مادر برای عشق های

Unique profiles
91
Most used tags
Total likes
0
Top locations
Mashhad, Iran, Park Güell, United Arab Emirates الامارات العربية المتحدة
Average media age
235 days
to ratio
13.3
سرزمینی پر از شهوت ها و هوس های خیالی و واقعی آری اینجا ایران است! به چه چیز باید خندید؟؟؟ به همخوابيهاي ...
Media Removed
سرزمینی پر از شهوت ها و هوس های خیالی و واقعی آری اینجا ایران است! به چه چیز باید خندید؟؟؟ به همخوابيهاي بدون عشق شب هنگام مادر به پدر برای اثبات عشق؟ به پوشش خواهر در خانه يا لباس لختی او درمهمانی های شبانه؟ به غیرت پسر روي مادر يا شوخی های مادري پسر با دوستان؟ به شب کاری های تازه داماد برای پاس ... سرزمینی پر از شهوت ها و هوس های خیالی و واقعی
آری اینجا ایران است!
به چه چیز باید خندید؟؟؟
به همخوابيهاي بدون عشق شب هنگام مادر به پدر برای اثبات عشق؟
به پوشش خواهر در خانه يا لباس لختی او درمهمانی های شبانه؟
به غیرت پسر روي مادر يا شوخی های مادري پسر با دوستان؟
به شب کاری های تازه داماد برای پاس کردن چک تالار؟
یا به فیلم بازی کردن نوعروس هنگام سکس اول كه تجربه اي نداشته؟
به دوستت دارم هاي دروغين دخترك براي تيغ زدن دوست پسرش؟!
شاید هم به گریه و داد مردم از نداری و خریدن ماشین های چند صد میلیونی؟
در شهر من بکارت همان کاغذ نقره ای رنگ داخل پاکت سیگار است....!
پاره که شود هر کسی هوس می کند که دست درازی کند..
پس باید برای سوختن و تمام شدن آماده باشی...
به زودی دور می اندازنت...
حتی همان کسی که بسته را خودش باز کرده...!
آری دوست من اینجا ایران است!
تقصیر هیچ کس نیست!!!
به نام "عشق" جسمت را لگد مال بوسه های هوس آلودشان می کنند و به نام "ناپاکی" فراموشت می کنند...
به نام "نجابت" باید سکوت کنی و به نام "صبر" از درون ویران میشوی...... .
.
#دلنوشته لطفا دوستاتنو تگ کنید به حمایت تک تک شما نیاز دارم تا بیام بالا با تشکر ادمین دوستتون دارم 😍😍😍😍😍😍😍😍😍😚😚😚😚😚.
.
. #فاحشه #خیانت #نفرت #دنیا #کثیف
Read more
من فکر میکنم خداوند قبل از خلقت زن‌ها دست‌هایش را با بهارنارنج شسته،بعد تمام گل‌های بهشت را بوییده،نشسته ...
Media Removed
من فکر میکنم خداوند قبل از خلقت زن‌ها دست‌هایش را با بهارنارنج شسته،بعد تمام گل‌های بهشت را بوییده،نشسته خوش آب‌و‌هوا ترین نقطه‌ی آسمان و در حالی که دم‌نوش مهتاب ‌و انجیر می‌نوشیده و به الزام وجود عشق و وجود یک نگهبان تمام وقت برای آن و به سفیر زیبایی تمام بهشت در زمین و نیاز تمام غنچه‌های روییده ... من فکر میکنم خداوند قبل از خلقت زن‌ها دست‌هایش را با بهارنارنج شسته،بعد تمام گل‌های بهشت را بوییده،نشسته خوش آب‌و‌هوا ترین نقطه‌ی آسمان و در حالی که دم‌نوش مهتاب ‌و انجیر می‌نوشیده و به الزام وجود عشق و وجود یک نگهبان تمام وقت برای آن و به سفیر زیبایی تمام بهشت در زمین و نیاز تمام غنچه‌های روییده و نروئیده و آدم‌ها‌ی به دنیا آمده و نیامده به معجزه‌ای به‌نام مادر خواهر دختر،فکر میکرده طرح وجود "زن" به دلش افتاده...
بعد در حالی که دست‌هایش بوی بهارنارنج میداده و نفسش بوی مهتاب‌ و انجیر میداده زن را خلق کرده،بعد با خودش گفته:این همان شعبه‌ی سیار بهشت است روی زمین،همان نگهبانِ تمام وقتِ نازک اما سرسخت "عشق"...
خدا دیگر خیالش راحت شد،نه دیگر مردی برای رفتن به سرکار خواب میماند،نه طفلی بی‌آغوش میماند،نه دلی از مهر دور میماند،نه کار عشق لحظه‌ای لنگ میماند،نه دنیا لحظه‌ای از زیبایی و معجزه وا می‌ماند..
🍃🍃🍃🍃🍃💐🍃🍃🍃🍃🍃
تکمله: آخرین ماه بهار شروع شده چه اردیبهشت پر از برکتی داشتیم ,به نظر میرسه خرداد هم داره راه اردیبهشت رو ادامه میده... اینجا که هوا بارونی و ابری و پر از بادهای خوشبوی بهاریه, دوست دارم بدونم کدوم شهر هستید و هوای اون شهر الان چطوریه؟
#حنا_بابایی #بهار #خرداد #باران #زیبایی #توهین_نکنیم #لبخند_بزنیم #کتاب_بخونیم

#lifestyle
Read more
Advertisement
امروز تولدِ خواهر‌م هست. یک خواهر که با وجودِ همه تفاوت ها، آنقدر به هم نزدیک هستیم،که اگر آن فاصله ...
Media Removed
امروز تولدِ خواهر‌م هست. یک خواهر که با وجودِ همه تفاوت ها، آنقدر به هم نزدیک هستیم،که اگر آن فاصله تاریخی‌ قید شده در شناسنامه هامان نبود، این امر به خودمان هم مشتبه می‌‌شد که دو قلو هستیم.. هر سال این موقع چند خطی‌ برایش می‌‌نویسم. نه به قصدِ انتقالِ احساسات، که کارِ ما از این حرف‌ها گذشته، بلکه ... امروز تولدِ خواهر‌م هست. یک خواهر که با وجودِ همه تفاوت ها، آنقدر به هم نزدیک هستیم،که اگر آن فاصله تاریخی‌ قید شده در شناسنامه هامان نبود، این امر به خودمان هم مشتبه می‌‌شد که دو قلو هستیم.. هر سال این موقع چند خطی‌ برایش می‌‌نویسم. نه به قصدِ انتقالِ احساسات، که کارِ ما از این حرف‌ها گذشته، بلکه به خاطر توقعی که خودم، به عنوانِ خواهرِ بزرگتر از خودم دارم. دوستت دارم گفتن ها، نباید آنقدر رنگِ روزمرگی به خودشان بگیرند که فراموش کنیم گاهی‌ لازم است قالبِ احساس را عوض کنیم و به این عشقِ بی‌ پایان، جلایی تازه ببخشیم. گاهی‌ با یک تلفن، گاهی‌ با یک شاخه گلی، گاهی‌ با چند خط ...
.
.
دیروز عکس‌های قدیمی‌ را نگاه می‌‌کردم. در بیشتر عکس‌ها تو روی زانوی مادر مان نشسته ای، و من کنارِ شما دو نفر ایستاده یا روی مبلی نشسته ام. در همه عکس‌ها یک دستِ مادر روی شانه من، و یک دستِ من روی پای توست. در همه عکس‌ها یک پستانکِ صورتی در دهان تو و یکی‌ در مشتِ دستِ دیگرم خودش را از دیدِ آقای عکاس پنهان کرده. در همه عکس‌ها تو به دوربین نگاه می‌‌کنی‌، من به تو. در همه عکس‌ها چشم‌های تو خیس است، نگاهِ من نگران. اما یک عکس با همه عکس‌ها فرق دارد. پستانک از دهانت روی دامنِ پیراهنِ توری ات افتاده. دستت را به سوی من دراز کرده ای، چشم در چشمِ من قشنگ‌ترین لبخندِ دنیا را تحویلم می‌‌دهی‌ و من با حسرتی بیمار گونه برای در آغوش گرفتنت، دستم را طوری حلقه کرده ام، انگار قرار است، چیزی از جنسِ حباب، ظریف و شکننده، بگذارند میانِ دست‌های من. اینبار ... چشم‌های ناباور من خیسند .... ما حتا در عکس‌ها به هم نزدیک و از هم دور بوده ایم ...
امروز آرزو کردم، که هرگز آن ..
قشنگ‌ترین لبخندِ دنیا، آن دست‌هایی‌ که خواهر را می‌‌خواهند و آن حلقه ی محکمی که مومنانه قرار است تو را در آغوش بگیرد، نه در عکس‌های کودکی مان گم شوند ، نه در دغدغه‌های کوچک و بزرگِ این روز هامان ...
.
.
تولدت مبارک خواهرِ لبخند
زیبای من .
.
نیکی‌ فیروزکوهی
Read more
معرفی شخصیت های شاهنامه *** رودابه و زال سرنوشت زال را به سمت کابل سوق داد.فرمانروای سرزمین کابل ...
Media Removed
معرفی شخصیت های شاهنامه *** رودابه و زال سرنوشت زال را به سمت کابل سوق داد.فرمانروای سرزمین کابل مهراب بود که نسبش به ضحاک می رسید و او دختر زیبائی به نام رودابه داشت... و در خصوص زال... صداقت و درستی وی را در صاف و رک گویی و صراحت بیانش می توان جست. خرد پهلوانی زال، او را از رعایت کردن عرف و رسم سنت قومی ... معرفی شخصیت های شاهنامه *** رودابه و زال
سرنوشت زال را به سمت کابل سوق داد.فرمانروای سرزمین کابل مهراب بود که نسبش به ضحاک می رسید و او دختر زیبائی به نام رودابه داشت...
و در خصوص زال... صداقت و درستی وی را در صاف و رک گویی و صراحت بیانش می توان جست. خرد پهلوانی زال، او را از رعایت کردن عرف و رسم سنت قومی خود باز می دارد و ازدواج او با رودابه، به گونه ای، گواه ناهمتایی او با ارزش های کهنه فرهنگی و سنت دیرینه قومی اوست. البته در پایان ماجرا می بینیم زال با رودابه ازدواج می کند و این ناهمتایی در پرتو مشیت الهی، به یگانگی و وحدت می رسد و کارکرد اصلی داستان را به این ترتیب می نمایاند.زال در این داستان، نسبت به عشق خود در حد جنون، بدرستی پایبند است: دل زال یکباره دیوانه گشت / خرد، دور شد، عشق فرزانه گشت
و صادقانه و مردانه در برابر پدر خود، سام، که شخصی دینی و خردورز است، ایستادگی می کند و بی هراس به کاخ رودابه می رود و با او خلوت می کند. او در طول داستان، با عاطفه ای پرشور و خردی عشق بنیاد، از خواست خود پاسداری می کند. عشق او در حقیقت، عشق به انسان، عشق به نماینده یزدان در جهان و سرانجام، عشق به حماسه است.

رودابه در این داستان، زنی است با اراده استوار، بردبار، چاره جو و شجاع و مانند زال، از گفتن آنچه در دل دارد، بیمناک نمی شود؛ از این رو، خشم پدر و محدودیت هایی که برای او فراهم کرده، هیچ تاثیری در تصمیم و خواست او نداشته، جسورانه، راه و رسم قومی خود را نادیده گرفته، زال را به کاخ خود راه داده، با او از عشق و دلدادگی سخن می گوید و با آن که خدمتکاران، او را از این عشق منع می کنند، او فطرتی پاک و انسانی دارد و بداندیشی و نابکاری و بدی در او وجود ندارد و از سنت خانوادگی و ارزش های اجتماعی قوم خود می گذرد و ازدواج با زال را با جان و دل می پذیرد.
سیندخت (مادر رودابه) در دیدارش با سام ( پدر زال) ، با شیوه بیانی جذاب، وقت شناسی بجا و جسارت ویژه، سام را مجبور به تسلیم و مجاب در برابر درخواست خود می کند و وی را راضی به این ازدواج میکند. سختکوشی، پایداری، استقلال رای و اعتماد به نفس او در برابر سام، بیرون از وظیفه شناسی یک زن می تواند باشد.
Read more
پسر یعنی یه اتاق پر از توپ و تفنگ و ماشین. اتاقی پر از رنگهای آبی و سبز و قهوه ای. پسر داشتن یعنی کلاه ...
Media Removed
پسر یعنی یه اتاق پر از توپ و تفنگ و ماشین. اتاقی پر از رنگهای آبی و سبز و قهوه ای. پسر داشتن یعنی کلاه و کفش های اسپرت کوچک یعنی کروات و پاپیون و کت ها و کفش های چرم مردونه سایز کوچک. پسر یعنی عاشق موزیک و موسیقی بودن. پسر داشتن یعنی: دست نوازش کشیدن رو صورت مادر و گفتن نازززززززززززززززی. پسر یعنی ... پسر یعنی یه اتاق پر از توپ و تفنگ و ماشین.
اتاقی پر از رنگهای آبی و سبز و قهوه ای.
پسر داشتن یعنی کلاه و کفش های اسپرت کوچک یعنی کروات و پاپیون و کت ها و کفش های چرم مردونه سایز کوچک.
پسر یعنی عاشق موزیک و موسیقی بودن.
پسر داشتن یعنی: دست نوازش کشیدن رو صورت مادر و گفتن نازززززززززززززززی.
پسر یعنی تند تند بزنه رو شونه مادر و یک ریز بگه مامان مامان بعد که نگاش کنی بگه بوس.
پسر یعنی شجاعت، یعنی تکیه گاه مادر .
پسر یعنی حس امنیت برای خواهراش.
پسر یعنی یه برادر با معرفت و خوش قلب.
پسر یعنی نفس.
یعنی عشق خانواده.
Read more
.. دبیر ادبیاتی میگفت این روزها بد جوری از این نسل جدید درمانده شده ام!! سالها ی پیش وقتی به درس لیلی ...
Media Removed
.. دبیر ادبیاتی میگفت این روزها بد جوری از این نسل جدید درمانده شده ام!! سالها ی پیش وقتی به درس لیلی و مجنون می رسیدم و با حسی شاعرانه داستان این دو دلداده را تعریف میکردم قطره اشکی از چشم دانش آموزی جاری میشد... یا به مرگ سهراب که میرسیدم همیشه اندوه وصف نشدنی را در چهره ی دانش آموزانم میدیدم .. وامسال ... .. دبیر ادبیاتی میگفت
این روزها بد جوری از این نسل جدید درمانده شده ام!!
سالها ی پیش وقتی به درس لیلی و مجنون می رسیدم و با حسی شاعرانه داستان این دو دلداده را تعریف میکردم قطره اشکی از چشم دانش آموزی جاری میشد...
یا به مرگ سهراب که میرسیدم همیشه اندوه وصف نشدنی را در چهره ی دانش آموزانم میدیدم ..
وامسال وقتی به مرگ سهراب رسیدم یکی از آخر کلاس فریاد زد چه احمقانه چرا رستم خودش را به سهراب معرفی نکرد که این اتفاق نیفتد و نه تنها بچه ها ناراحت نشدند که رستم و سهراب به نادانی و حماقت هم نسبت داده شدند.....
وقتی شعر لیلی و مجنون را با اشتیاق در کلاس خواندم و از جنون مجنون از فراق لیلی گفتم
یکی پرسید لیلی خیلی قشنگ بود؟
گفتم از دیده ی مجنون بله ولی دختری سیاه چهره بود و زیبایی نداشت.
این بار نه یک نفر که کل کلاس روان شناسانه به این نتیجه رسیدند که قیس بنی عامر از اول دیوانه بوده عقل درست حسابی نداشته که عاشق یک دختر زشت شده،
تازه به خاطر او سر به بیابان هم گذاشته.....
خلاصه گیج و مات از کلاس درس بیرون آمدم و ماندم که باید به این نسل جدید چه درسی داد که به تمسخر نگیرند و بدون فکر قضاوت نکنند....
ماندم که این نسل کجا می خواهند صبوری و از خود گذشتگی و دانشهای عمیق و اندوخته گذشتگان را بیاموزند....
نسلی که عشق برایشان بسیار سطحی و حتی لحظه ای و گذرا اتفاق می افتد،
کمک به همنوع برایشان بی اهمیت،
امروز به این نتیجه رسیدم که باید پدر مادر های جوان که بچه های کوچک دارند از همین الان جایی در خانه سالمندان برای خودشان رزرو کنند.
این نسل تنها آباد کننده خانه سالمندان خواهند بود

برای انهدام یک تمدن سه چیز را باید منهدم کرد : اول خانواده
دوم نظام آموزشی
و سوم الگوها
برای اولی منزلت و اقتدار پدر خانواده را باید ضعیف کرد . برای دومی منزلت معلم را.
و برای سومی منزلت بزرگان و اسطوره ها را.

#رویایی_زندگی_کنید
#جعبه #جعبه_هدیه #هدیه_خاص #هدیه_تولد #جعبه_چوبی #جعبه_آنتیک #جعبه_قدیمی #جعبه_تیبگ #جعبه_پذیرایی
سفارش سرکارخانم فروهر از تهران با عکس درخواستیشون برروی درجعبه
ابعاد۲۰×۳۰×۸
قیمت ۶۸
Read more
Advertisement
<span class="emoji emoji1f49c"></span> دم ِ دستی ترین حالت عاشق شدن ، همین هایی ست که برای همه ما پیش آمده است و یا می آید . مثلا یک روز توی ایستگاه ...
Media Removed
دم ِ دستی ترین حالت عاشق شدن ، همین هایی ست که برای همه ما پیش آمده است و یا می آید . مثلا یک روز توی ایستگاه مترو کسی را می‌بینیم که تن و بدنمان را می لرزاند با نگاهش . می‌خندد و قند توی دلمان آب می‌شود،‌راه می رود و آب دهانمان خشک می‌شود . حرف می‌زند و انگار که بهترین صدای دنیا را دارد و... بعد فکر می‌کنیم ... 💜
دم ِ دستی ترین حالت عاشق شدن ، همین هایی ست که برای همه ما پیش آمده است و یا می آید . مثلا یک روز توی ایستگاه مترو کسی را می‌بینیم که تن و بدنمان را می لرزاند با نگاهش . می‌خندد و قند توی دلمان آب می‌شود،‌راه می رود و آب دهانمان خشک می‌شود . حرف می‌زند و انگار که بهترین صدای دنیا را دارد و... بعد فکر می‌کنیم که لابد غیر عادی ترین اتفاق دنیا برایمان افتاده است.بعد اگر جرات داشته باشیم نزدیک می‌شویم ،‌ سر صحبت را باز می‌کنیم و... .
این ساده ترین،‌پیش پا افتاده ترین و بدیهی ترین حالت عاشق شدن است که تقریبا برای هر آدمی حداقل یکبار در طول زندگی‌اش پیش می آید و در آن لحظه فکر میکند متفاوت ترین ‌، خاص ترین و ناب ترین حالت عاشقی به سراغش آمده است .
اما از یک جایی به بعد،‌این آب دهان خشک شدن ها ،‌ موی تن سیخ شدن ها،قند توی دل آب شدن ها ،اول تو قطع کن ها ، رسیدی خبر بده ها ، الهی قربونت برم های از دل ، با هم آهنگ پِلی کردن ها ، دست توی دست قدم زدن های طولانی،شب و نصفه شب زنگ زدن ها ، تا خود صبح گوشه ی اتاق با صدای آرام حرف زدن ها ، رنگ ِ لباس را با رنگ ِ دلخواه‌اش سِت کردن ها و دوستت دارم های متوالی و پرتکرار تمام می شوند . یا در بهترین حالت کمرنگ می شوند .
اینجاست که باید عاشق شد .
درست اینجاست که ناب ترین و خاص ترین و واقعی ترین حالت ِ عاشقی باید جرقه بخورد .
درست جایی که فکر میکنی همه چیز تمام شده است ،‌ وقتی میخندد ببینی که هنوز توی دلت چیزی هُرّی می افتد پایین . درست جایی که فکر میکنی سرو کله ی روزمرگی پیدا شده است ! بد ِ ماجرا اینکه ، اغلب ما به این حالت که رسیده ایم ،‌ رابطه را بوسیده ایم و گذاشته ایم کنار .
که تمام شده است . که دیگر ارزشی ندارد.که کو عشق ؟ کو علاقه ؟ اما هستند کسانی که درست همینجا ،‌ عزم ِ‌خود را جزم میکنند ‌، گوشی را برمیدارند،شماره اش را میگیرند و میگویند : دوستت دارم .
عاشقت که نه،‌دلواپست هستم. دیوانه ات که نه،‌دلتنگت هستم. تنها آدم روی زمین که نه،‌اما برای من تمام دنیا شده ای.زیباترین که نه ،‌ قشنگ ترین ِ من شده ای . متفاوت ترین که نه،نزدیک ترینی ! بر میگردی ؟! - من اگر پیر شوم برای جوان ها این آرزو را خواهم کرد : خدا کند درست جایی که فکرش را هم نمی کنید ،‌ دوستت دارمی بشنوید که دنیا را برایتان گلستان کند . از آن دوستت دارم های شناسنامه دار ،‌ پدر و مادر دار ‌، ریشه دار . .
#landscaping #instatravel #ig_naturepictures #iran🇮🇷 #ig_naturelovers #اشکور #wonderfull #wonderfulplaces #gilan_varena #gilantoor #gilan_rasht #irantravel
Read more
<span class="emoji emoji1f53a"></span> . #حيوانات_را_بيشتر_بشناسيم #با_حيوانات_مهربان_باشيم #مهرباني_با_حيوانات ______ گاوها ...
Media Removed
. #حيوانات_را_بيشتر_بشناسيم #با_حيوانات_مهربان_باشيم #مهرباني_با_حيوانات ______ گاوها بر خلاف تصور عده ای از مردم ، دارای هوش و ذکاوت و استعداد هستند ، برخی از آنها خجالتی و ترسو و برخی شجاع و پر ماجرا . این حیوان بزرگ و دوست داشتنی حتی برای از دست دادن اعضای خانواده اش سوگواری میکند. ... 🔺
.
#حيوانات_را_بيشتر_بشناسيم
#با_حيوانات_مهربان_باشيم
#مهرباني_با_حيوانات
______
گاوها بر خلاف تصور عده ای از مردم ، دارای هوش و ذکاوت و استعداد هستند ، برخی از آنها خجالتی و ترسو و برخی شجاع و پر ماجرا
.
این حیوان بزرگ و دوست داشتنی حتی برای از دست دادن اعضای خانواده اش سوگواری میکند. پیوند مادر و گوساله آنچنان قوی است، که طی گزارش های بیشماری از گاوها نشان داده شده پس از گرفتن گوساله از سینه ی مادرش، گاو مادر دیوانه وار به دنبال فرزندش میگردد و او را جستجو میکند
.

گاوها همانند همه ی جانداران دوست ندارند بمیرند و از زندگی خود لذت میبرند
.

با توجه به تحقیقات، گاوها به طور کلی حیوانات خیلی باهوشی هستند که می توانند برای مدت طولانی عواملی را به یاد داشته باشند
.

علم رفتارشناسی گاوها نشان میدهد گاوهایی که روابط صمیمی و دوستی و اجتماعی دارند، به مدت طولانی در این روابط پایدار هستند و حتی در برخی موارد از کسی که او را آزار میدهد و بدرفتاری میکند خشم و کینه را در قلب خود نگه میدارد
.

تحقیقات نشان میدهد گاوها حیوانات باهوشی هستند و میتوانند رابطه علت و معلولی را به خوبی درک کنند. برای نمونه : گاوها میتوانند یاد بگیرند چگونه اهرم را هُل بدهند و مخزن آب را به فعالیت بیاندازند زمانی که تشنه هستند و یا با سر خود به دکمه یا اهرمی فشار بیاورند و یا یونجه و یا خوراک خود را آزاد کنند زمانی که احساس گرسنگی میکنند
.

همچنین گاوها بعد از کشف مشکلات ، همانند انسان، از دانش و خرد خود لذت میبرد و از کشف راه حل برای مشکلات هیجان زده میشوند

______

فرهنگ حیوان دوستی را با انتخاب کلمات خود آغاز کنیم،از نام حیوانات به عنوان دشنام استفاده نکنیم . این را به دیگران و كودكان خود هم بیاموزیم
__________
لطفا دوستان خود را تگ كنيد و آگاهي رساني كنيد سپاس
.

#زمين #انسان #محيط_زيست #حيوانات #سگ #گربه #تهران #رشت #شيراز #حاميان #موسيقي #هنر #فيلم #تاريخ #گياهخواران #ايران #خداوند #اسمان #رشت #هنر #زندگي #عشق #دوستي #پرنده #فرهنگ #الاغ #اسب #گاو #كودكان
Read more
Advertisement
. چندساعت تا دیدار ایران-پرتغال مانده. زیر پوستمان انگار دستمال داده اند دست گلبول های سفید و قرمز ...
Media Removed
. چندساعت تا دیدار ایران-پرتغال مانده. زیر پوستمان انگار دستمال داده اند دست گلبول های سفید و قرمز و کُردی میرقصند که این همه قلب مان تند میزند. حسمان آمیزه ای از هیجان، کمی ترس، چشم به راهی معجزه و البته جنگیدن و سرخم نکردن است. . این هیجان را دوست دارم.فارغ از نتیجه من این حس همدلی را دوست دارم. ... .
چندساعت تا دیدار ایران-پرتغال مانده. زیر پوستمان انگار دستمال داده اند دست گلبول های سفید و قرمز و کُردی میرقصند که این همه قلب مان تند میزند. حسمان آمیزه ای از هیجان، کمی ترس، چشم به راهی معجزه و البته جنگیدن و سرخم نکردن است.
.
این هیجان را دوست دارم.فارغ از نتیجه من این حس همدلی را دوست دارم. اینکه برای دقایقی یادمان می رود چه برسر اين مملكت دارد مي آيد.اینکه الان #ایران نام مشترک، درد مشترک و عشق مشترک ماست.
.
کاش می شد به این حس #تافت زد! همینجور بماند.یادمان نرود هرکجای دنیا برویم ریشه مان اینجاست. گُل #بنفشه نیستیم که بشود توی جعبه گذاشت و این ور و آن ور برد، #نخلیم!
.
نخل تشنه ای که برای قطره ای آب،ریشه هایش را تا عمق این خاکِ پرمهرِ خوشبو به جستجو می فرستد. همین خاکی که تن عزیزترین عزیزان مان را آنجا به امانت سپرده ایم.
.
من عاشق هر کسی هستم که دل با این سرزمین دارد. #اختلاس نمی کند، #دزدی نمی کند، #وفادار است. از قطره قطره آب اش دفاع می کند، از ذره ذره خاکش. زیر سقف اش ستون میزند، حتی به خشت #استخوان خویش! دهانش بوی #مرگ نمی دهد،کلمه هایش حس خوب زندگی می پراکنند
.
فوتبال همه چیز نیست اما بازیکنان ما با پرچم #ایران به زمین می روند. بدون #تانک، بدون #سانتریفیوژ، دست شان فندک نیست برای آتش زدن #پرچم کشور دیگر، دست می دهند به حریف، لبخند می زنند و بعد با تمام وجود می جنگند که ما اینجا در این نقشه گربه شکل لبخند بزنیم، امیدوار بمانیم.
.
حتی آن عضو تدارکات تیم که هیچکس اسمش را نمی برد از #مسی و #رونالدو برایم عزیزتر است. بیشتر دوستش دارم، چون او میداند #پراید یعنی چه؟ اوکنار ما قلبش در آتش #پلاسکو و #سانچی سوخت، تکه ای از روحش زیر آوار #بم و #کرمانشاه دفن شد،مثل ما رنج می کشد از گرانی،از بیکاری.
.
#رونالدو از حال زن و فرزند #کولبری که اسب اش را با گلوله کُشته اند و خودش یخ زده چه می داند؟مسی برای #آتنا و #اهورا و #بنیتا بغض نمیکند، #اینیستا نمی داند دختری که گریم می کند تا برود ورزشگاه چطور قلبش توی سینه تند میزند، #نیمار از حال مادر #سهراب_اعرابی، از اشک های مادرانی که هنوز می روند بهشت زهرا و زل می زنند به جوان های سفرکرده چه می داند؟حال ما را فقط خودمان می دانیم و بس!
.
با همه وجود کنار کسانی بمانیم که برای این کهن دیار می دوند، می جنگند، زخم می خوردند، اما گله نمی کنند و منت نمی گذارند.
.
#persia
Read more
<span class="emoji emoji1f53b"></span> من ماني فکر میکنم خداوند قبل از خلقت زن‌ها دست‌هایش را با بهار نارنج شسته، بعد تمام گل‌های بهشت ...
Media Removed
من ماني فکر میکنم خداوند قبل از خلقت زن‌ها دست‌هایش را با بهار نارنج شسته، بعد تمام گل‌های بهشت را بوییده، نشسته خوش آب‌و‌هوا ترین نقطه‌ی آسمان و در حالی که دم‌نوش مهتاب ‌و انجیر می‌نوشیده و به الزام وجود عشق و وجود یک نگهبان تمام وقت برای آن و به سفیر زیبایی تمام بهشت در زمین و نیاز تمام غنچه‌های ... 🔻
من ماني فکر میکنم خداوند قبل از خلقت زن‌ها
دست‌هایش را با بهار نارنج شسته،
بعد تمام گل‌های بهشت را بوییده،
نشسته خوش آب‌و‌هوا ترین نقطه‌ی آسمان
و در حالی که دم‌نوش مهتاب ‌و انجیر می‌نوشیده و به الزام وجود عشق و وجود یک نگهبان تمام وقت برای آن و به سفیر زیبایی تمام بهشت در زمین و نیاز تمام غنچه‌های روییده و نروئیده و آدم‌ها‌ی به دنیا آمده و نیامده به معجزه‌ای به‌نام مادر خواهر دختر،فکر میکرده طرح وجود "زن" به دلش افتاده... بعد در حالی که دست‌هایش بوی بهارنارنج میداده و نفسش بوی مهتاب‌ و انجیر میداده زن را خلق کرده،بعد با خودش گفته:این همان شعبه‌ی سیار بهشت است روی زمین،همان نگهبانِ تمام وقتِ نازک اما سرسخت "عشق"... خدا دیگر خیالش راحت شد،نه دیگر مردی برای رفتن به سرکار خواب میماند،نه طفلی بی‌آغوش میماند،نه دلی از مهر دور میماند،نه کار عشق لحظه‌ای لنگ میماند،نه دنیا لحظه‌ای از زیبایی و معجزه وا می‌ماند..... ♥️👩
Read more
<span class="emoji emoji1f49c"></span> دم ِ دستی ترین حالت عاشق شدن ، همین هایی ست که برای همه ما پیش آمده است و یا می آید . مثلا یک روز توی ایستگاه ...
Media Removed
دم ِ دستی ترین حالت عاشق شدن ، همین هایی ست که برای همه ما پیش آمده است و یا می آید . مثلا یک روز توی ایستگاه مترو کسی را می‌بینیم که تن و بدنمان را می لرزاند با نگاهش . می‌خندد و قند توی دلمان آب می‌شود،‌راه می رود و آب دهانمان خشک می‌شود . حرف می‌زند و انگار که بهترین صدای دنیا را دارد و... بعد فکر می‌کنیم ... 💜
دم ِ دستی ترین حالت عاشق شدن ، همین هایی ست که برای همه ما پیش آمده است و یا می آید . مثلا یک روز توی ایستگاه مترو کسی را می‌بینیم که تن و بدنمان را می لرزاند با نگاهش . می‌خندد و قند توی دلمان آب می‌شود،‌راه می رود و آب دهانمان خشک می‌شود . حرف می‌زند و انگار که بهترین صدای دنیا را دارد و... بعد فکر می‌کنیم که لابد غیر عادی ترین اتفاق دنیا برایمان افتاده است.بعد اگر جرات داشته باشیم نزدیک می‌شویم ،‌ سر صحبت را باز می‌کنیم و... .
این ساده ترین،‌پیش پا افتاده ترین و بدیهی ترین حالت عاشق شدن است که تقریبا برای هر آدمی حداقل یکبار در طول زندگی‌اش پیش می آید و در آن لحظه فکر میکند متفاوت ترین ‌، خاص ترین و ناب ترین حالت عاشقی به سراغش آمده است .
اما از یک جایی به بعد،‌این آب دهان خشک شدن ها ،‌ موی تن سیخ شدن ها،قند توی دل آب شدن ها ،اول تو قطع کن ها ، رسیدی خبر بده ها ، الهی قربونت برم های از دل ، با هم آهنگ پِلی کردن ها ، دست توی دست قدم زدن های طولانی،شب و نصفه شب زنگ زدن ها ، تا خود صبح گوشه ی اتاق با صدای آرام حرف زدن ها ، رنگ ِ لباس را با رنگ ِ دلخواه‌اش سِت کردن ها و دوستت دارم های متوالی و پرتکرار تمام می شوند . یا در بهترین حالت کمرنگ می شوند .
اینجاست که باید عاشق شد .
درست اینجاست که ناب ترین و خاص ترین و واقعی ترین حالت ِ عاشقی باید جرقه بخورد .
درست جایی که فکر میکنی همه چیز تمام شده است ،‌ وقتی میخندد ببینی که هنوز توی دلت چیزی هُرّی می افتد پایین . درست جایی که فکر میکنی سرو کله ی روزمرگی پیدا شده است ! بد ِ ماجرا اینکه ، اغلب ما به این حالت که رسیده ایم ،‌ رابطه را بوسیده ایم و گذاشته ایم کنار .
که تمام شده است . که دیگر ارزشی ندارد.که کو عشق ؟ کو علاقه ؟ اما هستند کسانی که درست همینجا ،‌ عزم ِ‌خود را جزم میکنند ‌، گوشی را برمیدارند،شماره اش را میگیرند و میگویند : دوستت دارم .
عاشقت که نه،‌دلواپست هستم. دیوانه ات که نه،‌دلتنگت هستم. تنها آدم روی زمین که نه،‌اما برای من تمام دنیا شده ای.زیباترین که نه ،‌ قشنگ ترین ِ من شده ای . متفاوت ترین که نه،نزدیک ترینی ! بر میگردی ؟!
من اگر پیر شوم برای جوان ها این آرزو را خواهم کرد:خدا کند درست جایی که فکرش را هم نمی کنید ،‌ دوستت دارمی بشنوید که دنیا را برایتان گلستان کند . از آن دوستت دارم های شناسنامه دار ،‌ پدر و مادر دار ‌، ریشه دار . .
#landscaping #instatravel #ig_naturepictures #iran🇮🇷 #ig_naturelovers #کلاچای #wonderfull #شالیزار #gilan_varena #gilantoor #gilan_rasht #irantravel
Read more
<span class="emoji emoji1f343"></span>میرسی آرام تا نسیم صبا با چشمان سیا گیسوانه رها<span class="emoji emoji1f343"></span> <span class="emoji emoji1f343"></span>عشوه افسونگر روح شعله وری میایی که مرا با خودت ببری<span class="emoji emoji1f343"></span> <span class="emoji emoji1f343"></span>روح ...
Media Removed
میرسی آرام تا نسیم صبا با چشمان سیا گیسوانه رها عشوه افسونگر روح شعله وری میایی که مرا با خودت ببری روح مشترکی یارا در دو بدن من لب های تو ام تو ترانه من ما دو سار غریب جایی در قفسیم هم پیمان شده ایم تا بهم برسیم دو فنجان عشق باران باران ؛ سکوت شب ای وای ای وای دل عاشق لرزان لرزان ؛ به هم نزدیک ... 🍃میرسی آرام تا نسیم صبا با چشمان سیا گیسوانه رها🍃
🍃عشوه افسونگر روح شعله وری میایی که مرا با خودت ببری🍃
🍃روح مشترکی یارا در دو بدن من لب های تو ام تو ترانه من🍃
🍃ما دو سار غریب جایی در قفسیم هم پیمان شده ایم تا بهم برسیم🍃
🍃دو فنجان عشق باران باران ؛ سکوت شب ای وای ای وای🍃
🍃دل عاشق لرزان لرزان ؛ به هم نزدیک شدیم آرام چراغان کرد خانه را عشق🍃
🍃گلی رویید بهار آمد گلستان کرد خانه را عشق🍃
#همسرانه_تا_بهشت
#مراسم_خیلی_قشنگمون_کنار_عزیزترین_ها
#شیرین_ترین_عروسی
#لا_حول_ولا_قوه_الا_بالله
#بهترین_روزهای_زندگی
#زندگی_با_طعم_احلی_من_العسل
#با_تو_حکایتی_دگر_این_دل_ما_بسر_کند
#حال_هوای_روزهای_عاشقی
#جان_جانانم
#زندگی_مشترک
#برای_هم_دعا_کنیم
#عاقبت_بخیری_و_خوشبختی_جوانها
#نگاهم_که_میکنی_بی_حواس_ترین_آدم_دنیا_میشم
#شاکرم_دربهای_رحمت_حق_روی_قلبم_باز_شد
#الحمدلله_الذی_جعلنا_من_المتاهلین_تحت_لوای_امیرالمومنین
۱۰ روز زیر سایه ی محبت و عشق اهل بیت به خوشبختی گذشت🌸
#همسرم_فرمانده_من_خدا_را_شاکرم_برای_وجودت
#جان_و_جهان_من_تویی
@reza.karimi_69
درسته این جور مراسم خیلی خستگی داره ؛ بدو بدو داره مخصوصا روز قبل عروسی ولی برای ما خیلی پر خاطره و شیرین بود حتی از عسل شیرین تر ☺️
تشکر نوشت عروس خانم و آقا داماد :
از پدر و مادر عزیزم که برام خیلی زحمت کشیدند بی نهایت ممنونم ان شاالله سایه شون همیشه بالای سرمون باشه 🌹و از پدر و مادر عزیز همسرم سپاسگزارم . از همه اقوام محترم هر دو خانواده . از همه دوستان عزیزمون 😊😍🙏🙏🙏🌸🌸🌸
از لیلای عزیز بابت همه چی ممنون واقعا کارشون حرف نداشت واخلاق خودشون و تیمشون خیلی عالی بود من خیلی استرس داشتم ولی بعد از میکاپ صورتم حالم عالی شد 😊و همه از میکاپ و شینیون راضی بودن
@leilarahbarmakeup2
لباس قشنگم هنر عالی کاتیا جون و تیمشون بود واقعا لباس محشری بود
@mezon_katia
ممنون از همه پرسنل #باغ_تالار_مینیاتور عالیه 🌹🌹💐🌸
Read more
Advertisement
<span class="emoji emoji2b1c"></span> متنی جالب ! دبیر ادبیاتی می گفت: این روزها بد جوری از این نسل جدید درمانده شده ام!! سالها ی پیش وقتی ...
Media Removed
متنی جالب ! دبیر ادبیاتی می گفت: این روزها بد جوری از این نسل جدید درمانده شده ام!! سالها ی پیش وقتی به درس لیلی و مجنون می رسیدم و با حسی شاعرانه داستان این دو دلداده را تعریف میکردم قطره اشکی از چشم دانش آموزی جاری میشد... یا به مرگ سهراب که میرسیدم همیشه اندوه وصف نشدنی را در چهره ی دانش آموزانم ...
متنی جالب !
دبیر ادبیاتی می گفت:
این روزها بد جوری از این نسل جدید درمانده شده ام!! سالها ی پیش وقتی به درس لیلی و مجنون می رسیدم و با حسی شاعرانه داستان این دو دلداده را تعریف میکردم قطره اشکی از چشم دانش آموزی جاری میشد... یا به مرگ سهراب که میرسیدم همیشه اندوه وصف نشدنی را در چهره ی دانش آموزانم میدیدم .

همیشه قبل از عید اگر برای فراش مدرسه از بچه ها عیدی طلب میکردم خیلی ها داوطلب بودند و خودشان پیش قدم.... و امسال وقتی عیدی برای پیرمرد خدمتگزار خواستم تازه بعد از یک سخنرانی جگر سوز و جگر دوز هیچ کس حتی دستی بلند نکرد... وقتی به مرگ سهراب رسیدم یکی از آخر کلاس فریاد زد چه احمقانه چرا رستم خودش را به سهراب معرفی نکرد که این اتفاق نیفتد و نه تنها بچه ها ناراحت نشدند که رستم بیچاره و سهراب به نادانی و حماقت هم نسبت داده شدند..... وقتی شعر لیلی و مجنون را با اشتیاق در کلاس خواندم و از جنون مجنون از فراق لیلی گفتم

یکی پرسید لیلی خیلی قشنگ بود؟
گفتم از دیده ی مجنون بله ولی دختری سیاه چهره بود و زیبایی نداشت.
این بار نه یک نفر که کل کلاس روان شناسانه به این نتیجه رسیدند که قیس بنی عامر از اول دیوانه بوده عقل درست حسابی نداشته که عاشق یک دختر زشت شده،
تازه به خاطر او سر به بیابان هم گذاشته..... خلاصه گیج و مات از کلاس درس بیرون آمدم و ماندم که باید به این نسل جدید چه درسی داد که به تمسخر نگیرند و بدون فکر قضاوت نکنند.... ماندم که این نسل کجا می خواهند صبوری و از خود گذشتگی را بیاموزند....
نسلی که از جان گذشتن در راه عشق برایشان نامفهوم،
کمک به همنوع برایشان بی اهمیت،
مرگ پسر به دست پدر از نوع حماقت است.... امروز به این نتیجه رسیدم که باید پدر مادر های جوان که بچه های کوچک دارند از همین الان جایی در خانه سالمندان برای خودشان رزرو کنند.
این نسل تنها آباد کننده خانه سالمندان خواهند بود... برای انهدام یک تمدن سه چیز را باید منهدم کرد
اول خانواده
دوم نظام آموزشی
و سوم الگوها
برای اولی منزلت زن را باید شکست.
برای دومی منزلت معلم.
و برای سومی منزلت بزرگان و اسطوره ها....
دبیر بازنشسته کیان صارمی
پ.ن:
کامنت دیگران رو بخوانید تا از نظرات اطرافیان - هرچند کم و قلیل- آگاه بشیم . به هرحال ، مشت نمونه خرواره!!!
Read more
برای حوری عزیز و سالگرد پسرک جوانمون بهنود جان رمضانی خانم شعله پاکروان نامه ای نوشتند و فرستادن. حوری ...
Media Removed
برای حوری عزیز و سالگرد پسرک جوانمون بهنود جان رمضانی خانم شعله پاکروان نامه ای نوشتند و فرستادن. حوری عزیزم ، تو مادر بهنود جوانمرگی . جوانی نوزده ساله . چهارشنبه سوری برای مردم یاداور شادی و پایکوبی است . نشانه دلگرم شدن با روشنایی آتش . برای تو اما یاداور کشته شدن پسری که با تولدش تو را مادر ... برای حوری عزیز و سالگرد پسرک جوانمون بهنود جان رمضانی
خانم شعله پاکروان نامه ای نوشتند و فرستادن.

حوری عزیزم ،
تو مادر بهنود جوانمرگی . جوانی نوزده ساله .
چهارشنبه سوری برای مردم یاداور شادی و پایکوبی است . نشانه دلگرم شدن با روشنایی آتش . برای تو اما یاداور کشته شدن پسری که با تولدش تو را مادر کرد. آتشی که خانه دل تو را سوزاند و خاکستر کرد ، اما آهن وجودت را به پولادی محکم مبدل ساخت . بهنود جوان همچون سیاوش از کوه آتش عبور کرد و پاکی و بیگناهیش را اثبات کرد . سیاه رویان سنگدل ، گرچه هنوز زنده اند و بر سریر قدرت خنده های مستانه میزنند اما نفرت مردم همچون گلوله های آتشین به صورتشان پرتاب میشود .
حوری جان ، میدانم که عیدت عزاست . میدانم سوگوار بهنودی تا ابد . اما چه باک که تو سربلندی از داشتن پسری که با جان خویش فریاد شادی و آزادی سر داد . یقین بدان که خون بهنود تو در کنار هزاران بهنود سربدار صاعقه ای شد که علفهای هرز سرزمینمان را خواهد سوزاند . دور نیست آن زمان که پرچم دادخواهی تو و مادران سیاهپوش ایران ، پیشاپیش خیل عظیم آزادیخواهان معترض ، خبر از پایان زمستان سیاه را به مردم بی پناه و ستمدیده بشارت دهد . دور نیست آن زمان که ایرانیان آتشی بزرگ فراهم کنند و گرد آن سرود زنده باد زندگی را همراه با رقصی جانانه سر دهند . آن روز سور و سرور همه مردم و آغاز بهار و نو شدن است .
حوری جان ، بهنود زنده است تا زمانی که گرمخانه دل تو ، به عشق آزادی میتپد. بهنود در تو زنده است و تو به دادخواهی او .
گر چه دورم از خانه ات ، اما همراه تو سالروز جوانمرگی بهنود را که به دست ناجوانمردان سنگدل حکومت کشته شد گرامی میدارم. نام بهنود رمضانی دانشجوی دانشگاه نوشیروانی بابل همچون ستاره ای درخشان در آسمان ایران میدرخشد . همچنان که پس از سالها هنوز همکلاسیهایش یاد او را گرامی میدارند.
شعله پاکروان (مادر ریحانه جباری )

۲۲ اسفند ۹۶
03:13
Read more
خانم ها بخوانند بیشتر! #جسیکا_آلبا را شاید خیلی از همسن و سالهای من که اهل فیلم و سینما هستند میشناسند. او ...
Media Removed
خانم ها بخوانند بیشتر! #جسیکا_آلبا را شاید خیلی از همسن و سالهای من که اهل فیلم و سینما هستند میشناسند. او یک #هنرپیشه #هالیوودی و مدل غربی است! شرکت تبلیغاتی مواد غیرشیمیایی برای والدین و ملزومات ویژه بارداری هم دارد. او سومین فرزندش را هم با #زایمان_طبیعی در یک #بیمارستان_دولتی به دنیا ... خانم ها بخوانند بیشتر!

#جسیکا_آلبا را شاید خیلی از همسن و سالهای من که اهل فیلم و سینما هستند میشناسند.
او یک #هنرپیشه #هالیوودی و مدل غربی است!
شرکت تبلیغاتی مواد غیرشیمیایی برای والدین و ملزومات ویژه بارداری هم دارد.

او سومین فرزندش را هم با #زایمان_طبیعی در یک #بیمارستان_دولتی به دنیا آورده(نه اینکه مثل خیلی از آقازادگان و هنرپیشگان برود فلان بیمارستان کشورهای آنچنانی تر یا مثل خیلی هامان بهمان بیمارستان لاکچری شمال شهر با #سزارین ویژه و هزینه های گزاف زیرمیزی)
خودش هم فرزندش را شیر می دهد!(نه اینکه با افتخار بگوید شیر نمی دهم چون ...)
!
برخلاف خانم های مثلا متدین! ایرانی نه #تک_فرزندی را قبول دارد، نه برای #فرزندآوری بر سر شوهرش منت می گذارد، نه برای حق شیرش #نفقه می خواهد و به بهانه چندفرزندی دست از فعالیت های اقتصادی و اجتماعیش برداشته.
(برداشت های من از فالوی صفحه شخصی ایشان)
برخلاف #سلبریتی های آشغال ایرانی با #پیشی و #هاپو هم سرگرم نیست و آنها را تبلیغ فاحش بجای فرزند و خانواده ! نمی کند!
برخلاف زنان متحجر #فمینیست نمای ایرانی، همسرش را #عاشقانه دوست دارد و "آدم" حسابش می کند و از وی ایده می گیرد حتی برای لباسش(به گفته خودش).
کلهم منظورم این است که یک سلبریتی به قول خودمان غربی بعضا از من #ایرانی مدعی، هم مسلمانانه تر می زیند و هم مسلمانانه تر و ایرانی تر می اندیشد!
این یک مشت از خروار سلبریتی غربی است که اینگونه میزینند، اما در ایرانیها چند سلبریتی سراغ دارید #طلاق نگرفته باشندیا فرزند داشته باشند آنهم سه تا؟! #غرب همه چیزش بدنیست، #عبرت بگیریم که عبرت ها بسیارند! .
#ما_اکثر_العبر_و_اقل_الاعتبار
#تهاجم_فرهنگی

#غربزدگی #روشنفکر #چادریها #زن_ایرانی #مسلمان #عشق_مادری #میم_مثل_مادر
#مرگ_بر_آمریکا #مرگ_بر_اسرائیل #مرگ_بر_آمریکا_شعار_نیست_اعتقاد_ماست
Read more
Advertisement
لطفا ورق بزنید <span class="emoji emoji2764"></span>️<span class="emoji emoji2764"></span>️<span class="emoji emoji2764"></span>️ #پست_های_قبل_رو_ هم دوست داشتید بخونید برای ایندمون خوبه<span class="emoji emoji263a"></span>️<span class="emoji emoji1f60d"></span><span class="emoji emoji2764"></span>️ سلااااااااااااااااام ...
Media Removed
لطفا ورق بزنید ️ #پست_های_قبل_رو_ هم دوست داشتید بخونید برای ایندمون خوبه️ سلااااااااااااااااام به دوستای #مهربونم دوستای همیشگیم عیدتووووووووون مبارک .یه دنیااااااااا ممنونم بابت پیام های قشنگتون #عید شما هم مبارک باشه ️ روز میلاد #حضرت_معصومه_سلام الله علیها خیلی ... لطفا ورق بزنید ❤️❤️❤️ #پست_های_قبل_رو_ هم دوست داشتید بخونید برای ایندمون خوبه☺️😍❤️ سلااااااااااااااااام به دوستای #مهربونم دوستای همیشگیم عیدتووووووووون مبارک .یه دنیااااااااا ممنونم بابت پیام های قشنگتون #عید شما هم مبارک باشه ❤️❤️❤️
روز میلاد #حضرت_معصومه_سلام الله علیها خیلی روز قشنگیه برام؛ خیلی دوسشون دارم و امیدوارم منو ببخشن و #دعامون کنند❤❤️❤️چند سال پیش مشکلی پیش اومد و من #توسل کردم به ایشون و حاجتم به خواست خدای عزیزم و مهربونی خانم حضرت معصومه سلام الله علیها براورده شد ❤️❤❤️❤️😍🌹🌹🌹واقعا مهربونیشون رو با تمام وجودم حس کردم خانم حضرت معصومه سلام الله علیها خیلییییییییییییی دوستتون دارم #الهی #زیارتشون قسمت هممون بشه ❤️❤️❤️❤️❤️ازتون میخوام در این روز عزیز با قلبای پر از محبتتون برای همه به خصوص رفع مشکل جوانها ؛دعا کنید🙏❤️🌹 برای بیشتر شدن #ازدواج های موفق برای خوشبختی همه ؛ برای رفع گرفتاری همه؛ خوب شدن همه بیماران به خصوص کودکان مبتلا به سرطان؛سلامتی عزیزانمون به خصوص #پدر و #مادر عزیزمون ؛ خلاصه برای همه #دعا کنیم🙏🙏🙏 قلباتون مهربونه و میدونم دعاهامون براورده میشه موقع دعا یاد هممون باشید منو یادتون نره ☺️😍☺️❤️😍
🍃🍃🌸🍃💐🌹🍃🌸🍃🍃 #امام_رضا_ علیه السلام فرمودند: 👈هركس حضرت معصومه (س) را در قم زيارت كند،مانند كسى است كه مرا زيارت كرده باشد.😍🌹❤️ #امام_جواد(ع): 👈هر کس قبر عمه ام، حضرت فاطمه معصومه (س)
را در قم زیارت کند، سزاوار بهشت است .😍❤️🌹 آغاز دهه کرامت و میلاد با سعادت
کریمه اهل بیت، حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها و روز دختر مبارک ❤

مرغ دلم راهی قم می‌شود‌ ❤️
در حرم امن تو گم می‌شود❤️
عمه سادات سلام علیک❤️
روح عبادات سلام علیک❤️ 🍃🍃🌸🍃💐🌹🍃🌸🍃🍃
#دختر یعنی:نجابت ❤️
دختریعنی:حرمت❤️
دختریعنی:برکت❤️
دختریعنی:احساس❤️
دختریعنی:عشق❤️
دختریعنی:پرنسس باباش❤️
دختریعنی:ناموس داداشش❤️
دختریعنی:لبخندخدا❤️ 🌹 روز دختر🌹

روز عزیز دل باباهااا😍
هم دم ماماناا 😍

ناموس داداشااا❤️
عزیز شوهراا در اینده ❤️ مبارک❤️ راستی مهربونم اگه دوست داشتی برای براورده شدن حاجت ؛سلامتی ؛عاقبت به خیری خودت و همه صلواتی رو هدیه به #حضرت_فاطمه_المعصومه_سلام_الله_علیها و #حضرت_رقیه_سلام_الله_علیها #بابایی_ترین_دختر_دنیا_روزت_مبارک بفرستیم ❤️😍🌹 #اللهم_صل_علی_محمد_و_ال_محمد_وعجل_فرجهم
#اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد_و_عجل_فرجهم

اینم هدیه من 😍😍😍 #یا_فاطمه_المعصومه_اشفعی_لنا_فی_الجنه س

عزیزیید برام😍
Read more
. وقتی اس ام اسی از مادرم بهم می رسد غمگین می شوم. از شکل اس ام اس دادنش حتی. چشم هایش را ریز می کند و آن دکمه ...
Media Removed
. وقتی اس ام اسی از مادرم بهم می رسد غمگین می شوم. از شکل اس ام اس دادنش حتی. چشم هایش را ریز می کند و آن دکمه ها را سخت می فشارد. اس ام اس هایش همیشه جا افتادگی دارند. چند حرف را از قلم می اندازد یا کلمه ای را به شکلی غیر معمول می نویسد. یک شکل ِ ویژه که یادآوری می کند او با زحمت این ها را نوشته. انگار از درون یک ... .
وقتی اس ام اسی از مادرم بهم می رسد غمگین می شوم. از شکل اس ام اس دادنش حتی. چشم هایش را ریز می کند و آن دکمه ها را سخت می فشارد.
اس ام اس هایش همیشه جا افتادگی دارند. چند حرف را از قلم می اندازد یا کلمه ای را به شکلی غیر معمول می نویسد. یک شکل ِ ویژه که یادآوری می کند او با زحمت این ها را نوشته. انگار از درون یک زندان در فرصتی کوتاه با هزار بدبختی فرستاده شده باشند.
در اغلب موارد اس ام اس می دهد و می پرسد برای شام بازمی گردم یا نه. با کلمه های خودش، با حروفی که یادآوری می کند او مادر است نه هر کس دیگر. مادری که عمق ِ عشق به او را نمی شود سنجید. با دیدن اس ام اس هایش فقط گلویم فشرده می شود. آخ مادر! می خواستم بگویم اس ام اس هایت عاقبت دیوانه ام می کند.
پدرم... او می گوید اسماعیل این کارت شارژ را وارد کن. می گویم بزن ستاره صد و چهل... و او مقاومت می کند. برایش ساده است اما نمی خواهد بازی ِ جدید را بپذیرد. اینباکسش به شکلی بی رحمانه لبریز ِ اس ام اس های ِ بی احساس ِ ایرانسل است.
هیچکس به او اس ام اس نمی دهد و او نیز به کسی. ولی فقط یکبار، بله فقط یکبار به من اس ام اس داد. او همیشه بخاطر آلرژی ِ تنفسی اش آدامس میجود. می گوید گلویش را مرطوب می کند و بهتر نفس می کشد. در اس ام اس اش نوشته بود: "آدامس". همین. فقط همین یک کلمه.
ننوشته بود آدامس بخر، آدامس می خواهم، نه. فقط آدامس. وقتی خواندمش توی ِ خیابان راه می رفتم. یادم می آید که ایستادم. فروریختم. یک کلمه و او چطور این را نوشته بود؟ چقدر کم، چقدر کوتاه، چقدر غریب. آدامس...عاشقانه ترین، غم انگیزترین پیام دنیا !

#اسماعيل_دلخموش #مادر #پدر #مامان #بابا #عشق #قدیمی #زندگی #خوشبختی
Read more
. . وقتی اس ام اسي از مادرم مي رسد غمگین ميشوم؛ از شکل اس ام اس دادنش حتي. چشمهايش را ریز مي كند و دکمه ...
Media Removed
. . وقتی اس ام اسي از مادرم مي رسد غمگین ميشوم؛ از شکل اس ام اس دادنش حتي. چشمهايش را ریز مي كند و دکمه ها را سخت مي فشارد. اس ام اس هایش همیشه جاافتادگي دارند. چند حرف را از قلم مي اندازد یا کلمه ای را به شکلي غیر معمول مي نويسد؛ یک شکل ِ ویژه که یادآوری مي كند او با زحمت اینها را نوشته. انگار از درون یک زندان ... .
.
وقتی اس ام اسي از مادرم مي رسد غمگین ميشوم؛ از شکل اس ام اس دادنش حتي.
چشمهايش را ریز مي كند و دکمه ها را سخت مي فشارد. اس ام اس هایش همیشه جاافتادگي دارند. چند حرف را از قلم مي اندازد یا کلمه ای را به شکلي غیر معمول مي نويسد؛ یک شکل ِ ویژه که یادآوری مي كند او با زحمت اینها را نوشته. انگار از درون یک زندان در فرصتي کوتاه با هزار بدبختي فرستاده شده باشند. در اغلب موارد اس ام اس مي دهد و مي پرسد برای شام برميگردم یا نه؛ با کلمه های خودش، با حروفي که یادآوری میکند او مادر است نه هر کس دیگر. مادری که عمق ِعشق به او را نمي شود سنجید.
با دیدن اس ام اس هایش فقط گلویم فشرده مي شود. آخ مادر! مي خواستم بگویم اس ام اس هایت عاقبت دیوانه ام میکند.

پدرم... او ميگويد: این کارت شارژ را وارد کن. ميگويم: بزن ستاره صد و چهل... و او مقاومت مي كند. برایش ساده است؛ اما نمي خواهد بازی ِجدید را بپذیرد. اینباکسش به شکللي بي رحمانه لبریز ِ اس ام اس های ِ بي احساس ِ ایرانسل است. هیچ کس به او اس ام اس نمي دهد و او نیز به کسي. ولي فقط یک بار، بله فقط یک بار به من اس ام اس داد. او همیشه به خاطر آلرژی ِ تنفسي آدامس میجود. میگوید گلویش را مرطوب مي كند و بهتر نفس مي كشد. در اس ام اس اش نوشته بود: "آدامس". همین!
فقط همین یک کلمه.
ننوشته بود آدامس بخر يا آدامس ميخواهم . نه، فقط آدامس!
وقتي خواندمش توی ِ خیابان راه میرفتم. یادم مي آيد که ایستادم. فروریختم. یک کلمه و او چطور این را نوشته بود!؟ چقدر کم، چقدر کوتاه، چقدر غریب... آدامس...
.
.
🙆🙋سلام سلام روز گرمتون به خیر
چقدر گرمه خدایا من که اصلا اب دوست ندارم همش سراغ یخچال واب میریم داخل بطری اب معدنی خاکشیر ریختم اون هم مشکلی حل نمیکنه داشتم اب میخوردم یچیزی انگار گلوم گیر کرد تواین گرما اخه چرا خرمشهر اب نداره؟مسولین بی کفایت ما کوجاهستن؟چیکارمیکنن؟ما نه کشور فقریم نه چیزی از یمن سوریه و لبنان کم داریم که به اونا کمک بشه مردم باغیرت ماکه سالها مرزهارو حفظ کردن و زیر خاک و گل وتیر وترکش وجنگ رفتن مال وملال و ازدای اسایششون گرفته شد اینابس نبود ایا ؟چرا اب باید به عراق فروخته شه؟چرا مردم بطری اب میخرن؟تاکی ازدلرحمی ما سواستفاده میشه ؟تا کی سکوت؟تاکی ظلم؟برای دوروز اب نبودن ۱۴۰۰سال تعزیه ناله گریه عزاداری خرمشهرکه ازکربلا بدترشد!!!
وای برما وای برما سکوت سکوت سکوت مساوی با ذلت بدبختی بیچارگی مطمئن باشید فردا نوبت ماست
#از_ماست_که_بر_ماست
#خرمشهر_اب_ندارد
#خوزستان_هوا_ندارد
#خورشت_قیمه #خورشت_قیمه_شبنم
Read more
Advertisement
السلام علیک یا فاطمة الزهرا قحطی عشق آمده باران بیاورید باران برای اهل بیابان بیاورید یک چشمه ...
Media Removed
السلام علیک یا فاطمة الزهرا قحطی عشق آمده باران بیاورید باران برای اهل بیابان بیاورید یک چشمه از بهشت خدا را از آسمان تا خاک تشنۀ عربستان بیاورید... الطاف بی‌نهایت پروردگار را در قالب سه آیۀ قرآن بیاورید یک سیب سرخ را به پیمبر دهید و بعد حوریه‌ای به کسوت انسان بیاورید هر سیب سرخ، سیب پیمبر ... السلام علیک یا فاطمة الزهرا

قحطی عشق آمده باران بیاورید
باران برای اهل بیابان بیاورید
یک چشمه از بهشت خدا را از آسمان
تا خاک تشنۀ عربستان بیاورید... الطاف بی‌نهایت پروردگار را
در قالب سه آیۀ قرآن بیاورید
یک سیب سرخ را به پیمبر دهید و بعد
حوریه‌ای به کسوت انسان بیاورید
هر سیب سرخ، سیب پیمبر نمی‌شود
هر سوره‌ای که سورۀ کوثر نمی‌شود

دل برده از پیمبر والاتر از همه
آنکه نشسته این همه بالاتر از همه... درهای باغ را به روی غصه بسته است
این غنچه‌ای که گشته شکوفاتر از همه
او ماه خانوادۀ خورشید مکه است
او زهره است، زهرۀ زهراتر از همه
نامش نزول مائده‌های بهشتی است
مریم‌تر از همه‌ست و مسیحاتر از همه

با این همه لطافتش انصاف را بگو
انسیه است این زن حوراتر از همه؟

ما را به وصف مادر آیینه‌ها چه کار؟
جایی که مدح فاطمه را کرده کردگار
روشن به نورِ آمدنش آسمان شده‌ست
این زن که قبل خلقت خود امتحان شده‌ست
عطر بهشت آمده همراه مقدمش
دنیای پیر با نفس او جوان شده‌ست
زمزم به گوش کعبه چنین کرده زمزمه
در قلب مکه چشمۀ کوثر روان شده‌ست وقت نماز شرعی اگر چه نیامده
برخیز ای بلال زمان اذان شده‌ست
آخر میان خانۀ آیینه‌های شهر
آیینۀ خدای‌نما میهمان شده‌ست
باید علی رکاب بگیرد برای او
زهرا نگین خاتم پیغمبران شده‌ست

زهرا نبود زُهره دگر نُه فلک نداشت
زهرا نبود سفرۀ خلقت نمک نداشت... تو چشمۀ زلال حیاتی که گفته‌اند
بالاتر از تمام صفاتی که گفته‌اند
بعد از پدر به روح بلند تو می‌رسد
بانو سلامِ هر صلواتی که گفته‌اند
جز با کلیدِ مِهر شما وا نمی‌شود
در روز حشر باب نجاتی که گفته‌اند
بسیار گفته‌اند و هنوز از مقام تو
چیزی نگفته‌اند، رُواتی که گفته‌اند شیرین‌تر است شورِ نم اشک‌هایمان
از شهد شاخه‌های نباتی که گفته‌اند

بی‌بی بیا و یک شب جمعه ببر مرا
همراه خود کنار فراتی که گفته‌اند - - شب‌های جمعه تا به سحر گریه می‌کنی
بر داغ کشتۀ عبراتی که گفته‌اند
وقتی خداست زائر شب‌های جمعه‌اش
اشکم شود مسافر شب‌های جمعه‌اش

#محسن_عرب_خالقی

روز مادر مبارک

دعاگوی دوستان امیرالمؤمنین در اعتاب شریفه
هستم

@arabkhaleghi
Read more
میدانی ، روزی که ماجرای عشق تو را به مادرم گفتم ، چه اتفاقی افتاد ؟!! اصلأ بگذار از اول برایت بگویم... قبل ...
Media Removed
میدانی ، روزی که ماجرای عشق تو را به مادرم گفتم ، چه اتفاقی افتاد ؟!! اصلأ بگذار از اول برایت بگویم... قبل از اینکه حرفی بزنم موهایم را باز کردم و روی شانه أم ریختم مادرم گفته بود موهایت را که باز میکنی انگار چندسال بزرگتر میشوی...میخواستم وقتی از عشق تو میگویم بزرگ باشم ... بعد از آن دو استکان چای ... میدانی ، روزی که ماجرای عشق تو را به مادرم گفتم ، چه اتفاقی افتاد ؟!!
اصلأ بگذار از اول برایت بگویم...
قبل از اینکه حرفی بزنم موهایم را باز کردم و روی شانه أم ریختم مادرم گفته بود موهایت را که باز میکنی انگار چندسال بزرگتر میشوی...میخواستم وقتی از عشق تو میگویم بزرگ باشم ...
بعد از آن دو استکان چای ریختم، بین خودمان بماند اما دستم را سوزاندم و نتوانستم بگویم آخ ، بلکه دلم آرام بگیرد ، مجبور بودم چون مادر اگر میفهمید بزرگ شدنم را باور نمیکرد ... دست سوخته أم را زیر سینی پنهان کردم چای را مقابلش گذاشتم و کنارش نشستم ، عشقت توی دلم مثل قند آب میشد و نمیدانستم از کجا باید شروع کنم.....باتردید گفتم :"مادرجان،اگر آدم عاشق باشد زندگی چقدر دلنشین تر بر آدم میگذرد ، نه؟"
عینک مطالعه را از چشمش برداشت و نگاهش را به موهایم دوخت ، انگار که حساب کار دستش آمده باشد ، نگاهش را از من گرفت و بین گل های قالی ، گم کرد.
+"عشق" چیز عجیبی ست دخترکم ، انگار که جهانی را توی مردمک چشمت داشته باشی و دیگر هیچ نبینی ، هیچ نخواهی و با تمام ندیدن ها و نخواستن ها بازهم شاد باشی و دلخوش....
عشق اما خطرات خاص خودش را دارد ، عاشق که باشی باید از خیلی چیزها بگذری ، گاهی از خوشی هایت ، گاهی از خودت ، گاهی از جوانی أت ...
دستی به موهای کوتاهش کشید و ادامه داد :
عاشقی برای بعضی ها فقط از دست دادن است ...
برای بعضی ها هم بدست آوردن...اما من فکر میکنم زنها بیشتر از دست میدهند...
گاهی موهایشان را ، که مبادا تار مویی در غذا معشوقه ی شان را بیازارد ...
گاهی ناخن های دستشان را ، که مبادا تمیز نباشد و معشوقه شان را ناراحت کند..
گاهی عطرشان را توی آشپزخانه با بوی غذا عوض میکنند
دستشان را میسوزانند و آخ نمیگویند "...
مکث کرد و سوختگی روی دستش را با انگشت پوشاند :
+"گاهی نمیخرند ، نمیپوشند، نادیده میگیرند که معشوقه شان ناراحت نشود !!تازه ماجرا ادامه دار تر میشود وقتی زنها حس مادری را تجربه میکنند ، عشقی صد برابر بزرگتر با فداکاری هایی که در زبان نمیگنجد..
دخترکم عاشقی بلای جان آدم نیست اما اگر زودتر از وقتش به سرت بیاید از پا در می آیی"..
لبخندی زدم ، از جایم بلند شدم و به اتاقم رفتم ، جای سوختگی روی دستم واضح تر شده بود ، رو به روی آینه ایستادم و به خودم نگاه کردم...عاشقی چقدر به من نمی آمد ، موهایم را بافتم ، دلم میخواست دختر کوچک خانواده بمانم ، برای بزرگ شدن زود بود ...خیلی زود !!
.
Read more
: مردهای هرزه با ظاهری متشخص، اما در واقع شخصیتی فاسد و کثیف. . دون ژوان فردی است که قادر به برقراری ...
Media Removed
: مردهای هرزه با ظاهری متشخص، اما در واقع شخصیتی فاسد و کثیف. . دون ژوان فردی است که قادر به برقراری ارتباط عاطفی عمیق و عشق ورزیدن به شریک جنسی خود نیست. یکی از مهمترین اختلالات شخصیت که منجر به دون ژوانیسم و هرزه گری جنسی در مردان میشود اختلال شخصیت خودشیفته (narcissistic) است. چنین مردی ... :
مردهای هرزه با ظاهری متشخص، اما در واقع شخصیتی فاسد و کثیف.
.
دون ژوان فردی است که قادر به برقراری ارتباط عاطفی عمیق و عشق ورزیدن به شریک جنسی خود نیست.

یکی از مهمترین اختلالات شخصیت که منجر به دون ژوانیسم و هرزه گری جنسی در مردان میشود اختلال شخصیت خودشیفته (narcissistic) است.
چنین مردی نه قادر است دوست بدارد و نه دوست داشته شدن را باور می کند و یک حالت پارانویا و بدبینی نسبت به گرفتن پیغام های دوست داشته شدن از شریک عشقی خود دارد. در بسیاری از موارد نیاز به دوست داشته شدن را در خود انکار میکند و بیشتر ترجیح میدهد به جای دوست داشته شدن، مورد تحسین واقع شود تا من آزرده اش ترمیم پیدا کند.

احساس میکند اگر کسی دوستش داشته باشد و ابراز علاقه کند، میخواهد از او بهره برداری خاصی کند. در واقع به هیچ زنی اعتماد نمیکند. اینگونه مردان درواقع تنها با سطح بدن زنان ارتباط برقرار میکنند نه با هستیِ درونی آنها. در واقع هدف اینها به دست آوردن است نه رابطه داشتن. زنها را به دست بیاورند، تصاحب کنند و بعد با رها کردن آنها خشم و میل به انتقام جویی خود را که از رابطه با مادرِ ناکام کننده سرچشمه گرفته ارضا نمایند.

دون ژوان شخصیت افسانه ای اسپانیایی است که تظاهر به علاقه شدید جنسی در مورد قربانیان خود داشت در حالی که به اندازه قربانیانش، خودانگیختگی جنسی نداشت. شخصیت این مرد بتدریج وارد ادبیات آسیب شناسی بیماری های روانی شده و دون ژونیسم به خصلت برخی از مردانی اشاره دارد که با تظاهر به علاقمندی به روابط جنسی، خود را هیپرسکسوال نشان می دهند، با این حال، اینگونه فعالیت های جنسی برای سرپوش گذاشتن به احساسات عمیق حقارت خودشان مورد استفاده قرار می گیرد. اکثر دون ژون ها پس از رسیدن به مراد خود، دیگر علاقه ای به همان زن نشان نمی دهند. این حالت را گاهی ساتیریازیس (satyriasis یا میل جنسی افراطی و بیمارگونه در مرد و شهوت پرستی) هم می گویند.

در حقیقت ما به کسانی می گوییم دون ژوان که در هر برهه از زندگی شان با چند جنس مخالف رابطه جنسی یا احساسی عمیق دارند و کیفیت و کمیت این جنس مخالف ها هیچ وقت ثابت نیست؛ یعنی هیچ جنس مخالفی در زندگی شان نیست که بتواند حضور دائمی داشته باشد، حتی مادر و پدر. در حقیقت دون ژوان تحمل تنهایی زندگی را ندارد و برای پر کردن این خلأ وحشی، به محض احساس تنهایی دست روی کس دیگری می گذارد. این چرایی دون ژوانى ست.
شما هم با همچین افرادی برخورد داشتید یا زندگی کردید؟
این افراد معمولا بعد از رها کردن هر قربانی خودشون رو قربانی جلوه میدن.
من یه دون ژوان حرفه ای رو می شناسم
Read more
"تقدیم به فرزندم" زود بزرگ نشو مادر... کودکیت را بی حساب می خواهم و در پناهش جوانیم را ! زود بزرگ ...
Media Removed
"تقدیم به فرزندم" زود بزرگ نشو مادر... کودکیت را بی حساب می خواهم و در پناهش جوانیم را ! زود بزرگ نشو مادر... قهقهه بزن ، جیغ بکش ، گریه کن ، لوس شو ، بچگی کن ، ولی زود بزرگ نشو تمام هستی ام . آرام آرام پیش برو ، آن سوی سن وسال هیچ خبری نیست گلم. هرچه جلوتر می روی همه چیز تـندتر از تو قدم بر می دارد. حالا ... "تقدیم به فرزندم"

زود بزرگ نشو مادر...
کودکیت را بی حساب می خواهم و در پناهش جوانیم را !
زود بزرگ نشو مادر... قهقهه بزن ، جیغ بکش ، گریه کن ، لوس شو ، بچگی کن ،
ولی زود بزرگ نشو تمام هستی ام .

آرام آرام پیش برو ،
آن سوی سن وسال هیچ خبری نیست گلم. هرچه جلوتر می روی همه چیز تـندتر از تو قدم بر می دارد.
حالا هنوز دنیا به پای تو نمی رسد از پاکی . الهی هرگز هم قدمش نشوی هرگز!
همیشه از دنیای ما آدم بزرگ ها جلوتر باش ، یک قدم ، دو قدم ،
ولی زود بزرگ نشو مادر... آرام آرام پیش برو گلم. آنجا که عمر وزن می گیرد دنیا به قدری سبک می شود که هیچ هیجانی برای پیمودنش نخواهی داشت.

آن سوی سن و سال خبری نیست . کودکی کن ، از ته دل بخند به اداهای ما که برای خنداندنت دلقک میشویم ، بزرگ که شدی از نگاه دلقک ها گریه ات می گیرد,
می دانم .
عزیزترینم، فرزندم، من مادرت هستم...
هیچ کس مرا مجبور به مادری نکرد،
من به اختیار مادر شدم تا بدانم معنی بیخوابیهای شبانه را،
تا بیاموزم پنهان کردن درد را پشت حجمی از سکوت؛
تا بدانم حجم یک لبخند کودکانه ات میتواند معجزه زندگی دوباره باشد ،
بهشت من, زمین من و زندگیم نفس های آرام کودکی توست؛
من هیچ نمیخواهم هیچ،
هیچ روزی به من تعلق ندارد،
همه ساعتها و ثانیه های من تویی
ومن دست کودکیت را میگیرم تابه فردای انسانیت برسانم که این رسالت من است
بر تو.
وهیچ منتی ازمن بر تو وارد نیست که من با اختیار به عشق تو را به این دنیا آورده ام.
میترسم فرزندم با بزرگ شدنت ادمها احساس پاک تو رو به بازیچه بگیرن.
میترسم ثمره ی جوانیم؛ فرزندم با بزرگ شدنت انسانهای انسان نما ازارت دهند کودک بمان فرزندم که با شکسته شدن قلبت ذره ذره ی وجودم اب میشود..... عزيز مادر؛
تاهميشه بي نهايت "دوستت دارم"....
Read more
.زمستانی با آرامش داشته باشید. برای شما که آماده‌اید! آنهایی که درس‌ها را در طول ترم مطالعه کردند ...
Media Removed
.زمستانی با آرامش داشته باشید. برای شما که آماده‌اید! آنهایی که درس‌ها را در طول ترم مطالعه کردند و دل‌شان به اندوخته‌های‌شان گرم است؛ یادتان نرود برای بهتر شدن مرور، حتما مطالب خوانده شده را دوباره بخوانید و مسائل را حل کنید. به هیچ وجه خود را دچار اضطراب نکنید. جملاتی مانند اگر یادم رفت، اگر ... .زمستانی با آرامش داشته باشید.
برای شما که آماده‌اید!
آنهایی که درس‌ها را در طول ترم مطالعه کردند و دل‌شان به اندوخته‌های‌شان گرم است؛ یادتان نرود برای بهتر شدن مرور، حتما مطالب خوانده شده را دوباره بخوانید و مسائل را حل کنید. به هیچ وجه خود را دچار اضطراب نکنید. جملاتی مانند اگر یادم رفت، اگر خوب بلد نباشم و از این دسته را حذف کنید. مطمئن باشید که زحمات مداوم شما نتیجه‌ای عالی خواهد داشت.
برای شما که کم‌کاری کرده‌اید!
فرصت جبران بسیار کم است، توقع نداشته باشید که در طول یک شب تمام درس را از حفظ کنید، البته برای دروس عمومی کار ساده‌تر است؛ اما دروس تخصصی همیشه پیش‌زمینه لازم است. در این مدت هر حاشیه‌ای را کنار بگذارید تا تمرکزتان افزایش پیدا کند و تمام توجه‌تان به امتحانات باشد. هرچه بیشتر به امتحانات نزدیک‌تر می‌شویم نگرانی شما بیشتر می‌شود که البته طبیعی است. یک کمک بزرگ به خودتان بکنید. تمرین‌های تمرکزی که در ماه‌های پیش ذکر شده بود را تکرار کنید تا در همین زمان کم با تمرکز مناسبی درس خوانده باشید. مباحث سنگین و سخت فهم را آخر از همه بخوانید زیرا وقت‌گیر است. روی مباحثی که استاد بیشتر وقت گذاشته، بیشتر مکث کنید.
برای مادر و پدرهای عزیز و همیشه همراه!
پشتیبانی همیشگی شما قابل ستایش است. این مدت را می‌توانید بهتر از هر زمان فرزندتان را تحت پوشش قرار دهید. آرام نگه‌داشتن محیط خانه برای مدت طولانی کار بسیار سختی است. اما مدیریت خانه با عشق و محبت همیشه میسر است. این یک ماه به فرزند خود اعتماد به نفس بدهید و او را برای بهتر شدن تشویق کنید. شما همیشه انگیزه‌ای بی‌نظیر برای موفقیت آنها هستید.
نکات پایانی برای فصل امتحان
صبح روز امتحان حتما صبحانه کافی بخورید تا سر جلسه دچار افت قند نشوید.
خواب کافی به ذهن شما کمک می‌کند بهتر فکر کرده و مطالب را به یاد بیاورید.
به اطراف خود در سالن امتحان کمتر توجه کنید؛ به هر عاملی که باعث عدم تمرکز می‌شود بی‌توجه باشید.
معمولا اساتید قبل از امتحانات نکاتی را ذکر می‌کند که ربطی به سوال امتحان دارد، پس به آنها توجه زیادی کنید.
#آرامش #استرس #فکر #روانشناسی #آسایش #مشاوره #کلینیک #همسر #همراه #آسمان #رضایت #جنسی #رانندگی #بحران #نشاط #خیانت #باردار #پرواز #سالمند #دکوراسیون #تحصیل #مهر #خنده #آبان #آذر #اعتیاد #زندگی
@zibaei.mag @kadbanoo.mag @mahdi_esmaeiltabar
دوستاتونو منشن کنید 🎆🎇🎉🎊
Read more
. #حجت_الاسلام_پناهیان: <span class="emoji emoji2705"></span>مقدمه اول: محبت مثال زدنی پدر در بهترین قصۀ قرآن <span class="emoji emoji1f4a0"></span>در میان افکار عمومی، ...
Media Removed
. #حجت_الاسلام_پناهیان: مقدمه اول: محبت مثال زدنی پدر در بهترین قصۀ قرآن در میان افکار عمومی، #محبت_مادر به فرزند ضرب‌المثل است، اما در احسن القصص قرآن نمونه اعلای محبت، محبت پدر به فرزند است. نکته اصلی داستان عشق زلیخا به یوسف نیست، بلکه محبّت یعقوب به یوسف است که از شدت محبت و فراق او چشمانش ... .
#حجت_الاسلام_پناهیان: ✅مقدمه اول: محبت مثال زدنی پدر در بهترین قصۀ قرآن 💠در میان افکار عمومی، #محبت_مادر به فرزند ضرب‌المثل است، اما در احسن القصص قرآن نمونه اعلای محبت، محبت پدر به فرزند است. نکته اصلی داستان عشق زلیخا به یوسف نیست، بلکه محبّت یعقوب به یوسف است که از شدت محبت و فراق او چشمانش سفید می‌شود و بوی پیراهن یوسف را از فرسنگها دورتر متوجه می‌شود و با بوی پیراهنش بینا میشود.
نمونه های دیگیری از محبت پدر به فرزند هم در قرآن آمده است مانند: محبت ابراهیم به اسماعیل،محبت زکریا به یحیی و ... ✅مقدمه دوم: علت غربت محبت پدر و شهرت محبت مادر 💠یکی از تفاوتهای اساسی که بین محبّت مادر و پدر وجود دارد این است که محبّت #مادر به سهولت ابراز می‌شود چون به سهولت ابراز می‌شود به #شهرت رسیده. اما محبّت #پدر چون معمولاً به سهولت ابراز نمی‌شود، آن شهرت را ندارد. 💠شاید یکی از اسرار اینکه خداوند متعال اینقدر #حرمت _پدران را در احکام و اخلاق پاس داشته است و سفارش کرده است، این باشد که این #محبت پنهان، حرمتش از جهاتی، مهمتر است. 💠اگرچه #مادر نیاز بیشتری به #عاطفه خصوصاً از سوی فرزندان دارد، ولی شاید دلیل بر این نباشد که مادر لزوماً و همیشه عاطفه‌اش هم بیشتر است، بله مادر عاطفه‌اش را طبیعتاً بیشتر نشان می‌دهد. 💠اگر محبّت پنهان در سینه #پدر توسط مردم، آحاد جامعه و فرزندان کشف شده باشد، آنگاه وقتی که پدر بیاید خواهند گفت: کوه محبّت آمد که در سینه اش ذخائر و خزائن محبّت وجود دارد. همانطور که محبت مادر مانند گُل #شکوفا می شود، و عطر محبّت گُل، راحت فراگیر می‌شود و مشام همه را نوازش می‌دهد. ✅نتیجه: درک محبت پدر، مقدمۀ درک محبت امام 💠فرزندان باید به #مادر خود محبت کنند، اما آن چیزی که باید بشناسند محبّت #پدر به فرزند است! اگر ما این محبّت پدر به فرزند را، قدرشناسی کردیم، وقتی که پیامبر اکرم(ص) بفرماید: «من و علی پدران این امّت هستیم؛ أَنَا وَ عَلِيٌّ أَبَوَا هَذِهِ الْأُمَّة»(عیون،ج2، ص85) یا امام رضا(ع) بفرماید: «امام مانند پدر است؛الْإِمَامُ ...الْوَالِدُ الشَّفِيق»(کافی، ج1، ص100) آنوقت بهتر امام را می‌فهمیم. وقتی محبت پدر به فرزند جابیفتد، آنگاه اگر به تو بگویند که عزیز من، #امام_زمان مثل #پدرِ توست، آن وقت چه حسی نسبت به آن پیدا می‌کنی؟ اگر محبت پدر به فرزندان، خودش خوب درک شود، محبت امام زمان (ع) به آحاد امت بهتر درک خواهد شد. و ابواب #معرفت مثل چشمه‌هایی جوشان برای تو همیشه گشوده خواهد شد زیبایی محبت توأم با حرمت و اطاعت را تازه خواهیم چشید.
@bayanmanavi
@panahian_ir
Read more
• همکارم یک روزهایی مرخصی ساعتی می‌گیرد، می‌رود استادیوم برای تماشای مسابقه‌ی والیبال مادرش و ...
Media Removed
• همکارم یک روزهایی مرخصی ساعتی می‌گیرد، می‌رود استادیوم برای تماشای مسابقه‌ی والیبال مادرش و برمی‌گردد. دفعه‌ی اول به شوخی گفتم چطور است با همکارها جمع شویم دسته‌جمعی برویم تماشای مسابقه؟ گفت تماشای خالی افاقه نمی‌کند. باید وووزلا دست بگیرید و یک نفس تشویق کنید. دفعه‌ی بعد که داشت برای رفتن ...
همکارم یک روزهایی مرخصی ساعتی می‌گیرد، می‌رود استادیوم برای تماشای مسابقه‌ی والیبال مادرش و برمی‌گردد. دفعه‌ی اول به شوخی گفتم چطور است با همکارها جمع شویم دسته‌جمعی برویم تماشای مسابقه؟ گفت تماشای خالی افاقه نمی‌کند. باید وووزلا دست بگیرید و یک نفس تشویق کنید. دفعه‌ی بعد که داشت برای رفتن به سالن والیبال فرم مرخصی پر می‌کرد با نگرانی گفت: مادرم دیشب تا صبح از استرس خوابش نبرد. دعا کن برنده شوند، امتیاز این مسابقه را حتما باید بگیرند. معلوم شد قضیه خیلی جدی و حیثتی است چرا که عمه‌ی همکارم هم در تیمی ایفای نقش می‌کند که رقیب تیم مادرش است و در این بازی هر دو مقابل هم قرار گرفته‌اند. پرسیدم: "وقتی تیم مادرت را تشویق می‌کنید و برای حریف کری می‌خوانید، عمه‌ات ناراحت نمی‌شود؟" گفت: "چاره‌ای ندارم، به هرحال مسابقه است؛ ضمن این که دخترعمه‌هایم هم برای تشویق مادرشان می‌آیند".
چند ساعت بعد که برگشت تعریف کرد که مسابقه‌ی تماشایی و پرهیجانی بوده، از سرویس‌ها و آبشارهای جانداری گفت که بین دو تیم رد و بدل می‌شده، از اینکه مادرش در پست دفاعی یک‌تنه جنگیده و اجازه نداده خواهرشوهر هیچ توپی را از تور رد کند
...
هر مرتبه که پویشی راه می‌افتد و عده‌ای مشغول امضا جمع کردن می‌شوند تا تلاش کنند درهای استادیوم آزادی را روی زنان  باز کنند یاد تیم والیبال مادر همکارم می‌افتم و به عشق روزی که بشود توی وووزلا بدمیم و همدیگر را تشویق کنیم، با چندتا کلیک، یک امضا می‌اندازم پای نامه‌ی سرگشاده‌ای که معلوم نیست به چه آدرسی ارسال می‌شود که هیچ موقع جوابی دریافت نمی‌کند. با تمام بی‌اعتنایی‌هایی که دیده‌ایم باز به تدبیر بالا دستی‌ها امید می‌بندیم
...
تماشای فوتسال بانوان برای خانم‌ها آزاد است، مثل کنسرت سیمین غانم و تماشای رقص‌های محلی که برای خانم‌ها آزاد است. قصد شوخی ندارم؛ الحمدلله که به قدر بضاعت می‌توان از بعضی هنرهای مورد‌دار حظ برد اما فکر می‌کنم ورزش منزوی زنان خیلی سخت بتواند خودش را از خطر انقراض نجات بدهد. ما، زنانِ پست دفاع، همچنان پای نامه‌های سرگردان امضا می‌زنیم و امیدواریم روزی برسد که بدون اردوکشی و راه انداختن پویش و انتظار مبذول نمودن اقدامات لازمه از جانب افراد ذی‌ربط، بتوانیم هم را تشویق کنیم و نترسیم از اینکه چند سال بعد به زحمت، دخترانی برای تماشای بازی مادرهایشان بتوانند یک مرخصی ساعتی رد کنند.
Read more
@salessgallery انسان، بیگانه از طبیعت در اولین جمعه بعد از تعطیلات نوروز، نمایشگاه نقاشی‌های ...
Media Removed
@salessgallery انسان، بیگانه از طبیعت در اولین جمعه بعد از تعطیلات نوروز، نمایشگاه نقاشی‌های محجوب ظهوریان پُردل در گالری ثالث گشایش: جمعه ۱۷ فروردین ساعت ۱۷تا۲۲ خاتمه: ۲۲ فروردین تمام سود حاصل از فروش آثار صرف عقیم‌سازی و درمان سگ‌های بی‌سرپرست می‌شود. محجوب ظهوریان از فعالان ... @salessgallery
انسان، بیگانه از طبیعت
در اولین جمعه بعد از تعطیلات نوروز،
نمایشگاه نقاشی‌های محجوب ظهوریان پُردل در گالری ثالث
گشایش: جمعه ۱۷ فروردین
ساعت ۱۷تا۲۲

خاتمه: ۲۲ فروردین

تمام سود حاصل از فروش آثار صرف عقیم‌سازی و درمان سگ‌های بی‌سرپرست می‌شود.

محجوب ظهوریان از فعالان حوزه حمایت از حیوانات است و بخشی از پیشینه معنوی این نمایشگاه به تجربیات ناخوشایند او در این حوزه باز می‌گردد، او همچنین سعی کرده‌استوو در این نمایشگاه بیش از حیوانات بر انسان و بیگانگی او از مادر طبیعت تاکید کند. تمام آثار او با ابعادی بزرگ و تکنیک آکریلیک روی بوم کار شده و نگاهی مستقیم، بی‌پرده و اندکی تلخ به این رابطه از دست رفته دارد. این مجموعه شامل 15 اثر نقاشی در قطع بزرگ و بیشتر از یک متر است. محجوب ظهوریان کارشناس گرافیک و کارشناسی ارشد نقاشی خوانده است و این مجموعه حاصل کار دو سال اخیر اوست که جمعه 17 فروردین 97 به تماشا گذاشته خواهد شد.

بازدید افتتاحیه: ۱۶ تا ۲۲

بازدید روزانه: ۱۰ صبح تا ۲۱ شب

نشانی: کریمخان بین ایرانشهر و ماهشهر،شماره ۱۴۸

بیانیه:

در استیتمنت این نمایشگاه آمده است:
انسان، طبیعت و حیوانات حول یک دایره‌اند با محوریت عشق و بر این باورم که دست‌درازی انسان به چرخۀ طبیت و گسستن این زنجیره آسیب‌های جبران‌ناپذیری به طبیعت می‌زند که پیامدهای ناگوار آن گریبانمان را می‌گیرد.
در طول سال‌ها ارتباط عمیق و عاشقانه‌ای که در حمایت از حیوانات داشته‌ام، گاه دلشکسته از بی‌مهری انسان‌ها، کوشیده‌ام مجموعه‌ای را با این درونمایه گرد آورم. با استفاده از خطوط پر استرس و آشفته در طراحی انسان‌ها، در برابر تصاویر زیبا با پرداخت و ساخت بهتر در تصویر حیوانات، و با تضاد رنگ‌های خاکستری‌شده و سطوح رنگی و تخت و فضای تیره و روشن، این دوگانگی حسی (عشق و نفرت) را بیان کرده‌ام. هنر را ابزاری تأثیرگذار برای بیان احساسم می‌دانم و یقین دارم با نفوذی که هنر بر مخاطب فهیم خود دارد، کمک می‌کند تا راهی سبز برای سازش با طبیعت و حیوانات بیابیم. لزوم توجه به حقوق حیوانات، ایجاد بستری برای آشتی میان انسان و طبیعت و مهربانی با حیوانات، جهان را جایی امن و دوست‌داشتنی برای ما و مخلوقات خدا خواهد کرد و این آرزوی قلبی من است.
#حمایت_حیوانات #حمایت_از_حیوانات #طبیعت #دوستدار_محیط_زیست #دوستداران_حیوانات #دوستداران_طبیعت #نقاشی #هنر #هنرمندان #محجوب_ظهوریان #محجوب_ظهوریان_پردل #گالری_ثالث #گالری_گردی
Read more
. . #ننه_لالا_لالا_بکن_خوابی #مادر_همه_خوابن_تو_بیداری . مادر عزیزم ای به قربون جمالت ...
Media Removed
. . #ننه_لالا_لالا_بکن_خوابی #مادر_همه_خوابن_تو_بیداری . مادر عزیزم ای به قربون جمالت پریدی توی آسمون قربون بالت . نون حلالُ سفره ی بابا چه کرده فدا سَر مولام شدی شیرم حلالت . . . لالایی نخستین نغمه های زیبایی است که از لبان مادران ، به گوش ما رسیده... هر شبی و هر وقتی که بی تاب بودیم ... .
.
#ننه_لالا_لالا_بکن_خوابی
#مادر_همه_خوابن_تو_بیداری
.
مادر عزیزم ای به قربون جمالت
پریدی توی آسمون قربون بالت
.
نون حلالُ سفره ی بابا چه کرده
فدا سَر مولام شدی شیرم حلالت
.
.
.
لالایی نخستین نغمه های زیبایی است که از لبان مادران ، به گوش ما رسیده...
هر شبی و هر وقتی که بی تاب بودیم ،فرشته ی همیشگی مان با صدای مهربانش این اشعار را برای ما زمزمه میکرد...
اشعاری که علاوه بر اینکه مایه ی آرامش ما میشد و محبت را از صدای مادر دریافت میکردیم ، برای ما آرزوی سلامتی ،طول عمر و عاقبت به خیری داشت.....
دیروز مادری صورت بر صورت زخمی فرزندش گذاشت.....
فرزند پرپر شده اش را در آغوش کشید...
او را بویید و بوسید و لالایی برایش خواند........
و در آخر آرام شد.....
#سَلامٌ_عَلی_قَلبِ_زِینَبِ_الصَّبور
.
.
آه از آن لحظه وداع.....
آه از آن لحظه جدایی.....
آه از آن روز که نه مادری بود.....
نه اصلا سری بود.....
خواهرش کار را تمام کرد.....
لبها را بر رگهای بریده اش گذاشت.......
بگذریم...............
آه.....
آهی از ته دل......
.
#باز_هم_شرمنده_از_این_سر_که_باقیمانده⚘
#هنیئا_لک_یا_شهید
#مدافعان_حرم_عشق
#مدافعان_حرم
#فدایی_حضرت_زینب_سلام_الله_علیها
#شهید_محمد_معافی
#لالایی_مادرانه
#آه_از_لحظه_وداع
#آه_از_لحظه_جدایی
#شهدا_گاهی_نگاهی
#نیم_نگاهی
#حال_دلمان_خوب_نیست
Read more
بسم‌الله بسیجی‌هایی که خیلی وقت است خسته‌اند، این انتخابات برایشان آزمون سختی بود. سالها حذف و ...
Media Removed
بسم‌الله بسیجی‌هایی که خیلی وقت است خسته‌اند، این انتخابات برایشان آزمون سختی بود. سالها حذف و تحقیر و تهدید را تاب آورده‌اند. پای ایمانشان ایستاده‌اند. هزینه قمه‌کشی یک مشت بی‌پدر و مادر را پرداخته‌ و تا توانسته‌اند، فحش خورده‌اند. کیفر دوستان نادان و منافقین بسیجی‌نما و فساد حکومتی‌ها ... بسم‌الله
بسیجی‌هایی که خیلی وقت است خسته‌اند، این انتخابات برایشان آزمون سختی بود. سالها حذف و تحقیر و تهدید را تاب آورده‌اند. پای ایمانشان ایستاده‌اند. هزینه قمه‌کشی یک مشت بی‌پدر و مادر را پرداخته‌ و تا توانسته‌اند، فحش خورده‌اند. کیفر دوستان نادان و منافقین بسیجی‌نما و فساد حکومتی‌ها را هم کشیده‌اند
.
.
به دست چپ و راست و کارگزاران و اصلاحات و دولت کریمه و اعتدال هم ذبح شده‌اند؛ زیر چوب و سنگ منافقین ۷۸ و ۸۸ لت و پار شده و بار سنگین نگاه مردمانی که بیرحمانه قضاوتشان می‌کنند و برچسب خشونت‌طلب میزنند... یکی‌شان به طنز می‌گفت: «تقصیر خودمان است، باید ول می‌کردیم وزارت کشور را بکیرند آتش بزنند، کشور از هم بپاشد، و یا میگذاشتیم داعش بیاید دو ماه ناموس بعضی‌ها را به جهاد نکاح ببرد، دویست‌سیصد هزار نفر را ذبح کند تا مردم و نظام بفهمند ما دقیقا چه غلطی می‌کنیم، آن هم بی مزد و منت؛ تف به خودمان!»، و می‌خندید.
«بسیجی» در باور قشری، کلیدواژه‌ای برای بیان بلاهت، بازیچگی، خشونت و توحش شده؛ و این همه از «رسانه» است.
.
این انتخابات سخت بود. نوبت امتحان خیلی‌ها رسید. امتحان «ایمان» در هجوم شک و شرک و ترس و کفر و یأس. روزی چند بار به رهبر شک‌ کردن.
رییس جمهور که اسناد جاسوسی‌اش افشا شد، به مصلحت تایید صلاحیت شد(کشورداری کار کودکانه‌ای نیست)، در مناظرات همه چیز را ترور کرد و در باور دوستدارانش حتی مظلوم واقع شد! رقیبش را آورنده‌ی جنگ خواند، و خدا خواست فردای انتخابات همه ببینند سایه جنگ را او و دولتش نمی‌توانند دور کنند
:
هیچ مدافع حرمی به روحانی رای نداد تا غربال بصیرت باری دیگر کار کند. بگذار خودعلامه‌پندارانی به چشم حقارت در آینه بنگرند و خود را ببینند.
مدافعان: شهدای زنده، امتحان دادند؛ امتحان عشق، عشقی که کمال عقل است و عقلی که جنون عشق!. عقل و عشق «آقا» را برایشان بارها تفسیر کرده بود. جنگ رفته ها و نماز شب خوانده‌ها واژگون شدند، اما مدافعان ثابت قدم ماندند.
معدودی بر امام تیغ کشیدند که چرا تایید صلاحیت فاسد؟ چرا به صف کردن مستضعفان و تعرفه ندادن؟ چرا سکوت آقا؟ چرا ترور رقیب با حیله‌های اموی؟ چرا باز سکوت آقا؟ چرا فاصله افتادن و نفرت کرور مردمان از رهبری؟ چرا سکوت در برابر پرده‌دری‌های مفسدان و دریدگان؟
آری، هزار پرسش و شک و شرک و ترس
:
بعضی‌ها با ولی خداحافظی کردند؛اما مدافعان پای ولی خود ایستادند. «و اتقرب الی الله ثم الیکم بموالاتکم و موالاة ولیکم »، مدافعان میدانند موالاة آقایشان موالاة امام حسین(ع) است و ولایت امام‌حسین(ع)، ولایت الله! پس بگذار روزگار چنین باشد..
Read more
. کنار تختش می‌شینم. همه #عشق و توانم رو می‌ریزم توی دعاهایی که هرشب تا صبح روی لبمه و فقط یه چیز می‌خوام. ...
Media Removed
. کنار تختش می‌شینم. همه #عشق و توانم رو می‌ریزم توی دعاهایی که هرشب تا صبح روی لبمه و فقط یه چیز می‌خوام. شب‌هایی برسه که منم زیر نور چراغ خونه خودم، به صورت بچه‌م نگاه کنم و شب رو آروم و بی نگرانی به صبح برسونم. بیایین همراه هم بچه‌های بیشتری رو به صبح #سلامتی برسونیم. _______________________________ هر ... .
کنار تختش می‌شینم. همه #عشق و توانم رو می‌ریزم توی دعاهایی که هرشب تا صبح روی لبمه و فقط یه چیز می‌خوام. شب‌هایی برسه که منم زیر نور چراغ خونه خودم، به صورت بچه‌م نگاه کنم و شب رو آروم و بی نگرانی به صبح برسونم. بیایین همراه هم بچه‌های بیشتری رو به صبح #سلامتی برسونیم.
_______________________________
هر روز ۶ #مادر از شهرهای دور و نزدیک به مادرانی که برای نجات فرزند‌شان از بیماری سرطان دست به دعا برمی‌دارند، اضافه می‌شود. همین حقیقت تکان‌دهنده، #محک را مصمم‌تر می‌کند تا آغوشی بزرگ‌تر برای روزانه ۶ #کودک جدید بگشاید.
 اما برداشتن کوچک‌ترین قدمی بدون #حمایت شما همراهان همیشگی ممکن نخواهد بود. ‎ماه #رمضان مبارك. اميدواريم دعاهايتان برآورده شوند.
__________________________________
‌‌‏ Each day; 6 new cases of children with #cancer, hence 6 families join #MAHAK to receive care and support from far and near. ‌‌‏This is a bitter fact; but with your contribution it has become possible to #support all children with cancer in Iran who hope to earn the #healthy candy every child craves.
‌‌‏ #Ramadan Mubarak.May all your prayers be granted.
_______________________________
روش‌های کمک به کودکان محک:
شماره کارت ملی: ٠٥٩٠-٩٩٥٠-٩٩١١-٦٠٣٧
پرداخت از طریق کد تلفن همراه: #٢٣٥٤٠*٧٣٣*
شماره تماس: ٢٣٥٤٠-٠٢١
تلفن بازدید از محک: ٢٣٥٠١٢١٠-٠٢١
از اینکه به پیام ما توجه می‌کنید، سپاسگزاریم.
Read more
. #اردیبهشت از آن ماه‌های لعنتی ست که در آن کوه می‌چسبد، دریا می‌چسبد، با دوستان در خیابان ها بودن ...
Media Removed
. #اردیبهشت از آن ماه‌های لعنتی ست که در آن کوه می‌چسبد، دریا می‌چسبد، با دوستان در خیابان ها بودن می‌چسبد، در خانه زیر دست و پای مادر می‌چسبد، هوا جان می‌دهد برای عاشقی کردن و عشق ورزیدن به دیگران ... تمام رنگ ها برای پوشیدن خوبند! انقدر این #ارديبهشت برای همه چیز و همه کار دوست داشتنی است، ... .
#اردیبهشت از آن ماه‌های لعنتی ست
که در آن کوه می‌چسبد، دریا می‌چسبد،
با دوستان در خیابان ها بودن می‌چسبد،
در خانه زیر دست و پای مادر می‌چسبد،
هوا جان می‌دهد برای عاشقی کردن و
عشق ورزیدن به دیگران ...
تمام رنگ ها برای پوشیدن خوبند!
انقدر این #ارديبهشت برای همه چیز و همه کار دوست داشتنی است، که یک ماه برایش کم است و باید کم کمش شش ماه تمدید شود!
و چه زیباست این ماه بهشتی ...
.
🌺 ارديبشهت تان پر از عشق 🌺
.
Photo 📷 by @rahim.photography
.
.
#AhwazPictures
Read more
عکاس ها آدم های عجیبی هستند یک شاخه گل رز برای خودشان میخرند و چپ و راست از آن عکس میگیرند و چاپ میکنند ...
Media Removed
عکاس ها آدم های عجیبی هستند یک شاخه گل رز برای خودشان میخرند و چپ و راست از آن عکس میگیرند و چاپ میکنند و به دیوار میزنند و می فروشند ... درست مثل نویسنده ها که یک درد را مدام می نویسند در بیان ها و قالب های مختلف ، از دردهایشان آرایه می سازند و کتاب چاپ میکنند و دردهایشان را به دیوار وجودشان میزنند و می فروشند ... عکاس ها آدم های عجیبی هستند یک شاخه گل رز برای خودشان میخرند و چپ و راست از آن عکس میگیرند و چاپ میکنند و به دیوار میزنند و می فروشند ... درست مثل نویسنده ها که یک درد را مدام می نویسند در بیان ها و قالب های مختلف ، از دردهایشان آرایه می سازند و کتاب چاپ میکنند و دردهایشان را به دیوار وجودشان میزنند و می فروشند .
عکاس ها خیلی شبیه نویسنده هایند ... یک درد بزرگ ، یک عشق یا یک راز خیالاتشان را پرورانده و به دنیایی بردتشان در قعر دریایی که حوض خانه مادر بزرگ است ، به آسمانی که پشت بام خانه است و به کوه در حالی که پاهایشان از لبه بام آویزان است و حکم پرتگاه را دارد .
عکاس ها درست مثل نویسنده هایند خطر را ، مرگ را، درد را، عشق را ، به جان خریده اند تا شاید کسی جایی آن ها را بیابد و پرده از اسرارشان بردارد .
#آیدا_رنجبر
Read more
تصویرش کن کپشن رو <span class="emoji emoji1f447"></span> امروز، عجب روزی بود همه غافلگیر شدیم پدر خواب بود، مادر در آشپزخانه مشغول پخت و ...
Media Removed
تصویرش کن کپشن رو امروز، عجب روزی بود همه غافلگیر شدیم پدر خواب بود، مادر در آشپزخانه مشغول پخت و پز و من و برادر کوچکم سر کنترل تلویزیون جر‌ّ و بحث می‌کردیم که ناگهان آن صدای عجیب و دلنشین در خانه پیچید، آیه ای از قرآن به خیال اینکه شاید صدا از بیرون آمده، پنجره را باز کردم و دیدم صدادر خیابان نیز به ... تصویرش کن کپشن رو 👇
امروز، عجب روزی بود همه غافلگیر شدیم پدر خواب بود، مادر در آشپزخانه مشغول پخت و پز و من و برادر کوچکم سر کنترل تلویزیون جر‌ّ و بحث می‌کردیم که ناگهان آن صدای عجیب و دلنشین در خانه پیچید، آیه ای از قرآن به خیال اینکه شاید صدا از بیرون آمده، پنجره را باز کردم و دیدم صدادر خیابان نیز به وضوح می آید صدایت آشنا و پر‌رنج بود؛ پدرم بی درنگ از خواب پرید، مادرم با کفـگیر،به زمین تکیه داده بود،من و برادرم کنترل را به کناری پرت کردیم و سراپا گوش شدیم، اصلاً مجری تلویزیون و مهمانان آن هم از جای خود بلند شده بودند و با دهانی باز و چشمانی متعجب، آسمان را ور‌انداز می کردند و تو خود را معرفی کردی « ای اهل عالم من بقیةالله و حجت و جانشین خداوند روی زمینم » باورمان نمی‌شد ‌ آن‌جا بود که گل از گل‌مان شکفت و زیر لب سلام دادیم «السلام علیک یا بقیةالله فی ارضه» بعد با طنین محمدی‌ات ما را خواستی « در حقّ ما از خدا بترسید و ما را خوار نسازید، یاری‌مان کنید که خداوند شما را یاری کند امروز از هر مسلمانی یاری می طلبم » پدرم همان پایین تخت به سجده شکر افتاد مادرم سرش روی زانو بود و های‌های گریه می کرد و من و برادرم به خیابان دویدیم خودت دیدی که کوچه و خیابان غلغله بود مردم مثل مورچه هایی که خانه‌هاشان اسیر سیلاب شده بیرون می‌ریختند، یکی دکمه پیراهنش را بین راه می‌بست، دیگری گره روسری‌اش را میان کوچه محکم می‌کرد، عده ای زیر‌ بغل پیرزنی ناراحت را که پایه عصایش به‌خاطر عجله شکسته بود گرفته بودند و دیدی آن کودکی که به عشق توکفش‌های پدرش را با عجله پوشیده بود و هی می افتاد مردمی که روزی از سلام کردن به یکدیگر اکراه داشتند، خندان به هم تبریک می گفتند قنادی رایگان شیرینی پخش می‌کرد و در گل فروشی سر خیابان، مردم صف بسته بودند برای خرید گل ولو یک شاخه برای تهنیت به گل نرگس جوانانی که دست می افشاندند و با شور می‌خواندند «صلّ علی محمد حضرت مهدی آمد» خیلی از نگاه‌ها به ویترین یک تلویزیون‌ فروشی در آن سوی خیابان دوخته شده بود تا اولین تصویر جمال زیبایت، مخابره جهانی شود وقتی چهره دلربایت به قاب تلویزیون آمد، شیشه مغازه غرق بوسه شد یکی بلندبلند صلوات می‌فرستاد، صلوات می‌فرستاد، دیگری قسم می‌خورد که تو را قبلاً در محله‌شان دیده وخیلی‌ها اشک‌هایشان را با آستین پاک می‌کردند تا یک دل سیر تماشایت کنند اما کسی فکر نمی‌کرد به این زودی‌ها ببـیندت 👇👇👇👇👇👇👇👇👇 رسول خدا فرمود « مثل ظهور مهدی عج ، مثل برپایی قیامت است مهدی عج نمی آيدمگرناگهانی

#ظهور
#امام_زمان
#منجی
Read more
Text Music Amir Tataloo Goal دروازه بان تیم ما خودش یه شیر ژیانه هافبکا نمیزارن برسی به خط میانه نوک ...
Media Removed
Text Music Amir Tataloo Goal دروازه بان تیم ما خودش یه شیر ژیانه هافبکا نمیزارن برسی به خط میانه نوک حمله پره مرده تیم ما قهرمانیو دوره کرده دروازه بان تیم ما خودش یه شیر ژیانه هافبکا نمیزارن برسی به خط میانه نوک حمله پره مرده تیم ما قهرمانیو دوره کرده یه ستاره برای من سه ستاره برای ما که با ... Text Music Amir Tataloo Goal
دروازه بان تیم ما خودش یه شیر ژیانه
هافبکا نمیزارن برسی به خط میانه
نوک حمله پره مرده
تیم ما قهرمانیو دوره کرده
دروازه بان تیم ما خودش یه شیر ژیانه
هافبکا نمیزارن برسی به خط میانه
نوک حمله پره مرده
تیم ما قهرمانیو دوره کرده
یه ستاره برای من
سه ستاره برای ما که
با دست خالی رسیدیم و منت نداره طلا که پاکه
یه ستاره برای این خاک
یه ستاره برای ایران
که بی ستاره شبامون گذشت ولی جنگدیم برای ایمان
از یه مرز پر گهر تا یه سکو پره از عشق
پره از درد و غم بود و پره از برخورد و تنش
پره از رنج و سختی و
پره غم که تحمل کردمش
یه طرفمون دره و جهنم یه طرف یه قهرمان و پرش
دروازه بان تیم ما خودش یه شیر ژیانه
هافبکا نمیزارن برسی به خط میانه
نوک حمله پره مرده
تیم ما قهرمانیو دوره کرده
تکست آهنگ امیر تتلو گل
یه گل برای من یه گل برای تو
یه گل برای قلب شیر بچه های ما
یه گل برای مادر یه گل برای صلح
یه گل برای خستگی نسل سایه ها
یه گل برای کرد و لر و ترک و واسه غیرت
یه گل برای جشن بزرگ یه ملت
یه گل برای اینهمه بغض بی منت
یه گل برای قهرمانی گل برای عزت
دروازه بان تیم ما خودش یه شیر ژیانه
هافبکا نمیزارن برسی به خط میانه
نوک حمله پره مرده
تیم ما قهرمانیو دوره کرده
دروازه بان تیم ما خودش یه شیر ژیانه
هافبکا نمیزارن برسی به خط میانه
نوک حمله پره مرده
تیم ما قهرمانیو دوره کرده
@amirtatalooi 🏆💙❤️💟@amirdva @siyawalton @amirtatalooi #قهرمانى🏆 #اسطوره_موسيقى #سلطان #king👑 #tataloo #amirtataloo #amirtataloo
Read more
. . دانلود دکلمه ی #نامه_بر از کانال تلگرامم و بخش دکلمه سایت : Www.ehsan-afshari.ir همینطور ...
Media Removed
. . دانلود دکلمه ی #نامه_بر از کانال تلگرامم و بخش دکلمه سایت : Www.ehsan-afshari.ir همینطور به مرور در سایت های معتبر موسیقی بشنوید و قسمت کنید. نامه بر از پرچالش ترین شعرهای من است .در میان غزل ها سهل ممتنع ترین شعری است که تا به امروز نوشته ام.این شعر پشت اهداف دراماتیکش می پرسد،چگونه ... .
.
دانلود دکلمه ی #نامه_بر
از کانال تلگرامم و بخش دکلمه سایت :
Www.ehsan-afshari.ir

همینطور به مرور در سایت های معتبر موسیقی
بشنوید و قسمت کنید.

نامه بر از پرچالش ترین شعرهای من است .در میان غزل ها سهل ممتنع ترین شعری است که تا به امروز نوشته ام.این شعر پشت اهداف دراماتیکش می پرسد،چگونه تصمیم برای رسیدن به چیزی ما را از آن چیز دور می کند؟عشق و اخلاق در چه نقطه ای مرز خود را از هم‌ جدا می کنند.تقدیر و تصمیم در چه نقطه ای با هم تلاقی پیدا‌می کنند و... به لطف آهنگسازی و تهیه کنندگی دوست شریف و هنرمندم #رامین_ماهور و تنظیم #شایان_اویسی عزیز، #نامه_بر ضبط شد
سپاس از همراهی های #محمدرضا_نیکفر مهربان

نامه بر
یک عمر جان کندم میان خون و خاکستر
من نامه‌بر بین تو بودم با کسی دیگر
طاقت نمی‌آوردم اما نامه می‌بردم
از او به تو، از تو به او، مرداد، شهریور
پاییز شد با خود نشستم نقشه‌ای چیدم
می‌خواستم غافل شوید از حال همدیگر
با زیرکی تقلید کردم دست‌خطش را
یک کاغذ عین کاغذ او کندم از دفتر
او می‌نوشت: آغوش تو پایان تنهایی‌ست
تغییر می‌دادم: «که از این عاشقی بگذر»
او می‌نوشت: اینجا هوا شرجی‌ست، غم دارد!
تغییر می‌دادم: «هوا خوب است در بندر»
او می‌نوشت: ای کاش امشب پیش هم بودیم!
تغییر می‌دادم: «که از تو خسته‌ام دیگر»
باید ببخشی نامه‌هایت را که می‌خواندم
در جوی می‌انداختم با چشمهایی تر
با خود گمان کردم که حالا سهم من هستی
از مرده‌ریگِ این جهان بی در و پیکر
آن نقشه باید بین آنها را به هم می‌زد
اما به یک احساس فوق‌العاده شد منجر
آن مرد با دلشوره یک شب ساک خود را بست
ول کرد کار و بار خود را آمد از بندر
دیدید هم را بینتان سوءِتفاهم بود
آن هم به زودی برطرف شد بی‌پدرمادر
با خنده حل شد آن کدورت‌های طولانی
-این بین و بس من بودم و یک حس شرم‌آور-
شاید اگر در نامه‌ها دستی نمی‌بردم
آن عشق با دوری به پایان می‌رسید آخر
رفتی دوچرخه گوشه‌ی انباری‌ام پوسید
آه از ندانم کاری‌ات، ای چرخ بازیگر!
شاید تمام آنچه گفتم خواب بود اما
من مرده‌ام در خویش بیدارم نکن مادر

#احسان_افشاری
@r.mahoor.y
@shayan.oveisi
@mohammadrezanikfar
Read more
 #TextMusicGoal دروازه‌بانِ تیمِ ما خودش یه شیرِ ژیانه هافبکا نمیذارن برسی به خطِ میانه نوکِ ...
Media Removed
#TextMusicGoal دروازه‌بانِ تیمِ ما خودش یه شیرِ ژیانه هافبکا نمیذارن برسی به خطِ میانه نوکِ حمله ، پُرِ مَرده تیمِ ما قهرمانی رو دوره کرده دروازه‌بانِ تیمِ ما خودش یه شیرِ ژیانه هافبکا نمیذارن برسی به خطِ میانه نوکِ حمله ، پُرِ مَرده تیمِ ما قهرمانی رو دوره کرده یه ستاره برای من ، سه ... #TextMusicGoal
دروازه‌بانِ تیمِ ما خودش یه شیرِ ژیانه
هافبکا نمیذارن برسی به خطِ میانه
نوکِ حمله ، پُرِ مَرده
تیمِ ما قهرمانی رو دوره کرده
دروازه‌بانِ تیمِ ما خودش یه شیرِ ژیانه
هافبکا نمیذارن برسی به خطِ میانه
نوکِ حمله ، پُرِ مَرده
تیمِ ما قهرمانی رو دوره کرده

یه ستاره برای من ، سه ستاره برای ما که
با دستِ خالی رسیدیم منت نداره طلا که پاکه
یه ستاره برای این خاک ، یه ستاره برای ایران
که بی‌ستاره شبامون گذشت ولی جنگیدیم برای ایمان
از یه مرزِ پُر گُهر ، تا یه سکوی پُرِ از عشق
پُرِ از درد و غم بود و ، پُرِ از برخورد و تَنِش
پُرِ از رنج و سختی و ، پُرِ غم که تحمل کردمش
یه طرف درّه و جهنم ، یه طرف یه قهرمان و پَرِش

دروازه‌بانِ تیمِ ما خودش یه شیرِ ژیانه
هافبکا نمیذارن برسی به خطِ میانه
نوکِ حمله ، پُرِ مَرده
تیمِ ما قهرمانی رو دوره کرده

یه گُل برای من ، یه گُل برای تو
یه گُل برای قلبِ شیرِ بچه های ما
یه گُل برای مادر ، یه گُل برای صلح
یه گُل برای خستگیِ نسلِ سایه‌ها
یه گُل برای کُرد و لُر و تُرک و واسه غیرت
یه گُل برای جشنِ بزرگِ یه ملت
یه گُل برای این همه بُغضِ بی‌منت
یه گُل برای قهرمانی ، گُل برای عزت

دروازه‌بانِ تیمِ ما خودش یه شیرِ ژیانه
هافبکا نمیذارن برسی به خطِ میانه
نوکِ حمله ، پُرِ مَرده
تیمِ ما قهرمانی رو دوره کرده
دروازه‌بانِ تیمِ ما خودش یه شیرِ ژیانه
هافبکا نمیذارن برسی به خطِ میانه
نوکِ حمله ، پُرِ مَرده
تیمِ ما قهرمانی رو دوره کرده
-
٢١-٢-٩٧
Read more
 #میلاد_امیر_مؤمنان_مبارڪ #روز_پـــــــدر_مبآرڪ<span class="emoji emoji1f495"></span> #کاشان_دُرّه_خونه_روستایی #دور_همی_روز_پدر<span class="emoji emoji1f49e"></span> #پر_از_حس_خوب ...
Media Removed
#میلاد_امیر_مؤمنان_مبارڪ #روز_پـــــــدر_مبآرڪ #کاشان_دُرّه_خونه_روستایی #دور_همی_روز_پدر #پر_از_حس_خوب #فقط_انرژے_مثبت_جذب_ڪن #آش_دوغ_اردبیلی #همسرم_عزیزم_روزت_مبارک #مردهای_زندگیم_روزتون_مبارک #پدرم_حضرت_عشق #پدرم_تنها_مردی_بود_که_وجودش_به_من_اثبات_کرد_فرشته_ها_میتوانند_مرد_باشند #رز_رونده_حیاطمون #پر_از_زیبایه_ذات_طبیعت ... #میلاد_امیر_مؤمنان_مبارڪ
#روز_پـــــــدر_مبآرڪ💕
#کاشان_دُرّه_خونه_روستایی
#دور_همی_روز_پدر💞
#پر_از_حس_خوب
#فقط_انرژے_مثبت_جذب_ڪن
#آش_دوغ_اردبیلی😋
#همسرم_عزیزم_روزت_مبارک❤
#مردهای_زندگیم_روزتون_مبارک💋
#پدرم_حضرت_عشق
#پدرم_تنها_مردی_بود_که_وجودش_به_من_اثبات_کرد_فرشته_ها_میتوانند_مرد_باشند
#رز_رونده_حیاطمون🌹
#پر_از_زیبایه_ذات_طبیعت ❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤هیچ چیزی به اندازه یک کوه ،
شبیه پدر نیست ...! 👤 #کریستین_بوبن
🗓 #روز_پدر_مبارک❤️
❤❤❤❤❤❤❤❤ در سرزمینی که
#پدر به خاطر غم فقر
در نگاه کودکش آرزوی مرگ می کند
گلایه از جفای عشق
خنده دار است
#شیما_سبحانی
❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤ #او_قهرمان_زندگی_من_است... حتی اگر هیچ مدالی بر گردنش نباشد...
حتی اگر هیچکس از قهرمانی اش با خبر نشود... قهرمانی که هیچوقت خسته نمی شود... قهرمانی که می بازد تا من برنده شوم ...
او قهرمان زندگی من است... قهرمانی که بودنش روز و ماه و سال نمی شناسد ...
قهرمانی که در سخت ترین روزهای زندگی کنارم می ماند و هرگز پشتم را خالی نمی کند... حتی اگر تمام دنیا رو به رویم باشند ایمان دارم که او کنارم می ماند.... او قهرمان زندگی من است... قهرمانی که آرزوهایش شده آرزوهای من... فکر و خیالش شده فکر و خیال من... زندگی اش شده زندگی من... قهرمانی که تمام اتفاق های خوب جهان را برای من می خواهد نه برای خودش... او قهرمان زندگی من است... قهرمانی که شکست هایم او را شکسته تر می کند و موفقیت هایم، خستگی زندگی را از تنش بیرون می آورد... #پدرم_قهرمان_زندگی_من_است... #حتی_اگر_بهشت_زیر_پایش_نباشد.

#حسین_حائریان
❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤
پ.ن:در ترافیک تبریکها یه تبریک خاص و ویژه به مادرایی که هم پدر بودن هم مادر
و پدرهایی که هم پدر بودن هم مادر،روزشون مبارک❤❤❤
Read more
. اسباب بازی هواپیمای موزیکال VTECH کد مرجع 138403VT قيمت:١٢٥،٠٠٠ تومان دارای دکمه های پخش ...
Media Removed
. اسباب بازی هواپیمای موزیکال VTECH کد مرجع 138403VT قيمت:١٢٥،٠٠٠ تومان دارای دکمه های پخش ملودی،اعداد و صداهای حیوانات دارای پره های چرخشی و چرخ های گرداننده پخش صداهای مختلف و جملات هیجان انگیز برای کودک تقویت مهارتهای یادگیری زبان،مهارتهای حرکتی در کودک افزایش مهارتهای هماهنگی ... .
اسباب بازی هواپیمای موزیکال VTECH
کد مرجع 138403VT
قيمت:١٢٥،٠٠٠ تومان
دارای دکمه های پخش ملودی،اعداد و صداهای حیوانات
دارای پره های چرخشی و چرخ های گرداننده
پخش صداهای مختلف و جملات هیجان انگیز برای کودک
تقویت مهارتهای یادگیری زبان،مهارتهای حرکتی در کودک
افزایش مهارتهای هماهنگی بین دست ها و چشم های کودک
تقویت حواس بینایی،شنوایی و لامسه در کودک
مناسب برای سن 6 تا 36 ماه
ابعاد 20.6 در 20.2 در 12 سانتیمتر
#آموزش_از_طريق_بازى #آموزش_از_طريق_اسباب_بازى
#اسباب_بازى_موزيكال #اسباب_بازى_پسرانه #كودك_خلاق #عشق_مادرانه #دنياي_كودكان #سيسموني_نوزاد #كودكو #كودك #كودك_نوزاد_بارداري #کودک #کودکو #سیسمونی #مادر #نوزاد #خرید_آسان #قیمت_مناسب #فروشگاه_اینترنتی #اسباب_بازی
ثبت سفارش از طريق:
‎تلفن: ٠٢١٢٢٢٠٩٨٨٦
‎تلگرام: ۰۹۲۱۴۹۸۱۳۲۴
‎‏www.koodakoo.com
Read more
کوچکترکه بودیم!روزهابلندبودوسالها دیر می گذشت انگار زمان برکت داشت وکش می آمد.کوچکترکه بودیم ...
Media Removed
کوچکترکه بودیم!روزهابلندبودوسالها دیر می گذشت انگار زمان برکت داشت وکش می آمد.کوچکترکه بودیم غذاهاخوشمزه بودو میوه ها زیباوشیرین،بستنی هامزه ی شادی می داد و آب نبات ها ما را غرق لذت می کرد .اصلا طعم کودکی مثل رنگین کمان پراز رنگهای قشنگ بود کوچکتر که بودیم شادیها عمیق بود و ترسها و کابوسها ترسناک ... کوچکترکه بودیم!روزهابلندبودوسالها دیر می گذشت انگار زمان برکت داشت وکش می آمد.کوچکترکه بودیم غذاهاخوشمزه بودو میوه ها زیباوشیرین،بستنی هامزه ی شادی می داد و آب نبات ها ما را غرق لذت می کرد .اصلا طعم کودکی مثل رنگین کمان پراز رنگهای قشنگ بود
کوچکتر که بودیم شادیها عمیق بود و ترسها و کابوسها ترسناک و تاریکی وهم آور و قصه ی جن و پری هراس انگیز.
کوچکتر که بودیم گاهی دست در دست بزرگترها در کوچه و خیابان راه می رفتیم و با دیدن اسباب بازی های قشنگ پشت شیشه ی مغازه ها از زندگی سرشار می شدیم.بگذریم که گاهی ازبس قدمان کوتاه بود مورد اصابت کیف های سنگین خانم های قدبلندی که باعجله راه می رفتندقرارمی گرفتیم و کمی گریه می کردیم .کوچکتر که بودیم برای خواسته هایمان پافشاری می کردیم وباگریه وفریادحق خودمان از بزرگترهامی گرفتیم و حتی تنبیه هم نمی توانست مارا از مواضع برحقمان عقب بنشاند.
کوچکتر که بودیم هر روز آرزو می کردیم کاش مدرسه تعطیل شود و مافقط بازی کنیم و تعطیلی ظهر پنجشنبه و روز جمعه همه اش دلخوشی وشادی بود.کوچکتر که بودیم دورهمی های فامیلی برایمان حکم پرواز داشت و زیباترین اتفاق بود هرچند از بریز و بپاش و چشم و هم چشمی خبری نبود اماکاملترین سفره ها برای پذیرایش پهن می شد.
کوچکتر که بودیم توی کوچه ها پر بود از لی لی هایی که با زغال و گچ ترسیم شده بود و هفت سنگ و بازی های قشنگِ گروهی و فریاد وهلهله ی شادی بچگانه واسباب بازی ها ودوچرخه ها ساخته شده بودندبرای خوشحالی ما
کوچکترکه بودیم هله هوله هاخوشمزه وسالم تربودچون بیشتر آنها رامادربا عشق تدارک دیده بود.اصلا یکی به من بگه بچه که بودیم مگه بد بود که هی گفتیم وقتی بزرگ شدم و هی آرزو کردیم بزرگ بشیم .خب حالا بزرگ شدیم .تو فصل میانسالی وجوانی وپیری دنبال چی می گشتیم پس چرا پیدا نشد .سراب عجیبی بود بزرگی که هنرش فقط این بود که نذاشت از کودکی لذت بیشتری ببریم. حالا که کسی به ما یاد نداد چه طور کودکی کنیم بیایید بخیل نباشیم به بچه ها یاد بدیم، بهشون بگیم الان رو خوب کودکی کنید و هی نگید وقتی بزرگ شدم آخه جوانی و میانسالی و پیری خودش بی دعوت میاد.بچه هاگناه دارنددور خنده های واقعی خط بکشند وفقط پای تلویزیون و بازیهای انفرادی خودشان راهلاک کنند #زهره_عبداله_زاده

پینوشت: با پسرک ماه و خورشیدم 💚❤
روسریم هم هدیه ساحل جانمه از@sormeh_scarf

#مادر #مادرانگی #توهین_نکنیم #لبخند_بزنیم #شاکر_باشیم #متوقع_نباشیم #کتاب_بخونیم
Read more
 #جلد_نهايى @amirdva
Media Removed
#جلد_نهايى @amirdva #جلد_نهايى @amirdva
‌ ... می بازیم / از ستاره می افتیم / از نگاه می افتیم / از آدم ، / از زمینِ وارونه حتا / و از سکه های سیاهی ...
Media Removed
‌ ... می بازیم / از ستاره می افتیم / از نگاه می افتیم / از آدم ، / از زمینِ وارونه حتا / و از سکه های سیاهی که قرار بود زندگی مان را رنگی ، / صورتمان را سرخ ، / فریادمان را به خاطره بسپارند ‌ به خاطره / تا خاطره کنیم ، تعریف / خنده هامان پیدا / درد هامان لاغر / و سایه هامان سنگین نشود / که از قضا شد ! ‌ قرار بود / ...
... می بازیم / از ستاره می افتیم / از نگاه می افتیم / از آدم ، / از زمینِ وارونه حتا / و از سکه های سیاهی که قرار بود زندگی مان را رنگی ، / صورتمان را سرخ ، / فریادمان را به خاطره بسپارند

به خاطره / تا خاطره کنیم ، تعریف / خنده هامان پیدا / درد هامان لاغر / و سایه هامان سنگین نشود / که از قضا شد !

قرار بود / زن که می شویم / مرد که می شویم / مردُم که شدیم / سایه باشیم بر سرِ خورشید های خانه هامان / که پیر می شوند و پیر چشمی می گیرند و پیر-آهن ها بر پیکر پیراسته ی جوانی شان / پیر می شوند ...

سایه باشیم برای کوچه هایی که نورِ ماه / نوازشگر بوسه های یواشکی ست / بوسه های شیشه ایِ شایسته ای / که درد را و عشق را می شناسند / و بی صبرانه انتظار میکنند استعمال / تا سنگ ترین دُخانیِ ممکن / - اگزوزِ الاغِ چماق دار - / هوای دلکشِ عشق را / شکسته / - کمی تا قسمتی زیاد شکسته - / تحویل دهد

آری .. / بوسه های شکسته ای که مردانه / از دهان نمی افتند و دریغا که ما / از ستاره افتاده ایم / از نگاه افتاده ایم / از سکه سخت تر ! / و دیگر هیچ عطر زنانه ای / ناقِلِ هیچ شهوتِ بوسیدنی نیست / در حالیکه هیچ بوسه ای / نجات دهنده ی هیچ سربازی ، / و آوخ که هیچ جنگی / شامل هیچ آتش بسی نخواهد شد


قرار بود / بزرگ که شدیم / شهر از ما لبریز شود / و مردمانش مانند برادر ها و خواهر های ما باشند / مانند پدر ها و مادر ها ، / پنجره ها ، / گلدان ها ، / باغچه های ما باشند

و درخت هایش ؛ / پرچم های ساده و سبزی / که در دست هیچ باغبانِ بی قلبی تبر نشوند / و بر بام هیچ بلندای بی عشقی / به اهتزاز / پاییز نشوند / پاییز نیاورند

قرار بود / آدم باشیم و انسان را بیاموزیم / که سالهاست ناباورانه / از همه چیز افتاده ایم

و افتادن ؛
چه سخت افتادنی !
و باختن ؛
چه سخت باختنی !

قرار بود !
قرار نبود ؟! ...
Read more
ادامه پست قبلی.......... به هر روی، انقلاب علمی دکارت و روشنگری که خردگرايی را به عنوان نيروی محرکه ...
Media Removed
ادامه پست قبلی.......... به هر روی، انقلاب علمی دکارت و روشنگری که خردگرايی را به عنوان نيروی محرکه فرهنگ عمومی قرار داد، در کشور فرانسه «خدا» را از ميدان به در کرد (شبيه آن چه ديويد هيوم در بريتانيا انجام داد.) در همين حال در آلمان، محل ظهور نوعی منحصر به فرد از فلسفه، در اواخر قرن هجدهم «خداوند» ... ادامه پست قبلی.......... به هر روی، انقلاب علمی دکارت و روشنگری که خردگرايی را به عنوان نيروی محرکه فرهنگ عمومی قرار داد، در کشور فرانسه «خدا» را از ميدان به در کرد (شبيه آن چه ديويد هيوم در بريتانيا انجام داد.) در همين حال در آلمان، محل ظهور نوعی منحصر به فرد از فلسفه، در اواخر قرن هجدهم «خداوند» کماکان پاسخ پرسش‌های بنيادين آدمی، طبيعت و معنای زندگی بود.

در چنين فضايی نيچه، به عنوان فيلسوف اواسط سده نوزدهم ميلادی، نخست مرگ خدا را در متن آرمان‌گرايی [ايده‌آليسم] آلمان که توسط «هگل» و «شلينگ» بنيان نهاده شده بود مطرح کرد. دکارت نيز، همزمان، «خرد» را جنازه‌ای بيش ندانست. خرد، در معنای آرمان‌گرايانه، تنها به ظرفيت ذهن برای اثبات درستی گزاره‌های تجربی دلالت نمی‌کند.

برای «هگل»، خرد نيرويی فراطبيعی بود که خود به خود وجود دارد و دور دنيا به سمت و سوی پيشرفت حرکت می‌کند. اما عصيان نيچه راهی برای ابراز اين حرف بود که هيچ قدرت فراطبيعی بر زندگی انسان تسلط ندارد و از اين رهگذار قالبی نو برای معنا آفريد. در اين قالب هر فرد به تنهايی با پوچی هستی برخورد می‌کند.

بايد توجه داشت که نگرش فوق را نمی‌توان به معنای مرگ خدای نيچه قلمداد کرد.

نيچه به همان ميزان که نويسنده‌ای آلمانی بود، فيلسوف هم بود. پدرش، که در چهار سالگی او را از دست داده بود، کشيش کليسای پروتستان بود. فردريش نيچه، بدون حضور پدر، در فضايی غمگين و آغشته به پرهيزگاری از نوع «لوتری» توسط مادر و خواهرش بزرگ شد. فشار تقدس‌مآبی مسيحی بر جسم او آن قدر سنگينی می‌کرد که در نهايت باعث عصيان بی‌محابايش در مراحل بعدی زندگی شد، و آن چه بر آتش اين عصيان افزود بيماری مزمن نيچه بود که امکان عشق ورزيدن به زندگی را از وی سلب کرد.

به تمام اين موارد خشم نيچه را از وضعيت آلمان، ميهنش، نيز بايد افزود که به تازگی به رهبری «اتو فون بيسمارک» متحد شده بود، رهبری که در پی يکپارچه ساختن فرهنگ کشور تحت عنوان «پروتستان و ملی» بود.
ادامه در کامنت اول و دوم
#فردریش_نیچه #متفکران
Read more
 #اربعینیه از همان اول هم بنای سامرا رفتن نداشتیم. هر کس می پرسید سامرا هم می روید، محکم می گفتم نه. ...
Media Removed
#اربعینیه از همان اول هم بنای سامرا رفتن نداشتیم. هر کس می پرسید سامرا هم می روید، محکم می گفتم نه. ته دلم می ترسیدم؛ برای خودم و آن بیست و سه نفر دیگر. نجف که بودیم عکس رفیقان اینستایی را که دیدم، هوایی شدم. عمود 1177 وقتی دوستی را دیدم که گفت سامرا رفته و حتی یک شب را هم در حرم صبح کرده، مصمم شدم به رفتن. قرار ... #اربعینیه

از همان اول هم بنای سامرا رفتن نداشتیم.
هر کس می پرسید سامرا هم می روید، محکم می گفتم نه. ته دلم می ترسیدم؛ برای خودم و آن بیست و سه نفر دیگر.
نجف که بودیم عکس رفیقان اینستایی را که دیدم، هوایی شدم. عمود 1177 وقتی دوستی را دیدم که گفت سامرا رفته و حتی یک شب را هم در حرم صبح کرده، مصمم شدم به رفتن.
قرار شد صبح اربعین، نماز صبح را با زیارت اربعین بخوانیم و راه بیفتیم.
کاروان بیست و چهار نفره مان کم کم آب رفت. شش نفر بعد از ورودمان به عراق جدا شدند، یکی در کربلا ماند، دو تا هم درست قبل از کرایه کردن ماشین برای سامرا راهشان را جدا کردند. یکی هم در راه کربلا به ما اضافه شده بود. شدیم شانزده نفر.
یک ون ِ یازده نفره گرفتم...
از کربلا تا بغداد را بی خیال بودم. ده پانزده کیلومتری که از بغداد آمدیم به سمت سامرا، کنار جاده روستاها و ساختمان های مخروبه ای بود که راننده آنها را با دست نشان می داد و می گفت: داعش داعش
دلم ریخت، نگران شدم، ترسیدم. در دلم می گفتم: -جواب حاج علیرضا رو چی بدم؟
-جواب بابای حمید...
-وای، اگه...
دیدن این ساختمان ها، رفت و آمد ماشین های نظامی پر از سرباز، ایست بازرسی های فراوان همه ترس و دلهره ام را بیشتر می کرد. به امیرمهدی نگاه می کردم و سفارش های پدرومادرش دور سرم می‌چرخیدند. حرف های پدر و مادر ها دم مینی بوس تو ذهنم وول می خوردند.
تا خودم را می زدم به بی خیالی، با صدای داعش داعش گفتن راننده یکه می خوردم.
دیدن تابلوی فلوجه و تکریت حالم را بدتر می کرد. یاد صلواتی افتادم که حمید توی مهران دم گرفت:«ایشالا داعش بمب بزنه پودر بشیم، صلوات!» هنوز وارد سامرا نشده بودیم، سر دوراهی سامرا-تکریت، از دور و از لای نخل ها، چشمم که به گنبد افتاد، همه ی اینها پودر شد. تمام شد. حالا فقط یک چیز را می دیدم.

#اربعین1394
#خاطره
#داعش
#تکفیری
#سامرا
#عشق
#کربلا
Read more
<span class="emoji emoji1f337"></span> . مادربزرگم همیشه میگفت در حمام بودم که از پشت در گفتند:میخواهیم عقدت کنیم! نه کسی پرسید دلت کجاست،نه ...
Media Removed
. مادربزرگم همیشه میگفت در حمام بودم که از پشت در گفتند:میخواهیم عقدت کنیم! نه کسی پرسید دلت کجاست،نه کسی گفت میخواهی با فلانی زندگی کنی یا نه، حسرت همین روز،تا الان روی دلش سنگینی میکند! همینکه بی خبر از همه جا،قبول کردند ازدواج کند، پدربزرگم تمام ِعمر،عاشقش بود، به مادربزرگم که نگاه ... 🌷
.
مادربزرگم همیشه میگفت در حمام بودم که از پشت در گفتند:میخواهیم عقدت کنیم!
نه کسی پرسید دلت کجاست،نه کسی گفت میخواهی با فلانی زندگی کنی یا نه،
حسرت همین روز،تا الان روی دلش سنگینی میکند!
همینکه بی خبر از همه جا،قبول کردند ازدواج کند،
پدربزرگم تمام ِعمر،عاشقش بود،
به مادربزرگم که نگاه میکرد میگفت:دورِ آن صورت بگردم!
در طول زندگی،جانش به جان‌ِ دلبر بسته شده بود،
هفتاد ساله که بود و آلزایمر سراغش آمد،این بیماری بی رحم و لامروت،یقه اش را سفت چسبیده بود،
هیچکس را نمیشناخت؛
اما مادربزرگم که با لباس های گل دار رد میشد،برایش آواز میخواند.
آوازهای محلی که سینه به سینه میان عاشق ها رد و بدل شده،
مادربزرگ هم اخم هایش را توی هم میکشید و میرفت،
و هربار که از عاشقی پدربزرگ برایش میگفتیم،
میگفت:من نمیخواستمش!از همان اول هم دلم راضی نبود،در حمام بودم که از پشت در گفتند:میخواهیم عقدت کنیم!
تعهد داشت،همسر خوبی بود،مادر بهتری حتی،اما هیچگاه عشقی که توی دل پدربزرگم جوانه زده بود،ریشه ای به قلب مادربزرگ نداشت،
خرداد،ماه مرگ های ناگهآنی،پدربزرگم با عطر داروهای گیاهی در آن شهر کویری از دنیا رفت،
مادربزرگم از ته دل گریه میکرد،
چون شریک زندگی اش را از دست داده بود،
ولی هنوز هم میگفت:در حمام بودم که گفتند میخواهیم عقدت کنیم!
میگویند عشق،بعد از ازدواج هم به وجود می آید!
قدیمی ها به همین شکل ازدواج کردند و یک عمر کنار هم ماندند،
اما کسی حواسش نیست آنچه بعد از ازدواج به وجود می آید نامش عشق نیست،
تعهد است!
به خانه و همسر و زن و زندگی!
فقط احساس مسئولیت میکنی و انگار،علاقمند شده ای،
اما قرار نیست معجزه بشود،
فردا روز جهانیِ عشق است،
و من به قلب مادربزرگم فکر میکنم که حالا کیلومترها دور از من خوابیده و حواسش به تاریخ و ساعت نیست،
به قلبی که شکسته بود از تصمیم نهایی بزرگتر ها!
به آلزایمر،
به حافظه ای که پاک شده بود،
اما فقط یک چیز را در خود نگه داشته بود:
در حمام بودم،که گفتند میخواهیم عقدت کنیم!
اگر عاشقید،
اگر وجودتان به نفس های کسی گره خورده،
دست هایش را محکم تر بگیرید،
جرات کنید و انتخاب کنید!
حتی اگر اشتباه بود،پای اشتباهتان بمانید،
بعد از ازدواج،عشق به وجود نمی آید
تنها تعهد و مسئولیت است که گریبانمان را میگیرد
و با همان حس،
یک عمر کارهای خانه را انجام میدهیم و عصر پنجشنبه،توی آشپزخانه میزنیم زیر گریه!
وانمود میکنیم دلمان برای رفتگان تنگ شده؛
اما فقط خودمان میدانیم که به یک جمله رسیدیم:
عشق به وجود نمی آید،تنها تعهد و مسئولیت است که گریبانمان را میگیرد
.
🍁 #shishkabobs #chelozaferuni
Read more
دبیر ادبیاتی می گفت: این روزها بد جوری از این نسل جدید درمانده شده ام! سالهای پیش وقتی به درس لیلی ...
Media Removed
دبیر ادبیاتی می گفت: این روزها بد جوری از این نسل جدید درمانده شده ام! سالهای پیش وقتی به درس لیلی و مجنون می رسیدم و با حسی شاعرانه داستان این دو دلداده را تعریف میکردم قطره اشکی از چشم دانش آموزی جاری میشد... یا به مرگ سهراب که میرسیدم همیشه اندوه وصف نشدنی را در چهره ی دانش آموزانم میدیدم . همیشه ... دبیر ادبیاتی می گفت:
این روزها بد جوری از این نسل جدید درمانده شده ام!

سالهای پیش وقتی به درس لیلی و مجنون می رسیدم و با حسی شاعرانه داستان این دو دلداده را تعریف میکردم قطره اشکی از چشم دانش آموزی جاری میشد... یا به مرگ سهراب که میرسیدم همیشه اندوه وصف نشدنی را در چهره ی دانش آموزانم میدیدم .

همیشه قبل از عید اگر برای فراش مدرسه از بچه ها عیدی طلب میکردم خیلی ها داوطلب بودند و خودشان پیش قدم.... و امسال وقتی عیدی برای پیرمرد خدمتگزار خواستم تازه بعد از یک سخنرانی جگر سوز و جگر دوز هیچ کس حتی دستی بلند نکرد... وقتی به مرگ سهراب رسیدم یکی از آخر کلاس فریاد زد چه احمقانه چرا رستم خودش را به سهراب معرفی نکرد که این اتفاق نیفتد و نه تنها بچه ها ناراحت نشدند که رستم بیچاره و سهراب به نادانی و حماقت هم نسبت داده شدند..... وقتی شعر لیلی و مجنون را با اشتیاق در کلاس خواندم و از جنون مجنون از فراق لیلی گفتم

یکی پرسید لیلی خیلی قشنگ بود؟
گفتم از دیده ی مجنون بله ولی دختری سیاه چهره بود و زیبایی نداشت.
این بار نه یک نفر که کل کلاس روان شناسانه به این نتیجه رسیدند که قیس بنی عامر از اول دیوانه بوده عقل درست حسابی نداشته که عاشق یک دختر زشت شده،
تازه به خاطر او سر به بیابان هم گذاشته..... خلاصه گیج و مات از کلاس درس بیرون آمدم و ماندم که باید به این نسل جدید چه درسی داد که به تمسخر نگیرند و بدون فکر قضاوت نکنند.... ماندم که این نسل کجا می خواهند صبوری و از خود گذشتگی را بیاموزند....
نسلی که از جان گذشتن در راه عشق برایشان نامفهوم،
کمک به همنوع برایشان بی اهمیت،
مرگ پسر به دست پدر از نوع حماقت است.... امروز به این نتیجه رسیدم که باید پدر مادر های جوان که بچه های کوچک دارند از همین الان جایی در خانه سالمندان برای خودشان رزرو کنند.
این نسل تنها آباد کننده خانه سالمندان خواهند بود... برای انهدام یک تمدن سه چیز را باید منهدم کرد
اول خانواده
دوم نظام آموزشی
و سوم الگوها
برای اولی منزلت زن را باید شکست.
برای دومی منزلت معلم.
و برای سومی منزلت بزرگان و اسطوره ها

#طبیعت #حرف_حق #حقیقت_تلخ #چین #تیانمن #کانال_تلگرام_قشنگستان
Read more
#داستان #به_لیمو #قسمت_آخر گفت:((دخترم،این درخت رو می بینی،اصغرآقا می گه بهارش تویی،چون همیشه توقویتراز من هستی و تویی که فقط می تونی درد خشک شدن و زمستون رو تحمل کنی.منم تابستونشم،چون راحت تر می تونم شکوفه بزنم.چون تواز تن خشک چوبها اومدی بیرون و شکوفه زدی و سبز شدی دوباره،تا من بتونم بیشتر ... #داستان
#به_لیمو
#قسمت_آخر

گفت:((دخترم،این درخت رو می بینی،اصغرآقا می گه بهارش تویی،چون همیشه توقویتراز من هستی و تویی که فقط می تونی درد خشک شدن و زمستون رو تحمل کنی.منم تابستونشم،چون راحت تر می تونم شکوفه بزنم.چون تواز تن خشک چوبها اومدی بیرون و شکوفه زدی و سبز شدی دوباره،تا من بتونم بیشتر دووم بیارم.ومن بازپاییز روبیارمودلت رو بشکنم.ولی تودوباره پاییز وار،ناراحتی هات رو تودلت نذاری و مثل برگ های زرد درخت اونها رو بریزی و من مغرورانه زمستون رو تو غار تنهایی هام بگذرونم و توباز واسه ادامه ی زندگی ،شکوفه بزنی.
آره دخترم زندگی سخته .
اون روزها هم چیزای دیگه ای بود که تو اون زمونها هرچه بود می تونستیم با اون کنار بیایم.
اما عهد وپیمونمون رو حفظ می کردیم.
اصغر آقا می گفت:هیچ کس نازخاتون نمی شه،،هرجا باشم بوی غذای نازخاتونم من رو می کشونه سمت خونه.((زندگی دوطرفه ش خوبه مادر.اگه تو مدام بخوای زندگی کنی و گل های نرگس و مریم رو بچینی و فرش زیر پای آقات کنی ،اونکه اومد گل ها رو بزنه کنار ونبینه،این زندگی دووم نداره.یا اون مدام نازت رو بکشه وتومثل برج زهرمارباشی،این زندگی دووم نداره.دیگه دل ها بزرگ نیست که پاییزوار ناراحتی ها روبریزن ودوباره شکوفه بزنه.اگه بزرگ هم باشه،یک طرفه نمی شه.))
آره مامان بزرگ ،حق باشماست واین جمله هم درسته که می گن،نسل شما نسلی بوده که هرچیزی که خراب می شده رو تعمیر می کردن .نه اینکه بیندازن دور،شما شاید چون سخت به دست می آوردین سخت ترهم می ایستادین به پاش.الان دور انداختن خیلی راحت تر شده و همه تظاهر می کنند به دوستی،تعمیرش هم نمی کنند.مامان بزرگ،دلم شربت به لیمو می خواد،تا بخورم و توتموم رگ هام جریان پیدا کنه.ومنم این جمله رو باهربار دیدنش بگم،که نازخاتون ها همیشه باید باشند که اصغر آقاها پابند خونه و زندگی شون باشند.واصغرآقاهایی باید باشندکه نازخاتون ها هیچ وقت غصه تنهایی نخورن.آره مامان بزرگ .آره ...با اون دست های پر از عشقت یه لیوان شربت به لیمو بده.
💚پایان💚
.
.
#نویسنده: #راحل_ظ
.
.
📹@raahel1368 .
پ.ن💚اینجا گلهاست، #کافه_گلها
@cafe.golha
یه محیط دوستداشتنی وآرامش بخش برای من وحتما می دونم اگه شماهم برید برای شما..واینم می دونم شماهم همین حس رو پیدا می کنید🍀💚
#امروز
#صبحگاه
#گلها
#داستان
#خلاقیت #دلنوشته #رهایی #مادر_بزرگ #نازخاتون #به_لیمو #ماه #آسمان #پاییز #زمستان #بهار #تابستان #عشق #عهد #پیمان #مدتیشن🌋 #انرژی #برگ #داستان_نویسی #صفحه #استاد
#داستان_ما_در_زمین
Read more
لطفا همه بخونید نخوندی لایک هم نزن... این خانمایی که شوهر دارن و در کنار شوهر یک یا چند تا دوست پسر دارن... اینایی ...
Media Removed
لطفا همه بخونید نخوندی لایک هم نزن... این خانمایی که شوهر دارن و در کنار شوهر یک یا چند تا دوست پسر دارن... اینایی که حاضر نیستن برای شوهر شون نیم ساعت وقت بزارن ولی آخر فداکاری برای دوست پسرشون هستن... اینایی که در کنار کانون خانواده یه کلبه ی عشق و حال جدا برای خودشون دارن... اینایی که به یمن و ... لطفا همه بخونید نخوندی لایک هم نزن... این خانمایی که شوهر دارن و در کنار شوهر یک یا چند تا دوست پسر دارن...
اینایی که حاضر نیستن برای شوهر شون نیم ساعت وقت بزارن
ولی آخر فداکاری برای دوست پسرشون هستن...
اینایی که در کنار کانون خانواده یه کلبه ی عشق و حال جدا برای خودشون دارن...
اینایی که به یمن و برکت انواع عمل زیبایی از سن مادر بزرگشون به سن 25 رسیدن و حکیم براشون جوجه خروس تجویز کرده... اینایی که برای توجیه کارشون انواع عیب و ایرادها رو به شوهر از همه جا بی خبرشون نسبت میدن ... اینایی که پول بی زبون شوهرشونو خرج دوست پسر مفت خورشون میکنن...
اینایی که بچه ی طفل معصومشونو به بهونه ی اینکه از همین الان باید اجتماعی باشه مهد کودک و کلاسای مختلف میزارن تا ساعتی با معشوق گرامشون خوش باشن ... اینایی که جلوی شوهر و خانواده نقش مریم مقدس رو بازی می کنن ولی تا چشم اونا رو دور میبینن شروع به ماهیگیری می کنن ... اینایی که توی بغل شوهر چشم و گوش بسته هستن ولی توی بغل دوست پسری که چند سال از خودشون کوچیکتره دست تمام هنر پیشه های پورن رو از پشت میبندن ... اینایی که انواع و اقسام راه های لوندی و دلبری رو بخاطر بوی فرند
گرامی یاد میگیرن ولی به خاطر حفظ موقعییت جلوی شوهر در نقش راهبه ظاهر میشن ... اینایی که به اسم مسافرت زنونه شوهر و بچه رو میپیچونن و دست توی دست اون شازده سر از نا کجا آباد در میارن... اینایی که پشتشون به مهریه ی پر ملاتشون گرمه و صدای شوهر بینوا رو با استفاده از حربه ی مهریه در نطفه خفه می کنن... به همه ی اینا باید گفت :
عزیزم یادت نره برای ازدواج با همین شوهری که الان دلتو زده و داری بهش خیانت میکنی چقدر متوسل به فال و سر کتاب و نذر و گره زدن درخت شدی اون فاحشه ی کنار خیابون به تو شرف داره چون علنی داره میگه شغلش چیه ، ولی تو چی ....؟!!!
از خودت خجالت نمیکشی؟!!! از اون طفل معصومی که بهت میگه مامان خجالت بکش تو مثلا الگوی اون بچه هستی
بترس از روزی که پرده ها کنار برن و باورهای اون بچه از تو خراب بشه اون زمان هیچی به جز کینه و انتقام از اون بچه نمیمونه...
تف ب شرف نداشتت ک حرمت زن و زنونگی رو تو و امثال تو ب گند کشیدید....
.
.
#دلنوشته لطفا دوستاتنو تگ کنید .
.
. #خیانت #زن #هرزه #نفرین #جداییمون #گمشو #از #نزندگیم #کثیف
Read more
: مطلب برداشته شده از @koolebar . عکسی کمتر دیده شده از جنین انسان در رحم مادر اگه مبهوت عظمت و قدرت ...
Media Removed
: مطلب برداشته شده از @koolebar . عکسی کمتر دیده شده از جنین انسان در رحم مادر اگه مبهوت عظمت و قدرت خلقت هستی... الله اکبر در بدن مادر (در اطراف جنین) سه پرده وجود دارد، با نامهای پرده های سه گانه ی آمنیون، كوریون و آلانتوئید. یا با نامهای پرده ی شكمی، پرده ی رحمی و پرده ی آلانتوكوریون در اطراف ... :
مطلب برداشته شده از @koolebar
.
عکسی کمتر دیده شده از جنین انسان در رحم مادر
اگه مبهوت عظمت و قدرت خلقت هستی... الله اکبر

در بدن مادر (در اطراف جنین) سه پرده وجود دارد، با نامهای پرده های سه گانه ی آمنیون، كوریون و آلانتوئید.
یا با نامهای پرده ی شكمی، پرده ی رحمی و پرده ی آلانتوكوریون در اطراف جنین...
.
خداوند لایزال الهی این نكته وجود سه پرده در اطراف جنین در شكم مادر را كه بشر در عصر حاضر كشف كرده، 1400 سال قبل بر زبان پیغمبرش محمد مصطفی صلی الله علیه بیان فرموده است.
.
خود بخوانید و قضاوت كنید....
.
سوره زمر / آیه 6 : 
بسم الله الرحمن الرحیم
خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ ثُمَّ جَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَأَنزَلَ لَكُم مِّنْ الْأَنْعَامِ ثَمَانِیَةَ أَزْوَاجٍ یَخْلُقُكُمْ فِی بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ خَلْقًا مِن بَعْدِ خَلْقٍ فِی ظُلُمَاتٍ ثَلَاثٍ ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ لَهُ الْمُلْكُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ فَأَنَّى تُصْرَفُونَ
.
او شما نوع بشر را از یك تن آفرید، پس از آن جفت او قرار داد و برای شما نوع بشر هشت قسم از چهار پایان ایجاد كرد و شما را در باطن رحم مادران در سه تاریكی با تحولات گوناگون بدین خلقت زیبا آفرید. این خداست پروردگار شما كه سلطان ملك وجود اوست و هیچ خدائی جز او (در عالم) نیست.
پس از درگاه او بكجا میروید!
.
#قرآن #خدای_مهربون #الله #عشق #آرامش #امید #آمرزش #آفرينش #المغفرة #عشق_خدا
#قرآن #ادعونی_استجب_لکم #محمد #الاسلام #اذكار #الصلاة #استغفار #سبحان_الله #الحمد_لله #الله_اكبر #ربنا #حسبي_الله_ونعم_الوكيل
#سبحان_الله_وبحمده #لا_حول_ولا_قوة_الا_بالله
#اللهم_صل_وسلم_على_سيدنا_محمدﷺ
#جنین #حزب_اللهی_باشیم #مذهبیون_اینستا #همدلی_و_همزبانی_در_اینستا
Read more
. بنوش این جام مردافکن برقصیم بدون مرز پیراهن برقصیم جهان دارد به پایان می رسد عشق بیا تا وقت جان ...
Media Removed
. بنوش این جام مردافکن برقصیم بدون مرز پیراهن برقصیم جهان دارد به پایان می رسد عشق بیا تا وقت جان کندن برقصیم #مریم_حقیقت . . . بیشتر از همه تعجب میکنم از مادر و پدر ایشون بیشتر از همه از تفاوت های مادر بودن ها شاید چیزی که بیشتر از همه باعث خشم من تو این قضیه شده همسن و سال بودن تقریبی این دختر ... .
بنوش این جام مردافکن برقصیم
بدون مرز پیراهن برقصیم
جهان دارد به پایان می رسد عشق
بیا تا وقت جان کندن برقصیم
#مریم_حقیقت .
.
.
بیشتر از همه تعجب میکنم از مادر و پدر ایشون
بیشتر از همه از تفاوت های مادر بودن ها
شاید چیزی که بیشتر از همه باعث خشم من تو این قضیه شده همسن و سال بودن تقریبی این دختر با دخترمه
اگر خدای نکرده اتفاقی مشابه برای آریانای من می افتاد زمان مصاحبه خودمو جلو صدا و سیما آتیش می زدم
میدونید چی به سر روح و روان یه دختر بچه هفده ساله میاد با همچی سناریویی که براش تدارک دیدن دستگیری و ترسوندن بچه و اعتراف گیری جلو دوربین ها /که امیدوارم اتفاقات به همینجا ختم شده باشه و خدای نکرده اتفاق بدتری شبیه اونچه تو اوین و خیلی زندان ها برای دختران معصوم این سرزمین اتفاق افتاد برای این دختر زیبا اتفاق نیفتاده باشه /
تو رو خدا دست بردارید از سر این مردم این مردم تا خرخره توی درد غرق شدن
کافی نیست؟!!! .
.
#مایده_هژبری
#مائده_هژبری
Read more
. . . بیمارستان از مجروحین پر شده بود... حال یکی خیلی بد بود...رگ هاش پاره پاره شده بود و خونریزی ...
Media Removed
. . . بیمارستان از مجروحین پر شده بود... حال یکی خیلی بد بود...رگ هاش پاره پاره شده بود و خونریزی شدیدی داشت.وقتی دکتر این مجروح را دید به من گفت ببرمش داخل اتاق عمل. من آن زمان چادر به سر داشتمـ.دکتر اشاره کرد که چادرمـ را در بیارمـ تا راحت تر بتونمـ مجروح رو جابه جا کنمـ...مجروح که چند دقیقه ای ... . .
.
بیمارستان از مجروحین پر شده بود...
حال یکی خیلی بد بود...رگ هاش پاره پاره شده بود و خونریزی شدیدی داشت.وقتی دکتر این مجروح را دید به من گفت ببرمش داخل اتاق عمل.
من آن زمان چادر به سر داشتمـ.دکتر اشاره کرد که چادرمـ را در بیارمـ تا راحت تر بتونمـ مجروح رو جابه جا کنمـ...مجروح که چند دقیقه ای بود به هوش اومده بود به سختی گوشه ی چادرمـ رو گرفت و بریده بریده و سخت گفت: من دارمـ می رومـ تا تو چادرت رو در نیاری.ما برای این چادر داریمـ می رویمـ...
چادرمـ در دست محسن دین شعاری فرمانده ی گردان تخریب بود که شهید شد.
از آن به بعد در بدترین و سخت ترین شرایط هم چادرمـ را کنار نگذاشتم...
.
.
راوی:
خانمـ موسوی یکی از پرستاران دوران دفاع مقدس
.ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
حرف دل؛
.
خواهرمـ!
اول از همه تبریک میگمـ که...
که شدی بانو که شدی نمونه ی عشق محبت
خوشا احوال کسایی که "مادر" شدن ...
مادر هایی که بدرقه میکردن جگرگوشه های خودشون رو
تا الان راحت بتونیمـ مادرامونو نگاه کنیمُـ
با نگاهَش زندگی...
سختِ ...هرچی فکر میکنمـ سخته به خدا سخته یکی بیست سال بچه شو با شیره ی جونش بزرگ کنه بعدش راهیش کنه واسه .
واسه دیگه ندیدنش...واسه دیگه نبودنش..
واسه انتظار برگشتش که شاید ...
که شاید هیچ وقت برنگرده. "مـــادر شهید گمنامـ"
.
قول میدهیمـ به خون جگر گوشه ات که برای حفظ ارزش هایی که بمانن رفت لااقل
دل "مــادر خوبی ها" و "پسرش" را نشکنیمـ.
.
.
خواهرمـ !
به خاطرِ این جگرگوشه های مادری که اسمش "مادر شهید گمنامـ" هست کمک کن
به رفیقت چادرشو محکم سر کنه با افتخار سرکنه با حُرْمَت سر کنه...
نکنه خدایی ناکرده چادر سر کن باشیمو با نامحرمـ تو دانشگاه و سرکار بگو بخند داشته باشیما...
.
.
حرف دل زیاد و مجال کمـ
"دعــا" کنید.
.
.
شادی روح رفیق و همراه شهیدمون
صلوات+وعجل فرجهمـ
Read more
‌ انسان، بیگانه از طبیعت در اولین جمعه بعد از تعطیلات نوروز، نمایشگاه نقاشی‌های محجوب ظهوریان ...
Media Removed
‌ انسان، بیگانه از طبیعت در اولین جمعه بعد از تعطیلات نوروز، نمایشگاه نقاشی‌های محجوب ظهوریان پُردل در گالری ثالث گشایش: جمعه ۱۷ فروردین ساعت ۱۷تا۲۲ خاتمه: ۲۲ فروردین تمام سود حاصل از فروش آثار صرف عقیم‌سازی و درمان سگ‌های بی‌سرپرست می‌شود. محجوب ظهوریان از فعالان حوزه حمایت از ...
انسان، بیگانه از طبیعت
در اولین جمعه بعد از تعطیلات نوروز،
نمایشگاه نقاشی‌های محجوب ظهوریان پُردل در گالری ثالث
گشایش: جمعه ۱۷ فروردین
ساعت ۱۷تا۲۲

خاتمه: ۲۲ فروردین

تمام سود حاصل از فروش آثار صرف عقیم‌سازی و درمان سگ‌های بی‌سرپرست می‌شود.

محجوب ظهوریان از فعالان حوزه حمایت از حیوانات است و بخشی از پیشینه معنوی این نمایشگاه به تجربیات ناخوشایند او در این حوزه باز می‌گردد، او همچنین سعی کرده‌استوو در این نمایشگاه بیش از حیوانات بر انسان و بیگانگی او از مادر طبیعت تاکید کند. تمام آثار او با ابعادی بزرگ و تکنیک آکریلیک روی بوم کار شده و نگاهی مستقیم، بی‌پرده و اندکی تلخ به این رابطه از دست رفته دارد. این مجموعه شامل 15 اثر نقاشی در قطع بزرگ و بیشتر از یک متر است. محجوب ظهوریان کارشناس گرافیک و کارشناسی ارشد نقاشی خوانده است و این مجموعه حاصل کار دو سال اخیر اوست که جمعه 17 فروردین 97 به تماشا گذاشته خواهد شد.

بازدید افتتاحیه: ۱۶ تا ۲۲

بازدید روزانه: ۱۰ صبح تا ۲۱ شب

نشانی: کریمخان بین ایرانشهر و ماهشهر،شماره ۱۴۸

روابط عمومی گروه هنربانی آوام
بیانیه:

در استیتمنت این نمایشگاه آمده است:
انسان، طبیعت و حیوانات حول یک دایره‌اند با محوریت عشق و بر این باورم که دست‌درازی انسان به چرخۀ طبیت و گسستن این زنجیره آسیب‌های جبران‌ناپذیری به طبیعت می‌زند که پیامدهای ناگوار آن گریبانمان را می‌گیرد.
در طول سال‌ها ارتباط عمیق و عاشقانه‌ای که در حمایت از حیوانات داشته‌ام، گاه دلشکسته از بی‌مهری انسان‌ها، کوشیده‌ام مجموعه‌ای را با این درونمایه گرد آورم. با استفاده از خطوط پر استرس و آشفته در طراحی انسان‌ها، در برابر تصاویر زیبا با پرداخت و ساخت بهتر در تصویر حیوانات، و با تضاد رنگ‌های خاکستری‌شده و سطوح رنگی و تخت و فضای تیره و روشن، این دوگانگی حسی (عشق و نفرت) را بیان کرده‌ام. هنر را ابزاری تأثیرگذار برای بیان احساسم می‌دانم و یقین دارم با نفوذی که هنر بر مخاطب فهیم خود دارد، کمک می‌کند تا راهی سبز برای سازش با طبیعت و حیوانات بیابیم. لزوم توجه به حقوق حیوانات، ایجاد بستری برای آشتی میان انسان و طبیعت و مهربانی با حیوانات، جهان را جایی امن و دوست‌داشتنی برای ما و مخلوقات خدا خواهد
کرد و این آرزوی قلبی من است.
#حمایت_حیوانات #حمایت_از_حیوانات #طبیعت #دوستدار_محیط_زیست #دوستداران_حیوانات #گروه_هنربانی_آوام #دوستداران_طبیعت #نقاشی #هنر #هنرمندان #محجوب_ظهوریان #حلقه_دره #محجوب_ظهوریان_پردل #گالری_ثالث #گالری_گردی
@salessgallery
@mahjoob_zohurian
Read more
. " #مورد_داشتیم_دختره فلان کار احمقانه را کرد.بعد راننده ی تاکسی /بقال/قصاب از خنده دیوانه شد ...
Media Removed
. " #مورد_داشتیم_دختره فلان کار احمقانه را کرد.بعد راننده ی تاکسی /بقال/قصاب از خنده دیوانه شد و دیوار را گاز زد و..." برای #روز_زن و #روز_مادر... #دکلمه نمی کنم. #شعر نمی گویم. تنها یک چیز می خواهم. لطفا به زنان احترام بگذارید! درک کنید که متن ادبی ارزشی ندارد وقتی هر روز برای دیگران لطیفه های ... .
" #مورد_داشتیم_دختره فلان کار احمقانه را کرد.بعد راننده ی تاکسی /بقال/قصاب از خنده دیوانه شد و دیوار را گاز زد و..." برای #روز_زن و #روز_مادر... #دکلمه نمی کنم. #شعر نمی گویم. تنها یک چیز می خواهم. لطفا به زنان احترام بگذارید!
درک کنید که متن ادبی ارزشی ندارد وقتی هر روز برای دیگران لطیفه های جنسیت زده "مورد داشتیم دختره" می فرستیم و به مادرمان که روزی "همین دختره" بوده توهین می کنیم. متن ادبی ارزشی ندارد وقتی به تمام دختران سرزمین مان که مادران فردا هستند برچسب "خنگی و کودنی" می زنیم. متن ادبی ارزشی ندارد وقتی رانندگی زنان را تمسخر می کنیم (آن هم درحالی که طبق آمار 99% تصادفات مرگبار اتومبیل مربوط به آقایان متوهم شوماخریسم است نه زنان!!) متن ادبی ارزشی ندارد وقتی فکر می کنیم می توان در غالب «شوخی» در فضای مجازی و غیرمجازی خزعبلات پراکنی کنیم و لایک بزنیم و بخندیم و این گونه تفکرات اشتباه را تایید کنیم.و این گونه به چرخه ی حماقت کمک کنیم. متن ادبی ارزش ندارد اگر هرگز فکر نکنیم که فداکاری های بی حد و حصر بسیاری از مادران انتخاب خودشان نبوده، بلکه جامعه با گرفتن سهمشان از زندگی انتخاب دیگری برایشان باقی نگذاشته. چه بسیار مادربزرگ هایی که با استعدادهای فراوان به دنیا آمدند و از دنیا رفتند و هرگز نفهمیدند. زیرا زندگی چیزی جز شستن کهنه ی بچه و غذا گذاشتن جلوی شوهر راهی برایشان نگذاشته بود. به جای نوستالژی بازی پر از لذت از «بوی غذای مادر و مادربزرگ و خاله و...» به این فکر کنیم که چقدررر فرهنگ و جامعه ی ما به آن ها بدهکار است!
چه بسیار مادرانی که می توانستند خواننده/نویسنده/مدیر شوند و نشدند زیرا جامعه نخواست، شوهر نخواست،پدر نخواست... برای روز مادر، روز زن... من شعر نمی گویم! عذرخواهی می کنم! مادران سرزمینم! معذرت می خواهم که نادان و خودخواه بودم.
دختران سرزمینم! معذرت می خواهم که همه چیز را شوخی گرفتم و اعتماد به نفس را در شما کشتم... فرزندان آینده ی وطنم، معذرت می خواهم که خواستم مادران شما (دختران نوجوان امروز) نادان بار بیایند تا ضعف های بی حد و حصر خودم را بپوشانم... من برای شما شعر نمی گویم. بلکه بر فرهنگ و تفکر خودم مرثیه می سرایم و خود را اصلاح می کنم.... به قلم زنان آگاه @zananeagah
.
🌹☔
روز زن و مادر مبارک❤
#زن #فرشته_زمینی #برچسبهای_تبعیض_جنسیتی #مادر #محبت #عشق #زندگی #روز_مادر_مبارک #روز_زن_مبارک۸
Read more
. . . . . . . . . . . . . . #لعنت به #فکرهای بیهوده ی #خواب #دزد #نفرین به #بیخوابیِ شبای بی ...
Media Removed
. . . . . . . . . . . . . . #لعنت به #فکرهای بیهوده ی #خواب #دزد #نفرین به #بیخوابیِ شبای بی #مزد #خرمای نشسته کنارِ #چای و لذت قند مثل #آغوشِ باز بی توجهی برابرِ پند #بابا نشسته و فکرش تو دهه های چهل #مادر و #عشقِ ریخته به #چایی و هِل اما منِ #کور و در پی رسیدن #خوشبختی نادیده گرفتن این ... .
.
.
.
.
.
. .
.
.
.
.
.
.
#لعنت به #فکرهای بیهوده ی #خواب #دزد
#نفرین به #بیخوابیِ شبای بی #مزد
#خرمای نشسته کنارِ #چای و لذت قند
مثل #آغوشِ باز بی توجهی برابرِ پند
#بابا نشسته و فکرش تو دهه های چهل
#مادر و #عشقِ ریخته به #چایی و هِل
اما منِ #کور و در پی رسیدن #خوشبختی
نادیده گرفتن این روزا و حس #بدبختی
هر #چینِ دستِ بابا #بوسه نه #سجده باید
#مردن برای مادر جبرانِ یه زحمتش شاید
#لعنت به منِ غرقِ تو فکر #ورق های #رنگی
دوری از مادر پدرِ کنارم با این #قلب_سنگی
#فرشاد_پاکسا
Read more
. اولين پنج شنبه سال ٩٧ است و يادي كنيم از عزيزان سفر كرده - به رسم کهن، یاد میکنیم از آنها که وقتشان ...
Media Removed
. اولين پنج شنبه سال ٩٧ است و يادي كنيم از عزيزان سفر كرده - به رسم کهن، یاد میکنیم از آنها که وقتشان و مکانشان از ما جداست - یاد میکنیم از آنها که دلتنگشان میشویم - یاد میکنیم از آنهايي که هنوز هم به فكرشان هستيم و دوستشان داریم - دلمان گرم به خاطره پدرهایی که نیستند، مادرهایی که رفته اند - دلمان ... .
اولين پنج شنبه سال ٩٧ است و يادي كنيم از عزيزان سفر كرده
- به رسم کهن، یاد میکنیم از آنها که وقتشان و مکانشان از ما جداست
- یاد میکنیم از آنها که دلتنگشان میشویم
- یاد میکنیم از آنهايي که هنوز هم به فكرشان هستيم و دوستشان داریم
- دلمان گرم به خاطره پدرهایی که نیستند، مادرهایی که رفته اند
- دلمان گرم به یاد خواهرهائیکه رفتند و دل ما پیش برادر بود وبرادرهایی که سفر کردند
- به یاد آن عشق های بار بسته فاتحه ای ره توشه میکنیم باشد که پروردگار بیامرزدشان و بیامرزدمان
- چند روز ديگه سالگرده مسعود عزيزم هستش ، ايام نوروز حال و هواي عجيبي داره براي من و خانواده ام ، تو اين روزا درد نبودن مسعود بيشتر حس ميشه 😔
- فاتحه ای بفرستیم برای تمام آنهایی که دربین ما نیستند ولی یادشان همیشه با ماست
روحشان شاد 🌹🌹 🙏🏾
.
.
#مسعود #استيلي #حميد_استيلي #پدر #مادر #خواهر #براد #فاتحه #٥شنبه #
Read more
دوستت دارم را قُرص و محکم می خواهم پدر مادر دار... از همان هایی که بوی عشق های قدیمی می دهد... مزه ...
Media Removed
دوستت دارم را قُرص و محکم می خواهم پدر مادر دار... از همان هایی که بوی عشق های قدیمی می دهد... مزه ی چای زعفران ... در استکان های کمر باریک... نُقل پهلو... از همان هایی که... مزه اش می ماند زیر دندان... می نشیند ته ته دلت ... برای همیشه ... #سوسن_درفش ️ *عزيزاي دلم اميدوارم ١٣ بدر خيلي بهتون ... دوستت دارم را قُرص و محکم می خواهم
پدر مادر دار...
از همان هایی که بوی عشق های قدیمی می دهد...
مزه ی چای زعفران ...
در استکان های کمر باریک...
نُقل پهلو...
از همان هایی که... مزه اش می ماند زیر دندان...
می نشیند ته ته دلت ...
برای همیشه ... #سوسن_درفش
💙❤️
*عزيزاي دلم اميدوارم ١٣ بدر خيلي بهتون خوش گذشته باشه به سلامت و دل خوش تعطيلات رو سپري كرده باشين، دوستون دارم و اين مدت كه سفر بودم دلم خيلي تنگ شده بود( انگار مثلا اينجام همو ميبينيم!) 😀 يه حس درونيه ديگه...
شما چه كردين خوش گذشت؟
همگي سلامتين؟😘💋❤️☺️
Read more
. بچه‌ها در چهل‌و ششمين شماره ماهنامه قلک در قالب یک شعر و یک داستان با شغل پليس در بخش شغل‌ها آشنا می‌شوند. ...
Media Removed
. بچه‌ها در چهل‌و ششمين شماره ماهنامه قلک در قالب یک شعر و یک داستان با شغل پليس در بخش شغل‌ها آشنا می‌شوند. در این شماره از داستان کمیک‌استریپ «قصه‌های من و بچه‌هام» با عنوان «تخت خواب» ماجراي خريد يك مبل تخت شو توصيف مي‌شود كه اين خانواده خريداري كردند. هريك از آنها مسئله ريز و درشتي با اين تخت خواب ... . بچه‌ها در چهل‌و ششمين شماره ماهنامه قلک در قالب یک شعر و یک داستان با شغل پليس در بخش شغل‌ها آشنا می‌شوند. در این شماره از داستان کمیک‌استریپ «قصه‌های من و بچه‌هام» با عنوان «تخت خواب» ماجراي خريد يك مبل تخت شو توصيف مي‌شود كه اين خانواده خريداري كردند. هريك از آنها مسئله ريز و درشتي با اين تخت خواب دارند.
شعر نان و گندم، كتاب قصه، من مال كدوم لباسم؟، عشق به معلم، بره‌ها دارن مي‌رن خريد و نقاشي‌هاي بامزه از دیگر مطالب این شماره است.

مادر و پدر های عزیز،داستان ها و شعرهای قلک را برای فرزندارن تان پخش کنید.فایل صوتی هر شماره فقط تا پایان همان مله قابل شنیدن است .

#شهر_کتاب_قائمشهر
#طبقه_زیرین_هیراد_سنتر
#۴۲۲۱۵۳۰۸
#۴۲۰۸۸۸۸۷
Read more
دوست داشتنِ مادرم را وقتی دیدم که در حالِ درست کردنِ کتلت بود و برای من سه تا برشته شده کنار گذاشت. یا ...
Media Removed
دوست داشتنِ مادرم را وقتی دیدم که در حالِ درست کردنِ کتلت بود و برای من سه تا برشته شده کنار گذاشت. یا وقتی که ادکلن‌ام را سمتِ چپِ آینه گذاشت می‌دانست که دوست دارم آنجا باشد. یا آلبالو پلوهایش برای پسری که از راهِ دور رسیده و بوی غذا مستش می کند. یا صدای پدرم که وقتی به خانه می‌آید و می‌گوید باباجان ... دوست داشتنِ مادرم را وقتی دیدم که در حالِ درست کردنِ کتلت بود و برای من سه تا برشته شده کنار گذاشت.
یا وقتی که ادکلن‌ام را سمتِ چپِ آینه گذاشت
می‌دانست که دوست دارم آنجا باشد.
یا آلبالو پلوهایش برای پسری که از راهِ دور رسیده و بوی غذا مستش می کند.

یا صدای پدرم که وقتی به خانه می‌آید و می‌گوید
باباجان از آن آلو‌ها که دوست داری خریدم.
این هم بیسکوئیت‌های چای عصرت.
چون تو که قند نمی‌خوری.

یا اصلا همان وسطِ هندوانه که مال من است.
حتی سهمِ ته دیگِ سیب زمینی‌اش!
بی آنکه بخواهم
بی آنکه بر زبان آورم

می‌دانی که چه می‌خواهم بگویم؟!
دوست داشتن همین ریزه کاری‌هاست
همین کتلت‌ها و هندوانه‌ها
همین بیسکوئیت چای عصر.

دوست داشتن همین عمل کردن‌هاست
همین "حواسم هست‌ها"...
حرف را که همه بلدند بزنند.
#مادر
#مادرانه
#عشق
#خانواده
#son #myson #mykid #kids #kids #mylove #love #lovely
Read more
... تو را از شیر می گیرند تا بوی کودکیت را از یاد ببری ..! و این اولین تجربه انسان است برای از دست دادن چیزی ...
Media Removed
... تو را از شیر می گیرند تا بوی کودکیت را از یاد ببری ..! و این اولین تجربه انسان است برای از دست دادن چیزی که دوستش می دارد. و بعدها یاد می گیری که خیلی چیزها را که دوست داری از دست بدهی؛ از عروسک هایت تا آدم های دور و برت تا پدر، مادر، خواهر، برادر همسر، فرزند رفیق ، سلامتی و عشق های فراموش نشدنی ... ... تو را از شیر می گیرند تا بوی کودکیت را از یاد ببری ..! و این اولین تجربه انسان است برای از دست دادن چیزی که دوستش می دارد.
و بعدها یاد می گیری که خیلی چیزها را که دوست داری از دست بدهی؛ از عروسک هایت تا آدم های دور و برت
تا پدر،
مادر،
خواهر،
برادر
همسر،
فرزند
رفیق ،
سلامتی و عشق های فراموش نشدنی مثل فیلم ها !
گاهی حال دلمان خوب نیست
و گاهی حال جسممان
باید بدانیم تقدیر دست اوست و آنچه نوشته بی شک اتفاق خواهد افتاد اما گاهی دعاهایمان سپر بلا میشود چه به وقت گرفتاری و چه بیماری اما باید دانست همه ی زندگی،صحنه های یک فیلم است. از هر سکانس و صحنه فیلم باید لذت برد نگران آخر فیلم نباشید ، هر وقت فیلم تمام شد خودش می نویسد : "پایان"😔😔
....
Read more
داشتن این دو تا عشق تو زندگی بزرگترین بهانه برای نفس کشیدنه. نفسم به نفسشون بنده. همیشه تو ذهنم بود ...
Media Removed
داشتن این دو تا عشق تو زندگی بزرگترین بهانه برای نفس کشیدنه. نفسم به نفسشون بنده. همیشه تو ذهنم بود بچه اولم دختره حتی توی سونوگرافی که اولین بار جنسیت رو گفت اصلا ناراحت نشدم ولی تا چند روز حس میکردم دخترمو از دست دادم. چون عاشق لحظات مادر دختریمون بودم. ولی حالا لحظات پدر پسری این دوتا عشق رو که میبینم ... داشتن این دو تا عشق تو زندگی بزرگترین بهانه برای نفس کشیدنه. نفسم به نفسشون بنده.
همیشه تو ذهنم بود بچه اولم دختره حتی توی سونوگرافی که اولین بار جنسیت رو گفت اصلا ناراحت نشدم ولی تا چند روز حس میکردم دخترمو از دست دادم. چون عاشق لحظات مادر دختریمون بودم. ولی حالا لحظات پدر پسری این دوتا عشق رو که میبینم لذت بخش ترین و بامزه ترین قسمتای پسردار بودنمه. تازه بنظرم لحظات مامان و پسری هم خیلی قشنگه والا. به هم میایم😄
این حرف کلیشه ایه ولی درسته. ایشالا خدا به هرکی فرزند میده سالمش رو بده چون هردوش خیلی شیرینه.
از همسر عزیزم,بابایی نیکان بابت تمام حمایتهاش چه توی دوران بارداری چه از تولد نیکان تا به امروز تشکر ویژه دارم. وقتی بابایی نی نی همکاری کنه بچه داری لذت بخش تر و راحتتر میشه
#پدر_پسری #عشق #عشق_های_من #نفس_بابا #نفس_مامان #نیکان #معنی_زندگی #پسر
#baby_boy #baby_son #baby_cute #cute #love
Read more
. . <span class="emoji emoji1f538"></span>بارزترین خصوصیت محمود اخلاص بود ، او با جان و دل کار می کرد. اگر مادرشان نیمه های شب تماس می گرفتند ...
Media Removed
. . بارزترین خصوصیت محمود اخلاص بود ، او با جان و دل کار می کرد. اگر مادرشان نیمه های شب تماس می گرفتند سر سفره غذا هم بودند،  غذا را رها می کرد و با گرسنگی می رفت. به والدین خود احترام خاصی می گذاشت ، من همیشه  دعا می کنم فرزندانم هم مثل پدرشان شوند. اگر کسی از دوستان مشکلی داشتند با محمود در میان می ... .
.
🔸بارزترین خصوصیت محمود اخلاص بود ، او با جان و دل کار می کرد. اگر مادرشان نیمه های شب تماس می گرفتند سر سفره غذا هم بودند،  غذا را رها می کرد و با گرسنگی می رفت. به والدین خود احترام خاصی می گذاشت ، من همیشه  دعا می کنم فرزندانم هم مثل پدرشان شوند.
🔸اگر کسی از دوستان مشکلی داشتند با محمود در میان می گذاشتند و او از هیچ کمکی دریغ نمی کرد.
🔸او در کار بنایی استاد کار بود.
وقت تعطیلات و فراغت از کار اصلی اش، برای مردمی که بضاعت مالی اندکی داشتند بنایی می کرد.
منزل شان را تعمیر می کرد و اجرتی برای کارش طلب نمی کرد.
.
لینک کانال در بیو؛
به کانال تلگرامی شهدای صابرین بپیوندید.

#شهید_محمود_رادمهر
#شهید #شهدا #شهادت #سپاه
#مادر #کارگر #عشق #خانواده #فرزند #همسر
#تکاور #صابرین #مدافع_حرم #کربلا #خانطومان #حلب
Read more
. دوستت دارم را قرص و محکم می خواهم پدر مادر دار... از همان هایی که بوی عشق های قدیمی می دهد... مزه ...
Media Removed
. دوستت دارم را قرص و محکم می خواهم پدر مادر دار... از همان هایی که بوی عشق های قدیمی می دهد... مزه ی چای زعفران در استکان های کمر باریکِ نُقل پهلو... از همان هایی که مزه اش می ماند زیر دندان، می نشیند تهِ تهِ دلت برای همیشه... ********** #دوستت_دارم #عشق #قدیمی #چای #زعفرانی #مزه #دلت #شعر_کوتاه ... .
دوستت دارم را قرص و محکم می خواهم
پدر مادر دار...
از همان هایی که بوی عشق های قدیمی می دهد...
مزه ی چای زعفران در استکان های کمر باریکِ نُقل پهلو...
از همان هایی که مزه اش می ماند زیر دندان،
می نشیند تهِ تهِ دلت
برای همیشه...
**********
#دوستت_دارم #عشق #قدیمی #چای #زعفرانی #مزه #دلت #شعر_کوتاه #سوسن_درفش #محدثه_باقرپور
#delat #eshghoolaneh #ghadimi #mazeh #noghl #mohaddeseh_bagherpour
**********
Read more
. . زیااااااد و مدام فکر کردن از جمله زیباترین عاداتمه که عاشقشم اصلا به هر چیز ریز و درشت گاها بسیار زیاد فکر میکنم نه فکر الکی ها دنبال تحلیل و انواع آنالیزم از چند زاویه سعی میکنم هر حادثه ساده رو بشکافم و زیر ذره بین تفکرم حسابی بررسی و چرا یابی و علت جویی کنم ... گاهی برخی سوالات که میپرسم ممکنه ... .
.
زیااااااد و مدام فکر کردن از جمله زیباترین عاداتمه که عاشقشم اصلا
به هر چیز ریز و درشت گاها بسیار زیاد فکر میکنم نه فکر الکی ها دنبال تحلیل و انواع آنالیزم
از چند زاویه سعی میکنم هر حادثه ساده رو بشکافم و زیر ذره بین تفکرم حسابی بررسی و چرا یابی و علت جویی کنم ...
گاهی برخی سوالات که میپرسم ممکنه از بیرون به نظر برسه نظرات متعارض برام خیلی مهمه ! اما واقعیت این نیست ! حقیقت چیز دیگه ایست من حرفهایی که میشنوم را هم آنالیز برای خودم میکنم و همین بررسی ها برام لذت بخشه وگرنه اگر قرار بود حرف ها برام اهمیت داشته باشه اصلا خلاف موج ها شنا نمیکردم !
حال اونکه سالهاست خلاف موج جامعه و اطرافم شاید شناگری یاد گرفتم
همین شنای خلاف موج باعث شناخت بیشتر شد و شاید نگاهم رو به دنیا و اطرافم بازتر کرد
در اوج دردهایی که گاهی از دنیای اطراف دریافت میکنم حس میکنم بیشتر باید شکر خدا رو کنم که بارها بهم ثابت کرده جز خودش واقعا نداریم !
تکیه به هیچ احدی نباید کنیم ولو برترین عشق های عالم مثل عشق والدین ! جای تکیه دادن نیست ! دیگه اینجا که سست بشه وای بر احوال دنیا !
هر روز که بیشتر بر عمرم اضافه میشه بیشتر میفهمم آدم ها صرفا به دلیل نیازهای بیشمارشون به هم هر سبک اتصالی هم حتی به هم دارند و هر سبک محبتی هم بینشون گاها به وجود میاد ! تمام این محبت ها ریشه یابی بشه انگار به یک نیاز درونی خودت پاسخ میده !
و امان از اون روزی که این انسانها برای حفظ خودشون به بهره گیری از بقیه نیاز هم پیدا کنند ! هر کاری با هم میکنند !
چهره حقیقی انسانها را آیات و روایات قیامت به خوبی ترسیم میکنه ! .
.
قران سوره مبارکه عبس :
فَإِذا جاءَتِ الصَّاخَّةُ «33» يَوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِيهِ «34» وَ أُمِّهِ وَ أَبِيهِ «35» وَ صاحِبَتِهِ وَ بَنِيهِ «36» لِكُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ يَوْمَئِذٍ شَأْنٌ يُغْنِيهِ «37»

پس زمانى كه آن صداى هولناك در آيد. روزى كه انسان از برادرش بگريزد و از مادر و پدرش و همسر و فرزندانش. در آن روز براى هر يك از آنان كار و گرفتارى است كه او را (از پرداختن به كار ديگران) بازدارد.
.
.
.
.
فرازهایی از مناجات امیرالمومنین در مسجد کوفه :
اللّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ الأمانَ يَوْمَ لا يَنْفَعُ مالٌ وَلا بَنُونَ إِلاّ مَنْ أَتى الله بِقَلْبٍ سَلِيمٍ ......... وَأَسْأَلُكَ الأمانَ يَوْمَ يَفِرُّ المَرءُ مِنْ أَخِيهِ وَاُمِّهِ وَأَبِيهِ وَصاحِبَتِهِ وَبَنِيهِ لِكُلِّ امْرِيٍ مِنْهُمْ يَوْمَئِذٍ شَأْنٌ يُغْنِيهِ....
.
.
.
.
و خلاصه : #یارفیق_من_لا_رفیق_له
و تمام ! .
Read more
شب قدر، شب شوق و شيدايي انسان براي رسيدن به عرش عشق الهي است. "زهرا" ، داغ علی را ندید "علی" ، داغ حسن ...
Media Removed
شب قدر، شب شوق و شيدايي انسان براي رسيدن به عرش عشق الهي است. "زهرا" ، داغ علی را ندید "علی" ، داغ حسن را ندید "حسن" ، داغ حسین را ندید "حسین" ، داغ رقیه را ندید "عباس" ، داغ علی اصغر را ندید چه کشید ""زینب"" که داغ تک تکشان را به عینه دید... امان از دل زینب... #99 روز دیگر وقت باقیست برای خنده های علی ... شب قدر، شب شوق و شيدايي انسان براي رسيدن به عرش عشق الهي است. "زهرا" ، داغ علی را ندید
"علی" ، داغ حسن را ندید
"حسن" ، داغ حسین را ندید
"حسین" ، داغ رقیه را ندید
"عباس" ، داغ علی اصغر را ندید
چه کشید ""زینب"" که
داغ تک تکشان را به عینه دید... امان از دل زینب...
#99 روز دیگر وقت باقیست برای خنده های علی اصغر...
#برای نشستن رقیه رو شونه های عمو...
#زینب تنها 99 شب دیگه میتونه به وصیت مادر نصف شب آب ببره برای حسینش...
#برای حض بردن از قد و بالای علی اکبرش
#آه یا قاسمم بمیرم برایت یادگار برادر...
Read more
. . عشقم . دخترم . مادرم. خواهرم. همدمم. همراه روزهای سخت زندگی من ، ما ، من و تو ، با هم از روزهایی گدشتیم ...
Media Removed
. . عشقم . دخترم . مادرم. خواهرم. همدمم. همراه روزهای سخت زندگی من ، ما ، من و تو ، با هم از روزهایی گدشتیم که از ما جدای از مادر و دختر بودن دو تا دوست ساخت سبب حایاتیم منیم، روزت رو تبریک می گم . روزت مبارک . عمرت مبارک . اقامت خوبی رو برات آرزو می کنم روی این کره ی خاکی . از خدا برای تو و برای همه ی دختران معصوم ... .
.
عشقم . دخترم . مادرم. خواهرم. همدمم. همراه روزهای سخت زندگی من ، ما ، من و تو ، با هم از روزهایی گدشتیم که از ما جدای از مادر و دختر بودن دو تا دوست ساخت
سبب حایاتیم منیم، روزت رو تبریک می گم . روزت مبارک . عمرت مبارک . اقامت خوبی رو برات آرزو می کنم روی این کره ی خاکی . از خدا برای تو و برای همه ی دختران معصوم و پاک سرزمینم آینده ای رو آرزو می کنم که هر روز به پاس زن بودنتون خدارو شاکر باشین
روزهایی رو آرزو می کنم که شادی ساکن همیشگی دلتون بشه
آرزو می کنم غمهایی که سراغ ما مادرناتون و مادرانمون و مادران مادرانمون اومدن
هرگز و هرگز نشانی خونه ی شما رو پیدا نکنن
قوی باش دخترم
قوی باشید دختران من
محکم مثل کوه و از درون نرم مثل موم
فردا مال شما و دختران شما و دختران دختران دختران شماست
شما باید زنان مستقل و امیدواری بشید چون این زمین و سرزمین چشم به دهان شما دوخته تا زیباترین کلمات و وردهای عاشقانه رو بشنوه
براتون عشقی آرزو می کنم که تمام وسعت قلبتون رو تسخیر کنه
و مردانی که لایق عشق باشند
دخترم
دخترانم
ما ، مادران شما ، در سالهایی کودکی کردیم که سالهای سختی بودند
در سالهایی نوجوانی کردیم که پوشیدن جوراب سفید جرم بود
در سالهایی جوانی کردیم که زیبایی جرم بود
عشق گناه بود
ما با صدای آژیر قرمز قد کشیدیم
ما تو پناهگاههای تاریک مدرسه های دولتی بیشتر از اونکه از مرگ و بمباران بترسیم از عنکبوت ترسیدیم
ما زمانی مادر شدیم که زندگی سخت بود
که زندگی سخته
ولی همه ی سعیمون رو کردیم که مادران خوبی برای شما باشیم
ما مادران روزهایی شدیم که هرروز از یک خبر و حادثه ی تازه تنمون لرزید
در روزهایی که همه چیز تورم داشت الا عشق
برای شما آینده ی بهتری رو آرزو می کنم
روزهایی که برای دخترانتون فقط مادر باشید نه کلافی از دلشوره و دلنگرانی
دوستت دارم دخترم
.
.
پی نوشت :
و مادرم
مادرم
مادرم
دوستت دارم مادر . هرچند تو حتی سواد خوندن این نوشته رو نداری و حالا که من به این سطر رسیدم چشمهای خسته و مهربونت ر‌و خواب گرفته ‌ . فدای قلبت که در فاصله ی دو ماه داغ جوان دو تا خواهر رو تحمل کرده . قلبت ، خونه ی منه ، خونه ی دخترم ، خونه ی برادرم، خونه ی خواهرام ، حتی خونه ی مریم که مادرش رو خیلی زود از دست داد ....زود....خیلی زود خوب شو عزیزم . دلم می خواد سر پا بشی و حالت خوب بشه و ما سه تا بیایم خونت مهمون .....
Read more
حالا کی گفته #پاپ بی محتواست شما پر محتوا؟ بحثی که این روزها #روشن_فکرهای ما هر از گاهی برای بالا بردن ...
Media Removed
حالا کی گفته #پاپ بی محتواست شما پر محتوا؟ بحثی که این روزها #روشن_فکرهای ما هر از گاهی برای بالا بردن #پرستیژ کاری خود مطرح می کنند و بی دلیل همه را سرزنش می کنند. آیا به راستی این همه بی محتوایی از کجا سرچشمه می گیرد؟ #مسولین؟ #هنرمندان؟ #مخاطبان؟ و یا پرنسیپ؟ به طبع جامعه ای که مستبد است مردمی ... حالا کی گفته #پاپ بی محتواست شما پر محتوا؟
بحثی که این روزها #روشن_فکرهای ما هر از گاهی برای بالا بردن #پرستیژ کاری خود مطرح می کنند و بی دلیل همه را سرزنش می کنند.
آیا به راستی این همه بی محتوایی از کجا سرچشمه می گیرد؟
#مسولین؟
#هنرمندان؟
#مخاطبان؟
و یا پرنسیپ؟
به طبع جامعه ای که مستبد است مردمی منزوی را در خود فشرده کرده و قدرتمندان با اقداماتی از قبیل #کنترل، #فیلتر و #سانسور آن را دیوارکشی می کنند.
بدیهیست که، مخاطبان به سمت سوژه های داخلی کشیده شده یا از بیرون( #فرهنگ هرجایی) تغذیه می شوند.البته این حالت برای توده های ناآگاه بوده و اقلیت آگاه نیاز روحی و فکری یا #هنر[حالا به هر شاخه مورد علاقه]را پیدا میکند.شاید مشکل از شخصیت است که آنقدر پیشرفت نکرده که خود بهترین ها را جستجو کند؛ و آیا حکومت #توتالیتر در شخصیت پردازی موثر است؟
این سوال همانند تاثیر پدر و مادر در رشد کودک است.
هم تاثیر دارد،هم تحول پیدا می کند.حال آنکه راهی جز سازگاری و تحمل شرایط نیست راه حل تغییر در افکار اجتماعی و تاثیر آن در حاکمیت است یعنی با نوعی جهش فکری سبکی بسازد یا سبکی را شکوفا کند و یا در حالت مردود تسلیم سبک های پیشنهادی حکومتی شده که البته در همه موارد تحمل فحاشی و گله مندی طبیعی است.
سرزنش اقشار بی محتوا سرزنش خودمان است زیرا از مردمی که به دنبال امید و آمال محدود شده خود می گردند،تولید سبک هایی با محوریت عشق و مسایل جنسی و یا اشتراک خوراکی هایی که به سختی به دست می آورند کاری بعید به نظر نمیرسد کماینکه با وجود این نیازهای اولیه می توان به آینده هم نگریست.
در جامعه ای که حتی کوچک ترین اقلام خوراکی را با زحمت شبانه روزی به دست می آورند انگیزه انسانی در جستجوی شیر مادریست تا اسباب بازی برای تفکر.
در آخر انزوا و دست و پنجه نرم کردن با محدودیت ها باعث بی محتوایی و زندگی به سبک غار نشینی(نیازهای اولیه) و از دست آوردهای پرافتخار یک حکومت #دیکتاتوری است.
"مهاجری بنام #احسان_شک"
Read more
. آشپزخانه دورا FISHER-PRICE کد مرجع 6020MAT قیمت:۶۳۰٫۰۰۰ تومان تجربه ی آشپزی ماجراجویانه ...
Media Removed
. آشپزخانه دورا FISHER-PRICE کد مرجع 6020MAT قیمت:۶۳۰٫۰۰۰ تومان تجربه ی آشپزی ماجراجویانه با آشپزخانه دورا فیشرپرایس... این آشپزخانه کوچک ساعت ها کودک را سرگرم می کند و بیش از 20 وسیله آشپزی رنگارنگ و هیجان انگیز برای کودک دارد. دورای سخنگو می تواند به زبان های انگلیسی و اسپانیایی با کودک ... .
آشپزخانه دورا FISHER-PRICE
کد مرجع 6020MAT
قیمت:۶۳۰٫۰۰۰ تومان
تجربه ی آشپزی ماجراجویانه با آشپزخانه دورا فیشرپرایس...
این آشپزخانه کوچک ساعت ها کودک را سرگرم می کند و بیش از 20 وسیله آشپزی رنگارنگ و هیجان انگیز برای کودک دارد. دورای سخنگو می تواند به زبان های انگلیسی و اسپانیایی با کودک صحبت کند و او را در آشپزی راهنمایی کند. هنگامی که کودک ماهی تابه را بر روی اجاق گاز قرار می دهد صدای جیز درست مانند آشپزخانه واقعی را می شنود و به وجد می آید. صدای قل قل پختن غذا کودک را هیجان زده می کند و او را به ادامه نقش بازی کردن تشویق می کند. این آشپزخانه برای بازی های دسته جمعی و ایجاد روحیه مشارکت گروهی بسیار مناسب است.
ویژگی ها :
دارای بیش از 20 وسیله آشپزی
قابلیت پخش عبارات به زبان انگلیسی و اسپانیایی
دارای فر با درب قابل باز و بسته شدن
دارای صداهای آشپزی بسیار هیجان انگیز
ابعاد 61 در 15.2 در 35.6 سانتیمتر
مناسب برای سن 2 تا 6 سال
#كودك_خلاق #عشق_مادرانه #دنياي_كودكان #سيسموني_نوزاد #كودكو #كودك #كودك_نوزاد_بارداري #کودک #کودکو #سیسمونی #مادر #نوزاد #خرید_آسان #قیمت_مناسب #فروشگاه_اینترنتی #اسباب_بازی # آشپزی #آشپزی #آشپزی_هنر_ابتکار #کودکانه #خلاقیت_کودک #سرگرمی_سالم #سرگرمی_کودک #کادوتولد #کادو_چی_بخرم #تولدکودک ‎
ثبت سفارش از طريق:
‎تلفن: ٠٢١٢٢٢٠٩٨٨٦
‎تلگرام: ۰۹۲۱۴۹۸۱۳۲۴
‎‏www.koodakoo.com
Read more
معجزه‌ای به نام #مادر راجع به مغز انسان چیزهایی می‌دانستم، اما وقتی مادرم سکته مغزی کرد و در بخش ...
Media Removed
معجزه‌ای به نام #مادر راجع به مغز انسان چیزهایی می‌دانستم، اما وقتی مادرم سکته مغزی کرد و در بخش مراقبت‌های ویژه بیمارستان بستری شد، فهمیدم هیچ چیز از مغز انسان نمی‌دانم. حافظه‌اش دچار اختلالات عجیب و غریبی شده بود. تغییر کرده بود و همه چیز غریب بود. با آدم جدیدی مواجه شده بودم، که شخصیتی متفاوت ... معجزه‌ای به نام #مادر

راجع به مغز انسان چیزهایی می‌دانستم، اما وقتی مادرم سکته مغزی کرد و در بخش مراقبت‌های ویژه بیمارستان بستری شد، فهمیدم هیچ چیز از مغز انسان نمی‌دانم. حافظه‌اش دچار اختلالات عجیب و غریبی شده بود. تغییر کرده بود و همه چیز غریب بود. با آدم جدیدی مواجه شده بودم، که شخصیتی متفاوت داشت. اصلا گویا در عالمی دیگر زندگی می‌کرد. عالمی با معادلاتی که برای ما و زمین غریب و دور از درک و لمس بود. همه‌چیز مثل خواب بود. خون، بخش زیادی از کاسه مغز را اشغال کرده بود و خیلی از چیزهایی که پیش‌تر برای مادرم ارزشمند بود فراموش شده بود. چیزهایی بزرگ و باورنکردنی. احساسات غریبی با استرس و فشار روزانهٔ عملی که معلوم نبود در پیش هست یا نیست درآمیخته بود و زندگی‌ام در نقطه‌ای، گوشه این شهر شلوغ، روی تختی که شبیه اتاقی فراسوی معماری زمین بود و با زمانِ زمین بیگانه بود، متمرکز شده بود. مادرم بود، روی تخت. در چشمانش همان شورِ مادرانهٔ جادویی موج می‌زد. همان عطر آشنای دیرینه را داشت. امّا چیز‌هایی تغییر کرده بود که دلم را می‌لرزاند. این لرزش که زمین زیر پایم را بی‌ثبات‌تر از همیشه جلوه می‌داد، زمانی آرام شد که خواهرم آن نقاشی عجیب را برای مادرم کشید. تنها چیزی که مادرم بعد از عملِ سخت و نفس‌گیر آن روز طولانی با خود به بخش عمومی آورده بود. مادرم چیزی به خاطر نمی‌آورد، امّا من خوب به یاد دارم که او در آن شرایط، که حتی دکتر جراح هم باوری به بودنش روی زمین نداشت و ساختار مغز فرو ریخته و حافظه‌اش ثبات یک انسانِ گرفتار در چارچوب زمان را نداشت؛ ما را فراموش نکرده بود.
مادر عجیب‌ترین معجزهٔ خداست.

#روز_مادر
روز عشق است
روز زندگی‌ست
Read more
جانم چرا گریه آخه؟؟؟نمیخواستی از درون مادرت بیای بیرون؟خب فکر کردیم مشتاقی که این دنیارو کشف کنی برای همین ماهم شدیم باعثو بانیه اینکه بدنیات بیاریم. دلنوشته🥀 اسیر اعداد بودن سخت است، خصوصا برای نسل ما، نسل اعداد! نه؟ از همان اوایل زندگی، زدند توی سرمان که: "چی از فلانی کم داری که 20 نمیگیری؟!" ... جانم چرا گریه آخه؟؟؟نمیخواستی از درون مادرت بیای بیرون؟خب فکر کردیم مشتاقی که این دنیارو کشف کنی برای همین ماهم شدیم باعثو بانیه اینکه بدنیات بیاریم. 👶
دلنوشته🥀
📝
اسیر اعداد بودن سخت است، خصوصا برای نسل ما، نسل اعداد! نه؟ از همان اوایل زندگی، زدند توی سرمان که: "چی از فلانی کم داری که 20 نمیگیری؟!" 20 گرفتیم ولی همیشه بهانه های جدید وجود داشت، باز هم اعداد بیشتر و مثلا "مهمتر" ... "رتبه خوب بگیر، دانشگاه خوب قبول شی!" .. قبول شدیم، ولی نه، پایان ماجرا نبود!
تازه افتادیم روی دور! لایک، فالوور، دایرکت! میلیون ها عدد قرمز رنگ کوچک، با تاثیر ذهنی عظیم! خیال کردیم پادشاهانی هستیم برای خودمان! اصلا ملاکمان برای تعیین ارزشمان، شد همین تعداد نظرات دیگران! باز هم یک عدد دیگر بیخ گلویمان را گرفته بود!
تا رها شدیم و به اصطلاح "آزاد" ، تا آمدیم نفسی بگیریم گفتند:"دهگان سنت داره بزرگتر از 2 میشه، زن بگیر!" ... "وقت شوهر کردنته دیگه!" بعد هم که تازه ماجرای واقعی آغاز شد! اعداد بیرحمانه ی مهریه، چک های درشت، حقوق کم، 9 ماه انتظار، خرج و مخارج، هر چه بود و نبود را عدد دیدیم! یادمان رفت که مهمترین عدد، روزشمار زندگی بود که هر روز کم میشد، نمیدانیم از چقدر، ولی کم میشد! تا بالاخره رسیدیم به جایی که دیگر اعداد مهم نبود! مهم این بود که از باقی مانده، بیشترین استفاده را ببریم، ولی افسوس باقی مانده هم زیاد نبود! باور کن، هیچ عددی آنقدر مهم نیست که عمرت را صرفش کنی، چون "عمر" میزانش مشخص نیست!
مهم نیست نمره چند میگیری، کدام دانشگاه قبول میشوی، در چه سنی ازدواج میکنی، چقدر حقوق میگیری! یادت باشد که برای عشق و علاقه و زندگی، عدد تعریف نشده، ولی روزهایت محدود است،"عدد" نباش! 👤 #دکترمهدیزاده #زنان_زایمان_نازایی #متخصص #جراح #بورد_تخصصی_زنان #زن_بودن_کار_ساده_اى_نيست #دلنوشته_ها #سزارین_کودک_مادر #سزارین #اتاق_عمل #بیمارستان #همیشه_باش #obstetricia #obstetrics #gyncology #zananzayman #lifestyle #myeverything #times
Read more
 #هوالحبیب<span class="emoji emoji2764"></span> #کپشن_مطالعه_شود<span class="emoji emoji1f60a"></span><span class="emoji emoji1f447"></span> . إِذَا تَزَوَّجَ الرَّجُلُ أَحْرَزَ نِصْفَ دِينِهِ فَلْيَتَّقِ ...
Media Removed
#هوالحبیب #کپشن_مطالعه_شود . إِذَا تَزَوَّجَ الرَّجُلُ أَحْرَزَ نِصْفَ دِينِهِ فَلْيَتَّقِ اللَّهَ فِي النِّصْفِ الْآخَر شخصی که ازدواج می کند. در حقیقت نصف دین و آئین خود را حفظ کرده است. پس بر او لازم است که برای حفظ باقیمانده ی آن. تقوای الهی را پیشه ی خود سازد ♡ ♡ عشق.نوشت:بععععله ... #هوالحبیب❤
#کپشن_مطالعه_شود😊👇
.
إِذَا تَزَوَّجَ الرَّجُلُ أَحْرَزَ نِصْفَ دِينِهِ فَلْيَتَّقِ اللَّهَ فِي النِّصْفِ الْآخَر

شخصی که ازدواج می کند. در حقیقت نصف دین و آئین خود را حفظ کرده است. پس بر او لازم است که برای حفظ باقیمانده ی آن. تقوای الهی را پیشه ی خود سازد


عشق.نوشت:بععععله ازدواج😁
اتفاق عجیبیه...❤
دوخانواده که هیچ ارتباطی باهم ندارن بعد از یه مراسم کم کم به هم عشق و محبت می ورزند ...
و چه خوبه اون مراسم ساده و خالی از تجملات دنیایی و پر از تجلی عشق های خدایی باشه...
پدر مادر ها آستین بالا بزنین...
داداشیا و خواهرهای دینی ام دل رو به خدا بدید و تو این مسیر قدم بردارید...
با چشم های باز👀
و معیار های خدایی🙏💗 .
.
عکاس بزرگوار: @narvan86
.
.
#ازدواج
#معیارهای_خدایی
#چشم_های_باز
#متاهل
#عشق
#دوتاشدیم 🙊😀
#دعاکنید_گونی_گونی
#اقلیما_۷۸
#بی_قرار۲۸۷۷
Read more
از وقتی یادمه این عکس مورد علاقه‌ام بوده همیشه سمت چپ منم وقتی خیلی کوچیک‌تر از کوچیک بودم و سمت ...
Media Removed
از وقتی یادمه این عکس مورد علاقه‌ام بوده همیشه سمت چپ منم وقتی خیلی کوچیک‌تر از کوچیک بودم و سمت راست مادر و پایه‌ی محکم زندگیم و حتی بعضی وقت‌ها دلیلش از وقتی یادمه همیشه پا به پام بوده محبتش رو لحظه‌ای ازم دریغ نکرده با اینکه همیشه درگیر نوعی از بیماری بوده که همه‌ی دکترا با ناامیدی راجع بهش ... از وقتی یادمه این عکس مورد علاقه‌ام بوده
همیشه
سمت چپ منم وقتی خیلی کوچیک‌تر از کوچیک بودم
و سمت راست مادر و پایه‌ی محکم زندگیم و حتی بعضی وقت‌ها دلیلش
از وقتی یادمه همیشه پا به پام بوده
محبتش رو لحظه‌ای ازم دریغ نکرده
با اینکه همیشه درگیر نوعی از بیماری بوده که همه‌ی دکترا با ناامیدی راجع بهش حرف می‌زدن، اما مثل کوه وایستاده، مبارزه می‌کنه و بزرگترین آموزگار برای عشق به زندگیه
عشقی که هر لحظه، هر آن تو چشماش موج می‌زنه و فقط کافیه یک ثانیه نگاهش کنی تا ازش مالامال بشی
اینارو گفتم که بگم درسته سپاسگزارم از همه‌ی شما دوستان برای تبریک‌های قشنگ و زیبای تولدم
اما این سال‌ها و امروز بیشتر از هر روزی، بیشتر از همه سپاسگزار یک نفرم
مادرم
که با تمام سختی‌ها و مشکلات ذره‌ای خم به ابرو نیوورده و همیشه بزرگترین و خفن‌ترین و با عشق‌ترین باقی مونده
برای همیشه ازت سپاسگزارم که مبارزه‌ی درست و با عشق رو بهم یاد دادی و اگر این‌روزها رفیق یا دوستی تولد منو تبریک میگه، در واقع این تبریک به توئه، نه من! تویی که تمامِ تمامِ عشقی
Read more
. دلم برای حماقت های هفده هجده سالگیم تنگ شده!! برای وقتی که بهترین خواننده ها لیلا فروهر و منصور بودن ...
Media Removed
. دلم برای حماقت های هفده هجده سالگیم تنگ شده!! برای وقتی که بهترین خواننده ها لیلا فروهر و منصور بودن و بهترین رمان دنیا بامداد خمار!! دلم برای وقتی که فکر میکردم هزار سال دیگه وقت دارم تا صاحب رویایی ترین عشق دنیا باشم و یکی نذاره حتی خودم در ماشین رو باز کنم تنگ شده..! دلم برای وقتهایی که بی دغدغه ... .
دلم برای حماقت های هفده هجده سالگیم تنگ شده!! برای وقتی که بهترین خواننده ها لیلا فروهر و منصور بودن و بهترین رمان دنیا بامداد خمار!!
دلم برای وقتی که فکر میکردم هزار سال دیگه وقت دارم تا صاحب رویایی ترین عشق دنیا باشم و یکی نذاره حتی خودم در ماشین رو باز کنم تنگ شده..!
دلم برای وقتهایی که بی دغدغه ساعتها می خوابیدم و جز خواب خوش هیچ خوابی نمی دیدم تنگ شده.. دلم برای روزهاییکه تا سی سالگی قرن ها راه بود و به نظرم سی ساله ها خیلی گنده بودن تنگ شده..
زمانیکه پدر و مادر سروحال بودن و هیچوقت فکر تلخِ مرگ، پیری، یا نبودشون سراغم نمیومد، انگار قرار بود همیشه همونطوری بمونن..
دلم برای دغدغه ها و دلخوشیهای کوچک و آرزوهای بزرگ تنگ شده.. زمانیکه انگار چیزی به نام "گذشته" که وقتی بهش فکر کنی دلت بگیره وجود نداشت.. همه چیز توی زمان حال و یه آینده ی پر از رویا خلاصه میشد... راستی برای شما هم فکر به گذشته ها و روزهای خیلی دور غم انگیزه یا فقط برای من اینطوره؟
زمانی قسمتی از زندگیمون نامِ "گذشته" گرفت که بزرگ شدیم!!!
و انگار دیگه برای آدمهای اطرافمون زندگی کردیم نه برای خودمون.! سایه ی سنگینِ نگاه و قضاوتِ مَــردُم روی زندگی و انتخابهامون افتاد و اینکه کسی برامون حرف درنیاره! یا همه ازمون راضی باشن! شد یکی از دغدغه های اصلیمون..!
چه تأسف بار! معلوم نیست زندگی میکنیم یا فقط زنده ایم..! مدام و بیهوده می جنگیم برای چیزهایی که مطمئنن نمی تونیم تغییرشون بدیم. برای آدمهایی که سخت به باورهای خودشون چسبیدن و زمانی که از خودت یا تفکرت میگی با تعجب یا پوزخند نگات میکنن.. چرا وقتی میشه از کنار خیلی از آدمها به سادگی گذشت می ایستیم و ثانیه های عمر رو صرف مبارزه میکنیم؟؟
جنگیدن برای بی ارزش ها!!
خودِ من؛ همیشه جنگیدم برای همه چیز تا پیش وجدان خودم سربلند باشم. امّا این روزها فهمیدم که با خیلی ها نباید جنگید... گاهی فقط باید از کسی یا چیزی فاصله گرفت یا نادیده گرفت و به سادگی گذشت.. به قول کیومرث مرزبان: یک روزهایی باید زره را از تن در بیاوریم، دست خودمان را بگیریم و ببریم گردش!
بی هیچ جنگ و هیاهو...
امّا ای کاش از کودکی یاد میگرفتیم با قلبهامون زندگی کنیم تا ناخودآگاه قضاوت نکنیم کسایی رو که دلی زندگی میکنن.. و کاش می پذیرفتیم که کاری به کار هم نداشته باشیم.. و باور می کردیم که تک تک آدمها زخمی اند، هر کس درد خودش رو داره، دغدغه ی خودش رو داره، مشغله ی خودش رو داره.. به قول گفتنی:
آدمها را لحظه ها پیر نمی کنند، .. آدم را ، آدمها پیر می کنند...
Read more
. مادرانی که بنا به هر دلیلی چه ازدواج فاميلى ، عدم آگاهى و ... فرزندانی با مشکلات جسمی و ذهنی به دنیا ...
Media Removed
. مادرانی که بنا به هر دلیلی چه ازدواج فاميلى ، عدم آگاهى و ... فرزندانی با مشکلات جسمی و ذهنی به دنیا می‌آورند تنها کسانی هستند که از بدو تولد تا پایان عمر خود را وقف این فرزندان می‌کنند. آن‌ها گاهی از همه جوانی و زندگی خود می‌گذرند تا به فرزند خود خدمت کنند یکی از این زنان مادر مهدی ۱۰ ساله ای است که ... .
مادرانی که بنا به هر دلیلی چه ازدواج فاميلى ، عدم آگاهى و ... فرزندانی با مشکلات جسمی و ذهنی به دنیا می‌آورند تنها کسانی هستند که از بدو تولد تا پایان عمر خود را وقف این فرزندان می‌کنند. آن‌ها گاهی از همه جوانی و زندگی خود می‌گذرند تا به فرزند خود خدمت کنند یکی از این زنان مادر مهدی ۱۰ ساله ای است که چیزی جز لبخند و عشق از مادرش ندیده است. آن‌ها در بندرعامری «روستایی از توابع بخش دلوار در شهرستان تنگستان استان بوشهر» زندگی می‌کنند. مادر مهدی ۲۰ سال بیشتر نداشت که متوجه شد پسر هشت ماهه‌اش بیماری فلج مغزی دارد.
از مهدی فقط آواهایی شنیده می‌شود که جز برای مادرش مفهومی ندارد.
برخی از افراد که تا آن روز کودک را مورد توجه قرار می‌دادند وقتی متوجه این بار سنگین مسئولیت شدند کنار کشیدند و پدر هم آن‌ها را تنها گذاشت. مادر ماند و مهدی. مادر مهدی حرف و سخن‌های زیادی از مردم شنید و نگاه ترحم آمیز زیادی را تحمل کرد اما او بی‌اعتنا به این حرف‌ها مهدی را برکت خانه‌اش می‌داند و تنها خواسته‌اش از مهدی این است که او را حلال کند. او بابت نگهداری از فرزندی که حتی نیازهای اولیه‌اش را هم نمی‌تواند خودش تامین کند از کمیته امداد امام خمینی و بهزیستی و یارانه دولت تنها ۲۰۰ هزار تومان می‌گیرد. این همه کمکی است که در یک ماه به مادر برای نگهداری از فرزند معلولش می‌شود. او می‌گوید که اگر حمایت‌ها از این فرزندان بیشتر باشد مادران جز فرزند معلولشان دغدغه دیگری نخواهند داشت.
.
۶۱۰۴۳۳۷۸۴۹۳۸۲۷۳۲
سهیلاعامرنژاد - مادر مهدی

عكسها از جناب مجيد حامد حقدوست كه به تاريخ ٨ ارديبهشت امسال در خبرگزارى مهر كار شده و لينك عكس و متن كامل رو براتون توى استورى ميذارم .
Read more
داستان از حیاط با‌صفای خانه‌ی پدری، از میان برگ‌های درخت کنار و رنگارنگی‌ِ گلهای کاغذی، داستان آمیخته ...
Media Removed
داستان از حیاط با‌صفای خانه‌ی پدری، از میان برگ‌های درخت کنار و رنگارنگی‌ِ گلهای کاغذی، داستان آمیخته با عطرِ خاکِ آب‌پاشی شده‌ی باغچه شروع می‌شود...از جمعِ برادرانِ حلقه زده به دور مادر.داستان با زندگی آغاز می‌شود...و ناگهان جنگ از راه می‌رسد. روایت را نه از زبان بلکه از نگاهِ راوی‌ای می‌خوانی ... داستان از حیاط با‌صفای خانه‌ی پدری، از میان برگ‌های درخت کنار و رنگارنگی‌ِ گلهای کاغذی، داستان آمیخته با عطرِ خاکِ آب‌پاشی شده‌ی باغچه شروع می‌شود...از جمعِ برادرانِ حلقه زده به دور مادر.داستان با زندگی آغاز می‌شود...و ناگهان جنگ از راه می‌رسد.
روایت را نه از زبان بلکه از نگاهِ راوی‌ای می‌خوانی که گویا مأموریت دارد تا همه‌ی لحظات را مو به مو به خاطر بسپارد تا مبادا کراهت و زشتی چهره‌ی جنگ فراموش شود...نویسنده تو را در چشم‌خانه‌ی راوی می‌نشاند و قدم به قدم نشان‌ت می‌دهد که چگونه وقتی چنگال بی‌رحم جنگ و دستان کثیف خیانت به هم می‌رسند، غم‌بارترین تراژدی‌ها رقم می‌خورد.
خانه خرابی‌ها، آوارگی‌هاو بی‌خانمانی‌ها از یک‌سو و نقاب از چهره افتادن‌ها از سویی دیگر...گویا جنگ پنجه به درون آدم‌ها می‌اندازد و آن خودِ واقعی را بیرون می‌کشد و بی هیچ پرده و حجابی در معرض دید قرار می‌دهد...
دلیری‌ها و رشادت‌ها و از جان‌گذشتن‌های از سرِ غیرت، ایمان، اعتقاد و وطن‌پرستی بسیارند ولی فرصت‌طلبی‌ها، خودخواهی‌ها و بی‌رحمی‌ها هم کم نیست...همدلی‌ها و هم‌دردی‌ها و حتی پا گرفتن عشق‌های تازه، بسیارند ولی زخم‌زبان زدن‌ها و راندن‌ها و پناه‌ندادن‌ها هم کم نیست...و در این میان هم هستند روح‌هایی که از بی‌عدالتی‌ها به ستوه می‌آیند و طغیان می‌کنند و به بیراهه می‌روند و مجری عدالت می‌شوند و تو می‌مانی که این اقدام از سر خیرخواهی برای جامعه بود یا از سرِ باز شدن عقده‌های پیشین؟...
دیدن دربه‌دری صدها هزار انسان ، جانسوز است. دیدن به آغوش کشیده شدن جنازه‌ی خونین برادر، توسط برادر روح‌خراش است و دیدن به جنون رسیدن انسان‌ها دل‌گداز و احمد محمود چه استادانه این همه را به تصویر کشیده است تا مبادا روزگار گرد فراموشی بنشاند بر آنچه که این سرزمین از سر گذرانده است...
در بخشی از کتاب می‌خوانیم:
کاش آدم بداند گلوله لحظه‌ای که حرکتش را آغاز می‌کند چه شکل و شمایلی دارد.شکل و شمایلش که معلوم است.‌ پس چه؟...شکل و شمایل نه!...کاش آدم بداند جعبه‌ی محتوی گلوله چطور دست‌به‌دست می‌شود. هر لحظه در کجا و چه مسیری را طی می‌کند. سربازی که از انبار مهمات بیرونش می‌کشد چه ریختی دارد. قامتش چگونه است. سیاه است. سفید است. بلند قامت است. کوتاه است. زن دارد، ندارد و...چه فکر می‌کند...؟ آیا فکر می‌کند لحظه‌ای که یکی از گلوله‌های داخل جعبه پروازکنان جلو می‌رود چه فاجعه‌ای به بار می‌آورد؟...چه کسی را می‌کشد؟...دل کدام مادر را می‌لرزاند!...خندهء کدام طفل را تا آخرین لحظهء میرای زندگی بر لبانش می‌خشکاند؟...
Read more
<span class="emoji emoji1f490"></span><span class="emoji emoji1f490"></span><span class="emoji emoji1f490"></span><span class="emoji emoji1f490"></span> مادر که میشوی، نمیفهمی از کجا ، کی ، چطور اینهمه تغییر ، اینهمه صــــبر ، اینهمه عشق  پیدا می شود.... مادر ...
Media Removed
مادر که میشوی، نمیفهمی از کجا ، کی ، چطور اینهمه تغییر ، اینهمه صــــبر ، اینهمه عشق  پیدا می شود.... مادر که میشوی همه چیز به یکباره خودش را تمام قد به تو نشان میدهد و تو دیگر خود قبل نیستی که نیستی. تمام وجودت سرشار از خنده های بی دلیل و با دلیل او میشود.... مادر که باشی مهربان تر می شوی. دلت ... 💐💐💐💐
مادر که میشوی، نمیفهمی از کجا ، کی ، چطور اینهمه تغییر ، اینهمه صــــبر ، اینهمه عشق  پیدا می شود....
مادر که میشوی همه چیز به یکباره خودش را تمام قد به تو نشان میدهد و تو دیگر خود قبل نیستی که نیستی.

تمام وجودت سرشار از خنده های بی دلیل و با دلیل او میشود....
مادر که باشی مهربان تر می شوی.

دلت حتی برای مورچه های کنار دیوار هم می لرزد. مبادا پا رویشان بگذاری. مبادا مادری منتظرشان باشد..
مادر که باشی دل نازک تر میشوی
💐💐💐💐 نیکان پنج ماهه ی من، عزیزدل مامانی شیرین ترین روزها رو دارم باهات سپری میکنم اگرچه شب بیداریات رو مخه😄
#پنج_ماهگی #نیکان_مامان #عشق_مادری #کودک #عشق
Read more
. مادر محبت سلام خواهر عشق سلام همسر حیا سلام دختر عفاف سلام زاده نجابت سلام مظهر وفا سلام بانوی ...
Media Removed
. مادر محبت سلام خواهر عشق سلام همسر حیا سلام دختر عفاف سلام زاده نجابت سلام مظهر وفا سلام بانوی ایرانی مسلمان و موحد سلام! پادو های استکبار، فواحش هرزه، نانجیب، بی عاطفه، بی لیاقت در عرصه محبت همسر ، محروم از عطوفت پدر بی نصیب از غیرت برادر و . . . چه حسادتی دارند به تو بانو! بانو! این هرزگان ... .
مادر محبت سلام
خواهر عشق سلام
همسر حیا سلام
دختر عفاف سلام
زاده نجابت سلام
مظهر وفا سلام
بانوی ایرانی مسلمان و موحد سلام!

پادو های استکبار، فواحش هرزه، نانجیب، بی عاطفه، بی لیاقت در عرصه محبت همسر ، محروم از عطوفت پدر بی نصیب از غیرت برادر و . . . چه حسادتی دارند به تو بانو!
بانو! این هرزگان نانجیب و بی عاطفه برای گرفتن حیا و نجابت و عفت و وفا و عشق و محبت و . . . از تو بانوی شریف خود را به چه آب و آتشی می زنند!!! کمی مانده تا خود در ملأ عام مجانی عرضه کنند تا از تو عشق و محبت و وفا و نجابت و حیا و . . . . را بگیرند ،
اما کور خوانده اند و برای همین هر روز ترفندی جدید تر در به نمایش گذاشتن بی عاطفگی و هرزگی و رقاصی خویش به کار می برند، خوب به زحمتشان انداختی در این جنگ نا برابر!
این هرزگان برای جبران تنهایی خویش در دنیای هرزگی و بی عاطفگی تو را همراه می خواهند ،
ای بانو در هر شکل و شمایلی از حجاب و عفاف که هستی تمام قد در برابرت و در برابر عفت و حیا و نجابت و عشق و محبت و مادری و خواهری و زیبایی الهیت تعظیم می کنم.
#مادر
#همسر
#خواهر
#نجیب
#عشق
#وفا
#محبت
#عاطفه
پ.ن ناگفته نماند خاک زیرپای بانوانی که همسران یا پدران خود را در عرصه های مختلف از دست داده ولی صبورانه عفیف و با حیا و با سینه ای مملو از محبت و عشق پایداری کردند بوسیدنی است
Read more
قهرمانی هر کشوری آرزوی تک تک بازیکنانش هست، همه تلاش من و هم تیمی هایم صعود و پیروزی تیم کشور عزیزمون ...
Media Removed
قهرمانی هر کشوری آرزوی تک تک بازیکنانش هست، همه تلاش من و هم تیمی هایم صعود و پیروزی تیم کشور عزیزمون بود اما با تمام تلاش های بی دریغ ما و دعاهای میلیونها ایرانی تقدیر با ما یار نبود. بازی در تیم ملی کشورم برای من افتخار بزرگی بود و تا آخر عمرم به خودم میبالم، متاسفانه با همه علاقه ای که دارم و برخلاف ... قهرمانی هر کشوری آرزوی تک تک بازیکنانش هست، همه تلاش من و هم تیمی هایم صعود و پیروزی تیم کشور عزیزمون بود اما با تمام تلاش های بی دریغ ما و دعاهای میلیونها ایرانی تقدیر با ما یار نبود.
بازی در تیم ملی کشورم برای من افتخار بزرگی بود و تا آخر عمرم به خودم میبالم، متاسفانه با همه علاقه ای که دارم و برخلاف میل باطنی و خواسته قلبیم تصمیم گرفتم که از تیم ملی کشورم خداحافظی کنم
این برای یک جوان ۲۳ساله که با سختی ها و مشقت های زیادی به اینجا رسیده قطعا دردناک ترین تصمیم و اتفاق زندگیش خواهد بود
توی زندگی یه چیزهایی هست که حرف اول رو میزنه،با توجه به اینکه مادرم بیماری سختی رو پشت سر گذاشته بود و من خوشحال بودم متاسفانه الان بخاطر نامهربانی و قدرنشناسی عده ای و توهین هایی که به هیچ وجه حق من و هم تیمی هایم نیست، بیماریش تشدید شده، این مسئله من رو بین دوراهی سختی برای انتخاب قرار داده، در نتیجه من مادرم رو انتخاب می کنم.
بیائید همدیگه رو قضاوت نکنیم و از روی ظاهر دیگران اونها رو مورد ارزیابی قرار ندیم،کسی چه میدونه که در پس خنده های من چه سختی های تلخی وجود داره؟؟؟!!!
من برای سلامتی مادر علیرضا جهانبخش عزیزم که بیماری سختی رو پشت سر گذاشته و بهبودی حاصل شده آرزوی سلامتی دارم، تنها علیرضا بود که شاهد روزهای غم انگیز و تلخ دوران بیماری مادرم بود، ممنون رفیق
ختم کلامم در تشکر از کیروش عزیز است،امیدوارم روزی تیم کشورم رو در قهرمانی جهان ببینم.
از تمامی رسانه ها هم بخاطر لحظه لحظه های با ما بودنشون سپاسگزارم و قدردان محبت های تک تک هموطنانم هستم
عشق فقط مادر
با ارزوی سلامتی برای همه مادرها❤
Read more
حال ِ این روزهایم شبیه یکی از داستان های کوتاهِ مگان برگمن است؛ راوی داستانی که به باغ وحش می رود و دنبال ...
Media Removed
حال ِ این روزهایم شبیه یکی از داستان های کوتاهِ مگان برگمن است؛ راوی داستانی که به باغ وحش می رود و دنبال صدای مادرش توی حنجره ی پرنده می گردد. راوی بر می گردد به خانه ی قدیمی و پا روی موکت ِ مرطوب می گذارد، بوی غار می شنود و در عین حال بوی خانه. روی روکش کاغذ دیواری ها دست می کشد، لکه های سقف نم داده را و دیوار ... حال ِ این روزهایم شبیه یکی از داستان های کوتاهِ مگان برگمن است؛ راوی داستانی که به باغ وحش می رود و دنبال صدای مادرش توی حنجره ی پرنده می گردد. راوی بر می گردد به خانه ی قدیمی و پا روی موکت ِ مرطوب می گذارد، بوی غار می شنود و در عین حال بوی خانه. روی روکش کاغذ دیواری ها دست می کشد، لکه های سقف نم داده را و دیوار صورتی کمرنگ دلگیر راهرو را می بیند و به حاشیه ی گچی میان سقف و دیوار خیره می شود.
مادر من هم مثل مادرِ راوی داستان در شکل گرفتن حس ما از مکان نقش ظریفی داشت؛ دقت، جدیت و وسواسش در چیدمان که آن را به من و فروغ هم از جایی گرم در درونش منتقل کرد؛ جایی نزدیک ِ قلبش.
اینجا، همین نقطه حس مکانی امن را برای همیشه در من زنده می کرد، آن آبیِ کوچکِ بالشت و تمام ِ کتاب های پشت سرش و کتاب هایی که در قاب جا نشد. من در این نقطه ی روشن با کارور به آمریکا سفر کردم، با پیرمرد و دریای همینگوی به کوبا رفتم، نامه های چخوف به اولگا و نامه های ساعدی به طاهره پنجره ای از عشق را رو به من باز کرد که شبیهش را هیچ وقت ندیده بودم. همینجا دیدم شان، مریم را در کنیزوی منیرو روانی پور که به شهر بندری مهاجرت می کند، سال‌های پایانی جنگ جهانی دوم را در سووشون تماشا کردم و بو کردم، به مادام بواری حسرت خوردم، دره ی خاکستر را به وضوح در گتسبی بزرگ دیدم، طبقه‌ای که تنها نصیبشان از رؤیای آمریکایی گرد و غبار و خاکستر بوده است. و سفر کردم با کوچه ابرهای گمشده، با باغ ملی، با نیمه ی تاریک ِ ماه و سگ ِ ولگرد و دیگر چقدر اسم بگویم؟ همین تکه ای که آفتاب است، که می دانم هیچ وقت رو به خاموشی نمی رود دری را به رویم باز کرد شبیه باغی که مسکوب آن را توصیف می کند: آدم نهالی بیرون از فصل و بی‌هنگام است، در زمان خودش نیست، خزان است در میانه بهار یا برعکس.
و این تکه با اینکه حالا خالی می شود، خاطره هايش شبیه ستاره های کوچکی در شب می شوند و هر ورق شان، یادگار کتابی ست که در پس حافظه ی من برق می زند.
Read more
--- . تونی ماگلیاریزی ( اولین مربی امره ) : هنوز درموردش فکر میکنم و چشمام پر از اشک میشه. پس از اینکه ...
Media Removed
--- . تونی ماگلیاریزی ( اولین مربی امره ) : هنوز درموردش فکر میکنم و چشمام پر از اشک میشه. پس از اینکه امره با یووه قرارداد امضا کرد با من‌ تماس گرفت و گفت " من‌ اینجا هستم یعنی اینکه تو موفق شدی ؛ رویاهامون به حقیقت پیوست! " . او همیشه اسطوره های یوونتوس بخصوص دلپیرو را الگوی خودش میدانست ؛ به او ... ---
.
تونی ماگلیاریزی ( اولین مربی امره ) :

هنوز درموردش فکر میکنم و چشمام پر از اشک میشه. پس از اینکه امره با یووه قرارداد امضا کرد با من‌ تماس گرفت و گفت " من‌ اینجا هستم یعنی اینکه تو موفق شدی ؛ رویاهامون به حقیقت پیوست! "
.
او همیشه اسطوره های یوونتوس بخصوص دلپیرو را الگوی خودش میدانست ؛ به او میگفتم‌ " نگاه کن امره ، باید یاد بگیری مثل الکس ضربه بزنی " او همیشه در خانه من با جایگاهی مواجه میشد که به بانوی پیر ( لقب یووه ) اختصاص داده شده بود و او همیشه مجذوب آن میشد ؛ یوونتوس برای ما ایتالیایی ها یعنی بروز احساسات و عواطف.
.
من هم مانند خانواده جان ، یک‌ مهاجر هستم و بخوبی میدانم که به چشم غریبه نگاه کردن و محروم شدن از برخی امکانات کشور چه حسی دارد. امره همان پسر مودب و باشخصیت است و هیچ تغییری نکرده.
.
پدر و مادر او بسیار قابل احترام و سختکوش هستند ؛ تا دیروقت کار میکردند برای همین همیشه امره را تا خانه اش میرساندم ؛ باید در اواخر شب او را مقابل خانه تنها میذاشتم و میرفتم ، از این کار متنفر بودم ؛ برای همین با اجازه از پدر و مادرش ، او را تا آخر هفته ها به خانه خودم میبردم.
.
فصل قبل با من‌ تماس گرفت و از من مشورت گرفت که به یوونتوس بروم یا نه ؟ به او گفتم تو الان آماده بازی در یووه نیستی ؛ اما حالا میگویم او ۱۱۰ درصد آماده است.
.
۱۸ سال پیش زمانی که او بچه بود و داشتیم از تمرین بازمیگشتیم ، یک کابریوله مقابل ما بود ، رو کرد به من و گفت " ببین عجب ماشینیه ، خیلی خوشگله ؛ وقتی پولدار و بزرگ شدم ، یدونه از اینا واست میخرم " ۱۸ سال گذشت و یک روز امره با یک دست کلید به خونه من‌ اومد و گفت " قولی که داده بودم را انجام دادم " ؛ امره به من یک کابریوله ( یک مدل مرسدس ) هدیه داد ؛ هیچ وقت از او پولی نخواستم و همیشه دوست داشتم که او عاشقم باشد و در قلب او باشم با این حال او اینگونه از من تشکر کرد.
.
او میدانست و به او گفته بودم اگر به یوونتوس بروی من‌خوشحالترین مرد روی زمین خواهم بود ؛ یکی از آرزوهای من را برآورده کرده است ، حالا باید چمپینز لیگ را برای من و یووه کسب کند ، خیلی هم زود باید چنین کاری کند چراکه من فرصت چندانی ندارم.
.
و البته ، همیشه به او گفتم بهترین تصمیم را برای فوتبالت بگیر ... این یعنی هرگز به اینتر نرو!
.
یکی از زیباترین و احساسی ترین مصاحبه های بود که خوندم و ترجمه کردم ؛ بخصوص زمانی که از عشق و علاقش به یووه میگه و وقتی گفت " به اینتر نرو " و " با یووه چمپینز لیگ " را فتح کن. مرسی تونی ، مرسی برای این همه عشق و تعصبت 😍❤️
.
.
#AhmAd
_______
Read more
ماه رمضان بود .تابستان های داغ اواسط دهه شصت. و بازار روزه گرفتنهای ما و یواشکی غذا خوردن ها برقرار. ...
Media Removed
ماه رمضان بود .تابستان های داغ اواسط دهه شصت. و بازار روزه گرفتنهای ما و یواشکی غذا خوردن ها برقرار. فکر کنم ده سالم شده بود. روزی با خود عهد بستم که روزه ام را کامل بگیرم و حتی آب هم نخورم . چنان دراین تصمیم مصمم بودم که سحر هم بلند شدم و غذای کاملی خوردم وبا خود گفتم تا لنگ ظهر میخوابم بعد از آن هم دیگر سراشیبی ... ماه رمضان بود .تابستان های داغ اواسط دهه شصت. و بازار روزه گرفتنهای ما و یواشکی غذا خوردن ها برقرار. فکر کنم ده سالم شده بود. روزی با خود عهد بستم که روزه ام را کامل بگیرم و حتی آب هم نخورم . چنان دراین تصمیم مصمم بودم که سحر هم بلند شدم و غذای کاملی خوردم وبا خود گفتم تا لنگ ظهر میخوابم بعد از آن هم دیگر سراشیبی روزه است تحمل میکنم. ظهر که بلند شدم از خواب نمازم را جلوی چشم مادر خواندم که زاهد بودن و روزه گرفتنم بیشتر به چشمش آید. چنان پر طمطراق نمازم را میخواندم و بلند بلند که با نهیب پدر مواجه شدم که نماز ظهر را باید آهسته خواند.ساعت پنج شده بود و چنان شکمم به صدا برخاسته بود که رسوایمان کرده بود. رنگ و رویم پریده بود و بی حال بودم . چند بار خواستم لیوان عرق کرده آب خنکی را سربکشم که باز هم پای وفای به عهد بود و یکرنگی. مادر پولی را به دستم داد و گفت پنج تا گرده بیارو یه خورده بزار سرد بشه اون وقت بزا توی کیسه تا زیادی نرم نشه». خیلی سخت بود با شکم گرسنه و راهی دور برای آوردن گرده با آن شرایط سخت.کنار تنور که رسیدم کم کم عطر خوش گرده و هیزم چنان در هوا پیچیده بود که حالم را بیش از پیش دگرگون کرده بود. گرده ها یکی بعد از دیگری از دهانه سرخ تنور بیرون می آمد و به دست مشتری داده میشد. رنگ رخسار سرخگون گرده ها با تزئین کنجد چنان ولوله ای در روح و جانم انداخته بود که دیگر به مرز جنون رسیده بودم از گشنگی. گرده ها را که به دستم داد حواسم جای دیگر بود و دستم سوخت بعد از چند لحظه فریاد سوختن سر دادم. مسیر تا خانه خیلی برایم سخت و دشوار بود هم طولانی بودو هم گشنگی امانم را بریده بود. بدتر از همه گرده های مدور بودند که به چشمانم لبخند میزدند و لحظه به لحظه مدهوش رویشان میشدم. گرده را بو کشیدم و چنان غرق بودم که با صدای بوق موتوری به خود آمدم. دانه های کنجد را برداشتم از روی گرده و با خود گفتم کنجد کوچک است و مشکلی ندارد. هرچند میتوانی بخور. دیگر طاقتم طاق شده بود.وقتی فهمیدم که تکه ای از گرده ی خوش عطر را زیر دندانهایم با عشق میجوم و چه لذتی داشت. دیگر تمام شده بود .تا افطار شاید بیست دقیقه ای مانده بود ولی من بریدم و باید راه چاره ای برای آن تکه گرده برایم مادرم میبافتم. گرده تکه شده را لای آن چند تای دیگر گذاشتم. به خانه که رسیدم مادر حصیر را در حیاط پهن کرده بود و سفره افطار هم انداخته بود. هندوانه ای را قاچ میکرد . رنگ و روی من را که دید گفت آخی پسرم امروز خیلی گشنش شده.».گرده ها را به دست مادر دادم و یکی یکی در سفره گذاشت تا رسید به ان یکی که نصف شده بود.ادامه در
Read more
من فکر میکنم خداوند قبل از خلقت زن‌ها دست‌هایش را با #بهارنارنج شسته، بعد تمام گل‌های بهشت را بوییده، نشسته ...
Media Removed
من فکر میکنم خداوند قبل از خلقت زن‌ها دست‌هایش را با #بهارنارنج شسته، بعد تمام گل‌های بهشت را بوییده، نشسته خوش آب‌و‌هوا ترین نقطه‌ی آسمان و در حالی که دم‌نوش مهتاب ‌و انجیر می‌نوشیده و به الزام وجود عشق و وجود یک نگهبان تمام وقت برای آن و به سفیر زیبایی تمام بهشت در زمین و نیاز تمام غنچه‌های روییده ... من فکر میکنم خداوند قبل از خلقت زن‌ها
دست‌هایش را با #بهارنارنج شسته،
بعد تمام گل‌های بهشت را بوییده،
نشسته خوش آب‌و‌هوا ترین نقطه‌ی آسمان
و در حالی که دم‌نوش مهتاب ‌و انجیر می‌نوشیده و به الزام وجود عشق و وجود یک نگهبان تمام وقت برای آن و به سفیر زیبایی تمام بهشت در زمین و نیاز تمام غنچه‌های روییده و نروئیده و آدم‌ها‌ی به دنیا آمده و نیامده به معجزه‌ای به‌نام مادر خواهر دختر،فکر میکرده طرح وجود "زن" به دلش افتاده...
بعد در حالی که دست‌هایش بوی بهارنارنج میداده و نفسش بوی مهتاب‌ و انجیر میداده زن را خلق کرده،بعد با خودش گفته:این همان شعبه‌ی سیار بهشت است روی زمین،همان نگهبانِ تمام وقتِ نازک اما سرسخت "عشق"...
خدا دیگر خیالش راحت شد،نه دیگر مردی برای رفتن به سرکار خواب میماند،نه طفلی بی‌آغوش میماند،نه دلی از مهر دور میماند،نه کار عشق لحظه‌ای لنگ میماند،نه دنیا لحظه‌ای از زیبایی و معجزه وا می‌ماند..🌸🍀🌸🌸❤️ #niya_raad #hair #hairstyle #style #hairdo #hairpost #hairup #hairstylist #niayeshrad #hairdresser #art #instahair #hairpost #bride #hudabeauty #prettybride #beauty #makeup #makeupartist #weddingmakeup #iran #tehran #niayesh_Rad #نیایش_راد
#شینیون #میکاپ #عروس #آرایش #خودآرایی #تهران
Read more
 #کپشن_مطالعه_شود #قرار_عاشقانه #این_بار_قراری_از_جنس_تعهد #هشت_شوال #سالروز_تخریب_بقیع #کامنت_امروز_ما_بقیع_را_میسازیم . . . در ...
Media Removed
#کپشن_مطالعه_شود #قرار_عاشقانه #این_بار_قراری_از_جنس_تعهد #هشت_شوال #سالروز_تخریب_بقیع #کامنت_امروز_ما_بقیع_را_میسازیم . . . در نزد شیعیان خاک قبور تخریب شده ائمه بقیع، با طلای گنبد امام رضا علیه السلام دارای ارزش یکسانی است. برای شیعیان خاک و طلا تفاوتی ندارد و آنچه مهم ... #کپشن_مطالعه_شود
#قرار_عاشقانه
#این_بار_قراری_از_جنس_تعهد
#هشت_شوال
#سالروز_تخریب_بقیع
#کامنت_امروز_ما_بقیع_را_میسازیم
.
.
.
در نزد شیعیان خاک قبور تخریب شده ائمه بقیع، با طلای گنبد امام رضا علیه السلام دارای ارزش یکسانی است. برای شیعیان خاک و طلا تفاوتی ندارد و آنچه مهم است قرب آنها  نزد خدا و توسل به آن هاست.
اما هشت شوال برای ما یک روز نیست
یک اتفاق نیست
بلکه #یوم_الهدم است.یوم العزاست و تا زنده ایم از آن دم خواهیم زد
و به گوش همه #سعودی ها خواهیم رساند که به زودی بر سر در #بقیع پرچم #یا_معز_المومنین را برافراشته خواهیم کرد و نه تنها ما بلکه تمامی شیعیان یک پارچه
برای کارگری صحن ائمه بقیع راهی عربستان خواهیم شد
.
.
این بار به مادرسادات قول خواهیم داد شب و روز فقط باخود مرور کنیم که #ما_بقیع_را_میسازیم و این شعار را نصب العین خود و بچه های خود قرار دهیم
.
.
مادرهای ما طلاهایشان را نذر ضریح نداشته ی پسرت کرده اند
پدرهای ما آماده کارگری برای ساخت و ساز بقیع هستند
بچه های ما به عشق مهندسی صحن و سرای فرزندت معماری خوانده اند
.
.
یقین داریم که این پست را بزودی در صفحه امام حسنی ها خواهیم دید
نام نویسی برای کارگری صحن و سرای امام حسن مجتبی علیه السلام
.
.
پس امروز بجای قول برای ترک گناه که ان شالله این هفته هم تلاش خواهیم کرد
قول میدهیم
تاپای جان پاکار امام حسن مجتبی باشیم
.
.
نشون بدین که ما امت حسنیم
امتی که یک ساله بدون کمک های دولتی و به لطف خود امام حسن مجتبی هم #هفت_صفر رو به بهترین نحو ممکن و هم #پانزده_رمضان رو بدون حتی یک ریال کمک های غیر مردمی برنامه گرفته و هر ماه سی خانواده رو تحت پوشش خودش داره و از قبل امام مجتبی داره طعام یک ماهشون رو ساپورت میکنه و ماهانه چند وعده از مهمان خانه قمر بنی هاشم رو تقبل میکنه و اسم خودش رو هرماه در مضیف حضرت عباس ثبت میکنه
.
.
ماامت حسنیم و ثابت کردیم تمام پشتوانه ما دعاهای خالصانه حضرت مادر بوده و ان شالله هست و خواهد بود
.
.
رژه سربازان امام حسن زیر این پست دیدنی خواهد بود
.
.
کامنت امروز:
#ما_بقیع_را_میسازیم .
.
#هشت_شوال
#سالروز_تخریب_بقیع
#دوشنبه_های_حسنی
#ما_امت_حسنیم
#ما_بقیع_را_میسازیم
Read more
شهبازی: دور افتخار فوتسالیست‌ها همه‌ را به وجد آورد سرمربی تیم فوتبال بانوان سپاهان گفت: این بچه‌ها ...
Media Removed
شهبازی: دور افتخار فوتسالیست‌ها همه‌ را به وجد آورد سرمربی تیم فوتبال بانوان سپاهان گفت: این بچه‌ها با غیرت و عشق به کشورشان خواستند فوتسال ایران در دنیا دیده شود. به گزارش پایگاه خبری طوفان زرد، سمیه شهبازی امروز در گفت‌وگو با خبرنگار فارس در اصفهان، از قهرمانی تیم ملی فوتسال بانوان در مسابقات ... شهبازی: دور افتخار فوتسالیست‌ها همه‌ را به وجد آورد

سرمربی تیم فوتبال بانوان سپاهان گفت: این بچه‌ها با غیرت و عشق به کشورشان خواستند فوتسال ایران در دنیا دیده شود.
به گزارش پایگاه خبری طوفان زرد، سمیه شهبازی امروز در گفت‌وگو با خبرنگار فارس در اصفهان، از قهرمانی تیم ملی فوتسال بانوان در مسابقات جام ملت‌های آسیا سخن گفت و اظهار کرد: برای دومین بار بود که بانوان فوتسالیست کشورمان توانستند این عنوان را به دست بیاورند و قهرمان شوند که افتخار بزرگی نه تنها برای ورزشکاران بلکه برای همه بانوان ایران‌زمین بود.
وی افزود: این پیروزی به قدری شیرین بود که شادی بعد از گل‌شان، بردهایشان، دور افتخار زدنشان و رفتنشان به روی سکو به آدم هیجان می‌داد به طوری که همه چه فوتبالیست، چه فوتسالیست، چه ورزشکار و چه خانم خانه‌دار از این نتیجه خوشحال شدند.
سرمربی تیم فوتبال بانوان سپاهان اضافه کرد: حتی مادر من که خیلی پی‌گیر مسابقات ورزشی نیست با اینکه من خودم مربی فوتبال هستم این خبر را به من داد و بسیار خوشحال شده بود یعنی در این حد برای همه مردم ایران خوشحال‌کننده بود.
وی ادامه داد: مخصوصاً به ما که در رده ملی هم فعالیت می‌کنیم یک انگیزه مضاعف داد تا ما هم بتوانیم همانند فوتسال در فوتبال افتخار بیافرینیم.
شهبازی خاطرنشان کرد: شرایطی که در فوتبال و فوتسال بانوان هست(از همه نظر) قابل مقایسه با آقایان نیست چه در سطح باشگاهی و چه ملی؛ حرف، حرف علاقه است و پول و امکانات برای این بازیکنان معیار نیست تنها به فوتسال و تیم ملی کشورشان تعصب دارند.
وی در ادامه بیان داشت: در برابر تیم‌های قدرتمندی همچون ژاپن و تایلند که بسیار هزینه می‌کنند و امکانات در اختیار تیم‌هایشان قرار می‌دهند، خیلی خوب بازی کردند و عالی نتیجه گرفتند.
سرمربی تیم فوتبال بانوان سپاهان عنوان کرد: با بعضی از این بازیکنان که صحبت می‌کنم، می‌دانم تنها به خاطر عشق به کشورشان خواسته‌اند که فوتسال ایران در دنیا دیده شود و با همه غیرتشان بازی کرده‌اند
Read more
ریحانه جباری نام مقدسی است که در طول سه سال؛ مرا به باوری از ایستادگی رساند که تمام معنای شهامت را بر ...
Media Removed
ریحانه جباری نام مقدسی است که در طول سه سال؛ مرا به باوری از ایستادگی رساند که تمام معنای شهامت را بر مبنای شاخص جهانش می سنجم..... جهان ریحانی؛ سرزمینی به وسعت آگاهی است...سرزمینی که در آن هیچ مرزی وجود ندارد...کودکان آزاد...حیوانات معصوم...درختان شاهدین انسانیت و یاغی گری ها...پرندگان پیامبران ... ریحانه جباری نام مقدسی است که در طول سه سال؛ مرا به باوری از ایستادگی رساند که تمام معنای شهامت را بر مبنای شاخص جهانش می سنجم..... جهان ریحانی؛ سرزمینی به وسعت آگاهی است...سرزمینی که در آن هیچ مرزی وجود ندارد...کودکان آزاد...حیوانات معصوم...درختان شاهدین انسانیت و یاغی گری ها...پرندگان پیامبران آزادی و خدا؛ تنها فیلسوفی که نمی پرسد چرا و پاسخ ها را در دسته بندی های مختلف؛ در یک بزنگاه تاریخی به نمایش می گذارد...
ریحانه ی جباری تمامِ آن چیزی است که ذهن من از قدرت می فهمد...از عشق می فهمد....از ایستادگی می فهمد...از مرگ.....
ذهنم هنوز از مرگ چیزی نمی فهمد....اما حقیقتا ریحانه جباری را در دنیای مرگ نمی بینم...
من یک آتئیست هستم و به دنیای پس از مرگ بی اعتقاد...اما شاید نتوانم توضیح دهم که چگونه به محکمه ی عدلی که ریحانه از آن سخن میگفت ایمان دارم...
این یک تضاد عقیدتی نیست...
این دقیقا سه سال کلنجار بی رحمانه اندیشه هایم با درونم است...
سه سال گذشت...امشب همانند هر سال...هر سوم....هر آبان...دلم میان آرامشی که نام ریحان به جان می دهد و آشوبی که داغش به دل؛ مابین یک تعلیق غریبانه؛ طواف میکنم همه ی اندیشه های ریحانی را...
طواف میکنم همه ی نوشته هایش را...
همه ی دلنوشته هایش را...
همه ی حق نوشته هایش را...
کعبه در اندیشه بنا باشد طواف آن واجب...نه هفت دور با کفن.... بلکه هفتاد سال با بغض نبود آن اندیشه...
بدون شک همانند هر سال از سالگرد های ریحانی تصاویر ثبت شده ای را در کنار طواف کعبه ی تفکرات ریحان؛ با وضویِ احترام و عشق؛ در ذهن ذکر میکنم....تصویر شعله پاکروان که دلتنگ صدای مهربان و پر از مقاومتش هستم که وقتی تصمیم به فریاد حقیقت می گیرد هیچ قدرتی مانع انعکاس صدای شکوهمندش در قطعه 98 بهشت زهرا نیست.....دلتنگِ فریدون جباری که تا آنجایی که من دیدمش و میشناسمش فقط با لبخند اشک می ریزد....فقط با لبخند بغض می کند....فقط با لبخند....درد می کشد...مردی که اطمینانش به رسیدن روزِ عدالت و حق خواهی قوی تر از هرکس دیگری است....قوی تر از اتم سکوت می کند....و عمیق تر از لبخند سنگری برای اشکهایش ندارد.....
دلتنگِ شهرزاد؛ که خواهری از جنس باران برای ریحان....دختری از جنس ایمان برای فریدون و شعله است
دلتنگِ شراره؛ خواهری که شاید بیشتر از قانون پدر، برای اشک ها و بغض هایش سنگری از لبخند ساخته است....
و در نهایت دلتنگ مادر بزرگی که برای معصومیت ریحان؛ تمامِ پینه های دست خدایش را به سوگند کشاند تا پاسخی برای این بی عدالتی که ریحانه را از آنها دور کرد پیدا کند...
من ریحانه را هرگز ندیدم.
Read more
دخترم گیسوانت البته همه ی زیبایی تو نیست معصومیت نگاهت نرمی پوستت دستان پاک و کوچکت همه و همه ...
Media Removed
دخترم گیسوانت البته همه ی زیبایی تو نیست معصومیت نگاهت نرمی پوستت دستان پاک و کوچکت همه و همه دارایی های ارزشمند توست ارزش تو پیراهن گلدار و چین و واچینی نیست که هوس مادرانه ام به تنت می پوشاند ارزش تو گل سر هایی نیست که گاهی خودم با عشق و باز خودم با هزینه ی کم و زیاد برایت میبندم می بوسم گیسوانت ... دخترم
گیسوانت
البته همه ی زیبایی تو نیست
معصومیت نگاهت
نرمی پوستت
دستان پاک و کوچکت
همه و همه
دارایی های ارزشمند توست
ارزش تو پیراهن گلدار و چین و واچینی نیست که هوس مادرانه ام به تنت می پوشاند
ارزش تو گل سر هایی نیست که گاهی خودم با عشق و باز خودم با هزینه ی کم و زیاد برایت میبندم
می بوسم گیسوانت را در پس هر شانه ای که سر می خورد و گوییا دریایی را آرام می کند
شانه میزنم مویت را و زمزمه می کنم
ز تاب جعد مشکینت چه خون افتاد در دل ها
جعد مشکینت
جعد مشکینت
دخترم تو نمی دانی همین جعد مشکین تو و هزاران مثل تو چه کرده است با دل ها ،با عقل ها...
تو نمی دانی یعنی هنوز زوداست که بدانی ....همین که نه ساله شوی این جعد مشکین را باید در معجری پنهان کنی از دیدنامحرمان و صد البته نامردمان....
نا محرمی همیشه ترس ندارد البته اما از نامرد همیشه بگریز دخترم....
دخترکم این #باید را پیش از آنکه #دین و #جمهوری_اسلامی برای تو تعیین کند
من به عنوان مادرت
و پدرت بعنوان حامی ات ،سرپرست و تنها مردی که در این سن تو ،بوسه اش ،آغوشش ،و نگاهش همه از عشق است و همه زیبایی تو را می بیند ،برای تو تعیین می کنیم
همین گیسوانی که از روز تعیین جنسیت برایش کلی نقشه کشیدیم، کش های رنگ و وارنگ خریدیم،برس و شانه و شامپو خریدیم
همین گیسوانی که برای پر پشت شدنش شربت زینک و فلان و بهمان خرجش کردیم....
این باید را من از روی عقل و احساس مادرانه برای تو تعیین می کنم
و شیرم را حلالت نمی کنم اگر این #معجر حتی به خنجر بفروشی.....
دخترم مراقب باش همان ها که شعار #حجاب غیر اجباری سر میدهند،فرمان از همان ها می گیرند که روزگاری #کاپیتولاسیون آوردند و ارج گذاشتند به #سگ_امریکایی که به از جان #ایرانی بود....
دخترم شنگول و منگول نباش ،شاد و سرحال باش
#پینوکیو نباش
اسیر بازی موش و گربه ها نشو ...
دخترم نه می خواهم زیر نگاه نامردمان و #نامحرمان باشی و نه زیر مشت های مامورین #ارشاد ...که آنکس را که مادر تربیت نکرد ،دنیا،آن هم مجازی اش،تربیت نخواهد کرد،چه تو باشی_ که از ذریه ی #ساداتی و مادرت پهلو شکست و پیمان ولی امرش نه_چه مامور گشت ارشادی که تکلیفش چیز دیگری است و عملش چیز دیگری....و اصلا انگار نه انگار که رفتارش می شود سیبل منورالفکران و بهانه ای برای بی حرمتی به همه ی مقدسات....
اف بر ما که خود را نشناختیم و اجازه دادیم دیگری ما را معرفی کند
و مگر لالیم ما؟؟؟؟؟
Read more
(مادر) زن آفریده شدن و زن بودن چیزه پیچیده ایه... زنها عموما مادر به دنیا میان برای برادرشون مادرن برای ...
Media Removed
(مادر) زن آفریده شدن و زن بودن چیزه پیچیده ایه... زنها عموما مادر به دنیا میان برای برادرشون مادرن برای خواهرشون مادرن برای پدرشون مادرن برای عروسک هاشون مادرن حتی واسه مادرشونم مادرن و این واقعا چیز عجیب و پیچیده ایه یه دیالوگ مربوط به باغ های کندلوس هست که میگه: زن ها زود پیر می شن! ... (مادر)

زن آفریده شدن و زن بودن چیزه پیچیده ایه...
زنها عموما مادر به دنیا میان
برای برادرشون مادرن
برای خواهرشون مادرن
برای پدرشون مادرن
برای عروسک هاشون مادرن
حتی واسه مادرشونم مادرن
و این واقعا چیز عجیب و پیچیده ایه
یه دیالوگ مربوط به باغ های کندلوس هست که میگه:
زن ها زود پیر می شن! می دونین چرا
چون عروسک بازیشون هم جدیه
روی عمرشون حساب می شه
زن ها برخلاف باور خیلیا قدرتمندن ...هیچ زنی ضعیف نیست
تو باید قوی باشی که نه ماه یه نفر دیگه رو توی وجودت زنده نگه داری
باید قوی باشی که بتونی مردهایی که خودت اونها رو به وجود آوردی و بزرگ کردی و الان درباره برتری مردها نسبت به زنها حرف میزنن و سمینار میذارن رو تحمل کنی
باید قوی باشی که معشوقه سربازای جنگی باشی که زنده بودن و نبودنشون رو هیچ فردی نمیتونه تضمین کنه
باید قوی باشی که گاهی آدمایی رو بدنیا بیاری که دنیا رو متحول کردن
باید قوی باشی که بتونی یه جنگ رو بوجود بیاری یا باعث اتمام یه جنگ بشی
باید قوی باشی که با لبخندت یه مرد رو دلباخته خودت کنی
باید قوی باشی که بتونی نامه هایی بنویسی کتابایی بنویسی مقاله هایی بنویسی که یه جهان رو متحول کنی
و در آخر باید قوی باشی که قلب یه مرد رو به چنگ بیاری و همچنان کاری کنی که باعث تپیدن قلب اون مرد بشی...
نمیتونی قدرتی که لا به لای چین های دامن یا طره های موی یه زن هست رو نادیده بگیری
زن بودن ینی آیدا مخاطب شعرهای شاملو
زن بودن ینی مارگارت تاچر اولین نخست وزیر زن بریتانیای کبیر
زن بودن ینی دزیره معشوقه ناپلئون پادشاه قدرتمند فرانسه
زن بودن ینی مونالیزا و لبخندش و نقاشی داوینچی و هزاران سال عشق و قدرت نهفته و پنهون
زن یعنی تو
یعنی همه زنای قدرتمند دنیا که به قول ناپلئون با یه دست گهواره رو به حرکت در میارن و با دست دیگه دنیا رو...
.زن ها این شاهکارهای خلقت خداوند که بس عجیب و پیچیده ان رو دست کم نگیرید هیچ شاعری بدون وجود یه زن توی خاطراتش نمیتونه شعر بگه هیچ رمان نویسی هم نمیتونه کتاب بنویسه و هیچ مردی توی دنیا نتونسته در برابر زنی که موهای بلندش رو به دست باد میسپاره و دامن گلگلی کوتاه میپوشه تاب بیاره و دلش رو از دست نده
زنها رو دوست داشته باشید اونا قدرتمند ترین موجودات آفرینشن
روز مادر به همه ی زنها که زن بودن و مادری کردن و آنانی که زن بودن و پدری کردن مبارک ❤️
Read more
. چه کسی از مادر عزیزتر؟ چه کسی از پدر خودتی‌تر؟ قطعا هیچکس...اما یک لحظه از خودم میپرسم کلمه‌ی مادر ...
Media Removed
. چه کسی از مادر عزیزتر؟ چه کسی از پدر خودتی‌تر؟ قطعا هیچکس...اما یک لحظه از خودم میپرسم کلمه‌ی مادر خلاصه‌ی چه مفاهیمیه که اینقدر عزیزه؟ معنای ایثار، مهربانی بی‌دریغ، بخشش، معنی همدل، پشتوانه، زاینده و ایجاد امید و...شما هم میتونین صدها صفت زیبای دیگه بهش اضافه کنید اما اگر این صفت‌ها رو ... .
چه کسی از مادر عزیزتر؟ چه کسی از پدر خودتی‌تر؟
قطعا هیچکس...اما یک لحظه از خودم میپرسم کلمه‌ی مادر خلاصه‌ی چه مفاهیمیه که اینقدر عزیزه؟
معنای ایثار، مهربانی بی‌دریغ، بخشش، معنی همدل، پشتوانه، زاینده و ایجاد امید و...شما هم میتونین صدها صفت زیبای دیگه بهش اضافه کنید
اما اگر این صفت‌ها رو از مادر بگیریم و معکوسش رو اضافه کنیم چی؟
کسی که شما رو به باد کتک میگیره، زندانی‌تون میکنه و از‌هر امکاناتی محرومتون میکنه،همه جا تحقیرتون میکنه و اگر پیشرفتی هم بکنید ریشه‌تون رو میسوزونه، به شما غذا نمیده و با لباس پاره و کثیف راهی مدرسه میکندتون (هرچند با بعضی اینجور نیست و برای اونها مادری نمونه‌اس) و بعد از مدتی هم شاید نذاره مدرسه برید و مجبورتون کنه کارهای ناخوشایندی بکنید، حتی شاید آزار جسمی و جنسی به شما بده...آیا اون آدم باز هم یک «مادر» به حساب میاد؟
خطاب این نوشته رو به سمت حکومت(و نه فقط دولت) ایران میگیرم، عزیزان، سروران، مردان و زنانی که مسئولیت تصمیم‌های بزرگ و مهم از طرف مردم (نه خدا) به شما سپرده شده، بدونید که وطن مثل مادر ماست، اما باید یک مادر واقعی باشه که شایسته‌ی کلمه‌ی «مادر/وطن» بشه ، اگر این مادر مارو بچه‌ی ناتنی خودش بدونه ، دل کندن ازش دیگه کار سختی نیست، وطنی که که برای من/ما وطن نباشه ، با مشتی خاک بی‌ارزش فرقی نداره،و خطی که به اسم مرز دورش کشیدن با خطی که دور اجساد میکشن تفاوتی نداره...همه‌ی این معانی پر ارزش مثل میهن، مثل مرز، مثل آب و خاک ، از معانی میان که انگار از اطراف ما دارن خالی میشن...حواستون باشه چیزی برای از دست ندادن در قلب ما باقی بذارید وگرنه درختی که میل رویش نداشته باشه هیزمه و بسادگی طعمه‌ی حریق میشه... این مردم به آب و خاکشون عشق میورزن اما اگر دیگه این خاک رو از آن خودشون ندونن بی‌وطن میشن ، حواستون باشه که اگر مردم بی‌وطن بشن، شما حاکمین شهر اشباح خواهید بود...
Read more
. دکتر #کلاریسا_پینکولا_استس در مقدمه کتاب نوشته است: «همه ما از تمنای وحش لبریزیم اما برای مقابله ...
Media Removed
. دکتر #کلاریسا_پینکولا_استس در مقدمه کتاب نوشته است: «همه ما از تمنای وحش لبریزیم اما برای مقابله با این تمنا پادزهرهایی فرهنگی وجود دارد. به ما آموخته اند که از این میل و آرزو احساس شرم کنیم. ما موهایمان را بلند کردیم و با آن احساساتمان را پوشاندیم اما هنوز هم طی روزها و شب های زندگی مان، سایه زن ... .
دکتر #کلاریسا_پینکولا_استس در مقدمه کتاب نوشته است: «همه ما از تمنای وحش لبریزیم اما برای مقابله با این تمنا پادزهرهایی فرهنگی وجود دارد. به ما آموخته اند که از این میل و آرزو احساس شرم کنیم. ما موهایمان را بلند کردیم و با آن احساساتمان را پوشاندیم اما هنوز هم طی روزها و شب های زندگی مان، سایه زن وحشی از پشت سر اغوایمان می کند. ما در گذر ایام شاهد بوده ایم که طبیعت غریزی زنانه به تاراج رفته، واپس زده شده و از نو بنا گشته است. مدتهای مدید این طبیعت نیز همانند حیات وحش و سرزمین های بکر مورد سوء استفاده قرار گرفته است. هزاران سال است که به هر جا نگاه می کنیم، می بینیم که طبیعت غریزی زنانه به محروم ترین قلمرو روح واپس رانده شده است ...» «دمیدن در استخوانها، داستانها، سردادن زوزه: احیای زن وحشی، مادر گرگ، تعقیب متجاوز: آغاز خودآگاهی، زنان ساده لوح به مثابه قربانی، کلید کسب معرفت: اهمیت بو کشیدن، بوی خون، جنگ و گریز و غافلگیری، فریاد سردادن، گناه خوارها، مرد تبهکار در رویاهای زنان، افشای سایه نازک، راهپیمایی در تاریکی، برخورد با عجوزه وحشی، در خدمت امور غیر عقلانی، جداسازی این از آن، پرسیدن اسرار، یافتن جفت: وحدت با دیگری، ماناوی: سرود ستایش مرد وحشی، طبیعت دو گانه زنان، قدرت دو تا بودن، قدرت نام، طبیعت سگی سمج، اشتهای وسوسه انگیز، پر زور شدن، شکار: زمانی که قلب، شکارچی ای تنهاست، زن اسکلتی: رویارویی با طبیعت زندگی/ مرگ/ زندگی عشق، مرگ در خانه عشق، اولین مراحل عشق، یافتن خانواده خود و...» برخی از مطالب موجود در این کتاب است.
_
کتاب دکتر استس درباره افسانه ها و قصه هایی است که الگوی زن وحشی (طبیعت روانی قدرتمند زن) را تصویر می کنند. مطالعه او روی گرگهای نوع کانیس لوپوس و کانیس روفوس از نظر زندگی و رنج و شباهت آن با زندگی زنان است. گرگهای سالم و زنان سالم از خصوصیاتی مشابه نظیر «هشیاری، سرزندگی، بازیگوشی و توانایی عظیمی برای ایثار» برخوردارند. به خانواده علاقمند و وابسته اند و وفادار و فداکار و دلیرند. با وجود این هم زنان و هم گرگ ها همواره در تعقیب اند و در گمان بسیاری به «خونخواری و درندگی» معروفند. از منظر اخیر تجاوز و ستیز با زنان و گرگها در نگاه کسانی که آنها را نمی فهمند کاری است معمول.
_
پ. ن : برای خواندن ادامه ی معرفی به کامنت مراجعه بفرمایید.
_
عنوان : زنانی که با گرگ‌ها می‌دوند
نویسنده : دکتر کلاریسا پینکولا استس
مترجم : #سیمین_موحد
ناشر : پیکان
#کتابخوار
#نشر_پیکان
Read more
 #formother #paramama . مادر، تو تو ناب ترین واژه شعر خلوصی؛ تو بلندترین داستانِ حماسیِ ایثاری. ...
Media Removed
#formother #paramama . مادر، تو تو ناب ترین واژه شعر خلوصی؛ تو بلندترین داستانِ حماسیِ ایثاری. ای قصیده بلند عشق؛ ای عاشقانه ترین غزل؛ ای مثنوی رنج ها تو قافیه احساس قلب منی. مادر، شعر احساسم را همراه با شادمانه ترین ترانه فصل های زندگی ام، نثار دل بهاری ات می کنم و برای تو می نویسم ای یگانه بی ... #formother #paramama .
مادر، تو تو ناب ترین واژه شعر خلوصی؛ تو بلندترین داستانِ حماسیِ ایثاری. ای قصیده بلند عشق؛ ای عاشقانه ترین غزل؛ ای مثنوی رنج ها تو قافیه احساس قلب منی.
مادر، شعر احساسم را همراه با شادمانه ترین ترانه فصل های زندگی ام، نثار دل بهاری ات می کنم

و برای تو می نویسم ای یگانه بی کران عشق

مادرا من هرگز بهشت را زیر پایت ندیدم ،
زیر پای تو آرزوهایی بود که از آن گذشتی به خاطر من 
بزرگترین نعمت و دارایی من روزت را به جشن نشسته ام فرسنگها دورتر از نگاهت دورتر از دستهایت و دور تر از آغوشت.و تو خود خوب می دانی عشق چیست ای خود عشق
سرم را نه ظلم خم میکند و نه ترس!
سرم فقط برای بوسیدن دست های تو خم میشود مادرم
مهم نیست در چه سنی باشم
هر زمان چیز جدید یاد میگیرم دلم میخواهد فریاد بزنم بیا و نگاه کن هستی من.
تمام این اشک ها باید شهادت دهند تمام احساس مرا نه نه نخواهم گذشت از آن دم که فراموش کنم مگر می شود از عشق گذشت ؟. درد دنیاست بودنت در یادم و نبودنت در کنارم توای تکیه گاه دردهای بی انتهای من.
الهی از هستی تو هیچ نخواهم ، جز لبخندش چه باید کنم؟ به من ارزانی می داری لبخندش را؟
غیر این خواهی بیا بیا و بستان که زندگی بی لبخندش را نمی خواهم.
Read more
. . . 🏴🏴🏴. 🏴.امروز هجدهمین سالگرد فوت مادر مرحومم هست؛ برای شادی روح مادرانی که در میان مانیستند صلواتی ...
Media Removed
. . . 🏴🏴🏴. 🏴.امروز هجدهمین سالگرد فوت مادر مرحومم هست؛ برای شادی روح مادرانی که در میان مانیستند صلواتی هدیه بفرمایید.. . اللهم صل علي محمدوآل محمدص وعجل فرجهم . . تمام بود و نبودم وجود مادر بود کسی که مظهر عشق بود، مادر بود برای من به جهان هزار رنگ و فریب کسی که مونس وغمخوار بود مادر بود برای ... . . . 🏴🏴🏴.
🏴.امروز هجدهمین سالگرد فوت مادر مرحومم هست؛ برای شادی روح مادرانی که در میان مانیستند صلواتی هدیه بفرمایید.. .
🌸اللهم صل علي محمدوآل محمدص وعجل فرجهم .🌸
.

تمام بود و نبودم وجود مادر بود

کسی که مظهر عشق بود، مادر بود

برای من به جهان هزار رنگ و فریب

کسی که مونس وغمخوار بود مادر بود

برای راحتی من چه رنج ها کشید

کسی که موی سفید روی سفید بود مادر بود

به وقت بیماری بی قرار او به برم

کسی که دست بر سرم می کشید مادر بود

به نیمه های شب و با صدای گریه من

کسی که با هراس ز جا می پرید مادر بود

به کوچه و برزن یا به وقت خطر

کسی که با شتاب در پی‌ام می دوید مادر بود

چو پای من به زمین گاه می لغزید

کسی که از ته دل آه می کشید مادر بود
Read more
مادر جان سلام حالا که دارم این نامه را برای شما می‌نویسم چند ساعتی مانده به روز هشتم مارچ. روز زن. دو ...
Media Removed
مادر جان سلام حالا که دارم این نامه را برای شما می‌نویسم چند ساعتی مانده به روز هشتم مارچ. روز زن. دو روزی هم مانده به نوزدهم جمادی‌الثانی. باز هم روز زن و روز مادر. درست نمیدانم چرا تقویم شمسی این قدر کم لطفی کرده و هیچ روزی برای شما در نظر نگرفته است. به هر حال مهم هم نیست. آن‌قدر دنیای سیاست سایه‌ی ... مادر جان سلام
حالا که دارم این نامه را برای شما می‌نویسم چند ساعتی مانده به روز هشتم مارچ. روز زن. دو روزی هم مانده به نوزدهم جمادی‌الثانی. باز هم روز زن و روز مادر. درست نمیدانم چرا تقویم شمسی این قدر کم لطفی کرده و هیچ روزی برای شما در نظر نگرفته است. به هر حال مهم هم نیست. آن‌قدر دنیای سیاست سایه‌ی سیاهش را روی این دو روز پهن کرده است که هیچ کس حواسش به خودِ شما نیست.🌹 مادر جان
برای من روز زن، روز مادر، روز پرستار، روز معلم، روز عشق و همه‌ی مناسبت‌های خوب دیگر تلاقی کرده است با روز تولد شما. که آن هم نزدیک است. این موضوع اصلا هم تصادفی نیست. به هر حال هر جهانی مرکزی دارد و مرکز جهان من، شمایید.🎈 مادر جان
خاطرتان هست که قدیم‌ها بابت همین مناسبت‌ها برایتان کادو می‌خریدم؟ دو بار برای‌تان روسری خریدم. اگر اشتباه نکنم یک بار روسری حریر قرمز و یک بار هم سبز یشمی. هنوز هم معتقدم که این دو رنگ به شما می‌آید. اما هیچ حواسم نبود که کلا روسری به شما نمی‌آید. اصلا روسری بدترین هدیه‌ برای شماست. انگار که آدم به قناری، قفس کادو بدهد. امیدوارم من را ببخشید.💕 مادر جان
اگر طبقه‌ی دوم کتاب‌خانه را نگاه کنید، دو جلد کتابِ پدرخوانده را می‌بینید که سال‌ها پیش برای‌تان امضا کرده‌ام و بهتان کادو داده‌ام. یک طبقه‌ بالاتر از آن هم یک جلد کتاب آشپزی رزا منتظمی هم هست. آن را هم گمان کنم من برای‌تان خریده‌ام و بهتان هدیه داده‌ام. بابت این هدیه‌ها هم من را ببخشید و آن را بگذارید به حساب ندانستنم. حالا دیگر می‌دانم که پیامِ هدیه از خودِ هدیه مهم‌تر است. من سال‌هاست که به هیچ زنی کتاب آشپزی یا پدرخوانده هدیه نداده‌ام.😱 مادر جان
نمی‌دانم این همه سال چرا به جای کادو یک بار برایتان آشپزی نکردم. به جای این‌که به‌تان کتاب آشپزی کادو بدهم. اصلا چرا هر سیصد و شصت پنج‌ روز را برایتان آشپزی نکردم؟ پیام کادو از خود کادو مهمتر است. مگر نه؟ چرا مرز وظایف‌ و شرح خدمات زن و مرد را توی خانه ویران نکردم؟ چه کادویی بهتراز این؟ امیدوارم بابت این هم من را ببخشید.😍 مادر‌جان
چرا هیچ‌وقت به شما یک آینه‌ی قدی با قاب نقره و فیروزه هدیه ندادم؟ یک آینه‌ی بزرگ و شفاف که خودتان را به یادتان بیاورد و زیبایی‌تان را هر روز به شما هدیه بدهد؟ بهتر از این نیست که به شما روسری حریر بدهم و زیبایی‌تان را مخفی کنم؟ بابت این‌هم امیدوارم من را ببخشید.🤔 مادر جان
خوب که فکرش را می‌کنم، می‌بینم کل حرف‌هایم را می‌توانم در یک ببخشید بزرگ خلاصه کنم. بابت چیزهایی که بالا گفتم. بابت این‌که شکل محبت کردنم هم مردانه بوده.
Read more
در گیر و دارِ گذراندنِ روزهای پنجاه سالگی‌ام نامه‌ای برای پسرکم مینویسم .نامه‌ای که به او بفهمانَد ...
Media Removed
در گیر و دارِ گذراندنِ روزهای پنجاه سالگی‌ام نامه‌ای برای پسرکم مینویسم .نامه‌ای که به او بفهمانَد هر چه را که زندگی قرار است به او بفهماند ..! نامه‌ای که تمام پدرش را برایش معنا کند ..! "پسرکِ من .. سلام. اکنون که این نامه را میخوانی .. شاید دیگر پدری میان تو و خواهرت و همسری برای مادرَت باقی نماندِه ... در گیر و دارِ گذراندنِ روزهای پنجاه سالگی‌ام نامه‌ای برای پسرکم مینویسم .نامه‌ای که به او بفهمانَد هر چه را که زندگی قرار است به او بفهماند ..!
نامه‌ای که تمام پدرش را برایش معنا کند ..!
"پسرکِ من .. سلام. اکنون که این نامه را میخوانی .. شاید دیگر پدری میان تو و خواهرت و همسری برای مادرَت باقی نماندِه باشد ..! پسرم میخواهم کمی از عشق برایَت بگویم .. چیزی که شاید هیچگاه میانِ من و مادرت حسَش نکردی!
اگر روزی عشق نصیبَت شد، اگر روزی دختری را دوست داشتی .. از حسی که در تنَت ریشه دوانده مطمئن شو .. آن را سبک سنگین کن و آن را بفهم. مبادا دخترک را به میدان عشق بیاوری و رهایش کنی .. پای حرفهایت بمان پسرم .. دخترها قلبشان به نازکیِه تارهای موهایشان است ..! آسیب پذیرند .. جان به جانشان کنی خط و خَش‌های رویِ قلبشان را از یاد نمیبرند!
بگذار اگر روزی قرار است عشقی را تجربه کند میان آغوش تو آن را لمس کند ..!نگذار برای فرار از تو و یادِ تو میان آغوشی روَد که آبستنِ بی مهریست! غیرَت فقط این نیست که نگذاری موجِ موهایش را کسی ببیند یا اگر با کسی خوش و بِش کرد برایش خط و نشان‌هایِ بی شاخ و دم بکشی .. غیرت آن است که کسی که دوستش داری را با چنگ و دندان نشد .. با نگاهَت نگهداری!
پسرکم خلاصه بگویم .. که اگر روزی صاحبِ قلب دختری شدی، برایش مستأجرِ خوبی باشی .. بهای نشستنَت در تنها داراییَش را آن موقع که باید به او بدهی .. پشیمانَش نکنی ..!
که اگر روزی دختری را دیدی که دلَت را لرزاند چشمهایت را ببندی و نیتِ با او ماندَن را بکنی! پسرم دخترها لباس نیستَند که طاقت دلزدِه شدن و تعویض شدن را داشته باشند ! خواهرت .. او را نگاه کن .. حرفهایم را میفهمی ..! پسرم هیچگاه نگذار دختری که دوستَش داری برای فراموش کردنت تن به تنِ مردی دیگر بدهد ..!
پسرم مرد باش .. "مرد" بودن خاص ترین ویژگی برای توست! "مرد" باش .. اما به مرد بودنت نناز ..! نمیخواهَم نگرانت کنم .. اما گاهی بسیار ضعیف تر از زنی میشوی که در جانَت ریشه دواندِه است!
و السلام" .
.
. 👑 #میکائیل⭐ . 👑@mikilove351 🌙
.
.
#پستهای_قبلم_ببین_خوشت_اومد_فالو_کن💖💖 #پستهای_قبلی_رو_حتما_از_دست_ندید🙏🙏🙌
Read more
ذوق اومدن یک عشق جدید به خانواده، ذوق اینکه همه چی رو براش بذاری و بهترین ها رو براش بسازی، ذوقی هست که مادر ها فقط درک میکنند. خیلی دوست داشتم با خیال راحت، بهترین ها رو براش انتخاب کنم، جایی که بتونم با یک بار رفتن ، تمام نیاز های عشق تو راهم رو یک جا تهیه کنم. خودتون میدونید برای یک کسی که قراره مادر بشه، ... ذوق اومدن یک عشق جدید به خانواده، ذوق اینکه همه چی رو براش بذاری و بهترین ها رو براش بسازی، ذوقی هست که مادر ها فقط درک میکنند.
خیلی دوست داشتم با خیال راحت، بهترین ها رو براش انتخاب کنم، جایی که بتونم با یک بار رفتن ، تمام نیاز های عشق تو راهم رو یک جا تهیه کنم. خودتون میدونید برای یک کسی که قراره مادر بشه، گشتن در شهر برای خرید کار سختی هست. ولي فروشگاه رامينا در سه طبقه بزرگترین و کاملترین فروشگاه سیسمونی که دیدم، هر چیزی که فکرشو میکردم رو تهیه کردم،دلم ميخواست که اینجا رو به مامان های عزیز معرفی كنم
تازه متوجه شدم که میتونیم سفارش اینترنتی هم از طریق پیج، کانال تلگرام و سایتشون داشته باشیم ،تا اگر برامون شرایط مراجعه حضوری سخت باشه بتونیم به سرعت چیزی که میخوایم رو تحویل بگیریم.
من هم ازشون خواهش کردم به مامان هایی که از طرف من خرید میکنند تخفیف خوبی بدن.
امیدوارم تجربه خوبی از خرید فروشگاهشون داشته باشید و اگر دارید اون رو اینجا با بقیه به اشتراک بگذارید. @raminashop @raminashop @raminashop
Read more
"برای مادرم که چشمهایش خودِ زندگیست " _________ بانویِ بهاریِ من ای از جنسِ باران و گل و عشق دستانت ...
Media Removed
"برای مادرم که چشمهایش خودِ زندگیست " _________ بانویِ بهاریِ من ای از جنسِ باران و گل و عشق دستانت را می بوسم،که مهر در خانه تقسیم کرد چشمانت را می بوسم که همیشه رویِ بدی هایم بستی اش قلبت را می بوسم که کارش بی توقع دوست داشتن است و خاکی که رویش قدم می زنی را می بوسم که زیباترین، نجیب ترین و عاشق ... "برای مادرم که چشمهایش خودِ زندگیست "
_________
بانویِ بهاریِ من
ای از جنسِ باران و گل و عشق
دستانت را می بوسم،که مهر در خانه تقسیم کرد
چشمانت را می بوسم که همیشه رویِ بدی هایم بستی اش
قلبت را می بوسم که کارش بی توقع دوست داشتن است
و خاکی که رویش قدم می زنی را می بوسم
که زیباترین، نجیب ترین و عاشق ترین خلقت خدا،قدم هایِ خسته اما صبورش را تقدیمش می کند و بویِ زندگی و عشق از رد پاهایش به جای می ماند.
بانویِ صبورِ زندگی ام خدا را شکر که دارمت
الهی لبخند، قابِ همیشگی صورتِ مهربانت باشد.
.
"آزاده ای که عاشقته"
.

پ.ن: من همیشه برای مادر عزیزم به مناسب های مختلف می نویسم و تقدیمش می کنم کلمات الکن و ناقصم رو،این بار بی مناسبت و برای سپاس از تمام سالهایی که عشق به پام ریخت براش نوشتم،البته من به اسم صداش می کنم چون خودش این طور دوست داره👼❤💋
مادر #عشق #زندگی #زیبا #فرشته #خدا 🌿🌾🍃🍀
Read more
میان کوچه پس کوچه های رمضان قدم میزنیم. شهرآرامی است... باران عشق می بارد در این شبهای خیس! کاش ...
Media Removed
میان کوچه پس کوچه های رمضان قدم میزنیم. شهرآرامی است... باران عشق می بارد در این شبهای خیس! کاش درمیان ربناهای دلمان جایی هم برای دل دیگران باز کنیم... دعا کنیم برای جاودانگی مهر مادر... همیشه سبز ماندن نگاه های خسته ی پدر... برای دل دوستانمان دعای روشنی کنیم... دعا کنیم برای قلب مهربان ... میان کوچه پس کوچه های رمضان قدم میزنیم.
شهرآرامی است...
باران عشق می بارد در این شبهای خیس!
کاش درمیان ربناهای دلمان جایی هم برای دل دیگران باز کنیم...
دعا کنیم برای جاودانگی مهر مادر...
همیشه سبز ماندن نگاه های خسته ی پدر...
برای دل دوستانمان دعای روشنی کنیم...
دعا کنیم برای قلب مهربان همسایه...
دعاکنیم برای تمام آدمهایی که اینروزهادردهایشان با عطر رمضان به هم آمیخته وچشم به خدای الشافی دوخته اند...
دعا کنیم برای آنانی که سفره ی خالیشان را به حرمت مهربانی خدایشان شکر میگویند!
دعاکنیم برای دل کودکان که جای خالی پدر گوشه ی سفره ی افطارشان به چشم می خورد اما لبخند میزنند برای مادربه پاس شکر خدایشان.
وبعد...
دعاکنیم برای دلمان تا همیشه آبی بماند ولبریز از عشق به دیگران!
یادمان نرود این روزها وشب ها عشق می بارد،جایی برای شستشوی دلمان از تمام غصه ها کدورت ها پیداکنیم...
وزیر باران برای دلمان "الا بذکر الله تطمئن القلوب" بخوانیم.
این باران همیشگی نیست... گاهی زود دیر می شود.
Read more
عشق یا اختلال شخصیتی کلیپی که قبلا نیز مشابهش را دیده بودیم منتشر شده و واکنشهایی در پی داشت عده ای قربان صدقه این رابطه مادر و فرزندی رفتند و حسرتش را خوردند عده ای لعن و نفرین را لایق این تصاویر دانستند و بدترین الفاظ را هم نثار خانم داخل کلیپ بعضی هم نظرات دیگر که هر کدام نیاز به بررسی مجزا دارد در ... عشق یا اختلال شخصیتی

کلیپی که قبلا نیز مشابهش را دیده بودیم منتشر شده و واکنشهایی در پی داشت
عده ای قربان صدقه این رابطه مادر و فرزندی رفتند و حسرتش را خوردند
عده ای لعن و نفرین را لایق این تصاویر دانستند و بدترین الفاظ را هم نثار خانم داخل کلیپ

بعضی هم نظرات دیگر که هر کدام نیاز به بررسی مجزا دارد

در این میان عده ای هم این علاقه زن به حیوان را عشق نامیدند و تلویحا از مخاطب خواستند حواسش باشد در هر عشقی ذوب نشود

بخشی از یک تحقیق وطنی

تحقیقی که در ایران توسط اکبری زردخانه و همکاران (۱۳۹۰) شد نشان میدهد مشکلات سلامت روان صاحبان حیوان خانگی نیز از سایرین بیشتر بود. همچنین تحقیق چوبینه و همکاران (۱۳۸۶) نشان داد بر خلاف سایر کشورها، در ایران ممکن است داشتن حیوان خانگی میزان سلامت روان افراد را کاهش دهد یا اینکه احتمالا افراد با سلامت روان پایین­تر بیشتر اقدام به نگهداری از حیوانات کرده باشند. در زمینه ویژگی­های شخصیتی نیز به نظر میرسد صاحبان سگ افرادی ناسازگارتر و صاحبان سایر حیوانات افرادی با ثبات هیجانی بالاتر و از لحاظ سلامت روان در وضعیت بهتری نسبت به سه گروه دیگر باشند.

بگذریم

سوال
این عشق است یا اختلال شخصیتی

اصولا میشود هر دوست داشتنی را عشق نامید و آن را راهی برای رسیدن به معشوق واقعی یعنی خدا دانست ؟

شخصی امد و گفت از عشق زمینی میشود به خدا رسید و عاشقان را نباید برای عشقشان ملامت کرد
رندی پرسید ، هر دوست داشتن شدید را میشود عشق نامید و از آن پلی ساخت برای رسیدن به خدا ؟
شخص ذوق زده از تاثیر حرفهایش به مخاطب گفت بله حتما
رند گفت : هر عشقی ؟
شخص : بله بله هر عشقی
رند : آقا بنده بدجوری عاشق زن شما شده ام

حالا بیا و به مخاطب حالی کن که نام هر علاقه را نمیتوان عشق گذاشت
نام هر هوس را ، نام هر غریزه را ، نام هر اختلال شخصیتی و اختلال روانی را

مسلما علاقه به حیوانات که مخلوقات خداوند هستند و خود نشانه ای از وحود خدا پسندیده است و کمک و پرهیز از ازار حیوانات امریست سفارش شده
اما ظرف محبت انسان محدود است و لازم به مدیریت
محبت اگر دریاچه ارومیه و هامون هم باشد بدون مدیریت شوره زاری میشود بی اب و علف که ضررش بیشتر است از استفاده اش

حواسمان باشد با نامگذاری عشق بر هر اختلال شخصیتی ، برای نوجوانان و جوانان الگو سازی نکنیم
Read more
به خانه خاله اشرف زنگ میزنم و کسی‌ گوشی را بر نمی‌‌دارد. نه به خاطرِ تبریکِ روزِ معلم، آن هم اینوقتِ ...
Media Removed
به خانه خاله اشرف زنگ میزنم و کسی‌ گوشی را بر نمی‌‌دارد. نه به خاطرِ تبریکِ روزِ معلم، آن هم اینوقتِ روز، گرچه خاطراتِ بد و خوبِ زیادی از کلاسِ چهارم دبستان و سخت گیری‌های او دارم، گرچه برای تکرارِ حتا یکی‌ از خاطرات جان می‌‌دهم، گرچه کارت‌های آفرین با امضا خودش را روی چشم‌هایم میگذارم تا فراموش نکنم ... به خانه خاله اشرف زنگ میزنم و کسی‌ گوشی را بر نمی‌‌دارد. نه به خاطرِ تبریکِ روزِ معلم، آن هم اینوقتِ روز، گرچه خاطراتِ بد و خوبِ زیادی از کلاسِ چهارم دبستان و سخت گیری‌های او دارم، گرچه برای تکرارِ حتا یکی‌ از خاطرات جان می‌‌دهم، گرچه کارت‌های آفرین با امضا خودش را روی چشم‌هایم میگذارم تا فراموش نکنم در جا زدن بسیار غم انگیز تر است از دیر رسیدن و سخت رسیدن... زنگ زدم برای تبریکِ روزِ مادر! آنهم با تاخیر! نه برای اینکه روزِ مادر را فراموش کرده باشم، و نه به جهتِ کمی‌ وقت که محال است آدم برای عزایزانش وقت نداشته باشد، و نه برای اینکه او را کمتر از مادرم دوست داشته باشم، همه می‌‌دانند بعد از مادرم، هیچکس به اندازه او عطرِ و عشقِ مادرم را نداشت. برای اینکه دستم نمی‌‌رود. برای اینکه می‌‌ترسم. از صدای خسته‌اش می‌‌ترسم، از اینکه مثل همیشه تکیه کلام‌هایی‌ را استفاده کند که مادرم بکار میبرد. از اینکه آهی عمیق بکشد و من به خاطر بیاورم چقدر دلِ هر دوی ما برای رفته‌هایمان تنگ است. از آن بغضِ غریبی که هر بار می‌‌پرسد " خودت چطوری؟" صدایش را تهِ گلویش می‌‌لرزاند می‌‌ترسم. از اینکه آن فرزندِ قوی نباشم و هنگامِ گفتن " خیلی‌ خوبم" بغضی غریب صدایم را تهِ گلویم بلرزاند. از اینکه قادر نباشم به کمال از معلمی بگویم که مادر بود و از مادری که معلم بود ... می‌‌ترسم ... از اینکه ناگهان دستش را بگذارد روی قفسه سینه‌اش و بگوید ... " قلبم!!! ...."
.

نیکی‌ فیروزکوهی
ساعت هشت و چهل و پنج دقیقه صبح
Read more
سلام صبح زیبای جمعه همگیتون بخیر رفقا <span class="emoji emoji1f618"></span><span class="emoji emoji2764"></span> امیدوارم در کنار خانواده خوشبگذره بهتون <span class="emoji emoji1f64f"></span> متن پایین رو حتما ...
Media Removed
سلام صبح زیبای جمعه همگیتون بخیر رفقا امیدوارم در کنار خانواده خوشبگذره بهتون متن پایین رو حتما بخونید هر چقدرم زیاده بخاطر خودتونه . زندگی‌ کردن واقعی : رفقا این‌روزا اینقدر درگیر فضای مجازی شدیم اگه وقت کنیم به زندگی واقعیمون ی سریم میزنیم این درست نیست هدف ما برای اومدن به این دنیا ... سلام صبح زیبای جمعه همگیتون بخیر رفقا 😘❤ امیدوارم در کنار خانواده خوشبگذره بهتون 🙏 متن پایین رو حتما بخونید 👇👇👇👇 هر چقدرم زیاده بخاطر خودتونه 👇
.
زندگی‌ کردن واقعی :
رفقا این‌روزا اینقدر درگیر فضای مجازی شدیم اگه وقت کنیم به زندگی واقعیمون ی سریم میزنیم این درست نیست هدف ما برای اومدن به این دنیا زندگی کردنه اینقدر خودمونو درگیرای چیزای بیهوده مثل عشقای بچگونه میکنیم که یادمون میره زندگیه ما برای این عشق ها و الکی عاشق شدن ها نیست
و زندگیمونو کردیم ی گوشی و اینستا و متن های غمگین رفتن تو فاز غمگین این درست نیست
ی چیزیم واضحه بوده و هست هیچکس با رفتن یکی از زندگیش نمیمیره خیالتون تخت شاید چند‌روز ناراحتی باشه اما یکی میاد جاشو میگیره تو این دوره‌زمونه اما پدر و مادر یدونه ان رفتن‌هیچکسی بازم پدر و مادر نمیشه قدرشونو تا هستند بدونید
ی بار بیشتر زندگی‌نمیکنیم اینو تاکید میکنم
هر لحظه میگذره بازگشتی نداره ثانیه بعدی مال تواعه پس به خودت بیا برای خودت زندگی کن و لذت ببر از زندگیت و به اطرافیانت عشقای واقعی ینی پدر مادرت برس
اینهمه خودتونو درگیر چیزای بیهوده نکنید
زندگی کنید کسی از زندگی شما رفت شمارو نخواست لیاقت شمارو نداره پس بهتره بجنگید ایندتونو جوری بسازید پشیمون بشه ارزوش بشه بازم بودن با شما ی ذره فکر کنید زندگی این نیست الان درگیرش شدین زندگی واقعی اینه از زندگیتون لذت ببرید تلاش کنید و ایندتونو بسازید و کلام اخر هم اینه
عشق واقعی خانواده انسان ها هستند
ینی پدر و مادر و خدا که هرچقدرم ما بد باشیم
بازم که بریم طرف اونا مارو میخوان با بدترین اشتباهات اینو همیشه توجه کنید و بدونید .
Read more
آن گوشواره های یاقوتی رنگ که سالها پیش هدیه داده بودی را گم کرده ام. همان گوشواره هایی که یک روز پاییزی، ساعتهای طولانی از این جیب به آن جیب کُت یشمی ات سفر کردند تا عاقبت موقع خداحافظی با بوسه ای خجولانه در دستهای سرد من جا بگیرند. همان گوشواره هایی که با پیراهن های ارغوانی و سیاه می آویختم تا روزگارِ ... آن گوشواره های یاقوتی رنگ که سالها پیش هدیه داده بودی را گم کرده ام. همان گوشواره هایی که یک روز پاییزی، ساعتهای طولانی از این جیب به آن جیب کُت یشمی ات سفر کردند تا عاقبت موقع خداحافظی با بوسه ای خجولانه در دستهای سرد من جا بگیرند. همان گوشواره هایی که با پیراهن های ارغوانی و سیاه می آویختم تا روزگارِ خوشِ گذشته را برای خودم زنده و زنده تر کنم. و یا عکسهایی که می گرفتم و در همه ی آنها طوری می نشستم تا اگر روزی عکس را در جایی دیدی و اگر هنوز آنقدر برایت آشنا بودم که بشناسی ام، گوشواره ها را ببینی و بفهمی بعدِ اینهمه سال چقدر برایم عزیزند، که چقدر هنوز برایم عزیزی.... حالا همان گوشواره ها را گم کرده ام
آیا حقیقت دارد که همانطور که روزی ما در خاطره هایمان حل شده ایم، روزی هم می رسد که خاطره هایمان، گذشته ، حتی گذشته های خوبِ خوب در روزمرگی ها و آشفتگی های ما محو می شوند؟ یک روزگوشواره ها را گم می کنیم، یک روز نامه ها و عکس ها را ، یک روز خاطره ی یک روز پاییزی و دستهای سرد و بوسه ای برای خداحافظی؟
آیا خواسته یا ناخواسته ازخودمان، از ریشه ها مان و از هر آنچه روزی بازتابی مبهم ولی شورآفرین و راستین ازرابطه هایمان بوده است، فاصله می گیریم؟ آیا آرام آرام فراموش می کنیم و فراموش می شویم؟
آیا حقیقت دارد که حتی قلب های عاشق، حافظه ای ضعیف دارند؟ که عشق، فرقی نمی کند در کدام سینه و برای که بتپد،همواره محکوم به مرگی دردناک و تدریجی است ؟

نیکی فیروزکوهی
از مجموعه ساعت هشت و چهل و پنج دقیقه صبح
🎬@houriiie
پ.ن.۱
عشق مادر، البته آنهم نه همه مادران، با همه عشق ها فرق داره
پ.ن.۲
اگر دوست داشتید در کتابخونه تون اثری از منهم داشته باشید مایه افتخاره. لطفا به دایرکت پیام بدید راهنمایی تون کنم
Read more
. تشک بازی حلزون LITTLE BIRD TOLD ME MY LITTLE SUNSHINE PLAYGYM کد مرجع LB3067 قیمت : ۵۲۰٫۰۰۰ تومان ...
Media Removed
. تشک بازی حلزون LITTLE BIRD TOLD ME MY LITTLE SUNSHINE PLAYGYM کد مرجع LB3067 قیمت : ۵۲۰٫۰۰۰ تومان این تشکِ بازی بسیار نرم، دارای پد های مجلل در بسته بندی با ویژگی های جالب می باشد که برای بازیها و ماجراجویی بیشتر ارائه شده است. این تشک دارای یک بالشتک دو منظوره است که کودک هم می تواند سر خود را ... .
تشک بازی حلزون LITTLE BIRD TOLD ME MY LITTLE SUNSHINE PLAYGYM
کد مرجع LB3067
قیمت : ۵۲۰٫۰۰۰ تومان
این تشکِ بازی بسیار نرم، دارای پد های مجلل در بسته بندی با ویژگی های جالب می باشد که برای بازیها و ماجراجویی بیشتر ارائه شده است. این تشک دارای یک بالشتک دو منظوره است که کودک هم می تواند سر خود را روی آن بگذارد و هم در زمانی که به صورت چهار دست و پا مشغول بازی است می تواند سینه اش را روی آن قرار دهد. سه عدد اسباب بازی کوچک که با جغجغه و تاب خوردن کودک را سرگرم می کنند و هر کدام دارای حلقه های لاستیکی نرم به عنوان دندانک هستند و میتوان آنها را در اطراف تشک بازی قرار داد. همچنین این اسباب بازی ها را می توان به لبه های تختخواب کودک ، صندلی خودرو و کالسکه وصل کرد. اسباب بازی های موزیکال جدا شدنی با آهنگ دلنشینی که دارد کودک را مجذوب خود می کند.
نیاز به باتری نیز ندارد.
طاق مخصوص آویختن اسباب بازی
اسباب بازی های قابل جدا شدن
ابعاد تشک: 75 * 74 * 53 سانتیمتر
قابل استفاده از بدو تولد
دستورالعمل تمیز کردن: تشک اصلی قابل شستشو در ماشین لباسشویی و برای اسباب بازی های قابل جدا شدن استفاده از اسفنج تمیز، مواد شوینده ملایم و آب گرم
بر روی سطوح سفت راحتی و امنیت را برای کودک فراهم می کند.
تشک دو منظوره بازی را به آسانی می توان به بالشتک مخصوص شکم هنگام بازی در حالت چهار دست و پا تبدیل نمود.
کمک می کند تا کودک بالاتنه قدرتمندی داشته باشد و هماهنگی اعضا را یاد بگیرد.
#کودک #کودکو #کودک_من #نوزاد #نوزادی_کودک #سیسمونی_کودک #سیسمونی_نوزاد #سیسمونی_خاص #تشک_بازی #خرید_آنلاین #خریداینترنتی #مادر_کودک #مادرانه
#كودك_خلاق #عشق_مادرانه #دنياي_كودكان #سيسموني_نوزاد #كودكو #كودك #كودك_نوزاد_بارداري #کودک #کودکو #سیسمونی #مادر #نوزاد #خرید_آسان #قیمت_مناسب #فروشگاه_اینترنتی #اسباب_بازی
ثبت سفارش از طريق:
‎تلفن: ٠٢١٢٢٢٠٩٨٨٦
‎تلگرام: ۰۹۲۱۴۹۸۱۳۲۴
‎‏www.koodakoo.com
Read more
#دزدان_تربیت_سارقان_زنیت . عنصری بالاتر از تربیت ۲۰ ساله پدر و مادر به خمیر وجود فرزند، تاثیرگزار بر شخصیت آینده و دائمی انسانها نیست. در حقیقت مادر، بیشترین نقش رو بر شکل جامعه و در دایره خانواده داره… اما لااقل صد ساله که میخوان پر رنگ ترین مسئولیت اجتماعی -مادری- رو از زن بگیرن و بهش با وعده ... #دزدان_تربیت_سارقان_زنیت
.
عنصری بالاتر از تربیت ۲۰ ساله پدر و مادر به خمیر وجود فرزند، تاثیرگزار بر شخصیت آینده و دائمی انسانها نیست. در حقیقت مادر، بیشترین نقش رو بر شکل جامعه و در دایره خانواده داره… اما لااقل صد ساله که میخوان پر رنگ ترین مسئولیت اجتماعی -مادری- رو از زن بگیرن و بهش با وعده میز اداری، آب نبات تشویق مردونه دور میز تربیت ستیزی بدن. هدف غرب صد ساله که زنانند… سلاح غرب در جوامع اسلامی غربی کردن زنان بنام آزادی و شکوفاییه!! پاشیدن بنیان خانواده و استحاله تربیت دینیه!!
.
.
.
تشویق غرب به بیرون کشیدن زنان از خانه، در حقیقت بیش از اونکه راهی برای فساد و انحراف جنسی مردان متاهل و بی عفت کردن زنان مجرد جامعه باشه، راهی برای فروپاشیدن عنصر خانواده و تاثیر پذیر کردن فرزندان از رسانه های تحت کنترل غرب، جای تربیت پدر و مادرهای اصیل و با نجابته!! از یک سو مردان و زنان رو با دعوت به اختلاط روابط و هرزگی پوشش، فاسدالذهن میکنه تا به همسرانشون بی اعتماد بشن و زن و مرد با احساس جواز ارتباط با همسری زیباتر و خطر رابطه دیگران با همسر خود، به یکدیگر وفادار نمونن! از طرفی سایه پدر و مادر رو از سر فرزند با تشویق به اشتغال بیرون از خانه زنان، عادی سازی طلاق، دعوت به فردگرایی و ترویج بی مسئولیتی به خانواده و ازدواج و فرزندآوری، کم میکنن… تا نهایتا اونچه بچه هارو تربیت میکنه جای رفتار درست پدر و مادر با یکدیگر و محبت و عشق و گذشت و تذکر و روشنگری والدین، رسانه ها و هنرمندان لامذهب باشن و نقش اول فیلمهای هالیوودی و نسبیت اخلاقی نهفته در سریالهای اشرافی و تثبیت اصالت پول و طعم لذت طلبی و خوی قدرت، آدمهارو جوری رشد بده که فقط بدرد اطاعت طاغوتهای دوران و مشغولیت به اهداف پست مدرنیته بخورن! نه خدمت و عقلانیت، نه دینداری و حلال خوری و نه عدالت و آزادی و کمال خواهی...
.
.
.
🔴 مادران جامعه، بزرگترین نقش رو در تربیت انسانهای جامعه دارند اما اونچه دنیای جدید غرب از زن میخواد، مدل شدن برای تجارت اقتصادی بهتر و کازینوهای پر قمارتر و اداره جات پر سود تره!! نه مهد مهر و کانون انسانیت و گرمای خانه و محور خانواده بودن!! با دروغ تحصیلات عالیه، کم کم طعم مادری و تاهل رو از زن گرفتن و جای آموختن سواد خانواده پروری و بسترسازی جامعه سالم، بهش مدرک مردانگی و شغل محبوبیت جمعی دادن نه ارزش فردی!!
.
#محمد_جلیلی
#زن #مادر #همسر
#شوهر #کار #اشتغال
#تربیت #فرزند #خانواده
#ازدواج #هرزگی #تعهد
#تاهل #تجرد #عشق
#فریب #سیاست
#غرب #تجارت
#پول #لذت
#قدرت
#حق
.
Read more
حاصل عمر گابریل گارسیا مارکز (نویسنده بزرگ کلمبیایی) از زبان خودش: در ۱۵ سالگی آموختم كه مادران ...
Media Removed
حاصل عمر گابریل گارسیا مارکز (نویسنده بزرگ کلمبیایی) از زبان خودش: در ۱۵ سالگی آموختم كه مادران از همه بهتر می‌دانند، و گاهی اوقات پدران هم. در ۲۰ سالگی یاد گرفتم كه كار خلاف فایده‌ای ندارد، حتی اگر با مهارت انجام شود. در ۲۵ سالگی دانستم كه یك نوزاد، مادر را از داشتن یك روز هشت ساعته و پدر را ... حاصل عمر گابریل گارسیا مارکز (نویسنده بزرگ کلمبیایی) از زبان خودش:

در ۱۵ سالگی آموختم كه مادران از همه بهتر می‌دانند، و گاهی اوقات پدران هم.

در ۲۰ سالگی یاد گرفتم كه كار خلاف فایده‌ای ندارد، حتی اگر با مهارت انجام شود.

در ۲۵ سالگی دانستم كه یك نوزاد، مادر را از داشتن یك روز هشت ساعته و پدر را از داشتن یك شب هشت ساعته، محروم می‌كند.

در ۳۰ سالگی پی بردم كه قدرت، جاذبه مرد است و جاذبه ، قدرت زن.

در ۳۵ سالگی متوجه شدم كه آینده چیزی نیست كه انسان به ارث ببرد؛ بلكه چیزی است كه خود می‌سازد.

در ۴۰ سالگی آموختم كه رمز خوشبخت زیستن، در آن نیست كه كاری را كه دوست داریم انجام دهیم؛ بلكه در این است كه كاری را كه انجام می‌دهیم دوست داشته باشیم.

در ۴۵ سالگی یاد گرفتم كه ۱۰ درصد از زندگی چیزهایی است كه برای انسان اتفاق می‌افتد و ۹۰ درصد آن است كه چگونه نسبت به آن واكنش نشان می‌دهند.

در ۵۰ سالگی پی بردم كه كتاب بهترین دوست انسان و پیروی كوركورانه بد ترین دشمن وی است.

در ۵۵ سالگی پی بردم كه تصمیمات كوچك را باید با مغز گرفت و تصمیمات بزرگ را با قلب.

در ۶۰ سالگی متوجه شدم كه بدون عشق می‌توان ایثار كرد اما بدون ایثار هرگز نمی توان عشق ورزید.

در ۶۵ سالگی آموختم كه انسان برای لذت بردن از عمری دراز، باید بعد از خوردن آنچه لازم است، آنچه را نیز كه میل دارد بخورد.

در ۷۰ سالگی یاد گرفتم كه زندگی مساله در اختیار داشتن كارت‌های خوب نیست؛ بلكه خوب بازی كردن با كارت‌های بد است.

در ۷۵ سالگی دانستم كه انسان تا وقتی فكر می‌كند نارس است، به رشد وكمال خود ادامه می‌دهد و به محض آنكه گمان كرد رسیده شده است، دچار آفت می‌شود.

در ۸۰ سالگی پی بردم كه دوست داشتن و مورد محبت قرار گرفتن بزرگترین لذت دنیا است.

در ۸۵ سالگی دریافتم كه همانا زندگی زیباست.
💙💚💛💜❤💖
Read more
Loading...
Load More