كه من با ما

Loading...


Unique profiles
79
Most used tags
Total likes
0
Top locations
Gilan Province, Farrokhshahr, Marinu
Average media age
627.2 days
to ratio
7.3
. . لزوم احياي حكومت اسلام در كلام #علامه_طهرانی اعلى الله مقامه : . . #بسم_الله_الرحمن_الرحيم ...
Media Removed
. . لزوم احياي حكومت اسلام در كلام #علامه_طهرانی اعلى الله مقامه : . . #بسم_الله_الرحمن_الرحيم . . لذا در مسجد شروع‌ كرديم‌ از اين‌ آيات‌ قرآن‌ تفسير كردن‌ و بيان‌ كردن‌ و گفتن‌ ؛ حتّي‌ در آن‌ ماه‌ رمضان‌ اوّلي‌ كه‌ بنده‌ در مسجد بعد از اقامۀ نماز عصر خودم‌ منبر مي‌رفتيم‌ و موعظه‌ مي‌نمودم‌ ... .
.
لزوم احياي حكومت اسلام در كلام #علامه_طهرانی اعلى الله مقامه :
.
.
#بسم_الله_الرحمن_الرحيم .
.
لذا در مسجد شروع‌ كرديم‌ از اين‌ آيات‌ قرآن‌ تفسير كردن‌ و بيان‌ كردن‌ و گفتن‌ ؛ حتّي‌ در آن‌ ماه‌ رمضان‌ اوّلي‌ كه‌ بنده‌ در مسجد بعد از اقامۀ نماز عصر خودم‌ منبر مي‌رفتيم‌ و موعظه‌ مي‌نمودم‌ ، فقط‌ آن‌ يكماه‌ مبارك‌ را اختصاص‌ دادم‌ به‌ بحث‌ دربارۀ معارضه‌ و مبارزه‌ با كفّار .
.
.

و نيز در مورد سيطرۀ #انگليس‌ و كيفيّت‌ غلبۀ آنها و دار زدن‌ مرحوم‌ مرجع‌ وقت‌ عالم‌ ربّاني‌ آية‌ الله‌ حاج‌ #شيخ‌_فضل‌_الله‌_نوري‌ سخن‌ مي‌گفتم‌ .
بعد از اينكه‌ مجلس‌ تمام‌ شد ؛ يك‌ سرهنگي‌ كه‌ در آن‌ روز در مسجد حاضر بود ، و با ما يك‌ نسبتي‌ داشت‌ آمد و به‌ من‌ گفت‌ : سيّد از اين‌ حرفها نزن‌ ! زن‌ و بچّه‌ داري‌ ! مي‌گيرند و مي‌برندت‌ ديگر از تو خبري‌ نمي‌شود .
خلاصه‌ تمام‌ فكرمان‌ اين‌ بود كه‌ حالا بايد چكار كنيم‌ ؟ ما بايستي‌ كه‌ كار را از جائي‌ شروع‌ بكنيم‌ كه‌ مؤثّر و درست‌ باشد . .
.
📍چون‌ حساب‌ ، حساب‌ اين‌ نيست‌ كه‌ من‌ بيايم‌ امروز به‌ عيالم‌ امر كنم‌ كه‌ اين‌ كار را بكن‌ يا اين‌ كار را نكن‌ ، با دعوا يا فلان‌ و يا فلان‌ ، او هم‌ اينجا نكند برود بصورت‌ ديگر آنرا انجام‌ دهد ، يا اينكه‌ او بكند ، امّا فلاني‌ نكند يا خواهرش‌ گوش‌ بكند ، برادرش‌ گوش‌ نكند . آنهم‌ يك‌ مسأله‌ و ده‌ مسأله‌ كه‌ نيست‌ بلكه‌ بايد كار اساسي‌ باشد . عيناً مانند اينكه‌ شما برويد داخل‌ دُكّان‌ كبابي‌ كه‌ بوي‌ كباب‌ همه‌ جا را پر كرده‌ است‌ ؛ بعد شما هي‌ فوت‌ كنيد ، اين‌ فوت‌ كجا مي‌رود ؟ دود كباب‌ از يك‌ طرف‌ مي‌رود و از صد جاي‌ ديگر مي‌آيد ، عيناً مانند ساختماني‌ كه‌ آتش‌ گرفته‌ ، دود و گاز خفقان‌ آميز ، پيوسته‌ متصاعد مي‌شود ، فوت‌ فايده‌ ندارد . .
.
بايد حساب‌ اساسي‌ باشد با منطق‌ و با روش‌ صحيح‌ و با توجّه‌ تامّ .
بالاخره‌ فكر كرديم‌ ما بايد در درجۀ اوّل‌ يك‌ عدّه‌ افرادي‌ را با خودمان‌ همراه‌ كنيم‌ كه‌ آنها با ما هم‌ نيّت‌ باشند و در پنهان‌ با هم‌ مجالسي‌ سرّي‌ داشته‌ باشيم.
.
.
.
.
.
.
#ادامه_دارد
.
🔍 لَا تَجِدُ قَوْمًا يؤمِنُونَ باللَهِ وَ اليَومِ الاخِر يُؤآدُّونَ مَن‌ حَادّ اللَهَ وَ رَسُولَه‌ . 🔎يَـٰأيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُوا لَا تَتَّخِذُوا بِطَانَةً مِن‌ دُونِكُم‌ لَا يَأْلُونَكُم‌ خِبَالاً وَدُّوا مَا عَنِتُم‌ .
.
#العرفان #علامه_سيد_محمد_حسين_حسيني_طهراني #مسجد #انقلابي_ام #وظيفه_فرد_مسلمان_در_احياي_حكومت_اسلام
Read more
Loading...
نوشته بودی، سلام رفیق قدیمی! فردا راه می افتیم و پس فردا آنجا هستیم. پس می بینمت. آنوقت همه آنچه را که می خواهم برایت آرزو کنم، که زیاد هم هست به خودت می گویم. همین! ما بین آنهمه پیام تبریک که بیشترشان شبیه بهم بود و کاملا مشخص بود منبعشان یکی ست و فقط دست بدست و سینه به سینه از تلفنی به تلفن دیگر و از کامپیوتری ... نوشته بودی، سلام رفیق قدیمی! فردا راه می افتیم و پس فردا آنجا هستیم. پس می بینمت. آنوقت همه آنچه را که می خواهم برایت آرزو کنم، که زیاد هم هست به خودت می گویم.
همین!
ما بین آنهمه پیام تبریک که بیشترشان شبیه بهم بود و کاملا مشخص بود منبعشان یکی ست و فقط دست بدست و سینه به سینه از تلفنی به تلفن دیگر و از کامپیوتری به کامپیوتر دیگر سفر کرده و کپی پیست شده، و اساسا عطر و بویی از نزدیکی و صمیمیت ندارند، پیام تو با همه سادگی، زیباترین و عمیق ترین محتوا را داشت و بیشترین تاثیر. حتی می توانستم آنهمه آرزوهای نانوشته ات را حس کنم و از اعماق قلبم همانها را برایت آرزو کنم. همانطور ندانسته و نخوانده .... حتی می توانستم خودم را در خانه ات بببینم پشت ان پنجره روی صندلی خودم که داریم چایی هل دار با مربای آلبالو می خوریم. حتی می توانستم خودمان را در آن رستوران قدیمی محله ببینم که تو باز هم غذای اشتباه سفارش می دهی، که از تکرار این اشتباه ریسه می رویم و تو بناچار به گوشه بشقاب من نوک می زنی.. یا می توانستم ببینم که در آشپزخانه خانه ما نشسته ای و من با حوصله ناخنهای پایت را لاک می زنم آنهم رنگ قرمز!
پیامت را خواندم و فکر کردم دوستی همین است. به همین سادگی و به همین قشنگی! که در عصر ماشین و اس ام اس و اسنب چت، که هیچکس وقت نه برای خودش و نه دیگری دارد، یک پیام کوتاه بگیری که برای خود خودت نوشته شده و بدانی کسی صمیمانه و با تمام وجود دوست دارد وقتی باشد برای دیداری دوباره و گپی دوستانه. که یکنفر بنویسد رفیق قدیمی و واقعا منظورش همین باشد. رفیق بودن . رفیق داشتن آنهم از نوع قدیمی اش ارزشمندترین اتفاق این روزهاست
.
نيكى فيروزكوهي
و اما شما رفقاي خوب من!تبريك فراوان براي كريسمس . خوش باشيد هر جا هستيد و هر مناسبتى رو كه مى شه جشن گرفت، جشن بگيريد و شادي كنيد.
Read more
فقط شرم و افتضاح براى جامعه ى هنرهاى تجسمى...و يه نكته بسيار مهم در موررد القاب كارى در فضاهاى هنرى...اينكه ...
Media Removed
فقط شرم و افتضاح براى جامعه ى هنرهاى تجسمى...و يه نكته بسيار مهم در موررد القاب كارى در فضاهاى هنرى...اينكه من شخصا ليسانس كارگردانى دارم اما منبع درآمد زندگيم كارگردانى نيست، هيچ جا و در هيچ فرمي به خودم اجازه نمى دم كه در محل شغل، بنويسم كارگردان...شغل و اتيكت اجتماعى من، منبع درآمدم هست...دوستان ... فقط شرم و افتضاح براى جامعه ى هنرهاى تجسمى...و يه نكته بسيار مهم در موررد القاب كارى در فضاهاى هنرى...اينكه من شخصا ليسانس كارگردانى دارم اما منبع درآمد زندگيم كارگردانى نيست، هيچ جا و در هيچ فرمي به خودم اجازه نمى دم كه در محل شغل، بنويسم كارگردان...شغل و اتيكت اجتماعى من، منبع درآمدم هست...دوستان عزيزى كه كلاس نقاشى رفتن و يا تحصيلات نقاشى دارند اما يا از باباشون پول مى گيرند و يا يك شغل غيرمرتبط دارند اسمشون نقاش نيست...يك علاقمند و نهايتا اگر تحصيلات آكادميك داشته باشند يك مطلع هستند در زمينه ى نقاشى...هر سال دانشگاه ها و آموزشگاه ها كلي فارغ تحصيل انواع رشته هاي هنرى دارند...و قطعا مثل رشته هاي غير هنرى شما بعد از كسب مدرك پزشكى، پزشك نمي شيد...در هنر شما با ارائه ي كارتون، پيدا كردن ارتباطات درست و دقيق و كسب درآمد در طولانى مدت شايد هنرمند بشيد و شايد هيچ وقت نشيد...در نتيجه يك نقاش كه در پاساژ قائم نقاشي هاش رو مى فروشه، حتما در به كار بردن اسم نقاش به يك فوق ليسانسه نقاشى كه از هنر يك مدرك قاب شده داره، اولويت داره
پى نوشت:زدن برچسب كپى كردن يك اثر هنرى به اين آسونى نيست كه يك سرى راه افتادن واى كپى كپى...در كشورهايى كه قوانين كپى رايت به صورت جدى پيگيرى ميشه هم براي اين موارد دادگاهى تشكيل ميشه، همه ي ابعاد بررسي ميشه و بعد از حكم گروهي متخصص ، حكم دادگاه صادر ميشه...چند شب پيش بي بي سي مستندى پخش كرد از زندگى اردشير محصص كه قسمتي مربوط بود به اتهام به محصص در مورد كپى بودن تعدادى از آثارش كه تعدادي منتقد با دليل سعي مي كردند او رو از اين اتهام مبرا كنند...يعني اين موارد جاي گفتگو داره و جاى بررسي شرايط...نه اينكه اينقدر ذوق كنيم با تصور مچ گرفتن...لذت بيمارگونه مچ گرفتن رو بهتر هست كنترل كنيد و بذاريد در راه رسيدن به لذت عدالت...كه يكى از زيباترين داستان ها درحوزه ي ديندارى براى من داستان جنگ و رزم حضرت على هست با عمربن عبدود در اشعار مولانا در مثنوى...زمانى كه حضرت على به بالاي سر عمر رسيده بود، دقيقا در آخرين لحظه برخاست و دور ميدان راه رفت و بعد او را كشت...و پاسخش بابت اين عمل اين بود كه من بابت تفي كه او به صورت من انداخت خشمگين شدم،و از روي خشمم مي خواستم او را بكشم نه براي حق و نه براي عدالت ...راه رفتم كه خشمم آرووم بگيره و بعد براي عدالت تيغ بكشم ...خشم هاي دسته جمعي اينچيني خيلي شبيه عدالت نيست ...بيشتر شبيه خشم و انتقام جويي و لذت نابودي كسي هست كه دچار اين تصوريم كه حق ما رو خورده...تلخ و فاسد
Read more
قبل ترها تصميم بچه دار شدن نداشتم و دلم نميخواست يك موجود زنده رو بدون اجازه خودش وارد دنياى عجيب و غريب ...
Media Removed
قبل ترها تصميم بچه دار شدن نداشتم و دلم نميخواست يك موجود زنده رو بدون اجازه خودش وارد دنياى عجيب و غريب زندگى كنم. روزها گذشت و من تسليم شدم. تسليمِ قدرتمندى بود كه يك شكستِ زيبا و خوش طعم رو برام به ارمغان آورد. وقتى يك زن مادر ميشه بدون شك تلاش ميكنه بهترين باشه. گاهى وقتها عذاب وجدان ها كارو خراب ... قبل ترها تصميم بچه دار شدن نداشتم و دلم نميخواست يك موجود زنده رو بدون اجازه خودش وارد دنياى عجيب و غريب زندگى كنم. روزها گذشت و من تسليم شدم. تسليمِ قدرتمندى بود كه يك شكستِ زيبا و خوش طعم رو برام به ارمغان آورد.
وقتى يك زن مادر ميشه بدون شك تلاش ميكنه بهترين باشه.
گاهى وقتها عذاب وجدان ها كارو خراب ميكنه. فراموشى و ندادن داروها. بى حوصلگى براى درست كردن غذا. خستگى و حمام نكردن بچه و ... و ...
منم از اين عذاب وجدان ها كم نداشتم. ولى محلشون نذاشتم و زود از خودم دورشون كردم... بى خوابى هاى شبانه كه همچنان هم ادامه داره قبل تر مريضم كرده بود ولى يا عادت كردم يا اينكه قوى تر شدم... پسر خنده روىِ من، از تك تك ثانيه هاى بزرگ شدنت لذت ميبرم چون نميخوام بگم واى چه زود گذشت يا تو رو خدا زود بزرگ نشو. از اين جمله ها بيزارم. اصلا از حسرت متنفرم.. دم غنيمته و من اينو به لطف خيلى از ناسازگارى هاى زندگى درك كردم.
پسرم، نه تنبيه بلدم، نه ياد گرفتم داد بزنم. متنفرم از اينكه وقتى ميخورى زمين بزنم تو سر و صورتمو داد و هوار بكشم. من از خيلى رفتارهاى به ظاهر دلسوزانه مادرانه بيزارم.
فقط به تو نگاه ميكنم، ميخندم و لذت ميبرم. با كارهايى كه ميكنم دوست دارم بدونى ورزش بهترين اعتياد دنياست. رقصيدن زن و مرد نميشناسه. با سمفونى زندگى بايد رقصيد قشنگ هم رقصيد. از شنا كردن برات نمينويسم كه خودت تو اين سن بهترين شناگر شكلاتى هستى كه من ديدم.
تلاش ميكنم شادى و لذت بردن از زندگى در شرايط سخت رو بهت ياد بدم. بايد بدونى در بدترين شرايط هم هميشه راه حلى هست، نبايد اجازه بدى غم بياد و بشينه رو دلت اگر هم نشست، نزار جا خوش كنه.
فندوق شكلاتى فعلا و همچنان با هم هى پاپ رو تمرين ميكنيم، به شنا كردن ها ادامه ميديم، تو هم به تردميلى كه من روش ميدوم (ناگفته نمونه كه كلى وزن كم كردم و به يُمن حضور ايشون از دو سه سال قبلم هم لاغرتر شدم 🙏)زل بزن. اجازه نده من بخونم و بنويسم. به لطف بودنت فهميدم فيلم و سريال هم ميشه فقط ١٥ دقيقه آخرشو و ده دقيقه اولش رو ديد.
هر كارى دوست دارى بكن فقط، لطفا و خواهشا شبها كمى بهتر و بيشتر بخواب ما گناه داريم. مرسى عزيزم 😄😉 يكساله شدنت مبارك ليام دلنشين و نمكى. اميدوارم هميشه مثل معنى اسمت قدرتمند باشى و با سختى ها مبارزه كنى 🙏🌸💙
پ.ن: عكس روز تولد خودم برداشته شده، در تهران خاطره انگيز و خيال انگيزِ من.
٢٠ مرداد ماه ١٣٩٧ مصادف با ١١ آگوست ٢٠١٨
#liamtalebloo #birthdayboy🎉 #birthdayboy #motherhood #babyboy💙
Read more
‎اين آهوي خوشگل و زيبا با اون نگاه پر معنا مي دونه چه اشتباهي كرده ، از غفلت من كه محو عظمت و زيبايشان بودم ...
Media Removed
‎اين آهوي خوشگل و زيبا با اون نگاه پر معنا مي دونه چه اشتباهي كرده ، از غفلت من كه محو عظمت و زيبايشان بودم استفاده كرده و در يك لحظه بليط قطار منو از كيفم برداشت و در رفت ، حالا اين بليط كلي پولش بود بكنار ، اينكه در آلمان خريده شده بود و جوابگوي كل سفرهاي داخلي من با قطارهاي درجه يك بود و از بين رفتنش به معناي ... ‎اين آهوي خوشگل و زيبا با اون نگاه پر معنا مي دونه چه اشتباهي كرده ، از غفلت من كه محو عظمت و زيبايشان بودم استفاده كرده و در يك لحظه بليط قطار منو از كيفم برداشت و در رفت ، حالا اين بليط كلي پولش بود بكنار ، اينكه در آلمان خريده شده بود و جوابگوي كل سفرهاي داخلي من با قطارهاي درجه يك بود و از بين رفتنش به معناي خريد دوباره تك تك مسيرها با هزينه چند برابر بود بكنار با نمكي داستان اينجا بود كه يكي از دوستان من كه خانم ژاپني مسني بود بعد از اتفاق به شكل نينجاگونه شاخهاي گرم اين خوشگل را گرفته بود و بهش آويزووون ، منم از شدت خنده ناتوان و نصف اين بليط هم بيرون دهنش و مردم هم هيجان زده دورمون رو حسابي شلوغ كردن و خلاصه با يك حركت خدايي شد كه يكهو تونستم از دهنش كارت رو بيرون بكشم ، اسم و فاميل و مشخصاتم نوش جونش شد اما بخش اصلي باقي موند و من بايد از اون به بعد در هر ايستگاه پاسپورت هم نشون مي دادم و شرح ماجرا جالب كه روحيه مأموران كلي عوض ميشد و با خنده اجازه ورود مي دادند . بهر حال دو هفته ما با اين وضع گذرونديم و اين شد يك خاطره و من با ريل پاس جويده شده توسط يك آهوي ناز كه به اعتقاد مردم اين منطقه پيام آور الهي و عشق است سفرم را به پايان رسوندم 🦌💕🦌💕🦌🙏🏼 #nara #japan
Read more
پزشكان قديمى براى ما پزشكان جوان به دو دسته تقسيم ميشن،عده اى با سن و سال بالاتر و اكثراً تحصيل كرده ...
Media Removed
پزشكان قديمى براى ما پزشكان جوان به دو دسته تقسيم ميشن،عده اى با سن و سال بالاتر و اكثراً تحصيل كرده هاى رژيم قبل و عده اى كه الآن ميانسال هستن و ميان بحرانها يه سريشون بُر خوردن و بازار كار ما رو دچار اختلال كردن!دسته اول اونايى هستن كه وقتى منِ پزشك عمومى بيمارم رو به متخصصى با اون سن و سال ارجاع ميدم،بر ... پزشكان قديمى براى ما پزشكان جوان به دو دسته تقسيم ميشن،عده اى با سن و سال بالاتر و اكثراً تحصيل كرده هاى رژيم قبل و عده اى كه الآن ميانسال هستن و ميان بحرانها يه سريشون بُر خوردن و بازار كار ما رو دچار اختلال كردن!دسته اول اونايى هستن كه وقتى منِ پزشك عمومى بيمارم رو به متخصصى با اون سن و سال ارجاع ميدم،بر مى گردن ميگن خانم دكتر از من بهتر درمان شما رو بلده،از روى لطفش شما رو به من ارجاع داده و هر بار اين جمله ى شيرين از طريق بيماران از بزرگان قديمى اين رشته،تقريباً از شماره نظام هزار تا سى هزار برام نقل قول ميشه!اما مى رسيم به پزشكان زير سيبيلى!اتاق عملهاى بيمارستانهاى خصوصى درجه يك ايران رو پر كردن از ديپلمه هاى انسانى، هنرستانى ها و حتى مدارج پايين تر كه رنگ تحصيلات آكادميك رو نديدن!كسانى كه خود من مى ترسم زير دست اينها بيهوش شم يا دستيار جراحم همچين آدمايى باشه،چون هيچى از پزشكى نمى دونن!امروز،روزى نيست كه مثل حكيم باشى ها علم پزشكى رو تجربى ياد گرفت،امروز هر دو واحد دانشگاهى رشته ى پزشكى به اندازه كل يك ترم رشته هاى كارشناسيست!من با اينكه نوزده سال تمام سرم تو كتاب بوده،هيچى از زندگى نفهميدم،عمرى تحت فشار و استرس و بى خوابى و غول كنكور و بعد غول هاى بزرگتر در طول تحصيل پزشكى بودم،الآن بايد بيكار بشم،كلى دغدغه داشته باشم،اين پزشكان بيان اجازه ورود به اتاق عمل بيمارستان خصوصى درجه يك تهران رو به كسى بدن كه معلوم نيست حتى ديپلمشو گرفته يا نه!آيا اين فرد صلاحيت داره؟آيا جنازه تشريح كرده؟آيا يك بار تو سن كم اتاق عمل رفته كه استادش تيغ رو از اون بالا تا پايين شكم بذاره؟سر عمل تيروئيد رفته كه عين سر بريدن،تيغ رو از اين طرف تا اون طرف گردن بذارن و خون فواره بزنه؟پس جايگاه من كجاست؟يعنى اگر من با اين همه تلاش،پارتى نداشته باشم،بايد به خاطر تعليق شركتى كه در اون كار مى كردم آواره بشم،با هفت نسل تهرانى سر و كارم به روستا بيافته،ولى همينجور بى سوادان با پارتى براى ما جولان بدن؟از ماست كه بر ماست!آقاى متخصص بيهوشى كه من رو مسخره مى كنى و ميگى اندازه دستيار بيهوشى ام در نميارى!آقاى فوق تخصص كه دورت رو پر كردى از دانشجوى سال يك دارو،دستيار اتاق عمل ديپلم هنرستان كه هنوز احترام به پزشك رو بلد نيست و طبيعتاً جلوى من به شما هم بى احترامى مى كنه!اتاق عمل،مطب ها و كلاً مكانهاى درمانى حرمت داره!اتاق عمل جاى پزشك و پيراپزشكه!اين شرايط كارى و پايين اومدن شأن اجتماعى براى ما پزشكان جوان،حاصل رفتار شماست!نظام پزشكى هاى شصت،هفتاد هزار!شماييد كه جاى ما رو به افراد بى مايه مى دهيد!
Read more
Loading...
<span class="emoji emoji2665"></span>متنی فوق العاده و پر انرژی برای افراد فوق العاده و پر انرژی<span class="emoji emoji2665"></span> هيچكس را در زندگی مقصر نمی دانم... از ...
Media Removed
متنی فوق العاده و پر انرژی برای افراد فوق العاده و پر انرژی هيچكس را در زندگی مقصر نمی دانم... از خوبان "خاطره" و از بدان "تجربه" میگیرم...! بدترین ها "عبرت" میشوند...! وبهترین ها"دوست" حرف اشتباهیست كه ميگويند... با هر كس بايد مثل خودش رفتار كرد. اگر چنين بود!!! از منيت و شخصیت هر ... ♥متنی فوق العاده و پر انرژی برای افراد فوق العاده و پر انرژی♥

هيچكس را در زندگی مقصر نمی دانم...
از خوبان "خاطره"
و از بدان "تجربه"
میگیرم...!
بدترین ها "عبرت" میشوند...! وبهترین ها"دوست"
حرف اشتباهیست كه ميگويند...
با هر كس بايد مثل خودش رفتار كرد.
اگر چنين بود!!!
از منيت و شخصیت هر كس چيزى باقى نميماند.
هركس هر چه به سرم آورد فقط خودم میباشم
اگر جواب هر جفايى بدى بود،
داستان زندگی ما خالى از آدم های خوب بود.
اگر همان اندك مهربانيم را از بر نشدند.
اگر خوبى كردم و بدى ديدم
كنار میکشم!!! اما بد نمیشوم...
زيرا اين تنها كاريست كه از دستم بر ميايد.
مهم نيست با من چه كردند.
من قهرمان زندگی خودم می مانم
من آدم خوبه ى زندگی خودم میباشم
با وجدانم آسوده میخوابم
سرم را پيش خدايم بالا میگیرم
و بخاطر همه چیز شاکر میباشم..
. . 🍂 زندگی تولد دارد . . .
🍂زندگی مرگ دارد . . .
🍂 زندگی عهد دارد . . .
🍂 زندگی پیمان دارد . . .
🍂زندگی حساب دارد . . .
🍂 زندگی کتاب دارد . . .
🍂زندگی خوب دارد . . .
🍂 زندگی بد دارد . . .
🍂زندگی اصول دارد . . .
🍂زندگی قانون دارد . . .
🍂 زندگی تاوان دارد . . .
🍂 زندگی امتحان دارد❤❤❤
Read more
هيچكس را در زندگی مقصر نمی دانم... از خوبان "خاطره" و از بدان "تجربه" میگیرم...! بدترین ها "عبرت" ...
Media Removed
هيچكس را در زندگی مقصر نمی دانم... از خوبان "خاطره" و از بدان "تجربه" میگیرم...! بدترین ها "عبرت" میشوند...! وبهترین ها"دوست" حرف اشتباهیست كه ميگويند... با هر كس بايد مثل خودش رفتار كرد. اگر چنين بود!!! از منيت و شخصیت هر كس چيزى باقى نميماند. هركس هر چه به سرم آورد فقط خودم میباشم اگر ... هيچكس را در زندگی مقصر نمی دانم...
از خوبان "خاطره"
و از بدان "تجربه"
میگیرم...!
بدترین ها "عبرت" میشوند...! وبهترین ها"دوست"
حرف اشتباهیست كه ميگويند...
با هر كس بايد مثل خودش رفتار كرد.
اگر چنين بود!!!
از منيت و شخصیت هر كس چيزى باقى نميماند.
هركس هر چه به سرم آورد فقط خودم میباشم
اگر جواب هر جفايى بدى بود،
داستان زندگی ما خالى از آدم های خوب بود.
اگر همان اندك مهربانيم را از بر نشدند.
اگر خوبى كردم و بدى ديدم
كنار میکشم!!! اما بد نمیشوم...
زيرا اين تنها كاريست كه از دستم بر ميايد.
مهم نيست با من چه كردند.
من قهرمان زندگی خودم می مانم
من آدم خوبه ى زندگی خودم میباشم
با وجدانم آسوده میخوابم
سرم را پيش خدايم بالا میگیرم
و بخاطر همه چیز شاکر میباشم..
. . 🍂 زندگی تولد دارد . . .
🍂زندگی مرگ دارد . . .
🍂 زندگی عهد دارد . . .
🍂 زندگی پیمان دارد . . .
🍂زندگی حساب دارد . . .
🍂 زندگی کتاب دارد . . .
🍂زندگی خوب دارد . . .
🍂 زندگی بد دارد . . .
🍂زندگی اصول دارد . . .
🍂زندگی قانون دارد . . .
🍂 زندگی تاوان دارد . . .
🍂 زندگی امتحان دارد❤❤❤
Read more
Loading...
من به تراكتورسازي تعصب دارم و با تمام قلبم براي اين تيم بازي مي‌كنم. مي‌دانم كه شما هم با تراكتورسازي زندگي مي‌كنيد، اين تيم براي شما فقط يك تيم نيست، زندگي‌تان است. باور كنيد كه من دو سال اينجا بودم و مي دانم چقدر دوستش داريد اما يك سوال؛ چرا بايد خاطرات مان را به خاطر اتفاقاتي كه جاي ديگري رخ داده، ... من به تراكتورسازي تعصب دارم و با تمام قلبم براي اين تيم بازي مي‌كنم. مي‌دانم كه شما هم با تراكتورسازي زندگي مي‌كنيد، اين تيم براي شما فقط يك تيم نيست، زندگي‌تان است. باور كنيد كه من دو سال اينجا بودم و مي دانم چقدر دوستش داريد اما يك سوال؛ چرا بايد خاطرات مان را به خاطر اتفاقاتي كه جاي ديگري رخ داده، خراب كنيم؟ چرا روحيه بازيكن خودمان را نابود كنيم چون پيش از اين در تيم ديگري بوده؟ من مي خواهم با حمايت شما، دوباره به تيم‌ملي برگردم، اما يك گلايه دارم؛ برخي از پيج هاي اينستاگرامي بازيچه دست چند دلال هستند، آن‌ها مي‌خواهند دروازه‌بان مدنظرشان را به تراكتورسازي بياورند و پول بگيرند، شما چرا بازيچه آن‌ها مي‌شويد؟ با كمال احترام از شما خواهش مي‌كنم برترين دروازه‌بانان ايران را به تراكتورسازي بياوريد و ببينيد باز هم من نفر اول خواهم شد چون پشتم به شما گرم است، چون به خودم ايمان دارم. اما از شما خواهش مي‌كنم بازيچه دست كساني كه به واسطه خراب شدن وضع اقتصادي به دنبال به دست آوردن پول از راه‌هاي ديگر هستند و به هيچ تيمي رحم نمي‌كنند نشويد. تيم‌تان را حمايت كنيد و ثمرات آن را در انتهاي فصل ببينيد، ما مي‌خواهيم با هم جشن قهرماني بگيريم، به آسيا برويم و خوشحال‌تان كنيم. كمك كنيد در كنار يكديگر به موفقيت برسيم، تعصب من را از تصويري كه براي اين پست منتشر كرده‌ام بسنجيد نه گفته‌هاي چند مدير پيج‌هاي اينستاگرامي كه احساسات هواداران را به بازي گرفته‌اند تا چند هزارتومان بيشتر پول در بياورند. در نهايت از همه هواداراني كه از پست قبلي من ناراحت شده‌اند عذرخواهي مي‌كنم و دست آن‌ها را مي‌بوسم و به خاطر اينكه از دست من ناراحت نباشند پستم را پاك مي‌كنم كه اولويت من، تراكتورسازي است، من براي بالا رفتن پرچم تراكتور مي‌جنگم و مي دانم «يل ياتار، طوفان ياتار، ياتماز تيراختور بايراقي».دست به دست هم مي‌دهيم تا جام را به دست بياوريم و كنار هم هستيم تا قهرماني، ياشاسين آذربايجان، ياشاسين تراختور.
Read more
بسم الله النور ... <span class="emoji emoji2705"></span> روز مباهله از غریب ترین ایام زندگی ما http://yon.ir/Xdk6 ‍آیت الله جوادی ...
Media Removed
بسم الله النور ... روز مباهله از غریب ترین ایام زندگی ما http://yon.ir/Xdk6 ‍آیت الله جوادی آملی: از غريب ترين ايام زندگي ما ايام #مباهله است. خيلي از ما عالمانه حرف مي‌زنيم و عوامانه فكر مي‌كنيم در نتیجه آن اركان ولايت را تقريباً از دست مي‌دهيم در حالی که آن اجزاي غير ركني را خيلي محترم مي‌شمريم ... بسم الله النور ... ✅ روز مباهله از غریب ترین ایام زندگی ما

http://yon.ir/Xdk6
‍آیت الله جوادی آملی: 🔸از غريب ترين ايام زندگي ما ايام #مباهله است. خيلي از ما عالمانه حرف مي‌زنيم و عوامانه فكر مي‌كنيم در نتیجه آن اركان ولايت را تقريباً از دست مي‌دهيم در حالی که آن اجزاي غير ركني را خيلي محترم مي‌شمريم مانند اول ذيحجه که سالروز ازدواج وجود مبارك حضرت امير با فاطمه زهرا(سلام الله عليهما) است اينها جزء واجبات غير ركني است. 🔸غدير جزء واجبات ركني امامت است، مباهله جزء واجبات ركني ولایت است ، با سالروز ازدواج فرق مي‌كند. در حالی که نه رسانه‌ها از او نام مي‌برند و نه حوزه‌ها خبري هست!
آن وقت آن مسائل واجبات غير ركني را خيلي دامن مي‌زنيم، آنها هم واجب هست اما مثل اجزاي نماز است لکن حمد و سوره كجا، ركوع و سجود كجا؟! حمد و سوره واجب غير ركني است اما ركوع و سجود واجب ركني است. 🔸وقتي مأمون(علیه من الرحمن ما یستحق) ، به وجود مبارك امام رضا(سلام الله علیه) عرض مي‌كند به چه دليل علي بن ابيطالب(سلام الله عليه) افضل است؟ ایشان ديگر نفرمود غدير، فرمود با آیه #انفسنا .
خدا وقتي وجود مبارك حضرت امير علیه السلام را #جان_پيغمبر مي‌داند از اين بالاتر فضيلت فرض مي‌شود؟! 🔸«من كنت مولاه فهذا علي مولاه» كه گفته ی خود پيغمبر است هر چند آن هم از طرف خداست، کجا؛ و اینکه ذات اقدس اله خود فرموده علي جان پيغمبر است، کجا؟! و وجود مبارك امام رضا علیه السلام به اين استدلال كرد.

۲۴ ذی الحجّه، روز مباهله مبارک باد... کانال افسران جنگ نرم:
t.me/joinchat/BBmAijuziGup93W29V-moA
@afsaran__ir
Read more
روزتون رو تا اينجا چطور گذرونديد؟ من كه كلى انرژى دارم گفتم امروز روز مهمى براى خانواده ماست و ديروز ...
Media Removed
روزتون رو تا اينجا چطور گذرونديد؟ من كه كلى انرژى دارم گفتم امروز روز مهمى براى خانواده ماست و ديروز هم كل خونه رو تميز كرديم البته با كمك اسپارد عزيز كه قبلاً هم به شما معرفى كرده بودم كه من هفته اى يك بار از اين اپليكيشن كمك ميگيرم كه خونه رو حسابى برق بندازيم و خيلى خوشحال شدم كه يك خدمات ديگه به اين اپليكيشن ... روزتون رو تا اينجا چطور گذرونديد؟ من كه كلى انرژى دارم گفتم امروز روز مهمى براى خانواده ماست و ديروز هم كل خونه رو تميز كرديم البته با كمك اسپارد عزيز كه قبلاً هم به شما معرفى كرده بودم كه من هفته اى يك بار از اين اپليكيشن كمك ميگيرم كه خونه رو حسابى برق بندازيم و خيلى خوشحال شدم كه يك خدمات ديگه به اين اپليكيشن اضافه شده بود و اون هم شستشوى مبلمان در منزل بود و ازشون دعوت كردم كه تشريف بيارن و بهمون كمك كنن و چون ما مبلامون رنگش روشنه خيلى لك روش افتاده بود ولى دروغ بهتون نگم وقتى شروع به كار كردن خيلى ترسيدم و اعصابم داشت بهم مى ريخت كه اون همه كف رو ديدم ولى بعدش حالم خوب شد 😂 و جالب اينجاست كه امروز صبح كاملاً مبلا خشك بود و برق ميزد و با هزينه عالى و معقول مبلامون مثل روز اول شدن و به نظرم آوردن اون دستگاه سنگين و حمل كردنش كلى زحمت داشت و حلالشون باشه واقعاً كه اين همه زحمت ميكش و به ما ها در كارا كمك ميكنن البته كه مبلشويى كار تخصصى هست و ما نميتونيم خودمون انجام بديم و بايد به متخصص بسپاريم اما كارهاى خونه رو شايد ما بتونيم خودمون به تنهايى از پسش بر بيايم اما چه اشكالى داره كه افراد ديگرى هم در كنار ما خوشحال باشن ؟؟ دنيا زيبا تره اگه براى همديگه مفيد باشيم ❤️🙏🏻
@espardapp
Read more
‎گندم __________<span class="emoji emoji1f49b"></span>__________ Wheat, Walnut, We Win . ‎ما نخورديم به حرام لقمه اى نان از مردم ‎ليك ...
Media Removed
‎گندم ____________________ Wheat, Walnut, We Win . ‎ما نخورديم به حرام لقمه اى نان از مردم ‎ليك خون جگريست كه مُرديم ما از مردم ٠ ‎جاريست خط عرق از جبين تا سينه ‎اين سينه سوخته است، آه، اى مردم ٠ ‎يك لقمه نان كمتر اما با عزّت ‎نيست شرافت خوردن گوشت يا گندم ٠ ‎دانه دانه جمع كردن چور مور ... ‎گندم
__________💛__________
Wheat, Walnut, We Win
.
‎ما نخورديم به حرام لقمه اى نان از مردم
‎ليك خون جگريست كه مُرديم ما از مردم
٠
‎جاريست خط عرق از جبين تا سينه
‎اين سينه سوخته است، آه، اى مردم
٠
‎يك لقمه نان كمتر اما با عزّت
‎نيست شرافت خوردن گوشت يا گندم
٠
‎دانه دانه جمع كردن چور مور با زحمت
‎ميكند شيرين خوردن حتى گندم
٠
‎تو مپندار ضعف را در اين جماعت مستضعف
‎انقلاب هست براى پابرهنگان اى مردم
٠
‎قوت بازو و عزّت و شرافتِ زحمت
‎زد جوانه خوشه هاى طلايى گندم
٠
‎بر كلاهت دو خط گندم بود سرباز
‎تا بدانى باشى مدافع اين مردم
٠
‎هر ستاره اى كه نشست بر شانه
‎بار امانتيست بر دوشت از مردم
٠
‎به امانت من دلم را دادم دستت
‎ليك تو نديدى شرافت دانهء گندم
٠
‎سكه و زر، گر طلاييست سيرت نميگرداند
‎جز همين خوشه هاى طلايى گندم
٠
‎حرمت دهقان و برزگر و كشاورزان
‎شك نكن بيش است از ستاره هاى رنگ گندم
٠
‎او كه فلّاح زاده است، فلاح ميگردد
‎تو بفكر ستاره و خطوط طلايى مردم
٠
‎سردار يا سوار بر درجه ها و نشان
‎اين همه القاب و عناوين از مردم
٠
‎كاش فهمى معنى سردار را قبل از دار
‎كه تو اول كنى غرورت را بر دار مردم
٠
‎كو غرور و منيّت و تكبرش بر دار است
‎او همو خود سردار است در مردم
٠
‎آسمان جاى مردان خداست و غفور
‎ميبرد شهيد، كشتگان راه اين مردم
٠
‎ور تو پندارى به پروازى چند با پاره اى آهن
‎گشته اى فرمانده ى آسمان اين مردم
٠
‎او كه خم كرد سرش را به تعظيم برابر تو
‎تو خودت دانى كه هست بهر نان و گندم
٠
‎سكه بستان و زر و سيم بساز
‎كمى اما بساز تو هم با مردم
٠
‎من به گندم كنم قوت غالب خويش
‎تا سرم به عزّت باشد بلند در مردم
٠
‎آنكه عزت بخشيد آن خداى عزيز
‎گر بخواهد زر كند دانه دانهء گندم
٠
‎دل شكستن هنر نبود و آنهم دل دوست
‎آنكه عاشق شد نه عاشق زر و سيم و گندم
٠
‎عاشقان كى خوردند جز خون دلشان
‎تو مكن خونتر با رأيَت حال خستهء مردم
٠
‎هيچ ندارم جز دانه اى گندم ديگر من
‎ليك احترام دارد برايم بر كلاهت رد گندم
٠
‎يا كه بر كنار حاشيه ى هر آستينت
‎چند خط موازى طلايى چون گندم
٠
‎حرمت تو در دلم تا ابد اما باقيست
‎كاش ميدانستى عاشقت بودم بيشتر از تمام مردم
.
__________💛__________
👮🏻‍♂️👨🏻‍✈️👨🏻‍🌾🙍🏻‍♂️🌾💰🌕🥇
Read more
Loading...
. <span class="emoji emoji26a0"></span> ادامه مطلب . <span class="emoji emoji1f4dd"></span> #شب_قدر . <span class="emoji emoji2b55"></span>️ #برخورد_امیرالمؤمنین_با_قاتلش . <span class="emoji emoji1f539"></span> پس از ساعتی كه از ضربت خوردنِ ...
Media Removed
. ادامه مطلب . #شب_قدر . ️ #برخورد_امیرالمؤمنین_با_قاتلش . پس از ساعتی كه از ضربت خوردنِ امیرالمؤمنین(ع) میگذشت، امیرالمؤمنین(ع) چشم گشود و فرمود: ای ملائكه‌ی پروردگارِ من، با من رِفق و مُدارا كنيد. سپس امام حسن(ع)، خدمتِ امیرالمؤمنین(ع) عرض کرد: دشمنِ خدا، و رسولِ خدا، و ... . ⚠ ادامه مطلب
.
📝 #شب_قدر
.
⭕️ #برخورد_امیرالمؤمنین_با_قاتلش
.
🔹 پس از ساعتی كه از ضربت خوردنِ امیرالمؤمنین(ع) میگذشت، امیرالمؤمنین(ع) چشم گشود و فرمود:
ای ملائكه‌ی پروردگارِ من، با من رِفق و مُدارا كنيد.
سپس امام حسن(ع)، خدمتِ امیرالمؤمنین(ع) عرض کرد:
دشمنِ خدا، و رسولِ خدا، و دشمنِ شما، ابنِ مُلجَم است، حق تعالی، شما را بر او قدرت داده است، و او را نزدِ شما حاضر كرده‌اند.
چون امیرالمؤمنین(ع)، به آن ملعون نظر افکند، با صدایِ ضعيفی فرمود:
ای بدبخت، بر امرِ عظيمی اقدام نمودی؛
آيا بد امامی بودم من برای تو، كه اين چُنين مرا جَزا دادی؟
آيا مهربان نبودم بر تو؟
آيا تو را بر ديگران اختيار نكردم؟
آيا به تو نيكی نكردم، و عطای تو را زياده از ديگران ندادم؟
آيا مردم نمی‌گفتند كه تو را به قتل برسانم، اما من به تو آسيبی نرسانيدم، و در عَطای تو افزودم، با آنكه میدانستم كه تو مرا خواهی كُشت؟
ليكن میخواستم حجّتِ خدایِ تعالی بر تو تمام شود، و خداوند، انتقامِ مرا از تو بگیرد.
خواستم كه شايد از گمراهیِ خود برگردی، امّا گمراهی بر تو غالب شد، و مرا كُشتی، ای بدبخت ترينِ بدبختان!
پس از این سخنان، آن ملعون گريست، و گفت:
يا اميرالمؤمنين(ع)، آيا تو میتوانی كسی را كه بر درِ جهنّم است نجات دهی؟
پس اميرالمؤمنين(ع)، برای آن ملعون، به امام حسن(ع) سفارش كرد و فرمود:
او را طعام و آب بده، و دست و پای او را در زنجير مكُن، و با او رِفق و مُدارا كن،
چون م‍ن از دنيا بروم، او را به یک ضربت قصاص كن، و جسدِ او را با آتش مسوزان، و او را مُثلِه مكن، و دست و پا و گوش و سايرِ اعضای او را نَبُری، كه حضرتِ رسول(ﷺ) فرمود: زِنهار که مُثلِه مكنيد، اگرچه سگِ درنده باشد.
و اگر شفا يابم، من سزاوارترم به آنكه او را عفو كنم، زيرا كه ما اهلِ بيت، كَرَم و عفو و رحمتيم.
.
📚 تاریخ چهارده معصوم ص۳۴۰تا۳۴۶
.
📌 پ ن:
مُثلِه = ۱. شِکنجه ۲. بُریدَنِ گوش، بینی، یا لَب بِعُنوانِ شِکنجه
.
📌 #نوزدهم_رمضان
.
👥 ۲ تا از دوستانتون رو منشن کنید.
Read more
تموم شد خوشبحالتون كه با هم پر زدين ، اينروزا انقدر همه چي در همه كه برادر حال برادرو نميپرسه اما خوشبحالتون ...
Media Removed
تموم شد خوشبحالتون كه با هم پر زدين ، اينروزا انقدر همه چي در همه كه برادر حال برادرو نميپرسه اما خوشبحالتون شما ٢ تا پسر عمو مثل برادر انقدر پشت هم بودين كه حالا زير خاك هم باهمين ، اينجا ديگه #نه_به_اعدام و اينجور هشتگ ها جواب نميده و قسمت ما اين بوده تو كشوري بزرگ بشيم كه از اول تخمشو با نفرت كاشتن ، ... تموم شد
خوشبحالتون كه با هم پر زدين ، اينروزا انقدر همه چي در همه كه برادر حال برادرو نميپرسه اما خوشبحالتون شما ٢ تا پسر عمو مثل برادر انقدر پشت هم بودين كه حالا زير خاك هم باهمين ، اينجا ديگه #نه_به_اعدام و اينجور هشتگ ها جواب نميده و قسمت ما اين بوده تو كشوري بزرگ بشيم كه از اول تخمشو با نفرت كاشتن ، اما اينروزا سوالم اينه كجان هنرمندا؟ كجان سياستمدارها؟ كجان ورزشكارا؟ كجان اونايي كه من و امثال من و تشويق كردن به آقاي روحاني رأي بديم؟ كجان اونايي كه گفتن خشونت تموم ميشه بيكاري ريشه كن ميشه بدبختيامون به پايان ميرسه ، نگاه دنيا رو ما تغيير ميكنه؟
دلار داره ميشه ٢٠ هزار تومن روزي ٢ نفر اعدام ميشن چون تفكرشون با اون ٤ نفر اصل كاريه فرق داره ، مرغ و گوشت و روغن سهميه بندي شده ، برق ميره ، آب قطع ميشه كم كم داريم خشك ميشيم من اصلا كاري ندارم به سياست چون بلد نيستم سياست و اگه بلد بودم فيلمساز و عكاس نميشدم ولي باز ميگم سوالم اينجاست كه كوشن روشن فكر هاي همكار و هنرمند؟ چرا حق مردم و كه تشويق شما باعث شد لگدمال بشه رو طلب نميكنيد؟ چرا سكوت كردين؟
البته ميدونم ما خودمون انتخاب كرديم اينجوري گاو باشيم مثل خر زندگي كنيم.
Read more
كلّيت و ريشه ى نقاشى هام از يك نوع پوچى حاصل ميشه . من عقيده دارم هيچ چيز به خودى ه خود هيچ معنى اى نداره ...
Media Removed
كلّيت و ريشه ى نقاشى هام از يك نوع پوچى حاصل ميشه . من عقيده دارم هيچ چيز به خودى ه خود هيچ معنى اى نداره و اين ما هستيم كه به همه چيز معنا ميبخشيم، و در واكنش به اين اصل، مغز من علاقه داره معناى قديمى ه هر چيزى رو حذف كنه و هر چيزى رو بى معنى نگه داره، و اين مسئله اين شانس رو به من ميده كه بتونم تمام چهار چوب هاى واقع ... كلّيت و ريشه ى نقاشى هام از يك نوع پوچى حاصل ميشه . من عقيده دارم هيچ چيز به خودى ه خود هيچ معنى اى نداره و اين ما هستيم كه به همه چيز معنا ميبخشيم، و در واكنش به اين اصل، مغز من علاقه داره معناى قديمى ه هر چيزى رو حذف كنه و هر چيزى رو بى معنى نگه داره، و اين مسئله اين شانس رو به من ميده كه بتونم تمام چهار چوب هاى واقع در جهان رو در ذهنم حذف كنم و حالا از اول اونجور كه دلم ميخواد بسازمش
به عنوان مسال در يك كادر ميبينيم بچه اى كه دست مادرش رو گرفته و داره به سمت يه دلقك ميكشه و مادر بى توجه داره به يه مانكن با لباسِ زنانه نگاه ميكنه ممكنه براى همه ى ما به طريقى داراى يك معنى باشه (اگر با همون چهارچوب ها نگاه كنيم به تصوير) اما به نظر من اين تصوير همومقدر بى معنى ه كه اين تصوير: كه دلقكى در حال ليس زدنِ سر يه بچه س در حالى كه مادرش داره سرِ يه مانكن رو ميكنه تو ماتحتِ دلقك
يا به نوعى هردوشون ميتونن مفهوم داشته باشن
اما تصوير دوم نشان از شكستنِ قوانين داره
من علاقه ى بسيار زيادى به ايجاد سوال در بيننده و همچنين زير سوال بردن تمام چهارچوب ها و قوانين و ارزش هاى بيننده دارم
تمام اين اتفاقات در نقاشى هاى من به صورت كاملاً ناخوداگاه و بدون برنامه ريزى ميوفته
يه تصوير پوچ كه به نظر مياد مفهومى داره
اما انگار نداره
به نظر مياد احساسى درش هست اما انگار نيست
و در نهايت شما چيزى رو در تصوير ميبينيد كه خودتون هستيد نه چيزى كه من ميخوام
و اين چيزى ه كه من ميخوام
Read more
Loading...
 #خطبه_دوازدهم_نهج_البلاغه پس از پیروزی بر اصحاب #جمل (پس از پیروزی در جنگ بصره در سال 36 هجری یكی ...
Media Removed
#خطبه_دوازدهم_نهج_البلاغه پس از پیروزی بر اصحاب #جمل (پس از پیروزی در جنگ بصره در سال 36 هجری یكی از یاران امام علیه السّلام گفت: دوست داشتم برادرم با ما بود و می‏دید كه چگونه خدا تو را بر دشمنانت پیروز كرد) امام (ع) پرسید: آیا فكر و دل برادرت با ما بود؟ گفت: آری امام (ع) فرمود: پس او هم در این جنگ با ... #خطبه_دوازدهم_نهج_البلاغه پس از پیروزی بر اصحاب #جمل (پس از پیروزی در جنگ بصره در سال 36 هجری یكی از یاران امام علیه السّلام گفت: دوست داشتم برادرم با ما بود و می‏دید كه چگونه خدا تو را بر دشمنانت پیروز كرد)
امام (ع) پرسید: آیا فكر و دل برادرت با ما بود؟ گفت: آری امام (ع) فرمود: پس او هم در این جنگ با ما بود، بلكه با ما در این نبرد شریكند آنهایی كه حضور ندارند، در صلب پدران و رحم مادران می باشند، ولی با ما هم عقیده و آرمانند، به زودی متولد می شوند، و دین و ایمان به وسیله آنان تقویت می گردد.
.

#حکمت #یازدهم #نهج_البلاغه
. درود خدا بر او فرمود: بخل ننگ، و ترس نقصان است. و تهیدستی مرد زیرك را در برهان كند می سازد، و انسان تهیدست در شهر خویش نیز بیگانه است.
.

#نامه_چهارم
به یكی از فرماندهانش
روش گزینش نیروهای عمل كننده
اگر دشمنان اسلام به سایه اطاعت باز گردند پس همان است كه دوست داریم، و اگر كارشان به جدایی و نافرمانی كشید با كمك فرمانبرداران با مخالفان نبرد كن، و از آنان كه فرمان می برند برای سركوب آنها كه از یاری تو سر باز می زنند مدد گیر، زیرا آن كس كه از جنگ كراهت دارد بهتر است كه شركت نداشته باشد، و شركت نكردنش از یاری دادن اجباری بهتر است.
.

#علي_ولي_الله
#امیرالمؤمنین
#انا #شیعه_علی_بن_ابیطالب #علی_المرتضی
#اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد_و_عجل_فرجهم
#اهل_سنت #غدیر
. #مالک_یوم_الدین
#حضرت_زهرا سلام الله علیها
#لعن_علی_عدوک_یاعلی... . .
#ولایتت_را_فریاد_میزنیم
. #یدالله_فوق_ایدیهم #جنگ_جمل
.
. """الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایه امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب و اولاده معصومین علیهم السلام""" .
Read more
اين پست اطلاع رساني فعاليت هنري من در همين ماه اخير هست.در تعطيلات نوروز اين فيلمها از من در شبكه هاي ...
Media Removed
اين پست اطلاع رساني فعاليت هنري من در همين ماه اخير هست.در تعطيلات نوروز اين فيلمها از من در شبكه هاي مختلف تلويزيون پخش شد: تاتر تلويزيوني "سكوت" به كارگرداني مهردادراياني مخصوص، فيلم "جشن وحشت" به كارگرداني جواد مزدآبادي، فيلم "مادرم باش" به كارگرداني مسعود رشيدي و فيلم سينمايي"حس پنهان" ... اين پست اطلاع رساني فعاليت هنري من در همين ماه اخير هست.در تعطيلات نوروز اين فيلمها از من در شبكه هاي مختلف تلويزيون پخش شد:
تاتر تلويزيوني "سكوت" به كارگرداني مهردادراياني مخصوص، فيلم "جشن وحشت" به كارگرداني جواد مزدآبادي، فيلم "مادرم باش" به كارگرداني مسعود رشيدي و فيلم سينمايي"حس پنهان" به كارگرداني مصطفي رزاق كريمي كه در اين فيلم در كنار محمدرضا فروتن، نيوشا ضيغمي و حامدبهداد و مهتاب كرامتي و شهره سلطاني و آتيلا پسياني ايفاي نقش كرده ام.
.
.
اين روزها هم از شبكه آي فيلم سريال روزهاي زندگي از من در حال پخش مجدد هست كه به كارگرداني سيروس مقدم(كارگردان فوق العاده سريال پايتخت، تا ثريا، نرگس،زير هشت، ميكاييل)و با آقاي مجيد مظفري و خانم كتايون رياحي ، حبيب دهقان نسب و...عزيز همبازي هستم
اين سريال براي من لبريز از خاطرات زيباست و تعلق خاطر عجيبي به روزهاي ضبطش دارم.هم در كارنامه هنري من نقشي به يادماندني و درخشان شد هم بسياري از دوستيهاي قديمي و ارزشمند من با بسياري از همكارانم كه ديگر امروز همه از بازيگران و كارگردانان قدرتمند و محبوب و مشهور هستند در خلال اين سريال براي من شكل گرفت كه در آنزمان هيچ كدام چندان شناخته شده نبوديم. سريال روزهاي زندگي دوستيهايي براي من به جا گذاشت كه تا امروز همه ما با افتخار امتدادش داده ايم
.
.
از تمام دوستان و همراهان عزيزي كه فعاليتهاي هنري من رو پيگيري ميكنند و حضورم در تلويزيون براشون حائز اهميت هست و با فرستادن عكسهاي زيبا از صفحه تلويزيون منزلشون،خوشحالي و احساسهاي خوب و صادقانه شون، مهرباني بي توقعشون رو به من انتقال ميدن بي نهايت ممنونم...باور كنيد با تك تك پيامهاي شما اشك در چشمانم جمع ميشود، از ته دل خوشحال ميشوم،مهر و عطوفت و عشق شما برايم بي نهايت ارزشمند است، ممنونم كه با عشق كنارم هستيد. دستهاي مهربان تك تك شما رو ميبوسم... در مقابل اينهمه مهر و لطف بي پايان، سر تعظيم فرود ميارم
.
.
شيوابلوريان
.
كاش محدوديت ده عكس اينستاگرام نبود تا تمام دايركتهاي پرمهر شما را به نشانه تشكر اينجا ميگذاشتم. شرمنده تمام عزيزاني هستم كه نشددايركت آنها را اضافه كنم

#شيوابلوريان #شيوا_بلوريان #بازيگر #بازيگران #بازيگران_زن #shivaboloorian #shiva_boloorian #actress #tv #director
.
Read more
. عاقبت روزي ميرسد كه مردم آينده ي خود را جايي در ميان واژگان تو فال مي گيرند! آن روز اگر دور باشد تبار ...
Media Removed
. عاقبت روزي ميرسد كه مردم آينده ي خود را جايي در ميان واژگان تو فال مي گيرند! آن روز اگر دور باشد تبار ما را _كه حتي نام دقيق مان رانوادگانمان به ياد ندارند_ در پاورقي ها مي نويسند و عُلما سالها در عجب مي مانند كه سقف درك ما در چه سطحي بود كه سعدي را در كلام او نمي شنيديم؟ اشعاري كه به آسمان ... .
عاقبت روزي ميرسد
كه مردم آينده ي خود را
جايي در ميان واژگان تو فال مي گيرند!
آن روز
اگر دور باشد
تبار ما را
_كه حتي نام دقيق مان رانوادگانمان به ياد ندارند_
در پاورقي ها مي نويسند
و عُلما
سالها در عجب مي مانند
كه سقف درك ما در چه سطحي بود
كه سعدي را در كلام او نمي شنيديم؟
اشعاري
كه به آسمان مي ماند
آسماني كه در پس هر طيف خاكستري
خدا مي داند
كه چه رحمتي نهفته است!
او همان كسي ست
كه دنياي اين روزهايش را
نميتوان در روزها خلاصه كرد!
گويي هر ورقش
ديواني از سالها عشق و ترس و آرامش اوست
و هر كلمه
زير سايه ي قلمش يتيم نيست
اي رسول واژه
دست دلم براي همدستي دوباره مي تپد
و به خورشيدي كه در فرداها نشسته اميد بسته
همان مشرقي كه در واپسين طلوعش
#منِ_ديوانه را به شوكران خود مست كرده است
.
فردا
همان روزيست
كه مردم
بر سر بودنتان
جنگ كه نه
مشاعره ميكنند!
.
به حتم
قطره به قطره ي تمام درياها
پياله به پياله ي اقيانوس آرام
و حتي تمام اقيانوس هاي طوفان ديده اي كه از چشم ما دور است
وجه تمثيل كلام توست
و مگر براي ببرهاي وحشي مفهوم پيدايش دريا اهميت دارد؟
آنها همان گربه هايي هستند كه در تمام عمر از خيسيِ پاك آب وحشت داشته اند
و نميدانند كه همان آبي بي كرانِ آشوب زده
آنها را به فهم تشنگي ميرساند
هميشه
شعر او
از عدم حرف ميزند
انقدر كه براي چراغ دلهايمان نور است
و حركت دستهاي ديگري
براي جاودانگي
حكم ابد دارد
جوري كه از هياهوي زمان دور است..
شما
همان تك كوچه ي جا مانده از حكومتي كهن هستيد
كه حاكم به زوال نشسته ي زمان
هرچند بار كه نامش را عوض كند
و عمق آن را بن بست بنامد
باز اهالي اش
آن را به همان نام ديرين خود ميخوانند
نامي كه سالها
با چوبي به آن سنگ زدند
كه ريشه در درخت خشك باورهاي پوسيده داشت..
او
دنيايي را با كلامش عوض كرد
حتي
اگر همان حاكمان
تا ابد بر جلد ادبيات ما
او را بهزاد بخوانند !
اما
ما به سان سالها هم كلامي
هر بار كه ميخوانيمش
دلمان به گواه نامش ،
به #به_روزي آينده روشن ميشود
و ديگري
همان دستهاي ذهن ماست
كه تا هفتمين آسمان در هم گره ميخورد
و زبانمان عاقل ترين قاضي ميشود
وقتي در پس هر نوا
#افكاري نو به آسمان برمي آيد ..
.
شاعر زمان ما
همانيست كه شعرهايش
در گلوي خشك زمان
مُسكن مي ريزد
تا اندكي دوام آورد ، نميرد
و به پاي هر درد چرك نويس مزمن
نام شعر نگذارد..
.
روزي
كه صداي قدمهايش نزديك است ،
ماندگاري را
در تمام وجودت جستجو ميكنيم
در آخر به يك نام ميرسيم
كه سرمشق تمام شعرهاي عاشقانه جهان است ؛
#روزبه_بماني
.
# دلمان لك زده آواز تو با افكار جان پروازه شان ❣📝🎧
@ehsankhajeamir
Read more
Loading...
. كپى برا هواداران اجبارى خدارو صدهزار مرتبه شاكرم كه توانستيم طلسم ٢٤ ساله را بشكنيم و قلب مردم ...
Media Removed
. كپى برا هواداران اجبارى خدارو صدهزار مرتبه شاكرم كه توانستيم طلسم ٢٤ ساله را بشكنيم و قلب مردم شهر خسته را شاد كنيم قبل از هر چيز مى خواهم خواهشى داشته باشم از آقاى فرماندار، شهردار، امام جمعه و همچنين مسئولين شوراى شهر قائمشهر اينجانب محمد عباس زاده تنها وظيفه و دِينِ خود به نساجى را ادا كرده ... .
كپى برا هواداران اجبارى
خدارو صدهزار مرتبه شاكرم كه توانستيم طلسم ٢٤ ساله را بشكنيم و قلب مردم شهر خسته را شاد كنيم
قبل از هر چيز مى خواهم خواهشى داشته باشم از آقاى فرماندار، شهردار، امام جمعه و همچنين مسئولين شوراى شهر قائمشهر
اينجانب محمد عباس زاده تنها وظيفه و دِينِ خود به نساجى را ادا كرده آن هم به عنوان سرباز نساجى
عاجزانه از شما مسئولين خوب و دلسوز قائمشهر تنها يك تقاضا دارم و ديگر هيچ
خواهشم اين است كه مقبره مهرداد اولادى خدابيامرز هر چه زودتر ساخته شود چراكه حقش اين نيست، فوتباليست ارزشمندى كه روزگارى براى اين مرز و بوم افتخار آفريده است و امروز دستش از دنيا كوتاه است.
بخدا سوگند با اينكه از ديشب قائمشهر غرق در شاديست اما باز هم نمى توانم خوشحال باشم چرا كه غم بزرگى بر سينه دارم، تا برادرم مهرداد به آرامش نرسد من نيز آرامش ندارم،
شك ندارم اين خواست تمام مردم است اميدوارم مصاعدت فرماييد تا با ساخت مقبره مهرداد جانمان شاديمان تكميل شود.
مردم خوب قائمشهر ماموريت با موفقيت تمام شد
#جنگيديم
روزى كه آمدم نساجى خيلى ايرادات بر من گرفته شد و خيلى زخم زبان ها شنيدم اما خوب كَر شدم در برابر قضاوت ها چرا كه تصميمم را گرفته بودم و تنها هدفم پايان طلسم ٢٤ ساله بود و باز هم خدارا شاكرم
لازم است از آقايان صنيعى فر و اميرى تشكر كنم كه برادرانه چــون كوه پشت نساجى شهر خسته ايستادند و بى شك آقاى صنيعى فر ناجى شهر خسته است.
تشكر بعدى رو بايد از آقاى نكونام و كادر فنى و ديگر بچه هاى تيم داشته باشم كه همه با هم، هم قسم شدن و جنگيدن و پايان دادن به حسرت سال هاى انتظار به درازاى ٢٤ سال.
از همه اينها كه بگذريم مى رسيم به بهترين هواداران دنيا كه ستودنى هستيد
ديروز حالم اصلا خوش نبود و با وجود سرماخوردگى شديد به ميدان آمدم آن هم به عشق خودتان چــون قول داده بودم بجنگم
وقتى جمعيت را ديدم يك لحظه فكر كردم در قلب وطنى هستم و چه لذت بخش است كه حتى اگر در خانه نيستى خانواده كنارت باشند
شما با آمدنتان نه تنها عشقتان را ثابت كردين بلكه انگيزه و انرژى ما شدين، هر جا كه كم آورديم با صدايتان شارژ شديم و عجيب دلبرى كردين
نود دقيقه جنگيدن در كنار شما گويى در قلب وطنى چه زيباست
خوشحالم كه حق به حقدار رسيد و مزد صبوريتان را گرفتيد و براى من چه از اين با ارزش تر كه شما به آرزويتان رسيدين
قلم هم ناسازگارى دارد و عاجز از بيان احساسم چرا كه عشق من به شما خاص و فوتباليست لطفا از ساق پا و چشمانم بخوانيد عشقم را
Read more
خوب من هم به چالش من و سانسورچى دعوت شدم، سر سريال ماتادور ما يه صحنه غذا خوردن داشتم كه يكى از بازيگرامون ...
Media Removed
خوب من هم به چالش من و سانسورچى دعوت شدم، سر سريال ماتادور ما يه صحنه غذا خوردن داشتم كه يكى از بازيگرامون گفت من نوشابه رو با شيشه مى خورم ما هم گفتيم بخور به شخصيت تو بيشتر مياد با شيشه بخورى تا توى ليوان بخورى، خلاصه فيلم بردارى ما تموم شد و اون قسمت هاى كه بازيگرامون نوشابه با شيشه مى خوردن و سانسور كردن ... خوب من هم به چالش من و سانسورچى دعوت شدم، سر سريال ماتادور ما يه صحنه غذا خوردن داشتم كه يكى از بازيگرامون گفت من نوشابه رو با شيشه مى خورم ما هم گفتيم بخور به شخصيت تو بيشتر مياد با شيشه بخورى تا توى ليوان بخورى، خلاصه فيلم بردارى ما تموم شد و اون قسمت هاى كه بازيگرامون نوشابه با شيشه مى خوردن و سانسور كردن بعد هم كه سوال كرديم چرا؟؟؟ گفتن شيشه نوشابه يه مدليه كه وقتى به لب بازيگر مى خوره تماشاچيو تحريك ميكنه خلاصه "سكس پنهان داره" ديگه خودتون فكر كنم عمق فاجعه رو فهميدين عزيزان " از اين خاطرات كه زياد داريم ما 😉" من_و_سانسورچى
Read more
. . مادربزرگم يك قاليچه نذر موسي بن جعفر كرده بود. عمرش كفاف نداد، من در اولين سفرم به عتبات، به كاظمين رفتم و نذرش رو ادا كردم. اولين تشرفم به حرم، قاليچه زير بغلم بود كه دم در ورودي رسيدم، خادم فهميد براي چي اومدم. فارسي بلد نبودند، با روي خوش و خنده من رو به سمت دفتر نذورات هدايت كرد. وارد دفتر كه ... .
.
مادربزرگم يك قاليچه نذر موسي بن جعفر كرده بود. عمرش كفاف نداد، من در اولين سفرم به عتبات، به كاظمين رفتم و نذرش رو ادا كردم.
اولين تشرفم به حرم، قاليچه زير بغلم بود كه دم در ورودي رسيدم، خادم فهميد براي چي اومدم. فارسي بلد نبودند، با روي خوش و خنده من رو به سمت دفتر نذورات هدايت كرد. وارد دفتر كه شدم، ديدم از كف اتاق تا سقف، پر است از اجناس عتيقه و بسيار گرانقيمت كه اين قاليچه خاك خورده و قديمي مادربزرگم در بين آنها گم ميشد.
كلي هديه به من دادند و تشكر كردند.
زيارت كردم و از كاظمين بيرون آمدم. پيش خودم فكر مي كردم، اين زيارت مانند زيارت امام رضا نبود. انگار اصلا من زائر نبودم!
به دلم افتاد كه نقش من يك واسطه بوده نه زائر! زائر، مادربزرگ من بوده. من فقط قاصد بودم.
رو كردم به موسي بن جعفر و عرض كردم؛
اون پيرزن سواد نداشت حتي اسمت رو بخونه. زيارت نامه برات بخونه. زندگي نامه ت رو ورق بزنه. چطور در دلش جا كردي. كه بعد ارتحالش هم به فكر شما بود كه فرش زير پاش رو نذر خاك پاي زائرهات بكنه!
خدا رحمتت كنه #سيدننه . نذرت ادا شد. ديگه احتياج به سلام صلوات بچه ها و نوه ها و نسل آينده ت نداري. هر پايي كه به قاليچه ت در حرم موسي بن جعفر بخوره كلي ثواب برات فرستاده ميشه.
يا موسي بن جعفر!
اين چه معرفتي است؟ كي به ما ياد داده دلداده شما بشيم آقا! از كجا ما رو گير آوردي؟
ما هميشه جوان نمي مونيم. پيري ما رو هم مي بيني. اما طوري قضا و قدر رو رقم بزن كه مثل مادربزرگ من، يك شعبه نور از سمت شما هر روز براي ما ثواب فرستاده بشه.
همينطوري كه الان هستيم ما را پير كن. راه كج ما را به صراط مستقيم وصل بفرما.
.
نزول نور قدسي و الهي، ابالحسن موسي بن جعفر امام موسي كاظم بر شيعيان و حق جويان عالم مبارك باد.
همينطور كه نشستيد به او متوسل بشيد.
Read more
نميدونم چى شد كه در كشور ما فقر تبديل به يك فضيلت شد؟ من كه چهل سال پيش نبودم ولى تو مدرسه و تلويزيون ميگفتن ...
Media Removed
نميدونم چى شد كه در كشور ما فقر تبديل به يك فضيلت شد؟ من كه چهل سال پيش نبودم ولى تو مدرسه و تلويزيون ميگفتن كه طاغوت و شاه و خانواده اش و خارجيها (البته نه همه خارجيها فقط غربيها) و سرسپردگانشون رو بيرون انداختيم، همه مفسدان اقتصادى اجتماعى رو يا اعدام كرديم يا فرارى داديم. خلاصه حكومت رو از آدم بدها ... نميدونم چى شد كه در كشور ما فقر تبديل به يك فضيلت شد؟ من كه چهل سال پيش نبودم ولى تو مدرسه و تلويزيون ميگفتن كه طاغوت و شاه و خانواده اش و خارجيها (البته نه همه خارجيها فقط غربيها) و سرسپردگانشون رو بيرون انداختيم، همه مفسدان اقتصادى اجتماعى رو يا اعدام كرديم يا فرارى داديم. خلاصه حكومت رو از آدم بدها و ظالمها گرفتيم و سپرديم دست مردم كه تا اون موقع مستضعف بودن. ولى بنظرم قرار نبود كه مستضعفها تا آخر مستضعف بمونن! قرار بود كه كارها سر و سامان بگيره و همه چيز درست بشه! اينروزها وضع خيلى خرابه، فقير و غنى مون فقيرتر شديم. ديدين يمدتيه كه بعضيها به اشرافيگرى گير ميدن! البته به دونه هاى درشتى هم گير نميدن، همين در حد يك ساعت مچى و كيف فلان و ماشين بهمان، در حقيقت اونچيزيكه بعنوان اشرافيگرى ازش ياد ميشه در بسيارى از كشورهاى دنيا يك روتين عادى زندگيه! تازه اون كشورها يك دهم منابع طبيعى ما رو هم ندارن! امروز حساب ميكردم كه اگر حقوق پايه در ايران رو يك ميليون و دويست هزار تومان درنظر بگيريم، يك كارگر ميتونه معادل با حقوق سى و پنج ماه يك ماشين تيبا بخره (چهل و دو ميليون)! با اين فرمول اگر حداقل دستمزد در آلمان هزار و دويست يورو در ماه باشه(كه البته بيشتره)، يك كارگر ميتونه با معادل سى و پنج ماه حقوقش يك مرسد كلاس اى بنزينى فول آپشن بخره! چى شد كه الان ما اينجاييم؟ چرا بجاى گير دادن به ميكرو اشرافيگرى ها سؤالات اساسى ترى نميپرسيم؟ چيشد كه ما الان اينجاييم؟ چرا مستضعفان كماكان فقيرن؟ مگه ما همه مفسدين رو بيرون نمرديم؟ پس اينهمه رانت و دزدي اطرافمون چيه؟ پس آقاى خاورى و اون چفيه اش و دوستانش از كجا اومدن؟ اونوقت در اين شرايط چرا اصرار داريم كه بگيم فقر يك فضيلته؟ چرا نيميگيم فقر يك كاستى است؟ چرا نميپرسيم كه كجاى راه رو اشتباه رفتيم تا به مسير صحيح برگرديم؟ چرا همه به فكر مهاجرت اجبارى هستن؟ ايكاش بجاى درآوردن قيمت ساعت مچى اين و اون، بريم سراغ سؤالهاى اصلى تر كه چرا اصلاً اين ساعتها فقط براى بعضيهاست نه براى همه؟ راستى چرا وضع ما الان اينه؟
Music by @bomranimusic 👍🏻
#اشرافیگری #ايران #وطن #مهاجرت
#picassomo #iran
پ.ن. اين ويديو رو مامزى ديدم الان گذاشته گفتم منم براتون بدارم ولى با تفسير خودم
Read more
ناصر خان، اَي سرو ايستاده مغرور اَي مرد، حالا ديگر اسوده بخواب. من بيش إز بيست و پنج سال است كه با يك هنرمند ...
Media Removed
ناصر خان، اَي سرو ايستاده مغرور اَي مرد، حالا ديگر اسوده بخواب. من بيش إز بيست و پنج سال است كه با يك هنرمند زندگي ميكنم هنرمندي كه به هيچ قيمتي حاضر نيست هنرش را كنار بگذارد و با مردم وداع كند. أو را همراه بودم زمانهايي كه با بدترين مخاطرات روبرو بوديم در كولاك برف كه فرودگاه بسته شده بود إز دريائي طوفاني ... ناصر خان، اَي سرو ايستاده مغرور اَي مرد، حالا ديگر اسوده بخواب. من بيش إز بيست و پنج سال است كه با يك هنرمند زندگي ميكنم هنرمندي كه به هيچ قيمتي حاضر نيست هنرش را كنار بگذارد و با مردم وداع كند. أو را همراه بودم زمانهايي كه با بدترين مخاطرات روبرو بوديم در كولاك برف كه فرودگاه بسته شده بود إز دريائي طوفاني عبور كرديم، با پايي سكشته به كنسرتش رسيد، با دستي عمل شده و باند پيچي كنسرتش را اجرا كرد، با تب ٤٢ درجه برنامه آش را اجرا كرد، با خون لخته شده در رگهاي پا نشست و خواند........ چون هميشه اغوش مردمش را بهترين درمان ميداند و حاضر نيست انها را مغموم كند. بسيار سخت است كه لبخند به لُب داشته باشي ولي نگران حال عشقت چشم به صحنه بدوزي. ولي با تمام أين دلواپسيها حاضر نيستم حتي لحظه اَي ابي را در ايران و محكوم به دهه ها سكوت مجسم كنم. اطمئنان دارم ما مردم ايران هرگز عواملي را كه هنرمندانمان را به مرگي تدريجي محكوم كردند نخواهيم بخشيد. روزي كه مصاحبه آقاي ملك مطيعي را ديدم كه با بغض صحبت ميكردند تا شب گريه كردم و مدتها چهره ايشان با من بود. إبر مرد پرده نقره اَي هميشه با ما خواهي بود.
Read more
‎. طرفِ ما شب نیست...! ‎چخماق‌ها کنارِ فتیله بی‌طاقتند،، ‎خشمِِ کوچه در مُشتِ توست، ‎در لبانِ ...
Media Removed
‎. طرفِ ما شب نیست...! ‎چخماق‌ها کنارِ فتیله بی‌طاقتند،، ‎خشمِِ کوچه در مُشتِ توست، ‎در لبانِ تو ، لبانِ من ، لبانِ ما به شعرِ روشن صیقل می‌خورد... . ‎با فِكرِ تُو با جانِ ما با قلبُ با ايمانِ ما،، امسال تا هر سال شب از ظلمتِ خود وحشت می‌کند... . از امروز تا هر روز با اعتقاد ، صبر ، پشتكار ، ... ‎.
طرفِ ما شب نیست...!
‎چخماق‌ها کنارِ فتیله بی‌طاقتند،،
‎خشمِِ کوچه در مُشتِ توست،
‎در لبانِ تو ، لبانِ من ، لبانِ ما
به شعرِ روشن صیقل می‌خورد...
.
‎با فِكرِ تُو با جانِ ما با قلبُ با ايمانِ ما،،
امسال تا هر سال شب از ظلمتِ خود وحشت می‌کند...
.
از امروز تا هر روز با اعتقاد ، صبر ، پشتكار ، تجربه و هدف بلندى كه تو دارى و ما داريم هر روز ميلادِ تو و ماست برادرترين...❤
.
خوش اومدى به زمينِ خدا و قلبِ برادرت...❤
شادم از بودنت و ميجنگم براى آسايشِ دلت با عشق...❤
من بميرم كه امسال شبِ تولدت از سخت ترين شب هاى عمرت بوده و كماكان هست اما مثل هميشه يادت باشه ، چخماق ها كنار فتيله بى طاقتند و خشمِ كوچه و شب در دستِ توست، در دستِ ماست...
.
روزهاى عجيبِ پُر بُغضِ مهربونى تو راهه كه شب ها تا صبح بى تابم ميكنه و هر روز شكر ميكنم بابت اينكه روزگار و آدم هاش يادمون دادن صبور باشيم و گُرگ❤
.
الهى تا تو هستى ، نفس باشه برادر جان❤❤
عكس: دقيقا" يك سال پيش
Read more
. . . وقتى رفت، وقتى از رابطه بيرون آمدى تا مدتى به خودت روزه ى رابطه بده... میدانى ... گاهى ما بعد ...
Media Removed
. . . وقتى رفت، وقتى از رابطه بيرون آمدى تا مدتى به خودت روزه ى رابطه بده... میدانى ... گاهى ما بعد از رابطه دچار اضطراب میشويم، دچار خشم میشويم و اين موارد را با ورود به رابطه ى جديد میخواهيم جبران كنيم. اما وقتى خيلى زود وارد رابطه جديد میشويم دائم درگير مقايسه میشم؛ خشم و غممان را به رابطه ى ... .
.
.
وقتى رفت، وقتى از رابطه بيرون آمدى تا مدتى به خودت روزه ى رابطه بده...
میدانى ...
گاهى ما بعد از رابطه دچار اضطراب میشويم، دچار خشم میشويم
و اين موارد را با ورود به رابطه ى جديد میخواهيم جبران كنيم.
اما وقتى خيلى زود وارد رابطه جديد میشويم دائم درگير مقايسه میشم؛ خشم و غممان را به رابطه ى جديد منتقل میکنيم
چون در ذهنمان نه با فردى جديد بلكه با او دوباره وارد رابطه شديم و شديد دنبال اين هستيم كه ايرادهاى او را نداشته باشد،
گاهى میخواهيم به فرد قبلى بفهمانيم كه من دارم از دست میروم برگرد
و حالاست كه به فرد جديد میگوئیم :خيلى دوست دارم زير پستهايم ابراز عشق به من بكنى و او از همه جا بى خبر به تو عشق میورزد
و تو در انديشه ى ديگرى كه رابطه جديدت را دستاويزى كنى براى برگرداندن يا حرص دادن نفر قبل ....
.
ما گاهى میخواهيم با فرد جديد همان آهنگها را بشنويم همان تكه كلامها را بكار ببريم تا دلتنگى مان كم شود اما دلتنگتر، غمگين تر، خشمگين تر و يا مضطرب تر میشويم...
و در نهايت فرد جديد را از خود میرانيم
او براى ما فقط يك شبح بود...
.
اينگونه هست كه هم زخم میزنيم و هم زخم میخوريم...
.
تا وقتى ذهنت درگير است به خودت روزه ى رابطه بده،
تا وقتى سوگ رابطه قبل را به پايان نرساندى درگير رابطه جديد نشو،

تا وقتى دلت براى فرد قبلى زندگيت میتپد
به فرد ديگرى قول عشق نده...
تا وقتى میدانى گذشته ات چقدر پررنگ است و آن را خاك نكرده اى به كسى وعده نده...
به خودت زمان بده ....
.
صرفا گذر زمان شايد نتواند حل كننده باشد
از زمان استفاده ببر و كمك بگير تا دوران سوگ را به سلامت بگذرانى...
آنوقت میشوى آدم رابطه، دوباره میتوانى دل ببندى،
حالا با تجربه تر شده اى...
حالا بزرگتر شده اى...
حالا آدمِ رابطه شده اى... . .

طلايه محتشمى
Read more
چرا فرنچ اوپن به خانم سرينا ويليامز احترام نميذاره؟ متأسفانه بعضى مردم در همه كشورها از جمله كشور ...
Media Removed
چرا فرنچ اوپن به خانم سرينا ويليامز احترام نميذاره؟ متأسفانه بعضى مردم در همه كشورها از جمله كشور خود ما معنى درست آزادى رو متوجه نشدن 🤮 اين متن توييت آقاى احمدينژاد خطاب به مسابقات فرنچ اوپن در اعتراض به عدم دادن مجوز به خانم سرينا ويليامز براى شركت در اين مسابقه با اين لباس كه در تصوير ميبينيد ... چرا فرنچ اوپن به خانم سرينا ويليامز احترام نميذاره؟ متأسفانه بعضى مردم در همه كشورها از جمله كشور خود ما معنى درست آزادى رو متوجه نشدن 😱😨🤮 اين متن توييت آقاى احمدينژاد خطاب به مسابقات فرنچ اوپن در اعتراض به عدم دادن مجوز به خانم سرينا ويليامز براى شركت در اين مسابقه با اين لباس كه در تصوير ميبينيد هست!!! فكرش رو بكنيد؟!؟ احمدينژاد چنين شكايتى كرده اون هم به فرنچ اوپن!؟! از اونجايى كه كلاً آقاى احمدينژاد همه تحركاتشون براى خبرسازى در كشور هست و اين توييت در راستاى همون صداى اِهِم كه يعنى بله ما هنوز هستيم هست بنظر مياد كه حجاب و آزادى اجتماعى بزرگترين دغدغه در كشوره! بطورى كه هروقت هر رئيس جمهورى ميخواد رأى بياره مردم رو (از جمله خود من) با شعار مگه مشكل جوانهاى ما حجابه وآزاديهاى اجتماعى گول ميزنن و به پاى صندوقهاى رأى ميارن و براى تخريب رقيب انتخاباتى هم شايعات سختگيريها در راهه و قراره پياده روها تقسيم بشه و از اين حرفها ميزنن. ميگم شايعات چون اونطرف ديگه با اين اوصاف رأى نمياره كه ببينيم اين حرفها راست بود يا دروغ! و طرف برنده انتخابات هم انگشت وسطش رو ميكنه در چشم رأى دهندگان و تا آخر دوره رياست جمهورى اصلاً به روى مباركش هم نمياره كه انگار اصلاً همچين صحبتهايى شده! انقدر مسئله پوشش در كشور مهمه كه طرف در مقابل پليس بچه اش سرش رو از سانروف ماشين تا كمر آورده بيرون و موتوريه داره چراغ قرمز رو رد ميكنه و پليس عين خيالش نيست ولى براتون اس ام اس مياد كه در فلان جاده در حالى كه فكر ميكردى بجز شما و خداوند هيچكس ديگه اى حضور نداشته شما روسريتون افتاده بوده و اين گزارش شده و ماشين شما بايد دو هفته بخوابه پاركينگ! 🤪 ميدونم الان خيليها ميگيد باز تو به اين بابا گير دادى و مگه روحانى چيكار كرده؟ بله ما هم ميدونيم روحانى گند زده و ما هم مدام انتقاد ميكنيم و خدا پدرشون رو بيامرزه كه نيومدن ما رو ببرن 🙏🤓 امروز هم صبح تو مجلس سخنان گهربارشون رو شنيديم و داشتيم ميخواستيم سرمون رو بكوبيم تو ديوار. تورو خدا انقدر سركوفت به ما نزنيد! حالا جداى از شوخى
يك بار پدر اعتراض كردن كه بيا اين هم از فرانسه مهد تمدنتون كه ورود دختران با حجاب به مدرسه و دانشگاه رو ممنوع كرده! منهم در جواب گفتم اتفاقاً خيلى با اين كارشون موافقم! وقتى در كشورى به خانمها اجازه تردد در هيچ مكان عمومى بدون حجاب داده نميشه خب چه اشكالى داره كه در كشور ديگرى اجازه تردد با حجاب داده نشه! اين باعث حفظ تعادل در جهان ميشه! پدر سرى تكون دادن و بحث شروع نشده خاتمه يافت
#احمدينژاد #حجاب #ايران #فرنچ_اوپن
#picassomo
Read more
سلام دوستاى عزيزم ، امروز سال مادرم بود ، عزيز ترين موجود و باوفا ترين فرشته روى زمين براى هر انسانى ...
Media Removed
سلام دوستاى عزيزم ، امروز سال مادرم بود ، عزيز ترين موجود و باوفا ترين فرشته روى زمين براى هر انسانى ، من توى اين دنيا بعد از خدا فقط مادرمو داشتم و تو لحظات خوب و بد هميشه در كنار هم بوديم ، براى من كه كسيو تو زندگيم نداشتم بزرگترين نعمت بود ، ولي خيلى زود آسمانى شد ، هيچ چيز تو اين دنيا بعد از مادرم برام ارزش ... سلام دوستاى عزيزم ، امروز سال مادرم بود ، عزيز ترين موجود و باوفا ترين فرشته روى زمين براى هر انسانى ، من توى اين دنيا بعد از خدا فقط مادرمو داشتم و تو لحظات خوب و بد هميشه در كنار هم بوديم ، براى من كه كسيو تو زندگيم نداشتم بزرگترين نعمت بود ، ولي خيلى زود آسمانى شد ، هيچ چيز تو اين دنيا بعد از مادرم برام ارزش نداشت يا حداقل فهميدم فقط اونه كه بخاطر خودت ميخوادت ، فقط منتظرم كه نوبت من بشه ، البته خدا اين زندگى رو به همه ما هديه داده و من ناشكر نيستم ولى به هر حال منظورم اينه كه من چيزى براى از دست دادن ندارم و هيچ هراسى از مرگ ندارم ، اينارو گفتم بدونيم كه چه موفق باشيم چه ناموفق چه خوشبخت و چه نه و در هر جايگاهى كه باشيم يه روزى از اين دنيا ميريم ، حريص نباشيم و دنبال چيزهاى خاص نباشيم كه شايد دست نيافتنى هستن يا به هر شيوه اى بخوايم بهش برسيم درسته بايد تلاش كنيم ولى نه به هر قيمتى، همديگرو دوست داشته باشيم و به هم عشق بورزيم ، زندگى كوتاهه خيلى كوتاه ، شايد سالها براى رسيدن به آرزوهامون بجنگيم و به زور بهش برسيم ولى همون موقع زمان ما هم رسيده باشه ، فقط كافيه اينو درك كنيم و واقعا بپذيريم كه خود ما هم بايد بريم ، اين روال زندگى بوده و هست و چه خوبه كه انسان درستى باشيم قبل از رفتن ، قدر مادرهاى فرشتتونو بدونين و هميشه بهشون محبت كنين ، من حداقل از اين بابت كه تا آخرين لحظه در كنار عشق و جانم بودم و هر كارى تونستم بكنم وجدانم راحته ، اگر مشكلى با مادرتون دارين يا ازتون ناراحته همين الان برين و دستشو ببوسين ، هيچ موجودى مثل مادر نيست ، فرشته اى بر روى زمين ❤️♥️😔
Read more
يعني واقعا بايد سيروان تا اين حد به حرف بيايد كه لطفا نيايد دم خونه و باشگاه و با شمارم تماس نگيريد؟؟؟!!!! ...
Media Removed
يعني واقعا بايد سيروان تا اين حد به حرف بيايد كه لطفا نيايد دم خونه و باشگاه و با شمارم تماس نگيريد؟؟؟!!!! يعني واقعا ميريد وايميسيد تا از در خونه بياد بيرون و عكس بگيريد؟؟ باور كنيد نه قصد خود شيريني دارم و نه زير سوال بردن كسي رو اما منم خيليييي ساله كه طرفدارم،ميتونيد حالا كه انقدر زمانشو داريد ... يعني واقعا بايد سيروان تا اين حد به حرف بيايد كه لطفا نيايد دم خونه و باشگاه و با شمارم تماس نگيريد؟؟؟!!!! يعني واقعا ميريد وايميسيد تا از در خونه بياد بيرون و عكس بگيريد؟؟
باور كنيد نه قصد خود شيريني دارم و نه زير سوال بردن كسي رو اما منم خيليييي ساله كه طرفدارم،ميتونيد حالا كه انقدر زمانشو داريد كه بريد دم در خونه ي سيروان يكم وقت بذاريد تاريخ اولين پست پيجم و پيدا كنيد و ببينيد مال كي بوده! تازه اين تاريخ مال وقتي هست كه من شش سال پيش فن پيج ساختم ولي از خيلي قبل تر طرفدار بودم
تو تمام اين چند سال با اين كه كنسرت هم رفتم اما ١دونه عكس هم با سيروان ندارم! اينو نميذارم روو حساب طرفدار نبودنم يا تلاش نكردنم چرا اتفاقا دفعه آخري كه كنسرت بودم هم خودم خيلي تلاش كردم هم بقيه رو تو زحمت انداختم،خانواده،دوست،همكار پدرم و...اما نشد كه بشه،پس مني كه تا حالا سيروان رو يك بار هم از نزديك نديدم كه بخوام عكس بندازم فكر كنم براي من واجب تر بوده برم باشگاه،خونه،و يا... اما چون خيلي چيزا رو ديدم و شنيدم ميدونم كه نبايد برم
سيروان خواننده ي خيلي عاليه درست،طرفدارشيم درست،اما به نظرم با اين مزاحمت ها طرفداريمونو ثابت نميكنيم بلكه بيشتر مزاحمت ايجاد ميكنيم
قبول كنيد هر كسي حريم شخصي داره! قبول كنيد ما از يك حدي بيشتر نبايد به حريم كسي نزديك بشيم! همونطور كه دلمون نميخواد كسي توو زندگيه خودمون سرك بكشه!
@sirvankhosravi @sirvankhosravi
#sirvankhosravi #sirvan #celebrity #مزاحم_نشيم #حريم_شخصي #sirvankhosravi_xaniarkhosravi
Read more
 #ذکر__یعنی #آرامش__یعنی <span class="emoji emoji1f339"></span> <span class="emoji emoji1f339"></span> خداوند در سوره آل عمران میفرماید :<span class="emoji emoji1f447"></span> بسم_الله_الرحمن_الرحيم: <span class="emoji emoji1f53d"></span> 172)كساني ...
Media Removed
#ذکر__یعنی #آرامش__یعنی خداوند در سوره آل عمران میفرماید : بسم_الله_الرحمن_الرحيم: 172)كساني كه (در نبرد احد) پس از آن كه زخم برداشته بودند دعوت خدا و پيامبر (او) را اجابت كردند. براي كساني از آنان كه نيكي و پرهيزگاري كردند، پاداشي بزرگ است. 173) اینها(مومنان) کسانی بودند که ... #ذکر__یعنی
#آرامش__یعنی
🌹
🌹
خداوند در سوره آل عمران میفرماید :👇 بسم_الله_الرحمن_الرحيم:
🔽

172)كساني كه (در نبرد احد) پس از آن كه زخم برداشته بودند دعوت خدا و پيامبر (او) را اجابت كردند. براي كساني از آنان كه نيكي و پرهيزگاري كردند، پاداشي بزرگ است.
173) اینها(مومنان) کسانی بودند که ( بعضی از ) مردم ، به آنان گفتند: «مردم [ لشکر دشمن ] برای ( حمله به ) شما اجتماع کرده اند از آنها بترسید!» اما این سخن ، بر ایمانشان افزود و گفتند:"حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَکیل،" «خدا ما را کافی است و او بهترین حامی ماست.» 🌹
174) به همین جهت ، آنها ( از این میدان ، ) با نعمت و فضل پروردگارشان ، بازگشتند در حالی که هیچ ناراحتی به آنان نرسید و از رضای خدا ، پیروی کردند و خداوند دارای فضل و بخشش بزرگی است. 🌹
175) این فقط شیطان است که پیروان خود را ( با سخنان و شایعات بی اساس ، ) می ترساند. از آنها نترسید! و تنها از من بترسید اگر ایمان دارید! 🔽
🔽
🔽 🔽
🔽
تفسیر برهان : 🔽ابي رافع مي گويد: اين آيه در شأن حضرت علي عليه السلام نازل شده است و شأن نزول آن اين است كه: در روز دوم جنگ اُحُد، علي عليه السلام مسلمانان را ندا داد و آنها او را اجابت كردند و علي عليه السلام به همراه هفتاد مرد با علَم مهاجرين، در جلوي لشكر به حركت در آمد تا به «حمراء الاسد» برسد و دشمن را بترساند. حمراء الاسد، بازاري است كه سه ميل از مدينه فاصله دارد. سپس در روز جمعه به مدينه بازگشت. در آن روز، ابوسفيان از مدينه خارج شد و رفت تا به روحاء رسيد. در آن جا، معبد خزاعي را ديد و از او پرسيد: خبر تازه چه داري؟ او اين شعر را برايش خواند: از فرط سر و صداي فراوان، نزديك بود مركبم از بين برود؛ چرا كه اسباني چون ابابيل، در روي زمين به پيش مي تازند. اسباني كه شيراني شرزه را با خود حمل مي كنند كه به هنگام نبرد، انسان­هايي كوتاه قامت و ناتوان و بي سلاح نيستند. ابوسفيان به قافله اي از قوم عبد قيس گفت: به محمد بگوييد كه من بزرگان شما را كشتم و به اين هدف باز مي گردم تا شما را ريشه كن كنم. و باز پيامبر صلي الله عليه و آله فرمودند: «حَسْبُنَا اللّهُ وَنِعمَ الْوَكِيلُ» ابو رافع، روايت كرده است كه علي عليه السلام، اين سخن را گفته است و سپس آيه «الّذين قَالَ لَهُمُ النَّاسُ ، 173 آل عمران » نازل شده است.(مناقب، ج 1، ص 194) 🔽
🔽
🌹
🌹
اللهم_عجل_الولیک_الفرج
اللهم_صل_على_محمد_و_آل_محمد_و_عجل_فرجهم
کپی_با_ذکر_صلوات
Read more
. #شهیدخبر #شهیدنیوز . <span class="emoji emoji1f343"></span><span class="emoji emoji1f342"></span><span class="emoji emoji1f341"></span><span class="emoji emoji1f343"></span> <span class="emoji emoji1f538"></span>بزرگترین فضیلت امیرالمومنین(ع) <span class="emoji emoji1f539"></span>از قرآن کریم، در کلام امام رضا(ع) در ...
Media Removed
. #شهیدخبر #شهیدنیوز . بزرگترین فضیلت امیرالمومنین(ع) از قرآن کریم، در کلام امام رضا(ع) در كتاب «مناقب ديلمى» مى نويسد: روزى مأمون به امام رضا عليه السلام گفت: بزرگترين فضيلتى كه اميرمؤمنان على عليه السلام از قرآن دارد براى من بگو. امام رضا عليه السلام فرمود: (فضيلته في المباهلة ... .
#شهیدخبر
#شهیدنیوز
.
🍃🍂🍁🍃 🔸بزرگترین فضیلت امیرالمومنین(ع)
🔹از قرآن کریم، در کلام امام رضا(ع)

در كتاب «مناقب ديلمى» مى نويسد: روزى مأمون به امام رضا عليه السلام گفت: بزرگترين فضيلتى كه اميرمؤمنان على عليه السلام از قرآن دارد براى من بگو. امام رضا عليه السلام فرمود: (فضيلته في المباهلة وأنّ رسول اللَّه صلى الله عليه وآله وسلم باهل بعليّ وفاطمة زوجته والحسن والحسين عليهم السلام وجعله منها كنفسه وجعل لعنة اللَّه على الكاذبين وقد ثبت أنّه ليس أحد من خلق اللَّه يشبه رسول اللَّه صلى الله عليه وآله وسلم فوجب له من الفضل ما وجب له إلّا النبوّة، فأيَّ فضل وشرف وفضيلة أعلى من هذا؟) 💠 برترين فضيلت آن حضرت، در قصّه مباهله است. همانا رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم به وسيله على، فاطمه همسر على، امام حسن و امام حسين عليهم السلام (با نصاراى نجران) مباهله نمود، و آن حضرت را همانند جان خويش قرار داد، و لعنت خدا را بر دروغگويان قرار داد. 
و البتّه ثابت است كه كسى از آفريدگان خدا همانند رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم نبوده. بنابراين، همه فضايلى كه بر رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم لازم بوده بر على عليه السلام نيز ثابت شده جز پيامبرى، پس كدامين فضل و برترى بالاتر از اين فضل و شرف است؟ 
مأمون گفت: شايد رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم با «النفس» به جان خويش اشاره نموده است! 🍃امام رضا عليه السلام فرمود: 
چنين اشاره اى جايز نيست، چرا كه رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم با همه آنها به سوى نصاراى نجران بيرون آمده و با همه آنها به مباهله پرداخته است. اگر جان خويش را اراده فرموده بود مى بايستى على عليه السلام را از مباهله خارج مى نمود، در صورتى كه به اتّفاق همه مسلمانان على عليه السلام جزو آنان بوده است. 
مأمون گفت: در آن هنگام كه پاسخ آيد سخن ساقط مى شود. [۱] [۱]: نظير اين روايت را علّامه مجلسى رحمه الله در بحار الأنوار: ۲۵۷/۳۵ از «الفصول المختارة» شيخ مفيد رحمه الله نقل كرده است.
[ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - اشاره - جلد۲،صفحه۲۴۳] 🍃🍂🍁🍃🍂🍁🍃🍂🍁🍃
Read more
. آيا هرگز احساس كرده‌ايد كه راه زندگي را به تنهايي مي‌پيماييد؟ آيا به فكرتان رسيده كه شما تنها زنی ...
Media Removed
. آيا هرگز احساس كرده‌ايد كه راه زندگي را به تنهايي مي‌پيماييد؟ آيا به فكرتان رسيده كه شما تنها زنی هستيد كه همواره اشتباه‌های دردناك و احمقانه می‌كنيد؟ آيا به ذهنتان خطور كرده است كه به كمتر از حق خود قناعت كرده‌ايد؟ آيا به ذهنتان رسيده است كه بيش از هر چيزي به عشق نياز داريد؟ آيا به فكرتان خطور كرده ... .
آيا هرگز احساس كرده‌ايد كه راه زندگي را به تنهايي مي‌پيماييد؟ آيا به فكرتان رسيده كه شما تنها زنی هستيد كه همواره اشتباه‌های دردناك و احمقانه می‌كنيد؟ آيا به ذهنتان خطور كرده است كه به كمتر از حق خود قناعت كرده‌ايد؟ آيا به ذهنتان رسيده است كه بيش از هر چيزي به عشق نياز داريد؟ آيا به فكرتان خطور كرده است كه بيش از هر چيز به شريك زندگي نياز داريد؟ آيا هرگز به فكرتان رسيده است كه چرا همة زنانِ ديگر يار زندگي خود را يافته‌اند، امّا شما هنوز سرتان بی‌كلاه مانده است؟ آيا هرگز انديشيده‌ايد كه «چرا همۀ زنان غير از من روابط عالی دارند؟ چرا من نمی‌توانم شادمان و خوشبخت زندگي كنم؟» آيا اين اتفاق افتاده است که كسي كه او را دوست داريد دست رد به سينه‌تان بزند؟ آيا به اين فكر كرده‌ايد كه كسی ممكن است به هر دليل دست رد به سينۀ شما بزند؟
من از سفر خود آموختم كه اگر با خود صادق و با زندگي برخورد شجاعانه داشته باشيم، می‌توانيم به روابطي كه موردنظرمان است برسيم. من به زندگي‌ای رسيده‌ام كه پيش‌تر حتي تصورش را نيز نمی‌كردم. به اين نتيجه رسيده‌ام و اميدوارم ديگر زناني كه به اين موقعيت می‌رسند، از تجربۀمن استفاده كنند. می‌توانيد از امكان‌هايي كه پيوسته انتظار شما را می‌كشد، استفاده كنيد.
.
.
#اول_من_بعد_ما
#کریستین_آریلو
ترجمۀ #مهدی_قراچه_داغی
#نشرالبرز
#انتشارات_البرز
@alborzpublication .
.

#کتاب #کتاب_دوست #معرفی_کتاب #کتابها #کتاب_خوب #کتاب_بخوانیم #مطالعه #مطالعه_کنیم #کتاب_جالب #پیشنهادکتاب #پیشنهاد_کتاب #رمان #داستان #کتاب_صوتی #کانال_تلگرام #تلگرام #روانشناسی #ketab #ketabdoost #book #books #instabook #bookstagram #bookish
Read more
<span class="emoji emoji27bf"></span><span class="emoji emoji27bf"></span> داروخانه م، يك آقا و خانومي ميان و آقاهه ميگه؛ گردن خانومم درد ميكنه مسكن قوي ميخوام.. ولتارن نه ...
Media Removed
داروخانه م، يك آقا و خانومي ميان و آقاهه ميگه؛ گردن خانومم درد ميكنه مسكن قوي ميخوام.. ولتارن نه ها!! آشغاله.. ميپرسم؛ آيا سرشو بد نذاشته؟ً آيا سردرد هم داره؟ هنوز حرفهام تموم نشده كه ميگه؛ اين چرت و پرتا چيه ميپرسي داروت رو بده! به خانوم خيلي جوونش نگاه ميكنم و ميگم؛ شما سوئدي بلدين؟ ميگه؛ انگليسي.. ... ➿➿
داروخانه م، يك آقا و خانومي ميان و آقاهه ميگه؛ گردن خانومم درد ميكنه مسكن قوي ميخوام.. ولتارن نه ها!! آشغاله.. ميپرسم؛ آيا سرشو بد نذاشته؟ً آيا سردرد هم داره؟ هنوز حرفهام تموم نشده كه ميگه؛ اين چرت و پرتا چيه ميپرسي داروت رو بده! به خانوم خيلي جوونش نگاه ميكنم و ميگم؛ شما سوئدي بلدين؟ ميگه؛ انگليسي.. باهاش شروع ميكنم به صحبت و ميخوام مطمئن شم مسئله جدي و اورژانسي نيست كه بازم آقاهه ميگه؛ ولتارن نديها! آشغاله آشغال.. ميگم؛ كي گفته؟ ميگه؛ تلويزيون! ميگم؛ كدوم برنامه! ميگه؛ هر برنامه اي چه فرقي ميكنه؟ ميگم؛ فرقش اينه كه هر برنامه اي راست و درست اطلاعات نميده و اين دارو سالهاست همه جاي دنيا داره استفاده ميشه و آشغالم نيست.. زير لب غر ميزنه و من حرفمو با خانومش ادامه ميدم؛ قبلا هم اين علائم رو داشتين؟ تا الان چي مصرف كردين و معلوم ميشه اصلا قرص ولتارن استفاده نكرده.. ميگه؛ كرمشو استفاده كردم و استامينوفن.. بهش ميگم؛ استامينوفن براي دردهاي التهابي به تنهايي كمك نميكنه و كرم ولتارن هم در كنار قرصش افكتش بيشتره.. در ضمن نپروكسن هم هست كه شما روزي دوبار مصرف ميكنين و اثرش طولانيتره.. آقاهه ميگه؛ نه نميخواد!! خانومه ميگه؛ چرا همونو ميخوام و ميرم كه براش بيارم.. وقتي برميگردم ميشنوم كه آقاهه به فارسي داره تندخويي ميكنه و قلبم فشرده ميشه.. مني كه همه عمرم هر ايرانيي كه سر راهم قرار گرفته با افتخار فارسي حرف زدم و آشناييت دادم با همه وجودم آرزو ميكنم دخترك متوجه اسم روي روپوشم نشه و نفهمه كه من متوجه محاوره زشت و تند همسرش شدم.. آقاهه ميگه؛ اينكه پرونكسنه، نپروكسن كو؟ ميگم؛ اون تموم شده و اين همونه با يه اسم متفاوت.. خدا رو شكر قبل از غر زدن بيشتر نوشته روي جعبه رو ميخونه و ساكت ميشه.. بعد با عصبانيت كارت شناسايي شو پرت ميكنه سمتم كه؛ نسخه نپروكسن رو دارم!! ليست داروهام رو هم ميخوام.. ميزنم تو كامپيوتر طرف هفتاد ساله شه، نپروكسن رو ميارم و ميخوام روي اتيكتش رو امضا كنم كه داد ميزنه؛ اوهوي چيكار داري ميكني؟ مگه نگفتم ليستو بده؟ ميگم؛ متوجه شدم ولي هنوز كارم تموم نشده و ليستو پرينت ميكنم براش، خودكارمو ميگيره و چند تا چيزو علامت ميزنه، استامينوفن و دو تا جعبه نوبليگان.. انگاري آب سردي بريزن روم و تازه متوجه علت همه پرخاشگري و بي حوصلگي هاي طرف ميشم.. ميگم؛ شما فقط اجازه گرفتن يك جعبه رو دارين و ما ترامادول داريم به جاي نوبليگان.. دوباره شروع ميكنه به داد زدن همه بهش خيره شدن و دخترك بيچاره از خجالت بدون هيچ حرفي ميره بيرون.. نفس عميق ميكشم و با خودم ميگم؛ به كدامين گناه؟
Read more
از سال ٨٨كه اين مطلب در مورد تاثير افزايش جمعيت در گرمايش زمين نوشته شده، تقريبا انگار دليل افزايش ...
Media Removed
از سال ٨٨كه اين مطلب در مورد تاثير افزايش جمعيت در گرمايش زمين نوشته شده، تقريبا انگار دليل افزايش جمعيت براي گرمايش و آلودگي زمين از فهرست حذف شده...الان بيشتر مطالبي كه در مورد جمعيت در خبرگزاري هاي جهاني منتشر ميشه مربوط به نگراني از كاهش نرخ رشد جمعيت هست و در نتيجه اون كم شدن نيروي كار...اين ... از سال ٨٨كه اين مطلب در مورد تاثير افزايش جمعيت در گرمايش زمين نوشته شده، تقريبا انگار دليل افزايش جمعيت براي گرمايش و آلودگي زمين از فهرست حذف شده...الان بيشتر مطالبي كه در مورد جمعيت در خبرگزاري هاي جهاني منتشر ميشه مربوط به نگراني از كاهش نرخ رشد جمعيت هست و در نتيجه اون كم شدن نيروي كار...اين تغيير رويكرد مي تونه دليلش اين باشه كه ديگه افزايش جمعيت موجب گرمايش زمين نميشه ؟!و يا منابع زمين براي جمعيت بيشتر بازسازي شده ؟! و يا چى....اين تغيير رويكرد جهاني ست و مربوط به يك يا دو كشور نيست...و اين بيشتر و بيشتر نگران كننده هست...امكانات كره ي زمين محدود هست و براي همين ميزان هفت ميليارد و نيم هم كافي نيست...مطلبي منتشر شده كه افزايش جمعيت انسانها قطعا به بالاي ١٢ميليارد نمي رسه و نگران نباشيد...اما دليل اينكه به بالاي دوازده ميليارد نمي رسه رو منتشر نكردند...چون از ١٢ميليارد به بالا سرعت مرگ و مير به دليل كمبود امكانات و منابع و آلودگي لجام گسيخته منابع خاكي و آبي و هوا، بيشتر و يا برابر با سرعت تولد ميشه...در نتيجه يعني هر روز به همون اندازه تولد، انسان مي ميره و بعد از مدتي بيشتر از تولد، انسان مي ميره ...و اينكه ما مثل باكتري ها كه تا منابع هست توليد مي كنند و بعد از كم شدن منابع غذايي و اكسيژن و اجساد باكتري هاي ديگه و آلودگي رشد متوقف ميشه و مرگ و مير افزايش پيدا مي كنه ،قرار هست زندگي كنيم...ما مثلا اشرف مخلوقات...در محيط آزمايشگاه براي از بين نرفتن صددرصد باكتري ها، تعدادي رو به يك محيط كشت جديد منتقل مي كنند ...احتمالا برنامه جهاني مي تونه اين باشه كه نهايتا تعدادي انسان برتر رو به سياره جديد منتقل مي كنند و گور باباي دوازده ميلياردي كه بايد هم ديگه رو بخورن...
پى نوشت: حالا هي از شكم هاى برآمده كه داره با دست نوازش ميشه عكس بذاريم و براي هم ديگه آرزوي اين تجربه رو داشته باشيم و فك كنيم حالا كه كيم كارداشيان و آنجلينا جولي و كيت ميدلتون مي زان چرا من نزام...من چيم از اونا كمتره...هم مي تونم لبم و باسنم رو تزريق كنم و هم مثل اونا حامله بشم و اين يعني ما دقيقا عين هميم
Read more
. . پاول ندود، اسطوره و نايب رئيس يوونتوس : . مدير ورزشي ما گفت ميتونيم رونالدو رو بخريم. از بند ...
Media Removed
. . پاول ندود، اسطوره و نايب رئيس يوونتوس : . مدير ورزشي ما گفت ميتونيم رونالدو رو بخريم. از بند فسخ قراردادش خبر داشتيم كه تا ١٠٠ ميليون يورو كاهش پيدا كرده بود بنابراين واقع بينانه تر شد. بعد به رئيس باشگاه گفتيم و او بعد بررسي اين موضوع از همه جوانب، در نهايت موافقت كرد. اين تصميم درستي براي يوونتوس ... .
.
پاول ندود، اسطوره و نايب رئيس يوونتوس :
.
مدير ورزشي ما گفت ميتونيم رونالدو رو بخريم. از بند فسخ قراردادش خبر داشتيم كه تا ١٠٠ ميليون يورو كاهش پيدا كرده بود بنابراين واقع بينانه تر شد. بعد به رئيس باشگاه گفتيم و او بعد بررسي اين موضوع از همه جوانب، در نهايت موافقت كرد. اين تصميم درستي براي يوونتوس بود. ما ميخوايم قهرمان چمپيونزليگ بشيم، بنابراين خريد عالي بود
.
رونالدو ميخواست به ما بپيونده و كار خيلي ساده تر شد، باشگاه ما رو انتخاب كرد و اين برامون يه افتخاره. او در انگليس و اسپانيا موفق شد و خيلي خوشحال خواهيم شد اگه بتونه در ايتاليا هم موفقيت هاشو تكرار كنه. وقتي ايده اين انتقال براي اولين بار مطرح شد ما به همديگه و بعد به رئيس باشگاه نگاه كرديم
.
من به آنيلي گفتم كه كار درستيه و تيممون رو يه قدم جلوتر ميبره. ٧ سال متوالي در ايتاليا قهرمان شديم و چه بخوايد چه نخوايد سطح انگيزه كاهش پيدا ميكنه. وقتي فرصت تغيير چيزي رو داريد، انجامش ميديد. اين كاملاً براي ما وقتش بود
.
رونالدو از همه جنبه ها فوق العادست. بازيكنيه كه خيلي سخت روي خودش كار ميكنه، رهبره، حتي صحبت هم نكنه بقيه ازش پيروي ميكنن. بازيكناي جوونمون فرصت تمرين كنارش رو دارن و پيشرفت ميكنن. كريستيانو يه آدم عاديه كه دوست داره برنده بشه و ميخواد در همه چيز بهترين باشه
.
او پنج توپ طلا برده اما در تمرين انگار تازه دوران حرفه ايشو شروع كرده، ديدن تمريناتش فوق العادست. هميشه دنبال راهي براي بهبود خودشه. اين خيلي مثبته به ويژه براي بازيكناي جوون كه هر روز الگوشون رو ميبينن
.
فقط ٣ بازي انجام داده و در موردش انتقاد ميشنوم، باورنكردنيه. به زمان نياز داره تا با فوتبال ايتاليا كه كاملاً با ساير كشورهاي اروپايي متفاوته وفق پيدا كنه. گل زدن در اينجا خيلي سخت تره، هرچند با گذشت زمان شروع به گلزني ميكنه
.
تورين يه شهر فوتباليه اما ورود رونالدو به نفع تمام كشوره. كل فوتبال ايتاليا ميتونه پول بيشتري از حق پخش تلويزيوني بدست بياره
Read more
ديروز بنا به دستور پزشك، رفته بودم يه كلينيك فيزيوتراپى و كايروپركتى براى بررسي انگشت دستم.حوالي ...
Media Removed
ديروز بنا به دستور پزشك، رفته بودم يه كلينيك فيزيوتراپى و كايروپركتى براى بررسي انگشت دستم.حوالي ساعت ١٠:٣٠ صبح بود.در حين اينكه منتظر بودم نوبت من بشه، مريضاي زيادى وارد و خارج ميشدن. كه اكثرشون كه چه عرض كنم ، ٩٠٪؜ خانوم هاى بين سن ٥٥ تا ٦٥ سال بودن. يكى مشكل دست و گردن داشت، يكى زانو و كمر درد.به ... ديروز بنا به دستور پزشك، رفته بودم يه كلينيك فيزيوتراپى و كايروپركتى براى بررسي انگشت دستم.حوالي ساعت ١٠:٣٠ صبح بود.در حين اينكه منتظر بودم نوبت من بشه، مريضاي زيادى وارد و خارج ميشدن. كه اكثرشون كه چه عرض كنم ، ٩٠٪؜ خانوم هاى بين سن ٥٥ تا ٦٥ سال بودن.
يكى مشكل دست و گردن داشت، يكى زانو و كمر درد.به عنوان يك زن، با خودم فكر كردم چقدر ميتونه فشار طي سال هاي زندگيشون بهشون وارد شده باشه كه به اين روز افتادن. يكيشون حتى به دليل درد شديد زانو با عصا راه ميرفت اما به زور ٥٠ سالش ميشد.
قبول دارين از خودگذشتگى توى اكثر مواقع، يه كار بيخوده؟ كه نه خودمون يادمون ميمونه نه طرف مقابل؟
قبول دارين مادرى كردن براي همسرمون، جنايتيه كه هم در حق شخص خودمون ميكنيم، هم در حق رابطمون؟
قبول دارين ايثار، خيلي بار سنگيني داره؟ ولي ما اونقدر راحت ايثار ميكنيم كه ميشه وظيفه؟
قبول دارين لطف كه ميشه وظيفه هيچ بعد از مدتى، احمق هم جلوه ميكنيم؟
چرا بچه هاى ما زن ها، با اينكه اداره كننده ى اصلي خونه و بنيان خونواده ايم، بايد از باباشون حساب ببرن در حاليكه بيشتر وقتشونو با ما ميگذرونن؟
اخرين بارى كه از خود گذشتگى كردين رو بنويسيد.... حتى اگر ليوان اب همسرتونو جا به جا كرديد.
بگيد تا بگم اشكال عمقي از كجاست و شماهايى كه حتى فكر ميكنيد، در حق همسرتون مادرى نميكنيد هم دارين همين كار اشتباهو انجام ميديد.
Read more
. در زمونه‌اي كه ما منتظريم خبر «ساخت انسان توسط دانشمندان ژاپني» رو توي خبرهاي خارجي ببينيم و البته ...
Media Removed
. در زمونه‌اي كه ما منتظريم خبر «ساخت انسان توسط دانشمندان ژاپني» رو توي خبرهاي خارجي ببينيم و البته از شنيدنش تعجب هم نكنيم، توي اخبار داخلي با تيتر «ورود ساز به پارك‌ها آزاد شد» رو‌به‌رو مي‌شيم و اين نشون ميده چقد خوبيم ما كه روز به روز داريم پيشرفت مي‌كنيم. اصلا تاريخ كشور رو ما بايد از اين پس به ... .
در زمونه‌اي كه ما منتظريم خبر «ساخت انسان توسط دانشمندان ژاپني» رو توي خبرهاي خارجي ببينيم و البته از شنيدنش تعجب هم نكنيم، توي اخبار داخلي با تيتر «ورود ساز به پارك‌ها آزاد شد» رو‌به‌رو مي‌شيم و اين نشون ميده چقد خوبيم ما كه روز به روز داريم پيشرفت مي‌كنيم. اصلا تاريخ كشور رو ما بايد از اين پس به دو دوران لغو ممنوعيت ورود ساز به پارك و دوران قبل از اون تقسيم كنيم. من شك ندارم كه اگر با همين فرمون پيش بريم به زودي بارقه‌هاي جديدي از پيشرفت و فناوري روبه‌رومون خواهيم ديدم و مثلا 20 سال ديگه که سايت‌هاي خبري رو مرور مي‌كنيم احتمالا به همچين مطالبي برخواهيم خورد: .

خوردن آدامس در پياده‌روها آزاد شد

شش سال پس از تصويب قانون منع آدامس‌خواري در ملاعام (كه در راستاي پيشگيري از دهن‌كجي سمبليك به سياست‌هاي اقتصادي دولت شكل گرفته بود) با تلاش مدافعان حقوق جويدني‌ها از امروز مردم مي‌توانند درصورت گرفتن مجوزهاي لازم از وزارت صنايع و معادن به استعمال انواع آدامس خرسي و شيك بپردازند. لازم به ذكر است كه اين قانون شامل حال ساير آدامس‌ها از جمله موزي، تريدنت، اوليپس و... نمي‌شود. .
گذاشتن كيف پول در جيب عقب شلوار آزاد شد

پس از اعتراضات صورت گرفته به طرح اجباري شدن عدم قرار دادن كيف پول در جيب عقب شلوار كه به منظور كاهش كيف‌قاپي در جامعه مطرح شده بود، مردم مي‌توانند از اين پس در صورت گذاشتن زيپ براي جيب‌هاي عقب شلوار، در مكان‌هاي فاقد ازدحام جمعيت كيف پول خود را در جيب عقب قرار بدهند. .

ريختن قيمه‌ها در ماست بلامانع است

وزارت بهداشت طي نامه‌اي به كليه رستوران‌هاي كشور ابلاغ كرد به برخورد با كساني كه قيمه‌ها را داخل ماست‌ها مي‌ريزند پايان دهند و از اين پس حقوق قيمه در ماست ريزندگان را محترم بشمارند. لازم به ذكر است كه پيش از اين مصوبه، اين وزارتخانه به علت آنچه «عدم رعايت اصول بهداشتي» ‌عنوان شده بود، ريختن هرگونه قيمه در ماست را ممنوع اعلام كرده بود. .

مشكلي براي نديدن تمامي بخش‌هاي خبر وجود ندارد

به دستور رييس جديد سازمان صداوسيما و به منظور دادن آزادي رسانه‌اي به اقشار مختلف جامعه، اجبار در تماشاي تمامي بخش‌هاي خبري صداوسيما برداشته شد و مردم از اين پس اجازه خواهند داشت به دلخواه يكي از بخش‌هاي خبري را تماشا نكنند. البته اين قانون شامل اخبار بيست و سي نمي‌شود و ديدن اين بخش خبري براي كليه افراد بالاي 12 سال ساكن ايران همچنان اجباري خواهد بود.
Read more
ميريم براي معرفي اولين ادمين اينستاگرام موندريان <span class="emoji emoji2764"></span>️<span class="emoji emoji1f49b"></span><span class="emoji emoji1f499"></span> قبلش بگم که اين ليوان ها براي فروش به نفع خيريه ...
Media Removed
ميريم براي معرفي اولين ادمين اينستاگرام موندريان قبلش بگم که اين ليوان ها براي فروش به نفع خيريه هست و حدود ٤٠ عدد مونده ! اگر فردي ميخواد با ما شريك بشه ، باهامون تماس بگيره . اين شما و اين هم اولين ادمينمون : 🏼🏼🏼🏼 . سلام دوستان موندرياني من ساحل هستم ،ليسانس مديريت دارم و فوق ليسانس ... ميريم براي معرفي اولين ادمين اينستاگرام موندريان ❤️💛💙
قبلش بگم که اين ليوان ها براي فروش به نفع خيريه هست و حدود ٤٠ عدد مونده ! اگر فردي ميخواد با ما شريك بشه ، باهامون تماس بگيره 😍
.
اين شما و اين هم اولين ادمينمون :
👏🏼👏🏼👏🏼👏🏼
.
سلام دوستان موندرياني
من ساحل هستم ،ليسانس مديريت دارم و فوق ليسانس اقتصاد ، هفت سال سابقه كاري مرتبط در بانك داشتم و خوشحالم كه از اين به بعد در خدمتتون هستم، اميدوارم كنار هم كلي چيزاي خوب ياد بگيريم.😍
كسايي كه گروه تلگرام بودن احتمالا منو بشناسن، نقش خانم ناظم داشتم🤣همش قوانين گروهو تكرار ميكردم. اينجام از اين به بعد همينه😎همه بايد مرتب بشينن ، كامنت بزارن، لايك كنن ما رو دوست باشن ما هم عاشقشون بشيم ❤️💛💙
والا الكي كه نيست. اكيپ به اين باحالي، آموزشگاه انقدر شيك، مربيا انقدر حرفه اي،خانم مدير انقدر سرزنده.
مگه داريم جايي؟؟؟
راستي من اولين بار از طريق همين پيج اينستا با موندريان آشنا شدم. خانم خاني لايو گذاشته بودن از يكي از كلاسا. فك كردم يكي از كارمنداي موندريان هستن. آخه مدير تا اين حد خاكي نديده بودم
( جدي گفتما منظورم پاچه خواري نبود😬)
خلاصه وقتي گفتن ادمين ميخوان منم از خانم خاني پرسيدم خودتون اونجا چكاره هستين، اصلا اختيارات خودت چقدره😏حلالم كنيد🤦‍♀🤣
اينطوري با اين مجموعه خوب آشنا شدم و افتخار همكاري باهاشونو دارم و اميدوارم ادامه دار باشه. 💛💙❤
چند نفر از بچه هاي گروه و كانال اينجا هستن؟
دستا بالا يه آمار بگيريم ببينيم كيا هستن،ميخواييم همگي اينجارو بتركونيم
من ، ساحل 😎
آرزو ميكنم براتون امروز بهترين روز شهريور ماهتون باشه 😘
.
.
اينم اولين ادمينمون ! با ادبيات خودشون نوشتن و خودشونو معرفي كردن 🤗
قلمشون رو درست دارين ؟!؟
.
.
#موندريان #آموزشگاه #قنادي #آشپزي #اينستاگرتم #خوشمزه #ادمين #اپليكيشن #ليوان #ماگ #مدير #خوراكي #خوراك #غذا #آموزش #آموزشي #كافه #رستوران
Read more
خيلى وقتها ما انتظار خيلى از اتفاقات و رويدادها رو توى زندگيمون نداريم و اگر يه پيش گو بياد و واسمون ...
Media Removed
خيلى وقتها ما انتظار خيلى از اتفاقات و رويدادها رو توى زندگيمون نداريم و اگر يه پيش گو بياد و واسمون آينده رو مرور كنه بهش ممكنه بخنديم. امروز كه من اينجا نشستم و ففط نگاهى به چهار ماه پيش خودم ميندازم از رويدادهايى كه توى اين مدت كوتاه افتاده انگشت تعجب به دهان ميبرم. اينجا دانشگاه يوبىسى هست، جايى ... خيلى وقتها ما انتظار خيلى از اتفاقات و رويدادها رو توى زندگيمون نداريم و اگر يه پيش گو بياد و واسمون آينده رو مرور كنه بهش ممكنه بخنديم. امروز كه من اينجا نشستم و ففط نگاهى به چهار ماه پيش خودم ميندازم از رويدادهايى كه توى اين مدت كوتاه افتاده انگشت تعجب به دهان ميبرم. اينجا دانشگاه يوبىسى هست، جايى كه من يك بار درسى و تموم اما هدفى رو ناتموم ول كردم. هرگز فكر نميكردم كه روزى برگردم و برگردم توى اون راه. من خيلى تلاش كردم تا بتونم در دوره كارشناسى تغذيه مدرك كار بگيرم اما اونقدر زندگيم سخت شد كه به يه ليسانس تغذيه اكتفا كردم. قهر كردم. وانمود كردم كه برام مهم نيست. اما بود. فاصله هم افتاده بود. تا اين كه قدم در راهى سخت و طاقت فرسا گذاشتم. وارد دانشگاه هنر ونكوور شدم و تحصيلات آشپزى بين المملى رو تموم كردم. بعدش كار ، با تمام مسئوليتهايى كه توى اين شهر غريب داشتم. اينها قدمهاى اوليه بود براى اين كه بتونم يه رزومه خوب ارايه بدم. بدون اين كه راجع به كارى كه ميكردم حرفى بزنم و يا حتى اميد داشته باشم كم كم به سمت هدفى كه رهاش كرده بودم ميرفتم. ديگه باور نداشتم كه بتونم و تمام سعيم اين بود كه از آشپزى و كارم نهايت لذت رو ببرم. از تقدير ديگه انتظارى نداشتم. فقط يك تير در كمان داشتم و مجبور بودم هر چه توان دارم به كار بگيرم و زه رو بكشم و خوب نشانه بگيرم. زدم. چهار ماه پيش وقتى كه خبر قبولى كارشناسى اومدخوشحال بودم اما ميترسيدم به كسى بگم چون فكر نميكردم هيچ كس ديگه بخواد من برگردم دانشگاه، نه از روي بدجنسى، به خاطر خودم. چون همه ميدنستن كه درس خوندن با اون همه وطايفى كه من دارم كار آسونى نيست. اما با كمال ناباورى همه برام خوشحال شدن و كلى ساپورتم كردن. امروز اولين روز كلاسها بود و من در ناباورى كامل اونجا بودم...شايد نتونم كه اين دوره رو تمام كنم اما خوشحالم كه اونجام و اين فرصت رو دارم كه تلاشمو بكنم. براى من خيلى دعا كنيد دوستاى گلم 🙌🙂🦋🤜
Read more
تفسير سوره بقره از: تفسیر نمونه(۵) آیات ۳ تا ۵ . الذين يؤ منون بالغيب و يقيمون الصلوة و مما رزقنهم ...
Media Removed
تفسير سوره بقره از: تفسیر نمونه(۵) آیات ۳ تا ۵ . الذين يؤ منون بالغيب و يقيمون الصلوة و مما رزقنهم ينفقون (۳) و الذين يؤ منون بما انزل اليك و ما انزل من قبلك و بالاخرة هم يوقنون (۴) اولئك على هدى من ربهم و اولئك هم المفلحون (۵) . ۳_ (پرهيزكاران ) آنها هستند كه به غيب (آنچه از حس پوشيده و پنهان ... تفسير سوره بقره از: تفسیر نمونه(۵)
آیات ۳ تا ۵
.
الذين يؤ منون بالغيب و يقيمون الصلوة و مما رزقنهم ينفقون (۳)
و الذين يؤ منون بما انزل اليك و ما انزل من قبلك و بالاخرة هم يوقنون (۴)
اولئك على هدى من ربهم و اولئك هم المفلحون (۵)
.
۳_ (پرهيزكاران ) آنها هستند كه به غيب (آنچه از حس پوشيده و پنهان است) ايمان مى آورند، و نماز را بر پا مى دارند و از تمام نعمتها و مواهبى كه به آنها روزى داده ايم انفاق مى كنند.
۴_ آنها به آنچه بر تو نازل شده و آنچه پيش از تو (بر پيامبران پيشين نازل گرديده) ايمان مى آورند، و به رستاخيز يقين دارند.
۵_ آنان را خداوند هدايت كرده، و آنهارستگارانند.
.
آثار تقوا در روح و جسم انسان
قرآن در آغاز اين سوره ، مردم را در ارتباط با برنامه و آئين اسلام به سه گروه متفاوت تقسيم مى كند:
۱_ (متقين) (پرهيزكاران) كه اسلام را در تمام ابعادش پذيرا گشته اند.
.
۲- (كافران) كه درست در نقطه مقابل گروه اول قرار گرفته و به كفر خود معترفند و از گفتار و رفتار خصمانه در برابر اسلام ابا ندارند.
.
۳- (منافقان) كه داراى دو چهره اند، با مسلمانان ظاهرا مسلمان و با گروه مخالف، مخالف اسلامند، البته چهره اصلى آنها همان چهره كفر است ولى تظاهرات اسلامى نيز دارند.
بدون شك زيان اين گروه براى اسلام بيش از گروه دوم است و به همين سبب خواهيم ديد كه قرآن با آنها برخورد شديدترى دارد.
.
در آيات مورد بحث سخن از گروه اول است، ويژگيهاى آنها را از نظر ايمان و عمل در پنج عنوان مطرح مى كند (ايمان به غيب، اقامه نماز، انفاق از همه مواهب، ايمان به دعوت همه انبياء، و ايمان به رستاخيز).
.
۱- ايمان به غيب:
نخست مى گويد: آنها كسانى هستند كه ايمان به غيب دارند (الذين يؤ منون بالغيب).
(غيب و شهود) دو نقطه مقابل يكديگرند، عالم شهود عالم محسوسات است، و جهان غيب، ماوراء حس. زيرا غيب در اصل به معنى چيزى است كه پوشيده و پنهان است و چون عالم ماوراء محسوسات از حس ما پوشيده است به آن غيب گفته مى شود، در قرآن كريم مى خوانيم: «عالم الغيب و الشهادة هو الرحمن الرحيم»:
(خداوندى كه به غيب و شهود، پنهان و آشكار دانا است و او است خداوند بخشنده و رحيم) (حشر 22).
.
ايمان به غيب درست نخستين نقطه اى است كه مؤ منان را از غير آنها جدا مى سازد و پيروان اديان آسمانى را در برابر منكران خدا و وحى و قيامت قرار مى دهد و به همين دليل نخستين ويژگى پرهيزكاران، ايمان به غيب ذكر شده است.
.
ادامه این بحث را در شماره آینده بخوانید....
Read more
خب، من ديدم مامزى از خودش عكس آخر شبى گذاشته بود گفتم منم بيام تازه سعى كردم مثل خودش عكس بندازم 😈 اين ...
Media Removed
خب، من ديدم مامزى از خودش عكس آخر شبى گذاشته بود گفتم منم بيام تازه سعى كردم مثل خودش عكس بندازم 😈 اين عكس الان تصوير يك پدره، كه البته خيلى هم خسته نيست و تازه برعكس همسرش خوابش هم نمياد 🤗🤪 لابد ميپرسيد چرا؟ چون همه كارا رو مامزى انجام داده. زودتر از من با نيوان بلند شد، صبحونه اش رو داده باهاش بازى كرده، ... خب، من ديدم مامزى از خودش عكس آخر شبى گذاشته بود گفتم منم بيام تازه سعى كردم مثل خودش عكس بندازم 😈
اين عكس الان تصوير يك پدره، كه البته خيلى هم خسته نيست و تازه برعكس همسرش خوابش هم نمياد 🤗🤪 لابد ميپرسيد چرا؟ چون همه كارا رو مامزى انجام داده. زودتر از من با نيوان بلند شد، صبحونه اش رو داده باهاش بازى كرده، رختها رو شسته، دوباره با نيوان بازى كرده، برده بعداز ظهر خوابوندش بعد خونه رو يكم جمع و جور كرده و بعد اومده با من يك فيلم ديده، دوباره نيوان بيدار شده باهاش بازى كرده، بهش غذا داده، بعد دوباره با نيوان بازى كرده و بعد هم برده و خوابوندش و بعد هم خودش خسته و كوفته رفته خوابيده البته در حين انجام اكثر اينكارا هم به همسرش يعنى من غُر زده كه خب اگر اينكارم نميكرد كه ديگه اصلاً نميشد اسمش رو گذاشت بانوى منزل. تازه در ماه هشتم باردارى 🙈😍❤️ حالا اين ددى سرحال چيكار كرده، هيچى نه و نيم از خواب پاشده، يكم با نيوان بازى كرده، رفته كانتينر نون خريده، اومده صبحونه خورده، يكم نيوان رو چلونده، بعد رختها رو كه مامزى شسته پهن كرده، بعد نشسته يه فيلم ديده با مامزى، بعد رفته بيرون تَه سيگار جمع كرده، اومده خونه دوباره يكم نيوان رو چلونده و بعد هم هيچى همسر و فرزندش رفتن خسته و داغون خوابيدن. (البته در طول روز يكم غُرهاى همسر رو هم شنيده) در حقيقت من بايد خداوند رو شاكر باشم براى داشتن چنين همسر مهربان و فداكار و پسر قلمبيكس خوردنى و فرشته كوچولويى كه بزودى به ما ملحق ميشه 👨‍👩‍👧‍👦❤️
پ.ن. البته امروز روز جمعه بود وگرنه برنامه روزانه زندگى من انقدر ريلكس و آروم نيست 😉
#عكس_از_خودم_براى_خودم
#picassomo #niwan #family
Read more
. هميشه قبل از اينكه بريم سفر با خودم ميگم وااااي چقدر خوبه،كلي عكس ميگيريم ولي به محض اينكه ميرسيم ...
Media Removed
. هميشه قبل از اينكه بريم سفر با خودم ميگم وااااي چقدر خوبه،كلي عكس ميگيريم ولي به محض اينكه ميرسيم حسش ميپره،يعني بيشتر دوست دارم نگاه كنم تا همش دوربين دستم باشه،مخصوصا اگه چند نفره بريم چون بقيه معطل ميشن ترجيح ميدم عكس نگيرم اصلا .. اول قرار بود فقط منو شيوا و هاله بريم ،بعدش يكي از دوستاي هاله ... .
هميشه قبل از اينكه بريم سفر با خودم ميگم وااااي چقدر خوبه،كلي عكس ميگيريم ولي به محض اينكه ميرسيم حسش ميپره،يعني بيشتر دوست دارم نگاه كنم تا همش دوربين دستم باشه،مخصوصا اگه چند نفره بريم چون بقيه معطل ميشن ترجيح ميدم عكس نگيرم اصلا ..
اول قرار بود فقط منو شيوا و هاله بريم ،بعدش يكي از دوستاي هاله گفت كه با برادرش مياد.
مليسا و سانتو ايتاليايي هستن و اهل سيسيل ولي هردو هامبورگ كار و زندگي ميكنن.
مليسا با هاله تو دوبي آشنا شده وقتي يه مدت رفته بود اونجا براي كار (هاله دوبي زندگي ميكنه) .
اينجوري شد كه سفر گرجستانمونو ٥ نفره شروع كرديم
ما معمولا براي سفرهاي اينجوري تور نميگيريم و دوست داريم خودمون جاهاي ديدني رو ببينيم و كشف كنيم و از حدود يه ماه قبل شروع كرديم به سرچ كردن و پيدا كردن جاهاي ديدني و خريد بليط و رزرو هتل..حتي من همه ي سفرنامه هاي
گرجستانو خوندم و از اونها خيلي اطلاعات خوبي پيدا كرديم.
اولين چيزي كه اينجا براي ما جالب بود ماشين ها بود كه نصفشون فرمون راست هستن نصفشون چپ و رانندگي ها افتضاح! هميشه فكر ميكردم رانندگي ايرانيها بدترينه ولي گرجي ها رو دستمون زدن😂😜
تفليس شهر قشنگيه با خيابونهاي تميز و كلي مجسمه
بخش قديمي شهر يه دنياي ديگه داره و آدم ميتونه فقط چند روز بگرده و كافه گردي كنه.
الان تو جاده ايم كه بريم يكي از شهرهاي اطراف به نام"سيقناقي" رو ببينيم كه به شهر عشق معروفه و حدود ١٢٠ كيلومتري تفليس قرار گرفته،جاده مثل جاده چالوس سر سبزه و پر پيج و خم، دو طرفه و آسفالت خراب و راننده با سرعت هر چه تمامتر داره ميره ، توكلت علي الله ،اميدواريم كه سالم برسيم 😂
#ما_سه_تا_با_اون_دو_تا
#تفليس #گرجستان #سفر #tbilisi #tbilisilovesyou #georgia
Read more
قصه اي داريم... ١٣٩٠يعني ٧ سال پيش از طريق غزل عزيزم با هم آشنا شديم... غزل همون دوستي بود كه سرطان ...
Media Removed
قصه اي داريم... ١٣٩٠يعني ٧ سال پيش از طريق غزل عزيزم با هم آشنا شديم... غزل همون دوستي بود كه سرطان جانش را گرفت و از پيش ما رفت و از اون سال تا الان از بالا داره همه مارو مي بينه... امير مي خواست نمايشگاه نقاشي برگزار كنه به نفع خيريه... اون نمايشگاه برگزار شد و تمام شد... دو ماه بعدش غزل پرواز كرد ... قصه اي داريم...
١٣٩٠يعني ٧ سال پيش از طريق غزل عزيزم با هم آشنا شديم...
غزل همون دوستي بود كه سرطان جانش را گرفت و از پيش ما رفت و از اون سال تا الان از بالا داره همه مارو مي بينه...
امير مي خواست نمايشگاه نقاشي برگزار كنه به نفع خيريه...
اون نمايشگاه برگزار شد و تمام شد...
دو ماه بعدش غزل پرواز كرد و رفت براي هميشه و همه ما در بُهت و شوك...
زنگ زدم به امير كه خبر بدم گوشي رو كه برداشت و بجاي الو و بله و اينا گفت نگو كه تمام شد و من با گريه بهش گفتم امير، غزل رفت...
و سكوت امير و صداي ناله هاي من پاي تلفن موند و بس...
چهل روز بعدش كه مي شد چهلم غزل و با بَر و بچه ها براش مراسم چهلم گرفتيم...
من روي سن بودم و امير وارد سالن محل برگزاري مراسم چهلم غزل شد و رفت عقب نشست...
مراسم تمام شد و من از سن آمدم پايين رفتم به سمتش... سرش پايين بود و تنها عقب سالن نشسته بود... رسيدم بهش گفتم سلام امير جان...
سرش رو بالا آورد و صورتش سرخ و چشمانش قرمز از اشك هاي ريخته و همو بغل گرفتيم و ي دل سير به ياد دوست مشتركمون اشك ريختيم...
از اون گريه دلچسب ها بود...
تصوير امير در ذهن من هميشه همون قلب طلاييشه و پاك نمي شه...
برقرار باشي و بدرخشي...
#عكس #لحظات #لبخند #زندگي #روزهاي_زندگي #قصه_هاي_زندگي #حس_خوب #حال_خوب #غزل #امير_آقايي #دوستانه #photo #photos #moments #smile #life #lifestyle #daysoflife #storiesoflife #goodmood #goodfeeling #ghazal #amiraghaee #friendship
Read more
 #پاستا دوست ها همگي دستا بالا<span class="emoji emoji1f64b"></span>🏻‍♀️ فكر كنم اين تركيب #كوكوى_پاستا رو كمتر خورده باشين سبك و اقتصادي ...
Media Removed
#پاستا دوست ها همگي دستا بالا🏻‍♀️ فكر كنم اين تركيب #كوكوى_پاستا رو كمتر خورده باشين سبك و اقتصادي و بي دردسر ديگه از يه #غذا مگه چي بيشتر ازين ميخوايم ما ؟! . . برای کوکوی پاستا ( مواد رو به اندازه چهار نفر میگم ) ، کافیه اول يك چهارم بسته پاستای #فتوچینی یا آشیانه ای رو طبق روش معمول بپزید و آبکش ... #پاستا دوست ها همگي دستا بالا🙋🏻‍♀️
فكر كنم اين تركيب #كوكوى_پاستا رو كمتر خورده باشين
سبك و اقتصادي و بي دردسر
ديگه از يه #غذا مگه چي بيشتر ازين ميخوايم ما ؟! .
.

برای کوکوی پاستا ( مواد رو به اندازه چهار نفر میگم ) ، کافیه اول يك چهارم بسته پاستای #فتوچینی یا آشیانه ای رو طبق روش معمول بپزید و آبکش کنید . تو این فاصله دو سه تا تخم مرغ درشت ، چهار پنج قاشق پنير سفيد يا فتا به دلخواه ، یه قاشق غذاخوری جعفری خرد شده و نمک و فلفل و ادويه دلخواه ریخته و مخلوط کنید من دوست دارم تکه های پنیر مذاب زیر دندونم بیاد برای همین فقط ویسک میکنم ولی اگه دوست داريد يكدست بشه ميتونيد با همزن برقي بزنيد . در آخر پاستای ابکش شده و قارچ خرد شده به اندازه كاملا چشمي و عشقي رو خووووب مخلوط کنید و در تابه ای که قبلا گرم کردین مثل همه کوکوها دو طرفش رو سرخ کنید .
قول میدم در برابر عطر #پنیر مذاب دیگه حرفی برای گفتن نداشته باشید. 🍃نهايت ضخامت مواد كوكو توي تابه يك سانت باشه ، موادي كه ميبينيد توي ويديو من زياد درست كردم توي سه تا تابه به اندازه اي كه ميبينيد سرخ و اماده شده 🍃 ميتونيد يه مقدار كم خيلي اندك بيكن يا ژامبون يا سوسيس يا فيله مرغ پخته نگيني به مواد اضافه كنيد ؛ ولي به خاطر وجود تخم مرغ و پنير از نظر من غني هست نياز به پروتيين بيشتري
نداره اين غذا
🍃يه كم خوش ژست نيست براي عكاسي ؛ يعني دلش نميخواد تو عكس مفهوم رو برسونه ! دقت كنيد كه اين كوكو پشتش روشه 😂 😬، يعني طرف دومش طرف روي غذا ميشه كه ميبينيد براي همين تو البوم من با اقتدار كامل ازش ويديو گرفتم كه بتونيد بافتش رو ببينيد كه بفهمه اينجا كي به كيه و براي من تو عكس ادا و اطوار در نياره 😜
🍃با چنان سرعت لاك پشت واري آپلود شد كه فكر ميكردم پس فردا طرفهاي ظهر به دستتون برسه !! بازم خدا رو شكر كه همين امشب يازده شب بعد از ساعتها به طور خودجوش آپ شد براي خودش، وضعه كه ما داريم آخه 🤦🏻‍♀️
Read more
تاجر ثروتمندی 4 زن داشت. زن چهارم را از همه بيشتر دوست داشت و برای او دائما هدایای گرانبها میخرید و بسيار ...
Media Removed
تاجر ثروتمندی 4 زن داشت. زن چهارم را از همه بيشتر دوست داشت و برای او دائما هدایای گرانبها میخرید و بسيار مراقبش بود.زن سومش را هم دوست داشت و به او افتخار ميكرد و نزد سر و همسر او را برای جلوه گری میبرد و ترس شديدی داشت كه روزی او با مردی ديگر برود و تنهايش بگذارد. اما واقعيت اين است كه او زن دومش را هم بسيار ... تاجر ثروتمندی 4 زن داشت. زن چهارم را از همه بيشتر دوست داشت و برای او دائما هدایای گرانبها میخرید و بسيار مراقبش بود.زن سومش را هم دوست داشت و به او افتخار ميكرد و نزد سر و همسر او را برای جلوه گری میبرد و ترس شديدی داشت كه روزی او با مردی ديگر برود و تنهايش بگذارد. اما واقعيت اين است كه او زن دومش را هم بسيار دوست میداشت.او زنی بسيار مهربان بود كه دائما نگران و مراقب مرد بود. مرد در هر مشكلی به او پناه میبرد و او نيز به تاجر كمك میكرد تا گره كارش را بگشايد و از مخمصه نجات بيايد.اما زن اول مرد، زنی بسيار وفادار و توانا كه در حقيقت عامل اصلی ثروتمند شدن او بود اصلا مورد توجه مرد نبود. با اينكه از صميم قلب عاشق شوهرش بود اما مرد تاجر به ندرت وجود او را در خانه ای كه تمام كارهايش با او بود حس میكرد.روزی مرد مريض شد و فهميد كه به زودی خواهد مرد. به دارايی زياد و زندگی مرفه خود انديشيد و با خود گفت:من اكنون 4 زن دارم، ببینم آیا از بین اینها کسی حاضر است در این سفر همراه من باشد. بنابرين تصميم گرفت با زنانش حرف بزند.اول سراغ زن چهارم رفت و گفت:من تو را از همه بيشتر دوست دارم و انواع راحتی را برايت فراهم کردم، حالا در برابر اين همه محبت من آيا در مرگ با من همراه میشوی تا تنها نمانم؟ زن به سرعت گفت: هرگز همين يك كلمه و مرد را رها كرد.ناچار با قلبی شكسته نزد زن سوم رفت و گفت:من در زندگي ترا بسيار دوست داشتم آيا در اين سفر همراه من خواهی آمد؟ زن گفت البته كه نه من جوانم و بعد از تو دوباره ازدواج میكنم, قلب مرد يخ كرد.تاجر سراغ زن دوم رفت و گفت: تو هميشه به من كمك كرده ای و در مخاطرات همراه من بودی میتوانی در مرگ نیز همراه من باشی؟زن گفت: اين فرق دارد من نهايتا میتوانم تا قبرستان همراه تو باشم اما در مرگ متاسفم, گويي صاعقه ای به قلب مرد آتش زد.در همين حين صدايی او را به خود آورد: من با تو میمانم، هرجا كه بروی تاجر نگاهش كرد، زن اول بود كه پوست و استخوان شده بود، غم سراسر وجودش را تيره و ناخوش كرده بود و زيبايی و نشاطی برايش نمانده بود. تاجر سرش را به زير انداخت و آرام گفت: بايد آن روزهايی كه میتوانستم به تو توجه ميكردم و مراقبت بودم. در حقيقت همه ما چهار زن داريم .زن چهارم بدن ماست. مهم نيست چقدر زمان و پول صرف زيبا كردن او بكنيم, وقت مرگ اول از همه او ما را ترك میكند.زن سوم دارايی هاي ماست. هر چقدر هم برايمان عزيز باشند وقتی بميريم به دست ديگران خواهد افتاد.زن دوم خانواده و دوستان ما هستند که نهايتا تا سر مزار كنارمان خواهند ماند..( ادامه در کامنت اول
Read more
#Review @hanalizaa #ToSadei #2017 Producer @araz_ap اولين باره کسی رو قلب من تاثير گذاشت بعد اون روزا كه يكي بود و ميمردم براش اخه هيچكس اينجوري به عشق منو نزديك نكرد خيلي وقت بود كه يه حسي ذهنمو درگير نكرد اولين باره چشام وا شد به عشقه واقعى آخ بميرم واسه قلبت كه تو انقدر ساده اى مگه ميشه ... #Review
@hanalizaa
#ToSadei
#2017
Producer @araz_ap
اولين باره کسی رو قلب من تاثير گذاشت
بعد اون روزا كه يكي بود و ميمردم براش
اخه هيچكس اينجوري به عشق منو نزديك نكرد
خيلي وقت بود كه يه حسي ذهنمو درگير نكرد
اولين باره چشام وا شد به عشقه واقعى
آخ بميرم واسه قلبت كه تو انقدر ساده اى
مگه ميشه كه جدا شه آدم از يه حسه پاك
هرچي بوده قَبل اين عشق تـــــو ، ميسپارم به خاك

باتوعاشق شد دلم ، دوس دارم با تو برم
تو خيابوناى شهر داد بزنم دوست دارم
هيچكي بت نزديك نشه ، كه دلم اذيت نشه
قول بديم ما تا به هم اين عشقمون كمتر نشه
حسه خوبيه كه دارم من تورو از همه دنيا ميخام قطعاً تورو
تو فقط ميدي به من يه حس خوب
اين همه عشق قبله تو اصلا نبود
بي دليل و بي بهونه دوست دارم
تو تموم چيزي هستي كه من دارم
من به غير از تو ديگه چيو بخوام
عطر تو پر شد توو اين حال و هوام .
باتوعاشق شد دلم ، دوس دارم با تو برم
تٌو خيابوناي شهر داد بزنم دوست دارم
هيچكي بت نزديك نشه ، كه دلم اذيت نشه
قول بديم ما تا به هم اين عشقمون كمتر نشه
#emadkhiabanian
Company #radiojavan @radiojavan @rjtv.official
Read more
نظرتون؟متن کامل<span class="emoji emoji1f447"></span><span class="emoji emoji1f447"></span> . متین ستوده: متاسفانه همه ما آدمها دم از روشنفكري ميزنيم و در ظاهر ميخوايم ...
Media Removed
نظرتون؟متن کامل . متین ستوده: متاسفانه همه ما آدمها دم از روشنفكري ميزنيم و در ظاهر ميخوايم خودمون رو بخشنده و با انصاف نشون بديم ولي در عمل ... هر انساني ممكنه تو زندگيش مسائل و مشكلاتي براش پيش بياد كه در يك شرايط خاص اتفاقاتي رقم بخوره كه اول از همه خودش آسيب ميبينه ولي ما ما كه ايراني هستيم ... نظرتون؟متن کامل👇👇
.
متین ستوده:
متاسفانه همه ما آدمها دم از روشنفكري ميزنيم و در ظاهر ميخوايم خودمون رو بخشنده و با انصاف نشون بديم ولي در عمل ...
هر انساني ممكنه تو زندگيش مسائل و مشكلاتي براش پيش بياد كه در يك شرايط خاص اتفاقاتي رقم بخوره كه اول از همه خودش آسيب ميبينه
ولي ما
ما كه ايراني هستيم
ما كه ادعاي فرهنك داريم
ما كه پيرو دين اسلاميم
چرا انقدر سنگدل ميشيم گاهي
آزاده نامداري همون دختر شيرين زبونيه كه به جرات ميتونم بگم زماني كه اجرا مي كرد
موفق ترين مجري زن بود ، خوش انرژي ترين ، با استعداد ترين ، و خوش قلب ترين
مردم ... با شمام كه فقط كارتون قضاوته
بترسيد كه از هر چه منع كنيد به سرتون مياد
فراموش كردن و بخشيدن رو ياد بگيريد.
(( ابوسفیان در هنگام فتح مکه انتظار داشت به مرگ محکوم شود وقتى چشم پیامبر(ص) به ابو سفیان افتاد، گفت: آیا وقت آن نشده است که بدانى جز خداى یگانه، خدایى نیست؟ ابوسفیان جواب داد. چقدر بردبار و کریمی))
هر كسي كه از دوستي من و آزاده ناراحته مختاره كه منو آنفالو كنه ، ولي هر كدومتون بشينيد فكر كنيد كه همه ي كارايي كه تو زندگيتون كردين بي نقص بوده و هيچوقت دچار اذيت و اشتباه نشديد؟؟؟؟؟!!!!!!!
#زیباپیک
Read more
متاسفانه همه ما آدمها دم از روشنفكري ميزنيم و در ظاهر ميخوايم خودمون رو بخشنده و با انصاف نشون بديم ...
Media Removed
متاسفانه همه ما آدمها دم از روشنفكري ميزنيم و در ظاهر ميخوايم خودمون رو بخشنده و با انصاف نشون بديم ولي در عمل ... هر انساني ممكنه تو زندگيش مسائل و مشكلاتي براش پيش بياد كه در يك شرايط خاص اتفاقاتي رقم بخوره كه اول از همه خودش آسيب ميبينه ولي ما ما كه ايراني هستيم ما كه ادعاي فرهنك داريم ما كه پيرو ... متاسفانه همه ما آدمها دم از روشنفكري ميزنيم و در ظاهر ميخوايم خودمون رو بخشنده و با انصاف نشون بديم ولي در عمل ...
هر انساني ممكنه تو زندگيش مسائل و مشكلاتي براش پيش بياد كه در يك شرايط خاص اتفاقاتي رقم بخوره كه اول از همه خودش آسيب ميبينه
ولي ما
ما كه ايراني هستيم
ما كه ادعاي فرهنك داريم
ما كه پيرو دين اسلاميم
چرا انقدر سنگدل ميشيم گاهي
آزاده نامداري همون دختر شيرين زبونيه كه به جرات ميتونم بگم زماني كه اجرا مي كرد
موفق ترين مجري زن بود ، خوش انرژي ترين ، با استعداد ترين ، و خوش قلب ترين
مردم ... با شمام كه فقط كارتون قضاوته
بترسيد كه از هر چه منع كنيد به سرتون مياد
فراموش كردن و بخشيدن رو ياد بگيريد.
(( ابوسفیان در هنگام فتح مکه انتظار داشت به مرگ محکوم شود وقتى چشم پیامبر(ص) به ابو سفیان افتاد، گفت: آیا وقت آن نشده است که بدانى جز خداى یگانه، خدایى نیست؟ ابوسفیان جواب داد. چقدر بردبار و کریمی))
هر كسي كه از دوستي من و آزاده ناراحته مختاره كه منو آنفالو كنه ، ولي هر كدومتون بشينيد فكر كنيد كه همه ي كارايي كه تو زندگيتون كردين بي نقص بوده و هيچوقت دچار اذيت و اشتباه نشديد؟؟؟؟؟!!!!!!!
Read more
. الان كه اينو مينويسم توي فاصله ٣ ساعته و ٣٠٠؟كيلومتري از تهرانم.. دور از هر آنچه ماجرا و شلوغي و ...
Media Removed
. الان كه اينو مينويسم توي فاصله ٣ ساعته و ٣٠٠؟كيلومتري از تهرانم.. دور از هر آنچه ماجرا و شلوغي و بهم ريختگي ام .. ميدوني؟ زندگي انقدر بالا پايين هاي قشنگ داره كه ميشه بهشون دل بخىست و ازشون خوشحال شد كه اندازه نداره.. ميدوني چي شد؟ داشتيم امروز بعد از مراسمِ مُهمِ ديشب و مراسمِ عزيزِ فردا داشتيم ... .
الان كه اينو مينويسم توي فاصله ٣ ساعته و ٣٠٠؟كيلومتري از تهرانم..
دور از هر آنچه ماجرا و شلوغي و بهم ريختگي ام .. ميدوني؟ زندگي انقدر بالا پايين هاي قشنگ داره كه ميشه بهشون دل بخىست و ازشون خوشحال شد كه اندازه نداره..
ميدوني چي شد؟
داشتيم امروز بعد از مراسمِ مُهمِ ديشب و مراسمِ عزيزِ فردا داشتيم امروزمون رو كنارِ دريا و وسط جنگل ميگذرونديم مشغول ِ روياي اون زوجِ زيبا بوديم كه يه مووجِ خعلي بزرگ زد به تماامِ تيم و عروس و داماد و " تمام ِ تجهيزاتِ عزيز ِ تيم ِ مون.." داشتم عكس ميگرفتم كه سر برگردوندمو ديدم تمااامِ كوله پُشتي هامون روي آب شناوره .. حالا اين كه چه بلايي سر دوربين ها و لنز ها و هلي شات و سايرِ وسايل مياد به كنار چون هنوز وقت نكرديم كه ببينيمشون و بايد خُشك بشن ، بعد.. مهم تر از همه اين كه ، عجيب احساسي بود..
توي يك لحظه با خودم گفتم همه چيز رو ميتونه آب ... با يه موج با خودش ببره!
و فردا من و ما دوباره بشم و بشيم آدم هاي ٦ سالِ پيش كه هيچ وسيله اي براي اين كار پر هزينه نداره!
مثلِ همه اون جوون هايي كه فكر ميكنن از همون موقع ها دوربين ها به ما هديه شده و هيچ زحمتي نكشيديم كه تمامِ لنز هاي مورد علاقه مون رو داشته باشيم..
از اين ماجرا ها به كنار بيشتر از همه و اتفاقِ مهمي كه برام افتاد اين بود كه فهميدم ، تجهيزات ِ گرون قيمتِ كار ام همه زندگيم نيست!
فهميدم حتي اگر هيچ كدوم اونا نباشه من هستم :)...
فهميدم آب ميتونه همه داشته هاي ماديت رو توي يك لحظه ببره اما نميتونه افكارت رو عوض كنه ، نميتونه نگاهت رو عوض كنه .. نميتونه از فضاي شيرسنِ زندگيِ خودت دور ات كنه....
:)...
اين دنيايِ توعه.. اين تمامِ اون چيزيه كه براش بايد بجنگي.. بايد مراقبش باشي و بايد بخواي كه برسي به آرزو هات..
.
عروس و دامادِ توي عكس ، بهترينيد و خوشبختيتون آرزومه الهي كه شادي هاتون رو ببينم ، مدام ، مدام..
.
شب بخير ، سلام.
Read more
اين رو يكى از دوستان براى من فرستادن. اصلاً نتونستم هيچى نگم! كلاً فرار از مسؤليت يك عادت روتين در بين مسؤلين كشوره! تا بحال خيلى كم پيش آمده كه مقام مسؤلى بياد و بابت اشتباهات به مردم توضيح بده و از اونها عذر خواهى كنه و يا استفا بده و كناره گيرى كنه! حتى نماينده هاى مجلس كه با رأى خود ماها رفتن به مجلس ... اين رو يكى از دوستان براى من فرستادن. اصلاً نتونستم هيچى نگم! كلاً فرار از مسؤليت يك عادت روتين در بين مسؤلين كشوره! تا بحال خيلى كم پيش آمده كه مقام مسؤلى بياد و بابت اشتباهات به مردم توضيح بده و از اونها عذر خواهى كنه و يا استفا بده و كناره گيرى كنه! حتى نماينده هاى مجلس كه با رأى خود ماها رفتن به مجلس حاضر به شفاف سازى نشدن كه در آينده مجبور به توضيح نشن! در كشور ما همه مشكلات يا بر گردن ضد انقلاب و دشمن پيدا و يا بعضاً نهان هست (كلاً همه دنيا هم با ما دشمنه) و يا از گناهان مردمه! مسؤلين هم صرفاً نقش مأمورين اعلام آمار خرابى رو دارن و فقط ميگن آمار اينرو نشون ميده! اونهم اخيراً اينجورى شده! قبلاً همين آمار رو هم نميدادن و هميشه همه جا گل و بلبل بود! الان در اين كليپ طورى ايشون صحبت ميكنه كه انگار سال دويست هجرى است و هنوز نيوتن جاذبه زمين رو كشف نكرده و فكر ميكنيم كه سطح زمين صافه و خورشيد به دور زمين ميگرده و بيماريها نه بخاطر باكترى و ويروس كه بخاطر شياطين و اجنه بوجود ميان! آخه چرا تريبون نماز جمعه دست چنين افرادى با اين سطح آگاهى قرار ميگيره؟ زنها و دخترها در كنار اين رودخانه خشك عكس ميگيرن؟!؟ مثل كشورهاى اروپايى؟ هزاران نفر هم نشستن و به صحبتهاى ايشون گوش ميدن! ما چى فرض ميشيم واقعاً؟ اين افرادى كه ميرن و اين صحبتها رو زير آفتاب داغ گوش ميدن كى هستن؟ بى آبى تقصير ماست چون حجاب نداريم (مردم ايران حجاب ندارن؟ يا اينكه منظور از حجاب همه بايد بُرقِع بپوشن؟) دلار گرون شده چون ما به روحانى رأى داديم؟ انگار گزينه بهترى از ايشون بود؟ بابا مردم فقط اونهايى كه ميرن نماز جمعه پاى اين صحبتها ميشينن نيستن! مردم فقط بسيجيها نيستن! همه ايرانيها مردم هستن! چرا با همه مردم دوست نميشيد؟ چرا يكم انصاف نيست؟ چرا از متخصصين در امور استفاده نميكنيد؟ چرا تظاهر به تدين رو به تخصص ترجيح ميديد؟ چرا در مصاحبه هاى مشاغل تخصصى از كفن ميت و نماز وحشت سؤال ميپرسيد؟ چرا فكر ميكنيد كه ايران فقط مال يك تفكر خاصه! خب اين قشر كه امتحانش رو در چهل سال پس داده! بيايد با همه آشتى كنيد! نگيد قهر نيستيد! هستيد! بابا ما جنگ كه با هم نداريم! اگر همه با هم ايران رو نسازيم اين كشور نابود ميشه! همين الان هم با اين همه سوء مديريت اين كشور سالها طول ميكشه تا به شرايط چهل سال پيش برگرده! شايد هم هيچوقت برنگرده! حد اقل اون مقداريش رو كه ميشه نجات داد رو دريابيم. آب نيست، هوا نيست، پول نيست، آزادى نيست، بزودى نفت هم نخواهد بود، مردم در فكر فرارن! ما داريم ميبينيم، شما چطور نميبينيد. بخدا ديگه خسته شديم
Read more
سلام بچه ها خوبين؟ اونقدر توى دايركت و كامنتا اين سوال تكرار شده كه من تصميم گرفتم طي پست جدا در موردش ...
Media Removed
سلام بچه ها خوبين؟ اونقدر توى دايركت و كامنتا اين سوال تكرار شده كه من تصميم گرفتم طي پست جدا در موردش توضيح بدم. بيروت رو با تور بريم ؟ هتل كجا بگيريم؟ امنه؟ احسان قبلا با خانوادش سه بار لبنان رفته بود و يكى از هتل هايي كه توش اقامت داشت هتل؛ Regency palace (lebanon) بود. مخصوصا از صبحونش تعريف ... سلام بچه ها خوبين؟ اونقدر توى دايركت و كامنتا اين سوال تكرار شده كه من تصميم گرفتم طي پست جدا در موردش توضيح بدم.
بيروت رو با تور بريم ؟ هتل كجا بگيريم؟ امنه؟
احسان قبلا با خانوادش سه بار لبنان رفته بود و يكى از هتل هايي كه توش اقامت داشت هتل؛
Regency palace (lebanon)
بود. مخصوصا از صبحونش تعريف ميكرد. اين هتل درواقع دو تا ساختمونه كه هر دو هتل هاى ٥ ستاره هستن. ولي قديميه اتاقاش رو به درياست و جديده اتاقاي بزرگتر و بهترى داره و اين هتل چون در دامنه كوه واقع شده دسترسي به حمل و نقل عموميش سخته و فقط با تاكسي ميشه رفت و امد كرد. اما من هميشه خيابونيكه به هتلم منتهي ميشه رو مد نظر ميگيرم چون اهل شب گردي و گم شدن توى خيابونام. خيابون كَسليك توى جونيه جايي بود كه من تمايل داشتم توش هتل بگيرم.
قبلش توضيح بدم كه از بيروت تا جونيه حدودا ٣٠ دقيقه راهه و شما توى اين مسير ٧ تا شهر رو رد ميكنيد اما متوجه نخواهيد شد بسكه همه كوچولو هستند. جونيه قسمت مسيحى نشين جنوب بيروته و ساحليه.خيابون كسليك در شهر جونيه هم پر از رستوران و بار و خريد و اينجور چيزاست. اين خيابون از وسط شهر به ساحل وصل ميشه كه انتهاش هتل پورتِميليو (لوكيشن عكس) واقع شده. اقا ما بار اول از ايران تور گرفتيم كه اصلا يادم نيست مال كودوم شركت بود. زمانيكه رسيديم هتل، تصورى كه از اتاقم داشتم ويو دريا بود اما با اينكه اتاقم تراس خيلي بزرگى داشت، ولى درخت گردوى بزرگى، ويو به دريا رو كور كرده بود. به رسپشن مراجعه كردم و خواهش كردم اتاقمو عوض كنن، بهم گفت دوست دارى با من بياين اتاق مورد علاقمو نشونتون بدم؟ اينطورى شد كه رفتيم بالاترين طبقه ى هتل و اتاق شماره ى ١٦١٦ كه در نگاه اول دلمونو برد رو انتخاب كرديم. همين اتاقيكه اين دو عكس توش گرفته شده. يه اتاق ٥٠ مترى با ديد پانو به درياي مديترانه، حتى حمومش. و براى يك هفته فقط ٩٠ دلار اضافه پرداخت كردم كه اون موقع دلار ١٢٠٠ تومن بود.
اين هتل هم ويلا داره و هم ساحل اختصاصي. ژوزف راننده ى مخصوص هتل هم به شدت ادم منصف و مهربانيه كه با اينكه حتى انگليسي هم بلد نيست موبايل شخصيشو در اختيار من گذاشت تا هر زمان به مشكل برخوردم باهاش تماس بگيرم. ميدونين چرا؟
ديگه اينجا جا نميشه، توى پست بعدى براتون مفصل توضيح ميدم كه تور ليدرم چه كرد با ما🤦🏻‍♀️
عكس دوم هم خواهريه كه از ارتفاع نميترسه و روى لبه ى پنجره ى اخرين ط هتله، برخلاف من و املاكى كه پايين ميبينيد، ويلاها و استخرهاى همين هتله
Read more
ديدين بعضى وقتا مهمون مياد هيچى تو خونه پيدا نميشه، برعكسش هم هست كه يهو مهمون مياد ولى همه چى تو خونه ...
Media Removed
ديدين بعضى وقتا مهمون مياد هيچى تو خونه پيدا نميشه، برعكسش هم هست كه يهو مهمون مياد ولى همه چى تو خونه دارين من به اينجور مهمونها ميگم روزى دار، مهمون ديشب ما هم روزى دار بود، هم ميوه داشتيم ،هم كيك پلنگى، هم بورك تو فر بود، من هم بورك رو بعد از پخت برداشتم آوردم روى ميز، برش زدم و گفتم حتى اگه شامم خورده ... ديدين بعضى وقتا مهمون مياد هيچى تو خونه پيدا نميشه، برعكسش هم هست كه يهو مهمون مياد ولى همه چى تو خونه دارين من به اينجور مهمونها ميگم روزى دار، مهمون ديشب ما هم روزى دار بود، هم ميوه داشتيم ،هم كيك پلنگى، هم بورك تو فر بود، من هم بورك رو بعد از پخت برداشتم آوردم روى ميز، برش زدم و گفتم حتى اگه شامم خورده باشى قسمتت اين بوده كه امشب با ما تو اين بورك سهيم باشى، زور زوركى هم بورك به خورد مهمون داديم و هم كيك پلنگى،
حالا نگين چرا ميزنون انقدر شلم شورباست، دليلش فقط اينه كه ديشب خيلى خاكى و ريلكس بوديم ،
دستور بورك تو چندتا پست كه به عقب برگرديد هست فقط اون بورك رو بشكل گل رز پيچيدم ولى اين يكى رو ساده كنار هم چيدم، هايلايتهارو هم ميتونيد ملاحظه بفرماييد،
چقدر خوبه آدم با مهمونش رودربايستى نداشته باشه اينطورى هم به اون خوش ميگذره هم به شما، حتى اگر وسيله پذيرايى هم تو خونه نباشه ديگه چاى تو خونه همه پيدا ميشه با خوردن چاى و صحبتهاى شيرين ميشه لحظات خوبى رو ساخت،
پى نوشت: بارها از من در مورد فر سوال شده كه فر گازى خوبه يا برقى بنظر من هر دو خوبند ولى تجربه من اينه كه فر برقى دقيقتر عمل ميكنه ولى فر گازى از لحاظ هزينه كم مصرفتر هست ، من چندتا فر دارم كن وود و نستا كه برقى هستن و آريستون و تكنو كه گازى هستن، بورك و كيك توى عكس رو با فر برقى درست كردم،
البته هر نوع فرى كه داشته باشين بعد از مدتى قلق فر خودتون، دستتون مياد، حالا اگر دوست داشتين از تجربيات خودتون در مورد مارك فرتون و اينكه راضى هستين يا نه، برامون بگين تا دوستانى كه ميخوان خريد كنند و يا مشكل انتخاب دارند از تجربيات شما استفاده كنند،
مرسى از حضور و همراهى هميشگيتون🙏😍😘
Read more
... شوما ببين واقعن جالب شد سفر با يسري دلقكه مسخره هميشه جذابه اول اوتوبان بخاطره ورودمون ماشين ...
Media Removed
... شوما ببين واقعن جالب شد سفر با يسري دلقكه مسخره هميشه جذابه اول اوتوبان بخاطره ورودمون ماشين منفجر كردن كه بخدا رازي نبوديم بازار شفت هزينه ها كمرمونو خم كرد كه همش كاره ايسراييله داشتيم ميرفتيم كه عمو از خاطراتش گفتو اين شوروعه ماجرا بود معاشرتمون با حاجي تو چاي خونه كه اخرش به اين نتيجه ... ...
شوما ببين واقعن جالب شد
سفر با يسري دلقكه مسخره هميشه جذابه
اول اوتوبان بخاطره ورودمون ماشين منفجر كردن كه بخدا رازي نبوديم
بازار شفت هزينه ها كمرمونو خم كرد كه همش كاره ايسراييله
داشتيم ميرفتيم كه عمو از خاطراتش گفتو اين شوروعه ماجرا بود
معاشرتمون با حاجي تو چاي خونه كه اخرش به اين نتيجه رسيديم ما به پيري نميرسيم
اقاي شُغال دهي شومايي؟بعدن بگو تريف كنه چيكارا كردم باهاش!!
معاشرت با اقا نجفي مهدي خون اورد انقد ازش سوال پرسيد
منتها شرايط سفر زماني سخت شد كه از ترس سگ ها عو گربه ها بيرون نميشد رفت از ترس موشا تو اتاقو از ترس عمو هم تو خونه نميشد موند
شوما ببين سفر كه ديگه اصن واقعن جالبه
اقا من همينجا اعلام ميكنم حميدو از اولياش خاستگاري ميكنم...ميزاقاسمي دوروس ميكنه قيااامت
ميرزا قاسمي؟ انجام دادم ميرزاقاسمي!!
اون سربازي كه بخاطره نبستن كمربند سرنشين عقب جريمه ميكنه رو كه ديگه بايد سپرد دسته عمو
پرواز از فرودگاه شفت با بطري آب معدني
رشت امان از رشت
جذاب ترين شهر با آدماي جذابترش!
سبزه ميدونو ميدون شهرداري
واي از ساختمون شهرداري
به ياكريما غذا داديم كه زدن به برق نيومدن
معاشرت با رفيقه مهدي عو نظاره ي مردمه زيبايي كه از كنارمون ميگذشتنو ما هيچ ما نيگاه
ميخاستيم يه سر بريم ماسال كه خرسي زد به برق
عمو رِ كه ديگه تو بندر رعايت نكردن
پ ن: موي فر بانو رو شوما نِگا كُنِنْ❤️
....
#ديويس_ميدم_مهديو_سورنم_ميدم_اونا_بيان
#واقعن_جالبه_كه_دماغه_ميمونِرِ_پر_كيك_كردن
#شفت
#رشت
#عمو_رِ_كه_ديگه_اصن_رعايت_نُمُكُنَن
#سفرهاي_زيارتي_با_عمو
#من_به_چشم_خويشتن_ديدم_كه_اونو_برد
#ميدوني_چرا
#نميگم_كه
#من_رشت_ميمونم_نميام
#دوش_ديدم_كه_ملائك_در_ميخانه_زدند
#گفتن_تا_انجام_ندي_كه_نميرم
Read more
من از خيلى چيزا تو زندگيم گذشتم، حتى چيزايى كه داشتنشون تا قبلش برام آرزو بود... فقط به خاطر اينكه ...
Media Removed
من از خيلى چيزا تو زندگيم گذشتم، حتى چيزايى كه داشتنشون تا قبلش برام آرزو بود... فقط به خاطر اينكه زمانى بهشون رسيدم كه ديگه به داشتنشون افتخار نميكردم! انگار بعضى وقتا لازمه كه از چيزايى كه دوستشون داريم دل بكنيم، تا به چيزى برسيم كه لياقتش رو داريم، شعار نميدم، اما يه روزى يكى بهم گفت: " من الان ... من از خيلى چيزا تو زندگيم گذشتم، حتى چيزايى كه داشتنشون تا قبلش برام آرزو بود...
فقط به خاطر اينكه زمانى بهشون رسيدم كه ديگه به داشتنشون افتخار نميكردم!
انگار بعضى وقتا لازمه كه از چيزايى كه دوستشون داريم دل بكنيم، تا به چيزى برسيم كه لياقتش رو داريم،
شعار نميدم،
اما يه روزى يكى بهم گفت: " من الان ٣٥سالمه و تا امروز فقط كار كردم، جورى كه اونقدر پس انداز دارم كه زندگى مرفهى براى خودم داشته باشم ؛اما الان ميفهمم كه اين مدت اصلاً زندگى نكردم...
الان ٣٥سالمه ولى قدر يه آدم ١٨ساله از زندگيم لذت نبردم...
اما ازامروزى كه اين رو فهميدم ،به خودم قول دادم كه قربانى تقديرى كه خودم با تصميم اشتباهه خودم براى خودم گرفتم، نشم!
من امروز كارم رو كنار گذاشتم چون به خودم ايمان دارم كه جور ديگه اى هم ميشه زندگى كرد...
من اين انتخاب رو توى سن ٣٥سالگى كردم، شايد تا الان از زندگيم لذت نبردم،ولى لااقل از اين به بعد اون جورى زندگى ميكنم كه دوست دارم..."
از اون روزى كه اين رو بهم گفت،زمان زيادى ميگذره، نميدونم به چيزى كه ميخواست برسه رسيد يا نه، اما براى من مهم شجاعتش بود، اون قدرت درونى بود كه بهش ميگفت از پس هر كارى بر مياد...
بعضى وقتا دلم ميخواد منم همونقدر قوى باشم كه پاى تصميم هاى اشتباه زندگيم بياستم...
يه چيزايى شايد يكم تلخ و سنگين باشه،اما واقعيته، ما آدما زندگيمون رو خودمون ميسازيم اما براى براى تموم كردنش بايد به عالم و آدم جواب پس بديم؛ به خاطر همينم هست كه خيلى تصميم هارو نميگيريم و به اشتباهاتمون حتى تا سن ٣٥سالگى ادامه ميديم...
پ.ن:
٣٥سالگى از رگ گردن به ما نزديك تر است!
#زرزرنوشت
————————————-
🔮نظرتون چيه؟!🔮
📸 @zarzar_photograph 📸
—————————————
.
.
.
.

@discoverportrait 📸 @kdpeoplegallery 📸 @kd.photostudio 📸 @endlessfaces 📸 @theportraitpr0ject 📸 @portrait_vision 📸 @majestic_people_ 📸 @human.edge 📸 @earth_portraits 📸 @instagramskilla 📸 @portraitwoman 📸 📸 @seekingthestars 📸 @tv_moods 📸 @dark.daisies 📸 @filmpalette 📸 @peoplephotatoes 📸 @peoplesmood 📸 @globe_people 📸 @aovportraits 📸 @of2humans 📸 @creative_portraits 📸 @oblivioncreature 📸 ❂❂❂❂❂❂❂❂❂❂❂❂❂❂❂❂❂❂❂❂❂❂
By #canon #camera #takphotograph aks_30 #zhest_idea #topcaptures #honar_doostan #sherenaaaaaab #road_of_sense #photoaxgram #hapyfotoz #photo_impression #zhest_akasi #pic #picture #aks #photographer #عكس #عكاسي #عكاسي_فضاي_باز #photography #lightroom #photoshop #art #aks #portrait #artisticmindsmedia
Read more
شب تولد احسان ما بيروت بوديم. قبل از اينكه بريم اونجا من تصميم گرفته بودم براش تولد بگيرم. ليدرمون ...
Media Removed
شب تولد احسان ما بيروت بوديم. قبل از اينكه بريم اونجا من تصميم گرفته بودم براش تولد بگيرم. ليدرمون همسن ما بود و مام ادماى شوخى كن و خون گرمى هستيم خدايى. نه اهل فيس و افاده ايم و نه اهل چشم و ابرو اومدن. ديديم يه دختر ايرانى تنهاست اونجا ، به خاطر همين توى سه روز اول هر جا ميرفتيم اين ميخواست قليون بكشه، ... شب تولد احسان ما بيروت بوديم. قبل از اينكه بريم اونجا من تصميم گرفته بودم براش تولد بگيرم. ليدرمون همسن ما بود و مام ادماى شوخى كن و خون گرمى هستيم خدايى. نه اهل فيس و افاده ايم و نه اهل چشم و ابرو اومدن. ديديم يه دختر ايرانى تنهاست اونجا ، به خاطر همين توى سه روز اول هر جا ميرفتيم اين ميخواست قليون بكشه، ما حساب ميكرديم، غذا ميخواستيم بخوريم مهمونش ميكرديم. حتى يادمه از خريداي خودمونم، براى اونم مثل همونو گرفتيم. بماند . يه روز صبح كه با تور نبود، به ما زنگ زد كه من ميخوام برم خيابون حمرا، شلوارمو درست كنم ، مياين بريم؟ مام از خدا خواسته گفتيم اره🤦🏻‍♀️. اونجا كه رفتيم چند ساعتى رو توى رستوران نشسته بوديم تا هم ناهار با هم بخوريم هم ايشون بره كارشو انجام بده. بعد اتنا گفت من دلم ميخواد موهامو براشينگ كنم، گفت اينجا يكى از دوستام هست بيا بريم برات انجام ميده. موقعي كه خواست حساب كنه به عربي يه چيزي به هم گفتنو، ١٠٠ دلار از اتنا گرفت. بماند.
بهش گفتم يه رستوران باحال با تم عربي براى ما ميز ميتونى رزرو كنى؟ كه من براى احسان تولد بگيرم؟ گفت كيك و بادكنكم ميخواى و منم با كمال ميل قبول كردم. بهم گفت يه جاى درست و حسابي براتون ميگيرم فقط بايد حتما بيانه بدين. گفتم چقدر گفت ٥٠٠ تا بده، بعد اضافيشو برميگردونن.😐🤦🏻‍♀️ دادم😑. شب رفتيم رستوران، روى ميز چهار تا گل ليليوم بود. كنار صندلي احسان ٣ تا بادكنك و كيك هم يه كيك ١٥ سانتى. با ما سر ميز نشست و شام و مخلفات مابقيشم با ما بود. موقع خداحافظي گفتم حسابمون چقدر ميشه، گفت ١١٠ تاى ديگه بايد بدي. دادم😑🤦🏻‍♀️
راستش اون شب خيليم خوش گذشت و به همين دليل حرفي نزدم به احسانم حتى نگفتم چقدر خرج كردم.
تا اينكه ، يادتونه در مورد رستوران كارتل و اشنايي با مديريتش براتون گفتم؟ همون شب ازمون پرسيد تا الان چه كرديد و براش تولد رو تعريف كردم. هنگ كرده بود. ميگفت اون رستوران عربيه توى اين منطقه درجه بالايي نداره و وروديش ٢٠-٣٠ دلاره و نهايتا تولد توش براي ٣ نفر ادم ٢٥٠ ، خيلي ديگه زياد بشه ٣٠٠ دلاره.
فرداش، خانوم سميه، ليدر تور بيروت، بهم تكست داد و گفت، هزينه ى دربست تا حمرا و برگردوندنتون تا هتل ميشه ١٢٠ دلار و با هم حساب نكرديم. اينجا بود كه من ديگه منفجر شدم و صورت حساب قليونا و ميزا و اون شب تولد رو براش ليست كردم و اين ١٢٠ دلار كرايه رو هم كه ازش كم كردم نزديك ٧٠٠ دلار بدهكار ميشد و بهش گفتم از اين ورا رد شدى بگو ميام لابي كه بهم پرداخت كنى. هنوز ٤ روز از سفر مونده بود و من اولين تجربه ى ليدريمو بدون نياز به ايشون تجربه كردم
Read more
يك- خداحافظى را هنوز كسى يادمان نداده بود كه ما مدام داشتيم دست هاى وداع را مى فشرديم. خداحافظى با شهر، ...
Media Removed
يك- خداحافظى را هنوز كسى يادمان نداده بود كه ما مدام داشتيم دست هاى وداع را مى فشرديم. خداحافظى با شهر، با آسمان هاى پشت پنجره، با انسانى كه در دورترين فاصله از شهر ايستاده بود. در دورترين مسافت از مايى كه ساخته بوديم. ما را به بغض هاى قورت داده شده مجبور كردند ابراهيم! دو- مثل روحى سرگردان در خانه ... يك- خداحافظى را هنوز كسى يادمان نداده بود كه ما مدام داشتيم دست هاى وداع را مى فشرديم. خداحافظى با شهر، با آسمان هاى پشت پنجره، با انسانى كه در دورترين فاصله از شهر ايستاده بود. در دورترين مسافت از مايى كه ساخته بوديم. ما را به بغض هاى قورت داده شده مجبور كردند ابراهيم!
دو- مثل روحى سرگردان در خانه اى كه غبار غم همه چيز را فراگرفته، مى چرخم. يوسف در اتاق خودش،من در تاريكى مطلق از تمام چيزهايى كه ساخته بودم، با چنگ و دندان،و همه چيز مثل فرصت هايى كه از دست هر آدمى مى رود،لغزيد و رفت. ما را به از دست دادن مجبور كردند ابراهيم!
سه- روزى كه برگشتم، همه چيز را رويايى ميديدم. مثل همه ى انسان هاى اميدوار، با مهرى نيمه جان در آستانه ى قلبى كه هنوز مثل ساعت كار ميكرد، با روياى چشم هايى كه در ما قرار نبود تمام شود، تمام شديم. ما را به تنهايى مجبور كردند ابراهيم!
چهار- دست هايش را ميگرفتم هر پاييز كه برميگشت. به ما، به شهر، به روياى يك نفره اى كه ساخته بودم. سرما و زمستان، آسان ترين بهانه ى نزديكى آدم ها ست. ما را به زمستانى كه از هم دور شديم مجبور كردند ابراهيم!
پنج- تهران را دوست داشتم. اما چطور! من مومن او بودم و كافه هايى كه يواشكى دور از همه در آنها دسرهاى بدمزه و چاى هاى تى بگ تحويل مان ميدادند. اما او طعم دار ترين لحظه هاى تهران بود. ما را به دلتنگى مجبور كردند ابراهيم!
شش- به دست هاى هميشه در هم قفل، به بوى خوب گردن آدمى، به مجالى كه دست ادامه را نگرفت، به جمال آباد، به ترافيك مزخرف تهران، به عطش هاى رسيدن، به اتاقى كه از آنجا، هم برف، هم باران و هم آفتاب را تماشا ميكرديم، سلام من را برسانيد.ما را به نداشتن مجبور كردند ابراهيم!
هفت- تا امروز مقاومت ميكردم.هر كسى كه به بازديد خانه مى آمد را طورى پشيمان مى كردم تا جاى خاطراتم را به تخت دو نفره ى جهاز تازه عروسى عوض نكنم. امروز تمام شد.خاطرات را بايد كارتن كارتن جمع كنيم و ببريم دورترين جاى ممكن.ما را به نماندن مجبور كردند ابراهيم!
هشت- اتابك كه رفت، كمر تنهايى ام شكست. چند كوچه بالاتر، براى اينكه سكوت هامو پيش اش ببرم كافى بود.و او كه با ته ديگ هاى سيب زمينى عجيب و خورشت هايى معجزه وار، پناهم ميداد و همه چيز را براى ساعت هايى از يادم ميبرد.اعتراف ميكنم كه دلم براى تمام عزيزانى كه در اين شهر داشتم، تنگ خواهد شد.ما را به عادت مجبور كردند ابراهيم!
نه- يك روز كه برگردم،دلتنگى هايم را قاب كرده و به تابلوهاى كنار اتوبان ها خواهم چسباند تا هيچ كس را اميدوار به شادمانى هاى تهران نكنم.ما را به خداحافظى ها مجبور كردند ابراهيم!
Read more
روزگارتان خوش خيلى وقته با خودم كلنجار مى رم كه عكس تو پيجم بزارم يا نه؟!<span class="emoji emoji1f614"></span> درچند ماه اخير هر روز خبراى ...
Media Removed
روزگارتان خوش خيلى وقته با خودم كلنجار مى رم كه عكس تو پيجم بزارم يا نه؟! درچند ماه اخير هر روز خبراى بد و استرس زا ايران ما بوده و هست مى دونم حتى توى كشورهايى كه جنگ هم وجود دارد جوان ها عاشق مى شوند، ازدواج مى كنند و بچه دار مى شوند، مى دونم بچه ها بازى مى كنند و شيطنتشون ادامه دارد! بعضى روزها كه ... روزگارتان خوش
خيلى وقته با خودم كلنجار مى رم كه عكس تو پيجم بزارم يا نه؟!😔
درچند ماه اخير هر روز خبراى بد و استرس زا ايران ما بوده و هست😔
مى دونم حتى توى كشورهايى كه جنگ هم وجود دارد جوان ها عاشق مى شوند، ازدواج مى كنند و بچه دار مى شوند، مى دونم بچه ها بازى مى كنند و شيطنتشون ادامه دارد!
بعضى روزها كه حالم بهتره عكاسى مى كنم چون روز اول كه پيجم رو باز كردم جهت يادگارى و آرشيو براى خودم بود و فكر نمى كردم كلى دوست مجازى و حقيقى پيدا كنم كه حتى وقتى فعال نيستم آنفالو نمى كنن و پيام مى فرستند كه بى خبرى!
حتى به اين فكر كردم مدتى پيجم را قفل كنم ولى واقعيت لطف همون دوستان باعث شد اين كار رو نكنم.
و اينكه اگر عكسى هم مى گذاريم نشون دهنده ى اين نيست كه ( همه چى آرومه من چقدر خوشحالم😉 )
ولى زندگى هم ادامه دارد و جلو جريانش رو نمى شود گرفت!
و اينكه ما به جز ديدن خبرهاى تاسف بار نياز به زيبايى ها هم داريم.
واقعيت ميزان اضطرابى كه من درون مراجعين عاديم مي بينم نه مراجعينى كه بيمار روانى محسوب مى شوند برايم بسيار جاى نگرانى دارد
پس لطفا خوبى و مهربانى را تمرين كنيم و گسترش دهيم.
لطفا زير عكس ها و مطالبى كه اينستا مى بينيد كامنت منفى و ناسزا ننويسيد .
فردى كه حرفى مى زند در جهت تحريك بقيه دنبال گرفتن توجه منفى هست و از ناسزاهاى شما ناراحت نمى شود بلكه اين شما هستيد كه عصبى مى شويد.
ممنون از همراهى همه ى دوستان
خواندن كامنت هاى شما هميشه به من انرژى داده .
———————————
دوستان براى گرفتن وقت مشاوره حضورى مى توانيد با شماره ى ٠٩٠٣٥٦٧٧٥٥٦ در غرب تهران ساعت ٢-٤ تماس بگيريد
Read more
غرق شدن در عين داشتن ظاهري شايد ترسناك چندان هم بد نيست. حداقل فايده اش رهايي از جو آزاردهنده حاكم خواهد ...
Media Removed
غرق شدن در عين داشتن ظاهري شايد ترسناك چندان هم بد نيست. حداقل فايده اش رهايي از جو آزاردهنده حاكم خواهد بود. با اينحال، به سخنانم ادامه ميدهم و شايد در دل بگويم بروند به جهنم، من حرفم را خواهم زد. اينكه به چه دليل اصرار به ادامه دادن و اتمام سخنانم دارم موضوع بحث نيست و شايد هم چندان حائز اهميت نباشد ... غرق شدن در عين داشتن ظاهري شايد ترسناك چندان هم بد نيست. حداقل فايده اش رهايي از جو آزاردهنده حاكم خواهد بود. با اينحال، به سخنانم ادامه ميدهم و شايد در دل بگويم بروند به جهنم، من حرفم را خواهم زد. اينكه به چه دليل اصرار به ادامه دادن و اتمام سخنانم دارم موضوع بحث نيست و شايد هم چندان حائز اهميت نباشد اما اينكه چرا در دل ميگويم بروند به جهنم، نه رگ پيشانيم متورم ميشود و نه دندان قروچه ميروم قابل بحث است.
تنها دليل آن عدم اهميت حضار است. حضار عزيز! شما براي من چندان مهم نيستيد كه بخاطر بي توجهيتان خون در رگانم بجوشد.همانطور كه من براي شما اهميتي ندارم. قول ميدهم نيمي از شما با شنيدن جملات قبلي زير لب زمزمه كرديد:"خودت برو به جهنم". منطقي است. جواب هاي، هوي است. اما چه ميشود كه واكنشهاي مذكور در ما بعد از گفتن آن جمله ي طلايي هويدا ميشود. امروز صبح بعد از آماده شدن و انداختن نگاهي اجمالي در آينه به خود، بار ديگر به خانواده ي خود متشكل از همسر، برادر و پدرم، خاطرنشان كردم كه امروز در سالن كنفرانس مركزي شهر، سخنراني اي خواهم داشت كه حضور آنها موجب شادي اينجانب خواهد بود. بعد ازشنيدن وعده "سعي خودمان را ميكنيم" از خانه بيرون آمدم. در طول راه به متن سخنراني و اصلاحات لازم فكر ميكردم. در حال حاضر، همچنان به اصلاحات فكر ميكنم و جا دارد با مشت محكم... همين گونه كه مشاهده كرديد، صدايش را شنيديد و اندكي جا خورديد به روي ميز بكوبم. آنچنان محكم كه حتي حضار غرق شده براي لحظاتي سر از آب بيرون بياورند و نفسي تازه كنند. از ابتداي سخنراني سعي بر اين داشتم كه جهت نوشته را به سوي مثبت كه البته هر شخصي تعريف متفاوتي از كلمه مثبت دارد پيش ببرم و هيچوقت پاي خانواده مقدسم را به مثالهاي هجوم نكشانم اما حال كه سي ثانيه از مدت زمان اين سخنراني باقي مانده و من همچنان بعد از مرور كردن تمام سالن و چك كردنهاي مكرر در ورودي، اثري از آن خانواده مقدس نميبينم، خون در رگهايم به جوش آمده، رگهاي پيشانيم متورم شده و فرياد ميزنم:"به سخنراني من نمي آييد؟برويد به جهنم"
بله. اينگونه صداي اصابت دندانهايتان به يكديگر در گوشتان خواهد پيچيد و يا حتي ممكن است مانند حالِ فعلي من قلبتان تند بتپد و صدايتان بلرزد. پس، يك موضوع مهم، زماني كه توسط يك شخص و يا اشخاص مهم ناديده گرفته شود شما را از خود بيخود ميكند.حتي شخص مهم ميتواند از شما استفاده ابزاري كند كه در اين مورد بايد به شما تسليت گفت. شما مُرده ايد و همانطور كه در اول سخنراني عرض كردم در حقيقت شما در جهنمي زندگي ميكنيد كه " همتون" براي شما ساخته اند.
Read more
صبح بخير اميدوارم حال همه خوب باشد نمكدان هاى داخل عكس يادگار خانه پدرى هستندو مامان با سليقه ام ...
Media Removed
صبح بخير اميدوارم حال همه خوب باشد نمكدان هاى داخل عكس يادگار خانه پدرى هستندو مامان با سليقه ام زمانى كه من بچه بودم كلكسيونى داشت اون زمان اسباب بازى منم بودند و كلى خاطره باهاشون دارم و تو ذهنم براشون داستان درست مى كردم قسمتى از دكور اشپزخانه ى من هستند نوشته ى خانم دكتر صارميان جالبه لطفا ... صبح بخير
اميدوارم حال همه خوب باشد
نمكدان هاى داخل عكس يادگار خانه پدرى هستندو مامان با سليقه ام زمانى كه من بچه بودم كلكسيونى داشت اون زمان اسباب بازى منم بودند😉😉 و كلى خاطره باهاشون دارم و تو ذهنم براشون داستان درست مى كردم قسمتى از دكور اشپزخانه ى من هستند
نوشته ى خانم دكتر صارميان جالبه لطفا بخونيد
خوبه كه ما ايراني ها هر روز افتخارات جهاني كسب نميكنيم، چون هر از گاهي هم كه يكي كار برجسته اَي انجام ميده همه مردم كارشناس امور اجتماعي، سياسي و فرهنگي ميشن و دستاورد اون فرد يا نحوه برخوردش با اين موفقيت رو زير سوال ميبرن. از چند روز پيش كه كوچر بيركار (فريدون درخشاني) برنده مدال فيلدز شده، شاهد انواع واكنشها بوديم. كساني كه تا ديروز مرتب به ايران و ايراني جماعت بد و بيراه ميگفتن، طي يك چرخش ناگهاني، وطن پرست شده و معتقدند كه او در اين مملكت تحصيل رايگان كرده و چرا حالا كه جايزه گرفته ايراني بودن رو انكار ميكنه؟ يا اونهايي كه بدشون نمياد ترامپ به ايران حمله نظامي بكنه حتا اگر اين كار منجر به بر هم خوردن تماميت ارضي ايران بشه، از قوم گرايي و اهداي جايزه به كردها شاكي هستن و نهايتا اين كه اصلا چرا اين جوان پناهجو شده، مگر ايران سوريه است؟
پرسشي از اين دسته دوستان دارم. ايا اينهمه جوان تحصيلكرده بيكار يا شاغل در كارهايي بدون تناسب با تحصيلات، از سرمايه اين كشور و تحصيل رايگان استفاده نكردن؟ مگر هر روز به يادشون مياريم كه بودجه مملكت رو به هدر دادن؟ اساسا اگر كشوري نتونه از استعدادها و قابليت هاي نسل جوان استفاده كنه، گناه از جوانان اون سرزمينه؟ آيا اگر اين يك نَفَر هم به جمع جوانان بيكار و بي اينده اضافه ميشد، ما احساس ارامش و رضايت ميكرديم؟ اگر درخشاني در ايران ميموند، جايگاه علمي/ اكادميكي كه لايقش بود طبق سنت مرسوم نصيب فلان شخصِ با قابليت بسيار كمتر كه عمو و خاله اش با بهمان مسئول مرتبط بود ميرسيد و او اگر خيلي خوش شانس ميبود نهايتا بايد به معلمي مدرسه يا تدريس خصوصي رياضي راضي ميشد اما درخشاني پذيراي اين سرنوشت نبود....
بعنوان فردي كه خودم رو كاملا ايراني ميدونم و هيچگونه تعصب قوميتي يا گرايش تجزيه طلبانه هم ندارم، از اينكه ميبينم جواني در مقابل استعدادش احساس مسئوليت كرده و بهر طريق خودش رو به نقطه اَي از جهان رسونده كه از توانايي هاش به بهترين نحوه در خدمت جامعه بشري استفاده ميشه، بسيار خوشحالم. حتا اگر او نامش رو تغيير داده باشه، خودش رو ايراني ندونه و جايزه اش رو تنها به قوم خاصي تقديم كنه. اين موفقيت گواراي وجود كوچر بيركار و همه كردهاى جهان باد.
Read more
بسم رب سیدنا الغریب، الحسین . ●۲۷ رجب سال ۶۰ هجری ●حرکت اباعبدالله از مدینه به مکه ●و از مکه به سرزمین ...
Media Removed
بسم رب سیدنا الغریب، الحسین . ●۲۷ رجب سال ۶۰ هجری ●حرکت اباعبدالله از مدینه به مکه ●و از مکه به سرزمین بلا، کربلا... حسین جان به کوفه نیا؛ سرورم نیا... حداقل با علی اصغرت نیا... آقا جان کوفه وفا ندارد... . . وصیت سیدالشهدا قبل از حرکت: . بسم الله الرحمن الرحیم؛ اين وصيت حسين بن ... بسم رب سیدنا الغریب، الحسین
.
●۲۷ رجب سال ۶۰ هجری
●حرکت اباعبدالله از مدینه به مکه
●و از مکه به سرزمین بلا، کربلا...
😭حسین جان به کوفه نیا؛ سرورم نیا...
😭حداقل با علی اصغرت نیا...
😭آقا جان کوفه وفا ندارد...
.
.
👇وصیت سیدالشهدا قبل از حرکت:
.
🌟بسم الله الرحمن الرحیم؛
🌟اين وصيت حسين بن على است به برادرش محمد حنفيه ؛ حسين گواهى مى دهد به توحيد و يگانگى خداوند و گواهى مى دهد كه براى خدا شريكى نيست و شهادت مى دهد كه محمد صلّى اللّه عليه و آله بنده و فرستاده اوست و آيين حق را از سوى خدا "براى جهانيان" آورده است و شهادت مى دهد كه بهشت و دوزخ حق است و روز جزاء بدون شك به وقوع خواهد پيوست و خداوند همه انسانها را در چنين روزى زنده خواهد نمود!
🌟و من نه از روى خودخواهى و يا براى خوشگذرانى و نه براى فساد و ستمگرى از مدينه خارج مى گردم بلكه هدف من از اين سفر امر به معروف و نهى از منكر و خواسته ام از اين حركت ، اصلاح مفاسد امت و احيا و زنده كردن سنت و قانون جدم رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و راه و رسم پدرم على بن ابى طالب عليه السلام است . پس هركس اين حقيقت را از من بپذيرد "و از من پيروى كند" راه خدا را پذيرفته است و هركس رد كند "و از من پيروى نكند" من با صبر و استقامت "راه خود را" در پيش خواهم گرفت تا خداوند در ميان من و اين افراد حكم كند كه او بهترين حاكم است. و برادر! اين است وصيت من بر تو و توفيق از طرف خداست، بر او توكل مى كنم و برگشتم به سوى اوست!
.
.
🌟بسم الله الرحمن الرحیم؛
🌟هذا ما اَوْصى بِهِ الحسین بن علِي اِلى اَخيِهِ محمد بن الحنفیهِ؛ اَنَّ الْحسین يَشْهَدُ اَنْ لا اله الا اللّه وحده لا شریک له وَاَنَّ محَمَّدا عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ جاءَ بِالْحَقِّ مِنْ عِنْدِهِ وَاَنَّ الْجَنَّةَ حَقُّ وَالنّارَ حَقٌ وَالسَّاعَةَ آتِيَةٌ لارَيْبَ فيها وَاَنَّاللّه يَبْعَثُ مَنْ فِى القبور.
🌟وَاَنَّى لَمْ اَخْرُجْ اَشِرا وَلا بَطِراً وَلا مُفْسِداً وَلا ظالِماً وَانَّما خَرَجْتُ لِطَلَبِ اْلا صْلاحِ فِى اُمَّةِ جَدِّى ارِيدُ اَنْ آمُرَ بِالْمَعْرُوفِ وَاَنْهى عَنِ الْمُنْكَرِ وَاَسيرَ بِسِيرَةِ جَدِّى وَاَبى على بن ابیطالبٍ فَمَنْ قَبِلَنى بِقَبُولِ الْحَقِّ فَاللّه اَوْلى بِالْحقِّ وَمَنْ رَدَّ عَلَىّ هذا اَصْبِرُ حَتّى يَقْضِيَاللّهُ بَيْنِى وَبَيْنَ الْقَومِ وَهُوَ خَيْرُالْحاكِمِينَ وَهذِهِ وَصِيَّتِى اِلَيْكَ يااَخِى وَما تَوْفِيقى اِلاّ بِاللّه عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ و وَاَليْهِ اُنِيبُ!
.
🔎مقتل عوالم ص۵۴
🔎مقتل الحسین خوارزمی ج۱ ص۱۸۸
Read more
________ نامه منتسب به همسر یکی از قربانیان حوادث تروریستی پاریس خطاب به تروریست ها. صرف نظر از اصالت ...
Media Removed
________ نامه منتسب به همسر یکی از قربانیان حوادث تروریستی پاریس خطاب به تروریست ها. صرف نظر از اصالت آن، بسیار تامل بر انگیز است: شما حتي نفرت من را هم بدست نخواهيد اورد شما زندگي يك فرد استثنايى، عشق من، مادر تنها فرزندم را گرفتيد، ولى من كينه خود را از شما دريغ مى دارم تا شما حتي اون رو هم نتونيد ... ________
نامه منتسب به همسر یکی از قربانیان حوادث تروریستی پاریس خطاب به تروریست ها. صرف نظر از اصالت آن، بسیار تامل بر انگیز است:

شما حتي نفرت من را هم بدست نخواهيد اورد
شما زندگي يك فرد استثنايى، عشق من، مادر تنها فرزندم را گرفتيد، ولى من كينه خود را از شما دريغ مى دارم تا شما حتي اون رو هم نتونيد بدست بياريد .من نمى دانم شما چه كسانى هستيد و مايل هم نيستم بدانم،
چون شما وجود نداريد !
اگر ان خدايى كه شما برايش كوركورانه مى كُشيد ما را از روح خود آفريده، هر گلوله شما زخميست بر قلب او.
خير ! من كينه خود را به شما ارمغان نمى دهم.
چون شما در جستجوى ان بوده ايد، ولى پاسخ دادن به كينه شما با كينه و خشونت، تسليم شدن است در مقابل جهلى كه شما را تبديل كرده به انچه كه هستيد
شما مى خواهيد كه من در ترس زندگى كنم !
به هموطنان [مسلمان] م مظنونانه بنگرم، كه بدينوسيله ازادى را فداى امنيت كنم !! ما دو نفر بيش نيستيم (من و پسرم)، ولى از تمام ارتشهاى دنيا نيرومند تريم. وقت زيادى ندارم كه به شما اختصاص دهم، چون بايد براى ملويل پسر هفده ماهه ام كه تا دقايقى ديگر از خواب بر خواهد خواست مثل هر روز عصرانه درست كنم و سپس با او مثل هر روز براى بازى به پارك بروم. در تمام طول عمرش، اين پسر كوچك، با شاد بودن و آزاد بودن خويش شما و امثال شما را خواهد آزرد در حاليكه شما حتي كينه او را هم به ارمغان نخواهيد برد!
____________
Read more
وقتي كسي در حالي كه رگ پيشانيش متورم شده و دندانهايش را به روي هم فشار ميدهد، نعره كشان ميگويد: "همتون بريد به جهنم"، در حقيقت خود او در جهنمي زندگي ميكند كه " همتون" براي او ساخته اند. در اينجا قصد قضاوت ندارم حضار گرامي! اينكه آيا او به حق اين نفرين را سر ميدهد و يا حتي به حق است كه بگوييم "همتون" براي ... وقتي كسي در حالي كه رگ پيشانيش متورم شده و دندانهايش را به روي هم فشار ميدهد، نعره كشان ميگويد: "همتون بريد به جهنم"، در حقيقت خود او در جهنمي زندگي ميكند كه " همتون" براي او ساخته اند. در اينجا قصد قضاوت ندارم حضار گرامي! اينكه آيا او به حق اين نفرين را سر ميدهد و يا حتي به حق است كه بگوييم "همتون" براي او جهنمي ساخته اند كه باعث شده است دندان قروچه برود. در اينجا حس و حال شاكي مورد بحث قرار ميگيرد. براي مثال در حال حاضر كه من اين نوشته ها را براي شما ميخوانم، شما عزيزان به سخنان من با تأمل گوش ميدهيد و حتي ممكن است از خدايتان باشد تا فرصتي به شما دست دهد و جواب دندان شكني در مقابل فرضيات اينجانب بيان كنيد تا به نوعي من را نقض كرده و يا تنها با بيان فرضيه اي مخالف، اعلام حضور نماييد. خب، بايد گفت قابل احترام است. چون هر شخصي بنا به تجربيات و دانسته هاي خود و يا حتي احساسات خود- كه جا دارد تاكيد كنم قضاوت نميكنيم كه اين احساسات منطقي و به حق هستند يا نه- نظريه و فرضيات متفاوت و يا شايد متناقضي دارد. لذا شكايتي از افكار شما كه با شنيدن سخنان من در ذهنتان شكل ميگرد نيست. در ميان شما حتي حضاري هستند كه حتي در همين زمان كوتاه كه در خدمتتان هستم، توانسته اند چنان كينه اي از من به دل گرفته باشند كه اگر به ايشان بهترين اصلحه دوربُرد بدهند، بدون ترديد جمجمه اين جانب را با اولين شليك گلوله از هم مي شكافند، اما خب بايد اين را هم در نظر گرفت كه مهارت تيراندازي شرط مهمي است. ممكن است اين حضار بنا به دلايل متنوع و شايد منطقي اين كينه را به دل گرفته باشند و با خود بگويند مردك احمق ياوه گو، وقت با ارزش ما را گرفته و يك مشك چرنديات تحويلمان ميدهد. ميتواند استدلال جالبي باشد اما كافي نيست زيرا اگر آنها هم در جايگاه من بودند ميتوانستند نظريات و فرضيات خود را كه بر اساس مطالعات، تجربيات و دانسته هاي خود گرد آورده اند به شكل چرنديات به خورد حضار بدهند. برخي ديگر نيز در اين جمع حضور دارند كه بي توجه به سخنان بنده، سرگرم تاييد كردن، نقد كردن، چك كردن و يا حتي سخره گرفتن عده اي در دنياي مجازي هستند. با وجود اينكه سالن كنفرانسي كه در حال حاضر در آن هستيم به لطف همكاران گرامي بسيار نوراني است اما از اين فاصله كه من ايستاده ام نور صفحات گوشي هاي همراه عزيزان به چشم ميخورد. جالبتر اينجاست كه اين عزيزان حتي با وجود اينكه نگاه خيره ي بقيه حضار را بهخود جلب كرده اند- صرفا به دليل اشاره اي كه به آنها كردم- اما توجهي نشان نميدهند، چون غرق شده اند.
#ادامه_دارد ❗️❗️❗️
Read more
ویدئو #هجرت از #گوگوش آلبوم #اگه_بمونی_اگه_نمونی . اینم انتخاب آخر امشب با صدای خانم گوگوش و آهنگسازی و تنظیم از زنده یاد #ناصر_چشم_آذر . روحش شاد و یادش گرامی . شب خوش ️ . با سقوط دستای ما در تنم چيزی فرو ريخت هجرتت اوج صدامو بر فراز شاخه آويخت ای زلال سبز جاري جای خوب غسل تعميد بی ... 🎧 ویدئو #هجرت از #گوگوش آلبوم #اگه_بمونی_اگه_نمونی
.
اینم انتخاب آخر امشب با صدای خانم گوگوش و آهنگسازی و تنظیم از زنده یاد #ناصر_چشم_آذر 👌
.
روحش شاد و یادش گرامی 🙏🌹
.
شب خوش ✋️
.
با سقوط دستای ما
در تنم چيزی فرو ريخت
هجرتت اوج صدامو
بر فراز شاخه آويخت
ای زلال سبز جاري
جای خوب غسل تعميد
بی تو بايد مرد و پژمرد
زير خاك باغچه پوسيد
فصلي كه من با تو ماشد
.
Read more
دیروز که اظهار نظر عجیب چند تا از #هنر_پیشه ها رو رد مورد #عيد_قربان شنیدم یاد مطلبی افتادم که چند هفته ...
Media Removed
دیروز که اظهار نظر عجیب چند تا از #هنر_پیشه ها رو رد مورد #عيد_قربان شنیدم یاد مطلبی افتادم که چند هفته پیش در #لرستان وقتی مهمان #عشایر بودیم از یک انسان بزرگ و ‌دنیا دیده یاد گرفتم عشایر رسم دارن وقتی #مهمان براشون میاد برای خوش آمد گویی و احترام گوسفند #قربانی میکنن میزبان ما هم،داشت همين كار ... دیروز که اظهار نظر عجیب چند تا از #هنر_پیشه ها رو رد مورد #عيد_قربان شنیدم یاد مطلبی افتادم که چند هفته پیش در #لرستان وقتی مهمان #عشایر بودیم از یک انسان بزرگ و ‌دنیا دیده یاد گرفتم
عشایر رسم دارن وقتی #مهمان براشون میاد برای خوش آمد گویی و احترام گوسفند #قربانی میکنن
میزبان ما هم،داشت همين كار رو ميكرد
اما من با خواهش و تمنا مانعش شدم و اجازه ندادم
الحمدلله نعمت فراوان بود و با لذّت خودمون ر‌و با #ماست و #دوغ و #نان،سیر کردیم
شب که داستان رو به حاج رضا گفتيم،خيلى منقلب شد و با غصّه، #خاطره ای تعريف كرد
گفت:وقتى خيلى جوان بودم با جمع دوستان شبى مهمان عشاير شديم
ميزبان خواست براى ما #گوسفند #ذبح كنه،كه مانعش شديم
با نان گرم ساجى و ماستُ دوغ گوسفندى و #كره محلى لذّت برديمُ سير شديم
وقت #نماز شد
رفتم، #وضو بگيرم
در راه صداى ناله و نفرين پير زنى توجهم رو جلب كرد
با دقّت گوش كردم
با سخت ترين و سوزناك ترين حالت به ما ناله و نفرين ميکرد
انقدر شديد،كه بى اختيار به سمتش رفتم
گفتم مادر جان چرا از ما ناراحتى؟
چه #ظلم و جسارتى كردیم كه انقدر دل شما رو شكسته ايم
پير زن از ديدن من جا خورد اما،بلا فاصله گفت:سير از گشنه خبر نداره،سواره از پياده
ميدونى من و بچه ها و نوه هام چند وقته #گوشت نخوردیم؟
تو فكر كردى ما هر روز گوشت گيرمون مياد؟
اگه اجازه ميدادين اون گوسفند رو ذبح كنه
بعد از يك سال،منُ بچه هام قدرى گوشت ميخورديم
خدا از سر ظلمتون نگذره شما به شكم سير خودتون نگاه كردين و مانع شديد ما هم به نوايى برسيم
-و بعد حاج رضا اینطور #نصيحت كرد
هیچ وقت مانع خیر نشین و رد احسان نکنید
چون علاوه بر احساس كرامتى كه صاحب خانه از ميزبانى شایسته‌‌ی شما کسب میکنه
خانواده و نزديكانش هم به بركت سفره متنعم ميشن
-در مورد اظهار نظر بعضی #سلبريتى هاى محترم بايد عرض كنم
عزيزانِ جان،بهشت و جهنم رفتن را بى خيال!
قبول ندارين كه بخــشى از گوشت قربانى ها ميرن تو سفره ى #فقرا؟
همون آدم هايى كه ندارن گوشت كيلويى هفتاد،هشتاد هزار تومانى بخرن و شايد چند ماه يك بار رنگ گوشت نميبينن!
بگردين يه راه ديگه براى اسم در كردنُ #فالور جمع كردنُ معرف ماندن پيدا كنيد
اه و ناله ى آدم هايى را به جون نخرين كه پناهى جز خدا ندارن
ميفرماييد گوسفند قربانى نكنيد،به جاش درخت بكاريد،چشششم
هر وقت شما از شيش ليكُ چنجه خوردن صرفه نظر كردى و با درخت شكمت را سير كردى راهش را به ما و فقرا هم ياد بده
اما فعلا اجازه بده مردم به هم كمك كنن
Read more
. چو نامحرم بود اين سبزه بانو كه تحريكم كند حتى به زانو فراموشت چرا شد از دوتا دست؟ كه من با ساعدش ...
Media Removed
. چو نامحرم بود اين سبزه بانو كه تحريكم كند حتى به زانو فراموشت چرا شد از دوتا دست؟ كه من با ساعدش هم مي شوم مست . تو قوس آن دو گونه ش را نديدي؟ مفاسدهاى چونه ش را نديدي؟ دو چشمانش ببين! بدجور هيز است نگاه ما مسلمانان چه تيز است من و غسل و به زير بارش دوش كه تحريكم بكرد آن لاله ى گوش ، . #آرشميرزا ... .
چو نامحرم بود اين سبزه بانو
كه تحريكم كند حتى به زانو
فراموشت چرا شد از دوتا دست؟
كه من با ساعدش هم مي شوم مست .
تو قوس آن دو گونه ش را نديدي؟
مفاسدهاى چونه ش را نديدي؟
دو چشمانش ببين! بدجور هيز است
نگاه ما مسلمانان چه تيز است
من و غسل و به زير بارش دوش
كه تحريكم بكرد آن لاله ى گوش
،
.
#آرشميرزا #همينقدرتباه #نامحرم #تحريك #زانو #بانو #از_رنجى_كه_ميبريم
Read more
به اندازه ي ٦...٧سالي هست كه من با گيلاني ها در ارتباطم. ديگه حالم از بحث هايي كه موضوعش اينه كه: ما گيلاني ...
Media Removed
به اندازه ي ٦...٧سالي هست كه من با گيلاني ها در ارتباطم. ديگه حالم از بحث هايي كه موضوعش اينه كه: ما گيلاني ها خوبيم و تو چشمم نگاه كردن و گفتن شما مازندراني ها بد هستين بهم مي خوره. هر وقت از علاقه م به گيلان گفتم، هر وقت گيلكي حرف زدم، در اوج عشقم به اونها با بي مهري هاي شديد از جانب بعضي ها مواجه شدم. هيچ ... به اندازه ي ٦...٧سالي هست كه من با گيلاني ها در ارتباطم. ديگه حالم از بحث هايي كه موضوعش اينه كه: ما گيلاني ها خوبيم و تو چشمم نگاه كردن و گفتن شما مازندراني ها بد هستين بهم مي خوره.
هر وقت از علاقه م به گيلان گفتم، هر وقت گيلكي حرف زدم، در اوج عشقم به اونها با بي مهري هاي شديد از جانب بعضي ها مواجه شدم.
هيچ وقت مازندرانيي نديدم كه از گيلاني ها بد بگه.
شما مازندراني ها كشور دستتونه. شما لاريجاني داريد .شما ....
بس نيست اين ادبياتي كه از بچگي تو مغزمون فرو كردن : دخترا پنیرن دست بزني مي ميرن/// پسرا شيرن مث شمشيرن.... بابلي املي /// غرب گيلان شرق گيلان /// فلاني مار به دوش مارو نكش اونو بكش..... خلاصه اینکه هر کسی این تفکر پوسیده رو داره دکمه ی آنفالو رو بزنه و خدا نگه دار . .
.
به قول شاملو: گیریم کسی به من بگه مادر قحبه .من که نباید برم بهش ثابت کنم مادرم قحبه نبوده.
.

این عکس هم تزیینی نیست.
شادی گیلک ترین رفیق منه. گیلان منه.شمال منه.ایران منه. بخش وسیعی از قلب من جای این خانوم هست . شادیِ همیشه مهربانِ من.
#توبمان 💚🌿
Read more
من هميشه براي آموزش خودم سرمايه گذاري مي كنم. يعني هر دوره يا سميناري كه شركت مي كنم بايد چند برابر هزينه ...
Media Removed
من هميشه براي آموزش خودم سرمايه گذاري مي كنم. يعني هر دوره يا سميناري كه شركت مي كنم بايد چند برابر هزينه اش براي من برگشت داشته باشد. برخي از دوره هايي كه شركت نموده ام بيش از بيست هزار دلار هزينه داشته و در نگاه اول به نظر گران مي آيد ولي اگر به آن به شكل سرمايه گذاري نگاه كنيد مي بينيد كه دانش كمتر داشتن ... من هميشه براي آموزش خودم سرمايه گذاري مي كنم. يعني هر دوره يا سميناري كه شركت مي كنم بايد چند برابر هزينه اش براي من برگشت داشته باشد. برخي از دوره هايي كه شركت نموده ام بيش از بيست هزار دلار هزينه داشته و در نگاه اول به نظر گران مي آيد ولي اگر به آن به شكل سرمايه گذاري نگاه كنيد مي بينيد كه دانش كمتر داشتن از ديگران چقدر برايمان گران در مي آيد. من خودم سالهاست سخنرانم و همايش برگزار مي كنم، از سختي اين كار كاملا باخبرم، حالا كه همايش فرازان تمام فرايند برگزاري يك همايش در كلاس جهاني را فراهم نموده و ما فقط مي توانيم با هزينه ناچيز از اساتيد به نام دنيا استفاده كنيم، يك فرصت بزرگ است. من فقط بگويم كه سالها پيش در يك كلاس آقاي فرانك فرنس شركت كردم با هزينه دو هزار دلار كه بسيار هم موثر بود، الان ايشان فقط يكي از اساتيد اين همايش است. پس ارزش چنين همايشي خيلي بيشتر از هزينه اي است كه تعيين شده. دقت كنيد كه من با اينكه خودم سالهاست بازاريابي و فروش را تدريس مي كنم، اما باز هم پايه ثابت اين كنفرانس هستم. @hamayeshfarazan @p.khalaghiyat
Read more
. دوستی داشتیم كه می‌گفت هیچ‌وقت سه تا چیز كسی رو مسخره نكن. با دوتای اول كاری نداریم ولی سومی «اسم ...
Media Removed
. دوستی داشتیم كه می‌گفت هیچ‌وقت سه تا چیز كسی رو مسخره نكن. با دوتای اول كاری نداریم ولی سومی «اسم و فامیلی» بود. هروقت دوستمون این‌رو می‌گفت خاطراتی كه من با فامیلی‌ام داشتم با كیفیت فول HD جلوی چشم‌هام ظاهر می‌شد. از بچگی یادمه واسه همه سوال پیش می‌اومد كه اجداد من چی‌كاره بودن كه فامیلی‌ام ... .
دوستی داشتیم كه می‌گفت هیچ‌وقت سه تا چیز كسی رو مسخره نكن. با دوتای اول كاری نداریم ولی سومی «اسم و فامیلی» بود. هروقت دوستمون این‌رو می‌گفت خاطراتی كه من با فامیلی‌ام داشتم با كیفیت فول HD جلوی چشم‌هام ظاهر می‌شد.

از بچگی یادمه واسه همه سوال پیش می‌اومد كه اجداد من چی‌كاره بودن كه فامیلی‌ام شده درزی. یه نفر می‌گفت شاید اشتباه ثبت احوال بوده، یه نفر دیگه می‌گفت حتما جد بزرگت كارش این بوده كه خبرهای اختلاس اون دوره رو درز بگیره كسی نفهمه، احتمالا يه پسرخاله هم داشته كه فاميلي‌اش «ماله‌اي» بوده. یه نفر دیگه هم می‌گفت: «دوست‌هات باهات شوخی دارن كه به جای گودرزی، درزی صدات میكنن نه؟ هیچی جای این صمیمیت‌ها رو نمیگیره!».
.
یادم میاد یه بار با حال خراب رفته بودم درمانگاه و دكتر مهربون كه در حال نسخه نوشتن بود براي تلطیف فضا، خیلی بی‌مقدمه ازم پرسید: «راستی درز كجا میشه دقیقا؟» گفتم: «جان؟!» دكتر با شیوایی بیشتری توضیح داد كه: «درز دیگه، شهرتون. مگه اسم شهرتون درز نیست كه فامیلیتون شده درزی؟»
.
با اندك توانی كه در بدنم داشتم بهش گفتم كه درزی یعنی «خیاط». دكتر با تعجب خیلی زیادی سرش رو از رو نسخه بالا آورد و گفت :«عه؟! به چه زبونی اون‌وقت؟!» اون‌قدر حالم خراب بود كه حتی یك كلمه دیگه هم نمی‌تونستم بگم، اما اون لحظه با خودم فكر كردم كه اگه الان حرف نزنم، به خودم و اجدادم و همه درزی‌های دنیا خیانت كردم. بنابراین همه توانم رو جمع كردم و با كلماتی كه به سختی شنیده می‌شد، با جدیت تمام گفتم: «فارسی! خیاط عربیه! درزی فارسیشه!»
.
خیلی دلم می‌خواست برای اثبات حرفم بهش پیشنهاد كنم كه تو وقت‌های آزادش یكم مطالعه جانبی داشته باشه و مثنوی بخونه تا مطمئن بشه مولانا هم ما رو به رسمیت می‌شناخته و وقتی می‌خواسته لباس بدوزه میرفته پیش درزی محل؛ بعدش هم با افسوس بهش بگم: «اگه حداقل وقتی دوم دبیرستان بودی درس «كباب غاز» رو با دقت بیشتری می‌خوندی، كلمه‌ها و تركیب‌های تازه‌اش یادت مونده بود و الان میدونستی درزی یعنی چی!».
.
بقیه در کامنت اول 👇👇
Read more
<span class="emoji emoji1f30a"></span><span class="emoji emoji1f30a"></span><span class="emoji emoji1f30a"></span>• در سفر ها بود كه با خودم آشتى كردم. در سفرها به توانايي ها و ضعف هاي خودم پي بردم. در سفرها به زيبايي ...
Media Removed
• در سفر ها بود كه با خودم آشتى كردم. در سفرها به توانايي ها و ضعف هاي خودم پي بردم. در سفرها به زيبايي بي بديل طبيعت بي مهابا دل سپردم و آموختم چيزهاي كوچكى هست كه شادمانى هاي بزرگ مى‌آفرينند و مصايب بزرگى هست كه من، با تمام كوچكى‌ام، از پس آنها بر مى‌آيم. در سفرها روحم چنان آغشته به تحسين و شگفتى شد ... 🌊🌊🌊•
در سفر ها بود كه با خودم آشتى كردم. در سفرها به توانايي ها و ضعف هاي خودم پي بردم. در سفرها به زيبايي بي بديل طبيعت بي مهابا دل سپردم و آموختم چيزهاي كوچكى هست كه شادمانى هاي بزرگ مى‌آفرينند و مصايب بزرگى هست كه من، با تمام كوچكى‌ام، از پس آنها بر مى‌آيم. در سفرها روحم چنان آغشته به تحسين و شگفتى شد كه قادر باشم زخمهاى به يادگارمانده از آدمهارا فراموش كنم و آنها را همانطور كه هستند بپذيرم و همانطور كه هستند دوست داشته باشم .در سفرها به اين درك رسيدم كه حتى در رنج خداحافظي ها و در بغض لحظه هاي آخر، چه اندازه عشق و چه اندازه اميد نهفته است .در سفرها بود كه با خودم پيمان بستم همواره از صميم قلب براي عزيزانم سه چيز را آرزو كنم.... سلامتى، آرامش قلب و سفرهاي فراوان... #نيكى_فيروزكوهی .

•🛬🛬🛬
پی‌نوشت: هم‌سفری با یک دوست و‌همکار قدیم #نیماکرمی و مهمان نوازی عاطفه طباطبایی و پویا نامداری عزیزانِ برنامه صبح خلیج فارس در #بندر_عباس همیشه مهربان و گرم و‌پُرخون به قشنگی تمام‌می‌شود با دیدن دوستان عزیز دیگر که شکر خدا با عجله‌یی که خلبان عزیز داشت، بالاخره به سلامتی به مقصد رسیدیم!
عکس اول فرودگاه مهرآباد شادمانی ما !!!
تصویر دوم خلیج فارس زیبا و‌عزیز اما نگران این روزها
امیدوارم به زودی حال ماهیگیران و بومیان این منطقه بهتر از حال شود و بازارشان دوباره پررونق و‌روزی باشد
بی اجاره یا اجازه !!!!
.
#الهام_پاوه_نژاد #ایرانی #ایرانم #بازیگر
Read more
به نام خدا دوران انتخابات است و اختلاف نظرات،كه اين اختلاف وارد خانواده ها شده از اشنايان نزديك گرفته ...
Media Removed
به نام خدا دوران انتخابات است و اختلاف نظرات،كه اين اختلاف وارد خانواده ها شده از اشنايان نزديك گرفته تا دور،شايد روابطي اين ميان از هم پاشيده و قطع شده. بهداشت رواني:با تلاش،مطالعه،تمرين اين باور را در خود به وجود اوريم كه همه نبايد مثل ما فكر كنند وهمه نبايد مثل ما عمل كنند.اجازه دهيم كه ديگران ... به نام خدا
دوران انتخابات است و اختلاف نظرات،كه اين اختلاف وارد خانواده ها شده از اشنايان نزديك گرفته تا دور،شايد روابطي اين ميان از هم پاشيده و قطع شده.
بهداشت رواني:با تلاش،مطالعه،تمرين اين باور را در خود به وجود اوريم كه همه نبايد مثل ما فكر كنند وهمه نبايد مثل ما عمل كنند.اجازه دهيم كه ديگران با ما متفاوت باشند حتي ان شخص همسر من باشد.توانايي مديريت هيجان هاواحساسات را داشته باشيم كه اگر راي و نظر كسي مخالف راي من بود پرخاشگري وكينه نشان ندهيم وحق توهين وهيچ گونه تهمتي را نداريم.عصبانيت در چنين شرايطي يعني ما خودرا برده ي طرف مقابلمان كرده ايم كه به راحتي نظر او باعث به هم ريختن افكار و احساسات من ميشود.در اين شرايط١-هروقت عصبي شديم خود را تنبيه كنيم (هركسي با توجه به روحيات خود)٢-هرروز صبح با خود تكرار كنيم كه همسرمن،فرزندمن اجازه دارد نظري مخالف نظر من داشته باشد٣-ديگران اجازه دارند منافع خود را به منافع من ترجيه دهند حتي همسرم(با رعايت اخلاق)٤-لنگرگاهاي مشترك ايجادكنيم اگر در اين انتخابات نسبت به كانديدها اختلاف نظر داريم در عوض نسبت به نظام،دين،علاقه به كشور باهم يك نظر هستيم.
مثال ساده:من پرتقال دوست دارم ووسط گذاشته ام همسرم پرتقال دوست ندارد من پرتقال را برمي دارم در عوض نارنگي كه هردو تاكيد ميكنم هردو دوست داريم را وسط ميگذارم.
فقط در اين بازار سياسي كه هدف سازندگي است اخلاق را تخريب نكنيم
انشاءالله
Read more
لطفاً اين متن رو با دقت و بدون تعصب بخوانيد يادم مياد كه سال هفتاد نه بود كه يكروز گرم تابستانى بايد ...
Media Removed
لطفاً اين متن رو با دقت و بدون تعصب بخوانيد يادم مياد كه سال هفتاد نه بود كه يكروز گرم تابستانى بايد به دفتر كار پدر در اون زمان برم. اون موقع دفتر ايشون در يك اداره ارتشى بود. معمولاً ورود به اون دفتر بخاطر مقرارت نظامى حاكم بر ارتش خيلى پروتكل و دنگ و فنگ داشت. بايد چند تا تماس تلفنى گرفته ميشد تا اجازه ... لطفاً اين متن رو با دقت و بدون تعصب بخوانيد
يادم مياد كه سال هفتاد نه بود كه يكروز گرم تابستانى بايد به دفتر كار پدر در اون زمان برم. اون موقع دفتر ايشون در يك اداره ارتشى بود. معمولاً ورود به اون دفتر بخاطر مقرارت نظامى حاكم بر ارتش خيلى پروتكل و دنگ و فنگ داشت. بايد چند تا تماس تلفنى گرفته ميشد تا اجازه ورود صادر ميشد. طبق روال اومدم و خودم رو معرفى كردم و گفتم كه ميخوام به ديدن پدرم برم. ولى اينبار بدون اينكه تماسى با جايى گرفته بشه دژبان دم در به من گفت كه امكان ورود براى من به ساختمان نيست! با تعجب پرسيدم چرا؟ اونها جواب دادن كه بنا به دستور با پيراهن آستين كوتاه نميتونم وارد بشم! خيلى برام عجيب بود! گفتم كه با دفتر پدر تماس بگيرن و اجازه بدن كه من با دفتر صحبت كنم. تماس برقرار شد و من به منشى پدر گفتم كه به پدر سلام برسونيد و بگيد كه من طبق دستور ايشون خدمت رسيدم ولى به اعتراض به اين قانون خود خوانده برميگردم. ايشون به من گفت كه ميتونه يك پيراهن آستين بلند براى من بفرسته دم در تا من بپوشم و برم داخل ولى اين از خود اين مقرارت مسخره تر بود. گفتم اگر با اين پيراهن آستين كوتاه ميشه در مقابل خداوند ايستاد و نماز خوند، ديگه شماها چيكاره ايد؟!؟😡 خلاصه ديگه يادم نمياد كه هرگز به اون دفتر رفته باشم! البته اين مقرارات رو پدر وضع نكرده بودن و به كل نيروهاى مسلح در اون زمان ابلاغ شده بود ولى تمكين از قانون بى منطق روا نيست! ديروز با يكى از دوستان كه اتفاقاً وكيل دادگسترى هم هستن صحبت اين داستان شد كه پوشيدن پيراهن آستين كوتاه و شلوار كوتاه براى آقايون نه از لحاظ قانونى و نه از لحاظ شرعى ايرادى نداره و ما آقايون خودمون رو محدود ميكنيم! البته كه موج افراطى گرى بين بسيارى از اداره كننده گان كشور و امت دلواپس دامنه بسيار بلندى داره. ولى اون حضرات هم بايد با منطق روبرو بشن! اينكه ما قوانين رو بخاطر تفكرات تنگ و كوتاه خودمون به مردم تحميل كنيم كار اشتباه و غلطيست. در هر حال افراطيگرى پاين و انتهايى ندارد و اين دوستان هرچقدر هم تلاش كنند قافيه رو به طالبان و داعش باختن. پس بهتره كه كمى منطقى باشن و از اعتدال خارج نشن. اگر هم خدايى نكرده بانويى با ديدن ساق پاى آقايى تحريك ميشه، اين بانوان رو به تهذيب نفس و پاكى چشم دعوت ميكنم. لطفاً اگر درجايى قانون نوشتارى كه مانع از پوشيدن شلوار كوتاه و پيراهن آستين كوتاه هست براى من بنويسيد. باذكر منبع البته 🙏 اگر هم باشه قانون بيخوديست كه بايد اصلاح بشه
#picassomo #iran
#حجاب #آزادى_اجتماعى #راحتى #شلوارك
#عكس_از_خودم_براى_خودم
Read more
<span class="emoji emoji1f339"></span> خاطرات جالب امیر مهدی ژوله و سانسور در صدا و سیما: ژوله نویسنده باسابقه سریال های تلویزیونی با ...
Media Removed
خاطرات جالب امیر مهدی ژوله و سانسور در صدا و سیما: ژوله نویسنده باسابقه سریال های تلویزیونی با انتشار متنی در پیج شخصی اش به سانسورها صدا سیما واکنش نشان داد: من از سال هشتاد و سه (كمربندها را ببنديم) تا سال نود و چهار (درحاشيه٢) در حال سريال نويسي براي تلويزيون (برره، باغ مظفر، مردهزار چهره، ... 🌹
خاطرات جالب امیر مهدی ژوله و سانسور در صدا و سیما:
ژوله نویسنده باسابقه سریال های تلویزیونی با انتشار متنی در پیج شخصی اش به سانسورها صدا سیما واکنش نشان داد:
من از سال هشتاد و سه (كمربندها را ببنديم) تا سال نود و چهار (درحاشيه٢) در حال سريال نويسي براي تلويزيون (برره، باغ مظفر، مردهزار چهره، مرد دوهزارچهره، درحاشيه يك، در حاشيه دو)و نمايش خانگي(گنج مظفر، قهوه تلخ، شوخي كردم و عطسه )بودم.

انقدر خاطرات بامزه و تلخ از مواجهه با سانسور و مميزي تو اين سالها دارم كه ديدم حيفه براي شما تعريف نكنم.
(توضيح اينكه هر قسمت سريال براي پخش به تلويزيون فرستاده ميشه،بعد از بازبيني برگه اي به عنوان موارد اشكال پخش به گروه برگردونده ميشه تا اصلاحات مورد نظر صورت بگيره)

قسمت اول :حجم خانمها
يكي از معضلات نمايش خانمها در تلويزيون علاوه بر حجاب كه عموما رعايت ميشه و ارايش كه حتي گاهي با تغيير رنگ تصوير هنگام نمايش اصلاح ميشه ،تصور يا توهم مشخص بودن حجم بخشي از اندام اونها از زير لباسه.
مثلا اين يك اصل پذيرفته شدست كه خانمهاي بازيگر بايد حتما زير پيراهنشون شلوار ضخيم بپوشن(توي سرما و گرما ) كه حجم پاشون معلوم نباشه.لباسهاي گشاد و ضخيم هم كه يه رواله.
اما بامزه بود كه سر سريال برره يكي از اشكال پخشهايي كه براي ما اومد اين بود كه چرا حجم گوش شقايق دهقان از زير روسري معلومه!!(توجه كنيد گوش نه،حجم گوش)
و ما هيچ وقت نفهميده بوديم دوستان چه عنصر تحريك كننده اي توي حجم گوش يك بازيگر از زير روسري كشف كرده بودن يا وقتي به گوش فكر ميكردن دقيقا به چي فكر ميكردن.
يا مثلا قيافه مات و مبهوت سحر جعفري جوزاني يادم نميره وقتي توي سريال باغ مظفر بهش گفتن اشكال اومده كه چرا غبغب خانوم جوزاني معلومه.
جدا از اينكه اساسا چي غبغب تحريك كننده ست،سحر جوزاني داشت دق ميكرد كه من با چهل كيلو وزن غبغبم كجا بود.. پي نوشت:جدا از اينكه خانمها نميتونن توي سريالها سوت بزنن و جيغ بكشن و بلند بخندن و خيلي از شوخي ها رو بكنن،توي يكي از سريالهاي اخير اشكال پخش اومد كه خانمها خيار نخورن توي صحنه!
پي نوشت:ادامه دارد.
همه دوستان و همكارانم توي همه اين سالها رو هم دعوت به اين ذكر مصيبت ها ميكنم.
#من_و_سانسورچی
Read more
سلام به تمام پرشورهاي آذربايجان، هواداران عزيز تراكتورسازي تبريز كه عاشقانه تيم‌شان را دوست دارند. ...
Media Removed
سلام به تمام پرشورهاي آذربايجان، هواداران عزيز تراكتورسازي تبريز كه عاشقانه تيم‌شان را دوست دارند. مي‌خواهم چند كلمه با شما درد و دل كنم، بياييد دوستانه چند كلمه صحبت كنيم. چند روز پيش پستي را در اينستاگرام منتشر كردم كه باعث رنجش برخي از هواداران شد. آن‌ها فكر كردند من به تيم استقلال ابراز ... سلام به تمام پرشورهاي آذربايجان، هواداران عزيز تراكتورسازي تبريز كه عاشقانه تيم‌شان را دوست دارند. مي‌خواهم چند كلمه با شما درد و دل كنم،
بياييد دوستانه چند كلمه صحبت كنيم. چند روز پيش پستي را در اينستاگرام منتشر كردم كه باعث رنجش برخي از هواداران شد.
آن‌ها فكر كردند من به تيم استقلال ابراز علاقه كرده‌ام اما كاش كمي بدون احساسات به اين پست توجه مي‌كرديد. من از حقم دفاع كردم، خودتان را جاي من بگذاريد، تصور كنيد دستمزدتان را كه حاصل ماه‌ها تلاش‌تان است بخشيده‌ايد اما رفتارهايي را مي‌بينيد كه درست نيست. مگر غير از اين است كه من با قراردادي سه ساله به تراكتورسازي پيوستم درحاليكه مي‌توانستم با قراردادهاي يكساله به تيم‌هاي ديگر بروم، مگر غير از اين است كه من آمده‌ام كه در طولاني‌مدت،‌ خيال‌تان را بابت دروازه‌باني راحت كنم.از خودتان بپرسيد چرا محسن فروزان وقتي به ورزشگاه‌هاي ديگر مي‌رود تشويق مي‌شود؟ غير از اين است كه آن‌ها مي‌دانند كه من با تمام وجود براي تيم‌شان بازي كرده‌ام؟ من به تيم تراكتورسازي تعصب دارم و با تمام قلبم براي اين تيم بازي مي‌كنم. اگر تشويق هواداران را جواب داده ام چون مي‌خواهم فرهنگ سازي كنم، همه ما بايد در مقابل خشونت كلامي، فرهنگ سازي كنيم. با كمال احترام من علت عصبانيت برخي از هواداران را درك مي‌كنم اما با آن مخالفم، من در ورزشگاه آزادي پاسخ تشويق استقلالي‌ها را دادم چون وظيفه دارم پاسخ تشويق هواداران را بدهم. تصور كنيد اگر علي عبدالله زاده به آبادان برود و هواداران او را تشويق كنند نبايد پاسخ شان را بدهد؟ اگر مهدي پور به اصفهان برود و هواداران ذوب‌آهن او را تشويق كنند نبايد واكنشي نشان دهد؟ اگر من و محمدرضا مهدي زاده به رشت برويم و همشهري هاي‌مان تشويق‌مان كنند نبايد جواب‌شان را بدهيم؟ كجاي دنيا چنين قانوني وجود دارد؟ مگر نه اينكه هواداران خونگرم بايد بازيكن‌شان را تشويق كنند تا نشان دهند خوش استقبال و بدبدرقه نيستند؟ چرا راه دور برويم؟ اگر مهدي كياني به ورزشگاه يادگار امام بيايد و شما تشويقش كنيد و او به خاطر هواداران سپاهاني واكنشي نشان ندهد چه مي‌كنيد؟ از دست او دلخور نمي‌شويد؟حرف من اين است كه نبايد روي مسائل اين چنيني حساس بود،بازيكن در هر تيمي بازي كرده با هواداران زندگي كرده و در كنارشان بوده بنابراين خاطرات خوبي از مردم آن تيم و آن شهر دارد،واكنش‌هايي كه در ادامه تشويق‌ها انجام مي‌شود درواقع به نوعي قدرداني از همان خاطرات خوب است،وگرنه كدام بازيكن حرفه‌اي به واسطه تشويق هواداران،زندگي ورزشي خود را زير سوال ميبرد؟
Read more
سلام به تمام پرشورهاي آذربايجان، هواداران عزيز تراكتورسازي تبريز كه عاشقانه تيم‌شان را دوست دارند. ...
Media Removed
سلام به تمام پرشورهاي آذربايجان، هواداران عزيز تراكتورسازي تبريز كه عاشقانه تيم‌شان را دوست دارند. مي‌خواهم چند كلمه با شما درد و دل كنم، بياييد دوستانه چند كلمه صحبت كنيم. چند روز پيش پستي را در اينستاگرام منتشر كردم كه باعث رنجش برخي از هواداران شد. آن‌ها فكر كردند من به تيم استقلال ابراز ... سلام به تمام پرشورهاي آذربايجان، هواداران عزيز تراكتورسازي تبريز كه عاشقانه تيم‌شان را دوست دارند. مي‌خواهم چند كلمه با شما درد و دل كنم،
بياييد دوستانه چند كلمه صحبت كنيم. چند روز پيش پستي را در اينستاگرام منتشر كردم كه باعث رنجش برخي از هواداران شد.
آن‌ها فكر كردند من به تيم استقلال ابراز علاقه كرده‌ام اما كاش كمي بدون احساسات به اين پست توجه مي‌كرديد. من از حقم دفاع كردم، خودتان را جاي من بگذاريد، تصور كنيد دستمزدتان را كه حاصل ماه‌ها تلاش‌تان است بخشيده‌ايد اما رفتارهايي را مي‌بينيد كه درست نيست. مگر غير از اين است كه من با قراردادي سه ساله به تراكتورسازي پيوستم درحاليكه مي‌توانستم با قراردادهاي يكساله به تيم‌هاي ديگر بروم، مگر غير از اين است كه من آمده‌ام كه در طولاني‌مدت،‌ خيال‌تان را بابت دروازه‌باني راحت كنم.از خودتان بپرسيد چرا محسن فروزان وقتي به ورزشگاه‌هاي ديگر مي‌رود تشويق مي‌شود؟ غير از اين است كه آن‌ها مي‌دانند كه من با تمام وجود براي تيم‌شان بازي كرده‌ام؟ من به تيم تراكتورسازي تعصب دارم و با تمام قلبم براي اين تيم بازي مي‌كنم. اگر تشويق هواداران را جواب داده ام چون مي‌خواهم فرهنگ سازي كنم، همه ما بايد در مقابل خشونت كلامي، فرهنگ سازي كنيم. با كمال احترام من علت عصبانيت برخي از هواداران را درك مي‌كنم اما با آن مخالفم، من در ورزشگاه آزادي پاسخ تشويق استقلالي‌ها را دادم چون وظيفه دارم پاسخ تشويق هواداران را بدهم. تصور كنيد اگر علي عبدالله زاده به آبادان برود و هواداران او را تشويق كنند نبايد پاسخ شان را بدهد؟ اگر مهدي پور به اصفهان برود و هواداران ذوب‌آهن او را تشويق كنند نبايد واكنشي نشان دهد؟ اگر من و محمدرضا مهدي زاده به رشت برويم و همشهري هاي‌مان تشويق‌مان كنند نبايد جواب‌شان را بدهيم؟ كجاي دنيا چنين قانوني وجود دارد؟ مگر نه اينكه هواداران خونگرم بايد بازيكن‌شان را تشويق كنند تا نشان دهند خوش استقبال و بدبدرقه نيستند؟ چرا راه دور برويم؟ اگر مهدي كياني به ورزشگاه يادگار امام بيايد و شما تشويقش كنيد و او به خاطر هواداران سپاهاني واكنشي نشان ندهد چه مي‌كنيد؟ از دست او دلخور نمي‌شويد؟حرف من اين است كه نبايد روي مسائل اين چنيني حساس بود،بازيكن در هر تيمي بازي كرده با هواداران زندگي كرده و در كنارشان بوده بنابراين خاطرات خوبي از مردم آن تيم و آن شهر دارد،واكنش‌هايي كه در ادامه تشويق‌ها انجام مي‌شود درواقع به نوعي قدرداني از همان خاطرات خوب است،وگرنه كدام بازيكن حرفه‌اي به واسطه تشويق هواداران،زندگي ورزشي خود را زير سوال مي‌برد و به اصطلاح راه مي دهد
Read more
نمايش روزهاى بى باران و از خط زرد فاصله بگيريد امروز به احترام و اعتراض به بازداشت سعيد اسدى و مريم ...
Media Removed
نمايش روزهاى بى باران و از خط زرد فاصله بگيريد امروز به احترام و اعتراض به بازداشت سعيد اسدى و مريم كاظمى به روى صحنه نرفتند . 🔅 ما در تئاتر به دنبال آگاهى بخشى هستيم و مُدام در محتواهايمان خواهان اين هستيم كه تماشاگران نسبت به جامعه و پيرامون خود بى اعتنا و بى تفاوت نباشند . براى من كه اينگونه بوده ... نمايش روزهاى بى باران و از خط زرد فاصله بگيريد
امروز به احترام و اعتراض به بازداشت سعيد اسدى و مريم كاظمى به روى صحنه نرفتند .
🔅
ما در تئاتر به دنبال آگاهى بخشى هستيم و مُدام در محتواهايمان خواهان اين هستيم كه تماشاگران نسبت به جامعه و پيرامون خود بى اعتنا و بى تفاوت نباشند .
براى من كه اينگونه بوده اگر نمايش هايى نظير دروغ و تنهايى ، شلتر ، احساس آبى مرگ ، از خط زرد ، مرد شده ووو را روى صحنه گذاشته ام .. پس به هيچ وجه من نمى توانستم بى تفاوت انگار كه آب از آب تكان نخورده به روى صحنه بروم ، مگر نه اينكه زمانى مخاطب با ما ارتباط برقرار مى كند كه ما صادقانه خود را عرضه مى كنيم ، پس صادقانه وقتى حالمان خوب نيست نمى شود لب به سخن و ديالوگ باز كرد .
🔅
خدا رو هزار مرتبه شكر كه عزيزانمان به خانه هاشان بازگشتند و آزاد شدند و از تمام كسانى كه براى اين آزادى تلاش كردند تشكر مى كنم ، اما خواست جدى و جمعى تمام ما اين است كه آزادگى پيشه كنيم و وزارت ارشاد ، انجمن هنرهاى نمايشى ، خانه تئاتر و مركزهنرهاى نمايشى اتفاقات هماهنگ و هدفمندى را عليه بى عدالتى ها و ناروايى ها رقم بزنند تا ديگر به هيچ وجه شاهد چنين جور هايى نباشيم .
🔅
از تمام مخاطبان همراه تشكر و از تمام مخاطبانى كه همراه نبودند عذر خواهى مى كنم ، اميد كه در اين چند روز باقى مانده تا ماه محرم تمامى نمايش ها با سرى آسوده و خيالى آرام به اجراهايشان ادامه دهند .
📌
امروز تماما ياد ديالوگ تنگسير با من بود كه وقتى به او گفتند واگذارشون كن به حضرت عباس در جواب گفت : مِى خوم چِمن كه واگذارشون كنم به دست بريده حضرت عباس .. در هر حالى و هر روزگارى اين خودِ ماييم كه بايد شروع كننده تغيير باشيم كه يك ديار هرگز به ظلم و جور نمى ماند
بر پا و استوار .. باشد تا تمامى دست اندر كاران ، مديران و متوليان فرهنگ و هنر و قوه هاى مختلف در مواجه با هر اتفاقى رفتار و تصميمات سنجيده تر و به جا ترى اتخاذ كنند ، دل ِكسانى كه براى اين خاك خون دل مى خورند و با تمام جان به اين وطن فكر مى كنند اگر بشكند ، سيلابى از خون به راه مى افتد . مى نويسم تا يادمان نرود ما از نسل پدران و مادرانى هستيم كه براى اين خاك در جنگ جانشان را كف دست گرفته اند .
با احترام و سپاس
سجاد افشاريان
[ ١٩شهريور ماه هزار و سيصد و نود و هفت ]
پ .ن :روزهاى بى باران به درخواست من و على رغم ميل كارگردان اجرا نشد پس تبعات آن به هيچ وجه متوجه كارگردان و تئاتر شهرزاد نخواهد بودو از پرديس تاتر شهرزاد و تالار مولوى ابراز تشكر و به خاطر ناهماهنگى پيش آمده عذرخواهى مى نمايم
Read more
ما با اين موزيك ها و ابى و سياوش قميشى و فرهاد و كوروش يغمايى پاپ و راك ايرانى رو شناختيم،هر كدوم از اين اسمها اونقدرى سنگينن كه من و امثال من ميفهميم داستان چيه،ما با موزيك هاى اين ادمها بزرگ شديم و باهاشون خونديم،تو خوش حالى و تو غم،كى ميفهمه؟ دهه شصتى ها ميفهمن،فكر ميكنم ٧٠،٧١ هم اشنا باشن و بفهمن ... ما با اين موزيك ها و ابى و سياوش قميشى و فرهاد و كوروش يغمايى پاپ و راك ايرانى رو شناختيم،هر كدوم از اين اسمها اونقدرى سنگينن كه من و امثال من ميفهميم داستان چيه،ما با موزيك هاى اين ادمها بزرگ شديم و باهاشون خونديم،تو خوش حالى و تو غم،كى ميفهمه؟ دهه شصتى ها ميفهمن،فكر ميكنم ٧٠،٧١ هم اشنا باشن و بفهمن من چى ميگم! الان چى؟ نسل هاى بعد از ما با چى دارن بزرگ ميشن؟ چى گوش ميدن؟ از چى لذت ميبرن؟! آدم دلش ميسوزه وقتى ميبينه قشر جوون و تينيج اين مملكت از ريشه داره خراب و كج بار مياد😔 البته اونطرف هم همينطوره،ارتيستاى نو پا و بدون هدف،موزيكا تجارى و غير استاندارد،همه خواننده ها استديويى شدن مثل خواننده هاى جديد خودمون و وقتى اجراى لايو واقعيشون رو ميبينى ميخواى بالا بيارى رو هيكلشون! ولى اينو چند درصد از اين مردم ميفهمن؟ چه كسايى كار استاندارد و درست حسابى رو دنبال ميكنن؟! الان به جرات ميتونم بگم موزيك ما بدتر از اين نميشه و الان توى فاجعه ترين حالت داره پس ميره به جاى پيش،تورو به هركسى كه قبولش داريد يكم فكر كنيد🌑
@ebi
#bigrez #fuckedup #noetio
Read more
... ما هيچ كدوممون هديه و همسرش رو تا روز عروسيشون نديده بوديم.. اون موقعي كه هديه تصميم گرفت مارو ...
Media Removed
... ما هيچ كدوممون هديه و همسرش رو تا روز عروسيشون نديده بوديم.. اون موقعي كه هديه تصميم گرفت مارو انتخاب كنه ايران نبود و وقتي با من تماس گرفت من توي جاده بودم.. يادمه اون روز با هم خيلي صحبت كرديم و برنامه ريزي هاي بعدي رو بهترين همكارانِ جهانِ تيم ام انجام دادند..... نكته جالب و خيلييي دل نشينِ ... ...
ما هيچ كدوممون هديه و همسرش رو تا روز عروسيشون نديده بوديم..
اون موقعي كه هديه تصميم گرفت مارو انتخاب كنه ايران نبود و وقتي با من تماس گرفت من توي جاده بودم..
يادمه اون روز با هم خيلي صحبت كرديم و برنامه ريزي هاي بعدي رو بهترين همكارانِ جهانِ تيم ام انجام دادند.....
نكته جالب و خيلييي دل نشينِ اين ماجرا اينه كه من جنس خنده هاي اين دو نفر رو ميشناختم انگار..
روز عروسيشون ازشون عكاسي كردم... توي مراسم شاهد رقصِ دوتايي و عشقي كه بينشون موج ميزنه بودم..
... به نظر من هر دو نفري كه هاشقانه همو دوست دارند .. روزِ عروسيشون يك بارِ ديگه از نو عاشق هم ميشن..
و شكوفه ميزنه عشقشون انگار!...
ما تلاش ميكنيم اين شكوفه هاي جديد رو ثبت كنيم ، يك بار ديگه ، عاشقيشون رو از نو .. ببينيم و جاودانه كنيم....
اين با ارزشه ، براي من خيلي با ارزشه............
هومممم...
راس نيمه شبه و وقتي يه راس نيمه شبي روي تراس ايستاده باشي و خستگي رو لمس كني و اما عاااشقِ فردا صبحِ زندگيت باشي ، اين درست اونجاييه كه ميفهمي داري به جا و دقيق و صحيح براش تلاش ميكني .. ميدوني منظورم از تلاش چيه؟
اين كه عاشقش باشي ، اين كه هر دقيقه عمرت رو باهاش سهيم بهشي .. اين كه بدوني ، ارزشش رو داره..
و اين دنيا .. آخ از اين دنيا كه به حاكميتِ خدا ، هر آنچه عشق بِوَرزي رو به زندگيت سرازير ميكنه.....
...
خداروشكر كه هستيد .. خداروشكر از لحظه ها.. شكر .
Read more
٦ ماه و ١٠ روز بود كه عكسي از خودم توي اين پيج نذاشته بودم <span class="emoji emoji1f604"></span> ، خيليا گفتن مُردي ؟ چي شدي .. چرا ديگه اصلا نيستي ...
Media Removed
٦ ماه و ١٠ روز بود كه عكسي از خودم توي اين پيج نذاشته بودم ، خيليا گفتن مُردي ؟ چي شدي .. چرا ديگه اصلا نيستي .. جوابش اينه : دنيارو بزرگتر از خودم ديدم ، عينك مَن درونم با هزار تا استايل و لباس و برند و فلان و بيسار و خلاصه اين دنياي مترياليستي از چشام برداشتم ، با چشماي واقعيم اين دنيا رو حسش كردم... حس كردم ... ٦ ماه و ١٠ روز بود كه عكسي از خودم توي اين پيج نذاشته بودم 😄 ، خيليا گفتن مُردي ؟ چي شدي .. چرا ديگه اصلا نيستي .. جوابش اينه : دنيارو بزرگتر از خودم ديدم ، عينك مَن درونم با هزار تا استايل و لباس و برند و فلان و بيسار و خلاصه اين دنياي مترياليستي از چشام برداشتم ، با چشماي واقعيم اين دنيا رو حسش كردم... حس كردم و ديدم كه من ، به عنوان يه جنس ، يه شئ ، يه بدن؛ خيلي چيز با ارزشي نيستم.من محكوم به تموم شدنم، ولي به عنوان يه مغز ، يه تفكر ، به عنوان يك نتي از موسيقي دنيا كه اگه نباشه اون موسيقي شكل نميگيره ، مثل تك تكمون .. ميتونم خيلي بزرگ باشم چون بدون من ، بدون ما ، اين موسيقي زيبا نواخته نميشه ، ما آدما دنيارو از بچگي بهمون اشتباه نشون دادن ، اين دنياي ساخت ما يه توهمه كامپيوتري بيشتر نيست ، ولي وقتي چشمامون كه ببنديم ، و به جاي سيگار از ته دل نفس بكشيم ، كم كم ميتونيم خود واقعميون پيدا كنيم ، اينهمه حرف زدم چون معلوم نيست پست بعدي كه ميزارم كي باشه فقط خواستم جبران اين شش ماه بشه ، الكي نخند سعي كن شاد بودن واقعي حس كني ، الكي مهموني نرو كه دورتو شلوغ كني كه به هيچ چيزي تو زندگيت فكر نكني و با خودت روبرو شي ، مشروب نخور كه از خودت فرار كني و خاموشش كني..سعي كن با خودت شلوغ كني ، با خودت رو در رو بشي ، با خودت مسائل و حل كني تا بتوني تو تنهايي خودت با خودت زندگي كني ، از خودت لذت ببر از خودت فرار نكن ، تو يك موجود فراتر از معجزه اي فقط خودتو نميشناسي ، نترس ، شيزوفرني نداري ، واقعا يكي هست توي تو كه بايد باهاش حرف بزني ، كنار بياي درددل كني ، به خودت ايمان بيار ، اون كودك درون نيست اون واقعيت درونته اون معجزه ي درونته ، اون انسان درونته، باهاش حرف بزن ، دوست شو اونوقت يكاري ميكنه به هيشكي بيشتر از خودت نيازي نداشته باشي ، تو فوق العاده اي ، اينا شعار نيست ، دركش كن ، فقط چندتا نفس عميق بكش و باهاش حرف بزن ... با اون دنيارو ببين ، هرچيزي كه اين دنيا هست ، برات زيباتر ميشه ...هروقت پيداش كردي صدام بزن ... براي خود واقعيت سورپرايزايي دارم🙏🏼
Read more
سلام بچه ها خوبين؟<span class="emoji emoji263a"></span>️<span class="emoji emoji270b"></span> يه جايى رو پيدا كرديم با كلى غذاهاى جديد، اينجا اسمش "خانه مافين" هست، و جالبه ...
Media Removed
سلام بچه ها خوبين؟ يه جايى رو پيدا كرديم با كلى غذاهاى جديد، اينجا اسمش "خانه مافين" هست، و جالبه بدونيد اصلى ترين غذاهاى منوشون يسرى غذاست به اسم مافين كه شبيه كيك مافين هستش و طعماى مختلفى مثل مرغ و قارچ، رست بيف و ... داره و برخلاف جثه ى كوچيك و قيمت كمشون واقعاً خوشمزه و پرحجم هستن. ما از بينشون ... سلام بچه ها خوبين؟☺️✋
يه جايى رو پيدا كرديم با كلى غذاهاى جديد، اينجا اسمش "خانه مافين" هست، و جالبه بدونيد اصلى ترين غذاهاى منوشون يسرى غذاست به اسم مافين كه شبيه كيك مافين هستش و طعماى مختلفى مثل مرغ و قارچ، رست بيف و ... داره و برخلاف جثه ى كوچيك و قيمت كمشون واقعاً خوشمزه و پرحجم هستن.
ما از بينشون مافين ويژه رو سفارش داديم كه ژامبون و قارچ و پنير داخل يه لايه نون قرار گرفته بود، طعم اين مافين يه چيزى مثل پيتزا بود ولى خب بخاطر اون نون مخصوصش يه طعم جالب و متفاوتى داشت، قيمت اين مافين ١٠ تومن بود.
يه مافين مرغ و قارچ سفارش داديم كه مثل قبلى بود فقط بجاى ژامبون، مرغ ريش ريش شده بود، طعمش فوق العاده بود و بنظر من طعمش از مافين ژامبون هم حتى بهتر بود، قيمت اين مافين ٩ تومن بود.
يه پاچينى سفارش داديم كه مجموعا ٦ تا تيكه كتف و بال بود و يه روكش خيلى خوشمزه داشت كه نفهميدم تركيباتش چيه فقط خيلى خوب بود😂😍، قيمت پاچينى هم ١٢ تومن بود.
يه كورن داگ سفارش داديم كه خيلى واسم جالب بود، چون اين نمونه هات داگ رو اصلا تو اصفهان نديدم، در حالى كه همه جاى دنيا جزو تنقلات محبوب حساب ميشه، با اينكه من خودم هات داگ خور نيستم ولى اين كورن داگ با روكشى كه داشت خيلى خوشمزه بود، قيمت يه دونش هم ٦ تومن بود.
محيطشون هم خيلى خوب و تميز بود و ظرفيت واسه نشستن حدود ٣٠ نفر رو هم داشتن.

اونجا كه رفتيم با مديريتشون صحبت كرديم و قبول كردن ما يه قرعه كشى بذاريم و سه تا برنده تا سقف ٥٠ هزار تومن داشته باشيم كه بتونن مهمون "خانه مافين" باشن.
🎉🎁قرعه كشى🎉🎁
شما فقط كافيه سه تا از دوستاتون رو زير اين پست تگ كنيد، ما بعد از ٢٤ ساعت بين تمام كسايى كه كامنت گذاشتن قرعه كشى ميكنيم و سه نفر برنده رو اعلام ميكنيم. هركدوم از اين سه نفر ميتونن با دوستاشون برن "خانه مافين" و تا سقف ٥٠ هزار تومن مهمونشون باشن.😁💪
خدايى خيليه، ما اينهمه سفارش داديم جمعا شد ٣٩ تومن.🤦🏻‍♂️😅
آدرس و پيجشون رو هم ميذاريم اينجا واسه ديدن عكس بقيه غذاهاشون به پيجشون سر بزنيد.

آدرس خانه مافين: اصفهان، خيابان شيخ مفيد، چهارراه دهش، ابتداى مصلى جنوبى
@muffin_house_esf
@muffin_house_esf
@muffin_house_esf
@isfahan_restaurants
@isfahan_restaurants
Read more
ناصر فيضي ٧٢ ساله، لاغر و دراز با موهاي كم پُشت و چشمهايي بي حالت.ناصر فشار خون دارد،چربي خون و غلظت ...
Media Removed
ناصر فيضي ٧٢ ساله، لاغر و دراز با موهاي كم پُشت و چشمهايي بي حالت.ناصر فشار خون دارد،چربي خون و غلظت خون-گويي دستِ روزگار در رگهاي بدنَش جمع شدهَ ند تا همين امروز و فردا طغيان كنند و مسير رفت و آمد اين همه خون را مسدود كنند و يا پاره. ملوك سقراطي ٦٥ ساله،چاق و كوتاه با چارقدي گلدار كه معلوم نيست ميخواهد ... ناصر فيضي ٧٢ ساله، لاغر و دراز با موهاي كم پُشت و چشمهايي بي حالت.ناصر فشار خون دارد،چربي خون و غلظت خون-گويي دستِ روزگار در رگهاي بدنَش جمع شدهَ ند تا همين امروز و فردا طغيان كنند و مسير رفت و آمد اين همه خون را مسدود كنند و يا پاره.
ملوك سقراطي ٦٥ ساله،چاق و كوتاه با چارقدي گلدار كه معلوم نيست ميخواهد روي سرش باشد يا نباشد.ملوك ٥٢ سال است كه با ناصر ازدواج كرده است،٢ فرزند دارند كه هر دو از خانه رفتهَ ند و نگاهي هم به عقب نيانداختهَ ند ديگر.مدتي ست كه ناصر قيد و بند گذشته را زده است،ملوك ميگويد به سَرش زده است؛سه تيغه ميكند،كت و شلوار ميپوشد و صبح تا شب در قهوه خانه مينشيند تا كسي با او حرف بزند.
تمامِ قصه هاي زندگي يك فلسفه دارند؛فلسفه ي دوست داشتن و دوست داشته شدن.همه ي جنگها،صلحها،قهرها و عشقها،لجبازيها،قهرمانها و در نهايت بيشتر غمها،افسردگيها و مرگها به همين جا ختم ميشود.فكر ميكنم هر قصه اي بايد دو راوي داشته باشد،راوي اين قصه من هستم و اميدوارم روزي راوي قصه ي ملوك و ناصر هم زبان بگشايد.من با اسپينوزا موافقم كه ميگويد در نهايت آنچه امروز از من اين موجود را ساخته است ماحصلِ اتفاقات كودكي ست و تا زماني كه آنها را پيدا نكنم و از دستشان خلاص نشوم،نميتوانم به آرامشِ دروني خودم برسم.بنابراين هر قصه اي تلاشي ست براي رهايي.
از وقتي فيضي تغيير رويه داده است،ملوك هم ديوانه شده،دوست دارد به همه ثابت كند فيضي بهترين شوهر دنياست.١٣ سالش بود كه دادنش به فيضي ٢٠ ساله ي آس و پاس كه ملوك را خوشبخت كند،الحق كه كم نگذاشته است.ملوك تند تند حرف ميزند،نصف ِ حرفهايش را لا به لاي اشكهايش ميخورد.ميگويد وقتي كه جنگ بود ما همه چيز داشتيم-فيضي جنگيده است كه ما به اينجا رسيده ايم.زماني كه بايد كپسولهاي اجاق گاز را ميبرديم تا ماهيانه يك كپسول بگيريم-فيضي با ٣ تا كپسول مي آمد خانه-زري و علي بهترين دانشگاه ها رفتند،زود استخدام شدند.فيضي كار خوبي داشت-هر سال برايم طلا ميخريد.نميدانم چه شده و باز ميزند زير ِ گريه.فكر ميكنم ملوك نميداند فيضي چه كارها كرده يا مي داند و خودش را به خريت زده است.
تلويزيون فيلم ِ پرزيدنت مخملباف را پخش ميكند و من فكر ميكنم آيا براي نجات جانِ فيضي قدمي برخواهم داشت؟قلبم تير ميكشد،اشكهايم سرازير ميشوند. نميتوانم نميتوانم ! ولي تا كِي؟چقدر بايد طول بكشد؟دريا آرام ميشود،پرزيدنت نجات پيدا ميكند ولي نميدانم چه بر سر صلح مي آيد.
دريا طوفاني ميشود سال ١٣٤٢ است . [ادامه در كامنت اول-لطفن تا آخر بخوانيد]
٠
#نارنج
Read more
<span class="emoji emoji27bf"></span><span class="emoji emoji27bf"></span> دو فرشته زميني كه باعث شدن بشم ايني كه هستم و چقدر برام از خودگذشتگي كردن.. نميدونم اگر تو زندگيم ...
Media Removed
دو فرشته زميني كه باعث شدن بشم ايني كه هستم و چقدر برام از خودگذشتگي كردن.. نميدونم اگر تو زندگيم نبودن الان كي بودم و كجا و چه شخصيتي داشتم، اسمم، آزاده، به يادگاري از پدرمه، آزاد.. و چقدر اين اسم تو شخصيت، رفتار و منش من موثر بود.. قبول دارين اسم آدمها خيلي رو شخصيت شون تاثير ميذاره؟ اسم شما چيه ... ➿➿
دو فرشته زميني كه باعث شدن بشم ايني كه هستم و چقدر برام از خودگذشتگي كردن.. نميدونم اگر تو زندگيم نبودن الان كي بودم و كجا و چه شخصيتي داشتم، اسمم، آزاده، به يادگاري از پدرمه، آزاد.. و چقدر اين اسم تو شخصيت، رفتار و منش من موثر بود.. قبول دارين اسم آدمها خيلي رو شخصيت شون تاثير ميذاره؟ اسم شما چيه و چه حسي راجع بهش دارين؟ دوست داشتين اسمتون چي بود؟من هرگز نميتونم اسم ديگه اي رو دوست داشته باشم.. نميدونم شايد بخاطر باند قوييه كه با پدرم ايجاد كرده يا بخاطر معنيش قشنگش؟ پدر من هرگز اهل دروغ گفتن نيست حتي اگر به ضررش باشه و هرگز در برابر بي عدالتي و ظلم و اجحاف سر خم نميكنه.. شايد بهمين خاطر قيد مقام و ثروت و مسند رو زد و عطاي خيلي چيزا رو به لقاش بخشيد.. نه اينكه چون پدرمه ولي واقعا بهش افتخار ميكنم و غرور درست و به جاشو تحسين.. يك قدمي تيمساري خودشو از نيروي هوايي بازخريد كرد و بخاطر حاشيه ها و زد و بندها و خيلي مسائلي كه شايد دلش نخواد عنوان كنم از كارش، شغلي كه عاشقش بود كناره گرفت.. با چهار هزار ساعت پرواز، شركت در هشت سال جنگ و مدرك خلباني بين المللي.. چقدر از دوستها و همكارهاش شهيد شدن، بايكوت شدن و يا از غصه دق كردن.. چيزي كه ازش ياد گرفتم اين بود كه درست زندگي كردن، آزاد و رها بودن ارزشش خيلي بيشتر از خوب و لوكس و رويايي زندگي كردن به قيمت اينه كه بخواي با دروغ و پارتي بازي كنار بياي و نسبت به بي عدالتيها و زد و بندها بي تفاوت باشي.. اگر قطره اي از خون و ژنش در من باشه هرگز راه ديگه اي رو انتخاب نميكنم چون من دختر اون پدرم و بايد راه و سبك و روشش رو تا زنده م سرلوحه زندگيم قرار بدم.. شايد براي ماهايي كه سن پايين زديم بيرون و از صفر شروع كرديم غربت نشيني و كنار اومدن با سختيهاش زياد سخت و بغرنج نباشه ولي پدرها و مادرهايي كه سن بالا، بخاطر آينده و آسايش و آرامش ما درد غربت نشيني و از عرش به فرش رسيدن رو به جون ميخرن واقعا قابل تحسينن.. برام پيش اومده سركارم كه ديدم نسل جديد نسبت به پدر و مادرشون رسپكت ندارن، مثلا از دست و پا شكسته به زبان بيگانه حرف زدنشون خجالت ميكشن و يا از اينكه فرهنگشون با فرهنگ كشوري كه در حال حاضر زندگي ميكنن، فرق ميكنه شاكين و خيلي قصه هاي ديگه.. قدرشون رو بدونيم و يادمون نره بدون وجود اونها، بدون ريسك كردشون و بدون داشتن شون معلوم نبود حال و شرايط الان ما چي بود.. هر وقت خواستيم لب مون رو به شكايت و چشم هامون به قش اومدن و قيافه مون به چروك انداختن بندازيم، يادمون باشه اونا كي بود و چه ابهتي داشتن.. #گپ_خودموني_آزاجون
Read more
ميتونم ساعتها و روزها بشينم و بازى شما رو تماشا كنم. يكروز داشتم با يكى از دوستان خيلى ثروتمندم صحبت ميكردم. اونوقت هنوز بچه نداشتم. بهم گفت پيكى بچه هاى هركس تمام دارايى اون شخص هستن و اينرو وقتى كه بچه دار شدى ميفهمى. شنيدن اين حرف از كسى كه دارايى بسيار زيادى داشت و خيلى هم سرش تو حساب و كتاب بود برام ... ميتونم ساعتها و روزها بشينم و بازى شما رو تماشا كنم. يكروز داشتم با يكى از دوستان خيلى ثروتمندم صحبت ميكردم. اونوقت هنوز بچه نداشتم. بهم گفت پيكى بچه هاى هركس تمام دارايى اون شخص هستن و اينرو وقتى كه بچه دار شدى ميفهمى. شنيدن اين حرف از كسى كه دارايى بسيار زيادى داشت و خيلى هم سرش تو حساب و كتاب بود برام جالب بود. تا اينكه خدا نيوان رو به ما داد و من اين موضوع رو با تمام وجودم درك كردم. فقط يك نكته رو دوست دارم بگم. مادر تمام باور و وجود كودك است و ما مردان بايد اين موضوع رو درك كنيم كه احترام و تكريم همسر در حقيقت تأثير مستقيم بر روى فرزندانمون و تربيت و رشد اونها داره. هرچقدر كه مادر فرزند ما در آسايش بيشترى باشه ما فرزند قويتر و سالمترى خواهيم داشت ❤️
.
مادر بهشت من همه آغوش گرم تست
گوئی سرم هنوز به بالین نرم تست

پیوسته در هوای تو چشمم به جستجوست
هرلحظه با خیال تو جانم به گفتگوست

در خواب و خیال همه با توام هنوز
تنهائیم مباد که تیره است بی‌تو روز

دائم حریم قدس تو احساس می‌کنم
احساس قدس آن دم انفاس می‌کنم

موسیقی بهشت همانا صدای تست
گوش دلم به زمزمه لای لای تست

مادر به قصه‌های تو می‌خفت غصه‌ها
می‌رفت چشم و گوش به دنبال قصه‌ها

با شادیت نبود غمی را مجال ایست
امّا به گریه تو هم آفاق می‌گریست

صد قصه عشق بودی و می‌خواندمت مدام
رفتیّ و ماند قصه صد عشق ناتمام

ای سینه داشته سپر هر بلای من
اکنون بکن شفاعت من با خدای من

امروز هستیم به امید دعای توست
فردا کلید باغ بهشتم رضای توست

این راز آن حدیث که نقل از پیمبر است
جنت نهاده زیر قدم‌های مادر است
شعر از زنده ياد شهريار
#picassomo #niwan #mother #daddy #family #baby #son
@shabnamshahrokhi 😘😍
Read more
هم سردار از تيم ملى رفت و هم گوچى از بعد بازى با اسپانيا تا همين الان كه سردار آزمون بصورت رسمى در اينستاگرامش ...
Media Removed
هم سردار از تيم ملى رفت و هم گوچى از بعد بازى با اسپانيا تا همين الان كه سردار آزمون بصورت رسمى در اينستاگرامش نوشت خداحافظ تيم ملى، بارها با او صحبت كردم كه از تصميمش و اعلام رسمى آن صرف نظر كند. سعى كردم آرامش كنم،سعى كردم تجربياتم را در اختيارش بگذارم، كاملا برايم مشهود بود كه بلوف نمى زند، كه ... هم سردار از تيم ملى رفت و هم گوچى
از بعد بازى با اسپانيا تا همين الان كه سردار آزمون بصورت رسمى در اينستاگرامش نوشت خداحافظ تيم ملى، بارها با او صحبت كردم كه از تصميمش و اعلام رسمى آن صرف نظر كند.
سعى كردم آرامش كنم،سعى كردم تجربياتم را در اختيارش بگذارم،
كاملا برايم مشهود بود كه بلوف نمى زند،
كه اهل جلب توجه نيست،
بعد بازى با اسپانيا بهم گفت: از تيم ملى مىاز روم تا خدايى ناكرده مادرم دق نكند،
گفت: من تحمل بى مهرى را دارم اما قلب نازنين مادرم برايم از همه ى دنيا مهمتر است،
گفت: دنيا، ثروتش، شهرت و جايگاهش فداى يك تار موى مادرم.
تركمن جماعت همين است،
براى اين قوم مادر و اسب يعنى شرافت و همه چيز،
فرهنگشان، رسومشان، آيين شان همين است،
تركمن جماعت هيچگاه حرمت مادرش را با تمام دنيا هم عوض نمى كند،
براى تركمن ها، مادر و اسب معناى عجيبى دارد.
به عنوان يك فارسِ گرگانى، با تركمن ها زندگى ها كرده ام.
با يكى از آنها در دبيرستان دو سال در يك ميز مى نشستم و رسومشان را از بَرم.
رسومى كه غير از ما گرگانى ها كه قوم تركمن در استانمان نفس به نفسمان زندگى كرده شايد كسى ديگر چندان نشناسد و درك نكند.
تركمنها اهل تسنن هستند،
دروغ نمى گويند،
حرفشان براى جلب توجه نيست،
بين تركمنها هنوز هم چِك كشيدن معنا ندارد،
هنوز هم تركمنها براى ضمانت پولى كه قرض مى گيرند يا قول و قرارشان در معامله تنها همان حرفى ست كه از دهانشان بيرون مى آيد،
تركمن ها شديد پايبند به رسوم و سنت هايشان هستند.
سردار آزمون هم يك تركمن است،
براى او مادر و اسب اعتقاد و باور است،
سردار رفت همانطور كه به من گفته بود مى روم تا مادرم از بى احترامى و فحاشى هموطنم قلبش بيشتر از اين به درد نيايد.
هيچ قدرتى نمى تواند سردار را از تصميمش منصرف كند؛
غير از مادرش.
فقط مادر يك تركمن است كه مى تواند تصميم و حرف از زبان خارج شده مردى تركمن را به اصطلاح وتو كند.
فوتبال ايران پسر ٢٣ ساله اى را در سطح ملى از دست داد كه مى توانست به بين المللى ترين فوتباليست جهانى ما تبديل شود،
پسرى كه سه سال قبل زندگى ام را روى درخشش فوق العاده اش تا بعد ٣٠ سالگى در دنياى فوتبال شرط بسته بودم.
بعيد مى دانم حالا حالاها فوتبال ايران سردار آزمون ديگرى را با اين قابليتها و پتانسيل در خود ببيند.
تاكيد مى كنم كه سردار آزمون يك تركمن است،
تركمن لاف نمى زند،
آنها توهين به مادر را تاب نمى آورند،
نه در زمين فوتبال توسط تماشاگر و نه در جاى دگر،
سردار رفت تا مادرش عزت داشته باشد،
و ما مانديم و برخى زبان نفهم كه...
شديد غمگينم.
پوريا تابان هفتم تير ١٣٩٧
@pooriya.taban
Read more
الله الله الله،ماشاالله،لاحَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلا بِالله اَلعَلِیِّ العَظیمِ چند روز پيش اين ...
Media Removed
الله الله الله،ماشاالله،لاحَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلا بِالله اَلعَلِیِّ العَظیمِ چند روز پيش اين #نقاشى رو روى ميز #نازدانه خانم ديدم نميدونم براى چى و به چه منظورى كشيدتش اما هر چى هست نشان دهنده ى ديدگاه #نازدانه_خانم بابا در مورد حجابِ. الحمدلله در روش #تربيت من و بانو به غير از #تشويق و هدايت ... الله الله الله،ماشاالله،لاحَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلا بِالله اَلعَلِیِّ العَظیمِ
چند روز پيش اين #نقاشى رو روى ميز #نازدانه خانم ديدم
نميدونم براى چى و به چه منظورى كشيدتش اما هر چى هست نشان دهنده ى ديدگاه #نازدانه_خانم بابا در مورد حجابِ.
الحمدلله در روش #تربيت من و بانو به غير از #تشويق و هدايت غير مستقيم،هرگز فشار و اجبارى در امور اعتقادى و خصوصاً انتخاب نوع پوشش براى بچه ها وجود نداره حتى محمّد كوچولو هم خودش در انتخاب لباس چه خريد و چه پوشيدن آزاده(براى همينه كه گاهى اوقات از صب تا بعد از ظهر آقا فقط با پوشك تو خونه رژه ميره 😐)
يكى از نكاتى كه من هميشه به فاطمه خانم متذكّر ميشم اينه كه:دخترم هميشه يادت باشه كه من و مادرت از اين كه تو #چادر رو به عنوان #حجاب انتخاب كردى خيـــــلى خوشحاليم و بهت افتخار ميكنيم اما در هر زمان و در هر حالى تو #دختر عزيز و نازدانه ى ما هستى و ما انتخابت را قبول داريم و بهش احترام ميگذاريم
فقطططط يادت باشه كه ما راضى نيستيم به خاطر دل ما كارى را بكنى كه دوست ندارى
انتخاب نوع حجاب موضوعيه كه به رابطه ى تو و خدا مربوطه و اگر با علم و آگاهى و شناخت نباشه يه روزى به خودت ميايى كه از هر #بى_حجابى بى حجاب ترى با اين تفاوت كه يه پارچه ى سياه شمل چادر با خودت حمل ميكنى
Read more
<span class="emoji emoji1f3b6"></span>Night Train to Lisbon-Annette Focks<span class="emoji emoji1f3b6"></span> ٠ جمله ي اول را به خاطر نمي آورم.سعي ميكنم،تلاشم بي نتيجه ...
Media Removed
Night Train to Lisbon-Annette Focks ٠ جمله ي اول را به خاطر نمي آورم.سعي ميكنم،تلاشم بي نتيجه ميماند.سالها پيش براي فربد نوشتم كه بعضي از خاطرات نيازمند چكش كاري است،آن زمان بيشتر از هروقت ديگري عاشقش بودم و فكر ميكردم،زمان همه چيز را حل خواهد كرد.اينكه هميشه فرصتي هست براي جور ديگري نگريستن،وقايع ... 🎶Night Train to Lisbon-Annette Focks🎶
٠
جمله ي اول را به خاطر نمي آورم.سعي ميكنم،تلاشم بي نتيجه ميماند.سالها پيش براي فربد نوشتم كه بعضي از خاطرات نيازمند چكش كاري است،آن زمان بيشتر از هروقت ديگري عاشقش بودم و فكر ميكردم،زمان همه چيز را حل خواهد كرد.اينكه هميشه فرصتي هست براي جور ديگري نگريستن،وقايع و خاطرات را زير و رو كردن و اينكه شايد با تغيير دادنِ مسير ديدمان ميتوانيم ببخشيم آنچه را كه رخ داده است.نامه نوشتن يكي پس از ديگري به اميدِ راه باز كردن براي زماني كه سوخته است.نامه هايي كه هيچ وقت خوانده نشدند،يكي يكي تلمبارشان كردم و هميشه ي خدا نگرانِ خاك خوردنشان بودم.حال مي دانم خاطرات و وقايع را ميتوان بخشيد اما شخصيتِ آدمها را نه!چگونه ميتوان كاراكتري را كه فردي را شكل داده بخشيد؟زمان در دگرگوني شخصيتها نقشي ندارد،آنها ميمانند و تنها چيزي كه نيازمند چكش كاري ست خودمان هستيم كه زمان با مهرباني و خشونت توامانش آن را انجام ميدهد و فقط خودمان ميمانيم كه خودمان را ببخشيم.فربد با استعدادِ چاقي كه با آن مبارزه ميكرد و سردي افكارش براي سالها مرا به خودش مشغول كرد و الان تنها چيزي كه از او به ياد دارم؛فرزندِ ته تغاري يك خانواده ي بازاري كه براي متفاوت بودن خودش را در سياست قاطي كرده بود و كُلِ افكارش خلاصه ميشد در هياهوي هر انتخاب.اينها همه برميگردد به سال ١٣٣٧-سالي كه تنها رونق گرفتنِ فعاليتهاي دانشجويي از آن مانده است و هيچ.اعدادِ فرد را به زوج ترجيح ميدهم؛٣٧ را به ٣٦ و باز ٣٧ را به ٣٨.اگر ميتوانستم دو-سه سالي را در ٣٧ سالگي درجا بزنم خيلي خوب ميشد، حتا جمعشان را هم دوست دارم؛٣ و ٧ ميشود ١٠.١٠ سالگي-سه سال پس از پايان جنگ؛مادر من و ميم را برده است كفش ملي تا كفشهاي جديدي بخريم،كفش سفيد ِچسبداري را انتخاب ميكنم كه رويَش عكسهاي رنگي از ماشين دارد.برايم كمي بزرگ است،پايم درونش لق ميزند و وقتي باران ميبارد درياچه ي كوچكِ شناوري را با خودم اين ور و آن ور ميبرم،اما دوستش دارم.پدر در كارخانه ي شاليكوبي پدرش ديگر كار نميكند و اين يعني وضعِ ما كمي بدتر از گذشته است.كمي بزرگ بودن كفش حواس كسي را پرت نميكند.يادگاري روزهاي كارخانه ي پدر وانت نيسان آبي رنگي ست كه بيشتر اوقات در پاركينگ خانه جا خوش كرده است و پناهگاه من و ميم و نون است.بعدازظهرها كه باران به شدت ميبارد با نفري يك بسته پفك نمكي مينو ميرويم پناهگاه؛وقتي باران شديد ميشود مثلن آژيرخطر را زدهَ ند و ما تندتر از قبل شروع ميكنيم پفكهايمان را خوردن.
من!من تمام كردم! سالها بعد ميفهميم كاش تمام نكرده بودم.

#نارنج|چكش
Read more
Önskar er en trevlig helg! .. اتفاق جالبى ديروز افتاد.... بعد از ظهر جلسه اى داشتم كه بعد از إتمام ...
Media Removed
Önskar er en trevlig helg! .. اتفاق جالبى ديروز افتاد.... بعد از ظهر جلسه اى داشتم كه بعد از إتمام اون همكارم ازم خواهش كرد كه بمونم تا باهام صحبت كنه. توى صحبت متوجه شدم كه سوء تفاهمى براش پيش اومده بوده و چون رو من و اخلاقم شناخت داره و مى دونه كه تمام سعى ام را مى كنم كه كسى را ناراحت نكنم تصميم گرفته ... Önskar er en trevlig helg!
..
اتفاق جالبى ديروز افتاد.... بعد از ظهر جلسه اى داشتم كه بعد از إتمام اون همكارم ازم خواهش كرد كه بمونم تا باهام صحبت كنه.
توى صحبت متوجه شدم كه سوء تفاهمى براش پيش اومده بوده و چون رو من و اخلاقم شناخت داره و مى دونه كه تمام سعى ام را مى كنم كه كسى را ناراحت نكنم تصميم گرفته كه مستقيم بياد و باهام حرف بزنه. .
چون خيلى خوب همديگر را مى شناسيم بعد توضيحم با لبخند بغلم كرد و همه چى بخوبى تموم شد.
.
ولى من به فكر فرو رفتم كه چقدر ممكنه ما همديگر را ناخواسته و ندانسته برنجونيم و اگر فرصت توضيح و يا دلجويى نداشته باشيم چقدر رابطه ها ممكن هست كه به تباهى و نابودى بره.
.
نكاتى كه بهش فكر كردم
يك: خوشحال شدم كه مستقيم با خودم بلافاصله حرف زد
دو: شناختى كه از من داشت و سابقه دوستى امون باعث شد كه فكر منفى راجع به من نكنه و به جاش ازم توضيح بخواد.
سه: من صادقانه براش منظورم را توضيح دادم، صادقانه صادقانه
چهار: با ارامش به حرفهام گوش كرد، بدون شلوغ كارى و خودخواهى

و در اخر: هر دو همديگر را بهتر فهميديم و به هم نزديكتر شديم و بهم گفت كه خيلى خوشحاله كه من را در زندگيش داره.
.

نكته مريمى: فرشته خدا هم كه باشي از دستت دلگير مى شن.....
هر چقدر هم كه بخواى ملاحظه همه راا داشته باشى دلخورى بوجود مى ياد.....
حرفها و منظور ما ممكنه كيلومترها از اون چيزى كه برداشت مى شه متفاوت باشه.

البته مطرح كردن اين مسائل موقعى مفيد هست كه هر دو طرف صادقانه با هم حرف بزنند، به حرف هم گوش كنند و قصد فريب و تخريب هم را نداشته باشيم!
.
خوشحال مى شم نظرهاتون و تجربه هاتون را با هم اينجا تقسيم كنيم!
. .

عكس: من و اقاى همسرى جان جانان ❤️❤
Read more
. . . يكي از بزرگترين موانع خوشبختي ما مي دونيد چيه ؟ اينكه ما در عوض اينكه دنبال شاديها و خوشي هاي ...
Media Removed
. . . يكي از بزرگترين موانع خوشبختي ما مي دونيد چيه ؟ اينكه ما در عوض اينكه دنبال شاديها و خوشي هاي در دسترس در كنار عزيزانمان باشيم و خوشبختي را با يك لبخند از ته دل و حتي با خوردن يك بستني و چيزهاي ساده و در لحظه تجربه كنيم به دنبال اين هستيم كه خوشبخت به نظر بيايم . اينه كه وقتي مي ريم شمال و چند روز ... .
.
.
يكي از بزرگترين موانع خوشبختي ما مي دونيد چيه ؟
اينكه ما در عوض اينكه دنبال شاديها و خوشي هاي در دسترس در كنار عزيزانمان باشيم و خوشبختي را با يك لبخند از ته دل و حتي با خوردن يك بستني و چيزهاي ساده و در لحظه تجربه كنيم به دنبال اين هستيم كه خوشبخت به نظر بيايم .

اينه كه وقتي مي ريم شمال و چند روز را با بهترين عزیزانمون سپري مي كنيم و از ته دل شاد مي شيم وقتي بر مي گرديم احساس خوشبختي نمي كنيم و به خودمون ميگيم اي بابا ما هم كه الكي خوشيم و خودمون را گول مي زنيم و به دنبال اين هستيم كه يك مسافرت قسطي جور كنيم و با فشار زياد بريم سواحل ... كه حتي دوستي هم كنارمون نيست و بعد عكساي رنگارنگمون رو بذاريم اينستا و با اينكار فرياد بزنيم نگاه كنيد من خوشبختم .
بعد از اون اطرافيان با لبخندها و جملات مصنوعي ما رو تشويق مي كنند ولي وقتي به درونمان نگاه مي كنيم متوجه مي شيم كه ازته دل شاد نيستيم .
چون در پي شادي خودمون نبوديم بلكه مي خواستيم ديگران را راضي كنيم كه من خوشبختم
براي خوشبختي دروني بياييد از امروز سعي كنيم به نعمت ها و داشته هامون صرفنظر از مقايسه با ديگران تمركز كنيم و به خودمان يادآوري كنيم كه تمام اين داشته ها در خدمت ماست كه حالمون خوب باشه .
به خودمون يادآوري كنيم لابه لاي مسير ي كه قرار بوده حال خودمون را باهاش خوب كنيم گم نشيم .
به خودمون يادآوري كنيم اگر همين الان از حرف ساده ي دوستمون خنديديم خوشبختيم .

خوشبختي را در جايي بيرون خودمون جستجو نكنيم .
و به قول سهراب سپهري عزيزم
زندگی تر شدن پی در پی
زندگی آب تنی کردن در حوضچه “اکنون” است
رخت ها را بکنیم
آب در یک قدمی است …
____________________
سلام شب خوش
تو #سفر سفره بندازیم اونم همچین سفره ای با بشقابای گل سرخی 😍 کنار بهترینات ؛ جوجه ها هم دستپخت آقایون باشه 😉 دیگه ازین بهترم مگه داریم😃 🤗
جای همگی خالی❤
.
_______________ #ashpaziha #ashpazita #ashpazi_page #ashpszi_asan #ashpazi_khanegi
#ashpazi_khas #ashpazi_irani #ashpazibato #ashpazii #_mazeh_ #ashpaziha #ashpazibano #ghazayekhoone #sofrehkhune #banooye_khoshsalighe #persian_chefs
#fidilio #tazeenghaza #basaligheha #ashpazbashi
#ashpazi_va_khalaghiyat #ashpazi_tazeen #MMonaee #ashpazi_shoma
#جوجه_کباب #جوج_بزن #مسافرت #بشقاب_گل_سرخی #نوستاژی

ارسالی از دوست خوبم @hodhod_63
Read more
از نظر من موفقيت يك فرمول ساده داره. ابتدا هدفتون رو مشخص كنيد، بعد موقعيت خودتون رو نسبت به اون هدف به درستى پيدا كنيد. حالا با طرح يك مسير معقول گام به گام به سمت اون هدف حركت كنيد. شايد لازم باشه در ابتدا قبل از رسيدن به مقصد نهايى به مقاصد ديگرى برسيد تا براى هدف اصلى آماده بشيد كه خب اشكالى هم نداره. ... از نظر من موفقيت يك فرمول ساده داره. ابتدا هدفتون رو مشخص كنيد، بعد موقعيت خودتون رو نسبت به اون هدف به درستى پيدا كنيد. حالا با طرح يك مسير معقول گام به گام به سمت اون هدف حركت كنيد. شايد لازم باشه در ابتدا قبل از رسيدن به مقصد نهايى به مقاصد ديگرى برسيد تا براى هدف اصلى آماده بشيد كه خب اشكالى هم نداره. اينروزها ميبينم كه خيلى درباره ميزان دارايى من صحبت ميشه (كه مثلاً بابا تو پولدارى و راحت از اين حرفها ميزنى يا اگر ما هم پول تورو داشتيم چنين و چنان بوديم)! خب بايد بگم كه مسئله دارايى يك مسئله كاملاً نسبيه! يعنى ممكنه شخصى با دارايى صد هزار يورويى (يورو رو مثال زدم چون تومان فردا ارزشش تغيير ميكنه و كسى كه ممكنه اين پست رو چند ماه بعد بخونه حسابى اعداد گيجش كنه🤪) از نظر يك شخص پولدار بحساب بياد و از نظر شخص ديگرى حتى فقير! پس بهتره وارد بحث وضعيت مالى شخص من نشيم چون نظرات متفاوته واصلاً مهم هم نيست ولى شايد بعضيها خوشحال بشن اگر من بگم من پولدار نيستم! ولى شايد بد نباشه بدونيد كه من در زندگيم با اتكا به خداوند خودم زندگيم رو شروع كردم و از سن جوانى با يك چمدان مكسيموم بيست كيلويى تك و تنها از منزل پدرى زدم بيرن و زندگيم رو در دست خودم گرفتم. سعى كردم هيچوقت به خانواده متكى نباشم و راه خودم رو رفتم. همونطور كه گفتم از نظر من موفقيت يك فرمول بسيار ساده داره. منتها عمل كردن به اين فرمول نياز به اميد، تفكر، تلاش، پشتكار و سماجت بسيار داره. من حدرد بيست سال پيش اهدافم رو در زندگيم مشخص كردم و دارم بسمتشون حركت ميكنم. هيچ عجله اى هم براى رسيدن ندارم چون از نظر من لذت طى كردن اين مسير به اندازه رسيدن به خود هدف هست و يا شايد هم بيشتر. خيلى دوست دارم ميتونستيم يكجا بشينيم و با هم كمى حرف بزنيم. از اهدافمون بگيم و كمى در رابطه با مسير و خاطرات تلخ و شيرينش صحبت كنيم. فقط اينرو هم بگم كه براى رسيدن به اهداف بزرگ نياز به برداشتم قدمهاى كوچك داريم. دقيقاً مثل شنا يادگرفتن نيوان. در حقيقت ما هيچ عجله اى براى يادگيرى و شنا كردن نداريم و داريم از همين زمان يادگيرى بيشترين لذت رو ميبريم تا زمانى كه به هدف برسيم 😉😍🙏
خيلى مخلصيم
#picassomo #niwan #swimming #pool #baby #family #daddy
@lucky_sport_team4 🙏👍🏻🙏
Read more
كوچك رويايي ِ من دنيا اگر خودش را بكشد نميتواندبه عشق من به تو شك كند.تمام ِ بودنت را حس مي كنم ...حاجتي ...
Media Removed
كوچك رويايي ِ من دنيا اگر خودش را بكشد نميتواندبه عشق من به تو شك كند.تمام ِ بودنت را حس مي كنم ...حاجتي به استخاره نيست عشق ما ... عشق من به توعشق تو به من يك پديده است ...يك حقيقت بي نياز از استخاره و ُ گمان صداي قلب تو ... صداي زندگيست.زندگي را دوست داشته باش نازنين ِ من زندگي را زندگي كن عاشقانه كودكانه... ... كوچك رويايي ِ من دنيا اگر خودش را بكشد نميتواندبه عشق من به تو شك كند.تمام ِ بودنت را حس مي كنم ...حاجتي به استخاره نيست عشق ما ... عشق من به توعشق تو به من يك پديده است ...يك حقيقت بي نياز از استخاره و ُ گمان صداي قلب تو ... صداي زندگيست.زندگي را دوست داشته باش نازنين ِ من زندگي را زندگي كن عاشقانه كودكانه... حتی وقتي بزرگ شدي كودكانه زندگي كن جانكم مادرانه ترين لحظه هاي امروزم همين لحظه است...همين لحظه كه با تمام جان ِ عاشقم دوستت دارم را يواشكي به تو هديه ميكنم...تو خوب ميداني كه من چقدرشاعرانه با تو حرف ميزنم...تو خوب ميداني كه...من تا همان لحظه كه قرار است بياييقرار است در كنارت بمانم و تازه اين شروع زندگي ِ كودكانه ي تو است.بخواب ...نترس ...زندگي بايد براي توروزها را عاشقانه باران شب ها را ستاره باران كند .
Read more
نمايش روزهاى بى باران و از خط زرد فاصله بگيريد امروز به احترام و اعتراض به بازداشت سعيد اسدى و مريم ...
Media Removed
نمايش روزهاى بى باران و از خط زرد فاصله بگيريد امروز به احترام و اعتراض به بازداشت سعيد اسدى و مريم كاظمى به روى صحنه نرفتند . 🔅 ما در تئاتر به دنبال آگاهى بخشى هستيم و مُدام در محتواهايمان خواهان اين هستيم كه تماشاگران نسبت به جامعه و پيرامون خود بى اعتنا و بى تفاوت نباشند . براى من كه اينگونه بوده ... نمايش روزهاى بى باران و از خط زرد فاصله بگيريد
امروز به احترام و اعتراض به بازداشت سعيد اسدى و مريم كاظمى به روى صحنه نرفتند .
🔅
ما در تئاتر به دنبال آگاهى بخشى هستيم و مُدام در محتواهايمان خواهان اين هستيم كه تماشاگران نسبت به جامعه و پيرامون خود بى اعتنا و بى تفاوت نباشند .
براى من كه اينگونه بوده اگر نمايش هايى نظير دروغ و تنهايى ، شلتر ، احساس آبى مرگ ، از خط زرد ، مرد شده ووو را روى صحنه گذاشته ام .. پس به هيچ وجه من نمى توانستم بى تفاوت انگار كه آب از آب تكان نخورده به روى صحنه بروم ، مگر نه اينكه زمانى مخاطب با ما ارتباط برقرار مى كند كه ما صادقانه خود را عرضه مى كنيم ، پس صادقانه وقتى حالمان خوب نيست نمى شود لب به سخن و ديالوگ باز كرد .
🔅
خدا رو هزار مرتبه شكر كه عزيزانمان به خانه هاشان بازگشتند و آزاد شدند و از تمام كسانى كه براى اين آزادى تلاش كردند تشكر مى كنم ، اما خواست جدى و جمعى تمام ما اين است كه آزادگى پيشه كنيم و وزارت ارشاد ، انجمن هنرهاى نمايشى ، خانه تئاتر و مركزهنرهاى نمايشى اتفاقات هماهنگ و هدفمندى را عليه بى عدالتى ها و ناروايى ها رقم بزنند تا ديگر به هيچ وجه شاهد چنين جور هايى نباشيم .
🔅
از تمام مخاطبان همراه تشكر و از تمام مخاطبانى كه همراه نبودند عذر خواهى مى كنم ، اميد كه در اين چند روز باقى مانده تا ماه محرم تمامى نمايش ها با سرى آسوده و خيالى آرام به اجراهايشان ادامه دهند .
📌
امروز تماما ياد ديالوگ تنگسير با من بود كه وقتى به او گفتند واگذارشون كن به حضرت عباس در جواب گفت : مِى خوم چِمن كه واگذارشون كنم به دست بريده حضرت عباس .. در هر حالى و هر روزگارى اين خودِ ماييم كه بايد شروع كننده تغيير باشيم كه يك ديار هرگز به ظلم و جور نمى ماند
بر پا و استوار .. باشد تا تمامى دست اندر كاران ، مديران و متوليان فرهنگ و هنر و قوه هاى مختلف در مواجه با هر اتفاقى رفتار و تصميمات سنجيده تر و به جا ترى اتخاذ كنند ، دل ِكسانى كه براى اين خاك خون دل مى خورند و با تمام جان به اين وطن فكر مى كنند اگر بشكند ، سيلابى از خون به راه مى افتد . مى نويسم تا يادمان نرود ما از نسل پدران و مادرانى هستيم كه براى اين خاك در جنگ جانشان را كف دست گرفته اند .
با احترام و سپاس
سجاد افشاريان
[ ١٩شهريور ماه هزار و سيصد و نود و هفت ]
پ .ن :روزهاى بى باران به درخواست من و على رغم ميل كارگردان اجرا نشد پس تبعات آن به هيچ وجه متوجه كارگردان و تئاتر شهرزاد نخواهد بودو از پرديس تاتر شهرزاد و تالار مولوى ابراز تشكر و به خاطر ناهماهنگى پيش آمده عذرخواهى مى نمايم
Read more
<span class="emoji emoji27bf"></span><span class="emoji emoji27bf"></span> خوب دو روزه كه من كار و زندگيمو گذاشتم و فقط دارم دايركت جواب ميدم، به غير از اونايي كه در دايركت جواب ...
Media Removed
خوب دو روزه كه من كار و زندگيمو گذاشتم و فقط دارم دايركت جواب ميدم، به غير از اونايي كه در دايركت جواب دادم يه تعدادي رو هم گذاشتم استوري تا متوجه حال و اوضاع من و علت اينكه ميگم از جواب دادن به سوالها در دايركت معذورم رو متوجه شين.. هر شخصي با توجه به تحصيلات و تجربه ش در يك زمينه اي آگاهي و اطلاعات لازم ... ➿➿
خوب دو روزه كه من كار و زندگيمو گذاشتم و فقط دارم دايركت جواب ميدم، به غير از اونايي كه در دايركت جواب دادم يه تعدادي رو هم گذاشتم استوري تا متوجه حال و اوضاع من و علت اينكه ميگم از جواب دادن به سوالها در دايركت معذورم رو متوجه شين.. هر شخصي با توجه به تحصيلات و تجربه ش در يك زمينه اي آگاهي و اطلاعات لازم رو داره و بقيه افراد هرگز نميتونن بهتر و بيشتر بهتون كمك كنن.. يكي از دلايل موفقيت و پيشرفته بودن جامعه سوئد اينه كه اطلاعات عمومي مردمش خيلي بالاست، اكثرا قبل از اينكه به پزشك مراجعه كنن ميرن راجع به بيماري و مشكلاتشون ميخونن و با اطلاعات وارد مطب ميشن و گفتگو با پزشك شون پربارتر و مفيدتره، در ضمن راجع به درمان غير دارويي بيماري شون هم اطلاعات زيادي جمع ميكنن مثلا فردي كه آلرژي داره نبايد شبها پنجره ها رو باز بذاره و يا لباسهاشو بيرون از خونه خشك كنه و تميز كردن و جارو كشيدن زير مبل و تخت خواب و سوراخ سمبه ها بسيار مهمه و ممكنه به بعضي ميوه ها كورس آلرژي داشته باشه و بوهاي تند و قوي براش سمه.. و فردي كه آسم داره ميدونه استرس، سرما و سرماخوردگي و آلرژي فصلي قاتل آسمه.. من راجع به بد بودن سيستم پزشكي ايران خيلي دردودلها شنيدم ولي خودتون ببينين اگر وقتي ميرين پيش پزشك و يا داروسازتون و به حرفها و نصيحت هاشون گوش نميدين و يا سوالهاي بي ربط ميپرسين و يا صبوري نميكنين و وسط درمان دارو رو قطع ميكنين چه توقعي دارين؟؟ مثلا يادتونه براي كمپين نه به آنتي بيوتيك چقدر من اطلاع رساني كردم، ولي هنوزم هستن خيلي از همكارهام كه ميگن همچنان بيماران ميان و بدون نسخه تقاضاي دارو دارن و در صورت دريافت نكردن توهين ميكنن و ميرن داروخانه بعدي كه شايد بخاطر بيزينس اون دارو رو تحويلشون ميدن.. بارها پيش اومده كه افراد عكس از جواب آزمايشها و حتي دست قطع شده واسه من فرستادن كه اينو ببين، آيا ما خوب ميشيم؟؟ من پزشك نيستم و شايد با يه سرچ ساده و پيدا كردن دو تا مقاله معتبر و به روز بتونم جواب مختصر و مفيدي رو بدم ولي آيا به نظر شما اين كافيه؟؟ پزشك معالج شما كل پرونده و سابقه پزشكي شما زير دستشه و شما رو يك انسان كامل ميبينه با همه فاكتورها، پس يه فرقي بين تشخيص ايشون و حدس من هست.. ما داروسازها اينجا يكي از مهمترين امتحانهاي فارماكوتراپي مون اينه كه كي اجازه داريم بيمار رو درمان كنيم، كي بايد بهش درمانهاي غير فارماكولوژيك بديم و كي بايد بفرستيمشون پيش پزشك.. ما بايد دو تا چيز رو ياد بگيريم؛ يك شجاعت و اعتماد به نفس داشتن براي گفتن نميدونم، دو رجوع به كسي كه تو اون مسئله خبره و حاذقه..
Read more
ميدونم اين عكس بي كيفيته اما دوسش دارم. امروز سالگرد ازدواجمونه و البته من سالگرد ازدواج رو روز عقدمون ...
Media Removed
ميدونم اين عكس بي كيفيته اما دوسش دارم. امروز سالگرد ازدواجمونه و البته من سالگرد ازدواج رو روز عقدمون ميدونم نه روز مهمونى. در يك جمله ى كوتاه ميتونم بگم من با بهترين رفيقم دارم زندگى ميكنم. همين. توضيحات تموم عكس هايي كه گذاشتم رو به ترتيب ميگم خدمتتون: عكس دوم و سوم مربوط به هتل Portemillio ... ميدونم اين عكس بي كيفيته اما دوسش دارم. امروز سالگرد ازدواجمونه و البته من سالگرد ازدواج رو روز عقدمون ميدونم نه روز مهمونى. در يك جمله ى كوتاه ميتونم بگم من با بهترين رفيقم دارم زندگى ميكنم. همين.
توضيحات تموم عكس هايي كه گذاشتم رو به ترتيب ميگم خدمتتون:
عكس دوم و سوم مربوط به هتل
Portemillio هستش كه من هر دوبار درش اقامت داشتم و قبلا در موردش توضيح دادم.
عكس چهارم؛
رستورانيه به اسم مانوئلا
Manuella
كه يكى از بزرگترين رستوران هاى ساحلىِ جونيه (منطقه ى مسيحى نشين) به حساب مياد كه يكشنبه ها براى ناهار جاى سوزن انداختن نداره. بسيار با كيفيته و سرويس دهى عاليه. كلا توى بيروت هر رستورانى برين چه غذا سفارش بديد چه نه، يك ظرف بادوم زميني ميذارن براتون. بعد از سفارش غذا كه بارها گفتم خيلي حجيمه و سه نفرى بايد يك پرس رو بخورين، ببينين چى اوردن براى ما🤦🏻‍♀️. ظرف هاى پر از يخ كه توش ميوه چيده شده و شربت. زمانيكه اينارو روى ميز چيدن به گارسون گفتم ما خيلي سير شديم و لازم نيست با ميوه ازمون پذيرايي كنيد.سوپروايزر گارسون ها اومد و در كمال ناراحتى گفت ما اين ها رو براي شما اماده كرديم و ازتون خواهش ميكنم اين رو از طرف ما بپذيريد. در ادامه بگم كه البته اين قسمت ميز براي همه مجانيه ولى ما بر خلاف لبنانى ها جاى خالي نداشتيم كه بتونيم بخوريمشون.
عكس پنجم:
كلاسيك برگر ، يكى از برگر هاى معروف بيروته كه در مركز خريد لِ مال واقع شده و شعارشونم اينه:
ما به شما قول داديم كه هميشه كيفيتمونو حفظ كنيم، اگر نكرديم حتما به ما گوشزد كنيد.
عكس ششم و هفتم دو تا ديگه از نايت كلاباي خوب بيروته به اسم كه تگ ميكنم رو عكس Sky bar و raw
بله تعجب نكنيد، بيروت اسكاى بار داره اونم در منطقه مسلمون نشينش.
سه عكس اخر هم مربوط به مناطق ديگه ى لبنانه كه اكثرشون نزديك بيروتن و حتما بايد ديد. البته يه پيج رو هم اين زير تگ ميكنم كه جاهاى باحالشو معرفي ميكنه.
اميدوارم طى اطلاعاتى كه از لبنان بهتون دادم، تونسته باشم تا حدود زيادي نگرش و طرز فكرتون رو بهش تغيير داده باشم و نيتمم همين بود كه به چيزي كه بهتون نشون ميدن اعتماد نكنيد و گول اراجيف اقايون رو نخوريد. لبنانى ها اگر بدونن ما در مورد اونا چى فكر ميكنيم بهشون بر ميخوره. مام باشيم بهمون بر ميخوره.
ارادتمندتونم
الناز
@atena.fitness.network عاشقتم عكس خراب كن😄
.
.
@livelove.chouf .
.
پ ن خوشمزه:
يه رستوران خوب توى بيروت:
@ummi_beirut .
ديگه واقعا خدافظ
Read more
دوست عزيز و اهل معنايى دارم كه وقتى چندين سال قبل براى اولين بار شبى #مهمان #منزل ما شد چون فورى و بى اطلاع بود،همان غذايى كه #مادر براى #شام تدارك ديده بود خودمانى و بدون تكلف سر #سفره گذاشتيم از قضا،غذاى اون شب #لوبيا_پلو جان عزيز بود. #بانو خيلى سريع #سالاد ى درست كرد و با #ترشى بادمجان و سبزى ... دوست عزيز و اهل معنايى دارم كه وقتى چندين سال قبل براى اولين بار شبى #مهمان #منزل ما شد
چون فورى و بى اطلاع بود،همان غذايى كه #مادر براى #شام تدارك ديده بود خودمانى و بدون تكلف سر #سفره گذاشتيم
از قضا،غذاى اون شب #لوبيا_پلو جان عزيز بود.
#بانو خيلى سريع #سالاد ى درست كرد و با #ترشى بادمجان و سبزى و ماست ،سفره اى زيبا دلپذير و مهيّا كرد.
با توجه به جايگاه #معنوى و احترام و ارزشى كه شيخ پيش ما داشت،مادر و بانو خيلى از سادگى سفره ناراحت بودند و مدام چش غره ميرفتن و منُ دعوا ميكردن
من و پدر و #ميهمان سر سفره نشستيم و #غذا رو سرو كردن
شيخ شروع به خوردن كرد اما با هر قاشق كه به دهان ميگذاشت حالش بيشتر تغيير ميكرد.
به زودى با تعجب و ترديد از غذا خوردن دست كشيد و پرسيد اين غذا رو كى پخته!؟
گفتم:ايرادى داره؟😨
پرسيد:كى پخته؟😑
گفتم:مادرم😐
گفت:ميشه بگى تشريف بيارن؟😑 ميدونستم آدم عجيبيه اما ديگه انقدر فكر نميكردم
پرسيدم:حاج اقااااا،غذا مشكلى داره؟😨
مادر كه صحبت ها رو ميشنيد با تعجب و ولى با اعتماد به نفس اومد و پرسيد:حاج آقا نكنه اين غذا رو دوست ندارين؟😒
-حاج خانم وقتى داشتى اين غذا رو ميپختى چه آيه اى،ختم يا ذكرى ميگفتى؟
مادر گفت: من كه سواد آنچنانى ندارم،فقط #صلوات ميفرستم،مثل هميشه صلوات فرستادم
#شيخ گفت:سالهاست غذايى به اين خوشمزگى و طع نخورده بودم،روحم را تازه كرد،خاطراتم زنده شد
ياد زمانى افتادم كه #دستپخت هم #حجره اى هاى با #تقوا و اهل دقت و #تقوى رو ميخورديم افتادم
اين غذا همان #مزه و #انرژى رو داره،اثر ذكر و ياد خدا در مكان و زمان و حتى لباس و غذا باقى ميمونه .
و اما در مورد فيلم
اين #تسبيح سفيد پلاستيكى هميشه تو دست مادر جان من در حال چرخ زدنه و گاهى در روزى هزاران صلوات باهاش ميفرسته
قبلاً هم خدمتتون گفته ام كه به خواهش من تعداد صلوات ها رو ثبت ميكنه
وقتى آخر هر ماه تعداد صلوات ها رو جمع ميزنم گاهى تعداد شون به صدها هزار صلوات ميرسه
همه اينها رو گفتم كه خدمتتون عرض كنم مادر روزانه به خواهش من ١١٠٠ صلوات به نيت حاجات دوستان من كه التماس دعا دارن ميفرسته
پس واقعا لازم نيست بعضى از عزيزان خودشون رو مكرر به زحمت بندازن و هى ياد آورى كنن
به خدااااا گفته ام،دعا ميكنه،همه تون رو خصوصاً براى ازدواج،خوشبختى و عاقبت به خيرى #يالقوز ها 😁
Read more
دل من روشن است! كه از وسط نسل ما، همين نوجوانان و جوانانى كه سالها بعد از ٥٧ قدم به دنيا گذاشته اند، نسلى از مديران خواهد آمد كه اهل كاسبى نيست! ميفهمد كه نبايد با كلمه #انقلاب بازى كند. نسلى كه اصلا انقلاب نكرده و جنگ را نديده كه بخاطرش بخواهد امتيازى كسب كند، رنج ويژه خوارى را چشيده و خود اهل ويژه ... ❤دل من روشن است!
كه از وسط نسل ما، همين نوجوانان و جوانانى كه سالها بعد از ٥٧ قدم به دنيا گذاشته اند،
نسلى از مديران خواهد آمد كه اهل كاسبى نيست!
ميفهمد كه نبايد با كلمه #انقلاب بازى كند.
نسلى كه اصلا انقلاب نكرده و جنگ را نديده كه بخاطرش بخواهد امتيازى كسب كند،
رنج ويژه خوارى را چشيده و خود اهل ويژه خوارى نيست.
نه دلش با فتنه صاف مى شود و نه سر سفره فتنه مى نشيند،
نسلى از مديران كه درد چاپلوسى و سفارش و رانت را در بدنه انقلاب چشيده و عليه شان شمشير كشيده اند
نسلى كه وقت سخنرانى  #رهبر يادداشت بر نميدارند و سر تكان نمى دهند!
نسلى كه نه فقط ظاهر خوب، که باور درست دارند!
نسلى كه #شجاعت #تغيير و باز كردن بن بست ها را خواهد داشت...
.
دل من روشن است به همين #بچه هاى #انقلابى نسل جديد،
همين هايى كه لباس خاكى هاى آسمانى را نديدند،
اما، نشان دادند چيزى كم از آنها ندارند.
دل من روشن است....
.
🌷 #همسر #شهید_محمد_بلباسی
@mahboube_b1987
.
#مدافع_حرم
#لبیک_یاحسین
#بابای_ماست_خامنه_ای
#فرزند_شهید #فرزندان_شهدا
#بابا #مرد #آقا #عشق
#زندگی_اسلامی_ایرانی
.
.
Read more
از اين دو ويدئو كه مرتبط با روز جشن جهانى تئاتر در شيراز است نزديك به ده سال مى گذرد .. زمانى كه من بيست ...
Media Removed
از اين دو ويدئو كه مرتبط با روز جشن جهانى تئاتر در شيراز است نزديك به ده سال مى گذرد .. زمانى كه من بيست و چند ساله در مواجه با ظلم و بى عدالتى هايى كه رخ داده بود تصميم به تبديل جشن تئاتر به عزاى آن روزهاى تاتر شيراز و تحصن گرفتم ، آنوقت ها نه اينستاگرامى بود نه توئيتر ، اعمال و رفتار ما مبتنى بر امروز نيست ... از اين دو ويدئو كه مرتبط با روز جشن جهانى تئاتر در شيراز است نزديك به ده سال مى گذرد ..
زمانى كه من بيست و چند ساله در مواجه با ظلم و بى عدالتى هايى كه رخ داده بود تصميم به تبديل جشن تئاتر به عزاى آن روزهاى تاتر شيراز و تحصن گرفتم ، آنوقت ها نه اينستاگرامى بود نه توئيتر ، اعمال و رفتار ما مبتنى بر امروز نيست ، و ريشه در باورهايمان دارد ، من ياد گرفته ام با ايمان به نجواهاى قلبى ام عمل كنم آنگونه كه اگر يك دهه بعد به پشت سرم نگاه كردم ايمان داشته باشم كه با شرافت زيسته ام .. همانطور كه شجاعت ، شرافت و انسانيت را هم از تئاترى ياد گرفته ام كه به من راه رفتن آموخته ، ما كار عجيبى نمى كنيم اگر به وقت دشوارى دلمان براى افراد خانواده مان مى تپد ، دلمان براى خود تئاتر مى تپد ، مسئله اينجاست كه ديگران بيشمارى هم هستند كه آنقدر كارى نمى كنند كه حركت ما به چشم مى آيد و آن ها تنها منتظرند شخصى آغازگر راهى باشد تا دهان خويش را به قضاوت هاى ناروا باز كنند ، پيش نهاد مى كنم اگر به هزار و يك دليل محافظه كارانه عملى از شما ساخته نيست لطف كنيد و دهان هايتان را بر قضاوت هاى بيجا و تهمت ها ببنديد.
⭕️
اگر كمى آينده نگر باشيم و تاريخ تئاتر اين سرزمين را مرور كرده باشيم به وضوح عمق فاجعه را درك مى كنيم كه اگر همدل نباشيم و اين اشتباه اتفاق افتاده را فرياد نزنيم ، فردا ها دچار هزاران خود سانسورى ذهنى و عينى از طرف خودمان و ديگران مى شويم كه مگر نديديد به خاطر يك آنونس زندان رفتند ؟!
⭕️
تماشاگر محترم كه از كنسلى بليتتان ناراحت شديد و همكاران عزيز ، بخش مهمى از تصميم من و بيشمار دوستان و همكارانم كه تلاش كردند صداى اعتراضشان شنيده شود و دست به عمل زدند براى اين بود كه شما ها به عنوان مخاطب در آينده در آرامش كارهاى دلخواهتان را ببينيد و توليد كنندگان فارغ از فشار و .. به توليد آثارشان بپردازند .
⭕️
آگاهى نداشتن از ماجراهاى حقوقى و دادگاهى كه بدون حضور وكيل رفته اند ، و اعلام مقصرانى كه براى فروش آن ويدئوى بى قواره را ساختند و اعتراض روى پرونده نگذاشتن و به خانه بازگشتن بحث هاى ديگريست كه به هيچ وجه از عمق دردناك بودن اتفاق افتاده چيزى نمى كاهد و مربوط به بحث هاى درون خانوادگى است .
🌱
ارادت قلبى ام نثار تمام كسانى كه در مركز هنرهاى نمايشى و خارج از مركز براى رفع اين ضايعه تلاش كردند
🌱
با احترام
به تمامى همكاران ام و مخاطبان تئاتر
سجاد افشاريان
[ويدئوها دو دقيقه از چهار ساعت اتفاق آنروز درحافظيه شيراز بود]
با اينكه دلم نمى خواست امابه گواه تاريخ خاطره تلخ رفتن از شهرم شيراز را مرور كردم
Read more
. اين عكسو كه ديدم دلم براش سوخت . . . . . . يادمه قبلاً تا حرف از مهاجرت ميشد ميگفتم من مال اين ...
Media Removed
. اين عكسو كه ديدم دلم براش سوخت . . . . . . يادمه قبلاً تا حرف از مهاجرت ميشد ميگفتم من مال اين خاكم، روش تعصب دارم همينجا ميمونم پاش بيفته واسش ميجنگم وهزار تا از اين اراجيف كه الان واسه خودم هم مسخره اس سى سال و خورده اى از تولدم گذشته كل عمرمو تو تحريم بودم، نه آزاد زندگى كردم نه طعم زندگيى ... .
اين عكسو كه ديدم دلم براش سوخت
.
.
.
.
.
.
يادمه قبلاً تا حرف از مهاجرت ميشد ميگفتم من مال اين خاكم، روش تعصب دارم همينجا ميمونم پاش بيفته واسش ميجنگم وهزار تا از اين اراجيف كه الان واسه خودم هم مسخره اس

سى سال و خورده اى از تولدم گذشته
كل عمرمو تو تحريم بودم، نه آزاد زندگى كردم نه طعم زندگيى كه يه انسان بايد داشته باشه چشيدم (منظورم زندگى همه ى دنيا غير از ايران و ونزوئلاست)

ما ايرانيا عادت داريم خودمونو با شرايط هماهنگ كنيم
ميگيم اين وضعيت واسه همه هس
ميگيم ما كه دستمون به دهنمون ميرسه، بدبختى واسه اونه كه هيچى نداره
اون يكى ميگه من چيزى نميخوام بخرم هنوز فشار رو حس نكردم
يكى ديگه ميگه تا آخر كه اينجورى نميمونه، موقته، درست ميشه
يه نفر ديگه ميگه چرا من صدام در بياد، بقيه ميفتن جلو داد ميزنن من خودمو دخالت نميدم چون سياسى نيستم
يكى ديگه ميگه اين امتحان الهيه، بايد جلوى نفسمونو بگيريم و .... من چند تا سوال دارم از اين عزيزان

شما تو خونواده و آشنا مريض نداريد كه نياز به دارو داشته باشه؟ يا خود درمانى ميكنيد و با آب شفا ميگيريد؟
تو خونواده بچه نداريد كه نياز به پوشك داشته باشه؟ يا ژنتيكى ميكشيد بالا توف ميكنيد؟
زن و دختر تو خونواده نداريد كه نياز به محصولات بهداشتى داشته باشن؟ يا خاندانتون به كل يائسه تردد ميكنن؟
اصلاً غذا ميخوريد؟ يا فوتوسنتز؟
آرزو ميدونيد چيه؟ ميتونيد تلاشى براى آرزوتون بكنيد؟ امنيتى هست كه رسيدن شما رو به هدفتون تضمين كنه؟
يا به كل اومديد بخوريد و بگذرونيد و بميريد؟
اصلاً اينا رو ول كن، آدمى يا نه؟

د لامصب همه بلايى سرمون اومده فقط مونده دست ناموسمونو از تو خونمون بگيرن ببرن، هيچ جوره صدامون نبايد در بياد؟

آب رفت، خاك رفت، دخترامون رفتن، مومن فرستاديم مكه نقطه رفت صفر برگشت

انقدربا مزه ايم كه هركارى بكنن باهامون سريعاً شكل ظرف رو به خودمون ميگيريم

داره جورى ميشه كه مجبور بشيم مملكت و خاك و خونواده رو بزاريم و بريم، ميفهمى مجبور يعنى چى؟ يعنى بمونى آينده ى خودتو بچه اتو اطرافيانتو به فاك ميدى

دوستامو كه ميبينم چند ساله از ايران رفتن برام عجيب غريبن
انقدر با من و جووناى همسن و سال من تو ايران فرق ميكنن كه فكر ميكنم يا ما يه موجودى غير از آدميم يا اونا انسان نيستن
حتى جنس خنده هاشون فرق ميكنه، شادابى و طراوت رو تو چشماشون ميبينى
اونوقت تو خيابوناى تهران از شوش تا نياوران كه راه برى ميبينى مردم حالشون بده، آروم نيستن

مقصر اينا كيه؟
دولته؟ به خدا كه نه
مقصر ما و فرهنگ عقب افتادمونه (ادامه در كامنت اول)
#ايران #دلار #گا #بدبختى
Read more
بالا رفتن قيمت #دلار براى من صَد بدى داشت و يك حُسن كشور ما پُر شگفتى و جذابيته ولى من ترجيح ميدادم ...
Media Removed
بالا رفتن قيمت #دلار براى من صَد بدى داشت و يك حُسن كشور ما پُر شگفتى و جذابيته ولى من ترجيح ميدادم كشورهاى ديگرو بگردم من از غرب تا شرق امريكارو با ماشين گشتم ولى هنوز كشور خودمو خوب نديدم از اين به بعد هر فرصت كوتاهى گير بيارم، ميرم يه جاى باحال از ايرانو ميبينم برنامم اين بود #ماسال و صومعه سرا ... بالا رفتن قيمت #دلار براى من صَد بدى داشت و يك حُسن

كشور ما پُر شگفتى و جذابيته ولى من ترجيح ميدادم كشورهاى ديگرو بگردم
من از غرب تا شرق امريكارو با ماشين گشتم ولى هنوز كشور خودمو خوب نديدم
از اين به بعد هر فرصت كوتاهى گير بيارم، ميرم يه جاى باحال از ايرانو ميبينم
برنامم اين بود #ماسال و صومعه سرا رو هم ببينم ولى اينقدر با ماسوله حال كردم موندم همونجا و ماسال و صومعه سرا موند براى سفر بعد

خيلياتون روستاى #ماسوله رفتيد ولى من بار اولم بود #معمارى و تركيب سنتى خونه هاش، آب چشمه هاش، هواى دبشـِش كه البته ديگه داره كمى سردميشه
و غذاهاش ، نميشه به استان #گيلان سفر كرد و رژيمو حفظ كرد البته اينو بدونيد وقتى بدنتون تو ريتم #ورزش و رژيم هست، چند روز دور بودن از رژيم و تمرين خيلى تأثير بدى رو بدن نميذاره و يكى دو روزه بدن برميگرده به فرم قبل
ولى وقتى پاى #الكل وسط باشه هم اُفت خيلى زياد ميشه هم ديگه جبرانش به اين راحتى ها نيست.
نكته ناراحت كننده اين سفر هم ديدن مردمى بود كه آشغالاشونو پرت ميكردن و ته سيگاراشونو همونجا زير پاشون له ميكردم
يعنى ته بى فرهنگى ديگه

خلاصه من با يه هزينه كم با اين #سفر ريسِت شدم و با يه انگيزه جديد و البته چند كليو اضافه وزن دارم برميگردم كه از شنبه دوباره لباس رَزم بپوشمو برم به جنگ زندگى
#ايرانگردي #ايران
Read more
امروز آنقدر دلم پر بود كه سر يك فنجان چاى خالى اش كردم، تمام مغزم فكر است و تمام فكرم فكر نمى دانم روزها ...
Media Removed
امروز آنقدر دلم پر بود كه سر يك فنجان چاى خالى اش كردم، تمام مغزم فكر است و تمام فكرم فكر نمى دانم روزها مرا پشت سر ميگذارند يا من روزها را، نمى دانم من با آرزو يا اميد با فردا، منتظر خبريم از فردا كه با صداى صبح موهايت را ناز كند و بگويد درست مى شود، بگويد تا من هستم نگران هيچ نباش، مى ترسم آنقدر هيچ را غليظ ... امروز آنقدر دلم پر بود كه سر يك فنجان چاى خالى اش كردم، تمام مغزم فكر است و تمام فكرم فكر نمى دانم روزها مرا پشت سر ميگذارند يا من روزها را، نمى دانم من با آرزو يا اميد با فردا، منتظر خبريم از فردا كه با صداى صبح موهايت را ناز كند و بگويد درست مى شود، بگويد تا من هستم نگران هيچ نباش، مى ترسم آنقدر هيچ را غليظ بگويد كه من هستم را نگران كند، چرا تمام نمى شود روزهاى كه به درونم حمله مى كنند، چرا نمى فهمد كه من ماهى قرمز نيستم من اسب وحشى اى شدم كه اگر آرام نشود هار مى شود. چرا نمى فهمد آنقدر مثبت بود ايم كه ديگر منفى مارا مسخره مى كند، هنوز از گذشته جاى افكارم درد مى كند و هنوز براى قلبم تلاش مى كنم كه كمى آرام تر بزند، عروسى كه نيست، يك افطارى ساده است كه از زمان سحرش خيلى گذشته و تا افطار خدا مى داند چقدر مانده، روزگار سر لج افتاده و نازش خوب براى ما مى خارد. دركش مى كنم گير بَد كسى افتاده، من "تلاش زاده ام" كسى كه به اين زودى ها وا نمى دهد، تو يواش تر از آنى كه مرا از خود بى خود كنى، شهرت ما اينست كى بى خود نمى كنيم، آنقدر هستم تا تهش را ببينم خيالت راحت، بالاخره صداى دهل به كوچه ما مى آيد و آنوقت من مى دانم و تو، آن روز تو زانو مى زنى به احترام عظمت من، به حرمت تمام سختى هاى كه به من دادى و من فقط طعم لبخندم را كمى تلخ كردم، خدايا انقدر ما را امتحان نكن، اگر قرار بود بى افتيم تا به حال افتاده بوديم اگر قرار بود كم بياوريم كه هميشه لبخند تلخ نمى زديم، يك بار قهر مى كرديم نه اينكه بعد از هر فشار بگويم شكرت . (فرهاد نجفى)
Read more
سلام رفقا يه چند روزى هست هم دلگيرم هم دلتنگ. ديدم فقط ياد روزاى قديم اون خاطره ها شايد كمى از اين دلتنگى ...
Media Removed
سلام رفقا يه چند روزى هست هم دلگيرم هم دلتنگ. ديدم فقط ياد روزاى قديم اون خاطره ها شايد كمى از اين دلتنگى آدم كم كنه گرچه ديدن خاطرات بعضى وقتا دلتنگتر ميشى و تازه دلت لك ميزنه براى يك ساعت از اون روزا كنار رفقا عزيزت كه با هم داشتيم خاطره سازى ميكرديم. كنار مرد صدا ناصر خان فرهودى استوديو پاپ كه من ... سلام رفقا
يه چند روزى هست هم دلگيرم هم دلتنگ.
ديدم فقط ياد روزاى قديم اون خاطره ها شايد كمى از اين دلتنگى آدم كم كنه گرچه ديدن خاطرات بعضى وقتا دلتنگتر ميشى و تازه دلت لك ميزنه براى يك ساعت از اون روزا كنار رفقا عزيزت كه با هم داشتيم خاطره سازى ميكرديم.
كنار مرد صدا ناصر خان فرهودى استوديو پاپ كه من به شخصه از ايشون آرامش خاصى ميگرفتم در اون دوران سخت شروع موسيقى پاپ كه خيلى زود ما رو ترك كرد و رفت. روحت شاد ناصر خان. #شادمهر # نازنين كه از ايران رفت و مارو با پنجه هاى با احساسش و آن همصدایی زيبايش در آلبوم نقره داغ و آهنگ دلنشين آسمون رويا كه برايم يادگار گذاشت تنها گذاشت. ولى خاطراتش با ما تا دنيا دنيا ماندگار شد.و رفيق يارو غار خودم بهنام ابطحى جان كه در آن دوران با اون همه شلوغى و خستگى با تنظيمهاى بسيار جذاب پاى كار تا ساعتها با من بود.و وجودش پراز دلگرمى بود.و ترانه زيباى دوست عزيزم افشين سياهپوش كه خيلى خاطره با هم ورق زديم .تشكر ميكنم از رضا بازگير كه در آن شرايط اين خاطرات رو براى من و تمام دوستانم ثبت كرد.و حميد لسانى كه فقط در كنار ما انرژى و انگيزه ميداد جاى همشون سبز
همه چى خوب بود عشق بينمون موج ميزد و آنالوگ بود.گرم گرم واقعى دوست داشتم اين روزگار را باشما تقسيم كنم .باشد كه من هميشه ممنون دار رفقايم هستم در اين عرصه برقرار باشيد.
اينا خاطراتى از آلبوم نقره داغ هست.
سال هزار و سيصدو هشتاد استوديو پاپ
در ضمن بابك برادرم و بهزاد ابطحى براى پركاشن و هومن عقيلى نیز با ما بودند.
(برای دیدن تمامی ویدئوها لطفا ورق بزنید)
@saeidshahrouz_official
@realshadmehr
@behnamabtahi
@afshinsiyahpoosh_official
@musicema
#سعیدشهروز #سعید_شهروز #شادمهر #شادمهر_عقیلی #شادمهرعقیلی #بهنام_ابطحی #ناصر_فرهودی #افشین_سیاهپوش #بابک_شهروز #نقره_داغ #استودیو_پاپ #دل_و_دشنه #نوستالژی #خاطره #ویولن #موسیقی #نوار_کاست #غزلک #

#saeidshahrouz #saeid_shahrouz #shadmehr #shadmehr_aghili #shadmehraghili #behnam_abtahi #afshin_siahpoosh #music #pop #noghredagh #ghazalak #
Read more
حتي تحمل ديدن تيتر فيلم را كه هنرجويم فرستاد نداشتم و هنوز نديده ام! اما بخوانيد بانو سحر سخايي جانانه ...
Media Removed
حتي تحمل ديدن تيتر فيلم را كه هنرجويم فرستاد نداشتم و هنوز نديده ام! اما بخوانيد بانو سحر سخايي جانانه نگاشته از زخم قلب ما! : با ما شرافتمندانه بجنگید! #سحر_سخایی ۱ـ چند روز دیگر سالگرد مرگ یکی از بزرگ‌ترین نوازندگان موسیقی ایرانی‌ «غلامحسین درویش» است. معروف است که در یک شب آذر ماهی سرد ... حتي تحمل ديدن تيتر فيلم را كه هنرجويم فرستاد نداشتم و هنوز نديده ام! اما بخوانيد
بانو سحر سخايي جانانه نگاشته از زخم قلب ما! :
با ما شرافتمندانه بجنگید!
#سحر_سخایی

۱ـ چند روز دیگر سالگرد مرگ یکی از بزرگ‌ترین نوازندگان موسیقی ایرانی‌ «غلامحسین درویش» است. معروف است که در یک شب آذر ماهی سرد در تهران ۱۳۰۵ او با درشکه به خانه برمی‌گشته و یکی از آن اولین اتول‌های آمده به تهران که اتفاقاً در مسیر برگشت از محله‌ی بدنامی هم بوده، با درشکه‌ی درویش تصادف می‌کند و او در اوج ساختن و نواختن و بودن، سهم سنگفرش‌های خیابان می‌شود.

۲ـ کاراواجوی نقاش تابلوی معروفی دارد به نام «شکِ توماسِ قدیس». در این نقاشی، مسیح را نشان می‌دهد که با زخمی عمیق و خالی روی تنش انگار اجازه داده کاراواجو هم انگشتش را در زخم فرو کند تا به حقیقت آن پی ببرد. توماس، یارِ مسیح، عقیده داشت تا نبیند باور نخواهد کرد. ایمان توماس در چشم‌هایش بود و در سرِ انگشتی که در زخم پهلوی پسرِ خدا چرخید.
۳ـ باور کنید دارم درباره‌ی ویدیوی نوازندگان خیابانی رشت می‌نویسم که فقط ثانیه‌های اولیه‌اش را دیدم. تا همانجا که دستی انگار از غیب، آمد و یقه‌ی لباسِ پسر جوان را کشید و او با تمام وزنش جلوی آن همه انسان نقش زمین شد. من همان لحظه موبایلم را خاموش کردم و به جلو خیره شدم. در بیشتر دیدن این مصیبت حقارتی بود که تمام تاریخِ موسیقی مرا به یادم می‌آورد. از تصادفی که نوشته‌ام را با آن آغاز کردم تا داستان‌های بسیار دیگری که نه چشمان شما دوست دارد بخواندشان و نه دست‌های من توانِ نوشتن‌شان را دارد. ما توماس نیستیم. ما ندیده، نشنیده، نخوانده، می‌دانیم داریم کجا زندگی می‌کنیم. سهم‌خواهیِ ما معلوم است. ما، تمام ما، چه اهل ساز باشیم و چه نه، در جنگ مدام‌مان با ابتذالِ روزمرگی و مرگِ فرهنگ، بیشترِ عمر و حال‌مان را صرف می‌کنیم. ما حرمت می‌خواهیم. با ما شرافت‌مندانه بجنگید.
ادامه در كامنت اول.
#موسيقي #هنر #سهتار #سه_تار #نوازنده #ابوسعيدمرضايي #سحر_سخايي
#art #setar #setaar #saharsakhaei #abousaeidmarzaei #artist
Read more
بزرگ بود.اما نه از أهالي امروز،كه يك مرد از أهالي فردا و آرمان هايش و بيگانه با رسم امروز.امروزي كه ...
Media Removed
بزرگ بود.اما نه از أهالي امروز،كه يك مرد از أهالي فردا و آرمان هايش و بيگانه با رسم امروز.امروزي كه برايش بوي كهنگي مي داد.او او به جرم خوب بودن،محكوم به "همسفر بودن"با تنهايي خويش بود.در هجوم اين همه تنهايي اما،او حتي براي خوب بودنش،كه سرشت او بود،سرزنش باران ميشد!به گمانم،دير گاهي بوده كه او ... بزرگ بود.اما نه از أهالي امروز،كه يك مرد از أهالي فردا و آرمان هايش و بيگانه با رسم امروز.امروزي كه برايش بوي كهنگي مي داد.او او به جرم خوب بودن،محكوم به "همسفر بودن"با تنهايي خويش بود.در هجوم اين همه تنهايي اما،او حتي براي خوب بودنش،كه سرشت او بود،سرزنش باران ميشد!به گمانم،دير گاهي بوده كه او و مرگ،شانه به شانه هم راه مي رفتند.وهر روز به هم سلام مي گفتند.ومرگ در آب و هواي خوش انديشه اش نشيمن داشت.گوييا رخت زندگي بر تنش سخت تنگ بود.چرا كه او بزرگ بود.خوب بود.مرد خدا بود.بيگمان جنسش هم از جنس خدا بود،مانند اسمش كه عبدالله بود. #عبدالله_كاظمي.او درآغاز فصل گرم،به ييلاق فرشتگان كوچيد.كوچي بي بازگشت.آموزگار كلاس دو من به قدري بزرگ بود كه در همان دنياي كودكانه،بزرگي او براي من و همكلاسي هايم درك ميشد.اگر چه همان سال هم ، به دلايل سياسي،سال پاياني آموزگاريش بود؛اما او آموزگار هميشگي و راستين زندگي من و بسياري از هم نسل هاي من باقي ماند.اين إنسان راستين و آموزگار بي همتا با آن كه در شغل هاي پر درآمد هم تجربه موفق داشت،اما هر درآمدي با ذائقه پاكش سازگار نبود؛لذا سال ها بود كه به كار سخت مسافر بري مشغول بود.او در حين كار در جاده،عصر٩٤/١/٣با تصادف،آنْ جهاني شد.با همه بغض و اندوهي كه گلويم را مي فشارد،به اندازه اي پاك و معصوم مي دانمش كه خيالم از آن جهان او راحت است!حتي بي دليل مي دانم كه برايش آمرزش بخواهم.چرا كه به گمانم او هيچ گناهي براي آمرزيدن ندارد.عشق ورزي و مهرباني او به همگان به اندازه اي اثر گذار بود كه من طعم عشق و جدايي را نخستين بار در همان كلاس دوم دبستان با او چشيده بودم.در نيمه سال ٥٩ وقتي فهميدم من بايد به كلاس آموزگار ديگري بروم،مانند همين حالا كه از خاك سپاريش بر گشته ام؛با چشماني پر أشك چنان اندوه آگين به خانه آمدم كه پدرم همان شب با نوشتن نامه اي به ايشان كه شرح حال عاطفي من بود،به ياريم آمد. به همين سان،او قلب همه كياسري ها را در دست داشت كه در روز خاك سپاريش همه آنها عاشقانه آمده بودند تا به اين بزرگ مرد شهرشان ، واپسين درودشان را بگويند و بدرود كنند . آن ها سوگ وارانه،خياباني كه همه ما را به مزار كياسر،مي رساند(!) را با بودنشان ، شكوهي يك پارچه مشكي دادند.شكوهي كه در خور عظمت شخصيت و شكوه زندگي شرافتمندانه اش بود و در اين اندوه بزرگ ، تسلايي براي همگان.او اكنون پس از سال ها مردانه زيستن،آرميده است و من مي انديشم ، شايد در همين نزديكي، حتي در كنار ما،عبدالله هايي باشند كه ما خوب بودنشان را نفهميديم،و تنهاييشان را درك نكرده ايم
Read more
Loading...
Load More
Loading...