مال تو عشق شعر

Loading...


Unique profiles
15
Most used tags
Total likes
0
Top locations
Cape Town, Western Cape
Average media age
836.2 days
to ratio
. یک سکس وحشی لای در توی آسانسور ها یک مزه ی تلخ عرق بین خیارشورها . بی تو شدن یک واژه از اعماق تاریکی یک ...
Media Removed
. یک سکس وحشی لای در توی آسانسور ها یک مزه ی تلخ عرق بین خیارشورها . بی تو شدن یک واژه از اعماق تاریکی یک شعر زیبا با تو و سانسورِ سانسورها . یک قلب خالی از تو و معشوق پوشالی یک باخت سنگین قمار مابین پاسورها . خواننده ای غمگین و این الفاظ تکراری اسم پر از تحریک تو در شعر خالتورها . گفتم که برگردی ... .
یک سکس وحشی لای در توی آسانسور ها
یک مزه ی تلخ عرق بین خیارشورها
.
بی تو شدن یک واژه از اعماق تاریکی
یک شعر زیبا با تو و سانسورِ سانسورها
.
یک قلب خالی از تو و معشوق پوشالی
یک باخت سنگین قمار مابین پاسورها
.
خواننده ای غمگین و این الفاظ تکراری
اسم پر از تحریک تو در شعر خالتورها
.
گفتم که برگردی ولی انگار که کر‌ بودی
های ثبت نام کردم ببین در جمع دلخور ها
.
با هرکه بحثم شد همه حیوان صفت بودند
انگار که تکمیل است همه بند ها و آخورها
.
در سر برایت خانه ای ساختم بیا احمق
دیوار زدی دوره خودت لعنت به آجرها
.
من غیرتی هستم نیایی شهر میسوزد
در بین راه دیدت زدن حتی همین کورها
.
در یک زمین چال میکنم هرکه نظر دارد
مال منی باهم رویم در خاک و این گورها
.
یادت نمی آید عسل خواستی و من بودم
با کله رفتم از برایت بین زنبور ها
.
نیشم زدن،نیشم زدن،اما خیالی نیست
با عشق برگشتم ولی رفتی به آن دورها
.
شوری ندارد دست من با من چنین کردی؟
با عشق بستم دست خود در زیر ساطورها
.
عبرت شدی نیما نگو دیگر که طولانیست
احمق خودت دادی دلت را دست لاشخورها
.
#نیمانفری
عکس از:@alex__malikov
Read more
Loading...
از شر شومی و شبه تا شامه ی شیطان تا شعر و شام و شهر و بریدنه پستان از ترس و تیر ‌و تبر تا گذره زمان تا تلخ ...
Media Removed
از شر شومی و شبه تا شامه ی شیطان تا شعر و شام و شهر و بریدنه پستان از ترس و تیر ‌و تبر تا گذره زمان تا تلخ و تیغه تیز و کشیدنه گیسوان بوی بد چرک زخم کهنه تا نزدیکیه بهشت زنی همراه اهریمن به جای حوری های زشت چشم ها هر بار رنگ خون نگاه لخت به تن ها همه‌خوب های بهشتی فکر عشق و حال فردا حس افکاره من حاده و باز ... از شر شومی و شبه تا شامه ی شیطان
تا شعر و شام و شهر و بریدنه پستان
از ترس و تیر ‌و تبر تا گذره زمان
تا تلخ و تیغه تیز و کشیدنه گیسوان
بوی بد چرک زخم کهنه تا نزدیکیه بهشت
زنی همراه اهریمن به جای حوری های زشت
چشم ها هر بار رنگ خون نگاه لخت به تن ها
همه‌خوب های بهشتی فکر عشق و حال فردا
حس افکاره من حاده و باز آلت های عمود
بهشت مال تو،مثل صلیبی که حق عیسی نبود
تو تاریکی اتاق رانده شده گیسوان میکشد
من از شر تو شادم آیه ها با تو شرح
تو از تکلیفه تمام تنهایی تختم ترد شدی
و هستی هنوز هست هربار که همه سرد شدیم
هه فهم...
23:37
Read more
دختر ِ حافظ! کجایی؟ آفتاب آورده ام زیر ِ باران، کوزه بر دوشم شراب آورده ام خانه های ِ خشتی و پرچین ...
Media Removed
دختر ِ حافظ! کجایی؟ آفتاب آورده ام زیر ِ باران، کوزه بر دوشم شراب آورده ام خانه های ِ خشتی و پرچین ِ دورش سرو ِ ناز شهر ِ شیراز است یا من رو به خاب آورده ام؟ بس که ماندم پشت ِ در، کوبه صدایش شد بلند باز کن در را که شوق ِ بی حساب آورده ام رفته بابا قصر ِ بو اسحاق یا شاه ِ شجاع؟ من هرآنچه گفته را در یک کتاب ... دختر ِ حافظ! کجایی؟ آفتاب آورده ام
زیر ِ باران، کوزه بر دوشم شراب آورده ام

خانه های ِ خشتی و پرچین ِ دورش سرو ِ ناز
شهر ِ شیراز است یا من رو به خاب آورده ام؟

بس که ماندم پشت ِ در، کوبه صدایش شد بلند
باز کن در را که شوق ِ بی حساب آورده ام

رفته بابا قصر ِ بو اسحاق یا شاه ِ شجاع؟
من هرآنچه گفته را در یک کتاب آورده ام

مادرت شاخه نبات، آن ترک ِ شیرازی کجاست؟
نقره نقره تا شبستانش شهاب آورده ام

این دل است از آب ِ رکن آباد تا گلگشت ِ تو
سیب ِ سرخی را که غرق ِ پیچ و تاب آورده ام

لول ِ لولم شوخ ِ شیرین کار ِ شهرآشوب ِ من!*
اینهمه شور و شر از شهر ِ شراب آورده ام

کج کلاه ِ ترمه پوش ِ اشرفی خلخال ِ مست!
رو به قد و قامتت خرد و خراب آورده ام

باز کن گیسوی ِ خود در آینه فالی بگیر
شاهد ِ رقص ِ تو را چنگ و رباب آورده ام

تا رز ِ قرمز بکاری روی ِ برف ِ مخملت
بوسه بوسه سهم ِ دستانت خضاب آورده ام

منقل ِ آغوش روشن کن دو کبکت را بده
میهمانت هستم و میل ِ کباب آورده ام

هرچه میخاهد بگوید واعظ ِ منبر نشین
من گناه ِ عشق را جای ِ ثواب آورده ام

هفتصد سال ِ نبودن های ِ تو دیگر بس است
دوری ات را کم مگر با گریه تاب آورده ام؟

گرچه دستم خالی اما واژه هایم مال ِ تو
جای ِ مهریه برایت شعر ِ ناب آورده ام
Read more
. مسئول ژن طلایی کاباره ها چطوره ؟ اهواز هوا نداره لندن هوا چطوره ؟ . مسئول ژن طلایی جای من هم ...
Media Removed
. مسئول ژن طلایی کاباره ها چطوره ؟ اهواز هوا نداره لندن هوا چطوره ؟ . مسئول ژن طلایی جای من هم خوشی کن آشناست اگه دکل دزد جاش منو خودکشی کن ! . برقص کنار حوری- که روسری به سر نیست واسه ژن های مرغوب اسلام در خطر نیست ! . بخند ، برقص و خوش باش بد نگذره خلاصه نه بی خیاله دلار چاره ش یه اختلاسه ... .
مسئول ژن طلایی
کاباره ها چطوره ؟
اهواز هوا نداره
لندن هوا چطوره ؟
.

مسئول ژن طلایی
جای من هم خوشی کن
آشناست اگه دکل دزد
جاش منو خودکشی کن !
.
برقص کنار حوری-
که روسری به سر نیست
واسه ژن های مرغوب
اسلام در خطر نیست !
.
بخند ، برقص و خوش باش
بد نگذره خلاصه
نه بی خیاله دلار
چاره ش یه اختلاسه !
.
.
.

کوردا توی کیوسکن
کولبرا زیر رگبار
بالا ببر پِیکتو
پِیک بهمنه ، تو هم دار !
.
شغل شده فال فروشی
ربطی به فقر نداره !
کارتنخوابی که بد نیست
اصلا یه افتخاره !
.
سپرده ها مال تو
فعلا نیاز نداریم
به عشق تو جمع شدیم
ما اعتراض نداریم !
.
مسئول رسیدگی کن
به بغض ِ شعر ِ زردم
چند وقته که به دست ِ
تو خودکشی نکردم !
#وحیدبیاتی
.
.
photo By Dash Majid Joon 💙 @majidmousavi.a .
.
#بداهه #وحیدبیاتی #شاعر #ترانه_سرا #زلزله #سیل #کولبر #سپرده_گذاران_کاسپین #سپرده_گذاران_آرمان #ژن_خوب #حجاب #اختلاس #فقر #اعتراض #مااعتراض_نداریم #خودکشی #ساشاسبحانی #اعدام #بهمن_ورمزیار #دیوید_دیوید_او_اس_آ #💙
Read more
. امروز روز تولد من است... . امروز برای من روز مقدسی است... . امروز مثبت ترین روز خداست... . من فهمیدم ...
Media Removed
. امروز روز تولد من است... . امروز برای من روز مقدسی است... . امروز مثبت ترین روز خداست... . من فهمیدم دنیا سرزمین وسیعی است پر از مشکلات سخت و من هم موجودی هستم وسیع تر و سخت تر از دنیا. . همان روز در گوش من خواندند:تو آمدی که برگردی . همان روز به من گفتند:شعر،صدا،آب،هوا،مادر،پدر،خدا و عشق ... .
امروز روز تولد من است... .
امروز برای من روز مقدسی است... .
امروز مثبت ترین روز خداست... .
من فهمیدم دنیا سرزمین وسیعی است پر از مشکلات سخت و من هم موجودی

هستم وسیع تر و سخت تر از دنیا. .
همان روز در گوش من خواندند:تو آمدی که برگردی
.

همان روز به من گفتند:شعر،صدا،آب،هوا،مادر،پدر،خدا و عشق مال تو است.
.

همان روز فهمیدم که هیچ مجالی از لحظه خالی نیست و لحظه هم جای بی خیالی

نیست. .
من فهمیدم که باید شکرگزار بود به خاطر همه چیزهایی که خدا به ما داده و باید

شکرگزار بود که خدا هر آنچه را که از او می طلبیم،به ما نمی دهد.
.

امروز مثبت ترین روز خداست
.

امروز٬پونزده تيره .... .
.
امروز روز تولد من است...!
Read more
. ۲۸ صفر ۹۷ . تزئینات و شعر: کلب الحسین علی گودرزی . . بار دگر‌ این عشق ما را جمع کرده هر عاشقِ حاجت ...
Media Removed
. ۲۸ صفر ۹۷ . تزئینات و شعر: کلب الحسین علی گودرزی . . بار دگر‌ این عشق ما را جمع کرده هر عاشقِ حاجت روا را جمع کرده حاتم دگر بذل و عطا را جمع کرده وقتی حسن جمع گدا را جمع کرده . ما میهمان بر سفره‌ی مردی کریمیم این رسم هر سال است، محتاج از قدیمیم . . دریای اهل البیت فیضش بی کران است خدمت درِ این ... .
۲۸ صفر ۹۷
.
تزئینات و شعر: کلب الحسین علی گودرزی
.
.
بار دگر‌ این عشق ما را جمع کرده
هر عاشقِ حاجت روا را جمع کرده
حاتم دگر بذل و عطا را جمع کرده
وقتی حسن جمع گدا را جمع کرده
.
ما میهمان بر سفره‌ی مردی کریمیم
این رسم هر سال است، محتاج از قدیمیم
.
.
دریای اهل البیت فیضش بی کران است
خدمت درِ این خانه کاری جاودان است
آنکه در این خط نیست عمرش در زیان است
جاه و جلال و مال اینها امتحان است
.
حسرت خورد روز قیامت آنکه دنیا
وقتی نبوده نوکر اولاد زهرا
.
.
با چشم دل، این خانه را رحمت گرفته
بار من اینجا چون طلا قیمت گرفته
این پرچم سبز از دلم ظلمت گرفته
دستی که هم‌زد نذری‌اش برکت گرفته
.
با عطر نذری مست گشته، خو گرفتیم
از زعفران ما نیز رنگ و بو گرفتیم
.
.
فکر کن با اینکه آقا مرقدش آباد نیست
مثل مشهد در بقیعش پنجره فولاد نیست
زائرانش هم به آن جمعیت و تعداد نیست
دور او گلدسته ها و صحن گوهرشاد نیست
.
باز هم حاجات ما را با کرامت می‌دهد
بی حرم اینگونه او اینقدر حاجت می‌دهد
.
.
وقتی معاویه حریصِ سیم و زر شد
حضرت ولی بذل و عطایش بیشتر شد
اموال آقا بار ها وقف بشر شد
خرج فقیر و مستمند و رهگزر شد
.
امروز باید جامعه اینگونه باشد
با رحم بر هم، هر کسی بخشنده باشد
.
.
بیعت نکرد اصلا، که صلحی با عضب بود
با اینکه صلح از مرد این میدان عجب بود
از غفلت اصحاب او، از این سبب بود
چون دور آقا عده‌ای راحت طلب بود
.
ورنه حسن یک جنگجوی بی بدل هست
او شیر غران، فاتح جنگ جمل هست
.
.
فرزند هایش را به ایمان پرورش داد
او قاسمش را مرد میدان پرورش داد
عبدالهش هم، چون دلیران پرورش داد
با مِهر و با عشق حسین‌جان پرورش داد
.
هان ای پدر مادر تو هم پس اینچنین کن
فرزند خود را با حسینیه عجین کن
.
.
غربت همین بس قاتل او همسرش شد
خونِ جگر بیرون ز قلب مضطرش شد
با زهر، نیلی رنگ کل پیکرش شد
آن کوچه و مادر غمِ چشم ترش شد
.
گفتی مصیبت روز جانسوز حسین است
گفتی غم عظما فقط روز حسین است
.
.
پ.ن: مستحضرم که به بعضی ابیات ایرادات ادبی وارد است، لکن بیشتر مضامین مَد نظر بود
Read more
Loading...
 #افشین_یداللهی . <span class="emoji emoji2764"></span>️‌‌ تو حق نداری عاشق کسی بمانی که سالهاست رفته. تو مال کسی نیستی که نیست تو حق ...
Media Removed
#افشین_یداللهی . ️‌‌ تو حق نداری عاشق کسی بمانی که سالهاست رفته. تو مال کسی نیستی که نیست تو حق نداری اسم دردهای مُزمِنَت را عشق بگذاری. می‌توانی مدیون زخم‌هایت باشی اما محتاج آنکه زخمیَت کرده نه ! دست بردار از این افسانه‌های بی‌ سر و ته که به نام عشق ! فرصت عشق را از تو می‌گیرد. آنکه تو را ... #افشین_یداللهی .
❤️‌‌
تو حق نداری عاشق کسی بمانی که سالهاست رفته.
تو مال کسی نیستی که نیست
تو حق نداری اسم دردهای مُزمِنَت را عشق بگذاری.
می‌توانی مدیون زخم‌هایت باشی اما
محتاج آنکه زخمیَت کرده نه !
دست بردار از این افسانه‌های بی‌ سر و ته که به نام عشق !
فرصت عشق را از تو می‌گیرد.
آنکه تو را زخمی خود می‌ خواهد
آدمِ تو نیست
آدم نیست و تو سال هاست
حوای بی آدمی ...
حواست نیست !

#افشين_يداللهی #روحش_شاد #شعر #ترانه_سرا #عشق #لبخند #مهربان_باشیم #محبت_بهترین_هدیه_است #محبت #❤️ #زندگی #خدای_من #خدایاشکرت #نفیسه_روشن #nafisehroshan #nafiseh_roshan #love #dreams #lifestyle #actress #art #iran #god
طراح لباس:
@iranzaminmezon 💋
Photo by:
@samira_bakhtiary ❤️
و اقای کرد محله عزیز و اقای حسین زاده عزیز
بابت محبت هاشون🙏🏻
Read more
@cobaltjewelryiran آويز نقره: شعر سهراب با سنگ فيروزه شناسه اثر: ٣١٩٨ وزن نقره: ٩.١٦٥ گرم قيمت: ...
Media Removed
@cobaltjewelryiran آويز نقره: شعر سهراب با سنگ فيروزه شناسه اثر: ٣١٩٨ وزن نقره: ٩.١٦٥ گرم قيمت: ٦٦٠.٠٠٠ تومان —————————————————————— گوشواره نقره: شعر حافظ شناسه اثر: ٢٤٣٥ وزن نقره: ٧.٠٨٥ قيمت: ٦٢٠.٠٠٠ تومان ------------------------------------------------ شرح آويز: این ... @cobaltjewelryiran
آويز نقره:
شعر سهراب با سنگ فيروزه
شناسه اثر: ٣١٩٨
وزن نقره: ٩.١٦٥ گرم
قيمت: ٦٦٠.٠٠٠ تومان
——————————————————————
گوشواره نقره: شعر حافظ
شناسه اثر: ٢٤٣٥
وزن نقره: ٧.٠٨٥
قيمت: ٦٢٠.٠٠٠ تومان
------------------------------------------------
شرح آويز:
این اثر ملهم از این شعر زیبای سهراب سپهری ست:

زندگی رسم خوشایندی است.
زندگی بال و پری دارد با وسعت مرگ،
پرشی دارد اندازه عشق.
زندگی چیزی نیست ، که لب طاقچه عادت از یاد من و تو برود.
زندگی جذبه دستی است که می چیند.
زندگی نوبر انجیر سیاه ، که در دهان گس تابستان است.
زندگی ، بعد درخت است به چشم حشره.
زندگی تجربه شب پره در تاریکی است.
زندگی حس غریبی است که یک مرغ مهاجر دارد.
زندگی سوت قطاری است که در خواب پلی می پیچد.
زندگی دیدن یک باغچه از شیشه مسدود هواپیماست.
خبر رفتن موشک به فضا،
لمس تنهایی "ماه"، فکر بوییدن گل در کره ای دیگر.

زندگی شستن یک بشقاب است.

زندگی یافتن سکه دهشاهی در جوی خیابان است.
زندگی "مجذور" آینه است.
زندگی گل به "توان" ابدیت،
زندگی "ضرب" زمین در ضربان دل ما،
زندگی "هندسه" ساده و یکسان نفسهاست.

هر کجا هستم ، باشم،
آسمان مال من است.
پنجره، فکر ، هوا ، عشق ، زمین مال من است.
چه اهمیت دارد
گاه اگر می رویند
قارچهای غربت؟
------------------------------------------------
شرح گوشواره:
غلام همت آنم که زیر چرخ کبود
ز هر چه رنگ تعلق پذیرد آزادست
حافظ ----------------------------------------------------
#cobaltjewelry #gold #طلا #كبالت pendant #آويز #earrings #گوشواره #سهراب_سپهری #حافظ #سنگ #فيروز_نيشابوري #turquoise
Read more
Loading...
<span class="emoji emoji1f4a0"></span> تو پری‌زاده ندانم ز كجا می ‌آيى كآدمیزاده نباشد به چنين زيبايى . راست خواهى، نه حلال است كه پنهان ...
Media Removed
تو پری‌زاده ندانم ز كجا می ‌آيى كآدمیزاده نباشد به چنين زيبايى . راست خواهى، نه حلال است كه پنهان دارند؛ مثل اين روى و نشايد كه به كس بنمايى . سرو با قامت زيباى تو در مجلس باغ نتواند كه كند دَعوىِ همبالايى . در سراپاى وجودت هنرى نيست كه نيست عيبت آن است كه بر بنده نمی بخشايى . به خدا بر تو ... 💠
تو پری‌زاده ندانم ز كجا می ‌آيى
كآدمیزاده نباشد به چنين زيبايى
.
راست خواهى، نه حلال است كه پنهان دارند؛
مثل اين روى و نشايد كه به كس بنمايى
.
سرو با قامت زيباى تو در مجلس باغ
نتواند كه كند دَعوىِ همبالايى
.
در سراپاى وجودت هنرى نيست كه نيست
عيبت آن است كه بر بنده نمی بخشايى
.
به خدا بر تو كه خونِ من بيچاره مريز
كه من آن قدر ندارم كه تو دست آلايى
.
بى رخت چشم ندارم كه جهانى بينم
به دو چشمت كه ز چشمم مرو اى بينايى...
.
نه مرا حسرت جاه است و نه انديشه ی مال
همه اسباب مهياست، تو در می بايى
.
بر من از دست تو چندان كه جفا می ‌آيد
خوشتر و خوبتر اندر نظرم می ‌آيى
.
ديگرى نيست كه مهرِ تو در او شايد بست
چاره بعد از تو ندانيم به جز تنهايى...
.
ور به خوارى ز در خويش برانى ما را
همچنان شكر كنيمت كه عزيز مايى
.
من از اين در به جفا روى نخواهم پيچيد
گر ببندى تو به روى من و گر بگشايى
.
چه كند داعیِ دولت كه قبولش نكنند؟
ما حريصيم به خدمت... تو نمی ‌فرمايى
.
___
سعديا، دخترِ انفاس تو بس دل ببرد
به چنين زيورِ معنى كه تو می ‌آرايى
.
باد نوروز كه بوى گل و سنبل دارد
لطف اين باد ندارد كه تو می ‌پيمايى...
.
#سعدی
.
اول اردیبهشت ماه جلالی
روز بزرگداشت #خداوندگار_ملک_سخن، سعدی علیه الرحمه ست.
و در معیت نفس تازه ی طبیعت به دم مسیحایی بهار، چه روز دل انگیزی ست.
.
عاشقی رو از غزلیاتش
زندگی رو از بوستانش
و اخلاق رو از گلستانش بیاموزید
که آموزگاری بهتر از او نخواهید یافت
الحمدلله کسی نیست که سعدی رو نشناسه در این روزگار
بیشتر باهاش مأنوس باشیم
.
اگه تمایل داشتید بیتی از سعدی به یادگار زیر این پست بنویسید ❤️
.
______💠______
#غزل #ناب #عاشقانه #عشق #فارسی #غزل_فارسی #پارسی #شعر #شعر_فارسی ‏ #sher #Qazal #Farsi #Iran #Persian #poem #poetry #Love
.
Read more
@ashkan_shams حال خوش يعني چه؟ از خودم پرسيدم و دلم پر شد از آواز بهار زندگي مال من است من خدا را ...
Media Removed
@ashkan_shams حال خوش يعني چه؟ از خودم پرسيدم و دلم پر شد از آواز بهار زندگي مال من است من خدا را دارم عشق را مي فهمم خوشي خاطره در حس من است حال خوب اين نفس رفته و بر آمده است اين نگاهي که در آئينه و آب روشني هاي ترا مي بيند و به پايان شب ايمان دارد حال خوش يعني من، به کسي مينازم که در آغوش و نوازش ... @ashkan_shams
حال خوش يعني چه؟
از خودم پرسيدم و دلم پر شد از آواز بهار
زندگي مال من است
من خدا را دارم
عشق را مي فهمم
خوشي خاطره در حس من است
حال خوب اين نفس رفته و بر آمده است
اين نگاهي که در آئينه و آب
روشني هاي ترا مي بيند
و به پايان شب ايمان دارد
حال خوش يعني من، به کسي مينازم
که در آغوش و نوازش هايش
جا براي همه هست
من خدا را دارم
و دلم روشن از اميدِ شکفتن هايي است
که به اندوه خزان مي تابد
حال خوش يعني تو
زندگي، دوست، نگاه، شعر
و يک پنجره باراني
که خدا مي بارد
باورِ اينکه در اين جاي شلوغ
در هياهوي نفسگير زمين
دست من دست خداست
حال خوش يعني اين

#ashkan #shams #ashkanshams #salsa #salsamusic #music #musicvideo #god
#اشكان #شمس #اشكان_شمس #موزيك #سالسا #آهنگ
Read more
.. باز هم قلبی به پايم اوفتاد باز هم چشمی به رويم خيره شد  باز هم در گير و دار يک نبرد  عشق من بر قلب ...
Media Removed
.. باز هم قلبی به پايم اوفتاد باز هم چشمی به رويم خيره شد  باز هم در گير و دار يک نبرد  عشق من بر قلب سردی چيره شد . باز هم از چشمه لب‌های من تشنه ای سيراب شد، سيراب شد  باز هم در بستر آغوش من  رهرو ای در خواب شد، در خواب شد . بر دو چشمش ديده می‌دوزم به ناز  خود نمی‌دانم چه می‌جويم در او  عاشقی ديوانه ... ..
باز هم قلبی به پايم اوفتاد
باز هم چشمی به رويم خيره شد 
باز هم در گير و دار يک نبرد 
عشق من بر قلب سردی چيره شد
.
باز هم از چشمه لب‌های من
تشنه ای سيراب شد، سيراب شد 
باز هم در بستر آغوش من 
رهرو ای در خواب شد، در خواب شد
.
بر دو چشمش ديده می‌دوزم به ناز 
خود نمی‌دانم چه می‌جويم در او 
عاشقی ديوانه می‌خواهم كه زود 
بگذرد از جاه و مال و آبرو
.
او شراب بوسه می‌خواهد ز من 
من چه گويم قلب پر اميد را 
او به فكر لذت و غافل كه من 
طالبم آن لذت جاويد را
.
من صفای عشق می‌خواهم از او 
تا فدا سازم وجود خويش را 
او تني می‌خواهد از من آتشين 
تا بسوزاند در او تشويش را
.
او به من می‌گويد ای آغوش گرم 
مست نازم كن كه من ديوانه ام 
من به او می‌گويم ای نا آشنا 
بگذر از من، من تو را بيگانه ام
.
آه از اين دل آه از اين جام اميد 
عاقبت بشكست و كس رازش نخواند 
چنگ شد در دست هر بيگانه ای
ای دريغا كس به آوازش نخواند
.
#فروغ_فرخزاد
از مجموعه شعر "اسیر"
Read more
 #بهار حال خوش یعنی چه از خودم پرسیدم و دلم پر شد از آواز بهار … زندگی مال من است من خدا را دارم عشق ...
Media Removed
#بهار حال خوش یعنی چه از خودم پرسیدم و دلم پر شد از آواز بهار … زندگی مال من است من خدا را دارم عشق را میفهمم خوشیِ خاطره در حس من است! حال خوب، این نفس رفته و برآمده است این نگاهی كه در آئینه و آب روشنی های تو را می بیند و به پایان شب ایمان دارد حال خوش یعنی من به كسی مینازم ، كه در آغوش و نوازش ... #بهار

حال خوش یعنی چه
از خودم پرسیدم
و دلم پر شد از آواز بهار …
زندگی مال من است
من خدا را دارم
عشق را میفهمم
خوشیِ خاطره در حس من است!
حال خوب، این نفس رفته و برآمده است
این نگاهی كه در آئینه و آب
روشنی های تو را می بیند
و به پایان شب ایمان دارد
حال خوش یعنی من
به كسی مینازم ،
كه در آغوش و نوازش هایش ؛
جا برای همه هست!
من خدا را دارم
و دلم روشن از امیدِ شكفتن هایی ست
كه به اندوه خزان می تابد
حال خوش یعنی تو !
زندگی ، دوست ، نگاه ، شعر
و یك پنجرۂ بارانی
كه خدا می بارد
باورِ اینكه در این جای شلوغ
در هیاهوی نفس گیرِ زمین
دست من دست خداست …
حال خوش یعنی این ...
Read more
Loading...
عکس مال اولین پنجشنبه بعد عید هستش که رفتیم سر خاک آقام (پدربزرگ پدری) بهشت گرمدره روبه روی استخر ...
Media Removed
عکس مال اولین پنجشنبه بعد عید هستش که رفتیم سر خاک آقام (پدربزرگ پدری) بهشت گرمدره روبه روی استخر ابی پارس تو را می خواهم برای پرسه زدن های شب عید نشان کردن یک جفت ماهی قرمز تو را می خواهم برای صبح برای ظهر برای شب برای همه ی عمر #نادر_ابراهیمی #عاشق_نیستما #عشق #عاشقانه ... عکس مال اولین پنجشنبه بعد عید هستش
که رفتیم سر خاک آقام (پدربزرگ پدری)
بهشت گرمدره روبه روی استخر ابی پارس ❤❤❤❤❤❤❤❤
تو را می خواهم
برای پرسه زدن های شب عید
نشان کردن یک جفت ماهی قرمز
تو را می خواهم
برای صبح
برای ظهر
برای شب
برای همه ی عمر
❤❤❤❤❤❤❤❤❤
#نادر_ابراهیمی
#عاشق_نیستما #عشق #عاشقانه #متن #داستان #شعر #حکایت #عید #قبرستان #قبر #زیارت #اموات #گرمدره #ایران #تهران #کرج #گل #صورتی #ساقه #سبز #ریشه #خاک #مرگ #آخرت
Read more
دلم یک کافه می خواهد که مالِ خودم باشد دلم یک کافه می خواهد بامیزهایی گرد و صندلی هایی لهستانی... ...
Media Removed
دلم یک کافه می خواهد که مالِ خودم باشد دلم یک کافه می خواهد بامیزهایی گرد و صندلی هایی لهستانی... و رومیزی هایی از جنس چیتِ گلدار...و بوی قهوه... بوی دیوانه کنندۀ قهوه یک کافه با پنجره ای که باز شود به باغچه ای کوچک با یک بیدِ مجنون... که من عاشقش شوم کتابخانه ام را بیاورم توی کافه... یک گوشه جا دهم... ... دلم یک کافه می خواهد که مالِ خودم باشد
دلم یک کافه می خواهد
بامیزهایی گرد و صندلی هایی لهستانی... و رومیزی هایی از جنس چیتِ گلدار...و بوی قهوه... بوی دیوانه کنندۀ قهوه
یک کافه با پنجره ای که باز شود به باغچه ای کوچک با یک بیدِ مجنون... که من عاشقش شوم
کتابخانه ام را بیاورم توی کافه... یک گوشه جا دهم... و ذوق کنم اگر کسی ساعتهای تنهایی اش را در کافۀ من با این کتابها عشق کند
دلم می خواهد بنشینم پشتِ بار، دست زیرِ چانه؛ غرقِ تماشای مشتری ها شوم... زن ها و مردها...و حدس بزنم میزان احساساتشان را
از فاصله صندلی هایشان... از گره دستهایشان...از اخم ها و بگومگوهایشان... از چشم هایشان
حتی گاهی فضولی کنم، بپرسم از خودم که به هم می آیند یا نه...؟
قرار های کاری را تا آنجا که بشود کوتاه کنم جا باز کنم برای عاشقانه های آرام و چه بسا ناآرام
گاهی وسط بغض دختری که شکستش را با دوستش تقسیم کرده مرهمی شوم از کلمه، جمله، شعر... گاه گاهی که دلم بگیرد
بروم کنار پنجره، خیره شوم به بیدِ مجنونِ وسطِ باغچه... و در دلم بگویم: تو مجنون تری یا من...؟
و انقدر بپرسم این سوال را که شب شود
از همان کنار پنجره خداحافظی کنم با زن ها و مردهایی که میروند... و گاهی با اندوه پیش بینی کنم که دفعه بعد بدون هم می آیند... شاید با دیگری
مشتری ها که رفتند،
یک قهوه فرانسۀ تلخ بریزم برای خودم، بی شیر و شکر
و رها شوم روی یکی از صندلی ها... چشم هایم را ببندم و با مزه تلخی قهوه یاد کنم دختری را که هر روز عصر با یک کوله پشتی پر از کتاب های فصیح و هدایت و عباس معروفی تنهایی اش را اینجا دود میکرد... و هر شب با رد سیاه ریخته از چشم ها در تاریکی گم میشد
و فکر کنم به هاله ای از ابهام که پیچیده بود بر همه دوستت دارم هاایی که امروز اینجا رد و بدل شد و این سوال که چقدرش واقعی بود
بلند شوم ،چراغ ها را خاموش کنم... درِ کافه را ببندم... کرکره را بکشم پایین و...
با فکر اینکه فردا باید زودتر بیایم و کافه را تمیز کنم،
در تاریکیِ خیابانِ خلوت
گــــــــــم شـــــوم

#پریسا_زابلی_پور
Read more
. آمده‌ام با عطـــش ســـال‌ها تا تو کمی عشـق بنوشانی‌ام... ها به کجا می‌کشیم خوبِ من؟ ها نکشـانی ...
Media Removed
. آمده‌ام با عطـــش ســـال‌ها تا تو کمی عشـق بنوشانی‌ام... ها به کجا می‌کشیم خوبِ من؟ ها نکشـانی به پشیــمانی‌ام #محمد_علی_بهمنی #fatemeh93qa نه عزیزم، مرد؛ پیراهن چهارخانه و سینه ی ستبر و غرور احمقانه نیست، مرد؛ ته ریش مرتب و کفش های کالج و ساعت چند میلیونی نیست، خنده های دلبرانه ... .
آمده‌ام با عطـــش ســـال‌ها
تا تو کمی عشـق بنوشانی‌ام... ها به کجا می‌کشیم خوبِ من؟
ها نکشـانی به پشیــمانی‌ام
#محمد_علی_بهمنی
#fatemeh93qa
نه عزیزم،
مرد؛ پیراهن چهارخانه و سینه ی ستبر و غرور احمقانه نیست،
مرد؛ ته ریش مرتب و کفش های کالج و ساعت چند میلیونی نیست،
خنده های دلبرانه و اخم جذاب و صورت استخوانی هم مال مردهای کاغذی توی رمان هاست...
مرد یعنی؛ "تا آخرش هستم" ش، دقیقا همین معنا را بدهد،
و "آخرش" حتی "مرگ" هم نباشد،
مرد یعنی؛
یک دقیقه هم که شده توی یک روز شلوغ کاری به تماشای چشمهایت بنشیند،
گاهی برایت شعر بخواند،
توی گوش چپت، یک جایی نزدیک قلبت، آرام بگوید؛
"دوستت دارم" و دوستت دارمش "تا" نداشته باشد،
تا "کی" یا تا "کجا"...
مرد؛ بازوی برجسته و قد بلند نیست جان من،
مرد یعنی؛ آغوش امن، قول محکم،
دریایی از عشق، و دیگر هیچ...
#فاطمه_صابری_نیا
Read more
Loading...
Loading...