Loading Content...

كس كه حرف يه

Unique profiles
13
Most used tags
Total likes
0
Top locations
Tehran, Iran, Tabriz, Iran
Average media age
754.5 days
to ratio
3.7
. دم يه رستوران واستاده بوديم، از اين رستورانها كه تِيك اِوِي هستن. جلو درش شماره ي فيش هايي كه غذاشون ...
Media Removed
. دم يه رستوران واستاده بوديم، از اين رستورانها كه تِيك اِوِي هستن. جلو درش شماره ي فيش هايي كه غذاشون آماده شده بود رو، مي نوشتن و با بلند گو اعلام مي كردن، مثل بانك ها. شماره ي ٣٨١ ... شماره ي ٣٨٢، و ... كنار ما يه خانواده ي جواني بودن، گويا شماره اشون ٣٩٠ بوده. شماره انداز تا ٣٨٥ رو يكي يكي جلو رفت، بعد ... .
دم يه رستوران واستاده بوديم، از اين رستورانها كه تِيك اِوِي هستن. جلو درش شماره ي فيش هايي كه غذاشون آماده شده بود رو، مي نوشتن و با بلند گو اعلام مي كردن، مثل بانك ها. شماره ي ٣٨١ ... شماره ي ٣٨٢، و ... كنار ما يه خانواده ي جواني بودن، گويا شماره اشون ٣٩٠ بوده. شماره انداز تا ٣٨٥ رو يكي يكي جلو رفت، بعد يهو شد، ٣٨٩، ٣٨٦، ٣٨٨ ... ٣٨٧ ... يهو پسره برگشت به دختره گفت، جلل خالق، همه دارن پيشرفت مي كنن، اين داره پس رفت مي كنه.
با شنیدن این حرف سوالي توي ذهنم ايجاد شد. حالا اون يه شماره انداز بود كه از الگوريتم منظمي پيروي نمي كرد، اما حرف پسره كه مي گفت "همه" دارن پيشرفت مي كنن و منظور از همه انسان ها بودن، برام جالب توجه بود.
چرا همه دارن پيشرفت مي كنن؟ مگه جاده ي زندگي تك مسيره هست؟ اوني كه داره از منظر تو پیشرفت مي كنه، آيا تو مسير خودش هم داره پيشرفت مي كنه؟
بعد از كجا معلوم همه دارن پيشرفت مي كنن، اصلاً تعريف از پيشرفت چيه؟ اين حرفش به اين معني بود كه انسان هميشه رو به تعالي و رشد و پيشرفت گام بر مي داره. هميشه در تلاش براي پيشرفته. پيشرفتِ چي؟ پول؟ جاه؟ مقام؟ جايگاه اجتماعي؟ زندگي بهتر؟ چي؟
از مطالعاتم که بعدتر از اون شب انجام دادم به يك چيز رسيدم، که انسان در جهت حركت به سوي معرفت گام بر مي داره. به قول هگل، <روح جهان> به سوي شناخت بيشتر و بيشتر از خود پيش مي رود. همونطور كه رودخانه به دريا مي رسد، روح جهان هم نهايتا به خودْ آگاهي مي رسد. هر كس كه تاريخ بخواند مي بيند كه تاريخ پيوسته به سمت معرفت و رشد بيشتري گام برداشته است. تاريخ زنجيره ي دراز تامل و تفكر است. هر كس به بررسي عميق تاريخ بپردازد ملاحظه مي كند كه هر فكر معمولاً بر اساس فكرهاي ديگر، فكرهاي قبلاً پيشنهاد شده، پيش مي آيد. ولي به محض آن كه فكري پيشنهاد شد، فكر ديگري آن را نقض مي كند. يعني ميان اين دو نوع تفكر تناقضي روي مي دهد. و اين تناقض را باز فكر سومي فيصله مي دهد -فكر سومي كه حائز بهترين نكات هر دو ديد پيشين است. اين جريان را هگل، فرآيند ديالكتيكي خواند. داي الكت: تو از هر دو نظر الكت يا انتخاب مي كني، و به نظرات مثبت هر كدوم راي مي دي. هگل معتقد بود تاريخ خود نمايانگر اين الگوي ديالكتيكي است. هر بار كسي مي آمد تزي را مطرح مي كرد، كسي آن را با ارائه آنتي تز نفي مي كرد و شخص سومي مي آمد طي فرآيندي دي الكيتي نكات مثبت هر دو را بر مي گزيد و سنتز را ارائه مي كرد. نكته ي پيش رونده ي ماجرا كجا بود؟ آنجا كه سنتز اين شخص خود تزي بود براي نسل هاي بعدي كه آنتي تزي آنرا نقض مي كرد و (ادامه در کامنت)
Read more
1️⃣3️⃣ قسمت پنجم اما انسان هنوز درد ميكشد. هنوز درد ميكشد. هنوز درد ميكشد. در مسلخ عشق جز نكو را ...
Media Removed
1️⃣3️⃣ قسمت پنجم اما انسان هنوز درد ميكشد. هنوز درد ميكشد. هنوز درد ميكشد. در مسلخ عشق جز نكو را نكشند روبه صفاتان زشت خو را نكشند اگر عاشق صادرى ز كشتن مهراس مردار بود هر آن كه او را نكشند البته با مير زاده ى عشقى از طريق اشعارشان آشنا بودم شاعر ممتاز و خوش قريحه اى بود. ميگويند خداوندگان هنر ... 1️⃣3️⃣
قسمت پنجم
اما انسان هنوز درد ميكشد. هنوز درد ميكشد. هنوز درد ميكشد.
در مسلخ عشق جز نكو را نكشند
روبه صفاتان زشت خو را نكشند
اگر عاشق صادرى ز كشتن مهراس
مردار بود هر آن كه او را نكشند
البته با مير زاده ى عشقى از طريق اشعارشان آشنا بودم شاعر ممتاز و خوش قريحه اى بود. ميگويند خداوندگان هنر قانون ستيرند. اما بنده هم چون صفتى را براى احد و الناسى قائل نيستم. ستيزى در كار نيست. مير زاده ى عشقى هم قانون ستيز نبود. بر عكس از قاعده و آيين پيروى ميكرد، اما نه از اين قانون بى مقررات و ملزومات ملزومه. قانون ناگريز. قانون بى زوال. قانون باطنى. قانونى كه طبيعى تر از آن هيچ چيز در جهان نيست. قانونى كه همه به آن تمكين ميكنند.
از ناپلون گرفته تا استالين فرقى نميكند. هر كس به اندازه ى فهم و لياقتش. قانونى كه ميگويد هر كس بالقوه يك متجاوز است و هر متجاوز بالقوه اين توانايى را دارد كه به يك متجاور بالفعل تبديل شود. قانونى كه باعث ميشود هر كس به ديگرى تنه بزند و راه خودش را باز كند
قانونى كه باعث ميشود هر كس مانع پيشرفت و ترقى ديگرى شود. قانون تنه زدن، قانون تعددى...
قانون نمرود!"
ميبينى من ميتونم برات تك تك لحظه ها و خاطراتمون رو تعريف كنم
اون روز كه اين نمايشنامه رو خوندى با خودم گفتم قراره كاره خطرناكى انجام بدى. من باهات حرف نميزدم ولى تو ديگه چرا با من حرف نميزدى. تو ديگه چرا منو #صدا نكردى بى معرفت. گاهى وقتا خودمو بابت حرف نزدن با تو توجيه ميكردم كه خودش بلده كه چجورى كنار بياد. گاهى وقتا كه روى كاناپه ميشستم ميديدم ميومدى رو به روى آيينه وايميستادى و سرتو ميبردى جلو تر و دست به ريشت ميكشيدى. و به تار سفيد ريشت خيره ميشدى و من برات دست ميزدم كه #افرين، ببين چه خوب به پاى خودش پير شده.
حالا بعد از اين همه سال حرف نزدم كه از خاطرات يه طرفه مون برات تعريف كنم.
يادت رفته كه هر كسى يه خود ديگه هم داره. اگه تو بميرى و #نفست بند بياد منم ميميرم و نفسم ميگيره. اومدم بگم پاشو بيدار شو. بسه. اومزم بگم اگه نمردى و #زنده برگشتى. به دليل داره. تنها دليلش اينه كه بايد پس بگيرى از كسي كه خيلى ساله همه ى روزا و شباتو ازت گرفته. من همين جا #كنارت روى صندلى نشستم. فكر كنم تنها كسي كه تو اين دنيا مونده باشه و دلش بخواد زنده بمونى، منم. من و تو تنها ترين آدم هايى هستيم كه بى پناه بين #مرگ و #زندگى دست و پا ميزنيم.
Read more
1️⃣4️⃣ -زمزمه هاى بيدارى، پرستار- قسمت اول پرستار به اتاقى كه خوابيده ام وارد ميشود و زمزمه ميكند: {شب ...
Media Removed
1️⃣4️⃣ -زمزمه هاى بيدارى، پرستار- قسمت اول پرستار به اتاقى كه خوابيده ام وارد ميشود و زمزمه ميكند: {شب بود بيابان بود زمستان بود بوران و سرماى فراوان بود يارم در اغوشم هراس بود...} ميدونى، ما هر چقدر اعماق #كيهان رو ميبينيم در واقع داريم گذشته ى اون رو ميبينيم يعنى احتمالش هست ستاره اى ... 1️⃣4️⃣
-زمزمه هاى بيدارى، پرستار-
قسمت اول
پرستار به اتاقى كه خوابيده ام وارد ميشود و زمزمه ميكند:
{شب بود بيابان بود زمستان بود
بوران و سرماى فراوان بود
يارم در اغوشم هراس بود...}
ميدونى، ما هر چقدر اعماق #كيهان رو ميبينيم در واقع داريم گذشته ى اون رو ميبينيم
يعنى احتمالش هست ستاره اى رو دارى الان ميبينى كه هزاران سال پيش نابود شده
برعكسشم درسته، اگه از اون ستاره به زمين نگاه كنى احتمالا هنوز مرده ها زنده ان و ما هنوز به دنيا نيومديم.
خوبه امروز اين دستگاه نشون ميده حالت بهتره
عجيبه نه؟ اينجا ديگه همه ميشناسنت البته حق هم دارن فكر نميكنم هيچ كس به اندازه ى من فهميده باشه كه تو چقدر سكوت دارى
نه اين كه ندونن اما الان هفت ماه و بيست و پنج روزه كه اينجا خوابيدى روى همين تخت، ٢٨ روز و ٨ ساعتم هست كه چشماتو باز كردى ولى #حرف نميزنى
اون روزى كه اوردنت اينجا نبودم اما بچه ها تعريف ميكردن به #سقف خيره شده بودى
دست يكى از پرستارا رو گرفته بودى و ميگفتى،
اگر #اسكندر سربازانش را از تاريخ بيرون بياورد و خون هاى ريخته به رگ هاى سربازانشان برگردند من هم دست و پاى گم شده ام را پيدا ميكنم براى #بغل كردنت
بعد چند لحظه #برق چشمات براى چند لحظه ميره ميگفت خودش وايساده بود و ديد دكتر شيفت ساعت #مرگ تو اعلام كرد
ساعت ٥:٠٨ شب، داشتن وسايل رو ازت جدا ميكردن كه يكهو #ضربان قلبت رو تصوير مياد
نزديك به ده دقيقه #قلبت ايستاده بود. مادربزرگم ميگفت يه نفر اگه كار نصفه و نيمه داشته باشه به اين راحتيا قلبش كنده نميشه روحش پر نميكشه
اينجا همه ذوقت رو ميكنن، اما تو اين شيش ماهى كه اينجا بودى دكتر رياست ازت قطع اميد كرده بود ميگفت اگرم بهوش بياد ديگه نميتونه حرف بزنه راه بره فقط اگه توان داشته باشه بتونه پلك بزنه
بچه شدم، نبايد اينا رو به تو بگم، فقط خواستم بگم اگه نميتونى حرف بزنى اگه نميتونى دستاتو تكون بدى طبيعيه خوف ورت نداره يه وقت
حالا كار نصفه و نيمه ى تو چيه؟
از روزى كه چشماتو باز كردى دو شيفت وايميستم
تو اسم ندارى؟
هيچى تو جيبات پيدا نكردن جز يه سرى نامه و يه اتيكت لباس كه روش سايز ٣٨ خورده
ته نامه ها فقط زده بودى پدر، بابا، تصدقت. چيه خيلى فضولى كردم؟
ببين من همه ى نامه هاتو خوندم اما به هيچ كس نگفتم كه تو كجا بودى و از كجا اومدى
ينى ميخوام بهت بگم...
چقدر حرف زدم...
كاره نا تمومت دخترته؟ كاره ناتمومت زنته؟
كاره ناتمومت خودتى!
Read more
چند سال قبل به دعوت #دوست عزيز و قديميم آقا سعيد كه در #آلمان درس خوانده و مدير فنّى يك #شركت آلمانى بود ...
Media Removed
چند سال قبل به دعوت #دوست عزيز و قديميم آقا سعيد كه در #آلمان درس خوانده و مدير فنّى يك #شركت آلمانى بود براى بازديد از #نمايشگاه #برلين مهمانش بودم در جريان بازديد همكار آلمانى سعيد هم به ما پيوست كه اتفاقاً خيلى #خونگرم و خوش #اخلاق بود و براى #نهار با اصرار زياد ما رو مهمون كرد. (يه چى ميگم بين خودمون ... چند سال قبل به دعوت #دوست عزيز و قديميم آقا سعيد كه در #آلمان درس خوانده و مدير فنّى يك #شركت آلمانى بود براى بازديد از #نمايشگاه #برلين مهمانش بودم
در جريان بازديد همكار آلمانى سعيد هم به ما پيوست كه اتفاقاً خيلى #خونگرم و خوش #اخلاق بود و براى #نهار با اصرار زياد ما رو مهمون كرد.
(يه چى ميگم بين خودمون بمونه من تا اون موقع #اسپاگتى نخورده بودم)
وقتى غذا رو آوردن تازه منُ سعيد يادمون افتاد،بلد نيستيم اين #غذا رو چطورى بخوريم
گفتم صبر ميكنم تا مايكل بياد و شروع كنه،نگاه ميكنم و ياد ميگيرم
اما اونم يه تماس مهم كارى رو بهانه كرد و مشغول #صحبت با موبايلش شد.
😰😰
هر چى دور و اطراف رو نگاه كردم هيچ كس غذاش مثل ما نبود كه ببينم و ياد بگيرم.
روى ديوار يه عكس سياه و سفيد از #سوفيا_لورن(همون آشناى #علم_الهدا اينا 😁) بود كه توى دستش چنگالى بود كه قد كلاف كاموا ازش اسپاگتى آويزون بود.
مطمئن شدم،اين راه خوردنش نيست
حالا،بوى #مطبوع غذا هم بهم ميخورد و گشنگيم رو تشديد ميكرد.
خلاصه دل رو به دريا زدم و مث هپلى ها چنگال را زدم توى رشته هاى #ماكارونى كه هر كدومشون به جرات چهل سانت بود و مقدارى رو آوردم بالا اما لامصب عين تار #عنكبود نصف بشقاب هم باهاش اومد بالا
😰😰
يوآش سرم رو بردم پايين و چنگال رو گذاشتم دهنم و ادامه ى اسپاگتى ها رو با دندان قطع كردم
😅😅
خييلى خوش مزه بود
خييلى
😋😋
يه دستمال برداشتم و دور دهنم رو كه گوش تا گوش سسى شده بود را پاك كردم
سعيد بيچاره گفت:مهرداد فكر نميكنم راهش اين باشه هااا،اين طورى خيلى خاك برسريه،نخورآبرومون ميره
😨😨
گفتم بخور حرف نزن دارم ميميرم از گشنگى
😡😡
اون هم كمى با ترديد بعد از من به احمقانه ترين شكل ممكن شروع كرد به خوردن
.
آخرهاى غذاى ما مايكل با چهره اى بشاش و شيطنت اميز، اومد و با گفتن، اكسكيوزمى نشست سر جاش و بدون توجه به كوه دستمال كاغذى هاى كثيف جلوى من سعيد با قاشق و چنگال شروع به خوردن
.
كصثسافّت انقدر شيك و با كلاس خورد كه ما از ادامه ى غذا خوردن دست كشيديم
😰😰
اول چنگالش را زد توى اسپاگتى
چند دور تاب داد
بعد گذاشت توى قاشق و همونطورى كه ميچرخوندش كمى آوردش بالا
اين طورى يه لقمه ى كوچولوى شيك سر چنگال درست شد و گذاشت دهنش
🤬🤬
فلان فلان شده نميشد زود تر بيايى،غذات رو كوفت كنى،تا مام ياد بگيريمُ اينطورى خودمون را خار و ذليل نكنيم
.
بعدها سعيد گفت مايكل عمداً اين كار رو كرده تا ما رو سر كار بگذاره😐و سعيد خودش بعداً ابين بلا رو سر ده نفر ديگه آورد😁
شايد يه روز براتون تعريف كردم وقتى مايكل اومدن ايران ما چه بلايى سرش آورديم
Read more
بذار برات بگم كه چرا اينجا هستي. تو يه چيزي رو مي‌دوني. مي‌دوني، ولي نمي‌توني توصيفش كني اما احساسش مي‌كني. تمام عمر احساسش كردي كه يه جاي كار اين دنيا اشكال داره. نمي‌دوني اون چيه، ولي يه چيزي هست. چيزي كه مثل خوره به جونت افتاده و داره ديونت مي‌كنه. همين احساسه كه تو رو به اينجا كشونده.  مي‌دوني ... بذار برات بگم كه چرا اينجا هستي. تو يه چيزي رو مي‌دوني. مي‌دوني، ولي نمي‌توني توصيفش كني اما احساسش مي‌كني. تمام عمر احساسش كردي كه يه جاي كار اين دنيا اشكال داره. نمي‌دوني اون چيه، ولي يه چيزي هست. چيزي كه مثل خوره به جونت افتاده و داره ديونت مي‌كنه. همين احساسه كه تو رو به اينجا كشونده.
 مي‌دوني راجع به چي حرف مي‌زنم؟ مي‌خواي بدوني كه اون چيه؟ اون همه‌جا هست. دور تا دور ما. حتي الان در همين اتاق. مي‌توني وقتي از پنجره نگاه مي‌كني ببينيش. يا وقتي كه تلويزيون رو تماشا مي‌‌كني. وقتي سر كار ميري احساسش مي‌كني. يا وقتي كه ماليات‌هات رو مي‌پردازي. اون دنياييه كه جلوي چشم‌هات كشيده شده تا نتوني حقيقت رو ببيني.
اينكه تو يه برده‌اي. مثل بقيه تو در اسارت به دنيا اومدي. در زنداني كه توي اون نه مي‌توني بچشي، نه بو كني و نه چيزي رو احساس كني، يك زندان براي ذهنت. متاسفانه به هيچ‌كس نميشه گفت كه اون واقعا چيه.
 بايد با چشم‌هاي خودت ببيني. اين آخرين فرصت توست. بعد از اين هيچ راه بازگشتي وجود نداره.
اگه قرص آبي رو بخوري داستان تموم ميشه، تو توي رخت‌خواب بيدار ميشي و هرچي رو كه خودت بخواي باور مي‌كني.
 اگه قرص قرمز رو بخوري در سرزمين عجايب مي‌موني و من بهت نشون ميدم كه اين لانه خرگوش چقدر عميقه.
 يادت باشه من فقط مي‌خوام حقيقت رو بهت بدم نه چيزي بيشتر يا كمتر.
#ماتریکس   #matrix   #برف_در_تابستان
Read more
من از همه ى تتليتيام معذرت ميخوام كه مجبور شدم حرف سياسى بزنم !! مجبور شدم فحش بدم !! اين حرفارو زدم كه مطمئن باشين من نه به سمتى غش كردم و نه واسه كسى پارتى بازى ميكنم حتى به خاطر كنسرتم !! امّا اين مسائلى كه اين چند روز براتون باز كردم و بى احترامى هايى كه به عوامل كنسرتم كردم به حق بود براى روشن شدن يه سرى ... من از همه ى تتليتيام معذرت ميخوام كه مجبور شدم حرف سياسى بزنم !! مجبور شدم فحش بدم !! اين حرفارو زدم كه مطمئن باشين من نه به سمتى غش كردم و نه واسه كسى پارتى بازى ميكنم حتى به خاطر كنسرتم !! امّا اين مسائلى كه اين چند روز براتون باز كردم و بى احترامى هايى كه به عوامل كنسرتم كردم به حق بود براى روشن شدن يه سرى چيزا و مجازات يه سرى افراد بى معرفت و غير حرفه اى !! مجبور بودم كه بگم حتى اگه به قيمت كنسل شدن كنسرت و ضرر كردنم تموم ميشد !! من از شما خواستم با حجاب باشين هنوزم ميخوام !! براى ايمنى خودتون !! خودم هنوز با حجابم حتى تو باشگاه و هر روز نمازمو ميخونم حتى همين الان !! امّا شما فكر كرده بودين من از جايى فرمان ميگيرم !! من از شما خواستم نماز بخونين براى تخليه ى بار منفى و مريض و عصبى نشدن ، نه چيز ديگه اى !! خواستم بدونيد كه هيچ كس تو كشورمون هيچ گلى به سر من نزد حتى اونى كه تو انتخابات ازش به حق حمايت كردم !! البته منم چيزى نخواستم ازشون چون حمايتم به حق و حقيقت بود نه براى چيز ديگه اى !! افشاگرى اى هم در كار نيست !! چرا ؟!؟ چون اگه در كار باشه فكر ميكنين اينبار به اين سمت غش كردم در صورتى كه اينطور نيست و من فقط سمت خداوند و شما غش ميكنم !! ولى خوب مصاحبتون سر جاشه !! تنها چيزى كه برام مهمه ياد دادن و عشق دادن و خدمت كردن به شماست و تنها چيزى كه براش زنده ام نجات هممون و نجات دنياس !! من نه اجازه ى عاشق شدن دارم ! نه اجازه ى ازدواج كردن !! نه قراره كسى رو براى خودم بخوام چون حتى من مال تو نيستم و زمين مال ما نيست !! چون من نميتونم و نبايد از بين تتليتيام يكى رو انتخاب كنم !! چون خيليا هستن كه به اندازه ى هم پاى من موندن و به من عشق دادن و به اندازه ى هم از من سهم دارن و من نبايد مال يكى باشم !! من حتى اجازه ى بچه دار شدن هم ندارم تا وقتى كه اين همه بچه ى بى سرپرست تو دنيا هست !! من از اين دنيا و از طبيعت فقط يه چيز ميخوام و اون خوشحالى شماست !! اميدوارم منو به خاطر بد اخلاقيام و زور گفتنام ببخشيد و بدونيد كه من زندگيمم واستون ميدم و اگه مرگ منو از شما جدا نميكرد و بهتون نزديكم ميكرد همين الان از بالاى اين برج ميپريدم پايين !! من به عشق تو ميدونى كه فقط ميدوئم !! درضمن از همه ى اونايى كه بهشون بى احترامى شد هم حلاليت ميطلم با اينكه حقشون بود و اميدوارم با اين مسائل به خودشون بيان و رستگار شن 🙌 از خداوند فرج آقا امام زمان و تموم شدن ظلم و پول پرستى و برده دارى و از بين رفتن زندان ها و بن بست هارو ميخوام 🙏🏻 صبحتون بخير 🙏🏻 دوستتون دارم 👨🏻‍🎤٧٨
Read more
ديروز روز حيات وحش بود. تو ايران وقتى ميگى محيط زيست خوندم، اولين چيزى كه ميپرسن اينه كه كار HSE ميكنى؟ ...
Media Removed
ديروز روز حيات وحش بود. تو ايران وقتى ميگى محيط زيست خوندم، اولين چيزى كه ميپرسن اينه كه كار HSE ميكنى؟ ولى بعد كه ميگى نه من رو حيات وحش كار ميكنم، چشماشون گرد ميشه. يعنى چيكار ميكنى؟ يعنى ميرم تو كوه و جنگل دنبال حيوانات وحشى ميگردم. ميشمرم ببينم چندتا مونده از هر كدوم. با آدم هاى محل حرف ميزنم ببينم ... ديروز روز حيات وحش بود.
تو ايران وقتى ميگى محيط زيست خوندم، اولين چيزى كه ميپرسن اينه كه كار HSE ميكنى؟
ولى بعد كه ميگى نه من رو حيات وحش كار ميكنم، چشماشون گرد ميشه. يعنى چيكار ميكنى؟ يعنى ميرم تو كوه و جنگل دنبال حيوانات وحشى ميگردم. ميشمرم ببينم چندتا مونده از هر كدوم. با آدم هاى محل حرف ميزنم ببينم كى چى ديده؟ پلنگ، گرگ، خرس، بز كوهى؟ دنبال نمايه ميگردم. شايد خرسى خودشو مالونده باشه به درخت و جاى ناخناش مونده باشه. شايد ردپاى توله پلنگ ديدم. شايد لانه كايوتى ديدم. پول هم بهت ميدن؟ نه خيلى. معمولاً داوطلبانه. آهااان! پس كار نميكنى.. اون موقع كه رو كوسه كار ميكردم، هيچ كس باورش نميشد من دارم همچين كارى ميكنم.كسى نميدونست كه در سن ٢٢ سالگى از اينكه يك كتاب ١٠٠ صفحه اى كه مربوط به كوسه هاى دنيا بود، ترجمه كرده بودم و چه لذتى برده بودم. همه فكر ميكردن اين هم يه دورانيه. ازش ميام بيرون. بعداً كه مجبور شم خرج زندگيمو بدم دست از اين كارا برميدارم و ميرم دنبال يك كار درست و حسابى. ولى هنوز به نظر من، اين كار از خيلى كارهاى ديگه درست و حسابى تره! چون به جاى اينكه كل روز بشينى پشت ميز، زير بارون وسط جنگلى. به جاى اينكه كارمند شركت باشى كارمند علاقتى. به جاى اينكه جيب پولدارها رو پرتر كنى، تلاش ميكنى به مردم كمك كنى.وقتى سماجتم رو ميديدن ميگفتن چه خوب كه دارى ميرى كانادا! اونجا خوراكه اين كاراس.
آره هست! اينجا خوراكه اين كاراس. به خارجى بگم ميخوام برم ايران رو رابطه بين مردم و حيات وحش كار كنم ميگن چه باحال! چه آدم خفنى هستى! به ايرانى بگم ميخوام برم ايران، ميگن تو هم حوصله داريا! چرا بيخيال ايران نميشى؟ تو كه همه كس و كارت اينجان.
٤سالى هست نرفتم.خيلى وقته تو دشت از اين عكس ها نگرفتم. قرار بود براى پايان نامه فوق ليسانس يك ماه ديگه اونجا باشم. ولى حالا حالاها نميتونم برم ايران. البته كه قابل مقايسه با ٤٠ روز زندان بودن نيست!
اين سماجت راهى دراز دارد..
اين خود ثابت كردن ها ادامه دارد.. ------------------------------------
#روزحيات_وحش #نيلوفر_بياني #سپيده_كاشانى #اميرحسين_خالقى #طاهر_قدیریان #هومن_جوکار #عليرضا_فرهادزاده #اميد_براي_طبيعت #anyhopefornature
Read more
روزهای آخر اسفند ، كافيه يكم فكر كنيم ! حتما كسی هست كه جاش خاليه و دلتنگشيم، حتما كس هست كه ازش دلخوريم ...
Media Removed
روزهای آخر اسفند ، كافيه يكم فكر كنيم ! حتما كسی هست كه جاش خاليه و دلتنگشيم، حتما كس هست كه ازش دلخوريم يا برعكس .. بزرگ باشيم ، گوشی و برداريم زنگ بزنيم بهش و راحت خودمون و پرت كنيم تو سال جديد، انگار نه انگار ! ميدونم خيلی هامون برای ترك كردنامون دليل داريم ، اون يه چيزِ ديگس، من حرفم از دست دادن هاست.. راحت ... روزهای آخر اسفند ، كافيه يكم فكر كنيم !
حتما كسی هست كه جاش خاليه و دلتنگشيم، حتما كس هست كه ازش دلخوريم يا برعكس ..
بزرگ باشيم ، گوشی و برداريم زنگ بزنيم بهش و راحت خودمون و پرت كنيم تو سال جديد، انگار نه انگار !
ميدونم خيلی هامون برای ترك كردنامون دليل داريم ، اون يه چيزِ ديگس، من حرفم از دست دادن هاست..
راحت از دست نديم ، شايداونی كه به دليلی از ما چند وقته دلخوره اونيه كه تا هست برامون هست، شمارش رو بگير، بست بشين دم ِ خونش!
بذار آدما هر جور دوست دارن فكر كنن، تو خودت و راحت كن و دلت و..
آدمها هميشه حرف برای گفتن دارن ، بيا ما زندگي كنيم، يه سری ها زندگيه مارو حرف بزنن،مهم نيست.

#صابر_ابر

پ.ن اندر احوالات روزای اسفند ماه..خوشگل سازی هفت سین 😍
پ.ن چقدر از لیست كارای آخر سالتون رو انجام دادین؟!😎🙈
#رنگی_رنگی
Read more
<span class="emoji emoji27bf"></span><span class="emoji emoji27bf"></span> خدايا... منو ميبيني؟؟ صدامو ميشنوي؟؟ ذره اي حل شده و محو، بين اين كهكشان عظيم و پهناورت... ميبيني ...
Media Removed
خدايا... منو ميبيني؟؟ صدامو ميشنوي؟؟ ذره اي حل شده و محو، بين اين كهكشان عظيم و پهناورت... ميبيني چقدر با همه وجودم از حس شكرگزاريت مستم؟؟ حس ميكني چقدر افتاده حال و با سري به تعظيم فرود اومده، ازت ممنونم؟؟ خدايا... چه جوري ميشه از معجزه هات حرف زد؟؟ چه جوري ميشه شاكرت بود؟؟ خدايا... من كه بنده ... ➿➿
خدايا... منو ميبيني؟؟ صدامو ميشنوي؟؟ ذره اي حل شده و محو، بين اين كهكشان عظيم و پهناورت... ميبيني چقدر با همه وجودم از حس شكرگزاريت مستم؟؟ حس ميكني چقدر افتاده حال و با سري به تعظيم فرود اومده، ازت ممنونم؟؟ خدايا... چه جوري ميشه از معجزه هات حرف زد؟؟ چه جوري ميشه شاكرت بود؟؟ خدايا... من كه بنده بد تو هستم و انقدر تو چاله چوله هاي زندگي نورتو جلوي راهم انداختي خوشا به حال اونايي كه بنده خاص و عزيز كرده ت هستن... خدايا... تو روزهايي كه گذشت بيش از اندازه بهت احتياج داشتم و تو ثانيه اي تنهام نذاشتي... خدايا، منو ميبيني؟؟ صدامو ميشنوي؟؟ چه جوري ميشه وقتي دنيا براي آدم تنگ و نفس براي كشيدن سخت ميشه تو آغوشتو باز ميكني و سلول سلول وجودشو پر ميكني از عشق، محبت و صبر... خدايا... از روزي كه خودمو شناختم هرگز به وجودت شك نكردم ولي اين چند روز رو عجيب باهات زندگي كردم... مثل هميشه و از روي عادت نوجونيم، اين چند روز رو روزه سكوت گرفتم و يه لحظه به جايي رسيدم كه عليرغم ميل باطني و قلبيم، چشمهامو بستم و به حكمت و تصميمت راضي شدم تا تو دوباره ثابت كني كه خدا بزرگ است و خدايي جز خداي يكتا نيست... تو دوباره ثابت كردي كه هميشه و همه جا با مني و لحظه اي از حال دل بنده هات غافل نيستي... تو دوباره ثابت كردي اگر نخواي برگي از درخت نميفته و تو يكتا و بينظري و من چقدر نادون و كوچيك و ناپخته كه بازيهاي تو رو نميفهمم و كم ميارم و عجله ميكنم... تو دوباره ثابت كردي به قول پدرم، تو از رگ گردن به بنده هات نزديكتري و تا تو نخواي برگي از درخت نميفته... تو دوباره بهم ثابت كردي ما آدمها خيلي خيلي قويتر از اون چيزي هستيم كه فكر ميكنيم و من از خلقت همچين موجود پيچيده، سرسخت و قوي به اسم انسان در برابر تو سر تعظيم فرود ميارم و وجود و حكمت و رحمتت رو شاكرم... انقدري كه ميتونم راجع به اين چند روز اخير، قشنگترين كتاب زندگيم رو بنويسم... واي به حال هر كسي كه بغير از تو به كس ديگه اي توكل و تكيه كرد و بغير از آغوش مهربون و پر آرامش تو به آغوشي پناه برد... پ.ن. هنوز دارم اتفاقات اخير رو هضم ميكنم و شايد يه روزي به زودي راجع بهش نوشتم ولي اگر دوست داشتين برام از معجزه هاي زندگيتون بنويسين... #گپ_خودموني_آزاجون
Read more
. از نظم زندگيم و روزهام لذت ميبرم ، از اينكه جمعه ها صبح همه خوابن ولى من مثل هر روز بايد از سحر بيدار ...
Media Removed
. از نظم زندگيم و روزهام لذت ميبرم ، از اينكه جمعه ها صبح همه خوابن ولى من مثل هر روز بايد از سحر بيدار بشم و سرِ كارم لذت ميبرم ، از اينكه انگيزه اى براى تغيير روند زندگيه بقيه هستم ، شنبه براى همه شروع هفته است و كسل كننده ترين روز اما براى من مثل معلمم (پتبهى جويس Pattabhi Jois) شنبه روز تعطيله و از اينكه ... .
از نظم زندگيم و روزهام لذت ميبرم ،
از اينكه جمعه ها صبح همه خوابن ولى من مثل هر روز بايد از سحر بيدار بشم و سرِ كارم لذت ميبرم ، از اينكه انگيزه اى براى تغيير روند زندگيه بقيه هستم ،
شنبه براى همه شروع هفته است و كسل كننده ترين روز اما براى من مثل معلمم (پتبهى جويس Pattabhi Jois) شنبه روز تعطيله و از اينكه تونستم به تمام اصول و سنت هاى آموزش آشتانگا يوگا پايبند باشم لذت ميبرم...
از ديدن اينهمه تغيير و دگرگونى كه اين سالها تو زندگيم بوجود اومده در عين تعجب لذت ميبرم ، يه روزايى مثل همين شنبه برميگردم نگاه ميكنم به شيش سال پيش جايى كه وا دادم و تسليم شدم و گوش دادم به حرف كسايى كه سبك زندگيشون برام ستودنى بود، احساسات و افكارشون هيچ شاخ و برگ اضافه اى نداشت و باغبون منحصر به فردى براى خودشون و زندگيشون بودن... ،
بايد هر از گاهى وايستى برگردى به عقب يه نگاهى بندازى ببينى چى رو فداى ِ چى كردى ؟
دستاوردِ امروزت چيه ؟ نه براى من و
هيچ كس
براى خودت و تنها خودت چه كردى ؟ اون روزى كه وا دادى تلاشت رو براى يه زندگيه جديد بيشتر كرد؟ يا متوقفت كرد روى همون نقطه ؟ .
.
.
.
.
.
#انرژی_مثبت #خودت_باش #مربى_آشتانگايوگا #kpjayi #ashtangini #آشتانگايوگا #مايسورتهران #ashtangini #mysoretehranashtangayoga #loveyourself #lovewhatyoudo #dowhatyoulove #ashtangalifestyle
Read more
عآقآ بيآيد بآزي كنيم 🤪 <span class="emoji emoji1f539"></span> مشآعره بآ شعرآيي كه بلديم هر كس بآيد يه بِيت شعر تو كآمنت بنويسه كه بآ حرف ...
Media Removed
عآقآ بيآيد بآزي كنيم 🤪 مشآعره بآ شعرآيي كه بلديم هر كس بآيد يه بِيت شعر تو كآمنت بنويسه كه بآ حرف آخرِ شعرِ كآمنت قبلي شروع ميشه من بآ اين بيت شروع ميكنم “ دوری بین من و تو ، دوری مآهی و دریآست دوری بین من و تو ، دوری مآه و تمآشآست “ تــ بده عآقآ بيآيد بآزي كنيم 🤪
🔹 مشآعره بآ شعرآيي كه بلديم
هر كس بآيد يه بِيت شعر
تو كآمنت بنويسه كه
بآ حرف آخرِ شعرِ
كآمنت قبلي شروع ميشه
من بآ اين بيت شروع ميكنم 😌
“ دوری بین من و تو ، دوری مآهی و دریآست
دوری بین من و تو ، دوری مآه و تمآشآست “ 🔸تــ بده 😁
هيچوقت و هيچ زمان فكر نكن كه فراموش ات كرده ام. تا حالا به زبون نياوردم ولي از همين حالا مي خوام همه ...
Media Removed
هيچوقت و هيچ زمان فكر نكن كه فراموش ات كرده ام. تا حالا به زبون نياوردم ولي از همين حالا مي خوام همه دنيا بدونن كه براي من از هركس و از هر چيزي مهم تر تو بودي و هستي و خواهي بود. براي من از هر كس و هر چيزي پيشي ميگيري. همه ي دنيا يه طرف منتظر بمونن بايد چند تا حرف رو قبل از اينكه فراموش كنم بگم: تشكر ... هيچوقت و هيچ زمان فكر نكن كه فراموش ات كرده ام.
تا حالا به زبون نياوردم
ولي از همين حالا مي خوام همه دنيا بدونن
كه
براي من از هركس و از هر چيزي مهم تر تو بودي
و هستي
و خواهي بود.
براي من از هر كس و هر چيزي پيشي ميگيري.
همه ي دنيا يه طرف منتظر بمونن
بايد چند تا حرف رو قبل از اينكه فراموش كنم بگم:
تشكر ميكنم از تو مادر من.
خورشيد در مقابل چشمان تو چيز اندكي است.
تو زندگي ام چشمان تو درون قلبمه.
تو قهرمان واقعي زندگيم هستي.
آسماني هستي كه ابر ها را نگه داشته.
نور پنجره ي خانه اي هستي كه در آن بزرگ شده ام.
به هرچه من جرعت ميكنم تو باور داري.
تو قهرمان واقعي زندگيم هستي.
از تو براي تمامي بودن هاي بي منت ات تشكر ميكنم. ❤️gula gula❤️
Read more
. وقتى لطف خدا، منجر به لطف مردم ميشه، ميتونى سفت رو حرف و عقيده ت وايسى و جز جلوى خود خدا، سرت رو جلوى هيچ كس فرودنميارى و تحمل ميكنى و "خودت" مى مونى! (بالاخره رو زمين ماهم يه روز بارون ميباره) ️پى نوشت: تعدادى كمى از ويدئوهايى كه برام فرستاده شده و باهم ببينيم (كاش ميشد همه ش رو ديد كه بالاى ساعت ... .
وقتى لطف خدا، منجر به لطف مردم ميشه، ميتونى سفت رو حرف و عقيده ت وايسى و جز جلوى خود خدا، سرت رو جلوى هيچ كس فرودنميارى و تحمل ميكنى و "خودت" مى مونى!
(بالاخره رو زمين ماهم يه روز بارون ميباره)
✔️پى نوشت: تعدادى كمى از ويدئوهايى كه برام فرستاده شده و باهم ببينيم (كاش ميشد همه ش رو ديد كه بالاى ساعت هاست)، از هموطن هاى داخل و خارج كشور گرفته، تا كشورهايى مثل تاجيكستان و باقى كشورهاى فارسى زبان كل دنيا (كه البته از لهجه هاشون كاملاً قابل تشخيص هستند).
✔️پى نوشت دوم: چقدر خوبه كه مردمت تا اين حد كارت رو دوست دارند و بهت محبت دارند. از داشتن چنين هواداران باوفايى به خودم ميبالم و خدا رو شكر ميكنم...
و از اعماق قلبم ميگم:
___________________
💙ايلياعاشقتونه💙
___________________
خدايا شكرت
#ايليا #منفرد #ايليامنفرد #ايليا_منفرد #گل_ارکیده #آهنگ_قدیمی #قديمى #نوستالژى #ايران #تاجيكستان #افغانستان #فارسى #آكادمى_آواز_ايليامنفرد #eilyamonfared #eilya_monfared #goleorkide #oldsong #nostalgia #iran #tajikistan #afghanistan #farsi #memories #خداياشكرت #ايلياعاشقتونه
Read more
. • كلا حالمون خوب نيست ، ديگه همديگه را با حرف هاىِ سرد نرنجونيم ! باورم نميشه از اين حجمِ دايركت هاىِ ...
Media Removed
. • كلا حالمون خوب نيست ، ديگه همديگه را با حرف هاىِ سرد نرنجونيم ! باورم نميشه از اين حجمِ دايركت هاىِ ناراحت كننده ىِ ديشبم • بخونيد : [ اين عكس هم ميذارم به دو دليل ؛ يكى بخاطرِ دوستانى كه گفتند چه چيزهايى براىِ ميزِ صبحانه ىِ ديروز چيدى ، چون بدونِ زرق و برق و ساده و رنگى بود و دوم به خاطرِ چند نفرى كه ... .
• كلا حالمون خوب نيست ، ديگه همديگه را با حرف هاىِ سرد نرنجونيم ! باورم نميشه از اين حجمِ دايركت هاىِ ناراحت كننده ىِ ديشبم •
بخونيد :
[ اين عكس هم ميذارم به دو دليل ؛ يكى بخاطرِ دوستانى كه گفتند چه چيزهايى براىِ ميزِ صبحانه ىِ ديروز چيدى ، چون بدونِ زرق و برق و ساده و رنگى بود و دوم به خاطرِ چند نفرى كه فقط دلشون ميخواد حرفى بزنن و منفى باشن و بجز ديدن و برداشتِ منفى از يك عكس و موضوع به چيزِ ديگه اى توجه نمى كنند !! مردم نمى تونن بخرن و اين ميز را بچينن و ... تازه من كلا سالى يك بار عكسِ اينچنينى ميذارم ! ]
🍃 با خودمون روراست باشيم ، اين ميزِ صبحانه براىِ ٢٢ نفر بود ! شما اگر اين تعداد مهمان داشتيد مطمئن هستم ده برابرِ اين زرق و برق داشت و ميخريديد و ميچيديد !!
.
اصلا گوشت و مرغ و بيكن و سوسيس و كالباسى هم در كار نبود 🍃
سالاد ماكارونى با نخودفرنگى و خيارشور و هويچ و ماست
خوراك لوبيا
نون و پنير و گردو و دو تا مربا
ترشى بيبى كورن و زيتون
ماست و سبزى خوردن
خيار و گوجه
اُملت
به مقدار و اندازه هم توجه كنيد دوستانِ دلواپس !! براىِ ٢٢ نفر است .
.
ديگه از اين صريح تر و راحت تر نمى شد بنويسم !! يكم خوب باشيم و خوب ببينيم و اينقدر سعى نكنيم فقط حرفى بزنيم كه بگيم ما هم هستيم و باور كنيم اگر بيشتر از اينكه خشم و ناراحتيمونو سرِ بقيه خالى كنيم ، به خودمون توجه كنيم مشكلاتمون حل ميشه .
ما ايرانى ها ديگه خودمونو ميشناسيم ، بخاطرِ مهمان خودمونو تو زحمت مى ندازيم با تجملات !! پولدار و تنگدست هم نداريم تو ذاتمون هست ، هر كس در حدِ توانش !
به اندازه و كم بتونيم پذيرايى كنيم درسته و يه زمان هايى مى تونيم از يك تصوير يا نوشته ، جنبه ىِ مثبت را ديد !
عكس هم پريوش گرفته نه من @paariiivaash .
#صبحانه #صبحانه_ایرانی #كمتر_دخالت_كنيم صلواااااات
Read more