نگاهت یک که فقط

Loading...


Unique profiles
40
Most used tags
Total likes
0
Top locations
Tehran, Iran, Dubai, United Arab Emirates, Mehrabad International Airport
Average media age
927.8 days
to ratio
9.8
🌨🌨 <span class="emoji emoji2614"></span>️ متعهد بودن؛ چیزی نیست که همزمان با اسمی که توی شناسنامه ات میرود در درونت هم جا بگیرد... متعهد ...
Media Removed
🌨🌨 ️ متعهد بودن؛ چیزی نیست که همزمان با اسمی که توی شناسنامه ات میرود در درونت هم جا بگیرد... متعهد بودن به قلب آدم ربط دارد؛ که تا نگاهت خواست به کسی بیوفتد قلبت یادآوری کند که جایِ کس دیگری را ندارد و پر شده با مناسب ترین گزینه... که تا بحثی شد و دلت هرچیزی خواست الا آغوشش قلبت یادآوری کند ... 🌨🌨 ☔️
متعهد بودن؛
چیزی نیست که همزمان
با اسمی که توی شناسنامه ات میرود
در درونت هم جا بگیرد...
متعهد بودن به قلب آدم ربط دارد؛
که تا نگاهت خواست به کسی بیوفتد قلبت یادآوری کند که
جایِ کس دیگری را ندارد و
پر شده با مناسب ترین گزینه...
که تا بحثی شد و دلت هرچیزی خواست الا آغوشش قلبت یادآوری کند که
فقط یک جا آرامی و کنار اوست...
متعهد بودن؛
انداختن یک حلقه توی دست نیست،
به تنها نبودن و بودنِ کسی کنارت
هم ربطی ندارد...
متعهد بودن یعنی
یکی را داشته باشی
چه در واقعیت چه در رویا
یکی که با تمام کم و کاستی هایش
دلت را بدجور صاحب شده... #فاطمه_جوادی
🌨
Read more
Loading...
می شود خواهشی از خاطره هایت بکنم؟ می گذاری که نگاهی به نگاهت بکنم؟ یک نگاه از همه ی چشم تو سهمم بشود حاضرم ...
Media Removed
می شود خواهشی از خاطره هایت بکنم؟ می گذاری که نگاهی به نگاهت بکنم؟ یک نگاه از همه ی چشم تو سهمم بشود حاضرم تا همه ی عمر قناعت بکنم تو همیشه به خداحافظی عادت داری نکند واهمه داری به تو عادت بکنم؟ چه شده؟ باز تو از دست خودت دلگیری! بگذارید من این بار وساطت بکنم فقط این بار فقط، دست مرا رد نکنی این ... می شود خواهشی از خاطره هایت بکنم؟
می گذاری که نگاهی به نگاهت بکنم؟

یک نگاه از همه ی چشم تو سهمم بشود
حاضرم تا همه ی عمر قناعت بکنم

تو همیشه به خداحافظی عادت داری
نکند واهمه داری به تو عادت بکنم؟

چه شده؟ باز تو از دست خودت دلگیری!
بگذارید من این بار وساطت بکنم

فقط این بار فقط، دست مرا رد نکنی
این غزل را همه گفتند به نامت بکنم... #مخاطب-خاص-یاسمین*
Read more
زیباترین #دیالوگ #سریال #مختار که رسم #عاشقی را نشان می دهد: . عمره: تفاوت من با دختران چون خودم ...
Media Removed
زیباترین #دیالوگ #سریال #مختار که رسم #عاشقی را نشان می دهد: . عمره: تفاوت من با دختران چون خودم در این بود که آنها سال ها در پی #شوهر بودند و من در پی #همسفر آنها هم بالینی می خواستند و من همراه من به دنبال #مرامی بودم که مریدش باشم مرامی که نشانش #حب_علی است. . . . #شعر_نوشت یک نگاهت به من ... زیباترین #دیالوگ #سریال #مختار
که رسم #عاشقی را نشان می دهد:
.
عمره: تفاوت من با دختران چون خودم در این بود
که آنها سال ها در پی #شوهر بودند و من در پی #همسفر
آنها هم بالینی می خواستند و من همراه
من به دنبال #مرامی بودم که مریدش باشم
مرامی که نشانش #حب_علی است.
.
.
.
#شعر_نوشت
یک نگاهت به من آموخت که در حرف زدن
چشم ها بیشتر از حنجره ها می فهمند
.
#جاده_ها_سرشار_رفتن_اند
#فقط_همین
#یا_علی
Read more
هوای چشم های من کمی تا قسمتی ابری است ولی چندی است از باران بار آور نشانی نیست نمی دانم برایت از کدامین ...
Media Removed
هوای چشم های من کمی تا قسمتی ابری است ولی چندی است از باران بار آور نشانی نیست نمی دانم برایت از کدامین درد بنویسم ؟ فقط این را بدان این جا نفس ها هم زمستانی است چرا پرسیده ای کی این چنین کرده پریشانش ؟ مگر تو خود نمی دانی فراسوی خیالم کیست ؟ تمام فکر و ذکرم این که یک روزی تو می آیی اگر چه خوب می دانم که ... هوای چشم های من کمی تا قسمتی ابری است
ولی چندی است از باران بار آور نشانی نیست
نمی دانم برایت از کدامین درد بنویسم ؟
فقط این را بدان این جا نفس ها هم زمستانی است
چرا پرسیده ای کی این چنین کرده پریشانش ؟
مگر تو خود نمی دانی فراسوی خیالم کیست ؟
تمام فکر و ذکرم این که یک روزی تو می آیی
اگر چه خوب می دانم که این جز آرزویی نیست
مردد مانده ام این جا میان ماندن و رفتن
که بین چشم و ابرویت بلاتکلیفی محضی است
پل ابروت می گوید : توقف مطلقا ممنوع !
نگاهت می دهد اما ، به من فرمان که این جا ، ایست !
علی محمد محمدی

#farnas366
Read more
نبخشیدن باعث کوچک شدن افق نگاهت و پرشدن فضای ذهنت از چیزهایی میشود که هیچ نیازی به آنها نداری می ...
Media Removed
نبخشیدن باعث کوچک شدن افق نگاهت و پرشدن فضای ذهنت از چیزهایی میشود که هیچ نیازی به آنها نداری می بخشی چون به اندازه کافی قوی هستی که درک کنی همه آدم ها ممکن است خطا کنند… بخشیدن هدیه ای است که تو به خودت میدهی… به خاطر بسپار که آدم های ضعیف هرگز نمی توانند ببخشند… بخشیدن خصلت آدم های قوی است ... نبخشیدن باعث
کوچک شدن افق نگاهت
و پرشدن فضای ذهنت
از چیزهایی میشود که هیچ نیازی به آنها نداری
می بخشی چون
به اندازه کافی قوی هستی
که درک کنی همه آدم ها ممکن است خطا کنند…
بخشیدن
هدیه ای است که تو به خودت میدهی…
به خاطر بسپار که آدم های ضعیف هرگز نمی توانند ببخشند…
بخشیدن خصلت آدم های قوی است …
بخشیدن یک اتفاق لحظه ای هم نیست …
فقط قدرتمندها می بخشند… ☆ پس قوی بودن را انتخاب کن!!
.
.
📷💑
#mehdimahani #iranianactor #style #iranianartist #celebrity #mehdimahanifans #goodlife #kind #positivevibes #Forgiveness #turkey #istanbul
➕➕➕➕➕➕➕➕➕➕➕➕➕➕➕➕➕➕
۱۴ دقیقه بامداد یکشنبه مورخ ۹۷/۰۲/۰۹ ... یا حق
Read more
 #emotional #feelings #romance #heart #crying #tears #sad #love #TagsUpLikes #love #ehsas #ehsasi ...
Media Removed
#emotional #feelings #romance #heart #crying #tears #sad #love #TagsUpLikes #love #ehsas #ehsasi #matn #hes #galb #jomle #gham @TagsUpLikes #احساسی #احساس #رمانتیک #دوستی #حس #قلب #گریه #اشک #غم #غمگین #عشق #عاشقی #غمناک . نه! نگفتم دوستت دارم ولی جانم تویی خالق هر لحظه از این عشق ... #emotional #feelings #romance #heart #crying #tears #sad #love #TagsUpLikes #love #ehsas #ehsasi #matn #hes #galb #jomle #gham @TagsUpLikes #احساسی #احساس #رمانتیک #دوستی #حس #قلب #گریه #اشک #غم #غمگین #عشق #عاشقی #غمناک
.
نه! نگفتم دوستت دارم ولی جانم تویی
خالق هر لحظه از این عشق پنهانم تویی

با نگاهت داغ یک رویای شیرین بر دلم
می نشانی تا بفهمم حکم ویرانم تویی

بیقراری میکند در شعر هم رویای تو
باعث بی تابی چشمان گریانم تویی

آمدی تا من فقط مومن به چشمانت شوم
ربّنا و آتنا"ی بین دستانم تویی"

گرگهای چشم تو، آدم به آدم می درند
من نمیترسم از آن وقتی که چوپانم تویی

عشق ِ دورم از کجای قلعه ام وارد شدی؟
که ندیدی در حریمم، ماه و سلطانم تویی

درد یعنی حرفی از نام تو در این شعر نیست
من غلط کردم نگفتم دین و ایمانم تویی

نه زلیخا هم نمیفهمد همین حال مرا
تا جهنم میروم حالا که شیطانم تویی

در غزلهایم شکستم، ذره ذره...راضی ام
منزوی باشم، نباشم،حرف پایانم تویی

تا قیامت در میان سینه حبست می کنم
تا قیامت حسرت چشمان حیرانم تویی ..........
.
.
.
.
#پویاجمشیدی
.
Tag your best friends
Read more
Loading...
در رویاهایت جایی‌ برایم باز کن اینجا چیزی جز یاد تو نیست نه که نیست هست خنده‌هایت هست، نگاهت هست، ...
Media Removed
در رویاهایت جایی‌ برایم باز کن اینجا چیزی جز یاد تو نیست نه که نیست هست خنده‌هایت هست، نگاهت هست، نفسهایت هست اما مال من نیست زخمهایی که به یادگار گذاشتی کهنه شده اند صدای ناشناس شب دو صندلی شکسته، یک میز غرق تماشا هم خانه‌ام شده اند بیداری از ابهام دست بر نمی‌‌دارد و تو از سرم دعوت کن مرا ... در رویاهایت جایی‌ برایم باز کن
اینجا چیزی جز یاد تو نیست
نه که نیست
هست
خنده‌هایت هست، نگاهت هست، نفسهایت هست
اما مال من نیست
زخمهایی که به یادگار گذاشتی کهنه شده اند
صدای ناشناس شب
دو صندلی شکسته، یک میز غرق تماشا
هم خانه‌ام شده اند
بیداری از ابهام دست بر نمی‌‌دارد
و تو از سرم
دعوت کن مرا به خوابی‌ رویایی
در من حسی گسترده است
پر از خیالهای عاشقانه
مثل قطره‌های عذاب روی سرم میریزند
و هر لحظه از نگاه دلم می‌‌چکند
حیرانم از این حس
پرهایاهوترین لحظه‌های زند‌گیم‌ هستند
بگذار لرزش دلت
فقط
ناقوس قلب مرا به صدا در آورد

یلدایت مبارک نفس
#یلدا #بی تو #کم از مرگ #نیست #این حال من #بی تو #بی تو #هرشب من #یلداست #شب یلدا #نفس #عشق #بی تو #بی شب افروزیه ماندنت #بی تب تند پیراهنت #شک نکن #من که هیچ #آسمان هم #زمین میخورد
Read more
حس میکنم سالها می شناسمت با آنکه ندارم شناختی زمعرفت تو رازی سر به مهر است در پس این نگاه با آنکه نداشته ...
Media Removed
حس میکنم سالها می شناسمت با آنکه ندارم شناختی زمعرفت تو رازی سر به مهر است در پس این نگاه با آنکه نداشته ام نوشتی ز محبت تو شاید لبت ، برق نگاهت ، فرّ ابرویت بگویند وصف حال من ز هستی تو آدمی زمانی که احساس می کند قلبش برای کسی تندتر می زند و دستانش از بابت کسی یخ می کند که حتی گره پیشانی اخم کرده ی او هم ... حس میکنم سالها می شناسمت
با آنکه ندارم شناختی زمعرفت تو
رازی سر به مهر است در پس این نگاه
با آنکه نداشته ام نوشتی ز محبت تو
شاید لبت ، برق نگاهت ، فرّ ابرویت
بگویند وصف حال من ز هستی تو

آدمی زمانی که احساس می کند قلبش برای کسی تندتر می زند و دستانش از بابت کسی یخ می کند که حتی گره پیشانی اخم کرده ی او هم در نگاهش زیباست ، خواهد فهمید که عاشق شده است .
عشق فقط گاهی احساس شادی و خوشبختی با خود همراه دارد اما این حس ژرف ، جذابیتی بی انتها برای عاشق هدیه می آورد .
عشق علی رغم تمام ای کاش ها ، رنج ها ، شکست ها و نرسیدن هایش ، باز هم تجربه ای زیباست.

پی نوشت 1: شعر از بهرام اسماعیلی (با کمی تغییر)
پی نوشت 2: این مجموعه صرفا یک محصول و فعالیت عکاسانه است . عکسها و متن ارتباطی با زندگی شخصی من نداره (یعنی بعبارتی تبریک نگید بهم :)) ) حتی محتوای متن هم ممکنه نظر واقعی من نباشه
#portraiture #discoverportrait #portraits_mf #igpodium_portraits #theportraitpr0ject #magestic_people #earthportraits #portrait_perfection #makeportraits #folkportraits #vscoportrait #globe_people #macro #macrophotography #infinity_faces #macrophoto #fineartphotography #fineart #visualart #conceptart #abstractart #blackandwhite #depthoffield #marvelous_shots #composition #facial #portraitoftheday #عکاسی_ماکرو #عکاسی_پرتره
Read more
Loading...
‌ کاش درست روبروی پنجره ی اتاقم زندگی می کردی شب ها وقتی که چراغ مطالعه ات خاموش می شد وقتی که می خوابیدی ...
Media Removed
‌ کاش درست روبروی پنجره ی اتاقم زندگی می کردی شب ها وقتی که چراغ مطالعه ات خاموش می شد وقتی که می خوابیدی من هم نفس عمیقی می کشیدم و لبخند می زدم یواشکی نگاهت می کردم و قند در دلم آب می شد کاش من را نمی دیدی ... فقط هر از گاهی برای دیدن باران به بالکن خانه ات میامدی  یک دفعه چشمت به من می خورد.. اما من ...
کاش درست روبروی پنجره ی اتاقم زندگی می کردی
شب ها وقتی که چراغ مطالعه ات خاموش می شد
وقتی که می خوابیدی من هم نفس عمیقی می کشیدم و لبخند می زدم
یواشکی نگاهت می کردم و قند در دلم آب می شد
کاش من را نمی دیدی ...
فقط هر از گاهی برای دیدن باران به بالکن خانه ات میامدی 
یک دفعه چشمت به من می خورد..
اما من محکم پنجره اتاقم را می بستم!
می رفتم جایی که من را نبینی...
تکیه می دادم به دیوار و ذوق میکردم....
Read more
تو میروی و من فقط نگاهت میکنم، تعجب نکن که چرا گریه نمیکنم، بی تو یک عمر فرصت برای گریستن دارم اما برای ...
Media Removed
تو میروی و من فقط نگاهت میکنم، تعجب نکن که چرا گریه نمیکنم، بی تو یک عمر فرصت برای گریستن دارم اما برای تماشا ی تو همین یک لحظه باقی است……….. تو میروی و من فقط نگاهت میکنم، تعجب نکن که چرا گریه نمیکنم، بی تو یک عمر فرصت برای گریستن دارم اما برای تماشا ی تو همین یک لحظه باقی است………..
تو میری و من فقط نگاهت می کنم ، تعجب نکن که چرا گریه نمی کنم ، بی تو یک عمر فرصت برای گریستن دارم ، اما برای ...
Media Removed
تو میری و من فقط نگاهت می کنم ، تعجب نکن که چرا گریه نمی کنم ، بی تو یک عمر فرصت برای گریستن دارم ، اما برای دیدن تو همین یک لحظه باقیست تو میری و من فقط نگاهت می کنم ، تعجب نکن که چرا گریه نمی کنم ،

بی تو یک عمر فرصت برای گریستن دارم ، اما برای دیدن تو

همین یک لحظه باقیست
. رفتی و شاعرشعرت همه بی‌من باشد وزن و بی‌وزنیِ ما راغمِ رفتن باشد رفتی و غیر ز خویشم،من و این او چه ...
Media Removed
. رفتی و شاعرشعرت همه بی‌من باشد وزن و بی‌وزنیِ ما راغمِ رفتن باشد رفتی و غیر ز خویشم،من و این او چه کنم تو چو ایمان به دلی،او همه‌اش ظن باشد چاره‌ام نیست دگر، رفتن تو ماتم ماست جانِ بی‌چاره‌ی ما راهمه شیون باشد شاعران راچه تبی است که درتاب ره‌اند تو طبیبی و تبم از شب و رهزن باشد رفتنت آتش و دردست، ... .
رفتی و شاعرشعرت همه بی‌من باشد
وزن و بی‌وزنیِ ما راغمِ رفتن باشد
رفتی و غیر ز خویشم،من و این او چه کنم
تو چو ایمان به دلی،او همه‌اش ظن باشد
چاره‌ام نیست دگر، رفتن تو ماتم ماست
جانِ بی‌چاره‌ی ما راهمه شیون باشد
شاعران راچه تبی است که درتاب ره‌اند
تو طبیبی و تبم از شب و رهزن باشد
رفتنت آتش و دردست، به جان دل ماست
زاتشم نوربه راهت که ره ایمن باشد
سازِ بی‌چاره‌ی مارا که تو آن را سازی
در فراقت همه رسوایْ به برزن باشد
دلِ بی‌چاره ازین سازچه سوزی دارد
من بسوزم،هیمه برآتش تو تن باشد
من زبانم چه فرومی‌خورم از آتش تو
شعرِ بی‌تاب که در وصف تو الکن باشد
شاید این شعر که در من به وقوع نزدیک است
یادگار و تَرَک عشق تو در من باشد
شایدم؛حتم‌تر از صبح به تاریِ شب است
شاید این شعر وقوعش دمِ مدفن باشد
شاید این دم که تو خوانی،رفتن این حالِ من است
این‌که آواز بخوانیش،ز سرِ دن باشد
تو برفتی ز بر و هوش برفته ز سرم
کاش این بار اگر آیی سرِ من،من باشد
آخِرِ قصه‌ات ای کاش بیایی به برم
باشی و روح من و روح تو متقن باشد
خانه‌ای از پَر و پوش است امیدِ دل من
تو نگاهت شرر و دل همه خرمن باشد
کلمه؛سُرتر از آن است که بماند در یاد!!
می‌روم،رفتن از این بار چو ماندن باشد
رفتنت درد به جانم زد و عالم بسترد
همه عالم شده‌اند هیچ که چون من باشد
بردی‌ام با خودت از من کاین منت هم شده هیچ
دل بی‌چاره‌ام از کیست که بی‌من باشد
تو به خویشتن به وفایی و منم بر تو فدا
شرطِ "ما"را ز نگاه تو فقط من باشد
این همه من به میان و منِ من را همه هیچ
تو بخوان سر درون بازکه مرا رن باشد
من تو را خویش‌تر ازخویش بدانم در خویش
که تو را هست تویی و همه این من باشد
تو به من هیچ ندادی ونهادم هیچ است
شمعِ این هیچ امیدم شده روشن باشد
تو خود آرا به منیت،من تو را هم به خدا
راهم از غیر بشویم،سو به روزن باشد
روزنی نور به من تابد و من تابم بر
سیری از راهِ سلوکم که ره از تن باشد
بودِ تو گر ز منت بود چه بودی بودم
جان وعشقت که حریفی به همه فن باشد
بودِ من بوده هماره دلِ من بودهِ زتو
سینه از دردِ هبوط است که مخزن باشد
من به مینوی دلت آدمِ حوا بودم
آدمی بود،نه تقصیر ز یک زن باشد
شاعران را چه حساب است که در عالم خویش
به قلم خلقت سیب و چمِ راندن باشد
شاعر شعرْ تویی وصف که در عالم توست
شاعر شعرِ تو این مهر،قلم‌زن باشد
کلمه؛سُرتر از آن است که بماند در یاد!!
رفتمت،راه که باشی سمتِ روشن باشد
حَوِّلِ حال تویی ای که تویی در دل و دید
گردش سیبِ تو این سو وضعِ احسن باشد
رفتن وآمدن از توست،تو مهری به میان
من کلامم همه از توست که ماندن باشد
مهرداد قربانی
Read more
Loading...
مهربان مادر عزیزم امشب نبودنت را چطور تاب بیاورم؟ عطر گلهای روی تخت بوی تو را میدهند میخواهند جای ...
Media Removed
مهربان مادر عزیزم امشب نبودنت را چطور تاب بیاورم؟ عطر گلهای روی تخت بوی تو را میدهند میخواهند جای خالی تو کمتر احساس شود این اشک های من از سردلتنگی است دلتنگی برای بوسه زدن بر دستهای مهربانت کاش بودی... امروز دلم آتش گرفت می دانم جای تو خوب است وفرشته های آسمان امشب را برایت جشن می گیرند آخر ... مهربان مادر عزیزم
امشب نبودنت را چطور تاب بیاورم؟
عطر گلهای روی تخت بوی تو را میدهند
میخواهند جای خالی تو کمتر احساس شود
این اشک های من از سردلتنگی است
دلتنگی برای بوسه زدن بر دستهای مهربانت
کاش بودی...
امروز دلم آتش گرفت
می دانم جای تو خوب است
وفرشته های آسمان امشب را برایت جشن می گیرند
آخر میدانم که بهشت زیر پای توست....
کاش فقط امروز نگاهت را داشتم
خدایا کاش فقط یک بار دیگر
آغوشش را داشتم
چقدر فرصت با هم بودن کوتاه است...
Read more
امروز دلم آتش گرفت ودوباره جای خالیت را حس کردم می دانم جای تو خوب است وفرشته های آسمان امروز را برایت ...
Media Removed
امروز دلم آتش گرفت ودوباره جای خالیت را حس کردم می دانم جای تو خوب است وفرشته های آسمان امروز را برایت جشن می گیرند آخر میدانم که بهشت زیر پای توست…. کاش فقط امروز نگاهت را داشتم خدایا کاش فقط یک بار دیگر آغوشش را داشتم روزت مبارک امروز دلم آتش گرفت ودوباره جای خالیت را حس کردم
می دانم جای تو خوب است
وفرشته های آسمان امروز را برایت جشن می گیرند

آخر میدانم که بهشت زیر پای توست….
کاش فقط امروز نگاهت را داشتم
خدایا کاش فقط یک بار دیگر
آغوشش را داشتم😭😭😭 روزت مبارک
او یک فرشته پاک بود که از وقتی پا روی زمین گذاشت عاشق شد و عاشق موند تا آخرین لحظه ای که پرواز کرد و آسمونی ...
Media Removed
او یک فرشته پاک بود که از وقتی پا روی زمین گذاشت عاشق شد و عاشق موند تا آخرین لحظه ای که پرواز کرد و آسمونی شد... فرشته عاشقانه مهربونی میکرد و بی ادعا... عاشقانه نگاه میکرد و نفس میکشید عاشقانه سخن میگفت و با قلب پاکش گوش میداد... گوش میداد به صدای پای آب و آواز قناری به جوانه تازه دمیده از خاک به ... او یک فرشته پاک بود که از وقتی پا روی زمین گذاشت عاشق شد و عاشق موند تا آخرین لحظه ای که پرواز کرد و آسمونی شد...
فرشته عاشقانه مهربونی میکرد و بی ادعا...
عاشقانه نگاه میکرد و نفس میکشید
عاشقانه سخن میگفت و با قلب پاکش گوش میداد...
گوش میداد به صدای پای آب و آواز قناری
به جوانه تازه دمیده از خاک به بوی عطر گل مریم...
به عطر شکوفه و بوی بهار به زیبایی دل میداد
بالاخره آسمون بی تاب شد و با عطر بهشت هوایی اش کرد و...
فرشته عاشق مهربونمو پروند...
این روزا بیشتر از هر وقت دیگه ای دلم براش تنگ میشه و قلبم براش میتپه
خودش نیست اما رد پای عاشقیش همه جا خود نمایی میکنه و سال به سال تازه میشه...
اون از خودش فقط خاطره به جا نذاشت...اون یه دنیا برام به یادگار گذاشت
یه دنیا پر از عاشقانه هایش....
مادر نازنینم ای فرشته مهربون عاشق, نگاه گرمتو ازم بر ندار ...بزار تا بتونم به نگاهت وصل بشم و عاشقانه به دنیا نگاه کنم.... ♥ بهارت هزاران بار مبارک♥
Read more
Loading...
@Aliziyaoriginal به دنیا آمدی رنگ برگ ها پرید از شرمندگی سبزِ نگاهت آسمان ابر قربانی کرد پیشکش ...
Media Removed
@Aliziyaoriginal به دنیا آمدی رنگ برگ ها پرید از شرمندگی سبزِ نگاهت آسمان ابر قربانی کرد پیشکش دست هایت شهر خیابان هایش را هدیه آورد برای مردی که عاشق قدم زدن است از آن روز سال ها گذشته اما هنوز تولدت دنیارا تکان می دهد دنیارا شعر می کند سی و دو سالگی شاید شبیه یک فنجان قهوه باشد دل انگیز ... @Aliziyaoriginal
به دنیا آمدی
رنگ برگ ها پرید
از شرمندگی سبزِ نگاهت
آسمان ابر قربانی کرد
پیشکش دست هایت
شهر خیابان هایش را هدیه آورد
برای مردی
که عاشق قدم زدن است
از آن روز سال ها گذشته
اما هنوز تولدت دنیارا تکان می دهد
دنیارا شعر می کند
سی و دو سالگی
شاید شبیه یک فنجان قهوه باشد
دل انگیز و دل آزار!
با لبخندهایت دل انگیزش کن
و بگذار حلاوت ثانیه ها به عمق جانت و جانمان رسوخ کند
آرزوی تک تک اعضای خانواده ات
برای تولد امسال تو همین است
که غم راه دلت را فراموش کند و
تولد سال بعد
هرچه فکر می کنی
از این عدد عجیب سی و دو
فقط خنده و خاطرات روشن به یاد بیاوری
زادروزت مبارک باد
كپشن از:
@Mahdis_ziyaiee2
طراح:
@yesvackdesign
Read more
@Aliziyaoriginal به دنیا آمدی رنگ برگ ها پرید از شرمندگی سبزِ نگاهت آسمان ابر قربانی کرد پیشکش ...
Media Removed
@Aliziyaoriginal به دنیا آمدی رنگ برگ ها پرید از شرمندگی سبزِ نگاهت آسمان ابر قربانی کرد پیشکش دست هایت شهر خیابان هایش را هدیه آورد برای مردی که عاشق قدم زدن است از آن روز سال ها گذشته اما هنوز تولدت دنیارا تکان می دهد دنیارا شعر می کند سی و دو سالگی شاید شبیه یک فنجان قهوه باشد دل انگیز ... @Aliziyaoriginal
به دنیا آمدی
رنگ برگ ها پرید
از شرمندگی سبزِ نگاهت
آسمان ابر قربانی کرد
پیشکش دست هایت
شهر خیابان هایش را هدیه آورد
برای مردی
که عاشق قدم زدن است
از آن روز سال ها گذشته
اما هنوز تولدت دنیارا تکان می دهد
دنیارا شعر می کند
سی و دو سالگی
شاید شبیه یک فنجان قهوه باشد
دل انگیز و دل آزار!
با لبخندهایت دل انگیزش کن
و بگذار حلاوت ثانیه ها به عمق جانت و جانمان رسوخ کند
آرزوی تک تک اعضای خانواده ات
برای تولد امسال تو همین است
که غم راه دلت را فراموش کند و
تولد سال بعد
هرچه فکر می کنی
از این عدد عجیب سی و دو
فقط خنده و خاطرات روشن به یاد بیاوری
زادروزت مبارک باد
كپشن از:
@Mahdis_ziyaiee2
طراح:
@yesvackdesign
.
.
تولـِدت مبــارك جانــا😍💚
ايشالا ١٢٠٨٣٧٣٩٣ سالگيت^^♥️
@Aliziyak
Read more
. شاید باورتان نشود، خدا خیلی از مقدّرات ما را در دنیا و خیلی از ثواب و عِقاب‌های ما را در آخرت بر اساس ...
Media Removed
. شاید باورتان نشود، خدا خیلی از مقدّرات ما را در دنیا و خیلی از ثواب و عِقاب‌های ما را در آخرت بر اساس #نگاهمان تنظیم می‌کند. در باب اهمیّت نگاه همین قدر بس که شما تلقّی‌تان از خدا چگونه باشد، در اینکه خدا با شما چگونه رفتار بکند مؤثر است. می‌فرماید من رفتارم با بنده‌ام در #گمان_بنده‌ام قرار دارد. تو ... .
شاید باورتان نشود، خدا خیلی از مقدّرات ما را در دنیا و خیلی از ثواب و عِقاب‌های ما را در آخرت بر اساس #نگاهمان تنظیم می‌کند.
در باب اهمیّت نگاه همین قدر بس که شما تلقّی‌تان از خدا چگونه باشد، در اینکه خدا با شما چگونه رفتار بکند مؤثر است.
می‌فرماید من رفتارم با بنده‌ام در #گمان_بنده‌ام قرار دارد.
تو گمانت به من چه‌ جوری است؟!
من با تو همان رفتار را می‌کنم.
مثلاً کسی گناه بکند زود هم از خدا عذرخواهی کند خدا می‌بخشد. می‌فرماید اصلاً در پرونده‌ات نمی‌نویسم.
جلّل خالق! واقعاً من نمی‌خواهم تبلیغات کنم، خیلی عجیب است. خیلی این لطف بزرگی است!
.
ولی معمولاً کسی نمی‌تواند از این لطف استفاده کند.
می‌گوید
« آخر الآن همین الآن بگویم خدا نمی‌گوید فلان فلان شده تو همین الآن این غلط را کردی رویت می‌شود با من حرف بزنی؟! »
ببین، نگاهش به خدا خوب نیست!
نگاهش به خدا خوب نیست، عذرخواهی نمی‌کند.
می‌گذارد می‌گذارد می‌گذارد یک سال بعد می‌گوید « خدایا ببین، من خیلی غلط‌ها کردم ببخش من را دیگر! »
فکر می‌کند خدا الآن یادش رفته غضبش فروکش کرده، دیگر حالا آن حالت عصبانی را ندارد می‌‌شود باهاش حرف زد.
.
عه! تو اصلاً نگاهت به خدا درست نیست. می‌‌دانی؟ می‌ترسم اثر سوء تربیتی داشته باشد این روایت را بگویم.
می‌فرماید موقع گناه، فقط همان موقع، به من نگاه بکند که من دارم نگاهش می‌کنم، از من خجالت بکشد، من می‌بخشمش.
یا داوود به عزّت و جلال خودم می‌بخشمش.
به من نگاه بکند.
- شما #حسن_ظن‌ّ‌تان به پروردگار عالم نوع نگاهتان را به خدا می‌رساند. -
بعضی وقت‌ها این حُسن‌ظن را نداشته باشی تبدیل می‌شود به بزرگترین گناه نابخشودنی ...
.
#استاد_پناهیان
.
.
#یا_من_ارجوه_لکل_خیر
#انا_عند_حسن_ظن_عبدی_المومن
.
Read more
Loading...
. #زادروز دنیا هنوز آماده نیست. دنیا برای بچه دار شدن آمادگی ندارد. من دوست ندارم کسی را اذیت کنم. ...
Media Removed
. #زادروز دنیا هنوز آماده نیست. دنیا برای بچه دار شدن آمادگی ندارد. من دوست ندارم کسی را اذیت کنم. آن وقت چطور بچه ی خودم را شکنجه بدهم؟ امروز دیگر نمی شود بچه دار شد. فقط جمعیت زیاد می شود، آمار بالا می رود. حالا ساده است بچه دار می شوی، ولی بعد یک روز می رسد که بچه ات می آید توی چشمت نگاه می کند. چیزی ... .
#زادروز

دنیا هنوز آماده نیست. دنیا برای بچه دار شدن آمادگی ندارد. من دوست ندارم کسی را اذیت کنم. آن وقت چطور بچه ی خودم را شکنجه بدهم؟
امروز دیگر نمی شود بچه دار شد. فقط جمعیت زیاد می شود، آمار بالا می رود. حالا ساده است بچه دار می شوی، ولی بعد یک روز می رسد که بچه ات می آید توی چشمت نگاه می کند. چیزی نمی گوید. فقط نگاهت می کند. همین.
آن وقت چه می کنی؟ خودت را روی پاهایش می اندازی؟ یا چی؟... خداحافظ گاری کوپر
رومن گاری

۸ می؛ #رومن_گاری، نویسنده، فیلمنامه نویس، کارگردان، خلبان در جنگ جهانی دوم و دیپلمات
Read more
"If everyone would look for that uniqueness then we would have a very colorful world.” فقط کافیه ...
Media Removed
"If everyone would look for that uniqueness then we would have a very colorful world.” فقط کافیه یک قلم برداری و دنیاتو پر از رنگ کنی ، رنگها انرژی دارن ، اون انرژی رو بگیر و با اونها نگاهت رو به زندگی عوض کن ، تفاوت دید اونها که رنگ ها رو تو زندگی دوست دارن و از اونها استفاده می کنن و اونهایی که زندگی رو ... "If everyone would look for that uniqueness then we would have a very colorful world.”
فقط کافیه یک قلم برداری و دنیاتو پر از رنگ کنی ، رنگها انرژی دارن ، اون انرژی رو بگیر و با اونها نگاهت رو به زندگی عوض کن ، تفاوت دید اونها که رنگ ها رو تو زندگی دوست دارن و از اونها استفاده می کنن و اونهایی که زندگی رو سیاه و سفید و خاکستری می بینن تو عکس صفحه اول و دوم کاملا مشخصه ، نظر شما چیه ؟!
#colorful #trendalert #myworldmyrules #color #balenciagatriples #tattoogirl
Read more
. کجایی هم نشین لحظه های داغ و تبدارم ؟ ببین رفتی ومن با ابرها تا گریه می بارم تصور کردنت تنها امیدم ...
Media Removed
. کجایی هم نشین لحظه های داغ و تبدارم ؟ ببین رفتی ومن با ابرها تا گریه می بارم تصور کردنت تنها امیدم هست می دانی ؟ اگر شاعر شوی، می بینی ام با ماه بیدارم بیا یک لحظه، فروردین چشمانم !خدایم شو که تا پاییز سالی نانوشته فکر دیدارم هزاران چشمک مبهم ،هزاران قصه ی بی تو هزاران خنده ی مرده ،نمیدانم ... .
کجایی هم نشین لحظه های داغ و تبدارم ؟
ببین رفتی ومن با ابرها تا گریه می بارم

تصور کردنت تنها امیدم هست می دانی ؟
اگر شاعر شوی، می بینی ام با ماه بیدارم

بیا یک لحظه، فروردین چشمانم !خدایم شو
که تا پاییز سالی نانوشته فکر دیدارم

هزاران چشمک مبهم ،هزاران قصه ی بی تو
هزاران خنده ی مرده ،نمیدانم چه بشمارم ؟

ترانه با تو می خندد،غزلها در نگاهت مست
سپیدی از تو موزون شد وَمن تک بیتِ بیمارم

مرا در شهر آدم ها رها کردی و من بی تو
فقط یک دفتر شعر و کمی هم قاصدک دارم

شبیه نقطه چینم فقط پر می شوم با تو!
برو انگار باید بی نهایت نقطه بگذارم........
.................................................................
.
مانده ام با ست قهوه ای چشمانت ؛ کدامین غزل بهار را بیارایم....!!!!
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹.
سپاس از حضور شما دوستان عزیزم دوستون دارم ی دنیا
دوستدار شما بهار💖👉
Read more
* #نگاه_خبری * . * #همراهان_نشر * . . . . . #آنتوان_دوسنت‌_اگزوپری ( درگذشت در ۳۱ ژوئیهٔ ۱۹۴۴) ...
Media Removed
* #نگاه_خبری * . * #همراهان_نشر * . . . . . #آنتوان_دوسنت‌_اگزوپری ( درگذشت در ۳۱ ژوئیهٔ ۱۹۴۴) نویسنده و خلبان اهل فرانسه / در ۱۹۴۳ شاهکار سنت‌اگزوپری به نام شازده کوچولو Le Petit Prince انتشار یافت که حوادث شگفت‌انگیز آن با نکته‌های دقیق و عمیق روانی همراه است. شازده کوچولو یکی از مهم‌ترین ... * #نگاه_خبری * .
* #همراهان_نشر * .
.
.
.
.

#آنتوان_دوسنت‌_اگزوپری ( درگذشت در ۳۱ ژوئیهٔ ۱۹۴۴) نویسنده و خلبان اهل فرانسه / در ۱۹۴۳ شاهکار سنت‌اگزوپری به نام شازده کوچولو Le Petit Prince انتشار یافت که حوادث شگفت‌انگیز آن با نکته‌های دقیق و عمیق روانی همراه است. شازده کوچولو یکی از مهم‌ترین آثار سنت اگزوپری به شمار می‌رود که در قرن اخیر سوّمین کتاب پرخواننده جهان است. این اثر از حادثه‌ای واقعی مایه گرفته که در دل شن‌های صحرای موریتانی برای سنت اگزوپری روی داده‌است
.
.
.
.

روباه گفت: –
آدم فقط از چیزهایی که اهلی کند می‌تواند سر در آرد. انسان‌ها دیگر برای سر در آوردن از چیزها وقت ندارند. همه چیز را همین جور حاضر آماده از دکان‌ها می‌خرند. اما چون دکانی نیست که دوست معامله کند آدم‌ها مانده‌اند بی‌دوست.. تو اگر دوست می‌خواهی خب منو اهلی کن!
شازده کوچولو پرسید: –
راهش چیست؟
روباه جواب داد: – باید خیلی خیلی حوصله کنی. اولش یک خرده دورتر از من می‌گیری این جوری میان علف‌ها می‌نشینی. من زیر چشمی نگاهت می‌کنم و تو لام‌تاکام هیچی نمی‌گویی، چون تقصیر همه‌ی سؤتفاهم‌ها زیر سر زبان است. عوضش می‌توانی هر روز یک خرده نزدیک‌تر بنشینی....
.
.
.
.
#آنتوان_دوسنت_اگزوپه‌رى
#شازده_کوچلو
#ترجمۀ #احمدشاملو
#نشرنگاه #negahpub
#همراهان_نشر
#طرح_ازآرشیواختصاصی @lamer.1993
#ممنون_ازحضوروهمراهیتان 🌼☘ .
#درگذشت_نویسنده #یادتان_گرامی #آنتوان_دوسنت_اگزوپرى #خالق #شازده_کوچلو #ترجمه #احمدشاملو #نشرنگاه #negahpub .
.
.
Read more
#ممنون #رفیق #بابت #کلیپ متعهد بودن؛ چیزی نیست که همزمان با اسمی که توی شناسنامه ات میرود در درونت هم جا بگیرد... متعهد بودن به قلب آدم ربط دارد؛ که تا نگاهت خواست به کسی بیوفتد قلبت یادآوری کند که جایِ کس دیگری را ندارد و پر شده با مناسب ترین گزینه... که تا بحثی شد و دلت هرچیزی خواست الا آغوشش ... #ممنون #رفیق #بابت #کلیپ
متعهد بودن؛
چیزی نیست که همزمان
با اسمی که توی شناسنامه ات میرود
در درونت هم جا بگیرد...
متعهد بودن به قلب آدم ربط دارد؛
که تا نگاهت خواست به کسی بیوفتد قلبت یادآوری کند که
جایِ کس دیگری را ندارد و
پر شده با مناسب ترین گزینه...
که تا بحثی شد و دلت هرچیزی خواست الا آغوشش قلبت یادآوری کند که
فقط یک جا آرامی و کنار اوست...
متعهد بودن؛
انداختن یک حلقه توی دست نیست،
به تنها نبودن و بودنِ کسی کنارت
هم ربطی ندارد...
متعهد بودن یعنی
یکی را داشته باشی
چه در واقعیت چه در رویا
یکی که با تمام کم و کاستی هایش
دلت را بدجور صاحب شده...
Read more
. بگذار قاب عکس من روی دیوار اتاقت بماند فقط وقتی نگاهت می کند کسی را در آغوش نگیر که هرگز دوستش ...
Media Removed
. بگذار قاب عکس من روی دیوار اتاقت بماند فقط وقتی نگاهت می کند کسی را در آغوش نگیر که هرگز دوستش نخواهی داشت قرن هاست زنی با چشم های نگران روی دیوار تمام خانه های متروک زندگی می کند که اگر سکوتش را بشکند تو سنگ می شوی ـــــــــــــــ #نیلوفر_لاری_پور #بی_من_فروغ_نخوان پ.ن: این ... .
بگذار قاب عکس من
روی دیوار اتاقت بماند
فقط
وقتی نگاهت می کند
کسی را در آغوش نگیر
که هرگز دوستش نخواهی داشت

قرن هاست
زنی با چشم های نگران
روی دیوار تمام خانه های متروک زندگی می کند
که اگر سکوتش را بشکند
تو سنگ می شوی
ـــــــــــــــ
#نیلوفر_لاری_پور
#بی_من_فروغ_نخوان
پ.ن:
این #قاب_سنگی هدیه تولدم بود که دو سال پیش جناب سجادی بزرگوار زحمت ساختش را کشیده‌بودند و روز گذشته #دوشس_بلوبری با انتشار بیانیه‌ای مسولیت شکستنش را به عهده گرفت
امسال هم یک قاب هیجان‌انگیز و زیبا برایم ساختند که هدیه دادم به #کسی_که_مثل_هیچکس_نیست
@poyanaghsh
باید از قاب دوم هم عکس بگیرم تا ببینید چه حس خوبی دارد

عکس اصلی هم هنر #سعیدمدرس است
@saeedmodarres

#شعر #شعرسپید #شعرنیلوفر #شعرعاشقانه #شعرزنان
#قاب_عکس #عاشقانه #باتو #دوستت_دارم #خرابکار #قاب_شکسته #سکوت #سنگ
#Niloufarlaripour #niloufar_laripour
#لطفا_فقط_فارسی_بنويسيد
Read more
 #شیراز_خیابان_رودکی #رمان اولین باری که با هم صحبت کردیم رو یادت هست؟ توی یک کافه شلوغ بود که آدم‌هاش ...
Media Removed
#شیراز_خیابان_رودکی #رمان اولین باری که با هم صحبت کردیم رو یادت هست؟ توی یک کافه شلوغ بود که آدم‌هاش معلوم نبود از زندگی چی می‌خوان. منتظر بودم تو شروع کنی که صدای خنده یک دختر از پشت سرم بلند شد. روبه‌روی تو یک پسر داشت قدم میزد و از کنار میز ما رد شد. یادته اون روز تو اولین جمله بهت گفتم تو یک قدم بیا ... #شیراز_خیابان_رودکی #رمان
اولین باری که با هم صحبت کردیم رو یادت هست؟ توی یک کافه شلوغ بود که آدم‌هاش معلوم نبود از زندگی چی می‌خوان. منتظر بودم تو شروع کنی که صدای خنده یک دختر از پشت سرم بلند شد. روبه‌روی تو یک پسر داشت قدم میزد و از کنار میز ما رد شد. یادته اون روز تو اولین جمله بهت گفتم تو یک قدم بیا جلو من تا آخر دنیا باهات میام. یک پُک عمیق به سیگار زدی و جلوی من کاملا سفید شد. نیم ساعت بعد از کافه رفتیم اما کافه از پیش ما نرفت. بعد چند وقت آنقدر راه اومدم که به اندازه همه‌‌ی اون آدم‌ها ازت دور شدم. عشقم! زمین گرده اما من هیچ وقت به جای اولی که بودم برنمی‌گردم. فقط کافی بود یک قدم، فقط یک قدم حرکت می‌کردی تا دوباره بهت می‌رسیدم و می‌رفتیم به اونجایی که از همه‌ی آدم‌های اون کافه فاصله بگیریم، اما تو دوست داشتی شبیه آدم‌های اون کافه باشی و کاری از دست من برنمی‌یومد. می‌دونی درد کجاست؟ اونجایی که برای داشتنت زمین رو به زمان دوختم اما تو به اندازه یک لحظه رو زمین نبودی. درست زمانی که باید بهم نگاه می‌کردی، نگاهت به یکی از آدم‌های توی کافه خیره شد و من اون یک ثانیه رو دیدم. گاهی وقت‌ها یک ثانیه یک عمر دست از سر آدم برنمی‌داره.
#رمان #شاید_سال_دیگه #قصه #روایت #شهاب_دارابيان
Read more
<span class="emoji emoji1f339"></span><span class="emoji emoji1f339"></span><span class="emoji emoji1f339"></span>آنا نقاشی کردن را خیلی خوب بلده، ولی گاهی بهش میگم ، فقط رنگ کن دخترم. بگذار رنگها فقط بر روی صفحه ...
Media Removed
آنا نقاشی کردن را خیلی خوب بلده، ولی گاهی بهش میگم ، فقط رنگ کن دخترم. بگذار رنگها فقط بر روی صفحه سفید اثر حرکت دست ترا به جا بگذاره و هر رنگی دلت می خواهد بزن روی کاغذِ سفیدِ نقاشی ات. بگذار رنگها خودشون شکل بگیرن . دستت را به هر طرف که دوست داری حرکت بده و هر رنگی را که دوست داری با هر حجمی و با هر ابزاری ... 🌹🌹🌹آنا نقاشی کردن را خیلی خوب بلده، ولی گاهی بهش میگم ، فقط رنگ کن دخترم. بگذار رنگها فقط بر روی صفحه سفید اثر حرکت دست ترا به جا بگذاره و هر رنگی دلت می خواهد بزن روی کاغذِ سفیدِ نقاشی ات. بگذار رنگها خودشون شکل بگیرن . دستت را به هر طرف که دوست داری حرکت بده و هر رنگی را که دوست داری با هر حجمی و با هر ابزاری که داری پخش کن روی کاغذ. از انگشتهات استفاده کن و فقط رنگ کن .
وقتی نقاشی تمام شد، من بهت کمک می کنم تا از توی رنگ آمیزهات، بهترین و زیباترین شکل و حجم ها را در بیاریم.بهت یاد میدهم نگاهت را تیز کنی و از کوچکترین اثر بهترین شکل را خارج کنی🌸 و اینجوریه که خلاقیت مادر و دختری به اوج خودش می رسه🤣🤣🤣🌹 و ... فقط لذت می بریم از این کار و روزانه تکرارش می کنیم و چیزهای جدید بدست میاریم😍
هر روز یک داستان خاص و بی نظیر در نقاشی های کودکانه ی دخترم خلق می کنیم.
کمی فکر کنید...🤔 این تکنیک نقاشی مثل زندگی روزمره است.
دقیقا زندگی هم، همینه،
عین نقاشی می مونه
از هر طرح زندگی، میشه یک شکل زیبا و خاص ساخت ، که ،بشه، قصه ی زندگی را باهاش تعریف کرد و لذت برد.
از تغییر نباید ترسید.
نگاهمون را باید به همه چیز عوض کنیم .
اگر دنبال یک تحول بزرگ در زندگی هستیم، باید از کوچکترین و کمترین اثر، بهترین و هیجان انگیز ترین فُرم را خلق کنیم تا شاهدِ اثرات موثر و زیبایی در زندگیمون باشیم.
اونهایی که خسته شدن،
اونهایی که انگیزه ندارند،
اونهایی که فقط از روزگار گِله و شکایت دارند
تکنیک زندگی را باید عوض کنیم نه کل زندگی رو...
تحول بزرگ هیچ وقت اتفاق نمی افته... آرام آرام به همه چیز می رسیم اگر راهمون درست باشه و هدفمان بزرگ.😉
بهترین را وقتی میشه خلق کرد که بهترین نگاه را بهش داشته باشه.💖
دل نوشته های من، و تصاویری از تجربه های بزرگ زندگی دخترم انا💞
سارا مساح
Read more
می دانی دلبر جان، ما در زندگی بیست و چند ساله خودمان تو را کم داشتیم، خودت را، دست هایت را، صدایت را ...
Media Removed
می دانی دلبر جان، ما در زندگی بیست و چند ساله خودمان تو را کم داشتیم، خودت را، دست هایت را، صدایت را و عشقت را، حتی گاهی می ترسیدیم دوستت داشته باشیم، گاهی هم می ترسیدیم ابرازش کنیم، همه اش نگرانیمان این بود که بگوییم دوستت داریم و تو داد و فریاد کنی، همه اش از این می ترسیدیم که اگر نگوییم دوستت داریم، ... می دانی دلبر جان،
ما در زندگی بیست و چند ساله خودمان تو را کم داشتیم،
خودت را، دست هایت را، صدایت را و عشقت را،
حتی گاهی می ترسیدیم دوستت داشته باشیم،
گاهی هم می ترسیدیم ابرازش کنیم،
همه اش نگرانیمان این بود که بگوییم دوستت داریم و تو داد و فریاد کنی،
همه اش از این می ترسیدیم که اگر نگوییم دوستت داریم، یک آسمان جل بی خانمان چشم هایت را ببیند و دستت را بگیرد و تو را با خودش ببرد، بعدش هم ما بمانیم و یک بار˚ باقالی فرد اعلاء آن هم بدون مال!
.
می دانی دلبرکم،
ما گاهی در خلوت خودمان اسمت را صدا می زدیم و عکس هایت را رصد می کردیم و زیر لب "فتبارک الله احسن الخالقین" می خواندیم!
اگر کمی هم بیشتر جرات می کردیم شعری می جُستیم که نشانه ی مهرمان باشد و برایت می فرستادیم! تو هم بیلاخی به نشانه ی لایک پایش برایمان میگذاشتی و نمی دانی ما چطور مثل آن مالی که تی تاپ میخورد، خوشحالی می کردیم!
اما جانم برایت بگوید که فقط خدا می داند، هیچ روزی را بدون خودت، یا فکرت شب نکردیم و هیچ شبی را بی خوابت صبح،
آری عزیزکم، ما مرد راهت نبودیم!

دلبرجان،
ما را ببخش که هر شب تو را می کشاندیم و سط خواب و خیالمان و یک دل سییییر نگاهت می کردیم،
ما را ببخش که نتوانستیم موهایت را به سرنوشتمان ببافیم،
ما را ببخش، که سرنوشتمان فقط سیاه بود و رنگش به ناخن هایت نمی آمد،
ما را ببخش، که آنقدر درخورد نبودیم که عاشقمان شوی!
ما را ببخش که تو را بیشتر از خودمان دوست داشتیم،
ما را ببخش، که فقط برایت نوشتیم و تو نفهمیدی،
ما را ببخش...!
.
. ⭐ #میکائیل💕
. 🆔@mikilove351 📷
.
.
.
#دوستان_خود_را_زیر_پستها_تگ_کنید 😊

#پستهای_قبلی_رو_حتما_از_دست_ندید🙏🙏🙌💓🔻🌟💓🔻🌟
Read more
متعهد بودن؛ چیزی نیست که همزمان با اسمی که توی شناسنامه ات میرود در درونت هم جا بگیرد... متعهد ...
Media Removed
متعهد بودن؛ چیزی نیست که همزمان با اسمی که توی شناسنامه ات میرود در درونت هم جا بگیرد... متعهد بودن به قلب آدم ربط دارد؛ که تا نگاهت خواست به کسی بیوفتد قلبت یادآوری کند که جایِ کس دیگری را ندارد و پر شده با مناسب ترین گزینه... که تا بحثی شد و دلت هرچیزی خواست الا آغوشش قلبت یادآوری کند که فقط ... متعهد بودن؛
چیزی نیست که همزمان
با اسمی که توی شناسنامه ات میرود
در درونت هم جا بگیرد...
متعهد بودن به قلب آدم ربط دارد؛
که تا نگاهت خواست به کسی بیوفتد قلبت یادآوری کند که
جایِ کس دیگری را ندارد و
پر شده با مناسب ترین گزینه...
که تا بحثی شد و دلت هرچیزی خواست الا آغوشش قلبت یادآوری کند که
فقط یک جا آرامی و کنار اوست...
متعهد بودن؛
انداختن یک حلقه توی دست نیست،
به تنها نبودن و بودنِ کسی کنارت
هم ربطی ندارد...
متعهد بودن یعنی
یکی را داشته باشی
چه در واقعیت چه در رویا
یکی که با تمام کم و کاستی هایش
دلت را بدجور صاحب شده...
Read more
. جنسیتی نگاه نکن به کسی که در کنارت مجبوره فعالیت کنه امنیت بده بزار حس کنه کنارت امنیت داره اون ...
Media Removed
. جنسیتی نگاه نکن به کسی که در کنارت مجبوره فعالیت کنه امنیت بده بزار حس کنه کنارت امنیت داره اون از نگاهت نمیترسه از اینکه نگاهت باعث بشه تو یک بیمار جنسی بشی نگرانه اونوقت تو نگاههای عادی روزانت یکنفر بابت رفتارش برای تو خاص میشه نه فقط بابت ظاهرش این همون چیزیه که تورو شاد میکنه و اینجا حتما ... .
جنسیتی نگاه نکن
به کسی که در کنارت مجبوره فعالیت کنه امنیت بده
بزار حس کنه کنارت امنیت داره
اون از نگاهت نمیترسه
از اینکه نگاهت باعث بشه تو یک بیمار جنسی بشی نگرانه
اونوقت تو نگاههای عادی روزانت یکنفر بابت رفتارش برای تو خاص میشه نه فقط بابت ظاهرش
این همون چیزیه که تورو شاد میکنه
و اینجا حتما بهش بگو
به تو علاقمندم
تو دلت بزاری نکاهت را هیز تعبیر میکنه
از نه شنیدن نترس و از نه گفتن هراس نداشته باش
نه فقط یک حس است ، که چیزی از تو کم نمیکند فقط نشان میدهد حس دو طرفه نیست،
شاید ایده ال او یک شخص باشد که در یک رستوران روی زمین بنشیند و سفارش دهد و تو او را دیوانه بنامی
نگاهت به این مسائل حس امنیت به اطرافیانت و حتی خانوادهت میدهد .
آنطرف موضوع هم با کسانی است که حجاب را تنها حجابٍ یک زن میدانند
اعتقاد دارم آزادی پوشش میتواند به ترویج نگاه پوشیده کمک کند
#فرهنگ
Read more
... "ببین، یکی از فانتزیای من همیشه این بوده که وقتی می ریم توو یه کافه یا رستوران، گارسون که میاد برای ...
Media Removed
... "ببین، یکی از فانتزیای من همیشه این بوده که وقتی می ریم توو یه کافه یا رستوران، گارسون که میاد برای گرفتن سفارش، با یه ژست خاصی بگم همون همیشگی". نگاهت را پرت می کنی رو صورتم، نمی توانم بفهمم ته نگاهت چیست، می دانم دوست نداری بیشتر از یک بار به یک کافه یا رستوران بروی، دلت تجربه های متنوع می خواهد، ... ...
"ببین، یکی از فانتزیای من همیشه این بوده که وقتی می ریم توو یه کافه یا رستوران، گارسون که میاد برای گرفتن سفارش، با یه ژست خاصی بگم همون همیشگی".
نگاهت را پرت می کنی رو صورتم، نمی توانم بفهمم ته نگاهت چیست، می دانم دوست نداری بیشتر از یک بار به یک کافه یا رستوران بروی، دلت تجربه های متنوع می خواهد، خاطره هایی با طعم های مختلف. "باشه، می دونم، نمی خواد اینجوری نگام کنی، اسم این نگاه سواستفاده ست، می دونی چرا؟ چون به بهانه ی حرفی که من می زنم و برای تو عجیبه، خیره می شی به من و فکر می کنی من نمی فهمم که حواست یه جا دیگه ست".
حواست را به من جمع می کنی، می خواهی بگویی که حواست جای دیگری نبود، نمی گذارم، صورتت را جمع می کنی که مثلا ناراحت شده ای،همیشه مشکلت با من این است که نمی گذارم توضیح بدهی و به نظر خودت بی دلیل محکومت می کنم، خنده دار است ولی من تو را خوب می شناسم، باید حرف را عوض کنی، باید حرف را عوض کنم، باید مرا باز هم ببینی، قرار را می گذاری برای عصری که آفتابش غروب کرده باشد، در کافه ای که دور است از خانه ی من و عکسش می گوید حیاطش با صفاست.
"چه بوی خوبی می ده این حیاط، انگار یه تیکه از یه جای دیگه ست که مال این شهر نیست، تو چه جوری از تو عکس فهمیدی این همه خوبه اینجا، خواهش می کنم اینجا دیگه فقط یه بار نباشه، چند بار بیایم".
اخم می کنی که مثلا یعنی چه توقع بیجایی، گارسون می رسد سفارش مرا می گیرد و تا نگاهش به نگاه تو می افتد می گوید، شما هم که همون همیشگی، درسته؟ آب دهانت از هول نمی تواند راه فرو رفتن را پیدا کند، من جواب گارسون را می دهم،با ژست خاصی می گویم بله همون همیشگی، نمی دانی نگاهم کنی یا نه، من می دانستم، همیشه می دانستم که تنوع طلبی تو فقط در انتخاب کافه و رستوران دامنت را نمی گیرد.
"اگه اینو نگم دق می کنم، حالا که تا ته یه برش کیک شکلاتی باید کنار هم باشیم بذار یه چیزی رو بگم، می دونی کِی یه آدمی به یه آدم دیگه فرصت توضیح نمی ده؟ وقتی همه چیز رو از نگاهش می خونه".
نگاهم نمی کنی.
(سین.شین )
#سین_شین #سمیراشکوری #سمیرا_شکوری
#samirashakouri
#samirashakoori
Read more
شهریور هم آمد این ته تغاری غرغرو و لجباز تابستان که همیشه بوی پاییز میدهد که ناخواداگاه میبینی ...
Media Removed
شهریور هم آمد این ته تغاری غرغرو و لجباز تابستان که همیشه بوی پاییز میدهد که ناخواداگاه میبینی همیشه حق با اوست ، حتی اگر نخواهی بپذیری گویی یک دلش تابستانی ست و هزار دلش پاییزی ، امان از روزهایی که مست میکند و روی علف های زرد دراز میکشد و دل میدهد به انار هایِ نوبر و ترد ، امان از دلبری اش در روزهای ... شهریور هم آمد
این ته تغاری غرغرو و لجباز تابستان
که همیشه بوی پاییز میدهد
که ناخواداگاه میبینی همیشه حق با اوست ، حتی اگر نخواهی بپذیری
گویی یک دلش تابستانی ست و هزار دلش پاییزی ،
امان از روزهایی که مست میکند و روی علف های زرد دراز میکشد و دل میدهد به انار هایِ نوبر و ترد ، امان از دلبری اش در روزهای اخر که بوی پاییز را صادقانه به بازار میدهد
نه از قضاوت مردم میترسد
نه از دلتنگی روزهایش حرفی میزند
گاهی بغض میکند و ساکت فقط نگاهت میکند ببیند تا کی میتوانی از دلبری اش سکوت کنی
آه شهریور
ته تغاری قشنگ پاییز
خوش بیا و داغ مرداد را تیر نکش
خوش بیا و مهر را در هوایِ شهر پر کن
محبت را
عشق را
به ارمغان همیشگیِ جهان بیاور
خوش آمدی...
🌺🌷🌺🌷🌺🌷🌺🌷🌺🌷
اینم که می‌بینید یک خوشمزه درجه یک داره میره مهمونی......... (پای سیب و گردو) 😍😋😋😋 ببخشید عکس خوبی نداشتم ازش... آخه باید بسته بندی میکردم و خیلی دیر شده بود..... لایک یادتون نره دوستان عزیزم
اگه استقبال شما زیاد بود حتما دستورش رو می‌گذارم.
Read more
نبخشیدن باعثِ کوچک شدن افق نگاهت و پر شدن فضای ذهنت از چیزهایی میشود که هیچ نیازی به آنها نداری. می ...
Media Removed
نبخشیدن باعثِ کوچک شدن افق نگاهت و پر شدن فضای ذهنت از چیزهایی میشود که هیچ نیازی به آنها نداری. می بخشی چون به اندازه کافی قوی هستی که درک کنی همه آدم ها ممکن است خطا کنند … بخشیدن ، هدیه ای است که تو به خودت میدهی … به خاطر بسپار که آدم های ضعیف هرگز نمی توانند ببخشند ؛ بخشیدن خصلت آدم های قوی است ! بخشیدن ... نبخشیدن باعثِ کوچک شدن افق نگاهت و پر شدن فضای ذهنت از چیزهایی میشود که هیچ نیازی به آنها نداری.
می بخشی چون
به اندازه کافی قوی هستی
که درک کنی همه آدم ها ممکن است خطا کنند …
بخشیدن ، هدیه ای است که تو به خودت میدهی …
به خاطر بسپار که آدم های ضعیف هرگز نمی توانند ببخشند ؛
بخشیدن خصلت آدم های قوی است !
بخشیدن یک اتفاق لحظه ای هم نیست
فقط قدرتمندها می بخشند …
پس در هر شرایطی قوی بودن را انتخاب کن
Read more
"انا لله وانا الیه راجعون" دایی جان... دایی جان رفت... بی اغراق دایی "جان" بود... جان خاندانی ...
Media Removed
"انا لله وانا الیه راجعون" دایی جان... دایی جان رفت... بی اغراق دایی "جان" بود... جان خاندانی که دیگر سایه بزرگ تری نداشت... دایی جان... دایی جعفر... دایی نجفی... جناب سرهنگ... رفت! رفت و خاطراتش رو برای این ذهن خیال پرداز به یادگار گذاشت،خاطراتی از جنس کودکی،خاطراتی پر از خنده،پر ... "انا لله وانا الیه راجعون"
دایی جان...
دایی جان رفت...
بی اغراق دایی "جان" بود...
جان خاندانی که دیگر سایه بزرگ تری نداشت...
دایی جان...
دایی جعفر...
دایی نجفی...
جناب سرهنگ...
رفت!
رفت و خاطراتش رو برای این ذهن خیال پرداز به یادگار گذاشت،خاطراتی از جنس کودکی،خاطراتی پر از خنده،پر شوخی ها و شعر های کودکانه ای که برای من میخوند و لبخند روی لب هام می آورد...
دایی جان...
عطرت نگاهت رو بین کدوم از کتاب های کتابخونه ی بزرگت جا گذاشتی؟ بین کدوم کتاب کدوم صفحه؟کدوم خط؟کدوم کلمه؟کدوم حرف؟کدوم سکوت؟
تو برای من فقط یه دایی شوخ نبودی،سکوتت برای من پر از راز هایی بود که یک عمر بی تاب فهمیدنش بودم...
تو برای من،تاریخ بیهقی بودی،تو برای من سلسله ی اسماعلیه بودی،تو برای من شعر های حافظ و سعدی و خاقانی بودی،تو برای من گنجینه ی ادبیات و حرف های نگفته بودی...حرف هایی که مطمئنم هیچ وقت حتی بین شعرهایی که مینوشتی،نزدی...نزدی و حالا با خودت بردیشون و میخوای دفنشون کنی...
اره دایی جان...
هنوز صدای شعر ها و تاریخ هایی که برام میگفتی و مخفیانه ضبطشون میکردم،تو گوشمه!
میگن: تنها صداست که میماند و امروز من میگم: تنها خداست که میماند...
برو...اروم بخواب دایی جان...
جناب سرهنگ...
آروم بخواب!
.
پ.ن:عکس مربوط به اخرین باری هست که دایی جان رو بعد از مدت ها دیدم و خاطرات کودکیم از شدت بدحالی پژمرد...
عکس مربوط به زمانیه که شاید فقط همین یک لحظه چشم هاش رو بازکرد...
خداروشکر که به ارزوش رسید و این روزهای اخر به اراک اومد و اراک رو دید...خداروشکر که به ارزوش رسید...
همین لحظه ها بود که دایی جان نه حرف میزد و نه عکس العملی نشون میداد،شعری که دوران کودکی برام میخوند رو براش خوندم و با همون حال،سخاوتمندانه یک لبخند مهمونم کرد...
و اون لبخند امروز شد آخرین خاطره ی من از دایی جان...
دایی جان،تموم شد...لبخند بزن!
لبخند بزن پسر حاج شیخ نجف علی!
.
فاتحه،فاتحه،فاتحه با صلوات
.
#وصلی_الله_علیک_یا_اباعبدلله
#اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد_و_عجل_فرجهم_والعن_عدوهم
Read more
. پیدا نشود جان تو دیوانه تر از ما ای آنکه دراورد فراغت پدر از ما هر چیز به کار آمده در وقت نیازش تشریف ز تو زیر قدوم تو سر از ما هرچند که در نیمه ی هر ماه تمام است کامل شده در سوم شعبان قمر از ما ای آنکه پر و بال عطا کرده به فطرس حتما که کنی دفع هزاران خطر از ما ما نیز خرابیم به امید نگاهت آباد تو هستیم ... .
پیدا نشود جان تو دیوانه تر از ما
ای آنکه دراورد فراغت پدر از ما
هر چیز به کار آمده در وقت نیازش
تشریف ز تو زیر قدوم تو سر از ما
هرچند که در نیمه ی هر ماه تمام است
کامل شده در سوم شعبان قمر از ما
ای آنکه پر و بال عطا کرده به فطرس
حتما که کنی دفع هزاران خطر از ما
ما نیز خرابیم به امید نگاهت
آباد تو هستیم نگیری نظر از ما
لیلا شدن و عشوه و ناز و نظر از تو
مجنون شدن از ما خطر از ما جگر از ما
مشغول شرابند همه عالم بالا
آمد پسر با نمک حضرت زهرا ** ای آنکه به رقص آمده امشب غزل از تو
عالم شده فرمانبر روز ازل از تو
یکبار فقط نام حسین آمده بر لب
کندوی لب من شده غرق عسل از تو
ارکان نمازم همگی مست تو هستند
ای حی علی خیر تمام عمل از تو
در شعر تو صنعت چه بیارم بخدا هست
تشبیه و مراعات نظیر و مثل از تو
ای آمدن و رفتن تو دست خداوند
کی روح طلب میکند آخر اجل از تو
آغوش پر از مهر تو را دید و طلب کرد
طفلک دل گریان من امشب بغل از تو .
کس نیست ز اسرار دل نوکرت آگاه
در پرده بگوییم  توکلت علی الله ** اوقات شریفیست نباید تلف امشب
هستند گدایان مدینه به صف امشب
لایعقل و دیوانه مخوانید مرا هست
از خوردن انگور هزارن هدف امشب
این مژده چه ها کرد که در بزم مجانین
خون میچکد از حلقه ی اطراف دف امشب
فرمان بده ارباب که تا ذبح بسازیم
در پای تو یک چند غلام خلف امشب
قنداقه ی تو دست به دست حسن افتاد
ایکاش بچرخد نظرت این طرف امشب
ماندم چه بخواهم ز تو از فرط خجالت
یک تذکره ی کرببلا یا نجف امشب
با اینهمه چندیست پریشان دمشقم
شاها نظری بی سر و سامان دمشقم ** مظلوم شده خواهر غم پرورت ازبس
دیوانه شده از غم تو نوکرت ازبس
حتی شب میلاد قرار از دل ما رفت
زد بوسه پیمبر به روی حنجرت از بس
بر ما حرجی نیست اگر چهره کبودیم
در کرببلا لطمه زده مادرت ازبس
بوسیدنتان روی دل خواهرتان ماند
بوسید چو شمشیر و سنان پیکرت از بس
دست و سر و  پایش بخدا خرد شد ازدرد
افتاد زناقه بخدا دخترت از بس
بدجور به هم ریخت گلوی تو سر نی
هر سنگ که آمد به زمین زد سرت از بس
ای خورده گره زندگیم با غمت ارباب
بالاست همیشه بخدا پرچمت ارباب
.
سید حجت بحرالعلومی
سال 93
.
کلیپ مربوط به سال گذشته
.
#اشعار_آئینی
#سيد_حجت_بحرالعلومي_طباطبايي
#هيئت_علمدار
#مشهد_مقدس
#حاج_مهدي_اكبري
#عليرضا_قانع
#سرود
#سيد_حجت_بحرالعلومي
#اعياد_شعبانيه_مبارك
@mahdi.akbari133
@aghigh.ir
@vareth.ir
@majmashaeran
Read more
. اینستاگرام تبدیل شده به یک #هزارتو. درحالیکه داری به جواب پُست نظرسنجی فکر میکنی، چشمت میخوره ...
Media Removed
. اینستاگرام تبدیل شده به یک #هزارتو. درحالیکه داری به جواب پُست نظرسنجی فکر میکنی، چشمت میخوره به پست یه سلبریتی. در حالیکه داری به تناقض حرفای پارسال و امسال اون سلبریتی فکر میکنی، با پست شخصی و درد دل یکی از دوستات مواجه میشی. در حالیکه داری زیر لب براش دعا میکنی، نگاهت میفته به یه تحلیل سیاسی. ... .
اینستاگرام تبدیل شده به یک #هزارتو. درحالیکه داری به جواب پُست نظرسنجی فکر میکنی، چشمت میخوره به پست یه سلبریتی. در حالیکه داری به تناقض حرفای پارسال و امسال اون سلبریتی فکر میکنی، با پست شخصی و درد دل یکی از دوستات مواجه میشی. در حالیکه داری زیر لب براش دعا میکنی، نگاهت میفته به یه تحلیل سیاسی. در حالیکه داری به این فکر میکنی که به تعداد آدمای ‌روی زمین میشه تحلیل سیاسی نوشت، با عکس یه شهید مواجه میشی. در حالیکه آهی میکشی و غبطه میخوری به حال اون شهید، با تصاویری از کتک خوردن یه زن فلسطینی و یه دختربچه بی‌جونِ یمنی روبرو میشی. در حالیکه دوست داری از کامنتای قشر مستضعف فکریِ ملتت کله‌تو بکوبی تو دیوار، با پستی در حمایت از مردم خوزستان مواجه میشی. در حالیکه به بی‌کفایتی مسئولین که دیگه خیلی وقته عادی شده فکر میکنی، به مهمان ویژه خندوانه میرسی. در حالیکه داری اسم فیلمایی که بازی کرده بود رو به یاد میاری، به کلیپِ رئیس جمهور و حمایت حاج قاسم سلیمانی برمیخوری. در حالیکه داری به این فکر میکنی که قطعا الان یعده هم هستن که بگن چرا سردار همچین واکنشی نشون داد و اعتراض کنن، دلارِ نمیدونم چندتومنی جلوت قد علم میکنه. در حالیکه موندی واقعا ته این بازی های اقتصادی و سیاسی چی میشه، به پست عاشقانه و زندگی بی‌نقصِ یه پیج با ۱۰۰ هزار فالور میرسی. در حالیکه داری خودتو سرزنش میکنی که اون فقط‌ بخش‌ خوب زندگیشو به نمایش ‌گذاشته و لزوما از تو خوشبخت تر نیست، به نتانیاهو و یاوه گویاش‌برمیخوری. در حالیکه داری حساب میکنی چندسال از اون ۲۵ سال مونده، یه حدیث میاد جلوی چشمت. در حالیکه انقد مغزت پر شده از فکر و خیال که اصلا نفهمیدی اون حدیث چه معنی‌ای میده، به اخبار جام جهانی میرسی. در حالیکه تصویر توپِ گل‌نشده‌ی طارمی تو ذهنت تکرار میشه، با پست بازیگری مبنی بر اعتراض به فیلتر شدن اینستاگرام برمیخوری.
و.... این قصه ادامه دارد!!!
.
#تو_خود_حدیث_مفصل_بخوان_از_این_مجمل
#پایان_باز :))))
#اینستاگرام
Read more
خوب شد شهدا وایبر و تلگرام و واتس آپ ندارند ! و الا حتما یک نفر از این ضد انقلاب های مخالف اسلام در ...
Media Removed
خوب شد شهدا وایبر و تلگرام و واتس آپ ندارند ! و الا حتما یک نفر از این ضد انقلاب های مخالف اسلام در این گروه های اجتماعی اددشان میکرد ؛ بعد میگفت : بیایید ببینید آخر هم حرف ما شد! جان و جوانی تان را برای چه از دست دادید؟ پرتکرار ترین وصیتتان که "خواهرم حجابت برادرم نگاهت" بود را  در این پروفایل ... خوب شد شهدا
وایبر و تلگرام و واتس آپ ندارند !
و الا حتما یک نفر از این
ضد انقلاب های مخالف اسلام
در این گروه های اجتماعی اددشان
میکرد ؛
بعد میگفت :
بیایید ببینید آخر هم حرف ما شد!
جان و جوانی تان را برای چه از دست دادید؟
پرتکرار ترین وصیتتان
که "خواهرم حجابت
برادرم نگاهت" بود را 
در این پروفایل ها ببینید !
و چه حالی پیدا میکردند همت و جهان آرا
وقتی آبشار موهای رنگارنگ
ناموس وطن را بدون حجاب 
درآغوش مردانشان میدیدند ..
1، 2 ، 3 ! لبخند بزنید ! چیک !

لبخند بزنید
لبخند بزنید به اعتقاداتمان 
که زیر چکمه های GM TV و manoto و FARSI 1 له شد
لبخند بزنید به غیرتی که
از مردانمان گرفتند
تا با هیکل و مدل آرایش ناموسشان
به همدیگر پز بدهند
لبخند بزنید به بازی ای که خوردیم
و کلاه گشادی که 
فهمیدند چگونه سرمان کنند !
جالب تر؛ آن موقعی میشد که 
یک نفر همان موقع 
یکی از این پست های بانمک میگذاشت :
انگار خون شهدا فقط به 
چهار لخته موی لُخت ما حساسیت داشت !
فکر کنم دیگر طاقت نمی آوردند :
Hemmat is typing :
خواهرم !
دزد که بر خانه مان زد
یک وقت نان و  #آب مان را میبرد
سخت است ولی 
دوباره کار میکنیم و در می آوریم
اما سخت تر موقعی است
که چیزی پیدا کند
و  #آب رویمان را ببرد ..
آن وقت حاضریم زندگیمان را هم بدهیم
تا آن را از چنگش در بیاوریم !
نان که سهل است
غیرت آن چیزی است که برایش
خونمان را هم میدهیم
Jahan ara is typing :
بچه ها ! 
شهر اگر سقوط کرد فدای سرتان
دوباره میجنگیم و پسش میگیریم
مواظب باشید ایمانتان سقوط نکند !
Hemmat left group
Jahanara left group شهدا شرمنده ایم...
...................................
#امام_خامنه ای
#ولایت
#جهاد
#شهادت
#شهید
#همت
#افسران
#جنگ_نرم
Read more
. خوب شد شهدا وایبر و تلگرام و واتس آپ ندارند ! و الا حتما یک نفر از این ضد انقلاب های مخالف اسلام در ...
Media Removed
. خوب شد شهدا وایبر و تلگرام و واتس آپ ندارند ! و الا حتما یک نفر از این ضد انقلاب های مخالف اسلام در این گروه های اجتماعی اددشان میکرد ؛ بعد میگفت : بیایید ببینید آخر هم حرف ما شد! جان و جوانی تان را برای چه از دست دادید؟ پرتکرار ترین وصیتتان که "خواهرم حجابت، برادرم نگاهت" بود را در این پروفایل ... .
خوب شد شهدا
وایبر و تلگرام و واتس آپ ندارند !
و الا حتما یک نفر از این ضد انقلاب های مخالف اسلام
در این گروه های اجتماعی اددشان میکرد ؛
بعد میگفت :
بیایید ببینید آخر هم حرف ما شد!
جان و جوانی تان را برای چه از دست دادید؟
پرتکرار ترین وصیتتان که "خواهرم حجابت، برادرم نگاهت" بود را در این پروفایل ها ببینید !
و چه حالی پیدا میکردند همت و جهان آرا وقتی آبشار موهای رنگارنگ ناموس وطن را بدون حجاب
درآغوش مردانشان میدیدند ..
1، 2 ، 3 ! لبخند بزنید ! چیک !

لبخند بزنید
لبخند بزنید به اعتقاداتمان
که زیر چکمه های GM TV و manoto و FARSI 1 له شد
لبخند بزنید به غیرتی که از مردانمان گرفتند
تا با هیکل و مدل آرایش ناموسشان به همدیگر پز بدهند
لبخند بزنید به بازی ای که خوردیم
و کلاه گشادی که فهمیدند چگونه سرمان کنند !
جالب تر؛ آن موقعی میشد که یک نفر همان موقع
یکی از این پست های بانمک میگذاشت :
انگار خون شهدا فقط به چهار لخته موی لُخت ما حساسیت داشت !
فکر کنم دیگر طاقت نمی آوردند :
Hemmat is typing :
خواهرم !
دزد که بر خانه مان زد
یک وقت نان و آب مان را میبرد
سخت است ولی
دوباره کار میکنیم و در می آوریم
اما سخت تر موقعی است
که چیزی پیدا کند
.ک آب رویمان را ببرد ..
آن وقت حاضریم زندگیمان را هم بدهیم
تا آن را از چنگش در بیاوریم !
نان که سهل است
غیرت آن چیزی است که برایش
خونمان را هم میدهیم
Jahan ara is typing :
بچه ها !
شهر اگر سقوط کرد فدای سرتان
دوباره میجنگیم و پسش میگیریم
مواظب باشید ایمانتان سقوط نکند !
Hemmat left group
Jahanara left group .

Read more
. خوب شد #شهدا وایبر و واتس اپ و #تلگرام ندارند! و الا حتما یک نفر از این ضد انقلاب های مخالف #اسلام ...
Media Removed
. خوب شد #شهدا وایبر و واتس اپ و #تلگرام ندارند! و الا حتما یک نفر از این ضد انقلاب های مخالف #اسلام در این گروه های اجتماعی ادشان میکرد؛ بعد هم با منشنی مثلاً می نوشت: @ hemmat @ jahanara بیایید ببینید آخر هم حرف ما شد! . جان و جوانی تان را برای چه از دست دادید؟ . پر تکرار ترین وصیتتان که "خواهرم ... .
خوب شد #شهدا وایبر و واتس اپ و #تلگرام ندارند!
و الا حتما یک نفر از این ضد انقلاب های مخالف #اسلام در این گروه های اجتماعی ادشان میکرد؛ بعد هم با منشنی مثلاً می نوشت:
@ hemmat @ jahanara
بیایید ببینید آخر هم حرف ما شد!
.
جان و جوانی تان را برای چه از دست دادید؟
.
پر تکرار ترین وصیتتان که "خواهرم حجابت ، برادرم نگاهت" بود را در این پروفایل ها ببینید!
و چه حالی پیدا میکردند #همت و #جهان_آرا وقتی آبشار موهای رنگارنگ ناموس وطن را بدون #حجاب درآغوش مردانشان میدیدند...
.
1، 2 ، 3 ! لبخند بزنید! چیک!
.
لبخند بزنید...
.
لبخند بزنید به اعتقاداتمان که زیر چکمه های GM TV و manoto و FARSI 1 له شد
.
لبخند بزنید به غیرتی که از مردانمان گرفتند تا با هیکل و مدل آرایش ناموسشان به همدیگر پز بدهند!
.
لبخند بزنید به بازی ای که خوردیم و کلاه گشادی که فهمیدند چگونه سرمان کنند!
.
جالب تر؛ آن موقعی میشد که یک نفر همان موقع یکی از این پست های با نمک میگذاشت: انگار خون شهدا فقط به چهار لخته موی لُخت ما حساسیت داشت!
.
فکر کنم دیگر طاقت نمی آوردند:
Hemmat is typing:
خواهرم!
دزد که بر خانه مان زد ، یک وقت نان و آب مان را میبرد. سخت است ولی دوباره کار میکنیم و در می آوریم ، اما سخت تر موقعی است که چیزی پیدا کند و آبرویمان را ببرد...
آن وقت حاضریم زندگیمان را هم بدهیم تا آن را از چنگش در بیاوریم!
نان که سهل است ، #غیرت آن چیزی است که برایش خونمان را هم میدهیم!
.
Jahanara is typing:
بچه ها!
شهر اگر سقوط کرد فدای سرتان دوباره میجنگیم و پسش میگیریم ، مواظب باشید ایمانتان سقوط نکند!
.
Hemmat left group
Jahanara left group
.
.
#شهاب_افشار
.
.
.
پی نوشت 1: #شهدا_شرمنده_ایم که همیشه شرمنده ایم!
.
پی نوشت 2: عکس شهدا را می بینیم ، عکس شهدا عمل میکنیم!
.
پی نوشت 3: بدجوری زخمی شده بود... رفتم بالا سرش... نفس نفس میزد...
گفتم: زنده ای؟! گفت: هنوز نه!
خشکم زد! تازه فهمیدم چقدر دنیامون با هم فرق داره!
.
.
پی نوشت 4: این آخرین پست #افلاکیان_خاکی بود!
.
امیدوارم این 68 پست و 68 دوشنبه با نام و یاد شهدا مورد توجهتون قرار گرفته باشه و ان شاء الله همگی رهرو راستین راه شهدا باشیم
.
.
جهت شادی روح #امام و شهدا، #صلوات
.
#اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد_و_عجل_فرجهم
.
.
اللهم ارزقنا توفیق الشهادة فی سبیلک
.
#التماس_دعا
Read more
مرا به یاد آر در واپسین ساعت دلتنگیمان..مرابه یاد آر در اوج تنهاییمان،مرا به یاد آر درلحظات آخر مردن احساسمان،مرا محکم در آغوش بگیر تا تمام شود تمام دلشوره های عاشقانه ام..تا تمام شود تمام زخم های دلم..تابه پایان برسد دردهای نبودنت..مرا سخت ببوس تادوباره بودنت را حس کنم..تا دوباره یادم بیاید ... مرا به یاد آر در واپسین ساعت دلتنگیمان..مرابه یاد آر در اوج تنهاییمان،مرا به یاد آر درلحظات آخر مردن احساسمان،مرا محکم در آغوش بگیر تا تمام شود تمام دلشوره های عاشقانه ام..تا تمام شود تمام زخم های دلم..تابه پایان برسد دردهای نبودنت..مرا سخت ببوس تادوباره بودنت را حس کنم..تا دوباره یادم بیاید درکنار تو بودن لذت خاص خودش را دارد..درکنارم لحظه ای بنشین..تابه یاد آرم هرم نفس های عاشقانه ات را..تافراموشم نشود توهمان آدم عاشقی..
لبخندی به من بزن تا زمین و زمان را برای تک تک خنده هایت برهم بزنم..لبخند بزن تا لبخند های عاشقانه ات هوایش از سرم نیفتد..دستان سردم را در دستان گرمت بفشار..دوباره به یاد ایام قدیم نگاهی ازعشق به من بیانداز..برای حرمت نگه داشتن تمام روز های عاشقیمان اندکی درچشمانم خیره شو،حداقل کمی نگاهت بوی عشق بدهد..همان عشق پاک و ناب همیشگی..
به چشمانم خیره تر شو همانند روزهای اول تمام عشقت را درچشمانت بریز ،دستانم رامحکم تر بگیر و بگو که مانند سابق دوستم داری..بگو که دوستم داری..
بگو که همانند سابق هستی ،خواهی بود و دیگرنخواهی رفت..
آخر یک دیوانه مدتهاست که چشم انتظار توست..مدتهاست که اشک چشمانش خشک نشده است..مدت هاست که حال روزهایش خراب در خراب است..تو فقط بیا حتی از دروغ حتی از سر دلسوزی..فقط بگذار بعد ازمدتها برای ساعتی حال دلم خوش شود برای ساعتی باور کنم که دارمت..
فقط برای ساعتی..
فقط برای ساعتی.. 👑 #میکائیل✏ 📷@mikilove351 👌
Read more
#تگ_کن_اونیکه_دلتنگشی . تو یه ساعتایی دیگه نمیتونی همون آدم قوی باشی که تو طول روز تصمیمای بزرگی گرفته و قولای زیادی به خودش داده که دیگه نه... دیگه همه چیو بجا اینکه تو خودت بریزی و با نفس عمیق قورت بدی فکرات و حرفاتو، همه حرفای نگفته ت میشه اشکی که رو گونه هاتن.. هی مدام میگی چرا؟ چرا من؟ چرا بین ... #تگ_کن_اونیکه_دلتنگشی😊
.

تو یه ساعتایی دیگه نمیتونی همون آدم قوی باشی که تو طول روز تصمیمای بزرگی گرفته و قولای زیادی به خودش داده که دیگه نه... دیگه همه چیو بجا اینکه تو خودت بریزی و با نفس عمیق قورت بدی فکرات و حرفاتو، همه حرفای نگفته ت میشه اشکی که رو گونه هاتن.. هی مدام میگی چرا؟ چرا من؟ چرا بین اینهمه آدم...؟ تو اون ساعتا گلایه میکنی؛ از خودت، از همه اونایی که داریشون، همه اونایی که نداریشون، و اونایی که داریشون ولی نداریشون؛ منظورم اوناییه که راس دو متر اونور تر ازت هستن، حرف میزنه، میخنده، نفس میکشه، نگاهت میکنه و.. تو هم لبخند میزنی بهش و نگاهش میکنی گاهی وقتا و همون لحظه با خودت کلی تو دلت حرف میزنی، به خنده هاش از ته دل "ای جان!" میگی... حواست بهش هست ولی حواسش بهت نیست...
تو این ساعتا بی قراری و کلنجار ، مدام رو اعصابته و ول کنت نیست و از فکرات و حرفایی که جلو آینه زده میشه ولی فقط زده میشه و هیچ وقت موقعیت نیست که جلوش بگی عصبی ت میکنه ..
تو اون ساعتا ، به جایی که نرسیدی، خودتو با پتوت بغل میکنی، و میوفتی رو بالشت و به یه جا خیره میشی، مغزت درست تو همون لحظه ها انگار داره میشکافه .. مدام میگی الان اون کجاس، اونم مث من بی قراره؟... اون لحظه واقعا فقط به این فکر میکنی که کاش فقط الان یه سلام واسم تایپ میکرد تا حَوِّل حالَنام میشد و امشبَرو حداقل آروم میخوابیدم٫ بدون بالش خیس... :) به هر حال شبت صبح میشه و تو فرداش همون آدم خندون و پر انرژی هستی و هیچ چیزت عوض نشده به جز اینکه هزار تکهٔ قلبت و ذهنت ، هزار و یک تکه شده ... .
. 🔗 #میکائیل💞
.
. 🆔@mikilove351 🆕
.
.
.

#اونیکه_دلتنگشی_تگش_کن 😊😊🙈😞❤
Read more
توصیه میکنم بخونید قشنگه: توی رستوران نشسته بودم که یک دفعه یه مرده که با تلفن صحبت میکرد فریاد کشید ...
Media Removed
توصیه میکنم بخونید قشنگه: توی رستوران نشسته بودم که یک دفعه یه مرده که با تلفن صحبت میکرد فریاد کشید و خیلی خوشحالی کرد و بعد از تمام شدن تلفن، رو به گارسون گفت : همه کسانی که در رستورانند، مهمان من هستن به ""باقالی پلو و ماهیچه"" ""بعد از 18 سال دارم بابا میشم"" چند روز بعد تو صف سینما، همون مرد رو دیدم ... توصیه میکنم بخونید قشنگه:

توی رستوران نشسته بودم که یک دفعه یه مرده که با تلفن صحبت میکرد فریاد کشید و خیلی خوشحالی کرد و بعد از تمام شدن تلفن، رو به گارسون گفت : همه کسانی که در رستورانند، مهمان من هستن به ""باقالی پلو و ماهیچه"" ""بعد از 18 سال دارم بابا میشم"" چند روز بعد تو صف سینما، همون مرد رو دیدم که دست بچه ی 3یا 4 ساله ای را گرفته بود که به او بابا میگفت

پیش مرد رفتم و علت کار اون روزشو پرسیدم

مرد با شرمندگی زیاد گفت: آن روز در میز بغل دست من، پیرمردی با همسرش نشسته بودند پیر زن با دیدن منوی غذاها گفت: ای کاش میشد امروز باقالی پلو با ماهیچه میخوردیم، شوهرش با شرمندگی ازش عذر خواهی کرد و خواست به خاطر پول کمشان، فقط سوپ بخورند

من هم با آن تلفن ساختگی خواستم که همه مهمان من باشند تا اون پیرمرد بتونه بدون شرمندگی، غذای دلخواه همسرش را فراهم کنه. ((خدا)) را
فقط با
"دولا و راست شدن" و امتداد ""والضالین"" نمیتوان شناخت...!
گفتم گرفتارم خدا گفتی که آزادت کنم
گفتم گنه کارم خدا گفتی که عفوت میکنم
گفتم خطا کارم خدا گفتی که می بخشم خطا

گفتم جفا کارم خدا گفتی وفایت میدهم
گفتم صدایت میکنم گفتی جوابت می دهم
گفتم ز پا افتاده ام گفتی بلندت میکنم
گفتم نظر بر من نما گفتی نگاهت می کنم
گفتم بهشتم می بری؟ گفتی ضمانت می کنم
گفتم که ادعونی بگم گفتی اجابت می کنم
گفتم که من شرمنده ام گفتی که پاکت می کنم
گفتم که یارم می شوی گفتی رفاقت میکنم
گفتم ندارم توشه ای گفتی عطایت میکنم
گفتم دردمندم خدا گفتی مداوایت کنم
گفتم پناهی نی مرا گفتی پناهت می دهم
Read more
. دست خودم نبود، غم صدای پیرزن جذبم کرد داشت برای دختری جوان که چهره ای آشفته داشت میگفت: پدرم بازاری ...
Media Removed
. دست خودم نبود، غم صدای پیرزن جذبم کرد داشت برای دختری جوان که چهره ای آشفته داشت میگفت: پدرم بازاری بود. از اون بازاری های گردن کلفت و با آبرو. دوتا خواهر بزرگتر از من به تبعیت از پدر با پسر عموهام ازدواج کردن، من اما سرکش بودم اصلا مهم نبود چی درسته، فقط سعی میکردم خلاف عقیده و حرف پدرم عمل کنم. هفده ... .
دست خودم نبود، غم صدای پیرزن جذبم کرد
داشت برای دختری جوان که چهره ای آشفته داشت میگفت:

پدرم بازاری بود. از اون بازاری های گردن کلفت و با آبرو. دوتا خواهر بزرگتر از من به تبعیت از پدر با پسر عموهام ازدواج کردن، من اما سرکش بودم
اصلا مهم نبود چی درسته، فقط سعی میکردم خلاف عقیده و حرف پدرم عمل کنم.
هفده سالم بود که پسر همسایمون عاشقم شد. عاشق که چه عرض کنم، شیدا
همیشه با التماس نگاهم میکرد
پدرم موافقت کرد و گفت باهاش ازدواج کن اما من نمیخواستم به حرف پدرم گوش کنم
عاشق شدم، عاشق شاگرد مغازه ی پدرم
توی خانواده و محل پیچید که دختر حاج محمد علی عاشق یه شاگرد مغازه شده،
مغرور شد، شاگرد مغازه رو میگم، گفت نمیام خواستگاریت چون پدرت منو راه نمیده اما حاضرم باهات فرار کنم
خودم رو از ارث وتوجه خانواده محروم کردم و یه شب با کلی پول و طلا که از خونه ی خودمون دزدیده بودم باهاش فرار کردم،
من عاشقش شده بودم و فقط میخواستم به عشقم برسم.
فکر میکردم زندگی کنار کسی که عاشقشی بالاترین درجه ی خوشبختیه اما به این فکر نکرده بودم که اگه اون طرف عاشق تو نباشه چه دردی رو باید تحمل کنی.
من از کسی که عاشقم بود گذشتم و رفتم سراغ کسی که عاشقش بودم! غافل از اینکه یه زن زمانی دلش به خونه و زندگی گرم میشه که هر روز صبح با حرف های محبت آمیز همسرش از خواب بیدار بشه.
یه زن واسه زنده موندن روح و ذوقش نیاز داره مورد توجه مرد زندگیش قرار بگیره.
غافل از اینکه کافیه یه مرد بفهمه یه زن با تمام وجودش عاشق شده، مغرور میشه.
دلش میخواد هر لحظه قدرتش رو به رخ بکشه و یادآوری کنه که هی زن تو بدون من میمیری، میزنه توی دهنت، با غیظ و غرور نگاهت میکنه، له میشی، خرد میشی، داغون میشی اما دم نمیزنی چون دلباخته ای، دو ایستگاه بیشتر نمونده تا مقصد و کفاف شنیدن ادامه ش رو نمیده
اینکه چی گذشت به من زیاد به کارت نمیاد، اما یادت باشه یه جایی توی شصت یا هفتاد سالگی، کنار پیاده رو، وقتی روی یه نیمکت نشستی و به رفت و آمد مردم نگاه میکنی و یه سوال بیخ ذهنت میشینه که چقدر از زندگی و تصمیماتی که گرفتم رضایت دارم چه جوابی برای خودت داشته باشی
من اینجا باید پیاده شم. پسر همسایمون بعد از فرار من ازدواج نکرد هیچوقت، یه وقتایی میرم دیدنش، نزدیک این ایستگاه میشینه کنار پیاده رو و ساز میزنه، یه شبایی شام درست میکنم میبرم براش و میشینم کنارش و برام آهنگ سلطان قلبها رو میزنه
قطار ایستاد و پیرزن با لبخند از جایش بلند شد و رفت...
یک ظرف غذا هم از نایلونی که دستش گرفته بود پیدا بود
.
#علی_سلطانی

عکس را دکتر برداشته
@mahdi.maaref
Read more
دیروز سیـــــــگار را کنار گذاشتم.... اما امروز، روز دیگریستـــــــــــ ..... باید از نــــــو ...
Media Removed
دیروز سیـــــــگار را کنار گذاشتم.... اما امروز، روز دیگریستـــــــــــ ..... باید از نــــــو کشید..... سکـوت ....صدای فندک.... دفتر خاطراتم را باز کردم ... چه بوی سیگاری میداد... ورق زدم .... چه خاطرات زیبایی... ورق زدم... گریه کردم... ورق زدم ... کام بعدی عمیق تر ... در عالم دیگری بودم... ... دیروز سیـــــــگار را کنار گذاشتم.... اما امروز، روز دیگریستـــــــــــ ..... باید از نــــــو کشید..... سکـوت ....صدای فندک.... دفتر خاطراتم را باز کردم ... چه بوی سیگاری میداد... ورق زدم .... چه خاطرات زیبایی... ورق زدم... گریه کردم... ورق زدم ... کام بعدی عمیق تر ... در عالم دیگری بودم... به قدیم برگشتم... دستانم لرزید... خیـره به عکس هایت ... کام بعدی... به یاد شیطنت هایت... مـحـو در خیال... دوباره به آغوش کشیدمت... دوباره بوسیدم پیشانی و دست هایت را... و دوباره ساعت ها عاشقانه نگاهت کردم... جای سیگاری سرطان گرفته..! چشمانم را باز کردم ... اتاقی پر از دود و دفتری خیــس ... بیچاره مادرم... هر روز شاهد تکرار این صحنه هاست....
.
.
ایــن یک بسته سیگار هـم تمام شد اما تــو تمام نمیشوی.... فقط خاطراتی که به ذهنم شـلـیـک میشود میـکُشد مرا ...
Read more
Loading...