Loading Content...

لمس من تو و

Loading...


Unique profiles
87
Most used tags
Total likes
0
Top locations
Tehran, Iran, Ahvaz, Shiraz, Iran
Average media age
795.9 days
to ratio
4.3
. گنجشک پَر! تمام غزلواژه هام پر تختی سفید کنج اتاقی سفیدتر اشکِ سِرُم، لباسِ نخی، بوی مرگ و درد تق، ...
Media Removed
. گنجشک پَر! تمام غزلواژه هام پر تختی سفید کنج اتاقی سفیدتر اشکِ سِرُم، لباسِ نخی، بوی مرگ و درد تق، تق، عصایِ زنده ی هرروزِ پیرمرد یک پنجره به سمت افق های دوردست تا مرگ لحظه های تو چیزی نمانده است حالا به حال زار خودم گریه می کنم دارم سر مزار خودم گریه می کنم مردی سفیدپوش که شاید کفن شده، تنها ... .
گنجشک پَر! تمام غزلواژه هام پر
تختی سفید کنج اتاقی سفیدتر
اشکِ سِرُم، لباسِ نخی، بوی مرگ و درد
تق، تق، عصایِ زنده ی هرروزِ پیرمرد
یک پنجره به سمت افق های دوردست
تا مرگ لحظه های تو چیزی نمانده است
حالا به حال زار خودم گریه می کنم
دارم سر مزار خودم گریه می کنم
مردی سفیدپوش که شاید کفن شده،
تنها امید زنده ی هرروزِ من شده
.
با خنده پانسمانِ مرا باز می کند
کم حرفی اش زبانِ مرا باز می کند
توی همین اتاق مرا عقد می کنند
دستی شبانه موی مرا ناز می کند
لمس تنم برایش یک کشف تازه است
لمس تنش به حالِ من اعجاز می کند
از اولین نگاه ها هرگز نگفته بود
روزی میان بُهت ها پرواز می کند
.
گنجشک پر ندارد و هفت آسمان کبود
مردی سفیدپوش که جز تو کسی نبود!
کم کم به جزء جزءِ تنت گریه می کنم
حتی به حال پیرهنت گریه می کنم
دست کم از تو نیست همین گریه های من
باور نمی کنم که نماندی... خدای من!
کنج اتاق سرد خودم وول می خورم
درمانِ من تو هستی و کپسول می خورم!
یک لاشه ی بدون تو افتاده روی تخت
آنسوی پنجره: تبِ پاییزی درخت!
گنجشک پر، کلاغ نه! حتی درخت پر!
هرچیزِ پانسمان شده از روی تخت پر!
گنجشک پر، خیال نه! رویای مَرد پَر!
از پنجره-قدم قدم دیوانه شو! - بِپَر!
📌📌📌📌
پی نوشت:این دفتر قدیمی حسابی نظرمو جلب کرده. با این که میدونم بهش کلی ایراد وارده، فکر می کنم اونوقت ها احساس بیشتری خرج نوشته هام می کردم. نظر شما چیه‌؟
_________________________
#شمیم_زمانی
#شمیم_زمانی_90
#شعر
#شعر_معاصر
#شعر_فارسی
#غزل_مثنوی
Read more
Loading...
 #یادداشت_هایی_که_هیچ_وقت_منتشر_نشدند #شماره_24 پنج سه دو بهترین ترکیب دفاعی برای مردان بی‌دفاعه ...
Media Removed
#یادداشت_هایی_که_هیچ_وقت_منتشر_نشدند #شماره_24 پنج سه دو بهترین ترکیب دفاعی برای مردان بی‌دفاعه دو صورته. پدربزرگم همیشه از ترکیب هجومی برای دفاع در برابر زن‌ها استفاده می‌کرد. آقاجون اعتقاد داشت که بهترین دفاع حمله است؛ اما خبر نداشت زن اوج قدرت خلقته. فقط کافیه تو چشات زل بزنه؛ اون ... #یادداشت_هایی_که_هیچ_وقت_منتشر_نشدند
#شماره_24
پنج سه دو بهترین ترکیب دفاعی برای مردان بی‌دفاعه دو صورته. پدربزرگم همیشه از ترکیب هجومی برای دفاع در برابر زن‌ها استفاده می‌کرد. آقاجون اعتقاد داشت که بهترین دفاع حمله است؛ اما خبر نداشت زن اوج قدرت خلقته. فقط کافیه تو چشات زل بزنه؛ اون لحظه تو بی‌اراده‌ترین موجود خلقتی. هرچقدر که خودت رو به در و دیوار بزنی باز هم نمی‌تونی یه راه فرار پیدا کنی و این یعنی تسلیم در برابر زن، تسلیم در برابر «زیبایی‌های نامرئی». زن‌ها با قدرت نگاه، با قدرت صدا، با عطر خاص بدن‌نما، با مزه گس یک رژلب ماسیده و با گرمای کوره‌ی دستاشون نمادی از تجلی حس‌های پنجگانه هستند. این فقط اول کاره. یه زن قادره با کمک گرفتن از ششمین سلاح مردشناسی، کوچک‌ترین حرکت یه مرد رو متلاشی کنه. فقط کافیه زل بزنه تو چشمات تا تو به تمام گناه‌های نکرده اعتراف کنی. من زنی رو می‌شناسم که فقط با یکی از این سلاح‌ها منو خلع سلاح کرد و هربار جنگ تازه‌ای رو میون من و حس‌های شش‌گانش به راه انداخت. یه روز زل زد تو چشمام و گفت عاشقتم و من هر روز به این فکر می‌کنم که تسخیر احساسات یک زن می‌تونه یک پیروزی بزرگ برای مردی باشه که همیشه مفقودالاثر قبل از انقلابش بوده. پدرم یه انقلابی بود، من یه بریده از انقلاب و تو یه کودتاچی برای اثبات انقلاب‌های مخملی. رمز پیروزی در هر نبردی کشف نقاط ضعف حریفه و تو خوب می‌دونی وقتی بهونه می‌گیری بیشتر از هر وقتی عاشقت می‌شم. دوست داشتن تو مثل سرکشیدن یه قهوه قجری می‌مونه. میدونستم که بعد از خوردنش تمام احساسم به دنیا می‌میره اما باز هم دوست داشتم مزه مزش کنم. مثل مزه مزه کردن لرد شراب بیست ساله ته انباری. یکم شکر برمی‌دارم، تو مرگ احساسم حل می‌کنم و بعد جنازه احساسم به تمام زنان دنیا رو تحویل قبرستون احساساتم می‌دم. مردها موجودات اهلی‌ای هستند که تا به دست اهلش نیفتند رام شدنی نیستند. مردهای زیادی رو می‌شناسم که تعهد وحشی‌ترشون کرده و سگ شهوت درون‌شون، پاچه احساسات زن‌های زیادی رو ریش ریش کرده. من برای آخرین بار عاشق شدم. برای آخرین بار ترسیدم و برای آخرین بار قهوه قجری احساساتم رو هورت کشیدم تا صداش مو به تن تنهایی کسانی سیخ کنه که تنهاترم کردن. من زن‌های زیادی رو تنها دیدم که روزی تنها تنهایی رو رام کردند تا فرار کنند از تمام گرگ‌های مردصفت. فقط کافیه گوشیت رو به دست بگیری تا زوزه صداشون گوش تنهاییت رو کر کنه. لال شدی، کرشو، بو نکش، لمس نکن؛ شهر به زن‌هایی مثل تو بدهکاره... #شهاب_دارابیان #دلنوشته #یادداشت #شهابم #زن #احساس_زنانه #انقلاب
Read more
. آهنگ «حریم اَمن» با صدا و تنظیم #علی_غالبی عزیز ؛ ترانه‌ای از من #حامدموسوی ؛ اُمیدوارم از شنیدنش ...
Media Removed
. آهنگ «حریم اَمن» با صدا و تنظیم #علی_غالبی عزیز ؛ ترانه‌ای از من #حامدموسوی ؛ اُمیدوارم از شنیدنش لذت ببرید... میتونید از سایت‌های موسیقی دریافت کنید ؛ . متن ترانه رو در زیر همین پست براتون مینویسم... . . . ( حریم اَمن..‌. ) . . حریم اَمن دستای... تو خلوتگاه رویام ِ تو هرجای ... .
آهنگ «حریم اَمن» با صدا و
تنظیم #علی_غالبی عزیز ؛
ترانه‌ای از من #حامدموسوی ؛
اُمیدوارم از شنیدنش لذت ببرید...
میتونید از سایت‌های موسیقی
دریافت کنید ؛
.
متن ترانه رو در زیر همین پست
براتون مینویسم...
.
.
.
( حریم اَمن..‌. )
.
.
حریم اَمن دستای...
تو خلوتگاه رویام ِ
تو هرجای جهان باشی
همونجا قلب دنیامه
.
تَصوُر کردنت واسم
مثه لمس ِ تن ِ ماه ِ
مسیرت هرکجا باشه
همیشه بهترین راهه
.
.
.
تو حس نابِ دریایی...
مثه خورشید گیرایی...
تو یک لحن خوش آوایی
چرا اِنقدر زیبایی...؟
.
عمیقی مثل آرامش
شروعِ اولین زایش...
مثه جاده پس از بارش
تو هستی چه تماشایی...
.
.
.
من از بودن کناره تو
یه عالم خاطره دارم
همه دنیا بشن تنها...
بازم تنهات نمیذارم ؛
.
تو واسم نقطهٔ عشقی
من اِعجاز تورو دیدم
من از طواف قلب تو
به این احساس رسیدم
.
.
.
تو حس نابِ دریایی...
مثه خورشید گیرایی...
تو یک لحن خوش آوایی
چرا اِنقدر زیبایی...؟
.
عمیقی مثل آرامش
شروع اولین زایش...
مثه جاده پس از بارش
تو هستی چه تماشایی...
.
.
#حریم_اَمن #ترانه #آهنگ #شعر
#علی_غالبی #حامدموسوی
.
Read more
 #Repost @organic_minded with @get_repost ・・・ . تعرض جنسي به كودكان نابالغ عموما از سوي دو قسم ...
Media Removed
#Repost @organic_minded with @get_repost ・・・ . تعرض جنسي به كودكان نابالغ عموما از سوي دو قسم از افراد اتفاق ميوفته: افراد مبتلا به پِدوفيليا و متعرضان جنسي غير پدوفيليك. افراد مبتلا به پدوفيليا، "فقط" تمايل به رابطه جنسي با كودكان "نابالغ" دارن. پدوفيليا در آقايون خيلي شايع تره اما به ... #Repost @organic_minded with @get_repost
・・・
.
تعرض جنسي به كودكان نابالغ عموما از سوي دو قسم از افراد اتفاق ميوفته: افراد مبتلا به پِدوفيليا و متعرضان جنسي غير پدوفيليك. افراد مبتلا به پدوفيليا، "فقط" تمايل به رابطه جنسي با كودكان "نابالغ" دارن. پدوفيليا در آقايون خيلي شايع تره اما به اين معنا نيست كه در خانم ها وجود نداره. علاوه بر افراد مبتلا به پدوفيليا، افراد ديگه اي هم هستن كه به خاطر تمايلات جنسي شديد، بيماري هاي رواني و يا سومصرف الكل و مواد، كودكان رو مورد تعرض قرار ميدن. متوجه باشين كه هركسي، چه مرد و چه زن، با هر نژاد، باور مذهبي و هر جايگاه اجتماعي و شغلي، مي تونه براي فرزندتون آسيب جنسي ايجاد كنه به طوري كه شما هيچ وقت نمي تونيد از روي ظاهر افراد قضاوت كنيد. سي درصد از بچه ها، توسط اعضاي خانواده و فاميل نزديك، شصت درصد توسط دوستان و آشنايان (مثل معلم، سرايدار، همسايه، مربي و پرستار و راننده) و ده درصد مابقي توسط افراد كاملا غريبه مورد سواستفاده جنسي قرار مي گيرن. اما آموزشهاي لازم كه بايد جدي بگيرينش:
١) به فرزندتون از سه سالگي به بعد، صراحتا ياد بدين كه فقط خودش صاحب بدنشه و هيچ كسي حق نداره نواحي خصوصيش رو لمس كنه.
٢) "سه نوع لمس" رو يادشون بديد: لمس خوب، لمس بد و لمس قايمكي. لمس "خوب" يعني زدن به شونه ها به معني تحسين، زدن دو دست بهم👊🏻✋🏻؛ لمس "بد" يعني پرخاشگري و كتك زدن مثل لگد يا مشت زدن؛ لمس "قايمكي" هم لمس نواحي خصوصي تعريف ميشه.
٣) رازداري، مهمترين تاكتيك افراد متعرض جنسيه. در مورد راز "خوب" و راز "بد" آموزش بدين. به فرزندتون بگيد كه هر رازي كه اونها رو مضطرب، نگران يا افسرده مي كنه راز خوبي نيست و بهتره با شما درميونش بذاره.
٤) هرگز از كنار صحبتهاي فرزندتون در اين خصوص نگذريد و نگيد كه لابد خيالاتي شده. لازمه بسيار مهربانانه با فرزندتون صحبت كنيد، ازش بخوايد تا هر رفتاري كه ناخوشايندش بوده رو با شما درميون بذاره.
٥) در قالب بازي، با بچه تون تمرين كنيد كه از خودش دفاع كنه، مثلا بگيد كه من ميخوام به ناحيه تناسليت يا پشتت دست بزنم، به محض اينكه اين كار رو كردم تو بلند "نه" بگو، بلند داد بزن و فرار كن.
٦) آموزش بدين كه از كسي كه نمي شناسه هديه يا خوراكي قبول نكنه، دعوت رفتن به جاي رو بدون هماهنگي با شما نپذيره، و در صورت سماجت، بلند فرياد بزنه و خودش رو به يه آدم اَمن، مثلا يه خانم تو خيابون، برسونه و ازش بخواد كه به شما زنگ بزنن.
هيچ چيزي مثل آموزش نمي تونه از نسل آینده مون مراقبت کنه 🙏🏼
Read more
. <span class="emoji emoji1f447"></span> <span class="emoji emoji1f447"></span> <span class="emoji emoji1f447"></span>. . هنر دوست عزیز @ramina.fakher كِي اِف سي ميل داريد؟؟؟ . . مرغ کنتاکی یا kfc یکی از خوشمزه ...
Media Removed
. . . هنر دوست عزیز @ramina.fakher كِي اِف سي ميل داريد؟؟؟ . . مرغ کنتاکی یا kfc یکی از خوشمزه ترین و محبوب ترین غذاهای سرخ كردني جهانه که با گوشت مرغ تهیه میشه. کی اف سی( kfc ) مخفف کلمه Kentucky Fried Chicken است که معنی فارسیش ميشه مرغ سوخاری کنتاکی . جالبه بدونيد برند kfc اسم يه رستوران ... . 👇 👇 👇. .
هنر دوست عزیز
@ramina.fakher
كِي اِف سي ميل داريد؟؟؟
.
.
مرغ کنتاکی یا kfc یکی از خوشمزه ترین و محبوب ترین غذاهای سرخ كردني جهانه که با گوشت مرغ تهیه میشه. کی اف سی( kfc ) مخفف کلمه Kentucky Fried Chicken است که معنی فارسیش ميشه مرغ سوخاری کنتاکی .
جالبه بدونيد برند kfc اسم يه رستوران زنجیره ای امریکاییه که در جهان بیش از سیزده هزار شعبه داره و تنها غذایی که سرو می کند مرغ کنتاکیه.
حالا اگه بتونیم خونگيش رو تهیه کنیم كه از سلامتش هم مطمئن باشيم که دیگه نور علی نوره
__

اول از همه  مرغ  رو با نمك و پياز خرد شده چند ساعت توي ظرف در بسته گذاشتم تو يخچال.
تو سه تا ظرف : اولي مخلوط آرد سفيد و ادويه جات ( فلفل سياه و قرمز ، پاپريكا، نمك، پودر سير)
دومي: دوتا تخم مرغ هم زده
سومي : پودر سوخاري پانكو (يا هر پودر سوخاري ديگه اي كه خودتون دوست داريد)
بعد تابه رو گذاشتم روي گاز و مقداري ( از حد معمول بيشتر ) روغن توي تابه ريختم داغ شد.
فيله هارو به ترتيب اول تو آرد سفيد ، بعد تخم مرغ و در آخر تو پودر سوخاري زدم و انداختم تو تابه با شعله ي ملايم حسابي برشته و مغز پخت شه.
__
#سيب_زميني_آكاردئوني
فر يا توستر رو با درجه ١٨٠ روشن كنيد تا گرم شه.
سيب زميني هارو با استفاده از فرچه يا اسكاج خوب بشوريد و يه سيخ چوبي رو از عرض سيب زميني ها با نهايت قدرت💪 داخل #سيب_زميني فرو كنيد به طوري كه با كف سيب زميني ها ١ سانتيمتر فاصله داشته باشه بعد با استفاده از چاقوي تيز برش هاي طولي نازك موازي با هم روي سيب زميني ها ايجاد كنيد ( برش ها رو بايد تا حدي عميق بزنيد كه لبه ي چاقو به سيخ چوبي ها اصابت كنه)
تو يه ظرف كره رو ذوب كنيد و ادويه جات دلخواهتون رو بهش اضافه كنيد من از فلفل، آويشن و نمك استفاده كردم  اما در صورت تمايل ميتونيد پودر سير هم بهش اضافه كنيد.
سيخ هارو از داخل سيب زميني ها خارج كنيد سپس
با فرچه سيليكوني مواد كره اي رو روي سطح پوست سيب زميني ها بماليد و بذاريدشون داخل فر.
بعد از نيم ساعت لايه ها شروع به باز شدن ميكنن ، از فر خارجشون كنيد و يكباره ديگه با از مواد كره اي روي سيب زميني و ما بين لايه ها بماليد و مجدادا بذاريد داخل فر و چهل دقيقه ديگه بهش فرصت بدين تا خوب مغز پخت شه و نوش جان😋
پ . ن : ده دقيقه آخر ميتونيد مقداري پنير موزارلا و جعفري ساتوري شده روي سيب زميني ها بپاشيد تا خوش طعم تَر شه👌..
برای دیدن دستورات مشابه هشتک زیر را لمس  کنید.
#مرغ_پرشین_شفز
#فست_فود_پرشین_شفز
#دورچین_غذا _پرشین_شفز
_____
Tag your photos with 👇.
#persian_chefs
_____
Read more
هرجای دنیا که باشم دور یا نزدیک دلخوشم به اینکه گوشی رو بردارم بهت زنگ بزنم و بگم برام دعا کن امروز کارم ...
Media Removed
هرجای دنیا که باشم دور یا نزدیک دلخوشم به اینکه گوشی رو بردارم بهت زنگ بزنم و بگم برام دعا کن امروز کارم گره خورده،امروز مشکل دارم امروز حالم خوب نیست و شک ندارم که تو فرشته مستجاب الدعوه روی زمینی و من معجزه دعاهات رو همیشه تو زندگیم دیدم و لمس کردم ،ببخ هرجای دنیا که باشم دور یا نزدیک دلخوشم به اینکه گوشی رو بردارم بهت زنگ بزنم و بگم برام دعا کن امروز کارم گره خورده،امروز مشکل دارم امروز حالم خوب نیست و شک ندارم که تو فرشته مستجاب الدعوه روی زمینی و من معجزه دعاهات رو همیشه تو زندگیم دیدم و لمس کردم ،ببخ
Loading...
. . معنی انتظار را درک می کنی؟ اگر لحظه ای به نگاه او خیره شوی انتظار را با تمام زجرهایش لمس خواهی کرد. چشمان آن مادر فرتوت، چشمانی که با تو گفت وگو می کنند، با تو که حالا قد کشیده ای و سرو قامتت به زمین و زمان فخر می فروشد. آیا در نگاه مادرت می خوانی گلایه های تنهایی را؟! نگاهی که لرزان است و نمناک! لحظه ... .
.
معنی انتظار را درک می کنی؟ اگر لحظه ای به نگاه او خیره شوی انتظار را با تمام زجرهایش لمس خواهی کرد. چشمان آن مادر فرتوت، چشمانی که با تو گفت وگو می کنند، با تو که حالا قد کشیده ای و سرو قامتت به زمین و زمان فخر می فروشد. آیا در نگاه مادرت می خوانی گلایه های تنهایی را؟!
نگاهی که لرزان است و نمناک! لحظه ای در نگاهش زل بزن تا بشنوی آوای تنهایی اش را. خوب گوش کن! راحت می توانی بشنوی، او می گوید: ۹ ماه در انتظار ماندم تا صدای اولین گریه ات، آخرین ثانیه انتظارم باشد. اما نشد! باز هم منتظر ماندم تا راه رفتنت گل های قالی را معطر کند. تو راه رفتی و با هر بار زمین خوردنت گل قلب من پرپر شد، تو بر روی سرزمین دلم قدم می گذاشتی اما هیچ وقت نفهمیدی! منتظر شدم تا بزرگ شوی، منتظر ماندم تا روزی سر سفره عقدت، عقده های انتظارم را با دانه های اشک پاک کنم. من همیشه در انتظار بودم و امروز هم منتظرم امروز در خانه ای که متعلق به من نیست چشم به در دوخته ام تا بعد از یک بهار به دیدنم بیایی! اما نمی دانم که کدام زنگ خانه سالمندان با انگشتان قوی تو فشرده خواهد شد. نمی دانم که امسال بهارم را معطر خواهی کرد یا نه؟
کاش یک بار به خانه دلم سری می زدی، سر می زدی تا بگویم که چقدر تنهایم
.

#Chaloos
#Chalos
#Chalous
#ChalusCity
#Chalusroad
#Noshahr
#Nowshahr
#Motelghoo
#kelardasht
#Hachirood
#Marzanabad
#Namak_abrood
#Mazandaran
#Iran
#شمال
#چالوس
#نوشهر
#نمک_آبرود
#کلاردشت
#متل_قو
#هچیرود
Read more
. ﷽ بشنو ای محبوب که من حقیقت جهانم و مرکز دایرۀ وجودم ستارگان را زينت اسمانت قرار دادم و بر حدوث نفست طفل جانت را افريدم من ادراک را در تو آفریدم تا آئینۀ دیدار من باشد اگر مرا نظاره کنی، مرا و خود را خواهی یافت و اگر خود را نظاره کنی، مرا و خود را گم خواهی کرد ای محبوب! چه بسیار که تو را خواندم و ... .

بشنو ای محبوب
که من حقیقت جهانم
و مرکز دایرۀ وجودم
ستارگان را زينت اسمانت قرار دادم
و بر حدوث نفست طفل جانت را افريدم
من ادراک را در تو آفریدم تا آئینۀ دیدار من باشد
اگر مرا نظاره کنی، مرا و خود را خواهی یافت
و اگر خود را نظاره کنی، مرا و خود را گم خواهی کرد
ای محبوب!
چه بسیار که تو را خواندم
و تو آوای من نشنیدی
پس خود را چون عطر دلاویزی در فضای عالم پخش کردم
و مشام جان تو آن را احساس نکرد
پس خود را بر خوان هستی طعامی خوش و مائده ای شیرین ساختم
و تو از آن تناول نکردی
چرا نمی توانی به من دست یابی
چرا نمی توانی در لمس اشیاء مرا احساس کنی
و در شمامۀ گل سرخ مرا ببویی
چرا آخر چرا؟
Read more
Loading...
خودت غلط می‌کنی بی‌شرف سفاک؛ تو غلط کرده‌ای تمام این سال‌ها دیگران را از حقوق‌شان محروم کرده‌ای؛ غلط کرده‌ای خون‌خوار که دستت را به خون بی‌گناهان آغشته‌ای و به زودی خواهی فهمید چه غلطی کرده‌ای و بذر ستم، خرافات و خشونتی که در این خاک کاشته‌ای چه میوه‌ای خواهد داشت؛ افسوس خواهی خورد که چرا از سرنوشت ... خودت غلط می‌کنی بی‌شرف سفاک؛ تو غلط کرده‌ای تمام این سال‌ها دیگران را از حقوق‌شان محروم کرده‌ای؛ غلط کرده‌ای خون‌خوار که دستت را به خون بی‌گناهان آغشته‌ای و به زودی خواهی فهمید چه غلطی کرده‌ای و بذر ستم، خرافات و خشونتی که در این خاک کاشته‌ای چه میوه‌ای خواهد داشت؛ افسوس خواهی خورد که چرا از سرنوشت شاه و قذافی و صدام و... عبرت نگرفتی...
تو غلط می‌کنی به مردم من توهین کنی و حیف که نه می‌توانیم خود را تا سطح کرم‌هایی چون تو پایین بیاوریم و متناسب با شعور و لیاقتت پاسخ بدهیم و نه کلمه‌ای یافت می‌شود که میزان پلشتی و حقارت تو را توصیف کند...
به قول مریم هوله:
«وای اگر کودکان بزرگ می‌شدند
لنگه کفشی برای تو کافی بود...»
.
کودکان بزرگ شده‌اند و پایانت نزدیک است...
.
پی‌نوشت: رفقایی که دائم در کامنت‌ها به احتمال ادیت صدا اشاره می کنند توجه کنند که درصورت حقیقت داشتن این موضوع بازهم تاثیری در ماهیت حرف‌هاش نداشته و حتی اگر مخاطب اون توهین مردم نبوده باشند، این جنایتکار دارد با وجود این همه کشتار و جنایت در برابر اعتراضات مردم، آشکارا از نیروهای نظامی انتقاد می‌کند و فرمان سرکوب شدیدتر می‌دهد... همین برای من کافی‌ست که به او بگویم: تو غلط می‌کنی!
به نظر من موضوع ادیت شدن فایل، بهانه‌ی عوامل سیستم است برای ماست‌مالی ماجرا و تکرارش فقط به تردید در ماهیت این جانی و مزدورانش خواهد انجامید و در شانه خالی کردن از مسئولیت به آنها کمک می‌کند؛ فرض می‌کنیم این جانی به مردم توهینی نکرده، باز هم غلط می‌کند فرمان سرکوب و کشتار بدهد...
پانوشت دوم!: واکنش نخست من به شنیدن فایل صوتی بدون توجه به ادیت شدن یا نشدن آن بود اما همانطور که توضیح دادم برای من ذره‌ای اهمیت ندارد و بدون توجه به صدای بالا هم با گوشت و پوست این حقیقت را لمس کرده‌ام که همین رویکرد را در عمل هم دنبال کرده است و همین برایم کافیست که به او بگویم: غلط کرده‌ای!
تکرار «جعلی بودن فایل» در کامنت‌ها آب به آسیاب سیستم ریختن یا نشانه‌ی ناآگاهی‌ست یا قصد و غرض دفاع از سیستم است و واکنش مناسب می‌طلبد.
Read more
چیزی پشت درِ #پاییز جا مانده است! چیزی مثل امیدِ هزار رنگِ آخرین تک برگِ به جا مانده بر درخت، که با هر ...
Media Removed
چیزی پشت درِ #پاییز جا مانده است! چیزی مثل امیدِ هزار رنگِ آخرین تک برگِ به جا مانده بر درخت، که با هر رنگش نقشی با دلهره از آخرین دیدار می آفریند و به ناگاه همه نقشهایش در هجوم بادِ ناسازگار زمانه بر آب می شود و از حسرتِ ندیدنِ آخرین سپیده فردا، بر خود می پیچد و بر خاک می شود. چیزی پشت در پاییز جا مانده است ... چیزی پشت درِ #پاییز جا مانده است! چیزی مثل امیدِ هزار رنگِ آخرین تک برگِ به جا مانده بر درخت، که با هر رنگش نقشی با دلهره از آخرین دیدار می آفریند و به ناگاه همه نقشهایش در هجوم بادِ ناسازگار زمانه بر آب می شود و از حسرتِ ندیدنِ آخرین سپیده فردا، بر خود می پیچد و بر خاک می شود. چیزی پشت در پاییز جا مانده است ! مثلِ بی قراری خاک از لمس ِخنکای نسیمی که شوق روییدن به آن می دهد و  شوقی که به ناگاه در تاخت و تازِ  بی شرمِ روزگار، در نطفه یخ می زند و خاکی که باز خاموش می ماند. چیزی پشت در پاییز جا مانده است! چیزی  مثلِ حسرت من از لمسِ واپسین نگاهِ تر تو، که لطافت جهان را به یکجا در خود باز می تاباند ... سارا.
خداحافظ زيباي هزار رنگ من
Read more
. بعضی روزا انگار زمان متوقفه. درد و رنج‌ها و غصه‌های روزهای عادی رو حس نمی‌کنی. مگه چند روز از این مدلیا پیش میاد؟ مگه چقدر می‌شه آدم برای یه روز همه دغدغه‌هاش رو بذاره پشت در؟ . شاید ده روز هم از اون پست زندگی موازی و عکس خونه‌های ایده آلمون نگذشته؛ من پا گذاشتم تو خونه‌ای که خیلی نزدیک بود بهش.. ... .
بعضی روزا انگار زمان متوقفه. درد و رنج‌ها و غصه‌های روزهای عادی رو حس نمی‌کنی. مگه چند روز از این مدلیا پیش میاد؟ مگه چقدر می‌شه آدم برای یه روز همه دغدغه‌هاش رو بذاره پشت در؟
.
شاید ده روز هم از اون پست زندگی موازی و عکس خونه‌های ایده آلمون نگذشته؛ من پا گذاشتم تو خونه‌ای که خیلی نزدیک بود بهش.. من به نشونه‌ها خیلی اعتقاد دارم.
من به نظریه‌ی "شش درجه‌ی جدایی" هم خیلیییییی اعتقاد دارم. (همون نظریه که می‌گه بین شما و هرررر آدمی که تو ذهنتون میاد، تنها شش نفر فاصله‌ست و یا در طول عمرتون به اون شش نفر برمی‌خورین و به اون آدم تو ذهنتون می‌رسین، یا ممکنه تا الآن فقط یکی دوتاش رو دیده باشین و هنوز راه باشه..)
#6degreesofseperation
.
دیروز انقدر بورژوآ بود که اصن نگم!
یه طرف نیما از اورجین‌های مختلف دنیا قهوه دم می‌کرد، یه طرف سارا از جمع الهام می‌گرفت و قطعه موسیقی می‌ساخت، یه طرف راجع به انواع کاج در دنیا مطالعه می‌کردن.
و من احساس می‌کردم باید با تمام حواسم، گوش و چشم و لامسه و .. حتی دوربین همه چیز رو جذب کنم. چون یه روز خاصه که از زندگی عادی دوره. من پامو که بذارم بیرون، دیگه دنیا انقدر پرفکت نیست.
("این واژه به دستهٔ بالاتر یا مرفه وسرمایه دار در جامعه اطلاق می‌شود. این دسته قدرت خود را از استخدام، آموزش و ثروت به دست می‌آورند و نه لزوماً ازاشراف‌زادگی."
به این دلیل گفتم بورژوآ که یکی از معانی این کلمه به قدرتی که از علم و آموزش میاد تعلق داره و واقعا همه در مورد مسائلی حرف می‌زدیم که توش علم داشتیم. و منظور من تنها همین بخش بود و قشنگ می‌شه که به منظور من اهمیت بدین نه تصورات خودتون.)
.
تو راه برگشت با نیما حرف می‌زدیم که، ما چیزی که تقریبا خیلی به دنیای ایده‌آل تو ذهنمونه رو دیدیم و لمس کردیم و زندگی کردیم. حالآ می‌دونیم چقدر باید کار کنیم تا بهش برسیم. حالآ تکلیفمون با خودمون مشخص‌تره..
و از این لذت می‌بریم که زندگیمون هر روز داره شکل بیشتری می‌گیره و یه آینده‌ی نامعلوم که عین پازل می‌مونه، چجوری قطعه قطعه‌هاش رو باهم پیدا می‌کنیم.
.
من پونصد میلیون عکس گرفتم از این خونه تا بعدا یادم بمونه حرفش رو زدم و به چشم دیدم و چقدر بعدها برای رسیدن بهش تلاش می‌کنم.
(البته که برای عکس گرفتن اجازه هم گرفتم.)
و شاید فک کنین هر پونصد میلیونش رو شیر نمی‌کنم و چشماتون خون نمیاد، که باید بگم #هارهورهیر!
.
دلم برای اون سگ گنده‌های دلبر تنگ شده.
ببینین کی بی‌جنبه‌ترین دختر عالم هستیه؟
Read more
پستِ #سفارشي نمی دونم از كجا شروع كنم؟ از خوبيت از اميدت از حرفهای پر از ماهت يا از چشات و گونهات كه من كشته خوب میدونی كه چه قدر دوستت دارم وخوب میدونی ارزشت بيشتر از اين حرفهاست تو برام مثل بارونی كه برام هميشه سبكی مياره مثل بارون از آسمون به دل عاشق من می باره مثل بارون صدات برای دل آدمی آرام و نرمه ... 🙈پستِ #سفارشي

نمی دونم از كجا شروع كنم؟
از خوبيت از اميدت از حرفهای پر از ماهت يا از چشات و گونهات كه من كشته خوب میدونی كه چه قدر دوستت دارم وخوب میدونی ارزشت بيشتر از اين حرفهاست تو برام مثل بارونی كه برام هميشه سبكی مياره مثل بارون از آسمون به دل عاشق من می باره مثل بارون صدات برای دل آدمی آرام و نرمه چه خوبه بودنت چه خوبهه احساست و حتی لمس كردنت انقدر دوست دارم به اون شونه هات سرم بزارم حرفهای دلم بهت بگم باهات گريه كنم باهات بخندم و هر لحظه به چشمای پر مهرت نگاه كنم چون اون چشمات من به زندگی بيشتر وابسته می كنه. هر موقع صداي قشنگت می شنوم دلم می لرزه يه جوری اروم و هيجان زده ميشم از خودم از بودنم جدا ميشم و خودم به تو ميسپارم اگه تو دلم باشی باز دلم واست تنگ میشه خوب میتونی از چشام بخونی كه حتی بودنت گفتنت خواستنت و همه چيزت برام از همه كس باارزش تر. مي دونی ، زندگي من مثل يه كاغذ سياه كه تو نقطه ی سفيدش هستی و هر لحظه كه عشق من به تو زياد مي شه اون نقطه به اوج خود می رسه و بزرگتر میشه و زندگی يه رنگ ديگه با تو می گيره هيچ كس تو رو از من نمی تونه بگيره حتی خودت چون اسمت ، عشقت و بودنت تو دلم حك شده و محاله كه پاك شه يعني خودم هم نمی زارم پاك شه عشقت برام مثل گلهای بهاره هر روز تازه تر می شه به جای اينكه تكراري شه هر روز بوی قشنگتری به خودش مي گيره عشقت برام خيلی تازه و تازه تر هست مثل بوی بارون و مثل هوای ابری که دوتامون عاشقشیم.
فاطمه جان....
مهربان من...
ببخش منو که بعضی وقتها با حرفی یا نگاهی دل قشنگت میشکنم....
تمام دلخوشی من ...
باش تا باشم...
عاشقونه میپرستمت... _________________
شماهم ميتونين با كمترين هزينه عشقتون و سوپرايز كنين 😋
جهت سفارش پست و تبليغات وسفارش استيكر به دايركت پیام بدین 👇
.
❌دسترسی به كانال تلگرام ازطریق لینک داخل بیوپیج ❌
➖➖➖➖ ➖➖
#دالان_عشق🎈
Read more
Loading...
پدر و مادرم از زمان کودکی من جدا شدند و من از همان وقت پدرم را ندیدم ، مادرم ازدواجی مجدد کرد و زمانی که ...
Media Removed
پدر و مادرم از زمان کودکی من جدا شدند و من از همان وقت پدرم را ندیدم ، مادرم ازدواجی مجدد کرد و زمانی که نه ساله بودم مورد ازار جنسی همسر مادرم قرار میگرفتم ، او شبانه به سراغم میامد و بدنم رو لمس میکرد ،مادرم هم در مقابل کوچک ترین حرفی درباره او واکنش های تندی نشان میداد و حرف های من را پای خراب کردن زندگیش ... پدر و مادرم از زمان کودکی من جدا شدند و من از همان وقت پدرم را ندیدم ، مادرم ازدواجی مجدد کرد و زمانی که نه ساله بودم مورد ازار جنسی همسر مادرم قرار میگرفتم ، او شبانه به سراغم میامد و بدنم رو لمس میکرد ،مادرم هم در مقابل کوچک ترین حرفی درباره او واکنش های تندی نشان میداد و حرف های من را پای خراب کردن زندگیش میگذاشت .تا توانستم جنگیدم و مقاومت کردم تا اینکه ۱۸ سالگی من را از خانه بیرون کرد .
این راز سالها با هیچکس گفته نشد تا با کسی که دوستش داشتم ، و او در مدت دو سال دوستی هیچ اشاره ای با این موضوع نکرد...
تا بعد از ازدواج و شروع اینکه با هر دعوا و بحثی همسرم این درد را مانند پتک سرم میکوبد...
از رابطه ی نابود شده ی خود با مادرم نمیگویم که بعد از ۸ سال قهر و جدایی و حتی طلاق از ان مرد ، این رابطه چه شکلی به خودش گرفته ، بارها و بارها فکر کرده ام ان روز ها که من پناه میخواستم ، مادرم پناهی نبود ، چگونه باید حتی با گذشت ساله این درد را ندیده گرفت و او را بخشید ؟
این پایان داستان من نیست ، حدود ۱۸ سالگی با اقایی اشنا شدم و برای دیدنش به محل کارش که مغازه ای بود رفتم ، او هم به بهانه ی دیدن همسایه ها و حرف دروردنشان کرکره مغازه را پایین داد و به من نزدیک شد و تجاوز کرد...
تقلا و التماس من هم کاری از پیش نبرد ...
بعد ها فکر میکردم بویی از انسانیت برده است و بازگشتم تا بگویم به پرده بکارتم اسیب رسیده اما جوابی که شنیدم تلخ و زجر اور بود : دخترایی مثل تو با امثال من میخوابند که بعدا با بقیه بخوابن!
امید دارم که داستان تلخ من عبرتی شود برای تکرار نکردن سکوت ها توسط همه ی همجنسانم ...
#dontremainsilent #hearmenow
Read more
• نیمه شب است و تنها روشنایی تاریکی‌ست... چشمانت را بستی و مژه‌هایت را در آغوش هم قرار داده‌ای، آری ...
Media Removed
• نیمه شب است و تنها روشنایی تاریکی‌ست... چشمانت را بستی و مژه‌هایت را در آغوش هم قرار داده‌ای، آری سیاهی تنها نیست. _ نمی‌توانم نگاهم را از صفحه‌ی روشن مقابلم دور. تنها اسم تو را می‌بینم، ناخودآگاه صفحه را لمس می‌کنم به امید پیامی از جانب تو، اما هیچ نیست. بازگشت به صفحه‌ی عقب، درخشش نام تو در ...
نیمه شب است و تنها روشنایی تاریکی‌ست...
چشمانت را بستی و مژه‌هایت را در آغوش هم قرار داده‌ای، آری سیاهی تنها نیست.
_ نمی‌توانم نگاهم را از صفحه‌ی روشن مقابلم دور. تنها اسم تو را می‌بینم، ناخودآگاه صفحه را لمس می‌کنم به امید پیامی از جانب تو، اما هیچ نیست.
بازگشت به صفحه‌ی عقب، درخشش نام تو در دید من، لمس صفحه، پوچی خبر! تکراری عبث و بیهوده...
خسته از این تکرار این بار من چشمانم را می‌بندم، خودم را در خواب تو تصور می‌کنم. جلوی آینه‌ای ایستاده‌ام. صدایم می‌زنی، برمی‌گردم. تصور کلیشه‌ای دختری با موهای بلند و چشمانی درشت در لباسی سفید اجتناب‌ناپذیر است. می‌گویم جانم! و بعد صدها پاسخ را متصور می‌شوم اما به مانند همیشه همان یک جواب دور از ذهن را می‌گویی: تو اینجا چه کار می‌کنی؟
چشمانم را سریع باز می‌کنم! حتی اگر تو در تصور من، خواب مرا ببینی باز هم غریبه بودنم همراه من است.
#دلنوشته‌های‌من
Read more
| @mehr.ghorbani | دست زیبایِ تو در خاطر من عشق؛ جاری ز سرِ انگشتت من ز دستان تو عاشق گشتم و تنم ...
Media Removed
| @mehr.ghorbani | دست زیبایِ تو در خاطر من عشق؛ جاری ز سرِ انگشتت من ز دستان تو عاشق گشتم و تنم باز بسوخت، لمس و بی‌لمس، ز سرِ انگشتت دل من عاشق دستان تو شد وین فسانه که در آن سرگشته‌م لمس و بی‌لمس ز نـگاه و تـن و یـادم همه غـافل گشتم عشـق جاری‌ست ز سرِ انگشتت عشق جاری‌ست ـ مهرداد قربانی ـ ‏@mehr.ghorbani #مهرداد_قربانی ‏ #miantitr | @mehr.ghorbani |

دست زیبایِ تو در خاطر من
عشق؛ جاری ز سرِ انگشتت
من ز دستان تو عاشق گشتم
و تنم باز بسوخت، لمس و بی‌لمس، ز سرِ انگشتت
دل من عاشق دستان تو شد
وین فسانه که در آن سرگشته‌م
لمس و بی‌لمس
ز نـگاه و تـن و یـادم همه غـافل گشتم
عشـق جاری‌ست ز سرِ انگشتت
عشق جاری‌ست

ـ
مهرداد قربانی

ـ
‏@mehr.ghorbani
#مهرداد_قربانی
‏ #miantitr
Loading...
<span class="emoji emoji1f3ad"></span> زندگی در تیاتر، خود اسمش بود! زندگی در تیاتر رو تو دو ساعت دیدم...از همون ابتدا که وارد سالن شدم، ...
Media Removed
زندگی در تیاتر، خود اسمش بود! زندگی در تیاتر رو تو دو ساعت دیدم...از همون ابتدا که وارد سالن شدم، بازی شروع شده بود! ایمان صیاد برهانی، همون اول کار، من رو محو تماشا کرد...به معنای واقعی، با تک تک سلول‌ها و ریزترین ذرات وجودش، روی صحنه می‌رقصید...زندگی می‌کرد! حرکات بدن، صورت، بیان خوب...همه‌شون ... 🎭
زندگی در تیاتر، خود اسمش بود! زندگی در تیاتر رو تو دو ساعت دیدم...از همون ابتدا که وارد سالن شدم، بازی شروع شده بود! ایمان صیاد برهانی، همون اول کار، من رو محو تماشا کرد...به معنای واقعی، با تک تک سلول‌ها و ریزترین ذرات وجودش، روی صحنه می‌رقصید...زندگی می‌کرد! حرکات بدن، صورت، بیان خوب...همه‌شون من رو میخکوب کردن و واقعاً کاراکتر رو لمس کردم...محو شده بودم تو ثانیه ثانیه این اجرای فوق‌العاده...حتی پُک‌ها به سیگار...! یه تازه‌وارد که محو تماشای یه بازیگر خوب تیاتره، و به مرور، خودش پیشرفت می‌کنه، تا جایی که رابرت مغرور ازش می‌خواد تا کمتر خوب باشه! کمتر خودش رو نشون بده...! رابرتی که شاید تو زندگیش در تیاتر، گم شد و به باد انتقاد گرفته شده بود و سقوط کرد...ولی ولی ولی...میرسعید خان مولویان به این سادگی از ذهنم پاک نمی‌شن! امان از این بازی عالی! نه فقط اکت که حتی صدا و بیان ناب...همه و همه درگیرم کردن! جوری که مدام به ذهنم فشار می‌آوردم که چه بازی دیگه‌ای ازشون دیدم و چطور ممکنه این اولین نمایشی باشه که ازشون می‌بینم!
و اما مترجم! آقای داریوش مؤدبیان رو از صداشون و آواز قو یادمه! ترجمه‌ای از خودشون نخونده بودم، یا متن اصلی این نمایش رو، اما با توجه به مدل اجرا حدس می‌زنم که خیلی وفادار بودن...

زندگی در تیاتر، شاید خیلی جاها، شبیه زندگی‌های خودمون بود! نه فقط هنرمندانی که خاک صحنه می‌خورن و سن بهشون وفا نمی‌کنه...چقدر حرف داشت برای زدن...این نمایش، خودِ خودِ تیاتر بود...حتی خودِ صورتک‌های تیاتر...کمدی و تراژدی...خنده و گریه! تضاد...صعود و نزول...بزرگ شدن و کوچیک شدن...رشد کردن و آب رفتن...بالا رفتن و پایین اومدن...پیشرفت و پسرفت...شهرت و گمنامی...
دیگه فقط می‌تونم بگم آقایان مولویان، برهانی، مؤدبیان و برهمنی...و احسنت به هوش و انتخاب نوید خان محمدزاده!

تنها ایراد که هییییچ ربطی به این نمایش و دست‌اندرکارانش نداره:
تیاتر مستقل تهران...فضای به این کوچیکی، نباید این همه بلیط خارج از ظرفیت بفروشه...راهروی تیاتر مستقل دست کمی از قطارهای متروی تهران نداشت و واقعاً اذیت‌کننده بود اون جمعیت تو این فضای تنگ! از سالن هم که چیزی نگم بهتره...تهویهٔ افتضاح! با این حجم از جمعیت که خدا نکنه بلا یا حادثه‌ای ناگهانی پیش بیاد...واقعاً نمی‌دونم چی بگم دربارهٔ این بی‌فکری مسئولین...
حیف که باید اجراهای خوب رو تو چنین سالن‌هایی ببینیم...

پ. ن. ای مخاطب دانا! ای کسی که تشنه‌ای برای نوشیدن لحظات بی‌نظیر یک نمایش! برو و به تماشای این شاهکار بنشین! سخنم را...باور بدار!(فقط۲روز!)
Read more
🇲<span class="emoji emoji1f498"></span>🇳 #دوستت_دارم مثل اولین #حس گرم #لمس_دستانت همانقدر #آرام همانقدر #شرمگین و همانقدر #پرشور #من ...
Media Removed
🇲🇳 #دوستت_دارم مثل اولین #حس گرم #لمس_دستانت همانقدر #آرام همانقدر #شرمگین و همانقدر #پرشور #من #تو را تا ابد همانقدر بی نظیر دوست دارم . . 🇲 🇳 #M #maryam #مریم #همنفس #hamnafas70 # #عشق #LOVE #نعیم #naeim #م #n #hamnafas # 🇲💘🇳
#دوستت_دارم
مثل اولین #حس گرم #لمس_دستانت
همانقدر #آرام
همانقدر #شرمگین
و همانقدر #پرشور
#من #تو را تا ابد
همانقدر بی نظیر دوست دارم
.
.
🇲 💝🇳
#M #maryam #مریم #همنفس #hamnafas70 # #عشق #LOVE #نعیم #naeim #م #n #hamnafas #
لمس تن تو شهوت است و گناه حتی اگر خدا عقدمان را ببندد... داغی لبت جهنم من است حتی اگر فرشتگان سرود ...
Media Removed
لمس تن تو شهوت است و گناه حتی اگر خدا عقدمان را ببندد... داغی لبت جهنم من است حتی اگر فرشتگان سرود نیکبختی بخوانند... لمس تن تو

شهوت است و گناه

حتی اگر خدا عقدمان را ببندد... داغی لبت جهنم من است

حتی اگر فرشتگان سرود نیکبختی بخوانند...
Loading...
باران که می بارد، خواب زانوهای شهر را به زمین می ساید، و پنجره های خانه مان در آغوش دیوار از هوش می روند، ...
Media Removed
باران که می بارد، خواب زانوهای شهر را به زمین می ساید، و پنجره های خانه مان در آغوش دیوار از هوش می روند، باران که می بارد، به خانه ام بیا، و دستانم را بگیر، من لمس انگشتان تو را دوست دارم.... باران که می بارد،
خواب زانوهای شهر را به زمین می ساید،
و پنجره های خانه مان در آغوش دیوار از هوش می روند،
باران که می بارد،
به خانه ام بیا،
و دستانم را بگیر،
من لمس انگشتان تو را دوست دارم....
: نقاب سکوت _________________________________ . . دلتنگے هایم گفتنے نیست نوشتنے هم نیست اگرعاشق ...
Media Removed
: نقاب سکوت _________________________________ . . دلتنگے هایم گفتنے نیست نوشتنے هم نیست اگرعاشق باشے برایت دیدنے ست لمس کردنیست تو بگو :دلتنگی هایم رادیدے ... گاهے دلتنگے هایم زیرنقاب سکوت پنهان مےشود و من بازهم بےصدا "دلتنگتم". . . __________________________ ۹۶/۱۲/۲۰ . ۱۷:۴۷ __________________ #زمستان #بی_تاب #دل #نفس #دلتنگ #دیدن #عاشق #پنهان #من #تو #گاهی #سکوت _____________ :
نقاب سکوت
_________________________________ .
.

دلتنگے هایم گفتنے نیست
نوشتنے هم نیست
اگرعاشق باشے
برایت دیدنے ست
لمس کردنیست
تو بگو :دلتنگی هایم
رادیدے ...
گاهے دلتنگے هایم
زیرنقاب سکوت
پنهان مےشود
و من
بازهم
بےصدا
"دلتنگتم". .
.
__________________________

۹۶/۱۲/۲۰
.
۱۷:۴۷
__________________

#زمستان #بی_تاب #دل
#نفس #دلتنگ #دیدن #عاشق
#پنهان #من #تو #گاهی #سکوت
_____________
. <span class="emoji emoji1f447"></span> <span class="emoji emoji1f447"></span> <span class="emoji emoji1f447"></span>. . هنر دوست عزیز @ashpazi.mojallal دوستان مهربان آدینه تون به خوشی امیدوارم یه روز عالی ...
Media Removed
. . . هنر دوست عزیز @ashpazi.mojallal دوستان مهربان آدینه تون به خوشی امیدوارم یه روز عالی کنار دوستان و عزیزانتون داشته باشید سلام ملیکوم🤚 امروز ۱۳۹۷/۱/۱۷ اومدم پیشتون با ی نون فرانسوی خوشمزه که مناسب برای #صبحانه با ی پنیر یا نوتلا و یا کرم ارده اس قبلا این #نون رو به شکل دوکی درست کرده ... . 👇 👇 👇. .
هنر دوست عزیز
@ashpazi.mojallal

دوستان مهربان آدینه تون به خوشی امیدوارم یه روز عالی کنار دوستان و عزیزانتون داشته باشید سلام ملیکوم🤚
امروز ۱۳۹۷/۱/۱۷ اومدم پیشتون با ی نون فرانسوی خوشمزه که مناسب برای #صبحانه با ی پنیر یا نوتلا و یا کرم ارده اس
قبلا این #نون رو به شکل دوکی درست کرده بودم اما اینبار مثل ی طناب پیچیده درست کردم
شما هم اگه نون پختن رو دوست دارید حتما امتحان کنید ، روز خوش ، در پناه حق ، یا علی
🤚French bread
مدت پخت ۳۰ دقیقه
آماده سازی دو ساعت
مواد لازم :
خمیر مایه ی فوری ۲ ق غ
سرکه سفید ۲ ق غ
نمک ۱ ق چ
شکر ۳ ق غ
آب ولرم ۲-۱/۲ پیمانه
روغن زیتون ۱/۳ پیمانه
آرد ۶ تا ۷ پیمانه
طرز تهیه ابتدا خمیر ترش فوری را داخل اب ولرم ریخته
شکر و سرکه را هم اضافه کرده و ده دقیقه استراحت میدهیم
نمک،روغن و ۲ فنجان از آرد را در میکسر ریخته
و به ترکیب بالا،بعد از استراحت،اضافه میکنیم
وقتی مخلوط یکدست شد
یک پیمانه دیگر آرد اضافه کرده و به مدت ۱۰ دقیقه در خمیر زن
یا بیست دقیقه با دست به روش صحیح ورز میدهیم
ظرف گودی را با روغن چرب کرده
خمیر را به ظرف منتقل میکنیم
تا حجم خمیر دوبرابر شده و وقتی انگشت خود را داخل خمیر فرو میبریم به حالت اول برنگردد.
حدودا مدت ۳۰ دقیقه تا یکساعت در جای گرم استراحت میدهیم
روی ظرف را حتما سلفون بکشید
بعد از استراحت اولیه خمیر
خمیر را کمی ورز میدهیم تا هوای اضافه گرفته شود
سپس به شکل و اندازه دلخواه چانه گرفته،و در سینی کاغذ انداخته شده خمیر را قرار داده و مجدد ۲۰ دقیقه استراحت میدهیم
برای انداختن خطوط
بعد از استراحت،با یک. کاتر تیز خطوط دلخواه را ایجاد کرده
سطح نان را کمی با سپری آب پاشیده
با الک آرد روی نان میپاشیم )من تو تصاویر به دلیل اینکه میخواستم خطوط فرم دلخواهم بشه،قبل از استراحت خط رو ایجاد کردم)
سپس فر را از قبل با دمای 375 فارنهایت
یا
190 درجه سانتیگراد گرم کرده
داخل یک سینی به اندازه یک لیتر آب ریخته و داخل فر میگذاریم همزمان با خمیر
نان در طبقه وسط قرار داده شود
مدت ۳۰ دقیقه
اگر تمایل به طلایی تر شدن داشتین
دو سه دقیقه شعله گریل رو روشن کنید
نوش جان
نوشته شده توسط :آرزومقدم🌹🌹🌹🌹 .
.

برای دیدن دستورات مشابه هشتک زیر را لمس  کنید.
#نان_پرشین_شفز
___________________
Tag your photos with 👇.
#persian_chefs
___________________
Read more
تو هم با ما نماندی... زندگی #فرهاد_مهراد به واقع، روایت عینی از جامعه دیروز و امروز ماست. خواننده‌ای ...
Media Removed
تو هم با ما نماندی... زندگی #فرهاد_مهراد به واقع، روایت عینی از جامعه دیروز و امروز ماست. خواننده‌ای که در ابتدا در #کوچینی با گروه #بلکتس ترانه‌های روز دنیا را به انگلیسی خواند و بعد با #مرد_تنها قدم به عرصه ترانه فارسی گذاشت. فرهاد، قبل از انقلاب شاید سیاسی‌ترین خواننده زمان بود. اما راویانش ... تو هم با ما نماندی... زندگی #فرهاد_مهراد به واقع، روایت عینی از جامعه دیروز و امروز ماست. خواننده‌ای که در ابتدا در #کوچینی با گروه #بلکتس ترانه‌های روز دنیا را به انگلیسی خواند و بعد با #مرد_تنها قدم به عرصه ترانه فارسی گذاشت.
فرهاد، قبل از انقلاب شاید سیاسی‌ترین خواننده زمان بود. اما راویانش مدعی هستند که به هیچ عنوان آدم سیاسی نبود. سانسور شد و خم به آبرو نیاورد. همزمان با ‎ #وحدت با انقلاب آمد و بعد از آن منزوی شد!
دهه ۶۰ کاملا سکوت پیشه کرد یا ساکتش کردند! دهه ۷۰ و ۸۰ نیز دو کنسرت کوچک و یک پیانو در ناکجاآباد فرهاد را دید. فرهادی که فرنگ‌ به دنبال او بود.
فرهاد ماند، مسافرکشی کرد، منزوی شد اما ایران را مثل دوستانش ترک نکرد مگر برای درمان! درمانی که نتیجه نداد و در فرانسه تمام شد.
اما پس از مرگ هم فرهاد، غریب و تنها بود. وصیتش بود که پس از مرگ، سوزانده شود. اما شرایط به گونه‌ای نبود که جنازه وی به ایران بیاید و سوزانده شود. لذا در همان حومه پاریس به خاک پیوست.
فرهاد نه به دنبال ثروت بود و نه شهرت! خواننده‌ای که شدید کتابخوان و اهل مطالعه بود.
حال کتابی با عنوان #فرهاد_و_دوستان به قلم خوب #حامد_احمدی توسط #انتشارات_نگاه روانه بازار شده است که به زعم من نزدیکترین و واقعی‌ترین روایت از زندگی‌ و آثار #فرهاد است.
به علاقه‌مندان فرهاد #پیشنهاد می‌کنم برای شناخت و درک وی این #کتاب مستقل را بخوانند و بزرگی وی را بار دیگر لمس کنند.
#پیشنهاد_کتاب
Read more
. كودكانه ١١٢ . دریغ که میکنند، شَک شروع میشود. شَک به دوست داشتنی بودنمان و به اینکه آیا به اندازه‌ی ...
Media Removed
. كودكانه ١١٢ . دریغ که میکنند، شَک شروع میشود. شَک به دوست داشتنی بودنمان و به اینکه آیا به اندازه‌ی کافی، کافی هستیم! دریغ که میکنند، هر چند سال هم که بگذرد، هر سنی هم که پیدا کنیم، باز شک میکنیم. شک به خودمان، به حرف‌هایمان به تصمیم‌هایمان و به هدف‌هایمان. دریغ که میکنند، شک شروع میشود. و ... .
كودكانه ١١٢
.

دریغ که میکنند، شَک شروع میشود.
شَک به دوست داشتنی بودنمان و به اینکه آیا به اندازه‌ی کافی، کافی هستیم!
دریغ که میکنند، هر چند سال هم که بگذرد، هر سنی هم که پیدا کنیم، باز شک میکنیم. شک به خودمان، به حرف‌هایمان به تصمیم‌هایمان و به هدف‌هایمان.
دریغ که میکنند، شک شروع میشود.
و آرام آرام دایره‌ی شک بیشتر میشود.
اول به دوست داشتنی بودنمان و بعد به دوست داشتنِ آدمها نسبت به خودمان.
و مدام از خودمان میپرسیم:
آیا واقعا مرا دوست دارد؟
تمام این سرگشتگی‌ برمیگردد به یک سوال اساسی که از کودکی‌مان در مخفی‌ترین اتاق‌های ذهنمان از خودمان میپرسیدیم؛ اینکه اگر دوست داشتنی‌ هستم چرا آنها دریغ کردند؟
هیچ‌ حسرتی برای یک آدم، بزرگ‌تر از حسرتِ محبت نیست.
وقتی کودک هستیم درست ترین و مهم‌ترین زمان برای دریافت محبت است. محبت باعث میشود احساس کنیم مهم هستیم و ما را دوست داشتنی میبینند و پدر و مادری که محبتشان را دریغ میکنند، بذری از شَک میکارند درست در وسط قلبِ هویتِ فرزندشان.
ما فرزندانِ نسلی مشترک هستیم که بیشترِ پدر و مادرهایمان نمیتوانستند ما را در آغوش بکشند. که نمیدانستند چطور محبتشان را ابراز کنند. ما فرزندان نسلی مضطرب و سرد هستیم که بیشتر از آنکه عشق را لمس کنیم شرم و حیا را حس کردیم.
و حال که به میانه‌های راه میرسیم شک میکنیم.
شک به اصیل بودنِ احساساتِ طرف مقابل و شک به احساساتِ خودمان.
داستانِ دریغ کردنشان، داستان غم‌انگیزی ست، اما غم‌انگیزتر از آن، دریغ‌ کردنِ خودمان است.
اینکه چقدر عجیب رفتارهایی را تکرار میکنیم که از آنها عمیقا آسیب دیده ایم و درست همانگونه که به ما عشق نورزیدند به خودمان عشق نمیورزیم.
راهِ عشق ورزیدن به خودمان از دیدنِ چشم‌هایمان شروع میشود.
امشب به چشم‌های خودتان در کودکی‌تان نگاه کنید.
آیا حضور عشق و محبت را حس میکنید؟
به چشم‌های زیبایتان نگاه کنید و آرام زمزمه کنید: تو کافی هستی و من آنگونه که هستی دوستت دارم و اگر لازم به تغییر باشد، کنارت با عشق خواهم ماند و تغییر را آغاز خواهیم کرد.
متن #پونه_مقیمی
Read more
ماشینو که توی حیاط پارک کردیم دیدم پشت چادر گلی مادرش قایم شده و همونطور که عروسکشو گرفته متعجبانه ...
Media Removed
ماشینو که توی حیاط پارک کردیم دیدم پشت چادر گلی مادرش قایم شده و همونطور که عروسکشو گرفته متعجبانه نگاهمون میکنه.هوا به شدت مرطوب و گرم بود.کیفمو روی زمین گذاشتم و بی اختیار رفتم کنارش،دستای ناز و کوچیکشو توی دستم گرفتم.هیچی نگفت.منم چیزی نگفتم.فقط نگاه میکرد.طوری که انگار از سیاره ی دیگه ای ... ماشینو که توی حیاط پارک کردیم دیدم پشت چادر گلی مادرش قایم شده و همونطور که عروسکشو گرفته متعجبانه نگاهمون میکنه.هوا به شدت مرطوب و گرم بود.کیفمو روی زمین گذاشتم و بی اختیار رفتم کنارش،دستای ناز و کوچیکشو توی دستم گرفتم.هیچی نگفت.منم چیزی نگفتم.فقط نگاه میکرد.طوری که انگار از سیاره ی دیگه ای باشیم.اسمش فاطمه بود.چهار یا پنج سال بیشتر نداشت و توی یکی از روستاهای قشم زندگی میکرد.با خودم فکر میکردم به تفاوت دنیاهامون و میدونستم که اون لحظه اونم به همین فکرمیکنه.اینکه تاچه اندازه ازهم دور و به هم نزدیکم.کارمون که تموم شد از اونجا رفتیم.چند ماه گذشت اما من فراموش نکردم.اون چشمها،لمس کردن دستهاش،اون رابطه ی مخفیانه عجیبی که تو یک ثانیه بینمون برقرار شد بدون هیچ حرفی...چطور میشه آخه؟عمیق ترکه فکرمیکنی میبینی هممون از یه پوست وخونیم وبه یه نژاد واصل برمیگردیم.چی شد که بینمون انقد فاصله و اختلاف به وجود اومد؟؟؟از کجا شروع شد؟

Photo by : @zariism 📷 #photography #photographyeveryday #ig_shutterbugs #photographer #photoart #art #light #instaphotography #beautiful #instagood #picoftheday #photooftheday #all_shots #tourism_iran #portraitphotography #iran_photographer #ir_aks #ir_akasbashi #ir_ak30 #akas_khone #ak_30 #ir_photo
#عکاس #عکاسی_هنری #عکاسی📷 #عکاسان #عکاسی #عکاس_خونه #عکاسی_پرتره #عکاسان_ایرانی
Read more
بودنت مرا که هیچ نفسهای باران را هم به شمارش حضورت مینوازد به عشق و در پیچ و تاب گیسوان شب دستان طلایی مهتاب تو را میسراید آنگونه که در هیچ نگاهی نمی توان یافت عطر نوازش چشمانت را... ببین چگونه است که در انتهای بودن حضورت آغازی ست و حس قدمهای وزین دل در پرچین خیالات حال و هوایی ست بس ... بودنت
مرا که هیچ
نفسهای باران را هم
به شمارش حضورت
مینوازد به عشق

و در پیچ و تاب گیسوان شب
دستان طلایی مهتاب
تو را میسراید
آنگونه که در هیچ نگاهی
نمی توان یافت
عطر نوازش چشمانت را... ببین چگونه است
که در انتهای بودن
حضورت آغازی ست
و حس قدمهای وزین دل
در پرچین خیالات
حال و هوایی ست
بس نمناک... بودنت
اینگونه است
و من...در این همه
دلبسته ام به دقایقی
که نفس کشم
لمس نوازش حضورت را
هرچند...کوتاه
و سرشار از رویا.....
Read more
میون تو و این همه آرزو،باید هرچی که دارمو پل کنم... دارم پیر میشم تو سی سالگی...چقد دیگه باید تحمل ...
Media Removed
میون تو و این همه آرزو،باید هرچی که دارمو پل کنم... دارم پیر میشم تو سی سالگی...چقد دیگه باید تحمل کنم؟ سی سال از به دنیا اومدنم گذشت...سه دهه...چقد سریع میگذره...همیشه تلاش کردم جوری زندگی کنم که آزارم به کسی نرسه و باعث آرامش دیگرام بشم،نمیدونم چقد موفق بودم ولی همیشه دوست داشتم این سبکی زندگی ... میون تو و این همه آرزو،باید هرچی که دارمو پل کنم...
دارم پیر میشم تو سی سالگی...چقد دیگه باید تحمل کنم؟
سی سال از به دنیا اومدنم گذشت...سه دهه...چقد سریع میگذره...همیشه تلاش کردم جوری زندگی کنم که آزارم به کسی نرسه و باعث آرامش دیگرام بشم،نمیدونم چقد موفق بودم ولی همیشه دوست داشتم این سبکی زندگی کنم...
پ ن یک : زندگی ارزش هیچ کل کلی رو نداره
پ ن دو : این عکس رو همسرم موقعی که داشتم با گوشیم از کیک عکس میگرفتم،از گوشی من و کیک شکار کرد !
پ ن سه : زندگی ارزش هیچ چیزی رو نداره،فقط باید تا میتونیم همو دوست داشته باشیم و به هم خوبی کنیم !
پ ن چهار : زندگی ارزش هییییچ چیزی رو نداره...
پ ن پنج : دوستتون دارم...
#تولد #کیک #زندگی #لمس #همین #ثانیه_هاست
Read more
. . اذا الجبال سُيِرت اذا السماءكُشِطت بِكش بكش بكش مرا باي ذنب قُتِلت به كوفتي ترين هوس كه ميزني ...
Media Removed
. . اذا الجبال سُيِرت اذا السماءكُشِطت بِكش بكش بكش مرا باي ذنب قُتِلت به كوفتي ترين هوس كه ميزني در آن نفس براي من مسجل است اذا النفوس زُوِجت چه روز ها چه شب چه شب وجب وجب و لمس تو نشاط ميدهد و اين نمي كند مُعطلت چه مستفيض و مشتعل چه من چه من چه منفعل بدك نمي شود ببوسم آن دو چشم مُشركت ؟ و لم و لم تو ميدهي ... .
. اذا الجبال سُيِرت اذا السماءكُشِطت
بِكش بكش بكش مرا باي ذنب قُتِلت
به كوفتي ترين هوس كه ميزني در آن نفس
براي من مسجل است اذا النفوس زُوِجت
چه روز ها چه شب چه شب وجب وجب و لمس تو
نشاط ميدهد و اين نمي كند مُعطلت
چه مستفيض و مشتعل چه من چه من چه منفعل
بدك نمي شود ببوسم آن دو چشم مُشركت ؟
و لم و لم تو ميدهي به من و لم يكن لهُ
اذا البحار فُجِرت اذا القبور بُعثِرت
به باد ميدهي تو زلف و ميخورد به چشم من
اذا الوحوش حُشِرت اذا البحار سُجِرت
و دست ميزني به من كه سر كشيده ام تو را
و مستِ مستِ مستِ مست اذا الجحيم سُعِرت
بهانه اي بهانه اي براي با تو بودنم
تو جور كن تو جور كن براي تن فشردنت
كه اين كند كه اين خورد كه آن كند كه اين بَرَد
نموده ام من اين همه براي دل سپردنت
حسين‌_قطبي #
فروردين ماه ٩٧ #weeditit
#bravogreatphoto #_ax_honari_
#topcaptures
#i_owe_myself #portrait_vision #pr0ject_uno #portraitpage
#thstreetlife #photoaxgram
#istgahe_honar
#Pic_firik_ #akasanejavan #Exploremore #portraitgames #ourmoodydays #visualambassadors #bleachmyfilm #humanedge #moodyports #portraitsfromtheworld #shotzdelight #portraitfolk #vscoportrait #theportraitpr0ject
#honar_doostan
Read more
. <span class="emoji emoji1f447"></span> <span class="emoji emoji1f447"></span> <span class="emoji emoji1f447"></span>. . هنر دوست عزیز @mitra_hilda.m #icecream . سلام عصرتون بخیر این شما و این بستنی 😎🤪 . برای ...
Media Removed
. . . هنر دوست عزیز @mitra_hilda.m #icecream . سلام عصرتون بخیر این شما و این بستنی 😎🤪 . برای تهیه این #بستنی 200 گرم خامه صبحانه 2 یا 3ق غذاخوری شیر عسلی بسته به سلیقه خودتون که شیرینیش چقدر باشه! نصف پیمانه شیر پودر کاکائو 1 ق چ البته میدونید که شیر عسلی رو خودتون میتونید تهیه کنید ... . 👇 👇 👇. .
هنر دوست عزیز
@mitra_hilda.m
#icecream
.
سلام عصرتون بخیر
این شما و این بستنی 😎🤪
.
برای تهیه این #بستنی
200 گرم خامه صبحانه
2 یا 3ق غذاخوری شیر عسلی بسته به سلیقه خودتون که شیرینیش چقدر باشه!
نصف پیمانه شیر
پودر کاکائو 1 ق چ
البته میدونید که شیر عسلی رو خودتون میتونید تهیه کنید با دستور #شف_طیبه عزیز
خامه وشیر عسلی رو با همزن مخلوط کنید بعد شیر رو اضافه کنید و هم بزنید یه مایع نسبتا غليظی باید داشته باشید من این ترکیب رو نصف کردم و اون یه ق پودر کاکائو رو به نصف مواد زدم و به مابقیش یه ق مربای توت فرنگی(اینو در نظر داشته باشید که اگه شما هم خواستید مربا بریزید مربا خودش شکر داره وشیرین پس خیلی شیرین نشه بستنی تون!) بعد این مواد رو تو قالبتون تقسیم کنید
این مواد چهار تا بستنی بهم داد.
چند ساعت تو فریزر بمونه وبعد بگیرید زیر آب و از قالبتون خارج کنید.
میتونید پوره ی میوه هم بزنید که خب خیلی #خوشمزه تر میشه .همینطور با موز و #نوتلا و خیلی خوش‌طعم میشه.
جاتون سبز🍃.
.

برای دیدن دستورات مشابه هشتک زیر را لمس  کنید.
#بستنی_پرشین_شفز
#دسر_پرشین_شفز
___________________
Tag your photos with 👇.
#persian_chefs
___________________
Read more
ديدين طرف رژيم داره ، ميره رستوران سالاد سفارش ميده و با خيال راااااحت خِرت خِرت همه رو ميخوره و تهشم ...
Media Removed
ديدين طرف رژيم داره ، ميره رستوران سالاد سفارش ميده و با خيال راااااحت خِرت خِرت همه رو ميخوره و تهشم ميگه آخييييش كم كالري به بدنم رسوندم ؟!؟🤔🤔 براي اون دسته از عزيزان با اين سبك تئوري : گلم ، اوني كه روش پنير پارمزان داره ، يا سس اش پر روغن زيتونه ، يا نودل تو سالادته ، يا كلي حبوبات و آجيل داره ، معلومه ... ديدين طرف رژيم داره ، ميره رستوران سالاد سفارش ميده و با خيال راااااحت خِرت خِرت همه رو ميخوره و تهشم ميگه آخييييش كم كالري به بدنم رسوندم ؟!؟🤔🤔
براي اون دسته از عزيزان با اين سبك تئوري :
گلم ، اوني كه روش پنير پارمزان داره ، يا سس اش پر روغن زيتونه ، يا نودل تو سالادته ، يا كلي حبوبات و آجيل داره ، معلومه كه سيرت ميكنه ، اما كالري هم داره قشنگم ! 😆
بچه ها ، من يه بار مربي ورزشم بهم گفت :
صبا جان بيايم به بدنت شوك بديم ! چند روز فقط ميتوني سالاد بخوري ؟!؟ 🧐
منم كه خوب از ديدم سالاد يني همين عكسايي كه ورق دارين ميزنيد بود ، گفتم بعله ! به راحتيييي👻 و مربيمم خوشحال شد كه من ميتونم خويشتن داري كنم و سالاد بخورم ! سرتون رو درد نيارم، اومدم خونه ، كينوا پختم ، كوس كوس ، لوبيا سفيد ، چيتي ، فيله مرغ مرينيت شده ، فيله گوساله ، سلمن دودي ، انواع سبزيجات جينگوله مستوني ! انواع بري ها ! اجيل مخصوص سالاد ! با چند مدل سس ، همه رو اماده كردم و گذاشتم تو يخچال كه هرموقع گشنم شد فقط سالاد بخورم 🙃🙃🙃 خوب من نميدونستم سالاد تو ذهن مربيم صرفا كاهو پيچ و خيار و گوجه و ليمو و روزي ٢ ق غ روغن زيتون بود !
🤷🏼‍♀️🤷🏼‍♀️🤷🏼‍♀️🤷🏼‍♀️
از كجا بايد ميفهميدم ؟! خوب از ديد من سالاد خيلي گسترده است 🤣🤣 آقا ما شروع كرديم ! منم كه چون گفته بود بهم هر موقع گشنت شد سالاد ، كلا تو روز گشنه بودم! فَك ام درد گرفته بود و لمس بود از جويدن ، ولي بازم گشنه ام بود ! كل روز لاي در يخچال بودم ! شب شد و سرديم كرد 🤭 اونم با عرقيات رد كرديم و رفت و بعد دو روز ، تمرين داشتم ! رفتم رو وزنه 🤦🏼‍♀️ ١/٥ كيلو اضافه شده بودم ! 😭 وقتي ازم پرسيد بنده خدا كه : مگه جز سالاد خيار و كاهو و گوجه چي خوردي ؟ فقط سعي كردم سكوت كنم ، و بگم : مربي نازنينم ! همون طور كه ورزش از ديد من ، يني نهايت هفته اي ٣ تا ١ ساعت و از ديد شما يني هر روز و كل روز ، تعريف سالاد هم از ديد شما با من اموزشگاه دار متفاوته 😆😆 خلاصه سعي كردم تو لفّافه و ملافه بپيچم و سوسكي رد كنم!
برا اينه كه چون اسمش سالاد هست ، نبايد خودمون رو خفه كنيم ! بيايم مثل صبا نباشيم 🤣😂🤣😂
ولي اين دوره سالاد رو بياين كه ساچ وو يني !
🌽مدرس :
سراشپز عمران
جمعه _هشتم تير
براي منو و دريافت هزينه دوره فقط با ما تماس بگيريد عزيزان .
از پاسخ در دايركت معذورم
٠٢١٢٢٧٩٥٨٩٠
٠٩١٩٨٠٢٨٢٤٣
Read more
روزى شليك خواهم كرد تفنگم را. تفنگى كه يك فشنگ بيشتر ندارد. فشنگى كه از باروت نيست، فشنگى كه چاشنى اش فرياد است، بغض است، فشنگى كه چاشنى اش دلتنگى ست. مى چپانم در شقيقه ى آن دليلى كه تو را از من گرفت، مى چپانم در شقيقه ى روزگار، سرنوشت،و هر چه كه خواب هاى مرا نا آرام كرد. مى چپانم در شقيقه ى دلتنگى. مى ... روزى شليك خواهم كرد تفنگم را.
تفنگى كه يك فشنگ بيشتر ندارد.
فشنگى كه از باروت نيست،
فشنگى كه چاشنى اش فرياد است،
بغض است،
فشنگى كه چاشنى اش دلتنگى ست.
مى چپانم در شقيقه ى آن دليلى كه تو را از من
گرفت،
مى چپانم در شقيقه ى روزگار،
سرنوشت،و هر چه كه خواب هاى مرا نا آرام كرد.
مى چپانم در شقيقه ى دلتنگى.
مى چپانم در شقيقه ى آن چيزى و آن كسى كه :
تو را از من گرفت،
خوشى را از من گرفت،
كمرم را شكست،
روزگارم را بد كرد،
موهاىِ مادرم را سپيد كرد،
خنده هايم را محو كرد،
نوروزهايم را پر از بغض كرد،
نرگس هايم را بى بو كرد،
يلداهايم را بلند تر كرد،
نفس هايم را حبس كرد،
دستانمان را لمس كرد،
خنده هايم را مصنوعى كرد،
فردايم را بى معنا كرد،
زندگى ام را مرده كرد،
روزهاىِ نامردم را پوچ كرد،
و
لذتِ حس كردنِ نفس هاىِ تو را از من گرفت.
مى چپانم در وسطِ جمجه ى تقدير،
يا شايد هم ادم هاىِ نفرت انگيزى كه به ظاهر
دلتنگِ تو هستند و از ناچارى بى قراريت را مى كنند اما در جاىِ دِ گر خوشند،
را پشتِ سر هم
قطار كنم:
و طورى شليك كنم كه :
فشنگم درست از وسطِ كاسهِ مغزِ متظاهرِ
همه ى شان رد شود.
من تفنگم آماده است به سمتِ شقيقه ى
هر چه و هر تقديرى ،كه تو را از من گرفت؛
خدا را چه ديدى شايد هم كه شقيقه ى
خدا را نشانه گرفتم،
اما نه،شقيقه ى خدا را بوسه باران خواهم كرد.
چون خدا خودش تك تيرانداز است،.
شايد هم شقيقه ى خودم را نشانه گرفتم!؟
نمى دانم كدام شقيقه را خواهم چپاند،
اما مى دانم كه روزى اين تك فشنگ چپانده خواهد شد،
نه با صدا خفه كن
نه در خفا،
طورى مى چپانم كه صدايش در عرش به گوشت برسد.
طورى كه دلم صاف شود از دردى كه دارم.
صداى شليكى كه در لابلاى سكوتِ فرياد شده ام ؛خفه خواهد شد
طورى جمجمه را متلاشى مى كنم؛
كه دلم خنك شود،
اما دلم كه با اين ها خنك نمى شود،
ولى:
مهم اين است كه نوكِ مگسكِ تفنگم از روى شقيقه ى هدفم ،جُم نمى خورد.
مهم اين است كه دستم هنگام ِ شليك نمى لرزد،
چون يك فشنگ بيشتر ندارم.
مهم اين است :كه تيرم خطا نمى رود،
مهم اين است كه اين فشنگ شليك خواهد شد،
مهم اين است كه مى دانم هدفم كيست،
و مهم تر از همه اين است:
((كه ديگر هيچ چيز مهم نيست))
(راستى اگر اين تفنگ دستِ تو بود؛
به سمت كدام شقيقه نشانه مى گرفتى اش)؟؟؟؟
اصلا ولش كن خودم شليك خواهم كرد :
مطمئن باش،عينِ همان قولى كه روزِ وداع به تو دادم.
پس هدفم اماده باش همانند فشنگم،
همانندِ تفنگم
#اميرسالار_احتشام
#نيلوفرانه
#هيچ_چيز_اهميت_ندارد
#metallica
#nothing_else_matters
Read more
نه ماه انتظار و یک عمر نگرانی حس آزاد دخترانه را به مهر مادری دادن بزرگترین ایثار یک زن است...! امروز ...
Media Removed
نه ماه انتظار و یک عمر نگرانی حس آزاد دخترانه را به مهر مادری دادن بزرگترین ایثار یک زن است...! امروز ک 28روز از زمینی شدنت میگذرد ومن خوشبختترینم با تو ,لمس داشتنت بر من مبارک گلپسرم .. واینک گلپسری23روزگی عمل زیبایی شون با موفقیت پشت سر گذاشتن بر تو مبارک باشد ختنه کنانت عزیز دلم ختنه کنان #کلی ... نه ماه انتظار
و یک عمر نگرانی
حس آزاد دخترانه را
به مهر مادری دادن
بزرگترین ایثار یک زن است...!
امروز ک 28روز از زمینی شدنت میگذرد ومن خوشبختترینم با تو ,لمس داشتنت بر من مبارک گلپسرم ..
واینک گلپسری23روزگی عمل زیبایی شون با موفقیت پشت سر گذاشتن بر تو مبارک باشد ختنه کنانت عزیز دلم
ختنه کنان #کلی گریه #20/1/96
Read more
. تصمیم بگیر با دل خوشی های ساده معادله پیچیده ی زندگی را دور بزنی در خنده اسراف کن و به غم پشت پا بزن. ...
Media Removed
. تصمیم بگیر با دل خوشی های ساده معادله پیچیده ی زندگی را دور بزنی در خنده اسراف کن و به غم پشت پا بزن. با باران هم آواز شو و بگذار خورشید تنت را لمس کند. به دورهمی دوستانت نه نگو و برای بودن در شادی ها بهانه نیاور؛ گذشته را به دفترخاطراتت بچسبان و از دلخوشی‌های بندانگشتی ساده نگذر. از درخت توت بالا ... .
تصمیم بگیر با دل خوشی های ساده معادله پیچیده ی زندگی را دور بزنی
در خنده اسراف کن و به غم پشت پا بزن.
با باران هم آواز شو و بگذار خورشید تنت را لمس کند.
به دورهمی دوستانت نه نگو و برای بودن در شادی ها بهانه نیاور؛
گذشته را به دفترخاطراتت بچسبان
و از دلخوشی‌های بندانگشتی ساده نگذر.
از درخت توت بالا برو و برای بازی ابرها دست تکان بده.
با سایه ات شکلک بازی کن و در سرزمین تنهایی آواره نباش
خودت را دوست بدار و مثل صبح بعد از باران خنک باش و دلپذیر ...
.
.
سلام دوستان عزیزم
شبتون خوش
امیدوارم حال دلتون عالی باشه تو این اوضاع عااالی مملکت😁
.
.
این عکس را توی منطقه کوهرنگ و آبشار شیخ علیخان گرفتم
یه سری از بچه های دست فروش بساط دستفروشی را رها کرده بودن و توی آب با دمپایی به هم آب میپاشیدن و لذت میبردن
حیف که یه کم دیر جنبیدم و بقیه شون عقب نشینی کرده بودن و تو کادر من جا نشدن 😂
حال خوشش تقدیم شماهاااا
.
امیدوارم در حال حاضر همه تون به شادی این آقا پسر گل باشید 😍
دوستتون دارم و خوشحالیتون آرزوی قلبیمه ✋✋
.
.
چهارمحال بختیاری
کوهرنگ
آبشار شیخ علیخان
.
.
.
.
💎 #turkshutter 💎 #ig_eurasia
💎 #ig_fotografdiyari
💎 #turkobjektif
💎 #photometre
💎 #ig_anatolia
💎 #turklikeben
💎 #ig_world_photos
💎 #perfectturk
💎 #ig_photostars
💎 #anadolugram
💎 #birdunyabircocuk
💎 #turklikeben_people
💎 #colors_of_day2
💎 #igersmood
💎 #ig_objektifdunyasi
💎 #igworld_global
💎 #ir_worldphoto
💎 #worldframeclub
💎 #kings_works
💎 #turkiyedenkadrajlar
💎 #turkportal
💎 #ig_insan
💎 #ir_ig
💎 #ir_aks
💎 #kahvelianlar
💎 #kadrajimizdan
💎 #istanbuldaysam
💎 #clickdynmic
Read more
بیاد m️p زیباترین تولدها تنها آنهایی هستند که در رویا برای کسی میگیری و یا کسی برایمان میگیرد و امروز نیز روز تولد توست و چقدر سخت است به یاد آوردن عزيزى که دیگر نیست در روزى كه آروزى داشتنش را دارى و تکرار خاطره هایش همانند رفتن و نرسیدن دو خط موازیست. و به سنت سال های قبل باز تو نیستی و من تنها با ... بیاد m❤️p
زیباترین تولدها تنها آنهایی هستند که در رویا برای کسی میگیری و یا کسی برایمان میگیرد
و امروز نیز روز تولد توست
و چقدر سخت است به یاد آوردن عزيزى که دیگر نیست در روزى كه آروزى داشتنش را دارى و تکرار خاطره هایش همانند رفتن و نرسیدن دو خط موازیست.
و به سنت سال های قبل باز تو نیستی
و من تنها با چند شاخه گل رز
و خاطراتی که برای تو مردند جشن میگیرم
لمس بودنت مبارک
تولد تولد تولدت مبارك
بيا شمعا رو فوت كن كه سى سال زنده باشى🎩🎶🎤🥁🎺🎷🗣 👑 🎁🎉🎈🎊🎂🌹💐
#مرتضی_پاشایی #تولدت_مبارک #امپراطور #خواننده #بادیگارد
@mortezapashaeioriginal
@mehdi_kord
@mohsenebrahimzadeh
@abas_baran
@mahyarkord
Read more
. <span class="emoji emoji1f447"></span> <span class="emoji emoji1f447"></span> <span class="emoji emoji1f447"></span>. . هنر دوست عزیز @byazdani40 #بادمجون_برگر سلاااااام خوبید؟ دستور فلافل منو که بارها ...
Media Removed
. . . هنر دوست عزیز @byazdani40 #بادمجون_برگر سلاااااام خوبید؟ دستور فلافل منو که بارها تو پیج با روشهای مختلف گذاشتم .من فقط امروز به موادش پودر انبه اضافه کردم که بنظرم خیلیییی دلچسبتر و خوشمزه تر شد. قطعا فلافل بدون پیاز و جعفری کنارش فلافل نمیشه. واما... بادمجون برگر روشهای ... . 👇 👇 👇. .
هنر دوست عزیز
@byazdani40
#بادمجون_برگر

سلاااااام
خوبید؟
دستور فلافل منو که بارها تو پیج با روشهای مختلف گذاشتم .من فقط امروز به موادش پودر انبه اضافه کردم که بنظرم خیلیییی دلچسبتر و خوشمزه تر شد.
قطعا فلافل بدون پیاز و جعفری کنارش فلافل نمیشه.😉
واما...
بادمجون برگر
روشهای متفاوتی براش هست ولی این مدل که من امروز درست کردم از یوتیوپ هندی برداشتم باید بگم واقعاااااااااا خوشمزه بود و باورنکردنی و البته کم کالری.
برای پختش اول دوتا دونه بادمجون بزرگ و کمی تپل رو کبابی کنید(می تونید سرخ کنید ولی طبعا روغن بیشتری جذب میکنه و دیگه کم کالری نیست)بعد 3حبه سیر له شده 2/3پ پودر نان باگت و 3ق غ جعفری خرد شده و نمک وفلفل و اضافه کنید و یک خمیر منسجم بدست بیارید.
اگر هنوز شل بود کمی دیگه پودر نون بزنید.
🛇البته دقت کنید اول 1/2از پودر نون اولیه رو اضافه کنید در صورت نیاز بقیشو اضافه کنید.
بعد به شکل و سایزهمبرگر گرد کنید .
تو دستور اصلی به این مرحله که رسید کف تابه رو گرم کرد و با قلمو چرب کرد و سرخش کرد.ولی من از اونجاییکه ترسیدم وابره 1ق غ پنیر پیتزا رنده شده اضافه کردم وبرای سرخ کردن 2ق غ روغن تو تابه ریختم و بعد سرخ کردم.
🛇البته اگر پودر نون اندازه باشه اصلا وانمیره با اینحال من احتیاط کردم😆
در اخر با کاهو و ریحووووووووون و گوجه و خیارشور و ماست موسیر سروش کردم واقعا عالی بود.😋 .

برای روش ساده و معمولش بادمجون رو حلقه کنید کمی نمک بزنید نیم ساعت بعد بشویین و خشک کنید و اول تو ارد بعد تخم مرغ و اخرش پودر سوخاری بغلطونید و با شعله ملایم سرخ کنید.
ولی بمن اعتماد کنید من قبلا اونو امتحان کردم روش اول بی نهااااااایت خوشمزه تره.
🚫 پودر انبه رو همه عطاریها دارن.راستی چرا تا حالا امتحانش نکرده بودم؟🤔 .
.
___

برای فلافل از 2روز قبل نخود رو خیس کردم و چندین بار ابش رو خالی کردم و دوباره اب روی نخودها ریختم تا نفخش کامل گرفته بشه. بعد با 5حبه سیر 1پیاز کوچیک و 1ق چ زردچوبه 1ق غ زیره 1ق غ پودر تخم گشنیز و1ق چ فلفل قرمز ریختم تو غذاساز. (بهتره خیلی خمیر نشه چون بعد پخت هم سفت میشه هم اگر دون دونه باشه بنظرم لذت بخش تره)تخم مرغ نزدم می بینید اصلا وانمیره.بعد هم با قالب فلافل که همه لوازم قنادیها دارن قالب زدم و تو روغن داغ سرخ کردم.
برای دیدن دستورات مشابه هشتک زیر را لمس  کنید.
#فست_فود_پرشین_شفز
___________________
Tag your photos with 👇.
#persian_chefs
___________________
Read more
... انقدر نوشتن ِ از اين قرار عاشقانه ها رو دوست دارمو انقدر جذاب هست براي من كه هميشه هميشه ماده م هرجايي ...
Media Removed
... انقدر نوشتن ِ از اين قرار عاشقانه ها رو دوست دارمو انقدر جذاب هست براي من كه هميشه هميشه ماده م هرجايي از زندگي كه هستم بشينم و توي آرامش كامل دست به قلم شم... ميدوني؟ گَمونم رويا از اون جايي شروع ميشه كه تووي دلت از اعماقِ نفس هات احساسِ پروانگي كني .. اين چيزيه كه خيلي شخصيه ، تو اول از همه خودت ... ...
انقدر نوشتن ِ از اين قرار عاشقانه ها رو دوست دارمو انقدر جذاب هست براي من كه هميشه هميشه ماده م هرجايي از زندگي كه هستم بشينم و توي آرامش كامل دست به قلم شم...
ميدوني؟
گَمونم رويا از اون جايي شروع ميشه كه تووي دلت از اعماقِ نفس هات احساسِ پروانگي كني ..
اين چيزيه كه خيلي شخصيه ، تو اول از همه خودت از ته ته دلت حس ميكني كه از چي حرف ميزنم ... مثل بعد از ظهر روز برفي كه كنار پنجره با چاي ات نشستي...
يا مثل عصر يه روز تابستوني كه گرماي هوا كم شده و ميتوني با تيره گي و روشني رنگ برگ ها معني واقعي عاشقانه رو لمس كني...
يا حتي طلوع ِ خورشيد ِ اواسط مهر ماه...
مِهر ، ماه.... دقيقا اون صبح هايي كه قهوه توي دستت داري و خوشحال و آروم داري قدم برميداري به سمت روياهات..
هر جايي از بين اون مسير كه احساس كني " خوشبختي " تو به حالت پروانگي رسيدي ... اول از همه عاشق خداي خودت و خودت شدي ... و چند قدم اون طرف تر ميتوني رويا گونه زندگي كني...
مثل ِ نگاه عاشقانه اون عروسِ زيبايي كه با عشق.... كه با عشق ، راهي ِ خونه بخت شده..
مثل چين هاي دامنش و بازي ِ باد و آفتاب و نور ِ اميدواري...
مثل آرامش ِ جنگل ، مثل سبزينه هاي روي درخت ها دوييدن...
مثل عاشقي...
مثل احساسِ روشنايي......
....
بيايد براي حال دل هم دعاي خير كنيم...
Read more
<span class="emoji emoji1f343"></span><span class="emoji emoji1f3a8"></span>🖌 این خبرو توی استوری هم گذاشتم ولی چون موقت بود و ممکن بود همه فرصت نکرده باشن ببینن. هممون این ...
Media Removed
🖌 این خبرو توی استوری هم گذاشتم ولی چون موقت بود و ممکن بود همه فرصت نکرده باشن ببینن. هممون این شرایط اقتصادی رو داریم لمس می‌کنیم، ممکنه داشتن و خریدن یه سری چیزارو دوست داشته باشیم ولی نتونیم تو اولویت قرار بدیم. برای همین تصمیم گرفتم قیمت تصویرسازی‌های مان‌دیزاین رو برگردونم به همون مقدار ... 🍃🎨🖌
این خبرو توی استوری هم گذاشتم ولی چون موقت بود و ممکن بود همه فرصت نکرده باشن ببینن.
هممون این شرایط اقتصادی رو داریم لمس می‌کنیم، ممکنه داشتن و خریدن یه سری چیزارو دوست داشته باشیم ولی نتونیم تو اولویت قرار بدیم.
برای همین تصمیم گرفتم قیمت تصویرسازی‌های مان‌دیزاین رو برگردونم به همون مقدار ۲سال قبل، که هم همه بتونن سفارش بدن،و هم شاید بتونه یه دلخوشی کوچیکی باشه تو این روزهای پرتنش و استرس‌زا که سیاست قاطی لحظه‌هامون و زندگیمون شده.
شاید با دیدن تصویر رویاها و آرزوهامون و هدفهامون بتونیم کمی انگیزه بگیریم و امیدوار بشیم به آینده و اینکه هدیه بدیم حتی به عزیزانمون.💌
.
📌کاهش قیمت فعلاً برقراره و هم شامل ادیشن‌های دستی که سفارشی هستن می‌شه و هم ادیشن‌های چاپی.
.
🛍برای سفارش از طریق تلگرام یا واتس‌اپ با من در تماس باشید.09126078614
@maan_design
Read more
. <span class="emoji emoji1f447"></span> <span class="emoji emoji1f447"></span> <span class="emoji emoji1f447"></span>. . هنر دوست عزیز @narges.e.s سلام دوستان عزیز همیشه همراه ... روز خوبی پیش رو داشته باشین.<span class="emoji emoji1f339"></span> ...
Media Removed
. . . هنر دوست عزیز @narges.e.s سلام دوستان عزیز همیشه همراه ... روز خوبی پیش رو داشته باشین. عکس یه نون محلی شمالیه که فکرکنم شمالیا مخصوصا گیلن زاکن خوب میشناسنش! .. .. کلان یا کلن یا کلهن یه نون خوشمزه محلی که دستورشو اضافه میکنمنمیدونم شاید اسامیه دیگه ای هم داشته باشه ولی ما به ... . 👇 👇 👇. .
هنر دوست عزیز
@narges.e.s
سلام دوستان عزیز همیشه همراه ...
روز خوبی پیش رو داشته باشین.🌹 عکس یه نون محلی شمالیه که فکرکنم شمالیا مخصوصا گیلن زاکن خوب میشناسنش!😄😋
..
.. کلان یا کلن یا کلهن یه نون خوشمزه محلی که دستورشو اضافه میکنم😋😍نمیدونم شاید اسامیه دیگه ای هم داشته باشه ولی ما به اسم کلان میشناسیمش.. ..
.. .
.. .. .. #کلان یه #نون #شمالی که قدیما دستپخت #مادربزرگ ها بود و عطر و طعمش تو #خونه های #قدیمی هیچوقت فراموش نمیشه.یادش بخیر...
... مواد لازم: آرد حدوداً 500گرم
شیر نصف پیمانه
کره 50 گرم،
تخم مرغ 1عدد،
شکر یک لیوان،
بیکینگ پودر ۱ قاشق مرباخوری،
کمی نمک
پودر خمیر ترش ۱ قاشق غذاخوری
دارچین و زیره به مقدار لازم
.. ..
طرز تهیه: خمیر ترش را با یک قاشق مرباخوری شکر و نصف استکان اب ولرم، برای ۱۰ دقیقه بدون حرکت دادن در جای گرم قرار می دهیم تا پف کند. شیر، (خامه)کره و شکر را روی حرارت ملایم قرار داده تا فقط کره آب شود – نباید زیاد داغ شود، میزاریم تا کمی ولرم شود. تخم مرغ ها را با چنگال زده و به آن اضافه می کنیم. در کاسه بزرگی مخلوط شیر، کره و تخم مرغ را به همراه خمیر ترش می ریزیم و آرد را به همراه نمک و بیکینگ پودر و دارچین و زیره اضافه کرده تا خمیر نرم و چسبنده ای به دست آید. این خمیر نباید زیاد خشک شود، بنابراین آرد اضافه نپاشید. اطراف قابلمه را چرب کرده، خمیر را در آن قرار می دهیم و روی آن را با حوله پوشانده در جای نسبتاً گرمی برای ۲ ساعت قرار می دهیم تا پف کند. داخل فر با حرارت ۱۸۰ درجه به مدت ۴۵ دقیقه آن را آماده می کنیم.قدیما تو قابلمه درست میکردن ..اونم عالی میشه😍😋
نکته:من 100 گرم خامه هم اضافه کردم بهش😋...
.

برای دیدن دستورات مشابه هشتک زیر را لمس  کنید.
#نان_پرشین_شفز
___________________
Tag your photos with 👇.
#persian_chefs
___________________
Read more
یه حس عجیبه، چقد دلفریبه صدای تپش های قلبت تو گوشم تا گفتن‌ تو راهی،تو که مثل‌ ماهی از اون روز لباسای ...
Media Removed
یه حس عجیبه، چقد دلفریبه صدای تپش های قلبت تو گوشم تا گفتن‌ تو راهی،تو که مثل‌ ماهی از اون روز لباسای رنگی میپوشم میمونم کنارت این آغاز کاره تو باشی کنارم زمستون بهاره میشه عاشقت بود بدون توقف که دوست داشتن تو تمومی نداره میخوام با تو از نو بپوشم ترانه کنارت بخونم فقط عاشقانه میخوام با ... یه حس عجیبه، چقد دلفریبه
صدای تپش های قلبت تو گوشم
تا گفتن‌ تو راهی،تو که مثل‌ ماهی
از اون روز لباسای رنگی میپوشم

میمونم کنارت این آغاز کاره
تو باشی کنارم زمستون بهاره
میشه عاشقت بود بدون توقف
که دوست داشتن تو تمومی نداره

میخوام با تو از نو بپوشم ترانه
کنارت بخونم فقط عاشقانه
میخوام با تو از نو برم‌ زیر بارون
شبیه یه رویا اونم کودکانه

یه معنای تازه از عشق و امیدی
خود آرزومی که از راه رسیدی
شروع یه عشقی که پایان نداره
تو از نو به نبض جهانم تپیدی

دیگه آرزویی به جز تو ندارم
واسه لمس دستات همش بی قرارم
یه لبخند شیرین توی لحظه هامی
چقد خوبه حالم تا هستی کنارم ************************************************************* "دلفریب"
ترانه سرا،آهنگساز و خواننده :یحیی اسلامی
میکس و مستر: رضا اسدپور
برای دانلود به کانال تلگرام من یا وبسایت رادیو جوان مراجعه کنید
https://www.radiojavan.com/mp3s/mp3/Yahya-Eslami-Delfarib

#دلفریب #یحیی_اسلامی
Read more
اونقدر که به نظر میاد دست هام کثیف نیست ولی اونقدر که به نظر نمیاد دستام کثیفه! اَه...لعنت به این ...
Media Removed
اونقدر که به نظر میاد دست هام کثیف نیست ولی اونقدر که به نظر نمیاد دستام کثیفه! اَه...لعنت به این پارادوکس لعنتی! هیچ وقت دست از سرم برنمیداره! روی همین دست ها پر از خط های خدادادیه،پر از عدد،پر از فال،پر شکلای عجیب و غریب که شاید فقط تو عالم بچگی بشه ازشون سر دراورد،بشه از بین این خطای تیز یه رویای ... اونقدر که به نظر میاد دست هام کثیف نیست
ولی اونقدر که به نظر نمیاد دستام کثیفه!
اَه...لعنت به این پارادوکس لعنتی!
هیچ وقت دست از سرم برنمیداره!
روی همین دست ها پر از خط های خدادادیه،پر از عدد،پر از فال،پر شکلای عجیب و غریب که شاید فقط تو عالم بچگی بشه ازشون سر دراورد،بشه از بین این خطای تیز یه رویای خوب کودکانه ساخت
اما بزرگتر که میشی نه دیگه چشمات اون رویای کودکانه رو میبینه و نه نه خودت اون ادم سابقی
نهایت عرفانت(که تازه اگر بهش برسی)میشه دیدن چروک‌های دست های پدر و مادرت...عرفان کوچیکی نیست،ولی اگه چشم دل صاف باشه،بازم از بین خط های چروکیده،خاطرات و رویاهای شیرین میکشه بیرون!
چی میگم من؟!
به قول رضا امیر خانی"عجب کار بیهوده ایست این نویسندگی!"
این دست ها امروز آغشته به تقلب شده،البته نمیدونم تقلب به دست هام نشسته،یا دست هام به تقلب،اما چیزی که میدونم اینه که این دست ها دیگه تقلبیه! با دست تقلبی هم که نمیشه چیزی از کسی گرفت،نمیشه چیزی رو خواست،نمیشه باهاش دعا کرد،نمیشه به سینه زد،نمیشه یه بچه رو نوازش کرد،یه حس رو لمس کرد،نمیشه دیگه اقا جون،حالا من که حتما نباید مثال بزنم
این دست نهایتا دیگه به درد همون تقلب سر جلسه ی امتحان میخوره(تازه اگر سوالی ازش بیاد یا مراقب نفهمه!)
والا! حیف اون دماغ که بخواد این دست بره داخلش و گشت و گذار کنه،با دست تقلبی حتی نمیشه پشت کمرت رو بخارونی(حالا شما فرض کن دست به پشت کمر برسه)،چون اون موقع دیگه بدنت هم آغشته به تقلبی میشه که همنشین بدش بهش منتقل کرده
تقلبای امتحان صبحم با این که ده بار شستمش هنوز از کف دستام نرفته،شاید باورتون نشه اما تقلبای راهنمایی و دبیرستانمم هنوز کف دستامن!شاید جوهر ابیشون پاک شده باشه،اما جوهرشون رو دستم ریشه کرده،رشد کرده و میوه داده...
راستی چقدر با این دست تقلب کردم!میدونم بالاترم اینو گفتم،اما اینجا منظورم فرق میکرد!بماند!
دیگه چه خبر؟
راستی حال دست هاتون چطوره؟
خدایا دست هامو پاک کن،که بتونم زیباییتو ضریحتو نوازش کنم(خودش فهمید)
به تو چه!
.
پ.ن: جمکران،خلوت،تنها!حس خوبی داره!
و بیشتر حس خوبی داره که حس کنی تو این تنهایی هم تنهای تنها نیستی!(پارادوکس لعنتی)

پ.ن:قرار بود چیز دیگه ای بنویسم،نمیدونم چی شد که اینجوری شد!شکر
واقعا حوصله ی ادبیات و دستور زبان فارسی رو نداشتم،من که نه،دلم حوصله شو نداشت!

پ.ن: نگاهی،نگاهی،نگاهی.. پ.ن:پاکم کن!تو روضه پاکم‌کن،زیر بیرق پاکم کن

#دلنوشته #مسعودمهراد #جمکران #تقلب #دست #اللهم_عجل_لولیک_الفرج_والعافیة_والنصر_واجعلنا_من_خير_اعوانه_وانصاره_والمستشهدین_بین_یدیه
Read more
[قسمت28] عجیب ترین مسئله ی رابطه ی من و هالسی،بوسه ای بود که بعد از مسابقه ای که با ماشین هامون توی پیست ...
Media Removed
[قسمت28] عجیب ترین مسئله ی رابطه ی من و هالسی،بوسه ای بود که بعد از مسابقه ای که با ماشین هامون توی پیست دادیم و درحالی که هردو به خاطر چهره ی مضحک پسرتازه وارد میخندیدیم داشتیم! در واقع اون زمانی که من از خنده دستهامو روی صورتم گذاشته بودم دستهاشو دور گردنم حلقه کرد و توی یک حرکت لبهاشو به لبهام چسبوند بعد ... [قسمت28]
عجیب ترین مسئله ی رابطه ی من و هالسی،بوسه ای بود که بعد از مسابقه ای که با ماشین هامون توی پیست دادیم
و درحالی که هردو به خاطر چهره ی مضحک پسرتازه وارد میخندیدیم داشتیم!
در واقع اون زمانی که من از خنده دستهامو روی صورتم گذاشته بودم دستهاشو دور گردنم حلقه کرد و توی یک حرکت لبهاشو به لبهام چسبوند
بعد ازاینکه متوجه شدم اون برای بوسه پیش قدم شده محکم کمرش رو برای جلوگیری ازهر پشیمونیه احتمالی گرفتم و تند و به سرعت شروع به بوسیدنش کردم
بعداز یک ماه رابطه ی سرد و خشک این عجیب ترین اتفاقه بین ما محسوب میشد
و شب،بعداز خوردن شام دونفره توی پیست بعدازاینکه دلیل اون بوسه رو پرسیدم جواب شگفت انگیزی گرفتم!!
-ما دوستیم نه؟پس این نباید انقدر غیرعادی باشه!
یعنی به این سرعت عاشقم شد؟من روی چندین ماه حساب باز کرده بودم!
قدرت و تاثیر تو روی دخترها باورنکردنیه لیام!لبخند ژکوندی توی آیینه به خودم تقدیم کردم و از خونه خارج شدم
صدای زنگ موبایلم بلند شد و قبل از لمس دستگیره ی در ماشین بدون نگاه کردن به شماره پرسیدم:یه نفر از ترس اینکه من به قرار نیام دو بار تا الان باهام تماس...
-با کسی قرار داری؟؟
لبخندم محو شد و به سرعت صداموصاف کردم:شما؟
-احمق!به شماره نگاه کن!
-از کجا میدونی که نکردم؟؟
-چون الان دقیقا کنار در بسته ی خونه ات ایستادم و به قیافه ی خنده دارت زل زدم!
با این وجود نمیخندم چون فکر نمیکردم با کسی قرار داشته باشی و حالا باید برگردم خونه!!
موبایلم رو قطع کردم و به نایل که با چهره ی پر از تمسخرش به سمتم میومد نگاه کردم
-متاسفم که ازت دعوت نمیکنم بیای تو!
ابروهاشو بالا داد و با تعجب تکرار کرد:نمیذاری بیام تو؟
دستم رو روی دستگیره ی در فشار دادم و جواب دادم:من قرار دارم از دیدنت خوشحالم نایل اما باید برم پس..
-هی احمق!من نیومدم به تو سر بزنم!
خندیدم:میدونی برای اینکه نشون بدی ضایع نشدی حرف مزخرفی زدی!
-اما من اینجام چون خونه ی دختری که باهاش دوست شدم نزدیک خونه ی توئه
لبهامو جلو دادم:خوبه که دیگه سینگل نیستی!
-حداقل اونقدر باهمه ی دخترهای شهر نبودم که مجبور شم با یه لزبین دوست شم!باور نمیکنم لی!دقیقا چه مرگته؟
نفسم رو با فشار بیرون دادم و دستم رو روی گردن نایل کشیدم
-تو همه چیزو نمیدونی!
-خوشحال میشم اگه بهم بگی..
خدایا اون داره با من شوخی میکنه نه؟؟
-گوش کن هالسی الان منتظر منه و من بعدا بهت میگم ک..
-الان لیام
لبهامو برای فرو نکردن دندون هام توی گوشت بدن نایل روی هم فشردم و دستم رو به ماشین تکیه دادم
-من با اون دوستم چون فقط میخوام تاحدودی باهاش بازی کنم!
Read more
. <span class="emoji emoji1f447"></span> <span class="emoji emoji1f447"></span> <span class="emoji emoji1f447"></span>. . هنر دوست عزیز @behnaz.8394.new سلام عصر اولین روز شهریور ماهتون بخیر دلتون دریایی آرامشتون ...
Media Removed
. . . هنر دوست عزیز @behnaz.8394.new سلام عصر اولین روز شهریور ماهتون بخیر دلتون دریایی آرامشتون پایدار شادی هاتون طولانی و فاصله تون با افکار منفی از زمین تا آسمان باد عصرتون شیرین و آخـر هفتـه تون شاد #حلوای_شکلاتی به رسم هر پنجشنبه و نثار روح عزیزان خاموش، فاتحه ... . 👇 👇 👇. .
هنر دوست عزیز
@behnaz.8394.new

سلام
عصر اولین
روز شهریور ماهتون بخیر
دلتون دریایی
آرامشتون پایدار
شادی هاتون طولانی
و فاصله تون با
افکار منفی
از زمین تا آسمان باد
عصرتون شیرین🍰
و آخـر هفتـه تون شاد 🌸

#حلوای_شکلاتی
به رسم هر پنجشنبه 😔😔😔😔😔 و نثار روح عزیزان خاموش، فاتحه #اللم_صلی_علی_محمد_و_آل_محمد_و_عجل_فرجهم #حلوای_شکلاتی

پودر شکر 100گرم
آرد سفید 250گرم
روغن جامد60گرم
کره پنجاه گرم
پودر هل (1ق چ)
پودر دارچین (1ق چ)
شکلات 180 تا 200گرم (کم کم بریزید تا مایه زیاد شل نشه)
بادام و گردو خرد شده به مقدار دلخواه

پودر شکر را الک کنید
آرد سفید را تفت دهید تا بوی خامی آن گرفته شود.
و روغن رو اضافه کنیدو پس از آب شدن روغن و مخلوط آن با آرد تابه را از روی حرارت برداشته و کره را به مواد اضافه کنید
پس از نیم گرم شدن مواد پودر شکر هل و دارچین را اضافه کنید
شکلات را به صورت بن ماری آب کنید و به همراه بادام و گردو خرد شده به مواد اضافه و مخلوط کنید .
هم میتونید تو قالب سیلیکونی بریزید مثل من ,هم تو یه ظرف دیواره دار ریخته,و بعد از بستن ,برش بزنید و سرو کنید .. خواهرم خیلی این #حلوا رو دوست داره منم به همین خاطر امروز درست کردم ❤❤❤.
.
برای دیدن دستورات مشابه هشتک زیر را لمس  کنید.
#حلوا_پرشین_شفز
#دسر_پرشین_شفز
___________________
Tag your photos with 👇.
#persian_chefs
___________________
Read more
شازده کوچولو پرسید: «من روی چه سیاره ای فرود آمده ام؟» مار گفت: «روی سیاره زمین و در قاره ی آفریقا.» _ «خوب . . . . . پس کسی روی زمین زندگی نمی کند.» مار گفت: «این جا بیابان است. کسی توی بیابان زندگی نمی کند. زمین خیلی بزرگ است.» شازده کوچولو روی تخته سنگی نشست و به آسمان نگاه کرد و گفت: «من فکر می کنم ... شازده کوچولو پرسید: «من روی چه سیاره ای فرود آمده ام؟»
مار گفت: «روی سیاره زمین و در قاره ی آفریقا.»
_ «خوب . . . . . پس کسی روی زمین زندگی نمی کند.»
مار گفت: «این جا بیابان است. کسی توی بیابان زندگی نمی کند. زمین خیلی بزرگ است.»
شازده کوچولو روی تخته سنگی نشست و به آسمان نگاه کرد و گفت: «من فکر می کنم ستاره ها برای این می درخششند که هر کدام از ما بتواند ستاره ی خودش را پیدا کند. به سیاره من نگاه کن. درست بالای سرِ ماست. ولی چقدر دور است!»
مار گفت: «قشنگ است. اما برای چه آمدی این جا؟»
شازده کوچولو جواب داد: «با یک گل مشکل پیدا کردم.»
و هر دو ساکت شدند.
سرانجام شازده کوچولو شروع کرد و گفت: «مردم کجا هستند؟ آدم در بیابان نسبتاً احساس تنهایی می کند.»
مار گفت: «در میان آدم ها هم که باشی، احساس تنهایی می کنی.»
شازده کوچولو برای مدت نسبتاً طولانی به مار خیره شد و گفت: «تو جانور عجیبی هستی. یعنی به باریکی یک انگشت دست . . . . . »
مار گفت: «اما من از انگشت پادشاه هم قدرتمندترم.»
شازده کوچولو خندید و گفت: «به نظر می رسد که خیلی هم قدرتمند نیستی . . . . . تو حتی پا هم نداری . . . . . حتی نمی توانی به سفر بروی.»
مار گفت: «من می توانم تو را به جاهای دورتر از جایی که یک کشتی بتواند ببرد، ببرم.» و سپس خودش را مانند حلقه ای طلایی دور قوزک پای شازده کوچولو پیچید و دوباره ادامه داد: «من با لمس کردن هر کسی، می توانم او را به خاکی برگردانم که از آن آمده است. اما تو پاک و بی گناهی و از ستاره ی دیگری آمده ای.»
شازده کوچولو چیزی نگفت.
مار گفت: «من برای تو متأسفم، چون تو برای زندگی کردن بر روی این زمین که از سنگ خارا درست شده، ضعیف هستی. اگر روزی دلت برای سیاره ات تنگ شد، من می توانم کمکت کنم. من می توانم . . . . . »
شازده کوچولو گفت: «آها! منظورت را فهمیدم. ولی تو چرا همیشه مرموز حرف می زنی؟»
مار گفت: «آخر خودم حلال تمام رموز هستم.»
و هر دوی آن ها ساکت شدند.🐍👱‍♂️
#شازده_کوچولو
#تنهایی #مار
Read more
دستهایمان سالیان سال از هم دور بود، گرمی دستانت را سالیان سال کم داشتم، وقتی آمدی گویی لمس دستانت ...
Media Removed
دستهایمان سالیان سال از هم دور بود، گرمی دستانت را سالیان سال کم داشتم، وقتی آمدی گویی لمس دستانت آشنا بود گویی تو سالیان سال بوده ایی، سالیان سال دستانم را گرم کرده ایی، تنها نبوده ام تو با من بودی اما نه به تازگی دستانم گویی رویای لمس تورا سالها در خاطر داشتن، گرمای تورا سالها احساس کرده بود ... دستهایمان سالیان سال از هم دور بود،
گرمی دستانت را سالیان سال کم داشتم،
وقتی آمدی گویی لمس دستانت آشنا بود
گویی تو سالیان سال بوده ایی،
سالیان سال دستانم را گرم کرده ایی،
تنها نبوده ام تو با من بودی اما نه به تازگی
دستانم گویی رویای لمس تورا سالها در خاطر داشتن،
گرمای تورا سالها احساس کرده بود و من به لحظه ی لمس تو تمام خاطرات را دوره کردم!
زیبا بود ، گرم بود ، نزدیک بود
اما آشنا بود ... آشنا !!
تورا پیدا نکردم دستانمان مارا به سمت هم کشید و تا ابد دستانت را رها نمیکنم
تو خاطرات مرا ساختی
حالا من واقعیت را با تو زندگی میکنم!
Read more
. قسمت هفتم مروری اجمالی بر ترک های "توربین" و "طوفان" نماد گرایی به شدت در مجموعه نگار جریان ...
Media Removed
. قسمت هفتم مروری اجمالی بر ترک های "توربین" و "طوفان" نماد گرایی به شدت در مجموعه نگار جریان دارد و نماد ها لب باز میکنند ، نگارِ خاکیست و جریانی از یک رود است و قسمتی از نگار را باد تشکیل میدهد ...اگر این تحلیل را ابتدا دنبال کرده باشید خوب متوجه میشود که نگار با قسمتی از خود یعنی باد مکالمه ای دارد ... .
قسمت هفتم

مروری اجمالی بر ترک های "توربین" و "طوفان"

نماد گرایی به شدت در مجموعه نگار جریان دارد و نماد ها لب باز میکنند ، نگارِ خاکیست و جریانی از یک رود است و قسمتی از نگار را باد تشکیل میدهد ...اگر این تحلیل را ابتدا دنبال کرده باشید خوب متوجه میشود که نگار با قسمتی از خود یعنی باد مکالمه ای دارد او در ادامه همانند قهرمانی های سیاوش شاهنامه  شروع به رجز خوانی میکند برای اثبات پاکی خود و محیط اطراف خود از آتش رد میشود در به انتهای مجموعه نگار نزدیک میشویم من پرم از تصورات ! پرم از آدرس های که بی شک دوسال تمام وقت مناسبی برای تدوین آن بوده ! ندای نگار قسمتی از خود او را بیدار میکند در توربین قسمتی از نگارِ جسورِ جنگ جوی پانزده ساله شروع به وزیدن میکند ...خوب متوجه شدید صدای نگار، باد را به حرکت دراورده و در آهنگ توربین شاهد مناظره باد و توربینی تنها هستیم ..باد مسافری که در اثر آگاهی نگار شروع به وزیدن گرفته میخاهد توربین بی مصرف را به حرکت درآورد همچنین باد حامل خبر هاییست برای گوش های بیخبر ،ماهیت باد مسافر و گذراست و او باید از توربین برای رساندن خبر مهمی رد شود ،توربین در جواب بادِ نگار به او با تمسخر میگوید: "باد کار تو تولیدِ برقه ، تا من اینجام خبر یه حرفه " توربین باد را در خود  زندانی میکند. بار دیگر باد لب باز میکند و به توربین میگوید : احمق تولید روشنایی وهمه ، احمق سرت رو بیار بیرون وهمت و ادامه میدهد که من خودِ برقم ، گویا روشن کردن جزء کوچکی از رسالت باد است و از او توربین میخاهد که او را آزاد کند . باید ببینم بادِ به دنبال چیست؟! به "طوفان"  میرسیم..طوفان مرا متحیر کرد باید شعر معروف پریای شاملو را خوانده باشد ...در طوفان از دل نگارِ آبستن طوفانی که گویا همان خبرِ مهمه باد است فریاد میزند ! این گنج و مرواریدیست که سورنا درون نگار کار گذاشته بود ! نگار آبستن از صدای سورناست ... طوفان را باد لمس کرد ..
Read more
‌ <span class="emoji emoji1f49b"></span>اِلهی لا تُؤَدِّبْنی بِعُقوُبَتِکَ خدای من! مرا با عقوبت خویش ادب مکن. . <span class="emoji emoji1f49b"></span> #الهی... #تکیه‌گاه ...
Media Removed
اِلهی لا تُؤَدِّبْنی بِعُقوُبَتِکَ خدای من! مرا با عقوبت خویش ادب مکن. . #الهی... #تکیه‌گاه من، #معبود من، #پناه من... در این کلمه چقدر نیاز میبینی؟ چقدر احساس را لمس میکنی؟ آیا فقط با یک #کلمه رو به رو هستی، آن هم کلمه ای که فقط زبان آن را می‌چرخاند؟ . درد ما از این مساله برخاسته که داریم ...
💛اِلهی لا تُؤَدِّبْنی بِعُقوُبَتِکَ
خدای من! مرا با عقوبت خویش ادب مکن.
.
💛 #الهی...
#تکیه‌گاه من، #معبود من، #پناه من...
در این کلمه چقدر نیاز میبینی؟ چقدر احساس را لمس میکنی؟ آیا فقط با یک #کلمه رو به رو هستی، آن هم کلمه ای که فقط زبان آن را می‌چرخاند؟
.
💛درد ما از این مساله برخاسته که داریم با #عادت ها زندگی میکنیم و کلمه‌ها را، احساس‌ها را، حقیقت‌ها را با تیغ عادتمان سر می‌بریم و داریم با دروغ‌هایمان زندگی میکنیم؛ که رزق ما همین دروغ‌های ما هستند و ما این رزق را برای خود قرار داده‌ایم؛ وَتَجْعَلُونَ رِزْقَكُمْ أَنَّكُمْ تُكَذِّبُونَ(واقعه۸۲).و از رزق او خود را محروم کرده‌ایم.
.
💛الهی؛ این کلمه را کسی می‌گوید که پس از تجربه‌ها، از هر معبود و از هر پناه و از هر تکیه گاه، ضربه دیده باشد و رنج کشیده باشد و به او رو آورده باشد، در حالی که ظلم خود و جفای خود را یافته و می‌خواهد اکنون که #بازگشته، او را با شکنجه ها که خود عمل او هستند، نه عکس‌العمل او، بلکه خودِ عمل او هستند، او را ضربه نزنند و ادب نکنند.
.
💛تو در این خواسته، ذنب، #عقوبت و #تادیب و راه هاب گوناگون آن را باید در نظر داشته باشی. مادام که تو خود را مذنب نمیبینی و حتی معتقد هستی که طلبکاری، مادام که نظام و سنت‌ها و قانون‌های حاکم‌بر هستی را باور نداری، در نتیجه نه عقوبت را خواهی پذیرفت و نه تادیب را خواهی فهمید.
.
💛ولی هنگامی که ذنب در آن مفهوم وسیع برای تو مشخص شد و تو فهمیدی، هر نعمتی، هرنگاهی، هرحرکتی که در جای خود ننشیند، ذنب است و تو فهمیدی که یک ذنب در یک گوشه حبس میشود و ذنب های دیگر را به دنبال می‌آورد.
در این موقع است که این گونه با #احساس میگویی:
اِلهی لا تُؤَدِّبْنی بِعُقوُبَتِکَ...

#رمضان
#ابوحمزه_ثمالی
#مناجات #خدا #عین_صاد #بشنو_از_نی #کتاب
Read more
... زمان به شکل غم انگیزی می گذرد و ما با دروغ های کوچکمان بزرگ می شویم عاشق می شویم زندگی می کنیم آنقدر ...
Media Removed
... زمان به شکل غم انگیزی می گذرد و ما با دروغ های کوچکمان بزرگ می شویم عاشق می شویم زندگی می کنیم آنقدر که تاریخ تولدمان را فراموش می کنیم نگران نباش ما تمام این دردها را پشت سر خواهیم گذاشت تا پنجاه سال دیگر چیزهایی برای به یاد آوردن داشته باشیم غم های بزرگ دارایی انسان هستند نقطه های درخشان ... ...
زمان به شکل غم انگیزی می گذرد
و ما با دروغ های کوچکمان بزرگ می شویم
عاشق می شویم
زندگی می کنیم
آنقدر که تاریخ تولدمان را فراموش می کنیم
نگران نباش
ما تمام این دردها را پشت سر خواهیم گذاشت
تا پنجاه سال دیگر
چیزهایی برای به یاد آوردن داشته باشیم
غم های بزرگ دارایی انسان هستند
نقطه های درخشان آسمانی تاریک
فکر کن که سال ها بعد یکدیگر را در خیابان
خواهیم دید
و من به چشمهايت كه تنها يادگار زيبايي تو هستند نگاه می کنم
می گویم : دیدی چطور تاریخ ها فراموش می شوند
و تو برعکس امروز
لبخند می زنی
و زمان به عقب بر می گردد

به همین لحظه که داری برای همیشه می روی
به گریه هایت از ترس نبودن هایم
به شعرهایم که برای هیچ کس نیست
به فرودگاه
به انتظار
به لمس بی مجوز انگشت های کشیده ات در خیابان

بعد من سیگارم را روشن می کنم
و تلفنم را خاموش
می بینی؟!
و به همین سادگی همه چیز تمام می شود
#حسين_غياثي
#تولد #هجدهم_اردیبهشت
Read more
من با موزیک می نویسم ، همه چی یه کپی ، کپی از کپی ، دیالوگ فیلم فایت کلاب ، من ولی به موزیک پایان زمین فیلم ملانخولیا فکر می کنم و اگین آرکایو رو گوش می دم و می نویسم و دوباره می شنوم You're killing me again ، همه چی اهمیتشو از دست می ده و همه چی فراموش می شه به راحتی ، اینکه چی می تونه مهم باشه برای آدما برای زندگی ... من با موزیک می نویسم ، همه چی یه کپی ، کپی از کپی ، دیالوگ فیلم فایت کلاب ، من ولی به موزیک پایان زمین فیلم ملانخولیا فکر می کنم و اگین آرکایو رو گوش می دم و می نویسم و دوباره می شنوم You're killing me again ، همه چی اهمیتشو از دست می ده و همه چی فراموش می شه به راحتی ، اینکه چی می تونه مهم باشه برای آدما برای زندگی کردن فرا اینکه در چه مکان یا زمانی هستی ، اینکه خط قرمز هر آدمی کجاس یا اینکه چطور باید زندگی کنی ، به چی باید فکر کنی ، عشق چه تعریفی داره ، یا اینکه زیبایی رو چطور باید لمس کنی ، اصلا باید فکر کنی مثلا پشت این تابلو نقاشی چه رازی وجود داره یا باید مثلِ یه جنازه متحرک فقط زندگی حیوانی داشته باشی انگار که همه چی بی دلیل و بدون حساب کتابه ، اینکه کی روز می شه اینکه چطور داری هر لحظه پیر تر می شی و هنوز طمع نیاز های زمینی تو خوب ارضاء نکردی و می خوای به سطح های بالاتر این هرم برسی ، اینکه تو کدوم دسته می خوای زندگی کنی خیلی مهمه اینکه فکر کنی و حرفی برای زدن داشته باشی اینکه عادی نباشه برات همه چی ، اینکه بتونی وقتی تو یه کافه نشستی اشکای آدم روبروت رو حس کنی و بتونی باهاش همدردی کنی حتی اگه فقط بتونی دستاشو بگیری ، اینکه لمس کنی وجودشو ، ولی چی بگم ، همه تو دسته ای زندگی می کنن که خیلی عامه پسندِ مثل قصه های عامه پسند با کارکتر هایی که پوچن و این پوچی رو فریاد می زنن ، ولی مطمئنم اگه من با یکی از همین آدما در حال غرق شدن باشم اون زودتر نجات پیدا می کنه ، بگذریم ، حرف زیاده ، از لحاظ تکنیک نقاشی نیاز دارم دوباره برم سرکلاس ، نمی تونم رنگارو درست در بیارم و بسازم و همینطور خود کار با قلمو و متریال رنگ روغن ، هیچ شناخته درستی درموردش ندارم ، در مورد نوشتن نیاز به کارگاه های نویسندگی دارم و همینطور در مورد کارم نیاز به کنفرانسهای مالی با مدرس های خارجی دارم ، خیلی برام جالبه گاهی حس کسی رو دارم که پشت خط شروع مسابقه وایساده و قراره بدو ، دویدن و رفتن به جلو ، تغییر و پیشرفت ، برای حرفایی که نیاز به گفتنش هست
Waste on you, I've got time to waste on you
Waste on you, I've got time to waste on you
On you

On and on and on and on with you
On and on and on and on with you
On and on and on and on with you
On and on and on and on with you
On and on and on and on with you
Read more
. <span class="emoji emoji1f447"></span> <span class="emoji emoji1f447"></span> <span class="emoji emoji1f447"></span>. . هنر دوست عزیز @mitra_hilda.m عکس ها رو ورق بزنید. #کرپ_تیرامیسو : 4عدد تخم مرغ 1/2 ...
Media Removed
. . . هنر دوست عزیز @mitra_hilda.m عکس ها رو ورق بزنید. #کرپ_تیرامیسو : 4عدد تخم مرغ 1/2 پیمانه شکر 1/4 پیمانه کره 1 ق چ وانیل نمک 1/4 ق چ شیر 2 پیمانه آرد 1 و1/4 پیمانه همه مواد رو تو میکسر بریزید تا خوب ترکیب بشن بذارید یکساعت تو یخچال بمونه بعد از یخچال بیرون بیارید و تابه نچسبی رو ... . 👇 👇 👇. .
هنر دوست عزیز
@mitra_hilda.m
عکس ها رو ورق بزنید.
#کرپ_تیرامیسو :
4عدد تخم مرغ
1/2 پیمانه شکر
1/4 پیمانه کره
1 ق چ وانیل
نمک 1/4 ق چ
شیر 2 پیمانه
آرد 1 و1/4 پیمانه
همه مواد رو تو میکسر بریزید تا خوب ترکیب بشن بذارید یکساعت تو یخچال بمونه
بعد از یخچال بیرون بیارید و تابه نچسبی رو انتخاب کنید با ملاقه ازمواد بردارید و بریزید مرکز تابه و سریع تابه رو بچرخونید تا دور تا دور تابه از مایع کرپ پر بشه یکی دودقیقه واسه پختش کافیه بعد از لبه ها کرپ رو برگردونید وسمت دیگه اش رو بپزید با زمان کمتر و همینطور این کار رو با یک ملاقه از مایع تکرارکنید تا همه ی کرپ ها آماده بشه. برای تهیه خامه ی این کرپ:
1پ خامه صبحانه، 150 گرم پنیر خامه ای ،1/2 پیمانه کره و نصف پ شیر عسلی (میتونید پودر قند و وانیل بجاش بزنید)
پنیرخامه ای رو میزنیم تا نرم بشه خامه و کره وشیر عسلی رو اضافه میکنیم و با همزن برقی خوب میزنیم تا پفکی بشه و برای خامه کشی آماده بشه.
حالا یه لایه کرپ میذاریم خامه میریزیم روی کیک وصاف میکنیم و پودر کاکائو رو الک میکنیم روش و باز یه لایه #کرپ و پودر کاکائو وخامه و اینکار وتکرار میکنیم بعد از اتمام میذاریم شب تا صبح بمونه تو یخچال
من با #بيسکوئيت پودر شده و #میوه تزیینش کردم. البته اینجانب با دوتا تخم مرغ درست کردم اقتصاد مقاومتی واین صوبتا دیگه😅.
.

برای دیدن دستورات مشابه هشتک زیر را لمس  کنید.
#کیک_شیرینی_پرشین_شفز
#دسر_پرشین_شفز
#صبحانه_پرشین_شفز
___________________
Tag your photos with 👇.
#persian_chefs
___________________
Read more
گاهی خسته میشی از #جاهلین_مدرن <span class="emoji emoji1f623"></span> چرا این همه حمله ب #به_وقت_شام اونایی ک تو سینما پردیس کوروش وحشت ...
Media Removed
گاهی خسته میشی از #جاهلین_مدرن چرا این همه حمله ب #به_وقت_شام اونایی ک تو سینما پردیس کوروش وحشت کردن حال و هوای سوریه رو لمس کردن؟ حال و هوای مردم مظلوم در سراسر دنیا؟؟ نه اینکه اونها خواسته باشند بترسید نه... یا خواسته باشن شما ب دیدن فیلمشون برید نه... یک حرکت نمادین بوده... برای ما ک پای تعزیه ... گاهی خسته میشی از #جاهلین_مدرن 😣
چرا این همه حمله ب #به_وقت_شام
اونایی ک تو سینما پردیس کوروش وحشت کردن حال و هوای سوریه رو لمس کردن؟ حال و هوای مردم مظلوم در سراسر دنیا؟؟ نه اینکه اونها خواسته باشند بترسید نه... یا خواسته باشن شما ب دیدن فیلمشون برید نه... یک حرکت نمادین بوده... برای ما ک پای تعزیه و شمر خوانی و اسب و شمشیر نشستیم مگه خیلی چیز غریبیه!! ترس از این حادثه کاش درس بشه... اما چرا این همه حمله!!! من اینرو میدونم مشکل شما این حرکت نمادین نیست مشکل شما حقیقت درون این فیلمه...
نمیدونم چرا دوست ندارید این فیلم دیده بشه!!!! حالا معنی داعش های وطنی رو میفهمم... فیلم رو دیدم
اولین مسئله ی سقوط سوریه جهل دسته یی از مردمشه ک با دشمن هم پیمان میشن
دومین مسئله تفرقه و چند جبهه یی شدنه...
اینها راه نفوذ رو باز کرده...
صدقه سر #مدافعان_امنیت و #مدافعان_حرم ب تاراج نرفتیم اسیر نشدیم کنیز و برده نشدیم... ما هنوز واقف نیستیم خاک ما وسط آتیش در امنیته...
آنچه در داخل این خاک میگذره ب واسطه ی انتخابهای غلط ما و اعتماد ب وعده های پوشالی اشعری هاییست ک ما را ب قهقرا میبرند... و تر و خشک پاسوز این انتخابیم... دقت کنید هر روز ب تعداد جاهلین اضافه و اعتماد ب دشمن زیاد و تفرقه و چند دستگی میان مردم و قوم و قبیله ها بیشتر و معنی اتحاد ب واسطه ی همینها محکوم ب شکست میشود و نگران نباشید و هی پست علیه فیلم ب وقت شام ندهید اینگونه ک پیش میرویم ب وقت تهران را هم خواهیم دید....بلا ب دور
#سینما_کوروش #ابراهیم_حاتمی_کیا
#بهاره_رهنما #باران_کوثری #ترانه_علیدوستی #نوید_محمدزاده #مهدی_مهدوی_کیا #بهنوش_بختیاری #روحانی #جهانگیری
Read more
. قسمتی از مصاحبه مجله گیتار ورلد با دیوید گیلمور - سال 2006 - گیتار ورلد: خیلی قبل تر از پینک فلوید، ...
Media Removed
. قسمتی از مصاحبه مجله گیتار ورلد با دیوید گیلمور - سال 2006 - گیتار ورلد: خیلی قبل تر از پینک فلوید، شما و سید برت وقت زیادی رو با هم به گیتار زدن در کالج کمبریج می گذراندید. می تونید به یاد بیارید چه چیزی می نواختید یا چطور از هم تاثیر می گرفتید؟ - دیوید گیلمور: قبل از هرچیزی، ما دوست بودیم، سپس بعداً ... .
قسمتی از مصاحبه مجله گیتار ورلد با دیوید گیلمور - سال 2006
- گیتار ورلد: خیلی قبل تر از پینک فلوید، شما و سید برت وقت زیادی رو با هم به گیتار زدن در کالج کمبریج می گذراندید. می تونید به یاد بیارید چه چیزی می نواختید یا چطور از هم تاثیر می گرفتید؟
- دیوید گیلمور: قبل از هرچیزی، ما دوست بودیم، سپس بعداً گیتار ها رو دست گرفتیم. قبل از سید، من به صورت حرفه ای در گروه ها گیتار می زدم، بنابراین از نظر فنی، من کمی بهتر از سید بودم زمانی که هر دو در کالج بودیم. ما می نشستیم و آهنگ های بیتلز، رولینگ استونز، r&b، بلوز و … رو یاد می گرفتیم. به یاد دارم گاهی وقت ها روی "Come On" استونز کار می کردیم، ساز دهنی میزدیم و چیزهای دیگه. یه چیزایی اون میدونست، یه چیزایی من میدونستم و با هم مبادله میکردیم، همونطور که مردم هر جایی تو اتاق های پشتی انجام میدن. سپس اون کالج رو ترک کرد و به کالج هنر لندن رفت، که همون زمانی بود که پینک فلوید شکل گرفت.
برای پیوستن به کانال تلگرام ما لینک موجود در "بیو" پیج‌ را لمس کنید.
#davidgilmour #pinkfloyd #davidgilmourfans #guitarworld #progressiverock #fender #stratocaster #blackstrat
Read more
خیال می‌کردی من یک شهرم که برای یک سفر آخر هفته به اندازه کافی بزرگ باشد من شهرستان اطرافشم آن شهرستانی ...
Media Removed
خیال می‌کردی من یک شهرم که برای یک سفر آخر هفته به اندازه کافی بزرگ باشد من شهرستان اطرافشم آن شهرستانی که اسمش را تا به حال نشنیده‌ای ولی همیشه از میانش رد می‌شوی هیچ چراغ نئونی اینجا نیست نه آسمان خراشی و نه مجسمه‌ای اما غرش آسمان هست چرا که من پل ها را می‌لرزانم من گوشت خیابانی نیستم من ... خیال می‌کردی من یک شهرم
که برای یک سفر آخر هفته به اندازه کافی بزرگ باشد
من شهرستان اطرافشم
آن شهرستانی که اسمش را تا به حال نشنیده‌ای
ولی همیشه از میانش رد می‌شوی
هیچ چراغ نئونی اینجا نیست
نه آسمان خراشی و نه مجسمه‌ای
اما غرش آسمان هست
چرا که من پل ها را می‌لرزانم
من گوشت خیابانی نیستم
من مربای خانگی‌ام
آن قدر غلیظ که شیرین ترین چیزی را که لبهایت لمس میکند، بِبُرّد
من آژیر پلیس نیستم
من ترق ترق آتش شومینه‌ام
من تو را خواهم سوزاند و تو هنوز
نمی‌توانی از من چشم برداری
چون در این حالت چه زیبا می‌شوم من
گونه هایت گل خواهد انداخت
من یک اتاق هتل نیستم من خانه‌ام
من ویسکی نیستم که بخواهی
من آبم که نیاز داری
با توقعاتت اینجا نیا
و سعی نکن از من یک تفریح موقت بسازی

روپی کا-اور
«شیر و عسل»
#RupiKaur
#MilkandHoney
Read more
. <span class="emoji emoji1f447"></span> <span class="emoji emoji1f447"></span> <span class="emoji emoji1f447"></span>. . هنر دوست عزیز @ssepidehsepidd چند تا كدو سبز داشتم ك همسايه عزيزمون از باغچه اش اورده بود ...
Media Removed
. . . هنر دوست عزیز @ssepidehsepidd چند تا كدو سبز داشتم ك همسايه عزيزمون از باغچه اش اورده بود برامون، ي مقدار هم هويج مونده بودم #شام چي درست كنم ، رفتم زدم گوگل كوكو كدو و هويج 😀 قدرتي خدا شما هر چي بزني تو گوگل ي غذايي باهاش هست 🏼 خلاصه شد اين #كوكو ها ك بسي هم #خوشمزه است . اما من ك هر جا گشتم ... . 👇 👇 👇. .
هنر دوست عزیز
@ssepidehsepidd
چند تا كدو سبز داشتم ك همسايه عزيزمون از باغچه اش اورده بود برامون، ي مقدار هم هويج
مونده بودم #شام چي درست كنم ، رفتم زدم گوگل كوكو كدو و هويج 😀 قدرتي خدا شما هر چي بزني تو گوگل ي غذايي باهاش هست 😅👌🏼 خلاصه شد اين #كوكو ها ك بسي هم #خوشمزه است 😋 .
اما من ك هر جا گشتم پيازچه گير نياوردم بجاش تره ريختم 😆.
.
مواد لازم :
کدو سبز رنده شده2 فنجان
هویج رنده شده2 فنجان
سیر رنده شده2 حبه
آرد دو سوم فنجان
تخم مرغ کمی هم زده2 عدد بزرگ
پیازچه خرد شده با ساقه یک سوم فنجان
روغن مایع برای سرخ کردن
خامه ی ترش یا ماست برای سرو
نمک وفلفل وزردچوبه از هر کدام مقداری

طرز تهیه :
ابتدا کدو سبز را رنده می کنیم سپس کمی نمک پاشیده و مخلوط کنید و 10 دقیقه کناری بگذارید .
سپس با دست فشارشان بدهید تا آبشان گرفته شود .هویج رنده شده را به کدو سبز اضافه کرده ، آرد ، تخم مرغ ، پیازچه ، یک چهارم قاشق چایخوری نمک و یک هشتم قاشق چایخوری  فلفل  وکمی زردچوبه را اضافه کرده هم بزنید تا یکدست شود .تابه ای بزرگ را روی حرارت متوسط به بالا قرار دهید و کمی روغن ته تابه بریزید تا داغ شود و و حدود 3 قاشق غذاخوری از مواد را برداشته داخل تابه بیندازید و صاف کنید . بابقیه ی مواد هم همین کار را انجام دهید و با فاصله در تابه بچینید و 2 – 3 دقیقه طبخ نمایید تا اطرافش طلایی شود سپس آنها را برگردانده روی دیگرش را هم طبخ نمایید و در
صورت تمایل بعد از پخت روی کاغذ حوله ای بگذارید تا روغن اضافه شان گرفته شود و بعد از اتمام پخت به همراه کمی ماست یا خامه ترش سرو نمایید .
___
تمام فالورهاي قديمي ميدونن ك امضاي من "ماست و خيار" بوده 😅 اما ي توضيحي بدم از اونجايي ك ما يزدي ها به طبع سرد و گرم خيلي اهميت ميديم من تو ماست و خيار علاوه بر خيار و سير ك ركن اصلي هستن ، نعنا، پونه، گل محمدي ، كمي فلفل، كمي دارچين ، كنجد و گاهي گردو اضافه ميكنم 🙈.
.

برای دیدن دستورات مشابه هشتک زیر را لمس  کنید.
#کوکو_پرشین_شفز
#تزیین_پرشین_شفز
___________________
Tag your photos with 👇.
#persian_chefs
___________________
Read more
قلب ام را لمس کرد، چشم های تو.. و دچار ایست قلبی شدم اما دوباره به زندگی برگشتم، با شوک های پی در پیِ لب ...
Media Removed
قلب ام را لمس کرد، چشم های تو.. و دچار ایست قلبی شدم اما دوباره به زندگی برگشتم، با شوک های پی در پیِ لب های تو (نگاه های تو)/ . . . . / از مجموعه ی "نوار مغز من، نوار قلب تو" که به زودی در مراحل چاپ قرار می گیرد/ . . . . . . #siamak #siamak_ahmadi #artist #art #siamakahmadi #director #writer #theatre ... قلب ام را لمس کرد، چشم های تو.. و دچار ایست قلبی
شدم اما دوباره به زندگی برگشتم، با شوک های پی در پیِ لب های تو (نگاه های تو)/ .
.
.
. / از مجموعه ی "نوار مغز من، نوار قلب تو" که به زودی در مراحل چاپ قرار می گیرد/
.
.
.
.
.
.
#siamak #siamak_ahmadi #artist #art #siamakahmadi #director #writer #theatre #filmmaker #cinema #iranianartist #siamakeahmadi #سيامک_احمدى #سيامک #نويسنده #کارگردان #فيلمساز #سينما #هنرمند #هنر #هنرمندان_ایران #هنرمندان_ایرانی #فیلمساز_مستقل_سینمای_ایران #قلبم #چشمها #لمس #ایست_قلبی #زندگی #شوکهای #لبهای
Read more
تو هیچوقت صدای خودتو از پشت تلفن شنیدی؟ هیچ میدونی صدات از اسپیکرِ گوشی که بیرون میریزه، دلِ ذره ذره‌ی ...
Media Removed
تو هیچوقت صدای خودتو از پشت تلفن شنیدی؟ هیچ میدونی صدات از اسپیکرِ گوشی که بیرون میریزه، دلِ ذره ذره‌ی هوای این اتاقو میلرزونه و من همون هوای عاشقِ دلداده رو نفس میکشم و هوات میره تو ریه‌هام و صدات تو سینه‌م غوغا میکنه و صدای قلبمو بالا میبره؟ همیشه صداتو که میشنوم، صدای قلبمم اونقد میره بالا که ... تو هیچوقت صدای خودتو از پشت تلفن شنیدی؟
هیچ میدونی صدات از اسپیکرِ گوشی که بیرون میریزه، دلِ ذره ذره‌ی هوای این اتاقو میلرزونه و من همون هوای عاشقِ دلداده رو نفس میکشم و هوات میره تو ریه‌هام و صدات تو سینه‌م غوغا میکنه و صدای قلبمو بالا میبره؟
همیشه صداتو که میشنوم، صدای قلبمم اونقد میره بالا که میشنومش
هماهنگ میشه با حرفای تو و انگار موزیک زیرصدا پخش میکنه واسه حرفای تو که روزمره‌ترینشم واسه من رمانتیک‌ترینه!
تو هیچ میدونی وقتی پشت همین تلفن بهم میگی دوستت دارم اول از همه خود گوشی گُر میگیره از تبِ عشق و داغ میکنه و بعد این داغی از همون دستم که گوشیو گرفته از همون گوشم که گوشیو چسبوندم بهش میاد و میاد و پخش میشه تو جونم؟
تمامِ تنم سِر میشه با صدات و من مست میشم و اونقد گیج و منگ که دیگه نمیشنوم چی میگی
فقط دلم میخواد بگی
هی بگی و بگی و بگی و حرفات تموم نشه
وقتی پیشم نیستی
وقتی نگاهتو دستاتو نفساتو کم دارم،
صدات از پشت تلفن خوب یاد گرفته جور هرچی ندارمو بکشه و
دنیامو مث وقتی رو آب دریا میخوابم، غرقِ خوشی و آرامش و ترس کنه
دیدی وقتی رو آب میخوابی چقد مست و آرومی اما دلهره‌ی یه موجِ بلند که بیاد یهو بگیرتت تو بغلش و رهات نکنه و نفستو ببرّه، رهات نمیکنه؟
پشت تلفن صدات همونقد مستم میکنه و همونقد دلهره به جونم میندازه چون لمس دکمه قطع تماس و تموم کردنِ این خوشی و باز غرق شدن تو این فاصله‌ی دور از تو کار یه لحظه‌ست و دلخوشیِ مستانه‌ی من به هیچی بند نیست
نه ... تمومش نکن
نه ... زود قطع نکن
وقتی اینجا نیستی من جز با همین صدای از پشت تلفنت بلد نیستم دنیامو بسازم و زندگیمو سر کنم
پس ... بازم حرف بزن
بازم ...
.
. 📬 #میکائیل✏
.
. 🆔@mikilove351 📷
.
.
.
📬 #ماروباکامنتهاولایک_هاتون_حمایت_کنید☑📧
Read more
من گول نخوردم عزیزم. فهمیده بودم پشت لبخندت یه چیزی رو قایم می‌کنی، کاش یه جور دیگه موضوع رو مطرح می ...
Media Removed
من گول نخوردم عزیزم. فهمیده بودم پشت لبخندت یه چیزی رو قایم می‌کنی، کاش یه جور دیگه موضوع رو مطرح می کردی. باور کن عزیزم من اون قدر هم که نشون می دم آدم لجبازی نیستم. نوک اون تپه، زیر درخت قدیمی واقعا دلم می‌خواست به سیبی که دستت گرفته بودی یه گاز بزرگ بزنم. نمی دونم ترسیده بودم یا تو بلد نبودی چه طور نقش ... من گول نخوردم عزیزم. فهمیده بودم پشت لبخندت یه چیزی رو قایم می‌کنی، کاش یه جور دیگه موضوع رو مطرح می کردی. باور کن عزیزم من اون قدر هم که نشون می دم آدم لجبازی نیستم. نوک اون تپه، زیر درخت قدیمی واقعا دلم می‌خواست به سیبی که دستت گرفته بودی یه گاز بزرگ بزنم. نمی دونم ترسیده بودم یا تو بلد نبودی چه طور نقش یه زن جذاب رو بازی کنی؟ ولی کاش گولم زده بودی! کاش اون سیب رو با هم خورده بودیم، یه گاز من، یه گاز تو... اون وقت شاید آسمون رعد و برق می زد، توفان می شد و من تو دیگه چشم مون جایی رو نمی دید. بعدش هم که گرد و خاک تموم می شد می دیدیم توی یه دنیای دیگه ایم. مثل همیشه تو اول چشمات رو باز می کردی. تکونم می دادی و می گفتی: هی نگاه کن، این جا کجا ست؟ معلوم نبود کجا ست فقط می دونستم بهشت نیست، برای همین مطمئنم اون لحظه فقط دلم می خواست بغلت کنم. دلم می خواست نرمی پوست تنت رو روی پوست تنم حس کنم. تو می‌گفتی انگار از بهشت بیرون مون کردن. و من برای این که آرومت کنم می‌گفتم: بی خیال! دو تایی با هم یه غلطی کردیم، تا آخرش هم پاش وامی‌ستیم. بعد با هم راه می افتادیم ببینم این جا کجاست. ولی شاید یه کم طول می کشید که بفهمیم این جا آدم ها لباس می پوشن، گاهی می ترسن ، گریه می کنن، می خندن، دروغ می گین، عاشق می شن، متنفر می شن، آدم می کشن، هر روز کارهای تکراری می کنن، به چیزهای کوچیک دل می بندن، کلکسیون های عجیب جمع می کنن و اگه بلایی سرشون نیاد آخرش پیر می شن و می میرن. حتا ممکنه یه روز تو رو ببینم که داری لب های یه مرد دیگه رو می بوسی و از این که با انگشت هاش تنت رو لمس می کنه لذت می بری، این جا هر چیزی ممکنه اتفاق بیافته... اما من گول نخوردم و هیچ کدوم از این چیزها اتفاق نیفتاد. حالا گاهی از این تپه بالا می رم، تنهایی زیر همون درختی که تو سعی داشتی گولم بزنی وامی ستم و به بهشتی که دیگه خیلی جاهاش بی مصرف مونده نگاه می کنم. مدت هاست دیگه هیچ کسی پیدا نمی شه که بخواد آدم رو گول بزنه. دلم برای خیلی چیزها تنگ می شه، برای ناخن هات، برگ های تازه ی انجیری که باهاشون لای پاهات رو می پوشوندی، کنجکاوی هات برای تجربه کردن چیزهای تازه. اطراف این تپه پر از سیب هاییه که هر روز از درخت می افتن و پوست شون کم کم چروک و خشک می شه. گاهی با خودم فکر می کنم اگه یه کم تجربه ی بیشتری داشتیم، تو راحت تر می تونستی گولم بزنی و من این قدر از این که گول بخورم نمی ترسیدم ... ادامه در كامنت
برشي از كتاب #حافظ_خوانی_خصوصی
#عليرضا_ايرانمهر
عكس: ورودي شبستان مسجد وكيل شيراز
Read more
من و تو ! بعد از تو نوشتن سخت است .. از دردهایم گفتن سخت است .. از چه بگویم .. وقتی دیگر شنیدن صدایت رویای ...
Media Removed
من و تو ! بعد از تو نوشتن سخت است .. از دردهایم گفتن سخت است .. از چه بگویم .. وقتی دیگر شنیدن صدایت رویای من شده .. از چه بگویم وقتی دیدن دستانت آرزوی من است .. از چه بگویم که برای لمس دستانت فقط باید دست بر روی سنگ قبری بکشم که همیشه سرد است و آرام ! نه تپش دستان تو را دارد .. نه مهربانی دستان تو را ! افسوس ... من و تو !

بعد از تو نوشتن سخت است .. از دردهایم گفتن سخت است .. از چه بگویم .. وقتی دیگر شنیدن صدایت رویای من شده .. از چه بگویم وقتی دیدن دستانت آرزوی من است .. از چه بگویم که برای لمس دستانت فقط باید دست بر روی سنگ قبری بکشم که

همیشه سرد است و آرام !

نه تپش دستان تو را دارد .. نه مهربانی دستان تو را !

افسوس پدر !

برای همه ی آن لحظه هایی که دستانت را نگرفتم افسوس !

افسوس پدرم !

برای همه ی لحظه هایی که کنارت نبودم افسوس !

افسوس پدرم .. افسوس .. دوستت داشتم و هرگز نگفتم .. حالا با بغض هایم می گویم عاشقت بودم و هستم .. فقط شرم داشتم .. از محبت کردن !

خجالت میکشید دخترت در آغوش بگیردت .. خجالت میکشید و حالا برای همیشه نمی تواند لذت آغوشت را بچشد ... به همین راحتی .. به راحتی یک خواب شیرین .. خوابیدی و بیدار نشدی .. به همین راحتی من ، دخترت و همسرت را با گریه و دلتنگی تنها گذاشتی .. دوستت داریم پدرم !

اندازه ی همه ی روزهایی که کنارمان بودی .. اندازه ی همه ی لحظه هایی که از با تو بودن لذت میبردیم . اندازه همه ی لحظه هایی که برایت گریه کردیم بی تو برای تو !

ای کاش بودی ...♥🤐
Read more
. . . . #شاید_کمی_هم_بیشتر @afshinyadollahi @alireza_ghorbani @kasra.karkazi وقتی گریبان عدم با دست خلقت می درید وقتی ابد چشم تو را پیش از ازل می آفرید وقتی زمین ناز تو را در آسمان ها می کشید وقتی عطش طعم تو را با اشک هایم می چشید من عاشق چشمت شدم نه عقل بود و نه دلی چیزی نمی دانم از ... .
.
.
.
#شاید_کمی_هم_بیشتر
@afshinyadollahi
@alireza_ghorbani
@kasra.karkazi
وقتی گریبان عدم با دست خلقت می درید
وقتی ابد چشم تو را پیش از ازل می آفرید

وقتی زمین ناز تو را در آسمان ها می کشید
وقتی عطش طعم تو را با اشک هایم می چشید

من عاشق چشمت شدم نه عقل بود و نه دلی
چیزی نمی دانم از این دیوانگی و عاقلی

یک آن شد این عاشق شدن دنیا همان یک لحظه بود
آن دم که چشمانت مرا از عمق چشمانم ربود

وقتی که من عاشق شدم شیطان به نامم سجده کرد
آدم زمینی تر شد و عالم به آدم سجده کرد

من بودم و چشمان تو نه آتشی و نه گلی
چیزی نمی دانم از این دیوانگی و عاقلی

من عاشق چشمت شدم شاید کمی هم بیشتر
چیزی در آن سوی یقین شاید کمی هم کیش تر

آغاز و ختم ماجرا لمس تماشای تو بود
دیگر فقط تصویر من در مردمک های تو بود
__________________________________________________________
بغض
فقط به گلو ختم نمی شود

چشم را که بگیرد
اشک
می آید و
نمی ریزد

سینه را که بگیرد
نفس
نه
می رود
نه
بر می گردد

قلب را که بگیرد
یک گوشه کز می کند
نمی تپد ...
... می لرزد

دست
مشت می شود
مشت
باز

پا
بلاتکلیف می ماند
بین ماندن و رفتن

بغض که می شکند
فقط جای این اتفاق ها
عوض می شود
و
هیچ چیز
عوض نمی شود

بغض
تنها چیزیست
که
وقتی می شکند
نمی شکند.

#افشین_یداللهی
Read more
- PERS <span class="emoji emoji2b50"></span>️ POLIS - دوسش داشم، دلم نمیخواست جاش رو با یکی یا چیز دیگه‌ای پر کنم... هر بار به دست بهترینا ...
Media Removed
- PERS ️ POLIS - دوسش داشم، دلم نمیخواست جاش رو با یکی یا چیز دیگه‌ای پر کنم... هر بار به دست بهترینا میدادنش تا درستش کنن، هر چند مثل اولش نمیشد اما دلخوش بودم که یه صدایی یه شوقی ازش درمیاد... تعویض و تعویض و تعویض! تبدیل شدن به یک قول بزرگ از غم و ناراحتی... هی تکونش میدادم تا شاید صدایی ازش در ... - PERS ⭐️ POLIS -
دوسش داشم، دلم نمیخواست جاش رو با یکی یا چیز دیگه‌ای پر کنم...
هر بار به دست بهترینا میدادنش تا درستش کنن،
هر چند مثل اولش نمیشد اما دلخوش بودم که یه صدایی یه شوقی ازش درمیاد...
تعویض و تعویض و تعویض!
تبدیل شدن به یک قول بزرگ از غم و ناراحتی...
هی تکونش میدادم تا شاید صدایی ازش در بیاد..!
اما افتاده بود و همه چیزش پخش زمین شده بود...
اما پاش نشستم...
نشستم تکه‌هاش رو جمع کردم...
دلم قرص این بود که باز هم مثل همیشه درست میشه...
نا امید نشدم...
مثل همیشه ایستادم و درستش کردم...
حالا اینبار من میگم که اون بشنوه؛
#پرسپولیسم
دوست دارم؛
تو را به اندازه خودت‌، اندازه اون رنگ سرخت دوست دارم...
قشنگ‌ترین چیزای دنیارو نمیتونی ببینی یا حتی لمس کنی، اونا رو فقط باید با قلبت حس کنی..!
دنیای خالی از توعه معنی نداره!
مُهر دوست داشتنت تو تمام صفحات تقویم‌مون
حک شده است..!
تو دنیایی که ما زندگی میکنیم
تمام روزها متعلق به توست...
بودنِ يه دلگرمی‌های خاص تو حياط خلوت دل ♥️
چی قشنگ‌تر از این که حال تو و عشقت خوب باشه
چی ازین قشنگ‌تر واقعا؟
دوست دارم پرسپولیسم ❤
پ‌ن؛ ‏مشغله کاری چیز پیش پا افتاده‌ای بود.!
به خود خدا قسم مرگ هم نمیتونست باعث بشه به جایی برسم که حتی دوشنبه باز رو نبینم.!
از اون بازی نشده لحظه‌ای لعنت نفرسم به چیزای پیش پا افتاده😔😑
#پرسپولیسیم✌
#perspolis
Read more
<span class="emoji emoji1f49c"></span> مهمان چند بند از غزل جدیدم باشید: . روبرویم نشست غمگین بود، گفت این سرنوشت ما بوده... با خودم ...
Media Removed
مهمان چند بند از غزل جدیدم باشید: . روبرویم نشست غمگین بود، گفت این سرنوشت ما بوده... با خودم فکر کردم این همه وقت، گریه‌های مرا کجا بوده؟! . فکر کردم به خاطرات قدیم شعرهایی که هردومان بلدیم رفتی از من ولی به هم نزدیم بغض شد هرچه بین ما بوده . بعد تو آسمان زمین خورد و زندگی پا به پای من ... 💜
مهمان چند بند از غزل جدیدم باشید:
.
روبرویم نشست غمگین بود،
گفت این سرنوشت ما بوده...
با خودم فکر کردم این همه وقت،
گریه‌های مرا کجا بوده؟!
.
فکر کردم به خاطرات قدیم
شعرهایی که هردومان بلدیم
رفتی از من ولی به هم نزدیم
بغض شد هرچه بین ما بوده
.
بعد تو آسمان زمین خورد و
زندگی پا به پای من مُرد و
هیچ حرفی نمانده وقتی که
عشقت اینقدر بی‌بها بوده
.
لمس دست تو مانده در مشتم
حلقه‌ای گم شده در‌ انگشتم
از خودم رد شدم تورا کشتم
 که نگویند بی‌وفا بوده...
.
گره خوردم به مهربانی غم،
ابرهای زیاد و بارش کم
گفتم: از دست تو شکسته دلم
گفت: حتما قضا بلا بوده....
.
#اهورا_فروزان
.
پ.ن:
۱. با تاخیر، سپاس از همه عزیزانی که اومدن #نمایشگاه و با مهربانیشون شرمندم کردن(وقت نمی‌کردم پست بذارم خب)🌷😐 .
.
۲.تو نمایشگاه همو دیدیم؟ 🤔
.
۳. شعر در #کانال موجوده. #شبتون_بخیر💜
.
📸: #یزدان_عظیمی #تارنا
Read more
 #majidkazemi #irajjanatiataei "هميشه دير ميرسم" به سوی تو سر میرم از ذهن تمام جاده ها ممنوعه ...
Media Removed
#majidkazemi #irajjanatiataei "هميشه دير ميرسم" به سوی تو سر میرم از ذهن تمام جاده ها ممنوعه میشه سبقت و نمیرسم به انتها سد ترافیک و هجوم میدون بچه های کار سمفونی سیاه بوق ارکستر تلخ انتظار تو خلاء از من به تو همیشه گی هرگز میشه جاده فقط یک طرفه چراغ فقط قرمز میشه میتینگ و اعتصاب و صف باتوم ... #majidkazemi
#irajjanatiataei "هميشه دير ميرسم"
به سوی تو سر میرم از
ذهن تمام جاده ها
ممنوعه میشه سبقت و
نمیرسم به انتها
سد ترافیک و هجوم
میدون بچه های کار
سمفونی سیاه بوق
ارکستر تلخ انتظار
تو خلاء از من به تو
همیشه گی هرگز میشه
جاده فقط یک طرفه
چراغ فقط قرمز میشه
میتینگ و اعتصاب و صف
باتوم و پنجه بوکس و خون
گردان ضد شورش و
شعار های سرنگون
همیشه یک واقعه از لمس حضور تو کمم
یک لحظه، یک فاصله از نو شدن جهان پسم
از من به تو ریتم نفس، شتاب اسلو موشنه
همیشه دیر میکنم، همیشه دیر میرسم!
سوت و آژیر و آمبولانس
از پس بمب منفجر
گشتی و دژبان و پلیس
حصار ترس منتشر
ریسه ی گلفروشک و
افلیج و شیمیاپی و
گداچه و فراری و
مادرای سوار شو
ساعت بی عقربه و
تقویم قرن سوخته
ترانه ی له شده و
صف لبای دوخته
تاریخ بی گذشته و
طلوع شب از پی شب
آینده ی تکراری و
کوچیدن رو به عقب
من از کدوم میون بر
کدوم کناره رد کنم
که از پس اینهمه سد
نقبی به سمتت بزنم؟
همیشه یک واقعه از لمس حضور تو کمم
یک لحظه، یک فاصله از نو شدن جهان پسم
از من به تو ریتم نفس، شتاب اسلو موشنه
همیشه دیر میکنم، همیشه دیر میرسم!
ابرج جنتی عطائی
Read more
كثر الحديث عن التي اهواها!! كثر الحديث من التي اهواها؟! ما عمرها؟ ما اسمها؟! ما سرها؟! ما شكلها؟! بيضا ...
Media Removed
كثر الحديث عن التي اهواها!! كثر الحديث من التي اهواها؟! ما عمرها؟ ما اسمها؟! ما سرها؟! ما شكلها؟! بيضا او سمرا؟! عيناكِ احلىٰ انتي ام عيناها؟! هي اجمل من كل جميلة هي ارشق من كل رشيقة عيناها بيتي و سريري و وسادة رأسي اضلعها تمحو كل هموم حياتي لو مس جبيني اصبعها ضميني يا احلى امراةٍ لو ... كثر الحديث عن التي اهواها!!
كثر الحديث من التي اهواها؟!
ما عمرها؟ ما اسمها؟! ما سرها؟! ما شكلها؟!
بيضا او سمرا؟!
عيناكِ احلىٰ انتي ام عيناها؟!
هي اجمل من كل جميلة
هي ارشق من كل رشيقة
عيناها بيتي و سريري
و وسادة رأسي اضلعها
تمحو كل هموم حياتي
لو مس جبيني اصبعها
ضميني يا احلى امراةٍ
لو صمتت قلبي يسمعها
اهواااز
و هل خلق الله مثلكِ في الدنيا اجمعها؟!!! معني براي دوستاني كه مايلند معني شعرو بدونن 👇🏻👇🏻👇🏻
حرفها در مورد آنكه دوستش دارم زياد شد!!
حرفها و سوالها در مورد اينكه چه كسي را دوست دارم زياد شد!؟
چند سالش است؟ نامش چيست؟ چه رازي با خود حمل ميكند؟ چه شكليست؟
سفيد است يا گندمگون؟!
چشمهاي تو زيباتر است يا او؟!
او از هر زيبايي زيباتر است!!!
او از هر خوش اندامي خوش اندامتر است!!!
چشمهايش خانه و جاي خواب من است!
و بالش زير سرم استخوان هاي دنده اش هستند!
تمام غم هاي مرا از بين ميبرد
به محض لمس سر انگشتش با پيشانيم
مرا در آغوش بكش اي زيباترين خانم دنيا
و اگر ساكت شود قلبم صدايش را ميشنود
اي اهوااااااز
آيا خداوند در تمام دنيا شبيه تو را آفريده است؟!
#اهواز #اهوازگردی #موبایل_گرافی #موبایلگرافی #سياه_سفيد #خوزستان #فلكه_پنج_نخل_اهواز
#ahvaz #ahwaz #ahwazpictures #ahwazgardi #mobile_phoneography #iphone7 #photography #blackandwhite #bw
Read more
‌ ما آدم‌ها تمایل داریم لذتی که تجربه‌های جدید بهمون می‌دن رو بیشتر از اونچه که باید ارزش‌گذاری کنیم، ...
Media Removed
‌ ما آدم‌ها تمایل داریم لذتی که تجربه‌های جدید بهمون می‌دن رو بیشتر از اونچه که باید ارزش‌گذاری کنیم، و یافتن معنا (و جذابیت) در تجربه‌های کنونی رو کمتر از اونچه که باید. پس… اگرچه سفر کردن خیلی خفنه و دریچه‌ای‌ـه به فرهنگ‌های متفاوت و مدرسه‌ای برای زندگی، ولی در نهایت نمی‌تونه به عنوان نوشدارویی ...
ما آدم‌ها تمایل داریم لذتی که تجربه‌های جدید بهمون می‌دن رو بیشتر از اونچه که باید ارزش‌گذاری کنیم، و یافتن معنا (و جذابیت) در تجربه‌های کنونی رو کمتر از اونچه که باید. پس… اگرچه سفر کردن خیلی خفنه و دریچه‌ای‌ـه به فرهنگ‌های متفاوت و مدرسه‌ای برای زندگی، ولی در نهایت نمی‌تونه به عنوان نوشدارویی برای یک ذهن بی‌قرار و ناراضی عمل کنه.

برای همین این روزها یه جوری شدم که هنگامِ حضور در بزرگترین معبد تبت ممکنه همونقدر شگفت‌زده بشم و بگم «واووو» که در آپارتمانی در تهران یا روستایی در گیلان. و احتمال اینکه در یکی از این تجربه‌ها بگم «پفففف… خب که چی» بیشتر از اون‌یکی نیست.

اینکه من در یک رویداد یا یک تجربه کی هستم خیلی مهتره از اینکه خودِ اون رویداد و اون تجربه چی هست. پس به جای اینکه در جغرافیاهای دوردست به دنبال معنا بگردم باید برگردم همین جایی که هستم و ببینیم چه چیزهای خفنی دارم که می‌تونم در موردش قدردان باشم و باهاش حال کنم.

قدردانی باعث میشه در مورد چیزهای دمِ دستی و روزمره همونقدر بگیم «واووو» که هنگام قدم زدن در خیابون‌های یک شهر دوردست.

قدردانی همون چیزیه که چشم‌هامون رو به روی این حقیقت باز می‌کنه که ما مجموعه‌ای از میلیاردها میلیارد اتم هستیم که دور هم جمع شدن تا این ترکیب فوق‌العاده از سلول‌ها، نرون‌ها، و اندام‌ها رو درست کنن تا ما بتونیم چیزها رو لمس کنیم، غذاهای خوشمزه رو مزه کنیم، بریم کوه، به جوکِ مسخره‌ی گلابی‌ها گلابی‌ها بخندیم، و شب‌ها به ستاره‌ها خیره بشیم.

قدردانی چیزیه که چشم‌هات رو به روی این حقیقت باز می‌کنه که همه‌ی آبا و اجدادت به اندازه‌ی کافی سالم (و جذاب) بودن که تولید مثل کنن. و ما در زمانی به دنیا اومدیم که کره‌ی زمین خفنه و علم و تکنولوژی خیلی باحال داره پیش می‌ره. ما با یک دستگاه که تو جیب جا می‌شه با خاله‌مون تو آلمان حرف می‌زنیم، با هواپیما در کمتر از ۳ ساعت می‌ریم یک کشور و سرزمینِ دیگه، و با چرخوندن یک پیچ آتیش داریم و با چرخوندن یک پیچِ دیگه آب گرم. خب این‌ها خیلی عجیب و غریبن واقعن.

قدردانی یادمون می‌ندازه که زندگی و زنده‌بودن خیلی خفنه. مخصوصن اگر بدن سالمی داشته باشیم و بتونیم بدون درد توش کاوش کنیم.

من مات و مبهوم آدم‌هایی مثل سعید (@saeedzaroori) هستم که با وجود ناتوانی یا کم‌توانی جسمی اینقدر تشنه‌ی زندگی‌کردن هستن، در حالی که برای کاوش در قشنگی‌های زندگی باید خیلی بیشتر از منِ نوعی زحمت بکشن و نسبت به منِ همه‌عضو‌دار موانع بیشتری رو از سر راه بردارن... [ادامه داره]
Read more
١ تو خونه راه مي رم قبلا تو ٣٢ متر راه مي رفتم الان تو ١٣٠ متر ، مي دوني از زندگي چي مي خواي من دقيقا مي دونم مي دونم وقتي كنارت وايسادم چطور تو چشات نگاه كنم تو دستاتو حلقه كردي دور صورتت و من دارم خطاي چشاتو با يوني پن هفت دهم سايه مي زنم همون لحظس مي فهم كه چشات چقدر عمق دارن چقدر داستان دارن چقدر پشت اين چشاي ... ١
تو خونه راه مي رم قبلا تو ٣٢ متر راه مي رفتم الان تو ١٣٠ متر ، مي دوني از زندگي چي مي خواي من دقيقا مي دونم مي دونم وقتي كنارت وايسادم چطور تو چشات نگاه كنم تو دستاتو حلقه كردي دور صورتت و من دارم خطاي چشاتو با يوني پن هفت دهم سايه مي زنم همون لحظس مي فهم كه چشات چقدر عمق دارن چقدر داستان دارن چقدر پشت اين چشاي آروم طوفان وجود داره ولي من براي همين اومدم اومدم كه بهت بگم اين نيست چيزي كه دنبالشي ، زندگي فراي تمام اين صحبتاس زندگي دنبال كردن تمامه حسايي كه هرلحظه ازشون فرار مي كني و من اومدم كه بهت بگم بايد فرياد بزنيشون زمان همه چي رو مي بلعه پس لذت ببر از چيزايي كه بهت فرصت استفادشو دادن ، اگه مي خواي بدوني كه چي هست اين زندگي كردن كه براي خيلي ها حتي سخت ، اگه مي خواي بدوني ، اگه مي خواي حسش كني ، مثل برگاي يه درخت كه دارن درونت رشد مي كنن انقدر سريع انقدر سريع كه فكر مي كني شايد خودت همون درختي كه داره رشد مي كنه و هر لحظه سبز تر مي شه ، درختا دنيارو قشنگ تر مي كنن ، فقط تو رو خدا به جاي اينكه سعي كني يه جنازه متحرك باشي حساتو لمس كن سعي كن درونشون ذوب بشي تو هستي كه بهشون جون مي دي پس مي توني كنترلشونم بكني
٢
خيلي برام عجيبي من در مورد نشانهاي ماها يا ستارگان و سياره ها و حتي حركاتشون و خصوصياتشون چيزه خاصي نمي دونم و حتي نمي تونم تصور كنم كه چرا انقدر من در اين ابعاد مي تونم از اين كهكشان يا اين منظومه يا خورشيد يا اورانوس يا حتي خوده ماه يا آسمون يا حتي ابرا يا حتي درختاي بالاي سرم يا حتي بازم سايه دختري كه كنارم داره راه مي ره يا حتي زميني كه دارم روش با سنگ ريزه هاي دور انگشتام بازي مي كنم ، انرژي بگيره يا نگيره ، باورت نمي شه اولين فكري كه بسرم زد اين بود اون صورت كوچيك مثله يه موجوده عنكبوتي رو سر يه صورت ديگس بعد با خودم گفتم اين كه خودشو مي كشه پس احتمال داره يا خودش باشه يا يه زن ديگه يه زني كه پر انرژي تره ولي ضربه خورده ضربه اي كه فرمشو بهم ريخته حتي جذابيت فيزيكيش بيشتره بعد فكر كردم قصد ازين خطا يا اون مثلثا چيه ، گردن كه مثله تنگه آبه رو دوست دارم نه به ماهي قرمز يه هشتكه مثل هشتك هاي من #بارها_و_بارها_آتيش_رو_تنها_درست_كردم خيلي چيزا بايد بنويسم در مورد اين نقاشي و اين صورتا ولي مي خوام اول چشاي كه كشيدي رو بهتر ببينم بعد باقي شو بنويسم
٣
موزيك موزيك موزيك موزيك موزيك
رقص رقص رقص رقص رقص رقص
حرا......
٤
سري اول كه از كوه اومد بعد گفت اگه ناراحت مي شي نريم
سري دوم دعوامون شد بعد گفت ناراحت شدم
سري سوم كه در جرياني نيومد
خنده داره برام
Read more
شاید از دور خیلی ساده به نظر برسه ، بزرگ شدن بچه ها ... اما فقط این مادر و پدر هستن ، که می فهمن چی‌ میشه تا بچه هاشون قد می‌کشن ... من این حس و بارها و بارها تجربه کردم و برای بچه های کوچک جلسه اول کلاس پایه ، تو‌ روز های بزرگ شدنشون ایستادم و با افتخار دست زدم ... تشویق شون کردم ... و هوادارشون شدم ... از گلنار ... شاید از دور خیلی ساده به نظر برسه ، بزرگ شدن بچه ها ... اما فقط این مادر و پدر هستن ، که می فهمن چی‌ میشه تا بچه هاشون قد می‌کشن ...
من این حس و بارها و بارها تجربه کردم و برای بچه های کوچک جلسه اول کلاس پایه ، تو‌ روز های بزرگ شدنشون ایستادم و با افتخار دست زدم ... تشویق شون کردم ... و هوادارشون شدم ... از گلنار که اولین شاگرد کلاس های گروهی من بود و زودتر از بقیه قد کشید و بزرگ شد و خیلی جاها شانه به شانه برای پروژه ها و‌ماژان زحمت کشید ...و تمام آدمهایی که ماژان رو کنار هم ساختن که اسم هاشون اینجا جا نمیشه ... تا همه ی بچه هایی که این روزها می شینن پشت میز جلسه اول کلاس پایه ... همونجایی که با هم عهد می‌کنیم که قد بکشیم و تلاش کنیم ... مفید باشیم و عاشق و برای هدفمون بجنگیم ... دقیقا سر یک نقطه مشترک میخ اول رو ‌محکم می‌کوبیم ... برای روزهای خوبِ خدا ...❤️🙏🏻
آخرین باری که تو این روزها برای درخشش بچه ها بغض کردم و به تلاش کردن هاشون افتخار کردم ... همین چند روز ‌پیش بود ... اون هم بعد از دیدن این ‌ویدئو ...📸
شایداز نگاه بعضی ها ساده و پر از ایراد ، اما برای من دلپذیر و خاطره انگیز بود ، برای بچه هایی که بزرگ شدنشون رو دیده بودم ... ایرادات و‌ مشکلاتشون لمس‌کرده بودم و می‌دونستم که چقدر عاشق بزرگ شدن اند و این شد بهترین تبریک امسال بابت روز جهانی "عکاسی" و نه "عکاس" ...😊
و اما تصمیم امشب من ... که نوشتنش بعد از این حس های خوب و خاطره انگیز برام سخته ... ولی بسیار لازم ...
اون هم خداحافظی از دنیای "تدریس عکاسیه" نمی‌دونم برای چند وقت ، چند روز و یا چند سال ...
اما این یک تصمیم مهم برای منی که خیلی خسته ام و نیاز به استراحت دارم ... بسیار لازمه ... مدتی نبودن و‌کمتر بودن نیاز روحی‌منه و‌تصمیمی که مدتهاست دارم بهش فکر‌می‌کنم ...
به امید روزهای خوب‌ و خاطره انگیز ...🎊
فعلا خداحافظ ...✋🏻
شب اول،تصمیم اول💪🏻
#بزرگترين_تيم_عكاسى_ايران
🎞📼🎬پی‌نوشت : ممنون از شانا شهیدی درجه یک‌ برای تربیت تدوینگران آینده که همه زحمت کلاس های تدوین رو‌ی دوش اش هست ...
@shanashahidi
@mazhan.group
Read more
مثل هر شب خواب دیدم با تو تنها میشدم می نشستی روبرو ، غرق تماشا میشدم میگذارم دم به دم سر را به روی شانه ...
Media Removed
مثل هر شب خواب دیدم با تو تنها میشدم می نشستی روبرو ، غرق تماشا میشدم میگذارم دم به دم سر را به روی شانه ات غنچه وار از گرمی جانت شکوفا میشدم هر چه می دادم گِرِه رخسار تو بر هر نگاه بِین روی ماه و تو دیوار حاشا میشدم خواب من شیرین شد آن وقتی که با لالایی ات کنج آغوش تو همچون کودکی جا میشدم میشدی ... مثل هر شب خواب دیدم با تو تنها میشدم
می نشستی روبرو ، غرق تماشا میشدم

میگذارم دم به دم سر را به روی شانه ات
غنچه وار از گرمی جانت شکوفا میشدم

هر چه می دادم گِرِه رخسار تو بر هر نگاه
بِین روی ماه و تو دیوار حاشا میشدم

خواب من شیرین شد آن وقتی که با لالایی ات
کنج آغوش تو همچون کودکی جا میشدم

میشدی باران و من از ذوق لمس دست تو
گاه همچون یک کویر و گاه دریا میشدم

بَه چه رویای دل انگیزی شود این خواب من
صبح امشب را در آغوش تو پیدا میشدم
Read more
. از وقتی یادم میاد از زمان بچگیم توی این مناسبت‌ها وسط سر و صدای هیئت ها خیره بودم به پرچم ها و آدمای ...
Media Removed
. از وقتی یادم میاد از زمان بچگیم توی این مناسبت‌ها وسط سر و صدای هیئت ها خیره بودم به پرچم ها و آدمای اطرافم. درست عین نگاه همین بچه ای که امروز وسط جمعیت دیدمش و پرت شدم به روزای بچگیم و خیلی چیزا برام تازه شد.. امسال تا شب تاسوعا هیچی از محرم لمس نکردم، حتی برعکس به چیزی مشغول بودم که برای خودم هم عجیب ... .
از وقتی یادم میاد از زمان بچگیم توی این مناسبت‌ها وسط سر و صدای هیئت ها خیره بودم به پرچم ها و آدمای اطرافم.
درست عین نگاه همین بچه ای که امروز وسط جمعیت دیدمش و پرت شدم به روزای بچگیم و خیلی چیزا برام تازه شد..
امسال تا شب تاسوعا هیچی از محرم لمس نکردم، حتی برعکس به چیزی مشغول بودم که برای خودم هم عجیب بود.
چند بار از بعضیا شنیدم که گفتن واقعا تو تا این حد این چیزا برات مهمه؟! اون موقع برای خودم هم سوال شد که مگه چطور رفتار کردم که معتقد بودن به حسین ع و عاشورا اینقدر عجیب جلوه میکنه..
چیزی که برام مهمه تا بگم اینه که دوست عزیز اگر از من کوتاهی و خطایی دیدی به حساب دینی که بهش معتقدم نذار. میدونم که نماینده خوبی برای اون چیزایی که بهش معتقدم به حساب نمیام و خیلی هنر کنم با کمک خودشون توی این مسیر ثابت قدم بمونم و البته بخوام که بمونم!
والسلام
.
ربنا لا تزع قلوبنا بعد اذ هدیتنا و هب لنا من لندک رحمه...
.
پ.ن: حرف دل علیرضا، غروب عاشورای محرم ۱۴۴۰
Read more
<span class="emoji emoji1f343"></span><span class="emoji emoji1f33a"></span>خدای خوب من سلام <span class="emoji emoji1f343"></span><span class="emoji emoji1f33a"></span>ممنونم که به من امان دادی وامکان دادی شبی را در آرامش به صبح آورم <span class="emoji emoji1f343"></span><span class="emoji emoji1f33a"></span>امروز را با ...
Media Removed
خدای خوب من سلام ممنونم که به من امان دادی وامکان دادی شبی را در آرامش به صبح آورم امروز را با یاد تو ومهربانی هایت آغاز می کنم. روزی را شروع می کنم که میدانم همه نعمت هایت را به من ارزانی خواهی کرد. دست هدایتگرت مرا لمس خواهد کرد و همچون پدری که دست فرزندش را راه رفتن می آموزد سایه حضورت ... 🍃🌺خدای خوب من سلام
🍃🌺ممنونم که به من امان دادی وامکان دادی
شبی را در آرامش به صبح آورم 🍃🌺امروز را با یاد تو ومهربانی هایت آغاز می کنم. 🍃🌺روزی را شروع می کنم که میدانم همه نعمت هایت را به من ارزانی خواهی کرد. 🍃🌺دست هدایتگرت مرا لمس خواهد کرد
و همچون پدری که دست فرزندش را راه رفتن می آموزد 🍃🌺سایه حضورت راحس می کنم
پس امنیت را برمن و خانواده ام و دوستانم قرارده تااز شر شیطان در امان باشیم
🍃🌺الهی در این روز سلامتی ارزانی دار
تا عمر باقی مانده را خدمت گذار بندگانت باشم
وشادی ومهربانی وموقعیت را نصیبم کن
آمین یا رب العالمین.سلام صبحتون به خیر ❤️🌹 سلام دوستای گلم ولادت امام علی (ع) برهمه شما مبارک باشه عیدتون مبارک 🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸 #صبحانه #خوشمزه #اشپزی #
#کدبانو #دستپخت #سلیقه #
#بفرما #کدبانو #ایرانی #
Read more
. <span class="emoji emoji1f447"></span> <span class="emoji emoji1f447"></span> <span class="emoji emoji1f447"></span>. . هنر دوست عزیز @ashpazi.mojallal دنیای بدون لبخند،مثل آسمون بدون خورشیده پس، لبخند ...
Media Removed
. . . هنر دوست عزیز @ashpazi.mojallal دنیای بدون لبخند،مثل آسمون بدون خورشیده پس، لبخند يادتون نره سلام ملیکوم رفقای گل من . این # پیراشکی رژیمی من که فوقالعاده اس من تو تنور گازی میزارم و واقعا نرم و #خوشمزه اس و خیلیییی خوشمزه تر از پیراشکی که تو روغن سرخ شده تو فر هم میتونید. بزارید ... . 👇 👇 👇. .
هنر دوست عزیز
@ashpazi.mojallal
دنیای بدون لبخند،مثل آسمون
بدون خورشیده پس، لبخند يادتون نره

سلام ملیکوم رفقای گل من 👋
.
این # پیراشکی رژیمی من که فوقالعاده اس من تو تنور گازی میزارم و واقعا نرم و #خوشمزه اس
و خیلیییی خوشمزه تر از پیراشکی که تو روغن سرخ شده
تو فر هم میتونید. بزارید من با این دو تا قالبی که تو عکس میبینید درست کردم
و اما رسیپی
.
#خمیر_همه_کاره
شیر......یک پیمانه
روغن مایع.....نصف پیمانه
تخم مرغ.......یک عدد
نمک.....1قاشق.چ.خ
شکر.....2قاشق چ.خ
خمیرمایه....1قاشق غ.خ.سرخالی
بکینگ پودر:1قاشق مربا خوری
آرد....به میزان لازم حدود نیم کیلو
یک چهارم پیمانه آب ولرم که هم دمای بدن باشه راباخمیرمایه وشکر مخلوط کرده ده دقیقه استراحت میدهیم...تخم مرغ وشیر هم دمای محیطوروغن مایع ونمک راباهم مخلوط کرده وبعد سه قاشق آرد اضافه کرده وبعد خمیرمایه را اضافه میکنیم.بعدآرد را کم کم اضافه میکنیم تا خمیر سیر آرد شود وبدست نچسبد.روی خمیر را سلفون میکشیم تا استراحت کند ور بیاید وحجمش دوبرابر شود.وقتی خمیر را با انگشت فشار دهید گود شود اما به حالت اولیه برنگردد...آماده استفاده است...زمان استراحت حدود دو ساعت مي باشد،امیدوارم از تهیه این #خمیر لذت ببرید.

نکته :بعد از پیجیدن پیراشکی ها حتما نیم ساعت استراحت بدید
بعد رومال زرده ی تخم مرغ ،نمک کمی، زعفران،کمی شیر
مخلوط کنید و با برس روی پیراشکی ها بزنید

مواد داخل پیراشکی هم سلیقه ایس
من مخلوط ،پیاز داغ ،گوشت چرخ کرده،قارچ،فلفل دلمه ای ،ادویه و به جای رب سه قاشق سس کچاپ میزنم به مواد
نوش جان

روز خوش
در پناه حق
یا علی👋.
.

برای دیدن دستورات مشابه هشتک زیر را لمس  کنید.
#خمیرغذایی_پرشین_شفز
#فست_فود_پرشین_شفز
___________________
Tag your photos with 👇.
#persian_chefs
___________________
Read more
<span class="emoji emoji1f4a7"></span>تقديم به بچه هاي دهه هاي ٤٠ و٥٠ مي گويند چه قدر خوب مانده اى ... غافل از اينكه من خوب نمانده ام من ...
Media Removed
تقديم به بچه هاي دهه هاي ٤٠ و٥٠ مي گويند چه قدر خوب مانده اى ... غافل از اينكه من خوب نمانده ام من جا مانده ام ! نگاهم، معصوميت كودكي است هراسيده از آژير قرمز جنگ... لبخندم... تلخى عصيان فروخورده ى نوجواني است ، شوريده از فشار تحريمها.... و چهره ام .. نقاب سنگى جواني است وامانده در من خفه و خاموش هزارسال ... 💧تقديم به بچه هاي دهه هاي ٤٠ و٥٠

مي گويند چه قدر خوب مانده اى ...
غافل از اينكه من خوب نمانده ام
من جا مانده ام !

نگاهم، معصوميت كودكي است هراسيده از آژير قرمز جنگ... لبخندم... تلخى عصيان فروخورده ى نوجواني است ، شوريده از فشار تحريمها.... و چهره ام .. نقاب سنگى جواني است وامانده در من
خفه و خاموش
هزارسال به چله نشسته..... من از دهه ى عشق ممنوع مى آيم .. از دهه ى نگاه ممنوع....
زيبايى ممنوع....
شعر ممنوع....
و كلام ممنوع !
من از جنس هيچ كس نيستم .. من تنها خود را از سرزمين خاكسترى دهه چهل و پنجاهى ام به دنياى رنگى تو سنجاق كرده ام ..
تا مگر كودكى فريز شده در من يخ بشكند و جوان شدن بياموزد ..
تا جوانى تاريخ مصرف گذشته ام
پيش از گنديدن ، پير شدن آغاز كند !

من عدد شناسنامه ام را انكار نميكنم.. اما سالهاست كه عدد شناسنامه ام مرا انكار كرده است !
من تمامى اعداد زندگيم را كمرنگ شمرده ام !
كمرنگ عاشق شده ام... كم رنگ لمس كرده ام... كم رنگ نفس كشيده ام... و كم رنگ خنديده ام........
Read more
چه زیبا گفت شاملو..... لمس تن تو... شهوت است و گناه....حتی اگر خدا عقدمان را ببندد....!!! داغی لبت ...
Media Removed
چه زیبا گفت شاملو..... لمس تن تو... شهوت است و گناه....حتی اگر خدا عقدمان را ببندد....!!! داغی لبت جهنم من است.... حتی اگر فرشتگان سرود نیکبختی بخوانند...... هم آغوشی با تو٬ هم خوابی شرک آلودی است.... حتی اگر خانه ی خدا خوابگاهمان باشد....!!! فرزندمان حرام نطفه ترین کودک زمین است حتی اگر تو مریم ... چه زیبا گفت شاملو..... لمس تن تو... شهوت است و گناه....حتی اگر خدا عقدمان را ببندد....!!! داغی لبت جهنم من است.... حتی اگر فرشتگان سرود نیکبختی بخوانند...... هم آغوشی با تو٬ هم خوابی شرک آلودی است.... حتی اگر خانه ی خدا خوابگاهمان باشد....!!! فرزندمان حرام نطفه ترین کودک زمین است حتی اگر تو مریم باشی و من روح القدس..... حتی اگر هزاران سال عاشق تو باشم.... یک بوسه٬ یک نگاه حتی... حرامم باد.... اگر

تو عاشق من نباشی....
Read more
آقای حسینی عزیزم @arathosseini برادر عزیزم هبچوقت یادم نمیره با چه سختی و در چه شرایطی آرات رو حمایت کردی من رو یاد پدرم انداختی... من نبودم و تو بودی ، بود شدم و تو تمام بودنت را به پایم ریختی ، حالا سالهاست که با بودنت زندگی می کنم ، هر روز، هر لحظه، هر آن و دم به دم هستی . ... ببخش که گاهی آنقدر هستی ... آقای حسینی عزیزم
@arathosseini برادر عزیزم هبچوقت یادم نمیره با چه سختی و در چه شرایطی آرات رو حمایت کردی من رو یاد پدرم انداختی... من نبودم و تو بودی ،
بود شدم و تو تمام بودنت را به پایم ریختی ،
حالا سالهاست که با بودنت زندگی می کنم ،
هر روز، هر لحظه، هر آن و دم به دم هستی .
...
ببخش که گاهی آنقدر هستی که نمی بینمت ،
ببخش تمام نادانیها و نفهمی ها و کج فهمی هایم را،
اعتراض ها و درشتیهایم را ، و هر آنچه را که آزارت داد .
دستانت را می بوسم و پیشانیت را ،
که چراغ راه زندگیم بودی و هستی و خواهی بود ،
خاک پایت هستم تا هست و نیست هست .
به حرمت شرافتت می ایستم و تعظیم می کنم .
پ. ن:برای آرات @arat.gym کوچوله عزیز و شما سلامتی و موفقیت از خداوند میطلبم و امیدوارم خداوند قلب نازنینتون رو لمس کنه و همیشه درآغوش حمایت خداوند باشبد
خداوند همه پدر و مادر ها رو حفظ کنه و اون پدر مادر هایی هم که دستشون از دنیا کوتاه در آرامش قرار بده روحشون رو
Read more
. در امتدادِ شبی تیره و طولانی که به نظر میرسید تمام نخواهد شد، با تو برخورد کردم و همین برخورد، شروعِ ...
Media Removed
. در امتدادِ شبی تیره و طولانی که به نظر میرسید تمام نخواهد شد، با تو برخورد کردم و همین برخورد، شروعِ پیدا شدن بود. پیدا شدم، یا بهتر بگویم پیدایت کردم. پیدایت کردم درست پشتِ همان خاطراتی که مدت‌ها بود دفنشان کرده بودم به این امید که درد کمتر شود. خاطراتی که اتفاقاتی را در خود جای داده بودند و فکر ... . در امتدادِ شبی تیره و طولانی که به نظر میرسید تمام نخواهد شد، با تو برخورد کردم و همین برخورد، شروعِ پیدا شدن بود.
پیدا شدم، یا بهتر بگویم پیدایت کردم.
پیدایت کردم درست پشتِ همان خاطراتی که مدت‌ها بود دفنشان کرده بودم به این امید که درد کمتر شود. خاطراتی که اتفاقاتی را در خود جای داده بودند و فکر میکردم، مرورشان، دردهای عمیقی را بیدار خواهند کرد.
و درست فکر میکردم. دردهای عمیقی بیدار شدند اما درست لحظه‌ای که درد بی نهایت بود و تاریکیِ عجیبی بر خاطره پهن شده بود، تو را دیدم.
تو، بخشی از من که تمامِ این مسیر را دوام آورده بود و در تمامِ طولِ زندگی‌ سعی کرده بود بهترین تصمیم‌ها را بگیرد و انگار من هیچگاه تو را و تلاش‌هایت را ندیده بودم.
در میانه‌ی مرور اتفاقاتِ سخت و تلخ، چشم‌های تو را که دیدم، انکار محو شد. انکارِ تو و حضورِ وجودِ تو در درونم.
بخشی که تلاش میکند درست رفتار کند، تلاش میکند اشتباه نکند، تلاش میکند زخمی نشود اما تمامِ تلاش‌هایش بدونِ حمایت من بوده است.
و در هر اتفاقِ دردناک، من تو را و احساساتِ ناخوشایندت را دفن میکردم که صدایت شنیده نشود.
شاید که با این سخت‌گیری فکر میکردم تو بهتر تصمیم خواهی گرفت و در آینده بهتر رفتار خواهی کرد. اما به مرور زمان بیشتر متوجه شدم تو خسته شده ای و دیگر سخت گیری‌ها کمک نمیکنند که تغییر کنی.
تو هر روز خسته تر میشدی و من هر روز ناامید‌تر.
با مرور خاطراتِ دردناک متوجه شدم گاهی نباید سخت گرفت. دردهای بسیار عمیق با سخت‌گیری از بین نمیروند، فقط دفن میشوند و هر اتفاقی که در ذهن ما سرکوب شود، روزی، جایی، در لحظه‌ای که فکرش را نمیکنیم دوباره به ما هجوم میآورد و بدن به شدت مضطرب و بی قرار میشود و ما می‌مانیم و حالتی گنگ که نمیدانیم دلیلش چیست.
هیچ چیز برای همیشه در ما دفن نمیشود چون بدن و ذهن محلِ دفن کردنِ اتفاقاتِ دردناک نیستند، بلکه محلِ تجربه کردن و دیدن و لمس کردنِ اتفاقات هستند. چه خوش‌ایند چه تلخ و سخت.
وقتی که بزرگتر میشویم، بدن به سنی میرسد که میتواند دردها را تحمل کند، مخصوصا دردهای دفن شده ی بسیار قدیمیِ ما را. دردهایی که با مرور خاطراتمان بیدار میشوند و بدن میتواند دوباره در خاطره قرار بگیرد و درد را تجربه کند و بعد از ان احساس رهایی کند.
برای تجربه ی این رهایی احتیاج به عشق داریم.
احتیاج به دیدنِ بخشی در درونمان که دوام آورده است و احتیاج به عشق ورزیدن به همان بخش. و این عشق، شروعِ پیدا کردنِ خودمان و تغییرات است.
هیچگاه تغییر نخواهیم کرد اگر با سرزنش با درونمان رفتار کنیم. هیچگاه.
متن #پونه_مقیمی
---------
Read more
. تمام مطالب این نوشته، برداشت های شخصی بندست که دوست داشتم با شماها در میون بذارم و هیچ الزامی در درست ...
Media Removed
. تمام مطالب این نوشته، برداشت های شخصی بندست که دوست داشتم با شماها در میون بذارم و هیچ الزامی در درست بودن اون ها نیست. لطفاً به بند اوّل سبّابه ات بگو يك ذرّه صبر و حوصله اش بيشتر شود از بُخلْ زنگ خانه ي من سكته مي كند دستت اگر كمي متمايل به در شود تحلیل این شعر از همون ابتدا با یک سوال شروع میشه. ... .
تمام مطالب این نوشته، برداشت های شخصی بندست که دوست داشتم با شماها در میون بذارم و هیچ الزامی در درست بودن اون ها نیست.

لطفاً به بند اوّل سبّابه ات بگو
يك ذرّه صبر و حوصله اش بيشتر شود
از بُخلْ زنگ خانه ي من سكته مي كند
دستت اگر كمي متمايل به در شود

تحلیل این شعر از همون ابتدا با یک سوال شروع میشه. چرا «بند اول سبابه»؟
هممون میدونیم که سبابه همون انگشت اشاره هست.
و «بند اول انگشت اشاره» دقیقا همون قسمتی از دست هست که ما باهاش زنگ در رو فشار میدیم!! شاعر از معشوقش میخواد که موقع زدن زنگ در، کمی صبر داشته باشه. چرا؟ به این خاطر که اگر معشوقش دستش رو از روی زنگ برداره، زنگ در از شدت بخل سکته میکنه! یعنی زنگ در دوست داره که دست اون شخص بیشتر اون رو لمس کنه و به سمت دستگیره در متمایل نشه!
اما یه فرق جالبی بین «بخل» و «حسادت» هست. «حسادت به معنای آرزوی زوال نعمتی است که خدای تعالی به کسی از بندگان خود اعطا کرده و بخل آن است که انسان از نعمتی که خدای متعال به خود او داده به کسی ندهد»

شاعر میگه زنگ در خونه از بخل سکته میکنه (نه از حسادت) یعنی زنگ خونه چشم نداره که دستِ اون شخص زننده زنگ رو با کسی سهیم بشه!! (فوق العاده نیست این شعر؟) در مي زني كه وارد تنهايي ام شوي
امّا بعيد نيست زماني كه مي روي
در از خودش جلاي وطن گفته، مثل من
در جستجوي در زدنت در به در شود
وارد تنهایی من میشی و تنهایی من رو به هم میریزی. و بعدش من رو ترک میکنی. «در» میزنی و وارد تنهایی من میشی اما وقتی میخوای بری دیگه «در»ی وجود نداره! در، خودش رو ترک کرده و برای یکبار دیگه در زدن تو (لمس دستات) در به در و آواره شده! دقیقا مثل من!
«جلای وطن گفتن» یعنی «بیرون رفتن از وطن، تبعید»
در واقع، در «از خودش» جلای وطن میگه! یعنی ماهیت در بودنش رو رها کنه و به دنبال تو می افته! (اینکه در، در به در بشه یه ترکیب بی نظیره واقعا!) اين بچه لاكپشتِ نگون بخت سال هاست
از تخم در ميآيد و سوي تو مي دود
امّا مقدّر است كه در آخرين قدم
يعني در آستانه ي دريا دمر شود

چرا لاکپشت؟ علتش معروف بودن لاکپشت به کند بودنه! یعنی لاکپشت از تخم در میاد و از همون ابتدا شروع میکنه به گشتن در پی مقصودش (که دریا = معشوق باشه) و این مسیر انقددددر طولانیه که هیچوقت به مقصودش نمیرسه! در واقع تا یک قدمی اون میره ولی هیچوقت به خودش نمیرسه! و این سیکل سال هاست که در حال تکراره! (لاکپشتی به دنیا میاد و با سرعت کمش تمام عمر دنبال مقصودش میره ولی درست یک لحظه قبل از رسیدن بهش، تلف میشه و ارزو به دل میمیره) x تکرار
Read more
. . من "تو" را به یاد دارم، چون بویِ خاکِ غلت خورده در نم نمِ باران چون صدایِ عشق بازی های هیزم و آتش ...
Media Removed
. . من "تو" را به یاد دارم، چون بویِ خاکِ غلت خورده در نم نمِ باران چون صدایِ عشق بازی های هیزم و آتش درسرما چون تماشایِ اولین بوسه ی شبنم به گلبرگِ لطیفش چون طعمِ چایِ دم کشیده درآغوش گرمِ ذغال چون لمسِ بخارهای عاشق روی صورتِ پنجره... من تو را به یاد دارم آنجا که می تابی بر یادم و می درخشی در ... .
.
من "تو" را به یاد دارم،
چون بویِ خاکِ غلت خورده در نم نمِ باران
چون صدایِ عشق بازی های هیزم و آتش درسرما
چون تماشایِ اولین بوسه ی شبنم به گلبرگِ لطیفش
چون طعمِ چایِ دم کشیده درآغوش گرمِ ذغال
چون لمسِ بخارهای عاشق روی صورتِ پنجره...
من تو را به یاد دارم
آنجا که
می تابی بر یادم و
می درخشی در دلم،
چون خورشید،بر زمینش
چون ماه،در آسمانش
تو را
به یاد دارم...
به یاد دارم...
به یاد دارم...!
.
#شقایق_عباسی
Read more
• ‏Finding Neverland . تو برای من تو نیستی، تمام صحرایی سولماز! تو برای من توفان نیستی، تمام دریایی سولماز! تو برای من قصه نیستی، تمام تاریخی سولماز! مثل گریه و آواز و عطر اسفند، سرشار از صفایی سولماز! [ آتش بدون دود، نادر ابراهیمی] . هنوز دقیقا نمی‌دونم درون آدم‌ها چه اتفاقی میوفته که ...
‏Finding Neverland
.
تو برای من تو نیستی، تمام صحرایی سولماز!
تو برای من توفان نیستی، تمام دریایی سولماز!
تو برای من قصه نیستی، تمام تاریخی سولماز!
مثل گریه و آواز و عطر اسفند، سرشار از صفایی سولماز!
[ آتش بدون دود، نادر ابراهیمی]
.
هنوز دقیقا نمی‌دونم درون آدم‌ها چه اتفاقی میوفته که نسبت به یک سری شهرها و کشورها، زبان‌ها و موسیقی‌ها دل بسته میشن. دلبسته ترانه‌هایی که حتی معنی‌شون رو نمی‌دونن، یا جغرافیایی که حتی از نزدیک لمس‌شون نکردن. اما هر اتفاقی که هست، بی‌اندازه خوشاینده. آتش بدون دود، قطعا اولین دلیل عشق به صحرا در من بود. این که چجوری کتاب رو خوندم و چه کسی بهم معرفیش کرد؛ قصه‌ای بود که با گذر زمان رنگش رفته و سُر خورده تو گودال زمان.
با هر بار رفت و آمد آدمی تو زندگیم، از خودم می‌پرسم چی از من پیشش موند و چی از اون در من. از هر کسی چیزی باقی می‌مونه، از یکی یه شعر، از دیگری یه آهنگ، از کس دیگه‌ای هم شاید یه کتاب پر از عاشقانه‌های رنگین از جنس صحرا.
اینجا در قلب من همیشه تکه‌ای از بهشت هست و خواد بود.
.
#findingneverland_aidaabasi
Read more
. ای صبح امید . دلتنگی و این حجم نبودن همه گو هیچ من از تو نباید خبری داشته باشم . عماد خراسانی . . . کاش ...
Media Removed
. ای صبح امید . دلتنگی و این حجم نبودن همه گو هیچ من از تو نباید خبری داشته باشم . عماد خراسانی . . . کاش می‌بودی.. کاش باشی.. کاش بیایی.. . . راستش را بخواهی دلم از خودم گرفته.. . تمام فکر و ذکرم تویی اما قلبم را که زیر و رو می‌کنم شبیه انباری نمور و تاریک و آشفته‌ای است.. . . نمی‌دانی ... .
ای صبح امید
.
دلتنگی و این حجم نبودن همه گو هیچ
من از تو نباید خبری داشته باشم
.
عماد خراسانی
.
.
.
کاش می‌بودی..
کاش باشی..
کاش بیایی..
.
.
راستش را بخواهی دلم از خودم گرفته..
.
تمام فکر و ذکرم تویی
اما
قلبم را که زیر و رو می‌کنم
شبیه انباری نمور و تاریک و آشفته‌ای است..
.
.
نمی‌دانی چقدر نیازمند دیدن توام..
.
گاه احساس می‌کنم فاصله‌ها صفر شده
اما لمس نگاه تو مقدور نیست...
.
.
.
Read more
. تير ماهِ داغ كه از راه ميرسه ، شمارشِ معكوسِ منم تا هفتمين روزِ تير شروع ميشه ! يعنى يازده تا تير ...
Media Removed
. تير ماهِ داغ كه از راه ميرسه ، شمارشِ معكوسِ منم تا هفتمين روزِ تير شروع ميشه ! يعنى يازده تا تير ماهِ خوش يُمن و كلى خاطره ىِ خوش و حتى بهترين روزهاىِ زندگى ... البته اولين بار كه ديدمش تو يه شبِ تاريك و سردِ آذرماه بود و شيفته ىِ منش و اخلاق و پاكىِ روحش شدم ! اما بهترين خاطره برام همون شبِ خيلى سرد ... .
تير ماهِ داغ كه از راه ميرسه ، شمارشِ معكوسِ منم
تا هفتمين روزِ تير شروع ميشه !
يعنى يازده تا تير ماهِ خوش يُمن و كلى خاطره ىِ خوش و
حتى بهترين روزهاىِ زندگى ...
البته اولين بار كه ديدمش تو يه شبِ تاريك و سردِ آذرماه بود و شيفته ىِ منش و اخلاق و پاكىِ روحش شدم ! اما بهترين خاطره برام همون شبِ خيلى سرد و استخوان سوز و يخبندانِ آخرِ دى ماه بود كه با چه استرسى چند تا خيابون دويدم تا بهش برسم ! اونم كجا ! كرمانشاه كه غروبهاىِ فصلِ سرد ساعتِ شيشِ غروب به بعد ديگه كسى تو خيابون نبود و منِ بيست و سه ساله تمامِ راه را دويدم تو تاريكى و سكوت و خلوتىِ ساعتِ ٩ شب تو خيابونِ يخ بسته ...
نميدونستم چرا !؟
اما چند روز بعدش فهميدم كه دليلى داشته و بايد خودمو بدونِ اينكه حتى فكر كنم با ماشين برم يا صبر كنم كه اون پيشم بياد دويدم !
و حالا پس از چهارده سال از اون شبِ سردِ زمستان و يازده سال بعد از اون روزِ داغِ هفتمِ تير ، ميفهمم كه دويدنم و رسيدنم بى دليل نبود ... .
ادامه دارد .
#داستان_ستاره_نوشت #تيرماه #افشين_ستاره #كتاب_بخونيم 💚
( بازم آرام با انگشتِ مبارك روىِ تصوير و صفحه ىِ گوشى را لمس بفرماييد " تگ كردم " باشد كه كم كم همه به اين كار عادت كنيم 💜☺️😁🙏🏻 )
Read more
تقدیم به پدرم : عشقم منو تو توی قلبم میمونه لمس دست تو توی قلبم میمونه تو هستی بامن تو رویای شبونه فکر ...
Media Removed
تقدیم به پدرم : عشقم منو تو توی قلبم میمونه لمس دست تو توی قلبم میمونه تو هستی بامن تو رویای شبونه فکر تو هستم با این دستای سردم زندگی باتو بهتره میخوام باشی کنارم بی تو من نمیتونم عشق ما و تو توی قلبمون میمونه عطر دست تو توی یادمون میونه روزهای باتو هرگز یادمون نمیره هرگز... وقتی تو هستی قلب ما ... تقدیم به پدرم :
عشقم منو تو توی قلبم میمونه لمس دست تو توی قلبم میمونه
تو هستی بامن تو رویای شبونه فکر تو هستم با این دستای سردم
زندگی باتو بهتره میخوام باشی کنارم بی تو من نمیتونم
عشق ما و تو توی قلبمون میمونه
عطر دست تو توی یادمون میونه
روزهای باتو هرگز یادمون نمیره هرگز...
وقتی تو هستی قلب ما آروم میگیره قلبم ما...
زندگی باتو بهتر...
For my father:
My love & ur love stay in the my heart
Feel ur hand stay in my heart
U are wt me in dream night
I'm in ur think wt this my hand cold
Life wt u is better...
Read more
کلیدها به همون راحتی که در رو باز می‌کنند، قفل هم می‌کنند ...! کاش یه تکّه سنگ بودم، یه تکه چوب، مُشتی ...
Media Removed
کلیدها به همون راحتی که در رو باز می‌کنند، قفل هم می‌کنند ...! کاش یه تکّه سنگ بودم، یه تکه چوب، مُشتی خاک ! کاش یک نانوا بودم، یک خیاط، دست فروش دوره گرد، پزشک، وزیر، یک واکسیِ کنار خیابان ! کاش کسی بودم که  تو را نمی‌شناخت، کاش دلم از سنگ بود، کاش اصلا دل نداشتم ...! کاش اصلا نبودم، کاش نبودی، کاش میشد ... کلیدها به همون راحتی که در رو باز می‌کنند، قفل هم می‌کنند ...!
کاش یه تکّه سنگ بودم، یه تکه چوب، مُشتی خاک ! کاش یک نانوا بودم، یک خیاط، دست فروش دوره گرد، پزشک، وزیر، یک واکسیِ کنار خیابان !
کاش کسی بودم که  تو را نمی‌شناخت، کاش دلم از سنگ بود، کاش اصلا دل نداشتم ...! کاش اصلا نبودم، کاش نبودی، کاش میشد همه چیز را با تخته پاک‌کن پاک کرد ...
کاش یکی از آجرهای خانه‌ات بودم، یا یک مُشت خاک باغچه‌ات، کاش دستگیره‌ی اتاقت بودم تا روزی هزاربار مرا لمس کنی ... نه ... کاش دست‌هات بودم، کاش چشم‌هات بودم، کاش دلت بودم، نه ... کاش ریه‌هات بودم تا نفس‌هات رو در من فرو ببری و از من بیرون بیاوری ...!
کاش من تو بودم، کاش تو من بودی، کاش ما یکی بودیم، یک نفرِ دوتایی ...! 👑@mikilove351 📷
⭐ #میکائیل💕
Read more
خداوندا به کدامین ثواب مرا لایق زیباترین احساس، بزرگترین نعمت و باشکوه ترین لحظات دانستی …  خداوندا ...
Media Removed
خداوندا به کدامین ثواب مرا لایق زیباترین احساس، بزرگترین نعمت و باشکوه ترین لحظات دانستی …  خداوندا بگذار در این احساس زیبا بمانم ، بگذار شاهد تولد دوباره خویش باشم …  بگذار آرام باشم … به کدامین ثواب مرا اینگونه عاشق کردی … فاش میگویم این حس را تا کنون لمس نکرده بودم … اینگونه عاشقی کردن را خودت ... خداوندا به کدامین ثواب مرا لایق زیباترین احساس، بزرگترین نعمت و باشکوه ترین لحظات دانستی …
 خداوندا بگذار در این احساس زیبا بمانم ، بگذار شاهد تولد دوباره خویش باشم …
 بگذار آرام باشم … به کدامین ثواب مرا اینگونه عاشق کردی …
فاش میگویم این حس را تا کنون لمس نکرده بودم …
اینگونه عاشقی کردن را خودت به من آموختی …. احساس خودت به تمام بنده هایت …. آری حس پدری ام را میگویم
تولدت مبارک ای زیبای من تولدت مبارک ای تمام هستی من تو زیباترین شعر درون دفتر خاطرات منی و من عاشقانه تا آخرین لحظه عمرم تو را میپرستم😙😙😍
#تولد #دخترم #مبارک #زیبا
Read more
سلام دلخوشي خوشحالي و سرگرمي اين فرشته ها ميتونست چيزي فراتر از يك مو زدن ساده باشه به قدري با يك استايل ...
Media Removed
سلام دلخوشي خوشحالي و سرگرمي اين فرشته ها ميتونست چيزي فراتر از يك مو زدن ساده باشه به قدري با يك استايل و حتي خط هاي دور سر خوشحال ميشدن و ذوق ميكردند كه دوست داشتم جاي اونا باشم و بعضي اوقات از ته دلم از چيزي خوشحال بشم نميدونم معني خوشحالي رو ما نفهميديم يا اين فرشته ها يا ما زياد خوشيم دركش واسمون ... سلام
دلخوشي خوشحالي و سرگرمي اين فرشته ها ميتونست چيزي فراتر از يك مو زدن ساده باشه
به قدري با يك استايل و حتي خط هاي دور سر خوشحال ميشدن و ذوق ميكردند كه دوست داشتم جاي اونا باشم و بعضي اوقات از ته دلم از چيزي خوشحال بشم
نميدونم معني خوشحالي رو ما نفهميديم يا اين فرشته ها يا ما زياد خوشيم دركش واسمون سخته يا اين دوستاي كوچولوي من اصلا خوشحالي رو لمس نكردن
بچه كه بودم فكر ميكردم خوشحالي يعني شهر بازي الان ميگم خوشحالي يعني بدست آوردن دلي
شايد ماهم اگر خوشحالي را در كودكي درك نميكرديم الان قدمي براي بدست آوردن دل اين كودكان بر نميداشتيم
پس بيايد با كمك هم دل كودكان نيازمند رو بدست بياريم تا آنها هم در جواني .....
.
.
كساني كه دوست دارن اينبار در اين كار گروهي شركت كنند زير همين پست كامنت بزارن و اعلام آمادگي كنن تادوستان من تو دايركت شراطيشو واسشون ارسال كنن
ضمنا به جز آرايشگر ما به كساني مثل دكتر .روانكاو.كمك هاي نقدي جهت خريد شير خشك و پوشك .لوازم بهداشتي .حبوبات و...نياز داريم
دوستاني كه تمايل دارن كمك هاي نقديشون رو براي خريد مايحتاج اين منطقه ارسال كنند ميتونن با سرپرست گروه ما اقا سعيد تماس بگيرن ‭+98 935 451 0686‬
وتمامي مراحل انجام كاررو از طريق كانال تلگرام دنبال كنن
لينك كانال رو ميزارم تو بيو
#انسانیت
Read more
من از تمام عاشقانه های جهان به “تو” ختم میشوم. از بین لمس نور ،رنگ و جادو به تو می‌رسم. ‌ منتظر نظرهاتون ...
Media Removed
من از تمام عاشقانه های جهان به “تو” ختم میشوم. از بین لمس نور ،رنگ و جادو به تو می‌رسم. ‌ منتظر نظرهاتون هستیم ‌ #جاودانه_کردن_حس_خوب_باهم_بودن️ . @maat_weddingplanner ‏ #weddingwire #instawedding #lookslikefirm ‏ #Couplephotography #livefolk #wildhairandhappyhearts ... من از تمام عاشقانه های جهان به “تو” ختم میشوم.
از بین لمس نور ،رنگ و جادو به تو می‌رسم. ‌
منتظر نظرهاتون هستیم 😊


#جاودانه_کردن_حس_خوب_باهم_بودن❤️ .
@maat_weddingplanner
‏ #weddingwire #instawedding #lookslikefirm 🎬
‏ #Couplephotography #livefolk #wildhairandhappyhearts 💙
‏ #elopementlove #dirtybootsandmessyhair
‏ #wedding #lifeofadventure #vscocam 📷
‏ #vsco #vscogood #belovedstories #iranianphotography #bouquet 💐 #flowerbouquet #flowercrown #bride #groom #love #weddingplanner #weddingplanning
‏ #Maatstudio #maatweddingplanner
———————————
Read more
#سفـارشـــی #خــــودمــونــی . یار دلبرم... وجود تو بی شک معجزه بود در این عصر بی معجزگی... جان جانانم...آرامش محض است بودن درکنارت و لمس حس زیبای دوست داشتن و دوست داشته شدن از تمام دنیا یک تو باشی در واپسین لحظاتم دیگر هیچ نخواهم... عشق جان.. گرمای آغوشت ذوب میکند تمام دل نگرانی ... #سفـارشـــی #خــــودمــونــی
.
یار دلبرم...💖
وجود تو بی شک معجزه بود در این عصر بی معجزگی...💖
جان جانانم...آرامش محض است بودن درکنارت و لمس حس زیبای دوست داشتن و دوست داشته شدن❤
از تمام دنیا یک تو باشی در واپسین لحظاتم دیگر هیچ نخواهم...❤
عشق جان..
گرمای آغوشت ذوب میکند تمام دل نگرانی هایم را... ❤
مینویسم از تو...پژواک صدایت میپیچد در خیالم.❤
و عطر وجودت را می بلعم حتی از این فاصله...💖
مهربانم...💞
من تو را حتی به خودت هم پس نخواهم داد دیگر! دیکتاتورترین عروس شهرم برای داشتنت!❤
تو فرشته بودی مرد مردادی ام...💜
زمینی شدی تا دستان خاتونت تنها نماند...
همین زمینی شدنت مبارک قلبم🌹🎂
به وقت:97.05.01 ساعت ❤️❤️:❤️❤️ به رسم دلدادگی
پ.ن:+ تاحالا یکی بهت گفته خیلی خوش سلیقه ای؟!💖
-اگه خوش سلیقه نبودم، انتخابم تو نبودی!😊
.
#تولدت_مبارک_عشقم 🎈
#مرسی_که_شدی_همه_زندگیم ❤️
.
💕 از طرف #سمیه به جان جانانش #حسین 💕
@somaye.1995.alilou
✴جهت #سفارش پست و تبلیغات به دایرکت پیام بدین ✴
Read more
چشمان تو را که از نهایت زیبایی و زندگی با من حرف میزند ، دوست دارم نگاهت را که ساده و معصوم در جستجوی ...
Media Removed
چشمان تو را که از نهایت زیبایی و زندگی با من حرف میزند ، دوست دارم نگاهت را که ساده و معصوم در جستجوی کشف این دنیاست ، دوست دارم دستان کوچکت را که لمس نرم طراوت کودکی است ، دوست دارم صدای شیرنت که تمام دلم را مینوازد ، دوست دارم قدم های تو را که چقدر آسان و راحت لحظه ها را در مینوردد ،دوست دارم رویاهایت ... چشمان تو را که از نهایت زیبایی و زندگی با من حرف میزند ، دوست دارم

نگاهت را که ساده و معصوم در جستجوی کشف این دنیاست ، دوست دارم

دستان کوچکت را که لمس نرم طراوت کودکی است ، دوست دارم

صدای شیرنت که تمام دلم را مینوازد ، دوست دارم

قدم های تو را که چقدر آسان و راحت لحظه ها را در مینوردد ،دوست دارم

رویاهایت را که همه زندگی در عظمت سادگی اش خلاصه میشود ، دوست دارم

دخترم، کوچکم!

من تو را با تمام دلم ، از نهایت وجودم و همه روح و فکرم

بزرگ دوست میدارم .
💕
Read more
به تو می اندیشم در من شب ست در من ماه ست نوازش می ریزد از تنم شبیه نجوای شفاف سایه ها مثل صدای نرم نور و ما ...
Media Removed
به تو می اندیشم در من شب ست در من ماه ست نوازش می ریزد از تنم شبیه نجوای شفاف سایه ها مثل صدای نرم نور و ما به آرامی واژه ها را تیمار می کنیم و در هم مکرر می شویم مثل مراسم کوچک نزدیکی تو بر شانه های خواب من تکیه می زنی سکوتت تنم را سبز می کند گوئی علف های وحشی ست در لمس تو و ما به خواب هزار ساله ی عشق می رویم به تو می اندیشم در من شب ست در من ماه ست نوازش می ریزد از تنم شبیه نجوای شفاف سایه ها مثل صدای نرم نور و ما به آرامی واژه ها را تیمار می کنیم و در هم مکرر می شویم مثل مراسم کوچک نزدیکی تو بر شانه های خواب من تکیه می زنی سکوتت تنم را سبز می کند گوئی علف های وحشی ست در لمس تو و ما به خواب هزار ساله ی عشق می رویم
من کلمات و جملات زیبا را با تو معنا میکنم به تو ربطشان میدهم به لبخندهایت، سکوتت، حتی اخم هایت هر چه ...
Media Removed
من کلمات و جملات زیبا را با تو معنا میکنم به تو ربطشان میدهم به لبخندهایت، سکوتت، حتی اخم هایت هر چه از زیبایی لمس کنم یاد تو می افتم و سهمی برای تو کنار میگذارم برای من همه چیز با عیار تو سنحیده میشود اینم یک پست خیلی خاص و متفاوت تقدیم به شما امیدوارم ازش خوشتون اومده باشه ادیت از خودم You are ... من کلمات و جملات زیبا را با تو معنا میکنم
به تو ربطشان میدهم به لبخندهایت، سکوتت، حتی اخم هایت
هر چه از زیبایی لمس کنم
یاد تو می افتم و سهمی برای تو کنار میگذارم
برای من همه چیز با عیار تو سنحیده میشود
اینم یک پست خیلی خاص و متفاوت تقدیم به شما💐
امیدوارم ازش خوشتون اومده باشه ❤
ادیت از خودم 👑You are the Best AMIRHOSSEIN👌
@amir_hrostami
#amir_hrostami
Read more
. كودكى سيرم كه نافم را خودم خواهم بريد در كنار جمع گورها خانه اى بايد خريد . تا به گريه آمدم مادر ...
Media Removed
. كودكى سيرم كه نافم را خودم خواهم بريد در كنار جمع گورها خانه اى بايد خريد . تا به گريه آمدم مادر مرا درجا گرفت خاك سردى بعد مرگم اين تنم را ميدريد . گوش ميكردى پيامى داده بودم سوى تو شرح احوال منى عاشق به تو خواهد رسيد . خوشبحالم خانه ام را در جوار خاك بود بعد لمس موى تو در خواب جنون آمد پديد . بعد ... .
كودكى سيرم كه نافم را خودم خواهم بريد
در كنار جمع گورها خانه اى بايد خريد
.
تا به گريه آمدم مادر مرا درجا گرفت
خاك سردى بعد مرگم اين تنم را ميدريد
.
گوش ميكردى پيامى داده بودم سوى تو
شرح احوال منى عاشق به تو خواهد رسيد
.
خوشبحالم خانه ام را در جوار خاك بود
بعد لمس موى تو در خواب جنون آمد پديد
.
بعد مرگم با خدا بحثى كنم تا آخرت
تا ببينم چون منى را محض خنده آفريد؟
.
راستى پرسش نكردم تا ببينم بعد من
عاشق و ديوانه ى چشمان تو آمد جديد؟
.
نه نميخواهم كنم باور كسى را غير من
تا كنى ناز صورت ناز توراهم ميخريد
.
يادت آمد دوست داشتى تا چه رنگى تن كنم؟
بى وفا دير آمدى پوشيده ام يكدست سفيد
.
گفته اند فردى بميرد در ره پروردگار
تو خدايم بوده اى حتما به من گويند شهيد
.
ياد دارم در نفس هاى پسين دكتر چه گفت
((يار اورا آوريد شايد كه اين باشد مفيد))
.
آخر شاهنامه را چرت گفته اند حتما خوش است
كودكى در انتظار گور را دنيا نديد
.
من كه رفتم در زمين دستى ندارم مرده ام
بعد من ديوانه تر از من درین ایام مى آيد پديد
.
شعر و دکلمه #نیمانفری
ممنون از تمام دوستان
.
@asemehoseyni70
@nsr.helena
@maryam_zamaani
@goddess.elaaa
@_mehdisafari
@charlie_harper966
@zahra_esmaeiliii
@hony_farahmand
@aida_borhanii
@erfarahmadlloo
#شعر #شاعر #غزل #دکلمه #عشق #عاشقانه #آرامش #احساس #نیما #عاشقانه ها #نامه #درد #درمان
Read more
با تو در جنگل و یک کلبه یِ پنهان ... چه شود نورِ مهتاب و غزل های فراوان ... چه شود رو به رو شعله یِ شومینه ...
Media Removed
با تو در جنگل و یک کلبه یِ پنهان ... چه شود نورِ مهتاب و غزل های فراوان ... چه شود رو به رو شعله یِ شومینه یِ تب دار به پا پشتِ سر پنجره ای رو به گلستان ... چه شود قهوه یِ تلخ و کمی قندِ لبانت ، به به من و هی بوسه یِ از گونه یِ خندان چه شود چه کسی گفته که بیداری یِ شب بیهوده ست من بخواهم ببرم زیره به کرمان ... با تو در جنگل و یک کلبه یِ پنهان ... چه شود
نورِ مهتاب و غزل های فراوان ... چه شود

رو به رو شعله یِ شومینه یِ تب دار به پا
پشتِ سر پنجره ای رو به گلستان ... چه شود

قهوه یِ تلخ و کمی قندِ لبانت ، به به
من و هی بوسه یِ از گونه یِ خندان چه شود

چه کسی گفته که بیداری یِ شب بیهوده ست
من بخواهم ببرم زیره به کرمان ... چه شود

مستِ انگور شدن ، کارِ هوس بازان ست
من و انگورِ گلویی شده عریان ... چه شود

آن قَدَر مست که انگار زمین میرقصد
دستِ من دورِ کمر ، حالِ پریشان ... چه شود

چشم در چشمُ ، نفس حبسُ ، لبانی در هم
رقص و آوازِ دو تا قُمری یِ شیطان چه شود
کلبه ای غرقِ سکوتَست و فقط ما هستیم
لمسِ آغوش تو بی ترسِ نگهبان ... چه شود

وای اگر صبح بفهمد که تو همراهِ منی
میرسد زودتر از جنّ ِ سلیمان ... چه شود

در خیالاتِ خودم ، خوابِ خوشی میبینم
خوابِ خوبم نرسد باز به پایان ... چه شود

#آرش_مهدی_پور
Read more
من عاشق چشمت شدم كلام : زنده ياد افشين يداللهي خواننده : عليرضا قرباني وقتی گریبان عدم با دست خلقت می درید
وقتی ابد چشم تو را پیش از ازل می آفرید وقتی زمین ناز تو را در آسمانها می کشید وقتی عطش طعم تو را با اشکهایم می چشید من عاشق چشمت شدم ، نه عقل بود و نه دلی چیزی نمیدانم از این دیوانگی و عاقلی یک ... من عاشق چشمت شدم

كلام : زنده ياد افشين يداللهي
خواننده : عليرضا قرباني

وقتی گریبان عدم با دست خلقت می درید
وقتی ابد چشم تو را پیش از ازل می آفرید

وقتی زمین ناز تو را در آسمانها می کشید
وقتی عطش طعم تو را با اشکهایم می چشید

من عاشق چشمت شدم ، نه عقل بود و نه دلی
چیزی نمیدانم از این دیوانگی و عاقلی

یک آن شد این عاشق شدن دنیا همان یک لحظه بود
آن دم که چشمانت مرا از عمق چشمانم ربود

وقتی که من عاشق شدم شیطان به نامم سجده کرد
آدم زمینی تر شد و عالم به آدم سجده کرد

من بودم و چشمان تو ، نه آتشی و نه گِلی
چیزی نمیدانم از این دیوانگی و عاقلی

من عاشق چشمت شدم شاید کمی هم بیشتر
چیزي آنسوی یقین شاید کمی هم کیش تر

آغاز و ختم ماجرا لمس تماشای تو بود
دیگر فقط تصویر من در مردمکهای تو بود

#من_عاشق_چشمت_شدم
#افشين_يداللهي
#علیرضا_قربانی

به ما در كانال تلگرام نيز بپيونديد(لينك كانال در بيو)
Read more
وقتی که من عاشق شدم شیطان به نامم سجده کرد آدم زمینی تر شد و عالم به آدم سجده کرد من بودم و چشمان تو ، نه ...
Media Removed
وقتی که من عاشق شدم شیطان به نامم سجده کرد آدم زمینی تر شد و عالم به آدم سجده کرد من بودم و چشمان تو ، نه آتشی و نه گِلی چیزی نمیدانم از این دیوانگی و عاقلی من عاشق چشمت شدم شاید کمی هم بیشتر چیز ر آنسوی یقین شاید کمی هم کیش تر آغاز و ختم ماجرا لمس تماشای تو بود دیگر فقط تصویر من در مردمکهای تو بود من عاشق ... وقتی که من عاشق شدم شیطان به نامم سجده کرد
آدم زمینی تر شد و عالم به آدم سجده کرد
من بودم و چشمان تو ، نه آتشی و نه گِلی
چیزی نمیدانم از این دیوانگی و عاقلی
من عاشق چشمت شدم شاید کمی هم بیشتر
چیز ر آنسوی یقین شاید کمی هم کیش تر
آغاز و ختم ماجرا لمس تماشای تو بود
دیگر فقط تصویر من در مردمکهای تو بود
من عاشق چشمت شدم... شاعر: دکتر افشین یداللهی
Read more
<span class="emoji emoji1f331"></span><span class="emoji emoji1f349"></span><span class="emoji emoji1f33f"></span> ‎میگن: «با یه دست نمیشه دو تا هندونه برداشت»ا ‎اما قطعا با دو تا دست میشه!<span class="emoji emoji1f64c"></span>ا ‎همیشه معتقد بودم ...
Media Removed
‎میگن: «با یه دست نمیشه دو تا هندونه برداشت»ا ‎اما قطعا با دو تا دست میشه!ا ‎همیشه معتقد بودم که تنهایی شاید بشه کار های مهمی انجام داد، اما دو نفری (و بیشتر) میشه کار های خیلی مهمتر و بزرگ‌تری انجام داد.ا ‎یه ضرب‌المثلی هم داریم که میگه: {} ‌ ‎کسایی که منو از نزدیک میشناسن می‌دونن چقدر ... 🌱🍉🌿
‎میگن: «با یه دست نمیشه دو تا هندونه برداشت»ا
‎اما قطعا با دو تا دست میشه!🙌ا
‎همیشه معتقد بودم که تنهایی شاید بشه کار های مهمی انجام داد، اما دو نفری (و بیشتر) میشه کار های خیلی مهمتر و بزرگ‌تری انجام داد.🌈ا
‎یه ضرب‌المثلی هم داریم که میگه:
{✋❌👏🎶}

‎کسایی که منو از نزدیک میشناسن می‌دونن
چقدر عاشق هندونه هستم😍🌿
و مخصوصا تو فصل تابستون دوست دارم هر روز و هر وعده
(به جای غذا های پخته و گرم🔥😰)
هندونه خنک و شیرین بخورم 😋🍉ا

‎طی این چند سال گیاهخواری و این ده ماه گیاهخواری کامل ( #وگان) متوجه شدم که پر انرژی ترین خوراک ها برای انسان ها میوه ها هستند🍏🍍🍑🍌🥦🥑🍊ا

‎منظورم از انرژی، #پرانا یا نیروی حیاتی هست که در موجوداتِ زنده جریان داره و در میوه ها {مخصوصا میوه های تازه} (بدلیل اینکه از پاک ترین عناصر [ #آب، #نور، #خاک، #هوا] تغذیه می‌کنن) به بیشترین مقدار یافت میشه.🌞🌈ا

‎در #یوگا یک تمرینی هست تحت عنوان #پرانایاما یا دم‌گستری. به این صورت که شما پرانا رو توسط اندام های بدن فیزیکی (بینی، ریه، دیافراگم، خون و...) لمس می‌کنید و اون رو به تمام سلول های وجود می‌رسونید.✨
‎{شبیه به کاری که تمام گیاهان و جانوران اکثراً طول زندگی شون انجام میدن🌳🐘}

‎بنظر من «نفس کشیدن» به تنهایی یکی از لذت‌بخش ترین و آرامش‌بخش ترین کار های دنیاست.👃🍃ا

‎میگید نه ؟ امتحان کنید:
‎دَممم.... (حبس برای چند ثانیه)
‎و سپس باااازدممم (طولانی و کشیده و حبس..)
‎و تکرار برای چند دقیقه ♻️🍃ا
.
‎بزودی احساس بهتری خواهید داشت 😌🌿ا
‎ناماسته الوها 🌍🙏🏽🌈ا
#سیناسیاوشان #رو🌱یش
_____________________________________
I love watermelons so much that even some of my friends call me Sina Watermelon! 😍😋🍉
I like to have it cold in hot summer days instead of baked foods as meals and keep my body hydrated during my daily #yoga and #cycling exercises.🎽🤸‍♂️🚴🏼‍♂️💧
I'm not fully a #RawVegan now and enjoy having cooked plant based food now and then, but seriously #Fruits are my favourite kind of food!🍉🍇🍏🍑🍓🍐🌞
Hoping for a colourful #vegan future for all our race and nation 🌈🌍🌱
You can always try!
Choose Health 🌿
#GoVegan 🍎
Photo Credit: @mojitoearth 🦋
// #healthylife #yogalife #shanti #peace #veganfood #rawvegan #watermelon #گیاهخواری #گیاهخواری_کامل #مراقبه #آگاهی #سبک_زندگی #سلامتی #تندرستی
Read more
. من و تو شیشه های غمگین ترین پنجره بودیم ایستاده کنار خیابان فصل ها خیره به عشقبازی باد و درخت تو ...
Media Removed
. من و تو شیشه های غمگین ترین پنجره بودیم ایستاده کنار خیابان فصل ها خیره به عشقبازی باد و درخت تو در قاب پنجره ماندی اما من با سنگ کودک سرتقی شکستم تو هنوز مزه‌ی باران را لمس می‌کنی و من با لکه‌های سالخورده‌ی باران دلخوش . . #جلال_حاجی_زاده . در مرداد سال هزار و سیصد و نود و هفت خورشیدی ... .
من و تو
شیشه های غمگین ترین پنجره بودیم
ایستاده کنار خیابان فصل ها
خیره به عشقبازی باد و درخت
تو در قاب پنجره ماندی
اما من
با سنگ کودک سرتقی شکستم
تو هنوز
مزه‌ی باران را لمس می‌کنی
و من
با لکه‌های سالخورده‌ی باران
دلخوش
.
.

#جلال_حاجی_زاده .

در مرداد سال هزار و سیصد و نود و هفت خورشیدی ، وقتی که خورشید بیشتر از هر زمان دیگری به زمین و زمینیان نزدیک شده بود و به پدرسوخته‌ترین شکل ممکن تن خشک مرا می‌سوزاند ، دوباره عاشق خودم شدم که چقدر حافظه خوبی دارم و چقدر خوب غزل حفظ می کنم ، و چقدر خوب به چیزهای بی‌ربط مربوط می شوم. تازه از میان تمام لباس‌های پاره و رنگ و رو رفته و خون آلودی که روی بندرخت آویزان است فقط جوراب سبزی را می بینم که برای اولین بار در آوارگی بزرگی پوشیدمش این همه مثبت اندیشی و درست نگری کار هر کسی نیست. تازه خصوصیات جذاب دیگری هم دارم که می‌تواند هر انسان عاقلی را تا شعاع چندکیلومتری از من دور کند. خلاصه با این همه دیوانگی گرامی که در چشمانم فرو رفته است نمی توانم عاشق جیرجیر کفش‌های کهنه‌ام نشوم.
دم خودم و دم متیو که این عکس قدیمی را اینقدر جدید گرفته است سرد و خنک.

@matiu_amondsen

@caffeeshno
Read more
همیشه باید تفاوتی وجود داشته باشد میان « او » با هر کس‌ دیگری. « او » باید تمام جانت باشد، تمام جانش باشی قدم ...
Media Removed
همیشه باید تفاوتی وجود داشته باشد میان « او » با هر کس‌ دیگری. « او » باید تمام جانت باشد، تمام جانش باشی قدم زدن با او، مثل راه رفتن روی اَبرها باشد، زمان کنارش آنقدر زود بگذرد که متنفر شوی از ساعت مچی. یک «او» که کنارش، عاشق تمام چراغ قرمز های طولانی شوی، درست لحظه ای که دستانش را لمس میکنی، دستانت ... همیشه باید تفاوتی وجود داشته باشد میان « او » با هر کس‌ دیگری.
« او » باید تمام جانت باشد، تمام جانش باشی
قدم زدن با او، مثل راه رفتن روی اَبرها باشد، زمان کنارش آنقدر زود بگذرد که متنفر شوی از ساعت مچی.
یک «او» که کنارش، عاشق تمام چراغ قرمز های طولانی شوی، درست لحظه ای که دستانش را لمس میکنی، دستانت را بوسه میزند.
یک « او »که هیچ وقت نرود.
یک « او » که تا سلام میکند، دلت برایش برود.
تا گفت: حالت چطور است!!؟
بگویی : کنار تو، خوب تر از خوب هستم و بس
مرز میان تو و « او » فقط احترام باشد، چیزی که همیشه هست . راز پنهان شده ی میان تو و او، هدیه ی ماهگرد ماه بعد باشد و بس. دوستت بدارد، دوستش بداری
چیزی شبیه معجزه باشد...
من ایمان دارم، در این کسادی احساس و‌ عاطفه، در این شلوغی بی مهری ها، میان این همه دروغ و ریا،
یک « او » برای تمام آنها که عاشقانه زندگی میکنند وجود دارد. بعضی ها بی شک این «او» ی عزیز را دارند.
اما
دیر یا زود، برای تو نیز یک « او »ی دوست داشتنی خواهد آمد.
بعد بلند بلند بگو : من یک « او » میشناسم که تمام جهان را بدهید، از دستش نخواهم داد، یک «او» که من را با دنیا عوض‌نمیکند.
« او » جانک من است و من جانان « او »

#حسین_سلیمانی
@hosseinsoleimani
#hosseinsoleimani
Read more
. . چطور دست از اين اضطراب بردارم؟ چطور بين تو و مرگ انتخاب كنم؟ چطور اين همه پل هاي پشت سر با گذشتن ...
Media Removed
. . چطور دست از اين اضطراب بردارم؟ چطور بين تو و مرگ انتخاب كنم؟ چطور اين همه پل هاي پشت سر با گذشتن از پل ديوانگي خراب كنم؟ كه دست‌هاي من از انتظار و غم خوني‌ست، كه چشم‌هام دو گل آتش از ملاقاتت،  چطور اين دو گل سرخ داغ و آتش را بدون وعده‌ي ديدار و عشق خواب كنم؟ درون سينه ي من كوره اي است از وحشت -كه هر ... .
.
چطور دست از اين اضطراب بردارم؟ چطور بين تو و مرگ انتخاب كنم؟
چطور اين همه پل هاي پشت سر با گذشتن از پل ديوانگي خراب كنم؟
كه دست‌هاي من از انتظار و غم خوني‌ست، كه چشم‌هام دو گل آتش از ملاقاتت، 
چطور اين دو گل سرخ داغ و آتش را بدون وعده‌ي ديدار و عشق خواب كنم؟
درون سينه ي من كوره اي است از وحشت -كه هر دقيقه ي ما آخرين ملاقات است-
و اضطراب خدايي ست قادر و سفاك... بگو چگونه تو را غرق اضطراب كنم
كه داغ و درد مرا لحظه لحظه لمس كني؛ مني كه هيچ نشد لحظه اي رها باشم
نشد خداي ستمكار اضطرابم را، خداي وحشت و غم، داغ را جواب كنم
تو كه نوازش امواج دست هات بهشت؛ هميشه مثل سرابي، فرازميني، دور
و سرنوشت من اين بود كه تمامي خود -تمام و يكسره- را وقف يك سراب كنم
كجاست جرعه... نه! كه قطره اي از آرامش، از آن هميشه ترين بي كران دريايت؟
كه من تمامي خود را، تمام دردم را نشد كه غرق در آن بي كران شراب كنم
مني كه واژه، كه آتش بر اين سپيدي برف، منم كه داغ بر اين بي كران ترين سرما
نشد؛ كه هيچ نشد جز كه برف كاغذ را به هرم آتش اين داغ-واژه آب كنم
جز اين كه ظرف به ظرف از غزل كنم پر داغ، جز اين كه ظرف غزل را پر از پريشاني...
جز اين كه روح پر از اضطراب و دردم را بدل به جامد اندام يك كتاب كنم.. چطور مي تپي اي تكه آتش خونين؟ چطور بشكنم اين آينه ي موزون را؟ 
چطور بين سكوت و نوشتن از وحشت، چطور بين تو و مرگ انتخاب كنم؟
.
.
(هومن_عزیزی)
.
.

49sh
Read more
. یه جای رویایی تو یه هوای فوق العاده، اینجا کلاردشت . دلم دوست داشتنی می‌خواهد انحصاری از آن‌ها که فقط سهم دل یک نفر باشی از آن دوست داشتن‌های من و تویی از آن دوست داشتن‌های تو و منی از آن‌ها که وقتی صبح بلند می‌شوی عطر امنیت می‌دهد نه بوی از دست دادن از آن ها که با راه دور رنگ دوری نمی گیرد از آن ... . یه جای رویایی تو یه هوای فوق العاده، اینجا کلاردشت .
دلم دوست داشتنی می‌خواهد انحصاری
از آن‌ها که فقط سهم دل یک نفر باشی
از آن دوست داشتن‌های من و تویی
از آن دوست داشتن‌های تو و منی

از آن‌ها که وقتی صبح بلند می‌شوی
عطر امنیت می‌دهد نه بوی از دست دادن
از آن ها که با راه دور رنگ دوری نمی گیرد
از آن قابل لمس‌ها...
که می‌شود با یک استکان چای نوشید
که می‌شود در آغوشش کشید و شب خوابید
که می‌شود هر روز لا به لای موها شانه‌اش کرد

دلم یکی از آن ها می‌خواهد
و خدا کند از این دوست داشتن‌ها
نصیب دل همه بشود.. ‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. .
Location :Iran, mazandaran, Kelardasht .
Video by @sara.jnb
.
#iran #kelardasht #mazandaran #roat #travel #traveling #vacation #spring #cloud #rain #motelghoo #mountains
#ایران #مازندران #کلاردشت #باران #بهار #مرداب #شمال #سفر #کوه #ابر #متل_قو
Read more
صدای ترتر و تکونهای مکرر موقع رانندگی تراکتور باعث شد تا متوجه تماسهای پی در پی مسلم(پسرداییم) نشم!زمانی ...
Media Removed
صدای ترتر و تکونهای مکرر موقع رانندگی تراکتور باعث شد تا متوجه تماسهای پی در پی مسلم(پسرداییم) نشم!زمانی متوجه شدم که دیدم پدرم با عجله از پلهای چوبی کلبه کاه گلیش که کمی اون ورتر وسط باغ دو سه ماهی بود قد علم کرده بود پرید بیرون و شتابان دوید طرف من!شستم خبر دار شد باید اتفاق مهمی افتاده باشه که پدر ... صدای ترتر و تکونهای مکرر موقع رانندگی تراکتور باعث شد تا متوجه تماسهای پی در پی مسلم(پسرداییم) نشم!زمانی متوجه شدم که دیدم پدرم با عجله از پلهای چوبی کلبه کاه گلیش که کمی اون ورتر وسط باغ دو سه ماهی بود قد علم کرده بود پرید بیرون و شتابان دوید طرف من!شستم خبر دار شد باید اتفاق مهمی افتاده باشه که پدر پیرم این طور تو زمین سفت و پر از کلوخهای بزرگ و کوچیک شالیزار خشک که داشتم با تراکتور امادش میکردم این طوری بطرفم میدوه؟؟!
با صدایی که به صدای گوشخراش تراکتور قلبه کنه رو بهم گفت؛مسلم !مسلم! بهم زنگ زد،باهات کار مهمی داره،چرا گوشیت و جواب نمیدی؟یکی از گوسفنداش چند ساعته درد زیادی داره،میگه نمی تونه بزاد! در جا ساسات تراکتور رو کشیدم و وسط زمین زیر افتاب ولش کردم و دویدم طرف موتور پدر که کنار کلبه جک زده بود،در یک چشم به هم زدن خودم رو به اغل مسلم رسوندم و از رو پرچین چوبی پریدم اون ور،
نه سلامی و نه علیکی استین و بالا زدم و با اب نسبتا تمیز ابشخور گوسفندا دستهام رو شستم و رفتم طرف مسلم که داشت گوسفند رو رو زمین دراز میداد،
خیلی ناراحت بود، رو کرد بهم و گفت ؛یک ساعته دارم بهت میزنگم ، فکر کنم بره مرده تو شکم مادرش!گفتم چرا این رو میگی؟
گفت؛ فک کنم از بس زور زده گوسفند بیچاره بره تو شکم مادرش بهش فشار اومده و ترکیده، چون به جای دست و پا داعم چند تیکه روده میاد بیرون و میره تو!
با تعجب اروم کارم رو شروع کردم! همیشه دستهای کوچیک و نسبتا ریزم تو زندگیم بیشترین جایی که به کارم اومده تو همین یه مورد بوده!با لمس انگشتام تو شکم و رحم مادر به اولین چیزی که خورد متوجه شدم یک بره درشت بجای این که معمولیش از دست و کله به دنیا بیاد بر عکس از پاها داره به دنیا میاد! اونم نه با پاهای صاف !دو تا پاهاش حالت خمیده به طرف داخل جمع شده و بد تر از همه اون روده ایی که مسلم فکر میکرد بند ناف بره بیچارست که دور یک پاش و بدتر از همه دور گلوش پیچ خورده!لعنت به این شانس دیگه از این بدتر نمی شد(چوپونها و گالش هاش میفهمن من چی میگم)، بار اولم نبود! بیشتر صدها بار این صحنه و اتفاق رو با گاو و گوسفند و بز تجربه کردم، اروم بند نافش رو از تو پاش و بعدش گلوش با انگشت ازاد کردم بدونه این که پارش کنم،
بدترین حالتش این بود گوسفند بیچاره ناخاسته به دلیل اینکه دستم داخل شکم و رحمش بود تحریک میشد و حی زور میزد و کار رو سخت تر میکرد، بره رو تا اونجایی که میشد حول دادم داخل رحم تا دهانه رحم جا برا صاف کردن دو تا پاهاش برای زایمان راحت انجام بشه، بالاخره بعد از بیست دقیقه زور زدن هم بره سالم بود هم مادر
Read more
. <span class="emoji emoji1f447"></span> <span class="emoji emoji1f447"></span> <span class="emoji emoji1f447"></span>. . هنر دوست عزیز @mitra_hilda.m لطفا عکسها را ورق بزنید. سلام عصرتون بخیر<span class="emoji emoji1f339"></span> عاشقان #شکلات ...
Media Removed
. . . هنر دوست عزیز @mitra_hilda.m لطفا عکسها را ورق بزنید. سلام عصرتون بخیر عاشقان #شکلات کجاااایید؟؟!بشتابید ازمن به شما نصیحت این #کیک خوشمزه رو ازدست ندید که نمیدونید چقدر معرکه ست #کیک_کاسترد_جادویی یا #کیک_جادویی اصن اینا هیچی فقط #کیک_شکلاتی #عطر کاکائوش دیوونه ... . 👇 👇 👇. .
هنر دوست عزیز
@mitra_hilda.m

لطفا عکسها را ورق بزنید.
سلام
عصرتون بخیر🌹
عاشقان #شکلات کجاااایید؟؟!بشتابید😅
ازمن به شما نصیحت این #کیک خوشمزه رو ازدست ندید که نمیدونید چقدر معرکه ست
#کیک_کاسترد_جادویی
یا #کیک_جادویی
اصن اینا هیچی فقط #کیک_شکلاتی 😍😋😋
#عطر کاکائوش دیوونه تون میکنه
دستور کیک جادوییِ اما من میخواستم شکلاتی با‌شه و نمیدونید چقدر نتیجه اش خوب بود
جاتون سبز🌹

به تنهایی این کیک خوشمزست حالا شما فکرکنید با شکلات تزیین بشه و خامه هم واسه روِش باشه چه شود دیگه! 🙈😁
بریم سراغ دستور این خوشمزه ی راحت وسریع که مواد زیادی هم نمیخواد! 🙄
.
مواد لازم :
تخم مرغ 4 عدد (زرده و سفیده جدا)
شکر 2/3 پیمانه
کره 1/2 پیمانه (البته من کره نداشتم وتموم شده بود به همین میزان روغن مایع ریختم)
وانیل 1/2 ق چایخوری
شیر 2 پیمانه
آرد 2/3 پیمانه
پودر کاکائو 2 ق غذاخوری

طرز تهیه :
زرده هارو به همراه شکر و وانیل باهمزن برقی خوب بزنید تا کرمی رنگ بشه کره رو اضافه کنید وهم بزنید شیر رو حرارت بدید که یه کم داغ بشه به ترکیب زرده ها اضافه کنید و سریع هم بزنیدتو این دستور 1 پیمانه آرد بود من برای شکلاتی شدنش دوقاشق ازش کم کردم و پودر کاکائو اضافه کردم تا آرد و کاکائو باهم یک پیمانه بشه. بعد آرد و کاکائو رو الک کردم روی مایع و هم زدم
یه مایع رقیق و روان دارید
حالا سفیده ی تخم مرغ هارو حسابی بزنید تا پفکی بشه وفرم بگیره. در آخر سفیده هارو به آرومی به مایع کیک اضافه کنید.
تو یه قالب 20در20 کاغذروغنی بندازید (من تو ظرف سرامیکی ریختم که یه کم بزرگتربود) و مایع رو بریزید داخلش و به مدت 70 تا 80 دقیقه بذارید تو فر 175 درجه (که از قبل روشن کردید و یک ربع گرم شده
بعد ازپخت از فر درآوردم تا یه که ازحرارت بیفته و هنوز کف قالب داغ بود که گذاشتمش تو یخچال
باید دوسه ساعت بعد پخت تو یخچال بمونه و بعد آماده ست برای سرو😋
نوش جانتون🌹
.

برای دیدن دستورات مشابه هشتک زیر را لمس  کنید.
#کیک_شیرینی_پرشین_شفز
___________________
Tag your photos with 👇.
#persian_chefs
___________________
Read more
. وقتی گریبان عدم با دست خلقت می درید وقتی ابد چشم تو را پیش از ازل می آفرید وقتی زمین ناز تو را در آسمان‌ها ...
Media Removed
. وقتی گریبان عدم با دست خلقت می درید وقتی ابد چشم تو را پیش از ازل می آفرید وقتی زمین ناز تو را در آسمان‌ها می کشید وقتی عطش طعم تو را با اشک‌هایم می چشید من عاشق چشمت شدم، نه عقل بود وُ نه دلی چیزی نمی دانم از این دیوانگی و عاقلی یک آن شد این عاشق شدن دنیا همان یک لحظه بود آن‌دم که چشمانت مرا از عمق چشمانم ... .
وقتی گریبان عدم با دست خلقت می درید
وقتی ابد چشم تو را پیش از ازل می آفرید
وقتی زمین ناز تو را در آسمان‌ها می کشید
وقتی عطش طعم تو را با اشک‌هایم می چشید
من عاشق چشمت شدم، نه عقل بود وُ نه دلی
چیزی نمی دانم از این دیوانگی و عاقلی
یک آن شد این عاشق شدن دنیا همان یک لحظه بود
آن‌دم که چشمانت مرا از عمق چشمانم ربود
وقتی که من عاشق شدم شیطان به نامم سجده کرد
آدم زمینی تر شد و عالم به آدم سجده کرد
من بودم و چشمان تو، نه آتشی وُ نه گِلی
چیزی نمی دانم از این دیوانگی و عاقلی
من عاشق چشمت شدم شاید کمی هم بیشتر
چیزی در آنسوی یقین، شاید کمی هم کیش‌تر
آغاز و ختم ماجرا لمس تماشای تو بود
دیگر فقط تصویر من در مردمک‌های تو بود.
Read more
. وقتی گریبان عدم با دست خلقت می درید وقتی ابد چشم تو را پیش از ازل می آفرید وقتی زمین ناز تو را در آسمانها می کشید وقتی عطش طعم تو را با اشکهایم می چشید من عاشق چشمت شدم ، نه عقل بود و نه دلی چیزی نمیدانم از این دیوانگی و عاقلی یک آن شد این عاشق شدن دنیا همان یک لحظه بود آندم که چشمانت مرا از عمق چشمانم ... .
وقتی گریبان عدم با دست خلقت می درید
وقتی ابد چشم تو را پیش از ازل می آفرید
وقتی زمین ناز تو را در آسمانها می کشید
وقتی عطش طعم تو را با اشکهایم می چشید من عاشق چشمت شدم ، نه عقل بود و نه دلی
چیزی نمیدانم از این دیوانگی و عاقلی
یک آن شد این عاشق شدن دنیا همان یک لحظه بود
آندم که چشمانت مرا از عمق چشمانم ربود وقتی که من عاشق شدم شیطان به نامم سجده کرد
آدم زمینی تر شد و عالم به آدم سجده کرد
من بودم و چشمان تو ، نه آتشی و نه گِلی
چیزی نمیدانم از این دیوانگی و عاقلی من عاشق چشمت شدم شاید کمی هم بیشتر
چیز در آن سوی یقین شاید کمی هم کیش تر
آغاز و ختم ماجرا لمس تماشای تو بود
دیگر فقط تصویر من در مردمکهای تو بود

#علیرضا_قربانی
#افشین_یداللهی
Read more
. <span class="emoji emoji1f447"></span> <span class="emoji emoji1f447"></span> <span class="emoji emoji1f447"></span>. . هنر دوست عزیز @parezou Chicken Salad Tea sandwich.. . خوبين دوستان گل<span class="emoji emoji1f60d"></span><span class="emoji emoji2764"></span>️<span class="emoji emoji1f490"></span> . بفرماييد ...
Media Removed
. . . هنر دوست عزیز @parezou Chicken Salad Tea sandwich.. . خوبين دوستان گل . بفرماييد اينم #تست_مرغ بينهايت خوشمزه و كمي فنسي و انگليسي طور كه البته براي مهموني و پيش غذا حرف نداره . اگه موادش رو داشته باشين كمتر از ده دقيقه درست شده من نُون تست رو از وسط نصف كردم شما اگه مثل فينگر ... . 👇 👇 👇. .
هنر دوست عزیز
@parezou
Chicken Salad Tea sandwich..
.
خوبين دوستان گل😍❤️💐
.
بفرماييد اينم #تست_مرغ بينهايت خوشمزه و كمي فنسي و انگليسي طور كه البته براي مهموني و پيش غذا حرف نداره 💗😍😍
.
اگه موادش رو داشته باشين كمتر از ده دقيقه درست شده من نُون تست رو از وسط نصف كردم شما اگه مثل فينگر فود دوست داريد سرو كنيد هر ساندويچ رو ميتونيد چهارتا قسمت كنيد كه مربع هاي كوچيك ميشه .
مطمئن باشيد تو #مهمونی بعدي اين يكي از گزينه هاي پيش غذام خواهد بود. . .
.
براي اين #ساندويچ تست مرغ
احتياج به دو پيمانه مرغ پخته و ريز خرد شده داريد
دو ق غ جعفري تازه خرد شده
دو ق غ پيازچه خرد شده
دو ق غ شويد خرد شده
يك چهارم پيمانه بادام تست شده
يك چهارم پيمانه كشمش طلاي من كرنبري ريختم راستش كشمش دوست ندارم😉
ده عدد نان سفيد تست (نان رو تست نكنيد) فقط اطرافش رو بگيريد.
يك چهارم+ يك ق غ مايونز
يك چهارم +يك ق غ sour creamاگه نداريد ماست خامه اَي بزنيد.sour cream =خامه ترش اگر نداريد فقط همون مايونز رو بزنيد يا جايگزينش دو ق غ ماست بزنيد
دو ق چ ليمو ترش تازه
نمك و فلفل و پودر سير به مقدار لازم
براي تزيين تربچه و خيار بسيار نازك حلقه اَي شده .
مواد رو با هم مخلوط ميكنيد و ميگذاريد وسط نُون تست و بطور دلخواه برش بزنيد و #تزيين كنيد و نوش جون كه فوقالعاده #خوشمزه هستش.

برای دیدن دستورات مشابه هشتک زیر را لمس  کنید.
#ساندویچ_پرشین_شفز
#فینگرفود_پرشین_شفز
___________________
Tag your photos with 👇.
#persian_chefs
___________________
Read more
Loading...
Load More
Loading...