مه به تو از

Unique profiles
94
Most used tags
Total likes
0
Top locations
Tehran, Iran, West Azerbaijan Province, Beşiktaş, İstanbul
Average media age
587.2 days
to ratio
8.1
﷽ . . . ادب كنـيم و به خيرُ الوَرا سلام كنيم پس از نبي به شه لافتيٰ سلام كنيم بيا به حضـرت خيرُالنّسا سلام كنيم به ماهِ نيــمه ي ماهِ خُـدا سلام كنيم (سلام حضرت دلبر، سلام قرص قـمر) سـلام عُصاره ي نـابِ مُحمّد و حيدر . ســلام اي ثـمـرِ كوثـرِ خُـداي علي سـلام اي جَـلَـواتِ خـدانماي علي ...
.
.
.

ادب كنـيم و به خيرُ الوَرا سلام كنيم
پس از نبي به شه لافتيٰ سلام كنيم
بيا به حضـرت خيرُالنّسا سلام كنيم
به ماهِ نيــمه ي ماهِ خُـدا سلام كنيم
(سلام حضرت دلبر، سلام قرص قـمر)
سـلام عُصاره ي نـابِ مُحمّد و حيدر
.

ســلام اي ثـمـرِ كوثـرِ خُـداي علي
سـلام اي جَـلَـواتِ خـدانماي علي
سلام ، پاسخِ شيـرينِ ربّـناي علي
تو آمدي به زمين تا كه پا به پاي علي

به دادِ اين همه بيچاره ي گدا برسي
شبيه يك پـدر مهـربان به ما برسي

چه قدر فاطمه خوشحال شد از آمدنت
مدينه ي كعبه ي آمال شــد از آمدنت
دعا چه قــدْر سبكـبال شـد از آمدنـت
سپيدْبخت و خوش اقبال شد از آمدنت

پُر از تب تو و مستيِ بي حساب شديم
نه اربعين، شب نيمه ، شرابِ ناب شديم

خوش آمدي به زمين،با دَمِ پيمبري ات
خوش آمدي به زمين،با وقارِ مادري ات
خوش آمدي به زمين،با شُكوه حيدري ات
شبِ ظُـهور تو ، ماييم و ذرّه پروري ات

نشسته ايم همه با تو هم سُخـن هستيم
دم سحر شـده و مستِ "ياحسن" هستيم

چه قدر طعم لب سُرخ تو چشيدني است
چه قدر نازِ مليحانه ات كشيدني است
جمال ماه تو اي حُسن محض ديدني است
به نقد جان گران عشق تو خريدني است

سُخن به وصف تو هرگز به انتها نرسـد
(به حُسنِ خُلق و وفا كس به يار ما نرسد)

چه قدر در رمضان،گفتن از تو مي چسبد
چه قدر وقت اذان ، گفتن از تو مي چسبد
چه قدر با هيجان گفتن از تو مي چسبد
و در قُصـورِ جنان، گفتن از تو مي چسبد

چرا كه گفته نـبي : سيّـد الشّـبابي تو
كه چـشـمْ روشنيِ مُـوْقفِ حسابي تو

از آفتابِ جهـانْ تاب ، آفتاب تري
تو از تمـام قبيله ، نـبي مآب تري
تو صاحب كرم و لطف بي حساب تري
تو از همه ، به جلالت ابوتراب تري

اگر تو جلوه كُني آن چنان كه مي بايد
خـروش (يا حَسن) از هر كنـاره مي آيد

تـبسّم تو ، تمـنّاي هر چه آيينه سـت
تويي طبيبِ دل هر كسي كه غمگين است
صـداي گـرم تو تسكين دردِ سنگين است
فداي لهجه ي قرآني ات كه شيرين است

عجيب نيست كه در كوچه راه بندان است
حسن نشسته و مشغول ختم قرآن است

طلب كنم ز خُدا رزقِ خود"به نامِ حَسن"
كه سُفره ي دوجهان است بارِ عامِ حسن
چرا به سجده نيفتم به احترامِ حسن ؟
(حسن امام من است و منم غلامِِ حَسن)

كريم آل مُحمّد ، به روز رسـتـاخيز
(به جُز ولاي توأم نيست هيچ دستاويز)

ولادت با سعادت امام حسن مجتبی علیهم السلام را خدمت شما عزیزان تبریك و شادباش عرض می‌کنم .
‎ #ياعلي
‎ #حاج_محمد_رضا_طاهری
‎ #محمد_رضا_طاهری
‎ #طاهری ‎
Read more
Matin: دعاێ برای همە<span class="emoji emoji1f334"></span><span class="emoji emoji1f49e"></span><span class="emoji emoji1f334"></span> <span class="emoji emoji2665"></span>️خدایا شکر تورا کە مجیب دعا توی وبس خدای خوبم امروزمان راچون روزەهای ...
Media Removed
Matin: دعاێ برای همە ️خدایا شکر تورا کە مجیب دعا توی وبس خدای خوبم امروزمان راچون روزەهای گذشتە به تو میسپاریم آنرا برایمان سرشار از سلامتی شادی، بهبودی، رشد معنوی،سعادت وخوشبختی بفرما ️خدای خوبم ما را در تکرار غریبانه ی روزهایمان تنها نگذار ومارا یک ان بەحال خود رها مساز مارا بە ... Matin:
دعاێ برای همە🌴💞🌴 ♥️خدایا
شکر تورا کە مجیب دعا توی وبس
خدای خوبم
امروزمان راچون روزەهای گذشتە به تو میسپاریم
آنرا برایمان سرشار از سلامتی
شادی، بهبودی، رشد معنوی،سعادت وخوشبختی بفرما ♥️خدای خوبم
ما را در تکرار غریبانه ی روزهایمان تنها نگذار ومارا یک ان بەحال خود رها مساز مارا بە انچە وانجای کە رضایت خودت در ان است رهنمون فرما

خدای خوبم
کمکمان کن روشنی چشم هایمان را در پشت پرده های مه آلود اندوه وگناە از دست ندهیم وغبار فتنە وفریب زشیتی گناە را بربجای اصلاح وثواب برما غالب نسازد ♥️خدای خوبم
دست های کوچکمان را بەسوی بزرگی چون تۆ دراز میکنیم کە ان را
با نعمتهای پربرکتت پر کنی وانها را خاڵی بازنگردانی چرا کە از الرحیم وعظیمی چون تو جز این انتظاری نیست ♥️خدای خوبم
دلهایمان را بە براوردن ارزوهای کە براوردنش برای تو بە اشارتی کفایت میکندشاد کن وسعادت دو جهان را نصیب همە ما بگردان آمیـــن یارب العالمین🌴♥️🌴
Read more
آن نفسی که با خودی یار چو خار آیدت وآن نفسی که بی‌خودی یار چه کار آیدت آن نفسی که با خودی خود تو شکار ...
Media Removed
آن نفسی که با خودی یار چو خار آیدت وآن نفسی که بی‌خودی یار چه کار آیدت آن نفسی که با خودی خود تو شکار پشه ای وآن نفسی که بی‌خودی پیل شکار آیدت آن نفسی که با خودی بسته‌ی ابر غصه ای وآن نفسی که بی خودی مه به کنار آیدت وآن نفسی که با خودی یار کناره می‌کند وآن نفسی که بیخودی باده یار آیدت آن نفسی که با ... آن نفسی که با خودی یار چو خار آیدت
وآن نفسی که بی‌خودی یار چه کار آیدت

آن نفسی که با خودی خود تو شکار پشه ای
وآن نفسی که بی‌خودی پیل شکار آیدت

آن نفسی که با خودی بسته‌ی ابر غصه ای
وآن نفسی که بی خودی مه به کنار آیدت

وآن نفسی که با خودی یار کناره می‌کند
وآن نفسی که بیخودی باده یار آیدت

آن نفسی که با خودی هم چو خزان فسرده ای
وان نفسی که بیخودی دی چو بهار آیدت

جمله بی قراریت از طلب قرار توست
طالب بی قرار شو تا که قرار آیدت

جمله ی نا گوارشت از طلب گوارشست
ترک گوارش ار کنی زهر گوار آیدت

جمله ی بی مرادیت از طلب مراد توست
ورنه همه مراد ها همچو نثار آیدت

عاشق جور یار شو عاشق مهر یار نی
تا که نگار نازگر عاشق زار آیدت

مولانا
Read more
آرزویی جز تو در سر ندارم... من به لبخندی از تو خرسندم... مهر تو ای مه آرزومندم... بر تو پایبندم... #رضا_صادقی ...
Media Removed
آرزویی جز تو در سر ندارم... من به لبخندی از تو خرسندم... مهر تو ای مه آرزومندم... بر تو پایبندم... #رضا_صادقی #rezasadeghi_official #rezasadeghi آرزویی جز تو در سر ندارم...
من به لبخندی از تو خرسندم...
مهر تو ای مه آرزومندم...
بر تو پایبندم...
#رضا_صادقی
#rezasadeghi_official
#rezasadeghi
-شنيدى چى گفتم؟ -نه، داشتم به صدات گوش مى كردم. پرسه در مه عكس رو از صفحه ى كافه بلانكا برداشتيم ...
Media Removed
-شنيدى چى گفتم؟ -نه، داشتم به صدات گوش مى كردم. پرسه در مه عكس رو از صفحه ى كافه بلانكا برداشتيم كه يه رفيق خوش ذوقى از كاغذ كادوى ما گرفتتش. #حوض_نقره #كتابفروشى_حوض_نقره #كتابفروشى #گيفت #موزه_سينما #موزه_سینما #باغ_فردوس #كافه_بلانكا #كتاب #پرسه_در_مه #تو -شنيدى چى گفتم؟
-نه، داشتم به صدات گوش مى كردم.
پرسه در مه

عكس رو از صفحه ى كافه بلانكا برداشتيم كه يه رفيق خوش ذوقى از كاغذ كادوى ما گرفتتش.
#حوض_نقره #كتابفروشى_حوض_نقره #كتابفروشى #گيفت #موزه_سينما #موزه_سینما #باغ_فردوس #كافه_بلانكا #كتاب #پرسه_در_مه #تو
. <span class="emoji emoji1f338"></span><span class="emoji emoji1f338"></span><span class="emoji emoji1f338"></span><span class="emoji emoji1f338"></span><span class="emoji emoji1f338"></span> . #مَرد<span class="emoji emoji1f49c"></span> #بي_سَبَب_نيست_كه_نامَت_هَم_نامِ_حُسين_است🦋 . . #بيمارِ_نِگاهَت_شده_اَم_روي_مَگردان<span class="emoji emoji1f338"></span><span class="emoji emoji1f340"></span><span class="emoji emoji1f338"></span> . . قُمقُمه ...
Media Removed
. . #مَرد #بي_سَبَب_نيست_كه_نامَت_هَم_نامِ_حُسين_است🦋 . . #بيمارِ_نِگاهَت_شده_اَم_روي_مَگردان . . قُمقُمه اش هنوز آب داشت، اما آب نمي خورد، از سَرِ كانال تا انتهايِ كانال مي رَفت و مي آمَد، و لَب هايِ بَچه ها را با آبِ قُمقُمه اش تَر مي كرد، ريگ گذاشته بود دَر دَهانَش، كه ... .
🌸🌸🌸🌸🌸
.
#مَرد💜
#بي_سَبَب_نيست_كه_نامَت_هَم_نامِ_حُسين_است🦋
.
.
#بيمارِ_نِگاهَت_شده_اَم_روي_مَگردان🌸🍀🌸
.
.
قُمقُمه اش هنوز آب داشت،
اما آب نمي خورد،
از سَرِ كانال تا انتهايِ كانال مي رَفت و مي آمَد،
و لَب هايِ بَچه ها را با آبِ قُمقُمه اش تَر مي كرد،
ريگ گذاشته بود دَر دَهانَش،
كه دَهانَش خُشك نَشود و به هَم نَچسبَد...
.
.
#دَرمان_وَ_چَشم_هايِ_تو_از_يك_قَبيله_اند🦋
#الحمدلله_علي_كل_حال 🍀
.
#حاجيِ_مهرَبون💜
.
#حسين_خرازي #شهيد #شهادت #جان #عشق #دفاع_مقدس #دلبر #جانان #سالگرد #نگاه #پاك #شهدا #گل #سبز
#drawing #draw #sketch #sketching #doodle #doodling #pattern #patterns #spiral #spirals
Read more
. به شب وصلت جانا دیوانه شدم به شمع رویت جانا پروانه شدم به مه روی تو من جانا حیران و ماتم ز غم عشق تو شد جانا صبر و ثباتم به ماه عارضت دلبر دلبر حل کن مشکلم جانا حل کن مشکلم . اجرای تصنیف《شب وصل》 آهنگساز: #درویش_خان شاعر: #ملک_الشعرای_بهار خواننده: #علیرضا_قربانی نوازنده #کمانچه: ... .
به شب وصلت جانا دیوانه شدم
به شمع رویت جانا پروانه شدم

به مه روی تو من جانا حیران و ماتم
ز غم عشق تو شد جانا صبر و ثباتم

به ماه عارضت دلبر دلبر
حل کن مشکلم جانا حل کن مشکلم
.
اجرای تصنیف《شب وصل》
آهنگساز: #درویش_خان
شاعر: #ملک_الشعرای_بهار
خواننده: #علیرضا_قربانی
نوازنده #کمانچه: #کیهان_کلهر
نوازنده #تنبک: #بهروز_جمالی
.
اجرای کامل را از کانال تلگرام دریافت کنید:
telegram.me/sonnatimusic
Read more
بیشه وقتی قمقمه ی لحظه هایم را پر می کنم و به جاده ایی می زنم پر از.................مه که تهی.............از ...
Media Removed
بیشه وقتی قمقمه ی لحظه هایم را پر می کنم و به جاده ایی می زنم پر از.................مه که تهی.............از یاد تو باشد نه دلشوره ی جاده ، نه مقصد دیگر هیچ معنایی .......ندارند وپیش رو ........ شاید بیشه ایی پر رمز و زیباست .....باید از مه عبور کرد . بتی بختیاری پ.ن.بیشه های سامان ... بیشه

وقتی قمقمه ی لحظه هایم را پر می کنم
و به جاده ایی می زنم پر از.................مه
که تهی.............از یاد تو باشد
نه دلشوره ی جاده ، نه مقصد
دیگر هیچ معنایی .......ندارند
وپیش رو ........
شاید بیشه ایی پر رمز و زیباست
.....باید از مه عبور کرد .

بتی بختیاری

پ.ن.بیشه های سامان ، چهارمحال بختیاری
Read more
██████░تقدیم به پسرا ➣ ⇦░همش میگن پسر لاشیه ⇦░همش میگن پسر خیانت میکنه ⇦░همش میگن پسرا دخترارو هرزه ...
Media Removed
██████░تقدیم به پسرا ➣ ⇦░همش میگن پسر لاشیه ⇦░همش میگن پسر خیانت میکنه ⇦░همش میگن پسرا دخترارو هرزه میکنه ⇦░همش میگن پسر فقط بخاطر هوس بادختره ░خدا از دل پسرا خبر داره ░دختر جان میخواهم يه رازي به تو بگم بر ملاش نكن پسرا برای اولین بار عاشق میشن و بس دیگه رنگ عشقو نمیبینن چون کسی نیست باهاشون ... ██████░تقدیم به پسرا ➣ ⇦░همش میگن پسر لاشیه ⇦░همش میگن پسر خیانت میکنه ⇦░همش میگن پسرا دخترارو هرزه میکنه
⇦░همش میگن پسر فقط بخاطر هوس بادختره ░خدا از دل پسرا خبر داره ♥♥
░دختر جان میخواهم يه رازي به تو بگم بر ملاش نكن
پسرا برای اولین بار عاشق میشن و بس
دیگه رنگ عشقو نمیبینن
چون کسی نیست باهاشون تا آخر بمونه
چون خیانت میبینه
چون میفهمه خیانت چه دردی داره
حالا حرفام طولانی شد بزار یه راز دیگه ام بگم
اگه تو ناراحت میشی میری بغل بابات تا آروم شی
پسرا میرن تو یه کوچه تنها با هر دودی که بره تو ریه هاشون آروم میشن ..... ⇦ب سَلامَتی هَمه ی پِسَرا....⇨ ツبایَد پِسَر باشیツ ♥تا بِفَهمی♡ ♡پول گِرِفتَن♥ ♥اَز پِدَر چِقَدر سَختِه …♡ 👈ツبایَد پِسَر باشیツ ♧تا بِفَهمی♧ ✖۲ سال تَنهای تَنها✖ ✔توغُربَت سَربازی کَردَن✔ ♢چِقدر سَخته …♢ 👈ツبایَد پِسر باشیツ ⇩تا بِفَهمی⇧ ↻دِلهُرِه ی شُغل آیَندِه داشتَن↻ √چِقدر سَختِه …√ ツبایَد پِسر باشیツ ∝تا بِفَهمی∝ ➣اَز دَست دادَنِ عِشقِت➣ ★چِقَدر سَختِه
Read more
فرقی نمیکند چه باشی و کجا همین که بد نباشی برا دنیا کافیست کمی خوب بودن از سمت تو میتواند دنیا را دگرگون ...
Media Removed
فرقی نمیکند چه باشی و کجا همین که بد نباشی برا دنیا کافیست کمی خوب بودن از سمت تو میتواند دنیا را دگرگون کند باور کن ابر و باد و مه و خورشید و فلک ، گوش به زنگ کمی انحراف تو از بدی هستند. کمی منطقی آدم ها را بپذیر کمی فکر کن که شاید نباید ،نباید ها صورت میگرفت تمام ریز و درشت اینجا از تو یک توقع دارند، انسانیت... پس ... فرقی نمیکند چه باشی و کجا
همین که بد نباشی برا دنیا کافیست
کمی خوب بودن از سمت تو میتواند دنیا را دگرگون کند
باور کن ابر و باد و مه و خورشید و فلک ،
گوش به زنگ کمی انحراف تو از بدی هستند.
کمی منطقی آدم ها را بپذیر
کمی فکر کن که شاید نباید ،نباید ها صورت میگرفت
تمام ریز و درشت اینجا از تو یک توقع دارند،
انسانیت...
پس انسان باش.
Shahin
#دریا
#ساحل
#خلیج_فارس
#انسانیت
Read more
#بشکه_های_خالی_نفت #جنوب_بدون_آب_بدون_هوا #خوزستان #بوشهر #هرمزگان #لامرد #خواننده_مهدی_یراحی  میحانـــه میحـــانـــه میـــحـانــه میحانـــه معنی : مگــر زمـان دیـدارمــان فرا نرسـیـــده غابت شمســنــا الـحـــلو ما جانا غابت شمسنا الحـــلو ما جانـا معــنـــی:آفتاب ... #بشکه_های_خالی_نفت
#جنوب_بدون_آب_بدون_هوا
#خوزستان #بوشهر #هرمزگان #لامرد
#خواننده_مهدی_یراحی  میحانـــه میحـــانـــه میـــحـانــه میحانـــه
معنی : مگــر زمـان دیـدارمــان فرا نرسـیـــده

غابت شمســنــا الـحـــلو ما جانا غابت شمسنا الحـــلو ما جانـا
معــنـــی:آفتاب ما غروب کرد و زیــبــا روی ما نیومد

حیــک حیک , حیـــک بابــا حیـــک , الــف رحمـــه علی بیک هذول الــعـــذبونی هذول الــمــرمـرونی
معنی:حیـک : آفـرین به تو دسـت مریزاد

معنـــی:همین ها هسـتـنـــد که مرا عذاب دادند ایـن ها مرا بدبــخـت کردند

علــی جســـر الـمـــسـیـب سیبونی , علــی جسـر الـــمـســـیب سیـبونی
معنـی:روی پل مسیب مرا آواره کردند

میحانـــه میـحـانــه میــحــانـــه میحانــه

عافــت عیونی النوم , عافـت عیونی النوم
بعــدک حبــیبـی الـــعین ذبـلانه , بعدک حبــیبی الــعین ذبلـــانـه

لوح الـــقـــدر مکتوب لوح الــقـدر مکــتوب
هجرک حبــیبی الروح ضمآنه , هجـرک حبیبی الــروح ضمآنه

حیــک حیک , حیـــک بابا حیـک , الف رحمه علـی بیــک هذول العـذبونی هذول الـمـــرمـرونی
علــی جسر الـــمـــسیـــب سیـــبونی , علـی جســـر الـــمســـیب سیـبونی

نور دو چشــمــانـم ماه گریــزانم دانـــی و میـدانم بعـد تو دیوانــه ام

همه حالـه خوشم از تو شادی و غم از تو ای سر و سامــانــم بعـــد تو دیوانــه ام

ضلیت انـــا سهـران , ضلــیت انا سهران وارعى نجومی لیش ماجـــانـــه
واتــسامـــر ویا الــلیل , واتـســامر ویا اللـیل واجـــمع همومی و روحی تلفــانـه

حیک حیـــک , حیـک بابـــا حیـک , الـف رحـــمه علـــی بیـــک هذول العذبونی هذول الـــمـرمرونی
علی جسـر الــمسیـــب سیبونی , علـــی جســر الـــمــسـیـب سیبونی
Read more
شاه شــطرنج منی با رخ مـاهت چکنم؟ با سپید دل و چشـمان سیاهت چـکنم؟ تا ابـد در دلـی و گاه به گاهی دیــده این ...
Media Removed
شاه شــطرنج منی با رخ مـاهت چکنم؟ با سپید دل و چشـمان سیاهت چـکنم؟ تا ابـد در دلـی و گاه به گاهی دیــده این هـمه زیر و بم گاه به گاهت چکـنم؟ سپه حسن تو از تاب غــزل بیرون است من وامانده به اوصاف سپاهت چـکنم؟ عالمی خاطر چشمان تو را می خـواهند من و یک عالمه ای خاطره خواهت چکنم؟ بزم خورشیدی و دل طاقت ... شاه شــطرنج منی با رخ مـاهت چکنم؟
با سپید دل و چشـمان سیاهت چـکنم؟
تا ابـد در دلـی و گاه به گاهی دیــده
این هـمه زیر و بم گاه به گاهت چکـنم؟
سپه حسن تو از تاب غــزل بیرون است
من وامانده به اوصاف سپاهت چـکنم؟
عالمی خاطر چشمان تو را می خـواهند
من و یک عالمه ای خاطره خواهت چکنم؟
بزم خورشیدی و دل طاقت دیدارت نیست
در شبم با طپش صبح پـگاهت چه کـنم؟
یوسفم تشنه وصحراهمه گرگ آلوده است
گر پناهم نـشود گـوشه ی چاهت چکنم؟
روزها رفته و در فاصـله هایت سالی است
وای با روز و شب وهفـته وماهت چه کنم؟؟
چهره ی ماه تو تا جلوه گر برکه ی ماست
در مـدار تو بیایم سر راهت چه کـنم؟
Read more
↺ من اینــــــــــــــم ↷ ※یه کوچولو لــــــــــــــــــــوس! ※با بـــــــــــــــــچه ...
Media Removed
↺ من اینــــــــــــــم ↷ ※یه کوچولو لــــــــــــــــــــوس! ※با بـــــــــــــــــچه بازیای خــــــــــــــاص خودم! ※یه لجـــــــــــــبازه یه دنــــــــــــــــده! ※يه نمه بچه پـــــــــــــــــررو! ※یه خورده دیــــــــــــــوونه! ※خــــــــــــیلیم مغـــــــــــــرورم ... ↺ من اینــــــــــــــم ↷
※یه کوچولو لــــــــــــــــــــوس!
※با بـــــــــــــــــچه بازیای خــــــــــــــاص خودم!
※یه لجـــــــــــــبازه یه دنــــــــــــــــده!
※يه نمه بچه پـــــــــــــــــررو!
※یه خورده دیــــــــــــــوونه!
※خــــــــــــیلیم مغـــــــــــــرورم ...
※تک پــــــرم!
※فوق العاده بی اعتــــــــــــــماد به دورو وریا...!
※یه نــــــــــــــــمه کله شق!
※از یکی بدم بیاد خیلی شــــــــــــــیک و مجـــــــــــلسی ازش میگذرم و دســـــــــتو پـــــــــــا زدنش اصلا واسم مهم نیست!
※ولی عوضش, یـــــــــــــه رو بیشتر ندارم!
※زیـــــــــــــرابی نمیرم, زیـــــــــــــــــراب کسی رو هم نمیزنم!
※بــــــــــــــــــده کسیو نمیخوام!
※واقعــــــــــــــعیتارو میگم!حتی اگه به ضـــــــــررم تموم شه!
※نمیــــــــــــتیغم اینو اونو!
※سواســــــــــــــــتفاده تو ذاتم نیست!
※تونخ هیچ کسیـــــــــــــــم نمیرم
※ اره!
Read more
. آن نفسی که باخودی یار چو خار آیدت وان نفسی که بیخودی یار چه کار آیدت آن نفسی که باخودی خود تو شکار ...
Media Removed
. آن نفسی که باخودی یار چو خار آیدت وان نفسی که بیخودی یار چه کار آیدت آن نفسی که باخودی خود تو شکار پشه‌ای وان نفسی که بیخودی پیل شکار آیدت آن نفسی که باخودی بسته ابر غصه‌ای وان نفسی که بیخودی مه به کنار آیدت آن نفسی که باخودی یار کناره می‌کند وان نفسی که بیخودی باده یار آیدت آن نفسی که باخودی ... .
آن نفسی که باخودی یار چو خار آیدت
وان نفسی که بیخودی یار چه کار آیدت

آن نفسی که باخودی خود تو شکار پشه‌ای
وان نفسی که بیخودی پیل شکار آیدت

آن نفسی که باخودی بسته ابر غصه‌ای
وان نفسی که بیخودی مه به کنار آیدت

آن نفسی که باخودی یار کناره می‌کند
وان نفسی که بیخودی باده یار آیدت

آن نفسی که باخودی همچو خزان فسرده‌ای
وان نفسی که بیخودی دی چو بهار آیدت

جمله بی‌قراریت از طلب قرار تست
طالب بی‌قرار شو تا که قرار آیدت

جمله ناگوارشت از طلب گوارش است
ترک گوارش ار کنی زهر گوار آیدت

جمله بی‌مرادیت از طلب مراد تست
ور نه همه مرادها همچو نثار آیدت

عاشق جور یار شو عاشق مهر یار نی
تا که نگار نازگر عاشق زار آیدت

خسرو شرق شمس دین از تبریز چون رسد
از مه و از ستاره‌ها والله عار آیدت
.
#مولانا #مولوی #شعر_کهن #غزل_فارسی #بیت_ناب #شاه_بیت #ادبيات #ادبی #هنر #فرهنگ #شعر_ناب #شعروغزل #شعروگرافی #عکس_نوشته #شعر_پارسی #شعر_فارسی #اشعار_ناب #اشعارناب #تک_بیت #poem #Persian #poetry #Iran
Read more
سفری بی آغاز سفری بی پایان سفری بی مقصد سفری بی برگشت سفری تا کابوس سفری تا رویا سفری تا بودا شبنم ...
Media Removed
سفری بی آغاز سفری بی پایان سفری بی مقصد سفری بی برگشت سفری تا کابوس سفری تا رویا سفری تا بودا شبنم تاج محل با حریق یادها همسفرم وقتی دورم به تو نزذیکترم هق هق پارسیان تکه نانی در خواب بوی گندم در مشت مشت کودک در خاک کفش مادر در برف چرخ یک کالسکه گوشه ی گندم زار بند رختی پاره با حریق ... سفری بی آغاز
سفری بی پایان
سفری بی مقصد
سفری بی برگشت
سفری تا کابوس
سفری تا رویا
سفری تا بودا
شبنم تاج محل

با حریق یادها همسفرم
وقتی دورم به تو نزذیکترم

هق هق پارسیان
تکه نانی در خواب
بوی گندم در مشت
مشت کودک در خاک
کفش مادر در برف
چرخ یک کالسکه
گوشه ی گندم زار
بند رختی پاره

با حریق یادها همسفرم
وقتی دورم به تو نزذیکترم

چمدانی بی شکل
جعبه ی یک دوربین
عکس یک بازیگر
جمعه های بی مشق
تلی از ته سیگار
دشنه ای زنگ زده
چشم گاوی در دیس
سفره ای پوسیده

با حریق یادها همسفرم
وقتی دورم به تو نزذیکترم

برج لندن در مه
جان لنون در باران
سوهو در بی حرفی
رود سن در یک قاب
متروی سن ژقمن
قهوه ی سن میشل
پرسه ای در پیگل
کافه ها بی لبخند

با حریق یادها همسفرم
وقتی دورم به تو نزذیکترم.
#شهیار_قنبری
Read more
.. ديوانه ات كرده ام كه در آينه مرا صرف لب ها كني و سايه ايم بر چشم هاي تو افتاده باشد لاي موها، دست ...
Media Removed
.. ديوانه ات كرده ام كه در آينه مرا صرف لب ها كني و سايه ايم بر چشم هاي تو افتاده باشد لاي موها، دست هاي مرا شانه كني ديوانه ات كرده ام كه چاي ِ تو در هواي من يخ شود و من ديوانه تر از تو به تو قول مي دهم در اين رويا هر دو به يك اندازه از مه تر شده باشيم . #ياور_مهدي_پور @yavarmehdipour ..
ديوانه ات كرده ام
كه در آينه
مرا صرف لب ها كني
و سايه ايم بر چشم هاي تو افتاده باشد
لاي موها، دست هاي مرا شانه كني
ديوانه ات كرده ام
كه چاي ِ تو
در هواي من يخ شود
و من
ديوانه تر از تو
به تو قول مي دهم
در اين رويا
هر دو
به يك اندازه از مه
تر شده باشيم
.
#ياور_مهدي_پور
@yavarmehdipour
تو دوری از برم دل در برم نیست هوای دیگری اندر سرم نیست به جان دلبرم کز هر دو عالم تمنای دگر جز دلبرم ...
Media Removed
تو دوری از برم دل در برم نیست هوای دیگری اندر سرم نیست به جان دلبرم کز هر دو عالم تمنای دگر جز دلبرم نیست آرام جانم سرو روانم! من بی تو نمانم بیا ای نازنین! بیا ای مه جبین!دردت به جانم از غم عشقت دل شیدا شکست شیشه می در شب یلدا شکست از بس که زدم ریگ بیابان به کف خار مغیلان همه در پا شکست باباطاهر #instagram #wonderful_places ... تو دوری از برم دل در برم نیست

هوای دیگری اندر سرم نیست

به جان دلبرم کز هر دو عالم

تمنای دگر جز دلبرم نیست
آرام جانم سرو روانم! من بی تو نمانم

بیا ای نازنین! بیا ای مه جبین!دردت به جانم

از غم عشقت دل شیدا شکست

شیشه می در شب یلدا شکست

از بس که زدم ریگ بیابان به کف

خار مغیلان همه در پا شکست

باباطاهر

#instagram
#wonderful_places for a feature  @instagram #beautifulsky #akasimagazine #picofday #1x #tourism_iran #theprintswap #mefeatureshoot
#liveoutdoors  #adventure  #thebest_capture
#beautifuldestinations #ourplanetdaily @thebest_capture @beautifuldestinations @ourplanetdaily @wonderful_places  @IranIsSafe
@gardeshgari_e_iranian  @thebest_capture @campingofficial @ourcamplife @theprintswap
@tourism @skyglowproject @special_shots
@master_shots #nat_geo #special_shots  #nakedplanet @nakedplanet #worldprime @worldprime #aksiine @aksiine
#everydayiran @everydayiran
#mustseeiran
#friendlytravel23 @friendlytravel23
#artisticmindsmagazine #art_amm @artisticmindsmagazine
Read more
این هم جمال مهـــــدی زهـــــرا ندید ورفت..... نوکر باصفای ارباب جات همیشه خالی میمونه بین نوکرها.... اما ...
Media Removed
این هم جمال مهـــــدی زهـــــرا ندید ورفت..... نوکر باصفای ارباب جات همیشه خالی میمونه بین نوکرها.... اما صدای دلنشینت...روضه هات....تعزیه خوندن هات...همیشه به یادگار خواهد ماند.... چه سبکبال رفتی از بین ما.... و شب جمعه ایام سوگواری مادرش مهمان ارباب شدی.... آنجا اگر روضـــــه خواندی ... این هم جمال مهـــــدی زهـــــرا ندید ورفت..... نوکر باصفای ارباب جات همیشه خالی میمونه بین نوکرها....
اما صدای دلنشینت...روضه هات....تعزیه خوندن هات...همیشه به یادگار خواهد ماند.... چه سبکبال رفتی از بین ما....
و
شب جمعه ایام سوگواری مادرش مهمان ارباب شدی.... آنجا اگر روضـــــه خواندی یاد ما هم باش.

راستی آقا جون یادمه روزای آخر دست به دیوار میگرفتی و راه میرفتی زیر لب زمزمه یازهــــــــــرا گفتنت تو گوشمه... سلام ما رو هم به مــــــــــادر ارباب برسان.
.
.
.
.
.

پرکشیدی... حرفی نیست
دل بریدی... حـــق داشتی
اما
لحظه ای درنگ کن.... حرفــــــــــی توی دل مانده به تو نگویم به چه کس بگویم..... من گنگ خواب دیدم و عالم تمام کر
من عاجزم زگفتن و خلق از شنیدنش.... (((روحــــــــــت شاد کربلایی رضــــــــــا.......)))
Read more
██████░تقدیم به پسرا ➣ دخترا هیسسسسسسسس..... فقط گوش کنید... ⇦░همش میگن پسر لاشیه ⇦░همش میگن پسر ...
Media Removed
██████░تقدیم به پسرا ➣ دخترا هیسسسسسسسس..... فقط گوش کنید... ⇦░همش میگن پسر لاشیه ⇦░همش میگن پسر خیانت میکنه ⇦░همش میگن پسرا دخترارو هرزه میکنه ⇦░همش میگن پسر فقط بخاطر هوس بادختره ░خدا از دل پسرا خبر داره ░دختر جان میخواهم يه رازي به تو بگم بر ملاش نكن پسرا برای اولین بار عاشق میشن و بس دیگه ... ██████░تقدیم به پسرا ➣
دخترا هیسسسسسسسس..... فقط گوش کنید... ⇦░همش میگن پسر لاشیه ⇦░همش میگن پسر خیانت میکنه ⇦░همش میگن پسرا دخترارو هرزه میکنه
⇦░همش میگن پسر فقط بخاطر هوس بادختره ░خدا از دل پسرا خبر داره ♥♥
░دختر جان میخواهم يه رازي به تو بگم بر ملاش نكن
پسرا برای اولین بار عاشق میشن و بس
دیگه رنگ عشقو نمیبینن
چون کسی نیست باهاشون تا آخر بمونه
چون خیانت میبینه
چون بعد مدتی میفهمه طرفش که باهاش چند سال بوده لاشی بوده
چون میفهمه خیانت چه دردی داره
حالا حرفام طولانی شد بزار یه راز دیگه ام بگم
اگه تو ناراحت میشی میری بغل بابات تا آروم شی
پسرا میرن تو یه کوچه تنها با هر دودی که بره تو ریه هاشون آروم میشن ..... ⇦ب سَلامَتی هَمه ی پِسَرا....⇨ ツبایَد پِسَر باشیツ ♥تا بِفَهمی♡ ♡پول گِرِفتَن♥ ♥اَز پِدَر چِقَدر سَختِه …♡ ツبایَد پِسَر باشیツ ♧تا بِفَهمی♧ ✖۲ سال تَنهای تَنها✖ ✔توغُربَت سَربازی کَردَن✔ ♢چِقدر سَخته …♢ ツبایَد پِسر باشیツ ⇩تا بِفَهمی⇧ ↻دِلهُرِه ی شُغل آیَندِه داشتَن↻ √چِقدر سَختِه …√ ツبایَد پِسر باشیツ ∝تا بِفَهمی از دست دادن عشقت چقدرسخته....
Read more
██████░تقدیم به پسرا ➣ دخترا هیسسسسسسسس..... فقط گوش کنید... ⇦░همش میگن پسر لاشیه ⇦░همش میگن پسر ...
Media Removed
██████░تقدیم به پسرا ➣ دخترا هیسسسسسسسس..... فقط گوش کنید... ⇦░همش میگن پسر لاشیه ⇦░همش میگن پسر خیانت میکنه ⇦░همش میگن پسرا دخترارو هرزه میکنه ⇦░همش میگن پسر فقط بخاطر هوس بادختره ░خدا از دل پسرا خبر داره ░دختر جان میخواهم يه رازي به تو بگم بر ملاش نكن پسرا برای اولین بار عاشق میشن و بس دیگه ... ██████░تقدیم به پسرا ➣
دخترا هیسسسسسسسس..... فقط گوش کنید... ⇦░همش میگن پسر لاشیه ⇦░همش میگن پسر خیانت میکنه ⇦░همش میگن پسرا دخترارو هرزه میکنه
⇦░همش میگن پسر فقط بخاطر هوس بادختره ░خدا از دل پسرا خبر داره ♥♥
░دختر جان میخواهم يه رازي به تو بگم بر ملاش نكن
پسرا برای اولین بار عاشق میشن و بس
دیگه رنگ عشقو نمیبینن
چون کسی نیست باهاشون تا آخر بمونه
چون خیانت میبینه
چون بعد مدتی میفهمه طرفش که باهاش چند سال بوده لاشی بوده
چون میفهمه خیانت چه دردی داره
حالا حرفام طولانی شد بزار یه راز دیگه ام بگم
اگه تو ناراحت میشی میری بغل بابات تا آروم شی
پسرا میرن تو یه کوچه تنها با هر دودی که بره تو ریه هاشون آروم میشن ..... ⇦ب سَلامَتی هَمه ی پِسَرا....⇨ ツبایَد پِسَر باشیツ ♥تا بِفَهمی♡ ♡پول گِرِفتَن♥ ♥اَز پِدَر چِقَدر سَختِه …♡ ツبایَد پِسَر باشیツ ♧تا بِفَهمی♧ ??۲ سال تَنهای تَنها?? ??توغُربَت سَربازی کَردَن?? ♢چِقدر سَخته …♢ ツبایَد پِسر باشیツ ⇩تا بِفَهمی⇧ ↻دِلهُرِه ی شُغل آیَندِه داشتَن↻ √چِقدر سَختِه …√ ツبایَد پِسر باشیツ ∝تا بِفَهمی از دست دادن عشقت چقدرسخته
Read more
. هوای مه گرفته... هوای بارانی... سهم من از تو... . هوای بی هوایی... هوای بی خیالی... سهم تو ...
Media Removed
. هوای مه گرفته... هوای بارانی... سهم من از تو... . هوای بی هوایی... هوای بی خیالی... سهم تو از من... . این هوا و آن هوا... هر دو خواهد گذشت... همچنان که... روزگار ما گذشت... . آنوقت برف... بر آینه ها خواهد نشست... و ما مجبور خواهیم بود... مسیر طولانی تری را... تا به امروز طی کنیم... . مسیری ... .
هوای مه گرفته...
هوای بارانی...
سهم من از تو...
.
هوای بی هوایی...
هوای بی خیالی...
سهم تو از من...
.
این هوا و آن هوا...
هر دو خواهد گذشت...
همچنان که...
روزگار ما گذشت...
.
آنوقت برف...
بر آینه ها خواهد نشست...
و ما مجبور خواهیم بود...
مسیر طولانی تری را...
تا به امروز طی کنیم...
.
مسیری سردتر...
مسیری سخت تر...
مسیری دور تر...
این همان مسیری است که...
روزگار ما را سپید خواهد کرد...
.
#Guilan #Garbasdeh #fog #morning #tree #caw #snow #mirror #white #winter #Nature #Poem #Beuty #Landscape #Photography
#گیلان #کرباسده #مه #صبح #درخت #گاو #برف #آینه #سپید #عکاسی #منظره #طبیعت #شعرسپید #شعرنو #شعرکوتاه .
پ ن:
1-از ماست یا دوغش رو نمیدونم فقط میدونم که بچه‌های بالا کار بیهوده نمی کنند😉
2-نمونه اخیرش همین ایجاد مکان های برای اعتراض ما مردم همیشه ناراضی😒
3-خب وقتی برای اعتراض میریزیم پیج این و آن، این بنده خداها هم فکر می کنند حتما جای خاصی باید باشه تا ما راحت بتونیم خودمون تخلیه کنیم😁
Read more
<span class="emoji emoji1f343"></span>❖<span class="emoji emoji1f539"></span>‌‌﷽<span class="emoji emoji1f539"></span>‌❖<span class="emoji emoji1f343"></span> ‌ ‌ <span class="emoji emoji1f343"></span>❖<span class="emoji emoji1f539"></span>اَلسَّلامُ عَلَيْکَ یا اَبا جَعفَرٍ یا مُحَمَّدَبنَ عَلیٍّ اَیُّهَا التَّقِیُّ ...
Media Removed
‌‌﷽‌❖ ‌ ‌ اَلسَّلامُ عَلَيْکَ یا اَبا جَعفَرٍ یا مُحَمَّدَبنَ عَلیٍّ اَیُّهَا التَّقِیُّ الجَواد ‌‌ ‌ ‌‌❖شهادت جانسوز حضرت امام جواد عليه السلام را به ساحت مقدس حضرت بقية الله الأ عظم مهدی موعود ( عجَّل الله تعالى فرجه الشريف ) روحى و ارواح العالمين لتراب مقدمه الفداء و ... 🍃❖🔹‌‌﷽🔹‌❖🍃


🍃❖🔹اَلسَّلامُ عَلَيْکَ یا اَبا جَعفَرٍ یا مُحَمَّدَبنَ عَلیٍّ اَیُّهَا التَّقِیُّ الجَواد🔹❖🍃
‌‌

‌‌🍃❖شهادت جانسوز حضرت امام جواد عليه السلام را به ساحت مقدس حضرت بقية الله الأ عظم مهدی موعود ( عجَّل الله تعالى فرجه الشريف ) روحى و ارواح العالمين لتراب مقدمه الفداء و شيعيان حضرتش تسلیت عرض مينمايیم ❖🍃
‌‌

‌ــــــــــ❖🍃🌷🍃❖ـــــــــــ


‌❖ #حدیث ⤵⤵

❖ #کلامکم_نور ⤵⤵
‌ 🍃🌷قال الامام الجواد (علیه ‌السلام) :

المُؤْمِنُ یَحْتاجُ إلَی ثَلاثِ خِصالٍ: تَوْفیقٌ مِنَ اللهِ، وَواعِظٌ مِنْ نَفْسِهِ، وَقَبُولٌ مِمَّنْ یَنْصَحُهُ


‌‌ــــــــــ❖🍃🌷


🍃🌷‌حضرت امام جواد علیه السلام فرمودند :

مؤمن نیازمند سه ویژگی است: توفیقی الهی، واعظی درونی و پذیرش نصیحتِ کسی که او را نصیحت می‌کند


🍃📚منتهی‌الآمال، ج 2، ص 554📚🍃


‌ــــــــــ❖🍃🌷🍃❖ـــــــــــ
‌‌


#سلام_مولای_مهربانم 😢🍃
‌‌
◾از من گرفته همسر من خورد و خواب را
◾زهر جفا زجان ودلم برده تاب را
‌‌
◾وای از عناد دختر مأمون که از جفا
◾مسموم کرد زاده خیر المئاب را
‌‌
◾تنها نه جان من که از این شعله سوختند
◾جان رسول و فاطمه بوتراب را
‌‌
◾ای آنکه التهاب عطش را شنیده ای
◾بنگر به عضو عضو من این التهاب را
‌‌
◾افکنده است شعله به جان من و هنوز
◾ازمن کند دریغ یکی جرعه آب را
‌‌
◾من میکنم به العطش از او سؤال آب
◾او می دهد به هلهله بر من جواب را
‌‌
◾یارب تو آگه یکه برای بقای دین
◾بر جان خریدم این ستم بی حساب را
‌‌
◾جان می دهم به غربت و عطشان که خون من
◾تضمین کند تداوم اسلام ناب را
‌‌
◾باشد زفیض دوستی ما اگر به حشر
◾آسان کند خدا به مؤید حساب را
‌‌
🍃🌷سید رضا موید


ـــــــــــــــــــــــــ


✏پــی نــوشـتــ⤵⤵ :

🍃✔ طرح #پست_مشترک ‌
🔹هـمه ی بزرگواران میتوانند در ایـن طـرح بزرگ
سهیم باشند. برای دریافت مطالب و تصاویر جهت
شرکت در طرح به کانال سروش مراجعه بفرمـایید .
(لینک کانال در قسمت بیوگرافی موجود است)
‌‌‌‌‌‌‌

🍃📱sapp.ir/shaybelkhaziib
‌‌
🍃🌸🔹ألـلَّـهُـمَــ عَـجِّـلْ لِـوَلـیِـکْ ألْـفَـرَج
‌‌‌
‌‌
🔸تعجیل در فرج مولا حضرت صاحب الزمان
ارواحنا فداه صلواتی عنایت بفرمایید ...
‌‌‌
🍃🌷اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم🌷🍃
Read more
 #حافظ خیال روی تو در هر طریق همره ماست نسیم موی تو پیوند جان آگه ماست به رغم مدعیانی که منع عشق کنند جمال ...
Media Removed
#حافظ خیال روی تو در هر طریق همره ماست نسیم موی تو پیوند جان آگه ماست به رغم مدعیانی که منع عشق کنند جمال چهره تو حجت موجه ماست ببین که سیب زنخدان تو چه می‌گوید هزار یوسف مصری فتاده در چه ماست اگر به زلف دراز تو دست ما نرسد گناه بخت پریشان و دست کوته ماست به حاجب در خلوت سرای خاص بگو فلان ز گوشه نشینان ... #حافظ
خیال روی تو در هر طریق همره ماست
نسیم موی تو پیوند جان آگه ماست
به رغم مدعیانی که منع عشق کنند
جمال چهره تو حجت موجه ماست
ببین که سیب زنخدان تو چه می‌گوید
هزار یوسف مصری فتاده در چه ماست
اگر به زلف دراز تو دست ما نرسد
گناه بخت پریشان و دست کوته ماست
به حاجب در خلوت سرای خاص بگو
فلان ز گوشه نشینان خاک درگه ماست
به صورت از نظر ما اگر چه محجوب است
همیشه در نظر خاطر مرفه ماست
اگر به سالی حافظ دری زند بگشای
که سال‌هاست که مشتاق روی چون مه ماست
Read more
من اینــــــــــــــم : یه کوچولوی لــــــــــــــــــــوس برای آقام! با بـــــــــــــــــچه ...
Media Removed
من اینــــــــــــــم : یه کوچولوی لــــــــــــــــــــوس برای آقام! با بـــــــــــــــــچه بازیای خــــــــــــــاص خودم! یه لجـــــــــــــبازه یه دنــــــــــــــــده! يه نمه بچه پـــــــــــــــــررو! یه خورده دیــــــــــــــوونه! یک کمی رویــــــــایی ... من اینــــــــــــــم :
یه کوچولوی لــــــــــــــــــــوس برای آقام!
با بـــــــــــــــــچه بازیای خــــــــــــــاص خودم!
یه لجـــــــــــــبازه یه دنــــــــــــــــده!
يه نمه بچه پـــــــــــــــــررو!
یه خورده دیــــــــــــــوونه!
یک کمی رویــــــــایی
یه دختر احســــــــــاسی که سریع گریـه ام میگیره...
خــــــــــــیلیم حســـــــــــــودم البته رو عشقم...
تک پــــــرم و با هر کسی نمیپرم!
یه کوچولو بی اعتــــــــــماد به دورو وریا...!
یه نــــــــــــــــمه کله شق!
از یکی بدم بیاد خیلی شـــیک و مجـلسی ازش میگذرم و دســتو پا زدنش اصلا واسم مهم نیست!
ولی عوضش،یه رو بیشتر ندارم!
زیـــــــــــــرابی نمیرم, زیـــــــــــــــــراب کسی رو هم نمیزنم!
بده کسیو نمیخوام!
واقعیتارو میگم!حتی اگه به ضـــــــــررم تموم شه!
سواســــــــــــــــتفاده تو ذاتم نیست!
دلم واسه هیچ پسری جز عشقم نمیلرزه چون دله نه ژله
من اینم....آره....!
فقط يه مشكل هست..عشق ندارم ميفهمين!!
#Khol #bazi #lol #sara
Read more
شعر انتظار<span class="emoji emoji1f490"></span><span class="emoji emoji1f490"></span><span class="emoji emoji1f490"></span> اى آخرين اميد ! در شام تار ما اى روشناى عشق ! اى غمگسار ما ! داغم به سينه ماند ، در انتظار ...
Media Removed
شعر انتظار اى آخرين اميد ! در شام تار ما اى روشناى عشق ! اى غمگسار ما ! داغم به سينه ماند ، در انتظار تو از رهگذار شوق ، اين يادگار ما تا روز واپسين ، مى ماند اى نسيم ! بر جاده ظهور ، چشم مزار ما روزى كه مى رسى ، ميبينى اى عزيز ! خون گريه هاى شوق ، بر رهگذار ما شاعر: رضائى نيا، برگرفته شده از كتاب ... شعر انتظار💐💐💐 اى آخرين اميد ! در شام تار ما
اى روشناى عشق ! اى غمگسار ما !
داغم به سينه ماند ، در انتظار تو
از رهگذار شوق ، اين يادگار ما
تا روز واپسين ، مى ماند اى نسيم !
بر جاده ظهور ، چشم مزار ما
روزى كه مى رسى ، ميبينى اى عزيز !
خون گريه هاى شوق ، بر رهگذار ما
شاعر: رضائى نيا، برگرفته شده از كتاب انتظار بهار و باران

مربوط به موضوع : شعر مهــدوي
Read more
خیال روی تو در هر طریق همره ماست نسیم موی تو پیوند جان آگه ماست به رغم مدعیانی که منع عشق کنند جمال ...
Media Removed
خیال روی تو در هر طریق همره ماست نسیم موی تو پیوند جان آگه ماست به رغم مدعیانی که منع عشق کنند جمال چهره تو حجت موجه ماست ببین که سیب زنخدان تو چه می‌گوید هزار یوسف مصری فتاده در چه ماست اگر به زلف دراز تو دست ما نرسد گناه بخت پریشان و دست کوته ماست به حاجب در خلوت سرای خاص بگو فلان ز گوشه ... خیال روی تو در هر طریق همره ماست
نسیم موی تو پیوند جان آگه ماست
به رغم مدعیانی که منع عشق کنند
جمال چهره تو حجت موجه ماست
ببین که سیب زنخدان تو چه می‌گوید
هزار یوسف مصری فتاده در چه ماست
اگر به زلف دراز تو دست ما نرسد
گناه بخت پریشان و دست کوته ماست
به حاجب در خلوت سرای خاص بگو
فلان ز گوشه نشینان خاک درگه ماست
به صورت از نظر ما اگر چه محجوب است
همیشه در نظر خاطر مرفه ماست
اگر به سالی حافظ دری زند بگشای
که سال‌هاست که مشتاق روی چون مه ماست
#حافظ
#جبارزارعي #مارال_زارعي #منوجان #manujan #jabarzarei #maralzarei #
Read more
... از ساعته شيش صىب كه را افتاديم مسخرمونو دراورده بوديم داشتيم ميخنديديم من يكم خابيدم ديدم نويد ...
Media Removed
... از ساعته شيش صىب كه را افتاديم مسخرمونو دراورده بوديم داشتيم ميخنديديم من يكم خابيدم ديدم نويد داره با مامانه ياشار معاشرت ميكنه...هي من گفتم بِرِي چي؟كسي توجه نكرد رسيديم ايسگا زيراب گفتن هيچهايك كنيم...خاستن توانستن است تا آلاشت اومديم فك كن رحلت جان گوز بنيان گذار جمهوري اسلامي ... ...
از ساعته شيش صىب كه را افتاديم مسخرمونو دراورده بوديم داشتيم ميخنديديم
من يكم خابيدم ديدم نويد داره با مامانه ياشار معاشرت ميكنه...هي من گفتم بِرِي چي؟كسي توجه نكرد
رسيديم ايسگا زيراب گفتن هيچهايك كنيم...خاستن توانستن است تا آلاشت اومديم
فك كن رحلت جان گوز بنيان گذار جمهوري اسلامي ورداري بري محل تولد رضا ميرپنج بنيان گذار پهلوي شوما ببينين واقعن جالبه
علاوه بر اينكه هيچي نداشت روستا يه رصدخونه داشت كه اونم تطيل بود گفتيم بِرِي چي؟ كه كسي جوابي نداد
راهه خونه ي ميرپنجو از روي ديوارا ميشد فهميد انقد كه تو راه جانم فداي ميرپنجو روحت شاد ميديدي البته وروديش چارهزار بود كه واقعن نميرزيد...فقط نكته اي كه مهمه ما پاااره شديم تا برسيم به اون ده كوره انقد كه دور بود ميرپنج چه حالي داشته از اونجا اومده براي فتح تهران
گفتيم اينجا كه هيچي نداشت بريم يجا ديگه كه حداقل جانگلو رودخونه داره
گفتن جاده خاكيه هوا ابريو مه شده نميبريم قرار شد فردا صوبه زود بريم
شبو با كلي بحث سياسي به پايان رسونديم
صوب را افتاديم به سمته رودخونه
بعد از يه ساعت كوه نوردي رسيديم به يه جويي كه ارزششو نداشت
بعد از لج ها عو قهرهاعو غر ها برگشتيم واقعيت اينه كه شايد مقصد خوب نباشه ولي آدمايي كه باهاتن خوب باشن ديگه مقصد بي معني ميشه همين كه با اوناييو ميگي ميخندي كافيه البته من گفتم بِرِي چي؟ فقط گفتن خفه شو كه باز من گفتم واقعن بِرِي چي؟
...
#آلاشت
#سوادكوه
#شوما_نيگا_كنين_واقعن_جالبه
#بِرِي_چي؟
#مامانه_ياشار
#هيچهايك
#سه_پايه_حامدو_دزديدن
#ويلل_لل_مُطَفِّفين
#وحلل_عقدتن_من_لساني_يفقهو_قولي
#اين_معده_گاوا_واقعن_جالبه
#عَنِسسَگ
#سيده_چيني
...
#من_به_چشم_خويشتن_ديدم_كه_رضاميرپنج_نبود
#ميدوني_چرا
#نميگم_كه
#دوش_ديدم_كه_ملائك_در_ميخانه_زدند
#گفتن_من_قر_نزدم_ساز_مخالف_زدم
Read more
‌ روز چهارم پیمایش نئور به سوباتان ‌ صبح زود ساعت ۷ با فشار مضاعف به کلیه ها از خواب بیدار شدیم، همه جا رو مه گرفته و هوای درجه یکی بود. یکم از هوای فوق العاده اونجا استفاده کردیم و حالمون خوب شد و بعد وسایلمونو جمع کردیم و کولمونو بستیم و از بچه ها خداحافظی کردیم که برگردیم قزوین. ‌ رفتیم بازارچه ...
روز چهارم پیمایش نئور به سوباتان

صبح زود ساعت ۷ با فشار مضاعف به کلیه ها از خواب بیدار شدیم، همه جا رو مه گرفته و هوای درجه یکی بود.
یکم از هوای فوق العاده اونجا استفاده کردیم و حالمون خوب شد و بعد وسایلمونو جمع کردیم و کولمونو بستیم و از بچه ها خداحافظی کردیم که برگردیم قزوین. 😋

رفتیم بازارچه سوباتان و املت و قویماق خوردیم ( که تقریبا یه نوع دسر محسوب میشه ) و پیاده راه افتادیم به سمت هشتپر یا همون تالش ( تو پست های بعدی بهتون میگم کجا غذا خوردیم ) 🙋‍♂️

از سوباتان تا تالش ۷۰ کیلومتره که بیشتر مسیر خاکی هست.
هنوز از سوباتان بیرون نیومده بودیم که یه نیسان برامون نگه داشت و سوارمون کرد. ‌
😊 سوباتان بری و نیسان سوار نشی سوباتانتون مورد قبول واقع نمیشه 😊

حدود ۱.۵ ساعت طول کشید تا به تالش رسیدیم
اولین جایی بود که قوانین هیچهایک و رعایت نکردم و از اول با راننده چک نکردم که مرامی هست یا ... آخر مسیر یه کوچولو به مشکل خردیم که زود حل شد😬 همیشه اول مسیر جملات کلیدی برای هیچ هایک و استفاده کنید و به هیچ وجه فاکتور نگیرید 😒

چون ماه رمضون بود رستوران های داخل شهر غذا نداشتن و رفتیم رستوران بیرون شهر و بعد از خوردن نهارمون اومدیم کنار خیابون که به سمت قزوین هیچ بزنیم
اصلا جای خوبی برای هیچ نبود. سرعت ماشین ها زیاد بود
با خودکار روی یه کارتن کنار خیابون " قزوین " و نوشتیم حدود ۲۰ دقیقه ای وایسادیم که یهو دیدیم یه پژو پارس داره از اون دور عقب عقب میاد. ( یه خانواده ۳ نفره گل بودن که لطف کردن مارو تا قزوین رسوندن )
آقا مهدی خانمشون یه دختر کوچولوی گلی داشتن که تو صندلی عقب کنار ما بود و با نینا زود دوست شد🤗🤗🤗
و زمانی که خواستیم پیدا بشیم بهونه میگرفت طفلی ‌
#wonderful_iran #iran
#talesh #hichhiking
#sobatan #backpack

#ایران #تالش #سوباتان #نئور #هیچهایکر #هیچهایک #کوله_گردی #کوله_گرد #کوهنوردی #کوهنورد #طبیعتگرد #طبیعت #گیلان
Read more
 #ادمین_نوشت نُه سالم که شد کسی بهم نگفت حالا دیگه تکلیف شدی. کسی نگفت مامان و خاله و مامان بزرگت چادری‌ان، ...
Media Removed
#ادمین_نوشت نُه سالم که شد کسی بهم نگفت حالا دیگه تکلیف شدی. کسی نگفت مامان و خاله و مامان بزرگت چادری‌ان، پس تو هم چادر سرت کن. ‌نُه سالم که شد اصلا کسی به من چیزی نگفت. من #انتخاب کردم که چادری باشم، بدون هیج کتک و دعوا و زوری. امروز بیست و دو سالمه و باز هم #انتخاب می کنم که چادری باشم. من چادر رو انتخاب ... #ادمین_نوشت
نُه سالم که شد کسی بهم نگفت حالا دیگه تکلیف شدی. کسی نگفت مامان و خاله و مامان بزرگت چادری‌ان، پس تو هم چادر سرت کن. ‌نُه سالم که شد اصلا کسی به من چیزی نگفت. من #انتخاب کردم که چادری باشم، بدون هیج کتک و دعوا و زوری. امروز بیست و دو سالمه و باز هم #انتخاب می کنم که چادری باشم. من چادر رو انتخاب کردم چون دوستش داشتم، چون انتخابِ خودِ خودِ خودم بود. ولی منِ چادری از بچگی جنگیدم. جنگیدم به خاطر رفتارهای اشتباه بقیه. جنگیدم تا امروز سرم رو بالا بگیرم و بگم:
من چادری‌ام ولی دوست‌های صمیمی من چادری نیستن و ما بهترین لحظه های زندگی رو کنار هم داشتیم. من چادری‌ام و تو مدرسه هیچ مشکلی با دوستام نداشتم. ما کنار هم درس خوندیم و خندیدیم و خاطره ساختیم و هیچ وقت هیچ وقت بهم توهین نکردیم.
من چادر‌ی‌ام و درس می‌خونم، چادری‌ام و کلاس ورزش رفتم و زبان خوندم و مدام سرم تو کتاب‌هایی که دوست داشتم چرخید و آهنگ گوش دادم و همیشه سعی کردم خودم رو به روز نگه دارم. خوره‌ی فیلم و نمایشنامه و نقد فیلم بودم و هستم. من چادری‌ام و چادر من محدودیت نبود‌. من چادری‌ام و چادر من باعث نشد تا بین من و اون دوستم که باحجاب نیست مشکلی پیش بیاد. من چادری‌ام و هیچ تفریحی توی دنیا از من سلب نشد.
من جنگیدم تا ثابت کنم چادری ها افکار دگم ندارند‌. دعوا ندارند. بداخلاق نیستند. همش دنبال نصیحت کردن بقیه نیستن و با چادر میتونن فعالیت های خوب اجتماعی داشته باشن و میتونن با اون‌هایی که با حجاب نیستن، بهترین خاطره ها رو بسازن.
جنگیدم تا تفکر اشتباه ایجاد شده رو حداقل در مورد خودم تغییر بدم.
و امروز به عنوان یک چادری میگم: اون آدمی که با چادرِ من، با انتخابِ دوست داشتنیِ من، وقتی دست روی دختری که هم جنسِ منه بلند میکنه، قطعا و یقینا لکه‌ی ننگ این دنیاست و اینو بدونه که باید به خاطر آبرویی که از ما میبره هم تو این دنیا و هم تو اون دنیا پاسخگو باشه.
#لعنتی_ترین_آدم_دنیا_قطعا_تویی
.
نوشته ی: #مه_سیما_کرم_بخش
@mahsima_kb
Read more
همه خفتند و من دلشده را خواب نبرد همه شب دیده من بر فلک استاره شمرد خوابم از دیده چنان رفت که هرگز ناید خواب ...
Media Removed
همه خفتند و من دلشده را خواب نبرد همه شب دیده من بر فلک استاره شمرد خوابم از دیده چنان رفت که هرگز ناید خواب من زهر فراق تو بنوشید و بمرد چه شود گر ز ملاقات دوایی سازی خسته‌ای را که دل و دیده به دست تو سپرد نه به یک بار نشاید در احسان بستن صافی ار می‌ندهی کم ز یکی جرعه درد همه انواع خوشی حق به یکی حجره ... همه خفتند و من دلشده را خواب نبرد
همه شب دیده من بر فلک استاره شمرد
خوابم از دیده چنان رفت که هرگز ناید
خواب من زهر فراق تو بنوشید و بمرد
چه شود گر ز ملاقات دوایی سازی
خسته‌ای را که دل و دیده به دست تو سپرد
نه به یک بار نشاید در احسان بستن
صافی ار می‌ندهی کم ز یکی جرعه درد
همه انواع خوشی حق به یکی حجره نهاد
هیچ کس بی‌تو در آن حجره ره راست نبرد
گر شدم خاک ره عشق مرا خرد مبین
آنک کوبد در وصل تو کجا باشد خرد
آستینم ز گهرهای نهانی پر دار
آستینی که بسی اشک از این دیده سترد
شحنه عشق چو افشرد کسی را شب تار
ماهت اندر بر سیمینش به رحمت بفشرد
دل آواره اگر از کرمت بازآید
قصه شب بود و قرص مه و اشتر و کرد
این جمادات ز آغاز نه آبی بودند
سرد سیرست جهان آمد و یک یک بفسرد
خون ما در تن ما آب حیاتست و خوش است
چون برون آید از جای ببینش همه ارد
مفسران آب سخن را و از آن چشمه میار
تا وی اطلس بود آن سوی و در این جانب برد
Read more
. #اگر_دنیا_تو_را_نداشت #عکس_بد_ببینید . . اگر دنیا تو را نداشت چگونه می شد به صلح فکر کرد؟ چگونه ...
Media Removed
. #اگر_دنیا_تو_را_نداشت #عکس_بد_ببینید . . اگر دنیا تو را نداشت چگونه می شد به صلح فکر کرد؟ چگونه می شد خندید؟ مردها توی کافه ها و بارها به سلامتی چه کسی گیلاس بهم می زدند؟ زنان چگونه می توانستند به زیبایی فکر کنند...؟! و پارک ها و سینماها جایی برای قرارهای عاشقانه نبود. . اگر دنیا ... .
#اگر_دنیا_تو_را_نداشت
#عکس_بد_ببینید
.
.
اگر دنیا تو را نداشت
چگونه می شد به صلح فکر کرد؟
چگونه می شد خندید؟
مردها توی کافه ها و بارها
به سلامتی چه کسی گیلاس بهم می زدند؟
زنان چگونه می توانستند
به زیبایی فکر کنند...؟!
و پارک ها و سینماها
جایی برای قرارهای عاشقانه نبود.
.
اگر دنیا تو را نداشت
جنگل همیشه در مه جا میماند
دریا میرفت توی لاک "جزر" خودش
آسمان دلش برای زمین غنج نمی رفت
آفتاب از پشت کوه تکان نمی خورد
لاله ای نبود
دشتی نبود
و دویدن مادیان زیبا را کسی جدی نمی گرفت.
.
اگر دنیا تو را نداشت
گلفروشی ها و کتاب فروشی ها
چه چیز می فروختند...؟
جای صدای موسیقی را چه چیز می گرفت؟
جای آواز پرندگان...
خنده های کودکان...؟
و در بساط دست فروش ها هیچ چیز تازه ای نبود.
.
اگر دنیا تو را نداشت
فاصله بی معنا بود
"دوری" غمگین نبود
هیچ کس نامه ای نمی نوشت
آدم دلش سخت می شد
دست هایش سرد
و بوسه و آغوش را
هیچ کس دوست نمی داشت.
..
"اگر دنیا تو را نداشت..."
جمله ی قشنگی نیست
"اگر دنیا تو را نداشت..."
حرف دلنشینی نیست
سطری ست که نباید خوانده شود
خطی ست که باید سرسری گرفت
"اگر دنیا تو را نداشت..." را دوست ندارم
بدون تو این دنیا جهنم است
تا آدم ها
آدم ها را شکنجه کنند
نسل ها منقرض شود
و درد و زخم و تنهایی
همه را از پای درآورد
.
#حمید_جدیدی
از میان متن های قدیمی
.
.
خلاصه اگر دنیا تو را نداشت
همه چی بهم می ریخت!
والا...
با این دنیاشون!
.
Read more
↴ <span class="emoji emoji1f3a7"></span>موزیک جدید ‌ <span class="emoji emoji1f3bc"></span>‌نام قطعه: مرهم <span class="emoji emoji1f539"></span>خواننده: فریدون آسرایی <span class="emoji emoji1f538"></span>ترانه‌سرا: حمید چشم آور <span class="emoji emoji1f538"></span>آهنگ و ...
Media Removed
موزیک جدید ‌ ‌نام قطعه: مرهم خواننده: فریدون آسرایی ترانه‌سرا: حمید چشم آور آهنگ و تنظیم: وحید مهراد میکس و مستر: رضا پور رضوی ویولن: علی جعفری پویان گیتار: کیان دارات طراحی کاور: پوریا برنجیان عکاس: نسیم خسروانی @hamidcheshmavar @vahidmehraad @rezapourrazavi @alijafaripouyan @kiandarat @pooriea @nasim_khosravani_ ‌ لینک ...
🎧موزیک جدید

🎼‌نام قطعه: مرهم
🔹خواننده: فریدون آسرایی
🔸ترانه‌سرا: حمید چشم آور
🔸آهنگ و تنظیم: وحید مهراد
🔸میکس و مستر: رضا پور رضوی
🔸ویولن: علی جعفری پویان
🔸گیتار: کیان دارات
🔸طراحی کاور: پوریا برنجیان
🔸عکاس: نسیم خسروانی
@hamidcheshmavar
@vahidmehraad
@rezapourrazavi
@alijafaripouyan
@kiandarat
@pooriea
@nasim_khosravani_

لینک دانلود مستقیم آهنگ در کانال تلگرام:
https://t.me/fereydounasraeinews/6319


✍متن ترانه‌ی «مرهم» :

سکوتت پُر از حرفِ اما صدات
هنوزم توی گوشِ این مَردُمه
حضورت یه جوری صدا کرده که
سکوتت توی این هیاهو گُمه

فقط با جلال و شکوهِ صدا
می‌شه به مقامی که باید رسید
تو دنیایی که هیچی دیدن نداشت
می‌شد دیدنی‌ها رو پیشِ تو دید

کسی می‌شه اسطوره‌ی مَردُمِش
که دنیاشو پای هنر باخته
کسی که یه عمره با رنگِ صداش
تو ذهنِ همه خاطره ساخته

نیاد روزگاری که این روزگار
غرورِ هنرمندشو بشکنه
اگه بشکنه بغضِ این حنجره
زمین و زمانو به هم می‌زنه

اگه هر چی دار و ندارِ منه
بریزم به پای تو بازم کمه
چی جز عُمری که پای ما ریختی
واسه زخمای مَردُمِش مَرهَمه...


#فریدون_آسرایی #آهنگ_جدید #مرهم
#fereydounasraei
#fereydoun_asraei
#fereydoun
@fereydoun_asraei
Read more
. همه خوردند و برفتند و بماندم من و تو چو مرا یافته‌ای صحبت هر خام مجو همه سرسبزی جان تو ز اقبال دل است هله ...
Media Removed
. همه خوردند و برفتند و بماندم من و تو چو مرا یافته‌ای صحبت هر خام مجو همه سرسبزی جان تو ز اقبال دل است هله چون سبزه و چون بید مرو زین لب جو پر شود خانه دل ماه رخان زیبا گرهی همچو زلیخا گرهی یوسف رو حلقه حلقه بر او رقص کنان دست زنان سوی او خنبد هر یک که منم بنده تو هر ضمیری که در او آن شه تشریف دهد هر سوی ... .
همه خوردند و برفتند و بماندم من و تو
چو مرا یافته‌ای صحبت هر خام مجو
همه سرسبزی جان تو ز اقبال دل است
هله چون سبزه و چون بید مرو زین لب جو
پر شود خانه دل ماه رخان زیبا
گرهی همچو زلیخا گرهی یوسف رو
حلقه حلقه بر او رقص کنان دست زنان
سوی او خنبد هر یک که منم بنده تو
هر ضمیری که در او آن شه تشریف دهد
هر سوی باغ بود هر طرفی مجلس و طو
چند هنگامه نهی هر طرفی بهر طمع
تو پراکنده شدی جمع نشد نیم تسو
هله ای عشق که من چاکر و شاگرد توام
که بسی خوب و لطیف است تو را صورت و خو
گر می مجلسی و آب حیات همه‌ای
همه دل گشته و فارغ شده از فرج و گلو
هله ای دل که ز من دیده تو تیزتر است
عجب آن کیست چو شمس و چو قمر بر سر کو
آنک در زلزله او است دو صد چون مه و چرخ
و آنک که در سلسله او است دو صد سلسله مو
هفت بحر ار بفزایند و به هفتاد رسند
بود او را به گه عبره به زیر زانو
او مگر صورت عشق است و نماند به بشر
خسروان بر در او گشته ایاز و قتلو
فلک و مهر و ستاره لمع از وی دزدند
یوسف و پیرهنش برده از او صورت و بو
همه شیران بده در حمله او چون سگ لنگ
همه ترکان شده زیبایی او را هندو
لب ببند و صفت لعل لب او کم کن
همه هیچند به پیش لب او هیچ مگو
#مولانا
Read more
هو <span class="emoji emoji1f4dd"></span>..ای رفیق بکوش تا به ولایت اولیاء الهی دست یابی که اولیاء الله چون ریشه ایی دارند که خداست , تو را ...
Media Removed
هو ..ای رفیق بکوش تا به ولایت اولیاء الهی دست یابی که اولیاء الله چون ریشه ایی دارند که خداست , تو را به سوی او می برند وتنها راه رسیدن به توحید همان راه ولایت است که ولایت بر محور توحید است ولذا ولایت و توحید حصن حصین الهی است که "کلمة لا اله الا الله حصنی , فمن دخل حصنی أمن من عذابی" و "ولایة علی ابن ... هو 📝..ای رفیق بکوش تا به ولایت اولیاء الهی دست یابی که اولیاء الله چون ریشه ایی دارند که خداست , تو را به سوی او می برند وتنها راه رسیدن به توحید همان راه ولایت است که ولایت بر محور توحید است

ولذا ولایت و توحید حصن حصین الهی است که
"کلمة لا اله الا الله حصنی , فمن دخل حصنی أمن من عذابی"
و
"ولایة علی ابن ابیطالب حصنی فمن دخل حصنی أمن من عذابی" 🔸در قوس نزول از توحید آمده ایی و در " انا الیه راجعون " نیز باید به ولایت بدان برسی که:
دو سر خط حلقه ی هستی
در حقیقت به هم تو پیوستی

آن که فرمود:
دلت را با دل من آشنا کرد
نه تو کردی نه من کردم خدا کرد 🔸یعنی دوستی بر محور ولایت و توحید است
عزیزم باید دل به ولایت مولایت بدهی وبه عرض اقدسش همان را تقدیم کنی که مولایم در ابیات تبری به آن اشاره فرمود:

من كي هسّمه كه بووم تر خوامه‏
من چى هسّمه كه بووم ته فدامه‏

شه خودّه كه أشمه اتّا گدامه‏
ته سايه كه مه سر دره پادشامه

_____________
📚شرح مراتب طهارت/جلد دوم
👤استاد صمدی آملی حفظه الله
Read more
@aida__moradian‌ ‌‌ درس زندگي را به جز با تجربه نتوان آموخت!اما قبل از همه مي بايد بهاي آن را پرداخت.تصميم ...
Media Removed
@aida__moradian‌ ‌‌ درس زندگي را به جز با تجربه نتوان آموخت!اما قبل از همه مي بايد بهاي آن را پرداخت.تصميم گرفتم بهاي بودن را بپردازم.اما، بلند پرواز كنم.حقارتها و زشتيها را نبينم.از خستگي و ناتوانيها فغان برنياورم.اسمها را فراموش كنم،صفتها را به خاطر بسپارم.به صحنه اي كه در كودكي مرا راه ... @aida__moradian‌
‌‌
درس زندگي را به جز با تجربه نتوان آموخت!اما قبل از همه مي بايد بهاي آن را پرداخت.تصميم گرفتم بهاي بودن را بپردازم.اما، بلند پرواز كنم.حقارتها و زشتيها را نبينم.از خستگي و ناتوانيها فغان برنياورم.اسمها را فراموش كنم،صفتها را به خاطر بسپارم.به صحنه اي كه در كودكي مرا راه نداده بودند،وارد شوم و نقشي را كه در آن برگزيده ام،ايفا كنم
_ايران درودي-كتاب در فاصله ي دو نقطه..! صفحه‌ی ٧٨
————
براي ايران درّودي و تلاش رنگينش
پیش از تو صورتگران بسیار
از آمیزه‌ی برگ‌ها آهوان برآوردند؛

یا در خطوطِ کوهپایه‌یی رمه‌یی
که شبان‌اش در کج و کوجِ ابر و ستیغِ کوه نهان است؛
یا به سیری و سادگی
در جنگلِ پُرنگارِ مه‌آلود
گوزنی را گرسنه
که ماغ می‌کشد.
تو خطوطِ شباهت را تصویر کن:
آه و آهن و آهکِ زنده
دود و دروغ و درد را. ــ
که خاموشی تقوای ما نیست.

سکوتِ آب
می‌تواند خشکی باشد و فریادِ عطش؛
سکوتِ گندم
می‌تواند گرسنگی باشد و غریوِ پیروزمندِ قحط؛
همچنان که سکوتِ آفتاب ظلمات است ــ
اما سکوتِ آدمی فقدانِ جهان و خداست:
غریو را
تصویر کن!
عصرِ مرا
در منحنی‌ تازیانه به نیش‌خطِ رنج؛
همسایه‌ی مرا
بیگانه با امید و خدا؛
و حرمتِ ما را
که به دینار و درم برکشیده‌اند و فروخته.

تمامی‌ِ الفاظِ جهان را در اختیار داشتیم و
آن نگفتیم که به کار آید
چرا که تنها یک سخن یک سخن در میانه نبود:
ــ آزادی!
ما نگفتیم
تو تصویرش کن!

احمد شاملو
١٣٥١/١٢/١٤
_______
كتاب زندگي ايران درّودي را بخوانيم چه در عرصه هنر فعاليم يا نه دانستن زندگي آدمهاي اين سرزمين نه تنها از ما چيزي كم نميكند بلكه به داشته هايمان اضافه هم ميكند.
Read more
🧓<span class="emoji emoji1f475"></span> گاهی پیش میاد که وقتی جسمی و روحی خسته هستی و احساس میکنی مخت به یه پیرمرد پیر بازنشسته تبدیل شده ...
Media Removed
🧓 گاهی پیش میاد که وقتی جسمی و روحی خسته هستی و احساس میکنی مخت به یه پیرمرد پیر بازنشسته تبدیل شده و هیچ کاری ازش بر نمیاد جز این که بشینه کنج جمجمت و غصه بخوره، یه دفعه میرسی به یه آبادی که وقتی میبینیش احساس میکنی اون پیرمرد داره تو مخت داد میزنه "گور پدر همه چی! بشین گوشه همین آبادی و مه رو تماشا کن" ... 🧓👵
گاهی پیش میاد که وقتی جسمی و روحی خسته هستی و احساس میکنی مخت به یه پیرمرد پیر بازنشسته تبدیل شده و هیچ کاری ازش بر نمیاد جز این که بشینه کنج جمجمت و غصه بخوره، یه دفعه میرسی به یه آبادی که وقتی میبینیش احساس میکنی اون پیرمرد داره تو مخت داد میزنه "گور پدر همه چی! بشین گوشه همین آبادی و مه رو تماشا کن"
اینجا یه روستاس بین راه داماش به دیلمان که چند روز پیش بعد از خستگی جسمی از فیلمبرداری و گرما تو جیرفت و خستگی روحی از اوضاع اجتماعی کشور از کنارش رد شدم و کلی حالم رو خوب کرد😊
نکته۱: اگه میخواید از این مسیر بیاید شمال باید از لوشان از اتوبان خارج بشید و به سمت جیرنده، داماش، دیلمان و سیاهکل ادامه مسر بدید.
نکته۲: اگر از جاده خاکی خوشتون نمیاد اصلا این مسیر رو پیشنهاد نمیکنم.
نکته۳: یه ویدیو از این جاده میزارم تو استوری، ببینید تا نرفته. خیلی رمانتیکه.
.
.
.
راستی به لینک های این زیر هم توجه کنید👇
.
وب سایت رسمی من
www.mehdikavandi.com
اینستاگرام انگلیسی
@mate_kava
کانال یوتیوب
www.youtube.com/user/kavandimehdi
پیج فیسبوک
www.facebook.com/matekava.travelshow
لینک آپارات
www.aparat.ir/mehdi.kavandi
کانال تلگرام
http://t.me/mehdi_kavandi .
.
.
.
.
.
.
.
.
.
#سفر #سفرنامه #جهانگردی #جهانگرد #بکپکر #مستندساز #مستند #کمدی #گردش #گردشگری #نویسنده #منوتو #منوتوپلاس #کوله_گردی #ایرانگردی #مسافرت #مسافر #تور #مرز #پاسپورت #جهان #جاذبه_گردشگری #ماجراجویی #گردشگر #تفریح #کلیپ #طنز #خنده_دار #هتل #بلیط
Read more
. یک لحظه و یک ساعت دست از تو نمی‌دارم زیرا که تویی کارم زیرا که تویی بارم از قند تو می نوشم با پند تو ...
Media Removed
. یک لحظه و یک ساعت دست از تو نمی‌دارم زیرا که تویی کارم زیرا که تویی بارم از قند تو می نوشم با پند تو می کوشم من صید جگرخسته تو شیر جگرخوارم جان من و جان تو گویی که یکی بوده‌ست سوگند بدین یک جان کز غیر تو بیزارم از باغ جمال تو یک بند گیاهم من وز خلعت وصل تو یک پاره کلهوارم بر گرد تو این عالم خار سر دیوار ... .
یک لحظه و یک ساعت دست از تو نمی‌دارم
زیرا که تویی کارم زیرا که تویی بارم
از قند تو می نوشم با پند تو می کوشم
من صید جگرخسته تو شیر جگرخوارم
جان من و جان تو گویی که یکی بوده‌ست
سوگند بدین یک جان کز غیر تو بیزارم
از باغ جمال تو یک بند گیاهم من
وز خلعت وصل تو یک پاره کلهوارم
بر گرد تو این عالم خار سر دیوار است
بر بوی گل وصلت خاری است که می خارم
چون خار چنین باشد گلزار تو چون باشد
ای خورده و ای برده اسرار تو اسرارم
خورشید بود مه را بر چرخ حریف ای جان
دانم که بنگذاری در مجلس اغیارم
رفتم بر درویشی گفتا که خدا یارت
گویی به دعای او شد چون تو شهی یارم
دیدم همه عالم را نقش در گرمابه
ای برده تو دستارم هم سوی تو دست آرم
هر جنس سوی جنسش زنجیر همی‌درد
من جنس کیم کاین جا در دام گرفتارم
گرد دل من جانا دزدیده همی‌گردی
دانم که چه می جویی ای دلبر عیارم
در زیر قبا جانا شمعی پنهان داری
خواهی که زنی آتش در خرمن و انبارم
ای گلشن و گلزارم وی صحت بیمارم
ای یوسف دیدارم وی رونق بازارم
تو گرد دلم گردان من گرد درت گردان
در دست تو در گردش سرگشته چو پرگارم
در شادی روی تو گر قصه غم گویم
گر غم بخورد خونم والله که سزاوارم
بر ضرب دف حکمت این خلق همی‌رقصند
بی‌پرده تو رقصد یک پرده نپندارم
آواز دفت پنهان وین رقص جهان پیدا
پنهان بود این خارش هر جای که می خارم
خامش کنم از غیرت زیرا ز نبات تو
ابر شکرافشانم جز قند نمی‌بارم
در آبم و در خاکم در آتش و در بادم
این چار بگرد من اما نه از این چارم
گه ترکم و گه هندو گه رومی و گه زنگی
از نقش تو است ای جان اقرارم و انکارم
تبریز دل و جانم با شمس حق است این جا
هر چند به تن اکنون تصدیع نمی‌آرم

#مولانا
Read more
. هوا مه آلوده ، رد بخارِ نفسام تو هوا ملوم نیس ، تنها نشونم از راه،جدول کنار خیابونیه که پا به پای تنهاییم ...
Media Removed
. هوا مه آلوده ، رد بخارِ نفسام تو هوا ملوم نیس ، تنها نشونم از راه،جدول کنار خیابونیه که پا به پای تنهاییم میاد..نه راه پیداس نه حتی بی راهه ای،نه عزیزمی،نه سلامی و نه حتی صدایی..توهم که نیمدی .. این منم ، پسری ایستاده تو امتداد خیابونِ یه زمستون ، از فصلا لبریز ، از فاصله ها سرشار..اونور دلواپسیا..اونور ... .
هوا مه آلوده ، رد بخارِ نفسام تو هوا ملوم نیس ، تنها نشونم از راه،جدول کنار خیابونیه که پا به پای تنهاییم میاد..نه راه پیداس نه حتی بی راهه ای،نه عزیزمی،نه سلامی و نه حتی صدایی..توهم که نیمدی ..
این منم ، پسری ایستاده تو امتداد خیابونِ یه زمستون ، از فصلا لبریز ، از فاصله ها سرشار..اونور دلواپسیا..اونور تنهایی..دارم جاده ی مه گرفته ی بی انتهایی رو بی تو پیاده را میرم..پاهام رو آسفالت سرد جاده ، من وسط حجم لطیفِ ابرا..توهم که نیستی ..
طوری نیس ، من که عادت دارم..تو که میدونی زمستون که میاد من فقد یکم تنهاترم ..
چارده زمستون عه که با یه دسته گل تو دستم به نیمکتای دو نفره خالی سلام میدم..چارده زمستون عه که به احترام درخت، یه خیابون سکوت میکنم..چارده زمستونه که نمیای و چارده زمستونه که دلتنگِ اومدنتم .. بگو از من تا چشمات چن تا زمستون دیگه فاصله مونده؟..چقد عشق صبوری میخواد..چقد فاصله پیداست..چقد عشق اینجاست.. غمت نباشه فاصله ها حریفمون نیستن ..
بارون میاد ، نمناکی آسفالتِ بارون خورده٬بوی چشمامو میده..بارون میباره..ته سیگارِ گوشه پیاده رو تو جوب آب میرقصه.. باید دیماه باشه ..
بیا..بیا باهم خدارو به تماشای عشق بنشونیم..بیا واسم حرف بزن،تو امتداد خیابونی بی انتها تا آخر زمستون،تا آخر دنیا بات قدم میزنم..باهم به نیمکتای دونفرهِ شهر سلام میکنیم..اصلا به هرکی تنها بود سلام میدیم..بیا و تو فقد حرف بزن.گوش میدم،یاد میگیرم ..
بخند ، هِی بخند ..تو که یبار بخندی ، لبخندای نزده ی بیست و یه تحویل سالِ من یجا تلافی میشه..عیدم وختی میاد که تو خندیده باشی ..
تو که تعبیر پاییزای رفته ای..تو که بهار نیمده ای..دارم اینجا پا به پای درختای مرده نیمدنتو نگا میکنم..من منتظرتم،حالا تو بازم نیا..من دوباره منتظرت میمونم.شاهدمونم همین درختای مرده ..
تو هی نیا..من باز زیر بارون با چشای خیس آسمونو نگا میکنم..دلگیر نباش..بارون که بیاد کسی اشکامو نمیبینه..فقد تو دعای بارونو یادت نره ..
یه شب زمستونیِ سرد بیخبر بیا..از بارون و پرنده ی خیس و از نیمکتای دونفرهِ خالی٬ سراغ پسریو بگیر که سالها قبل از اینکه بشناسیش..قبل اینکه بدونی..دختر متناش شدی ..
#عـلـیـرضـا
Read more
امدم مجلس ختمه خودم همه بودن همه اونایی که نمی دونستم عشق من توو دلشون وجود داره تو بلندگو همش اسمه ...
Media Removed
امدم مجلس ختمه خودم همه بودن همه اونایی که نمی دونستم عشق من توو دلشون وجود داره تو بلندگو همش اسمه من تکرار میشد حسه خیلی عجیبی بود چقدر از خوبیهام می گفت صدای گریه ی خانما بلند که می گفت: آهسته چقدر دوست دارمو واقعا اون خانم، عاشقم بوده واه چه حالی بودم همش از خوبیم می گن و ای کاشهاییکه ... امدم مجلس ختمه خودم
همه بودن
همه اونایی که نمی دونستم
عشق من توو دلشون وجود داره
تو بلندگو همش اسمه من تکرار میشد
حسه خیلی عجیبی بود
چقدر از خوبیهام می گفت
صدای گریه ی خانما بلند
که می گفت:
آهسته
چقدر دوست دارمو واقعا اون خانم، عاشقم بوده
واه چه حالی بودم
همش از خوبیم می گن
و
ای کاشهاییکه از رفتن ناهنگامم می گفتن
یادگاری هائیکه از من
پس از رفتن من ساخته بودن
از صمیمیت دوران حیاتم
روح من غلغلکش می امد
یکی می گفت:فلک گلچینش کرد
یکی گفت:معرفت فقط تو این مرد خلاصه می شد
دو نفر هم گفتن
این اواخر دیدن
که هوای دل من
یه جور دیگه شده بود
خلاصه
تو چهرم نوردیده بودن
شانس اوردن معلوم نبودم
وگرنه همه فکر می کردن دیونم یا امدم نمایشه کمدی
یک نفر هم می گفت:
من و اون چه صمیمی بودیم
عجیب بود
آخرین بار سه سال پیش با هم ارتباط داشتیم
یک نفر گلاب اورد و کتاب قرآن
که بخونن و ثوابشو برسونن به من
همه بر می داشتن
اما نمی دونم برای چی فقط لایه کتابو باز می کردن!!! اونکه صدبار پشته سرم به دروغ و بدگویی کرده بود
اون گوشه دیدمش
من رفتم کنارش
با گریه از خوبیهام می گفت
اون که هر روز می دونست به من بدهکاره
می امد، اما حرفی از بدهیش نمی زد
امد با لباس مشکی
خرما برداشتو
هیچ ذکری هم نگفت
گفت این اواخر یه پول بهش داده بودم
که باهاش کار کنه چون آدمه امینی بود!!!
اینجا بود یه نور امد
گفتم
نور
فرصتی می خوام
گفت:
می شه برگردی
روح من رفت کنار منبر
آروم به واعظ فهموند
این جمع منو می خوان
فرصتی گرفتم
که بر گردم
با اینکه بعضی هاشونم نقش بازی می کردن اما بودن، کساییکه نمی دونستم این همه منو دوست دارن،
روح من طاقته این همه گریرو نداره
واعظ آهسته گفت
معذرت می خوام
گویا شادروان مرحوم
زنده هستند هنوز
یه خانم جیغ کشید و غش کرد
آره، همونکه منو همش عشقم صدا می زد !!!
و همونیکه بدهکار بود به من
مضطرب، رفت که رفت
یه نفرم گفت:که تکلیف منو روشن کن
اگر مُرد خبر بدید خدمت برسیم
مجلس ختم عزیزی دیگه باید بریم
اینجا بود که از خواب پریدم !!!
رسم همین بوده
ما واسه همین موضوع ها می ریم
با کلی ناراحتی!!!
کار ما نیست
بریم دله ناراحتو
شاد کنیم
کار ما گریه یا ثواب خریدن برایه مرحومان بوده و هست
خلاصه تو خواب دیدم
بد از اون موضوع
واعظ امد پایین
مجلس ختم از همه خالی شد
کجا رفتن نمی دونم
داشتم به خوابم فکر می کردم که
نور تو بیداری، از من پرسید:
بگو؟!؟ می آی؟!؟
یا با جمع اطرافیانه خودت می مونی ؟!؟
چه سوال سختی؟!؟
شوک بودم از مَردُمه زنده کشه مرده پرست
امیدوارم
شاد و موفق باشید
دوستون دارم
علیرضا رحمانی🍂
Read more
تقدیم به ساحت ملکوتی قطب عالم امکان حضرت صاحب الزمان عج هرچه میتابی بتاب ای ماه عالم تاب من پرده بردار ...
Media Removed
تقدیم به ساحت ملکوتی قطب عالم امکان حضرت صاحب الزمان عج هرچه میتابی بتاب ای ماه عالم تاب من پرده بردار از رخت ای بهترین مهتاب من هرچه خواهی رد کن اما ردنکن این بنده را بنده ی درمانده ی بیچاره ی شرمنده را هرچه میباری ببار ای ابر رحمت برسرم من کویر تشنه ام آقا مرانی از درم هرچه میرانی بران اما نران ... تقدیم به ساحت ملکوتی قطب عالم امکان حضرت صاحب الزمان عج
هرچه میتابی بتاب ای ماه عالم تاب من
پرده بردار از رخت ای بهترین مهتاب من
هرچه خواهی رد کن اما ردنکن این بنده را
بنده ی درمانده ی بیچاره ی شرمنده را
هرچه میباری ببار ای ابر رحمت برسرم
من کویر تشنه ام آقا مرانی از درم
هرچه میرانی بران اما نران از کوی خود مست و مجنونم کنی بایک خم ابروی خود
هرچه میبینی ببین اما نبین بار گنه
ای به شام تار من روی تو چون سیمای مه
هرچه میخواهی بزن اما نزن با دست رد بر دل شیدای ما رنج و فراق بی عدد
هرچه میخواهی بکش اما نکش دامن ز من
ای حبیب ای آشنا ای حضرت یابن الحسن
هرچه میگویی بگو اما نگو دیگر نیا
منتقم تعجیل کن با ذکر یا زهرا بیا
هرچه میخوانی بخوان اما نخوان اعمال من
روسیاه و نادمم ای باخبر از حال من
هرچه میسوزم بسوزان ازفراق آقای من
ای چراغ انجمن ای روشن شبهای من
هرچه میجویی بجو اینجا کسی عاشق نشد
بهر عشقت نازنین اینجا کسی لایق نشد
هرچه تنهاتر شدم تنها تورا کم داشتم
درمیان هر قنوت از عشق تو غم داشتم
هرچه خوبی کرده ای آقا بدی کردم ولی
ما گداییم و تو مولا آخرین نور علی
هرچه میگیری بگیر اما نگیر این اشک را
روضه های حضرت سقای صاحب مشک را

اللهم عجل لولیک الفرج والعافیه والنصر.
در پناه مولایمان اقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف.
Read more
تو مرا به باد داده ایی باد مرا با خودش برد فرسنگ ها دورتر در آنسوی دره ها بالا ی کوه هادر میان برفها ...
Media Removed
تو مرا به باد داده ایی باد مرا با خودش برد فرسنگ ها دورتر در آنسوی دره ها بالا ی کوه هادر میان برفها مرا رها کرد من سردم بود شب در مه ای غلیظ مهتاب را پنهان کرده بود گرگ ها،زوزه هایشان را گم کرده بودند صبح با تلالو خورشید با برف ها آب شدم از کوه سرازیر شدم به دریا ریختم در دریا غوطه ور بودم خورشید ... تو مرا به باد داده ایی
باد مرا با خودش برد
فرسنگ ها دورتر
در آنسوی دره ها بالا ی کوه هادر میان برفها مرا رها کرد
من سردم بود
شب در مه ای غلیظ
مهتاب را پنهان کرده بود
گرگ ها،زوزه هایشان را گم کرده بودند
صبح با تلالو خورشید
با برف ها آب شدم
از کوه سرازیر شدم به دریا ریختم
در دریا غوطه ور بودم
خورشید درست در وسط آسمان بود
که به میانه ی اقیانوس رسیدم
من خورشید را دیدم که آرام آرام در اقیانوس خودش را غرق میکرد
و آنگاه طوفان شد
اقیانوس مرا به درون خودش کشید
من در. اعماق آب دیدم
خورشید را که اشک می ریزد
و مسیری را نگاه می کرد
که هروز از کنار مهتاب میگذرد
بی انکه بتواند او را ببوسد

صبح که چشم باز کردم برفراز جنگل ها
قطره ی بخار شده ایی بودم
درآسمان بیهوده می چرخیدم
جایی ناگهان دوباره سردم شد
باریدم
باریدم
بر درختان جنگل
آنقدر باریدم
که سیل آمد
من جنگل را شستم
استخوانهای زیر خاک را شستم
من رد پا ها را شستم
امروز مردابی بزرگ
در دره ایی دور افتاده
که هرروز. از میان گل وخون و استخوان هایم،
گل می روید
.
تو مرا به باد داده ایی
و باد امروز
بوی تعفن ام را
با خودش می برد
اما عطر گل هارا نه
.
#پوریاقاسمی_پور .
#شعر #هایی #برای #دیوار
Read more
<span class="emoji emoji1f342"></span> تو توی هر فصل و هوا و حالی كه می خوای بمون ،منو اما تو هر نشونه ای از پاییز و زمستون جا بذار.. تو تن لرزه ...
Media Removed
تو توی هر فصل و هوا و حالی كه می خوای بمون ،منو اما تو هر نشونه ای از پاییز و زمستون جا بذار.. تو تن لرزه های گرگ و میش صبح ،كه هیچوقت به طلوع نرسه ؛ كه اگه بخوای دستامو بگیری ،تو آستین لباسم دنبالش بگردی ،یا بذاری گم بشن تو جیب هات ،یعنی اونقدی جیب هاتو بزرگ بگیر كه چند فصل گم بشه دستام و فقط تو پیداشون كنی.. یا ... 🍂
تو توی هر فصل و هوا و حالی كه می خوای بمون ،منو اما تو هر نشونه ای از پاییز و زمستون جا بذار..
تو تن لرزه های گرگ و میش صبح ،كه هیچوقت به طلوع نرسه ؛
كه اگه بخوای دستامو بگیری ،تو آستین لباسم دنبالش بگردی ،یا بذاری گم بشن تو جیب هات ،یعنی اونقدی جیب هاتو بزرگ بگیر كه چند فصل گم بشه دستام و فقط تو پیداشون كنی..
یا هر موقع كه نگام می كنی ،بدونم عكست افتاده رو هزار هزار شبنم مه روی مژه ها مو ها و ابروهام و خیالم راحت بشه ازین انتشار بی ملاحظه ت ،حتی رو قطره های اكسیژنی كه می فرستم تو ریه هام ،كه بدونم تو در من منتشری.. تو توی هر فصل و هوا و حالی كه می خوای بمون ،اما پاییز به پاییز و زمستون به زمستون بیا وسط لرزهای مدام اما خفیف تنم بغلم كن و بذار رد قرمز رژ همیشه لب پر شدم ،بمونه حوالی نرمه گوشت ،كه حالا تصادفی وسط عبورم ازون مسیر ،شنیده باشی چقدر دوستت دارم.. #یادته_پاییز_بود😍

پ.ن متن از ساناز نازنین
@ordinary_sanaz
Read more
 #بازنشر! . یوسف همه مردم را جمع کرد و به آنها گفت: « سالها پیش کتابی را برای پوتیفار میخواندم که آینده ...
Media Removed
#بازنشر! . یوسف همه مردم را جمع کرد و به آنها گفت: « سالها پیش کتابی را برای پوتیفار میخواندم که آینده مصر را پیشگویی کرده بود. در آن کتاب‌ نوشته بود : روزی میرسد که ثروتمندان به بند بردگی کشیده میشوند و بردگان بر سرنوشت خود حاکم و آزاد میشوند. و ادامه داد حالا همان زمان رسیده .‌.. من همه شما را ... #بازنشر!
.
یوسف همه مردم را جمع کرد و به آنها گفت:
« سالها پیش کتابی را برای پوتیفار میخواندم که آینده مصر را پیشگویی کرده بود. در آن کتاب‌ نوشته بود :
روزی میرسد که ثروتمندان به بند بردگی کشیده میشوند و بردگان بر سرنوشت خود حاکم و آزاد میشوند.
و ادامه داد
حالا همان زمان رسیده .‌.. من همه شما را آزاد میکنم .. بجز ثروتمندان و سرمایه دارانی که روزگاری از دست رنج مردم برای خود کاخ ساختند و سرمایه اندوختند .. » .
لاوی، برادر یوسف که در گوشه ای ایستاده بود و  سخنان عزیز مصر را میشنید گفت: سخنان عزیز مصر بی شباهت به سخنان انبیا الهی نیست !
و کسی که کنار او ایستاده بود این جواب را داد: او  #ناجیِ مصر است ...
.
.
.
.
.
.
خدایا
ما میدانیم
میرسد زمانی که تمام مردم گوش فرا میدهند به سخنان #عزیز_جهان .. زمانی که وعده آزادی تمام مردم را میدهد .. تمام مظلومان و شیعیان .. روزی که وعده آزادی همه را میدهد #الا ستمگران و ثروتمندانی که خون ریختند و کاخ ساختند .. انسان سوزاندند و پول و شهوت و هوس شخم زدند .. عدالت را لگدمال کردند و بنیان زندگی صدها خانواده را در هم ریختند ..
.
.
.
خدایـا
اگر یوسف‌ نبی الله بود ، مهـدی(عج) خلیفه الله است !
اگر جمال یوسف یک مصر را مبهوت خود کرده بود ، جمال مهـدی(عج) یک جهان را مبهوت خود می‌کند !
و اگر یوسف‌ منجی یک مصر بود ، مهـدی(عج) منجی یک جهان است ...
.
ما مهدی را میخواهیم خدایا...
ما آیینه تجلی‌ جمال تو را گم کردیم...
تا به کی کاسه گدایی دست بگیریم و بچرخیم و بچرخیم بدنبال یافتن یوسف زمانمان ..
.
برادران یوسف میگفتند آنقدر بد شدیم که خدا حتی‌ توفیق توبه هم از ما سلب کرده...
یارب! توفیق‌ توبه را از ما نگیری .. که توبه به درگاه تو تنها راه ما برای دیدن چهره دلربای مهـدی(عج) است ....
.
.
حرف آخر!
[ مردم مصر! ما یوسفی میشناسیم که از یوسف شما هم زیباتر و رئوف تر و دلرباتر است!
فقط صبر کنید که بیاید... یک جهان قرار است انگشت ببُرَد و محو تماشای جمال و عدالت الهی‌اش شود ...]
.
#الهی_العفو .....
#یعقوب‌ترین‌چشم‌جهان‌قسمت‌من‌باد
#چون‌یوسف‌گمگشته‌من‌یوسف‌زهراست ..
#بخوان_دعای_فرج_را_دعا_اثر_دارد
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
.
Read more
<span class="emoji emoji2764"></span>️ . . . آبـان هوایش غرق دلتنگیست عطرِ تو را در مشت خود دارد فهمیده خیلی ‌دوستت دارم هی‌ پشتِ ...
Media Removed
️ . . . آبـان هوایش غرق دلتنگیست عطرِ تو را در مشت خود دارد فهمیده خیلی ‌دوستت دارم هی‌ پشتِ هم با عشق میبارد ... . . آبان از اول هم مـُردد بود عطر تو را جـاری کند یا نه میخواست لبریزت شوم اما اینگونه باران گرد و ‌رسوا.. نه او دیده بود از اولِ پایی‍ـز هرشب به یادت شعر میخوانم فهمیده‌ ... ❤️
.
.
.
آبـان هوایش غرق دلتنگیست
عطرِ تو را در مشت خود دارد
فهمیده خیلی ‌دوستت دارم
هی‌ پشتِ هم با عشق میبارد ...
.
.
آبان از اول هم مـُردد بود
عطر تو را جـاری کند یا نه
میخواست لبریزت شوم اما
اینگونه باران گرد و ‌رسوا.. نه

او دیده بود از اولِ پایی‍ـز
هرشب به یادت شعر میخوانم
فهمیده‌ بودم زیرِ این بـاران
تو میروی من خیـس میمانم ...
.
.
آبان شدم در اوجِ بی مهـری
ابـری شدم اما نمیبارم
بعد از تو این پاییـزِ لا کردار
گفته هوای بدتـری دارم ...
.
.
. آنقدر از عشقـت نوشتم که
ما دسته جمعی ‌عاشقت هستیم
دروازه ی این شهرِ عاشق را
جز تـو به روی هر کسی بستیم ...
.
.
.
باران امشب بهتر از قبل است
جوری که فکـرش را ‌نمیکردی ..
آبـان خبرهای خوشی دارد
شاید به پای قصـه ‌برگردی ... .
.
.
#مریم_قهرمانلو
@maryamghahremanloo .
.
#عکس_نوشته
#عاشقانه
#پاییز
#دلتنگی
#دوست_داشتن
#خاص
Read more
<span class="emoji emoji26ab"></span><span class="emoji emoji1f535"></span> #آرشیو . به مناسبت تولد 77 سالگی ماریو کورسو اسطوره اینتر<span class="emoji emoji1f499"></span>🖤 . سلام ماریوی عزیز حالت چطوره؟امیدوارم ...
Media Removed
#آرشیو . به مناسبت تولد 77 سالگی ماریو کورسو اسطوره اینتر🖤 . سلام ماریوی عزیز حالت چطوره؟امیدوارم خوب خوب باشی،راستش خیلی دلم برات تنگ شده اما حالا حالاها دلم نمیخواد ببینمت،میدونم که دلیلشو میدونی... . یادش بخیر اون روزا میگفتن خدا از نظرها غایبه ولی من قسم می خورم که پای خدارو دیدم... پای ... ⚫🔵
#آرشیو
.
به مناسبت تولد 77 سالگی ماریو کورسو اسطوره اینتر💙🖤
.
سلام ماریوی عزیز حالت چطوره؟امیدوارم خوب خوب باشی،راستش خیلی دلم برات تنگ شده اما حالا حالاها دلم نمیخواد ببینمت،میدونم که دلیلشو میدونی...
.
یادش بخیر اون روزا میگفتن خدا از نظرها غایبه ولی من قسم می خورم که پای خدارو دیدم...
پای چپ خدارو...با همین دو تا چشمام...یادم میاد هیچکس نبود که از پای چپ تو ترس نداشته باشه،حتی دینو زوفی که بهترین دروازه بان اون زمان بود یادمه یه بار گفت که تو این دنیا از هیچ چیز به اندازه ضربات کاشته ی تو نمیترسه.
.
هنوزم که هنوزه تو رو یکی از بهترین چپ پاهای تاریخ ایتالیا میدونن...بازی های طلایی تو رو تو تیم افسانه ای هررا خیلی خوب یادم میاد و انقد از تو برای پسرم لورنزو تعریف می کردم که حد نداشت...اشکات رو بعد از خوندن سرگذشتم هیچوقت از یاد نخواهم برد...اون روزی که لورنزو به خونه ی تو اومد و از بزرگ ترین هوادارت برات صحبت کرد...از مردی که مرگ رو به زندگی در تالار آینه ترجیح داد...مردی با ساعتی یخ زده بر مچ...با بلیط هایی رنگ و رو رفته تو جیب و بقچه ای از خاطراتی قدیمی تو کنج قلبش
.
بی خیال رفیق دلم نمیخواد تو روز تولدت اوقاتت رو تلخ کنم. این نامه رو صرفا برای این نوشتم که بدونی دل همه ی ما تو این دنیا برات تنگ شده. از همه بیشتر هلنیو[هررا] غر میزنه و از نبود یه هافبک چپ عالی مثل تو شاکیه ولی شاید هررا تنها مربی باشه که دلش نمیخواد تیمش هیچوقت تقویت بشه برعکس نرئو روکو مربی میلان که دلش میخواد چند تا یار جدید به خط دفاع تیمش اضافه بشه...هه هه هه شوخی کردم...همه ما دوست داریم تیم INTER4EVER تو بهشت تا سالهای سال لنگ یه هافبک چپ فوق العاده باشه تا وقتی که تو بیای و بازم تو مستطیل سبز با پای چپ خداییت غوغا به پا کنی
.
تولد 77 سالگیت رو به همراه جولیانو[سارتی]که به تازگی پیراهن شماره 1 تیم ما رو به تن کرده،آرماندو[پیکی] که سالهای ساله اینجاست و هنوزم کاپیتانه،جاچینتو[فاکتی] که شاید بیشتر از همه از بازی با تو لذت برده،جوزپه[مه آتزا] (که با اختلاف اینجا هم بهترین گلزن تاریخ باشگاهه ولی دستگاه های شمارش شما تو اون دنیا روی عدد 284 قفل شدن) و رؤسای بزرگ تاریخمون یعنی آنجلو موراتی و جیووانی پارامتیوتی جشن میگیریم...به امید تعویق در دیدارمون💙🖤
_
#Inter_Iran
Read more
‌ ‌‏داستان عاشقانه طالب و زهره 🏼🏼🏼 . داستان طالب و زهره یه داستان قدیمیه مازندرانیه. که سالهای سال مادرها کنار گهواره فرزنداشون نجوا کردن و سروده های زیادی دربارش وجود داره. زهره دختری از اهالی چلاو آمل بود که به همراه پدر و نامادری و برادراش زندگی میکرد.اونا وقتی توی فصل سرما به آمل کوچ ...
‌‏داستان عاشقانه طالب و زهره
👇🏼👇🏼👇🏼
.
داستان طالب و زهره یه داستان قدیمیه مازندرانیه. که سالهای سال مادرها کنار گهواره فرزنداشون نجوا کردن و سروده های زیادی دربارش وجود داره. زهره دختری از اهالی چلاو آمل بود که به همراه پدر و نامادری و برادراش زندگی میکرد.اونا وقتی توی فصل سرما به آمل کوچ کرده بودند همسایه پسری به اسم طالب میشن و بعداز یکی دوبار ملاقات اتفاقی بین این دو نفر عشقی بی وصف شکل میگیره! ولی توی رسومات اون زمان هر دختر و پسری میبایست با کسی هم طایفه خودش ازدواج کنه و طالب که آملی بود از سوی خانواده چلاوی زهره مورد پذیرش نبود! طالب برای رسیدن به زهره سختیهای زیادی کشید و حتی از دست برادرای زهره تا حد مرگ کتک خورد! جالب اینجاست که دو فتنه گر بزرگ این ماجرا نامادریهای طالب و زهره بودند! نامادری زهره دوست نداشت اون به عشقش برسه و میخواست اونو به خواستگار پیر ولی ثروتمند زهره بدن و نامادری طالب دوست داشت طالب که جوان برازنده ای بود یکی از اقوام نامادریشو به همسری بگیره! کارشکنیهای این دو هر روز زندگی رو به کام طالب و زهره سخت تر میکرد. تا اینکه خلاصه یه روز نامادری زهره بهش میگه تو دور از چشم پدر و برادرات طالب رو دعوت کن خونه و براش غذای خوشمزه ای درست کن. زهره از روی سادگی فریب حیله نامادری رو میخوره و برای طالب ماهی شکم پر خوشمزه ای درست میکنه و براش پیغام میفرسته تا برای ناهار بیاد خونشون. نامادری هم دور از چشم زهره ماده خطرناک و کشنده ای داخل غذایی که زهره برای طالب درست کرده میریزه! طالب میاد و با اشتیاق ماهی که عشقش براش درست کرده رو میخوره ولی حالش بد میشه و ازونجا با حال وخیمش دور میشه و نامادری زهره براش پیغام میده که زهره قصد کشتنت رو داشت تا از دستت راحت بشه و با خواستگار پولدارش ازدواج کنه! طالب که بدجور دلشکسته و ناامید شده بود ازون شهر و دیار بارسفر میبنده و برای همیشه میره... سالها میگذره و زهره باوجود عشقی که هنوز تو وجودش بود همسر مردی دیگه میشه و صاحب فرزندانی ولی هرگز یادش نمیره که سراغ طالب رو از کوه و دشت و ماهی و دریا بگیره: دریای ماهی تو مه طالب ره ندی؟ کبوتر چمبلی تو مه طالب ره ندی؟.... و اما طالب که عده ای میگفتن اونو درحال کار کردن برای هندیها دیدن بعدها خبر اومد که به علت باسوادی و درستکاریش داماد یک هندی بسیار ثروتمند شده و در کشور هندوستان زندگی میکنه. روزی هم خبر اومد که طالب توی هند مریضی سختی گرفت و مرد. زهره ازین خبر چنان داغدار شد که خودش و تو رودخانه غرق کرد
.
@fatemehmehlaban
Read more
‌ دو جور نیرو تو دنیا مشغول به کارن: سازنده و مخرب. مخرب‌ها رو خیلی راحت می‌شه شمرد: تعصب، جهل، دشمنی، ...
Media Removed
‌ دو جور نیرو تو دنیا مشغول به کارن: سازنده و مخرب. مخرب‌ها رو خیلی راحت می‌شه شمرد: تعصب، جهل، دشمنی، خرافات، منفعت طلبی، ترس و اینا. شمردن نیروهای سازنده ممکنه کمی به نظر سخت‌تر باشه مثل عشق، کمک به همنوع، شجاعت، عدالت‌خواهی، فداکاری و غیره. این یکی از روش‌هاییه که می‌شه تصویر بزرگ و جهانی رو ...
دو جور نیرو تو دنیا مشغول به کارن: سازنده و مخرب. مخرب‌ها رو خیلی راحت می‌شه شمرد: تعصب، جهل، دشمنی، خرافات، منفعت طلبی، ترس و اینا. شمردن نیروهای سازنده ممکنه کمی به نظر سخت‌تر باشه مثل عشق، کمک به همنوع، شجاعت، عدالت‌خواهی، فداکاری و غیره. این یکی از روش‌هاییه که می‌شه تصویر بزرگ و جهانی رو تحلیل کرد. اما تصاویر کوچیک رو هم می‌شه باهاش تحلیل کرد.
می‌دونیم که الان به خصوص ممکنه دورانی باشه که روزانه در معرض مسایل ناخوشایند باشیم. قبل از اینکه قدرت نیروهای مخرب بهتون غلبه کنه، یه لحظه فیلم رو نگه دارید. فکر کنید ببینید توی اون تصویر کوچیکی که توش دارین اذیت می‌شید، چه نیروهای مخربی وجود دارن؟ وقتی پیداشون کردید، فکر کنید که نیروهای سازنده‌ی خنثی کننده‌ی اینا کدومان؟ شروع کنید به تولید عناصر نیروهای سازنده. خودتون رو نسپرید به دست نیروهای مخرب و نخواید که با همونا زندگی رو ببرید جلو. چون در اون صورت شما هم جزو نیروهای مخرب دنیا خواهید بود.
مثلا در موقعیتی که احساس می‌کنید ترس شما رو در بر گرفته، سعی کنید شجاعت رو بیارید بالا، یا وقتی حس برتری جویی اومده رو، فروتنی و فداکاری رو صدا کنید. این کار دو فایده داره. اول اینکه شما در مقیاس کوچیک جزو نیروهای مخرب دنیا نخواهید بود، و دوما تحمل شرایط ناخوشایند رو نه تنها آسون می‌کنه، بلکه تبدیلش می‌کنه به یه موقعیت یادگیری و خودسازی.
تعریف کنم که این روش چطوری تو یه موقعیت خیلی سخت بهم کمک کرد. روز دادگاه سما بود و من خیلی ترسیده بودم از اینکه سما حکم زندان بگیره و برای مدت زیادی پیش هم نباشیم. داشتم توی ترس و وحشت خودم غرق می‌شدم که یکی از قاب عکس‌های اتاق قاضی من رو یاد نیروهای سازنده و مخرب انداخت. سعی کردم نیروهای موجود رو بررسی کنم: ترس، نفرت من از اون فضا و قاضی، ناامیدی، تعصب موجود علیه اقلیت‌ها و بی اطلاعی قاضی از اینکه داستان چیه. سعی کردم شجاعت رو بیارم رو، قاضی رو یکی مثل خودم ببینم و محبت بهش رو تو قلبم بیدار کنم، امید رو از اون ته‌مه‌ها بکشم بیرون و خوش‌بین باشم. خیلی تجربه‌ی جالبی بود. سخت بود اولش ولی کم‌کم فضا رو برام قابل تحمل کرد. ضمن اینکه دیگه جزو نیروهای مخرب دنیا نبودم 😊🌍 ‌
اینجا: روستای پالنگان در کردستان
دوربین @sam.ruff
Read more
ادامه #روز_دوم تقریبا تاریک شده بود که به سوباتان رسیدیم.هوا به شدت مه آلود و بارونی بود . نزدیک بازار محلی سوباتان پیاده شدیم و برای اجاره ی سوئیت پرس وجو کردیم . هوا سرد بود و ما مریض و خسته . علی با یه نفر رفت که یه خونه رو ببینه . یه سوئیت کوچولو بالای یه تپه ی سرسبز که تو مه و ابرا غرق شده بود. درست مثل ... ادامه #روز_دوم

تقریبا تاریک شده بود که به سوباتان رسیدیم.هوا به شدت مه آلود و بارونی بود . نزدیک بازار محلی سوباتان پیاده شدیم و برای اجاره ی سوئیت پرس وجو کردیم . هوا سرد بود و ما مریض و خسته . علی با یه نفر رفت که یه خونه رو ببینه . یه سوئیت کوچولو بالای یه تپه ی سرسبز که تو مه و ابرا غرق شده بود. درست مثل لاپوتا😍 همون لحظه به خودم گفتم همینه! یه خانم از اهالی همونجا بهم گفت تا علی برگرده میتونم پیشش بمونم . اولش خجالت کشیدم اما بعد با صمیمیت دستمو گرفت و ازم خواست که برم تو خونه . نشستم و برام چایی آورد . بهت زده بودم از این همه خونگرمی و سرزندگی . علی برگشت و باهم از تپه بالا رفتیم . صاحب سوئیتی که اجاره کردیم پسر همون خانم بود ☺ از بالکن خونه میشد همه جارو دید . سوباتان برق و آب و گاز کشی نشده .آبش آب تانکر بود ، گرمایشش از طریق بخاری هیزمی و برقش از طریق موتور برق تهیه میشد و فقط بعد از تاریکی هوا تا حدود 11:30 شب نور داشتیم . هیچ قسمتی ازشم آنتن دهی نداشت بجز یک نقطه ی مشخص روی یه تپه که خیلی هم دور بود . باید حتما تماس میگرفتیم چون مطمئن بودیم از صبح تا حالا کلی نگرانمون شدن .بعد از یه استراحت کوتاه برای خرید غذا به سمت بازار رفتیم اما متاسفانه گفتن که فقط کباب دارن . و من نمیتونستم بخورم به همین خاطر خودمون کمی برنج و .. خریدیم و بعد رفتیم سمت تپه برای تماس گرفتن . آقا کیوان(صاحب سوئیت)باهامون تا اونجا اومد که گم نشیم.درست یادم نیست که اونشب با اون خستگی شام چی خوردیم . حتی یادم نیست که چطور خوابم برد . اما یادمه صبح که بیدار شدم از شوق دیدن منظره میخواستم پرواز کنم .

پ.ن : فیلم رو از بالکن خونه گرفتم 😍
Z.h

#سفرنامه #ایران #ایرانگردی #دریاچه_نئور #خاطره #عشق #سفر #عکاسی #انگیزه #من #شمال #اصفهان #زندگی #آزاد #شب #زیبا #طبیعت #طبیعتگردی #طبیعت_گردی
#iran_aks_mobile #iranian_photography #love #instagood #photooftheday #me #instadaily #nature #nature_lovers #naturephotography
Read more
 #عماد_خراسانی ♡ ما عاشقیم و خوشتر از این کار، کار نیست یعنی به کارهای دگر اعتبار نیست ● دانی بهشت ...
Media Removed
#عماد_خراسانی ♡ ما عاشقیم و خوشتر از این کار، کار نیست یعنی به کارهای دگر اعتبار نیست ● دانی بهشت چیست که داریم انتظار؟ جز ماهتاب و باده و آغوش یار نیست ● فصل بهار، فصل جنون است و این سه ماه هر کس که مست نیست یقین هوشیار نیست ● سنجیده ایم ما، به جز از موی و روی یار حاصل ز رفت و آمد لیل و نهار نیست ... #عماد_خراسانی ♡
ما عاشقیم و خوشتر از این کار، کار نیست
یعنی به کارهای دگر اعتبار نیست ●

دانی بهشت چیست که داریم انتظار؟
جز ماهتاب و باده و آغوش یار نیست ●

فصل بهار، فصل جنون است و این سه ماه
هر کس که مست نیست یقین هوشیار نیست ●

سنجیده ایم ما، به جز از موی و روی یار
حاصل ز رفت و آمد لیل و نهار نیست ●

خندید صبح بر من و بر انتظار من
زین بیشتر ز خوی توام انتظار نیست ●

دیشب لبش چو غنچه تبسم به من نمود
اما چه سود زانکه به یک گل بهار نیست ●

فرهاد یاد باد که چون داستان او
شیرین حکایتی ز کسی یادگار نیست ●

ناصح مکن حدیث که صبر اختیار کن
ما را به عشق یار ز خویش اختیار نیست ●

برخیز دلبرا که در آغوش هم شویم
کان یار یار نیست که اندر کنار نیست ●

امید شیخ بسته به تسبیح و خرقه است
گویا به عفو و لطف تو امیدوار نیست ●

بر ما گذشت نیک و بد، اما تو روزگار
فکری به حال خویش کن این روزگار نیست ●

بگذر ز صید و این دو سه مه با عماد باش
صیاد من بهار که فصل شکار نیست

عماد خراسانی.....♡
#روزگار #فصل_بهار
Read more
<span class="emoji emoji1f343"></span> برایت گفتم که خواندم:” خودکشی مثل چتر بازی است. اولین پرش برای چتر باز، بهترین پرش است. تکرار پرش‌ها ...
Media Removed
برایت گفتم که خواندم:” خودکشی مثل چتر بازی است. اولین پرش برای چتر باز، بهترین پرش است. تکرار پرش‌ها باعث می‌شود هیجانی که اولین پرش داشته کمرنگ بشود.” حالا شده است حکایت من و تو که که هر بار میمیرم و زنده می‌شویم و حالا دیگر عادت کرده‌ایم به این مُردن‌ها و زنده‌شدن‌ها! گفتی: ما به دور از هیجان ... 🍃
برایت گفتم که خواندم:” خودکشی مثل چتر بازی است. اولین پرش برای چتر باز، بهترین پرش است. تکرار پرش‌ها باعث می‌شود هیجانی که اولین پرش داشته کمرنگ بشود.”
حالا شده است حکایت من و تو که که هر بار میمیرم و زنده می‌شویم و حالا دیگر عادت کرده‌ایم به این مُردن‌ها و زنده‌شدن‌ها!
گفتی: ما به دور از هیجان میمیریم و زنده می‌شویم اما هیجانی از نوع “از نو زنده شدن با دم مسیحایی” از سرم نمی‌افتد. از سرت نمی‌افتد و همین درد را بیشتر می‌کند.
هیجانِ مرگ به کار تو و من نمی‌آید. از درد بگو و آن دَم!
🍃
.
پی‌نوشت: جایی میان مه و آفتاب و تاریکی و نور بود. همین قدر نامتعارف!
.
#earthpix #earthfocus #thisweekoninstagram #wildernessculture #switzerland #seealpsee .
Read more
#خاطره مه اینقدر به تو موا که فکرش حتی ناکنی تویی که راز دلوم بهتر از هرکس ادونی ایقدر به تو موا که دلوم هلاکتن دل مه فدای اون مرام و عشق پاکتن امیدقلبوم تویی تنها یاروم باتو سرهوند روزون انتظاروم اون که نگاهش دلوم آرومی که تو بودی ای عاشق بی قراروم یه روزی از بیکسی ماتم و غصه مگه به هرکس از دل ... #خاطره
مه اینقدر به تو موا که فکرش حتی ناکنی
تویی که راز دلوم بهتر از هرکس ادونی
ایقدر به تو موا که دلوم هلاکتن
دل مه فدای اون مرام و عشق پاکتن
امیدقلبوم تویی تنها یاروم
باتو سرهوند روزون انتظاروم
اون که نگاهش دلوم آرومی که
تو بودی ای عاشق بی قراروم
یه روزی از بیکسی ماتم و غصه مگه
به هرکس از دل مگو حرفونوم درک شنکه
میل به کسی هستروم که بامه همدل بشت
اخاهومت به دلبرش از ته دل خو بگت
تا که رسیدوم به تو عوض بو دنیای مه
حرفونت امیدی دا به دل تنهای مه
#کامیارشلوغی
Read more
‏‎چشم تار ١٩٩ __________🖤__________ ‏...My purblind eyes from your . باران باشد و مهتاب باشد ...
Media Removed
‏‎چشم تار ١٩٩ __________🖤__________ ‏...My purblind eyes from your . باران باشد و مهتاب باشد و يار نباشد ‏‎دنيا همه غم باشد، اگر اين گونه بِباشد • دنيا همه غم شد از اين حالت چشمان پر آب اى آه ز چشمى كه بكرد چشم مرا غرق به آب • من دور شدم زانكه بكرد اين ديده پر آب اى آه ز يارى كه بيانداخت مرا باز ... ‏‎چشم تار ١٩٩
__________🖤__________
‏...My purblind eyes from your
.
باران باشد و مهتاب باشد و يار نباشد
‏‎دنيا همه غم باشد، اگر اين گونه بِباشد

دنيا همه غم شد از اين حالت چشمان پر آب
اى آه ز چشمى كه بكرد چشم مرا غرق به آب

من دور شدم زانكه بكرد اين ديده پر آب
اى آه ز يارى كه بيانداخت مرا باز بتاب

يا رب من و اين مسير تنها و حالت بارانى
ريزد همه اشك و خون دل ز نامهربانى

من حال غروب بارانى و مه گرفته ام جان
اى آه ز جانى كه ز او دست بريده ام جان

اين اشك دو ديده ام همه خون دل من
آه دوستت داشتم تو را اى همه ى جون و دل من

دنيا همه ماتم شد و تو هم مات شوى روزى
ياد آر دو چشمانى كه بشد از تو تار روزى

ديدند طبيبانى دو چشمم را امروز
سوختند ز حالم كه بود گيتى فروز

گفتند كه اين سوز دل است مايه ى اين تاريه چشم
خون است ز داغت همه ى اين سرخيه چشم

اين ديده همه آب و همه تار كجايى اى يار
ديگر نتوانم كه ببينم رخ زيبايت را يكبار

مانده به دلم حسرت ديدار تو از اين چشم ترم
اين ديده بسوزد و اى كاش منم از ياد نرم

اى آه شده تار مرا اين ديده ى غم بار
ايكاش تو ميديدى چشمم را تنها يكبار

هرگاه كه باران گشت و مه آلود هوا شد
ياد آر تو يك ديده روزى به هوايت به هوا شد

رفت از چشم خرابم همه ى نور دو ديده
زيرا كه برفت از برم آن يار و دلم غم ديده

بى نور و پر از سوز و به آب و شده خون جگر
چشمم كه خبردار شد رفت يارم با يار دگر

اين شد كه بشد چشم ترم ديگر تار
سوزد به ابد اين دل من از آن يار
.
__________🖤__________
شُد. تار. چِشمَم. از. يار. كه. كَرد. بيقَرار. مَرا. آن. دِلبَرِ. دِلدار. . .
... .. بريل شد خط من اينبار
كه ديگر گشته ست چشم تار
__________🖤__________
Read more
دیدبان: در اندود سنگین #شهادت امام #هادی(علیه السلام) . #آسمان را اگر امان بدهند؛ ابر و #باران ...
Media Removed
دیدبان: در اندود سنگین #شهادت امام #هادی(علیه السلام) . #آسمان را اگر امان بدهند؛ ابر و #باران بیکران بدهند؛ . به دل تنگ او چو گوشه ای از غربتت را اگر نشان بدهند؛ . تا #قیام قیام می گرید، از غمت ای #امام می گرید، . دهمین #حجت و امام سلام؛ به دل خسته ات سلام #سلام؛ . به حریم #غریب #سامره ... دیدبان: در اندود سنگین #شهادت امام #هادی(علیه السلام)
.
#آسمان را اگر امان بدهند؛
ابر و #باران بیکران بدهند؛
.
به دل تنگ او چو گوشه ای از
غربتت را اگر نشان بدهند؛
.
تا #قیام قیام می گرید،
از غمت ای #امام می گرید،
.
دهمین #حجت و امام سلام؛
به دل خسته ات سلام #سلام؛
.
به حریم #غریب #سامره ات؛
از دل #شیعه مستدام سلام؛
.
حرمت قلب شیعه غارت شد،
به حریم تو تا جسارت شد،
.
دل تو #بوستان احساس است؛
به اهانت چقدر حساس است؛
.
تاول زیر پات #آقاجان؛
اثر ظلم #آل-عباس است؛
.
ظلم کرده است بر امام دهم،
متوکّل که بود" أَخبَثَهُم"،
.
#متوکل آن #خلیفه ی نامرد؛
تا تو را سوی #سامرا آورد؛
.
منزلت داد در سرای گدا،
بی حیا شرم از #رسول نکرد،
.
کاش بودم گدای سامرا،
می شدم کاش همنشین شما؛
.
به سرای تو یورش آوردند؛
نیمه شب، پابرهنه ات بردند؛
.
تا تو آقا به خانه برگردی،
کودکانت چه غصه ها خوردند،
.
آن زمان یاد #حیدر افتادی؛
یاد بازوی مادر افتادی؛
.
ای مه #فاطمه، عزیز #خدا،
تو کجا، سفره ی شراب کجا،
.
بی ادب تا به تو تعارف کرد،
جامی از آن شراب ای آقا،
.
صورتت سرخ شد، تنت لرزید؛
گفتی ای وای عمه ام چه کشید؛
.
باده تا خورد آن شراب پرست؛
سر جد مرا گرفت به دست؛
.
با اهانت به رأس پاک #حسین،
چه غروری ز عمه ام بشکست،
.
نظری کرد بر سر ارباب؛
زینب تو کجا و بزم شراب؛
.
"استاد #سازگار
Read more
سلام به من فحش ندین که همش تقصیر @1d.fanfic.tvd هست هی می گفت بذار من اول بنویسم بعد تو اوف خب برگردیم ...
Media Removed
سلام به من فحش ندین که همش تقصیر @1d.fanfic.tvd هست هی می گفت بذار من اول بنویسم بعد تو اوف خب برگردیم به داستان قسمت 55: "پاول ...من یه چیزی فهمیدم" باربارا با صدای لرزون گفت و شروع کرد به تعریف کردن در مورد یک طلسم که ما با اون می تونیم هیلی رو برگردونیم اون طلسم باید در ساعت 12 انجام میشد و ما اصلا ... سلام
به من فحش ندین که همش تقصیر @1d.fanfic.tvd هست هی می گفت بذار من اول بنویسم بعد تو اوف خب برگردیم به داستان
قسمت 55:
"پاول ...من یه چیزی فهمیدم" باربارا با صدای لرزون گفت و شروع کرد به تعریف کردن در مورد یک طلسم که ما با اون می تونیم هیلی رو برگردونیم اون طلسم باید در ساعت 12 انجام میشد و ما اصلا وقت نداشتیم چون ساعت 11 بود زود راه افتادیم و تقریبا از شهر خارج شدیم اون کوهستان ها پر از مه بودن و حسابی تاریک فقط نور ماه اون جا رو یکم روشن کرده بود بالاخره به یک جایی رسیدیم که باید پیاده می رفتیم از ماشین پیاده شدیم و من چراغ قوه رو به سمت باربارا پرتاب کردم از کلی سنگ و تپه گذشتیم تا به اون غاری که باید طلسم رو در اون جا انجام می دادیم رسیدیم صدای چک چک آب میومد همین الانا باید انجامش بدیم به باربارا گفتم "باربی الان وقتشه تو مطمئنی می خوای این کار رو انجام بدی"،"آره مطمئنم که می خوام" ادامه داد"حالا چشمات رو ببند و ذهنت رو خالی کن همچنین به هیچی فکر نکن حالا با من تکرار کن" با این حرفش یاد اولین روزی که هیلی رو دیده بودم افتادم اون هم دقیقا همینا رو گفت چشام می سوختن و من فقط اون رو می خوام "ای باد قدرتمند،زمین زندگی بخش،آب پاک کننده،آتش سوزاننده،اجابت کن خواسته ما را" احساس سبکی می کردم که یک لحظه اون احساس تموم شد و من چشمام رو باز کردم ما وسط همون جنگل بودیم "یعنی ما الان تو برزخیم" باربارا گفت. "خب این طور به نظر میاد...خب به دو گروه تقسیم میشیم تو از اون ور برو، منم از این ور تا پیداشون کنیم" اون سرش با تردید تکون داد و راه افتاد منم به راهم ادامه دادم دیگه فکر کنم نزدیک ها صبح بود و هوا گرگ و میش بود ولی خب من تو برزخم و خسته نمی شم خورشید در اومده بود و الان دیگه صبح بود داشتم ناامید می شدم چون انگار هیچ کس اون جا نبود تا این که یک صدا شنیدم سرم رو آوردم جلو تر اون هیلی بود اون رو زمین پر چمن دراز کشیده و به آسمون ذل زده و با دستاش داره چمن های کنارش رو میکنه
داستان از نگاه هیلی:
این جا خیلی حوصله سر بره مثل اینه که تو ی کره زمین تنها آدم باشی من نمی دونم مگه این جا برزخ نیست پس بقیه روح ها کوشن شاید می تونستم کندیس و آدام رو این جا ببینم اما هیچ کس نیست شارلوت هم معلوم نیست کجا غیبش زده چمن ها رو محکم تر کندم "هی آروم باش چمنای بیچاره چه گناهی کردن" یکی کنارم نشست سرم رو آوردم بالا "پاول... من فکر نمی کردم این جا ممکنه رویا هم ببینم" یعنی من الان خوابم ⬇ادامه کامنت اول ⬇
Read more
﷽ . . تقدیم به مداح مظلوم آستان اهلبیت علیهم السلام #سیدمحمدجوادذاکرطباطبایی(ره) (( ای نسیمِ ...
Media Removed
﷽ . . تقدیم به مداح مظلوم آستان اهلبیت علیهم السلام #سیدمحمدجوادذاکرطباطبایی(ره) (( ای نسیمِ سحر آرامگهِ یار کجاست منزلِ آن مهِ عاشق کُشِ عیار کجاست))* من همانم که شدم سخت نمک گیر از او آمدم تا بنویسم دو سه خط سیر از او بنویسم که چه خوب است رهایی سید دلم از شهر گرفته ست کجایی سید؟ (( مَردمِ ...
.
.
تقدیم به مداح مظلوم آستان اهلبیت علیهم السلام
#سیدمحمدجوادذاکرطباطبایی(ره) (( ای نسیمِ سحر آرامگهِ یار کجاست
منزلِ آن مهِ عاشق کُشِ عیار کجاست))* من همانم که شدم سخت نمک گیر از او
آمدم تا بنویسم دو سه خط سیر از او
بنویسم که چه خوب است رهایی سید
دلم از شهر گرفته ست کجایی سید؟ (( مَردمِ دیده ی ما جز به رُخَت ناظر نیست
دلِ سرگشسته ی ما غیرِ تورا ذاکر نیست))* سالها رفته ولی نامِ تو برجاست هنوز
شورِ زیبای تو در خاطره ی ماست هنوز
رجزِ غرقِ غرورت چقَدَر زیبا بود
شورِ لبریزِ شُعورَت چقَدَر زیبا بود
خار در چشمِ حسودان شدی و گُل کردی
زخمها بر جگرت بود و تحمل کردی
رفتی و از تو نگفتند ، غمی نیست برو
غربتِ ذاکریَت چیزِ کمی نیست برو
دردم این است شده دشمنِ مرموز رفیق
هرکه سوزانده دلت را شده امروز رفیق
دلِ من سوخته از حیله و بازی هاشان
دلِ من سوخته از خاطره سازی هاشان
این همان بازی پُرپیچ وخَمِ تقدیر است
دشمنَت سخت پشیمان شده اما دیر است
نقشِ بر روی عقیقِ تو حسین است حسین
نامِ آن یکه رفیقِ تو حسین است حسین
چقَدَر ساده به تو تهمتِ مُرتَد زده اند
و شنیدم که تو را در خودِ مشهد زده اند
کاش اینها همه یک شایعه باشد ای کاش
تا ز هم وحدتِ این قوم نپاشد ای کاش
کُفر این نیست که از فرطِ جنون داغ کنی
کُفر این نیست که در منقِبَت اغراق کنی
کُفر این است که انسان خودِ شیطان باشد
این که نان دانی ما خونِ شهیدان باشد
کُفر این است همین سبکِ عزاداری من
بشوَد مجلسِ من سنگرِ بدکاری من
کُفر این است که از شُهرتِ خود کور شوم
بعد از آنی که شدم بُت ز ادب دور شوم
بعد از آن خدمتِ بسیار به دشمن بکنم
بعد از آن هر غلطی خواست دلِ من بکنم!
پیرِ میخانه غریب و تک وتنها چه کند؟!
با ریاکاری این دوست نماها چه کند؟
خوب گفتی که مَحَک پینه ی پیشانی نیست
ریش و تسبیح و دوتا ذکر، مسلمانی نیست
خوب گفتی که شده ملعبه ی بی دینان
جهلِ صفینی و تکراری ظاهربینان
نکند روضه شود جای دهان هرزی ها
نکند روضه شود جای غَرَض ورزی ها
وَ قسم میخورم اصلاً به "لوالزینب"
اولینِ درس ابالفَضل  ادب بوده ادب
بی ادب باشم و هی روضه بخوانم بازیست
شُهرتِ مجلسِ ارباب به "طِیِب" سازیست
من جگر دارم و از رفتنِ سَر هیچ مگو
(( من غلامِ قَمَرم غیرِ قَمَر هیچ مگو))• تیغِ خون خورده ی سرخِ وسطِ میدانم
پای آن حرفِ خودم مانده ام و می مانم
هرکسی گفت که مداحِ حسینم تَک نیست
هر کسی گَشته علی گو که علی مسلک نیست
اسمِ مداح بزرگ است جسارت کردند
عده ای پشتِ همین اسم تجارت کردند
Read more
. . مثل دنباله ی زنی در باد قد کشیدم درون حافظه ات مثل مه پخش می شد از آغاز خاطرات بدون حافظه ات تا ...
Media Removed
. . مثل دنباله ی زنی در باد قد کشیدم درون حافظه ات مثل مه پخش می شد از آغاز خاطرات بدون حافظه ات تا کجا از خودم فرار شدم با دو پا از دو رشته کوه بلند به زمین وصل بود پاهایم چشم هایم به جاده میخ شدند نتوانستم از تو دور شوم سایه ای بودم از ادامه ی تو هر چه رفتم به قبل برگشتم به نخستین سلام نامه ی تو من ... .
.
مثل دنباله ی زنی در باد
قد کشیدم درون حافظه ات
مثل مه پخش می شد از آغاز
خاطرات بدون حافظه ات

تا کجا از خودم فرار شدم
با دو پا از دو رشته کوه بلند
به زمین وصل بود پاهایم
چشم هایم به جاده میخ شدند

نتوانستم از تو دور شوم
سایه ای بودم از ادامه ی تو
هر چه رفتم به قبل برگشتم
به نخستین سلام نامه ی تو

من فقط شکل دیگری بودم
از هوایی که توی خون تو بود
داشت کم کم به کشتنم می داد
پرتگاهی که در جنون تو بود

مهربان باش مثل یک مادر
با من، این خسته از چرایی خود
بغلم کن شبیه داروها
توی آغوش شیمیایی خود

هیچ کس غیر تو نمی داند
درد و دیوانگی چقدر بد است
زخم هایم عمیق می فهمند
دشمن خانگی چقدر بد است

کاش می شد به باد می دادم
مولکول های خسته ی خود را
با کمی چسب خوب می کردم
بغض های شکسته ی خود را

آه بی تو چقدر گریه بد است
می کشد شیره ی وجودم را
توی بغضم حشیش کاشته اند
تا تماشـــا کننـد دودم را

مثل رویای نیمه کاره ی تو
زنده و خسته ام ولی با درد
مثل کبریت روشن از گوگرد
به تو وابسته ام ولی با درد

می شود در خودم فرار کنم
با دو تا دست بر گلوی خودم
مثل یک خاطره مرور شوم
توی آیینه روبروی خودم
.

#پریاتفنگساز ساز
از #کتاب #بالشم_صدا_خفه_کن_بود
#شعر .
..
.
نقاشی زیبا از سارا رضایی ❤
.
#moderncalligraphy #calligraphy #brushlettering #rainbow #brushcalligraphy #paint #watercolor #ecoline #royaltalens #lettering #brushtype #moderntype #letteringchallenge #motivationalquotes #positivity #watercoloring #painting #handlettering #handmadefont #typegang #deathheadmoth #deathsheadmoth #insectart #moth #stilllife #stilllifepainting
Read more
. به تو نگاه کردم به جزئیات زیبایی‌ات رج‌های مرموز گردنت نفسهایت که میخانه را مه آلود کرده بود ...
Media Removed
. به تو نگاه کردم به جزئیات زیبایی‌ات رج‌های مرموز گردنت نفسهایت که میخانه را مه آلود کرده بود قطره‌های عرق که از میان موهایت می‌لغزیدند و در پیراهنت گم می‌شدند آرزو کردم، کاش پیراهن زاده شده بودم اما نه من "مسحور زیبایی" زاده شدم. نوزده هجده هفده نه دیگر نمی‌توانستم دلم را جمع کردم ... .
به تو نگاه کردم
به جزئیات زیبایی‌ات
رج‌های مرموز گردنت
نفسهایت که میخانه را مه آلود کرده بود
قطره‌های عرق که از میان موهایت می‌لغزیدند
و در پیراهنت گم می‌شدند
آرزو کردم، کاش پیراهن زاده شده بودم
اما نه
من "مسحور زیبایی" زاده شدم.
نوزده
هجده
هفده
نه دیگر نمی‌توانستم
دلم را جمع کردم
نزدیک شدم
و در گوشت فریاد زدم: - " می‌توانم ببوسمت؟"
و تو مرددّ نگاه کردی
همین برایم کافی بود (منتظر نماندم پای کلمات به میان بیاید)
چونان گرگی حریص
انگشتانم به موهای وحشی‌ات شدند
لبهایم به گلویت شدند
و دلم،
دلم مات مانده بود.

نُه
هشت
هفت
هفت ثانیه به تحویل سال مانده بود
هفته ثانیه به لبهای تو.
و من تمام لب بودم
از گذرگاههای گلویت بالا آمدم
به گونه‌ات رسیدم
که بهشت زمین بود
و بعد
لبهایت
لبهایت
لبهایت که شهوت بود
و آرامش بود
و فراموشی بود
نمی‌دانم چقدر طول کشید
بیست و پنج ثانیه یا بیست و پنج ساعت؟
اما ایمان آوردم به معراج
که می‌توان در بیست و پنج ثانیه
بسیار دید
بسیار دید
...

حالا به شهر خودم برمی گردم
کنار کلکین نشسته‌ام
طیّاره تکان می‌خورد
خلبان می‌گوید - " به توده‌ی ناگهانی مِه برخورد کرده‌ایم"
لبخند می‌زنم
چرا که می‌دانم
این مه، از نفسهای ماست
هنگام عشقبازی.

شاید هرگز تو را نبینم
اما غمگین نیستم
چرا که دریافته‌ام
دوست داشته باشم اما اصرار نکنم
عشق بورزم اما وابسته نشوم.
چشمانم را می‌بندم
و خاطره‌ی آن شب را مرور می‌کنم :
به تو نگاه کردم
به جزئیات زیبایی‌ات... .

#الیاس_علوی
@elyasalavi
Read more
... نظامی: .: ای مدنی برقع و مکی نقاب سایه نشین چند بود آفتاب گر مهی از مهر تو موئی بیار ور گلی ...
Media Removed
... نظامی: .: ای مدنی برقع و مکی نقاب سایه نشین چند بود آفتاب گر مهی از مهر تو موئی بیار ور گلی از باغ تو بوئی بیار منتظران را به لب آمد نفس ای ز تو فریاد به فریادرس سوی عجم ران منشین در عرب زرده روز اینک و شبدیز شب ملک برآرای و جهان تازه کن هردو جهانرا پر از آوازه کن سکه تو زن تا امرا کم زنند خطبه ... ...
نظامی:
.:
ای مدنی برقع و مکی نقاب
سایه نشین چند بود آفتاب

گر مهی از مهر تو موئی بیار
ور گلی از باغ تو بوئی بیار

منتظران را به لب آمد نفس
ای ز تو فریاد به فریادرس

سوی عجم ران منشین در عرب
زرده روز اینک و شبدیز شب

ملک برآرای و جهان تازه کن
هردو جهانرا پر از آوازه کن

سکه تو زن تا امرا کم زنند
خطبه تو کن تا خطبا دم زنند

خاک تو بوئی به ولایت سپرد
باد نفاق آمد و آن بوی برد

باز کش این مسند از آسودگان
غسل ده این منبر از آلودگان

خانه غولند بپردازشان
در غله دان عدم اندازشان

کم کن اجری که زیادت خورند
خاص کن اقطاع که غارتگرند

ما همه جسمیم بیا جان تو باش
ما همه موریم سلیمان تو باش

از طرفی رخنه دین میکنند
وز دگر اطراف کمین میکنند

شحنه توئی قافله تنها چراست
قلب تو داری علم آنجا چراست

یا علیی در صف میدان فرست
یا عمری در ره شیطان فرست

شب به سر ماه یمانی درآر
سر چو مه از برد یمانی برآر

با دو سه در بند کمربند باش
کم زن این کم زده چند باش

پانصد و هفتاد بس ایام خواب
روز بلندست به مجلس شتاب

خیز و بفرمای سرافیل را
باد دمیدن دو سه قندیل را

خلوتی پرده اسرار شو
ما همه خفتیم تو بیدار شو

ز آفت این خانه آفت پذیر
دست برآور همه را دست گیر

هر چه رضای تو بجز راست نیست
با تو کسی را سر وا خواست نیست

گر نظر از راه عنایت کنی
جمله مهمات کفایت کنی

دایره بنمای به انگشت دست
تا به تو بخشیده شود هر چه هست

با تو تصرف که کند وقت کار
از پی آمرزش مشتی غبار

از تو یکی پرده برانداختن
وز دو جهان خرقه درانداختن

مغز نظامی که خبر جوی تست
زنده دل از غالیه بوی تست

از نفسش بوی وفائی ببخش
ملک فریدون به گدائی ببخش

#نظامی
#علی_برات_نژاد
#خوشنویسی
#نستعلیق
#شعر_ناب
#Calligraphy
Read more
. #پست_مشترک_ولادت_حضرت_معصومه (س) ‌‌‌‌ ‌ <span class="emoji emoji1f343"></span><span class="emoji emoji1f539"></span><span class="emoji emoji1f337"></span><span class="emoji emoji1f490"></span>ولادت با سعادت کریمه اهل بیت حضرت فاطمه معصومه ...
Media Removed
. #پست_مشترک_ولادت_حضرت_معصومه (س) ‌‌‌‌ ‌ ولادت با سعادت کریمه اهل بیت حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها را به ساحت مقدس حضرت بقية الله الأ عظم مــهدی مـوعود ( عجَّل الله تعالى فرجه الشريف ) روحى و ارواح العالمين لتراب مقدمــه الفــداء و هـمه ی مســلمانان تهنيت و تبريك عرض مينمايم ... .
#پست_مشترک_ولادت_حضرت_معصومه (س)
‌‌‌‌

🍃🔹🌷💐ولادت با سعادت کریمه اهل بیت حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها را به ساحت مقدس حضرت بقية الله الأ عظم مــهدی مـوعود ( عجَّل الله تعالى فرجه الشريف ) روحى و ارواح العالمين لتراب مقدمــه الفــداء و هـمه ی مســلمانان تهنيت و تبريك عرض مينمايم 💐🌸🌷❤🍃 . .

‌‌
‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌‌‌‌🌸🌹‌🍃🔹‌🌷🔹🍃🌹🌸
‌‌‌‌

✅‌‌🌸 #حدیث

✅🌸 #کلامکم_نور


🌷❤حضرت امام رضا جان عليه السلام :

مَن زارَها بِقُمَّ كَمَن زارَني ؛ .

‌‌‌
هر كس (حضرت معصومه عليها السلام ) را در قم
زيارت كند ، چنان است كه مرا زيارت كرده است .
‌‌‌
📚کامل الزيارات ، ص 536 .📚
‌‌

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌‌‌‌🌸🌹‌🍃🔹‌🌷🔹🍃🌹🌸
‌‌‌‌
‌‌
ازشب میلاد تو اینگونه حاصل می شود
ماه روز اول ذی القعده کامل می شود
🍃🌷
بارها سر در میارد از شب میلاد تو
تا که جبرائیل ازخورشید غافل می شود
🍃🌷
گوئیا شان نزولش می شود ایران ما
هرچه بر "موسی بن جعفر"سوره نازل می شود
🍃🌷
پای او "شاه چراغ "ودستها "عبدالعظیم"
چشم ایران چون که مشهدگشت-قم=دل می شود
🍃🌷
خاک مشهد نسخه ی ایرانی کرب وبلاست
حضرت معصومه زینب را معادل می شود
🍃🌷
هرچه قابل تر در این مجموعه ناقابل تر است
هرچه ناقابل در این مجموعه قابل می شود
🍃🌷
هرکسی از خویش داخل گشت خارج می شود
هرکسی از خویش خارج گشت داخل می شود
🍃🌷
هرکسی درشهر عاقل گشت عاشق هم نشد
هرکسی درصحن عاشق گشت عاقل می شود
🍃🌷
رتبه ها بر عکس دنیا می دهد اینجا جواب
شاه باترفیع در صحن تو سائل می شود
🍃🌷
درحریمت شعر گفتن کار خودرا می کند
"شاطر عباس قمی" هم گاه "دعبل "می شود
🍃🌷
اشک وقتی واقعی شد در حرم هم سرگرفت
پس به جای مُهر پیشانی من گل می شود
🍃🌷
هرکسی طرز ارادت را به تو توضیح داد
صاحب یک جلد توضیح المسائل می شود
🍃🌷
گوشه ای از لطف پنهان تو که معلوم نیست
گوشه ای از لطف معلوم تو"فاضل"می شود
🍃🌷
تاچهل شهرمجاور وسعت اکرام توست
پس من ِهمسایه ات رانیز شامل می شود
🍃🌷
مشکلات سختم آسان شد ولی کاری بکن
دل بریدن از تو دارد باز مشکل می شود
🍃🌷
مهدی رحیمی( زمستان )



🍃✔ درباره ی طرح #پست_مشترک ⤵⤵ :
‌ ‌
🔹هـمه ی بزرگواران میتوانند در ایـن طـرح بزرگ
سهیم باشند فقط کافیه برای برای دریافت مطالب
و تصاویر و کلیپ ها به کانال سروش پیج مراجعه
بفرمـایید و پست را در صفحه ی خود منتشر کنید
‌‌
(✅لینک کانال در قسمت بیوگرافی موجود است✅)
‌‌‌‌‌‌‌‌
🍃📱▶✅https://sapp.ir/shaybelkhaziib
‌‌‌

‌‌التماس دعای فرج

یا علی مدد ❤🌷
Read more
گفتم ای بخت..... .. . گفتم ای بخت بخفتیدی و خورشید دمید گفت با این همه از سابقه نومید مشو . .آسمان ...
Media Removed
گفتم ای بخت..... .. . گفتم ای بخت بخفتیدی و خورشید دمید گفت با این همه از سابقه نومید مشو . .آسمان گو مفروش این عظمت کاندر عشق خرمن مه به جوی خوشه پروین به دو جو . . تیر 1397 . . . . . . . . . مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو یادم از کشته خویش آمد و هنگام درو گفتم ای بخت بخفتیدی و خورشید دمید گفت ... گفتم ای بخت.....
.. .
گفتم ای بخت بخفتیدی و خورشید دمید

گفت با این همه از سابقه نومید مشو
.
.آسمان گو مفروش این عظمت کاندر عشق

خرمن مه به جوی خوشه پروین به دو جو
.
.
تیر 1397
.
.
.
.
.
.
.
.
.
مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو

یادم از کشته خویش آمد و هنگام درو

گفتم ای بخت بخفتیدی و خورشید دمید

گفت با این همه از سابقه نومید مشو

گر روی پاک و مجرد چو مسیحا به فلک

از چراغ تو به خورشید رسد صد پرتو

تکیه بر اختر شب دزد مکن کاین عیار

تاج کاووس ببرد و کمر کیخسرو

گوشوار زر و لعل ار چه گران دارد گوش

دور خوبی گذران است نصیحت بشنو

چشم بد دور ز خال تو که در عرصه حسن

بیدقی راند که برد از مه و خورشید گرو

آسمان گو مفروش این عظمت کاندر عشق

خرمن مه به جوی خوشه پروین به دو جو

آتش زهد و ریا خرمن دین خواهد سوخت

حافظ این خرقه پشمینه بینداز و برو
Read more
چرا رفتی، چرا، من بی قرارم، زه سر، سودای مه روی تو دارم، استاد بود. اولین استاد و اخرین استادم. خط خطی ...
Media Removed
چرا رفتی، چرا، من بی قرارم، زه سر، سودای مه روی تو دارم، استاد بود. اولین استاد و اخرین استادم. خط خطی کردن می اموخت، زندگی را شعر میگفت، زنده بودن را مشق میکرد. . زندگی کردن را می آموخت. . به من میگفت، ببین دختر، تو باید خط بکشی، ما همه باید خط بکشیم، باید(به صورت آهنگین میخوند) #خط_خطی_کن #خط_خطی_کن ... چرا رفتی، چرا، من بی قرارم، زه سر، سودای مه روی تو دارم، استاد بود.
اولین استاد و اخرین استادم. خط خطی کردن می اموخت، زندگی را شعر میگفت، زنده بودن را مشق میکرد.
.

زندگی کردن را می آموخت. .
به من میگفت، ببین دختر، تو باید خط بکشی، ما همه باید خط بکشیم، باید(به صورت آهنگین میخوند) #خط_خطی_کن #خط_خطی_کن #خط_خطی !! می‌گفت تو می‌دونی مشکلت چیه، تو سیب و خوب می‌کشی و از اینکه سیب و قشنگ نکشی می‌ترسی(بعد یه لبخندی می‌شست رو لباش) می‌گفت نترس از اشتباه کردن، اصلا آدم تا خط خطی نکنه آدم نمیشه که !
.
تو شصت سالگی زبان ژاپنی رو شروع کرده بود، دوازده نفر ۱۷ ساله می‌گفتیم سخت استاد نمیتونی !!! هشت سال فقط الفباش طول میکشه، نیگامون میکرد با اون خنده هاش، می‌گفت این شعررو میبینین اینجا نوشته، این نقاشی به این گندگی یه پرده از این شعره، من می‌خوام ببینم نقاشی به این قشنگی این شعره چی میگه، بارون! بارون دیدین یکیش شبیه قبلیش باشه ؟! ، آدم هر سال جوون تر میشه ،اشتباه یادتون دادن! .
۱۲جلسه کلاس داشتیم باش، اول هر ۱۲ تاش از نظر علمی و فلسفی و هنری از یه چیزی شروع میکرد، خدارو اثبات میکرد، پویش عشق ایزدی رو تو پیشینیان نشونمون میداد بعد درسشو شروع میکرد. .
استاد صداتونو، نگاهتونو به زندگی، به بارون، به طبیعت، و ادمیت، و عاشقیتونو ، عاشقانه دوست داشتم و همیشه دارم، برای من همیشه استادید، هر روزمو با حرفاتون زندگی میکنم، دوستتون دارم، عاشقانه.⁦♥️
.
#محمد_ابراهیم_جعفری . #اولین_استادم
#گم_کرده_ات_باز_خواهی یافت
گم کرده ات را باز خواهی یافت
ای باد پاییزی، ای چنار تکیده به دیوار زندگی
تو دوباره عاشق خواهی بود، دوباره دوست خواهی داشت.
اب، که به ریشه هایت جاری شود دوباره عاشق خواهی شد، رنگ به دست خواهی گرفت.با باد گرمی لبخند را خواهی یافت. به نور و دریا نگاه کن! دیدی ؟ این ! بیا این تو این خدا.... #م_مهتاب
Read more
سننگ ایران آنا یوردوم / تویی ایران زادگاه من بهشت باغی سنه یُوردوم / تو مانند بهشتی برایم آنا کیمین ...
Media Removed
سننگ ایران آنا یوردوم / تویی ایران زادگاه من بهشت باغی سنه یُوردوم / تو مانند بهشتی برایم آنا کیمین لالا دئدینگ / چونان مادر لالایی گفتی اوزن شامی باشا ووردوم / تا شام را به صبح برسانم ایران ایران ایرانوم / ایران ایران ایران من داغ و داشونگ مکانوم / کوه و سنگت سرای من سَنی وئرمَم عالمه ... سننگ ایران آنا یوردوم / تویی ایران زادگاه من

بهشت باغی سنه یُوردوم / تو مانند بهشتی برایم

آنا کیمین لالا دئدینگ / چونان مادر لالایی گفتی

اوزن شامی باشا ووردوم / تا شام را به صبح برسانم

ایران ایران ایرانوم / ایران ایران ایران من

داغ و داشونگ مکانوم / کوه و سنگت سرای من

سَنی وئرمَم عالمه / تورا با دنیا معاوضه نمی کنم

سنه واردور ایمانوم / به تو ایمان دارم

یاخچی-یامان گوموشنگ سن / خوب و بد بسیار دیده ای

نه دورانلار سورموشنگ سن / چه دورانهایی گذرانده ای

دوشنلرینگ قَرشیسینده / در مقابل دشمنانت

داغدان اوجه دورموشانگ سن / از کوه مستحکم تر بوده ای

ایران ایران ایرانوم / ایران ایران ایران من

چای- چمنینگ مکانوم / دریا و سبزه ات سرای من

سندن مهریم آز اولماز / مهرم به تو کم نمی شود

سننگ منیم جانانوم / تویی تویی جانان من

مخمل کیمین گلستانینگ / چونان مخمل گلستان تو

گوزل یئردیر لرستانینگ / سرزمین زیبا لرستان تو

دوزگون اولسون تا دونیا دار / جاودانه بمانند تا دنیا دنیاست

خراسانینگ، خوزستانینگ / خراسان و خوزستان تو

ایران ایران ایرانوم / ایران ایران ایران من

یاشول، گولگز مکانونم / سبز و سرخت سرای من

غربت یئرده اوتانمام / در غربت شرمگین نخواهم بود

تاوار سندن نشانوم / تا از تو نشانی دارم

بختیاری لاله زاری / لاله زارهای بختیاری

شهید لرینگ یادگاری / یاآور شهیدان توست

انقلابونگ بیر سوتونو / یکی از ستونهای انقلابت

بویراحمدینگ خلقی واری / مردم غیور بویراحمد است

ایران ایران ایرانوم / ایران ایران ایران من

داغ و داشونگ مکانوم / سنگ و کوهت سرای من

سَنی وئرمَم عالَمه / تو را با دنیا معاوضه نمی کنم

سنه واردور ایمانوم / به تو ایمان دارم

ایران تورکی هر استاندا / ترک های تو در هر استان

قهرمان دور بو داستاندا / قهرمان داستانهای تو اند

کرد و عرب دایاق سنه / کرد و عرب همانند بلوچ

کیمین اُو سیستاندا / بلوچ ها در سیستان و بلوچستان ستون خیمه تواند

ایران ایران ایرانوم / ایران ایران ایران من

هر یئرینگ دیر مکانوم / همه جای تو سرای من است

سَنی وئرمَم عالَمه / تو را به عالم نمی دهم

سنه واردور ایمانوم / به تو ایمان دارم

ترجمه: سیروس بهی
Read more
به صورت تیتر وار میخوام چندتا از جاهای دیدنی و تاریخی ماکو رو بگم. <span class="emoji emoji1f4cd"></span>عکس اول : #کلاهک_سنگی_قیه (ماکو) ...
Media Removed
به صورت تیتر وار میخوام چندتا از جاهای دیدنی و تاریخی ماکو رو بگم. عکس اول : #کلاهک_سنگی_قیه (ماکو) : این دیوار سنگی عظیم، با طول حدود ۷ کیلومتر و ارتفاع تا ۶۰۰ متر یکی از بزرگترین کلاهک‌های سنگی جهانه که با شیب حدود منفی ۴۰ درجه شهر ماکو رو زیر سایه خودش گرفته.. عظمت و عظمت و عظمت! تنها چیزی بود که با ... به صورت تیتر وار میخوام چندتا از جاهای دیدنی و تاریخی ماکو رو بگم. 📍عکس اول : #کلاهک_سنگی_قیه (ماکو) : این دیوار سنگی عظیم، با طول حدود ۷ کیلومتر و ارتفاع تا ۶۰۰ متر یکی از بزرگترین کلاهک‌های سنگی جهانه که با شیب حدود منفی ۴۰ درجه شهر ماکو رو زیر سایه خودش گرفته.. عظمت و عظمت و عظمت! تنها چیزی بود که با ایستادن زیرش حس میکردم!
📍عکس ۲ قلعه قبان ماکو : درست تو بغل کوه قیه، یه قلعه جا خوش کرده که به قلعه قبان معروفه، که تاریخ ساختش به پیش از اسلام و احتمالا دوره‌های اورارتوری میرسه و ثبت ملی هم شده.
📍عکس ۳ بیمارستان ارتش : اینجا یه بیمارستان مربوط به جنگ جهانی دومه که الان بجز ستون‌های تخریب شده چیزی ازش نمونده اما حسش همونه! حس اینکه یه روزی اینجا محل اسکان و درمان سربازی جنگ جهانی بوده هنوز تو اتمسفرش برقراره..! 📍عکس ۴ عمارت کلاه فرنگی: اینکه این عمارت به این قشنگی مربوط به دوره قاجاریه‌ست و الانم به دست بچه‌های دانشگاه هنر تبریز در حال مرمته به کنار، اینکه اونجا اون همه حلزون بود یه قشنگی دیگه داشت😍 انقدری که از دیدن این حجم از حلزون ذوق کرده بودم که یادم رفته بود کلا کجام و چیکار میکنم🤦🏻‍♀️
📍عکس ۵ و ۶ کاخ موزه باغچه جوق: به دستور سردار ماکو تو سال ۱۲۷۲ ساخته شده اما جذابیتش به اینه که از دو معمار ایرانی و روسی توی ساختش استفاده شده و معماریش تلفیق معماری قاجار و روسیه، ولی الان در حال مرمته !😍
📍عکس ۷ و ۸ دخمه فرهاد : نزدیکیای روستای سنگر، تو دل کوه یه اتاقکی تراشیده شده که قدمتش به قرن هشتم قبل از میلاد و اقوام اورارتو میرسه، اینکه اسمشو گذاشتن دخمه فرهاد، برمیگرده به فرهاد عاشق پیشه‌ای که هر خطی‌‌روی کوهی میبینیم ناخواداگاه دلمون بند میشه به تیشه‌ی عشقش!..
📍عکس ۹ کلیسای زور روز : نزدیکیای سد بارون، روی یه تپه، یه کلیسای سنگی کوچیک جا خوش کرده که دیدنش میون اینهمه کوه و‌‌ دشت چشم ادمو روشن میکنه. چیزی که واسم جالب بود درموردش اینه که بخاطر سد بارون و اینکه کلیسا زیر اب میرفته، توی مدت ۲۵ روز کلیسا رو سنگ به سنگ حدود ۶۰۰ متر اون طرف تر از بنای قبلیش، جابه‌جا کردن! مه ثبت یونسکو هم شده.
📍عکس ۱۰ منشورهای بازالتی : از انجماد گدازه‌های اتشفشانی دوره سوم زمین شناسی، همچین منظره ای پدید اومده که با دیدنش ناخوادگاه پا به زمین بچسبونی! تصور اینهمه نظم اتفاقی برام عجیب بود اما باورش کردم چون طبیعت همیشه با نظم و بی نظمی عجیبش غافلگیرم کرده!..
.
. ‎ #ماکوگرام #ماکو #ماکوگردی #بریم_ماکو #ماکوگرافی #سفرنامه_ماکو
#maku #Maku_Gram #visitmaku #trip2maku
#ماکو_نامه_صحرا
Read more
. خلقتِ من در #جهان یک وصله ی #ناجور بود من که خود راضی به این #خلقت نبودم زور بود؟ خلق از من در #عذاب ...
Media Removed
. خلقتِ من در #جهان یک وصله ی #ناجور بود من که خود راضی به این #خلقت نبودم زور بود؟ خلق از من در #عذاب و من خود از اخلاقِ خویش از عذابِ خلق و من #یارب چه ات منظور بود؟ حاصلی ای دهر از من غیرِ شرّ و شور نیست مقصدت از خلقتِ  من سیر شرّ و شور بود؟ ذاتِ من معلوم بودت ، نیست مرغوب از چه ام آفریدستی ، زبانم ... .
خلقتِ من در #جهان یک وصله ی #ناجور بود
من که خود راضی به این #خلقت نبودم زور بود؟

خلق از من در #عذاب و من خود از اخلاقِ خویش
از عذابِ خلق و من #یارب چه ات منظور بود؟

حاصلی ای دهر از من غیرِ شرّ و شور نیست
مقصدت از خلقتِ  من سیر شرّ و شور بود؟

ذاتِ من معلوم بودت ، نیست مرغوب از چه ام
آفریدستی ، زبانم لال چشمت کور بود؟

ای چه خوش گر چشم می پوشیدی از تکوینِ  من
فرض می کردی که #ناقص خلقتِ یک مور بود

ای طبیعت گر نبودم من جهانت عیب داشت؟
ای #فلک گر من نمیزادی اجاقت کور بود؟
.
قصد  تو از خلق عشقی من یقین دارم فقط
دیدن هر روز یک گون #رنج جوراجور بود

گر نبودی تابش  استاره ی من در سپهر
تیر و بهرام و خور و کیوان و مه بی نور بود؟

راست گویم ، نیست جز این علت  تکوین  من
قالبی لازم برای ساحت  یک گور بود

#آفریدن مردمی را بهر گور اندر عذاب
گر خدایی هست ! ز انصاف  خدایی دور بود

مقصد  زارع ز کشت و زرع ، مشتی غله است
مقصد  تو زآفرینش مبلغی قاذور بود؟

گر من اندر جای تو ، بودم امیر  کائنات
هر کسی از بهر کار بهتری مامور بود

آنکه نتواند به نیکی پاس هر مخلوق داد
از چه کرد این #آفرینش را ، مگر مجبور بود؟
.
#شاعرشهید #میرزاده_عشقی
#persiapoem
Read more
. منم آن عاشق عشقت که جز این کار ندارم که بر آن کس که نه عاشق به جز انکار ندارم دل غیر تو نجویم سوی غیر ...
Media Removed
. منم آن عاشق عشقت که جز این کار ندارم که بر آن کس که نه عاشق به جز انکار ندارم دل غیر تو نجویم سوی غیر تو نپویم گل هر باغ نبویم سر هر خار ندارم به تو آوردم ایمان دل من گشت مسلمان به تو دل گفت که ای جان چو تو دلدار ندارم چو تویی چشم و زبانم دو نبینم دو نخوانم جز یک جان که تویی آن به کس اقرار ندارم چو من از شهد ... .
منم آن عاشق عشقت که جز این کار ندارم
که بر آن کس که نه عاشق به جز انکار ندارم
دل غیر تو نجویم سوی غیر تو نپویم
گل هر باغ نبویم سر هر خار ندارم
به تو آوردم ایمان دل من گشت مسلمان
به تو دل گفت که ای جان چو تو دلدار ندارم
چو تویی چشم و زبانم دو نبینم دو نخوانم
جز یک جان که تویی آن به کس اقرار ندارم
چو من از شهد تو نوشم ز چه رو سرکه فروشم
جهت رزق چه کوشم نه که ادرار ندارم
ز شکربوره سلطان نه ز مهمانی شیطان
بخورم سیر بر این خوان سر ناهار ندارم
نخورم غم نخورم غم ز ریاضت نزنم دم
رخ چون زر بنگر گر زر بسیار ندارم
نخورد خسرو دل غم مگر الا غم شیرین
به چه دل غم خورم آخر دل غمخوار ندارم
پی هر خایف و ایمن کنمی شرح ولیکن
ز سخن گفتن باطن دل گفتار ندارم
تو که بی‌داغ جنونی خبری گوی که چونی
که من از چون و چگونه دگر آثار ندارم
چو ز تبریز برآمد مه شمس الحق و دینم
سر این ماه شبستان سپهدار ندارم
#مولانا
Read more
"شبح ميان مه از بوي سوختن مي گفت ... و حدس و حادثه در چشم او سخن مي گفت " هزار واژه غريبانه در غياب و غمت ...
Media Removed
"شبح ميان مه از بوي سوختن مي گفت ... و حدس و حادثه در چشم او سخن مي گفت " هزار واژه غريبانه در غياب و غمت از غريبي در آشيانه ي وطن مي گفت به روي آب كه نيلوفري خودش را كشت هزار آيه از اين معبد شمن مي گفت من از سقوط تو در من هنوز مي ترسم كه چشم هاي تو از جنگ تن به تن مي گفت من از شهادت منصور شدن مي ترسم كه از خدا ... "شبح ميان مه از بوي سوختن مي گفت
... و حدس و حادثه در چشم او سخن مي گفت "
هزار واژه غريبانه در غياب و غمت
از غريبي در آشيانه ي وطن مي گفت
به روي آب كه نيلوفري خودش را كشت
هزار آيه از اين معبد شمن مي گفت
من از سقوط تو در من هنوز مي ترسم
كه چشم هاي تو از جنگ تن به تن مي گفت
من از شهادت منصور شدن مي ترسم
كه از خدا شدنت در صف كفن مي گفت
و اين ترانه غزل وار ' منزوي 'شده است " سوار اگرچه همه از نيامدن مي گفت"

علي رضاوند

پ.ن : چند روز است شاعرانگيم به هواي او منزوي شده و بعد از چند شب تهوع و پس دادن كلمات به منزوي بزرگ تضمين كردم . به راستي چشمانت حتي سكوت كرده اند ... #حسين_منزوي #غزل #چشم_تو #غربت
Read more
آ به روزهايی كه گذشت نگاه می كنم به كودكی آرام و ساکت كه تمام دغدغه اش بازی كردن ساعت ها با يك تکه نخ ...
Media Removed
آ به روزهايی كه گذشت نگاه می كنم به كودكی آرام و ساکت كه تمام دغدغه اش بازی كردن ساعت ها با يك تکه نخ آبکش شده بود وخوشحالیش فوت كردن شمع های كيك تولد و جادوی روحش عطر کتاب و کاغذ و دفتر و بوی لوازم التحریر فروشی بود و آرامشش هوای ابری گرفته آماده بارون بود به شناسنامه ام نگاه می كنم كه فقط چند عدد و ... آ
به روزهايی كه گذشت نگاه می كنم
به كودكی آرام و ساکت كه تمام دغدغه اش بازی
كردن ساعت ها با يك تکه نخ آبکش شده بود
وخوشحالیش فوت كردن شمع های كيك تولد
و جادوی روحش عطر کتاب و کاغذ و دفتر و بوی لوازم التحریر فروشی بود
و آرامشش هوای ابری گرفته آماده بارون بود
به شناسنامه ام نگاه می كنم كه فقط چند عدد و رقم نبود
خنده بود
گريه بود
یاس بود
امید بود و بیشتر ناامیدی
آرزو بود
و رویا...
روزهايی بود در سكانس های پرتكرار
از اسفند تا اسفند
بزرگ شدم با رويای کلبه ایی دنج و آروم و تک افتاده در وسط آرامش جنگل و سبزی و ابر و مه و بارون لاینقطع و ارامش
و جاده ایی برای رسیدن به آن از وسط انبوه جنگل و صدای سحر کننده اروم بارون
و سکوت بود و سکوت و مه و صدای ریزش باران...
و هر اسفند دوباره متولد می شود پسری كه هنوز روبروی جاده زندگی ايستاده
ديروز را چرخ می زند
رویاهایش را مرور می کند و سودای رسیدن به آن ها در سر
و به اميد و آرزوی گشايش پنجره های نيمه باز در فردا و فرداهایی که آمدنش را آرزوست...
.
حال امسال حال عجیبی بود. اولش باز هم مرور روزهای رفته و افسوس و ناراحتی گذشت یک سال دیگر از عمر و باز هم محقق نشدن رویاهای سبز دور و دراز و در اندیشه اینکه کدامین پل در کدام سوی جهان شکسته که هیچ وقت مقصد رسیده نمی شود و هزاران هزار فکر و خیال و دغدغه ذهن ناآرام و تنهایی ایی پر از هیاهو و فکر و فکر و فکر ...
اما اتفاقاتی جالب حال امسالو دگرگون کرد تا این نوشته آغازین سال جدید که هر سال به رسم یادگار برای خودم و برای مرور حال این روز بخصوص مینویسم و نگه می دارم رنگ و بویی دیگر از سالیان گذر کرده داشته باشه.
افسوس که همه اون حرفا و اون دو اتفاق مهم توی کپشن جا نشد و از لطف زیاد اینستاگرام که اونم بزاریم به حساب هدیه اینستا مجبور شدم در کامنت اول یادگارهارو موندنی کنم.
خلاصه کلام امسال سال عجیبی است هم بخاطر اتفاق خوشایند غافلگیر کننده و خارج از تصور آغازش و نشوندن لبخند بر لب و عزم بر تغییر و شستن چشمان و جور دیگر دیدن تا ببینم واقعا سالی که نکوست از بهارش پیدا میشه؟؟؟
دیگه اینکه به نظر شما اگه به دنیا خانوم بخندیم اونم با لبخند جواب متقابل میده یا میگه منو مسخره کردی الان نشونت میدم؟؟؟
القصه اون طرفیشو دیدیم حالا یه بارم این طرفشو امتحان کنیم باشد که پایان کار این سال دنیا راضی و ما خندون و پراز امید و انرژی و حس های زیبا و پایان ناپذیر
شروعش با خودم و اخرش با خودت راضیم به رضایت...
.
خدایا به امید تو...
☆☆به رسم یادگار زادروز☆☆
والسلام
هشتم اسفندماه یکهزار و سیصد و نود و شش
Read more
رفتی به سفر اِی نازنینوم حالا که تو اِدی مِه غریبوم روح تو کنارِمِن همیشَه تو یاد مِه بَش که مه غریبوم رفتی ...
Media Removed
رفتی به سفر اِی نازنینوم حالا که تو اِدی مِه غریبوم روح تو کنارِمِن همیشَه تو یاد مِه بَش که مه غریبوم رفتی به سفر اِی نازنینوم حالا که تو اِدی مِه غریبوم روح تو کنارِمِن همیشَه تو یاد مِه بَش که مه غریبوم شرمندَم اگَه چیز بد اُمگو چون خاطر تو مخواستَه از جون همچون خدا خِو مثل یه سایَه بعدش ... رفتی به سفر اِی نازنینوم
حالا که تو اِدی مِه غریبوم
روح تو کنارِمِن همیشَه
تو یاد مِه بَش که مه غریبوم
رفتی به سفر اِی نازنینوم
حالا که تو اِدی مِه غریبوم
روح تو کنارِمِن همیشَه
تو یاد مِه بَش که مه غریبوم
شرمندَم اگَه چیز بد اُمگو
چون خاطر تو مخواستَه از جون
همچون خدا خِو مثل یه سایَه
بعدش اکُنوم به تو نجابت
شرمندَم اگَه چیز بد اُمگو
چون خاطر تو مخواستَه از جون
همچون خدا خِو مثل یه سایَه
بعدش اکُنوم به تو نجابت
مه هم مال توم و وجودی از تو 
امیدی اُمهَه زودی بیای تو
همون بوسَه ونِت چون خاطراتِت
خاطراتُن مه یه دنیا رازِن
مه هم مال توم و وجودی از تو 
امیدی اُمهَه زودی بیای تو
همون بوسَه ونِت چون خاطراتِت
خاطراتُن مه یه دنیا رازِن
Read more
. چشم‌هایم را که میبندم شروع میشود. قرار است شب ها، چشم‌ها آرام بگیرند و تشویش‌های روزانه با خوابی ...
Media Removed
. چشم‌هایم را که میبندم شروع میشود. قرار است شب ها، چشم‌ها آرام بگیرند و تشویش‌های روزانه با خوابی عمیق از بین بروند. اما چشم‌هایم را که میبندم شروع میشود. چشم‌هایم که بسته میشوند تو بیدار میشوی و به من خیره میشوی. و من گنک و کلافه به چشم‌های غمگینت نگاه میکنم. تو آنجا ایستاده‌ای در هاله‌ای ... .
چشم‌هایم را که میبندم شروع میشود.
قرار است شب ها، چشم‌ها آرام بگیرند و تشویش‌های روزانه با خوابی عمیق از بین بروند.
اما چشم‌هایم را که میبندم شروع میشود.
چشم‌هایم که بسته میشوند تو بیدار میشوی و به من خیره میشوی.
و من گنک و کلافه به چشم‌های غمگینت نگاه میکنم.
تو آنجا ایستاده‌ای در هاله‌ای از غبار یا شاید مه. مصمم و غمگین نگاه میکنی. منتظر چه هستی نمیدانم؟
فقط میدانم که هر وقت چشم‌هایت را میبینم از خودم خجالت میکشم. از اینکه چقدر هر شب برای ندیدنت سعی میکنم کتاب بخوانم، فیلم ببینم و یا انقدر کار کنم که بیهوش شوم.
هیچگاه از حضورت نمیتوانم فرار کنم. تو همیشه آنجایی.
در درونم.
اگر تمام این‌ سالها از چشم‌هایت فرار نمیکردم، با تو میتوانستم وارد رابطه‌های بهتری شوم.
میتوانستم به خودم دروغ نگویمم و زمانی که شواهدی از اعتماد نیست، اعتماد نکنم.
خودم میدانم چه بر سرم آورده، انکارِ حضور تو و چشم‌های زیبای غمگینت.
هجوم بیاور. هر شب و هر شب.
هر پریشانیِ که مربوط به تو باشد، بیدار کننده است.
من برای نجات، به دیدنِ غمِ چشم‌هایت و دیدنِ رفتارِ خودم با تو احتیاج دارم.
.

متن : #پونه_مقیمى .
‏Photo by @rezaghazianiphotography .
.
. --------------------------------------
.
‏ #shadow #light #insta #instagood #day #sunshine #horizon #remember #rezaghaziani #ghaziani #bestoftheday #road #قاضيانى #رضاقاضيانى #persianrock #ندا_طوسي #تهران #كبوتر #bird #شب #سكوت #پونه_مقیمی
Read more
. چمدان بسته ام به سمت خودم میروی شهر را خبر بکنی بی هوا باختی و حق داری فکر بازی تازه تر بکنی از ...
Media Removed
. چمدان بسته ام به سمت خودم میروی شهر را خبر بکنی بی هوا باختی و حق داری فکر بازی تازه تر بکنی از نگاه تو خوب فهمیدم ماندنت محض زنده ماندنم است سم احساس را درون تنم مانده ای تا که بی اثر بکنی از غروری که زیر پا بردی از من سرشکسته میترسم کاسه ی صبر من ترک خورده باید از کینه ام حذر بکنی پای من ... .
چمدان بسته ام به سمت خودم
میروی شهر را خبر بکنی
بی هوا باختی و حق داری
فکر بازی تازه تر بکنی

از نگاه تو خوب فهمیدم
ماندنت محض زنده ماندنم است
سم احساس را درون تنم
مانده ای تا که بی اثر بکنی

از غروری که زیر پا بردی
از من سرشکسته میترسم
کاسه ی صبر من ترک خورده
باید از کینه ام حذر بکنی

پای من را نبند دلبندم
شهر غربت قفس نمیخواهد
بعد من هیچکس نمیخواهد
که تو او را غریب تر بکنی

انتخابت مگر جدایی نیست؟
اشک هایت چرا سرازیر است؟
بد شگون است گریه را بانو...
توشه ی راه رهگذر بکنی

دست رد تو روی سینه ی من
پای پیش تو جز ترحم نیست
دل به دادت نمیرسد هرگز
عقل را کاش کارگر بکنی

خسته از بحث های هر شبه ای
خسته از گریه های قبل از خواب
میشود با کسی به غیر از من
شب خود را به خنده سر بکنی

من... قطاری که سر به راه تو بود
چند ماهی در ایستگاه تو بود
راه افتادنم گناه تو بود
من بمانم خودت سفر بکنی؟

بعد از این ترمزم بریده و در
ایستگاهی نگه نمیدارم
با من از مه نگو... نمیترسم
گاه خوب است که خطر بکنی

آخرش واژگونی است اما
ماندن از ترس مرگ هم ، مرگ است
ریل یعنی دو راه مانده فقط
یا بمیری و یا سفر بکنی
Read more
اَصبَحتُ زایراً لَکَ یا شحنة النجف بهر نثار مرقد تو نقد جان به کف تو قبله دعایی و اهل نیاز را روی امید ...
Media Removed
اَصبَحتُ زایراً لَکَ یا شحنة النجف بهر نثار مرقد تو نقد جان به کف تو قبله دعایی و اهل نیاز را روی امید سوی تو باشد ز هر طرف می بوسم آستانه قصر جلال تو در دیده اشک عذر ز تقصیر ما سلف گر پرده های چشم مرصّع به گوهرم فرش حریم قبر تو گردد زهی شرف خوشحالم از تلاقی خدام روضه ات باشد کنم تلافی عمری که شد تلف ... اَصبَحتُ زایراً لَکَ یا شحنة النجف
بهر نثار مرقد تو نقد جان به کف
تو قبله دعایی و اهل نیاز را
روی امید سوی تو باشد ز هر طرف
می بوسم آستانه قصر جلال تو
در دیده اشک عذر ز تقصیر ما سلف
گر پرده های چشم مرصّع به گوهرم
فرش حریم قبر تو گردد زهی شرف
خوشحالم از تلاقی خدام روضه ات
باشد کنم تلافی عمری که شد تلف
رو کرده ام زجمله اکناف سوی تو
تا گِریم ز حادثه دهر در کنف
دارم توقع این که مِثال رجای من
یابد ز کلک فضل تو توقیع لا تَخَف
مه به کَلَف ندیده کسی وین عجب که هست
خورشیدوار ماه جمال تو به کلف
بر روی عارفان ز تو مفتوح گشته است
ابواب کنت کنز به مفتاح من عرف
خصم تو سوخت در تب تبت چو بو لهب
نادیده از زبانه قهرت هنوز تف
نسبت کنندگان کف جود ترا به بحر
از بحر جود تو نشناسند غیر کف
رفت از جهان کسی که نه پی بر پی تو رفت
لب پر نفیر یا اسفا دل پر از اسف
جنسیت است عشق و موالات را سبب
حاشا که جنس گوهر رخشان بود خزف
بر کشف سِرّ لَو کشف آن را کجاست دست
کز پوست پا برون ننهادست چون کشف
گردی به دیده رفت و به جَیب صبا نهفت
اهدی اِلی الاحبة اشرف التحف
عیدتون مبارک عزیزان
التماس دعا
گروه مدیریت صفحه دانشگاه تهران
Read more
یا امیرالمؤمنین علیه السلام❣ تويي آنكه سكّه سلطنت زده حق به نام تو يا علي كه به جز خداي تو مطلّع بود ...
Media Removed
یا امیرالمؤمنین علیه السلام❣ تويي آنكه سكّه سلطنت زده حق به نام تو يا علي كه به جز خداي تو مطلّع بود از مقام تو يا علي؟ شده خلقت دو جهان اگر به دو حرف نيّر كاف و نون تويي آنكه خلقت كاف و نون شده از كلام تو يا علي نه همين قيام وجود را تو شدي سبب ز قيام خود به خدا دوام وجود هم بود از دوام تو يا علي همه خاص ... یا امیرالمؤمنین علیه السلام❣

تويي آنكه سكّه سلطنت زده حق به نام تو يا علي
كه به جز خداي تو مطلّع بود از مقام تو يا علي؟

شده خلقت دو جهان اگر به دو حرف نيّر كاف و نون
تويي آنكه خلقت كاف و نون شده از كلام تو يا علي

نه همين قيام وجود را تو شدي سبب ز قيام خود
به خدا دوام وجود هم بود از دوام تو يا علي

همه خاص و عام و شه و گدا بخورند بي عوض و بها
همه روز روزي خويشتن سر خوان عام تو يا علي

تو شه زمین تو مه سما تو صنم شکن تو صمد نما
توئی آنکه دین مبین بپا شده زاهتمام تو یا علی

به دلیل وافی لافتی پی نفی کفر و ثبوت دین
به معارک ازل و ابد توئی و حسام تو یا علی

شده خلق روح الامين از آنكه به هر زمان و به هر زبان
به پيمبران پي امر دين بِبرد پيام تو يا علي

تويي آن شهي كه شود عيان به صف جزا زتو قدر وشان
چو زنند صف همه انس و جان ز پي سلام تو يا علي

تو به خلق هادي و رهبري تو به حشر ساقي كوثري
چه خوش است حال كسي كه مي بخورد زجام تو يا علي

نبد ار مقام تولدت نشدي هر آينه قبله گه
بود احترام حريم حق همه ز احترام تو يا علي

ره سدره روح الامين همي بنمود طي كه مگر قوي
شودش دو بال و چو صعوهگان بپرد به بام تو يا علي

كه گرفت داد رسول حق ز گروه مشرك سنگدل؟
نشد ار به تيغ دو دم علم يد انتقام تو يا علي

ز ازل زمين شده تا ابد همه خاك راه جهانيان
به اميد اينكه به روي خود نگرد خرام تو يا علي

به دوكون فخر صغير بس كه نموده حلقه به گوش جان
به در كسي كه ز جان و دل بود او غلام تو يا علي 🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹 #ایران
#تهران
#میثم_کریمی
Read more
1️⃣3️⃣ -نامه اى به خودم از زبانى خودى كه سال ها با هم قهر بوديم، كه صدايش در دنيايى موازى شنيده ميشود- قسمت ...
Media Removed
1️⃣3️⃣ -نامه اى به خودم از زبانى خودى كه سال ها با هم قهر بوديم، كه صدايش در دنيايى موازى شنيده ميشود- قسمت ششم حالا بشين، ميگن يه نفر كه خيلى وقته خوابه بهش از چيزايى كه دوست داره بشنوه بگين. كمك ميكنه بيدار شه. خوب گوش بده. تو همه ى اين سال ها من به جاى تو ساز زدن و آواز خوندنو ياد گرفتم. "درد عشق و انتظار دارم ... 1️⃣3️⃣
-نامه اى به خودم از زبانى خودى كه سال ها با هم قهر بوديم، كه صدايش در دنيايى موازى شنيده ميشود-
قسمت ششم
حالا بشين، ميگن يه نفر كه خيلى وقته خوابه بهش از چيزايى كه دوست داره بشنوه بگين. كمك ميكنه بيدار شه. خوب گوش بده. تو همه ى اين سال ها من به جاى تو ساز زدن و آواز خوندنو ياد گرفتم.
"درد عشق و انتظار
دارم زان شب يادگار
در ان شب سرد پاييز
اهنگ سفر ميكردى
از رهگذرى مهنت خيز
ديدم كه گذر ميكردى
از ان شب خزان شبها گذشته
روزگارى بر منه شيدا گذشته
داستانِ باده و مينا گذشته
تو رفتى و دلم غمين شد
قرين آه آتشين شد
از آن شبى كه برنگشتى
جهان كه شادى آفرين بود
به چشم من غم آفرين شد
از ان شب خزان شبها گذشته
روزگارى بر منه شيدا گذشته
داستانِ باده و مينا گذشته
لا لا لا لا لا لا لا
از آن شبى كه برنگشتى..."
پ.ن.
نحسى سيزده ما را گرفته. ببخشيد مه انقدر طولانى شد🙏🏻
Read more
... <span class="emoji emoji1f4e3"></span> رونمایی از آلبوم انگار نه انگار 🗓 روز شنبه ۳۰ تیر ساعت ۱۸ <span class="emoji emoji1f3e2"></span> در فرهنگسرای نیاوران با حضور عده ...
Media Removed
... رونمایی از آلبوم انگار نه انگار 🗓 روز شنبه ۳۰ تیر ساعت ۱۸ در فرهنگسرای نیاوران با حضور عده ای از #هنرمندان #موسیقی و #سینما چشم انتظارتان هستیم... . نام آلبوم: #انگار_نه_انگار با خوانندگی و آهنگ سازی #هاتف_شرار و تنظیم #ایمان_ملکی نوازندگان ارکستر: میثم خاتمی نیا(پیانو) پیمان ... ...
📣 رونمایی از آلبوم انگار نه انگار
🗓 روز شنبه ۳۰ تیر ساعت ۱۸
🏢 در فرهنگسرای نیاوران
با حضور عده ای از #هنرمندان #موسیقی و #سینما
چشم انتظارتان هستیم... .

نام آلبوم: #انگار_نه_انگار
با خوانندگی و آهنگ سازی #هاتف_شرار
و تنظیم #ایمان_ملکی

نوازندگان ارکستر:
میثم خاتمی نیا(پیانو)
پیمان ملکی (پیانو)
ایمان ملکی (ویولن، کمانچه و پیانو)
رضا حقیقی(گیتار الکتریک)
مهدی محمودخانی(گیتار بیس)
فرزین نیاز خانی(گیتار کلاسیک)
سامان بهشتی(درام)
و نیما فریدونی (تار)

ترانه سرایان:
"کوچک نوازی کن" و "دست های تو" از #عباس_شرار .
"نرو" ، "رفت" و "مادر"(نام قبلی این اثر "بهار" بوده است که برای گرفتن مجوز به نام "مادر" تغییر یافته است) از #سمانه_مصدق شاعر نابینای اهل مشهد
"مه عیار" با تم خراسانی از #مولانا
و غزل "انگار نه انگار" از #مرتضی_کیوان_هاشمی .

این اثر ارکستر تلفیقی و پاپ ایرانی است که بسیاری از دست اندرکاران این آلبوم اعم از نوازندگان و ترانه سرایان از نابینایان هستند. این اثر در سال ۱۳۹۵-۹۶ ضبط شده و با امتیاز هاتف شرار توسط موسسه ی آوای همنواز منتشر شده است. طرح روی جلد اثر، از #علی_مدیری می باشد.
اثر خاص "انگار نه انگار" با ارکستر بزرگ، با چهل نوازنده و تسط سازهای زهی، ویولون، ویولن سل، ویولن التو، پیانو، گیتار، درام و... اجرا شده است. نام اثر برگرفته از این غزل است.

غزل #انگار_نه_انگار 👇

دلها همه بیمار و تو انگار نه انگار
سرها همه بر دار و تو انگار نه انگار

یک سیب زنخدان و دو بادام شفابخش
یک قافله بیمار و تو انگار نه انگار

یک دل نه، هزاران دل دیوانه ی عاشق
از عشق تو سرشار و تو انگار نه انگار

در سایه ی بخشندگی چشم سیاهت
یک خلق گرفتار و تو انگار نه انگار

پیغام نوشتیم به ایما و اشاره
یک بار نه، صد بار و تو انگار نه انگار

تو تکیه گهت سینه و دستان رقیبان
من تکیه به دیوار و تو انگار نه انگار

در مکتب انکار لب و خشم نگاهت
غوغا شده سالار و تو انگار نه انگار

لبهای تو از عهد فرا سنگی و ماموت
صد بوسه بدهکار و تو انگار نه انگار

دیوانه ی چشمان سیاهت شده "کیوان"
محتاج پرستار و تو انگار نه انگار

#مرتضی_کیوان_هاشمی

#مرتضا_کیوان_هاشمی #کیوان_هاشمی #کیوان #ترکه_و_تبر #عکس_نوشته #عاشقانه #شعر #شعرگرافی #تک_بیت #تک_بیتهای_ناب #غزل #قافیه #شعر_نو #خط_بریل #نابینا #آلبوم
Read more
‌‌‌‌‌‌‌‌‌<span class="emoji emoji1f343"></span>❖<span class="emoji emoji1f539"></span>‌‌﷽<span class="emoji emoji1f539"></span>‌❖ ‌‌‌‌‌‌‌‌<span class="emoji emoji1f343"></span> ‌‌ ‌ ‌‌<span class="emoji emoji1f343"></span>❖شهادت جانسوز و مظلومانه حضرت امام باقر عليه السلام را ...
Media Removed
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌﷽‌❖ ‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌ ‌ ‌‌❖شهادت جانسوز و مظلومانه حضرت امام باقر عليه السلام را به ساحت مقدس حضرت بقية الله الأ عظم مهدی موعود ( عجَّل الله تعالى فرجه الشريف ) روحى و ارواح العالمين لتراب مقدمه الفداء و شيعيان حضرتش تسلیت عرض مينمايیم ❖ ‌‌ ‌ ‌ــــــــــ❖❖ـــــــــــ ‌‌ ‌‌ ‌‌ ‌‌‌‌❖ #حدیث ... ‌‌‌‌‌‌‌‌‌🍃❖🔹‌‌﷽🔹‌❖ ‌‌‌‌‌‌‌‌🍃
‌‌

‌‌🍃❖شهادت جانسوز و مظلومانه حضرت امام باقر عليه السلام را به ساحت مقدس حضرت بقية الله الأ عظم مهدی موعود ( عجَّل الله تعالى فرجه الشريف ) روحى و ارواح العالمين لتراب مقدمه الفداء و شيعيان حضرتش تسلیت عرض مينمايیم ❖🍃
‌‌

‌ــــــــــ❖🍃🌷🍃❖ـــــــــــ
‌‌
‌‌
‌‌
‌‌‌‌🍃❖ #حدیث ⤵⤵
‌‌
🍃❖ #کلامکم_نور ⤵⤵
‌‌‌‌
‌‌‌
🍃🌷حضرت امام باقر علیه السلام فرمودند :

🌟ما ضر من مات منتظر لامرنا ألا یموت فی وسط فسطاط المهدی و عسکره
‌‌‌
ـــــــــــــ
‌‌‌
🌟آنکه در انتظار امر ما بمیرد از اینکه در وسط خیمه مهدی و لشکرش از دنیا نرفته ضرر نکرده است
‌‌
🍃📘کافی(ط-الاسلامیه) ج1، ص372
‌‌‌
‌‌
((کپی باذکر یک صلوات آزاد میباشد))
‌‌‌‌

🍃🌷Telegram.me/AKHERATE
‌‌ ‌
‌ــــــــــ❖🍃🌷🍃❖ـــــــــــ
‌‌

‌‌
#سلام_مولای_مظلومم 😢🍃

عـــاقبت آه کشــیــدی نفس آخـر را
نفس ســوخته از خاطره ای پرپر را

روضه خوانی مرا گـــرم نمودی امـشب
روضه ی آن همه گل، آن همه نیلوفر را

آخرین حلقه ی شب های محرّم هستم
شــکر ای زهر نـــدیدم سحـری دیگر را

باورم نیست هنوز آنچه دو چشمم دیده است
باورم نیـــست تــماشــــای تنی بــــی ســــر را

باورم نیست غروب و حرم و آتش و دود
دیــدن ســوختـــــن چــــارقــد دخــتـر را

غارت خود و علم، غارت گهواره و مشک
غــــارت پـــیرهــن و غـارت انگشــــتر را

ذوالجناحی که ز یالش به زمین خون می ریخت
نــــیـزه هــــــایی کـــــه ربـودنــــد ســر اکــــبر را

آه در گوشه ی ویرانه که دق مرگ شدیم
تـــــا کـه هـــمبـازی مــن زد نفس آخـر را

کمک عمّه شدم تا بدنش خاک کنیم
بیـن زنجیر نهـان کرد تــنی لاغــر را

چنگ بر خاک زدم تا که به رویش ریزم
سرخ دیدم بدنش... تکّه ای از معجر را
‌‌


‌ــــــــــ❖🍃🌷🍃❖ـــــــــــ
‌‌
‌‌
‌‌
#یا_باقرالعلوم

یک لحظه شدیم خیره تا در چشمت
دیــدیم تـــمام غــُصــه را در چشمت

چشمان تو از روضه ی مکشوف پر است
پیـــداست تــمــام کــــربلا در چـــشمــت
‌‌
‌‌

ـــــــــــــــــــــــــ


✏پـ ن ⤵⤵ :

🍃✔ طرح #پست_مشترک ‌
🔹هـمه ی بزرگواران میتوانند در ایـن طـرح بزرگ
سهیم باشند. برای دریافت مطالب و تصاویر جهت
شرکت در طرح به کانال سروش مراجعه بفرمـایید .
‌‌‌‌‌‌‌

🍃📱sapp.ir/shaybelkhaziib
‌‌
🔸تعجیل در فرج مولا حضرت صاحب الزمان
ارواحنا فداه صلواتی عنایت بفرمایید
‌‌‌
🍃🌷اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم🌷🍃
Read more
قطعه زیبایی از مریم دین پرست//تار// مطرب خوش نوای من عشق نواز همچنین نغنغه دگر بزن پرده تازه برگزین مطرب روح من تویی کشتی نوح من تویی فتح و فتوح من تویی یار قدیم و اولین ای ز تو شاد جان من بی‌تو مباد جان من دل به تو داد جان من با غم توست همنشین تلخ بود غم بشر وین غم عشق چون شکر این غم عشق را دگر ... قطعه زیبایی از مریم دین پرست//تار// مطرب خوش نوای من عشق نواز همچنین

نغنغه دگر بزن پرده تازه برگزین

مطرب روح من تویی کشتی نوح من تویی

فتح و فتوح من تویی یار قدیم و اولین

ای ز تو شاد جان من بی‌تو مباد جان من

دل به تو داد جان من با غم توست همنشین

تلخ بود غم بشر وین غم عشق چون شکر

این غم عشق را دگر بیش به چشم غم مبین

چون غم عشق ز اندرون یک نفسی رود برون

خانه چو گور می شود خانگیان همه حزین

سرمه ماست گرد تو راحت ماست درد تو

کیست حریف و مرد تو ای شه مردآفرین

تا که تو را شناختم همچو نمک گداختم

شکم و شک فنا شود چون برسد بر یقین

من شبم از سیه دلی تو مه خوب و مفضلی

#
Read more
‌‌‌‌‌‌‌‌<span class="emoji emoji1f343"></span>❖<span class="emoji emoji1f539"></span>‌‌﷽<span class="emoji emoji1f539"></span>‌❖<span class="emoji emoji1f343"></span> ‌ ‌ <span class="emoji emoji1f343"></span>❖<span class="emoji emoji1f539"></span>اَلسَّلامُ عَلَيْکَ یا اَبا جَعفَرٍ یا مُحَمَّدَبنَ عَلیٍّ اَیُّهَا ...
Media Removed
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌﷽‌❖ ‌ ‌ اَلسَّلامُ عَلَيْکَ یا اَبا جَعفَرٍ یا مُحَمَّدَبنَ عَلیٍّ اَیُّهَا التَّقِیُّ الجَواد ‌‌ ‌ ‌‌❖شهادت جانسوز حضرت امام جواد عليه السلام را به ساحت مقدس حضرت بقية الله الأ عظم مهدی موعود ( عجَّل الله تعالى فرجه الشريف ) روحى و ارواح العالمين لتراب مقدمه ... ‌‌‌‌‌‌‌‌🍃❖🔹‌‌﷽🔹‌❖🍃


🍃❖🔹اَلسَّلامُ عَلَيْکَ یا اَبا جَعفَرٍ یا مُحَمَّدَبنَ عَلیٍّ اَیُّهَا التَّقِیُّ الجَواد🔹❖🍃
‌‌

‌‌🍃❖شهادت جانسوز حضرت امام جواد عليه السلام را به ساحت مقدس حضرت بقية الله الأ عظم مهدی موعود ( عجَّل الله تعالى فرجه الشريف ) روحى و ارواح العالمين لتراب مقدمه الفداء و شيعيان حضرتش تسلیت عرض مينمايیم ❖🍃
‌‌

‌ــــــــــ❖🍃🌷🍃❖ـــــــــــ


‌❖ #حدیث ⤵⤵

❖ #کلامکم_نور ⤵⤵

🍃❖حضرت امام جواد علیه السلام فرمودند:

🍃🌷التَّوْبَهُ عَلی أرْبَع دَعائِم: نَدَمٌ بِالْقَلْبِ، وَاسْتِغْفارٌ
بِاللِّسانِ، وَ عَمَلٌ بِالْجَوارِحِ، وَ عَزْمٌ أنْ لایَعُودَ.
‌ ‌‌
🍃🌷شرایط پذیرش توبه چهار چیز است: پشیمانی
قلبی، استغفار با زبان،جبران كردن گناه ـ نسبت به
همان گناه حقّ الله و یا حقّ النّاس ـ، تصمیم جدّی
بر این كه دیگر مرتكب آن گناه نشود.

‌📚«ارشاد القلوب دیلمی، ص 160»



ــــــــــ❖🍃🌷🍃❖ـــــــــــ



‌ #سلام_مولای_مهربانم 😢🍃
‌‌
◾هستند کریمان دو عالم سرخوانت
◾یکبار نخورده است گره کیسه ی نانت
‌‌
◾اصلا حرم شاه خراسان حرم توست
◾هرصحن که گشتیم در آن بود نشانت

◾انگار که گهواره تو عرش زمین بود
◾وقتی پدر پیر تو می داد تکانت

◾تکبیر تو از داخل گهواره رسیده است
◾هستم اگر امروز مسلمان اذانت
‌‌
◾یکبار پدر گفتن تو گر نمی ارزید
◾صد بار نمی رفت به قربان زبانت!

◾از چشم پدر دور مشو – گرگ زیاد است
◾بر این پدرت حق بده باشد نگرانت

◾در راه مبادا قدمت خار ببیند
◾آن صورت چون برگ تو آزار ببیند

◾یک روز می آید که می افتد بدن تو
◾لب تشنه بمانی و بخشکد چمن تو

◾یک روز می آید که می افتی و کنیزان
◾در خانه برقصند کنار بدن تو

◾ای یوسف زهرا - دل یعقوب فدای ...
◾آن لحظه ی خاکی شدن پیرهن تو

◾هرچند کلام تو در آواز شود گم
◾اما نزند هیچ کسی بر دهن تو
‌‌‌
🍃✒شعر از استاد علی اکبر لطیفیان (حفظه الله )


ـــــــــــــــــــــــــ


✏پــی نــوشـتــ⤵⤵ :

🍃✔ طرح #پست_مشترک ‌
🔹هـمه ی بزرگواران میتوانند در ایـن طـرح بزرگ
سهیم باشند. برای دریافت مطالب و تصاویر جهت
شرکت در طرح به کانال سروش مراجعه بفرمـایید .
(لینک کانال در قسمت بیوگرافی موجود است)
‌‌‌‌‌‌‌

🍃📱sapp.ir/shaybelkhaziib
‌‌
🍃🌸🔹ألـلَّـهُـمَــ عَـجِّـلْ لِـوَلـیِـکْ ألْـفَـرَج
‌‌‌
‌‌
🔸تعجیل در فرج مولا حضرت صاحب الزمان
ارواحنا فداه صلواتی عنایت بفرمایید ...
Read more
. انواع نفس در قرآن  . نفس امارّة: كه همواره انسان را به بدى ها فرمان مى دهد و اگر با عقل و ايمان مهار نشود، انسان را به سقوط و تباهى مى كشاند. . ⚘در قرآن مى خوانيم: «انّ النّفس لامّارة بالسوء الاّ ما رحم ربّى» به درستى كه نفس اماره (انسان را) به كارهاى زشت و ناروا فرمان مى دهد مگر آن كه پروردگارم ... .
🍃🌹انواع نفس در قرآن 🌹🍃
.
👈نفس امارّة:
كه همواره انسان را به بدى ها فرمان مى دهد و اگر با عقل و ايمان مهار نشود، انسان را به سقوط و تباهى مى كشاند.
.
⚘در قرآن مى خوانيم: «انّ النّفس لامّارة بالسوء الاّ ما رحم ربّى»
به درستى كه نفس اماره (انسان را) به كارهاى زشت و ناروا فرمان مى دهد مگر آن كه پروردگارم رحم كند.
.
اين نفس، آنقدر خواهش و خواسته خود را تكرار مى كند تا انسان را گرفتار سازد.
.
⚘حضرت على (ع) مى فرمايد: نفس اماره همچون فرد منافق تملّق انسان را مى گويد و در قالب دوست جلوه مى كند تا بر انسان مسلّط شود و او را به مراحل بعد وارد كند.
.
⚘قرآن كريم در سوره يوسف مى فرمايد: پس از آن كه برادران يوسف، بنيامين را در سرزمين مصر به جاى گذاشته و به نزد پدر برگشتند و ماجراى دستگير شدن او به اتهام سرقت بيان كردند، حضرت يعقوب به آنان فرمود:«بل سوّلت لكم انفسكم»
بلكه نفس اماره، اين كار زشت را براى شما زينت داد و شما را به سوى آن كشاند.
.
⚘در حديث ديگرى مى خوانيم: بعد از نماز، از خداوند چنين بخواهيد: «الهى لا تكلنى الى نفسى طرفة عين ابداً» حتّى به اندازه چشم بر هم زدنى مرا به نفس خودم وامگذار.
.
⚘امام زين العابدين (ع) در مناجاتی به خداوند متعال عرض مى كند:
من از نفسى به تو شكايت مى كنم كه به بدى ها فرمان مى دهد، به سوى خطاها مى رود، نسبت به انجام گناه شتابان است، هنگامى كه شرّى به او مى رسد فرياد مى زند و هنگامى كه قرار است خيرى از ناحيه او به كسى برسد بخل مى ورزد، به لهو و لعب تمايل شديد دارد، از غفلت و سهو و اشتباه پر شده است، به سوى گناه سرعتم مى بخشد و براى توبه، مرا به طفره وا مى دارد.
.
👈نفس لوّامة:
همان وجدان اخلاقى باشد. آرى، انسان داراى حالتى است كه در برابر انجام بدى ها يا كم شدن خوبى ها، هم در دنيا خود را ملامت مى كند و هم در آخرت. اين ملامت ها، همان ندامت و پشيمانى است كه مى تواند مقدّمه توبه باشد.
.
👈نفس مطمئنّة:
كه در اثر نماز و ذکر خدا حاصل مى شود و انسان به آرامش و اطمينان دست پيدا می کند.
.
⚘قرآن كريم مى فرمايد: «اقم الصّلاة لذكرى»
نماز را به پادار تا به ذکر من برسى.
.
⚘و در جاى ديگر مى فرمايد: «الا بذكر اللّه تطمئنّ القلوب»
با ياد خداوند دلها اطمينان و آرامش پيدا مى كنند.
.
انسان مطمئن، از مرگ نمى هراسد، به زرق و برق ها و جلوه هاى دنيا بى اعتنا است و به مقدّرات الهى همواره راضى است مانند امام حسین(ع).
.
⚘السلام علی الحسین (ع)
⚘و علی علی بن الحسین (ع)
⚘و علی اولاد الحسین (ع)
⚘و علی اصحاب الحسین (ع)
.
#انتظار
Read more
بی تو مهتاب شبی را همگان میدانندهمگان شعر دوچشمان تو را میخوانند تو که از کوچه ی غمگین دلم میگذری تو ...
Media Removed
بی تو مهتاب شبی را همگان میدانندهمگان شعر دوچشمان تو را میخوانند تو که از کوچه ی غمگین دلم میگذری تو که از راز دلم باخبری تو چرا رسم وفایت گم شد؟! برق چشمان سیاهت گم شد؟! با تو ام ای مه مهتاب شبان... بی تو صد خاطره ام گریان است بی تو اشکم شاعر باران است بی تو جوی دل من خشکیده است بی تو هر شاخه بـُـنی ریشه ... بی تو مهتاب شبی را همگان میدانندهمگان شعر دوچشمان تو را میخوانند
تو که از کوچه ی غمگین دلم میگذری تو که از راز دلم باخبری
تو چرا رسم وفایت گم شد؟!
برق چشمان سیاهت گم شد؟!
با تو ام ای مه مهتاب شبان...
بی تو صد خاطره ام گریان است بی تو اشکم شاعر باران است بی تو جوی دل من خشکیده است بی تو هر شاخه بـُـنی ریشه از باغ دلم برچیده است با تو گفتم با شرم
با تو گفتم از دل با تو از قصه عشقم گفتم و تو در اوج سکوت
با نگاهی پر تردید و خمود
گفتی از عشق حذر کن.
قافیه یک دل خوش
سیری چند آمد؟بی مهتاب شبی باز ازآن کوچه گذشتم بی تو اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم
Read more
بی تو مهتاب شبی را همگان میدانند همگان شعر دوچشمان تو را میخوانند تو که از کوچه ی غمگین دلم میگذری تو ...
Media Removed
بی تو مهتاب شبی را همگان میدانند همگان شعر دوچشمان تو را میخوانند تو که از کوچه ی غمگین دلم میگذری تو که از راز دلم باخبری . تو چرا رسم وفایت گم شد؟! . برق چشمان سیاهت گم شد؟! . با تو ام ای مه مهتاب شبان... . با تو ای زلف پریشان جهان بی تو صد خاطره ام گریان است بی تو اشکم شاعر باران است بی تو دیگر ... بی تو مهتاب شبی را همگان میدانند
همگان شعر دوچشمان تو را میخوانند
تو که از کوچه ی غمگین دلم میگذری
تو که از راز دلم باخبری
.
تو چرا رسم وفایت گم شد؟!
.
برق چشمان سیاهت گم شد؟!
.
با تو ام ای مه مهتاب شبان...
.
با تو ای زلف پریشان جهان
بی تو صد خاطره ام گریان است
بی تو اشکم شاعر باران است

بی تو دیگر نفسم بند آمد
قافیه یک دل خوش
.
سیری چند آمد؟!
.
بی تو جوی دل من خشکیده است
بی تو هر شاخه بـُـنی
ریشه از باغ دلم برچیده است
بی تو مهتاب نهان است ز ابر
ابر غم باریده است
با تو گفتم با شرم
با تو گفتم از دل
با تو از قصه ی عشقم گفتم
و تو در اوج سکوت
با نگاهی پر تردید و خمود
.
گفتی از عشق حذر کن...
.
نفسم بند آمد
قافیه یک دل خوش
.
سیری چند آمد؟!
.
بی مهتاب شبی
باز ازآن کوچه گذشتم
بی تو اما
به چه حالی من از آن کوچه گذشتم...
Read more
. شوالیه: « محاله که انسان بتواند با احساسش خدا رو درک کنه. چرا خدا خودش رو در هاله ی نیمه مه آلود نوید ها و معجزات پنهان کرده. ما چطور میتوانیم به مومنان ایمان داشته باشیم در حالی که به خود خدا ایمانی نداریم؟ چه خواهد گذشت بر ما که میخواهیم ایمان داشته باشیم ولی نمیتوانیم. چه برسر کسانی می اید نه میخواهند ... .
شوالیه: « محاله که انسان بتواند با احساسش خدا رو درک کنه. چرا خدا خودش رو در هاله ی نیمه مه آلود نوید ها و معجزات پنهان کرده. ما چطور میتوانیم به مومنان ایمان داشته باشیم در حالی که به خود خدا ایمانی نداریم؟ چه خواهد گذشت بر ما که میخواهیم ایمان داشته باشیم ولی نمیتوانیم. چه برسر کسانی می اید نه میخواهند ایمانی داشته باشند و نه میتوانند! چرا نمیتوانم خدا را در درونم نابود کنم؟! چرا با وجودی که هنوز نفرینش میکنم در درونم زندگی میکند؟ میخواهم اطمینان داشته باشم، نه اعتقاد و حدسیات! میخواهم خدا دستش را به سمتم دراز کند و پرده از چهره اش بردارد! ما باید از نفرتمان تصویری بسازیم و نامش را خدا بگذاریم! »
. ... دو شخصیت مشغول بازی در یک تئاتر و خنداندن مردم هستند. در همین هنگام، یک گروه از مسیحیان افراطی در حالی که صلیب های سنگینی را به دنبال خود می کشند و خود و همدیگر را تازیانه و شلاق میزنند وارد می شوند. رئیس کاروان با لحنی خشک مردم در حال شادی را مورد تمسخر قرار داده، عقاید مذهبی خود را فریاد می زند: .
رئیس: «خداوند همه ی ما را مجازات میکند. یک مرگ سیاه در انتظار همه ی ماست. شما ای کسانی که چون حیوانات نادان در هم میلولید، و شما ای کسانی که با خود پسندی انجا نشسته اید، آگاه نیستید که ممکن است اینها، اخرین ساعات عمر شما باشند؟ مرگ در پشت شما ایستاده است و داسش را بر فراز سرتان میچرخاند. کدامتان نخستین طعمه ی وی خواهید شد؟ تویی که (به یکی از مردمان اشاره میکند) مانند گوسفندی خیره مانده ای، آیا تا غروب آخرین خمیازه ی نیمه تمامت نخواهد بود؟! و تو ای زنی که از نشاط زندگی شکفته ای، آیا فردا قبل از صبح خاموش خواهی شد؟! و تو با آن بینی ورم کرده ات، آیا میدانی تنها یکسال از عمرت باقی مانده است؟! شما احمق ها به زودی خواهید مرد. چون همگی از دم نفرین شده اید! خدایا مارا بیامرز! »
#مهر_هفتم
#اینگمار_برگمان
#برگمان
#The_Seventh_Seal
#Det_sjunde_inseglet
#Ernst_Ingmar_Bergman
#Ingmar_Bergman
#Bergman
#سینمای_کلاسیک
Read more
<span class="emoji emoji1f539"></span>تفالی بر حضرت مولانا چون‌ خیال‌ تو درآید به‌ دلم‌ رقص‌ کنان‌ چه‌ خیالات‌ دگر مست‌ درآید به‌ میان‌ گرد ...
Media Removed
تفالی بر حضرت مولانا چون‌ خیال‌ تو درآید به‌ دلم‌ رقص‌ کنان‌ چه‌ خیالات‌ دگر مست‌ درآید به‌ میان‌ گرد برگرد خیالش‌ همه‌ در رقص‌ شوند و آن‌ خیال‌ چو مه‌ تو به‌ میان‌ چرخ‌ زنان‌ هر خیالی‌ که‌ در آن‌ دَم‌ به‌ تو آسیب‌ زند همچو آیینه‌ زخورشید برآرد لمعان سخنم‌ مست‌ شود از صفتی‌ و صد بار از ... 🔹تفالی بر حضرت مولانا

چون‌ خیال‌ تو درآید به‌ دلم‌ رقص‌ کنان‌

چه‌ خیالات‌ دگر مست‌ درآید به‌ میان‌

گرد برگرد خیالش‌ همه‌ در رقص‌ شوند

و آن‌ خیال‌ چو مه‌ تو به‌ میان‌ چرخ‌ زنان‌

هر خیالی‌ که‌ در آن‌ دَم‌ به‌ تو آسیب‌ زند

همچو آیینه‌ زخورشید برآرد لمعان

سخنم‌ مست‌ شود از صفتی‌ و صد بار

از زبانم‌ به‌ دلم‌ آید و از دل‌ به‌ زبان‌

سخنم‌ مست‌ ودلم‌ مست‌ و خیالات‌ تو مست‌

همه‌ بر همدگر افتاده‌ و بر هم‌ نگران

#مولانا #مولوی #سماع #رقص_سماع #رقص
Read more
بله خیلی وقته دلتنگ شنیدن یه جمله ام ``هیس بابا خوابه ...`` پدر شب یلدا رسید شب تولد تو خدا نبودی ...
Media Removed
بله خیلی وقته دلتنگ شنیدن یه جمله ام ``هیس بابا خوابه ...`` پدر شب یلدا رسید شب تولد تو خدا نبودی اما خدا را در چشمانت می دیدم شاید پیامبری! و معجزه ات، از یاد نرفتن است... پدر همه ی مهربانان را دوست دارم اما تو صدر جدولی باور کن بودن روح در بدن علت زنده بودن نیست تو در قلب من زنده ای و من بی تو مرده ... بله
خیلی وقته دلتنگ شنیدن یه جمله ام
``هیس بابا خوابه ...``
پدر شب یلدا رسید شب تولد تو
خدا نبودی اما خدا را در چشمانت می دیدم
شاید پیامبری! و معجزه ات، از یاد نرفتن است...
پدر همه ی مهربانان را دوست دارم اما تو صدر جدولی
باور کن بودن روح در بدن علت زنده بودن نیست
تو در قلب من زنده ای و من بی تو مرده ام
روزی که دکترت گفت امیدی به بهبود تو نیست
مرگ تدریجی ما شروع شد ولی هفته ی بعد
تورا دفن کردند ... آری تو از قفس کوچکت رها شدی
و من در شهری بزرگ بی تو زندانی شدم.
بی تو تمام کوچه ها برایم بن بست شده.

حرف برای گفتن زیاد دارم و وقت کم " مى بوسمت " .
.
❤️❤️❤️
#قوت_قلب_پسر
#کـوهـی_به_نام_پــدر
#بـاور_نکن_تنهـایی_ات_را
#دگر_درمان_دردش_دیر_شد_دل
#گیج_و_مبهوت_بین_بودن_و_نبودن
#شیشه_ی_مِی_در_شب_یلدا_شکست
#آسیمه_سر_مشتاق_شب_های_زمستانم
#غم_نبودت_مثل_خودت_خیلی_قوی_بود
#یارایِ_بی_تو_زیستنم_نیست_بیش_از_این
‌ #بی_صورت_او_مجلسِ_ما_را_نمکی_نیست
#وَ_خـُـدا_رَحم_کند_ایـن_هـمه_دلـتنـگی_را
#بهای_وصل_تو_گر_جان_بُود_خریدارم
#غمی_شیرین_دلم_را_می_نوازد
#عشق_بازان_همیشه_می‌بازند
#امان_از_غــمِ_بودن
#تولد_پدر_عزیزم
یلداتون خوش
🍉🍉🍉
Read more
.. . . تا چند کنیم از تو قناعت به نگاهی یک عمر قناعت نتوان کرد الهی دیریست که چون هاله همه دور تو ...
Media Removed
.. . . تا چند کنیم از تو قناعت به نگاهی یک عمر قناعت نتوان کرد الهی دیریست که چون هاله همه دور تو گردم چون بازشوم از سرت ای مه به نگاهی بر هر دری ای شمع چو پروانه زنم سر در آرزوی آن که بیابم به تو راهی نه روی سخن گفتن و نه پای گذشتن سرگشته ام ای ماه هنرپیشه پناهی در فکر کلاهند حریفان همه هشدار هرگز ... ..
.
.
تا چند کنیم از تو قناعت به نگاهی

یک عمر قناعت نتوان کرد الهی

دیریست که چون هاله همه دور تو گردم

چون بازشوم از سرت ای مه به نگاهی

بر هر دری ای شمع چو پروانه زنم سر

در آرزوی آن که بیابم به تو راهی

نه روی سخن گفتن و نه پای گذشتن

سرگشته ام ای ماه هنرپیشه پناهی

در فکر کلاهند حریفان همه هشدار

هرگز به سر ماه نرفته است کلاهی

بگریز در آغوش من از خلق که گلها

از باد گریزند در آغوش گیاهی

در آرزوی جلوه مهتاب جمالش

یا رب گذراندیم چه شبهای سیاهی

یک عمر گنه کردم و شرمنده که در حشر

شایان گذشت تو مرا نیست گناهی
.
.
.
#دییاچه #بهار #شهریار
Read more
 #foroughfarrokhzad #foroughfarokhzad #forough_farokhzad #فروغ_فرخزاد "با کدام دست" خواب ...
Media Removed
#foroughfarrokhzad #foroughfarokhzad #forough_farokhzad #فروغ_فرخزاد "با کدام دست" خواب خواب خواب او غنوده است روي ماسه هاي گرم زير نور تند افتاب از ميان پلکها ي نيمه باز خسته دل نگاه مي کند جويبار گيسوان خيس من روي سينه اش روان شده بوي بومي تنش در تنم وزان شده. خسته ... #foroughfarrokhzad #foroughfarokhzad #forough_farokhzad #فروغ_فرخزاد "با کدام دست"

خواب خواب خواب

او غنوده است

روي ماسه هاي گرم

زير نور تند افتاب

از ميان پلکها ي نيمه باز

خسته دل نگاه مي کند

جويبار گيسوان خيس من

روي سينه اش روان شده

بوي بومي تنش

در تنم وزان شده.

خسته دل نگاه مي کنم:

اسمان به روي صورتش خميده است

دست او ميان ماسه هاي داغ

با شکسته دانه هايي از صدف

يک خط سپيد بي نشان کشيده است

دوست دارمش... مثل دانه اي که نور را

مثل مزرعه اي که باد را

مثل زورقي که موج را

دوست دارمش... از ميان پلکهاي نيمه باز

خسته دل نگاه مي کنم:

کاش با همين سکوت و با همين صفا

در ميان بازوان من

خاک مي شدي

با همين سکوت و با همين صفا... در ميان بازوان من

زير سايبان گيسوان من

لحظه اي که مي مکد تورا

سرزمين تشنه ي تن جوان من

چون لطيف بارشي

يا مه نوازشي

کاش خاک مي شدي... کاش خاک مي شدي... تا دگر تني

در هجوم روزهاي دور

از تن تو رنگ و بو نمي گرفت

با تن تو خو نمي گرفت

تا دگر زني

در نشيب سينه ات نمي غنود

سوي خانه ات نمي غنود

سوي خانه ات نمي دويد

نغمه ي دل تو را نمي شنود

از ميان پلکهاي نيمه باز

خسته دل نگاه مي کنم

مثل موجها تو از کنار من

دور مي شوي... باز دور مي شوي... روي خط سربي افق

يک شيار نور مي شوي

با چه توان

عشق را به بند جاودان کشي؟

با کدام بوسه با کدام لب؟

در کدام لحظه در کدام شب؟

مثل من که نيست مي شوم... مثل روزها... مثل فصلها... مثل اشيانه ها... مثل برف روي بام خانه ها... او هم عاقبت

در ميان سايه ها غبار مي شود

مثل عکس کهنه اي

تار تار مي شود

با کدام بال مي توان

از زوال روزها و سوزها گريخت؟! با کدام اشک مي توان

پرده بر نگه خيره ي زمان کشيد؟

عشق را به بند جاودان کشيد؟

با کدام دست؟... خواب خواب خواب

او غنوده است

روي ماسه هاي گرم

زير نور تند افتاب
Read more
. غزل غزل بنویسم حدیث رویایی برای اوج ادب منتهای شیدایی برای وصف شماپای شعر می لنگد تو انتخاب ...
Media Removed
. غزل غزل بنویسم حدیث رویایی برای اوج ادب منتهای شیدایی برای وصف شماپای شعر می لنگد تو انتخاب خدایی برای سقایی تویی که منصب باب الحوائجی داری ندیده کس به خدا از شما جز آقایی و کوه پیش تو انگشت بر دهان مانده امیر علقمه از بس رشید و رعنائی به یک اشاره ی چشمان آسمانیتان حریف حرمله ها میشوی ... .
غزل غزل بنویسم حدیث رویایی
برای اوج ادب منتهای شیدایی

برای وصف شماپای شعر می لنگد
تو انتخاب خدایی برای سقایی

تویی که منصب باب الحوائجی داری
ندیده کس به خدا از شما جز آقایی

و کوه پیش تو انگشت بر دهان مانده
امیر علقمه از بس رشید و رعنائی

به یک اشاره ی چشمان آسمانیتان
حریف حرمله ها میشوی به تنهایی

همیشه بروی دوشت رقیه جان میگفت
توبهترین و یگانه عموی دنیائی

تو امتداد طراوت به نو بهارانی
تو تکیه گاه و امید دل غزالانی

به پای مقدم خود سجده ی مَلَک داری
تو با قبیله ی تان حسن مشترک داری

اگر چه هاشمیان بی مثال و مه رویند
ولی تو بین همه بیشتر نمک داری

ز دست و پا زدنت بین دستهای حسین
مشخص است که قصدی تو بر کمک داری

تو بین معنی این واژها نمی گنجی
به روی خاک ولی ریشه در فلک داری
.
.
هاشم طوسی

_____________________

میلاد باسعادت اسطوره ی ادب،امیر علقمه،قمر العشیره،یاورِ حضرت ارباب،حضرت اباالفضل العباس علیه السلام رو محضر مولانا صاحب الزمان عج و شما بزرگواران تبریک و تهنیت عرض میکنم.

عیدتون مباارک
🌹🎊🎉 #ياعباس #يااباالفضل
#يااباالفضل_العباس
#شعبان #عيد #مبارك
#اعياد_شعبانيه
#يل_كربلا #ياحسين
#ياعلي #یا_حضرت_عباس
#قمربنی_هاشم #یا_اباالفضل
#قمر_بنی_هاشم
#قمر_منیر_بنی_هاشم
Read more
. . . مناظره ی دختر یزید(لع)با حضرت رقیه (س) ـــــــــــــــــــــ قلم زن بنام رقیه قـلم بود ...
Media Removed
. . . مناظره ی دختر یزید(لع)با حضرت رقیه (س) ـــــــــــــــــــــ قلم زن بنام رقیه قـلم بود نام او هر زمان محترم که افراشته در دل ما عَلم بنـازم زده مکتبی در دمشق که بر عالمی میدهد درس عشق ___________ روایت شده تا که دخت یزیـد به ویرانسرا آن دمی که رسید بسان پدر بوده فکرش پلیـد ز روی ... .
.
.
مناظره ی دختر یزید(لع)با حضرت رقیه (س)
ـــــــــــــــــــــ
قلم زن بنام رقیه قـلم
بود نام او هر زمان محترم
که افراشته در دل ما عَلم
بنـازم زده مکتبی در دمشق
که بر عالمی میدهد درس عشق
___________
روایت شده تا که دخت یزیـد
به ویرانسرا آن دمی که رسید
بسان پدر بوده فکرش پلیـد
ز روی غرور و ز روی حسد
به اهل حرم،بی ادب،طعنه زد
__________
که من دختر شاه و تاج سرم
حشم دارم و صاحب زیـورم
به نسوان اهل عرب سرورم
شماها همه خارجی منصبید
فقیر و اسیران ِ تشنه لَبیـد
__________
منم ناز پرورده ی اهل شام
منم آنکه دارد کنـیز و غلام
منم صاحب عزّت و احـترام
پدر جدِّ من نام او معاویه
امیر و رییس همین ناحیـه
_______________
منم دختـر پادشاه دمشق
منم مشعل خیمه گاه دمشق
منم صاحب عِزّ و جاه ِ دمشق
کند نام من شامیان زمزمه
مقامم زبانزد بود بر هـمه
__________
منم در جهان نور چشم امیر
لباس ِ قشنگم به جنس حریر
شده مسکنم خانه ای بینظیر
نظر کن به آنجا بُود کـاخ ِ من
کنارش گلـستان و باغ و چمن
__________
همان دم ز ِ اهل حرم دلبری
زجـا خاسته ناگهان دختری
زده نعره با هیبـت حیدری
زنم تیشته از ریشه نسل تو را
هم اکنون کنم فاش اصل تو را
_________
پدر ِ تو مست ِ می و باده است
همه عمر خود را هدر داده است
از او دم مزن ، او زنازاده است
تو هم دختر آن ستم کاره ای
منم دختر شه،تــو آواره ای
___________
بدان جدِّ من ساقی کوثر است
مرا مونس جان علی اکبر است
عمویم ابوالفضل سر لشکر است
به زینب سلاله رقیّه منـم
سفیر سه ساله رقیّه منـم
_____________
اگر چه شـدم من اسیر قفس
جوابم به تو باشد این جمـله بس
که من بچه شیرم ،چه باک از مگس
حق لـم یزل حافظ مکتب است
که استاد من عمه ام زینب است
___________
اگر چه خرابه سرای من است
سند دو عالـم برای من است
سلاطین عالم گدای من است
پدرم بُود رهبـــری بت شکن
خودم بچه شیر،عمّه ام شیرزن.
.
Read more
<span class="emoji emoji1f33a"></span>"دیدن امام زمان در حرم عسکریین علیها‌السلام و مکث در نماز توسّط سیّد بحرالعلوم" <span class="emoji emoji1f538"></span>عالم بزرگوار میرزای ...
Media Removed
"دیدن امام زمان در حرم عسکریین علیها‌السلام و مکث در نماز توسّط سیّد بحرالعلوم" عالم بزرگوار میرزای قمی می گوید: «با جناب علاّمه بحرالعلوم در حرم عسکریین علیهماسلام نماز خواندیم. وقتی قصد کرد که بعد از تشهّد رکعت دوم بلند شود حالتی برای او بوجود آمد که کمی مکث کرد، سپس بلند شد. وقتی نماز تمام ... 🌺"دیدن امام زمان در حرم عسکریین علیها‌السلام و مکث در نماز توسّط سیّد بحرالعلوم" 🔸عالم بزرگوار میرزای قمی می گوید: «با جناب علاّمه بحرالعلوم در حرم عسکریین علیهماسلام نماز خواندیم.
وقتی قصد کرد که بعد از تشهّد رکعت دوم بلند شود حالتی برای او بوجود آمد که کمی مکث کرد، سپس بلند شد.
وقتی نماز تمام شد همه ما تعجّب کردیم و علّت آن مکث را نفهمیدیم و کسی از ما جرأت نمی کرد که سؤال کند.
تا اینکه برگشتیم به منزل و سفره غذا آماده شد.
یکی از سادات که در آن مجلس بود به من اشاره کرد که از آن ایشان در مورد آن مکث سؤال کنم.
من گفتم: «نه! تو از ما نزدیکتری.»
پس علاّمه بحرالعلوم متوجّه من شد و فرمود: «در مورد چه چیزی گفتگو می کنید؟»
در بین همه جرأت من بیشتر از همه بود، بنابراین گفتم: «اینها می خواهند راز آن حالتی که در نماز برای شما بوجود آمده بود را بفهمند.»
سیّد فرمود: «بدرستی که حضرت مهدی علیه السلام برای سلام کردن به پدر بزرگوارش وارد شد، بنابراین این حالت از مشاهده روی نورانی آن حضرت به من دست داد تا اینکه از روضه بیرون رفتند.»
🍂خوشبحال همه آنها که تورا میبینند
🍂ما که محروم شدیم از رخ ماهت چه کنیم؟!
📚:نجم الثاقب 🌺یابن الحسن!

آلوده ام، آلوده را هم راه بايد داد
راهى نشان بر بنده گمراه بايد داد

شرمنده ام، شرمنده را تكريم بايد كرد
تا مى شود شرمنده را درگاه بايد داد

عبد سراپا جرم را از در نمى رانند
آنكه زمين خورده مدد گهگاه بايد داد

درمانده ام، درمانده را هم يار بايد شد
سلطان كه مى داند گدا را جاه بايد داد

آقا بدى هاى خودم را خوب مى دانم
بد را نجات از دشمن بدخواه بايد داد

من يوسف دل را به چاه سينه افكندم
گاهى طنابى در درون چاه بايد داد
Read more
بداهه سیاه مشقی.. . فکرم به منتهای جمالت نمیرسد . . . . رفتی و همچنان به خیال من اندری گویی که ...
Media Removed
بداهه سیاه مشقی.. . فکرم به منتهای جمالت نمیرسد . . . . رفتی و همچنان به خیال من اندری گویی که در برابر چشمم مصوری فکرم به منتهای جمالت نمی‌رسد کز هر چه در خیال من آمد نکوتری مه بر زمین نرفت و پری دیده برنداشت تا ظن برم که روی تو ماه است یا پری تو خود فرشته‌ای نه از این گل سرشته‌ای گر ... بداهه سیاه مشقی.. .
فکرم به منتهای جمالت نمیرسد
.
.
.
.
رفتی و همچنان به خیال من اندری

گویی که در برابر چشمم مصوری

فکرم به منتهای جمالت نمی‌رسد

کز هر چه در خیال من آمد نکوتری

مه بر زمین نرفت و پری دیده برنداشت

تا ظن برم که روی تو ماه است یا پری

تو خود فرشته‌ای نه از این گل سرشته‌ای

گر خلق از آب و خاک تو از مشک و عنبری

ما را شکایتی ز تو گر هست هم به توست

کز تو به دیگران نتوان برد داوری

با دوست کنج فقر بهشت است و بوستان

بی دوست خاک بر سر جاه و توانگری

تا دوست در کنار نباشد به کام دل

از هیچ نعمتی نتوانی که برخوری

گر چشم در سرت کنم از گریه باک نیست

زیرا که تو عزیزتر از چشم در سری

چندان که جهد بود دویدیم در طلب

کوشش چه سود چون نکند بخت یاوری

سعدی به وصل دوست چو دستت نمی‌رسد

باری به یاد دوست زمانی به سر بری
Read more
اینجا نوزده سالمه خنده هام رو نبینید، دلم آشوبه هر موقع که یاد این مقطع از عمرم و ۲۶ سالگیم، زمانی ...
Media Removed
اینجا نوزده سالمه خنده هام رو نبینید، دلم آشوبه هر موقع که یاد این مقطع از عمرم و ۲۶ سالگیم، زمانی که دیگه به طور کلی جمع کردیم و با علی اومدیم امریکا میفتم، قلبم از غم اون موقع هام به درد میاد. دوره های سردرگمی، تغییر مسیر و گمراهی چنگ میزدم اینور اونور یکی رو پیدا کنم راهنماییم کنه، چند تا راه بذاره ... اینجا نوزده سالمه
خنده هام رو نبینید، دلم آشوبه
هر موقع که یاد این مقطع از عمرم و ۲۶ سالگیم، زمانی که دیگه به طور کلی جمع کردیم و با علی اومدیم امریکا میفتم، قلبم از غم اون موقع هام به درد میاد.
دوره های سردرگمی، تغییر مسیر و گمراهی
چنگ میزدم اینور اونور یکی رو پیدا کنم راهنماییم کنه، چند تا راه بذاره جلوم بگه حالا ببین کدوم به تو و زندگیت میخوره!
بی انصافیه بگم نبودند این افراد. بودند، ولی کافی نبودند و مشوقی هم نداشتم.
(از کله هزار رنگم میشه فهمید چه گیجی میزدم اون موقع😂)
خیلی هاتون دوستم دارید و نگران من هستید. میگید گلشید خسته داری میشی! مرسی. عاشقتونم که به فکرم هستید❤️
خستگی فیزیکی مثل امروز گاهی سخت میکنه روند زندگی رو، ولی باور کنید انرژی که میگیرم از اینکه به سهم و اندازه خودم راه رو کمی برای شما روشن تر میکنم، تمام خستگی ها رو میشوره میبره.🍃
خود من خیلی مواقع نه تنها مشوق نداشتم که برعکس جلودارنده هم داشتم برای رسیدن به آرزوهام.
ولی به معجزه تشویق، روحیه دادن و راه رو نشون دادن برای زایش استعداد های آدمی ایمان دارم.😁
#زایش 😀
بچه ها من خسته تر شم و یا احساس کنم سخت شده ادامه برام و دیگه انقدر این کارها برام جذاب نیست حتما توقف میکنم، چون کاملا دلی و عشقیه این راهم و هیچ منتی بر هیچ کسی جز حال دادن به خودم نیست.
ولی ته دلم یه صداییه که میگه گلشید به روزی فکر کن که صدها آدم به آرزوهاشون رسیدند و تو نقش کوچیکی برای این رسیدن ها داشتی.
یه صداییه مه میگه گلشید تصورش رو بکن، اگر این اطلاعات درست و تجربه ها رو که به فالورهات از طریق افراد حرفه ای میدی، اگر تو همین سن این عکس داشتی، چقدر زندگیت بی دغدغه تر بود.
الان راضیم
ولی راهی که میشد آسون تر رفت و رو خیلی سخت و دشوار و با انرژی چند برابر طی کردم.

لندن، تابستون ۱۳۸۶
Read more
. مثل وقتی که روبرویت نشسته ، آن ور میز . دستهایش - آن انگشتهای بلند جادوگر - به جای تو دارند لیوان را ...
Media Removed
. مثل وقتی که روبرویت نشسته ، آن ور میز . دستهایش - آن انگشتهای بلند جادوگر - به جای تو دارند لیوان را نوازش می کنند ، لبانش به گفتن تلخ ترین حرفها باز است به جای بوسیدن ، چشمانش به نوشته های قدیمی زیر شیشه میز نگاه می کند ، نه به تو . مثل وقتی که دارد برایت توضیح میدهد چرا قرار است نباشد . مثل وقتی که با کمترین ... .
مثل وقتی که روبرویت نشسته ، آن ور میز . دستهایش - آن انگشتهای بلند جادوگر - به جای تو دارند لیوان را نوازش می کنند ، لبانش به گفتن تلخ ترین حرفها باز است به جای بوسیدن ، چشمانش به نوشته های قدیمی زیر شیشه میز نگاه می کند ، نه به تو . مثل وقتی که دارد برایت توضیح میدهد چرا قرار است نباشد . مثل وقتی که با کمترین واژه ها دارد مسلخ دلچسبی برایت تدارک می بیند . مثل وقتی که بوی عطر لعنتی تلخش کلافه ات کرده و میدانی از فردا هر جای شهر که این عطر را بشنوی ، جنون قطعی است . مثل وقتی که دارد با تو حرف می زند ، دارد برایت توضیح می دهد دلایلش را برای نبودن ، برای دریغ کردن خودش از تو ، از تو که تمام دنیایت بسته به بودن او شده ... مثل وقتی که دارد حرفهای مهم تلخ می زند ولی تو هیچ چیز نمی فهمی . فقط داری مثل امین - آن عاشق دیوانه فیلم پرسه در مه - به صدایش گوش میکنی ....
.
#حمیدسلیمی
Read more
. هان ای شب شوم وحشت انگیز تا چند زنی به جانم آتش ؟ یا چشم مرا ز جای بركن یا پرده ز روی خود فروكش یا ...
Media Removed
. هان ای شب شوم وحشت انگیز تا چند زنی به جانم آتش ؟ یا چشم مرا ز جای بركن یا پرده ز روی خود فروكش یا بازگذار تا بمیرم كز دیدن روزگار سیرم دیری ست كه در زمانه ی دون از دیده همیشه اشكبارم عمری به كدورت و الم رفت تا باقی عمر چون سپارم نه بخت بد مراست سامان و ای شب ،‌نه توراست هیچ پایان چندین ... .
هان ای شب شوم وحشت انگیز

تا چند زنی به جانم آتش ؟

یا چشم مرا ز جای بركن

یا پرده ز روی خود فروكش

یا بازگذار تا بمیرم

كز دیدن روزگار سیرم

دیری ست كه در زمانه ی دون

از دیده همیشه اشكبارم

عمری به كدورت و الم رفت

تا باقی عمر چون سپارم

نه بخت بد مراست سامان

و ای شب ،‌نه توراست هیچ پایان

چندین چه كنی مرا ستیزه

بس نیست مرا غم زمانه ؟

دل می بری و قرار از من

هر لحظه به یك ره و فسانه

بس بس كه شدی تو فتنه ای سخت

سرمایه ی درد و دشمن بخت

این قصه كه می كنی تو با من

زین خوبتر ایچ قصه ایچ نیست

خوبست ولیك باید از درد

نالان شد و زار زار بگریست

بشكست دلم ز بی قراری

كوتاه كن این فسانه ،‌باری

آنجا كه ز شاخ گل فروریخت

آنجا كه بكوفت باد بر در

و آنجا كه بریخت آب مواج

تابید بر او مه منور

ای تیره شب دراز دانی

كانجا چه نهفته بد نهانی ؟

بودست دلی ز درد خونین

بودست رخی ز غم مكدر

بودست بسی سر پر امید

یاری كه گرفته یار در بر

كو آنهمه بانگ و ناله ی زار

كو ناله ی عاشقان غمخوار ؟

در سایه ی آن درخت ها چیست

كز دیده ی عالمی نهان است ؟

عجز بشر است این فجایع

یا آنكه حقیقت جهان است ؟

در سیر تو طاقتم بفرسود

زین منظره چیست عاقبت سود ؟

تو چیستی ای شب غم انگیز

در جست و جوی چه كاری آخر ؟

بس وقت گذشت و تو همانطور

استاده به شكل خوف آور

تاریخچه ی گذشتگانی

یا رازگشای مردگانی؟

تو آینه دار روزگاری

یا در ره عشق پرده داری ؟

یا شدمن جان من شدستی ؟

ای شب بنه این شگفتكاری

بگذار مرا به حالت خویش

با جان فسرده و دل ریش

بگذار فرو بگیرد دم خواب

كز هر طرفی همی وزد باد

وقتی ست خوش و زمانه خاموش

مرغ سحری كشید فریاد

شد محو یكان یكان ستاره

تا چند كنم به تو نظاره ؟

بگذار بخواب اندر آیم

كز شومی گردش زمانه

یكدم كمتر به یاد آرم
و آزاد شوم ز هر فسانه
بگذار كه چشم ها ببندد

كمتر به من این جهان بخندد
Read more
امشب ای ماه به درد دل من تسکینی آخر ای ماه تو همدرد من مسکینی کاهش جان تو من دارم و من میدانم که تو از دوری ...
Media Removed
امشب ای ماه به درد دل من تسکینی آخر ای ماه تو همدرد من مسکینی کاهش جان تو من دارم و من میدانم که تو از دوری خورشید چها میبینی تو هم ای بادیه پیمای محبت چون من سر راحت ننهادی به سر بالینی هر شب از حسرت ماهی من و یک دامن اشک تو هم ای دامن مهتاب پر از پروینی همه در چشمه مهتاب غم از دل شویند امشب ای مه تو هم از ... امشب ای ماه به درد دل من تسکینی آخر ای ماه تو همدرد من مسکینی

کاهش جان تو من دارم و من میدانم که تو از دوری خورشید چها میبینی

تو هم ای بادیه پیمای محبت چون من سر راحت ننهادی به سر بالینی

هر شب از حسرت ماهی من و یک دامن اشک تو هم ای دامن مهتاب پر از پروینی

همه در چشمه مهتاب غم از دل شویند امشب ای مه تو هم از طالع من غمگینی

من مگر طالع خود در تو توانم دیدن که توام آینه بخت غبار آگینی

باغبان خار ندامت به جگر می شکند برو ای گل که سزاوار همان گلچینی

نی محزون مگر از تربت فرهاد دمید که کند شکوه ز هجران لب شیرینی

تو چنین خانه کن و دلشکن ای باد خزان گر خود انصاف کنی مستحق نفرینی

کی بر این کلبه طوفان زده سر خواهی زد ای پرستو كه پیام آور فروردینی

شهریارا اگر آئین محبت باشد چه حیاتی و چه دنیای بهشت آئینی

استاد شهریار
Read more
مه وا جون دل ،دل به تو امبست و دل خو امکردر به تو خش تو هیج نتفهمی از ای حال دل مه و با بی رحمی دل مه تشکست تو ...
Media Removed
مه وا جون دل ،دل به تو امبست و دل خو امکردر به تو خش تو هیج نتفهمی از ای حال دل مه و با بی رحمی دل مه تشکست تو هم رفتی نبودی همدم مه و اتکه ای دل مه تنها و بی کس مه وا جون دل ،دل به تو امبست
و دل خو امکردر به تو خش
تو هیج نتفهمی از ای حال دل مه
و با بی رحمی دل مه تشکست
تو هم رفتی نبودی همدم مه
و اتکه ای دل مه تنها و بی کس💔💘
از پنجره اَکنی نگاه با دو تا چشمون سیاه آآآآآ عقل و هوشم از سر مه ره مثل دزدی که اَگینت طلا امروز اَمونُم ...
Media Removed
از پنجره اَکنی نگاه با دو تا چشمون سیاه آآآآآ عقل و هوشم از سر مه ره مثل دزدی که اَگینت طلا امروز اَمونُم تا صبا سیاه پرده بِریت از راه خاطر که ایگِفت راه تو مثل ابری بر روی ماه از دور اَنینُم چشم به در شاید بَشِت از تو خبر رد بَشی تو از روبروم ببینم بی تو یک نظر ازت اَخواهُم نازنین ای فرشته ی روی ... از پنجره اَکنی نگاه با دو تا چشمون سیاه آآآآآ

عقل و هوشم از سر مه ره مثل دزدی که اَگینت طلا

امروز اَمونُم تا صبا سیاه پرده بِریت از راه

خاطر که ایگِفت راه تو مثل ابری بر روی ماه

از دور اَنینُم چشم به در شاید بَشِت از تو خبر

رد بَشی تو از روبروم ببینم بی تو یک نظر

ازت اَخواهُم نازنین ای فرشته ی روی زمین

خیلی از خونه در مدو تا هیچ کسی بی تو نَگینت

از پنجره اَکُنی نگاه با دو تا چشمون سیاه

عقل و هوشُم از سر مه ره مثل دزدی که اَگینت طلا

#روهنده
#از #پنجره #نگا
#قشمی #قشم #بندری #بندرعباس #لافت #Laft #qeshm #Bnd
Read more
. کجاست دستان تو مجموعه شعر : ناظم حکمت مترجم : احمد پوری ناشر : نگاه فدایی وطن بار دیگر سپیده‌دمی ...
Media Removed
. کجاست دستان تو مجموعه شعر : ناظم حکمت مترجم : احمد پوری ناشر : نگاه فدایی وطن بار دیگر سپیده‌دمی مه‌آلود. دود همه جا را گرفته از دور فریاد کمک کمک. بشنو فریاد فدایی وطن را بشنو و خطاب به وجدانت بگو کشور پاره‌پاره‌ات چشم امید به تو دوخته است. در این اثر ناظم جا به‌جا در کنار روایت‌هایش ... .
کجاست دستان تو
مجموعه شعر : ناظم حکمت
مترجم : احمد پوری
ناشر : نگاه

فدایی وطن
بار دیگر سپیده‌دمی مه‌آلود.
دود همه جا را گرفته
از دور فریاد کمک کمک.
بشنو فریاد فدایی وطن را
بشنو و خطاب به وجدانت بگو
کشور پاره‌پاره‌ات
چشم امید به تو دوخته است.

در این اثر ناظم جا به‌جا در کنار روایت‌هایش از زندگی انسان‌ها تصاویری زیبا و شاعرانه‌ای از روابط آن‌ها به دست می‌دهد. سال‌های جنگ در بیرون از زندان دشوارتر از درون است. پیرایه که با تنگدستی زندگی را می‌گذراند بارها در نامه‌هایش از دشواری زندگی‌اش با ناظم سخن می‌گوید. در یکی از نامه‌هایی که برای ناظم نوشته است وحشت از پیرشدنش را بازگو می‌کند و ناظم در شعری از این نامه یاد می‌کند.اشعار ناظم در واپسین سال‌های زندگیش سرشار است از اندوه جدایی عنقریب و دل کندن از زندگی و زیبایی‌های آن. ناظم که پس از مرارت‌های زندان اکنون زندگی راحت و مناسبی می‌گذراند به‌دشواری تن به ترک آن می‌داد. اما وضعیت جسمی‌اش خود او را بیش از دیگران متقاعد کرده بود که وقت خداحافظی نزدیک است. بیشتر مضامین شعری او در سه سال آخر عمر شرح پیری و تنهایی و حسرت از یک‌سو و عشق بسیار رمانتیک او به ورا از سوی دیگر است. .
#بهشت_کاغذی
#شهر_کتاب_دارینوش
#کتاب #معرفی_کتاب #پیشنهاد_کتاب #مطالعه #کتابخوانی #کتابفروشی #اراک
#آگاهی
#کجاست_دستان_تو
#ناظم_حکمت
#احمد_پوری
#نشر_نگاه
@negahpub .
کانال تلگرام شهرکتاب دارینوش:
.
🆔 @Darinoushbookcity
Read more
97/4/24 جم جنت که جای مه وشان است.. ... از مجموعه : صورت رنگ <span class="emoji emoji1f49b"></span> ... Photo by: @havin.gallery.jam ...
Media Removed
97/4/24 جم جنت که جای مه وشان است.. ... از مجموعه : صورت رنگ ... Photo by: @havin.gallery.jam ... Happy Girl's Day ... عشق از تو آغاز می‌شود دختر! تویی که جان بخشیده ای به این همه عشق... موی بلند و گونه سرخت اگر نبود، دنیا اگر لبِ اناری و بلندی مژگانت را کم داشت، عاشق نداشتیم در جهان ... 97/4/24
جم جنت که جای مه وشان است..
...
از مجموعه : صورت رنگ 💛
...
Photo by: @havin.gallery.jam 💜💜💛💛
...
Happy Girl's Day
...
عشق از تو آغاز می‌شود دختر!
تویی که جان بخشیده ای به این همه عشق...
موی بلند و گونه سرخت اگر نبود،
دنیا اگر لبِ اناری و بلندی مژگانت را کم داشت، عاشق نداشتیم در جهان ..
حتم دارم قبل از تو احساسی وجود نداشت و خدا به وقت آفریدن تو بیشتر از همیشه لبریز عشق بوده است
بستگی به تو دارد عشق
به تو و دخترانگی‌هایت ..
هرچند ساله که هستی،
دخترانگی‌ات را از یاد نبر
تا دنیا زیبایی کم نیاورد...
روزت را جشن بگیر چشم و چراغ دنیا
آزاد باش گوهر زیبای پدر
دُرّ گران‌بهای مادر
رها باش و از بودنت لذت ببر
به خودت ببال که اگر نبودی نصف زیبایی‌های دنیا کم بود..
نه فقط امروز که هرروز روز توست..
زهرا_سرکارراه
...
روز دختران سرزمینم مبارک
...
ممنون از تمام دوستان خوبی که این روز رو بهم تبریک گفتن... ممنون از وجود پر از مهرتون😊💟🌼🌹🍃💜
Read more
ⓜⓐⓢⓣⓐⓝⓔⓗ بیا ای مونس جان‌های مستان ببین اندیشه و سودای مستان بیا ای میر خوبان و برافروز ز شمع روی خود سیمای مستان نمی‌آیی سر از طاقی برون کن ببین این غلغل و غوغای مستان بیا ای خواب مستان را ببسته گشا این بند را از پای مستان همه شب می رود تا روز ای مه به اهل آسمان هیهای مستان همی‌گویند ما هم ... ⓜⓐⓢⓣⓐⓝⓔⓗ
بیا ای مونس جان‌های مستان
ببین اندیشه و سودای مستان😊
بیا ای میر خوبان و برافروز
ز شمع روی خود سیمای مستان
نمی‌آیی سر از طاقی برون کن
ببین این غلغل و غوغای مستان
بیا ای خواب مستان را ببسته
گشا این بند را از پای مستان
همه شب می رود تا روز ای مه
به اهل آسمان هیهای مستان
همی‌گویند ما هم زو خرابیم
چنین است آسمان پس وای مستان
فرشته و آدمی دیوان و پریان
ز تو زیر و زبر چون رای مستان
کلاه جمله هشیاران ربودند
در این بازارگه چه جای مستان
میفکن وعده مستان به فردا
تویی فردا و پس فردای مستان
چو مستان گرد چشمت حلقه کردند
کی بنشیند دگر بالای مستان
شنیدم چرخ گردون را که می گفت
منم یک لقمه از حلوای مستان
شنیدم از دهان عشق می گفت
منم معشوقه زیبای مستان
اگر گویند ماه روزه آمد
نیابی جام جان افزای مستان
بگو کان می ز دریاهای جان است
که جان را می دهد سقای مستان
همه مولای عقلند این غریب است
که عقل آمد که من مولای مستان
چو فرمان موقع داشت رویش
کشید ابروی او طغرای مستان
همه مستان نبشتند این غزل را
به خون دل ز خون پالای مستان😊😊
#مولانا
#رقص #سماع
#مستانه💜✌
Read more
امشب ای ماه به درد دل من تسکینی آخر ای ماه تو همدرد من مسکینی کاهش جان تو من دارم و من می دانم که تو ...
Media Removed
امشب ای ماه به درد دل من تسکینی آخر ای ماه تو همدرد من مسکینی کاهش جان تو من دارم و من می دانم که تو از دوری خورشید چها می بینی تو هم ای بادیه پیمای محبت چون من سر راحت ننهادی به سر بالینی هر شب از حسرت ماهی من و یک دامن اشک تو هم ای دامن مهتاب پر از پروینی همه در چشمه مهتاب غم از دل شویند امشب ... امشب ای ماه به درد دل من تسکینی

آخر ای ماه تو همدرد من مسکینی

کاهش جان تو من دارم و من می دانم

که تو از دوری خورشید چها می بینی

تو هم ای بادیه پیمای محبت چون من

سر راحت ننهادی به سر بالینی

هر شب از حسرت ماهی من و یک دامن اشک

تو هم ای دامن مهتاب پر از پروینی

همه در چشمه مهتاب غم از دل شویند

امشب ای مه تو هم از طالع من غمگینی

من مگر طالع خود در تو توانم دیدن

که توام آینه بخت غبار آگینی

باغبان خار ندامت به جگر می شکند

برو ای گل که سزاوار همان گلچینی

نی محزون مگر از تربت فرهاد دمید

که کند شکوه ز هجران لب شیرینی

تو چنین خانه کن و دلشکن ای باد خزان

گر خود انصاف کنی مستحق نفرینی

کی بر این کلبه طوفان زده سر خواهی زد

ای پرستو که پیام آور فروردینی

شهریارا گر آئین محبت باشد

جاودان زی که به دنیای بهشت آئینی
Read more
اشعار مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی در آمد بار ديگر ماه يزدان  به فرّ و شوكت ...
Media Removed
اشعار مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی در آمد بار ديگر ماه يزدان  به فرّ و شوكت و فيض فراوان . صباح مكرمت گرديد طالع  منوّر شد جهان از طلعت آن . بهار توبه و آمرزش آمد  مه ايمان و عيد حق پرستان . نسيم مغفرت هر سو وزان است  سحاب مرحمت باشد خروشان . مه روزه است و هنگام عبادت  خوشا ... اشعار مرجع عالیقدر
حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی
در آمد بار ديگر ماه يزدان 
به فرّ و شوكت و فيض فراوان .
صباح مكرمت گرديد طالع 
منوّر شد جهان از طلعت آن .
بهار توبه و آمرزش آمد 
مه ايمان و عيد حق پرستان .
نسيم مغفرت هر سو وزان است 
سحاب مرحمت باشد خروشان .
مه روزه است و هنگام عبادت 
خوشا حال نكوي روزه داران .
در آ در مكتب «صوموا تصحوا» 
كه در آن مي‎شود امراض درمان .
هلا بر خود بنازيد و بباليد 
كه ايزد را در اين ماهيد مهمان .
الا اي معصيت كار گرفتار! 
كه از كردار خود هستي پشيمان .
چرا بيگانه‎اي از درگه دوست؟ 
چرا حال تو زار است و پريشان؟ .
بنه تاريكي جهل و ضلالت 
بيا در پرتو انوار قرآن .
مپو زين پس ره شرّ و شقاوت 
بيا اندر طريق خير و احسان .
مشو نوميد از عفو خداوند 
و گر هستي غريق بحر عصيان .
بيا در مكتب «توبوا الي الله» 
ز قرآن آيه «لاتقنطوا» خوان .
جهان را نور رحمت كرده روشن 
منوّر شد ز اشراقش دل و جان .
مبادا كفر اين نعمت نماييد 
كه نعمت، سلب مي‎گردد ز كفران .
مبارك ماه و اوقات شريفي است 
به لهو و بيهده ضايع مگردان .
غنيمت دان دعا و عرض حاجات 
نماز و روزه و نيكي به اخوان .
به خود آ اي گنه كار نگون حال! 
رها كن رشته بيداد و طغيان .
بيا با خالق خود آشنا شو 
مرو زين بيش، اندر راه شيطان .
خدايا! از كرم بر من ببخشاي 
به رويم باز كن ابواب عرفان .
ز ما بر احمد(ص) و آلش تحيّات 
فروزان تا بود مهر درخشان
Read more
Loading...
Load More