار من کنید این دو سخن که شهریار
باغم عشق زاده و با غم عشق داده جان

زنده یاد شهریار
Read more
. من از آن روز که دربند توام آزادم پادشاهم که به دست تو اسیر افتادم همه غم‌های جهان هیچ اثر می‌نکند در ...
Media Removed
. من از آن روز که دربند توام آزادم پادشاهم که به دست تو اسیر افتادم همه غم‌های جهان هیچ اثر می‌نکند در من از بس که به دیدار عزیزت شادم خرم آن روز که جان می‌رود اندر طلبت تا بیایند عزیزان به مبارک بادم من که در هیچ مقامی نزدم خیمه انس پیش تو رخت بیفکندم و دل بنهادم دانی از دولت وصلت چه طلب ... .
من از آن روز که دربند توام آزادم

پادشاهم که به دست تو اسیر افتادم

همه غم‌های جهان هیچ اثر می‌نکند

در من از بس که به دیدار عزیزت شادم

خرم آن روز که جان می‌رود اندر طلبت

تا بیایند عزیزان به مبارک بادم

من که در هیچ مقامی نزدم خیمه انس

پیش تو رخت بیفکندم و دل بنهادم

دانی از دولت وصلت چه طلب دارم هیچ

یاد تو مصلحت خویش ببرد از یادم
.
#حضرت_ماه 🌙
#حضرت_عشق ❤
Read more
وقتی در کنار تو هستم هیچ آرزوی جدیدی اتفاق نخواهد افتاد. غم ممنوع است و غصه قدغن. وقتی در کنار تو هستم ...
Media Removed
وقتی در کنار تو هستم هیچ آرزوی جدیدی اتفاق نخواهد افتاد. غم ممنوع است و غصه قدغن. وقتی در کنار تو هستم انگار کن زمین هم نمی چرخد. در جایت جا به جا نشو. دلم جا به جا می شود . آن وقت تیترهای یک روزنامه تغییر خواهد کرد و خواهد نوشت به عجایب هفتگانه ی جهان یکی اضافه شد. وقتی در کنار تو هستم باید هم به عجایب هفتگانه ... وقتی در کنار تو هستم هیچ آرزوی جدیدی اتفاق نخواهد افتاد. غم ممنوع است و غصه قدغن. وقتی در کنار تو هستم انگار کن زمین هم نمی چرخد. در جایت جا به جا نشو. دلم جا به جا می شود . آن وقت تیترهای یک روزنامه تغییر خواهد کرد و خواهد نوشت به عجایب هفتگانه ی جهان یکی اضافه شد. وقتی در کنار تو هستم باید هم به عجایب هفتگانه اضافه شود ، آنقدر که دلم عجیب میشود . نگاه کن در کنار تو که باشم اوج می گیرم و با تمام وجودم احساس می کنم رنگ زندگی عشق میشود ... دوست دارم همه ی آرزوهای خوب را برای خودم بردارم اما حقیقت چیز دیگری ست تا من هستم تمام آرزوهای خوب جهان برای تو گلچین خواهد شد.
کنار من باش ، تا همیشه حالم خوب می شود و هوای بودنم لطیف... برای سبز و مانا ماندن این پیمان راه بسیار پیموده ایم ... ایستگاه به ایستگاه زندگی را با هم گام شمرده ایم و تا پایان همواره خواهیم ماند در کنار هم .... این را بدان تابی نهایت یادگار ماندگاریست :
کنار تو درگیر آرامشم
همین از تمام جهان کافیه
همین که کنارت نفس می کشم ... #6 #سالگرد_ازدواج #عشق #آرتمیس
Read more
... علامه اقبال لاهوری: به فغان نه لب گشودم که فغان اثر ندارد غم دل نگفته بهتر همه کس جگر ندارد چه ...
Media Removed
... علامه اقبال لاهوری: به فغان نه لب گشودم که فغان اثر ندارد غم دل نگفته بهتر همه کس جگر ندارد چه حرم چه دیر هر جا سخنی ز آشنائی مگر اینکه کس ز راز من و تو خبر ندارد چه ندیدنی است اینجا که شرر جهان ما را نفسی نگاه دارد، نفسی دگر ندارد تو ز راه دیدهٔ ما به ضمیر ما گذشتی مگر آنچنان گذشتی که نگه خبر ... ...
علامه اقبال لاهوری:
به فغان نه لب گشودم که فغان اثر ندارد
غم دل نگفته بهتر همه کس جگر ندارد

چه حرم چه دیر هر جا سخنی ز آشنائی
مگر اینکه کس ز راز من و تو خبر ندارد

چه ندیدنی است اینجا که شرر جهان ما را
نفسی نگاه دارد، نفسی دگر ندارد

تو ز راه دیدهٔ ما به ضمیر ما گذشتی
مگر آنچنان گذشتی که نگه خبر ندارد

کس ازین نگین شناسان نگذشت بر نگینم
بتو می سپارم او را که جهان نظر ندارد

قدح خرد فروزی که فرنگ داد ما را
همه آفتاب لیکن اثر سحر ندارد

#علامه_اقبال_لاهوری
#علی_برات_نژاد
#خوشنویسی
#نستعلیق
#شعر_ناب
#Calligraphy
Read more
امروز نودمین سالروز میلاد امیرهوشنگ ابتهاج یا همان #سایه است. شاید سایه را بتوان به راحتی جزو سه شاعر بزرگ معاصر دانست. استعداد خارق العاده ی سایه در چینش موزون کلمات نخستین عامل جاذبه ی او برای من بود. شاعری که در بیست و دو سالگی شعر درخشان نشود فاش کسی آنچه میان من و توست را سرود. سایه ی سراینده ی تصنیف ... امروز نودمین سالروز میلاد امیرهوشنگ ابتهاج یا همان #سایه است. شاید سایه را بتوان به راحتی جزو سه شاعر بزرگ معاصر دانست. استعداد خارق العاده ی سایه در چینش موزون کلمات نخستین عامل جاذبه ی او برای من بود. شاعری که در بیست و دو سالگی شعر درخشان نشود فاش کسی آنچه میان من و توست را سرود. سایه ی سراینده ی تصنیف های تو ای پری کجایی و سپیده دم، سایه ی مولوی گون نامدگان و رفتگان از دو کرانه ی جهان،سوی تو می دوند هان،ای تو همیشه در میان، سایه ی حافظ شناس ز پرده گر به در آید نگار پرده نشینم،چو اشک از نظر افتد نگار خانه ی چینم، سایه ی ارغوان، سایه ی وقت است که بنشینی و گیسو بگشایی،تا با تو بگویم غم شب های جدایی. از اینها که بگذریم سایه را تنها با معیار های شعر کلاسیک و اندیشه های عرفانی و آزادی خواهی نباید سنجید‌. سایه شاعر انسان مدرن است و دارای شخصیتی متمایز با دیگر شاعران پیش از خود. او کسی است که انسان را در سخت ترین روزها به امید دعوت می کند. سایه را آیندگان به نام شاعر امیدواری خواهند شناخت. چند بخش از اشعار سایه را در سخت ترین فشارهای روحی و زندگی با خود همواره زمزمه می کنم و از آن آرامش و امید می گیرم.
امروز نه آغاز و نه انجام جهان است
ای بس غم و شادی که پس پرده نهان است
.
چه غم دارد ز خاموشی درون شعله پروردم
که صد خورشید آتش برده از خاکستر سردم
.
ای سایه صبر کن که برآید به کام دل
آن نوبهار که در دل امیدوار توست
.
به سان رود
که در نشیب دره سر به سنگ می زند
رونده باش
امید هیج معجزی از مرده نیست
زنده باش
.
#هوشنگ_ابتهاج #سایه #شعر #غزل
Read more
، ای دل جهان به کام تو شد شد،نشد نشد دولت اگر غلام تو شد شد،نشد نشد این دختر زمانه که هر دم به دامنی ست یکدم ...
Media Removed
، ای دل جهان به کام تو شد شد،نشد نشد دولت اگر غلام تو شد شد،نشد نشد این دختر زمانه که هر دم به دامنی ست یکدم اگر به کام تو شد شد،نشد نشد این سکه ی بزرگی و اقبال و سروری یک روزهم به نام تو شد شد،نشد نشد چون کار روزگار به تقدیر یا قضاست تقدیر بر مرام تو شد شد،نشد نشد روز ازل چو قسمت هر چیز کرده اند عیشی اگر ... ، ای دل جهان به کام تو شد شد،نشد نشد
دولت اگر غلام تو شد شد،نشد نشد
این دختر زمانه که هر دم به دامنی ست
یکدم اگر به کام تو شد شد،نشد نشد
این سکه ی بزرگی و اقبال و سروری
یک روزهم به نام تو شد شد،نشد نشد
چون کار روزگار به تقدیر یا قضاست
تقدیر بر مرام تو شد شد،نشد نشد
روز ازل چو قسمت هر چیز کرده اند
عیشی اگر سهام تو شد شد،نشد نشد
چون باید عاقبت بنهی خانه را به غیر
آباده کاخ و بام تو شد شد،نشد نشد
زان می که تر کنند دماغی به روز غم
یک قطره گر به جام تو شد شد،نشد نشد
دامی به شاهراه مرادی بگستران
این صید اگر به دام تو شد شد،نشد نشد
یک دم غنیمت است بنوشان و می بنوش
صبح امید شام تو شد شد،نشد نشد
در درگه ملک چو غلامان بزی حکیم
بر حضرتش مقام تو شد شد،نشد نشد

تموم شد
زت زیاد ✋
#دل #جهان #شد #نشد #دختر #زمانه #سکه #خرداد #بهرنگ #لایک #کامنت #دماغ #شاهراه #صبح #ملک #مقام
Read more
. تقویم روی میز از تکرار می‌گفت دیروز خود را کشته ام، اخبار می‌گفت تکرار بود، افسردگی هم بود، غم ...
Media Removed
. تقویم روی میز از تکرار می‌گفت دیروز خود را کشته ام، اخبار می‌گفت تکرار بود، افسردگی هم بود، غم هم پرتاب می‌کردم خودم را از خودم هم در این زمانه زنده بودن بی حیایی است راه نجاتم روی پل‌های هوایی است مثل فرار از درس، از ترس ریاضی این روزهای سخت چون درس ریاضی این روزهای سخت خیلی فکر مرگم مانند ... .
تقویم روی میز از تکرار می‌گفت
دیروز خود را کشته ام، اخبار می‌گفت

تکرار بود، افسردگی هم بود، غم هم
پرتاب می‌کردم خودم را از خودم هم

در این زمانه زنده بودن بی حیایی است
راه نجاتم روی پل‌های هوایی است

مثل فرار از درس، از ترس ریاضی
این روزهای سخت چون درس ریاضی

این روزهای سخت خیلی فکر مرگم
مانند مجنون بعد لیلی فکر مرگم

هر روز می‌کشتم خودم را غیر از امروز
در حسرت دیدار فردا، غیر از امروز

در لحظۀ آخر خودم را هل ندادم
بالای پل تصویر تو آمد به یادم

فرم لبت یا خنده‌ات در آخرین عکس
بیچاره‌ام کردی عزیزم با همین عکس

آرامش #تو، مکث تو زیباست خانم
دیوار زیر عکس تو زیباست خانم

روح من از زیبایی‌ات آتش گرفته
پیراهنم عطر تو را دستش گرفته

تنظیم فرموده خدا طنازی‌ات را
آتش زبان وا کرده آتش بازی‌ات را

در شدت لب‌های تو انگور جوشید
مرداب افسرده، لباس موج پوشید

آبی به روی این من بدمست پاشید
از جیب‌هایم «من دلم تنگ است» پاشید

با خنده‌هایت مشکلات عمده حل شد
از چشم‌های تو جهان ضرب العسل شد

از پله‌ها امروز هم رفتیم بالا
اما عوض شد با حضورت قصه حالا

باید پس از این قصه‌ها گفت از رهایی
از بوسه‌ها بالای پل‌های هوایی... .
.
آرش_شفاعی
.
#عاشقانه
Read more
<span class="emoji emoji1f4a0"></span> حضرت #سعدی: من آن نی‌ام که دل از مهر دوست بردارم... ‌ #شعر کامل: من آن نیم که دل از مهر دوست بردارم و ...
Media Removed
حضرت #سعدی: من آن نی‌ام که دل از مهر دوست بردارم... ‌ #شعر کامل: من آن نیم که دل از مهر دوست بردارم و گر ز کینه دشمن به جان رسد کارم نه روی رفتنم از خاک آستانه دوست نه احتمال نشستن نه پای رفتارم کجا روم که دلم پای بند مهر کسیست سفر کنید رفیقان که من گرفتارم نه او به چشم ارادت نظر به جانب ما نمی‌کند ... 💠 حضرت #سعدی:
من آن نی‌ام که دل از مهر دوست بردارم...

#شعر کامل:
من آن نیم که دل از مهر دوست بردارم
و گر ز کینه دشمن به جان رسد کارم
نه روی رفتنم از خاک آستانه دوست
نه احتمال نشستن نه پای رفتارم
کجا روم که دلم پای بند مهر کسیست
سفر کنید رفیقان که من گرفتارم
نه او به چشم ارادت نظر به جانب ما
نمی‌کند که من از ضعف ناپدیدارم
اگر هزار تعنت کنی و طعنه زنی
من این طریق محبت ز دست نگذارم
مرا به منظر خوبان اگر نباشد میل
درست شد به حقیقت که نقش دیوارم
در آن قضیه که با ما به صلح باشد دوست
اگر جهان همه دشمن شود چه غم دارم
به عشق روی تو اقرار می‌کند سعدی
همه جهان به درآیند گو به انکارم
کجا توانمت انکار دوستی کردن
که آب دیده گواهی دهد به اقرارم
📗 #دیوان_اشعار، #غزلیات، #غزل شماره‌ی ۳۸۷
Read more
. تصویری دیده نشده از سکوی جوانان جهان، لاس وگاس طلا: رندی لوئیس از امریکا (هفت سال بعد قهرمان المپیک ...
Media Removed
. تصویری دیده نشده از سکوی جوانان جهان، لاس وگاس طلا: رندی لوئیس از امریکا (هفت سال بعد قهرمان المپیک شد) نقره: سید رسول حسینی از ایران برنز: تاوبولاتوف از شوروی . سهم تیم ملی کشتی آزاد جوانان کشورمان از شهر کازینوها سه مدال بود. سید رسول و محمد رضایی نقره گرفتند و محمد حسن محبی طلا را به سینه ... .
تصویری دیده نشده از سکوی جوانان جهان، لاس وگاس
طلا: رندی لوئیس از امریکا (هفت سال بعد قهرمان المپیک شد)
نقره: سید رسول حسینی از ایران
برنز: تاوبولاتوف از شوروی
.
سهم تیم ملی کشتی آزاد جوانان کشورمان از شهر کازینوها سه مدال بود. سید رسول و محمد رضایی نقره گرفتند و محمد حسن محبی طلا را به سینه آویخت.
.
چند خطی در وصف زنده یاد سید رسول حسینی
دلاوری از روستای پاشاکلای ساری كه چه از لحاظ فنی و چه اخلاقی شُهره مازندران و ایران بود. علاوه بر نقره جهانی جوانان، در مقطع سنی بزرگسالان نیز موفق به کسب یک طلا و یک نقره آسیا شد. سید در مسابقات جهانی اسکوپیه نیز عضو تیم ملی کشورمان بود که در پایان به مقام چهارم جهان رسید. علاقمندان به کشتی رقابت دیدنی او و بلوگلازوف شهیر را به یاد دارند که در پایان گرچه دستان نماینده شوروی بالا رفت اما زیر گیری های سید، بلوگلازوف را از نفس انداخته بود!
.
و اما داستان غم انگیز درگذشت سید رسول از زبان عسكری محمدیان:
سید شبی به منزلمان آمد و ما در یک اتاق خوابیدیم. نیمه های شب خواب دیدم که در سالن کشتی هستیم و با هم تمرین کشتی می کنیم که در حین تمرین سید رسول با سر به زمین آمد و نخاعش پاره شد و همه کسانی که در سالن بودند داد می کشیدند. در همین داد و بیداد از خواب بیدار شدم و دیدم که سید رسول آرام و طبق عادت در حالی که دستش زیر سرش است خوابیده. ساعت ها در فکر خواب بدی که دیدم بودم، صبح به سید رسول گفتم که خواب بدی دیدم و او هم گفت به خاطر این خواب تو و برای اینکه نگران نباشی امروز کشتی تمرین نمی کنم و فوتبال و والیبال بازی می کنیم.
بعد از ظهر برای تمرین فوتبال به سمت زمین هندبال رفتیم و مشغول شدیم که سید رسول وسط بازی گفت:
«می خواهم در دروازه بایستم»
او هیچ زمانی بیکار نمی ایستاد و تا بچه ها از دروازه فاصله گرفتند دروازه هندبال را گرفت و مشغول بدنسازی و بارفیکس شد. چون دروازه متحرک بود تحمل نکرد و روی صورت سید رسول فرود آمد. صحنه بسیار بدی بود. یک لحظه خوابم برای من تداعی شد. زانوهایم سست شد و با پایی لرزان به سمت سید رسول رفتم. صورتش بر اثر اصابت سنگین دروازه فرو رفته بود و خون همه صورتش را گرفته بود، من هم بعد از دیدن این صحنه بیهوش شدم.
فردا صبح گفتند که سید رسول فوت کرده است!
.
⁦✍🏼⁩ #جاوید_ادبی
Read more
بی تو ، مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم شوق دیدار تو لبریز شد از جام ...
Media Removed
بی تو ، مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم شدم آن عاشق دیوانه که بودم ! در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید باغ صد خاطره خندید عطر صد خاطره پیچید یادم آید که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم ساعتی ... بی تو ، مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق دیوانه که بودم !

در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید
باغ صد خاطره خندید
عطر صد خاطره پیچید

یادم آید که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم
پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم

ساعتی بر لب آن جوی نشستیم
تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت
من همه محو تماشای نگاهت
آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشه ماه فرو ریخته در آب
شاخه ها دست برآورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ

یادم آید : تو بمن گفتی :
ازین عشق حذر کن !
لحظه ای چند بر این آب نظر کن
آب ، آئینة عشق گذران است
تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است
باش فردا ،
بی تو ، مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق دیوانه که بودم !

در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید
باغ صد خاطره خندید
عطر صد خاطره پیچید

یادم آید که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم
پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم

ساعتی بر لب آن جوی نشستیم
تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت
من همه محو تماشای نگاهت
آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشه ماه فرو ریخته در آب
شاخه ها دست برآورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ

یادم آید : تو بمن گفتی :
ازین عشق حذر کن !
لحظه ای چند بر این آب نظر کن
آب ، آئینة عشق گذران است
تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است
باش فردا ، که دلت با دگران است
تا فراموش کنی ، چندی ازین شهر سفر کن !

با تو گفتنم :
حذر از عشق ؟
ندانم
سفر از پیش تو ؟
هرگز نتوانم
روز اول که دل من به تمنای تو پَر زد
چون کبوتر لب بام تو نشستم
تو بمن سنگ زدی ، من نه رمیدم ، نه گسستم
باز گفتم که : تو صیادی و من آهوی دشتم
تا به دام تو درافتم ، همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم
سفر از پیش تو هرگز نتوانم ، نتوانم … !

اشکی از شاخه فرو ریخت
مرغ شب نالة تلخی زد و بگریخت !
اشک در چشم تو لرزید
ماه بر عشق تو خندید

یادم آید که دگر از تو جوابی نشنیدم
پای در دامن اندوه کشیدم
نگسستم ، نرمیدم

رفت در ظلمت غم ، آن شب و شبهای دگر هم
نه گرفتی دگر از عاشق آزده خبر هم
نه کنی دیگر از آن کوچه گذر هم !
بی تو ، اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم
فریدون مشیری
#هشتگبازی_اول #فریدون_بودم_گردن_میگرفتمت #قِناریا #کِلاغلار #دانیال زیر پلی #درِ_بستنیُ_باید_لیسید #شدن؟! #رفاقت_سادست #دسخوش #پوکه_ #پوکه_سفیدقرمز #شرح_شهرم
Read more
 #تنها ؛ تویی #تو که می تپی به #نبض این #رهایی تو فارق از وفور سایه هایی باز آ که جز تو #جهان من #حقیقتی ...
Media Removed
#تنها ؛ تویی #تو که می تپی به #نبض این #رهایی تو فارق از وفور سایه هایی باز آ که جز تو #جهان من #حقیقتی ندارد تو می روی که #ابر #غم ببارد به سمت ماندن ات راهی نمیشوی چرا #آشوبم #آرامشم تویی به هر #ترانه ای سر میکشم تویی #سحر اضافه کن به فهم #آسمانم آشوبم آرامشم تویی به هر ترانه ای سر میکشم تویی بیا ... #تنها ؛ تویی #تو که می تپی به #نبض این #رهایی
تو فارق از وفور سایه هایی
باز آ که جز تو #جهان من #حقیقتی ندارد
تو می روی که #ابر #غم ببارد
به سمت ماندن ات راهی نمیشوی چرا
#آشوبم #آرامشم تویی
به هر #ترانه ای سر میکشم تویی
#سحر اضافه کن به فهم #آسمانم
آشوبم آرامشم تویی
به هر ترانه ای سر میکشم تویی
بیا که بی تو من غم تو #صد #خزانم
***************
بگذار بگویم که از #سراب این و آن بریدم
من از #عطش #ترانه آفریدم
به سمت ماندنت راهی نمی شوی چرا
گاهی #ستاره #هدیه کن به مشت پوچ #شب ها
شمرده تر بگو با من حروف رفتنت
تا من بگیرم از #دلت همه #بهانه ها را
آشوبم آرامشم تویی
به هر ترانه ای سر میکشم تویی
سحر اضافه کن به فهم آسمانم
آشوبم آرامشم تویی
به هر ترانه ای سر میکشم تویی
بیا که بی تو من #غم تو صد خزانم
Read more
. گریه کردیم... دو تا شعله ی خاموش شده گریه کردیم... دو آهنگ فراموش شده پر کشیدیدم، بدون پرِ زخمی ...
Media Removed
. گریه کردیم... دو تا شعله ی خاموش شده گریه کردیم... دو آهنگ فراموش شده پر کشیدیدم، بدون پرِ زخمی با هم عشق بازیِ دوتا کفتر زخمی با هم مرگ پشت سرمان بود، نمی دانستیم بوسه ی آخرمان بود، نمی دانستیم زندگی حسرت یک شادی معمولی بود زندگی چرخش تنهایی و بی پولی بود زخم، سهم تنمان بود، نمی ترسیدیم زندگی ... .
گریه کردیم... دو تا شعله ی خاموش شده

گریه کردیم... دو آهنگ فراموش شده
پر کشیدیدم، بدون پرِ زخمی با هم

عشق بازیِ دوتا کفتر زخمی با هم
مرگ پشت سرمان بود، نمی دانستیم

بوسه ی آخرمان بود، نمی دانستیم
زندگی حسرت یک شادی معمولی بود

زندگی چرخش تنهایی و بی پولی بود
زخم، سهم تنمان بود، نمی ترسیدیم

زندگی دشمنمان بود، نمی ترسیدیم
شعر من مزه ی خاکستر و الکل می داد

شعر، من را وسط زندگی ات هل می داد
شعر من بین تن زخمی مان پل می شد

بیت اول گره روسری ات شل می شد
بیت تا بیت فقط فاصله کم می کردی

شعر می خواندم و محکم بغلم می کردی
پیِ تاراندن غم های جدیدم بودی

نگران من و موهای سپیدم بودی
نگران بودی، یک مصرع غمگین بشوم

زندگی لج کند و پیرتر از این بشوم
نگران بودی اندوه تو خاکم بکند

نگران بودی سیگار هلاکم بکند
نگران بودی این فرصت ِ کم را بُکُشم

نگران بودی یک روز خودم را بُکُشم
آه... بدرود گل یخ زده ی بی کس من

آه بدرود زن کوچک دلواپــس من... بغلم کن غمِ در زخم، شناور شده ام

بغلم کن گل بی طاقت پرپر شده ام
بغلم کن که جهان کوچک و غمگین نشود

بغلم کن که خدا دورتر از این نشود
مرگ را آخر هر قافیه تمرین نکنم

مردم شهر تو را، بعد ِتو نفرین نکنم
کاش این نعش به تقدیر خودش تن بدهد

کاش این شعر به من جرات مردن بدهد... #حامد_ابراهیم_پور
Read more
یکم شهریورماه، #روز_پزشک بر پزشکان متعهد ایران‌زمین مبارک باد‌<span class="emoji emoji1f33a"></span> ‌ ‌ #دست_هامان_نرسیده_ست_به_هم ...
Media Removed
یکم شهریورماه، #روز_پزشک بر پزشکان متعهد ایران‌زمین مبارک باد‌ ‌ ‌ #دست_هامان_نرسیده_ست_به_هم ... ‌ از دل و دیده، گرامی‌تر هم آیا هست؟ -دست، آری، ز دل و دیده گرامی‌تر: دست! ️ زین همه گوهر پیدا و نهان در تن و جان، بی‌گمان دست گران‌قدرتر است. ‌ هرچه حاصل كنی از دنیا، دستاوردست! هرچه ... یکم شهریورماه، #روز_پزشک
بر پزشکان متعهد ایران‌زمین مبارک باد‌🌺


#دست_هامان_نرسیده_ست_به_هم ...

از دل و دیده، گرامی‌تر هم
آیا هست؟
-دست،
آری، ز دل و دیده گرامی‌تر:
دست!
▫️
زین همه گوهر پیدا و نهان
در تن و جان،
بی‌گمان دست گران‌قدرتر است.

هرچه حاصل كنی از دنیا،
دستاوردست!
هرچه اسباب جهان باشد، در روی زمین،
دست دارد همه را زیر نگین!
سلطنت را كه شنیده‌ست چنین؟!
▫️
شرف دست همین بس كه نوشتن با اوست!
خوش‌ترین مایه‌ی دلبستگی من با اوست.
▫️
در فروبسته‌ترین دشواری،
در گرانبارترین نومیدی،
بارها بر سر خود، بانگ زدم:
-هیچت ار نیست مخور خون جگر،
دست كه هست!
بیستون را یاد آر،
دستهایت را بسپار به كار،
كوه را چون پرِ كاه از سر راهت بردار!
▫️
وه چه نیروی شگفت انگیزی‌ست،
دست‌هایی كه به هم پیوسته ست!
به یقین، هركه به هر جای، در آید از پای
دست‌هایش بسته‌ست!
▫️
دست در دست كسی،
یعنی: پیوند دو جان!
دست در دست كسی،
یعنی: پیمان دو عشق!
دست در دست كسی داری اگر،
دانی، دست،
چه سخن‌ها كه بیان می‌کند از دوست به دوست؛

لحظه‌ای چند كه از دست طبیب،
گرمی ِ مهر به پیشانی بیمار رسد؛
نوشداروی شفابخش‌تر از داروی اوست!
▫️
چون به رقص آیی و سرمست برافشانی دست،
پرچم شادی و شوق است كه افراشته‌ای!
لشكر ِ غم خورد از پرچم دست تو شكست!
▫️
دست، گنجینه‌ی مهر و هنر است:
خواه بر پرده‌ی ساز،
خواه در گردن دوست،
خواه بر چهره‌ی نقش،
خواه بر دنده‌ی چرخ
خواه بر دسته‌ی داس،

خواه در یاری نابینایی
خواه در ساختن فردایی!
▫️
آنچه آتش به دلم می زند، اینک، هر دم
سرنوشت بشرست،
داده با تلخیِ غم‌های دگر دست به هم!

بارِ این درد و دریغ است كه ما،
تیرهامان به هدف نیک رسیده‌ست، ولی
دست‌هامان، نرسیده‌ست به هم!

#فریدون_مشیری
از دفتر #از_دیار_آشتی

‌🔽🔽🔽🔽🔽🔽🔽🔽🔽
در تلگرام نیز همراه شما هستیم:
( لینک در قسمت بیو به رنگ آبی)
🚩 fereydoonmoshiri
🔼🔼🔼🔼🔼🔼🔼🔼🔼

#فریدون_مشیری #فريدون_مشيري #فریدون #مشیری #شعر_فارسی #شعر #شاعران_معاصر #ادبیات
#fereydoon_moshiri #fereydoonmoshiri #fereydoon #moshiri #fereydoun_moshiri #fereydounmoshiri #persianpoem #persian #poem #poetry #iranianpoems #iranianpoet
Read more
بی #قیمتم و جز تو #خریدار ندارم گیرم #بخرندم بکسی #کار ندارم گیرم دو #جهانم نپسندد تو #پسندی من جز #تو کسی در دو #جهان #یار ندارم من #دست #تهی دارم و تو دست #نوازش تو #باغ گلی من که به جز خار ندارم در باغ #جنان هم به #هوای تو کنم رو محتاج گلم کار به #گلزار ندارم من #مشتری #یوسف و در دست ... بی #قیمتم و جز تو #خریدار ندارم
😔
گیرم #بخرندم بکسی #کار ندارم

گیرم دو #جهانم نپسندد تو #پسندی

من جز #تو کسی در دو #جهان #یار ندارم

من #دست #تهی دارم و تو دست #نوازش

تو #باغ گلی من که به جز خار ندارم

در باغ #جنان هم به #هوای تو کنم رو

محتاج گلم کار به #گلزار ندارم

من #مشتری #یوسف و در دست کلافی

جز رشته دل بر سر #بازار ندارم

ای آنکه #غمت ناز فروشد بدو عالم

دریاب که من غیر تو #غمخوار ندارم

بگذار #بخندند و بگیرند و ببندند

#دیوانه ام و بیم زآزار ندارم

آرند همه #هدیه برای تو و من نیز

جز دیده #گریان و دل آزار ندارم

ای #قامت خم گشته و این بار معاصی

پیش کرمت خوشتر از این بار ندارم

من «میثم» و در پیروی از #میثم تمار

جز دار غم #عشق شما دار ندارم
#یاحسین
#حرم
@heydar.khamsee ❤❤❤
@ahrarolhosein110
Read more
فلسطين خونين مارا نگر سراي غم و رنج ها را نگر فلسطين مظلوم ، تنها شده درآن ظلم وجور وجفا را نگر شب ...
Media Removed
فلسطين خونين مارا نگر سراي غم و رنج ها را نگر فلسطين مظلوم ، تنها شده درآن ظلم وجور وجفا را نگر شب شهر غزه زخون تيره شد سراسر تن زخم ها رانگر درآن بانك الله اكبر شنو جواني كه داد اين ندا رانگر دلت گر نرزيده زين ماجرا همان مادر بي نوا را نگر همان مادر پير وخونين جگر كه پوشيده رخت عزا را نگر گهن ... فلسطين خونين مارا نگر
سراي غم و رنج ها را نگر
فلسطين مظلوم ، تنها شده
درآن ظلم وجور وجفا را نگر
شب شهر غزه زخون تيره شد
سراسر تن زخم ها رانگر
درآن بانك الله اكبر شنو
جواني كه داد اين ندا رانگر
دلت گر نرزيده زين ماجرا
همان مادر بي نوا را نگر
همان مادر پير وخونين جگر
كه پوشيده رخت عزا را نگر
گهن سال آواره كوچه ها
كه باشد به دستش عصا را نگر
به هركوچه افتاد أجسادها
غم روي آن طفل ها را نگر
خرابه شده خانه هاي همه
درآن طفل بي دست وپا را نگر
جواني كه از بهر ناموس ودين
نموده تن خود فدا را نگر
شياطين همه متحد گشته اند
وصيهون پر ادا را نگر
كه ويران گري قتل و غارت كند
به فكر مقام ، پست و جا را نگر
مسلمان ؛ مسلمان همين آتش اختلاف
كه سوزانده شأن شما را نگر
يهود و نصارا مدد كار هم
ولي امت مصطفي را نگر
مسلمان همين فكر جنگ وجدل
همان شوكت ابتدا را نگر
همان شركتي را كه دنيا
به خود نديداست و تا انتها را نگر
تو تاريخ زرين دينت ببين
وبيت المقدس گشا را نگر
عمر فاتح آن دياربوده است
عمر آن شه بي ريا را نگر
مسلمان ؛ مسلمان تورا عظم ديگر نياز
تو تاريخ سلطان صلاح را نگر
قدم هاي همت به ميدان بنه
تو آنگه مدد از سما را نگر
مسلمان ؛ مسلمان جهادت بود فرض عين
مسلمان جهادت بود نصب عين
شهيدان راه خدا را نگر
تبسم كنان زين جهان مي روند
به لب هاي خندان آنها را نگر
الهي ؛ الهي مدد كن مدد
همين دستهاي دعا را نگر
فرست اي خدا پيك امداد حق
تو الطاف بي انتها را نگر
مترس اي جوان فلسطين ما
تو امداد ونصر خدا را نگر
مجاهد ؛ مجاهد هميشه به پيش
سلحشور وهم جان فدا را نگر
زهي استقامت مبارك تو را
بدادي جهان را تو درسي دگر
خوشا بر شهيدان راه خدا
نشان داده اند اقتداري دگر
شهيدان تان فخر دين مبين
همي زنده در آن دياري دگر
نماند به دنيا زظالم نشان
خزان نشان نِگرد بهاري دگر
سكوت ابر قدرتان را نگر
فلسطين مبارك تورا تا أبد
مبارك تورا افتخاري دگر
Read more
صحیح است آنکه میمیرند افراد جهان اما.. زهر کس نام نیکویی بجا ماند نمی میرد سید عزیزم،امروز از هر ...
Media Removed
صحیح است آنکه میمیرند افراد جهان اما.. زهر کس نام نیکویی بجا ماند نمی میرد سید عزیزم،امروز از هر روزی تو را ایستاده تر دیدم،امروز هم تو به روی غم بار و اشکبار ما مثل همیشه لبخند میزدی،روضه خوان با اخلاص،مرد آسمانی،وجود پر خیر ،استاد و همکار بی بدیل،در محضر ارباب و جد بزرگوارت یاد ما باش. باور ... صحیح است آنکه میمیرند افراد جهان اما..
زهر کس نام نیکویی بجا ماند نمی میرد

سید عزیزم،امروز از هر روزی تو را ایستاده تر دیدم،امروز هم تو به روی غم بار و اشکبار ما مثل همیشه لبخند میزدی،روضه خوان با اخلاص،مرد آسمانی،وجود پر خیر ،استاد و همکار بی بدیل،در محضر ارباب و جد بزرگوارت یاد ما باش.
باور نمیکنم ولی.........
نثار روحش فاتحه و صلوات..
#سید_مصطفی_موسوی
#سید_وحید_مرتضوی
#مجری
#تهیه_کننده
#روضه_خوان
#خادم
#سادات
#رسانه
Read more
میگن غریبه غریبه ست،من میگم نه خودی آخرش زهرش رو میزنه فقط افسوسش میمونه چقدر بده آدم لحظاتش رو منتظر ...
Media Removed
میگن غریبه غریبه ست،من میگم نه خودی آخرش زهرش رو میزنه فقط افسوسش میمونه چقدر بده آدم لحظاتش رو منتظر بمونه،بیفایده ست دیگه نمی خوام به دور دورا فکرکنم بی فایده تر اینکه تو لحظه هم نمیخوام باشم،مصیبت همینه جایی برای موندن نیست.امروز به این واقعیت حرف فروغ رسیدم،درسایه نقاب غم انگیز زندگی،زنده ... میگن غریبه غریبه ست،من میگم نه خودی آخرش زهرش رو میزنه فقط افسوسش میمونه چقدر بده آدم لحظاتش رو منتظر بمونه،بیفایده ست دیگه نمی خوام به دور دورا فکرکنم بی فایده تر اینکه تو لحظه هم نمیخوام باشم،مصیبت همینه جایی برای موندن نیست.امروز به این واقعیت حرف فروغ رسیدم،درسایه نقاب غم انگیز زندگی،زنده های امروزی چیزی جز تفاله یک زنده نیستند. ای کاش که دیگر چراغ دنیا خاموش شود. پس میزنم تمام جهان را به خاطرش،تنها رفیق خلوت دیوانه هاست شب،ای آسمان باخبر از روزگار من،دیری ست خسته ام توبگو پس کجاست شب؟
Read more
بی همگان به سر شود بی‌تو به سر نمی‌شود داغ تو دارد این دلم جای دگر نمی‌شود دیده عقل مست تو چرخه چرخ ...
Media Removed
بی همگان به سر شود بی‌تو به سر نمی‌شود داغ تو دارد این دلم جای دگر نمی‌شود دیده عقل مست تو چرخه چرخ پست تو گوش طرب به دست تو بی‌تو به سر نمی‌شود جان ز تو جوش می‌کند دل ز تو نوش می‌کند عقل خروش می‌کند بی‌تو به سر نمی‌شود خمر من و خمار من باغ من و بهار من خواب من و قرار من بی‌تو به سر نمی‌شود جاه و جلال من ... بی همگان به سر شود بی‌تو به سر نمی‌شود

داغ تو دارد این دلم جای دگر نمی‌شود
دیده عقل مست تو چرخه چرخ پست تو
گوش طرب به دست تو بی‌تو به سر نمی‌شود
جان ز تو جوش می‌کند دل ز تو نوش می‌کند
عقل خروش می‌کند بی‌تو به سر نمی‌شود
خمر من و خمار من باغ من و بهار من
خواب من و قرار من بی‌تو به سر نمی‌شود
جاه و جلال من تویی ملکت و مال من تویی
آب زلال من تویی بی‌تو به سر نمی‌شود
گاه سوی وفا روی گاه سوی جفا روی
آن منی کجا روی بی‌تو به سر نمی‌شود
دل بنهند برکنی توبه کنند بشکنی
این همه خود تو می‌کنی بی‌تو به سر نمی‌شود
بی تو اگر به سر شدی زیر جهان زبر شدی
باغ ارم سقر شدی بی‌تو به سر نمی‌شود
گر تو سری قدم شوم ور تو کفی علم شوم
ور بروی عدم شوم بی‌تو به سر نمی‌شود
خواب مرا ببسته‌ای نقش مرا بشسته‌ای
وز همه‌ام گسسته‌ای بی‌تو به سر نمی‌شود
گر تو نباشی یار من گشت خراب کار من
مونس و غمگسار من بی‌تو به سر نمی‌شود
بی تو نه زندگی خوشم بی‌تو نه مردگی خوشم
سر ز غم تو چون کشم بی‌تو به سر نمی‌شود
هر چه بگویم ای سند نیست جدا ز نیک و بد
هم تو بگو به لطف خود بی‌تو به سر نمی‌شود
«مولانا»
#شعر #مولانا #فارسی #غزل
Read more
. ميلادبا سعادت #مولي_الموحدين، #حضرت_اميرالمؤالمومنين #علي عليه السلام بر شما مبارك باد . شعر ...
Media Removed
. ميلادبا سعادت #مولي_الموحدين، #حضرت_اميرالمؤالمومنين #علي عليه السلام بر شما مبارك باد . شعر زيباي #شايان_مصلح بازيكن با اخلاق ولي تنها اشتباه عمرش رفته توي تيم متاسفانه #پ_ر_س_پ_ل_ي_س. هست قسم به نام کسی کز عدم خدایی کرد همان قدیم که قدمت به این جهان دارد حدوث عالم از آن دست اتفاقات ... .
ميلادبا سعادت #مولي_الموحدين، #حضرت_اميرالمؤالمومنين #علي عليه السلام بر شما مبارك باد .
شعر زيباي #شايان_مصلح بازيكن با اخلاق ولي تنها اشتباه عمرش رفته توي تيم متاسفانه #پ_ر_س_پ_ل_ي_س. هست
قسم به نام کسی کز عدم خدایی کرد
همان قدیم که قدمت به این جهان دارد
حدوث عالم از آن دست اتفاقات است
که بعد خلق علی ارزش بیان دارد
علی همان که خدا هست و نیست مثل خدا
علی همان که بشر هست و نیست مثل بشر
علی همان که اگر یک خودی نشان بدهد
ز بندگی خدا می کنیم صرف نظر
علی همان که اَجَلّ است شٲنَش از توصیف
علی همان که خدا توی خلقتش مانده
علی همان که پس از مرگ کافران گفتند:
مگر خلیفه ی چارم نماز می خوانده؟
به سجده ای دل محراب را گلستان کرد
به جای خون سرش داشت لاله می رویید
اگر نماز همان است که شما خواندید
علی نماز نمی خواند،راست می گویید!
دلیل مرگ علی تیغ ابن ملجم نیست
بلای جان علی داغ بودن میخ است
اگر حسن پسرش را کنار بگذاریم
علی غریب ترین مرد طول تاریخ است
چگونه خانه نشین شد به جرم سن کمش؟
کسی که از همه حیث از تمام خلق سر است
دلیل می آوردم اگر که کفر نبود
خدا فقط دو سه سال از علی بزرگ تر است!
اگر عبادت شرط است،پینه ی زانوش
اگر عدالت شرط است،ماجرای عقیل
اگر ملاک به بازوست،قلعه ی خیبر
اگر نسب همه چیز است، خانواده اصیل!
اگرچه بغض خودش را غلاف کرد و نشست
اگرچه دست به شمشیر قتل عام نکرد
سکوت کردن حیدر دروغ تاریخ است
به احترام محمد فقط قیام نکرد
مگر به زور هم از خلق می شود دل برد؟
کدام ترس؟ که ما جذب یک نگاه شدیم
عَجَم مسلمان می شد مگر به دست کسی؟
علی اشاره به ما کرد سر به راه شدیم
بیا مخاطب این شعر باش و با من باش
بخند تا که ببینم تو را ثواب کنم
تو را که کیسه به دوش شب یتیمانی
اجازه می دهی آیا پدر خطاب کنم؟
بریده بودم و راه نجات گم شده بود
که روزگار، حدیثِ تو در میان انداخت
پدر،حیا کردم جای دیگری بروم
که غیرِ تو به کسی رو نمی‌توان انداخت!
هر آن که طاقت دوریت در توان دارد
غم فراق تو را در دلش نهان دارد
مگر کسی که تو را دیده عاشقت نشده
وجود خارجی اصلا در این جهان دارد؟
اگر ز حسرت دیدار روی پیغمبر
شکست دندانش را صحابه ی قَرَنی
به شوق دیدن روی تو خودکشی کردم
مگر خود تو نگفتی فمن یَمُت یَرَنی؟
فراتر از همه ی مرزها و مذهب ها
بشر به انسانیت همیشه مشتاق است
صدای عدل تو باب نجات خیلی هاست
یکی ز مُستَمِعان تو جُرج جُرداق است
به مجلسی سر شب یک دو جرعه مِی دادی
دم سحر نشده غرق در بِحارت شد
به من بگو که چه کردی صَدوق عاشق شد؟
به من بگو که امینی کجا دچارت شد؟
#شايان_مصلح
Read more
. دوستان نظر بدین <span class="emoji emoji1f440"></span><span class="emoji emoji1f440"></span> . برخیز و مخور غم جهان گذران بنشین و دمی به شادمانی گذران . در طبع جهان اگر ...
Media Removed
. دوستان نظر بدین . برخیز و مخور غم جهان گذران بنشین و دمی به شادمانی گذران . در طبع جهان اگر وفایی بودی نوبت به تو خود نیامدی از دگران . خیام نیشابوری خوشنویسی با خودکار: حامد صالحی . . عزیزانی که مایل به شرکت در کلاس‌های آموزش مجازی هستند به تلگرام من پیام بدند (لینک در بیو). . .
دوستان نظر بدین 👀👀
.
برخیز و مخور غم جهان گذران
بنشین و دمی به شادمانی گذران
.
در طبع جهان اگر وفایی بودی
نوبت به تو خود نیامدی از دگران
.
خیام نیشابوری
خوشنویسی با خودکار: حامد صالحی
.
.
عزیزانی که مایل به شرکت در کلاس‌های آموزش مجازی هستند به تلگرام من پیام بدند (لینک در بیو).
.
امروز نه آغاز و نه انجام جهان است اي بس غم و شادي که پس پرده نهان است گر مرد رهي غم مخور از دوري و ديري داني ...
Media Removed
امروز نه آغاز و نه انجام جهان است اي بس غم و شادي که پس پرده نهان است گر مرد رهي غم مخور از دوري و ديري داني که رسيدن هنر گام زمان است تو رهرو ديرينه سرمنزل عشقي بنگر که زخون تو به هر گام نشان است آبي که برآسود زمينش بخورد زود دريا شود آن رود که پيوسته روان است باشد که يکي هم به نشاني بنشيند بس ... امروز نه آغاز و نه انجام جهان است

اي بس غم و شادي که پس پرده نهان است

گر مرد رهي غم مخور از دوري و ديري

داني که رسيدن هنر گام زمان است

تو رهرو ديرينه سرمنزل عشقي

بنگر که زخون تو به هر گام نشان است

آبي که برآسود زمينش بخورد زود

دريا شود آن رود که پيوسته روان است

باشد که يکي هم به نشاني بنشيند

بس تير که در چله اين کهنه کمان است

از روي تو دل کندنم آموخت زمانه

اين ديده از آن روست که خونابه فشان است

دردا و دريغا که در اين بازي خونين

بازيچه ايام دل آدميان است

دل برگذر قافله لاله و گل داشت

اين دشت که پامال سواران خزان است

روزي که بجنبد نفس باد بهاري

بيني که گل و سبزه کران تا به کران است

اي کوه تو فرياد من امروز شنيدي

دردي ست درين سينه که همزاد جهان است

از داد و وداد آن همه گفتند و نکردند

يارب چه قدر فاصله دست و زبان است

خون مي چکد از ديده در اين کنج صبوري

اين صبر که من مي کنم افشردن جان است

از راه مرو سايه که آن گوهر مقصود

گنجي ست که اندر قدم راهروان است
...
Read more
. صبا ز منزل جانان گذر دریغ مدار وز او به عاشق بی‌دل خبر دریغ مدار به شکر آن که شکفتی به کام بخت ای گل نسیم ...
Media Removed
. صبا ز منزل جانان گذر دریغ مدار وز او به عاشق بی‌دل خبر دریغ مدار به شکر آن که شکفتی به کام بخت ای گل نسیم وصل ز مرغ سحر دریغ مدار حریف عشق تو بودم چو ماه نو بودی کنون که ماه تمامی نظر دریغ مدار جهان و هر چه در او هست سهل و مختصر است ز اهل معرفت این مختصر دریغ مدار کنون که چشمه قند است لعل نوشینت سخن بگوی ... .
صبا ز منزل جانان گذر دریغ مدار
وز او به عاشق بی‌دل خبر دریغ مدار
به شکر آن که شکفتی به کام بخت ای گل
نسیم وصل ز مرغ سحر دریغ مدار
حریف عشق تو بودم چو ماه نو بودی
کنون که ماه تمامی نظر دریغ مدار
جهان و هر چه در او هست سهل و مختصر است
ز اهل معرفت این مختصر دریغ مدار
کنون که چشمه قند است لعل نوشینت
سخن بگوی و ز طوطی شکر دریغ مدار
مکارم تو به آفاق می‌برد شاعر
از او وظیفه و زاد سفر دریغ مدار
چو ذکر خیر طلب می‌کنی سخن این است
که در بهای سخن سیم و زر دریغ مدار
غبار غم برود حال خوش شود حافظ
تو آب دیده از این رهگذر دریغ مدار
#حافظ
Read more
. . . شب همه بی تو کار من شکوه به ماه کردنست روز ستاره تا سحر تیره به آه کردنست متن خبر که یک قلم بی تو ...
Media Removed
. . . شب همه بی تو کار من شکوه به ماه کردنست روز ستاره تا سحر تیره به آه کردنست متن خبر که یک قلم بی تو سیاه شد جهان حاشیه رفتنم دگر نامه سیاه کردنست چون تو نه در مقابلی عکس تو پیش رونهیم اینهم از آب و آینه خواهش ماه کردنست نو گل نازنین من تا تو نگاه می کنی لطف بهار عارفان در تو نگاه کردنست لوح خدانمایی ... .
. .
شب همه بی تو کار من شکوه به ماه کردنست
روز ستاره تا سحر تیره به آه کردنست

متن خبر که یک قلم بی تو سیاه شد جهان
حاشیه رفتنم دگر نامه سیاه کردنست

چون تو نه در مقابلی عکس تو پیش رونهیم
اینهم از آب و آینه خواهش ماه کردنست

نو گل نازنین من تا تو نگاه می کنی
لطف بهار عارفان در تو نگاه کردنست

لوح خدانمایی و آئینه ی تمام قد
بهتر از این چه تکیه بر منصب و جاه کردن است

ماه عباد تست و من با لب روزه دار ازین
قول و غزل نوشتنم بیم گناه کردنست

لیک چراغ ذوق هم این همه کشته داشتن
چشمه به گل گرفتن و ماه به چاه کردنست

من همه اشتباه خود جلوه دهم که آدمی
از دم مهد تا لحد در اشتباه کردن است

غفلت کائنات را جنبش سایه ها همه
سجده به کاخ کبریا خواه نخواه کردنست

از غم خود بپرس کو با دل ما چه می کند
این هم اگر چه شکوه شحنه به شاه کردنست

عهد تو سایه و صبا گو بشکن که راه من
رو به حریم کعبه لطف اله کردنست

گاه به گاه پرسشی کن که زکات زندگی
پرسش حال دوستان گاه به گاه کردنست

بوسه ی تو به کام من کوه نورد تشنه را
کوزه آب زندگی توشه راه کردنست

خود برسان به شهریار ای که در این محیط غم
بی تو نفس کشیدنم عمر تباه کردنست

استاد شهریار

_____________________________________________________
Read more
پیشکش ناقابلی به عمه سادات سلام الله علیها . درسایه ی تو شوکت خورشید شکست و ماه است گدایی که شده کاسه ...
Media Removed
پیشکش ناقابلی به عمه سادات سلام الله علیها . درسایه ی تو شوکت خورشید شکست و ماه است گدایی که شده کاسه به دست و افکار شب از پرتو نور تو گسست و تصویر وقارت به دل شعر نشست و در دفتر ما نیست به جز مدح و غم تو یا حضرت زینب کم ما و کرم تو سرخوش ز تماشای تو شد چشم پیمبر هم دختر زهرایی و هم دختر کوثر ای وصف تو ... پیشکش ناقابلی به عمه سادات سلام الله علیها
.
درسایه ی تو شوکت خورشید شکست و
ماه است گدایی که شده کاسه به دست و
افکار شب از پرتو نور تو گسست و
تصویر وقارت به دل شعر نشست و
در دفتر ما نیست به جز مدح و غم تو
یا حضرت زینب کم ما و کرم تو

سرخوش ز تماشای تو شد چشم پیمبر
هم دختر زهرایی و هم دختر کوثر
ای وصف تو از قوه ی ادراک فراتر
دو زینت عرشند برایت دو برادر
وصف تو جلالی شد و اسم تو جمالی
تو زینت بابا شده ای با چه خصالی!

جز جود متاعی سر بازار شما نیست
چشمان جهان لایق تکرار شما نیست
جا خوبتر از سایه ی دیوار شما نیست
شأن منِ کم خدمت دربار شما نیست
من کمتر از آنم که بگویم ز تو بانو
عباس به تکریم قدومت زده زانو

تو پرتویی از پاکترین نور جهانی
در سینه ی عشاق تو روح ضربانی
جسم است اگر روضه به والله تو جانی
تو مرجع تقلید همه گریه کنانی
قلب تو حسینیه و تقدیر تو عشق است
در کرب و بلایی حرمت لیک دمشق است

بر سوره ی غم مثل تو تفسیر گری نیست
در علم تو از درس و معلم اثری نیست
در شهر تو جز شوق شهادت خبری نیست
امروز شهید تو شدن کم هنری نیست
بر خاک تو افتادن ما عین نماز است
"المنة لله که در میکده باز است"
#شعر_آیینی
#احمدحیدری
#حضرت_زینب
#پیشکش
#عیدتون_مبارک
Read more
. . . جانا اگر به جانت بیابم گران نباشی جانم مباد اگر به عزیزی چو جان نباشی هان تا قیاس کار خود از ...
Media Removed
. . . جانا اگر به جانت بیابم گران نباشی جانم مباد اگر به عزیزی چو جان نباشی هان تا قیاس کار خود از دیگران نگیری کار تو دیگرست تو چون دیگران نباشی عشقت به دل خریدم و حقا که سود کردم جانم به غم بخر که تو هم بر زیان نباشی چون من شمار هیچ بد و نیک برنگیرم از کارهای خویش که تو در میان نباشی ای در میان کار ... .
.
.
جانا اگر به جانت بیابم گران نباشی
جانم مباد اگر به عزیزی چو جان نباشی
هان تا قیاس کار خود از دیگران نگیری
کار تو دیگرست تو چون دیگران نباشی
عشقت به دل خریدم و حقا که سود کردم
جانم به غم بخر که تو هم بر زیان نباشی
چون من شمار هیچ بد و نیک برنگیرم
از کارهای خویش که تو در میان نباشی
ای در میان کار کشیده به یک رهم را
واجب چنان کند که چنین بر کران نباشی
جز هجر تو به گرد جهان داستان نباشد
با دوستان به وصل چو همداستان نباشی
گویی که جز به جان و جان یار کس نباشم
جانا به هرچه باشی جز رایگان نباشی
بخرید انوریت به جان و جهان به شرطی
کز وی نهان و دور چو جان و جهان نباشی
.
.
.
.
.
#دیباچه #تابستان #انوری
Read more
. هرچه کنم نمی شـود...، تا بروی تو از دلم از تو فرار می کنم ...، باز تویی مقابلم پای کشیده ام ز تو...، ...
Media Removed
. هرچه کنم نمی شـود...، تا بروی تو از دلم از تو فرار می کنم ...، باز تویی مقابلم پای کشیده ام ز تو...، تا بروی ز خاطرم باز به کوچه باغ غم، دستِ تو شد حمایلم آبِ رُخم تو بُرده ای،خواب و خورم گرفته ای نی تو مرا رها کنی...، نی به تو باز مایلم آب شوم، تو جوی من،جـوی شوم، تو آبِ من حل کنم اَر مسـایلی...، ... .
هرچه کنم نمی شـود...، تا بروی تو از دلم
از تو فرار می کنم ...، باز تویی مقابلم

پای کشیده ام ز تو...، تا بروی ز خاطرم
باز به کوچه باغ غم، دستِ تو شد حمایلم

آبِ رُخم تو بُرده ای،خواب و خورم گرفته ای
نی تو مرا رها کنی...، نی به تو باز مایلم

آب شوم، تو جوی من،جـوی شوم، تو آبِ من
حل کنم اَر مسـایلی...، باز تویی مسایلم

عقل به جنگ تن به تن، عشق،تمامِ حرفِ من
عقـل چه قائله به پا کرده به عشـق قایلم!! .
دل به جهان نبسته را، تاجِ شهان شکسـته را
از چه گدای خود کنی؟ رو زِ بَرم ،نه سـائلم

لحظه به لحظه سوختم،جان شده،لب بدوختم
کی غمِ دل فروختم...؟ این نشد از فضایلم؟

صورت من رصد مکن...،درد مرا به صد مکن
داسِ نگاه تو... عجب!!، کی برسد به حاصلم؟! .
نقصِ مرا نه یک، هزار...، دیده خدای مهربان
من که نگفته ام چنین:«مرد خدا و کاملم»
کودکی ام به عاشقی،طی شد و لطفِ ایزدم
عمر ، به خوانِ هفتم و... مثلِ همان اوایلم

بادِ خزان وزیده شد...، باز گرفته این دلم
کی تو بهار می رسی؟ حل شود آه... مشکلم
#طارق_خراسانی
Read more
. بود آخرین لحظه عمر من الاشام غم با تو گویم سخن چه خوش بود آیین غمخواریت ز آل علی میهمان داریت دگر ...
Media Removed
. بود آخرین لحظه عمر من الاشام غم با تو گویم سخن چه خوش بود آیین غمخواریت ز آل علی میهمان داریت دگر جانم از غصه بر لب رسید گذشت آنچه از تو به زینب رسید خداحافظ ای شهر آزارها خداحافظ ای کوی و بازارها خداحافظ ای شاهد جنگ ها خداحافظ ای بارش سنگ ها خداحافظ ای شهر رنج و بلا خداحافظ ای چوب و طشت ... .
بود آخرین لحظه عمر من
الاشام غم با تو گویم سخن
چه خوش بود آیین غمخواریت
ز آل علی میهمان داریت

دگر جانم از غصه بر لب رسید
گذشت آنچه از تو به زینب رسید

خداحافظ ای شهر آزارها
خداحافظ ای کوی و بازارها

خداحافظ ای شاهد جنگ ها
خداحافظ ای بارش سنگ ها

خداحافظ ای شهر رنج و بلا
خداحافظ ای چوب و طشت طلا
خداحافظ ای قصه بزم می
خداحافظ ای رأس بالای نی

خداحافظ ای اشک جمّازه ها
خداحافظ ای زیب دروازه ها

خداحافظ ای شهر دشنام ها
خداحافظ ای کوچه ها، بام ها

خداحافظ ای سنگ خون و جبین
خداحافظ ای سیدالساجدین
خداحافظ ای رنج ها، دردها
خداحافظ ای خاک ها، گردها

خداحافظ ای ناقة بی جهاز
خداحافظ ای اختران حجاز

خداحافظ ای خاک ویران سرا
خداحافظ ای آل خیرالورا

خداحافظ ای خردسال اسیر
خداحافظ ای چار ساله صغیر

خداحافظ ای یاس نیلی شده
یتیم نوازش به سیلی شده

همین جا خودم دیدم از خون خضاب
سر نیزه ها هجده آفتاب

همین جا کنارم نی و دف زدند
به دیدار هیجده گلم صف زدند

همین جا دلم شد ز غم چاک چاک
که خورشیدم افتاده بر روی خاک
همین جا به زخمم نمک می زدند
عزیز دلم را کتک می زدند

همین جا به فرقم عدو خاک ریخت
به روی گلم خاک و خاشاک ریخت
همین جا ز غم جان من خسته بود
که ده تن به یک ریسمان بسته بود
همین جا ز غم بود جان بر لبم
که بنشسته طی شد نماز شبم

همین جا به ما خصم دشنام داد
حسین مرا خارجی نام داد

همین جا دو چشمم ز خون تر شده
که یاسم به ویرانه پرپر شده

همین جا به ویرانه بلبل گریست
غریبانه بر غربت گل گریست

همین جا ز غم جانم آمد به لب
که در گِل گُلم دفن شد نیمه شب

دریغا که آن گوهر پاک رفت
چو زهرا غریبانه در خاک رفت

الا ای همه نسل ها بعد من
بگویید از قول من این سخن

که زینب بدین کوه اندوه و درد
به موج بلا چون علی صبر کرد

خدا داند و غصه های دلش
که داغ حسینش بود قاتلش
مرا یک جهان درد و داغ و غم است
که توصیف آن بر لب میثم است
Read more
مهربانی برای قلبتان خوب است حتما شنیده‌اید که مهربانی و محبت کردن به دیگران دل را نرم می‌کند، اما ...
Media Removed
مهربانی برای قلبتان خوب است حتما شنیده‌اید که مهربانی و محبت کردن به دیگران دل را نرم می‌کند، اما جالب است بدانید که مهربان بودن در واقع بر تعادل شیمیایی قلب شما تأثیر مثبت دارد. مهربانی باعث ترشح هورمون اکسی‌توسین می‌شود. به گفته‌ی دکتر دیوید همیلتون، اکسی‌توسین باعث آزاد شدن ماده‌ای شیمیایی ... مهربانی برای قلبتان خوب است
حتما شنیده‌اید که مهربانی و محبت کردن به دیگران دل را نرم می‌کند، اما جالب است بدانید که مهربان بودن در واقع بر تعادل شیمیایی قلب شما تأثیر مثبت دارد. مهربانی باعث ترشح هورمون اکسی‌توسین می‌شود. به گفته‌ی دکتر دیوید همیلتون، اکسی‌توسین باعث آزاد شدن ماده‌ای شیمیایی به نام نیتریک اکسید در رگ‌های خونی می‌شود. این ماده با گشاد کردن رگ‌های خونی، فشار خون را کاهش می‌دهد. از آنجا که اکسی توسین با کاهش فشار خون به سلامت قلب کمک می‌کند به آن لقب هورمون محافظ قلب داده‌اند.
مهربانی هم از لحاظ فیزیکی و هم از نظر احساسی برای قلب شما خوب است.
شاید به همین دلیل است که می‌گویند
آدم‌های مهربان قلب بزرگی دارند :)
پ.ن خودم نوشت: بعضي موقع ها يادم ميره مهربون باشم بعدا پشيمون ميشم ميگم اي كاش مهربون مي بودم اون لحظه.اميدوارم به اونجا برسم كه مهربونيم هميشگي باشه.اونجايي كه از كوره در نميري،اونجايي كه فضولي نيست و دست از قضاوت خودت و ديگران برميداري😁 اونجا كه همش سرت تو زندگي ديگران نيست، اون جا كه امن و پاك و آرامش بخشه ، اونجايي كه رسم و معرفتت مهربوني با خودت و ديگرانه، اونجايي كه زشت و زيبا بي معناست(و به نظرم واقعا بقيه اش مهم نيست بي حجاب يا با حجاب، سياه يا سفيد، مرد يا زن، ترك يا لر مثل خودم، درويش يا ثروتمند)
آسوده کسی که در کم و بیشی نیست
در بند توانگری و درویشی نیست
فارغ ز غم جهان و از خلق جهان
با خویشتنش بدرهٔ خویشی نیست
و يه چيز ديگه كه بايد بگم اينه كه خيلي احساس خوبي دارم از اينكه گوشت موجوداتي كه مي بينن و چشم دارن رو از رژيم غذاييم حذف كردم.با خودم و اطرافم مهربون تر شدم.
دوسِتون دارم ، مهربوني سنجاق بشه به همه ي لحظه هاتون
لطفا سنجاقش بنفش باشه 💜😁🙏
Read more
....... امروز نه آغاز و نه انجام جهان است ای بس غم و شادی که پس پرده نهان است گر مرد رهی غم مخور ...
Media Removed
....... امروز نه آغاز و نه انجام جهان است ای بس غم و شادی که پس پرده نهان است گر مرد رهی غم مخور از دوری و دیری دانی که رسیدن هنر گام زمان است تو رهرو دیرینه سرمنزل عشقی بنگر که زخون تو به هر گام نشان است آبی که برآسود زمینش بخورد زود دریا شود آن رود که پیوسته روان است باشد که یکی هم به نشانی بنشیند این ... .......




امروز نه آغاز و نه انجام جهان است
ای بس غم و شادی که پس پرده نهان است
گر مرد رهی غم مخور از دوری و دیری
دانی که رسیدن هنر گام زمان است
تو رهرو دیرینه سرمنزل عشقی
بنگر که زخون تو به هر گام نشان است
آبی که برآسود زمینش بخورد زود
دریا شود آن رود که پیوسته روان است
باشد که یکی هم به نشانی بنشیند
این تیر که در چله این کهنه کمان است
از روی تو دل کندنم آموخت زمانه
این دیده از آن روست که خونابه فشان است
دردا و دریغا که در این بازی خونین
بازیچه ایام دل آدمیان است
دل برگذر قافله لاله و گل داشت
این دشت که پامال سواران خزان است
روزی که بجنبد نفس باد بهاری
بینی که گل و سبزه کران تا به کران است
ای کوه تو فریاد من امروز شنیدی
دردی ست درین سینه که همزاد جهان است
از داد و وداد آن همه گفتند و نکردند
یارب چه قدر فاصله دست و زبان است
خون می چکد از دیده در این کنج صبوری
این صبر که من می کنم افشردن جان است
از راه مرو سایه که آن گوهر مقصود
گنجی ست که اندر قدم راهروان است
ه.ا.سایه
(هوشنگ ابتهاج)
Read more
<span class="emoji emoji1f31f"></span>بخونید ارزش داره<span class="emoji emoji1f31f"></span> . . بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن کوچه گذشتم، همه تن چشم شدم، خیره به دنبال تو گشتم، شوق ...
Media Removed
بخونید ارزش داره . . بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن کوچه گذشتم، همه تن چشم شدم، خیره به دنبال تو گشتم، شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم، شدم آن عاشق دیوانه که بودم. در نهانخانه جانم، گل یاد تو، درخشید باغ صد خاطره خندید،عطر صد خاطره پیچید: یادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم پر گشودیم ... 🌟بخونید ارزش داره🌟
.
.
بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن کوچه گذشتم،
همه تن چشم شدم، خیره به دنبال تو گشتم،
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم،
شدم آن عاشق دیوانه که بودم.
در نهانخانه جانم، گل یاد تو، درخشید
باغ صد خاطره خندید،عطر صد خاطره پیچید:
یادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم
پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم
ساعتی بر لب آن جوی نشستیم.
تو،همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت.
من همه، محو تماشای نگاهت.
آسمان صاف و شب آرام، بخت خندان و زمان رام
خوشه ی ماه فرو ریخته در آب
شاخه‌ها دست برآورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ
یادم آید، تو به من گفتی:
از این عشق حذر کن!
لحظه‌ای چند بر این آب نظر کن،
آب، آیینه عشق گذران است،
تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است،
باش فردا، که دلت با دگران است!
تا فراموش کنی، چندی از این شهر سفر کن!
با تو گفتم:‌ حذر از عشق!؟ ندانم!
سفر از پیش تو؟ هرگز نتوانم، نتوانم!
روز اول، که دل من به تمنای تو پر زد،
چون کبوتر، لب بام تو نشستم
تو به من سنگ زدی، من نه رمیدم، نه گسستم،
باز گفتم که : تو صیادی و من آهوی دشتم
تا به دام تو در افتم همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم، نتوانم!
اشکی از شاخه فرو ریخت
مرغ شب، ناله ی تلخی زد و بگریخت
اشک در چشم تو لرزید، ماه بر عشق تو خندید!
یادم آید که : دگر از تو جوابی نشنیدم
پای در دامن اندوه کشیدم.
نگسستم، نرمیدم.
رفت در ظلمت غم، آن شب و شب‌های دگر هم،
نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم،
نه کنی دیگر از آن کوچه گذر هم
بی تو، اما، به چه حالی من از آن کوچه گذشتم
.
.
واقعا زیباس این شعر ❤ از زنده یاد فریدون مشیری که اتفاقا سی ام شهریور سالروز تولدشون بود🌟 #niloofarbehboudi
Read more
<span class="emoji emoji1f49c"></span> مهمان غزلی تازه باشید: از راه گم شدم که به راهم بیاوری بنشین قضاوتم کن! از این پس تو داوری! . بگذار ...
Media Removed
مهمان غزلی تازه باشید: از راه گم شدم که به راهم بیاوری بنشین قضاوتم کن! از این پس تو داوری! . بگذار تا نقاب تو را دربیاورم تو، از خودم به گریه‌ی من مبتلا تری . روح توام! کبود و شکسته، غریب و سخت رنج توام! نزول عذابی سراسری . من انکسار روح توام در مقام شعر... بی یار، بی قرار، نه عشقی، نه باوری! . در ... 💜
مهمان غزلی تازه باشید:

از راه گم شدم که به راهم بیاوری
بنشین قضاوتم کن! از این پس تو داوری!
.
بگذار تا نقاب تو را دربیاورم
تو، از خودم به گریه‌ی من مبتلا تری
.
روح توام! کبود و شکسته، غریب و سخت
رنج توام! نزول عذابی سراسری
.
من انکسار روح توام در مقام شعر...
بی یار، بی قرار، نه عشقی، نه باوری!
.
در انتظار دیدن دنیا بدون جنگ
در جست و جوی یک سر سوزن برابری
.
از عدل قصه مانده و از دوستی جنون
در چاه گم شده‌ست رسوم برادری
.
اینجا جهان توست به دوزخ خوش آمدی
بگذر از آفریدن این زخم سرسری
.
حرفی بزن دفاع کن از خلقت خودت
با این سکوت کفر مرا درمیاوری!
.
کفر مرا ببخش، من آیینه‌ی توام
تکثیر غم به وسعت دنیای دیگری...
.
بگذار جای ما و تو یک شب عوض شود
شک می‌کنم اگر که تو ایمان بیاوری!
.
#اهورا_فروزان
📸: @melika__masoomi
.
شعر در #کانال موجوده. لینک کانال ور قسمت بیوگرافی صفحه.
#شبتون_بخیر 💜
Read more
. پریده‌ایم به امیدِ آسمان، من و تو رسیده‌ایم به بالاترین جهان، من و تو جهانِ عشق، جهانِ غزل، جهانِ ...
Media Removed
. پریده‌ایم به امیدِ آسمان، من و تو رسیده‌ایم به بالاترین جهان، من و تو جهانِ عشق، جهانِ غزل، جهانِ امید نشسته‌ایم در آن مست و شادمان، من و تو سروده‌ایم غزل‌های عاشقانه و بعد زبان شدند به تاییدشان همان من و تو زدیم در صفِ غم‌ها و غصه‌ها با هم دو جنگجوی دلاور، دو قهرمان، من و تو شدیم خیره ... .
پریده‌ایم به امیدِ آسمان، من و تو
رسیده‌ایم به بالاترین جهان، من و تو

جهانِ عشق، جهانِ غزل، جهانِ امید
نشسته‌ایم در آن مست و شادمان، من و تو

سروده‌ایم غزل‌های عاشقانه و بعد
زبان شدند به تاییدشان همان من و تو

زدیم در صفِ غم‌ها و غصه‌ها با هم
دو جنگجوی دلاور، دو قهرمان، من و تو

شدیم خیره به دریا و آسمان و افق
زدیم دل به دو آبیِ بی کران، من و تو

به عشق و ذوق و هنر حرفِ دیگران تو و من
به حُسن و خلق و وفا رشکِ مردمان من و تو

کنارِ لیلی و مجنون به صدرِ دفترِ عشق
نوشته‌اند دو دلداده‌ی جوان، من و تو

#جویا_معروفی
مجموعه شعر "از اینجا که منم" / انتشارات فصل پنجم
.
Read more
شعر با صدای خودم به صورت کامل در کانال تلگرام . . اگر تند بادی برآید زکنج به خاک افکند نارسیده ترنج هنرمند دانیمش اَر بی هنر ستم کاره خوانیمش اَر دادگر "شاهنامه / غم نامه رستم و سهراب" . . . خدا قبل خلقت مرا می شناخت مرا دید و روی گِلم گریه کرد گذشته غم و فکر آینده غم نشست و به حال دلم گریه کرد به ... شعر با صدای خودم به صورت کامل در کانال تلگرام
.
.
اگر تند بادی برآید زکنج
به خاک افکند نارسیده ترنج
هنرمند دانیمش اَر بی هنر
ستم کاره خوانیمش اَر دادگر
"شاهنامه / غم نامه رستم و سهراب"
.
.
.
خدا قبل خلقت مرا می شناخت
مرا دید و روی گِلم گریه کرد
گذشته غم و فکر آینده غم
نشست و به حال دلم گریه کرد

به اینکه همین عشق سرگرمی است
به اینکه به دنیا دلم گرم نیست
شدم خنده با خنده های تو و
شدم بغض وقتی که نیچه گریست

تو باید بتابی به دنیای من
که بی تاب ماندم که دلواپسی
ببین زندگی تاب بازی شده
که هی می روی و به من می رسی

دو شمس از دو منظومه در روح توست
که در هیچ نظم روانی نبود
مرا مولوی کردی و می کِشی
کسی مثل تو کهـ/کشانی نبود

تنی خاکی از من خدا آفرید
شدم نامه ی شاه فریادگر
شدم حاصل خاک بازی او
"ستم کاره خوانیمش اَر دادگر؟ "

خدایش به او تن، پریانه داد
خدایم به من روح دیوانه داد
تناقض شد و بر تناقض نماند
زنی که به من قول مردانه داد

زنی که سر زلف خود را گرفت
شبیه ته قصه پیچیده کرد
زنی که تمام جهان من است
مرا در جوانی جهان دیده کرد

به جبر تولد، به عشق و به مرگ
به هر سو که بردی مرا باختم
خدا خنده ای کرد و آهسته گفت:
چه معجونی از آب و گل ساختم...
.
#عالی_رضایی
از مجموعه #عالیجناب
انتشارات فصل پنجم
.
ممنونم از خلاقیت صفحه خوب #صدای_شاعر
@poet_voice
@poet_voice
Read more
<span class="emoji emoji1f539"></span>️ <span class="emoji emoji1f539"></span>️ <span class="emoji emoji1f539"></span>️ "اندیشه های بی زنجیر"<span class="emoji emoji1f539"></span>️ <span class="emoji emoji1f539"></span>️ ای آزادی، ای روح جاودانۀ اندیشه های بی زنجیر، تو در سیاهچالها ...
Media Removed
️ "اندیشه های بی زنجیر"️ ای آزادی، ای روح جاودانۀ اندیشه های بی زنجیر، تو در سیاهچالها به منتهای درخشش می رسی، زیرا تو آنجا بر کرسی قلب نشسته ای، قلبی که تنها اسیر عشق توست. آن دم که فرزندان تو را در زیر طاقهای نمناک در هوای تیرۀ محروم از روز به کند و زنجیر می سپارند، لحظه ای است ... 🔹️
🔹️
🔹️
"اندیشه های بی زنجیر"🔹️
🔹️
ای آزادی،
ای روح جاودانۀ اندیشه های بی زنجیر،
تو در سیاهچالها به منتهای درخشش می رسی،
زیرا تو آنجا بر کرسی قلب نشسته ای،
قلبی که تنها اسیر عشق توست.
آن دم که فرزندان تو را
در زیر طاقهای نمناک
در هوای تیرۀ محروم از روز
به کند و زنجیر می سپارند،
لحظه ای است که آنها با خون خویش
نشان فتح و فیروزی قوم را رقم می زنند
و نام پر افتخار آزادی را بر بال هر نسیم در جهان می پراکنند.
ای قلعۀ شیلُن،
زندان تو حریمی مقدس است
و زمین غم افزای تو محرابی است
که قدیسی چون بُنیوار بر آن گام پیمود،
چندان که نشان قدمهایش بر آن راهرو سرد و نمور،
که چون خاک علفزار نرم و هموار می نمود، بر جای ماند.
باشد که هیچیک از این نشانها هرگز محو نگردد،
زیرا هر نشان فریاد ستمدیده ای است
که از ستم جبّاری در پیشگاه خداوند دادخواهی می کند.
لرد بایرون
🔹️
"Hymn to Liberty"
Eternal Spirit of the chainless Mind!
Brightest in dungeons, Liberty! thou art,
For there thy habitation is the heart --
The heart which love of thee alone can bind;
And when thy sons to fetters are consign'd --
To fetters, and the damp vault's dayless gloom,
Their country conquers with their martyrdom,
And Freedom's fame finds wings on every wind.
Chillon! thy prison is a holy place,
And thy sad floor an altar -- for 't was trod,
Until his very steps have left a trace
Worn, as if thy cold pavement were a sod,
By Bonnivard! May none those marks efface!
For they appeal from tyranny to God.
Lord Byron
🔹️
□ در سفری کان ره آزادی است
شحنه غم پیشرو شادی است
نظامی
🔹️
□ آه، ای صدای زندانی
ای آخرین صداها
فروغ فرخزاد
🔹️
□ لرد بایرون یکی از برجسته ترین شاعران مکتب رومانتیک در ادب اروپاست
و اشعار غنایی او در آن دیار زبانزد خاص و عام است.
بایرون از عاشقان آزادی بود و عمر خود را در این آرمان بزرگ فدا کرد.

برگرفته از کتاب "در قلمرو زرین"
ترجمه و توضیح: حسین الهی قمشه ای
نقاشی: پرتره لرد بایرون اثر Thomas Phillips
#اندیشه_های_بی_زنجیر #لرد_بایرون #در_قلمرو_زرین #حسین_الهی_قمشه_ای #دکتر_الهی_قمشه_ای #قمشه_ای #اینستاگرام
#Hymn_to_Liberty #Lord_Byron #In_the_Realm_of_Gold #Drelahighomshei #Ghomshei #Instagram #Official
Read more
.... من از فوتبال خیلی چیزی نمی فهمم، خیلی که نه، اصلا چیزی نمی فهمم، اصلا،اونقدر که حتی از رونالدو فقط یه اسم شنیده بودم و اینکه قهرمانِ جهانه و از اونجایی که واسه من همیشه مارادونا قهرمان جهان بوده،شاید باورتون نشه اما، همش قاطی می کردم این دوتا رو با هم و هی فکر می کردم مگه مارادونا هنوز بازی می کنه!!!! ... ....
من از فوتبال خیلی چیزی نمی فهمم، خیلی که نه، اصلا چیزی نمی فهمم، اصلا،اونقدر که حتی از رونالدو فقط یه اسم شنیده بودم و اینکه قهرمانِ جهانه و از اونجایی که واسه من همیشه مارادونا قهرمان جهان بوده،شاید باورتون نشه اما، همش قاطی می کردم این دوتا رو با هم و هی فکر می کردم مگه مارادونا هنوز بازی می کنه!!!! من از فوتبال هیچی نمی فهمم و فوتبال دیدن من همیشه خلاصه شده به بازیهای تیم ملی توو جام جهانی، اونم واسه اینکه تیم ملی یعنی ایران و ایران واسه من یعنی همه چی .
من از فوتبال هیچی نمی فهمم ،اما می فهمم که رونالدو با لقب بهترین فوتبالیست جهان نتونست به ایران گل بزنه، حتی با شرایط پنالتی، می فهمم پنالتی ای که بیرانوند گرفت ثبت میشه برای همیشه و تاریخ فراموشش نمی کنه.
می فهمم پرتغال با ادعای قهرمانی فقط تونست یه گل به ایران بزنه و این اتفاق هیچ وقت از یاد کسی نمی ره.
می فهمم که اگه ایران با پرتغال مساوی کرد اما از رونالدو به لطف غیرت و تلاش بیرانوند برد و این چیز کمی نیست.
من از فوتبال هیچی نمی فهمم ، اما می فهمم معنی مشتی که طارمی بعد از تموم شدن بازی وسط زمین کوبید،چیه.
می فهمم معنی اشک پورعلی گنجی رو شونه های په په چیه.
می فهمم معنی لرزش کتف های رضاییان از گریه چیه.
می فهمم چرا بیرانوند بعد از بازی سرش رو زمین بود و چرا جهانبخش زانوی غم بغل کرده بود و چرا سردار آزمون بغض ش هق هق شد.
می فهمم تیم ملی مون توو اون لحظه ها روسیه نبودن، دلشون داشت توو کوچه پس کوچه های ایران پرسه می زد تا صدای جیغ و شادی بشنوه از هیجانِ برد. می فهمم همشون جنگیدن چون خبر داشتن که فقط اونان که می تونن باعث بشن توو این شرایط سیاه مملکت یه چند ساعتی همه غم هاشون رو فراموش کنن، که کردن، که همین خوبه، همین که جهان داشت از ایران و فوتبالش حرف می زد، از بیرانوند که نذاشت پنالتی بهترین فوتبالیست جهان گل بشه، از حمله هایی که تیم مدعی قهرمانی رو ترسونده بود، از دفاعی که ساده نبود و ...
من از فوتبال هیچی نمی فهمم،اما می فهمم ایرانی بودن یعنی چی،می فهمم "تو اهل کجایی؟ من ایرانی ام" میلیون ها حرف پشتشه .
و در نهایت اینکه ، ایران... فدای اشک و خنده ی تو، دل پر و تپنده ی تو، فدای حسرت و امیدت،رهایی رمنده ی تو، ایران... اگر دل تو را شکستند،تو را به بند کینه بستند، چه عاشقانه بی نشانی، چه عاشقانه... چه عاشقانه... چه عاشقانه...
#سین_شین #ایران #فوتبال #جام_جهانی
Read more
سیر نمی‌شوم ز تو ای مه جان فزای من جور مکن جفا مکن نیست جفا سزای من با ستم و جفا خوشم گر چه درون آتشم چونک ...
Media Removed
سیر نمی‌شوم ز تو ای مه جان فزای من جور مکن جفا مکن نیست جفا سزای من با ستم و جفا خوشم گر چه درون آتشم چونک تو سایه افکنی بر سرم ای همای من چونک کند شکرفشان عشق برای سرخوشان نرخ نبات بشکند چاشنی بلای من عود دمد ز دود من کور شود حسود من زفت شود وجود من تنگ شود قبای من آن نفس این زمین بود چرخ زنان چو آسمان ذره ... سیر نمی‌شوم ز تو ای مه جان فزای من
جور مکن جفا مکن نیست جفا سزای من
با ستم و جفا خوشم گر چه درون آتشم
چونک تو سایه افکنی بر سرم ای همای من
چونک کند شکرفشان عشق برای سرخوشان
نرخ نبات بشکند چاشنی بلای من
عود دمد ز دود من کور شود حسود من
زفت شود وجود من تنگ شود قبای من
آن نفس این زمین بود چرخ زنان چو آسمان
ذره به ذره رقص در نعره زنان که‌های من
آمد دی خیال تو گفت مرا که غم مخور
گفتم غم نمی‌خورم ای غم تو دوای من
گفت که غم غلام تو هر دو جهان به کام تو
لیک ز هر دو دور شو از جهت لقای من
گفتم چون اجل رسد جان بجهد از این جسد
گر بروم به سوی جان باد شکسته پای من
گفت بلی به گل نگر چون ببرد قضا سرش
خنده زنان سری نهد در قدم قضای من
گفتم اگر ترش شوم از پی رشک می شوم
تا نرسد به چشم بد کر و فر ولای من
گفت که چشم بد بهل کو نخورد جز آب و گل
چشم بدان کجا رسد جانب کبریای من
گفتم روزکی دو سه مانده‌ام در آب و گل
بسته خوفم و رجا تا برسد صلای من
گفت در آب و گل نه‌ای سایه توست این طرف
برد تو را از این جهان صنعت جان ربای من
زینچ بگفت دلبرم عقل پرید از سرم
باقی قصه عقل کل بو نبرد چه جای من
Read more
سیر نمی‌شوم ز تو ای مه جان فزای من جور مکن جفا مکن نیست جفا سزای من با ستم و جفا خوشم گر چه درون آتشم چونک ...
Media Removed
سیر نمی‌شوم ز تو ای مه جان فزای من جور مکن جفا مکن نیست جفا سزای من با ستم و جفا خوشم گر چه درون آتشم چونک تو سایه افکنی بر سرم ای همای من چونک کند شکرفشان عشق برای سرخوشان نرخ نبات بشکند چاشنی بلای من عود دمد ز دود من کور شود حسود من زفت شود وجود من تنگ شود قبای من آن نفس این زمین بود چرخ زنان چو آسمان ذره ... سیر نمی‌شوم ز تو ای مه جان فزای من
جور مکن جفا مکن نیست جفا سزای من
با ستم و جفا خوشم گر چه درون آتشم
چونک تو سایه افکنی بر سرم ای همای من
چونک کند شکرفشان عشق برای سرخوشان
نرخ نبات بشکند چاشنی بلای من
عود دمد ز دود من کور شود حسود من
زفت شود وجود من تنگ شود قبای من
آن نفس این زمین بود چرخ زنان چو آسمان
ذره به ذره رقص در نعره زنان که‌های من
آمد دی خیال تو گفت مرا که غم مخور
گفتم غم نمی‌خورم ای غم تو دوای من
گفت که غم غلام تو هر دو جهان به کام تو
لیک ز هر دو دور شو از جهت لقای من
گفتم چون اجل رسد جان بجهد از این جسد
گر بروم به سوی جان باد شکسته پای من
گفت بلی به گل نگر چون ببرد قضا سرش
خنده زنان سری نهد در قدم قضای من
گفتم اگر ترش شوم از پی رشک می شوم
تا نرسد به چشم بد کر و فر ولای من
گفت که چشم بد بهل کو نخورد جز آب و گل
چشم بدان کجا رسد جانب کبریای من
گفتم روزکی دو سه مانده‌ام در آب و گل
بسته خوفم و رجا تا برسد صلای من
گفت در آب و گل نه‌ای سایه توست این طرف
برد تو را از این جهان صنعت جان ربای من
زینچ بگفت دلبرم عقل پرید از سرم
باقی قصه عقل کل بو نبرد چه جای من
⚪️⚫️
Read more
. @ehsankhajeamiri <span class="emoji emoji2764"></span>️ پاييز كه شد ، شروع كردم به جمع كردن برگ ها <span class="emoji emoji1f341"></span> هرروزم به سان رنگهاي هم طيفشان ...
Media Removed
. @ehsankhajeamiri ️ پاييز كه شد ، شروع كردم به جمع كردن برگ ها هرروزم به سان رنگهاي هم طيفشان ، مقداري حرارت داشت و به مانند جنسشان ، كمي برودت .. ميرفتم تا برگ سي و هفتم را بجويم آن روز انگار جهانم فقط حرارت ميخواست ! آن روز ديدم كه سي و هفتمين روز پاييز ، برگ هايش نه ترك دارند و نه حتي به اشتباه ... .
@ehsankhajeamiri ❤️
پاييز كه شد ،
شروع كردم به جمع كردن برگ ها 🍁
هرروزم به سان رنگهاي هم طيفشان ، مقداري حرارت داشت و به مانند جنسشان ، كمي برودت ..
ميرفتم تا برگ سي و هفتم را بجويم
آن روز انگار جهانم فقط حرارت ميخواست !💛🍁
آن روز ديدم كه سي و هفتمين روز پاييز ، برگ هايش نه ترك دارند
و نه حتي به اشتباه زير پا افتاده اند ...
انگار در سي و هفتمين روز ،
آسمان حول حالنا ميخوانْد
و برف خودش را به سرمازدگي زده بود تا آن روز بر سر هيچ درختي نبارد ! 💚💛
آن روز ديدم كه چگونه برگ سبز در دستانم ،
مانند آوازي كه از تمام طيف هاي دستگاهي اصيل گذشته
بر روح و روانم جاري شد🍂💛
و پاي لنگ گوش بي حواسم را كوك كرد..🎼💛
دريافتم
كه تو درست به قطره آبي مي ماني ، در چله ي خشكسالي شهري نفرين شده ..💛
و اشتياق برايت مانند كسيست كه نيمه شب از تب بي حس شده و تمام توانش مي رود براي ليواني كه نيمه پر آن بيشتر از نيمه خالي اش است ..💛
تو روزي گذشته اي ؛
از تار و پود تمام زيبايي هايي كه حتي تعريف نشده ! 💞💛
و سازهايت را در كنج به كنج آسمان هاي انسان نديده نيز جا گذاشتي !
اينگونه بود كه صدايشان از عدم ابدي شده در گوش جهان !🎧💛
به سان چكاوكي تنها بر سر شاخه اي آن سوي مرز جنگ ها مي ماني💚💛
و آوازت مانند پاييزي زرد
به صورت غم انگيزي زيباست!🍂💛
حالا نيز
چه خوش نشسته اي در خزان💛
فصلي كه قرارش
دلگيريست
اما تو با آمدنت ،
پاييز را بدقول كرده اي..💛
اي بهانه ي خوش يمن گردش سال ها..
به كهنه شرابي مي ماني
كه نه كسي شجاعت مزه كردنش را دارد
نه دلي تاب نخواستنش را
و نه گوشي توان بستن خود براي نشنيدن واج به واج نداي مستانه اش.
تو مرا ياد همان شرابي مي اندازي
كه يادگار تمام جواني پدربزرگ است ❣💛
و صدايت تنها شعري ست
كه هيچ قالبي ، اندازه تن وسيعش نيست🎧💛
تو را كه يافتم ،
تمام برگ هاي قبل ،
به آغوش تقويم پيوستند
و الفباي پيشواز تو را
به تقليد از نيم بندي از صدايت سرودند ..💞💛
چه فصل دلرباييست
فصل خزان
كه مردي از جنس عاشقانه هاي تمام ادوار را به دنيا ارزاني داده..💛❤️💛
حالا
همان فصل است
حالا پاييز است
و آباني كه به نام توست💛
اما تن گرمازده ي صدايت عجيب بوي مهر ميدهد ...💚💛
آرزو ميكنم امسال ،
اگر در روزهايت پاييزي هم وزيد ،
با معجزه ي بودنت
به رنگ خزان ميلادت شود ..
گرم و ماندگار 🙏🏻💚💛
اي جوانه ي سبز پاييز ،
سالروز آغازت مبارك دنيا باد ..💞💛
#مرد_پاييزي
#مهرِ_آبان_دامن_پاييزمان_را_گرفت🍂
# زادروزت مبارك❤️
#٧_آبان_٦٣
.
# 📝 text : @ehsankhajeamiri63_hadis .
Read more
ای گل تازه که بویی ز وفا نیست ترا خبر از سرزنش خار جفا نیست ترا رحم بر بلبل بی برگ و نوا نیست ترا التفاتی ...
Media Removed
ای گل تازه که بویی ز وفا نیست ترا خبر از سرزنش خار جفا نیست ترا رحم بر بلبل بی برگ و نوا نیست ترا التفاتی به اسیران بلا نیست ترا ما اسیر غم و اصلا غم ما نیست ترا با اسیر غم خود رحم چرا نیست ترا فارغ از عاشق غمناک نمی‌باید بود جان من اینهمه بی باک نمی‌یابد بود همچو گل چند به روی همه خندان باشی همره ... ای گل تازه که بویی ز وفا نیست ترا

خبر از سرزنش خار جفا نیست ترا

رحم بر بلبل بی برگ و نوا نیست ترا

التفاتی به اسیران بلا نیست ترا

ما اسیر غم و اصلا غم ما نیست ترا

با اسیر غم خود رحم چرا نیست ترا

فارغ از عاشق غمناک نمی‌باید بود

جان من اینهمه بی باک نمی‌یابد بود

همچو گل چند به روی همه خندان باشی

همره غیر به گلگشت گلستان باشی

هر زمان با دگری دست و گریبان باشی

زان بیندیش که از کرده پشیمان باشی

جمع با جمع نباشند و پریشان باشی

یاد حیرانی ما آری و حیران باشی

ما نباشیم که باشد که جفای تو کشد

به جفا سازد و صد جور برای تو کشد

شب به کاشانهٔ اغیار نمی‌باید بود

غیر را شمع شب تار نمی‌باید بود

همه جا با همه کس یار نمی‌باید بود

یار اغیار دل‌آزار نمی‌باید بود

تشنهٔ خون من زار نمی‌باید بود

تا به این مرتبه خونخوار نمی‌باید بود

من اگر کشته شوم باعث بدنامی تست

موجب شهرت بی باکی و خودکامی تست

دیگری جز تو مرا اینهمه آزار نکرد

جز تو کس در نظر خلق مرا خوارنکرد

آنچه کردی تو به من هیچ ستمکار نکرد

هیچ سنگین دل بیدادگر این کار نکرد

این ستمها دگری با من بیمار نکرد

هیچکس اینهمه آزار من زار نکرد

گر ز آزردن من هست غرض مردن من

مردم ، آزار مکش از پی آزردن من

جان من سنگدلی ، دل به تو دادن غلط است

بر سر راه تو چون خاک فتادن غلط است

چشم امید به روی تو گشادن غلط است

روی پر گرد به راه تو نهادن غلط است

رفتن اولاست ز کوی تو ، ستادن غلط است

جان شیرین به تمنای تو دادن غلط است

تو نه آنی که غم عاشق زارت باشد

چون شود خاک بر آن خاک گذارت باشد

مدتی هست که حیرانم و تدبیری نیست

عاشق بی سر و سامانم و تدبیری نیست

از غمت سر به گریبانم و تدبیری نیست

خون دل رفته به دامانم و تدبیری نیست

از جفای تو بدینسانم و تدبیری نیست

چه توان کرد پشیمانم و تدبیری نیست

شرح درماندگی خود به که تقریر کنم

عاجزم چارهٔ من چیست چه تدبیر کنم

نخل نوخیز گلستان جهان بسیار است

گل این باغ بسی ، سرو روان بسیار است

جان من همچو تو غارتگر جان بسیار است

ترک زرین کمر موی میان بسیار است

با لب همچو شکر تنگ دهان بسیار است

نه که غیر از تو جوان نیست، جوان بسیار است

دیگری اینهمه بیداد به عاشق نکند

قصد آزردن یاران موافق نکند

مدتی شد که در آزارم و می‌دانی تو

به کمند تو گرفتارم و می‌دانی تو

از غم عشق تو بیمارم و می‌دانی تو

داغ عشق تو به جان دارم و می‌دانی تو

خون دل از مژه می‌بارم و می‌دانی تو

از برای تو چنین زارم و می‌دانی تو

از زبان تو حدیثی نشنودم هرگز

از تو شرمنده یک حرف نب
Read more
 #مولانا بی همگان به سر شود بی‌تو به سر نمی‌شود داغ تو دارد این دلم جای دگر نمی‌شود دیده عقل مست تو ...
Media Removed
#مولانا بی همگان به سر شود بی‌تو به سر نمی‌شود داغ تو دارد این دلم جای دگر نمی‌شود دیده عقل مست تو چرخه چرخ پست تو گوش طرب به دست تو بی‌تو به سر نمی‌شود جان ز تو جوش می‌کند دل ز تو نوش می‌کند عقل خروش می‌کند بی‌تو به سر نمی‌شود خمر من و خمار من باغ من و بهار من خواب من و قرار من بی‌تو به سر نمی‌شود جاه ... #مولانا
بی همگان به سر شود بی‌تو به سر نمی‌شود
داغ تو دارد این دلم جای دگر نمی‌شود
دیده عقل مست تو چرخه چرخ پست تو
گوش طرب به دست تو بی‌تو به سر نمی‌شود
جان ز تو جوش می‌کند دل ز تو نوش می‌کند
عقل خروش می‌کند بی‌تو به سر نمی‌شود
خمر من و خمار من باغ من و بهار من
خواب من و قرار من بی‌تو به سر نمی‌شود
جاه و جلال من تویی ملکت و مال من تویی
آب زلال من تویی بی‌تو به سر نمی‌شود
گاه سوی وفا روی گاه سوی جفا روی
آن منی کجا روی بی‌تو به سر نمی‌شود
دل بنهند برکنی توبه کنند بشکنی
این همه خود تو می‌کنی بی‌تو به سر نمی‌شود
بی تو اگر به سر شدی زیر جهان زبر شدی
باغ ارم سقر شدی بی‌تو به سر نمی‌شود
گر تو سری قدم شوم ور تو کفی علم شوم
ور بروی عدم شوم بی‌تو به سر نمی‌شود
خواب مرا ببسته‌ای نقش مرا بشسته‌ای
وز همه‌ام گسسته‌ای بی‌تو به سر نمی‌شود
گر تو نباشی یار من گشت خراب کار من
مونس و غمگسار من بی‌تو به سر نمی‌شود
بی تو نه زندگی خوشم بی‌تو نه مردگی خوشم
سر ز غم تو چون کشم بی‌تو به سر نمی‌شود
هر چه بگویم ای سند نیست جدا ز نیک و بد
هم تو بگو به لطف خود بی‌تو به سر نمی‌شود
Read more
. برگذری درنگری جز دل خوبان نبری سر مکش ای دل که از او هر چه کنی جان نبری تا نشوی خاک درش در نگشاید به ...
Media Removed
. برگذری درنگری جز دل خوبان نبری سر مکش ای دل که از او هر چه کنی جان نبری تا نشوی خاک درش در نگشاید به رضا تا نکشی خار غمش گل ز گلستان نبری تا نکنی کوه بسی دست به لعلی نرسد تا سوی دریا نروی گوهر و مرجان نبری سر ننهد چرخ تو را تا که تو بی‌سر نشوی کس نخرد نقد تو را تا سوی میزان نبری تا نشوی مست خدا غم نشود از ... .
برگذری درنگری جز دل خوبان نبری
سر مکش ای دل که از او هر چه کنی جان نبری
تا نشوی خاک درش در نگشاید به رضا
تا نکشی خار غمش گل ز گلستان نبری
تا نکنی کوه بسی دست به لعلی نرسد
تا سوی دریا نروی گوهر و مرجان نبری
سر ننهد چرخ تو را تا که تو بی‌سر نشوی
کس نخرد نقد تو را تا سوی میزان نبری
تا نشوی مست خدا غم نشود از تو جدا
تا صفت گرگ دری یوسف کنعان نبری
تا تو ایازی نکنی کی همه محمود شوی
تا تو ز دیوی نرهی ملک سلیمان نبری
نعمت تن خام کند محنت تن رام کند
محنت دین تا نکشی دولت ایمان نبری
خیره میا خیره مرو جانب بازار جهان
ز آنک در این بیع و شری این ندهی آن نبری
خاک که خاکی نهلد سوسن و نسرین نشود
تا نکنی دلق کهن خلعت سلطان نبری
آه گدارو شده‌ای خاطر تو خوش نشود
تا نکنی کافریی مال مسلمان نبری
هیچ نبرده‌ست کسی مهره ز انبان جهان
رنجه مشو ز آنک تو هم مهره ز انبان نبری
مهره ز انبان نبرم گوهر ایمان ببرم
گو تو به جان بخل کنی جان بر جانان نبری
ای کشش عشق خدا می‌ننشیند کرمت
دست نداری ز کهان تا دل از ایشان نبری
هین بکشان هین بکشان دامن ما را به خوشان
ز آنک دلی که تو بری راه پریشان نبری
راست کنی وعده خود دست نداری ز کشش
تا همه را رقص کنان جانب میدان نبری
هیچ مگو ای لب من تا دل من باز شود
ز آنک تو تا سنگ دلی لعل بدخشان نبری
گر چه که صد شرط کنی بی‌همه شرطی بدهی
ز آنک تو بس بی‌طمعی زر به حرمدان نبری
#مولانا
Read more
. بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن كوچه گذشتم، همه تن چشم شدم، خیره به دنبال تو گشتم، شوق دیدار تو لبریز ...
Media Removed
. بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن كوچه گذشتم، همه تن چشم شدم، خیره به دنبال تو گشتم، شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم، شدم آن عاشق دیوانه كه بودم. در نهانخانۀ جانم، گل یاد تو، درخشید باغ صد خاطره خندید، عطر صد خاطره پیچید: یادم آمد كه شبی باهم از آن كوچه گذشتیم پر گشودیم و در آن خلوت دل‌خواسته ... .
بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن كوچه گذشتم،

همه تن چشم شدم، خیره به دنبال تو گشتم،

شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم،

شدم آن عاشق دیوانه كه بودم.

در نهانخانۀ جانم، گل یاد تو، درخشید

باغ صد خاطره خندید،

عطر صد خاطره پیچید:

یادم آمد كه شبی باهم از آن كوچه گذشتیم

پر گشودیم و در آن خلوت دل‌خواسته گشتیم

ساعتی بر لب آن جوی نشستیم.

تو، همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت.

من همه، محو تماشای نگاهت.

آسمان صاف و شب آرام

بخت خندان و زمان رام

خوشۀ ماه فروریخته در آب

شاخه‌ها  دست برآورده به مهتاب

شب و صحرا و گل و سنگ

همه دل داده به آواز شباهنگ

یادم آید، تو به من گفتی:

ـ «از این عشق حذر كن!

لحظه‌ای چند بر این آب نظر كن،

آب، آیینۀ عشق گذران است،

تو كه امروز نگاهت به نگاهی نگران است،

باش فردا، كه دلت با دگران است!

تا فراموش كنی، چندی از این شهر سفر كن!» با تو گفتم:‌ «حذر از عشق!؟ - ندانم

سفر از پیش تو؟ هرگز نتوانم،

نتوانم!

روز اول، كه دل من به تمنای تو پر زد،

چون كبوتر، لب بام تو نشستم

تو به من سنگ زدی، من نه رمیدم، نه گسستم . . .» باز گفتم كه : «تو صیادی و من آهوی دشتم

تا به دام تو درافتم همه جا گشتم و گشتم

حذر از عشق ندانم، نتوانم!» اشكی از شاخه فرو ریخت

مرغ شب، نالۀ تلخی زد و بگریخت . . .

اشک در چشم تو لرزید،

ماه بر عشق تو خندید!

یادم آید كه: دگر از تو جوابی نشنیدم

پای در دامن اندوه كشیدم.

نگسستم، نرمیدم.

رفت در ظلمت غم، آن شب و شب‌های دگر هم،

نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم،

نه کُنی دیگر از آن كوچه گذر هم . . .

بی تو، اما، به چه حالی من از آن كوچه گذشتم! .
.
.
.
"فریدون مشیری"
Read more
امروز نه آغاز و نه انجام جهان است ای بس غم و شادی که پس پرده نهان است گر مرد رهی غم مخور از دوری و دیری دانی که رسیدن هنر گام زمان است تو رهرو دیرینه ی سرمنزل عشقی بنگر که ز خون تو به هر گام نشان است آبی که برآسود زمینش بخورد زود دریا شود آن رود که پیوسته روان است هوشنگ ابتهاج #دزفول #چال_کندی ... امروز نه آغاز و نه انجام جهان است

ای بس غم و شادی که پس پرده نهان است
گر مرد رهی غم مخور از دوری و دیری

دانی که رسیدن هنر گام زمان است

تو رهرو دیرینه ی سرمنزل عشقی

بنگر که ز خون تو به هر گام نشان است

آبی که برآسود زمینش بخورد زود

دریا شود آن رود که پیوسته روان است

هوشنگ ابتهاج

#دزفول #چال_کندی #شنا #شیرجه #بهشت #آب_سرد #رود #دز
پ.ن. در آبهای بسیار سرد بهتر است با جلیقه شنا کنید!
Read more
در جهانی که حضورت مشروط و نگاهت محدود و صدایت مجبور به سکوت است ، #دختر_بودن_سخت_است . در جهانی که باید هم عاشق بود ، هم عاشق کرد ، هم صادق بود و هم صاحب درک ، #دختر_بودن_سخت_است . در جهانى كه بايد دچار هزار و يك بند باشى تا مردان بى مغز بندبندشان به لرزه در نيايد #دختر_بودن_سخت_است. دختر بال پدر و ... در جهانی که حضورت مشروط و نگاهت محدود و صدایت مجبور به سکوت است ، #دختر_بودن_سخت_است .
در جهانی که باید هم عاشق بود ، هم عاشق کرد ، هم صادق بود و هم صاحب درک ، #دختر_بودن_سخت_است .
در جهانى كه بايد دچار هزار و يك بند باشى تا مردان بى مغز بندبندشان به لرزه در نيايد #دختر_بودن_سخت_است.
دختر بال پدر و مادر و حال خوبه درونه ، قصه مجنون ها و فرهاد ها بى دختر حقارتى بيش نيست ، هيچ بزرگى بدون لبخند دخترى كه مادريست به جهان بزرگ نبوده ، حس رحمت و لبخند از نگاه دختر قابل لمس است .
دختر زيباست ، با مهرش ، ايمانش ، قدرتش، شعورش ، موهايش ، قدمهايش ، و تمام باور بى جنگ و خونريزى دنيايش ....
دخترانم و همه دختران سرزمينم ميدونم سخته هم دختر باشى هم محافظ ، هم صبور باشى هم سرحال ،
ميدونم ، بخندى يه ماجراست و نخندى هم يه قصه . خونگى باشى يه غمه بيرونى باشى هزار غم ... اما تو اثبات مهر خدا روى زمينى و اى كاش جهان با نگاه تو پيش ميرفت .
روز دختر رو به همه دختران زيبا سيرت و زيبا صورت سرزمينم تبريك ميگم ..
به اميد جهانى بهتر براى دختران 🌿🙏🏽
@tiaravianasadeghi
@adele_sadeghi
@rahelesadeghi
@raziesadeghi
@masi.sadeghi
@taranehmokarram
@ghazalpiano
@neginpaarsa
@zhaletoosi_cellist_violinist
@farn0osh_bagheri
@mojgan.abolfathi
@elahehesari
@parastoosalehi56
@tina.music_
Read more
حاشا که مرا جز تو در دیده کسی باشد... . حاشا که مرا جز تو در دیده کسی باشد یا جز غم عشق تو در دل هوسی باشد کس ...
Media Removed
حاشا که مرا جز تو در دیده کسی باشد... . حاشا که مرا جز تو در دیده کسی باشد یا جز غم عشق تو در دل هوسی باشد کس چون تو نشان ندهد در کل جهان لیکن چون این دل هر جائی هر جای بسی باشد بر پای تو سر دارم گر سر خطری دارد وصل تو به دست آرم گر دسترسی باشد از خاک سر کویت خالی نشوم یک شب گر بر سر هر سنگی حالی عسسی باشد ز ... حاشا که مرا جز تو در دیده کسی باشد...
.
حاشا که مرا جز تو در دیده کسی باشد
یا جز غم عشق تو در دل هوسی باشد
کس چون تو نشان ندهد در کل جهان لیکن
چون این دل هر جائی هر جای بسی باشد
بر پای تو سر دارم گر سر خطری دارد
وصل تو به دست آرم گر دسترسی باشد
از خاک سر کویت خالی نشوم یک شب
گر بر سر هر سنگی حالی عسسی باشد
ز آنجا که توئی تا من صد ساله ره است الحق
ز اینجا که منم تا تو منزل نفسی باشد
از زحمت خاقانی مازار که بد نبود
گر خوان وصالت را چون او مگسی باشد
.
@mbirang9892
Read more
ٕ به جهان دردمندان تو بگو چه کار داری، تب و تاب ما شناسی دل بی قرار داری، چه خبر تو را زاشکی که فرو چکد ز چشمی، تو به برگ گل ز شبنم در شاهوار داری، چه بگویمت ز جانی که نفس نفس شمارد، دم مستعار داری غم روزگار داری اشعار اقبال لاهوری، صدای آرش کمانگری و موسیقی آرماند آمار. برای دیدن نسخه با کیفیت (HD) ... ٕ
به جهان دردمندان تو بگو چه کار داری،
تب و تاب ما شناسی دل بی قرار داری،
چه خبر تو را زاشکی که فرو چکد ز چشمی،
تو به برگ گل ز شبنم در شاهوار داری،
چه بگویمت ز جانی که نفس نفس شمارد،
دم مستعار داری غم روزگار داری

اشعار اقبال لاهوری، صدای آرش کمانگری و موسیقی آرماند آمار. برای دیدن نسخه با کیفیت (HD) به لینک بالای پروفایل من مراجعه کنید

#فیلبند، #بابل٬ استان #مازندران، طبیعت #ایران. #ابر #خورشید #غروب #تایم_لپس

#Filband, #Babol, #Mazandaran province, nature of #Iran. #cloud #sun #sunset #timelapse #GoPro #GoProIR #GoProIran
Read more
‏Finished ,My original painting/size:70*100،<span class="emoji emoji1f3a8"></span> این تابلوی زمستون من هم تمام شد ولی سرما و برف رو ...
Media Removed
‏Finished ,My original painting/size:70*100، این تابلوی زمستون من هم تمام شد ولی سرما و برف رو تو بهار برامون ‌آورد ️🤪 ‏‎‏‎====================== بر خیز و مخور غم جهان گذران بنشین و ‌دمی‌به شادمانی‌گذران در طبع جهان اگر وفایی بودی نوبت به تو خود نیامدی از دگران / شاعر: خیام ‏ #art #masitkd ... ‏Finished ,My original painting/size:70*100،🎨 این تابلوی زمستون من هم تمام شد ولی سرما و برف رو تو بهار برامون ‌آورد ❄️🤪
‏‎‏‎======================
بر خیز و مخور غم جهان گذران
بنشین و ‌دمی‌به شادمانی‌گذران
در طبع جهان اگر وفایی بودی
نوبت به تو خود نیامدی از دگران
/ شاعر: خیام ‏ #art #masitkd #artist #artistic #awesome #amazingart #oilcolor #oilpainting #oilcoloroncanvas #color #draw #drawing #artshelp #paint #painter #painting #insta #instaart #instadraw #instapaint #instaartist #follow #like #snow #sunset #beautyart #هنر #هنرمند #نقاش #برف
Read more
. شوقی به رفتن نیست،دیدی که چها کردی؟؟! حرفی به زبانم نیست،عمرم به فنا کردی رسوای جهان گشتم سو ...
Media Removed
. شوقی به رفتن نیست،دیدی که چها کردی؟؟! حرفی به زبانم نیست،عمرم به فنا کردی رسوای جهان گشتم سو سوی نگاهم رفت روزی که مرا با غم تنها تو رها کردی رفتی و نگاه من،پشت سر تو مانده ای رفته زدست من،بسیار جفا کردی ای کاش تو را هرگز محتاج نبینم من با اینکه مرا عمری،((محتاج عصا کردی)) در حسرت وبا اندوه ... .
شوقی به رفتن نیست،دیدی که چها کردی؟؟!
حرفی به زبانم نیست،عمرم به فنا کردی

رسوای جهان گشتم سو سوی نگاهم رفت
روزی که مرا با غم تنها تو رها کردی

رفتی و نگاه من،پشت سر تو مانده
ای رفته زدست من،بسیار جفا کردی

ای کاش تو را هرگز محتاج نبینم من
با اینکه مرا عمری،((محتاج عصا کردی))
در حسرت وبا اندوه دستم به دعا باشد
روزی شوی آگاه از ظلمی که به ما کردی..
Read more
. Azadi Street . دیدار تو حل مشکلات است صبر از تو خلاف ممکنات است دیباچهٔ صورت بدیعت عنوان ...
Media Removed
. Azadi Street . دیدار تو حل مشکلات است صبر از تو خلاف ممکنات است دیباچهٔ صورت بدیعت عنوان کمال حسن ذات است لبهای تو خضر اگر بدیدی گفتی: «لب چشمه حیات است!». بر کوزهٔ آب نه دهانت بردار که کوزهٔ نبات است ترسم تو به سحر غمزه یک روز دعوی بکنی که معجزات است زهر از قبل تو نوشدارو فحش ... .
Azadi Street
.
دیدار تو حل مشکلات است

صبر از تو خلاف ممکنات است

دیباچهٔ صورت بدیعت

عنوان کمال حسن ذات است

لبهای تو خضر اگر بدیدی

گفتی: «لب چشمه حیات است!». بر کوزهٔ آب نه دهانت

بردار که کوزهٔ نبات است

ترسم تو به سحر غمزه یک روز

دعوی بکنی که معجزات است

زهر از قبل تو نوشدارو

فحش از دهن تو طیبات است

چون روی تو صورتی ندیدم

در شهر که مبطل صلات است

عهد تو و توبهٔ من از عشق

می‌بینم و هر دو بی ثبات است

آخر نگهی به سوی ما کن

کاین دولت حسن را زکات است

چون تشنه بسوخت در بیابان

چه فایده گر جهان فرات است

سعدی غم نیستی ندارد

جان دادن عاشقان نجات است

#شعرشبانه شماره ۳۱۳
#سعدی » دیوان اشعار » #غزلیات
.
#آزادی #میدان_آزادی #میدان_شهیاد #برج_شهیاد #برج_آزادی
#sbgdt #AzadiSquare #AzadiTower #AzadiStreet #Sbgdti #Night #NightLife #GoodNight #GoodFeeling #Saba
Read more
١٨ روز تا #عاشوراء <span class="emoji emoji1f33a"></span> عرش زیر علم توست اباعبدالله فرش خاک قدم توست اباعبدالله نه فقط دشت جگر سوخته ...
Media Removed
١٨ روز تا #عاشوراء عرش زیر علم توست اباعبدالله فرش خاک قدم توست اباعبدالله نه فقط دشت جگر سوخته ی کرب و بلا همه عالم حرم توست ابا عبدالله آنچه داریم و نداریم خدا می داند که کمی از کرم توست اباعبدالله مکتب و صوم و صلاة و شرف و عزت ما همه مرهون دم توست اباعبدالله شادی هر دو جهان بر دگران ... ١٨ روز تا #عاشوراء 🌺
عرش زیر علم توست اباعبدالله
فرش خاک قدم توست اباعبدالله
نه فقط دشت جگر سوخته ی کرب و بلا
همه عالم حرم توست ابا عبدالله
🌾🌾🌾
آنچه داریم و نداریم خدا می داند
که کمی از کرم توست اباعبدالله
مکتب و صوم و صلاة و شرف و عزت ما
همه مرهون دم توست اباعبدالله
🌷🌷🌷
شادی هر دو جهان بر دگران ارزانی
دل ما وقف غم توست اباعبدالله
به خدایی خداوند دو عالم سوگند
گریه ی خلق کم توست اباعبدالله
🌸🌸🌸
تو که هستی که زیارتگه ارواح رسل
حرم محترم توست اباعبدالله
دین اسلام سرافراز ز خون تو ولی
قامت کوه خم توست ابا عبدالله
🍀🍀🍀
صلى الله عليك يا اباعبدالله الحسين
__________________________________
#حسين_محور_اتحاد #الحسين_يوحدنا
#كربلاء #حرم #رمضان #رمضان_كريم
#رمضان_يجمعنا #لبيك_يا_حسين #تصويري
#امام_حسين #شيعه #اللهم #بين_الحرمين #خوشمزه #سلامت #زندگى #زاينده_رود #اصفهان
#مشهد_الرضا #امام_رضا #اسلام
‏ # #save_the_iraqi_people تشيع #iran #shia
‏ #names #karbala ‏ #abooamir133
Read more
. "پاییز فصل عاشقیست..." . من تا نگاهم بر روی تو افتاد ، #شب معجزه ای شد که در #چشم_تو رخ داد... #خورشید درخشید و به دریای تو تابید ، #دریا صدایی شد که به آواز من افتاد... صد بار اگر افتادم از پا ننشستم ، صد #شب غم آمد ولی من نشکستم... من در پی #شهر_تو صد بار دویدم ، تو جایزه ای شد که جهان داد به دستم... ای ... .
"پاییز فصل عاشقیست..."
.
من تا نگاهم بر روی تو افتاد ، #شب معجزه ای شد که در #چشم_تو رخ داد...
#خورشید درخشید و به دریای تو تابید ، #دریا صدایی شد که به آواز من افتاد...
صد بار اگر افتادم از پا ننشستم ، صد #شب غم آمد ولی من نشکستم...
من در پی #شهر_تو صد بار دویدم ، تو جایزه ای شد که جهان داد به دستم...
ای #ماه_فروزان و ای #خسرو_خوبان ، آن شعله ی جان بردار غمها را بسوزان...
ای #شادی جان من ای #دلبر و #دلدار ، #فردا از آن ماست تقدیر بگردان...
.
پ.ن1: یعنی میخوام بگم مجنونی دریا رو فقط تو پاییز میشه دید...
پ.ن 2: آهنگ هم که دیگه حرفی واسه گفتن باقی نمیذاره، ممنون از گروه پالت و امید نعمتی جان که "جانا سخن از زبان و دل ما میگویی..." 😅😊😍👌🎵🎧
.
@palletmusic @omidnemati
.
#پالت #صدبار #گروه_پالت #امید_نعمتی #امیدنعمتی #بندرانزلی #انزلی #باران #تگرگ #دریای_خروشان #پاییز #پاییز🍁 #پاییزی #دریا #جای_خالی_اش #پاییز_فصل_عاشقی #رشت_را_باید_دید #گیلان #palletmusic #palletband
Read more
درود بر کرد و لر و ترک و فارس و ترکمن و بلوچ و عربهای ایران زمین و جاویدان ایران که چنان بزرگ است که بیگانه ...
Media Removed
درود بر کرد و لر و ترک و فارس و ترکمن و بلوچ و عربهای ایران زمین و جاویدان ایران که چنان بزرگ است که بیگانه پیوسته با حسد بر او در اندیشه کوچک و تجزیه نمودن آن به دسیسه و انواع حیله و فریب بوده است و به بدین سبب سالیانیست در پی تفرقه افکنی در بین اقوام ایرانی بوده و نیست قومی از ترک و لر و کرد تا بلوچ و عرب و ترکمن ... درود بر کرد و لر و ترک و فارس و ترکمن و بلوچ و عربهای ایران زمین و جاویدان ایران که چنان بزرگ است که بیگانه پیوسته با حسد بر او در اندیشه کوچک و تجزیه نمودن آن به دسیسه و انواع حیله و فریب بوده است و به بدین سبب سالیانیست در پی تفرقه افکنی در بین اقوام ایرانی بوده و نیست قومی از ترک و لر و کرد تا بلوچ و عرب و ترکمن که بر او خباثت ننموده است، نیست شهری در این سرزمین که شهری مجاورش را دشمنش جلوه نداده باشد چنانکه نیشابوری را دشمن سبزواری ، شاهرودی را دشمن سمنانی ، کاشانی را دشمن قمی و الی هیچ شهر و دیار و آبادی از این حیله تفرقه افکنانه در امان نبوده و در بزرگتر از آن به اقوام پرداخته و بدین حیلت قومی مدبر و دلیر چون ترک را چنان وارونه خطاب نمودند و کرد و لر را که از اصیلترین اقوام ایران و جهان بودند به گونه ای دگر از آنچه بودند و مرد گیل با غیرت را دگر گونه خطاب و در بین مردممان البته به یاری خودمان چه جکهای غم انگیز به خنده ترویج کردند. البته از دژخیم خبیث بیش از این انتظار نیست ولی تعجب آنکه ما را علت چه باشد که مروج آن باشیم که نباید ترویج دهیم و به باور آن شویم که میدانیم غلط است و ندانم چرا عده ای اگرچه کم ولی رو به ازدیاد از ترک و کرد و دیگر اقوام به این دسیسه میبازند و چنان اندیشه جدایی در سر میپرورانند که زندانی اندیشه فرار. به هر قوم و نژاد اگر هر حکومتی استثناء شود و ظلمی روا دارد البته به این اهورایی سرزمین مقدس ظلم نموده و در آن شکی نیست ولی ما ملت چرا به پرچمی که هزاران هزار شهید با خونشان از ابتدای تاریخ امضایش نموده و حکم وراثتش بر ما زده اند با ترویج سخنان و گفتار تفرقه افکنانه ستم کنیم و موجبات تجزیه آن را فراهم کنیم. مردم ایران بترسید که موجبات خنده شما موجبات تجزیه موطنتان شود و از اقوامتان به خنده نگویید که این نقشه و برنامه از دشمنتان است که با تدبیر و نیرنگ پیش میرود به خدا بر هم و بر سرزمینتان رحم کنید که در جهان بی همتاست و لذا دشمنانش نیز در دشمنی با شما بی همتایند به خدا نکنید و نگویید آنچه قلب هم کیش و وطن و هم خونتان از قومی دیگر به درد آورد. و به خدا به دل نگیر ای هم وطن ترک و لر و عرب که دشمنت میخواهد به دل بگیری و تو شاید غافل از آنی. من قلبم به درد می آید وقتی یاد شهیدی می افتم که سرزمینش را به جان گرانش نداد و جانش به سرزمین گرانش داد و اکنون چنین وارثش خاک گلگون و پر خونش به بهایی اندک و به لحظه ای و خنده ای چه آسان و در خواب غفلت فروخت.
Read more
صد روز برای برگشتن به هر چیز یا ترک کردن هر چیز کافیست. بزرگترین غم جهان مرگ در لحظه زیستن است، جایی ...
Media Removed
صد روز برای برگشتن به هر چیز یا ترک کردن هر چیز کافیست. بزرگترین غم جهان مرگ در لحظه زیستن است، جایی که فکر می‌کنی تمام آنچه برای تو بود و دوستشان داشتی ، وجود دارد اما تو به آنها تعلق نداری، انگار در و دیوار و میز و یخچال و ظرف ها و گلدان ها برای تو نیست ، همه آنهایی که هر روز به بهانه ای سراغشان می‌رفتی ... صد روز برای برگشتن به هر چیز یا ترک کردن هر چیز کافیست.

بزرگترین غم جهان
مرگ در لحظه زیستن است، جایی که فکر می‌کنی تمام آنچه برای تو بود و دوستشان داشتی ، وجود دارد اما تو به آنها تعلق نداری، انگار در و دیوار و میز و یخچال و ظرف ها و گلدان ها برای تو نیست ، همه آنهایی که هر روز به بهانه ای سراغشان می‌رفتی !
سینک پر آشپزخانه ، شیشه های خاک گرفته، تخت‌ِ خواب جمع نشده، ساقه خشک شده گلدان برگ انجیری، زیر سیگاری لبریز، فنجان قهوه دیروز و ... این ها شروع مردن است.
یک چیز می‌تواند نابود کند هر بودی را که ما را می‌ساخت ،اینکه «من»بی «آن»بی تعریفم، نه برای کسی! برای خودم! و « آن» تمام ما نیست .
می گفت : شبیه به پرنده ای شده‌ام که از کوچ فصلی جا مانده...
و

خواب دیده بود در صفی طولانی زنان و مردانی از نا امیدی برای مرگ آماده می‌شوند ، در خواب امید دارترین کسی را که می‌شناخت دیده بود که مرگ او را پس زد و گفت صد روز زمان داری تا به زندگی برگردی، اگر نشد تو را می‌برم!
من ایمان دارم که برای برگشتن به یک زندگی و دسته ای که از آنها جا ماندیم صد روز کافیست...
صد روز زمان داریم...
دیر شود مرگ ما را با خود می‌برد، نباید به مردن در زندگی عادت کنیم.
‎ #بشمارید
همین امروز شد نَوَد و نُه...
Read more
بیا که قصر امل سخت سست بنیادست بیار باده که بنیاد عمر بر بادست غلام همت آنم که زیر چرخ کبود ز هر چه رنگ ...
Media Removed
بیا که قصر امل سخت سست بنیادست بیار باده که بنیاد عمر بر بادست غلام همت آنم که زیر چرخ کبود ز هر چه رنگ تعلق پذیرد آزادست چه گویمت که به میخانه دوش مست و خراب سروش عالم غیبم چه مژده‌ها دادست که ای بلندنظر شاهباز سدره نشین نشیمن تو نه این کنج محنت آبادست تو را ز کنگره عرش می‌زنند صفیر ندانمت که در ... بیا که قصر امل سخت سست بنیادست
بیار باده که بنیاد عمر بر بادست
غلام همت آنم که زیر چرخ کبود
ز هر چه رنگ تعلق پذیرد آزادست
چه گویمت که به میخانه دوش مست و خراب
سروش عالم غیبم چه مژده‌ها دادست
که ای بلندنظر شاهباز سدره نشین
نشیمن تو نه این کنج محنت آبادست
تو را ز کنگره عرش می‌زنند صفیر
ندانمت که در این دامگه چه افتادست
نصیحتی کنمت یاد گیر و در عمل آر
که این حدیث ز پیر طریقتم یادست
غم جهان مخور و پند من مبر از یاد
که این لطیفه عشقم ز ره روی یادست
رضا به داده بده وز جبین گره بگشای
که بر من و تو در اختیار نگشادست
مجو درستی عهد از جهان سست نهاد
که این عجوز عروس هزاردامادست
نشان عهد و وفا نیست در تبسم گل
بنال بلبل بی دل که جای فریادست
حسد چه می‌بری ای سست نظم بر حافظ
قبول خاطر و لطف سخن خدادادست
#حافظ_شیرازی
۔
۔
۔ -
تصویر: "حافظ در میخانه" / اثر: #آنسلم_فوئرباخ / 1852 / گالری هنر مانهایم - آلمان
۔
۔
۔ "آنسلم فوئرباخ" نقاش آلمانی، این نقاشی را از روی "دیوان شرقی و غربی" که #گوته در مورد حافظ نوشته، به تصویر کشیده است.
Read more
خیام <span class="emoji emoji1f339"></span> چون آب به جويبار و چون باد به دشت روزي دگر از نوبت عمرم بگذشت هرگز غم دو روز مرا ياد نگشت روزي ...
Media Removed
خیام چون آب به جويبار و چون باد به دشت روزي دگر از نوبت عمرم بگذشت هرگز غم دو روز مرا ياد نگشت روزي كه نيامدست و روزي كه گذشت بر خیر و مخور غم جهان گذران خوش باش و دمی به شادمانی گذران در طبع جهان اگر وفایی بودی نوبت به تو خود نیامدی از دگران از جمله رفتگان این راه دراز باز آمده ای کو که به ما ... خیام 🌹

چون آب به جويبار و چون باد به دشت
روزي دگر از نوبت عمرم بگذشت
هرگز غم دو روز مرا ياد نگشت
روزي كه نيامدست و روزي كه گذشت
💦
بر خیر و مخور غم جهان گذران
خوش باش و دمی به شادمانی گذران
در طبع جهان اگر وفایی بودی
نوبت به تو خود نیامدی از دگران
💦
از جمله رفتگان این راه دراز
باز آمده ای کو که به ما گوید باز
هان بر سر این دو راهه از سوی نیاز
چیزی نگذاری که نمی آیی باز
#hmahbobeh
Read more
-Night Series, Acrylic and Silver leaf on canvas, 150 x 150 cm, 2015. #babakrashvand بی تو مهتاب ...
Media Removed
-Night Series, Acrylic and Silver leaf on canvas, 150 x 150 cm, 2015. #babakrashvand بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم شدم آن عاشق دیوانه که بودم در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید باغ صد خاطره خندید عطر صد خاطره پیچید یادم ... -Night Series, Acrylic and Silver leaf on canvas, 150 x 150 cm, 2015. #babakrashvand
بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق دیوانه که بودم
در نهانخانه
جانم گل یاد تو درخشید
باغ صد خاطره خندید
عطر صد خاطره پیچید
یادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم
پر گشودیم و درآن خلوت دلخواسته گشتیم
ساعتی بر لب آن جوی نشستیم
تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت
من همه محو تماشای نگاهت
آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشه ماه فرو ریخته در آب
شاخه ها دست بر آورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ
یادم آید تو به من گفتی از این عشق حذر کن
لحظه ای چند بر این آب نظر کن
آب آیینه عشق گذران است
تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران
است
باش فردا که دلت با دگران است
تا فراموش کنی چندی از این شهر سفر کن
با تو گفتم حذر از عشق ؟ ندانم
سفر از پیش تو ؟ هرگز نتوانم
روز اول که دل من به تمنای تو پر زد
چون کبوتر لب بام تو نشستم
تو به من سنگ زدی من نه رمیدم نه گسستم
بازگفتم که تو صیادی و من آهوی
دشتم
تا به دام تو در افتم همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم
سفر از پیش تو هرگز نتوانم نتوانم
اشکی از شاخه فرو ریخت
مرغ شب ناله تلخی زد و بگریخت
اشک در چشم تو لرزید
ماه بر عشق تو خندید
یادم آید که دگر از تو جوابی نشنیدم
پای دردامن اندوه کشیدم
نگسستم نرمیدم
رفت در ظلمت غم آن شب و شبهای دگر هم
نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم
نه کنی دیگر از آن کوچه گذر هم
بی تو اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم.
#فریدون_مشیری
Read more
مژده ای شب شکنان وقت سحرخواهدشد عمرشب هرچه بلنداست به سرخواهدشد هرچه دیوارکشد ابر به روی گل ماه ماه ...
Media Removed
مژده ای شب شکنان وقت سحرخواهدشد عمرشب هرچه بلنداست به سرخواهدشد هرچه دیوارکشد ابر به روی گل ماه ماه آخرزپس ابر به درخواهدشد باد از ملک صبا بانگ زند تا فردا عالمی از سفر یار خبر خواهدشد موسم هجر به سر می شود از لطف سحر وقت دیدار رخ شمس وقمر خواهدشد می رود دوره ی پائیز وزمستان باهم زگلستان جهان ... مژده ای شب شکنان وقت سحرخواهدشد
عمرشب هرچه بلنداست به سرخواهدشد
هرچه دیوارکشد ابر به روی گل ماه
ماه آخرزپس ابر به درخواهدشد
باد از ملک صبا بانگ زند تا فردا
عالمی از سفر یار خبر خواهدشد
موسم هجر به سر می شود از لطف سحر
وقت دیدار رخ شمس وقمر خواهدشد
می رود دوره ی پائیز وزمستان باهم
زگلستان جهان رفع خطر خواهدشد
بی سبب نیست که دل،گرم تماشا شده است
نیمه ی دوم ماه است که زیبا شده است
مابه صحرا زده دیوانه تر از مجنونیم
زغم هجر تو عمریست که دل درخونیم
خواب را از دل رویایی شب می گیریم
تاکه شب طی شود وصبح رسد می میریم
یک اشاره زتو کافیست که باسر برسیم
پیش پایت به سراسیمه و پر پر برسیم
روز وشب بحر وصال تو دعا می خوانیم
غافل از غیبت کبرایی که خود درآنیم
تودعا کن که از این برزخ وغم دورشویم
با تو یک لحظه فقط همدم ومحشورشویم
نشودکال بیفتیم و به باور نرسیم
بر سر وعده دیدار تو آخر نرسیم
باغبان گر نرسد باغ به سامان نرسد
نکند باد رسد دست به دامان نرسد
تاقدم رنجه کنی دل نگرانست بدان
جمعه ها دلخوشی منتظرانست بدان
کار روز وشب ما گریه به درگاه خداست
رمز این قفل فقط در گروی ماه خداست
غم دوری تو یک بار گرانست هنوز
چشم نرگس به شقایق نگرانست هنوز
_________________________
لحظه ی شیرین رسیدن به پسرم بعد از یک ماه دوری
اشاره ی این شعر به امام زمان است که امیدوارم روزی دل همه ی ما از روشنایی وجودش روشن شود
اللهم عجل لولیک الفرج
Read more
 #negar #نوستالژی #oldpic # تحمل کن عزیز دل شکسته،تحمل کن به پای شمع خاموش؛تحمل کن کنار گریه من،به ...
Media Removed
#negar #نوستالژی #oldpic # تحمل کن عزیز دل شکسته،تحمل کن به پای شمع خاموش؛تحمل کن کنار گریه من،به یاد دلخوشی های فراموش،جهان کوچک من از تو زیباس،هنوز از عطر لبخند تو سرمست،واسه تکرار اسم ساده ی توست،صدایی از من عاشق اگر هست،منو نسپار به فصل رفته عشق،نزار کم شم من از آینده تو،به من فرصت بده گم شم ... #negar #نوستالژی #oldpic #
تحمل کن عزیز دل شکسته،تحمل کن به پای شمع خاموش؛تحمل کن کنار گریه من،به یاد دلخوشی های فراموش،جهان کوچک من از تو زیباس،هنوز از عطر لبخند تو سرمست،واسه تکرار اسم ساده ی توست،صدایی از من عاشق اگر هست،منو نسپار به فصل رفته عشق،نزار کم شم من از آینده تو،به من فرصت بده گم شم دوباره،توی آغوش بخشاینده تو،به من فرصت بده برگردم از من،به تو برگردمو یار توباشم،به من فرصت بده باز ازسر نو،دچار تو گرفتار توباشم،نزار از رفتنت ویرون شه جانم،نزار از خود به خاکستربریزم،کنار من که وامیپاشم از غم تحمل کن تحمل کن عزیزم،به من فرصت بده رنگین کمون شم از آغوش تو تا معراج پرواز،حدیث تازه عشق توام من،به پایانم نبر از نو بیاغاز. #نگار #
Read more
. . . . بیا، که بی‌تو به جان آمدم ز تنهایی نمانده صبر و مرا بیش ازین شکیبایی بیا، که جان مرا بی‌تو ...
Media Removed
. . . . بیا، که بی‌تو به جان آمدم ز تنهایی نمانده صبر و مرا بیش ازین شکیبایی بیا، که جان مرا بی‌تو نیست برگ حیات بیا، که چشم مرا بی‌تو نیست بینایی بیا، که بی‌تو دلم راحتی نمی‌یابد بیا، که بی‌تو ندارد دو دیده بینایی اگر جهان همه زیر و زبر شود ز غمت تو را چه غم؟ که تو خو کرده‌ای به تنهایی حجاب روی ... .
.
.
.
بیا، که بی‌تو به جان آمدم ز تنهایی
نمانده صبر و مرا بیش ازین شکیبایی
بیا، که جان مرا بی‌تو نیست برگ حیات
بیا، که چشم مرا بی‌تو نیست بینایی
بیا، که بی‌تو دلم راحتی نمی‌یابد
بیا، که بی‌تو ندارد دو دیده بینایی
اگر جهان همه زیر و زبر شود ز غمت
تو را چه غم؟ که تو خو کرده‌ای به تنهایی
حجاب روی تو هم روی توست در همه حال
نهانی از همه عالم ز بسکه پیدایی
عروس حسن تو را هیچ درنمی‌یابد
به گاه جلوه، مگر دیدهٔ تماشایی
ز بس که بر سر کوی تو ناله‌ها کردم
بسوخت بر من مسکین دل تماشایی
ندیده روی تو، از عشق عالمی مرده
یکی نماند، اگر خود جمال بنمایی
ز چهره پرده برانداز، تا سر اندازی
روان فشاند بر روی تو ز شیدایی
به پرده در چه نشینی؟ چه باشد ار نفسی
به پرسش دل بیچاره‌ای برون آیی!
نظر کنی به دل خستهٔ شکسته دلی
مگر که رحمتت آید، برو ببخشایی
دل عراقی بیچاره آرزومند است
امید بسته که: تا کی نقاب بگشایی؟
.
.
.
.
#دیباچه #تابستان #عراقی
Read more
خورشید روی ماه تو را تا که دیده است رنگ از رخش ز روی خجالت پریدا است حیرت حلول کرده به رگهام جای خون یک ...
Media Removed
خورشید روی ماه تو را تا که دیده است رنگ از رخش ز روی خجالت پریدا است حیرت حلول کرده به رگهام جای خون یک لحظه تا که روی تو را دیده،دیده است دل مانده در تحیر و دبگر نمی تپد از ساعتی که نام عزیزت شنیده است احساس می کنم که خدا وقت خلقتت بر صفحه ی زمانه خودش را کشیده است آن گونه ای لطیف که حتی خود خدا مثل ... خورشید روی ماه تو را تا که دیده است
رنگ از رخش ز روی خجالت پریدا است

حیرت حلول کرده به رگهام جای خون
یک لحظه تا که روی تو را دیده،دیده است

دل مانده در تحیر و دبگر نمی تپد
از ساعتی که نام عزیزت شنیده است

احساس می کنم که خدا وقت خلقتت
بر صفحه ی زمانه خودش را کشیده است

آن گونه ای لطیف که حتی خود خدا
مثل تو در تمامی عمرش ندیده است

مبهوت مانده در تو خودش،فکر می کند
از روی اشتباه تو را آفریده است

گر وا نمی کند گره کار خلق را
انگشت حیرت از تو به دندان گزیده است

افتاده تا که دیده ی آهو به چشم تو
از روی عجز و خشم و خجالت رمیده است

نه،باورم نمی شود ای ماه!چشم من
یا مست بوده یا که تو را خواب دیده است

حالا شگفت این که دل خوش خیال من
گشته است در جهان و تو را برگزیده است

مهر تو بود در دلم اول نهالکی
حالا به آب چشم ترم قد کشیده است

حالا غم تو در دل من آن چنان شده است
سنگین،که پشت طاقت و صبرم خمیده است

گر خواستی سری به دل خسته ام زنی
آهسته تر بیا که غمت آرمیده است

نون.الف

#شعربايدشعرباشد #مهدی_نمازی #اینجا_هوا_به_میل_تو_تغییر_می_کند
#غزلیات #شعر #شعرمعاصر #شعركلاسيك #شعرنو #شاعر #كتاب #sherbayadsherbashad #poem #lyric #book
Read more
. <span class="emoji emoji1f49c"></span>حتما کسی هست که با خوندن این شعر به یادش بیفتید. اگه هنوز یه فرصت دوباره هست ، تگش کنید <span class="emoji emoji1f49c"></span> . . . نخستین ...
Media Removed
. حتما کسی هست که با خوندن این شعر به یادش بیفتید. اگه هنوز یه فرصت دوباره هست ، تگش کنید . . . نخستین نگاهی که مارا به هم دوخت نخستین سلامی که در جان ما شعله افروخت نخستین کلامی که دل های ما را به بوی خوش آشنایی سپرد و به مهمانی عشق برد؛ پر از مهر بودی پر از نور بودم همه شوق بودی همه شور بودم. ... .
💜حتما کسی هست که با خوندن این شعر به یادش بیفتید. اگه هنوز یه فرصت دوباره هست ، تگش کنید 💜
.
.
.
نخستین نگاهی که مارا به هم دوخت
نخستین سلامی که در جان ما شعله افروخت
نخستین کلامی که دل های ما را
به بوی خوش آشنایی سپرد و
به مهمانی عشق برد؛
پر از مهر بودی
پر از نور بودم
همه شوق بودی
همه شور بودم.
چه خوش لحظه هایی که دزدانه از هم
نگاهی ربودیم و رازی نهفتیم
چه خوش لحظه هایی که "می خواهمت" را
به شرم و خموشی نگفتیم و گفتیم
دو آوای تنهای سر گشته بودیم
رها در گذرگاه هستی
به سوی هم از دورها پر گشودیم
چه خوش لحظه هایی که هم را شنیدیم
چه خوش لحظه هایی که در هم وزیدیم
چه خوش لحظه هایی که در پرده عشق
چو یک نغمه شاد با هم شکفتیم
چه شب ها ... چه شب ها ... که همراه حافظ
در آن کهکشان های رنگین
در آن بی کران های سرشار از نرگس و نسترن، یاس و نسرین
ز بسیاری شوق و شادی نخفتیم
تو با آن صفای خدایی
تو با آن دل و جان سرشار از روشنایی
از این خاکیان دور بودی
من آن مرغ شیدا
در آن باغ بالنده در عطر و رویا
بر آن شاخه های فرا رفته تا عالم بی خیالی
چه مغرور بودم
چه مغرور بودم...
من و تو چه دنیای پهناوری آفریدیم
من و تو به سوی افق های نا آشنا پر کشیدیم
من و تو ندانسته دانسته، رفتیم و رفتیم و رفتیم ...
چنان شاد، خوش، گرم، پویا
که گفتی به سر منزل آرزوها رسیدیم.
دریغا
دریغا ندیدیم
که دستی در آن آسمان ها
چه بر لوح پیشانی ما نوشته است!
دریغا در آن قصه ها و غزل ها نخواندیم
که آب و گل عشق با غم سرشته است
فریب و فسون جهان را
تو کر بودی ای دوست من کور بودم!
از آن روزها آه عمری گذشته است ...
من و تو دگرگونه گشتیم
دنیا دگرگونه گشته است
در این روزگاران بی روشنایی
در این تیره شب های غمگین
که دیگر ندانی کجایم ...
ندانم کجایی ...
چو با یاد آن روزها می نشینم
چو یاد تو را پیش رو می نشانم
دل جاودان عاشقم را
به دنبال آن لحظه ها می کشانم
سرشکی به همراه این بیت ها می فشانم ...
نخستین نگاهی که ما را به هم دوخت
نخستین سلامی که در جان ما شعله افروخت
نخستین کلامی که دل های ما را
به بوی خوش آشنایی سپرد و ...
به مهمانی عشق برد.
پر از مهر بودی
پر از نور بودم
همه شوق بودی
همه شور بودم
#فریدون_مشیری
Read more
بی تو مهتاب شبی باز از ان کوچه گذشتم. همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم. شوق دیدارتو لبریز شد از جام ...
Media Removed
بی تو مهتاب شبی باز از ان کوچه گذشتم. همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم. شوق دیدارتو لبریز شد از جام وجودم. شدم ان عاشق دیوانه که بودم. در نهان خانه ی جانم گل یادتو درخشید. باغ صد خاطره خندید،عطر صد خاطره پیچید. یادم امد که شبی باهم از ان کوچه گذشتیم. پرگشودیم و دران خلوت دلخواسته گشتیم. ساعتی ... بی تو مهتاب شبی باز از ان کوچه گذشتم.
همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم.
شوق دیدارتو لبریز شد از جام وجودم.
شدم ان عاشق دیوانه که بودم. در نهان خانه ی جانم گل یادتو درخشید. باغ صد خاطره خندید،عطر صد خاطره پیچید. یادم امد که شبی باهم از ان کوچه گذشتیم. پرگشودیم و دران خلوت دلخواسته گشتیم.
ساعتی بر لب ان جوی نشستیم.

تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت.
من همه محو تماشای نگاهت.

اسمان صاف و شب ارام.
بخت خندان وزمان رام.
خوشه ی ماه فرو ریخته در اب.
شاخه ها دست براوره به مهتاب.
شب وصحرا وگل وسنگ
همه دل داده به اواز شباهنگ

یادم اید،تو به من گفتی:
از این عشق حذر کن!
لحظه ای چند براین اب نظر کن.
اب ایینه عشق گذران است.
توکه امروز نگاهت به نگاهی نگران است.
باش فردا،که دلت بادگران است!
تا فراموش کنی.چندی از این شهرسفرکن!

باتو گفتم:"حذر از عشق!؟ندانم.
سفر از پیش تو؟هرگز نتوانم....نتوانم.

روز اول که دل من به تمنای تو پر زد.
چون کبوتر لب بام تو نشستم
توبه من سنگ زدی،من نه رمیدم ،نه گسستم..." باز گفتم :"که صیادی و من اهوی دشتم.
تابه دام تو درافتم همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم ،نتوانم!" اشکی از شاخه فرو ریخت.
مرغ شب ناله ی تلخی زد وبگریخت... اشک در چشم تو لرزید.
ماه برعشق تو خندید.! یادم ایدکه:دگر از تو جوابی نشنیدم.
پای در دامن اندوه کشیدم.
نگسستم ،نه رمیدم.
*
رفت در ظلمت غم ،ان شب و شب های دگر هم.
نگرفتی دگر از عاشق ازرده خبر هم.
نکنی دیگر از ان کوچه گذر هم... بی تو ،اما ، به چه حالی من از ان کوچه گذشتم! (شعر کوچه_از فریدون مشیری)
#love #street #alone #loveher #crying #night #perfec #music #melody #like4like #likesforlikes #followforfollow #follow4follow #sad
#اشک #گریه #کوچه #فریدون_مشیری #فریدون #مشیری #بزن #شب #شب_مهتابی #دلتنگی #عشق #زن #مرد
Read more
. یاران! شب عیـد آمده بیدار بمانید باید همه از فاطمه عیدی بستانید این جان جهان، جان جهان، جان جهان ...
Media Removed
. یاران! شب عیـد آمده بیدار بمانید باید همه از فاطمه عیدی بستانید این جان جهان، جان جهان، جان جهان است این روح روان، روح روان، روح روان است این چارده آیینه جمال است به یک حسن آنجا که عیان است چه حاجت به بیان است ایـن ختـم ائمــه اسـت بدانیـد بدانیــد چونـان کــه نبی خاتـم پیغامبران است گــر ... .
یاران! شب عیـد آمده بیدار بمانید
باید همه از فاطمه عیدی بستانید

این جان جهان، جان جهان، جان جهان است
این روح روان، روح روان، روح روان است

این چارده آیینه جمال است به یک حسن
آنجا که عیان است چه حاجت به بیان است

ایـن ختـم ائمــه اسـت بدانیـد بدانیــد
چونـان کــه نبی خاتـم پیغامبران است

گــر کفــر نبــاشد بگـذارید بگـــویم
چشمان خـدا بـر مـه رویش نگران است

هر لحظه پدر شیفتۀ تاب و تب اوست
ناخـورده لبن آیـۀ قرآن به لب اوست

این است که دادنـد امامـان خبرش را
داده است خدا مژدۀ فتـح و ظفرش را

تا آیـۀ قـرآن بـه لـبش بود، مـلایک
دیدنـد به لـب خنـدۀ شـوق پدرش را

ای کاش نبی بود که بوسد چو حسینش
تنها نه دهان بلکه ز پا تا به سرش را

جاءالحـق بـازوش کـه دیدیـد ببینید
نقش زهـق‌البـاطل دست دگـرش را

این نور دل فاطمه فرزند حسین است
بر لعل لبانش گل لبخند حسین است

ای خلـق جهـان منتظر روز ظهورت!
پیوستـه زمـان منتظـر روز ظهـورت

هم در غم هجران تو پیران همه مردند
هم نسـل جـوان منتظر روز ظهورت

بلبل سر هر شاخـه غزلخـوان فراقت
گل‌هـای خـزان منتظـر روز ظهورت

تو یوسف گم‌گشتۀ اسلام چو یعقوب
بـا قـد کمـان منتظـر روز ظهـورت

یعقوب به ما مژده دهد آمدنت را
از مصر شنیدیم بوی پیرهنت را
.
.
غلامرضا سازگار

____________________

خجسته میلاد با سعادت بدرالله، باب الله، امر الله، واسطه ی فیض الهی، پدر نازنینمون حضرت بقیة الله الاعظم روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء رو خدمت شما بزرگواران تبریک و تهنیت عرض میکنم.

ـ 🎇🎆🎈عــیــدتــوووون مـــبــاااااارکـــ🎈🎆🎇 _

#یا_صاحب_الزمان
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#أین_بقیة_الله
#أین_الشموس_الطالعة
#یامهدی #ادرکنی
#بقیة_الله #یااباصالح_المهدی
#مايیم_که_در_غیبت_کبری_ماندیم
#آقای_ندیده_ام_بیا
#بیا_تاپیداشم #عید #مبارک
#عیدتون_مبارک
#يا_مهدى
#یامهدی_ادرکنی
#این_صاحبنا
#التماس_دعای_فرج
#امام_زمان
#شعبان #نیمه_شعبان
Read more
. برخیز و مخور غم جهان گذران بنشین و دمی به شادمانی گذران در طبع جهان اگر وفایی بودی نوبت به تو خود ...
Media Removed
. برخیز و مخور غم جهان گذران بنشین و دمی به شادمانی گذران در طبع جهان اگر وفایی بودی نوبت به تو خود نیامدی از دگران . . .
برخیز و مخور غم جهان گذران
بنشین و دمی به شادمانی گذران

در طبع جهان اگر وفایی بودی
نوبت به تو خود نیامدی از دگران
.
.
ألا یا اهل العالم، إنّ جدّی الحسین قتلوه عطشانا گرگ هایی که به سختی همگیشان مستند دست های پسر دست ...
Media Removed
ألا یا اهل العالم، إنّ جدّی الحسین قتلوه عطشانا گرگ هایی که به سختی همگیشان مستند دست های پسر دست خدا را بستند سینه ها صبح و مسا بغض و جهالت می خورْد قوم ها، سلسله ها دور ضلالت می خورْد سینه از بغض عداوت، چه حرارت دارد طفل شش ماهه دگر قصد شهادت دارد چشم های نگران همه پر اشک شدند ناامیدانه ولی خیره ... ألا یا اهل العالم، إنّ جدّی الحسین قتلوه عطشانا

گرگ هایی که به سختی همگیشان مستند
دست های پسر دست خدا را بستند
سینه ها صبح و مسا بغض و جهالت می خورْد
قوم ها، سلسله ها دور ضلالت می خورْد
سینه از بغض عداوت، چه حرارت دارد
طفل شش ماهه دگر قصد شهادت دارد
چشم های نگران همه پر اشک شدند
ناامیدانه ولی خیره ی بر مشک شدند
چشم این مشک ز بس ناله ی طفلان دیدست
هر دو چشم تر این مشک دگر خشکیدست
دشمن دون به سر و روش به ناگه می زد
آب از فرط عطش یکسره لَه لَه می زد
مادری از غم هجران پسر دق می کرد
خون ها بر جگر مصحف ناطق می کرد
گیرم امروز که تیغش چو علی تیز نبود
مادرش دخت رسول دوسرا نیز نبود؟
از چه رو چوب به کام و به زبانش می خورد
خیزران بر لب و دندان و دهانش می خورد
هاتفی گفت جواب تو چه حاجت دارد؟
این نمازیست که هفتاد و دو رکعت دارد

آیه هایی که میان بد و حق حائل شد
زآسمان آمد و بر طشت طلا نازل شد
کای نسیم دل عشاق، تو محبوب خدا
باید امروز نمازی بکنی عرش نما
زین نماز تو به تن، آینه خلعت دارد
این نمازیست که هفتاد و دو رکعت دارد

مکر دیوان و خبیثان و ددان باطل گشت
آیه ای زاوج فلک بر سر نی نازل گشت
آیه دیروز جهان مملو از آیت می کرد
آیه امروز سرِ نیزه تلاوت می کرد
زین شر انس به قلب دو جهان ماتم شد
قامت نیزه ز آیات الهی خم شد
این رکوع نی و نی ها چه حلاوت دارد
این نمازیست که هفتاد و دو رکعت دارد

سید محمد جعفر غضنفری
قسمتی از شعر عاشورایی که کاملش در کتاب یک شمع و هفتاد و دوپروانه، نوشته ی حقیر به چاپ رسیده است
#غضنفری #غضنفری_خوانساری #خوانسار #خمین #شاعران_آیینی #شعر_آیینی #سادات_غضنفری #سادات_غضنفری_خوانساری #امام_حسین #عاشورا #محرم #مرثیه #مرثیه_سرایی #اهل_بیت #حرم #سید_الشهدا #کربلا #تاسوعا #شهدا #شهید #حب_الحسین #حسینیه #شهید_کربلا #کربلا #نینوا
#شعر #شعرا #سادات_غضنفری_خوانساری #سادات_غضنفری #آب #تشنه_لب #دشمن
Read more
چند ساعت مانده به #ماه گرفتگی پنجم امرداد ماه ۹۷ ، خبری به دستم رسید که به اندازه تمام گرفتگی های زندگی برایم غم انگیز بود. به ناگهان ۲۲ سال خاطره مثل رعد و برقی از نظرم گذشت . مردی که تمام زندگی علمی ام را مدیون او هستم و هر آنچه امروز هستم حاصل تاثیر کلام ، اندیشه و دانش بی مثال اوست پر باز کرد و رفت. #دکترمحمدجوادعظیمی ... چند ساعت مانده به #ماه گرفتگی پنجم امرداد ماه ۹۷ ، خبری به دستم رسید که به اندازه تمام گرفتگی های زندگی برایم غم انگیز بود.
به ناگهان ۲۲ سال خاطره مثل رعد و برقی از نظرم گذشت .
مردی که تمام زندگی علمی ام را مدیون او هستم و هر آنچه امروز هستم حاصل تاثیر کلام ، اندیشه و دانش بی مثال اوست پر باز کرد و رفت.
#دکترمحمدجوادعظیمی از هجده سالگی زندگی مرا تحت تاثیر خرد شگفت انگیزش قرار داد و سالهای طولانی با دانش بکر و متفاوتش مرا سیراب کرد.
هنوز نمیتوانم باور کنم که این مرد بزرگ ، استاد فرهیخته و معلم باسواد از میان ما رفته است.
#متدلوژی_اندیشه ، #مبانی_روانشناسی ، #فلسفه_علم #فلسفه_هنر #فلسفه_فلسفه ، #سایکوسایبرنتیک و ده ها دانش دیگر که سالهای طولانی در کلاس درس این استاد فرهیخته ام آموختم ، #جهان_نگری متفاوتی را در من پایه گذاشت که همه دست آوردهای امروز من مدیون اوست .
مثل یک پدر دلسوز در سخت ترین روزهای زندگی ام در ۲۰ سالگی ، معلم و مشاور و راهنمای من بود.
و امروز فقدانش ، غم تلخ و سنگینی را بر دلم نهاده است.
اندیشه های #کیهانی اش از انسان ، موجودی شگفت انگیز در ذهن من تصویر کرد که در گلوگاه های بزرگ زندگی ام ، عامل حرکت و عبور من بود .
در هر کلام ، نوشته و درس من ، رد پایی پر رنگ از حضور این مرد بزرگ وجود دارد .
او مغز مرا از نگرش تک بعدی خارج کرد و دنیای تفکرات چند وجهی را به من آموخت .
خدا میداند که مانند او کی و کجا و در چه زمانی متولد شود .
سیستم آموزشی کشور طبق رویه چهل ساله اش ، اساتید بزرگی مثل #دکترعظیمی را نادیده گرفت و کمک نکرد تا این منبع بزرگ دانش و خرد ، بازتابی وسیع و شایسته در میان جامعه علمی کشور پیدا کند .
تا هنگامی که زنده باشم ، خودم را مدیون دانش کم نظیر این استاد ماندگار میدانم و بازتاب هر آنچه می آموزم به روح بزرگ او پیشکش میشود .
دلم برایت تنگ میشود استاد خوبم.
چشم هایم در بدرقه تو ، گریان و غم انگیز است.
#معنای_زندگی تو وسعتی به اندازه همه شاگردانت و شاگردانشان و زندگی هزاران انسان ، دارد.
تا آخرین روز #زندگی ، #تاج شاگردی ات را روی سر دارم.
روحت شاد.

#امیرفریدون_نصرتی ✍🏻
Read more
_ اي دريغا #نور #ظلمت‌ سوز من اي دريغا #صبح روز افروز من عاشق رنجست #نادان تا #ابد خيز لا اُقسم بخوان ...
Media Removed
_ اي دريغا #نور #ظلمت‌ سوز من اي دريغا #صبح روز افروز من عاشق رنجست #نادان تا #ابد خيز لا اُقسم بخوان تا في کَبد غَيرت حق بود و با حق چاره نيست کو دلي کز عشق حق صد پاره نيست هرچه روزي داد و ناداد آيدم او ز اول گفته تا ياد آيدم مي برد شاديت را تو شاد ازو مي‌پذيري ظلم را چون دادْ ازو اي که جان را بهر تن ... _
اي دريغا #نور #ظلمت‌ سوز من
اي دريغا #صبح روز افروز من
عاشق رنجست #نادان تا #ابد
خيز لا اُقسم بخوان تا في کَبد
غَيرت حق بود و با حق چاره نيست
کو دلي کز عشق حق صد پاره نيست
هرچه روزي داد و ناداد آيدم
او ز اول گفته تا ياد آيدم
مي برد شاديت را تو شاد ازو
مي‌پذيري ظلم را چون دادْ ازو
اي که جان را بهر تن مي‌سوختي
سوختي جان را و تن افروختي
اي دريغا اي دريغا اي دريغ
کانچنان #ماه ي نهان شد زير ميغ
چون زنم دَم؟ کآتش دل تيز شد
شيرِ هَجر آشفته و خون‌ريز شد
خوش نشين اي قافيه‌انديش من
قافيهء دولت توي در پيش من
آن دمي کز آدمش کردم نهان
با تو گويم اي تو اسرار #جهان
آن دمي کز وي #مسيح ا دم نزد
حق ز غيرت نيز بي ما هم نزد
ما چه باشد در لغت اثبات و نفي
من نه اثباتم منم بي‌ذات و نفي
من کسي در ناکَسي در يافتم
پس کسي در ناکسي در بافتم
مي‌شود صياد مرغان را شکار
تا کند ناگاه ايشان را شکار
بي‌دلان را دلبران جسته بجان
جمله معشوقان شکار عاشقان
هر که عاشق ديديش معشوق دان
کو به نسبت هست هم اين و هم آن
تشنگان گر آب جويند از جهان
آب جويد هم به عالم تشنگان
چون که عاشق اوست تو خاموش باش
او چو گوشَت مي‌کشد تو گوش باش
بند کن چون سيل سيلاني کند
ور نه رسوايي و ويراني کند
من چه غم دارم که ويراني بود
زير ويران گنج سلطاني بود
هر #ستاره ‌ش خونبهاي صد #هلال
خون عالم ريختن او را حَلال
اي حيات عاشقان در مردگي
دل نيابي جز که در دل‌بردگي
گفتم آخر غرق تست اين عقل و جان
گفت رو رو بر من اين افسون مخوان
من ندانم آنچه انديشيده‌اي
اي دو ديده دوست را چون ديده‌اي
هرکه او ارزان خرد ارزان دهد
#گوهر ي #طفل ي به قرصي #نان دهد
من چو لب گويم لب #دريا بُوَد
من چو لا گويم مُراد اِلا بُود
من ز شيريني نشستم رو تُرُش
من ز بسياري گفتارم خَمش
تا که شيريني ما از دو جهان
در حجاب رو ترش باشد نهان
تا که در هر گوش نايد اين #سخن
يک همي گويم ز صد سِرِ لَدُن
________
گزیده ای از #داستان #بازرگان و #طوطی در #مثنوی #مولوی
________
#astrophotography #stars #night #aksdastan
Read more
Loading...
Load More