ها با تو عشق

Loading...


Unique profiles
96
Most used tags
Total likes
0
Top locations
Rasht, Iran, Bait Al Zubair, Piranshahr (Mukryan)
Average media age
761.3 days
to ratio
5.7
. چای را که دم کردی، نان و پنیر و سبزی را که جمع آوردی ، گردوها را که شکستی ، سنگک داغ را که در سبد گذاشتی ...
Media Removed
. چای را که دم کردی، نان و پنیر و سبزی را که جمع آوردی ، گردوها را که شکستی ، سنگک داغ را که در سبد گذاشتی ، شعر بودنت را هم برایم زمزمه کردی. تو طعم شدی در لقمه ، تو گرما شدی در نفس ، تو رنگ شدی در چشم ، تو جان شدی در بی جان ‌، تو آرامش شدی در خانه. من تو را از تک تک این طعم ها ، رنگ ها و حس ها خواندم. تو عشق شدی در ... .
چای را که دم کردی، نان و پنیر و سبزی را که جمع آوردی ، گردوها را که شکستی ، سنگک داغ را که در سبد گذاشتی ، شعر بودنت را هم برایم زمزمه کردی.
تو طعم شدی در لقمه ،
تو گرما شدی در نفس ،
تو رنگ شدی در چشم ،
تو جان شدی در بی جان ‌،
تو آرامش شدی در خانه.
من تو را از تک تک این طعم ها ، رنگ ها و حس ها خواندم.
تو عشق شدی در من...مگر می شود اینها باشند و لطف دستان تو در ذره ذره وجودشان نباشد؟
بدون تو که خانه رنگ ندارد.طعم ندارد. جان ندارد.
این ها با تو "هست" شدند.خانه با تو خانه شد. من با تو عشق شدم.
.
#فاطمه_افشاریان
#مجله_منزل
Read more
Loading...
ــــــحظه های بـــــدون تو ... لــــــحظه ها گذشت و سه ســـال رفتنت گذشته ... و تو ای آسمان من...بی ...
Media Removed
ــــــحظه های بـــــدون تو ... لــــــحظه ها گذشت و سه ســـال رفتنت گذشته ... و تو ای آسمان من...بی خبر از خیال من به کجا کوچ کردی ... در این ظلمت نیمه شب ..... به آرامی کنار لحظه های با تو بودن می نشینم ... چشمانم را می بندم ... دوباره مرور می کنم خاطرات با تو بودن را ... نگاه آخر بود ... مثل دیدن سایه ها ... ــــــحظه های بـــــدون تو ... لــــــحظه ها گذشت و سه ســـال رفتنت گذشته ... و تو ای آسمان من...بی خبر از خیال من به کجا کوچ کردی ... در این ظلمت نیمه شب ..... به آرامی کنار لحظه های با تو بودن می نشینم ... چشمانم را می بندم ... دوباره مرور می کنم خاطرات با تو بودن را ... نگاه آخر بود ... مثل دیدن سایه ها در غروب آفتاب در آسمانی نقره فام ... آنقدر دلم گرفته که انگار همان روزی است که تو تازه به آغوش خاک پیوستی ... کاش دستانم به آسمان می رسید ... این روز ها غروبش غریبانه می وزد ... کاش چشمانت را باز میکردی و حرفی میزدی ... ولی افسوس .... افسوس ... و حالا سال هاست دیگر خیال فریاد ندارم ... حس گفتن ندارم ... و حالا از تنهایی ام می نویسم و از نبودنت ... از حس سکوتی که نزدیک ترین همدم لحظه هایم است ... " به یاد تو مینویسم عزیزم که این روزها سخت دلتنگتم... و حال من ماندم و خاطره ی نگاهی در سطر سطر کتاب زندگی..." 💔💔💔💔💔💔💔💔💔💔💔💔💔💔💔💔💔💔💔💔💔 #علی #علی_طباطبایی #دوستت_دارم #فاتحه #تسلیت #alitabatabaee #عشق #خواننده #دلشکسته #shahrzadtabatabaeee #بهترین #هنرمندان #بازیگران #هنرمندان_ایرانی #دلتنگی #بهترین #خانواده_خاص #alitabatabaeee #بازیگر #سینما #Acter #اللهم_صل_علي_محمدﷺو_آل_محمدﷺو_عجل_فرجهم #فاتحه_فراموش_نشه🙏
Read more
 #bighanoon #mahdisasafarikhah عشق در نگاه اول فقط یه قصه ‌است. از یه‌جایی به ‌بعد وقتی میخوای حتي ...
Media Removed
#bighanoon #mahdisasafarikhah عشق در نگاه اول فقط یه قصه ‌است. از یه‌جایی به ‌بعد وقتی میخوای حتي خاطره‌اش رو هم دوره کنی انگار مثل یه سی‌دی خش افتاده‌ است. من تو نگاه اول عاشقش شدم نه که بخوام فاز بردارم، یه‌جوری انگار متفاوت بود، اگه اون استایل رو الان ‌هم داشت می‌تونست فشن بلاگری چیزی بشه‌اما ... #bighanoon #mahdisasafarikhah
عشق در نگاه اول فقط یه قصه ‌است. از یه‌جایی به ‌بعد وقتی میخوای حتي خاطره‌اش رو هم دوره کنی انگار مثل یه سی‌دی خش افتاده‌ است. من تو نگاه اول عاشقش شدم نه که بخوام فاز بردارم، یه‌جوری انگار متفاوت بود، اگه اون استایل رو الان ‌هم داشت می‌تونست فشن بلاگری چیزی بشه‌اما حیف هیچ‌وقت قدر خودش رو نمی‌دونست. به ‌جاش رو قسمت بچه پررو بودن تمرکز داشت. بعضی از زن‌ها از مردهای حاضر‌جواب خوششون میاد، اون‌وقت‌ها که توییتر و این‌ها نبود درصد کمی از آدم‌ها حاضرجواب بودن، یه درصدی هم به ‌همون جواب‌های کلاسیک بسنده می‌کردن. الان شما یه دوچرخه بگی، 100 تا توییت ازش درمیاد اما اون‌زمان آدم‌ها به سیبیل‌ بابات می‌چرخه بسنده می‌کردن و قاه قاه می‌خندیدن. نمی‌دونم چرخیدن سیبیل بابایی که واسه ایجاد رعب و وحشت تو بچه‌های دهه شصتيش سیبیل گذاشته، کجاش خنده‌ داره. اون‌وقت‌ها ویديو و عشق در نگاه اول یه اندازه جریمه داشت. بعضی‌ها هم معتقد بودن همون ویديو و دیدن فیلم‌های بالیوودی باعث این قرتی‌بازی‌ها میشه. ولی دل آدم الگوریتم نداره، لعنتی خودمختارطور عمل میکنه. نگاه اول که به دوم می‌کشید الگوی دلت هم عوض می‌شد. اگه الان بود یه متن سس‌ناله تو اینستاگرام میذاشتی اما اون‌موقع به‌جای رسانه‌ای شدن همه حرف‌ها تو دلت دفن می‌شدن، البته یه دفتر خاطرات بود که بعدها هالیوود ازش خاطرات خون‌آشام رو ساخت. یعنی کپی‌رایت ایده‌اش از صفر تا صد با یه دهه شصتی بوده، حیف که اون‌وقت‌ها شمقدری هم کشف نشده‌بود که لابی کنه و بذاره به‌اسم خودمون منتشرش کنیم نه خارجی‌ها. نمیدونم عشق در نگاه اول چند ثانیه‌است اما یه‌جوریه که انگار طرف رو تو فلش فوروارد آخر دنیای خودت دیدی. انگار همه دنیا وایستادن تا تو نقشت رو بازی کنی و بری. باید قاعدتا بری بذاری تو اوج قصه‌ات تموم بشه مثل تد موزبی و اون دختره شیرینی‌فروش گند نزنی به بقیه قصه. اما آدم‌ها جرات تو اوج کنار کشیدن رو ندارن، حتي بوفون هم نداره چه برسه به ما معمولی‌ها. برای همینه که گند می‌زنیم به آخر و عاقبت عشق در نگاه اول. ازدواج می‌کنیم، واسه گرفتن وام ازدواج مفصل زانو می‌ترکونیم و بعد هم همه تلاشمون رو می‌کنیم که به‌دنیا ثابت کنیم بچه‌مون شبیه ماست نه باباش! این میشه تازه فرجام خوب یه عشق در نگاه اول. واقعیت اینه که همه عشق در نگاه اول‌های زندگیمون باید تو اون لحظه متوقف بشن در نهایت مثل واکاشی زوما و واکی بایاشی و کاکرو یوگا دست‌نیافتنی باشن. .

بقیه در کامنت اول 👇👇👇👇👇
Read more
‎در کتاب فیه ما فیه مولانا داستان بسیار تأمل‌برانگیزی به صورت شعر درباره جوان عاشقی است که به عشق دیدن ...
Media Removed
‎در کتاب فیه ما فیه مولانا داستان بسیار تأمل‌برانگیزی به صورت شعر درباره جوان عاشقی است که به عشق دیدن معشوقه‌اش هر شب از این طرف دریا به آن طرف دریا می‌رفته و سحرگاهان باز می‌گشته و تلاطم‌ها و امواج خروشان دریا او را از این کار منع نمی‌کرد. دوستان و آشنایان همیشه او را مورد ملامت قرار می‌دادند و او ... ‎در کتاب فیه ما فیه مولانا داستان بسیار تأمل‌برانگیزی به صورت شعر درباره جوان عاشقی است که به عشق دیدن معشوقه‌اش هر شب از این طرف دریا به آن طرف دریا می‌رفته و سحرگاهان باز می‌گشته و تلاطم‌ها و امواج خروشان دریا او را از این کار منع نمی‌کرد. دوستان و آشنایان همیشه او را مورد ملامت قرار می‌دادند و او را به خاطر این کار سرزنش می‌کردند اما آن جوان عاشق هرگز گوش به حرف آن‌ها نمی‌داد و دیدار معشوق آنقدر برای او انگیزه بوجود می آوردكه تمام سختی‌ها و ناملایمات را بجان می‌خرید. ‎شبی از شبها جوان عاشق مثل تمامی شب‌ها از دریا گذشت و به معشوق رسید. همین که معشوقه خود را دید با کمال تعجب پرسید: «چرا این چنین خالی در چهره خود داری!»
‎معشوقه او گفت: «این خال از روز اول در چهره من بوده و من در عجبم که تو چگونه متوجه نشده‌ای.»
‎جوان عاشق گفت: «خیر، من هرگز متوجه نشده بودم و گویی هرگز آن را ندیده بودم.»
‎لحظه‌ای دیگر جوان عاشق باز هم با تعجب پرسید: «چه شده که در گوشه صورت تو جای خراش و جراحت است؟»
‎معشوقه او گفت: «این جراحت از روز اول آشنایی من با تو در چهره‌ام وجود داشته و مربوط به دوران کودکی است و من در تعجبم که تو چطور متوجه نشدی!»
‎جوان عاشق می‌گوید: «خیر، من هرگز متوجه نشده بودم و گویی هرگز آن جراحت را ندیده بودم.»
‎لحظه‌ای بعد آن جوان عاشق باز پرسید: «چه بر سر دندان پیشین تو آمده؟ گویی شکسته است!»
‎معشوقه جواب می‌دهد: «شکستگی دندان پیشین من در اتفاقی در دوران کودکی‌ام رخ داده و از روز اول آشنایی ما بوده و من نمی‌دانم چرا متوجه نشده بودی!»
‎جوان عاشق باز هم همان پاسخ را می‌دهد. آن جوان ایرادات دیگری از چهره معشوقه‌اش می‌بیند و بازگو می‌کند و معشوقه نیز همان جواب‌ها را می‌گوید. به هر حال هر دو آنها شب را با هم به سحر می‌رسانند و مثل تمام سحرهای پیشیین آن جوان عاشق از معشوقه خداحافظی می‌کند تا از مسیر دریا باز گردد. معشوقه‌اش می‌گوید: «این بار باز نگرد، دریا بسیار پر تلاطم و طوفانی است!»
‎جوان عاشق با لبخندی می‌گوید: «دریا از این خروشان‌تر بوده و من آمده‌ام، این تلاطم‌ها نمی‌تواند مانع من شود.»
‎معشوقه‌اش می‌گوید: «آن زمان که دریا طوفانی بود و می‌آمدی، عاشق بودی و این عشق نمی‌گذاشت هیچ اتفاقی برای تو بیافتد. اما دیشب بخاطر هوس آمدی، به همین خاطر تمام بدی‌ها و ایرادات من را دیدی. از تو درخواست می‌کنم برنگردی زیرا در دریا غرق می‌شوی.» ‎جوان عاشق قبول نمی‌کند و باز می‌گردد و در
دریا غرق می‌شود. ‎مولانا پس از این داستان در
ادامه دارد
Read more
بعضی ها عجیب هستند با یک اتفاق می آیند و می نشینند ته ته دلت ، و با هزار بهانه و تلخی و اخم و تخم و دلیل دیگر ...
Media Removed
بعضی ها عجیب هستند با یک اتفاق می آیند و می نشینند ته ته دلت ، و با هزار بهانه و تلخی و اخم و تخم و دلیل دیگر از دلت نمیروند . خوب میخندند ؛ خوب گوش میکنند ؛ اصلا انگار آمده اند که مایه دلگرمیت باشند . حتی اگر نباشند ؛ رد پایشان روی دلت میماند تا تمام عمر عشق میورزند حتی متلکهایشان به جانت مینشیند ... بعضی ها عجیب هستند
با یک اتفاق می آیند و می نشینند ته ته دلت ،
و با هزار بهانه و تلخی و اخم و تخم و دلیل دیگر از دلت نمیروند .
خوب میخندند ؛
خوب گوش میکنند ؛
اصلا انگار آمده اند که مایه دلگرمیت باشند .
حتی اگر نباشند ؛
رد پایشان روی دلت میماند تا تمام عمر
عشق میورزند
حتی متلکهایشان به جانت مینشیند .

بعضی ها عجیب خوبند .
یادشان که می افتی روحت جانی دوباره میگیرد.
یادشان که می افتی بی اراده لبخند به لبانت مینشیند .
بعضی ها را کم میبینی و حتی اگر نبینی باز با تو هستند .
بعضی ها عجیب می آیند و عجیب تر انکه دیگر نمیروند حتی وقتی که از کنارت رفته اند .
میمانند ؛
لبخندشان ..
تصویرشان ..
صدایشان ..
حرفهایشان ..
همه را پیشت امانت میگذارند
و تو میمانی و یاد و آرزوی دیدار دوباره آنها .
بعضی ها عجیب خوبند
Read more
بخشى ديگر از اهنگ تنها تو بخوان كه با استفاده از نام البوم هاى استاد شجريان و خاطراتى كه با صداى ايشان دارم ساختم و متاسفانه هنوز موفق به دريافت مجوزش پس از چهار ماه نشدم ... مدير كل دفتر موسيقى جلوى انتشار اين اهنگ رو گرفته و به بهانه ى اينكه شعر تاييد نشده در صورتى كه من در شورا حضور داشتم و اعضاى محترم ... بخشى ديگر از اهنگ تنها تو بخوان كه با استفاده از نام البوم هاى استاد شجريان و خاطراتى كه با صداى ايشان دارم ساختم و متاسفانه هنوز موفق به دريافت مجوزش پس از چهار ماه نشدم ...
مدير كل دفتر موسيقى جلوى انتشار اين اهنگ رو گرفته و به بهانه ى اينكه شعر تاييد نشده در صورتى كه من در شورا حضور داشتم و اعضاى محترم شعر رو تاييد و امضا كردند ... با تو ام اى جان عشاق بخوان
جان جان اى افتخار همه افاق بخوان
از دل مجنون بخوان
از برادر هاى غرق خون بخوان
راز گل ها را تو مى دانى بخوان
راز دل ها را تو مى خوانى بخوان
خسرو اواز ايران
ناله و فرياد شيران تنها تو بخوان
دل نديد است چنين رسوايى
در همه دير مغان نيست چنين شيدايى
اى كه سرّ عشقِ ما را
اى كه اهنگ وفا را
ربنا را خوانده اى
ساز خاموش ِ دل دلشدگانى
چشمه ى نوش شراب ارغوانى
مرغ خوش خوانِ جهانِ گذارنى
خسرو اواز ايران. ناله و فرياد شيران
تنها تو بمان
با تو ام اى قاصدك پيغام اهل دل بگو
از زبانِ اتشِ از فريادِ بى حاصل بگو
اى صدايت اسمان عشق پاك بوى باران بوى سبزه بوى خاك
اى نوايت ناله ى رندان مست
شيشه ى مى در شب يلدا شكست
اى زمستان در صدايت اى در اوازِ تو سِحر
نغمه سر كن از شب وصل از شب پيوند مهر
اى سكوت اى شب كوير اى دود عود اى واى دل يك زمان خلوت گزيدى يك زمان رسواى دل

#جان عشاق-جانِ جان -افتخار افاق- دل مجنون - راز دل - راز گل -فرياد - رسواى دل - سرّ عشق - اهنگ وفا - ربنا - ساز خاموش - دلشدگان - چشمه ى نوش - شراب ارغوان - مرغ خوش خوان - قاصدك - بيغام اهل دل - زبان اتش - اسمان عشق - بوى باران - رندان مست - در خيالِ *عشق داند - دولت عشق - خلوت گزيده - زمستان - شب وصل - پيوند مهر - بى تو به سر نمى شود ... #homay #parvazhomay #music #homay #مستان #مستان_همای #پروازهمای #ايران #شجريان #شجريان_صداى_ملت_ايران #shajarian #concerto @musicema @parvazhomay @homayounshajarian @officialshajarian @mohammad.hossein.safari
Read more
Loading...
دخترم گیسوانت البته همه ی زیبایی تو نیست معصومیت نگاهت نرمی پوستت دستان پاک و کوچکت همه و همه ...
Media Removed
دخترم گیسوانت البته همه ی زیبایی تو نیست معصومیت نگاهت نرمی پوستت دستان پاک و کوچکت همه و همه دارایی های ارزشمند توست ارزش تو پیراهن گلدار و چین و واچینی نیست که هوس مادرانه ام به تنت می پوشاند ارزش تو گل سر هایی نیست که گاهی خودم با عشق و باز خودم با هزینه ی کم و زیاد برایت میبندم می بوسم گیسوانت ... دخترم
گیسوانت
البته همه ی زیبایی تو نیست
معصومیت نگاهت
نرمی پوستت
دستان پاک و کوچکت
همه و همه
دارایی های ارزشمند توست
ارزش تو پیراهن گلدار و چین و واچینی نیست که هوس مادرانه ام به تنت می پوشاند
ارزش تو گل سر هایی نیست که گاهی خودم با عشق و باز خودم با هزینه ی کم و زیاد برایت میبندم
می بوسم گیسوانت را در پس هر شانه ای که سر می خورد و گوییا دریایی را آرام می کند
شانه میزنم مویت را و زمزمه می کنم
ز تاب جعد مشکینت چه خون افتاد در دل ها
جعد مشکینت
جعد مشکینت
دخترم تو نمی دانی همین جعد مشکین تو و هزاران مثل تو چه کرده است با دل ها ،با عقل ها...
تو نمی دانی یعنی هنوز زوداست که بدانی ....همین که نه ساله شوی این جعد مشکین را باید در معجری پنهان کنی از دیدنامحرمان و صد البته نامردمان....
نا محرمی همیشه ترس ندارد البته اما از نامرد همیشه بگریز دخترم....
دخترکم این #باید را پیش از آنکه #دین و #جمهوری_اسلامی برای تو تعیین کند
من به عنوان مادرت
و پدرت بعنوان حامی ات ،سرپرست و تنها مردی که در این سن تو ،بوسه اش ،آغوشش ،و نگاهش همه از عشق است و همه زیبایی تو را می بیند ،برای تو تعیین می کنیم
همین گیسوانی که از روز تعیین جنسیت برایش کلی نقشه کشیدیم، کش های رنگ و وارنگ خریدیم،برس و شانه و شامپو خریدیم
همین گیسوانی که برای پر پشت شدنش شربت زینک و فلان و بهمان خرجش کردیم....
این باید را من از روی عقل و احساس مادرانه برای تو تعیین می کنم
و شیرم را حلالت نمی کنم اگر این #معجر حتی به خنجر بفروشی.....
دخترم مراقب باش همان ها که شعار #حجاب غیر اجباری سر میدهند،فرمان از همان ها می گیرند که روزگاری #کاپیتولاسیون آوردند و ارج گذاشتند به #سگ_امریکایی که به از جان #ایرانی بود....
دخترم شنگول و منگول نباش ،شاد و سرحال باش
#پینوکیو نباش
اسیر بازی موش و گربه ها نشو ...
دخترم نه می خواهم زیر نگاه نامردمان و #نامحرمان باشی و نه زیر مشت های مامورین #ارشاد ...که آنکس را که مادر تربیت نکرد ،دنیا،آن هم مجازی اش،تربیت نخواهد کرد،چه تو باشی_ که از ذریه ی #ساداتی و مادرت پهلو شکست و پیمان ولی امرش نه_چه مامور گشت ارشادی که تکلیفش چیز دیگری است و عملش چیز دیگری....و اصلا انگار نه انگار که رفتارش می شود سیبل منورالفکران و بهانه ای برای بی حرمتی به همه ی مقدسات....
اف بر ما که خود را نشناختیم و اجازه دادیم دیگری ما را معرفی کند
و مگر لالیم ما؟؟؟؟؟
Read more
1️⃣3️⃣ -نامه اى به خودم از زبانى خودى كه سال ها با هم قهر بوديم، كه صدايش در دنيايى موازى شنيده ميشود- قسمت ...
Media Removed
1️⃣3️⃣ -نامه اى به خودم از زبانى خودى كه سال ها با هم قهر بوديم، كه صدايش در دنيايى موازى شنيده ميشود- قسمت ششم حالا بشين، ميگن يه نفر كه خيلى وقته خوابه بهش از چيزايى كه دوست داره بشنوه بگين. كمك ميكنه بيدار شه. خوب گوش بده. تو همه ى اين سال ها من به جاى تو ساز زدن و آواز خوندنو ياد گرفتم. "درد عشق و انتظار دارم ... 1️⃣3️⃣
-نامه اى به خودم از زبانى خودى كه سال ها با هم قهر بوديم، كه صدايش در دنيايى موازى شنيده ميشود-
قسمت ششم
حالا بشين، ميگن يه نفر كه خيلى وقته خوابه بهش از چيزايى كه دوست داره بشنوه بگين. كمك ميكنه بيدار شه. خوب گوش بده. تو همه ى اين سال ها من به جاى تو ساز زدن و آواز خوندنو ياد گرفتم.
"درد عشق و انتظار
دارم زان شب يادگار
در ان شب سرد پاييز
اهنگ سفر ميكردى
از رهگذرى مهنت خيز
ديدم كه گذر ميكردى
از ان شب خزان شبها گذشته
روزگارى بر منه شيدا گذشته
داستانِ باده و مينا گذشته
تو رفتى و دلم غمين شد
قرين آه آتشين شد
از آن شبى كه برنگشتى
جهان كه شادى آفرين بود
به چشم من غم آفرين شد
از ان شب خزان شبها گذشته
روزگارى بر منه شيدا گذشته
داستانِ باده و مينا گذشته
لا لا لا لا لا لا لا
از آن شبى كه برنگشتى..."
پ.ن.
نحسى سيزده ما را گرفته. ببخشيد مه انقدر طولانى شد🙏🏻
Read more
Loading...
معرفي كتاب هاي پرفروش ترجمه طرح تابستانه كتاب۹۷ با پایان سومین طرح تابستانه کتاب، فهرست کتاب های ...
Media Removed
معرفي كتاب هاي پرفروش ترجمه طرح تابستانه كتاب۹۷ با پایان سومین طرح تابستانه کتاب، فهرست کتاب های پرفروش عمومی در بخش‌ ترجمه معرفی شدند. به گزارش روابط عمومي موسسه خانه كتاب، طرح «تابستانه كتاب ۹۷» با شعار (دانش گستري با حمايت از تاليف ايراني) با مشاركت ۷۱۵ كتابفروشي از۳۱ استان كشور از ۳۰ مردادماه ... معرفي كتاب هاي پرفروش ترجمه طرح تابستانه كتاب۹۷
با پایان سومین طرح تابستانه کتاب، فهرست کتاب های پرفروش عمومی در بخش‌ ترجمه معرفی شدند.

به گزارش روابط عمومي موسسه خانه كتاب، طرح «تابستانه كتاب ۹۷» با شعار (دانش گستري با حمايت از تاليف ايراني) با مشاركت ۷۱۵ كتابفروشي از۳۱ استان كشور از ۳۰ مردادماه تا ۵ شهريور در تهران و تا ۸ شهريور در ساير شهرها برگزار شد. در اين طرح ۲۵۸ هزار و ۷۸۲ نسخه كتاب در سراسر كشور به فروش رسيد.

كتاب هاي «ملت عشق» ترجمه ارسلان فصيحي از انتشارات ققنوس، «انسان خردمند: تاريخ مختصر بشر» ترجمه نيك گرگين از فرهنگ نشر نو، «جزء از كل» ترجمه پيمان خاكسار از نشر چشمه، «انسان خداگونه: تاريخ مختصر آينده» ترجمه زهرا عالي از فرهنگ نشر نو، «من، پيش از تو» ترجمه مريم مفتاحي از انتشارات آموت، «مردي به نام اوه» ترجمه فرناز تيمور ازف از نشر نون، «دختري كه رهايش كردي» ترجمه كتايون اسماعيلي از انتشارات ميلكان، «هنر شفاف انديشيدن» ترجمه عادل فردوسي پور، علي شهروز ستوده، بهزاد توكلي نيشابوري از نشر چشمه، «هنر خوب زندگي كردن» ترجمه عادل فردوسي پور، بهزاد توكلي، علي شهروز از انتشارات چشمه، وقتي نيچه گريست: رماني درباره وسواس» ترجمه سپيده حبيب از انتشارات قطره، «چهار اثر از فلورانس اسكاول شين» ترجمه گيتي خوشدل از انتشارات پيكان، «دنياي سوفي: داستاني درباره تاريخ فلسفه» ترجمه حسن كامشاد از نشر نيلوفر، «پس از تو» ترجمه مريم مفتاحي از انتشارات آموت، «بيشعوري: راهنماي عملي شناخت و درمان خطرناك‌ترين بيماري تاريخ بشريت» ترجمه محمود فرجامي از انتشارات تيسا، «شفاي زندگي» ترجمه گيتي خوشدل از انتشارات پيكان، «سه‌شنبه‌ها با موري: مرد پير، مرد جوان و بزرگ‌ترين درس زندگي» ترجمه ماندانا قهرمانلو از نشر قطره، «جستارهايي در باب عشق» ترجمه گلي امامي از نشر نيلوفر، «جنگجوي عشق» ترجمه سمانه پرهيزكاري از نشر ميلكان، «از حال بد به حال خوب: شناخت‌درماني» ترجمه مهدي قراچه‌داغي از نشر آسيم و «كيمياگر» ترجمه آرش حجازي از نشر كاروان در صدر پرفروش ترين كتاب هاي ترجمه عمومي طرح تابستانه كتاب ۹۷ قرار گرفته اند.
Read more
. درست همون لحظه که افکارت به بن بست رسیده درست همون لحظه که فکر میکنی حالِ ادامه دادن نداری درست ...
Media Removed
. درست همون لحظه که افکارت به بن بست رسیده درست همون لحظه که فکر میکنی حالِ ادامه دادن نداری درست همون لحظه یه قلم و کاغذ بردار همه ی اولویت های زندگیت رو بنویس همه ی خواسته هات رو بریز روی کاغذ! حالا پاشو بزن تو خیابون راه برو من اگه جای تو باشم میدوئم! یکجوری بدو که انگار دارن دنبالت میکنن...! با ... .
درست همون لحظه که افکارت به بن بست رسیده
درست همون لحظه که فکر میکنی حالِ ادامه دادن نداری
درست همون لحظه
یه قلم و کاغذ بردار
همه ی اولویت های زندگیت رو بنویس
همه ی خواسته هات رو بریز روی کاغذ!
حالا پاشو بزن تو خیابون
راه برو
من اگه جای تو باشم میدوئم!
یکجوری بدو که انگار دارن دنبالت میکنن...!
با استرس...با ترس...
خوب به صدای قدم هات گوش کن
به صدای قلبت
تو داری حرکت میکنی!
این یعنی زنده ای
از یه جایی به بعد دیگه استرس و ترس از بین میره...
چون ازشون فاصله گرفتی....
حالا آروم نفس بکش!
حالا به اولویت های زندگیت فکر کن
به خواسته هات!
برای رسیدن بهشون باید حرکت کنی...
رو به جلو!
ترس و استرس همیشه هست
باید انقدر سرت گرمِ آرزوهات باشه
گرمِ رسیدن به اون زندگیِ ایده آل
که ترس و استرس ها رو جا بذاری!
تو این همه سختی رو تحمل نکردی که اینجا وا بدی!
تو این همه تنهایی رو تحمل نکردی که به هر کسی اعتمادِ عشق کنی!
همراه شدن با آدمایی که تورو نمیفهمن یعنی دست انداز! یعنی ترمز!
اگه به هر کسی که وارد زندگیت شد چراغ سبز نشون ندی
اون کسی که انتظارش رو میکشی
اون کسی که با تمام وجود قراره با تو باشه...
نمیدونم کِی و کجا...!
اما میاد سراغت
میاد که رنگ زندگیت رو آبی کنه...
تو این همه راه نیومدی که حالا به بن بست برسی!
بلند شو و یه مسیرِ تازه پیدا کن...
میدونی چیه رفیق...؟
خیلی از آدم هایی که اطرافت میبینی
زندگیِ الانشون
با تصوراتی که داشتن فاصله داره!
میدونی چرا رفیق...؟!
چون باخت رو قبول کردن
اسلحه رو گذاشتن زمین!
خب همه میدونن تنها راه پیروزی جنگیدنه
اما همه نمی جنگن!
جنگیدن جرأت میخواد....
هدف میخواد...
خیلی از آدمای اطراف ما فقط دارن زندگی میکنن!
بدون خطر
بدون سراشیبی و سربالایی
بدون ماجراجویی
و اینا یعنی بدون لذت!
چون باخت رو پذیرفتن....
تو نباز رفیق
تو نباز...
.
#علی_سلطانی

@aliii_soltaniiii
🔝.توی استوری قبل ادیت هم گذاشتم دوست داشتین ببینید و توی نظر سنجیه نظرتون رو بدین😬💚
Read more
امام صادق علیه السلام فرمود: «اَلا وِ اِنّ قُم الْكُوفَةُ الصّغیرةُ، اَلا اِنّ لِلْجَنَّةِ ثَمانِیةَ ...
Media Removed
امام صادق علیه السلام فرمود: «اَلا وِ اِنّ قُم الْكُوفَةُ الصّغیرةُ، اَلا اِنّ لِلْجَنَّةِ ثَمانِیةَ اَبْوابٍ ثَلاثَةٌ مِنْها اِلی قُمْ، تُقْبَضُ فیها اِمْرَأةٌ مِنْ وُلْدی اسمُها فاطِمَة بنتَ مُوْسی، و تُدْخَلُ بشفاعَتِها شیعَتی الْجَنَّةَ بِاَجْمَعِهِمْ». «قم كوفه كوچك است و بهشت ... امام صادق علیه السلام فرمود: «اَلا وِ اِنّ قُم الْكُوفَةُ الصّغیرةُ، اَلا اِنّ لِلْجَنَّةِ ثَمانِیةَ اَبْوابٍ ثَلاثَةٌ مِنْها اِلی قُمْ، تُقْبَضُ فیها اِمْرَأةٌ مِنْ وُلْدی اسمُها فاطِمَة بنتَ مُوْسی، و تُدْخَلُ بشفاعَتِها شیعَتی الْجَنَّةَ بِاَجْمَعِهِمْ». «قم كوفه كوچك است و بهشت هشت در دارد، سه در از آن‌ها به روی قم باز است و بانویی از فرزندان من در آن جا دفن خواهد شد كه فاطمه دختر موسی نام دارد. و با شفاعت وی همه شیعیان وارد بهشت می‌شوند».
بحار الانوار.ج6.ص228
به نام عشق (تقدیم به بانوی  شهر آینه ها حضرت معصومه س)

همسایه سایه ات به سرم مستدام باد

لطفت همیشه زخم مرا التیام داد

وقتی انیس لحظه ی تنهایی ام توئی

تنها دلیل اینکه من اینجایی ام توئی

هر شب دلم قدم به قدم میکشد مرا

بی اختیار سمت حرم میکشد مرا

با شور شهر فاصله دارم کنار تو

احساس وصل میکند آدم کنار تو

حالی نگفتنی به دلم دست میدهد

در هر نماز مسجد اعظم کنار تو

با زمزم نگاه دمادم هزار شمع

روشن کننند هاجر و مریم کنار تو

تا آسمان خویش مرا با خودت ببر

از آفتاب رد شده شبنم کنار تو

در این حریم، سینه زدن چیز دیگریست

خونین تر است ماه محرم کنار تو

مادر کنار صحن شما تربیت شدیم

داریم افتخار که همشهری ات شدیم

ما با تو در پناه تو آرام می شویم

وقتی که با ملائکه همگام می شویم

بانو! تمام کشور ما خاک زیر پات

مردان شهر نوکرو زنها کنیز هات

زیبا ترین خاطره هامان نگفتنی ست

تصویر صحن خلوت و باران نگفتنی ست

باران میان مرمر آیینه دیدنیست

این صحنه در برابر ایینه دیدنیست

مرغ خیال سمت حریمت پریده است

یعنی به اوج عشق همین جا رسیده است

خوشبخت قوم طایفه، ما مردم قمیم

جاروکشان خواهر خورشید هشتمیم

اعجاز این ضریح که همواره بی حد است

چیزی شبیه پنجره فولاد مشهد است

من روی حرف های خود اصرار میکنم

در مثنوی و در غزل اقرار میکنم

ما در کنار دختر موسی نشسته ایم

عمریست محو او به تماشا نشسته ایم

اینجا کویر داغ و نمک زار شور نیست

ما روبروی پهنه ی دریا نشسته ایم

قم سالهاست با نفسش زنده مانده است

باور کنید پیش مسیحا نشسته ایم

بوی مدینه می وزد از شهر ما،بیا

ما در جوار حضرت زهرا نشسته ایم

از ما به جز بدی که ندیدی ببخشمان

از دست ما چه ها که کشیدی ببخشمان

من هم دلیل حسرت افلاک می شوم

روزی که زیر پای شما خاک می شوم... سید حمید رضا برقعی
#islam #qom #masoome #iran
Read more
. تقدیم به شاعر و ترانه سرایی که زندگیش را شعر و شعرش را زندگی می کند... از دیروز، امروز تا همیشه با اردلان خان همیشه سرفراز... . همه ی گذشته و تمامی فرداها با ترانه های تو رنگ می گیرند، چرا که عشق و زندگی حقیقتیست که در شعرهای تو جاریست، دریادل بگو از دل دریاییت... بگو از دلتنگی و روزهای روشنی که در ... .
تقدیم به شاعر و ترانه سرایی که زندگیش را شعر و شعرش را زندگی می کند... از دیروز، امروز تا همیشه با اردلان خان همیشه سرفراز...
.
همه ی گذشته و تمامی فرداها با ترانه های تو رنگ می گیرند، چرا که عشق و زندگی حقیقتیست که در شعرهای تو جاریست، دریادل بگو از دل دریاییت... بگو از دلتنگی و روزهای روشنی که در سرزمین خاطره ها بجا گذاشتی... بنویس از دیاری که بعد از کوچ تو هیچگاه رنگ شادی به خود ندید، بگو از ما که تو خونمون غریبیم، بنویس از آشفته بازار این دنیای وارونه، بنویس که قلندرانه سوختی، اما لب از گلایه دوختی... بنویس از تقویمی که پر از مرگ و ماتمه، نه ابتدا داره و نه انتها... بگو از کلاغ پیر که به خونه نرسید، از بهار قصه ها که سر شاخه تکید... بنویس از این روزا که شهر عشق، خالی ترین شهر خداست... بگو از حادثه ی برج و کبوتر... بگو از آینه ها، بنویس از مرداب پیر، بگو از قصه ی دو پنجره... دریا دل، دل دریاییت را بنویس... بنویس از فریاد تمامی انسانهایی که در سکوت شب کم شده اند...دریا دل... شعر تو از شهر سکوتی میگه که سکوتش پرصداتر از هر فریادیست... شعر تو اون درد غربت من و ماست که از لحظه های تلخ هجرت با اندوه مینویسه... بنویس که تو نفس و آبروی شعر و ترانه ای... دریادل بنویس... بنویس از قصه ی دیوار سنگی، که نمیتونه بشه تکرار... هنوزم اونور دیوار، طپش قلب کسی هست... دریا دل شعر تو آن گهواره، که زمین را بارداره... شعر تو مادر، شعر تو بوی خوش خاک وطن... دریادل... تو در ترانه حاضری هرجا و هرگاه... عطر خاک خانه همانجاست که شعر توست... شعر تو عشق، شعر تو باغ بهار، شعر تو یعنی حضور تو و حضور تو یعنی عشق، یعنی زندگی، یعنی درد مشترک... بنویس تا درد مشترک زبان مشترکمان باشد... بگو که دوباره باز خواهی گشت و بر خاک سرزمین زادگاهت بوسه خواهی زد و اجاق سرد مادر را با عطر نان تازه زنده خواهی کرد... بگو که دوباره باز خواهی گشت....🙏❤️🌷
.
#اردلان_خان_سرفراز
#استاد_اردلان_سرفراز
#حافظ_زمانه_ما
#از_ریشه_تا_همیشه
#دوباره_باز_خواهی_گشت
#ardalansarfaraz
#ardalan_hamishe_sarfaraz
#delneveshte
#az_rishe_ta_hamishe
#dariush
#dariusheghbali
#ayenehfoundation
@ayenehfoundation
@deghbali
@ardalansarfaraz
Read more
Loading...
تو که باشی فاصله هارا با رسم نگاهت می پیمایم تو که باشی عاشقانه هایم را به عشق تو می نگارم با تو لبخند ...
Media Removed
تو که باشی فاصله هارا با رسم نگاهت می پیمایم تو که باشی عاشقانه هایم را به عشق تو می نگارم با تو لبخند خدا هم معنای دیگری دارد زنده ام و این از غیرت عشق توست که حتی مرگ هم نتوانسته است با من هم‌آغوش شود کلافه کرده ای مرا چرا که همیشه لبخندهایت از نوشته های من زیباتر است کاش لغت نامه می‌دانست ... تو که باشی
فاصله هارا با رسم نگاهت می پیمایم
تو که باشی
عاشقانه هایم را به عشق تو می نگارم
با تو
لبخند خدا هم معنای دیگری دارد
زنده ام
و این از غیرت عشق توست که حتی
مرگ هم نتوانسته است با من هم‌آغوش شود
کلافه کرده ای مرا
چرا که همیشه
لبخندهایت از نوشته های من زیباتر است
کاش لغت نامه می‌دانست
دلتنگی
اشک
فاصله
و بغض
تعریفش فقط دو حرف است . . . (تــو)

دلتنگ نشدی ببینی چگونه خوبترین خاطره ها
بی رحم ترینها میشود
کـاش جایـی برویــم
تابلویـی داشـتـه باشـد
کـه رویـش
نـوشتـه باشــد
پـایـان تمــام دلتنگـی هــــا .
.
.
.
.
.khase delam..!
Read more
 #پروژه_گلگلی _^ #قشنگ_سازی جعبه كه تموم شد نشستم و خوب بهش نگاه كردم همين يك ساعتی كه سرگرمم كرده ...
Media Removed
#پروژه_گلگلی _^ #قشنگ_سازی جعبه كه تموم شد نشستم و خوب بهش نگاه كردم همين يك ساعتی كه سرگرمم كرده بود كاملا از منِ قبل و بعد خودش يه آدم ديگه ساخته بود .. بعد ياد پست قبلم افتادم سعي كردم زود يه نتيجه خوب بگيرم؛ اينكه شايد خيلی وقتا براي خيليامون اون چيزی شده كه نخواستيم باشه .. لااقل لابلای اون نشده ... #پروژه_گلگلی
_^
#قشنگ_سازی جعبه كه تموم شد نشستم و خوب بهش نگاه كردم همين يك ساعتی كه سرگرمم كرده بود كاملا از منِ قبل و بعد خودش يه آدم ديگه ساخته بود .. بعد ياد پست قبلم افتادم سعي كردم زود يه نتيجه خوب بگيرم؛ اينكه شايد خيلی وقتا براي خيليامون اون چيزی شده كه نخواستيم باشه .. لااقل لابلای اون نشده ها بچپونيم خواسته هامونو!! خوبه لااقل گاهي آدم خودشو گم كنه و تو چيزی غرق بشه كه اون #لبخند_قشنگه رو شده واسه يه لحظه مهمونش كنه.. خلاصه كه خواستم لبخند قشنگرو باهاتون شريك بشم كه بگم كه پر و بالِ دوست داشتنيهاتونو نچينين و اجازه غرق شدن بخودتون بدين.. تو كتاب تو موسيقي تو هنر تو ورزش .. يعنی ميخوام بگم مابين زندگياي خشك و رسمي و اداريمون باااايد كاري بكنيم كه حالمون با اون كار خوب تر بشه و اون لبخند قشنگه به لبمون بشينه ..و گر نه من كه اگه با هنر عشق بازي نكنم با شغلم احتمالا در سن ٤٠ سالگي يه خانوم مسن غر غرو و پوسيده خواهم شد! كه يه نگاه سرد داره و در هيچ محفلي جاش نيست ! والا مگه دنيا دو روز نيست 🙃 با تقديمِ لبخند قشنگه ..
آخه بقولی خنده رو ها به بهشت ميروند ..
مخصوصا اگه هنرمند هم باشن😉🌱
#انرژی_مثبت #پتینه_كاری 🌸

@shirin.bahman
Read more
دوست داشتنت را از سالی به سال دیگری جابه جا می کنم مثل دانش آموزی که مشقش را در دفتری تازه پاک نویس می‌کند ...
Media Removed
دوست داشتنت را از سالی به سال دیگری جابه جا می کنم مثل دانش آموزی که مشقش را در دفتری تازه پاک نویس می‌کند صدای تو،عطر تو،نامه های تو و شماره تلفن تو و صندوق پستی تورا هم منتقل میکنم می آویزمشان به کمد سال جدید اقامت دائمی قلبم را به تو می دهم تورا دوست دارم و هرگز رهایت نمیکنم و بر برگه تقویم آخرین روز سال ... دوست داشتنت را از سالی به سال دیگری جابه جا می کنم مثل دانش آموزی که مشقش را در دفتری تازه پاک نویس می‌کند صدای تو،عطر تو،نامه های تو و شماره تلفن تو و صندوق پستی تورا هم منتقل میکنم می آویزمشان به کمد سال جدید اقامت دائمی قلبم را به تو می دهم تورا دوست دارم و هرگز رهایت نمیکنم و بر برگه تقویم آخرین روز سال در آغوش می گیرمت و در چهار فصل سال می چرخانمت در زمستان کلاه پشمی قرمزی به سرت می گذارم که سردت نشود و در پائیز ، تنها بارانی ام را به تو می بخشم بپوش که تا خیس نشوی و در بهار رهایت میکنم تا بر چمن های تازه بخوابی تا به صبحانه بپردازی با گنجشک ها و در تابستان تور کوچک ماهیگیری برایت میخرم تا با صدف ها و مرغان دریایی و ماهیان بی نام را شکار کنی تورا دوست دارم و نمیخواهم تورا به خاطر های گذشته و حافظه قطارهای مسافربری پیوند دهم تو آخرین قطاری هستی که شبانه روز سفر می کند بر رگ های دستم تو آخرین قطار کنی و من ،آخرین ایستگاه تورا دوست دارم و نمی خواهم تورو به آب یا باد یا تاریخ های هجری و میلادی و یا به جزر و مد دریا و یا به ساعتهای کسوف و خسوف پیوند دهم مهم نیست ستاره شناسان و خطوط فنجان های قهوه ،چه می گویند دو چشمانت ، به تنهایی بشارت دهنده اند آنها مسئول شادمانی این هستی اند دوست دارم و می خواهم به حال و هوایت پیوندت دهم تورا ستاره مدار رنگی ام قرار می دهم و میخواهم مشکل واژه ها و ابعاد کاغذ را به خود بگیری تا هنگامی که کتابی را چاپ می کنم که مردم بخوانند تورا مانند گل در درون آن بیابند میخواهم شکل دهانم شوی تا وقتی که حرف میزنم مردم تورا شناور در صدایم بیابند میخواهم شکل دستانم شوی تا وقتی که به میز تکیه میدهم تورا درمیان دستانم در خواب ببینند مانند پروانه ای در دستان کودکی پیشه ای ندارم الا آیین پرستش تو عشق آیین من است تو آیین منی عشق جولان می دهد بر پوستم و در زیر پوستم تو جولان می دهی
و اما من
خیابان ها و پیاده رو های شسته از باران را بر دوشم حمل میکنم در جست و جوی تو چرا به من و باران ایست می دهی ؟ وقتی که می دانی همه زندگی ام با تو در ریزش باران قرین شده است و تنها حس من باران است
چرا می ایستانی ام ؟
وقتی که دانی تنها کتابی که بعد تو میخوانم کتاب باران است ،تورا دوست دارم این تنها شگردی است که آموخته ام و دوست و دشمنم به آن حسادت میکنند پیش از تو آفتاب و کوه ها و جنگل ها سرگردان بودند ممنونم که به مدرسه راهم دادی ممنونم که الفبای عشق را به من آموختی و ممنونم که پذیرفتی معشوقم باشی ،ولی نمیدانم که منو چرا ......😔😔
(م خاص)
Read more
Loading...
. قرن ها میگذرد از لحظه ی اولین دیدار یک طرفه مان من تو را دیدم<span class="emoji emoji1f440"></span> از دور،دور ترین فاصله ی ممکن فاصله ...
Media Removed
. قرن ها میگذرد از لحظه ی اولین دیدار یک طرفه مان من تو را دیدم از دور،دور ترین فاصله ی ممکن فاصله ی بینمان چند کیلومتر بیشتر نبود قلب هایمان! قلب هایمان از هم دورند! امان از فاصله ها...که هرگز فاصله ها را نمیبخشم. دیدار،عشق،محبت،احساسات...همه چیز در این رابطه ساختگی ام یک طرفه بود! قدیسه ... .
قرن ها میگذرد
از لحظه ی اولین دیدار یک طرفه مان
من تو را دیدم👀
از دور،دور ترین فاصله ی ممکن
فاصله ی بینمان چند کیلومتر بیشتر نبود
قلب هایمان!
قلب هایمان از هم دورند!💔
امان از فاصله ها...که هرگز فاصله ها را نمیبخشم.
دیدار،عشق،محبت،احساسات...همه چیز در این رابطه ساختگی ام یک طرفه بود!🙍
قدیسه ای ساخته ام از تو در ذهنم
مردی که باور دارم،روزی،لحظه ای
از این عشق آگاه میشود
مردی که باور دارم روزی دست از سرسختی،از لجبازی،از یک دنده ای بر میدارد.
کجایی؟
دیوانه وار دنبالت میگردم.🙈
چارسال انتظار،
چارسال امید،
چار سال ترس
چارسال زخم زبان خوردن،
چار سال نفرین شدن...😿
دیوانه وار دوستت دارم.😻😻
با تمام این فاصله ها
با تمام این یک طرفگی ها
با تمام این ندانستن ها
نشنیدن ها🙉
ندیدن ها🙈
با تمام اینها!
هنوز هم...
مرد رویاهای من!
برگشتنت افسانه شد؟😭😭😭
.
@seyedmohamadmousavi
@seyedmohamadmousavi
.
این سزای اشکهای دائم العمر من است؟😭
من که هر روز و شبم را،باختم در انتظار
خود قضاوت کن،که این پایان اندوه من است؟
من زمین خوردم هزاران بار،در امید تو
مرگ را روزانه صد باری به چشمم دیده ام
بارها پیش آمده،یک لحظه در کابوس شب
همچو یک مجنون عاشق،من تو را بوسیده ام!😘
تا سحر،همرا شمع کوچکم در یاد تو
تا توانستم به عکست زل زدم با انزوا🎴😪
هیچ میدانی،که تا امروز چندین مرد و زن
معتقد بودند،آخر میشوم از تو جدا؟😭
پس بیا،برگرد!ثابت کن به دشمن های مان
عاقبت این زوج عاشق،زندگی را یافتند
قصه ی این عاشقان،اینبار خوش فرجام شد
در پناه عشق،یک قصر محبت ساختند😫
.
@seyedmohamadmousavi
@seyedmohamadmousavi .
کپی ممنووووووووووووع❌❌
حتی با تگ🚫
💑مخاطب: #آقای_سکوتم
دارم افسانه میشم..🙈
از یاد همه رفتم..!😭😭
Read more
. باز پر باز می‌کنم تا عشق یا علی بسمه تعالی عشق حال دل با تو گفتنم هوس است" ماجرا هیچ نیست الا ...
Media Removed
. باز پر باز می‌کنم تا عشق یا علی بسمه تعالی عشق حال دل با تو گفتنم هوس است" ماجرا هیچ نیست الا عشق همه از گرد پات جاماندند همه غیر از خودت... واما عشق: تا خدا گفت: کی ملازم اوست زآن میان دست برد بالا عشق راز پرده نشینی ات این است کار پیچیده می‌شود با عشق درد عشقی کشیده ام که مپرس... ... .
باز پر باز می‌کنم تا عشق
یا علی بسمه تعالی عشق

حال دل با تو گفتنم هوس است"
ماجرا هیچ نیست الا عشق

همه از گرد پات جاماندند
همه غیر از خودت... واما عشق:
تا خدا گفت: کی ملازم اوست
زآن میان دست برد بالا عشق

راز پرده نشینی ات این است
کار پیچیده می‌شود با عشق

درد عشقی کشیده ام که مپرس... "
وصف حال همه ست؛ حتی عشق

قرن ها درس عاشقی دادی
پای سرمشق آب بابا عشق

همه مشغول کار خویشتنیم
از تو افسونگری و از ما عشق

بهترین هدیه ی خدا عشق است
تا ابد عشق را، تورا عشق است

میلاد شاهزاده، ممسوس فی ذات الله، اشبه الناس بالنبی، علی اکبر ابن حسین ابن علی علیهم السلام مبارک.
یا ابوعلی تصدق علینا

دوستان مجددا در جلسه ریان شرمندم کردند، از همه دوستانی که امروز زحمت کشیدند ممنونم و متشکرم و شرمنده‌ام

#التماس‌دعا
Read more
بی تو ، مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم شوق دیدار تو لبریز شد از جام ...
Media Removed
بی تو ، مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم شدم آن عاشق دیوانه که بودم ! در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید باغ صد خاطره خندید عطر صد خاطره پیچید یادم آید که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم ساعتی ... بی تو ، مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق دیوانه که بودم !

در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید
باغ صد خاطره خندید
عطر صد خاطره پیچید

یادم آید که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم
پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم

ساعتی بر لب آن جوی نشستیم
تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت
من همه محو تماشای نگاهت
آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشه ماه فرو ریخته در آب
شاخه ها دست برآورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ

یادم آید : تو بمن گفتی :
ازین عشق حذر کن !
لحظه ای چند بر این آب نظر کن
آب ، آئینة عشق گذران است
تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است
باش فردا ،
بی تو ، مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق دیوانه که بودم !

در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید
باغ صد خاطره خندید
عطر صد خاطره پیچید

یادم آید که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم
پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم

ساعتی بر لب آن جوی نشستیم
تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت
من همه محو تماشای نگاهت
آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشه ماه فرو ریخته در آب
شاخه ها دست برآورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ

یادم آید : تو بمن گفتی :
ازین عشق حذر کن !
لحظه ای چند بر این آب نظر کن
آب ، آئینة عشق گذران است
تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است
باش فردا ، که دلت با دگران است
تا فراموش کنی ، چندی ازین شهر سفر کن !

با تو گفتنم :
حذر از عشق ؟
ندانم
سفر از پیش تو ؟
هرگز نتوانم
روز اول که دل من به تمنای تو پَر زد
چون کبوتر لب بام تو نشستم
تو بمن سنگ زدی ، من نه رمیدم ، نه گسستم
باز گفتم که : تو صیادی و من آهوی دشتم
تا به دام تو درافتم ، همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم
سفر از پیش تو هرگز نتوانم ، نتوانم … !

اشکی از شاخه فرو ریخت
مرغ شب نالة تلخی زد و بگریخت !
اشک در چشم تو لرزید
ماه بر عشق تو خندید

یادم آید که دگر از تو جوابی نشنیدم
پای در دامن اندوه کشیدم
نگسستم ، نرمیدم

رفت در ظلمت غم ، آن شب و شبهای دگر هم
نه گرفتی دگر از عاشق آزده خبر هم
نه کنی دیگر از آن کوچه گذر هم !
بی تو ، اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم
فریدون مشیری
#هشتگبازی_اول #فریدون_بودم_گردن_میگرفتمت #قِناریا #کِلاغلار #دانیال زیر پلی #درِ_بستنیُ_باید_لیسید #شدن؟! #رفاقت_سادست #دسخوش #پوکه_ #پوکه_سفیدقرمز #شرح_شهرم
Read more
Loading...
. دم کنکور همه فامیل استرس داشتن. مامانم سه سال پشت سرهم جمع‌های فامیلی رو می‌پیچوند به بهانه‌ کنکور. ...
Media Removed
. دم کنکور همه فامیل استرس داشتن. مامانم سه سال پشت سرهم جمع‌های فامیلی رو می‌پیچوند به بهانه‌ کنکور. مامانم همه جمعه‌ها من رو می‌فرستاد، مانور کنکور. این مانور کنکور مثل مانور زلزله مدارس همیشه کشته می‌داد و شک نکنین من جزو تاپ تن لیست تلفاتش بودم. هیچ‌وقت نفهمیدم فایده اون کنکورهای آزمایشی ... .
دم کنکور همه فامیل استرس داشتن. مامانم سه سال پشت سرهم جمع‌های فامیلی رو می‌پیچوند به بهانه‌ کنکور. مامانم همه جمعه‌ها من رو می‌فرستاد، مانور کنکور. این مانور کنکور مثل مانور زلزله مدارس همیشه کشته می‌داد و شک نکنین من جزو تاپ تن لیست تلفاتش بودم. هیچ‌وقت نفهمیدم فایده اون کنکورهای آزمایشی چیه وقتی که کارنامه‌هاش به عناوین مختلف گم می‌شدن. بهونه‌ها از کارنامه ندادن شروع می‌شد و به مرور زمان به کارنامه رو تو راه دزدیدن و قاطی مدارکم موند پیش پشتیبان رسید و آخرش هم گفتم از کارنامه‌ها دارن مستند می‌سازن در نهایت هم به مامان گفتم بریز دور این قضاوت‌ها رو، خود من رو ببین با همه استعدادهام. اگر توییتر اون زمان بود حتما فیواستار می‌شدم ولی مامانم در جواب یه لیست از کل خرج‌های کلاس کنکور برام رو کرد و گفت: اگه این پول‌ها رو تو پتروشیمی سرمایه‌گذاری می‌کردم، میلیاردر می‌شدم. بزرگوار اواخر عمرش و اواسط عمرش این کار رو کرد درست اون‌ وقتی که قیمت هر بشکه نفت اندازه یه آدامس بود. برای همین من با اختلاف هنوز هم در صدر سرمایه‌گذاری‌هاش هستم و کارشناسان اقتصادی هم من رو باعث ورشکستگی اون بزرگوار می‌دونن. اونقدری که منتظر موند من ثمر بدم، من پای عشق اولم ننشستم. بعد از کنکور حکومت نظامی تو خونه‌مون تموم شد و پروژه آشتی مامان با فک‌ و فامیل کلید خورد. در نهایت هم من وارد دانشگاه شدم ولی هر کاری می‌کردم نمی‌تونستم ازش خارج بشم تا اینکه بزرگوار یه برگه سهام همون پتروشیمی رو گرو گذاشتن و من در یک مراسم نمادین از دانشگاه خارج شدم و مدرکم رو توی صندوقی که کلیدش رو قورت دادم، نگه داشتم و تا دو سال بعد هم پشت سرم رو كه نگاه می‌کردم، جیغ می‌زدم.
Read more
. Pont Neuf , Paris , France , July 2017 ‌ نصب ( قفل عشق ) بر در و دیوار پل های پاریس و دیگر شهرها ، اول یه حرکت رمانتیک و عاشقانه بود ولی تو چند سال اخیر انقدر تو این کار افراط شد که تو بعضی شهرهای اروپا برای این کار جریمه در نظر گرفتند . حتی تو پاریس یه کمپین ایجاد شده به نام عشق بدون قفل ! این کمپین خطاب به ... .
Pont Neuf , Paris , France , July 2017

نصب ( قفل عشق ) بر در و دیوار پل های پاریس و دیگر شهرها ، اول یه حرکت رمانتیک و عاشقانه بود ولی تو چند سال اخیر انقدر تو این کار افراط شد که تو بعضی شهرهای اروپا برای این کار جریمه در نظر گرفتند . حتی تو پاریس یه کمپین ایجاد شده به نام عشق بدون قفل !
این کمپین خطاب به عشاق و توریست‌ها گفته که : «پل‌های ما دیگر نمی‌توانند ژست‌های عاشقانه شما را تحمل کنند. با اعلام عشق خود از طریق عشق ‌بدون ‌قفل آن‌ها [پل‌ها] را رها کنید.»

حالا این قفل زدن از کی مرسوم شده ؟
داستان قفل عشق به حداقل صد سال پیش و به یک قصه‌ غم‌انگیز صربستانی مربوط میشه که زمان جنگ جهانی اول اتفاق افتاده . در این داستان یک خانم معلم به نام " نادا " که اهل شهر وِرنیاجکا بانیا» است عاشق افسری صرب به نام "رِلیا" میشه . بعد از اینکه نامزد می‌کنند، رلیا برای جنگ به یونان رفته و تو این کشور، عاشق زنی یونانی میشه !

نادا بنده خدا نمیتونه این ماجرا رو تحمل کنه و مدتی بعد به دلیل همین شکست عشقی دق میکنه و میمیره . بعد از این جریان زنان جوان اهل شهر وِرنیاجکا بانیا برای حفظ عشق خود شروع به نوشتن نام خود و عاشق خود روی قفل‌ها نموده و این قفل‌ها را به نرده‌های پلی وصل می‌کنند که نادا و رلیا همدیگر را روی اون پل ملاقات می‌کردند .
راست و دروغش با نویسندگان !

مرداد ۱۳۹۶

پ ن : این پست رو با دو تا موسیقی متفاوت گذاشتم که اینستا به خاطر کپی رایت پاک کرد . این دفعه هم پاک کنه با آهنگی از مجید خراطها میزارمش !!!


#سفر #پاریس #فرانسه #قفل_عشق #سفرنامه #سفرنامه_پاریس #کوله_گردی
Read more
رویای ما به حقیقت پیوست ، قلبهای ما به هم پیوست و زندگی آغاز شد… به تو رسیدم در اوج آسمان عشق ، این بود ...
Media Removed
رویای ما به حقیقت پیوست ، قلبهای ما به هم پیوست و زندگی آغاز شد… به تو رسیدم در اوج آسمان عشق ، این بود قصه ی من و تو و سرنوشت…. تو آمدی و دنیا مال من شد ، همه ی انتظار و دلتنگی ها و غصه ها تمام شد تو آمدی و عشق آمد و پیوند ما در کتاب عشق ثبت شد…. باور نداشتم مال من شده ای ، لحظه ای به خودم آمدم و دیدم همه زندگی ام ... رویای ما به حقیقت پیوست ، قلبهای ما به هم پیوست و زندگی آغاز شد…
به تو رسیدم در اوج آسمان عشق ، این بود قصه ی من و تو و سرنوشت….
تو آمدی و دنیا مال من شد ، همه ی انتظار و دلتنگی ها و غصه ها تمام شد
تو آمدی و عشق آمد و پیوند ما در کتاب عشق ثبت شد….
باور نداشتم مال من شده ای ، لحظه ای به خودم آمدم و دیدم همه زندگی ام شده ای
عشق معجزه نیست ، حقیقتیست در قلب ها که پنهان است
به پاکی عشق ، به لطافت با تو بودن و ما با هم آمده ایم که به همه ثابت کنیم معنای عشق واقعی را….
تو همانی که من میخواستم ، مثل تو کسی در دنیا نیست برایم ، مثل تو هیچگاه نیامد و نمی آید و نخواهد آمد ، تو اولین و آخرینی برایم….
و با عشق پرواز میکنیم ، میرویم به جایی که تنها آرامش باشد در بینمان، تا در یک سکوت عاشقانه و در اوج آرامش بدون هیچ غمی در آغوشت آرام بگیرم !
اینبار سکوت زیباست، چون درونش یک عالمه حرفهاست ، حرفهایی در دلهای من و تو ، که هم تو میدانی راز دلم را و هم من میدانم راز درونت را…
و من ثابت کردم عشق هست ، تو همیشه هستی ، و روزی میرسد که ثابت خواهم کرد از عشقت خواهم مرد….
و من و تو همسفران عشقیم تا ابد ، این احساسم همیشه در قلبت بماند….
Read more
عشق لیاقت میخواهد و عاشق شدن جرات همیشه در پی کسی باش که با تمام کاستی ها و کمی ها و عیب هایت حاضر ...
Media Removed
عشق لیاقت میخواهد و عاشق شدن جرات همیشه در پی کسی باش که با تمام کاستی ها و کمی ها و عیب هایت حاضر باشد به تو عشق بورزد و تو را به همه دنیا نشان بدهد... عشق لیاقت میخواهد
و عاشق شدن جرات

همیشه در پی کسی باش که

با تمام کاستی ها و
کمی ها و عیب هایت

حاضر باشد به تو عشق بورزد
و تو را به همه دنیا نشان بدهد...
. چند روزه دلم گیره به ویدیوی تقدیر از آقای حکایتی، قصه‌گوی زمان ما. آخ که چقدر خوشرنگ بود اون زمانها، ...
Media Removed
. چند روزه دلم گیره به ویدیوی تقدیر از آقای حکایتی، قصه‌گوی زمان ما. آخ که چقدر خوشرنگ بود اون زمانها، دلمون به چهارتا برنامه کودک خوش بود، جمعه صبح‌ها زیزیگولو، عصرهای جمعه هم شبکه یک بعد از اخبار ساعت ۱۴ میشستیم فوتبالیستها نگاه میکردیم، هر روز عصر بعد از مدرسه کارتون میدیدیم و به عشق اینکه اجازه ... .
چند روزه دلم گیره به ویدیوی تقدیر از آقای حکایتی، قصه‌گوی زمان ما. آخ که چقدر خوشرنگ بود اون زمانها، دلمون به چهارتا برنامه کودک خوش بود، جمعه صبح‌ها زیزیگولو، عصرهای جمعه هم شبکه یک بعد از اخبار ساعت ۱۴ میشستیم فوتبالیستها نگاه میکردیم، هر روز عصر بعد از مدرسه کارتون میدیدیم و به عشق اینکه اجازه بدن کارتون ببینیم باید مشقامون رو زود انجام میدادیم،چه دورانی بودا..
درس می خوندیم تا مامانمون بشینه ازمون درس بپرسه، مثلا کتاب کمک درسی علوم میخریدند که ازمون درس بپرسند..واقعا یادش که می‌افتم دلم میگیره.چه دهنی ازمون سرویس کرد این نظام آموزشی..ما هم که نقش موش آزمایشگاهیشون رو ایفا می‌کردیم. البته که تمام اینها برای خیلیهاتون حتی تصورش هم سخته که بخاطر ۱۵ دقیقه دیدن کارتون فوتبالیستها، باید سه ساعت مشق مینوشتیم که خانواده اجازه دیدنش رو بدن. بله! ما دهه شصتی‌ها نسل به فنا رفته‌ایم.. ما مثل دهه پنجاهی‌ها سرد و گرم کشیدیم. نمی‌خوام منت بذارم، فقط می‌خوام خواهش کنم قدر بدونین و فقط و فقط به احترام یک نسل به فنا رفته‌ی قبل از خودتون، بهشون احترام بذارین.. دهه شصتی‌ها با دیدن ویدیو تقدیر از آقای حکایتی، در خفی بغض میکنن و یواشکی تو دلشون موزیکش رو زمزمه‌ می‌کنن، ما احساساتمون رو بروز نمیدیم، چون نظام آموزشی و تربیت اون دوران بهمون گفته که بریزیم تو خودمون و کسی رو ناراحت نکنیم.
در آخر که شاید خیلی ها این کپشن طولانی رو حتی نخونن، ولی من فقط خواستم چند کلمه درد دل کنم.
ببخشید!!
Read more
«سخن خواهم گفت» از تو با بادها سخن خواهم گفت از تو با پرندگان، از تو با فواره های روشن باغ، از تو ...
Media Removed
«سخن خواهم گفت» از تو با بادها سخن خواهم گفت از تو با پرندگان، از تو با فواره های روشن باغ، از تو با آسمان سخن خواهم گفت. از تو با شبچراغ ستارگان، از تو با خورشید که تیغ بلند آفتابی اش را آخته به شبیخون شب؛ از تو با قطره های بازیگوش باران، از تو با طاق رنگین کمان سخن خواهم گفت. از تو با چشمه ... «سخن خواهم گفت»

از تو با بادها سخن خواهم گفت
از تو با پرندگان،
از تو با فواره های روشن باغ،
از تو با آسمان سخن خواهم گفت.

از تو با شبچراغ ستارگان،
از تو با خورشید
که تیغ بلند آفتابی اش را آخته به شبیخون شب؛
از تو با قطره های بازیگوش باران،
از تو با طاق رنگین کمان
سخن خواهم گفت.

از تو با چشمه ها،
از تو با رودها،
از تو با اقیانوس ها سخن خواهم گفت.
با موج ها و
ماهیان و
مرغان سپید ماهی گیر.
از تو با درختان،
از تو با بیرق بنفشه،
از تو با کودکان گردوباز
سخن خواهم گفت.

از تو با بردگان نان،
از تو با مردمان ساده ی سرزمینم،
از تو با تمام برگ های نانوشتۀ جهان
سخن خواهم گفت.

از تو با عطرها و آینه ها،
از تو با خنیاگران دوره گرد،
از تو با بلوغ پس کوچه ها،
از تو با تنهایی انسان،
از تو با تمام نفس های خویش
سخن خواهم گفت.

تو را به جهان معرفی خواهم کرد.
تا تمام دیوارها فرو ریزند
و عشق،
بر خرابه های تباهی
مستانه بگذرد.

رسالت دیگری در میانه نیست
من به این رباط آمده ام
تا تو را زندگی کنم و
بمیرم.

یغما گلرویی

از مجموعه شعر «اینجا ایران است و من نو را دوست می دارم» / چاپ اول ۱۳۸۱

برای دسترسی به آثار، ویدئوها و تصاویر یغما گلرویی می توانید در کانال رسمی او در تلگرام عضو شوید. برای پیوستن به این کانال می توانید از لینک زیر استفاده کنید:
https://telegram.me/yaghmagolrouee

#یغما_گلرویی
#یغماگلرویی
#yaghma_golrouee
#yaghmagolrouee
Read more
. . اولي: تجربه به من ثابت كرده كه عشق و عاشقي همش كشكه ، زنا هميشه دنبال يكي بهتر ميگردن ، واسه همينم ...
Media Removed
. . اولي: تجربه به من ثابت كرده كه عشق و عاشقي همش كشكه ، زنا هميشه دنبال يكي بهتر ميگردن ، واسه همينم بايد مثل خودشون باهاشون رفتار كني. بنظر من با زنا بايد دو جور رفتار كني ١. اينكه ، عشق و حالتو بكني و درگير عشق و احساس و ازين مزخرفات نشي و دل نبندي ، اونوقته كه اون اويزونت ميشه ٢. اينكه عاشق بشي و حرف از ... .
.
اولي: تجربه به من ثابت كرده كه عشق و عاشقي همش كشكه ، زنا هميشه دنبال يكي بهتر ميگردن ، واسه همينم بايد مثل خودشون باهاشون رفتار كني. بنظر من با زنا بايد دو جور رفتار كني ١. اينكه ، عشق و حالتو بكني و درگير عشق و احساس و ازين مزخرفات نشي و دل نبندي ، اونوقته كه اون اويزونت ميشه ٢. اينكه عاشق بشي و حرف از ازدواج بزني و بهشون توجه كني و " اونام فك كنن چه خبره" و " شاه پريونن" و بعدش ديگه هوا ورشون ميداره و هر چي اونا ميگن رو بايد بگي چشم، بله، حق با شماست، هي گل بخري، منت كشي كني و اخرشم تا "تقي به توقي ميخوره " بره دنبال يكي ديگه.
.
اولي: خسته شدم بابا، من هميشه دنبال يكي بودم كه باهاش زندگي كنم و رابطم موندگار بشه ولي با اين دختراي الان نميشه اصن به ازدواج فكر كرد.
.
.
.
.
.
.
.
.
. .

دومي: تو با چهار تا دختر معاشرت كردي ، فك كردي همه دخترا مثل اونان و همه زنارو ميشناسي؟
.
دومي: نه اينجوري نيست، بنظر من زنا رو نميتوني بشناسي . ١ سال باهاش زندگي ميكني تازه ميفهمي كه انتخابت درست بوده يا نه
.
دومي: ببين، تو وقتي با يكي دوستي، تو لحظه هاي تلخ و سخت زندگيت كه شريكش نميكني كه . فقط تو خوشحالي ها و عشق و حال و شاديات شريكه، بايد زمان بگذره تا تو همه شرايط واكنششونو ببيني
.
دومي: بعد ازدواج داستان فرق ميكنه!!!! يروزايي تو حالت خوب نيست ، يروزايي اون افسردست، يه وقتايي تو غر ميزني، يه وقتايي اون بهونه ميگيره
.
✨ "بايد صبور باشي" ✨" بايد طاقت بياري"✨"دووم بياري"✨
.
دومي: براي زندگي مشترك بايد ادمي رو انتخاب كني كه قدرت مديريت داشته باشه ، و تفاوت ها بپذيره، تو كل دنيا هيچ ادمي نيست كه عين هم باشه ، همه با هم متفاوتن. .
دومي: اين راه بالا و پايين داره ، تلخي و شيريني داره ، تا بوده همين بوده، و اگه قرار بود هر كسي بخاطر هر مسله جزئي جا بزنه الان هيچ زوج خوشبختي وجود نداشت.
. .
اولي: الان من نفهميدم بالاخره ميگي ازدواج خوبه يا بده!! ازدواج مزدواج بكنيم يا نكنيم؟!
. .
.
. . ✨من فقط ميخوام بهت بگم كه "اوني كه زود جا ميزنه ، اهل زندگي مشترك و رابطه پايدار نيست"✨ .
.
. .
‎ #ديالوگ
Read more
بانوی من میخواستم برای سالگرد ازدواجمان چیزی بنویسم که دیدم سالها پیش "بانو" را برایت نوشته ام.با ...
Media Removed
بانوی من میخواستم برای سالگرد ازدواجمان چیزی بنویسم که دیدم سالها پیش "بانو" را برایت نوشته ام.با همه ی حرفها و عشقها.با همه ی خستگی ها و شکستن ها برای تو،که هنوز همانی.که هنوز همانم. . شب است،گم نکنم عشق را،تو را،بانو بگیر دست مرا و مگو چرا بانو بگیر دست مرا کودکِ بزرگ دلم بگیر دست مرا مثل ... بانوی من
میخواستم برای سالگرد ازدواجمان چیزی بنویسم که دیدم سالها پیش "بانو" را برایت نوشته ام.با همه ی حرفها و عشقها.با همه ی خستگی ها و شکستن ها برای تو،که هنوز همانی.که هنوز همانم.
.
شب است،گم نکنم عشق را،تو را،بانو
بگیر دست مرا و مگو چرا بانو

بگیر دست مرا کودکِ بزرگ دلم
بگیر دست مرا مثل بچه ها بانو

همین که راه بیفتیم می رسیم،نترس
چراغ را دل ما می دهد به ما بانو

چراغ هست،غزل هست،چشمهای تو هست
و هست سفره ای از خاطرات ما بانو

هزار پنجره آواز هست روشن و گرم
به جای این همه اما،اگر،چرا،بانو

و هست نان و نمک،نان و شعر،نان و نگاه
و هست سفره ای از خاطرات ما بانو

شب است گم نکنم عشق را تو را،بانو
بگیر دست مرا و مگو چرا بانو

#شاعر_اهورا_ایمان
#سالگرد_ازدواج
Read more
 #اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج تمام راه ظهور تو با گنه بستم دروغ گفته‌ام آقا که منتظر هستم کسی ...
Media Removed
#اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج تمام راه ظهور تو با گنه بستم دروغ گفته‌ام آقا که منتظر هستم کسی به فکر شما نیست راست می‌گویم دعا برای تو بازی‌ست راست می‌گویم اگرچه شهر برای شما چراغان است برای کشتن تو نیزه هم فراوان است من از سرودن شعر ظهور می‌ترسم دوباره بیعت و بعدش عبور می‌ترسم من ... #اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج
تمام راه ظهور تو با گنه بستم
دروغ گفته‌ام آقا که منتظر هستم
کسی به فکر شما نیست راست می‌گویم
دعا برای تو بازی‌ست راست می‌گویم
اگرچه شهر برای شما چراغان است
برای کشتن تو نیزه هم فراوان است
من از سرودن شعر ظهور می‌ترسم
دوباره بیعت و بعدش عبور می‌ترسم
من از سیاهی شب‌های تار می‌گویم
من از خزان شدن این بهار می‌گویم
درون سینه ما عشق یخ زده آقا
تمام مزرعه‌هامان ملخ زده آقا
کسی که با تو بماند به جانت آقا نیست
برای آمدن این جمعه هم مهیا نیست
#نیمه_شعبان
#نیمه_عاشقی
#منجی_عالم_بشریت
#حضرت_مهدی_ع
#حضرت_صاحب‌الزمان_عج
#تبریک_به_عاشقا
#گریه_کنا
#دلبسته_ها
#مذهبیون
#پاتوق_بچه_مذهبی_ها
#قرعه_کشی_سفر_به_مشهد_مقدس
#التماس_دعا
#یا_علی_مدد
#به_رسم_رفاقت_دعای_شهادت
#mazhabiyoon
@mazhabiyoon
Read more
 #NTS_Flashback 8 - Part 1 سیزده ماه پیش وقتی داشتم اولین فلش‌بک رو می‌نوشتم می‌دونستم قراره طیف ...
Media Removed
#NTS_Flashback 8 - Part 1 سیزده ماه پیش وقتی داشتم اولین فلش‌بک رو می‌نوشتم می‌دونستم قراره طیف گسترده‌ای از نظرات رو در موردشون بشنوم؛ از "چه متن قشنگی نوشته‌بودی" و "چه قدر خوب گفتین" و "اصلاً فکر نمی‌کردم این طوری فکر کنی" تا "من اصلاً متن‌هاتو نمی‌خونم و رد میشم" یا "توشون انگار یه غمی هست" ... #NTS_Flashback 8 - Part 1
سیزده ماه پیش وقتی داشتم اولین فلش‌بک رو می‌نوشتم می‌دونستم قراره طیف گسترده‌ای از نظرات رو در موردشون بشنوم؛ از "چه متن قشنگی نوشته‌بودی" و "چه قدر خوب گفتین" و "اصلاً فکر نمی‌کردم این طوری فکر کنی" تا "من اصلاً متن‌هاتو نمی‌خونم و رد میشم" یا "توشون انگار یه غمی هست" یا "یه جوری حرف می‌زنی که انگار هزار سال عمر کردی" و غیره. طبیعتاً حق هر کسیه که نظرات خودشو در مورد موضوعات مختلف داشته باشه و من به این حق افراد احترام می‌گذارم.
اگر بارهای قبل، از اون چیزی که تو ذهنم می‌گذره می‌نوشتم، این بار می‌خوام از اون چیزی بنویسم تو قلبم نگفته مونده. پس اگه بعد از خوندن این متن احساس کردین نیازه تو دلتون مثل همیشه عنوانی بهم بدین، آزادین؛ اما تو نوشتن این حرفا و درد دل‌ها سود هرچند اندکی هست که برای من ارزشمنده.
پارسال همین موقع داشتم از گذشته و آینده می‌نوشتم؛ از آرزوها و هدف‌ها، از شکست‌ها و موفقیت‌ها و از گلایه‌ها و شکرگزاری‌ها. امیدوار بودم به روزهای خوب پیش رو. هنوزم هستم. اما همه چیز اینقدر ساده و راحت نیست. توضیح دادن بعضی چیزا برام سخته. جواب دادن به این سؤال که "نیما چرا از چشمات حرف می‌ریزه ولی هیچ وقت هیچی نمی‌گی" برام سخته. بیان اینکه چرا امسال اون ویژگی‌های مثبتی که برام متصور بودین رو نتونستم به کار ببندم برام سخته؛ اما می‌تونم گوشه‌ی کوچیکی از اون رو که بیانش رو مناسب می‌دونم باهاتون در میون بگذارم.
سال گذشته سالی بود که خیلی چیزا برام دوباره تعریف شدن. خیلی تجربه‌های تلخ دوباره برام تکرار شدن. با آدمایی روبه‌رو شدم و چیزایی رو تجربه کردم که "اصولم" رو زیر سؤال بردن و این یعنی فضائل و رذائل آدم‌ها، خوبی و بدی، ارزش‌ها، دوستی و عشق ورزیدن برام معنی قبلیشون رو از دست دادن.
بعضی اتفاقات هستن که وقتی تجربه بشن، رفتارهایی که دیده بشن و حرفایی که شنیده بشن، دیگه اجازه نمیدن همون آدم سابق بمونیم. چون با "اصل‌ها" سر و کار دارن؛ با "ریشه‌ها". و من بسیار از این تجربه‌ها، رفتارها و حرف‌ها تو زندگیم سراغ دارم. با این حال، هر بار سعی کردم این تغییر رو به سمت مثبتی هدایت کنم تا مطابق اعتقاد همیشگیم به اصل بودن "خود" و "درون" بر اوضاع مسلط بمونم؛ اما چه فایده وقتی من هر بار آدم جدیدی بودم که داشت همون زندگی قدیمی رو تو همون محیط ادامه می‌داد؟ شمعی که تو باد خاموش نشه بالاخره یه موقعی تموم میشه…
Part 2 in seconds…
Read more
#دیدی #قفس تنها نشستم با خودم بغضم گرفته من باز دلتنگت شدم بغضم گرفته تو فکر حال من نباش و زندگی کن گریم نمیگیره یکم بغضم گرفته من دیگه زیر چتر تو بارون راه نمیرم من تا سر این کوچه هم تنها نمیرم دورو برم نقاشی زندون کشیدم میخوام برعکس تو زندونی بمیرم ترسو شدم بی تکیه گاهی درد داره هیشکی نمیتونه ... #دیدی
#قفس
تنها نشستم با خودم بغضم گرفته
من باز دلتنگت شدم بغضم گرفته
تو فکر حال من نباش و زندگی کن
گریم نمیگیره یکم بغضم گرفته
من دیگه زیر چتر تو بارون راه نمیرم
من تا سر این کوچه هم تنها نمیرم
دورو برم نقاشی زندون کشیدم
میخوام برعکس تو زندونی بمیرم
ترسو شدم بی تکیه گاهی درد داره
هیشکی نمیتونه ازم سر در بیاره
هی نامنظم میتپه قلب مریضم
اونم یه جورایی دیگه طاقت نداره
پروانه میشم شمعم روشن کن عزیزم
چشماتو بازم قبله ی من کن عزیزم
برگرد خونه مثل اون روزه که رفتی
مثل همیشم شمع روشن کن عزیزم
دیدی هی میری نمیشه خسته میشی
دیدی ؟
میگی این دفعه آخره میگیره نمیشه
کنج میشینی پر بسته میشی
دیدی ؟
ترحم میکنن غصه نخور پسر
میریزی بهم مثه شیر تو قفس پر بسته میشی
دیدی ؟
اصن حرفاتو نمیفهمن لا نعره هات میری خفه میشی
دیدی؟
میری قدم بزنی حرف نشنوی
میگی کجا برم رفیقم این شهر من بد غریب کشن
دوستت میشه تا لب آب میبره و تشنه میکشه
ها..
یالاندی دنیای بی تو عشق
عشق؟
این روزا همش مال دیوونه هاست
سینه سوخته ها همش کنج میخونه هان
میخونه هارم بستن و نیست امیدی
از شهر دیوونه ها رفتنو بی تو گیریم ندیدی ؟
ندیدی سگ دو میزدم من درجا میزدم
نه به عشقت دنیا بد فنا میزدم
که تورو داشتمو زندگیمو
زندگیه منه خسته رو زندگی خورد..
هرچی میخوردیم سر نمیشد
میمرد و زنده میشد تا پول درآد
نشد در نیومد انگاری باس بیاد جون درآد
ما که چیزی نخواستیم لال نوکرات
فقط بزار دخل با خرج جور درآد
بزار جور دراد
ترسو شدم بی تکیه گاهی درد داره
هیشکی نمیتونه ازم سر در بیاره
هی نامنظم میتپه قلب مریضم
اونم یه جورایی دیگه طاقت نداره
پروانه میشم شمعم روشن کن عزیزم
چشماتو بازم قبله ی من کن عزیزم
برگرد خونه مثل اون روزه که رفتی
مثل همیشم شمع روشن کن عزیزم
@hamid__sefat
@zadobandco
#hamid__sefat #hamidsefat #حميد_صفت #حمیدصفتNew Song By Ali Lohrasbi Ft Hamid Sefat Ghafas
Read more
کوهنوردی معرفت می خواهد و کوهنورد شدن جرات...همیشه در پی همنوردی باش که با تمامی کاستی ها و کمی ها و ...
Media Removed
کوهنوردی معرفت می خواهد و کوهنورد شدن جرات...همیشه در پی همنوردی باش که با تمامی کاستی ها و کمی ها و عیب هایت حاضر باشد به تو عشق بورزد و با تو همه کوهستان را همراه و همگام شود... جمعه 97/2/21 طبس ارتفاعات رشته کوه های شتری با دوستان خوب و با معرفتم . عاشقتووونم #طبس #کوهنوردی #برجام کوهنوردی معرفت می خواهد و کوهنورد شدن جرات...همیشه در پی همنوردی باش که با تمامی کاستی ها و کمی ها و عیب هایت حاضر باشد به تو عشق بورزد و با تو همه کوهستان را همراه و همگام شود... جمعه 97/2/21 طبس ارتفاعات رشته کوه های شتری با دوستان خوب و با معرفتم . عاشقتووونم
#طبس
#کوهنوردی

#برجام
. یک سکس وحشی لای در توی آسانسور ها یک مزه ی تلخ عرق بین خیارشورها . بی تو شدن یک واژه از اعماق تاریکی یک ...
Media Removed
. یک سکس وحشی لای در توی آسانسور ها یک مزه ی تلخ عرق بین خیارشورها . بی تو شدن یک واژه از اعماق تاریکی یک شعر زیبا با تو و سانسورِ سانسورها . یک قلب خالی از تو و معشوق پوشالی یک باخت سنگین قمار مابین پاسورها . خواننده ای غمگین و این الفاظ تکراری اسم پر از تحریک تو در شعر خالتورها . گفتم که برگردی ... .
یک سکس وحشی لای در توی آسانسور ها
یک مزه ی تلخ عرق بین خیارشورها
.
بی تو شدن یک واژه از اعماق تاریکی
یک شعر زیبا با تو و سانسورِ سانسورها
.
یک قلب خالی از تو و معشوق پوشالی
یک باخت سنگین قمار مابین پاسورها
.
خواننده ای غمگین و این الفاظ تکراری
اسم پر از تحریک تو در شعر خالتورها
.
گفتم که برگردی ولی انگار که کر‌ بودی
های ثبت نام کردم ببین در جمع دلخور ها
.
با هرکه بحثم شد همه حیوان صفت بودند
انگار که تکمیل است همه بند ها و آخورها
.
در سر برایت خانه ای ساختم بیا احمق
دیوار زدی دوره خودت لعنت به آجرها
.
من غیرتی هستم نیایی شهر میسوزد
در بین راه دیدت زدن حتی همین کورها
.
در یک زمین چال میکنم هرکه نظر دارد
مال منی باهم رویم در خاک و این گورها
.
یادت نمی آید عسل خواستی و من بودم
با کله رفتم از برایت بین زنبور ها
.
نیشم زدن،نیشم زدن،اما خیالی نیست
با عشق برگشتم ولی رفتی به آن دورها
.
شوری ندارد دست من با من چنین کردی؟
با عشق بستم دست خود در زیر ساطورها
.
عبرت شدی نیما نگو دیگر که طولانیست
احمق خودت دادی دلت را دست لاشخورها
.
#نیمانفری
عکس از:@alex__malikov
Read more
‎پاییز زیبای من ‎پاییز ای پادشاه فصل ها و رنگ ها ‎من با تو آغاز شده ام ‎و هرسال با تو منتظر شروعی دوباره ...
Media Removed
‎پاییز زیبای من ‎پاییز ای پادشاه فصل ها و رنگ ها ‎من با تو آغاز شده ام ‎و هرسال با تو منتظر شروعی دوباره ام ‎رنگهای زیبایت را بپاش بر ورق زندگی ام ‎و ببار تا تازه شوم ‎چرا که تابستان، سخت تن مرا سوزانده است ‎پاییز زیبای من ‎چرا امسال حزین آمده ای؟ ‎تو شروع منی مگذار پایان یابم ‎من تو را با عشق و عشق را ... ‎پاییز زیبای من
‎پاییز ای پادشاه فصل ها و رنگ ها
‎من با تو آغاز شده ام
‎و هرسال با تو منتظر شروعی دوباره ام
‎رنگهای زیبایت را بپاش بر ورق زندگی ام ‎و ببار تا تازه شوم ‎چرا که تابستان، سخت تن مرا سوزانده است ‎پاییز زیبای من
‎چرا امسال حزین آمده ای؟ ‎تو شروع منی مگذار پایان یابم ‎من تو را با عشق و عشق را با تو میشناسم
‎مگذار آمدنت عشق را ببرد ‎که دیگر ترانه پاییز نخواهم خواند ‎پاییز زیبای من
‎می دانی امسال تابستان هم یک ماه عاشق شده بود؟
‎وگرنه تابستان کجا و کافه پاییز کجا
‎من چشم انتظار آمدن تو قدم زدم خیابانی را
‎که به هوای پاییزی تو در تابستان هم آذر بود
‎امسال ۱۳ ماه دارد تابستان هم آذر داشت! ‎پاییز زیبای من
‎منم. من. آذردخت تو
‎دردانه ات، ته تغاری ات
‎مپسند بر من این سرما را ‎دردانه بازیگوشت تب کرده
‎پهن کن لحاف آتشین رنگت را ‎و مرا تنگ در آغوش بکش پاییز زیبای من!
Read more
 #بافتنی #قلاب_بافی #کلاه #هنر_دست #مدل_لوزی آرامش قلب چندی است من آرام آرامم وقتی تو رادارم آرام ...
Media Removed
#بافتنی #قلاب_بافی #کلاه #هنر_دست #مدل_لوزی آرامش قلب چندی است من آرام آرامم وقتی تو رادارم آرام می خوابم با تو همیشه غصه ها مبهوت میگردند با تو همیشه رازها را بازگو کردم تو مرهمی بر دردهای زرد بی مهری مهر است و آرامش عشق است و دور از هرچه درد و هر چه دلتنگی در جستجوی مهر مهر تو شد پیدا من ... #بافتنی #قلاب_بافی #کلاه #هنر_دست #مدل_لوزی
آرامش قلب

چندی است من آرام آرامم
وقتی تو رادارم
آرام می خوابم
با تو همیشه غصه ها مبهوت میگردند
با تو همیشه رازها را بازگو کردم
تو مرهمی بر دردهای زرد بی مهری
مهر است و آرامش
عشق است
و دور از هرچه درد و هر چه دلتنگی
در جستجوی مهر
مهر تو شد پیدا
من باز میگویم آرام آرامم
آرامش قلبم از مهربانی هاست
دستان پر مهرت این بار هم زیباست
و مهربانی کن
با عشق خندیدی و
من دلگرم این لبخند های مهربانی ها
من با توام تو بامنی
مهر است و آسایش
من هر چه میجویم
جز مهر تو آرامشی دیگر نمی خواهم
این بار هم
مهر تو و آرامش و عشق است و یکرنگی.

شاعر: اسماعیل قربانی
Read more
خدای مهربانم ... تو نهایتی تو مهربانـــترینی با تو من نفس کشیدنم همراه با عطر حضور ناب توست و من ...
Media Removed
خدای مهربانم ... تو نهایتی تو مهربانـــترینی با تو من نفس کشیدنم همراه با عطر حضور ناب توست و من چقدر خوشبختم که در آغوش امن رحمت تو هستم ای بیکران مهربان... خدای من تو را سپاس برای حضورت تو را سپاس برای همه ی موهبت هایت من بی صبرانه در انتظار معجزه ی زندگی ام هستم معجزه ی آرامش عشق و خوشبختی... که ... خدای مهربانم ...
تو نهایتی
تو مهربانـــترینی
با تو من نفس کشیدنم همراه با عطر حضور ناب توست
و من چقدر خوشبختم که در آغوش امن رحمت تو هستم ای بیکران مهربان... خدای من
تو را سپاس برای حضورت
تو را سپاس برای همه ی موهبت هایت
من بی صبرانه در انتظار معجزه ی زندگی ام هستم
معجزه ی آرامش عشق و خوشبختی...
که ایمان دارم و یقینی عمیق از صمیم قلبم، که خیلی زود، تو ای خدای مهربانم معجزه ی زندگی ام را به من هدیه می دهی... خدای من
می دانی... ؟
خیلی دوستت دارم ...
در هر لحظه و همیشه با من باش
.
🔸عوايد تبليغات صرف امور خيريه ميشود
🔹استفاده از تمام پستهای پیج وکانال تلگرام برای همه آزاده
براي ذخيره متن و عكس ها به كانال خدا آفيشيال مراجعه كنيد
⬅️ لينك عضويت كانال بالاي پيج هست➡️
Read more
. آنگاه كه آفتاب غروب مايل مي تابد آنگاه كه جيرجيرك ها با صداي بلند مي خوانند آنگاه كه دانه هاي شبنم ...
Media Removed
. آنگاه كه آفتاب غروب مايل مي تابد آنگاه كه جيرجيرك ها با صداي بلند مي خوانند آنگاه كه دانه هاي شبنم روي علف ها مي درخشند آرام راه مي افتم نيمي متكبر، نيمي متواضع مي آيم به آرامي بر همان مسيري گام مي نهم كه پاهاي تو پيموده اين خانه ي خالي را مي جويم جايي كه خاطرات تو اكنون براي آن پيچك از تمام آنها ... .
آنگاه كه آفتاب غروب مايل مي تابد
آنگاه كه جيرجيرك ها با صداي بلند مي خوانند
آنگاه كه دانه هاي شبنم روي علف ها مي درخشند
آرام راه مي افتم
نيمي متكبر، نيمي متواضع مي آيم
به آرامي بر همان مسيري گام مي نهم كه پاهاي تو پيموده
اين خانه ي خالي را مي جويم
جايي كه خاطرات تو اكنون براي آن پيچك
از تمام آنها كه پيش از تو رفته اند عزيزتر است
در دلم محبت شيريني احساس مي كنم
براي گياهان كه حفاظ پنجره ايست
كه تو آن روز از درون آن به من نگاه كردي
عشق بود يا باز شناختِ آنچه مي دانستم
آنگاه كه موقعيت ضعيفم به دست تو بر باد رفت
و دلم تا ابد اسير سوداي شد
زيرا كه پيش از آن در زمان فرعون يا قرن ها بيشتر
در برابر تختت زانو زده بودم
گرچه رويت از من پنهان بود
ليكن پوشش موميايي تابوتت منعم نمي كرد از اين كه
به ديدن تاج گلي كه برايت فرستاده بودم بيايم.
گرچه بين ما هيچ كلامي نبود
احساس مي كردم كه خدا ما را ديده
و آنگاه كه تو مي رفتي قلب هايمان را به هم پيوند زده بود
بگذار ديگران از عشق و ازدواج بگويند
از كالسكه ي عروس و ماه عسل
از درخشش جشن مد روز
اما آيا مي توانند پيوند دو قلب را بفهمند
كه با محبت، هم صحبت و با هم يكي شده اند
قلب هايي كه در عالم گوشت و خون بيگانه بوده اند؟
محبوبم، اشك در چشمانم حلقه مي زند
آنگاه كه در پايان اين سفر، به زيارت در مقابل آرامگاهت مي ايستم
پيش از بازگشت به انجام وضايف روزانه
در اين دنياي زيباي كسل
در اين سكون شب ، دست به دعا بر مي دارم:
تا آنگاه كه بر شيپور رستاخيز مي دمند.
آنگاه كه كشتي زندگي، بادبانش را بسته
آنگاه كه چرخ پيشرفت بشر ايستاده
شايد آنگاه، محبوبم، با تو ملاقات كنم
و با بوسه اي عاشقانه به تو سلام كنم
آنجا كه منتظرم مانده اي...
.
.
شاعر " ريموند چندلر "
و .
ترجمه ي فوق العاده ي " فتح الله جعفري جوزاني" .
.
.
Read more
دکتر افشین یداللهی پیش از آنکه سفیر اهدای عضو ایران شوند،کارت اهدای عضو خود را دریافت کردند تا در صورت ...
Media Removed
دکتر افشین یداللهی پیش از آنکه سفیر اهدای عضو ایران شوند،کارت اهدای عضو خود را دریافت کردند تا در صورت امکان "نبضشان امانتی باشد پیش دیگران" بذار از زندگی چیزی بفهمم/ نمی خوام این سفر کوتاه باشه/ نذار جای تموم آرزوهام/ همه ش حسرت، همیشه آه باشه/ به من فرصت بده تا لحظه ها رو/ کنار عطر تو آروم ... دکتر افشین یداللهی پیش از آنکه سفیر اهدای عضو ایران شوند،کارت اهدای عضو خود را دریافت کردند تا در صورت امکان "نبضشان امانتی باشد پیش دیگران"
بذار از زندگی چیزی بفهمم/
نمی خوام این سفر کوتاه باشه/

نذار جای تموم آرزوهام/
همه ش حسرت، همیشه آه باشه/
به من فرصت بده تا لحظه ها رو/
کنار عطر تو آروم بگیرم/

به من فرصت بده از مرگ رد شم/
نذار، عشقو نفهمیده، بمیرم/ کمک کن وقتی با تو با یه لبخند/
می تونیم رد بشیم از آخرین درد/

با روحت سر به راه عشق می شی/
با قلبت بیقرار عشق می شم/

اگه این اتفاقو دوست داری/
بذار نبضت امانت باشه پیشم/
ترانه جشن نفس (اهداء عضو)

ترانه سرا: #افشین_یداللهی

خواننده: #شهرام_حافظی

آهنگساز: #بابک_زرین

این ترانه در کتاب #جنون_منطقی توسط #انتشارات_نگاه چاپ شده است

@afshinyadolahi

@babakzarin_official

@negahpub

@ehda.ir

#بذار_نبضت_امانت_باشه_پیشم

#روز_ملی_اهدا_عضو
Read more
من آمدم دوباره به دستم قلم دهي شاعر شوم به شعر دم محتشم دهي عطر حرم به پيرهن دفترم دهي پاداش اين ...
Media Removed
من آمدم دوباره به دستم قلم دهي شاعر شوم به شعر دم محتشم دهي عطر حرم به پيرهن دفترم دهي پاداش اين دلانه غبار حرم دهي ما در حريم تو همه مستيم يا حسين ما را ببخش عهد شكستيم يا حسین «ان الحسين..»، بَه كه چراغ تو روشن است تقدير من حبيب! دوجا جان سپردن است اين سينه كبود نشاني به اين تن است مِهر ... من آمدم دوباره به دستم قلم دهي

شاعر شوم به شعر دم محتشم دهي

عطر حرم به پيرهن دفترم دهي

پاداش اين دلانه غبار حرم دهي

ما در حريم تو همه مستيم يا حسين

ما را ببخش عهد شكستيم يا حسین «ان الحسين..»، بَه كه چراغ تو روشن است

تقدير من حبيب! دوجا جان سپردن است

اين سينه كبود نشاني به اين تن است

مِهر حسين مُهر مسلماني من است

با سجده روي تربتتان من هوايي ام

با هر نمازِ سمت حرم كربلايي ام

نام حسين آمد و ما جان گرفته ايم

ابريم و در هواي تو باران گرفته ايم

از چشم ها براي تو پيمان گرفته ايم

ما تشنه ايم و روضه ي عطشان گرفته ايم

افتاد بر زمين و به رنگ جنون نوشت

حي علي العزای خودش را به خون نوشت

اين بيت ها دوباره پر از سوز و غم شده

هنگام وصف حضرت صاحب علم شده

صحراست صفحه صفحه و دستي قلم شده

جسمي كه قطعه قطعه و انگار كم شده.. گفتند تا كه جسم پراكنده شد به عشق "هرگز نميرد آن كه دلش زنده شد به عشق

ثبت است بر جريده ي عالم دوام ما"

وقتي كه هست حضرت عطشان امام ما

خوش آن زمان كه عشق شوي هم كلام ما

از باده ي الست بريزي به جام ما

ما را غبار پاي حسن آفريده اند

ما را براي سينه زدن آفريده اند

شب گفت راه عشق خدايي پر از بلاست

افتاد پرده، ديد سری روی نیزه هاست

فرهادي غزل به دو چشم تو مبتلاست

شيرين تر از عسل لب ساقي كربلاست

اين شعرها بدون تو طعم عسل نداشت

اصلاً بدون چشم تو شاعر غزل نداشت

اي دل تو خاك پاي همين خانواده اي

در لحظه هاي اشك چنان فوق العاده اي

با هر حسين گفتن آرام و ساده اي «انگار روبروي حرم ايستاده اي..» هرچند ما به نوكريت بي لياقتيم

از كودكي خود همه تحت عنايتيم.
Read more
تنهایے تان را با ڪسے قسمت ڪنید ڪه سال ها بعد ، شما را همین گونه ڪه هستید دوستـــــ بدارد با ...
Media Removed
تنهایے تان را با ڪسے قسمت ڪنید ڪه سال ها بعد ، شما را همین گونه ڪه هستید دوستـــــ بدارد با موے سپیدتان ، شیـار زیر چشمتـان و لرزش دستـــــ و دلتـــانـ تنهایی های بی پایان من روز وداع با تو یا سر می رسد یا نه اما می دانم صدسال تنهایی به است از صدسال پشیمانی ... عشق هایی که می آیند و ... تنهایے تان را با ڪسے

قسمت ڪنید

ڪه سال ها بعد ،

شما را همین گونه ڪه هستید

دوستـــــ بدارد

با موے سپیدتان ،

شیـار زیر چشمتـان

و لرزش دستـــــ و دلتـــانـ

تنهایی های بی پایان من
روز وداع با تو یا سر می رسد یا نه
اما می دانم صدسال تنهایی
به است از صدسال پشیمانی ...
عشق هایی که می آیند و می روند
آدم هایی که تکلیفشان با
خودشان مشخص
نیست
دختر پسر مرد زن .... بی تکلیف
همدیگر را تباه می کنند ...
به امید اینکه روزی برسد
عشق واقعی به تمام دنیا تزریق شما
که آن روز تنفسی از عشق
به زندگی ها طراوت بخشد
Read more
ه نام دوست. یک سال گذشت ...... از آن روز که دو عنصر زمینی با پیوندشان آسمانی شدند......پیوندی که در ...
Media Removed
ه نام دوست. یک سال گذشت ...... از آن روز که دو عنصر زمینی با پیوندشان آسمانی شدند......پیوندی که در گذر طوفان ها ماندگار شد.دو عنصر عشق فارق از هر رنگ و بویی به اکسیر عشق،پیوند یکرنگی خوردند . سه سال میگذره از اولین دیدارمون از اولین باری که دیدمت و خوب یادمه تو از من خوشت اومده اما من کاملا پشیمون بودم ... ه نام دوست. یک سال گذشت ...... از آن روز که دو عنصر زمینی با پیوندشان آسمانی شدند......پیوندی که در گذر طوفان ها ماندگار شد.دو عنصر عشق فارق از هر رنگ و بویی به اکسیر عشق،پیوند یکرنگی خوردند . سه سال میگذره از اولین دیدارمون از اولین باری که دیدمت و خوب یادمه تو از من خوشت اومده اما من کاملا پشیمون بودم و هر لحظه فقط به بیرون نگاه میکردم چون ازت خوشم نیومده بوداما هیچوقت نتونستم بهت بگم شاید تقدیر بوده.با گذشتن روز ها و ساعت ها کم کم از دل مهربونت خوشم اومد به مرور زمان از چشمام هم بیشتر بهت اعتماد داشتم چشمامو باز کردم دیدم یه سال گذشته و بعد از خدا و پدرم تو را دوس دارم این شد که جلوخانوادم وایستادم تا بهم برسیم ازتیکه کنایه های مامان بگیر تا بابا که میگفت حقوق پسره حتی اندازه پول خوراکی تو نمیشه یاد اون روزا بخیر حتی حاظر نمیشدن ببیننت.اما امروز بعد گذشت دوسال تو را از من که دخترشونم بیشتر دوس دارن تا روز که عقد کردیم تا روزی که مطمعن شدم این دنیا و اون دنیام فقط و فقط با تو میخوام باشم.خداروشکر بعد عقد هم من استخدام شدم هم تو یادش بخیر برکت داشت عقدمون.تو این سال ها روزای  متفاوتی را پشت سر گذاشتیم روزای خوب روزای بد اما این که کنار هم بودیم مهم بود چون کنار هم سختی ها را پاس کردیم.خیلی میخواستن و میخوان که باهم نباشیم و حسادت میکنن.اما تک تک اونایی که بدی کردن بهمون راسپردیم دست خدامون
Read more
سلام، سلام، سلام. زیباصبح دوشنبه گرم تابستانی تان،نیکووخوش، دلهایتان شادولب هایتان خندان وتن هایتان سلامت وتندرست وعاقبت هایتان بخیر. دوست تان دارم. مراقب خوبی هایتان باشید. ۱۳۹۷/۰۶/۰۵ دوشنبه ای فوق العاده عالی وخوب وبی نظیر، خدایا هزاران بارشکرت. . . . ... سلام،
سلام،
سلام.

زیباصبح دوشنبه گرم
تابستانی تان،نیکووخوش،
دلهایتان شادولب هایتان
خندان وتن هایتان سلامت
وتندرست وعاقبت هایتان
بخیر.❤
دوست تان دارم.❤
مراقب خوبی هایتان باشید.❤ ۱۳۹۷/۰۶/۰۵

دوشنبه ای فوق العاده عالی وخوب وبی نظیر،
خدایا هزاران بارشکرت.❤ 🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏 . . . بعضیها عجیب خوبند... با یک اتفاق می آیند و می نشینند ته ته دلت دیگر،
از دلت نمیروند،
اصلا انگار آمده اند که مایه دلگرمیت باشند،❤
حتی اگر نباشند،
رد پایشان روی دلت میماند تا تمام عمر عشق میورزند،
حتی ندیده عاشقت میکنند،
بعضی ها عجیب خوبند، یادشان،
که می افتی روحت جانی دوباره میگیرد،
بعضی ها را کم میبینی و حتی اگر نبینی بازم با تو هستند،
بعضی ها عجیب می آیند و
عجیب تر آنکه دیگر نمیروند
حتی اگه کنارت نباشند در ذهنت
میمانند،
لبخندشان...❤
تصویرشان...❤
صدایشان...❤
حرفهایشان...❤
همه را پیشت امانت میگذارند،
و تو میمانی با آرزوی دیدار، دوباره آنها...بعضیها عجیب، خوب هستند.⚘👆❤
Read more
سلام، سلام، سلام. صبح زیبای تابستانی تان نیکووخوش. آرزومند بهترین های موجوددرعالم برایتان هستم. دوست تان دارم. مراقب خوبی هایتان باشید. ۱۳۹۷/۰۵/۱۸ پنجشنبه. بعضیها عجیب، خوبند.⚘ با یک اتفاق می آیند،⚘ و می نشینند ته ته دلت،⚘ و با هر بهانه و تلخی و اخم و تخم و هزار دلیل دیگر،⚘ از ... سلام،
سلام،
سلام.❤ صبح زیبای تابستانی تان نیکووخوش.❤ آرزومند بهترین های موجوددرعالم برایتان
هستم.❤ دوست تان دارم.❤ مراقب خوبی هایتان باشید.❤ ۱۳۹۷/۰۵/۱۸

پنجشنبه.❤ بعضیها عجیب، خوبند.⚘
با یک اتفاق می آیند،⚘ و می نشینند ته ته دلت،⚘
و با هر بهانه و تلخی و اخم و تخم و هزار دلیل دیگر،⚘
از دلت نمیروند،⚘
خوب میخندند،⚘
خوب گوش میکنند،⚘
اصلا انگار آمده اند،⚘ که مایه دلگرمیت باشند.⚘
حتی اگر نباشند،⚘
رد پایشان روی دلت،⚘ میماند تا تمام عمر،
عشق میورزند،⚘ حتی متلکهایشان به جانت مینشیند.⚘
بعضی ها عجیب خوبند.⚘
یادشان که می افتی روحت جانی دوباره میگیرد،⚘ یادشان که می افتی بی اراده لبخند به لبانت مینشیند،⚘
بعضی ها را کم میبینی و حتی اگر نبینی باز با تو هستند
بعضی ها عجیب می آیند،⚘ و
عجیب تر آنکه دیگر نمیروند،⚘ حتی وقتی که از کنارت رفته اند،⚘
میمانند،⚘
لبخندشان،⚘
تصویرشان،⚘
صدایشان،⚘
حرفهایشان،⚘
همه را پیشت امانت میگذارند،⚘
و تو میمانی و یاد و آرزوی دیدار دوباره. آنها.⚘
بعضیها عجیب خوبند.⚘
Read more
. با همه ی بی سر و سامانی ام باز به دنبال پریشانی ام طاقت فرسودگی ام هیچ نیست در پی ویران شدنی آنی ...
Media Removed
. با همه ی بی سر و سامانی ام باز به دنبال پریشانی ام طاقت فرسودگی ام هیچ نیست در پی ویران شدنی آنی ام آمده ام بلکه نگاهم کنی عاشق آن لحظه طوفانی ام دل خوش گرمای کسی نیستم آمده ام تا تو بسوزانی ام آمده ام با عطش سال ها تا تو کمی عشق بنوشانی ام ماهی برگشته ز دریا شدم تا تو بگیری و بمیرانی ام خوب ... .
با همه ی بی سر و سامانی ام
باز به دنبال پریشانی ام

طاقت فرسودگی ام هیچ نیست
در پی ویران شدنی آنی ام

آمده ام بلکه نگاهم کنی
عاشق آن لحظه طوفانی ام

دل خوش گرمای کسی نیستم
آمده ام تا تو بسوزانی ام

آمده ام با عطش سال ها
تا تو کمی عشق بنوشانی ام

ماهی برگشته ز دریا شدم
تا تو بگیری و بمیرانی ام

خوب ترین حادثه می دانمت
خوب ترین حادثه می دانی ام ؟

حرف بزن ابر مرا باز کن
دیر زمانی است که بارانی ام

حرف بزن، حرف بزن سال هاست
تشنه ی یک صحبت طولانی ام

ها ... به کجا می کشی ام خوب من ؟
ها ... نکشانی به پشمانی ام ...!!! #محمدعلی_بهمنی #محمد_على_بهمنى
Read more
: بعضی اوقات، دیدی آدم حوصله شنیدنِ چیزی را ندارد و وقتی هم دارند باهات حرف می‌زنند، انگار تو محوِ ...
Media Removed
: بعضی اوقات، دیدی آدم حوصله شنیدنِ چیزی را ندارد و وقتی هم دارند باهات حرف می‌زنند، انگار تو محوِ آبِ چشمه‌ای و هی یکی، سنگ می‌اندازد توی آب و آب، موج برمی‌دارد و باز می‌نشینی آب، از موج بیفتد و تو به خیالِ خودت برسی، اما باز آب را موج می‌اندازند و خیالات‌ات را آشفته. #خاما (رمان ايراني) #یوسف_علیخانی نشر ... :
بعضی اوقات، دیدی آدم حوصله شنیدنِ چیزی را ندارد و وقتی هم دارند باهات حرف می‌زنند، انگار تو محوِ آبِ چشمه‌ای و هی یکی، سنگ می‌اندازد توی آب و آب، موج برمی‌دارد و باز می‌نشینی آب، از موج بیفتد و تو به خیالِ خودت برسی، اما باز آب را موج می‌اندازند و خیالات‌ات را آشفته.

#خاما
(رمان ايراني)
#یوسف_علیخانی
نشر آموت/ چاپ هفتم / ۴۴۸ صفحه/ ۳۴۰۰۰ تومان

همه‌ی عشق‌ها و نفرت‌ها برای این بوده که کسی «خاما»یش را پیدا نکرده؛ یا خاما را دیده و نشناخته و یا شناخته و نتوانسته به وصالش برسد.

آدم‌ها دنبال گفتن قصه‌ی زندگی خودشان هستند و در طول تاریخ، این اتفاق با نگاه کردن به زندگی دیگری اتفاق افتاده است.
همه‌ی ما در زندگی‌مان، آدمی داریم که قصه‌اش را نمی‌دانیم. قصه‌ی پدربزرگی که معلوم نیست از کجا آمده، که بوده و از کجا آمده و چه در سر داشته. قصه مادربزرگی که روزگار نگذاشت برای‌مان تعریف کنند.
همه‌ی پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها با گفتن قصه‌های قدیمی، سعی کردند، قصه خودشان را نگویند؛ خیلی هنر کرده باشند، کمی از خودشان را در آن قصه‌ها جاری کرده‌اند.
خاما، داستان زندگی یک پدربزرگ است. پدربزرگی که حالا نیست. و راوی در پوستین او افتاده تا زندگی‌اش را از نگاه او خیال کند. این که چقدر به حقیقت رفته و چقدر خیال بافته، باید این رمان را خواند.
این رمان، داستان زندگی و عشق است از سویی و از سوی دیگر رنج و جنگ و تبعید است و آن‌گاه سرگشتگی و آوارگی و گم شدن آن عشق که امیدبخش بود.
خاما، داستان انسان معاصر است که زندگی، هر لحظه برای او نقشه‌ای زیر سر دارد و بدا به حال کسی که سر راهش سبز بشود.
رمان «خاما» داستان من و شماست؛ با اکنون‌مان زندگی می‌کنیم و با عشق گمشده‌مان خیال می‌کنیم.

یوسف علیخانی، متولد اول فروردین ۱۳۵۴ در روستای میلکِ الموت است و پيش از اين از او اين كتاب‌ها منتشر شده: رمان «بیوه‌کُشی» و مجموعه‌داستان‌های: «عروسِ بید»، «اژدهاکُشان» و «قدم‌بخیر مادربزرگِ من بود»
رمان «خاما» نوشته‌ی «يوسف عليخاني» در ۴۴۸ صفحه و به قیمت ۳۴۰۰۰ تومان توسط «نشر آموت» منتشرشده است.

www.aamout.com

کتاب های #نشر_آموت را از کتابفروشی های معتبر و شهرکتاب های سراسر ایران بخواهید

خرید بالای صد هزار تومان ارسال رایگان
۰۹۳۶۰۳۵۵۴۰۱

کانال تلگرامی آموت:
t.me/aamout
Read more
سرم را بلند کردم و نا خود آگاه ایستادم. بی آنکه متوجه باشم چند لحظه تماشا کردم. گفتم سلام. شاید کسی ...
Media Removed
سرم را بلند کردم و نا خود آگاه ایستادم. بی آنکه متوجه باشم چند لحظه تماشا کردم. گفتم سلام. شاید کسی آن پشت نشسته که همه ی آدم ها، و با تأکید همه آدم ها را دوست دارد. شاید کسی فیلم را نگاه می کند که ساعتهاست منتظر من بوده است. من؟ چه واژه غریبی.. و ای کاش من، چیزی فراتر از یک ضمیر کاربردی نبود. که اگر نبود ... سرم را بلند کردم و نا خود آگاه ایستادم.
بی آنکه متوجه باشم چند لحظه تماشا کردم.
گفتم سلام.
شاید کسی آن پشت نشسته که همه ی آدم ها، و با تأکید همه آدم ها را دوست دارد. شاید کسی فیلم را نگاه می کند که ساعتهاست منتظر من بوده است.
من؟ چه واژه غریبی.. و ای کاش من، چیزی فراتر از یک ضمیر کاربردی نبود.
که اگر نبود من، نبود درد، نبود دلتنگی، نبود انتظار، نبود غرور، اگر نبود من، نبود سلیقه، نبود آن احساس لعنتی خوشایند، که توی نگاهش نشسته است. اگر نبود من، نبود عشق. و عشق، چه واژه غریبی... و ای کاش عشق فراتر از یک حاجت پست تنانه نبود. که اگر بود، دواهای بسیار داشت. دواهای بلند، دواهای بلوند، دواهای خواب آور که همه چیز را می کشند در یادت. دواهایی که فراوانند، دواهایی که هیچ شرعی و آیینی و عرفی مانعشان نبود.
عاشقانه ای، عاشقانه ای اِی دوست. سخت عاشقانه ای، اما تنها در خیال من. خیال، چه واژه غریبی... و ای کاش خیال هیچ کم نداشت از این واقعیت زبر که همچون لباسی تنگ، تنم را می خورد و ریز ریز می جود.
و نمی دانی که بارها تا مرگ با تو زیسته ام. بارها دستت را گرفته ام، بارها توی چشم هایت نگاه کرده ام. بارها به تو لبخند زده ام و بارها توی لبخند ها گرییده ام. نمی دانی تو که هر بار دورت مثل پروانه چرخیده ام وقتی سرفه کرده ای. نمی دانی بی انصاف که بارها در خیال من با هم خندیده ایم کل راه را تا خانه پدرت.
چرا دریغ می کنی، چرا دریغ می کنی این همه خوشبختی را حتی از خیال من؟
Read more
✍ اطلاعیه گروه "چاوشی ترن" - . با نامِ تو، عشقِ خود آغاز می کنیم با خیل عاشقانِ تو دمساز می کنیم. . <span class="emoji emoji2705"></span> ...
Media Removed
✍ اطلاعیه گروه "چاوشی ترن" - . با نامِ تو، عشقِ خود آغاز می کنیم با خیل عاشقانِ تو دمساز می کنیم. . با سلام و احترام فراوان خدمت جامعه هواداران و مخاطبان محسن چاوشی. ضمن سپاس و تشکر از پیگیری ها و اصرارهای شما عزیزان مبنی بر راه اندازی مجدد کانال تلگرام و صفحه اینستاگرام "چاوشی ترن"، مفتخریم اعلام ... ✍ اطلاعیه گروه "چاوشی ترن" - .
با نامِ تو، عشقِ خود آغاز می کنیم
با خیل عاشقانِ تو دمساز می کنیم. .
✅ با سلام و احترام فراوان خدمت جامعه هواداران و مخاطبان محسن چاوشی. ضمن سپاس و تشکر از پیگیری ها و اصرارهای شما عزیزان مبنی بر راه اندازی مجدد کانال تلگرام و صفحه اینستاگرام "چاوشی ترن"، مفتخریم اعلام کنیم که از این ساعت، در خدمت شما خواهیم بود تا در کنار هم به کسی که صدایش، آهنگ زندگیمان و اخلاقش، الگوی زیستنمان است خدمت کنیم.
در مدت زمانِ تعطیلی "چاوشی ترن" دوستان و مخاطبان زیادی از طریق پیام، دایرکت و پیوی درخواست راه اندازی و حضور مجدد ما را داشتند که با ارج نهادن به این همه لطف، دوباره در خدمت شما خواهیم بود. گروهِ ما، مانند همیشه به یاری و کمک هواداران نیازمند است. خواهشمندیم "چاوشی ترن" را به دوستان و آشنایان خود معرفی و آنها را به حضور در کنار سایرِ چاوشیست ها دعوت کنید.
✅ چاوشی ترن، برای تقویت تیم کاری خود، از همه علاقه مندان دعوت به همکاری می کند. در این راستا، کسانی که خود را در زمینه طراحی متن و عکس و ساخت کلیپ دارای قابلیت می دانند، با ارسال نمونه ای از کار خود و تأیید ادمین، به تیم ما بپیوندند.
لازم به ذکر است که حضور و فعالیت همه ما (از ادمین تا بقیه تیم) با آرمانِ خدمت به محسن چاوشی بوده و به هیچ وجه تصور دستمزد را نداشته و نداریم.
لطفا نمونه کار خود را به آیدی همین کانال ارسال فرمایید.
✅ در پایان، ضمن تشکر از گروه "اتحاد چاوشی" و شخص #محسن_چاوشی برای اجازه راه اندازی مجدد، اعلام می کنیم که تمامی صفحات هواداری با کمک یکدیگر برای هواداران چاوشی فعالیت می کنیم و امیدواریم گروه "چاوشی ترن" نیز دِین خود را به صدای جاودان او ادا نماید.

#ابراهيم #چاوشى
Read more
. @bread.page . از پیج بهار جان @baharshafi . . اینم از تیرامیسو جان دل فقط و فقط به عشق شمایی ...
Media Removed
. @bread.page . از پیج بهار جان @baharshafi . . اینم از تیرامیسو جان دل فقط و فقط به عشق شمایی که همیشه همراهید #تیرامیسو  من برای درست کردن تیرامیسو 200 گرم خامه قنادی رو با 200 گرم پنیر ماسکارپونه(یا پنیر خامه ای بدون نمک) مخلوط کردم و بهش سه قاشق غذاخوری پودر قند اضافه کردم و خوب با ... .
@bread.page
.
از پیج بهار جان
@baharshafi
.
.
اینم از تیرامیسو جان دل فقط و فقط به عشق شمایی که همیشه همراهید😍😍😍
#تیرامیسو
 من برای درست کردن تیرامیسو 200 گرم خامه قنادی رو با 200 گرم پنیر ماسکارپونه(یا پنیر خامه ای بدون نمک) مخلوط کردم و بهش سه قاشق غذاخوری پودر قند اضافه کردم و خوب با همزن زدم تا فرم بگیرم.
بعد یه لیوان نسکافه غلیظ دم کردم و گذاشتم خنک شه.
بیسکوییت ها رو تو نسکافه کمی خیس کردم و کف ظرف چیدم.بعد از مخلوط خامه ای یک لایه روی بیسکوییت ها ریختم(من شکوفه زدم).و روی اون پودر کاکائو الک کردم.این مرحله رو هر چند بار که خواستید تکرار کنید و روش رو با خامه شکوفه بزنید و پودر کاکائو بریزید و برای 24 ساعت تو یخچال بذارید تا خودش رو بگیره .
بیسکوییت لیدی فینگر:
مواد لازم :
۴عدد سفیده تخم مرغ
۴ عدد زرده تخم مرغ
آرد دو لیوان
بکینگ پودر یک ق چ
وانیل نصف ق چ
شکر نصف لیوان
طرز تهیه:
از حدود ده دقیقه قبل تر تخم مرغ ها رو بیرون از یخچال بذارید
بعد سفیده و زرده رو از هم جدا کنید.جوری که حتی یک ذره از زرده ها با سفیده مخلوط نشه
حالا با دور تند همزن سفیده ها رو انقدر بزنید تا پفکی و سبک شه و وقتی ظرف رو برمیگردونید سفیده تکون نخوره.
حالا زرده ها رو با شکر و وانیل با همزن بزنید تا زمانی که کرم رنگ و کشدار بشه.
سفیده ها رو به ارومی با زرده فولد کنید.با لیسک و اروم هم بزنید تا پف سفیده ها نخوابه
ارد و بکینگ پودر رو با هم مخلوط کنید و الک کنید و تو سه مرحله اضافه کنید به مخلوط تخم مرغ ها و با لیسک به ارومی هم بزنید.
و تو قیف با ماسوره گرد ساده و یا بدون ماسوره بریزید
فر رو از قبل با دمای 180 درجه گرم کنید .
تو سینی که کاغذ روغنی گذاشتید مثل عکس اخر با ماسوره مواد رو بریزید و برای 20 دقیقه تو فر بپزید.
*اگر دوس داشته باشید میتونید دو قاشق پودر قند رو روش الک کنید ولی من این بار انجام ندادم و از نتیجه راضی بودم.
*سعی کنید قطر مواد کم نباشه تا بیسکوییت ها حجیم باشه و برای درست کردن تیرامیسو له نشه. .
#لیدی_فینگر_آشپزی_شما
#تیرامیسو_آشپزی_شما
#دسر_آشپزی_شما . . .
لینک کانال تلگرام👇👇👇👇👇👇
https://t.me/joinchat/AAAAAEDStHv6b1WSuJs0ow
.
👇👇👇👇
@bread.page
@ashpazi_shoma


Tag photo: #ashpazi_shoma

#insiran #persianfood #persiandessert #persian_foods #persianshot #persianstyle #persiancuisine #persiagram #instapic #insta_persia #insiranian
Read more
اينم ورق زدنيه .... تصاويرش هم از گوگل برداشتم <span class="emoji emoji1f640"></span><span class="emoji emoji1f606"></span> بچه ها ! قبل از هر چيزي ، امروز يكي بهم دايركت داد ...
Media Removed
اينم ورق زدنيه .... تصاويرش هم از گوگل برداشتم بچه ها ! قبل از هر چيزي ، امروز يكي بهم دايركت داد كه شما چرا تو كپشن به كاربرتون دستور ميدين !!!! مثلا ميگين : فالو كن ، عضو بشو ، ورق بزن .....☹️ خوب چي بگم ؟!؟ من احساس نزديكي و صميميت دارم و احترام زيااااد براتون قائلم و اصلا هم قصد امر و دستور ندارم ... اينم ورق زدنيه .... تصاويرش هم از گوگل برداشتم 🙀😆
بچه ها !
قبل از هر چيزي ، امروز يكي بهم دايركت داد كه شما چرا تو كپشن به كاربرتون دستور ميدين !!!!😱 مثلا ميگين : فالو كن ، عضو بشو ، ورق بزن .....☹️
خوب چي بگم ؟!؟ من احساس نزديكي و صميميت دارم و احترام زيااااد براتون قائلم و اصلا هم قصد امر و دستور ندارم و خيلي هم عاشقتونم و موندريان ❤️💛💙
خودشو خدمتگزار شما هنرجو ها ميدونه 😻 پس لطفا كسي ناراحت نشه و بدونيد تمام كپشن هارو بداهه مينويسم ! ولي با كلي عشق به كارم و شماها ! با كلي حس خوبي كه دوست دارم با شما تقسيم كنم و هرگز به خودم اجازه نميدم و ندادم به كسي دستور بدم و امر كنم 🤭🤭🤭
بگذريم از اينها ،
عزيزانم ، سايت همه امورش انجام شدن و بدون نقص در خدمتتون هست و لينك دانلود اپ هم براي همه ارسال شده! لطفا اگر هر موردي در دانلود اپ و يا عضو شدن در سايت داريد با شماره زير تماس بگيريد يا واتس اپ پيام بدين ( شماره پشتيباني)
09213236532
.
.
اينم بگم و برم : من هلاك پنيرم ! سوسيس كالباس هم خيلي دوست دارم و بيشترين انتخابم روي سوسيس پنيري هست 🤦🏼‍♀️
اين عكس رو به خاطر اون پنير هاي گوگولش انتخاب كردم🙃
عكس دوم هم عينشو اموزش ميديم و داريم تو منومون ( منودر سايت هست ) و خيلي هم خوشمزه است 😊
برام دعا كنيد ! موج جديدي از رژيم لاغري رو شروع كردم و اميدوارم بتونم تحمل كنم 😫😩
.
. 🥓سوسيس و كالباس خانگي _ راشين عبد علي
پنجشنبه _پانزدهم شهریور
.
حتما و حتما عضو سايتمون بشين كه اونجا منتظرتونيم ❤️💛💙
.
حالا واقعا من دستور ميدم تو كپشن ؟!؟
😭😭😭😭😭
.
.
#موندريان #آموزشگاه #قنادي #آشپزي #خانگي #ارگانيك #خوشمزه #اپليكيشن #مجازي #حضوري #آموزشي #آموزش #سوسيس #كالباس #فست_فود #سالم #آشپزخانه #رستوران #كافه #صبحانه #ناهار #شام #غذا #ساندويچ #كودك #نوجوان #بيزينس #كسب_و_كار #توليد #توليد_ملي
Read more
. می شود با تو پر از حادثه بود با تو سرشار شد از عطر خوش یک آواز با تو لبریز شد از روشنی یک پرواز می شود ...
Media Removed
. می شود با تو پر از حادثه بود با تو سرشار شد از عطر خوش یک آواز با تو لبریز شد از روشنی یک پرواز می شود با غم ها خندید و به آغاز گل سرخ رسید ای صمیمی تر از احساس قناری در باد ای رهاتر از موج می شود با تو به پرواز رسید آب را حس کرد و غزل را فهمید و درون یک برگ "خالق آینه ها" را هم دید به تو از عشق نگفتم اما می ... .
می شود با تو پر از حادثه بود
با تو سرشار شد از عطر خوش یک آواز
با تو لبریز شد از روشنی یک پرواز
می شود با غم ها خندید
و به آغاز گل سرخ رسید
ای صمیمی تر از احساس قناری در باد
ای رهاتر از موج
می شود با تو به پرواز رسید
آب را حس کرد
و غزل را فهمید
و درون یک برگ "خالق آینه ها" را هم دید
به تو از عشق نگفتم اما
می شود با تو
به سرشارترین لحظه ی
روئیدن یک عشق رسید...
.
.
.
#redrosedream
📷A〽IR
Read more
. ١٩٧٤ بود كه خدا را در كالبد مادر ديد! نزار قبانى گفت و عبد الحليم حافظ خواند، گفت و خواند كه مادر به ...
Media Removed
. ١٩٧٤ بود كه خدا را در كالبد مادر ديد! نزار قبانى گفت و عبد الحليم حافظ خواند، گفت و خواند كه مادر به عرش رسيد در حالى كه فرش را مى بافت و عرش در فرش بود... مادر فرزند را تا مرگ هدايت كرده بود قبل از آنكه او را بيآفريند... و او خواند و مى ديد .... شعر: نشست نشست و ترس در چشمانش بود فنجان واژگونم را می نگریست گفت: ... .
١٩٧٤ بود كه خدا را در كالبد مادر ديد! نزار قبانى گفت و عبد الحليم حافظ خواند، گفت و خواند كه مادر به عرش رسيد در حالى كه فرش را مى بافت و عرش در فرش بود...
مادر فرزند را تا مرگ هدايت كرده بود قبل از آنكه او را بيآفريند... و او خواند و مى ديد ....
شعر:
نشست
نشست و ترس در چشمانش بود
فنجان واژگونم را می نگریست
گفت: اندوهگین مباش پسرم
‎عشق سرنوشت توست
‎عشق سرنوشت توست
‎پسرم هر که در راه عشق بمیرد شهید است
پسرم پسرم

بسیار دیده ام  وگردش ستارگان بسیارخوانده ام
اما هرگز نخوانده ام هیچ فنجانی شبیه فنجان تو 
بسیار دیده‎ام  و گردش ستارگان بسیار خوانده‎ ام
اما هرگز نخوانده ام  اندوهی شبیه اندوه تو 
سرنوشت تو، بی بادبان در دریای عشق راندن است
و سراسر زندگی‌ات  کتابی است از اشک
سرنوشت تو زندانی شدن میان  آب و آتش است
با وجود همه ی سوختن ها
با وجود همه ی سرگذشت ها
و با وجود اندوه ساکن  در شب و روز
و با وجود باد و هوای بارانی، طوفان ها
پسرم عشق زیباترین سرنوشت ها باقی خواهد ماند
در زندگی ات زنی است
چشمانش شکوهمند
لبان اش نقاشی شده چون خوشه انگور
و خنده اش موسیقی و گل ها
و موی کولی وآشفته اش به همه ی دنیا سفر می‌کند
پسرم زنی که تو می خواهی اش  دنیا دوست اش دارد

اما آسمان تو بارانی است

و راه تو بسته‌است و بسته‌است
پسرم! معشوقه‌ات در در خواب است درکاخی از نگاهبانان
هرکه بخواهد وارد خانه اش شود یا خواستگاریش کند
هر که نزدیک  پرچین باغش شود
هر که بخواهد گره گیسوانش را بگشاید
پسرم ، ناپدید می‌شود و ناپدید می‌شود و ناپدید
پسرم به زودی در همه جا به جستجوی او خواهی رفت
از موج دریا و مرواریدهای فیروزه ای کرانه‌ سراغش را می‌
و در می‌ نوردی و می پیمایی دریاها و دریاها را و اشک هات رودخانه می شود
وغم ات که فزونی می‌یابد درختان سر برمی
روزی شکست خورده و دلشکسته باز می گردی پسرم
و پی می بری بعد از گذشت زندگی
در پی رشته‏ ای از دود بوده ‌ای
پسرم معشوقه ات نه جغرافیایی دارد نه سرزمینی نه نشانی
و چه دشوار است عشق تو به زنی که او را نام و نشانی نیست
Read more
خداروشکر قطره های کوچک آب اقیانوس بزرگ را می سازند. دانه های کوچک شن ساحل زیبارا.... لحظه های کوتاه ...
Media Removed
خداروشکر قطره های کوچک آب اقیانوس بزرگ را می سازند. دانه های کوچک شن ساحل زیبارا.... لحظه های کوتاه شاید بی ارزش به نظر برسند ،اما زندگی را می سازند. جای تشکر داشت اول از همه عشق ها ،با احساس ترین های خانواده عزیزمون ،عشق ترین ها طرفدار های رفیق و برادر دوست داشتنیم محسن ابراهیم زاده عزیزم . از ... خداروشکر
قطره های کوچک آب اقیانوس بزرگ را می سازند.
دانه های کوچک شن ساحل زیبارا....
لحظه های کوتاه شاید بی ارزش به نظر برسند ،اما زندگی را می سازند.
جای تشکر داشت اول از همه عشق ها ،با احساس ترین های خانواده عزیزمون ،عشق ترین ها طرفدار های رفیق و برادر دوست داشتنیم محسن ابراهیم زاده عزیزم .
از همه حامیان رفیق جانم ۱/۰۰۰/۰۰۰ نفر به نفرتون تشکر کنم که با بودنتون امروز خانواده میلیونی عشق ترین ها. دیگه خانواده کوچیکی نبوده و نیست ،بلکه مسئولیت محسن عزیز رو بیشتر کرد.از خدا میخوام که تو ادامه راهش تنها حامیش باشه و همیشه در کنارتون نه ،بلکه تو قلب هاتون باشه .ممنون بابت حضورتون در لحظات زندگی رفیق همیشه جانم.
تبریک ویژه به محسن عزیزم بابت اين هديه زيبا در روز تولدش و مهدی کرد خوش قلب و دوست داشتنی.
خدایا ازت برای رفیقام و رفیقاشون سلامتی ،دلی شاد می خواهم 🤲🏻❤
از هرجنسیت ،شغل،نژاد،قوم،ملیت،سن،شهرو کشور همه جزء خانواده همیشگی عشق ترین هایم یک میلیون شدنمون مبارکمون باشه👶🏼👧🧒🏻👱‍♀️🧑🏼👩🏼👱🏼‍♂️👱‍♀️🧔🏻🧓🏼👨🏼👳🏼‍♂️🧕🏻👮🏾‍♂️👷🏼‍♀️🕵🏾‍♀️💂🏼‍♂️👷🏼‍♂️👩🏻‍⚕️👨🏼‍🌾👩🏼‍🍳👨🏼‍🎓👩🏼‍🎓👨🏻‍🍳👩🏿‍🏫👨🏽‍💻👨‍🏫👩🏾‍🏭👨🏾‍🏭👨🏽‍🔧👨🏾‍💼👩🏻‍💼👨🏽‍💻👩🏻‍🔬👨🏽‍🎨👩🏼‍🚒👩🏾‍🚀👨🏽‍✈️👩🏼‍✈️👨🏼‍🚒👩🏼‍⚖️👨🏽‍⚖️👰🏼🤵🏻👸🏼 @mohsenebrahimzadeh
@mehdi_kord
Read more
 #امام_سجاد_یعنی عشق <span class="emoji emoji1f53d"></span> <span class="emoji emoji1f53d"></span> <span class="emoji emoji1f53d"></span> نيايش آن حضرت در كارهاي مهم(دعای هفت صحیفه سجادیه) <span class="emoji emoji1f53d"></span> اي آنكه گرهِ ...
Media Removed
#امام_سجاد_یعنی عشق نيايش آن حضرت در كارهاي مهم(دعای هفت صحیفه سجادیه) اي آنكه گرهِ كارهاي فرو بسته به سر انگشت تو گشوده مي‌شود، و اي آن كه سختيِ دشواري‌ها با تو آسان مي‌گردد، و اي آن كه راه گريز به سوي رهايي و آسودگي را از تو بايد خواست. سختي‌ها به قدرت تو به نرمي گرايند و به لطف تو اسباب ... #امام_سجاد_یعنی عشق
🔽
🔽
🔽
نيايش آن حضرت در كارهاي مهم(دعای هفت صحیفه سجادیه)
🔽
اي آنكه گرهِ كارهاي فرو بسته به سر انگشت تو گشوده مي‌شود، و اي آن كه سختيِ دشواري‌ها با تو آسان مي‌گردد، و اي آن كه راه گريز به سوي رهايي و آسودگي را از تو بايد خواست.
سختي‌ها به قدرت تو به نرمي گرايند و به لطف تو اسباب كارها فراهم آيند. فرمانِ الاهي به نيروي تو به انجام رسد، و چيزها، به اراده‌ي تو موجود شوند،
و خواستِ تو را، بي آن كه بگويي، فرمان برند، و از آنچه خواستِ تو نيست، بي آن كه بگويي، رو بگردانند.
تويي آن كه در كارهاي مهم بخوانندش، و در ناگواري‌ها بدو پناه برند. هيچ بلايي از ما برنگردد مگر تو آن بلا را بگرداني، و هيچ اندوهي بر طرف نشود مگر تو آن را از دل براني.
اي پروردگار من، اينك بلايي بر سرم فرود آمده كه سنگيني‌اش مرا به زانو درآورده است، و به دردي گرفتار آمده‌ام كه با آن مدارا نتوانم كرد.
اين همه را تو به نيروي خويش بر من وارد آورده‌اي و به سوي من روان كرده‌اي.
آنچه تو بر من وارد آورده‌اي، هيچ كس باز نَبَرد، و آنچه تو به سوي من روان كرده‌اي، هيچ كس برنگرداند. دري را كه تو بسته باشي. كَس نگشايد، و دري را كه تو گشوده باشي، كَس نتواند بست. آن كار را كه تو دشوار كني، هيچ كس آسان نكند، و آن كس را كه تو خوار گرداني، كسي مدد نرساند.
پس بر محمد و خاندانش درود فرست. اي پروردگار من، به احسانِ خويش دَرِ آسايش به روي من بگشا، و به نيروي خود، سختيِ اندوهم را درهم شكن، و در آنچه زبان شكايت بدان گشوده‌ام، به نيكي بنگر، و مرا در آنچه از تو خواسته‌ام، شيرينيِ استجابت بچشان، و از پيشِ خود، رحمت و گشايشي دلخواه به من ده، و راه بيرون شدن از اين گرفتاري را پيش پايم نِه.
و مرا به سبب گرفتاري، از انجام دادنِ واجبات و پيروي آيين خود بازمدار.
اي پروردگارِ من، از آنچه بر سرم آمده، دلتنگ و بي‌طاقتم، و جانم از آن اندوه كه نصيب من گرديده، آكنده است؛ و اين در حالي است كه تنها تو مي‌تواني آن اندوه را از ميان برداري و آنچه را بدان گرفتار آمده‌ام دور كني. پس با من چنين كن، اگر چه شايسته‌ي آن نباشم، اي صاحب عرش بزرگ.
🔽
🔽
🔽
دوستای_خوبتونو_تگ_کنین
کپی_با_ذکر_صلوات_آزاد
اللهم_صل_على_محمد_و_آل_محمد_و_عجل_فرجهم
#دعا__یعنی
Read more
سلام اى ترانه ى شب هاى دل تنگى ام سلام اى بهانه ى غم هاى هميشگى ام کجايى که نفس بهانه ات را ميگيرد ...
Media Removed
سلام اى ترانه ى شب هاى دل تنگى ام سلام اى بهانه ى غم هاى هميشگى ام کجايى که نفس بهانه ات را ميگيرد کجايى که دلم نشانه ات را ميگيرد نازنين چه رفتنى بود چه نيامدنى؟ نازنين چه بودنى بود چه نبودنى؟؟ بهارم با تو رفت در ميان خاطره ها خزانم بى تو ماند در ميان حادثه ها کجايى که نفس،بهانه ات را ميگيرد ... سلام اى ترانه ى
شب هاى دل تنگى ام
سلام اى بهانه ى
غم هاى هميشگى ام
کجايى که
نفس بهانه ات را ميگيرد
کجايى که
دلم نشانه ات را ميگيرد
نازنين چه رفتنى بود
چه نيامدنى؟
نازنين چه بودنى بود
چه نبودنى؟؟ بهارم با تو رفت
در ميان خاطره ها
خزانم بى تو ماند
در ميان حادثه ها
کجايى که
نفس،بهانه ات را ميگيرد
کجايى که
دلم نشانه ات را ميگيرد
با تو بودن را
يک عمر، بى تو تصور کردم
بى تو بودن را
هر شب، با تو تحمل کردم
که بدانى
حرف من عشق است ،ديوانگيست
که بدانى
عمر من با تو هست ،جاودانگيست
نازنين برگرد
که ترانه هايم بوى غم دارند
نازنين برگرد
که عاشقانه هايم تو را کم دارند
با تو من
يک عمر نقاش نقش دل بودم
بى تو من
يک عمر حمال نعش دل بودم
تو برگرد
باز،من غرورم را نميبينم
تو برگرد
باز ،من شکوهم را نميبينم
تو که نباشى
ياس هاى باغغچه را نميخواهم
تو که نباشى
قران روى طاقچه را نميخوانم
کجايى که
نفس بهانه ات را ميگيرد
کجايى که
دلم نشانه ات را ميگيرد

#محمد_کاظمى

#اميداوارم خوشتون بياد #دوستان
#شعر #شاعر
#خوزستان #هنديجان #شيراز
#اباده_فارس #ادبيات #
Read more
. ایا شما هم یک ادم خاکستری هستید؟؟؟ . مراقب باشید در دام این آدم ها نیفتید .
یکی از تجربه های دردناک زندگی این است که فرد دلبسته آدمهای خاکستری شود
آدمهای خاکستری همیشه تو را در وضعیت تعلیق نگه میدارند: نه به تو دل میدهند و نه میگذارند که از آنها دل بکنی

تو را در میانه زمین و هوا معلق میخواهند
تا ... 🚫🚫🚫 .
ایا شما هم یک ادم خاکستری هستید؟؟؟
.
مراقب باشید در دام این آدم ها نیفتید .
یکی از تجربه های دردناک زندگی این است که فرد دلبسته آدمهای خاکستری شود
آدمهای خاکستری همیشه تو را در وضعیت تعلیق نگه میدارند: نه به تو دل میدهند و نه میگذارند که از آنها دل بکنی

تو را در میانه زمین و هوا معلق میخواهند
تا وقتی که تو را دل داده خود می یابند با تو سرد و با فاصله اند و تا احساس میکنند که از آنها دل می کنی با تو گرم و نزدیک میشوند
اما فقط تا آنجا که بدانند رشته را نمی گسلی و از چنگ شان نمی گریزی. به تو دل نمیدهند اما مانع دل کندت میشوند

بعضی از این آدم های خاکستری خودشان بلاتکلیف و معلق اند، یعنی تکلیف خودشان را با خودشان نمیدانند، و این سردرگمی و پادرهوایی را در روابط عاطفی شان با تو باز می تابانند
گاهی هم دچار نوعی بیماری روانی اند- ملغمه آشفته ای از عدم اعتماد به نفس و اعتماد به نفس مفرط
یعنی چندان به خود اعتماد به نفس دارند که تو را مفتون خود کنند، اما چندان به خود بی اعتمادند که به محبت ات پاسخ درخور بدهند
تو را در فضای خاکستری رابطه معلق نگه میدارند تا شهد عشقی را که نثارشان میکنی بمکند، اما چیزی از جان شان برایت مایه نگذارند

آدمهای خاکستری خواسته یا ناخواسته تمام خون عاطفه ات را می نوشند اما بر مرده ات فاتحه هم نمیخوانند
لحظه های تلخ زندگی شان را با تو تقسیم میکنند، اما خوشی های شان را با دیگران شریک میشوند
با جذابیت های شان آرام آرام به دورت تار می تنند، و تا به خود می آیی خود را گرفتار دام شان می یابی
ته دل میدانی که شهدت را می نوشند و تفاله ات را تف میکنند، اما برای بی مهری هایشان مدام بهانه می تراشی
میدانی که وضعیت هرگز بهتر نمیشود، اما مدام برای آنها عذر و برای خودت امیدهای واهی می تراشی. آنقدر میمانی تا بپوسی

عشق آدم را آسیب پذیر میکند، و آدمهای خاکستری دقیقا از همان نقطه آسیب پذیر است که دست شان را تا آرنج در قلبت فرو میکنند... این رابطه ها عشق نیست، بیماری است- نوعی اعتیاد ویرانگر است... و اگر کسی در این دام بلا افتاد باید هوار بزند و از دیگران برای نجات جان اش کمک بخواهد 
هرچه بیشتر در این دام بمانی، گرفتارتر میشوی.... از آدمهای خاکستری باید مثل طاعون گریخت
.
.
.
.
.
.
.
.
#عشق #روابط #روانشناسی
.
.
.
.
.
. 😊☺️😍
#خدا
#شادي
#خنده
#آزادي #موفقيت #انرژي #مثبت #ثروت #افكارمثبت #ذهن #اراده #جملات #تاثيرگذار #روانشناسي #مشاوره #روحيه #كتاب #جذب
‏@personality_psychology
@leilahattami
Read more
۹۷۰۱۰۲۴ یا علی گفتیم و عشق آغاز شد پروردگارا عشق ما رو جاودان کن و عزیزان ما رو،و سلامتی ما رو و امید ما رو حفظ بفرماما(هنگامه و مصطفی)از بیست و هشت اسفند نود با هم یه پیمان عاشقونه بستیم تا ابد با هم بمونیم و بعد از شش سال عشق و دوستی،در روز بیست و هشت اسفند نود و شش،شش سالگی عشقمون،قدمی به ... ‌ 💑💍۹۷۰۱۰۲۴💍💑
💑💍یا علی گفتیم و عشق آغاز شد💍💑
پروردگارا عشق ما رو جاودان کن و عزیزان ما رو،و سلامتی ما رو و امید ما رو حفظ بفرما💖ما(هنگامه و مصطفی)از بیست و هشت اسفند نود با هم یه پیمان عاشقونه بستیم تا ابد با هم بمونیم و بعد از شش سال عشق و دوستی،در روز بیست و هشت اسفند نود و شش،شش سالگی عشقمون،قدمی به سوی آینده برداشتیم و بیست چهار فروردین نود و هفت،اون روزی که خدا تعیین کرده بود با بهترین یار،تو بهترین موقعیت،بهترین روز،بهترین ساعت،علناً مال هم شدیم💕چه الوعده وفای عاشقونه ای♥و حالا به عشق پاکمون میبالیم،بیست و هشت عدد مقدس عشق ماست💑عزیزای دلم مرسی که تو مهم ترین روز زندگیمون کنارمون بودین ما با داشتن هم دیگه و شما ها همیشه خوشبخت ترینیم💞قشنگترین لحظه زندگیمون و شب جشن شیرین نامزدیمون و عقدمون چقدر خوب بود.همه برای ما دو تا شاد بودن و ذوق داشتن وای که من تو اون شلوغی و همهمه چشمام هیچکسو به جز تو نمیدیدن💕عشق همیشگی من💕
مادرجون و پدرجون عزیزم،شما کنارم نبودین💔جای خالیتون کاملا حس شدنی بود،اما من هر لحظه به یادتون بودم.عزیزای دلم هرگز فراموشتون نمیکنم،همیشه تو قلب من هستین بهترین مادرجون و پدرجون دنیا،چقدر حیف که نبودین💔
یه اتفاق زیبا تو سرنوشتم افتاد چجوری نمیدونم خدا تو رو به من داد چه عاشقم منی که دنباله عشق نبودم یه حسه فوق العاده نشسته تو وجودم،منو تو این روزا رو خواب میدیدیم ببین آخرشم به هم رسیدیم،دلامون واسه هم چه بیقراره عزیزم دیدی پیوند دو قلب چه حالی داره،منو تو این روزا رو خواب میدیدیم ببین آخرشم به هم رسیدیم،دلامون واسه هم چه بیقراره عزیزم دیدی پیوند دو قلب چه حالی داره،عزیزم بگو چه حسی داری تا اسممو میاری بگو طاقت ندارم که تو تنهام بذاری بهت علاقه دارم تو هم به من می نازی با تو که دلخوشیمی چه خوبه عشق بازی💕منو تو این روزا رو خواب میدیدیم ببین آخرشم به هم رسیدیم،دلامون واسه هم چه بیقراره عزیزم دیدی پیوند دو قلب چه حالی داره💕💋💕
💑💍 @mostafa.khodamehri 💍💑
#شش_سال #عشق #عشقم #عشق_جان #عشق😍 #عشق💞 #عشقمی💎💎💎💎💎💟💟💟💟💟😍😍😍😍😘💖😘💖😘💖💖💖🌺🎇🎇🎇 #عشق_همیشگی #عشق_همیشگیمی😘 #عشق_همیشگی_من #عشق_همیشگیم #عشق_همیشگیمی #عقد #ازدواج #جشن_عقد #جشن_عقد💍 #همسر #همسرم #همسرجان #همسر_جان #همسر_جانم #اتفاق_خوب #اتفاق_زیبا
Read more
خیلی وقت بود میخواستم بهش بگم که دوسش دارم... اما هر وقت میخواستم بگم دل دل میکردم و پشیمون میشدم... تا ...
Media Removed
خیلی وقت بود میخواستم بهش بگم که دوسش دارم... اما هر وقت میخواستم بگم دل دل میکردم و پشیمون میشدم... تا اینکه یه روز دل رو زدم به دریا و حرفهای دلم رو بهش گفتم... قبول نکرد... دلیلش رو پرسیدم... انتظار داشتم بگه من با کسی هستم یا این که بگه من هیچ علاقه ای به تو ندارم... اما گفت میترسم... گفتم ... خیلی وقت بود میخواستم بهش بگم که دوسش دارم...
اما هر وقت میخواستم بگم دل دل میکردم و پشیمون میشدم...
تا اینکه یه روز دل رو زدم به دریا و حرفهای دلم رو بهش گفتم...
قبول نکرد...
دلیلش رو پرسیدم...
انتظار داشتم بگه من با کسی هستم یا این که بگه من هیچ علاقه ای به تو ندارم...
اما گفت میترسم...
گفتم از چی میترسی؟؟؟
گفت از عاشق شدن،از وابستگی،از تغییر کردن آدم ها...
تو دلم گفتم لعنت به اونی که دل تو رو شکست
گفتم قبلا کسی در حقت ظلم کرده که انقدر دلت پره؟؟
گفت نه...
من اصلا تا حالا عشق رو تجربه نکردم ولی تا دلت بخواد اطرافم دیدن...
بخاطر همین تنهایی رو ترجیح میدم
گفتم همه که مثل هم نیستن‌...درسته تنهایی بهتر از بودنِ با کسیه که بی وجدانِ
اما این که عاشق کسی باشی که اونم عاشقته لذتش صد برابر بهتر از تنهاییه...
گفت نه نه نه گفتم که میترسم...
قشنگ حس کردم یه لرزی افتاد تو بدنش...
دیگه چیزی بهش نگفتم و کز کردم گوشه تختم و به این فکر کردم که بعضی ها با بی وجدانیاشون،با بی انصافیاشون خراب کردن حرمت هر چی عشق رو از بین بردن...
چی به حال و روز خیلی آدما آوردن که طرف میگه تجربه نکردما ولی میترسم چون با چشمام دیدم اشک ریختن،غصه خوردن،مردنِ احساسِ خیلی آدم ها رو... چی کار کردن با عشق که طرف وقتی اسم عشق میاد تمام وجودش میلرزه...
وقتی بهش میگی عاشق شو مثل این میمونه که بهش بگی ببین دو تا گودال آتیش کنار هم هستش و هر لحظه ممکنه یه چیزی تو اون آتیش منفجر شه...برو و از بین این دو تا گودال آتیش رد شو...
خب مشخصه نمیره...
میترسه آقا میترسه...
چه به حال و روز عشق آوردن ...
چه به حال و روز احساس آوردن... چه به حال و روز این آدما آوردن...
که اینجوری از عاشق شدن میترسیم....
.
.
.
👑 #میکائیل⭐
.
.
✅ #چی_شدکه_آدمهاازعاشق_شدن_میترسن 😞
.
.
📱@mikilove351 📷
Read more
. . بازوانت را به مستی حلقه کن بر گردنم تا بلرزد زیر ِبازوهای سیمینَت تنم چهره ی زیبای خود را از رخ ...
Media Removed
. . بازوانت را به مستی حلقه کن بر گردنم تا بلرزد زیر ِبازوهای سیمینَت تنم چهره ی زیبای خود را از رخ ِمن وا مگیر جز به آغوش ِچمن یا دامن ِمن جا مگیر راز ِعشق ِخویش را آهسته خوان در گوشِ من جستجو کن عشق را در گرمی ِآغوش ِمن.. . #معین #میپرستم . من تو را تا بیکران ها من تو را تا کهکشان ها از زمین تا آسمان ... . .
بازوانت را به مستی حلقه کن بر گردنم
تا بلرزد زیر ِبازوهای سیمینَت تنم
چهره ی زیبای خود را از رخ ِمن وا مگیر
جز به آغوش ِچمن یا دامن ِمن جا مگیر
راز ِعشق ِخویش را آهسته خوان در گوشِ من
جستجو کن عشق را در گرمی ِآغوش ِمن..
.
#معین #میپرستم
.
من تو را تا بیکران ها
من تو را تا کهکشان ها
از زمین تا آسمان ها
دوست دارم ؛ می پرستم ..
من تو را همچون اهورا
من تو را همچون مسیحا
همچون عطر پاک گل ها
دوست دارم ؛ می پرستم ..
من تو را با هستی خود با وجودم
عاشقم با خون ِخود ؛ با تار و پودم
من تو را با لحظه های انتظارم
عاشقم با این نگاه بیقرارم
من تو را همچون پرستو ،
یاسمن ها ،نسترن ها
من تو را با آنچه هستی
دوست دارم ؛ می پرستم ..
Read more
خشنودى قلب نازنين حضرت زهرا سلام الله عليها ٣ صلوات . از جلوۀ جمال تو باران درست شد از خشم تو، جلال ...
Media Removed
خشنودى قلب نازنين حضرت زهرا سلام الله عليها ٣ صلوات . از جلوۀ جمال تو باران درست شد از خشم تو، جلال تو، طوفان درست شد ته مانده گِل تو شده ابتدای من ... از خاک تو حقیقتِ انسان درست شد ما جمله نیست ها و عدم ها و سایه ها ... روح تو تا دمید به تن، جان درست شد وقتی نقاب از رخ تو بر کنار شد ... صد ها هزار ... خشنودى قلب نازنين حضرت زهرا سلام الله عليها ٣ صلوات
.
از جلوۀ جمال تو باران درست شد
از خشم تو، جلال تو، طوفان درست شد

ته مانده گِل تو شده ابتدای من ...
از خاک تو حقیقتِ انسان درست شد

ما جمله نیست ها و عدم ها و سایه ها ...
روح تو تا دمید به تن، جان درست شد

وقتی نقاب از رخ تو بر کنار شد ...
صد ها هزار واله و حیران درست شد

حتی رسالت نبوی بی تو ناقص است
روز غدیر معنی ایمان درست شد

عشق تو آتش است، من آتش پرست عشق
از شعله های عشق تو سلمان درست شد

تو مهربان ترین پدر امتی و با ...
نان پختن تو وضع یتیمان درست شد

تاریخ شاهد است وقت گرفتاری رسول
کار نشد به ذکر علی جان درست شد

یک قطره از وضوی تو تا بر زمین چکید
مُشک و گلاب قمصر کاشان درست شد

عرش خدا که روی زمین جلوه ای نداشت
تا در نجف برای تو ایوان درست شد

با حب و عشق و مهر به اولاد بوتراب
خاک تمام مردم ایران درست شد

باسلام
اين عيد عزيز و بزرگ رو به محبوب ترين سيد دنيا امام سيدعلى خامنه اى عزيز حفظه الله و تمامى شما عاشقان حضرت مولا ع تبريك و تهنيت عرض ميكنم
باشد كه همگى مورد عنايات و شفاعت خاصه حضرت زهرا س قرار گيريم. .
.
#نجف
#ايوان_طلا
#عيد_غدير
#غدير_مبارك
#عيد_ولايت
#فقط_حیدر_امیرالمومنین_است
#لا_اميرالمومنين_الا_علي
#اسدالله #وجه_الله #عين_الله #باب_الله #سر_الله #عشق_الله
#امام_زمان_عج #امام_مهدى #جمكران
#رهبر #مرجع #امام_عشق #ايران_اسلامى
#امام_خامنه_ای_عزيز_حفظ_الله
Read more
. در امتدادِ شبی تیره و طولانی که به نظر میرسید تمام نخواهد شد، با تو برخورد کردم و همین برخورد، شروعِ ...
Media Removed
. در امتدادِ شبی تیره و طولانی که به نظر میرسید تمام نخواهد شد، با تو برخورد کردم و همین برخورد، شروعِ پیدا شدن بود. پیدا شدم، یا بهتر بگویم پیدایت کردم. پیدایت کردم درست پشتِ همان خاطراتی که مدت‌ها بود دفنشان کرده بودم به این امید که درد کمتر شود. خاطراتی که اتفاقاتی را در خود جای داده بودند و فکر ... . در امتدادِ شبی تیره و طولانی که به نظر میرسید تمام نخواهد شد، با تو برخورد کردم و همین برخورد، شروعِ پیدا شدن بود.
پیدا شدم، یا بهتر بگویم پیدایت کردم.
پیدایت کردم درست پشتِ همان خاطراتی که مدت‌ها بود دفنشان کرده بودم به این امید که درد کمتر شود. خاطراتی که اتفاقاتی را در خود جای داده بودند و فکر میکردم، مرورشان، دردهای عمیقی را بیدار خواهند کرد.
و درست فکر میکردم. دردهای عمیقی بیدار شدند اما درست لحظه‌ای که درد بی نهایت بود و تاریکیِ عجیبی بر خاطره پهن شده بود، تو را دیدم.
تو، بخشی از من که تمامِ این مسیر را دوام آورده بود و در تمامِ طولِ زندگی‌ سعی کرده بود بهترین تصمیم‌ها را بگیرد و انگار من هیچگاه تو را و تلاش‌هایت را ندیده بودم.
در میانه‌ی مرور اتفاقاتِ سخت و تلخ، چشم‌های تو را که دیدم، انکار محو شد. انکارِ تو و حضورِ وجودِ تو در درونم.
بخشی که تلاش میکند درست رفتار کند، تلاش میکند اشتباه نکند، تلاش میکند زخمی نشود اما تمامِ تلاش‌هایش بدونِ حمایت من بوده است.
و در هر اتفاقِ دردناک، من تو را و احساساتِ ناخوشایندت را دفن میکردم که صدایت شنیده نشود.
شاید که با این سخت‌گیری فکر میکردم تو بهتر تصمیم خواهی گرفت و در آینده بهتر رفتار خواهی کرد. اما به مرور زمان بیشتر متوجه شدم تو خسته شده ای و دیگر سخت گیری‌ها کمک نمیکنند که تغییر کنی.
تو هر روز خسته تر میشدی و من هر روز ناامید‌تر.
با مرور خاطراتِ دردناک متوجه شدم گاهی نباید سخت گرفت. دردهای بسیار عمیق با سخت‌گیری از بین نمیروند، فقط دفن میشوند و هر اتفاقی که در ذهن ما سرکوب شود، روزی، جایی، در لحظه‌ای که فکرش را نمیکنیم دوباره به ما هجوم میآورد و بدن به شدت مضطرب و بی قرار میشود و ما می‌مانیم و حالتی گنگ که نمیدانیم دلیلش چیست.
هیچ چیز برای همیشه در ما دفن نمیشود چون بدن و ذهن محلِ دفن کردنِ اتفاقاتِ دردناک نیستند، بلکه محلِ تجربه کردن و دیدن و لمس کردنِ اتفاقات هستند. چه خوش‌ایند چه تلخ و سخت.
وقتی که بزرگتر میشویم، بدن به سنی میرسد که میتواند دردها را تحمل کند، مخصوصا دردهای دفن شده ی بسیار قدیمیِ ما را. دردهایی که با مرور خاطراتمان بیدار میشوند و بدن میتواند دوباره در خاطره قرار بگیرد و درد را تجربه کند و بعد از ان احساس رهایی کند.
برای تجربه ی این رهایی احتیاج به عشق داریم.
احتیاج به دیدنِ بخشی در درونمان که دوام آورده است و احتیاج به عشق ورزیدن به همان بخش. و این عشق، شروعِ پیدا کردنِ خودمان و تغییرات است.
هیچگاه تغییر نخواهیم کرد اگر با سرزنش با درونمان رفتار کنیم. هیچگاه.
متن #پونه_مقیمی
---------
Read more
بی تو، مهتاب شبی باز من از آن کوچه گذشتم همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم شوق دیدار تو لبریز شد از ...
Media Removed
بی تو، مهتاب شبی باز من از آن کوچه گذشتم همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم شدم آن عاشق دیوانه که بودم! در نهان خانه جانم گل یاد تو درخشید باغ صد خاطره خندید عطر صد خاطره پیچید یادم آید که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم سر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم ساعتی بر ... بی تو، مهتاب شبی باز من از آن کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق دیوانه که بودم!
در نهان خانه جانم گل یاد تو درخشید
باغ صد خاطره خندید
عطر صد خاطره پیچید
یادم آید که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم
سر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم
ساعتی بر لب آن جوی نشستیم
تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت
من همه محو تماشای نگاهت
آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشه ماه فرو ریخته در آب
شاخه ها دست آورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ
یادم آید :تو بمن گفتی:
ازین عشق حذر کن!
لحظه ای چند بر این آب نظر کن
آب آیینه عشق گذران است
تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است
باش فردا که دلت با دگران است
تا فراموش کنی، چندی ازین شهر سفر کن!
با تو گفتم:حذر از عشق؟ ندانم
سفر از پیش تو؟ هرگز نتوانم... .
فریدون مشیری
Read more
🌲<span class="emoji emoji1f334"></span><span class="emoji emoji1f34f"></span><span class="emoji emoji1f34e"></span> پیرانشهر نامه‌هایت در صندوق پستی من کبوترانی خانگی‌اند بی‌تاب خفتن در دست‌هایم یاس‌هایی ...
Media Removed
🌲 پیرانشهر نامه‌هایت در صندوق پستی من کبوترانی خانگی‌اند بی‌تاب خفتن در دست‌هایم یاس‌هایی سفیدند به خاطر سفیدی یاس‌ها از تو ممنونم می‌پرسی در غیابت چه کرده‌ام؟ غیبتت!؟ تو در من بودی با چمدانت در پیاده‌روهای ذهنم راه رفته‌‏ای ویزای تو پیش من استُ بلیط سفرت ممنوع الخروجی از ... 🌲🌴🍏🍎 پیرانشهر

نامه‌هایت در صندوق پستی من
کبوترانی خانگی‌اند
بی‌تاب خفتن در دست‌هایم
یاس‌هایی سفیدند
به خاطر سفیدی یاس‌ها از تو ممنونم
می‌پرسی در غیابت چه کرده‌ام؟
غیبتت!؟
تو در من بودی
با چمدانت در پیاده‌روهای ذهنم راه رفته‌‏ای
ویزای تو پیش من استُ
بلیط سفرت
ممنوع الخروجی
از مرزهای قلب من
ممنوع الخروجی
از سرزمین احساسم
نامه‌هایت کوهی از یاقوت است
در صندوق پستی من
از بیروت پرسیده بودی
میدان‌ها و قهوه‌خانه‌های بیروت
بندرها وُ هتل‌ها وُ کشتی‌هایش
همه وُ همه در چشم‌های تو جا دارند
چشم که ببندی
بیروت گم می‌شود
عشق تو
پرنده‌ای سبز است
پرنده‌ای سبز و غریب
بزرگ می‌شود
همچون دیگر پرندگان
انگشتان و پلک‌هایم
را نوک می‌زند
چگونه آمد؟
پرنده‌ سبز
کدامین وقت آمد؟
هرگز این سؤال را
نمی‌اندیشم محبوب من!
که عاشق هرگز اندیشه نمی‌کند
عشق تو کودکی‌ست با موی طلایی
که هر آن‌چه شکستنی را می‌شکند،
باران که گرفت به دیدار من می‌آید،
بر رشته‌های اعصاب‌ام
راه می‌رود و بازی می‌کند
و من تنها صبر در پیش می‌گیرم
عشق تو کودکی بازیگوش است
همه در خواب فرو می‌روند
و او بیدار می‌ماند
کودکی که بر اشک‌هایش ناتوانم
عشق تو یکه و تنها قد می‌کشد
آن‌سان که باغ‌ها گل می‌دهند
آن‌سان که شقایق‌های سرخ
بر درگاه خانه‌ها می‌رویند
آن‌گونه که بادام و
صنوبر بر دامنه‌ کوه سبز می‌شوند
آن‌گونه که حلاوت در هلو جریان می‌یابد
عشق‌ات، محبوب من
همچون هوا مرا در بر می‌گیرد
بی آن‌که دریابم
جزیره‌ای‌ست عشق تو
که خیال را به آن دسترس نیست
خوابی‌ست ناگفتنی
تعبیر ناکردنی
به‌راستی عشق تو چیست؟
گل است یا خنجر؟
یا شمع روشنگر؟
یا توفان ویران‌گر؟
یا اراده‌ شکست‌ناپذیر خداوند؟
تمام آن‌چه دانسته‌ام
همین است :
تو عشق منی
و آن‌که عاشق است
به هیچ چیز نمی‌اندیشد
نزار قبانی
Read more
<span class="emoji emoji1f49c"></span> و رویای ما به حقیقت پیوست، قلبهای ما به هم پیوست و زندگی آغاز شد به تو رسیدم در اوج آسمان عشق این بود ...
Media Removed
و رویای ما به حقیقت پیوست، قلبهای ما به هم پیوست و زندگی آغاز شد به تو رسیدم در اوج آسمان عشق این بود قصه ی من و تو و سرنوشت تو آمدی و دنیا مال من شد همه ی انتظار و دلتنگی ها و غصه ها تمام شد تو آمدی و عشق آمد و پیوند ما در کتاب عشق ثبت شد باور نداشتم مال من شده ای لحظه ای به خودم آمدم و دیدم همه زندگی ام شده ... 💜
و رویای ما به حقیقت پیوست، قلبهای ما به هم پیوست و زندگی آغاز شد
به تو رسیدم در اوج آسمان عشق
این بود قصه ی من و تو و سرنوشت
تو آمدی و دنیا مال من شد
همه ی انتظار و دلتنگی ها و غصه ها تمام شد
تو آمدی و عشق آمد و پیوند ما در کتاب عشق ثبت شد
باور نداشتم مال من شده ای
لحظه ای به خودم آمدم و دیدم همه زندگی ام شده ای
عشق معجزه نیست، حقیقتیست در قلب ها که پنهان است
به پاکی عشق، به لطافت با تو بودن و ما با هم آمده ایم که به همه ثابت کنیم معنای عشق واقعی را

تو همانی که من میخواستم، مثل تو کسی در دنیا نیست برایم، مثل تو هیچگاه نیامد و نمی آید و نخواهد آمد، تو اولین و آخرینی برایم
و با عشق پرواز میکنیم، میرویم به جایی که تنها آرامش باشد در بینمان، تا در یک سکوت عاشقانه و در اوج آرامش بدون هیچ غمی در آغوشت آرام بگیرم
اینبار سکوت زیباست، چون درونش یک عالمه حرفهاست، حرفهایی در دلهای من و تو، که هم تو میدانی راز دلم را و هم من میدانم راز درونت را
و من ثابت کردم عشق هست، تو همیشه هستی و روزی میرسد که ثابت خواهم کرد از عشقت خواهم مرد
و من و تو همسفران عشقیم تا ابد، این احساسم همیشه در قلبت بماند…
Read more
آه این دل ، آخرین نفسهایی است که از عشق تو میکشم آخرین هوایی است که از عشق تو جا مانده و آخرین لحظه هاییست ...
Media Removed
آه این دل ، آخرین نفسهایی است که از عشق تو میکشم آخرین هوایی است که از عشق تو جا مانده و آخرین لحظه هاییست که یاد تو را در دلم تحمل میکنم مدتی است از شکسته شدن این دل گذشته ، هنوز قطره هایی از اشکهای آن روزها بر چشمانم نشسته ، حالم بهتر نیست از این دل خسته … نمیدانم کیستی ، غریبه ای یا آشنایی ، تنها میدانم ... آه این دل ، آخرین نفسهایی است که از عشق تو میکشم
آخرین هوایی است که از عشق تو جا مانده و
آخرین لحظه هاییست که یاد تو را در دلم تحمل میکنم

مدتی است از شکسته شدن این دل گذشته ، هنوز قطره هایی از اشکهای آن روزها بر چشمانم نشسته ، حالم بهتر نیست از این دل خسته …
نمیدانم کیستی ، غریبه ای یا آشنایی ، تنها میدانم تو برای دلم یک بی وفایی!
نه به فکرت هستم نه در حال فراموش کردنت ، شاید دلم باشد در حال یاد کردنت !
یاد میکند از تویی که از یاد برده ای مرا ، از یاد برده ای حتی بی وفایی ات را ، از یاد برده ای یاد مرا ، سوزانده ای همه خاطره ها را …
مدتیست از آخرین دیدارمان گذشته ، هنوز سرنوشت همه درها را بر رویمان نبسته ، تا دلم ببیند لحظه رفتنت را ، تا دلم از یاد نبرد که چگونه پشت کردی به من و با دل سنگت تنهایم گذاشتی و رفتی !
آه این دل ،حسرت روزهای با تو بودن است ، حسرت روزهایی که چه عاشقانه دوستت داشتم ، برایت میمردم ، و تو نیز بی رحمانه مرا جا گذاشتی
آه این دل ، آخرین نفسهایی است که از عشق تو میکشم ، آخرین هوایی است که از عشق تو جا مانده و آخرین لحظه هاییست که یاد تو را در دلم تحمل میکنم…
من که هر چه میخواهم فراموشت کنم نمیتوانم ، کاش مثل تو میتوانستم آنطور فراموش کنم که حتی نام عشق گذشته ات را نیز به یاد نداری …
آنگونه که تو مرا شکستی ، هر سنگدل دیگری بود پشت سرش را هم نگاهی میکرد ، که حتی لحظه پرپر شدن آن دلشکسته را ببیند ، تو که مرا شکستی دیگر نگاه نکردی به پشت سرت ، راه خودت را رفتی و من هم گفتم این دل شکسته ام فدای سرت …
آه این دل به سردی آن لحظه هایی است که گذشته، اما یادش در قلبم یخ بسته است !
Read more
رفتن ؟ بله ... رفتن ... اگر بخواهيد رفتن ، ترك كردن و بي لياقتي كسي را يكجا ببلعيد قاعدتا نمي توانيد... شما ...
Media Removed
رفتن ؟ بله ... رفتن ... اگر بخواهيد رفتن ، ترك كردن و بي لياقتي كسي را يكجا ببلعيد قاعدتا نمي توانيد... شما نمي توانيد جاي خاليِ تمام خاطرات ، آرزو ها ، رويا ها و احساساستي را كه خرج رابطه كرده ايد يكجا پر كنيد ... اما به اين باور برسيد كه هيج فردايي قابل پيشبيني نيست! گاه خود را ميان ميداني می بینید ... رفتن ؟
بله ...
رفتن ...
اگر بخواهيد رفتن ، ترك كردن و بي لياقتي كسي را يكجا ببلعيد قاعدتا نمي توانيد...
شما نمي توانيد جاي خاليِ تمام خاطرات ، آرزو ها ، رويا ها و احساساستي را كه خرج رابطه كرده ايد يكجا پر كنيد ...
اما به اين باور برسيد كه هيج فردايي قابل پيشبيني نيست!
گاه خود را ميان ميداني می بینید که با به ظاهر شخصی که عشق هميشگي زندگيتان نامیده بودید فتح كرده بوديد ،اما با این تفاوت که خود را میانه ی آن میدان تنها مي يابيد !
او رفته است و اين قاعدتا به اين معنا نخواهد بود كه راه را درست برگزيده است !
با جفتش جور شده و همراهش همراهِ هميشگي ست ! كارهايي را كه بايد در سريع ترين زمان انجام دهيد ، با خود تنها بنشينيد و يك كاغذ سپيد همچون روحت پاك و صاف برای یادداشت برگزینید !
تمام حقيقيت ها را بنويسد ... تمام اتفاقاتي كه حتي بعد از هزار بار دست كشيدن و ماليدن چشمانت همان طور پا برجا ايستاده!
حال به هر دليلي ...
اگر خوب بود ؟! بله آن زمان كه با تو بود و حال با تو نيست ... دوستش داشتي ؟! بله ان زمان كه با تو بود و قدردانت بود...
خاطرات خوب ؟! اينها دليل بر پاك كردن رد پاي رفتن هيج نا سپاسي نخواهد بود!
ديگران چه مي گويند؟! ديگران ، افكارشان ، حرف هايشان، نظراتشان در خوشبختي ، كم شدن تعداد اشك هايتان هيچ تاثيري نخواهد داشت !
قانون و شعار زندگيت باشد تا هميشه ارزش و بهايت را بدانند !
اگر قانون زندگيت اين باشد ، دوستت دارم تا زمانيكه قدردانِ حضورم باشي!
مهم هستي تا زمانيكه من در الويت زندگيت باشم!
خاطراتش زيباست ، تا زمانيكه دستت را رها نكند براي ساختن فردايي زيبا در كنار تو ...
خوبي هايش تا زماني ارزشمند است كه خودش در كنارت باشد نه گذشته اش!
اينگونه خودت بهترين مشاور و روانكاو و روانشناس زندگي خودت خواهي بود!
سريعتر اين زمان را سپري خواهي كرد !
قلب را آب و جارو خواهي كرد !
براي يك عشق حقيقي ، احساس حقيقي و زيبا ترين عاشقانه ها ... چند سال كه بگذرد ، اشتباه در انتخابت را فراموش خواهي كرد!
همانند نمره املاي دوران مدرسه كه برايش ساعت ها گريستي و ان نمره ، هيچ نقشي در حال تو نداشته ...
به خودت اعتماد كن!
قدرِ خودت را بيشتر بدان ...
و به هر ناسپاسي بها و ارزش خودت را برچسب نزن ...
خودت را ببوس مگر چند تا از خودت در زندگيت داري ؟!! لبخند بزن ...
همه چيز خوب خواهد شد . #متين_فرحبخش
.
.
.
#guilani #guilania #matin_farahbakhshروانشناسي #روانكاوي #روانشناسي_شخصيت #رفتار_گرايي #مثبتگرايي #رابطه
Read more
سی روز مانند سی دقیقه گذشت. اما من خوشحالم که لحظه به لحظه‌اش را غنیمت شمردم. دم‌دمای اذان مغرب، ...
Media Removed
سی روز مانند سی دقیقه گذشت. اما من خوشحالم که لحظه به لحظه‌اش را غنیمت شمردم. دم‌دمای اذان مغرب، کنار سفره‌ی افطار، محال‌ترین محال‌هایم یعنی یک روز با تو بودن را آرزو کردم، می‌دانی چرا؟ چون اگر خـــــدا بخواهد غیرممکن‌ها، ممکن می‌شود. درماه رمضان حرف‌های درگوشی بنده با خدا زیاد می‌شود. ناخواسته ... سی روز مانند سی دقیقه گذشت.
اما من خوشحالم که لحظه به لحظه‌اش را غنیمت شمردم.
دم‌دمای اذان مغرب، کنار سفره‌ی افطار، محال‌ترین محال‌هایم یعنی یک روز با تو بودن را آرزو کردم، می‌دانی چرا؟ چون اگر خـــــدا بخواهد غیرممکن‌ها، ممکن می‌شود.
درماه رمضان حرف‌های درگوشی بنده با خدا زیاد می‌شود. ناخواسته نام اعجاب‌انگیزت نقل و نبات صحبتمان می‌شد. سرانجام، خالقت با دیدن من مجنون، از روی دلسوزی، خودش را به خاطر خلقت بانوی خوبی‌ها که تو باشی، سرزنش کرد.
می‌گویند عشق یعنی شب‌ نشینی با خدا تا سحر، ولی برای من، شب نشینی با تو تا صبح را هم عشق است.
به خدای خودت سوگند که در شب‌های قدرابتدا "آرامشت" را از او خواستم و سپس "الهی العفو" را سر داده‌ام.
دیشب تیم رهبری، عید فطر ر اعلام کرده بود اما من قرص صورت درخشانت را در آسمان می‌دیدم. آری! تو لب قرمزت را نیم‌دایره و چشمکی را حواله‌ی چشم‌های منتظرم کردی و دل من برای مژه‌های پر‌پشتت ضعف رفت. نمی‌دانم این خیال از دلتگی بود یا... . با حسرت از پشت پنجره نجوا کردم:
" بیـــــا تا من
از پشت همین پنجره
با تـــــــو
تمام شهر را عـــــاشــــــق بکنم."
خـــــدای مـــن! لطفا عیدی مرا کمی زودتر بده. الهی! به حق این عــید مبارک، بـــــهتـــریـــن عیدی را نصیب بــــــهتـــریـــــن ســــــــحـــــــر دنیا کن.

عید بـــنــــدگــــی خـــدا بر شما مبارک.💐 #اتحاد_سحریا
#عید_فطر_مبارک.

Text:
@fan_of_saharghoreyshi

Photo:
@sahar.fans
Read more
<span class="emoji emoji1f491"></span><span class="emoji emoji1f48d"></span>۹۷۰۱۰۲۴<span class="emoji emoji1f48d"></span><span class="emoji emoji1f491"></span> <span class="emoji emoji1f491"></span><span class="emoji emoji1f48d"></span>بعد از شش سال عشق و دوستی به هم رسیدیم<span class="emoji emoji1f48d"></span><span class="emoji emoji1f491"></span> و رویای ما به حقیقت پیوست،قلبهای ما به هم پیوست ...
Media Removed
۹۷۰۱۰۲۴ بعد از شش سال عشق و دوستی به هم رسیدیم و رویای ما به حقیقت پیوست،قلبهای ما به هم پیوست و زندگی آغاز شدبه تو رسیدم در اوج آسمان عشق،این بود قصه ی من و تو و سرنوشت تو اومدی و دنیا مال من شد همه ی انتظار و دلتنگی ها و غصه ها تموم شد تو اومدی و عشق اومد و پیوند ما در کتاب عشق ثبت شدباور نداشتم ... 💑💍۹۷۰۱۰۲۴💍💑
💑💍بعد از شش سال عشق و دوستی به هم رسیدیم💍💑
و رویای ما به حقیقت پیوست،قلبهای ما به هم پیوست و زندگی آغاز شد💕به تو رسیدم در اوج آسمان عشق،این بود قصه ی من و تو و سرنوشت تو اومدی و دنیا مال من شد همه ی انتظار و دلتنگی ها و غصه ها تموم شد تو اومدی و عشق اومد و پیوند ما در کتاب عشق ثبت شد💍باور نداشتم مال من شدی لحظه ای به خودم اومدم و دیدم همه زندگیم شدی عشق معجزه نیست،حقیقتیست در قلب ها که پنهان هست.به پاکی عشق،به لطافت با تو بودن و ما با هم آمده ایم که به همه ثابت کنیم معنای عشق واقعی رو😍تو همونی که من میخواستم💑مثل تو کسی توی دنیا نیست برام👫مثل تو هیچ وقت نیومد و نمیاد و نخواهد اومد،تو اولین و آخرینی برام و با عشق پرواز میکنیم،میریم به جایی که تنها آرامش باشه در بینمون،تا در یه سکوت عاشقونه و در اوج آرامش بدون هیچ غمی در آغوشت آروم بگیرم اینبار سکوت زیباست،چون درونش یک عالمه حرفهاست، حرفهایی در دلهای من و تو،که هم تو میدونی راز دلم رو و هم من میدونم راز درونت رو،و ما ثابت کردیم عشق هست،تو همیشه هستی و روزی میرسه که ثابت خواهم کرد از عشقت خواهم مرد و من و تو همسفران عشقیم تا ابد💑این احساسم همیشه در قلبت بماند❤👫❤
💑💍 @mostafa.khodamehri 💍💑
#بله_برون #بلهبرون #بله_برون💍 #نامزدی #نامزدی💍 #نامزدیمون #نامزدیم #شش_سال #عشق #عشقم #عشق_جان #عشق😍 #عشق💞 #عشقمی💎💎💎💎💎💟💟💟💟💟😍😍😍😍😘💖😘💖😘💖💖💖🌺🎇🎇🎇 #عشق_همیشگی #عشق_همیشگیمی😘 #عشق_همیشگی_من #عشق_همیشگیم #عشق_همیشگیمی
Read more
. و نخ به نخ دهنم دودست غمت غلیط ترین کامست آقا یه ضرب المثل هستش که میگه آهنگای چاوشی و #داریوش گوش دادن سیگار واجبه یه نفر پیدا شه و‌ قانعم کنه چطور میشه چاوشی گوش داد یا همین یه تیکه اشو ولی کام سنگین نگرفت؟؟ آدم تریاک لازم میشه . . تو حکم واجب الاجرایی و عشق جوخه ی اعدام است.... . ذکات ... .
و نخ به نخ دهنم دودست
غمت غلیط ترین کامست 🚬

آقا یه ضرب المثل هستش که میگه
آهنگای چاوشی و #داریوش گوش دادن سیگار واجبه
یه نفر پیدا شه و‌ قانعم کنه چطور میشه چاوشی گوش داد یا همین یه تیکه اشو ولی کام سنگین نگرفت؟؟😤
آدم تریاک لازم میشه
.
.

تو حکم واجب الاجرایی
و عشق جوخه ی اعدام است.... .

ذکات گوش صدای تو
عشق صدای تو
چوخه اعدام هم فقط صدای تو
صدات میکشه آدمو محسن خان و این قشنگترین مُردنه 😍💙.
@mohsenchavoshi 💙
.
.
‌‌
پ‌ن : #صدای_بهشت
میگن خدا سرنوشت همه رو از قبل نوشته ، سرنوشت ایرانم نوشته بوده ، میدونسته بعده انقلاب همه چی برامون #زهره_مار ، یه روز خوش نمیبینیم
قشنگ معلومه خدا خواسته بعده انقلاب و تو دوره #هیراد ها و بند مند ها که از همه طرف بدمیاریم برای دادن یه حالی بهمون #چاوشیُ خلق کرده
خیلی شیک خلق شده برای این روزای بد که برای لحظه ای هم که شده گوشش بدیم تا بشوره ببره اوقات #تلخ و زهرمارمونو
و ماهم سپاسگزاریم از خلق این اثر ناب ، از خلق این #صدای_بهشتی

#نتیجه_گیری : هنوز دنیا قشنگیا خاص خودشو داره ، کم بنالین از زشتیای دنیا 😍.
.
.
پ‌ن2 : اونیکه بلاک میکنه هم نه تگش میکنم نه هشتگشو میزنم و حتی اسمشم نمیارم شاید گذری دید پستو 😂😂
#چاوشیستا میدونن چی میگم 😂😂😂😂
.
.
.
‌‌.
.

#محسن_خان_چاوشی #محسن_چاوشی #چاوشی #چاوشیست #صدای_بهشتی #صدای_عشق #صدای_زخمی #صدای_نسل #آلبوم #ابراهیم #آهنگ #ببر_به_نام_خداوندت
.
.
.
.
.
.
.
چه حکمتیست در این مردن
در عاشقانه ترین مردن
و مغز را به فضا بردن
و گریه را به خلاء بردن
چه حکمتیست که در آغاز
نگاه من به سرانجامست
ببر به نام خداوندت
که لطف خنجر ابراهیم
به تیز بودن احکام است
نبخش مرتکبانت را
تو حکم واجب الاجرایی
و عشق جوخه ی اعدام است
به دست آه بسوزانم
که شعله ور شدنم دودست
کفن به سلفه بپوشانم
که سر به سر بدنم دودست
نخ به نخ دهنم دودست
غمت غلیظ ترین کامست
هـــــــــــــــی
نگاه من به سرانجامست
سرنگ ها همه دم قرمز
و رنگ ها همه گان قرمز
سماء مولویان قرمز
جهان کرم به کران قرمز
که نبشی از رژ گل گونت
هنوز بر لب این جامست
بگو ستاره دردانه
در انزوایه رصد خانه
کدام کوزه شکسته آن روز
که با گذشتن نهصد سال
هنوز حلقه ی دستانش
به دور گردن خیام است
هــــــــــــی
ببین چقدر اسیرم من
چنان بکش که پس از مردن
هزار بار بمیرم من
دسیسه هایه تو میبینی
ورید پاک امیرم من
در در تدارک حمام است
چه حکمتیست در این مردن
در عاشقانه ترین مردن
و مغز را به فضا بردن
و گریه را به خلاء بردن
چه حکمتیست که در آغاز
نگاه من به سرانجامست
Read more
نمیبینم زیبایی های دنیا را آنگاه که تویی زیبایی های دنیایم! نمیشنوم صدایی را آنگاه که صدای مهربانت ...
Media Removed
نمیبینم زیبایی های دنیا را آنگاه که تویی زیبایی های دنیایم! نمیشنوم صدایی را آنگاه که صدای مهربانت در گوشم زمزمه میشود و مرا آرام میکند! آن عشقی که میگویند تو نیستی ، تو معنایی بالاتر از عشق داری و برای من تنها یک عشقی! ... از نگاه تو رسیدم به آسمانها ، آن برق چشمانت ستاره ای بود که هر شب به آن خیره ... نمیبینم زیبایی های دنیا را آنگاه که تویی زیبایی های دنیایم!
نمیشنوم صدایی را آنگاه که صدای مهربانت در گوشم زمزمه میشود و مرا آرام میکند!
آن عشقی که میگویند تو نیستی ، تو معنایی بالاتر از عشق داری و برای من تنها یک عشقی!
... از نگاه تو رسیدم به آسمانها ، آن برق چشمانت ستاره ای بود که هر شب به آن خیره میشدم!
باارزش تر از تو ، تو هستی که عشقت در قلبم غوغا به پا کرده !
قدم به قدم با تو ، لحظه به لحظه در فکر تو ، عطر داشتنت ، ماندن خاطره هایی که مرور کردن به آن در آینده ای نزدیک دلها را شاد میکند!
و رسیده ام به تویی که آمدنت رویایی بوده در گذشته هایم ، و رسیده ام به تویی که در کنار تو بودن عاشقانه ترین لحظه ی زندگی ام است
پایانی ندارد زندگی ام با تو ، آغاز دوباره ایست فردا در کنار تو ، فردایی که در آن دیروز را فراموش نمیکنم ، آنگاه که با توام هیچ روزی را فراموش نمیکنم ، که همه آنها یکی از زیباترین روزهاست و شیرین ترین خاطره ها ، و گرم ترین لحظه ها !
سر میگذارم بر روی شانه های تو ، آرامش میگیرم از صدای تپشهای قلب تو ، دلم پرواز میکند در آسمان قلبت ، میشنوم صدای تپشهای قلبت ، اوج میگیرم تا محو شوم در آغوشت !
تا خودم را از خودت بدانم ، تا همیشه برایت بمانم ،چه لذتی دارد تا صبح در آغوش تو بخوابم!
تا ببینم زیباترین رویاها ، فردا که بیدار میشوم حقیقت میشود همه ی رویاها !
و اینجاست که عاشق خیالات با تو بودن میشوم ، و به عشق این خیالات دیوانه میشوم !
حالا من مجنونم و تو لیلای من ، همیشه میمانیم برای هم ، و میسازیم یک قصه ی عاشقانه دیگر با هم !
بر میگردیم به دیروزی که گذشت ، خاطره ی شیرین فردا بدجور به دل نشست !
و میدانیم زندگی مان عاشقانه خواهد گذشت ، هم دیروز و امروز و هم فرداهایی که خواهد رسید!
Read more
دل نوشته : . . . داشتم این آهنگ رو گوش می کردم یک هو حالم عوض شد یکی پرتم کرد مسجد ارک شب های ماه رمضان مناجات با خدا چند دقیقه ای حال خاصی شد گفتم باهات باز کلیپ میسازم و متن می نویسم اما با مخاطب خاص برای شاید تنها عشقم اشتباه نشه خیلی ها رو دوست دارم خیلی ها اما تو یک چیز دیگه ای هیچ وقت هیچ ... دل نوشته :
.
.
.

داشتم این آهنگ رو گوش می کردم
یک هو حالم عوض شد
یکی پرتم کرد مسجد ارک شب های ماه رمضان
مناجات با خدا
چند دقیقه ای حال خاصی شد
گفتم باهات باز کلیپ میسازم و متن می نویسم اما با مخاطب خاص
برای شاید تنها عشقم
اشتباه نشه خیلی ها رو دوست دارم
خیلی ها
اما تو یک چیز دیگه ای
هیچ وقت هیچ کس حتی یک ذره از تو برام نشد
آه ک چ قدر برات حرف دارم چ قدر دل تنگی هست چ قدر ...
بماند
خدای من یک سوال بی ربط از تو اما مرسوم بین ما ...
خوبی ؟
گفتم ک مرسوم بین ماست بعد تو بپرسی تو چ طوری ... و الا تو ک همیشه خوبی ...
از من اگر بپرسی
نه می تونم بگم خوبم
نه می تونم بگم بدم
فقط دوست دارم این طوری بگم
منت خدای راست که هست حواسش حتما به بندگانش ....
دوست دارم بپرسی چی میخوای
که بگم
خودت ک بهتر میدونی گدا طلب آب و نان کند
اما کاش کمکم کنی با صداقت بگم
ملالی نیست جز دوری شما حضرت عشقم ....
که بعد بتونم باهات بیشتر حرف بزنم
بگم تو مرام برخی از آدم ها یک چیزهایی هست
مثل قول
مثل امان و پناه
مثل کمک
مثل خیلی چیزهای خوب
که تو مرام توی خالق و خدای این آدم ها حتما خیلی برترهاش هست
بماند اینا هم ....
توی دنیات به همه چی کافرم
الا به خودت
کافرم حتی به خودم چ برسه ب بقیه
هیچ کس رو باور ندارم الا خودت رو
اگر گفتی به کسی ایمان بیار میارم باز هم به اون نه
به حرف تو
بیا و به حرمت همین ایمان که به قلبم دادی
تا خود خودت منو ببر
حرف زیادیه برای یکی مثل من
اما شاید هر بار که عمیق تر و عمیق تر فکر میکنم به این که از تو باید چی بخوام
به هیچ آرزویی بلندتر و عزیزتر از خودت نمی رسم
خودت رو میخوام
این خودت رو می خوام آدمی شبیه من
معنیش برای خودت خدای من خیلی روشنه
من نه اونی هستم ک تحمل سختی داشته باشه ک در نعمت و رحمت هات نازپروده بارش آوردی
و نه اونی است ک تحمل حتی گرما و سرما داشته باشه
حالا با این ضعیف ترین هایی ک بردن نام مقدست هم از سرش زیاده اما گاهی حسی شبیه عشق بهت داره
چ باید کرد ؟
قطعا جوابش رو من بلد نیستم
اما به راه های آسان و سهل و سریع و مطمئن و عالی تو یقین دارم
دوستت دارم و اینو می نویسم
بخواه به رحمت ثابت کنی راستگو هستم
دوستت دارم و دوست دارم بهترین بندگانت باشم هر چند ناتوان ترین ها در کسب رضایتت باشم
اما از تو یاری و کمک می خوام تا با یاری خودت به تمام این نشدنی هام برسم
دوستت دارم و ازت به لطف و فضل بی حدت میخوام به هر چه بهش امید دارم از تو به بسیار بیشترش هم برسم
دوستت دارم و ازت درخواست دارم کریمانه بر ما بنگری ...
.
.
Read more
🏘🏛 من عاشق موزه های خصوصی هستم چون پرسنل این موزه ها با یه عشق و علاقه ویژه ای با آدم برخورد میکنن و توضیح میدن😎 . این تصاویر بخشی از قسمت پنجم سریال "عود و خنجر" هست که میتونید برید تو وبسایت من و رایگان تماشا کنید سفر با صندلی چرخ دار به عمان! یه حرکت بی نظیر! . این سریال با حمایت و اسپانسری کمپانی ... 🏘🏛🏡
من عاشق موزه های خصوصی هستم چون پرسنل این موزه ها با یه عشق و علاقه ویژه ای با آدم برخورد میکنن و توضیح میدن😎
.
این تصاویر بخشی از قسمت پنجم سریال "عود و خنجر" هست که میتونید برید تو وبسایت من و رایگان تماشا کنید🙏💐
سفر با صندلی چرخ دار به عمان! یه حرکت بی نظیر!
.
این سریال با حمایت و اسپانسری کمپانی شین تور تهیه شده @shin.tours
و توسط مهدی کاوندی که جهانگرد و مستند سازه، تولید شده @mehdi_kavandi
ما تمام تلاشمون رو کردیم که بهترین ها رو برای تماشای شما فراهم کنیم و حالا دیگه نوبت شماست که مهربونیتون و حمایتتون رو نسبت به این پروژه بی نظیر نشون بدین و تا میتونین دوستاتون رو به تماشای این سریال دعوت کنین و ما و اسپانسرمون رو دنبال کنید تا همه ببینن که ما تنها نیستیم.
قربون همتون 💋😎🙏💐
.
#سفر_برای_همه
.
.
راستی به لینک های این زیر هم توجه کنید👇
.
وب سایت رسمی من
www.mehdikavandi.com
اینستاگرام انگلیسی
@mate_kava
لینک آپارات
www.aparat.ir/mehdi.kavandi
کانال تلگرام
http://t.me/mehdi_kavandi
.
.
#سفر #سفرنامه #جهانگردی #جهانگرد #بکپکر #مستندساز #مستند #کمدی #گردش #گردشگری #منوتو #منوتوپلاس #کوله_گردی #ایرانگردی #مسافرت #مسافر #تور #مرز #پاسپورت #جهان #جاذبه_گردشگری #ماجراجویی #گردشگر #تفریح #کلیپ #طنز #خنده_دار #هتل #بلیط
Read more
از شر شومی و شبه تا شامه ی شیطان تا شعر و شام و شهر و بریدنه پستان از ترس و تیر ‌و تبر تا گذره زمان تا تلخ ...
Media Removed
از شر شومی و شبه تا شامه ی شیطان تا شعر و شام و شهر و بریدنه پستان از ترس و تیر ‌و تبر تا گذره زمان تا تلخ و تیغه تیز و کشیدنه گیسوان بوی بد چرک زخم کهنه تا نزدیکیه بهشت زنی همراه اهریمن به جای حوری های زشت چشم ها هر بار رنگ خون نگاه لخت به تن ها همه‌خوب های بهشتی فکر عشق و حال فردا حس افکاره من حاده و باز ... از شر شومی و شبه تا شامه ی شیطان
تا شعر و شام و شهر و بریدنه پستان
از ترس و تیر ‌و تبر تا گذره زمان
تا تلخ و تیغه تیز و کشیدنه گیسوان
بوی بد چرک زخم کهنه تا نزدیکیه بهشت
زنی همراه اهریمن به جای حوری های زشت
چشم ها هر بار رنگ خون نگاه لخت به تن ها
همه‌خوب های بهشتی فکر عشق و حال فردا
حس افکاره من حاده و باز آلت های عمود
بهشت مال تو،مثل صلیبی که حق عیسی نبود
تو تاریکی اتاق رانده شده گیسوان میکشد
من از شر تو شادم آیه ها با تو شرح
تو از تکلیفه تمام تنهایی تختم ترد شدی
و هستی هنوز هست هربار که همه سرد شدیم
هه فهم...
23:37
Read more
. به تو از تو مینویسم به تو ای همیشه در یاد ای همیشه از تو زنده لحظه های رفته بر باد وقتی که بن بست غربت ...
Media Removed
. به تو از تو مینویسم به تو ای همیشه در یاد ای همیشه از تو زنده لحظه های رفته بر باد وقتی که بن بست غربت سایه سار قفسم بود زیر رگبار مصیبت بی کسی تنها کسم بود وقتی از آزار پاییز برگ و باغم گریه میکرد قاصد چشم تو آمد مژده روییدن آورد به تو نامه مینویسم ای عزیز رفته از دست ای که خوشبختی پس از تو گم شد و به ... .
به تو از تو مینویسم به تو ای همیشه در یاد
ای همیشه از تو زنده لحظه های رفته بر باد
وقتی که بن بست غربت سایه سار قفسم بود
زیر رگبار مصیبت بی کسی تنها کسم بود
وقتی از آزار پاییز برگ و باغم گریه میکرد
قاصد چشم تو آمد مژده روییدن آورد
به تو نامه مینویسم ای عزیز رفته از دست
ای که خوشبختی پس از تو گم شد و به قصه پیوست
ای همیشگی ترین عشق در حضور حضرت تو
ای که میسوزم سراپا تا ابد در حسرت تو
به تو نامه مینویسم نامه ای نوشته بر باد
که به اسمت چو رسیدم قلمم به گریه افتاد
ای تو یارم روزگارم گفتنی ها با تو دارم
ای تو یارم از گذشته یادگارم
در گریز نا گزیرم گریه شد معنای لبخند
ما گذشتیم و شکستیم پشت سر پل های پیوند
در عبور از مسلخ تن عشق ما از ما فنا بود
باید از هم میگذشتیم برتر از ما عشق ما بود
#بسیار_سفر_باید
Widen your world
#topcaptures #harfeaks #lenspersia #pic_poem #vagir #xtasy #persian_pictures #ir_photographers_club #ig_persia #photographyislife #iranian_photography #akas_khoone #baku #thestreets #akas_baashi #azerbaijan #ir_bestcaptures #axbaroon #ax_matn #vscoir #vsco_iran #vscogoodshot #vscocam #baki #akaasane #travel #ir_bestcaptures #ig_ir #oldbaku #flametowers
Read more
به تو از تو می نویسم به تو ای همیشه در یاد ای همیشه از تو زنده لحظه های رفته بر باد وقتی که بن بست غربت سایه ...
Media Removed
به تو از تو می نویسم به تو ای همیشه در یاد ای همیشه از تو زنده لحظه های رفته بر باد وقتی که بن بست غربت سایه سار قفسم بود زیر رگبار مصیبت بی کسی تنها کسم بود وقتی از آزار پاییز برگ و باغم گریه می کرد قاصد چشم تو آمد مژده ی روییدن آورد به تو نامه می نویسم ای عزیز رفته از دست ای که خوشبختی پس از ... به تو از تو می نویسم
به تو ای همیشه در یاد
ای همیشه از تو زنده
لحظه های رفته بر باد

وقتی که بن بست غربت
سایه سار قفسم بود
زیر رگبار مصیبت
بی کسی تنها کسم بود

وقتی از آزار پاییز
برگ و باغم گریه می کرد
قاصد چشم تو آمد
مژده ی روییدن آورد

به تو نامه می نویسم
ای عزیز رفته از دست
ای که خوشبختی پس از تو
گم شد و به قصه پیوست

ای همیشگی ترین عشق
در حضور حضرت تو
ای که می سوزم سراپا
تا ابد در حسرت تو

به تو نامه می نویسم
نامه ای نوشته بر باد
که به اسم تو رسیدم
قلمم به گریه افتاد

ای تو یارم روزگارم
گفتنی ها با تو دارم
ای تو یارم
از گذشته یادگارم

به تو نامه می نویسم
ای عزیز رفته از دست
ای که خوشبختی پس از تو
گم شد و به قصه پیوست

در گریز ناگزیرم
گریه شد معنای لبخند
ما گذشتیم و شکستیم
پشت سر پلهای پیوند

در عبور از مسلخ تن
عشق ما از ما فنا بود
باید از هم می گذشتیم
برتر از ما عشق ما بود
Read more
‎برای شفای زخم‌های عاطفی، راهی جز بخشش وجود ندارد. ‎ببخش آن‌هایی را که به تو صدمه زده‌اند؛ حتی اگر ...
Media Removed
‎برای شفای زخم‌های عاطفی، راهی جز بخشش وجود ندارد. ‎ببخش آن‌هایی را که به تو صدمه زده‌اند؛ حتی اگر گمان می‌کنی آنچه آن‌ها با تو کرده‌اند غیرقابل بخشش است. ‎تو آن‌ها را می‌بخشی، نه به این دلیل که آن‌ها مستحق بخشش‌اند. تو آن‌ها را می‌بخشی زیرا دوست نداری با یادآوریِ آزار و اذیتِ آن‌ها خود را رنجیده ... ‎برای شفای زخم‌های عاطفی، راهی جز بخشش وجود ندارد.
‎ببخش آن‌هایی را که به تو صدمه زده‌اند؛ حتی اگر گمان می‌کنی آنچه آن‌ها با تو کرده‌اند غیرقابل بخشش است.
‎تو آن‌ها را می‌بخشی، نه به این دلیل که آن‌ها مستحق بخشش‌اند. تو آن‌ها را می‌بخشی زیرا دوست نداری با یادآوریِ آزار و اذیتِ آن‌ها خود را رنجیده خاطر کنی.
‎وقتی زخمی را لمس می‌کنی و احساس درد نمی‌کنی، بدان که به معنای حقیقیِ کلمه، بخشیده‌ای.
‎دیگران را ببخش، آنگاه شاهدِ معجزه‌هایی بزرگ در زندگیِ خود خواهی بود.
‎خود را نیز ببخش، همه‌ی خطاهای خود را ببخش. اگر خود را ببخشی، آنگاه می‌توانی خود را بپذیری و خود را دوست بداری. بخششِ خود، آغاز رویشِ عشق در دل است. بخششِ خود، بزرگ‌ترین بخششِ زندگی‌ست. بخششِ خود، موهبتی‌ست آسمانی که همچون بارانی شفابخش می‌بارد و آلودگی‌ها را می‌شوید و زخم‌های عاطفی تو را شفا می‌دهد. بخششِ خود، تو را به هواهای پاک می کشاند. 🍃❣ @shaadzisti
#هانيه_فريدونفر #روانشناس #مشاوره #مشاور #روانشناسى #شادزيستى
Read more
كوچك رويايي ِ من دنيا اگر خودش را بكشد نميتواندبه عشق من به تو شك كند.تمام ِ بودنت را حس مي كنم ...حاجتي ...
Media Removed
كوچك رويايي ِ من دنيا اگر خودش را بكشد نميتواندبه عشق من به تو شك كند.تمام ِ بودنت را حس مي كنم ...حاجتي به استخاره نيست عشق ما ... عشق من به توعشق تو به من يك پديده است ...يك حقيقت بي نياز از استخاره و ُ گمان صداي قلب تو ... صداي زندگيست.زندگي را دوست داشته باش نازنين ِ من زندگي را زندگي كن عاشقانه كودكانه... ... كوچك رويايي ِ من دنيا اگر خودش را بكشد نميتواندبه عشق من به تو شك كند.تمام ِ بودنت را حس مي كنم ...حاجتي به استخاره نيست عشق ما ... عشق من به توعشق تو به من يك پديده است ...يك حقيقت بي نياز از استخاره و ُ گمان صداي قلب تو ... صداي زندگيست.زندگي را دوست داشته باش نازنين ِ من زندگي را زندگي كن عاشقانه كودكانه... حتی وقتي بزرگ شدي كودكانه زندگي كن جانكم مادرانه ترين لحظه هاي امروزم همين لحظه است...همين لحظه كه با تمام جان ِ عاشقم دوستت دارم را يواشكي به تو هديه ميكنم...تو خوب ميداني كه من چقدرشاعرانه با تو حرف ميزنم...تو خوب ميداني كه...من تا همان لحظه كه قرار است بياييقرار است در كنارت بمانم و تازه اين شروع زندگي ِ كودكانه ي تو است.بخواب ...نترس ...زندگي بايد براي توروزها را عاشقانه باران شب ها را ستاره باران كند .
Read more
دوزخ دنیا ای وطن، داغترین دوزخ دنیا شده یی بر سر ملت خود، خط چلیپا شده یی تیغ فرزند خودت، سینهً پاک ...
Media Removed
دوزخ دنیا ای وطن، داغترین دوزخ دنیا شده یی بر سر ملت خود، خط چلیپا شده یی تیغ فرزند خودت، سینهً پاک تو درید زیر پای قدم خویش، تهً پا شده یی هر کجا می نگری، نقش و نگار نسب است به تماشا خودت، غرق تماشا شده یی دامن پاک تو، آلوده به تریاک شده همه مجنون تو گشتند که لیلا شده یی پاره شد صفحه تاریخ تو ... دوزخ دنیا
ای وطن، داغترین دوزخ دنیا شده یی
بر سر ملت خود، خط چلیپا شده یی

تیغ فرزند خودت، سینهً پاک تو درید
زیر پای قدم خویش، تهً پا شده یی

هر کجا می نگری، نقش و نگار نسب است
به تماشا خودت، غرق تماشا شده یی

دامن پاک تو، آلوده به تریاک شده
همه مجنون تو گشتند که لیلا شده یی

پاره شد صفحه تاریخ تو از دست رقیب
تنی ویرانه تر از پیکر بودا شده یی

دوستان جمله ز مینای تو سیراب شدند
تو چرا تشنه تر از ساحل دنیا شده یی

دیدهً از خود و بیگانه، قد مگاه تو شد
با همه بیکسی ات، محرم دل ها شده یی

بعد از ین، طاقت فریاد ندارد دل من
با خبر باش، که بازیچهً دنیا شده یی

قصهً عشق تو گرم است بهر شهر و دیار
ای وطن، با تو چه کردند که سوا شده یی

سال ها دست نوازش، بسرت کس نکشد
چقدر پیش خودت، بیکس و تنها شده یی

تو مپندار که رفتیم و فراموش شدی
من فدای سرت ای خاک، که بی ما شده یی
@truth_of_my_life_ #afghanistan #افغانستان #dozaq_donya #چقدر_پیش_خودت_بیکس_و_تنها_شدیی #story #ای_وطن_ داغترین دوزخ_دنیا_شدیی
Please follow 👇🏼👇🏼👇🏼👇🏼
@truth_of_my_life_
@zamzama_hai_shab_hangam ❤️❤️🇦🇫🇦🇫
Read more
 #پست_موقت راستش تقصیر منه! شما هیچ کدومتون مقصر نیستید! به همون خدایی که بالاسر شاهده هر کی اعتراض ...
Media Removed
#پست_موقت راستش تقصیر منه! شما هیچ کدومتون مقصر نیستید! به همون خدایی که بالاسر شاهده هر کی اعتراض کنه حق داره! هرکی ببره دادگاه یه کلمه حرف نمی‌زنم! اصلن از همون اول تقصیر من بود! اون وقتی که بچه بودم و می‌گفتن فلانی اشرافی‌گری و باغ داره و پسرش جت اسکی تو دریاچه آزادی داره که برای عشق و حال می‌بره ... #پست_موقت
راستش تقصیر منه! شما هیچ کدومتون مقصر نیستید! به همون خدایی که بالاسر شاهده هر کی اعتراض کنه حق داره! هرکی ببره دادگاه یه کلمه حرف نمی‌زنم!

اصلن از همون اول تقصیر من بود! اون وقتی که بچه بودم و می‌گفتن فلانی اشرافی‌گری و باغ داره و پسرش جت اسکی تو دریاچه آزادی داره که برای عشق و حال می‌بره کیش و میاره و اینا من می‌گفتم خب لابد از قدیم پولدار بوده، شما چه می‌دونید! اصلا سلیمان نبی هم سلطان بوده!

بعد گفتن شهردار تهران (که چهار روز هم بیشتر نموند) با یه قطار بنز میره و میاد و تو کاخ گلستان زندگی می‌کنه، گفتم خب شهرداره دیگه، چیکار کنه؟ لابد براش گرفتن

بعد گفتن مشاور خاتمی رفته از فلان کشور حدود صدهزاردلار پیپ خریده برای دفتر، گفتم تو از کجا میدونی؟ لابد از جیب داده!

بعد گفتن فلان وزیر احمدی‌نژاد اینقدر پول تو حساب داره گفتم کار نفت همینه دیگه، خلاصه بگم یهو دیدیم کاخ امام خمینی رو ساختن!

هرچی گفتیم این هیچ ربطی به اون نداره، یهو گفتن خب لابد ضرورت بوده! یهو یاد خودم افتادم! دیدم ای دل غافل! حالا باید با همون سپری مقابله کنم که خودم یه عمری کلفت‌ش کردم!

یادتونه یه روز تو کاخ سعدآباد مهمونی زنانه گرفتن؟ اون روز هرچی تو سرم زدم که شاه و بیرون کردن که یکی دیگه بره جاش بشینه؟! همه گفتن چه اشکالی داره؟! تالار تالاره! حالا تو رو راه نمیدن شاکی شدی؟

کم کم بنز سواری شد فخر! خونه باغ تو فلان جا و بچه‌ها با منزل برن خارج و هزار و یک چیز اینجوری شد طبیعی، مردم هم دفاع میکنن! انگار همه بی حس شدن!

گوش پاک کن که استفاده کردم دیدم یه جورایی حرف‌های خودمه!

من فکر می‌کردم دفاع از یه نفر دفاع از یه آرمانه! بعد متوجه شدم اگه یه فرمانده خیلی ارشد سپاه تو لاکچری ترین خیابون شهرک غرب یه کوچه اختصاصی داشته باشه نه تنها نمیتونه مدافع آرمان باشه بلکه هر روز پسرش رو تو یه پارتی می‌گیرن! اون وقت ما داریم از این دفاع می‌کنیم!

بچه‌ها، تو رو خدا بیاید گوشامون رو پاک کنیم! من هروقت صدای جرینگ جرینگ سکه رو زیاد از گوشه و کنار می‌شنوم یاد کربلا می‌افتم! بیاید اگه نمیتونیم دیگران رو بیدار کنیم لااقل خودمون بیدار بشیم!

من دعوای این ملا رو با اون آقازاده نمیفهمم! ولی صدرالساداتی رو روزای اول زلزله تو قصر شیرین دیدم! این برای من یه ملاک و نشونه‌ست!

پ‌ن
این پست کاملا موقته، اما هرکی خواست اسکرین شات بگیره و هر وقت دوباره اشتباه کردم بهم یادآوری کنه! ممنون

#صدرالساداتی #لاکچری #اشرافی_گری #بچه_مایه_دار #صدرالساداتی_تنها_نیست #پست_موقت_هشتگ_نمیخوا #ومن_الله_التوفیق
Read more
1️⃣3️⃣ قسمت پنجم اما انسان هنوز درد ميكشد. هنوز درد ميكشد. هنوز درد ميكشد. در مسلخ عشق جز نكو را ...
Media Removed
1️⃣3️⃣ قسمت پنجم اما انسان هنوز درد ميكشد. هنوز درد ميكشد. هنوز درد ميكشد. در مسلخ عشق جز نكو را نكشند روبه صفاتان زشت خو را نكشند اگر عاشق صادرى ز كشتن مهراس مردار بود هر آن كه او را نكشند البته با مير زاده ى عشقى از طريق اشعارشان آشنا بودم شاعر ممتاز و خوش قريحه اى بود. ميگويند خداوندگان هنر ... 1️⃣3️⃣
قسمت پنجم
اما انسان هنوز درد ميكشد. هنوز درد ميكشد. هنوز درد ميكشد.
در مسلخ عشق جز نكو را نكشند
روبه صفاتان زشت خو را نكشند
اگر عاشق صادرى ز كشتن مهراس
مردار بود هر آن كه او را نكشند
البته با مير زاده ى عشقى از طريق اشعارشان آشنا بودم شاعر ممتاز و خوش قريحه اى بود. ميگويند خداوندگان هنر قانون ستيرند. اما بنده هم چون صفتى را براى احد و الناسى قائل نيستم. ستيزى در كار نيست. مير زاده ى عشقى هم قانون ستيز نبود. بر عكس از قاعده و آيين پيروى ميكرد، اما نه از اين قانون بى مقررات و ملزومات ملزومه. قانون ناگريز. قانون بى زوال. قانون باطنى. قانونى كه طبيعى تر از آن هيچ چيز در جهان نيست. قانونى كه همه به آن تمكين ميكنند.
از ناپلون گرفته تا استالين فرقى نميكند. هر كس به اندازه ى فهم و لياقتش. قانونى كه ميگويد هر كس بالقوه يك متجاوز است و هر متجاوز بالقوه اين توانايى را دارد كه به يك متجاور بالفعل تبديل شود. قانونى كه باعث ميشود هر كس به ديگرى تنه بزند و راه خودش را باز كند
قانونى كه باعث ميشود هر كس مانع پيشرفت و ترقى ديگرى شود. قانون تنه زدن، قانون تعددى...
قانون نمرود!"
ميبينى من ميتونم برات تك تك لحظه ها و خاطراتمون رو تعريف كنم
اون روز كه اين نمايشنامه رو خوندى با خودم گفتم قراره كاره خطرناكى انجام بدى. من باهات حرف نميزدم ولى تو ديگه چرا با من حرف نميزدى. تو ديگه چرا منو #صدا نكردى بى معرفت. گاهى وقتا خودمو بابت حرف نزدن با تو توجيه ميكردم كه خودش بلده كه چجورى كنار بياد. گاهى وقتا كه روى كاناپه ميشستم ميديدم ميومدى رو به روى آيينه وايميستادى و سرتو ميبردى جلو تر و دست به ريشت ميكشيدى. و به تار سفيد ريشت خيره ميشدى و من برات دست ميزدم كه #افرين، ببين چه خوب به پاى خودش پير شده.
حالا بعد از اين همه سال حرف نزدم كه از خاطرات يه طرفه مون برات تعريف كنم.
يادت رفته كه هر كسى يه خود ديگه هم داره. اگه تو بميرى و #نفست بند بياد منم ميميرم و نفسم ميگيره. اومدم بگم پاشو بيدار شو. بسه. اومزم بگم اگه نمردى و #زنده برگشتى. به دليل داره. تنها دليلش اينه كه بايد پس بگيرى از كسي كه خيلى ساله همه ى روزا و شباتو ازت گرفته. من همين جا #كنارت روى صندلى نشستم. فكر كنم تنها كسي كه تو اين دنيا مونده باشه و دلش بخواد زنده بمونى، منم. من و تو تنها ترين آدم هايى هستيم كه بى پناه بين #مرگ و #زندگى دست و پا ميزنيم.
Read more
<span class="emoji emoji1f338"></span>🇮🇷❣️🇮🇷<span class="emoji emoji1f338"></span> عـشــق و تنـهايي از نـگاه و دلِ <span class="emoji emoji2764"></span>️شهــيد چــمران<span class="emoji emoji2764"></span>️ در منـاجـاتِ با خـــدا: خدايا...! از ...
Media Removed
🇮🇷❣️🇮🇷 عـشــق و تنـهايي از نـگاه و دلِ ️شهــيد چــمران️ در منـاجـاتِ با خـــدا: خدايا...! از بد كردنِ آدمهايت شكايت داشتم به درگاهت... امّا شكايتم را پس ميگيرم... من نفهميدم... فراموش كرده بودم كه بدي را خلق كردي تا هر زمان كه دلم گرفت از آدمهايت... نگاهم به تو باشد... گاهي فراموش ... 🌸🇮🇷❣️🇮🇷🌸
عـشــق و تنـهايي از نـگاه و دلِ ❤️شهــيد چــمران❤️ در منـاجـاتِ با خـــدا:
خدايا...!
از بد كردنِ آدمهايت شكايت داشتم به درگاهت...
امّا شكايتم را پس ميگيرم...
من نفهميدم...
فراموش كرده بودم كه بدي را خلق كردي تا هر زمان كه دلم گرفت از آدمهايت...
نگاهم به تو باشد...
گاهي فراموش ميكنم كه وقتي كسي كنارِ من نيست...
معنايش اين نيست كه تنهايم...
معنايش اين است كه همه را كنار زدي تا خودم باشم و خودت...
با تو تنهايي معنا ندارد...
مانده ام تو را نداشتم چه ميكردم...
دوستت دارم، خدايِ خوبِ منْ...؛
خدايا...!
من زندگي را دوست دارم ولي نه آنقدر كه به آن آلوده شوم و خويشتن را گم و فراموش كنم...؛
خدايا...!
تو ميداني كه قلبِ من سرشار از مهر و محبت است...
و همه ي مخلوقاتِ تو را به شدت دوست ميدارم...
و در بعضي از حالات اين دوستي به درجه ي عشق و پرستش ميرسد...
تو ميداني كه احتياج دارم كه عشق بورزم و بپرستم...
و چه بسا كه به محبوب هايي تا درجه ي پرستش عشق ورزيده ام...
امّا هر وقت كه عشقِ من به كسي و يا به چيزي به درجه ي عشق رسيده است...
تو آن را از من گرفته اي تا كسي را و چيزي را به جاي تو معبود خود نكنم...
اي خدايِ بزرگ، تو را شكر ميكنم كه قلبِ مقدس مرا جايگاهِ خود كردي...
با تجربه هاي تلخ و ضربه هايِ قاطع و شكننده قلبِِ مرا از خطرناك ترين گمراهي ها نجات دادي و اين آتشكده ي مقدس را فقط جايگاه خود كردي...؛
خدايا...!
خوش دارم كه گمنام و تنها باشم تا در غوغاي كشمكشهايِ پوچ مدفون نشوم...؛
خدايا...!
آنچنان ما را جذب كن كه جز به تو نينديشيم، و جز تو را نخواهيم، و به جز تو به سوي كسي نرويم، و همه ي خود خواهي ها و خود بيني ها را در مذبحه(كشتارگاه) بارگاهِ تو قرباني كنيم...؛
خدايا...!
تو را شكر ميكنم كه به من نعمت "توكل" و "رضا" عطا كردي...
و در سخت ترين طوفانها و خطرناك ترين گردابها، آنچنان به من اطمينان و آرامش دادي كه با سرنوشت و همه ي پستي ها و بلنديهايش آشتي كردم و به آنچه تو بر من مقدر كرده اي رضا دادم...؛
خدايا...!
در مواقع خطر مرا تنها نگذاشتي...
تو در كويرِ تنهايي، انيسِ شبهاي تارِ من شدي...
تو در ظلمت، نااميدي، دستِ مرا گرفتي و كمك كردي...
كه هيچ عقل و منطقي قادر به محاسبه پيش بيني نبود...
تو بر دلم الهام كردي و به رضا و توكل مرا مسلّح نمودي...
و در ميانِ ابرهاي ابهام و در مسيري تاريك، مجهور و وحشتناك مرا هدايت كردي*
* دوستتْ دارَم، خدايِ خوبِ منْ *
.
.
.
🌸🌹 شاديِ روحِ پُـر فـتوح و بلنـدِ همـه شهــيدان صـلــواتــــ*🌹🌸
#شهيد_چمران #شهيدان #شهيد_الله #عشق #shahid_chamran
Read more
وقتی به دنیا اومدم پدرم نبود....زودتر از قرار اومدم....از اولش عجله داشتم....پدرم ماموریت بود ...
Media Removed
وقتی به دنیا اومدم پدرم نبود....زودتر از قرار اومدم....از اولش عجله داشتم....پدرم ماموریت بود و مادرم تنها به بیمارستان رفت..... مادرم می گه تو تا لحظه ی آخر نچرخیده بودی....اومدنت مثل معجزه بود....چرخیدنت توو لحظه ی آخر باعث شد توو راهروی بیمارستان بدون آمادگی قبلی وقتی داشتن می بردنم توو ... وقتی به دنیا اومدم پدرم نبود....زودتر از قرار اومدم....از اولش عجله داشتم....پدرم ماموریت بود و مادرم تنها به بیمارستان رفت.....
مادرم می گه تو تا لحظه ی آخر نچرخیده بودی....اومدنت مثل معجزه بود....چرخیدنت توو لحظه ی آخر باعث شد توو راهروی بیمارستان بدون آمادگی قبلی وقتی داشتن می بردنم توو اتاق عمل ...به دنیا بیای.....
دقیقا سی سال از اون روز می گذره و من توو تمام این سی سال به معجزه های لحظه ی آخر باور داشتم.....
شاید واسه همین دووم آوردم این زندگی سخت و.....
امسال اولین سالیه که شب تولدم اشک نریختم....غمگین نبودم......با اینکه دوسال اخیر بدترین سالهای زندگیم بود......
سی سالگی حال عجیبیه......بلوغ داره....آرامش داره و تو ناگهان به خودت میای و می بینی فرسخ ها با دختر بیست ساله ی دیروز فاصله داری......
من به معجزه ی عشق باور دارم......
قسم به تمام معجزه های لحظه ی آخر ....دوستت دارم.
زهرای سی ساله ی تو❤
#خدا #عشق #وتمام
#تولد #سی_سالگی
Read more
همسایه سایه‌ات به سرم مستدام باد لطفت همیشه زخم مرا التیام داد وقتی انیس لحظه تنهایی‌ام توئی تنها ...
Media Removed
همسایه سایه‌ات به سرم مستدام باد لطفت همیشه زخم مرا التیام داد وقتی انیس لحظه تنهایی‌ام توئی تنها دلیل اینکه من اینجایی‌ام توئی هر شب دلم قدم به قدم می‌کشد مرا بی‌اختیار سمت حرم می‌کشد مرا با شور شهر فاصله دارم کنار تو احساس وصل می‌کند آدم کنار تو حالی نگفتنی به دلم دست می‌دهد در هر ... همسایه سایه‌ات به سرم مستدام باد
لطفت همیشه زخم مرا التیام داد

وقتی انیس لحظه تنهایی‌ام توئی
تنها دلیل اینکه من اینجایی‌ام توئی

هر شب دلم قدم به قدم می‌کشد مرا
بی‌اختیار سمت حرم می‌کشد مرا

با شور شهر فاصله دارم کنار تو
احساس وصل می‌کند آدم کنار تو

حالی نگفتنی به دلم دست می‌دهد
در هر نماز مسجد اعظم کنار تو

با زمزم نگاه دمادم هزار شمع
روشن کننند‌هاجر و مریم کنار تو

تا آسمان خویش مرا با خودت ببر
از آفتاب رد شده شبنم کنار تو

در این حریم، سینه زدن چیز دیگری‌ست
خونین‌تر است ماه محرم کنار تو

مادر کنار صحن شما تربیت شدیم
داریم افتخار که همشهری‌ات شدیم

ما با تو در پناه تو آرام می‌شویم
وقتی که با ملائکه همگام می‌شویم

بانو! تمام کشور ما خاک زیر پات
مردان شهر نوکر و زن‌ها کنیزهات

زیباترین خاطره‌هامان نگفتنی‌ست
تصویر صحن خلوت و باران نگفتنی‌ست

باران میان مرمر آیینه دیدنی‌ست
این صحنه در برابر آیینه دیدنی‌ست

مرغ خیال سمت حریمت پریده است
یعنی به اوج عشق همین‌جا رسیده است

خوشبخت قوم طایفه، ما مردم قم‌ایم
جاروکشان خواهر خورشید هشتم‌ایم

اعجاز این ضریح که همواره بی‌حد است
چیزی شبیه پنجره فولاد مشهد است

من روی حرف‌های خود اصرار می‌کنم
در مثنوی و در غزل اقرار می‌کنم

ما در کنار دختر موسی نشسته‌ایم
عمری‌ست محو او به تماشا نشسته‌ایم

اینجا کویر داغ و نمک‌زار شور نیست
ما روبروی پهنه دریا نشسته‌ایم

قم سال‌هاست با نفسش زنده مانده است
باور کنید پیش مسیحا نشسته‌ایم

بوی مدینه می‌وزد از شهر ما، بیا
ما در جوار حضرت زهرا نشسته‌ایم

از ما به جز بدی که ندیدی ببخشمان
از دست ما چه‌ها که کشیدی ببخشمان

من هم دلیل حسرت افلاک می‌شوم
روزی که زیر پای شما خاک می‌شوم
Read more
🏴🏴🏴🏴 يادم مياد كه از وقتى دبستانى بودم، با پدرم رفاقت كارى داشتند، بارها و بارها سخنرانى هاى ايشون ...
Media Removed
🏴🏴🏴🏴 يادم مياد كه از وقتى دبستانى بودم، با پدرم رفاقت كارى داشتند، بارها و بارها سخنرانى هاى ايشون رو از نزديك ديده بودم. ولى خب كم سن تر از اونى بودم كه متوجه عمق توضيحات علمى و روانشناسى ايشون باشم. تنها تصويرى كه توذهنم نقش بسته همايش ها و سخنرانى هاى ايشونه همه رو صندلى هاشون ميخكوب ميشدن و جذب ... 🏴🏴🏴🏴
يادم مياد كه از وقتى دبستانى بودم، با پدرم رفاقت كارى داشتند، بارها و بارها سخنرانى هاى ايشون رو از نزديك ديده بودم.
ولى خب كم سن تر از اونى بودم كه متوجه عمق توضيحات علمى و روانشناسى ايشون باشم. تنها تصويرى كه توذهنم نقش بسته همايش ها و سخنرانى هاى ايشونه همه رو صندلى هاشون ميخكوب ميشدن و جذب سبك سخنرانى هاى استاد. تو سال هاى دهه هفتاد كمتر بودند سخنرانان اين چنينى . تكنيك كارگاهيشون چنان جذاب بود كه حتى منى كه كمتر از ١٠ سال سن داشتم از اينكه ايشون همايش دارن به وجد ميومدم.
سال ها بعد وقتى نوجوان بودم، قبل از يكى از همين همايش ها بود كه تو دفتر پدر پيش از شروع برنامه وقتى ايشون در انتظار شروع جلسه مشغول صرف چاى بودند چند دقيقه باهاشون هم كلام شدم. برخوردشون بسيار محترمانه و صحبتاشون بسيار جذاب بود برا نوجوانى مثل من كه مشتاق فراگيرى دانش محيطى بودم مى تونست جرقه اى باشه براى يك شروع . . .
مضمون صحبتاى اون روز ايشون با من اين بود كه ميشه از رفتار و پندهاى بزرگان و نخبگان درس گرفت.
از اون به بعد هر جا جمله اى پند آموز و تأثير گذار مى ديدم يادداشت مى كردم . گاهى از تأثير حرفاى اون روز استاد با اين جملات عشق بازى مى كردم.
تايپ مى كردم و به عنوان ياور مدرسه روى برد آموزشى يا پرورشى ميذاشتم تا بقيه هم ازش استفاده كنن . . .
خب اون زمان ارتباطات به اين شكل بود. برد مدرسه يكى از قوى ترين منابع اطلاع رسانى بود .
بعد ها با شروع به كار شبكه هاى اجتماعى به ذهنم رسيد تا شايد بتونم از مجموعه يادداشت هايى كه داشتم استفاده كنم و براى ديگران به اشتراك بزارم.
خيلي وقت بود كه مشغله هاى زندگى باعث شده بود از آقاى دكتر بى خبر باشم .
اين روز ها خبرى كه قلب همه رو به درد آورده خبر سقوط هواپيماى تهران-ياسوجه. به شخصه انقدر شوكه بودم كه لحظه به لحظه اخبار دردناك اين حادثه رو پيگير بودم تا شايد روزنه اميدى وجود داشته باشه و اخبار خوشايندى به گوشم برسه، كه به ليست افراد سرشناس حاضر بين مسافران برخوردم. حتى باورش سخت بود كه بپذيرم اسم آقاى دكتر رو بين جان باختگان اين حادثه ببينم.
بدون شك جناب آقاى #دكتر_كردى با علم و شيوايى كلامشون تو زندگى خيلى ها اثرگذار بودند.
اين حادثه مثل بقيه حوادث اخير غم نداشت، درد داشت .
اين روزها فقط هر لحظه آرزو مى كنم كه لااقل يك نفر از اون حادثه جون سالم به در برده باشه 🙏🏻 #دكتر_كردى
#هواپیما
#تهران_ياسوج
Read more
 #ایستگاه #شعر #سپید در ایستگاه توقف های ابدی نشسته‌ام با چمدانی از عشق ها و حسرت ها بی‌تو ای همسفر ...
Media Removed
#ایستگاه #شعر #سپید در ایستگاه توقف های ابدی نشسته‌ام با چمدانی از عشق ها و حسرت ها بی‌تو ای همسفر گمشده ام همه راه‌های زمین با کفش هایم بیگانگی می‌کنند پر از رنج بی تو رفتن ها، پر از تلخی بوسه‌هایی که در دهانم متلاشی شده‌اند، پر از دوستت دارم هایی که نگفته‌ام، در ایستگاه توقف های ابدی نشسته‌ام ... #ایستگاه #شعر #سپید
در ایستگاه توقف های ابدی نشسته‌ام
با چمدانی از عشق ها و حسرت ها
بی‌تو ای همسفر گمشده ام
همه راه‌های زمین با کفش هایم بیگانگی می‌کنند

پر از رنج بی تو رفتن ها،
پر از تلخی بوسه‌هایی که در دهانم متلاشی شده‌اند،
پر از دوستت دارم هایی که نگفته‌ام،
در ایستگاه توقف های ابدی نشسته‌ام . . .
**
صادق کوهشاهی
Read more
. عشق یعنی که به شوق تو به صحرا بزنم به هوای دل پاک تو به دریا بزنم عشق یعنی بشوم آهوی آواره‌ی تو بدهم ...
Media Removed
. عشق یعنی که به شوق تو به صحرا بزنم به هوای دل پاک تو به دریا بزنم عشق یعنی بشوم آهوی آواره‌ی تو بدهم دل به صدای خوش نقاره‌ی تو عشق یعنی طپش این دل بارانی من لطف پیدای تو و گریه‌ی پنهانی من و خدا خواست که از دست تو درمان برسد خواست تا عطر علی‌ تا به خراسان برسد یا رضا گفتم و وا شد به نگاهت گره ها چه ... .
عشق یعنی که به شوق تو به صحرا بزنم
به هوای دل پاک تو به دریا بزنم

عشق یعنی بشوم آهوی آواره‌ی تو
بدهم دل به صدای خوش نقاره‌ی تو

عشق یعنی طپش این دل بارانی من
لطف پیدای تو و گریه‌ی پنهانی من

و خدا خواست که از دست تو درمان برسد
خواست تا عطر علی‌ تا به خراسان برسد

یا رضا گفتم و وا شد به نگاهت گره ها
چه خبرها که رسیده ست از این پنجره ها

یا رضا گفته و بینا شده چشمان کسی
یا رضا گفته اسیری که به دادش برسی

عشق یعنی به هوایت گذر از دامن و دشت
عشق در شوق سلامی ست، سرِ ساعت هشت

عشق در قلب قطاری است که از قم برسد
در نمازی است که تا رکعت هشتم برسد

#قاسم_صرافان
.

ءءءءءءءءءءءءءءءءءء

قطعه رکعت هشتم
تقدیم به محضر خورشید هشتم
با شعری از: #قاسم_صرافان
و صدای: #علی_اکبرقلیچ
@aa.ghelich
@aliakbarghelichofficial
#فایل_صوتی_وتصویری_درکانال_تلگرام_وسروش
.
.
Read more
 #فلسطين_مهمترین_مسئله_و_پرونده_خمینی_بود . للحق طرح نوشت : خورشیدِ چشمهایش، دوردست‌ها را ...
Media Removed
#فلسطين_مهمترین_مسئله_و_پرونده_خمینی_بود . للحق طرح نوشت : خورشیدِ چشمهایش، دوردست‌ها را روشن کرده، و بر تمام زوایای مبهم، روشنگرانه تابیده بود. حالا مردی که می‌گویند از نسل آنهایی است که در هر قرن فقط یک بار متولد می‌شود، روی صندلی سفیدش، با تمام ابهتش نشسته است و چشم‌هایش، تیزتر از همیشه، ... #فلسطين_مهمترین_مسئله_و_پرونده_خمینی_بود
.
للحق طرح نوشت : خورشیدِ چشمهایش، دوردست‌ها را روشن کرده، و بر تمام زوایای مبهم، روشنگرانه تابیده بود. حالا مردی که می‌گویند از نسل آنهایی است که در هر قرن فقط یک بار متولد می‌شود، روی صندلی سفیدش، با تمام ابهتش نشسته است و چشم‌هایش، تیزتر از همیشه، به نقطه‌ای دور خیره می‌ماند.
#مرد، و شاید تنها مرد، لب می‌گشاید و فضا آکنده از بوی گل لاله می‌شود و در نقطه دیگری از جهان، در رگ‌هایی که سخت تشنه اند، خون تزریق می‌شود.
مرد و شاید تنها مرد، تبرش را بر مى دارد و به سوی هُبَل مى رود.
چشم‌های آتشین هُبل که هر روز قربانیانش را از زیر سایه #مسیح بیرون می‌کشند، سخت هراسناک است. مرد، تبرش را بلند می‌کند و تا مغز #تل_آویو، بر سر بت جاهلیت سکوت می‌کوبد و زخمی را که ناحیه خاصی را دردآلود کرده بود، جهانی اعلام می‌کند.
حالا شهر به شهر، دیوار به دیوار، پنجره به پنجره‌ات، ای دنیا، حداقل برای یک روز هم شده به یاد آن زخم قدیمی درد می‌کند، و تا زخم فلسطین بر پیکرت باقی باشد، نه اینکه نخواهی، بلکه نمی‌توانی آرام بگیری...
مرد و شاید تنها مرد، اولین بار نبود که تقویم‌ها را می شست و روزها را مقابل چشم‌های آفتابی اش پهن می‌کرد! آدینه! ای آخرین روز #ماه_خدا و ای همیشه اولین خط مقدم فریاد، تو هم شاهد باش که #فلسطین، دردآلودترین زخم مسیح زمان بود و او را هر روز، تا پای صلیب نگرانی‌هایش می‌برد.
آری، مسیح؛ همان که معجزه دوباره زنده شدن اسلام را با تمام دارائی‌هایش به همراه آورد.
سنگ، ای حماسه‌ای که هرگز نخواهی شکست! بدان که سرزمینت، مهم‌ترین مسئله و پرونده #خمینی بود؛ مردی که دهانش بوی نهج البلاغه می‌داد. انگار هنوز روی آن صندلی سفید نشسته است و به چشمهای آن عروس به تاراج رفته، خیره شده است؛ مردی که مقیاس زمانی‌اش هنوز معلوم نیست. انگار هنوز هم دغدغه این سرطان درمان پذیر را دارد! صدایش را بعد از سال‌ها، به وضوح می‌توان شنید؛ صدای مهربانی که هنوز دست می‌گیرد و پیش می‌برد: « #فلسطین_پاره_تن_اسلام_است»...ياحق.
.
.
دلنوشت:
نشسته برف تنت بعد سال ها به تنم
یخ تو باز شد آخر از آتشی که منم

تو در کنار منی عشق کار خود را کرد
رسیده لحظه ی شیرین با تو ما شدنم

نمی شود که بر این لحظه نام بوسه گذاشت
نزول آیه ی لب های توست بر دهنم

تمام شهر به دنبال نام عطر منند
گرفته بوی تو را تار و پود پیرهنم

من و تو مثل دم و بازدم گره خوردیم
چگونه رابطه ام با تو را به هم بزنم ؟
.
.
كاملاً بى ربط : لكنت زبان هم خوب است...
براى مزه مزه كردن نامت...
.
.
#اين_عمار #aynaammar #أين_عمار
Read more
 #پست_سفارشى . . <span class="emoji emoji2764"></span>️<span class="emoji emoji1f338"></span>زندگيم،خانومم<span class="emoji emoji1f338"></span><span class="emoji emoji2764"></span>️ با اومدنت به زندگيم دنيام رو رنگي كردي،دنيام پراز عشق ...
Media Removed
#پست_سفارشى . . زندگيم،خانومم️ با اومدنت به زندگيم دنيام رو رنگي كردي،دنيام پراز عشق شد هروز يه روز تازه و پراز عشق شد برام وقتي تو بهترين اتفاق زندگيم شدي خوب من،مهربان من مرا در اغوشت به حبس ابد محكوم كن ... هرچه ميگذرد عاشقانه هاي مان بيشتر از بيش ميشود تو هموني كه هميشه ارزوش ... #پست_سفارشى
.
.
❤️🌸زندگيم،خانومم🌸❤️
با اومدنت به زندگيم دنيام رو رنگي كردي،دنيام پراز عشق شد
هروز يه روز تازه و پراز عشق شد برام
وقتي تو بهترين اتفاق زندگيم شدي
خوب من،مهربان من
مرا در اغوشت به حبس ابد محكوم كن ...
هرچه ميگذرد عاشقانه هاي مان بيشتر از بيش ميشود
تو هموني كه هميشه ارزوش رو ميكردم
و من خداراشاكرم بخاطره بودنت بخاطره اين حس ارامش
تمام زندگي من،فاطمه
من به عشق تو
چشم هايم را باز ميكنم
به عشق تو نفس ميكشم
به عشق و ياد تو زندگي ميكنم
با تو بودن را دوست دارم
چون زندگيم پراز عشق و شادي است
دوريم ولي دل هايمان بهم نزديك هست
و اي كاش كه هميشه در كنارم بودي...
دوست دارم از ان بي نهايت ها
كه اخرش ناپيداست
تا ابد در قلب من هستي عشق اول و اخرم
#اولین_سالگرد_یکی_شدمان_مبارک ❤️🌸
تقديم به:

@fatma_ebrahimi
Read more
 #پست_موقت #بی_شرفی ناراحتم با کارشناسی ارشد مهندسی IT عمرم رو گذاشتم تو ادبیات بعد یک سری دوست ...
Media Removed
#پست_موقت #بی_شرفی ناراحتم با کارشناسی ارشد مهندسی IT عمرم رو گذاشتم تو ادبیات بعد یک سری دوست و رفیق میان اینجوری میگن. تو صورت ادم نگاه میکنن و تعریف میکنن و بعد... من با پرفروش شدن هر کتاب عشق میکنم اما چه پیام‌ها که تو این چند روز برام نیومد. از بازی به عنوان بازیگر نقش اول تئاتر سجاد افشاریان ... #پست_موقت #بی_شرفی
ناراحتم
با کارشناسی ارشد مهندسی IT عمرم رو گذاشتم تو ادبیات بعد یک سری دوست و رفیق میان اینجوری میگن. تو صورت ادم نگاه میکنن و تعریف میکنن و بعد...
من با پرفروش شدن هر کتاب عشق میکنم اما چه پیام‌ها که تو این چند روز برام نیومد. از بازی به عنوان بازیگر نقش اول تئاتر سجاد افشاریان گرفته تا گوشی آیفون و ویلا و... رفیق شما مسیر رو اشتباهی اومدی! من از زندگیم زدم ! اگه قرار بود دنبال پول باشم تو این حوزه نمیومدم. من به داشتن سجاد افشاریان، علیرضا آذر، امید صباغ‌نو، فاضل نظری، روزبه معین، یاسمن خلیلی‌فرد، نسیم مرعشی، رسول یونان، یوسف علیخانی، بابک زمانی، رضاامیرخانی، بلقیس سلیمانی، سیامک گلشیری، مصطفی مستور افتخار میکنم و با پرفروش شدن کتابشون عشق میکنم اما این به این معنا نیست که بخوام دست به کار غیراخلاقی بزنم. به خدا قسم شرفم رو با هیچ چیز عوض نمیکنم. ببخشید اینو میگم اما دوست داشتم رک حرفم رو بزنم چراکه به احتمال زیاد تا چند وقت دیگه حوزم رو عوض میکنم و ادبیات باشه برای دوستان متعهد. اون روزی که از سینما زدم بیرون پیش خودم فکر میکردم هیچ حوزه‌ای به اندازه سینما دچار بی اخلاقی، فساد و کثافت نیست اما ادبیات چیزهای جدیدی رو یادم داد. محمود دولت ابادی میگفت ما اومدیم وارد ادبیات شدیم تا انسانیت رو رواج بدیم اما دوستان امروز انسانیت رو به لجن میکشن تا خودشون رو تو ادبیات نشون بدن. من نمیخوام شکل خیلی از این ادبیاتی‌ها بشم چون ابرو و شرفم از همه چی برام مهمتره. من از خانوادم و جوونیم نزدم که اینا رو بشنوم. اون روزی که ریسک کردم و بعد از چهل سال اسم محمود دولت‌آبادی و عباس معروفی رو تو تلویزیون جمهوری اسلامی بردم هیچکس ندید اما امروز انقدر راحت قضاوت میکنن. مرسی که انقدر شریف قضاوت میکنید.
پ.ن: خنده دار نیست پای گزارشی که اسم من نیست انقدر اسمم ذکر شده 😐
#شرف #شریف_باشیم #اگر_دین_ندارید_لااقل_آزاده_باشید #آبرو
Read more
عاشقانه با من باش... عشق فقط کنار هم بودن نیست... عشق فقط حرف عاشقانه نیست... عشق فقط ظاهر نیست... عاشق ...
Media Removed
عاشقانه با من باش... عشق فقط کنار هم بودن نیست... عشق فقط حرف عاشقانه نیست... عشق فقط ظاهر نیست... عاشق که باشی... حتی اگر نباشم... تو عاشقانه با منی... عشق یعنی منو تو... صرف نظر از تمام فاصله ها... دوستت دارم تنها بهانه ی زندگیم عاشقانه با من باش...
عشق فقط کنار هم بودن نیست...
عشق فقط حرف عاشقانه نیست...
عشق فقط ظاهر نیست...
عاشق که باشی...
حتی اگر نباشم...
تو عاشقانه با منی...
عشق یعنی منو تو...
صرف نظر از تمام فاصله ها...
دوستت دارم تنها بهانه ی زندگیم
آخ آخ کیا این شعر رو‌هنوز حفظن؟ من عاشقش بودم...یه لحظه اینو بخونین و به هیچی فکر نکنین<span class="emoji emoji1f60d"></span> بی تو، مهتاب ...
Media Removed
آخ آخ کیا این شعر رو‌هنوز حفظن؟ من عاشقش بودم...یه لحظه اینو بخونین و به هیچی فکر نکنین بی تو، مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم شوق دیدار تو لبریز شد از جان وجودم شدم آن عاشق دیوانه که بودم در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید باغ صد خاطره خندید عطر صد خاطره پیچید یادم ... آخ آخ کیا این شعر رو‌هنوز حفظن؟ من عاشقش بودم...یه لحظه اینو بخونین و به هیچی فکر نکنین😍 بی تو، مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از جان وجودم
شدم آن عاشق دیوانه که بودم
در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید
باغ صد خاطره خندید
عطر صد خاطره پیچید
یادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم
پر گشودیم و در آن خلوت دل خواسته گشتیم
ساعتی بر لب آن جوی نشستیم 
تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت
من همه محو تماشای نگاهت
آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشه ماه فرو ریخته در آب
شاخه‌ها دست بر آورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ
یادم آید، تو به من گفتی:
از این عشق حذر کن 
لحظه‌ای چند بر این آب نظر کن 
آب، آئینه عشق گذران است 
تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است
باش فردا، که دلت با دگران است
تا فراموش کنی، چندی از این شهر سفر کن!

با تو گفتم:
حذر از عشق ندانم
سفر از پیش تو هرگز نتوانم، نتوانم
روز اول که دل من به تمنای تو پر زد
چون کبوتر لب بام تو نشستم
تو به من سنگ زدی، من نرمیدم، نگسستم
باز گفتم: که تو صیادی و من آهوی دشتم
تا بدام تو در افتم همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم، نتوانم
اشکی از شاخه فرو ریخت
مرغ شب ناله تلخی زد و بگریخت
اشک در چشم تو لرزید
ماه بر عشق تو خندید
یادم آید که دگر از تو جوابی نشنیدم
پای در دامن اندوه کشیدم
نگسستم، نرمیدم
رفت در ظلمت شب، آن شب و شبهای دگر هم
نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم
نه کنی دیگر از آن کوچه گذر هم
بی تو، اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم . 🗣 #فریدون_مشیری

#fashionsandwichbybahar #streetstyle #fashionsandwich
Read more
ب نظرم عشق طعم چایی میده اون لحظه که کنار پنجره رو به خیابون نشستی تا با خودت خلوت کنی داری رفت و آمد ...
Media Removed
ب نظرم عشق طعم چایی میده اون لحظه که کنار پنجره رو به خیابون نشستی تا با خودت خلوت کنی داری رفت و آمد مردم رو نگاه میکنی، بازی گوشی بچه گربه ها، بچه های کوچیک که از مدرسه تعطیل شدن بعد بگی کاش میشد برگردم به بچگیم تو ذهنت بچگیتو مرور میکنی تو همین حالو هوا یه عطر آشنای دلنشین رو توام با عطر چای حس کنی ... ب نظرم عشق طعم چایی میده
اون لحظه که کنار پنجره رو به خیابون نشستی تا با خودت خلوت کنی
داری رفت و آمد مردم رو نگاه میکنی، بازی گوشی بچه گربه ها، بچه های کوچیک که از مدرسه تعطیل شدن
بعد بگی کاش میشد برگردم به بچگیم
تو ذهنت بچگیتو مرور میکنی
تو همین حالو هوا یه عطر آشنای دلنشین رو توام با عطر چای حس کنی که داره نزدیک و نزدیکتر میشه
توی ذهنت درگیر اون هیاهو مدرسه و بچگیاتی که یدفعه يكي رو شونه ات ميزنه میگه بسه دیگه یکمم به من توجه کن
به طرف صدا که برمیگردی
اون لحظه خندت میگیره. از شوق و ذوقش با خودت میگی نه هیچوقت نمیخوام دوباره برگردم به بچگیم. میخوام فقط این لحظه ها باشن تو باشی و من و این چای
سلام عصرتون بخیر، اوضاع و احوالتون خوبه؟؟؟؟سینیِ خوشگلمو دیدین؟؟؟؟خب آخه عشق جان برام سوغاتی آورده نمیتونم پٌز ندم ک😬🙈😅
Read more
ميتونم ساعتها و روزها بشينم و بازى شما رو تماشا كنم. يكروز داشتم با يكى از دوستان خيلى ثروتمندم صحبت ميكردم. اونوقت هنوز بچه نداشتم. بهم گفت پيكى بچه هاى هركس تمام دارايى اون شخص هستن و اينرو وقتى كه بچه دار شدى ميفهمى. شنيدن اين حرف از كسى كه دارايى بسيار زيادى داشت و خيلى هم سرش تو حساب و كتاب بود برام ... ميتونم ساعتها و روزها بشينم و بازى شما رو تماشا كنم. يكروز داشتم با يكى از دوستان خيلى ثروتمندم صحبت ميكردم. اونوقت هنوز بچه نداشتم. بهم گفت پيكى بچه هاى هركس تمام دارايى اون شخص هستن و اينرو وقتى كه بچه دار شدى ميفهمى. شنيدن اين حرف از كسى كه دارايى بسيار زيادى داشت و خيلى هم سرش تو حساب و كتاب بود برام جالب بود. تا اينكه خدا نيوان رو به ما داد و من اين موضوع رو با تمام وجودم درك كردم. فقط يك نكته رو دوست دارم بگم. مادر تمام باور و وجود كودك است و ما مردان بايد اين موضوع رو درك كنيم كه احترام و تكريم همسر در حقيقت تأثير مستقيم بر روى فرزندانمون و تربيت و رشد اونها داره. هرچقدر كه مادر فرزند ما در آسايش بيشترى باشه ما فرزند قويتر و سالمترى خواهيم داشت ❤️
.
مادر بهشت من همه آغوش گرم تست
گوئی سرم هنوز به بالین نرم تست

پیوسته در هوای تو چشمم به جستجوست
هرلحظه با خیال تو جانم به گفتگوست

در خواب و خیال همه با توام هنوز
تنهائیم مباد که تیره است بی‌تو روز

دائم حریم قدس تو احساس می‌کنم
احساس قدس آن دم انفاس می‌کنم

موسیقی بهشت همانا صدای تست
گوش دلم به زمزمه لای لای تست

مادر به قصه‌های تو می‌خفت غصه‌ها
می‌رفت چشم و گوش به دنبال قصه‌ها

با شادیت نبود غمی را مجال ایست
امّا به گریه تو هم آفاق می‌گریست

صد قصه عشق بودی و می‌خواندمت مدام
رفتیّ و ماند قصه صد عشق ناتمام

ای سینه داشته سپر هر بلای من
اکنون بکن شفاعت من با خدای من

امروز هستیم به امید دعای توست
فردا کلید باغ بهشتم رضای توست

این راز آن حدیث که نقل از پیمبر است
جنت نهاده زیر قدم‌های مادر است
شعر از زنده ياد شهريار
#picassomo #niwan #mother #daddy #family #baby #son
@shabnamshahrokhi 😘😍
Read more
با سلام و درود به دوستان مهربانم امروز سالگرد تولد مردیه که هیچوقت از یاد هیچکدام از ما نمیره . تولد یک فرشته ، یک معصوم ، یک اصیل زاده ، کسی که به غیر از هنر انگشتانش که بر روی کلاویه های پیانو می نواخت ، تمام وجودش عشق و زندگی بود . با عشق "فرشته ای"به دنیا آمد . کودکی اش هنرمندانه بود ، هنرمندانه زندگی ... با سلام و درود به دوستان مهربانم
امروز سالگرد تولد مردیه که هیچوقت از یاد هیچکدام از ما نمیره . تولد یک فرشته ، یک معصوم ، یک اصیل زاده ، کسی که به غیر از هنر انگشتانش که بر روی کلاویه های پیانو می نواخت ، تمام وجودش عشق و زندگی بود .
با عشق "فرشته ای"به دنیا آمد . کودکی اش هنرمندانه بود ، هنرمندانه زندگی کرد و هنرمندانه از این دنیای پر حیله و نیرنگ ، جدا شد. ۳۵ ساله بود و من هم ۲۷ ساله بودم که به واسطه ی کار موسیقی کنار هم قرار گرفته ، کار میکردیم . هر کدام از ما شکستی بزرگ در زندگی داشتیم . بعد از چند ماه عشق و وابستگی عمیقی بین ما به وجود آمد ، با این که از دو قوم متفاوت بودیم ولی این عشق و علاقه روز به روز و سال به سال محکم و محکم تر میشد . همیشه به خودم میگم ، به دنیا آمدن او چه نعمت بزرگی برای زندگی من و دوستان او بود ، چون او همسری نمونه ، رفیقی بسیار مهربان و همراهی بسیار صادق با همکارانش بود . دوستی بسیار خوب برای دختر اول من (موگه ی عزیزم ) بود . فرقی بین موگه ی من و دخترمان آنی نمیگذاشت . عشق خود را بین این دو دختر تقسیم میکرد و به یک اندازه آن ها را دوست میداشت . به طوری که موگه ی من همیشه او را پدر واقعی خود می دانست . خوشحالم از این که دخترم آنی هم خصوصیات پدرش را به ارث برده و یک آندره ی نازنین دوم برایم به وجود آورده .
سال ۱۳۸۴ آهنگی برای من ساخته و تنظیم و اجرا کرد ، به نام" با تو بودن " که روز تولدم به من هدیه کرد و این موسیقی را در استودیو پاپ با صدای من ، در کنار هم ضبط کردیم . شعر این آهنگ از فریدون علیخانی ست که گویا این شعر را وقتی آمریکا بودیم به سفارش آندره ساخته و به او هدیه کرده بود . قسمتی از این ترانه را به شما عزیزانم به عنوان روز تولد آندره ی عزیزم هدیه میکنم .
نازنینم درسته که این جا حضور فیزیکی نداری ولی همیشه هستی و خواهی بود .
عشق من ، آندره ی من ، تولدت مبارک .
درود به روح پدر و مادر شوهر نازنینم از فرشته ای که به دنیا آورده" به نام آندره" و او را به من هدیه کردند .
روحتان شاد .
#آندره_آرزومانیان
#شراره_دولت_آبادی
Read more
صورتگر نقاشم هر لحظه بتی سازم وانگه همه بت‌ها را در پیش تو بگدازم صد نقش برانگیزم با روح درآمیزم چون ...
Media Removed
صورتگر نقاشم هر لحظه بتی سازم وانگه همه بت‌ها را در پیش تو بگدازم صد نقش برانگیزم با روح درآمیزم چون نقش تو را بینم در آتشش اندازم تو ساقی خماری یا دشمن هشیاری یا آنک کنی ویران هر خانه که می سازم جان ریخته شد بر تو آمیخته شد با تو چون بوی تو دارد جان جان را هله بنوازم هر خون که ز من روید با خاک تو می گوید با ... صورتگر نقاشم هر لحظه بتی سازم
وانگه همه بت‌ها را در پیش تو بگدازم
صد نقش برانگیزم با روح درآمیزم
چون نقش تو را بینم در آتشش اندازم
تو ساقی خماری یا دشمن هشیاری
یا آنک کنی ویران هر خانه که می سازم
جان ریخته شد بر تو آمیخته شد با تو
چون بوی تو دارد جان جان را هله بنوازم
هر خون که ز من روید با خاک تو می گوید
با مهر تو همرنگم با عشق تو هنبازم
در خانه آب و گل بی‌توست خراب این دل
یا خانه درآ جانا یا خانه بپردازم #مولانا
Read more
میام از شهر عشق و کوله بار من غزل پر از تکرار اسم خوب و دلچسب عسل کسی که طعم اسمش طعم عاشق بودنه طلوع تازه خواستن تو رگهای منه میام از شهر عشق و کوله بار من غزل پر از تکرار اسم خوب و دلچسب عسل عسل مثل گله، گل بارون زده به شکل ناب عشق که از خواب اومده سکوت لحظه هاش هیاهوی غمه به گلبرگ صداش هجوم شبنمه نیاز ... میام از شهر عشق و کوله بار من غزل
پر از تکرار اسم خوب و دلچسب عسل
کسی که طعم اسمش طعم عاشق بودنه
طلوع تازه خواستن تو رگهای منه
میام از شهر عشق و کوله بار من غزل
پر از تکرار اسم خوب و دلچسب عسل

عسل مثل گله، گل بارون زده
به شکل ناب عشق که از خواب اومده
سکوت لحظه هاش هیاهوی غمه
به گلبرگ صداش هجوم شبنمه
نیاز من به او ، ورای خواستنه
نیاز جویبار ، به جاری بودنه

کسی که طعم اسمش طعم عاشق بودنه
تمام لحظه ها مثل خود من با منه
تویی که از تمام عاشقا عاشقتری
منو تا غربت پاییز چشات می بری
کسی که عمق چشماش جای امن بودنه
تویی که با تو بودن بهترین شعر منه

تو مثل خواب گل، لطیف و ساده ای
مثل من عاشقی، به خاک افتاده ای
یه جنگل رمز و راز ، یه دریا ساده ای
اسیر عاطفه، ولی آزاده ای
نیاز من به تو، ورای خواستنه
نیاز جویبار، به جاری بودنه
#عسل #ابي #ابي_حامدي #ابى #ابى_حامدى #موسيقى #موسيقي #موزيك #موزيك_ويديو
#honney #asal #ebi #ebihamedi #ebi_hamedi #musicvideo #music #musician #musically #musica #video @ebi @mahshidhamedi @rafe_rafahi @ebi.parastan @ashegh.ebi @ebi.hamedi @ebihamedi
Read more
عادت ندارم برای شعر هایم اسم انتخاب کنم ، اما اسم این شعر نمی توانست چیزی جز " زخم " باشد . "زخم" را به درخواست زنی نوشتم که سالها پیش زخم هایش را بغل کرده بود و از من مصرانه می خواست صدایش را به گوش دیگران برسانم ... ● * می شد به آغوش خودت تنها پناه اورد می شد کنار تو کمی آرام تر باشم این مادیان اهلی تر از این ... عادت ندارم برای شعر هایم اسم انتخاب کنم ، اما اسم این شعر نمی توانست چیزی جز " زخم " باشد . "زخم" را به درخواست زنی نوشتم که سالها پیش زخم هایش را بغل کرده بود و از من مصرانه می خواست صدایش را به گوش دیگران برسانم ...
● * می شد به آغوش خودت تنها پناه اورد
می شد کنار تو کمی آرام تر باشم
این مادیان اهلی تر از این ماجراها بود
می شد بدون تازیانه رام تر باشم
می شد که سهمم از تمام زندگی باشی
می شد برایم اولین و آخرین باشی
این زن به اعجاز توی دیوانه باور داشت
می شد خدای کوچک من در زمین باشی
آه از دلِ آن ابرِ بارانی که با این عشق
محکوم به خانه نشینی در کویرت شد
زنجیر را از دست هایم باز کن شاید ...
روزی همین دستان زخمی دستگیرت شد
زخمم زدی، زخمم زدی، زخمم زدی اما
خان باجیان این زخم ها را عشق می خواندند !
خان باجیان از حِجلهُ و تور و کفن گفتند!
خان باجیان با زخم هاشان زنده می ماندند!!! •
خوشبختی ام را پس بده ، آغوشِ قهرآلود !!
میترسم از زندانِ امن آشپزخانه
میترسم از فکری که مشتت را گره کرده
میترسم از سنگینی دستان مردانه
من آسمانم را برای تو عوض کردم ...
با یک اتاق چند در چندِ پُر از دیوار
ترسوتر از آنم که روزی پر بگیرم باز
این بال های بی رمق را هم خودت بردار
من پیش از اینها مُرده ام ، دیگر تمامش کن ...
امشب تنم کن آن لباسِ تور و پولک را ..
آرام میخوابم نبینی چشم هایم را ...
با خاک پُر کن چاله ی این قبرِ کوچک را

#رویا_ابراهیمی
https://telegram.me/royaebrahimii

در صورت تمایل به کپی کردن این شعر میتونید کاملش رو از لینک آبی کانال تلگرامم بردارید و به خانه ببرید . با عشق #رویاابراهیمی ❤
Read more
یک شبی مجنون نمازش را شکست بی وضو در کوچه لیلا نشست عشق آن شب مست مستش کرده بود فارغ از جام الستش کرده ...
Media Removed
یک شبی مجنون نمازش را شکست بی وضو در کوچه لیلا نشست عشق آن شب مست مستش کرده بود فارغ از جام الستش کرده بود سجده ای زد بر لب درگاه او پر ز لیلا شد دل پر آه او گفت یا رب از چه خوارم کرده ای بر صلیب عشق دارم کرده ای جام لیلا را به دستم داده ای وندر این بازی شکستم داده ای نشتر عشقش به جانم می زنی دردم از لیلاست ... یک شبی مجنون نمازش را شکست
بی وضو در کوچه لیلا نشست
عشق آن شب مست مستش کرده بود
فارغ از جام الستش کرده بود
سجده ای زد بر لب درگاه او
پر ز لیلا شد دل پر آه او
گفت یا رب از چه خوارم کرده ای
بر صلیب عشق دارم کرده ای
جام لیلا را به دستم داده ای
وندر این بازی شکستم داده ای
نشتر عشقش به جانم می زنی
دردم از لیلاست آنم می زنی
خسته ام زین عشق، دل خونم مکن
من که مجنونم تو مجنونم مکن
مرد این بازیچه دیگر نیستم
این تو و لیلای تو … من نیستم
گفت: ای دیوانه لیلایت منم
در رگ پنهان و پیدایت منم
سال ها با جور لیلا ساختی
من کنارت بودم و نشناختی
عشق لیلا در دلت انداختم
صد قمار عشق یک جا باختم
کردمت آواره ی صحرا نشد
گفتم عاقل می شوی اما نشد
سوختم در حسرت یک یا ربت
غیر لیلا بر نیامد از لبت
روز و شب او را صدا کردی ولی
دیدم امشب با منی گفتم بلی
مطمئن بودم به من سر میزنی
در حریم خانه ام در میزنی

شعر از: مرتضی عبداللهی
Read more
. بی تو ، مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم شوق دیدار تو لبریز شد از ...
Media Removed
. بی تو ، مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم شدم آن عاشق دیوانه که بودم ! در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید باغ صد خاطره خندید عطر صد خاطره پیچید یادم آید که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم ساعتی بر ... .
بی تو ، مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق دیوانه که بودم !
در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید
باغ صد خاطره خندید
عطر صد خاطره پیچید
یادم آید که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم
پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم
ساعتی بر لب آن جوی نشستیم
تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت
من همه محو تماشای نگاهت
آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشه ماه فرو ریخته در آب
شاخه ها دست برآورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ
یادم آید : تو بمن گفتی :
ازین عشق حذر کن !
لحظه ای چند بر این آب نظر کن
آب ، آئینة عشق گذران است
تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است
باش فردا ، که دلت با دگران است
تا فراموش کنی ، چندی ازین شهر سفر کن !
با تو گفتنم :
حذر از عشق ؟
ندانم
سفر از پیش تو ؟
هرگز نتوانم
روز اول که دل من به تمنای تو پَر زد
چون کبوتر لب بام تو نشستم
تو بمن سنگ زدی ، من نه رمیدم ، نه گسستم
باز گفتم که : تو صیادی و من آهوی دشتم
تا به دام تو درافتم ، همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم
سفر از پیش تو هرگز نتوانم ، نتوانم … !
اشکی از شاخه فرو ریخت
مرغ شب ناله تلخی زد و بگریخت !
اشک در چشم تو لرزید
ماه بر عشق تو خندید
یادم آید که دگر از تو جوابی نشنیدم
پای در دامن اندوه کشیدم
نگسستم ، نرمیدم
رفت در ظلمت غم ، آن شب و شبهای دگر هم
نه گرفتی دگر از عاشق آزده خبر هم
نه کنی دیگر از آن کوچه گذر هم !
بی تو ، اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم
.
Photo By : @yalda_prn , @Amir.Ariyaa & @Meysamhajiabbasi
.
پ.ن : عکسا مربوط به ۶ سال پیشه 🙂🙂🙂🙂
.
پ.ن ۲ : فعلا قصد موزیک جدید پخش کردن ندارم ، ببخشید واقعا 🙂🙂🙂
.
پ.ن ۳ : ممنوع الکارم نیستم 🙂🙂🙂
.
پ.ن ۴ : به وقتش حقمو از موزیک این مملکت میگیرم 🙂🙂🙂 فعلا فقط و فقط صبر میکنم و از دور نگاه میکنم . . . 🙂🙂🙂🙂
.
فقط نگاه میکنم ، حق من این نیست انصافا 🙂🙂🙂🙂
خیلیا سعی کردن و همچنان دارن سعی میکنن که من بکشم کنار از موزیک ولی هیچ وقت این اتفاق نمیفته ، من به موقش با یه تیم قوی پُر انرژی تر از قبل کارای جدیدمو پخش میکنم 🙂🙂
.
پ.ن ۵ : دهه ۷۰ ای نیستم با افتخار یه دهه ۶۰ ایه اصیلم 💪💪💪💪🙂🙂
.
۱۴ آبان ۱۳۶۵ 💪💪💪🙂🙂
.
پ.ن ۶ : قبلنم گفتم دوستان الانم میگم تحت یه شرایط خاص و شخصیو تحت فشار مجبور شدم تمامیه پستای پیجمو پاک کنم 🙂
.
پ.ن ۷ مرسی که تحت هر شرایطی تنهام نمیزارین و درکم میکنین 🙂🙂
.
پ.ن ۸ : التماس دعا ، مخلص همگی ، یا علی مدد ❤❤❤
.
Read more
واقعا #فریدون_مشیری با چه حالی این شعر و سرود،من خودم به سختی تونستم بیان کنم. <span class="emoji emoji1f613"></span> #بی_تو_مهتاب_شبی_باز_از_آن_کوچه_گذشتم ...
Media Removed
واقعا #فریدون_مشیری با چه حالی این شعر و سرود،من خودم به سختی تونستم بیان کنم. #بی_تو_مهتاب_شبی_باز_از_آن_کوچه_گذشتم #با_صدای_خودم . برای ادامه #ورق_بزنید . بی تو ، مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم شدم آن عاشق ... واقعا #فریدون_مشیری با چه حالی این شعر و سرود،من خودم به سختی تونستم بیان کنم. 😓
#بی_تو_مهتاب_شبی_باز_از_آن_کوچه_گذشتم
#با_صدای_خودم ☺
.
برای ادامه #ورق_بزنید
.
🍁🍁🍁
بی تو ، مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق دیوانه که بودم !

در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید
باغ صد خاطره خندید
عطر صد خاطره پیچید

یادم آید که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم
پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم

ساعتی بر لب آن جوی نشستیم
تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت
من همه محو تماشای نگاهت
آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشه ماه فرو ریخته در آب
شاخه ها دست برآورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ

یادم آید : تو بمن گفتی :
ازین عشق حذر کن !
لحظه ای چند بر این آب نظر کن
آب ، آئینة عشق گذران است
تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است
باش فردا ، که دلت با دگران است
تا فراموش کنی ، چندی ازین شهر سفر کن !

با تو گفتنم :
حذر از عشق ؟
ندانم
سفر از پیش تو ؟
هرگز نتوانم
روز اول که دل من به تمنای تو پَر زد
چون کبوتر لب بام تو نشستم
تو بمن سنگ زدی ، من نه رمیدم ، نه گسستم
باز گفتم که : تو صیادی و من آهوی دشتم
تا به دام تو درافتم ، همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم
سفر از پیش تو هرگز نتوانم ، نتوانم … !

اشکی از شاخه فرو ریخت
مرغ شب ناله تلخی زد و بگریخت !
اشک در چشم تو لرزید
ماه بر عشق تو خندید

یادم آید که دگر از تو جوابی نشنیدم
پای در دامن اندوه کشیدم
نگسستم ، نرمیدم

رفت در ظلمت غم ، آن شب و شبهای دگر هم
نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم
نه کنی دیگر از آن کوچه گذر هم !
بی تو ، اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم

فریدون مشیری
🍁🍁🍁
@sherekhasste
Read more
بسم الله الرحمن الرحیم یک شبی مجنون نمازش را شکست بی وضو در کوچه لیلا نشست عشق آن شب مست مستش کرده ...
Media Removed
بسم الله الرحمن الرحیم یک شبی مجنون نمازش را شکست بی وضو در کوچه لیلا نشست عشق آن شب مست مستش کرده بود فارغ از جام الستش کرده بود سجده ای زد بر لب درگاه او پر زلیلا شد دل پر آه او گفت یا رب از چه خوارم کرده ای بر صلیب عشق دارم کرده ای جام لیلا را به دستم داده ای وندر این بازی شکستم داده ای نشتر ... بسم الله الرحمن الرحیم
یک شبی مجنون نمازش را شکست

بی وضو در کوچه لیلا نشست
عشق آن شب مست مستش کرده بود

فارغ از جام الستش کرده بود
سجده ای زد بر لب درگاه او

پر زلیلا شد دل پر آه او
گفت یا رب از چه خوارم کرده ای

بر صلیب عشق دارم کرده ای
جام لیلا را به دستم داده ای

وندر این بازی شکستم داده ای
نشتر عشقش به جانم می زنی

دردم از لیلاست آنم می زنی
خسته ام زین عشق، دل خونم مکن

من که مجنونم تو مجنونم مکن
مرد این بازیچه دیگر نیستم

این تو و لیلای تو ... من نیستم
گفت: ای دیوانه لیلایت منم

در رگ پیدا و پنهانت منم
سال ها با جور لیلا ساختی

من کنارت بودم و نشناختی
عشق لیلا در دلت انداختم

صد قمار عشق یک جا باختم
کردمت آواره ی صحرا نشد

گفتم عاقل می شوی اما نشد
سوختم در حسرت یک یا ربت

غیر لیلا برنیامد از لبت
روز و شب او را صدا کردی ولی

دیدم امشب با منی گفتم بلی

مطمئن بودم به من سرمیزنی

در حریم خانه ام در میزنی
حال این لیلا که خوارت کرده بود

درس عشقش بیقرارت کرده بود
مرد راهم باش تا شاهت کنم

صد چو لیلا کشته در راهت کنم
Read more
هوا، معطر از نغمه های ملکوتی است. فاصله ها خط می خورند. شادمانی، از جام لحظه ها سرریز می شود. فضا، ...
Media Removed
هوا، معطر از نغمه های ملکوتی است. فاصله ها خط می خورند. شادمانی، از جام لحظه ها سرریز می شود. فضا، غرق در ترس و شادی توأمان است. آرامش، از دیوارهای غار بالا می رود؛ شکستن مرزهای خاکی و افلاکی. اینک، حضور فرشته بزرگ وحی بر درگاه غار! ناگهان، صدایی دیر آشنا، لطیف چون حریر و ابریشم، محکم، به استواری ... هوا، معطر از نغمه های ملکوتی است. فاصله ها خط می خورند.
شادمانی، از جام لحظه ها سرریز می شود.
فضا، غرق در ترس و شادی توأمان است.
آرامش، از دیوارهای غار بالا می رود؛ شکستن مرزهای خاکی و افلاکی. اینک، حضور فرشته بزرگ وحی بر درگاه غار!
ناگهان، صدایی دیر آشنا، لطیف چون حریر و ابریشم، محکم، به استواری صخره ها و کوه ها؛
با لهجه ای آسمانی؛ جبرئیل، بر آستان حرا، تو را می خواند: «بخوان، محمد…» فرو ریختن دریایی از آرامش، از شانه های زمان، صدایت جاری می شود در هوای حوالی اقرأ…. صدایت را ذرات، شانه به شانه باد می برند تا دوردست جهان.
صدای جبرئیل، سکوت غار را می آشوبد.
آیات، بر لب هایت به وجد می آیند. «اقرأ….» و رسالت آغاز می شود.
جهان در مقابل شکوهت، خاضعانه سر خم می کند.
از پیشانی بلندت، صبح طلوع می کند و نخستین روز عشق، آغاز می شود.
چقدر ردای نبوت بر قامت برافراشته ات برازنده است!
نامت را می شنوی از زبان پرنده؛ از دهان کوه ها، جنگل ها
نامت را می شنوی از دهان بادهای وزان که مدح تو را می گویند. وعده خدا تحقق یافت.
تو چون حقیقتی از کوه جاری می شوی تا انتظار دنیا را پایان ببخشی.
مبعث بر عاشقان مبارک
#بعثت #عشق #حرا #وحی #رسالت #اقرأ #جبرئیل #جشن #شادی #
Read more
از تو ای عشق در این دل چه شررها دارم یادگار از تو چه شبها، چه سحرها دارم با تو ای راهزن دل چه سفرها دارم گرچه ...
Media Removed
از تو ای عشق در این دل چه شررها دارم یادگار از تو چه شبها، چه سحرها دارم با تو ای راهزن دل چه سفرها دارم گرچه از خود خبرم نیست خبرها دارم تو مرا واله و آشفته و رسوا کردی تو مرا غافل از اندیشه فردا کردی آری ای عشق تو بودی که فریبم دادی دل سودا زده ام را به حبیبم دادی بوسه ها از لب یارم به رقیبم دادی داروی ... از تو ای عشق در این دل چه شررها دارم
یادگار از تو چه شبها، چه سحرها دارم
با تو ای راهزن دل چه سفرها دارم
گرچه از خود خبرم نیست خبرها دارم
تو مرا واله و آشفته و رسوا کردی
تو مرا غافل از اندیشه فردا کردی
آری ای عشق تو بودی که فریبم دادی
دل سودا زده ام را به حبیبم دادی
بوسه ها از لب یارم به رقیبم دادی
داروی کشتن من یاد طبیبم دادی
ورنه اینقدر مَهم جور و جفا یاد نداشت
هیچ شیرین سر خونریزی فرهاد نداشت
حسن در بردن دل همره و همکار تو بود
غمزه دمساز تو و عشوه مددکار تو بود
وصل و هجران سبب گرمی بازار تو بود
راست گویم دل دیوانه گرفتار تو بود
گر تو ای عشق نه مشّاطه خوبان بودی
ترک آن ماه جفاپیشه چه آسان بودی
چون نکو می نگرم شمع تو، پروانه توئی
حرم و دیر توئی کعبه و بتخانه توئی
راز شیرینی این عالم افسانه توئی
لب دلدار توئی، طرّه جانان توئی
گرچه از چشم بتی بیدل و دینم ای عشق
هرچه بینم همه از چشم تو بینم ای عشق
گرچه ای عشق شکایت ز تو چندان دارم
که به عمری نتوانم همه را بشمارم
گرچه از نرگس او ساخته ای بیمارم
گرچه زان زلف گره ها زده ای در کارم
باز هم گرم از این آتش جانسوز توام
سرخوش از آه و غم و درد شب و روز توام
باز اگر راحت جانی بود افسانه تست
باز هم عقل کسی راست که دیوانه تست
شکوه بیجاست مرا کشتی و جانم دادی
آنچه از بخت طمع داشتم آنم دادی
خواهم ای عشق که میخانه دلها باشم
بی خبر از حرم و دیر و کلیسا باشم
گرچه زین بیشتر از دست تو رسوا باشم
بی تو یک لحظه نباشد که بدنیا باشم
بعد از این رحم مکن بر دل دیوانه من
بفرست آنچه غمت هست به غمخانه من
نقد جان گرچه بود قیمت پیمانه تو
آه از آندل که نشد مست ز میخانه تو
کاش دائم دل ما از تو بلرزد ای عشق
آندلی کز تو نلرزد بچه ارزد ای عشق
عماد خراسانی
You #mustseeiran
#instagram
#wonderful_places for a feature  @instagram #beautifulsky #akasimagazine #1x #mefeatureshoot
#liveoutdoors  #adventure
#beautifuldestinations #ourplanetdaily #Nightsky @thebest_capture @beautifuldestinations @ourplanetdaily @wonderful_places  @IranIsSafe
@gardeshgari_e_iranian  @thebest_capture @campingofficial @ourcamplife @theprintswap
@tourism @skyglowproject @special_shots
@master_shots #nat_geo #special_shots  #nakedplanet @nakedplanet #worldprime @worldprime @aksiine
#amazing_longexpo
#longexposure_shots
#longexposure
@qazvini.city
@qazvingram
@qazvin_foods
@qazvin_tour
@qazvini.ha
@qazvin_bax
@qazvin_beauty
@qazvin.photo
@mr.qazviniii
Read more
Loading...
Load More
Loading...