غم عشق تو من

Loading...


Unique profiles
94
Most used tags
Total likes
0
Top locations
Shiraz, Iran, Damdol, Ardabīl, Iran, Demavend
Average media age
1078.8 days
to ratio
6.1
ای گل تازه که بویی ز وفا نیست ترا خبر از سرزنش خار جفا نیست ترا رحم بر بلبل بی برگ و نوا نیست ترا التفاتی ...
Media Removed
ای گل تازه که بویی ز وفا نیست ترا خبر از سرزنش خار جفا نیست ترا رحم بر بلبل بی برگ و نوا نیست ترا التفاتی به اسیران بلا نیست ترا ما اسیر غم و اصلا غم ما نیست ترا با اسیر غم خود رحم چرا نیست ترا فارغ از عاشق غمناک نمی‌باید بود جان من اینهمه بی باک نمی‌یابد بود همچو گل چند به روی همه خندان باشی همره ... ای گل تازه که بویی ز وفا نیست ترا

خبر از سرزنش خار جفا نیست ترا

رحم بر بلبل بی برگ و نوا نیست ترا

التفاتی به اسیران بلا نیست ترا

ما اسیر غم و اصلا غم ما نیست ترا

با اسیر غم خود رحم چرا نیست ترا

فارغ از عاشق غمناک نمی‌باید بود

جان من اینهمه بی باک نمی‌یابد بود

همچو گل چند به روی همه خندان باشی

همره غیر به گلگشت گلستان باشی

هر زمان با دگری دست و گریبان باشی

زان بیندیش که از کرده پشیمان باشی

جمع با جمع نباشند و پریشان باشی

یاد حیرانی ما آری و حیران باشی

ما نباشیم که باشد که جفای تو کشد

به جفا سازد و صد جور برای تو کشد

شب به کاشانهٔ اغیار نمی‌باید بود

غیر را شمع شب تار نمی‌باید بود

همه جا با همه کس یار نمی‌باید بود

یار اغیار دل‌آزار نمی‌باید بود

تشنهٔ خون من زار نمی‌باید بود

تا به این مرتبه خونخوار نمی‌باید بود

من اگر کشته شوم باعث بدنامی تست

موجب شهرت بی باکی و خودکامی تست

دیگری جز تو مرا اینهمه آزار نکرد

جز تو کس در نظر خلق مرا خوارنکرد

آنچه کردی تو به من هیچ ستمکار نکرد

هیچ سنگین دل بیدادگر این کار نکرد

این ستمها دگری با من بیمار نکرد

هیچکس اینهمه آزار من زار نکرد

گر ز آزردن من هست غرض مردن من

مردم ، آزار مکش از پی آزردن من

جان من سنگدلی ، دل به تو دادن غلط است

بر سر راه تو چون خاک فتادن غلط است

چشم امید به روی تو گشادن غلط است

روی پر گرد به راه تو نهادن غلط است

رفتن اولاست ز کوی تو ، ستادن غلط است

جان شیرین به تمنای تو دادن غلط است

تو نه آنی که غم عاشق زارت باشد

چون شود خاک بر آن خاک گذارت باشد

مدتی هست که حیرانم و تدبیری نیست

عاشق بی سر و سامانم و تدبیری نیست

از غمت سر به گریبانم و تدبیری نیست

خون دل رفته به دامانم و تدبیری نیست

از جفای تو بدینسانم و تدبیری نیست

چه توان کرد پشیمانم و تدبیری نیست

شرح درماندگی خود به که تقریر کنم

عاجزم چارهٔ من چیست چه تدبیر کنم

نخل نوخیز گلستان جهان بسیار است

گل این باغ بسی ، سرو روان بسیار است

جان من همچو تو غارتگر جان بسیار است

ترک زرین کمر موی میان بسیار است

با لب همچو شکر تنگ دهان بسیار است

نه که غیر از تو جوان نیست، جوان بسیار است

دیگری اینهمه بیداد به عاشق نکند

قصد آزردن یاران موافق نکند

مدتی شد که در آزارم و می‌دانی تو

به کمند تو گرفتارم و می‌دانی تو

از غم عشق تو بیمارم و می‌دانی تو

داغ عشق تو به جان دارم و می‌دانی تو

خون دل از مژه می‌بارم و می‌دانی تو

از برای تو چنین زارم و می‌دانی تو

از زبان تو حدیثی نشنودم هرگز

از تو شرمنده یک حرف نب
Read more
Loading...
. جایی نرو!بچرخ فقط در مدار من! ای ماه! ای ستاره ی دنباله دار من . باید جهان و نظم قدیمش عوض شود هر ...
Media Removed
. جایی نرو!بچرخ فقط در مدار من! ای ماه! ای ستاره ی دنباله دار من . باید جهان و نظم قدیمش عوض شود هر کار می کنم که تو باشی کنار من دادم عنان زندگی ام را به عشق تو از اختیار عقل گذشته است کار من چون سنگ کوچکی ته یک رودخانه ام اینگونه است در غم تو روزگار من حالا بیا و مثل نسیمی عبور کن از گیسوان مضطرب ... .
جایی نرو!بچرخ فقط در مدار من!
ای ماه! ای ستاره ی دنباله دار من
.
باید جهان و نظم قدیمش عوض شود
هر کار می کنم که تو باشی کنار من
دادم عنان زندگی ام را به عشق تو
از اختیار عقل گذشته است کار من

چون سنگ کوچکی ته یک رودخانه ام
اینگونه است در غم تو روزگار من

حالا بیا و مثل نسیمی عبور کن
از گیسوان مضطرب بی قرار من

حالا بیا و ساده ترین حرف را بزن
پایان بده به سخت ترین انتظار من
Read more
پری شهر قصه پري شهر قصه تو قلب من نشسته چشماشو غم گرفته بال و پرش شكسته دختر شهر آفتاب خوشكل مثل مهتاب گل ...
Media Removed
پری شهر قصه پري شهر قصه تو قلب من نشسته چشماشو غم گرفته بال و پرش شكسته دختر شهر آفتاب خوشكل مثل مهتاب گل ديار شرقي لباش به رنگ عناب پري قصه هايي خاتون شهر مايي تو چشمه صفايي شهزاده وفايي نگام بكن چه خستم غرورم و شكستم شرقي مهربونم بدون تو كي هستم تويي تو بهترين من عشق تو در كمين من تو يار ايروني ... پری شهر قصه

پري شهر قصه تو قلب من نشسته
چشماشو غم گرفته بال و پرش شكسته
دختر شهر آفتاب خوشكل مثل مهتاب
گل ديار شرقي لباش به رنگ عناب

پري قصه هايي خاتون شهر مايي
تو چشمه صفايي شهزاده وفايي
نگام بكن چه خستم غرورم و شكستم
شرقي مهربونم بدون تو كي هستم

تويي تو بهترين من عشق تو در كمين من
تو يار ايروني من ، زاده سرزمين من

توي دلت يه رازه سكوت تو آوازه
تو جات توي قفس نيست نياز تو پروازه
طلسم ديو و بشكن شهر غم و رها كن
پناه قلب من باش درد منو دوا كن

@andymusic1 | #iranian #iranmusic #iranianmusic #music #persian #andykouros #هنرمندا #خوانندگان #لس_آنجلس #موزیک #پرشین #Los_angeles #موزیک #اندی_کوروس #اندی_کورس #اندی #اندی_مددیان #andy #andymadadian #nice #photooftheday #picoftheday #life #memories #love #my #andymusic1.fans #world #paksima_zakipour 👑 🇦 🇳 🇩 🇾 👑
Read more
... روی تو گلی ز بوستانی دگرست لعل لبت از گوهر کانی دگرست دل دادن عارفان چنین سهل مگیر با حسن دلاویز ...
Media Removed
... روی تو گلی ز بوستانی دگرست لعل لبت از گوهر کانی دگرست دل دادن عارفان چنین سهل مگیر با حسن دلاویز تو آنی دگرست ای دوست حدیث وصل و هجران بگذار کاین عشق من و تو داستانی دگرست چو نی نفس تو در من افتاد و مرا هر دم ز دل خسته فغانی دگرست تیر غم دنیا به دل ما نرسد زخم دل عاشق از کمانی دگرست این ره ... ...
روی تو گلی ز بوستانی دگرست
لعل لبت از گوهر کانی دگرست

دل دادن عارفان چنین سهل مگیر
با حسن دلاویز تو آنی دگرست

ای دوست حدیث وصل و هجران بگذار
کاین عشق من و تو داستانی دگرست

چو نی نفس تو در من افتاد و مرا
هر دم ز دل خسته فغانی دگرست

تیر غم دنیا به دل ما نرسد
زخم دل عاشق از کمانی دگرست

این ره تو به زهد و علم نتوانی یافت
گنج غم عشق را نشانی دگرست

از قول و غزل سایه چه خواهی دانست
خاموش که عشق را زبانی دگرست

#هوشنگ_ابتهاج
#گل_میمونی
#flower
#ir_flower
Read more
. ترا من زهر شیرین خوانم ای عشق، که نامی خوش تر از اینت ندانم. وگر ــ هر لحظه ــ رنگی تازه گیری، به غیر ...
Media Removed
. ترا من زهر شیرین خوانم ای عشق، که نامی خوش تر از اینت ندانم. وگر ــ هر لحظه ــ رنگی تازه گیری، به غیر از « زهر شیرینت » نخوانم. تو زهری، زهر گرم سینه سوزی، تو شیرینی، که شور هستی از توست. شراب جام خورشیدی، که جان را، نشاط از تو، غم از تو، مستی از توست. به آسانی، مرا از من ربودی، درون کوره ی غم آزمودی دلت ... .
ترا من زهر شیرین خوانم ای عشق، که نامی خوش تر از اینت ندانم.
وگر ــ هر لحظه ــ رنگی تازه گیری، به غیر از « زهر شیرینت » نخوانم.

تو زهری، زهر گرم سینه سوزی، تو شیرینی، که شور هستی از توست.
شراب جام خورشیدی، که جان را، نشاط از تو، غم از تو، مستی از توست.

به آسانی، مرا از من ربودی، درون کوره ی غم آزمودی
دلت آخر به سرگردانیم سوخت، نگاهم را به زیبایی گشودی

بسی گفتند: «دل از عشق برگیر! که نیرنگ است و افسون است و جادوست!»
ولی ما دل به او بستیم و دیدیم، که این زهر است، اما! نوشداروست...! چه غم دارم که این زهر تب آلود، تنم را در جدایی می گدازد
از آن شادم که در هنگامة درد؛ غمی شیرین دلم را می نوازد.

اگر مرگم به نامردی نگیرد؛ مرا مهرِ تو در دل جاودانی است.
وگر عمرم به ناکامی سرآید؛ ترا دارم که؛ مرگم زندگانی است.

#فریدون_مشیری #شعر_معاصر #شعرمعاصر #شعرنو #شعر_نو #غزل_معاصر #شعر_کهن #غزل_فارسی #بیت_ناب #ادبيات #ادبی #هنر #فرهنگ #شعر_ناب #شعروغزل #شعروگرافی #عکس_نوشته #شعر_پارسی #شعر_فارسی #اشعار_ناب #اشعارناب #poem #Persian #poetry #Iran
Read more
. بیا که در غم عشقت مشوشم بی تو بیا ببین که در این غم چه ناخوشم بی تو . خوب تا اینجایش مشکلی نیست سعدی ...
Media Removed
. بیا که در غم عشقت مشوشم بی تو بیا ببین که در این غم چه ناخوشم بی تو . خوب تا اینجایش مشکلی نیست سعدی جان، غم عشق است و تشویش همیشگیش، طبیعیست، حتی ناخوش بودنش هم جزو لاینفک این غم است، گرچه خودتان حکیمید، ولی ناخوشی این درد دست حکیم و دوا نیست، خودتان که واقفید بزرگوار. به آن بزرگواره فرمودید میبینی ... .
بیا که در غم عشقت مشوشم بی تو
بیا ببین که در این غم چه ناخوشم بی تو
.
خوب تا اینجایش مشکلی نیست سعدی جان، غم عشق است و تشویش همیشگیش، طبیعیست، حتی ناخوش بودنش هم جزو لاینفک این غم است، گرچه خودتان حکیمید، ولی ناخوشی این درد دست حکیم و دوا نیست، خودتان که واقفید بزرگوار. به آن بزرگواره فرمودید میبینی حال و روز مرا؟ میبینی ناخوشم؟ کوری? نميبينی که در غم عشقت مشوشم بی تو? بیا دیگر لامصب، پاشو بیا... حتی پیام هم دادید، همراه با استیکر مریض و درجه تب و یک قلب شکسته، ولی او چه کرد؟ ها؟ چه کرد؟ کاش اقلکم سین نمیکرد اصلا، کاش سین میکرد جواب نمیداد، کاش جواب میداد و میگفت حالا وقت کردم می آیم، این چه جوابی بوده که به شمای بیمار داده؟ پیام دادید گفتید پاشو بیا حال مرا خوش کن، بی ادب گفته مهم منم که من خوشم بی تو...
.
پیام دادم و گفتم بیا خوشم می‌دار
جواب دادی و گفتی که من خوشم بی تو
.
اگر من جای شما بودم چهارتا از آن اساسی ها بارش میکردم و بعد بلاک.
بعد می رفتم سراغ بزرگواره ی بعدی، خدا برکت بدهد به کانتکت ها و فالوئرها، خدا برکت بدهد به سلام علیک های معمولی که در آب نمک است...
پاشو سعدی جان، پاشو ناخوشی را جمع کن برو سراغ بعدی...
وااااالللللا
با این شعراتون
.
.
.
#سعدی جان گفت
#سعید بداهه نوشت
فروردین 1397
.
.
.
.
.
#شعر #مصرع #کاليگرافى #کاليگرافي #خوشنویسی #خط #خطاطی #دستنوشته #بداهه_نويسى #ثلث #تایپوگرافی #گرافیک #قلم #calligraph #calligraphy #calligraphic #handwriting #typography #graphicdesi
Read more
Loading...
فریاد از اینکه‌بی قرارم اما ،روی لب من جز غم خاموشی نیست ،رفتی و‌ ولی باز بیادت هستم‌، تو‌مذهب عاشقی ...
Media Removed
فریاد از اینکه‌بی قرارم اما ،روی لب من جز غم خاموشی نیست ،رفتی و‌ ولی باز بیادت هستم‌، تو‌مذهب عاشقی فراموشی نیست ... ای وای به من که کشته مردت بودم ،ای وای که دنیامو‌پر از غم‌کردی ،با تو‌همه چی داشتم‌اما رفتی،پیش همه‌کس خار و‌خفیفم‌ کردی ای کاش که‌تو‌خیال بکرم بودی ،ای کاش که تو‌کمی به فکرم بودی ... فریاد از اینکه‌بی قرارم اما ،روی لب من جز غم خاموشی نیست ،رفتی و‌ ولی باز بیادت هستم‌، تو‌مذهب عاشقی فراموشی نیست ...
ای وای به من که کشته مردت بودم ،ای وای که دنیامو‌پر از غم‌کردی ،با تو‌همه چی داشتم‌اما رفتی،پیش همه‌کس خار و‌خفیفم‌ کردی
ای کاش که‌تو‌خیال بکرم بودی ،ای کاش که تو‌کمی به فکرم بودی ،ای وای به من که‌فکرو ذکرم بودی ،ای وای به من ،وای به من ،وای به من ...
همخونه‌ ی دیوونه ی این قلب غمه ،بی تو‌همه چی برای این قلب کمه ،حالا که‌تویی عشق و‌تمنای همه ،ای وای به من ،وای به من ،وای به من...
با اینکه‌تو‌‌مجنون‌نشدی تو‌عشقت ،دیونه‌تر‌از هزار تا مجنون‌بودم ،کشتم‌خودمو‌که عاشقم‌باشی حیف ،از چشم‌تو‌من‌همیشه پنهون بودم !
از من‌که گذشتی پی مردم‌ رفتی‌،از زندگی بدون تو‌دلگیرم‌،تو‌عمر منی و‌زندگیمی بی تو‌،هر لحظه برای زندگی می میرم ...
Read more
عشق جانست عشق تو جانتر لطف درمان وز تو درمانتر کافری‌های زلف کافر تو گشته ز ایمان جمله ایمانتر جان ...
Media Removed
عشق جانست عشق تو جانتر لطف درمان وز تو درمانتر کافری‌های زلف کافر تو گشته ز ایمان جمله ایمانتر جان سپردن به عشق آسانست وز پی عشق توست آسانتر همه مهمان خوان لطف تواند لیک این بنده زاده مهمانتر بی‌تو هستند جمله بی‌سامان لیک من بی‌طریق و سامانتر عشق تو کان دولت ابدست لیک وصل جمال تو ... عشق جانست عشق تو جانتر
لطف درمان وز تو درمانتر

کافری‌های زلف کافر تو
گشته ز ایمان جمله ایمانتر

جان سپردن به عشق آسانست
وز پی عشق توست آسانتر

همه مهمان خوان لطف تواند
لیک این بنده زاده مهمانتر

بی‌تو هستند جمله بی‌سامان
لیک من بی‌طریق و سامانتر

عشق تو کان دولت ابدست
لیک وصل جمال تو کانتر

تیغ هندی هجر برانست
لیک هندی عشق برانتر

هر دلی چارپره در پی توست
دل ما صدپرست و پرانتر

دیدن تو به صد چو جان ارزان
عوض نیم جانم ارزانتر

گر چه این چرخ نیک گردانست
چرخ افلاک عشق گردانتر

همه ز افلاک عشق در ترسند
وان فلک در غم تو ترسانتر

شمس تبریز همتی می‌دار
تا شوم در تو من عجب دانتر

#دیوان_شمس

#مولانا #مولانا_رومی #molana #مولوی #شعر #شعر_فارسی #ادبیات
#ادبیات_کلاسیک #دیوان_شمس #حضرت_عشق #عشق
Read more
Loading...
"نبض رویا" منتشر شد. آهنگساز و تنظیم کننده: یاشار علی نژادیان <span class="emoji emoji1f539"></span> متن ترانه در زیر: . اومدی و شدی کوه ...
Media Removed
"نبض رویا" منتشر شد. آهنگساز و تنظیم کننده: یاشار علی نژادیان متن ترانه در زیر: . اومدی و شدی کوه دردِ دلم تا بره از شبام حسِ آشوبِ غم با نگاهت شدم عاشقِ زندگی اوجِ آرامشه با تو دیوونگی برگرد و .. حرفی بزن تسکینِ خاطر من بی عطرت .. می گیره نفسام کنارم باش .. بی تو پسه هوام هر شب با ... "نبض رویا" منتشر شد.
آهنگساز و تنظیم کننده: یاشار علی نژادیان
🔹 متن ترانه در زیر:
.
اومدی و شدی
کوه دردِ دلم
تا بره از شبام
حسِ آشوبِ غم

با نگاهت شدم
عاشقِ زندگی
اوجِ آرامشه
با تو دیوونگی

برگرد و .. حرفی بزن
تسکینِ خاطر من

بی عطرت .. می گیره نفسام
کنارم باش .. بی تو پسه هوام

هر شب با .. خاطره هات
میرم تا .. عمقِ چشات

تو دنیا .. شدی همه کسم
با تبِ عشقِ تو.. آرومم

باز هوای صدات
می زنه به سرم‌
قلبِ دیوونمو
تا‌ جنون می برم

دستمو ول نکن
نبضِ رویای من
باعث و بانی
آرزو های من

#عارف یحیی پور
Read more
پاییز من سلام ، دلم را ندیده ای؟ نزدیک تر بیا!!! تو چرا رنگ پریده ای؟! انگار مثل من رکب از عشق خورده ای ...
Media Removed
پاییز من سلام ، دلم را ندیده ای؟ نزدیک تر بیا!!! تو چرا رنگ پریده ای؟! انگار مثل من رکب از عشق خورده ای يا زعفران به صورت نازت کشیده ای؟ اينجا بشین و تکیه بده بر سکوت من توخسته ای و تازه از این در رسیده ای بگذار تا حکایت دل را بیان کنم شايد شبیه قصه ی ما را شنیده ای روزی مسافری که قطارش ترانه بود آمد ... پاییز من سلام ، دلم را ندیده ای؟
نزدیک تر بیا!!! تو چرا رنگ پریده ای؟! انگار مثل من رکب از عشق خورده ای
يا زعفران به صورت نازت کشیده ای؟

اينجا بشین و تکیه بده بر سکوت من
توخسته ای و تازه از این در رسیده ای
بگذار تا حکایت دل را بیان کنم
شايد شبیه قصه ی ما را شنیده ای

روزی مسافری که قطارش ترانه بود
آمد سوار قافیه های سپیده ای

چشمش عجیب وسوسه ی کودکانه داشت
مانند تیله ای که از عابر خریده ای
در دست گرم او تب پروانه مانده بود
در پیله ای که از نخ آتش تنيده ای
یک جرعه شعرخواست که دل را صفا دهد
از استکان لب زده دادم چکیده ای
با خنده گفت: دختر باران! تو محشری
این گونه های سرخ ز باغ که چیده ای؟
تا انتهای کوچه نگاهی غریب داشت
من ماندم و تبسم بر غم تکيده ای

من سالهای سال دلم را ندیده ام
پاییز جان بگو تو دلم را ندیده ای؟! #پروین_نوروزی
Read more
بر من و تو روزگاری رفت و عشقی پا گرفت عاقبت چرخ حسود این عشق را از ما گرفت شادمانی بود و من بودم تو بودی ...
Media Removed
بر من و تو روزگاری رفت و عشقی پا گرفت عاقبت چرخ حسود این عشق را از ما گرفت شادمانی بود و من بودم تو بودی عشق بود عشق و شادی با تو رفت و غم مرا تنها گرفت نغمه هامان در گلو بشکست و شادی ها گریخت مرغ رنگین بال عشق ما ره صحرا گرفت بوسه های آتشین بر روی لب هامان فسرد آشنایی های ما رنگ جدایی ها گرفت مرغ ... بر من و تو روزگاری رفت و عشقی پا گرفت

عاقبت چرخ حسود این عشق را از ما گرفت

شادمانی بود و من بودم تو بودی عشق بود

عشق و شادی با تو رفت و غم مرا تنها گرفت

نغمه هامان در گلو بشکست و شادی ها گریخت

مرغ رنگین بال عشق ما ره صحرا گرفت

بوسه های آتشین بر روی لب هامان فسرد

آشنایی های ما رنگ جدایی ها گرفت

مرغ بخت آمد به بام خانه ام اما پرید

دولت عشق تو را ایام داد اما گرفت

داستان چشم گریان مرا از شب بپرس

ای بسا گوهر که دست غم از این دریا گرفت

جام لبریز امیدم را فلک بر خاک ریخت

عشق را از ما گرفت اما چه نازیبا گرفت..!!
Read more
<span class="emoji emoji1f341"></span><span class="emoji emoji1f341"></span>فلسفه.‌فهم هنرخوشنویسی🦋<span class="emoji emoji1f343"></span><span class="emoji emoji1f343"></span><span class="emoji emoji1f33e"></span><span class="emoji emoji1f342"></span><span class="emoji emoji1f342"></span>.: این چیست که چون دلهره افتاده به جانم حال همه خوب است، من اما ...
Media Removed
فلسفه.‌فهم هنرخوشنویسی🦋.: این چیست که چون دلهره افتاده به جانم حال همه خوب است، من اما نگرانم در فکر تو بستم چمدان را و همین فکر مثل خوره افتاده به جانم که بمانم چیزی که میان تو و من نیست غریبی است صد بار تو را دیده ام ای غم به گمانم؟ انگار که یک کوه سفر کرده از این دشت اینقدر که خالی ... 🍁🍁فلسفه.‌فهم هنرخوشنویسی🦋🍃🍃🌾🍂🍂.:
این چیست که چون دلهره افتاده به جانم
حال همه خوب است، من اما نگرانم

در فکر تو بستم چمدان را و همین فکر
مثل خوره افتاده به جانم که بمانم

چیزی که میان تو و من نیست غریبی است
صد بار تو را دیده ام ای غم به گمانم؟

انگار که یک کوه سفر کرده از این دشت
اینقدر که خالی شده بعد از تو جهانم

از سایه ی سنگین تو من کمترم آیا؟
بگذار به دنبال تو خود را بکشانم

ای عشق، مرا بیشتر از پیش بمیران
آنقدر که تا دیدن او زنده بمانم. "فاضل نظری"
Read more
Loading...
. . من تورا میخواهم و یاد تو در من ماندنیست چشم تو چون... من تورا میخواهم و یاد تو در من ماندنیست چشم ...
Media Removed
. . من تورا میخواهم و یاد تو در من ماندنیست چشم تو چون... من تورا میخواهم و یاد تو در من ماندنیست چشم تو چون شاه بیتی در غزلها خواندنیست . روی خود پنهان نکن ای عشق پنهانی من چهره زیبای تو چون باغ گلها دیدنیست . من به لبهایت طمع کردم،تو رنجیدی چرا این نباشد خبط من،لبهای تو بوسیدنیست . گفته بودی ... .
.

من تورا میخواهم و یاد تو در من ماندنیست چشم تو چون... من تورا میخواهم و یاد تو در من ماندنیست
چشم تو چون شاه بیتی در غزلها خواندنیست
.
روی خود پنهان نکن ای عشق پنهانی من
چهره زیبای تو چون باغ گلها دیدنیست
.
من به لبهایت طمع کردم،تو رنجیدی چرا
این نباشد خبط من،لبهای تو بوسیدنیست
.
گفته بودی قلب پرخون خواهی و آه جگر
چون منی دیوانه قلبش را به یغما بردنیست
.
رفتی و با رفتنت ابری شد این شبهای من
نور خورشیدم، نتابی ابر غم باریدنیست
.
حالتی دارم میان رویش و پرپر شدن
حالت عشق است،این احساس من ناگفتنیست
.
کی رسد آندم که جانی گیرم از چشمان تو
جان شیرین هم بپای ناز چشمت دادنیست
Read more
#فريدون_مشيرى #كوچه #بی تو ، مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم شدم آن عاشق دیوانه که بودم ! در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید باغ صد خاطره خندید عطر صد خاطره پیچید یادم آید که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته ... #فريدون_مشيرى #كوچه #بی تو ، مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق دیوانه که بودم !

در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید
باغ صد خاطره خندید
عطر صد خاطره پیچید

یادم آید که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم
پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم

ساعتی بر لب آن جوی نشستیم
تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت
من همه محو تماشای نگاهت
آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشه ماه فرو ریخته در آب
شاخه ها دست برآورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ

یادم آید : تو بمن گفتی :
ازین عشق حذر کن !
لحظه ای چند بر این آب نظر کن
آب ، آئینة عشق گذران است
تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است
باش فردا ، که دلت با دگران است
تا فراموش کنی ، چندی ازین شهر سفر کن !

با تو گفتنم :
حذر از عشق ؟
ندانم
سفر از پیش تو ؟
هرگز نتوانم
روز اول که دل من به تمنای تو پَر زد
چون کبوتر لب بام تو نشستم
تو بمن سنگ زدی ، من نه رمیدم ، نه گسستم
باز گفتم که : تو صیادی و من آهوی دشتم
تا به دام تو درافتم ، همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم
سفر از پیش تو هرگز نتوانم ، نتوانم … !

اشکی از شاخه فرو ریخت
مرغ شب نالة تلخی زد و بگریخت !
اشک در چشم تو لرزید
ماه بر عشق تو خندید

یادم آید که دگر از تو جوابی نشنیدم
پای در دامن اندوه کشیدم
نگسستم ، نرمیدم

رفت در ظلمت غم ، آن شب و شبهای دگر هم
نه گرفتی دگر از عاشق آزده خبر هم
نه کنی دیگر از آن کوچه گذر هم !
بی تو ، اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم
فریدون مشیری
Read more
بی تو ، مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم شوق دیدار تو لبریز شد از جام ...
Media Removed
بی تو ، مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم شدم آن عاشق دیوانه که بودم ! در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید باغ صد خاطره خندید عطر صد خاطره پیچید یادم آید که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم ساعتی ... بی تو ، مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق دیوانه که بودم !

در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید
باغ صد خاطره خندید
عطر صد خاطره پیچید

یادم آید که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم
پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم

ساعتی بر لب آن جوی نشستیم
تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت
من همه محو تماشای نگاهت
آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشه ماه فرو ریخته در آب
شاخه ها دست برآورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ

یادم آید : تو بمن گفتی :
ازین عشق حذر کن !
لحظه ای چند بر این آب نظر کن
آب ، آئینة عشق گذران است
تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است
باش فردا ، که دلت با دگران است
تا فراموش کنی ، چندی ازین شهر سفر کن !

با تو گفتنم :
حذر از عشق ؟
ندانم
سفر از پیش تو ؟
هرگز نتوانم
روز اول که دل من به تمنای تو پَر زد
چون کبوتر لب بام تو نشستم
تو بمن سنگ زدی ، من نه رمیدم ، نه گسستم
باز گفتم که : تو صیادی و من آهوی دشتم
تا به دام تو درافتم ، همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم
سفر از پیش تو هرگز نتوانم ، نتوانم … !

اشکی از شاخه فرو ریخت
مرغ شب نالة تلخی زد و بگریخت !
اشک در چشم تو لرزید
ماه بر عشق تو خندید

یادم آید که دگر از تو جوابی نشنیدم
پای در دامن اندوه کشیدم
نگسستم ، نرمیدم

رفت در ظلمت غم ، آن شب و شبهای دگر هم
نه گرفتی دگر از عاشق آزده خبر هم
نه کنی دیگر از آن کوچه گذر هم !
بی تو ، اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم
فریدون مشیری
Read more
Loading...
نگاه تو از هر دو جهان بیگانه شد خانه دل میخانه چو تویی کنارم غم ندارم در پناه تو با تو دنیا باغ رویا در ...
Media Removed
نگاه تو از هر دو جهان بیگانه شد خانه دل میخانه چو تویی کنارم غم ندارم در پناه تو با تو دنیا باغ رویا در چشم تو صد میکده می میبینم سرمستی دل با نگهی میجویم در آینه جز نقش کی میبینم کی جز ره مهر تو رهی میپویم ای چشم تو هم پیمانه هم سنگ دو صد خون خانه همه شور عشقو مستی ام از یک نگاه تو با تو دنیا باغ ... نگاه تو
از هر دو جهان بیگانه
شد خانه دل میخانه
چو تویی کنارم غم ندارم
در پناه تو
با تو دنیا باغ رویا

در چشم تو صد میکده می میبینم
سرمستی دل با نگهی میجویم
در آینه جز نقش کی میبینم
کی جز ره مهر تو رهی میپویم

ای چشم تو هم پیمانه
هم سنگ دو صد خون خانه
همه شور عشقو مستی ام از یک نگاه تو
با تو دنیا باغ رویا

عشق تو پناهم
غیر از تو نخواهم
ای راحت جان من
شوق دو جهان من
با تو بود دنیا
باغ رویا
بی تو همه دردم
چون آتش سردم
ای مایه جوشینم
ای از تو خروش من
با تو دنیا باغ رویا

ای شوق مستی من از تو با من تنها تو بمان
راز دل قصه غم بشنو سوز جان را بنشان
ای شور هستی من از تو با من تنها تو بمان
راز دل از سخنم بشنو سوز جان را بنشان

ای چشم تو هم پیمانه
هم سنگ دو صد خون خانه
همه شور عشقو مستی ام از یک نگاه تو
از هر دو جهان بیگانه
شد خانه دل میخانه
چو تویی کنارم غم ندارم
در پناه تو
با تو دنیا باغ رویا
Read more
ردپای احساس ...فریدون مشیری ترا من زهر شیرین خوانم ای عشق  که نامی خوشتر از اینت ندانم  وگر هر لحظه ...
Media Removed
ردپای احساس ...فریدون مشیری ترا من زهر شیرین خوانم ای عشق  که نامی خوشتر از اینت ندانم  وگر هر لحظه رنگی تازه گیری به غیر از زهر شیرینت نخوانم  تو زهری زهر گرم سینه سوزی  تو شیرینی که شور هستی از توست  شراب جام خورشیدی که جان را  نشاط از تو غم از تو مستی ردپای احساس ...فریدون مشیری ترا من زهر شیرین خوانم ای عشق  که نامی خوشتر از اینت ندانم  وگر هر لحظه رنگی تازه گیری به غیر از زهر شیرینت نخوانم  تو زهری زهر گرم سینه سوزی  تو شیرینی که شور هستی از توست  شراب جام خورشیدی که جان را  نشاط از تو غم از تو مستی
بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن کوچه گذشتم، همه تن چشم شدم، خیره به دنبال تو گشتم، شوق دیدار تو لبریز شد ...
Media Removed
بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن کوچه گذشتم، همه تن چشم شدم، خیره به دنبال تو گشتم، شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم، شدم آن عاشق دیوانه که بودم. در نهانخانه جانم، گل یاد تو، درخشید باغ صد خاطره خندید، عطر صد خاطره پیچید: آسمان صاف و شب آرام بخت خندان و زمان رام خوشه ی ماه فرو ریخته در آب شاخه‌ها ... بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن کوچه گذشتم،
همه تن چشم شدم، خیره به دنبال تو گشتم،
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم،
شدم آن عاشق دیوانه که بودم.

در نهانخانه جانم، گل یاد تو، درخشید
باغ صد خاطره خندید،
عطر صد خاطره پیچید:

آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشه ی ماه فرو ریخته در آب
شاخه‌ها دست برآورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ

یادم آید، تو به من گفتی:
از این عشق حذر کن!
لحظه‌ای چند بر این آب نظر کن،
آب، آیینi عشق گذران است،
تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است،
باش فردا، که دلت با دگران است!
تا فراموش کنی، چندی از این شهر سفر کن!

با تو گفتم:‌ حذر از عشق!؟ ندانم!
سفر از پیش تو؟ هرگز نتوانم،
نتوانم!

روز اول، که دل من به تمنای تو پر زد،
چون کبوتر، لب بام تو نشستم
تو به من سنگ زدی، من نه رمیدم، نه گسستم،

باز گفتم که : تو صیادی و من آهوی دشتم
تا به دام تو در افتم همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم، نتوانم!

اشکی از شاخه فرو ریخت
مرغ شب، ناله ی تلخی زد و بگریخت

اشک در چشم تو لرزید،
ماه بر عشق تو خندید!

یادم آید که : دگر از تو جوابی نشنیدم
پای در دامن اندوه کشیدم.
نگسستم، نرمیدم.

رفت در ظلمت غم، آن شب و شب‌های دگر هم،
نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم،
نه کنی دیگر از آن کوچه گذر هم

بی تو، اما، به چه حالی من از آن کوچه گذشتم!
Read more
Loading...
سیر نمی‌شوم ز تو ای مه جان فزای من جور مکن جفا مکن نیست جفا سزای من با ستم و جفا خوشم گر چه درون آتشم چونک ...
Media Removed
سیر نمی‌شوم ز تو ای مه جان فزای من جور مکن جفا مکن نیست جفا سزای من با ستم و جفا خوشم گر چه درون آتشم چونک تو سایه افکنی بر سرم ای همای من چونک کند شکرفشان عشق برای سرخوشان نرخ نبات بشکند چاشنی بلای من عود دمد ز دود من کور شود حسود من زفت شود وجود من تنگ شود قبای من آن نفس این زمین بود چرخ زنان چو آسمان ذره ... سیر نمی‌شوم ز تو ای مه جان فزای من
جور مکن جفا مکن نیست جفا سزای من
با ستم و جفا خوشم گر چه درون آتشم
چونک تو سایه افکنی بر سرم ای همای من
چونک کند شکرفشان عشق برای سرخوشان
نرخ نبات بشکند چاشنی بلای من
عود دمد ز دود من کور شود حسود من
زفت شود وجود من تنگ شود قبای من
آن نفس این زمین بود چرخ زنان چو آسمان
ذره به ذره رقص در نعره زنان که‌های من
آمد دی خیال تو گفت مرا که غم مخور
گفتم غم نمی‌خورم ای غم تو دوای من
گفت که غم غلام تو هر دو جهان به کام تو
لیک ز هر دو دور شو از جهت لقای من
گفتم چون اجل رسد جان بجهد از این جسد
گر بروم به سوی جان باد شکسته پای من
گفت بلی به گل نگر چون ببرد قضا سرش
خنده زنان سری نهد در قدم قضای من
گفتم اگر ترش شوم از پی رشک می شوم
تا نرسد به چشم بد کر و فر ولای من
گفت که چشم بد بهل کو نخورد جز آب و گل
چشم بدان کجا رسد جانب کبریای من
گفتم روزکی دو سه مانده‌ام در آب و گل
بسته خوفم و رجا تا برسد صلای من
گفت در آب و گل نه‌ای سایه توست این طرف
برد تو را از این جهان صنعت جان ربای من
زینچ بگفت دلبرم عقل پرید از سرم
باقی قصه عقل کل بو نبرد چه جای من
Read more
. بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن كوچه گذشتم، همه تن چشم شدم، خیره به دنبال تو گشتم، شوق دیدار تو لبریز ...
Media Removed
. بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن كوچه گذشتم، همه تن چشم شدم، خیره به دنبال تو گشتم، شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم، شدم آن عاشق دیوانه كه بودم. در نهانخانۀ جانم، گل یاد تو، درخشید باغ صد خاطره خندید، عطر صد خاطره پیچید: یادم آمد كه شبی باهم از آن كوچه گذشتیم پر گشودیم و در آن خلوت دل‌خواسته ... .
بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن كوچه گذشتم،

همه تن چشم شدم، خیره به دنبال تو گشتم،

شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم،

شدم آن عاشق دیوانه كه بودم.

در نهانخانۀ جانم، گل یاد تو، درخشید

باغ صد خاطره خندید،

عطر صد خاطره پیچید:

یادم آمد كه شبی باهم از آن كوچه گذشتیم

پر گشودیم و در آن خلوت دل‌خواسته گشتیم

ساعتی بر لب آن جوی نشستیم.

تو، همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت.

من همه، محو تماشای نگاهت.

آسمان صاف و شب آرام

بخت خندان و زمان رام

خوشۀ ماه فروریخته در آب

شاخه‌ها  دست برآورده به مهتاب

شب و صحرا و گل و سنگ

همه دل داده به آواز شباهنگ

یادم آید، تو به من گفتی:

ـ «از این عشق حذر كن!

لحظه‌ای چند بر این آب نظر كن،

آب، آیینۀ عشق گذران است،

تو كه امروز نگاهت به نگاهی نگران است،

باش فردا، كه دلت با دگران است!

تا فراموش كنی، چندی از این شهر سفر كن!» با تو گفتم:‌ «حذر از عشق!؟ - ندانم

سفر از پیش تو؟ هرگز نتوانم،

نتوانم!

روز اول، كه دل من به تمنای تو پر زد،

چون كبوتر، لب بام تو نشستم

تو به من سنگ زدی، من نه رمیدم، نه گسستم . . .» باز گفتم كه : «تو صیادی و من آهوی دشتم

تا به دام تو درافتم همه جا گشتم و گشتم

حذر از عشق ندانم، نتوانم!» اشكی از شاخه فرو ریخت

مرغ شب، نالۀ تلخی زد و بگریخت . . .

اشک در چشم تو لرزید،

ماه بر عشق تو خندید!

یادم آید كه: دگر از تو جوابی نشنیدم

پای در دامن اندوه كشیدم.

نگسستم، نرمیدم.

رفت در ظلمت غم، آن شب و شب‌های دگر هم،

نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم،

نه کُنی دیگر از آن كوچه گذر هم . . .

بی تو، اما، به چه حالی من از آن كوچه گذشتم! .
.
.
.
"فریدون مشیری"
Read more
بی تو ، مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم شوق دیدار تو لبریز شد از جام ...
Media Removed
بی تو ، مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم شدم آن عاشق دیوانه که بودم ! در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید باغ صد خاطره خندید عطر صد خاطره پیچید یادم آید که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم ساعتی ... بی تو ، مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق دیوانه که بودم !

در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید
باغ صد خاطره خندید
عطر صد خاطره پیچید

یادم آید که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم
پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم

ساعتی بر لب آن جوی نشستیم
تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت
من همه محو تماشای نگاهت
آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشه ماه فرو ریخته در آب
شاخه ها دست برآورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ

یادم آید : تو بمن گفتی :
ازین عشق حذر کن !
لحظه ای چند بر این آب نظر کن
آب ، آئینة عشق گذران است
تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است
باش فردا ، که دلت با دگران است
تا فراموش کنی ، چندی ازین شهر سفر کن !

با تو گفتنم :
حذر از عشق ؟
ندانم
سفر از پیش تو ؟
هرگز نتوانم
روز اول که دل من به تمنای تو پَر زد
چون کبوتر لب بام تو نشستم
تو بمن سنگ زدی ، من نه رمیدم ، نه گسستم
باز گفتم که : تو صیادی و من آهوی دشتم
تا به دام تو درافتم ، همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم
سفر از پیش تو هرگز نتوانم ، نتوانم … !

اشکی از شاخه فرو ریخت
مرغ شب نالة تلخی زد و بگریخت !
اشک در چشم تو لرزید
ماه بر عشق تو خندید

یادم آید که دگر از تو جوابی نشنیدم
پای در دامن اندوه کشیدم
نگسستم ، نرمیدم

رفت در ظلمت غم ، آن شب و شبهای دگر هم
نه گرفتی دگر از عاشق آزده خبر هم
نه کنی دیگر از آن کوچه گذر هم !
بی تو ، اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم
فریدون مشیری
Read more
<span class="emoji emoji1f31f"></span>بخونید ارزش داره<span class="emoji emoji1f31f"></span> . . بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن کوچه گذشتم، همه تن چشم شدم، خیره به دنبال تو گشتم، شوق ...
Media Removed
بخونید ارزش داره . . بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن کوچه گذشتم، همه تن چشم شدم، خیره به دنبال تو گشتم، شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم، شدم آن عاشق دیوانه که بودم. در نهانخانه جانم، گل یاد تو، درخشید باغ صد خاطره خندید،عطر صد خاطره پیچید: یادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم پر گشودیم ... 🌟بخونید ارزش داره🌟
.
.
بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن کوچه گذشتم،
همه تن چشم شدم، خیره به دنبال تو گشتم،
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم،
شدم آن عاشق دیوانه که بودم.
در نهانخانه جانم، گل یاد تو، درخشید
باغ صد خاطره خندید،عطر صد خاطره پیچید:
یادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم
پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم
ساعتی بر لب آن جوی نشستیم.
تو،همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت.
من همه، محو تماشای نگاهت.
آسمان صاف و شب آرام، بخت خندان و زمان رام
خوشه ی ماه فرو ریخته در آب
شاخه‌ها دست برآورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ
یادم آید، تو به من گفتی:
از این عشق حذر کن!
لحظه‌ای چند بر این آب نظر کن،
آب، آیینه عشق گذران است،
تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است،
باش فردا، که دلت با دگران است!
تا فراموش کنی، چندی از این شهر سفر کن!
با تو گفتم:‌ حذر از عشق!؟ ندانم!
سفر از پیش تو؟ هرگز نتوانم، نتوانم!
روز اول، که دل من به تمنای تو پر زد،
چون کبوتر، لب بام تو نشستم
تو به من سنگ زدی، من نه رمیدم، نه گسستم،
باز گفتم که : تو صیادی و من آهوی دشتم
تا به دام تو در افتم همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم، نتوانم!
اشکی از شاخه فرو ریخت
مرغ شب، ناله ی تلخی زد و بگریخت
اشک در چشم تو لرزید، ماه بر عشق تو خندید!
یادم آید که : دگر از تو جوابی نشنیدم
پای در دامن اندوه کشیدم.
نگسستم، نرمیدم.
رفت در ظلمت غم، آن شب و شب‌های دگر هم،
نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم،
نه کنی دیگر از آن کوچه گذر هم
بی تو، اما، به چه حالی من از آن کوچه گذشتم
.
.
واقعا زیباس این شعر ❤ از زنده یاد فریدون مشیری که اتفاقا سی ام شهریور سالروز تولدشون بود🌟 #niloofarbehboudi
Read more
-Night Series, Acrylic and Silver leaf on canvas, 150 x 150 cm, 2015. #babakrashvand بی تو مهتاب ...
Media Removed
-Night Series, Acrylic and Silver leaf on canvas, 150 x 150 cm, 2015. #babakrashvand بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم شدم آن عاشق دیوانه که بودم در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید باغ صد خاطره خندید عطر صد خاطره پیچید یادم ... -Night Series, Acrylic and Silver leaf on canvas, 150 x 150 cm, 2015. #babakrashvand
بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق دیوانه که بودم
در نهانخانه
جانم گل یاد تو درخشید
باغ صد خاطره خندید
عطر صد خاطره پیچید
یادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم
پر گشودیم و درآن خلوت دلخواسته گشتیم
ساعتی بر لب آن جوی نشستیم
تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت
من همه محو تماشای نگاهت
آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشه ماه فرو ریخته در آب
شاخه ها دست بر آورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ
یادم آید تو به من گفتی از این عشق حذر کن
لحظه ای چند بر این آب نظر کن
آب آیینه عشق گذران است
تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران
است
باش فردا که دلت با دگران است
تا فراموش کنی چندی از این شهر سفر کن
با تو گفتم حذر از عشق ؟ ندانم
سفر از پیش تو ؟ هرگز نتوانم
روز اول که دل من به تمنای تو پر زد
چون کبوتر لب بام تو نشستم
تو به من سنگ زدی من نه رمیدم نه گسستم
بازگفتم که تو صیادی و من آهوی
دشتم
تا به دام تو در افتم همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم
سفر از پیش تو هرگز نتوانم نتوانم
اشکی از شاخه فرو ریخت
مرغ شب ناله تلخی زد و بگریخت
اشک در چشم تو لرزید
ماه بر عشق تو خندید
یادم آید که دگر از تو جوابی نشنیدم
پای دردامن اندوه کشیدم
نگسستم نرمیدم
رفت در ظلمت غم آن شب و شبهای دگر هم
نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم
نه کنی دیگر از آن کوچه گذر هم
بی تو اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم.
#فریدون_مشیری
Read more
 #negar #نوستالژی #oldpic # تحمل کن عزیز دل شکسته،تحمل کن به پای شمع خاموش؛تحمل کن کنار گریه من،به ...
Media Removed
#negar #نوستالژی #oldpic # تحمل کن عزیز دل شکسته،تحمل کن به پای شمع خاموش؛تحمل کن کنار گریه من،به یاد دلخوشی های فراموش،جهان کوچک من از تو زیباس،هنوز از عطر لبخند تو سرمست،واسه تکرار اسم ساده ی توست،صدایی از من عاشق اگر هست،منو نسپار به فصل رفته عشق،نزار کم شم من از آینده تو،به من فرصت بده گم شم ... #negar #نوستالژی #oldpic #
تحمل کن عزیز دل شکسته،تحمل کن به پای شمع خاموش؛تحمل کن کنار گریه من،به یاد دلخوشی های فراموش،جهان کوچک من از تو زیباس،هنوز از عطر لبخند تو سرمست،واسه تکرار اسم ساده ی توست،صدایی از من عاشق اگر هست،منو نسپار به فصل رفته عشق،نزار کم شم من از آینده تو،به من فرصت بده گم شم دوباره،توی آغوش بخشاینده تو،به من فرصت بده برگردم از من،به تو برگردمو یار توباشم،به من فرصت بده باز ازسر نو،دچار تو گرفتار توباشم،نزار از رفتنت ویرون شه جانم،نزار از خود به خاکستربریزم،کنار من که وامیپاشم از غم تحمل کن تحمل کن عزیزم،به من فرصت بده رنگین کمون شم از آغوش تو تا معراج پرواز،حدیث تازه عشق توام من،به پایانم نبر از نو بیاغاز. #نگار #
Read more
. هرچه کنم نمی شـود...، تا بروی تو از دلم از تو فرار می کنم ...، باز تویی مقابلم پای کشیده ام ز تو...، ...
Media Removed
. هرچه کنم نمی شـود...، تا بروی تو از دلم از تو فرار می کنم ...، باز تویی مقابلم پای کشیده ام ز تو...، تا بروی ز خاطرم باز به کوچه باغ غم، دستِ تو شد حمایلم آبِ رُخم تو بُرده ای،خواب و خورم گرفته ای نی تو مرا رها کنی...، نی به تو باز مایلم آب شوم، تو جوی من،جـوی شوم، تو آبِ من حل کنم اَر مسـایلی...، ... .
هرچه کنم نمی شـود...، تا بروی تو از دلم
از تو فرار می کنم ...، باز تویی مقابلم

پای کشیده ام ز تو...، تا بروی ز خاطرم
باز به کوچه باغ غم، دستِ تو شد حمایلم

آبِ رُخم تو بُرده ای،خواب و خورم گرفته ای
نی تو مرا رها کنی...، نی به تو باز مایلم

آب شوم، تو جوی من،جـوی شوم، تو آبِ من
حل کنم اَر مسـایلی...، باز تویی مسایلم

عقل به جنگ تن به تن، عشق،تمامِ حرفِ من
عقـل چه قائله به پا کرده به عشـق قایلم!! .
دل به جهان نبسته را، تاجِ شهان شکسـته را
از چه گدای خود کنی؟ رو زِ بَرم ،نه سـائلم

لحظه به لحظه سوختم،جان شده،لب بدوختم
کی غمِ دل فروختم...؟ این نشد از فضایلم؟

صورت من رصد مکن...،درد مرا به صد مکن
داسِ نگاه تو... عجب!!، کی برسد به حاصلم؟! .
نقصِ مرا نه یک، هزار...، دیده خدای مهربان
من که نگفته ام چنین:«مرد خدا و کاملم»
کودکی ام به عاشقی،طی شد و لطفِ ایزدم
عمر ، به خوانِ هفتم و... مثلِ همان اوایلم

بادِ خزان وزیده شد...، باز گرفته این دلم
کی تو بهار می رسی؟ حل شود آه... مشکلم
#طارق_خراسانی
Read more
سیر نمی‌شوم ز تو ای مه جان فزای من جور مکن جفا مکن نیست جفا سزای من با ستم و جفا خوشم گر چه درون آتشم چونک ...
Media Removed
سیر نمی‌شوم ز تو ای مه جان فزای من جور مکن جفا مکن نیست جفا سزای من با ستم و جفا خوشم گر چه درون آتشم چونک تو سایه افکنی بر سرم ای همای من چونک کند شکرفشان عشق برای سرخوشان نرخ نبات بشکند چاشنی بلای من عود دمد ز دود من کور شود حسود من زفت شود وجود من تنگ شود قبای من آن نفس این زمین بود چرخ زنان چو آسمان ذره ... سیر نمی‌شوم ز تو ای مه جان فزای من
جور مکن جفا مکن نیست جفا سزای من
با ستم و جفا خوشم گر چه درون آتشم
چونک تو سایه افکنی بر سرم ای همای من
چونک کند شکرفشان عشق برای سرخوشان
نرخ نبات بشکند چاشنی بلای من
عود دمد ز دود من کور شود حسود من
زفت شود وجود من تنگ شود قبای من
آن نفس این زمین بود چرخ زنان چو آسمان
ذره به ذره رقص در نعره زنان که‌های من
آمد دی خیال تو گفت مرا که غم مخور
گفتم غم نمی‌خورم ای غم تو دوای من
گفت که غم غلام تو هر دو جهان به کام تو
لیک ز هر دو دور شو از جهت لقای من
گفتم چون اجل رسد جان بجهد از این جسد
گر بروم به سوی جان باد شکسته پای من
گفت بلی به گل نگر چون ببرد قضا سرش
خنده زنان سری نهد در قدم قضای من
گفتم اگر ترش شوم از پی رشک می شوم
تا نرسد به چشم بد کر و فر ولای من
گفت که چشم بد بهل کو نخورد جز آب و گل
چشم بدان کجا رسد جانب کبریای من
گفتم روزکی دو سه مانده‌ام در آب و گل
بسته خوفم و رجا تا برسد صلای من
گفت در آب و گل نه‌ای سایه توست این طرف
برد تو را از این جهان صنعت جان ربای من
زینچ بگفت دلبرم عقل پرید از سرم
باقی قصه عقل کل بو نبرد چه جای من
⚪️⚫️
Read more
آن دوست که من دارم وان یار که من دانم شیرین دهنی دارد دور از لب و دندانم بخت این نکند با من کان شاخ صنوبر را بنشینم و بنشانم گل بر سرش افشانم ای روی دلارایت مجموعه زیبایی مجموع چه غم دارد از من که پریشانم دریاب که نقشی ماند از طرح وجود من چون یاد تو می‌آرم خود هیچ نمی‌مانم با وصل نمی‌پیچم ... آن دوست که من دارم وان یار که من دانم

شیرین دهنی دارد دور از لب و دندانم

بخت این نکند با من کان شاخ صنوبر را

بنشینم و بنشانم گل بر سرش افشانم

ای روی دلارایت مجموعه زیبایی

مجموع چه غم دارد از من که پریشانم

دریاب که نقشی ماند از طرح وجود من

چون یاد تو می‌آرم خود هیچ نمی‌مانم

با وصل نمی‌پیچم وز هجر نمی‌نالم

حکم آن چه تو فرمایی من بنده فرمانم

ای خوبتر از لیلی بیم است که چون مجنون

عشق تو بگرداند در کوه و بیابانم

یک پشت زمین دشمن گر روی به من آرند

از روی تو بیزارم گر روی بگردانم

در دام تو محبوسم در دست تو مغلوبم

وز ذوق تو مدهوشم در وصف تو حیرانم

دستی ز غمت بر دل پایی ز پیت در گل

با این همه صبرم هست وز روی تو نتوانم

در خفیه همی‌نالم وین طرفه که در عالم

عشاق نمی‌خسبند از ناله پنهانم

بینی که چه گرم آتش در سوخته می‌گیرد

تو گرمتری ز آتش من سوخته تر ز آنم

گویند مکن سعدی جان در سر این سودا

گر جان برود شاید من زنده به جانانم

#سعدی #دیوان_اشعار #غزلیات #غزل #سعدی #شیراز #میثم_یگانه #سعدی_ #سعدیه #غزل_ #غزلیات #shirazman #shiraz #saadi #qazaliyat #meysamyeganeh_official
Read more
 #طبیعت #آرامش سفر نزدیک است و فرصتِ ماندن کم... <span class="emoji emoji1f343"></span><span class="emoji emoji1f342"></span> . " خدایا تو را شکر می کنم <span class="emoji emoji1f64f"></span>🏻 ، که شادمانی از راه ...
Media Removed
#طبیعت #آرامش سفر نزدیک است و فرصتِ ماندن کم... . " خدایا تو را شکر می کنم 🏻 ، که شادمانی از راه های مهر آمیز تو در زندگی ام پدیدار گشته و همه تجربه های ناخوشایند گذشته در پناه عشقِ تو ، به رحمت و برکت فراوان مبدل شده . "مهربان پروردگارم عشقِ تو در من نیرویی دلگرم کننده و وصف ناپذیر پدیده آورده ... #طبیعت
#آرامش

سفر نزدیک است و فرصتِ ماندن کم... 🍃🍂 .
" خدایا تو را شکر می کنم 🙏🏻 ، که شادمانی از راه های مهر آمیز تو در زندگی ام پدیدار گشته و همه تجربه های ناخوشایند گذشته در پناه عشقِ تو💕 ، به رحمت و برکت فراوان مبدل شده✨ .
"مهربان پروردگارم عشقِ تو 💕 در من نیرویی دلگرم کننده و وصف ناپذیر پدیده آورده تا با خلوص نیت و باور کامل ، مشیت الهی را در زندگی ام تجربه کنم.🌱 .
پ ن (1): یکوقتهایی حواسمان نیست چــقــــدر خوشبختیم و میان هزاران داشته دنبال غم همان یک نداشته ایم...!!! 👌
پ ن (2): شاد باشیم و لذت ببریم و مثل همیشه بال بگشاییم از شادمانی 🤗😇
پ ن (3): اصلا نمیشه تو حرفام از تو نباشه 😍 دلبرم مهربان آقای من سعیدم آغوشت پناهِ خستگی هامه 💑🌹
"عکس از همسرجان #تابستان 95 #گلستان #علی_آباد_کتول "
Read more
خبرت هست که از خویش خبر نیست مرا گذری کن که ز غم راهگذر نیست مرا گر سرم در سر سودات رود نیست عجب سر سودای ...
Media Removed
خبرت هست که از خویش خبر نیست مرا گذری کن که ز غم راهگذر نیست مرا گر سرم در سر سودات رود نیست عجب سر سودای تو دارم غم سر نیست مرا ز آب دیده که به صد خون دلش پروردم هیچ حاصل به جز از خون جگر نیست مرا بی رخت اشک همی بارم و گل می کارم غیر از این کار کنون کار دگر نیست مرا محنت زلف تو تا یافت ظفر بر دل من بر مراد دل ... خبرت هست که از خویش خبر نیست مرا
گذری کن که ز غم راهگذر نیست مرا
گر سرم در سر سودات رود نیست عجب
سر سودای تو دارم غم سر نیست مرا
ز آب دیده که به صد خون دلش پروردم
هیچ حاصل به جز از خون جگر نیست مرا
بی رخت اشک همی بارم و گل می کارم
غیر از این کار کنون کار دگر نیست مرا
محنت زلف تو تا یافت ظفر بر دل من
بر مراد دل خود هیچ ظفر نیست مرا
بر سر زلف تو زانروی ظفر ممکن نیست
که تواناییی چون باد سحر نیست مرا
دل پروانه صفت گر چه پر و بال بسوخت
همچنان ز آتش عشق تو اثر نیست مرا
غم آن شمع که در سوز چنان بی خبرم
که گرم سر ببرند هیچ خبر نیست مرا
تا که آمد رخ زیبات به چشم خسرو
بر گل و لاله کنون میل نظر نیست مرا
Read more
رنگ اشکم بی تو دارد ارغوانی می شود سرفه هایم تازگی ها آن چنانی می شود انتظارت کار دارد دست چشمم می ...
Media Removed
رنگ اشکم بی تو دارد ارغوانی می شود سرفه هایم تازگی ها آن چنانی می شود انتظارت کار دارد دست چشمم می دهد رفته رفته عینکم ته استکانی می شود هرچه غم بود از دلم با اشک بیرون شد ولی خاطراتت پشت پلکم بایگانی می شود کوه طاقت هم که باشی عشق آبت می کند شانه های مرد عاشق استخوانی می شود شب به شب جنگ است بین ... رنگ اشکم بی تو دارد ارغوانی می شود
سرفه هایم تازگی ها آن چنانی می شود

انتظارت کار دارد دست چشمم می دهد
رفته رفته عینکم ته استکانی می شود

هرچه غم بود از دلم با اشک بیرون شد ولی
خاطراتت پشت پلکم بایگانی می شود

کوه طاقت هم که باشی عشق آبت می کند
شانه های مرد عاشق استخوانی می شود

شب به شب جنگ است بین عقل من با عشق تو
نقش من هم این وسط پادرمیانی می شود

صفحه ای از دفترم را باد با خود برد و رفت
داستان عشق ما فردا جهانی می شود

بی تو اطرافم پر از ارواح سرگردان شده
برنگردی شاعرت قطعا روانی می شود

کار و بار آدم عاشق ندارد اعتبار
مردنش هم مثل اشکش ناگهانی می شود...
@@
Read more
. . . . کس نیست در این گوشه فراموشتر از من وز گوشه نشینان توخاموشتر از من هر کس به خیالیست هم آغوش ...
Media Removed
. . . . کس نیست در این گوشه فراموشتر از من وز گوشه نشینان توخاموشتر از من هر کس به خیالیست هم آغوش و کسی نیست ای گل به خیال تو هم آغوشتر از من می نوشد از آن لعل شفقگون همه آفاق اما که در این میکده غم نوشتر از من افتاده جهانی همه مدهوش تو لیکن افتاده تر از من نه و مدهوشتر از من بی ماه رخ تو شب ... .
.
.
.
کس نیست در این گوشه فراموشتر از من

وز گوشه نشینان توخاموشتر از من

هر کس به خیالیست هم آغوش و کسی نیست

ای گل به خیال تو هم آغوشتر از من

می نوشد از آن لعل شفقگون همه آفاق

اما که در این میکده غم نوشتر از من

افتاده جهانی همه مدهوش تو لیکن

افتاده تر از من نه و مدهوشتر از من

بی ماه رخ تو شب من هست سیه پوش

اما شب من هم نه سیه پوشتر از من

گفتی تو نه گوشی که سخن گویمت از عشق

ای نادره گفتار کجا گوشتر از من

بیژن تر از آنم که بچاهم کنی ای ترک

خونم بفشان کیست سیاوشتر از من

با لعل تو گفتم که علاجم لب نوش است

بشکفت که یارب چه لبی نوشتر از من

آخر چه گلابی است به از اشک من ای گل

دیگی نه در این بادیه پرجوشتر از من
.
.
.
.
#دیباچه #بهار #شهریار
Read more
Ebi@y <span class="emoji emoji1f490"></span><span class="emoji emoji1f343"></span><span class="emoji emoji1f33f"></span><span class="emoji emoji1f338"></span><span class="emoji emoji1f343"></span><span class="emoji emoji1f33e"></span><span class="emoji emoji1f33c"></span> <span class="emoji emoji1f343"></span><span class="emoji emoji1f33a"></span><span class="emoji emoji1f342"></span> <span class="emoji emoji1f33f"></span><span class="emoji emoji1f342"></span> <span class="emoji emoji1f338"></span> شده ام عاشق تو، وای که حالا چه کنم؟ مانده ام در طلبت غرق تمنا چه کنم؟ گفته ...
Media Removed
[email protected] شده ام عاشق تو، وای که حالا چه کنم؟ مانده ام در طلبت غرق تمنا چه کنم؟ گفته بودی که رعایت کنم آن حد و حدود من پذیرفتم و حالا نشد اما ، چه کنم؟ تو پر از خاطره ای، داشتنت حق من است با دل من تو بگو حق خودم را چه کنم؟ دل من هر نفس و لحظه فقط با یادت می شود شاعر و دیوانه و شیدا چه کنم؟ همه ... [email protected]
💐🍃🌿🌸🍃🌾🌼 🍃🌺🍂
🌿🍂 🌸
شده ام عاشق تو، وای که حالا چه کنم؟
مانده ام در طلبت غرق تمنا چه کنم؟

گفته بودی که رعایت کنم آن حد و حدود
من پذیرفتم و حالا نشد اما ، چه کنم؟

تو پر از خاطره ای، داشتنت حق من است
با دل من تو بگو حق خودم را چه کنم؟

دل من هر نفس و لحظه فقط با یادت
می شود شاعر و دیوانه و شیدا چه کنم؟

همه را از دل من عشق تو بیرون کرده
مانده ای در دلم اما تک و تنها چه کنم؟

می سپارم به تو این دغدغه ها را ، اما
تو نباشی ، تو بگو ، با غم دنیا چه کنم؟

خسته ام جز تو دگر از همه چیز و همه کس
تو بگو با دل افسرده لبریز تمنا چه کنم!!
🌿
🌾🍂 🍃🌺🍂 💐🌾🍀[email protected]
Read more
دل من تنگ تو شد، کاش که پیدا بشوی که بیایی و در این تنگیِ دل جا بشوی تو فقط آمده بودی که دل از من ببری؟ بروی، ...
Media Removed
دل من تنگ تو شد، کاش که پیدا بشوی که بیایی و در این تنگیِ دل جا بشوی تو فقط آمده بودی که دل از من ببری؟ بروی، دور شوی، قصه و رویا بشوی؟ انقلابی شده در سینه ی من، فتنه ی توست مشکیِ چشم تو باعث شده رسوا بشوی من پس انداز دلم را به تو دادم که تو هم بیمه ی عمر دلم روز مبادا بشوی غرق عشق تو شدم، بلکه تو شاید ... دل من تنگ تو شد، کاش که پیدا بشوی
که بیایی و در این تنگیِ دل جا بشوی

تو فقط آمده بودی که دل از من ببری؟
بروی، دور شوی، قصه و رویا بشوی؟

انقلابی شده در سینه ی من، فتنه ی توست
مشکیِ چشم تو باعث شده رسوا بشوی

من پس انداز دلم را به تو دادم که تو هم
بیمه ی عمر دلم روز مبادا بشوی

غرق عشق تو شدم، بلکه تو شاید روزی
دل به دریا بزنی، عازم دریا بشوی

نم باران، لب دریا، غم تو، تنگ غروب
دل من تنگ تو شد، کاش که پیدا بشوی...
Read more
حاصلی از هنر عشق ِ تو جز حرمان نیست آه از این درد که جز مرگ ِ من اش درمان نیست این همه رنج کشیدیم و نمی ...
Media Removed
حاصلی از هنر عشق ِ تو جز حرمان نیست آه از این درد که جز مرگ ِ من اش درمان نیست این همه رنج کشیدیم و نمی دانستیم که بلاهای وصال ِ تو کم از هجران نیست آنچنان سوخته این خاک ِ بلا کش که دگر انتظار ِ مددی از کرم ِ باران نیست به وفای تو طمع بستم و عمر از کف رفت آن خطا را به حقیقت کم از این تاوان نیست این ... حاصلی از هنر عشق ِ تو جز حرمان نیست

آه از این درد که جز مرگ ِ من اش درمان نیست

این همه رنج کشیدیم و نمی دانستیم

که بلاهای وصال ِ تو کم از هجران نیست

آنچنان سوخته این خاک ِ بلا کش که دگر

انتظار ِ مددی از کرم ِ باران نیست

به وفای تو طمع بستم و عمر از کف رفت

آن خطا را به حقیقت کم از این تاوان نیست

این چه تیغ است که در هر رگ ِ من زخمی از اوست

گر بگویم که تو در خون ِ منی ، بهتان نیست

رنج ِ دیرینه ی انسان به مداوا نرسید

علت آن است که بیمار و طبیب انسان نیست

صبر بر داغ ِ دل ِ سوخته باید چون شمع

لایق ِ صحبت ِ بزم ِ تو شدن آسان نیست

تب و تاب ِ غم ِ عشق ات ، دل ِ دریا طلبد

هر تــُنـُـک حوصله را طاقت ِ این توفان نیست

سایه صد عمر در این قصه به سر رفت و هنوز

ماجرای من و معشوق مرا پایان نیست

هوشنگ #ابتهاج #سایه
Read more
. .کنار سیب و رازقی/نشسته عطر عاشقی من از تبار خستگی/بی خبراز دلبستگی، عاشقم ابر شدم صداشدی/شاه شدم گدا شدی شعر شدم قلم شدی/عشق شدم تو غم شدی لیلای من دریای من/اسوده در رویای من این لحظه در هوای تو/گمشده در صدای تو من عاشقم مجنون تو/گمگشته در بارون تو مجنون لیلی بی خبر/در کوچه های دربه در مست ... .
.کنار سیب و رازقی/نشسته عطر عاشقی 💙
من از تبار خستگی/بی خبراز دلبستگی، عاشقم
ابر شدم صداشدی/شاه شدم گدا شدی
شعر شدم قلم شدی/عشق شدم تو غم شدی
لیلای من دریای من/اسوده در رویای من
این لحظه در هوای تو/گمشده در صدای تو
من عاشقم مجنون تو/گمگشته در بارون تو
مجنون لیلی بی خبر/در کوچه های دربه در
مست و پریشون وخراب/هر ارزو نقش بر اب
شاید که روزی عاقبت/اروم بگیرد در دلت
کنار هر ستاره ای/نشسته ابر پاره ای
من از تبار سادگی/ بی خبر از دلدادگی،عاشقم
ماه شدم ابرشدی/اشک شدم صبر شدی
برف شدم اب شدی/قصه شدم خواب شدی
لیلای من دریای من/اسوده در رویای من
این لحظه در هوای تو/گمشده در صدای تو
من عاشقم مجنون تو/گمگشته در بارون تو
مجنون لیلی بی خبر/در کوچه های دربه در
مست و پریشون و خراب/هر ارزو نقش بر اب
شاید که روزی عاقبت/اروم بگیرد در دلت .
@rezagolzar 💙😧.
.
#rezagolzar #mohammadrezagolzar #rezzar #rezzarband
Read more
 #سفـارشـــی #خــــودمــونــی . مثله رگبار ستاره رو تن خشك كويره<span class="emoji emoji2764"></span>️ لحظه هاي عاشقانه تو چشماي ...
Media Removed
#سفـارشـــی #خــــودمــونــی . مثله رگبار ستاره رو تن خشك كويره️ لحظه هاي عاشقانه تو چشماي تو اسيره️ انگاري منو تو امشب روي ابرا خونه داريم واسه خوندن از عشق،ما هزار بهونه داريم دوباره قلب من و تو از تو سينه پر ميگيره️ هر چي بود از غم و غصه با نگاه تو ميميره بزار تا سپيده صبح صد تا شعر از ... #سفـارشـــی #خــــودمــونــی
.
مثله رگبار ستاره رو تن خشك كويره❤️
لحظه هاي عاشقانه تو چشماي تو اسيره❤️
انگاري منو تو امشب روي ابرا خونه داريم
واسه خوندن از عشق،ما هزار بهونه داريم
دوباره قلب من و تو از تو سينه پر ميگيره❤️
هر چي بود از غم و غصه با نگاه تو ميميره
بزار تا سپيده صبح صد تا شعر از تو بسازم❤️
زندگيم رو با يه بوسه پاي عشق تو ببازم
با تو بودن نه يه رويا نه ديگه يه سرابه❤️
اين دل من تا قيامت واسه ديدنت خرابه
.
#تولدت_مبارک_عشقم 🎈
#مرسی_که_شدی_همه_زندگیم ❤️
.
💕 از طرف #پوریا به جان جانانش #مهرناز 💕
.
✴جهت #سفارش پست و تبلیغات به دایرکت پیام بدین ✴
Read more
آن دوست که من دارم وان یار که من دانم شیرین دهنی دارد دور از لب و دندانم بخت این نکند با من کان شاخ صنوبر ...
Media Removed
آن دوست که من دارم وان یار که من دانم شیرین دهنی دارد دور از لب و دندانم بخت این نکند با من کان شاخ صنوبر را بنشینم و بنشانم گل بر سرش افشانم ای روی دلارایت مجموعه زیبایی مجموع چه غم دارد از من که پریشانم دریاب که نقشی ماند از طرح وجود من چون یاد تو می‌آرم خود هیچ نمی‌مانم با وصل نمی‌پیچم وز هجر نمی‌نالم حکم ... آن دوست که من دارم وان یار که من دانم
شیرین دهنی دارد دور از لب و دندانم
بخت این نکند با من کان شاخ صنوبر را
بنشینم و بنشانم گل بر سرش افشانم
ای روی دلارایت مجموعه زیبایی
مجموع چه غم دارد از من که پریشانم
دریاب که نقشی ماند از طرح وجود من
چون یاد تو می‌آرم خود هیچ نمی‌مانم
با وصل نمی‌پیچم وز هجر نمی‌نالم
حکم آن چه تو فرمایی من بنده فرمانم
ای خوبتر از لیلی بیمست که چون مجنون
عشق تو بگرداند در کوه و بیابانم
یک پشت زمین دشمن گر روی به من آرند
از روی تو بیزارم گر روی بگردانم
در دام تو محبوسم در دست تو مغلوبم
وز ذوق تو مدهوشم در وصف تو حیرانم
دستی ز غمت بر دل پایی ز پیت در گل
با این همه صبرم هست وز روی تو نتوانم
در خفیه همی‌نالم وین طرفه که در عالم
عشاق نمی‌خسبند از ناله پنهانم
بینی که چه گرم آتش در سوخته می‌گیرد
تو گرمتری ز آتش من سوخته تر ز آنم
گویند مکن سعدی جان در سر این سودا
گر جان برود شاید من زنده به جانانم
Read more
<span class="emoji emoji2764"></span><span class="emoji emoji2764"></span> . . قول دادم به کسی غیر تو عادت نکنم از غم انگیزی این عشق شکایت نکنم من به دنبال تو با عقربه ها ...
Media Removed
. . قول دادم به کسی غیر تو عادت نکنم از غم انگیزی این عشق شکایت نکنم من به دنبال تو با عقربه ها می چرخم عشق یعنی گله از حرکت ساعت نکنم عشق یعنی که تو از آن کسی باشی و من عاشقت باشم و احساس حماقت نکنم ! چه غمی بیشتر از این که تو جایی باشی بشود دور و برت باشم و جرات نکنم... . عشق تو از ته دل عمر مرا ... ❤❤
.
.
قول دادم به کسی غیر تو عادت نکنم
از غم انگیزی این عشق شکایت نکنم

من به دنبال تو با عقربه ها می چرخم
عشق یعنی گله از حرکت ساعت نکنم

عشق یعنی که تو از آن کسی باشی و من
عاشقت باشم و احساس حماقت نکنم !

چه غمی بیشتر از این که تو جایی باشی
بشود دور و برت باشم و جرات نکنم...
.
عشق تو از ته دل عمر مرا نفرین کرد...
بی تو یک روز نیامد که دعایت نکنم !

بی تو باران بزند خیس ترین رهگذرم
تا به صد خاطره با چتر خیانت نکنم

بی تو با خاطره ات هم سر دعوا دارم...
قول دادم به کسی غیر تو عادت نکنم
.
.
Read more
آن دوست که من دارم وان یار که من دانم شیرین دهنی دارد دور از لب و دندانم بخت این نکند با من کان شاخ صنوبر ...
Media Removed
آن دوست که من دارم وان یار که من دانم شیرین دهنی دارد دور از لب و دندانم بخت این نکند با من کان شاخ صنوبر را بنشینم و بنشانم گل بر سرش افشانم ای روی دلارایت مجموعه زیبایی مجموع چه غم دارد از من که پریشانم دریاب که نقشی ماند از طرح وجود من چون یاد تو می‌آرم خود هیچ نمی‌مانم با وصل نمی‌پیچم وز هجر نمی‌نالم حکم ... آن دوست که من دارم وان یار که من دانم
شیرین دهنی دارد دور از لب و دندانم
بخت این نکند با من کان شاخ صنوبر را
بنشینم و بنشانم گل بر سرش افشانم
ای روی دلارایت مجموعه زیبایی
مجموع چه غم دارد از من که پریشانم
دریاب که نقشی ماند از طرح وجود من
چون یاد تو می‌آرم خود هیچ نمی‌مانم
با وصل نمی‌پیچم وز هجر نمی‌نالم
حکم آن چه تو فرمایی من بنده فرمانم
ای خوبتر از لیلی بیمست که چون مجنون
عشق تو بگرداند در کوه و بیابانم
یک پشت زمین دشمن گر روی به من آرند
از روی تو بیزارم گر روی بگردانم
در دام تو محبوسم در دست تو مغلوبم
وز ذوق تو مدهوشم در وصف تو حیرانم
دستی ز غمت بر دل پایی ز پیت در گل
با این همه صبرم هست وز روی تو نتوانم
در خفیه همی‌نالم وین طرفه که در عالم
عشاق نمی‌خسبند از ناله پنهانم
بینی که چه گرم آتش در سوخته می‌گیرد
تو گرمتری ز آتش من سوخته تر ز آنم
گویند مکن سعدی جان در سر این سودا
گر جان برود شاید من زنده به جانانم
Read more
. نیست صاحب نفَسی ، درک کند حالِ مرا کاش این شعر بگوید به تو احوال مرا طوطیِ چشمِ تو پرواز کنان رفت ...
Media Removed
. نیست صاحب نفَسی ، درک کند حالِ مرا کاش این شعر بگوید به تو احوال مرا طوطیِ چشمِ تو پرواز کنان رفت و ندید که به قیچی زده دنیا ، پَرِ آمالِ مرا منطق و فلسفه ات پخته شده اما حیف عشق باید بکُند پخته ، دلِ کالِ مرا تو خودت خواسته ای بی منِ مسکین بپَری و همین خواسته ات ، بسته پر و بالِ مرا الفِ قامتِ من، ... .
نیست صاحب نفَسی ، درک کند حالِ مرا
کاش این شعر بگوید به تو احوال مرا
طوطیِ چشمِ تو پرواز کنان رفت و ندید
که به قیچی زده دنیا ، پَرِ آمالِ مرا
منطق و فلسفه ات پخته شده اما حیف
عشق باید بکُند پخته ، دلِ کالِ مرا
تو خودت خواسته ای بی منِ مسکین بپَری
و همین خواسته ات ، بسته پر و بالِ مرا
الفِ قامتِ من، مشقِ الفبای تو بود
رفتی و هیچ ندیدی کمرِ دالِ مرا
نفَسی نیست که بی یادِ تو از سینه رود
بنِگر ثانیه های شده چون سالِ مرا
من چِسان شرح دهم مرگِ دلم را به غزل
برسانید به من حضرتِ غسّالِ مرا
« دیدی ای دل که غمِ عشق دگربار چه کرد؟! »
چشمهای تو فقط شاد کند فالِ مرا
« یارِ دیرینه ببینید که با یار چه کرد »
حافظ! ای شاه غزل ! شرح بده حالِ مرا .
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
بهار👼
Read more
از عذاب جاده خسته نرسیده و رسیده اهی از سر رسیدن نکشیده و کشیده غم سرگردونیامو باتو صادقانه گفتم اسمیکه اسم شبم بود باتو عاشقانه گفتم من سرگردون ساده تو رو صادق میدونستم این برام شکسته اما تو رو عاشق میدونستم تو تمومه طول جاده که افق برابرم بود شوق تو راه توشه من اسم تو همسفرم بود من ... از عذاب جاده خسته

نرسیده و رسیده

اهی از سر رسیدن نکشیده و کشیده

غم سرگردونیامو باتو صادقانه گفتم

اسمیکه اسم شبم بود باتو عاشقانه گفتم

من سرگردون ساده تو رو صادق میدونستم

این برام شکسته اما تو رو عاشق میدونستم

تو تمومه طول جاده که افق برابرم بود

شوق تو راه توشه من

اسم تو همسفرم بود

من دل شیشه ای هرجا

پر شکستم که شکستم

زیر کوه بار غصه پر نشستم که نشستم

عشق تو از خا طرم برد که نحیفم و پیاده

تو رو فریاد زدمو خون شدم تو رگ جاده

من سرگردون ساده تو رو صادق میدونستم

این برام شکسته اما تو رو عاشق میدونستم

من سرگردون ساده تو رو صادق میدونستم

این برام شکسته اما تو رو عاشق میدونستم

نیزه نمباد شرجی وسط دشتو تابستون

تازیانه های رگبار توی چله زمستون

نتونستن نتونستن کینه منو بگیرن

از من خسته خسته شوق رفتنو بگیرن

حالا که رسیدم اینجا پره قصه برا گفتن

پر نیاز تو برای اه کشیدنو شنفتن

تورو باخودم غریبه از غمم جدا میبینم

خودمو پر از ترانه تو رو بیصدا میبینم

اون همیشه با محبت

برای من دیگه نیستی

نگو صادقی بعشقت

اخه چشمات میگه نیستی

من سرگردن ساده تو رو صادق میدونستم

این برام شکسته اما تو رو عاشق میدونستم

من سرگردون ساده تو رو صادق میدونستم

این برام شکسته اما تو رو عاشق میدونستم

من سرگردون ساده تو رو صادق میدونستم

این برام شکسته اما تو رو عاشق میدونستم
Read more
<span class="emoji emoji1f4a0"></span> شعر از #هلالی_جغتایی: با مردم بی‌غم نتوان گفت غم دل! ‌ شعر کامل: ظاهر نکنم پیش رقیبان الم دل با ...
Media Removed
شعر از #هلالی_جغتایی: با مردم بی‌غم نتوان گفت غم دل! ‌ شعر کامل: ظاهر نکنم پیش رقیبان الم دل با مردم بی غم نتوان گفت غم دل جا کن بدل و دیده، که غیر از تو نشاید سلطان سراپرده چشم و حرم دل ای صبر، کجایی؟ که ز حد میگذرد باز بر دل ستم آن مه و بر من ستم دل پای دلم افگار شد از خار ره عشق ای کاش! درین ره نرسیدی ... 💠 شعر از #هلالی_جغتایی:
با مردم بی‌غم نتوان گفت غم دل!

شعر کامل:
ظاهر نکنم پیش رقیبان الم دل
با مردم بی غم نتوان گفت غم دل
جا کن بدل و دیده، که غیر از تو نشاید
سلطان سراپرده چشم و حرم دل
ای صبر، کجایی؟ که ز حد میگذرد باز
بر دل ستم آن مه و بر من ستم دل
پای دلم افگار شد از خار ره عشق
ای کاش! درین ره نرسیدی قدم دل
در عشق تو رسوای جهانست هلالی
گاه از غم بسیار و گه از صبر کم دل
📕 غزلیات، #غزل شماره‌ی ۲۲۰
Read more
پیشکش ناقابلی به عمه سادات سلام الله علیها . درسایه ی تو شوکت خورشید شکست و ماه است گدایی که شده کاسه ...
Media Removed
پیشکش ناقابلی به عمه سادات سلام الله علیها . درسایه ی تو شوکت خورشید شکست و ماه است گدایی که شده کاسه به دست و افکار شب از پرتو نور تو گسست و تصویر وقارت به دل شعر نشست و در دفتر ما نیست به جز مدح و غم تو یا حضرت زینب کم ما و کرم تو سرخوش ز تماشای تو شد چشم پیمبر هم دختر زهرایی و هم دختر کوثر ای وصف تو ... پیشکش ناقابلی به عمه سادات سلام الله علیها
.
درسایه ی تو شوکت خورشید شکست و
ماه است گدایی که شده کاسه به دست و
افکار شب از پرتو نور تو گسست و
تصویر وقارت به دل شعر نشست و
در دفتر ما نیست به جز مدح و غم تو
یا حضرت زینب کم ما و کرم تو

سرخوش ز تماشای تو شد چشم پیمبر
هم دختر زهرایی و هم دختر کوثر
ای وصف تو از قوه ی ادراک فراتر
دو زینت عرشند برایت دو برادر
وصف تو جلالی شد و اسم تو جمالی
تو زینت بابا شده ای با چه خصالی!

جز جود متاعی سر بازار شما نیست
چشمان جهان لایق تکرار شما نیست
جا خوبتر از سایه ی دیوار شما نیست
شأن منِ کم خدمت دربار شما نیست
من کمتر از آنم که بگویم ز تو بانو
عباس به تکریم قدومت زده زانو

تو پرتویی از پاکترین نور جهانی
در سینه ی عشاق تو روح ضربانی
جسم است اگر روضه به والله تو جانی
تو مرجع تقلید همه گریه کنانی
قلب تو حسینیه و تقدیر تو عشق است
در کرب و بلایی حرمت لیک دمشق است

بر سوره ی غم مثل تو تفسیر گری نیست
در علم تو از درس و معلم اثری نیست
در شهر تو جز شوق شهادت خبری نیست
امروز شهید تو شدن کم هنری نیست
بر خاک تو افتادن ما عین نماز است
"المنة لله که در میکده باز است"
#شعر_آیینی
#احمدحیدری
#حضرت_زینب
#پیشکش
#عیدتون_مبارک
Read more
برادر جان نامت را بر کتیبه ای از جنس عاطفه حک خواهم کرد تا گواهی بر معصومیت تو باشد عکست را در گلدانی ...
Media Removed
برادر جان نامت را بر کتیبه ای از جنس عاطفه حک خواهم کرد تا گواهی بر معصومیت تو باشد عکست را در گلدانی از جنس عشق خواهم گذارد تا بر بام باغ ملکوت غنچه دهد آخرین سخنت را با برگی از لاله در کتابی از عطوفت خواهم نوشت و شب هنگام یاد تو را به میهمانی خیال خواهم خواند بی گمان با من سخن خواهد گفت که زندگی کوچکتر ... برادر جان
نامت را بر کتیبه ای از جنس عاطفه حک خواهم کرد
تا گواهی بر معصومیت تو باشد
عکست را در گلدانی از جنس عشق خواهم گذارد
تا بر بام باغ ملکوت غنچه دهد
آخرین سخنت را با برگی از لاله در کتابی از عطوفت خواهم نوشت
و شب هنگام یاد تو را به میهمانی خیال خواهم خواند
بی گمان با من سخن خواهد گفت که زندگی کوچکتر از مردمک چشم تو است.
بهاران با تو زیباست...
و فصل پاییز مرگ برگ های سبز را به تماشا می نشیند.
زمستان غم چشمان تو را به خاطر می آورد
آنگاه که پر از فریاد در سکوتی دلگیر
غریبانه بار سفر بستی و به دیار معشوق شتافتی.

برای شادی روح برادرم و همه عزیز از دست داده ها یه فاتحه یا حتی یه صلوات بفرستید. از همه تون ممنون و سپاسگزارم
Read more
کی بود که با اشکای تو یه اسمون ستاره ساخت کی بود که به نگاه تو دلش رو عاشقونه باخت کی بود که با نگاه ...
Media Removed
کی بود که با اشکای تو یه اسمون ستاره ساخت کی بود که به نگاه تو دلش رو عاشقونه باخت کی بود که با نگاه تو خواب و خیال عشق و دید کی بود که تنها واسه تو از همه دنیا دل برید نگو کی بود کجایی بود اونکه برات دیوونه بود رو خط به خط زندگیش از عشق تو نشونه بود من بودم اونکه دلشوساده به پای تو گذاشت اونکه واسش ... کی بود که با اشکای تو یه اسمون ستاره ساخت
کی بود که به نگاه تو دلش رو عاشقونه باخت
کی بود که با نگاه تو خواب و خیال عشق و دید
کی بود که تنها واسه تو از همه دنیا دل برید
نگو کی بود کجایی بود اونکه برات دیوونه بود
رو خط به خط زندگیش از عشق تو نشونه بود
من بودم اونکه دلشوساده به پای تو گذاشت
اونکه واسش بودن تو به غیر غم چیزی نداشت
من بودم اونکه دل اخر عشق تورو خوند
اونکه به جای عاشقی حسرتشو به دل نشوند
حسرت دوست داشتن تو همیشگی بوده و هست
کاش میرسید به گوش تو صدای قلبی که شکست
Read more
: من از شروع محرم سیاه می پوشم و تا کرانه ی ماتم سیاه می پوشم زبان عشق چه داند کسی که عاشق نیست من عاشقانه ...
Media Removed
: من از شروع محرم سیاه می پوشم و تا کرانه ی ماتم سیاه می پوشم زبان عشق چه داند کسی که عاشق نیست من عاشقانه در این غم سیاه می پوشم ز کعبه یاد گرفتم سیاه پوشی را کنار خلوت زمزم سیاه می پوشم برای سینه زدن مدتی ست دلتنگم به زیر سایه ی پرچم سیاه می پوشم در آتش دل پر درد خویش می سوزم هم آه می کشم و هم سیاه می ... :
من از شروع محرم سیاه می پوشم
و تا کرانه ی ماتم سیاه می پوشم
زبان عشق چه داند کسی که عاشق نیست
من عاشقانه در این غم سیاه می پوشم
ز کعبه یاد گرفتم سیاه پوشی را
کنار خلوت زمزم سیاه می پوشم
برای سینه زدن مدتی ست دلتنگم
به زیر سایه ی پرچم سیاه می پوشم
در آتش دل پر درد خویش می سوزم
هم آه می کشم و هم سیاه می پوشم
نشسته ای به عزا ای شب سیه معجر
در اقتدا به تو من سیاه می پوشم
به رنگ مردم دیده کنار چشمه ی نور
به نور دیده ی خاتم سیاه می پوشم
برای این که شوم روسفید در محشر
دو ماه پشت سر هم سیاه می پوشم
بیا و دست مرا هم بگیر یا مهدی
برای زخم تو مرهم سیاه می پوشم
_______________ #شاه_سلام_علیک . #اللهم_الرزقنا_ڪربلا #اللهم_ارزقنا_حرم #اللهم_ارزقنا_زياره_الحسين #صلي_الله_عليك_يا_ابا_عبدالله_الحسين #حسين #السلام_علی_الحسین_و_علی_علی_ابن_الحسین_و_علی_اولاد_الحسین_و_علی_اصحاب_الحسین
Read more
: <span class="emoji emoji1f53b"></span><span class="emoji emoji1f53b"></span><span class="emoji emoji1f53b"></span> ————————————————- خسته است از من و دلدادگى شعله ورم غرق خون است ز داغ غم عشقش جگرم قصه اى ...
Media Removed
: ————————————————- خسته است از من و دلدادگى شعله ورم غرق خون است ز داغ غم عشقش جگرم قصه اى تلخ تر از غصه ى من آيا هست؟ نيمه ى راه رها كرده مرا همسفرم از همان روز كه پرواز فراموشم شد سرزنش مى شنوم از همه ، از بال و پرم شمعم و درد مرا هيچ كس از من نشنيد بر ملا كرده ولى داغ مرا چشم ترم گريه ى تلخ مرا ... :
🔻🔻🔻
————————————————-
خسته است از من و دلدادگى شعله ورم
غرق خون است ز داغ غم عشقش جگرم
قصه اى تلخ تر از غصه ى من آيا هست؟
نيمه ى راه رها كرده مرا همسفرم
از همان روز كه پرواز فراموشم شد
سرزنش مى شنوم از همه ، از بال و پرم
شمعم و درد مرا هيچ كس از من نشنيد
بر ملا كرده ولى داغ مرا چشم ترم
گريه ى تلخ مرا ساده مپندار اى دوست
پاره اى از جگرم ريخته در دور و برم
همچو آهى شده ام روى دل آينه اى
بى سبب محو شود از دل و جانش اثرم
گرچه يادى نكند پيش خود اما همه شب
دم به دم خاطر او ميگذرد از نظرم
مى روم گوشه ى تنهايى خود غرق شوم
آنچنانى كه نباشد اثرى از خبرم
دردم اين است كسى نيست كه در روز وداع
كاسه اى آب بريزد ز وفا پشت سرم
.
#محمد_شیخی
#مدارا
#شعر #غزل
..........................................................
به پاى عشق تو بايد فريب مى خوردم
براى وصل تو بايد كه سيب مى خوردم
————————————————-
@shahbeit 🌸🌸
🔺🔺🔺
Read more
<span class="emoji emoji1f3b5"></span> حمیرا , صبرم عطا کن <span class="emoji emoji1f4dc"></span> متن ترانه : خدایا تو خود این وجود مرا سراسر همه تار و پود مرا به عشق و مستی سرشتی ...
Media Removed
حمیرا , صبرم عطا کن متن ترانه : خدایا تو خود این وجود مرا سراسر همه تار و پود مرا به عشق و مستی سرشتی اگر یا غم عشق او از سرم کن به در یا که صبرم عطا کن یا نصیبم نما بینمش یک نظر یا که دردم دوا کن چرا به نگاهش به چشم سیاهش تو این همه مستی دادی از آنهمه مستی تو هستی مارا به باده پرستی دادی حالا که جز غم نصیبم ... 🎵 حمیرا , صبرم عطا کن 📜 متن ترانه :
خدایا تو خود این وجود مرا سراسر همه تار و پود مرا
به عشق و مستی سرشتی اگر
یا غم عشق او از سرم کن به در
یا که صبرم عطا کن یا نصیبم نما بینمش یک نظر
یا که دردم دوا کن
چرا به نگاهش به چشم سیاهش تو این همه مستی دادی
از آنهمه مستی تو هستی مارا به باده پرستی دادی
حالا که جز غم نصیبم ندادی راهی به کوی حبیبم ندادی
صبرم عطا کن دردم دوا کن
چرا تو به جای وفا و محبت به او رخ زیبا دادی
به او سر زلف شکسته برای شکسته دل من دادی
عمر ی در این سودا به سر بردم خدایا
دور از لبش چون غنچه خون خوردم خدایا
حالا که جز غم نصیبم ندادی راهی به کوی حبیبم ندادی
صبرم عطا کن دردم دوا کن

ترانه صبرم عطا کن اثر استاد تجویدی اولین کار رسمی بانو پروانه امیرافشاری "حمیرا"
ترانه و متن جهت دانلود در کانال تلگرام
Read more
از تو ای عشق در این دل چه شررها دارم یادگار از تو چه شبها، چه سحرها دارم با تو ای راهزن دل چه سفرها دارم گرچه ...
Media Removed
از تو ای عشق در این دل چه شررها دارم یادگار از تو چه شبها، چه سحرها دارم با تو ای راهزن دل چه سفرها دارم گرچه از خود خبرم نیست خبرها دارم تو مرا واله و آشفته و رسوا کردی تو مرا غافل از اندیشه فردا کردی آری ای عشق تو بودی که فریبم دادی دل سودا زده ام را به حبیبم دادی بوسه ها از لب یارم به رقیبم دادی داروی ... از تو ای عشق در این دل چه شررها دارم
یادگار از تو چه شبها، چه سحرها دارم
با تو ای راهزن دل چه سفرها دارم
گرچه از خود خبرم نیست خبرها دارم
تو مرا واله و آشفته و رسوا کردی
تو مرا غافل از اندیشه فردا کردی
آری ای عشق تو بودی که فریبم دادی
دل سودا زده ام را به حبیبم دادی
بوسه ها از لب یارم به رقیبم دادی
داروی کشتن من یاد طبیبم دادی
ورنه اینقدر مَهم جور و جفا یاد نداشت
هیچ شیرین سر خونریزی فرهاد نداشت
حسن در بردن دل همره و همکار تو بود
غمزه دمساز تو و عشوه مددکار تو بود
وصل و هجران سبب گرمی بازار تو بود
راست گویم دل دیوانه گرفتار تو بود
گر تو ای عشق نه مشّاطه خوبان بودی
ترک آن ماه جفاپیشه چه آسان بودی
چون نکو می نگرم شمع تو، پروانه توئی
حرم و دیر توئی کعبه و بتخانه توئی
راز شیرینی این عالم افسانه توئی
لب دلدار توئی، طرّه جانان توئی
گرچه از چشم بتی بیدل و دینم ای عشق
هرچه بینم همه از چشم تو بینم ای عشق
گرچه ای عشق شکایت ز تو چندان دارم
که به عمری نتوانم همه را بشمارم
گرچه از نرگس او ساخته ای بیمارم
گرچه زان زلف گره ها زده ای در کارم
باز هم گرم از این آتش جانسوز توام
سرخوش از آه و غم و درد شب و روز توام
باز اگر راحت جانی بود افسانه تست
باز هم عقل کسی راست که دیوانه تست
شکوه بیجاست مرا کشتی و جانم دادی
آنچه از بخت طمع داشتم آنم دادی
خواهم ای عشق که میخانه دلها باشم
بی خبر از حرم و دیر و کلیسا باشم
گرچه زین بیشتر از دست تو رسوا باشم
بی تو یک لحظه نباشد که بدنیا باشم
بعد از این رحم مکن بر دل دیوانه من
بفرست آنچه غمت هست به غمخانه من
نقد جان گرچه بود قیمت پیمانه تو
آه از آندل که نشد مست ز میخانه تو
کاش دائم دل ما از تو بلرزد ای عشق
آندلی کز تو نلرزد بچه ارزد ای عشق
عماد خراسانی
You #mustseeiran
#instagram
#wonderful_places for a feature  @instagram #beautifulsky #akasimagazine #1x #mefeatureshoot
#liveoutdoors  #adventure
#beautifuldestinations #ourplanetdaily #Nightsky @thebest_capture @beautifuldestinations @ourplanetdaily @wonderful_places  @IranIsSafe
@gardeshgari_e_iranian  @thebest_capture @campingofficial @ourcamplife @theprintswap
@tourism @skyglowproject @special_shots
@master_shots #nat_geo #special_shots  #nakedplanet @nakedplanet #worldprime @worldprime @aksiine
#amazing_longexpo
#longexposure_shots
#longexposure
@qazvini.city
@qazvingram
@qazvin_foods
@qazvin_tour
@qazvini.ha
@qazvin_bax
@qazvin_beauty
@qazvin.photo
@mr.qazviniii
Read more
. بغلم کردی و گفتی که دلم غم دارد باورت هست که این عشق تو را کم دارد طرح چشمان تو یک معجزه دارد زیرا بر ...
Media Removed
. بغلم کردی و گفتی که دلم غم دارد باورت هست که این عشق تو را کم دارد طرح چشمان تو یک معجزه دارد زیرا بر سر هر مژه‌ات حالت شبنم دارد تو به یک تیر نگاهی ندهی دل اما شکل چشمان تو یک لذت مبهم دارد بسکه دوری زبرم یکسره کارم گریه است گوییا از غم تو شور محرم دارد عشق تو نقطه ی آغاز همه ویرانی است این خرابی مرا ... . بغلم کردی و گفتی که دلم غم دارد
باورت هست که این عشق تو را کم دارد
طرح چشمان تو یک معجزه دارد زیرا
بر سر هر مژه‌ات حالت شبنم دارد
تو به یک تیر نگاهی ندهی دل اما
شکل چشمان تو یک لذت مبهم دارد
بسکه دوری زبرم یکسره کارم گریه است
گوییا از غم تو شور محرم دارد
عشق تو نقطه ی آغاز همه ویرانی است
این خرابی مرا زلزله ی بم دارد
من به یک جرعه از آن جام تهی خود مستم
که سرانجام مرا عشق تو با هم دارد
بوسه هرگز نشود مایه ی آرامش من
بغلم کن که دلم بی تو بسی غم دارد💏
😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍
سپاسگزارم از حضور پر مهر شما دوستان وسروران بسیار عزیزم لااایک طلااایی به قلب پاک و مهربون شما دوستون دارم ی دنیا
😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍
دوستدار شما بهار🌹👉
Read more
 #زندگي با تو چقدر #قشنگه، خوبِ من #آسمونِ عشق چه آبي رنگِ سر بذار آروم به روي شونم، #شيرينم وقتي ...
Media Removed
#زندگي با تو چقدر #قشنگه، خوبِ من #آسمونِ عشق چه آبي رنگِ سر بذار آروم به روي شونم، #شيرينم وقتي که #خسته از اين #زمونم اي #غمِ عشقِ تو چارهً من بودنت عمر دوبارهً من توي اين #شبهاي بي #ستاره #چشماي #قشنگ تو ستارهً من، ستارهً من زندگي با تو چقدر قشنگه، خوبِ من آسمونِ #عشق چه #آبي رنگِ خوبِ ... #زندگي با تو چقدر #قشنگه، خوبِ من
#آسمونِ عشق چه آبي رنگِ
سر بذار آروم به روي شونم، #شيرينم
وقتي که #خسته از اين #زمونم

اي #غمِ عشقِ تو چارهً من
بودنت عمر دوبارهً من
توي اين #شبهاي بي #ستاره
#چشماي #قشنگ تو ستارهً من، ستارهً من

زندگي با تو چقدر قشنگه، خوبِ من
آسمونِ #عشق چه #آبي رنگِ

خوبِ من، اي طبيب #مهربون دلِ بيمارِ من
#ماه من، چشم تو #چراغِ #روشن به #شبِ تار من
يار من، وقتيکه پر از بهونم تويي غمخوارِ من

زندگي با تو چقدر قشنگه، خوبِ من
آسمونِ عشق چه آبي رنگِ

اي غمِ عشقِ تو چارهً من
بودنت عمر دوبارهً من
توي اين شبهاي بي ستاره
چشماي قشنگ تو ستارهً من، ستارهً من

زندگي با تو چقدر قشنگه، خوبِ من
آسمونِ عشق چه آبي رنگِ
سر بذار آروم به روي شونم، شيرينم
وقتي که خسته از اين زمونم
Read more
سالهاست....... سالهاست....... گفته بودند که از دل برود یار چو از دیده برفت سالها هست که از دیده‌ی ...
Media Removed
سالهاست....... سالهاست....... گفته بودند که از دل برود یار چو از دیده برفت سالها هست که از دیده‌ی من رفتی لیک دلم از مهر تو آکنده هنوز دفتر عمر مرا دست ایام ورقها زده است زیر بار غم عشق قامتم خم شد و پشتم بشکست در خیالم اما همچنان روز نخست تویی آن قامت بالنده هنوز در قمار غم عشق دل من بردی و با دست تهی ... سالهاست.......
سالهاست....... گفته بودند که از دل برود یار چو از دیده برفت

سالها هست که از دیده‌ی من رفتی لیک دلم از مهر تو آکنده هنوز دفتر عمر مرا دست ایام ورقها زده است زیر بار غم عشق قامتم خم شد و پشتم بشکست در خیالم اما همچنان روز نخست تویی آن قامت بالنده هنوز در قمار غم عشق

دل من بردی و با دست تهی منم آن عاشق بازنده هنوز آتش عشق پس از مرگ نگردد خاموش گر که گورم بشکافند عیان می‌بینند زیر خاکستر جسمم باقیست آتشی سرکش و سوزنده هنوز.....
Read more
گر من به غم عشق تو نسپارم دل دل را چه کنم بهر چه می‌دارم دل مولانا گر من به غم عشق تو نسپارم دل
دل را چه کنم بهر چه می‌دارم دل
مولانا
هر شب زغم عشق تو من خواب ندارم فکر دل من کن که دگر تاب ندارم بس گریه نمودم ز فراق غم عشقت چشمم به زبان ...
Media Removed
هر شب زغم عشق تو من خواب ندارم فکر دل من کن که دگر تاب ندارم بس گریه نمودم ز فراق غم عشقت چشمم به زبان آمد و گفت اشک ندارم هر شب زغم عشق تو من خواب ندارم

فکر دل من کن که دگر تاب ندارم

بس گریه نمودم ز فراق غم عشقت

چشمم به زبان آمد و گفت اشک ندارم
. به شب وصلت جانا دیوانه شدم به شمع رویت جانا پروانه شدم به مه روی تو من جانا حیران و ماتم ز غم عشق تو شد جانا صبر و ثباتم به ماه عارضت دلبر دلبر حل کن مشکلم جانا حل کن مشکلم . اجرای تصنیف《شب وصل》 آهنگساز: #درویش_خان شاعر: #ملک_الشعرای_بهار خواننده: #علیرضا_قربانی نوازنده #کمانچه: ... .
به شب وصلت جانا دیوانه شدم
به شمع رویت جانا پروانه شدم

به مه روی تو من جانا حیران و ماتم
ز غم عشق تو شد جانا صبر و ثباتم

به ماه عارضت دلبر دلبر
حل کن مشکلم جانا حل کن مشکلم
.
اجرای تصنیف《شب وصل》
آهنگساز: #درویش_خان
شاعر: #ملک_الشعرای_بهار
خواننده: #علیرضا_قربانی
نوازنده #کمانچه: #کیهان_کلهر
نوازنده #تنبک: #بهروز_جمالی
.
اجرای کامل را از کانال تلگرام دریافت کنید:
telegram.me/sonnatimusic
Read more
. حاشا که مرا جز "تو" در دیده کسی باشد، یا جز غم عشق "تو" در دل هوسی باشد..! #ارباب #گروه_خونی_ام_تویی ------------------------------------------- از ...
Media Removed
. حاشا که مرا جز "تو" در دیده کسی باشد، یا جز غم عشق "تو" در دل هوسی باشد..! #ارباب #گروه_خونی_ام_تویی ------------------------------------------- از وقتی که یادم میآد روضه رفتنو دوستت داشتمو دارم... با خیلی نوحه هات زندگی کردم مخصوصا نوحه وقتی میمیرم هیچکسی ب داده من نمیرسه الی حسین ... .
حاشا که مرا جز "تو" در دیده کسی باشد،
یا جز غم عشق "تو" در دل هوسی باشد..!
#ارباب
#گروه_خونی_ام_تویی
-------------------------------------------
از وقتی که یادم میآد روضه رفتنو دوستت داشتمو دارم...
با خیلی نوحه هات زندگی کردم مخصوصا نوحه وقتی میمیرم هیچکسی ب داده من نمیرسه الی حسین که فکر کنم هشت نه سالی هست پیشوازمه...
#سید_علی_مومنی
#دوستت_دارم
#حضرت_عشق_شور_جنون_مستی
-------------------------------------------
#کربلا #نجف #سوریه #دمشق #سامرا #کاظمین #مشهد #قم #ایران #عراق #اربعین #خادم #نوکر
Read more
بیا بیـــــدار و بے تابم ، دلم آغوش مے خواهد مرا محصور کن در خود ، تنم تن پوش مے خواهد ببین دستان سردم ...
Media Removed
بیا بیـــــدار و بے تابم ، دلم آغوش مے خواهد مرا محصور کن در خود ، تنم تن پوش مے خواهد ببین دستان سردم را ، بپرس احوال قلبـــــم را ببوس امشب لبانم را ، که او هم نوش مے خواهد نگاهے کن بہ چشمانم ، بکش دستے بہ موهایم فداے شانہ هاے تو ، سر من دوش مے خواهد دلت را با دل تنگم ، یکے کن مہـــــربان من که حسرت هاے ... بیا بیـــــدار و بے تابم ، دلم آغوش مے خواهد
مرا محصور کن در خود ، تنم تن پوش مے خواهد
ببین دستان سردم را ، بپرس احوال قلبـــــم را
ببوس امشب لبانم را ، که او هم نوش مے خواهد
نگاهے کن بہ چشمانم ، بکش دستے بہ موهایم
فداے شانہ هاے تو ، سر من دوش مے خواهد

دلت را با دل تنگم ، یکے کن مہـــــربان من
که حسرت هاے دیرینہ کمے پاپوش مے خواهد
اگر پر حرف و پر دردم ، غم عشق تو سنگین است
نگو اے نازنین این زن ، فقط یک گوش مے خواهد
من از ابراز احساسم ، نبایـــــد دست بردارم
اگر چہ چشم ظاهربین ، مرا خاموش مے خواهد
Read more
حاشا که مرا جز تو در دیده کسی باشد... . حاشا که مرا جز تو در دیده کسی باشد یا جز غم عشق تو در دل هوسی باشد کس ...
Media Removed
حاشا که مرا جز تو در دیده کسی باشد... . حاشا که مرا جز تو در دیده کسی باشد یا جز غم عشق تو در دل هوسی باشد کس چون تو نشان ندهد در کل جهان لیکن چون این دل هر جائی هر جای بسی باشد بر پای تو سر دارم گر سر خطری دارد وصل تو به دست آرم گر دسترسی باشد از خاک سر کویت خالی نشوم یک شب گر بر سر هر سنگی حالی عسسی باشد ز ... حاشا که مرا جز تو در دیده کسی باشد...
.
حاشا که مرا جز تو در دیده کسی باشد
یا جز غم عشق تو در دل هوسی باشد
کس چون تو نشان ندهد در کل جهان لیکن
چون این دل هر جائی هر جای بسی باشد
بر پای تو سر دارم گر سر خطری دارد
وصل تو به دست آرم گر دسترسی باشد
از خاک سر کویت خالی نشوم یک شب
گر بر سر هر سنگی حالی عسسی باشد
ز آنجا که توئی تا من صد ساله ره است الحق
ز اینجا که منم تا تو منزل نفسی باشد
از زحمت خاقانی مازار که بد نبود
گر خوان وصالت را چون او مگسی باشد
.
@mbirang9892
Read more
جمعه هفتم اسفند نود و چار . فرار از هیاهو ، هرج و مرج و هیچ و پوچ انتخابات در پناه آرامش کوه. گویا این ...
Media Removed
جمعه هفتم اسفند نود و چار . فرار از هیاهو ، هرج و مرج و هیچ و پوچ انتخابات در پناه آرامش کوه. گویا این درختچه هم گرفتار دل سنگ سخت و سیه شورای نگهبان ماقبل آفرینش گردید ، ولی سرانجام روزنه‌ای یافت و نفسی کشید. از دل سخت تو کز سنگ سیه سخت‌تر است/ می‌توان  یافت  که  آه  دل  ما  بی‌اثر است  من و سودای غمت ... جمعه هفتم اسفند نود و چار .
فرار از هیاهو ، هرج و مرج و هیچ و پوچ انتخابات در پناه آرامش کوه.
گویا این درختچه هم گرفتار دل سنگ سخت و سیه شورای نگهبان ماقبل آفرینش گردید ، ولی سرانجام روزنه‌ای یافت و نفسی کشید.

از دل سخت تو کز سنگ سیه سخت‌تر است/ می‌توان  یافت  که  آه  دل  ما  بی‌اثر است 
من و سودای غمت گر همه جان در خطراست/ من و خاک  قدمت  گر  همه  خون در هدر است 
آن  که  کرد  از  غم  عشق  تو  ملامت  ما را / علت آن است که از شادی ما بی‌خبر است
به  خدا کز تو کسی قطع  نظر  نتواند/ زآن که این حسن خدا داده برای نظر است
آن  که  از  صورت  خوب  تو  نمی‌پوشد چشم/ الحق  انصاف  توان  داد  که  از  دل بصر است
کسی  از  دست  قضا  جان  به  سلامت نبرد/ مگر آن  تن  که  بر  تیغ  محبت  سپر است
گر به جان بوسه فروشد لب جانان سهل است/ نفع  خود  را  مده  از  دست که عین ضرر است
ترک  سر  کردم  و  از  دردسر  آسوده  شدم/ تا  نگویند  که  سودای  بتان  دردسر  است 
هر کسی  قبله‌ای  از  بهر  پرستش  دارد/ قبلهٔ جان  فروغی  صنم  سیم  بر  است
Read more
مرو از پیشم و عمری نگرانم مگذار یا چو رفتی به امید دگرانم مگذار.. گاه گاهی به من از مهر پیامی بفرست فارغ ...
Media Removed
مرو از پیشم و عمری نگرانم مگذار یا چو رفتی به امید دگرانم مگذار.. گاه گاهی به من از مهر پیامی بفرست فارغ از حال خود و جان و جهانم مگذار بر دلم داغ غم عشق تو ایام نهاد تو دگر داغ غم هجر به جانم مگذار منشین در بر غیر و مبر از یاد مرا غم دیگر به سر درد نهانم مگذار چون دم صبح به شام سیه ام خنده نزن در کف گریه ... مرو از پیشم و عمری نگرانم مگذار
یا چو رفتی به امید دگرانم مگذار.. گاه گاهی به من از مهر پیامی بفرست
فارغ از حال خود و جان و جهانم مگذار

بر دلم داغ غم عشق تو ایام نهاد
تو دگر داغ غم هجر به جانم مگذار

منشین در بر غیر و مبر از یاد مرا
غم دیگر به سر درد نهانم مگذار

چون دم صبح به شام سیه ام خنده نزن
در کف گریه از این بیش عنانم مگذار.
( گلهای شماره 572ب .هنرمندان:قوامی .استاد شجریان..پروین )
Read more
. به شب وصلت جانا دیوانه شدم به شمع رویت جانا پروانه شدم به مه روی تو من جانا حیران و ماتم ز غم عشق تو شد جانا صبر و ثباتم به ماه عارضت دلبر دلبر حل کن مشکلم جانا حل کن مشکلم . اجرای تصنیف《شب وصل》 آهنگساز: #درویش_خان شاعر: #ملک_الشعرای_بهار خواننده: #علیرضا_قربانی نوازنده #کمانچه: ... .
به شب وصلت جانا دیوانه شدم
به شمع رویت جانا پروانه شدم

به مه روی تو من جانا حیران و ماتم
ز غم عشق تو شد جانا صبر و ثباتم

به ماه عارضت دلبر دلبر
حل کن مشکلم جانا حل کن مشکلم
.
اجرای تصنیف《شب وصل》
آهنگساز: #درویش_خان
شاعر: #ملک_الشعرای_بهار
خواننده: #علیرضا_قربانی
نوازنده #کمانچه: #کیهان_کلهر
نوازنده #تنبک: #بهروز_جمالی
Read more
 #حافظ صنما با غم عشق تو چه تدبیر کنم تا به کی در غم تو ناله شبگیر کنم دل دیوانه از آن شد که نصیحت شنود مگرش ...
Media Removed
#حافظ صنما با غم عشق تو چه تدبیر کنم تا به کی در غم تو ناله شبگیر کنم دل دیوانه از آن شد که نصیحت شنود مگرش هم ز سر زلف تو زنجیر کنم آن چه در مدت هجر تو کشیدم هیهات در یکی نامه محال است که تحریر کنم با سر زلف تو مجموع پریشانی خود کو مجالی که سراسر همه تقریر کنم آن زمان کآرزوی دیدن جانم باشد در نظر نقش ... #حافظ
صنما با غم عشق تو چه تدبیر کنم
تا به کی در غم تو ناله شبگیر کنم
دل دیوانه از آن شد که نصیحت شنود
مگرش هم ز سر زلف تو زنجیر کنم
آن چه در مدت هجر تو کشیدم هیهات
در یکی نامه محال است که تحریر کنم
با سر زلف تو مجموع پریشانی خود
کو مجالی که سراسر همه تقریر کنم
آن زمان کآرزوی دیدن جانم باشد
در نظر نقش رخ خوب تو تصویر کنم
گر بدانم که وصال تو بدین دست دهد
دین و دل را همه دربازم و توفیر کنم
دور شو از برم ای واعظ و بیهوده مگوی
من نه آنم که دگر گوش به تزویر کنم
نیست امید صلاحی ز فساد حافظ
چون که تقدیر چنین است چه تدبیر کنم
Read more
<span class="emoji emoji1f538"></span> #چه_پاییزی_ست ... ‌ نشسته زنگ جدایی به صفحه‌ی دل من شکسته شاخه‌ی امید و خانه خاموش است، تنیده ...
Media Removed
#چه_پاییزی_ست ... ‌ نشسته زنگ جدایی به صفحه‌ی دل من شکسته شاخه‌ی امید و خانه خاموش است، تنیده تار سیه، عنکبوت نومیدی فشرده پنجه و با روح من هم‌آغوش است، ‌ میان خانه‌ی ویرانه‌ی جوانی من، به هر طرف نگرم جای پای حرمان است زبان گشوده شکاف شکنجه‌های فراق: در آرزوی کسی سوختن نه آسان است! ‌ به ... 🔸 #چه_پاییزی_ست ...

نشسته زنگ جدایی به صفحه‌ی دل من
شکسته شاخه‌ی امید و خانه خاموش است،
تنیده تار سیه، عنکبوت نومیدی
فشرده پنجه و با روح من هم‌آغوش است،

میان خانه‌ی ویرانه‌ی جوانی من،
به هر طرف نگرم جای پای حرمان است
زبان گشوده شکاف شکنجه‌های فراق:
در آرزوی کسی سوختن نه آسان است!

به عشق روی تو دامن کشیدم از همه خلق
دریغ و درد که دامن‌کشان گذر کردی
به اشک و آه دلی ناتوان نبخشودی
مرا به دام غم افکندی و سفر کردی

شرار عشق توام آنچنان گرفت به جان
که نیمه راه بیابان شوق واماندم،
کشید سیل حوادث به کام خویش مرا
تو بی‌خبر که من از کاروان جدا ماندم

جهان به چشم من از عشق تو همیشه بهار،
به باغ خاطر شادم خزان نمی‌آمد!
نگاه گرم و نوازشگر تو چون امروز
چنین به جانب من سرگران نمی‌آمد،

کنار چشمه‌ی نوش تو تشنه جان دادن
به جان دوست که افسانه‌ی غم انگیزی‌ست
بهار عمر و بهار جوانی من بود،
همان زمان که تو گفتی به من: «چه پاییزی‌ست»!

هنوز برگ تری از بهار عشق و شباب
به جان مانده که چشم و چراغ این چمن است،
در این خرابه در آغوش این سکوت حزین
هنوز یاد تو سرمایه‌ی حیات من است.

- #فریدون_مشیری
از دفتر: #تشنه_ی_طوفان
Read more
بسم رب الحسین ع گزیدم از میان مرگ ها ، این گونه مردن را تو را چون جان فشردن در بر آن گه جان سپردن را خوشا ...
Media Removed
بسم رب الحسین ع گزیدم از میان مرگ ها ، این گونه مردن را تو را چون جان فشردن در بر آن گه جان سپردن را خوشا از عشق مردن در کنارت ، ای که طعم تو حلاوت می دهد حتی شرنگ تلخ ِ مردن را چه جای شِکوه زاندوه تو ؟ وقتی دوست تر دارم من از هر شادی دیگر ، غم عشق تو خوردن را تو آن تصویر جاویدی که حتی مرگ جادویی نداند ... بسم رب الحسین ع

گزیدم از میان مرگ ها ، این گونه مردن را
تو را چون جان فشردن در بر آن گه جان سپردن را

خوشا از عشق مردن در کنارت ، ای که طعم تو
حلاوت می دهد حتی شرنگ تلخ ِ مردن را

چه جای شِکوه زاندوه تو ؟ وقتی دوست تر دارم
من از هر شادی دیگر ، غم عشق تو خوردن را

تو آن تصویر جاویدی که حتی مرگ جادویی
نداند نقشت از لوح ضمیر من ستردن را

کنایت بر فراز دار زد جانبازی منصور
که اوج این است این! در عشقبازی پا فشردن را "سیزیف" آموخت از من در طریق امتحان آری !
به دوش خسته سنگ سرنوشت خویش بردن را

مرا مردن بیاموز و بدین افسانه پایان ده
که دیگر برنمی تابد دلم نوبت شمردن را

کجایی ای نسیم نابهنگام ! ای جوانمرگی!
که ناخوش دارم از باد زمستانی فسردن را!

#حسين_منزوى

پ.ن: گزیدم از میان مرگ ها این گونه مردن را...
Read more
 #تولدت مدعي طعنه زند در غم عشق تو زيادم وين نداند كه من از بهر غم عشق تو زادم نغمه بلبل شيراز نرفته ...
Media Removed
#تولدت مدعي طعنه زند در غم عشق تو زيادم وين نداند كه من از بهر غم عشق تو زادم نغمه بلبل شيراز نرفته ست ز يادم دوستان عيب كنندم كه چرا دل به تو دادم بايد اول به تو گفتن كه چنين خوب چرايي تولدت مبارك داش أقا #قمری #تكيه_گاه #برادر #آق_داداش #شمع_هارو_لگد_کن #قمر133 #کربلایی_مجید_رضانژاد #اخی #تولدت
مدعي طعنه زند در غم عشق تو زيادم
وين نداند كه من از بهر غم عشق تو زادم

نغمه بلبل شيراز نرفته ست ز يادم
دوستان عيب كنندم كه چرا دل به تو دادم

بايد اول به تو گفتن كه چنين خوب چرايي
تولدت مبارك داش أقا💚
#قمری
#تكيه_گاه
#برادر
#آق_داداش
#شمع_هارو_لگد_کن
#قمر133
#کربلایی_مجید_رضانژاد
#اخی
#شعر_شیرازی هی صبح شد و باز به اميد تو شُو شد هی از چيش من اشك به ياد تو ولو شد من لِـبدی مَـفلوك و تو بشكن بالو بنداز شفتش نميدم از حركاتت دلم اُو شد دل دُشتم و جز دل چی چی دشتم كه ز مردم يی عمر قايم كرده بودم، باز چپو شد جِـر دادی و شِـر كردی و پيوند و پوكوندی ای اَرقِـه مالونديش و خودت گفتی يهو شد گفتم ... #شعر_شیرازی
هی صبح شد و باز به اميد تو شُو شد
هی از چيش من اشك به ياد تو ولو شد

من لِـبدی مَـفلوك و تو بشكن بالو بنداز
شفتش نميدم از حركاتت دلم اُو شد

دل دُشتم و جز دل چی چی دشتم كه ز مردم
يی عمر قايم كرده بودم، باز چپو شد

جِـر دادی و شِـر كردی و پيوند و پوكوندی
ای اَرقِـه مالونديش و خودت گفتی يهو شد

گفتم يله شم تو شاچراغ تيرشه ببندم
تا بلكه حاليم شه كه چطو شد كه ايطو شد

پلكيدم و پلكيدم و افسوس ...ها بله
تا مَشت شدی شيره ی جونم روِ رو شد

در هر كِـر و هر سوك تو رو هی جار زدم من
يعنی كه بدون تو دلم غرق اَلُو شد

من شاپركم، بچه ی فلك از به چلُـوندُم
دل له شد و بازيچه واسی دس بچو شد

ديشو چغليت كرد سمندر، كاكو سی كن
ئی بسه زبون از غم عشق تو قَـدُو شد

شاعر:بيژن سمندر،شيراز،قريه سعدی،۶ بهمن ۱۳۴۲
اجرا: استاد شیرازی
ویژه برنامه جشن سبز غوره با
جمعه ۱۹ مرداد،خانه باغ ایرانی
مدیر برنامه: آژانس هورنور فارس
@Hoornoor.travel.shiraz
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
👈به کانال فرهنگی هنری شهرراز در تلگرام بپیوندید
video: @mehdi_shahoseini
عکسهای زیبا از استان پهناور فارس را در پیج زیر ببینین👇
@fars_nature
@fars_nature
@fars_nature
#شیراز #شهرراز #تابستان #طبیعت #شیرازی #فارس #پارس #تهران #اصفهان #مشهد #تبریز #اهواز #کرج #بوشهر #ایرانگردی
#shiraz #shahr_raz #shirazi #fars #photo #nature #persian #photography #art #iranian_photography #tourist
Read more
میان خوف و رجا،حالتی است عارف را که خنده در دهن و گریه در گلو دارد ************حضرت صائب********* عقل پرسید که دشوارتر از کشتن چیست عشق فرمود فراق از همه دشوارتر است **********فروغى بسطامى********* از غمِ عشقِ تو بیمارم و می‌دانی تو داغِ عشقِ تو به جان دارم و می‌دانی تو... ***********وحشى ... میان خوف و رجا،حالتی است عارف را
که خنده در دهن و گریه در گلو دارد
************حضرت صائب********* عقل پرسید که دشوارتر از کشتن چیست
عشق فرمود فراق از همه دشوارتر است
**********فروغى بسطامى********* از غمِ عشقِ تو بیمارم و می‌دانی تو
داغِ عشقِ تو به جان دارم و می‌دانی تو...
***********وحشى بافقى***********
هر کسی در دل من جای خودش را دارد
جانشین تو در این سینه "خداوند" نشد
************فاضل نظرى***********
#شهيدِبهشت
#شهيد_دكتر_بهشتى
#جمهورى_اسلامى_ايران
#ايرانِ_من
Read more
ای دوست قبولم کن و جانم بستان مستم کن و وز هر دو جهانم بستان با هر چه دلم قرار گیرد بی تو آتش به من اندر ...
Media Removed
ای دوست قبولم کن و جانم بستان مستم کن و وز هر دو جهانم بستان با هر چه دلم قرار گیرد بی تو آتش به من اندر زن و آنم بستان ای زندگی تن و توانم همه تو جانی و دلی ای دل و جانم همه تو تو هستی من شدی از آنی همه من من نیست شدم در تو از آنم همه تو خود ممکن آن نیست که بردارم دل آن به که به سودای تو بسپارم دل گر من ... ای دوست قبولم کن و جانم بستان
مستم کن و وز هر دو جهانم بستان

با هر چه دلم قرار گیرد بی تو
آتش به من اندر زن و آنم بستان

ای زندگی تن و توانم همه تو
جانی و دلی ای دل و جانم همه تو

تو هستی من شدی از آنی همه من
من نیست شدم در تو از آنم همه تو

خود ممکن آن نیست که بردارم دل
آن به که به سودای تو بسپارم دل

گر من به غم عشق تو نسپارم دل
دل را چه کنم بهر چه می‌دارم دل

در عشق تو هر حیله که کردم هیچ است
هر خون جگر که بی تو خوردم هیچ است

از درد تو هیچ روی درمانم نیست
درمان که کند مرا که دردم هیچ است
#عکس_کودک #پسرم #instaboys #lovely #loves #coffee #cute butifoule #instalike #me #instagood
Read more
<span class="emoji emoji1f539"></span> . . تا با غم عشق تو مرا کار افتاد بیچاره دلم در غم بسیار افتاد بسیار فتاده بود اندر غم عشق اما نه ...
Media Removed
. . تا با غم عشق تو مرا کار افتاد بیچاره دلم در غم بسیار افتاد بسیار فتاده بود اندر غم عشق اما نه چنین زار که این بار افتاد من بودم و دوش آن بت بنده نواز از من همه لابه بود و از وی همه ناز شب رفت و حدیث ما به پایان نرسید شب را چه گنه حدیث ما بود دراز من درد تو را زدست آسان ندهم دل برنکنم زدوست تا جان ندهم ... 🔹 .
.

تا با غم عشق تو مرا کار افتاد
بیچاره دلم در غم بسیار افتاد
بسیار فتاده بود اندر غم عشق
اما نه چنین زار که این بار افتاد
من بودم و دوش آن بت بنده نواز
از من همه لابه بود و از وی همه ناز
شب رفت و حدیث ما به پایان نرسید
شب را چه گنه حدیث ما بود دراز
من درد تو را زدست آسان ندهم
دل برنکنم زدوست تا جان ندهم
از دوست به یادگار دردی دارم
کان درد به صد هزار درمان ندهم... #مولانا .. .
.
پ.ن: موزیکشو از کانالمون بشنوین 😉❤ .
.
#ادمین @ali_nickhah .
.
.
#موزیک #ترانه #شعر #گرافیک #عشق #کپشن #دیزاین #تایپوگرافی #عاشقانه #آهنگ #آلبوم #موسیقی #گرافی #طرح #پروفایل #عکس_پروفایل #عاشق #ترانه_گرافی
Read more
<span class="emoji emoji1f451"></span> . . #معرفی_کتاب . . دنیا غم هجران تو را نیز سر آورد پیراهن خونین تو را از سفر آورد . آه این چه ...
Media Removed
. . #معرفی_کتاب . . دنیا غم هجران تو را نیز سر آورد پیراهن خونین تو را از سفر آورد . آه این چه حریفی ست که در دور غم از او چون باده طلب کردم خون جگر آورد . موج غم عشق تو به هر سو که دلش خواست آزرده دلم برد و دل آزرده تر آورد . گفتی که به جز من به کسی دل نسپردی نفرین به سخن چین که برایم خبر آورد . گفتم ... 👑
.
.
#معرفی_کتاب
.
.
دنیا غم هجران تو را نیز سر آورد
پیراهن خونین تو را از سفر آورد
.
آه این چه حریفی ست که در دور غم از او
چون باده طلب کردم خون جگر آورد
.
موج غم عشق تو به هر سو که دلش خواست
آزرده دلم برد و دل آزرده تر آورد
.
گفتی که به جز من به کسی دل نسپردی
نفرین به سخن چین که برایم خبر آورد
.
گفتم که حریف غم عشق تو ام اما
دردا که مرا نیز غم از پای در آورد
.
تو نم نم بارانی و من قطره ی اشکم
هرکس که تو را دید مرا در نظر آورد
.
در خاطر ما خاطره ی تلخ خزان بود
این باغ چرا بار دگر برگ و بر آورد
.
.
👑 #محمدعلی_مقیمی
.
📕 #جایگاه_شهود
انتشارات #سوره_مهر
نمایشگاه کتاب
@Moghimy
.
.
⚜️صفحه دوم ما
@cafeehooonar
.
.
.
بهترین ابیات و اشعار در کانال تلگرام شاهبیت
لینک در بیو..
Read more
در دل بیخبران جز غم عالم غم نیست در غم عشق تو ما را خبر از عالم نیست خاک آدم که سرشتند غرض عشق تو بود هرکه ...
Media Removed
در دل بیخبران جز غم عالم غم نیست در غم عشق تو ما را خبر از عالم نیست خاک آدم که سرشتند غرض عشق تو بود هرکه خاک ره عشق تو نشد آدم نیست از جنون من و حسن تو سخن بسیارست قصه ما و تو از لیلی و مجنون کم نیست گر طبیبان ز پی داغ تو مرهم سازند کی گذاریم؟ که آن داغ کم از مرهم نیست بسکه سودای تو دارم غم خود نیست مرا گر ... در دل بیخبران جز غم عالم غم نیست
در غم عشق تو ما را خبر از عالم نیست

خاک آدم که سرشتند غرض عشق تو بود
هرکه خاک ره عشق تو نشد آدم نیست

از جنون من و حسن تو سخن بسیارست
قصه ما و تو از لیلی و مجنون کم نیست

گر طبیبان ز پی داغ تو مرهم سازند
کی گذاریم؟ که آن داغ کم از مرهم نیست

بسکه سودای تو دارم غم خود نیست مرا
گر ازین پیش غمی بود کنون آنهم نیست

من‌که امروز هلاک دم جان بخش توام
دم عیسی چه کنم؟ چون دم او این دم نیست

غنچه خرمی از خاک هلالی مطلب
که سر روضه او جای دل خرم نیست
Read more
. من چه دانم که چرا از تو جدا افتادم؟ نیک نزدیک بدم، دور چرا افتادم؟ چه گنه کرد دلم کز تو چنین دور افتاد؟ من ...
Media Removed
. من چه دانم که چرا از تو جدا افتادم؟ نیک نزدیک بدم، دور چرا افتادم؟ چه گنه کرد دلم کز تو چنین دور افتاد؟ من چه کردم که ز وصل تو جدا افتادم؟ جرمم این دان که ز جان دوست‌ترت می‌دارم از پی دوستی تو به بلا افتادم حاصلم از غم عشق تو نه جز خون جگر من بیچاره به عشق تو کجا افتادم؟ پایمردی کن و از روی کرم ... .
من چه دانم که چرا از تو جدا افتادم؟
نیک نزدیک بدم، دور چرا افتادم؟

چه گنه کرد دلم کز تو چنین دور افتاد؟
من چه کردم که ز وصل تو جدا افتادم؟

جرمم این دان که ز جان دوست‌ترت می‌دارم
از پی دوستی تو به بلا افتادم

حاصلم از غم عشق تو نه جز خون جگر
من بیچاره به عشق تو کجا افتادم؟

پایمردی کن و از روی کرم دستم گیر
که بشد کار من از دست و ز پا افتادم

تا چه کردم، چه گنه بود، چه افتاد، چه شد؟
چه خطا رفت که در رنج و عنا افتادم؟

چند نالم ز عراقی؟ چه کند بیچاره؟
که درین واقعهٔ بد ز قضا افتادم
.
#عراقی #شعر_کهن #غزل_فارسی #بیت_ناب #شاه_بیت #ادبيات #ادبی #هنر #فرهنگ #شعر_ناب #شعروغزل #شعروگرافی #عکس_نوشته #شعر_پارسی #شعر_فارسی #اشعار_ناب #اشعارناب #تک_بیت #poem #Persian #poetry #Iran #سعدی #مولانا #حافظ
Read more
.. گزیدم از میان مرگ‌ها، این گونه مردن را: تو را چون جان فشردن در بر آن‌گه جان سپردن را خوشا از عشق ...
Media Removed
.. گزیدم از میان مرگ‌ها، این گونه مردن را: تو را چون جان فشردن در بر آن‌گه جان سپردن را خوشا از عشق مردن در کنارت، ای که طعم تو طراوت می‌دهد حتّا شرنگ تلخ مردن را . چه جای شکوه از اندوه تو؟ وقتی دوست‌تر دارم من از هر شادی دیگر، غم عشق تو خوردن را تو آن تصویر جاویدی که حتّا مرگ جادویی نداند نقشت از ... ..
گزیدم از میان مرگ‌ها، این گونه مردن را:
تو را چون جان فشردن در بر آن‌گه جان سپردن را
خوشا از عشق مردن در کنارت، ای که طعم تو
طراوت می‌دهد حتّا شرنگ تلخ مردن را
.
چه جای شکوه از اندوه تو؟ وقتی دوست‌تر دارم
من از هر شادی دیگر، غم عشق تو خوردن را
تو آن تصویر جاویدی که حتّا مرگ جادویی
نداند نقشت از لوح ضمیر من، سِتردن را
.
کنایت بر فراز دار زد، جان‌بازی منصور
که اوج این است، این! در عشق‌بازی پا فشردن را
«سیزیف» آموخت از من در طریق امتحان، آری!
به دوش خسته، سنگ سرنوشت خویش بردن را
.
مرا مردن بیاموز و به این افسانه پایان ده
که دیگر بر نمی‌تابد دلم، نوبت شمردن را
کجایی ای نسیم نابه‌هنگام! ای جوان‌مرگی!
که ناخوش دارم از باد زمستانی، فسردن را
.
#حسین_منزوی
مجموعه اشعار #نشرنگاه
Read more
<span class="emoji emoji1f647"></span>‍♀️ گُمان نمیکردم که تُو باشی و مَن، تنهاتر از همیشه باشم... چه بَر سَرِ دنیایِ من آمده که غمِ ...
Media Removed
‍♀️ گُمان نمیکردم که تُو باشی و مَن، تنهاتر از همیشه باشم... چه بَر سَرِ دنیایِ من آمده که غمِ عشقِ تو را به هزار محبت از جانبِ دیگران ترجیح میدهم..!! . #غزل_رکاب_اسلامی_زاده ‏ #road_of_sense ‏‎‏‎عاشقانه ها در کانال تلگرام ‏‎‏‎لینک کانال در بیو ‏@road_of_sense 🙇‍♀️
گُمان نمیکردم
که تُو باشی و مَن،
تنهاتر از همیشه باشم...
چه بَر سَرِ دنیایِ من آمده
که غمِ عشقِ تو را
به هزار محبت از جانبِ دیگران
ترجیح میدهم..!!
.
#غزل_رکاب_اسلامی_زاده
‏ #road_of_sense
‏‎‏‎🍒عاشقانه ها در کانال تلگرام
‏‎‏‎لینک کانال در بیو🍒
‏@road_of_sense
بگذار هر ثانیه ، و هر لحظه حالِ تو ودلت خوب باشد " #خوب_من ....تو خودت دكتر خودت ب مان ! بگذار تمام رفتنی ها زودتر بروند و فقط همان ماندنی ها بمانند روي دست دلتـ ... بگذار تمام غم هايت را همين امشب براي ابد ....بماند بِ پشت همان در! ‎ صبح‌ها غم‌هایت را به‌ شبی‌ که‌ گذشت واگذارکن ! به همان #دائما_يكسان_نباشد_حال_دوران_غم_مخور ... بگذار هر ثانیه ، و هر لحظه حالِ تو ودلت خوب باشد "
#خوب_من ....تو خودت دكتر خودت ب مان !
بگذار تمام رفتنی ها زودتر بروند و فقط همان ماندنی ها بمانند روي دست دلتـ ...😍
بگذار تمام غم هايت را همين امشب براي ابد ....بماند
بِ پشت همان در! ‎
صبح‌ها غم‌هایت را به‌ شبی‌ که‌ گذشت واگذارکن !
به همان #دائما_يكسان_نباشد_حال_دوران_غم_مخور
تو خودت لبخندت را بردار و بزن ، برروي دلتـ
محكم تَر
انگار نه انگار ...😌🙌🏻
و هيچ وقت حالِ خوبِ خودت و دلتـ را به هیچ زمين و زماني و همان ديگري و ديگري ها يي گره نزن !
بی واسطه خوب باش ، بي واسطه شاد....مهربان " بی واسطه ❤️لبخندي بزن عميق از ته دلتـ ...
✅باوركن " تو که خوب باشی ؛ همه چیز خوب می شود ،
باور کن !

#خوب_من
❣️ ...آمين
🌹 #مطهره_دلنوشت ✍🏻
#ي_شب_طولاني ....
به چه مي انديشي!؟ #نگراني_بي_جاست
عشق اينجا و خدا هم اينجاست ...❣️
#يلدا #٩٧ #زمستان #دي #شب #آرامش #روانشناسي #مهارتهاي_ارتباطي #سواد_عاطفي #حس_خوب فيلم_از_من #آرامش #عشق #و_خدايي_كه_همين_نزديكيست
#اميد #انگيزشي رسيد_مژده_كه_ايام_غم_نخواهد_ماند
#تولدي_ديگر ...
#لبخند_بزن اين درماني رايگان استــ خوب من ❣️☺️
#mybirthday #winter #mustseeiran #tehran
#video by 📲 مطهره
#الحمدلله_علي_كل_حال
#اولين_شب_زمستان #يلدا_مبارك 🍉
سپاسگزارم از تمامي پيام هاي تبريك 🌹و سرشار از مهر شما🌹🙏🏻 #حال_دلتون_خوب ❤️
Read more
هنوز عشق تو امید بخش جان من است خوشا غمی كه ازو شادی جهان من است چه شكر گویمت ای هستی یگانهء عشق كه سوز ...
Media Removed
هنوز عشق تو امید بخش جان من است خوشا غمی كه ازو شادی جهان من است چه شكر گویمت ای هستی یگانهء عشق كه سوز سینهء خورشید در زبان من است اگر چه فرصت عمرم ز دست رفت بیا كه همچنان به رهت چشم خون فشان من است نمی رود ز سرم این خیال خون آلود كه داس حادثه در قصد ارغوان من است بیا بیا كه درین ظلمت دروغ و ریا فروغ روی ... هنوز عشق تو امید بخش جان من است
خوشا غمی كه ازو شادی جهان من است
چه شكر گویمت ای هستی یگانهء عشق
كه سوز سینهء خورشید در زبان من است
اگر چه فرصت عمرم ز دست رفت بیا
كه همچنان به رهت چشم خون فشان من است
نمی رود ز سرم این خیال خون آلود
كه داس حادثه در قصد ارغوان من است
بیا بیا كه درین ظلمت دروغ و ریا
فروغ روی تو آرایش روان من است
حكایت غم دیرین به عشق گفتم ، گفت
هنوز این همه آغاز داستان من است
بدین نشان كه تویی ای دل نشسته به خون
بمان كه تیر امان تو در كمان من است
اگر ز ورطه بترسی چه طرف خواهی بست
ز طرفه ها كه درین بحر بی كران من است
زمان به دست پریشانی اش نخواهد داد
دلی كه در گرو حسن جاودان من است
به شادی غزل سایه نوش و بخشش عشق
كه مرغ خوش سخن غم هم آشیان من است
Read more
. <span class="emoji emoji1f495"></span>قاصد<span class="emoji emoji1f491"></span> . يه قاصد خبرم داد که آفتاب لب بوم نوشتم رو تن شب که خوشبختي تمومه نه من مونده نه مائي نه ...
Media Removed
. قاصد . يه قاصد خبرم داد که آفتاب لب بوم نوشتم رو تن شب که خوشبختي تمومه نه من مونده نه مائي نه حرفي نه صدائي هزار دفعه شکستم عجب حادثه هايي نپرس از شب و روزم تو خوابم تو چه خوابي به مستي شب و تا صبح خرابم چه خرابي به شب زل زده بودم به اين عشق که شب مهتابي ميشه نگاهم به هوا بود به اين عشق که روز ... .
💕قاصد💑
.
يه قاصد خبرم داد که آفتاب لب بوم
نوشتم رو تن شب که خوشبختي تمومه
نه من مونده نه مائي
نه حرفي نه صدائي
هزار دفعه شکستم عجب حادثه هايي
نپرس از شب و روزم تو خوابم تو چه خوابي
به مستي شب و تا صبح خرابم چه خرابي

به شب زل زده بودم به اين عشق
که شب مهتابي ميشه
نگاهم به هوا بود به اين عشق
که روز آفتابي ميشه
بهار پشت زمستون پس از تو برام قصه ي غم داشت
نبودي که نبودي پس از تو بهارم تو رو کم داشت

نپرس از شب و روزم تو خوابم تو چه خوابي
به مستي شب و تا صبح خرابم چه خرابي

به گل طعنه زدم من به اين عشق
که تو فصل بهاري
به غم طعنه زدم من به اين عشق
که تو عشقو مي آري
بهار پشت زمستون پس از تو برام قصه ي غم داشت
نبودي که نبودي پس از تو بهارم تو رو کم داشت

نپرس از شب و روزم تو خوابم تو چه خوابي
به مستي شب و تا صبح خرابم چه خرابي

نپرس از شب و روزم تو خوابم تو چه خوابي
به مستي شب و تا صبح خرابم چه خرابي💕💕💕💕💕 ........
ترانه سرا: هدیه
آهنگساز: فرید زلاند
تنظیم کننده: آندرانیک
Read more
<span class="emoji emojia9"></span> Alirezaphotography 2018 بعد تو دیگه حال من غم و اضطرابه نبودی که ببینی چقدر حالم خرابه من با ...
Media Removed
Alirezaphotography 2018 بعد تو دیگه حال من غم و اضطرابه نبودی که ببینی چقدر حالم خرابه من با همه عشقم این خونه رو ساختم خیلی سخته بفهمی خونه ات روی آبه . . . . . #علیرضافتوگرافی #علیرضافتوگرافی۱۳۹۷ #علیرضافتوگرافی_حس_محور #شازده_کوچولو #چتر #دوربین #نیکون #کنون #حس_محور #عکاسی ... © Alirezaphotography 2018

بعد تو دیگه حال من غم و اضطرابه
نبودی که ببینی چقدر حالم خرابه
من با همه عشقم این خونه رو ساختم
خیلی سخته بفهمی خونه ات روی آبه
.
. .
.
.
#علیرضافتوگرافی #علیرضافتوگرافی۱۳۹۷ #علیرضافتوگرافی_حس_محور #شازده_کوچولو #چتر #دوربین #نیکون #کنون #حس_محور #عکاسی #غم #عشق #اینستا #alirezaphotography #alirezaphotography2018 #canon #nikon #like #followforfollowback #likeback #book #umberalla
Read more
بی تو ، مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم شوق دیدار تو لبریز شد از جام ...
Media Removed
بی تو ، مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم شدم آن عاشق دیوانه که بودم ! در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید باغ صد خاطره خندید عطر صد خاطره پیچید یادم آید که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم ساعتی ... بی تو ، مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق دیوانه که بودم !

در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید
باغ صد خاطره خندید
عطر صد خاطره پیچید

یادم آید که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم
پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم

ساعتی بر لب آن جوی نشستیم
تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت
من همه محو تماشای نگاهت
آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشه ماه فرو ریخته در آب
شاخه ها دست برآورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ

یادم آید : تو بمن گفتی :
ازین عشق حذر کن !
لحظه ای چند بر این آب نظر کن
آب ، آئینة عشق گذران است
تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است
باش فردا ،
بی تو ، مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق دیوانه که بودم !

در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید
باغ صد خاطره خندید
عطر صد خاطره پیچید

یادم آید که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم
پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم

ساعتی بر لب آن جوی نشستیم
تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت
من همه محو تماشای نگاهت
آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشه ماه فرو ریخته در آب
شاخه ها دست برآورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ

یادم آید : تو بمن گفتی :
ازین عشق حذر کن !
لحظه ای چند بر این آب نظر کن
آب ، آئینة عشق گذران است
تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است
باش فردا ، که دلت با دگران است
تا فراموش کنی ، چندی ازین شهر سفر کن !

با تو گفتنم :
حذر از عشق ؟
ندانم
سفر از پیش تو ؟
هرگز نتوانم
روز اول که دل من به تمنای تو پَر زد
چون کبوتر لب بام تو نشستم
تو بمن سنگ زدی ، من نه رمیدم ، نه گسستم
باز گفتم که : تو صیادی و من آهوی دشتم
تا به دام تو درافتم ، همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم
سفر از پیش تو هرگز نتوانم ، نتوانم … !

اشکی از شاخه فرو ریخت
مرغ شب نالة تلخی زد و بگریخت !
اشک در چشم تو لرزید
ماه بر عشق تو خندید

یادم آید که دگر از تو جوابی نشنیدم
پای در دامن اندوه کشیدم
نگسستم ، نرمیدم

رفت در ظلمت غم ، آن شب و شبهای دگر هم
نه گرفتی دگر از عاشق آزده خبر هم
نه کنی دیگر از آن کوچه گذر هم !
بی تو ، اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم
فریدون مشیری
#هشتگبازی_اول #فریدون_بودم_گردن_میگرفتمت #قِناریا #کِلاغلار #دانیال زیر پلی #درِ_بستنیُ_باید_لیسید #شدن؟! #رفاقت_سادست #دسخوش #پوکه_ #پوکه_سفیدقرمز #شرح_شهرم
Read more
سلام دوستان عزیز نماز روزه هاتون قبول ما رو هم سر سفره افطار دعا کنین..ببخشین این متن طولانیه ولی فوق ...
Media Removed
سلام دوستان عزیز نماز روزه هاتون قبول ما رو هم سر سفره افطار دعا کنین..ببخشین این متن طولانیه ولی فوق العاده ست.... همه مي پرسند از من كه تو عاشق هستي يا كه عاشق بودي يا كسي سنگ زده،بر شيشه ي نمناك دلت بعضي گفتند به من: كه اگر عشقي هست،هوس و باد هواست عشق برتر اي دوست متعلق به خداست من نگويم ... سلام دوستان عزیز نماز روزه هاتون قبول ما رو هم سر سفره افطار دعا کنین..ببخشین این متن طولانیه ولی فوق العاده ست.... همه مي پرسند از من

كه تو عاشق هستي يا كه عاشق بودي

يا كسي سنگ زده،بر شيشه ي نمناك دلت

بعضي گفتند به من:

كه اگر عشقي هست،هوس و باد هواست

عشق برتر اي دوست متعلق به خداست

من نگويم كه نه اي نيست كه شما مي گوييد

من فقط مي گويم:

آن خدا لايق اين عشق زميني من بي سر و پا نيست كه نيست

بهتر از من گفته آن رفيقه «روشني من گل آب»

كه خدا لاي گل شبدر و بوست

كه خدا چهچهه ي بلبل و آن چلچله هاست

كه خدا نزديك تر از تو به خودت در همه ي ثانيه هاست

كه خدا... بگذريم از تپش ثانيه هاي دلمان

بگذريم از روشني خاطره هاي دلمان

بگذريم از وزش باد سحرگاهي و پژواك سخن بر دلمان.

دوستي گفت به من:

تو نگو عشقي نيست،چون تمام كاغذ گلبرگ دلت

پر از اين موهبت خوب خداست

تو سكوتت،پر از آن آينه ي پاك دلست،

تو نگاهت،پر عشق و پراز آن ترانه و ساز خوش آهنگ و صداست،

تو درختت،پر احساس و ميوه عشقت داغ گل شقايق باغچه هاست،

گفتمش باشد....باشد

اين بار ميگويم اي دوست

حال مي نويسم عشق را

عشق آن پاك ترين چشم دل انسان هاست،

عشق آن سبزترين برگ خزان دل ماست، عشق آن ابر بهاري دل گندم هاست،

عشق پايان همه جاده هاي دلتنگيست،

عشق آواز پس از فاصله هاست،

عشق خلوت دل با همه ي خاطره هاست،

عشق آن شعر سپيديست كه بي وزن شده،

عشق آن لحظه ي خوبيست كه اشك طرد شده،

عشق آن چشمه ي پر مهر و سرود خود جوش،

عشق بدرود غم هاي نشسته بر دوش،

عشق بدرو همه ي لحظه هاي سرد و خموش،

پس تو بدان كه اي دوست، «عشق جرم قشنگيست در انكارش مكوش» «خيال»
Read more
تو یه آه سینه سوزی توی گرمای تب من تو یه فریاد بلندی تو سکوت بی کسی هام تو یه عشقی که بریدی من و از دل بستگی ...
Media Removed
تو یه آه سینه سوزی توی گرمای تب من تو یه فریاد بلندی تو سکوت بی کسی هام تو یه عشقی که بریدی من و از دل بستگی هام کجایی عزیز من بی تو من یه لحظه خوشی ندارم کجایی که بی تو من غصه می خورم تلخ روزگارم تو که رفتی از کنارم غم غریبی اومد سراغم بیا تا دوباره احساس کنم تو دنیا یکی رو دارمپروازت ... تو یه آه سینه سوزی توی گرمای تب من
تو یه فریاد بلندی تو سکوت بی کسی هام
تو یه عشقی که بریدی من و از دل بستگی هام
کجایی عزیز من بی تو من یه لحظه خوشی ندارم
کجایی که بی تو من غصه می خورم تلخ روزگارم
تو که رفتی از کنارم غم غریبی اومد سراغم
بیا تا دوباره احساس کنم تو دنیا یکی رو دارم💔💔💔💔💔💔💔💔💔💔💔💔💔😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭پروازت سه سال شد😭😭😭😭😭😭
#علی #علی_طباطبایی #دوستت_دارم #فاتحه #تسلیت #alitabatabaee #عشق #خواننده #دلشکسته #shahrzadtabatabaeee #بهترین #هنرمندان #بازیگران #هنرمندان_ایرانی #دلتنگی #بهترین #خانواده_خاص #alitabatabaeee #بازیگر #سینما #Acter #اللهم_صل_علي_محمدﷺو_آل_محمدﷺو_عجل_فرجهم #فاتحه_فراموش_نشه🙏
Read more
می خواهم و می خواستمت تا نفسم بود می سوختم از حسرت و عشقِ تو بَسَم بود عشق تو بَسَم بود که این شعله بیدار ...
Media Removed
می خواهم و می خواستمت تا نفسم بود می سوختم از حسرت و عشقِ تو بَسَم بود عشق تو بَسَم بود که این شعله بیدار روشنگرِ شبهای بلندِ قفسم بود آن بختِ گُریزنده دمی آمد و بگذشت غم بود که پیوسته نفس در نفسم بود دست من و آغوش تو ! هیهات ! که یک عمر تنها نفسی با تو نشستن هوسم بود بالله که بجز یادِ تو ، گر هیچ کسم هست ... می خواهم و می خواستمت تا نفسم بود
می سوختم از حسرت و عشقِ تو بَسَم بود
عشق تو بَسَم بود که این شعله بیدار
روشنگرِ شبهای بلندِ قفسم بود
آن بختِ گُریزنده دمی آمد و بگذشت
غم بود که پیوسته نفس در نفسم بود
دست من و آغوش تو ! هیهات ! که یک عمر
تنها نفسی با تو نشستن هوسم بود
بالله که بجز یادِ تو ، گر هیچ کسم هست
حاشا که به جز عشق تو گر هیچ کسم بود
لب بسته و پر سوخته ، از کوی تو رفتم
رفتم ، بخدا ، گر هوسم بود بَسَم بود !
فریدون مشیری
Read more
دل من تنگ تو شد، کاش که پیدا بشوی که بیایی و در این تنگیِ دل جا بشوی تو فقط آمده بودی که دل از من ببری؟ بروی، ...
Media Removed
دل من تنگ تو شد، کاش که پیدا بشوی که بیایی و در این تنگیِ دل جا بشوی تو فقط آمده بودی که دل از من ببری؟ بروی، دور شوی، قصه و رویا بشوی؟ انقلابی شده در سینه ی من، فتنه ی توست سبزیِ چشم تو باعث شده رسوا بشوی من پس انداز دلم را به تو دادم که تو هم بیمه ی عمر دلم روز مبادا بشوی غرق عشق تو شدم، بلکه تو شاید ... دل من تنگ تو شد، کاش که پیدا بشوی
که بیایی و در این تنگیِ دل جا بشوی

تو فقط آمده بودی که دل از من ببری؟
بروی، دور شوی، قصه و رویا بشوی؟

انقلابی شده در سینه ی من، فتنه ی توست
سبزیِ چشم تو باعث شده رسوا بشوی

من پس انداز دلم را به تو دادم که تو هم
بیمه ی عمر دلم روز مبادا بشوی

غرق عشق تو شدم، بلکه تو شاید روزی
دل به دریا بزنی، عازم دریا بشوی

حیف ما نیست که یک زوج موفق نشویم؟
حیف از این نیست که تو این همه تنها بشوی؟

نم باران، لب دریا، غم تو، تنگ غروب
دل من تنگ تو شد، کاش که پیدا بشوی
Read more
بی #قیمتم و جز تو #خریدار ندارم گیرم #بخرندم بکسی #کار ندارم گیرم دو #جهانم نپسندد تو #پسندی من جز #تو کسی در دو #جهان #یار ندارم من #دست #تهی دارم و تو دست #نوازش تو #باغ گلی من که به جز خار ندارم در باغ #جنان هم به #هوای تو کنم رو محتاج گلم کار به #گلزار ندارم من #مشتری #یوسف و در دست ... بی #قیمتم و جز تو #خریدار ندارم
😔
گیرم #بخرندم بکسی #کار ندارم

گیرم دو #جهانم نپسندد تو #پسندی

من جز #تو کسی در دو #جهان #یار ندارم

من #دست #تهی دارم و تو دست #نوازش

تو #باغ گلی من که به جز خار ندارم

در باغ #جنان هم به #هوای تو کنم رو

محتاج گلم کار به #گلزار ندارم

من #مشتری #یوسف و در دست کلافی

جز رشته دل بر سر #بازار ندارم

ای آنکه #غمت ناز فروشد بدو عالم

دریاب که من غیر تو #غمخوار ندارم

بگذار #بخندند و بگیرند و ببندند

#دیوانه ام و بیم زآزار ندارم

آرند همه #هدیه برای تو و من نیز

جز دیده #گریان و دل آزار ندارم

ای #قامت خم گشته و این بار معاصی

پیش کرمت خوشتر از این بار ندارم

من «میثم» و در پیروی از #میثم تمار

جز دار غم #عشق شما دار ندارم
#یاحسین
#حرم
@heydar.khamsee ❤❤❤
@ahrarolhosein110
Read more
چشم که بر تو مي کنم چشم حسود مي کنم شکر خدا که باز شد ديده بخت روشنم هرگزم اين گمان نبد با تو که دوستي ...
Media Removed
چشم که بر تو مي کنم چشم حسود مي کنم شکر خدا که باز شد ديده بخت روشنم هرگزم اين گمان نبد با تو که دوستي کنم باورم اين نمي شود با تو نشسته کاين منم اين نه نصيحتي بود کز غم دوست توبه کن سخت سيه دلي بود آن که ز دوست برکنم گر همه عمر بشکنم عهد تو پس درست شد کاين همه ذکر دوستي لاف دروغ مي زنم پيشم از اين سلامتي ... چشم که بر تو مي کنم چشم حسود مي کنم
شکر خدا که باز شد ديده بخت روشنم

هرگزم اين گمان نبد با تو که دوستي کنم
باورم اين نمي شود با تو نشسته کاين منم

اين نه نصيحتي بود کز غم دوست توبه کن
سخت سيه دلي بود آن که ز دوست برکنم

گر همه عمر بشکنم عهد تو پس درست شد
کاين همه ذکر دوستي لاف دروغ مي زنم

پيشم از اين سلامتي بود و دلي و دانشي
عشق تو آتشي بزد پاک بسوخت خرمنم

شهري اگر به قصد من جمع شوند و متفق
با همه تيغ برکشم وز تو سپر بيفکنم

چند فشاني آستين بر من و روزگار من
دست رها نمي کند مهر گرفته دامنم

گر به مراد من روي ور نروي تو حاکمي
من به خلاف راي تو گر نفسي زنم زنم

اين همه نيش مي خورد سعدي و پيش مي رود
خون برود در اين ميان گر تو تويي و من منم

#سعدی

پ ن : طرح به افتخار خودم 😂😂😂😂
Read more
اقایان علیرضا قنبری محمد قنبری پسران بزرگ و کوچکم به مناسبت ۵شهریور خجسته زادروز زکریای رازی روز ...
Media Removed
اقایان علیرضا قنبری محمد قنبری پسران بزرگ و کوچکم به مناسبت ۵شهریور خجسته زادروز زکریای رازی روز داروساز گربه زیارت آمدی حمدی وسوره ای بخـــــوان هو که به همت توام جان برسد به جـــــــاودان ای که به پیشواز تو جان من آمده به لب بدرقه کن تو هم به خاک این تن زار ناتوان ای تو طبیب عشق من ... اقایان
علیرضا قنبری
محمد قنبری
پسران بزرگ و کوچکم

به مناسبت ۵شهریور
خجسته زادروز زکریای رازی
روز داروساز

گربه زیارت آمدی حمدی وسوره ای بخـــــوان
هو که به همت توام جان برسد به جـــــــاودان

ای که به پیشواز تو جان من آمده به لب
بدرقه کن تو هم به خاک این تن زار ناتوان

ای تو طبیب عشق من بر سر چشم من نشین
هم به سرشک شوقم این آتش تب فرونشان

چشم و چراغ خاکدان زاده به طالعی که شمـع
مرگ و حیات و گریه و خنده ی اوست توامان

بر سر خاک من بخور باده عشق و غم مخور
هو که نریزدت دوا ساقی غم در استکان

قطره چکان فرو نِه و جام مِیَم بلند کن
وزمی عشق قطره ای درگلویم فرو چکان

وه چه به نرخ جان خود داروی تلخ می خرید
یار من و شفای من شهد لبش به رایگان

در پی جفت پر زند طایر جان که می پریم
بر سر طوبی جنان چون دو کبوتر آشیان

باز زبان زمین نَهَم زانکه بروی این زمین
در همه عمر بوده ام زار و زبون این زبان

جان به جهان جاودان بسته قطار قافله
وز نوسان نبض من زنگ درای کاروان

نقش طبیب و قصه درد و دواش بس کنید
صحبت عشق و عاشقی خوش بکشید درمیان

نقش مزار من کنید این دو سخن که شهریار
باغم عشق زاده و با غم عشق داده جان

زنده یاد شهریار
Read more
Love story .<span class="emoji emoji2665"></span><span class="emoji emoji2665"></span> مهمان ناخوانده در شبی غمگین‌تر از من قصه رفتن سرودی تا که چشمم را گشودم از کنارم رفته ...
Media Removed
Love story . مهمان ناخوانده در شبی غمگین‌تر از من قصه رفتن سرودی تا که چشمم را گشودم از کنارم رفته بودی تا که چشمم را گشودم از کنارم رفته بودی ای دریغا دل سپردن به عشق تو بیهوده بود وعده‌ها و خنده‌های تو به نیرنگ آلوده بود ای ز خاطر برده عشق آتشینم رفتی اما من فراموشت نکردم چلچراغ روشن بیگانه ... Love story .♥♥ مهمان ناخوانده

در شبی غمگین‌تر از من قصه رفتن سرودی
تا که چشمم را گشودم از کنارم رفته بودی
تا که چشمم را گشودم از کنارم رفته بودی
ای دریغا دل سپردن به عشق تو بیهوده بود
وعده‌ها و خنده‌های تو به نیرنگ آلوده بود
ای ز خاطر برده عشق آتشینم
رفتی اما من فراموشت نکردم
چلچراغ روشن بیگانه بودی
سوختم و بیهوده خاموشت نکردم
رفتی اما قلب من راضی نشد
بر تو و بر عشق خود نفرین کنم
بی تو شاید بعد از این افسانه‌ها
ترک عشق و این غم دیرین کنم
ای دریغا دل سپردن به عشق تو بیهوده بود
وعده ها و خنده‌های تو به نیرنگ آلوده بود
ای ز خاطر برده عشق آتشینم
رفتی اما من فراموشت نکردم
چلچراغ روشن بیگانه بودی
سوختم و بیهوده خاموشت نکردم
رفتی اما قلب من راضی نشد
بر تو و بر عشق خود نفرین کنم
بی تو شاید بعد از این افسانه‌ها
ترک عشق و این غم دیرین کنم/داريوش
Read more
<span class="emoji emoji1f4a0"></span> خیال انگیز و جان پرور، چو بوی گل، سراپایی نداری غیر از این عیبی كه می دانی كه زیبایی . من از دلبستگی ...
Media Removed
خیال انگیز و جان پرور، چو بوی گل، سراپایی نداری غیر از این عیبی كه می دانی كه زیبایی . من از دلبستگی های تو با آیینه دانستم که بر دیدار طاقت سوز خود عاشق تر از مایی‌! . به شمع و ماه حاجت نیست بزم عاشقانت را تو شمع مجلس افروزی، تو ماه اَنجُم آرایی . منم ابر و تویی گلبن، كه می خندی چو می گریَم تویی ... 💠
خیال انگیز و جان پرور، چو بوی گل، سراپایی
نداری غیر از این عیبی كه می دانی كه زیبایی
.
من از دلبستگی های تو با آیینه دانستم
که بر دیدار طاقت سوز خود عاشق تر از مایی‌!
.
به شمع و ماه حاجت نیست بزم عاشقانت را
تو شمع مجلس افروزی، تو ماه اَنجُم آرایی
.
منم ابر و تویی گلبن، كه می خندی چو می گریَم
تویی مِهر و منم اختر، که می میرم چو می آیی...
.
مراد ما نجویی، ورنه رندان هوس جو را
بهار شادی انگیزی، حریف باده پیمایی
.
مَهِ روشن میان اختران پنهان نمی ماند
میان شاخه های گل مشو پنهان كه پیدایی...!
.
كسی از داغ و درد من، نپرسد تا نپرسی تو
دلی بر حال زار من، نبخشد تا نبخشایی...
.
مرا گفتی كه از پیر خِرَد پرسم علاج خود
خرد، منع من از عشق تو فرماید، چه فرمایی؟
.
من آزرده دل را كس، گره از کار نگشاید
مگر ای اشک غم امشب، تو از دل عقده بگشایی
.
#رهی! تا وارهی از رنج مستی، ترک هستی کن
که با این ناتوانی ها، به ترک جان توانایی...
.
#رهی_معیری
.
______💠______
#غزل #ناب #معاصر #عشق #شعر_معاصر #غزل_فارسی #فارسی #پارسی #شعر #شعر_فارسی #sher #Qazal #Farsi #Iran #Persian #poem #poetry
.
Read more
سلام اى ترانه ى شب هاى دل تنگى ام سلام اى بهانه ى غم هاى هميشگى ام کجايى که نفس بهانه ات را ميگيرد ...
Media Removed
سلام اى ترانه ى شب هاى دل تنگى ام سلام اى بهانه ى غم هاى هميشگى ام کجايى که نفس بهانه ات را ميگيرد کجايى که دلم نشانه ات را ميگيرد نازنين چه رفتنى بود چه نيامدنى؟ نازنين چه بودنى بود چه نبودنى؟؟ بهارم با تو رفت در ميان خاطره ها خزانم بى تو ماند در ميان حادثه ها کجايى که نفس،بهانه ات را ميگيرد ... سلام اى ترانه ى
شب هاى دل تنگى ام
سلام اى بهانه ى
غم هاى هميشگى ام
کجايى که
نفس بهانه ات را ميگيرد
کجايى که
دلم نشانه ات را ميگيرد
نازنين چه رفتنى بود
چه نيامدنى؟
نازنين چه بودنى بود
چه نبودنى؟؟ بهارم با تو رفت
در ميان خاطره ها
خزانم بى تو ماند
در ميان حادثه ها
کجايى که
نفس،بهانه ات را ميگيرد
کجايى که
دلم نشانه ات را ميگيرد
با تو بودن را
يک عمر، بى تو تصور کردم
بى تو بودن را
هر شب، با تو تحمل کردم
که بدانى
حرف من عشق است ،ديوانگيست
که بدانى
عمر من با تو هست ،جاودانگيست
نازنين برگرد
که ترانه هايم بوى غم دارند
نازنين برگرد
که عاشقانه هايم تو را کم دارند
با تو من
يک عمر نقاش نقش دل بودم
بى تو من
يک عمر حمال نعش دل بودم
تو برگرد
باز،من غرورم را نميبينم
تو برگرد
باز ،من شکوهم را نميبينم
تو که نباشى
ياس هاى باغغچه را نميخواهم
تو که نباشى
قران روى طاقچه را نميخوانم
کجايى که
نفس بهانه ات را ميگيرد
کجايى که
دلم نشانه ات را ميگيرد

#محمد_کاظمى

#اميداوارم خوشتون بياد #دوستان
#شعر #شاعر
#خوزستان #هنديجان #شيراز
#اباده_فارس #ادبيات #
Read more
سال های پیش خانومی رو می شناختم که علاقه ی شدیدی به دوست دخترها و دوست پسرهای مردم داشت. وقتی می‌شنید ...
Media Removed
سال های پیش خانومی رو می شناختم که علاقه ی شدیدی به دوست دخترها و دوست پسرهای مردم داشت. وقتی می‌شنید یکی با یکی آشنا شده تا ته و توی قضیه رو در نمی آورد آروم نمی نشست. این خیلی ربطی هم به فضولی نداشت، فقط کیف می کرد بشینی براش از روابط عاشقانه خودت و بقیه تعریف کنی. بعد طوری چشم هاش از خوشحالی برق می زند انگار ... سال های پیش خانومی رو می شناختم که علاقه ی شدیدی به دوست دخترها و دوست پسرهای مردم داشت. وقتی می‌شنید یکی با یکی آشنا شده تا ته و توی قضیه رو در نمی آورد آروم نمی نشست. این خیلی ربطی هم به فضولی نداشت، فقط کیف می کرد بشینی براش از روابط عاشقانه خودت و بقیه تعریف کنی. بعد طوری چشم هاش از خوشحالی برق می زند انگار خودش همون لحظه عاشق شده. البته نامبرده از بر و روی خدادادی بی بهره نبود اما تا جایی که خبر داشتم سال‌ها بود تنها زندگی می کرد. من و یکی دو نفر دیگه از رفقای قدیمی گاهی موردهایی رو برای آشنایی بهش معرفی کرده بودیم ولی نمی‌دونم چی می‌شد که هیچ وقت جور نمی شد و یه ایرادی توی طرف پیدا می کرد و کار توی همون ملاقات تموم می‌شد. همیشه برام سوال بود که چرا این جوریه و بعضی از آدم ها این قدر تنها می‌مونن تا این که در یک مکاشفه‌ی معنوی وقتی داشتم به ترانه‌ی برادر حسن شماعی زاده گوش می‌کردم نور حقیقت بر دلم تابید. اون جایی که می فرماد: ((اخ چقدر قشنگه از عشق تو دیونه شدن
تو می یای تموم می شه هر چی غمه
زنده باد هر کی هنوز یه عاشقه)) فهمیدم عشق در نگاه خیلی از آدم ها بهشت زیبایی ست که همیشه در آینده ای نامعلوم قرار داره. معشوقی که یه روز می یاد و همه ی غم‌ها تموم می شه. یعنی عشق بیشتر چیزی امید بخشه تا واقعیتی ملموس و تجربی. بعد برادر شماعی زاده می فرماد: ((انگار از یه معبد عشق قدیمی تو می یای
از یه شعر عاشقونه صمیمی تو می یای
از تو پرواز پرستو های عاشق تو می یای
از رو گلبرگ های معصوم شقایق)) بعد فهمیدم عشق در این نگاه یه جور قدرت پاک کنندگی قوی هم داره. مثل صابونی آنتی باکتریال یا آیینی مقدس در معبدی قدیمی که همه ناپاکی های وجود آدم رو تطهیر می کنه، مثه بخشایش یا آیین توبه! اما مگه ما چه گناهی کردیم که باید واسه اش توبه کنیم؟ دوباره به ترانه رجوع کردم که می فرماد: ((باز یه روز دستای گرمت رو به دستام برسون
با خودت عشقو بیار گذشته هامو بسازم
می دونم باز یه روزی تموم می شه فاصله مون)) و دیدم چیزی که انتظار داریم عشق از وجودمون پاک کنه احساس درد و تنهایی ست. عشق آتشی ست که باهاش جنگل خشک همه ناکامی های گذشته رو می سوزونیم و از نو متولد می شیم. مرهمی ست بر درد همه ی آرزوهای برباد رفته، اندوه و حسرت همه‌ی کارهای نکرده و گاهی نقابی ست برای فراموش کرد یا پنهان کردن همه ی حقارت هایی که خودمون یا دیگران به ما تحمیل کردن. برای همین به معبد عشق نیاز داریم که جان خسته و زخمی و رنجورمون رو تطهیر کنه و قدرتی دوباره به قلب مون بده. اما چقدر عجیبه که ادامه درکامنت
Read more
حتی توی تلخ‌ترینِ لحظه‌ها، هیچکس اندازه ی تو شیرین نیست حتی تویِ شادترینِ لحظه‌ها، هیچکس اندازه ...
Media Removed
حتی توی تلخ‌ترینِ لحظه‌ها، هیچکس اندازه ی تو شیرین نیست حتی تویِ شادترینِ لحظه‌ها، هیچکس اندازه ی من غمگین نیست . ......... خدایم! ای که همیشه عاشقانه مرا هدایت کردی به تو نیاز دارم ! محتاج آن مهر و عشق بی حد و کرانت هستم. راه را به من نشان بده مرا به سویی ببر که تنها خوبی، عشق و پاکی باشد . از ... حتی توی تلخ‌ترینِ لحظه‌ها، هیچکس اندازه ی تو شیرین نیست
حتی تویِ شادترینِ لحظه‌ها، هیچکس اندازه ی من غمگین نیست
.
.........
خدایم!
ای که همیشه عاشقانه مرا هدایت کردی
به تو نیاز دارم ! محتاج آن مهر و عشق بی حد و کرانت هستم.
راه را به من نشان بده
مرا به سویی ببر که تنها خوبی، عشق و پاکی باشد .
از اعماق وجودم فریاد می زنم و تو را برای هدایت می خوانم
هدایتم کن !
هدایتم کن به سویی که عشق باشد
هدایتم کن به سویی که پاکی باشد و خوبی و مهربانی
هدایتم کن به راهی که انتهایش نور باشد ! نوری که از عشق تو می تابد
هدایتم کن به راهی که آرامش را در قلب و جانم بچشم.
#عشقبازی #عشق #دوست #آرامش #غریب #خدا #جان #غم #لحظه #پاک #شادی #تلخ #هدایت #محسن_چاوشی
@mohsenchavoshi
Read more
#ویدئو #نامه با صدای زنده یاد #هایده . سلام شبتون به خیر ️ . یه ویدئو نسبتا کمیاب براتون انتخاب کردم از زنده یاد هایده . به نظرم یه سری آهنگ ها رو یه سری ها نخونن بهتره بزارین تن هنرمندان هامون تو قبر نلرزه ( اشاره به شخص خاصی نمیکنم شما هم نکنید ) . با ما همراه باشید . به دوستان خود معرفی کنید ... #ویدئو #نامه با صدای زنده یاد #هایده .
سلام شبتون به خیر 😊✋️
.
یه ویدئو نسبتا کمیاب براتون انتخاب کردم از زنده یاد هایده👌😍
.
به نظرم یه سری آهنگ ها رو یه سری ها نخونن بهتره بزارین تن هنرمندان هامون تو قبر نلرزه ( اشاره به شخص خاصی نمیکنم شما هم نکنید ) 😉
.
با ما همراه باشید . به دوستان خود معرفی کنید 😍🙏
.
👇👇👇👇👇👇 🆔 @ahang.dahe60
🆔 @ahang.dahe60
🆔 @ahang.dahe60
.
سلام ای بهترینم
هنوز عاشقترینم!
اگر از آشیونه دور دورم
.
غم عشقت تو قلبم مونده با من
از اون خوابی که اسمش زندگی بود
همون عشق و همون غم مونده با من
.
نگیر این عشقو از من
که میمرم به غربت
.
دلم با درد این عشق
یه عمره کرده عادت
.
تو ویرون من یه سرگردون
فلک کارش همینه
Read more
نیمه شب آواره و بی حس و حال در سرم سدای جامی بی زوال پرسه ایی آغاز کردیم در خیال دل بیاد آورد ایام وصال از ...
Media Removed
نیمه شب آواره و بی حس و حال در سرم سدای جامی بی زوال پرسه ایی آغاز کردیم در خیال دل بیاد آورد ایام وصال از جدایی یک دو سالی میگذشت یک دوسال از عمر رفت و برنگشت دل بیاد آورد اول بار را خاطرات اولین دیدار را آن نظر بازی آن اصرار را آن دو چشم مست آهو وار را همچو رازی مبهم و سر بسته بود چون من از تکرار او ... نیمه شب آواره و بی حس و حال در سرم سدای جامی بی زوال

پرسه ایی آغاز کردیم در خیال دل بیاد آورد ایام وصال

از جدایی یک دو سالی میگذشت یک دوسال از عمر رفت و برنگشت

دل بیاد آورد اول بار را خاطرات اولین دیدار را

آن نظر بازی آن اصرار را آن دو چشم مست آهو وار را

همچو رازی مبهم و سر بسته بود چون من از تکرار او هم خسته بود

امد و هم اشیان شد با منو هم نشین و هم زبان شد با منو

خسته جان بودم که جان شد با منو ناتوان بود و توان شد با منو

دامنش شد خوابگاه خستگی این چنین آغاز شد دلبستگی

وای از آن شب زنده داری تا سحر وای از آن عمری که با او شد به سر

مست او بودم زه دنیا بی خبر دم به دم این عشق میشد بیشتر

آمد و در خلوتم دم ساز شد گفتگوها بین ما آغاز شد

گفتمش ...... گفتمش در عشق پا برجاست دل گر گشایی چشم دل زیباست دل

گر تو ذورق وان شوی دریاست دل بی تو شام بی فرداست دل

دل زه عشق روی تو حیران شده در پی عشق تو سرگردان شده

گفت ......... گفت در عشقت وفادارم بدان من تو را بس دوست میدارم بدان

شوق وصلت را به سر دارم بدان چون تویی مخمور خمارم بدان

با تو شادی می شود غم های من با تو زیبا می شود فردای من

گفتمش عشقت به دل افزون شده دل زه جادوی رخت افزون شده

جز تو هر یادی به دل مدفون شده عالم از زیباییت مجنون شده

بر لبم بگذاشت لب یعنی خموش طعم بوسه از سرم برد عقل و هوش

در سرم جز عشق او سودا نبود بحر کس جز او در این دل جا نبود

دیده جز بر روی او بینا نبود همچو عشق من هیچ گل زیبا نبود

خوبی او شهره عافاق بود در نجابت در نکویی طاق بود

روزگار..... روزگار اما وفا با ما نداشت طاقت خوشبختی ما را نداشت

پیش پای عشق ما سنگی گذاشت بی گمان از مرگ ما پروا نداشت

آخر این قصه هجران بود و بس حسرت و رنج فراوان بود و بس

یار ما را از جدایی غم نبود در غمش مجنون عاشق کم نبود

بر سر پیمان خود محکم نبود سهم من از عشق جز ماتم نبود

با من دیوانه پیمان ساده بست ساده هم آن عهد و پیمان را شکست.. بی خبر پیمان یاری را گسست این خبر ناگاه پشتم را شکست

آن کبوتر عاقبت از بند رفت رفت و با دلداری دیگر عهد بست

با که گویم او که هم خون من است خسم جان و تشنه خون من است

بخت بد بین وصل او قسمت نشد این گدا مشمول اون رحمت نشد

آن طلا حاصل به این قیمت نشد عاشقان را خوش دلی تقدیر نیست

با چنین تقدیر بد تدبیر نیست از غمش با دود و دم هم دم شدم

باده نوش غصه او من شدم مست و مخمور و خراب از غم شدم

زره زره آب گشتم

کم شدم..... آخر آتش زد دل دیوانه را ...... آخر آتش زد دل دیوانه را

سوخت بی پروا پر پروانه را
Read more
تقدیم به ساحت ملکوتی قطب عالم امکان حضرت صاحب الزمان عج هرچه میتابی بتاب ای ماه عالم تاب من پرده بردار ...
Media Removed
تقدیم به ساحت ملکوتی قطب عالم امکان حضرت صاحب الزمان عج هرچه میتابی بتاب ای ماه عالم تاب من پرده بردار از رخت ای بهترین مهتاب من هرچه خواهی رد کن اما ردنکن این بنده را بنده ی درمانده ی بیچاره ی شرمنده را هرچه میباری ببار ای ابر رحمت برسرم من کویر تشنه ام آقا مرانی از درم هرچه میرانی بران اما نران ... تقدیم به ساحت ملکوتی قطب عالم امکان حضرت صاحب الزمان عج
هرچه میتابی بتاب ای ماه عالم تاب من
پرده بردار از رخت ای بهترین مهتاب من
هرچه خواهی رد کن اما ردنکن این بنده را
بنده ی درمانده ی بیچاره ی شرمنده را
هرچه میباری ببار ای ابر رحمت برسرم
من کویر تشنه ام آقا مرانی از درم
هرچه میرانی بران اما نران از کوی خود مست و مجنونم کنی بایک خم ابروی خود
هرچه میبینی ببین اما نبین بار گنه
ای به شام تار من روی تو چون سیمای مه
هرچه میخواهی بزن اما نزن با دست رد بر دل شیدای ما رنج و فراق بی عدد
هرچه میخواهی بکش اما نکش دامن ز من
ای حبیب ای آشنا ای حضرت یابن الحسن
هرچه میگویی بگو اما نگو دیگر نیا
منتقم تعجیل کن با ذکر یا زهرا بیا
هرچه میخوانی بخوان اما نخوان اعمال من
روسیاه و نادمم ای باخبر از حال من
هرچه میسوزم بسوزان ازفراق آقای من
ای چراغ انجمن ای روشن شبهای من
هرچه میجویی بجو اینجا کسی عاشق نشد
بهر عشقت نازنین اینجا کسی لایق نشد
هرچه تنهاتر شدم تنها تورا کم داشتم
درمیان هر قنوت از عشق تو غم داشتم
هرچه خوبی کرده ای آقا بدی کردم ولی
ما گداییم و تو مولا آخرین نور علی
هرچه میگیری بگیر اما نگیر این اشک را
روضه های حضرت سقای صاحب مشک را

اللهم عجل لولیک الفرج والعافیه والنصر.
در پناه مولایمان اقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف.
Read more
قطعه زیبایی از مریم دین پرست//تار// مطرب خوش نوای من عشق نواز همچنین نغنغه دگر بزن پرده تازه برگزین مطرب روح من تویی کشتی نوح من تویی فتح و فتوح من تویی یار قدیم و اولین ای ز تو شاد جان من بی‌تو مباد جان من دل به تو داد جان من با غم توست همنشین تلخ بود غم بشر وین غم عشق چون شکر این غم عشق را دگر ... قطعه زیبایی از مریم دین پرست//تار// مطرب خوش نوای من عشق نواز همچنین

نغنغه دگر بزن پرده تازه برگزین

مطرب روح من تویی کشتی نوح من تویی

فتح و فتوح من تویی یار قدیم و اولین

ای ز تو شاد جان من بی‌تو مباد جان من

دل به تو داد جان من با غم توست همنشین

تلخ بود غم بشر وین غم عشق چون شکر

این غم عشق را دگر بیش به چشم غم مبین

چون غم عشق ز اندرون یک نفسی رود برون

خانه چو گور می شود خانگیان همه حزین

سرمه ماست گرد تو راحت ماست درد تو

کیست حریف و مرد تو ای شه مردآفرین

تا که تو را شناختم همچو نمک گداختم

شکم و شک فنا شود چون برسد بر یقین

من شبم از سیه دلی تو مه خوب و مفضلی

#
Read more
حوض چشمم ____________________ The Pool of my eyes from your sorrow . تو ماهى و ماهىْ غمِ تو، حوضْ دو چشمم آه از رخِ ماهى كه غمش، افتاد به چشم ••• دريا ، دلِ من ، موجْ به چشمم ماهىِ غمت، افتاد، به چشمم ٠ هركس كه ببيند، كه چه زيباست دو چشمم حيف بيخبرست از آبِ حياتِ در دو چشمم ٠ اين حبّ تو و عشق ... حوض چشمم
__________💔__________
The Pool of my eyes from your sorrow
.
تو ماهى و ماهىْ غمِ تو، حوضْ دو چشمم
آه از رخِ ماهى كه غمش، افتاد به چشم
•••
دريا ، دلِ من ، موجْ به چشمم
ماهىِ غمت، افتاد، به چشمم
٠
هركس كه ببيند، كه چه زيباست دو چشمم
حيف بيخبرست از آبِ حياتِ در دو چشمم
٠
اين حبّ تو و عشق تو و شور به چشمم
ماهى تو و آب تو و من غم به چشمم
٠
حوضِ دل من خشك و خزان بود چو چشمم
حبّ تو بكرد سيراب، حوض چشمم
٠
آن روز كه نهادى به دلم ماهىِ غم خود
زانروز شدم زمزم و جاريست دو چشمم
٠
تو ماهى و ماهىْ غمِ تو، حوضْ دو چشمم
آه از رخِ ماهى كه غمش، افتاد به چشم
٠
چشمم پرِ ماهى شده از بركت اين غم
زيرا كه تويى مادر هر غم به چشمم
.
__________💔__________
Read more
واقعا #فریدون_مشیری با چه حالی این شعر و سرود،من خودم به سختی تونستم بیان کنم. <span class="emoji emoji1f613"></span> #بی_تو_مهتاب_شبی_باز_از_آن_کوچه_گذشتم ...
Media Removed
واقعا #فریدون_مشیری با چه حالی این شعر و سرود،من خودم به سختی تونستم بیان کنم. #بی_تو_مهتاب_شبی_باز_از_آن_کوچه_گذشتم #با_صدای_خودم . برای ادامه #ورق_بزنید . بی تو ، مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم شدم آن عاشق ... واقعا #فریدون_مشیری با چه حالی این شعر و سرود،من خودم به سختی تونستم بیان کنم. 😓
#بی_تو_مهتاب_شبی_باز_از_آن_کوچه_گذشتم
#با_صدای_خودم ☺
.
برای ادامه #ورق_بزنید
.
🍁🍁🍁
بی تو ، مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق دیوانه که بودم !

در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید
باغ صد خاطره خندید
عطر صد خاطره پیچید

یادم آید که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم
پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم

ساعتی بر لب آن جوی نشستیم
تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت
من همه محو تماشای نگاهت
آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشه ماه فرو ریخته در آب
شاخه ها دست برآورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ

یادم آید : تو بمن گفتی :
ازین عشق حذر کن !
لحظه ای چند بر این آب نظر کن
آب ، آئینة عشق گذران است
تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است
باش فردا ، که دلت با دگران است
تا فراموش کنی ، چندی ازین شهر سفر کن !

با تو گفتنم :
حذر از عشق ؟
ندانم
سفر از پیش تو ؟
هرگز نتوانم
روز اول که دل من به تمنای تو پَر زد
چون کبوتر لب بام تو نشستم
تو بمن سنگ زدی ، من نه رمیدم ، نه گسستم
باز گفتم که : تو صیادی و من آهوی دشتم
تا به دام تو درافتم ، همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم
سفر از پیش تو هرگز نتوانم ، نتوانم … !

اشکی از شاخه فرو ریخت
مرغ شب ناله تلخی زد و بگریخت !
اشک در چشم تو لرزید
ماه بر عشق تو خندید

یادم آید که دگر از تو جوابی نشنیدم
پای در دامن اندوه کشیدم
نگسستم ، نرمیدم

رفت در ظلمت غم ، آن شب و شبهای دگر هم
نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم
نه کنی دیگر از آن کوچه گذر هم !
بی تو ، اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم

فریدون مشیری
🍁🍁🍁
@sherekhasste
Read more
. بی تو ، مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم شوق دیدار تو لبریز شد از ...
Media Removed
. بی تو ، مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم شدم آن عاشق دیوانه که بودم ! در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید باغ صد خاطره خندید عطر صد خاطره پیچید یادم آید که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم ساعتی بر ... .
بی تو ، مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق دیوانه که بودم !
در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید
باغ صد خاطره خندید
عطر صد خاطره پیچید
یادم آید که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم
پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم
ساعتی بر لب آن جوی نشستیم
تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت
من همه محو تماشای نگاهت
آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشه ماه فرو ریخته در آب
شاخه ها دست برآورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ
یادم آید : تو بمن گفتی :
ازین عشق حذر کن !
لحظه ای چند بر این آب نظر کن
آب ، آئینة عشق گذران است
تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است
باش فردا ، که دلت با دگران است
تا فراموش کنی ، چندی ازین شهر سفر کن !
با تو گفتنم :
حذر از عشق ؟
ندانم
سفر از پیش تو ؟
هرگز نتوانم
روز اول که دل من به تمنای تو پَر زد
چون کبوتر لب بام تو نشستم
تو بمن سنگ زدی ، من نه رمیدم ، نه گسستم
باز گفتم که : تو صیادی و من آهوی دشتم
تا به دام تو درافتم ، همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم
سفر از پیش تو هرگز نتوانم ، نتوانم … !
اشکی از شاخه فرو ریخت
مرغ شب ناله تلخی زد و بگریخت !
اشک در چشم تو لرزید
ماه بر عشق تو خندید
یادم آید که دگر از تو جوابی نشنیدم
پای در دامن اندوه کشیدم
نگسستم ، نرمیدم
رفت در ظلمت غم ، آن شب و شبهای دگر هم
نه گرفتی دگر از عاشق آزده خبر هم
نه کنی دیگر از آن کوچه گذر هم !
بی تو ، اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم
.
Photo By : @yalda_prn , @Amir.Ariyaa & @Meysamhajiabbasi
.
پ.ن : عکسا مربوط به ۶ سال پیشه 🙂🙂🙂🙂
.
پ.ن ۲ : فعلا قصد موزیک جدید پخش کردن ندارم ، ببخشید واقعا 🙂🙂🙂
.
پ.ن ۳ : ممنوع الکارم نیستم 🙂🙂🙂
.
پ.ن ۴ : به وقتش حقمو از موزیک این مملکت میگیرم 🙂🙂🙂 فعلا فقط و فقط صبر میکنم و از دور نگاه میکنم . . . 🙂🙂🙂🙂
.
فقط نگاه میکنم ، حق من این نیست انصافا 🙂🙂🙂🙂
خیلیا سعی کردن و همچنان دارن سعی میکنن که من بکشم کنار از موزیک ولی هیچ وقت این اتفاق نمیفته ، من به موقش با یه تیم قوی پُر انرژی تر از قبل کارای جدیدمو پخش میکنم 🙂🙂
.
پ.ن ۵ : دهه ۷۰ ای نیستم با افتخار یه دهه ۶۰ ایه اصیلم 💪💪💪💪🙂🙂
.
۱۴ آبان ۱۳۶۵ 💪💪💪🙂🙂
.
پ.ن ۶ : قبلنم گفتم دوستان الانم میگم تحت یه شرایط خاص و شخصیو تحت فشار مجبور شدم تمامیه پستای پیجمو پاک کنم 🙂
.
پ.ن ۷ مرسی که تحت هر شرایطی تنهام نمیزارین و درکم میکنین 🙂🙂
.
پ.ن ۸ : التماس دعا ، مخلص همگی ، یا علی مدد ❤❤❤
.
Read more
. شعر و موسیقی تمام ناگفته‌ها و گفته‌های دل است. شبی خاطره انگیز کنار دوستان نازنین با صدای زیبای ...
Media Removed
. شعر و موسیقی تمام ناگفته‌ها و گفته‌های دل است. شبی خاطره انگیز کنار دوستان نازنین با صدای زیبای آقای معتمدی محترم و فرهیخته و انتخاب اشعاری که روح و‌دل را جلا می‌دهد..این تصنیف را بارها میشه شنید و‌لذت برد.سپاس از دعوتتون که من را در این حال خوش سهیم کردین. . آتنای عزیزم از سالی که با خودت و نواختنت ... .
شعر و موسیقی تمام ناگفته‌ها و گفته‌های دل است.
شبی خاطره انگیز کنار دوستان نازنین با صدای زیبای آقای معتمدی محترم و فرهیخته و انتخاب اشعاری که روح و‌دل را جلا می‌دهد..این تصنیف را بارها میشه شنید و‌لذت برد.سپاس از دعوتتون که من را در این حال خوش سهیم کردین.
.
آتنای عزیزم از سالی که با خودت و نواختنت آشنا شدم هر بار در هر اجرا از نواختنت بیش از پیش لذت بردم. نغمه‌هایت مانا بهترینی....
@mohammadmotamedi @atenaeshtiaghi .
👗: @nasim.hed .
شعر تصنیف از جناب معتمدی
ای چشمان مست تو مینای شراب من
یاد تو چه می‌کند با حال خراب من
نوا منم ترانه تویی
به موج غم کرانه تویی
به عشقه تو فسانه منم
ز خود بیگانه منم
خزان منم جوانه تویی
بهشت جاودانه تویی
نوای عاشقانه تویی
تو دیوانه منم
می‌دانی که بی‌قرار و دل شکسته‌ ام بر عشق کسی به جز تو دل نبسته‌ ام
می دانی غمت مرا رها نمی‌کند حتی مرگ مرا ز تو جدا نمی‌کند
چو مرغ خسته کنج قفس غم تو بسته راه نفس بیا که شوق تو بگشاید بال و پر عشق
عمری دیده به ره می‌مانم
بر لب نام تو را می‌خوانم
از عشق تو نفس می‌گیرم
گر یادم نکنی میمیرم
عشقت در دل من پا برجا هجرت تا به ابد تقدیرم
می دانی که بی‌قرار و دل شکسته‌ ام
بر عشق کسی به جز تو دل نبسته‌ ام
می دانی غمت مرا رها نمی‌کند حتی مرگ مرا ز تو جدا نمی‌کند
بیا بیا چو ابر بهار
بر این کویرِ تشنه ببار
که بشکفد به دشت دلم
گل نیلوفر عشق
.
#الهام_پاوه_نژاد #عاشقانه #موسیقی #محمد_معتمدی #آتنا_اشتیاقی
Read more
بيا دست قشنگ مهربانت را عصايی کن که برخيزم و شور انگيز و شوق آلود بدامان شقايقها بياويزم بدزدم تيشه ...
Media Removed
بيا دست قشنگ مهربانت را عصايی کن که برخيزم و شور انگيز و شوق آلود بدامان شقايقها بياويزم بدزدم تيشه فرهاد عاشق را و بي پروا چنان رعدي بناي سنگي غم را فرو ريزم بسازم کلبه عشقی ميان باغ فرداها و حافظ وار بر بام فلک طرحي دگر از عشق اندازم و نقش ديگري ريزم بيا واكن لبانم را به تكرار سرود عشق كه من آن مرغ ... بيا دست قشنگ مهربانت را عصايی کن که برخيزم
و شور انگيز و شوق آلود بدامان شقايقها بياويزم

بدزدم تيشه فرهاد عاشق را و بي پروا چنان رعدي بناي سنگي غم را فرو ريزم

بسازم کلبه عشقی ميان باغ فرداها و حافظ وار بر بام فلک طرحي دگر از عشق اندازم و نقش ديگري ريزم
بيا واكن لبانم را به تكرار سرود عشق كه من آن مرغ غمگين شباويزم

دلم می خواد تو سفره مون

يه لقمه نون داشت پر عشق

وسط برکتش ميشد

هر چی که خواست از خود عشق

دلم می خواست تو باغچه مون می کاشتمت

گل می دادی

رنگ و وارنگ از همه رنگ نرگس و سنبل می دادی

دلم می خواست ميشد واست

دشت رو چراغونش کنم

ماه رو بزارم تو چشات

ستاره بارونش کنم

وسط ميدون ببرم بازار رو ارزونش کنم

داد بزنم خاطر خواتم عشق رو فراوونش کنم

گلاب قمصر ميشدي به مرگ گل جون ميدادي شاخه به شاخه برگ به برگ به لپشون خون ميدادي

گريه عاشق ميشدي نم نم بارون ميدادي به شاعراي در به در شعر فراوون ميدادي
Read more
Loading...
Load More
Loading...