مثل همه تو دارم

Loading...


Unique profiles
86
Most used tags
Total likes
0
Top locations
Kazan, Republic of Tatarstan, Rasht, Iran, Tehran, Iran
Average media age
775 days
to ratio
6.7
هیچکسی به جز خودت نداشت هوامو تازه فهمیدم تو میمونی برامو تو دلم حرف میزنم اما تو میشنوی صدامو تو ...
Media Removed
هیچکسی به جز خودت نداشت هوامو تازه فهمیدم تو میمونی برامو تو دلم حرف میزنم اما تو میشنوی صدامو تو فقط بودی که دستامو یه لحظه ول نکردی خیلی وقته که بهت سر نزدم دلم گرفته من به جز با همه راه اومدم دلم گرفته دوست دارم حرف بزنم اما گلومو غم گرفته اینقده خوبی که این جدایی رو باور نکردی دیگه دست تورو ... هیچکسی به جز خودت نداشت هوامو
تازه فهمیدم تو میمونی برامو
تو دلم حرف میزنم اما تو میشنوی صدامو
تو فقط بودی که دستامو یه لحظه ول نکردی

خیلی وقته که بهت سر نزدم دلم گرفته
من به جز با همه راه اومدم دلم گرفته
دوست دارم حرف بزنم اما گلومو غم گرفته
اینقده خوبی که این جدایی رو باور نکردی

دیگه دست تورو ول نمیکنم
جز تورو مهمونه دل نمیکنم
این دلی که مثل دریا میمونه
من دیگه عشقتو با هیچی عوض نمیکنم
دیگه دست تورو ول نمیکنم
جز تورو مهمونه دل نمیکنم
این دلی که مثل دریا میمونه
من دیگه عشقتو با هیچی عوض نمیکنم ♫♫♫ همه ی دنیارو چرخیدمو مثل تو ندیدم
بی تو هر سمتی که رفتم به یه بی راهه رسیدم
بی تو رفتنو زدن همه یه خنجر روی پشتم
با تو ای خدا همه دنیارو دارم توی مشتم
با تو ای خدا همه دنیارو دارم توی مشتم

دیگه دست تورو ول نمیکنم
جز تورو مهمونه دل نمیکنم
این دلی که مثل دریا میمونه
من دیگه عشقتو با هیچی عوض نمیکنم
دیگه دست تورو ول نمیکنم
جز تورو مهمونه دل نمیکنم
این دلی که مثل دریا میمونه
من دیگه عشقتو با هیچی عوض نمیکنم
Read more
Loading...
سلام دوستای عزیزم امیدوارم حالتون خیلییی خوب باشه و ایامتون به شادی بگذره<span class="emoji emoji1f339"></span> خیلی ممنونم بابت همه ...
Media Removed
سلام دوستای عزیزم امیدوارم حالتون خیلییی خوب باشه و ایامتون به شادی بگذره خیلی ممنونم بابت همه حمایت هایی که ازم میکنید یه سری مسائلی رو لازم دونستم توضیح بدم , مسائلی که گاها ازم میپرسیدو ترجیح دادم تو این پست تقریبا کامل تعریفشون کنم پیش میاد استوری میزارم با پیش زمینه یه موزیک و یه تصویر خیلی ... سلام دوستای عزیزم امیدوارم حالتون خیلییی خوب باشه و ایامتون به شادی بگذره🌹
خیلی ممنونم بابت همه حمایت هایی که ازم میکنید
یه سری مسائلی رو لازم دونستم توضیح بدم , مسائلی که گاها ازم میپرسیدو ترجیح دادم تو این پست تقریبا کامل تعریفشون کنم
پیش میاد استوری میزارم با پیش زمینه یه موزیک و یه تصویر خیلی یونیک
از یه فضای خیلی لوکس و دوس داشتنی
که بعدش ازم میپرسید اینجا کجاس!!!
اینجا که عکس ها و ویدیوش رو هم تو همین پست براتون به اشتراک گذاشتم دفتر موسیقی استدیو لبخند هستش یا بهتر بگم دفتر برند معروف (لف رکورد)💎
جایی که من امروز افتخار اینو دارم "در کنار برادر با سواد و عزیزم سعید که سال هاست پشتم هست و همیشه به پیشرفتم کمک کرده و بهم یاد داد چه در موسیقی چه در زندگی شخصیم مسیر درستی رو برم , باشم . همیشه همراهم بود و هست و مثل الماس تو زندگیم میدرخشه"
1 سال پیش زمانی که استارت ساخت و طراحی استدیو جدید زده شد به لطف خدا این اتفاق افتاد ک من همراه سعید باشم و بتونم کمک کوچیکی بکنم و امروز فعالیت رسمی من در استدیو لبخند , لوکس ترین و مجهزترین استدیو صدابرداری شمال کشور هستش💎 - چه خوشا استدیویی که مدیرش شما باشی اقای سعید عسرا , امیدوارم همیشه پر انرژی و سلامت باشی 🌹😉 از همههه ی دوستای عزیزم که تو این سالها بهم کمک کردن واقعا تشکر میکنم مرسی که هستین❤️❤️ منتظر خبرای خوب از موزیکای جدید باشید... @saeedosra
#LaughRecord #laughrecordteam #Company #mybestfriend #Bro💕
Read more
Marda inaaaaan پس از کلی دردسر با پسر مورد علاقه ام ازدواج کردم... ما همدیگرو به حد مرگ دوست داشتیم. سالای ...
Media Removed
Marda inaaaaan پس از کلی دردسر با پسر مورد علاقه ام ازدواج کردم... ما همدیگرو به حد مرگ دوست داشتیم. سالای اول زندگیمون خیلی خوب بود. اما چند سال که گذشت کمبود بچه رو به وضوح حس می کردیم. می دونستیم بچه دار نمی شیم. ولی نمی دونستیم که مشکل از کدوم یکی از ماست اولاش نمی خواستیم بدونیم با خودمون ... Marda inaaaaan
پس از کلی دردسر با پسر مورد علاقه ام ازدواج کردم...
ما همدیگرو به حد مرگ دوست داشتیم.
سالای اول زندگیمون خیلی خوب بود.
اما چند سال که گذشت کمبود بچه رو به وضوح حس می کردیم.
می دونستیم بچه دار نمی شیم.
ولی نمی دونستیم که مشکل از کدوم یکی از ماست
اولاش نمی خواستیم بدونیم
با خودمون می گفتیم
عشقمون واسه یه زندگی رویایی کافیه
بچه می خوایم چی کار؟
در واقع خودمونو گول می زدیم

هم من هم اون…هر دومون عاشق بچه بودیم
تا اینکه یه روز علی نشست رو به رومو گفت
اگه مشکل از من باشه
تو چی کار می کنی؟
فکر نکردم تا شک کنه که دوسش ندارم
خیلی سریع بهش گفتم…من حاضرم به خاطر تو رو همه چی خط سیاه بکشم
علی که انگار خیالش راحت شده بود یه نفس راحت کشید و از سر میز بلند شد و راه افتاد
گفتم:تو چی؟ گفت:من؟
گفتم:آره… اگه مشکل از من باشه… تو چی کار می کنی؟
برگشت…زل زد به چشام…گفت: تو به عشق من شک داری؟
فرصت جواب نداد و گفت: من وجود تو رو با هیچی عوض نمی کنم

با لبخندی که رو صورتم نمایان شد
خیالش راحت شد که من مطمئن شدم اون هنوزم منو دوس داره
گفتم:پس فردا می ریم آزمایشگاه
گفت:موافقم…فردا می ریم
و رفتیم… نمی دونم چرا اما دلم مثل سیر و سرکه می جوشید
اگه واقعا عیب از من بود چی؟
سر خودمو با کار گرم کردم تا دیگه فرصت فکر کردن به این حرفارو به خودم ندم
طبق قرارمون صبح رفتیم آزمایشگاه
هم من هم اون…هر دو آزمایش دادیم
بهمون گفتن جواب تا یک هفته دیگه حاضره
یه هفته واسمون قد صد سال طول کشید
اضطرابو می شد خیلی اسون تو چهره هردومون دید

با این حال به همدیگه اطمینان می دادیم که جواب ازمایش واسه هیچ کدوممون مهم نیست
بالاخره اون روز رسید
علی مثل همیشه رفت سر کار و من خودم باید جواب ازمایشو می گرفتم
دستام مثل بید می لرزید
داخل ازمایشگاه شدم
علی که اومد خسته بود
اما کنجکاو…ازم پرسید جوابو گرفتی؟
منم زدم زیر گریه…فهمید که مشکل از منه
اما نمی دونم که تغییر چهره اش از ناراحتی بود

یا از خوشحالی
روزا می گذشتن و علی روز به روز نسبت به من سردتر و سردتر می شد

تا اینکه یه روز که دیگه صبرم از این رفتاراش طاق شده بود
بهش گفتم:علی… تو چته؟ چرا این جوری می کنی…؟
اونم عقده شو خالی کرد گفت: من بچه دوس دارم مهناز…مگه گناهم چیه؟
من نمی تونم یه عمر بی بچه تو یه خونه سر کنم
دهنم خشک شده بود… چشام پراشک… گفتم اما تو خودت گفتی همه جوره منو دوس داری
گفتی حاضری بخاطرم قید بچه رو بزنی… پس چی شد؟
گفت:آره گفتم… اما اشتباه کردم… الان می بینم نمی تونم… نمی کشم
نخواستم بحثو ادامه بدم… پی یه جای خلوت می گشتم تا یه دل سیر گ
Read more
. یعنی نمی دونم از کجا بگم چند وقته تقریبا با اکثر پسرهای اطرافم دارم صحبت میکنم می بینم هر کدوم یک جوری قید ازدواج رو زدن 😐 با یکی حرف میزنی میگه مگه بیکار و بیماری خودت رو اسیر یک مشت فلان و فلان و فلان کنی همین جوری راحت ترم با اون یکی حرف میزنی ول کن بابا مگه خلم کی دیگه الان #ازدواج میکنه ! اصلا ... .
یعنی نمی دونم از کجا بگم
چند وقته
تقریبا با اکثر پسرهای اطرافم دارم صحبت میکنم
می بینم هر کدوم یک جوری قید ازدواج رو زدن 😐
با یکی حرف میزنی
میگه مگه بیکار و بیماری خودت رو اسیر یک مشت فلان و فلان و فلان کنی
همین جوری راحت ترم
با اون یکی حرف میزنی
ول کن بابا مگه خلم کی دیگه الان #ازدواج میکنه ! اصلا چرا ازدواج
با اون یکی حرف میزنی
بابا اونها ک گرفتن کجا رو گرفتن ک ما که نگرفتیم مونده باشیم ؟
با اون یکی دیگه حرف میزنی
میگه ببین همه #دختر ها دنبال فلان و فلان و فلان و ... اینان باید باهاشون فلان و فلان و فلان بود مثل خودشون
با اون یکی ...
با اون یکی ...
بعد از این ور نگاه میکنه
همه هم تو رابطه ...
...
از اونور نگاه میکنی میری تو #مذهبی تر ها
می بینی پسره سرش با صد جاش داره اینم بالانس میزنه 😐
خلاصه از هر ور نگاه میکنی
گل و بلبل زیاده
چهارتام ازدواج میکنن در طفولیت خخ و بعد چهار صباح یا تو سر زنانن یا هر روز معتقدن #جوانی نکردن و در پی جبران گذشته ...
میمونه یک تعدادی که الحمدلله باز اونها هستن که بگی خدا رو شکر بالاخره با بد و خوب زندگی تونستن بسازن ...
جز این گروه آخر
خیل حیران و سرگردان عالم انگار روز ب روز افزونتر میشه
#پسر هاش رو نوشتم ک ب جنس مونث اسائه ادبی نشه ، حساس ترن 😉😊
.
.
علت این مسائل رو تو چ طور طبقه بندی میکنی ؟
من ک میگم یک درصد بسیار بالاییش برمیگرده به همین دو مقوله زیر
اولی روابط آزاد و روز افزون و خارج ازدواج ک در واقع هیچ انگیره و رقبتی شاید برای قبول مسیولیت آقایون نمیگذاره و بی بند باری های روز افزون تر و رقابت #خانم ها در عرضه حتی کاملاااا مفت و مسلم خود
و دومی #فرهنگ و و #عرف و #خانواده ها که تا بتونن #حلال ها رو سخت میکنند و #حرام ها رو سهل ! .
.
جز این دوتا علت زیاده ها
مثل مادی شدن روز افزون تقریبا همه
مثل بی مسیولیتی های فردی و توقع ها هر روز بیشتر از دیروز از بقیه و طرف مقابل
و ....
.
.
شما علل عمده این معضلات رو کجا میدونی ؟؟
خلاصه تو هم هر چ میخواهد دل تنگت بگو ...
.
.
.
بعدنوشت :
آقا اما ته اش ک چی ؟
من یک خط فقط میگم
ته اش سینه قبرستونه و تویی و خدا !
بقیه اش رو خود دانی
حداقل حلاللللللل ! حال کنید
ضد حال حرام از حالش خیلی بیشتره هاااا ! .
.
.
اسم #آهنگ هم #لیلی_بی_عشق .
.
یعنی فقط وجدانا آدم میگه
بگردم واسه این #دختر و پسرهای واقعا #پاک و #نجیب که چوب یک سری چی رو گاهی اونهام می خورن !
یواشکی نوشت : صد سال این جمله بالا خودم رو قبول ندارم !
چرا؟
چون !
و من یتق الله یجعل له ... (آیه 2 و 3 سوره طلاق )
تو کامنت👇
Read more
 #رفقای‌عزیزم‌لطفاکامل‌وبادقت‌بخونید بخدا اگر بودی از هیچکدام #دست_بوسی_نمیکردی حتی یک خیابون ...
Media Removed
#رفقای‌عزیزم‌لطفاکامل‌وبادقت‌بخونید بخدا اگر بودی از هیچکدام #دست_بوسی_نمیکردی حتی یک خیابون فرعی یا کوچه به نامت نزدن ️حق می‌دهم به این که جماعت، هیچ تلاشی برای آزادی‌ات نمی‌کنند! دیروز نکردند و امروز هم نمی‌کنند! وزارت خارجه، #سپاه ، شمخانی، ولایتی، #ظریف ، هیچ کس . آزادیِ تو، ... #رفقای‌عزیزم‌لطفاکامل‌وبادقت‌بخونید
بخدا اگر بودی از هیچکدام #دست_بوسی_نمیکردی حتی یک خیابون فرعی یا کوچه به نامت نزدن 😔
⚠️حق می‌دهم به این که جماعت، هیچ تلاشی برای آزادی‌ات نمی‌کنند! دیروز نکردند و امروز هم نمی‌کنند! وزارت خارجه، #سپاه ، شمخانی، ولایتی، #ظریف ، هیچ کس
.
❌آزادیِ تو، حاشیه‌ی امنیت خیلی‌ها را به خطر می‌اندازد! و البته که ما هم ترجیح می‌دهیم تو همان در بند #اسرائیل باشی تا کنج #اوین !! نه در یک جوی نمی‌رفت آبِ تو، با این #روحانی !! هیچ رقمه! و در هیچ موقعیتی! این را همه می‌دانند
.
🔴نمی‌بینی که حتی یک #خیابان درست‌حسابی هم در #پایتخت #جمهوری_اسلامی به نامت نیست؟! نمی‌بینی در فیلمت، هیچ اشاره‌ای نشد به بغضت علیه #بنی_صدر
و بگذار فاش بگویم که هنوز هم در #سپاه، از همه جا مظلوم‌تری! مثل همان روزگار جنگ! آری! مثل همان روزگار جنگ که سرداران شهرستانی، هیچ با تو حال نمی‌کردند! این درست که ناظر بر «زندگی» امکانات #تهران را هیچ کجا ندارد اما ناظر بر «جنگ» قصه فرق می‌کرد! آن‌قدر که حتی تو هم، چوب تهرانی بودن را مکرر خوردی! و هنوز هم داری می‌خوری!
.
بزرگ‌راه وصل‌کننده‌ی شرق و غرب تهران به هم، اگر از شرق تا #مشهد برود و از غرب تا #تبریز، باز هم در هیچ حدفاصلی، نام تو را نمی‌گذارند! و این مهم، #قالیباف و نجفی ندارد
.
🔻🔻اجازه دارم دعا کنم که هیچ وقت آزاد نشوی؟! اجازه دارم هوای اعصابت را داشته باشم؟! اجازه دارم دوست نداشته باشم که مثل روزگار جنگ، مجبور باشی یک روز هم‌لباسی‌هایت را بزنی و دگر روز ملبسین به لباس روحانیت را؟! اجازه دارم تنها و تنها خدایی را بپرستم که شیر را در زنجیر دشمن، بیش‌تر می‌پسندد تا اسارت دوست؟!
.
🚫⚠️ پس همان به متوسل بمانم به سرداری که نیست؛ سرداری در «انتهای افق» که #هرگز_دست_عوضی‌ها_را_نبوسید !!
.
عمدا این متن را جوری نوشتم که جز مادرت، به همه بربخورد! به قول حضرت پرزیدنت که «مرگ بر اسرائیل» روی موشک‌های تولیدی «دولت با تفنگ» را مانع لغو تحریم‌ها خوانده بود، «به جهنم»
.
⛔ سردار! قریب چهل سال است این‌جا نیستی! خیلی چیزها تغییر کرده! بعید می‌دانم سکه‌ات خریدار داشته باشد! دیگر بنی‌صدرها، بنی‌صدرهای چهل سال پیش نیستند! #فرار نمی‌کنند؛ فراری‌ات می‌دهند
.
چقدر #دروغ! چقدر #نفاق! چقدر وعده! چقدر #مصلحت! هر جا هستی، سنگرت را خوب حفظ کن سردار! این‌جا خبری نیست، جز حباب! بیست تومانی‌های آبی جهاد سازندگی را یادت هست؟! کشاورزانش له شدند زیر لاستیکBMWنوادگان امام!
حالا ما اسیرتریم یا تو؟! #حسین_قدیانی
#حاج_احمد_متوسلیان
Read more
1️⃣5️⃣ -زمزمه هاى بيدارى، از دخترم- قسمت سوم اين اولين بار كه دارم بابا صدات ميكنم. همون دخترى ...
Media Removed
1️⃣5️⃣ -زمزمه هاى بيدارى، از دخترم- قسمت سوم اين اولين بار كه دارم بابا صدات ميكنم. همون دخترى كه به اندازه ى ١١ سال نديديش. ١١ سالى كه اصلا منصفانه نيست. من رو الان نميبينى. چون تصويرى ازم ندارى. خواب منو ميبينى چون تبديل شدم به همه ى دنياى تو. دنياى يه پدر بدون دخترش. اين دنيايى كه الان دارم ... 1️⃣5️⃣
-زمزمه هاى بيدارى، از دخترم-
قسمت سوم
اين اولين بار كه دارم بابا صدات ميكنم.
همون دخترى كه به اندازه ى ١١ سال نديديش. ١١ سالى كه اصلا منصفانه نيست.
من رو الان نميبينى. چون تصويرى ازم ندارى. خواب منو ميبينى چون تبديل شدم به همه ى دنياى تو. دنياى يه پدر بدون دخترش.
اين دنيايى كه الان دارم باهات توش حرف ميزنم مرز باريكى بين واقعيت و خيال داره. طورى كه نه ميتونى باورش كنى نه ميتونى ردش كنى. چيزى كه بهش ميگن دنياى موازى. ولى من #برزخ صداش ميكنم.
به اندازه ى تمام سال هايى كه نبودى، به اندازه ى #واقعيت هايى كه نميدونم. به اندازه ى #راست و #دروغ هايى كه از همه شنيدم. به اندازه ى همه ى اينا به من و دلم بدهكارى. ميگم بدهكارى چون تلاش براى رسيدن به من به نوشتن چنتا نامه و سر كردن تو يه ديوونه خونه نيست. يه پدر بخواد دخترشو پيدا كنه ميتونه و الان بقيه اش اضافه كارى و #بهونه اس.
مثل همين مامان. بعضى وقتا دلم ميخواد بهش غر بزنم و بگم ماماااان! من خورشت آلو اسفناج دوست ندارم خب!
بهش بگم ينى چى بعضى وقتا تا دير وقت بيرونى و
كار ميكنى.
می‌دونی ديگه ياد گرفتم كه در مورد تو نبايد سوال كنم. از بس جوابای بی سر و ته می‌شنوم.
گاهی وقتا دلم ميخواد به مامان بگم: درسته یازده سالمه! اما خودت كه جواب تِست آی‌كيوی منو ديدی؟
بهش ميگم خيلی سخته وقتی يه #بچه هم #سن و سال من می‌ترسه و ميگه يه #هيولا زير تختش خوابيده، واقعا يه هيولای بزرگ و زشت زير تختش سر و صدا كنه! تا بعدش بياد سر جای مامان و باباش و بين اونا بخوابه!
بين كسايی كه يه سمتش تو هيچ وقت نبودی! مامان هم اونقدر #خواب بود و #خسته كه نمی‌فهميد من تووی بغلش خوابيدم يا روی زمين و كنار تختش...
تو به اندازه ى همه اين سال ها به اندازه ى همه ى شبايى كه جات روى تختتون خالى بود تا من خودمو يه جورى بين تون جا كنم. به اندازه ى همه روزايي كه منو نبردى مدرسه. به اندازه ى همه ى نبودنات بدهكارى.
خوب نيس آدم بدهكار از اين #دنيا بره! پس بلند شو. نخواب.
راه بهترى پيدا كن واسه رسيدن و ديدن من. خواب دزده.
عمر ادما رو ميدزده. هر چند بيدارى زيادم فراموشى مياره. داره بارون مياد...
بلند شو #بابا نخواب!
Read more
Loading...
. وقتي به #عاشق شدنت تو #بچگي هات فكر ميكني هم #ميخندي هم #غصه ميخوري. ميخندي به خودت.. كه حتي #پول ...
Media Removed
. وقتي به #عاشق شدنت تو #بچگي هات فكر ميكني هم #ميخندي هم #غصه ميخوري. ميخندي به خودت.. كه حتي #پول تو جيبيت رو از بابات ميگرفتي اما بهش قول ميدادي همه زندگيتو براش بذاري.. همه زندگيت! تو جز "جونت" چيزي كف دستت نبود.. تو يك پسر بچه بودي كه تو خيالاتش #بهترين عاشق دنيا بود اما معناي سختي هاي زندگي رو ... .
وقتي به #عاشق شدنت تو #بچگي هات فكر ميكني هم #ميخندي هم #غصه ميخوري. ميخندي به خودت.. كه حتي #پول تو جيبيت رو از بابات ميگرفتي اما بهش قول ميدادي همه زندگيتو براش بذاري.. همه زندگيت!
تو جز "جونت" چيزي كف دستت نبود.. تو يك پسر بچه بودي كه تو خيالاتش #بهترين عاشق دنيا بود اما معناي سختي هاي زندگي رو هيچوقت نميفهميد. نميدونستي دو سال ديگه كجايي قراره چيكاره بشي اما هي از اون #قول هاي هميشگيت ميدادي. "تا هميشه باهاتم.
تا #هميشه باهاتم.
تا هميشه باهاتم.
احمقي اگه باور نكني.."
انقدر اينها رو ميگفتي تا #گريه كنه و بشي زندگيش.. غصه ميخوري به اون وقت هات وقتي نگاه ميكني، كه چقدر عشق ات خالص بود، هيچ فكر بدي تو سرت نداشتي. اون براي تو شده بود همه چيز.
اما امروز من خيلي فرق كردم. عشق برام معناي واقعي تري داره. چون رو پاي خودمم.. ميدونم چي دوست داري براي تولدت، من تمام روزهاي ماه رو براش كار ميكنم.
ميبرمت رستوران نميذارم مراعات كني، هرچي بخواي بايد سفارش بدي حتي از گروناي پايين ليست.. من غذا خوردنت رو خيلي دوست دارم عشقم.. وقتي نون زحمتاي منو ميخوري.. من خنده هاتو دوست دارم، غصه هاتو دوست دارم.. من.. عاشق دستاتم اينو ميدونستي..؟ ميدوني كسي كه امروز دوستت داره ديگه اون پسر بچهه نيست..؟ ميدونى #مرد بودن چقدر سخته؟ ميدوني وقتي قول هام واقعي ميشه چقدر فرق ميكنه همه چيز، ميدوني وقتي امروز بهت ميگم تا هميشه باهاتم نميتونم بيشتر از يه بار بگم بهت..؟ امروز برام قول دادن خيلي سخت شده، چون اگه اون سالها #تنها ميشدم احساسم مثل يه حباب بود چون اگه تو امروز تنهام بذاري، يه كوه خسته رو ويرون كردي.
Read more
 #سفرنامه_ترکیه_مونا ... پست مخصوص شکمو ها <span class="emoji emoji1f60b"></span><span class="emoji emoji1f60b"></span><span class="emoji emoji1f60b"></span> عکس اول و دوم ماهی های کوچولو کوچولو بود که سرخ میکردن ...
Media Removed
#سفرنامه_ترکیه_مونا ... پست مخصوص شکمو ها عکس اول و دوم ماهی های کوچولو کوچولو بود که سرخ میکردن و مثل چیپس گاز میزدی، این عکس مال شهر #آماسیه و #آماسیا_گردی ماست اما همه شهر هایی که نزدیک دریا بودن این مدل ماهی را داشتند. ماهی اولی با سالاد پیاز و یک ظرف گوجه له شده تو سرکه خیلی تند و خوشمزه بود ... #سفرنامه_ترکیه_مونا ...
پست مخصوص شکمو ها 😋😋😋
عکس اول و دوم ماهی های کوچولو کوچولو بود که سرخ میکردن و مثل چیپس گاز میزدی، این عکس مال شهر #آماسیه و #آماسیا_گردی ماست اما همه شهر هایی که نزدیک دریا بودن این مدل ماهی را داشتند.
ماهی اولی با سالاد پیاز و یک ظرف گوجه له شده تو سرکه خیلی تند و خوشمزه بود بیست لیر و عکس دوم با همون مخلفات پانزده لیر.
عکس سوم مربوط به شهر #مرسین در کنار #بندر_مرسین بود روی کشتی که با موج تکان می خورد و بادوآفتاب شدید؛ غذامون ماهی محلی منطقه که بیست و چهار لیر و #کالاماری (یک مدل هشت پا تقریبن) که بود پنج لیر و سالاد و مخلفات.
عکس چهارم #اسکندر_کباب است که اونقدرها مورد علاقه من نبود و خیلی گرون بود، گوشت؛ بلغور پخته ماست و نون با سالاد و گوجه له شده که حدود سی و هفت لیر بود. #آماسیا
عکس پنجم #دونر پرسی که من خیلی دوست دارم کلن من #کباب_ترکی خیلی دوست دارم چه پرسی چه تو نون لواش چه مثل ایران. قیمتش هم دوازده لیر بود. #آنکارا
عکس ششم هم #پیده_پنیره . من تقریبن تو سفر قبلی ام به #استامبول همه جور #پیده خوردم و فقط پیده پنیر محبوبمه، اینجا رستورانش کمی لوکس بود پیده پانزده لیر بود اما اصولن نصف این قیمته.
عکس هفتم کباب کوبیده .
عکس هشتم سوپ عزیز من و #پالو و سه تکه گوشت استیک به اضافه مخلفات و یه ماست شاهکار. غذامون تو #قونیه.
عکس نهم #چوربا جان من، جالبه اینجا حتی سوپ را هم با سالاد سرو میکنند.
#عکس آخر هم سه مدل دسره که جون اسمشون را یادم میرفت ازشون عکس گرفتم.
اون سفیده که روش شیره است دقیقن همون #شیربرنج خودمونه که روش شهد میریزن، خودش را زیاد شیرین نمیکنند، من شیر برنج های مامانم را بیشتر دوست دارم اینجا چون میمونه سرد میشه.
بالاییش میشه اک مک کادایفی یه شیرینی کمی داره و خوشمزه است. بین خمیر بادام زمینی و گردو میزارن یه شربت روش میریزن زیرش هم بستنی یا راحت حلقوم است. من مدل راحت حلقوم را خوردم و خیلی دوست داشتم چون شیرینی اش خیلی لایت بود.
بعدش میشه #کنافه که من باز دوست داشتم.در کنافه یک لایه پنیر بین لایه‌های #سمولینا (نوعی آرد سبوس‌دار) یا رشته خردشده قرار داده می‌شه در آن به جای پنیر از مخلوطی از آجیل، جوز هندی و دارچین استفاده می‌کنند.
توی شهرهای شرقی #ترکیه که #عرب زبان زیاد است اصولن زیاد #باقلوا یا به قول خودشون #باخلوا دوست ندارن و #کونوفه خیلی بیشتر طرف دارداره.
اما من باقلوا بیشتر دوست دارم.
دسر آخر هم #بورما_کادایفی است که خیلی شبیه #اک_مک_کادایفی است اما به جای خمیر از رشته استفاده میکنند خوشمزه است من دوست داشتم
Read more
Loading...
دل نوشته : . . . داشتم این آهنگ رو گوش می کردم یک هو حالم عوض شد یکی پرتم کرد مسجد ارک شب های ماه رمضان مناجات با خدا چند دقیقه ای حال خاصی شد گفتم باهات باز کلیپ میسازم و متن می نویسم اما با مخاطب خاص برای شاید تنها عشقم اشتباه نشه خیلی ها رو دوست دارم خیلی ها اما تو یک چیز دیگه ای هیچ وقت هیچ ... دل نوشته :
.
.
.

داشتم این آهنگ رو گوش می کردم
یک هو حالم عوض شد
یکی پرتم کرد مسجد ارک شب های ماه رمضان
مناجات با خدا
چند دقیقه ای حال خاصی شد
گفتم باهات باز کلیپ میسازم و متن می نویسم اما با مخاطب خاص
برای شاید تنها عشقم
اشتباه نشه خیلی ها رو دوست دارم
خیلی ها
اما تو یک چیز دیگه ای
هیچ وقت هیچ کس حتی یک ذره از تو برام نشد
آه ک چ قدر برات حرف دارم چ قدر دل تنگی هست چ قدر ...
بماند
خدای من یک سوال بی ربط از تو اما مرسوم بین ما ...
خوبی ؟
گفتم ک مرسوم بین ماست بعد تو بپرسی تو چ طوری ... و الا تو ک همیشه خوبی ...
از من اگر بپرسی
نه می تونم بگم خوبم
نه می تونم بگم بدم
فقط دوست دارم این طوری بگم
منت خدای راست که هست حواسش حتما به بندگانش ....
دوست دارم بپرسی چی میخوای
که بگم
خودت ک بهتر میدونی گدا طلب آب و نان کند
اما کاش کمکم کنی با صداقت بگم
ملالی نیست جز دوری شما حضرت عشقم ....
که بعد بتونم باهات بیشتر حرف بزنم
بگم تو مرام برخی از آدم ها یک چیزهایی هست
مثل قول
مثل امان و پناه
مثل کمک
مثل خیلی چیزهای خوب
که تو مرام توی خالق و خدای این آدم ها حتما خیلی برترهاش هست
بماند اینا هم ....
توی دنیات به همه چی کافرم
الا به خودت
کافرم حتی به خودم چ برسه ب بقیه
هیچ کس رو باور ندارم الا خودت رو
اگر گفتی به کسی ایمان بیار میارم باز هم به اون نه
به حرف تو
بیا و به حرمت همین ایمان که به قلبم دادی
تا خود خودت منو ببر
حرف زیادیه برای یکی مثل من
اما شاید هر بار که عمیق تر و عمیق تر فکر میکنم به این که از تو باید چی بخوام
به هیچ آرزویی بلندتر و عزیزتر از خودت نمی رسم
خودت رو میخوام
این خودت رو می خوام آدمی شبیه من
معنیش برای خودت خدای من خیلی روشنه
من نه اونی هستم ک تحمل سختی داشته باشه ک در نعمت و رحمت هات نازپروده بارش آوردی
و نه اونی است ک تحمل حتی گرما و سرما داشته باشه
حالا با این ضعیف ترین هایی ک بردن نام مقدست هم از سرش زیاده اما گاهی حسی شبیه عشق بهت داره
چ باید کرد ؟
قطعا جوابش رو من بلد نیستم
اما به راه های آسان و سهل و سریع و مطمئن و عالی تو یقین دارم
دوستت دارم و اینو می نویسم
بخواه به رحمت ثابت کنی راستگو هستم
دوستت دارم و دوست دارم بهترین بندگانت باشم هر چند ناتوان ترین ها در کسب رضایتت باشم
اما از تو یاری و کمک می خوام تا با یاری خودت به تمام این نشدنی هام برسم
دوستت دارم و ازت به لطف و فضل بی حدت میخوام به هر چه بهش امید دارم از تو به بسیار بیشترش هم برسم
دوستت دارم و ازت درخواست دارم کریمانه بر ما بنگری ...
.
.
Read more
فردا صبح به وقت استكهلم <span class="emoji emoji2764"></span>️بنيامين جهرمي<span class="emoji emoji2764"></span>️ عزيز پرچمدار فيزيك حرفه اي ايران دور مقدماتي مسابقات خودش ...
Media Removed
فردا صبح به وقت استكهلم ️بنيامين جهرمي️ عزيز پرچمدار فيزيك حرفه اي ايران دور مقدماتي مسابقات خودش رو آغاز ميكنه و انشالله بعدازظهر هم 🏅فينال🏅 رقابتها ------------------------ اين اولين رقابت يك ايراني در سطح حرفه اي جهان محسوب ميشه، از همه شما عزيزان درخواست دارم براي اين پسر خوش استايل ... فردا صبح به وقت استكهلم ❤️بنيامين جهرمي❤️ عزيز پرچمدار فيزيك حرفه اي ايران دور مقدماتي مسابقات خودش رو آغاز ميكنه و انشالله بعدازظهر هم 🏅فينال🏅 رقابتها
------------------------
اين اولين رقابت يك ايراني در سطح حرفه اي جهان محسوب ميشه، از همه شما عزيزان درخواست دارم براي اين پسر خوش استايل و گل فيزيك ايران 🙏🏻دعا🙏🏻 كنيد تا بتونه مثل قبل تو دنياي حرفه اي هم پرچمداري كنه
@benyamin_jahromi
Read more
به نام او فجر سي و شش مثل همه جشنواره ها بود . اما چند مطلب مهم را صبر كردم تا در روز آخر منتشر كنم . ممنونم ...
Media Removed
به نام او فجر سي و شش مثل همه جشنواره ها بود . اما چند مطلب مهم را صبر كردم تا در روز آخر منتشر كنم . ممنونم از همكاري كانال محترم و مهم بولتن بابت اعتماد كه البته بنا به دلايلي پاسخ اين اعتماد از جانب خودم راضي كننده نبود بگذريم . دوستاني كه كم لطف بودند و دوستاني كه مهر داشتند هر دو به يك اندازه عزيزند ، ... به نام او

فجر سي و شش مثل همه جشنواره ها بود . اما چند مطلب مهم را صبر كردم تا در روز آخر منتشر كنم . ممنونم از همكاري كانال محترم و مهم بولتن بابت اعتماد كه البته بنا به دلايلي پاسخ اين اعتماد از جانب خودم راضي كننده نبود بگذريم . دوستاني كه كم لطف بودند و دوستاني كه مهر داشتند هر دو به يك اندازه عزيزند ، اما سخن كوتاه اينكه با وجود يادداشت نويسي بنده با منبع بر روي نقد و حرفه نقادي حاضر به بحث هستم اما نه با هر كسي آن هايي كه برايم مهم بودند پاي صحبتشان راجع به انتقاد بر يادداشت هايم نشستم ، بعضي ها معلوم الحالند و كتاب نخوانده كه انشا الله ميخوانند و مي فهمند ( بنده هيچ وقت منتقد نبوده ام و با وجود علم اندكم در اين رشته هيچ گاه نقد ننوشته ام و شغل و رشته ام نقد نيست ) ***
جشنواره سي و شش را به قطع جشنواره هومن سيدي مي دانم ، با احترام به بهرام توكلي كه سازمان اوج فيلم درست سرمايه گذاري كرده بود . اما بعضي چيز ها را نفهميدم و نمي فهمم . جايزه كامپوزيا پرتوي كمدي سال بود اما در حدي نيستم كه راجع به حاتمي كيا حرف بزنم ، استاد حاتمي كيا هيچ كس در حدي نيست كه حرفي بزند . تبريك به سارا بهرامي كه سال قبل هم در ايتاليا ايتاليا او را تحسين كردم و امسال به حقش رسيد فقط خدا خدا مي كردم هياهو هاي باران كوثري و مهناز افشار در تويتر و زندگي و قدرت شان ،سيمرغ را از او نگيرد . تنگه ابو قريب مي توانست جواد عزتي را هم داشته باشد ، فيلم لاتاري كه از ديد شخصيم تا نصف فيلم است ، ساعد سهيلي و جواد عزتي را مي توانست روي صحنه اختتاميه داشته باشد . بمب پيمان معادي را نديده قضاوت نمي كنم ولي ميدانم پيمان بازيگر در نرم هاي جهاني است و چه بهتر كه به كارگرداني اش بد بين نباشم . در كل مثل اكثريت جشنواره ها داوري سوري ترين پست جشنواره است چون هزار نفر داور راي مي دهند و به نام تو تمام ميشود . امسال فيلم نامه ها سقوط آزاد داشتند و باور دارم جشنواره اي كه سياست بر آن بچربد چه اسكار باشد چه فجر ارزش ندارد . هنر فيلم سازي سياست و اجتماع را در درونش دارد ولي قاب و قضاوتش را بر دوش هنر مي بيند نه سياست .
پ.ن : خيلي مهم ، بهمن و بهرام ارك حقشان خيلي بيشتر از اين هاست و بي صبرانه منتظر فيلم بلندشان با يك فيلم نامه قوي هستم .

پ.ن ٢ : يادداشت هايم را در تگ پيج بخوانيد .
Read more
دست نیافتنی بمون. مثل همه ی سالهایی که نبودی کنارم. برنگرد٬ از خونه ی مشترکمون که خوابش رو دیدی حرف ...
Media Removed
دست نیافتنی بمون. مثل همه ی سالهایی که نبودی کنارم. برنگرد٬ از خونه ی مشترکمون که خوابش رو دیدی حرف نزن. تلفنت رو زود جواب نده... من هنوز جای صدای بوق تلفن٬ عادت دارم تا دستگاه مشترک مورد نظر خاموش است رو بشنوم دور بمون. مگه نمیگفتی آدمها از دور قشنگن؟ دور بمون از منی که از خودت یاد گرفتم بدون تو زندگی ... دست نیافتنی بمون. مثل همه ی سالهایی که نبودی کنارم. برنگرد٬ از خونه ی مشترکمون که خوابش رو دیدی حرف نزن. تلفنت رو زود جواب نده... من هنوز جای صدای بوق تلفن٬ عادت دارم تا دستگاه مشترک مورد نظر خاموش است رو بشنوم

دور بمون. مگه نمیگفتی آدمها از دور قشنگن؟
دور بمون از منی که از خودت یاد گرفتم بدون تو زندگی کنم و از دور دلتنگت باشم. من عادت ندارم زود به زود ببینمت. من عادت ندارم کنارم بشینی از خودت برام بگی... من عادت کردم تا غریبه ها از تو برام حرف بزنن

دیوونه ای اگر از حرفام دلگیر بشی من فکر تو ام نه خودم. قشنگ نیست کسی که سالها انتظارش رو کشیدم عادی بشه واسم. نمیخوام روزی بیاد که بهت اخم کنم. میخوام دنبالت باشم و پیدات نکنم... تصادفی بیرون ببینمت از تپش قلب نتونم رانندگی کنم بزنم بغل. میخوام باز هم برات بنویسم. مگه قلبت برام نمیزد وقتی نوشته هام رو آدمها برات میفرستادن؟ منی که از دوری تو نویسنده شدم٬ از وقتی تو هستی هیچ حسی به نوشتن ندارم.
.
.
.
📖 #میکائیل💞
.
. 🆔@mikilove351 📷
.
.
.
📮 #نظرات_خودرودرموردپست_هابامادرمیان_بذاریدبرای_بهترشدن_پیجمان_دایرکت_لطفا🙏😊
Read more
Loading...
<span class="emoji emoji1f490"></span> یه شب باورامو یه جوری شکستن که فکر کردم، حتی خدا قهره با من حالا اشک شوقم، دارم میدرخشم تو برگشتی ...
Media Removed
یه شب باورامو یه جوری شکستن که فکر کردم، حتی خدا قهره با من حالا اشک شوقم، دارم میدرخشم تو برگشتی تا من خدارو ببخشم چرا از همه آدما میگذری که دنیارو با من تماشا کنی تو که میتونستی برای خودت یکی بهتر از منو پیدا کنی کجا بودی تو این همه سال درد که من زندگی کردم این مردنو تو پاداش صبر و سکوت منی چرا ... 💐
یه شب باورامو یه جوری شکستن
که فکر کردم، حتی خدا قهره با من
حالا اشک شوقم، دارم میدرخشم
تو برگشتی تا من خدارو ببخشم
چرا از همه آدما میگذری
که دنیارو با من تماشا کنی
تو که میتونستی برای خودت
یکی بهتر از منو پیدا کنی
کجا بودی تو این همه سال درد
که من زندگی کردم این مردنو
تو پاداش صبر و سکوت منی
چرا دیر شنیدی صدای منو

باید قصمونو به دنیا بگم
به اونا که به عشق بدبین شدن
به اونا که میترسن از اعتماد
اونا که به تنهایی نفرین شدن
من از باور مرگ دارم میام
تو واسم مثل فرصت آخری
به چشمای متروکه ی من بگو
چرا از همه آدما میگذری
که دنیارو با من تماشا کنی
تو که میتونستی برای خودت
یکی بهتر از منو پیدا کنی .
❤️✨👰🏻🤵🏻✨❤️ .
چیکار‌ کردی با قلبم که با نگاه اول دلم رفت؟
کجا بودی این همه سال درد؟

عشق یه "اتفاقه" ، باید شانس بیاری و واسه قلبت بیفته... .
اتفاق زیبای قلب من، خوش اومدی به دنیای کوچیک قشنگ من❤️
. #به_وقت_مرداد_به_وقت_اتفاقات_خوب_زندگیمون 💏
#رنگ_بپاش_به_زندگيت 🌈
Read more
دست نیافتنی بمون. مثل همه ی سالهایی که نبودی کنارم برنگرد٬ از خونه ی مشترکمون که خوابش رو دیدی حرف ...
Media Removed
دست نیافتنی بمون. مثل همه ی سالهایی که نبودی کنارم برنگرد٬ از خونه ی مشترکمون که خوابش رو دیدی حرف نزن. تلفنت رو زود جواب نده... من هنوز جای صدای بوق تلفن٬ عادت دارم تا دستگاه مشترک مورد نظر خاموش است رو بشنوم دور بمون. مگه نمیگفتی آدمها از دور قشنگن؟ دور بمون از منی که از خودت یاد گرفتم بدون ... دست نیافتنی بمون.
مثل همه ی سالهایی که نبودی کنارم
برنگرد٬
از خونه ی مشترکمون که خوابش رو دیدی حرف نزن.
تلفنت رو زود جواب نده... من هنوز جای صدای بوق تلفن٬
عادت دارم تا دستگاه مشترک مورد نظر خاموش است رو بشنوم
دور بمون.
مگه نمیگفتی آدمها از دور قشنگن؟
دور بمون از منی که از خودت یاد گرفتم بدون تو زندگی کنم و از دور دلتنگت باشم.
من عادت ندارم زود به زود ببینمت.
من عادت ندارم کنارم بشینی از خودت برام بگی... من عادت کردم تا غریبه ها از تو برام حرف بزنن

دیوونه ای اگر از حرفام دلگیر بشی من فکر تو ام نه خودم.
قشنگ نیست کسی که سالها انتظارش رو کشیدم عادی بشه واسم.
نمیخوام روزی بیاد که بهت اخم کنم.
میخوام دنبالت باشم و پیدات نکنم... تصادفی بیرون ببینمت از تپش قلب نتونم رانندگی کنم بزنم بغل.
میخوام باز هم برات بنویسم.
مگه قلبت برام نمیزد وقتی نوشته هام رو آدمها برات میفرستادن؟
منی که از دوری تو نویسنده شدم٬
از وقتی تو هستی هیچ حسی به نوشتن ندارم .
.
.
.
📷 #میکائیل💕 👑@mikilove351 👑
Read more
. دست نیافتنی بمون. مثل همه ی سالهایی که نبودی کنارم. برنگرد٬ از خونه ی مشترکمون که خوابش رو دیدی حرف ...
Media Removed
. دست نیافتنی بمون. مثل همه ی سالهایی که نبودی کنارم. برنگرد٬ از خونه ی مشترکمون که خوابش رو دیدی حرف نزن. تلفنت رو زود جواب نده... من هنوز جای صدای بوق تلفن٬ عادت دارم تا دستگاه مشترک مورد نظر خاموش است رو بشنوم دور بمون. مگه نمیگفتی آدمها از دور قشنگن؟ دور بمون از منی که از خودت یاد گرفتم بدون تو ... .
دست نیافتنی بمون. مثل همه ی سالهایی که نبودی کنارم. برنگرد٬ از خونه ی مشترکمون که خوابش رو دیدی حرف نزن. تلفنت رو زود جواب نده... من هنوز جای صدای بوق تلفن٬ عادت دارم تا دستگاه مشترک مورد نظر خاموش است رو بشنوم

دور بمون. مگه نمیگفتی آدمها از دور قشنگن؟
دور بمون از منی که از خودت یاد گرفتم بدون تو زندگی کنم و از دور دلتنگت باشم. من عادت ندارم زود به زود ببینمت. من عادت ندارم کنارم بشینی از خودت برام بگی... من عادت کردم تا غریبه ها از تو برام حرف بزنن

دیوونه ای اگر از حرفام دلگیر بشی من فکر تو ام نه خودم. قشنگ نیست کسی که سالها انتظارش رو کشیدم عادی بشه واسم. نمیخوام روزی بیاد که بهت اخم کنم. میخوام دنبالت باشم و پیدات نکنم... تصادفی بیرون ببینمت از تپش قلب نتونم رانندگی کنم بزنم بغل. میخوام باز هم برات بنویسم. مگه قلبت برام نمیزد وقتی نوشته هام رو آدمها برات میفرستادن؟ منی که از دوری تو نویسنده شدم٬ از وقتی تو هستی هیچ حسی به نوشتن ندارم.

#امیرعلی_ق

Zho Bobo
Read more
Loading...
خيلي وقته پاي حرفه پير و جوون كه ميشيني ميگن بد دوره زمونه اي شده . ميگن آدم ها عوض شدن ، رفاقت ديگه معني ...
Media Removed
خيلي وقته پاي حرفه پير و جوون كه ميشيني ميگن بد دوره زمونه اي شده . ميگن آدم ها عوض شدن ، رفاقت ديگه معني نداره ، همه بي معرفت شدن . من فكر ميكنم مشكل اينه كه به همه چيز بي تفاوت شديم . ديگه حال همو نمي پرسيم ، ديگه برامون مهم نيست اسم همسايمون چيه ، ديگه حوصله نداريم . البته كه حق هم داريم . اما فكر ميكنم يه جايي ... خيلي وقته پاي حرفه پير و جوون كه ميشيني ميگن بد دوره زمونه اي شده . ميگن آدم ها عوض شدن ، رفاقت ديگه معني نداره ، همه بي معرفت شدن . من فكر ميكنم مشكل اينه كه به همه چيز بي تفاوت شديم . ديگه حال همو نمي پرسيم ، ديگه برامون مهم نيست اسم همسايمون چيه ، ديگه حوصله نداريم . البته كه حق هم داريم . اما فكر ميكنم يه جايي تو گذر اين روزا خودمون هم فراموش شديم ، آدم هايي شديم كه فقط راه ميريم و راه ميريم و ميگذرونيم روزهارو تا به يه هدف نامعلوم برسيم . من از خونه خودم شروع كردم ، از خودم . با خودم سر حرفو باز كردم ببينم چيه آخه كه مثل قديما نميشيم دارم سعي ميكنم به جاي حسرت زندگي و رفاقت و عاشقي تو قصه ها يكم نزديك بشم به مفاهيمي كه فراموش كرديم . شما با خودتون خلوت ميكنيد ؟ حال خودتون رو آخرين بار كي پرسيديد ؟
خيلي ساده ميپرسم ، حالتون خوبه ؟
عكس: @zahraagah1368
#عشق #دونفره_هامون #شقايق_جعفري_جوزاني #رنگي_رنگي #دكوراسيون #خونه #تهران #ايران
Read more
بك استيج كنسرت تهران با ( فرزاد فرزين) يه دوست پر انرژى <span class="emoji emoji1f4aa"></span>همچنان كار ميكنيم .هنوزم مثل قديم انگيزه دارم ...
Media Removed
بك استيج كنسرت تهران با ( فرزاد فرزين) يه دوست پر انرژى همچنان كار ميكنيم .هنوزم مثل قديم انگيزه دارم مرسى از شما كه باعث اين همه انگيزه شديد ️ دوست داشتنى هستيد ميريم كه بتركونيم ️ در ضمن بنده شخصأ هر روز از ساعت ١٠ صبح تا ٢ تو آموزشگاه در ٠خدمت هستم (وعده ديدارمون شنبه آموزشگاه ... بك استيج كنسرت تهران با ( فرزاد فرزين) يه دوست پر انرژى 💪همچنان كار ميكنيم .هنوزم مثل قديم انگيزه دارم
مرسى از شما كه باعث اين همه انگيزه شديد ❤️ دوست داشتنى هستيد
ميريم كه بتركونيم 😉💣💣💣💣✂️✂️✂️✂️✂️
در ضمن بنده شخصأ هر روز از ساعت ١٠ صبح تا ٢ تو آموزشگاه در ٠خدمت هستم (وعده ديدارمون شنبه آموزشگاه مومنى 😍)👉👉 (آدرس : سيد خندان ظلع جنوب پل سيد خندان خيابان مير مطهرى پلاك ٨٨ طبقه ٢ 🤝🤝)
اميدوارم بتونم مشاوره خوب بهتون بدم 👌
مطمئن باشيد كه شما هم ميتونيد ✂️✂️✂️✂️
@farzadfarzin1
#makeup
#artist
#concert
#back_stage
#amozesh
#فرزادفرزین
#shahabmomenii
#ارتيست
Read more
هر از گاهی فیلم‌هایی می‌بینم که نمونه‌ی بارزِ ترجمه‌ی یک احساس انسانی پیچیده و عمیق به زبان سینما ...
Media Removed
هر از گاهی فیلم‌هایی می‌بینم که نمونه‌ی بارزِ ترجمه‌ی یک احساس انسانی پیچیده و عمیق به زبان سینما هستن. «داستان یک روح» (A Ghost Story)، یکی از اوناس. سینما مثل همه‌ی هنرهای دیگه با برانگیختن و قلقلک دادن و دست گذاشتن روی احساسات انسانی کار داره، اما فیلم‌های اندکی هستن که به بازآفرینی یک احساس ... هر از گاهی فیلم‌هایی می‌بینم که نمونه‌ی بارزِ ترجمه‌ی یک احساس انسانی پیچیده و عمیق به زبان سینما هستن. «داستان یک روح» (A Ghost Story)، یکی از اوناس. سینما مثل همه‌ی هنرهای دیگه با برانگیختن و قلقلک دادن و دست گذاشتن روی احساسات انسانی کار داره، اما فیلم‌های اندکی هستن که به بازآفرینی یک احساس ناب انسانی در قالب سینما تبدیل شدن. این‌جور فیلم‌ها بیشتر از اینکه فیلم باشن، تجسم فیزیکی یک احساس هستن. احساس‌های مالیخولیایی و لطیف و اندوهناکی که خیلی پیچیده‌تر از «خوشحالی» و «ناراحتی» و «عشق» و «تنفر» و «ترش» و «شیرین» هستن. دارم درباره‌‌ی احساساتی حرف می‌زنم که آن‌قدر گسترده هستن که تو یک کلمه خلاصه نمی‌شن. از یک جمله و یک پاراگراف بیرون می‌زنن.
بعضی‌وقت‌ها، سعی می‌کنم تا اونا رو هرطور شده شرح بدم، اما در نهایت به‌طرز اسفناکی شکست می‌خورم. به خاطر اینکه اونا احساسات ترکیبی هستن. احساساتی که از ترکیب شیمیایی و غیرقابل‌اندازه‌گیری صدها احساس دیگر ساخته شده و فقط در زمان‌های به‌خصوصی فعال می‌شن. آنها احساسات غریبی هستن که ما را از ذهن‌مان جدا می‌کنن و برای ثانیه‌هایی که بعضی‌وقت‌ها ساعت‌ها طول می‌کشد به مکان‌های دیگری می‌برن. احساساتی که کاری می‌کنن احساس ناچیز بودن بهمان دست بدهد. کاری می‌کنن تا فکر کنیم الان زندگی در آنسوی دنیا چه شکلیه و آدم‌ها چه کار می‌کنن. احساساتی که از چشم به چشم شدن‌مان با یک دوچرخه یا تماشای دیگر ماشین‌ها از پشت شیشه‌ی اتوبوس در آسمان نارنجی و بنفش غروب جرقه می‌خورن.
بعضی‌ فیلمسازا اونقد جسارت دارن که دست به کار می‌شن تا این احساساتِ کهکشانی و غیرقابل‌توصیف رو درک کرده و بازتاب بدن. کار سختیه، اما وقتی در این کار موفق می‌شن، نتیجه روبه‌رو شدن با فیلم‌هاییه که حکم جارو برقی ذهن رو دارن. مثل یه روانکاوی تصویری می‌مونن. تماشای اونا مثل احساس معلق بودن از سبکی در فضا یا شناور موندن روی اقیانوس احساسات‌مون می‌مونن.
این فیلم رو از دست ندید. حتی اگه دوستش هم نداشتید. حداقل می‌دونید که چیز خاصی رو تماشا کردید.
Read more
Loading...
پست احسان علیخانی زندانی این جهان شديم ... جهاني كه مي پنداريم نه ما را دوست دارد نه ما او را ... ...
Media Removed
پست احسان علیخانی زندانی این جهان شديم ... جهاني كه مي پنداريم نه ما را دوست دارد نه ما او را ... چه رسمي داريم در زمين! از گردشش می‌نالم و ميناليم ، اما روزِ زمین‌گیر شدنمان را جشن می‌گیریم ! ايمان و اميد تنها دارايي ماست براي فردايي كه شاديها و رنجها خواهد آمد ، از پسِ هم ، دانه ، دانه ممنونم ... پست احسان علیخانی
زندانی این جهان شديم ...
جهاني كه مي پنداريم
نه ما را دوست دارد
نه ما او را ... چه رسمي داريم در زمين!
از گردشش می‌نالم و ميناليم ،
اما روزِ زمین‌گیر شدنمان را
جشن می‌گیریم !

ايمان و اميد تنها دارايي ماست براي فردايي كه شاديها و رنجها خواهد آمد ، از پسِ هم ، دانه ، دانه
ممنونم و قدردانِ اين همه لطف و مهرِ شما عزيزان دل هستم و اميدوارم شاد و خوشبخت باشيد ... مخلصيم : احسان عليخاني ، پانزدهم آبان ...

اقای علیخانی تولدتون خیلی خیلی مبارک.امیدوارم سالیان سالیان مثل همیشه تو اوج باشید و بدرخشید و ماه رمضونارو برامون عسل کنید.خیلی دوستتون دارم❤❤❤❤
تولدتون مبارک🎉🎉❤
@alikhani.ehsan
Read more
از تموم خوبی های دنیا عشق تو و به یه دنیا نمیدم خاطرت واسم خیلی عزیزه من با تو به آرزوم رسیدم وقتی که ...
Media Removed
از تموم خوبی های دنیا عشق تو و به یه دنیا نمیدم خاطرت واسم خیلی عزیزه من با تو به آرزوم رسیدم وقتی که نیستی از زندگی سیرم من کنار تو آرامش می گیرم تا وقتی جون دارم باهات می مونم هرچی ترانه هست واست می خونم آخه جون منی تو مثل خون تو تنی تو واسه با تو بودنم از همه چی می گذرم آخه عشقت نفسه واسه خوش بختیم ... از تموم خوبی های دنیا عشق تو و به یه دنیا نمیدم
خاطرت واسم خیلی عزیزه من با تو به آرزوم رسیدم
وقتی که نیستی از زندگی سیرم
من کنار تو آرامش می گیرم
تا وقتی جون دارم باهات می مونم
هرچی ترانه هست واست می خونم
آخه جون منی تو مثل خون تو تنی تو
واسه با تو بودنم از همه چی می گذرم
آخه عشقت نفسه واسه خوش بختیم بسه
واسه چشمات می میرم
Read more
داره بارون میاد،گاهی انقدر تند ووحشی که ترس همه وجودم ومیگیره،گاهی هم اروم ولطیف میخوره رو شونه دیوار ...
Media Removed
داره بارون میاد،گاهی انقدر تند ووحشی که ترس همه وجودم ومیگیره،گاهی هم اروم ولطیف میخوره رو شونه دیوار که دوست دارم بادل وجون گوش بهش بسپارم مثل صدای تو،بارون که میاد دلتنگی وبرای من میاره،دلتنگ باغچه پشت خونمون،دلتنگ پنجره ای که روبه باغچه قشنگمون باز میشد ومن هرشب یا عصرا جلوی اون پنجره می ایستادم ... داره بارون میاد،گاهی انقدر تند ووحشی که ترس همه وجودم ومیگیره،گاهی هم اروم ولطیف میخوره رو شونه دیوار که دوست دارم بادل وجون گوش بهش بسپارم مثل صدای تو،بارون که میاد دلتنگی وبرای من میاره،دلتنگ باغچه پشت خونمون،دلتنگ پنجره ای که روبه باغچه قشنگمون باز میشد ومن هرشب یا عصرا جلوی اون پنجره می ایستادم ودستام ودراز میکردم تاازاون قطرات سهمی داشته باشم ،بارون که می امد پله های خونه رو دوتایکی میکردم تابرم تو حیاط ورقص بارون بگیرم،میچرخیدم ومیچرخیدم،دستام وباز میکردم وسرم وبه سمت اسمون ابی میگرفتم وچرخ میزدم ...رقص بارون خیلی خوب بود،اونم باچشمای بسته نم نم بارون توی صورتم،حس خوبی بود بوی خاک هم بلند میشد ، اینقدر استشمام میکردم که تمام رگ وریشم پرمیشد ازعطرخوشش،الانم داره بارون میاد اما دیگه اون پنجره روبه باغچه نیست...دیگه رقص بارون ندارم...دیگه بوی خوش خاک وبارون به مشامم نمیخوره...تنها چیزی که از بارون دارم صداشه که به درودیوارمیخوره وازهمه بدتر بردن من به عالمه خوش وقشنگ گذشته...(یه دلنوشته قدیمی ازبارون..امروزبارون میاد..اما رقص وبارون کردم..بوی خاک و استشمام کردم..خداراهم شکرکردم که حال دلم خوبه....اسم تو بارونه عطرتو همراشه😍)
@realshadmehr
Read more
. . #اشعار_آئینی #سید_حجت_بحرالعلوم . ای آنکه به رقص آمده امشب غزل از تو عالم شده فرمانبر روز ...
Media Removed
. . #اشعار_آئینی #سید_حجت_بحرالعلوم . ای آنکه به رقص آمده امشب غزل از تو عالم شده فرمانبر روز ازل از تو یکبار فقط نام حسین آمده بر لب کندوی لب من شده غرق عسل از تو ارکان نمازم همگی مست تو هستند ای حی علی خیر تمام عمل از تو در شعر تو صنعت چه بیارم بخدا هست تشبیه و مراعات نظیر و مثل از تو ای آمدن ... .
.
#اشعار_آئینی
#سید_حجت_بحرالعلوم
.
ای آنکه به رقص آمده امشب غزل از تو
عالم شده فرمانبر روز ازل از تو
یکبار فقط نام حسین آمده بر لب
کندوی لب من شده غرق عسل از تو
ارکان نمازم همگی مست تو هستند
ای حی علی خیر تمام عمل از تو
در شعر تو صنعت چه بیارم بخدا هست
تشبیه و مراعات نظیر و مثل از تو
ای آمدن و رفتن تو دست خداوند
کی روح طلب میکند آخر اجل از تو
آغوش پر از مهر تو را دید و طلب کرد
طفلک دل گریان من امشب بغل از تو .
#سید_حجت_بحرالعلومی
.
.
.
سلام
امشب ..
اولین شب جمعه ی ماه رجب ..
اولین شب جمعه ی سال 97 ..
.
امشب که شب لیله الرغائبه خواستم برای همه ی دوستانم از ته دل چند تا آرزو کنم ..
.
آرزو میکنم هیچوقت جز غم امام حسین علیه السلام غم دیگه ای تو دلتون نباشه ..
غم عزیز نبینید .. محبت امام حسین علیه السلام نعمتیه که خدا به ما عنایت کرده .. ارزو میکنم خدا این نعمت رو از ما نگیره .. انشالله داغ زیارت کربلا به دلتون نمونه ..
دوستون دارم خیلی ..
کربلا ببینمتون انشالله
.
.
#شعر
#اشعار_آئینی
#اشعار_آیینی
#وعده_ی_ما_کربلا
#السلام_علیک_یا_اباعبدالله_الحسین
#شب_جمعه
#لیله_الرغائب
#ماه_رجب
#کربلا
#مشهد_مقدس
#سید_حجت
#سید_حجت_بحرالعلومی_طباطبایی
Read more
No copy<span class="emoji emoji1f612"></span>copy=unfollow☜ واااااایییی<span class="emoji emoji1f601"></span> دیروز ،روز تولد عشقم بود.<span class="emoji emoji1f602"></span><span class="emoji emoji1f60d"></span> داداش لیتوک تولدت مبارک.<span class="emoji emoji1f48f"></span>(البته ...
Media Removed
No copycopy=unfollow☜ واااااایییی دیروز ،روز تولد عشقم بود. داداش لیتوک تولدت مبارک.(البته یکم دیر شده,اخه موبایلم دیروز دستم نبود) تولد لیدر مهربون سوجو رو به همه الف‌ها مخصوصا انجل‌ها تبریک میگم. I'm So BlEsSeD 2hAvE AmOuR LiKe U tHIs CoMeS wITh MaNy LoViNg ThOuGh Ts & wArM ... No copy😒copy=unfollow☜

واااااایییی😁 دیروز ،روز تولد عشقم بود.😂😍
داداش لیتوک تولدت مبارک.💏(البته یکم دیر شده,اخه موبایلم دیروز دستم نبود🙇)
تولد لیدر مهربون سوجو رو به همه الف‌ها مخصوصا انجل‌ها تبریک میگم😘. I'm So BlEsSeD 2hAvE AmOuR LiKe U tHIs CoMeS wITh MaNy LoViNg ThOuGh Ts & wArM wIShEs , I sEnD 2 U. mAy Ur DaY bE filLeD wItH lAuGhTeR oN tHiS uR sPeCaL dAy & MaY tHe FiNeSt ThInGs, In LiFe AlWaYs CoM.ur WaY.
HaPpY bIrThDaY mY lOvE.🎁💛 من خیلی خوشحالم که عشقی مثل تو دارم.تمام افکار عاشقانه و آرزوهای گرمم را برای تو می‌فرستم،امیدوارم در این روز خاص، روزت سراسر شادی و خنده باشد.امیدوارم در زندگی بهترین‌ها پیش روی تو بیاید.
تولدت مبارک عشق من.🎁💛 Leetuk 의동생이,당신이 당신의인생어ㅣ서성공있어 희망✌✊
그리고룹 의 나머지 와지원 당 신은얻을😃
당신을사랑 합니 다 💋생일축 하합 니다🎁🎉🎈💝 داداش لیتوک امیدوارم تو زندگیت موفق باشی ✌✊وپشت بقیه اعضای گروه باشی و حمایتشون کنی 😃.
دوست دارم 💋تولدت مبارک 🎁🎉🎈💝
Read more
، (((( نامه ای به پدر و مادر ها از زبان کودک )))) سلام بابا جونم ، بابایی خیلی دوست دارم ، وقتی عطر و بوی ...
Media Removed
، (((( نامه ای به پدر و مادر ها از زبان کودک )))) سلام بابا جونم ، بابایی خیلی دوست دارم ، وقتی عطر و بوی تو به من می رسه آرامش عجیبی میگیرم و احساس میکنم که دنیا مال منه و تکیه گاه محکمی دارم وقتی از سر کار به خونه بر میگردی انگار که دنیای منو به من برگردوندن ، صدای پاهای تو رو که میشنوم سریع میام پشت در تا بغلت ... ،
(((( نامه ای به پدر و مادر ها از زبان کودک ))))
سلام بابا جونم ، بابایی خیلی دوست دارم ، وقتی عطر و بوی تو به من می رسه آرامش عجیبی میگیرم و احساس میکنم که دنیا مال منه و تکیه گاه محکمی دارم وقتی از سر کار به خونه بر میگردی انگار که دنیای منو به من برگردوندن ، صدای پاهای تو رو که میشنوم سریع میام پشت در تا بغلت کنم ، ولی وقتی اون نگاه خشمگین و خسته تو را میبینم و پر درد ها و رنجهای بیرون خونه هست ، ناراحت و غمگین میشم ولی باز به خودم میگم که بابا خسته ست مهم نیست .دوباره که میام نزدیکت وقتی میبینم به من توجه نداری نا امید میشم . بابا میدونم برای آینده من داری تلاش میکنی ، تو دنیای منی ، دوستدارم که باهات گاهی وقتها بازی کنم و بیام توی بغلت بشینم ، یا جلوی من بنشینی و من با اون صورت زیبای تو که برای من مثل صورت دنیاست بازی کنم . دوستدارم کنارم بشینی و با من کمی بازی کنی ، دوستدارم بیای باهم بریم بیرون و من در کنار تو قدم بزنم و به همه با صدای بلند بگم که تو بهترین بابای دنیایی . وقتی که تو میای خونه و همش سرگرم کارهای خودت توی گوشیت هستی خیلی دوستدارم جای اونهایی باشم که توی گوشیت هستن تا به من هم همینطور توجه کنی . یاد اون ماه های اول زندگی خودم می افتم که همش نگرانم بودی نکنه تب کنم یا دلم درد بگیره یا مریض بشم و دنبال یک لبخند کوچیک روی صورت من بودی، ولی حالا دیگه حوصله منهم نداری ولی بابا جون بدون که خیلی دوست دارم و به توجه و‌محبت تو نیاز دارم . اینو بدون که من همه‌چیزو از تو یاد میگیرم . .
مامان جون سلام ، مادر گلم ،من به تو افتخار میکنم چون تو بهترین و دلسوز ترین مادر دنیایی . خیلی دوست دارم . چقدر دوست دارم که تو کنارم بنشینی و با من بازی کنی و یا برام شعر بخونی و برقصی مثل همون موقعهایی که توی دلت بودم . میدونم همیشه سرت به کارهای خونه مشغوله ولی مامان دوستدارم زمانهای خالی رو با من بازی کنی . یادم میاد که اون روزها که توی دلت نزدیک قلب مهربونت بودم همش دست روی شکمت میکشیدی و قربون صدقه من میرفتی و همش منتظر من بودی تا به دنیا بیام و گاهی برایم شعر میخوندی و باهام حرف میزدی . ولی الآن همش دست روی اون صفحه تبلت و گوشیت میکشی و منو یادت میره . هر وقت میام نزدیکت که باهات بازی کنم سرت توی اون گوشی و شبکه های اجتماعیه و یا همش داری توی اون پیج اقای جدیدی می چرخی . دوست دارم برم به این آقای جدیدی بگم .............. ادامه در کامت اول 👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇 #جدیدی
Read more
_میدونی،دلتنگی چیه؟ _نه! دلتنگی،یعنی یه جایی دارم، بلند بلند میخندم، یهو بیای تو ذهنم... یادم ...
Media Removed
_میدونی،دلتنگی چیه؟ _نه! دلتنگی،یعنی یه جایی دارم، بلند بلند میخندم، یهو بیای تو ذهنم... یادم بیفته،به اون خنده های قشنگ ات!از اونایی که،همش تو عکس هاته! بعد یهو،تمام لب هام جمع میشه،چشام پر اشک میشه! _دیگه چی؟ دارم درس میخونما!از اون درس سختا! بعد،شروع کنم به گل کشیدن،وسط صفحه،ببینم ... _میدونی،دلتنگی چیه؟
_نه!
دلتنگی،یعنی یه جایی دارم، بلند بلند میخندم، یهو بیای تو ذهنم...
یادم بیفته،به اون خنده های قشنگ ات!از اونایی که،همش تو عکس هاته!
بعد یهو،تمام لب هام جمع میشه،چشام پر اشک میشه!

_دیگه چی؟

دارم درس میخونما!از اون درس سختا!
بعد،شروع کنم به گل کشیدن،وسط صفحه،ببینم دارم اسم تو مینویسم!که یه چیز،از اون بالا میخوره رو اسمت و اسمتو خیس میکنه!

_عجب!

یه وقتایی ام،دارم مثل آدم زندگی میکنم!آهنگ شاد گوش میدم!میرقصم!
اما،
یکی از حرفای احساسی ات،میاد جلو چشمام!یاد سلیقه و علایق ات میفتم!یاد بهونه هات!دیر خوابیدن هات!تنها بودن هات!لوس بودن هات!نامرد بودنات!
بعد مییبنم،همینجوری ساعت ها،زل زدم یه جا!! دارم میلرزم!
_چه سخته!
سخت اونجایی که،دارم بی تو،با همه ی فراموش کردن هات دارم قدم میزنم!ولی اون شهردار و مغازه دار لعنتی،اسم تو رو،از روز نبودنت،هی گذاشتن همه جا!
همه جا رو که نگاه میکنم،میبینم تویی!
حتی،همه رو شبیه تو میبینم!
اینا به کنار،
حتی وقتی میبینم،یکی دست عشقشو گرفته و جای رژ لب اش روشه!
وسط خیابون،هی میریزم تو خودمو و هی داد میزنم!هی تو رو,میخوام…
_دیگه بدتر از اینم هست؟
اره،موقع هایی که انلاینی ولی با من حرف نمیزنی!
باید برم دنبال بهونه!تا سر صحبت باهات باز کنم!
اخ،تایپ کردنت یعنی حواست الان به منه…!
_من که نمیفهمم چی میگی!
تو هیچ وقت نمیفهمی،
من چی میگم…!
دلتنگی یعنی چی!
چی به سر من،اورده!

تو،دلتنگی هاتو،یه روزی میون گودی دستای من جا گذاشتی!
ولی من اونا رو بزرگ کردم!
میفهمی؟
_ن…
_فرق من با تو،تو همینه… .
.
.
👑 #میکائیل💕 .
.
📱@mikilove351 📷
.
. ✅ #کامنت_شما_نشانه_ی_رضایت_شماست🎯 😊
Read more
خدا با ماست‌‌؛ :<span class="emoji emoji1f64f"></span><span class="emoji emoji1f64f"></span>"من این روزا یه حال دیگه ای دارم همیشه،هیچ وقت اینطور نبودم همیشه نیمه ی خالی ...
Media Removed
خدا با ماست‌‌؛ :"من این روزا یه حال دیگه ای دارم همیشه،هیچ وقت اینطور نبودم همیشه نیمه ی خالی رو می دیدم به فکر نیمه های پر نبودم همیشه فکر میکردم زمین پسته خدا رو سمت قبله میشه پیدا کرد همین دیروزا سمت این حوالی بود یکی در زد، خدا رفت و درو وا کرد من این روزا یه حال دیگه ای دارم جهان ... خدا با ماست‌‌؛ :🙏🙏"من این روزا یه حال دیگه ای دارم

همیشه،هیچ وقت اینطور نبودم

همیشه نیمه ی خالی رو می دیدم

به فکر نیمه های پر نبودم

همیشه فکر میکردم زمین پسته

خدا رو سمت قبله میشه پیدا کرد

همین دیروزا سمت این حوالی بود

یکی در زد، خدا رفت و درو وا کرد

من این روزا یه حال دیگه ای دارم

جهان من لباس تازه می پوشه

من و تو دیگه تنها نیستیم چونکه

خدا با ما نشسته چای می نوشه

ملخ افتاده توی خرمن گندم

منم مثل همه از کار بیکارم

به جای داس شونه توی دستامه

فقط به فکر گندم زار موهاتم

اگه بارون به شیشه مشت می کوبه

بیا اینجا بشین کنار این کرسی

خدا با دست من دستاتو می گیره

تو از چشم خدا حالم رو می پرسی

نه اینکه بیخیال مزرعه باشم

دیگه از باد پاییزی نمی ترسم

نگو این آسیاب از پایه ویرون شد

خدا با ماست، از چیزی نمی ترسم

من این روزا یه حال دیگه ای دارم

جهان من لباس تازه می پوشه

من و تو دیگه تنها نیستیم چونکه

خـــــــــــــــــــــــــــــدا با ما نشسته چای می نوشه..."
Read more
سلام بابا..واقعن نمیدونم چی بگم..از کدوم لطف و محبتت بگم..از جمعه هایی که همه هم سن و سال هام میتی کومون ...
Media Removed
سلام بابا..واقعن نمیدونم چی بگم..از کدوم لطف و محبتت بگم..از جمعه هایی که همه هم سن و سال هام میتی کومون میدین ولی منو به زور میبردی کلاس سنتوریا اون روزی که شرط کلاس آقا اردوان رفتنمو گرفتنِ دیپلم گذاشتیآقا چرا انقدر ماشینتو دوس داشتی واقعن؟شرمندم از اوصاع تحصیلیم که حرفشو باز نکنیم بهتره ... سلام بابا..واقعن نمیدونم چی بگم..از کدوم لطف و محبتت بگم..از جمعه هایی که همه هم سن و سال هام میتی کومون میدین ولی منو به زور میبردی کلاس سنتور😁یا اون روزی که شرط کلاس آقا اردوان رفتنمو گرفتنِ دیپلم گذاشتی😁آقا چرا انقدر ماشینتو دوس داشتی واقعن؟😂😂😂شرمندم از اوصاع تحصیلیم که حرفشو باز نکنیم بهتره ولی با خودم فکر میکنم اگه بچه ام مثل من باشه توو درس آیا منم صبرِ تو رو دارم یا نه🌹😁واقعن خوش شانس بودم که حامی مثلِ تو داشتم در کارم.همیشه صدات توو گوشمه:آدم باید یک باشه توو کارش.سالهاست حمایت میکنی و من ناتوانم از جبران..حق بده تو بابایی و من بچه😊دوست دارم بابا،رفیق،،پرسپولیسی منچستری😁سایه ات رو سرم. تولدت مبارک🎂🎂🎂🌹🌹🌹
Read more
. با تو ک میخونی حقیقت کاری ندارم مخاطب پست اول خودمم تو هم بخون بلکه ب دردت خورد مدتیه دارم تامل میکنم روی زندگی یک سری افراد ! نگاه میکنم می بینم تقریبا همه امکانات را دارن #سلامتی #امنیت آب و نان و .... دقیق تر نگاه کنی میبینی کمبودی در ظاهر ک ندارن اماااااا عجییییییببببببب با هم درگیر ... .
با تو ک میخونی حقیقت کاری ندارم مخاطب پست اول خودمم تو هم بخون بلکه ب دردت خورد
مدتیه دارم تامل میکنم روی زندگی یک سری افراد !
نگاه میکنم می بینم تقریبا همه امکانات را دارن
#سلامتی
#امنیت
آب و نان
و ....
دقیق تر نگاه کنی میبینی کمبودی در ظاهر ک ندارن
اماااااا
عجییییییببببببب با هم درگیر و در پی تخریب هم و بالا رفتن از هم و مکر و نیرنگ به هم و نزاع و درگیری بر اثر اینکه یک پله از همدیگه بالا برن ! به هر قیمتی ک شد شد ! با هر سطحی از گناه ک شد شد ! برای اینکه مثلا اگر الان ده واحد پولی ذخیره دارن بشه بیست واحد !
دقیقا همین قدر مضحک
اما واقعیت زندگی شاید بسسسسیاااااری از مردم !!!!!
#طمع
#حرص
زیاده خواهی
سیر نشدن
بیشتر ک دقت میکنی
میبینی اصلاااااااا به میزان دارایی هاشونم ربط نداره
طرف برای خودش اصلا سلطانیه ! در قدرت و ثروت و شوکت و .... این خصایص دنیایی
اماااااا سیر بشو نییست ک نیست !
ب هر کاری هم دست میزنه ک این ثروت و قدرت رو چند برابر کنه !
عجججججججیب جای دقت داره اینکه
ته اش چی بالاخره ؟؟؟؟؟؟؟؟
گیرم بشر شدی پادشاه تمام عالم !
مثل بسیاری گذشتگان اصلا !!!
چی شدن ؟؟؟
همه ک مردن !!!
چی مونده الان ازشون ؟؟؟؟؟
من و تو هم همینیم !
هممون !!!
و فقط اونچه برای ما میمونه اعمالمونه و بس ....
الهی کمکمون کن
الهی تو کمکمون کن ک جز تو یاری واقعا نداریم ! هیچ یاوری نیست حتی نفس های ما بر علیه ما قیامی تمام قد کردن !
ارحمنا یا ارحم الراحمین ....
.
.
.
.
.
.
#رسول_خدا صلّی الله علیه و آله  و سلّم در دنبال هر #نماز ،  نیایش می کرد و می گفت:
.
. "اللهم انّی اعوذ بک من علم لا ینفع، و قلب لا یخشع، و نفس لا تشبع، و دعاء لا یسمع، اللهم انّی اعوذ بک من هولاء الاربع .
.
#خدایا به تو پناه می برم از دانشی که سود نمی دهد و از دلی که خشوع و فروتنی ندارد و از نفسی که سیر نمی شود و از #نیایشی که اجابت نمی شود. بارخدایا از این چهار چیز به تو پناه می برم."
.
.
.
.
.

#خدایا_به_تو_پناه_می_برم
#یا_امان_من_لا_امان_له .
.
Read more
... یادتان هست نوشتم که دعا می‌خواندم داشتم کنج حرم جامعه را می‌خواندم از کلامت چه بگویم که چه ...
Media Removed
... یادتان هست نوشتم که دعا می‌خواندم داشتم کنج حرم جامعه را می‌خواندم از کلامت چه بگویم که چه با جانم کرد محکمات کلمات تو مسلمانم کرد کلماتی که همه بال و پر پرواز است مثل آن پنجره که رو به تماشا باز است کلماتی که پر از رایحه غار حراست خط به خط جامعه آیینه قرآن خداست عقل از درک تو لبریز تحیر ... ...
یادتان هست نوشتم که دعا می‌خواندم
داشتم کنج حرم جامعه را می‌خواندم

از کلامت چه بگویم که چه با جانم کرد
محکمات کلمات تو مسلمانم کرد

کلماتی که همه بال و پر پرواز است
مثل آن پنجره که رو به تماشا باز است

کلماتی که پر از رایحه غار حراست
خط به خط جامعه آیینه قرآن خداست

عقل از درک تو لبریز تحیر شده است
لب به لب کاسه ظرفیت من پر شده است

همه عمر دمادم نسرودیم از تو
قدر درکِ خودمان هم نسرودیم از تو

من که از طبع خودم شکوه مکرر دارم
عرق شرم به پیشانی دفتر دارم

شعرهایم همه پژمرد و نگفتم از تو
فصلی از عمر ورق خورد و نگفتم از تو

دل ما کی به تو ایمان فراوان دارد
شیرِ در پرده به چشمان تو ایمان دارد

بیم آن است که ما یک شبه مرداب شویم
رفته رفته نکند جعفر کذاب شویم

تا تو را گم نکنم بین کویر ای باران
دست خالیِ مرا نیز بگیر ای باران

من زمین گیرم و وصف تو مرا ممکن نیست
کلماتم کلماتی‌ست حقیر ای باران

یاد کرد از دل ما رحمت تو زود به زود
یاد کردیم تو را دیر به دیر ای باران

نام تو در دل ما بود و هدایت نشدیم
مهربانی کن و نادیده بگیر ای باران

ما نمردیم که توهین به تو و نام تو شد
ما که از نسل غدیریم، غدیر ای باران

پسر حضرت زهرا! دل ما را دریاب
ما یتیمیم و اسیریم و فقیر ای باران

سامرا قسمت چشمان عطش خیزم کن
تا تماشا کنمت یک دل سیر ای باران

سید حمیدرضا برقعی
.
• دریافت مطالب پیج در کانال تلگرامِ ما
لینک در صفحه اصلی پیج
.
#ولادت_امام_هادی_علیه_السلام
#شیعه #نقی_زیباترین_نام_جهان_است
#شعروگرافی #گرافیک #حدیث_بندگی #hadis_bandgi
Read more
. . ای پرنده مهاجر، ای پر از شهوت رفتن فاصله قد یه دنیاست، بین دنیای تو با من تو رفیق شاپرک ها، من تو فکر گلمونم تو پی عطر گل سرخ، من حریص بوی نونم دنیای تو بی نهایت همه جاش مهمونی نور دنیای من یه کف دست روی سقف سرد یک گور من دارم تو آدمک ها می میرم، تو برام از پریا قصه میگی من توی پیله وحشت می پوسم، برام ... . .
ای پرنده مهاجر، ای پر از شهوت رفتن
فاصله قد یه دنیاست، بین دنیای تو با من
تو رفیق شاپرک ها، من تو فکر گلمونم
تو پی عطر گل سرخ، من حریص بوی نونم
دنیای تو بی نهایت همه جاش مهمونی نور
دنیای من یه کف دست روی سقف سرد یک گور
من دارم تو آدمک ها می میرم، تو برام از پریا قصه میگی
من توی پیله وحشت می پوسم، برام از خنده چرا قصه میگی
کوچه پس کوچه خاکی، در و دیوار شکسته
آدمای روستایی، با پاهای پینه بسته
پیش تو یه عکس تازه است واسه آلبوم قدیمی
یا شنیدن یه قصه است از یه عاشق قدیمی
برای من زندگی اینه، پر وسوسه پر غم
یا مثل نفس کشیدن ، پر لذت دمادم
ای پرنده مهاجر، ای همه شوق پریدن
خستگی یه کوله باره، روی رخوت تن من
مثل یک پلنگ زخمی پر وحشته نگاهم
می میرم اما هنوزم دنبال یه جون پناهم
نباید مثل یه سایه، زیر پاها زنده باشیم
مثل چتر خورشید باید روی برج دنیا واشیم

#پرنده_مهاجر
#ایرج_جنتی_عطائ
#صابر_راستین
#داریوش_اقبالی
Read more
- PERS <span class="emoji emoji2b50"></span>️ POLIS - دوسش داشم، دلم نمیخواست جاش رو با یکی یا چیز دیگه‌ای پر کنم... هر بار به دست بهترینا ...
Media Removed
- PERS ️ POLIS - دوسش داشم، دلم نمیخواست جاش رو با یکی یا چیز دیگه‌ای پر کنم... هر بار به دست بهترینا میدادنش تا درستش کنن، هر چند مثل اولش نمیشد اما دلخوش بودم که یه صدایی یه شوقی ازش درمیاد... تعویض و تعویض و تعویض! تبدیل شدن به یک قول بزرگ از غم و ناراحتی... هی تکونش میدادم تا شاید صدایی ازش در ... - PERS ⭐️ POLIS -
دوسش داشم، دلم نمیخواست جاش رو با یکی یا چیز دیگه‌ای پر کنم...
هر بار به دست بهترینا میدادنش تا درستش کنن،
هر چند مثل اولش نمیشد اما دلخوش بودم که یه صدایی یه شوقی ازش درمیاد...
تعویض و تعویض و تعویض!
تبدیل شدن به یک قول بزرگ از غم و ناراحتی...
هی تکونش میدادم تا شاید صدایی ازش در بیاد..!
اما افتاده بود و همه چیزش پخش زمین شده بود...
اما پاش نشستم...
نشستم تکه‌هاش رو جمع کردم...
دلم قرص این بود که باز هم مثل همیشه درست میشه...
نا امید نشدم...
مثل همیشه ایستادم و درستش کردم...
حالا اینبار من میگم که اون بشنوه؛
#پرسپولیسم
دوست دارم؛
تو را به اندازه خودت‌، اندازه اون رنگ سرخت دوست دارم...
قشنگ‌ترین چیزای دنیارو نمیتونی ببینی یا حتی لمس کنی، اونا رو فقط باید با قلبت حس کنی..!
دنیای خالی از توعه معنی نداره!
مُهر دوست داشتنت تو تمام صفحات تقویم‌مون
حک شده است..!
تو دنیایی که ما زندگی میکنیم
تمام روزها متعلق به توست...
بودنِ يه دلگرمی‌های خاص تو حياط خلوت دل ♥️
چی قشنگ‌تر از این که حال تو و عشقت خوب باشه
چی ازین قشنگ‌تر واقعا؟
دوست دارم پرسپولیسم ❤
پ‌ن؛ ‏مشغله کاری چیز پیش پا افتاده‌ای بود.!
به خود خدا قسم مرگ هم نمیتونست باعث بشه به جایی برسم که حتی دوشنبه باز رو نبینم.!
از اون بازی نشده لحظه‌ای لعنت نفرسم به چیزای پیش پا افتاده😔😑
#پرسپولیسیم✌
#perspolis
Read more
Hoobastank - The Reason <span class="emoji emoji1f3b6"></span> _______________________________________ ماهنوشم، جون دلم از وقتی ...
Media Removed
Hoobastank - The Reason _______________________________________ ماهنوشم، جون دلم از وقتی یادمه با هم بودیم: یادته میومدی همدان خونمون سر باربیام دعوامون میشد، صب زود پا میشدیم، تشکارو رو هم میچیدیم، از بالای کمد میپریدیم پایین؟ هنوزم هرجا میریم همخ فکر میکنن خواهریم، حرفای همدیگرو ... Hoobastank - The Reason 🎶
_______________________________________
ماهنوشم، جون دلم
از وقتی یادمه با هم بودیم: یادته میومدی همدان خونمون سر باربیام دعوامون میشد، صب زود پا میشدیم، تشکارو رو هم میچیدیم، از بالای کمد میپریدیم پایین؟ هنوزم هرجا میریم همخ فکر میکنن خواهریم، حرفای همدیگرو از تو چشمای هم میخونیم، نگفته میدونیم چه آهنگی قراره پلِی شه😎
تولد تو قشنگ ترین اتفاق این روزاس،
نمیخوام راجع به قهر و آشتیامون حرف بزنم، چون هر رابطه‌ی عمیقی از این چیزا داره، میخوام از مهربونیات بگم، از دست و دل بازیات، از همراه بودنت، از درک بالات، از این که همیشه حواست به همه‌چی هست، از این که چقدر جای خالیت حس میشه وقتی نیستی...
مرسی که به دنیا اومدی، تو روزای سختم پیشم بودی، بهم یاد دادی که با وجود همه‌ی روزای تاریک یه جا برای خوشحالی هست، بهم یاد دادی مثل تو صبور باشم، وقتی آرزویی دارم براش بجنگم، به تلخی‌های زندگی بخندم و بدونم همیشه جایی برای امیدواری هست...
مرسی که بهم فرصت دادی که کنارت باشم، لحظه‌هامو باهات تقسیم کنم، بهم یه شونه دادی که غصه هامو روش خالی کنم و بدون هر جا باشیم، هرچقدر دور، همه‌جوره پشتتم، دوستت دارم، با دنیا عوضت نمیکنم
♥️ میدونم امسال به همه‌ی خواسته‌ها و آرزوهات میرسی، واست یه عالمه آرامش و سلامتی و موفقیت‌های بیشتر آرزو میکنم
دوستت دارم خواهر کوچولوی خوشگلم
تولدت مبارک ♥️✨🎉🎈🎊
Read more
. . عشقم . دخترم . مادرم. خواهرم. همدمم. همراه روزهای سخت زندگی من ، ما ، من و تو ، با هم از روزهایی گدشتیم ...
Media Removed
. . عشقم . دخترم . مادرم. خواهرم. همدمم. همراه روزهای سخت زندگی من ، ما ، من و تو ، با هم از روزهایی گدشتیم که از ما جدای از مادر و دختر بودن دو تا دوست ساخت سبب حایاتیم منیم، روزت رو تبریک می گم . روزت مبارک . عمرت مبارک . اقامت خوبی رو برات آرزو می کنم روی این کره ی خاکی . از خدا برای تو و برای همه ی دختران معصوم ... .
.
عشقم . دخترم . مادرم. خواهرم. همدمم. همراه روزهای سخت زندگی من ، ما ، من و تو ، با هم از روزهایی گدشتیم که از ما جدای از مادر و دختر بودن دو تا دوست ساخت
سبب حایاتیم منیم، روزت رو تبریک می گم . روزت مبارک . عمرت مبارک . اقامت خوبی رو برات آرزو می کنم روی این کره ی خاکی . از خدا برای تو و برای همه ی دختران معصوم و پاک سرزمینم آینده ای رو آرزو می کنم که هر روز به پاس زن بودنتون خدارو شاکر باشین
روزهایی رو آرزو می کنم که شادی ساکن همیشگی دلتون بشه
آرزو می کنم غمهایی که سراغ ما مادرناتون و مادرانمون و مادران مادرانمون اومدن
هرگز و هرگز نشانی خونه ی شما رو پیدا نکنن
قوی باش دخترم
قوی باشید دختران من
محکم مثل کوه و از درون نرم مثل موم
فردا مال شما و دختران شما و دختران دختران دختران شماست
شما باید زنان مستقل و امیدواری بشید چون این زمین و سرزمین چشم به دهان شما دوخته تا زیباترین کلمات و وردهای عاشقانه رو بشنوه
براتون عشقی آرزو می کنم که تمام وسعت قلبتون رو تسخیر کنه
و مردانی که لایق عشق باشند
دخترم
دخترانم
ما ، مادران شما ، در سالهایی کودکی کردیم که سالهای سختی بودند
در سالهایی نوجوانی کردیم که پوشیدن جوراب سفید جرم بود
در سالهایی جوانی کردیم که زیبایی جرم بود
عشق گناه بود
ما با صدای آژیر قرمز قد کشیدیم
ما تو پناهگاههای تاریک مدرسه های دولتی بیشتر از اونکه از مرگ و بمباران بترسیم از عنکبوت ترسیدیم
ما زمانی مادر شدیم که زندگی سخت بود
که زندگی سخته
ولی همه ی سعیمون رو کردیم که مادران خوبی برای شما باشیم
ما مادران روزهایی شدیم که هرروز از یک خبر و حادثه ی تازه تنمون لرزید
در روزهایی که همه چیز تورم داشت الا عشق
برای شما آینده ی بهتری رو آرزو می کنم
روزهایی که برای دخترانتون فقط مادر باشید نه کلافی از دلشوره و دلنگرانی
دوستت دارم دخترم
.
.
پی نوشت :
و مادرم
مادرم
مادرم
دوستت دارم مادر . هرچند تو حتی سواد خوندن این نوشته رو نداری و حالا که من به این سطر رسیدم چشمهای خسته و مهربونت ر‌و خواب گرفته ‌ . فدای قلبت که در فاصله ی دو ماه داغ جوان دو تا خواهر رو تحمل کرده . قلبت ، خونه ی منه ، خونه ی دخترم ، خونه ی برادرم، خونه ی خواهرام ، حتی خونه ی مریم که مادرش رو خیلی زود از دست داد ....زود....خیلی زود خوب شو عزیزم . دلم می خواد سر پا بشی و حالت خوب بشه و ما سه تا بیایم خونت مهمون .....
Read more
 # #به_نام_پدر یادداشت های #شهید_چمران در آمریکا 1: اوايل تابستان 1959 من تصميم دارم كه از اين ...
Media Removed
# #به_نام_پدر یادداشت های #شهید_چمران در آمریکا 1: اوايل تابستان 1959 من تصميم دارم كه از اين به بعد آدم خوبى باشم، دست از گناهان بشويم، قلب خود را يكسره تسليم خدا كنم، از دنيا و مافيها چشم بپوشم. تنها، آرى تنها لذت خويش را در آب ديده قرار دهم. من روزگار كودكى خود را در بزرگوارى و شرف و زهد و تقوى ... #
#به_نام_پدر
یادداشت های #شهید_چمران در آمریکا 1:
اوايل تابستان 1959
من تصميم دارم كه از اين به بعد آدم خوبى باشم، دست از گناهان بشويم، قلب خود را يكسره تسليم خدا كنم، از دنيا و مافيها چشم بپوشم. تنها، آرى تنها لذت خويش را در آب ديده قرار دهم.
من روزگار كودكى خود را در بزرگوارى و شرف و زهد و تقوى سپرى كرده‏ام. من آدم خوبى بوده‏ام، بايد تصميم بگيرم كه مِن‏بعد نيز خود را عوض كنم.
حوادث روزگار آدمى را پخته مى‏كند و حتى گناهان مانند آتشى آدمى را مى‏سوزاند.

پ.ن: گاهی حجم دلتنگیها قابل توصیف نیست پدر ...
گاهی دلم بیشتر از هرچه زیاد است میگیرد از گذشته
گاهی هم تنگ میشود برای ان حال و هوای خوب
برای ان ادم های باصفا و با اخلاص
برای رفقایی که همیشه رفیق بودن و ماندن
برای ان همه نذر و نیاز و اشک که بتوان راه به جایی برد که مبادا خطا رفت
برای ان صفا و دویدن ها و نخوابیدن ها
برای ان جلسات و باهم بودنها و ماندن ها
برای ان کسب تجربه ها که با گوش جان و دل میشنیدیم
برای ان حساسیت ها و خط قرمزها
برای ان کنسروهای تاریخ گذشته و چای های خوش عطر آقا سید برای گرسنگه ماندن ها یا ساندویچ خوردنها
بسیجی همیشه بسیجی میماند ...حتی اگر تاریخ اعتبار کارتی که هیچ وقت نگرفته تمام شود...
اما دلتنگی هم هست از ادم های دیگری که در این دایره نمیگنجن از ادم هاییکه هدف را گم کردن و میکنن
همیشه از قضاوت ها و دروغها میرنجم ...کاش همه مان صاف باشیم و بمانیم مثل آینه
وقتی یاد ان معنویت ها می افتم و اشک هاییکه بند نمی امد در محضر شهدا و دوستان با اخلاصم همه ان خورده ناراحتیها از یادم میرود...
#ما_را_که_تو_منظوری_خاطر_نرود_جایی
اگر دوباره برگردم سال92 دوباره همین مسیر را با کمی تغییرات طی میکنم
#انقطاع_الی_الله
#مزار_شهدای_گمنام
#دانشگاه_فردوسی
#شهدا_ما_را_دریابید
#دلم_آسمون_میخواد
#الهی_رضا_برضائک_و_تسلیما_لامرک
#یاد_باد_آن_روزگاران_یاد_باد
#الحمدالله_که_تو_را_دارم ...
Read more
. . دوباره دوستت خواهم داشت اما هرگز مثل روزهای قبل نخواهم بود دوباره دوستت می دارم اما مثل یکی ...
Media Removed
. . دوباره دوستت خواهم داشت اما هرگز مثل روزهای قبل نخواهم بود دوباره دوستت می دارم اما مثل یکی از آشنا های صمیمی دوباره کنار تو خواهم ماند مثل بلور بندخورده ای که به کار نمی آید... . #حامد_رجب_پور . . امشب شام مهمان مهربونترین میزبان دنیا بودیم . از در حرم که وارد شدیم دست مبین تو دستم ... .
.
دوباره دوستت خواهم داشت
اما هرگز مثل روزهای قبل نخواهم بود
دوباره دوستت می دارم
اما مثل یکی از آشنا های صمیمی
دوباره کنار تو خواهم ماند
مثل بلور بندخورده ای که به کار نمی آید...
.

#حامد_رجب_پور
.
.
امشب شام مهمان مهربونترین میزبان دنیا بودیم .
از در حرم که وارد شدیم دست مبین تو دستم بود رو به گنبد طلایی اقا گفتم اقا جونم این قلب منه همه سهم من از این دنیا ...
یه جوری با بغض میگفتم انگار اولین بار بود مبین رو به اقا نشون میدادم .
الهی نگهدار همه عزیزترین ها باشن .
Read more
‌ مثل بچه‌های کوچولو هستن که فکر می‌کنن باباشون بهترینه و قوی‌ترینه، من مطمئنم که بابام یکی از قوی‌ترین ...
Media Removed
‌ مثل بچه‌های کوچولو هستن که فکر می‌کنن باباشون بهترینه و قوی‌ترینه، من مطمئنم که بابام یکی از قوی‌ترین و محکم‌ترین آدمای زندگیمه. مطمئنم که برام یه الگوی عالیه و می‌دونم که دوست دارم مثل اون قوی و در عین حال مهربون و خوش خنده باشم. با همه‌چی شوخی کنم اما در عین حال تدبیر داشته باشم. دسترسی به منابع ...
مثل بچه‌های کوچولو هستن که فکر می‌کنن باباشون بهترینه و قوی‌ترینه، من مطمئنم که بابام یکی از قوی‌ترین و محکم‌ترین آدمای زندگیمه. مطمئنم که برام یه الگوی عالیه و می‌دونم که دوست دارم مثل اون قوی و در عین حال مهربون و خوش خنده باشم. با همه‌چی شوخی کنم اما در عین حال تدبیر داشته باشم. دسترسی به منابع داشته باشم، اما همیشه صرفه‌جویی کنم. تصمیمات تعیین کننده بگیرم و از تبعاتش نترسم. از اطرافیانم حمایت کنم، اما آزادشون بذارم که خودشون تجربه کنن. شجاع باشم و از چیزی نترسم و اجازه ندم ترس محدودم کنه. حرفم رو بزنم و سر حق و حقوقم معامله نکنم. امن و قابل اعتماد باشم که بقیه من رو قابل مشورت بدونن. بتونم زندگی مالی عالی داشته باشم، اما پایبندی به آرمان‌هام مهم‌تر باشه. آره! دلم می‌خواد مثل بابام باشم.
این عکس اینجا باشه به عنوان یادآوری برای روزی که بابا برای اتهام تکراری "تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی" به دادگاه احضار شده بود تا از خودش دفاع کنه. یادآوری برای احساس تعلیق و نگرانی من و بقیه‌ی خانواده از آینده‌ای که معلوم نیست. یادآوری همه‌ی تبعیض‌هایی که توی مدت زندگی‌هامون تحمل کردیم تا عادی و غیرقابل تشخیص شدن.
بابای خوبم، ارزش استقامت و پایداریت رو می‌دونم و مطمئنم هزینه‌ای که تو و خیلی‌های دیگه دادید و می‌دید (از هر دین و عقیده و قومی)، زندگی رو برای نسل‌های بعدی راحت‌تر می‌کنه. دوستت دارم. منتظریم از دادگاه برگردی
Like little kids thinking their father is the best and the strongest, I am sure my Dad is one of the strongest people in my life. I am sure he is a great role model to me and I know I love to be as strong, caring and witty as he is. Taking everything easy while being wise. Being resourceful but not wasteful. Being audacious but not be afraid of the consequences. Protecting my loved ones while letting them to experience their own deeds. Be courageous and not letting fear to restrict me from my goals. Speak out my belief and not compromise over my rights and wants. Be a safe and secure heaven for others so they would counsel and trust in me. Being financially secure but honouring my moral standards. Yes! I want to be like my Dad.
Let this post serve as a reminder for today as my Dad was summoned to the judicial court to defend himself against the fabricated charge of "Propaganda Against the Islamic Republic government". (the rest in the comment)
Read more
(جنون قسمت نهم) پسری که بهت محکم تنه زد چون میدوید اصلا متوجه نشد که تو از پله ها پرت شدی...طلبکارانه ...
Media Removed
(جنون قسمت نهم) پسری که بهت محکم تنه زد چون میدوید اصلا متوجه نشد که تو از پله ها پرت شدی...طلبکارانه گفتم:می خوای بگی تو نبودی؟گفت:نه در حقیقت تو از وقتی که تو کما رفتی تونستی منو ببینی.گفتم:میخوای باور کنم؟نه خانوم تو بهم تنه زدی اونم چند بار تا بالاخره به کشتنم دادی.عصبانی شد و گفت:نه اشتباه ... (جنون قسمت نهم)
پسری که بهت محکم تنه زد چون میدوید اصلا متوجه نشد که تو از پله ها پرت شدی...طلبکارانه گفتم:می خوای بگی تو نبودی؟گفت:نه در حقیقت تو از وقتی که تو کما رفتی تونستی منو ببینی.گفتم:میخوای باور کنم؟نه خانوم تو بهم تنه زدی اونم چند بار تا بالاخره به کشتنم دادی.عصبانی شد و گفت:نه اشتباه می کنی.فکر کردم آدم عاقلی هستی اما تو فقط یه آدم مغرور و خودخواهی.خنده ای عصبی کردم و گفتم:انگار یه چیزیم طلبکاری؟با صورتی قرمز شده از عصبانیت باهام چهره به چهره شد و آروم گفت:هر چی دیدی ترس و توهمات روح سرگردان تو بوده آقا پسر.داد زدم یعنی دفعه دوم که بهم تنه زدی و منو کشوندی تو راهرو دانشگاه و گفتی دوسم داری یادت نیست؟یا همین امروز که اومدی جلو کلاس و من احمق و دنبال خودت به این خونه کشوندی.با عصبانیت فریاد کشید:آقاپسر تو فقط یه بار تنه خوردی و همون موقع افتادی و به کما رفتی,تازه چند روز نیست و فقط چهار ساعته فهمیدی؟گیج شده بودم...خدایا این چی داره میگه؟همونطور که داشت از پله ها بالا میرفت,کمی آرومتر شده بود.گفت:منم اول وضعیت تو رو داشتم.کم کم بهش عادت می کنی.به سمتش رفتم و در حالی که بدنم عین بید میلرزید گفتم:از اینکه سرت داد زدم معذرت می خوام.به چشمم خیره شد و گفت:نه ناراحت نشدم,درکت می کنم.بعد یه نگاه به آسمون انداخت و آه سردی کشید و گفت:اینجا مثل اونور نیست.زمان و مکان مطرح نیست.حتی شکل و اندازه اشیا و دور و نزدیک بودن فاصله ها.اینجا یه دنیای دیگس.نه فصل ها به موقع عوض میشن,نه شب و روز.چیزایی می بینی که وقتی زنده بودی تو خیالتت نمی تونستی ببینی.مثل خوابه یا کابوس یا یه چیزی شبیه اون.البته به آدمشم ربط داره.سرم و توی دستام گرفتم و گفتم:من خیلی می ترسم.دستشو روی دوشم گذاشت و به نشونه همدردی فشار داد.بهش یه نگاه کردم و در حالی که ازش دور می شدم گفتم:خواهش می کنم بهم زیادی نزدیک نشو.من اعتقاداتی دارم که...حرفم و برید و گفت:بازم یادت اینجا همه چی با اونور فرق داره,اینجا...اینبار من وسط حرفش پریدم و گفتم:من این چیزا حالیم نیست.کاری که حالم را بد کنه دوست ندارم پس لطفا فاصلت و با من رعایت کن.دستاشو به نشونه تسلیم بالا برد و گفت:اوه...باشه.بعد زیرلبی گفت:دیوونه و ازم دور شد.گفتم:شنیدم چی گفتی.شونه ای بالا انداخت و با خنده گفت:بیا بریم تو.بطرفش رفتم و گفتم:میشه باهام بیای بیمارستان‌,من واقعا وحشتزدم.ابرویی بالا برد و گفت:باشه,بریم***باورم نمیشد همیشه تو فیلما دیده بودم که مادری کنار تخت برای بچش قرآن میخونه.حالا عزیزجونه که کنار جسم بی جون من قرآن میخوند... ادامه دارد(مهرا)
Read more
پستِ #سفارشي نمی دونم از كجا شروع كنم؟ از خوبيت از اميدت از حرفهای پر از ماهت يا از چشات و گونهات كه من كشته خوب میدونی كه چه قدر دوستت دارم وخوب میدونی ارزشت بيشتر از اين حرفهاست تو برام مثل بارونی كه برام هميشه سبكی مياره مثل بارون از آسمون به دل عاشق من می باره مثل بارون صدات برای دل آدمی آرام و نرمه ... 🙈پستِ #سفارشي

نمی دونم از كجا شروع كنم؟
از خوبيت از اميدت از حرفهای پر از ماهت يا از چشات و گونهات كه من كشته خوب میدونی كه چه قدر دوستت دارم وخوب میدونی ارزشت بيشتر از اين حرفهاست تو برام مثل بارونی كه برام هميشه سبكی مياره مثل بارون از آسمون به دل عاشق من می باره مثل بارون صدات برای دل آدمی آرام و نرمه چه خوبه بودنت چه خوبهه احساست و حتی لمس كردنت انقدر دوست دارم به اون شونه هات سرم بزارم حرفهای دلم بهت بگم باهات گريه كنم باهات بخندم و هر لحظه به چشمای پر مهرت نگاه كنم چون اون چشمات من به زندگی بيشتر وابسته می كنه. هر موقع صداي قشنگت می شنوم دلم می لرزه يه جوری اروم و هيجان زده ميشم از خودم از بودنم جدا ميشم و خودم به تو ميسپارم اگه تو دلم باشی باز دلم واست تنگ میشه خوب میتونی از چشام بخونی كه حتی بودنت گفتنت خواستنت و همه چيزت برام از همه كس باارزش تر. مي دونی ، زندگي من مثل يه كاغذ سياه كه تو نقطه ی سفيدش هستی و هر لحظه كه عشق من به تو زياد مي شه اون نقطه به اوج خود می رسه و بزرگتر میشه و زندگی يه رنگ ديگه با تو می گيره هيچ كس تو رو از من نمی تونه بگيره حتی خودت چون اسمت ، عشقت و بودنت تو دلم حك شده و محاله كه پاك شه يعني خودم هم نمی زارم پاك شه عشقت برام مثل گلهای بهاره هر روز تازه تر می شه به جای اينكه تكراري شه هر روز بوی قشنگتری به خودش مي گيره عشقت برام خيلی تازه و تازه تر هست مثل بوی بارون و مثل هوای ابری که دوتامون عاشقشیم.
فاطمه جان....
مهربان من...
ببخش منو که بعضی وقتها با حرفی یا نگاهی دل قشنگت میشکنم....
تمام دلخوشی من ...
باش تا باشم...
عاشقونه میپرستمت... _________________
شماهم ميتونين با كمترين هزينه عشقتون و سوپرايز كنين 😋
جهت سفارش پست و تبليغات وسفارش استيكر به دايركت پیام بدین 👇
.
❌دسترسی به كانال تلگرام ازطریق لینک داخل بیوپیج ❌
➖➖➖➖ ➖➖
#دالان_عشق🎈
Read more
 #یادداشت_هایی_که_هیچ_وقت_منتشر_نشدند #شماره_23 مرگ یک نوع آفرینشه. اسمش رو می شه مرگ‌آفرینی ...
Media Removed
#یادداشت_هایی_که_هیچ_وقت_منتشر_نشدند #شماره_23 مرگ یک نوع آفرینشه. اسمش رو می شه مرگ‌آفرینی گذاشت. آدم وقتی می‌میره که عاشق بشه. مادربزرگم پنجاه سالش بود که مُرد! پدربزرگم تو شصت سالگی تازه عاشق شد؛ اما من هزار بار عاشق شدم. هزار بار باختم و سه ماهی میشه که خودم قبر خودم رو کندم. همش بهونه ... #یادداشت_هایی_که_هیچ_وقت_منتشر_نشدند

#شماره_23

مرگ یک نوع آفرینشه. اسمش رو می شه مرگ‌آفرینی گذاشت. آدم وقتی می‌میره که عاشق بشه. مادربزرگم پنجاه سالش بود که مُرد! پدربزرگم تو شصت سالگی تازه عاشق شد؛ اما من هزار بار عاشق شدم. هزار بار باختم و سه ماهی میشه که خودم قبر خودم رو کندم. همش بهونه می‌گیره و من فقط بهش می‌خندم. یادم نیست تو کدوم فیلم بود اما خوب یادمه که شهاب حسینی زل زد تو دوربین و گفت هر وقت حس کردی داری می‌بازی فقط لبخند بزن. بذار به بردش شک کنه. درست مثل من که همیشه به همه چیز مشکوک بودم. آنقدر زندگی ما رو بین دستش مچاله کرد که هر وقت اتفاق خوبی می‌افتاد می‌تونستم حدس بزن که بعدش چه بلایی سرم قراره بیاد. من مُردم اما تو هنوز شک داری که قراره این راه رو با من بری یا صبر کنی و ببینی اولین ماشینی که جلوت ترمز می‌زنه، می‌تونه تو رو صحیح و سالم به مقصد برسونه یا نه. ثانیه‌ها یکی یکی دارن تیک می‌خورن و من دارم بهت نگاه می‌کنم تا ببینم دستم رو میگری و بکشی با خودت ببری یا هنوزم فکر می‌کنی که من منتطر اولین ماشین نشستم. می‌بینی اینجا همه چیز عکس اون چیزیه که تو توی مغزت فکر می کنی و این یعنی #کارما . شک به من شک به تو، شک به شک. اصلا شک بر پدرومادر کسی که در این محل عشوه بریزه و بعد... سم خستس. تو خسته‌ای اما ته دلت می‌گی شاید هنوز شانسی باشه. اشکال نداره صبر کن. اگه تو هم مثل اون هزار نفر خوش شانس باشی، اتفاقات خوبی یه لنگه پا وایستاده تا تو برسی. من انقدر خسته شدم که نه حوصله دارم تا ته راهی که از اینجا هیچ چیزی مشخص نیست رو برم و نه دیگه نای برگشت به اشتباهات گذشته رو. هرچی پام رو به زمین می‌کوبم صدایی بلند نمیشه و انگار خبری از هیچ راه فرار نیست. مرگ از چهار طرف اصلی به سمتم میاد و من از چهار سمت فرعی پا به فرار می‌ذارم تا مرگ قدم به قدم خودش رو به من برسونه. می‌دونی رفیق! آدم وقتی می‌میره که عاشق بشه.

پ.ن: عکس: خونه دکتر شمس.
#مرگ #عشق #فرعی #اصلی مرگ_آفرینی
#شهاب_دارابیان #دلنوشته #یادداشت
Read more
 #withgalaxy #memory #travel . تو سفر که بودم بهونه مغزم برای چک نکردن به موقع ایمیل‌ها و مسیج‌هام ...
Media Removed
#withgalaxy #memory #travel . تو سفر که بودم بهونه مغزم برای چک نکردن به موقع ایمیل‌ها و مسیج‌هام این بود که تو سفرم. واقعا وقت نمیشد بشینم پای کارهای اضافه و ایمیل‌ها روی هم جمع میشد و نهایتا میتونستم اونا رو به سه دسته‌ی "همین‌الان جواب بده" ، "ستاره بزن که بعدن جواب بدی"، و "بیخیال رد شو" تقسیم ... #withgalaxy #memory #travel .
تو سفر که بودم بهونه مغزم برای چک نکردن به موقع ایمیل‌ها و مسیج‌هام این بود که تو سفرم. واقعا وقت نمیشد بشینم پای کارهای اضافه و ایمیل‌ها روی هم جمع میشد و نهایتا میتونستم اونا رو به سه دسته‌ی "همین‌الان جواب بده" ، "ستاره بزن که بعدن جواب بدی"، و "بیخیال رد شو" تقسیم کنم. دیگه دایرکت‌ها و مسیج‌ها و کامنت‌ها و ... هم به کنار که حتی فرصت نمیشد چک بشن!
بعد تموم شد سفر این بهونه تموم شده بود، ولی هنوز نه میرسیدم و نه میتونستم این خیل از توجه ، محبت ، سوال و درخواست‌ها رو جواب بدم و کم کم تو این سه هفته فهمیدم این نرسیدن‌ها داره بهم استرس و حال بد میده.
حالا چند روزه که نشستم و زمان‌بندی روزمره‌م و ساعت‌های استفاده از گوشیم رو دنبال میکنم و سعی میکنم زندگی کاری و شخصیم رو مرتب کنم و این وسط خونه‌تکونی ساعتی بود که متوجه شدم من روزانه حدود پنجاه تا شصت ایمیل و مسیج به شمارم و دایرکت و تماس دارم و اگه بخوام برای جواب هر کدوم کمترین زمان یعنی سه دقیقه وقت بذارم، یعنی حدود سه ساعت کارکردن مفید و زمان بدون استراحت در روز! بگذریم از همه‌ی دایرکت‌ها و کامنت‌ها و راه‌های دیگه ارتباطی... و برای همینه که باید بگم این کار پاره وقت بدون حقوق واقعا برام‌غیر ممکنه و مجبورم فقط به ایمیل‌های مهمم جواب بدم و موضوعاتی مثل "فلان کوله رو از کجا خریدی، بارسلونا کجا شام بخورم؟ سریلانکا چه هاستلی برم، یا انقدر بودجه دارم کجا برم ماه‌عسل و با چه پروازی بهتره" رو با همه علاقه‌م به کمک کردن رو رد کنم. رد کنم که این فشار و استرس (استرس از کارهای نکرده که تو پس زمینه ذهنت میمونه و احساس غیرمفیدی بهت میده) باعث نشه چند‌وقت یک بار فکر اینکه -از اینجا مرخصی بلند مدت یا همیشگی برم - به سرم بزنه. چون من سفر باهم رو اینجا دوست دارم و خوشحالم دارم با تقسیم جزییات سفرها، ترس‌ها و پشیمونی‌هام، خوشحالی‌ها و نگرانی‌هام مسیر بزرگ شدن خودم رو دنبال میکنم و همینکه میبینم چند وقت یک‌بار وسط ایمیل‌ها، یکی هم هست که ایمیل زده که بدون سوال و درخواستی، فقط بهم محبت داشته عمیقن خوشحالم میکنه. و همین فکر که شاید، شاید در زندگی آدمی ترس کوچیکی کمتر شده باشه برای ادامه راه شارژم میکنه. امیدوارم بزودی بتونم تمام سفرنامه‌ها و جزییات مقاصد و اطلاعات دیگه رو یکجا جمع کنم، شاید کمک بیشتری برای کسی باشم و تا جایی که میتونم حال کسی رو خوب کنم.
همینجا باید بگم ممنونم از همه انرژی مثبت‌ها و لطف و مهربونی‌ها و ناراحتم که نمیتونم جوابگوی همه باشم...
Read more
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ همیشه با خودم میگفتم حالا چه اشکالی داره موهام یکم بیرون ...
Media Removed
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ همیشه با خودم میگفتم حالا چه اشکالی داره موهام یکم بیرون باشه منکه چادری ام ،منکه موهامو از عمد بیرون نمی ذارم ،اصلا لازم نیست این همه وسواس به خرج بدم ،کی به موهای من نگاه میکنه وقتی این همه تیپ های جور وا جور و رنگ و وارنگ هست و... یا اینکه حالا یه امشب عروسیه ... بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

همیشه با خودم میگفتم حالا چه اشکالی داره موهام یکم بیرون باشه منکه چادری ام ،منکه موهامو از عمد بیرون نمی ذارم ،اصلا لازم نیست این همه وسواس به خرج بدم ،کی به موهای من نگاه میکنه وقتی این همه تیپ های جور وا جور و رنگ و وارنگ هست و... یا اینکه حالا یه امشب عروسیه کی به صورت من نگاه میکنه ، همه خانوم ها آرایش دارن ، اگر بخوام موهام رو کامل بپوشونم مدلشون خراب میشه و ازاین دست بهانه ها .
همون موقع هم ته قلبم میدونستم اینا بهانس می دونستم کار درست و غلط چیه ولی خوب امان از نفس اماره یا شایدم نه ،امان از ضعف خودم . تا اینکه چند روز پیش یکی از آشنایان حرف قشنگی زد . گفت خدا از تو بنده همین وسواس رو میخواد . خدا از تو میخواد اگر ادعا میکنی که اعتقاد به اسلام داری اگه اعتقاد به حجاب داری پس حساس باش حتی روی یه تار مو حتی اگر همه جامعه رفتن سمت باطل وقتی حقیقت عیان هست تو راه درست رو برو ، خدا از بندش همین دقت و مواظبتُ میخواد. همینکه بدونی همیشه نگات میکنه و حواسش بهت هست همینکه اگر واقعا میگی دوسش داری به خودت و خودش ثابت کن . حرفش به دلم نشست .
الان داشتم دنبال یه متن قوی درباره #حجاب میگشتم چیزی پیدا نکردم که توجهمو جلب کنه اغلب متنها احساسی و شاید بشه گفت شعار گونه بود . حرف هایی که شاید فقط برای یه چادری جالب باشه . واقعیت اینکه ما تو آموزش و پرورش ،صدا و سیما و مقابله با تهاجم فرهنگی دشمن کم کاری کردیم . نتیجش این میشه که امثال #مسیح_علینژاد ها با پیشینه و احوال مشخص در حالی که از پس زندگی شخصی خودشون برنمیان در حالی که همه میدونیم عامل نفوذی دشمن هستن و بابت تک تک لجن پراکندگی هاشون از اربابانشون پاداش میگیرن ؛ برای زن ایرانی برای دختر ایرانی و خانواده ایرانی نسخه مسموم میپیچند .
ان شاالله این خیال خام رو به گور خواهند برد که یه روزی بتونن خانواده ایرانی رو مثل خانواده غربی به لجن بکشن و عفت و حیا رو از زن و مرد ایرانی بدزدند .
الَّذینَ کَفَرُوا وَ صَدُّوا عَنْ سَبیلِ اللَّهِ أَضَلَّ أَعْمالَهُم» (محمد/۱) 
#وعده_الهی قطعی است .
#من_حجاب_را_دوست_دارم
#روز_ملی_حجاب_و_عفاف
Read more
• هنوز هم نمی‌دونم کجایی، اما راستش رو بخوای نمی‌خوام بدونم. می‌دونم این جهان کثافتی که ما درش هستیم ...
Media Removed
• هنوز هم نمی‌دونم کجایی، اما راستش رو بخوای نمی‌خوام بدونم. می‌دونم این جهان کثافتی که ما درش هستیم با واژه‌های متظاهر و ریاکار تسخیر شده، اما من هرگز نتونستم ازشون استفاده کنم. می‌دونم نباید خودم باشم، اما در عین حال نمی‌تونم. پس بذار بهت بگم؛ فراموشت کردم. از وقتی تو رو فراموش کردم، یاد گرفتم ...
هنوز هم نمی‌دونم کجایی، اما راستش رو بخوای نمی‌خوام بدونم. می‌دونم این جهان کثافتی که ما درش هستیم با واژه‌های متظاهر و ریاکار تسخیر شده، اما من هرگز نتونستم ازشون استفاده کنم. می‌دونم نباید خودم باشم، اما در عین حال نمی‌تونم. پس بذار بهت بگم؛ فراموشت کردم. از وقتی تو رو فراموش کردم، یاد گرفتم بقیه رو هم فراموش کنم. راستش رو بخوای، دلم برات تنگ نمیشه؛ خیلی وقته دلم برای کسی تنگ نشده. جهان مثل یه دالان یک طرفه سیاهه. شبیه یجور پوچی مطلق، یه هیچی بی‌انتها.
جوری بی‌تو بودن رو یاد گرفتم، که انگار از اول هم نبودی. انگار تو یه مرداب بی‌حسی غرق شده باشم؛ هیچ چیزی اونقدر شاد یا اونقدر غمگینم نمی‌کنه. هر روز تو یه تنهایی چشم باز می‌کنم و هر شب به یه تنهایی عظیم‌تر هجرت می‌کنم.
دیگه حرفی هم از عشق نمی‌زنم. می‌دونی، عشق بزرگ‌ترین دروغیه که ما بهم می‌گیم؛ مثل امنیت، مثل آزادی. همه این‌ها ساخته ذهن آدمیزاده تا بتونه این جهان غیرقابل تحمل رو تاب بیاره. این وسط‌ها دوست داشتن دست‌آویزیه برای دوست داشته شدن! همه اون شعرها و توصیف‌هایی که از خط و خال و زلف یار می‌کنیم، محرکیه که بتونیم همین‌ها رو از زبان او بشنویم. و وقتی نمی‌شنویم، همه چیز رنگ می‌بازه و همه حرف‌ها بی‌اعتبار میشه. اینو وقتی فهمیدم که بهش گفتم دوستش ندارم. و همین یک جمله تونست از کسی که آغوش به آغوش کنارم بود، غریبه‌ترین سایه‌ دور رو بسازه.
چرا دروغ گفتن رو بهم یاد ندادی؟ بیشتر از همه دروغ گفتن به خودم رو!
وقتی با خودم تنهام، احساس تنهایی نمی‌کنم؛ اما درست وقتی زانو به زانوی مردی نشستم که دوستم داره یا دوستش دارم، بیشتر عمق تنهاییم رو می‌فهمم. تو چی؟ هنوز تنهایی؟ هنوز هم شب‌ها می‌شینی کنج آشپزخونه برای خودت شاملو بخونی؟ آرومی؟ خوشحالی؟
راستش رو بخوای، حتی جواب همین سوال‌ها هم برام مهم نیست. چون می‌دونم هرجای جهان که باشی، شبیه کسی هستی که یه چیزی گم کرده و هرچی فکر می‌کنه یادش نمیاد چی بوده، شبیه کسی که اسمی نوک زبونش جامونده اما دیگه به خاطر نمیاره، شبیه کسی که همه ادوات خوشحالی رو داره اما شاد بودن رو یادش رفته. سرچشمه این‌همه تلخی کجاست؟ آغاز جهان یا پایانش؟
حس می‌کنم خداوندگار موهومی که این جهان رو ساخته هم به درد ما دچاره؛ درد فراموشی! از یاد برده هر آغازی یه پایانی داره. از یاد برده این همه تباهی، نشونه‌ گندیدگی جهانیه که باید زودتر از این‌ها به پایان می‌رسید؛ اما حیف که فراموش شد.
.
نامه به مردی که روزی تصمیم گرفت دیوانه شود| بی‌شماره
Read more
. . اگر بگویی بیا برویم شمال از راه جاده هراز من موهایم را فر می‌ کنم اگر بگویی به سودای ستاره ها شبی در کویر سر کنیم من موهایم را صاف می کنم و اگر مرا به خانه ات دعوت کنی موهایم را باز می گذارم برای آن که تو ببافی شان بگذار وقتی که مقصد تویی این لشگر پریشان را هم دست های خودت در بند کنند.. . . #ملیکا_راد ... .
.

اگر بگویی بیا برویم شمال از راه
جاده هراز
من موهایم را فر می‌ کنم
اگر بگویی به سودای ستاره ها
شبی در کویر سر کنیم
من موهایم را صاف می کنم
و اگر مرا
به خانه ات دعوت کنی موهایم را
باز می گذارم
برای آن که تو ببافی شان
بگذار وقتی که مقصد
تویی
این لشگر پریشان را هم
دست های خودت در بند کنند.. .
.
#ملیکا_راد .
.
.
.
.
.
.

كُلُّ شَيْءٍ يَرْجِعُ إلَي أصْلِه...
و من به #آغوش #تو !

#طاهره_اباذری_هریس .
.
.
.
.

#عزيزم #سلام ؛
شايد بهت خيلى اين جمله رو گفته باشم كه #دوستت_دارم .
اما تابحال به معنىِ اين دو كلمه ى كوتاه فكر كردى؟
دوستت دارم يعنى من بين چند ميليارد آدمِ جور و واجور و خوب و بَد، تورو انتخاب كردم.
دوستت دارم يعنى توى شادى هام كنارم باش و توى غصه هام، منو گرم تر توى آغوشت فشار بده
دوستت دارم يعنى لطفاً قدرِ من رو بدون!
من خودخواهم، اينو مطمئن باش!
#عشق از آدم ها، يك شخصيت خودخواه ميسازه
درست مثل تو! كه من رو فقط واسه خودت ميخواى و رابِطمون رو تمام و كمال!
اما بِدون كه توى اين دنيا، بينِ اين همه آدمِ دورو،
من فقط با يك رو، با روىِ صداقت، با توام!
دوستت دارم يعنى خوشحالم كه من رو روى چشمات گذاشتى و پلك نميزنى!
دوستت دارم يعنى بوى تنت به صورتِ وحشتناكى بهم آرامش ميده
دوستت دارم يعنى ميخوام اونقدر توى بغلت بمونم تا بِميرم!
دوستت دارم يعنى ديوونه ى لحظه هايى ام كه #عاشقانه نگاهم ميكنى و با ترس، ميگى كه "دوستم دارى"
دوستت دارم يعنى مالِ توام...
يعنى مالِ توام، همينقدر مريض و غيرعقلانى،
همينقدر ديوونه وار... .
.
#الى_روشنايى .
.
.
.
.
.
.
.
.
.
بعد نوشت : این یک #داستان_واقعی است ..... : حرف هایی شنیدم از یک مردی که بی نهایت روزگاری #عاشق بود
عشقی ب سر حد جنون ک ب خاطر این عشق حاضر شد حتی از #جان و #ثروت #خانوادگی و بسیاری مقامات بگذرد
تا به دختری ک اون هم از یک خانواده بسیار متمول تر از خودش بود برسه
با سختی بسیار زیاد ازدواج کردند
بعد #ازدواج بر سر یک مشاجره ، دختر که به نوعی #خانواده اش #رئیس و بالا دست های خانواده پسر و پسر بودند، حرف هایی بسیار تحقیر آمیز به پسر زد و ...
به گفته #پسر اون روز عشقش برای همیشه به اون #دختر از بین رفت
و پسر که مرد بسیار متمولی هم هست از اون روز وارد روابط با #خانم های دیگر شد
و اینگونه به قول خودش دنبال عشق واقعی گشت
کسی ک خودش و خانواده اش رو تحقیر نکنه ! .
.
جالبه بگم این داستان #تحقیر کردن و یا به اصطلاح هر سبک بی احترامی کردن به مردها
#داستان واقعی است ک بارها دیدم آتشین ترین #عشق ها رو هم خاکستر میکنه .
.
.
.
Read more
. آقای خامنه‌ای تو دیدار با اساتید گفتن که آمار شرکت کنندگان تو کنکور رشته ریاضی پنجاه درصد کاهش پیدا کرده و این برای کشور خطرناکه و ما به رشته‌های ریاضی و فیزیک برای آینده احتیاج داریم 😶😶 خب حالا من یه سوال دارم واقعآ یه نفر برای چی باید مثل ما عمرش رو بذاره و سخترین رشته رو بخونه چه فیزیک چه ریاضی وقتی ... .
آقای خامنه‌ای تو دیدار با اساتید گفتن که آمار شرکت کنندگان تو کنکور رشته ریاضی پنجاه درصد کاهش پیدا کرده و این برای کشور خطرناکه و ما به رشته‌های ریاضی و فیزیک برای آینده احتیاج داریم 😶😶
خب حالا من یه سوال دارم واقعآ یه نفر برای چی باید مثل ما عمرش رو بذاره و سخترین رشته رو بخونه چه فیزیک چه ریاضی وقتی میدونه با وجود سختی زیاد رشته بعدآ هیچ آینده‌ی شغلی روشنی نخواهد داشت 😏😏 من تو دوتا مقطع رشته‌ی فیزیک تحصیل کردم هم لیسانس هم ارشد و به ندرت بچه‌هامون تو این دوتا مقطع شغلی مناسب با رشته‌امون دارن و یا مثل من دنبال کار هستن یا یه شغل کاملآ نامربوط با فیزیک دارن 😑😑 خب با این وضع من کاملا به داوطلبا حق میدم نیاین این رشته‌ها چون تو این مملکت آینده‌ی شغلی ندارن 😣😣 حالا من از سختی‌ها و کمبود دستگاه و امکانات میگذرم مثل دوسال پیشِ خودم که فقط برای یدونه از آنالیزهای پایان‌نامه‌ام دو ماه معطل بودم چون تمام دستگاه‌های دانشگاه‌ها خراب بود و جاهایی مثل پژوهشکده‌ی رازی هم برای شش هفت ماه بعد نوبت میداد 😐😐😐 خب واقعآ چرا یه نفر باید بیاد فیزیک یا ریاضی بخونه؟؟؟ من خودم عاشقِ فیزیک هسته‌ای بودم ینی تو لیستِ انتخاب رشته‌ی لیسانسم فقط فیزیک‌هسته‌ای زده بودم حتی گرایش‌های دیگه‌ی فیزیک رو نزده بودم 😶 ولی اگر اون موقع کامل تحقیق میکردم و فقط سر علاقه‌‌ام انتخاب رشته نمیکردم شاید الان یه شغلِ خوب و متناسب با رشته‌ام داشتم 😏😏 واسه همینه که هیچ رغبتی به خوندن دکتری تو ایران ندارم و پارسالم با اینکه رتبه‌ام خوب بود و سه تا دانشگاه مصاحبه دعوت شدم ولی هیچکدوم رو نرفتم مصاحبه بدم واسه همین اذیت‌هایی بود که شدم 😑 الانم اگر اصرار بابام به خوندن دکتری فیزیک نباشه دوباره کنکور ارشد تو یه رشته‌ی علوم انسانی میدم و اونو ادامه میدمو خودمو راحت میکنم نه سختیِ خوندن اون درسای سنگین رو دارم نه مشکل نبود و کمبود دستگاه و آزمایشگاه رو دارم هم اینکه بعدشم شغل پیدا میکنم، شغل هم پیدا نکنم لااقل دلم نمیسوزه واسه این همه سختی که تو فیزیک کشیدم 😶😶
خدایی فقط گفتن مهم نیست باید عمل بشه بهش 😑😑
@khamenei_ir
Read more
. تا همین چندسال پیش فكر می‌كردیم كه افراد موفق جامعه به دو دسته‌ دكترها و مهندس‌ها و تا حدی وكلا (منوط ...
Media Removed
. تا همین چندسال پیش فكر می‌كردیم كه افراد موفق جامعه به دو دسته‌ دكترها و مهندس‌ها و تا حدی وكلا (منوط به اینكه دیپلم ریاضی داشته باشند) تقسیم می‌شوند. مشاور مدرسه‌مان خودش مهندس برق بود و به نظرمان فرد موفقی می‌آمد. چون به تازگی ازدواج كرده بود و همه هم خانم مهندس صدایش می‌كردند. . سال اول دبیرستان ... .
تا همین چندسال پیش فكر می‌كردیم كه افراد موفق جامعه به دو دسته‌ دكترها و مهندس‌ها و تا حدی وكلا (منوط به اینكه دیپلم ریاضی داشته باشند) تقسیم می‌شوند. مشاور مدرسه‌مان خودش مهندس برق بود و به نظرمان فرد موفقی می‌آمد. چون به تازگی ازدواج كرده بود و همه هم خانم مهندس صدایش می‌كردند.
.
سال اول دبیرستان كه قرار بود رشته‌مان را انتخاب كنیم اصلا برای‌مان سخت نبود، چون كلا دوتا گزینه بیشتر نداشتیم. مشاورمان امتیازهای‌مان را نگاه می‌كرد و اگر امتیاز ریاضی و تجربی باهم برابر بود، می‌پرسید: «از خون می‌ترسی؟» و بسته به پاسخ‌مان رشته‌مان را تعیین می‌كرد. اگر یك نفر این وسط می‌گفت كه به رشته‌های هنری بیشتر علاقه دارد یا می‌خواهد یك ورزشكار حرفه‌ای یاشد با پاسخ‌هایی مثل «تو وقت‌های آزادت برو باشگاه» یا «جمعه‌ها كه بیكاری نقاشی بكش» مواجه می‌شد. خانم مشاور تمام تلاشش را می‌كرد كه همه‌مان مثل خودش فرد موفقی بشويم.امتیاز ریاضی و تجربی من برابر بود. خانم مشاور كمی نمره‌هایم را بالا و پایین كرد و گفت «گفتی از خون می‌ترسی؟» گفتم «نمی‌دونم، بعضی وقت‌ها آره، بعضی وقت‌ها نه». كمی نگاهم كرد و گفت «یعنی چی با این سن‌ات نمی‌دونی از خون می‌ترسی یانه؟ الان سرنوشتت به این قضیه بستگی داره، خوب فكر كن جواب بده، ولی سریع باش؛ منم كلی كار دارم، صدتا دانش‌آموز دیگه موندن كه باید كمكشون كنم آینده‌شون رو رقم بزنن».چند ثانیه‌ای خوب فكر كردم و گفتم: «من اصلا به ادبیات بیشتر از همه اینا علاقه دارم...» كلامم منعقد نشده بود كه وسط حرفم پرید و گفت: «یعنی می‌خوای بری انسانی كه وكیل بشی؟ پس دیپلم ریاضی بگیر و كنكور انسانی بده، وكیل‌هام آدمای موفقی‌ان» گفتم: «نه بابا....ادبیات... یعنی منظورم اینه كه می‌خوام نویسنده بشم، شایدم شاعر...» خانم مشاور از جایش بلند شد، عینكش را برداشت و با لبخند تحقیرآمیزی گفت: «نویسنده؟! تو نمی‌خوای موفق بشی نه؟ اصلا اگه می‌خواستی نویسنده بشی اینجا تو دبیرستان چیكار می‌كنی؟ همون اول دبستان كه خوندن نوشتن یاد گرفتي برات بس بود دیگه! همه اینا بهونه‌اس واسه اینكه تو تنبلی و می‌خوای از ریاضی و زیست خوندن فرار كنی وگرنه خیامم هم شاعر بوده هم ریاضی‌دان، ریاضی‌شو می‌خونده و كارهای مهمشو می‌كرده، عصرها كه خسته می‌شده دوتا بیت شعر هم می‌گفته. یا مثلا همین آقای علی دایی؛ ما ورزشكار زیاد داریم ولی می‌دونی چرا علی دایی از همه موفق‌تره؟ چون مهندسه». دوباره پشت میزش نشست، عینكش را به چشم زد و مثل پزشكی كه دارد نسخه می‌نویسد چیزهایی روی برگه‌ای نوشت و به دستم داد.
.
بقیه در کامنت اول 👇👇👇
Read more
شاید عکسای از آسمون و بندر این شهرو و گلای گوشه خیابون تکراری بشن، اما برای خود من هر روز تازگی دارن، ...
Media Removed
شاید عکسای از آسمون و بندر این شهرو و گلای گوشه خیابون تکراری بشن، اما برای خود من هر روز تازگی دارن، یادم میارن مکث کنم، آروم باشم و خدا رو شکر کنم. هفته‌ای که گذشت مثل شروع تمام هفته‌های این سه ماهی که در بلاتکلیفی و بی‌خبری و کسالت گذشت، با انگیزه شروع شد. تلاش برای کار کردن حتی اگه روتین مشخصی نیست ... شاید عکسای از آسمون و بندر این شهرو و گلای گوشه خیابون تکراری بشن، اما برای خود من هر روز تازگی دارن، یادم میارن مکث کنم، آروم باشم و خدا رو شکر کنم.
هفته‌ای که گذشت مثل شروع تمام هفته‌های این سه ماهی که در بلاتکلیفی و بی‌خبری و کسالت گذشت، با انگیزه شروع شد. تلاش برای کار کردن حتی اگه روتین مشخصی نیست و بهترین زمان هر روزم برای پیگیری ملال‌آور کارای اداری سپری میشه... مثل بیشتر هفته‌های این سه ماه، وسطای هفته و وسطای هر روز یه خبر و اتفاقی پیش اومد که برنامه‌هام رو بهم بزنه یا بی‌انگیزه‌م کنه. دوشنبه همه‌ی پیگیری‌های کارای اداریم بازم به در بسته خورد و وقتی کارام تموم شده بود انقدر خسته بودم که نتونستم خیلی کار مفید کنم و به کتاب خوندن بسنده کردم. سه‌شنبه عموم فوت شدن و بقیه هفته به ناراحتی، یاداوری خاطره‌های بچگی، و دست و پنجه نرم کردن با ترس همیشگیم از مرگ ناگهانی عزیزام سپری شد. یه خانومی رو اتفاقی دیدم که ازم کمک خواست و داستان خیلی غم‌انگیزی تعریف کرد از شرایط زندگی و بیماریش، و باز همه چیز رو برام تو پرسپکتیو گذاشت. چهارشنبه اسباب کشی پنجمم توی این سه ماه، به خونه‌ی چهارمم تو این شهر رو شروع کردم که خونه مشکل داشت و نصفه برگشتم همینجا. پنج شنبه دلتنگی روز عید غدیر برای مادربزرگ سیدم و خونه‌شون؛ و علیرغم همه‌ی این داستانا حدود ۶ ساعت بیرون خونه موندم که بتونم کارامو علیرغم اینکه پروسه‌ی قرارداد بستنم با استادم به مشکل خورده، بخاطر تعهد حرفه‌ای که بهش دارم به موقع تموم کنم. امروز هم از صبح دارم باقیمونده‌ی وسایل رو جمع می‌کنم که از خونه‌ی رفیقی که بدون هیچ ادعایی مثل یه عضو خانواده تا شنید شرایطم تو خونه‌ی قبلی رو، خونه و زندگیش رو گذاشت در اختیارم، برم. این هم آسمون قشنگ و گرفته‌ی امروزه از پنجره‌های بزرگ خونه‌ی رفیق. قراره آخر هفته چند تا از دوستا بعد از سه ماه برگردن اینجا و خوشحالم که‌ بتونم چند روز رو به هیچ کدوم این داستانا فکر نکنم.
دیروز که مثل آخر هر ماه جوجه‌ها رو میشمردم، داشتم فکر می‌کردم درسای این تابستون برای من این بود که کار و روتین نداشتن برام خیلی سخته، بلاتکلیفی و کنترل نداشتن روی شرایط زندگیم غیر قابل تحمله ولی میشه با بعضی کارای کوچیک و پروژه‌های شخصی از زمان استفاده‌ی بهینه کرد، و در نهایت، وقتی میدونم از زندگی چی میخوام، هر موقعیتی که مجبورم کنه مثل داستان مصور شل‌سیلور‌استاین از گوشه‌هام بخوام بزنم تا تو‌ یه قالب از پیش تعیین شده‌ی نامناسب با خودم، جا بشم؛ موقعیتیه که به احتمال زیاد مناسب نیست و جای تامل داره.
Read more
. من عاشق تیک زدن هستم، یعنی دوست دارم هی لیست درست کنم و جلویش تیک بزنم. از کارهایی که باید انجام بدهم، ...
Media Removed
. من عاشق تیک زدن هستم، یعنی دوست دارم هی لیست درست کنم و جلویش تیک بزنم. از کارهایی که باید انجام بدهم، خریدهایی که باید بکنم، تلفن‌هایی که باید بزنم، فیلم‌هایی که باید ببینم، کتاب‌هایی که باید بخوانم. تمام باید‌های زندگی‌ام را ‌می‌ریزم روی کاغذ و جلویش با خودکار قرمز تیک می‌زنم. به من احساس موفقیت ... .
من عاشق تیک زدن هستم، یعنی دوست دارم هی لیست درست کنم و جلویش تیک بزنم. از کارهایی که باید انجام بدهم، خریدهایی که باید بکنم، تلفن‌هایی که باید بزنم، فیلم‌هایی که باید ببینم، کتاب‌هایی که باید بخوانم. تمام باید‌های زندگی‌ام را ‌می‌ریزم روی کاغذ و جلویش با خودکار قرمز تیک می‌زنم. به من احساس موفقیت می‌دهد. یکجور سیراب کردن حس تباهی درونم است. این‌طوری خریدن گوجه از سر کوچه برای سالاد، در حد حل یک انتگرال سه‌گانه به من احساس پیروزی می‌دهد. این‌طوری کارهای کوچکم را می‌بینم و از اینکه کار بزرگی انجام نمی‌دهم، دلم نمی‌خواهد خودم را از روی پل پرت کنم. اما یک روزهای بیهوده‌ای مثل امروز که خاکستری هستم و می‌توانم تصمیم‌های خطرناکی بگیرم، یک لیست درست می‌کنم از کارهایی که نباید انجام دهم. نباید‌های روزهای خاکستری را می‌ریزم روی کاغذ و هر بار که جلوی خودم را می‌گیرم و بر وسوسه‌اش غلبه می‌کنم، جلویش با خودکار سیاه تیک می‌زنم. اینطوری حتی انجام ندادن کارها هم به من احساس پیروزی می‌دهد. مثلا می‌دانم که روزهای خاکستری نباید قهوه بخورم. هر بار که تا دم کافه می‌روم و منو را چک می‌کنم و آخر سر چای سبز سفارش می‌دهم ، توی دلم به خودم یک آفرین گنده می‌گویم و لپ خودم را آنقدر می‌کشم که صورتم شکل خنده بگیرد. یا مثلا می‌دانم که این چنین روزهایی نباید اخبار بخوانم، عکس‌های قدیمی را شخم بزنم، فیلم‌ عاشقانه ببینم، ابی و شادمهر و ستار گوش بدهم، هوس قورمه‌سبزی بکنم. تک‌تک این کارها می‌تواند باتلاق درون من را هم بزند و بوی گندش همه را خفه کند. روزهایی مثل امروز تازه می‌فهمم تصمیم برای انجام ندادن بعضی کارها، هرقدر هم کوچک، سخت‌تر از انجام دادن خیلی کارهای بزرگ است. مثلا من می‌توانم کیسه‌ی بیست کیلویی برنج را راحت ده طبقه بالا ببرم، اما نمی‌توانم بیست گرم شکلات را دو دقیقه توی دستم نگه‌دارم و نخورم. یامثلا می‌توانم هزار ساعت پیاده شهر را گزکنم و هیچ چیزی یادم نیافتد، اما نمی‌توانم سی ثانیه از سر کوچه‌ی شما رد شوم و به تو فکر نکنم. همین به تو فکر نکردن، سخت‌ترین نباید روزهای خاکستری ‌است.
به تو فکر نکردن همیشه، سخت‌ترین کار جهان است
#به_من_برس_منتظرم
#نگار_زمانفر
پ ن: به قول عزیزی البته همه کوچه هایی که ازشون رد میشیم و یاد "تویی" و "اویی"میکنیم واقعی نیستن خیلیاشون مجازی هستن مثلاهمین پروفایل تلگرام و استوری های اینستا خودشون اندازه یه شهر کوچه پس کوچه دارن که هی از سرشون رد میشیم و...
Read more
یه فامیل خیلی دور داشتیم به بابام میگفت عباس عتیقه بابام یه اخلاقی داشت به همه آدماهای دور سر میزد در ...
Media Removed
یه فامیل خیلی دور داشتیم به بابام میگفت عباس عتیقه بابام یه اخلاقی داشت به همه آدماهای دور سر میزد در کل به همه سر میزد میگفتن هیچ کس مثل عباس مهربون نیست و چون بین همه آدمهای جدید متفاوت بود این لقب رو بهش داده بودن هر کسی که تو تهرون دانشجو بود یا سر کار میرفت تو خونه ما جا داشت و با روی باز ازش پذیرایی ... یه فامیل خیلی دور داشتیم به بابام میگفت عباس عتیقه بابام یه اخلاقی داشت به همه آدماهای دور سر میزد در کل به همه سر میزد 💜
میگفتن هیچ کس مثل عباس مهربون نیست و چون بین همه آدمهای جدید متفاوت بود این لقب رو بهش داده بودن
هر کسی که تو تهرون دانشجو بود یا سر کار میرفت تو خونه ما جا داشت و با روی باز ازش پذیرایی میشد
ولی بعد از رفتن بابام همه یادشون رفت که یه آدمی بود که به همه بی قید و شرط محبت میکردو حال همه رو میپرسید
تو بین اینهمه عتیقه یاد بابام افتادم چون من خیلی شبیه بابام هستم ولی هنوز انقدر قلبم مثل بابام بزرگ نشده که بی قید و شرط به آدمهایی که از گذشته میشناسم محبت کنم
پ ن:برای آدمهایی که نیاز به محبت من دارن کاملا این قضیه برعکسه ❤وبدون هیچ چشمداشتی توانایی محبت کردن رو دارم.
#عتیقه #چایخانه_حاج_میرزا #اصفهان_زيبا #دوستانه #محبت_بی_قید_و_شرط #بابام
#beautifulisfahan
#kindness
Read more
Moscow, Fifa World Cup 2018 حدودا هفته پیش، یکی از نماینده‌های مجلس روسیه، خطاب به دخترای روسی گفته ...
Media Removed
Moscow, Fifa World Cup 2018 حدودا هفته پیش، یکی از نماینده‌های مجلس روسیه، خطاب به دخترای روسی گفته بود، که با هیچ مرد غیر روسی‌ای نخوابن. دلیلشم گفته که نمیخواد نژاد روسها با ملیتهای دیگه قاطی پاتی بشه. . مثل اینکه تو المپیک سی سال پیش که تو روسیه برگزار شده بود، یه عالمه بچه دو رگه به دنیا میان، ... Moscow, Fifa World Cup 2018
حدودا هفته پیش، یکی از نماینده‌های مجلس روسیه، خطاب به دخترای روسی گفته بود، که با هیچ مرد غیر روسی‌ای نخوابن. دلیلشم گفته که نمیخواد نژاد روسها با ملیتهای دیگه قاطی پاتی بشه.😅
.
مثل اینکه تو المپیک سی سال پیش که تو روسیه برگزار شده بود، یه عالمه بچه دو رگه به دنیا میان، که به بچه‌های المپیک معروفن و خب حرف این نماینده این بوده که نمیخواسته تجربه قبلی تکرار شه.✋🏻
.
حالا جدا از اینکه جامعه پیشرفت کرده و وسایل کنترل جمعیت وجود داره، این حرف نژادپرستانه، اعتراضات زیادی رو تو روسیه به پا کرده😉🤓.
.
این سوال رو تو هر سفری از من میپرسن که مردم فلان جا چطوری ان؟ من یه جواب برای همیشه دارم و اون اینه که آدم خوب و بد، مهربون و بداخلاق، رو اعصاب و دل رحم، نژادپرست و غیره همه جا هست، حتی تو درون همه‌ی ما سایه نیک و بد وجود داره، من اینجا ادمهای زیادی رو دیدم که با لبخند کمکم کردن، و در مقابل رفتار بد هم دیدم، و این پای ملیت آدمها نیست، پای شخصیت و نوع فرهنگ و تربیت و حال و احوال فرد و خیلی چیزای دیگه‌ست، با یه نگاه سطحی نمیشه در مورد آدمها عمیق حرف زد☺️👍🏻🌿
.
#russia #moscow #shotons9
#مسکو #روسیه #روسیه_نامه #جام_جهانی_نامه
#جام_جهانی_روسیه #جام_جهانی #جام_جهانی_۲۰۱۸ #fifaworldcuprussia #fifaworldcup2018
Read more
Part71 #eshgheabadi #هلن (هلن روی تخت نشسته هانده روی پاش خوابیده)هانده نمیخوای چیزی بگی از ...
Media Removed
Part71 #eshgheabadi #هلن (هلن روی تخت نشسته هانده روی پاش خوابیده)هانده نمیخوای چیزی بگی از وقتی که امدی به یه جا خیره شدی گریه میکنی؟(هانده جواب نمیده)هلن:(با بغض)هانده خواهش میکنم یه چیزی بگو داری نگرانم میکنی... انگین:سلام من امدم(وقتی هانده رو می بینه که این حالیه تعجب میکنه)هلن:خوش ... Part71
#eshgheabadi
#هلن
(هلن روی تخت نشسته هانده روی پاش خوابیده)هانده نمیخوای چیزی بگی از وقتی که امدی به یه جا خیره شدی گریه میکنی؟(هانده جواب نمیده)هلن:(با بغض)هانده خواهش میکنم یه چیزی بگو داری نگرانم میکنی...
انگین:سلام من امدم(وقتی هانده رو می بینه که این حالیه تعجب میکنه)هلن:خوش امدی.
انگین:(اروم)هانده چشه.هلن شونه میده بالا که یعنی نمیدونم.هلن:بلیط گرفتی.
انگین:اره برای فردا ظهر گیر اوردم.هلن:هانده ببین فردا قراره برای همیشه بری حداقل قبل از رفتنتم نمیخوای چیزی بگی.(هانده سرشو از روی پای هلن بر میداره اشکاشو پاک میکنه)هانده:بهتون همه ماجرارو میگم...انگین برای گرفتن بلیط اذت ممنونم.انگین:کاری نکردم عزیزم.هلن:حالا میگی.هانده:باش اون روز بود که سرنای امد دنبالم رفتیم خونه 2 ساعت بعد کرم امد خونه امد توی اتاقم برام یه فیلم گذاشت......
(سرنای و کیوانچ روی یه صندلی نشستن دارن به دریا نگاه میکنن.
سرنای:دریا خیلی قشنگه.کیوانچ:اره مثل تو.سرنای:چی؟(با تعجب داره به کیوانچ نگاه میکنه)کیوانچ:(دسته سرنای میگیره)خب راستش سرنای از وقتی که دیدمت خیلی ازت خوشم امد.هر وقت میفهمیدم فردا قراره ببینمت خیلی خوشحال میشدم هر وقت میددمت دست پام شل میشد وقتی فهمیدم کرم برادرته خیلی خوشحال شدم سرنای باید یه حقیقتی رو بگم من عاشقت شدم دیوانه وار عاشقت شدم البته شاید تو(سرنای دیگه نمیزاره کیوانچ حرفی بزنه لباشو میزاره روی لبای کیوانچ💏)سرنای:کیوانچ منم همون احساس نسبت به تو دارم منم عاشت شدم.کیوانچ:شوخی میکنی.سرنای:نه شوخی نمیکنم.کیوانچ:هورااا دمت گرم خدا عاشقتم(سرنای بغل میکنه می چرخونش).
#انگین
وای چقد شکرو ادم پستی بود خبر نداشتیم دمه داداش کرم گرم که اون شب زد لحش کرد.
هلن:اوهوم...حالا کرم چی میشه؟
#هانده
نمیدونم ولی هلن من دیگه بعد از اون موضوع به خودم قول دادم عاشق نشم دیگه هم نمیشم فردا هم ساعت 12 از این کشور که فقط برام بدبختی داشت میرم دیگه هم بر نمیگردم امیدوارم کرم هم بتونه فراموشم کنه حالا اگه اجازه بدین میخوام بخوابم(هانده میره زیر پتو هلن و کیوانچ با ناراحتی بهم یه نگاه میکنن بدون هیچ حرفی از اتاق میرن بیرون)
انگین:بدبخت داداش کرم.
هلن:یعنی الا تو چه حالیه؟
انگین:چرا بهش زنگ نمیزنی.
هلن:فکر خوبیه...الو کرم.
کرم:(با مستی)بله.
هلن:خوبی؟
کرم:خوب...الا جوک گفتی دیگه اره...هلن اگه کاری نداری قطع میکنم.
هلن:نه کرم الا هانده پیشه منه همه چیزو تعریف کرد همه چیز کرم فردا قراره هانده بره استرالیا برای همیشه ساعت 12 ظهر ازترکیه میره اگه میخوای برای همیشه از دستش ندی فردا برو دنبا
Read more
<span class="emoji emoji263a"></span> EdaMe tu Cm Aval ساعت حدود 1 شبه همه رفتن و فقط منو تو موندیم ... لباس رسمی خستم کرده و از کتو کول افتادم ...
Media Removed
EdaMe tu Cm Aval ساعت حدود 1 شبه همه رفتن و فقط منو تو موندیم ... لباس رسمی خستم کرده و از کتو کول افتادم کرواتو باز میکنم بعدش یقه پیراهنو ... تو با یه لباس عروس نباتی که خیلی دوسش داشتیو بالاخره خریدیش دقیقا زیره نور یک هالوژن زرد که درخشندگی لباستو چند برابر میکنه جلوم واستادی و نگام میکنی ... ... ☺ EdaMe tu Cm Aval
ساعت حدود 1 شبه
همه رفتن و فقط منو تو موندیم ...
لباس رسمی خستم کرده و از کتو کول افتادم
کرواتو باز میکنم بعدش یقه پیراهنو ...
تو با یه لباس عروس نباتی که خیلی دوسش داشتیو بالاخره خریدیش دقیقا زیره نور یک هالوژن زرد که درخشندگی لباستو چند برابر میکنه جلوم واستادی و نگام میکنی ... منم تو چشات نگا میکنم و مثل همیشه میگم آدمیزاد ندیدی نه؟ ...
جواب نمیدی... دلیلشو هیچوت نفهمیدم... میگم گوجه یه چیزی بگو؟ ... معمولا هروقت به اسم گوجه صدات میکردم جوابمو میدادی... چون اسمی بود که از همون اول گذاشته بودم روت ... اما بازم نه... تصمیم میگیرم اول من بغلت کنم... میام جلو اروم
قدم دومو که بر میدارم صدای آرایشگری که سر شب موهامو مدل دومادی کوتاه میکرد تو گوشم مثل بمب صدا میکنه... " داداش زیاد صمیمی نیستیم باهم که راحت حرفمو بزنم ولی خیلی احمقی واقعا ... چه دلیلی داره خودتو جای دوماده امشب جا بزنیو حسشو تجربه کنی؟ "
 این حرفاش یه دور تو مغز چرخید... با خودم میگم بیخیال ... قدم سومو بعدش چهارمو بر میدارم...
الان دقیقا دوتا چشم مشکی با ابرو کشیده و یه لب کوچولو جلو صورتمه... بازم ساکتی که ...
دستمو میزارم رو صورتت و اون یکی دستمو میبرم لای موهاتو میگم... شبی که میخواستیم رسیده ... تموم شده همه مهمونا رفتن... دیگه ترسی نیس دعوایی نیس دروغی نیس ، الان تو خونه خودمون لامصب باورت میشه بهم رسیدیم؟؟ دقیقا مثل چند سال پیش تو اولین قرارمون تو پروما خیس عرق میشم از شوق و خوشحالی... لبای کوچولوت یکم میخنده :)
چشامو میبندمو دستامو دور کمرت میگیرمو میخوام اندازه تموم سال هایی که بغلت نکردم ، بغلت کنم ... دستام از پشت به هم رسید ولی هرچی دستامو بهم نزدیک میکنم چیزی بینشون احساس نمیشه... ولی بوی عطرت هنوز میاد که ... مجبورم چشامو باز کنم
لعنتی مثل سیاهی تو شب گم شدی که ... مثل خاک ریختی از بین دستای حلقه شدم... یادم میاد که عادت دارم :) عادت دارم به یهویی غیب شدنت ... میزنم تو گوش خودم ... یکم هوشیار شدم ... جلوم یه آینس که تصویر خودم توشه با یه آرایشگر... " علی جان اینم مدلی که میخواستی... دومادی زدم واست.. چقدم بت میاد :) "
حالا میفهمم همش یه خوایه 10 دقیقه ای بود رو صندلی ارایشگاه که ریشه خوابم از همه نامردیا و نبودنای تو آب میخوره :) دستمزد آرایشگرو میدمو اونم میگه داداش خوشبخت شی... هیچی نمیگم فقط چند ثانیه همه چیزو تار میبینم بخاطر اشکی که جلو دیدمو گرفته ... میام بیرون از ارایشگاه...
یکم قدم میزنم ... رسیدم اولین سوپر مارکت که اسمش آراد... خشک میشم چند ثانیه ...
Read more
، ، تو به هیچکس نیاز نداری دوستت داشته باشد من عوضِ تمامِ آدمهایی که هر روز از کنارت رد می شوند با ...
Media Removed
، ، تو به هیچکس نیاز نداری دوستت داشته باشد من عوضِ تمامِ آدمهایی که هر روز از کنارت رد می شوند با عجله بی آنکه حدی تو را ببینند و شاید به تو تنه هم بزنند دوستت دارم من جای کارگر های ساختمانِ نیمه کاره ی توی کوچه تان دلم برایت لک می زند جای همه ی آنهایی که تو را نمی شناسند جای همه ی آنهایی که تو را ... ،
،
تو به هیچکس نیاز نداری
دوستت داشته باشد
من عوضِ تمامِ آدمهایی که هر روز از کنارت رد می شوند
با عجله
بی آنکه حدی تو را ببینند
و شاید به تو تنه هم بزنند
دوستت دارم
من جای کارگر های ساختمانِ نیمه کاره ی توی کوچه تان دلم برایت لک می زند
جای همه ی آنهایی که تو را نمی شناسند
جای همه ی آنهایی که تو را می بینند
جای همه ی آنها که نمی بینند
من جای همه دوستت دارم
من جای آنهایی که یک گوشه ی دیگرِ این دنیا زندگی می کنند و نمی دانند
تو دقیقاً تمامِ دنیایِ منی
دوستت دارم
من جای کودکی که نابینا متولد می شود
چشم می گردانم برای دیدنت
من عوضِ تمامِ آدمهای روی زمین دلم برایت تنگ می شود
من تنهای تنها
جای همه ی آنهایی که دوستت ندارند
می پرستمت
هیچکس
نمی تواند مثل من
این همه ساده برای کسی دیوانگی کُنَد...... ،
،
#گلهای_من #گل_رز #عکاسان_آماتور #عکاسی_با_موبایل #موبایلگرافی #bns_flower #bns_flowers_1 #world_bestflower #moobilegraphy_ir #moobailegraphy_ir #flowerstagram #flower_special_ #flowers #ir_photographers_clubwe
Read more
من رفتنی ام اومد پیشم حالش خیلی عجیب بود فهمیدم با بقیه فرق میکنه! گفت: حاج آقا یه سوال دارم که خیلی ...
Media Removed
من رفتنی ام اومد پیشم حالش خیلی عجیب بود فهمیدم با بقیه فرق میکنه! گفت: حاج آقا یه سوال دارم که خیلی جوابش برام مهمه گفتم: اگه جوابشو بدونم خوشحال میشم بتونم کمکتون کنم گفت: من رفتنی ام! گفتم: یعنی چی؟ گفت: دارم میمیرم! گفتم: دکتر دیگه ای.. خارج از کشور؟ گفت: نه همه اتفاق نظر دارن، ... من رفتنی ام

اومد پیشم حالش خیلی عجیب بود فهمیدم با بقیه فرق میکنه!

گفت: حاج آقا یه سوال دارم که خیلی جوابش برام مهمه

گفتم: اگه جوابشو بدونم خوشحال میشم بتونم کمکتون کنم

گفت: من رفتنی ام!

گفتم: یعنی چی؟

گفت: دارم میمیرم!

گفتم: دکتر دیگه ای.. خارج از کشور؟

گفت: نه همه اتفاق نظر دارن، گفتن خارج هم کاری نمیشه کرد!

گفتم: خدا کریمه، انشالله که بهت سلامتی میده

با تعجب نگاه کرد و گفت: اگه من بمیرم خدا کریم نیست؟

فهمیدم آدم فهمیده ایه و نمیشه گول مالید سرش

گفتم: راست میگی، حالا سوالت چیه؟

گفت: من از وقتی فهمیدم دارم میمیرم خیلی ناراحت شدم از خونه بیرون نمیومدم، کارم شده بود تو اتاق موندن و غصه خوردن.. تا اینکه یه روز به خودم گفتم تا کی منتظر مرگ باشم!؟ خلاصه یه روز صبح از خونه زدم بیرون مثل همه شروع به کار کردم؛ اما با مردم فرق داشتم، چون من قرار بود برم و انگار این حال منو کسی نداشت، خیلی مهربون شدم، دیگه رفتارای غلط مردم خیلی اذیتم نمیکرد! با خودم میگفتم بذار دلشون خوش باشه که سر من کلاه گذاشتن.. آخه من رفتنی ام و اونا انگار نه!

سرتونو درد نیارم من کار میکردم؛ اما حرص نداشتم.. بین مردم بودم؛ اما بهشون ظلم نمیکردم و دوستشون داشتم.. ماشین عروس که میدیم از ته دل شاد میشدم و دعا میکردم.. گدا که میدیدم از ته دل غصه میخوردم و بدون اینکه حساب کتاب کنم کمک میکردم.. مثل پیر مردا برا همه جوونا آرزوی خوشبختی میکردم.. خلاصه اینکه این ماجرا منو آدم خوب و مهربانی کرد.

حالا سوالم اینه که من به خاطر مرگ خوب شدم و آیا خدا این خوب شدن و قبول میکنه؟

گفتم: بله، اونجور که یاد گرفتم و به نظرم میرسه آدما تا دم رفتن خوب شدنشون واسه خدا عزیزه

آرام آرام آرام خدا حافظی کرد و تشکر، داشت میرفت گفتم: راستی نگفتی چقدر وقت داری؟

گفت: معلوم نیست بین یک روز تا چند هزار روز!! یه چرتکه انداختم دیدم منم تقریبا همین قدرا وقت دارم! با تعجب گفتم: مگه بیماریت چیه؟

گفت: بیمار نیستم!

هم کفرم داشت در میومد و هم از تعجب داشتم شاخ دار میشدم.. گفتم: پس چی؟

گفت: فهمیدم مردنیم، رفتم دکتر گفتم: میتونید کاری کنید که نمیرم؟ گفتن: نه! گفتم: خارج چی؟ و باز گفتند: نه!

خلاصه حاجی ما رفتنی هستیم کی اش فرقی داره مگه؟
Read more
من خائن هستم ؟ من آدم كسى هستم ؟ من اومدم تو اردو و با خسرو حيدرى كه مثل برادرم دوستش دارم و ووريا غفورى كه با بازيهاى خوبش دل منو مثل همه هوادارا شاد كرده دعوا كردم؟ من كه تو ده سال اخير يكبار عليمنصور رو سر تمرين استقلال ديدم و به روح پدرم حتى شماره تلفنش رو ندارم از طرف ايشون اومدم تيم رو بهم بريزم؟ ... من خائن هستم ؟ 😂 من آدم كسى هستم ؟ 😂 من اومدم تو اردو و با خسرو حيدرى كه مثل برادرم دوستش دارم و ووريا غفورى كه با بازيهاى خوبش دل منو مثل همه هوادارا شاد كرده دعوا كردم؟ 😂 من كه تو ده سال اخير يكبار عليمنصور رو سر تمرين استقلال ديدم و به روح پدرم حتى شماره تلفنش رو ندارم از طرف ايشون اومدم تيم رو بهم بريزم؟😂 تيمى كه بعد از ٥ سال بازى و گذشت از طلب دوازده سال پيش تنها چيزى كه ازش مى خوام يه بليط كه برم بازياشو ببينم و با بردش عشق كنم؟🤔 من گردنم نازك تَر از مو برم تو هتل عربده بكشم بر بد خواه منصوريان لعنت؟😂 كسانى كه به من فحاشى مى كنين، اگه به خاطر يه انتقاد و بيان نظر شخصيتون تو پيج خودتون اونم نزديك شش ماه پيش ، كسى تو صورتتون جلوى همبازيان سابقتون كه همه با احترام در حال صحبت بودين ، چندين بار به مادرتون فحاشى مى كرد ، چند درصدتون مثل من مى تونستين سرتونو بندازين پايين و بياين بيرون بدون اينكه حتى يه كلمه حرف بد بزنين؟ 🤔 من كردم چون ارامش تيم قبل بازى برام مهم بود، در حالى كه براى بعضى اقايون مهم نبود اگه يكساعت قبل بازى اونجا درگيرى و حاشيه ايجاد مى شد... اگه به مادر شما توهين مى شد مى رفتين و لال مى شدين ؟ اگه واقعيت اتفاق رو با هوادارا صادقانه در ميون مى زارم يعنى خائن هستم ؟ 🤔
گاهى كمى تأمل بد نيست... داستان هاى تخيلى كه مى شنوين تو دنياى كثيف مجازى با واقعيت زمين تا آسمون فرق داره.. من عاشق استقلالم.. الان مديريت عالى مربيان عالى و بازيكنان هم عالى هستن🙏😍💙،، اما اينكه من تو يه محل عمومى مورد فحاشى به مادرم قرار بگيرم خودم رو كنترل كنم و بعد بازى اون رو بيان كنم خائنم؟؟؟؟؟ 🤔😐 شايد يه بازيكن محبوب باشه و يه بازيكن گمنام تَر ،، اما أيا اين ها مى تونه دليل كافى براى فحاشى به مادر كسى بدون دليل باشه؟🤔 پس مسى و رونالدو از صبح بايد به هر كى از بغلشون رد مى شه فحش ناموس بدن😂 كنترل كينه و عصبانيت جزو تعهدات يك بازيكن حرفه اى هستش به خصوص قبل بازى، أيا اونروز رعايت شد ؟ يا منى كه ديگه بازى نمى كنم بيشتر رعايت كردم كه بى هيچ عكس العملى اومدم بيرون؟ استقلال با مديريت خوب آقاى افتخارى و ديسيپلين خوب آقاى شفر 😍 با اين چيزا به حاشيه نمى ره.. مادرم و غيرتم رو از سر راه نيووردم كه بخوام لال شم... كامنتو باز مى زارم تا أفراد سياه دل ظاهر بين هر چقدر مى خوان فحش بدن ، شايد ناراحتيشون از گرونى و بيكارى با اين فحش ها خالى شه.. من كه ككم نمى گزه.. وقتى همبازى سابقم به مادرم فحش داد تو صورتم و به خاطر استقلال هيچى نگفتم أينا كه ديگه سر گرميه...
بازى نخوريم اسون 💙💙💙💙
Read more
فصل زیبای گلهای بهاری<span class="emoji emoji1f60d"></span> بعد از یه زمستون سرد و دلگیر، بعد از ناامید شدن از زمین سرد و خشک، دراومدن گلهای ...
Media Removed
فصل زیبای گلهای بهاری بعد از یه زمستون سرد و دلگیر، بعد از ناامید شدن از زمین سرد و خشک، دراومدن گلهای بهاری مثل معجزه میمونه... باورم نمیشه تو دل یه بذر سیاه و زشت و کوچولو اینهمه رنگ باشه...ما دیگه ب دیدن معجزه ها عادت کردیم و همه چی برامون ساده و معمولیه و حتی لذت بخش نیست! راستی شادی کجاست؟ دلخوشی ... فصل زیبای گلهای بهاری😍
بعد از یه زمستون سرد و دلگیر، بعد از ناامید شدن از زمین سرد و خشک، دراومدن گلهای بهاری مثل معجزه میمونه... باورم نمیشه تو دل یه بذر سیاه و زشت و کوچولو اینهمه رنگ باشه...ما دیگه ب دیدن معجزه ها عادت کردیم و همه چی برامون ساده و معمولیه و حتی لذت بخش نیست! راستی شادی کجاست؟ دلخوشی کجاست؟ کی خوشحاله؟ ملکه تو قصرش هم خوشحال نیست چون تنهاست و دلش ب دلی دلخوش نیست. اما دخترک گدای سر خیابون ما خوشحال بود و بی دریغ لبخند میزد بی ترس از اینکه کسی دربارش فکر بدی بکنه یا بگه دیوونس، درواقع کسی اونو نمیدید! سردی و خشکی دستاشو، چروک زودهنگام چشماشو، حتی برق نگاشو و لبهای خندون ترک خورده... اما دخترک خوشحال بود جوری ک میفهمیدم لبخندش مصنوعی نیست... دوست داشتم برمو باهاش حرف بزنم مثل یه دوست و برای خوردن چایی و کیک ب خونه دعوتش کنم اما نرفتم و مثل همه خیلی بی تفاوت از کنارش رد شدم! وقتی برگشتم خونه ب این فکر کردم ک چی مانع شد ک من باهاش حرف بزنم؟ آیا صحبت کردن با گدا گناهه، نادرسته و غیراخلاقیه؟ نه، فقط شاید غیرعادی بود. نمیدونم چرا انقدر دوست شدن سخت شده! محبت سخت شده! نمیشه کاری رو بی دلیل انجام داد، نمیشه بی دلیل با کسی دوست شد. آیا دلیلی مهمتر از این ک دوست داشتم باهاش دوست شم؟ ایکاش دوست شدن مثل بچگی راحت بود، میرفتم میگفتم با من دوست میشی؟ خیلی راحت. اما الان نمیشه انگار، همه حریم خصوصی دارن، باید مواظب باشیم ب حریم کسی وارد نشیم، مواظب باشیم تا ب کسی برنخوره... دست هرکسی یه تابلوی ورود ممنوع هست، با احتیاط حرکت کنید، آهسته برانید، خطر، خطر، خطر... ب نظرم ب دوستامون سخت نگیریم، راحت حرف بزنیم، ب دل نگیریم... جهان ساده تر، زیباتره...
دوستون دارم دوستای من💜
Read more
خدارو شکر که تونستم این کوچولوی نازنین رو از نزدیک ببینم،وقتی فهمیدم که کجا هستش لحظه شماری میکردم ...
Media Removed
خدارو شکر که تونستم این کوچولوی نازنین رو از نزدیک ببینم،وقتی فهمیدم که کجا هستش لحظه شماری میکردم برای دیدنش که بتونم حس قشنگی که با عکسش و اون نوشته پشت کمرش به من داد رو حتی یک مقدار که شده با دیدارش بهش برگردونم🏼 متین،همون بچه ای بود که فکرشو میکردم،شیطون و بازیگوش،کاری که خودش دوست داشت رو پیش ... خدارو شکر که تونستم این کوچولوی نازنین رو از نزدیک ببینم،وقتی فهمیدم که کجا هستش لحظه شماری میکردم برای دیدنش که بتونم حس قشنگی که با عکسش و اون نوشته پشت کمرش به من داد رو حتی یک مقدار که شده با دیدارش بهش برگردونم🙏🏼
متین،همون بچه ای بود که فکرشو میکردم،شیطون و بازیگوش،کاری که خودش دوست داشت رو پیش میبرد و خیلی باهوش،ولی اینکه فوتبال رو خیلی دوست داشت و یا میخواست که فوتبالیست بشه رو نتونستم تشخیص بدم.
ولی متین و متین هایی که چنین شرایط زندگی دارند(با تمام احترام) مثل همه ی بچه های این کشور حق انتخاب و امیدواری به آینده ای روشن دارند و نباید دنیای این عزیزان به کارگاه آجرپزی اطراف تهران محدود باشه،بتونن تحصیل کنن،آرزوهای بزرگ داشته باشند و حداقل امکاناتی برابر با همه ی ما داشته باشند.
زمین خاکی،دمپایی پاره و لباس خاکی متین،بدجور من رو یاد بچگی خودم انداخت،با این تفاوت که من تونستم سقف آرزوهام رو بزرگتر ترسیم کنم و آرزوی من این هستش که این بچه ها هم بتونن سقف آرزوهای بزرگتری داشته باشند.
امیدوارم که بتونیم تو این مسیر به متین و متین هایی که تو کشورمون کم نیستن،یاری بیشتری بدیم🙏🏼🙏🏼🙏🏼
راستی من به متین و دوستاش قول دادم که چنتا از بچه های تیم ملی رو ببرم پیششون،من اطمینان دارم که بچه ها هم از این دعوت استقبال میکنن🙌🏼❤️
من خواستم که لباس اصلی که تو جام جهانی پوشیدم رو با دستای خودم به متین بدم.
(البته که یک لباس با سایز خودش هم به این گل پسر دادم)😁
Read more
. مصاحبه کامل مسی با رادیو کاتالونیا [حتماً بخونید] : . «پسرم تیاگو کاملا درک میکنه بعد از باخت ...
Media Removed
. مصاحبه کامل مسی با رادیو کاتالونیا [حتماً بخونید] : . «پسرم تیاگو کاملا درک میکنه بعد از باخت آدم دوست نداره با کسی حرف بزنه.» . «در حال حاظر تیمای زیادی برای بهترین بودن رقابت میکنند، خیلی از تیما هم پول زیادی دارن.» . «الان دیگه وقتش رسیده تا چمپیونز لیگ رو ببریم.» . «بعنوان یه رهبر و ... .
مصاحبه کامل مسی با رادیو کاتالونیا [حتماً بخونید] :
.
«پسرم تیاگو کاملا درک میکنه بعد از باخت آدم دوست نداره با کسی حرف بزنه.»
.
«در حال حاظر تیمای زیادی برای بهترین بودن رقابت میکنند، خیلی از تیما هم پول زیادی دارن.»
.
«الان دیگه وقتش رسیده تا چمپیونز لیگ رو ببریم.»
.
«بعنوان یه رهبر و کاپیتان تیم، خودمو شبیه اینیستا میبینم.»
.
«دوست دارم تو هر بازی و هر جامی که شرکت کنم برنده باشم.»
.
«برای من بازنده بودن خیلی سخته ... همیشه بعد از باخت گرمای شدیدی رو حس میکنم و به سختی از خواب بیدار میشم.»
.
«ترکیبمون برای بردن چمپیونز لیگ عالیه. الان وقتش شده که قهرمان بشیم، سه سال پیاپی از مرحله یک چهارم نهایی حذف شدیم.»
.
«بدون کریستیانو رونالدو، شانس رئال مادرید برای قهرمانی در چمپیونزلیگ کمتره!»
.
نظرت راجب به ریکی پویگ؟
«خیلی خوبه که باشگاه دوباره به آکادمی و این جور بازیکنا اعتماد کنه.»
.
«بازیکنایی که تیم جذبشون کرد فوق العاده‌ان.»
.
«آرتور منو شگفت زده کرد و منو به یاد ژاوی میندازه چون سبک بازیشون یکیه. انگار که از لاماسیا اومده.»
.
«آرتور بازیکنی با سبک پاس های کوتاهه و میشه بهش اعتماد کرد.»
.
«واقعیت اینه که وجود رونالدو در یووه اونارو بعنوان یکی از شانس های قهرمانی مطرح میکنه.»
.
«رفتن رونالدو من شگفت زده کرد. تصورشو نمیکردم که از رئال بره یا به اینکه به یووه بپیونده. تیمای خوبِ زیادی بودن که اونو میخواستن، ولی الآنم به یه تیم خیلی خوبی رفته.»
.
«من همه چیو دارم، زمانی ۱۳ سالم بود اومدم و عمرمو اینجا سپری کردم. توی بهترین تیم دنیا و یکی از بهترین شهرهای دنیا هستم. نیازی ندارم که به جای دیگری برم.»
.
«هوادارای بارسا همیشه بازیو جذاب ازمون میخوان ولی خب بعضی وقتا هم باید دفاع کنی به همین خاطر وجود بازیکنایی مثل آرتورو ویدال ضروریه.»
.
«آرتورو ویدال از اون بازیکنایی که همه چیو به بهترین شکل انجام میدن مخصوصاً با اون عضلاتی که داره.»
.
«آمادگی بدنی خیلی مهمه چون فوتبال پیشرفت کرده و بازی ها نسبت به قبل پیچیده تر شدن.»
.
«تا زمانی که قرارداد دارم به بازی کردن ادامه میدم بعدش راجب موندن یا رفتنم با باشگاه صحبت خواهیم کرد، اصلاً نگران نیستم.»
.
«با بچه هام, کاتالانی صحبت میکنم.»
.
«نمیدونم بعد خداحافظیم از فوتبال چه اتفاقی خواهد افتاد ولی باشگاه با آرامش بدون من ادامه میده.»
.
.
Ali
#ادامه‌‌در‌کامنت‌اول
#ترجمه_اختصاصی_بارسا_آی_آر
.
Read more
. کار می‌کنم، آشپزخونه هزار درجه‌س، گرمه، بی‌حال می‌شم. به همه که با تی‌شرت دارن کنارم کار می‌کنن ...
Media Removed
. کار می‌کنم، آشپزخونه هزار درجه‌س، گرمه، بی‌حال می‌شم. به همه که با تی‌شرت دارن کنارم کار می‌کنن خشم دارم، به زمین و زمان خشم دارم.. بی‌حال میام سالن، یکم دمای بدنم بیاد سر جاش. نیما می‌گه برو خونه استراحت کن. می‌گم من سر کارم. دارم کار می‌کنم. بدنم نمی‌کشه ولی نمی‌خوام برم خونه. از خودم خجالت ... .
کار می‌کنم، آشپزخونه هزار درجه‌س، گرمه، بی‌حال می‌شم. به همه که با تی‌شرت دارن کنارم کار می‌کنن خشم دارم، به زمین و زمان خشم دارم..
بی‌حال میام سالن، یکم دمای بدنم بیاد سر جاش. نیما می‌گه برو خونه استراحت کن. می‌گم من سر کارم. دارم کار می‌کنم. بدنم نمی‌کشه ولی نمی‌خوام برم خونه.
از خودم خجالت می‌کشم، یه چیکه آب می‌خوام بخورم بغضم می‌گیره. از این همه خواسته‌های اولیه.. که حقمونه. که هیچیشو نداریم. عین داستان یزید و فلان.
آب نیست، هوا نیست، زندگی نیست..
۹ روز مونده به پایان ۲۶ سالگیم، ۹ روزی که هرگز دیگه تو زندگیم تکرار نمی‌شه، مثل همه‌ی روزهای همه‌ی مردم این خاک، که داره می‌ره بی‌تکرار؛ و همچنان دست و پا می‌زنیم که بتونیم زنده بمونیم فقط.
جلوی تیر و تفنگ، بدون آب و هوا..
لطفا یکی بیاد تو نماز جمعه‌ای جایی خطبه کنه "آب کالای لوکس است. خانوار بدون آن هم می‌تواند زندگی کند!"
.
پ.ن: مگه اینکه خودمون دست به کار شیم. تو استوری دو نفر معرفی کردم که دارن واسه خرید آب و توزیعش کمک رسانی می‌کنن. [استوری‌ها رو بی‌اجازه منتشر کنید.]
اگر شما هم راه کمکی‌ای می‌دونین تو کامنتها بگین شاید بشه یه کاری کرد.
[اگه نه، هر حرف و کامنت بی‌ربطی قطعا و مسلما بلاک می‌شه. بی تعارف.]
Read more
. (دارم کم میارم خیلی خستم....) این باید پست یه قهرمان باشه؟! <span class="emoji emoji263a"></span> چرا انقدر نا عادلانه با عادل تیم ...
Media Removed
. (دارم کم میارم خیلی خستم....) این باید پست یه قهرمان باشه؟! چرا انقدر نا عادلانه با عادل تیم ملی برخورد میکنن مثل همه بازیکنایی که با نا عدالتی از تیم کنار گذاشته شدن ... رفتار اقای غلامی غیر حرفه ای بوده درست ولی تنبیه شما غیر حرفه ای تره حق کسی که این همه زحمت کشیده برای تیم ملی این نیست که ... .
(دارم کم میارم
خیلی خستم....)
این باید پست یه قهرمان باشه؟! ☺
چرا انقدر نا عادلانه با عادل تیم ملی برخورد میکنن
مثل همه بازیکنایی که با نا عدالتی از تیم کنار گذاشته شدن ...
رفتار اقای غلامی غیر حرفه ای بوده درست ولی تنبیه شما غیر حرفه ای تره
حق کسی که این همه زحمت کشیده برای تیم ملی این نیست که تو این همه سال یه روزی که روفرم نیست کنار گذاشته بشه
مسئولین مثل همیشه تند رفتن☺
#عادل_باید_برگردد
#کمی_عدالت
#عادل_غلامی9
❤❤❤❤❤❤❤❤❤
Read more
متاسفانه اینه یاد گرفتم نخندم حتی بعد از اینکه فاز گرفتم با یه جُک تا بلند خندیدم سریع محکم دستمو ...
Media Removed
متاسفانه اینه یاد گرفتم نخندم حتی بعد از اینکه فاز گرفتم با یه جُک تا بلند خندیدم سریع محکم دستمو گاز گرفتن فهمیدم که خوب بودن من بازتاب نداره وجدان تا آخر این داستان سرابه فهمیدم کبابی آثار ثوابه به محتاج فقط بگم که بازار خرابه فهمیدم گناه میتونه یکی دو روزه عادی شه حتی معنوی ترین ها تو یک ... متاسفانه اینه یاد گرفتم نخندم
حتی بعد از اینکه فاز گرفتم با یه جُک
تا بلند خندیدم سریع محکم دستمو گاز گرفتن
فهمیدم که خوب بودن من بازتاب نداره
وجدان تا آخر این داستان سرابه
فهمیدم کبابی آثار ثوابه
به محتاج فقط بگم که بازار خرابه
فهمیدم گناه میتونه یکی دو روزه عادی شه
حتی معنوی ترین ها تو یک لحظه مادی شه
یاد گرفتم که تخریب کنم
تا اگه معروف دیدم بگم ولش کن شاخ میشه
یاد گرفتم که از همه دورم آتو جمع کنم تبدیل به اسلحه کنم
درده دلارو بشنوم و وقته دعوا همون درده دلاشونو مسخره کنم
تو دله یک شهر پر از فاز های منفی
راه های مخفی پره خطر مار های افعی
ایستادی تو چهار راه تردید
دیرگیری که سکوت کنم و مظلوم تر شم
اجازه بدم همه از روم رد شن
یا بشم یه نامرد که با طبیعت
خودشو وفق داد با مرگ آدمیّت
نگو مسئله رو وا کنش باز
خب مسلمه هر کنشی واکنش داشت
رود بودم سد شدم روز بودم شب شدم خوب بودم رد شدم
و بد شدم…
نسل به نسل خون به خون
این بین ما میچرخه اینو خوب بدون
ما مثل دومینو بهم ضربه میزنیم
تو به من من به اون اون به اون
مگه خودم خیر دیدم
جوابه خودمو خیر میدم
اون که داشت می دید که دارم از بین میرم
پیک میزد بعد مزه میل میکرد
هی ایزد…
خودت شاهدمی
حس میکنم دارم میرم تو یه چاه عمیق
قبول کن که دفاع تو این مورد وارده
منم بد نبودم ولی خودت یادته
اون روزی رو که وایستاده بودم تو صف کپن
دیدم یارو پشت بنزه خفه کُپل
هه
نشسته بود یه غول بی ریخت
که از سر تا پاش فقط داشت پول میریخت
تو اون لحظه حس کردم که روز مردنمه
دیدم اون که کنارشه دوست دخترمه
منو دید ولی من غریبه بودم
با همون مانتو که من خریده بودم
این همه تو عشق دادی اونم پاداشت رفت
با همونی که آویزون از باباشه
یه اعتصاب ناهار یه اعتراض مامان
یعنی بنز دمه دره یه پاپیون هم بالاش
لفظ میاد که روش حساب کنن
میگه میخوام به اموال پدر اضاف کنم
خیلی خود ساختس
همون بنزم از باباش خریده از دم قسط ماهی هزار تومن
ولی من قرض کردم تا برات خرج کردم
من کف خیابونو برات فرش کردم
من واسه ی داشتنت نذر کردم
من تورو یه فرشته فرض کردم
من با تنهایی
تو با تنهایی که تورو ول میکنن تو اوج تنهایی
تو این شهر پر نقاب تو با اون بخواب
من با قرص خواب …
اگه بپرسم اون کیه که باهاشی
بهم میگی با لبخند بابا اون که داداشیمه
هه ..
همون داداشیا دوشیدنت
لباسو کندن و تورو پوشیدنت
گفتم تو خراب میشی اونو آباد میکنی
تو که عروس نمیشی اونو داماد میکنی
ای تو که حرفات تا اینروز دروغه
یه تو زردی که حتی نیمروت دو روئه
گفتی بر میگرده بازم خامش میکنم
گفتی ببخشید ؛ حله خواهش میکنم
بعده شیش سال درای دل
Read more
<span class="emoji emoji1f51d"></span> تا وقتی من هستم، تو به هیچکس نیاز نداری دوستت داشته باشد! من عوض تمام آدمهایی که هرروز از کنارت ...
Media Removed
تا وقتی من هستم، تو به هیچکس نیاز نداری دوستت داشته باشد! من عوض تمام آدمهایی که هرروز از کنارت رد می شوند ، با عجله،بی آنکه حتی تو را ببینند... و شاید به تو تنه هم بزنند، دوستت دارم...! من جای کارگرهای ساختمان  نیمه کاره ی توی کوچه تان دلم برایت لک می زند... جای همه آنهایی که تو را نمی شناسند، جای ... 🔝
تا وقتی من هستم،
تو به هیچکس نیاز نداری
دوستت داشته باشد!
من عوض تمام آدمهایی که هرروز از کنارت رد می شوند ،
با عجله،بی آنکه حتی تو را ببینند...
و شاید به تو تنه هم بزنند،
دوستت دارم...!
من جای کارگرهای ساختمان 
نیمه کاره ی توی کوچه تان دلم برایت لک می زند...
جای همه آنهایی که تو را نمی شناسند،
جای همه آنهایی که تو را میبینند،
جای همه آنها که نمی بینند،
من جای همه دوستت دارم...!
من جای آنهایی که یک گوشه دیگر این دنیا زندگی میکنند
و نمی دانند تو دقیقا
"تمام دنیای منی" دوستت دارم!
من جای کودکی که نابینا متولد می شود،
چشم می گردانم برای دیدنت...!
من عوض تمام آدمهای روی زمین
دلم برایت تنگ می شود :)
من تنهای تنها،
جای همه آنهایی که دوستت ندارند ، می پرستمت! "هیچکس"
نمی تواند مثل من ،
این همه ساده ،
برای کسی دیوانگی کند ...
👤 @fatemeh.cr7
• • •
#خواهرانه👭❤
Read more
تا وقتی من هستم، تو به هیچکس نیاز نداری دوستت داشته باشد ! من عوض تمام آدمهایی که هرروز از کنارت ...
Media Removed
تا وقتی من هستم، تو به هیچکس نیاز نداری دوستت داشته باشد ! من عوض تمام آدمهایی که هرروز از کنارت رد می شوند، با عجله، بی آنکه حتی تو را ببینند  و شاید به تو تنه هم بزنند، دوستت دارم ! من جای کارگرهای ساختمان  نیمه کاره ی توی کوچه تان دلم برایت لک می زند... جای همه آنهایی که تو را نمی شناسند، جای ... تا وقتی من هستم،
تو به هیچکس نیاز نداری
دوستت داشته باشد !

من عوض تمام آدمهایی که هرروز از کنارت رد می شوند،
با عجله،
بی آنکه حتی تو را ببینند 
و شاید به تو تنه هم بزنند،
دوستت دارم !

من جای کارگرهای ساختمان 
نیمه کاره ی توی کوچه تان دلم برایت لک می زند... جای همه آنهایی که تو را نمی شناسند،
جای همه آنهایی که تو را میبینند،
جای همه آنها که نمی بینند،
من جای همه دوستت دارم !

من جای آنهایی که یک گوشه دیگر این دنیا زندگی میکنند 
و نمی دانند
تو دقیقا "تمام دنیای منی" دوستت دارم !

من جای کودکی که 
نابینا متولد می شود،
چشم می گردانم برای دیدنت !
من عوض تمام آدمهای روی زمین دلم برایت تنگ می شود.
من تنهای تنها،
جای همه آنهایی که دوستت ندارند،
می پرستمت ! "هیچکس"
نمی تواند مثل من،
این همه ساده،
برای کسی دیوانگی کند...
Read more
دست نیافتنی بمون. مثل همه ی سالهایی که نبودی کنارم. برنگرد٬ از خونه ی مشترکمون که خوابش رو دیدی حرف نزن. تلفنت رو زود جواب نده... من هنوز جای صدای بوق تلفن٬ عادت دارم تا دستگاه مشترک مورد نظر خاموش است رو بشنوم دور بمون. مگه نمیگفتی آدمها از دور قشنگن؟ دور بمون از منی که از خودت یاد گرفتم بدون تو زندگی ... دست نیافتنی بمون. مثل همه ی سالهایی که نبودی کنارم. برنگرد٬ از خونه ی مشترکمون که خوابش رو دیدی حرف نزن. تلفنت رو زود جواب نده... من هنوز جای صدای بوق تلفن٬ عادت دارم تا دستگاه مشترک مورد نظر خاموش است رو بشنوم

دور بمون. مگه نمیگفتی آدمها از دور قشنگن؟
دور بمون از منی که از خودت یاد گرفتم بدون تو زندگی کنم و از دور دلتنگت باشم. من عادت ندارم زود به زود ببینمت. من عادت ندارم کنارم بشینی از خودت برام بگی... من عادت کردم تا غریبه ها از تو برام حرف بزنن

دیوونه ای اگر از حرفام دلگیر بشی من فکر تو ام نه خودم. قشنگ نیست کسی که سالها انتظارش رو کشیدم عادی بشه واسم. نمیخوام روزی بیاد که بهت اخم کنم. میخوام دنبالت باشم و پیدات نکنم... تصادفی بیرون ببینمت از تپش قلب نتونم رانندگی کنم بزنم بغل. میخوام باز هم برات بنویسم. مگه قلبت برام نمیزد وقتی نوشته هام رو آدمها برات میفرستادن؟ منی که از دوری تو نویسنده شدم٬ از وقتی تو هستی هیچ حسی به نوشتن ندارم.
.
. 👑 #میکائیل💕
.
. 📱@mikilove351 📷
.
.
.
📬 #دوستان_خودرا_برای_مشارکت_بیشتر_به_این_پیج_معرفی_کنید 😊
Read more
. با من حرف بزن مجبور نیستی که راست بگویی فقط کمی مهربان تر از آن چیزی که هستی بگو مرا همه ی « نه » های ...
Media Removed
. با من حرف بزن مجبور نیستی که راست بگویی فقط کمی مهربان تر از آن چیزی که هستی بگو مرا همه ی « نه » های دنیا جواب نمی کند ؛ بگذار آرام آرام به خواب روم با رویایی که از این روزمرگی نجاتم دهد با من حرف بزن و کاری کن باور کنم «فردا روز بهتری ست» و تو « درست ترین انتخاب من ». . بنشین رو به رویم مثل همه ... .
با من حرف بزن
مجبور نیستی که راست بگویی
فقط کمی مهربان تر از
آن چیزی که هستی
بگو مرا همه ی « نه » های دنیا جواب نمی کند ؛
بگذار آرام آرام به خواب روم
با رویایی که از این روزمرگی
نجاتم دهد
با من حرف بزن
و کاری کن باور کنم «فردا روز بهتری ست»
و
تو « درست ترین انتخاب من ».
.
بنشین رو به رویم مثل همه ی روزهای پشت سر
دستانم را بگیر به گرمی همه ی چند ماه گذشته
نگذار این گرما را از ما بگیرند ...
.
اعتراف می کنم پیش چشمان همگان ؛ تو را به اندازه ی تمام روزهای بی تو به اندازه ی تمام روزهای با تو به اندازه ی یک عمر دوست دارم ...
.
📍Theater city
📷 by @amirmohammad821

#photoaxgram #pic #photo #streetstyle #i_own_myself #black #خيابان #street #ax_matn #استايل #girls #ourlook #style #tehran #iran #smile #خنده #لبخند #happy #behappy #sadness
Read more
از اطاق فرمان اشاره ميكنن كه #روز_عكاسى مبارك 😎<span class="emoji emoji270c"></span>🏼 خيلى ممنون از همه دوستانى كه از ديشب شروع كردن ...
Media Removed
از اطاق فرمان اشاره ميكنن كه #روز_عكاسى مبارك 😎🏼 خيلى ممنون از همه دوستانى كه از ديشب شروع كردن به تبريك گفتن خيلى ممنونم از لطف شما فقط نميدونم چرا اكثرا ميگن روزت مبارك عكاس بد اخلاق من بد اخلاقم ؟ شايد باشم اونم فقط با بزرگترا وگرنه اگه بداخلاق بودم و مهربون نبودم كه #عكاس_كودك نميشدم ... از اطاق فرمان اشاره ميكنن كه #روز_عكاسى مبارك 😎✌🏼
خيلى ممنون از همه دوستانى كه
از ديشب شروع كردن به تبريك گفتن
خيلى ممنونم از لطف شما
فقط نميدونم چرا اكثرا ميگن روزت مبارك عكاس بد اخلاق 😄
من بد اخلاقم ؟
شايد باشم اونم فقط با بزرگترا وگرنه اگه بداخلاق بودم
و مهربون نبودم كه #عكاس_كودك نميشدم و
اين همه بچه ها دوسم نداشتن 😎
خلاصه كه ممنون❤️
منم به همه عكاس ها
( اكثريت جامعه ايرانى الان ديگه عكاس شدن )
#اديتور هايى كه شدن عكاس و عكس بد و
ضعيف ميگيرن كه تو فتوشاپ درستش كنن ،
#فيلمبردار هايى كه فكر كردن عكاسى فرقش با فيلم گرفتن
اينه كه اونجا دكمه Record رو فشار ميدى ،
اينجا Shutter ميزنى ، تبريك ميگم ،
يعنى هر كى حوصله كار نداره ميگه دارم ميرم كلاس عكاسى 😄
از دختراى مجرد گرفته تا مادرايى كه تو خونه حوصله شون
سر رفته تصميم گرفتن عكاس باشن 🤨📸
من واقعا مشكلى ندارم و خوشحال هم هستم از اينكه
تعداد عكاس ها و عكاسى ها از سوپرماركتا بيشتره 😂
اولا كه هيچكس جاى كسى رو تنگ نميكنه ،
اينو يادتون نره !
روزى هر كس به اندازه تلاششِ ،
اگر حضور يه فرد جديد باعث بشه مشترى هاى شما كم بشه دليلش حضور اون نفر نيست ،
دليلش نوآورى و سبك جديدشه ،
پس اگر ميخوايم هميشه مشغول باشيم بايد براش تلاش كنيم ، زحمت بكشيم ، تحقيق كنيم ، علممون رو زياد كنيم ،
از خارجى ها كه از ما بروز تر هستن ايده بگيريم و اجرا كنيم و هى تلاش كنيم براى بهتر عكس گرفتن ...
خلاصه كه اگر يه #دوربين_ديجيتال خريدين
اسمتون رو نزارين عكاس
هنوز ٤ تا دونه عكس نگرفته صفحه مخصوص عكاسى باز نكنين و تو info ننويسين عكاسي از دلبند شما /
ثبت لحظات تكرار نشدنى شما
و خيلى جملات ديگه اى كه قبلش بايد خيلى تجربه
داشته باشين تا همچين مسئوليتى رو قبول كنيد
👇🏼
عكاسى كنين به شرطى كه ازش لذت ببرين
عكاسى كنين و سعى كنين با عكساتون
حرفتون رو به ديگران انتقال بدين
عكاسى كنين و هر كس پرسيد
داستان عكستون رو براش توضيح بدين
📸
به قول عكاس بزرگ ايران ، كاوه گلستان :
من ميخواهم صحنه هايى را بهت نشون بدم كه مثل سيلى تو صورتت بخوره ...
روحش شاد
.
اين يعنى بيهوده عكس نگيرين
Read more
روباه گفت: سلام شازده کوچولو برگشت اما کسی را ندید. با وجود این با ادب تمام گفت: -سلام صداگفت: من ...
Media Removed
روباه گفت: سلام شازده کوچولو برگشت اما کسی را ندید. با وجود این با ادب تمام گفت: -سلام صداگفت: من اینجام، زیر درخت سيب... شازده کوچولو گفت: کی هستی تو؟ عجب خوشگلی! روباه گفت: یک روباهم من. شازده کوچولو گفت: بيا با من بازی کن. نمیدانی چه قدر دلم گرفته... روباه گفت: نمیتوانم بات بازی کنم. هنوز ... روباه گفت: سلام
شازده کوچولو برگشت اما کسی را ندید. با وجود این با ادب تمام گفت: -سلام
صداگفت: من اینجام، زیر درخت سيب... شازده کوچولو گفت: کی هستی تو؟ عجب خوشگلی!
روباه گفت: یک روباهم من.
شازده کوچولو گفت: بيا با من بازی کن. نمیدانی چه قدر دلم گرفته... روباه گفت: نمیتوانم بات بازی کنم. هنوز اهليم نکرده اند آخر.
شازده کوچولو آهی کشيد و گفت: -معذرت میخواهم. اما فکری کرد و پرسيد: -اهلی کردن یعنی چه؟ روباه گفت: -تو اهل اینجا نيستی. پی چی میگردی؟ شازده کوچولو گفت: -پی آدمها میگردم. نگفتی اهلی کردن یعنی چه؟ روباه گفت: -آدمها تفنگ دارند و شکار میکنند. اینش اسباب دلخوری است! اما مرغ و ماکيان هم پرورش میدهند و خيرشان فقط همين است. تو پی مرغ میکردی؟ شازده کوچولو گفت: -نَه، پیِ دوست میگردم. اهلی کردن یعنی چی؟ روباه گفت: -یک چيزی است که پاک فراموش شده. معنيش ایجاد علاقه کردن است.
.
-ایجاد علاقه کردن؟ روباه گفت: -معلوم است. تو الان واسه من یک پسر بچه اى مثل صد هزار پسر بچه ى دیگر. نه من هيچ احتياجی به تو دارم نه تو هيچ احتياجی به من. من هم واسه تو یک روباهم مثل صد هزار روباه دیگر. اما اگر منو اهلی کردی هر دوتامان به هم احتياج پيدا میکنيم. تو واسه من ميان همه ى عالم موجود یگانه اى میشوی من واسه تو. شازده کوچولو گفت: -کم كم دارد دستگيرم میشود. یک گلی هست که گمانم مرا اهلی کرده باشد. روباه گفت: -بعيد نيست. رو این کره ى زمين هزار جور چيز میشود دید.
.
.
ليلاى عزيزم تولدت خيلي مبارك ♥️
#littleprince #littleprincecake
پ.ن: خواهر جون ببخشيد يادم رفت گل رزش رو بذارم 😂🌹
Read more
0:0 14/8 جای همه آنهایی که تو را می‌شناسند ، جای همه آنهایی که تو را نمی‌شناسند ، جای همه آنهایی که ...
Media Removed
0:0 14/8 جای همه آنهایی که تو را می‌شناسند ، جای همه آنهایی که تو را نمی‌شناسند ، جای همه آنهایی که تو را میبینند ، جای همه آنهایی که تو را نمیبینند ، من جای همه تو دوست دارم ... :)👭 • • • یه وقتایی توی زندگی هست آدم از همه چی خسته میشه حتی از خودش ، از هر حرفی زود ناراحت میشه ، هروز فکرش مشغوله ... توی ... 0:0 14/8
جای همه آنهایی که تو را می‌شناسند ،
جای همه آنهایی که تو را نمی‌شناسند ،
جای همه آنهایی که تو را میبینند ،
جای همه آنهایی که تو را نمیبینند ،
من جای همه تو دوست دارم ... :)👭💜🙊
• • •
یه وقتایی توی زندگی هست
آدم از همه چی خسته میشه حتی از خودش ،
از هر حرفی زود ناراحت میشه ،
هروز فکرش مشغوله ...
توی این‌ زمان باید فقط یکی مثل تو توی زندگیت باشه تا تُ رو آروم کنه ..
تا بهت بفهمونه این زندگی قشنگیای زیادی داره
تا حالیت کنه هنوز زوده برای خسته شدن
بنظرم حقِ همه ی آدما اینه که یکی مثلِ تو توی زندگیشون باشه ،
خوشبحالِ من که دارمت ...
اگه تو نبودی من چیکار میکردم ؟
فقط تویی که میتونی حالِ منو خوب کنی
تویی که میتونی همیشه و همه جا بهم کمک کنی
تویی که میتونی به همه ی حرفام گوش بدی و درکم کنی
فقط و فقط تویی که منو کاملا میشناسی ،
تویی که میتونی باهام کنار بیای ، میتونی چون میشناسیم چون فهمیدیم ، چون مثل بقیه نیستی ..
تویی که دلیل این زندگی هستی :)❤️
دلیلِ این خنده ها ...
دلیلِ این امیدوار بودنه ...
اصلا همون
دلیلِ این زندگی
دلیلِ این زندگی
دلیلِ این زندگی
دلیلِ این زندگی ...
خواهرِ قشنگم💋
میخوام بدونی که چقدر بودنت برام مهمه ...
شاید اگه نبودی من این نبودم شاید اصلا نبودم ،
خوشحالم که رابطمون مثل هیچکس نیست
خوشحالم که نمیتونیم حتی یک ساعت باهم قهر باشیم
خوشحالم که قرارِ تا آخرش پشت هم باشیم ...
هروز خدا رو شکر میکنم که تو رو بهم داده✨
امیدوارم به هرچیزی که قلبِ مهربونت میخواد برسی💋
و همچنین به قولی که به من دادی عمل کنی😌💉
همیشه پیشم بمون مکملم :)💙
تولدِ تو تولدِ منِ
پس میشه گفت تولدمون مُبارک آجیمممم😍🎂❤️🎈
الکی الکی هفده سالت شد رفت😯
زندگیمون تازه داره شروع میشه💎😎
من که خیلی برنامه چیدم واسه خودمو خودت😐
که تو اصلا در جریان نیستی😐💙
پ.‌ن:
یعنی فقط عکس دوم😂بابا لاکچری بابا شاخ😂😍فدات بشم من آخه🐰💎منو یاد دو عدد بی ادب میندازی که با من رابطشون خوب نیست😑😩
#happy_birthday🎂 #my_sister👭
#Fatemeh_Bahar❤️ #Realmadrid #Cristiano #Esteghlal
Read more
من با موزیک می نویسم ، همه چی یه کپی ، کپی از کپی ، دیالوگ فیلم فایت کلاب ، من ولی به موزیک پایان زمین فیلم ملانخولیا فکر می کنم و اگین آرکایو رو گوش می دم و می نویسم و دوباره می شنوم You're killing me again ، همه چی اهمیتشو از دست می ده و همه چی فراموش می شه به راحتی ، اینکه چی می تونه مهم باشه برای آدما برای زندگی ... من با موزیک می نویسم ، همه چی یه کپی ، کپی از کپی ، دیالوگ فیلم فایت کلاب ، من ولی به موزیک پایان زمین فیلم ملانخولیا فکر می کنم و اگین آرکایو رو گوش می دم و می نویسم و دوباره می شنوم You're killing me again ، همه چی اهمیتشو از دست می ده و همه چی فراموش می شه به راحتی ، اینکه چی می تونه مهم باشه برای آدما برای زندگی کردن فرا اینکه در چه مکان یا زمانی هستی ، اینکه خط قرمز هر آدمی کجاس یا اینکه چطور باید زندگی کنی ، به چی باید فکر کنی ، عشق چه تعریفی داره ، یا اینکه زیبایی رو چطور باید لمس کنی ، اصلا باید فکر کنی مثلا پشت این تابلو نقاشی چه رازی وجود داره یا باید مثلِ یه جنازه متحرک فقط زندگی حیوانی داشته باشی انگار که همه چی بی دلیل و بدون حساب کتابه ، اینکه کی روز می شه اینکه چطور داری هر لحظه پیر تر می شی و هنوز طمع نیاز های زمینی تو خوب ارضاء نکردی و می خوای به سطح های بالاتر این هرم برسی ، اینکه تو کدوم دسته می خوای زندگی کنی خیلی مهمه اینکه فکر کنی و حرفی برای زدن داشته باشی اینکه عادی نباشه برات همه چی ، اینکه بتونی وقتی تو یه کافه نشستی اشکای آدم روبروت رو حس کنی و بتونی باهاش همدردی کنی حتی اگه فقط بتونی دستاشو بگیری ، اینکه لمس کنی وجودشو ، ولی چی بگم ، همه تو دسته ای زندگی می کنن که خیلی عامه پسندِ مثل قصه های عامه پسند با کارکتر هایی که پوچن و این پوچی رو فریاد می زنن ، ولی مطمئنم اگه من با یکی از همین آدما در حال غرق شدن باشم اون زودتر نجات پیدا می کنه ، بگذریم ، حرف زیاده ، از لحاظ تکنیک نقاشی نیاز دارم دوباره برم سرکلاس ، نمی تونم رنگارو درست در بیارم و بسازم و همینطور خود کار با قلمو و متریال رنگ روغن ، هیچ شناخته درستی درموردش ندارم ، در مورد نوشتن نیاز به کارگاه های نویسندگی دارم و همینطور در مورد کارم نیاز به کنفرانسهای مالی با مدرس های خارجی دارم ، خیلی برام جالبه گاهی حس کسی رو دارم که پشت خط شروع مسابقه وایساده و قراره بدو ، دویدن و رفتن به جلو ، تغییر و پیشرفت ، برای حرفایی که نیاز به گفتنش هست
Waste on you, I've got time to waste on you
Waste on you, I've got time to waste on you
On you

On and on and on and on with you
On and on and on and on with you
On and on and on and on with you
On and on and on and on with you
On and on and on and on with you
Read more
 #یادداشت_هایی_که_هیچ_وقت_منتشر_نشدند #شماره_سیزدهم وقتی ساعت چهار صبح بهم پیام دادی که دوستت ...
Media Removed
#یادداشت_هایی_که_هیچ_وقت_منتشر_نشدند #شماره_سیزدهم وقتی ساعت چهار صبح بهم پیام دادی که دوستت دارم. اولش خندم گرفت، گفتم شاید تو هم مثل همه اون زن‌هایی هستی که فقط می‌خوان از تنهایی فرار کنن. بهت گفتم ممنون اما ته دلم از اینکه یک نفر دیگه این جمله رو تکرار کرد خوشحال بودم. قطعا همه ما برای یک ... #یادداشت_هایی_که_هیچ_وقت_منتشر_نشدند
#شماره_سیزدهم
وقتی ساعت چهار صبح بهم پیام دادی که دوستت دارم. اولش خندم گرفت، گفتم شاید تو هم مثل همه اون زن‌هایی هستی که فقط می‌خوان از تنهایی فرار کنن. بهت گفتم ممنون اما ته دلم از اینکه یک نفر دیگه این جمله رو تکرار کرد خوشحال بودم. قطعا همه ما برای یک بار هم که شده مزه‌ی دوست داشتن رو تجربه کردیم اما شاید کیفیتش متفاوت بوده. طبیعتا اگه من هم جای تو بودم و یه آقای خوشتیپ بهم می‌گفت دوستت دارم، اون دوستت دارم با همه‌ی دوستت دارم‌هایی که من حوالت کرده بودم متفاوت بود. این یعنی کیفیت. اما همه چی که ظاهر نیست. من حاضر بودم برای داشتنت تک‌تک آدم‌ها رو کنار بزنم. شاید چشمام رنگی نبود و موی بور نداشتم اما قبول کن پسر چشم و آبرو مشکی هم جذابیت‌های خودش رو داره! شاید ادکلن یک میلیونی نمی‌زدم اما می‌دونی همین ادکلن دریکت 50 هزار تومنی از سال 1978 تا به امروز چند تا دختر رو بدبخت کرده؟ من خیلی با گزینه‌های تو متفاوت بودم اما این روزا یکی اومده که همه گزینه‌های روی میز رو بهم زده. وقتی نگام می‌کنه حس ضعف تمام وجودم رو میگیره و هر بار که میگه تو جذاب‌ترین مرد روی زمین هستی، صد بار نظرم رو نسبت به خدا و خلقتش تغییر میده. زن ترکیب نامتوازنی از حس دوست‌داشتن، زیبایی و مقدار قابل توجهی بوهای زنانست. فقط کافیه کمی عمیق‌ نفس بکشی تا اون بوی کشنده زن رو با تک‌تک سنسورهای بویاییت مزه مزه کنی. بوی هر زن مثل اثر انگشت هر آدمی متفاوته و من عاشق بوی عطر زنی شده بودم که وقتی پاش رو از خونم بیرون می‌ذاشت تا چند وقت در و پنجره‌ها رو باز نمی‌کردم تا وقتی برمی‌گردم خونه عطرش بزنه زیر دماغم و چنان ناک‌اوت بشم و بیفتم رو تخت و باز با یه سه کام حبس چنان بوی تنش رو از روی تخت بکشم تو ریه‌هام که بعدش قبله‌ام رو گم کنم و ندونم کجام. فقط بو بکشم، بو بکشم، بو بکشم و حس کنم که من تمام انتقامم رو از دنیا گرفتم و دیگه هیچ سهمی از اون ندارم. وقتی توی شهر قدم می‌زنم و زن‌های تکراری شبیه به هم رو می‌بینم، تازه میفهمم چقدر دوستت دارم. این دکترها هیچ خلاقیتی از خودشون ندارن. یک زن رو می‌گیرن و بعد یک زن شبیه به زن‌های دیگه رو به جامعه تحویل می‌دن و سیگاره که پشت سیگار میسوزه. من توو دوره‌ای گیر افتاده بودم که تمام زن‌ها شبیه به هم بودن و برای شبیه هم شدن تلاش میکردن؛ اما تو با بقیه فرق داشتی؛ اینو خوب بو کشیدم.
#شهاب_دارابیان #بو #زن #انتخاب #عشق #تو #ادکلن_زنانه #عطر
Read more
تو محل بهش می گفتیم چوپان دروغگو، هر‌چند که چوپان نبود ولی تا دلتون بخواد دروغگو بود... می رفت امام ...
Media Removed
تو محل بهش می گفتیم چوپان دروغگو، هر‌چند که چوپان نبود ولی تا دلتون بخواد دروغگو بود... می رفت امام زاده صالح و می‌گفت رفتیم شمال! بعد از دریا می گفت،از آب تنی کردن و قدم زدن تو ساحل... از پیچ های جاده کندوان و داد زدن تو تونل... وقتی همه تو محل دوچرخه بازی می کردیم می شست رو پله خونه شون و می‌گفت منم دوچرخه ... تو محل بهش می گفتیم چوپان دروغگو، هر‌چند که چوپان نبود ولی تا دلتون بخواد دروغگو بود... می رفت امام زاده صالح و می‌گفت رفتیم شمال! بعد از دریا می گفت،از آب تنی کردن و قدم زدن تو ساحل... از پیچ های جاده کندوان و داد زدن تو تونل... وقتی همه تو محل دوچرخه بازی می کردیم می شست رو پله خونه شون و می‌گفت منم دوچرخه دارم،فقط تو حیاط بازی می کنم.وقتی می گفتیم بیار بیرون می گفت نه نمیشه! حتی وقتی یه بار دوچرخه م رو بهش دادم تا سوارشه همون لحظه افتاد تا معلوم بشه هیچوقت سوار دوچرخه نشده.تو امتحان های مدرسه ده می گرفت می گفت هیجده شدم،نتایج کنکور که اومد گفت پزشکی سراسری قبول شدم ولی چون از خون می ترسم نرفتم!واسه همین رفت سربازی.
ما به این دروغاش عادت کرده بودیم،برای همین حرفاش رو جدی نمی گرفتیم.ازش بی خبر بودم تا اینکه یه روز وقتی از دانشگاه اومدم بیرون دیدمش، بهش گفتم تو کجا اینجا کجا! گفت یکی که خیلی دوسش دارم اینجا درس می خونه.گفتم اون چی؟ اونم می خوادت؟گفت آره بابا خیلی!ولی اینم یه دروغ دیگه بود چون اون دختر از کنارش رد شد و حتی بهش نگاه هم نکرد...
از اون روزا خیلی می گذره و زندگی بهم ثابت کرده بعضی از دروغ ها واقعا دروغ نیستن. اونا فقط آرزوهاشونو بلند بلند ميگن چون هر آدمی یه دنیایی تو ذهنش داره که اتفاقاتش دقیقا همونی هست که دلش می خواد، اونم حتما یه دنیا برای خودش داشته... دنیایی که تو بچگی رفته شمال و دوچرخه سواری کرده، پزشک بوده و با کسی که عاشقش بوده زندگی می کرده...شاید اون هیچوقت دروغگو‌ نبوده فقط تو دنیای اشتباهی زندگی می کرده... درست مثل خیلی از ما که تو دنیای اشتباهی داریم زندگی می کنیم !!!
#حسین_حائریان
#عصرونه #گل_گاوزبان
Read more
 #تولدت_مبارک #داداشی بچه که بودم همیشه به دوستام حسودیم می‌شد، زورم بهشون می‌رسید اما میدونستم ...
Media Removed
#تولدت_مبارک #داداشی بچه که بودم همیشه به دوستام حسودیم می‌شد، زورم بهشون می‌رسید اما میدونستم حتی اگه بزنم‌شون هم یک جا با داداش‌‌شون خفتم میکنن و تا میتونن میزننم. از همون زمان حسرت یه داداش بزرگ‌تر بدجور رو دلم مونده بود تا اینکه همه رویاهام تموم شد و شدی داداش بزرگه. ادم تو زندگی همه ما زیاده، ... #تولدت_مبارک #داداشی
بچه که بودم همیشه به دوستام حسودیم می‌شد، زورم بهشون می‌رسید اما میدونستم حتی اگه بزنم‌شون هم یک جا با داداش‌‌شون خفتم میکنن و تا میتونن میزننم. از همون زمان حسرت یه داداش بزرگ‌تر بدجور رو دلم مونده بود تا اینکه همه رویاهام تموم شد و شدی داداش بزرگه. ادم تو زندگی همه ما زیاده، آدم‌هایی که داداش صداشون میکنیم اما جنس تو با بقیه فرق داره. داداش باید لقبش کوه باشه، مثل باباها. تو این سه سال از هیچی نترسیدم چون اول از همه خدا رو داشتم بعدش دلم قرص بود که بابا هست اما شاید دوری از خانواده یکم مجبورم کرده بود خودم رو مستقل نشون بدم. تو این مدت هر وقت بابام رو میدیم میگفتم همه چی خوبه چون تو رو کنارم داشتم چون کوه بودی و منم بهت تکیه دادم. تو بهم یاد دادی تو کار شریف باشم و اگه به چیز خاصی هم اعتقاد ندارم حق بنده خدا رو ناحق نکنم و حلال و حروم یادم باشه. تو این دوره زمونه آدم مثل تو کمه. به همون خدایی که جفتمون عاشقشیم کمه. این روزا سرم بالاست، سینم جلو و کت باز راه میرم و خیالم حسابی جمعه که تو رو دارم. کسی مگه جرات داره بهم بگه بالا چشممت ابروعه؟؟نسبت خونی یک نسبت کلیشه‌ایه چون مطمئنم اگه داداش هم داشتم قدر تو بهم نزدیک نبود. چند قدم با هم اومدیم تا ته ته دنیا باهات میام داداشی❤️❤️ تولدت مبارک رفیق، تولدت مبارک داداش، تولدت مبارک مرد شریف و خستگی ناپذیر صنعت نشر ♥️♥️♥️
عکس:
@samargholizadeh
#تولدت_مبارک #شریف #علیرضا_اسدی #نیماژ #ما_یک_خانواده_هستیم

@aliirezaasadi
Read more
آقای مربی روزای سخت کم نداشتیم با هم شاید مردم یادشون نیاد اما من و شما یادمونه دارم از فصلی میگم ...
Media Removed
آقای مربی روزای سخت کم نداشتیم با هم شاید مردم یادشون نیاد اما من و شما یادمونه دارم از فصلی میگم برات که اول فصل نتونستیم درست حسابی یارگیری کنیم برای یه برد پنج هفته صبر میکردیم هنوز نیومده صدای پای بقیه مربیا پشت در میومد کاپیتانمون رفت کار به جایی رسید که حتی دروازه بان نداشتیم یادته ... آقای مربی
روزای سخت کم نداشتیم با هم
شاید مردم یادشون نیاد
اما من و شما یادمونه
دارم از فصلی میگم برات که اول فصل
نتونستیم درست حسابی یارگیری کنیم
برای یه برد پنج هفته صبر میکردیم
هنوز نیومده صدای پای بقیه مربیا پشت در میومد
کاپیتانمون رفت💔
کار به جایی رسید که حتی دروازه بان نداشتیم
یادته مربی؟؟؟
یادته؟؟؟؟ ما زمین میخوردیم
درد داشت...اونقدر که برای داد نزدن
اشک از چشمامون سرازیر میشد
درد می کشیدیم اما جا نمیزدیم
نه که ما جا نزنیمااااا نه!!
تو جا نمیزدی
تو ناامید نمیشدی
تو نمی نشستی
از همون اول حرف از قهرمانی زدی
همون روزا که حتی ما هم باورش نداشتیم
تو بودی که تو دل روزای تاریک
امید به ما هدیه میدادی تو بودی که باور قهرمانی به ما بخشیدی
با تو هم باختیم مثل همه تیمهای دنیا و مربیای دنیا
اما وقتی باختیم زمین و زمان مقصر نشدن
تو مثل یه مرد مسئولیت همه زمین خوردنا رو قبول میکردی
تو که امسال وقت تمدید قراردادت تازه فهمیدیم از سال نود و چهار
مطالبات عقب افتاده داری اما... از دیوار صدا در اومد از تو نه!
تو که الان داری محرومیت پنجره دوم نقل و انتقالات رو میگذرونی
با اینهمه بازیکن از دست رفته
میتونستی بری و نمونی!!! مثل همه بازیکنای با غیرتی که حق پیشرفت داشتن
و مردم عاشقشونن!!!!👎 میتونستی سربلند بری و تنهامون بذاری و این جنگ نابرابر رو
به جون نخری!!! موندی چون مرد روزای سختی
چون جنگیدن برای بهتر شدن ،کار توئه هدف توئه
میدونستی این روزا در پیشه
مردم رو میشناختی اما موندی
تو اگه قهرمان هم نشی کسی حق نداره چپ نگاهت کنه
هیچ مربی قرار نیست هر فصل قهرمان باشه اونم با این محرومیت!!!!
اما تو قهرمانی و قهرمانا همیشه میجنگن
چون اونا نشستن رو بلد نیستن!
آقای مربی من با افتخار کنارت هستم
تا آخر این مسیر
تو تنها نیستی❤
.
@ivankovic_branko
Read more
‌ <span class="emoji emoji1f491"></span><span class="emoji emoji1f48d"></span>۹۷۰۱۰۲۴<span class="emoji emoji1f48d"></span><span class="emoji emoji1f491"></span> بعد شش سال عشق و دوستی ما مال هم شدیم خوشا ب بخت بلندم که در کنار منی هیچ چیز به اندازه رسیدن ...
Media Removed
۹۷۰۱۰۲۴ بعد شش سال عشق و دوستی ما مال هم شدیم خوشا ب بخت بلندم که در کنار منی هیچ چیز به اندازه رسیدن به عشق واقعی لذت بخش نیستمیخوام از لحظه ای بگم كه همش عاشقونه بود مثل همه ی لحظه های عاشقونه و زيبايی كه تو اين شش سال داشتيم و داريم و اگه میخواستم همه ی اين لحظه ها رو ثبت كنم هزاران صفحه ميشد كاش هميشه ... ‌ 💑💍۹۷۰۱۰۲۴💍💑
بعد شش سال عشق و دوستی ما مال هم شدیم خوشا ب بخت بلندم که در کنار منی هیچ چیز به اندازه رسیدن به عشق واقعی لذت بخش نیست💕میخوام از لحظه ای بگم كه همش عاشقونه بود مثل همه ی لحظه های عاشقونه و زيبايی كه تو اين شش سال داشتيم و داريم و اگه میخواستم همه ی اين لحظه ها رو ثبت كنم هزاران صفحه ميشد كاش هميشه مجال اين بود كه خودم رو و دوست داشتنم رو اونطوری كه هست تموم و كمال مینوشتم و بيانش میكردم.نمیدونم از کجا شروع کنم و چجوری بنویسم فقط میتونم بگم اینقد حس عجیبی دارم که هنوزم باورم نشده بعد شش سال عشق و دوستی به هم رسیدیم و مال هم شدیم💑نمیدونم چجوری باید از حس و حال روز عقدمون بگم،از چیا بگم از لرزش دستامون موقع امضا کردن و فراموش کردن امضای خودم😀و گرفتن نفسم موقه ی بله گفتن از تموم فکرایی که موقه ی خطبه خوندن تو سرم میگذشت،تموم این شش سال جلوی چشمم گذشت و فقط خداروشکر میکردم.فقط میتونم آرزو کنم که انشالله تموم عاشقا این لحظه ی شیرین وصالُ تجربه کنن واقعا قابل وصف نیست.توی یه اطاق پر از آدم که همه با لبخندای مهربونشون به ما دو تا خیره شدن،ما دوتا من و مصطفی مهربونم💑روی یه مبل قشنگ کنار هم جلوی یه سفره ی قشنگ روبروی همه نشستیم.عشقم کنارم مثل ماه شده مثل همیشه چشماش معصومه😍اولین لحظه که از آرایشگاه اومدم بیرون وقتی چشممون بهم افتاد شوق رو تو چشمای قشنگش دیدم.وقتی گفت خانومم چه خوشکل شدی یه نفس راحت از ته دل کشیدم ولی خودش نمیدونس دلم براش چه قنجی رفت وقتی لحظه اول تو کت شلوار دومادی دیدمش مثل همیشه شیک و جذاب شده بود برای من مثل یه شاهزاده بود منم بهش گفتم تو هم ماه شدی😍تو راه دستمو تو دستش گرفت و گفت دیدی بالاخره به هم رسیدیم،دیدی میگفتم ما مال همیم این حرفاش دلگرمم کرد،مثل همیشه بهم گفت محکم باش با اعتماد به نفس کامل با هم میریم تو محضر.بعد شش سال کنار هم نشسته بودیم و قرآن کریم تو دستمون بود و تو دلمون آروم میخوندیمش همهمه زیاد بود ولی هر دو صدای قلبمونو میشنیدیم من یه بغض کوچولویی ته صدام بود که تو گفتن جملم معلوم شد.بالاخره بعد از شش سال وقتش رسید.لحظه ای که من و عشقم تو تموم این سال ها بارها براش ذوق کرده بودیم با هم،یه لحظه شکوهمند برای هر زوج عاشقی،این برای ما لحظه مقدس به هم رسیدن بود💕حالا میتونیم برای همه دنیا داد بزنیم من و تو حالا دیگه واقعا ما شدیم💕
💑💍 @mostafa.khodamehri 💍💑 #شش_سال #عشق #عشقم #عشق_جان #عشق_همیشگیمی #عشق_همیشگی #عشق_همیشگیم #عشق_همیشگیمی😘 #عشق_همیشگی_من #عقد #ازدواج #جشن_عقد #جشن_عقد💍 #همسر #همسرم #همسر_جان
Read more
. دست نیافتنی بمون. مثل همه ی سالهایی که نبودی کنارم. برنگرد٬ از خونه ی مشترکمون که خوابش رو دیدی حرف ...
Media Removed
. دست نیافتنی بمون. مثل همه ی سالهایی که نبودی کنارم. برنگرد٬ از خونه ی مشترکمون که خوابش رو دیدی حرف نزن. تلفنت رو زود جواب نده... من هنوز جای صدای بوق تلفن٬ عادت دارم تا دستگاه مشترک مورد نظر خاموش است رو بشنوم . دور بمون. مگه نمیگفتی آدمها از دور قشنگن؟ دور بمون از منی که از خودت یاد گرفتم بدون ... .
دست نیافتنی بمون. مثل همه ی سالهایی که نبودی کنارم. برنگرد٬ از خونه ی مشترکمون که خوابش رو دیدی حرف نزن. تلفنت رو زود جواب نده... من هنوز جای صدای بوق تلفن٬ عادت دارم تا دستگاه مشترک مورد نظر خاموش است رو بشنوم
.
دور بمون. مگه نمیگفتی آدمها از دور قشنگن؟
دور بمون از منی که از خودت یاد گرفتم بدون تو زندگی کنم و از دور دلتنگت باشم. من عادت ندارم زود به زود ببینمت. من عادت ندارم کنارم بشینی از خودت برام بگی... من عادت کردم تا غریبه ها از تو برام حرف بزنن

دیوونه ای اگر از حرفام دلگیر بشی من فکر تو ام نه خودم. قشنگ نیست کسی که سالها انتظارش رو کشیدم عادی بشه واسم. نمیخوام روزی بیاد که بهت اخم کنم. میخوام دنبالت باشم و پیدات نکنم... تصادفی بیرون ببینمت از تپش قلب نتونم رانندگی کنم بزنم بغل. میخوام باز هم برات بنویسم. مگه قلبت برام نمیزد وقتی نوشته هام رو آدمها برات میفرستادن؟ منی که از دوری تو نویسنده شدم٬ از وقتی تو هستی هیچ حسی به نوشتن ندارم...💙💚
.
.
[email protected]_gh✒
Read more
. دست نیافتنی بمون. مثل همه ی سالهایی که نبودی کنارم. برنگرد٬ از خونه ی مشترکمون که خوابش رو دیدی حرف ...
Media Removed
. دست نیافتنی بمون. مثل همه ی سالهایی که نبودی کنارم. برنگرد٬ از خونه ی مشترکمون که خوابش رو دیدی حرف نزن. تلفنت رو زود جواب نده... من هنوز جای صدای بوق تلفن٬ عادت دارم تا دستگاه مشترک مورد نظر خاموش است رو بشنوم . دور بمون. مگه نمیگفتی آدمها از دور قشنگن؟ دور بمون از منی که از خودت یاد گرفتم بدون ... .
دست نیافتنی بمون. مثل همه ی سالهایی که نبودی کنارم. برنگرد٬ از خونه ی مشترکمون که خوابش رو دیدی حرف نزن. تلفنت رو زود جواب نده... من هنوز جای صدای بوق تلفن٬ عادت دارم تا دستگاه مشترک مورد نظر خاموش است رو بشنوم
.
دور بمون. مگه نمیگفتی آدمها از دور قشنگن؟
دور بمون از منی که از خودت یاد گرفتم بدون تو زندگی کنم و از دور دلتنگت باشم. من عادت ندارم زود به زود ببینمت. من عادت ندارم کنارم بشینی از خودت برام بگی... من عادت کردم تا غریبه ها از تو برام حرف بزنن
.
دیوونه ای اگر از حرفام دلگیر بشی من فکر تو ام نه خودم. قشنگ نیست کسی که سالها انتظارش رو کشیدم عادی بشه واسم. نمیخوام روزی بیاد که بهت اخم کنم. میخوام دنبالت باشم و پیدات نکنم... تصادفی بیرون ببینمت از تپش قلب٬ نتونم رانندگی کنم بزنم بغل. میخوام باز هم برات بنویسم. مگه قلبت برام نمیزد وقتی نوشته هام رو آدمها برات میفرستادن؟ منی که از دوری تو نویسنده شدم٬ از وقتی تو هستی هیچ حسی به نوشتن ندارم
.
#امیرعلی_ق
MUA: @pedram_abdi
Read more
يازده روز ديگه نتيجه همه ي زحمات،خستگيها،سالها تمرينت و حقي كه ازش دور بودي رو ميبيني. تو حرف نداري من بهت افتخار ميكنم كه دوست و برادري مثل تو دارم كه الگوي خيلي از بچه هاست.دلمون برات يه ذره شده و برات از صميم قلب آرزو ميكنم به اون چيزي كه لايقشي برسي خوش قلب️ _____ @abtin_shekarabi @gobsn.ir يازده روز ديگه نتيجه همه ي زحمات،خستگيها،سالها تمرينت و حقي كه ازش دور بودي رو ميبيني.
تو حرف نداري من بهت افتخار ميكنم كه دوست و برادري مثل تو دارم كه الگوي خيلي از بچه هاست.دلمون برات يه ذره شده و برات از صميم قلب آرزو ميكنم به اون چيزي كه لايقشي برسي خوش قلب♥️
_____
@abtin_shekarabi
@gobsn.ir
مامان جونم تو قوى ترين زن دنيا بودى .. از تو چيزهاى خيلى زياد ياد گرفتم، مهم ترينش قلب پاك داشتن ودروغ ...
Media Removed
مامان جونم تو قوى ترين زن دنيا بودى .. از تو چيزهاى خيلى زياد ياد گرفتم، مهم ترينش قلب پاك داشتن ودروغ نگفتن .. بهم ياد دادى حسودنباشم .. اينكه براى تصميم هام از هيچى نترسم دلم بسپرم به دل دنياى كه بى رحمه ... از تو جنگيدن ياد گرفتم ، ياد گرفتم زن يك نيمش زن باشه و يك نيمش مرد.. مامان خوشگلم من از تو نترسيدن ... مامان جونم تو قوى ترين زن دنيا بودى .. از تو چيزهاى خيلى زياد ياد گرفتم، مهم ترينش قلب پاك داشتن ودروغ نگفتن .. بهم ياد دادى حسودنباشم .. اينكه براى تصميم هام از هيچى نترسم دلم بسپرم به دل دنياى كه بى رحمه ... از تو جنگيدن ياد گرفتم ، ياد گرفتم زن يك نيمش زن باشه و يك نيمش مرد.. مامان خوشگلم من از تو نترسيدن ياد گرفتم ازت ممنونم كه هميشه بهم ميدون دادى واسه تصميم گرفتن درست يا غلط زندگى واسه ى آزاد بودن .. من همه شجاعت ،جسارت ودل به دريا زدنم رو از تو دارم .. ولى مامان جونم با اين همه قدرتى كه به من دادى بعضى وقتا بچه اى مى شم كه دلش بغل مامانش مى خواد ، دلش نوازش مى خواد مثل اون موقع ها كه شيطونى مى كردم هر روز از مدرسه بهت زنگ ميزدن 🙈 تو عاشق صداى خنده هاى من بودى ، بهم مى گفتى مى خندى چشمات يك خط مى شه 😆 مامان جونم ديدنت آرزوم شده 😞 خيلى خستم مغزم خواب رفته جسمم بيداره 😞 دلم مى خواد صبح از خواب بيدار بشم تو بغلت باشم صفت بازوت بگيرم بگم مامان دختر كوچولو بغل مى خواد😢 ٢ روز ديگه تولدت هست و ٢٣ سال مى شه كنارم نيستى روز تولدت منو تنها گذاشتى 😔😢 الان بيشتر از هميشه دلم مى خواهدت ... اى كاش بهشت شماره تلفن داشت بهت زنگ مى زدم مى گفتم بيا خونه دلم برات تنگ شده 😔 #مامان #مامان_قشنگم #دلتنگتم #روحت_شاد #😔 #💔 #🌹
Read more
امشب تولد بهترين خواهر دنياست <span class="emoji emoji1f389"></span><span class="emoji emoji1f38a"></span> عزيز دلم خوش اومدى به اين دنيا<span class="emoji emoji1f44d"></span><span class="emoji emoji1f64b"></span>،خوشحالم كه خواهرى مثل تو دارم، ...
Media Removed
امشب تولد بهترين خواهر دنياست عزيز دلم خوش اومدى به اين دنيا،خوشحالم كه خواهرى مثل تو دارم، كه هميشه بهترين رفيق منى️، اميدوارم به همه ى آرزوهات برسى ارديبهشتى كه با تو شروع بشه يعنى خيلى اتفاقاى با حال در پيشه.......️ ماچ زياد عشق ترين امشب تولد بهترين خواهر دنياست 🎉🎊
عزيز دلم خوش اومدى به اين دنيا👍🙋،خوشحالم كه خواهرى مثل تو دارم، كه هميشه بهترين رفيق منى❤️💋❤️، اميدوارم به همه ى آرزوهات برسى🙏
ارديبهشتى كه با تو شروع بشه يعنى خيلى اتفاقاى با حال در پيشه.......❤️❤️❤️
ماچ زياد عشق ترين💋💋💋💋💋
شیکاگو از نظر من بین شهرهایی که دیدم،قشنگ ترین شهر امریکاست. معماریش ترکیب معماری بوستون و نیویورکه. ...
Media Removed
شیکاگو از نظر من بین شهرهایی که دیدم،قشنگ ترین شهر امریکاست. معماریش ترکیب معماری بوستون و نیویورکه. وسط شهر دریاچه بزرگ داره. به اندازه خوبی ساختمون های بلند داره که بهت حس شهر واقعی بده، نه به اندازه نیویورک که شهر خفه بشه و جز ساختمون چیزی نبینی. از فرهنگ آدم هاش خیلی نمیدونم. مثل همه جا خوب ... شیکاگو از نظر من بین شهرهایی که دیدم،قشنگ ترین شهر امریکاست.
معماریش ترکیب معماری بوستون و نیویورکه. وسط شهر دریاچه بزرگ داره. به اندازه خوبی ساختمون های بلند داره که بهت حس شهر واقعی بده، نه به اندازه نیویورک که شهر خفه بشه و جز ساختمون چیزی نبینی.
از فرهنگ آدم هاش خیلی نمیدونم. مثل همه جا خوب و بد داره. ولی جنوب شیکاگو از خطرناک ترین محله های امریکاست، که مثل نقل و نبات آدم کشی توش اتفاق میفته.
شیکاگو رو اگه بخوام با سیاتل مقایسه کنم، سیاهپوست و مکزیکی زیاد داره، سیاتل هندی و آسیایی. که در کل من، خیلی گوناگونی در شهر دوست دارم. جایی هم که ایرونی زیاد داره همه میدونیم دیگه، تو امریکا لس آنجلسه.
حالا دلیلی که من از شیکاگو فرار کردم هواشه!!
شیکاگو دو فصل تابستون و زمستون داره و با بهار و پاییز قهره.
یعنی اینجوری که امروز برف میاد، دو روز بهاره، سه سوت تابستون میشه و از تابستون هم دوباره میپری تو زمستون.
زمستون های پر باد و برف تا زانو. هفت هشت ماهی هم طول میکشه. تابستون هاش هم گرم و مرطوب.
هوای سیاتل هم تعریفی نیست. بارونی و ابریه.، ولی رطوبت نداره.
سیاتل پشه و مگس هم نداره، این در حالیه مه بدنمون این چند روز تیکه پاره شد از دست پشه های شیکاگو.
سیاتل هم دو فصل پاییز و بهار داره فقط. هیچوقت با خیال راحت تابستون نداری. همیشه یه کت باید داشته باشی. زمستونش هم معمولا برف نداره و هوا به ندرت زیر صفر درجه میره. ولی خب برای من که با بارون سیاتل مشکل ندارم، سیاتل شهر ایده آلیه.
ولی در کل سیاتل در مقابل شیکاگو و مخصوصا نیویورک مثل دهات میمونه.
من که عاشق دهاتمونم و فکر کنم سیاتلی شدم رفت. 😅
Read more
#SaeedKermani داداش تبريك بهت ميگم اين همه سال با موزيكاى زيبات خاطره سازى كردى و بعد از اين همه سال نهايتأ ديگه بايد كم كم منتظر كنسرتهات باشيم باعث افتخارمه كه رفيقى مثل تو دارم بامعرفت و خوش قلب واست بهترينهارو آروزو ميكنم حقت بيشتر از اين حرفاست. ️ دوستان عزيز بزودى ايشالا منتظر استارت ... #SaeedKermani
داداش تبريك بهت ميگم اين همه سال با موزيكاى زيبات خاطره سازى كردى و بعد از اين همه سال نهايتأ ديگه بايد كم كم منتظر كنسرتهات باشيم باعث افتخارمه كه رفيقى مثل تو دارم بامعرفت و خوش قلب واست بهترينهارو آروزو ميكنم حقت بيشتر از اين حرفاست.
❤️❤️
دوستان عزيز بزودى ايشالا منتظر استارت دوباره سعيد باشيد بعد از اخذ مجوز دست پر داره مياد ❤️❤️❤️
عيد هميگيتونم مبارك باشه
@saeedkermani
@maziyar_yarali
Read more
میگه؛میخوام برم از اینجا... میگم حالا که عاشقت شدم بمون... حالا که این همه دوست دارم نرو! میگم خودتو توی چشمام نگاه کن ببین چقدر زیبایی حیف نیست این همه دلبری رو ببری یه جای دیگه؟! حیف نیست،من دیگه نفس راحت نکشم وقتی نباشی؟! بمون خب... بمون تا خودم یه تنه همه چیزُ درست کنم... اگه بری که، همه ... میگه؛میخوام برم از اینجا...
میگم حالا که عاشقت شدم بمون...
حالا که این همه دوست دارم نرو!
میگم خودتو توی چشمام نگاه کن
ببین چقدر زیبایی
حیف نیست این همه دلبری رو ببری یه جای دیگه؟!
حیف نیست،من دیگه نفس راحت نکشم وقتی نباشی؟!
بمون خب...
بمون تا خودم یه تنه همه چیزُ درست کنم...
اگه بری که،
همه ی دلخوشی هام تموم میشه...
به آخر میرسه همه چیز...
منم میمرم...
نه یه بار...روزی هزار بار!
تو بری،
دیگه به عشق دیدن کی روزای بدُ خط بزنم؟!
بری،
چجوری دیگه ته دلم روشن باشه؟اینجوری حداقل توی یه کشوریم و آسمونمون یکیه ...
بری،
میره حسرت لمس دستات و دیدنت توی افسانه ها که...! اگه میگم بمون،
بخاطر خودته...
نمیخوام تنهایی سَر کنی این روزا رو...
میخوام بدونی،
یکی همیشه به یادته و هر وقت بخوای
همدم دردا و غصه هات میشه...
واسه اینکه،
فکر نکنی یه روزی چرا تو این دنیا
یه ستاره نداشتی که برات از دور بدرخشه
و حسرت نخوری...
برای اینکه مثل من،یه روز از خودت نپرسی
چرا واقعا کسی دوست نداره.... من،همیشه از رفتن میترسم...
حتی از حرفش...!
چه کوتاه باشه مدتش...چه طولانی...
تو باش و بهم ثابت کن
رفتن یه فوبیای مضحکه!
و،
اونیکه همیشه رفته
دله نه آدم!
.
. 🔑 #میکائیل💕.
. 📱@mikilove351 📷
.
. 📬 #دوستان_خودرا_برای_مشارکت_بیشتر_به_این_پیج_معرفی_کنید 😊
Read more
 #بارونزدگی #مجموعه_داستان نمی‌دونم زمستون شده بود یا هنوز داشتیم جوجه‌هامون رو می‌شمردیم اما ...
Media Removed
#بارونزدگی #مجموعه_داستان نمی‌دونم زمستون شده بود یا هنوز داشتیم جوجه‌هامون رو می‌شمردیم اما خوب یادمه زل زده بودی تو چشمام و می‌گفتی واقعا دوستم داری؟ فکر کنم زمستون بود. دستام یخ زده بود، خیلی آروم هرچی انرژی داشتم رو تو دستام جمع کردم و برای اولین بار دستات رو گرفتم و بهت گفتم که چشمای آدم‌ها ... #بارونزدگی #مجموعه_داستان
نمی‌دونم زمستون شده بود یا هنوز
داشتیم جوجه‌هامون رو می‌شمردیم اما خوب یادمه زل زده بودی تو چشمام و می‌گفتی واقعا دوستم داری؟ فکر کنم زمستون بود. دستام یخ زده بود، خیلی آروم هرچی انرژی داشتم رو تو دستام جمع کردم و برای اولین بار دستات رو گرفتم و بهت گفتم که چشمای آدم‌ها دروغ نمی‌گن. تو دوست داشتن رو تو چشمای من نمی‌بینی؟ دستات می‌لرزید، همون لحظه بود که گول خوردم. فکر می‌کردم تو هم دوستم داری و فکر می‌کردم باید خودم رو برای یک سفر دو نفره آمده کنم. از این سفرها که ابتداش مشخص شده اما هیچکس آخرش رو نمی‌دونه. من همیشه از سفر کردن با هواپیما متنفر بودم. آدم خیلی زود از این ور دنیا می‌رسه اون ور دنیا و تنها صحنه جذاب سفر اون لبخند مسخره مهمانداره که سفر خوبی رو برات آرزو می‌کنه. جمله مزخرفی که سرتاپاش اغراقه و خیلی زود می‌فهمی که دروغ داره تحویلت می‌ده و واقعا براش مهم نیست که سفر خوبی داشته باشی یا نه. یادته؟ آروم بهم گفتی، هرکی تو چشمای تو نگاه کنه سریع گول می‌خوره. می‌گفتی فقط دوست دارم نگات کنم و خودم رو فریب بدم و بگم دوستم داری. نمی‌دونم چرا امروز یاد اون روز افتادم؛ شاید به این خاطر که شک داشتی؛ تو دلت غوغا بود و همش فکر می‌کردی که یک روز وسط همین آدم‌هایی که نصفشون الان خوابن جات می‌ذارم و می‌رم؛ اما موندم و برای داشتنت با همه حتی با خدا جنگیدم اما یک روز که برف می‌اومد و من منتظرت بودم بیای تا تک‌تک دونه‌های برف رو تو تمام خیابونای تهرون بشماریم، رفتی. درست مثل همه ‌آدم‌هایی که قبل تو اومدن و رفتن. می‌دونم که بریدی اما دست خودم نیست از بچگی حسود بودم و نمی‌تونستم دوستام رو با بقیه تقسیم کنم. از بچگی از تنهایی می‌ترسیدم و این ترس هر روز بیشتر و بیشتر شد تا به تو رسید. ترسیدم، ترسیدیم، ترسیدی برای آخرین بار و این دقیقا خود مقصد بود. اختراع هواپیما از اولش هم اشتباه بود؛ ما نباید به سفرهای کوتاه عادت می‌کردیم.
#شب #عشق #بی_حوصلگی
Read more
سلام عیدتون مبارک ایشون که در تصویر اول می‌بینید مادرم هستن! الان یه سری عین منگول‌ها می‌پرسن کدوم! ...
Media Removed
سلام عیدتون مبارک ایشون که در تصویر اول می‌بینید مادرم هستن! الان یه سری عین منگول‌ها می‌پرسن کدوم! اون چینی سمت چپیه مادر منه! خوبه؟! اما تو عکس دوم مادربزرگمه که عکس منو دستش گرفته! بنده خدا فکر می‌کنه مادربزرگ کریستین رونالدوئه! واسه همین عکسام رو جمع می‌کنه. طفلی چشمش نمی‌بینه یه بار پوستر ... سلام
عیدتون مبارک
ایشون که در تصویر اول می‌بینید مادرم هستن! الان یه سری عین منگول‌ها می‌پرسن کدوم! اون چینی سمت چپیه مادر منه! خوبه؟!
اما تو عکس دوم مادربزرگمه که عکس منو دستش گرفته! بنده خدا فکر می‌کنه مادربزرگ کریستین رونالدوئه! واسه همین عکسام رو جمع می‌کنه. طفلی چشمش نمی‌بینه یه بار پوستر باب اسفنجی رو جای من بهش فروخته بودن
عکس سوم و چهارم هم مادرمه ولی عکس پنجم! عکس پنجم خودمم میخوام ببینم کسی نیگا نیگا کرده تو رو؟! خدا شاهده میام موبایل چک میکنم اگه یه نفر اسکرین شات گرفته باشه یا لایک منظوردار کرده باشه گوشی‌شو خاموش می‌کنم
راستش مادرا شبیه همدیگه هستن، مثلا خونه میری دعوات می‌کنه! خونه نمیری، بازم دعوات میکنه. یه شب خونه نمیری چلوماهیچه دارن، میری خونه، شلغم با بروکلی بخارپز دارن! موبایلش و درست میکنی تا یه ماه ماشینشم خراب شه مقصر تویی، درست نمیکنی بیغیرت و نامردی. خلاصه که مادره دیگه! همینا دوست داشتنیش می‌کنه
خدا بیامرزه مادرای اسیر خاک رو، مادر و زندایی بابام رو، مادرای خودتون رو حفظ کنه و به مادرای شهدا بخصوص مادر مفقود الاثرها هم صبر بده

عکس آخری هم خیلی هم خیلی مهمه! اینهمه ادعامون میشه که پشت همدیگه‌ایم ولی یه کار خیر به این بزرگی و خوبی رو زمین مونده

به علیرضا سلمانیان مثل چشمم اطمینان دارم

آقا شب عیده! همه کم و بیش پول دارن، برا خودت یه پیرهن کمتر بخر! بخدا طلبکار از سر و کول خیّرها پایین نمیاد. واسه ما افت داره که خیّرها مجبور باشن تلفن جواب ندن
بسم الله

ترانه مربوطه
مادر من
مادر من
چرا زدی تو سر من

پ‌ن یک
میلاد حضرت زهرا س مبارک باشه

پ‌ن دو
برید تو کانال قسمت اول سریال رو ببینید، منتشر شده

پ‌ن سه
عید جهادی، هرکی پایه ست آماده باشه تا بگم

#دو_یو #مرتضی_درخشان #رییس_جمهور #روز_مادر #روز_زن #مادر #مادرشهید #مادرشوهر #مادرزن #مادربزرگ #خیریه #تو_حاضری_برای_عشقمون_چیکار_کنی #من_حاضرم_بهترین_کادوی_دنیا_رو_بخرم #پسرم_تو_آدم_بشی_از_همه_چی_برای_من_با_ارزش_تره #دیالوگ_تکراری #همه_شنیدیم #به_خدا_زشته #به_خیریه_کمک_کنید #کسر_لاتی_داره #غمگینم #چنان_پیرزنی_که_آخرین_سربازی_که_از_جنگ_می_آید_پسرش_است_که_به_خیریه_کمک_نمی_کند_و_مایه_سرافکندگی_مادرش_شده #حضرت_زهرا_س #ومن_الله_التوفیق
Read more
‍ «گرامافون» می‌گرده دنیا روی مدارِ گرامافون روحِ ادیت‌پباف توی خونه شناوره این بطریای خالی ...
Media Removed
‍ «گرامافون» می‌گرده دنیا روی مدارِ گرامافون روحِ ادیت‌پباف توی خونه شناوره این بطریای خالی تو رو آه می‌کشن سیگارِ برگم عطرتو از رو نمی‌بره حالا شدم شبیهِ رابینسون کروزوئی که ناگزیرِ داشتنِ عشقی خیالیه لپ‌تاپِ من مثِ یه تله باز مونده و جامون رو تختِ خوابِ تو چت‌روم خالیه دائم با ... ‍ «گرامافون»

می‌گرده دنیا روی مدارِ گرامافون
روحِ ادیت‌پباف توی خونه شناوره
این بطریای خالی تو رو آه می‌کشن
سیگارِ برگم عطرتو از رو نمی‌بره

حالا شدم شبیهِ رابینسون کروزوئی
که ناگزیرِ داشتنِ عشقی خیالیه
لپ‌تاپِ من مثِ یه تله باز مونده و
جامون رو تختِ خوابِ تو چت‌روم خالیه

دائم با خاطراتِ خودم جنگ می‌کنم
هر شب تمامِ حافظه‌مو دزد می‌زنه،
اما دوباره اون‌طرفِ جنگلِ گِرَس
تصویر دلفریب و هوس‌ناکِ یه زنه

مثلِ لولیتا توی سرم پرسه ‌می‌زنی،
جاموندی توی لکه‌ی ماتیکِ پیرهنم
این گوشی دیگه زنگشو از یاد برده و
من مثل داسِ کهنه دارم زنگ می‌زنم

شکل گلادیاتوری‌ام که خیالِ تو،
مثل یه خال‌کوبی تو رؤیاش حک شده
هی‌ دوره می‌کنم همه‌ی فیس‌بوکمو،
پیج تو هست و صاحبش این‌بار هک شده

من ون‌گوگم که گوشمو دادم به خاطرت،
وقتی که عشق و عاشقی از یاد رفته بود
نقش ما جا به جا شد و این فیلم آخرش،
شکلِ سکانسِ آخرِ برباردرفته بود

می‌گرده دنیا روی مداری که صامته،
برگشته پرلاشز دیگه روحِ ادیت‌پیاف
بی‌تو تمامِ زندگی خش‌دار می‌گذره
یه صفحه رو گرامافونی بی‌کلیدِ آف.

یغماگلرویی
Read more
. اهنگ جدید و زیبای یوسف زمانی بنام "زخم عاشقی" ترانه و ملودی: یوسف زمانی و هادی زینتی تنظیم, میکس ...
Media Removed
. اهنگ جدید و زیبای یوسف زمانی بنام "زخم عاشقی" ترانه و ملودی: یوسف زمانی و هادی زینتی تنظیم, میکس و مستر: محمدعلی ضیا ساکسیفون: مرسل وطنی عکس: امیرحسین فتاحی پخش اختصاصی از وبسایت تکصدا لینک دانلود رو توی بیوی پیج میزارم میتونید دانلود کنید. مرسی از همه بچه ها ک واقعا زحمت کشیدن.خود یوسف ... .
اهنگ جدید و زیبای یوسف زمانی بنام "زخم عاشقی"
ترانه و ملودی: یوسف زمانی و هادی زینتی
تنظیم, میکس و مستر: محمدعلی ضیا
ساکسیفون: مرسل وطنی
عکس: امیرحسین فتاحی
پخش اختصاصی از وبسایت تکصدا
لینک دانلود رو توی بیوی پیج میزارم میتونید دانلود کنید.
مرسی از همه بچه ها ک واقعا زحمت کشیدن.خود یوسف کلی فشار و استرس روش بود سر این کار.
و ی خاهشی ک ازتون دارم اینکه یوسف واقعا نیاز داره ب بیشتر شنیده شدن ...اگه طرفدار واقعی یوسفید لطفا تا میتونید اهنگارو ب گوش بقیه برسونید.انرژی مثبت زیر پست اخر یوسف فراموش نشه.
و در اخر مرسی از علیرضای عزیزم ک مثل همیشه تو بحث گرافیک کمک حال من بوده
@alirezashokouhi.artwork
#yousefzamani
Read more
. <span class="emoji emoji25c0"></span>کاش مغزمون یه کلید داشت، کلید روشن و خاموش، یا کلید جلو و عقب کردن زمان، یا اصلاً هر چیز دیگه‌ای که ...
Media Removed
. کاش مغزمون یه کلید داشت، کلید روشن و خاموش، یا کلید جلو و عقب کردن زمان، یا اصلاً هر چیز دیگه‌ای که حالمونو خوب کنه. ‍ چند وقت پیش یکی از دوستان بهم گفت؛ استوریهاتو نگاه نمیکنم، چون همش داری غر میزنی! ‍ من #غر میزنم؟!؟ من؟!؟ من که بین دوستام به نیش همیشه بازم معروفم؟!؟ ‍ چند روز روی استوری‌های ... .
◀کاش مغزمون یه کلید داشت، کلید روشن و خاموش، یا کلید جلو و عقب کردن زمان، یا اصلاً هر چیز دیگه‌ای که حالمونو خوب کنه.

◀چند وقت پیش یکی از دوستان بهم گفت؛ استوریهاتو نگاه نمیکنم، چون همش داری غر میزنی!

◀من #غر میزنم؟!؟ من؟!؟ من که بین دوستام به نیش همیشه بازم معروفم؟!؟

◀چند روز روی استوری‌های خودم متمرکز شدم، دیدم راست میگه. منم، مثل بقیه، همش دارم شکایت میکنم که چرا این جور، چرا اون جور.

◀دانش‌آموز که بودیم، این جمله رو برای تمرین خطاطی زیاد مینوشتیم؛
«دوصد گفته چون نیم کردار نیست.»

◀ #استوری برای ما شده یه سنگر امن، تا حرفایی رو که هیچ جا جرأت نداریم بزنیم، اونجا بزنیم. اتفاقاً خیلیم آپدیتیم! همه گِلِه‌هامون مطابق اخبار روز پیش میره!

◀یه تصمیم جدید و جدی گرفتم؛ یا «ساکت باشم»، یا «یه کار مفید بکنم». غر زدن انرژی خودم و اطرافیانمو هدر میده. هیچ کس بهتر از خودمون به شرایط تأسف‌بار خودمون واقف نیست. پس تکرار مکررات هیچ فایده‌ای نداره. از این که یه مدت طولانی با یه پرچم سفید از پشت یه خاکریز نسبتاً امن همش حرفای بی‌حاصل زدم، متأسفم.

◀ لطفاً هر کی جای اون کلیدو توی مغز پیدا کرد، آدرسشو برای منم بفرسته! تو شادیهاتون جبران کنم ایشالا!

◀باید برای غر نزدن‌های خودم کوپن اورژانس هم قائل بشم... وطنم درد میکند...

۱۳۹۷/۰۶/۳۱
Read more
 #داستانک در یک روز بارانی آشنا شدیم. سرتاپایم خیس شده و بدتر از همه دماغم هم راه افتاده بود. توی کفشهای ...
Media Removed
#داستانک در یک روز بارانی آشنا شدیم. سرتاپایم خیس شده و بدتر از همه دماغم هم راه افتاده بود. توی کفشهای پاشنه بلندم آب جمع شده و حالا برداشتن هر قدمی، ده بار سخت تر بود. به ناچار پا گذاشتم توی یک مغازه لوازم یدکی... از ظاهرم معلوم بود نیامده ام در مورد شمع ماشینم حرف بزنم! تا با هم چشم تو چشم شدیم زدیم ... #داستانک
در یک روز بارانی آشنا شدیم.
سرتاپایم خیس شده و بدتر از همه دماغم هم راه افتاده بود. توی کفشهای پاشنه بلندم آب جمع شده و حالا برداشتن هر قدمی، ده بار سخت تر بود. به ناچار پا گذاشتم توی یک مغازه لوازم یدکی... از ظاهرم معلوم بود نیامده ام در مورد شمع ماشینم حرف بزنم!
تا با هم چشم تو چشم شدیم زدیم زیر خنده! من حتی سلام هم نکرده بودم!
بعد از آن هر بار که پا به مغازه میگذاشتم نه باران میبارید، نه کفش پاشنه بلند می پوشیدم. چون قد او صد و هفتاد سانت بود و اینطوری من زیادی همقدش میشدم.
اوایل حرفهایمان رنگ و بوی درد دل گفتن داشت. او تازه از یک رابطه طولانی بیرون آمده بود و مدام از زنی که ترکش کرده بود بد می گفت و من هم تازه کارم را از دست داده بودم و از اینکه رئیسم توقعات زیادتر از توانم داشته گله می کردم. می گفتم هیچ وقت نمی توانستم راضی اش کنم، همیشه منت سرم بود که دارد از کم کاریهایم چشم پوشی می کند، در صورتی که حد وظیفه ام کمتر از انتظارات او بود...
و او،
همیشه می گفت برای آن زن همه جوره عشق خرج کردم، همه جوره هوایش را داشته ام، همه جوره پایش مانده ام و او، بیرحمانه رهایم کرد و رفت...
.
.
چند ماه بعد، اوضاع رابطه مان به وضعیتی رسید که حتی از دیدن چهره خودم در آینه هم بیزار بودم... چه برسد به اینکه بخواهم مسیرم را برای رفتن به مغازه لوازم یدکی طولانی تر کنم...
توقعات مسخره و خارج از عرفش تمامی نداشت... همیشه هم سرم منت می گذاشت که وقتی من همه جوره دارم برایت عشق خرج می کنم، تو چرا حاضر نیستی یک قدم برای نیازهای مردانه ام برداری...
.
.
اینکه توی هر رابطه ای این جور مسائل پیش می آید چیزی نیست که دور از ذهنم باشد
اما یک چیز را هیچ وقت نفهمیدم...
منظورش از اینکه همه جوره عشق برایم صرف کرده چه بود؟!
وقتی که تمام ملاقاتهایمان توی مغازه اش بود چون او نمی توانست کارش را ول کند،
وقتی که همیشه من تماس می گرفتم چون او مثلا می خواست مرا با تماسهایش معذب نکند،
وقتی که همیشه من از حد و مرزم عقب می نشستم چون او غرور داشت و سرم منت داشت که اگر با تو تجربه نکنم بروم با یکی دیگر؟!!
.
.
روز آخر ، روزی بود که مثل همیشه او در مغازه اش منتظرم بود... تا سر خیابان هم رفتم ها... اما... دیدم دلم برای همان کفشهای پاشنه بلند بدقلق تنگ شده، دیدم دلم نمیخواهد کسی را ملاقات کنم... و وقتی راه آمده را برگشتم برای اولین بار شماره اش را روی گوشی ام دیدم...
میدانید،
بعضی ها به اسم عشق،
فقط تو را از خودت متنفر می کنند...
وقتی که نباشند،
زندگی قابل تحمل تر است...
#مرجان_خاتون
#منم_ابابیل
Read more
. از خدا که پنهان نیست پس چرا از شما پنهان باشه. از چند روز پیش مادرِ بچه‌ها پاش‌رو کرده تو یه لنگه کفش ...
Media Removed
. از خدا که پنهان نیست پس چرا از شما پنهان باشه. از چند روز پیش مادرِ بچه‌ها پاش‌رو کرده تو یه لنگه کفش که یالا حالا که رییس بانک مرکزی عوض شده همه چی ارزون میشه باید با هم بریم استانبول مگه ما از همسایه روبه‌رویی چیمون کمتره. میگم: زن شتر در خواب بیند نُقل ونبات. اولا یارو عوض شده که شده به تو چه. همسایه ... .
از خدا که پنهان نیست پس چرا از شما پنهان باشه. از چند روز پیش مادرِ بچه‌ها پاش‌رو کرده تو یه لنگه کفش که یالا حالا که رییس بانک مرکزی عوض شده همه چی ارزون میشه باید با هم بریم استانبول مگه ما از همسایه روبه‌رویی چیمون کمتره. میگم: زن شتر در خواب بیند نُقل ونبات. اولا یارو عوض شده که شده به تو چه. همسایه ما رفته خارج من‌رو سننه. اون دلاله و پول داره. مگه حالیت نیست که با 200 تومنی که به مواجب ما اضافه شده، مرگِ موش هم به ما نمیدن که لااقل فکرِ سفرِ آخرتمون باشیم. اوقاتِ تلخمون‌رو مثل همیشه تلخ‌تر کرد. گرونیِ سکه و ارز و کوفت و زهرمار رو انداخت گردنِ من که مثلا از جوونیم هم بی‌عرضه بودم و اگر معلم نشده بودم حالا پیشِ در همسایه آبرویی داشتیم. حرفِ حساب جواب نداشت. از خونه زدم بیرون. الان روی صندلی یک پارک نشستم دور برم جوون‌هایی هستند که با دیدنشون دلم میسوزه. همه مشغولند و دود و دمی راه انداخته‌اند. میخوام هوار بزنم. اما نمیتونم. دچار تیکِ عصبی میشم و یه چشمم می‌پَره. روبه‌رویم دختری نشسته در کنارِ یک مرد، هر دو رنجور و دردمند. نگاه‌مان باهم گره می‌خورد، دخترک با چشم‌های قشنگش چشمکی حواله‌ام می‌کند. یاللعجب اشتباه نمی‌کنم! سن وسالم یادم میره. میرم توی عالمِ هپروت، فکر می‌کنم یعنی هنوز خاطرخواه دارم؟ لبخند می‌زند، من هم شنگول میشم. کمی بعد کنارم می‌نشیند. می‌گوید: بابام جان، اهلی هستی؟ گیج و منگ گفتم: اهلی؟ باز می‌پرسد: اهلِ تَلخَکی هستی؟ خیالت تخت تنها چیزی که گرون نشده، همین متاع ماست. وقتی هاج واج، چهار دست و پا توی گِل وامونده شده بودم، تازه می‌فهمد که با چه هالویی طرف شده. اخم می‌کند و می‌گوید: تو که عرضه هیچی رو نداری پس چرا چشمک میزنی، فکر میکنی زنده‌ای؟ و رفت پیش پسره و من هم که برای بار دوم بی‌عرضه خطابم کرده بودند، رفتم توی دوره خوشِ جوونی که باشتاب گذشت. .

جوون بودم و مثل همه جوونای اون دوره شاد و سرخوش و بی‌خیالِ روزگار. یک روز وقتی از سرِ کار برمی‌گشتم، توی اتوبوسِ دو ریالی شرکتِ واحد چشمم افتاد به یک دختر خانمی که داشت نگاهم می‌کرد. سرخ شدم، داغ شدم و مغزم از کار افتاد. فهمید و با یه لبخند کوچولو، دیوانه‌ام کرد. می‌خواستم جوابش رو بدم، اما کو آن دلِ شیر. ترس امانم را بریده بود.
.
یادِ کرک‌های پشتِ لبم افتادم و فکر کردم مرد شدم. دلم قُرص شد، گرچه خجالت می‌کشدم اما یواشکی به خودم گفتم، بادا باد اگر جوابم‌رو داد باهاش ازدواج می‌کنم. بعد به سرعتِ برق یک چشمکِ جانانه بهش زدم و با لرزه‌ای که به جونم افتاده بود منتظرِ جوابش شدم.
.
بقیه در کامنت اول 👇👇
Read more
وقتی دوستان یهویی می آفرینند <span class="emoji emoji1f446"></span><span class="emoji emoji1f446"></span><span class="emoji emoji1f446"></span><span class="emoji emoji1f446"></span><span class="emoji emoji1f446"></span><span class="emoji emoji1f446"></span> عجیب شبیه داستان‌ها دوستت دارم...<span class="emoji emoji1f4d3"></span> . دوست دارم همه‌ی حرف‌هایت ...
Media Removed
وقتی دوستان یهویی می آفرینند عجیب شبیه داستان‌ها دوستت دارم... . دوست دارم همه‌ی حرف‌هایت را چندبار تکرار کنی ... . نه که حواس‌پرت باشم ها نه! فقط صدایت را دوست دارم ... . عجیب شبیه داستان‌ها دوستت دارم انقدر عجیب که اگر بشنوی خنده‌ات می‌گیرد ! _مثلا ؟؟! مثلا وقتی زنگ می‌زنی و می‌گویی ... وقتی دوستان یهویی می آفرینند 👆👆👆👆👆👆 عجیب شبیه داستان‌ها دوستت دارم...📓
. دوست دارم همه‌ی حرف‌هایت را چندبار تکرار کنی ...
. نه که حواس‌پرت باشم ها نه!
فقط صدایت را دوست دارم ...🎼
. عجیب شبیه داستان‌ها دوستت دارم
انقدر عجیب که اگر بشنوی خنده‌ات می‌گیرد !
_مثلا ؟؟!
مثلا وقتی زنگ می‌زنی و می‌گویی : خوبی؟!
دوست دارم اصلا خوب نباشم 🙊
هول شوی و مدام تکرار کنی :
چرا جانم ؟ چیزی شده عزیزم ؟ بیام دنبالت ؟ 🙈
یا مثلا وقتی می‌گویی آسمان چقدر زیباست ...
. دوست دارم زل بزنم در چشمانت و بگویم کو ؟ اصلا هم زیبا نیست! .بعد لبانت را آویزان کنی و بگویی :
اه ؟ چرا دیگه... ببین چقدر خوشگله ... درست مثل چشای تو خوشگله !👀
. هی من کوتاه نیایم و هی تو توضیح دهی .. .😌
مثلا قول بدهیم اگر تا آخر هفته باران بارید باید تا آخر خیابان را هفت بار بدون چتر برویم و برگردیم👫☔️
. بعد من مثل ِ تلویزیون ندیده‌ها ،
پنج روز تمام زانو بزنم جلو‌اَش و دست به دامن تمام اخبار ِ هواشناسی شوم تا شاید برای خیابان ِ ما باران ببارانَند و ما عشق درو کنیم !❤
یا وقتی که هوا گرم می‌شود و می‌گویی :
پنجره رو باز می‌کنی ؟🌁
انقدر خودم را به نشنیدن بزنم تا خودت بلند شوی
غر زنان قدم از قدم برداری به سمت پنجره بروی ....
زیر چشمی به پیراهن آبی‌ چارخانه اَت زل بزنم و زیر لب بگویم :‌ آخ قربان ِ غر زدن هایت 😚
_اصلا من که پیراهن آبی ندارم ...
_مثلا دیگه!😛
_دیوانه!!!😆
_جان ِ دل دیوانه ؟!👼😌 (بزارین بدون دلیل بهتون خوش بگذره و این ینی خود خودددد زندگی 🌹نورزتان پر از خوشبختی 1396/1/9)
Read more
دلتنکي يعني هر وقت قلم بر داشتي اول اسمش رو بي اختيار بنويسي تو يه جمع همه شاد باشن جز تو دلتنکي يعني جهره ...
Media Removed
دلتنکي يعني هر وقت قلم بر داشتي اول اسمش رو بي اختيار بنويسي تو يه جمع همه شاد باشن جز تو دلتنکي يعني جهره ي غمناک من يعني تو يعني ما دوست دارم از ته دل ، دلي كه پر پر ميزنه دلي كه ساز عشقتو از همه بهتر ميزنه دوست دارم حتي اگه يه شب به خواب من نياي عاشقتم مثل همه حتي اگه منو نخواي دلتنکي يعني هر وقت قلم بر داشتي اول اسمش رو بي اختيار بنويسي تو يه جمع همه شاد باشن جز تو دلتنکي يعني جهره ي غمناک من يعني تو يعني ما

دوست دارم از ته دل ، دلي كه پر پر ميزنه
دلي كه ساز عشقتو از همه بهتر ميزنه
دوست دارم حتي اگه يه شب به خواب من نياي
عاشقتم مثل همه حتي اگه منو نخواي
سرود دانش آموزی چراغی کم فروغ که هنوز روشن مانده ... اواسط دهه ی شصت که دبیرستانی بودم بسیار اتفاقی ...
Media Removed
سرود دانش آموزی چراغی کم فروغ که هنوز روشن مانده ... اواسط دهه ی شصت که دبیرستانی بودم بسیار اتفاقی با گروهی دبیرستانی به مسابقات سرود رفتم ، با تجربه و دانشی اندک از موسیقی و گروه کر و شوری زیاد مثل همه ی دانش آموزان ولی همین اتفاق ساده مسیر زندگی و کاری من رو عوض کرد. ... اون سالها به واسطه ی محدودیت ... سرود دانش آموزی چراغی کم فروغ که هنوز روشن مانده ...
اواسط دهه ی شصت که دبیرستانی بودم بسیار اتفاقی با گروهی دبیرستانی به مسابقات سرود رفتم ، با تجربه و دانشی اندک از موسیقی و گروه کر و شوری زیاد مثل همه ی دانش آموزان ولی همین اتفاق ساده مسیر زندگی و کاری من رو عوض کرد.
... اون سالها به واسطه ی محدودیت های همه جانبه ی فرهنگی تنها جایی که می شد به بهانه ای ساز و موسیقی کار کرد همین سرود بود .. تجربه ای که با تمام محدودیت های همه جانبه اش بسیار لذت بخش بود ،،، اصلا خود عشق بود... اینکه یک سال تمام با گروهی از بچه ها جمع می شدی و کم کم مثل خانواده می شدی ؛ با جدیت اشعار جنگی و شبهه نوحه ای رو تمرین می کردی تا بری مسابقات سرود ... از منطقه و استان تا به مسابقات کشوری و رامسر برسی ، در خلال سال توی اردو های هفتگی ساعات ها فقط چند سرود را تکرار و تکرار می کردیم تا به یک اجرای تمیز برسیم و بعد از مسابقات گرفتن یک لوح تقدیر و تمام تا سال بعد و تکرار همین قصه... ولی این داستان ساده یک عشق وصف ناپذیر بود... عشقی که بهانه ی پیوند جدی تر من با موسیقی و یادگیری ولع بار اصول موسیقی تو اون سالها شد...یادمه روزی که خواستم گروه سرودی رو که پنج سال عاشقانه باهاش کار کرده بودم رها کنم تا بیشتر به موسیقی و آهنگسازی برسم ، یکی از سخت ترین و تلخ ترین تصمیم های زندگی ام بود ... حالا بعد از گذشت حدود سی سال هنوز با دانش آموزان اون سالها که الان جمعی از بهترین دوستان من هستند مراوده دارم و هنوز هم به عشق اون سالها سالی یکی دو بار به داوری جشنواره های سرود دانش آموزی می رم... ولی این سالها دیگه سرود مثل یک پیکان جوانان سال چهل و هشت قدیمی و کم مخاطب به نظر می رسه ، دانش آموزان هم که این سالها کار می کنند و مربیان دیگه دغدغه های آنچنانی ندارند ... بسیار هم طبیعی است چون این سالها هزار و یک تریبون خوب و متنوع برای موسیقی وجود داره ... به هر حال من هنوز این پیکان چهل و هشت رو با تمام کم فروغی هایش دوست دارم ... چون یادآور زیباترین خاطرات نوجوانی من است .
پ . ن : عکس چند روز پیش در داوری سرودهای منطقه دو به همراه ناصر فلاحی که بیش از سی سال مسئول سرود وزارت کل آموزش و پرورش بود.

#بهنام_صبوحی
#آهنگساز
#سرود
#سرود_دانش_آموزی
#جشنواره_سرود_مدارس
Read more
«گرامافون» می‌گرده دنیا روی مدارِ گرامافون روحِ ادیت‌پباف توی خونه شناوره این بطریای خالی ...
Media Removed
«گرامافون» می‌گرده دنیا روی مدارِ گرامافون روحِ ادیت‌پباف توی خونه شناوره این بطریای خالی تو رو آه می‌کشن سیگارِ برگم عطرتو از رو نمی‌بره حالا شدم شبیهِ رابینسون کروزوئی که ناگزیرِ داشتنِ عشقی خیالیه لپ‌تاپِ من مثِ یه تله باز مونده و جامون رو تختِ خوابِ تو چت‌روم خالیه دائم با خاطراتِ ... «گرامافون»

می‌گرده دنیا روی مدارِ گرامافون
روحِ ادیت‌پباف توی خونه شناوره
این بطریای خالی تو رو آه می‌کشن
سیگارِ برگم عطرتو از رو نمی‌بره

حالا شدم شبیهِ رابینسون کروزوئی
که ناگزیرِ داشتنِ عشقی خیالیه
لپ‌تاپِ من مثِ یه تله باز مونده و
جامون رو تختِ خوابِ تو چت‌روم خالیه

دائم با خاطراتِ خودم جنگ می‌کنم
هر شب تمامِ حافظه‌مو دزد می‌زنه،
اما دوباره اون‌طرفِ جنگلِ گِرَس
تصویر دلفریب و هوس‌ناکِ یه زنه

زیبازنِ اثیریِ دنیای بوفِ کور!
عشقت من و هدایتو همدست می‌کنه
وقتی تو جای حبه‌ی انگورِ قصه‌‌‌ای،
هر گرگی با شرابِ چشات مست می‌کنه

مثلِ لولیتا توی سرم پرسه ‌می‌زنی،
جاموندی توی لکه‌ی ماتیکِ پیرهنم
این گوشی دیگه زنگشو از یاد برده و
من مثل داسِ کهنه دارم زنگ می‌زنم

شکل گلادیاتوری‌ام که خیالِ تو،
مثل یه خال‌کوبی تو رؤیاش حک شده
هی‌ دوره می‌کنم همه‌ی فیس‌بوکمو،
پیج تو هست و صاحبش این‌بار هک شده

بی‌ریتمِ کفشِ پاشنه‌بلندِ تو گم می‌شم،
عطرت یه جاده بود که مسیرو درست بیام
سنگین شده سرت مثِ سنگینی سکوت،
مثل سکوتِ من وسطِ بازجوییام

من ون‌گوگم که گوشمو دادم به خاطرت،
وقتی که عشق و عاشقی از یاد رفته بود
نقش ما جا به جا شد و این فیلم آخرش،
شکلِ سکانسِ آخرِ برباردرفته بود

می‌گرده دنیا روی مداری که صامته،
برگشته پرلاشز دیگه روحِ ادیت‌پیاف
بی‌تو تمامِ زندگی خش‌دار می‌گذره
یه صفحه رو گرامافونی بی‌کلیدِ آف.

یغماگلرویی
Read more
. . #پست_دلی. . خدایا ، کمکم کن ، هر ساعت،هر دقیقه،هر لحظه ، بتو نیازمندم،. . من فهمیدم اگر برای ...
Media Removed
. . #پست_دلی. . خدایا ، کمکم کن ، هر ساعت،هر دقیقه،هر لحظه ، بتو نیازمندم،. . من فهمیدم اگر برای تو باشم، تو هم برای منی، آنوقت است که دیگر من همه چیز دارم، ای همه چیزم، نگذار روزمرگی تو را از من بگیرد، #الهی_هب_لی_کمال_الانقطاع_الیک. خدایا مرا از خودم بگیر،. مرا بخر برای خودت، مثل شهدا ... .
.
#پست_دلی. .
خدایا ، کمکم کن ، هر ساعت،هر دقیقه،هر لحظه ، بتو نیازمندم،.
.

من فهمیدم اگر برای تو باشم، تو هم برای منی، آنوقت است که دیگر من همه چیز دارم،
ای همه چیزم، نگذار روزمرگی تو را از من بگیرد،
#الهی_هب_لی_کمال_الانقطاع_الیک.

خدایا مرا از خودم بگیر،.
مرا بخر برای خودت، مثل شهدا که خریدار متاع وجودشان شدی،
آرامم کن، در آغوش گرمت،
مرا از بند دنیا رها کن
.

نگذار دنیا با ظاهر فریبنده اش حتی قدمی مرا از تو دور کند.
. یا مبدل السیئات بالحسنات گناهانم را به حسنه تبدیل کن و قدرتی به من بده که از هر گناهی ،هر چند کوچک، دوری کنم به عشق تو
.
جز تو که را دارم؟
.الهی و ربی من لی غیر. ………………………………………………………. #الهی_وربی_من_لی_غیرک
#الهی_هب_لی_کمال_الانقطاع_الیک
#خدا
#عشق
#عشق_به_خدا
#دعای_کمیل
#شهادت
#شهید
#شهدا
#استغفرلله_ربی_و_اتوب_الیه
#من_و_خدا
#مناجات_شعبانیه
#انقطاع_الی_الله
#دنیا
#آخرت
#گناه
#بهشت_من_تویی_خدایم
Read more
. این پست به مناسبتِ تفلدِ بهترین و مهربونترین و عزیزترین گلنازِ دنیاست <span class="emoji emoji1f60d"></span><span class="emoji emoji1f60d"></span><span class="emoji emoji1f389"></span><span class="emoji emoji1f389"></span><span class="emoji emoji1f38a"></span><span class="emoji emoji1f38a"></span><span class="emoji emoji1f382"></span><span class="emoji emoji1f382"></span><span class="emoji emoji1f388"></span><span class="emoji emoji1f388"></span>👭👭 ینی اصن نمیشد ...
Media Removed
. این پست به مناسبتِ تفلدِ بهترین و مهربونترین و عزیزترین گلنازِ دنیاست 👭👭 ینی اصن نمیشد واسه تفلدِ گلناز به تبریک و استوری اکتفا کرد باید حتمآ پست میذاشتم انقدر که این دوس جونِ من مهربون و عشقه اصن همه دوستایی که تو دوره‌ی ارشد باهاشون دوست شدم یکی از یکی گل‌ترن فقط بدیه گلناز ... .
این پست به مناسبتِ تفلدِ بهترین و مهربونترین و عزیزترین گلنازِ دنیاست 😍😍🎉🎉🎊🎊🎂🎂🎈🎈👭👭
ینی اصن نمیشد واسه تفلدِ گلناز به تبریک و استوری اکتفا کرد باید حتمآ پست میذاشتم 😍😍 انقدر که این دوس جونِ من مهربون و عشقه 💋💋💋 اصن همه دوستایی که تو دوره‌ی ارشد باهاشون دوست شدم یکی از یکی گل‌ترن 😍😍 فقط بدیه گلناز اینه که دوره اَزَمون خیلییییی دوره خیلیییی خیلیییی دوره اون سرِ دنیاس 😭😭😭 الانم دلم خیلی براش تنگ شده چون آخرین بار دی ماهه پارسال که اومده بود ایران دیدمش ☹☹
خلاصه که هرچی از خوبیِ این دوس جونم بگم کم گفتم 😍😍
یه چیز هم بگم درباره استوری‌هایی که چند روز پیش درباره حجاب گذاشته بودم و خاطره‌ای که از گلناز یادم افتاد ولی فرصت نشد استوریش کنم 🙂
حدودآ سه سال پیش که ترم سوم ارشد بودم با گلناز و چندتا از بچه‌ها مثل همیشه تو نمازخونه‌ی دانشکده نشسته بودیم حرف میزدیم و عکس‌های گلناز که اون موقع مرتب برای گرین کارتش میرفت امریکا و میومد رو نگاه میکردیم بعد خب عکس‌های گلناز تو امریکا هم محجبه بود یهو یکی از بچه‌ها کاملاً با تعجب پرسید گلنااااز تو رفتی امریکا بعد اونجاااا هم روسری سرت کردی؟؟؟😳😳 چجوری؟؟؟😳😳 منم تا اومدم بگم چه ربطی داره آخه؟؟!!! خود گلناز گفت خب من محجبه‌ام چه فرقی داره ایران باشم یا امریکا یا هرجای دیگه‌ی دنیا، حجابم رو دارم 😍😍😍
حالا میخواستم اون روز در ادامه‌ی اون استوری‌هام در مذمت یا مزمتِ حجابِ اجباری و تاثیرِ عکس داشتنش این خاطره رو هم استوری بذارم که این قانونِ مزخرف و رفتارهای غلطِ یه عده باعث شده واقعاً یه عده فکر کنن حتی محجبه‌ها هم به خاطر اجبار حجاب دارن 😐😐 ولی دیگه مهمون اومد اصن یادم رفت ولی خب الان که میخواستم پستِ تفلدِ گلناز رو بذارم گفتم این خاطره رو هم تعریف کنم نَمونه رو دلم رودل کنم 😅😅
خلاصه که گلناز جوووووووونم تفلدت خیلیییی خیلیییییی مبارک باشه ان‌شاءالله صد و بیست سال با سلامتی وخوشبختی کنارِ همسر عزیزت جشنِ تولد بگیری 😍😍😘😘💋💋
پ‌.ن: درضمن منم عینِ شما الان دلم از اون پیتزائه میخواد ولی چه کنم که عکس مالِ شیش ماه پیشه و منم خودم خیلی‌وقته پیتزا نخورم و الان دلم پيتزا ميخواد و فقط اين عكس دوتايي رو داشتم🙁🙁.
.
Read more
 #پاستا دوست ها همگي دستا بالا<span class="emoji emoji1f64b"></span>🏻‍♀️ فكر كنم اين تركيب #كوكوى_پاستا رو كمتر خورده باشين سبك و اقتصادي ...
Media Removed
#پاستا دوست ها همگي دستا بالا🏻‍♀️ فكر كنم اين تركيب #كوكوى_پاستا رو كمتر خورده باشين سبك و اقتصادي و بي دردسر ديگه از يه #غذا مگه چي بيشتر ازين ميخوايم ما ؟! . . برای کوکوی پاستا ( مواد رو به اندازه چهار نفر میگم ) ، کافیه اول يك چهارم بسته پاستای #فتوچینی یا آشیانه ای رو طبق روش معمول بپزید و آبکش ... #پاستا دوست ها همگي دستا بالا🙋🏻‍♀️
فكر كنم اين تركيب #كوكوى_پاستا رو كمتر خورده باشين
سبك و اقتصادي و بي دردسر
ديگه از يه #غذا مگه چي بيشتر ازين ميخوايم ما ؟! .
.

برای کوکوی پاستا ( مواد رو به اندازه چهار نفر میگم ) ، کافیه اول يك چهارم بسته پاستای #فتوچینی یا آشیانه ای رو طبق روش معمول بپزید و آبکش کنید . تو این فاصله دو سه تا تخم مرغ درشت ، چهار پنج قاشق پنير سفيد يا فتا به دلخواه ، یه قاشق غذاخوری جعفری خرد شده و نمک و فلفل و ادويه دلخواه ریخته و مخلوط کنید من دوست دارم تکه های پنیر مذاب زیر دندونم بیاد برای همین فقط ویسک میکنم ولی اگه دوست داريد يكدست بشه ميتونيد با همزن برقي بزنيد . در آخر پاستای ابکش شده و قارچ خرد شده به اندازه كاملا چشمي و عشقي رو خووووب مخلوط کنید و در تابه ای که قبلا گرم کردین مثل همه کوکوها دو طرفش رو سرخ کنید .
قول میدم در برابر عطر #پنیر مذاب دیگه حرفی برای گفتن نداشته باشید. 🍃نهايت ضخامت مواد كوكو توي تابه يك سانت باشه ، موادي كه ميبينيد توي ويديو من زياد درست كردم توي سه تا تابه به اندازه اي كه ميبينيد سرخ و اماده شده 🍃 ميتونيد يه مقدار كم خيلي اندك بيكن يا ژامبون يا سوسيس يا فيله مرغ پخته نگيني به مواد اضافه كنيد ؛ ولي به خاطر وجود تخم مرغ و پنير از نظر من غني هست نياز به پروتيين بيشتري
نداره اين غذا
🍃يه كم خوش ژست نيست براي عكاسي ؛ يعني دلش نميخواد تو عكس مفهوم رو برسونه ! دقت كنيد كه اين كوكو پشتش روشه 😂 😬، يعني طرف دومش طرف روي غذا ميشه كه ميبينيد براي همين تو البوم من با اقتدار كامل ازش ويديو گرفتم كه بتونيد بافتش رو ببينيد كه بفهمه اينجا كي به كيه و براي من تو عكس ادا و اطوار در نياره 😜
🍃با چنان سرعت لاك پشت واري آپلود شد كه فكر ميكردم پس فردا طرفهاي ظهر به دستتون برسه !! بازم خدا رو شكر كه همين امشب يازده شب بعد از ساعتها به طور خودجوش آپ شد براي خودش، وضعه كه ما داريم آخه 🤦🏻‍♀️
Read more
رفقا؛ من هم مثل شما از رفتار و کردار سیاسی خیلی از دولتمردای کشورمون شاکی و ناراضی‌ام، من هم موافق بعضی ...
Media Removed
رفقا؛ من هم مثل شما از رفتار و کردار سیاسی خیلی از دولتمردای کشورمون شاکی و ناراضی‌ام، من هم موافق بعضی از تصمیم‌های بین‌الملی مقامات ایران نیستم، من هم مثل همه با تبعیض‌ها ‌و بی‌عدالتی‌ها مواجهم...اما بیاین به اتفاق خروج آمریکا از برجام از یک زاویه‌ی دیگه نگاه کنیم، واقعیت اینه که در این مورد ... رفقا؛ من هم مثل شما از رفتار و کردار سیاسی خیلی از دولتمردای کشورمون شاکی و ناراضی‌ام، من هم موافق بعضی از تصمیم‌های بین‌الملی مقامات ایران نیستم، من هم مثل همه با تبعیض‌ها ‌و بی‌عدالتی‌ها مواجهم...اما بیاین به اتفاق خروج آمریکا از برجام از یک زاویه‌ی دیگه نگاه کنیم، واقعیت اینه که در این مورد «۱۰۰درصد حق با ماست!» واقعیت اینه که ما به قول و قراری که سرش توافق شده به شهادت سازمانهای بین‌المللی، وفادار بودیم...پس حق با ماست! من قبول دارم که خیلی از مقامات داخلی دلسوز نیستن، ولی آیا آقای ترامپ و نتانیاهو دلسوز ما هستن!؟ آیا اونها همه‌ی عزمشون رو جزم کردن که برای من و شما آرمانشهر بسازن!؟ آیا اونها از اثرات تحریم روی زندگی همین مردم خم به ابرو میارن؟ اصلا چه چیزی به یک کشور اجازه میده که کشور دیگه‌یی رو تحریم کنه؟ زور؟ پس ماجرا زورگویی و قلدریه؟ خب اگر قصه اینه باید حق بدیم که هرکسی بخواد زورشو زیاد کنه!
بیاین خودمون رو دست کم نگیریم، بیاین خودمون رو تو موضع ضعف قرار ندیم، بیاین فراموش نکنیم که ما حدود ۸۰ میلیون نفر آدمیم که اگر همه‌ی دنیا هم بخوان حقمون رو بگیرن، ما همدیگه رو داریم، و اگر پشت هم دربیایم و هوای هم رو داشته باشیم کسی نمیتونه بهمون زور بگه...اگر روی هم غیرت داشته باشیم ، اگر باور داشته باشیم که «من برای وطن و هم‌وطنم بهترین‌ها رو میخوام» دیگه به این راحتی‌ها نمیشه بهمون زور بگن...من از شرکت کردن تو تظاهرات ۲۲بهمن حرف نمیزنم، از «جانم فدای رهبر» حرف نمیزنم، اون به خود شما مربوطه و عقاید شخصی شما ، من از وطن‌پرستی و هم‌وطن پرستی حرف میزنم، از اینکه اگر کار من اینه که یه پیچ رو توی یک دستگاه سفت کنم، با جون و دل و بیشترین توانایی این کار رو بکنم که هم‌وطنم بهترین رو استفاده کنه، اگر نون میپزم بهترین آرد، اگر لباس میدوزم بهترین دوخت، اگر تولید میکنم بهترین کیفیت، اگر فروشنده‌ام با معقول‌ترین سود و بدون احتکار... میخوام بگم اگر مردمی باشیم که مثل زنجیر دستاشون به هم گره شده، قلبشون گره شده، به این راحتی‌ها کسی مثل دیشب کسی بهمون زور نمیگه... حتی اگر پشت هم باشیم هیچ مدیر و مسئولی هم نمیتونه حقمون رو بخوره... بیاین سریع‌تر خودمون رو از بهت و شوک دلار و برجام بیرون بیاریم و از آیه‌ی یأس خوندن دست برداریم بریم که ببینیم چطور میتونیم یه مسیر جدید بسازیم، این ماجرا هر چقدر هم بد باشه از ۸سال جنگ و حمله‌ی مغول و حتی از تحریم‌های قبلی بدتر نیست،بیاین خودمون رو نبازیم، ما ققنوسیم و از خاکستر خودمون دوباره بلند میشیم✌🏻 #زنده_باد_ایران #زنده_باد_هموطنم #🇮🇷
Read more
<span class="emoji emoji27bf"></span><span class="emoji emoji27bf"></span> سلام، خيلي وقت بود برات ننوشته بودم.. ميدوني، هر چقدرم كه علم پيشرفت كنه و با واتس آپ و تلگرام برات ...
Media Removed
سلام، خيلي وقت بود برات ننوشته بودم.. ميدوني، هر چقدرم كه علم پيشرفت كنه و با واتس آپ و تلگرام برات بنويسم بازم نوشتن نامه برام يه حس و حال ديگه اي داره.. ياد قديما بخير كه براي هم مينوشتيم و وقتي ميرسيدم خونه با ديدن پاكت نامه اي از ايران همه خستگي روز از يادم ميرفت و با ذوق مينشستم و ميخوندم و آرزو ... ➿➿
سلام، خيلي وقت بود برات ننوشته بودم.. ميدوني، هر چقدرم كه علم پيشرفت كنه و با واتس آپ و تلگرام برات بنويسم بازم نوشتن نامه برام يه حس و حال ديگه اي داره.. ياد قديما بخير كه براي هم مينوشتيم و وقتي ميرسيدم خونه با ديدن پاكت نامه اي از ايران همه خستگي روز از يادم ميرفت و با ذوق مينشستم و ميخوندم و آرزو ميكردم حالا حالا تموم نشه.. يادته رمز داشتيم؟ كنار نكته هاي مهم رو ستاره ميذاشتيم؟ كه يعني اينارو يادت نره جواب بدي.. امروز تو راه خونه بودم.. آفتاب افتاده بود رو تن آدمها، گلها، برگها، پرنده ها و دنياي خدا.. چقدر رنگش قشنگ بود اين نور و گرما و عشق.. يادته اون اوائل ستاره دار ازم پرسيدي آيا سوئد شيش ماه شبه شيش ماه روز و منم برات نوشتم؛ نه دختر جان اينجام مثل همه جا چهار فصل داره كه ميتونه يه روزه عوض شه ولي بازم مثل ايران خودمون شب و روز و تابستون و زمستون داره.. راستي.. گفتم ايران.. امروز وسط همون حال خوشم، چشمم افتاد به اخبار مربوط به اعدام جووني كه حكم عفوش رو ديروز خونده بودم.. مادرش.. مادرش.. بغضم گرفت.. ويديو مردي رو ديدم كه با پول دزدي از بانك سر راهش شيرخشك خريده.. شير خشك؟ مملكت اسلامي؟؟ با اون عظمت، با اونهمه نفت و ثروت.. ستاره * يعني انقدر اوضاع خراب شده كه واسه خريدن شيرخشك بايد بانك زد؟ ستاره * راستي تكليف اون قاري قران كه سالها به شاگردهاش تجاوز كرده بود چي شد؟؟ بخشيدنش؟؟ چرا اونوقت؟ يعني خوب كرد كه تجاوز كرد؟؟ يعني قرباني ها كه به يه اميد، بعد از سالها، شجاعت به خرج دادن و سكوت رو شكستن، حقشون بوده؟ ستاره * اون افرادي كه ميليارد ميليارد پول و سرمايه مملكت رو دزديدن بردن اونور آب، چي شدن؟ الان كجان؟ اونهمه پولي كه با صفراش ميشد آسمون رو پر ستاره كرد الان كجاست؟ ستاره * راستي چي به سر حقوق بازنشسته ها اومد؟ ستاره * حال دل اون مادري كه براي بيماري خاص فرزندش به آب و آتيش زد و آخرم قبل از مهيا شدن پول براي سفر و درمان در خارج، پاره تنشو سپرد به خاك سرد چي شد؟ تو راه خونه م.. نور و گرماي آفتاب باعث شده همه بزنن بيرون.. ميتوني خوشحالي و اميد رو تو چشمهاشون ببيني، كه آخيش، امسالم زمستون به سر رسيد.. من اما، تو فكر خاكسپاري اون جوونيم كه اشتباه كرد و پشيمون شد و به قول خيليا كه اينروزها وكيل و قاضي و حضرت علي شدن؛ به "مجازات قانوني و شرعي" كارش رسيد، اونم در كشوري كه، اشد مجازات و كلا قانون هاش فقط و فقط براي آدمهاي فقير و بي پارتي و معمولي اجرا ميشه... روحم درد ميگيره.. خدايا مددي.. برام بنويس، با جواب حرفه هاي ستاره دارم.. البته اگر جوابي داشت..
Read more
٧٨٦ بِسْمِ خُداى اَحْدُ واحِدْ جدا از اينكه همه توو اين دنيا زندگى ميكنيم اما هر كسى هم واسه خودش ...
Media Removed
٧٨٦ بِسْمِ خُداى اَحْدُ واحِدْ جدا از اينكه همه توو اين دنيا زندگى ميكنيم اما هر كسى هم واسه خودش يه دنيايى داره كه شايد از بچگى خشت خشت روى هم گذاشته تا ساخته شده منم مثل همه داشتم اين دنيارو ، سخت بود برام واسه خاطره اينكه ، به لطف خدا رو جفت پاى خودم رسيدم به اينى ك الان هستم ساده بگم از طناب كسى نگرفتم ... ٧٨٦
بِسْمِ خُداى اَحْدُ واحِدْ
جدا از اينكه همه توو اين دنيا زندگى ميكنيم اما هر كسى هم واسه خودش يه دنيايى داره كه شايد از بچگى خشت خشت روى هم گذاشته تا ساخته شده
منم مثل همه داشتم اين دنيارو ، سخت بود برام واسه خاطره اينكه ، به لطف خدا رو جفت پاى خودم رسيدم به اينى ك الان هستم
ساده بگم از طناب كسى نگرفتم برم بالا
بلكه خودمم طناب هزار نفر شدم واسه بالا اومدن
بگذريم از اينكه هركى از من رسيد اون بالا اولين كارى كه كرد يه چاقو زد به طناب و دل ما
خلاصه ، دنيايى ك الان حدود سى سال زحمتشو كشيدم بسازم اصل اولش انرژى مثبتى بوده كه دوست داشتم به همه برسونم از طريق موزيك كه تنها فَنى هست كه ادعا دارم سرش
يه وقتايى نميدونيد چه عشقى ميكنم وقتى فيدبك كارامو از كسايى ميبينم ك نكته سنج و دقيق هستن
تمام اين انرژى بر ميگرده به شما هواداران
هوادار ك چه عرض كنم من هوادارشونم
كم و زيادش اصلا ملاك نيست
مهم اينه ك هوادارام خاص هستن
هيچ وقت نخواستم يه لشكر صد مليونى فالور داشته باشم
داستانه همون مثالِ ك ميگفت : ٥ تا ٢٠ دلارى نميخوام يه صد دلارى بستمه 😜

يادم نميره يه شب ك خسته بودم از دنيا از خونه زدم بيرون پياده گَز ميكردم و به اين فكر ميكردم ك كجا خشت كج كاشتم ك حال الانم خوب نيست
توو اين فكر بودم ك يهو صداى يكى از موزيكامو شنيدم، ك چندتا جوون شاد شاده و به قول يه عارفى ، فارغ ز غوغاى جهان ، داشتن دم ب دمِ من ميدادن .
سرمو گرفتم بالا و گفتم دمت گرم الله كه با نشونه هات دل گرمم كردى به دنيام، اخه من از دنيا شادى ميخواستم و بس
سرمو گرفتم رو به آسمون
يه تك ستاره توو آسمونِ سياه داشت سوسو ميكرد
خدا بهم چشمك زد
اين همون نشونه بود
به خدام گفتم تا كى بايد صبر كنم
جواب داد (( وَ ما يوريكَ لَعل اَلساعه تَكونَ قَريباً
تو چه ميدانى شايد موعدش نزديك باشد )) -سوره ى احزاب /٦٣

اونجا بود ك دوباره جون گرفتم و گفتم شكرِت اوس كريم تا حالا ك خوب ساختى برام از اين به بعدشو لاتى تر بساز ... حالا من كه ستاره نيستم
ولى با يه چشمك به همه ى دوستام ميگم ؛ خدارو كم نگيريد ، درسته دنيا سياهِ ولى اميدتونُ نبرين
ختم كلام :
چشمك بزن ؛ اما فقط به خدا❤
اخه ميگن آهويى ك به كفتار چشمك ميزنه لياقت نداره سايه ى شير رو سرش باشه ... يا على
#majideslahi
Read more
بعضی وقت ها تمام کلمات و جملات دنیا را می گردم ، همهٔ شعر ها و نوشته های عاشقانهٔ عالم را ، می خواهم ببینم ...
Media Removed
بعضی وقت ها تمام کلمات و جملات دنیا را می گردم ، همهٔ شعر ها و نوشته های عاشقانهٔ عالم را ، می خواهم ببینم و بدانم اهل قلم چطور با کسی که دوستش دارند صحبت می کنند ؛ می دانی ، همهٔ نوشته های آن ها نیش دارند ، کنایه دارند ، گاهی جملات شان آنقدر از متن به حاشیه منحرف شده که "مخاطب خاصِ" حرف های خود را گمراه ... بعضی وقت ها تمام کلمات و جملات دنیا را می گردم ،
همهٔ شعر ها و نوشته های عاشقانهٔ عالم را ،
می خواهم ببینم و بدانم اهل قلم
چطور با کسی که دوستش دارند
صحبت می کنند ؛
می دانی ، همهٔ نوشته های آن ها
نیش دارند ، کنایه دارند ،
گاهی جملات شان آنقدر از متن به حاشیه
منحرف شده که "مخاطب خاصِ" حرف های
خود را گمراه و حتی
مردد می کنند!
هیچ کدام حرف شان را
رک و پوست کنده بیان نمی کنند!
شاید با معشوقهٔ خود رو دربایستی دارند!
من اما مثل آن ها نیستم ، اگر بخواهم حرفی بزنم
طوری بیانش میکنم که خودت میفهمی با "تو" ام!
با خودِ "تو"!
اگر روی دری ، دیواری ،
مکانی مجازی یا غیر مجازی
نشانی از دوستت دارم های من دیدی
بدان به "تو" مربوط است!
همانطور که میدانی
من یک پر روی خجالتی هستم!
تو ولی همهٔ دوستت دارم های
پنهان و پیدای مرا به "خودت" بگیر!!
#عرفان_محمودیان
Read more
Man #behtarin doste donya #dost k na #kheyli bishtar az ye dost # <span class="emoji emoji1f60d"></span><span class="emoji emoji1f49d"></span><span class="emoji emoji1f497"></span><span class="emoji emoji1f496"></span><span class="emoji emoji1f495"></span><span class="emoji emoji1f494"></span><span class="emoji emoji1f49e"></span><span class="emoji emoji1f49f"></span><span class="emoji emoji1f49d"></span><span class="emoji emoji1f60d"></span> . . . . . خیلی وقته ...
Media Removed
Man #behtarin doste donya #dost k na #kheyli bishtar az ye dost # . . . . . خیلی وقته دلم میخواد بگم دوست دارم بگم دوست دارم... بگم دوست دارم... از تو چشمای من بخون که من تو رو دارم فقط تو رو دارم بی تو کم میارم نبینم غمو اشکو تو چشمات نبینم داره میلرزه دستات نبینم ترسو توی نفس ... Man #behtarin doste donya #dost k na #kheyli bishtar az ye dost # 😍💝💗💖💕💔💞💟💝😍
.
.
.
.
.
خیلی وقته دلم میخواد بگم دوست دارم
بگم دوست دارم...
بگم دوست دارم...
از تو چشمای من بخون که من تو رو دارم
فقط تو رو دارم
بی تو کم میارم
نبینم غمو اشکو تو چشمات
نبینم داره میلرزه دستات
نبینم ترسو توی نفس هات
ببیین دوست دارم...
منم مثل تو با خودم تنهام
منم خسته از تموم دنیام
منم سخت میگذره همه شب هام
ببین دوست دارم...
ببین دوست دارم...
دوست دارم وقتی که چشماتو میبندی
با من به دردای این دنیا میخندی
آروم میشم بگی از غمات دل کندی
بیا به هم بگیم دوست دارم
دوست دارم, من اون چشمای قشنگو
دارم باست میخونم این آهنگتو
هر چی میخوای بگو از دل تنگتو
بیا به هم بگیم دوست دارم
نبینم غمو اشکو تو چشمات
نبینم داره میلرزه دستا
نبینم ترسو توی نفس هات
ببین دوست دارم...
منم مثل تو با خودم تنهام
منم خسته از تموم دنیام
منم سخت میگذره همه شب هام
ببین دوست دارم...
ببین دوست دارم...
دوست دارم وقتی که چشماتو میبندی
با من به دردای این دنیا میخندی
آروم میشم بگی از غمات دل کندی
بیا به هم بگیم دوست دارم
دوست دارم من او چشمای قشنگو
دارم باست میخونم این آهنگتو
هر چی میخای بگو از دل تنگتو
بیا به هم بگیم دوست دارم
آره دوست دارم.. 💝
دوست دارم💝
Read more
Loading...
Load More
Loading...