كرد به ياد از

Loading...


Unique profiles
88
Most used tags
Total likes
0
Top locations
Yerevan, Armenia, Apoteket C W Scheele, Syria
Average media age
710.2 days
to ratio
10.1
• از دوران كودكی همواره به ياد دارم كه ترجيع بند بلند سعدی در منزل ما خوانده می شد. شاهكار كم نظير ادبيات فارسی. بابا كه ارادت به سعدی را گويا از امام به ارث برده، معتقد است اين ترجيع بند برای آنكه سعدی را بر بلندای ادب فارسی بنشاند كافی است. امروز كه پدر در جلسه تجديد ميثاق وزير محبوب و عزيز امور خارجه ...
از دوران كودكی همواره به ياد دارم كه ترجيع بند بلند سعدی در منزل ما خوانده می شد. شاهكار كم نظير ادبيات فارسی. بابا كه ارادت به سعدی را گويا از امام به ارث برده، معتقد است اين ترجيع بند برای آنكه سعدی را بر بلندای ادب فارسی بنشاند كافی است.
امروز كه پدر در جلسه تجديد ميثاق وزير محبوب و عزيز امور خارجه و سفيران با امام در حرم صحبت مي كرد، به ابياتي از اين ترجيع بند اشاره كرد.
به شوخي هم گفت "برجام" سابقه طولانی در ادبيات ما دارد. همه متحير بوديم كه چه رد پايی از آن می توان در گذشته يافت. آنگاه اين ابيات را قرائت كرد. البته گويا بعد از جلسه در برخی از كلمات آن دست برده بود و با تغييراتی آن را براي دوستان خوانده بود.
بعد از جلسه جناب جلالی كه گويا برای نسل قديم با برنامه های قرآن در صحنه ي آيت الله طالقانی شناخته شده است، خيلی از اين حضور سعدی در سياست امروز كشور مسرور بود.
در هر صورت همه اش يك مطايبه بود.
Read more
Loading...
. نويسنده در اين كتاب تقريبا مثل كتابهاى قبلى اش به نوعى با استفاده از سبك شوخى هاى شيرين به روابط تلخ ...
Media Removed
. نويسنده در اين كتاب تقريبا مثل كتابهاى قبلى اش به نوعى با استفاده از سبك شوخى هاى شيرين به روابط تلخ سفيد پوستان و سياه پوستان پرداخته. اما به نظر مى رسد هدف اصلى فالكنر از اين شوخى ها پورزخندى به طرز تفكرى است كه مى گويد سياه پوستان موجوداتى گيج و گولى هستند. فالكنر در داستانهايش به خوبى نشان مى ... .
نويسنده در اين كتاب تقريبا مثل كتابهاى قبلى اش به نوعى با استفاده از سبك شوخى هاى شيرين به روابط تلخ سفيد پوستان و سياه پوستان پرداخته.
اما به نظر مى رسد هدف اصلى فالكنر از اين شوخى ها پورزخندى به طرز تفكرى است كه مى گويد سياه پوستان موجوداتى گيج و گولى هستند. فالكنر در داستانهايش به خوبى نشان مى دهد كه ساده فكر كردن سياهان امرى حقيقى و واقعى است، اما آن چه كه گيجى و گولى سياه پوستان ناميده مى شود در حقيقت شيوه ى كنار آمدنِ آنها با شرايط دشوار زندگى با سفيد پوستان.
بخشى از كتاب :
" مشترى راست نشست. به گوينده نگاه كرد: مى خواى بگى يه نفر سياه كه به يه زن سفيد حمله كرده عُذرى هم مى تونه داشته باشه؟ مى خواى بگى تو اسم خودتو سفيد پوست مى ذارى و يك همچين چيزى رو زير سيبيلى در مى كنى ؟ بهتره برگردى شمال. جنوب به امثال تو احتياج نداره.
دومى گفت: كدوم شمال. من تو اين شهر به دنيا اومدم؛ همين جا بزرگ شدم.
جوان گفت: آره جون خودت. نگاه ناراحت و متحيرى به اطراف انداخت، انگار داشت مى كوشيد به ياد بياورد كه چه مى خواست بگويد يا بكند. آستينش را به چهره ى عرق كرده اش كشيد و گفت: من يكى نمى ذارم يه زنِ سفيد پوست...
.
A Persian Translation of:
“A Rose for Emily and other Stories”
By: William Faulkner

#indigo #gold #aroseforemilyandotherstories #najafdaryabandari #williamfaulkner #book #bookstore #bookboutique #plusbook #يك_گل_سرخ_براى_اميلى #ويليام_فالكنر #كتاب #كتابفروشى #كتاب_براى_همه #كتابفروشى_من #پلاس_بوك # ترجمه #نجف_دريابندرى #
Read more
. . . سلام شب همگي خوش . . .طاعات و عبادات همگي مورد قبول حق <span class="emoji emoji1f64f"></span>🏻 . . خدا رو شكر شب بيست و هشتم ماه ...
Media Removed
. . . سلام شب همگي خوش . . .طاعات و عبادات همگي مورد قبول حق 🏻 . . خدا رو شكر شب بيست و هشتم ماه رمضان رو هم گذرونديم 🏻 . . .افطار ما جاي همگي سبز آش رشته قبلاً توي استوري با من همراه بوديد و طرز تهيه ش هايلات شده . . .مادر خدابيامرزم هر سال رسم داشت موقع عيد فطر كلوچه درست ميكرد و با فرني و نشاء ... .
.
.
سلام شب همگي خوش .
.
.طاعات و عبادات همگي مورد قبول حق 🙏🏻
.
.

خدا رو شكر شب بيست و هشتم ماه رمضان رو هم گذرونديم 🙏🏻🌹
.
.
.افطار ما جاي همگي سبز آش رشته قبلاً توي استوري با من همراه بوديد و طرز تهيه ش هايلات شده .
.
.مادر خدابيامرزم هر سال رسم داشت موقع عيد فطر كلوچه درست ميكرد و با فرني و نشاء از مهمونهاي كه روزه دار بودند و براي عيد ديدني خونه مون مي اومدند ، از اونها پذيراي ميكرد، چند روز پيش توي اين فكر بودم كه كلوچه درست كنم براي عيدفطر ، تا اينكه چند شب پيش دختر بزرگم خواب مامان بزرگش و ديد كه دارند به من طرز تهيه كلوچه رو ميگه ، صبح كه دخترم بيدار شد خوابشو برام تعريف كرد 😔 به دخترم گفتم تو فكرش بودم درست كنم ، .
فرداشبش هم خودم خوابشو ديدم كه داره كلوچه رو بهم ياد ميده 😔 روحش شاد 🙏🏻منم به ياد مادرم دست بكار شدم وكلوچه پختم تا براي شب عيد ان شاالله آماده باشم
.
اگر اجازه بديد طرز تهيه رو يه پست مجزا از كلوچه ها بذارم .
.شب تون پر ستاره
.
.التماس دعا🙏🏻
..
.
. #طرز_تهيه_كلوچه_تافتون_و_شكري_و_نشاء_سامانتا_فود .
Read more
جشن تولد سورپرايز گوگوش روى صحنه زيباى كاباره ونك، سه نقطه شبيه يك مثلثِ خاطره ساز روى صفحه رادار، ...
Media Removed
جشن تولد سورپرايز گوگوش روى صحنه زيباى كاباره ونك، سه نقطه شبيه يك مثلثِ خاطره ساز روى صفحه رادار، مجموعه تصاوير ناياب از عكس هاى ايجاد شده از نگاتيوهاىِ اصل و بريده جرايد و مجلات با محور شكل گيرى فعاليت زوج ها، مثلث ها، مربع ها و در نهايت قهرمان هاىِ آواز و موسيقى ايرانى: همه چيز از "كاباره" شروع شد، ... جشن تولد سورپرايز گوگوش روى صحنه زيباى كاباره ونك، سه نقطه شبيه يك مثلثِ خاطره ساز روى صفحه رادار، مجموعه تصاوير ناياب از عكس هاى ايجاد شده از نگاتيوهاىِ اصل و بريده جرايد و مجلات با محور شكل گيرى فعاليت زوج ها، مثلث ها، مربع ها و در نهايت قهرمان هاىِ آواز و موسيقى ايرانى: همه چيز از "كاباره" شروع شد، جريان موسيقى پاپ و راك ايرانى كه در كاباره ها و كافه ها شكل گرفت، از كافه كوچينى و مالكانش ويدا قهرمانى و داويت يقيازاريان تا كاباره ونك و شكوفه نو، از مولن روژ تا ميامى و همه پاتوق هايى كه ايجاد كننده و شكل دهنده جريان عاطفى، رفاقت و گردش اقتصادى براى زنده ماندن اين انفجارهاى نبوغ آميز بودند. ويگن، سلطان جاز، فرهاد، مرد تنهاى شب، گوگوش، شاه ماهى هنر و ستاره درخشان، ابى و شهرام، سمبل نشاط و شادى. بشتابيد كاباره ونك، مجلل ترين كاباره تهران افتتاح مى شود، در بازآورى ها و يادآورى خاطره ها، هميشه قطعاتى سانسور و حذف مى شوند، از ياد بردن زمين خاكى، رفاقت ها براى شكل گيرى و شاهكارها براى زاييده شدن، نياز به مكان و زمان مناسب دارند، خيابان ونك و جنب سينما ونك هم يكى از اين پاتوق ها و مكان هاىِ تاريخى بود، از تور "نوستالژى" با حضور گوگوش و ابى، تا تور مثلث خاطره ها با حضور شماعى زاده، اردلان سرفراز و گوگوش، تا حضور مارتيك و بازآفرينى دوباره خاطره ها، چيزى به شدت "ايراد" دارد، چيزى به فجيع ترين شكل "نقص" دارد، تكرار نعل به نعل همان چهل سال پيش، نوستالژى هم كالاى اين بازار شده و ما فقط با پوسته "زخم" كمى بازى بازى مى كنيم. بسيارى از گوشه ها و اضلاع از دست رفته است، هيچ چند ضلعى اى در نهايت "عيش" ما را كامل نخواهد كرد، ما همان آخر و عاقبت "حافظ شيرازى" هستيم، افسوس خورندگان بر راه بسته شده از شش جهت، راهى براى فرار از زير دير مغاك وجود ندارد، به زودى از صفحه رادار تاريخ محو خواهيم شد. اينجا "كافه نوستال" است، صداىِ راستين خاطرات و يادگارهاىِ ملت ايران.
Read more
<span class="emoji emoji1f499"></span><span class="emoji emoji1f648"></span><span class="emoji emoji1f44c"></span>📸<span class="emoji emoji1f499"></span> سردر ورودي شمال غربي #مسجد #جورجير قديم و #مسجد_حكيم جديد در #اصفهان كه از زمان #ايلخانان ...
Media Removed
📸 سردر ورودي شمال غربي #مسجد #جورجير قديم و #مسجد_حكيم جديد در #اصفهان كه از زمان #ايلخانان (فرزندان چنگزِ مغول) به يادگار مانده است! دقيق به ياد ندارم اما اگر ذهنم ياري كند در كتاب #معماري_معاصر_ايران نوشته استاد #باني_مسعود بود كه خواندم هنوز هم كه هنوز است منبع الهام بسياري از معماران ... 💙🙈👌📸💙
سردر ورودي شمال غربي #مسجد #جورجير قديم و #مسجد_حكيم جديد در #اصفهان كه از زمان #ايلخانان (فرزندان چنگزِ مغول) به يادگار مانده است! دقيق به ياد ندارم اما اگر ذهنم ياري كند در كتاب #معماري_معاصر_ايران نوشته استاد #باني_مسعود بود كه خواندم هنوز هم كه هنوز است منبع الهام بسياري از معماران بزرگ هنر آجركاري ايلخانان است! حتي #الكساندر_پاپادوپلو در كتاب #معماري_اسلامي مينويسد: هنر نگارگري ايراني مهمترين هنر معماري اسلامي است! به نقل از #پيرنيا (استاد تمام معماري) كه به تاليف استاد #معماريان مينويسد: هنگام حمله ي #مغول به ايران سواي نابودي #خراسان #سمرقند #بخارا و... مغول ها #گنبد_قابوس يا كاووس را زنده نگه داشتند كه مردم آينده بدانند كه چه بناهاي را كشته اند! لازم به ذكر است #ميل_قابوس يكي از خوش تناسب ترين بناهاي جهان است كه بعد ها استاد مورد علاقه و مورد پرستش من يعني مرحوم استاد #هوشنگ_سيحون با اقتباس از اين بنا آرامگاه #حكيم_بوعلي_سينا را خلق كرد! اين ها را گفتم تا در كنار جنبه ي منفي به جنبه مثبت مغول ها نيز كه يكي از آنها همين هنر آجر كاري است پرداخته شود، شايان ذكر است اوج هنر آنها به وسيله ي #اولجايتو (سلطان محمد خدا بنده) در #سلطانيه به عنوان #گنبد_سلطانيه (يكي از بزرگترين گنبد هاي آجري جهان) متولد شده است!
تمام جان كندنم با معماري 💙 ك.س
Photo: #kayhansnt
#architecture #architecturephotography #isfahan #iran
Read more
وقتي كه در كشاكش ميدان #عشق مغلوب شدم و اطرافيان نامرد معشوقه‌ام را به نامردي ربودند و حسن و جواني و ...
Media Removed
وقتي كه در كشاكش ميدان #عشق مغلوب شدم و اطرافيان نامرد معشوقه‌ام را به نامردي ربودند و حسن و جواني و آزادگي و عشق و هنرم همه در برابر قدرت زر و سیم تسليم شدند در خويشتن شكستم، گويي كه لاشه خشکیده‌ام را بر شانه‌های منجمدم انداخته و به هر سو می‌کشاندم. بهارم در لگدکوب خزان، تاراج طوفان ناكامي شده بود و ... وقتي كه در كشاكش ميدان #عشق مغلوب شدم و اطرافيان نامرد معشوقه‌ام را به نامردي ربودند و حسن و جواني و آزادگي و عشق و هنرم همه در برابر قدرت زر و سیم تسليم شدند در خويشتن شكستم، گويي كه لاشه خشکیده‌ام را بر شانه‌های منجمدم انداخته و به هر سو می‌کشاندم. بهارم در لگدکوب خزان، تاراج طوفان ناكامي شده بود و نيشخند دشمنانم، چونان خنجر زهرآلود دلم را پاره‌پاره می‌کرد. روزگار طاقت سوزي داشتم، آواره شهرها شده بودم، از ادامه تحصيل در دانشگاه طب وا‌مانده بودم و از عشق شورآفرینم هيچ خبري نداشتم، ازدواج كرده بود نمی‌دانستم خوشبخت است يا نه؟ تقریباً سه سال پس از اين شكست سنگين به #تهران سفر كرده بودم، روز #سيزده_بدر دوستان مرا براي گردش به باغي واقع در كرج بردند تا باهم انبساط خاطري شود. در حلقه دوستان بودم اما اضطرابي جانكاه مرا می‌فرسود، تشويشي بنيان كن به سینه‌ام چنگ انداخته و قلبم را می‌فشرد، از ياران فاصله گرفتم، رفتم در كنج خلوتي زير درختي، تنها نشستم و به ياد گذشته‌های شورآفرین تهران اشك ريختم، پر از اشتياق سرودن بودم، ناگهان توپ پلاستيكي صورتي رنگي به پهلويم خورد و رشته افكارم را پاره كرد، دختركي بسيار زيبا و شیرین با لباس‌های رنگين در برابرم ايستاده بود و با ترديد به من و توپ می‌نگریست، نمی‌توانست جلو بيايد و توپش را بردارد، شايد از ظاهر ژولیده‌ام می‌ترسید، توپ را برداشتم و با مهرباني صدايش كردم، لبخند شيريني زد، جلو آمد دستي به موهایش كشيدم، توپ را از من گرفت و به سرعت دويد. با نگاه تعقيبش كردم تا به نزديك پدر و مادرش رسيد و خود را سراسيمه در آغوش مادر انداخت. واي... ناگهان سرم گيج رفت، احساس كردم بين زمين و آسمان ديگر فاصله‌ای نيست... او بود... عشق از دست رفته من... همراه با شوهر و فرزندش...! آري... او بود... كسي كه سنگ عشق بر بركه احساسم افكند و امواج حسرت آلود ناكاميش، مرزهاي شكيباييم را ويران ساخت و اين غزل را در آن روز در باغ سرودم: #شهریار
در کامنت اول
Read more
Loading...
ديروز يك پست در شبكه هاى اجتماعى دست به دست ميشد كه خبر از عدم ممانعت از ورود بانوان به ورزشگاهها ميداد! خب خيلى زود خانم ابتكار معاون رئيس جمهور در امور زنان آب پاكى رو ريختن رو دست همه و گفتن كه اين يك خبر قديميست و منظور ورود بانوان براى ديدن بازيهاى تيم ملى در جام جهانى از صفحه نمايشگر استاديوم بوده! ... ديروز يك پست در شبكه هاى اجتماعى دست به دست ميشد كه خبر از عدم ممانعت از ورود بانوان به ورزشگاهها ميداد! خب خيلى زود خانم ابتكار معاون رئيس جمهور در امور زنان آب پاكى رو ريختن رو دست همه و گفتن كه اين يك خبر قديميست و منظور ورود بانوان براى ديدن بازيهاى تيم ملى در جام جهانى از صفحه نمايشگر استاديوم بوده! بماند كه همين ديروز خبر بركنارى رئيس استاديوم آزادى هم به دليل همين اجازه ورود بانوان به استاديوم در هنگام جام جهانى در اخبار به چشم ميخورد! حالا راست يا دروغ نميدونم! ايشون همسر من هستن. نيمه بهتر من در زندگى. همسرم، معشوقه ام، مادر فرزندم، شريكم، دوستم، حريف تمرينم، پشتيبان و همكارم. اين يك حقيقت انكار ناپذيره كه ايشون در موفقيت من نقش بسيار بسيار مهمى رو ايفا كرده و البته فقط به پشتيبانى از من به عنوان همسر اكتفا نكرده و خودش هم فعاليتهاى مختلف اجتماعى و اقتصادى مستقلى داره. تا حدى كه خيلى وقتها از نظر درامد اقتصادى از من پيش تر هم بوده! داشتم با خودم فكر ميكردم كه چطور يك خانم ميتونست چهل سال پيش در كنار مردها از ديوار يك سفارت بالا بره و شصت و شش ديپلمات رو گروگان بگيره! با اسلحه جلوى دوربينها بايسته و دنيا رو تهديد به كشتن گروگانها بكنه ولى امروز بعنوان معاون رئيس جمهور اين كشور در امور زنان نتونه اجازه ورود زنان رو به يك ورزشگاه بده!! اصلاً اين كشور چرا بايد يك معاونت براى امور زنان داشته باشه؟ مگه زنها با مردها چه فرقى دارن؟ مگه ما براى آقايان معاونتى در نهاد رياست جمهورى داريم؟ بايد به بزرگان اين كشور يادآورى كرد كه زنها هم انسان هستند مثل مردها! درحقيقت با محدود كردن اونها خودمون رو از همكارى و مشاركت با اونها محروم ميكنيم! مثل موتور ماشينى كه با نيمى از سيلندرهاش كار ميكنه! اين موتور نيمه نه سرعت لازم رو خواهد داشت و نه قدرت كافى. تازه كشور ما ميدونيم كه در يك مسير صاف و يا سرپايينى هم حركت نميكنه كه بگيم حالا خودش ميره! براى گذر از اين سربالاييها و مسير صعب العبورى كه كشور توش گير كرده ما نياز به همكارى همه جانبه زن و مرد داريم. پس كى ميخوايم متوجه بشيم؟ پس كى مردهاى ما بايد به وجود زنها عادت كنن و دركنار اونها بودن رو تمرين كنن و ياد بگيرن؟ اصلاً ديگه الان خيلى ديره 😕 نظرتون چيه؟
#boxing #picassomo #fighterpicasso #kickboxing #mma
@shabnamshahrokhi 🙏🙏❤️🤴🏻 #family #familygoal #trainingmakesmaster
Read more
صبر در بلايا و امراض صعب بود ویژگی کم نظیر حاج آقا يك خصيصه ايشان كه در بزرگان ديگر كمتر نظير داشت، ...
Media Removed
صبر در بلايا و امراض صعب بود ویژگی کم نظیر حاج آقا يك خصيصه ايشان كه در بزرگان ديگر كمتر نظير داشت، اين بود كه همه سير و سلوك‎شان به صبر در محن و بلايا و امراض صعب بود. مي فرمودند: «وقتي در قم، مدرسه بودم، هيچ‎وقت شب درب حجره را از پشت نمي بستم؛ زيرا حالم به‎طوري بود كه احتمال مي دادم، همين امشب از دنيا ... صبر در بلايا و امراض صعب بود ویژگی کم نظیر حاج آقا

يك خصيصه ايشان كه در بزرگان ديگر كمتر نظير داشت، اين بود كه همه سير و سلوك‎شان به صبر در محن و بلايا و امراض صعب بود. مي فرمودند: «وقتي در قم، مدرسه بودم، هيچ‎وقت شب درب حجره را از پشت نمي بستم؛ زيرا حالم به‎طوري بود كه احتمال مي دادم، همين امشب از دنيا بروم، و مجبور باشند كه در را بشكنند، و به اين راضي نبودم.» به ياد دارم روزي ايشان مي فرمودند: «يك وقت گله كرده بودم كه همه عمر من به بلا و مريضي گذشته است.» آن شب در خواب به محضر حضرت ولي‎ا... اعظم(ع) مشرف شده و آن حضرت فرموده بودند: در فلان وقت تو فلان مرض و گرفتاري را داشتي در عوض به تو فلان چيز را داديم...» و همين‎طور شماره شده بود، و سرانجام ايشان به عذرخواهي پرداخته بودند. يك روز اين بنده با چند تن از دوستان به محضر ايشان رفته بوديم. به‎تازگي مشكل قلبي داشتند، و مدتي در بيمارستان بستري شده بودند. ايشان براي ما توضيح مي دادند كه اين مشكل چطور و چطور است. و آن وقت در حال گريه فرمودند: «خيلي راضي هستم! خيلي راضي هستم!» بار ديگر در محضرشان بوديم. همان تازگي ها در دستشويي لغزيده و به‎صورت زمين خورده بودند كه نياز به دكتر پيدا شده و خون‎ريزي و شكستگي و بخيه و پانسمان لازم شده بود. فرمودند: «یک زمين خيلي خوبي خوردم!» در ده - پانزده سال آخر فرمودند: «به من گفته‎اند: مي خواهي به كلاس بالا‎تر بروي؟ من جواب دادم: نمي‎توانم. فرموده بودند: مي‎تواني! فرمودند:‎ مي‎خواهي استخاره كن ! استخاره خوب آمد.» از آن به بعد همه روزگار ايشان در بلا و مريضي مي‎گذشت، خيلي خيلي بيشتر از گذشته، و ديگر مريضي افاقه نمي كرد، از اين مريضي به مريضي ديگر و گاهي چندين مريضي سخت در كنار هم. در اين دوران ما مي ديديم كه ديگر سكوت كامل دارند، و تسليم محض بودند. در گذشته روزي در بيمارستان به عيادت ايشان رفته بوديم، فرمودند: «به من گفته‎اند: يك سختي در پيش داري! من گفتم: عبادتم را مي افزايم. گفتند: ممكن نيست. ناگزير رضايت دادم.» در اين دوران جديد ديگر چيزي نمي گفتند. نه براي شفا دعا مي كردند، و نه به زيارت عاشورا پناه مي بردند. گويي به آن چيزي رسيده بودند كه امام سجاد (عليه افضل التحيه والسلام) مي فرمود:« إن المراتب العاليه لا تنال الا بالتسليم لله جل ثنائه وترك الاقتراح عليه والرضا بما يدبرهم به.» بار ها ما در طول دوراني كه در محضر ايشان بوديم، مي شنيديم كه از مرحوم استاد شهيد آقاي مطهري نقل مي كردند: «اذا احب‎ا... عبدا غطّه في البلاءِ غطّا»
Read more
Loading...
 #arteshban قسمت دوم همانند داشت ريل هاى كامل بر روى و اطراف بدنه به منظور نصب دوبين هاى معمولى ، ...
Media Removed
#arteshban قسمت دوم همانند داشت ريل هاى كامل بر روى و اطراف بدنه به منظور نصب دوبين هاى معمولى ، ترمال و اپتيكى و رد دات كه باعث بالا رفتن كارايى سلاح ميشود . علاوه بر اينها ، اين سلاح از قنداق تلسكوپى نيز بهره ميبرد كه به سرباز امكان كم كردن يا اضافه كردن به طول اين سلاح بنا به نياز خود را ميدهد و البته ... #arteshban
قسمت دوم

همانند داشت ريل هاى كامل بر روى و اطراف بدنه به منظور نصب دوبين هاى معمولى ، ترمال و اپتيكى و رد دات كه باعث بالا رفتن كارايى سلاح ميشود .

علاوه بر اينها ، اين سلاح از قنداق تلسكوپى نيز بهره ميبرد كه به سرباز امكان كم كردن يا اضافه كردن به طول اين سلاح بنا به نياز خود را ميدهد و البته اين را هم بايد گفت كه باز ما را به ياد سلاح M4 مياندازد .

حال اگر از بحث تجهيزات كمكى همراه با اين سلاح بگذريم به اصلى ترين تكنولوژى اين سلاح يعنى ماژولار بودن يا مولتى كاليبر بودن آن ميرسيم .

اين قابليت يكى از بهترين قابليت هايى است كه تاكنون در اسلحه هاى سبك و نيمه سنگين ساخت داخل به كار رفته است .

همانطور كه گفتيم اين سلاح مولتى كاليبر است و ميتواد انواع مهمات كاليبر ٥.٦٢ (كاليبر مورد استفاده ناتو) و ٧.٦٢ (كاليبر مورد استفاده اغلب سلاح هاى بلوك شرق) را براحتى تنها با تعويض يك لوله و فيدر ان هم در كسرى در ثانيه استفاده كند .
بنابراين نياز نيروها به كمبود مهمات مورد نياز در ميدان نبرد به شكل چشم گيرى كم ميشود .

اين تكنولوژى باعث برترى اين سلاح نسبت به بقيه سلاح هاى داخلى ميشود و در صورت عملياتى برترين سلاح كشور خواهد شد .

و اما در سطح منطقه و بين الملل
در سطح منطقه اين سلاح مدرن را با اينكه هنوز عملياتى نيست و تصاويرى از استفاده از آن منتشر نشده ميتوان با سلاح MPT-76 ساخت تركيه مقايسه كرد كه از تكنولوژى هايى مانند لوله ساخته شده با چكش كارى سرد و كيفيت فوق العاده بالا ان نام برد .

با بررسى هاى كه با بچه هاى ارتشبان انجام داديم به چند برترى اين ٢ سلاح نسبت به يكديگر پى برديم .

در گام اول وزن و قابليت حمل را بررسى كرديم كه در اين مرحله با قاطعيت تمام فجر با وزنى كمتر از ٣ كيلو و ٣٠٠ گرم نسبت به MPT-76 با وزنى معادل ٤ كيلو و ١٠٠ گرم پيروز ميدان است .

همچين فجر را ميتوان نسبت به MPT-76 كوچكتر و با قابليت حمل بهتر دانست كه مزيتى نسبت به MPT-76 است .

اما در بحث متريال ، تكنولوژى ساخت و دقت ...
در بحث دقت سلاح تركى MPT-76 به شكل واقعا ترسناكى بسيار بسيار دقيق است ان هم به لطف داشتن لوله چكش كارى شده سرد و همينطور طراحى لوله سنگين ٤١٠ م.م آن
نظر يادتون نره 😁
#ارتشبان
Iran_Special_Forces
Read more
 #آرامش__یعنی <span class="emoji emoji1f53d"></span> <span class="emoji emoji1f53d"></span> <span class="emoji emoji1f53d"></span> امام صادق عليه السلام ـ درباره آيه « كسانى كه ايمان آورده اند و دلهايشان به ...
Media Removed
#آرامش__یعنی امام صادق عليه السلام ـ درباره آيه « كسانى كه ايمان آورده اند و دلهايشان به ياد خدا آرام مى گيرد؛ هان با ياد خداست كه دلها آرام مى گيرد» ـ فرمود: رسول خدا صلي الله عليه و آله به على عليه السلام فرمود: مى دانى این آیه درباره چه كسى نازل شده است؟ عرض كرد: خدا و رسول او بهتر مى دانند. ... #آرامش__یعنی 🔽
🔽
🔽
امام صادق عليه السلام ـ درباره آيه « كسانى كه ايمان آورده اند و دلهايشان به ياد خدا آرام مى گيرد؛ هان با ياد خداست كه دلها آرام مى گيرد» ـ فرمود: رسول خدا صلي الله عليه و آله به على عليه السلام فرمود: مى دانى این آیه درباره چه كسى نازل شده است؟ عرض كرد: خدا و رسول او بهتر مى دانند. پيامبر فرمود: درباره كسى كه مرا تصديق كند و به من ايمان آورد و تو و عترت تو را دوست بدارد و كار را به تو و امامان پس از تو واگذارد و تسليم فرمان شما باشد. (تفسير فرات الكوفيّ : 207 / 274 عن محمّد بن القاسم بن عبيد معنعنًا .) 🔽
🔽
🔽
🔽
🔽
از انس بن مالك(صحابه نزدیک پیامبر)روايت شده است كه از حضرت محمد صلي الله عليه و آله روايت كرده است كه فرمود: «الَّذِينَ آمَنُواْ وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُم بِذِكْرِ اللّهِ أَلاَ بِذِكْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ» سپس به من فرمود: اي فرزند اُمّ سُلَيم! مي داني اينها چه كساني هستند؟ پرسيدم: اي رسول خدا! چه کسانی هستند؟ پیامبر (ص)فرمود: مقصود، ما اهل بيت و شيعيان ما هستند. 🔽
🔽
(البحار : 35 / 405 / 29 ، وذكره أيضًا في : 23 / 184 / 48 عن ابن بطريق في المستدرك ، تأويل الآيات الظاهرة : 239 ، البرهان : 2 / 291 / 2 كلاهما عن ابن عبّاس ، والظاهر أنّه سهو لأنّ ابن اُمّ سليم هو أنس بن مالك كما في تهذيب الكمال : 3 / 353 / 568 .) 🔽
🔽
🔽
اللهم_عجل_لولیک_الفرج
کپی_با_ذکر_صلوات_آزاد
اللهم_صل_على_محمد_و_آل_محمد_و_عجل_فرجهم
التماس دعا
دوستای_خوبتونو_تگ_کنید
Read more
 #اللهم_عجل_لولیک_الفرج #بیست_و_پنج_شوال_شهادت_امام_صادق علیه السلام #بیستم_تا_آخر_شوال_دهه_صادقیه . در ...
Media Removed
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج #بیست_و_پنج_شوال_شهادت_امام_صادق علیه السلام #بیستم_تا_آخر_شوال_دهه_صادقیه . در روز ۲۵ شوال سال ۱۴۸ قمری مصادف با ۲۶ آذر سال ۱۴۴ هجری شمسی #شیخ_الأئمه امام جعفر صادق علیه السلام توسط منصور دوانقی ملعون مسموم گشته و در سن ۶۵ سالگی به شهادت رسیدند. دوران ... #اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#بیست_و_پنج_شوال_شهادت_امام_صادق علیه السلام
#بیستم_تا_آخر_شوال_دهه_صادقیه
.
در روز ۲۵ شوال سال ۱۴۸ قمری مصادف با ۲۶ آذر سال ۱۴۴ هجری شمسی #شیخ_الأئمه امام جعفر صادق علیه السلام توسط منصور دوانقی ملعون مسموم گشته و در سن ۶۵ سالگی به شهادت رسیدند.

دوران امامت آن حضرت همزمان با هفت نفر از زمامداران غاصب كه هشام بن عبد الملك، وليد بن يزيد بن عبد الملك، يزيد بن وليد، ابراهيم بن وليد و مروان حمار از بنى اميه و #سفاح و منصور دوانيقى از #بنى_عباس بود.

عصر امامت ایشان از سخت ترین و حساسترین دوران شیعه بوده که مقارن با ظلم و فساد #مروانیان در اواخر حکومت شجره #خبیثه بنی امیه و ابتدای قیام و حکومت بنی العباس بود. قیام حضرت زید علیه السلام و قیام اولاد امام حسن علیهم السلام و شهادت ایشان و ظلم و جنایات بر سادات و شیعیان در این عصر واقع شد.

با این حال بسیاری از روایات شیعه در احکام و اعتقادات از #امام_صادق علیه السلام صادر شده است و شیعه را با نام مبارک ایشان #مذهب_جعفری نامیدند.

یکی از خانه های #اهلبیت علیهم السلام که توسط #ظالمین و ستمگران به آتش کشیده شده خانه مقدس امام صادق علیه السلام است

#منصور_دوانقی_ملعون دستور داد تا خانه امام صادق عليه السلام را بسوزانند

حاكم مدینه نیز به خانه حضرت آتش افكند به طورى كه #شعله هاى آن به در خانه و راهرو آن رسيد.
امام صادق عليه السلام بيرون آمد و به درون آتش رفت و فرمود
أنا بن #ابراهيم خليل الله
من پسر ابراهيم، خليل الله هستم
ما اهلبیت علیهم السلام در آتش نمیسوزیم.

علی المنقول يكى از شيعيان میگويد: روز بعد به محضر حضرت رفتم، ديدم بسيار #غمگين است، و #اشك از ديدگانش بر صورتش مى ريخت، عرض كردم: «چرا ناراحت و گريان هستى؟» فرمود: وقتى كه روز قبل آتش در دالان خانه ام #زبانه كشيد، با اينكه من در خانه بودم، ديدم #بانوان خانه ، شيون زنان براى حفظ جان خود از آتش، از اين سو به آن سو مى دوند، به ياد #ترس و هراس اهل بيت جدم امام حسين عليه السلام افتادم كه در روز عاشورا، دشمن به خيمه هاى آنها #هجوم كرد، در حالى كه منادى دشمن فرياد مى زد، خانه ظالمان را بسوزانيد.

قسمتی از اصول كافى ج۱ ص۴۳۷
مناقب ابن شهر آشوب ج۴ ص۲۸۰
مستدرك سفينة البحار ج۶ ص۶۶
.
#پست_مشترک
Read more
<span class="emoji emoji25aa"></span> چند سانتى متر تا رستگارى... جايى كه فوتبال جايگاهش را در قلبِ پر از حادثه‌ى اين سرزمين باز ميكند؛ جايى ...
Media Removed
چند سانتى متر تا رستگارى... جايى كه فوتبال جايگاهش را در قلبِ پر از حادثه‌ى اين سرزمين باز ميكند؛ جايى كه پسركانِ آريايى در اوجِ بى‌مهرى‌ها، از كفش و لباس تا حاضر نشدنِ حريفان براى نبرد، دنيا را به تحسين وا داشتند؛ شبى كه يک قبيله به زادگاهش باليد تا كه يادمان بدهد عزت، غرور و بزرگى را بايد تمرين ...
چند سانتى متر تا رستگارى...
جايى كه فوتبال جايگاهش را در قلبِ پر از حادثه‌ى اين سرزمين باز ميكند؛
جايى كه پسركانِ آريايى در اوجِ بى‌مهرى‌ها، از كفش و لباس تا حاضر نشدنِ حريفان براى نبرد، دنيا را به تحسين وا داشتند؛
شبى كه يک قبيله به زادگاهش باليد
تا كه يادمان بدهد عزت، غرور و بزرگى را بايد تمرين كرد، مشق كرد و ساخت...!!
ايرانِ دل آشفته و رنجور؛
امشب ايستاد و به احترامِ غيرتِ پسركانِ بى ادعايش، كلاه از سر برداشت.!
اشک می‌ريزيم براى افسوس‌مان؛
كف می‌زنيم به يادِ احياىِ غرورِ زخم خورده‌مان؛
و سر بالا خواهيم گرفت براى نامى كه از اين قبيله يادگار گذاشتيد... شما يادمان داديد كه ما می‌توانيم...
ما میتوانیم✌
‏دو هفته تموم با شما حال ما خوب بود:
براى همين شادى كوتاه تو اين روزا دمتون گرم، خسته نباشيد كه تا آخرين نفس جنگيديد.
#تيم_ملى_ايران ❤️🇮🇷❤️
Read more
Loading...
ورزشکار كه باشی ، شرايطت خيلى متفاوت ميشه !؟! هروقت عصبى هستى با تمريناى سنگين و پرفشار ، خودتو خالى ...
Media Removed
ورزشکار كه باشی ، شرايطت خيلى متفاوت ميشه !؟! هروقت عصبى هستى با تمريناى سنگين و پرفشار ، خودتو خالى ميكنى !؟! هروقت خوشحالى ، بهترين حال و هواتو با دوستات سر تمرين ميگذرونى !؟! هروقت دلت گرفته ، با يه هنسفرى و لباس ورزشى ميزنى از خونه بيرون ، هم تمرين ، هم پيدا كردن آرامش !؟! ورزشکار که باشی ، جنگجو ... ورزشکار كه باشی ، شرايطت خيلى متفاوت ميشه !؟! هروقت عصبى هستى با تمريناى سنگين و پرفشار ، خودتو خالى ميكنى !؟! هروقت خوشحالى ، بهترين حال و هواتو با دوستات سر تمرين ميگذرونى !؟! هروقت دلت گرفته ، با يه هنسفرى و لباس ورزشى ميزنى از خونه بيرون ، هم تمرين ، هم پيدا كردن آرامش !؟!
ورزشکار که باشی ، جنگجو ميشى ، هر دفه از پا بيافتى ، باز يه نفس تازه ميكنى و روپات مياستى !؟! ورزش همبستگی رو بهت ياد ميده ،اتحاد رو بهت ياد ميده ، بهت ياد ميده اگه دوستت يه خطايى كرد ، به جاى بحث و دعوا ، اشتباهو جبران كنى !؟!
Read more
روزيكه بهشون مسج زدم كه تمايل دارم توى اين كلاسشون شركت كنم ، فكر نميكردم نتيجش اينقدر خوب بشه. شش سالي ...
Media Removed
روزيكه بهشون مسج زدم كه تمايل دارم توى اين كلاسشون شركت كنم ، فكر نميكردم نتيجش اينقدر خوب بشه. شش سالي ميشه با نازيلا جون كار ميكنم و براى من به شخصه، بيزنس هايى كه شاهد پيشرفت و خوشناميشون طى سالها هستم به شدت قابل ستايشه مخصوصا اينكه توسط يك خانوم مصمم و علاقه مند به كارش صورت گرفته باشه. عكس اول ... روزيكه بهشون مسج زدم كه تمايل دارم توى اين كلاسشون شركت كنم ، فكر نميكردم نتيجش اينقدر خوب بشه. شش سالي ميشه با نازيلا جون كار ميكنم و براى من به شخصه، بيزنس هايى كه شاهد پيشرفت و خوشناميشون طى سالها هستم به شدت قابل ستايشه مخصوصا اينكه توسط يك خانوم مصمم و علاقه مند به كارش صورت گرفته باشه.
عكس اول كه با مديريت مجموعه گرفتم، از چهرم كاملا مشخصه كه ٤٨ ساعته نخوابيدم. اما روز دومِ كلاس كه حجم كار اتفاقا سنگين تر هم بود و تا ساعت ٨ شب طول كشيد، اصلا احساس خستگى نميكردم و نتيجه ى كار انرژيمو دوبرابر كرد.كه ميتونيد ورق بزنيد و تفاوتشو ببينيد.
سمانه جان صادقي، استادِ صبور و باسليقم هم با حرف هاى دلنشين اخر كلاسش، هم با سوادِ خوبش نسبت به كارش، هم با حوصله و ارامشى كه به خرج ميداد، لذت كار رو دوچندان كرد و ازشون بابت زحماتشون سپاسگذارم.
و اما شيوا جان دلبر، كه اگر نبود اين دو روز اينقدر به ياد موندنى نميشد.
موافقيد از اين به بعد تا حد ممكن شما رو در جريان تجربه هاى شخصيم در زمينه ى قنادى بذارم؟ كه با هم رشد كنيم. كه از هم و با هم بياموزيم.
@ashpazi_banoo_nazila
@honar_shirin
Read more
 #sabzipolo, heter risrätten som kokas med örter och vitlök serverades med min randiga #lax #koko_sabzi ...
Media Removed
#sabzipolo, heter risrätten som kokas med örter och vitlök serverades med min randiga #lax #koko_sabzi heter örtbiffarna som ligger på riset. Recept på min blogg, maryresi.com. . . . #سبزى_پلو هميشه مادرم را به ياد من مياره. . مادر هر سال تابستون كه ما ايران مى اومديم ، سبزى پلو درست مى ... #sabzipolo, heter risrätten som kokas med örter och vitlök serverades med min randiga #lax
#koko_sabzi heter örtbiffarna som ligger på riset.
Recept på min blogg, maryresi.com.
. . .
#سبزى_پلو هميشه مادرم را به ياد من مياره. .
مادر هر سال تابستون كه ما ايران مى اومديم ، سبزى پلو درست مى كرد كه عطر سبزى تازه اش همه خونه را پر مى كرد. #كوكو_سبزى هاش كه حرف نداشت و طعمش تا ماهها توى كنج قلبم مى موند!
مى ايستاد و توى گرماى اشپزخونه ماهى سرخ مى كرد و من هم مرتب باهاش حرف مى زدم كه حتى يكدقيقه را هم هدر ندم!
وقتى سفره را مى چيد، به خاطر من نون تازه و سبزى خوردنش هميشه به راه بود . سفره اش هميشه با سير ترشى هفت ساله رنگين بود و خلاصه هر انچه از عشق در قلب داشت با درست كردن غذاهاى دلخواه ما به ما هديه مى داد.
اخه اون موقع ها سبزى تازه و وسايل ايرانى به راحتى پيدا نمى شد و خوردن غذاهاى ايرانى در ايران واقعا حال و هواى خودش را داشت، خصوصا كه همه دور هم بوديم!
.
عكسى از #سبزى_پلوى_مريمى #كوكو_سبزى_مريمى و #ماهى_سالمون_مريمى كه دستورهاش همه توى همين هشتگ ها هست.
اگر حوصله نداشتين و يا پيدا نكردين بگين دوباره مى نويسم!
.
پ.ن شنيدم اينترنت ها قطع و وصل مى شه، درسته؟
Read more
Loading...
وفتى زمانش برسد بايدكودك را از خودش جدا كند بايد شنا ياد بگيرد ....دكتر شريعتى مى گويد در روستاى مزينان دوران كودكى ديدن عشق بين مرغها و جوجه هايشان برايم بسيار لذتبخش بود اما بعد از مدتى يك روز ديدم كه مرغ به جوجه هاى خود نك مى زند و او را از خود دور مى كند مات ماندم فكر كردم مرغها در زمان خاصى ديوانه مى ... وفتى زمانش برسد بايدكودك را از خودش جدا كند بايد شنا ياد بگيرد ....دكتر شريعتى مى گويد در روستاى مزينان دوران كودكى ديدن عشق بين مرغها و جوجه هايشان برايم بسيار لذتبخش بود اما بعد از مدتى يك روز ديدم كه مرغ به جوجه هاى خود نك مى زند و او را از خود دور مى كند مات ماندم فكر كردم مرغها در زمان خاصى ديوانه مى شوند امروز فهميدم وقتى جوجه بزرگ شد مادر اورا از خود دور مى كند تا راه ورسم زندگى را فرا بگيرد امروز متوجه شدم مرغ قصه ما با هر منقارى كه به جوجه اش مى زد در حقيقت قلب خود را زخمى مى كرد اما وقتى زمانش مى رسد بايد تحمل كرد ....به مادرانى مى گويم كه هرگز پيوند عاطفى با فرزندانشان را نمى برند قطع نمى كنند يادمان باشد وقتى كه بايد جوجه ها پرواز كنند و از ما جدا شوند به آنها فرصت پرواز بدهيد #حلت #دكتر_حلت #احمد_حلت #دكتر_احمد_حلت
Read more
بين نمـاز، وقت دعـا گـريه مي كني با هر بهانه در همه جا گريه مي كني در التهاب آهِ خـودت آب مي شوي مي سوزي ...
Media Removed
بين نمـاز، وقت دعـا گـريه مي كني با هر بهانه در همه جا گريه مي كني در التهاب آهِ خـودت آب مي شوي مي سوزي و بدون صدا گريه مي كني هر چند زهر قلب تو را پاره پاره كرد اما به ياد كـرب و بلا گـريه مي كني اصلاً خود تو كـرب و بلاي مجسّمي وقتي براي خون خدا گريه مي كني آب خوش از گلوي تو پايين نمي رود با ناله هاي وا ... بين نمـاز، وقت دعـا گـريه مي كني
با هر بهانه در همه جا گريه مي كني
در التهاب آهِ خـودت آب مي شوي
مي سوزي و بدون صدا گريه مي كني
هر چند زهر قلب تو را پاره پاره كرد
اما به ياد كـرب و بلا گـريه مي كني
اصلاً خود تو كـرب و بلاي مجسّمي
وقتي براي خون خدا گريه مي كني
آب خوش از گلوي تو پايين نمي رود
با ناله هاي وا عطشـا گـريه مي كني
با ياد روزهاي اسارت چه مي كشي؟
هر شب بدون چون و چرا گريه مي كني
با ياد زلفِ خـونی سرهای نی سوار
هر صبح با نسيم صبا گريه مي كني
هم پاي نيزه ها همه جا گريه كرده اي
هم با تمام مرثيه ها گـريه مي كني
ديگر بس است، چشم ترت درد مي كند 
از بس كه غرق اشک عزا گريه مي كني
نــوكـــر نـوشـــت:
حـسین_جــان
گـرچه در آتشم و پا به زمین میكوبم
قصه ی كـرب و بلا بیشترم میسوزد
هر كه این قصه شنیده است ولی من دیدم
خون دل خوردم و شب تا به سحر نالیدم
صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين
سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... شهادت
جانسوز نهال گلشن دین، نور دیده ى زهرا سلام الله عليها، شاهدِ كوچکِ كربلا امام محمد باقر(ع) تسلیت باد.
#بیاد_شهید_مدافع_حرم_مسعود_عسگری
#اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد_و_عجل_فرجهم
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#اللهم_الرزقنا_حـرم
#امام_حسنی_ام #مدینه #بقیع
#یارقیه #یا_حسین #لبیک_یا_حسین
#امام_حسین #بین_الحرمین
#شکر_خدا_که_در_پناه_حسینیم
#همه_نوکر_حسینیم
#شهادت_مادرم_افسانه_نیست
#اسلام #شیعه #محرم #اربعین #صور #سوریه
#روضه #فاطمیه #کربلا #نجف
#بیچاره_اون_که_حرم_رو_ندیده
#بیچاره_تر_اون_که_دید_کربلاتو
#عطش
Read more
... خدایا چرا من؟ (درسی که آرتور اشی به دنیا داد) قهرمان افسانه ای تنیس ویمبلدون "آرتور اشی" به ...
Media Removed
... خدایا چرا من؟ (درسی که آرتور اشی به دنیا داد) قهرمان افسانه ای تنیس ویمبلدون "آرتور اشی" به خاطر خون آلوده ای كه درجریان یك عمل جراحی درسال 1983دریافت كرد به بیماری ایدز مبتلا شد و دربسترمرگ افتاد. او ازسراسر دنیا نامه هایی از طرفدارانش دریافت كرد. یكی از طرفدارانش نوشته بود : چراخدا ... ...
خدایا چرا من؟
(درسی که آرتور اشی به دنیا داد)
قهرمان افسانه ای تنیس ویمبلدون "آرتور اشی" به خاطر خون آلوده ای كه درجریان یك عمل جراحی درسال 1983دریافت كرد به بیماری ایدز مبتلا شد و دربسترمرگ افتاد.
او ازسراسر دنیا نامه هایی از طرفدارانش دریافت كرد.
یكی از طرفدارانش نوشته بود :
چراخدا تو را برای چنین بیماری دردناكی انتخاب كرد؟
آرتور در پاسخش نوشت :
دردنیا 50 میلیون كودك بازی تنیس را آغاز می كنند.
5 میلیون نفر یاد می گیرند كه چگونه تنیس بازی كنند.
500 هزارنفر تنیس رادرسطح حرفه ای یادمی گیرند.
50 هزارنفر پابه مسابقات می گذارند 5000 نفر سرشناس می شوند.
50 نفربه مسابقات ویمبلدون راه می یابند.
چهار نفربه نیمه نهائی می رسند و دونفر به فینال
وآن هنگام كه جام قهرمانی را روی دستانم گرفته بودم
هرگز نگفتم خدایا چرا من؟
و امروز هم كه ازاین بیماری رنج می كشم هرگز نمی توانم بگویم خدایا چرا من؟
در مواقع خوشي به ياد خدا نيستيم و شكر نعمت نميكنيم و لي در مواقع سختي شكايت به خدا مي بريم كه خدايا چرا من؟؟
در دايره قسمت... ما نقطه تسليميم
⬇⬇⬇⬇⬇⬇⬇⬇⬇⬇⬇⬇⬇⬇⬇⬇⬇⬇
ما رو در تلگرام همراهی کنید لینک تلگرام در قسمت پروفایل پیج ⬆⬆⬆⬆⬆⬆⬆⬆⬆⬆⬆⬆⬆⬆⬆⬆⬆⬆
Read more
Loading...
من از آن تافته هاى جدا بافته نبودم كه هر توهينى را ببخشايم، اما هميشه در آخر كار آن را از ياد مى بردم. آن ...
Media Removed
من از آن تافته هاى جدا بافته نبودم كه هر توهينى را ببخشايم، اما هميشه در آخر كار آن را از ياد مى بردم. آن كسى كه تصور مى كرد كه من از او نفرت دارم چون مى ديد كه با لبخندى صميمى به او سلام مى گويم غرق در شگفتى مى شد و نمى توانست باور كند. با اين حال، بر حسب خلق و خوى خودش، يا بزرگواريم را تحسين و يا بى غيرتى ام را تحقير ... من از آن تافته هاى جدا بافته نبودم كه هر توهينى را ببخشايم، اما هميشه در آخر كار آن را از ياد مى بردم. آن كسى كه تصور مى كرد كه من از او نفرت دارم چون مى ديد كه با لبخندى صميمى به او سلام مى گويم غرق در شگفتى مى شد و نمى توانست باور كند. با اين حال، بر حسب خلق و خوى خودش، يا بزرگواريم را تحسين و يا بى غيرتى ام را تحقير مى كرد؛ بى آنكه فكر كند انگيزه من ساده تر از اينها بوده است، من همه چيز حتى نام او را از ياد برده بودم. پ.ن 1: اشتباه اشخاص رو پاى نام استقلال و از همه مهمتر اعتبارش كه هوادارهاى واقعى و عاشقِ استقلال هستند نگذاريم. همانطور كه ما نگذاشتيم.
پ.ن٢: از مسئولين مخصوصا اقاى وزير خواهش ميكنم نظر و سليقه هوادارهاى عاشق استقلال، در تصميم گيرى هايشان در اولويت باشد. #استقلال
Read more
استفاده ى مدرن از سوزن دوزى بلوچستان با مهر منير جهانبانى معروف به نى نى جهانبانى بعنوان پيشاهنگ اين ...
Media Removed
استفاده ى مدرن از سوزن دوزى بلوچستان با مهر منير جهانبانى معروف به نى نى جهانبانى بعنوان پيشاهنگ اين راه شروع شد. در اواسط ده ى ٣٠ شمسى نى نى مغازه اى در خيابان فيشر آباد (سپهبد قره نى امروز) افتتاح كرد كه سوزن دوزى بلوچستان براى اولين بار روى لوازم منزل مثل آباژور، دستمال سفره و زير بشقابى و حتى لباس ... استفاده ى مدرن از سوزن دوزى بلوچستان با مهر منير جهانبانى معروف به نى نى جهانبانى بعنوان پيشاهنگ اين راه شروع شد.
در اواسط ده ى ٣٠ شمسى نى نى مغازه اى در خيابان فيشر آباد (سپهبد قره نى امروز) افتتاح كرد كه سوزن دوزى بلوچستان براى اولين بار روى لوازم منزل مثل آباژور، دستمال سفره و زير بشقابى و حتى لباس هاى روزمره معرفى شد.

١٠ سال بعد، در سال ١٣٤٥ سوزن دوزى بلوچستان رو همراه با دوست قديمى خود، كيوان خسروانى بر روى لباس برد.
نتيجه ى اين همكارى دوستانه مجموعه اى از لباس هاى هوت كوتور الهام گرفته از صنايع دستى ايران براى ملكه ى سابق ايران شد.

جالبه كه بدونيد اين لباس هاى با شكوه در سخت ترين شرايط درست شده اند. نى نى جهانبانى روز ها و سال ها رو در كوه هاى تفتان گذروند و ميشه گفت به نوعى خودش رو شريك زندگى دشوار زنان سوزن دوز بلوچ كرد تا اين صنايع دستى در زيبا ترين شكل ممكن ارائه بشه و بر روى طرح هاى كيوان خسروانى زندگى تازه اى رو شروع كنه.
پروژه هاى نى نى و كيوان منبع در آمدى بود براى زنان فقير اين منطقه و مسلماً حمايتى بى نظير از صنايع دستى ايران.
ديروز نى نى جهانبانى براى هميشه از بين ما رفت ولى آثار به ياد ماندنى اش براى ما به جا ماند.

اگر علاقه داريد كارهاى نى نى و كيوان رو از نزديك ببينيد به موزه پارچه و لباس کاخ اختصاصی نیاوران سر بزنيد.

#NiniJahanbani #keyvanKhosrovani #نىنى_جهانبانى #كيوان_خسروانى
www.THETEHRANTMES.com
Read more
از قديم گفتند سفر كنيدتا با تجربه شويد و ياد بگيريد بله من ياد گرفتم اينجا ابتداي جاده لپو صحرا از توابع ...
Media Removed
از قديم گفتند سفر كنيدتا با تجربه شويد و ياد بگيريد بله من ياد گرفتم اينجا ابتداي جاده لپو صحرا از توابع شهرستان جويبار استان مازندران محل زندگي دلاورمرد قهرمان جهان قهرمان المپيك سلطان كشتي دنيا حسن يزداني است . تماس گرفتيم دعوتمان كرد به خانه پدري اش اما قول داديم سفري ديگر و نوبتي ديگر بله اين ... از قديم گفتند سفر كنيدتا با تجربه شويد و ياد بگيريد بله من ياد گرفتم اينجا ابتداي جاده لپو صحرا از توابع شهرستان جويبار استان مازندران محل زندگي دلاورمرد قهرمان جهان قهرمان المپيك سلطان كشتي دنيا حسن يزداني است . تماس گرفتيم دعوتمان كرد به خانه پدري اش اما قول داديم سفري ديگر و نوبتي ديگر بله اين جاده به روستايي منتهي ميشود كه پسر ناز و ماه ايران زمين را به همه كره زمين اكران كرد 🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏💋💋💋💋💋💋💋💋💋💋💋💋💋
Read more
شايد وقتش رسيده و بايستي چشمهارو شست و جور ديگري بايد ديد. در اينكه مهمترين دغدغه فوتبالي من پرسپوليسه ...
Media Removed
شايد وقتش رسيده و بايستي چشمهارو شست و جور ديگري بايد ديد. در اينكه مهمترين دغدغه فوتبالي من پرسپوليسه شكي نيست. اما رفقا بيايد باهم روراست باشيم. نه پرسپوليس نه استقلال و نه هيچ تيم ديگري نميتونن تو كل جهان ويتريني باشن از حماسه و بزرگي يك ملت و اين تيم ملي كشورمون هست كه حقانيت مردم مظلوم ايران رو ... شايد وقتش رسيده و بايستي چشمهارو شست و جور ديگري بايد ديد. در اينكه مهمترين دغدغه فوتبالي من پرسپوليسه شكي نيست. اما رفقا بيايد باهم روراست باشيم. نه پرسپوليس نه استقلال و نه هيچ تيم ديگري نميتونن تو كل جهان ويتريني باشن از حماسه و بزرگي يك ملت و اين تيم ملي كشورمون هست كه حقانيت مردم مظلوم ايران رو به رخ دنيا كشوند و سربلندمون كرد. بيام ياد بگيريم به مديرت و برنامه ريزي احترام بگذاريم. به ديسيپلين كاري احترام بگذاريم. به حرفه اي گري احترام بگذاريم. كي روش خوب يا بد يك چيز رو به من ايراني گوشزد كرد. اگه خودتو باور داشته باشي. اگه واسه هدفت وقت بذاري. اگه احساسات رو قاطي برنامه ريزيت نكني. اگه نخواي يكشبه به همه جا برسي و اگه مديريت درستي بالا سر ايراني باشه اين جوونهاي پاك اونقدر پتانسيل دارن كه بتونن آقاي دنيا باشن، واسه همين من ازش درس گرفتم و قدردانشم. تيم كي روش ديشب تلفيقي بود از مديريت مدرن و غيرت ايراني و نتيجش شد آبروداري براي ايران و آسيا. درسته ما مثل عربستان پول نداريم. وليعهدمون و بغل پوتين راه ندادن بازيو ببينه. نايك كفش بهمون نداد. كسي باهامون بازي تداركاتي نكرد. اما ما مربي خوب داشتيم. جوونهاي با غيرت داشتيم و يكبار بعد از چهل سال به مديريت مدرن پايبند بوديم و اين شد كه زديم تو دهن همه بدخواهامون. جوگير نيستيم. ميتونيم صعود كنيم. اگر انرژي مثبت براي تيممون بفرستيم. بيايم قدر داشته هامونو بدونيم و همه چيزو باهم قاطي نكنيم. ديروز تو تركيب كي روش اميري و بيرانوند تا پاي جانشون دويدن و ابراهيمي استقلال سرش رو جلوي توپ حريف گذاشت. اينجا ديگه بازي رنگها نيست. تك تك اينها سربازان وطن هستند در يك آوردگاه بي رحم. ميخواهيم فرياد بزنيم پرسپوليس همه چيز ماست و تيم ملي هويت ما. بياييم در اين چند روزه از هويت ملي خودمون دفاع كنيم و دلخوريهارو بگذاريم كنار و فرياد بزنيم پاينده باد ايران مظلوممان❤️❤️❤️🌹🌹🌹
Read more
اينجا ارامگاه مهربانترين مرد و دوست داشتنى ترين اسطوره ى زندگى من اقاى على اكبر امين هست كسى كه بخش ...
Media Removed
اينجا ارامگاه مهربانترين مرد و دوست داشتنى ترين اسطوره ى زندگى من اقاى على اكبر امين هست كسى كه بخش بزرگى از امروزم را مديون حمايت ايشان هستم كسى كه براى ساختن دانشگاه ازاد شهر انار كرمان ميلياردها تومان هزينه كرد تا مردم انار پايگاهى داشته باشند براى رُشد و اموزش و فرهنگ ايرانى و حتى يك دانشگاه ... اينجا ارامگاه مهربانترين مرد و دوست داشتنى ترين اسطوره ى زندگى من اقاى على اكبر امين هست كسى كه بخش بزرگى از امروزم را مديون حمايت ايشان هستم
كسى كه براى ساختن دانشگاه ازاد شهر انار كرمان ميلياردها تومان هزينه كرد تا مردم انار پايگاهى داشته باشند براى رُشد و اموزش و فرهنگ ايرانى و حتى يك دانشگاه موسيقى و يك سالن كنسرت كاملا مجهز به تمام امكانات را بنام پرواز هماى در انجا ساخت و در برابر همه ى مسئولين بارها وصيت كرد تا هماى هرساله بيايد و براى مردمان زادگاهش كنسرت بگذارد و من هم قول دادم تا رايگان هرساله اين كنسرت رو به ياد اقاى امين اجرا كنم اما پس از مرگ اقاى امين مسئولين دانشگاه نه تنها هرگز اجازه ندادند كه اسم انجا دانشكده موسيقى پرواز هماى باشد بلكه هرگز به وصيت ايشان عمل نكردند و حتى اجازه ندادند در دانشگاهى كه خودش ساخته كنسرتى براى مردم انار و يادبودى براى ايشان برگزار بشود عوامل دانشگاه به نقل از خانواده ى اقاى امين حتى از نوشته ى شعر سنگ مزار ايشان كه وصيت كرده بود پرهيز كردند و شعرى رو جايگزين كردند كه بدون شك ايشان رضايتى نداشت و شك ندارم كه اه اين نامهربانى ها روزى دامان همه ى اين عوامل بى مهر را خواهد گرفت امروز بيست و دوم ارديبهشت به بهانه ي ماه تولد اقاي امين به همت يكى از دوستان شهر انار بنام اقاي عبدالرضايى و اداره ي ارشاد و حمايت فرماندار شهر انار كنسرتى رو كه ايشان وصيت كرده بود در ورزشگاه ازادگان رايگان براى مردم انار برگزار مى كنيم به اميد انكه ذره اى از مهربانى ايشان را جبران و وصيت شان را اجرا كرده باشيم روحش شاد و يادش گرامى @parvazhomay @mohammad.hossein.safari @pasha_hanjani @farshad__rostamii @mahmoodnozari #iran #homay #mastan #parvazhomay #musighi @mohsenelhamian
Read more
. برنامه عروسى ما در تابستان . جشن عروسى على جعفرقلى و lura eagin، مهمانان دعوت شده در مراسم از كشور ...
Media Removed
. برنامه عروسى ما در تابستان . جشن عروسى على جعفرقلى و lura eagin، مهمانان دعوت شده در مراسم از كشور ها و فرهنگ هاى مختلفى هستن، مردمى كه در شرايط و جهت هاى مختلفى از زندگى و همچنين مردمى كه با كلى عشق از سر تا سر دنيا به اين عروسى ميان. اين زوج خوش سليقه تصميم گرفتن براى احترام به مهمانان و همچنين ... .
برنامه عروسى ما در تابستان
.
جشن عروسى على جعفرقلى و lura eagin، مهمانان دعوت شده در مراسم از كشور ها و فرهنگ هاى مختلفى هستن، مردمى كه در شرايط و جهت هاى مختلفى از زندگى و همچنين مردمى كه با كلى عشق از سر تا سر دنيا به اين عروسى ميان.

اين زوج خوش سليقه تصميم گرفتن براى احترام به مهمانان و همچنين جذاب و ماندگار تر شدن جشن عروسيشون، از پيكسل استفاده كنن🤩
.
لورا يك طراح وب هست كه با هم كار ميكنيم و طرح هاى پيكسل رو آماده ميكنيم.
.
☝️اولين پيكسل طرحى بود براى احترام به على و كشورش، نقشه كشور ايران
.
✌️دومين پيكسل طرحى از غذاهاى ايرانى بود، مادر على در تهيه اين غذاها ها به ما كمك ميكرد و اين طرح براى مهمانان و مادر على خيلى جذاب بود
.
🤟سومين پيكسل طرحى بود براى lura كه از محل زندگى فعلى او در هند با خانواده اصلالتا فرانسوى lura ادغام شده بود.
.
طرح هاى زياد ديگه اى هم از جمله ، دانشگاه هنر savvanah در آمريكا، طرح هاى فوتبالى، طرح هاى دنسر ها، خانواده ها و ... بود.
🧠چيدمان پيكسل ها طورى بود كه ميهمانان هنگام ورود با ميزى پر از پيكسل رو به رو ميشدن و هر شخص متناسب با علاقه، شغل، هويت و نشان خودش پيكسل هارو انتخاب ميكرد. 💃اين كار ميهمانان رو غافلگير كرد و براى همه شب به ياد ماندگارى، رقم زد.
.
✍️برگرفته شده از سايت
www.busybeaver.net
.
#عروسى
#مراسم
#پيكسل
Read more
#شعر_شیرازی هی صبح شد و باز به اميد تو شُو شد هی از چيش من اشك به ياد تو ولو شد من لِـبدی مَـفلوك و تو بشكن بالو بنداز شفتش نميدم از حركاتت دلم اُو شد دل دُشتم و جز دل چی چی دشتم كه ز مردم يی عمر قايم كرده بودم، باز چپو شد جِـر دادی و شِـر كردی و پيوند و پوكوندی ای اَرقِـه مالونديش و خودت گفتی يهو شد گفتم ... #شعر_شیرازی
هی صبح شد و باز به اميد تو شُو شد
هی از چيش من اشك به ياد تو ولو شد

من لِـبدی مَـفلوك و تو بشكن بالو بنداز
شفتش نميدم از حركاتت دلم اُو شد

دل دُشتم و جز دل چی چی دشتم كه ز مردم
يی عمر قايم كرده بودم، باز چپو شد

جِـر دادی و شِـر كردی و پيوند و پوكوندی
ای اَرقِـه مالونديش و خودت گفتی يهو شد

گفتم يله شم تو شاچراغ تيرشه ببندم
تا بلكه حاليم شه كه چطو شد كه ايطو شد

پلكيدم و پلكيدم و افسوس ...ها بله
تا مَشت شدی شيره ی جونم روِ رو شد

در هر كِـر و هر سوك تو رو هی جار زدم من
يعنی كه بدون تو دلم غرق اَلُو شد

من شاپركم، بچه ی فلك از به چلُـوندُم
دل له شد و بازيچه واسی دس بچو شد

ديشو چغليت كرد سمندر، كاكو سی كن
ئی بسه زبون از غم عشق تو قَـدُو شد

شاعر:بيژن سمندر،شيراز،قريه سعدی،۶ بهمن ۱۳۴۲
اجرا: استاد شیرازی
ویژه برنامه جشن سبز غوره با
جمعه ۱۹ مرداد،خانه باغ ایرانی
مدیر برنامه: آژانس هورنور فارس
@Hoornoor.travel.shiraz
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
👈به کانال فرهنگی هنری شهرراز در تلگرام بپیوندید
video: @mehdi_shahoseini
عکسهای زیبا از استان پهناور فارس را در پیج زیر ببینین👇
@fars_nature
@fars_nature
@fars_nature
#شیراز #شهرراز #تابستان #طبیعت #شیرازی #فارس #پارس #تهران #اصفهان #مشهد #تبریز #اهواز #کرج #بوشهر #ایرانگردی
#shiraz #shahr_raz #shirazi #fars #photo #nature #persian #photography #art #iranian_photography #tourist
Read more
پدرم هميشه بر اين باور بود كه زندگى ادامه داره و بايد درست ، خوب ، پاك و پويا زندگى كرد.. از قديم هميشه ...
Media Removed
پدرم هميشه بر اين باور بود كه زندگى ادامه داره و بايد درست ، خوب ، پاك و پويا زندگى كرد.. از قديم هميشه به من ميگفت كه هر روز بايد ورزش كنى و هميشه ميپرسيد كه امروز ورزش كردى؟يا هر زمان منو تو لباس دروازبانى ميديد كه از فوتبال برميگشتم خوشحال ميشد... هميشه ميگفت براى طرفدارات وقت بزار، بهشون خيلى احترام ... پدرم هميشه بر اين باور بود كه زندگى ادامه داره و بايد درست ، خوب ، پاك و پويا زندگى كرد..
از قديم هميشه به من ميگفت كه هر روز بايد ورزش كنى و هميشه ميپرسيد كه امروز ورزش كردى؟يا هر زمان منو تو لباس دروازبانى ميديد كه از فوتبال برميگشتم خوشحال ميشد...
هميشه ميگفت براى طرفدارات وقت بزار، بهشون خيلى احترام بزار و سعى كن هميشه يه چيز تازه براشون داشته باشى و با انرژى تمام كنسرتاتو برگزار كن و نزار اجراها برات عادى بشن و هر بار كه روى صحنه مى رى فكر كن بار اوله با تمام قدرت بهشون انرژى بده...
ميگفت هميشه كار خير بكن، خودش اين چند سال اخير تمام سرمايه اى رو كه طى همه اين سالها جمع كرده بود رو وقف ساخت مدرسه كرد...
من هميشه به حرف پدر گوش دادم و اينبار هم تمام سعيمو ميكنم كه همه اين كارهارو انجام بدم و اينبار هم همينطور به حرفش و وصيتى كه آويزه گوشمه عمل كنم..
كنسرت ١٨ ارديبهشت تهران رو هم با انرژى تمام در كنار هم اجرا خواهيم كرد به يادش و احترامش و ارزش بسيارى كه براى مردم قائل بود...
از شما هم ميخوام كه با انرژى تمام شركت كنيد كه با هم شب به ياد موندنى رو به يادش بسازيم...
روحش شاد و قرين رحمت الهى...پ ن؛رضايزداني
Read more
گام هاىِ معلّقِ عُشاق در بلوارِ اليزابت و تجربه رهايى در بالاترين رزولوشنِ ممكن: صورتشان پيدا نيست، ...
Media Removed
گام هاىِ معلّقِ عُشاق در بلوارِ اليزابت و تجربه رهايى در بالاترين رزولوشنِ ممكن: صورتشان پيدا نيست، امتدادِ آب كرج يا همان بلوارِ كشاورز، مخزنِ خاطراتِ عاشقانه، دهه پنجاه خورشيدي است، زن و مردى با لباس هاىِ چرمى زمستانى از "بلوار اليزابت" مي گذرند، مثل سرودنِ مردم و ترانه اي براي پشت كردن به همه ... گام هاىِ معلّقِ عُشاق در بلوارِ اليزابت و تجربه رهايى در بالاترين رزولوشنِ ممكن: صورتشان پيدا نيست، امتدادِ آب كرج يا همان بلوارِ كشاورز، مخزنِ خاطراتِ عاشقانه، دهه پنجاه خورشيدي است، زن و مردى با لباس هاىِ چرمى زمستانى از "بلوار اليزابت" مي گذرند، مثل سرودنِ مردم و ترانه اي براي پشت كردن به همه عكس هاىِ يادگاري، جفت هاي عاشق هميشه در سرتاسر تاريخ به شكل كليشه واري وجود داشته اند، ولي مكان ها، پاتوق ها و گوشه هاي دنجي هستند كه مي توانند وقت گذراني هاي ساده و هر روزه را به انحصارِ خاطره و اوج نوستالژي وصل كنند. مثل بلواري كه عاشقانه ها و ترانه هاي بسياري را با خود همراه كرده است، كه شبيه دالان ورودي سياه و سفيد راه راه و گيج كننده كافه "كوچينى" و هزارتوهاي حلزون وار رستوران "لابيرنت" است، كه ته ريش و سبيلِ جواني "فرهاد" را دارد، سوسيس بندري و كتلت هاي "اغذيه فرد" بلوار، رستوران از ميان رفته "دهه سى"، رستوران عجيب "شاندرمن" سر كوچه ورنوس، انستيتو زبان سيمين، بوي سبزينه هاي پارك فرح يا همان لاله، سينما پوليدور يا همان قدس، برج هاي بتنى و معروف سامان، مدرسه عالى دختران، پانسيون ها و گردش عصرانه دانشجويان، فست فود تاپ ميل، بوتيك پلنگ صورتى "بيژن" و دفترِ پسر آقاى حبيب القانيان، زمين تنيس هاىِ پارك، سينما بلوار، جايي كه شناسنامه دار است. بلواري كه "آب كرج" از آن گذر مي كرد، اسمش را به ياد ديدار ملكه انگليس از ايران، اليزابت گذاشتند. بلواري كه روزگاري پاتوق صفحه فروشى هاي تهران بود، جايى كه روزگارى "بوى خوب گندم" با صداى بلند در آن طنين انداز بود. و ما كه هنوز هم بهترين "قدم" هايمان را نزديم، اينجا "كافه نوستال" است، صداىِ راستينِ خاطرات و يادگارهاىِ ملتِ ايران.
Read more
. . @alimi__hamidreza #كوچه ها وقف نام او شده اند هر كجا مى رويمهيئت اوست #دل من وقف كيست ؟ حافظ ...
Media Removed
. . @alimi__hamidreza #كوچه ها وقف نام او شده اند هر كجا مى رويمهيئت اوست #دل من وقف كيست ؟ حافظ گفت : دل سرا پرده ى #محبت اوست شده ام #خاک پاى حضرت عشق پس به هفت آسمان شرف دارم ذوق پرواز را نميخواهم شوق پابوسى #نجف دارم بعلىٍ مرا ببخش #خدا السلام عليك ياسلطان من به ياد سر على دارم هر شب ... .
.

@alimi__hamidreza

#كوچه ها وقف نام او شده اند
هر كجا مى رويمهيئت اوست
#دل من وقف كيست ؟ حافظ گفت :
دل سرا پرده ى #محبت اوست
شده ام #خاک پاى حضرت عشق
پس به هفت آسمان شرف دارم
ذوق پرواز را نميخواهم
شوق پابوسى #نجف دارم
بعلىٍ مرا ببخش #خدا
السلام عليك ياسلطان
من به ياد سر على دارم
هر شب قدر بر سرم #قرآن
مسجد كوفه #قتلگاه شده
مرتضى بين بستر افتاده
تا كه ضربت زدند بر سر او
آه عمامه از سر #افتاده
همگى مثل بچه هاى #يتيم
پشت بيت على مقيم شديم
كودكى بين كوچه ها مى گفت :
به خدا بچه ها يتيم شديم
گرچه مادر نداشت اين خانه
شكر #زينب به جاى زهرا بود
#گريه مى كرد مرتضى اما
#اشک مولا براى زهرا بود
بين بستر به دخترش مى گفت
كوچه هاى #مدينه يادت هست ؟
مادرت بين #شعله ها مى سوخت
دخترم زخم سينه يادت هست ؟
#كاش يك مشت بى صفت اى دوست
آتش غم به حاصلت نزنند
كاش يك روز در #خيالت هم
#مادرت را مقابلت نزنند

#شاعر : #مجید_تال

#اللهم_العن_قتلة_امير_المؤمنين علیه السلام
#mb_photographer #photographi #photographer #mehdi_bahremand #photo
Read more
زندگی را با چيزهای بسيار ساده، پر بايد كرد. ساده‌ها سطحی نيستند. خريد چند سيب ترش می‌تواند به عمق فلسفه ...
Media Removed
زندگی را با چيزهای بسيار ساده، پر بايد كرد. ساده‌ها سطحی نيستند. خريد چند سيب ترش می‌تواند به عمق فلسفه ملاصدرا باشد. مشكل ما اين نيست كه برای شيرين كردن زندگی، معجزه نمی‌كنيم، مشكل ما اين است كه همان قدر كه ويران می‌كنيم، نمی‌سازيم؛ همان قدر كه كهنه می‌كنيم، تازگی نمی‌بخشیم؛ همان قدر كه دور می‌شويم، ... زندگی را با چيزهای بسيار ساده، پر بايد كرد. ساده‌ها سطحی نيستند. خريد چند سيب ترش می‌تواند به عمق فلسفه ملاصدرا باشد. مشكل ما اين نيست كه برای شيرين كردن زندگی، معجزه نمی‌كنيم، مشكل ما اين است كه همان قدر كه ويران می‌كنيم، نمی‌سازيم؛ همان قدر كه كهنه می‌كنيم، تازگی نمی‌بخشیم؛ همان قدر كه دور می‌شويم، باز نمی‌گردیم؛ همان قدر كه آلوده می‌كنيم، پاک نمی‌کنیم؛ همان قدر كه تعهدات و پيمان‌های نخستين خود را فراموش می‌كنيم، آن‌ها را به ياد نمی‌آوريم؛ همان قدر كه از رونق می‌اندازيم، رونق نمی‌بخشيم. مشكل اين است كه از همه روياهای خوش‌ آغاز دور می‌شويم و اين دور شدن به معنای قبول سلطه‌ی بی‌رحمانه‌ی زمان است.

#نادر_ابراهیمی
Read more
از جشنواره فيلم برلين كه برگشتم،ياسين تماس گرفت و گفت ميخوام ببينمت،قرار برقرار شد ياسين سوالاتى ...
Media Removed
از جشنواره فيلم برلين كه برگشتم،ياسين تماس گرفت و گفت ميخوام ببينمت،قرار برقرار شد ياسين سوالاتى از جشنواره برلين كرد و پس از طرح سوالاتش و جواب هام گفت: مهران ما به همراه چند تن از دوستان يك جشنواره موسيقى كه متشكل از چند گروه از استان هاى مختلف كشور هستند داريم برگزار ميكنيم؛ مثل گُل شِكُفتُم ... از جشنواره فيلم برلين كه برگشتم،ياسين تماس گرفت و گفت ميخوام ببينمت،قرار برقرار شد
ياسين سوالاتى از جشنواره برلين كرد و پس از طرح سوالاتش و جواب هام گفت: مهران ما به همراه چند تن از دوستان يك جشنواره موسيقى كه متشكل از چند گروه از استان هاى مختلف كشور هستند داريم برگزار ميكنيم؛ مثل گُل شِكُفتُم و تا چند ثانيه ايى در شُك بسر مى بردم،حال عجيبى بهم دست داد،البته چون در كنارِ هم داشتيم راه ميرفتيم،ياسين متوجه چهرم نشد و فقط از طريق واژه هايى كه استفاده ميكردم عكس العملم رو متوجه ميشد،بهش گفتم؛ياسين امسال تنها دو خبر خوب بهم رسيده،اولى؛ خبر پذيرفته شدن فيلمى كه موسيقيش رو كار كردم در جشنواره فيلم برلين بوده و اين هم يك خبر خوبِ ديگه.
ياد جمله موصو افتادم كه روزى بهم گفت مو هميشه آرزو داشتم برم جشنواره فيلم برلين و اگه تو بِرى،آرزو مو هم برآورده ميشه،اون موقع نتونستم جمله موصو رو درست و حسابى درك كنم،ولى بعد از خبر برگزارى جشنواره موسيقى در بوشهر متوجه شدم كه آدم ها چقدر آرزوهاى مشتركى با هم دارند.
ممنونم از تمامى دوستانى كه تلاش كردند اين جشنواره موسيقى در #بوشهر برگزار بشه

#جشنواره_موسيقى_كوچه
Read more
‏‎نفس ١٩١ __________🖤__________ Over the clouds by Ur dream . آه، از آن دلـدار و يـار بـى وفـا كو ...
Media Removed
‏‎نفس ١٩١ __________🖤__________ Over the clouds by Ur dream . آه، از آن دلـدار و يـار بـى وفـا كو نفس بود مرا با آن چشم سياه ٠ همنفس، مقطوع كرد مارا نفس از نفس ديگر نيايد جز به آه ٠ نام او گر چه نفس بود ولى ديگرم هق هق بسازد با يه آه ٠ از نفس حالا شدم من بى نفس بس كه اين بغضم شكست از اندوه و آه ٠ هر ... ‏‎نفس ١٩١
__________🖤__________
Over the clouds by Ur dream
.
آه، از آن دلـدار و يـار بـى وفـا
كو نفس بود مرا با آن چشم سياه
٠
همنفس، مقطوع كرد مارا نفس
از نفس ديگر نيايد جز به آه
٠
نام او گر چه نفس بود ولى
ديگرم هق هق بسازد با يه آه
٠
از نفس حالا شدم من بى نفس
بس كه اين بغضم شكست از اندوه و آه
٠
هر شبم با ياد او گردد صباح
او به خواب من نيايد حتى پگاه
٠
اين منم در هر نفس در حسرتش
او نفس بود و اما حالا گشته آه
.
__________🖤__________
Read more
فقط بايد نگاه كرد نگاه كرد به نگاهـتان به نگاه همسر شما ، الهه كه از ايشان احترام و عشق را ياد گرفتم. در ...
Media Removed
فقط بايد نگاه كرد نگاه كرد به نگاهـتان به نگاه همسر شما ، الهه كه از ايشان احترام و عشق را ياد گرفتم. در روز فوت شما، خيلي حرف ها هست كه نمي زنم نه به خاطر ترس در حالي كه من بلدم طوري بنويسم كه مشكلي برام پيش نياد نمي نويسم چون خيلي ها شما را نمي شناسند و حتي اسم شما را نشنيده اند. و اين جواب اين سوال است ... فقط بايد نگاه كرد
نگاه كرد به نگاهـتان
به نگاه همسر شما ، الهه كه از ايشان احترام و عشق را ياد گرفتم.
در روز فوت شما، خيلي حرف ها هست كه نمي زنم
نه به خاطر ترس
در حالي كه من بلدم طوري بنويسم كه مشكلي برام پيش نياد
نمي نويسم چون خيلي ها شما را نمي شناسند و حتي اسم شما را نشنيده اند.
و اين جواب اين سوال است كه ما چه چيزي را تكرار مي كنيم.
#بابك_تاواتاو
#پيام_ساعت_صفر_تاو
#عباس_اميرانتظام
Read more
• مدت هاى زيادى ست كه فكر مى كنم چطور مى شود چنان اصيل ، بزرگ و با سخاوت بود كه ديگران با ديدن درختى به ياد ...
Media Removed
• مدت هاى زيادى ست كه فكر مى كنم چطور مى شود چنان اصيل ، بزرگ و با سخاوت بود كه ديگران با ديدن درختى به ياد تو بيفتند. و شما اين گونه براى ديگران قصه گفتيد .تا ابد با تماشاى درخت ها ، با تماشاى برف هاى لميده روى كوه ها ، تپه ها و جاده ها به شما فكر خواهيم كرد. تا ابد پسركان ، ميزها و نيمكت ها ى مدرسه كه پر از معصوميت ...
مدت هاى زيادى ست كه فكر مى كنم چطور مى شود چنان اصيل ، بزرگ و با سخاوت بود كه ديگران با ديدن درختى به ياد تو بيفتند.
و شما اين گونه براى ديگران قصه گفتيد .تا ابد با تماشاى درخت ها ، با تماشاى برف هاى لميده روى كوه ها ، تپه ها و جاده ها به شما فكر خواهيم كرد. تا ابد پسركان ، ميزها و نيمكت ها ى مدرسه كه پر از معصوميت ، خشونت و جاه طلبى اند ، شما را به ياد ما مى آورند.
و هربار كه در جاده اى سبز يا خشك برانيم ، كلمه ها ،قصه ها و تصوير هاى الهام بخش تان را تداعى مى كنيم.
نگار جواهريان.
#زادروز #عباس_كيارستمي
#admin
Read more
. <span class="emoji emoji2714"></span>️خدمت استاد "ناصرممدوح" سالهاست كه ارادت دارم و هميشه به من و هنرم لطف داشتند و دارند، نه تنها روى ...
Media Removed
. ️خدمت استاد "ناصرممدوح" سالهاست كه ارادت دارم و هميشه به من و هنرم لطف داشتند و دارند، نه تنها روى ماهشون رو بلكه دستشون رو ميبوسم براى حق استادى كه به گردنم دارند. صدوبيست سال سايه شون مستدام باشه الهى. ️سپس، "اردشير منظم"، رفيق ساليان، هنرمند صداپيشه بى نظير و خوش اخلاق و خوش استايلى كه هميشه ... .
✔️خدمت استاد "ناصرممدوح" سالهاست كه ارادت دارم و هميشه به من و هنرم لطف داشتند و دارند، نه تنها روى ماهشون رو بلكه دستشون رو ميبوسم براى حق استادى كه به گردنم دارند. صدوبيست سال سايه شون مستدام باشه الهى.
✔️سپس، "اردشير منظم"، رفيق ساليان، هنرمند صداپيشه بى نظير و خوش اخلاق و خوش استايلى كه هميشه دلم براش زود زود تنگ ميشه و اين مهر، سالهاست كه در رفاقتمون جارى است.
✔️و... اما "محمدرضاعليمردانى"، دوست رفيق برادر همكلاسى كه از سال هفتادوشش كه باهم آشنا شديم تا به امروز اونقدر ازهم خاطره خوب داريم كه كسانى كه شنونده خاطرات مشتركمون هستند، روده بُر ميشن...
واسه چى تو اينقدر گلى آخه؟!
✔️پى نوشت اول: همه اينها، شبى به ياد ماندنى رو برام رقم زد، در تئاتر خاطره انگيز "عليمردان خان". از تمام عوامل ممنونم كه خاطرات كودكيمو برام زنده كردند.متشكرم از نادرعليمردانى عزيزم، رفيق قديمى و نازنينم كه منو دعوت كرد تا شاهد هنرنمايى اش باشم.
✔️پى نوشت دوم: چقدر خوشحالم كه اين روزها؛ تئاتر مون حالش خوبه. خدا رو شكر.
✔️پى نوشت سوم: در مورد "ته ريش" هم؛ تنبل خودتونيد!😄
___________________
💛ايلياعاشقتونه❤️
___________________
خدايا شكرت
#ايليا #منفرد #ايليامنفرد #ايليا_منفرد #ناصرممدوح #اردشيرمنظم #محمدرضاعليمرداني #تئاتر #تياتر #نمايش #عليمردان_خان #دوستى #عشق #آكادمى_آواز_ايليامنفرد هنر #eilyamonfared #eilya_monfared #nasermamdooh #ardeshirmonazam #mohamadrezaalimardani #theater #alimardankhan #friendship #خداياشكرت #ايلياعاشقتونه
Read more
Första lunch i #balkong En enkel rätt, koka lök, lammkött, röda bönor, potatis med torkade lime ...
Media Removed
Första lunch i #balkong En enkel rätt, koka lök, lammkött, röda bönor, potatis med torkade lime och persilja och gräslök och lite bockhornsklöver. . . ادم بايد صادق باشه! رفتم صبح گوشت از فريزر بردارم كه قرمه سبزى درست كنم. بعد صبحانه ديدم كه روى بسته گوشت همچين خوشگل، يواشكى نوشتم #ابگوشت . يعنى ... Första lunch i #balkong
En enkel rätt, koka lök, lammkött, röda bönor, potatis med torkade lime och persilja och gräslök och lite bockhornsklöver.
.
.
ادم بايد صادق باشه!
رفتم صبح گوشت از فريزر بردارم كه قرمه سبزى درست كنم. بعد صبحانه ديدم كه روى بسته گوشت همچين خوشگل، يواشكى نوشتم #ابگوشت
.
يعنى اخه من انقدر گوشت را تميز مى كنم كه معلوم نمى شه ابگوشتى هست.
.
اقاى همسرى كه در فكر قرمه سبزى بود و ديد كه ناهار داره به سمت ابگوشت مى ره، تونست به اعصابش مسلط باشه و بگه كه بله ابگوشت هم خيلى خوبه😂😂🙄🙄.
.
و ناگهان جرقه اى در مغز مريمى زده شد و به ياد اورد كه در عنفوان جوانى مامان جان ابگوشتى به نام #ابگوشت_بزباش درست مى كرد كه بسيار دلبر تشريف داشت. .
براى همين يك پياز و گوشت و كمى زردچوبه را با سه چهار تا ليمو عمانى، لوبياى قرمز ( لوبيا چشم بلبلى هم ميشه) بپزين.
.
بعد كه پخت سبزى قرمه سبزى ( تره- جعفرى- شبليله ) و سه تا سيب زمينى و نمك و فلفل توش بريزين و بگذارين بپزه.
به قول مامان كه مى گه، از قديم مى گفتن ابگوشت بزباش همون قرمه سبزى سرخ نشده هست.
.
بوى قرمه سبزى توى خونه بلند شد، گوشت ابگوشتى امون مصرف شد و همه شاد و خوشحال به زندگى ادامه دادند.
قصه ما به سر رسيد!

راستى ، اولين ناهار در بالكن اين خونه خورده شد، اون هم در كنار بانوى قلبم!
.
روزتون خوش و شاد و خوش رنگ
Read more
@aziz_bouhaddouz امروز در كنار تمام لذت و غرور و شادي كه همه وجودم رو سيراب كرد ، ناگهان ياد تو افتادم.ياد ...
Media Removed
@aziz_bouhaddouz امروز در كنار تمام لذت و غرور و شادي كه همه وجودم رو سيراب كرد ، ناگهان ياد تو افتادم.ياد حالت كه هيچكس نميداند چگونه است.ياد خانواده ات كه تمام عشق و قلبشان بدرقه راهت بود.زندگي براي هر دو ما ادامه دارد قهرمان.هم براي ما كه در اوج سختي و فشار ، چند ساعتي شادترين ملت جهانيم ، و هم براي ... @aziz_bouhaddouz
امروز در كنار تمام لذت و غرور و شادي كه همه وجودم رو سيراب كرد ، ناگهان ياد تو افتادم.ياد حالت كه هيچكس نميداند چگونه است.ياد خانواده ات كه تمام عشق و قلبشان بدرقه راهت بود.زندگي براي هر دو ما ادامه دارد قهرمان.هم براي ما كه در اوج سختي و فشار ، چند ساعتي شادترين ملت جهانيم ، و هم براي تو كه حالا غمگين ترين پسر دنيايي.
ما مردم ايران از پيروزي تيممان غرق در شور و هيجانيم اما همه آرزو ميكنيم ، تو دوباره روي پاهايت بايستي و به آرزوهايت برسي.
پ.ن : تبريك به همه مردم ايران در همه جاي جهان و دم تمام بازيكنامون و كادر فني هم گرم.
دوستون داريم
پژمان
Read more
سلام خيلي تعجب نكنيد سمت چپي خودمم سمت راستيم بهراد برادر عزيزم، من سالهاست سرم پائينه و همچنان ...
Media Removed
سلام خيلي تعجب نكنيد سمت چپي خودمم سمت راستيم بهراد برادر عزيزم، من سالهاست سرم پائينه و همچنان دارم به راهم ادامه ميدم، هر وقت كم ميارم يا نا اميد ميشم ياد #خدا و پيغامهاي شما #عزيزان باز اميدوارم ميكنه، ما از سن كم موسيقي رو شروع كرديم از الفباش...، هيچ ادعايي هم نداريم، شخصاً چيزيم اگر..اگر... ... سلام
خيلي تعجب نكنيد سمت چپي خودمم سمت راستيم بهراد برادر عزيزم،
من سالهاست سرم پائينه و همچنان دارم به راهم ادامه ميدم، هر وقت كم ميارم يا نا اميد ميشم ياد #خدا و پيغامهاي شما #عزيزان باز اميدوارم ميكنه،
ما از سن كم موسيقي رو شروع كرديم از الفباش...، هيچ ادعايي هم نداريم،
شخصاً چيزيم اگر..اگر... بلد نباشم!حداقل شعور و هوش موسيقيايي خوبي دارم...
.
اين اولين آلبوم رسمي من و برادرم بصورت مشترك در قالب گروه 13G هست كه به نام #ققنوس يا The #phoeinx سال ٢٠٠٨ توسط كمپاني #پرسپوليس از كشور كانادا در سرتاسر جهان منهاي مملكت خودمون پخش شد، منهاي #وطنم بخاطر نداشتن #مجوز و عدم ارتباط با ماركت بين المللي...
آلبوم ققنوس كه علاوه بر زبان #فارسي شامل قطعاتي به زبانهاي #انگليسي #عربي #ژاپني همراه موسيقي تلفيقي ملل مختلف با همكاري دوستان و نوازندگان مطرح گذشته و حال بود چند هـزار دلاري هم فروش كرد (آلبوم همچنان در سايتهاي معتبر جهاني در دسترس هست)،
.
اكثر مخاطبين اين آلبوم غير ايراني بودن و مايه ي افتخار ما بوده و هست كه دليلي شديم تا صداي هنر ايراني رو به گوش دنيا برسونيم،

چند سالي به دليل مشغله كاري، درس، خدمت سربازي، فوت ناگهاني #پدرم و... دنياي #موسيقي رو از دور دنبال ميكردم تا اينكه دوباره وارد عرصه موسيقي شدم با نگاهي متفاوت تر و امروز حدوداً ٤سال ميگذره...

🔻
#تأسف ميخورم از اينكه عده اي معلوم نيست از كجا و چجوري! نيومده ميان گوش و هوش موسيقيايي مردم رو تخريب ميكنن جيبشون رو پر ميكنن و ميرن!

متاسفم از اين همه اختلاف تو همه چيمون با دنيا و همچنان ما #جهان سومي هستيم...
چرا!؟
چون اين ما هستيم كه انتخاب ميكنيم چي به خوردمووون بدن!!!

#behnamtavakoli
#بهنام_توكلي
Read more
معرفى خوانندگان شطّ رنج من هميشه دوست دارم اثرى خلق كنم كه براى هنرمندان دعوت شده تبديل به باند پرواز شود ، نه قفسى طلايى كه آنهارا براى خودم حبس كند. براى همين ديده شدن مستقل همكاران در من حس نشاط ايجاد مى كند. بهادر صحت: درباره ى بهادر فقط به اين بسنده ميكنم كه اگر مسير درستش را ادامه دهد ، همايون ... معرفى خوانندگان شطّ رنج
من هميشه دوست دارم اثرى خلق كنم كه براى هنرمندان دعوت شده تبديل به باند پرواز شود ، نه قفسى طلايى كه آنهارا براى خودم حبس كند. براى همين ديده شدن مستقل همكاران در من حس نشاط ايجاد مى كند.
بهادر صحت: درباره ى بهادر فقط به اين بسنده ميكنم كه اگر مسير درستش را ادامه دهد ، همايون شجريانى تازه متولد خواهد شد. (اگر حرفم را عجولانه مى پنداريد، بعد از شط رنج قضاوت كنيد. و در آينده به ياد حرف امروزم بيفتيد)
حسين پيرحياتى: رنگ صداى حسين را بسيار دوست دارم. حسين صدايى باوقار و افتاده حال دارد كه در وجود من زاينده ى حس اعتماد است.
هاله سيفى زاده : فكر مى كنم به ويژه در سال هاى اخير با وجود محدوديتهاى حاكم بر هنر زنان ، جاى خود را در هنر ايران بازكرده. هميشه صدايش را دوست داشته ام اما در شطّ رنج انگار صدايش ذوب شده و به خورد موسيقى رفته. هاله امروز خواننده اى شناخته شده است كه بى پروايى روحش ، راهش را به درستى در تارهاى صوتى اش باز كرده.
مارال قمى : دخترى كه در اجراى بابلسر با شجاعت ، صدايش را از ميان جمعيت سالن به درون موسيقى من روانه كرد و خبرساز شد. اين پايان ماجرا نبود. مارال با حمايت و حضور پدر و مادرى فرهيخته به شكل مداوم پيش من آموزش ديد و با هوش و استعدادش به يكى از
آواهاى موثر اين مجموعه تبديل شد.

دوست دارم درباره ى نوازندگانى نيز بنويسم كه هر روز روى صحنه مرا شگفت زده مى كنند. اما ترجيح مى دهم در زمانى ديگر اين كار را
انجام دهم.
اين ويديو هم از پشت صحنه گرفته شده كه در بخشى از آن مشغول گرم كردن دستم هستم.
@halehseyfizadeh
@hossein_pirhayati
@bahadorsehat
@maral_ghomi
فيلم: @habibafshar
Read more
اي پرسپوليسم اهاي هوادار به هوش مي خوان تنها ركن. پرسپوليس. رو كه هوادارشه. از پرسپوليس. دور كنند ...
Media Removed
اي پرسپوليسم اهاي هوادار به هوش مي خوان تنها ركن. پرسپوليس. رو كه هوادارشه. از پرسپوليس. دور كنند و محروم كنند ...به احدي اجازه بي حرمتي ندين هممون. از اين جريان ناراحتيم امروز اهواز فردا ابادان تبريز رشت و بقيه. شهرها. اين جريان به نفع تيممون نيست .اين جو حاكم رو بشكون. با ادبت دمتونم ... اي پرسپوليسم
اهاي هوادار به هوش
مي خوان تنها ركن. پرسپوليس. رو كه
هوادارشه. از پرسپوليس. دور كنند و محروم
كنند ...به احدي اجازه بي حرمتي ندين
هممون. از اين جريان ناراحتيم
امروز اهواز فردا ابادان تبريز رشت
و بقيه. شهرها. اين جريان به نفع تيممون
نيست .اين جو حاكم رو بشكون. با ادبت
دمتونم گرم 👍❤️🌹 از زمین خوردن هات نا امید نشو و بدون هر بار که میخوری زمین بلاخره درسی میگیری و این برات تجربه میشه...
موفقیت یعنی شکست های پی در پی ... و همین شکست ها درس های پی در پی بهت میده🙏
شکر گزار داشته هات باش... و ببین که خیلی چیزا داری...
در جهان هیچ چیز ته نداره...وقتی توجهت رو نداشته هاته میشینی ناراحتی میکنی...
اما وقتی مغزتو تربیت میکنی که فقط ببینه چیزایی رو که داره اونوقت حس خوب و خوشبختیرو حس میکنی..
به نداشته هات و چیزایی که فعلا نیست دقت نکن چون احساست بد میشه و قانون این
احساس بد مساویه با اتفاقات بد...ولی وقتی به چیزی توجه میکنی و حرف میزنی که حالتو خوب میکنه قانون با تو در هماهنگیه و میگه :
احساس خوب مساویه با اتفاقات خوب❤️🙏
بلاخره روز های فوق العاده میاد..به قدم های کوچیکت نگاه نکن..همه چیز در بهترین زمان و مکان رخ میده❤️ عشقم اينجا همه چي عالي بود
نه كسي فحاشي كرد به ناموس
كسي نه شيشه اي خورد شد
نه اون مامور نيروي انتظامي
بي گناه چيزيش شد نه سري
شيكست اره همه چي خوب بود
انشالا كه اروم بخوابه اوني كه
امشب سنگ بدست بود و اوني كه
فحش ناموس داد ...ودر اخر نبايد
كار اشتباه تعدادي رو به پاي همه
مردم اهواز و خوزستان نوشت
خدارو شكر بازي تموم شد همه
بچه هام تا اين لحظه همه سالم
هستند .اهاي خوزستان يادمون نره
مردم خوب اهواز همين بچه
هاي تيم محبوبم هميشه در
سخت ترين شرايط وضعيت
اب و هوايي با مردم خوب
خوزستان همدرد بودن وبراشون
در صفحه مجازي خودشون سنگ
تموم گذاشتن ...اين حق سيد
جلال حسيني و بقيه بچه ها نبود
مردم خوب خوزستان ....اجازه
نديم كسي بي حرمتي كنه ...ما
بايد ياد بگيريم مثل تمام تيم هاي
دنيا كري خوندن همراه با ادب و
شخصيت والاي اجتماعي رو
انشالا ديگه تكرار نخواهد شد 👍❤️🌹
عشق است پرسپوليس
Read more
جلال حسيني عزيز مهم تر از بحث محق بودن يا نبودن شما و تصميم درست يا اشتباه سرمربي تيم درباره حضورتون ...
Media Removed
جلال حسيني عزيز مهم تر از بحث محق بودن يا نبودن شما و تصميم درست يا اشتباه سرمربي تيم درباره حضورتون در تيم ملي ، به نظرم زندگي چيزي فراتر از يك حضور در جام جهاني و حتي قهرماني در اونه.اينا بهانه هاييست براي زندگي اما خود زندگي همين لبخند و حال خوش شما در اين تصويره.زندگي خانواده عزيزيست كه در كنارت ... جلال حسيني عزيز
مهم تر از بحث محق بودن يا نبودن شما و تصميم درست يا اشتباه سرمربي تيم درباره حضورتون در تيم ملي ، به نظرم زندگي چيزي فراتر از يك حضور در جام جهاني و حتي قهرماني در اونه.اينا بهانه هاييست براي زندگي اما خود زندگي همين لبخند و حال خوش شما در اين تصويره.زندگي خانواده عزيزيست كه در كنارت داري و باعث آرامشت خواهد بود . زندگي ياد و خاطره ايست كه به نيكي از خودت در ذهن تمام هواداران ورزش بجا گذاشتي.من به عنوان يك پرسپوليسي و فراتر از اون به عنوان يك طرفدار فوتبال ، به خاطر تمام بودن هاتون و تمام تعصب و تواني كه براي موفقيت پرسپوليس و تيم ملي كشورم به خرج دادين ازتون ممنونم و اين رو بدونيد كه نام شما هميشه در آسمان فوتبال ايران كنار باقي ستاره ها ، خواهد درخشيد و ما هرگز شما رو فراموش نخواهيم كرد.
پژمان جمشيدي
پ.ن : با تمام قلبم براي تيم ملي آرزوي موفقيت و درخشش ميكنم.
Read more
‏<span class="emoji emoji1f44d"></span>ⓛⓘⓚⓔ<span class="emoji emoji1f44d"></span> هرگونه کامنت غیر اخلاقی = بلاک ••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••• دوستان ...
Media Removed
ⓛⓘⓚⓔ هرگونه کامنت غیر اخلاقی = بلاک ••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••• دوستان خوبم اول لايك بعد نظرات خودتون رو كامنت كنيد ️ •••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••• مردان عاشق احترامند، اما اگر متوجه خيانت رفتاري زنان شوند هرگز نمي توانند ... ‏👍ⓛⓘⓚⓔ👍
هرگونه کامنت غیر اخلاقی = بلاک •••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••
دوستان خوبم اول لايك 👍
بعد نظرات خودتون رو كامنت كنيد 🙏❤️ ••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••
مردان عاشق احترامند، اما اگر متوجه خيانت رفتاري زنان شوند هرگز نمي توانند آرامش دروني خود را در كنار همسرانشان كه با زبان تملق از آن ها تمجيد مي كنند كسب كنند.
توضيح : حال بايد چه كرد كه ((اعتماد )) بعد خيانت دوباره بازسازي شود؟!!
خلاصه از اصول كنترل آزردگي و بازسازي اعتماد..
١) اجازه دهيد زمان خاطراتي را كه موجب تحريك احساس آزردگي مي شود، كم رنگ كند.. (( حدود ٢ سال))
٢) از زندگي كردن با اشتباهات گذشته بپرهيزيد و بر زمان حال و آينده تمركز كنيد. در زمان حال نيز به شدت از ياد آوري خاطرات گذشته اجتناب كنيد .
٣) از آزردگي تان به عنوان وسيله ايي براي گرفتن امتياز از همسرتان و رسيدن به خواسته تان خود داري كنيد.
چگونگي بازسازي اعتماد .......
قانون حمايت و قانون صداقت را به كار ببريد ••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••
👫 همسرتون يا عشقتون رو تگ @ كنيد...👬
•••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••• ‏
Read more
کیک گیلاس از معصومه جون @masom.azhiri #کیک_گیلاس_لذت_اشپزی به تاريخ های روی سنگ قبر نگاه ...
Media Removed
کیک گیلاس از معصومه جون @masom.azhiri #کیک_گیلاس_لذت_اشپزی به تاريخ های روی سنگ قبر نگاه کنید: تاريخ تولد- تاريخ مرگ؛ آنها فقط با يك خط فاصله از هم جدا شده اند، همين خط فاصله كوچك نشان دهنده تمام مدتي است كه ما روي كره زمين زندگي كرده ايم. ما فقط به اندازه يك " خط فاصله" زندگي مي كنيم و ارزش ... کیک گیلاس

از معصومه جون

@masom.azhiri
#کیک_گیلاس_لذت_اشپزی

به تاريخ های روی سنگ قبر نگاه کنید:
تاريخ تولد- تاريخ مرگ؛
آنها فقط با يك خط فاصله از هم جدا شده اند، همين خط فاصله كوچك نشان دهنده تمام مدتي است كه ما روي كره زمين زندگي كرده ايم.
ما فقط به اندازه يك " خط فاصله" زندگي مي كنيم و ارزش اين خط كوچك را تنها كساني مي دانند كه به ما عشق ورزيده اند...
آنچه در زمان مرگ مهم است پول و خانه و ثروتي كه باقي مي گذاريم نيست، بلكه چگونه گذراندن اين خط فاصله است.
بياييد به چرايى خلقتمان بيانديشيم،
بياييد بيشتر يكديگر را دوست داشته باشيم،
دير تر عصباني شويم،
بيشتر قدرداني كنيم،
كمتر كينه توزي كنيم،
بيشتر احترام بگذاريم،
بيشتر لبخند بزنيم
و به ياد داشته باشيم كه اين " خط فاصله" خيلی كوتاه است..!
✨✨امشب شب تولد🎂🎂 منه.. تمام روزهای سختم را با شمع های تولدم فوت خواهم کرد و سالِ جديد زندگيم را با ارزوي سلامتي ام شروع خواهم كرد...!
امروز همون روزي که منتظراومدنش هستم و امروز به37 سالگی رسیدم، به امیدروزاخوب💗💗💗💗
✨ سادگی شیک ترین ژست دنیاست.. #کیک_تولد_خونگی #کیک_گیلاس #چیدمان #سادگی_شیک_ترین_ژست_دنیاست #گیلاس🍒 #ایده_بگیر ‍
#کیک_گیلاس
آرد : ۲ پیمانه (لیوان دسته دار فرانسوی)
شکر : ۱ پیمانه
تخم مرغ : ۳ عدد
آلبالو یا گیلاس یا مخلوط هردوهسته گرفته : ۳۰۰ گرم
روغن مایع : ۲/۳ پیمانه
ماست : ۱ پیمانه
بکینگ پودر : ۲ ق چ پر
وانیل : نوک ق چ
طرز تهیه:
تخم مرغهارو باشکر و وانیل میزنیم تا کش دارو کرم رنگ بشه.روغن و ماست رو اضافه میکنیم.آرد رو با بکینگ پودر از قبل الک کرده سفیده رو به آرامی اضافه میکنیم
داخل قالب کاغذ روغنی انداخته و چربش میکنیم(قالب بیست سانتی).مقداری از مایع کیک رو ته قالب ریخته صاف میکنیم.نصف آلبالوهای هسته گرفته رو روش میچینیم و بقیه مایع رو روی اونا ریخته صاف میکنیم و بقیه آلبالو هارو روش میچینیم و در فر گرم با حرارت۱۸۰درجه ۴۵ دقیقه میپزیم...
Read more
<span class="emoji emoji2b1b"></span> شهادت رئیس مذهب، حضرت امام جعفر ابن محمد الصادق علیهماالسلام بر شیعیان حقیقی حضرت تسلیت باد. . <span class="emoji emoji1f525"></span>نمرود ...
Media Removed
شهادت رئیس مذهب، حضرت امام جعفر ابن محمد الصادق علیهماالسلام بر شیعیان حقیقی حضرت تسلیت باد. . نمرود باز آتشی دگر در خانه ابراهیم شهر مدینه انداخت... . مفضل بن عمر از بزرگان صحابه امام صادق علیه السلام میگوید: منصور به حاكم خود در مكه و مدينه به نام «حسن بن زيد» پيام داد كه خانه امام صادق ... ⬛ شهادت رئیس مذهب، حضرت امام جعفر ابن محمد الصادق علیهماالسلام بر شیعیان حقیقی حضرت تسلیت باد.
.
🔥نمرود باز آتشی دگر در خانه ابراهیم شهر مدینه انداخت...
.
◾مفضل بن عمر از بزرگان صحابه امام صادق علیه السلام میگوید:
منصور به حاكم خود در مكه و مدينه به نام «حسن بن زيد» پيام داد كه خانه امام صادق عليه السلام را بسوزان❗️
👈 پس حاكم نیز اين دستور را اجرا كرد و خانه امام صادق عليه السلام را آتش زد❗️
👈 به طورى كه شعله هاى آن به در خانه و دهلیز خانه رسيد❗️
.
◾پس امام صادق عليه السلام بيرون آمدند و وارد آتش شدند و در حالى كه در ميان آتش قدم مى زدند میفرمودند:
منم فرزند رگ ريشه هاى زمين - که بقاء آن به من بستگی دارد❗️ -
◾️و منم پسر ابراهيم خليل عليه السلام که نمرود او را در میان آتش انداختند آتش برای او گلستان شد❗️
.
📕 کتاب الكافي جلد ۱ كِتَابُ الْحُجَّة‏ بَابُ مَوْلِدِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ علیه السلام❗️
.
◾سپس نقل میکند: يك روز بعد از آتش زدن خانه حضرت در مدينه به محضر حضرت مشرف شدم❗️
👈 اما ديدم حضرت بسيار غمگين است و اشك از ديدگانش بر صورتش مى ريخت❗️
عرض كردم:
این بار اول نیست که خانه شما اهل بیت علیهم السلام آتش زده اند، ▪️ چنانکه خانه فاطمه زهرا علیها السلام را نیز آتش زدند 🔥
پس چرا ناراحت و گريان هستید⁉️ حضرت فرمود:
◾در روز قبل، وقتى كه آتش در خانه ام زبانه میكشيد ديدم که بانوان شيون زنان براى حفظ جان خود از آتش به اين طرف و آن طرف فرار میکنند❗️ لذا به ياد ترس و هراس بانوان اهل بيت جدم امام حسين عليه السلام افتادم 😭
👈 كه در روز عاشورا دشمن خيمه هاى آنها را آتش زد❗️
و به آنها هجوم آورد❗️
در حالى كه منادى دشمن فرياد مى زد:
👈 خیام ظالمان را بسوزانيد 😭 .
____________________
.
⬛ فقال الإمام عليه السلام اعلموا انه لما أخذت النار ما في الدهليز نظرت إلى نسائي وبناتي يتراكضن في الدار من حجرة إلى حجرة ومن مكان إلى مكان هذا وأنا معهن فتذكرت روعة عيال جدي الحسين (ع) يوم عاشوراء لما هجم القوم عليهن والمنادي ينادي: أحرقوا بيوت الظالمين.
____________________
.
📚 سلسلة مجمع مصائب أهل البيت (عليهم السلام)-الجزء الرابع-للخطيب الشيخ محمد الهنداوي.
.
.
◼آجـرک الـلـه یـا بـقـیـةالـلـه ◼
.
.
.
#شهادت_امام_صادق #امام_صادق #رئیس_مذهب_شیعه #حدیث #شیعه
Read more
تاريك شد هوا و تو رفتي به شهر نور 🖤 بي درد و ترس كردي از اين زندگي عبور 🖤 از ان زمان كه فاصله افتاد بين ما ...
Media Removed
تاريك شد هوا و تو رفتي به شهر نور 🖤 بي درد و ترس كردي از اين زندگي عبور 🖤 از ان زمان كه فاصله افتاد بين ما 🖤 هر شب به ياد قبل تورا ميكنم مرور🖤 يك چهره داشتي پر از احساس هاي ناب 🖤 يك قلب مطمعن پر از ايمان و عشق شور🖤 دستي كه از لطافت بسيار پينه داشت🖤 عمري پر از شرافت و از كينه ها به دور 🖤 بابا بزرگ نازنينم ... تاريك شد هوا و تو رفتي به شهر نور 🖤
بي درد و ترس كردي از اين زندگي عبور 🖤
از ان زمان كه فاصله افتاد بين ما 🖤
هر شب به ياد قبل تورا ميكنم مرور🖤

يك چهره داشتي پر از احساس هاي ناب 🖤
يك قلب مطمعن پر از ايمان و عشق شور🖤
دستي كه از لطافت بسيار پينه داشت🖤
عمري پر از شرافت و از كينه ها به دور 🖤

بابا بزرگ نازنينم چه زود به سوگت نشستيم. قرار بود يك جا همه دخترات رو با هم ببيني، خو شحاليت از ديدن سحر و الورا بي نهايت بود، اه كه چه زود اسماني شدي، كلي خبرهاي خوب برات داشتم، دلم برا روزهايي كه تا بيدار ميشدم اول لبخندت رو ميديدم بعد سلام مي كرديم داره يك زره ميشه.
انقدر خوبي كه خدا گلچين كرد تا عيد سر سفره او بنشيني و داغ نداشتنت چه عيدي رو براي ما بسازه😭😫 دوستت دارم ، ارام بخواب
Read more
ايستاده دست مي زنيم به عشق عشقمون ️perspolis️ وهمه اونايي كه تو اين قهرماني نقش ارزنده اي داشتند از مديرعامل كه بالاترين شخص باشگاست تا مربيان وبازيكنان و تيم پزشكي و ماساژورها و تداركات تيم و تمامي كارمندان باشگاه محبوبم كه هيچ وقت كسي اونها رو نديده و نمي شناسه از همه مديران باشگاه ... ايستاده دست مي زنيم
به عشق عشقمون ❤️perspolis❤️
وهمه اونايي كه تو اين
قهرماني نقش ارزنده اي
داشتند از مديرعامل كه
بالاترين شخص باشگاست
تا مربيان وبازيكنان و تيم
پزشكي و ماساژورها و
تداركات تيم و تمامي
كارمندان باشگاه محبوبم
كه هيچ وقت كسي اونها رو
نديده و نمي شناسه از همه
مديران باشگاه و در اخر از
همه هوادارامون و
مخصوصا ليدرهايي كه
تو سرما وگرما شهر به شهر
استاديوم به استاديوم
دنبال اين عشق دويدن
ومرسي از همشون كه
پرچمدارن خدايا به
همشون سلامتي و
سربلندي بده امين 🙏🙏
امشب از برانكو درسي
جديد رو ياد گرفتم مرسي
از سرمربي تيم محبوبم كه
به بازيكنهاي تيممون
هم احترام و هم سربلندي
رو براشون ارزو كرد به
اميد پيروزي وقهرماني
مجدد ارتش سرخ 👍🏻❤️
@ivankovic_branko
Read more
وَ لَوْ لا إِذْ دَخَلْتَ جَنَّتَكَ قُلْتَ ما شاءَ اللَّهُ لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ إِنْ تَرَنِ ...
Media Removed
وَ لَوْ لا إِذْ دَخَلْتَ جَنَّتَكَ قُلْتَ ما شاءَ اللَّهُ لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ إِنْ تَرَنِ أَنَا أَقَلَّ مِنْكَ مالًا وَ وَلَداً «39» وچرا آنگاه‌كه وارد باغت شدى، نگفتى: ماشاءاللّه (آنچه خدا بخواهد)، هيچ نيرويى جز به (قدرت) خدا نيست؟ اگر مرا از نظر مال و فرزند، كمتر از خويش مى‌بينى! پيامبر ... وَ لَوْ لا إِذْ دَخَلْتَ جَنَّتَكَ قُلْتَ ما شاءَ اللَّهُ لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ إِنْ تَرَنِ أَنَا أَقَلَّ مِنْكَ مالًا وَ وَلَداً «39»
وچرا آنگاه‌كه وارد باغت شدى، نگفتى: ماشاءاللّه (آنچه خدا بخواهد)، هيچ نيرويى جز به (قدرت) خدا نيست؟ اگر مرا از نظر مال و فرزند، كمتر از خويش مى‌بينى!
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود: هر نعمتى كه خداوند از مال و فرزند به بنده‌اش مى‌بخشد، اگر بگويد: «ما شاء الله و لا قوة الا بالله»، خداوند آفات و ناراحتى‌هاى او را دفع مى‌كند تا به آرزويش برسد. سپس اين آيه را تلاوت فرمود. «1»
همچنين در روايات آمده است: جمله‌ى «لا حول و لا قوة الا بالله» سبب دفع بلا و دوام نعمت مى‌شود و گنجى از گنج‌هاى بهشت است. «2»
پیام ها
1- توبيخ وسرزنش بايد همراه با ارشاد ورهنمود باشد. لَوْ لا ... قُلْتَ ما شاءَ اللَّهُ‌
2- عقيده به تنهايى كافى نيست، بايد با زبان نيز اقرار كرد. «قُلْتَ ما شاءَ اللَّهُ»
3- هنگام برخورد با مناظر زيباى طبيعت، به ياد خدا باشيم كه همه‌ى نعمت‌ها از اوست. «لَوْ لا إِذْ دَخَلْتَ جَنَّتَكَ قُلْتَ ما شاءَ اللَّهُ»
4- براى پيشگيرى از غفلت و غرور، هنگام برخورد با نعمت‌ها اراده الهى را فراموش نكنيم. «ما شاءَ اللَّهُ»
5- مؤمن به خاطر كمى مال و فرزند، خود را نمى‌بازد. «إِنْ تَرَنِ» يعنى تو مرا كم مى‌بينى، نه آنكه من كم هستم.
«1». تفسير درّالمنثور.
«2». تفسير كنزالدقايق.
تفسير نور(10جلدى)، ج‌5، ص: 174
#طهرآن_آذری #ماشالله_کبیر
#سوره_کهف #ماشاالله #ماشالله
#قرائتی #تفسیر_نور
#تجریش_مقصودبیک_110
Read more
نشسته بودم و داشتم قورمه سبزي ميخوردم كه كارولين زنگ زد. فكر كردم زنگ زده كه بيا صحبت كردم توهم ميتوني ...
Media Removed
نشسته بودم و داشتم قورمه سبزي ميخوردم كه كارولين زنگ زد. فكر كردم زنگ زده كه بيا صحبت كردم توهم ميتوني بياي اتاق عمل. پرسيدكجايي، گفتم خونه دارم ناهار ميخورم. گفت پاشوبيا بچه تو تحويل بگير، به دنيا اومد. بدوبدو حاضرشدم و رفتم بيمارستان. كارولين پشت شيشه اتاق نوزادان ايستاده بود. با پرستارهماهنگ ... نشسته بودم و داشتم قورمه سبزي ميخوردم كه كارولين زنگ زد. فكر كردم زنگ زده كه بيا صحبت كردم توهم ميتوني بياي اتاق عمل. پرسيدكجايي، گفتم خونه دارم ناهار ميخورم. گفت پاشوبيا بچه تو تحويل بگير، به دنيا اومد. بدوبدو حاضرشدم و رفتم بيمارستان. كارولين پشت شيشه اتاق نوزادان ايستاده بود. با پرستارهماهنگ كردن بود كه برم داخل بخش. رفتم و يك بقچه سبزرنگ تحويل من داد، با دوچشمي كه ازداخل پارچه داشتند نگاهم ميكردند. بچه رو تحويل گرفتم و اون دوتاچشم همچنان نگاهش به من بود. نمي دونم كه به قانون اولين نگاه اعتقادداريد يا نه. و من اعتقاد داشتم. و اون موجودي كه ازمن بود وخودمن بود با اولين نگاهش روح منو تسخير كرد.
دوسه هفته پيش از من پرسيد: بابا gravity چيه. و من نمي دونستم كه جاذبه رو چطور ميشه به يك بچه شش سال و نيمه توضيح داد. اينترنت رو جستجو كردم وفيلمي شش هفت دقيقه اي درمورد جاذبه در Vimeo پيداكردم به زبان ساده براي نوجوانان و به زبان انگليسي. گذاشتم كه نگاهش كنه . وسطش پرسيدم كه چي ميگه. و گفت تو نمي فهمي، داره انگليسي حرف ميزنه. و من ساكت شدم. آخرش دوباره پرسيدم ميشه به منم توضيح بدي؟ چيزهايي درمورد جاذبه دردمين و فضا گفت و اينكه اگر جاذبه نبود ماشين ها هم مثل پرنده ها پرواز مي كردند.
ميدونيد، جاذبه براي من مفهوم متفاوتي داره بااون چيزي كه براي مزدك هست. چيزي هست ماورا توصيف و توضيح، اگر در فيزيك اين جسم سنگين تر هست كه جاذبه داره و اجسام كوچيك تر رو به سمت خودش ميكشه ، در روابط پدروفرزندي اون چيزي كه جاذبه شديدتري داره كودكيه كه هرروز و هرروز بيشتر از روز قبلش من پدرش رو متحير و مات خودش مي كنه. امروز در مورد بومرنگ از من لرسيد و ديروز درمورد كريستال الماس. پارسال هم كه تفاوت تيرانازاروس و براكيوزاروس رو پرسيده بود. مانند معلمي كه خودش رو به ندانستن زده، با سوالاتش مجبورم مي كنه كه دوباره بخونم و يادبگيرم. ياد اون نوشته كتاب هزارتوهاي بورخس مي افتم كه به نقل از افلاطون نوشته بود: هيچ چيز جديدي نيست، مگر ازياد رفته اي. و اين بچه هرروزبه من يادآور ميشه كه حجم فراموشي من چقدر بزرن است.
اين نوشته قراربود درمورد رابطه قورمه سبزي و نخود باشه. نخودي كه ديروز تولدش بود. اگر طولاني شد ببخشيد.
Read more
 #اسطوره‌ ناصر حجازي جزو اسطوره‌هاي #فوتبال ماست، مردي كه فارغ از بحث نتيجه‌گيري و هياهوي مربيگري ...
Media Removed
#اسطوره‌ ناصر حجازي جزو اسطوره‌هاي #فوتبال ماست، مردي كه فارغ از بحث نتيجه‌گيري و هياهوي مربيگري همواره مورد احترام طرفداران #استقلال و #پرسپوليس بوده و هست. امسال در حالي به اتمام مي‌رسد كه غم نبودن ناصرخان چهارساله مي‌شود.البته مي‌دانيم كه خاطره ناصرخان در سال آينده هم از ذهن هيچ‌كس پاك ... #اسطوره‌
ناصر حجازي جزو اسطوره‌هاي #فوتبال ماست، مردي كه فارغ از بحث نتيجه‌گيري و هياهوي مربيگري همواره مورد احترام طرفداران #استقلال و #پرسپوليس بوده و هست.
امسال در حالي به اتمام مي‌رسد كه غم نبودن ناصرخان چهارساله مي‌شود.البته مي‌دانيم كه خاطره ناصرخان در سال آينده هم از ذهن هيچ‌كس پاك نمي‌شود.
4 سال گذشت و ما ناصر حجازي نداريم
مي‌رويم در چهارمين سالي كه ناصر حجازي عزيز را در كنار خود نداريم. 4 سال از درگذشت مردي مي‌گذرد كه اگرچه آبي بود اما حرمتش بيش از رنگ‌ها بود. قرمز و آبي او را دوست داشتند و پاك بودنش را ستايش مي‌كردند. كتمان نمي‌كنيم كه درگذشت حجازي زخمي عميق بر پيكر فوتبال #ايران وارد كرد. بودن آدم‌هايي مانند او شايد باعث درست شدن اين فوتبال نمي‌شد اما حجازي‌ها مرهم بودند و به ما قوت قلب مي‌دادند. هميشه در فوتبال به دنبال آدم‌هاي خانواده‌دار بوده و هستيم و افسوس كه اين ويژگي را زياد در اين فوتبال نمي‌بينيم و سراغ نداريم. حيف شد واقعاً. رفتن #از اين دنيا براي #ناصرحجازي زود بود اما همه آنهايي كه زياد از دست #دنيا حرص مي‌خورند #و چيزهايي #را مي‌بينند #كه آزارشان مي‌دهد، خيلي دوام نمي‌آورند. آنها مي‌روند تا اول از همه خودشان را خلاص كنند و ما را در اين تنهايي و عزلت رها مي‌كنند. امروز به ياد ناصر حجازي بوديم و سالي كه به زودي مي‌‌آيد و ما دوباره مي‌فهميم كه ناصر حجازي نداريم.
#خبرورزشي #روزنامه #نوستالژي #khabarvarzeshi #khabarsport
Read more
ليوان چاي رو برداشت و عطرش رو بو كشيد. ابر بالاي ليوان چاي كه محو شد، ليوان رو بين كف دو دست گرفت؛ گرماي ...
Media Removed
ليوان چاي رو برداشت و عطرش رو بو كشيد. ابر بالاي ليوان چاي كه محو شد، ليوان رو بين كف دو دست گرفت؛ گرماي مطبوعش، عصر سرد پاييزي رو دلچسب مي كرد؛چشمهاش رو بست. مهتاب پرسيد: اخر فيلم ديشبي چي شد؟ تلگرام بازي مي كردم، متوجه نشدم. گفت: بذار چايم رو بخورم بعد! مهتاب اخم كرد و گفت: وا! خب بخور و تعريف كن. از ... ليوان چاي رو برداشت و عطرش رو بو كشيد. ابر بالاي ليوان چاي كه محو شد، ليوان رو بين كف دو دست گرفت؛ گرماي مطبوعش، عصر سرد پاييزي رو دلچسب مي كرد؛چشمهاش رو بست.
مهتاب پرسيد: اخر فيلم ديشبي چي شد؟ تلگرام بازي مي كردم، متوجه نشدم.
گفت: بذار چايم رو بخورم بعد!
مهتاب اخم كرد و گفت: وا! خب بخور و تعريف كن.
از توي قندون يه قند كوچك رو برداشت گوشه ي لپش گذاشت. جرعه جرعه چاي رو آروم نوشيد. عطر خوش چاي رو حس كرد.
ليوان رو روي ميز گذاشت. اروم تكيه داد به مبل و سكوت كرد. چند دقيقه بعد پرسيد: چيو مي خواستي بدوني مهتاب؟
مهتاب تكرار كرد، اخر فيلم ديشب رو.
لبخند زد و شروع كرد به تعريف كردن با آب و تاب...
اخرش گفت: عزيزكم ياد بگير از زندگي لذت ببري!
مهتاب گفت: يعني چكار كنم؟
گفت: دقيقا هيچ كاري نكن! وقتي چاي مي نوشي، فقط چاي بنوش. وقتي فيلم مي بيني فقط فيلم ببين. وقتي داري غذا مي خوري فقط غذا بخور، از ذره ذره عطر و طعمش لذت ببر. اين يعني لذت چاي خوردن، لذت فيلم ديدن، لذت غذا خوردن. لذت زندگي كردن.
گاهي هيچ كاري نكن فقط كنار خودت، با خودت بمون. زندگي كن. واقعي زندگي كن. .
.
#فرنگيس_حقيقي #شمعداني_قرمز #شمعدانيهاي_سرخ
Read more
. reza yazdani: پدرم هميشه بر اين باور بود كه زندگى ادامه داره و بايد درست ، خوب ، پاك و پويا زندگى كرد.. از ...
Media Removed
. reza yazdani: پدرم هميشه بر اين باور بود كه زندگى ادامه داره و بايد درست ، خوب ، پاك و پويا زندگى كرد.. از قديم هميشه به من ميگفت كه هر روز بايد ورزش كنى و هميشه ميپرسيد كه امروز ورزش كردى؟يا هر زمان منو تو لباس دروازبانى ميديد كه از فوتبال برميگشتم خوشحال ميشد... هميشه ميگفت براى طرفدارات وقت ... .
reza yazdani:
پدرم هميشه بر اين باور بود كه زندگى ادامه داره و بايد درست ، خوب ، پاك و پويا زندگى كرد..
از قديم هميشه به من ميگفت كه هر روز بايد ورزش كنى و هميشه ميپرسيد كه امروز ورزش كردى؟يا هر زمان منو تو لباس دروازبانى ميديد كه از فوتبال برميگشتم خوشحال ميشد...
هميشه ميگفت براى طرفدارات وقت بزار، بهشون خيلى احترام بزار و سعى كن هميشه يه چيز تازه براشون داشته باشى و با انرژى تمام كنسرتاتو برگزار كن و نزار اجراها برات عادى بشن و هر بار كه روى صحنه مى رى فكر كن بار اوله با تمام قدرت بهشون انرژى بده...
ميگفت هميشه كار خير بكن، خودش اين چند سال اخير تمام سرمايه اى رو كه طى همه اين سالها جمع كرده بود رو وقف ساخت مدرسه كرد...
من هميشه به حرف پدر گوش دادم و اينبار هم تمام سعيمو ميكنم كه همه اين كارهارو انجام بدم و اينبار هم همينطور به حرفش و وصيتى كه آويزه گوشمه عمل كنم..
كنسرت ١٨ ارديبهشت تهران رو هم با انرژى تمام در كنار هم اجرا خواهيم كرد به يادش و احترامش و ارزش بسيارى كه براى مردم قائل بود...
از شما هم ميخوام كه با انرژى تمام شركت كنيد كه با هم شب به ياد موندنى رو به يادش بسازيم...
روحش شاد و قرين رحمت الهى...
Read more
كنسرت ١٨ ارديبهشت تهران رو با انرژى تمام در كنار هم اجرا خواهيم كرد به ياد پدر و احترامش و ارزش بسيارى ...
Media Removed
كنسرت ١٨ ارديبهشت تهران رو با انرژى تمام در كنار هم اجرا خواهيم كرد به ياد پدر و احترامش و ارزش بسيارى كه براى مردم قائل بود... از شما هم ميخوام كه با انرژى تمام شركت كنيد ... پدرم هميشه بر اين باور بود كه زندگى ادامه داره و بايد درست ، خوب ، پاك و پويا زندگى كرد.. از قديم هميشه به من ميگفت كه هر روز بايد ... كنسرت ١٨ ارديبهشت تهران رو با انرژى تمام در كنار هم اجرا خواهيم كرد به ياد پدر و احترامش و ارزش بسيارى كه براى مردم قائل بود...
از شما هم ميخوام كه با انرژى تمام شركت كنيد ... پدرم هميشه بر اين باور بود كه زندگى ادامه داره و بايد درست ، خوب ، پاك و پويا زندگى كرد..
از قديم هميشه به من ميگفت كه هر روز بايد ورزش كنى و هميشه ميپرسيد كه امروز ورزش كردى؟يا هر زمان منو تو لباس دروازبانى ميديد كه از فوتبال برميگشتم خوشحال ميشد...
هميشه ميگفت براى طرفدارات وقت بزار، بهشون خيلى احترام بزار و سعى كن هميشه يه چيز تازه براشون داشته باشى و با انرژى تمام كنسرتاتو برگزار كن و نزار اجراها برات عادى بشن و هر بار كه روى صحنه مى رى فكر كن بار اوله با تمام قدرت بهشون انرژى بده...
ميگفت هميشه كار خير بكن، خودش اين چند سال اخير تمام سرمايه اى رو كه طى همه اين سالها جمع كرده بود رو وقف ساخت مدرسه كرد...
من هميشه به حرف پدر گوش دادم و اينبار هم تمام سعيمو ميكنم كه همه اين كارهارو انجام بدم و اينبار هم همينطور به حرفش و وصيتى كه آويزه گوشمه عمل كنم..
كنسرت ١٨ ارديبهشت تهران رو هم با انرژى تمام در كنار هم اجرا خواهيم كرد به يادش و احترامش و ارزش بسيارى كه براى مردم قائل بود...
از شما هم ميخوام كه با انرژى تمام شركت كنيد كه با هم شب به ياد موندنى رو به يادش بسازيم...
روحش شاد و قرين رحمت الهى...
Read more
. از ياد نبر كه از ياد نبردمت... از ياد نبر كه در تمام اين مدت باهر اسم مشابهي از تو، تمام وجودم گوش ...
Media Removed
. از ياد نبر كه از ياد نبردمت... از ياد نبر كه در تمام اين مدت باهر اسم مشابهي از تو، تمام وجودم گوش ميشد بلكه صداي تو باشد... از ياد نبر كه بعداز تو جواب تمام دوستت دارم ها ، لبخند شد... از ياد نبر تمام روزهايي كه كنارم نبودي ... من كنار اين پنجره چشم به كوچه دوختم... شايد اتفاقي از اينجا بگذري... از ... .
از ياد نبر كه از ياد نبردمت...
از ياد نبر كه در تمام اين مدت باهر اسم مشابهي از تو،
تمام وجودم گوش ميشد بلكه صداي تو باشد...
از ياد نبر كه بعداز تو جواب تمام دوستت دارم ها ، لبخند شد...
از ياد نبر تمام روزهايي كه كنارم نبودي ...
من كنار اين پنجره چشم به كوچه دوختم...
شايد اتفاقي از اينجا بگذري...
از ياد نبر روزي كسي از كنارم رد شد و بوي عطر تو را ميداد...
تمام راه را دنبالش دويدم...صدايش كردم...
گفتم بماند...
نگاهم كرد و گفت :دخترك ديوانه!!!
آن مرد تو نبودي...
از ياد نبر تمام شبهايي كه در آغوش او از لذت نفس نفس ميزدي...
من...
اينجا...
به ياد آغوشت تا صبح نفسم تنگ شده بود...
از ياد نبر تمام روزهايي كه ميشد كنارم باشي و
نبودي...
دونفره ها را ديدم...
دستهاي قفل شده...
نگاه هاي پر از عشق...
وسوختم...
سوختم و هيچكس نفهميد در درونم چه محشري برپا بود...
از ياد نبر دلواپسي هاي مادرم را ...
كه ذره ذره آب شدن دخترش را مي ديد و هر روز پيرتر ميشد...
از يادنبركه تمام اين مدت باهر زنگ تلفن ازجا
پريدم...و هرصدايي را ميشنيدم جز صداي
تو...
عشقم را ازياد بردي...
التماس نگاهم را فراموش كردي...
سردي دستانم را ناديده گرفتي...
لااقل از ياد نبر دلي كه شكستي مرحمي ندارد..
اشكي كه جاري كردي،دستي براي پاك كردنش ندارد...
اعتمادي كه از بين بردي....
آخ لعنتي!!...
بااين بي اعتمادي به عالم و آدم چه كنم؟!...
چه بگويمت!!...
نفرين كه نه!!
هنوز هم اگر از تو بپرسند...
جز عشق و دوست داشتنت چيزي از دهانم
نخواهند شنفت....
اما بگو چه كنم كه آرام گيرم...
معشوق فراموش كار من..!!
از ياد نبر كسي را كه سوزانديش چشم به راهت است...
تا خاكستر نشده برگرد...
برگرد و دوباره آتشي برسوختنم بيفكن و برو...
قول مي دهم بسوزم و عاشقت بمانم...
اي مردِ زنهاي ديگر!!!
از ياد نبر...كه از ياد نبردمت...
Read more
 #گربه_های_پاریس متن وصيتنامه ثريا اسفندياری همسر محمدرضا شاه كه به علت باردار نشدن مجبور به جدايی ...
Media Removed
#گربه_های_پاریس متن وصيتنامه ثريا اسفندياری همسر محمدرضا شاه كه به علت باردار نشدن مجبور به جدايی از شاه شد : بعد از مرگم تمام ثروتم را به گربه های پاريس مي بخشم ! می دانم مردم ايران در فقر و بد بختی هستند ولی راضی نيستم يك ريال از اين پول كه حق خودشان هم هست به آنها برسد ! چون چشم و رو ندارند . چشم ... #گربه_های_پاریس
متن وصيتنامه ثريا اسفندياری همسر محمدرضا شاه كه به علت باردار نشدن مجبور به جدايی از شاه شد :👌👌👌
بعد از مرگم تمام ثروتم را به گربه های پاريس مي بخشم ! می دانم مردم ايران در فقر و بد بختی هستند ولی راضی نيستم يك ريال از اين پول كه حق خودشان هم هست به آنها برسد !
چون چشم و رو ندارند . چشم و روی گربه ها از اين مردم بيشتر است .
رضا شاه مرحوم برايشان دانشگاه ساخت ، جاده و بيمارستان و نظميه ساخت ، كاری كرد اگر يك زن با طبق طلا از اين سر كشور به آن سر كشور برود كسی معترضش نشود ، برای زنها حق زندگی آورد و سعی كرد آنها را از زير سلطه مردها بيرون بكشد و حق و حقوقشان را بشناسد ، خواست چادر سياه اسارت را از سرشان باز كند و طعم آزادی را بهشان بچشاند ، به مردهای شال و قبا و كهنه پوش كت و شلوار و كلاه پوشاند و بچه هايشان را با خرج دولت فرستاد فرنگ تا سواد ياد بگيرند و بيايند ايران را بسازند ، اما مردم چه كردند ؟؟؟ با وعده بهشت ملاها بيرونش كردند .
محمدرضا شاه آمد كاری كرد سنگاپوريها و چشم تنگها بيايند براي ايرانی كلفتی و نوكری كنند ، عربها التماس كنند كه يك شب بتوانند در كابارهای ايرانی زن ايرانی را تماشا كنند ، در چاه های نفت را بست تا انگليس دستش از مملكت كوتاه شود ، با برپايی جشن ٢٥٠٠ ساله شاهنشاهی عظمت ايران را به رخ دنيا كشيد ، براي دخترها مدرسه رقص فولكوريك باز كرد ، دلار را ٧ ريال تصويب كرد تا اهل فن و تفكر و علم راحت بتوانند بروند مملكت فرنگ ، كاری كرد كارمند و كارگر قادر باشند جلوی مهمانش گوسفند قربانی كنند، برای عظمت ايران هزار طرح و برنامه داشت و حتی ميخواست سنگاپور را بعنوان منطقه آزاد و تفرجگاه ايرانيان بخرد ( حالا سنگاپور شده جز كشورهای برتر جهان ) ولی مردم ايران برای رفتن به بهشت وعده ای ملاها بيرونش كردند ... حالا هم همين مردم منتظر باشند ملاها ببرندشان بهشت ... و در اين آخرين روزها آرزو ميكنم همانطور كه اشك همسرم ( اگر چه همسر پيشينم بود ولی چنان عظمت و بزرگی داشت كه مصر با اينكه او داماد سابقشان بود و فوزيه دختر ملك فاروقشان را طلاق داده بود ولی برای مراسم تشعيع اش قيامت كردند ) را در آوردند، روزی هزار بار اشكشان در بياييد ... برويد مردم ايران به اميد همان بهشتی باشيد كه قرار است ملاهای انگليسی شما را ببرند ، شما لياقت عظمت و بزرگی نداريد شما بايد پايمال شويد تا درد پايمال شدن را بفهميد ... برويد، چشم و روی گربه ها از شما بيشتر است.
#از_ماست_که_بر_ماست
Bade khoondanesh bayad mord😑
Read more
 #روز_معلم_مبارك . . اول اينكه، افتخار مي كنم كه بيست ساله معلمم. هيچ چيز قشنگتر از لحظه اي نيست ...
Media Removed
#روز_معلم_مبارك . . اول اينكه، افتخار مي كنم كه بيست ساله معلمم. هيچ چيز قشنگتر از لحظه اي نيست كه فردي به آدم مي گه: از شما چيزهايي ياد گرفتم كه كمكم كرد به اهدافم برسم. . . دوم اينكه مسير كاري من شايد با خيليها متفاوت باشه. من طَي اين بيست سال خدمتگزار و مدرس گروه هاي مختلفي بوده ام و هستم: ... #روز_معلم_مبارك
.
.
اول اينكه، افتخار مي كنم كه بيست ساله معلمم. هيچ چيز قشنگتر از لحظه اي نيست كه فردي به آدم مي گه: از شما چيزهايي ياد گرفتم كه كمكم كرد به اهدافم برسم. 💚💛💖
.
.
دوم اينكه مسير كاري من شايد با خيليها متفاوت باشه. من طَي اين بيست سال خدمتگزار و مدرس گروه هاي مختلفي بوده ام و هستم: دانش آموزان، دانشجوها، صاحبان كسب و كار، مديران و در سه سال اخير، مهاجران. كدوم گروه رو بيشتر دوست دارم؟ واقعا كار با هر كدوم اين گروه ها اينقدر جذاب و هيجان انگيزه كه نمي تونم انتخاب كنم. دانش آموزان نوجواني كه تازه دارن چالشهاي بزرگ زندگي از جمله ورود به دانشگاه رو تجربه مي كنند. دانشجوهايي كه آرمانگرا و پراميد (اما گاهي سردرگم) هستند. صاحبان كسب و كار و مديراني كه شايد ارائه چند تكنيك و استراتژي، نتايجشون رو متحول مي كنه و .... مهاجراني كه به دنبال اعتماد به نفس از دست رفته و موفقيت در زمان كوتاه هستند. .... تجربه كار با همه شيرينه و عاشق لحظات كارم با اونهام. ❤️❤️❤️
.
.
سوم اين كه يه اعتقاد قلبي دارم كه هر انساني كه مي بينيم هم معلم ما و هم شاگرد ماست. به عبارت ديگه اگه من معلم شما بوده ام (حضوري يا مجازي)، همزمان از شما ياد هم گرفته ام و البته بر عكس. پس از همه شما هم ممنونم كه هر روز نكته اي رو با حرفها و سوالات و رفتارتون به من ياد مي دين. 🙏🙏🙏
.
.
چهارم اين كه برخي معلمها بيش از بقيه ياد آدم مي مونن. از معلمهاي فارسي زبانم قطعا بايد از خانم خسروي، دكتر انتشاري و دكتر ميثمي ياد كنم كه خيلي حق به گردنم دارن. 💪💪💪
.
.
در آخر اينكه معلمي كار باشرافت و دشواريه. من هميشه در تلاشم كه براتون معلم خوبي باشم و اگه گاهي نتونستم، منو به بزرگي خودتون ببخشيد. ممنونم كه هستيد و اجازه مي دين كماكان معلمي كنم. 🌺🌺🌺
Read more
. #زندگي را با چيزهاي بسيار ساده،پر بايد كرد. #ساده ها سطحي نيستند. #خريد چند سيب ترش مي تواند به ...
Media Removed
. #زندگي را با چيزهاي بسيار ساده،پر بايد كرد. #ساده ها سطحي نيستند. #خريد چند سيب ترش مي تواند به عمق #فلسفه #ملاصدرا باشد. مشكل ما اين نيست كه براي #شيرين كردن زندگي،معجزه نمي كنيم،مشكل ما اين است كه همان قدر كه ويران مي كنيم،نمي سازيم، همان قدر كه #كهنه مي كنيم،تازگي نمي بخشيم،همان قدر كه #دور ... .
#زندگي را با چيزهاي بسيار ساده،پر بايد كرد. #ساده ها سطحي نيستند.
#خريد چند سيب ترش مي تواند به عمق #فلسفه #ملاصدرا باشد. مشكل ما اين نيست كه براي #شيرين كردن زندگي،معجزه نمي كنيم،مشكل ما اين است كه همان قدر كه ويران مي كنيم،نمي سازيم، همان قدر كه #كهنه مي كنيم،تازگي نمي بخشيم،همان قدر كه #دور مي شويم،باز نمي گرديم،همان قدر كه آلوده مي كنيم،پاك نمي كنيم،همان قدر كه تعهدات و پيمان هاي نخستين خود را #فراموش مي كنيم،آن ها را به ياد نمي آوريم،همان قدر كه از رونق مي اندازيم،رونق نمي بخشيم. مشكل اين است كه از همه #رويا هاي خوش آغاز دور مي شويم و اين دور شدن به معناي قبول سلطه ي بي رحمانه ي زمان است.

#نادر_ابراهیمی
📚 #یک_عاشقانه_ارام
Read more
متن وصيتنامه ثريا اسفندياری همسر محمدرضا شاه كه به علت باردار نشدن مجبور به جدايی از شاه شد : بعد از ...
Media Removed
متن وصيتنامه ثريا اسفندياری همسر محمدرضا شاه كه به علت باردار نشدن مجبور به جدايی از شاه شد : بعد از مرگم تمام ثروتم را به گربه های پاريسی مي بخشم ! می دانم مردم ايران در فقر و بد بختی هستند ولی راضی نيستم يك ريال از اين پول كه حق خودشان هم هست به آنها برسد ! چون چشم و رو ندارند . چشم و روی گربه ها از اين مردم ... متن وصيتنامه ثريا اسفندياری همسر محمدرضا شاه كه به علت باردار نشدن مجبور به جدايی از شاه شد :
بعد از مرگم تمام ثروتم را به گربه های پاريسی مي بخشم ! می دانم مردم ايران در فقر و بد بختی هستند ولی راضی نيستم يك ريال از اين پول كه حق خودشان هم هست به آنها برسد !
چون چشم و رو ندارند . چشم و روی گربه ها از اين مردم بيشتر است . رضا شاه مرحوم برايشان دانشگاه ساخت ، جاده و بيمارستان و نظميه ساخت ، كاری كرد اگر يك زن با طبق طلا از اين سر كشور به آن سر كشور برود كسی معترضش نشود ، برای زنها حق زندگی آورد و سعی كرد آنها را از زير سلطه مردها بيرون بكشد و حق و حقوقشان را بشناسد ، خواست چادر سياه اسارت را از سرشان باز كند و طعم آزادی را بهشان بچشاند ، به مردهای شال و قبا و كهنه پوش كت و شلوار و كلاه پوشاند و بچه هايشان را با خرج دولت فرستاد فرنگ تا سواد ياد بگيرند و بيايند ايران را بسازند ، اما مردم چه كردند ؟؟؟ با وعده بهشت ملاها بيرونش كردند . محمدرضا شاه آمد كاری كرد سنگاپوريها و چشم تنگها بيايند براي ايرانی كلفتی و نوكری كنند ، عربها التماس كنند كه يك شب بتوانند در كابارهای ايرانی زن ايرانی را تماشا كنند ، در چاه های نفت را بست تا انگليس دستش از مملكت كوتاه شود ، با برپايی جشن ٢٥٠٠ ساله شاهنشاهی عظمت ايران را به رخ دنيا كشيد ، براي دخترها مدرسه رقص فولكوريك باز كرد ، دلار را ٧ ريال تصويب كرد تا اهل فن و تفكر و علم راحت بتوانند بروند مملكت فرنگ ، كاری كرد كارمند و كارگر قادر باشند جلوی مهمانش گوسفند قربانی كنند، برای عظمت ايران هزار طرح و برنامه داشت و حتی ميخواست سنگاپور را بعنوان منطقه آزاد و تفرجگاه ايرانيان بخرد ( حالا سنگاپور شده جز كشورهای برتر جهان ) ولی مردم ايران برای رفتن به بهشت وعده ای ملاها بيرونش كردند ... حالا هم همين مردم منتظر باشند ملاها ببرندشان بهشت ... و در اين آخرين روزها آرزو ميكنم همانطور كه اشك همسرم ( اگر چه همسر پيشينم بود ولی چنان عظمت و بزرگی داشت كه مصر با اينكه او داماد سابقشان بود و فوزيه دختر ملك فاروقشان را طلاق داده بود ولی برای مراسم تشعيع اش قيامت كردند ) را در آوردند، روزی هزار بار اشكشان در بياييد ... برويد مردم ايران به اميد همان بهشتی باشيد كه قرار است ملاهای انگليسی شما را ببرند ، شما لياقت عظمت و بزرگی نداريد شما بايد پايمال شويد تا درد پايمال شدن را بفهميد ... برويد، چشم و روی گربه ها از شما بيشتر است.
بعد از خواندن متن وصیتنامه بانو ثریا به یادم آمد که:
وقتی دنیا به فکر تسخیر فضــــــــــــا بود،
❤️ادامه در كامنت❤️
Read more
. پنه لوپه کروز: «همه می‌دانند» درباره پیچیدگی رفتار انسان است. . اصغر فرهادی جدیدترین فیلمش ...
Media Removed
. پنه لوپه کروز: «همه می‌دانند» درباره پیچیدگی رفتار انسان است. . اصغر فرهادی جدیدترین فیلمش «همه می‌دانند» را با بازی یکی از سرشناس‌ترین زوج‌های هنری سینمای دنیا مقابل دوربین برده است: پنه لوپه کروز و خاویر باردم دو بازیگر اسپانیایی برنده اسکار که امسال با ساخته جدید فیلمساز ایرانی جشنواره ... .
پنه لوپه کروز: «همه می‌دانند» درباره پیچیدگی رفتار انسان است.
.
اصغر فرهادی جدیدترین فیلمش «همه می‌دانند» را با بازی یکی از سرشناس‌ترین زوج‌های هنری سینمای دنیا مقابل دوربین برده است: پنه لوپه کروز و خاویر باردم دو بازیگر اسپانیایی برنده اسکار که امسال با ساخته جدید فیلمساز ایرانی جشنواره فیلم کن را افتتاح کردند. در این مدت، کروز و باردم بارها و بارها درباره همکاری با فرهادی نظرات مختلفی را ابراز کرده‌اند. کروز 44 ساله در تازه‌ترین مصاحبه تصویری خود در جشنواره کن، از مهم‌ترین ویژگی کارهای فیلمساز ایرانی، شیوه داستان‌گویی‌اش و رویکرد فرهادی در ساخت فیلمی به زبان اسپانیایی حرف زده است.
.
صحبت های کروز را در ادامه میخوانید:

درباره ساختن فيلمى به زبان اسپانيايى توسط فرهادى من واقعا تحت تاثير قرار گرفتم. ولی نكته اينجاست كه او نقل مكان كرد به اسپانيا و زندگی در اين كشور را تجربه كرد و زبانش را ياد گرفت و با مردم و خيابان ها و فرهنگش آشنا شد و وقتي داريد فيلم رو تماشا مى كنيد نمى تونيد باور كنيد اين فيلم را يك كارگردان ايرانى ساخته و
مشغول تماشاى فيلم هستيد اين موضوع را به كلى از ياد میبرید.
:
اسمش اينه كه يك فيلم اسپانيايي زبانه اما ضمنا داستاني رو روايت ميكنه كه ممكنه در هر جاي دنيا اتفاق بيفته.
ولي وقتى تصميم مى گيريد قصه تان را در اسپانيا روايت كنيد
پاي مسايلي مثل دكور صحنه مدل حرف زدن آدم ها با همديگه و ديالوگ ها در ميونه
هيچ نشونه اي وجود نداره كه بهتون اين احساس رو منتقل كنه
كه آهان ديدي معلومه كارگردانش ايرانيه !
با اينكه خودش واقعا مقيم اينجا نيست ولي اصلا همچين حسي بهتون نمي ده و آدم واقعا تحت تاثير قرار مي گيره.
:
درباره مهم ترین ویژگی فیلم های فرهادی میتونم بگم :حقيقت !
او هميشه به قدری به نشان دادن حقيقت نزديك مي شه كه مخاطب از ياد می بره مشغول تماشای فيلمه.
چيزي كه به تصوير مي كشه خيلي زنده و واقعی ست. كلی اتفاق به طور همزمان داره رخ می ده، دروغ نمي بينيد،حقه و فريب نمي بينيد.
اين ويژگى رو بيشتر از هر چيز ديگر در فيلم هاى اصغر مى پسندم.
.
ميزانى از حقيقت در تك تك نماهاى فيلم ديده مى شه و بارها تکرار کردم بنظر من اصغر فرهادی یک نابغه است.
Read more
. @ehsankhajeamiri <span class="emoji emoji2764"></span>️ پاييز كه شد ، شروع كردم به جمع كردن برگ ها <span class="emoji emoji1f341"></span> هرروزم به سان رنگهاي هم طيفشان ...
Media Removed
. @ehsankhajeamiri ️ پاييز كه شد ، شروع كردم به جمع كردن برگ ها هرروزم به سان رنگهاي هم طيفشان ، مقداري حرارت داشت و به مانند جنسشان ، كمي برودت .. ميرفتم تا برگ سي و هفتم را بجويم آن روز انگار جهانم فقط حرارت ميخواست ! آن روز ديدم كه سي و هفتمين روز پاييز ، برگ هايش نه ترك دارند و نه حتي به اشتباه ... .
@ehsankhajeamiri ❤️
پاييز كه شد ،
شروع كردم به جمع كردن برگ ها 🍁
هرروزم به سان رنگهاي هم طيفشان ، مقداري حرارت داشت و به مانند جنسشان ، كمي برودت ..
ميرفتم تا برگ سي و هفتم را بجويم
آن روز انگار جهانم فقط حرارت ميخواست !💛🍁
آن روز ديدم كه سي و هفتمين روز پاييز ، برگ هايش نه ترك دارند
و نه حتي به اشتباه زير پا افتاده اند ...
انگار در سي و هفتمين روز ،
آسمان حول حالنا ميخوانْد
و برف خودش را به سرمازدگي زده بود تا آن روز بر سر هيچ درختي نبارد ! 💚💛
آن روز ديدم كه چگونه برگ سبز در دستانم ،
مانند آوازي كه از تمام طيف هاي دستگاهي اصيل گذشته
بر روح و روانم جاري شد🍂💛
و پاي لنگ گوش بي حواسم را كوك كرد..🎼💛
دريافتم
كه تو درست به قطره آبي مي ماني ، در چله ي خشكسالي شهري نفرين شده ..💛
و اشتياق برايت مانند كسيست كه نيمه شب از تب بي حس شده و تمام توانش مي رود براي ليواني كه نيمه پر آن بيشتر از نيمه خالي اش است ..💛
تو روزي گذشته اي ؛
از تار و پود تمام زيبايي هايي كه حتي تعريف نشده ! 💞💛
و سازهايت را در كنج به كنج آسمان هاي انسان نديده نيز جا گذاشتي !
اينگونه بود كه صدايشان از عدم ابدي شده در گوش جهان !🎧💛
به سان چكاوكي تنها بر سر شاخه اي آن سوي مرز جنگ ها مي ماني💚💛
و آوازت مانند پاييزي زرد
به صورت غم انگيزي زيباست!🍂💛
حالا نيز
چه خوش نشسته اي در خزان💛
فصلي كه قرارش
دلگيريست
اما تو با آمدنت ،
پاييز را بدقول كرده اي..💛
اي بهانه ي خوش يمن گردش سال ها..
به كهنه شرابي مي ماني
كه نه كسي شجاعت مزه كردنش را دارد
نه دلي تاب نخواستنش را
و نه گوشي توان بستن خود براي نشنيدن واج به واج نداي مستانه اش.
تو مرا ياد همان شرابي مي اندازي
كه يادگار تمام جواني پدربزرگ است ❣💛
و صدايت تنها شعري ست
كه هيچ قالبي ، اندازه تن وسيعش نيست🎧💛
تو را كه يافتم ،
تمام برگ هاي قبل ،
به آغوش تقويم پيوستند
و الفباي پيشواز تو را
به تقليد از نيم بندي از صدايت سرودند ..💞💛
چه فصل دلرباييست
فصل خزان
كه مردي از جنس عاشقانه هاي تمام ادوار را به دنيا ارزاني داده..💛❤️💛
حالا
همان فصل است
حالا پاييز است
و آباني كه به نام توست💛
اما تن گرمازده ي صدايت عجيب بوي مهر ميدهد ...💚💛
آرزو ميكنم امسال ،
اگر در روزهايت پاييزي هم وزيد ،
با معجزه ي بودنت
به رنگ خزان ميلادت شود ..
گرم و ماندگار 🙏🏻💚💛
اي جوانه ي سبز پاييز ،
سالروز آغازت مبارك دنيا باد ..💞💛
#مرد_پاييزي
#مهرِ_آبان_دامن_پاييزمان_را_گرفت🍂
# زادروزت مبارك❤️
#٧_آبان_٦٣
.
# 📝 text : @ehsankhajeamiri63_hadis .
Read more
<span class="emoji emoji27bf"></span><span class="emoji emoji27bf"></span> دو فرشته زميني كه باعث شدن بشم ايني كه هستم و چقدر برام از خودگذشتگي كردن.. نميدونم اگر تو زندگيم ...
Media Removed
دو فرشته زميني كه باعث شدن بشم ايني كه هستم و چقدر برام از خودگذشتگي كردن.. نميدونم اگر تو زندگيم نبودن الان كي بودم و كجا و چه شخصيتي داشتم، اسمم، آزاده، به يادگاري از پدرمه، آزاد.. و چقدر اين اسم تو شخصيت، رفتار و منش من موثر بود.. قبول دارين اسم آدمها خيلي رو شخصيت شون تاثير ميذاره؟ اسم شما چيه ... ➿➿
دو فرشته زميني كه باعث شدن بشم ايني كه هستم و چقدر برام از خودگذشتگي كردن.. نميدونم اگر تو زندگيم نبودن الان كي بودم و كجا و چه شخصيتي داشتم، اسمم، آزاده، به يادگاري از پدرمه، آزاد.. و چقدر اين اسم تو شخصيت، رفتار و منش من موثر بود.. قبول دارين اسم آدمها خيلي رو شخصيت شون تاثير ميذاره؟ اسم شما چيه و چه حسي راجع بهش دارين؟ دوست داشتين اسمتون چي بود؟من هرگز نميتونم اسم ديگه اي رو دوست داشته باشم.. نميدونم شايد بخاطر باند قوييه كه با پدرم ايجاد كرده يا بخاطر معنيش قشنگش؟ پدر من هرگز اهل دروغ گفتن نيست حتي اگر به ضررش باشه و هرگز در برابر بي عدالتي و ظلم و اجحاف سر خم نميكنه.. شايد بهمين خاطر قيد مقام و ثروت و مسند رو زد و عطاي خيلي چيزا رو به لقاش بخشيد.. نه اينكه چون پدرمه ولي واقعا بهش افتخار ميكنم و غرور درست و به جاشو تحسين.. يك قدمي تيمساري خودشو از نيروي هوايي بازخريد كرد و بخاطر حاشيه ها و زد و بندها و خيلي مسائلي كه شايد دلش نخواد عنوان كنم از كارش، شغلي كه عاشقش بود كناره گرفت.. با چهار هزار ساعت پرواز، شركت در هشت سال جنگ و مدرك خلباني بين المللي.. چقدر از دوستها و همكارهاش شهيد شدن، بايكوت شدن و يا از غصه دق كردن.. چيزي كه ازش ياد گرفتم اين بود كه درست زندگي كردن، آزاد و رها بودن ارزشش خيلي بيشتر از خوب و لوكس و رويايي زندگي كردن به قيمت اينه كه بخواي با دروغ و پارتي بازي كنار بياي و نسبت به بي عدالتيها و زد و بندها بي تفاوت باشي.. اگر قطره اي از خون و ژنش در من باشه هرگز راه ديگه اي رو انتخاب نميكنم چون من دختر اون پدرم و بايد راه و سبك و روشش رو تا زنده م سرلوحه زندگيم قرار بدم.. شايد براي ماهايي كه سن پايين زديم بيرون و از صفر شروع كرديم غربت نشيني و كنار اومدن با سختيهاش زياد سخت و بغرنج نباشه ولي پدرها و مادرهايي كه سن بالا، بخاطر آينده و آسايش و آرامش ما درد غربت نشيني و از عرش به فرش رسيدن رو به جون ميخرن واقعا قابل تحسينن.. برام پيش اومده سركارم كه ديدم نسل جديد نسبت به پدر و مادرشون رسپكت ندارن، مثلا از دست و پا شكسته به زبان بيگانه حرف زدنشون خجالت ميكشن و يا از اينكه فرهنگشون با فرهنگ كشوري كه در حال حاضر زندگي ميكنن، فرق ميكنه شاكين و خيلي قصه هاي ديگه.. قدرشون رو بدونيم و يادمون نره بدون وجود اونها، بدون ريسك كردشون و بدون داشتن شون معلوم نبود حال و شرايط الان ما چي بود.. هر وقت خواستيم لب مون رو به شكايت و چشم هامون به قش اومدن و قيافه مون به چروك انداختن بندازيم، يادمون باشه اونا كي بود و چه ابهتي داشتن.. #گپ_خودموني_آزاجون
Read more
 #حالات_امام_حسن_هنگام_عبادت #ماه_میهمانی_خدا #رمضان_جای_خودش_را_دارد_اما_غالبا #توبه_ها_را_اشک_بر_ارباب_امضا_میکند . . . الف) ...
Media Removed
#حالات_امام_حسن_هنگام_عبادت #ماه_میهمانی_خدا #رمضان_جای_خودش_را_دارد_اما_غالبا #توبه_ها_را_اشک_بر_ارباب_امضا_میکند . . . الف) هنگام وضو . آن حضرت هنگام وضو گرفتن بدنش مي لرزيد، و چهره اش زرد مي شد، از او درباره راز اين امر سؤال شد، فرمود: «حق علي كل من وقف بين يدي رب العرش ... #حالات_امام_حسن_هنگام_عبادت
#ماه_میهمانی_خدا
#رمضان_جای_خودش_را_دارد_اما_غالبا
#توبه_ها_را_اشک_بر_ارباب_امضا_میکند
.
.
.
الف) هنگام وضو
.
آن حضرت هنگام وضو گرفتن بدنش مي لرزيد، و چهره اش زرد مي شد، از او درباره راز اين امر سؤال شد، فرمود: «حق علي كل من وقف بين يدي رب العرش ان يصفر لونه و ترتعد مفاصله ؛ بر هر كسي كه در پيشگاه خداوند مي ايستد لازم است كه [از عظمت الهي] رنگش زرد و اندامش به لرزه افتد.»
.
 ب) هنگام ورود به مسجد
.
وقتي كه در آستانه مسجد قرار مي گرفت، سر به سوي آسمان بلند مي كرد و عرضه مي داشت: «الهي ضيفك ببابك يا محسن قد اتاك المسي ء، فتجاوز عن قبيح ما عندي بجميل ما عندك يا كريم ؛ خدايا ميهمانت درب خانه ات ايستاده، اي احسان كننده! [بنده] گنه كار به سوي تو آمد، به خوبي آنچه نزد توست، از بدي آنچه نزد من است درگذر. اي [خداي] بخشنده.»
.
ج) در وقت نماز و در هر حال
.
امام صادق عليه السلام مي فرمايد:« ان الحسن بن علي كان اعبد الناس في زمانه و ازهدهم و افضلهم و كان اذا حج حج ماشيا و ربما مشي حافيا و كان اذا ذكر الموت بكي و اذا ذكر القبر بكي، و اذا ذكر البعث و النشور بكي، و اذا ذكر الممر علي الصراط بكي و اذا ذكرالعرض علي الله تعالي ذكره شهق شهقة يغشي عليه منها و كان اذا قام في صلاته ترتعد فرائضه بين يدي ربه عزوجل و كان اذا ذكر الجنة و النار اضطرب اضطراب السليم و سال الله الجنة ؛ امام حسن عليه السلام عابدترين، زاهدترين و برترين مردم زمان خويش بود، هرگاه حج به جا مي آورد پياده و گاهي پا برهنه بود، هميشه اين گونه بود كه اگر يادي از مرگ و قبر و قيامت مي كرد گريه مي كرد. وقتي يادي از گذشتن از صراط مي كرد، گريه مي كرد، وقتي يادي از عرضه شدن در پيشگاه الهي [براي حساب و كتاب] مي كرد، صداي حضرت بلند مي شد، تا آنجا كه غش مي كرد [ و بيهوش مي افتاد]، و هر گاه براي نماز مي ايستاد، بند بند وجود او در مقابل خدايش مي لرزيد و هر وقت از بهشت و جهنم ياد مي كرد، مانند مار گزيده مي پيچيد، و از خداوند بهشت را درخواست مي كرد.»
.
د) بعد از نماز
.
در حالات آن حضرت نوشته اند: «ان الحسن كان اذا فرغ من الفجر لم يتكلم حتي تطلع الشمس ؛ امام حسن عليه السلام همواره چنين بود كه وقتي از نماز صبح فارغ مي شد، [باز هم بر سجاده خويش مي نشست و عبادت خدا مي كرد، ] با هيچ كس [در آن حال ] سخن نمي گفت: تا آنگاه كه خورشيد طلوع مي كرد.»
.
ه) هنگام خواندن قرآن
.
در هنگام قرائت قرآن، وقتي به آيه « يا ايها الذين آمنوا» مي رسيد، مي گفت: «لبيك اللهم لبيك.
.
#ماه_این_ماه_شب_نیمه_ی_آن_می_آید
#رمضان_الکریم
Read more
. داستان #مباهله #پیامبر_اکرم ص با #مسیحیان اهل نجران . مدينه اولين باري است كه ميهماناني چنين ...
Media Removed
. داستان #مباهله #پیامبر_اکرم ص با #مسیحیان اهل نجران . مدينه اولين باري است كه ميهماناني چنين غريبه را به خود مي‌بيند. كارواني متشكل از شصت ميهمان ناآشنا كه لباس‌هاي بلند مشكي پوشيده‌اند، به گردنشان صليب آويخته‌اند، كلاه‌هاي جواهرنشان بر سر گذاشته‌اند، زنجيرهاي طلا به كمر بسته‌اند و ... .
داستان #مباهله #پیامبر_اکرم ص با #مسیحیان اهل نجران
.
مدينه اولين باري است كه ميهماناني چنين غريبه را به خود مي‌بيند. كارواني متشكل از شصت ميهمان ناآشنا كه لباس‌هاي بلند مشكي پوشيده‌اند، به گردنشان صليب آويخته‌اند، كلاه‌هاي جواهرنشان بر سر گذاشته‌اند، زنجيرهاي طلا به كمر بسته‌اند و انواع و اقسام طلا و جواهرات را بر لباس‌هاي خود نصب كرده‌اند.
وقتي اين شصت نفر براي ديدار با پيامبر، وارد مسجد مي‌شوند، همه با حيرت و تعجب به آنها نگاه مي‌كنند. اما پيامبر بي‌اعتنا از كنار آنان مي‌گذرد و از مسجد بيرون مي‌رود هم هيأت ميهمانان و هم مسلمانان، از اين رفتار پيامبر، غرق در تعجب و شگفتي مي‌شوند. مسلمانان تا كنون نديده‌اند كه پيامبر مهربانشان به ميهمانان بي‌توجهي كند به همين دليل، وقتي سرپرست هيأت مسيحي علت بي‌اعتنايي پيامبر را سؤال مي‌كند، هيچ كدام از مسلمانان پاسخي براي گفتن پيدا نمي‌كنند.
تنها راهي كه به نظر مي‌رسد، اين است كه علت اين رفتار پيامبر را از حضرت علي بپرسند، چرا كه او نزديك‌ترين فرد به پيامبر و آگاه‌ترين، نسبت به دين و سيره و سنت اوست. مشكل، مثل هميشه به دست علي حل مي‌شود. پاسخ او اين است كه:
«پيامبر با تجملات و تشريفات، ميانه‌اي ندارند؛ اگر مي‌خواهيد مورد توجه و استقبال پيامبر قرار بگيريد، بايد اين طلاجات و جواهرات و تجملات را فروبگذاريد و با هيأتي ساده، به حضور ايشان برسيد.»
اين رفتار پيامبر، هيأت ميهمان را به ياد پيامبرشان، حضرت مسيحي مي‌اندازد كه خود با نهايت سادگي مي‌زيست و پيروانش را نيز به رعايت سادگي سفارش مي‌كرد.
آنان از اين كه مي‌بينند، در رفتار و كردار، اين همه از پيامبرشان فاصله گرفته‌اند، احساس شرمساري مي‌كنند. ميهمانان مسيحي وقتي جواهرات و تجملات خود را كنار مي‌گذارند و با هيأتي ساده وارد مسجد مي‌شوند، پيامبر از جاي برمي‌خيزد و به گرمي از آنان استقبال مي‌كند. شصت دانشمند مسيحي، دور تا دور پيامبر مي‌نشينند و پيامبر به يكايك آنها خوشامد مي‌گويد، در ميان اين شصت نفر، كه همه از پيران و بزرگان مسيحي نجران هستند،‌ «ابوحارثه» اسقف بزرگ نجران و «شرحبيل» نيز به چشم مي‌خورند. پيداست كه سرپرستي هيأت را ابوحارثه اسقف بزرگ نجران، بر عهده دارد. او نگاهي به شرحبيل و ديگر همراهان خود مي‌اندازد و با پيامبر شروع به سخن گفتن مي‌كند: «چندي پيش نامه‌اي از شما به دست ما رسيد، آمديم تا از نزديك، حرف‌هاي شما را بشنويم».
پيامبر مي‌فرمايد: «آنچه من از شما خواسته‌ام، پذيرش اسلام و پرستش خداي يگانه است».
و براي معرفي اسلام، آياتي از قرآن را برايشان مي‌خواند.
#ادامه_کامنت_بعد
Read more
. "او در اين تصوير..." از سال هاي دور مي آمد، سال هاي غريب، از شهري كه آواز هزاره ها در آن پيچ و تاب مي ...
Media Removed
. "او در اين تصوير..." از سال هاي دور مي آمد، سال هاي غريب، از شهري كه آواز هزاره ها در آن پيچ و تاب مي خورد و گفتگوهاي طولاني و بي ثمر فلسفي گويا هرگز سرانجامي نداشت... تنها ديوارها بودند كه انگار هنوز زنده اند و برخلاف همه ي شعرها و آوازها و گفتگوها به خاطره بدل نخواهند شد، ديوارهايي كه از قيد و بند ... .
"او در اين تصوير..."
از سال هاي دور مي آمد، سال هاي غريب، از شهري كه آواز هزاره ها در آن پيچ و تاب مي خورد و گفتگوهاي طولاني و بي ثمر فلسفي گويا هرگز سرانجامي نداشت...
تنها ديوارها بودند كه انگار هنوز زنده اند و برخلاف همه ي شعرها و آوازها و گفتگوها به خاطره بدل نخواهند شد، ديوارهايي كه از قيد و بند درها آزاد شده اند. شهرِ بي در و پيكر اينك آزادي اش از بار سنگين رازها را با صداي بادي كه هر از گاه در لابلاي جاي خالي درها به خنده مي ماند طعنه مي زند. آسمان اما همه ي حجم اندوهش را هنوز بر چهره نگاه داشته، مثل من كه ترسم را و چه اندازه اندوهِ آسمان و ترسِ من هويت ماست. چقدر بدون ترس، خودم را نمي شناسم...
ديوارهاي بدون سقف، ديوارهاي سردِ همه ي عمر، ديوارهايي كه چون ستونِ سترگِ اندوهِ آسمان، بي تفاوت، بي تفاوت ايستاده اند و بر چهره هايشان نه خاطره اي از شعرها و آوازها ديدم و نه يادگاري از گفتگوها. ديوارهايي كه به مثابه سياه چاله هايي بي رحم همه چيز را به درون خود مي مكند و حتي اندك گرماي دست هاي ملتمس را نيز باز نمي گردانند، ديوارهاي بدون سقف، ديوارهاي سردِ همه ي عمر...
در اين تصوير اما او نبود، هرچه در ذهن خسته و روان رنجورم تقلا كردم او را در اين تصوير به ياد نياوردم، تصوير آشنايي كه انگار در مخفي ترين كنجِ صندوقچه ي پنهانِ درونم نيز حتي حك شده بود. تصويري كه با من زاده شد و گويا پيش از زادنم هم به ياد دارمش. اما او اينجاست، درست در وسط اين تصوير كهنه اما زنده ي هميشگي. او درست همينجاست و چنان در اين تصوير وجود دارد كه انكارش ناممكن است...
"او" در "اين تصوير" شايد شيرين ترين تضادي است كه مي توان در زندگي تجربه كرد...
اميرفرهاد حنيف زادگان
٢٢مرداد١٣٩٧
Read more
به ياد جمعه هاي كودكي كه از هفت دولت آزاد بوديم و دل شاد از گذر ثانيه هايمان لذت ميبرديم ! اين ثانيه ها كه در گذرند همان ثانيه ها هستند بي هيچ تفاوتي به همان سرعت خواهند رفت تنها شايد ما در دنياي آدم بزرگ ها غرق شديم و فراموش كرديم كه زندگي درك همين اكنون است همين جمعه همين لحظه كه شايد آخرين باشد ! بي ... به ياد جمعه هاي كودكي
كه از هفت دولت آزاد بوديم و دل شاد از گذر ثانيه هايمان لذت ميبرديم !
اين ثانيه ها كه در گذرند همان ثانيه ها هستند بي هيچ تفاوتي به همان سرعت خواهند رفت تنها شايد ما در دنياي آدم بزرگ ها غرق شديم و فراموش كرديم كه زندگي درك همين اكنون است همين جمعه همين لحظه كه شايد آخرين باشد !
بي صبر و توقع محبت كنيم و تنها محبت ها را به ياد بسپاريم كه آرامش جسم و جانمان فراهم شود ،كه خودمان مثل همان دوران كودكي خندان و آسوده باشيم ،شايد امروز ،همين لحظه شاديه دلي به يك كلام ما بسته باشد دريغش نكنيم كه دل خودمان را خوشنود خواهيم كرد....جمعه به شادي و آرامش
Read more
. همه در جاي خودشان آماده بودند. چند دقيقه‌اي بيشتر تا آغاز مسابقه باقي نمانده بود. صدای تپش قلبم ...
Media Removed
. همه در جاي خودشان آماده بودند. چند دقيقه‌اي بيشتر تا آغاز مسابقه باقي نمانده بود. صدای تپش قلبم را می‌شنیدم. هنوز هیچ کاری نکرده بودم ولی تمام بدنم خیس از عرق بود. سعي كردم تمرکزم را حفظ کنم و يك بار ديگر تمام چيزهايي كه آموخته و در چند ماه اخير تمرين كرده بودم را به ياد بیاورم. . دقت و سرعت، رمز پيروزي ... .
همه در جاي خودشان آماده بودند. چند دقيقه‌اي بيشتر تا آغاز مسابقه باقي نمانده بود. صدای تپش قلبم را می‌شنیدم. هنوز هیچ کاری نکرده بودم ولی تمام بدنم خیس از عرق بود. سعي كردم تمرکزم را حفظ کنم و يك بار ديگر تمام چيزهايي كه آموخته و در چند ماه اخير تمرين كرده بودم را به ياد بیاورم.
.
دقت و سرعت، رمز پيروزي بود. اين ها را پدرم مي‌‎گفت. به هر حال او عمرش را روي اين مسابقه گذاشته بود. نمي‌خواستم مثل چند دفعه قبل که بازنده از زمین بیرون آمدم، این بار هم شکست بخورم. تصاویر تمرينات شبانه‌روزی و طاقت‌فرسایی که انجام داده بودم، مثل يك فيلم ضبط شده از جلوي صورتم مي‌گذشت. دويدن‌ها، عرق ريختن‌ها، تمرين‌هايي كه براي افزايش تمرکز و مدیریت ذهنی انجام داده بودم، رژيم‌ها و شب بيداري‌ها، همه و همه از جلوي چشمم رد مي‌شد و ترس عجيبي تمام وجودم را فرا گرفته بود. اگر اين بار هم موفق نشوم چه كار كنم؟ چه طور تا خانه بروم؟ و چطور توي صورت پدرم نگاه كنم؟ او كه با تمام وجود كمكم كرد. او که مربی مهربان من بود. او كه شب‌ها با من بيدار می‌ماند. تعليمم می‌داد. نكات و ظرايف مسابقه را برايم شرح می‌داد و پا به پاي من تمرين می‌كرد و آبرويش را روي نتيجه اين مسابقه شرط بندي كرده بود. نه... من بايد موفق شوم. براي پدرم هم كه شده بايد از اين مسابقه پيروز بيرون بيايم.
.
سعي كردم به سر و صدا و هياهوي سالن توجهي نكنم. چند تا درجا زدم و نفس عمیق کشیدم. همه چیز برای یک شروع طوفانی آماده بود. فقط به شرطی که می‌توانستم استرسم را کنترل کنم. پشت خط قرمز ايستادم و بند كفشم را محكم كردم بعد به قدر نياز خم شدم تا استارت قوي‌تري داشته باشم. مي شود؛ اين طور گفت كه نتيجه مسابقه به همين استارت و شروع اوليه وابسته بود، چون همه چيز آن قدر سريع اتفاق مي‌افتاد كه براي چند ثانيه قدرت فكر كردن را از تو مي‌گرفت و وقتي به خودت مي‌آمدي كه همه چيز تمام شده بود. اين بار ولي اجازه نمي‌دادم كه كسي بخواهد جلوي موفقيتم را بگيرد. من براي پيروزي در اين مسابقه تلاش كرده بودم و بايد نتيجه تلاش‌هايم را مي‌ديدم. .

صداي بلندگو بلند شد: «دوستان لطفا پشت خط قرمز قرار بگيرند.» همه روي پاهاي‌شان خم شدند. چند ثانيه بيشتر تا شروع مسابقه باقي نمانده بود. فقط به پيروزي فكر مي‌كردم. پیروزی، پیروزی، پیروزی. چند ثانيه‌اي در استرس و سكوت گذشت... بالاخره قطار مترو ایستاد و درهاي واگن باز شد. نعره زدم و دویدم:
.
اين بار اگه صندلي گيرم نياد ديگه سوار مترو نميشم...
Read more
. عاقبت روزي ميرسد كه مردم آينده ي خود را جايي در ميان واژگان تو فال مي گيرند! آن روز اگر دور باشد تبار ...
Media Removed
. عاقبت روزي ميرسد كه مردم آينده ي خود را جايي در ميان واژگان تو فال مي گيرند! آن روز اگر دور باشد تبار ما را _كه حتي نام دقيق مان رانوادگانمان به ياد ندارند_ در پاورقي ها مي نويسند و عُلما سالها در عجب مي مانند كه سقف درك ما در چه سطحي بود كه سعدي را در كلام او نمي شنيديم؟ اشعاري كه به آسمان ... .
عاقبت روزي ميرسد
كه مردم آينده ي خود را
جايي در ميان واژگان تو فال مي گيرند!
آن روز
اگر دور باشد
تبار ما را
_كه حتي نام دقيق مان رانوادگانمان به ياد ندارند_
در پاورقي ها مي نويسند
و عُلما
سالها در عجب مي مانند
كه سقف درك ما در چه سطحي بود
كه سعدي را در كلام او نمي شنيديم؟
اشعاري
كه به آسمان مي ماند
آسماني كه در پس هر طيف خاكستري
خدا مي داند
كه چه رحمتي نهفته است!
او همان كسي ست
كه دنياي اين روزهايش را
نميتوان در روزها خلاصه كرد!
گويي هر ورقش
ديواني از سالها عشق و ترس و آرامش اوست
و هر كلمه
زير سايه ي قلمش يتيم نيست
اي رسول واژه
دست دلم براي همدستي دوباره مي تپد
و به خورشيدي كه در فرداها نشسته اميد بسته
همان مشرقي كه در واپسين طلوعش
#منِ_ديوانه را به شوكران خود مست كرده است
.
فردا
همان روزيست
كه مردم
بر سر بودنتان
جنگ كه نه
مشاعره ميكنند!
.
به حتم
قطره به قطره ي تمام درياها
پياله به پياله ي اقيانوس آرام
و حتي تمام اقيانوس هاي طوفان ديده اي كه از چشم ما دور است
وجه تمثيل كلام توست
و مگر براي ببرهاي وحشي مفهوم پيدايش دريا اهميت دارد؟
آنها همان گربه هايي هستند كه در تمام عمر از خيسيِ پاك آب وحشت داشته اند
و نميدانند كه همان آبي بي كرانِ آشوب زده
آنها را به فهم تشنگي ميرساند
هميشه
شعر او
از عدم حرف ميزند
انقدر كه براي چراغ دلهايمان نور است
و حركت دستهاي ديگري
براي جاودانگي
حكم ابد دارد
جوري كه از هياهوي زمان دور است..
شما
همان تك كوچه ي جا مانده از حكومتي كهن هستيد
كه حاكم به زوال نشسته ي زمان
هرچند بار كه نامش را عوض كند
و عمق آن را بن بست بنامد
باز اهالي اش
آن را به همان نام ديرين خود ميخوانند
نامي كه سالها
با چوبي به آن سنگ زدند
كه ريشه در درخت خشك باورهاي پوسيده داشت..
او
دنيايي را با كلامش عوض كرد
حتي
اگر همان حاكمان
تا ابد بر جلد ادبيات ما
او را بهزاد بخوانند !
اما
ما به سان سالها هم كلامي
هر بار كه ميخوانيمش
دلمان به گواه نامش ،
به #به_روزي آينده روشن ميشود
و ديگري
همان دستهاي ذهن ماست
كه تا هفتمين آسمان در هم گره ميخورد
و زبانمان عاقل ترين قاضي ميشود
وقتي در پس هر نوا
#افكاري نو به آسمان برمي آيد ..
.
شاعر زمان ما
همانيست كه شعرهايش
در گلوي خشك زمان
مُسكن مي ريزد
تا اندكي دوام آورد ، نميرد
و به پاي هر درد چرك نويس مزمن
نام شعر نگذارد..
.
روزي
كه صداي قدمهايش نزديك است ،
ماندگاري را
در تمام وجودت جستجو ميكنيم
در آخر به يك نام ميرسيم
كه سرمشق تمام شعرهاي عاشقانه جهان است ؛
#روزبه_بماني
.
# دلمان لك زده آواز تو با افكار جان پروازه شان ❣📝🎧
@ehsankhajeamir
Read more
<span class="emoji emoji1f3b6"></span>Night Train to Lisbon-Annette Focks<span class="emoji emoji1f3b6"></span> ٠ جمله ي اول را به خاطر نمي آورم.سعي ميكنم،تلاشم بي نتيجه ...
Media Removed
Night Train to Lisbon-Annette Focks ٠ جمله ي اول را به خاطر نمي آورم.سعي ميكنم،تلاشم بي نتيجه ميماند.سالها پيش براي فربد نوشتم كه بعضي از خاطرات نيازمند چكش كاري است،آن زمان بيشتر از هروقت ديگري عاشقش بودم و فكر ميكردم،زمان همه چيز را حل خواهد كرد.اينكه هميشه فرصتي هست براي جور ديگري نگريستن،وقايع ... 🎶Night Train to Lisbon-Annette Focks🎶
٠
جمله ي اول را به خاطر نمي آورم.سعي ميكنم،تلاشم بي نتيجه ميماند.سالها پيش براي فربد نوشتم كه بعضي از خاطرات نيازمند چكش كاري است،آن زمان بيشتر از هروقت ديگري عاشقش بودم و فكر ميكردم،زمان همه چيز را حل خواهد كرد.اينكه هميشه فرصتي هست براي جور ديگري نگريستن،وقايع و خاطرات را زير و رو كردن و اينكه شايد با تغيير دادنِ مسير ديدمان ميتوانيم ببخشيم آنچه را كه رخ داده است.نامه نوشتن يكي پس از ديگري به اميدِ راه باز كردن براي زماني كه سوخته است.نامه هايي كه هيچ وقت خوانده نشدند،يكي يكي تلمبارشان كردم و هميشه ي خدا نگرانِ خاك خوردنشان بودم.حال مي دانم خاطرات و وقايع را ميتوان بخشيد اما شخصيتِ آدمها را نه!چگونه ميتوان كاراكتري را كه فردي را شكل داده بخشيد؟زمان در دگرگوني شخصيتها نقشي ندارد،آنها ميمانند و تنها چيزي كه نيازمند چكش كاري ست خودمان هستيم كه زمان با مهرباني و خشونت توامانش آن را انجام ميدهد و فقط خودمان ميمانيم كه خودمان را ببخشيم.فربد با استعدادِ چاقي كه با آن مبارزه ميكرد و سردي افكارش براي سالها مرا به خودش مشغول كرد و الان تنها چيزي كه از او به ياد دارم؛فرزندِ ته تغاري يك خانواده ي بازاري كه براي متفاوت بودن خودش را در سياست قاطي كرده بود و كُلِ افكارش خلاصه ميشد در هياهوي هر انتخاب.اينها همه برميگردد به سال ١٣٣٧-سالي كه تنها رونق گرفتنِ فعاليتهاي دانشجويي از آن مانده است و هيچ.اعدادِ فرد را به زوج ترجيح ميدهم؛٣٧ را به ٣٦ و باز ٣٧ را به ٣٨.اگر ميتوانستم دو-سه سالي را در ٣٧ سالگي درجا بزنم خيلي خوب ميشد، حتا جمعشان را هم دوست دارم؛٣ و ٧ ميشود ١٠.١٠ سالگي-سه سال پس از پايان جنگ؛مادر من و ميم را برده است كفش ملي تا كفشهاي جديدي بخريم،كفش سفيد ِچسبداري را انتخاب ميكنم كه رويَش عكسهاي رنگي از ماشين دارد.برايم كمي بزرگ است،پايم درونش لق ميزند و وقتي باران ميبارد درياچه ي كوچكِ شناوري را با خودم اين ور و آن ور ميبرم،اما دوستش دارم.پدر در كارخانه ي شاليكوبي پدرش ديگر كار نميكند و اين يعني وضعِ ما كمي بدتر از گذشته است.كمي بزرگ بودن كفش حواس كسي را پرت نميكند.يادگاري روزهاي كارخانه ي پدر وانت نيسان آبي رنگي ست كه بيشتر اوقات در پاركينگ خانه جا خوش كرده است و پناهگاه من و ميم و نون است.بعدازظهرها كه باران به شدت ميبارد با نفري يك بسته پفك نمكي مينو ميرويم پناهگاه؛وقتي باران شديد ميشود مثلن آژيرخطر را زدهَ ند و ما تندتر از قبل شروع ميكنيم پفكهايمان را خوردن.
من!من تمام كردم! سالها بعد ميفهميم كاش تمام نكرده بودم.

#نارنج|چكش
Read more
 #flipyophone In my opinion the greatest and most dedicated contemporary actor. No quote can do ...
Media Removed
#flipyophone In my opinion the greatest and most dedicated contemporary actor. No quote can do your brilliant artistry justice. I'm just inexplicably upset I'll never see a new character played by you. Sacrificed your life for our entertainment and witnessed unimaginable suffering ... #flipyophone
In my opinion the greatest and most dedicated contemporary actor. No quote can do your brilliant artistry justice. I'm just inexplicably upset I'll never see a new character played by you. Sacrificed your life for our entertainment and witnessed unimaginable suffering while doing so. The greatest, Sir Daniel Day-Lewis. 👐🏽
هر چى بگم كم گفتم... اونايى كه مى دونن، مى دونن! اونايى كه نمى دونن من پيشنهاد مى كنم يه جستجو اينترنتى بزنين از كارايى كه اين اسطوره واسه نقش هايى كه بازى كرده انجام داده. ياد گرفتن زبان Czech (توى فيلم فقط قرار بوده انگليسى رو با لهجه چك صحبت كنه، ولى گفته لهجه خالى بدون دانستن زبان پوچه.) در طول كل فيلم بردارى My Left Foot روى ويل چير بوده و بلند نشده (بعضى جاها كه نمى شد هل بدن خودش و ويل چير رو حمل مى كردن) و درخواست كرده با قاشق بهش غذا بدن بين پلان ها به دليل فلج بودن كامل شخصيتش و.. موقع فيلم بردارى The Last of the Mohicans فقط غذا هاى كه خودش با دست حيوان رو شكار كرده بود مى خورد (شكار، سلاخى،... ياد گرفت) و با دست از چوب قايق ساخت! ٤+ ماه حمام نرفت تا قرن ١٧ براش فضا سازى بشه براى The Crucible. ذات الريه گرفت چون پيشنهاد پوشيدن كاپشن گرم مدرن رو رد كرده به دليل اينكه توى بازه ى زمانى اون نقش كاپشن نبوده (Gangs of New York) Ken O'neill قرار بود كه نقش مقابلش رو بازى كنه ولى به گفته خودش اينقدر كاراكتر ترسناكى رو بازى مى كرد كه نتوست تحمل كنه و نقششو واگذار كرد به Paul Dano. ماه ها تنهايى مطلق كشيدن براى درك كردن انزوا ى كاراكتر حتى همسر و كارگردانش (The Ballad of Jack and Rose) تجربه زندان انفرادى (In The Name of the Father) ١٨ ماه تمرين روزانه براى ياد گرفتن حرفه اى بوكس (The Boxer) و خـيــــلــى كارهاى ديگه...!! داستان آخرين بارى كه پا روى صحنه تئاتر گذاشت (Hamlet) هم گوگل كنين چون واقعا غير قابل توصيفه!
Read more
پست موقت. . احتمالا اين تصوير رو در استوري يا صفحه ديگر دوستانم ديديد و اما شرح ماجرا من از سال١٣٨٧خيلي ...
Media Removed
پست موقت. . احتمالا اين تصوير رو در استوري يا صفحه ديگر دوستانم ديديد و اما شرح ماجرا من از سال١٣٨٧خيلي ناخواسته وارد حوزه #استعدادیابی و #اموزش رسانه در #راديو_جوان شدم و بعدها به تيم اموزشي #دانشكده #خبر پيوستم من در اين راه موندم تا اينكه از سال قبل با همراهي يه گروه #رفيق و #حرفه_ای كلي ... پست موقت.
.
احتمالا اين تصوير رو در استوري يا صفحه ديگر دوستانم ديديد
و اما شرح ماجرا
من از سال١٣٨٧خيلي ناخواسته وارد حوزه #استعدادیابی و #اموزش رسانه در #راديو_جوان شدم و بعدها به تيم اموزشي #دانشكده #خبر پيوستم
من در اين راه موندم تا اينكه از سال قبل با همراهي يه گروه #رفيق و #حرفه_ای كلي پژوهش كرديم كه نقاط ضعف و قوت اين حوزه چيه و كدوم فرايند بهترينه تا اينكه قرار شد بالاخره قدم در مسير اجرايي بزاريم
.
در اين #سفر يك شب و دو روز از #تهران باهم به سمت #كاشان ميريم و در مسير از شهر زيرزميني #نوش_آباد بازديد ميكنيم
بعد در يك #خانه_تاريخي اقامت خواهيم كرد،به #بازار كاشان سر ميزنيم و راهي #كارگاه شعر خواني خواهيم شد همراه با دكتر #رشيد_كاكاوند خوانش صحيح سبكهاي مختلف #شعر رو خواهيم اموخت و ياد ميگيريم چطور از شاه بيت شاعران در مراودات يا اجرامون بهره بگيريم
به گاه پنجشنبه شب،شب نشيني و معاشرت فرهنگي خواهيم داشت و كارگاه انتقال تجربه زير اسمان شهر كويري
در اين سفر مي اموزيم كه چطور هر فرد ميتونه يك #رسانه باشه همراه با #محمد_صوفي و فرا ميگيريم چطور در موقعيتهاي متفاوت #حس_خوب رو #تجربه كنيم همراه با #شاهين_شرافتى
در اين سفر بر سر مزار #سهراب_سپهری خواهيم رفت و #روايتي شنيدني از مراسم قاليشويان #مشهد_اردهال خواهيم شنيد
ما در اين همسفري #مشاوره تخصصي به شما خواهيم داد در حوزه #اجرا و #گويندگي و برنامه سازي

شخص من براي اين تجربه متفاوت كلي ذوق دارم و بدونيد كه اين سفر اغاز كلي اتفاق جديد و مهيجه
.
رفقا براي ثبت نام تا #شنبه فرصت داريد.
.
Read more
فیگـو خطاب به گلر تیم ملی ایران: از شاگردی کی روش لذت ببر  وبسایت رسمی برنامه نود -  علیرضا حقیقی ...
Media Removed
فیگـو خطاب به گلر تیم ملی ایران: از شاگردی کی روش لذت ببر  وبسایت رسمی برنامه نود -  علیرضا حقیقی سفر یک‌روزه‌ای به لیسبون داشت و در این سفر توانست یکی از تکنیکی‌ترین بازیکنان تاریخ فوتبال دنیا را ببیند‌؛ لوئیز فیگو. به گزارش وب سایت نود و به نقل از خبرورزشی، دروازه‌بان ايراني در اين سفر يك روزه ... فیگـو خطاب به گلر تیم ملی ایران: از شاگردی کی روش لذت ببر 

وبسایت رسمی برنامه نود -  علیرضا حقیقی سفر یک‌روزه‌ای به لیسبون داشت و در این سفر توانست یکی از تکنیکی‌ترین بازیکنان تاریخ فوتبال دنیا را ببیند‌؛ لوئیز فیگو.

به گزارش وب سایت نود و به نقل از خبرورزشی، دروازه‌بان ايراني در اين سفر يك روزه به انجام كارهاي شخصي‌‌اش در پرتغال پرداخت و در مسیر بازگشت در فرودگاه استانبول با ستاره سابق تيم‌ملي پرتغال رودررو شد. فيگو كشف كارلوس كی روش بود. كروش بازيكناني نظير او، روي كوشتا، فرناندو كوتو، نونو گومژ و... را در فوتبال پرتغال كشف كرد. اين بازيكنان همواره به نيكي از كروش ياد مي‌كنند. فيگو در رئال‌مادريد و تيم‌ملي پرتغال هم شاگرد اين مربي بود. در سال ۲۰۱۰ وقتي كارلوس با فدراسيون فوتبال اين كشور به مشكل خورد، فيگو به حمايت شديد از كی روش پرداخت و گفت فدراسيون در تمام دعواها مقصر است.

او گفت، پرتغالي‌ها قدر چنين مربي بزرگي را ندانستند و با او برخورد بدي كردند. فيگو يكي از پرافتخارترين فوتباليست‌هاي دنيا به حساب مي‌‌آيد و در سال ۲۰۰۱، يعني يك سال پيش از اينكه كارلوس سرمربي‌‌اش در رئال ‌مادريد شود، بهترين بازيكن جهان شد. فيگو امسال براي رياست فيفا هم كانديدا شد اما پيش از انتخابات انصراف خود را اعلام كرد. حقيقي پس از ديدن لوئيز فيگو دقايقي با او گفت‌وگو كرد. عليرضا فصل قبل در ليگ پرتغال بازي كرد به همين دليل فيگو شناخت نسبي از او داشت.

اين دو دقايقي در فرودگاه با هم گفت‌وگو كردند كه فيگو با اشاره به همكاري عليرضا با كی روش در تيم‌ملي، رو به اين بازيكن گفت: «از فرصت شاگردي كارلوس كروش لذت ببر. دوران خوبي است. اين را بدان كه با يكي از بهترين مربيان دنيا كار مي‌كني. سعي كن از او ياد بگيري.» حقيقي هم گفت كارلوس بهترين مربي‌اي است كه تا به حال با او كار كرده است. پس از پايان اين حرف‌ها، آنها عكسي به يادگار با هم گرفتند. عليرضا پس از آن با پرواز استانبول- مسكو راهي روسيه شد تا از آنجا راهي كازان شود.
#alireza__haghighi__fan__page #alirezahaghighi
Read more
حضرت زينب کبري(س) در بين خاندان رسالت و در خانه شريف امام علي(ع) به دنيا آمد و در دامان پر مهرحضرت زهرا(س) ...
Media Removed
حضرت زينب کبري(س) در بين خاندان رسالت و در خانه شريف امام علي(ع) به دنيا آمد و در دامان پر مهرحضرت زهرا(س) بزرگ شد. پرورش قُدسي آن حضرت در خانه اي بود که ايمان و پرهيزکاري و شجاعت وعفاف در آن موج مي زد. او بزرگ بانوي جهان اسلام، بيدادگر و ادامه دهنده حادثه عاشورا و دارنده دانشهاي دو جهان بود. الگوي ... حضرت زينب کبري(س) در بين خاندان رسالت و در خانه شريف امام علي(ع) به دنيا آمد و در دامان پر مهرحضرت زهرا(س) بزرگ شد. پرورش قُدسي آن حضرت در خانه اي بود که ايمان و پرهيزکاري و شجاعت وعفاف در آن موج مي زد.

او بزرگ بانوي جهان اسلام، بيدادگر و ادامه دهنده حادثه عاشورا و دارنده دانشهاي دو جهان بود. الگوي راستين وي، بانوي دو جهان, حضرت فاطمه (س) مادر وي بوده است. زينب (س) در دامان پرمهر و معنويت فاطمه (س) از سرچشمه معارف اسلامي و قرآني سيراب گشت.

او نمودار حق و جهاد در راه خدا و نگهدارنده ايمان و عقيده، قهرمان دليري و شجاعت، جلوه فصاحت و بلاغت، شعله ستيزه جوي باطل و آتش افشان حق در برابر نيروهاي ستمگر و كوبنده دژخيمان زورگو است.

ايثار، فداكاري، وزانت عقل، صبر و بردباري، علم وسيع و دانش وافر، سخنان سنجيده و منطقي او در فرصت هاي حساس توأم با آن مظلوميت و ستم هاي جانكاهي كه به او وارد آمده است، از او چهره يك شخصيت بي نظير، رزم آور شجاع، جهادگر بي باك و سخنور توانا را در قلوب و اذهان ترسيم نموده است كه تا چرخ زمان حركت دارد، تا نسل ها در روي زمين حيات دارند و تا زمين دور خورشيد مي گردد اين چراغ فروزان، نورافكن جهانيان و نسل هاي آينده خواهد بود.

رسالت راستين زينب هنگامي آغاز گرديد که پس از به شهادت رسيدن امام حسين (ع) و هفتاد و دو تن از يارانش با ايراد سخنان آتشين به بيدارگري مردم کوفه و ستيز با ستمکاران و يزيديان پرداخت.

پس از واقعه كربلا، هنگامي كه يزيد به حضرت زينب(س) گفت: «آيا ديدي خداوند با شما چه كرد و در كربلا چه به سرتان آمد؟» حضرت در جواب يزيد فرمودند: «مَا رَأيْتُ إلَّا جَمِيلاَ؛ من چيزي جز زيبايي نديدم»

اين جمله بسيار پر معناي حضرت زينب(س) نشان دهنده مقام صبر و رضاي اين بانوي با عظمت است كه هميشه تسليم امر و قضاي الهي بودند و هيچ گاه به درگاه الهي شكوه و شكايت نكردند.

وفات آن حضرت
حضرت زينب سلام ا... عليها، شيرزن دشت كربلا سرانجام پس از عمري دفاع از طريق حقه ولايت و امامت در 15 رجب سال 63 هجرى قمرى در ضمن سفرى كه به همراه همسر گراميشان عبداللّه بن جعفر به شام رفته بودند، وفات نموده و بدن مطهر آن بانوى بزرگوار در همانجا دفن گرديد.

مزار ملكوتى آن حضرت (دمشق/سوريه)، اينك زيارتگاه عاشقان و ارادتمندان اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السّلام مى باشد.
امروز فرصتي است تا دل هامان به ياد اسوه عشق و صبر و معرفت تکاني بخورد.

السلام عليک يا زينب کبري
التماس دعا

#حضرت_زینب #زینب #امام_حسین #یا_زینب_کبری #زینب_کبری #وفات_حضرت_زینب #ماه_رجب #_zende_bad_zendegi_ #التماس_دعا #تسلیت
Read more
. چند روز است كه كارت پستالها و عكسهاي قديمي را نگاه ميكنم. نگاه به گذشته آدم را سنگين مي كند. به خاطر ...
Media Removed
. چند روز است كه كارت پستالها و عكسهاي قديمي را نگاه ميكنم. نگاه به گذشته آدم را سنگين مي كند. به خاطر روزهاي خوب رفته و گاه آدمهاي رفته. امروز مي خواستم عكسها را جمع كنم كه اين چند عكس باز مرا پرتاب كرد به گذشته. غرفه مجله شوكران در نمايشگاه مطبوعات سال ١٣٨١ و حضور به مناسبت انتشار اولين شماره با طرح ... .
چند روز است كه كارت پستالها و عكسهاي قديمي را نگاه ميكنم. نگاه به گذشته آدم را سنگين مي كند. به خاطر روزهاي خوب رفته و گاه آدمهاي رفته. امروز مي خواستم عكسها را جمع كنم كه اين چند عكس باز مرا پرتاب كرد به گذشته.
غرفه مجله شوكران در نمايشگاه مطبوعات سال ١٣٨١ و حضور به مناسبت انتشار اولين شماره با طرح جلد زيباي ساعد مشكي و آثاري از سيمين بهبهاني، سيمين دانشور، محمود دولت آبادي، سيدفريد قاسمي، منوچهر آتشي، م. آزاد، فرخ تميمي، كاميار عابدي و...
عكس اول: من و زنده ياد عموي نازنينم كه براي ديدن من به نمايشگاه قدم رنجه كرده بود اما به خاطر بسته بودن در سالن يعني به خاطر بازديد رييس يكي از نهادها، عمويم به همراه مردم يكي دو ساعت بيرون منتظر مانده بود تا در سالن باز شود و موقع عكاسي شوكران را روي قلب مهربانش قرار داد.
عكس: من و محمدجواد خردمند سردبير مجله كلك كه ديگر از او بيخبرم و زنده ياد ساسان تبسمي مترجم
عكس سوم و چهارم: خستگي و پناه گرفتن زير ميز نمايشگاه .
#مطبوعات #نمايشگاه #تهران #شوكران #ايران
@saedmeshki
Read more
چند سال قبل به دعوت #دوست عزيز و قديميم آقا سعيد كه در #آلمان درس خوانده و مدير فنّى يك #شركت آلمانى بود ...
Media Removed
چند سال قبل به دعوت #دوست عزيز و قديميم آقا سعيد كه در #آلمان درس خوانده و مدير فنّى يك #شركت آلمانى بود براى بازديد از #نمايشگاه #برلين مهمانش بودم در جريان بازديد همكار آلمانى سعيد هم به ما پيوست كه اتفاقاً خيلى #خونگرم و خوش #اخلاق بود و براى #نهار با اصرار زياد ما رو مهمون كرد. (يه چى ميگم بين خودمون ... چند سال قبل به دعوت #دوست عزيز و قديميم آقا سعيد كه در #آلمان درس خوانده و مدير فنّى يك #شركت آلمانى بود براى بازديد از #نمايشگاه #برلين مهمانش بودم
در جريان بازديد همكار آلمانى سعيد هم به ما پيوست كه اتفاقاً خيلى #خونگرم و خوش #اخلاق بود و براى #نهار با اصرار زياد ما رو مهمون كرد.
(يه چى ميگم بين خودمون بمونه من تا اون موقع #اسپاگتى نخورده بودم)
وقتى غذا رو آوردن تازه منُ سعيد يادمون افتاد،بلد نيستيم اين #غذا رو چطورى بخوريم
گفتم صبر ميكنم تا مايكل بياد و شروع كنه،نگاه ميكنم و ياد ميگيرم
اما اونم يه تماس مهم كارى رو بهانه كرد و مشغول #صحبت با موبايلش شد.
😰😰
هر چى دور و اطراف رو نگاه كردم هيچ كس غذاش مثل ما نبود كه ببينم و ياد بگيرم.
روى ديوار يه عكس سياه و سفيد از #سوفيا_لورن(همون آشناى #علم_الهدا اينا 😁) بود كه توى دستش چنگالى بود كه قد كلاف كاموا ازش اسپاگتى آويزون بود.
مطمئن شدم،اين راه خوردنش نيست
حالا،بوى #مطبوع غذا هم بهم ميخورد و گشنگيم رو تشديد ميكرد.
خلاصه دل رو به دريا زدم و مث هپلى ها چنگال را زدم توى رشته هاى #ماكارونى كه هر كدومشون به جرات چهل سانت بود و مقدارى رو آوردم بالا اما لامصب عين تار #عنكبود نصف بشقاب هم باهاش اومد بالا
😰😰
يوآش سرم رو بردم پايين و چنگال رو گذاشتم دهنم و ادامه ى اسپاگتى ها رو با دندان قطع كردم
😅😅
خييلى خوش مزه بود
خييلى
😋😋
يه دستمال برداشتم و دور دهنم رو كه گوش تا گوش سسى شده بود را پاك كردم
سعيد بيچاره گفت:مهرداد فكر نميكنم راهش اين باشه هااا،اين طورى خيلى خاك برسريه،نخورآبرومون ميره
😨😨
گفتم بخور حرف نزن دارم ميميرم از گشنگى
😡😡
اون هم كمى با ترديد بعد از من به احمقانه ترين شكل ممكن شروع كرد به خوردن
.
آخرهاى غذاى ما مايكل با چهره اى بشاش و شيطنت اميز، اومد و با گفتن، اكسكيوزمى نشست سر جاش و بدون توجه به كوه دستمال كاغذى هاى كثيف جلوى من سعيد با قاشق و چنگال شروع به خوردن
.
كصثسافّت انقدر شيك و با كلاس خورد كه ما از ادامه ى غذا خوردن دست كشيديم
😰😰
اول چنگالش را زد توى اسپاگتى
چند دور تاب داد
بعد گذاشت توى قاشق و همونطورى كه ميچرخوندش كمى آوردش بالا
اين طورى يه لقمه ى كوچولوى شيك سر چنگال درست شد و گذاشت دهنش
🤬🤬
فلان فلان شده نميشد زود تر بيايى،غذات رو كوفت كنى،تا مام ياد بگيريمُ اينطورى خودمون را خار و ذليل نكنيم
.
بعدها سعيد گفت مايكل عمداً اين كار رو كرده تا ما رو سر كار بگذاره😐و سعيد خودش بعداً ابين بلا رو سر ده نفر ديگه آورد😁
شايد يه روز براتون تعريف كردم وقتى مايكل اومدن ايران ما چه بلايى سرش آورديم
Read more
. خانم نوراللهى گفت : شما خانم هاى ارمنـى خيلى از مـا جلوتريد. ما تازه بايـد براى داشـتن چيـزهائى ...
Media Removed
. خانم نوراللهى گفت : شما خانم هاى ارمنـى خيلى از مـا جلوتريد. ما تازه بايـد براى داشـتن چيـزهائى بجنگـيم كه شمـا مـدت هاست داريد. ما هـنوز اول راهـيم . شايد بايـد مى گفتم ايـنطور هـم كه فكـر مى كنيـد نيسـت ولى فقـط سر تكـان دادم . دسـت كرد توى كـيفِ زردِ بـزرگش و كاغـذى در آورد و شـروع كرد به ... .
خانم نوراللهى گفت : شما خانم هاى ارمنـى خيلى از مـا جلوتريد.
ما تازه بايـد براى داشـتن چيـزهائى بجنگـيم كه شمـا مـدت هاست داريد. ما هـنوز اول راهـيم .
شايد بايـد مى گفتم ايـنطور هـم كه فكـر
مى كنيـد نيسـت ولى فقـط سر تكـان دادم .
دسـت كرد توى كـيفِ زردِ بـزرگش و كاغـذى
در آورد و شـروع كرد به خـواندن :
قـوانيـن ازدواج و طـلاقِ ارامـنـه ،
حـقِ نگهدارى ِ فرزنـد بعد از طلاق ،
حـقوق زن در تـاريخ ارمـنستـان ،
در صدِ با سوادى ميان زنـان .
گـفت مى خواهـد از زنان ارمنـى دعوت كـند در جـلسه هاى انجـمنـشـان شركـت كننـد.
گـفت مشكـلاتِ زن ها به همـه ى زن هـا مربـوط مى شـود ، مسـلمان و ارمنـى ندارد .
گفـت زن ها بايد دست به دست بدهـند و مشكـلاتشـان را
حل كننـد .
بايـد به هم ياد بدهـند ، بايد از هم ياد بگـيرند .
مثل سخنـرانيـش حـرف مى زد .
توى خيـابان داشتـيم خداحـافظى مى كرديم كـه يادم آمـد بپـرسم آمـده بـوديـد مراسم ِ ٢٤ آوريـل ؟!
گفـت آمـده بـود و با تعجـب كه پرسيـدم چـرا
با تعجـب گـفت چرا كـه نـه ؟
فاجـعه فاجـعـه سـت ، مسـلمان و ارمـنى نـدارد .
هـيچ مثـل سخـنرانيـش حـرف نمى زد .
چـراغ هـا را مـن خـامـوش مى كـنم
زويـا پيـرزاد
___________________________________
كـتابـى كـه پنـج سـال پيـشـا خـريـده بيـدمـش و فقـط چـنـد خـط از صـفحـه اولـش خـونـده بيـدم بـلاخـره خـونـدم !
لـعـنـت بـه بـى حوصـلـگـى 🤦🏻‍♀️
___________________________________
٢٤ آوريـل هم شايد بعـضيا ندونـيم :
كُـشـتـار ارامـنــه توسـط دولـت عـثمـانـى كـه بـه يادشـون مراسـم اجـرا مى كـنن هر سال هر جا باشـن ارمـنى تبار ها .
________________________________
اينـجـا هم بنـاى يـادبـودى كـه سى قـربانـى هـا
ساخـتن تـوى ايـروان
Read more
#ترجمه به حال و روز امروز آبادان (كل خوزستان )بايد گرسيت بسكه درد كشيد خسته شد ولي باز هم كسي برايش قدمي بر نداشت وقتي كه نخل ها مردند ، اشك در چشمان مادرم حلقه زد پدرم هم از شدت ناراحتي سرش را خم كرد و كسي از حال او خبردار نشد وقتي كه شهرم و محروميت هايش را ميبينم به ياد روز هاي خوب و پر ناز و نعمتش مي افتم روحم ... #ترجمه
به حال و روز امروز آبادان (كل خوزستان )بايد گرسيت
بسكه درد كشيد خسته شد ولي باز هم كسي برايش قدمي بر نداشت
وقتي كه نخل ها مردند ، اشك در چشمان مادرم حلقه زد
پدرم هم از شدت ناراحتي سرش را خم كرد و كسي از حال او خبردار نشد
وقتي كه شهرم و محروميت هايش را ميبينم به ياد روز هاي خوب و پر ناز و نعمتش مي افتم
روحم از ناراحتي ذوب ميشود وقتي به ياد مظيف ها و دله هاي قهوه پدرم مي افتم
#اهواز #آبادان #خوزستان
از هنرمند بزرگوار كه زاده همين منطقه يعني خوزستان ديار نخل و آفتاب است كمال تشكر رو دارم و با ارزوي روزي كه بتونه خيلي راحت در زمينه هنرش فعاليت كنه
ممنونم خانم دريس بزرگوار
@mina_deris_music #mina_deris_music #مينا_دريس
بدون كه ما همه حمايتت ميكنيم
Read more
. . #مرتضي #شهيد_آويني #آويني #مرتضي_آويني . سيدعليرضا ميرعلي نقي: در مجله سوره همه را تشويق ...
Media Removed
. . #مرتضي #شهيد_آويني #آويني #مرتضي_آويني . سيدعليرضا ميرعلي نقي: در مجله سوره همه را تشويق به حُسن ظن داشتن به مدير و رويه مجله مي كرد. حتي از آقاي زم هم بعنوان فردي كه دلسوز است ياد مي كرد. بعدها كه شهيد شد، نامه ايي در دفترش پيدا كردم كه خطاب به زم نوشته بود: آقا(زم)! عرصه بر ما تنگ شده، اگر ... .
.
#مرتضي
#شهيد_آويني #آويني #مرتضي_آويني
.
سيدعليرضا ميرعلي نقي:
در مجله سوره همه را تشويق به حُسن ظن داشتن به مدير و رويه مجله مي كرد. حتي از آقاي زم هم بعنوان فردي كه دلسوز است ياد مي كرد.
بعدها كه شهيد شد، نامه ايي در دفترش پيدا كردم كه خطاب به زم نوشته بود:
آقا(زم)! عرصه بر ما تنگ شده، اگر نمي توانيد مجله را تعطيل كنيد!
.
محمدعلي فارسي:
بعد از جنگ دوسه گروه را به لبنان فرستاد تا فيلم بگيرند و بتواند مستندي درست كند.
گروه جهاد تلويزيون چه اتهام هايي كه به او نزد. از بالا كشيدن حق ماموريت بچه ها تا... و حتي مي خواستند دادگاهي اش كنند. مرتضي به شدت سر اين مسئله دل شكسته شد و كار را رها كرد.
بچه هاي اطلاعات هم از او خواستند مستندي بنام "سراب" تهيه كند كه مربوط به مهاجرت ايراني ها به خارج از كشور و عواقب اين مهاجرت بود.
اما مرتضي ميگفت: "فقط كه نمي شود به عواقب پرداخت بايد علت مهاجرت را هم بررسي كرد". اما اجازه ندادند كه علت ها بررسي شود. و مرتضي باز هم دلشكسته شد و بعد از اين دوقضيه كلا جهاد را رها كرد!!
منبع: تكرار يك تنهايي-محمدعلي صمدي- انتشارات يازهرا(س)
.
زيرنوشت:
هيچكس او را تحمل نمي كرد. حتي حزب اللهي ها!
Read more
• افتخار آفرينی ورزشكاران ايرانی در بازيهای آسيايی جاكارتا از لحظات به ياد ماندنی برای ورزش ماست. همت ...
Media Removed
• افتخار آفرينی ورزشكاران ايرانی در بازيهای آسيايی جاكارتا از لحظات به ياد ماندنی برای ورزش ماست. همت بلند مردان و زنان ورزشكار كه با دلاوری و توان بالای خود كاری بزرگ كردند. با بابا كه صحبت می كرديم، به نقش مهم بانوان ورزشكار اشاره داشت و تأكيد می كرد كه اگر حضور ايشان نبود، جايگاه ما با آنچه هستيم ...
افتخار آفرينی ورزشكاران ايرانی در بازيهای آسيايی جاكارتا از لحظات به ياد ماندنی برای ورزش ماست.
همت بلند مردان و زنان ورزشكار كه با دلاوری و توان بالای خود كاری بزرگ كردند.
با بابا كه صحبت می كرديم، به نقش مهم بانوان ورزشكار اشاره داشت و تأكيد می كرد كه اگر حضور ايشان نبود، جايگاه ما با آنچه هستيم متفاوت بود.
بايد از نقش كسانی كه تلاش كردند تا ورزش زنان در عين حالی كه ارزش های اسلامی و عفت ايرانی را رعايت می كند، بتواند در عرصه قهرمانی هم حضور يابد تقدير كنيم.
روزگاری نه چندان دور برای بسياری اين امر نوعی تابو می نمود ولی در سايه اجتهاد صحيح اسلامی امروز ميسر است.
به همه دوستانم ،به خصوص به مدال آوران قهرمان تبريك می گويم.
Read more
بفرماييد جنگ! در #سياست به طور مطلق همه چيز با تعيين وقت دقيق قابل پيش بيني نيست. البته اين قاعده فقط ...
Media Removed
بفرماييد جنگ! در #سياست به طور مطلق همه چيز با تعيين وقت دقيق قابل پيش بيني نيست. البته اين قاعده فقط به علوم #سياسي محدود نمي شود. اما همه چيز براي وقوع يك جنگ تمام عيار مهياست! شرق و غرب در حال لشكركشي به #سوريه مي باشند. از چين و #روسيه گرفته تا ايالات متحده و #اروپا! شخصيت ترامپ نيز پتانسيل بالايي ... بفرماييد جنگ!
در #سياست به طور مطلق همه چيز با تعيين وقت دقيق قابل پيش بيني نيست. البته اين قاعده فقط به علوم #سياسي محدود نمي شود.
اما همه چيز براي وقوع يك جنگ تمام عيار مهياست!
شرق و غرب در حال لشكركشي به #سوريه مي باشند. از چين و #روسيه گرفته تا ايالات متحده و #اروپا! شخصيت ترامپ نيز پتانسيل بالايي براي شروع اين زورآزمايي كه برخي از آن با عنوان #جنگ جهاني سوم ياد مي كنند، دارد.
بشار #اسد و دولتش سال هاست به دستاويزي براي مناقشات اساسي بين بسياري از كشورها مبدل شده اند و در پي آن به نقل از سي ان ان "بزرگ ترين تجمع نيروهاي خارجي در يك كشور" صورت گرفت!

در شرايط بحراني فوق، استفاده از سلاح شيميايي براي چندمين بار صرف نظر از اينكه از جانب بشار اسد صورت گرفت يا توطئه اي بود عليه #حكومت وي، به نظر بهانه مناسبي بود تا غرب اسب جنگي خود را زين كرده و با حداكثر تجهيزات به سوي دمشق لشكركشي كند. از طرفي ديگر روسيه نيز در ابتدا ميخ خود را سفت كوبيد و در رابطه با حفظ جان سربازان خود هشدار داده و اعلام كرد علاوه بر ساقط كردن هرگونه موشكي كه به سمت سوريه شليك شود، محل پرتاب موشك ها را نيز هدف قرار خواهد داد.
ايران نيز تاكنون واكنشي نسبت به شرايط مذكور نداشته است و هرچند عده اي شليك موشك توسط انصارالله يمن به رياض را نوعي واكنش اوليه #ايران نسبت به شرايط فعلي مي دانند اما دلالت هاي دقيقي براي اثبات اين امر وجود ندارد، هرچند كه نمي توان آن را رد كرد.

به نظر مي رسد همه چيز مهياست!
پيچيدگي هاي روابط بين الملل و تعميق شكاف هاي قديمي نيز اساس كار است و شكنندگي به ميزاني رسيده كه در آستانه فروپاشي مي باشد. واقعيت آن است نخبگان سياسي بعد از فروپاشي نظام دوقطبي نتوانستند ساختار مستحكمي را در روابط بين الملل مبتني بر سود حداكثري همه بازيگران طرح ريزي كنند.
در مجموع به نظر مي رسد سوريه مي تواند نقش تلنگر را براي فروريزي اين ساختار متزلزل ايفا كند. شايد هم داد و ستدهاي سياسي طرف هاي درگير را فعلاً از رويارويي مستقيم منصرف كند.
اما در شرايط فعلي درگيري رو در رو در دسترس تر از هميشه خوش رقصي مي كند!
شما چطور فكر مي كنيد؟
#انديشكده_سياسي
Read more
. . نامه خداحافظي كريستيانو با عوامل برنامه الچيرينگيتو . "من مرحله جديدي رو شروع كردم و ميخوام ...
Media Removed
. . نامه خداحافظي كريستيانو با عوامل برنامه الچيرينگيتو . "من مرحله جديدي رو شروع كردم و ميخوام به طور ويژه با شما خداحافظي كنم چون خاص هستيد. ممنون براي حمايتي كه هميشه از من كرديد. متشكرم از طرفداران رئالي برنامه چون در خيلي از مواقع قدرتتون رو احساس كردم و هميشه به ياد خواهم داشت. از توماس ... .
.
نامه خداحافظي كريستيانو با عوامل برنامه الچيرينگيتو
.
"من مرحله جديدي رو شروع كردم و ميخوام به طور ويژه با شما خداحافظي كنم چون خاص هستيد. ممنون براي حمايتي كه هميشه از من كرديد. متشكرم از طرفداران رئالي برنامه چون در خيلي از مواقع قدرتتون رو احساس كردم و هميشه به ياد خواهم داشت. از توماس رونسرو براي حمايت و محبت بي قيد و شرطي كه هميشه ازم داشت ممنونم. از ادو آگيره، مدافع و دوست بزرگم تشكر ميكنم. همچنين از منتقدانم، چون ميشه از انتقادات درس گرفت. كيم، خوتا، كارمه و سوريا (منتقدها) شما واقعاً انگيزه زيادي براي من بوديد. ميدونم كه اين بخشي از رقابت ورزشيه. ممنون از همه كساني كه در برنامه بودن چون واقعاً دوست دارم هواداراي كريستيانو رو سورپرايز كنم و همچنين كسايي كه هميشه با من موافق نبودن. از دفاع هميشگي جوزپ پدررول هم متشكرم. قول ميدم اگه به فينال (چمپيونزليگ) برسم بازم باهم مصاحبه داشته باشيم. زندگي هر روز به ما درس ميده و من همچنين روز به روز ياد ميگيرم. موفقيت زيادي رو براي شما در برنامه آرزو ميكنم و همچنان از ايتاليا تماشا خواهم كرد. يه بوسه از طرف كل خانوادم و فراموش نكنيد كه هميشه شاد باشيد. دوستتون دارم، كريستيانو رونالدو"
Read more
 #حتما_متن_بخونید از امام رضا عليه السّلام نقل است كه آن حضرت فرمود : اگر مى خواهى كه به درجات اعلاى ...
Media Removed
#حتما_متن_بخونید از امام رضا عليه السّلام نقل است كه آن حضرت فرمود : اگر مى خواهى كه به درجات اعلاى بهشت رسى ، با ما باش ! به غم ما غمگين باش و به شادى ما شاد! و بر تو باد ولايت ما!كه هر كس[حتی]سنگی را دوست داشته باشد، خداوند در روز قيامت او را با آن محشور كند. [اخبار و آثار حضرت امام رضا عليه السلام، صفحه۸۱۱] ... #حتما_متن_بخونید
از امام رضا عليه السّلام نقل است كه آن حضرت فرمود : اگر مى خواهى كه به درجات اعلاى بهشت رسى ، با ما باش ! به غم ما غمگين باش و به شادى ما شاد! و بر تو باد ولايت ما!كه هر كس[حتی]سنگی را دوست داشته باشد، خداوند در روز قيامت او را با آن محشور كند. [اخبار و آثار حضرت امام رضا عليه السلام، صفحه۸۱۱]
مردي از انصار نزد رسول خدا آمد و گفت اي رسول خدا! من تحمل دوري از شما را ندارم،وقتی وارد خانه ام مي شوم و تو را به ياد مي آورم و دارايي ام را رها مي كنم و به سوي تو روانه مي شوم تا به خاطر محبت به تو، تو را ببينم؛ اين نكته به ذهنم خطور كرد كه اگر روز قيامت شود و تو وارد بهشت شوي و در بالاترين مرتبه آن قرارگيري، اي رسول خدا! چگونه با شما ارتباط برقرار كنم.

در اين هنگام آيه «(69 سوره نساء) و کسی که خدا و پیامبر را اطاعت کند ، ( در روز رستاخیز ) همنشین کسانی خواهد بود که خدا ، نعمت خود را بر آنان تمام کرده از پیامبران و صدّیقان و شهدا و صالحان و آنان چه نیکو همدمانند! » نازل شد و پيامبر آن مرد را فرا خواند و اين آيه را براي او قرائت كرد و به او این مژده را داد.[امالي طوسي، ج 2، ص 233]
ان شاءالله از شيعيان واقعی باشیم و فردای قیامت با معصومین و مومنین محشور بشیم، نه با هر کس و ناکسی نه با بعضی از افراد مشهور که نه به خدا نزدیکت میکنند نه سود اخروی دیگه ای دارند...
Read more
فال قهوه گرفت. تاريكِ تاريك بود. هم اتاق، هم حرفايى كه ته استكانِ قهوه جا گذاشته بودم. پيرزن كولى و ...
Media Removed
فال قهوه گرفت. تاريكِ تاريك بود. هم اتاق، هم حرفايى كه ته استكانِ قهوه جا گذاشته بودم. پيرزن كولى و نوه اش. كنارمون هم پسرش كه بعد از نيم بطرى ودكا انگار با سرنوشت اش بالاخره كنار اومده بود و تو خواب زمستونى. فالم رو يواش يواش گفت. اولين جملش اين بود: تو مريضى... بقيه فال مهم نيست جداً امشب يك گالرى ... فال قهوه گرفت. تاريكِ تاريك بود. هم اتاق، هم حرفايى كه ته استكانِ قهوه جا گذاشته بودم. پيرزن كولى و نوه اش. كنارمون هم پسرش كه بعد از نيم بطرى ودكا انگار با سرنوشت اش بالاخره كنار اومده بود و تو خواب زمستونى. فالم رو يواش يواش گفت. اولين جملش اين بود: تو مريضى... بقيه فال مهم نيست جداً
امشب يك گالرى بودم. اوپنينگِ عكساى هرالدِ نروژى كه راجع اش قبلا نوشتم. عكس از كولياى بدبخت بيچاره و بچه هاى كون برهنه شون و پيرمردهاى دندون طلا. به قول شاعر "پاورتى پورن" يا همون گداتوگرافىِ خودمون
زدم بيرون. نه به خاطر عكسا. نوش جونش اصلا. از كوليا هر چى بدزدى نوش جونت. كار خودم هم همين بود تو اون دهات سالها. دزديدنِ موسيقيشون و چسبوندنش به كسشراى ترانه هام.
زدم بيرون چون كارم همينه. تو كمتر جمعى حالم خوبه. محاوره هاى الكى. بده بستوناى هنرى و هورمونى. ترجيح ميدم خونه باشم و با سازم كلنجار برم. يا ولِ خيابونها و چپيدن كنجِ عرق دونيهاى ارزون.
ديگه به دهات كلجان برنميگردم. دعواى بدى كردم باهاشون. بعد از كنسرت اخر دهنم رو سرويس كردن. قدر نشناسى رو تا اين حد تجربه نكرده بودم. خستم كردن اين ادمهايى كه هر چقدر پول واسشون دراوردم، كمكشون كردم، دكتر بردموشون، كلينيك ترك هروئين، ماكارونى وطنى پختم واسشون، مهمون نوازى، و تا امريكا هم اوردموشون، بازم انگار ازم طلبكار بودن. هيچى ندارن به جز موسيقى. فريب كارى، تقلب و حسادت بنزينِ زندگيشونه. برادر به برادر دروغ ميگه، همسايه ها دشمن هم. و با "گاجو" هايى مثل من هم كه ديگه معلومه چه رفتارى دارن. چند ساله كه ميدونستم كه هيچوقت نميشه عميقا قاطيشون شد. ميدونستم كه بينمون يك مراوده ست. من كمك شون ميكنم كه پول درارن و اونا هم بهم رمز و راز موسيقيشون رو ياد ميدن. ولى تو هر مراوده اى بايد يك انصاف و احترام متقابل باشه. يك انسانيت كه مثل به حبه لوبيا تو يه استكان آب، بعد از چند روز سبز ميشه.
ولى همشون هم اينطورى نيستن. اونايى كه تحصيل كردن و از محله هاى مبتلا به بى فرهنگى زدن بيرون، كاملا تفاوت دارن.
با كولياى نوازنده بازم كار خواهم كرد. ولى نه از اون دهاتِ طلسم شده كه مثل يك سرابِ نيمه واقعى چند سال تسخيرم كرد. پشيمون هم نيستم. تو گوشه هاى دنج و تاريكِ دنيا نقل و نبات پخش نميكنن. همينه. شايد واقعا مريضم. #كولينويسى
Read more
صبح يك روز سرد پاييزي، كمي قبل از دل مشغولي هاي هميشگي، رها، بي مقصد، قدم مي زد. يك جاي كار مي لنگيد... ...
Media Removed
صبح يك روز سرد پاييزي، كمي قبل از دل مشغولي هاي هميشگي، رها، بي مقصد، قدم مي زد. يك جاي كار مي لنگيد... او كه دست و پا زده بود... رنجيده بود... رنجانده بود... با عشق رقصيده و در عشق تنها مانده بود... اكنون زندگي چه چيز براي غافلگيري داشت؟... آه اين فصل لعنتي ... تو را به ياد تمام داشته هاي بر باد رفته ات ... صبح يك روز سرد پاييزي، كمي قبل از دل مشغولي هاي هميشگي، رها، بي مقصد، قدم مي زد. يك جاي كار مي لنگيد... او كه دست و پا زده بود... رنجيده بود... رنجانده بود... با عشق رقصيده و در عشق تنها مانده بود... اكنون زندگي چه چيز براي غافلگيري داشت؟... آه اين فصل لعنتي ... تو را به ياد تمام داشته هاي بر باد رفته ات مي اندازد... حالا كه پشت هر لبخند و نگاه زيبايي، انبوهي از استدلال ها، تحقيرها و ترس ها را مي ديد با خود زمزمه مي كرد كاش در آن گرداب دل شكستن ها توانسته بود سادگي اش را نجات دهد... كاش كم تر سخت مي گرفت...چقدر دلش يك غافلگيري كوچك مي خواست ... مدت ها بود...دست از دوست داشتن كشيده بود. چه چيز باقي مي ماند اگر دلدادگي را از كسي بگيريد؟ ... باد سرد پاييزي صورتش را سوزاند... لبخند تلخي به لبش نشست. در حالي كه به برگ هاي زرد در آغوش باد نگاه مي كرد با خود فكر كرد: روزي عشق را غافلگير خواهم كرد...
پاييز جان/شاهرخ
Read more
~ نگرانم كه بعدِ رفتن تو خنده هامون به قاب برگرده تا درستش كنم جدايي رو اونكه رفته، خرااااب برگرده . واسه ...
Media Removed
~ نگرانم كه بعدِ رفتن تو خنده هامون به قاب برگرده تا درستش كنم جدايي رو اونكه رفته، خرااااب برگرده . واسه رفتن دروغ لازم نيست رو لبت حرفِ مفته مي دونم قبلِ رفتن سكوت كن #دختر حرف هاتو نگفته مي دونم! . من يه عمره كه پات وايسادم کی نشست زير پات و گرگت كرد؟! از منی تو، نذار تنهاشم از منی كه تو ... ~
نگرانم كه بعدِ رفتن تو
خنده هامون به قاب برگرده
تا درستش كنم جدايي رو
اونكه رفته، خرااااب برگرده
.
واسه رفتن دروغ لازم نيست
رو لبت حرفِ مفته مي دونم
قبلِ رفتن سكوت كن #دختر
حرف هاتو نگفته مي دونم!
.
من يه عمره كه پات وايسادم
کی نشست زير پات و گرگت كرد؟!
از منی تو، نذار تنهاشم
از منی كه تو رو بزرگت كرد!
.
نگرانم برات وقتی كه
تو به دستاى ديگه تن میدی
گريه اى كه به ياد تو هستم!
#بوسه ای كه به ياد من میدی
.
خاطراتى كه با مرور زمان
تا ابد توىِ قاب مي مونه
ساعتت بعدِ من بگو دختر
توو اتاقِ کی خواب می مونه؟!
.
نگرانم كه وقتِ برگشتن
با يه حالِ خراب برگردى
من نپرسم كه چي شده! اما
با
يه دنيا
جواب
برگردى...
~
#احمداميرخليلى
~
[ مکالمه امروز:
+چه خبر؟ کجاهایی؟
-سلامتی! همین گوشه هام
توو خودم...
+توو خودت نباش!
- توو خودم راحتم تنها جاییه که هیشکی کاری به کارم نداره...]
Read more
. در عكس بالا دانش آموز بودم و در پايينى معلم. <span class="emoji emoji1f48e"></span> "ماجراى عكس پايين" يا "گاهى براى ما خودِ اين راه، ...
Media Removed
. در عكس بالا دانش آموز بودم و در پايينى معلم. "ماجراى عكس پايين" يا "گاهى براى ما خودِ اين راه، مقصد است يك جاده با فراز و نشيب آنچنان كه هست" روزهاى آخر تدريس براى من ٣ماه بعد از زادروزم تولد گرفته و روى كيك شمع ٤٨ سالگى گذاشته بودند. ده سال در محاسبه اشتباه كرده اند. در حقيقت نُه سال و نُه ماه! اين ... .
در عكس بالا دانش آموز بودم و در پايينى معلم.
💎 "ماجراى عكس پايين"
يا
"گاهى براى ما خودِ اين راه، مقصد است
يك جاده با فراز و نشيب آنچنان كه هست"
روزهاى آخر تدريس براى من ٣ماه بعد از زادروزم تولد گرفته و روى كيك شمع ٤٨ سالگى گذاشته بودند. ده سال در محاسبه اشتباه كرده اند. در حقيقت نُه سال و نُه ماه!
اين البته يك حُسن داشت.
فهميدم ٤٨سالگى چندان فرقى با ٣٨سالگى نخواهد داشت، نه خيلى بهتر نه خيلى بدتر. فقط ممكن است بعضي چيزها كه امروز در زندگى جريان دارد آن روز جور ديگر باشد ولى خورشيد از همان سمت در مى آيد كه در ٣٨ يا ٢٨سالگى درآمده.
.
💎"ماجراى عكس بالا"
يا
"ماند در كودكىِ شَرّم و هى بازى كرد
خواست تا قهر كند، بُغض كند، ناز نشد"
👇🏼
دوم راهنمايى
شبى كه عكس به دستم رسيد سرم گيج رفت، از شتاب زمان؟ نه!
مثل كسى كه از بالاي يك سُرسُره ى بلند هُلش داده اند پايين، دلم ريخت و سُر خوردم و افتادم به اردىبهشت١٣٧٢.
حس دانش آموزى را داشتم كه بايد كيف مدرسه اش را ببندد و برود به رختخواب.
از هول اينكه بايد فردا از جلوى "آقاى دلدار" رد شوم در حالى كه دستهايش را پشت كمرش زده و دارد با چشمان خشم آلود و سردش عبورم را نگاه ميكند هرّى دلم ريخت.
مات، به عكس خيره شدم.
"دلدار" مرا دوست نداشت، حتى مطمئن بودم از من بدش مى آيد. به هرحال نه چندان سر براه، درعوض بسيار هم شرّ و بدقلق بودم، هرچند باهوش.
مرد داخل عكس "مهدى نوابى" معلم پرورشي بود. دوستش داشتم. مثل خودمان بود.
گفتم به "نوابى" فكر كنم. به چيزهاي خوب.
اين سال بودكه اولين چيز موزونم را نوشتم. "رضوانيان" معلم انشا گفت درباره حقيقت بنويسيد. نظمى ساخته بودم با دغدغه هاى كودكانه. بيست داد و تشويقم كرد.
من و "سازور" در يك نيمكت مىنشستيم. بلند شدم درس جواب بدهم. تا نشستم سوزشي عميق تا بيخ كشاله رانم را سوزاند. پرگارِ سازور بود. داد زدم و معلم ديني با اُردنگى مرا فرستاد پيش "دلدار".
من هم شعر اعتراضى سرودم؛ "آرزو دارم حقيقت رو شود"😄
ظاهراً همه چيز هنوز به "دلدار" ختم مى شود.
در رختخواب غلت زدم.
با دلهره فكر كردم ممكن است صبح كه بيدار شوم ارديبهشت ٧٢ باشد. الان، الان است يا سال ٧٢؟ ياد آن حكيمِ چينى افتادم:
"دیشب خواب دیدم که پروانه ام و امروز وقتی بیدار شدم نمى دانم حقیقتا انسانی هستم که خواب دیدم پروانه ام یا پروانه ای که خواب می بینم انسانم."
رياضى داشتيم با "صدورى" يا تاريخ با "صالح"!؟
نه ممكن نيست!
نگاه ميكنم به عكس.
سازور، كاشانيان، صميميت، اعلانى... همه قرار است فردا بيايند!؟
اميدوارم بيايند. بهرحال من كه مى روم.
.
Read more
<span class="emoji emoji27bf"></span><span class="emoji emoji27bf"></span> كنفرانس اي سي ام ان در استكهلم.. كار كردن با آدمها يك جور چالشه، بخصوص وقتي كه بيمارن يا خونواده ...
Media Removed
كنفرانس اي سي ام ان در استكهلم.. كار كردن با آدمها يك جور چالشه، بخصوص وقتي كه بيمارن يا خونواده يك فرد بيمار و شرايط و موقعيت شون فرق ميكنه.. بعد از هشت سال كار كردن در بزرگترين و عجيب ترين داروخانه سوئد ياد گرفتم تحت هر شرايطي صبور باشم، هرگز چيزي رو شخصي نگيرم و بدونم بعضي برخوردها ربطي به من و ... ➿➿
كنفرانس اي سي ام ان در استكهلم..
كار كردن با آدمها يك جور چالشه، بخصوص وقتي كه بيمارن يا خونواده يك فرد بيمار و شرايط و موقعيت شون فرق ميكنه.. بعد از هشت سال كار كردن در بزرگترين و عجيب ترين داروخانه سوئد ياد گرفتم تحت هر شرايطي صبور باشم، هرگز چيزي رو شخصي نگيرم و بدونم بعضي برخوردها ربطي به من و يا شخصيتم و اينكه چون منم، نداره و به قول معروف موقع پوشيدن روپوشم، ماسك آرامش و تسلط رو هم به صورتم بزنم و به دور از احساساتي شدنها وظيفه مو انجام بدم.. عليرغم همه اينا گاهي اتفاقهايي ميفته كه هضمش براي من بعنوان يك انسان، فراي جنسيت، بك گراند و موقعيت، سخته، مثلا چند شب پيش بعد از يازده ساعت سرپا بودن و شلوغي زياد داروخانه مجبور شدم يك ساعت و نيم بيشتر بمونم، يه آقاي خارجي بهم مراجعه كرد در مورد كودك چهارساله ش كه نسخه آنتي بيوتيك داشت، دكتر در نسخه نوشته بود روزي پونزده تا قرص!! و ما بعنوان داروساز موظفيم علت و دوز دارو رو چك كنيم بخصوص داروهايي كه براي افراد مسن، كودكان و يا حيوانات مينويسن، بايد حتما و دقيق دوز دارو رو نسبت به وزن بيمار چك كنيم و مطمئن شيم كه نسخه درست نوشته شده يا نه.. اين آقا از لحظه اول و موقع دادن كارت شناسايي خيلي عجيب رفتار ميكرد، حالتي كه يه خانوم در جا متوجه آنورمال بودنش ميشه.. وقتي ازش پرسيدم؛ وزن كودك شما چقدره؟ جواب شنيدم؛ نميدونم، بيخيال و مهم نيست اونا خودشون ميدونن.. گفتم؛ اوكي پس من تو قسمت توضيحات مينويسم كه شما نخواستين من دوز رو چك كنم و مسئوليت هر اتفاقي رو به عهده ميگيرين.. خنديد و گفت؛ نه بابا!! و موقع تايپ كردنم با يه لحن زننده اي پرسيد؛ هر هر هر، ناخنهاي خودته؟؟ منم همونطور كه مشغول نوشتن بودم با لبخند و آرامش گفتم؛ نه مال همسايه مونه.. نميشه قيافه شو ترسيم و تشريح كرد ولي همينقدر بگم كه هرهرش تموم شد و صورتش رنگ به رنگ.. خودشو كه روي ديسك ولو شده بود جمع و جور كرد و گفت؛ نه منظورم اينه كه خيلي خوشگله.. گفتم؛ ولي من واقعا گفتم، اينا مال همسايه مونه!! براي من متلك انداختن و اينكه بخوايم سريع پسرخاله شيم و با طرف لاس بزنيم و يا مرزها رو رد كنيم خط قرمزمه و غير قابل قبول.. همه آدمها مرزهاي خودشونو دارن و احترام متقابل ميخوان، شبش خيلي در اين مورد با حاج احمد صحبت كرديم و گفت؛ متاسفانه تو بعضي فرهنگها هنوز برخورد درست با جنس مخالف جا نيفته و شايد ندونن شوخيهاي شخصي با كسي كه نميشناسي و در محيطي كه جاش نيست، درست نيست.. آيا تو اين شرايط قرار گرفتين؟ عكس العملتون چي بوده؟ #گپ_خودموني_آزاجون
Read more
خُرد كردن اعصاب يك "موميايى" در چهارمين روز از ماه ارديبهشت، يا داستانِ افسانه اى يك "جنازه" كه انگار ...
Media Removed
خُرد كردن اعصاب يك "موميايى" در چهارمين روز از ماه ارديبهشت، يا داستانِ افسانه اى يك "جنازه" كه انگار "نبود" و خاطرات روزهاى كودكى و سلطنت را فراموش كرده بود: گنج يابان وحفاران اعتقاد دارند كه دفينه ها گاهى حركت مى كنند، او هم از آن جنازه هاى عجيب بود، ايرانى بود اما تنش را به شيوه مصريان موميايى كرده ... خُرد كردن اعصاب يك "موميايى" در چهارمين روز از ماه ارديبهشت، يا داستانِ افسانه اى يك "جنازه" كه انگار "نبود" و خاطرات روزهاى كودكى و سلطنت را فراموش كرده بود: گنج يابان وحفاران اعتقاد دارند كه دفينه ها گاهى حركت مى كنند، او هم از آن جنازه هاى عجيب بود، ايرانى بود اما تنش را به شيوه مصريان موميايى كرده بودند، سرنوشتش اما مثل "رامسس" و "توت عنخ آمون" با بيل، كلنگ، مته برقى، بولدوزر و پيكور گره خورد، چيزِ زيادى به خاطر نداشت، با يك درد مبهم در نواحى پايين تنه از خواب بيدار شد، شاه عبدالعظيم را صدا زد، خواست روى پا بلند شود، گويا بدنِ موم اندودش در اثرِ ريزش سقف آرامگاهش به سه قسمت نامساوى تقسيم شده بود، صداىِ "پيكور" از همان روزهاىِ نخست با گوشش آشنا بود، از همان اول هم خواب راحت نداشت، بيشتر "آرامسايشگاه" بود تا آرامگاه، آرامشِ از دست رفته اش را يكباره با بوى خاك و گرد بتن زيرِ زبانش به ياد آورد، شمشير و يادبودهاىِ روزهاىِ آخرش در كنارش بود، كمرش شكسته بود و يكباره راننده بولدوزر را ديد كه دارد با وسيله اى در دستش عكس مى گيرد، از عكس گرفتن زياد خوشش نميامد، اما دست و بالش بسته بود، در همه عمرش جز چند عكس، بقيه را عكاس ها در حال راه رفتن و حرف زدن از او گرفته بودند، اهلِ ژست نبود اما اين موميايى چسبناك و لعنتى، در يك ژست ابدى به دامش انداخته بود. يادش بود كه دستور داد تا جنازه اش را موميايى كنند و مثل فرعون ها در يك دالان فرعى و مرموز دور از سنگ قبر قرار دهند، در يك محفظه سخت بتنى، از تاريخ و آدم هايش بيزار بود، فقط پسرش و تنى چند از محارمش از مكان حقيقى اش خبر داشتند، حدسش درست بود، براى سوزاندن جنازه اش سر و دست شكستند، براىِ تحويل سر پسرش، براىِ انهدام و محو كامل مقبره اش. تلاش مى كرد تا بفهمد در چه تاريخى از خواب بيدار شده، گمان كرد شايد "صحراى محشر" باشد و روز قيامت موعود، آجرى به سرش خورد و كمى گيج شد، خاطرات و يادگارهاى ته مانده هم كم كم محو شدند، صداىِ پيكور را با "صور اسرافيل" اشتباه گرفته بود، سرش را كه سنگين شده بود و ته درد مبهمى داشت روى يك آجرِ سخت گذاشت و خودش را به خواب زد، آجرى كه شبيه "نازبالش" معروف مادرش در خانه قديمى كودكى هايش بود، چرا اين همه راه را دويده بود، يادش آمد كه چه قدر آواره بود، خاطر مباركش خيرى از سلطنت نديد و قبله عالمش نتوانست ذات مردمان اطرافش را عوض كند، خبرى از سبيل هايش روى صورتش نبود، قيافه اش اما شبيه رستاخيز بود كه كف خيابان ريخته باشند. اينجا "كافه نوستال" است، صداىِ راستينِ خاطرات و يادگارهاىِ ملت ايران.
Read more
علیرضا فغانی، موفقيت در جام جهاني براي تيم داوري کشورمان را متعلق به ايران دانست و توضيح داد: خدا را ...
Media Removed
علیرضا فغانی، موفقيت در جام جهاني براي تيم داوري کشورمان را متعلق به ايران دانست و توضيح داد: خدا را شكر در جام جهاني همه چيز به خوبي براي تيم داوري ايران پيش رفت . أنچه مسلم است در أوج خوشبختي و موفقيت معمولا لحظات سختي هايي كه سپري كرديم را به ياد مي آوریم. داور ديدار رده بندي جام جهاني ٢٠١٨ ادامه داد: ... علیرضا فغانی، موفقيت در جام جهاني براي تيم داوري کشورمان را متعلق به ايران دانست و توضيح داد: خدا را شكر در جام جهاني همه چيز به خوبي براي تيم داوري ايران پيش رفت . أنچه مسلم است در أوج خوشبختي و موفقيت معمولا لحظات سختي هايي كه سپري كرديم را به ياد مي آوریم.
داور ديدار رده بندي جام جهاني ٢٠١٨ ادامه داد: برای من يك لحظه در جام جهاني حاوي پيام هاي زيادي بود. زماني كه بعد از ديدار رده بندي روي سكو رفتم با دو انگشت به سمت خدا اشاره كردم و هدفم اين بود كه اگر خيلي ها به ما گفتند حقتان قضاوت فينال جام جهاني بوده اما عوامل ديگري نقش داشت كه باز هم هدفم شكرگزازي از خالق بود كه با عزت جام را پشت سر گذاشتيم و هدف ديگرم از اشاره به خالق اين بود كه به جواناني كه بعضي وقتها در گفتگويي كه با انها دارم گلايه مي كنند بگويم نبايد دست از تلاش بردارند و با كوشش زياد به خدا توكل كنند.

وی، قدرشناسي مردم ايران را در قبال جامعه ورزش مورد توجه قرار داد و تصريح كرد: اشك ها و لبخند هاي مردم ايران در قبال تلاش غيرتمندانه بازيكنان تيم ملي كه به چشم خود ديدند در جام جهاني سنگ تمام گذاشتند ، و تقدير از زحمت انها بيانگر قدرشناسي مردم ايران است كه در قبال تيم داوري هم وجود داشت و همين حمايت هاي مردم ، مسولين و رسانه ها براي ما هم روحيه بخش بود تا جاييكه براي عزت نام ايران به عنوان نماينده ٨٠ ميليون إيراني با خاطره خوب جام را ترك كرديم و هر چهار قضاوت تيم داوري ايران خدا را شكر با سربلندي براي كشورمان همراه شد.
اين داور تاريخ ساز فوتبال ايران نقش خانواده را در موفقيت داوران پررنگ و مثمر ثمر دانست و تصريح كرد: همانقدر كه خانواده ها براي قهرمانان تلاش می كنند ، خانواده هاي داوران نيز در موفقيت ها نقش ارزنده اي دارند. ٤٢ روز از خانواده دور بودم اما وقتي انها را در فرودگاه در اغوش گرفتم بهترين هديه براي من بود .از طرفي نقش همسرم در تربيت فرزندان و كشيدن بار زندگي غيرقابل انكار است و اميدوارم بتوانم جبران كنم .
فغاني در خصوص قضاوت داوران آرژانتيني در بازي فينال با توجه به شايستگي داوران ایراني گفت : تيم داوري هلند و برزيل هم عملكرد خوبي داشتند و داوران آرژانتيني به دليل كيفيت بهتر فني انتخاب نشدند اما من نمي خواهم به مسايل پشت پرده داوري دنيا ورود كنم و حتي خدا را شكر مي كنم كه چهار قضاوت خوب انجام دادم ، چرا كه چهار قضاوت خوب را بهتر از اين مَي دانم كه سه قضاوت خوب انجام مَي داديم بعد به فينال مَي رسيديم و با يك قضاوت بد خاطره تلخ از ما بجا مَي ماند .
Read more
يه روز صبح وسط امتحانات ثلث آخر،كلاس چهارم ابتدايى ساعت ٩ و ١٠ صبح من و چند تا از هم كلاسى ها داشتيم از ...
Media Removed
يه روز صبح وسط امتحانات ثلث آخر،كلاس چهارم ابتدايى ساعت ٩ و ١٠ صبح من و چند تا از هم كلاسى ها داشتيم از امتحان برميگشتيم كه ديديم دور ميدون هزاران نفر جمع شدن مام روى حساب فضولى به گاگولانه ترين حالت ممكن رفتيم ببينيم چه خبره من احــمق هم چون دوز فضوليم خيلى بالا تر از بقيه بود كيفم رو سپردم بهشون و رفتم ... يه روز صبح وسط امتحانات ثلث آخر،كلاس چهارم ابتدايى ساعت ٩ و ١٠ صبح من و چند تا از هم كلاسى ها داشتيم از امتحان برميگشتيم كه ديديم دور ميدون هزاران نفر جمع شدن
مام روى حساب فضولى به گاگولانه ترين حالت ممكن رفتيم ببينيم چه خبره
من احــمق هم چون دوز فضوليم خيلى بالا تر از بقيه بود كيفم رو سپردم بهشون و رفتم يه سر و گوشى آب بدم.مث موش از زير پاى ملت رفتم دقيقاً تو كانون شلوغى😈
از بلندگو يه صدا هايى در مورد مواد مخدر و قتل و جنايت به گوش ميرسيد اما انقدر هيجان مردم و همهمه زياد بود كه اصلاً نميشد فهميد چى ميگه،گرچه برام هم مهم نبود😑
چهار دست و پا خودم رو رسوندم به جايى كه پوتين هاى چند تا كميته اى جلوى مردم رو سد كرده بود
به آرومى از بين اونها هم رد شدم😈
همزمان بلندگو يه چيز هاى عربى بلغور كردن و گفت حكم رو اجرا كنيد
تا سرم رو بالا آوردم يه ادم سياه پوش كه با كلاه صورتش رو پوشونده بود چهار پايه را از زير پاى محكوم كشيدن😨و طرف از اون بالا سقوط كرد و از گردن به طناب آويزون شد😱
صداى خورد شدن گردنش😓
خِر خِر و بالا و پايين پريدنش😓
و اون چشم هاى وق زده اش رو در زاويه ى نود درجه روى پيشانيم مشاهده كردم😶
حتى دمپايش كه افتاد پايين نزديك بود بخوره تو سرم
عآقااا من از ترس نزديك بود به خودم چيز كنم😵
مثل برق گرفته ها همون وسط هاج و واج پهن شدم و با دهن باز و رنگ و روى پريده ده دفعه غالب تهى كردم.
نميدونم چقدر گذشت
تا اين كه يه پاسدار ى اومد و جنازه ام رو جمع كرد و تا در خونه رسوندم
تا چند وقت به هر گونه نويز و صداى شبيه به اعدام حساسيت پيدا كرده بودم
حتى با صداى وانت باقالى فروش و نون خوشكى هم ياد مراسم اعدام مى افتادم
ولى لامصب يه چيز خيلى خوب داشت☺️
تو مدرسه و بين بچه هاى محل يه اعتبار عجيبى پيدا كرده بودم
بچه ها چنان از شجاعتم تعريف ميكردن كه انگار بدون كپسول اكسيژن اورست رو فتح كرده بودم😎
دورم جمع ميشدن تا از اون لحظات عرفانى و روحانى و اقدام شجاعانه براشون تعريف كنم
كلى هم نوچه پيدا كردم☺️
اما اگه بخوام خداييش را بدون پر رو بازى بگم
تا چند ماه حتى از سايه خودم هم ميترسيدم و براى خواب فقط ميتونستم تو اعماق دل و روده ى بابام بخوابم😂
ولى در كل تجربه ى خوبى نبود و اى كاش عقل نداشته ى مسئولين به كار بيفته و حداقل اين جور امور خشن رو در ملاء عام و جلوى چشم بچه ها انجام ندن
و اما نكته هاى عكس
اون دو نفر پشت سرم دو تا از برادرهاى عزيزم هستن
حتى تو عكس هم مشخصه كه از داشتنشون چقدر خوشحالم و بهشون افتخار ميكنم
و مثل هميشه شلوارم پاره و سر زانوم زخمه
و يه جوجه اردك هم تو دستمه
Read more
سلام رفقا يه چند روزى هست هم دلگيرم هم دلتنگ. ديدم فقط ياد روزاى قديم اون خاطره ها شايد كمى از اين دلتنگى ...
Media Removed
سلام رفقا يه چند روزى هست هم دلگيرم هم دلتنگ. ديدم فقط ياد روزاى قديم اون خاطره ها شايد كمى از اين دلتنگى آدم كم كنه گرچه ديدن خاطرات بعضى وقتا دلتنگتر ميشى و تازه دلت لك ميزنه براى يك ساعت از اون روزا كنار رفقا عزيزت كه با هم داشتيم خاطره سازى ميكرديم. كنار مرد صدا ناصر خان فرهودى استوديو پاپ كه من ... سلام رفقا
يه چند روزى هست هم دلگيرم هم دلتنگ.
ديدم فقط ياد روزاى قديم اون خاطره ها شايد كمى از اين دلتنگى آدم كم كنه گرچه ديدن خاطرات بعضى وقتا دلتنگتر ميشى و تازه دلت لك ميزنه براى يك ساعت از اون روزا كنار رفقا عزيزت كه با هم داشتيم خاطره سازى ميكرديم.
كنار مرد صدا ناصر خان فرهودى استوديو پاپ كه من به شخصه از ايشون آرامش خاصى ميگرفتم در اون دوران سخت شروع موسيقى پاپ كه خيلى زود ما رو ترك كرد و رفت. روحت شاد ناصر خان. #شادمهر # نازنين كه از ايران رفت و مارو با پنجه هاى با احساسش و آن همصدایی زيبايش در آلبوم نقره داغ و آهنگ دلنشين آسمون رويا كه برايم يادگار گذاشت تنها گذاشت. ولى خاطراتش با ما تا دنيا دنيا ماندگار شد.و رفيق يارو غار خودم بهنام ابطحى جان كه در آن دوران با اون همه شلوغى و خستگى با تنظيمهاى بسيار جذاب پاى كار تا ساعتها با من بود.و وجودش پراز دلگرمى بود.و ترانه زيباى دوست عزيزم افشين سياهپوش كه خيلى خاطره با هم ورق زديم .تشكر ميكنم از رضا بازگير كه در آن شرايط اين خاطرات رو براى من و تمام دوستانم ثبت كرد.و حميد لسانى كه فقط در كنار ما انرژى و انگيزه ميداد جاى همشون سبز
همه چى خوب بود عشق بينمون موج ميزد و آنالوگ بود.گرم گرم واقعى دوست داشتم اين روزگار را باشما تقسيم كنم .باشد كه من هميشه ممنون دار رفقايم هستم در اين عرصه برقرار باشيد.
اينا خاطراتى از آلبوم نقره داغ هست.
سال هزار و سيصدو هشتاد استوديو پاپ
در ضمن بابك برادرم و بهزاد ابطحى براى پركاشن و هومن عقيلى نیز با ما بودند.
(برای دیدن تمامی ویدئوها لطفا ورق بزنید)
@saeidshahrouz_official
@realshadmehr
@behnamabtahi
@afshinsiyahpoosh_official
@musicema
#سعیدشهروز #سعید_شهروز #شادمهر #شادمهر_عقیلی #شادمهرعقیلی #بهنام_ابطحی #ناصر_فرهودی #افشین_سیاهپوش #بابک_شهروز #نقره_داغ #استودیو_پاپ #دل_و_دشنه #نوستالژی #خاطره #ویولن #موسیقی #نوار_کاست #غزلک #

#saeidshahrouz #saeid_shahrouz #shadmehr #shadmehr_aghili #shadmehraghili #behnam_abtahi #afshin_siahpoosh #music #pop #noghredagh #ghazalak #
Read more
چشمانم در آينه ى تمام قدء كنارء تخت ء مدل ء استراليايى كه كمد را پوشانده بود، باز شد. كورمال به دستشويى ...
Media Removed
چشمانم در آينه ى تمام قدء كنارء تخت ء مدل ء استراليايى كه كمد را پوشانده بود، باز شد. كورمال به دستشويى رفتم، تقريبا خواب آلود روى توالت فرنگى نشستم و دقيقا نمى دانم كارى كردم يا نه، ولى سيفون را زدم، منگ ء خواب دستهايم را شستم و با حوله اى كه مال من نبود دستهايم را خشك كردم،قبل ء رفتن به تخت ، از شيشه ى آبى ... چشمانم در آينه ى تمام قدء كنارء تخت ء مدل ء استراليايى كه كمد را پوشانده بود، باز شد. كورمال به دستشويى رفتم، تقريبا خواب آلود روى توالت فرنگى نشستم و دقيقا نمى دانم كارى كردم يا نه، ولى سيفون را زدم، منگ ء خواب دستهايم را شستم و با حوله اى كه مال من نبود دستهايم را خشك كردم،قبل ء رفتن به تخت ، از شيشه ى آبى كه معمولا كنار تخت مى گذارم يكى دو قلپ سر كشيدم، ساعت ٢.٣٠ نصفه شب بود، از پنجره ى بزرگ اتاق با چهارچوبهاى قديمى اش به ماه و تصوير بسيار زيباى بيرون نگاه كردم، آسمان ء زيبا خودنمايى مى كرد.
دراز كشيدم كه ناگهان صدايى توجه منو جلب كرد،صداى ظريف ء يخچال كه گويى موتورش تازه به كار افتاده باشد، ياد يخچال قديمى خانه مان در تهران افتادم-كه بانو خانم، مامانم با خريدء يخچال نو هم حاضر به از دست دادن آن نبود و تقريبا انبار خوراكى شده بود كه خود يادگار عادات روزهاى جنگ و قحطى و صف بود- دقيقا همان صدا را دوباره شنيدم، صداى قيژء كشدارء طولانى مدت و بدون قطع كه در گوشهايم ميپيچيد، گويى گوشهايم زنگ ميزد، صدايى كه در خانه ى مان براى قطع ء آن مجبور به بيرون كشيدن پريز يخچال مى شدم.اما حالا،اين صدا برايم تبديل به صدايى آرام كننده شده بود و مرا ياد خانه مى انداخت و گويى دلتنگى يه مرا تسكين مى داد، با دقت و وسواسى شبانه به صدا گوش كردم، انگار برايم جعبه ى موزيك كودكانه اى را كوك كرده اند، از پيچيدن آن صدا در گوشهايم خوشحال بودم، صدايى فالش، خارج از كوك موسيقائى و به دور از زيبايى شناسى صوتى برايم لالايى شد تا از درون احساس ارامش كنم و خوابم بگيريد، اسمش را دلتنگى گذاشتم، دلتنگى زودهنگام.........گاهى از مزار خاطرات قديمى عبور كردن تسكين دلتنگيست.
Read more
. بازيگري هم از آن چيزهايي است كه از دور دل مي‌برد از نزديك پول، وقت، زحمت و غيره. به شخصه هر وقت فيلم‌هاي ...
Media Removed
. بازيگري هم از آن چيزهايي است كه از دور دل مي‌برد از نزديك پول، وقت، زحمت و غيره. به شخصه هر وقت فيلم‌هاي ايراني را مي‌ديدم فكر مي‌كردم براي اينكه آدم بتواند بازيگر يا سوپراستار شود بايد خوب بغض يا گريه كند، يا حداقل يكي از فك و فاميل‌هایش يك زماني قشنگ گريه كرده باشد. خلاصه تصور ما اين بود تا اينكه ... .
بازيگري هم از آن چيزهايي است كه از دور دل مي‌برد از نزديك پول، وقت، زحمت و غيره. به شخصه هر وقت فيلم‌هاي ايراني را مي‌ديدم فكر مي‌كردم براي اينكه آدم بتواند بازيگر يا سوپراستار شود بايد خوب بغض يا گريه كند، يا حداقل يكي از فك و فاميل‌هایش يك زماني قشنگ گريه كرده باشد. خلاصه تصور ما اين بود تا اينكه بيتا روزي دو بار عكس آدري هپبورن و مرحوم شكيبايي را استوري كرد. شايد فكر كنين چه ربطي دارد ولي خب آدم ديگر چه جور بگويد كه كلاس بازيگري مي‌رود. از وقتي متوجه شدم بيتا كلاس بازيگري مي‌رود، همه‌اش منتظر بودم بگويد امروز ياد گرفتم چطور سحر قريشي‌وار بغض كنم يا نويدطوري داد بزنم. ولي از وقتي شروع به تعريف كردن خاطرات كلاسش كرد ما هم با واقعيت آشناتَر شديم.

مثلا مي‌گفت اگر نقش كسي را بازي مي‌كنيد كه يك بچه به او سنگ پرتاب كرده است، برخوردتان و چهره‌تان بايد جوري باشد كه مخاطب بفهمد آن طرف بچه بود. آن وقت طبق آنچه ما در فيلم‌ها مي بينيم اگر همچين اتفاقي براي طرف بيفتد از فحش‌هايش ميتوان فهميد پرتاب‌كننده بچه است يا پير يا چه. يا نهايتا دوربين خودش نشان مي‌دهد ديگر چه كاري است اصلا. تازه اين‌ها فقط در حد تمرين نبود، امتحاناتي بود كه اگر قبول نمي‌شد نمي‌توانست به مراحل پيشرفته‌تَر برود. خب اينجاست كه براي آدم سوال پيش مي‌آيد كه چرا در حد اصغر فرهادي درس مي‌دهند و امتحان مي‌گيرند ولي در حد ايرج ملكي فيلم مي‌سازند؟ و سوال مهم‌تَر اينكه بعضيا اصلا چطور بازيگر و سوپراستار شده‌اند! يعني با اين اوضاع، سياستمدارها بيشتر به نظر مي‌رسد كلاس بازيگري رفته باشند تا خود بازيگرها. آن لبخندهاي في‌البداهه رقيب‌كُش را كه ديگر نگو.

يكي ديگر ازچيزهايي كه برايم سوال شده بود، ظاهر همكلاسي‌هاي بيتا بود. با تنوعي كه بيتا از ظاهر هم كلاسي‌هايش ارائه مي‌كرد، همه تصورم از طنازها و محمدرضاهاي كوچك بالقوه از بين رفت. البته خب كاملا منطقي است كه اين طور باشد. به هر حال مشت نمونه خروار است، نه اين دو سه تا دانه بلندي كه به ما نشان مي‌دهند.
.
بقیه در کامنت اول 👇👇👇👇
Read more
قصه اي داريم... ١٣٩٠يعني ٧ سال پيش از طريق غزل عزيزم با هم آشنا شديم... غزل همون دوستي بود كه سرطان ...
Media Removed
قصه اي داريم... ١٣٩٠يعني ٧ سال پيش از طريق غزل عزيزم با هم آشنا شديم... غزل همون دوستي بود كه سرطان جانش را گرفت و از پيش ما رفت و از اون سال تا الان از بالا داره همه مارو مي بينه... امير مي خواست نمايشگاه نقاشي برگزار كنه به نفع خيريه... اون نمايشگاه برگزار شد و تمام شد... دو ماه بعدش غزل پرواز كرد ... قصه اي داريم...
١٣٩٠يعني ٧ سال پيش از طريق غزل عزيزم با هم آشنا شديم...
غزل همون دوستي بود كه سرطان جانش را گرفت و از پيش ما رفت و از اون سال تا الان از بالا داره همه مارو مي بينه...
امير مي خواست نمايشگاه نقاشي برگزار كنه به نفع خيريه...
اون نمايشگاه برگزار شد و تمام شد...
دو ماه بعدش غزل پرواز كرد و رفت براي هميشه و همه ما در بُهت و شوك...
زنگ زدم به امير كه خبر بدم گوشي رو كه برداشت و بجاي الو و بله و اينا گفت نگو كه تمام شد و من با گريه بهش گفتم امير، غزل رفت...
و سكوت امير و صداي ناله هاي من پاي تلفن موند و بس...
چهل روز بعدش كه مي شد چهلم غزل و با بَر و بچه ها براش مراسم چهلم گرفتيم...
من روي سن بودم و امير وارد سالن محل برگزاري مراسم چهلم غزل شد و رفت عقب نشست...
مراسم تمام شد و من از سن آمدم پايين رفتم به سمتش... سرش پايين بود و تنها عقب سالن نشسته بود... رسيدم بهش گفتم سلام امير جان...
سرش رو بالا آورد و صورتش سرخ و چشمانش قرمز از اشك هاي ريخته و همو بغل گرفتيم و ي دل سير به ياد دوست مشتركمون اشك ريختيم...
از اون گريه دلچسب ها بود...
تصوير امير در ذهن من هميشه همون قلب طلاييشه و پاك نمي شه...
برقرار باشي و بدرخشي...
#عكس #لحظات #لبخند #زندگي #روزهاي_زندگي #قصه_هاي_زندگي #حس_خوب #حال_خوب #غزل #امير_آقايي #دوستانه #photo #photos #moments #smile #life #lifestyle #daysoflife #storiesoflife #goodmood #goodfeeling #ghazal #amiraghaee #friendship
Read more
از همسرم كه واقعا سورپرايزم كرد ممنونم از خانواده خودم و همسرم بابت مهرباني و محبت شون ممنونم از ...
Media Removed
از همسرم كه واقعا سورپرايزم كرد ممنونم از خانواده خودم و همسرم بابت مهرباني و محبت شون ممنونم از تمام دوستاي خوبم كه مثل خواهر و برادر برام مي مونن و در دو شب تولد گرفتن خيلي سپاسگزارم از همه عزيزاني كه كامنت گذاشتن تلفن كردن پيامك زدن خيلي خيلي زياد تشكر ميكنم از تهيه كنندگان برنامه از فراز الوند ... از همسرم كه واقعا سورپرايزم كرد ممنونم
از خانواده خودم و همسرم بابت مهرباني و محبت شون ممنونم
از تمام دوستاي خوبم كه مثل خواهر و برادر برام مي مونن و در دو شب تولد گرفتن خيلي سپاسگزارم
از همه عزيزاني كه كامنت گذاشتن تلفن كردن پيامك زدن خيلي خيلي زياد تشكر ميكنم

از تهيه كنندگان برنامه از فراز الوند اقايان معدنچي و احمدي و كارشناسان مجري دكتر بابك حسن زاده ،محمدرضا يزدان پرست ،مهدي هژبري،عباس غفاري ،غزاله پورخاكي،خانم پورنيا و محيا اسناوندي و ساير رفقا و همين طور دستيار تهيه و برنامه ريز #ازفراز_الوند خانم هاشميان خيلي ممنونم
از علي سوهاني كه اگه نبود واقعا در خيلي موارد نميدونستم چيكار بايد كنم تشكر ميكنم
از رضا بيرامي و همسرشون صبا خانم خيلي ممنونم
مرسي از لادن خانم و نامزدشون كه خوشحالم كردن و .........
از تمام مردمي كه محبت داشتن و به ياد داشتن خالصانه ممنونم
من خاك پاي همه دوستان حقيقي و مجازي هستم و همگي رو به خالق هستي مي سپارم كه شاد خوب و سلامت باشيد.
عكسها رو به حرمت محرم نميزارم دوستان بر من ببخشن.
از كافه لئو و احسان جان هم ممنونم.

الهي كه تمام مردم در ارامش اسايش رفاه شادي و امنيت زندگي كنن.
در پناه خدا خوشبخت و عزت مند زندگي كنيم ان شاالله.
بازهم صميمانه ممنونم.
@sohaniali777 @fereshtehalousi70 @mojtabaahmadi65 @somayehhashemian60 @ghazaleh_pourkhaki
@mahya.asnavandi
@rezabeyrami
@azfarazealvand_tv2
@fan.mahmoodreza @mr_ghadirian_voice @pelato_tv @mahmoodrezaghadirian
Read more
Happy birthday Molim! I already missed you from miles away <span class="emoji emoji2764"></span>️ . خودم نميدونم چرا تو هميشه تو همه ...
Media Removed
Happy birthday Molim! I already missed you from miles away ️ . خودم نميدونم چرا تو هميشه تو همه ي شرايط پيش مني... نميدونم چرا از همه چي خبر داري... نميدونم چيه تو وجودت كه ميتونه انقد هميشه جذابت كنه... فقط ميدونم، داشتنت تو زندگيم نعمته! ميدونم با وجودت ميشه مثلا ٢٦ ساعت از تهران تا خاشوري ... Happy birthday Molim!
I already missed you from miles away ❤️
.
خودم نميدونم چرا تو هميشه تو همه ي شرايط پيش مني... نميدونم چرا از همه چي خبر داري... نميدونم چيه تو وجودت كه ميتونه انقد هميشه جذابت كنه... فقط ميدونم، داشتنت تو زندگيم نعمته!
ميدونم با وجودت ميشه مثلا ٢٦ ساعت از تهران تا خاشوري حرف زدو حرف زدو حرف زد...
روي يه صندلي اتوبوس، دوتايي نشست 😁
ميشه به بطري بردن و شلنگ داشتن توالت هاي باتومي و تفليس ساعت هااااا خنديد :))))
ميشه به فارسي ياد دادنت به توريستا پهلو درد گرفت از خنده :))
ميشه هيچ هايك كرد تو مملكت غريب... ميشه كوچ سرفينگ كرد...
ميشه با كله خرابيت، وجودشو پيدا كرد كه سفر كرد...
ميشه لحظه به لحظه از ديدن مغازه اي ذوق كرد :))
ميشه آب ٠.٥ ليتري رو با نيم درصد الكل اشتباه گرفت 😂
ميشه انقد مثبت نگاه كرد ماجراهارو كه همه ي خبراي خوب رو از تو شنيد!
ميشه باهات درد و دل كرد... ساعت ها... و خوبه كه ميشه❤️
تولدت مبارك عزيز دلم😍
ايشالا سال پر سفري داشته باشي 😘😘
.
.
پ.ن. #استانبول م، اما خدا ميدونه چقدرررررر دلم ميخواست اينجا باشي تا با هم شهر رو گز كنيم... تا شبا موقع برگشت هندزفري رو دربيارم از گوشام و با هم ايراني جماعتو سرفراز كنيم :)))
دل تنگتم❤️
Read more
مثل هميشه آرام و بى آلايش وارد سالن اجرا شد. همراهش اردال ارزنجان نوازنده باغلاما و موسیقی‌دان اهل ...
Media Removed
مثل هميشه آرام و بى آلايش وارد سالن اجرا شد. همراهش اردال ارزنجان نوازنده باغلاما و موسیقی‌دان اهل کشور تركيه نيز بود. در ابتداى كنسرت با يادآوارى اين موضوع كه سالهاى گذشته سالهاى خوبى براى موسيقى ايران نبوده و ما نبايد بعد از مرگ به ياد بزرگان و اساتيد هنر و موسيقى باشيم از اين رو بپاس سپاسگزارى ... مثل هميشه آرام و بى آلايش وارد سالن اجرا شد.
همراهش اردال ارزنجان نوازنده باغلاما و موسیقی‌دان اهل کشور تركيه نيز بود.
در ابتداى كنسرت با يادآوارى اين موضوع كه سالهاى گذشته سالهاى خوبى براى موسيقى ايران نبوده و ما نبايد بعد از مرگ به ياد بزرگان و اساتيد هنر و موسيقى باشيم از اين رو بپاس سپاسگزارى برنامه رو به استاد محمدرضا شجريان تقديم كرد.
با يكى از بهترين دوستانم كه ميتوان اورا در جرگه ى انسانهاى نيك و بدون ادعا قرار داد به كنسرت استاد رفته بوديم.
سالهاست كه آثار و بداهه نوازى هايش را گوش ميكنم آنگاه كه آسمان دلمان ابرى مى شود و نه مى شود به كلامى گوش فرا داد و نه به سكوتى پناه برد دل به موسيقى كلهر ميسپاريم.
وقتى شروع به نواختن كرد مارا با خودش برد به همان دنيايى كه فردوس برينش مى ناميم.
گاهى ساز با او مى رقصيد، گاهى او با ساز هر دو از يك جنس بودند و از دنيايى فراروى دنياى خاكى ما
مى آمد و مى رفت اوج ميگرفت و فرود مى نشست و در اخر مثل موجى خروشان خود را بر ساحل امن كمانچه اش مى كوبيد.
سوز داشت و در تركيبى منحصر بفرد با باغلاماى ارزنجان موسيقى را در روح و جسم ما جارى مى كرد.
نتى موجود نبود بداهه نوازى بود با ملودهاى كوردى و ايرانى كه هر عاشقى را از معشوقش بى نياز مى كرد.
گاهى دلم غش مى رفت هيجان زده مى شدم و به عالم مستى و خلسه گى مى رفتم.
دوست نداشتم شب تمام شود مى خواستم دوباره و دوباره بنوازد و بنوازد و بنوازد
او خداوندگار موسيقى ماست او آپولونى است بالاتر از بقيه ى خدايان.
كيهان كلهر ديپلمات موسيقى ايران زمين است او را بايد بعد از باران در بيكران دور ديد، در آيينه ى آسمان در نخستين ديدار بامدادى كه خداوند موسيقى را آفريد.
#كپو
#كيهان_كلهر #كمانچه #كمانچه_نوازی #موسيقى_سنتى #اردال_ارزنجان #باغلاما #عكس #عكاسى #كورد #كرمانشاه #ايران #هنر #عشق #kayhankalhor
#photographer #photo #photography #photoshoot #camera #canon #iran #vahdathall #kurd #kermanshah
Read more
جناب آقاي حيدر عبادي. هيچ گله گذاري بر تصميمات تو و دولتت وارد نيست كه اتفاقا راه درست و مطلوب ملتي كه ...
Media Removed
جناب آقاي حيدر عبادي. هيچ گله گذاري بر تصميمات تو و دولتت وارد نيست كه اتفاقا راه درست و مطلوب ملتي كه بهت راي دادن همين هست كه ميگويي. ايكاش اين تصميم دولتمردان عراق درس عبرتي باشد براي حكمرانان ايران نجيب. كه بجاي اينكه تمام هدفشان تامين بودجه و امنيت براي كشورهاي اعراب منطقه باشد قدري نگران طفلان ... جناب آقاي حيدر عبادي. هيچ گله گذاري بر تصميمات تو و دولتت وارد نيست كه اتفاقا راه درست و مطلوب ملتي كه بهت راي دادن همين هست كه ميگويي. ايكاش اين تصميم دولتمردان عراق درس عبرتي باشد براي حكمرانان ايران نجيب. كه بجاي اينكه تمام هدفشان تامين بودجه و امنيت براي كشورهاي اعراب منطقه باشد قدري نگران طفلان سرزمين خودمان باشند كه امروز حتي در تامين شير خشكشان عاجزيم. بدون شك كساني كه با شنيدن شعار به حق نه عزه و نه لبنان جانم فداي ايران كه همان نداي مظلوميت مردمان ايران زمين بود فرياد وامصيبتا سر دادند حالا بيايند شفاف و روشن جواب اظهارات رئيس جمهور كشور برادر ،دوست ،مسلمان ،عراق را بدهند. شك نداريم برادر اسد هم به محض اينكه قدري جاپاش محكم بشود بدتر از اين آقا پشت ايران را خالي خواهد كرد. براستي تاريخ از اين عاليجنابان بي سياست و وطنفروش چگونه ياد خواهد كرد. برادران هموطن عربمان زير ريزگردها در حال مدفون شدن هستند اونوقت حاكمان ما نگران كشورهاي عرب مفتخور منطقه هستند. روز پاسخگويي به اينهمه جنايت نزديك است. بترسيد از خروش مردم عصباني و گرفتار و دربند ايران زمين و تا دير نشده اين بساط مسخره بازي رو جمع كنيد. ايران آزاد و آبادم آرزوست
Read more
تيرگان يكي از جشن هاي ايراني در تيرروز از تيرماه برابر با ١٣ تير در گاهشماري ايراني برگزار ميشود. آرش ...
Media Removed
تيرگان يكي از جشن هاي ايراني در تيرروز از تيرماه برابر با ١٣ تير در گاهشماري ايراني برگزار ميشود. آرش كمانگير اسطوره و قهرمان ملي ايرانيان است . ميان ايران و توران سالها جنگ و ستيز بود در نبرد ميان افراسياب و منوچهر شاه ايران سپاه ايران شكست سختي ميخورد اين روي داد در روز نخست تير روي ميدهد سپاه ايران ... تيرگان يكي از جشن هاي ايراني در تيرروز از تيرماه برابر با ١٣ تير در گاهشماري ايراني برگزار ميشود.
آرش كمانگير اسطوره و قهرمان ملي ايرانيان است .
ميان ايران و توران سالها جنگ و ستيز بود در نبرد ميان افراسياب و منوچهر شاه ايران سپاه ايران شكست سختي ميخورد اين روي داد در روز نخست تير روي ميدهد سپاه ايران در مازندران به تنگنا مي افتد و سرانجام دو سوي نبرد به سازش در مي آيند و براي انكه مرز دو كشور مشخص شود و ستيز از ميان برخيزد . ميپذيرند كه از مازندران تيري به جانب خاوران پرتاب كنند هر جا فرود آمد همان با مرز دو كشور باشد وهيچ يك از دو كشور از آن فراتر نرود تا در اين گفتگو بودند. سپندارمذ ( ايزد بانوي زمين ) پديدار شد و فرمان داد تيرو كمان آوردند آرش در ميان ايرانيان بزرگترين كماندار بود و به نيروي بي مانندش تير را دورتر از همه پرتاب مي كرد سپندارمذ به آرش گفت تا كمان بردارد و تيري به جانب خاوران پرتاپ كند.
آرش دانست كه پهناي كشور ايران به نيروي بازووپوش تير او بسته است و بايد توش و توان خود را در اين راه بگذارد او خود را آماده كرد برهنه شد و بدن خود را به شاه و سپاهيان نمود و گفت ببينيد من تندرستم و كژاي در وجودم نيست ولي مي دانم چون تير را از كمان رها كنم همه نيرويم با تير از بدن بيرون خواهد آمد آنگاه آرش تيرو كمان را برداشت و بر بلنداي كوه دماوند بر آمد و به نيروي خداداي تير را رها كرد و خود بي جان بر زمين افتاد (درود بر روان هاي پاك آرش و روان هاي پاك همه ي سرباز هاي ايراني ) هرمزه خداي بزرگ به فرشته باد (وايو) فرمان داد تا تير را نگهبان باشد و از آسيب نگه دارد.تير از بامداد تا نيمروزي در آسمان ميرفت و از كوه و در و دشت ميگذشت تا در كنار رود جيهون بر تنه درخت گردويي كه بزرگتر از آن در گيتي نبود نشست
آنجا مرز ايران و توران جاي دادن و هر سال به ياد آن جشن گرفتند .
از آن خوانند آرش را كمانگير كه از ساري به مرو اندوخت تير
درجشن تیره گان چه کار میکنیم ؟
آب در جشن تیره گان بسیار پراهمیت است بهمین خاطرهم این جشن معمولا در کنار رودخانه و چشمه برپا میشودیکی از رسومات این جشن رسم جالب و هیجان انگیز اب پاشیدن روی همدیگر است تا گرمای هوای تیر به در شود . در مراسم اب پاشان . مردم به یاد فرشته تیشتر یا فرشته باران و به خاطر گرمای هوا همدیگر را به واسطه آب پاشیدن خنک می کنند . صدای خندها در هوا بلند می شود و برای لحظاتی تابستان از یاد میرود.
Read more
. يكهزار و چهارصد و پنجاه و دومين سالروز نزول قرآن و بعثت پيامبر آخرالزّمان(ص) ... مبعوث شدن حضرت ...
Media Removed
. يكهزار و چهارصد و پنجاه و دومين سالروز نزول قرآن و بعثت پيامبر آخرالزّمان(ص) ... مبعوث شدن حضرت ختمى مرتبت (ص) به مقام نبوّت و رسالت، حسّاس ترين فراز تاريخ در جهان بشرى است. از بلنداى كوه حَراء به مكّه معظّمه، پيامبرى مبعوث به سفارت از جانب حكيم دانا به سوى فرزندان آدم ابوالبشر شد كه علاوه بر ... .
يكهزار و چهارصد و پنجاه و دومين سالروز نزول قرآن و بعثت پيامبر آخرالزّمان(ص)
...
مبعوث شدن حضرت ختمى مرتبت (ص) به مقام نبوّت و رسالت، حسّاس ترين فراز تاريخ در جهان بشرى است. از بلنداى كوه حَراء به مكّه معظّمه، پيامبرى مبعوث به سفارت از جانب حكيم دانا به سوى فرزندان آدم ابوالبشر شد كه علاوه بر اسماعيل ذبيح و ابراهيم خليل الرّحمان- عليهما السّلام-، عيساى روح الله پس از صاحب تورات، آمدنش را به عنوان خبرى مسرّت بخش با بيان عبارتى كوتاه و رسا به جهانيان مخابره كرد. (وَإِذْ قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ … إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ … وَمُبَشِّرًا بِرَسُولٍ يَأْتِي مِنْ بَعْدِي اسْمُهُ أَحْمَد … ﴿۶﴾ و هنگامى را كه عيسى پسر مريم گفت من فرستاده خدا هستم و به فرستاده‏ اى كه پس از من مى ‏آيد و نام او احمد است بشارتگرم)،{صفّ/٦}. شب بيست و هفتم ماه رجب به فاصله ١٣ سال پيش از هجرت، صاحب خُلق عظيم با دريافت منشورى نوين و با ديباچهء ( بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ )، جهانيان را به شنيدن پيامى بس والا فراخوانْد. پيامى با عبارات زيباى (اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ ﴿۱﴾ خَلَقَ الْإِنْسَانَ مِنْ عَلَقٍ ﴿۲﴾ اقْرَأْ وَرَبُّكَ الْأَكْرَمُ ﴿۳﴾ الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ ﴿۴﴾ عَلَّمَ الْإِنْسَانَ مَا لَمْ يَعْلَمْ ﴿۵﴾ {عَلَق/٥-١}. شنبه ٢٤ فروردين ١٣٩٧ خورشيدى برابر با ٢٧ رجب ١٤٣٩ هجرى قمرى، كه ياد آور يكهزار و چهارصد و پنجاه و دومين سالگرد نزول قرآن و بعثت آن رسول والامقام است بر جويندگان نامش و پويندگان مرامش صلوات الله و سلامه عليه و آله و سلّم، مبارك باد.
Read more
. اما همیشگی تویی ستاره ی دنبااااله داااار... . . . #نيماوارسته <span class="emoji emoji1f496"></span><span class="emoji emoji1f3bb"></span><span class="emoji emoji1f31f"></span> . . پي نوشت : . . «بیست ...
Media Removed
. اما همیشگی تویی ستاره ی دنبااااله داااار... . . . #نيماوارسته . . پي نوشت : . . «بیست و دوم » ماه ١٣٩٧ . . كنسرتِ حميدِ عسكري عزيز و هنرمند . . شبی که با یاد و حضورِ هميشه و ستاره وارت ....برگي درخشان شد در خاطراتمان ... . #nimavarasteh . . قطعا تشكر هيچوقت كافي نيست ... .
اما همیشگی تویی ستاره ی دنبااااله داااار...
. .
.

#نيماوارسته 💖🎻🌟
.
.

پي نوشت : .
. «بیست و دوم » ماه ١٣٩٧
.
. 🎆كنسرتِ حميدِ عسكري عزيز و هنرمند
.
.

شبی که با یاد و حضورِ هميشه و ستاره وارت ....برگي درخشان شد در خاطراتمان ...🌟🎻💖
.

#nimavarasteh
.
.

قطعا تشكر هيچوقت كافي نيست براي بيانِ ناگفته ها و احساس بينظيري كه اين شبِ به يادموندني و زيبا رو تو ذهن و قلبمون حك كرد ...
.
. 🔴تشكر و سپاسِ بي نهايت از شما #حميدعسكري عزيز و هنرمند ؛رفيق و دوستِ هميشه با معرفتِ نيما...💫🎸❤️🎤🙏🏻🌷
.
@hamidaskari1 .
.

تا هميشه در خاطرمون هست و ميمونه مهرِ هميشه باقيتون...كه خاطره ي شبي است زيبا و باشكوه با حضورِ نيماي عزيز و دوستانِ هنرمند و بامحبتش...💫🎻💖
. 🔻سپاسِ ويژه از گروهِ هنرمند حميد عسكري ( #بند_كما ) با آرزوي موفقيت و بهترين ها براي شما بهترين ها💙💐🎵🥁🎸🎹
.
.
🔴سپاسِ بينهايت از جنابِ آقاي #مهدی_عباسپور ( #کماگرافی ) که همواره برادرانه درکنارمون هستند ، و هنر و زحماتِ بي اندازشون در ساختِ كليپِ زيباي «ستاره» تقدیمی به نیمای وارسته که درخشان ترین لحظه ها رو در کنسرت رقم زد...💫🙏🏻💗👌🏻🎞🌹
.
. . ⭕️و تشكر و سپاسِ ويژه از تمامي هواداران و دوستدارانِ مهربانِ حميدِ عسكريِ عزيز... #كمايي_ها ي عزيز كه هميشه و هميشه به يادِ نيما و در كنارِ خانواده ي عزيزِ وارسته حضور داشتند و دارند و محبت و مهرِ بيدريغشون همواره گرميه قلب هاي ماست ....💫💜😍💐🙏🏻
.
. 🔺تشکر ویژه از سرکارخانم امیری @amiri7367 مهربان و محبتِ بيدريغشون در گردآوري تصاوير...🙏🏻❤️🌹
.
.
⭕️و يكايكِ شما مهربانانِ بامعرفت و هميشه همراه ودوستدارانِ عزيز و گرانقدرِ نيماوارسته كه بودنتون همواره قوتِ قلبهامونه ...هميشه سلامت و برقرار باشين عزيزترين ها💫💝😍💐🙏🏻
.
.
⚠️🎬ویدیو این پست هشت در صفحه قرار گرفته؛لطفا ورق بزنید
.
.
. ‏======NimaVarasteh_Fans=====
.
. «پاپِ ايراني» : به یاد نیماوارسته در کنسرت تابستانه حمید عسکری
.
...
.

ترانه “ #ستاره ” که همیشه پرطرفدار بوده است با کلیپ زیبایی از عکسهای حمید عسکری و نیما وارسته پخش شد و پدر و مادر زنده یاد وارسته در سالن مورد تشویق فراوان قرار گرفتند. همچنین به درخواست حمید عسکری، حضار با نور گوشی ها و همخوانی، وی را همراهی کردند
.
.
.
قطعه “بارون” که بشدت مورد استقبال قرار گرفت نیز به مادر ِ نیما وارسته تقدیم شد...
. .
.
📣ادامه ي گزارشِ كنسرت از خبرگزاري هاي معتبرِ موسيقي و ويديوي كاملِ اين پست هم اكنون در كانال تلگرامِ رسمي هوادارانِ نيماوارسته
.

به نشاني :⬇️⬇️⬇️
.

https://t.me/nimavarasteh
Read more
<span class="emoji emoji27bf"></span><span class="emoji emoji27bf"></span> تو اين سالهاي غربت نشيني و برخورد با افراد مختلفي كه شايد اگر شرايط فرق ميكرد هرگز با هم برخورد پيدا ...
Media Removed
تو اين سالهاي غربت نشيني و برخورد با افراد مختلفي كه شايد اگر شرايط فرق ميكرد هرگز با هم برخورد پيدا نميكرديم، فهميدم و ياد گرفتم ما آدمها خيلي متفاوتيم و شايد همين تفاوتها باعث ميشه گاهي بينمون سوتفاهم پيش بياد و يا دلخوري... اون اوايل رو حسابي كه از خونواده و آدمهايي كه به خوبي ميشناختم، با آدمهاي ... ➿➿
تو اين سالهاي غربت نشيني و برخورد با افراد مختلفي كه شايد اگر شرايط فرق ميكرد هرگز با هم برخورد پيدا نميكرديم، فهميدم و ياد گرفتم ما آدمها خيلي متفاوتيم و شايد همين تفاوتها باعث ميشه گاهي بينمون سوتفاهم پيش بياد و يا دلخوري... اون اوايل رو حسابي كه از خونواده و آدمهايي كه به خوبي ميشناختم، با آدمهاي جديد زندگيم دوستي برقرار ميكردم و شايد همين مواظب نبودنها، حواس جمع نكردنها و بيگدار به آب زدنها باعث شد انقدر اشتباه كنم و كسب تجربه و بشم آدمي كه الان هستم، همچنان همون حس و حال با همه اخت گرفتن و راحت بودن رو دارم ولي با يادآوري بلاهايي كه سرم اومده مواظبم تا مرزهام شكسته نشن و تجربه هاي تلخمو تجربه نكنم... به مرور زمان ياد گرفتم كه آدمها طبق تربيت و بك گراندشون به اندازه هاي مختلف به بقيه پناه ميارن و يا از بقيه فراري ميشن... به اندازه هاي مختلف به بقيه محبت ميكنن و يا از محبت بقيه سواستفاده ميكنن... به اندازه هاي مختلف به من و يا ما اهميت ميدن و به اندازه هاي مختلف همديگه رو آزار ميدن و يا باعث خوشحالي و ترقي هم ميشن... اگر بدونيم و مطمئن باشيم كه خيلي از رفتارها از تربيت و دوران كودكي و شكل گرفتن آدمها تو سن بحراني و سرنوشت سازشون، منشا ميگيره ديگه نه ناراحت ميشيم نه شوكه... نميشه از كسي كه يه سري حسها رو تجربه و لمس نكرده اون حسها رو درخواست كرد همونطور كه از درخت سيب نميشه توقع ميوه گلابي داشت و يا برعكس... چند روزه كه به يك سوالي فكر ميكنم و دوست داشتم ازتون بپرسم؛ خودخواه ترين آدمي كه تو زندگي تون ديدين كيه و چرا؟؟ #گپ_خودموني_آزاجون
پ.ن. تا سفره اي هست و آدمهايي دورش، زندگي و عاشقي بايد كرد...
Read more
خيلي خوشحالم كه شما مخاطبين محترم صفحه ي من اسم سازهاي كوبه ايي را تا حد زيادي آموختين و حداقل در صفحه ي من ديگر تمبك ، تمپك و كاخُن صندلي كه رويش مينوازند نيست و همينطور ساير سازها️ اينم يه ويديو از قبلتر ها،به ياد اون روزها آموزشگاه موسيقي آواي ساز (خواهران دبيرزاده) از تمام سازنده هاي ساز( ... خيلي خوشحالم كه شما مخاطبين محترم صفحه ي من
اسم سازهاي كوبه ايي را تا حد زيادي آموختين
و حداقل در صفحه ي من ديگر
تمبك ، تمپك و كاخُن صندلي كه رويش مينوازند نيست
و همينطور ساير سازها😊❤️ اينم يه ويديو از قبلتر ها،به ياد اون روزها
آموزشگاه موسيقي آواي ساز (خواهران دبيرزاده) از تمام سازنده هاي ساز( داخلي ) كه محصول خود را با كيفيت ميدانند به صورت حضوري استقبال خواهد كرد
٠٢١٤٤٠٩٩٣٨٣
@amoozeshgah_dabirzadeh
Read more
Loading...
Load More
Loading...