لب تشنه به و

Unique profiles
93
Most used tags
Total likes
0
Top locations
Palestine, جنة الله في الأرض كربلاء المقدسة, سلام
Average media age
778.8 days
to ratio
3.2
. #صلی_الله_علیک_یا_اباعبدالله . یادم آمد شب بی‌چتر وکلاهی که به بارانی مرطوب خیابان زدم ...
Media Removed
. #صلی_الله_علیک_یا_اباعبدالله . یادم آمد شب بی‌چتر وکلاهی که به بارانی مرطوب خیابان زدم آهسته و گفتم چه هوایی‌ست خدایی من و آغوش رهایی سپس آن‌قدر دویدم طرف فاصله تا از نفس افتاد نگاهم به نگاهی دلم آرام شد آن‌گونه که هر قطرۀ باران غزلی بود نوازش‌گر احساس که می‌‌گفت فلانی! چه بخواهی ... .
#صلی_الله_علیک_یا_اباعبدالله
.
یادم آمد شب بی‌چتر وکلاهی
که به بارانی مرطوب خیابان
زدم آهسته و گفتم چه هوایی‌ست خدایی
من و آغوش رهایی
سپس آن‌قدر دویدم طرف فاصله
تا از نفس افتاد نگاهم به نگاهی
دلم آرام شد آن‌گونه که هر قطرۀ باران
غزلی بود نوازش‌گر احساس
که می‌‌گفت فلانی!
چه بخواهی چه نخواهی
به سفر می‌روی امشب
چمدانت پر باران شده
پیراهنی از ابر به تن کن و بیا!
پس سفر آغاز شد و
نوبت پرواز شد و
راه نفس باز شد و
قافیه‌ها از قفس حنجره آزاد و رها
در منِ شاعر منِ بی‌تاب‌تر از مرغ مهاجر
به کجا می‌روم اقلیم به اقلیم
خدا هم‌سفرم بود و جهان زیر پرم بود سراسر
که سر راه به ناگاه
مرا تیشۀ فرهاد صدا زد:
نفسی صبر کن ای مرد مسافر
قَسَمت می‌دهم ای دوست
سلام من دلخستۀ مجنون شده را نیز
به شیرین غزل‌های خداوند
به معشوق دو عالم برسان.
باز دلم شور زد آخر
به کجا می‌روی ای دل
که چنین مست و رها می‌روی ای دل
مگر امشب به تماشای خدا می‌روی ای دل
نکند باز به آن وادی... مشغول همین فکر و خیالات پر از لذت و پر جاذبه بودم
که مشام دل من پر شد از آن عطر غریبی
که نوشتند کمی قبل اذان سحر جمعه پراکنده در آن دشت خدایی‌ست.

چشم وا کردم و خود را وسط صحن و سرا
عرش خدا، کرب‌وبلا
مست و رها در دل آیینه
جدا از غم دیرینه
ولی دست به سینه یله دیدم
منِ سر تا به قدم محو حرم
بال ملک دور و برم
یکسره مبهوت به لاهوت رسیدم
چه بگویم که چه دیدم که دل از خویش بریدم
به خدا رفت قرارم
نه به توصیف چنین منظره‌ای واژه ندارم
سپس آهسته نشستم، و نوشتم:
فقط ای اشک امانم بده تا سجدۀ شکری بگذارم
که به ناگاه نسیم سحری از سر گلدستۀ باران و اذان
آمد و یک گوشه از آن
پردۀ در شور عراقی و حجازی به هم آمیخته را
پس زد و چشم دلم افتاد به اعجاز خداوند
به شش‌گوشۀ معشوق
خدایا! تو بگو این منم آیا
که سراپا شده‌ام محو تمنا و تماشا
فقط این را بنویسید رسیده‌ست لب تشنه به دریا
دلم آزاد شد از همهمه دور از همه مدهوش
غم و غصه فراموش
در آغوشِ ضریح پسر فاطمه آرام سرانجام گرفتم.
.
#لبیک_یا_حسین
.
Read more
#گریزهای_ناگزیر [صدای خارج از کادر/قاب] این‌ را که می‌نوشتیم اول هر شرح صحنه،حس می‌کردیم سینما توی مشتمان است.بعد چشمانمان را می‌بستیم و به صدایی گوش‌ می‌دادیم که قرار بود خارج از کادر به گوش برسد؛صدای خروش امواج دریا روی قاب عکسی از کویر مرنجاب که تمام کادر را پرکرده بود یا صدای ویولن‌سل زن ... #گریزهای_ناگزیر
[صدای خارج از کادر/قاب]
این‌ را که می‌نوشتیم اول هر شرح صحنه،حس می‌کردیم سینما توی مشتمان است.بعد چشمانمان را می‌بستیم و به صدایی گوش‌ می‌دادیم که قرار بود خارج از کادر به گوش برسد؛صدای خروش امواج دریا روی قاب عکسی از کویر مرنجاب که تمام کادر را پرکرده بود یا صدای ویولن‌سل زن تنها و احتمالا زیبای همسایه روی تصویر چهره مردی با موهای جوگندمی و چشمانی بی‌تاب،گوش‌ایستاده دم پنجره‌ای میان شهر.حالا هرچقدر کشت‌یارمان می‌شدند که سناریست نباید دکوپاژ بنویسد،میزانسن بچیند،ولی ما،ماها که ارباب کلمات بودیم و شبان جملات،می‌نشستیم روی صندلی تاشوی خودمان،از همان‌ها که پشتش می‌نویسند کارگردان،کجا؟گوشه اتاقمان،ته خودکارمان را می‌جویدیم و به‌نخ می‌کردیم سکانس‌ها را؛ماها که پیش و بیش از هر فیلمساز و تدوینگری،روی ریل‌های ذهنمان با بازیگرها تراولینگ می‌رفتیم و دور قهرمان قصه‌مان پَن می‌کردیم و می‌نوشتیم محکم:
[در نمای اکستریم لانگ شات]مردی ایستاده در برابر صفوف دشمن؛سوار بر اسبش.
تا تنهایی‌ش را حتی روی کاغذ فریاد زده باشیم.
*
برای من،شما آقای همهٔ[صداهای خارج از کادر]هستید.چه وقتی بخواهم عاشورا را بنویسم به روایت سجاد،چه عرش را به روایت خدا.
که اگر روزی بخواهم همهٔ روز دهم را،از زاویه‌دید شما بنویسم،چه می‌ماند برایم جز نوشتنی چنین:
[صداهای خارج از کادر]:شیهه اسب‌ها،ضجه زنان اهل حرم،«هل من ناصرِ»مردی که صدایش از فرط استغاثه گرفته،صدای دخترکانی هراسان،کودکی نامفهوم می‌گوید تشنه‌ام،فریاد مردانی خشمگین و مهاجم،صدای فروریختن عمود خیمه‌ها،صدای شعله‌ها..
و در تمام مدت،قاب،پر شده از تصویر شما،بیمار،ناتوان،رنجور،گریان،که گاه بر شمشیری تکیه می‌زنید تا برخیزید اما رمق به تن ندارید و می‌افتید بر بستری میان خیمه‌‌ای که گاه مهین‌بانویی موقر با چادری خاکی هراسان می‌آید داخل تا مطمئن شود در میان شعله‌های آتش،که نورش صحنه را روشن کرده،نخواهید سوخت.
وچه وقتی بخواهیم روزمرگی‌های عرش را بنویسیم؛وقتی تمام قاب پر شده باشد از واجب‌الوجود و می‌نویسیم:
[صدایی خارج از کادر]:
از زمین صدای محزونی به گوش می‌رسد.فرشته‌ها دوان‌دوان خودشان را می‌رسانند لب عرش، دست‌زیرچانه،دامن گسترده،می‌نشینند به گوش‌دادن.صدا واضح و واضح‌تر می‌شود؛مردی از دوردست می‌خواند:
وَ اسْمَعْ دُعَائِي إِذَا دَعَوْتُكَ وَ اسْمَعْ نِدَائِي إِذَا نَادَيْتُكَ وَ أَقْبِلْ عَلَيَّ إِذَا نَاجَيْتُكَ فَقَدْ هَرَبْتُ إلَيْكَ وَ..
اشکی از عرش می‌چکد.
*
تولدتان مبارک آقای سجاده‌نشین‌ها،بزرگِ خاندان شب‌زنده‌دارها،چکاوک عرش خدا
Read more
باز آی دلبرا که دلم بی قرار توست وین جان بر لب آمده در انتظار توست در دست این خمار غمم هیچ چاره نیست جز ...
Media Removed
باز آی دلبرا که دلم بی قرار توست وین جان بر لب آمده در انتظار توست در دست این خمار غمم هیچ چاره نیست جز باده ای که در قدح غمگسار توست ساقی به دست باش که این مست می پرست چون خم ز پا نشست و هنوزش خمار توست سیری مباد سوخته تشنه کام را تا جرعه نوش چشمه شیرین گوار توست بی چاره دل که غارت عشقش به باد داد ای دیده ... باز آی دلبرا که دلم بی قرار توست
وین جان بر لب آمده در انتظار توست
در دست این خمار غمم هیچ چاره نیست
جز باده ای که در قدح غمگسار توست
ساقی به دست باش که این مست می پرست
چون خم ز پا نشست و هنوزش خمار توست
سیری مباد سوخته تشنه کام را
تا جرعه نوش چشمه شیرین گوار توست
بی چاره دل که غارت عشقش به باد داد
ای دیده خون ببار که این فتنه کار توست
ای سایه صبر کن که بر آید به کام دل
آن آرزو که در دل امید وار توست
Read more
مگر به کربلا کفن؛ به غیر بوریا نبود؟ مگر حسین تشنه لب عزیز مصطفی نبود؟ حسین من حسین من حسین من حسین من ----------------- با نوای آقا #عبدالحسین در دوسال و هشت ماهگی ----------------- بعضی از امروزی ها انتقاد میکنن بجای اینهمه حفظ شعر مداحی اهل بیت-ع تو این سن شعر بچه گانه یادش بده... الان ... مگر به کربلا کفن؛ به غیر بوریا نبود؟
مگر حسین تشنه لب عزیز مصطفی نبود؟
حسین من حسین من حسین من حسین من
-----------------
با نوای آقا #عبدالحسین
در دوسال و هشت ماهگی
-----------------
بعضی از امروزی ها انتقاد میکنن بجای اینهمه حفظ شعر مداحی اهل بیت-ع تو این سن شعر بچه گانه یادش بده... الان باید شاد باشه و بچگی و... بعضی از دوستان هم میگن ذهنش خوبه و قرآن حفظ کند...
باید در پاسخ گفت که از علاقه است و هیچگونه اراده ای از ما سر نزده و خودش دوست دارد تو ماشین و تلویزیون و... مداحی بزاریم گوش بده و ممکنه این علاقه زودگذر هم باشد و "ما تلاش میکنیم به این علاقه جهت بدیم"... انشاءالله به مدد حضرت زهرا-س تا آخر عمرش هرجوری هست و با هر ابزاری نوکری این خاندان کند‌...
Read more
مردها تشنه روز مرد نیستند مردها به یک روز قدردانی در سال نیازی ندارند، مرد آفریده شده تا تکیه گاه ...
Media Removed
مردها تشنه روز مرد نیستند مردها به یک روز قدردانی در سال نیازی ندارند، مرد آفریده شده تا تکیه گاه شود نه متکی باشد، مرد به این حساس نیست که کی و چی کادو می‌گیرد! فلانی برای شوهرش چه خریده؟ جوراب گرفته یا ساعت مچی طلا ؟ مرد برای مبارزه آمده، برای جهاد، برای سماجت، برای جنگ با غول زندگی، برای نبرد بی ... مردها تشنه روز مرد نیستند

مردها به یک روز قدردانی در سال نیازی ندارند، مرد آفریده شده تا تکیه گاه شود نه متکی باشد، مرد به این حساس نیست که کی و چی کادو می‌گیرد! فلانی برای شوهرش چه خریده؟ جوراب گرفته یا ساعت مچی طلا ؟

مرد برای مبارزه آمده، برای جهاد، برای سماجت، برای جنگ با غول زندگی، برای نبرد بی وقفه و بی انتها آمده، برای به آرامش رساندن خانواده اش آمده، برای شکسته شدن غرورش آمده

همین که تبسم را بر لب زنش ببیند،
همین که لبخند را بر چهره دخترش ببیند،
همین که سربلندی پسرش را ببیند،
همین که خواهرش بتواند به او تکیه کند،
همین که مادرش با او درد دل کند،
همین که پدر پیرش جوانی خودش را در او ببیند،
همین ها برای مرد کافیست
همین ها مرد را خوشبخت می‌کند

مرد آمده تا دیگران را خوشبخت کند،
آمده تا شود ستون خانواده،
آمده بسوزد تا روشنایی بخشد،
هیچ هدیه ای، هیچ کادویی، هیچ گوهر گرانبهایی هیچ مردی را خوشحال نمیکند مگر آرامش خانوده اش! 🔻مرد مهرورزی بلد نیست، چون مادر نیست! مرد مهروزی اش را به زبان نمی‌آورد، نشان می‌دهد!

بهترین هدیه برای یک مرد، یک تشکر واضح و شفاف به همراه لبخند و رضایت و آرامش خانوده اش هست‌. عمرشان دراز و عزتشان افزون باد🙏
Read more
مردها تشنه روز مرد نیستند... مردها به یک روز قدردانی در سال نیازی ندارند.... مرد آفریده شده تا تکیه ...
Media Removed
مردها تشنه روز مرد نیستند... مردها به یک روز قدردانی در سال نیازی ندارند.... مرد آفریده شده تا تکیه گاه شود نه متکی... مرد به این حساس نیست که زن برادرش برای شوهرش چه خریده؟ جوراب گرفته یا ساعت مچی طلا ...؟ مرد برای لطافت و حسودی و چشم وهمچشمی نیامده... مرد برای مبارزه آمده.... برای جهاد .... برای ... مردها تشنه روز مرد نیستند...
مردها به یک روز قدردانی در سال نیازی ندارند....
مرد آفریده شده تا تکیه گاه شود نه متکی...
مرد به این حساس نیست که زن برادرش برای شوهرش چه خریده؟
جوراب گرفته یا ساعت مچی طلا ...؟
مرد برای لطافت و حسودی و چشم وهمچشمی نیامده...
مرد برای مبارزه آمده....
برای جهاد ....
برای سماجت...
برای جنگ با غول زندگانی ...
برای نبرد بی وقفه و بی انتها آمده...
برای به آرامش رساندن خانواده اش آمده...
برای شکسته شدن غرورش آمده...
همین که تبسم را بر لب زنش ببیند...
همینکه لبخند را برچهره دخترش ببیند...
همینکه پسرش بتواند پیش دوستانش سر افکنده نباشد...
همینکه خواهرش بتواند به او تکیه کند و مادرش با او درد دل کند و پدر پیرش جوانی خودش را در او ببیند....
مرد را خوشبخت میکند....
مرد آمده همه را خوشبخت کند ....
آمده تا شود ستون خانواده....
آمده بسوزد تا روشنایی بخشد.
جبر زندگانیش است ...اجباری ملس نه اختیاری با هوس.
هیچ گوهر گرانبهایی هیچ مرد جنگی را خوشحال نمیکند جز آرامش خانوده اش.
مرد مهرورزی بلد نیست...
چون مادر نیست.
بهترین هدیه برای یک مرد ..
یک تشکر واضح و شفاف به همراه
لبخند و آرامش خانوده اش هست‌. بدون هزینه...
« عمر و عزتشان زیاد »
امید که وجود چنین مردانی در روزگار ما کیمیا نباشد...!!! پيشاپيش روز مرد گرامي 💠
Read more
تو به این معصومی /تشنه لب ارومی/غرق عطر گلبرگ/تو چقدر خانومی کودکان غمگین/بی بهانه شادی/از سکوتت ...
Media Removed
تو به این معصومی /تشنه لب ارومی/غرق عطر گلبرگ/تو چقدر خانومی کودکان غمگین/بی بهانه شادی/از سکوتت پیداست که پر از فریادی همه هر روز اینجا/از گلات رد میشن/ادمای خوبم این روزا بد میشن توی این دنیایی/که برات زندونه/جای تو این جا نیست/ جات توی گلدونه غرورمو ببخش/حضورمو ببخش/منم یه عابرم/عبورمو ... تو به این معصومی /تشنه لب ارومی/غرق عطر گلبرگ/تو چقدر خانومی
کودکان غمگین/بی بهانه شادی/از سکوتت پیداست که پر از فریادی

همه هر روز اینجا/از گلات رد میشن/ادمای خوبم این روزا بد میشن

توی این دنیایی/که برات زندونه/جای تو این جا نیست/ جات توی گلدونه

غرورمو ببخش/حضورمو ببخش/منم یه عابرم/عبورمو ببخش

تویی که اشک تو/شبیه شبنمه/همیشه تو نگات/یه حس مبهمه

همین لحظه همین ساعت همین امشب/که تاریکی همه شهرو به خواب برده

یه سایه رو تن دیوار این کوچست / تویی و یک سبد گل های پژمرده

همه دنیا به چشمه تو همین کوچست / هوای هرشبت یلدایی و سرده

کجاست او ناجیه افسانه ی دیروز/جووان مرده محله ما

چه نا مرده......./چه نامرده......... غرورمو ببخش/حضورمو ببخش/منم یه عابرم/عبورمو ببخش

تویی که اشک تو/شبیه شبنمه/همیشه تو نگات/یه حس مبهمه

چه صبورانه تحمل میکنی غفلت بی رحم ما را/دخترک

ما داریم گلاتو اتیش میزنیم/تو داری با التماس میگی

کمک.........../کمک............ 😢😢😔😔😔😔😔
Read more
. شعر و موسیقی تمام ناگفته‌ها و گفته‌های دل است. شبی خاطره انگیز کنار دوستان نازنین با صدای زیبای ...
Media Removed
. شعر و موسیقی تمام ناگفته‌ها و گفته‌های دل است. شبی خاطره انگیز کنار دوستان نازنین با صدای زیبای آقای معتمدی محترم و فرهیخته و انتخاب اشعاری که روح و‌دل را جلا می‌دهد..این تصنیف را بارها میشه شنید و‌لذت برد.سپاس از دعوتتون که من را در این حال خوش سهیم کردین. . آتنای عزیزم از سالی که با خودت و نواختنت ... .
شعر و موسیقی تمام ناگفته‌ها و گفته‌های دل است.
شبی خاطره انگیز کنار دوستان نازنین با صدای زیبای آقای معتمدی محترم و فرهیخته و انتخاب اشعاری که روح و‌دل را جلا می‌دهد..این تصنیف را بارها میشه شنید و‌لذت برد.سپاس از دعوتتون که من را در این حال خوش سهیم کردین.
.
آتنای عزیزم از سالی که با خودت و نواختنت آشنا شدم هر بار در هر اجرا از نواختنت بیش از پیش لذت بردم. نغمه‌هایت مانا بهترینی....
@mohammadmotamedi @atenaeshtiaghi .
👗: @nasim.hed .
شعر تصنیف از جناب معتمدی
ای چشمان مست تو مینای شراب من
یاد تو چه می‌کند با حال خراب من
نوا منم ترانه تویی
به موج غم کرانه تویی
به عشقه تو فسانه منم
ز خود بیگانه منم
خزان منم جوانه تویی
بهشت جاودانه تویی
نوای عاشقانه تویی
تو دیوانه منم
می‌دانی که بی‌قرار و دل شکسته‌ ام بر عشق کسی به جز تو دل نبسته‌ ام
می دانی غمت مرا رها نمی‌کند حتی مرگ مرا ز تو جدا نمی‌کند
چو مرغ خسته کنج قفس غم تو بسته راه نفس بیا که شوق تو بگشاید بال و پر عشق
عمری دیده به ره می‌مانم
بر لب نام تو را می‌خوانم
از عشق تو نفس می‌گیرم
گر یادم نکنی میمیرم
عشقت در دل من پا برجا هجرت تا به ابد تقدیرم
می دانی که بی‌قرار و دل شکسته‌ ام
بر عشق کسی به جز تو دل نبسته‌ ام
می دانی غمت مرا رها نمی‌کند حتی مرگ مرا ز تو جدا نمی‌کند
بیا بیا چو ابر بهار
بر این کویرِ تشنه ببار
که بشکفد به دشت دلم
گل نیلوفر عشق
.
#الهام_پاوه_نژاد #عاشقانه #موسیقی #محمد_معتمدی #آتنا_اشتیاقی
Read more
@hoseinghadyani - <span class="emoji emoji2712"></span> ماشاءالله حزب‌الله . دشمن با سوءاستفاده از دوست و دشمن‌دوست هدف گرفته ایمان ...
Media Removed
@hoseinghadyani - ماشاءالله حزب‌الله . دشمن با سوءاستفاده از دوست و دشمن‌دوست هدف گرفته ایمان ما را به درایت شما و امید ما را به یاری خدا اما حضرت آقا! دشمن کور خوانده می‌مانیم پای انقلاب و پای رهبر انقلاب که شما باشی سخت‌تر از شب‌های جبهه نیست این روزها بگذار از آسمان آتش ... @hoseinghadyani - ✒
ماشاءالله حزب‌الله
.
دشمن
با سوءاستفاده از دوست
و دشمن‌دوست
هدف گرفته
ایمان ما را
به درایت شما
و
امید ما را
به یاری خدا
اما حضرت آقا!
دشمن
کور خوانده
می‌مانیم پای انقلاب
و پای رهبر انقلاب
که شما باشی
سخت‌تر از شب‌های جبهه نیست
این روزها
بگذار از آسمان
آتش ببارد
بگذار روان‌مان را
نشانه بروند
بگذار نتانیاهو
علاوه بر نقاشی
کارگاه قصه هم راه بیندازد!
بگذار ترامپ
توهم بزند که پول خرید انقلاب اسلامی را هم دارد
بگذار مجازستان
ایمان ما را امتحان کند
اما باز قصه همان است
قمقمه‌ها شاید
خالی از آب شود
اما دل‌ها
خالی از امید نمی‌شود
گیرم حاج‌بخشی نیست
«ماشاءالله حزب‌الله» که هست
گیرم حاج‌حسین نیست
مستند «علمدار» که هست
گیرم آوینی نیست
«روایت فتح» که هست
تازه!
ما به زنده بودن حاج‌احمد هم امیدواریم
در انتهای افق
و تازه اول انقلاب است
اما این بار
حرمله
به جای گلو
فریاد علی‌اصغر را هدف گرفته
به آسمان پرتاب کن
خون دل ما را
یا حسین!
نوشتم «حسین»
یاد شهدا افتادم
در سه‌راهی شهادت
یاد لب‌های تشنه
یاد حنابندان
یاد بادگیرهای سورمه‌ای
یاد سربندهای سرخ
هیچ معلوم هست کجایید شهیدان؟!
دلم برادران دستواره می‌خواهد
برادران جمهور
دلم سخنرانی شما را می‌خواهد
حضرت آقا
در بالکن حسینیه‌ی امام خمینی
چقدر مصرع
زیاد شده علیه بیت
این روزها
چه تجهیزی
چقدر دشمن
چقدر نقشه
چقدر حیله
رسما شرق ابوالخصیب است
چقدر تیر
چقدر گلوله
چقدر خبر
چقدر درد
سلمنا!
به این می‌گویند امتحان الهی
از همه طرف می‌بارد
ببارد
ما خدا را داریم
خدای خنده‌های خرازی
خدای گریه‌های سلیمانی
خدای قایق عاشورا
خدای بچه‌های تخریب
خدای بسیجیان گردان حبیب
خدای صبحگاه دوکوهه
خدای پادگان حمید
به همین خدا قسم
ذره‌ای به تدبیر رهبرمان
تردید نداریم
ما آرامیم
در دل طوفان
و اگر قرار بود مشکلات
کمر انقلاب را خم کند
۴۰ ساله نمی‌شد
تنهاتر از عصر والفجر ۸ که نیستیم
هیهات!
مرد
از جزر و مد اروند
نمی‌ترسد
بی‌خود رجز می‌خواند ابلیس
نام عموی ما عباس است
مظهر وفاداری
می‌مانیم پای شما
حضرت آقا
زیر تیرباران دشمن
بیشتر می‌چسبد
دیروز
روزگار جنگ بود
و امروز
جنگ روزگار
و مگر در خیبر
چند تا بسیجی
خط مجنون را نگه داشتند؟!
و مگر در بدر
چند تا قایق عاشورا داشتیم؟!
خدا امروز هم معجزه را بلد است
«شرق» توهم زده
مشاوران خوبی دارد نتانیاهو!
غرب‌زده است دیگر!
چه می‌داند
رنگ سبز گنبد مسجدالاقصی
عالی می‌شود با رنگ سبز لباس سپاه
و‌ رنگ طلایی قبة‌الصخره
عالی می‌شود با پرچم طلایی حزب‌الله
سلام حاج‌قاسم
سلام سیدحسن
سلام حضرت سیدعلی
چفیه ات را عشق است
.
Read more
Iran, Hamedan Photo: me شقایق گفت با خنده نه بیمارم نه تبدارم اگر سرخم چنان آتش حدیث دیگری دارم گلی ...
Media Removed
Iran, Hamedan Photo: me شقایق گفت با خنده نه بیمارم نه تبدارم اگر سرخم چنان آتش حدیث دیگری دارم گلی بودم به صحرایی نه با این رنگ زیبایی نبودم آن زمان هرگز نشان عشق و شیدایی یکی از روزهایی که زمین تبدار و سوزان بود و صحرا در عطش میسوخت تمام غنچه ها تشنه ومن بی تاب و خشکیده تنم در آتشی ... Iran, Hamedan
Photo: me
شقایق گفت با خنده نه بیمارم نه تبدارم

اگر سرخم چنان آتش حدیث دیگری دارم

گلی بودم به صحرایی نه با این رنگ زیبایی

نبودم آن زمان هرگز نشان عشق و شیدایی

یکی از روزهایی که زمین تبدار و سوزان بود

و صحرا در عطش میسوخت

تمام غنچه ها تشنه

ومن بی تاب و خشکیده

تنم در آتشی می سوخت

ز ره آمد یکی خسته

به پایش خار بنشسته

عشق از چهره اش پیدای پیدا بود

ز آنچه زیرلب می گفت

شنیدم سخت شیدا بود

نمی دانم چه بیماری به جان دلبرش افتاده بود اما

طبیبان گفته بودندش

اگر یک شاخه گل آرد

از آن نوعی که من بودم

بگیرند ریشه اش رابسوزانند

برای دلبرش آندم شفا یابد

چنانچه با خودش می گفت

بسی کوه و بیابان را

بسی صحرای سوزان را

به دنبال گلش بوده

یکدم هم نیاسوده

که افتاد چشم او ناگه

به روی من

بدون لحظه ای تردید شتابان شد بسوی من

به آسانی مرا با ریشه از خاکم جدا کردو

به ره افتاد

واو می رفت و من در دست او بودم

و او هر لحظه سر را رو به بالا ها

تشکر از خدا می کرد

پس از چندی

هوا چون کوره آتش زمین می سوخت

و دیگر داشت در دستش تمام ریشه ام میسوخت

به لب هایی که تاول داشت گفت

اما چه باید کرد

در صحرا که آبی نیست

به جانم هیچ تابی نیست

اگر گل ریشه اش سوزد که وای بر من

برای دلبرم هرگز دوایی نیست

و از این گل که جایی نیست

خودش تشنه بود اما

نمی فهمید حالش را چنان می رفت و

من در دست او بودم

وحالا من تمام هست او بودم

دلم می سوخت اما

راه پایان کو؟؟ نه حتی آبی نسیمی در بیابان کو؟؟ ودیگر داشت در دستش تمام جان من میسوخت

که نا گه

روی زانوی خود خم شد

دگر از صبر او کم شد

دلش لبریز ماتم شد

کمی اندیشه کرد آنگه

مرا در گوشه ای از آن بیابان کاشت

نشست و سینه را با سنگ خارایی

زهم بشکافت ... زهم بشکافت ... صدای قلب او گویی جهان را زیر و رو می کرد

زمین و آسمان را پشت و رو می کرد

و هر چیزی که هر جا بود با غم رو به رو می کرد

نمی دانم چه میگویم!! به جای آب خونش را

به من می داد

و بر لب های اوفریاد: "بمان ای گل"

که تو تاج سرم هستی

دوای دلبرم هستی

بمان ای گل

ومن ماندم

نشان عشق و شیدایی

و با این رنگ و زیبایی

و نام من شقایق شد

گل همیشه عاشق شد.

#mustseeiran_insta #mustseeiran #rangeetar #canon #instagram #hamedan #Iran #irantravel #nature #maryanaj #naturezaperfeita
#natgeography
#natgeo
#iranphotografy
Read more
. شعرخوانی #یوسفعلی_میرشکاک در محفل #رندان_تشنه_لب محفل رندان تشنه لب، یکشنبه ۸ مهر ماه، ساعت ...
Media Removed
. شعرخوانی #یوسفعلی_میرشکاک در محفل #رندان_تشنه_لب محفل رندان تشنه لب، یکشنبه ۸ مهر ماه، ساعت ۱۸ #تالار_سوره #حوزه_هنرى شرکت در این محفل ادبی برای تمامی علاقمندان آزاد و رایگان است. @hozeh_honari . . این ویدئو را به صورت کامل در کانال‌های ایتا، سروش، بله، آپارات و یوتیوب حوزه هنری ... .
شعرخوانی #یوسفعلی_میرشکاک در محفل #رندان_تشنه_لب

محفل رندان تشنه لب، یکشنبه ۸ مهر ماه، ساعت ۱۸ #تالار_سوره #حوزه_هنرى

شرکت در این محفل ادبی برای تمامی علاقمندان آزاد و رایگان است.

@hozeh_honari
.
.
این ویدئو را به صورت کامل در کانال‌های ایتا، سروش، بله، آپارات و یوتیوب حوزه هنری مشاهده و دانلود کنید.
.
.
.
#حوزه_هنری
#هنر_متعهد
#هنر_انقلابی
#جبهه_فرهنگی_انقلاب
#حوزه_هنری_انقلاب_اسلامی
.
.
.
Read more
. ☜ شاگردی رو به استاد خویش گفت: چکار کنم که خواب امام زمان (عج) را ببینم؟؟ استاد گفت: شب یک غذای شور ...
Media Removed
. ☜ شاگردی رو به استاد خویش گفت: چکار کنم که خواب امام زمان (عج) را ببینم؟؟ استاد گفت: شب یک غذای شور بخور، آب نخور و بخواب. . ٭ شاگرد دستور استاد را اجرا کرد و فردای آن روز خدمت استاد رسید. شاگرد گفت: استاد دیشب دائم خواب آب میدیدم!!! خواب دیدم بر لب چاهی دارم آب مینوشم، کنار نهر آبی در حال خوردن ... .
☜ شاگردی رو به استاد خویش گفت:
چکار کنم که خواب امام زمان (عج) را ببینم؟؟
استاد گفت: شب یک غذای شور بخور، آب نخور و بخواب.
.
٭ شاگرد دستور استاد را اجرا کرد و فردای آن روز خدمت استاد رسید.
شاگرد گفت: استاد دیشب دائم خواب آب میدیدم!!!
خواب دیدم بر لب چاهی دارم آب مینوشم، کنار نهر آبی در حال خوردن آب هستم! در ساحل رودخانه ای مشغول آب خوردن!
.
★استاد فرمود:
تشنه ی آب بودی خواب آب دیدی؛
تشنه ی امام زمان (عج) بشو تا خواب امام زمان ببینی
.
.
♥♥♥ تشنــــه ی امام زمــــان بشویم ♥♥♥
.
.
.
☆ تعجیل در فرجِ یوسف زهـــــــرا صلوات ☆
Read more
#شب_جمعه #کربلا چشما خیسِ همگی برات ملتمس شده به یه نگات به منم یه رُخی بنما مادر و پدرم به فدات . مادرم همه دعاش اینه کرب‌وبلا بیام... . محرم سال۹۴هیئت محترم محبان #یادش_بخیر‌_روز_و_شبم_باحسین_بود . #مجتبی_زینلی #تشنه_لب_کربلا #مادر_دست_به_پهلو_به_حرم_می_آید #ای_که_به_عشقت_اسیر_خیل_بنی_آدمند #اینجا_که_گود_بود_چرا_خورده_ای_زمین ... #شب_جمعه #کربلا
چشما خیسِ همگی برات
ملتمس شده به یه نگات
به منم یه رُخی بنما
مادر و پدرم به فدات
.
مادرم همه دعاش اینه کرب‌وبلا بیام...
.
محرم سال۹۴هیئت محترم محبان
#یادش_بخیر‌_روز_و_شبم_باحسین_بود
.
#مجتبی_زینلی
#تشنه_لب_کربلا
#مادر_دست_به_پهلو_به_حرم_می_آید
#ای_که_به_عشقت_اسیر_خیل_بنی_آدمند
#اینجا_که_گود_بود_چرا_خورده_ای_زمین
#چرا_انگشت_و_انگشتر_نداری
#خواهرت_داره_نگاه_میکنه_واویلا
#کربلا #تهران #ایران #عراق
Read more
- PERS <span class="emoji emoji2b50"></span>️ POLIS - رِندان تشنه لب را،  آبی نمیدهد کَس، گویی ولی شِناسان، رَفتن از این ولایت: ‏‎ #حافظ<span class="emoji emoji2665"></span>️ ‏اگه ...
Media Removed
- PERS ️ POLIS - رِندان تشنه لب را،  آبی نمیدهد کَس، گویی ولی شِناسان، رَفتن از این ولایت: ‏‎ #حافظ️ ‏اگه قرار بود هر چیزی راحت به دست بیاد که دیگه هیچ چیزی جذابیتی نداشت.!! واسه رسیدن به بعضی چیزا باید سختیایی بکشی، که وقتی رسیدی با تمام وجودت ازش لذت ببری.! مربی خوبی نداشتیم، برانکو هم تیمی ... - PERS ⭐️ POLIS -
رِندان تشنه لب را،  آبی نمیدهد کَس،
گویی ولی شِناسان، رَفتن از این ولایت: ‏‎ #حافظ♥️
‏اگه قرار بود هر چیزی راحت به دست بیاد که دیگه هیچ چیزی جذابیتی نداشت.!!
واسه رسیدن به بعضی چیزا باید سختیایی بکشی، که وقتی رسیدی با تمام وجودت ازش لذت ببری.!
مربی خوبی نداشتیم، برانکو هم تیمی رو تحویل گرفته بود که بازیکنا داشتن نابود میشدن!
فصل رو هم خوب شروع نکردیم، حالا بگذریم که بازی‌های خوب و هزاران اتفاق نمیذاشت که طعم خوشی و خوشحالی رو در کنار بازی‌های خوبمون ببینیم!
تو اون سال پرسپولیس و برانکو نیاز به یه تلنگر داشتن تا به خودشون بیان!
کاپیتان #هادی💔 شد بزرگترین شوک!
پرسپولیس، هوادار و برانکو هم قسم و متحد شدن برا کاپیتان!
چون خودشون مدیون هادی میدونستن!
درسته تو اونسال اخرش فقط فقط بخاطر تفاضل گل جام از دست دادیم ولی هم قسم و متحد بودن رو از دست ندادیم!
همونجور متحد فصل رو شروع کردیم برا ادای دِین به کاپیتان؛
همه سنگ‌اندازی‌ها از خودی و ناخودی پشت سر گذاشتیم آخرسر جام بالاسر بردیم!
اونم با چه شور عشقی!
فصل با همه اتفاقات به پایان رسوندیم، رسیدیم به این فصل!
این فصل ولی داستان فرق کرد؛
کری خوندیم، پز دادیم، پست گذاشتیم، حریف طلبیدیم و...
اما همه اینا تو روزایی بود که حال تیم وقف مراد دل خودم بود!
من شدم رفیق روزای عشق و حال!
من به این کاری ندارم که سه سال پیاپی صدر رو قبضه کردی، در حالی که بهترین ستارگانت کوچ کردن، دو پنجره نقل و انتقالاتی محرومی،
و هزاران اتفاق که سرمون اوردن!
واسه من مهم فقط ارنجی که دوست دارمه، مهم بازیکنایی که دوست دارمه، مهم فحش دادن منه!!
پرسپولیس عزیزم امسال مهم فقط شدم خودم!!!!!!
هوادار، دوست، رفیق یاهرچی که خودت دوست داری؛
ما بازم با فاصله قهرمانیم و بعنوان اولین تیم ایرانی به دور بعدی آسیا صعود کردیم!
با این حال بازم اینهمه غرولند و شکایت میشنویم!!
نمیگم ضعیف و فرسوده نشدیم ولی نه در این حد غر زدن آه و ناله!
بنظرتون تو اوضاع ما هر تیمی بود بازم اینجوری میکرد!
این اوضاع تیم قهرمانه!
فردا هنوز فصل تموم نشده ما قهرمانیمون مسجل میشه ولی دریغ از یه پست مثبت!
ولی بجاش هر روز داریم فقط انرژی منفی به هم میدیم!
واقعا چمون شده!
این بود اتحاد و همدلی که دم ازش میزدیم!
یادمون، یادتون نره!
ما هنوز مدیونن #کاپیتانیم!
به امید برد بازی فردا و مسجل شدن قهرمانی مقتدرمون❤
در پایان پرسپولیسم عشق تو؛
جهان نکته‌ی ارزنده‌ای نداره.!
#پرسپولیسیم✌
#perspolisiam❤
Read more
. . اَلسّلامُ عَلیک أیهَاالْعَبْدُالصّالِحُ الْمُطِیعُ للّه وَلِرَسُولِهِ وَلاَِمِیرِالْمُؤمِنِینَ وَالْحَسَنِ وَالْحُسَینِ، اَلسَّلامُ عَلَیک وَرَحْمَةُ اللّه وَبَرَکاتُهُ وَمَغْفِرَتُهُ وَرِضْوَانُهُ وَعَلی رُوحِک وَبَدَنِک،اَلسّلامُ عَلیک یا أبَاالْفَضْلِ الْعَبّاسَ(ع) . پیغام ... .
.

اَلسّلامُ عَلیک أیهَاالْعَبْدُالصّالِحُ الْمُطِیعُ للّه وَلِرَسُولِهِ وَلاَِمِیرِالْمُؤمِنِینَ وَالْحَسَنِ وَالْحُسَینِ، اَلسَّلامُ عَلَیک وَرَحْمَةُ اللّه وَبَرَکاتُهُ وَمَغْفِرَتُهُ وَرِضْوَانُهُ وَعَلی رُوحِک وَبَدَنِک،اَلسّلامُ عَلیک یا أبَاالْفَضْلِ الْعَبّاسَ(ع)
.

پیغام کربلا به نجف بُرد جبرئیل

یامرتضی علی ، قمری داشتی چه شد؟ .

#حضرت_عباس_علیه_السلام
#تاسوعا

سزد ز مهر فلک خوبتر بخوانندش
قمر نه، رشک هزاران قمر بخوانندش

قسم به خون شهیدان حق روا باشد
که #سیّدالشّهدای دگر بخوانندش

سزد به زمزم و کوثر همه دهان شویند
سپس به بحر ولایت گهر بخوانندش

اگر چه زادۀ امّ البنین بود عبّاس
رواست آنکه به زهرا پسر بخوانندش

به یک نگاه توان خلق را کند سلمان
ز راه صدق و ارادت اگر بخوانندش

چنانکه بود علی نفس مصطفی، زیباست
که نفس زادهء خیرالبشر بخوانندش

به یک نظر دهد از لطف حاجت همه را
اگر تمامی اهل نظر بخوانندش

کتاب عشق حسین است در خط و خالش
بهشت زینب کبراست گلشن رویش

ملقّب است به باب الحوائجی آری
بیا و دست گدایی دراز کن سویش

تمامی شهدا غبطه می برند به او
که هست صحنۀ محشر پر از هیاهویش

چو دید تشنۀ لب های خشک او دریاست
به آب خیره شد و ناله اش ز دل برخاست
که آب از چه نگردیدی از خجالت آب
تو موج میزنی و تشنه یوسف زهراست

قسم به فاطمه هرگز تو را نمی نوشم
که در تو عکس لب خشک سیّدالشّهداست

ز خون دیدۀ من روی موج خود بنویس
که از تمامی اطفال ، تشنه تر سقّاست

خدا گواست که با چشمهاى تر دیدم
سکینه را که لبش خشک و دیده اش دریاست

درون بحر همه ماهیان به هم گویند
حسین تشنه و سیراب وحشی صحراست

ز شیرخواره برایت پیام آوردم
پیام داده که ای آب غیرت تو کجاست؟

سلام خالق منّان سلام خیر النّاس
سلام خیل شهیدان به حضرت عبّاس
.

قال مولانا زین العابدین(ع):إنَّ #لِلعَبّاس عِندَاللهِ مَنزلَةً یَغبِطُهُ بِهاجَمیعُ الشُّهدایَومَ القیامَة ؛مقامی پیش خدابرای عباس هست که همه ی شهداروزقیامت به آن مقام غبطه میخورند.
.
#یا_قَمَرَالعَشیرَه جان ادرکنی
.
امام صادق علیه السلام به «مُسمَع» که ازسوگواران برعزای حسینی بود،فرمود:خدای،اشک توراموردرحمت قراردهد.آگاه باش، توازآنانیکه ازدلسوختگان مابه شمارمی آیند، واز آنانی که باشادی ماشادمیشوند وبااندوه ماغمگین میگردند.آگاه باش!توهنگام مرگ،شاهدحضور پدرانم بربالین خویش خواهی بود(کتاب وسائل الشیعه).
.

اللهم ارزقنازیارت الحسین(ع)وشفاعت الحسین(ع)یوم الورودوثبت لی قدم صدق عندک مع الحسین(ع)

#آبرویم رفت از بس به رفیقان گفتم

کربلا قسمت من نیست شماهابروید
Read more
<span class="emoji emoji1f343"></span>❖<span class="emoji emoji1f539"></span>‌‌﷽<span class="emoji emoji1f539"></span>‌❖<span class="emoji emoji1f343"></span> ‌‌ ‌ ‌‌<span class="emoji emoji1f343"></span>❖شهادت جانسوز و مظلومانه سفیر الحسین علیه السلام حضرت مسلم بن عقیل علیه السلام را ...
Media Removed
‌‌﷽‌❖ ‌‌ ‌ ‌‌❖شهادت جانسوز و مظلومانه سفیر الحسین علیه السلام حضرت مسلم بن عقیل علیه السلام را به ساحت مقدس حضرت بقية الله الأ عظم مهدی موعود ( عجَّل الله تعالى فرجه الشريف ) روحى و ارواح العالمين لتراب مقدمه الفداء و شيعيان حضرتش تسلیت عرض مينمايیم ❖ ‌‌‌ ‌‌ ‌ ‌ــــــــــ❖❖ـــــــــــ ‌‌ ‌‌ السلام ... 🍃❖🔹‌‌﷽🔹‌❖🍃
‌‌

‌‌🍃❖شهادت جانسوز و مظلومانه سفیر الحسین
علیه السلام حضرت مسلم بن عقیل علیه السلام
را به ساحت مقدس حضرت بقية الله الأ عظم
مهدی موعود ( عجَّل الله تعالى فرجه الشريف )
روحى و ارواح العالمين لتراب مقدمه الفداء و
شيعيان حضرتش تسلیت عرض مينمايیم ❖🍃
‌‌‌
‌‌

‌ــــــــــ❖🍃🌷🍃❖ـــــــــــ
‌‌
‌‌
🍃😢السلام علیک یا سفیر الحسین علیه السلام
‌‌

🍃◾كوفه را با تو حسين جان سر و پيماني نيست
🍃◾هرچه گشتم به خدا صحبت مهماني نيست

🍃◾به خدا نامه نوشتم به حضورت نرسيد
🍃◾آن چه مانده ست مرا غيره پشيماني نيست

🍃◾كارم اين است كه تا صبح فقط در بزنم
🍃◾غربتي سخت تر از بي سر و ساماني نيست

🍃◾جگرم تشنه ي آب و لبِ من تشنه ي توست
🍃◾بين كوفه به خدا مثل ِ من عطشاني نيست
‌ 🍃◾من از اين وجه ِ شباهت به خودم ميبالم
🍃◾قابل سنگ زدن هر لب و دنداني نيست

🍃◾من رويِ بام چرا؟ تو لبِ گودال چرا؟
🍃◾دلِ من راضي از اين شيوه يِ قرباني نيست

🍃◾موي من را دم دروازه به ميخي بستند
🍃◾همچو زلفم به خدا زلف پريشاني نيست

🍃◾زرهم رفت ولي پيرهنم دست نخورد
🍃◾روزيِ مسلمت انگار كه عرياني نيست

🍃◾كاش ميشد لبِ گودال نبيند زينب
🍃◾بر بدن پيرُهَن ِ يوسفِ كنعاني نيست

🍃◾سوخت عمامه ام امروز ولي دور و برم
🍃◾دختر ِ سوخته يِ شام غريباني نيست

🍃◾هرچه شد باز زن و بچه كنارم نَبُوَد
🍃◾كه عبور از وسط شهر به آساني نيست

🍃◾دستِ سنگين، دلِ بي رحم، صفات اينهاست
🍃◾كارشان جز زدن سنگ به پيشاني نيست

🍃◾دخترم را بغلش كن به كنيزي نرود
🍃◾چه بگويم كه در اين شهر مسلماني نيست


🍃🔲الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍو َعَجِّل فَرَجَهُم🍃🔲
.

.
🍃⚫يا مسلم ابن عقيل(ع)⚫🍃
.

گر به عشق تو مرا دارالعماره ميبرند
گوئيا جان بر تنم با يك اشاره ميبرند

زيور از گوش تمام دخترانت باز كن
ورنه از گوش رقيه گوشواره میبرند 😢😢😢
.
‌ ‌
ـــــــــــــــــــــــــ

✏پــی نــوشـتــ⤵⤵ :

🍃✔ طرح #پست_مشترک ‌
🔹هـمه ی بزرگواران میتوانند در ایـن طـرح بزرگ
سهیم باشند. برای دریافت مطالب و تصاویر جهت
شرکت در طرح به کانال سروش مراجعه بفرمـایید .
(لینک کانال در قسمت بیوگرافی موجود است)
‌‌‌‌‌‌‌

🍃📱sapp.ir/shaybelkhaziib
‌‌
🍃🌸🔹ألـلَّـهُـمَــ عَـجِّـلْ لِـوَلـیِـکْ ألْـفَـرَج
‌‌‌
‌‌
🔸تعجیل در فرج مولا حضرت صاحب الزمان
ارواحنا فداه صلواتی عنایت بفرمایید ...
‌‌‌
🍃🌷اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم🌷🍃
Read more
فرا رسیدن اعیاد شعبانیه و میلاد با سعادت امام حسین(ع)، حضرت ابوالفضل(ع) و امام زین العابدین(ع) مبارک. دستی ...
Media Removed
فرا رسیدن اعیاد شعبانیه و میلاد با سعادت امام حسین(ع)، حضرت ابوالفضل(ع) و امام زین العابدین(ع) مبارک. دستی که هر چه چشمه در آن مستقر شود دریا به دست بوسیِ آن دست، بَر شود وآن بازوان که بوسه خورشید دیده است باید که بازوان بلند قمر شود این ماه وقت سر زدنش ، جار می زنند تا آسمان برای زیارت خبر شود ... فرا رسیدن اعیاد شعبانیه و میلاد با سعادت امام حسین(ع)، حضرت ابوالفضل(ع) و امام زین العابدین(ع) مبارک.

دستی که هر چه چشمه در آن مستقر شود
دریا به دست بوسیِ آن دست، بَر شود
وآن بازوان که بوسه خورشید دیده است
باید که بازوان بلند قمر شود
این ماه وقت سر زدنش ، جار می زنند
تا آسمان برای زیارت خبر شود
این ماه قول داده به شیری که خورده است
هر لحظه اش به خدمت خورشید سر شود
مادر سپرده است برای پیامبر
در کربلا درست شبیه پدر شود

مادر سپرده است که قانع مشو به دست
باید سرت برای برادر سپر شود
مادر سپرده است که قانع مشو به سر
باید تنت شهید شود مختصر شود
تا سیر در خدا کند و سیر در حسین
می رفت سوی رود که بی بال و پر شود
آرام گفت با خودش ای نفس تشنه لب
مدیون اصغری لبت از آب تر شود
برگشت از فرات که شاید در آن عطش
بر خیمه رباب نسیم سحر شود

#علی_حنیفه
Read more
بسم الله الرحمن الرحیم شخصی به استادش گفت:می خواهم خواب امام زمان سلام الله علیه را ببینم استاد ...
Media Removed
بسم الله الرحمن الرحیم شخصی به استادش گفت:می خواهم خواب امام زمان سلام الله علیه را ببینم استاد گفت : شب یک غذای شور بخور ، آب نخور و بخواب. شاگرد دستور استاد رو اجرا کرد و فردای آن روز خدمت استاد رسید. شاگرد گفت : استاد دیشب خواب آب میدیدم! خواب دیدم بر لب چاهی دارم آب مینوشم ، کنار نهر آبی در حال ... بسم الله الرحمن الرحیم

شخصی به استادش گفت:می خواهم خواب امام زمان سلام الله علیه را ببینم
استاد گفت : شب یک غذای شور بخور ، آب نخور و بخواب.
شاگرد دستور استاد رو اجرا کرد و فردای آن روز خدمت استاد رسید.

شاگرد گفت : استاد دیشب خواب آب میدیدم!
خواب دیدم بر لب چاهی دارم آب مینوشم ، کنار نهر آبی در حال خوردن آب هستم!
استاد فرمود : تشنه آب بودی و خواب آب دیدی ،
تشنه امام زمان ( عَجّلََ اللهُ تعالی فَرَجَهُ) بشو تا خواب امام زمان ( عَجّلََ اللهُ تعالی فَرَجَهُ ) را ببینی …! آب کم جو تشنگی آور به دست
تا بجوشد آبت از بالا و پست
Read more
. |•بِسمِ رَبِّ الحُسین•| . و امروز کربلا ، هنوز کربلاست و هنوز تاریخ در ظهر عاشورا زنده است . صحرای ...
Media Removed
. |•بِسمِ رَبِّ الحُسین•| . و امروز کربلا ، هنوز کربلاست و هنوز تاریخ در ظهر عاشورا زنده است . صحرای کربلا وسعتی به اندازه زمین و آسمان دارد و عاشورا در هر لحظه از تاریخ در جریان است . هنوز دعوت امام پابرجاست :《من کان فینا باذلا مهتجه و موطنا علی لقاء الله نفسه فلیرحل معنا》 آنکه قصد نثار خون خود ... .
|•بِسمِ رَبِّ الحُسین•|
.
و امروز
کربلا ، هنوز کربلاست و هنوز تاریخ در ظهر عاشورا زنده است .
صحرای کربلا وسعتی به اندازه زمین و آسمان دارد و عاشورا در هر لحظه از تاریخ در جریان است .
هنوز دعوت امام پابرجاست :《من کان فینا باذلا مهتجه و موطنا علی لقاء الله نفسه فلیرحل معنا》
آنکه قصد نثار خون خود در راه ما را داردو طالب دیدار خداست با ما کوچ کند.
.
.
شعر.نوشت؛
رود را تا به ابد تشنه ی مهتاب گذاشت
داغ لب های خودش را به لب آب گذاشت
.
.
#عاشورا۱۴۳۹
#التماس_دعا🙏
#یاعلی✋
Read more
شعر کم نظیر شهریار در مورد امام حسین علیه السلام شیعیان دیگر هوای نینوا دارد حسین روی دل با کاروان ...
Media Removed
شعر کم نظیر شهریار در مورد امام حسین علیه السلام شیعیان دیگر هوای نینوا دارد حسین روی دل با کاروان کربلا دارد حسین از حریم کعبۀ جدّش به اشکی شست دست مروه پشت سر نهاد امّا صفا دارد حسین می برد در کربلا هفتاد و دو ذبح عظیم بیش از اینها حرمت کوی منا دارد حسین پیش رو راه دیار نیستی کافیش نیست اشک ... شعر کم نظیر شهریار در مورد امام حسین علیه السلام

شیعیان دیگر هوای نینوا دارد حسین
روی دل با کاروان کربلا دارد حسین

از حریم کعبۀ جدّش به اشکی شست دست
مروه پشت سر نهاد امّا صفا دارد حسین

می برد در کربلا هفتاد و دو ذبح عظیم
بیش از اینها حرمت کوی منا دارد حسین

پیش رو راه دیار نیستی کافیش نیست
اشک و آه عالمی هم در قفا دارد حسین

بس که محمل ها رود منزل به منزل با شتاب
کس نمی داند عروسی یا عزا دارد حسین

رخت و دیباج حرم چون گل به تاراجش برند
تا به جائی که کفن از بوریا دارد حسین

بردن اهل حرم دستور بود و سرّ غیب
ورنه این بی حرمتی ها کی روا دارد حسین

سروران ، پروانگان شمع رخسارش ولی
چون سحر روشن که سر از تن جدا دارد حسین

سر به قاچ زین نهاده راه پیمای عراق
می نماید خود که عهدی با خدا دارد حسین

او وفای عهد را با سر کند سودا ولی
خون به دل از کوفیان بی وفا دارد حسین

دشمنانش بی امان و دوستانش بی وفا
با کدامین سرکند ، مشکل دو تا دارد حسین

سیرت آل علی با سرنوشت کربلاست
هر زمان از ما یکی صورت نما دارد حسین

آب خود با دشمنان تشنه قسمت می کند
عزّت و آزادگی بین تا کجا دارد حسین

دشمنش هم آب می بندد به روی اهل بیت
داوری بین با چه قومی بی حیا دارد حسین

بعد از اینش صحنه ها و پرده ها اشک است و خون
دل تماشا کن چه رنگین سینما دارد حسین

ساز عشق است و به دل هر زخم پیکان زخمه ای
گوش کن عالم پر از شور و نوا دارد حسین

دست آخر کز همه بیگانه شد دیدم هنوز
با دم خنجر نگاهی آشنا دارد حسین

شمر گوید گوش کردم تا چه خواهد از خدا
جای نفرین هم به لب دیدم دعا دارد حسین

اشک خونین گو بیا بنشین به چشم "شهریار"
کاندرین گوشه عزائی بی ریا دارد حسین
Read more
" لب یک ساحل دور کودکی نغمه کنان کرد عبور تور صیاد گذر کرد در آن آبیِ پاک ماهی کوچکی از تور درافتاد به خاک عابری گفت به صیاد که ماهی چند است؟ قیمتش را چه بهاست؟ آن یکی گفت بهایش ارزان وآن دگر گفت گزاف است و گران لب خشکیده ی ماهی به فغان گفت که : آه تشنه ام، آب کجاست؟ نرخ یک قطره ی دریا چند است؟ ره ... "
لب یک ساحل دور
کودکی نغمه کنان کرد عبور
تور صیاد گذر کرد در آن آبیِ پاک
ماهی کوچکی از تور درافتاد به خاک

عابری گفت به صیاد که ماهی چند است؟
قیمتش را چه بهاست؟
آن یکی گفت بهایش ارزان
وآن دگر گفت گزاف است و گران

لب خشکیده ی ماهی
به فغان گفت که : آه
تشنه ام، آب کجاست؟
نرخ یک قطره ی دریا چند است؟
ره ِدریا به کدام سوی، کجاست؟

و در آن تنگ غروب، دل ِدریا بشکست
موج دریا سر خود را به تنِ صخره ی ساحل می زد و از آن ساحل غمناک گذشت

کودک اما خندید، پیش آن ماهی رفت
بندِ غم از دل آن ماهی رَست
ماهی نقره ای را برد و به دریا انداخت
و به صیاد بهایش پرداخت
نرخ یک قطره ی آب
نرخ یک لقمه ی نان
نرخ آزادی یک عشق ز اندوه جهان

#سینا_ورمزیار

پ.ن:
بهای چیزهای بظاهر ساده و کم ارزش را باید در لحظاتی طلایی دانست
یک جرعه آب بظاهر کم ارزش، برای تشنه ای در کویر حکم زندگی دارد
کلامی محبت آمیز شاید هزینه ای نداشته باشد اما میتواند نور امید را در دل یک فرد زنده کند
در جایی خواندم که در نامه ای بجا مانده از یک خودکشی در دهه ۱۹۷۰ نوشته شده بود:

به سمت پل میروم
اگر در مسیر حتی یک نفر
به من لبخند بزند
نخواهم پرید

#Yanni #music #piano #violin
#موسیقی #ویولن #گیتار #یانی #پیانو #ماهی #دریا #ساحل #آزادی
#UntilTheLastMoment
Read more
. دیدار تو کشتزار نور است آهویی بی‌قرار که از لب تشنه‌اش آفتاب سحر فرو می‌ریزد، دیدارت سکوت است آبشار پرندگانی که راه سپیده را می‌جویند، لیوانی عسل در کف ناخدایی خسته که بوی نهنگ می‌دهد. دیدار تو کشتزار نور است با بزهایی از بلور که به سوی صخره چرا می‌کنند. بی‌آنکه بدانند می‌شکنند و ... .
دیدار تو کشتزار نور است
آهویی بی‌قرار
که از لب تشنه‌اش
آفتاب سحر فرو می‌ریزد،
دیدارت سکوت است
آبشار پرندگانی که راه سپیده را می‌جویند،
لیوانی عسل
در کف ناخدایی خسته که بوی نهنگ می‌دهد.
دیدار تو کشتزار نور است
با بزهایی از بلور
که به سوی صخره چرا می‌کنند.
بی‌آنکه بدانند می‌شکنند
و غبار بلور
در روحم می‌شکند.
#شمس_لنگرودی
#زندگی 💙
Read more
* باز #محرم شدو دلها شکست از غم #زينب دل #زهرا شکست باز محرم شد و #لب_تشنه شد از عطش خاک کمرها شکست آب ...
Media Removed
* باز #محرم شدو دلها شکست از غم #زينب دل #زهرا شکست باز محرم شد و #لب_تشنه شد از عطش خاک کمرها شکست آب در اين تشنگي از خود گذشت دجله به خون شد دل صحرا شکست قاسم وليلا همه در خون شدند اين چه غمي بود که دنيا شکست محرم ماه غم نيست ماه عشق است محرم مَحرم درد حسين است #علی_اصغر_باب_الحوائج #عاشورا #رقیه ... * باز #محرم شدو دلها شکست از غم #زينب دل #زهرا شکست
باز محرم شد و #لب_تشنه شد از عطش خاک کمرها شکست
آب در اين تشنگي از خود گذشت دجله به خون شد دل صحرا شکست
قاسم وليلا همه در خون شدند اين چه غمي بود که دنيا شکست
محرم ماه غم نيست ماه عشق است محرم مَحرم درد حسين است #علی_اصغر_باب_الحوائج
#عاشورا #رقیه #امام_حسین_علیه_السلام
#اباالفضل_عباس_سقای_کربلا
#یا_زینب_کبری
#امام_زمان #محرم
Read more
محمد کافرينش هست خاکش هزاران آفرين بر جان پاکش چراغ افروز چشم اهل بينش طراز کار گاه آفرينش سرو ...
Media Removed
محمد کافرينش هست خاکش هزاران آفرين بر جان پاکش چراغ افروز چشم اهل بينش طراز کار گاه آفرينش سرو سرهنگ ميدان وفا را سپه سالار و سر خيل انبيا را مرقع بر کش نر ماده‌اي چند شفاعت خواه کار افتاده‌اي چند رياحين بخش باغ صبحگاهي کليد مخزن گنج الهي يتيمان را نوازش در نسيمش از آنجا نام ... محمد کافرينش هست خاکش

هزاران آفرين بر جان پاکش

چراغ افروز چشم اهل بينش

طراز کار گاه آفرينش

سرو سرهنگ ميدان وفا را

سپه سالار و سر خيل انبيا را

مرقع بر کش نر ماده‌اي چند

شفاعت خواه کار افتاده‌اي چند

رياحين بخش باغ صبحگاهي

کليد مخزن گنج الهي

يتيمان را نوازش در نسيمش

از آنجا نام شد در يتيمش

به معني کيمياي خاک آدم

به صورت توتياي چشم عالم

سراي شرع را چون چار حد بست

بنا بر چار ديوار ابد بست

ز شرع خود نبوت را نوي داد

خرد را در پناهش پيروي داد

اساس شرع او ختم جهانست

شريعت‌ها بدو منسوخ از آنست

جوانمردي رحيم و تند چون شير

زبانش گه کليد و گاه شمشير

ايازي خاص و از خاصان گزيده

ز مسعودي به محمودي رسيده

خدايش تيغ نصرت داده در چنگ

کز آهن نقش داند بست بر سنگ

به معجز بدگمانان را خجل کرد

جهاني سنگدل را تنگ دل کرد

چو گل بر آبروي دوستان شاد

چو سرو از آبخورد عالم آزاد

فلک را داده سروش سبز پوشي

عمامش باد را عنبر فروشي

زده در موکب سلطان سوارش

به نوبت پنج نوبت چار يارش

سرير عرش را نعلين او تاج

امين وحي و صاحب سر معراج

ز چاهي برده مهدي را به انجم

ز خاکي کرده ديوي را به مردم

خليل از خيل تاشان سپاهش

کليم از چاوشان بارگاهش

برنج و راحتش در کوه و غاري

حرم ماري و محرم سوسماري

گهي دندان بدست سنگ داده

گهي لب بر سر سنگي نهاده

لب و دندانش از آن در سنگ زد چنگ

که دارد لعل و گوهر جاي در سنگ

سر دندان کنش را زير چنبر

فلک دندان کنان آورده بر در

بصر در خواب و دل در استقامت

زبانش امتي گو تا قيامت

من آن تشنه لب غمناک اويم

که او آب من و من خاک اويم

به خدمت کرده‌ام بسيار تقصير

چه تدبير اي نبي‌الله چه تدبير

کنم درخواستي زان روضه پاک

که يک خواهش کني در کار اين خاک

برآري دست از آن برديماني

نمائي دست برد آنگه که داني

کالهي بر نظامي کار بگشاي

ز نفس کافرش زنار بگشاي

دلش در مخزن آسايش آور

بر آن بخشودني بخشايش آور

اگر چه جرم او کوه گران است

ترا درياي رحمت بيکرانست

بيامرزش روان آمرزي آخر

خداي رايگان آمرزي آخر
Read more
شقایق گفت:با خنده نه بیمارم،نه تبدارم اگر سرخم چنان آتش،حدیث دیگری دارم گلی بودم به صحرایی نه با ...
Media Removed
شقایق گفت:با خنده نه بیمارم،نه تبدارم اگر سرخم چنان آتش،حدیث دیگری دارم گلی بودم به صحرایی نه با این رنگ و زیبایی نبودم آن زمان هرگز نماد عشق و شیدایی یکی از روزهایی که زمین تبدار و سوزان بود وصحرا در عطش می سوخت تمام غنچه ها تشنه و من بی تاب وخشکیده تنم در آتشی می سوخت ز ره آمد یکی خسته به پایش خار ... شقایق گفت:با خنده نه بیمارم،نه تبدارم
اگر سرخم چنان آتش،حدیث دیگری دارم
گلی بودم به صحرایی نه با این رنگ و زیبایی
نبودم آن زمان هرگز نماد عشق و شیدایی
یکی از روزهایی که زمین تبدار و سوزان بود
وصحرا در عطش می سوخت تمام غنچه ها تشنه
و من بی تاب وخشکیده تنم در آتشی می سوخت
ز ره آمد یکی خسته به پایش خار بنشسته
و عشق از چهره اش پیدای پیدابود ز آنچه زیر لب می گفت
شنیدم سخت شیدا بود نمیدانم چه بیماری
به جان دلبرش افتاده بود اما
طبیبان گفته بودندش اگر یک شاخه گل آرد
ازان نوعی که من بودم بگیرند ریشه اش را بسوزانند
شود مرهم،برای دلبرش اندم شفا یابد

#360photography_ir
#pics #picture #pictures #photography #photo #iran #photoshoot #photographer #photos #instagood #ir_photographers_club #[email protected] #tourism_iran #insta #canon #canonphotography #azphoto_ir #everydaykashan #canonphotographer #kashan @akas_khooneh #kashanziba #aksine
#kashanhistory #kashani #ghasran_pics #takphotography #ir_aks #ir_photografers #ir_photo
Read more
از دم گرمت , مسیحا صاحب دم می شود بی تو باشم حضرت خورشید, سردم می شود نان برای خوردن و بردن فراهم می شود, ...
Media Removed
از دم گرمت , مسیحا صاحب دم می شود بی تو باشم حضرت خورشید, سردم می شود نان برای خوردن و بردن فراهم می شود, من فقط اضافی ام؟ از سفره ات کم می شود؟ ما لب تشنه, لب دریایمان پیش شماست هر کجا باشیم هم یک پایمان پیش شماست این حرم را, چشمهای تار میخواهد چکار؟ پنجره فولاد تو بیمار میخواهد چکار؟ دل به تو بسته, ... از دم گرمت , مسیحا صاحب دم می شود
بی تو باشم حضرت خورشید, سردم می شود
نان برای خوردن و بردن فراهم می شود,
من فقط اضافی ام؟ از سفره ات کم می شود؟
ما لب تشنه, لب دریایمان پیش شماست
هر کجا باشیم هم یک پایمان پیش شماست
این حرم را, چشمهای تار میخواهد چکار؟
پنجره فولاد تو بیمار میخواهد چکار؟
دل به تو بسته, طناب دار میخواهد چکار؟
مشکلش را حل بکن, اصرار میخواهد چکار... پنجره فولاد تو بیمار را اورده است
خب, شفایش را بده... دکتر جوابش کرده است...
Read more
همچشم نخیل (شعر خودم) Palm's rival ما تشنه لب و سوخته دامان به راهیم از بخل حسودان چو صدّیق به چاهیم آن ...
Media Removed
همچشم نخیل (شعر خودم) Palm's rival ما تشنه لب و سوخته دامان به راهیم از بخل حسودان چو صدّیق به چاهیم آن یار بلندی که همچشم نخیل است لعل رطبش هست گر آلوده گناهیم از شهد لبش قطره ای افتاد به شیرین این است دلیلی که به پرویز چو شاهیم ای کاش که از مهر و وفا حاصلی داشت القصّه که عشّاق بسی چون سپاهیم هر ... همچشم نخیل (شعر خودم)
Palm's rival

ما تشنه لب و سوخته دامان به راهیم
از بخل حسودان چو صدّیق به چاهیم

آن یار بلندی که همچشم نخیل است
لعل رطبش هست گر آلوده گناهیم

از شهد لبش قطره ای افتاد به شیرین
این است دلیلی که به پرویز چو شاهیم

ای کاش که از مهر و وفا حاصلی داشت
القصّه که عشّاق بسی چون سپاهیم

هر کس که چو ما پا در این دام نهادست
دل ها خورش افعی ضحاک نگاهیم

صدیق=لقب حضرت یوسف (ع)، همچشم=رقیب، لعل=کنایه از لب

شاعر: #میثم_رجبی #میثم_رجبی_نهوجی

Porsche 550 Spyder 1953

#کلکسیون_ماشین_میثم #aksiine #istgahe_honar #ir_aks #شعر_کوتاه #akas_khoone #iran_aks_mobile #iranphotography #insiran #ax_caption #pic_poem #aksdastan #harfeaks #ig_iran #iranshots #ipixell #iranpx #mobilegraphy #pasandha #ماکتباز #شعر_گرافی #modelcar #ir_mobilegraphy #ماکت_ماشین #ادبیات #porsche #پورشه
Read more
السلام علیک یا ابالفضل العباس مرثیه مرثیه در شور و تلاطم گفتند همه ارباب مقاتل به تفاهم گفتند گرد و خاکی شد و از خیمه دوتا آینه رفت ماه از میسره ، خورشید هم از میمنه رفت ناتوانم که مجسم کنم این همهمه را پسر ام بنین و پسر فاطمه را قمر هاشمی از اصل و نَسَب می گوید دیگری هم اَنا قتّالُ العرب ... السلام علیک یا ابالفضل العباس
مرثیه مرثیه در شور و تلاطم گفتند
همه ارباب مقاتل به تفاهم گفتند
گرد و خاکی شد و از خیمه دوتا آینه رفت
ماه از میسره ، خورشید هم از میمنه رفت
ناتوانم که مجسم کنم این همهمه را
پسر ام بنین و پسر فاطمه را
قمر هاشمی از اصل و نَسَب می گوید
دیگری هم اَنا قتّالُ العرب می گوید
پرده افتاده و پیدا شده یک راز دگر
سر زد از هاشمیان باز هم اعجاز دگر
گفتم اعجاز ! از اعجاز فراتر دیدند
زور ِ بازوی علی از دو برابر دیدند
شانه در شانه دوتا کوهِ سراسر محشر
حمزه و جعفر ِ طیار، نه ، طوفانی تر
شانه در شانه دوتا کوه ،خودت می دانی
در دلِ لشکرِ انبوه ، خودت می دانی
که در آن لحظه جهان ، از حرکت افتاده ست
اتفاقی است که یکبار فقط افتاده ست
ماه را من چه بگویم که چنین هست و چنان
شاه شمشماد قَدان ، خسرو شیرین دهنان
ماه ، در کسوت سقا به میان آمده است
رود برخواست ، که موسی به میان آمده است
رود ، از بس که شعف داشت تلاطم می کرد
رود ، با خاک کفِ پاش تیمم می کرد
ماه افتاده در آئینه ز تصویر بگو
مشک لبریز شد از علقمه، تکبیر بگو
ماه اگر چه همه ی علقمه را پیموده
غرقه گشته ست و نگشته ست به آب آلوده
رود را تا به ابد ، تشنه ی مهتاب گذاشت
داغ لبهای خودش را به دل آب گذاشت
لب اگر تر کند از چشمه ی دریا عباس
چه جوابی بدهد ام بنین را عباس ؟
دیگر این مشک نه مشک است که سجاده ی اوست
چشم امید رباب است که بر شانه ی اوست
دستش افتاده ولی، راه دگر پیدا کرد
کوه غیرت ، گره کار به دندان وا کرد
می توانست به آنی همه را سنگ کند
نشد آنگونه که می خواست دلش ، جنگ کند
چه بگویم که چه شد ؟ یا که چه برسر آمد ؟
ناگهان رایحه ی چادر مادر آمد
پسرم ، دست مریزاد قیامت کردی
تا نفس داشتی از عشق ، حمایت کردی
آسمان ها همه یکپارچه بارانیِ توست
من بمیرم ، عرق شرم به پیشانی توست
آه ! برخیز که گهواره به غارت نرود
دختر فاتح خیبر به اسارت نرود

#یا_اباالفضل
#یا_عباس
#سامحینی
#الحاج_محمد_الحجيرات
Read more
. . . شب همه بی تو کار من شکوه به ماه کردنست روز ستاره تا سحر تیره به آه کردنست متن خبر که یک قلم بی تو ...
Media Removed
. . . شب همه بی تو کار من شکوه به ماه کردنست روز ستاره تا سحر تیره به آه کردنست متن خبر که یک قلم بی تو سیاه شد جهان حاشیه رفتنم دگر نامه سیاه کردنست چون تو نه در مقابلی عکس تو پیش رونهیم اینهم از آب و آینه خواهش ماه کردنست نو گل نازنین من تا تو نگاه می کنی لطف بهار عارفان در تو نگاه کردنست لوح خدانمایی ... .
. .
شب همه بی تو کار من شکوه به ماه کردنست
روز ستاره تا سحر تیره به آه کردنست

متن خبر که یک قلم بی تو سیاه شد جهان
حاشیه رفتنم دگر نامه سیاه کردنست

چون تو نه در مقابلی عکس تو پیش رونهیم
اینهم از آب و آینه خواهش ماه کردنست

نو گل نازنین من تا تو نگاه می کنی
لطف بهار عارفان در تو نگاه کردنست

لوح خدانمایی و آئینه ی تمام قد
بهتر از این چه تکیه بر منصب و جاه کردن است

ماه عباد تست و من با لب روزه دار ازین
قول و غزل نوشتنم بیم گناه کردنست

لیک چراغ ذوق هم این همه کشته داشتن
چشمه به گل گرفتن و ماه به چاه کردنست

من همه اشتباه خود جلوه دهم که آدمی
از دم مهد تا لحد در اشتباه کردن است

غفلت کائنات را جنبش سایه ها همه
سجده به کاخ کبریا خواه نخواه کردنست

از غم خود بپرس کو با دل ما چه می کند
این هم اگر چه شکوه شحنه به شاه کردنست

عهد تو سایه و صبا گو بشکن که راه من
رو به حریم کعبه لطف اله کردنست

گاه به گاه پرسشی کن که زکات زندگی
پرسش حال دوستان گاه به گاه کردنست

بوسه ی تو به کام من کوه نورد تشنه را
کوزه آب زندگی توشه راه کردنست

خود برسان به شهریار ای که در این محیط غم
بی تو نفس کشیدنم عمر تباه کردنست

استاد شهریار

_____________________________________________________
Read more
نیمه شب آواره و بی حس و حال در سرم سدای جامی بی زوال پرسه ایی آغاز کردیم در خیال دل بیاد آورد ایام وصال از ...
Media Removed
نیمه شب آواره و بی حس و حال در سرم سدای جامی بی زوال پرسه ایی آغاز کردیم در خیال دل بیاد آورد ایام وصال از جدایی یک دو سالی میگذشت یک دوسال از عمر رفت و برنگشت دل بیاد آورد اول بار را خاطرات اولین دیدار را آن نظر بازی آن اصرار را آن دو چشم مست آهو وار را همچو رازی مبهم و سر بسته بود چون من از تکرار او ... نیمه شب آواره و بی حس و حال در سرم سدای جامی بی زوال

پرسه ایی آغاز کردیم در خیال دل بیاد آورد ایام وصال

از جدایی یک دو سالی میگذشت یک دوسال از عمر رفت و برنگشت

دل بیاد آورد اول بار را خاطرات اولین دیدار را

آن نظر بازی آن اصرار را آن دو چشم مست آهو وار را

همچو رازی مبهم و سر بسته بود چون من از تکرار او هم خسته بود

امد و هم اشیان شد با منو هم نشین و هم زبان شد با منو

خسته جان بودم که جان شد با منو ناتوان بود و توان شد با منو

دامنش شد خوابگاه خستگی این چنین آغاز شد دلبستگی

وای از آن شب زنده داری تا سحر وای از آن عمری که با او شد به سر

مست او بودم زه دنیا بی خبر دم به دم این عشق میشد بیشتر

آمد و در خلوتم دم ساز شد گفتگوها بین ما آغاز شد

گفتمش ...... گفتمش در عشق پا برجاست دل گر گشایی چشم دل زیباست دل

گر تو ذورق وان شوی دریاست دل بی تو شام بی فرداست دل

دل زه عشق روی تو حیران شده در پی عشق تو سرگردان شده

گفت ......... گفت در عشقت وفادارم بدان من تو را بس دوست میدارم بدان

شوق وصلت را به سر دارم بدان چون تویی مخمور خمارم بدان

با تو شادی می شود غم های من با تو زیبا می شود فردای من

گفتمش عشقت به دل افزون شده دل زه جادوی رخت افزون شده

جز تو هر یادی به دل مدفون شده عالم از زیباییت مجنون شده

بر لبم بگذاشت لب یعنی خموش طعم بوسه از سرم برد عقل و هوش

در سرم جز عشق او سودا نبود بحر کس جز او در این دل جا نبود

دیده جز بر روی او بینا نبود همچو عشق من هیچ گل زیبا نبود

خوبی او شهره عافاق بود در نجابت در نکویی طاق بود

روزگار..... روزگار اما وفا با ما نداشت طاقت خوشبختی ما را نداشت

پیش پای عشق ما سنگی گذاشت بی گمان از مرگ ما پروا نداشت

آخر این قصه هجران بود و بس حسرت و رنج فراوان بود و بس

یار ما را از جدایی غم نبود در غمش مجنون عاشق کم نبود

بر سر پیمان خود محکم نبود سهم من از عشق جز ماتم نبود

با من دیوانه پیمان ساده بست ساده هم آن عهد و پیمان را شکست.. بی خبر پیمان یاری را گسست این خبر ناگاه پشتم را شکست

آن کبوتر عاقبت از بند رفت رفت و با دلداری دیگر عهد بست

با که گویم او که هم خون من است خسم جان و تشنه خون من است

بخت بد بین وصل او قسمت نشد این گدا مشمول اون رحمت نشد

آن طلا حاصل به این قیمت نشد عاشقان را خوش دلی تقدیر نیست

با چنین تقدیر بد تدبیر نیست از غمش با دود و دم هم دم شدم

باده نوش غصه او من شدم مست و مخمور و خراب از غم شدم

زره زره آب گشتم

کم شدم..... آخر آتش زد دل دیوانه را ...... آخر آتش زد دل دیوانه را

سوخت بی پروا پر پروانه را
Read more
. بعد از من شب هایی خواهد آمد که وقتی ساعت از مرزِ دلتنگی بگذرد چیزی مثل بوی همیشگیِ پاییز وسط چلهء ...
Media Removed
. بعد از من شب هایی خواهد آمد که وقتی ساعت از مرزِ دلتنگی بگذرد چیزی مثل بوی همیشگیِ پاییز وسط چلهء زمستان حسی شبیهِ کلافگی وسط خواب راحت .. از جا بلندت می‌کند کاری با تو ندارد تشنه نیستی خواب بد هم ندیده ای خودت هم نمی دانی برای چه صرفاً بیدارت میکند که آزارت داده باشد!.. تا افکاری را در ذهنت ... .
بعد از من
شب هایی خواهد آمد
که وقتی ساعت از مرزِ دلتنگی بگذرد
چیزی مثل بوی همیشگیِ پاییز وسط چلهء زمستان
حسی شبیهِ کلافگی وسط خواب راحت .. از جا بلندت می‌کند
کاری با تو ندارد
تشنه نیستی
خواب بد هم ندیده ای
خودت هم نمی دانی برای چه
صرفاً بیدارت میکند که آزارت داده باشد!..
تا افکاری را در ذهنت فرو کند که از دست همان ها به خواب پناه برده بودی..
و تو را تا آخر گریه‌ های مخفیانه همراهی میکند و تا زمین و زمان را بالا نیاوری، دست از سر چشم هایت برنخواهد داشت..
شب هایی
که این حسِ آزار دهندهء بشری..می‌نشیند روبه روی تو و باعت میشود با چشمی مضطرب،
تصویر لبخند مرا روی درو دیوار خانه یا کنار حُسنی یوسفِ مُردهء روی جاکفشی تصور کنی..
شب هایی خواهد آمد
که نگران دیوانگی های گاه و بیگاه توأم..
وقتی که میروی سراغ دفتر همیشگی ام و ردِ خطوطِ به جا مانده از مرا با حزن غریبی بوسه باران می‌کنی..
من دلهره ی شب هایی را دارم
که شاید زمان بندی اش تنها به چند ساعتِ کوتاه ختم نشود
و وقتی کار به بغض پنهانِ تو در زیر پتو یا هق هقِ معصومانه‌ات پشت میز تحریر بکشد، دیگر نیستم که با پشت انگشت اشاره ام گونه هایت را نوازش کنم و از شدت علاقه ام حرفی بزنم که آرام شوی..
شب هایی
که زودتر از همه شب بخیر خواهی گفت و آنکه تا خودِ سحر بیدار است تویی..
شب هایی
که در اوج سردی‌اش از فرعیِ ذهنت عبور خواهم کرد..دور تا دورِ خانه‌‌ات قدم خواهم زد..
هر صبح آستین پیراهنت را بالا خواهم زد ..و با تو روی یک میز صبحانه خواهم خورد..
شب‌هایی خواهد رسید که مرا از لابه لای مشغله های کاری ات بیرون میکشی ..سیر نگاهم میکنی..(غربتِ نشسته روی چشمانت دیوانه‌ام خواهد کرد)..هوش و حواست که سرجایش آمد آن گوشه از آغوشت که سهم دلربایی من است را اختصاص میدهی به من..من که مدت هاست عطر تنم را میان بازوان تو جا گذاشته ام..
در آغوشم می‌گیری
دست هایم را فشار می‌دهی..
کودکانمان که دلخوشند به همین یک شب..شیطنت‌شان گل می‌کند
دست به یکی می‌کنند برای رقصیدنمان..
پیشانی ات را به پیشانی ام می‌چسبانی..
و هنوز هم زیر لب..ترانه‌ء همیشگی‌مان را زمزمه می‌کنی..
و می‌خندید
تو و بچه هایمان..
و نمی‌دانی که همین خنده‌ها
مرا از این همه فاصله به اینجا کشانده است.
آنقدر که از یاد میبری
باید بروم توی قاب عکس کنار تختت،
زیر آن روبان مشکی
کنارِ بیست و پنج سالگی‌ات بنشینم
تو مرا ببوسی و من..
تلخ ترین لبخند زندگی ام را بزنم..
لبخندی که قرار است سالهای بعد از من
عذابت دهد
.
.
#زهرا_مهدوی
Read more
. آغاز می‌کنم سخنم را به یا حسین(ع) در می‌زنم به خانه‌ی معبود با حسین(ع) کاری به خاطر رمضانم نکرده ...
Media Removed
. آغاز می‌کنم سخنم را به یا حسین(ع) در می‌زنم به خانه‌ی معبود با حسین(ع) کاری به خاطر رمضانم نکرده ام اما گرفت دست تهیِ مرا حسین(ع) ما روزه دارها همه یاد لب تواییم ای تشنه لب‌تر از همه‌ی تشنه‌ها حسین(ع) آخر مرا برای خودش می‌خرد شبی من میشوم مسافر کرببلای حسین(ع) "بابی انت و امی حسین علیه ... .
آغاز می‌کنم سخنم را به یا حسین(ع)
در می‌زنم به خانه‌ی معبود با حسین(ع)
کاری به خاطر رمضانم نکرده ام
اما گرفت دست تهیِ مرا حسین(ع)
ما روزه دارها همه یاد لب تواییم
ای تشنه لب‌تر از همه‌ی تشنه‌ها حسین(ع)
آخر مرا برای خودش می‌خرد شبی
من میشوم مسافر کرببلای حسین(ع)
"بابی انت و امی حسین علیه السلام"
.
.
.
.
.
#امام_حسين #ياعباس #ياحسين #بين_الحرمين #كربلا #امام #شيعه #اهل_بيت #حجاب #شاهين_نجسي #من_عاشق_عباسم #ابوالفضل #يالثارات_الحسين #سلطان_كربلا #عاشورا #ام_ابيها #نجف #محرم #سيدعلي #كاظمين #امام_موسي_كاظم #مبعث #رسول_اكرم #حراء #مكه #ميلاد #شعبان #رمضان
Read more
... شعر جاودانه محمدحسین بهجت تبریزی مشهور به « #شهریار » حال و هوای این روزهای حرکت امام حسین علیه السلام از مکه به سمت #کربلا را روایت کرده و به تصویر می‌کشد: شیعیان دیگر هوای نینوا دارد حسین روی دل با کاروان کربلا دارد حسین از حریم کعبه ی جدش به اشکی شست دست مروه پشت سر نهاد، اما صفا دارد حسین می ... ...
شعر جاودانه محمدحسین بهجت تبریزی مشهور به « #شهریار » حال و هوای این روزهای حرکت امام حسین علیه السلام از مکه به سمت #کربلا را روایت کرده و به تصویر می‌کشد:

شیعیان دیگر هوای نینوا دارد حسین
روی دل با کاروان کربلا دارد حسین

از حریم کعبه ی جدش به اشکی شست دست
مروه پشت سر نهاد، اما صفا دارد حسین

می برد در کربلا هفتاد و دو ذبح عظیم
بیش ازین ها حرمت کوی منا دارد حسین

پیش رو راه دیار نیستی، کافیش نیست
اشک و آه عالمی هم در قفا دارد حسین

بس که محمل ها رود منزل به منزل با شتاب
کس نمی داند عروسی یا عزا دارد حسین

رخت و دیباج حرم چون گل به تاراجش برند
تا به جایی که کفن از بوریا دارد حسین

بردن اهل حرم دستور بود و سرّ غیب
ورنه این بی حرمتی ها کی روا دارد حسین

سروران، پروانگان شمع رخسارش ولی
چون سحر روشن که سر از تن جدا دارد حسین

سر به قاچ زین نهاده، راه پیمای عراق
می نماید خود که عهدی با خدا دارد حسین

او وفای عهد را با سر کند سودا ولی
خون به دل از کوفیان بی وفا دارد حسین

دشمنانش بی امان و دوستانش بی وفا
با کدامین سر کند، مشکل دوتا دارد حسین

سیرت آل علی (ع) با سرنوشت کربلاست
هر زمان از ما،یکی صورت نما دارد حسین

آب خود با دشمنان تشنه قسمت می کند
عزت و آزادگی بین تا کجا دارد حسین

دشمنش هم آب می بندد به روی اهل بیت
داوری بین با چه قومی بی حیا دارد حسین

بعد ازینش صحنه ها و پرده ها اشکست و خون
دل تماشا کن چه رنگین سینما دارد حسین

ساز عشق است و به دل هر زخم پیکان زخمه ای
گوش کن عالم پر از شور و نوا دارد حسین

دست آخر کز همه بیگانه شد دیدم هنوز
با دم خنجر نگاهی آشنا دارد حسین

شمر گوید گوش کردم تا چه خواهد از خدا
جای نفرین هم به لب دیدم دعا دارد حسین

اشک خونین گو بیا بنشین به چشم شهریار
کاندرین گوشه عزایی بی ریا دارد حسین

#حاج_منصور_ارضی
Read more
★ ★ #آغاز مى كنم سخنم را به #ياحســـين (ع) #در مى زنم به #خانه #معبود با حســـين (ع) #كارى به #خاطر ...
Media Removed
★ ★ #آغاز مى كنم سخنم را به #ياحســـين (ع) #در مى زنم به #خانه #معبود با حســـين (ع) #كارى به #خاطر رمضانم نكرده ام اما #گرفت #دست تهىِ مرا حســـين (ع) ما #روزه دارها همه ياد #لب توييم اى #تشنه لب تر از #همه تشنه ها #حســـين (ع) #آخر مرا براى #خودش مى خرد شبى #من مى شوم #مسافر كرب و بلا حســـين(ع) @alimi__hamidreza ...


#آغاز مى كنم سخنم را به #ياحســـين (ع)
#در مى زنم به #خانه #معبود با حســـين (ع)
#كارى به #خاطر رمضانم نكرده ام
اما #گرفت #دست تهىِ مرا حســـين (ع)
ما #روزه دارها همه ياد #لب توييم
اى #تشنه لب تر از #همه تشنه ها #حســـين (ع)
#آخر مرا براى #خودش مى خرد شبى
#من مى شوم #مسافر كرب و بلا حســـين(ع)

@alimi__hamidreza
#شب_جمعه #شب_قدر #شب_زیارتی_ارباب
#کربلاء #کربلا #بین_الحرمین
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#اللهم_ارزقنا_کربلا
#التماس_دعا
#اللهم_ارزقنا_زیارة_الحسین_علیه_السلام_فی_محرم_الحرام

#mb_photographer #photo_mehdi_bahremand
Read more
. کاری به خاطر رمضانم نکرده ام اماگرفت دست تهیِ مرا حسین . ما روزه دار‌ها همه یاد لب توییم‌ ای تشنه لب‌تر از همه تشنه‌ها حسین  @mansoorarzi @hajmansourarzi . . بالحق الحسین الهی العفو... . . . #مداحی_۳۱۳ #نفس_المهموم_لظلمنا_تسبیح #وداع #ماه_شعبان #حاج_منصور_ارضى #مناجات_شعبانیه ... .
کاری به خاطر رمضانم نکرده ام
اماگرفت دست تهیِ مرا حسین .
ما روزه دار‌ها همه یاد لب توییم‌
ای تشنه لب‌تر از همه تشنه‌ها حسین 
@mansoorarzi
@hajmansourarzi .
.
بالحق الحسین الهی العفو...
.
.
.
#مداحی_۳۱۳
#نفس_المهموم_لظلمنا_تسبیح
#وداع #ماه_شعبان #حاج_منصور_ارضى
#مناجات_شعبانیه #سلام #بر #رمضان
#رمضان_الکربم #شب_جمعه_آخر_شعبان
#به_ذره_گر_نظر_لطف_بوتراب_کند
#به_آسمان_رود_و_کار_آفتاب_کند
#دلتنگ_حرم #حرم_میخوام #توبه
#حرم_درمون_دردامه #رمضان
#یا_امام_رضا_علیه_السلام #کربلا
#آدمم_کن_حسین #اشک #حرم
#گرفتارم_گره_افتاده_در_کارم
#به_من_بی_پناه_پناه_بده #پناه_عالم
#الحمدلله_علی_کل_حال
Read more
مردها تشنه روز مرد نیستند مردها به یک روز قدردانی در سال نیازی ندارند، مرد آفریده شده تا تکیه گاه ...
Media Removed
مردها تشنه روز مرد نیستند مردها به یک روز قدردانی در سال نیازی ندارند، مرد آفریده شده تا تکیه گاه شود نه متکی باشد، مرد به این حساس نیست که کی و چی کادو می‌گیرد! فلانی برای شوهرش چه خریده؟ جوراب گرفته یا ساعت مچی طلا ؟ مرد برای مبارزه آمده، برای جهاد، برای سماجت، برای جنگ با غول زندگی، برای نبرد بی ... مردها تشنه روز مرد نیستند

مردها به یک روز قدردانی در سال نیازی ندارند، مرد آفریده شده تا تکیه گاه شود نه متکی باشد، مرد به این حساس نیست که کی و چی کادو می‌گیرد! فلانی برای شوهرش چه خریده؟ جوراب گرفته یا ساعت مچی طلا ؟

مرد برای مبارزه آمده، برای جهاد، برای سماجت، برای جنگ با غول زندگی، برای نبرد بی وقفه و بی انتها آمده، برای به آرامش رساندن خانواده اش آمده، برای شکسته شدن غرورش آمده

همین که تبسم را بر لب همسرش ببیند،
همین که لبخند را بر چهره دخترش ببیند،
همین که سربلندی پسرش را ببیند،
همین که خواهرش بتواند به او تکیه کند،
همین که مادرش با او درد دل کند،
همین که پدر پیرش جوانی خودش را در او ببیند،
همین ها برای مرد کافیست
همین ها مرد را خوشبخت می‌کند

مرد آمده تا دیگران را خوشبخت کند،
آمده تا شود ستون خانواده،
آمده بسوزد تا روشنایی بخشد،
هیچ هدیه ای، هیچ کادویی، هیچ گوهر گرانبهایی هیچ مردی را خوشحال نمیکند مگر آرامش خانواده اش!

مرد مهرورزی بلد نیست، چون مادر نیست! مرد مهروزی اش را به زبان نمی‌آورد، نشان می‌دهد!

بهترین هدیه برای یک مرد، یک تشکر واضح و شفاف به همراه لبخند و رضایت و آرامش خانواده اش هست‌... عمرشان بلند و عزتشان افزون باد
Read more
مردها تشنه روز مرد نیستند... مردها به یک روز قدردانی در سال نیازی ندارند.... مرد آفریده شده تا تکیه ...
Media Removed
مردها تشنه روز مرد نیستند... مردها به یک روز قدردانی در سال نیازی ندارند.... مرد آفریده شده تا تکیه گاه شود نه متکی... مرد به این حساس نیست که زن برادرش برای شوهرش چه خریده؟ جوراب گرفته یا ساعت مچی طلا ...؟ مرد برای لطافت و حسودی و چشم وهمچشمی نیامده... مرد برای مبارزه آمده.... برای جهاد .... برای ... مردها تشنه روز مرد نیستند...
مردها به یک روز قدردانی در سال نیازی ندارند.... مرد آفریده شده تا تکیه گاه شود نه متکی...
مرد به این حساس نیست که زن برادرش برای شوهرش چه خریده؟
جوراب گرفته یا ساعت مچی طلا ...؟
مرد برای لطافت و حسودی و چشم وهمچشمی نیامده...
مرد برای مبارزه آمده....
برای جهاد ....
برای سماجت...
برای جنگ با غول زندگانی ...
برای نبرد بی وقفه و بی انتها آمده...
برای به آرامش رساندن خانواده اش آمده...
برای شکسته شدن غرورش آمده...
همین که تبسم را بر لب زنش ببیند...
همینکه لبخند را برچهره دخترش ببیند...
همینکه پسرش بتواند پیش دوستانش سر افکنده نباشد...
همینکه خواهرش بتواند به او تکیه کند و مادرش با او درد دل کند و پدر پیرش جوانی خودش را در او ببیند.... مرد را خوشبخت میکند....
مرد آمده همه را خوشبخت کند ....
آمده تا شود ستون خانواده....
آمده بسوزد تا روشنایی بخشد.
جبر زندگانیش است ...اجباری ملس نه اختیاری با هوس.

هیچ گوهر گرانبهایی هیچ مرد جنگی را خوشحال نمیکند جز آرامش خانوده اش.
مرد مهرورزی بلد نیست...
چون مادر نیست.
بهترین هدیه برای یک مرد ..
یک تشکر واضح و شفاف به همراه
لبخند و آرامش خانوده اش هست‌. بدون هزینه...
« عمر و عزتشان زیاد »
امید که وجود چنین مردانی در روزگار ما کیمیا نباشد . 🌹دوستان عزیز پیشاپیش روزتان مبارک🌹
Read more
<span class="emoji emoji1f6ab"></span>خسته‌این میدونم ولی بخونین🛇 همش از یک سیب شروع شد، اومدن انسان از بهشت به زمین رو میگم! اینکه خلق ...
Media Removed
خسته‌این میدونم ولی بخونین🛇 همش از یک سیب شروع شد، اومدن انسان از بهشت به زمین رو میگم! اینکه خلق شد و بزرگ شد نسل اندر نسل زاد و ولد کرد کشت، خورد، مرد، زنده شد... تا اینکه رسیدیم به الان... اگر‌میبینید خاطره‌ای ایجاد نمیشه و امسال هم‌مثل سال قبلیا تکراری و کلیشه‌ایه، خب خاطره رو خودتون بسازین! ... 🚫خسته‌این میدونم ولی بخونین🛇
همش از یک سیب شروع شد، اومدن انسان از بهشت به زمین رو میگم! اینکه خلق شد و بزرگ شد نسل اندر نسل زاد و ولد کرد کشت، خورد، مرد، زنده شد... تا اینکه رسیدیم به الان...
اگر‌میبینید خاطره‌ای ایجاد نمیشه و امسال هم‌مثل سال قبلیا تکراری و کلیشه‌ایه، خب خاطره رو خودتون بسازین! ولی خب هر کسی برای ایجاد یک خاطره‌ی خاصی ظرفیت داره...
مثلا من برای پیاده‌روی😎
از استوری ها متوجه بدشانسی ها و حرص خوردنای من بودید...این پست رو گذاشتم تا این خاطره‌ام رو کامل و جامع تر توصیف کنم...
با بدمینتون دوازده هزار تومنی کنار جاده‌ای که خریده بودیم( که الان دیگر در قید حیات نیست!) جلوی در باغ که صاحبش نیامده بود در حال ایجاد دلخوشی و خوش گذروندن الکی با این قیافه‌ی حرص آلود من بودیم... هیچ وقت با مهران به گردش نرید! چون من غررر میزنم همیشه حق با من بوده چون(انصافا)...
در رو به روش تیپیک دزد مآبانه باز کردیم خداروشکر کسی جایش نشکست...بعد رفتیم تو... سعی میکردم خودم رو مثبت با انرژی و خوشحال نشون بدم، گفتم خوب حداقل دستشویی دارن خداروشکر!
بعد از اینکه از خودمون عکس‌های مختلف فوق جذاب گرفتیم... مغز ایده تولید کنه من که خدا بگم چیکارش کنه..ایده تولید کرد و به خواهر بنده این ایده رو ابلاغ کرد که با نگاهی به گوگول مپ برای تخمین مقدار مسافت.. گفتم عع چیزی نیست که ده مایل زده پاشو بریم..تخمه به دست و پفک به دست راه افتادیم...هر ازگاهی کنار جاده میدوییدیم مردم فکر میکردن ورزشکاری چیزی هستیم بوق میزدن( احتمال زیاد بوق میزدن که عین غیر انسان کنار جادو ندویین ان شالله که اونجوری نبوده!)
بعد بیست کیلومتر راه رفتن😑 و غرر زدن و سوختن و له له زدن(چون یه کیلو تخمه با پفک خورده بودیم کاش ساقی طلایی هم داشتیم ...) دیدیم نمیشه حتی تبریز رو هم‌نمیبینیم😑تا اینکه دعا کردم و مستجاب شد(کاش یه چیز دیگه‌ای دعا میکردم شت!) ماشینی بوق و چراق زنان و با شوخی دو چندان و با لب‌های خندان به کنار جاده‌ای که ما برای در کردن خستگی نشسته بودیم به طرف ما با سرعت می‌آمد، پدر بود! دعا مستجاب شده بود ولی کم مونده بود خبر اول روزنامه ها بشیم، "پدری سر از شوخی پسر و دختر ورزشکارش را له کرد خداروشکر به سیبیل‌های این پسر آسیبی نرسیده‌..."
بعد اینکه سوار شدیم و در حالی که موها پریشان لب خشک پا درد،جاهای دیگه تحت فشار بود!
رفتیم...جالبه که پدر هوس کوه کرد😑😑 سرش هم رفتیم آقا...سر کوه...
خاطره رو اینجوری میسازن با ناخن بااا چنگگگ باااا درددد...
#کوه #باغ #پیاده‌_روی #سیزده_بدر #تشنه
Read more
ای گل تازه که بویی ز وفا نیست ترا خبر از سرزنش خار جفا نیست ترا رحم بر بلبل بی برگ و نوا نیست ترا التفاتی ...
Media Removed
ای گل تازه که بویی ز وفا نیست ترا خبر از سرزنش خار جفا نیست ترا رحم بر بلبل بی برگ و نوا نیست ترا التفاتی به اسیران بلا نیست ترا ما اسیر غم و اصلا غم ما نیست ترا با اسیر غم خود رحم چرا نیست ترا فارغ از عاشق غمناک نمی‌باید بود جان من اینهمه بی باک نمی‌یابد بود همچو گل چند به روی همه خندان باشی همره ... ای گل تازه که بویی ز وفا نیست ترا

خبر از سرزنش خار جفا نیست ترا

رحم بر بلبل بی برگ و نوا نیست ترا

التفاتی به اسیران بلا نیست ترا

ما اسیر غم و اصلا غم ما نیست ترا

با اسیر غم خود رحم چرا نیست ترا

فارغ از عاشق غمناک نمی‌باید بود

جان من اینهمه بی باک نمی‌یابد بود

همچو گل چند به روی همه خندان باشی

همره غیر به گلگشت گلستان باشی

هر زمان با دگری دست و گریبان باشی

زان بیندیش که از کرده پشیمان باشی

جمع با جمع نباشند و پریشان باشی

یاد حیرانی ما آری و حیران باشی

ما نباشیم که باشد که جفای تو کشد

به جفا سازد و صد جور برای تو کشد

شب به کاشانهٔ اغیار نمی‌باید بود

غیر را شمع شب تار نمی‌باید بود

همه جا با همه کس یار نمی‌باید بود

یار اغیار دل‌آزار نمی‌باید بود

تشنهٔ خون من زار نمی‌باید بود

تا به این مرتبه خونخوار نمی‌باید بود

من اگر کشته شوم باعث بدنامی تست

موجب شهرت بی باکی و خودکامی تست

دیگری جز تو مرا اینهمه آزار نکرد

جز تو کس در نظر خلق مرا خوارنکرد

آنچه کردی تو به من هیچ ستمکار نکرد

هیچ سنگین دل بیدادگر این کار نکرد

این ستمها دگری با من بیمار نکرد

هیچکس اینهمه آزار من زار نکرد

گر ز آزردن من هست غرض مردن من

مردم ، آزار مکش از پی آزردن من

جان من سنگدلی ، دل به تو دادن غلط است

بر سر راه تو چون خاک فتادن غلط است

چشم امید به روی تو گشادن غلط است

روی پر گرد به راه تو نهادن غلط است

رفتن اولاست ز کوی تو ، ستادن غلط است

جان شیرین به تمنای تو دادن غلط است

تو نه آنی که غم عاشق زارت باشد

چون شود خاک بر آن خاک گذارت باشد

مدتی هست که حیرانم و تدبیری نیست

عاشق بی سر و سامانم و تدبیری نیست

از غمت سر به گریبانم و تدبیری نیست

خون دل رفته به دامانم و تدبیری نیست

از جفای تو بدینسانم و تدبیری نیست

چه توان کرد پشیمانم و تدبیری نیست

شرح درماندگی خود به که تقریر کنم

عاجزم چارهٔ من چیست چه تدبیر کنم

نخل نوخیز گلستان جهان بسیار است

گل این باغ بسی ، سرو روان بسیار است

جان من همچو تو غارتگر جان بسیار است

ترک زرین کمر موی میان بسیار است

با لب همچو شکر تنگ دهان بسیار است

نه که غیر از تو جوان نیست، جوان بسیار است

دیگری اینهمه بیداد به عاشق نکند

قصد آزردن یاران موافق نکند

مدتی شد که در آزارم و می‌دانی تو

به کمند تو گرفتارم و می‌دانی تو

از غم عشق تو بیمارم و می‌دانی تو

داغ عشق تو به جان دارم و می‌دانی تو

خون دل از مژه می‌بارم و می‌دانی تو

از برای تو چنین زارم و می‌دانی تو

از زبان تو حدیثی نشنودم هرگز

از تو شرمنده یک حرف نب
Read more
خیلیا الان تو صحن و سرای آقا دارن راه میرن نفس میکشن لذت میبرن چشمشون به گنبد زیباش که میفته حاجتاشونو ...
Media Removed
خیلیا الان تو صحن و سرای آقا دارن راه میرن نفس میکشن لذت میبرن چشمشون به گنبد زیباش که میفته حاجتاشونو میگن ...اشکشون جاری میشه..اگه تشنه شدن خودشونو میرسونن صحن اسماعیل طلا و از سقاخونه ش آب میخورن تازگیا هم شنیدم که صحن گوهرشاد راه افتاده و لذت وضوی عشق در حوض گوهرشادنصیب زوارامام رضاس . . این ... خیلیا الان تو صحن و سرای آقا دارن راه میرن نفس میکشن لذت میبرن
چشمشون به گنبد زیباش که میفته حاجتاشونو میگن ...اشکشون جاری میشه..اگه تشنه شدن خودشونو میرسونن صحن اسماعیل طلا و از سقاخونه ش آب میخورن
تازگیا هم شنیدم که صحن گوهرشاد راه افتاده و لذت وضوی عشق در حوض گوهرشادنصیب زوارامام رضاس
.
.
این وسط خدا به دل زائری که بقیع رفته رحم کنه خدابه دل امام حسنی هایی که الان مشهدالرضاهستن رحم کنه که فقط زیر لب میگن غریب مادرحسن جانم
.
.
یه عده هم مثه ماجامونده ها دلخوشیمون دیدن تصاویر و فیلم های ارسالی و پیامک هایی از قبیل درحرم دعاگوتم،هست و بغض و حسرت و آهی که از ته دلمون برمیاد و زیر لب میگیم
همه دارند به پابوسی تو می آیند
طبق معمول من بی سروپا جاماندم
.
.
آقاجونم
ماجامونده ها دلمون تو صحن و سرای شماس اما میلادت که دعوت نشدیم ولی جان مادرت زهرا اربعین جز جامونده ها نباشیما...بخدا دق میکنیم...خودت برات ماجامونده های ازحرمتو بده
چی میشه امروز بگی هرکی دلش میخواس حرمم باشه و نیومد امسال اربعین کربلا باشه...جان جوادت آقا
.
.
حالا تمام دغدغه ام این شده حسین
این اربعین کرببلا میبری مرا؟
#یا_امام_رضا
.
.
میلاد باسعادت حضرت سلطان آقاجانمون علی بن موسی الرضاعلیه السلام مبارک باد
Read more
برسان باده که غم روی نمود ای ساقی این شبیخون بلا باز چه بود ای ساقی حالیا عکس دل ما است در آیینه‌ی جام تا چه رنگ آورد این چرخ کبود ای ساقی دیدی آن یار که بستیم صد امید در او چون به خون دل ما دست گشود ای ساقی تیره شد آتش یزدانی ما از دم دیو گرچه در چشم خود انداخته دود ای ساقی تشنه ی خون زمین است فلک، ... برسان باده که غم روی نمود ای ساقی
این شبیخون بلا باز چه بود ای ساقی

حالیا عکس دل ما است در آیینه‌ی جام
تا چه رنگ آورد این چرخ کبود ای ساقی

دیدی آن یار که بستیم صد امید در او
چون به خون دل ما دست گشود ای ساقی

تیره شد آتش یزدانی ما از دم دیو
گرچه در چشم خود انداخته دود ای ساقی

تشنه ی خون زمین است فلک، واین مه نو
کهنه داسی است که بس کشته درود ای ساقی

منتی نیست اگر روز و شبی بیشم داد
چه ازو کاست و بر من چه فزود ای ساقی

بس که شستیم به خوناب جگر جامه ی جان
نه از او تار به جا ماند و نه پود ای ساقی

حق به دست دل من بود که در معبد عشق
سر به غیر تو نیاورد فرود ای ساقی

این لب و جام پی گردش می ساخته اند
ورنه بی می و لب جام چه سود ای ساقی

در فروبند که چون «سایه» در این خلوت غم
با کسم نیست سر گفت و شنود ای ساقی

#هوشنگ ابتهاج (سایه)
Read more
. . #زير_آسمان_علي . نماز مراتبي دارد. وضوي آن مراحلي دارد. اجراي نماز حساب و كتابي دارد. كه اگر اين مراتب و مراحل رعايت نشود مورد قبول نخواهد بود.اين شامل هر نوع عبادتي مي گردد. جز زيارت و اداي عشق و احترام به سيدالشهدا، امام حسين(ع). فقط بايد خالص بود و رياكاري نكرد، و الا هيچ مرتبه و مرحله ... .
.
#زير_آسمان_علي
.
نماز مراتبي دارد. وضوي آن مراحلي دارد. اجراي نماز حساب و كتابي دارد. كه اگر اين مراتب و مراحل رعايت نشود مورد قبول نخواهد بود.اين شامل هر نوع عبادتي مي گردد.
جز زيارت و اداي عشق و احترام به سيدالشهدا، امام حسين(ع).
فقط بايد خالص بود و رياكاري نكرد، و الا هيچ مرتبه و مرحله خاصي ندارد.
اصلا عبادت ها(در هر دين و مسلكي) بكنار، در عشق ورزيدن هم، عشق اباعبدالله اين اداها و مراتب امروزي و ديروزي را ندارد.
فقط يك قطره محبت كافيست. حتي يك سلام.
منتها حيف اين سلام ها و قطره ها كه قدرش را نمي دانيم كه اگر مي دانستيم، از درون خود را در بالاترين مراتب وجودي مي ديديم. اما صد حيف كه در پايين ترين قفس دنيايي اسيريم.
"سلام" را بايد در خورِ صاحب "سلام" بيان كرد.
بايد دل را پر بدهد. ببرد! و الا اثرش به ما به سختي مي رسد. مثل تشنه ايي بر لب درياي آب شيرين.
يااباعبدالله!
حديث زياد خوانديم از تو. زياد خواندند براي ما.
خودت روايت كن. خودت جان ما را تازه بفرما.
به سلام ما دستي تكان بده. بر اين سكون شاخ و برگ ما نسيمي بفرست.
دقايقي كه با تو سپري مي شود را كُند تر كن. شب ما را سحر نكن. چشم ما را خشك نكن. سينه ما را سرخ و پر آلام حفظ كن. چشم اغيار را بر ما ببند تا در همين بدبختي كه هستيم باقي بمانيم. كه خوشبختي ما در تيره بختيست. اين رسم دنياست. اين دنيايي است كه تو به آن اُف فرستادي.
صل الله عليك يا مولاي. يا غريب و يا حبيب. يا رفيق و يا شفيق. يا مظلوم. هميشه تنها هميشه تشنه هميشه چشم انتظار هميشه دنبال ياور. هميشه مظلوم. هميشه غريب مادر...
Read more
پسرم امير حسين در بين الحرمين <span class="emoji emoji1f338"></span> ما را تمام خلق شناسند با حسین ما نوکریم و حضرت فرمانروا حسین ناز ...
Media Removed
پسرم امير حسين در بين الحرمين ما را تمام خلق شناسند با حسین ما نوکریم و حضرت فرمانروا حسین ناز طبیب و منت مرهم کجا کشی؟ وقتی که هست تربت پاکش دوا حسین با هر طپش ز سینه ما می رسد به گوش ای پادشاه تشنه لب کربلا حسین منت خدای عزّوجل را که لحظه ای ما را به حال خویش نکرده رها حسین در روز حشر ... پسرم امير حسين در بين الحرمين
🌸
ما را تمام خلق شناسند با حسین
ما نوکریم و حضرت فرمانروا حسین
ناز طبیب و منت مرهم کجا کشی؟
وقتی که هست تربت پاکش دوا حسین
🌹🌹🌹
با هر طپش ز سینه ما می رسد به گوش
ای پادشاه تشنه لب کربلا حسین
منت خدای عزّوجل را که لحظه ای
ما را به حال خویش نکرده رها حسین
💐💐💐
در روز حشر سینه زنان ناله می کنیم
شور و نشور می کند آنجا به پا حسین
نوکر کنار سفره ارباب دل خوش است
شکر خدا که گشته خریدار ما حسین
🌼🌼🌼
صلى الله عليك يا اباعبدالله الحسين
__________________________________
#حسين_محور_اتحاد #الحسين_يوحدنا
#كربلاء #حرم #رمضان #رمضان_كريم
#رمضان_يجمعنا #لبيك_يا_حسين #تصويري
#امام_حسين #شيعه #اللهم #بين_الحرمين #خوشمزه #سلامت #زندگى #زاينده_رود #اصفهان
#مشهد_الرضا #امام_رضا #اسلام
‏ # #save_the_iraqi_people تشيع #iran #shia
‏ #names #karbala ‏ #abooamir133
Read more
ارثیه های عاطفی خواننده : شکیلا ترانه سرا : جهانبخش پازوکی در این دیار ِخسته کُش دیگـــر بُــریــده نفسـم هــر چه تلاش می کنم بـه آرامــش نمی رسـم در این دیار ِخسته کُش وجـود ِمن بیهـوده شد ارثیــه هـای عاطفـی اینجا از من رُبوده شد روز، نفـسْ نفـسْ زنان رو به سـراب می روم خشکْ‌گلو ... ارثیه های عاطفی

خواننده : شکیلا
ترانه سرا : جهانبخش پازوکی

در این دیار ِخسته کُش
دیگـــر بُــریــده نفسـم
هــر چه تلاش می کنم
بـه آرامــش نمی رسـم

در این دیار ِخسته کُش
وجـود ِمن بیهـوده شد
ارثیــه هـای عاطفـی
اینجا از من رُبوده شد

روز، نفـسْ نفـسْ زنان
رو به سـراب می روم
خشکْ‌گلو وُ تشنه لب
به عشق ِآب می روم

شب که به خانه می رسم
شکسته بـالُ خستـه جان
در غــم ِفـــردای دگــر
باز به خواب می روم

از تَنِ خُشک ِشاخه گُل
توقع ِجــوانه نیسـت
اسـب ِنفـس بُــریده را
طاقت ِتازیانه نیست

از گُل ِچهــره سـوختـه
طــراوتی طـلب نکن
بــرای رفــع تشنـگی
تکیه به تشنه لب نکن

فرشتـه ی نجـات ِمن
دیــر بـه مـا رسیـده ای
کهنه شده است زخم ِما
کوشش ِبی سبب نکن

#ارثیه_های_عاطفی
#شکیلا
#جهانبخش_پازوکی

این آهنگ رو میتونید از کانال تلگرام ما دانلود کنید(لینک کانال در بیو)
Read more
. تشنه ام، تشنه گفتن! پیکِ آخر باتو من کجا؟ درد کجا؟ باید ازت مست بگم با لبایی که هنوزم واسه گفتن خُشکن باید از خاک تو که اینهمه تشنه ست بگم! . #احمداميرخليلى . #خرمشهر آزاد شد اما آباد نه! این مردمی که در جنگ جنگیدند حالا انصاف نیست با جنگ هم بجنگند! این مردمی که سی سال پیش اسلحه شان را رو به دشمن ... .
تشنه ام، تشنه گفتن! پیکِ آخر باتو
من کجا؟ درد کجا؟ باید ازت مست بگم
با لبایی که هنوزم واسه گفتن خُشکن
باید از خاک تو که اینهمه تشنه ست بگم!
.
#احمداميرخليلى
.
#خرمشهر آزاد شد اما آباد نه! این مردمی که در جنگ جنگیدند حالا انصاف نیست با جنگ هم بجنگند! این مردمی که سی سال پیش اسلحه شان را رو به دشمن گرفتند امروز از ترس اسلحه خودی ها ، باز خاکِ روی تپانچه ها و برنوها و دولول های قدیمی را باید بتکانند؟! خاکی که روی گُرده آنها نشسته است خاکِ خرمشهر است و اگر همین مردم که هرکدامشان جهان آرایی هستند، نبودند؛ می شد این خاک نامی دیگر داشته باشد، #محمره نامی بود که صدام با خودش برای خرمشهر می خواست بیاورد اما همین مردم که حالا یک نسل بیشتر از آنها نگذشته است حاضر شدند خونین شهر شوند ولی محمره نه! و خرمشهر ماندند! خرمشهر اما خرم شهر نیست، اما شهر نیست وقتی آب و خاکش یکی شده است، وقتی خرمشهر فقط یک نام است برایشان نه یک واقعیت! کاش زودتر فکری کنید برای این مردم، که ماهی را هر وقت از آب بگیرید تازه است! گفتم آب؟! کدام آب؟ کدام ماهی؟ این ماهی سوخته در آن زمین تفتیده مردم اند! به دادشان برسید که جانشان به لب رسیده است... این مردمی که دیشب شعار دادند:
ما بچه های جنگیم
بجنگ تا بجنگیم
همان هایی هستند که سال ۶۲ گفتند:
جنگ، جنگ، تا پیروزی
و پیروز شدند، و خرمشهر آزاد شد، و خرمشهر...
Read more
ألا یا اهل العالم، إنّ جدّی الحسین قتلوه عطشانا گرگ هایی که به سختی همگیشان مستند دست های پسر دست ...
Media Removed
ألا یا اهل العالم، إنّ جدّی الحسین قتلوه عطشانا گرگ هایی که به سختی همگیشان مستند دست های پسر دست خدا را بستند سینه ها صبح و مسا بغض و جهالت می خورْد قوم ها، سلسله ها دور ضلالت می خورْد سینه از بغض عداوت، چه حرارت دارد طفل شش ماهه دگر قصد شهادت دارد چشم های نگران همه پر اشک شدند ناامیدانه ولی خیره ... ألا یا اهل العالم، إنّ جدّی الحسین قتلوه عطشانا

گرگ هایی که به سختی همگیشان مستند
دست های پسر دست خدا را بستند
سینه ها صبح و مسا بغض و جهالت می خورْد
قوم ها، سلسله ها دور ضلالت می خورْد
سینه از بغض عداوت، چه حرارت دارد
طفل شش ماهه دگر قصد شهادت دارد
چشم های نگران همه پر اشک شدند
ناامیدانه ولی خیره ی بر مشک شدند
چشم این مشک ز بس ناله ی طفلان دیدست
هر دو چشم تر این مشک دگر خشکیدست
دشمن دون به سر و روش به ناگه می زد
آب از فرط عطش یکسره لَه لَه می زد
مادری از غم هجران پسر دق می کرد
خون ها بر جگر مصحف ناطق می کرد
گیرم امروز که تیغش چو علی تیز نبود
مادرش دخت رسول دوسرا نیز نبود؟
از چه رو چوب به کام و به زبانش می خورد
خیزران بر لب و دندان و دهانش می خورد
هاتفی گفت جواب تو چه حاجت دارد؟
این نمازیست که هفتاد و دو رکعت دارد

آیه هایی که میان بد و حق حائل شد
زآسمان آمد و بر طشت طلا نازل شد
کای نسیم دل عشاق، تو محبوب خدا
باید امروز نمازی بکنی عرش نما
زین نماز تو به تن، آینه خلعت دارد
این نمازیست که هفتاد و دو رکعت دارد

مکر دیوان و خبیثان و ددان باطل گشت
آیه ای زاوج فلک بر سر نی نازل گشت
آیه دیروز جهان مملو از آیت می کرد
آیه امروز سرِ نیزه تلاوت می کرد
زین شر انس به قلب دو جهان ماتم شد
قامت نیزه ز آیات الهی خم شد
این رکوع نی و نی ها چه حلاوت دارد
این نمازیست که هفتاد و دو رکعت دارد

سید محمد جعفر غضنفری
قسمتی از شعر عاشورایی که کاملش در کتاب یک شمع و هفتاد و دوپروانه، نوشته ی حقیر به چاپ رسیده است
#غضنفری #غضنفری_خوانساری #خوانسار #خمین #شاعران_آیینی #شعر_آیینی #سادات_غضنفری #سادات_غضنفری_خوانساری #امام_حسین #عاشورا #محرم #مرثیه #مرثیه_سرایی #اهل_بیت #حرم #سید_الشهدا #کربلا #تاسوعا #شهدا #شهید #حب_الحسین #حسینیه #شهید_کربلا #کربلا #نینوا
#شعر #شعرا #سادات_غضنفری_خوانساری #سادات_غضنفری #آب #تشنه_لب #دشمن
Read more
 #بانو_بیا_به_کافه_مسیحا_غزل_بنوش #بهتر_همان_كه_شاعر_تو_كافه_چى_شود #تشنه_ام_در_برهوت_غم_تو_می_بارم ...
Media Removed
#بانو_بیا_به_کافه_مسیحا_غزل_بنوش #بهتر_همان_كه_شاعر_تو_كافه_چى_شود #تشنه_ام_در_برهوت_غم_تو_می_بارم #عطش_بوسه_به_لب_های_ضریحت_دارم . به بهانه شب ششم محرم... . نوسروده ای نذر قاسم بن الحسن... . کاغذی را بسته بر بالش، پیام آورده است این کبوتر نامه ای را از امام آورده ... #بانو_بیا_به_کافه_مسیحا_غزل_بنوش
#بهتر_همان_كه_شاعر_تو_كافه_چى_شود
#تشنه_ام_در_برهوت_غم_تو_می_بارم
#عطش_بوسه_به_لب_های_ضریحت_دارم
.
به بهانه شب ششم محرم...
.
نوسروده ای نذر قاسم بن الحسن...
.
کاغذی را بسته بر بالش، پیام آورده است
این کبوتر نامه ای را از امام آورده است

تا که اذن پر کشیدن را بگیرد از عمو
مرغ عاشق دانه پاشیده است و دام آورده است

پیش ساقی آمده تا بلکه سرمستش کند
با چه شوقی این خمارآلوده جام آورده است

در بهار واژه ها عطر برادر می وزد
روی چشمش نامه را با احترام آورده است

پاره تن را فرستادم که قربانت شود
یک بغل از من برای تو سلام آورده است

مرگ در چشمان قاسم از عسل شیرین تر است
خوب می دانم که بر لب این کلام آورده است

تا که بر زخم خجالت های تو مرهم شود
دست٘ خطم را برایت التیام آورده است
.
بین آغوشش برادرزاده را پر می دهد
با چه حالی این پرستو را به بام آورده است

چهره را پنهان نموده زیر ابری از نقاب
تا نبیند دشمنش ماه تمام آورده است

بر لب اهل حرم جانم حسن گل می کند
بس که در میدان رزمش اهتمام آورده است

ازرق شامی بترسد از نبوغ جنگیش
تیغ را از وحشت او در نیام آورده است

کینهٔ بدر و جمل از سینه ها پر می کشد
در رجزها از پدر وقتی که نام آورده است

کوفه می خواهد نباشد هیچ نامی از حسن
سنگ هایش را برای انتقام آورده است

قصد دارد تا پسر را بشکند با طعنه ها
بر لبش زخم زبان ها را مدام آورده است

چشم وا کن که رسیده تا کجا کار حسین
آنقدر گردیده بی کس که غلام آورده است

سهم او از کربلا باشد بلاهائی عظیم
این مصیبت ها برای او مقام آورده است

من نمی دانم چگونه زیر سُم اسب ها
آینه با این ظرافت ها دوام آورده است؟

زخمهٔ سرخِ عمو جانم به فریادم برس
آتشی را در دل خون خیام آورده است

بر عبا آیات او را تا حرم می آورد
کاف و عین و هاء و صاد و میم و لام آورده است

ظرف من را از عسل پر می کند، ابن الکریم
وه چه شیرین در غزل حسن ختام آورده است
.
#کافه_مسیحا
#در_باغ_وطن_عطر_تو_پاشیده_شده_است
#مهتاب_تو_بر_قافله_تابیده_شده_است
#یک_شمه_از_آن_نگاه_پر_جاذبه_ات
#در_کشور_ما_شهید_فهمیده_شده_است
#یا_علی
Read more
. خانه ی پیرزن ته کوچه پشت یک تیر برق چوبی بود پشت فریاد های گل کوچک واقعا روزهای خوبی بود . پیرزن ...
Media Removed
. خانه ی پیرزن ته کوچه پشت یک تیر برق چوبی بود پشت فریاد های گل کوچک واقعا روزهای خوبی بود . پیرزن هر دوشنبه بعد از ظهر منتظر بود در زدن ها را دم در می نشست و با لبخند جفت می کرد آمدن ها را . روضه خوان محله می آمد میرزا با دوچرخه آهسته مثل هر هفته باز خیلی دیر مثل هر هفته سینه اش خسته . "ای شه تشنه ... .
خانه ی پیرزن ته کوچه
پشت یک تیر برق چوبی بود
پشت فریاد های گل کوچک
واقعا روزهای خوبی بود
.
پیرزن هر دوشنبه بعد از ظهر
منتظر بود در زدن ها را
دم در می نشست و با لبخند
جفت می کرد آمدن ها را
.
روضه خوان محله می آمد
میرزا با دوچرخه آهسته
مثل هر هفته باز خیلی دیر
مثل هر هفته سینه اش خسته
.
"ای شه تشنه لب سلام علیک"
ای شه تشنه لب ... چه آوازی
زیر و بم های گوشه دشتی
شعرهای وصال شیرازی
.
می نشستیم گوشه مجلس
با همان شور و اشتیاقی که‪...‬
چقدر خوب یاد من مانده
در و دیوار آن اتاقی که‪ -‬
.
یک طرف جملهء «خوش آمده اید
به عزای حسین» بر دیوار
آن طرف عکس کعبه می گردد‪ ‬
دور تا دور این اتاق انگار
.
گوشه گوشه چه محشری برپاست
توی این خانه چهل متری
گوش کن! دم گرفته با گریه
به سر و سینه می زند کتری
.
عطر پر رنگ چایی روضه
زیر و رو کرده خانه او را
چقدر ناگهان هوس کردم
طعم آن چای قند پهلو را
.
تا که یک روز در حوالی مهر
روی آن برگ های رنگارنگ
با تمام وجود راهی کرد
پسری را که برنگشت از جنگ
.
هی دوشنبه دوشنبه رد شد و باز
پستچی نامه از عزیز نداشت
کاشکی آن دوشنبه آخر
روضهء میرزا گریز نداشت
.
پیرزن قطره قطره باران شد
کمی از خاک کربلا در مشت
السلام و علیک گفت و سپس
روضهء قتلگاه او را کشت
.
تاهمیشه نمی برم از یاد
روضه آن سپید گیسو را
سالیانی است آرزو دارم
کربلای نرفتهء او را
.
.
صلي الله عليك يا اباعبدالله
.
#روضه_هاي_دوستداشتني
#چايي_روضه_ارباب_زمين_گيرم_كرد
Read more
باز محرم شدو دلها شکست از غم زینب دل زهرا شکست باز محرم شد و لب تشنه شد از عطش خاک کمرها شکست آب در این ...
Media Removed
باز محرم شدو دلها شکست از غم زینب دل زهرا شکست باز محرم شد و لب تشنه شد از عطش خاک کمرها شکست آب در این تشنگی از خود گذشت دجله به خون شد دل صحرا شکست قاسم ولیلا همه در خون شدند این چه غمی بود که دنیا شکست محرم ماه غم نیست ماه عشق است محرم مَحرم درد حسین است التماس دعا باز محرم شدو دلها شکست از غم زینب دل زهرا شکست

باز محرم شد و لب تشنه شد از عطش خاک کمرها شکست

آب در این تشنگی از خود گذشت دجله به خون شد دل صحرا شکست

قاسم ولیلا همه در خون شدند این چه غمی بود که دنیا شکست

محرم ماه غم نیست ماه عشق است محرم مَحرم درد حسین است

التماس دعا
یکی از بینمون رفت که تو هیچی همتا نداشت. یه همسر عالی، یه پدر بی همتا، یه برادر بی نظیر و یه رفیق بی کلک... یکی ...
Media Removed
یکی از بینمون رفت که تو هیچی همتا نداشت. یه همسر عالی، یه پدر بی همتا، یه برادر بی نظیر و یه رفیق بی کلک... یکی که سالها با خدمت بی ریا و خالصش تو خونه حضرت زینب «س» آبروی تمام نوکرا و کنیزای حضرت رو خرید. کسی که تازه از زیارت اربابش برگشته بود و بعد از یک هفته با لب تشنه و جگری سوخته به دیدار مولاش شتافت... یکی ... یکی از بینمون رفت که تو هیچی همتا نداشت.
یه همسر عالی، یه پدر بی همتا، یه برادر بی نظیر و یه رفیق بی کلک...
یکی که سالها با خدمت بی ریا و خالصش تو خونه حضرت زینب «س» آبروی تمام نوکرا و کنیزای حضرت رو خرید.
کسی که تازه از زیارت اربابش برگشته بود و بعد از یک هفته با لب تشنه و جگری سوخته به دیدار مولاش شتافت...
یکی که تو این روزگار نامردی، حق مردی و مردونگی رو برای همه تموم کرد....
یکی که خیلی دلم براش تنگ شده...
.

پ.ن: دختردایی عزیزم تسلیت ... پ.ن: شادی روح امام و شهدا و جمیع رفتگان خاک علی الخصوص دایی عزیزم فاتحه مع الصلوات....
Read more
‌‌‌‌‌‌‌‌<span class="emoji emoji1f343"></span>❖<span class="emoji emoji1f539"></span>‌‌﷽<span class="emoji emoji1f539"></span>‌❖<span class="emoji emoji1f343"></span> ‌ ‌ <span class="emoji emoji1f343"></span>❖<span class="emoji emoji1f539"></span>اَلسَّلامُ عَلَيْکَ یا اَبا جَعفَرٍ یا مُحَمَّدَبنَ عَلیٍّ اَیُّهَا ...
Media Removed
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌﷽‌❖ ‌ ‌ اَلسَّلامُ عَلَيْکَ یا اَبا جَعفَرٍ یا مُحَمَّدَبنَ عَلیٍّ اَیُّهَا التَّقِیُّ الجَواد ‌‌ ‌ ‌‌❖شهادت جانسوز حضرت امام جواد عليه السلام را به ساحت مقدس حضرت بقية الله الأ عظم مهدی موعود ( عجَّل الله تعالى فرجه الشريف ) روحى و ارواح العالمين لتراب مقدمه ... ‌‌‌‌‌‌‌‌🍃❖🔹‌‌﷽🔹‌❖🍃


🍃❖🔹اَلسَّلامُ عَلَيْکَ یا اَبا جَعفَرٍ یا مُحَمَّدَبنَ عَلیٍّ اَیُّهَا التَّقِیُّ الجَواد🔹❖🍃
‌‌

‌‌🍃❖شهادت جانسوز حضرت امام جواد عليه السلام را به ساحت مقدس حضرت بقية الله الأ عظم مهدی موعود ( عجَّل الله تعالى فرجه الشريف ) روحى و ارواح العالمين لتراب مقدمه الفداء و شيعيان حضرتش تسلیت عرض مينمايیم ❖🍃
‌‌

‌ــــــــــ❖🍃🌷🍃❖ـــــــــــ


‌❖ #حدیث ⤵⤵

❖ #کلامکم_نور ⤵⤵

🍃❖حضرت امام جواد علیه السلام فرمودند:

🍃🌷التَّوْبَهُ عَلی أرْبَع دَعائِم: نَدَمٌ بِالْقَلْبِ، وَاسْتِغْفارٌ
بِاللِّسانِ، وَ عَمَلٌ بِالْجَوارِحِ، وَ عَزْمٌ أنْ لایَعُودَ.
‌ ‌‌
🍃🌷شرایط پذیرش توبه چهار چیز است: پشیمانی
قلبی، استغفار با زبان،جبران كردن گناه ـ نسبت به
همان گناه حقّ الله و یا حقّ النّاس ـ، تصمیم جدّی
بر این كه دیگر مرتكب آن گناه نشود.

‌📚«ارشاد القلوب دیلمی، ص 160»



ــــــــــ❖🍃🌷🍃❖ـــــــــــ



‌ #سلام_مولای_مهربانم 😢🍃
‌‌
◾هستند کریمان دو عالم سرخوانت
◾یکبار نخورده است گره کیسه ی نانت
‌‌
◾اصلا حرم شاه خراسان حرم توست
◾هرصحن که گشتیم در آن بود نشانت

◾انگار که گهواره تو عرش زمین بود
◾وقتی پدر پیر تو می داد تکانت

◾تکبیر تو از داخل گهواره رسیده است
◾هستم اگر امروز مسلمان اذانت
‌‌
◾یکبار پدر گفتن تو گر نمی ارزید
◾صد بار نمی رفت به قربان زبانت!

◾از چشم پدر دور مشو – گرگ زیاد است
◾بر این پدرت حق بده باشد نگرانت

◾در راه مبادا قدمت خار ببیند
◾آن صورت چون برگ تو آزار ببیند

◾یک روز می آید که می افتد بدن تو
◾لب تشنه بمانی و بخشکد چمن تو

◾یک روز می آید که می افتی و کنیزان
◾در خانه برقصند کنار بدن تو

◾ای یوسف زهرا - دل یعقوب فدای ...
◾آن لحظه ی خاکی شدن پیرهن تو

◾هرچند کلام تو در آواز شود گم
◾اما نزند هیچ کسی بر دهن تو
‌‌‌
🍃✒شعر از استاد علی اکبر لطیفیان (حفظه الله )


ـــــــــــــــــــــــــ


✏پــی نــوشـتــ⤵⤵ :

🍃✔ طرح #پست_مشترک ‌
🔹هـمه ی بزرگواران میتوانند در ایـن طـرح بزرگ
سهیم باشند. برای دریافت مطالب و تصاویر جهت
شرکت در طرح به کانال سروش مراجعه بفرمـایید .
(لینک کانال در قسمت بیوگرافی موجود است)
‌‌‌‌‌‌‌

🍃📱sapp.ir/shaybelkhaziib
‌‌
🍃🌸🔹ألـلَّـهُـمَــ عَـجِّـلْ لِـوَلـیِـکْ ألْـفَـرَج
‌‌‌
‌‌
🔸تعجیل در فرج مولا حضرت صاحب الزمان
ارواحنا فداه صلواتی عنایت بفرمایید ...
Read more
‍ . به گوش من رسونده بودن که سجاد لب #تشنه شهید شده<span class="emoji emoji1f447"></span> موقعی که مجروح شده بود،داشت ازش خون میرفت، درخواست ...
Media Removed
‍ . به گوش من رسونده بودن که سجاد لب #تشنه شهید شده موقعی که مجروح شده بود،داشت ازش خون میرفت، درخواست #آب کرد ولی همرزمانش مانع شدن و بهش گفتن که اگه بهت آب بدیم،تو سریع جون میدی و #فعلا آب واسه جسمت خوب نیست... لذا بهش ندادن و #سجاد لحظات بعد به #شهادت رسید وقتی این موضوع رو شنیدم خیلی #غمگین ... ‍ .
به گوش من رسونده بودن که سجاد لب #تشنه شهید شده👇

موقعی که مجروح شده بود،داشت ازش خون میرفت،
درخواست #آب کرد ولی همرزمانش مانع شدن و بهش گفتن که اگه بهت آب بدیم،تو سریع جون میدی و #فعلا آب واسه جسمت خوب نیست...
لذا بهش ندادن و #سجاد لحظات بعد به #شهادت رسید

وقتی این موضوع رو شنیدم خیلی #غمگین شدم،همش به خودم میگفتم که پسرم #لب_تشنه شهید شده و کاش بهش آب میدادن...😔 لذا چند وقت پیش این #خواب رو دیدم:
خواب دیدم که تو یک مکان #بزرگی هستم و یک کوه در مقابل منه،سجاد من بالای کوه #افتاده بود و منم داشتم میرفتم #سمتش که بهش آب بدم...😭
تا یکم رفتم جلو دیدم که یک #خانم چادری باعصا داره میره #سمتش...یا زهرا(س)
#ایستادم و نگاه کردم دیدم سر #سجاد رو گذاشت رو دستانش و داره به سجاد #آب میده... من خواستم برم پیشش ازش #تشکر کنم که یه وقت دیدم واسم دست تکون داد که #برگردم
( #منظورش این بود که بچه ات رو #سیراب کردم و نگران نباش و برگرد)

از #وقتیکه این خواب رو دیدم،خیالم راحت شده که سجاد من #سیراب شده

#به_نقل_از_مادر_شهید
#شهید_مدافع_حرم_سجاد_طاهرنیا
#شهیدی_از_یگان_ویژه_صابرین_سپاه_تهران .
🌹هنیئا له الشهادت
🌹شهداء رحمت الله علیهم
.
#مدافعان_حرم
#فدایی_حضرت_زینب_سلام_الله_علیها
#شهید_سجاد_طاهر_نیا
#شهدا_گاهی_نگاهی
#نیم_نگاهی
#حال_دلمان_خوب_نیست
Read more
. ادبیات حسینی ادب پارسی در طول تاریخ ثابت کرده است که در کنار موسیقی تاثیر گذاری بیش تری خواهد داشت،همانطور ...
Media Removed
. ادبیات حسینی ادب پارسی در طول تاریخ ثابت کرده است که در کنار موسیقی تاثیر گذاری بیش تری خواهد داشت،همانطور که محدرضا شفیعی کدکنی بزرگ به تفصیل در ((زمینه های اجتماعی شعر پارسی)) به آن پرداخته است. ادب حسینی که بخشی از ادبیات فارسی است زمانی که در بستر موسیقایی نوحه خوانی قرار می گیرد به شکوفایی ... .
ادبیات حسینی
ادب پارسی در طول تاریخ ثابت کرده است که در کنار موسیقی تاثیر گذاری بیش تری خواهد داشت،همانطور که محدرضا شفیعی کدکنی بزرگ به تفصیل در ((زمینه های اجتماعی شعر پارسی)) به آن پرداخته است.
ادب حسینی که بخشی از ادبیات فارسی است زمانی که در بستر موسیقایی نوحه خوانی قرار می گیرد به شکوفایی و اعتلای خود می رسید.
اینجا در حسینیه لباس فروشهای تهران تجلی گاه این شکوه است.جایی که حضرت علی آقای انسانی اشعار سروده ی خود را بر گوش جان دل مستمع می نشاند و اعتلای این گونه ی ادبی را رقم می زند.
ای کاش به اشعاری که در مجالس حسینی خوانده می شود توجه کنیم و بر نتابیم هر کس هرچه دلش می خواهد بخواند و برود هیچ به هیچ...
#شعر_نوشت_اول :
دعوت از عاشقان کنند اینجا
عشق را امتحان کنند اینجا
ای که داری با دل،نهان غم یار
راز دل را عیان کنند اینجا
اشک ها می کنند کار زبان
عشق را ترجمان کنند اینجا
بر سر خوان خانواده ی عشق
همه را میهمان کنند اینجا
#شعر_نوشت_دوم :
آبروی آب برد و آب روی آب ریخت
تشنه کام و تشنه لب ساقی میان آب سوخت
#حسینیه_صنف_لباس_فروشها
#ادبیات_عاشورایی
#زمینه_های_اجتماعی_شعر_پارسی
#محمدرضا_شفیعی_کدکنی
#علی_انسانی
#ذبیح_الله_ترابی
Read more
واااااي كه چقدر اين شعر زيباست لطفا كامل بخونين اگه گريه كردي و دلت شكست التماس دعا خواب بودم، خواب ...
Media Removed
واااااي كه چقدر اين شعر زيباست لطفا كامل بخونين اگه گريه كردي و دلت شكست التماس دعا خواب بودم، خواب دیدم مرده ام/ بی نهایت خسته و افسرده ام/ تا میان گور رفتم دل گرفت/ قبر کن سنگ لحد را گل گرفت/ روی من خروارها از خاک بود/ وای، قبر من چه وحشتناک بود! بالش زیر سرم از سنگ بود/ غرق ظلمت، سوت و کور تنگ ... واااااي كه چقدر اين شعر زيباست
لطفا كامل بخونين اگه گريه كردي و دلت شكست التماس دعا

خواب بودم، خواب دیدم مرده ام/
بی نهایت خسته و افسرده ام/
تا میان گور رفتم دل گرفت/
قبر کن سنگ لحد را گل گرفت/
روی من خروارها از خاک بود/
وای، قبر من چه وحشتناک بود!
بالش زیر سرم از سنگ بود/
غرق ظلمت، سوت و کور تنگ بود/
هر که آمد پیش، حرفی راند و رفت/
سوره ی حمدی برایم خواند و رفت/
خسته بودم هیچ کس یارم نشد/
زان میان یک تن خریدارم نشد/
نه رفیقی، نه شفیقی، نه کسی/
ترس بود و وحشت و دلواپسی/
ناله می کردم ولیکن بی جواب/
تشنه بودم، در پی یک جرعه آب/
آمدند از راه نزدم دو ملک/
تیره شد در پیش چشمانم فلک/
یک ملک گفتا: بگو دین تو چیست؟
دیگری فریاد زد: رب تو کیست؟
گر چه پرسش ها به ظاهر ساده بود/
لرزه بر اندام من افتاده بود/
هر چه کردم سعی تا گویم جواب/
سدّ نطقم شد هراس و اضطراب/
از سکوتم آن دو گشته خشمگین/
رفت بالا گرزهای آتشین/
قبر من پر گشته بود از نار و دود/
بار دیگر با غضب پرسش نمود:
ای گنه کار سیه دل، بسته پر/
نام اربابان خود یک یک ببر/
گوئیا لب ها به هم چسبیده بود/
گوش گویا نامشان نشنیده بود/
نامهای خوبشان از یاد رفت/
وای، سعی و زحمتم بر باد رفت/
چهره ام از شرم میشد سرخ و زرد/
بار دیگر بر سرم فریاد کرد:
در میان عمر خود کن جستجو/
کارهای نیک و زشتت را بگو/
هر چه می کردم به اعمالم نگاه/
کوله بارم بود مملو از گناه/
کارهای زشت من بسیار بود/
بر زبان آوردنش دشوار بود/
چاره ای جز لب فرو بستن نبود/
گرز آتش بر سرم آمد فرود/
عمق جانم از حرارت آب شد/
روحم از فرط الم بی تاب شد/
چون ملائک نا امید از من شدند/
حرف آخر را چنین با من زدند:
عمر خود را ای جوان کردی تباه/
نامه اعمال تو باشد سیاه/
ما که ماموران حق داوریم/
پس تو را سوی جهنم می بریم/
دیگر آنجا عذر خواهی دیر بود/
دست و پایم بسته در زنجیر بود/
نا امید از هرکجا و دل فکار/
می کشیدندم به خِفّت سوی نار/
ناگهان الطاف حق آغاز شد/
از جنان درهای رحمت باز شد/
مردی آمد از تبار آسمان/
دیگران چون نجم و او چون کهکشان/
صورتش خورشید بود و غرق نور/
جام چشمانش پر از خمر طهور/
چشمهایش زندگانی می سرود/
درد را از قلب انسان می زدود/
بر سر خود شال سبزی بسته بود/
بر دلم مهرش عجب بنشسته بود/
کِی به زیبائی او گل می رسید/
پیش او یوسف خجالت می کشید/
دو ملک سر را به زیر انداختند/
بال خود را فرش راهش ساختند/
غرق حیرت داشتند این زمزمه/
آمده اینجا حسین فاطمه؟!
صاحب روز قیامت آمده/
گوئیا بهر شفاعت آمده/
سوی من آمد مرا شرمنده کرد/
مهربانانه به رویم خنده کرد/
Read more
حضرات مسئول، بسم الله! تنگه ابوقریب منتظر شماست.../ دعوت روابط‌عمومی فیلم از مسئولان برای دیدن ...
Media Removed
حضرات مسئول، بسم الله! تنگه ابوقریب منتظر شماست.../ دعوت روابط‌عمومی فیلم از مسئولان برای دیدن رشادت جوانانی که خون خود را پای این وطن داده‌اند، شاید که کمی رگ غیرتشان به‌جوش آید! . مردم صبور ایران سال 97 را در حالی آغاز کردند که ترس از دلار 5000 تومانی و کابوس افزایش قیمت ها، دل‌شان را می لرزاند. ... حضرات مسئول، بسم الله! تنگه ابوقریب منتظر شماست.../ دعوت روابط‌عمومی فیلم از مسئولان برای دیدن رشادت جوانانی که خون خود را پای این وطن داده‌اند، شاید که کمی رگ غیرتشان به‌جوش آید!
.
مردم صبور ایران سال 97 را در حالی آغاز کردند که ترس از دلار 5000 تومانی و کابوس افزایش قیمت ها، دل‌شان را می لرزاند. بی‌خبر از اینکه قرار است در سایه غفلت و عافیت طلبی برخی از مسئولان، دلار سر به فلک بگذارد و 12000 تومان را هم تجربه کند، سکه به 4 و نیم میلیون برسد و مسئولان ما در برخی جلسات بخندند و در تلویزیون به «خیال راحت» مان بابت قیمت دلار لبخند بزنند. .
فیلم سینمایی «تنگه ابوقریب» به جشنواره فجر آمد تا در کنار هم زمزمه کنیم اتحاد را، وحدت را، همدلی را. و آفرین بر اهالی سینما و تماشاگران فهیم کشورمان که بیش از ما قلب این فیلم را دریافتند و به بهانه غیورمردان و شهدای گردان عمار سرود وحدت و همدلی سرودند.
.
در حال و هوای این روزهای کشور اما انگار باید بیشتر یاد کنیم از دلاوران ایثارگر و قهرمانان بی ادعای تنگه ابوقریب. مردان دلیر و جان بر کفی که برای حفظ این مملکت و آرامش دل هموطنان‌شان، بی هیچ چشمداشتی به دل میدان زدند و بدون تجهیزات و با لب تشنه در برابر لشکر مجهز بعث ایستادند و تن به تانک سپردند و با خون‌شان، با جان‌شان، با جوانی شان، راه بر دشمنان این مملکت بستند. بی هیچ غرولندی، بی هیچ بادیگاردی، بی هیچ بهانه گیری، بی هیچ وام میلیاردی کم بهره ای، بی هیچ ویلا و بچه‌ی خارج نشینی...
.
روابط عمومی فیلم‌"تنگه ابوقریب" در نخستین روز اکران این فیلم به طور رسمی از مسئولان ارشد کشورمان در قوای مختلف و ارگان‌ها و نهادهای گوناگون دعوت می کند تا به تماشای "تنگه ابوقریب" بنشینند، تا شاید کمی بیشتر به فاصله برخی مسئولان امروز با مردمی که در خوزستان ایستادند، پی ببرند و شاید کمی بیشتر به درد دل مردم گوش کنند و کمی بیشتر برای این مردم صبور و نجیب کار کنند.
.
مردم نازنین ایران زمین چشم انتظار مسئولانی هستند که همدرد آنها باشند، دل‌شان برای حل مشکلات کشورشان بتپد و بی هیچ شعار و ادعای گزافی، از تنگه اتحاد و استقلال و پیشرفت و عدالت این کشور عزیز دفاع کنند. مثل قهرمانان جوان و بی ادعای تنگه ابوقریب...
.
🎞 @aboghorayb_movie
Read more
 #فلسطين_مهمترین_مسئله_و_پرونده_خمینی_بود . للحق طرح نوشت : خورشیدِ چشمهایش، دوردست‌ها را ...
Media Removed
#فلسطين_مهمترین_مسئله_و_پرونده_خمینی_بود . للحق طرح نوشت : خورشیدِ چشمهایش، دوردست‌ها را روشن کرده، و بر تمام زوایای مبهم، روشنگرانه تابیده بود. حالا مردی که می‌گویند از نسل آنهایی است که در هر قرن فقط یک بار متولد می‌شود، روی صندلی سفیدش، با تمام ابهتش نشسته است و چشم‌هایش، تیزتر از همیشه، ... #فلسطين_مهمترین_مسئله_و_پرونده_خمینی_بود
.
للحق طرح نوشت : خورشیدِ چشمهایش، دوردست‌ها را روشن کرده، و بر تمام زوایای مبهم، روشنگرانه تابیده بود. حالا مردی که می‌گویند از نسل آنهایی است که در هر قرن فقط یک بار متولد می‌شود، روی صندلی سفیدش، با تمام ابهتش نشسته است و چشم‌هایش، تیزتر از همیشه، به نقطه‌ای دور خیره می‌ماند.
#مرد، و شاید تنها مرد، لب می‌گشاید و فضا آکنده از بوی گل لاله می‌شود و در نقطه دیگری از جهان، در رگ‌هایی که سخت تشنه اند، خون تزریق می‌شود.
مرد و شاید تنها مرد، تبرش را بر مى دارد و به سوی هُبَل مى رود.
چشم‌های آتشین هُبل که هر روز قربانیانش را از زیر سایه #مسیح بیرون می‌کشند، سخت هراسناک است. مرد، تبرش را بلند می‌کند و تا مغز #تل_آویو، بر سر بت جاهلیت سکوت می‌کوبد و زخمی را که ناحیه خاصی را دردآلود کرده بود، جهانی اعلام می‌کند.
حالا شهر به شهر، دیوار به دیوار، پنجره به پنجره‌ات، ای دنیا، حداقل برای یک روز هم شده به یاد آن زخم قدیمی درد می‌کند، و تا زخم فلسطین بر پیکرت باقی باشد، نه اینکه نخواهی، بلکه نمی‌توانی آرام بگیری...
مرد و شاید تنها مرد، اولین بار نبود که تقویم‌ها را می شست و روزها را مقابل چشم‌های آفتابی اش پهن می‌کرد! آدینه! ای آخرین روز #ماه_خدا و ای همیشه اولین خط مقدم فریاد، تو هم شاهد باش که #فلسطین، دردآلودترین زخم مسیح زمان بود و او را هر روز، تا پای صلیب نگرانی‌هایش می‌برد.
آری، مسیح؛ همان که معجزه دوباره زنده شدن اسلام را با تمام دارائی‌هایش به همراه آورد.
سنگ، ای حماسه‌ای که هرگز نخواهی شکست! بدان که سرزمینت، مهم‌ترین مسئله و پرونده #خمینی بود؛ مردی که دهانش بوی نهج البلاغه می‌داد. انگار هنوز روی آن صندلی سفید نشسته است و به چشمهای آن عروس به تاراج رفته، خیره شده است؛ مردی که مقیاس زمانی‌اش هنوز معلوم نیست. انگار هنوز هم دغدغه این سرطان درمان پذیر را دارد! صدایش را بعد از سال‌ها، به وضوح می‌توان شنید؛ صدای مهربانی که هنوز دست می‌گیرد و پیش می‌برد: « #فلسطین_پاره_تن_اسلام_است»...ياحق.
.
.
دلنوشت:
نشسته برف تنت بعد سال ها به تنم
یخ تو باز شد آخر از آتشی که منم

تو در کنار منی عشق کار خود را کرد
رسیده لحظه ی شیرین با تو ما شدنم

نمی شود که بر این لحظه نام بوسه گذاشت
نزول آیه ی لب های توست بر دهنم

تمام شهر به دنبال نام عطر منند
گرفته بوی تو را تار و پود پیرهنم

من و تو مثل دم و بازدم گره خوردیم
چگونه رابطه ام با تو را به هم بزنم ؟
.
.
كاملاً بى ربط : لكنت زبان هم خوب است...
براى مزه مزه كردن نامت...
.
.
#اين_عمار #aynaammar #أين_عمار
Read more
تشنه لب بودیم باران و نم دریا رسید راه را گم کرده بودیم عاقبت آقا رسید خواستیم از کوثر ساقی کوثر جرعه ای آب سرداب ابوفاضل به این دنیا رسید سجده بر پاهای او صد جعفر طیار ساخت وقت یا عباس گفتن، بال از بالا رسید سرنوشت ما گره خورده به ابروی کسی که به نام نامی او، روز تاسوعا رسید در میان صحن او گفتیم ... تشنه لب بودیم باران و نم دریا رسید
راه را گم کرده بودیم عاقبت آقا رسید
خواستیم از کوثر ساقی کوثر جرعه ای
آب سرداب ابوفاضل به این دنیا رسید
سجده بر پاهای او صد جعفر طیار ساخت
وقت یا عباس گفتن، بال از بالا رسید
سرنوشت ما گره خورده به ابروی کسی
که به نام نامی او، روز تاسوعا رسید
در میان صحن او گفتیم با هم یا حسن
پشت آن جانم حسن‌های خود زهرا رسید
گریه کردیم و قسم دادیم بر ام بنین
گریه کردیم و فقط زهرا به داد ما رسید

#اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد_و_عجل_فرجهم
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#اللهم_الرزقنا_حـرم
#امام_حسنی_ام #مدینه #بقیع
#یارقیه #یا_حسین #لبیک_یا_حسین
#امام_حسین #بین_الحرمین
#شکر_خدا_که_در_پناه_حسینیم
#همه_نوکر_حسینیم
#شهادت_مادرم_افسانه_نیست
#اسلام #شیعه #محرم #اربعین #صور #سوریه
#روضه #فاطمیه #کربلا #نجف
#بیچاره_اون_که_حرم_رو_ندیده
#بیچاره_تر_اون_که_دید_کربلاتو
#عطش
Read more
‌‌ ‌سلام من یک معلمم معلمی که تا یک سال پیش معنی محرومیت رو درک نمیکرد. اماتوی اولین سال خدمتش محرومیت رو باگوشت و خونش لمس کرده... چی بدترازین که داری درس میدی و میبینی بچه ها دارن ازگرما عرق میریزن و یکی یکی اجازه میگیرن برن بیرون ازکلاس آب بخورن؟ ولی خب باخوردن آب عطششون بیشترمیشه و برمیگردن؛ میدونید ... ‌‌ ‌سلام✋
من یک معلمم
معلمی که تا یک سال پیش معنی محرومیت رو درک نمیکرد.
اماتوی اولین سال خدمتش محرومیت رو باگوشت و خونش لمس کرده...
چی بدترازین که داری درس میدی و میبینی بچه ها دارن ازگرما عرق میریزن و یکی یکی اجازه میگیرن برن بیرون ازکلاس آب بخورن؟
ولی خب باخوردن آب عطششون بیشترمیشه و برمیگردن؛
میدونید چرا؟
آبسردکن دارن ولی پمپ آبی که آبو به سمت آبسردکن بکشه ندارن!
توی دمای بالا آب توی لوله هاگرم شده و باخوردن این آب عطش بچه ها بیشترمیشه...
جدا از اون
درحالیکه خیلی ازماها زیرکولرمینشینیم و دوساعت قطعی برق ماروکلافه میکنه این بچه ها صبح تاظهر توی گرمای طاقت فرسای بالای چهل درجه عرق میریزن😔
فکرمیکنم این بچه ها خیلی بیشترازما بزرگترها دارن میفهمن جمله ی "فدای لب تشنه ات یا حسین(ع)"یعنی چی...
بخاطر رفاه حال این بچه ها ما داریم تلاش میکنیم هزینه خرید شش تا کولر برای شش تا کلاس مدرسمون رو فراهم کنیم.
باتوجه به بالارفتن هرروزه ی قیمت ها قیمت هرکولر از دو تا دو وپونصد درنوسانه
برای تهیه این کولرها به یاری دستهای مهربون شما ها احتیاج داریم
لطفا همدلی و مهربونیتونو ازمادریغ نکنید
شماره کارت بانک ملی به نام #فاطمه_توکلی_اله_آبادی آموزگار روستای نهضت آباد شهرستان رودبارجنوب:
6037-9918-5034-5533
#عیدی_عید_غدیر‌

@_powerfull_teacher_
@_powerfull_teacher_
@_powerfull_teacher_
@_powerfull_teacher_
Read more
‌. ‌سلام من یک معلمم معلمی که تا یک سال پیش معنی محرومیت رو درک نمیکرد. اماتوی اولین سال خدمتش محرومیت رو باگوشت و خونش لمس کرده... چی بدترازین که داری درس میدی و میبینی بچه ها دارن ازگرما عرق میریزن و یکی یکی اجازه میگیرن برن بیرون ازکلاس آب بخورن؟ ولی خب باخوردن آب عطششون بیشترمیشه و برمیگردن؛ میدونید ... ‌.
‌سلام✋
من یک معلمم
معلمی که تا یک سال پیش معنی محرومیت رو درک نمیکرد.
اماتوی اولین سال خدمتش محرومیت رو باگوشت و خونش لمس کرده...
چی بدترازین که داری درس میدی و میبینی بچه ها دارن ازگرما عرق میریزن و یکی یکی اجازه میگیرن برن بیرون ازکلاس آب بخورن؟
ولی خب باخوردن آب عطششون بیشترمیشه و برمیگردن؛
میدونید چرا؟
آبسردکن دارن ولی پمپ آبی که آبو به سمت آبسردکن بکشه ندارن!
توی دمای بالا آب توی لوله هاگرم شده و باخوردن این آب عطش بچه ها بیشترمیشه...
جدا از اون
درحالیکه خیلی ازماها زیرکولرمینشینیم و دوساعت قطعی برق ماروکلافه میکنه این بچه ها صبح تاظهر توی گرمای طاقت فرسای بالای چهل درجه عرق میریزن😔
فکرمیکنم این بچه ها خیلی بیشترازما بزرگترها دارن میفهمن جمله ی "فدای لب تشنه ات یا حسین(ع)"یعنی چی...
بخاطر رفاه حال این بچه ها ما داریم تلاش میکنیم هزینه خرید شش تا کولر برای شش تا کلاس مدرسمون رو فراهم کنیم.
باتوجه به بالارفتن هرروزه ی قیمت ها قیمت هرکولر از دو تا دو وپونصد درنوسانه
برای تهیه این کولرها به یاری دستهای مهربون شما ها احتیاج داریم
لطفا همدلی و مهربونیتونو ازمادریغ نکنید
شماره کارت بانک ملی به نام #فاطمه_توکلی_اله_آبادی آموزگار روستای نهضت آباد شهرستان رودبارجنوب:
6037-9918-5034-5533
#عیدی_عید_غدیر‌

@_powerfull_teacher_
@_powerfull_teacher_
@_powerfull_teacher_
@_powerfull_teacher_
Read more
‌ ‌سلام من یک معلمم معلمی که تا یک سال پیش معنی محرومیت رو درک نمیکرد. اماتوی اولین سال خدمتش محرومیت رو باگوشت و خونش لمس کرده... چی بدترازین که داری درس میدی و میبینی بچه ها دارن ازگرما عرق میریزن و یکی یکی اجازه میگیرن برن بیرون ازکلاس آب بخورن؟ ولی خب باخوردن آب عطششون بیشترمیشه و برمیگردن؛ میدونید ...
‌سلام✋
من یک معلمم
معلمی که تا یک سال پیش معنی محرومیت رو درک نمیکرد.
اماتوی اولین سال خدمتش محرومیت رو باگوشت و خونش لمس کرده...
چی بدترازین که داری درس میدی و میبینی بچه ها دارن ازگرما عرق میریزن و یکی یکی اجازه میگیرن برن بیرون ازکلاس آب بخورن؟
ولی خب باخوردن آب عطششون بیشترمیشه و برمیگردن؛
میدونید چرا؟
آبسردکن دارن ولی پمپ آبی که آبو به سمت آبسردکن بکشه ندارن!
توی دمای بالا آب توی لوله هاگرم شده و باخوردن این آب عطش بچه ها بیشترمیشه...
جدا از اون
درحالیکه خیلی ازماها زیرکولرمینشینیم و دوساعت قطعی برق ماروکلافه میکنه این بچه ها صبح تاظهر توی گرمای طاقت فرسای بالای چهل درجه عرق میریزن😔
فکرمیکنم این بچه ها خیلی بیشترازما بزرگترها دارن میفهمن جمله ی "فدای لب تشنه ات یا حسین(ع)"یعنی چی...
بخاطر رفاه حال این بچه ها ما داریم تلاش میکنیم هزینه خرید شش تا کولر برای شش تا کلاس مدرسمون رو فراهم کنیم.
باتوجه به بالارفتن هرروزه ی قیمت ها قیمت هرکولر از دو تا دو وپونصد درنوسانه
برای تهیه این کولرها به یاری دستهای مهربون شما ها احتیاج داریم
لطفا همدلی و مهربونیتونو ازمادریغ نکنید
شماره کارت بانک ملی به نام #فاطمه_توکلی_اله_آبادی آموزگار روستای نهضت آباد شهرستان رودبارجنوب:
6037-9918-5034-5533
#عیدی_عید_غدیر‌

@_powerfull_teacher_
@_powerfull_teacher_
@_powerfull_teacher_
@_powerfull_teacher_
Read more
. <span class="emoji emoji1f4dd"></span> متن خاکریز خاطرات ۹۲ ✍ طلبه‌ای که لحظه‌ی شهادت همه‌ی آرزوهایش برآورده شد #متن_خاطره توی جاده ...
Media Removed
. متن خاکریز خاطرات ۹۲ ✍ طلبه‌ای که لحظه‌ی شهادت همه‌ی آرزوهایش برآورده شد #متن_خاطره توی جاده خمپاره‌ای به مصطفی خورد و سرش قطع شد. بچه‌ها دیدند سرِ بریده‌اش داره ذکر یا حسین(ع) میگه ... بعد از شهادتِ مصطفی کوله‌پشتی‌اش رو باز کردند ، توی برگه‌ای نوشته بود: ۱. خدایا! امام حسین (ع) با لبِ ... .
📝 متن خاکریز خاطرات ۹۲ ✍ طلبه‌ای که لحظه‌ی شهادت همه‌ی آرزوهایش برآورده شد

#متن_خاطره
توی جاده خمپاره‌ای به مصطفی خورد و سرش قطع شد. بچه‌ها دیدند سرِ بریده‌اش داره ذکر یا حسین(ع) میگه ...
بعد از شهادتِ مصطفی کوله‌پشتی‌اش رو باز کردند ، توی برگه‌ای نوشته بود:
۱. خدایا! امام حسین (ع) با لبِ تشنه شهید شد، من هم می خواهم تشنه شهید شوم ( وقتی شهید شد تانکرهای آب خالی بود و درخواست آب کرده بودند)
۲. سرِ اربابم رو از پشت بریدند، من هم می خواهم از پشت ، سرم بریده شود ( اونایی که اونجا بودند میگن خمپاره از پشتِ سر به شهید خورده)
۳. سرِ بریده‌ی مولایم امام حسین(ع) بالای نی قرآن می‌خواند، من سِرّش را نمی‌دانم، ولی می‌خواهم با سرِ بریده ذکر یا حسین(ع) بگویم ... 📌خاطره‌ای از زندگی طلبه‌ی شهید مصطفی آقاجانی
📚منبع: سالنامه عطش ظهور ۱۳۸۵ به نقل از سردار کاجی

#شهادت #معاد #امام_حسین #ذکر #بی_سر #طلبه_شهید #مصطفی_آقاجانی 🇮🇷کانال خاطرات کوتاه شهدا:
@khakriz1
Read more
. لب تشنه بود، تشنه ی يك جرعه آب بود مردي كه درد هاي دلش بي حساب بود پا مي كشيد گوشه ی حجره به روي خاك پروانه ...
Media Removed
. لب تشنه بود، تشنه ی يك جرعه آب بود مردي كه درد هاي دلش بي حساب بود پا مي كشيد گوشه ی حجره به روي خاك پروانه وار غرق تب و التهاب بود از بسكه شعله ور شده بود آتش دلش حتي نفس نفس زدنش هم عذاب بود در ازدحام و هلهله ی نا نجيب ها فرياد استغاثه ی او بي جواب بود يك جرعه آب نذر امامش كسي نكرد  هر چند آب دادن ... .
لب تشنه بود، تشنه ی يك جرعه آب بود
مردي كه درد هاي دلش بي حساب بود

پا مي كشيد گوشه ی حجره به روي خاك
پروانه وار غرق تب و التهاب بود

از بسكه شعله ور شده بود آتش دلش
حتي نفس نفس زدنش هم عذاب بود

در ازدحام و هلهله ی نا نجيب ها
فرياد استغاثه ی او بي جواب بود

يك جرعه آب نذر امامش كسي نكرد 
هر چند آب دادن تشنه ثواب بود

آخر شبيه جد غريبش شهيد شد
آري دعاي خسته دلان مستجاب بود

غربت براي آل علي تازگي نداشت
در آن ديار كشتن مظلوم باب بود

اما فداي بي كفن دشت كربلا
آلاله اي كه زخم تنش بي حساب بود

هم نعل تازه بر بدنش ردّ پا گذاشت

هم داغديده ی شرر آفتاب بود

یوسف رحیمی

___________________________

شهادت جانسوز جوادالائمه،حضرت امام محمد تقی علیه السلام رو خدمت حضرت صاحب الزمان عج و شما بزرگواران تسلیت عرض میکنم.

_

#شهادت #تسلیت
#یاجوادالائمه #یاجواد
#جوادالائمه #امام_جواد
#امام_جواد_علیه_السلام
#باب_الجواد #ابن_الرضا
#یاامام_رضا #یارضا
#امام_رضا #غربت
#باب_المراد
Read more
 #ياعباس <span class="emoji emoji1f33c"></span> اي شير، يَلِ حيدرِ كرّار، دمَت گرم دلداده ترين شيفته ي يار،دمَت گرم هم قافيه ي عشقي وهم ...
Media Removed
#ياعباس اي شير، يَلِ حيدرِ كرّار، دمَت گرم دلداده ترين شيفته ي يار،دمَت گرم هم قافيه ي عشقي وهم معني ايثار سالار دمَت گرم، علمدار، دمَت گرم كابوس شده نامِ تو در خاطرِ دشمن لرزيده همه لشگرِ اشرار، دمَت گرم حيران! همگان بي خبر از عهد و وفايت گرد حرمِ يار، چو پرگار، دمَت گرم لب تشنه! ... #ياعباس 🌼 اي شير، يَلِ حيدرِ كرّار، دمَت گرم
دلداده ترين شيفته ي يار،دمَت گرم
هم قافيه ي عشقي وهم معني ايثار
سالار دمَت گرم، علمدار، دمَت گرم
🌹🌹🌹
كابوس شده نامِ تو در خاطرِ دشمن
لرزيده همه لشگرِ اشرار، دمَت گرم
حيران! همگان بي خبر از عهد و وفايت
گرد حرمِ يار، چو پرگار، دمَت گرم
🌻🌻🌻 لب تشنه! لبِ آب و نگاهَت پُرِ شبنم
لب، بازگرفتي! مَهِ خوددار، دمَت گرم
پرورده صدف، دُرّ گران در بغلِ آب
دُرّ, آب به لب، حافظِ اسرار، دمَت گرم
🌸🌸🌸
خورشيد هلال از غم ماهـی كه به خون شد
دل برده اي از سينه ي سالار، دمَت گرم
چون لاله شدي پَرپَر و گفتي كه: برادر!
از شرم روان، ژاله ي سرشار، دمَت گرم
☘️☘️☘️
صلى الله عليك يا اباالفضل العباس
__________________________________
#حسين_محور_اتحاد #الحسين_يوحدنا
#كربلاء #حرم #رمضان #رمضان_كريم
#رمضان_يجمعنا #لبيك_يا_حسين #تصويري
#امام_حسين #شيعه #اللهم #بين_الحرمين #خوشمزه #سلامت #زندگى #زاينده_رود #اصفهان
#مشهد_الرضا #امام_رضا #اسلام
‏ # #save_the_iraqi_people تشيع #iran #shia
‏ #names #karbala ‏ #abooamir133
Read more
. #توئیت های دکتر احمدی نژاد در خصوص روند غیرقانونی و یک سویه دادگاه مهندس مشایی . <span class="emoji emoji1f53b"></span> برادر عزیز تر ...
Media Removed
. #توئیت های دکتر احمدی نژاد در خصوص روند غیرقانونی و یک سویه دادگاه مهندس مشایی . برادر عزیز تر از جانم؛ .  میکروفون ها را فقط برای انعکاس صدای یک بازجو به نام قاضی، کنار هم گذاشته بودند اما فریاد حق طلبی تو که از میان دو لب تشنه ات بیرون می آمد، تنها صدای رسایی بود که همگان آن را به گوش جان شنیدند. . ... .
#توئیت های دکتر احمدی نژاد در خصوص روند غیرقانونی و یک سویه دادگاه مهندس مشایی
.
🔻 برادر عزیز تر از جانم؛
.
 میکروفون ها را فقط برای انعکاس صدای یک بازجو به نام قاضی، کنار هم گذاشته بودند اما فریاد حق طلبی تو که از میان دو لب تشنه ات بیرون می آمد، تنها صدای رسایی بود که همگان آن را به گوش جان شنیدند.
.
🔻 برادر عزیز تر از جانم؛
.
مردم با چشمانی حیرت زده ، پیروز واقعی در این مبارزه نابرابر و ظالمانه را شناختند و صدای حق طلبی تو را از میان زوزه گرگها شنیدند. تو دیگر تنها نیستی. .
🔻 برادر عزیز تر از جانم؛
.
اگر رژیم صهیونیستی بنا داشت کاری علیه فرزندان راستین ملت ایران انجام دهد، نمی‌توانست بهتر از آنچه که به نام دادگاه انقلاب، از صدا و سیما پخش شد، انجام دهد.
.
🔻 برادر عزیز تر از جانم؛

نوری که تو با مظلومیت ات بر تاریکخانه‌ دادگاه انقلاب تاباندی، حقیقت را عیان ساخت و معلوم شد که چه ظلم هایی بر مردم عزیزمان رفته است.
.
🔻 برادر عزیز تر از جانم؛
.
امروز بیش از همیشه دانستیم که خدمت به مردم، صیانت از استقلال کشور، دفاع از حقوق مردم، مقابله با استیلای استعمار پیر و به رسمیت نشناختن حاکمیت خاندانها بر کشور، جرم کمی نیست.
.
🔻 آقای به اصطلاح قاضی!
.
مطمئن باش که هر حکم ظالمانه تو علیه آقای مشایی، با پاسخی مشابه در دادگاه ملت ایران مواجه خواهد شد.
.
#مشایی
#احمدی_نژاد
Read more
. #صلی_الله_علیک_یا_ابوالفضل_العباس #عطشان . اهل عالم هنر خصلت عباس من است عشق در سایۀ شخصیت ...
Media Removed
. #صلی_الله_علیک_یا_ابوالفضل_العباس #عطشان . اهل عالم هنر خصلت عباس من است عشق در سایۀ شخصیت عباس من است منم آن یار امین حامی دین، اُم بنین هرچه دارم همه از دولت عباس من است همسرم شیر خدا و پسرانم همه شیر شیر مردان وله از صولت عباس من است در شب چاردهم ، ماه که پر نورتر است عکسی از نیم رخ صورت ... .
#صلی_الله_علیک_یا_ابوالفضل_العباس
#عطشان
.
اهل عالم هنر خصلت عباس من است
عشق در سایۀ شخصیت عباس من است
منم آن یار امین حامی دین، اُم بنین
هرچه دارم همه از دولت عباس من است
همسرم شیر خدا و پسرانم همه شیر
شیر مردان وله از صولت عباس من است
در شب چاردهم ، ماه که پر نورتر است
عکسی از نیم رخ صورت عباس من است
هنر آن نیست که لب تشنه بمیری به کویر
هنر آن است که در طینت عباس من است
تشنه لب داخل دریا شد و عطشان برگشت
این همان قطره ای از همت عباس من است
غیرت الله علی بی بدل است ، اما گفت
بدل غیرت من غیرت عباس من است
نه فقط یثرب و شامات و نه ایران و عراق
کرده کاری همه جا صحبت عباس من است
هر کسی را نتوان باب حوائج گفتن
به حقیقت قسم این شهرت عباس من است
کوه ها شد متحیر به ثبات قدمش
سروها در عجب از قامت عباس من است
جثه اش گر چه ز شمشیر جفا کوچک شد
این بزرگی است، که از عزت عباس من است
قدرت آن نیست به یک حمله سپاهی بکشی
قدرت لَم یزلی قدرت عباس من است
یا علی گفت و امان نامه ز دشمن نگرفت
دین فروشی بری از ساحت عباس من است
هی نگویید چرا ام بنین پیر شده
سبب حالت من حالت عباس من است
دستهای پسرم گشته قلم در لب آب
صفحه سینه پر از محنت عباس من است
این شنیدم زده فریاد، غریبم مولا
غصه قلب حسین غربت عباس من است
.
#لبیک_یا_حسین
.
Read more
. . به بزم گریه همرنگ غروبم به زیر ابر ستار العیوبم . تسلای دلت اشک محبان خدا صبرت دهد آقای خوبم . در ...
Media Removed
. . به بزم گریه همرنگ غروبم به زیر ابر ستار العیوبم . تسلای دلت اشک محبان خدا صبرت دهد آقای خوبم . در این ده شب صدای نو فلک وای نوای ناله ملک و ملک وای . شهیدان سرخوش و ما مانده ایم و دم یا لیتنا کنا معک وای . خوشا آنانکه محرم با تو بودند شهیدانی که همدم با تو بودند . خوشا آنانکه در وقت شهادت لب ... .
.
به بزم گریه همرنگ غروبم
به زیر ابر ستار العیوبم
.
تسلای دلت اشک محبان
خدا صبرت دهد آقای خوبم
.
در این ده شب صدای نو فلک وای
نوای ناله ملک و ملک وای
.
شهیدان سرخوش و ما مانده ایم و
دم یا لیتنا کنا معک وای
.
خوشا آنانکه محرم با تو بودند
شهیدانی که همدم با تو بودند
.
خوشا آنانکه در وقت شهادت
لب تشنه محرم با تو بودند
.
منم زینب که معنای وفایم
منم که فانی راه بقایم
.
منم یک زن ولی در اوج غیرت
امیر فاتح کرب و بلایم
.
به زهرایی شبیه مادرم من
به مولایی بسان حیدرم من
.
حسینم رفت اما دین به جا ماند
به تنهایی امیر لشکرم من
.
کلید گنج اسرار حسینم
چو عباسم علمدار حسینم
.
حسینم گر به مقتل آرمیده
من امشب چشم بیدار حسینم
.
اگرچه زیر بار غم خمیدم
وگر جام بلا را سر کشیدم
.
اگرچه جسم بی سر دیدم اما
به غیر از عشق و زیبایی ندیدم
.
همین امروز دیدم دلبرم رفت
یگانه سایه روی سرم رفت
.
فرات و اشک خیمه موج می زد
لب تشنه حسینم از حرم رفت
.
به مقتل دیده های دخترش بود
که تیغ دشنه روی حنجرش بود
.
تمام لحظه های سر بریدن
سرش بر روی پای مادرش بود
.
زبان گفتنم آتش گرفته
ز کعب نی تنم آتش گرفته
.
حرم می سوخت طفلی داد می زد
که بابا دامنم آتش گرفته
.
غم تو آتشی بر جان ما زد
یکی آتش به جان خیمه ها زد .

یکی انگشت و هم انگشترت برد
یکی راس تو را بر نیزه ها زد
.
تو رفتی و میان خیمه ماندیم
تیمم کرده چادر را تکاندیم
.
نشسته خسته با دستان بسته
همه با هم نماز خویش خواندیم
. #امام_حسین_علیه_السلام #عاشورا #محرم #هیئت #حضرت_زینب #امام_حسین #امام_زمان
Read more
به یاد دو آقازاده شهید به یاد دو طلبه مجاهد بسیجیان عارف و دلسوخته "شهید علی پورمحمدی" "شهید محمد ...
Media Removed
به یاد دو آقازاده شهید به یاد دو طلبه مجاهد بسیجیان عارف و دلسوخته "شهید علی پورمحمدی" "شهید محمد سعید کشمیری" . بخشی از وصیتنامه شهید کشمیری : . « ای پدر مهربانم، خوشا به سعادت شما که نام فرزندتان را سعید گذاشتید و دعا کنید که واقعا سعید بشوم و در مرگ من صبر داشته باشید چون که {ان الله ... به یاد دو آقازاده شهید
به یاد دو طلبه مجاهد
بسیجیان عارف و دلسوخته
"شهید علی پورمحمدی"
"شهید محمد سعید کشمیری"
.
بخشی از وصیتنامه
شهید کشمیری :
.
« ای پدر مهربانم، خوشا به سعادت شما
که نام فرزندتان را سعید گذاشتید
و دعا کنید که واقعا سعید بشوم
و در مرگ من صبر داشته باشید
چون که {ان الله مع الصابرین}
و همچنین {والله یحب الصابرین}
.
برای من گریه نکنید
بلکه به خاطر مظلومیت
حضرت اباعبدالله الحسین {علیه السلام}
که با لب تشنه، وضوی خون می‌گیرد
و به دیدار معشوق می‌شتابد، گریه کنید
.
اما مادر ندارم که برایم گریه کند
چقدر او دلسوز و مهربان و پرمحبّت بود
که نام فرزندش را که امانتی الهی بود، سعید گذاشت
و حتما او می‌دانست که باید سعید بشود
و ان‌شاء‌الله به سعادتش که شهادت است، خواهد رسید
.
خدایا؛ گنه‌کارم و در برابر تو بسیار ضعیفم
ای خدا؛ تو ما را یاری کن تا با مرگ سرخ به سوی تو برگردیم »
.
.
هدیه به ارواح مطهر و ملکوتی
شهید محمدسعید کشمیری و شهید علی پورمحمدی
الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ و عَجِّلْ فَرَجَهُمْ وَالْعَنْ أعْداءَهُم أجْمَعِین
.
.
.
Read more
ممد نبودى ... نوحه معروف «ممد نبودی ببینی» که بارها و بارها از رادیو و تلویزیون پخش شده سال‌ها پیش توسط نوحه خوانان بوشهرى با آهنگى از سيد محمد محزون در ایام محرم و صفر خوانده می‌شده. کافی است چشمانت را ببندی و به نوای ماندگاری دل بسپاری که بسیاری را با خود همراه کرد و به جبهه ها کشاند. محمد جهان آرا ... ممد نبودى ...
نوحه معروف «ممد نبودی ببینی» که بارها و بارها از رادیو و تلویزیون پخش شده سال‌ها پیش توسط نوحه خوانان بوشهرى با آهنگى از سيد محمد محزون در ایام محرم و صفر خوانده می‌شده.
کافی است چشمانت را ببندی و به نوای ماندگاری دل بسپاری که بسیاری را با خود همراه کرد و به جبهه ها کشاند. محمد جهان آرا را ببینی و همه مردان مردی که از جان و مال خود گذشتند تا خرمشهر، بار دیگر، خرم شود و بخشی از مام وطن
اما هنوز هم با شنیدن نوحه «ممد نبودی ببینی» خاطرات بسیاری در ذهن‌مان نقش می‌بندد و همچنان این ملودی تاثیرگذار است. اين نوحه در اصل با مطلع «لیلا بگفتا ای شه لب تشنه‌کامان/ دستم به دامان، آقا الامان» آغاز می‌شده است.
سال ١٣٤٩ ناصر تقوایی با ساخت مستند «اربعین» به ارائه تصویری شاعرانه از مراسم سوگواری در بوشهر پرداخت و نه تنها نوای دلنشین جهانبخش کردی‌زاده را ماندگار کرد که بخشی از آداب و رسوم مردم بوشهر به هنگام سوگواری و نوحه‌خوانی‌هاشان را به مردم علاقه‌مند شناساند.
نوحه «لیلا بگفتا...» نیز یکی از همین نوحه ها بود. حالا دیگر تنها بوشهری‌ها، جذبه صدای بخشو را نمی‌شناختند و مردم شهرهای دیگر هم دلشان می‌خواست محرم و صفر به بوشهر بیایند، صدای بخشو را بشنوند، بر گرد او حلقه زنند و با ریتم هماهنگ سنج و دمام، به این‌سو و آن سو روند.
سوم خردادماه ١٣٦١خرمشهر، آزاد شد. همزمان با آزادسازی خرمشهر، جواد عزیزی که خود یکی از رزمندگان بود، شعر تازه‌ای در رثای محمد جهان آرا، فرمانده لشکر خرمشهر سرود که بر مرکب نوحه بخشو با مطلع «شاه گفتا ای شه لب تشنه کامان» سوار کرد؛ سرودی که با صدای غلام کویتی‌پور به گوش من و تو رسیداین‌گونه آغاز می‌شد: «ممد نبودی ببینی/ شهر آزاد گشته/ خون یارانت پرثمر گشته...»
کویتی‌پور، از محمد جهان آرا و رشادت‌های او خواند و خیلی زود توانست بر مخاطب خود تاثیر گذارد و احساسات او را برانگیزد. «ممد نبودی ببینی» را کویتی پور و مسعود کرامتی خواندند و رادیو و تلویزیون بارها و بارها پخش کردند بی آن که به خاستگاه آن اشاره‌ای کنند و مسیری که این ترانه طی کرد، تا از مراسم و تکیه های عزاداری در بوشهر به فتح خرمشهر برسد و اين حماسه را بازگویند.
بوشهری ها نیز در فتح خرمشهر همچون دیگر هم وطنان خود نقش آفرینی کردند و در طراحی این تابلوى بی بدیل، نقشی شگرف داشتند و حالا نوای ممد نبودی، برای بوشهری ها که سالهای سال با ملودی آن برای امام حسین سینه زده و اشک
ریخته اند رنگ و بوی دیگر دارد.
#خرمشهر #بوشهر #بخشو #ناصرتقوایی #كويتى_پور
Read more
ساقي تشنه لب كرب و بلا واعطشا قحط آب است در اين صحرا واعطشا كودكان جمله نهادند دل خويش به خاك مي ...
Media Removed
ساقي تشنه لب كرب و بلا واعطشا قحط آب است در اين صحرا واعطشا كودكان جمله نهادند دل خويش به خاك مي رود ناله دل ها به سما واعطشا گرچه اي ساقي طفلان تو زما تشنه تري نگهي كن به لب تشنه ما وا عطشا داده است اصغر بي شير زگهواره پيام كي عمو واعطشا واعطشا واعطشا اي زطفلي شده آب آور نهضت مپسند بلبل ... ساقي تشنه لب كرب و بلا واعطشا

قحط آب است در اين صحرا واعطشا

كودكان جمله نهادند دل خويش به خاك

مي رود ناله دل ها به سما واعطشا

گرچه اي ساقي طفلان تو زما تشنه تري

نگهي كن به لب تشنه ما وا عطشا

داده است اصغر بي شير زگهواره پيام

كي عمو واعطشا واعطشا واعطشا

اي زطفلي شده آب آور نهضت مپسند

بلبل فاطمه افتد ز نوا واعطشا

اي به شيريت زده شير خدا بوسه بدست

دست بر ياري عطرت بگشا وا عطشا

دست اطفال دل شب كه بالا مي رفت

همه در حق تو كردند دعا واعطشا

حاجران را ز عطش خشك شده زمزم چشم

اي لبت زمزم خشك شهدا واعطشا

مشك بي آب و لب خشك و دو چشم تر ما

با تو اند اي پسر شير خدا واعطشا

سعي كن اي به فداي تو وسعيت (ميثم)

خيمه ها مروه فرات است صفا واعطشا
Read more
حضرت علی علیه السلام می‌فرماید؛ فرزند زمان خویشتن باش. پس عاشورای امسال فقط برای لب تشنه اباالفضل ...
Media Removed
حضرت علی علیه السلام می‌فرماید؛ فرزند زمان خویشتن باش. پس عاشورای امسال فقط برای لب تشنه اباالفضل العباس (ع) و قافله اهل بیت (ع) نیست / برای تشنه لبان بلوچ و کرد و زاهدان و آبادان نیز هست / برای شکم های گرسنه کودکان و زنان باردار نیز هست . عاشورای امسال نو می‌کنیم رسم‌ها را. تازه می‌شویم و #آزاده ... حضرت علی علیه السلام می‌فرماید؛ فرزند زمان خویشتن باش.
پس عاشورای امسال فقط برای لب تشنه اباالفضل العباس (ع) و قافله اهل بیت (ع) نیست / برای تشنه لبان بلوچ و کرد و زاهدان و آبادان نیز هست / برای شکم های گرسنه کودکان و زنان باردار نیز هست .

عاشورای امسال نو می‌کنیم رسم‌ها را.
تازه می‌شویم و #آزاده می‌شویم برای آن که نامش #حسین (ع)است.
برای #آزادگی که خود حسین (ع)است.
زمان آنست که محرم امسال باشکوه تر برگزار ‌شود به شکوه آقا امام حسین (ع) تا تبرکی حضرت به همه مردم ایران برسد.

#آزاده باشیم و به #کمک بیاییم تا #محرم امسال را حسینی‌تر از هر سال برگزار کنیم.
هیئت خادمین کف‌العباس (ع)در نظر دارد محرم امسال، با تهیه غذای ساده‌تر، هزینه وعده‌های #نذری را برای رفع نیازهای #ایتام و نیازمندان، به #بنیاد_نیکوکاری_کمک هدیه کند.

#کمک از شما نذرگزاران حسینی نیز می‌خواهد به این جریان زیبا بپیوندید. هرجا که هستید و با هر میزان نذر که دارید، این رسم زیبا را تازه کنید و بخشی از هزینه نذرهایتان را برای نیازمندان اطرافتان بگذارید.
آنهایی که می‌شناسید یا نمی شناسید
دستگیر آنها شوید تا حسین (ع)دستگیرتان شود.
@katayounriahiofficial7
@ardavan.shayesteh
___________________________________________________________
Read more
 #فلسطين_مهمترین_مسئله_و_پرونده_خمینی_بود . للحق طرح نوشت : خورشیدِ چشمهایش، دوردست‌ها را ...
Media Removed
#فلسطين_مهمترین_مسئله_و_پرونده_خمینی_بود . للحق طرح نوشت : خورشیدِ چشمهایش، دوردست‌ها را روشن کرده، و بر تمام زوایای مبهم، روشنگرانه تابیده بود. حالا مردی که می‌گویند از نسل آنهایی است که در هر قرن فقط یک بار متولد می‌شود، روی صندلی سفیدش، با تمام ابهتش نشسته است و چشم‌هایش، تیزتر از همیشه، ... #فلسطين_مهمترین_مسئله_و_پرونده_خمینی_بود
.
للحق طرح نوشت : خورشیدِ چشمهایش، دوردست‌ها را روشن کرده، و بر تمام زوایای مبهم، روشنگرانه تابیده بود. حالا مردی که می‌گویند از نسل آنهایی است که در هر قرن فقط یک بار متولد می‌شود، روی صندلی سفیدش، با تمام ابهتش نشسته است و چشم‌هایش، تیزتر از همیشه، به نقطه‌ای دور خیره می‌ماند.
#مرد، و شاید تنها مرد، لب می‌گشاید و فضا آکنده از بوی گل لاله می‌شود و در نقطه دیگری از جهان، در رگ‌هایی که سخت تشنه اند، خون تزریق می‌شود.
مرد و شاید تنها مرد، تبرش را بر مى دارد و به سوی هُبَل مى رود.
چشم‌های آتشین هُبل که هر روز قربانیانش را از زیر سایه #مسیح بیرون می‌کشند، سخت هراسناک است. مرد، تبرش را بلند می‌کند و تا مغز #تل_آویو، بر سر بت جاهلیت سکوت می‌کوبد و زخمی را که ناحیه خاصی را دردآلود کرده بود، جهانی اعلام می‌کند.
حالا شهر به شهر، دیوار به دیوار، پنجره به پنجره‌ات، ای دنیا، حداقل برای یک روز هم شده به یاد آن زخم قدیمی درد می‌کند، و تا زخم فلسطین بر پیکرت باقی باشد، نه اینکه نخواهی، بلکه نمی‌توانی آرام بگیری...
مرد و شاید تنها مرد، اولین بار نبود که تقویم‌ها را می شست و روزها را مقابل چشم‌های آفتابی اش پهن می‌کرد! آدینه! ای آخرین روز #ماه_خدا و ای همیشه اولین خط مقدم فریاد، تو هم شاهد باش که #فلسطین، دردآلودترین زخم مسیح زمان بود و او را هر روز، تا پای صلیب نگرانی‌هایش می‌برد.
آری، مسیح؛ همان که معجزه دوباره زنده شدن اسلام را با تمام دارائی‌هایش به همراه آورد.
سنگ، ای حماسه‌ای که هرگز نخواهی شکست! بدان که سرزمینت، مهم‌ترین مسئله و پرونده #خمینی بود؛ مردی که دهانش بوی نهج البلاغه می‌داد. انگار هنوز روی آن صندلی سفید نشسته است و به چشمهای آن عروس به تاراج رفته، خیره شده است؛ مردی که مقیاس زمانی‌اش هنوز معلوم نیست. انگار هنوز هم دغدغه این سرطان درمان پذیر را دارد! صدایش را بعد از سال‌ها، به وضوح می‌توان شنید؛ صدای مهربانی که هنوز دست می‌گیرد و پیش می‌برد: « #فلسطین_پاره_تن_اسلام_است»...ياحق.
.
.
دلنوشت:
نشسته برف تنت بعد سال ها به تنم
یخ تو باز شد آخر از آتشی که منم

تو در کنار منی عشق کار خود را کرد
رسیده لحظه ی شیرین با تو ما شدنم

نمی شود که بر این لحظه نام بوسه گذاشت
نزول آیه ی لب های توست بر دهنم

تمام شهر به دنبال نام عطر منند
گرفته بوی تو را تار و پود پیرهنم

من و تو مثل دم و بازدم گره خوردیم
چگونه رابطه ام با تو را به هم بزنم ؟
.
.
كاملاً بى ربط : لكنت زبان هم خوب است...
براى مزه مزه كردن نامت...
.
.
#اين_عمار #aynaammar #أين_عمار
Read more
تولد سه اسوه کامل است, حسین ع وسجاد ع و ابو فاضل است, اولی ارباب عالمین حسین ع است, آن یکی ساقی لب تشنه ...
Media Removed
تولد سه اسوه کامل است, حسین ع وسجاد ع و ابو فاضل است, اولی ارباب عالمین حسین ع است, آن یکی ساقی لب تشنه گان عباس ع است, دیگری راوی کربلا سجاد ع است. میلاد گل زهرا و علیست, جهان خجسته زین نور جلیست مارا دگر از روز جزا بیمی نیست چون بردل ما عشق حسین بن علیست, به کف دل در نایاب آمد, میلاد حسین ع فخر محبان آمد, گویند ... تولد سه اسوه کامل است, حسین ع وسجاد ع و ابو فاضل است, اولی ارباب عالمین حسین ع است, آن یکی ساقی لب تشنه گان عباس ع است, دیگری راوی کربلا سجاد ع است. میلاد گل زهرا و علیست, جهان خجسته زین نور جلیست مارا دگر از روز جزا بیمی نیست چون بردل ما عشق حسین بن علیست, به کف دل در نایاب آمد, میلاد حسین ع فخر محبان آمد, گویند به نوکران دربار حسین ع, خیزید و ادب کنید که اراب آمد.یاحسین علیه السلام, میلاد مسعود ابوالفضل است هنگام شادی و سرور شیعیان است, از دامن ام البنین ماهی عیان است, کز روی وی شرمنده ماه آسمانست. اینم هم به آنهایی که ابوالفضلی و حاجتمند,مرا از بچگی احساس دادند مرا عادت به بوی یاس دادند, کلید قفل هایم را از اول به دست عباس دادند. میلاد سه پرچم دار عشق دلبر و دلداده و دلدار عشق, امام حسین ع و حضرت عباس ع و امام سجاد ع برشما مبارک باد. یاعلی یازهرا یامهدی
Read more
. ﷽ "وَجَعَلْنَا مِنَ الْمَاءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ" . زخوزستان گذر كن تا ببيني چه كاري ميكند ...
Media Removed
. ﷽ "وَجَعَلْنَا مِنَ الْمَاءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ" . زخوزستان گذر كن تا ببيني چه كاري ميكند با آب،آتش هوايي نيست،آبي نيست اي قوم گرفته كودكي در خواب، آتش . 🚱 گریه کنای تشنه لب کربلا تشنه اند... . جمعی از نوکران سیدالشهداء علیه السلام تصمیم گرفته اند بعشق سقای لب تشنه کربلا، ۱۰ تریلی ... .

"وَجَعَلْنَا مِنَ الْمَاءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ"
.
زخوزستان گذر كن تا ببيني
چه كاري ميكند با آب،آتش
هوايي نيست،آبي نيست اي قوم
گرفته كودكي در خواب، آتش
.
🚱 گریه کنای تشنه لب کربلا تشنه اند...
.
💠 جمعی از نوکران سیدالشهداء علیه السلام تصمیم گرفته اند بعشق سقای لب تشنه کربلا، ۱۰ تریلی آب معدنی را هرچه زودتر به مردم مظلوم روستاهای مجاور و محروم استان خوزستان برسانند .
جهت اطلاع شما عزیزان...
هر تریلیِ ده تُنی، ۲۰۰۰ باکس آب حمل میکند و با قیمت کارخانه هر باکسِ آب...
.
💵 (سه هزار و نهصد تومان) است... که هزینه ی هر تریلی...
💵 (هفت میلیون و هشتصد هزار تومان)
خواهد شد. .
🔸️ برای ۱۰ تریلی که بیست هزار نفر رو برای مدت کوتاهی از عطش نجات میده...
💵 (هفتاد و هشت میلیون تومان) نیاز هست...
. .
◀️ خادمین هیئت کربلا نیز مصمم شده اند
تامین هزینه یک تریلی به مبلغ ۷/۸۰۰/۰۰۰ تومان را بر عهده بگیرند، بلکه فردا میان مجلسِ روضه ی عطش، شرمنده شهید تشنه لب کربلا نباشند...
.
✳ از چهارشنبه ۹۷/۴/۱۳ به مدت یک هفته
به حول و قوه ی الهی و به مدد امام زمان ارواحنافداه، دست در دست هم همت میکنیم و هزینه یک تریلی را تامین میکنیم ان شاءالله...
.
قطره
قطره
خوزستان رو دريا مي كنيم

#خوزستان
#عطش
#هيئت_کربلا

شماره عابربانک انصار
۶۲۷۳-۸۱۱۰-۸۹۶۷-۲۷۷۵
بنام هیئت کربلا
Read more
* دلها‌یتان روشن * . . . . . . . . روی بنما و مرا گو که ز جان دل برگیر پیش شمع آتش پروانه به جان گو ...
Media Removed
* دلها‌یتان روشن * . . . . . . . . روی بنما و مرا گو که ز جان دل برگیر پیش شمع آتش پروانه به جان گو درگیر در لب تشنه ما بین و مدار آب دریغ بر سر کشته خویش آی و ز خاکش برگیر ترک درویش مگیر ار نبود سیم و زرش در غمت سیم شمار اشک و رخش را زر گیر چنگ بنواز و بساز ار نبود عود چه باک آتشم عشق و دلم عود و تنم مجمر ... * دلها‌یتان روشن * .
.
.
.
.
.
.
.

روی بنما و مرا گو که ز جان دل برگیر
پیش شمع آتش پروانه به جان گو درگیر
در لب تشنه ما بین و مدار آب دریغ
بر سر کشته خویش آی و ز خاکش برگیر
ترک درویش مگیر ار نبود سیم و زرش
در غمت سیم شمار اشک و رخش را زر گیر
چنگ بنواز و بساز ار نبود عود چه باک
آتشم عشق و دلم عود و تنم مجمر گیر
در سماع آی و ز سر خرقه برانداز و برقص
ور نه با گوشه رو و خرقه ما در سر گیر
صوف برکش ز سر و باده صافی درکش
سیم در باز و به زر سیمبری در بر گیر
دوست گو یار شو و هر دو جهان دشمن باش
بخت گو پشت مکن روی زمین لشکر گیر
میل رفتن مکن ای دوست دمی با ما باش
بر لب جوی طرب جوی و به کف ساغر گیر
رفته گیر از برم و زآتش و آب دل و چشم
گونه‌ام زرد و لبم خشک و کنارم تر گیر
حافظ آراسته کن بزم و بگو واعظ را
که ببین مجلسم و ترک سر منبر گیر
.
.
.
.
.
#حافظ #غزلیات #صبح_بخیر #موسسه_انتشارات_نگاه‌ #عکس_ازآرشیواختصاصی @martine.a.la.campagne #دوشنبه۱۸تیر۱۳۹۷ #negahpub .
.
.
Read more
با صدای بی‌صدا، مث یه کوه، بلند، مث یه خواب، کوتاه، یه مرد بود، یه مرد! با دستای فقیر، با چشمای محروم، با پاهای خسته، یه مرد بود، یه مرد! شب، با تابوت سیاه نشس توی چشماش، خاموش شد ستاره، افتاد روی خاک. سایه‌ش هم نمی‌موند هرگز پشت سرش، غم‌گین بود و خسته، تنهای تنها! با لب‌های تشنه به ... با صدای بی‌صدا،
مث یه کوه، بلند،
مث یه خواب، کوتاه،
یه مرد بود، یه مرد!

با دستای فقیر،
با چشمای محروم،
با پاهای خسته،
یه مرد بود، یه مرد!

شب، با تابوت سیاه
نشس توی چشماش،
خاموش شد ستاره،
افتاد روی خاک.

سایه‌ش هم نمی‌موند
هرگز پشت سرش،
غم‌گین بود و خسته،
تنهای تنها!

با لب‌های تشنه
به عکس یه چشمه
نرسید تا ببینه
قطره... قطره... قطره‌ی آب... قطره‌ی آب!

در شب بی‌تپش،
این طرف، اون طرف
می‌افتاد تا بشنفه
صدا... صدا... صدای پا... صدای پا! ❤🌹..اا.
#فرهاد_مهراد
#شهریار_قنبری #منفردزاده #کودکان_کار .
#فقر #کودکان #عدالت #انسانیت_انسانیت_انسانیت #عشق #امید #تلاش #ابادی #ایران #زندگی #روزهای_خوب_لطفا_بیایید #❤ ..اا..
.
#love #musicismylife #musicismylove #eshQ #lovemusic #20 #alwaysmusic #musicismylove #musicismylife #lovemusic #great #edmlove #edm #atb #atbmusic #atblove #djfarhad
Read more
دوستان بیت الله حالش خیلی بد شده دکتر ها قطع امید کردن دیگه دارو واسش کاری نمیکنه اون به دعا های منو ...
Media Removed
دوستان بیت الله حالش خیلی بد شده دکتر ها قطع امید کردن دیگه دارو واسش کاری نمیکنه اون به دعا های منو شما نیاز داره دعاش کنید خداوندا تو را قسم میدهم به سر بریده امام حسین به دستان سوخته رقیه به چادر خاکی زینب به دستان بریده عباس و به لب تشنه علی اصغر تمامه مریض هارا شفا عنایت بفرما مخصوصا بیت الله ... دوستان بیت الله حالش خیلی بد شده دکتر ها قطع امید کردن
دیگه دارو واسش کاری نمیکنه اون به دعا های منو شما نیاز داره دعاش کنید
خداوندا تو را قسم میدهم به سر بریده امام حسین
به دستان سوخته رقیه
به چادر خاکی زینب
به دستان بریده عباس
و به لب تشنه علی اصغر
تمامه مریض هارا شفا عنایت بفرما مخصوصا بیت الله شیر ایرانی
آمین
Read more
چشمم از اشك پر و مشك من از آب تهي است جگرم غرق به خون و تنم از تاب تهي است گفتم از اشك كنم آتش دل را خاموش پر زخوناب بود چشم من از آب تهي است بروي اسب قيامم بروي خاك سجود اين نماز ره عشق است از آداب تهي است جان من مي برد آن آب كزين مشك چكد كشتي‌ام غرق در آبي كه زگرداب تهي است هر چه بخت من سرگشته به خواب است حسين ديده ... چشمم از اشك پر و مشك من از آب تهي است
جگرم غرق به خون و تنم از تاب تهي است
گفتم از اشك كنم آتش دل را خاموش
پر زخوناب بود چشم من از آب تهي است
بروي اسب قيامم بروي خاك سجود
اين نماز ره عشق است از آداب تهي است
جان من مي برد آن آب كزين مشك چكد
كشتي‌ام غرق در آبي كه زگرداب تهي است
هر چه بخت من سرگشته به خواب است حسين
ديده اصغر لب تشنه‌ات از خواب تهي است
دست و مشك و علمي لازمه هر سقا است
دست عباس تو از اين همه اسباب تهي است
مشك هم اشك به بي‌دستي من مي‌ريزد
بي سبب نيست اگر مشك من از آب تهي است
شعر آن است شهابا كه زدل برخيزد
گيرم از قافيه و صنعت و القاب تهي است
Read more
اباعبدالله الحسین علیه السلام<span class="emoji emoji1f334"></span> مارا نوشتند از ازل ديوانه ى عشق ديوانه ها جمع اند گرد خانه ى عشق درمان ...
Media Removed
اباعبدالله الحسین علیه السلام مارا نوشتند از ازل ديوانه ى عشق ديوانه ها جمع اند گرد خانه ى عشق درمان نداردعشق جز پيمانه ى عشق پرواز كردم با جنون تا لانه ى عشق زنجيرى ام...زنجيرىِ موى حسينم من تا قيامت بنده ى روى حسينم عمريست درگير ابوسجاد هستم دلداده ى هركه به او دل داد هستم در بند عشقش ... اباعبدالله الحسین علیه السلام🌴

مارا نوشتند از ازل ديوانه ى عشق
ديوانه ها جمع اند گرد خانه ى عشق
درمان نداردعشق جز پيمانه ى عشق
پرواز كردم با جنون تا لانه ى عشق

زنجيرى ام...زنجيرىِ موى حسينم
من تا قيامت بنده ى روى حسينم
🌴
عمريست درگير ابوسجاد هستم
دلداده ى هركه به او دل داد هستم
در بند عشقش هستم و آزاد هستم
خانه خرابِ او شدم...آباد هستم

ارباب من عشق است...عشق عالمين است
ذكر تمام انبيا هم يا حسين است...
🌴
بالاترين نقطه درعالم زير پايش
اعجاز كرده نخ نمايى از عبايش
من را جلا دادند بين روضه هايش
ديوانه ام...ديوانه ى كرب و بلايش

آرى حساب عاشقانش بى حسابيست
لبهام از بس دم زده از او شرابيست
🌴
كار تمام ما قيامت با حسين است
كار دلم هرگز نماند تا حسين است
بوى خدا آكنده است هرجا حسين است
ماندم خداوند حق تعالى يا حسين است؟

سر ميگذارم زير پايش روزى آخر
جان مى دهم در كربلايش روزى آخر
🌴
در دلبرى اسطوره ى ليلا تو هستى
خورشيد هستى قبله ى بالا تو هستى
فكر و خيال و نان و آب ما تو هستى
لب تشنه اى هرچند كه دريا تو هستى

اى حا و سين و يا و نون جانم فدايت
اى عين و شين و قاف مى ميرم برايت
🌴
فطرس از اعجاز نگاهت پر گرفته
يك زندگى تازه را از سر گرفته
دامانتان را بعد محكم تر گرفته
جبريل از خاكت گل قمصر گرفته

درمان هر دردى و تو آب حياتى
آب حياتى بعداز آن باب نجاتى

_____________________________________

#ایران #تهران #کربلا_المقدسه
#نجف
#مشهد
#ورزش
#مداحي
#زیارت #زیبایی #عشق_جان #حسین #
Read more
#دیدی #قفس تنها نشستم با خودم بغضم گرفته من باز دلتنگت شدم بغضم گرفته تو فکر حال من نباش و زندگی کن گریم نمیگیره یکم بغضم گرفته من دیگه زیر چتر تو بارون راه نمیرم من تا سر این کوچه هم تنها نمیرم دورو برم نقاشی زندون کشیدم میخوام برعکس تو زندونی بمیرم ترسو شدم بی تکیه گاهی درد داره هیشکی نمیتونه ... #دیدی
#قفس
تنها نشستم با خودم بغضم گرفته
من باز دلتنگت شدم بغضم گرفته
تو فکر حال من نباش و زندگی کن
گریم نمیگیره یکم بغضم گرفته
من دیگه زیر چتر تو بارون راه نمیرم
من تا سر این کوچه هم تنها نمیرم
دورو برم نقاشی زندون کشیدم
میخوام برعکس تو زندونی بمیرم
ترسو شدم بی تکیه گاهی درد داره
هیشکی نمیتونه ازم سر در بیاره
هی نامنظم میتپه قلب مریضم
اونم یه جورایی دیگه طاقت نداره
پروانه میشم شمعم روشن کن عزیزم
چشماتو بازم قبله ی من کن عزیزم
برگرد خونه مثل اون روزه که رفتی
مثل همیشم شمع روشن کن عزیزم
دیدی هی میری نمیشه خسته میشی
دیدی ؟
میگی این دفعه آخره میگیره نمیشه
کنج میشینی پر بسته میشی
دیدی ؟
ترحم میکنن غصه نخور پسر
میریزی بهم مثه شیر تو قفس پر بسته میشی
دیدی ؟
اصن حرفاتو نمیفهمن لا نعره هات میری خفه میشی
دیدی؟
میری قدم بزنی حرف نشنوی
میگی کجا برم رفیقم این شهر من بد غریب کشن
دوستت میشه تا لب آب میبره و تشنه میکشه
ها..
یالاندی دنیای بی تو عشق
عشق؟
این روزا همش مال دیوونه هاست
سینه سوخته ها همش کنج میخونه هان
میخونه هارم بستن و نیست امیدی
از شهر دیوونه ها رفتنو بی تو گیریم ندیدی ؟
ندیدی سگ دو میزدم من درجا میزدم
نه به عشقت دنیا بد فنا میزدم
که تورو داشتمو زندگیمو
زندگیه منه خسته رو زندگی خورد..
هرچی میخوردیم سر نمیشد
میمرد و زنده میشد تا پول درآد
نشد در نیومد انگاری باس بیاد جون درآد
ما که چیزی نخواستیم لال نوکرات
فقط بزار دخل با خرج جور درآد
بزار جور دراد
ترسو شدم بی تکیه گاهی درد داره
هیشکی نمیتونه ازم سر در بیاره
هی نامنظم میتپه قلب مریضم
اونم یه جورایی دیگه طاقت نداره
پروانه میشم شمعم روشن کن عزیزم
چشماتو بازم قبله ی من کن عزیزم
برگرد خونه مثل اون روزه که رفتی
مثل همیشم شمع روشن کن عزیزم
@hamid__sefat
@zadobandco
#hamid__sefat #hamidsefat #حميد_صفت #حمیدصفتNew Song By Ali Lohrasbi Ft Hamid Sefat Ghafas
Read more
. . من تب زده بیمار و تو انگار نه انگار لب تشنه ی دیدار و تو انگار نه انگار . دور از تو شده سنگ صبورِ ...
Media Removed
. . من تب زده بیمار و تو انگار نه انگار لب تشنه ی دیدار و تو انگار نه انگار . دور از تو شده سنگ صبورِ من،دلِ تنگ یک گوشه ی دیوار و تو انگار نه انگار . از چشم تو افتاده ام و زیر عبورت له میشوم این بار و تو انگار نه انگار . دل تنگی و بی هم نفسی حال خرابی ست روی دلم آوار و تو انگار نه انگار . من را به گناهی ... .
.
من تب زده بیمار و تو انگار نه انگار
لب تشنه ی دیدار و تو انگار نه انگار
.
دور از تو شده سنگ صبورِ من،دلِ تنگ
یک گوشه ی دیوار و تو انگار نه انگار
.
از چشم تو افتاده ام و زیر عبورت
له میشوم این بار و تو انگار نه انگار
.
دل تنگی و بی هم نفسی حال خرابی ست
روی دلم آوار و تو انگار نه انگار
.
من را به گناهی که نگاه تو در آن بود
بردند سر دار و تو انگار نه انگار
.
جان میکنم و محو تماشایی و هر روز
این حادثه تکرار و تو انگار نه انگار
.
بی مرگ نشد لایق چشمان تو باشم
حالا شدم انگار و تو انگار نه انگار
.
با عشق تو میمانم و میمیرم اگر چه
من می شوم آزار و تو انگار نه انگار
.
.
Read more
می دانستند دلش لبریز از عشق حسین است هدف تیرها کردند قلبش را گفتند در سرش هوای حسین است چه کنیم؟ اینجا ...
Media Removed
می دانستند دلش لبریز از عشق حسین است هدف تیرها کردند قلبش را گفتند در سرش هوای حسین است چه کنیم؟ اینجا پای عمود آهن به میان آمد اگر از اول قصد "عمود" داشتند (که داشتند)دیگر نیازی به زدن مشک نبود. پس چرا مشک ؟ نگه داشتن مشک دست می خواهد به رخش کشیدند ... بی دستی اش را... بميرم براي يل امّ بنين... نوكر ... می دانستند دلش لبریز از عشق حسین است
هدف تیرها کردند قلبش را
گفتند در سرش هوای حسین است
چه کنیم؟
اینجا پای عمود آهن به میان آمد
اگر از اول قصد "عمود" داشتند (که داشتند)دیگر نیازی به زدن مشک نبود.
پس چرا مشک ؟
نگه داشتن مشک دست می خواهد
به رخش کشیدند ...
بی دستی اش را...
بميرم براي يل امّ بنين...
نوكر نوشت :
كس پيش تو دم ز زور و بازو نزند
كو آنكه برابر تو زانو نزند ؟
لب تشنه ز علقمه گذشتی آری
*دريا كه به رودخانه ها رو نزند....
السلام عليك ايهاالعبد الصالح...
المطيع لله و لرسوله...
يا اباالفضل العباس...
#فاطمیه
#دلتنگی
#درموندگی
#بهار_فاطمی
#کربلا
#خداحافظ_رفیق
Read more
با صدای بی‌صدا، مث يه کوه، بلند، مث يه خواب، کوتاه، یه مرد بود، یه مرد! با دستای فقیر، با چشمای محروم، با پاهای خسته، یه مرد بود، یه مرد! شب، با تابوت سياه نشس توی چشماش، خاموش شد ستاره، افتاد روی خاک. سايه‌ش هم نمی‌موند هرگز پشت سرش، غم‌گين بود و خسته، تنهای تنها! با لب‌های تشنه به ... با صدای بی‌صدا،
مث يه کوه، بلند،
مث يه خواب، کوتاه،
یه مرد بود، یه مرد!
با دستای فقیر،
با چشمای محروم،
با پاهای خسته،
یه مرد بود، یه مرد!
شب، با تابوت سياه
نشس توی چشماش،
خاموش شد ستاره،
افتاد روی خاک.
سايه‌ش هم نمی‌موند
هرگز پشت سرش،
غم‌گين بود و خسته،
تنهای تنها!
با لب‌های تشنه
به عکس یه چشمه
نرسيد تا ببينه
قطره… قطره… قطره‌ی آب… قطره‌ی آب!
در شب بی‌تپش،
اين طرف، اون طرف
می‌افتاد تا بشنفه
صدا… صدا… صدای پا… صدای پا!
#فرهاد_مهراد #شهيار_قنبري #اسفنديار_منفردزاده #رضا_موتورى
Read more
. #بانو_بیا_به_کافه_مسیحا_غزل_بنوش #بهتر_همان_كه_شاعر_تو_كافه_چى_شود #ای_آفتاب_شیوه_تو_ذره_پروری_است #ارباب_خوب_من_چقدر_فوق_العاده_ای . یک ...
Media Removed
. #بانو_بیا_به_کافه_مسیحا_غزل_بنوش #بهتر_همان_كه_شاعر_تو_كافه_چى_شود #ای_آفتاب_شیوه_تو_ذره_پروری_است #ارباب_خوب_من_چقدر_فوق_العاده_ای . یک اربعین به خاطر داغت گریستم شرمنده ام که لایق اشک تو نیستم . خدا رو شکر می کنم که برای سومین بار عازم سفر اربعینم... . ساقی نگاه ... .
#بانو_بیا_به_کافه_مسیحا_غزل_بنوش
#بهتر_همان_كه_شاعر_تو_كافه_چى_شود
#ای_آفتاب_شیوه_تو_ذره_پروری_است
#ارباب_خوب_من_چقدر_فوق_العاده_ای
.
یک اربعین به خاطر داغت گریستم
شرمنده ام که لایق اشک تو نیستم
.
خدا رو شکر می کنم که برای سومین بار عازم سفر اربعینم...
.
ساقی نگاه کن که به شوق زیارتت
راهی است سوی میکده دریای باده ای
.
از دوستان خوب کافه مسیحا می خوام که من رو حلال کنن...
.
خیالم پابرهنه از نجف تا کربلا آمد
دوباره شعر من در سر هوای اربعین دارد
.
حتما نائب الزیاره اهالی این کافه هستم...
.
شوق نجف دارم، دلم ایوان طلا خواست
مرغ نگاهم در هوای اربعین است
.
یا علی
.
#کافه_مسیحا
#گاهی_در_آسمانم_و_گاهی_زمینیم
#این_روزها_که_می_گذرد_اینچنینیم
#آبان_شده_است_و_حال_و_هوایم_بهاری_است
#حس_می_کنم_عجیب_که_من_اربعینیم
#در_مرز_مهران_می_شود_بی_تاب_باشم
#لب_تشنه_ای_راهی_به_سوی_آب_باشم
#عبدی_خطاکارم_خدایا_قسمتم_کن
#پای_پیاده_زائر_ارباب_باشم
#یا_علی
Read more
من خریدار سرِ دارم و سردارِ توأم تو علیِّ من و من میثم تمار توأم با ادب می دهم از دور سلام از سرِ دار در ...
Media Removed
من خریدار سرِ دارم و سردارِ توأم تو علیِّ من و من میثم تمار توأم با ادب می دهم از دور سلام از سرِ دار در ادب پیروِ آدابِ علمدار توأم یا حسین گفتم و از بام فرو افتادم تا بفهمند که تا مرز جنون یار توأم قسمت این بود که لب تشنه دهم جان زِ غمت غمِ تو دارم و تب دارم و بیمار توأم جان به راه تو اگر داد سفیرِ تو چه ... من خریدار سرِ دارم و سردارِ توأم
تو علیِّ من و من میثم تمار توأم
با ادب می دهم از دور سلام از سرِ دار
در ادب پیروِ آدابِ علمدار توأم
یا حسین گفتم و از بام فرو افتادم
تا بفهمند که تا مرز جنون یار توأم
قسمت این بود که لب تشنه دهم جان زِ غمت
غمِ تو دارم و تب دارم و بیمار توأم
جان به راه تو اگر داد سفیرِ تو چه باک؟
جان خود را به تو سوگند بدهکار توأم
راه خود را تو عوض کن تو کجا کوفه حسین
همۀ حرف من این است میا کوفه حسین
نــوكـــر نـوشـــت:
#حـسـین_جـان
اینجا دگر از بیعت و یاری خبری نیست
دیگر خبر از لشگر چند صد نفری نیست
وقتی که بیایی ز سفیرت اثری نیست
از او زره و خود و عبا و سپری نیست
صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين
سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... روزتون معطر بنام ارباب بی کفن
#بیاد_شهید_مدافع_حرم_مرتضی_کریمی
#اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد_و_عجل_فرجهم
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#اللهم_الرزقنا_حـرم
#امام_حسنی_ام #مدینه #بقیع
#یارقیه #یا_حسین #لبیک_یا_حسین
#امام_حسین #بین_الحرمین
#شکر_خدا_که_در_پناه_حسینیم
#همه_نوکر_حسینیم
#شهادت_مادرم_افسانه_نیست
#اسلام #شیعه #محرم #اربعین #صور #سوریه
#روضه #فاطمیه #کربلا #نجف
#بیچاره_اون_که_حرم_رو_ندیده
#بیچاره_تر_اون_که_دید_کربلاتو
#عطش
Read more
. در حـریم قدسیت بـال مـناجاتی بده گنبدت دل می‌برد وقت ملاقاتی بده دست‌هایم خالی از پیش است سوغاتی ...
Media Removed
. در حـریم قدسیت بـال مـناجاتی بده گنبدت دل می‌برد وقت ملاقاتی بده دست‌هایم خالی از پیش است سوغاتی بده من فقیرم تکه نانی بهر خیراتی بده از کنار تو گدا با دست خالی رد نشد نیست عاقل هر کسی دیوانه‌ی مشهد نشد از دم گرمت مسیحا صاحبِ دم می‌شود بی تو باشم حضرت خورشید سردم می‌شود نـان برای بردن ... .
در حـریم قدسیت بـال مـناجاتی بده
گنبدت دل می‌برد وقت ملاقاتی بده

دست‌هایم خالی از پیش است سوغاتی بده
من فقیرم تکه نانی بهر خیراتی بده

از کنار تو گدا با دست خالی رد نشد
نیست عاقل هر کسی دیوانه‌ی مشهد نشد

از دم گرمت مسیحا صاحبِ دم می‌شود
بی تو باشم حضرت خورشید سردم می‌شود

نـان برای بردن و خوردن فراهم می‌شود
من زیادیم فقط از سفره‌ات کم می‌شود

ما لب تشنه لب دریایمان پیش شماست
هر کجا باشیم هم یک پایمان پیش شماست

این حرم را چشم‌های تار می‌خواهد چه کار؟
پنجره فولاد تو بیمار می‌خواهد چه کار؟

دل به تو بسته طناب دار می‌خواهد چه کار؟
خوب مداوایش کند اسرار می‌خواهد چه کار؟

پنجره فولاد تو بیمار را آورده است
تو جوابـش را بده دکتر جوابش کرده است

بر خلاف دست، چشمم پرتر از این حرف‌هاست
آب سقاخانه‌ات تب‌بُرتر از این حرف‌هاست

این گرفتارت شدن‌ها حُر تر از این حرف‌هاست
نان بدون عشق تو آجرتر از این حرف‌هاست

در رواق تو تمامی جهان جا می‌شود
زودتر از گفتن حاجت گره وا می‌شود

راه افتادی و زیر پات ایران ساختند
تکه‌ای از خاک ایران را خراسان ساختند

با وجود تو در این کشور مسلمان ساختند
تو همان لطفی که در پاسخ به سلمان ساختند

در نگه‌داریِ تو، خود را نشان دادیم ما
تـا ابد مدیون زنهای سنابادیم ما

صابر خراسانی
.
دریافت مطالب پیج در کانال سروش ما
لینک در صفحه اصلی پیج
.
#دهه_کرامت #ولادت_امام_رضا_علیه_السلام #شیعه #متنوگرافی #مشهد #گرافیک #حدیث_بندگی #hadis_bandgi
Read more
 #يا_باب_الحوائج 🏴 در کوچه بود جسم امام جوان، جواد؟ یا بام، شاخه بود و گُلش بر زمین فتاد ملعون دهر، ...
Media Removed
#يا_باب_الحوائج 🏴 در کوچه بود جسم امام جوان، جواد؟ یا بام، شاخه بود و گُلش بر زمین فتاد ملعون دهر، داد به معصوم عصر، زهر بس اُمّ‌فَضل داشت به اِبن‌الرّضا عِناد 🏴🏴🏴 این جسم سبز بوی گل سرخ می‌دهد دست که داد دسته‌گل فاطمی به باد؟ شد کوچه‌های شهر پر از عطر و بوی گل گویی فتاده باغ گلی روی دوش باد 🏴🏴🏴 گه ... #يا_باب_الحوائج 🏴
در کوچه بود جسم امام جوان، جواد؟
یا بام، شاخه بود و گُلش بر زمین فتاد
ملعون دهر، داد به معصوم عصر، زهر
بس اُمّ‌فَضل داشت به اِبن‌الرّضا عِناد
🏴🏴🏴
این جسم سبز بوی گل سرخ می‌دهد
دست که داد دسته‌گل فاطمی به باد؟
شد کوچه‌های شهر پر از عطر و بوی گل
گویی فتاده باغ گلی روی دوش باد
🏴🏴🏴
گه نام باب برد و گهی آب آب کرد
لب‌تشنه داد جان و جوابش کسی نداد
آن کس که اَنفُس از نَفس او نَفس گرفت
زد همچنان نفس نفس و از نفس فتاد
🏴🏴🏴
السلام عليك يا جواد الائمه
__________________________________
#حسين_محور_اتحاد #الحسين_يوحدنا
#كربلاء #حرم #رمضان #رمضان_كريم
#رمضان_يجمعنا #لبيك_يا_حسين #تصويري
#امام_حسين #شيعه #اللهم #بين_الحرمين #خوشمزه #سلامت #زندگى #زاينده_رود #اصفهان
#مشهد_الرضا #امام_رضا #اسلام
‏ # #save_the_iraqi_people تشيع #iran #shia
‏ #names #karbala ‏ #abooamir133
Read more
از آن زمان که #آرزو چو نقشي از #سراب شد تمام جستجوي دل سوال بي جواب شد نرفته کام تشنه اي به جستجوي چشمه ...
Media Removed
از آن زمان که #آرزو چو نقشي از #سراب شد تمام جستجوي دل سوال بي جواب شد نرفته کام تشنه اي به جستجوي چشمه ها خطوط نقش زندگي چو نقشه اي بر آب شد چه سينه سوز آه ها که خفته بر لبان ما هزار گفتني به لب اسير پيچ و تاب شد نه شور عارفانه اي نه شوق شاعرانه اي قرار عاشقانه هم شتاب در شتاب شد نه فرصت شکايتي نه قصه و ... از آن زمان که #آرزو چو نقشي از #سراب شد
تمام جستجوي دل سوال بي جواب شد
نرفته کام تشنه اي به جستجوي چشمه ها
خطوط نقش زندگي چو نقشه اي بر آب شد
چه سينه سوز آه ها که خفته بر لبان ما
هزار گفتني به لب اسير پيچ و تاب شد
نه شور عارفانه اي نه شوق شاعرانه اي
قرار عاشقانه هم شتاب در شتاب شد
نه فرصت شکايتي نه قصه و روايتي
تمام جلوه هاي جان چو آرزو به خواب شد
نگاه منتظر به در نشست و عمر شد به سر
نيامده به خود دگر که دوره #شباب شد.
#مهین_عمید
Read more
. . . بسم رب الشهداء و الصدیقین . سکانس شماره نه #۱۷۵_غواص_دست_بسته : #امروز_همه_خدا_را_دیدند ...
Media Removed
. . . بسم رب الشهداء و الصدیقین . سکانس شماره نه #۱۷۵_غواص_دست_بسته : #امروز_همه_خدا_را_دیدند #شهدای_غواص ... #شهدای_گمنام . از همان دوران کودکی ام که شهید را شناختم، #غواص برایم معنای خاصی داشت... . همه شهدا را دوست دارم... اما غواص ها را بیشتر.. . از وقتی #شهید_غواص را شناختم ... .
.
.
بسم رب الشهداء و الصدیقین
.
سکانس شماره نه #۱۷۵_غواص_دست_بسته :

#امروز_همه_خدا_را_دیدند
#شهدای_غواص ...
#شهدای_گمنام
.
از همان دوران کودکی ام که شهید را شناختم، #غواص برایم معنای خاصی داشت...
.
همه شهدا را دوست دارم...
اما غواص ها را بیشتر..
.
از وقتی #شهید_غواص را شناختم #آب هم برایم معنای دیگری داشت...
.
هر وقت بیرون می ماندم، هوا که سر می شد، تازه کلمه ی عظیم غواص برایم معنا پیدا می کرد.
.
برای من همیشه غواص اوج و انتهای هر کمالی که باید به آن رسید، بود و هست.
.
حالا درک و احساس واژه غواص
برایم بروز تر شده ...
.
حالا غواص برای من علاوه بر تمام آن معنا های بی کرانی که داشت حالا شده است هزار هزار تا معنا...
.
غواص یعنی اوج #مردانگی ..
غواص یعنی #گمنام.
غواص یعنی لب تشنه.
غواص یعنی #زنده_بگور...
غواص یعنی #غریب...
.
غواص یعنی در دوران حیات مدافع قلب غریب امام زمان و نایب امام (عج)
.
و هنگام شهادت سراپا سرشار از وفاداری به آقا روح الله.
.
و پس از شهادت قلب تپنده ای برای غرق کردن غصه ها و درد های پنهان امامم سید علی خامنه ای.
.
غواص یعنی التیام زخم های قلب رهبرم...
.
#غواص_یعنی_خواص_پر_بصیرت
غواص یعنی جبران همه نداشته ها ...
.
و دوباره غواص یعنی دریای بصیرت...
.
غواص یعنی ....
غواص یعنی .......
غواص یعنی ..........
غواص یعنی ..............
.
.
صدها معنا در مغزم برایت حالا نقش می بندد..
.
حالا برایم معنای غواص کامل تر شده.... .
.
.
.
یاد حدیث رسول اکرمم (ص) می افتم که #طلبه_غواص استاد #رحیم_پور_ازغدی برایمان گفته بود :
.
اجر مجاهد و شهید دریا، از شهید و مجاهد در خشکی بالاتر است ... .
.
سلام بر تو ای شهید غواص که از هر زاویه ای به کمال نزدیک ترینی ... .
.
خوشحالم که از کودکی ام با تو انس گرفته ام ...
انس داشته ام
و انس دارم.
.
#بانوی_انقلابی
#بصیرت_غواص_گونه
.
پ.ن:
.
سکوت و اشک های من ..
Read more
فضائل امیر المومنین علیه السلام در قرآن از کتب عامه شماره (۵۰) سوره نباء آيه ۳۸ یوم یقوم الروح والملائکه ...
Media Removed
فضائل امیر المومنین علیه السلام در قرآن از کتب عامه شماره (۵۰) سوره نباء آيه ۳۸ یوم یقوم الروح والملائکه صفاً لایتکلمون الاّ من اذن له الرحمن وقال صواباً؛ امام محمد باقر علیه السلام در تفســیر آیۀ شریفه : روزی که آن فرشــتۀ بزرگ روح القدس با همۀ فرشــتگان صف زده به نظم برخیزند و هیچ کس ســخن ... فضائل امیر المومنین علیه السلام در قرآن از کتب عامه
شماره (۵۰)
سوره نباء آيه ۳۸
یوم یقوم الروح والملائکه صفاً لایتکلمون الاّ من اذن له الرحمن وقال صواباً؛ امام محمد باقر علیه السلام در تفســیر آیۀ شریفه :
روزی که آن فرشــتۀ بزرگ روح القدس با همۀ فرشــتگان صف زده به نظم برخیزند و هیچ کس ســخن نگوید جز آن کسی که خدای مهربان به سخن اذن دهد و او ســخن به صواب گوید فرمودند:
چون روز قیامت فرا رســد شعار «لا اله الا الله ومحمد رسول الله صلی الله علیه وآله»
از قلــب های همه محو می‏گردد مگر کســانی که اقرار به ولایت علی‏بن ابیطالب علیه السلام داشــته باشند و این به سبب قول خدای سبحان «الا من اذن له الرحمن» اســت
که خدای رحمان به آن کسانی که به ولایت امیر المومنین علی علیه السلام اقرار داشته باشند اجازۀ دخول به بهشت می‏دهد.

شواهد التنزیل،جلد ۲صفحه ۴۲۱

#زیارت_امیرالمومنین_در_روز_یکشنبه
السَّلامُ عَلَى الشَّجَرَةِ النَّبَوِيَّةِ وَ الدَّوْحَةِ الْهَاشِمِيَّةِ الْمُضِيئَةِ الْمُثْمِرَةِ بِالنُّبُوَّةِ الْمُونِقَةِ [الْمُونِعَةِ] بِالْإِمَامَةِ وَ عَلَى ضَجِيعَيْكَ آدَمَ وَ نُوحٍ عَلَيْهِمَا السَّلامُ السَّلامُ عَلَيْكَ وَ عَلَى أَهْلِ بَيْتِكَ الطَّيِّبِينَ الطَّاهِرِينَ السَّلامُ عَلَيْكَ وَ عَلَى الْمَلائِكَةِ الْمُحْدِقِينَ بِكَ وَ الْحَافِّينَ بِقَبْرِكَ يَا مَوْلايَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ هَذَا يَوْمُ الْأَحَدِ وَ هُوَ يَوْمُكَ وَ بِاسْمِكَ وَ أَنَا ضَيْفُكَ فِيهِ وَ جَارُكَ فَأَضِفْنِي يَا مَوْلايَ وَ أَجِرْنِي فَإِنَّكَ كَرِيمٌ تُحِبُّ الضِّيَافَةَ وَ مَأْمُورٌ بِالْإِجَارَةِ فَافْعَلْ مَا رَغِبْتُ إِلَيْكَ فِيهِ وَ رَجَوْتُهُ مِنْكَ بِمَنْزِلَتِكَ وَ آلِ بَيْتِكَ عِنْدَ اللَّهِ وَ مَنْزِلَتِهِ عِنْدَكُمْ وَ بِحَقِّ ابْنِ عَمِّكَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ وَ عَلَيْهِمْ [عَلَيْكُمْ‏] أَجْمَعِينَ

از پشت کوه آمدگان را سبک مگیر
سنگین کند تلالو خورشید خواب را
در شرح مو به موی تو من مکث می کنم
می خوانمت چنان که فقیهان کتاب را
ما را شراب خورد! عجب طرفه ساغری
در زیر آفتاب که پختی شراب را
شرح فراق میدهم از ذوق وصل خویش
"می بوسمت چنان که لب تشنه آب را" #معنی

#ما_بی_کسان_هوای_تو_داریم_ومفلسیم
#باشد_کزآن_میان_صله_ای_مرحمت_کنی
#بر_زیر_پای_خویش_نگاهی_ابوتراب

#صل_الله_علیک_یا_حسن_ابن_علی_ایها_العسکری_یابن_رسول_الله
#آجرک_الله_یا_صاحب_الزمان_عج
Read more
تشنه لب بودیم باران و نم دریا رسید راه را گم کرده بودیم عاقبت آقا رسید خواستیم از کوثر ساقی کوثر جرعه ای آب سرداب ابوفاضل به این دنیا رسید سجده بر پاهای او صد جعفر طیار ساخت وقت یا عباس گفتن، بال از بالا رسید سرنوشت ما گره خورده به ابروی کسی که به نام نامی او، روز تاسوعا رسید در میان صحن او گفتیم ... تشنه لب بودیم باران و نم دریا رسید
راه را گم کرده بودیم عاقبت آقا رسید
خواستیم از کوثر ساقی کوثر جرعه ای
آب سرداب ابوفاضل به این دنیا رسید
سجده بر پاهای او صد جعفر طیار ساخت
وقت یا عباس گفتن، بال از بالا رسید
سرنوشت ما گره خورده به ابروی کسی
که به نام نامی او، روز تاسوعا رسید
در میان صحن او گفتیم با هم یا حسن
پشت آن جانم حسن‌های خود زهرا رسید
گریه کردیم و قسم دادیم بر ام بنین
گریه کردیم و فقط زهرا به داد ما رسید
نــوكـــر نـوشـــت:
#یا_قمر_بنی_هاشم
گفتن ماه به يوسف به خدا ڪم لطفيسٺ
تاڪه سرسلسله ی ماهرُخان عباس اسٺ
ڪیسٺ لقمان ڪه خدای ادبش می دانند
مقتـدای همه ی با ادبان عباس است
صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين
سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... روزتون معطر بنام اباعبدالله
#بیاد_شهید_مدافع_حرم_مهدی_صابری
#اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد_و_عجل_فرجهم
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#اللهم_الرزقنا_حـرم
#امام_حسنی_ام #مدینه #بقیع
#یارقیه #یا_حسین #لبیک_یا_حسین
#امام_حسین #بین_الحرمین
#شکر_خدا_که_در_پناه_حسینیم
#همه_نوکر_حسینیم
#شهادت_مادرم_افسانه_نیست
#اسلام #شیعه #محرم #اربعین #صور #سوریه
#روضه #فاطمیه #کربلا #نجف
#بیچاره_اون_که_حرم_رو_ندیده
#بیچاره_تر_اون_که_دید_کربلاتو
#عطش
Read more
•° بِـــسْـــم ربّـــــــــــــــــ الـــشــــهـــــــدا •° . . #تویی_که_نمی_شناختمت ...
Media Removed
•° بِـــسْـــم ربّـــــــــــــــــ الـــشــــهـــــــدا •° . . #تویی_که_نمی_شناختمت !! . . میخاستم با یک #پست تمام حرف هایم با شما را تمام ڪنم امّــــــا امّـــــــا ... هر کار میکنم دلم آرام نمیشود منی که نمیشناختمت #دلم با دیدن ، عڪس هایت آتش گرفت !! وای به حال دل #عزیزانت . . به ... •° بِـــسْـــم ربّـــــــــــــــــ الـــشــــهـــــــدا •°
.
.
#تویی_که_نمی_شناختمت !!
.
.
میخاستم با یک #پست تمام حرف هایم با شما را تمام ڪنم
امّــــــا
امّـــــــا ... هر کار میکنم دلم آرام نمیشود
منی که نمیشناختمت #دلم با دیدن ، عڪس هایت آتش گرفت !! وای به حال دل #عزیزانت
.
.
🔹به #مادرت فکر میکنم :
به بی قراریش ، به اینکه از امشب به خود میگوید : پسرم !! موقع سر بریدن سیرابت کردند ؟!
.
.
🔸به #همسرت می اندیشم به دل بی قرارش ، به اینکه بعد از تو روضه #رباب برایش مسجل میشود .
.
🔹 به گریه های وقت و بی وقت #فرزند کوچکت و بهانه گیری اش برای #پدرمی اندیشم
و شباهتش به #دختری_سه_ساله که در خرابه های شام به دنبال پدرش میگردد !!
.
.
برادر شهیدم‌!!
نمیدانم #خواهر داری یانه
امّا کاش نداشته باشی
یا اگر داری ، کاش هیچوقت عکس های آخر و نزدیک شهادتت را نبیند
چون ان موقع است که تازه روضه حضرت زینب س برایش جان میگیرد :
#سری_به_نیزه_بلند_است ...
.
.
با رفتنت !!
محرم و روضه هایش چند ماه زودتر برایمان آغاز شد .
.
#غمت_سنگینه_اونقدر_که_میتونه_دل_یه_ملتو_خون_کرده_باشه
#غریب_گیر_آوردنت
#لب_تشنه
#شهید_بی_سر
#شهید_حججی
#شهید_محسن_حججی
Read more
شاعری می خندید وکمی ان ورتر صورتِ جلادی پراز چین می شد □□□□□□□□□□□□□□□□□□ شاعری عاشق شد و لب ...
Media Removed
شاعری می خندید وکمی ان ورتر صورتِ جلادی پراز چین می شد □□□□□□□□□□□□□□□□□□ شاعری عاشق شد و لب تشنه خودرا بوسید و نگه کرد به ان ابر سپید که به او می بارید □□□□□□□□□□□□□□□□□□ قُصه ها روییدند و فراموش شدان دخترک شهر اشوب که به هر لحظه فروزان می شد ونگه کرد دمی زندان بان به دوچشمِ نازش ... شاعری می خندید
وکمی ان ورتر
صورتِ
جلادی
پراز چین می شد □□□□□□□□□□□□□□□□□□
شاعری عاشق شد
و لب تشنه خودرا
بوسید
و نگه کرد
به ان ابر سپید
که به او می بارید □□□□□□□□□□□□□□□□□□
قُصه ها روییدند
و فراموش شدان
دخترک شهر اشوب
که به هر لحظه
فروزان می شد
ونگه کرد دمی زندان بان
به دوچشمِ نازش □□□□□□□□□□□□□□□□□□
در شبی مهتابی
مرده ای
چشم به اتش می دوخت
و هوس می خندید
همچو یک
جام شراب
به اسیری بی تاب □□□□□□□□□□□□□□□□□□
درگذرگاه لبانی خاموش
که هوس همچویکی
ماده پلنگی زیبا
چشم بر بال و پر
ان دل شیدا می داشت
عشق از پشت معما سرزد
و کمی ان ورتر
شعله ای روشن شد
□□□□□□□□□□□□□□□□□□
وتو را باز
به چشمان خمارت
امشب
قسمی تازه
مرا دردل شد
که به یک لحظه غفلت
ازتو
من بنوشم
کمی از
جام
نفس های تو را
□□□□□□□□□□□□□□□□□□
بهروزوفاپور
Read more
. همچون كشتزاري نيازمند جوي آب، تشنه به ديدارت نشستم بارها هربار كه ابرها اتشفشان نگاه خورشيد ...
Media Removed
. همچون كشتزاري نيازمند جوي آب، تشنه به ديدارت نشستم بارها هربار كه ابرها اتشفشان نگاه خورشيد را ميپوشاندند، من به اميد چكه اي باران، ساعت ها چتر در دست منتظرت بودم. افسوس كه تو تشنه لب تر از من، زير باران با ناز و نوازش باله ميرقصيدي و سيراب تر و سيراب تر و ... تو در ميان ديوانگان و من ديوانه ي تو ديگر ... .
همچون كشتزاري نيازمند جوي آب،
تشنه به ديدارت نشستم بارها
هربار كه ابرها اتشفشان نگاه خورشيد را ميپوشاندند، من به اميد چكه اي باران، ساعت ها چتر در دست منتظرت بودم.
افسوس كه تو تشنه لب تر از من، زير باران با ناز و نوازش باله ميرقصيدي و سيراب تر و سيراب تر و ...
تو در ميان ديوانگان و من ديوانه ي تو
ديگر در اين ديوانگان، ديوانه اي چو من نمي بيني... خسته ام پايان خوب داستانت كو؟
.
.
..............
دره اسپر - درود لرستان
..............
#axemruz  #minimal #topcaptures #akkasan_javan #aksdastan #topcaptures #chiquesnourtemo #bleachmyfilm #persianlikes #i_owe_myself #highkey__ #young_photos_ #harfeaks #honar_pics  #ir_bestcaptures #fototangangw #bnwmood #ir_bnw #rsa_bnw_nm #bnw_demand #bnw_life #bnw_planet #ae_bnw #nokate_axasi #sharing_greatpics
Read more
من آمدم دوباره به دستم قلم دهي شاعر شوم به شعر دم محتشم دهي عطر حرم به پيرهن دفترم دهي پاداش اين ...
Media Removed
من آمدم دوباره به دستم قلم دهي شاعر شوم به شعر دم محتشم دهي عطر حرم به پيرهن دفترم دهي پاداش اين دلانه غبار حرم دهي ما در حريم تو همه مستيم يا حسين ما را ببخش عهد شكستيم يا حسین «ان الحسين..»، بَه كه چراغ تو روشن است تقدير من حبيب! دوجا جان سپردن است اين سينه كبود نشاني به اين تن است مِهر ... من آمدم دوباره به دستم قلم دهي

شاعر شوم به شعر دم محتشم دهي

عطر حرم به پيرهن دفترم دهي

پاداش اين دلانه غبار حرم دهي

ما در حريم تو همه مستيم يا حسين

ما را ببخش عهد شكستيم يا حسین «ان الحسين..»، بَه كه چراغ تو روشن است

تقدير من حبيب! دوجا جان سپردن است

اين سينه كبود نشاني به اين تن است

مِهر حسين مُهر مسلماني من است

با سجده روي تربتتان من هوايي ام

با هر نمازِ سمت حرم كربلايي ام

نام حسين آمد و ما جان گرفته ايم

ابريم و در هواي تو باران گرفته ايم

از چشم ها براي تو پيمان گرفته ايم

ما تشنه ايم و روضه ي عطشان گرفته ايم

افتاد بر زمين و به رنگ جنون نوشت

حي علي العزای خودش را به خون نوشت

اين بيت ها دوباره پر از سوز و غم شده

هنگام وصف حضرت صاحب علم شده

صحراست صفحه صفحه و دستي قلم شده

جسمي كه قطعه قطعه و انگار كم شده.. گفتند تا كه جسم پراكنده شد به عشق "هرگز نميرد آن كه دلش زنده شد به عشق

ثبت است بر جريده ي عالم دوام ما"

وقتي كه هست حضرت عطشان امام ما

خوش آن زمان كه عشق شوي هم كلام ما

از باده ي الست بريزي به جام ما

ما را غبار پاي حسن آفريده اند

ما را براي سينه زدن آفريده اند

شب گفت راه عشق خدايي پر از بلاست

افتاد پرده، ديد سری روی نیزه هاست

فرهادي غزل به دو چشم تو مبتلاست

شيرين تر از عسل لب ساقي كربلاست

اين شعرها بدون تو طعم عسل نداشت

اصلاً بدون چشم تو شاعر غزل نداشت

اي دل تو خاك پاي همين خانواده اي

در لحظه هاي اشك چنان فوق العاده اي

با هر حسين گفتن آرام و ساده اي «انگار روبروي حرم ايستاده اي..» هرچند ما به نوكريت بي لياقتيم

از كودكي خود همه تحت عنايتيم.
Read more
فروغ فرخزاد - [شب و هوس] در انتظار خوابم و صد افسوس خوابم به چشم باز نمی آید اندوهگین و غمزده می گویم ...
Media Removed
فروغ فرخزاد - [شب و هوس] در انتظار خوابم و صد افسوس خوابم به چشم باز نمی آید اندوهگین و غمزده می گویم شاید ز روی ناز نمی آید . چون سایه گشته خواب و نمی افتد در دامهای روشن چشمانم می خواند آن نهفتهٔ نامعلوم در ضربه های نبض پریشانم . مغروق این جوانی معصومم مغروق لحظه های فراموشی مغروق این سلام ... فروغ فرخزاد - [شب و هوس]

در انتظار خوابم و صد افسوس
خوابم به چشم باز نمی آید
اندوهگین و غمزده می گویم
شاید ز روی ناز نمی آید
.
چون سایه گشته خواب و نمی افتد
در دامهای روشن چشمانم
می خواند آن نهفتهٔ نامعلوم
در ضربه های نبض پریشانم .
مغروق این جوانی معصومم
مغروق لحظه های فراموشی
مغروق این سلام نوازشبار
در بوسه و نگاه و همآغوشی .
می خواهمش در این شب تنهایی
با دیدگان گمشده در دیدار
با درد ، درد ساکت زیبایی
سرشار ، از تمامی خود سرشار
.
می خواهمش که بفشردم بر خویش
بر خویش بفشرد من شیدا را
بر هستیم بپیچد ، پیچد سخت
آن بازوان گرم و توانا را
.
در لابلای گردن و موهایم
گردش کند نسیم نفسهایش
نوشد ، بنوشد که بپیوندم
با رود تلخ خویش به دریایش
.
وحشی و داغ و پر عطش و لرزان
چون شعله های سرکش بازیگر
در گیردم ، به همهمه در گیرد
خاکسترم بماند در بستر
.
در آسمان روشن چشمانش
بینم ستاره های تمنا را
در بوسه های پر شررش جویم
لذات آتشین هوسها را
.
می خواهمش دریغا ، می خواهم
می خواهمش به تیره ، به تنهایی
می خوانمش به گریه ، به بی تابی
می خوانمش به صبر ، شکیبایی
.
لب تشنه می دود نگهم هر دم
در حفره های شب ، شب بی پایان
او ، آن پرنده ، شاید می گرید
بر بام یک ستارهٔ سرگردان
Read more
. #شهیدنیوز #شهیدخبر . رفقا یه وقت هایی باید حج و گذاشت و رو به مسلخ رفت..‌.یه وقت هایی باید با خون وضو کرد و تشهد خوند...یه وقت هایی باید چرخ طواف و تو میدون زد...یه وقت هایی باید لب تشنه پای عهد و پیمون موند... . @dostet_daram_shahid از صفحه @shahidnews .
#شهیدنیوز
#شهیدخبر .
رفقا یه وقت هایی باید حج و گذاشت و رو به مسلخ رفت..‌.🔽یه وقت هایی باید با خون وضو کرد و تشهد خوند...🔽یه وقت هایی باید چرخ طواف و تو میدون زد...🔽یه وقت هایی باید لب تشنه پای عهد و پیمون موند... .
@dostet_daram_shahid از صفحه
@shahidnews
لب تشنه بود، تشنه ی يك جرعه آب بود مردي كه درد هاي دلش بي حساب بود پا مي كشيد گوشه ی حجره به روي خاك پروانه ...
Media Removed
لب تشنه بود، تشنه ی يك جرعه آب بود مردي كه درد هاي دلش بي حساب بود پا مي كشيد گوشه ی حجره به روي خاك پروانه وار غرق تب و التهاب بود ️شهادت امام #جواد (ع) تسلیت باد . لب تشنه بود، تشنه ی يك جرعه آب بود
مردي كه درد هاي دلش بي حساب بود
پا مي كشيد گوشه ی حجره به روي خاك
پروانه وار غرق تب و التهاب بود ◼️شهادت امام #جواد (ع) تسلیت باد .
. حالا برای دلهای شما یک داستان از امام موسی بن جعفر بگم هرکی غریبه تحویل بگیره دیگه هیچکس از ما نگه ...
Media Removed
. حالا برای دلهای شما یک داستان از امام موسی بن جعفر بگم هرکی غریبه تحویل بگیره دیگه هیچکس از ما نگه ما کجا امام موسی بن جعفر کجا ما رفتیم جلسه #روضه_آقا، آقا به من نگاه می‌کنند نمی‌کنند نگی این رو ها میگه بعد از #شهادت امام صادق علیه السلام مذهب و مکتب های مختلف ایجاد شده همه خونه عبدالله پسر ... .
حالا برای دلهای شما یک داستان از امام موسی بن جعفر بگم
هرکی غریبه تحویل بگیره
دیگه هیچکس از ما نگه ما کجا امام موسی بن جعفر کجا
ما رفتیم جلسه #روضه_آقا، آقا به من نگاه می‌کنند نمی‌کنند
نگی این رو ها
میگه بعد از #شهادت امام صادق علیه السلام مذهب و مکتب های مختلف ایجاد شده
همه خونه عبدالله پسر امام صادق رو نشون دادن
رفتم اونجا چند تا سوال ازش پرسیدم
دیدم بابا این اصلاً گیجه دیگه دادش در اومد گفت من که اینها رو نمیدونم
اومدم بیرون، گفتم نه اینا امام من نیستم
توو کوچه یک گوشه نشستم در مدینه
گفتم خدایا پیشه مرجئه برم؟! پیشه زیدیه برم؟! چند تا رو همینجوری اسم بردم
پیش کی برم؟! پیش کی برم آخه امام من کجاست
یه پیرمردی اومد مقابل من
گفت بلند شو با من بیا
اولش احتیاط کردم گفتم اینا جاسوسهای حاکم ظالم هارون الرشیدن
اشاره کرد بیا
من رو برد در یک خانه‌ای
اشاره کرد اینجا برو
من وارد شدم
یک غلامی در رو باز کرد به روی من خوش آمد گفت
من رفتم خدمت امام موسی بن جعفر علیه السلام
آقا فرمود نه پیش مرجئه برو نه پیشه زیدیه برو پیش هیچکس
بیا پیش من
گفتم آقا شما امام من هستید؟
آقا فرمود: من چیزی بهت نمیگم خدا باید دل تو رو #هدایت کنه
فهمیدم یک جور دیگر باید سوال کنم
گفتم آقا امام شما کیه؟
آقا فرمودند: من امام ندارم
فهمیدم خود ایشون امامند
انقدر قلبم یک دفعه به حضرت روشن شود
سؤالام رو پرسیدم، عالی جواب دادن
روی دست و پای حضرت افتادم ابراز ارادت کردم
حضرت فرمودند: بخوای از #صمیم_دل خدا دستت رو میگیره میاره در خونه ما
ای امام موسی بن جعفر ما هم می‌خوایم تو رو
دور افتادیم ازت
کاش امروز واقعاً میتونستیم یکسر #حرم امام موسی بن جعفر بریم
واقعاً آدم رو بغل میگیرن ها
همه #روضه_اباالفضل که میخونن میگن رفت برای لبهای تشنه بچه های امام حسین به شهادت رسید
نسبت اباالفضل العباس با بچه های لب تشنه امام حسین چه جوریه؟!
نسبت امام موسی بن جعفر با شیعیان همین جوریه
#فدای_ما_شدن_حضرت
حضرت خودشون می فرمایند: خدا غضب کرده بود به شیعیان
من را مخیر کرد من خودم رو انداختم جلو
خدایا بلا رو به من برسون
من گوشه زندان سندی ابن شاهک گوشه زندان غضب تو رو تحمل می کنم اما شیعیانم بگذار راحت باشند
حالا اینها کم کم درست خواهند شد
ای خدا چقدر امام موسی بن جعفر زحمت ما را کشیدند
در زندان تاریک حضرت رو زندانی کردند
چه اذیت‌ها که حضرت بخاطر ما نشدند
.
#شهادت_امام_کاظم #باب_الحوائج #عکس_نوشته_استاد #استاد_پناهیان #استاد #پناهيان #پناهيانی
.
#کلیپ #تصویری در کانال تلگرام پناهیانی
https://telegram.me/panahiani
.‌
Read more
 #شاعر #سید #مهدی #نژاد #هاشمی رحم کن بخت ِ مرا، هم رنگ ِ گیسویت مکش این پلنگ ِ پیر را، دامان ِ آهویت ...
Media Removed
#شاعر #سید #مهدی #نژاد #هاشمی رحم کن بخت ِ مرا، هم رنگ ِ گیسویت مکش این پلنگ ِ پیر را، دامان ِ آهویت مکش شوکران دارد لب و ابرُوت، نیش ِ عقرب است مست های بی سر و پا را، به کندویت مکش این همه لب تشنه ی سر به بیابان داده را سوی سقاخانه ی پایین ابرویت مکش می زند آتش به کل شهرها، این لشکر مست ِ نادر شاه را، ... #شاعر #سید #مهدی #نژاد #هاشمی

رحم کن بخت ِ مرا، هم رنگ ِ گیسویت مکش
این پلنگ ِ پیر را، دامان ِ آهویت مکش
شوکران دارد لب و ابرُوت، نیش ِ عقرب است
مست های بی سر و پا را، به کندویت مکش
این همه لب تشنه ی سر به بیابان داده را
سوی سقاخانه ی پایین ابرویت مکش
می زند آتش به کل شهرها، این لشکر
مست ِ نادر شاه را، تا خال ِ هندویت مکش
من که عمری باب ِ دل رقصیده ام با ساز ِ تو
لااقل بند ِ دلم را بر النگویت مکش
مَردم آخر از غم عشقت، ولی با پای خود
دیگران را کام تلخ ِ نوش دارویت مکش
#شعر√
#غزل√
#ترانه√
#ناب√
#شاعر√
#سید√
#مهدی√
#نژاد√
#هاشمی√
#رحم√
#رنگ√
#پلنگ√
#آهو√
#لب√
#ابرو√
#کام√
#تلخ√
Read more
اگر زاینده رود با بی کفایتی خشکیده و تشنه لب است اما هنوز زندگی جاری است در شهری که یکی از هویتشان را برهوت ...
Media Removed
اگر زاینده رود با بی کفایتی خشکیده و تشنه لب است اما هنوز زندگی جاری است در شهری که یکی از هویتشان را برهوت کردند .اکنون ما هستیم و آرزوهایی که با تلاش و همت بسیار شکل میگیرد. از فردا میجنگیم تا داستان تازه ای بسازیم به رنگ طلا. سپاهان زاینده است و جاری ... اگر زاینده رود با بی کفایتی خشکیده و تشنه لب است اما هنوز زندگی جاری است در شهری که یکی از هویتشان را برهوت کردند .اکنون ما هستیم و آرزوهایی که با تلاش و همت بسیار شکل میگیرد. از فردا میجنگیم تا داستان تازه ای بسازیم به رنگ طلا.
سپاهان زاینده است و جاری ...
Loading...
Load More