Loading Content...

مرد رو برای و

Loading...


Unique profiles
92
Most used tags
Total likes
0
Top locations
Moscow, Russia, Iran, Tehran Province
Average media age
742.4 days
to ratio
5.3
‌ حالا که روز جهانی مرد بوده، یه کم راجع به سختی‌هایی که جامعه به مردها تحمیل می‌کنه فکر کنیم. همیشه ...
Media Removed
‌ حالا که روز جهانی مرد بوده، یه کم راجع به سختی‌هایی که جامعه به مردها تحمیل می‌کنه فکر کنیم. همیشه وزنه بیشتر درباره‌ی فشارهای روی زنان بوده که البته به خاطر اینه که زنان فشارهای بیشتری رو متحمل شدن و می‌شن. منتها این به این معنی نیست که مردان فشاری رو تحمل نمی‌کنن و می‌شه فراموش‌شون کرد. یک الگوی ...
حالا که روز جهانی مرد بوده، یه کم راجع به سختی‌هایی که جامعه به مردها تحمیل می‌کنه فکر کنیم. همیشه وزنه بیشتر درباره‌ی فشارهای روی زنان بوده که البته به خاطر اینه که زنان فشارهای بیشتری رو متحمل شدن و می‌شن. منتها این به این معنی نیست که مردان فشاری رو تحمل نمی‌کنن و می‌شه فراموش‌شون کرد.
یک الگوی مردانگی قراردادی وجود داره که پسرها از سنین کم تلاش می‌کنن (و تلاش داده می‌شن) که تو اونا جا بشن. این الگو چند شاخصه داره: در کنترل بودن، رقابت کردن، قوی بودن، غلبه بر احساسات، توانمندی مالی، تکیه‌گاه بودن، و البته پوشیدن لباس‌ها و بازی کردن با اساب‌بازی‌ها و انجام ورزش‌ها و تفریحاتی که "به اندازه‌ی کافی" مردانه باشن.
یک مسئله‌ی دیگه هم هست که خیلی مهمه و اون اینه که اگر دختری رفتارهای مردانه داشته باشه، به خاطر پیش‌فرضِ پنهانِ برتر بودن جنس ذکور، تشویق می‌شه. اما وای به روزی که پسر بیچاره‌ای رفتاری دخترانه نشون بده. باز هم به خاطر پیش فرض پنهانِ پست‌تر بودن جنس مونث، مایه‌ی شرمساری عالم و آدم می‌شه.
بنابراین شما وقتی مرد هستید در تله‌ای هستید که یا باید خصوصیاتی که جامعه برای "مرد واقعی" تعریف کرده رو نشون بدید، یا به اندازه‌ی کافی ارزشمند نخواهید بود. موقعیت زنان در اینطور مواقع بهتره: اگر در الگوی رایج زنانگی جا نشن، خودشون رو به سمت الگوی مردانه سوق می‌دن و این در نظر دیگران بد به نظر نمی‌رسه.
یک "مرد واقعی" نمی‌رقصه، آرایش نمی‌کنه، صورتی و گل‌گلی نمی‌پوشه، پولداره، قوی و تکیه‌گاهه، سختی می‌کشه و صداش در نمیاد، گریه نمی‌کنه، احساسات نشون نمی‌ده، دائما خودش رو فدای اقتصاد خانواده می‌کنه، و خلاصه خیلی انسان محدود و گناه‌داریه. فکر کنید عزیزی فوت کرده و شما گریه‌تون میاد اما نمی‌تونید گریه کنید چون جنسیت‌تون می‌ره زیر سوال، رنگ لباس، برداشتن ابرو، استفاده از مواد آرایشی، تنگی شلوار، همه و همه می‌تونه هویت جنسی شما رو مورد حمله قرار بده و باعث قضاوت اطرافیان بشه. به نظر من تصورش هم ترسناک و خفه کننده‌ست.
توصیه‌م اینه که اگر مرد هستید این چهارچوب‌ها رو بشکنید و برای نظر و قضاوت اطرافیان پشیزی ارزش قائل نشید، و اگر زن هستید، هوای مردهای اطراف رو داشته باشید که بتونن خودشون باشن.
این تصمیمیه که من و سما قبل از ازدواج راجع بهش با هم حرف زدیم که قرار نیست سما نقش مردانه‌ی رایج رو بپذیره و من نقش زنانه‌ی رایج رو. مثل دو تا انسان که با هم زندگی می‌کنن، سعی کنیم با هم برابر رفتار کنیم. محبت، مشورت و اعتماد می‌تونه ما رو تو مسیر یادگیری و توزیع عادلانه‌ی نقش‌هامون کمک کنه.
Read more
Loading...
. فقیر نگاهی کرد ، #مرد زیر گرمای بی رحم آفتاب کار می کرد ، جلو رفت #مرد دستی به پیشونیش کشید ، لبخند ...
Media Removed
. فقیر نگاهی کرد ، #مرد زیر گرمای بی رحم آفتاب کار می کرد ، جلو رفت #مرد دستی به پیشونیش کشید ، لبخند زد ، نون جویی رو آورد و به طرف فقیر گرفت - سلام ، حتما گرسنه ای ، بیا این نونُ با هم بخوریم فقیر نونُ گرفت ، دوتا گاز زد دید نمیتونه بخوره ! خیلی سفتِ +‌ شما چجوری این نونُ میخورید ؟! - میندازم تو کاسه آب ... .
فقیر نگاهی کرد ، #مرد زیر گرمای بی رحم آفتاب کار می کرد ، جلو رفت
#مرد دستی به پیشونیش کشید ، لبخند زد ، نون جویی رو آورد و به طرف فقیر گرفت
- سلام ، حتما گرسنه ای ، بیا این نونُ با هم بخوریم
فقیر نونُ گرفت ، دوتا گاز زد دید نمیتونه بخوره ! خیلی سفتِ
+‌ شما چجوری این نونُ میخورید ؟!
- میندازم تو کاسه آب نم بکشه ...
فقیر مات و مبهوت با خودش فکر کرد نون جو همینطوریش تلخ مزه ست ، تازه وقتی هم نم بکشه بدتر میشه
#مرد انگار حرف دلش رو شنید ، گفت
- یه آقایی رو میشناسم ، برو در خونه اون آقا
.
.
در زد
وارد شد
#آقا با مهربانی ازش پذیرایی کرد
موقع رفتن فقیر با خجالت گفت
- آقا ، یه پرس غذا هم میدی با خودم ببرم برای یه باغبون ؟ خیلی دلم براش سوخت .. هیچی نداشت
+ این مرد باغبون کجاست ؟
- تو نخلستان ...
اشک از چشمای #آقا روان شد
+ این سفره ، سفره همون باغبونه !
.
.
مرد ، مولا علی ع و آقا ، حضرت امام حسن ع ...
.
.
« یک حاکم تویی که ستاره ها اشک میریزند برای وصله های جامه ات
یک حاکم این هایی که صفرهای حقوق نجومیشان خون میکند به دل تمام مستضعفان ....
.
سلام وارث ذوالفقار .... اینجا همه چشم ب راه عدالت نشسته ایم ، میشود بیایی ؟! »
.
#ابوتراب
#و‌ماادراک‌ماالابوتراب ..
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
.
Read more
—- —- یا همه ی زندگی اینقدر عجیب بوده و من حواسم نبوده،یا این روزها همه چیز عجیب و غریب شده! اول صبح ...
Media Removed
—- —- یا همه ی زندگی اینقدر عجیب بوده و من حواسم نبوده،یا این روزها همه چیز عجیب و غریب شده! اول صبح با هوس دمنوش اسطوخودوس کافه ویونای پالادیوم شروع میشه،بوی دمنوش و صدای پیانو پرتابت میکنه به اون صحنه ی نمایشنامه ی خرده جنایت های زن و شوهری،اونجایی که لیزا به همسرش می‌گه: «اونچه باعث می‌شه یک ... —-
—-
یا همه ی زندگی اینقدر عجیب بوده و من حواسم نبوده،یا این روزها همه چیز عجیب و غریب شده!
اول صبح با هوس دمنوش اسطوخودوس کافه ویونای پالادیوم شروع میشه،بوی دمنوش و صدای پیانو پرتابت میکنه به اون صحنه ی نمایشنامه ی خرده جنایت های زن و شوهری،اونجایی که لیزا به همسرش می‌گه: «اونچه باعث می‌شه یک زن و مرد با هم بمونن مسایل مبتذل و پستیه که بینشونه؛به خاطر منافع، ترس از تغییر، وحشت پیری، ترس از تنهایی، سست می‌شن، تحلیل می‌رن، دیگه حتی فکرشم نمی‌کنن که یک کاری بکنن تا زندگیشون عوض شه، اگه دست همو می‌گیرن فقط برای اینه که تنها به گورستان نرن،تو به خاطر دلایل منفی با من موندی.»
...
فکر میکنم که برم خونه و استراحت کنم،اما یه آدمی از عالم غیب میرسه و بهت هدیه میده،بی مناسبت!
عطری که دوست داری و یه عروسک فیل!!
همه ی آدم های نزدیک زندگیم میدونن که من چقدر فیل دوست دارم ولی هیچ وقت کسی منو با فیل خوشحال نکرده بود!!!
اصلا مطمئنم نزدیک ترین آدم های زندگیم نمی دونن عطری که منو خوشحال میکنه چیه!
عجیب نیست؟؟؟
بعد یه حضور دیگه از عالم غیب پیدا میشه که باعث میشه یه بار دیگه ارزش ها و ضد ارزش های زندگیم رو برای خودم مرور کنم.
باعث میشه بدونم شناخت اطرافیانم نسبت به من ربطی نداره به نسبت نزدیکی و دوریشون،مهم عمق شناختیه که من از خودم بهشون دادم.
درس روز چهارم: تو ذهن آدم ها اینقدر کثیف نباشیم که اون آدم ها حالشون از خودشون به هم بخوره.اونی که بازی میده،خودش بازی خورده س ... بازی خورده ای که دیگه چیزی برای از دست دادن نداره.
عزت نفس ... عزت نفس ... عزت نفس
یا همه ی زندگی اینقدر عجیب بوده و من حواسم نبوده،یا این روزها همه چیز عجیب و غریب شده!
.
.
.
#شب_چهارم
#چله_نشینی
#اعتماد
#عزت_نفس
Read more
. مردها نه عاشق زیبایی های یه زن بلکه عاشق برق چشمهاش میشن. وقتی به شما نگاه میکنند که مثل یه پرنده ی ...
Media Removed
. مردها نه عاشق زیبایی های یه زن بلکه عاشق برق چشمهاش میشن. وقتی به شما نگاه میکنند که مثل یه پرنده ی آزاد و رها خودتون رو به دست باد میسپارین، وقتی بالا و پایین میپرید، وقتی نه فقط با لبهاتون که با چشمها و قلبتون لبخند میزنید... اونها از دور می ایستند، به شما لبخند میزنن و از تماشا کردنتون لذت میبرن. و ... .
مردها نه عاشق زیبایی های یه زن بلکه عاشق برق چشمهاش میشن. وقتی به شما نگاه میکنند که مثل یه پرنده ی آزاد و رها خودتون رو به دست باد میسپارین، وقتی بالا و پایین میپرید، وقتی نه فقط با لبهاتون که با چشمها و قلبتون لبخند میزنید...
اونها از دور می ایستند، به شما لبخند میزنن و از تماشا کردنتون لذت میبرن.
و اونوقت دلشون میخواد که شما رو کنار خودشون داشته باشن تا از طراوت و شادابی شما همیشه قلبشون تازه بمونه.
و کی میتونه انکار کنه که یه مرد وقتی چیزی رو بخواد حتما بدستش میاره!؟
... همه چیز درست از همونجایی شروع میشه که یه مرد میترسه مرد دیگه ای این همه زیبایی رو در شما ببینه و عاشقتون بشه و داستان نرو، نخند، نپر، نپوش، نبین، نکن ها شروع میشه.
...
و داستان تکراری زنهایی که میخوان برن چون شاد نیستن و مردهایی که عاشق زنهای شاد دیگه ای میشن.
.
یه زن برق چشمهاشو از بال پروازش میگیره.
اگر میخواین زنی رو بکُشید فقط کافیه پر پروازش رو ازش بگیرید
چون هیچ زنی در اسارت نفس نمی کشه
زهرا
.
پ.ن: بدون هیچ گرایش جنسیتی، این متن رو برای دوست عزیزم نوشتم
Read more
حدود چهل و اندی سال پیش باغ کرج... _ الو، الو... صدا نمیاد بلندتر مامان عفی صداشو صاف میکنه و دهنی ...
Media Removed
حدود چهل و اندی سال پیش باغ کرج... _ الو، الو... صدا نمیاد بلندتر مامان عفی صداشو صاف میکنه و دهنی گوشی رو به صورتش نزدیک تر میکنه _ یه هفته ست به این باغبونه میگم کود بیاره برای نسترنا، میخوام زبون بسته ها جون بگیرن تا آخر ماه گوشی رو قطع میکنه و بلافاصله شماره بعدی رو میگیره و همینطور بعدی، در تدارک ... حدود چهل و اندی سال پیش باغ کرج...
_ الو، الو... صدا نمیاد بلندتر
مامان عفی صداشو صاف میکنه و دهنی گوشی رو به صورتش نزدیک تر میکنه
_ یه هفته ست به این باغبونه میگم کود بیاره برای نسترنا، میخوام زبون بسته ها جون بگیرن تا آخر ماه
گوشی رو قطع میکنه و بلافاصله شماره بعدی رو میگیره و همینطور بعدی،
در تدارک یه مهمونی بزرگه و مهمونا رو دعوت میکنه.
با خانم خواجه نوری که مشغول گپ زدنه صدای پارس سگ از ته باغ بلندتر و نزدیکتر میشه و رشته کلامشو میبره، داد میزنه:
_فاطی... فاطی...برین ساکت کنین اون ذلیل مرده رو، سرسام گرفتم.
فاطی و شوهر ناشنواش بلافاصله از ورودی آشپزخونه به پذیرایی سرکی میکشن و فاطی با زبون ایما و اشاره مرد رو روونه میکنه که سگ رو آروم کنه.
دم دمای غروبه، عطر خورش قیمه کل باغ رو پر کرده، از سالن بغل صدای قهقهه و داد و فریاد کرکری خوندن علی و دوستاش با تق تق چوبها و توپهای بیلیارد، مامان عفی رو کلافه میکنه.
_الو... چی داشتم میگفتم؟ الله اکبر، مگه این بچه حواس میذاره واسه آدم؟
رفتیم میز بیلیارد خریدیم از کلاب ،کاباره ها جمعش کنیم جلو چشممون باشه، بلای جون آوردیم واسه خودمون، هر شب این لاتا رو‌جمع میکنه اینجا!
مشغول غر زدنه که در باز میشه، پدر وارد میشه و صدای هیاهو بلندتر، فاطی میپره جلو و کیف مدارک و چتر رو از پدر میگیره و خوش آمد میگه.
مثه سربازی که به فرمانده ش احترام میذاره هر روز سر ساعت انتظار میکشه و این کار و با احترام و مراسم خاصی انجام میده...
و اینجا دقیقا همونجاییه که من دلم میخواست بپرم وسط قصه کیف و بقاپم و همه دستنوشته هاش رو با خط منحصر بفرد و استثناییش که با وسواس خاصی همه جزئیات کار و زندگیش رو یادداشت میکرد برای خودم نگه دارم و امروز در موزه ای کنار وسایل شخصی و عکساش با شرح خدماتی که برای ایران انجام داده به نمایش بگذارم و زیرش چند خطی ضمیمه کنم که بی دلیل کسی از نام آوران فرهنگ یک سرزمین نمیشه... .
.
پدر سال هفتاد و هفت در جنوب فرانسه از دنیا رفت و بی شک خواست خداوند بود که وقایع هفتاد و نه به بعد رو نبینه و در آرامش با جهان وداع کنه و من حسرت به دل دیدار نازنینش موندم
.
.
.
پی نوشت: قسمتی از نوشته های این روزهای من که امیدوارم روزی موفق به چاپ بشم، تا اون روز قسمتهایی کوتاه که در آینده با زندگی شخصی خودم ادامه پیدا میکنه در اینجا براتون به اشتراک میگذارم.
Read more
 #یادداشت_هایی_که_هیچ_وقت_منتشر_نشدند #شماره_سیزدهم وقتی ساعت چهار صبح بهم پیام دادی که دوستت ...
Media Removed
#یادداشت_هایی_که_هیچ_وقت_منتشر_نشدند #شماره_سیزدهم وقتی ساعت چهار صبح بهم پیام دادی که دوستت دارم. اولش خندم گرفت، گفتم شاید تو هم مثل همه اون زن‌هایی هستی که فقط می‌خوان از تنهایی فرار کنن. بهت گفتم ممنون اما ته دلم از اینکه یک نفر دیگه این جمله رو تکرار کرد خوشحال بودم. قطعا همه ما برای یک ... #یادداشت_هایی_که_هیچ_وقت_منتشر_نشدند
#شماره_سیزدهم
وقتی ساعت چهار صبح بهم پیام دادی که دوستت دارم. اولش خندم گرفت، گفتم شاید تو هم مثل همه اون زن‌هایی هستی که فقط می‌خوان از تنهایی فرار کنن. بهت گفتم ممنون اما ته دلم از اینکه یک نفر دیگه این جمله رو تکرار کرد خوشحال بودم. قطعا همه ما برای یک بار هم که شده مزه‌ی دوست داشتن رو تجربه کردیم اما شاید کیفیتش متفاوت بوده. طبیعتا اگه من هم جای تو بودم و یه آقای خوشتیپ بهم می‌گفت دوستت دارم، اون دوستت دارم با همه‌ی دوستت دارم‌هایی که من حوالت کرده بودم متفاوت بود. این یعنی کیفیت. اما همه چی که ظاهر نیست. من حاضر بودم برای داشتنت تک‌تک آدم‌ها رو کنار بزنم. شاید چشمام رنگی نبود و موی بور نداشتم اما قبول کن پسر چشم و آبرو مشکی هم جذابیت‌های خودش رو داره! شاید ادکلن یک میلیونی نمی‌زدم اما می‌دونی همین ادکلن دریکت 50 هزار تومنی از سال 1978 تا به امروز چند تا دختر رو بدبخت کرده؟ من خیلی با گزینه‌های تو متفاوت بودم اما این روزا یکی اومده که همه گزینه‌های روی میز رو بهم زده. وقتی نگام می‌کنه حس ضعف تمام وجودم رو میگیره و هر بار که میگه تو جذاب‌ترین مرد روی زمین هستی، صد بار نظرم رو نسبت به خدا و خلقتش تغییر میده. زن ترکیب نامتوازنی از حس دوست‌داشتن، زیبایی و مقدار قابل توجهی بوهای زنانست. فقط کافیه کمی عمیق‌ نفس بکشی تا اون بوی کشنده زن رو با تک‌تک سنسورهای بویاییت مزه مزه کنی. بوی هر زن مثل اثر انگشت هر آدمی متفاوته و من عاشق بوی عطر زنی شده بودم که وقتی پاش رو از خونم بیرون می‌ذاشت تا چند وقت در و پنجره‌ها رو باز نمی‌کردم تا وقتی برمی‌گردم خونه عطرش بزنه زیر دماغم و چنان ناک‌اوت بشم و بیفتم رو تخت و باز با یه سه کام حبس چنان بوی تنش رو از روی تخت بکشم تو ریه‌هام که بعدش قبله‌ام رو گم کنم و ندونم کجام. فقط بو بکشم، بو بکشم، بو بکشم و حس کنم که من تمام انتقامم رو از دنیا گرفتم و دیگه هیچ سهمی از اون ندارم. وقتی توی شهر قدم می‌زنم و زن‌های تکراری شبیه به هم رو می‌بینم، تازه میفهمم چقدر دوستت دارم. این دکترها هیچ خلاقیتی از خودشون ندارن. یک زن رو می‌گیرن و بعد یک زن شبیه به زن‌های دیگه رو به جامعه تحویل می‌دن و سیگاره که پشت سیگار میسوزه. من توو دوره‌ای گیر افتاده بودم که تمام زن‌ها شبیه به هم بودن و برای شبیه هم شدن تلاش میکردن؛ اما تو با بقیه فرق داشتی؛ اینو خوب بو کشیدم.
#شهاب_دارابیان #بو #زن #انتخاب #عشق #تو #ادکلن_زنانه #عطر
Read more
Loading...
<span class="emoji emoji1f6ab"></span>خسته‌این میدونم ولی بخونین🛇 همش از یک سیب شروع شد، اومدن انسان از بهشت به زمین رو میگم! اینکه خلق ...
Media Removed
خسته‌این میدونم ولی بخونین🛇 همش از یک سیب شروع شد، اومدن انسان از بهشت به زمین رو میگم! اینکه خلق شد و بزرگ شد نسل اندر نسل زاد و ولد کرد کشت، خورد، مرد، زنده شد... تا اینکه رسیدیم به الان... اگر‌میبینید خاطره‌ای ایجاد نمیشه و امسال هم‌مثل سال قبلیا تکراری و کلیشه‌ایه، خب خاطره رو خودتون بسازین! ... 🚫خسته‌این میدونم ولی بخونین🛇
همش از یک سیب شروع شد، اومدن انسان از بهشت به زمین رو میگم! اینکه خلق شد و بزرگ شد نسل اندر نسل زاد و ولد کرد کشت، خورد، مرد، زنده شد... تا اینکه رسیدیم به الان...
اگر‌میبینید خاطره‌ای ایجاد نمیشه و امسال هم‌مثل سال قبلیا تکراری و کلیشه‌ایه، خب خاطره رو خودتون بسازین! ولی خب هر کسی برای ایجاد یک خاطره‌ی خاصی ظرفیت داره...
مثلا من برای پیاده‌روی😎
از استوری ها متوجه بدشانسی ها و حرص خوردنای من بودید...این پست رو گذاشتم تا این خاطره‌ام رو کامل و جامع تر توصیف کنم...
با بدمینتون دوازده هزار تومنی کنار جاده‌ای که خریده بودیم( که الان دیگر در قید حیات نیست!) جلوی در باغ که صاحبش نیامده بود در حال ایجاد دلخوشی و خوش گذروندن الکی با این قیافه‌ی حرص آلود من بودیم... هیچ وقت با مهران به گردش نرید! چون من غررر میزنم همیشه حق با من بوده چون(انصافا)...
در رو به روش تیپیک دزد مآبانه باز کردیم خداروشکر کسی جایش نشکست...بعد رفتیم تو... سعی میکردم خودم رو مثبت با انرژی و خوشحال نشون بدم، گفتم خوب حداقل دستشویی دارن خداروشکر!
بعد از اینکه از خودمون عکس‌های مختلف فوق جذاب گرفتیم... مغز ایده تولید کنه من که خدا بگم چیکارش کنه..ایده تولید کرد و به خواهر بنده این ایده رو ابلاغ کرد که با نگاهی به گوگول مپ برای تخمین مقدار مسافت.. گفتم عع چیزی نیست که ده مایل زده پاشو بریم..تخمه به دست و پفک به دست راه افتادیم...هر ازگاهی کنار جاده میدوییدیم مردم فکر میکردن ورزشکاری چیزی هستیم بوق میزدن( احتمال زیاد بوق میزدن که عین غیر انسان کنار جادو ندویین ان شالله که اونجوری نبوده!)
بعد بیست کیلومتر راه رفتن😑 و غرر زدن و سوختن و له له زدن(چون یه کیلو تخمه با پفک خورده بودیم کاش ساقی طلایی هم داشتیم ...) دیدیم نمیشه حتی تبریز رو هم‌نمیبینیم😑تا اینکه دعا کردم و مستجاب شد(کاش یه چیز دیگه‌ای دعا میکردم شت!) ماشینی بوق و چراق زنان و با شوخی دو چندان و با لب‌های خندان به کنار جاده‌ای که ما برای در کردن خستگی نشسته بودیم به طرف ما با سرعت می‌آمد، پدر بود! دعا مستجاب شده بود ولی کم مونده بود خبر اول روزنامه ها بشیم، "پدری سر از شوخی پسر و دختر ورزشکارش را له کرد خداروشکر به سیبیل‌های این پسر آسیبی نرسیده‌..."
بعد اینکه سوار شدیم و در حالی که موها پریشان لب خشک پا درد،جاهای دیگه تحت فشار بود!
رفتیم...جالبه که پدر هوس کوه کرد😑😑 سرش هم رفتیم آقا...سر کوه...
خاطره رو اینجوری میسازن با ناخن بااا چنگگگ باااا درددد...
#کوه #باغ #پیاده‌_روی #سیزده_بدر #تشنه
Read more
@erfani.amir is a great friend, teacher, companion and travel buddy and I'm so happy to know him ...
Media Removed
@erfani.amir is a great friend, teacher, companion and travel buddy and I'm so happy to know him for 7 years. He's going to make somewhere else great like he did he in Iran and I can describe him in a couple of words: #Cgart.ir #Dominance_War_V #gameartisans.org #Moviefest #Blizardfest #Siggraph and ... @erfani.amir is a great friend, teacher, companion and travel buddy and I'm so happy to know him for 7 years.
He's going to make somewhere else great like he did he in Iran and I can describe him in a couple of words:
#Cgart.ir
#Dominance_War_V
#gameartisans.org
#Moviefest
#Blizardfest
#Siggraph
and ...
...........................
تقریبا سال ۲۰۱۰ بود که من از طریق مسابقه dominance_war_v # که cgart.ir یکی از community # های حاضر در اون بود، با امیرحسین به شکل جدی آشنا شدم و الان این دوستی سال هفتم خودش رو می‌گذرونه.
.
ما برای خیلی از کارها و رسیدن به خیلی از جاهایی که دوست داریم برسیم، نیاز به بستر داریم و توقع داریم یکی از بالا بیاد و بستر و آماده کنه تا ما توش فعالیت کنیم. ولی امیرحسین دوستی بود از جنس خودمون که منتظر کسی نمودند و خودش بستر رو برای دوستاش و نیروهای بعدی ساخت.
شاید خیلی ها مثل من، با فعالیت های این مرد و سایت cgart.ir # و ایونت های مختلف جذابی که برگزار می‌کرد، توانستند قدم های جدی و حرفه ای تری رو برای خودشون بردارند.
بعد از چندین سال فعالیت در عرصه بازی‌سازی ایران و هنر دیجیتال، صمیمانه بهت میگم خسته نباشی و دمت گرم و امیدوارم هرجا هستی موفق و سلامت باشی مرد.
داری میری، ولی یادمون نمیره که چه کردی.✊
#دوست، #معلم، #استاد، #انرژی_بخش و #همسفر بسیار خوب.
...........................
@blackcubegames #videogame #game #gameart #indiegame #indiedev
Read more
Loading...
. . #Fences (2016) ساخته‌ی #دنزل_واشنگتن . دنزل در سومین کارگردانیش، طبق معمول همیشه خودش ...
Media Removed
. . #Fences (2016) ساخته‌ی #دنزل_واشنگتن . دنزل در سومین کارگردانیش، طبق معمول همیشه خودش نقش اول رو بازی می‌کنه و این بار هم جامعه‌ی سیاه‌پوستان رو مورد هدف قرار داده. فیلم سینمایی "حصارها" روایت زندگی خانواده‌ی "تروی مکسون"، بازیکن سابق بیسبال -که در زمان خودش نادیده گرفته شده- و کارگر ... .
.
#Fences (2016)
ساخته‌ی #دنزل_واشنگتن
.
دنزل در سومین کارگردانیش، طبق معمول همیشه خودش نقش اول رو بازی می‌کنه و این بار هم جامعه‌ی سیاه‌پوستان رو مورد هدف قرار داده.
فیلم سینمایی "حصارها" روایت زندگی خانواده‌ی "تروی مکسون"، بازیکن سابق بیسبال -که در زمان خودش نادیده گرفته شده- و کارگر زباله جمع کن در ایالت پنسیلوانیا حوالی سال ۱۹۵۰ ست و بهترین خلاصه‌ای که از فیلم می‌شه گفت، دیالوگی از خود فیلم باشه:
"حصارها همیشه برای دور نگه داشتن افراد خارجی نیستند، گاهی برای نگه‌ داشتن اونهایی‌اند که داخل‌اند!"
در اولین نگاه به فیلم، بازی خیره کننده‌ی "دنزل واشنگتن" و #وایولا_دیویس به چشم میاد و شاید یکی از بزرگترین اشتباهات اسکار اخیر نادیده گرفتن دنزل به عنوان بهترین بازیگر نقش اول مرد بود، جایی که "کیسی افلک" با فیلم "Manchester by the Sea" برنده‌ی این جایزه شد. اما به طور قطع فیلمنامه‌ی فیلم در این موضوع خیلی موثره؛ فیلمنامه از نمایشنامه‌ای اثر "آگوست ویلسون" و برنده‌ی جایزه‌ی پولیتزر و تونی اقتباس شده که ۶ سال قبل دنزل خودش نقش اصلی تئاترش رو برعهده داشته، اون که به شدت آدم دقیق و اخلاق‌مداریه به متن‌ها هم خیلی متعهده و تلاش کرده تا هر چه نزدیک‌تر به فیلمنامه اون رو کارگردانی و بازی کنه.
جز تیم بازیگری و فیلمنامه نکته‌ی خاصی در فیلم وجود نداره اما از اون دسته فیلمهایی رو شاهدیم که از دیدنش خیلی لذت خواهیم برد و شاید بعدها قلقلک بشیم تا دوباره ببینیم. در سال کم فروغ ۲۰۱۶، "حصارها" از معدود فیلم‌های خوب این ساله و دیدنش توصیه می‌شه.
.
#اسکار:
برنده‌ی جایزه‌ی بهترین #بازیگر_مکمل_زن و همچنین نامزد ۳ جایزه‌ی دیگر #بهترین_فیلم، بهترین #کارگردانی و #بازیگر_مرد
.
نمره‌ی پیج: ۸.۲
.
#CN__Review
#CN__Fences
#CN__Denzel_Washington
#CN__Viola_Davis
#CN__Stephen_Henderson
#CN__Jovan_Adepo
#CN__2016
#CN__
.
Read more
فصل ۸/قسمت ۲(قسمت ۶۴) : داستان از نگاه راوی : همه چیز تو جنگ برای امیلی و گروهش سخت تر میشد . انگار ...
Media Removed
فصل ۸/قسمت ۲(قسمت ۶۴) : داستان از نگاه راوی : همه چیز تو جنگ برای امیلی و گروهش سخت تر میشد . انگار هر چیز و هر کسی بر علیهشونه ! هنوز کسی از مرگ نایل خبر نداشت . تا اینکه لویی در حال جنگ ، جسد بی جون نایل رو ، روی برف ها پیدا کرد . بدون هیچ مکثی به سرعت به سمت نایل دوید . وقتی که بدن بی جون نایل رو دید . با ... فصل ۸/قسمت ۲(قسمت ۶۴) :
داستان از نگاه راوی :
همه چیز تو جنگ برای امیلی و گروهش سخت تر میشد .
انگار هر چیز و هر کسی بر علیهشونه !
هنوز کسی از مرگ نایل خبر نداشت .
تا اینکه لویی در حال جنگ ،
جسد بی جون نایل رو ، روی برف ها پیدا کرد .
بدون هیچ مکثی به سرعت به سمت نایل دوید .
وقتی که بدن بی جون نایل رو دید .
با زانو هاش روی زمین افتاد.
سرش رو تو دستاش گرفت و بلند کرد .
با دیدنش چند قطره اشک از چشماش سرازیر شد .
بعد از چند لحظه لویی داشت هق هق گریه میکرد .
ولی میدونست اگه همین طوری اونجا بشینه ، کشته میشه .
واسه همین خودشو جمع کرد و نایل رو به ارومی گذاشت رو زمین .
و برای همیشه ازش خداحافظی کرد .
از سرجاش بلند شد و ایستاد .
وقتی برگشت ....
کسی رو جلوش دید .
و بعدش درد شدیدی رو تو سینه اش احساس کرد .
چند قدم به سمت عقب رفت .
سرش رو اورد پایین و خنجری که تو قلبش فرو رفته بود ، رو دید .
تمام توانشو جمع کرد و اون خنجر رو در اورد .
و به سمت همون مرد پرتاب کرد .
اون خنجر دقیقا به قلبش فرو رفت .
لویی برای اخرین بار لبخند زد .
و روی زمین کنار نایل افتاد .
برای اخرین بار گفت :
« حالا بازم همدیگه رو میبینیم نایل »...
#LoversWillDie
قسمت بعدی = ۶۰ لایک و ۶۷۰ فالورز
Read more
. از قرن نوزدهم به بعد جنسیت به منزله‌ی­ مفهومی دوگانه، به الگویی برای انواع میل جنسی مدرن تبدیل شد. ...
Media Removed
. از قرن نوزدهم به بعد جنسیت به منزله‌ی­ مفهومی دوگانه، به الگویی برای انواع میل جنسی مدرن تبدیل شد. بر اساس این دوگانگی جنسیتی، هرگونه تخطی­ از مردانگی به زن‌صفتی تعبیر می­شود. ولی، فرهنگ ایرانیان قرن نوزدهم، از شیوه‌های دیگری برای نامیدن مردان، مانند «اَمرد» (پسران نوجوان) و «مُخنث» (مرد ... .
از قرن نوزدهم به بعد جنسیت به منزله‌ی­ مفهومی دوگانه، به الگویی برای انواع میل جنسی مدرن تبدیل شد. بر اساس این دوگانگی جنسیتی، هرگونه تخطی­ از مردانگی به زن‌صفتی تعبیر می­شود. ولی، فرهنگ ایرانیان قرن نوزدهم، از شیوه‌های دیگری برای نامیدن مردان، مانند «اَمرد» (پسران نوجوان) و «مُخنث» (مرد بالغی که می‌خواهد مفعول میل مردان بالغ باشد) بهره می‌بُرد که معادل زن‌صفتی نبود. تصور بر آن است که .....
.
.
#زنان_سیبیلو_و_مردان_بی_ریش
#افسانه_نجم_آبادی
.
.
این کتاب رو خوندین؟
به این کتاب چه امتیازی میدین؟
⬅️خیلی خوب
⬅️خوب
⬅️ متوسط
⬅️ بد
.
.
برای آشنایی با این کتاب به کانال تلگرام‌مون سر بزنید.
لینک کانال در بخش بیو @ketabdoost به رنگ آبیه.
.
telegram.me/ketabdoosti
.
#کتاب #کتاب_دوست #معرفی_کتاب #کتابها #کتاب_خوب #کتاب_بخوانیم #مطالعه #مطالعه_کنیم #کتاب_جالب #پیشنهادکتاب #پیشنهاد_کتاب #روانشناسی #ذهن #ketab #ketabdoost #book #books #instabook #bookstagram #bookish
Read more
 #کتاب «تحسین» روزنامه‌نگار و نویسنده‌ای که از همسرش جدا شده و نامزدی بی‌نتیجه‌ای رو هم پشت سر گذاشته، ...
Media Removed
#کتاب «تحسین» روزنامه‌نگار و نویسنده‌ای که از همسرش جدا شده و نامزدی بی‌نتیجه‌ای رو هم پشت سر گذاشته، عاشق دختری میشه که از هر نظر اونو درک میکنه و می‌شناسه ولی دختر تحسین رو بر سر دوراهی سرنوشت‌سازی قرار میده، برای اثبات عشق‌ش باید خواسته‌ی دختر رو اجابت کنه ولی ... چیزی که در این رمان خیلی منو ... #کتاب
«تحسین» روزنامه‌نگار و نویسنده‌ای که از همسرش جدا شده و نامزدی بی‌نتیجه‌ای رو هم پشت سر گذاشته، عاشق دختری میشه که از هر نظر اونو درک میکنه و می‌شناسه ولی دختر تحسین رو بر سر دوراهی سرنوشت‌سازی قرار میده، برای اثبات عشق‌ش باید خواسته‌ی دختر رو اجابت کنه ولی ...❤
چیزی که در این رمان خیلی منو تحت تاثیر قرار داد این بود که چطور یک بانوی نویسنده تونسته به این خوبی در قالب یک مرد فرو بره و داستان رو از زبان اون روایت کنه، موقع خوندن‌ش چند بار اسم نویسنده رو خوندم تا مطمئن بشم که اشتباه نمی‌کنم.

در بخشی از داستان می‌خونیم "این همه راه آمدم تا خداحافظی قشنگی باهات بکنم.توی این اتاقک دودگرفته، بین این جفت‌هایی که خیلی عاشق هم هستند و زیر برفی که روی سقف می‌ریزه من با تو خداحافظی می‌کنم و ممنونم که خودت را قربانی می‌کنی." #عاشقانه #فریباکلهر #فریبا_کلهر #نشرآموت #نشر_آموت #کتابدونی #کتابخونی #کتابخونه #کتابخون #کتابخوان #کتابخوانی #کتابخانه #رمان #ایرانی #تحسین #خال_بانو #قلب_نقره‌ای #مطالعه

#mustseeiran
Read more
Loading...
 #santiago #chile #AbdullahOmidvar #shotonnote8 #omidvarbrothers داستان دو برادر معروف و جهانگرد ...
Media Removed
#santiago #chile #AbdullahOmidvar #shotonnote8 #omidvarbrothers داستان دو برادر معروف و جهانگرد ایرانی رو خیلی ها میدونن. خیلی ها به موزه برادران امیدوار رفتن یا کتاب سفرنامه هاشون رو خوندن. #برادران_امیدوار که اولین مستند سفر دور دنیا رو ساختن و ماه ها با اسکیمو ها و آمازونی ها و مردم قبایل ... #santiago #chile #AbdullahOmidvar #shotonnote8 #omidvarbrothers
داستان دو برادر معروف و جهانگرد ایرانی رو خیلی ها میدونن. خیلی ها به موزه برادران امیدوار رفتن یا کتاب سفرنامه هاشون رو خوندن. #برادران_امیدوار که اولین مستند سفر دور دنیا رو ساختن و ماه ها با اسکیمو ها و آمازونی ها و مردم قبایل مختلف آفریقا زندگی کردن و پژوهش کردن و فیلم ساختن. داستان سفرهای دو برادر امیدوار برای من هم مثل هزار و یک شب بوده و وقتی رسیدم به #سانتیاگو اولین چیزی که فکر کردم یکی از برادران امیدوار بود. عبدالله امیدوار که تو شیلی معروفه به "دُن عبدالله" که جهانگردی بوده که حدود شصت و پنج سال پیش با موتور سفر و پژوهش رو شروع کرده و بعد از تموم شدن سفر ده سالشون به شیلی مهاجرت کرده. دُن عبدالله که حالا یه دفتر بزرگ و معروف فیلم سازی در شیلی داره و یک سالی هر شب مهمون تلویزیون شیلی بوده با برنامه ای به اسم هزار و یک روز و داستانهای سفرش. -
#عبدالله_امیدوار گفته بود ساعت یازده دفترش باشیم. کسی که برای ما در رو باز کرد خانوم مسنی با چشمهای نافذ بود که فهمیدم لوئیسای معروفه که هیچ وقت دوست نداره جلوی دوربین باشه. لوئیسایی که در واقع دلیل مهاجرت عبدالله به سانتیاگو بوده و پنجاه و نه سال کنارش بوده. دختر دبیرستانی که سال آخر دبیرستان و با رسیدن دو برادر به سانتیاگو، اونا رو تو مدرسه میبینه و چهار سال تمام و تا تموم شدن سفرشون در جاهای مختلف دنیا با عبدالله از طریق نامه در ارتباط بوده و ... از چهار ساعت صحبت با عبدالله امیدوار و تعریف داستان هاش، توضیحش درباره سفر و آیا دلش نمیخواسته دوباره به جاده ها برگرده، از حسش به #شیلی و #ایران (که پنجاه و نه ساله ندیدتش) و از اتفاقات دیگه که تو این چهار ساعت صحبت ضبط کردم، دوست داشتم داستان عاشقیش در سفر و تغییر سرنوشتش رو تو این نه تا ویدیو کوتاه بشنوین.
امیدواری که در هشتاد و هفت سالگی، امید و انرژی و عشق رو میشد در چشم‌هاش دید. این مرد نازنین -
این ویدیوها رو با گوشی گرفتم و چون تو سفرم با امکانات کم، با همین گوشی ادیت مبتدی کردم چون طاقت نداشتم نگه ش دارم تا مستند سفرم! بقیه داستا ن‌هاش ولی بمونه برای بعد:)
Read more
. وقتی مردی شما رو بخواد، هیچ چیز نمی تونه جلوش رو بگیره!! . پس بدانید اگر واسه ازدواج بهانه مشكلات رو میاره، یا شما رو نمی خواد یا هنوز تردید داره كه شما كیس ازدواجشید یا دیگری! . وقتی مردی شما رو نخواد، هیچ چیز نمی توونه نظرش رو برگردونه و نگهش داره!!! . پس اگه واسه نگه داشتنش مجبورید خیلی ... 👇👇
.
وقتی مردی شما رو بخواد، هیچ چیز نمی تونه جلوش رو بگیره!! .
پس بدانید اگر واسه ازدواج بهانه مشكلات رو میاره، یا شما رو نمی خواد یا هنوز تردید داره كه شما كیس ازدواجشید یا دیگری!
.

وقتی مردی شما رو نخواد، هیچ چیز نمی توونه نظرش رو برگردونه و نگهش داره!!!
. پس اگه واسه نگه داشتنش مجبورید خیلی وقتا از خیلی چیزا بگذرید یا متوسل به دعا و حاجت شید، بدونید كه رفتنیه!! وقتتون رو تلف نكنید! اون حتی بعد از ازدواج با شما نیز، مال شما نیست!
.
دست از بهانه گیری به جهت رفتار یه مرد بردارید! .
اونا اصلاً به حرفای شما گوش نمی دن!! این باعث می شه به مرور شما رو یه زن نق نقو یا غرغرو بدونند و وقتی دارید انتقاد می كنید به همه چیز فكر كنند جز حرفای شما!
.
اصولاً اگه از رفتارشون شكایت دارید بهتره بزارید واسه یه فرصت دیگه! زمانی كه به عشق شما معترفه و نمی تونه به شما توجه نكنه! .

یادتون باشه رفتار آرامتر، همیشه بهتره
هیچوقت خودتون رو برای حفظ رابطه ای كه خودتون تشخیص می دید ارزشش رو نداره، تغییر ندید...
.
چون مدتها بعد، زمانی كه تغییر كردید و دلتون واسه خودتون تنگ شد، می فهمید شخصی كه روبروی شما ارزشش رو نداشته و اون زمان دیگه فرصتی واسه جبران نیست...
.

قبل از اینكه بفهمید واقعاً چه چیزی خوشحالتون می كنه، با كسی ارتباط برقرار نكنید.
.
کاری کنید که بعضی وقت ها دلش برایتان تنگ شود. .
وقتی مردی همیشه بداند که کجا هستید و همیشه در دسترسش باشید، کم کم نادیده تان می گیرد .
( 567 بار در روز بهش زنگ نزن بگو کجایی ، با کی هستی ، برنامت چیه ، دلم برات تنگ شده ، کی ببینمت ) .
😡هیچوقت مرد کس دیگری را هم قرض نگیرید ( عزیز من سیب زمینی که نیست مرده ) .
- اگر به کس دیگری خیانت کرد، مطمئن باشید که به شما هم خیانت خواهد کرد ( خدا ازشون نگذره) .
.
.
Read more
. خب دوستان ب پایان سال مقدس نود و شش رسیدیم . سالی ک بسیار بسیار خاطره انگیز و ماندگار میشه در تاریخ ...
Media Removed
. خب دوستان ب پایان سال مقدس نود و شش رسیدیم . سالی ک بسیار بسیار خاطره انگیز و ماندگار میشه در تاریخ معاصر ایران و ایرانیان . در پایان سالی هستیم ک‌ با قهرمانی پرسپولیس شروع شد و با برد ننگین و فاجعه بار برابر تیم سیرالئون در ورزشگاه آزادی با نهایتا هزار تماشگر تمام شد . سالی ک روحانی دوباره رییس جمهور ... .
خب دوستان ب پایان سال مقدس نود و شش رسیدیم . سالی ک بسیار بسیار خاطره انگیز و ماندگار میشه در تاریخ معاصر ایران و ایرانیان . در پایان سالی هستیم ک‌ با قهرمانی پرسپولیس شروع شد و با برد ننگین و فاجعه بار برابر تیم سیرالئون در ورزشگاه آزادی با نهایتا هزار تماشگر تمام شد . سالی ک روحانی دوباره رییس جمهور شد و ائتلاف رییسی ها و تتلیتی ها جواب نداد . سالی ک دلار ب پنج هزار تومن رسید ، سانچی آنقد سوخت در وسط دریا ک تبدیل ب خاکستر شد ، سالیکه داعش ب خودش جرات حمله تروریستی داد و ما نشان دادیم هیچی ک نداریم هیچ ، امنیتم نداریم . سالیکه معدن یورت و هواپیمای آسمان منهدم شدن و آب از آب تکان نخورد ، سالی ک کرمانشاه چنان لرزید ک بدن تمام ایران را لرزاند و سلاطین شوآف را راهی این شهر کرد و هنوزم ک هنوزه خیلیاشون بلد نیستن که سر پل ذهاب رو‌ با کدوم ز مینویسن ، سالی که خوزستانِ نجیب و صبور بیش از حد همیشگی خاک بر سر شد ولی بازم پاسخگویی پیدا نشد ، سالی ک انقلاب تخم مرغی راه افتاد و مظلومانه ترین راهپیمایی و اعتراضات مردمی ب اشد مجازات سرکوب شد .سالی ک دو مرد تاریخی و اسطوره ی ورزشیمون خوش درخشیدن یکی در رسم مردانگی و کمک ب مردم کرمانشاه و دیگری در برابر ظلم و بیداد و ستمگری مافیای فوتبال . امسال آبستن اتفاقات بیشماری بود ک شاید من مقداریشو از یادم رفته و الان حضور ذهن ندارم ، خودتون ب بزرگیتون ببخشید و اگه مایل بودید کامنت بدید و اضافه کنید .
.
.
.
.
.
امسال با همه بدیها و حداقلی خوشی برای کشورم گذشت ولی برای خودم سال پر از هیجان بود ، سالی بود برام ک با ی اکیپ هنری آشنا شدم ک از بودن در کنارشون لذت میبرم . از اظهار نظراتشون و دیدگاهشون . چ اونایی ک حضوری همدیگه رو دیدیم و چه اونایی ک بصورت مجازی . امسال سال پرباری بود واسم خیلی کسب تجربه و علم کردم . یکی دوتا اتفاق ناگوار واسه خانوادم افتاد ک واقعا خداروشکر میکنم ک ب خیریت ازشون عبور کردیم . به سال جدید ک میاد خیلی امیدوارم و بنظرم بهترین سال زندگیم در این دهه ی اخیر به حساب میاد . از همه کسانی ک صفحه من و استوری های من رو دنبال میکردن و هستن تشکر ویژه دارم ، بسیار بسیار منت گذاشتید دمتون گرم . امیدوارم سالی گذشت رو بعنوان تجربه ی برای آینده ازش استفاده‌کنید .امیدوارم همه ی ایران خوشحال باشند و تنی سالم داشته باشند . هیچ چیزی با ارزشتر از سلامتی نیست . دمتون گرم خیلی مخلصم
Read more
Loading...
امروز از اول صبح تا همین یک ساعت پیش کلی عاشق شدم...یک مشت عشق ناکام...! عاشق پیر مردی شدم که داشت با ...
Media Removed
امروز از اول صبح تا همین یک ساعت پیش کلی عاشق شدم...یک مشت عشق ناکام...! عاشق پیر مردی شدم که داشت با زنش راه می رفت؛حیف که پیچیدند توی خیابون اصلی و من نشنیدم که سال ها قبل وقتی آقا پاکت نامه رو زیر در خونه هل داد تو،چطور هل شده و فرار کرده... عاشق مادری شدم که داشت دخترکش رو از مدرسه می آورد و به اون می ... امروز از اول صبح تا همین یک ساعت پیش کلی عاشق شدم...یک مشت عشق ناکام...!
عاشق پیر مردی شدم که داشت با زنش راه می رفت؛حیف که پیچیدند توی خیابون اصلی و من نشنیدم که سال ها قبل وقتی آقا پاکت نامه رو زیر در خونه هل داد تو،چطور هل شده و فرار کرده...
عاشق مادری شدم که داشت دخترکش رو از مدرسه می آورد و به اون می گفت:فرقی نداره معلمت توی دفترت چه یادداشتی برای من گذاشته باشه؛اگه فقط خودم حس کنم دانش آموز خوبی بودی امروز برات جایزه می خرم...دیگه ندیدم که چیزی خرید یا نه...
عاشق مرد رفتگر شدم که یه تیکه از گوشت ناهارش رو برای یه گربه کوچکی انداخت.همین وقت بود که یه گربه دیگه هم اومد و من سوار تاکسی شدم و دیگه نفهمیدم پیر مرد خودش و مهمونان ناخونده اش رو چه طوری سیر کرد...
دلم برای پیر زنی پر کشید که برای سلامتی هر جوونی که از کنارش رد می شد یه صلوات می فرستاد؛دلم می خواست منم از کنارش رد بشم اما دیگه رسیده بودم به درخونه خودمون...
حالا فکر می کنم بعضی حس ها با همه ی ناتمام موندنشون چقدر خوب اند... #شمال #عشق,محبت #روستا
Read more
 #IWD2019 به نظر من موانع سر راه موفقیت/پیشرفت/برابری زنان، دو دسته‌ی ‌کلی هستن. اولی طرز فکر تک تک ...
Media Removed
#IWD2019 به نظر من موانع سر راه موفقیت/پیشرفت/برابری زنان، دو دسته‌ی ‌کلی هستن. اولی طرز فکر تک تک ما (زن و مرد) به عنوان شهروند/خانواده/دوست/همکار که می‌تونیم شرایط دیده شدن و رشد و دسترسی به منابع رو برای زنان و دختران اطرافمون فراهم کنیم، و‌ در این مسی #IWD2019 به نظر من موانع سر راه موفقیت/پیشرفت/برابری زنان، دو دسته‌ی ‌کلی هستن. اولی طرز فکر تک تک ما (زن و مرد) به عنوان شهروند/خانواده/دوست/همکار که می‌تونیم شرایط دیده شدن و رشد و دسترسی به منابع رو برای زنان و دختران اطرافمون فراهم کنیم، و‌ در این مسی
رفاقت رو از دست فروش بازار نخریدم، بلکه تو کوچه های خاکی محلمون یاد گرفتم پس خوب می دونم برای کدوم رفیق ...
Media Removed
رفاقت رو از دست فروش بازار نخریدم، بلکه تو کوچه های خاکی محلمون یاد گرفتم پس خوب می دونم برای کدوم رفیق زمین بخورم که از زمین خوردنم شاد نشه بلکه دست خاکیم رو بگیره و منو از زمین بلند کنه… #رحمان_قدمی ️عشق جان مرسی که هستی و مثل کوه پشتمیتا پای جون کنارتم مرد بزرگ #رحمان_قدمي #مجری #تلویزیون ... رفاقت رو از دست فروش بازار نخریدم، بلکه تو کوچه های خاکی محلمون یاد گرفتم پس خوب می دونم برای کدوم رفیق زمین بخورم که از زمین خوردنم شاد نشه بلکه دست خاکیم رو بگیره و منو از زمین بلند کنه…

#رحمان_قدمی ♥️عشق جان مرسی که هستی و مثل کوه پشتمی💪♥️😍تا پای جون کنارتم مرد بزرگ♥️💪
#رحمان_قدمي #مجری #تلویزیون #استیج
#صداوسیما #مازندران
#برنامه #مازرونی_شو #مسابقه #بوردکا #ایران #عباس_هاشمی #اپراتور_عباس_هاشمی #موزیک_صحنه #تخصصی #استیج #جشنواره #سمینار #آیینی #مذهبی #سنتی_ایرانی #♥️🙏 #رحمان_قدمی #مجری #مسابقه #بوردکا
#نمایشگاه_قائمشهر
#rahman_ghadami #abbas_hashemi_pop #music #tv #mojri #mazandaran #iran
@photo by : @ali.madhushian
Read more
Loading...
. بابا چیزی نشده تشتشک های همه پریده همش فیلم بود! تیاتر بود آقا، داعشی در کار نبود، همه عینه #نقی_معمولی ...
Media Removed
. بابا چیزی نشده تشتشک های همه پریده همش فیلم بود! تیاتر بود آقا، داعشی در کار نبود، همه عینه #نقی_معمولی بازیگر بودن! جلوی دوربین فیلم بازی میکردن! پشت دوربین هم #سیروس_مقدم اشاره میکرد کات میکردن،همه عوامل فیلم کنار هم چایی میزدن اون لگد هم اصلاً نخورد پشت تلفن هم کسی نبود که بیاد سراغ ... .
بابا چیزی نشده تشتشک های همه پریده
همش فیلم بود!
تیاتر بود آقا، داعشی در کار نبود، همه عینه #نقی_معمولی بازیگر بودن!
جلوی دوربین فیلم بازی میکردن!
پشت دوربین هم #سیروس_مقدم اشاره میکرد کات میکردن،همه عوامل فیلم کنار هم چایی میزدن
اون لگد هم اصلاً نخورد
پشت تلفن هم کسی نبود که بیاد سراغ بچه ها!
همش فیلم بود!
اما واقعیت ماجرا میدونی کجاست؟
واقعیت ماجرا،تو بیابون های #تنف و تلعفعر بود، اون جایی که محسن حججی رو زنده و زخمی و تشنه گرفتن!
و این بسیجی #خمینی مثل شیر شرزه تو چشم های دواعش نگاه میکرد و مرگ و به سخره گرفته بود!
واقعیت ماجرا #خانطومان بود و لشگر 25 کربلا که 16 نفر از رعنا ترین جوانان این مملکت، که بعضی ها، تازه داماد بودن مثل برگ پاییزی رو زمین ریختند!
واقعیت ماجرا رو باید از خانواده شهدا، از و همسر و مادر #شهید_حججی پرسید که وقتی عکس جوون رعناشونو، تو چنگال داعش دیدند، خنجر کفر و رو پهلوی جوونشون دیدن چی بهشون گذشت!
اونجا دیگه فیلمنامه و کارگردان نبود که کات بده!
سکانس یک بار فیلمبرداری میشد اونم توسط خوده خدا!
واقعیت ماجرا رو باید از همسر شهید حاج عباس عبداللهی پرسید که وقتی فیلم دوره کردن پیکر شهیدش توسط داعش و دید چی بهش گذشت!
واقعیت ماجرا رو باید از همسر #شهید_اسکندری پرسید که وقتی سر شوهرش رو روی نیزه دید چه حالی شد!
واقعیت ماجرا رو باید از اون نو عروسی پرسید که دو هفته قبل تو خرید عروسی بود و حالا باید بند های کفن و باز کنه تا مردشو برای آخرین بار ببینه!
واقعیت ماجرا رو باید سالها بعد از نوزاد چند ماهه #شهید_بلباسی پرسید که از نوزادی یتیم شدن یعنی چی!
واقعیت ماجرا رو باید از دختر بچه های شهدای مدافع حرم پرسید که از الان تا شب عروسی باید ماکت بابا شونو بغل کنن!
واقعیت ماجرا رو باید از همسر تازه عقد کرده #شهید_سیاوشی شنید که ماشین عروسش کنار مراسم تشییع شوهرش پارک بود!

پسر جون اینا همش الکی بود!
فیلم اصلی رو #مدافعان_حرم زینب کبری بازی کردند که فیلمشون تو عرش اعلی اکران خصوصی بود برای خوده خدا، فرش قرمز شونم با خونشون رنگین شد و جایزه بهترین بازیگر مرد هم از دست های حضرت زهرا گرفتن!
آره داداش
اینا همه فیلمه!
قهرمان های اصلی جای دیگه ان!
اگه نبودن مدافعان حرم، لباس ناموس خیلی از این روشنفکر ها سر کلاشینکف بود!
#پایتخت۵
@meysam_zlf
Read more
‌ قهر بودم و سرسنگین. توی ده روز گذشته ده بار بهت گفته بودم که بریم خرید و گفته بودی چشم و باز به روی خودت ...
Media Removed
‌ قهر بودم و سرسنگین. توی ده روز گذشته ده بار بهت گفته بودم که بریم خرید و گفته بودی چشم و باز به روی خودت نمیاوردی. پشت پنجره آشپزخونه ایستاده بودم و داشتم فیله های ماهی رو میچیدم توی مواد برای شام. اومدی پشت کانتر آشپزخونه و همینطور که سرت توی گوشی بود گفتی “بنظرم زن و مرد نداره! ذات آدمیزاد نیاز به ...
قهر بودم و سرسنگین. توی ده روز گذشته ده بار بهت گفته بودم که بریم خرید و گفته بودی چشم و باز به روی خودت نمیاوردی. پشت پنجره آشپزخونه ایستاده بودم و داشتم فیله های ماهی رو میچیدم توی مواد برای شام. اومدی پشت کانتر آشپزخونه و همینطور که سرت توی گوشی بود گفتی “بنظرم زن و مرد نداره! ذات آدمیزاد نیاز به تکیه‌گاه داره...”
خودم رو زدم به نشنیدن. دستهامو شستم و همینطور که داشتم با پشت پیرهنم خشکشون میکردم از کنارت رد شدم و رفتم توی اتاق و در رو بستم.
شام هم نخوردیم.
قبول دارم، اشتباه کردم.
میشد ادامه‌ی بحث رو بگیرم و ببینم منظورت چی بوده و برسونمش به اینکه دوست نداشتم تنها برم خرید و میخواستم به عنوان یک مرد کنارم باشی و کمکم کنی.
شاید میخواستی بگی تو هم دوست داری به من تکیه کنی و از من انتظار داری قوی‌تر باشم و چون نمیریم با هم ورزش و خرید و پیک‌نیک قهر نکنم و اوقات تلخی درست نکنم.
شاید میشد همون موقع بهت بگم که چقدر دوست دارم وقتی توی جمع هستیم دستم رو محکم‌تر از همیشه بگیری و بهم اعتمادبنفس بدی. اصلا شاید تو میخواستی بگی اگر شبها توی هر حالتی که میخوابی جایی از بدنت باید با بدنم درتماس باشه، بخاطر اینه که من رو تکیه‌گاه میبینی ...
پشت پنجره آشپزخونه ایستاده بودم و داشتم فیله های ماهی رو میچیدم توی مواد برای شام که یادت کردم. ناخودآگاه برگشتم به کانتر نگاه کردم. دیدمت که یه لبخند کج بهم زدی و بلند شدی و رفتی. مثل هربار دیگه‌ای که گوشه گوشه‌ی خونه میبینمت و بعد تازه یادم میاد که خیلی وقته نیستی...
اگر بخوام باهات صادق باشم، پشیمونم.
درسته، همه چیز عوض شده و دیگه جایی توی زندگی هم نداریم و امکان برگشتی هم نیست. من به تنهایی عادت کردم و تو سخت مشغول کار شدی، ولی پشیمونم.
پشیمونم که نفهمیدم تکیه‌گاه واقعی حتما نباید توی اتاق پرو کنارم باشه. نفهمیدم تکیه‌گاه واقعی میتونه وسط مهمونی تنها بره توی بالکن سیگار بکشه. نفهمیدم نیازی نیست تکیه‌گاه واقعی کنارم توی پارک بدوئه و ورزش کنه ...
پشیمونم که نفهمیدم تکیه‌گاه واقعی یعنی چی و شاید هیچ وقت هم نفهمم ...


#شهرزادوقصه
#shaziastory
Read more
مشکل از کیه؟ اگه همه قاتل باشن و من نه مشکل از کیه؟ اگه همه بی اهمیت رد بشن و برن مشکل از کیه؟ یه بار یکی ...
Media Removed
مشکل از کیه؟ اگه همه قاتل باشن و من نه مشکل از کیه؟ اگه همه بی اهمیت رد بشن و برن مشکل از کیه؟ یه بار یکی که الان اون سر دنیاست بم گفت مشکل تو اینه که زیادی اهمیت میدی! من پسرم، با دیدن کلاغ مرده روی زمین اشکم میاد، با دیدن یه گربه له شده تا سه روز شبا تو خواب گریه میکنم، پشت چهارراها بچه های کوچیک رو که ... مشکل از کیه؟
اگه همه قاتل باشن و من نه مشکل از کیه؟
اگه همه بی اهمیت رد بشن و برن مشکل از کیه؟
یه بار یکی که الان اون سر دنیاست بم گفت مشکل تو اینه که زیادی اهمیت میدی!
من پسرم،
با دیدن کلاغ مرده روی زمین اشکم میاد،
با دیدن یه گربه له شده تا سه روز شبا تو خواب گریه میکنم،
پشت چهارراها بچه های کوچیک رو که ببینم اگه پولش تو جیبم باشه میرم یه چی میخرم میدم بشون بخورن اگه نباشه من با خنده های ملتمسانشون گریه میکنم،
من نمیتونم سوسک بکشم چون میبینم که زنده است،
من نمیتونم بگم نه غزه نه لبنان چون نمیتونم نبینم نسل کشی رو،
نمیتونم بگم هم غزه هم لبنان چون نمیتونم نبینم همسایه ای که وقتی میره نونوایی بهش میگه نون دونه ای هشتصده خرد ندارم،هزار حساب میکنم یه نصفه هم میزارم ولی نمیتونه میگه نه همون دویستی رو بدین اگه میشه،چون میدونه هر بار که این دویستی رو نگیره از نون یه شبش داره کم میشه!
تو جو نباشیم،رو موج نباشیم،
بیایید جلوی مراکز سطان کودکان،
بچه ای هفت ساله درمان شده بود تقریبا به خاطر هفتصد تومن اینقدر تاخیر افتاد شیمی درمانیش که سرطانش برگشت بدخیم شد و مرد!
همینقدر ساده،بدون هیچ عفت کلامی،بدون هیچ سانسور کودکی هفت ساله فوت کرد!
مرد یه دختر بچه هفت ساله مرد!
همینقدر ساده!
به خودم میگم!
وقتی حواست به زیر گوشت نیست،
دیوار به دیوارت گشنه میخوابه،
دیوار به دیوارت نمیشه اونی که صدای بالا پایین شدن تختشون برات فانه،
دیوار به دیوارت میشه اونی که اون سر شهر لنگ پول یه هایپ و رد بول من برای سیر کردن زن و بچشه!
ربطی به تمدن نداره،
ربطی به ایرانی و عرب و اروپایی بودن نداره!
انسانیت داره میمیره،
داره میمره که فاصله دو کورس تاکسی تا جایی که من زندگی میکنم نون نداره بخوره من درگیر برطرف کردن هوس بلوبری و توت فرنگی تو زمستونم!
خدا رو قبول دارم یا ندارم؛
خدایی باشه یا نباشه اصلا مهم نیست!
یه جوری زندگی کنم روم بشه زل بزنم تو آیینه بگم مشتی ارزش اکسیژنی که از دنیا گرفتی رو داشتی!
حالا هی حرف هی حرف،
فقط لب و دهن شدیم فقط!
از کی انتظار داریم به قولش عمل کنه وقتی به قولی که به خودمون میدیم هم عمل نمیکنیم!
حسن بیا محمود بره،
سید علی بره هر کی دیگه بیاد،
چه فرق داره!
میخوای کجا رو گل و بل بل کنی؟
کافه که میری تو جهانشهر،اونجاها دو تا بیمارستان توشه یکم برو توشون ببین شاید بفهمی انقلاب کردن مهم تره یا اشکای اون مادری که میگه شده بود شصد و پنجاه فقط پنجاه کم داشتم!
کیفت رو بزار جیبت اون دیگه مرد به همین سادگی!
انقلاب جذابه،قشنگه،خوبه،
فقط یکی یکی،هر چی سر وقتش!
کم اهمیت دادن هنر نیست نیست!
Read more
. اگه تازه کتاب خوندن را شروع کردید طبیعیه که ندونید چه کتابی بخونید، نه شناختی از کتابهای بازار دارید ...
Media Removed
. اگه تازه کتاب خوندن را شروع کردید طبیعیه که ندونید چه کتابی بخونید، نه شناختی از کتابهای بازار دارید نه شناختی از علایق کتابخونی خودتون، چندتا پیشنهاد دارم: اول اینکه از کتابفروشیهایی خرید کنید که فروشنده هاش میتونن با صبر و حوصله مشاوره بدن، معمولا کتابفروشیایی که همه جور کتاب ، درسی، طب ... .
اگه تازه کتاب خوندن را شروع کردید طبیعیه که ندونید چه کتابی بخونید، نه شناختی از کتابهای بازار دارید نه شناختی از علایق کتابخونی خودتون، چندتا پیشنهاد دارم:
اول اینکه از کتابفروشیهایی خرید کنید که فروشنده هاش میتونن با صبر و حوصله مشاوره بدن، معمولا کتابفروشیایی که همه جور کتاب ، درسی، طب سنتی،مدیریت زمان و... میفروشن ویکنفر در همه موارد مشاوره میده گزینه خوبی نیستن، شما میتونید به مرور زمان و با امتحان مغازه های مختلف ،کتابفروشی محبوب تون رو پیدا کنید،ممکنه یه کتابفروشی کوچیک تو یه کوچه خلوت باشه با یه فروشنده پیر و مهربون یا جوونی خوش برخورد و اهل دل...چند نمونه از کتابهایی رو که دوست داشتید به فروشنده بگید تا بتونن براساس اونها پیشنهاد خوبی بهتون بدن.
دوم اینکه حس وحال خودتون رو بشناسید؛ دوست دارید چی تو کتاب اتفاق بیفته، کتابی که ماجرای یه قتل رو براتون تعریف کنه یا ماجرای مرد عاشقی که بعد مرگ همسرش نامه های عاشقانه مرد همسایه رو تو کمد لباسای زنش پیدا میکنه یا کتابی که چیزی یادتون میده و دانسته هاتون رو به چالش میکشه یا دوست دارید بدونید تو سالهای مشروطه چند و چون ماجرا چی بوده؟
سوم اینکه تا میتونید دوستای کتابخون پیدا کنید.
چهارم اینکه تو انتخاب کتاب، دونستن چندچیز مفیده، نویسنده، مترجم؛ ناشر، سعی کنید به مرور زمان ببینید از کار کدوم نویسنده و ناشر و از همه مهمتر مترجم خوشتون میاد، چه بسا کتابهای خوبی که فنای ترجمه های بد شدن...
پنجم اینکه از اینترنت کمک بگیرید ، گروهها، وبلاگها،سایتهای مختلفی هست که تو موصوع کتاب فعالیت میکنن، گود ریدز هم یه شبکه اجتماعی خوبه که میتونید عضو بشید و نظر بقیه رو در مورد کتابها بدونید و نظر خودتون رو هم بنویسید مطمئن باشید از اینستا خیلی بهتره😊
.لزومی نداره حتما کتاب های مهم و معروف رو انتخاب کنید،یا کتابهایی که جایزه بردن و همه ازش تعریف میکنن چه بسا خوشتون هم نیاد و کلا قید خوندن کتاب رو بزنید،به همین دلیل من شخصا کمتر کتاب معرفی میکنم چون معتقدم باید سلیقه شخصی خودتون رو پیدا کنید، اصلا مهم نیست که مارکز نوبل گرفته و همه دنیا دوستش دارن؛ یا فلان کتاب فلان نویسنده رو فلان صفحه معرفی کرده ،اگه با کتابهاش ارتباط نمیگیرید به زور نخونیدش.
.
اخر هم اینکه اگه اولین کتابهایی که خوندید دوست نداشتید و از خوندن شون لدت نبردید؛ از همه کتابها ناامید نشید، معمولا برای هر سلیقه ای کتاب مناسب هست فقط باید پیداش کنید.
.
این پست رو برای اونهایی گذاشتم که به بهونه نمایشگاه لیست کتاب میخوان، امیدوارم مفید باشه، ببخشید که طولانی شد🍃✋
Read more
... پارادوکس های عاشقان #کدخدا و #ملکه زنجیره ای های بزک کننده چهره #آمریکا . . اگر مردم لندن ...
Media Removed
... پارادوکس های عاشقان #کدخدا و #ملکه زنجیره ای های بزک کننده چهره #آمریکا . . اگر مردم لندن برای سفر #ترامپ اعتراض کنند و عروسک هوا کنند و ... . . مینویسند با انتشار هزار عکس که #به_به و #چه_چه و این است دموکراسی و آزادی و حقوق شهروندی و فلان و فلان . . ولی اگر چهار دانشجو انقلابی اعتراض کنند ... ...
پارادوکس های عاشقان #کدخدا و #ملکه
زنجیره ای های بزک کننده چهره #آمریکا
.
.
اگر مردم لندن برای سفر #ترامپ اعتراض کنند و عروسک هوا کنند و ... .
.
مینویسند با انتشار هزار عکس که #به_به و #چه_چه و این است دموکراسی و آزادی و حقوق شهروندی و فلان و فلان
.
.
ولی اگر چهار دانشجو انقلابی اعتراض کنند به سفر #لوران_فابیوس که در زمان نخست وزیری ش #خون_های_آلوده به ایدز رو برای اولین بار وارد کشور عزیزمان کرد و فاجعه ای بزرگ... .
.
مینویسند #دلواپسان و #بی_سواد ها و #ساندیس_خور ها آبروی بین المللی #ایران را بردند و #فرصت ها رو تبدیل به #تهدید کردند و چه خاکی بر سر مملکت شد
.
.
.
بابا دین که ندارید
آزاد مرد هم که فکر نکنم
حداقل به همون #لیبرالیسم ی که اعتقاد دارید درست و حسابی عمل کنید
.
.
.
#من_یک_بی_سواد_از_جهنم_برگشته
عباس شریفی
.
.
Read more
يک دختر کوچک به داروخانه رفت و گفت: معجزه داريد؟ معجزه می خوای واسه چی عزیزم؟ ! یه چیز بدی هر روز داره ...
Media Removed
يک دختر کوچک به داروخانه رفت و گفت: معجزه داريد؟ معجزه می خوای واسه چی عزیزم؟ ! یه چیز بدی هر روز داره توی سر داداش کوچولوم گنده تر می شه ! بابام میگه فقط معجزه میتونه نجاتش بده ، منم همه پول هام رو آوردم تا اونو براش بخرم . عزیزم ببخش که نمی تونم کمکت کنم ، ما اینجا معجزه نمی فروشیم. چشم های دخترک پر از اشک ... يک دختر کوچک به داروخانه رفت و گفت: معجزه داريد؟ معجزه می خوای واسه چی عزیزم؟ ! یه چیز بدی هر روز داره توی سر داداش کوچولوم گنده تر می شه ! بابام میگه فقط معجزه میتونه نجاتش بده ، منم همه پول هام رو آوردم تا اونو براش بخرم .
عزیزم ببخش که نمی تونم کمکت کنم ، ما اینجا معجزه نمی فروشیم. چشم های دخترک پر از اشک شد و گفت : ولی اون داره میمیره ، تورو خدا یه معجزه بهم بدید . ناگهان دستی موهای دختر کوچولو رو نوازش کرد و صدائی گفت : ببینم چقدر پول داری؟ پول ها رو شمرد و گفت : خدای من عالیه ، درست به اندازه خرید معجزه برای داداش کوچولوت ! بعد هم گرم و صمیمی دست دختر رو گرفت و گفت منو ببر خونه تون تا ببینم می تونم واسه داداشت معجزه تهیه کنم؟ ! اون مرد فوق تخصص جراحی مغز بود دو روز بعد عمل بدون پرداخت هیچ هزینه اضافه ای انجام شد. هزینه عمل مقداری پول خرد بود و ایمان یک کودک . مدتی بعد هم پسرک صحیح و سالم به خانه برگشت. دکتر ارنست گروپ رئيس سابق بيمارستان هانوفر المان ....... چندي پيش اين خاطره رو در يک کنفرانس علمي مطرح کرد .... و اون مرد جراح کسي نبود جز ....پروفسور مجيد سميعي .. ❤️ ❤️
بهشت همین دنیاست همیشه مهربان باشیم.
💜💛💚💙💐💐💐💐
Read more
سوال: همسرم گاهی اوقات درباره زن دیگری صحبت می‌کند؛ می‌گوید خدا حلال کرده، تو چرا بخل می‌کنی و ... ...
Media Removed
سوال: همسرم گاهی اوقات درباره زن دیگری صحبت می‌کند؛ می‌گوید خدا حلال کرده، تو چرا بخل می‌کنی و ... ولی وقتی می‌بیند من ناراحت می‌شوم، می‌گوید شوخی کردم تا ناراحت نشوم؛ البته درباره کسی که می‌شناسد صحبت نمی‌کند و مثلا؛ می‌گوید خودت برو برای من کسی را پیدا کن و...؛ چکار کنم؟ پاسخ: ما علم غیب ... سوال:

همسرم گاهی اوقات درباره زن دیگری صحبت می‌کند؛ می‌گوید خدا حلال کرده، تو چرا بخل می‌کنی و ... ولی وقتی می‌بیند من ناراحت می‌شوم، می‌گوید شوخی کردم تا ناراحت نشوم؛ البته درباره کسی که می‌شناسد صحبت نمی‌کند و مثلا؛ می‌گوید خودت برو برای من کسی را پیدا کن و...؛ چکار کنم؟

پاسخ:

ما علم غیب نداریم، ولی از ظواهر کلام شما و حرفهای شوهرتان بر می‌آید که قصد شوخی و امتحان کردن شما را دارد، اگر ایشان به واقع قصد این کار را داشتند، مانند برخی دیگر از مردهایی که این کار را کرده‌اند، به همسرش نمی‌گفت و مخفیانه زن دوم را می‌گرفت البته ممکن است که بخواهد با گفتن این مساله، برای شما عادی شود.

به نظر می‌رسد با رعایت برخی نکته‌هایی که می‌گوییم، وضعیت بهبود پیدا کند و تمایل او به ازدواج دوم کاهش یابد:

1. غم و نگرانی را از چهره خود بزدایید و با رویی باز و چهره‌ای خندان با او روبه‌رو شوید. هنگام ورود شوهرتان به خانه به استقبال او بروید، به او سلام و خسته نباشید بگویید که از آمدن او خوشحالید و دلتان برای او تنگ شده بود.

2. شما سر صحبت را باز کنید، وبا او حرف بزنید؛ با شوهرتان شوخی کنید و او را بخندانید؛ کنارش بنشینید و با او درد دل کنید؛ از اتفاقاتی که در روز برایش رخ داده بپرسید، به سخنانش با توجه و علاقه گوش دهید؛ کنار شوهرتان بنشینید و با هم فیلم مورد علاقه‌اش را تماشا کنید.

3. به شوهرتان توجه کنید؛ به سینه فراخ و مردانه‌اش، به دستان مردانه‌اش و به هر چیزی که از او یک مرد می‌سازد، توجه کنید. به شوهرتان بگویید چه مرد پر شور و حرارتی است و شما از رابطه زناشویی با او خیلی احساس رضایت می‌کنید. به او بگویید چقدر با احساس است و شما از اینکه با مردی مثل او پیوند زناشویی بسته‌اید بی‌اندازه احساس خوشبختی می‌کنید.

4. قبل از ورود شوهر، خود را بیارایید، لباس‌های زیبا و دل فریب بپوشید، عطر یا ادکلن خوشبو استفاد کنید و به او نشان دهید که همه این کارها را برای او انجام داده‌اید.

به این نکته مهم هم توجه کنید که، برای مردان، نشان دادن عشق خود از طریق معاشقه و آمیزش بسیار راحت‌تر از بیان لفظی آن است. بنابراین، تمایل شوهرتان را به معاشقه و آمیزش، نوعی ابراز عشق و علاقه بشمارید؛ البته مرد نیاز دارد احساس کند دوستش دارند نه اینکه تحملش می‌کنند، واین زمانی حاصل می‌شود که زن با رغبت به این خواسته شوهرش پاسخ دهد.
‌‌
ادامه مطلب در کپشن ...

#خانواده #محبت #زندگی #رابطه #دل #دوستی #همسر_خوب #همسر #زندگی_خوب #همسر #عشق #احساسات #شوخی #زن_دوم
Read more
شخصیت اصلی در کتاب حرمسرای قذافی، نیز یکی از قربانیان تجاوز جنسی است که خیلی زودتر از الیسا میلانو ...
Media Removed
شخصیت اصلی در کتاب حرمسرای قذافی، نیز یکی از قربانیان تجاوز جنسی است که خیلی زودتر از الیسا میلانو شجاعت یافته بود دست متجاوز را – شاید بزرگ ترین متجاوز قرن را رو کند و از تجربیاتش به عنوان یک برده جنسی اسیر در دست یکی از مشهورترین جباران تاریخ برای مردم جهان سخن بگوید. ثریا که یک شخصیت واقعی است، در ... شخصیت اصلی در کتاب حرمسرای قذافی، نیز یکی از قربانیان تجاوز جنسی است که خیلی زودتر از الیسا میلانو شجاعت یافته بود دست متجاوز را – شاید بزرگ ترین متجاوز قرن را رو کند و از تجربیاتش به عنوان یک برده جنسی اسیر در دست یکی از مشهورترین جباران تاریخ برای مردم جهان سخن بگوید. ثریا که یک شخصیت واقعی است، در این کتاب نقاب از چهره مردی بر می دارد که خود را همچون یک رهبر مسلمان انقلابی به مردم کشورش و کشورهای منطقه جا زده بود. اما واقعیت قضیه این بود که معمر قذافی با توسل به ابزار تجاوز جنسی توانسته بود برای مدت چهل و دو سال بر لیبی حکومت کند. در این چهل و دو سال صدها زن و مرد جوان قربانی جرائم جنسی این هول انگیز ترین دیکتاتور تاریخ بشر شدند. اما از بین این قربانیان فقط تعداد معدودی جرئت پیدا کردند که دست به افشاگری بزنند و داستان های خود را حکایت کنند. رازهای قذافی به دلایلی که در این کتاب به آنها پرداخته شده می توانست تا سالها و دهه ها یا شاید حتا تا ابد مکتوم بماند. قربانیان از ترس بی آبرو» شدن در جامعه سنتی لیبی سکوت اختیار کرده بودند و این سکوتی بود که قذافی با بهره گیری از آن توانسته بود برای چهل و دو سال به صورت مستمر مرتکب جرائم جنسی شود. اما آنیک کوژان، نویسنده فرانسوی کتاب حرمسرای قذافی، موفق شد تعدادی از قربانیان را به سخن گفتن وا دارد. حرمسرای قذافی برای اولین بار لیبیایی ها و مردم جهان را با چهره واقعی دیکتاتور مخوف لیبی آشنا کرد. کوژان با انعکاس شهادت هایی که از سوی شاهدان موثق بیان شده ثابت می کند قذافی نه تنها «رهبر مسلمانان جهان» نبود. ناقض بزرگ همه اصول اسلامی هم بود. قذافی همیشه می کوشید خود را مسلمانی سوپرانقلابی جلوه دهد. امام موسی صدر، رهبر شیعیان لبنان، از معدود رهبران مذهبی ای بود که توانسته بود ذات و هویت واقعی تذافی را بشناسد. امام موسی صدر به همین دلیل کو شش فراوانی کرد تا برای مسلمانان کشورهای عربی روشن کند این دیکتاتور قسی القلب هیچ نسبتی با اسلام ندارد. برخی از کسانی که امام موسی صدر را از نزدیک می شناختند – برای مثال جلال الدین فارسی – معتقدند دلیل کشته شدن امام موسی صدر به دست قذافی همین موضوع بوده است.
Read more
. مفهوم زن به عنوان زندگی دهنده اساس دین کهن بود ، تولد بچه پر از قدرت و راز بود . اما فلسفه دین جدید تصمیم ...
Media Removed
. مفهوم زن به عنوان زندگی دهنده اساس دین کهن بود ، تولد بچه پر از قدرت و راز بود . اما فلسفه دین جدید تصمیم گرفت تا با چشم پوشی از حقیقت زیست شناسی ، قدرت آفرینندگی زن رو به نفع خودش استفاده کنه و مرد رو آفریننده معرفی کنه . . #راز_داوینجی #دن_براون #ترجمه #حسین_شهرانی #سمیه_گنجی #نشر_کتابسرای_تندیس #کتابدونی_جنایی این ... .
مفهوم زن به عنوان زندگی دهنده اساس دین کهن بود ، تولد بچه پر از قدرت و راز بود . اما فلسفه دین جدید تصمیم گرفت تا با چشم پوشی از حقیقت زیست شناسی ، قدرت آفرینندگی زن رو به نفع خودش استفاده کنه و مرد رو آفریننده معرفی کنه .
.
#راز_داوینجی
#دن_براون
#ترجمه #حسین_شهرانی #سمیه_گنجی
#نشر_کتابسرای_تندیس
#کتابدونی_جنایی

این کتاب قسمت دوم از سه گانه دن براون است و سبک کتاب ماجراجویی و کارآگاهی است‌. «خون مقدس، جام مقدس» منبع اصلی براون برای این تئوری‌ها بوده‌است. طبق این تئوری عیسی مسیح با مریم مجدلیه ازدواج کرده‌است و صاحب فرزند شده‌است وکلیسای کاتولیک و واتیکان با اطلاع از این قضایا قصد در پنهان کردن آن‌ها داشته‌اند. در ضمن «جام مقدس» نه یک شیئی بلکه خود مریم مجدلیه است.

تئوری‌های مختلف دیگری نیز در این کتاب وجود دارند؛ مثلاً این که لئوناردو دا وینچی همجنسگرا بوده‌است و نقاشی معروف «مونالیزا» در واقع پرتره داوینچی از خودش به شکل یک زن است.
Read more
من این جا قصه زیاد نوشتم و شما هم منت گذاشتید و خوندید. همه رو دوست داشتم و شاید شما هم بعضی ها رو.. ولی ...
Media Removed
من این جا قصه زیاد نوشتم و شما هم منت گذاشتید و خوندید. همه رو دوست داشتم و شاید شما هم بعضی ها رو.. ولی انار سوگلی دل منه. دختر خواستنی کوچیکم که چندسال بود دلم می خواست روی کاغذ بیاد و حالا هر چهارشنبه برای شما می نویسمش. کیف می کنم اگر انارم رو بخونید و برام بنویسید ازش _______ قسمت پنجم: مسیرهای ... من این جا قصه زیاد نوشتم و شما هم منت گذاشتید و خوندید. همه رو دوست داشتم و شاید شما هم بعضی ها رو..
ولی انار سوگلی دل منه. دختر خواستنی کوچیکم که چندسال بود دلم می خواست روی کاغذ بیاد و حالا هر چهارشنبه برای شما می نویسمش. کیف می کنم اگر انارم رو بخونید و برام بنویسید ازش
_______
قسمت پنجم:
مسیرهای نرفته در فرودگاه آرزوها
با اینکه مامان و بابا خیلی به تربیت ما اهمیت می دادند ولی کارهای برادرم همیشه و همه جا باعث آبرورریزی بود. با خستگی تمام چمدان هایمان را تحویل گرفته بودیم و داشتیم از پله برقی های سالن فرودگاه می آمدیم پایین که داداش کوچیکه بازی اش گرفت. با سرعت شروع کرد به پایین دویدن و دوباره بالا آمدن از پله های روبرو. مامان دستپاچه شد و سعی کرد از لابلای جمعیت رد شود بلکه بتواند دانیال را متوقف کند. اما طفلکی نه اینکه چاق باشد هاا!! ولی حجم و ابعادش جوری بود که بالا تنه اش رد شد و پایین تنه اش همان جا کنار من وبابایی ماند که البته بعد از چند ثانیه با دو تا تکان آن را هم رد کرد و با سرعت به جلو رفت. توی دلم داشتم به دانیال فحش می دادم و با چشم مسیر حرکت مامان را دنبال می کردم. ناگهان متوجه آقای بسیار قوی هیکلی درست پشت به پشت مامان مشغول راه رفتن است. هر چه مامان سرعتش را بیشتر می کرد آقای هیکلی خطرناک هم تندتر راه می رفت. بابا خیلی حواسش نبود وداشت طبق دستورات شوهرخواهر آقای خسروی فضای مفرح و بدون سانسور فرودگاه را چک می کرد. سعی کردم مامان را در تیررس نگاهم نگه دارم. لعنتی این وسط اثری از دانیال هم نبود. به سرعتم اضافه کردم و تقریبا به فاصله سه چهارمتری مامان و مرد خطرناک رسیدم. اوضاع از آنچه فکرش را می کردم خیلی خطرناک تر بود. آقای مذکور علاوه بر این که به حالت خم شده و چسبیده به مامان راه می رفت حالا چیزهایی هم با صدای بلند می گفت. فکر کنم خود مامان هم متوجه خطری که تهدیدش می کرد شده بود. ولی از شدت استرس بدون اینکه به اخطارها توجه کند با سرعت داشت به مسیرش ادامه می داد. مرد خشمگین حالا دیگر به مامان چسبیده بود و با فریاد های بلند به او می گفت: نمی دونم چی چی*!!نمی دونم چی چی*!! استاپ! استاپ!
دست بابا را کشیدم و گفتم: بابایی! مامان در خطره! باید نجاتش بدیم. اون آقاهه مماس تو مامان داره بهش فحش میده.
بابا سرش را بالا آورد و با بی حوصلگی و حالت گیج و منگی دنبال مامان گشت... ادامه در کامنت اول
#قصه_ی_انار
Read more
. سلام به روی ماهتون . طاعات و عبادات تون قبول باشه الهی . سر سفره افطار ما و بقیه فلاورها رو فراموش نکنید و از دعاهاتون مستفیض کنید . . . حالا که قبل از افطار قراره کمتر خوراکی پست کنیم فرصت خوبیه که کمی اختلاط کنیم . . . یه نکته مهم یادم اومده که میخوام در موردش درد دل کنیم . من عشق عکس و فیلم هستم . از ... .
سلام به روی ماهتون . طاعات و عبادات تون قبول باشه الهی . سر سفره افطار ما و بقیه فلاورها 💐 رو فراموش نکنید و از دعاهاتون مستفیض کنید . .
.
حالا که قبل از افطار قراره کمتر خوراکی پست کنیم فرصت خوبیه که کمی اختلاط کنیم . .
.
یه نکته مهم یادم اومده که میخوام در موردش درد دل کنیم . من عشق عکس و فیلم هستم . از نوجوانی همیشه الکی عکاسی میکردم . البته نه حرفه ای بلکه فقط ثبت خاطرات و لحظه ها رو دوست داشتم . .
.
یعنی شاید لذت حضور در هر موقعیت رو فدای لذت ثبت اون لحظات کرده باشم اما شاد و خرسند بودم . بواسطه کار خودم و همسرم سفر زیاد رفتم . یکی از نکاتی که بهش توجه کردم این بوده که مردم شهرهای حتی کوچک در کشورهای مختلف دنیا به اطراف خود توجه زیادی دارند و وقتی شما رو در حال عکاسی می بینند فاصله رو حفظ میکنند و از عجله شون کم میکنند و حتی گاهی می ایستند که در کادر دوربین شما قرار نگیرند و با تانی و آرامش عکس بگیرید . اونایی هم که صبر نمیکنند طوری از اونجا رد میشن که به حریم دلخواه شما ورود نکنند و مزاحم عکاسی تون نباشند . این عادت رو حدود سی سال پیش تو شهر کوچکی در آلمان هم تجربه کردم و بسیار برام با ارزش بود که مرد و زن مسنی با خنده و برخورد خوش ایستادند و عبور نکردند تا من عکس بگیرم و البته من شرمنده شدم و عذرخواهی کردم که راه عبورشون سد شد . .
.
اما متاسفانه من این عادت رو تو کشور خودم حتی تو شهرهای بزرگ‌ و درمیان مردمی که خودشون هم الان گوشی دارند و از گرفتن عکس با گوشی کاملا آگاهی دارند ، نمی بینم !
نسل جدیدی که خودشون هم گوشی دارند و وقتی گوشی رو بلند کردی و رو به جایی گرفتی قطعا میفهمند که داری عکس یا فیلم میگیری اما بی اهمیت از داخل کادر عبور میکنند و ارزشی برای حریم دیگران قائل نیستند .
.
.
گاهی مجبورم طوری راه عبور رو ببندم که داخل کادر قرار نگیرند و از پشت سرم عبور کنند تا بتونم عکس یا فیلم بگیرم !
.
به نظر شما این نکات رو کجا و چطور باید آموخت و بهش عمل کرد و روی دیگران تاثیر خوب گذاشت ؟! آیا توجه به تمایلات و حریم دیگران لازمه ؟ یا فقط دیگران باید حریم ما رو رعایت کنند ؟! آیا یک تعامل دوطرفه ست ؟!
.
بعضی اعمال رو که جامعه کنونی بهشون نیاز داره تا بتونیم در کنار هم بطور مسالمت آمیز زندگی کنیم ، کجا و چه زمان باید آموخت ؟
.
این صحنه بالا رو چندبار فیلم گرفتم و با اینکه من گنده !!! گوشی بدست کاملا در معرض دید بودم اما چندبار دسته جمعی بدون توجه داخل کادر شدند ! و مجبورم کردند صبر کنم !!😰 در حالیکه من زودتر از اونا اونجا بودم !!!🤭😰
.
.
Read more
. <span class="emoji emoji1f53b"></span> روزی که به دخترت یاد دادی تا ازدواج نکرده تنها سفر نره، تنها زندگی نکنه، اون لباسی که دوست داره ...
Media Removed
. روزی که به دخترت یاد دادی تا ازدواج نکرده تنها سفر نره، تنها زندگی نکنه، اون لباسی که دوست داره نپوشه، اونجوری که دوست داره نخنده، اون حرفی که تو دلشه نزنه و... همون روز به دخترت یاد دادی که جنس درجه دو باشه! چون دختره!! همون روز اونو به این باور رسوندی که برای زندگی کردن به یک انسانی از جنس مخالفش ... .
🔻
روزی که به دخترت یاد دادی تا ازدواج نکرده تنها سفر نره، تنها زندگی نکنه، اون لباسی که دوست داره نپوشه، اونجوری که دوست داره نخنده، اون حرفی که تو دلشه نزنه و...
همون روز به دخترت یاد دادی که جنس درجه دو باشه! چون دختره!!
همون روز اونو به این باور رسوندی که برای زندگی کردن به یک انسانی از جنس مخالفش نیاز داره تا خوشبخت باشه ...
همون روز پر پرواز دخترت رو شکستی و اون رو آماده کردی که برای یک عمر با باور درجه دو بودن زندگی کنه!
و امروز به سختی میشه اینجور خانم ها رو به باور برابری رسوند و قانون برابری رو بهشون آموزش داد... در عادلانه ترین جامعه کماکان در باور جنس درجه ی دو بودنشون به زندگی ادامه میدن!
هنوز به مرد به چشم یک نردبان نگاه میکنند تا به آرزوهای دست نیافتنیشون برسند... و من هنوز نمی دونم چطور می شه به این دسته از خانم ها تفاوت بین عشق و نردبان رو توضیح داد!
چطور میشه اعتماد بنفس به یغما رفته شون رو دوباره بازسازی کرد و چطور میشه ازشون یک انسان سالم و مستقل ساخت...!!!
🌸💭
| #دكتر_هلاكويي |
.

@shahla_drawing
Read more
. گاوس فرینگ: یه مرد چیکار میکنه والتر ؟ یه مرد رفاه رو برای خانوادش فراهم میکنه. یه مرد تامین کنندست. ...
Media Removed
. گاوس فرینگ: یه مرد چیکار میکنه والتر ؟ یه مرد رفاه رو برای خانوادش فراهم میکنه. یه مرد تامین کنندست. و این کار رو میکنه حتی اگر مورد تقدیر یا احترام قرار نگیره و یا حتی دوستش نداشته باشن ! اون باید در برابر مشکلات مقاوم باشه، و اون این کار رو میکنه بخاطر اینکه یه مرد هست... * Breaking Bad Series * IMDB: ... .
گاوس فرینگ: یه مرد چیکار میکنه والتر ؟
یه مرد رفاه رو برای خانوادش فراهم میکنه. یه مرد تامین کنندست. و این کار رو میکنه حتی اگر مورد تقدیر یا احترام قرار نگیره و یا حتی دوستش نداشته باشن ! اون باید در برابر مشکلات مقاوم باشه، و اون این کار رو میکنه بخاطر اینکه یه مرد هست...
* Breaking Bad Series *
IMDB: 9.5/10
💫 Won 16 Primetime Emmy 💫
Read more
شهاب جان مظفری خیلی مردی عشقم...روزت مبارک داداشی ... @shahab_mozaffari خاله جان مهربونم تبریک روز مرد فقط مخصوص آقایون نیست و روز مرد رو به شما هم تبریک میگم بانو جان @nasrinmoghanloo همه ی دوستای گلم بخصوص داداش جان بهنام برزای و سلطان عزیز حاج آقا الله یاری گل و رامین خان پرچمی روز ... 💙👤👑❤👇
شهاب جان مظفری خیلی مردی عشقم...روزت مبارک داداشی ...
@shahab_mozaffari
خاله جان مهربونم تبریک روز مرد فقط مخصوص آقایون نیست و روز مرد رو به شما هم تبریک میگم بانو جان
@nasrinmoghanloo
همه ی دوستای گلم بخصوص داداش جان بهنام برزای و سلطان عزیز حاج آقا الله یاری گل و رامین خان پرچمی روز شما هم مبارک...
@behnam.barzay
@sharifgashtfarhan
@raminparchami
سایه پدراتون مستدام...
پست ویژه ی روز پدر برای تبریک به پدر خودم و پدر مهشید جان رو هم فردا میذارم...سایشون مستدام...
@mahshidkhosravii
#روز_پدر #پدر #پدرم #روز_پدر_مبارک #مرد #مرد_ایرانی #شهاب_مظفری #نسرین_مقانلو #اشکان_درویشی #مهشید_خسروی #مهشید #اشکان #روز_مرد #یا_علی #یاعلی #مردانگی #امیرالمومنین
#father
Read more
روزی که به دخترت یاد دادی تا ازدواج نکرده تنها سفر نره، تنها زندگی نکنه، اون لباسی که دوست داره نپوشه، ...
Media Removed
روزی که به دخترت یاد دادی تا ازدواج نکرده تنها سفر نره، تنها زندگی نکنه، اون لباسی که دوست داره نپوشه، اونجوری که دوست داره نخنده، اون حرفی که تو دلشه نزنه و... همون روز به دخترت یاد دادی که جنس درجه دو باشه! چون دختره!! همون روز اونو به این باور رسوندی که برای زندگی کردن به یک انسانی از جنس مخالفش نیاز ... روزی که به دخترت یاد دادی تا ازدواج نکرده تنها سفر نره، تنها زندگی نکنه، اون لباسی که دوست داره نپوشه، اونجوری که دوست داره نخنده، اون حرفی که تو دلشه نزنه و...
همون روز به دخترت یاد دادی که جنس درجه دو باشه! چون دختره!!
همون روز اونو به این باور رسوندی که برای زندگی کردن به یک انسانی از جنس مخالفش نیاز داره تا خوشبخت باشه ...
همون روز پر پرواز دخترت رو شکستی و اون رو آماده کردی که برای یک عمر با باور درجه دو بودن زندگی کنه!
و امروز به سختی میشه اینجور خانم ها رو به باور برابری رسوند و قانون برابری رو بهشون آموزش داد... در عادلانه ترین جامعه کماکان در باور جنس درجه ی دو بودنشون به زندگی ادامه میدن!
هنوز به مرد به چشم یک نردبان نگاه میکنند تا به آرزوهای دست نیافتنیشون برسند... و من هنوز نمی دونم چطور می شه به این دسته از خانم ها تفاوت بین عشق و نردبان رو توضیح داد!
چطور میشه اعتماد بنفس به یغما رفته شون رو دوباره بازسازی کرد و چطور میشه ازشون یک انسان سالم و مستقل ساخت...!!! #دکتر_هلاکویی
Read more
 #جشن_خانه_سینما . همه ی انگیزه م برای دیدن جشن خانه سینما به طور زنده، این بود که شاهد این باشم تا شهاب ...
Media Removed
#جشن_خانه_سینما . همه ی انگیزه م برای دیدن جشن خانه سینما به طور زنده، این بود که شاهد این باشم تا شهاب حسینی ویترین جوایزش رو برای فیلم فروشنده کامل کنه. نشستم پای سایت تی وی نت و مقداری از مراسم رو تماشا کردم. چند دقیقه ای که گذشت، ایرج طهماسب و فاطمه معتمد آریا برای اهدای جایزه بازیگری نقش اول مرد ... #جشن_خانه_سینما .
همه ی انگیزه م برای دیدن جشن خانه سینما به طور زنده، این بود که شاهد این باشم تا شهاب حسینی ویترین جوایزش رو برای فیلم فروشنده کامل کنه. نشستم پای سایت تی وی نت و مقداری از مراسم رو تماشا کردم. چند دقیقه ای که گذشت، ایرج طهماسب و فاطمه معتمد آریا برای اهدای جایزه بازیگری نقش اول مرد روی سن اومدن. قابل پیش بینی بود که شهاب جایزه رو ببره و قابل پیش بینی تر اینکه در مراسم حضور نداشته باشه(به دلیل اجرای تئاتر اعتراف). ولی از عدم حضورش ناراحت نشدم؛ چون اینقدر مراسم بی روح و سرد بود که به هرچیزی شبیه بود جز یک مراسم و جشن سینمایی. واقعا بعد از دیدن نمونه های خارجی چنین مراسم هایی و مقایسه اونها با مشابه های وطنی، احساس بدی به آدم دست میده!

پ.ن: خیلی وقته احساس میکنم جذابیت حضور و جایزه گرفتن در چنین مراسم هایی برای شهاب حسینی از بین رفته. او انگار در پی رسیدن به قله های جاودانه تری در زندگی و سینما هستش.
_______________________________
#جشن #مراسم #سینما #روز_سینما #شهاب_حسینی #سوپر_استار #فروشنده #اصغر_فرهادی #ترانه_علیدوستی #اسکار #جایزه #برنده #سرد #بی_روح
Read more
. . #Café_Society (2016) ‎‌ساخته‌ی #وودی_آلن . به جرأت میشه گفت موفق ترین اثر آلن در چند سال ...
Media Removed
. . #Café_Society (2016) ‎‌ساخته‌ی #وودی_آلن . به جرأت میشه گفت موفق ترین اثر آلن در چند سال اخیر "جزمین غمگین" بوده و بعد از این فیلم آلن نتونسته یک اثر شاخص و درخور توجه خلق کنه و فیلم های بعدیش یک روند نزولی در پیش گرفته. هرچند "کافه سوسایتی" در مقایسه به "مرد غیر منطقی" و "جادو در نور ماه" به ... .
.
#Café_Society (2016)
‎‌ساخته‌ی #وودی_آلن
.
به جرأت میشه گفت موفق ترین اثر آلن در چند سال اخیر "جزمین غمگین" بوده و بعد از این فیلم آلن نتونسته یک اثر شاخص و درخور توجه خلق کنه و فیلم های بعدیش یک روند نزولی در پیش گرفته. هرچند "کافه سوسایتی" در مقایسه به "مرد غیر منطقی" و "جادو در نور ماه" به مراتب بهتر بوده ولی کماکان با چیزی که از آلن انتظار داریم فاصله داره.
فیلم در دهه ۳۰ میلادی اتفاق می‌افته و داستان از جایی شروع میشه که "بابی" با بازی "جسی هایزنبرگ" از نیویورک به هالیوود میاد تا برای خودش شغلی دست و پا کنه و به همین خاطر سراغ دایی سرمایه دار و موفقش "فیل" با بازی "ستیو کرل" میره تا بهش کمک کنه و اونجا با "ورونیکا" با بازی "کریستین استوارت" آشنا میشه و بهش علاقه مند میشه اما ورونیکا درگیر یک رابطه است که باعث پدید اومدن یه مثلث عشقی میشه المانی که کم و بیش در بیشتر کارهای آلن وجود داره.
طراحی صحنه مناسب و نور طلایی که به فیلم اضافه شده شرایط دلچسبی رو به ارمغان اورده. این اثر هم همچون مابقی کارهای آلن دیالوگ محور هست و نیاز به تاثیرگذاری بازیگران بر مخاطب داره که به قطعیت میشه گفت این اتفاق در فیلم روی نداده. بازی استوارت تا حد زیادی تصنعیه و احساسات مخاطبان رو برانگیخته‌ نمی‌کنه و به نظر میرسه استفاده از او در نقش "ورونیکا" چندان انتخاب هوشمندانه‌ای نبوده.
آلن در این اثر حرف جدیدی برای گفتن نداره و تا حدود زیادی همان المان‌ها و کلیشه‌های قدیمیش رو با یه داستان جدید بیان می‌کنه که برای علاقه مندان به کارهای او میتونه تا حدودی جذاب باشه.
.
نمره پیج: ۶.۴
.
#CN__Review
#CN__Café_Society
#CN__Woody_Allen
#CN__Steve_Carell
#CN__Kristen_Stewart
#CN__Blake_Lively‏
#CN__Jesse_Eisenberg
#CN__Corey_Stoll
#CN__2016
#CN__
.
Read more
ممنونیم ازت آقای امیری ممنونیم ازت بابت دو سالی که برای ما بازی کردی و از جون مایه گزاشتی ممنونیم ...
Media Removed
ممنونیم ازت آقای امیری ممنونیم ازت بابت دو سالی که برای ما بازی کردی و از جون مایه گزاشتی ممنونیم بابت غیرت و تعصبت توی زمین ممنونیم که هیچوقت حاشیه برای تیم درست نکردید و منتی سر هوادار‌نزاشتید ممنونیم که قبل از جام‌جهانی قول ماندن در تیم رو دادید اما حتی یکبار هم برای مذاکره به باشگاه نرفتید ... ممنونیم ازت آقای امیری
ممنونیم ازت بابت دو سالی که برای ما بازی کردی و از جون مایه گزاشتی
ممنونیم بابت غیرت و تعصبت توی زمین
ممنونیم که هیچوقت حاشیه برای تیم درست نکردید و منتی سر هوادار‌نزاشتید
ممنونیم که قبل از جام‌جهانی قول ماندن در تیم رو دادید اما حتی یکبار هم برای مذاکره به باشگاه نرفتید
ممنونیم ازت چون به ما درس بزرگی دادی و اینکه حتی به بازیکنی مثل وحید امیری هم‌ نباید دل بست
ممنونیم چون نشان دادی چهره ی واقعی افراد در شرایط سخت مشخص میشوند

واقعا سپاس گزاریم ازت لر باغیرت ولی ای کاش شمایی که بخاطر متانت و رفتار و اخلاقت برای ما محبوب شدی ، مدل دیگری رو برای رفتن انتخاب میکردی و مثل مرد همون اول تابستون جداییت رو اعلام ‌میکردی نه اینکه قول ماندن بدی و به فاصله ی یک هفته تا شروع لیگ خبر رفتنت به گوش برسد :
#پست_غير_سياسي
:
@vahid.amiri.official
@vahid.amiri.official
Read more
 #عیدنوروز97 روزی روزگاری خاله و شوهر خاله ما که دو تا گل پسر داشتن و اصلا به فکر بچه سوم نبودن با وسوسه ...
Media Removed
#عیدنوروز97 روزی روزگاری خاله و شوهر خاله ما که دو تا گل پسر داشتن و اصلا به فکر بچه سوم نبودن با وسوسه اطرافیان که میگفتن خدارو چه دیدی شاید بچه سوم دختر بشه،تصمیم گرفتن مجدد بچه دار بشن.اونموقع ها هم دستگاه سونو گرافی که جنسیت بچه رو معلوم کنه نبود.خلاصه بعد نه ماه چشم انتظاری خاله جان بیمارستان ... #عیدنوروز97
روزی روزگاری خاله و شوهر خاله ما که دو تا گل پسر داشتن و اصلا به فکر بچه سوم نبودن با وسوسه اطرافیان که میگفتن خدارو چه دیدی شاید بچه سوم دختر بشه،تصمیم گرفتن مجدد بچه دار بشن.اونموقع ها هم دستگاه سونو گرافی که جنسیت بچه رو معلوم کنه نبود.خلاصه بعد نه ماه چشم انتظاری خاله جان بیمارستان رامسر با امضای پدر من بستری شد چون شوهر خاله عزیز که بدلیل شرایط کاری که در شهر دیگری بود نمیتونست بیاد.به گفته مامان که رفتم بچه رو تحویل بگیرم وقتی گفتن بچه پسره 😳😣😕 مامان گفت بازم پسر؟پرستار اونجا گفت مگه بچه چندمه؟گفت دو تا بچه دیگه بدنیا اومدن هردو بچه اول هستن و دختر.میخوای جابجا شون کنم؟هنوز خونواده هاشون خبر ندارن😲
مادرجان بنده حس خاله بودنش گل کرد و گفت نه نه اصلا حرفشم نزن😍🙅.رفت در جا بچه رو بغل کرد و ما رو یه عمر اسیر و گرفتار کرد😕اونم چه اسیر و گرفتاری.
ما هم همچنان خونه منتظر یه خبر از جنسیت بچه😶😩.خلاصه وقتی خبر به ما رسید همه با قیافه غمگین و ناراحت گفتیم بازم پسر؟😳😣😩بدون شک نود و نه درصد آدمها بعد از شنیدن جنسیت بچه همین دو کلمه رو تکرار کردن.یک ماه هم این گل پسر با مامانش و داداشاش خونه ما موندن.یه بچه که مدام گریه میکرد.خدا میدونه چقدر بغلش کردیم و لالایی خوندیم براش .
الان #صابرقصه ما مرد شده دانشگاه رفت سربازی رو تموم کرد.
یادتونه بالا نوشتم مامان یه عمر با عوض نکردنش مارو اسیر و گرفتار کرد.آره خداییش، اسیر و گرفتار خنده هاش کرد.خاطرات تعریف کردنش و روده بر شدن ماها به حدی که اشک از چشامون سرازیر میشه.این تعطیلات شبها تا دو،سه نصفه شب مینشستیم و برامون از خاطرات سربازی میگفت و میخندیدیم.مگه داریم آدم به این طنازی؟یه خاطره رو برای بار پنجم هم تعریف کنه باز خنده دار هست.
پ.ن :یه وقتهایی از خدا چیزی یا کسی رو میخوایم که قسمت ما نمیشه و برعکسش نصیبمون میشه ولی بعد از سالها نتیجه اونو میبینیم.صابر از اونهاست که همه از تولدش ناراحت شدیم و الان شده قلب ما.نبودنش توی جمع مون هیچ صفایی نداره و بودنش یه دنیا شادی رو به ارمغان میاره.
چه خوب شد که بدنیا اومدی عزیز دل آبجی #صابر.صابر اینستا نداره برای دل خودم نوشتم
Read more
امروز روز مرد بود و من فارغ از هر جنسیتی و با اعتماد به نفس کامل برای اولین بار روزِ مرد رو به خودمو مامانم ...
Media Removed
امروز روز مرد بود و من فارغ از هر جنسیتی و با اعتماد به نفس کامل برای اولین بار روزِ مرد رو به خودمو مامانم تبریک میگم به مامانم تبریک میگم چون مرد و مردونه بعد از مرگ لعنتی بابام پای ما ایستاد بدون هیچ توقعی مردونگی کرد پای هر نامردی و نا ملایمتی و تنهایی و بی کسی ایستاد و مردونه هم پدر بود هم مادر و فقط باید ... امروز روز مرد بود و من فارغ از هر جنسیتی و با اعتماد به نفس کامل برای اولین بار روزِ مرد رو به خودمو مامانم تبریک میگم به مامانم تبریک میگم چون مرد و مردونه بعد از مرگ لعنتی بابام پای ما ایستاد بدون هیچ توقعی مردونگی کرد پای هر نامردی و نا ملایمتی و تنهایی و بی کسی ایستاد و مردونه هم پدر بود هم مادر و فقط باید یه مرد واقعی باشی که اینقدر قوی باشی و به خودم چون بعد رفتن بابام با همه ی سختی ها و تنهایی ها و بی کسی ها و فارغ از یکی یکدونه ی بابا بودن مرد و مردونه تو چهار چوب اصالت و سر سفره ی پدر و مادر بزرگ شدن ایستادم،جنگیدم و همه ی سختی ها و مسئولیت هارو به جون خریدم تا شرمنده ی خیلی چیزا نشم تا روزی که مرد واقعی زندگیم عرفان عزیزم اومد و همراهٍ زندگیم شد❤
روز مرد رو به خودم و مامانم تبریک میگم.... @rokhsanehparvizi
@erfan_karen
Read more
Hatirladiniz mi ?? . . . . سریال شب هزیران (haziran gecesi) .یکی از زیبا ترین سریال های اوزجان ...
Media Removed
Hatirladiniz mi ?? . . . . سریال شب هزیران (haziran gecesi) .یکی از زیبا ترین سریال های اوزجان دنیز که در موقع پخش بیشترین ریتینگ رو به خودش اختصاص داده بود این سریال در سال ۲۰۰۴ ساخته شده و هنوز هم تو سیدی فروش ها به طور کامل هست در ضمن تو youtube هم هست توصیه می کنم کسایی که ندیدن حتما ببینن . موضوع ... Hatirladiniz mi ?? .
.
.
.
سریال شب هزیران (haziran gecesi) .یکی از زیبا ترین سریال های اوزجان دنیز که در موقع پخش بیشترین ریتینگ رو به خودش اختصاص داده بود این سریال در سال ۲۰۰۴ ساخته شده و هنوز هم تو سیدی فروش ها به طور کامل هست در ضمن تو youtube هم هست توصیه می کنم کسایی که ندیدن حتما ببینن .

موضوع : پسر مرد ثروت مندی که باران نام داره (اوزجان) به شدت الکلی و معتاد که خانوادش میبرنش و تو مرکز ترک بستریش می کنن بعد چند سال باران که حالش خوب میشه یه طراح و جواهر ساز معروف میشه . پدر باران که جز کاندید ها برای شهردار شدن تو یه شب با یه دختر جوان به اسم هاوین که تو پاویون کار می کنه خیلی نزدیک میشن که توسط جاسوسا عکسش گرفته میشه و همون موقع هاست که باران از خارج بر می گرده و دوستاش تصمیم میگیرن برای برگشت باران یه جشن بگیرن که همون دختر (هاوین) رو برای اینکه دل باران رو خوش کنه به جشن میارن و تو اتاق باران زندانیش می کنن وقتی باران میاد جشن بعد اتمام جشن باران رو به اتاق پیش هاوین میفرستن باران که از همه چیز بی خبره وقتی وارد اتاق میشه و دختر رو میبینه با بی اعتنایی خوابش میبره و بعد هاا به هاوین عاشق میشه همون دختری که با پدرش بوده .... خلاصه توصیه می کنم کسایی که ندیدن این سریال رو حتما ببینن
Read more
<span class="emoji emoji26ab"></span><span class="emoji emoji1f535"></span> شامگاه شنبه وقتی اسکوربورد جوزپه مه آتزا نتیجه ی بازی بین اینتر - ساسولو رو 2-1 به نفع ساسولو نوشته ...
Media Removed
شامگاه شنبه وقتی اسکوربورد جوزپه مه آتزا نتیجه ی بازی بین اینتر - ساسولو رو 2-1 به نفع ساسولو نوشته بود، هیچ اینتری این نتیجه رو باور نمی کرد. چهره ها رو که میدیدی، بهت و حیرت فریاد میزد! اونا اون شب اومده بودن تا با یه برد راحت مقابل گربه سیاه این چندسالشون، هم طلسم شکست ناپذیری این چند سال ساسولو ... ⚫🔵
شامگاه شنبه وقتی اسکوربورد جوزپه مه آتزا نتیجه ی بازی بین اینتر - ساسولو رو 2-1 به نفع ساسولو نوشته بود، هیچ اینتری این نتیجه رو باور نمی کرد. چهره ها رو که میدیدی، بهت و حیرت فریاد میزد! اونا اون شب اومده بودن تا با یه برد راحت مقابل گربه سیاه این چندسالشون، هم طلسم شکست ناپذیری این چند سال ساسولو رو بشکنند و هم سرنوشت رفتنشون به چمپیونزلیگ سال آینده رو دست خودشون نگه دارند.
.
اما... قضیه کاملا برعکس شد. ساسولو سنت شکنی نکرد و با یه بازی حساب شده تونست هر چیزی که از پرطرفدارترين تیم ایتالیا در بزرگترین ورزشگاه ایتالیا میخواست رو به دست بیاره... اینتر غرق در ناامیدی!
.
عصر یکشنبه، اسپایدرمن بر میگردد!
با وجود باخت بدموقعی که اینتر مقابل ساسولو متحمل شد. حالا فقط یک راه برای حضور اونا تو جمع تیم های راه یافته به یو سی ال فصل آینده باقی مونده بود و اونم نتیجه نگرفتن لاتزیو برابر کروتونه و پیروزی اینتر مقابل عقاب ها در روز آخره.
.
حالا اینتری ها دوباره مثل سالها پیش چشم امیدشون به دروازبان افسانه ایه! کسی که لقب مرد عنکبوتی رو از اینتریستا گرفته بود.
والتر زنگا! سرمربی حال حاضر کروتونه، دوباره باید ناجی اینتری ها میشد.
.
و خب... همونجور که میدونید تونست از لاتزیوی شگفت انگیز این فصل یه مساوی رو بگیره تا هم تیم خودش خطر سقوط رو کمتر احساس کنه و هم تیم محبوب دوران فوتبالش رو در کورس سهمیه ی یو سی ال نگه داره.
.
همه چیز رویایی و حماسی برای اینتری ها پیش میره.
شکست در زمین خودی و از بین رفتن رویاها و سپس برگشت امیدها به فاصله ی یک روز توسط کسی که یه زمانی قهرمان داستان اینتری ها بود و حالا بعد از سالها جدایی از اینتر، دوباره اینتر رو نجات داد، نشون میده که داستان عاشقانه زنگا-اینتر قراره حالا حالا ها ادامه داشته باشه. 🕸🖤💙🕷
.
سرآخر یکشنبه ی این هفته ی در سرنوشت ساز ترین بازی این فصل سری آ، جدال لاتزیو و اینتر در معبد المپیکو برگزار میشه و ما باید با تمام امیدهایی که در تک تک سلول های بدنمون وجود داره به استقبال این بازی بریم تا هم خاطرات تلخی که بخاطر از دست دادن قهرمانی تو المپیکو از سال 2002 در ذهنمون باقی مونده رو پاک کنیم و هم چمپیونزلیگ رو بخاطر برگشت آخرین قهرمان ایتالیاییش خوشحال و مفتخر کنیم.
.
هیچوقت یادمون نره که ما اینتر دیوانه ایم و هرکاری از دستمون بر میاد 💪
PAZZA INTER AMALA💙🖤
.
#Ibranetti
_
#Inter_Iran
Read more
نزدیک ۴۵ دقیقه است منتظرم عکسی دانلود بشه . جاهایی که فیلتر نشده ، سرعت رو به حدی کاهش دادند که عملا ...
Media Removed
نزدیک ۴۵ دقیقه است منتظرم عکسی دانلود بشه . جاهایی که فیلتر نشده ، سرعت رو به حدی کاهش دادند که عملا نتونی از #تلگرام استفاده کنی. به این فکر میکنم هر چی داریم پیش میریم ، شمار افرادی که با روح بیمار و مردم آزار صاحب مسئولیت شده اند بیشتر میشه . این از وزیر نالایق ارتباطات @azarijahromi آقای #آذری_جهرمی ... نزدیک ۴۵ دقیقه است منتظرم عکسی دانلود بشه .
جاهایی که فیلتر نشده ، سرعت رو به حدی کاهش دادند که عملا نتونی از #تلگرام استفاده کنی.
به این فکر میکنم هر چی داریم پیش میریم ، شمار افرادی که با روح بیمار و مردم آزار صاحب مسئولیت شده اند بیشتر میشه .
این از وزیر نالایق ارتباطات @azarijahromi آقای #آذری_جهرمی که در برابر #فیلترینگ فقط یک مشت حرف های مفت و منفعل تحویل مردم میده . این از آقای #حسن_روحانی که مثل همقطاران سابقش در پست ریاست جمهوری ، @hrouhani خر مبارکش از پل گذشته ، اون از #محمود_احمدی_نژاد که ۸ سال به شخم زدن کشور پرداخت و زندگی ما رو نابود کرد و حالا به فکر احقاق حق افتاده و بخشی از نگرانی ها برای فیلترینگ ، ترس از شیرین کاری های این پدرسوخته آفتاب پرست @dr.ahmadinejad است.
و حالا هم که رسیدیم به یک جناب بازپرس دون پایه که با یک حکم قضایی نابخردانه ، ۴۰ -۳۰ میلیون ایرانی رو انتر و منتر خودش کرده .
یکی نیست به این نادان ها بگه ، با فشار روانی ای که از فیلترینگ به مردم وارد میکنید ، با دلار ۶ و به زودی ... تومانی ، با اضطراب تهدیدات جنگ و غیره ، این مردم ناگهان فیوز میپرانند و به قول آیت الله جوادی آملی ، همه شما رو به قعر تاریخ خواهند برد .
نفر دوم مملکت یا وزیرش که عرضه ندارند از حکم غیر قانونی یک بازپرس اعاده حق کنند ، بهتر است هر چه زودتر استعفا دهند تا مردم تکلیفشان را بدانند.
البته اگر همه اینها سیاه بازیِ پشت پرده نباشد و حکم بازپرس برای رفع اتهام از #دولت صادر شده تا کماکان شریک دزد و رفیق قافله باشد .
نمیدانم چه رخ خواهد داد ، اما یقین دارم دلسردی و خشم پنهان بی مانندی در روان همه مردم ما در حال شکل گیریست و انگار مسئولین ما تحت نفوذ مستقیم یا غیر مستقیم سرویس های اطلاعاتی بیگانه اند و تصمیماتی را تحت تاثیر آنها اتخاذ میکنند تا هر روز اعتماد ، آرامش و تکیه مردم به حکومت ، به فروپاشی ای بزرگ نزدیک شود .
فیلترینگ تلگرام از آن دست تصمیماتی است که سرعت دلسردی مرد را نسبت به افراد بی کفایتی که پول مفت در وزارت و غیره میگیرند بیشتر کند .
راستی آقای جهرمی ، چرا پشت اون میز نشستی در حالی که وجودت به اندازه یک آبدارچی محترم، برای این ملت کار راه انداز نیست ؟

#امیرفریدون_نصرتی ✍🏻 *
*
*
👈🏻🗣لطفا #آذری #جهرمی و #روحانی رو زیر این پست تگ کنید .

پ.ن : در خبر ها خوندم یک خانم #وکیل از دولت و بازپرس شکایت کرده . اگر #وکلای ما همت کنند شاید بشه از لحاظ قانونی کاری کرد که عقب نشینی کنند.
Read more
امنیت چیست؟ ////// <span class="emoji emoji274c"></span>بابا چیزی نشده تشتشک های همه پریده همش فیلم بود! تیاتر بود آقا! داعشی در ...
Media Removed
امنیت چیست؟ ////// بابا چیزی نشده تشتشک های همه پریده همش فیلم بود! تیاتر بود آقا! داعشی در کار نبود، همه عینه نقی معمولی بازیگر بودن! جلوی دوربین فیلم بازی میکردن! پشت دوربین هم سیروس مقدم اشاره میکرد کات میکردن،همه عوامل فیلم کنار هم چایی میزدن اون لگد هم اصلاً نخورد پشت تلفن هم کسی ... امنیت چیست؟
//////
❌بابا چیزی نشده تشتشک های همه پریده
همش فیلم بود!
تیاتر بود آقا!
داعشی در کار نبود، همه عینه نقی معمولی بازیگر بودن!
جلوی دوربین فیلم بازی میکردن!
❌پشت دوربین هم سیروس مقدم اشاره میکرد کات میکردن،همه عوامل فیلم کنار هم چایی میزدن
اون لگد هم اصلاً نخورد
پشت تلفن هم کسی نبود که بیاد سراغ بچه ها!
همش فیلم بود!
////////
❌اما واقعیت ماجرا میدونی کجاست؟
واقعیت ماجرا،تو بیابون های تنف و تلعفعر بود، اون جایی که داعش، محسن حججی رو زنده و زخمی و تشنه گرفتن!
اون جایی که این پاسدار انقلاب و مثل شیر شرزه تو چشم های دواعش نگاه میکرد و مرگ و به سخره گرفته بود! ❌واقعیت ماجرا خانطومان بود و لشگر 25 کربلا که 16 نفر از رعنا ترین جوانان این مملکت، که بعضی ها هم تازه داماد بودن مثل برگ پاییزی رو زمین ریختند!
واقعیت ماجرا رو باید از خانواده شهدا، از و همسر و مادر شهید حججی پرسید که وقتی عکس جوون رعناشونو، تو چنگال داعش دیدند، خنجر کفر و رو پهلوی جوونشون دیدن چی بهشون گذشت!
اونجا دیگه فیلمنامه و کارگردان نبود که کات بده!
سکانس یک بار فیلمبرداری میشد اونم توسط خوده خدا! ///////
❌واقعیت ماجرا رو باید از همسر شهید حاج عباس عبداللهی پرسید که وقتی فیلم دوره کردن پیکر شهیدش توسط داعش و دید چی بهش گذشت!
واقعیت ماجرا رو باید از همسر شهید اسکندری پرسید که وقتی سر شوهرش رو روی نیزه دید چه حالی شد!
واقعیت ماجرا رو باید از اون نو عروسی پرسید که دو هفته قبل تو خرید عروسی بود و حالا باید بند های کفن و باز کنه تا مردشو برای آخرین بار ببینه!
واقعیت ماجرا رو باید سالها بعد از نوزاد چند ماهه شهید بلباسی پرسید که از چهار ماهگی یتیم شدن یعنی چی!
واقعیت ماجرا رو باید از دختر بچه های شهدای مدافع حرم پرسید که از الان تا شب عروسی باید ماکت بابا شونو بغل کنن!
واقعیت ماجرا رو باید از همسر تازه عقد کرده شهید سیاوشی شنید که ماشین عروسش کنار مراسم تشییع شوهرش پارک بود!
////////
❌پسر جون اینا همش الکی بود!
فیلم اصلی رو مدافعان حرم زینب کبری بازی کردند که فیلمشون تو عرش اعلی اکران خصوصی بود برای خوده خدا، فرش قرمز شونم با خونشون رنگین شد و جایزه بهترین بازیگر مرد هم از دست های حضرت زهرا گرفتن!
آره داداش
اینا همه فیلمه!
قهرمان های اصلی جای دیگه ان!

آگه نبودن مدافعان حرم، لباس ناموس خیلی از این روشنفکرا، سر کلاشینکف بود!!
////////// کانال آنسوی سیاست.
Read more
<span class="emoji emoji274c"></span>بابا چیزی نشده تشتشک های همه پریده همش فیلم بود! تیاتر بود آقا! داعشی در کار نبود، همه عینه نقی ...
Media Removed
بابا چیزی نشده تشتشک های همه پریده همش فیلم بود! تیاتر بود آقا! داعشی در کار نبود، همه عینه نقی معمولی بازیگر بودن! جلوی دوربین فیلم بازی میکردن! پشت دوربین هم سیروس مقدم اشاره میکرد کات میکردن،همه عوامل فیلم کنار هم چایی میزدن اون لگد هم اصلاً نخورد پشت تلفن هم کسی نبود که بیاد سراغ بچه ... ❌بابا چیزی نشده تشتشک های همه پریده
همش فیلم بود!
تیاتر بود آقا!
داعشی در کار نبود، همه عینه نقی معمولی بازیگر بودن!
جلوی دوربین فیلم بازی میکردن!
❌پشت دوربین هم سیروس مقدم اشاره میکرد کات میکردن،همه عوامل فیلم کنار هم چایی میزدن
اون لگد هم اصلاً نخورد
پشت تلفن هم کسی نبود که بیاد سراغ بچه ها!
همش فیلم بود! ❌اما واقعیت ماجرا میدونی کجاست؟
واقعیت ماجرا،تو بیابون های تنف و تلعفعر بود، اون جایی که داعش، محسن حججی رو زنده و زخمی و تشنه گرفتن!
اون جایی که این پاسدار انقلاب و مثل شیر شرزه تو چشم های دواعش نگاه میکرد و مرگ و به سخره گرفته بود! ❌واقعیت ماجرا خانطومان بود و لشگر 25 کربلا که 16 نفر از رعنا ترین جوانان این مملکت، که بعضی ها هم تازه داماد بودن مثل برگ پاییزی رو زمین ریختند!
واقعیت ماجرا رو باید از خانواده شهدا، از و همسر و مادر شهید حججی پرسید که وقتی عکس جوون رعناشونو، تو چنگال داعش دیدند، خنجر کفر و رو پهلوی جوونشون دیدن چی بهشون گذشت!
اونجا دیگه فیلمنامه و کارگردان نبود که کات بده!
سکانس یک بار فیلمبرداری میشد اونم توسط خوده خدا! ❌واقعیت ماجرا رو باید از همسر شهید حاج عباس عبداللهی پرسید که وقتی فیلم دوره کردن پیکر شهیدش توسط داعش و دید چی بهش گذشت!
واقعیت ماجرا رو باید از همسر شهید اسکندری پرسید که وقتی سر شوهرش رو روی نیزه دید چه حالی شد!
واقعیت ماجرا رو باید از اون نو عروسی پرسید که دو هفته قبل تو خرید عروسی بود و حالا باید بند های کفن و باز کنه تا مردشو برای آخرین بار ببینه!
واقعیت ماجرا رو باید سالها بعد از نوزاد چند ماهه شهید بلباسی پرسید که از چهار ماهگی یتیم شدن یعنی چی!
واقعیت ماجرا رو باید از دختر بچه های شهدای مدافع حرم پرسید که از الان تا شب عروسی باید ماکت بابا شونو بغل کنن!
واقعیت ماجرا رو باید از همسر تازه عقد کرده شهید سیاوشی شنید که ماشین عروسش کنار مراسم تشییع شوهرش پارک بود! ❌پسر جون اینا همش الکی بود!
فیلم اصلی رو مدافعان حرم زینب کبری بازی کردند که فیلمشون تو عرش اعلی اکران خصوصی بود برای خوده خدا، فرش قرمز شونم با خونشون رنگین شد و جایزه بهترین بازیگر مرد هم از دست های حضرت زهرا گرفتن!
آره داداش
اینا همه فیلمه!
قهرمان های اصلی جای دیگه ان!

آگه نبودن مدافعان حرم، لباس ناموس خیلی از این روشنفکرا، سر کلاشینکف بود! .
Read more
. . امسال برا تولدم پست نذاشتم که مرد و از نامرد تشخیص بدم که بحمدالله محقق شد <span class="emoji emoji1f601"></span><span class="emoji emoji1f601"></span> فلذا با تاخیر ، میلاد ...
Media Removed
. . امسال برا تولدم پست نذاشتم که مرد و از نامرد تشخیص بدم که بحمدالله محقق شد فلذا با تاخیر ، میلاد پر خیر و برکتمو در این ماه عزیز بهتون تبریک عرض میکنم ؛ باشد که هفت شبانه روز شاهد جشن و پایکوپی سایر ماه ها برای متولدین مرداد باشکوه باشیم . . تبریک دوم هم بابت #روز_خبرنگار به کلی دوست خبرنگارم ... .
.
امسال برا تولدم پست نذاشتم که مرد و از نامرد تشخیص بدم که بحمدالله محقق شد 😁😁 فلذا با تاخیر ، میلاد پر خیر و برکتمو در این ماه عزیز بهتون تبریک عرض میکنم ؛ باشد که هفت شبانه روز شاهد جشن و پایکوپی سایر ماه ها برای متولدین مرداد باشکوه باشیم .
.
تبریک دوم هم بابت #روز_خبرنگار به کلی دوست خبرنگارم که تو دوره انحصار رسانه بهشون سخت میگذره ؛ اینکه دلت بخواد یه چیزایی رو بنویسی و یه عکسایی رو منتشر کنی اما نتونی سخته ! اینکه هنوز سیاست حاکم بر رسانه های ما بر سانسور و عدم انتشار عقاید مختلفه دردناکه ! مگر نه اینکه آزادی عقاید یعنی اصطکاک عقاید ؟! و از اصطکاک و برخورد سخن حق و سخن باطل، سیمای حقیقت واضح تر و روشن تر دیده میشه ؟! .
.
Read more
 #chile #lonelyplanet #dream #home اینکه اولین بار اسمش رو کجا شنیدم رو یادم نیست. اما احتمالا با ...
Media Removed
#chile #lonelyplanet #dream #home اینکه اولین بار اسمش رو کجا شنیدم رو یادم نیست. اما احتمالا با دیدن نقشه‌ی جهان سر کلاس جغرافیا تو تهران. اما اولین بار که کلمه شیلی برام جذاب شد رو خوب یادمه. پسرک همکلاسی‌ام که با همه مدرسه فرق داشت. موهای لخت و سیاه و بلندش رو با کش میبست. شلوار گشاد جینش درست ... #chile #lonelyplanet #dream #home
اینکه اولین بار اسمش رو کجا شنیدم رو یادم نیست. اما احتمالا با دیدن نقشه‌ی جهان سر کلاس جغرافیا تو تهران. اما اولین بار که کلمه شیلی برام جذاب شد رو خوب یادمه. پسرک همکلاسی‌ام که با همه مدرسه فرق داشت. موهای لخت و سیاه و بلندش رو با کش میبست. شلوار گشاد جینش درست ده سانتی متر زیر لباس زیرش با یه کمربند فلزی می‌ایستاد و همیشه هدفونش روی گوشش بود و برای معرفی خودش میگفت من از شهر کوچیکی از جنوب شیلی میام. از منطقه ای به نام آخر دنیا.
و این جمله برای همیشه در مغزم ثبت شد:
Fin del mundo
پنج سال پیش توی خیابون انقلاب قدم میزدم. بعد سالها برگشته بودم به ایران و به تهرانی که خاطراتم از کودکی اونجا جا مونده بود. هدفونم رو زیر شال سبز بلند روی گوشم گذاشته بودم و به آدم ها نگاه میکردم. به کتاب فروشی ‌ها و مردم در عجله. یکدفه مردی جلوم سبز شد. مردی با پوست تیره و شاید چهل ساله وداز آفریفا. فارسی حرف نمیزد و انگلیسی‌اش لهجه داشت. کتابهاش رو جلوم گرفته بود و با چشم‌های گشاد شده و حرکات دست آروم از دو کتاب تو دستش میگفت. یک کتاب فرانسوی که هیچ ازش نمی‌فهمیدم. و یکی کتاب لونلی پلنت قدیمی درباره سفر به شیلی و ایستر‌آیلند ، چاپ شده در سال هزار و نهصد و هشتاد! تنها چیزی که ازش می‌فهمیدم ده هزار تومن میخواست که گرفت و من رو با کلی سوال تنها گذاشت.
اون روز من با یک کتاب سفرنامه برگشتم به خونه‌ ای که تازه توی جمالزاده اجاره کرده بودم و جز یک گلیم و پتو و بالشت چیزی نداشت! -
دو سال قبل تصمیمم رو گرفتم. میرم به آمریکای جنوبی. تمام برنامه‌ها رو ریختم و درست یک ماه قبل فهمیدم که بودجه‌م جور نمیشه و نمیتونم. غمگین بودم. امیرعلی اومده بود بهم سر بزنه و اونقدر اونجا موند و چای خورد که از 'دیگه چه خبرا' به 'هر کی کار خودش رو بکنه' رسید. من کتابم رو با غم بزرگی توی دلم برداشتم. به مرد سیاه پوست خیابون انقلاب فکر کردم که هیچی ازش نمیدونستم. به این کتاب که نمیدونستم همسفر چند نفر بوده و حالا دست منه. و امیر علی با لنز جدیدش عکسی از من گرفت.
عکسی که حالا نشسته روی مبل تکی خاکستری رنگی، توی خونه‌ای تو سانتیاگو پایتخت شیلی نگاهش میکنم و لبخند میزنم!
خونه‌ای در دراز ترین کشور جهان. خونه ای در آخر دنیا!
Fin del mundo !
Read more
. اگه یادش رفته باشه چی؟ مرد از خودش پرسید، از خود ساکت مایوس توی آینه. مرد توی آینه گفت یادش رفته، پس ...
Media Removed
. اگه یادش رفته باشه چی؟ مرد از خودش پرسید، از خود ساکت مایوس توی آینه. مرد توی آینه گفت یادش رفته، پس چی؟ فکر کردی هنوز یادشه؟ مرد لجش گرفت، آدم توی آینه خیلی منطقی و حرص دربیاره. پشتشو کرد به آینه، نگاه کرد به خوشه های خشک گندم توی گلدون شیشه ای، که هنوز گوشه اتاق بودن. گندمهایی که یک روز زن با خودش آورد ... .
اگه یادش رفته باشه چی؟ مرد از خودش پرسید، از خود ساکت مایوس توی آینه. مرد توی آینه گفت یادش رفته، پس چی؟ فکر کردی هنوز یادشه؟ مرد لجش گرفت، آدم توی آینه خیلی منطقی و حرص دربیاره. پشتشو کرد به آینه، نگاه کرد به خوشه های خشک گندم توی گلدون شیشه ای، که هنوز گوشه اتاق بودن. گندمهایی که یک روز زن با خودش آورد و مرد گفت چه صحرايي بشه این اتاق بعد از تو. گندم ها حتی از روز اولی که اومدن و خشک بودن هم خشکیده تر بودن. مرد دراز کشید روی تخت، ساکت و آروم. انگار که پذیرفته باشه از یاد رفته. انگار که باور کرده باشه دیگه تموم شده قصه های خوب قدیم. آدم توی آینه داد زد حالا اینقدرها هم غصه نداره ها. جوابشو نداد. به سقف اتاق نگاه کرد. ابری بود اتاق. رعد و برق زد. از سقف اتاق بارون می اومد، گوشه اتاق گندم های خشک زیر بارون کم کم پوسیدن. آدم توی آینه اومد کنار پنجره ایستاد، به خیابون نگاه کرد، به آدم هایی که همه داشتن می رفتن و هیچکس اومدن بلد نبود. شب اومد به زیارت شهر. مرد به خود آینه ایش گفت یادش نمیره. شبها یاد من میفته، من مطمئنم. مرد آینه ای هیچی نگفت. پنجره رو باز کرد، ایستاد روی لبه پنجره، مثل برگی که از درخت، مثل گنجشکی که از شاخه، مثل زنی که از دل، مثل اشکی که از چشم، رفت..... از ابرهای دل مرد و از ابرهای سقف اتاق بارون می اومد. خوابش برد. هیچکس نبود مرد رو بیدار کنه، برای همیشه خوابید.....


#حمیدسلیمی
@hamid.salimi.59
Read more
ورق بزنید #ایرانگردی #هیچهایک قسمت ششم @ahmad.nadalian بخش دوم هرمز گردی رو گفتم میپردازم به ...
Media Removed
ورق بزنید #ایرانگردی #هیچهایک قسمت ششم @ahmad.nadalian بخش دوم هرمز گردی رو گفتم میپردازم به دکتر احمد نادعلیان؛ یه بیو مختصر بخونید اول: احمد نادعلیان (زاده ۱۳۴۲ در سنگسر) هنرمندی در حوزهٔ هنرهای محیطی و زمینی ایرانی است. او بیشتر به‌خاطر کنده‌نگاری بر روی سنگ‌های رودخانه‌ها شناخته ... ورق بزنید
#ایرانگردی #هیچهایک قسمت ششم
@ahmad.nadalian
بخش دوم هرمز گردی رو گفتم میپردازم به دکتر احمد نادعلیان؛ یه بیو مختصر بخونید اول:

احمد نادعلیان (زاده ۱۳۴۲ در سنگسر) هنرمندی در حوزهٔ هنرهای محیطی و زمینی ایرانی است. او بیشتر به‌خاطر کنده‌نگاری بر روی سنگ‌های رودخانه‌ها شناخته شده‌است. فعالیت‌های هنری او همچنین شامل حجاری، چیدمان، کارهای چندرسانه‌ای و اینترنتی (نت‌آرت)، چیدمان ویدئویی، کارهای تعاملی و اخیراً ساخت آهندیس‌ها است. او بیشتر در طبیعت زندگی می‌کند و در عرصه بین‌المللی به اجرای هنر محیطی می‌پردازد. آثار او در بیش از ۴۰ کشور دنیا پراکنده هستند.

او در سال ۲۰۰۳ میلادی به همراه چند هنرمند دیگر، برای معرفی هنر معاصر ایران رهسپار سفر دوسالانه ونیز شد و هنر محیطی رودخانه‌ای را ارائه داد. در سال ۲۰۰۹ میلادی اثر مُهر استوانه‌ای و چاپ آن در خلیج فارس در تقویم دیواری هنر محیطی آمریکا به ثبت رسید. منتقدان بسیاری آثار او را به عنوان تنها هنرمند ایرانی که به صورت حرفه‌ای در زمینه هنر محیطی در عرصه جهانی فعالیت می‌کند، در مجلات تخصصی بین‌المللی معرفی کرده‌اند. او تاکنون در نمایشگاه‌های گروهی و انفرادی متعددی در ایران و دیگر کشورها از جمله انگلستان، لبنان، ژاپن، جمهوری آذربایجان، آلمان، فرانسه، ایتالیا، اسپانیا، آمریکا و ترکیه، آثار خود را به نمایش گذاشته‌است. ****** خب یه همچین آدمی با یه همچین رزومه ای اصولا باید خارج از ایران مشغول نمایشگاه گذاشتن و لذت بردن از اوقاتش باشه، مگه نه؟
این آدم هشت سال قبل توو جزیره هرمز ارزونترین خونه که پاتوق بزهکارا بوده رو میخره حدود پنج میلیون تومن. یه خرابه.

و شروع میکنه به ساختنش؛ اما این چیزی نیست که من رو جذب شخصیت این مرد کرد.
دکتر نادعلیان شروع میکنه به زنان خانه دار و بی سرپرست یاد میده صنایع دستی درست کنند و شروع کنند به فروشش. و اولین چیزی که به ذهن من میرسه اینه که توو یه جزیره، یه جای بسته از نظر فرهنگی، و توو مردمی که زن کمترین حقوق رو داره، پوشیه میزنه که صورتش معلوم نباشه، یه آدم بیاد این فضای خفقان و سکوت رو بشکنه و زن ها رو بخشی از فضای اجتماعی کنه! یکی نیست بگه دکتر سرِت درد میکنه؟! و اینکه آره، دنبال تغییرِ! چیزی که خیلیامون جرات ش رو نداریم این مرد تونسته انجامش بده و توو یه جزیره یه نفره و یه تنه برابری جنسیتی رو برخلاف خیلیامون که صرفا حرفش رو میزنیم عملیاتی ش کنه!

کامنت اول رو هم بخونید

ادامه در پست بعدی... #ایرانگردی #کوله_گردی #هیچهایک #بوشهر #جزیره #هرمز #دره_مجسمه #دره_رنگین_کمان #ممدتریپس
Read more
<span class="emoji emoji1f343"></span> آقاجون که مرد عزیز دیگه مثل سابق نشد، غذاهایی که دوست داشت نخورد، به گلدونا آب نداد، از تهِ دل نخندید، ...
Media Removed
آقاجون که مرد عزیز دیگه مثل سابق نشد، غذاهایی که دوست داشت نخورد، به گلدونا آب نداد، از تهِ دل نخندید، دمِ غروب پاچه ی شلوارشو نزد بالا و پاشو تا زانو تو آبِ حوض نذاشت، دامنای گلدارشو نپوشید و واسه کسی انار دون نکرد. آقاجون که رفت عزیز از هرچی که دوست داشت فاصله گرفت، اونقدر فاصله گرفت تا مثل آدمایی ... 🍃
آقاجون که مرد عزیز دیگه مثل سابق نشد، غذاهایی که دوست داشت نخورد، به گلدونا آب نداد، از تهِ دل نخندید، دمِ غروب پاچه ی شلوارشو نزد بالا و پاشو تا زانو تو آبِ حوض نذاشت، دامنای گلدارشو نپوشید و واسه کسی انار دون نکرد. آقاجون که رفت عزیز از هرچی که دوست داشت فاصله گرفت، اونقدر فاصله گرفت تا مثل آدمایی که منتظر مرگ باشن از یه جایی به بعد زندگیش دیگه هیچ چیز قشنگی نداشت، ساعت ها روی صندلی می نشست و به قاب عکس آقاجون نگاه میکرد، آخرم یه روز جسم بی جونشو روی همون صندلی درحالی که قاب عکس آقاجون از دستش افتاده بود پیدا کردن.
آقاجون که مرد عزیز برای کشتن خودش یه مشت قرص رو باهم نخورد، با تیغ رگشو نزد، خودشو از سقف آویزون نکرد اما خودکشی کرد، ازون خودکٌشیا که دل میکَنی از همه ی قشنگیای دنیا و چیزایی که دوسشون داری، ازونا که روزی صدبار به خودت میگی "دیگه بعد از اون هیچ چیز قشنگی تو دنیا وجود نداره "...
کی میدونه که دردِ این خودکشی چقدر بیشتر از مردنِ یهوییه، یهو که میمیری تو یه لحظه همه چی تموم میشه اما وقتی زنده میمونی و ذره ذره واسه مردن و عذاب دادن خودت از دلبستگیا و قشنگیای دنیا میگذری روحت شکنجه میشه، اصلأ تو میدونی چند هزارتا آدم تو این دنیا هستن که به سیم آخر زدن و درحالی که زندن و نفس میکشن خودکشی کردن؟! دلشونو با انتخابِ آدمی که عاشقش نیستن کشتن، روحشونو با بودن کنار کسایی که دوس ندارن، علایقشونو بخاطر فداکاری های اجباری، آیندشونو با نگفتن حرفایی که باید میگفتن...
تو میدونی تهِ همه ی این خودکٌشیا یه لحظه ی عذاب آور هست که توش یه لبخند تلخ تحویل خودت میدی، یه گوشه میشینی و به تموم شدن دنیات نگاه میکنی، درست مثل عزیزجون....
نه تو اینارو نمیدونی ولی من، وقتی به اجبار داشتی میرفتی خودکشی کردنتو دیدم با همون لبخندِ تلخ!
.
#نازنین_عابدین_پور
.....
📷: @nazi_abedinpur
.
.
#گیلان #لنگرود #بیجار #برنج #درو #شالی #شالیزار
Read more
. ماندن "مرد" می خواهد. می شود زن بود و مرد بود، می شود مرد بود و مرد نبود ... مردانگی به عاقل بودن نیست پشتِ کسی که آمده ای و اهلی اش کرده ای را دم به دقیقه خالی نکردن "مرد" می خواهد! مردانگی به منطقی بودن نیست عشق و عاشقی کردن "مرد" می خواهد احساس امنیت "مرد" می خواهد شانه شدن برای بهانه ها و دلشوره ... .
ماندن "مرد" می خواهد.
می شود زن بود و مرد بود،
می شود مرد بود و مرد نبود ...
مردانگی به عاقل بودن نیست
پشتِ کسی که آمده ای و اهلی اش کرده ای را دم به دقیقه خالی نکردن "مرد" می خواهد!
مردانگی به منطقی بودن نیست
عشق و عاشقی کردن "مرد" می خواهد
احساس امنیت "مرد" می خواهد
شانه شدن برای بهانه ها و دلشوره ها و دلتنگی های...،
آخ دلتنگی هایش... دلتنگی... شانه شدن برای دلتنگی های زنی که دوستت دارد "مرد" می خواهد
مردانگی به موهای سفید کنار شقیقه ها نیست
مردانگی اصلا به به مرد بودن نیست!
ماندن "مرد" می خواهد
ساختن "مرد" می خواهد
بودن "مرد" می خواهد... بدبختانه تمام خوشبختی های کوچک و ساده ی دنیا "مرد" می خواهد،
و از همین رو کار جهان رو به خوشبختی نیست...! .
Read more
. @eli_life_hobbies عکس و متن از صفحه‌ی . داستان کتاب در مورد کارمندی در یک اداره دولتی است به نام ...
Media Removed
. @eli_life_hobbies عکس و متن از صفحه‌ی . داستان کتاب در مورد کارمندی در یک اداره دولتی است به نام گالیادکین که شبی بعد از یک ماجرایی با شخصی کاملا شبیه به خودش مواجه می‌شود و در ادامه‌، این همزاد، مشکلاتی را برای مرد قصه ما ایجاد می‌کند. . یک سوم داستان برام گیج کننده بود، با شخصیت داستان هیچ ارتباطی ... .
@eli_life_hobbies عکس و متن از صفحه‌ی .
داستان کتاب در مورد کارمندی در یک اداره دولتی است به نام گالیادکین که شبی بعد از یک ماجرایی با شخصی کاملا شبیه به خودش مواجه می‌شود و در ادامه‌، این همزاد، مشکلاتی را برای مرد قصه ما ایجاد می‌کند.
.
یک سوم داستان برام گیج کننده بود، با شخصیت داستان هیچ ارتباطی برقرار نمی‌کردم و از حرفاش و کاراش سر در نمی آوردم. همش فک می‌کردم چرا شخصیت اصلی اینجوریه؟ دیوونه است انگار!!😁 .
بعد هر چی جلوتر رفتم هم داستان جذاب تر شد و هم متوجه شدم همین جنبه روان‌پریشی مرد داستان هست که هدف اصلی کتاب بوده 🙄 مرد داستان که بسیار مودب و پایبند به اصول اخلاقی جامعه است با همزادی مواجه می‌شود که دقیقا نقطه متضاد اوست، شیطان صفت، چاپلوس و دروغگو، به عبارتی او با بعد دیگری از شخصیت خودش روبرو می‌شود. .
داستایفسکی در عین حال که مشکلات شخصیتی و روانی یک مرد رو بررسی می‌کنه، قوانین و مناسبات حاکم بر ادارات اجتماع خودش رو هم زیر سوال می‌بره. جامعه‌ای که پیشرفت، برای افراد چاپلوس و حیله‌گر سریعتر اتفاق می‌افتد تا افراد صادق.
.
یه نکته خوبی که تو این کتاب خیلی نمود داشت این بود که داستایفسکی نه تنها یک قصه‌گوی عالیه یک روانشناس خیلی خوب هم هست، چیزی که هر نویسنده موفقی باید باشه تا بتونه شخصیت های داستانش را به این خوبی پرداخت کنه. .
پ.ن۱: زود از خوندن این کتاب ناامید نشین ، یکم جلو برین خوشتون میاد و براتون جذاب میشه
.
پ.ن۲: من کارشناس و متخصص نیستم فقط عاشق کتاب خوندنم
.
اگر شکست خوردی بردبار باش! موفق شدی به کوشش ادامه بده. این قدر هست که برای کسی پاپوش نمی دوزم و به اصطلاح فرش را از زیر پای کسی نمی‌کشم. بله من برای کسی اسباب چینی نمیکنم و از این بابت به خود می بالم📚
.
او از راه تجربه تلخ همه روزه‌ی خود پی برده بود به این که زهر کینه، انسان را تا به کجا می برد و سنگدلی دستی که می خواهد انتقام آبروی ریخته و جاه طلبی به ناکامی کشیده اش را بگیرد، چه کارها که می‌کند📚
.
#کتاب_خوب #همزاد #داستایفسکی #مترجم_سروش_حبیبی #نشر_ماهی #ادبیات_روسیه #چند_شخصیتی #چهره_دوم #روان_پریشی #روان_درمانی #کتابخانه_عمومی #امانت #کتاب_بخوانیم
.
www.nashremahi.com
Read more
حالا تو این فرهنگ به خاطر کلیشه‌های جنسیتی مردا باید قوی‌تری هم باشن. به‌به عالی شد! ‌ این یعنی احساساتشون ...
Media Removed
حالا تو این فرهنگ به خاطر کلیشه‌های جنسیتی مردا باید قوی‌تری هم باشن. به‌به عالی شد! ‌ این یعنی احساساتشون خیلی شدیدتر سرکوب می‌شه و اجازه ابرازش رو ندارن. چون باید قوی باشن. بعدا هم که بدبختا بزرگ می‌شن می‌رن تو رابطه عاطفی، بهشون گیر میدیم که تو چرا اصلا احساس نداری، چرا به من نمیگی دوستت دارم؟ خب ... حالا تو این فرهنگ به خاطر کلیشه‌های جنسیتی مردا باید قوی‌تری هم باشن. به‌به عالی شد!

این یعنی احساساتشون خیلی شدیدتر سرکوب می‌شه و اجازه ابرازش رو ندارن. چون باید قوی باشن.
بعدا هم که بدبختا بزرگ می‌شن می‌رن تو رابطه عاطفی، بهشون گیر میدیم که تو چرا اصلا احساس نداری، چرا به من نمیگی دوستت دارم؟
خب اینا رو مادرای ما بزرگ کردن دیگه، خود ما. اگه تصمیم نگیریم یه جا این چرخه «من بلد نبودم، پدر مادرم اینطوری تربیتم کردن، من می‌خواستم شما رو خوشبخت کنم ولی کسی بهم یاد نداده بود و...» رو متوقف کنیم، همینجوری باید ادامه بدیم.

چیکار می‌تونیم بکنیم؟ به نظر من مهمترین کاری که باید بکنیم اینه که بپذیریم ما در کودکی آزردگی‌هایی داشتیم، تربیت ما یه باگ‌هایی داشته که شاید تقصیر خودمون نبوده، اما تا کی می‌خوایم این تقصیرو بندازیم گردن مادر پدر؟ از یه جایی به بعد مسئولیتش با خودمونه.
بریم خودمونو بشناسیم ببینیم چی بهمون گذشته و چی شدیم و چیکار می‌تونیم براش بکنیم و اون کارا رو بکنیم. کلاس بریم، کتاب بخونیم، از متخصص کمک بگیریم و هر کار دیگه که ازمون برمیاد فقط برای اینکه کلیشه‌هایی مثل مرد که گریه نمی‌کنه رو بشکنیم و اگه غم داریم بشینیم مث مرد گریه کنیم!

مخصوصا اگه تصمیم داریم بچه‌دار بشیم، کاش توهم برمون نداره که ما بهترینیم. برای آینده بچه‌هامون و جامعه‌مون اول خودمون رو تغییر بدیم کلیشه‌ها و چارچوب‌های ذهنی‌مون رو بشکنیم که بتونیم درست تربیت کنیم بچه رو و اگه صادق باشیم می‌دونیم که این فقط با چهارتا کتاب خوندن ممکن نیست.
Read more
. بعد‌ از اولین نگاه که نسخه‌تون رو کاملا می‌پیچونه، شما د‌ومین نگاه رو د‌ر حوالی سالگرد‌ یک‌سالگی‌ ...
Media Removed
. بعد‌ از اولین نگاه که نسخه‌تون رو کاملا می‌پیچونه، شما د‌ومین نگاه رو د‌ر حوالی سالگرد‌ یک‌سالگی‌ رابطه‌‌تون تازه د‌رک می‌کنین. چون تمام این یک سال ممکنه حرکت آهسته نگاه اول رو د‌وره کنین. تو نگاه د‌ومه که تازه می‌فهمین چقد‌ر عوض شد‌ین. این د‌ومین نگاه، نگاه به خود‌تونه یا به کلیات رابطه یا ... .
بعد‌ از اولین نگاه که نسخه‌تون رو کاملا می‌پیچونه، شما د‌ومین نگاه رو د‌ر حوالی سالگرد‌ یک‌سالگی‌ رابطه‌‌تون تازه د‌رک می‌کنین. چون تمام این یک سال ممکنه حرکت آهسته نگاه اول رو د‌وره کنین. تو نگاه د‌ومه که تازه می‌فهمین چقد‌ر عوض شد‌ین. این د‌ومین نگاه، نگاه به خود‌تونه یا به کلیات رابطه یا آنچه گذشت و یه جور گزارش سالیانه. شما از لولید‌ن تو د‌ست و پاي هم خسته شد‌ین، برای گوشی‌تون پسورد‌ گذاشتین، با د‌وست‌هاتون بیشتر از شریک عشقی‌تون بیرون می‌رین. شما تو این مرحله بیشتر یه فعال اقتصاد‌ی هستید‌ تا یه عاشق. چون به ازای هر حرکت رو به‌جلوی شریکتون یه تلاش مذبوحانه برای گام برد‌اشتن به سمتش د‌ارین که کاملا مشخصه جواب نمی‌د‌ه. تو د‌ومین نگاه ممکنه بفهمین شریکتون د‌ر خوش بینانه‌ترین حالت حبابه، یعنی بیشتر باعث التهاب می‌شه تا ثبات. حتي ممکنه متوجه بشین حالا همچین تحفه‌ای هم نبود‌ که من اینجوری کشته مرد‌ه‌اش بود‌م. این خبر بد‌یه چون یه گوشه از حافظه‌تون اکتیو شد‌ه که باگ‌های رابطه رو نشونتون می‌د‌ه و شما هرجوری می‌خواین با خود‌تون مذاکره کنین یا لااقل نظر بقیه‌ رو وتو کنین کاسبان رابطه نمی‌ذارن. شما بعد‌ از اکتیو شد‌ن اون خونه از حافظه‌تون د‌یگه آد‌م سابق نمی‌شین. خبر بد‌تر اینه که اکتیو شد‌ن اون خونه از حافظه حالت مسری د‌اره و به شریکتون هم سرایت می‌کنه. از اینجا به ‌بعد‌ شما تو سرازیری رابطه هستین اگرچه اسمش هیجا‌ن انگیزه اما د‌ارین با مخ سقوط می‌کنین، برای همینه که فیلتر زبونتون رو برمی‌د‌ارین و شروع می‌کنین به انتقاد‌ کرد‌ن. از اونجایی که ما هیچ وقت انتقاد‌ سازند‌ه رو یاد‌ نمی‌گیریم برآیند‌ این انتقاد‌، تعد‌اد‌ي کشته و مجروح تو فک و فامیل و د‌وستان د‌و طرفه. به قول تد‌ موزبی هر خوب‌بود‌ن و کمالی تو رابطه یه امای بزرگ د‌اره و من صراحتا بهتون می‌گم این اما تو همون د‌ومین نگاه، به چشمتون میاد‌. این اما اونقد‌ری واضحه که واقعا اینکه همون اول ند‌ید‌یش عجیبه. مثلا امای شما به‌عنوان یه فمینیست د‌ست‌ به‌ جیب نشد‌ن د‌ر قرار اوله. شریکتون بعد‌ها د‌ر د‌ومین نگاه کشف می‌کنه که شما علاقه‌ای به کار بیرون و تقسیم د‌رآمد‌تون باهاش ند‌ارین اما به هیچ هشتگ فمینیستی نه نمی‌گین یا امای بزرگ شریکتون به‌عنوان یه مرد‌ د‌ست ‌و د‌لباز می‌تونه، شکاک بود‌نش باشه، بعد‌ یاد‌تون میاد‌ که تو همون قرار اول هنوز د‌و قلپ از قهوه‌تون رو نخورد‌ه بود‌ین که گوشی‌تون زنگ می‌خوره و اون ازتون می‌پرسه کیه؟
.
بقیه در کامنت اول 👇👇👇
Read more
 #football #world_cup #world_cup_2018 #iran بازی ایران و مراکش رو تو سینما قدس دیدم کنار پونصد ...
Media Removed
#football #world_cup #world_cup_2018 #iran بازی ایران و مراکش رو تو سینما قدس دیدم کنار پونصد بیننده‌ی زن و مرد. برای اولین بار تو همچین فضایی فوتبال می‌دیدم. از وقتی یادمه عاشق فوتبال بودم و به اندازه‌ی پدر و برادرم از فوتبال سر درمیارم ولی همیشه از مردهای دوروبرم وصف‌حال تماشای بازی تو ورزشگاه ... #football #world_cup #world_cup_2018 #iran
بازی ایران و مراکش رو تو سینما قدس دیدم کنار پونصد بیننده‌ی زن و مرد.
برای اولین بار تو همچین فضایی فوتبال می‌دیدم. از وقتی یادمه عاشق فوتبال بودم و به اندازه‌ی پدر و برادرم از فوتبال سر درمیارم ولی همیشه از مردهای دوروبرم وصف‌حال تماشای بازی تو ورزشگاه رو شنیدم و حسرت خوردم.
برای اولین بار حسی نزدیک به چیزی که همیشه تعریفش رو شنیده بودم تجربه کردم. باهم خندیدیم باهم جیغ زدیم باهم ایستاده و نیم‌خیز بازی رو تماشا کردیم و در آخر با گل عزیز مراکشی به هوا پرت شدیم.
نه فحش نه بی‌احترامی و نه دعوا؛
هیچکدوم از این چیزهایی که به بهانه‌اش سالهاست اجازه ورود به ورزشگاه رو ندارم. و تازه نمی‌دونم اگر کسی (چه زن چه مرد) تو استادیوم فحش بده، چی می‌شه؟ آسمون به زمین میاد؟

خیلی چیزها از اون روز یادم می‌مونه مخصوصا صدای پسری که پشت سرم نشسته بود و تمام مدت به دوستش می‌گفت داداش اینجا نمی‌شه فحش داد زن و بچه مردم نشستن.
Read more
*** قصه‌ی این صندلیِ چوبی و آفتاب‌گردون‌هایی که کنجِ پیاده‌روی شلوغِ خیابان ولیعصر دلبری می‌کنن، ...
Media Removed
*** قصه‌ی این صندلیِ چوبی و آفتاب‌گردون‌هایی که کنجِ پیاده‌روی شلوغِ خیابان ولیعصر دلبری می‌کنن، از اون قصه‌هاس که هرچی هم مهم نباشه، اما شنیدنش یه لبخند میاره به لب‌ها. پس بذارین براتون بگم که یه کوچه پایین‌تراز دفتر مجله‌ی ما یه آقای میانسالی هست که جلویِ یه ساختمون متروک و قدیمی بساط کرده ... ***
قصه‌ی این صندلیِ چوبی و آفتاب‌گردون‌هایی که کنجِ پیاده‌روی شلوغِ خیابان ولیعصر دلبری می‌کنن، از اون قصه‌هاس که هرچی هم مهم نباشه، اما شنیدنش یه لبخند میاره به لب‌ها. پس بذارین براتون بگم که یه کوچه پایین‌تراز دفتر مجله‌ی ما یه آقای میانسالی هست که جلویِ یه ساختمون متروک و قدیمی بساط کرده و میوه می‌فروشه. همیشه‌ی سال هم هست؛ توی سرما و توی گرما. همیشه هم یه کتاب یا مجله دستش هست و مشغول خوندن. بهش اگر سلام کنی با یه احترامِ خاصی از روی صندلی‌اش بلند میشه و جواب سلام میده؛ گرم و بلند و با چاشنیِ لبخند. بعد هم تعارفت میکنه به خوردن میوه و خشکباری که می‌فروشه. دو سال هست که هر روز می‌بینمش. منِ فراری از معاشرت، اون اوایل که از کنارِ بساطش رد می‌شدم، سرم رو پایین می‌انداختم یا توی گوشی‌ام رو نگاه می‌کردم تا سلام نکنم و مخاطب سلامی نشم و زود بگذرم. می‌فهمیدم که داره نگاهم می‌کنه، سنگینیِ لبخندش رو حس می‌کردم و می‌دیدم که چقدر به این خلوتِ نمایشی که برای خودم ساختم احترام می‌ذاره و سکوت می‌کنه تا این رهگذرِ هر روزی رد بشه. کم‌کم یخ من هم آب شد و هربار که از کنارش رد شدم بسته به حال و روز اون روزم بلند یا آروم، با لبخند یا زیرلب سلام کردم و اما اون هربار کِشدار و بلند و با لبخند جواب سلامم رو داد تا امروز که دیدم آفتابگردون‌هایی که پایِ پیاده‌رو کاشته و هر روز آب داده، باز شدن و سایه کردن برای نشستن و حظ بردن. امروز بعد از دو سال ایستادم کنارِ دنجِ این همسایه‌ و کیف کردم از تماشایِ این قشنگی که دورِ خودش ساخته. چند کلام حرف زدیم و دیدم که چقدر هم قشنگ حرف می‌زنه... همین! هیچ پیام اخلاقی نداره این داستان. یه درس‌هایی برای خودِ من داره.

پ.ن: ظهر بود که امید برام نوشت منفی نباش. براش نوشتم یک خرِ غمگینم. برام نوشت پاشو و سعی کن خرِ غمگینی نباشی. و باز نوشت ما موندیم که کارِ سخت رو انجام بدیم. پاشدم و رفتم دنبال یه نشونه برای غمگین نبودن و به آفتابگردون‌ها و مردِ میانسالِ همسایه برخوردم که یه سطلِ آب سرد هم برای شستن و خنک کردن میوه‌ی تعارفی به رهگذرِ بدخلقی مثل من، کنار صندلی‌اش گذاشته بود. @omid.iranmehr
Read more
اگر بخوایم به واقعه #غدیر_خم به چشم یه قصه و یه ماجرای تاریخی نگاه کنیم نمیتونیم برای خیلی از مسائلی ...
Media Removed
اگر بخوایم به واقعه #غدیر_خم به چشم یه قصه و یه ماجرای تاریخی نگاه کنیم نمیتونیم برای خیلی از مسائلی که امروز باهاش دست به گریبانیم جوابی پیدا کنیم. اصولا اهمیت درک مفهوم غدیرخم اینجاست که در چنین روزی تکلیف خیلی چیزها معلوم شده و اگر نسبت بهش شناخت داشته باشیم میتونیم راحتتر زندگی کنیم. سیستم ... اگر بخوایم به واقعه #غدیر_خم به چشم یه قصه و یه ماجرای تاریخی نگاه کنیم نمیتونیم برای خیلی از مسائلی که امروز باهاش دست به گریبانیم جوابی پیدا کنیم.
اصولا اهمیت درک مفهوم غدیرخم اینجاست که در چنین روزی تکلیف خیلی چیزها معلوم شده و اگر نسبت بهش شناخت داشته باشیم میتونیم راحتتر زندگی کنیم.
سیستم تفکری علی ع، که در واقع میتونیم بگیم بهترین شاگرد پیامبر ص بودن، به این شکله
🌷نظام قضایی و حقوقی باید بر مبنای حق و صداقت باشه و به احدی ظلم نشه (کاری نداریم کی هست و چه مذهبی داره)
🌷نظام اقتصادی باید بر مبنای تولید، توزیع و راه اندازی صحیح جریان پول نقد باشه نه سپرده گذاری و وام فروشی و اوراق قرضه بهادار...
🌷نظام خانوادگی باید بر مبنای عشق، وفاداری و پاکی باشه نه بر اساس امتیازات مادی، زیبایی های ظاهری، چشم و هم چشمی و امثال اینها
🌷نظام آموزشی باید برای همه یکسان و در دسترس باشه و همه باید در جهت رشد علمی تلاش کنن نه اینکه آموزشگاههای گرون قیمت ، سهمیه های آموزشی، حق تحصیل برای یک جنس خاص و تبعیضات این چنینی توی جامعه برقرار باشه
🌷بین زن و مرد مساواتی منطقی و عادلانه برقرار باشه و به زن ظلم نشه و خارج از توان فیزیکیش ازش بهره کشی نشه و باهاش خوش رفتاری بشه
🌷تربیت فرزندان متناسب به اوضاع روز جامعه باشه و والدین جامعه شناس باشن و نسخه قدیمی رو برای بچه هاشون تجویز نکنن به قولی گفتنی مدرن باشن نه سنتی
🌷فقرا و ضعفا حمایتی آبرومندانه بشن نه اینکه ازشون سواستفاده بشه
.
.
.
.
بچه ها وقتی ما بپذیریم که سیستم علوی رو برای زندگیمون انتخاب کنیم میتونیم به یک زندگی قانونمند، منظم و آروم پناه ببریم
.
.
.
.
اما اگر نه، یک تفکر فرعونی، هامونی یا قارونی رو بپذیریم که میگه حق با اونیه که
سنش بیشتره
زورش بیشتره
زرش بیشتره
#نه اونی که عقل و سواد و دلسوزیش بیشتره
تبدیل میشیم به آدمهایی که تو زندگیمون
که یا ظلم میکنیم
یا ظلم رو می پذیریم
یا در برابر ظلم بی اعتناییم...
که اگر یه روزی رئیس شدیم، به زیردستمون رحم نمیکنیم
و اگر روزی یه بالادستی زورگو داشتیم اعتراض نمی کنیم
و ... اگر جایی دیدیم کسی داره به یک نفر ظلم میکنه به قصد حمایت از مظلوم، دخالتی نمیکنیم... .
.
.
.
.
اهمیت درک #غدیر_خم اینه که #علی ع رو بشناسیم و سبک زندگی #علوی رو برای خودمون انتخاب کنیم
#عید_غدیر_خم_مبارک
#یاعلی
#مرجان_خاتون
#منم_ابابیل
Read more
‌ ‌‏داستان عاشقانه طالب و زهره 🏼🏼🏼 . داستان طالب و زهره یه داستان قدیمیه مازندرانیه. که سالهای سال مادرها کنار گهواره فرزنداشون نجوا کردن و سروده های زیادی دربارش وجود داره. زهره دختری از اهالی چلاو آمل بود که به همراه پدر و نامادری و برادراش زندگی میکرد.اونا وقتی توی فصل سرما به آمل کوچ ...
‌‏داستان عاشقانه طالب و زهره
👇🏼👇🏼👇🏼
.
داستان طالب و زهره یه داستان قدیمیه مازندرانیه. که سالهای سال مادرها کنار گهواره فرزنداشون نجوا کردن و سروده های زیادی دربارش وجود داره. زهره دختری از اهالی چلاو آمل بود که به همراه پدر و نامادری و برادراش زندگی میکرد.اونا وقتی توی فصل سرما به آمل کوچ کرده بودند همسایه پسری به اسم طالب میشن و بعداز یکی دوبار ملاقات اتفاقی بین این دو نفر عشقی بی وصف شکل میگیره! ولی توی رسومات اون زمان هر دختر و پسری میبایست با کسی هم طایفه خودش ازدواج کنه و طالب که آملی بود از سوی خانواده چلاوی زهره مورد پذیرش نبود! طالب برای رسیدن به زهره سختیهای زیادی کشید و حتی از دست برادرای زهره تا حد مرگ کتک خورد! جالب اینجاست که دو فتنه گر بزرگ این ماجرا نامادریهای طالب و زهره بودند! نامادری زهره دوست نداشت اون به عشقش برسه و میخواست اونو به خواستگار پیر ولی ثروتمند زهره بدن و نامادری طالب دوست داشت طالب که جوان برازنده ای بود یکی از اقوام نامادریشو به همسری بگیره! کارشکنیهای این دو هر روز زندگی رو به کام طالب و زهره سخت تر میکرد. تا اینکه خلاصه یه روز نامادری زهره بهش میگه تو دور از چشم پدر و برادرات طالب رو دعوت کن خونه و براش غذای خوشمزه ای درست کن. زهره از روی سادگی فریب حیله نامادری رو میخوره و برای طالب ماهی شکم پر خوشمزه ای درست میکنه و براش پیغام میفرسته تا برای ناهار بیاد خونشون. نامادری هم دور از چشم زهره ماده خطرناک و کشنده ای داخل غذایی که زهره برای طالب درست کرده میریزه! طالب میاد و با اشتیاق ماهی که عشقش براش درست کرده رو میخوره ولی حالش بد میشه و ازونجا با حال وخیمش دور میشه و نامادری زهره براش پیغام میده که زهره قصد کشتنت رو داشت تا از دستت راحت بشه و با خواستگار پولدارش ازدواج کنه! طالب که بدجور دلشکسته و ناامید شده بود ازون شهر و دیار بارسفر میبنده و برای همیشه میره... سالها میگذره و زهره باوجود عشقی که هنوز تو وجودش بود همسر مردی دیگه میشه و صاحب فرزندانی ولی هرگز یادش نمیره که سراغ طالب رو از کوه و دشت و ماهی و دریا بگیره: دریای ماهی تو مه طالب ره ندی؟ کبوتر چمبلی تو مه طالب ره ندی؟.... و اما طالب که عده ای میگفتن اونو درحال کار کردن برای هندیها دیدن بعدها خبر اومد که به علت باسوادی و درستکاریش داماد یک هندی بسیار ثروتمند شده و در کشور هندوستان زندگی میکنه. روزی هم خبر اومد که طالب توی هند مریضی سختی گرفت و مرد. زهره ازین خبر چنان داغدار شد که خودش و تو رودخانه غرق کرد
.
@fatemehmehlaban
Read more
 #یادداشت_هایی_که_هیچ_وقت_منتشر_نشدند #شماره_24 پنج سه دو بهترین ترکیب دفاعی برای مردان بی‌دفاعه ...
Media Removed
#یادداشت_هایی_که_هیچ_وقت_منتشر_نشدند #شماره_24 پنج سه دو بهترین ترکیب دفاعی برای مردان بی‌دفاعه دو صورته. پدربزرگم همیشه از ترکیب هجومی برای دفاع در برابر زن‌ها استفاده می‌کرد. آقاجون اعتقاد داشت که بهترین دفاع حمله است؛ اما خبر نداشت زن اوج قدرت خلقته. فقط کافیه تو چشات زل بزنه؛ اون ... #یادداشت_هایی_که_هیچ_وقت_منتشر_نشدند
#شماره_24
پنج سه دو بهترین ترکیب دفاعی برای مردان بی‌دفاعه دو صورته. پدربزرگم همیشه از ترکیب هجومی برای دفاع در برابر زن‌ها استفاده می‌کرد. آقاجون اعتقاد داشت که بهترین دفاع حمله است؛ اما خبر نداشت زن اوج قدرت خلقته. فقط کافیه تو چشات زل بزنه؛ اون لحظه تو بی‌اراده‌ترین موجود خلقتی. هرچقدر که خودت رو به در و دیوار بزنی باز هم نمی‌تونی یه راه فرار پیدا کنی و این یعنی تسلیم در برابر زن، تسلیم در برابر «زیبایی‌های نامرئی». زن‌ها با قدرت نگاه، با قدرت صدا، با عطر خاص بدن‌نما، با مزه گس یک رژلب ماسیده و با گرمای کوره‌ی دستاشون نمادی از تجلی حس‌های پنجگانه هستند. این فقط اول کاره. یه زن قادره با کمک گرفتن از ششمین سلاح مردشناسی، کوچک‌ترین حرکت یه مرد رو متلاشی کنه. فقط کافیه زل بزنه تو چشمات تا تو به تمام گناه‌های نکرده اعتراف کنی. من زنی رو می‌شناسم که فقط با یکی از این سلاح‌ها منو خلع سلاح کرد و هربار جنگ تازه‌ای رو میون من و حس‌های شش‌گانش به راه انداخت. یه روز زل زد تو چشمام و گفت عاشقتم و من هر روز به این فکر می‌کنم که تسخیر احساسات یک زن می‌تونه یک پیروزی بزرگ برای مردی باشه که همیشه مفقودالاثر قبل از انقلابش بوده. پدرم یه انقلابی بود، من یه بریده از انقلاب و تو یه کودتاچی برای اثبات انقلاب‌های مخملی. رمز پیروزی در هر نبردی کشف نقاط ضعف حریفه و تو خوب می‌دونی وقتی بهونه می‌گیری بیشتر از هر وقتی عاشقت می‌شم. دوست داشتن تو مثل سرکشیدن یه قهوه قجری می‌مونه. میدونستم که بعد از خوردنش تمام احساسم به دنیا می‌میره اما باز هم دوست داشتم مزه مزش کنم. مثل مزه مزه کردن لرد شراب بیست ساله ته انباری. یکم شکر برمی‌دارم، تو مرگ احساسم حل می‌کنم و بعد جنازه احساسم به تمام زنان دنیا رو تحویل قبرستون احساساتم می‌دم. مردها موجودات اهلی‌ای هستند که تا به دست اهلش نیفتند رام شدنی نیستند. مردهای زیادی رو می‌شناسم که تعهد وحشی‌ترشون کرده و سگ شهوت درون‌شون، پاچه احساسات زن‌های زیادی رو ریش ریش کرده. من برای آخرین بار عاشق شدم. برای آخرین بار ترسیدم و برای آخرین بار قهوه قجری احساساتم رو هورت کشیدم تا صداش مو به تن تنهایی کسانی سیخ کنه که تنهاترم کردن. من زن‌های زیادی رو تنها دیدم که روزی تنها تنهایی رو رام کردند تا فرار کنند از تمام گرگ‌های مردصفت. فقط کافیه گوشیت رو به دست بگیری تا زوزه صداشون گوش تنهاییت رو کر کنه. لال شدی، کرشو، بو نکش، لمس نکن؛ شهر به زن‌هایی مثل تو بدهکاره... #شهاب_دارابیان #دلنوشته #یادداشت #شهابم #زن #احساس_زنانه #انقلاب
Read more
هرگاه كسى غير از زوج(شوهر)، بكارت زنى را بدون رضایت وی از بين ببرد، ضامن است و مقدار اَرْش از بین بردن ...
Media Removed
هرگاه كسى غير از زوج(شوهر)، بكارت زنى را بدون رضایت وی از بين ببرد، ضامن است و مقدار اَرْش از بین بردن بكارت، مهرالمثل باكره است. ️اَرْش مقدار مالی است که به عنوان جبران خسارت مالی يا بدنی که در شريعت برای آن اندازه‌ای مشخص نشده به خسارتديده پرداخت می‌گردد. ️مهرالمثل: بر اساس عرف و عادت محل ... هرگاه كسى غير از زوج(شوهر)، بكارت زنى را بدون رضایت وی از بين ببرد، ضامن است و مقدار اَرْش از بین بردن بكارت، مهرالمثل باكره است.
⁉️اَرْش
✅مقدار مالی است که به عنوان جبران خسارت مالی يا بدنی که در شريعت برای آن اندازه‌ای مشخص نشده به خسارتديده پرداخت می‌گردد. ⁉️مهرالمثل:
✅بر اساس عرف و عادت محل و وضعیت خاص زوجه مانند تحصیلات، سن، شغل و امثال آن مهریه ای هم شأن زنان مشابه وی مهریه ای تعیین می‌گردد که به این نوع مهریه مهرالمثل می گویند.
⁉️حکم شرعی انواع زنا
✅خداوند در آیه 2 سوره نور می‌فرماید:
«هر یک از زن و مرد زناکار را صد تازیانه بزنید؛ و نباید رأفت (و محبت کاذب) نسبت به آن دو شما را از اجرای حکم الهی مانع شود، اگر به خدا و روز جزا ایمان دارید و باید گروهی از مؤمنان مجازاتشان را مشاهده کنند.»
❌بعضی دوستان میپرسیدن چرا اعدام در ملاعام؟میخوان مردم رو بترسونن؟
عرض کنم که توو این یک مورد لااقل اینطور نیست 😅و خودم هم جیگر دیدنش رو ندارم 🤦🏻‍♂️اما توصیه الهی هست❌
بر اساس آیه مذکور حد زنا برابر با 100 شلاق است. اما اگر مرد زناکار همسر داشته باشد و یا زن زناکار شوهر داشته باشد باید سنگسار شود.
🔴مجازات انواع زنا ⁉️حکم زنای پیرمرد با پیرزن
✅اگر پیرمرد و پیرزنی که محصن (متأهل) باشند زنا کنند برای اجرای حد اول صد ضربه شلاق زده می‌شود و بعد از آن سنگسار می‌شوند.
⁉️حکم زنا با زن شوهردار
✅در صورت زنا با زن شوهردار بر اساس نظر اکثر مراجع تقلید آن زن به آن مرد حرام ابدی می‌شود؛ حتی اگر مرد اطلاع نداشته که زن، شوهر دارد.
⁉️حکم زنا با زن مطلقه
✅اگر مردی با زنی زنا کند که طلاق گرفته ولی هنوز عده آن سپری نشده است طبق نظر بسیاری از مراجع تقلید موجب حرمت ابدی آن دو نسبت به هم می‌شود.
⁉️حکم زنا با جنازه
✅در این مورد حد مانند زنا با زن زنده است؛ یعنی در صورت محصن بودن باید سنگسار شود و اگر محصن نباشد علاوه بر حد (100 ضربه شلاق) طبق نظر حاکم شرع باید تعزیر شود.
⁉️حکم زنای به عنف
✅اگر زنی به عمل زنا راضی نباشد و مرد با زور و ارعاب و تهدید با او زنا کند به این عمل زنای به عنف می‌گویند و کسی که تجاوز به عنف کرده محکوم به اعدام است.
⁉️حکم زنا با محارم
✅طبق نظر فقها: «اگر کسى با یکى از محرم‌های خود مثل مادر و خواهر که با او نسبت دارند زنا کند، به حکم حاکم شرع باید آن‌ها را بکشند.»
در قانون مجازات اسلامی هم آمده است: «زنای با محارم نسبی به هر شکلی مستوجب اعدام است.»
⁉️حکم زنا با زن پدر
✅رابطه با زن پدر موجب اعدام مرد زناکار می‌شود.
Read more
زن چادر مشکی اش را به دندان گرفته بود، روسری ژرژت آبی مدام چادر را سُر می داد به عقب ولی زن با دندان هایش ...
Media Removed
زن چادر مشکی اش را به دندان گرفته بود، روسری ژرژت آبی مدام چادر را سُر می داد به عقب ولی زن با دندان هایش بخشی از آن را حفظ می کرد . با حال پریشان از پله های جایی پایین آمد که به آن می گفتند دادگاه. ولی چه کسی می داند آنجا واقعا دادگاه است؟ از رنگ رخسارش نمایان بود که به دادش نرسیده بودند. پله ها را با خشم پشت سر ... زن چادر مشکی اش را به دندان گرفته بود، روسری ژرژت آبی مدام چادر را سُر می داد به عقب ولی زن با دندان هایش بخشی از آن را حفظ می کرد . با حال پریشان از پله های جایی پایین آمد که به آن می گفتند دادگاه. ولی چه کسی می داند آنجا واقعا دادگاه است؟ از رنگ رخسارش نمایان بود که به دادش نرسیده بودند. پله ها را با خشم پشت سر می گذاشت . لحظه ای ایستاد و پشت سرش نگاه کرد ، مرد با غرور و آرامشی در چهره به پله ها نزدیک می شد، از برق چشمانش هویدا بود که به دادش رسیده اند. زن دهان گشود چادر به شانه هایش لغزید با صدایی بغض آلود رو به مرد کرد و گفت: ((واگذارت کردم به خدا، خیر نمی بینی)). مرد گفت: دیدی هیچ گُهی نتونستی بخوری.
مثل اینکه زن برای خوردن چیزی به نام گُه به دادگاه آمده بود ، ولی موفق به خوردن آن نشده بود‌.
زن سن و سال داری با عصای چوبی کنار مرد ایستاده بود و شاهد ماجرا بود ، از هیبتش نمایان بود که زبانش در راستای سخن حق خوب چرخشی دارد. آرام آرام به مرد نزدیک شد و با عصای چوبی به کنار کفش مرد کوبید و گفت:(( فردا می خوای یه وجب جا بخوابی. حالا یه وجب هم نه یه متر ‌. تا فرصت داری هر چه گُه هست تنهایی بخور تا به کسی چیزی نرسه مادر نوش جونت)).
Read more
وقتش رسيده اشتباهاتمون رو بپذیریم و پا روی عقاید زشت سنتیمون بگزاریم و بیشتر ازین دنیای اطرافمون رو به لجن نکشیم و به قلبمون تکیه کنیم که روزی خواهد رسید که نوبت خودمون و فرزندان و عزیزانمون خواهد شد... به حرف دلمون گوش کنیم ،فکر کنیم و بپذیریم که هر کاری رو که همه میکنن و بهمون تحمیل کردن و ارث رسیده ... وقتش رسيده اشتباهاتمون رو بپذیریم و پا روی عقاید زشت سنتیمون بگزاریم و بیشتر ازین دنیای اطرافمون رو به لجن نکشیم و به قلبمون تکیه کنیم که روزی خواهد رسید که نوبت خودمون و فرزندان و عزیزانمون خواهد شد... به حرف دلمون گوش کنیم ،فکر کنیم و بپذیریم که هر کاری رو که همه میکنن و بهمون تحمیل کردن و ارث رسیده بمون حتما درست نیست!
#60%
از موجودات زنده ی زمین رو انسانها خوردن ! میدونستید؟ انسان دروغگو ترین و ضعیف ترین موجود این دنیاست اما میتونه نباشه،کافیه به حرف دلش گوش کنه و به روند علم نگاه کنه و پا روی حقیقت نگزاره و براش گارد نگیره،گوشت امروز به یک کالای روز مره تبدیل شده،میریم مغازه یه ریکا ،یه بسته لواشک،یه بسته نون و یه کنسرو لوبیا و یه بسته سیگار و یه بسته کالباسو یکم سوسیسو یه مرغ میخریم!اینارو باهم یکی کردیم! اما از اتفاقات پشتش بیخبریم و دوست نداریم بهش فکر کنیم! چند درصد از ما حاضریم برای نهارمون خودمون مرغ زنده رو سرش رو ببریم و پوستشو بکنیمو روده هاشو در بیاریمو خوووب که جونشو کند و مرد بپزیمشو بخوریمش؟! باید یه فرقی بین انسان که قادر به فکر کردن و منطق هست باشه با موجودیکه از روی غریزه تصمیم میگیره !چون ضعیف تره حتما نباید کشته بشه و خورده بشه! ما همه همسایه ایم و حق زندگی کردن داریم ، بیشتر فکر کنیم و دقیق تر نگاه کنیم...
بدن سالم تر،روح لطیفتر و قلب مهربونتر و عمر طولانیتر در گرو مصرف سبزیجات بیشتر و نکشتن موجودات زنده است🙏👍
#میلاد_مشهدی
تعدادی از گیاهخوارانیکه میشناسید:
آمیتا باچان
هنرپیشه مشهور هندی
مایکل بولتون موسیقیدان
لئوناردو داوینچی هنرمند مشهور عصر رنسانس
مهاتما گاندی رهبر بزرگ هند
صادق هدایت نویسنده ایرانی
ادولف هیتلر
جیم جارموش کارگردان آمریکایی
کریستین لاگارد مدیر صندوق جهانی پول
توبی مگوایر هنرپیشه آمریکایی
ریکی مارتین خواننده پورتوریکویی
پل مک‌کارتنی خواننده گروه بیتل‌ها
سوزان ساراندون هنرپیشه هالیوودی
تارکان خواننده ترک
لئو تولستوی نویسنده روسی
فارست ویتاکر هنرپیشه هالیوودی
شارلوت برونته نویسنده مشهور بریتانیایی
البرت اینشتین فیزیکدان مشهور
هنری فورد بینانگذار شرکت فورد
مایکل جکسون خواننده آمریکایی
استیو‌ جابز بنیانگذار فقید شرکت اپل
آبراهام لینکلن شانزدهمین رئیس‌جمهور آمریکا
آیزاک نیوتن فیزیکدان بریتانیایی
افلاطون فیلسوف یونانی
شکسپیر
سقراط
مارک تواین
ریچارد واگنر
مارک زاکربرگ بنیانگذار فیس‌بوک

#عشق_محبت_منطق_علم_احترام_به_موجودات_و_دنیای_اطرافمون
@anaare_sabz
@hemayat_persian_
@vegan
@veganvideos
Read more
. چشمم که به چشمش افتاد سگرمه‌هام رو تو هم کشیدم و گفتم: «مرد! این رسمش نیست، بینی و بین الله خیلی ازت ...
Media Removed
. چشمم که به چشمش افتاد سگرمه‌هام رو تو هم کشیدم و گفتم: «مرد! این رسمش نیست، بینی و بین الله خیلی ازت دلخورم، اگه گاهی به روت نمیارم فقط به حرمت رفاقتمونه که نمی‌خوام هیزم بریزم وسط آتیش، اما دلم خونه، تو رَگام خروار خروار هیزم الو گرفته...» خسته نگاهم کرد. تو چشماش یه دنیا درد بود، انگاری ابروهاش ... .
چشمم که به چشمش افتاد سگرمه‌هام رو تو هم کشیدم و گفتم: «مرد! این رسمش نیست، بینی و بین الله خیلی ازت دلخورم، اگه گاهی به روت نمیارم فقط به حرمت رفاقتمونه که نمی‌خوام هیزم بریزم وسط آتیش، اما دلم خونه، تو رَگام خروار خروار هیزم الو گرفته...»
خسته نگاهم کرد. تو چشماش یه دنیا درد بود، انگاری ابروهاش رو به زورِ داربست بالای چشماش نگه داشته باشن. همونجوری که عادتشه انگشت شست و سبابه‌ش رو گذاشت زیر سبیلش و سبیل به هم ریخته‌ش رو از روی لبش زد کنار، اما هیچی نگفت، لب از لب وا نکرد، ولی نگاهش یه دنیا حرف داشت...
آروم گفتم: «ببین رفیق! می‌دونم خسته‌ای، هممون خسته‌ایم، نه امروز و دیروز، از همون بچگی وقتی چلّه‌ی زمستون سر صف ناظم گلوشو پاره می‌کرد که "کی خسته‌س؟!" و ما درحالی که سگ‌لرز می‌زدیم یکصدا می‌گفتیم "دشمن!"، از همون موقع خوب سرمون می‌شد که اونی که خسته‌ست ماییم! به خداوندیِ خدا همون ناظمی که برای چندرغاز حقوقِ بخور و نمیر هر روز صبح میومد پشت بلندگو و جوری فریاد می‌کشید که انگار به خونخواهیِ کل قوم و قبیله‌ش اومده خودشم خسته بود. اما خستگی بهونه‌ی خوبی نیست، خستگی رو واسه من بهونه نکن که توی کَتم نمیره...»
همینجوری چشم تو چشم فقط نگاهم می‌کرد، هر جمله‌ای که می‌گفتم انگار چشماش می‌گفت آره و ابروهاش نه می‌آورد...
تیر خلاص رو زدم و بهش گفتم: «نزدیک چهل سال آزگاره که همه‌ی زیر و بمت رو می‌شناسم، رازی تو اون سینه‌ی بی‌صاحابت نیست که ازش بیخبر باشم، شاید دیگران فقط تو کوچه خنده‌های دستپاچه‌ت رو موقع سلام و خداحافظی دیده باشن، اما من هق هق گریه‌هاتو کنجِ پستو هم شنفتم، حالا چی؟! می‌خوای خودتو بزنی به اون راه، دِ لامروت! اون راهتم منم...»
آبی به صورتم زدم و راه افتادم، من که رفتم اونم رفت و آینه باز مثل همیشه تنهای تنها موند...
امیرفرهاد حنیف‌زادگان
٢٢آذر٩٧
Read more
استفاده درست از زبان رسمی و غیر رسمی در مواقع مناسب لغات و گرامر را در جملات با کاربرد مرتبط با زندگی خودتان استفاده کنید. انگلیسی ترجمه The deceased left a large sum of money to his children. Deceased: Adjective Her deceased mother. The deceased: Noun متوفی (مرحوم) مقدار پول زیادی ... استفاده درست از زبان رسمی و غیر رسمی در مواقع مناسب
لغات و گرامر را در جملات با کاربرد مرتبط با زندگی خودتان استفاده کنید.
انگلیسی
ترجمه
The deceased left a large sum of money to his children.

Deceased: Adjective
Her deceased mother.
The deceased: Noun
متوفی (مرحوم) مقدار پول زیادی رو برای فرزندانش به جا گذاشت.
هم اسم است و هم صفت. Deceased کلمه
مادر مرحوم او. (صفت)
فرد متوفی یا مرحوم. (اسم)
This is the photo of her late husband.
Late: Adjective
این عکس همسر مرحومشه.
مرحوم = صفت
I’m sorry for your loss.
Loss: Noun
متاسغم از اینکه فردی (فرد متوفی) را از دست دادید.
از دست دادن
www.elearne.com

تا
ما باید در موقعیت های رسمی تر از زبان مودبانه تری استفاده کنیم
مثلا وقتی می خوایم در باره فوت شدن یک نفر صحبت کنیم
هر چند که ار لحاظ گرامری درسته ولی نباید بگیم
I’m sorry that your father died.
متاسفم که پدرت مرد.
باید بگیم
I’m sorry for your loss.
Loss: یعنی از دست دادن
از اینکه فردی رو از دست دادین متاسف هستم.
یا کلمه صحیح برای متوفی یا مرحوم
Late یا deceased
The deceased left a large sum of money to his children.
متوفی مقدار پول زیادی رو برای فرزندانش به جا گذاشت.
This is the photo of her late husband.
این عکس همسر مرحومشه. …………………………………..
در موقعیت های رسمی و غیر رسمی از لغات و گرامر های متفاوتی استفاده می شود.
استفاده از زبان غیر رسمی در شرایط رسمی می تواند گستاخانه و بی ادبانه تلقی شود.
تهیه شده در آموزشگاه مجازی ایلرنی
اولین و قویترین آموزشگاه مجازی کشور
www.elearne.com
T.me/elearne
Read more
. قبل از اینکه لابی‌من هماهنگ کنه بریم بالا چندین نفر از طرفداراش توی لابی هتل منتظر بودن اما یه مردی با بچه‌ی دو سه ساله‌ی تو بغلش خیلی بیشتر از همه بی‌تابی می‌کرد. هی سراغ ابی رو می‌گرفت و البته لابی من می‌گفت منتظر باشید تا وقت ناهاری چیزی بیان بیرون و امکان فرستادن به اتاق نیست. ما که رفتیم بالا ... .
قبل از اینکه لابی‌من هماهنگ کنه بریم بالا چندین نفر از طرفداراش توی لابی هتل منتظر بودن اما یه مردی با بچه‌ی دو سه ساله‌ی تو بغلش خیلی بیشتر از همه بی‌تابی می‌کرد. هی سراغ ابی رو می‌گرفت و البته لابی من می‌گفت منتظر باشید تا وقت ناهاری چیزی بیان بیرون و امکان فرستادن به اتاق نیست. ما که رفتیم بالا گفت تو رو خدا بهش بگین بچه‌م عاشقشه. اولین قرارمون برای نهایی کردن همکاری بود. هم‌زمان با ما خواهر و شوهرخواهر ابی هم بعد از چندین سال اومده بودن دیدنش. ابی‌جان تازه از خواب بیدار شده بودند و به ما که با فرشید و مهشیدجان مشغول گپ بودیم پیوستند. از لابی دوباره تماس گرفتن... ابی‌جان انگار یه چیزی رو حس کرد چون برگشت به فرشید که پای تلفن بود گفت چی شده؟! فرشید جان گفت یکی از طرفداراتون با بچه‌ش منتظر دیدن شماست. منم تایید کردم. جلسه رو متوقف کرد و گفت بگین بیاد بالا نباید با یه بچه‌ی خردسال منتظر من بمونن. اون مرد کودک یکی دو ساله‌ای که بهانه بود رو ول کرد رو مبل و داشت سرتاپای ابی رو می‌بوسید و ابی فقط خواهش می‌کرد این‌کارو‌ نکنه. من به اندازه‌ی اندک خودم مشابه این اتفاق رو بعدتر بارها دیدم.
کمی بعد هم من قصه‌ی نوار سفید «گلچین ابی» از ۱۰-۱۱ سالگی‌م و ضبط قرمز رنگ دایی‌م تو خونه‌ی مادربزرگم رو براش تعریف کردم که «مداد رنگی» و «کی‌ اشکاتو پاک می‌کنه» محبوب‌ترین‌های من تو نوار بودنو ابی‌بازم کرده بودن. فردا شب که کنسرت بودیم وقت اجرای این ترانه‌ها از روی استیج به سمت من اشاره می‌کرد و من، کودک خردسالی تو میانه بودم که باورم نمی‌شد الان کجام...
ابی جان، از شما باید هزاران نسخه بسازن... شما چیزهایی که داری؛ عشق، مهربونی کردن، انسانیت و خوندن از این‌ها رو هرگز از مردمت دریغ نکردی و این دلیل ابی بودن شماست... به جای تک‌تک اونایی که امروزِ مارو زهرمار کردن باید ابی باشه تا شادی و عشق رو روی صورت‌های پژمرده و زجرکشیده‌ی این مردم بیاره... بدون اغراق شما یکی از بی‌نظیرترین انسان‌هایی هستی که تو زندگی‌م سعادت معاشرتش رو داشتم و ای‌کاش خیلی زود به تنها آرزوت که خوندن برای مردمت تو وطنته، برسی... .
پ.ن: با این ویدیو شما هم مثل من فقط اشک می‌ریزید؟!
.
#ابی #ebi
@ebi @mahshidhamedi @rafe_rafahi @hoseinghiasi
Read more
استفاده از زبان واقعی در یادگیری لغات و گرامر موضوع: خاکسپاری در موقعیت های رسمی و غیر رسمی از لغات ...
Media Removed
استفاده از زبان واقعی در یادگیری لغات و گرامر موضوع: خاکسپاری در موقعیت های رسمی و غیر رسمی از لغات و گرامر های متفاوتی استفاده می شود. استفاده از زبان غیر رسمی در شرایط رسمی می تواند گستاخانه و بی ادبانه تلقی شود. تهیه شده در آموزشگاه مجازی ایلرنی اولین و قویترین آموزشگاه مجازی کشور @elearne.english ثبت ... استفاده از زبان واقعی در یادگیری لغات و گرامر
موضوع: خاکسپاری

در موقعیت های رسمی و غیر رسمی از لغات و گرامر های متفاوتی استفاده می شود.
استفاده از زبان غیر رسمی در شرایط رسمی می تواند گستاخانه و بی ادبانه تلقی شود.
تهیه شده در آموزشگاه مجازی ایلرنی
اولین و قویترین آموزشگاه مجازی کشور

@elearne.english
ثبت نام کلاس آنلاین 09010000305
https://zarinp.al/167352
📞09010000305 استفاده درست از زبان رسمی و غیر رسمی در مواقع مناسب
لغات و گرامر را در جملات با کاربرد مرتبط با زندگی خودتان استفاده کنید.
انگلیسی
ترجمه
The deceased left a large sum of money to his children.

Deceased: Adjective
Her deceased mother.
The deceased: Noun
متوفی (مرحوم) مقدار پول زیادی رو برای فرزندانش به جا گذاشت.
هم اسم است و هم صفت. Deceased کلمه
مادر مرحوم او. (صفت)
فرد متوفی یا مرحوم. (اسم)
This is the photo of her late husband.
Late: Adjective
این عکس همسر مرحومشه.
مرحوم = صفت
I’m sorry for your loss.
Loss: Noun
متاسغم از اینکه فردی (فرد متوفی) را از دست دادید.
از دست دادن
www.elearne.com

تا
ما باید در موقعیت های رسمی تر از زبان مودبانه تری استفاده کنیم
مثلا وقتی می خوایم در باره فوت شدن یک نفر صحبت کنیم
هر چند که ار لحاظ گرامری درسته ولی نباید بگیم
I’m sorry that your father died.
متاسفم که پدرت مرد.
باید بگیم
I’m sorry for your loss.
Loss: یعنی از دست دادن
از اینکه فردی رو از دست دادین متاسف هستم.
یا کلمه صحیح برای متوفی یا مرحوم
Late یا deceased
The deceased left a large sum of money to his children.
متوفی مقدار پول زیادی رو برای فرزندانش به جا گذاشت.
This is the photo of her late husband.
این عکس همسر مرحومشه. …………………………………..
در موقعیت های رسمی و غیر رسمی از لغات و گرامر های متفاوتی استفاده می شود.
استفاده از زبان غیر رسمی در شرایط رسمی می تواند گستاخانه و بی ادبانه تلقی شود.
تهیه شده در آموزشگاه مجازی ایلرنی
اولین و قویترین آموزشگاه مجازی کشور
www.elearne.com
T.me/elearne

#ایلرنی #انگلیسی #گرامر #لغت #صفت #اسم #فعل #قید #یادگیری #موفقیت #مهاجرت #مکالمه #تافل #آموزش #آموزشگاه #مجازی #آیلتس #مشاوره #english #elearne #grammar #vocabulary #noun #adjective #adverb #adjective #ielts #toefl #success
Read more
 #alisorena #sorena #kavir #negar #ali @a.sorena @alisorenafans <span class="emoji emoji1f538"></span>تحلیل و بررسی آلبوم #کویر از ...
Media Removed
#alisorena #sorena #kavir #negar #ali @a.sorena @alisorenafans تحلیل و بررسی آلبوم #کویر از علی #سورنا (قسمت اول) این آلبوم چهارمین آلبوم رسمی علی سورنا ست که با استقبال ویژه ای مواجه شد قبل از توضیحات این آلبوم، نیم نگاهی به کار های سورنا قبل از آلبوم کویر بیندازیم... علی سورنا برای اولین ... #alisorena #sorena #kavir #negar #ali @a.sorena @alisorenafans 🔸تحلیل و بررسی آلبوم #کویر از علی #سورنا (قسمت اول) 🔹این آلبوم چهارمین آلبوم رسمی علی سورنا ست که با استقبال ویژه ای مواجه شد قبل از توضیحات این آلبوم، نیم نگاهی به کار های سورنا قبل از آلبوم کویر بیندازیم... 🔹علی سورنا برای اولین بار در بهمن ماه سال 90، اولین آلبوم رسمی خود به نام «مرد تنها» را منتشر کرد؛ این آلبوم بدون شک یکی از ماندگار ترین آلبوم اوست که 10 ترک دارد. بهترین ترک این آلبوم ترک «مستی» است. 🔹دو سال بعد در بهمن 92، سورنا دومین آلبوم خود به نام «آوار» را منتشر نمود.
این آلبوم که 8 ترک داشت، با استقبال بهتری نسبت به «مرد تنها» روبه‌رو شد و سایتی نبود که این آلبوم را آپلود نکرده باشد‼️ این آلبوم چند ترک بسیار قوی داشت مانند: مجنون شهر، شروع، نمیترسم و.... البته سورنا در این آلبوم به رپر هایی تیکه انداخت و آنها را دیس کرد از جمله: #یاس و #شاهین_نجفی ‼️ 🔹سورنا در سال 94 سومین البوم خود را منتشر کرد با نام «نگار». این آلبوم حالت کاست آلبوم داشت (داستانی) و یک داستانی را جلو میبرد و دارای 13 ترک بود، بهترین ترک این آلبوم «مرگ» است. 🔹دو سال بعد در سال 96، سورنا آلبوم کویر را منتشر نمود.
این آلبوم نسبت به بقیه آلبوم هایش ترک های کم تری داشت.
اما به گفته خودش این آلبوم را بیشتر از همه ی آلبوم هایش دوست دارد‼️
این آلبوم چند قطعه حذف شده داشت که سورنا در لایو اینستاگرام آن ها را اجرا کرد.
کاور آلبوم؟؟ سوالی بود که در لایو از علی پرسیدند. علی گفت: این عکس رو قبل از آلبوم تو خونه ی یکی از دوستام دیدم
که توسط یک عکاس کار بلد گرفته شده بود. با خودم فکر کردم دیدم این عکس به فضای آلبوم میاد‼️(درست گفته و اگه دقت کنید متوجه میشوید)
آهنگساز، میکس و مسترینگ این آلبوم با سعید دهقان بود که علی همه جا ازش تعریف میکنه و به گفته ی خود علی، یکی از بهترین آهنگساز های هیپ هاپه.
همه ی ترک های آلبوم رو سعید دهقان آهنگسازی کرده بود، به جز ترک «نفیر» که آهنگسازی اش توسط خود علی صورت گرفته بود ( طبق صحبت های سعید دهقان)
ترک های آلبوم:
1.کویر
2.پشت این جنگ ها
3.گنجشککا
4.تأتر سایه ها
5.مریم
6.تریاق
7.نفیر
هستند. 🔹بعضی ها و حتی خود علی هم میگویند که این آلبوم به آلبوم « مرد تنها»شباهت دارد. 🔹برخی شایعات وجود دارد که این آلبوم 400 میلیون تومان فروش رفته‼️
Read more
‌ ماندن "مرد" می خواهد. پشت کسی که آمده ای و اهلی اش کرده ای را دم به دقیقه خالی نکردن "مرد" می خواهد. ...
Media Removed
‌ ماندن "مرد" می خواهد. پشت کسی که آمده ای و اهلی اش کرده ای را دم به دقیقه خالی نکردن "مرد" می خواهد. مردانگی به منطقی بودن نیست. عشق و عاشقی کردن "مرد" می خواهد. احساس امنیت "مرد" می خواهد. شانه شدن برای دلتنگی های زنی که دوستت دارد "مرد" می خواهد. مردانگی به موهای سفید کنار شقیقه ها نیست. مردانگی ... ‌ ماندن "مرد" می خواهد.
پشت کسی که آمده ای و اهلی اش کرده ای را دم به دقیقه خالی نکردن "مرد" می خواهد.
مردانگی به منطقی بودن نیست.
عشق و عاشقی کردن "مرد" می خواهد.
احساس امنیت "مرد" می خواهد.
شانه شدن برای دلتنگی های زنی که دوستت دارد "مرد" می خواهد.

مردانگی به موهای سفید کنار شقیقه ها نیست.
مردانگی اصلا به مرد بودن نیست!
ماندن "مرد" می خواهد.
ساختن "مرد" می خواهد.
بودن "مرد" می خواهد.

بدبختانه تمام خوشبختی های کوچک و ساده ی دنیا "مرد" می خواهد،
و از همین رو کار جهان رو به خوشبختی نیست!
#text #including #love #girl #son #ense #friend #friendship #matn #jomle #eshgh #bf #gf #friend @TagsUpLikes #عاشقانه #متن #سخن #جمله #دکلمه #عشق #عاشقی #عاشق #دختر #بوسه #پسر #حس #دونفری #دوست #دوستی
Read more
. . اگر بگویی بیا برویم شمال از راه جاده هراز من موهایم را فر می‌ کنم اگر بگویی به سودای ستاره ها شبی در کویر سر کنیم من موهایم را صاف می کنم و اگر مرا به خانه ات دعوت کنی موهایم را باز می گذارم برای آن که تو ببافی شان بگذار وقتی که مقصد تویی این لشگر پریشان را هم دست های خودت در بند کنند.. . . #ملیکا_راد ... .
.

اگر بگویی بیا برویم شمال از راه
جاده هراز
من موهایم را فر می‌ کنم
اگر بگویی به سودای ستاره ها
شبی در کویر سر کنیم
من موهایم را صاف می کنم
و اگر مرا
به خانه ات دعوت کنی موهایم را
باز می گذارم
برای آن که تو ببافی شان
بگذار وقتی که مقصد
تویی
این لشگر پریشان را هم
دست های خودت در بند کنند.. .
.
#ملیکا_راد .
.
.
.
.
.
.

كُلُّ شَيْءٍ يَرْجِعُ إلَي أصْلِه...
و من به #آغوش #تو !

#طاهره_اباذری_هریس .
.
.
.
.

#عزيزم #سلام ؛
شايد بهت خيلى اين جمله رو گفته باشم كه #دوستت_دارم .
اما تابحال به معنىِ اين دو كلمه ى كوتاه فكر كردى؟
دوستت دارم يعنى من بين چند ميليارد آدمِ جور و واجور و خوب و بَد، تورو انتخاب كردم.
دوستت دارم يعنى توى شادى هام كنارم باش و توى غصه هام، منو گرم تر توى آغوشت فشار بده
دوستت دارم يعنى لطفاً قدرِ من رو بدون!
من خودخواهم، اينو مطمئن باش!
#عشق از آدم ها، يك شخصيت خودخواه ميسازه
درست مثل تو! كه من رو فقط واسه خودت ميخواى و رابِطمون رو تمام و كمال!
اما بِدون كه توى اين دنيا، بينِ اين همه آدمِ دورو،
من فقط با يك رو، با روىِ صداقت، با توام!
دوستت دارم يعنى خوشحالم كه من رو روى چشمات گذاشتى و پلك نميزنى!
دوستت دارم يعنى بوى تنت به صورتِ وحشتناكى بهم آرامش ميده
دوستت دارم يعنى ميخوام اونقدر توى بغلت بمونم تا بِميرم!
دوستت دارم يعنى ديوونه ى لحظه هايى ام كه #عاشقانه نگاهم ميكنى و با ترس، ميگى كه "دوستم دارى"
دوستت دارم يعنى مالِ توام...
يعنى مالِ توام، همينقدر مريض و غيرعقلانى،
همينقدر ديوونه وار... .
.
#الى_روشنايى .
.
.
.
.
.
.
.
.
.
بعد نوشت : این یک #داستان_واقعی است ..... : حرف هایی شنیدم از یک مردی که بی نهایت روزگاری #عاشق بود
عشقی ب سر حد جنون ک ب خاطر این عشق حاضر شد حتی از #جان و #ثروت #خانوادگی و بسیاری مقامات بگذرد
تا به دختری ک اون هم از یک خانواده بسیار متمول تر از خودش بود برسه
با سختی بسیار زیاد ازدواج کردند
بعد #ازدواج بر سر یک مشاجره ، دختر که به نوعی #خانواده اش #رئیس و بالا دست های خانواده پسر و پسر بودند، حرف هایی بسیار تحقیر آمیز به پسر زد و ...
به گفته #پسر اون روز عشقش برای همیشه به اون #دختر از بین رفت
و پسر که مرد بسیار متمولی هم هست از اون روز وارد روابط با #خانم های دیگر شد
و اینگونه به قول خودش دنبال عشق واقعی گشت
کسی ک خودش و خانواده اش رو تحقیر نکنه ! .
.
جالبه بگم این داستان #تحقیر کردن و یا به اصطلاح هر سبک بی احترامی کردن به مردها
#داستان واقعی است ک بارها دیدم آتشین ترین #عشق ها رو هم خاکستر میکنه .
.
.
.
Read more
#withgalaxy #russia #moscow #shotons9 این روزهای سفر در #روسیه، غیر از فوتبال دیدن برای من روزهای کاری هم بود. قرار بود برای پروژه‌ای که در دست گرفته بودم ویدیو بسازم و همین باعث شده بود گوشی به دست زندگی روزمره مردم شهر رو زیر ذره‌بین ببرم. روزها جایی می‌نشستم و زندگی در جریان آدم‌ها رو نگاه میکردم ... #withgalaxy #russia #moscow #shotons9
این روزهای سفر در #روسیه، غیر از فوتبال دیدن برای من روزهای کاری هم بود. قرار بود برای پروژه‌ای که در دست گرفته بودم ویدیو بسازم و همین باعث شده بود گوشی به دست زندگی روزمره مردم شهر رو زیر ذره‌بین ببرم. روزها جایی می‌نشستم و زندگی در جریان آدم‌ها رو نگاه میکردم و فیلم میگرفتم. مثل زندگیِ خانواده‌ی ترک و روسی که خونه‌ی سه خوابشون رو برای جام‌جهانی تبدیل به هاستل کرده بودن و خودشون هم همونجا زندگی میکردن و من هر روز میدیدم زن از این همه مسافر غریبه توی خونه‌ش معذب و ناراحته و مرد هر روز از سر اجبار پیرهن و شلوار می‌پوشه!
یا فروشنده تاجیک سر یکی از پارک‌ها که یک لحظه هم بیکار نمیموند و اگه مشتری نداشت شیشه‌های دکه رو می‌سابید. یا قصه زنی در کوپه‌ی شماره نه که تمام یازده ساعت راه رو بی‌صدا و خیره به بیرون پنجره‌ی قطار گذروند.
اینجا و در این فیلم هم که به شکل اتفاقی با اسلوموشن گوشی گرفته‌م بیرون متروی معروف مرکز شهر مسکوست. داشتم از اسب‌های در حال چرخیدن و شهربازی کوچیکی فیلم میگرفتم و گذر آدم ها رو تماشا میکردم که خانواده‌ای رو یه گوشه و منتظر دیدم. تلاش پسرک برای سوار اسب شدن، نگاه دخترک کوچیکی که دست در جیب به اومدن مرد در تصویر خیره شده بود، نگاه زن، بوسه ی با تعلل مرد ، روی پیشونی زن ، چرخیدن اسب‌ها و بازی نور برای من مثل داستان کوتاه با پایان باز بود که در #مسکو جا موند.
Read more
. 📽 Three Colors: Blue (1993 _ 8 imdb) . توضیحات "کیشلوفسکی" کارگردان فیلم درباره ی این سکانس: . این سکانسیه که در اون "ژولیت بینوش" با مردی ملاقات میکنه که عاشقشه ، در این لحظه "ژولیت" حرف مرد رو قبول نمیکنه و مرد میره ، در لحظه ی بعد یک حبه قند رو میبینیم که نزدیک فنجان قهوه ست . این وسواس در کلوز ... .
📽 Three Colors: Blue (1993 _ 8 imdb)
.
🔍 توضیحات "کیشلوفسکی" کارگردان فیلم درباره ی این سکانس:
.
این سکانسیه که در اون "ژولیت بینوش" با مردی ملاقات میکنه که عاشقشه ،
در این لحظه "ژولیت" حرف مرد رو قبول نمیکنه و مرد میره ، در لحظه ی بعد یک حبه قند رو میبینیم که نزدیک فنجان قهوه ست . این وسواس در کلوز اپ این صحنه چه معنایی داره؟
به طور ساده ما سعی میکردیم که دنیای شخصیت اصلی رو از زاویه دید خودش نشون بدیم ، نشون بدیم که او این چیز های کوچک اطرافش رو میبینه و روی اونها تمرکز میکنه تا تظاهر کنه بقیه ی چیزها براش اهمیتی نداره و یک حصار دور دنیاش بکشه . چند نمونه ی دیگه هم ازهمچین جزئیاتی در فیلم هست
ما یک شات از نمایی بسیار بسته از خیس شدن قند در قهوه گرفتیم که نشون بدیم او عمدا روی قند تمرکز کرده تا بقیه چیز ها رو از خودش دور کنه
فیلم گرفتن از خیس شدن یک حبه قند اسون به نظر میرسه . وقتی وارد قهوه میشه شروع میکنه به قهوه ای شدن و وقتی درش میاری دوباره سفید میشه
اگر ثانیه شمار رو روشن کنید میبینید که خیس شدن قند چهار و نیم تا پنج ثانیه طول میکشه
از کجا مطمئن شدیم که فقط ۵ ثانیه طول میکشه؟ این کار اسونی نیست ما باید قندی رو انتخاب میکردیم که در ۵ ثانیه کاملا خیس بشه چون نظرمون این بود که همچین جزئیاتی نباید بیشتر از ۵ ثانیه طول بکشه برای همین دستیارم به مدت یک نصفه روز همه نوع قندی رو تست کرد تا اون قندی رو پیدا کنه که در ۵ ثانیه خیس میشه نه ۸ ثانیه یا ۳ ثانیه و...
چرا ما باید به یک قند بی ارزش انقدر اهمیت بدیم؟ چون ما در یک لحظه در دنیای قهرمان داستان هستیم او قند رو در قهوه حل میکنه تا فکر مردی که عاشقشه و پیشنهادی که به او داده رو از ذهنش دور کنه و همینطور فکر موسیقیی رو که متوقف نمیشه و براش یاداور چیزهاییه که انکارشون میکنه
.
#KrzysztofKieślowski #JulietteBinoche
#negar
Read more
روز مرد نزدیکه و به نظرم اومد،چند جمله ای هم از مردها بگیم.... کلی عکس و متن دیدم اینروزا برای روز مرد...خانمی ...
Media Removed
روز مرد نزدیکه و به نظرم اومد،چند جمله ای هم از مردها بگیم.... کلی عکس و متن دیدم اینروزا برای روز مرد...خانمی که کیکی به شکل جوراب درست کرده... دسته گلی از جوراب... جملاتی مثل جوراب پاره هاتو،تحمل کن روز مرد نزدیکه همسرم.... در ظاهر شاید تمام اینا شوخی به نظر برسن...اما.... توی این زمونه ... روز مرد نزدیکه و به نظرم اومد،چند جمله ای هم از مردها بگیم....
کلی عکس و متن دیدم اینروزا برای روز مرد...خانمی که کیکی به شکل جوراب درست کرده...
دسته گلی از جوراب...
جملاتی مثل جوراب پاره هاتو،تحمل کن روز مرد نزدیکه همسرم....😔
در ظاهر شاید تمام اینا شوخی به نظر برسن...اما....
توی این زمونه مرد بودن،جرات میخواد...
که برای رفاه حال زن و بچه صبح زود بزنی بیرون و توتاریکیه شب برگردی...
مردهای این دوره،جوانی وزندگی کردن رو فراموش کردند...فشار مخارج و مسئولیت زندگی،بی سر وصدا دونه دونه،موهای تیره شونو سفید میکنه...
راستی خانما،تا حالا همسراتون از آرزوهاشون براتون گفتن؟
بی انصافیه،که اینهمه گذشت و تلاش رو در قالب شوخی ها باب شده قرار بدیم و مظلومیت وتلاش این بخش از هستی رو نبینیم...
بانو....
گاهی نگاهی به دستهای همسرت بنداز...
و به خطوطی که در اطراف چشم ها و پیشونی همسرت داره عمیق میشه...
گاهی به جای اینکه تو آغازکننده باشی،سکوت کن و اجازه بده که لحظاتی او هم گوینده باشه،واز خودش بگه...
بانو....گاهی عکسهاشو از جوانی تا الان کنار هم بچین و باور کن فقط تو جوانیتو توی این خونه نذاشتی...
بانو...همسرتو با ورزشکارای حرفه ای که ساعتها وقت میذارن و با برنامه ی غذایی و ورزشی به هیکل ایده آل تو میرسن مقایسه نکن...
و مرتب تلاششو در ترازو قرار نده و باعرضه بودن و نبودنش رو با کمتر و بیشتر داشتن دارائیهاش قیاس نکن...
سعیش رو ببین...و تغییراتشو بخاطر تو و زندگی مشاهده کن...
بانو،باور کن جهان هرگز به صلح نمیرسه اگر ما غرق مظلومیت خودمون باشیم...
تربیت کامل نمیشه،اگر یاد نگیریم که تمسخر مردان و زنان،در حقیقت تمسخر بخش مهمی از خودمونه...
کاش به جای هدیه دادنها و گرفتن ها، زمانی رو صرف شنیدن بدون قضاوت کنیم...
اصلا فکر کردیم که چرا اینهمه هدیه که اینروزا رد و بدل میشه،نتونسته عشق رو در جامعه بیشتر کنه؟
بانو بیا امسال کنار هر هدیه ای که برای همسرت تهیه کردی،توی یه برگ کاغذ حداقل،بیست تا ویژگی همسرت رو هم بنویس و ازش بخاطر این ویژگیاش تشکر کن...(اون رو هم ضمیمه ی هدیه ت کن)
مطمئن باش نتایج شگفت آوری در وجود خودت و او خواهی دید...
یادمون باشه،بین ما سپاسگزاری و مشاهده ی همه جانبه ی افراد خیلی کم شده....ونوشته ی تو، سپاسگزاریه بزرگی خواهد بود برای جهان هستی🙏🙏 پیشاپیش روز مردانه ی شیر مردان زندگیمون مبارک🎀
Read more
🔅🔆🔅🔆🔅🔆🔅🔆🔅🔆🔅 بانو سلام<span class="emoji emoji1f496"></span> روز مرد نزدیکه و به نظرم اومد،چند جمله ای هم از مردها بگیم.... کلی عکس و ...
Media Removed
🔅🔆🔅🔆🔅🔆🔅🔆🔅🔆🔅 بانو سلام روز مرد نزدیکه و به نظرم اومد،چند جمله ای هم از مردها بگیم.... کلی عکس و متن دیدم اینروزا برای روز مرد...خانمی که کیکی به شکل جوراب درست کرده... دسته گلی از جوراب... جملاتی مثل جوراب پارهاتو،تحمل کن روز مرد نزدیکه همسرم.... در ظاهر شاید تمام اینا شوخی به نظر برسن...اما.... توی ... 🔅🔆🔅🔆🔅🔆🔅🔆🔅🔆🔅
بانو سلام💖
روز مرد نزدیکه و به نظرم اومد،چند جمله ای هم از مردها بگیم....
کلی عکس و متن دیدم اینروزا برای روز مرد...خانمی که کیکی به شکل جوراب درست کرده...
دسته گلی از جوراب...
جملاتی مثل جوراب پارهاتو،تحمل کن روز مرد نزدیکه همسرم....😔
در ظاهر شاید تمام اینا شوخی به نظر برسن...اما....
توی این زمونه مرد بودن،جرات میخواد...
که برای رفاه حال زن و بچه صبح زود بزنی بیرون و توتاریکیه شب برگردی...
مردهای این دوره،جوانی وزندگی کردن رو فراموش کردند...فشار مخارج و مسئولیت زندگی،بی سر وصدا دونه دونه،موهای تیره شونو سفید میکنه...
راستی خانما،تا حالا همسراتون از آرزوهاشون براتون گفتن؟
بی انصافیه،که اینهمه گذشت و تلاش رو در قالب شوخی ها باب شده قرار بدیم و مظلومیت وتلاش این بخش از هستی رو نبینیم...
بانو....
گاهی نگاهی به دستهای همسرت بنداز...
و به خطوطی که در اطراف چشم ها و پیشونی همسرت داره عمیق میشه...
گاهی به جای اینکه تو آغازکننده باشی،سکوت کن و اجازه بده که لحظاتی او هم گوینده باشه،واز خودش بگه...
بانو....گاهی عکسهاشو از جوانی تا الان کنار هم بچین و باور کن فقط تو جوانیتو توی این خونه نذاشتی...
بانو...همسرتو با ورزشکارای حرفه ای که ساعتها وقت میذارن و با برنامه ی غذایی و ورزشی به هیکل ایده آل تو میرسن مقایسه نکن...
و مرتب تلاششو در ترازو قرار نده و باعرضه بودن و نبودنش رو با کمتر و بیشتر داشتن دارائیهاش قیاس نکن...
سعیش رو ببین...و تغییراتشو بخاطر تو و زندگی مشاهده کن...
بانو،باور کن جهان هرگز به صلح نمیرسه اگر ما غرق مظلومیت خودمون باشیم...
تربیت کامل نمیشه،اگر یاد نگیریم که تمسخر مردان و زنان،در حقیقت تمسخر بخش مهمی از خودمونه...
کاش به جای هدیه دادنها و گرفتن ها، زمانی رو صرف شنیدنه بدون قضاوت کنیم...
اصلا فکر کردیم که چرا اینهمه هدیه که اینروزا رد و بدل میشه،نتونسته عشق رو در جامعه بیشتر کنه؟
بانو بیا امسال کنار هر هدیه ای که برای همسرت تهیه کردی،توی یه برگ کاغذ حداقل،بیست تا ویژگی همسرت رو هم بنویس و ازش بخاطر این ویژگیاش تشکر کن...(اون رو هم ضمیمه ی هدیه ت کن)
مطمئن باش نتایج شگفت آوری در وجود خودت و او خواهی دید...
یادمون باشه،بین ما سپاسگزاری و مشاهده ی همه جانبه ی افراد خیلی کم شده....ونوشته ی تو، سپاسگزاریه بزرگی خواهد بود برای جهان هستی?

روز مردانمون پیشاپیش مبارک و فرخنده باد........ ☘🌿🌿🌿🌿💐💐💐💐💐💐💐💐
Read more
 # نویسنده_ناشناس از لحظه ای که در یکی از اتاق های بیمارستان بستری شده بودم، زن و شوهری در تخت روبروی ...
Media Removed
# نویسنده_ناشناس از لحظه ای که در یکی از اتاق های بیمارستان بستری شده بودم، زن و شوهری در تخت روبروی من مناقشه بی پایانی را ادامه می دادند. زن می خواست از بیمارستان مرخص شود و شوهرش می‌خواست او همان جا بماند. از حرف‌های پرستارها متوجه شدم که زن یک تومور دارد و حالش بسیار وخیم است. در بین مناقشه این ... # نویسنده_ناشناس
از لحظه ای که در یکی از اتاق های بیمارستان بستری شده بودم، زن و شوهری در تخت روبروی من مناقشه بی پایانی را ادامه می دادند. زن می خواست از بیمارستان مرخص شود و شوهرش می‌خواست او همان جا بماند.
از حرف‌های پرستارها متوجه شدم که زن یک تومور دارد و حالش بسیار وخیم است. در بین مناقشه این دو نفر کم کم با وضیعت زندگی آنها آشنا شدم. یک خانواده روستائی ساده بودند با دو بچه. دختری که سال گذشته وارد دانشگاه شده و یک پسر که در دبیرستان درس می‌خواند و تمام ثروتشان یک مزرعه کوچک، شش گوسفند و یک گاو است.
در راهروی بیمارستان یک تلفن همگانی بود و هر شب مرد از این تلفن به خانه‌شان زنگ می زد. صدای مرد خیلی بلند بود و با آن که در اتاق بیماران بسته بود، اما صدایش به وضوح شنیده می‌شد. موضوع همیشگی مکالمه تلفنی مرد با پسرش هیچ فرقی نمی‌کرد: «گاو و گوسفند ها را برای چرا بردید؟ وقتی بیرون می‌روید، یادتان نرود در خانه را ببندید. درس‌ها چطور است؟ نگران ما نباشید. حال مادر دارد بهتر می‌شود. به زودی برمی‌گردیم...»
چند روز بعد، پزشکها اتاق عمل را برای انجام عمل جراحی زن آماده کردند. زن پیش از آنکه وارد اتاق عمل شود ناگهان دست مرد را گرفت و درحالی که گریه می‌کرد گفت: «اگر برنگشتم، مواظب خودت و بچه‌ها باش.» مرد با لحنی مطمئن و دلداری دهنده حرفش را قطع کرد و گفت: «این قدر پرچانگی نکن.» اما من احساس کردم که چهره اش کمی درهم رفت. بعد از گذشت ده ساعت، پرستاران زن بی حس و حرکت را به اتاق رساندند.
عمل جراحی با موفقیت انجام شده بود. مرد از خوشحالی سر از پا نمی‌شناخت و وقتی همه چیز رو به راه شد، بیرون رفت و شب دیروقت به بیمارستان برگشت. مرد آن شب مثل شب‌های گذشته به خانه زنگ نزد. فقط در کنار تخت همسرش نشست و غرق تماشای او شد که هنوز بی‌هوش بود. صبح روز بعد زن به هوش آمد. با آن که هنوز نمی‌توانست حرف بزند، اما وضعیتش خوب بود.
از اولین روزی که ماسک اکسیژنش را برداشتند، دوباره جر و بحث زن و شوهر شروع شد. زن می‌خواست از بیمارستان مرخص بشود و مرد می‌خواست او همان جا بماند. همه چیز مثل گذشته ادامه پیدا کرد. هر شب، مرد به خانه زنگ می‌زد. همان صدای بلند و همان حرف هایی که تکرار می‌شد.
روزی در راهرو قدم می‌زدم. وقتی از کنار مرد می‌گذشتم، داشت می‌گفت: «گاو و گوسفندها چطورند؟ یادتان نرود به آنها برسید. حال مادر به زودی خوب می‌شود و ما برمی‌گردیم.» نگاهم به او افتاد و ناگهان با تعجب دیدم که اصلا کارتی در داخل تلفن همگانی نیست. همچنان با تعجب به مرد روستایی نگاه می کردم که متوجه من شد،....
Read more
فمینیسم قسمت دوم: . در مواجهه با #فمینیسم و برابری‌خواهی جنسیتی سوالاتی پیش میاد. اینکه مگه زن ...
Media Removed
فمینیسم قسمت دوم: . در مواجهه با #فمینیسم و برابری‌خواهی جنسیتی سوالاتی پیش میاد. اینکه مگه زن و مرد ذاتشون با هم فرق نداره؟ چطور زن و مرد که بدن و هورمونهای مختلفی دارن میتونن با هم برابر باشن؟ اگر زن و مرد برابر هستن چرا مردها موفق‌ترن؟ و اینکه ایا منظور برابری‌ست یا عدالت؟ . از دیدگاه علمی ... فمینیسم
قسمت دوم:
.
در مواجهه با #فمینیسم و برابری‌خواهی جنسیتی سوالاتی پیش میاد. اینکه مگه زن و مرد ذاتشون با هم فرق نداره؟ چطور زن و مرد که بدن و هورمونهای مختلفی دارن میتونن با هم برابر باشن؟
اگر زن و مرد برابر هستن چرا مردها موفق‌ترن؟
و اینکه ایا منظور برابری‌ست یا عدالت؟
.
از دیدگاه علمی و مذهبی زن و مرد سرچشمه و خالق یکسانی دارند و ذات و فطرتشون یکی‌ست.
فطرت و ذات زنانه و مردانه وجود نداره، هر انچه هست فطرت انسانیه.
هر فردی با عقل سلیم به تفاوتهای فیزیولوژیکی زن و مرد اگاهی داره،ولی پرسش اینجاست که چرا به خاطر تفاوتهای فیزیولوژیک نباید حقوق برابر داشت؟ مگر تمام مردها با حق رای از نظر جسمی و هورمونی یکسان بودن؟
یقینا بودن زنهایی که قویتر از مردها بودند ولی حق رای نداشتن.
در دنیای امروز که قدرت بدنی جایی برای عرض اندام نداره یقینا نمیشه با اشاره به تفاوتهای فیزیکیه عمده‌ی مردان با زنان به عنوان دلیل نداشتن حقوق برابر اشاره بشه.
.
دلیل موفق‌تر بودن مردان در طول تاریخ رو باید از دو جهت بررسی کرد.
جامعه‌ی مردسالار دختران رو برای موفقیت در عرصه‌های اجتماعی تربیت نمیکنه، بلکه اونها رو به حیا و نجابت تشویق میکنه و تمام اینها ابزارهایی‌ست برای تحت سلطه قرار دادن زنان.
شاید خود این صفات خوب باشن ولی تعریف ارائه شده توسط ‌مردسالاری از این صفات منجر به محدودیت دختران میشه.
دخترها تربیت میشن تا همسران فرمانبردار و مادران فداکار باشن. نتیجتا دخترها توسط مردسالاری شستشوی مغزی میشن و سقف آرزوهاشون به تشکیل خانواده محدود میشه. هستند در این بین دخترانی که سر باز میزنن از پذیرفتن استانداردهای مردسالاری و خودشون رو برای پذیرفتن نقشهای اجتماعی تربیت میکنن.
اینجا نظام مردسالار با محدود کردن موقعیتها و منابع، با تحقیر و تمسخر زنان از پیوستن زنان به چرخه‌های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی جلوگیری میکنه.
خوشبختانه باز هم هستند زنانی که عزم خودشون رو برای شکستن سقف آرزوهایی که توسط مردسالاری براشون تعریف شده جزم کردند و به موفقیت دست پیدا میکنند و هر روز تعدادشون بیشتر میشه.
.
زن و مرد یکسان نیستند اما برابرند!
اگر تعریفمون از عدالت این باشه که هر کسی به هر آنچه مستحقشه برسه، متوجه میشیم که وظیفه‌ی ما برقراری عدالت نیست، چرا که انسانها با هم متفاوتن و امکان بررسی تک تک انسانها و سنجش استحقاقشون وجود نداره.
نتیجتا انسانها باید از منابع و حقوق برابر برخوردار باشن و هر کدوم با توجه به تواناییها و پشتکار خودشون به انچه مستحقش هستند برسن و  عدالت رو در حق خودشون اجرا کنن.
.
#feminism
Read more
. با کمی #تاخیر... #روز_مرد_مبارک داشتم پست های روز مرد رو میخوندم همه از آرامش زندگی شون نوشته ...
Media Removed
. با کمی #تاخیر... #روز_مرد_مبارک داشتم پست های روز مرد رو میخوندم همه از آرامش زندگی شون نوشته بودند از #پدر و #همسر... ولی یادمون باشه بعضی ها همین #آرامش رو فدا کردند اول برای #دین شون و بعد برای آرامش و #امنیت امروز کشورمون . برای آرامش دل خانواده های #شهدا و #جانبازان #مدافع_حرم و ... .
با کمی #تاخیر...
#روز_مرد_مبارک
داشتم پست های روز مرد رو میخوندم
همه از آرامش زندگی شون نوشته بودند
از #پدر و #همسر...
ولی یادمون باشه بعضی ها همین #آرامش رو فدا کردند
اول برای #دین شون و بعد برای آرامش و #امنیت امروز کشورمون
.
برای آرامش دل خانواده های #شهدا و #جانبازان #مدافع_حرم و #دفاع_مقدس صلوات بفرستید لطفا
.
.
#شهدای_مدافع_حرم #شهدای_دفاع_مقدس
#شهید #جانباز #شیمیایی #اسلام #روز_پدر
#روز_مرد
.
Read more
زن و شوهری در حال مشاهده راز بقا بودن ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ زن: حالم خیلی گرفته حس میکنم الان این پلنگ , آهوی بیچاره رو میگیره و میخوره مرد: عزیزم این قانون طبیعته پلنگ اگه گشنه باشد باید آهو رو بخوره زن : یه کاری بکن ... زن و شوهری در حال مشاهده راز بقا بودن ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
زن: حالم خیلی گرفته
حس میکنم الان این پلنگ , آهوی بیچاره رو میگیره و میخوره
مرد: عزیزم این قانون طبیعته
پلنگ اگه گشنه باشد باید آهو رو بخوره
زن : یه کاری بکن که اونو نخوره
مرد : تو حالت خوبه , من چکار میتونم بکنم
زن: خوب گوش کن , اگه پلنگ آهو رو بخوره به مادرم میگم یه ماه بیاد پیش ما زندگی کنه 😡😠 حالا برای ادامه قصه لطفا فیلم را تماشا کنید
Read more
یه بخشِ دیگه از کمک های شما <span class="emoji emoji1f338"></span><span class="emoji emoji1f343"></span><span class="emoji emoji1f60d"></span> براتون آرزوی سلامتی و دل خوش دارم <span class="emoji emoji1f64f"></span>🏻 • امیدوارم هیچ پدر و مادری جلوی ...
Media Removed
یه بخشِ دیگه از کمک های شما براتون آرزوی سلامتی و دل خوش دارم 🏻 • امیدوارم هیچ پدر و مادری جلوی بچه هاشون خجالت نکشن • هیچ‌ زن و شوهری برای شاد بودنِ بیشتر، برای جشن گرفتن، برای سفر رفتن، نگرانِ بی پولی نباشن 🏻 • امیدوارم ماها یاد بگیریم در لحظه زندگی کنیم و حسرتِ نداشته ها رو نخوریم🏼 و ... یه بخشِ دیگه از کمک های شما 🌸🍃😍 براتون آرزوی سلامتی و دل خوش دارم 🙏🏻

امیدوارم هیچ پدر و مادری جلوی بچه هاشون خجالت نکشن

هیچ‌ زن و شوهری برای شاد بودنِ بیشتر، برای جشن گرفتن، برای سفر رفتن، نگرانِ بی پولی نباشن 😍🙏🏻

امیدوارم ماها یاد بگیریم در لحظه زندگی کنیم و حسرتِ نداشته ها رو نخوریم👌🏼💓 و همیشه بدونیم زندگی برای بعضی ها انقدر سخته که حتی تصورشم برای ما غیرممکنه

امیدوارم ماها یاد بگیریم به پدر و مادرمون فشار نیاریم،

امیدوارم تو این شرایط سخت، زن و مرد جدا نکنیم و همه پا به پای هم برای ساختن زندگی بهتر تلاش کنیم

در آخر امیدوارم شرایط بهتر ازین بشه....

شما هم از امیدتون بگید 💛🍃🌸
________
شماره کارت #وچون_نیکوکار برای کمک به بچه های بد سرپرست و بی سرپرست و یا زنان کارآفرین و سرپرست خانوار:
۵۸۹۴۶۳۱۵۵۷۳۹۳۳۵۲ - بانک رفاه - دلارام شیرزادی
________
Read more
. داشتم تو کتاب از جزیره ای میخوندم که باید مهر زن و مرد بهم واقعی باشه تا کنار هم بمونن و برای اثباتش از ...
Media Removed
. داشتم تو کتاب از جزیره ای میخوندم که باید مهر زن و مرد بهم واقعی باشه تا کنار هم بمونن و برای اثباتش از خاطرات خوششون جداگانه میگفتن . کتاب رو بستم و از خاطرات خوشمون پرسیدم ، من رو برد به روزهای اول و یکی یکی ورق زدیم تا رسیدیم به دنیا اومدن لیلی و قشن . داشتم تو کتاب از جزیره ای میخوندم که باید مهر زن و مرد بهم واقعی باشه تا کنار هم بمونن و برای اثباتش از خاطرات خوششون جداگانه میگفتن . کتاب رو بستم و از خاطرات خوشمون پرسیدم ، من رو برد به روزهای اول و یکی یکی ورق زدیم تا رسیدیم به دنیا اومدن لیلی و قشن
. در روزگاران قدیم مردی قالتاق و مردی ساده‌لوح وظیفه نگهبانی از انبار کالای مردی متمول را بر عهده ...
Media Removed
. در روزگاران قدیم مردی قالتاق و مردی ساده‌لوح وظیفه نگهبانی از انبار کالای مردی متمول را بر عهده داشتند. روزها یکی پس از دیگری می‌گذشت تا اینکه خبر رسید مرد ساده‌لوح تمام موجودی انبار را به سرقت برده. مرد متمول که فردی عادل نیز بود، به مرد ساده‌لوح فرصت دفاع از خود را داد اما با اعتراف مرد ساده‌لوح، ... .
در روزگاران قدیم مردی قالتاق و مردی ساده‌لوح وظیفه نگهبانی از انبار کالای مردی متمول را بر عهده داشتند. روزها یکی پس از دیگری می‌گذشت تا اینکه خبر رسید مرد ساده‌لوح تمام موجودی انبار را به سرقت برده. مرد متمول که فردی عادل نیز بود، به مرد ساده‌لوح فرصت دفاع از خود را داد اما با اعتراف مرد ساده‌لوح، دزدی‌اش به همگان ثابت شد. مرد متمول که از قضا بدپیله نیز بود مجددا رو به او کرد و گفت: «نه تو داغی و ساده‌لوحی و حالی‌ات نیست؛ یک فرصت دیگر به تو می‌دهم که از مرد دانا در این مساله کمک بخواهی». مرد ساده‌لوح مثل تمام ساده‌لوحان در جای جایِ عالم به ساده‌لوحی خودش واقف نبود و نقش مرد دانا را چندان موثر نمی‌دانست اما به هرحال ملاقاتی بین او و مرد دانا ترتیب داده شد. مرد ساده‌لوح ماجرا را برای مرد دانا این‌گونه شرح داد: «روزی از روزها همکارم به من گفت که می‌خواهد تمام اجناس را به انباری مطمئن‌تر منتقل کند. من نیز به او گفتم خب جواب بقیه را چه بدهم؟ او پاسخ داد هرکسی از تو پرسید اجناس پیش کیست، با خیال راحت بگو پیش فلانی است. حال من نیز همان کار را می‌کنم اما نمی‌دانم چرا هربار نام او را می‌برم محکوم می‌شوم!». مرد دانا اندکی ریشش را خاراند و گفت: «نام همکارت چیست؟» مرد ساده‌لوح گفت: «نامش من است! کمی عجیب به نظر می‌رسد، اما هرکسی نامی دارد دیگر». اینجا دوزاری مرد دانا افتاد و گفت: «پس وقتی از تو می‌پرسند اجناس پیش کیست، جواب می‌دهی پیش من است؟» مرد ساده‌لوح گفت: «آری». مرد دانا ابتدا گفت: «آری و آتاری! آری و زهرمار بیشعور خنگ!» و سپس ادامه داد: «حال فهمیدم قضیه از چه قرار است. نگران نباش، به سپیدی موهایم سوگند تو را نجات خواهم داد». فردای آن روز مرد دانا و مرد ساده‌لوح نزد مرد متمول رفتند. مرد متمول رو به مرد دانا گفت: «بالاخره مشخص شد چه کسی در این دزدی مقصر است؟» مرد دانا گفت: «بله جناب». مرد متمول گفت: «خب اجناس پیش کیست؟» مرد دانا پاسخ داد: «اجناس پیش من است که البته...»؛ قبل از پایان صحبت مرد دانا، ماموران به دستور مرد متمول که اعصابش نیز از کشدار شدن ماجرا به هم ریخته بود او را کت بسته گرفتند و بردند. مرد دانا همان‌طور روی کول ماموران فریاد می‌زد: «بابا من که ندزدیدم، اسم یارو من بوده، من من نیستم، اون منه... آهای مرد ساده‌لوح تو یه چیزی بگو! سپیدی موهایم تو سکوتت! حرف بزن... آهای...». اما مرد دانا هیچ‌وقت فرصت توضیح کامل ماجرا را پیدا نکرد. مرد متمول رو به مرد ساده‌لوح کرد و گفت: «خورشید هیچ‌وقت پشت ابر نمی‌ماند، مطمئن بودم تو بی‌گناهی.
.

بقیه در کامنت اول 👇👇👇
Read more
#مطلق_اندیشان_مقدس_نما . چرا آینه نگاه ما همیشه و تا این حد سمت دیگرانه؟! چرا تمام توجهمون شده عیب های آدمها و ایرادات همدیگه؟! چرا از همه میخوایم آدم ترین باشن اما خودمونو یادمون رفته؟! چرا با دیدن کمترین نقصی در دیگران زبونمون آنا دراز میشه اما صدها عیب در ما، فریاد اعتراض و نهی از منکر و نقد ... #مطلق_اندیشان_مقدس_نما
.
🔴 چرا آینه نگاه ما همیشه و تا این حد سمت دیگرانه؟! چرا تمام توجهمون شده عیب های آدمها و ایرادات همدیگه؟! چرا از همه میخوایم آدم ترین باشن اما خودمونو یادمون رفته؟! چرا با دیدن کمترین نقصی در دیگران زبونمون آنا دراز میشه اما صدها عیب در ما، فریاد اعتراض و نهی از منکر و نقد و دلسوزیمونو در نمیاره؟!
.
.
🔴 هزار تاسف که مذهبی نماهای ما انقدر مطلق اندیش شدن در برابر دیگران!! اما پیش خودشون قانع اندیشن و از خودشون انتظار کامل بودن ندارن؟! هر کسی رو که می بینن عین مگس دنبال پیدا کردن ایرادات و داد زدن اشتباهاتش میگردن… اما در قبال خودشون مثل زنبور عمل میکنن و فقط خوبی هاشونو به رخ میکشن؟!
.
.
🔴 بی دینی آدمها مربوط به بی دینی منه مقدس نماست!! که به محض دیدن ظاهر و حرف زدن هر مرد و زنی، صاف میرم سراغ اشتباهات و کاستی هاش و ازش میخوام فی الفور همه چیزشو درست کنه!! اما گناهای خودمو می پوشونم و از خودم نمیخوام قبل از اون آدم بشم و همه چیزم درست شه!! گناه ما حلاله و گناه او حرام؟؟…
.
.
🔴 چطور وقتی اسم خدا و امامش میاد، انتظار داریم مارو با تموم اشتباهاتمون به گرمی و محبت بغل بگیرن و از سر تقصیراتمون با یه جمله بگذرن!! اما خودمون در قبال دوستان و آشنایان و دیگر اقشار جامعه… زبونمون مدام درازه که با تو نمی گردم چون فلان ایرادو داری، با تو حرف نمیزنم چون فلان جا فلان کارو کردی… این دقت خیلی خوبه، اما بشرطی که برای خودمونم اجراش کنیم!!
.
.
🔴 لذا تا وقتی آدم آدم نشدیم و تموم خطاهامونو کنار نذاشتیم و از تموم ایراداتمون توبه نکردیم… حق نداریم اسم امام رضا(ع) و معصومینو بیاریم و نه یادی از خدا و رحمتش کنیم!… چون مطلق می بینیم و همه رو کامل و بی نقص میخوایم!! باشه!! عیبی نداره… همه برن همه چیزشونو درست کنن!! اما قرار نیست منه مذهبی نمای عیب جوی لعنتی و خودبرتر بین هم... خودمو رها کنم!!
.
🔴 تذکر:
کلیپ بسیار زیبا و معصومانست از طلب شفاعت امام رضا(ع)!
بهانه ایه برای درد و دل با مدعیان مذهب و ایمان و مسلمانی…
و البته واضحه که انتقاد به مسئولین سیاسی، منظور نیست!!
.
#محمد_جلیلی
.
Read more
گیله مرد نگاهی به کتابهای کتابخونه ام کرد و پرسید : همه ی این کتابها مال توئه ؟ با خوشحالی گفتم : بله ...
Media Removed
گیله مرد نگاهی به کتابهای کتابخونه ام کرد و پرسید : همه ی این کتابها مال توئه ؟ با خوشحالی گفتم : بله البته، خیلی هاشون رو از نمایشگاه های کتاب خریدم. کتابی رو از قفسه بیرون آورد و گفت : این کتاب رو خوندی ؟ گفتم : هنوز نه . به کتاب دیگری اشاره کرد و گفت : این یکی رو چطور ؟ نگاهی به کتاب کردم و گفتم ... گیله مرد نگاهی به کتابهای کتابخونه ام کرد و پرسید : همه ی این کتابها مال توئه ؟

با خوشحالی گفتم : بله البته، خیلی هاشون رو از نمایشگاه های کتاب خریدم.

کتابی رو از قفسه بیرون آورد و گفت : این کتاب رو خوندی ؟

گفتم : هنوز نه .

به کتاب دیگری اشاره کرد و گفت : این یکی رو چطور ؟

نگاهی به کتاب کردم و گفتم : این یکی رو هم هنوز نه

بدون اینکه چیزی بگه کتابی رو از طبقه پایین نشون داد .

گفتم: این رو هم نه !

گیله مرد با تعجب پرسید : اصلن امسال چندتا کتاب غیر درسی خوندی ؟  با ناراحتی گفتم: فقط یک کتاب

پرسید : کی خریده بودیش ؟

گفتم : امانتی بود و از دوستی قرض گرفته بودم .

گیله مرد گفت : بنظرم باید یه تغییراتی تو زندگیت بدی و بدونی که برای اینکه در زندگی حرفی برای گفتن داشته باشی باید اهل کتاب و مطالعه باشی.به یاد داشته باش که کتاب دستت رو میگیره و تو رو بالاتر میبره....جملات زیبا از گیله مرد
Read more
از روزی که حاج قاسم خبر دلمان را سوزاند و رفت ، تصمیم گرفتم یک جایی جمعی از هم دوره ای هایش را بعنوان پیشکسوتان خبر جمع کنم و از اونها تقدیر بعمل بیاد که الحمدالله با حمایت دکترعلی عسکری ریاست سازمان این کار درمراسم روز خبرنگار امسال انجام شد البته فقط خدا میداند که تا دقیقه آخر چه سختی هایی کشیدیم تا ... از روزی که حاج قاسم خبر دلمان را سوزاند و رفت ، تصمیم گرفتم یک جایی جمعی از هم دوره ای هایش را بعنوان پیشکسوتان خبر جمع کنم و از اونها تقدیر بعمل بیاد که الحمدالله با حمایت دکترعلی عسکری ریاست سازمان این کار درمراسم روز خبرنگار امسال انجام شد البته فقط خدا میداند که تا دقیقه آخر چه سختی هایی کشیدیم تا بالاخره انجام شد بگذریم در میان پیشکسوتان مستوره خانم افشار هم آمد تا جمع ما را به نام بلند قاسم منور کند چقدر خوشحال شدم مثل قاسم استوار و معنوی است.
پی نوشت:
حاج قاسم خیلی بزرگ تر از آن است که من کوچک ترین از او بنویسم ، آن زمان که در خبر بودم در عنفوان جوانی حاج قاسم بود که بیش از همه گویندگان تحویلم می گرفت با اسم کوچک صدایم می زد تا با او راحت باشم.حدودا سه سال پیش بود که علی ضیاء ازم خواست برای برنامه بعضیا دعوتش کنم خیلی اصرارش کردم در نهایت نپذیرفت خودش هیچی از دلیلش نمی گفت اما معلوم بود دلخوره،آخرین باری که با او صحبت کردم چند ماهی قبل از رفتنش بود و جوی راه افتاده بود که قاسم افشار به خاطر فتنه هشتاد و هشت و حوادث بعد از انتخابات رفته ، بهش گفتم حاج قاسم ما که تو می شناسیم به این شایعه ها می خندیم اما مردم عادی که از نزدیک تو رو نمی شناسند چی ؟ بیا یه بار تو یک برنامه و جلوی این سواستفاده ها رو بگیر ، باز قبول نکرد گفت :"حسین جان تو که خودت می دونی من هرچی دارم از این نظامه و جانم رو هم برای آقا میدم (نقل به مضمون) و به این چیزهای مسخره خودم هم می خندم اما ازم نخواهید بیام چون با خودم عهد کردم نیام."چند ماه بعدش هم از میان ما رفت .روحش شاد مرد بزرگی بود و خوش به سعادتش که دستش همیشه به خیر بود.
#روز_خبرنگار #قاسم_افشار #فرزند_افشار #پیشکسوتان_خبر #فتنه_هشتاد_و_هشت #حضرت_آقا # ریاست_سازمان #دکتر_علی_عسکری #
Read more
<span class="emoji emoji1f363"></span><span class="emoji emoji1f363"></span> این قسمت از کانادا که کِبکشون باشه فرانسوی زبان هست و بالطبع مهاجرایی که فرانسوی بلدند بیشتر هستند ...
Media Removed
این قسمت از کانادا که کِبکشون باشه فرانسوی زبان هست و بالطبع مهاجرایی که فرانسوی بلدند بیشتر هستند از جمله بلژیکی ها. سه نفر بلژیکی میشناسم که آدمهای فوق العاده خونگرم و جالبی هستند یه خانم مسن و پسرش و یه آقای مسن هشتاد و هشت ساله، این آقای داستان ما حدود شصت و پنج ساله مهاجرت کرده کانادا و بقول ... 🍣🍣
این قسمت از کانادا که کِبکشون باشه فرانسوی زبان هست و بالطبع مهاجرایی که فرانسوی بلدند بیشتر هستند از جمله بلژیکی ها. سه نفر بلژیکی میشناسم که آدمهای فوق العاده خونگرم و جالبی هستند یه خانم مسن و پسرش و یه آقای مسن هشتاد و هشت ساله، این آقای داستان ما حدود شصت و پنج ساله مهاجرت کرده کانادا و بقول خودش تمام این شصت و پنج سال رو پشیمونه که چرا اومده اینجا و یجورایی از کانادا متنفر شده 😉 مرد فوق العاده باسواد و باهوشیه و استاد بازنشسته دانشگاه هست. خانمش نود سالشه و دو ساله آلزایمر گرفته یه دختر داره کاترین که آمریکا زندگی می‌کنه و پسرش هم ونکوور کانادا.
از یه خانواده بسیار مرفه بلژیکی و بقول خودش بورژوآ بوده و جنگ جهانی دلیل اصلی مهاجرتش به کانادا بوده.
داستانهای قشنگی از بچگیش و جنگ برام تعریف می‌کنه که من قشنگ فکر میکنم وسط سریال ارتش سری هستم.
از اینکه چطور تمام فامیل یک شبه سوار ماشین میشند و فرار میکنند به فرانسه و ... هر بار یک جمله از پدرش رو به من یادآوری می‌کنه و میگه بقول پدرم تا آخرین روز از عمرت باید مطالعه کنی و به معلوماتت اضافه کنی و باید حتما چند زبان زنده دنیا رو بتونی صحبت کنی. پدرش به چهار زبان صحبت می‌کرده ولی خودش سه تا و خیلی دوست داره ایتالیایی هم یاد بگیره.
هر هفته یه مقاله جالب که تو روزنامه خونده را برای من کپی میگیره و میاره میگه باید بخونی تا انگلیسیت یادت نره چون اینجا همه فقط فرانسه حرف میزنند و هفته بعد میاد درباره مقاله بحث می‌کنه
خلاصه نقاط مشترکی داریم هر دو کانادایی نیستیم جنگ رو تجربه کردیم اینجا مجبوریم به زبان غیر زبان مادری حرف بزنیم و خیلی هم از سیاست خوشمون میاد و پر چونه ایم 😄. چند وقته پیش بهش گفتم بیوگرافی پدرت رو بنویس و بذار بقیه هم از خواندنش لذت ببرند اولش قبول نمی‌کرد ولی شروع کرد به نوشتن و قراره پنجشنبه پیش‌نویس رو برام بیاره. کلی ذوق کردم و منتظرم.
گفتم بهش تو بنویس من برات کارهای تایپ و هر کمکی دیگه بخوای انجام میدم.
کسی چه می‌دونه شاید فیلمنامه سریال ارتش سری قسمت بعدیش همین باشه.
عکس هم ربطی به کپشن نداره گذاشتم برا کساییکه حوصله خوندن ندارند و فقط عکس دوست دارند.
Read more
 #روز_مرد رو به تمام #مردان_بی_ادعا و تمام مردانی که #مرام و #مروت و #مردانگی رو سرلوحه زندگی خودشون ...
Media Removed
#روز_مرد رو به تمام #مردان_بی_ادعا و تمام مردانی که #مرام و #مروت و #مردانگی رو سرلوحه زندگی خودشون قرار دادن تبریک میگم #روز_پدر رو به تمام #پدر انی که #پایه و #ستون و #پشتوانه #خانواده هستن #تبریک میگم روز مرد و روز پدر رو به تمام مردان و پدران این سرزمین که برای حفظ #کشور از #جان_گذشتی کردن ... #روز_مرد رو به تمام #مردان_بی_ادعا و تمام مردانی که #مرام و #مروت و #مردانگی رو سرلوحه زندگی خودشون قرار دادن تبریک میگم🌹

#روز_پدر رو به تمام #پدر انی که #پایه و #ستون و #پشتوانه #خانواده هستن #تبریک میگم🌹

روز مرد و روز پدر رو به تمام مردان و پدران این سرزمین که برای حفظ #کشور از #جان_گذشتی کردن تبریک میگم🌹

روز پدر و روز مرد رو به تمام پدران و مردان از #دنیا_رفته تبریک میگم و به خانواده های عزیزشان #تسلیت میگم، #خدا #صبر بده🌹

و در آخر روز مرد و پدر رو به تمام #مادر انی که مردان بار سنگین پدر بودن رو به دوش گرفتن تبریک میگم، هیچ کم از باقی مردان بزرگ ندارن🌹
Read more
با توجه به رشد رو افزون روی آوردن به شبکه های اجتماعی که ابتدا به ساکن نقش این شبکه ها حالت تفریح و سرگرمی ...
Media Removed
با توجه به رشد رو افزون روی آوردن به شبکه های اجتماعی که ابتدا به ساکن نقش این شبکه ها حالت تفریح و سرگرمی برای مخاطبین موبایلی ایفا می نمود و کم کم حالت و تم تجاری به خود گرفت بر آن شدیم تا سیستم جذب فالوور واقعی #bigiweb # را طراحی تا بتوانیم در پیشبرد مفید اهداف مشاغل و بهبود نحوه کار با شبکه پر مخاطب ... با توجه به رشد رو افزون روی آوردن به شبکه های اجتماعی که ابتدا به ساکن نقش این شبکه ها حالت تفریح و سرگرمی برای مخاطبین موبایلی ایفا می نمود و کم کم حالت و تم تجاری به خود گرفت بر آن شدیم تا سیستم جذب فالوور واقعی #bigiweb #
را طراحی تا بتوانیم در پیشبرد مفید اهداف مشاغل و بهبود نحوه کار با شبکه پر مخاطب اینستاگرام سهم کوچکی را ایفا نماییم. ☆بیجی وب☆
جامع ترین و ارزان ترین سیستم جذب فالوور اینستاگرام
این سیستم به سه روش عملیات فالو کردن رو برای شما انجام میده
روش اول پیج های هدفتون هست هر پیجی که مرتبط به کار و فعالیت شما هست ( همانند پیج همکار)سرچ کنید پیدا کنید و به سیستم بدین تا بره فالورهاش براتون فالو کنه همچنین میتونید برای سیستم جنسیت ( زن یا مرد ) بودن جهت فالو کردن رو ‌مشخص کنید که برای مشاغلی که مخاطبین ( خانم) یا (آقا) هدف آنها میباشد بسیار مفید تر خواهد بود.

روش دوم بر اساس تگ ها و کلمات کلیدی هست هر کلمه ایی ک میبینید برای شما کاربرد داره بهش میدین بر همون اساس فالوور براتون فالو میکنه
بعنوان مثال کار غذا میبایست کلماتی نظیر غذا - رستوران -فست فوت برای سیستم تعریف کنید

روش سوم بر اساس موقیعت جغرافیایی هست توجه کرده باشین خیلی از کاربرای اینستا برای عکسشون لوکیشن تعریف میکنن سیستم بر همین اساس شناسایی و فالو میکنه شما میتونید موقیعت های اطراف محل فعالیتتون رو به سیستم بدین تا پیج و پست هایی که اطراف شما هستند فالو کنه.

سیستم علاوه بر فالو کردن بطور همزمان عملیات کامنت گذاری و لایک هم انجام میده که باعث میشه افرادی که لایک شده اند پست های شما رو لایک کنن
همچنین کاربران متخلف و کسانی که فحاشی میکنند رو بلاک میکنه

این سیستم قابلیت شناسایی افراد فعال اینستاگرام رو هم دارد.میتونید تنظیم کنید که ربات دنبال افرادی یگرده که اخرین پستشون کمتر از یک هفته گذشته باشد

فقط چند قدم تا دیده شدن خدمات و محصولات شما باقیست.
Www.bigiweb.com
راههای ارتباط با مجموعه #بیجی_وب
.

آیدی پشتیبانی تلگرام :

@bigiweb

تماس با ما :⬅☎
09118882510

#فالو #
#آنفالو #
#فالوکردن #
#فالوور_واقعی #
#تبلیغات #
#تبلیعات_ارزان #
#تبلیغات_در_اینستاگرام #
#تولید_محتوا #
#افزایش_مشتری #
#افزایش_کامنت #
#افزایش_لایک #
Read more
. روز دختر رو تبریک میگم<span class="emoji emoji1f490"></span><span class="emoji emoji1f490"></span><span class="emoji emoji1f490"></span><span class="emoji emoji1f490"></span>. صحبتی دارم با دخترای این سرزمین که " درسته که تو جامعه ای زندگی میکنید ...
Media Removed
. روز دختر رو تبریک میگم. صحبتی دارم با دخترای این سرزمین که " درسته که تو جامعه ای زندگی میکنید که از لحاظ فرهنگی و اجتماعی به شما ظلم میشه و حمایتی از شما نمیشه و همیشه باید نگران این باشید دیگران درباره شما چه قضاوتی خواهند کرد و ..... اما میخوام بگم که ارزش خودتون رو بدونید و اونو حفظ کنید و تسلیم ... .
روز دختر رو تبریک میگم💐💐💐💐. صحبتی دارم با دخترای این سرزمین که " درسته که تو جامعه ای زندگی میکنید که از لحاظ فرهنگی و اجتماعی به شما ظلم میشه و حمایتی از شما نمیشه و همیشه باید نگران این باشید دیگران درباره شما چه قضاوتی خواهند کرد و .....
اما میخوام بگم که ارزش خودتون رو بدونید و اونو حفظ کنید و تسلیم نگاه ها و رفتار ها و تفکراتی که به شما هست نشید.! تعریفتون از خوشبختی رو عوض کنید و بدونید شماهم باید پیشرفت کنید، بدرخشید، و به بهترین جایگاه ها برسید!
باور کنید مرد و زن نداره و برای موفقیت و درخشش فقط و فقط تلاش میطلبه! "با ارزوی موفقیت برای دختران ایران زمین!🙏💐
پ.ن. من فقط نظر خودمو گفتم و شاید اشتباه و غلط.انشالله بر ما ببخشند
التماس دعا
Read more
روز زن مبارك<span class="emoji emoji2764"></span>️ با يه روز تاخير<span class="emoji emoji1f648"></span><span class="emoji emoji1f64f"></span>🏻 اما اين مطلب رو خوندم و حيفم اومد با شما شر نكنم راستي سلام حالتون ...
Media Removed
روز زن مبارك️ با يه روز تاخير🏻 اما اين مطلب رو خوندم و حيفم اومد با شما شر نكنم راستي سلام حالتون چطوره؟ ميدونيد كه من شما رو ميشناسم خيلي ها تون و و همتون رو قلبا دوست دارم و چيزهايي رو كه مي آموزم رو باهاتون تقسيم ميكنم تقديم به شما ياران مهربانم🏻️ #هوروسکوپ_فارسی_راشل هشتم مارس ... روز زن مبارك❤️ با يه روز تاخير🙈🙏🏻
اما اين مطلب رو خوندم و حيفم اومد
با شما شر نكنم
راستي سلام
حالتون چطوره؟
ميدونيد كه من شما رو ميشناسم
خيلي ها تون و
و همتون رو قلبا دوست دارم
و چيزهايي رو كه مي آموزم رو باهاتون تقسيم ميكنم
تقديم به شما ياران مهربانم👼🏻❤️ #هوروسکوپ_فارسی_راشل
هشتم مارس سال1908 میلادی، کارگران زن کارخانـۀ نساجی کتان در شهر نیویورک به دلیل حقوق پایین و تبعیض جنسیتی دست به اعتصاب زدند، صاحب این کارخانه به همراه نگهبانان بخاطر جلوگیری از همبستگی کارگران بخش های دیگر با اعتصاب گران و عدم سرایت آن به بخش های دیگر ، این زنان را در محل کارشان محبوس ساخت و بعدا به دلایل گویا نامعلوم کارخانه آتش گرفت و فقط تعداد کمی از زنان توانستند از این حادثه نجات یابند و مابقی 129 تن از زنان کارگر زنده در این آتش سوختند. به همین دلیل روز هشتم مارس بنام روز مبارزه زنان علیه بی عدالتی و فشار علیه زنان در خاطره ها باقی ماند. اما مطمئنا این آخرین ظلم به بشریت نبود و نخواهد بود. مگر اینکه همه ما چه مرد و چه زن دست به دست هم برای ایجاد دنیایی روشن و نجات بشر زمینی و زمین مان تلاش کنیم. امروز روز جهانی زن است اما این انرژی زنانه است که تضعیف شده و بالانس دنیای زیبای ما به هم خورده تا با نفرت پراکنی و زورگویی و تحکم و نابرابری ها و تفرقه افکنی ها تاریکی فراگیرتر شود و این تاریکی از طریق افراد در روح و جسم ما نفوذ می کند تا یکی شدن و وحدت را تخریب کند. و از طریق تفرقه افکنی در شکل تبعیض نژادی و ملیتی و عقیدتی و رنگی و جنسیتی در میان ما کار می کند. این تاریخچه را از 8 مارچ نوشتم که همگی بدانیم چه دردی پشت این تاریخ نهفته بوده و مثل چالش ALS سطل یخ برای خیلی ها به بازی تبدیل نشود. این چالش سال 2014 برای بیداری و جلب توجه دنیا به بیماری ALS بود اما به یک ترند اینترنتی تبدیل شد و خیلی ها حتی نمی دانستند برای چه این چالش را انجام میدهند و فقط برای برخی وسیله بازی و خنده شد. پس بیاییم ارزش ها را بشناسیم و برای رسیدن به عدالت چه مرد و چه زن از خودمان شروع کنیم. با مهر رفتار کنیم و خودمان را مسئول دنیای خود بدانیم و اجازه ندهیم زورگویی بر علیه هیچ انسان یا موجودی ، قدرت تاریکی را گسترش دهد و نور محبت را کم رنگ کند. #هوروسکوپ_فارسی_راشل چون تاریکی از گفتار و رفتار تک تک ما خودش را انتشار می دهد. این قلدری ها نسبت به همه و بخصوص خانم ها در فضای مجازی هم در حال وقوع است و ترور شخصیتی یک انسان بخاطر چاقی، لاغری، نوع لباس، نوع خنده، ...
(كامل در تلگرام https://t.me/sagharazizi)
Read more
 #نسلی_که_تکرار_نخواهد_شد . للحق پست نوشت : چهارشنبه ۲ اسفند بود که تیتر همشهری رو دیدم با این عنوان ...
Media Removed
#نسلی_که_تکرار_نخواهد_شد . للحق پست نوشت : چهارشنبه ۲ اسفند بود که تیتر همشهری رو دیدم با این عنوان #چالش_سالمندی_دهه‌شصتی‌ها.. ی نگاه کردم تو آینه دیدم حواسم نیست و دارم پیر میشم،محاسنم سفید شده بود... کودکیمون گذشت بدون پدر... مادرم میگفت انقدر پدرت جبهه بود هر وقت میومد نمیشناختیش ... #نسلی_که_تکرار_نخواهد_شد
.
للحق پست نوشت : چهارشنبه ۲ اسفند بود که تیتر همشهری رو دیدم با این عنوان #چالش_سالمندی_دهه‌شصتی‌ها..
ی نگاه کردم تو آینه دیدم حواسم نیست و دارم پیر میشم،محاسنم سفید شده بود...
کودکیمون گذشت بدون پدر...
مادرم میگفت انقدر پدرت جبهه بود هر وقت میومد نمیشناختیش و ازش میترسیدی...
خیلی‌هامون پدرامون رو از دست دادیم...
شب و روزمون با آژیر خطر بمبارون و پناهگاه گذشت...
اما همیشه خوشحال بودیم...
خوشحال بودیم که پیرجماران گفته بود #امید_من_به_شما_دبستانی_هاست...
تو تعطیلات کار میکردیم،از کار تو مکانیکی گرفته تا فروش گوشفیل و مسقاطی و شانسی...
داشتیم تو اون ‌سن یاد میگرفتیم چطور #مرد بشیم و بتونیم جای خالی پدرانمون رو پر کنیم..
قهرمان‌مون #حسین_فهمیده بود #دهقان_فداکار...
داشتیم یاد میگرفتیم آینده کشورمون رو با ایثار و فداکاری بسازیم...
تا اینکه پیر مرادمون پر کشید و ی عده‌ای شدن دولتمرد...
ی دفعه همه چی عوض شد...
مستضعف شد قشر آسیب پذیر...
استکبار جهانی شد ابرقدرت...
امیدهای پیرجماران هم شدن #نسل_سوخته...
کار از کار گذشته بود...
یه عده مثل ی غده سرطانی داشتن همه‌جا پخش میشدن و کاری از ما بچه‌ها برنمیومد...
پدرامون یا شهید شده بودن...
یا اسیر شده بودن...
یا تو آسایشگاه‌های اعصاب و روان بستری...
ی عده‌شونم دیگه جونی واسه جنگیدن نداشتن،داغ دیده بودن اونم نه یکی یه باغ لاله...
این وسطا چندتایی هم سرخاب و سفیداب دنیا گولشون زد و رفتن تو زمین نامحرم...
اما ما هنوز زنده بودیم و همه‌چی رو میدیدیم و قد میکشیدیم...
چند سالیه که وقت برداشت محصول شده از ما دهه شصتی‌ها که الحق و والانصاف کم نذاشتیم تو هر جبهه‌ای درخشیدیم از جبهه‌ی علم و فناوری بگیر تا جبهه‌های حلب و سامرا.
و نذاشتیم پدر این خانواده از داشتن ماها شرم کنه...
آقای #جهانگیری ما مشکل نیستیم،اتفاقاً مشکل امثال شمایید...
ما نسل سوخته هم نیستیم،ما آتیش زیر خاکستریم و کافیِ سیدعلی دمی به این آتیش بدن تا متوجه بشید که خون توی رگهامون هنوز برای ریختن به عشق این آب و خاک اشتیاق داره..
مشکل شما هستید،که فکر میکنید مردم وام دار شما هستند...
آقای جهانگیری صندلی مترو و اتوبوس و پارک الویتش با سالمندان و هم سن و سالهای شماست نه #صندلی_مدیریت...
میز و صندلی‌های مدیریتی رو تحویل جوونها بدید و اون رو با مترو و اتوبوس اشتباه نگیرید...یاحق.
.
.
دلنوشت :
ما طعم شور شیر شترهای مست را
از لوله‌ی شکسته‌ی بِرنو چشیده‌ایم
.
.
کاملاً بیربط : مهم نیست شب چقدر تاریک بشه..
صبح که بشه دوباره خورشید میتابه..
.
.
#سردارگرام
Read more
. . مردی ثروتمند در میامی وارد بار شد. نگاهی بدین سوی و آن سوی انداخت و دید زنی آفریقایی (سیاه‌پوست)، ...
Media Removed
. . مردی ثروتمند در میامی وارد بار شد. نگاهی بدین سوی و آن سوی انداخت و دید زنی آفریقایی (سیاه‌پوست)، در گوشه‌ای نشسته است. به سوی پیشخوان رفت و کیف پولش را در آورد و خطاب به متصدّی بار فریاد زد، "برای همه کسانی که اینجا هستند نوشیدنی می‌خرم، غیر از آن زن سیاهی که آنجا نشسته است!" متصدّی بار پول را ... .
.
مردی ثروتمند در میامی وارد بار شد. نگاهی بدین سوی و آن سوی انداخت و دید زنی آفریقایی (سیاه‌پوست)، در گوشه‌ای نشسته است. به سوی پیشخوان رفت و کیف پولش را در آورد و خطاب به متصدّی بار فریاد زد، "برای همه کسانی که اینجا هستند نوشیدنی می‌خرم، غیر از آن زن سیاهی که آنجا نشسته است!"
متصدّی بار پول را گرفته و به همه کسانی که در آنجا بودند نوشیدنی رایگان داد، جز زن آفریقایی. زن سیاه‌پوست به جای آن که مکدّر شود و چین بر جبین آشکار نماید، سرش را بالا گرفت و نگاهی به مرد کرده با لبخندی گفت، "تشکّر می‌کنم."
مرد ثروتمند خشمگین شد. دیگربار نزد متصدّی بار رفت و کیف پولش را در آورد و به صدای بلند گفت، "این دفعه نوشیدنی به اضافۀ غذای مجّانی برای همه کسانی که اینجا هستند غیر از آن آفریقایی که در آن گوشه نشسته است." متصدّی بار پول را گرفت و شروع به دادن غذا و نوشیدنی به افراد حاضر در بار کرد و آن زن آفریقایی را مستثنی نمود. وقتی کارش تمام شد و غذا و نوشیدنی به همه داده شد، زن آفریقایی لبخندی دیگر زد و آرام به مرد گفت، "سپاسگزارم."
مرد از شدّت خشم دیوانه شد. به سوی متصدّی بار خم شد و از او پرسید، "این زن سیاه‌پوست دیوانه است؟ من برای همه غذا و نوشیدنی خریدم غیر از او و او به جای آن که عصبّانی شود از من تشکّر می‌کند و لبخند می‌زند و از جای خود تکان نمی‌خورد."
متصدّی بار لبخندی به مرد ثروتمند زد و گفت، "خیر قربان. او دیوانه نیست. او صاحب این بار و رستوران است."
👋شاید کارهایی که دشمنان ما در حق ما می‌کنند نادانسته به نفع ما باشد.
.
.
.
.
.
.
#عدو_شود_سبب_خیر_اگر_خدا_خواهد
#تو_نیکی_میکن_و_در_دجله_انداز_که_ایزد_در_بیابانت_دهد_باز
.
.
.
امام هادي عليه السلام می فرمایند :
شخص #شکرگزار به سبب شکر، سعادتمند تر است تا به سبب نعمتی که باعث #شکر شده است؛ زیرا نعمت کالای دنیاست و شکرگزاری، #نعمت دنیا و آخرت است.
.
.
#خدا رو به خاطر تک تک دشمنانت هم حتی شکر کن ...
که اگر تو با خدا باشی حتی #فرعون هم خادمت میشه و چون #موسی در آغوشش پرورشت میده
تو با #خدا باش چون حتی اگر تمام برادرانت مثل #یوسف قصد کنند بکشندت خدا تو رو عزیز مصرت میکنه تا بهت ثابت کنه یک تنه خدا برای بنده اش کافیه
اگر باورش کنه و بهش اعتماد!!!
که
#الیس_الله_بکاف_عبده ؟؟؟؟؟؟؟ #آیا_خداوند_برای_بنده_اش_کافی_نیست
.
.
.
.
.
#الحمدلله_کما_هو_اهله
#الحمدلله
#الحمدلله_رب_العالمین
#الحمدلله_على_كل_حال
#الحمدلله_كثيرا
.
.
.
امام محمد باقر ع می فرمایند :
افزايش نعمت از سوي #خداوند قطع نگردد، مگر آن گاه كه شكر گزاري بنده قطع گردد
Read more
حیواناتی که در خواب هم نمیبینند انقدر ثروتمند باشند. روز جهانی حیوانات بی پناه! خبر به همین اندازه تلخ، کوتاه و دردناک است. حیوانات بی پناه! اما داستان به اینجا ختم نمیشود و شما این تلخی را زمانی دوصدچندان میفهمید که بدانید این بی پناهان در دستان عده ای سواستفاده گر، این دست و آن دست میشوند، برخی ... حیواناتی که در خواب هم نمیبینند انقدر ثروتمند باشند.

روز جهانی حیوانات بی پناه! خبر به همین اندازه تلخ، کوتاه و دردناک است. حیوانات بی پناه! اما داستان به اینجا ختم نمیشود و شما این تلخی را زمانی دوصدچندان میفهمید که بدانید این بی پناهان در دستان عده ای سواستفاده گر، این دست و آن دست میشوند، برخی گفتند اگر از اینجای ماجرا سکوت کنی خائنی! از چه میگویم؟ از چه بگویم؟
کمی بر میگردیم به قبل؛ اونروزها مردم روبان های بنفش دست گرفته بودند و برای پیروزی درانتخاباتِ ریاست جمهوری و برای رییس جمهور وقت هل هله میکردند، کف میزدند و به امید تصویب قانون حمایت از حیوانات طرفداران خود را برای تنها یک رای ساده ذبح میکردند، با علم یا بی علم بقای خود را در بقای مردِ بنفش رویاهایشان میدانستند و با ظرفیت حامیان حیوانات طومار امضاها را این شهر و آن شهر میبردند، کاری عبث برای چند روز بیشتر زنده ماندن و دست و پا زدن. اما این اشتباه به اینجا ختم نشد و این قوم از بین نرفت و تنها از حالتی به حالتی دیگر تغییر شکل داد تا رسید به یک طرح تجاری به نام پتچی! دوباره دستها و جیغها و هوراها عده ای را دنباله رو کرد و چند روزی رو مقداری غذا بردن و رساندند به دست حیوانات بی پناه! تا حداقل در کارنامه خود چند فیلم برای برابری ثبت با سند داشته باشند. تجارتی که بیشتر از حمایت از حیوانات صنعت پت و خرید و فروش و پانسیون حیوانات خانگی را هدف قرار داده و میدهد. صنعتی سرشار از منفعت مالی! آخر مگر گربه برای رضای خدا موش میگیره؟ نه. این شد که صفحات اینستاگرام و فیس بوک و تلگرام پُر شد؛ از اینکه هر که عکس و فیلمش بیشتر جیبش پُرپول تر! خبر رسید که فلان صفحه با اِند فالورز که فقط عکس حیوانات بی پناه! را منتشر میکند و یک شماره کارت دارد یکصد میلیون موجودی دارد، یکصد میلیون؟؟؟ حساب شماره کارت موجود در صفحه اینستاگرام مالک فلان پناهگاه و نقاهتگاه سیصد میلیون موجودی و حتی رقم ها رسید به بزرگترین آنها نزدیک به یک میلیارد و دویست هزار تومان، اصلا تعجب نکنید!!! این رقم ها برای حیوانات بی پناه است. فقط حیوانات بی پناه! باور نمیکنید نگاه بندازید که
#با_حیوانات_مهربان_باشیم
#مهربانی_با_حیوانات
#animalrights
#iranian_animal_rights
#reacuedog
#animalcruelty
#internationalhomelessanimalsday
#سگ #گربه #پت #حیوانات #حمایت_از_حیوانات #حیوان_آزاری #واگذاری #باغ_وحش #حامی_حیوانات #سگ_کشی #حامیان_حیوانات #دامپزشک #دامپزشکی ️ #حیات_وحش #محیط_زیست #اسب #شورای_شهر #سامان_گلناری #حقوق_حیوانات #شکار #طبیعت
Read more
فاتحه ای ویژه میخونم برای روح تک تک زن های خفته در این گورستان. زن هایی که آرزوها و حتی نیازهایشان هم ...
Media Removed
فاتحه ای ویژه میخونم برای روح تک تک زن های خفته در این گورستان. زن هایی که آرزوها و حتی نیازهایشان هم با خودشان در خاک دفن شد.زن هایی که مردهای زندگی شان از پدر و برادر و شوهر و پدرشوهر و برادرشوهر و ....گرفته تا حتی پسرهایشان هم نتوانستند بفهمندشان‌.و درد بزرگتر....زن هایی که هم جنس های خودشان هم ... فاتحه ای ویژه میخونم برای روح تک تک زن های خفته در این گورستان.
زن هایی که آرزوها و حتی نیازهایشان هم با خودشان در خاک دفن شد.زن هایی که مردهای زندگی شان از پدر و برادر و شوهر و پدرشوهر و برادرشوهر و ....گرفته تا حتی پسرهایشان هم نتوانستند بفهمندشان‌.و درد بزرگتر....زن هایی که هم جنس های خودشان هم درکشان نکردند.مادرشوهری که نفهمید عروس هم یک آدمه از جنس خودش و گذشته خودش....خواهرشوهر و زن داداشی که هم سن و هم دوره هم بودند و بازم هم همو نفهمیدن و دعوا همیشه سر یه مرد بود این وسط که باید نقش برادر رو برای یکی و همسر رو برای دیگری ایفا میکرد....و متاسفانه تو هر دو مورد آنقدر ضعیف عمل کرده بود و آن خلا را نتوانسته یا نخواسته بود که در وجود خواهر و همسر در جای خود،پر کند و زن ها به اشتباه یکدیگر را دلیل و مقصر برای بی کفایتی آن مرد دانسته بودند ....به جای اینکه همدیگر رو درک کنند که منم مثل تو دارم درد میکشم به نوعی دیگر....
زن هایی که فکر میکردند زمانی خوشبختند که مرد در زندگیشان باشد ‌و دخترهایی که عذاب کشیدند از نبودن مرد تو زندگیشون و قضاوتهای زن های دیگر.....
دلم برای آرزوهای به باد رفته تان میسوزد.دلم پره از درد زنان جامعه ام.....
زنانی که این روزها انتظار گرفتن یه هدیه از دست مردشان خسته شان کرده از خودشان...
دعا میکنم تو جامعه ای که هر زن به نوعی درگیر خشونت و درد کشیدن از جانب مردی است،لااقل زن ها بیشتر همو درک کنند و با هم مهربون تر باشند‌.
#زنان_علیه_زنان_نباشیم
#هشت_مارس_روز_جهانی_زنان
#برابری_جنسیتی
Read more
به نام پدر... امروز برای تو نوشتم بابا ، واسه تو که خیلی وقتا خستگیاتو ندیدم ، نگاه مهربونتو ندیدم ...
Media Removed
به نام پدر... امروز برای تو نوشتم بابا ، واسه تو که خیلی وقتا خستگیاتو ندیدم ، نگاه مهربونتو ندیدم ،، واسه تویی که اینقدر هوامو داشتی تا بفهمم تنها مردی که باید بهش تکیه کنم تویی...تنها پادشاه قلبم تویی...و فقط تویی که هروقت دست رو سرم میکشی از رو صداقت و عشقه. بابا این روزا از چین کنار چشمات میترسم ... به نام پدر...
امروز برای تو نوشتم بابا ، واسه تو که خیلی وقتا خستگیاتو ندیدم ، نگاه مهربونتو ندیدم ،، واسه تویی که اینقدر هوامو داشتی تا بفهمم تنها مردی که باید بهش تکیه کنم تویی...تنها پادشاه قلبم تویی...و فقط تویی که هروقت دست رو سرم میکشی از رو صداقت و عشقه.
بابا این روزا از چین کنار چشمات میترسم از بزرگ شدن خودم و پیر شدن تو میترسم
از اینکه موهات سفید شه میترسم...
آره میترسم چون میخوام تاابد مرد مردا باشی ، شاه مردا باشی و کسی باشی که با نگاهت دلم آروم بشه..
بابا پیر نشو، خسته نشو
غمگین و دلخسته نشو
شاد بمون ، قشنگ من
فدات بشم ، خسته نشو.. ......
باباجونم روزت مبارک.....
Read more
. بعضی از اتفاق‌ها هستن که با گذشت زمان اهمیت پیدا می‌کنن. قبلا" اینقدر تکرار می‌شدن که برای کسی ...
Media Removed
. بعضی از اتفاق‌ها هستن که با گذشت زمان اهمیت پیدا می‌کنن. قبلا" اینقدر تکرار می‌شدن که برای کسی مهم نبود ولی الان همه رو سرشون می‌ذارن؛مثلا همین بچه‌دار شدن! شما ببینید در قدیم بچه‌دار شدن و تولید مثل و این دست مسائل زیاد اتفاق ویژه‌ای نبود. الان خوشبختانه وضعیت اینجوری نیست و ملت برای بچه‌هاشون ... .
بعضی از اتفاق‌ها هستن که با گذشت زمان اهمیت پیدا می‌کنن.
قبلا" اینقدر تکرار می‌شدن که برای کسی مهم نبود ولی الان همه رو سرشون می‌ذارن؛مثلا همین بچه‌دار شدن!
شما ببینید در قدیم بچه‌دار شدن و تولید مثل و این دست مسائل زیاد اتفاق ویژه‌ای نبود.
الان خوشبختانه وضعیت اینجوری نیست و ملت برای بچه‌هاشون ارزش قائلن.
تفاوت این دو گونه برخورد رو هم می‌شه از اعلام حاملگی خانم‌ها فهمید. قدیم که زن به شوهر می‌گفت من حامله‌ام، مرده همینجوری که پیچ‌گوشتی دستش بود و داشت رادیو تعمیر می‌کرد یه صدایی از خودش در می‌آورد که یعنی باشه بابا فهمیدم.
یعنی حتی سرشم بالا نمی‌کرد، بعد خانوم گریه‌کنان می‌رفت تو اتاق...
یعنی بچه از اول با گریه و دعوا و مادرشوهر،آب و گلش شکل می‌گرفت.
ولی الان فکر کردین همینجوری خشک و خالی زن به مرد اعلام حاملگی می‌کنه؟! این خودش مراسم داره...
خانوم نامه می‌ذاره بالای سر آقا از قول بچه می‌نویسه:
"بابایی من نه ماه دیگه تو بغلتم"
حالا مرد گنده نامه رو می‌خونه هق‌هق اشک می‌ریزه؛پیچ گوشتی هم دستش نیست بی‌غیرت!
از طرف دیگه به لطف خدا این روزها کمیت جای خودش رو به کیفیت داده، یه دونه بچه می‌آریم و تمام تمرکزمون رو روی همون یه دونه می‌ذاریم، اینقدر تمرکز می‌کنیم که خود بچه می‌گه بابا بکشین بیرون از ورطه ما رخت خودتون رو!
البته بچه غلط می‌کنه، خودش نمی‌فهمه که اسپشیاله و از مواد غنی‌تر و گرون‌تری نسبت به انسان‌های دیگه ساخته شده.
"یعنی اینقدر این بچه ما تکه اگه ما جای دولت بودیم سه روز تعطیلی رسمی اعلام می‌کردیم به مناسبت به دنیا اومدنش! به‌هرحال اتفاق کوچیکی نیست!
اندازه بودجه یک سال دولت اوگاندا خرج سیسمونیش کردیم، فقط Baby Showerش (*) پنج میلیون آب خورد.
بهتررررین مراسم رو براش گرفتیم"
اونوقت در غرب افرادی پیدا می‌شن که نسبت به بچه‌شون کاملا بی‌عاطفه و بی‌فکرن.
نمونه‌اش همین مارک زاکربرگ که وقتی بچه‌اش به دنیا اومد ۹۹ درصد سهامش تو فیس‌بوک که معادل ۴۵ میلیارد دلاره رو صرف امور خیریه کرد.
واقعا برات متاسفیم زاکربرگ!
به جای این که مثل ما بهتررررین مراسم رو بگیری و بهتررررین سیسمونی رو بکنی تو چش‌و‌چال صاحاب ایکبیری توئیتر و موسس کچل اینستاگرام، ۴۵ میلیااااارد دلاااار می‌دی به بدبخت و بیچاره‌ها؟
جای جشن اولین ادرار و اولین باد معده و دندون‌فشون و ختنه‌سورون پولت رو ریختی دور؟
*) این Baby Shower همون باز شود دیده شود بلکه پسندیده شود خودمونه، بعد از سونوگرافی مهمونی می‌دن و جنسیت بچه رو رونمایی می‌کنن، یه جوری که «دن براون» از کتابش رونمایی نمی‌کن..
(آیدین سیارسریع)
Read more
نخوندی لایک هم نزن... این پست فقط خطاب به یه سری از اقایون هست : این مردایی که زن دارن و برای خودشون ...
Media Removed
نخوندی لایک هم نزن... این پست فقط خطاب به یه سری از اقایون هست : این مردایی که زن دارن و برای خودشون یه خونه مجردیه اسپرتو خوشگل دارن اینایی که زورشون میاد برای زنشون خرج کنن و براي دوست دخترشون ،میلیونی خرج میکنن ... اینایی که به بهونه ی خرابیه بازار روز تولد زنشون یه شاخه گل میخرن ، ولی به دوست ... نخوندی لایک هم نزن...
این پست فقط خطاب به یه سری از اقایون هست :
این مردایی که زن دارن و برای خودشون یه خونه مجردیه اسپرتو
خوشگل دارن اینایی که زورشون میاد برای زنشون خرج کنن و براي
دوست دخترشون ،میلیونی خرج میکنن ...
اینایی که به بهونه ی خرابیه بازار روز تولد زنشون یه شاخه گل میخرن ،
ولی به دوست دخترشون ماشین و طلا کادو میدن... اینایی که به اسم سفر کاری میپیچونن و با دوست دخترشون
سر از شمال و تایلند و مالزی و هزارتا خراب شده ی دیگه در میارن ...
اینایی که به اسم جلسه ی کاری تا نصفه شب با منشیه خوش آب و
رنگشون هزارجور غلط میکنن... اینایی که اگه زنشون یه کم بخودش برسه براش غیرتی میشن ولی خودشون
مدام در حال چشم چرونی هستن تو خیابون و مهمونی... اینایی که زورشون میاد با زن و بچشون نیم ساعت حرف بزنن ولی ساعتها
برای دوست دخترشون وقت میزارن و به لوس بازیهای چرت اون گوش
میدن و میخندن ... اینایی که جلوی زن و بچه شون اخم میکنن و مثلا جذبه دارن ولی برای
هر جنس مونثی نیششون باز میشه و دم از حقوق برابر زن و
مرد میزنن...
اینایی که هر وقت زنشون یه تقاضای کوچیک داره زود میگن چک دارم ،
قسط دارم و .... ولی برای زنای خیابونی هزارجور خرج میکنن...
اینایی که یادشون میره زنشون با تحمل 9 ماه بارداری و زایمان و شیر
دادن از ریخت و هیکل افتاده و با دیدن هیکل هزار جور عمل شدي
یه زن خیابونی آب از لب و لوچه شون سرازیر میشه...
اینایی که ماشین مدل بالاشون بهشون اعتماد به نفس کاذب داده...
اینایی که گذشته رو فراموش کردن اینایی که فداکاریهای زنشون رو
یادشون رفته به همه ی اینا باید گفت :
مرد بودن به ته ریش و وسط پا نیست هرزگي زن و مرد نداره، زیادی
دچار توهم و خودشیفتگی نشو تو هم مثل اون زنای خیابونی هرزيي
با این تفاوت که تو ، اسم مرد ، رو هم به لجن میکشونی ... بترس از روزی که خدا بوسیله ی ناموست انتقام بگیره....
.
.
لطفا دوتا دوستاتنو تگ کنید اینجوری انرژی میدید به ادمین من به حمایت تک تک شما نیاز دارم دوستان جواب زحمتام کو پس زود کاری کنید بیام بالا چیزایی خوبی آماده کردم براتون .
.دوستون دارم ادمین😍😍😍😍😘😘😘😘😘😘
.
#دلنوشته #سخته #لعنت #دنیای #کثیف #پست #نر #نفرین
Read more
امروز تو شیش و بش بودم که یک عکس و کَپشن از پدرم بزارم ،اما یهو به ذهنم رسید دیدم من خودم پدرم و دارم یک مرد ...
Media Removed
امروز تو شیش و بش بودم که یک عکس و کَپشن از پدرم بزارم ،اما یهو به ذهنم رسید دیدم من خودم پدرم و دارم یک مرد برای آینده پرورش می دم و یاد یک خاطره از پدرم افتادم ،پدرم کارمند بود و خرید کفش کتانی برای هر دو ماه براش سخت بود آخه نهایت دوام کتانی در پای من که شبانه روز فوتبال بازی می کردم دو ماه بود یک روز بهش گفتم ... امروز تو شیش و بش بودم که یک عکس و کَپشن از پدرم بزارم ،اما یهو به ذهنم رسید دیدم من خودم پدرم و دارم یک مرد برای آینده پرورش می دم و یاد یک خاطره از پدرم افتادم ،پدرم کارمند بود و خرید کفش کتانی برای هر دو ماه براش سخت بود آخه نهایت دوام کتانی در پای من که شبانه روز فوتبال بازی می کردم دو ماه بود یک روز بهش گفتم اگه من کفش نداشته باشم نمی تونم فوتبال بازی کنم و اونوقت هیچی نمیشم ....با اون لبخند آرامش بخش و مهربانش بهم گفت تو اگه هیچی نشی مهم نیست فقط سعی کن مرد باشی ..اگه مرد باشی همه چی هستی و اگه مرد نباشی و نامرد باشی هر چی و هر کی هم باشی هیچی نیستی ....من اون موقع نفهمیدم اما الان این جمله رو برای تو پسر نازنینم معنی می کنم تا اگه روزی بزرگ شدی و این متن رو خوندی بطور کامل بفهمی ....
مردی داشتن ریش و پشم و سیبیل و هیکل گنده نیست ...مردی یعنی داشتن یک قلب به وسعت دریا که اگر تمام غم عالم رو هم توش ریختی لبریز نشه و در برابر نامردی و ظلم به مظلوم چنان طغیان کنه که سیمان و بتن و صخره هم جلودار اون نباشه ... مردی یعنی اگه کسی خواست مال و ناموسش رو بدست کسی بسپاره سراغ تو بیاد ...مردی یعنی اینکه اونقدر شهامت داشته باشی که اگر اشتباهی کردی وجود عذر خواهی داشته باشی و جنم جبران اشتباه رو ...مردی یعنی اینکه وجود گریه کردن داشته باشی مردی که نتونه گریه کنه مرد نیست ....
خلاصه که پسرم امیدوارم در عین مردی و مردانگی به همه آرزوهات برسی و فراموش نکن اگر جبر روزگار نگذاشت به آرزوهات برسی مهم نیست همین که به مردی و مردانگی برسی انگار همه قله های آرزوهات رو فتح کردی ...
Read more
دختر کوچولو وارد بقالی شد و کاغذی به طرف بقال دراز کرد و گفت: «مامانم گفته چیزایی که در این لیست نوشته ...
Media Removed
دختر کوچولو وارد بقالی شد و کاغذی به طرف بقال دراز کرد و گفت: «مامانم گفته چیزایی که در این لیست نوشته بهم بدی، اینم پولش.». بقال کاغذ رو گرفت و لیست نوشته شده در کاغذ را فراهم کرد و به دست دختر بچه داد. بعد لبخندی زد و گفت: «چون دختر خوبی هستی و به حرف مامانت گوش می‌دی، می‌تونی یک مشت شکلات به عنوان جایزه ... دختر کوچولو وارد بقالی شد و کاغذی به طرف بقال دراز کرد و گفت: «مامانم گفته چیزایی که در این لیست نوشته بهم بدی، اینم پولش.». بقال کاغذ رو گرفت و لیست نوشته شده در کاغذ را فراهم کرد و به دست دختر بچه داد. بعد لبخندی زد و گفت: «چون دختر خوبی هستی و به حرف مامانت گوش می‌دی، می‌تونی یک مشت شکلات به عنوان جایزه برداری.». ولی دختر کوچولو از جای خودش تکان نخورد. مرد بقال که احساس کرد دختر بچه برای برداشتن شکلات‌ها خجالت می‌کشد، گفت: «دخترم! خجالت نکش، بیا جلو خودت شکلات‌هاتو بردار.». دخترک پاسخ داد: «عمو! نمی‌خوام خودم شکلاتها رو بردارم، نمی‌شه شما بهم بدین؟ اخه مشت شما از مشت من بزگتره !». بقال با تعجب زیپ شلوار خود را باز کرد و کیرش را گذاشت کف دست دختربچه و گفت :«اینو ببر شریکی با ننت بخور و بش بگو کیرم تو کس ننت با این بچه تربیت کردنت جنده ». دخترک با خنده ای کودکانه گفت: « میبرم میکنمش تو کون بابات سگ توله ». بقال بسیار تحت تاثیر ادب دختربچه قرار گرفت و به او تجاوز کرد .
#ایکسشر_خرد
#ایکسشر_پندآموز
#ایکسشر_تجاوز
Read more
From March 14 to May 31, 2010, the Museum of Modern Art Held a Major Retrospective and Performance Recreation of Abramović's Work, the Biggest Exhibition of Performance Art in MoMA's History. During the Run of the Exhibition, Abramović Performed the Artist Is Present, a 736-Hour and 30-Minute ... From March 14 to May 31, 2010, the Museum of Modern Art Held a Major Retrospective and Performance Recreation of Abramović's Work, the Biggest Exhibition of Performance Art in MoMA's History. During the Run of the Exhibition, Abramović Performed the Artist Is Present, a 736-Hour and 30-Minute Static, Silent Piece, in Which She Sat Immobile in the Museum's Atrium While Spectators Were Invited to Take Turns Sitting Opposite Her. Ulay Made a Surprise Appearance at the Opening Night of the Show. .
.
.

در تاریخ 14 مارس تا 31 می 2010 در موزه ی هنرهای مدرن، مارینا آبرامویچ یک پرفورمنس رو به اجرا گذاشت، به مدت یک دقیقه با مخطبی که روبروش می‌نشت ارتباط بدون کلام برقرار می‌کرد... اما ببینید چه اتفاق  فوق‌العاده‌ای می‌یوفته که تمام حاضرین در اون لحظه به وجد میان
نمی‌دونم این کلیپ رو چندبار تماشا کردم، اما هزارن باردیدنش هم نمی‌تونه از تاثیر عجیب و حس عمیقی که روم میزاره رو کم کنه، شما به طور حتم می‌تونید عشق رو در آن لحظه احساس کنید، حضور مردی که سالهای دور، گذشته‌ای عاشقانه رو برای شما رقم زده... مرد درحالیکه به صندلی نزدیک میشه کت خودش رو صاف می کنه؛ خیلی آرام و متین قدم برمیداره، به آرامی روی صندلی میشینه و ظاهر خودش رو برای لحظه موعود موقر تر از آنچه هست، آماده می کنه... و لحظه موعود؛ زن چشمانش رو باز می کنه و چهره‌ی عشق سال های دورش رو در روبروش می‌بینه ... تعجب و حیرت زن، لبخند ملحیی که بر روی لبانش به نقش می‌شینه، سر مرد که گویا به افسوس تکان می‌خوره، بغضی که در گلوی مرد می‌پیچه، بغضی که در گلوی زن خورده می‌شه، آهی از حسرت که مرد سر میده، و نگاه عمیق مرد که سینه ی شما رو به درد میاره، اشکان زن که به صورت حلقه ای دور چشمانش نقش می‌بنده و چشمان مرد که به رنگ سرخ تبدیل می‌شه؛ و افسوسی که دوباره در نگاه مرد دیده می‌شه، دستان زن که به سمت عشقش کشیده می‌شود و آن لبخند مرد که روحم را تازیانه می‌زنه، گرفتن دست یکدیگر و تشویق حضار؛ این چیزی جز عشق واقعی نیست... عشقی که پس از گذشت سالها همچنان باقیست...
Read more
• تجربه ی آزار جنسی و کلامی برای زن ها نه تنها نااشنا نیست بلکه تقریبا به شکل عادت درومده و جنس زن باید ...
Media Removed
• تجربه ی آزار جنسی و کلامی برای زن ها نه تنها نااشنا نیست بلکه تقریبا به شکل عادت درومده و جنس زن باید هرجا و هر لحظه توی خونه یا اجتماع، انتظار داشته باشه یکی از راه برسه و به واسطه یدک کشیدن اسم مرد، چنگی به روحش بزنه و رد بشه درسته این موضوع غم انگیز ممکنه حتی برای بعضی بعد چند وقت فراموش بشه، اما گاهی ...
تجربه ی آزار جنسی و کلامی برای زن ها نه تنها نااشنا نیست بلکه تقریبا به شکل عادت درومده و جنس زن باید هرجا و هر لحظه توی خونه یا اجتماع، انتظار داشته باشه یکی از راه برسه و به واسطه یدک کشیدن اسم مرد، چنگی به روحش بزنه و رد بشه
درسته این موضوع غم انگیز ممکنه حتی برای بعضی بعد چند وقت فراموش بشه، اما گاهی تجربه ی ازار جنسی و کلامی، برابر میشه با زخمی دائمی یا یدک کشیدن بار سنگین خاطره روی دوش یک زن. در اکثر مواقع زن ها سکوت میکنند و تا وقتی اون زخم روی روحشون هست ، تو ذهنشون بی نهایت فریاد و حرف نزده دارند .
من قصد دارم چهره ی زنانی که این زخم رو روی روح و تنشون دارن رو تصویر سازی کنم ، تا شاید بتونم این رنج و در قالب تصویر ثبت کنم به امید روزی که هیچ وقت روح و روان یک زن مجبور به تحمل این درد نباشه
از دوستانی که این متن رو میخونن خواهش میکنم اگه خودشون یا کسانی که میشناسن داستانی از هر گونه ازار جنسی یا کلامی دارن ، که اثرات و تبعاتش هنوز باهاشونه و تاثیرش روی زندگیشون باقی مونده ، داستان و حرف های نزدشون رو برای من دایرکت کنن تا من بتونم به تصویر بکشم. #dontremainsilent
#women #femenism #femenist #سمتنو #زنان_مبارز @kimiiaes @feminism.everyday
Read more
عرض شود که سلام روز مرد و روز پدر مبارک راستش این عکس مربوط به مزار پدربزرگمه، یعنی پدر مادرم، پدر ...
Media Removed
عرض شود که سلام روز مرد و روز پدر مبارک راستش این عکس مربوط به مزار پدربزرگمه، یعنی پدر مادرم، پدر پدرم هم عمرش رو داده به شما ولی پدرم در قید حیاته و به احترام بچه‌های شهدا عکس پدرم رو منتشر نمی‌کنم پدربزرگ‌های من هردو آشپز بودن و ما در خانواده به اندازه کافی آشپز داشتیم، بنابراین نیاز بود که ... عرض شود که سلام

روز مرد و روز پدر مبارک

راستش این عکس مربوط به مزار پدربزرگمه، یعنی پدر مادرم، پدر پدرم هم عمرش رو داده به شما ولی پدرم در قید حیاته و به احترام بچه‌های شهدا عکس پدرم رو منتشر نمی‌کنم

پدربزرگ‌های من هردو آشپز بودن و ما در خانواده به اندازه کافی آشپز داشتیم، بنابراین نیاز بود که یه نفر باشه که این غذاهای زیادی که پخته می‌شد رو تست کنه

دیگه قرعه کار به نام منِ بزرگوار زدن

اما عارضم خدمتتون که روز مرد رو می‌خوام اول به اون پدرها و مادرهایی تبریک بگم که از گوشت خودشون می‌کنن و سر سفره میارن تا تو این اوضاع اقتصادی شرمنده خانواده نباشن، پیامبر ص می‌گه کسی که برای رزق حلال تلاش می‌کنه داره جهاد می‌کنه

بعدش به همه اونایی که مث مرد برای امنیت ملی می‌جنگن! مدافعان حرم، مرزبان‌ها، پلیس، ارتش و سپاه و خلاصه هرکی که پای شرفش ایستاده

سوم به همه مرد و زن‌های اردوهای جهادی تبریک می‌گم، همه اونایی که شونه به شونه‌ی هم کار کردیم و هیچ‌وقت اسم‌شون نیومد، اونا که اگه اسم‌شون نیومده کم نذاشتن، اونا که تو آسمونا معروف تر از روی زمین هستن

چهارم به بچه شهیدا، اونا که زودتر از موعد مرد شدن، اونا که مجبور بودن مرد بشن، دختر و پسر هم نداره

پنجم به همسر شهیدا که برای بچه‌ها پدری کردن

آخرش هم به شهدا، اونا که اگه نبودن چیزی از مردی و مردونگی نمی‌موند، دم شما گرم

برا رفته‌ها فاتحه بخونید، برا زنده‌ها دعای عاقبت به خیری کنید
این روزها غیر از شادی روز فکر کردن هم هست

پ‌ن
میلاد مولی الموحدین، امیدالمومنین، حضرت علی بن ابی طالب علیه السلام مبارک باد

پ‌ن
برای پدربزرگ‌های من و مادر پدرم و جمیع رفتگان خودتون فاتحه بخونید

#حال_هشتگ_ندارم #تو_حاضری_برای_عشقمون_چیکار_کنی #گفتم_که_حال_ندارم #غمگینم #چنان_پیرزنی_که_آخرین_سربازی_که_از_جنگ_می_آید_پسرش_است_که_پست_گذاشته_اما_حال_هشتگ_زدن_ندارد
#ومن_الله_التوفیق
Read more
(مادر) زن آفریده شدن و زن بودن چیزه پیچیده ایه... زنها عموما مادر به دنیا میان برای برادرشون مادرن برای ...
Media Removed
(مادر) زن آفریده شدن و زن بودن چیزه پیچیده ایه... زنها عموما مادر به دنیا میان برای برادرشون مادرن برای خواهرشون مادرن برای پدرشون مادرن برای عروسک هاشون مادرن حتی واسه مادرشونم مادرن و این واقعا چیز عجیب و پیچیده ایه یه دیالوگ مربوط به باغ های کندلوس هست که میگه: زن ها زود پیر می شن! ... (مادر)

زن آفریده شدن و زن بودن چیزه پیچیده ایه...
زنها عموما مادر به دنیا میان
برای برادرشون مادرن
برای خواهرشون مادرن
برای پدرشون مادرن
برای عروسک هاشون مادرن
حتی واسه مادرشونم مادرن
و این واقعا چیز عجیب و پیچیده ایه
یه دیالوگ مربوط به باغ های کندلوس هست که میگه:
زن ها زود پیر می شن! می دونین چرا
چون عروسک بازیشون هم جدیه
روی عمرشون حساب می شه
زن ها برخلاف باور خیلیا قدرتمندن ...هیچ زنی ضعیف نیست
تو باید قوی باشی که نه ماه یه نفر دیگه رو توی وجودت زنده نگه داری
باید قوی باشی که بتونی مردهایی که خودت اونها رو به وجود آوردی و بزرگ کردی و الان درباره برتری مردها نسبت به زنها حرف میزنن و سمینار میذارن رو تحمل کنی
باید قوی باشی که معشوقه سربازای جنگی باشی که زنده بودن و نبودنشون رو هیچ فردی نمیتونه تضمین کنه
باید قوی باشی که گاهی آدمایی رو بدنیا بیاری که دنیا رو متحول کردن
باید قوی باشی که بتونی یه جنگ رو بوجود بیاری یا باعث اتمام یه جنگ بشی
باید قوی باشی که با لبخندت یه مرد رو دلباخته خودت کنی
باید قوی باشی که بتونی نامه هایی بنویسی کتابایی بنویسی مقاله هایی بنویسی که یه جهان رو متحول کنی
و در آخر باید قوی باشی که قلب یه مرد رو به چنگ بیاری و همچنان کاری کنی که باعث تپیدن قلب اون مرد بشی...
نمیتونی قدرتی که لا به لای چین های دامن یا طره های موی یه زن هست رو نادیده بگیری
زن بودن ینی آیدا مخاطب شعرهای شاملو
زن بودن ینی مارگارت تاچر اولین نخست وزیر زن بریتانیای کبیر
زن بودن ینی دزیره معشوقه ناپلئون پادشاه قدرتمند فرانسه
زن بودن ینی مونالیزا و لبخندش و نقاشی داوینچی و هزاران سال عشق و قدرت نهفته و پنهون
زن یعنی تو
یعنی همه زنای قدرتمند دنیا که به قول ناپلئون با یه دست گهواره رو به حرکت در میارن و با دست دیگه دنیا رو...
.زن ها این شاهکارهای خلقت خداوند که بس عجیب و پیچیده ان رو دست کم نگیرید هیچ شاعری بدون وجود یه زن توی خاطراتش نمیتونه شعر بگه هیچ رمان نویسی هم نمیتونه کتاب بنویسه و هیچ مردی توی دنیا نتونسته در برابر زنی که موهای بلندش رو به دست باد میسپاره و دامن گلگلی کوتاه میپوشه تاب بیاره و دلش رو از دست نده
زنها رو دوست داشته باشید اونا قدرتمند ترین موجودات آفرینشن
روز مادر به همه ی زنها که زن بودن و مادری کردن و آنانی که زن بودن و پدری کردن مبارک ❤️
Read more
بچه که بود همیشه با جمله اونا پسرن تو نمیتونی باهاشون بازی کنی، از پشت پنجره با حسرت بازی کردن پسرا رونگاه ...
Media Removed
بچه که بود همیشه با جمله اونا پسرن تو نمیتونی باهاشون بازی کنی، از پشت پنجره با حسرت بازی کردن پسرا رونگاه می‌کرد بزرگ تر که شد با جمله دختر که شیطنت نمیکنه همیشه حسرت راه رفتن روی جدول خیابونا به دلش موند بعدها فهمید حتی خندیدن، زیبا بودن وخیلی چیزهای دیگه برای دخترا جرمه حتی اولین بار که پریود ... بچه که بود همیشه با جمله اونا پسرن تو نمیتونی باهاشون بازی کنی، از پشت پنجره با حسرت بازی کردن پسرا رونگاه می‌کرد
بزرگ تر که شد با جمله دختر که شیطنت نمیکنه همیشه حسرت راه رفتن روی جدول خیابونا به دلش موند
بعدها فهمید حتی خندیدن، زیبا بودن وخیلی چیزهای دیگه برای دخترا جرمه
حتی اولین بار که پریود شده بود باترس ساعت ها توی دستشویی گریه کرده بود و فکر میکرد خدا برای اینکه زیر چشمی به پسر همسایه نگاه کرده داره مجازاتش میکنه
بزرگ تر که شد فهمید میشه یه سری کارها رو یواشکی انجام داد
وقتی کلاس قرآن تموم میشد چادر سیاهشو میذاشت تو کیفش
همین که سر کوچه خونه شون می‌رسید چادرشو سر می‌کرد و با پشت دست برق لبشو پاک می‌کرد
دیگه فهمیده بود چه جوری باید محبوب دل همه بود
باید چیکار کرد که هم اقاجون ازت راضی باشه و هم بتونی به چشمکای پسر همسایه لبخند ملیح تحویل بدی.
حتی دقیقا یادشه وقتی اقاجونش نامه های عاشقانه فرهادو توی کشوی لباس زیراش پیدا کرده بود چه کتک مفصلی از داداشاش خورده بود
اما از وقتی با فرهاد ازدواج کرده بود همه چی فرق کرده بود براش.
وقتی پریود میشد فرهاد براش جیگر درست می‌کردو شکمشو ماساژ میداد.
تازه داشت معنای زن بودنو می‌فهمید,
یاد گرفته بود که میتونه با ناز و عشوه صحبت کنه و دلبری کنه
دامنای کوتاه میپوشید و جوری با ادا راه می‌رفت که دل فرهاد واسش ضعف بره.
وقتی بهش خبر دادن مامانجونش حالش بده
با همون لاک قرمز و رژ صورتی، با همون مانتوی رنگی و کفش پاشنه بلند رفت سراغ خونه قدیمی شون
به سختی از زیر نگاه غضبناک داداشا رد شد و به اتاق خودش رسید که حالا شده بود مونس مامان جون
پیرزنی رو میدید که نگاهش بی هیچ امیدی به دیوارای اتاق بود
مامانجون بالاخره اعتراف کرد,گفت از همون وقتا از نامه های عاشقانه فرهاد خبر داشته,میومده یواشکی نامه ها رو میخونده و چقد براش غریب بوده که یه مرد اینطور یه زنو ستایش کنه,وقتی بدون چادر از کلاس برمیگشته همیشه پشت سرش میومده که مبادا یکی از داداشاش ببیننش
گفت هیچ وقت جرأت نداشته ازش حمایت کنه ولی همیشه ته دلش تحسینش میکرده
گفت فقط خواستم بیای اینجا تا بهت بگم اگه خدا روزی دختر بهت داد مثل خودت بارش بیار.. بزار زندگی کنه، بزار بفهمه زن بودن خیلی مقدسه
با گریه حرف مامانجونو قطع کرد و گفت کاش همون موقع ازم حمایت میکردی،کاش همون موقع برام مادری میکردی،همون موقع که من زیر دست و پای پسرات مشت و لگد میخوردم جلوشونو می‌گرفتی که حالا من حسرت مادر شدن به دلم نمونه
با دلی شکسته خونه رو ترک کرد.
فرهاد مضطرب به ماشین تکیه داده بود و منتظرش بود
#روز_زن_مبارک
Read more
Loading...
Load More
Loading...