هر روز و را

Loading...


Unique profiles
94
Most used tags
Total likes
0
Top locations
Palestine, A.S.P. Towers, Tehran, Iran
Average media age
704 days
to ratio
6.7
<span class="emoji emoji1f53b"></span> نگران من نباش... همه چیز روبه راه است... و من فهمیده ام بدون تو هم میشود زندگی کرد... حسابی جایت ...
Media Removed
نگران من نباش... همه چیز روبه راه است... و من فهمیده ام بدون تو هم میشود زندگی کرد... حسابی جایت خالیست که ببینی دختر احساساتی و عاشق پیشه ی آن روزها مردی شده برای خودش! که هر روز صبح با عجله فقط دست و رویش را می شوید و سالهاست نه چشم هایش سیاه تر می شود و نه لبهایش سرخ تر... که هر روز دردهایش را حل ... 🔻
نگران من نباش...
همه چیز روبه راه است...
و من فهمیده ام بدون تو هم میشود زندگی کرد...
حسابی جایت خالیست که ببینی
دختر احساساتی و عاشق پیشه ی آن روزها مردی شده برای خودش!
که هر روز صبح با عجله فقط دست و رویش را می شوید و سالهاست نه چشم هایش سیاه تر می شود و نه لبهایش سرخ تر...
که هر روز دردهایش را حل می کند توی لیوان چای تلخش و همه را یکجا با هم سر می کشد و اتفاقا هر روز لعنت می کند داغی را که به دلش مانده...
حسابی جایت خالیست که ببینی دختر وسواسی دیروز چطور این روزها در عرض 1/5 دقیقه حاضر و اماده،کفش پوشیده و نپوشیده،خودش را پرت می کند پشت فرمان و مثل یک مرد به چراغ قرمز ناسزا می گوید...
نگران من نباش، دختر خیال باف آنروزها،
مردی شده برای خودش که هر روز بار یک زندگی یک نفره را روی شانه هایش می گذارد و این ور و آن ور می رود...
مردی شده برای خودش که گاهی حس مادرانه ی در نطفه خفه شده اش دستش را می گیرد و می برد جلوی مغازه های لباس بچگانه و هردو دلشان قنج می رود برای کودکی که نیست...
جایت خالی!
دختر مرتب آنروزها،هرشب،خسته و کوفته،دلخوشی هایش را با جورابهایش گلوله می کند و پرت می کند وسط رخت چرکها...
و شام خورده و نخورده،روی کاناپه خوابش میبرد که فردا صبح چای تلخش را سربکشد و بزند بیرون...
نگران من نباش اصلا!
همان موقعی که رفتی زنانگی هایم را جمع کردم و مچاله و چروک چپاندم توی چمدان و انداختم گوشه ی انباری...
خیالت راحت ِراحت!
عوض شدم...
پوست انداختم
و سالهاست خودم با دستهای خودم پوست کلفت غیر زنانه ام را نوازش می کنم...
♥️
Read more
Loading...
تورا گم میکنم هر روز و پیدا میکنم هر شب بدین سان خوابها را با تو. زیبا میکنم هر شب تَبی این کاه را چون ...
Media Removed
تورا گم میکنم هر روز و پیدا میکنم هر شب بدین سان خوابها را با تو. زیبا میکنم هر شب تَبی این کاه را چون کوه سنگین میکند انگاه چ آتشها ک در این کوه بر پا میکنم هرشب تماشایی است پیچ و تاب آتشها... خوشا برمن ک پیچ تاب در آتش را تماشا میکنم هر شب مرا یک شب تحمل کن ک تا باور کنی ای عشق چگونه با جنون خود. مدارا ... تورا گم میکنم هر روز و پیدا میکنم هر شب
بدین سان خوابها را با تو. زیبا میکنم هر شب
تَبی این کاه را چون کوه سنگین میکند انگاه
چ آتشها ک در این کوه بر پا میکنم هرشب
تماشایی است پیچ و تاب آتشها... خوشا برمن
ک پیچ تاب در آتش را تماشا میکنم هر شب
مرا یک شب تحمل کن ک تا باور کنی ای عشق
چگونه با جنون خود. مدارا میکنم هر شب
چنان دستم تهی گردیده از گرمای دست تو
ک این یخ کرده را از بی کسی ها میکنم هر شب
تمام سایه ها را میکشم بر روزن مهتاب
حضورم را زچشم شهر حاشا میکنم هر شب
دلم فریاد میخواهد ولی در انزوای خویش
کحا دنبال مفهومی برای عشق میگردی؟؟
ک من این واژه را تا صبح معنا میکنم هرشب
Read more
. <span class="emoji emoji21aa"></span> Capello : I will divide roma against milan into two parts , since the first and second half were ...
Media Removed
. Capello : I will divide roma against milan into two parts , since the first and second half were very different I did not like much of roma style in the first half , almost watching the matches Roma who saw last season , was always trying to do better than the opponent Di francesco knows well ... .
↪ Capello : I will divide roma against milan into two parts , since the first and second half were very different
I did not like much of roma style in the first half , almost watching the matches
Roma who saw last season , was always trying to do better than the opponent
Di francesco knows well what he needs to do , he sees players every day and practice them
I say to players that in a big club like roma , the level of people's expectations is high
.
↩ کاپلو : بازی رم مقابل میلان را به دو بخش تقسیم می کنم ، چون نیمه اول و دوم بسیار متفاوت بودند
خیلی از سبک رم در نیمه اول خوشم نیامد ، تقریبا در زمین بازی را تماشا می کردند
رمی که فصل پیش میدیدم همیشه در تلاش بود بازی بهتری نسبت به حریف انجام دهد
دی فرانچسکو به خوبی می داند که باید چه کاری بکند ، او هر روز بازیکنان را می بیند و آنها را تمرین می دهد
به بازیکنان می گویم در باشگاهی بزرگ مثل رم ، سطح توقع مردم بالاست
.
#_sajad_
#asroma
Read more
ارنست روان درمانگری بود که به کارش عشق می ورزید.بیمارانش هر روز او را به خصوصی ترین اتاق زندگی شان دعوت ...
Media Removed
ارنست روان درمانگری بود که به کارش عشق می ورزید.بیمارانش هر روز او را به خصوصی ترین اتاق زندگی شان دعوت می کردند؛ و او هر روز ان ها را تسلی می داد، تیمارشان می کرد و ناامیدی را از ان ها دور می کرد؛ و در عوض مورد احترام ان ها قرار می گرفت.هر چند برای این کار از ان ها پول می گرفت، اغلب با خود فکر می کرد که اگر به پول ... ارنست روان درمانگری بود که به کارش عشق می ورزید.بیمارانش هر روز او را به خصوصی ترین اتاق زندگی شان دعوت می کردند؛ و او هر روز ان ها را تسلی می داد، تیمارشان می کرد و ناامیدی را از ان ها دور می کرد؛ و در عوض مورد احترام ان ها قرار می گرفت.هر چند برای این کار از ان ها پول می گرفت، اغلب با خود فکر می کرد که اگر به پول نیاز نداشت رایگان روان درمانی می کرد...
#گوهرزاد #نشر #کتابفروشی #کافه #گالری #یالوم
Read more
روزهــــــــــا میگذرنـــــد و من هر روز دنیا را بیشتر میشناسم ... عاقل تر می شوم ... و محتاط ...
Media Removed
روزهــــــــــا میگذرنـــــد و من هر روز دنیا را بیشتر میشناسم ... عاقل تر می شوم ... و محتاط تر ... نمیدانم ... شاید فقط ترسوتر میشوم ... اما این را میدانم که دیگر کمتر رویا میبافم ... دیرتر آدمها را باور میکنم ... کمتر از زشتیها تعجب میکنم ... و بیشتر احساساتم را نادیده میگیرم ... روزها ... روزهــــــــــا میگذرنـــــد
و من هر روز
دنیا را بیشتر میشناسم ...
عاقل تر می شوم ...
و محتاط تر ...
نمیدانم ...
شاید فقط ترسوتر میشوم ...
اما این را میدانم
که دیگر کمتر رویا میبافم ...
دیرتر آدمها را باور میکنم ...
کمتر از زشتیها تعجب میکنم ...
و بیشتر احساساتم را نادیده میگیرم ...
روزها میگذرند
و من هر روز،
بیشتر از دنیای سادگی ام فاصله میگیرم ...!!!
Read more
<span class="emoji emoji2665"></span>روزهــــــــــا میگذرنـــــد<span class="emoji emoji2665"></span> و من هر روز... دنیا را بیشتر میشناسم، عاقل تر می شوم و محتاط ...
Media Removed
روزهــــــــــا میگذرنـــــد و من هر روز... دنیا را بیشتر میشناسم، عاقل تر می شوم و محتاط تر... نمیدانم شاید فقط ترسوتر میشوم... اما این را میدانم که... دیگر کمتر رویا میبافم، دیرتر آدمها را باور میکنم، کمتر از زشتیها تعجب میکنم، و بیشتر احساساتم را نادیده میگیرم. روزها میگذرند و ... ♥روزهــــــــــا میگذرنـــــد♥

و من هر روز...
دنیا را بیشتر میشناسم،
عاقل تر می شوم
و محتاط تر... نمیدانم
شاید فقط ترسوتر میشوم... اما این را میدانم که...
دیگر کمتر رویا میبافم،
دیرتر آدمها را باور میکنم،
کمتر از زشتیها تعجب میکنم،
و
بیشتر احساساتم را نادیده میگیرم.

روزها میگذرند
و من هر روز
بیشتر از دنیای سادگی ام فاصله میگیرم...
Read more
Loading...
<span class="emoji emoji2665"></span>روزهــــــــــا میگذرنـــــد<span class="emoji emoji2665"></span> و من هر روز...دنیا را بیشتر میشناسم، عاقل تر می شوم و محتاط تر...نمیدانم ...
Media Removed
روزهــــــــــا میگذرنـــــد و من هر روز...دنیا را بیشتر میشناسم، عاقل تر می شوم و محتاط تر...نمیدانم شاید فقط ترسوتر میشوم... اما این را میدانم که...دیگر کمتر رویا میبافم، دیرتر آدمها را باور میکنم،کمتر از زشتیها تعجب میکنم، و بیشتر احساساتم را نادیده میگیرم. روزها میگذرند و ... ♥روزهــــــــــا میگذرنـــــد♥
و من هر روز...دنیا را بیشتر میشناسم، عاقل تر می شوم
و محتاط تر...نمیدانم شاید فقط ترسوتر میشوم...
اما این را میدانم که...دیگر کمتر رویا میبافم،
دیرتر آدمها را باور میکنم،کمتر از زشتیها تعجب میکنم،
و
بیشتر احساساتم را نادیده میگیرم.
روزها میگذرند و من هر روز
بیشتر از دنیای سادگی ام فاصله میگیرم...
Read more
‌ ‏کلیپ تبلیغاتی ستاد رسمی انتخاباتی ‎ #روحانی، اردیبهشت ۹۶: ‌ «آیا می‌خواهیم در اقتصاد و بازار هر روز و هر ساعت نگران روز و ساعت بعد باشیم؟ آیا دومرتبه می‌خواهیم تقابل با جهان را آغاز کنیم و سایه شوم #جنگ را به کشور برگردانیم؟» ‌ @mesle_ammar ‌
‏کلیپ تبلیغاتی ستاد رسمی انتخاباتی ‎ #روحانی، اردیبهشت ۹۶:

«آیا می‌خواهیم در اقتصاد و بازار هر روز و هر ساعت نگران روز و ساعت بعد باشیم؟ آیا دومرتبه می‌خواهیم تقابل با جهان را آغاز کنیم و سایه شوم #جنگ را به کشور برگردانیم؟»

@mesle_ammar
Loading...
. نشانی دکترم را به شما می دهم ما که پول نداشتیم دماغمان را عمل کنیم و گونه بکاریم ، ما که خط لب نداشتیم ...
Media Removed
. نشانی دکترم را به شما می دهم ما که پول نداشتیم دماغمان را عمل کنیم و گونه بکاریم ، ما که خط لب نداشتیم و مژه مصنوعی نداشتیم، ما که موی بلوند و قد بلند نداشتیم، ما که چشم هایمان رنگی نبود ؛ رفتیم و کتاب خواندیم ؛ و با هر کتابی که خواندیم ، دیدیم که زیباتر شدیم ، آنقدر که هر بار که رفتیم در آینه نگاه کردیم ، ... .
نشانی دکترم را به شما می دهم
ما که پول نداشتیم دماغمان را عمل کنیم و گونه بکاریم ، ما که خط لب نداشتیم و مژه مصنوعی نداشتیم، ما که موی بلوند و قد بلند نداشتیم، ما که چشم هایمان رنگی نبود ؛ رفتیم و کتاب خواندیم ؛ و با هر کتابی که خواندیم ، دیدیم که زیباتر شدیم ، آنقدر که هر بار که رفتیم در آینه نگاه کردیم ، گفتیم : خوب شد خدا ما را آفرید وگرنه جهان چیزی از زیبایی کم داشت.

می دانی آن #جراح که هر روز ما را زیباتر می کند ، اسمش چیست؟ اسمش« کتاب» است.
چاقویش درد ندارد ، اما همه اش درمان است.
هزینه اش هم هر قدر که باشد به این #زیبایی می ارزد.
من نشانی مطب این #پزشک را به همه زنان می دهم:
به اولین کتابفروشی که رسیدید ، بی وقت قبلی داخل شوید، آن طبیب مشفق ،آنجا نشسته است، منتظر شماست.
.
#عرفان_نظرآهاری .
Photo by : @myhandlife
.

#اصفهان_عکس #اصفهانیا #اصفهانی #اصفهان #دکتر

#esfahan #isfahan #fashion #lifequotes #idea #girl #love #style #smile #streetart #streetlife #stylish #beauty #beautyblogger #fashionstyle #fashionist #instagood #lifequotes #idea #girl #love #smile #streetart #streetlife #stylish 👈 جهت ارتباط با ما از هشتگ های زیر استفاده کنید
👇👇👇
#esfahanaks
#isfahanaks
Read more
. ما که پول نداشتیم دماغمان را عمل کنیم و گونه بکاریم، ما که خط لب نداشتیم و مژه مصنوعی نداشتیم، ما که ...
Media Removed
. ما که پول نداشتیم دماغمان را عمل کنیم و گونه بکاریم، ما که خط لب نداشتیم و مژه مصنوعی نداشتیم، ما که موی بلوند و قد بلند نداشتیم، ما که چشم هایمان رنگی نبود ؛ رفتیم و کتاب خواندیم؛ و با هر کتابی که خواندیم ، دیدیم که زیباتر شدیم، آنقدر که هر بار که رفتیم در آینه نگاه کردیم، گفتیم: خوب شد خدا ما را آفرید ... .
ما که پول نداشتیم دماغمان را عمل کنیم و گونه بکاریم، ما که خط لب نداشتیم و مژه مصنوعی نداشتیم، ما که موی بلوند و قد بلند نداشتیم، ما که چشم هایمان رنگی نبود ؛ رفتیم و کتاب خواندیم؛ و با هر کتابی که خواندیم ، دیدیم که زیباتر شدیم، آنقدر که هر بار که رفتیم در آینه نگاه کردیم، گفتیم: خوب شد خدا ما را آفرید وگرنه جهان چیزی از زیبایی کم داشت.
می دانی آن جراح که هر روز ما را زیباتر می کند، اسمش چیست؟ اسمش« کتاب» است. چاقویش درد ندارد، اما همه اش درمان است. هزینه اش هم هر قدر که باشد به این زیبایی می ارزد. من نشانی مطب این پزشک را به همه زنان می دهم:
به اولین کتابفروشی که رسیدید، بی وقت قبلی داخل شوید، آن طبیب مشفق،آنجا نشسته است، منتظر شماست.
.
#نشانی_دکترم_را_به_شما_میدهم
#عرفان_نظرآهاری
.
به کانال تلگرام‌مون سر بزنید.
لینک کانال در بخش بیو @ketabdoost به رنگ آبیه.
.
telegram.me/ketabdoosti
.
#کتاب #کتاب_دوست #معرفی_کتاب #کتابها #کتاب_خوب #کتاب_بخوانیم #مطالعه #مطالعه_کنیم #کتاب_جالب #پیشنهادکتاب #پیشنهاد_کتاب #رمان #داستان #کتاب_صوتی #کانال_تلگرام #تلگرام #فروش_کتاب #ketab #ketabdoost #book #books #instabook #bookstagram #bookish
Read more
ای چشم من ببار بر روزهای سراسر سیاهی زمین بر مرگ برادر بر خون سرخ... هر روز در این هوای دروغ و ریا نفس ...
Media Removed
ای چشم من ببار بر روزهای سراسر سیاهی زمین بر مرگ برادر بر خون سرخ... هر روز در این هوای دروغ و ریا نفس می کشیم و باز ... در دام بردگی فارغ ز بندگی هر روز گناه را تفسیر می کنیم ای چشم من ببار بر عصر فتح آسمان در سوگ مرگ دل دوستی واژه گمنام عصر ماست باران غریبه است . تنها امید تو ... تنها امید ... ای چشم من ببار
بر روزهای سراسر سیاهی زمین
بر مرگ برادر
بر خون سرخ... هر روز در این هوای دروغ و ریا نفس می کشیم
و باز ...
در دام بردگی
فارغ ز بندگی
هر روز گناه را تفسیر می کنیم

ای چشم من ببار
بر عصر فتح آسمان
در سوگ مرگ دل
دوستی واژه گمنام عصر ماست
باران غریبه است .

تنها امید تو ...
تنها امید من ...
تنها امید ما
باشد به انتظار
ای چشم من ببار
این بار خون ببار.
خدا رحمتت کنه برادر عزیزم🙏
برای شادی روح برادرم یه فاتحه بخونید ممنونم🙏🙏🙏
#برادر
Read more
‌ پزشک قانونی‌ام و هر روز خودم را تشریح می‌کنم دو دست دو پا دو کلیه شُش‌های کبود و استخوان‌های ...
Media Removed
‌ پزشک قانونی‌ام و هر روز خودم را تشریح می‌کنم دو دست دو پا دو کلیه شُش‌های کبود و استخوان‌های تراشیده هر بار که با زنی سلام می‌کنم ترسِ از دست دادنِ عضوی دیگر قلبِ نداشته‌ام را بدرد می‌آورد + #علیرضا_رضایی #مجنون از کتاب #دوزیست انتشارات #نسیما ‌ #travelgram #harmonyoflight ...
پزشک قانونی‌ام
و هر روز خودم را تشریح می‌کنم
دو دست
دو پا
دو کلیه
شُش‌های کبود و
استخوان‌های تراشیده
هر بار که با زنی سلام می‌کنم
ترسِ از دست دادنِ عضوی دیگر
قلبِ نداشته‌ام را بدرد می‌آورد
+
#علیرضا_رضایی #مجنون
از کتاب #دوزیست انتشارات #نسیما

#travelgram #harmonyoflight #instagood #sdmtravels #bnw_greatshots #killeverygram #urbanandstreet #citykillerz #photozine #urbanrising #exploretocreate #architecture_view #momentwide #shotonmoment #theimaged #createandcapture #fatalfames #hbthere #travelgram #passionpassport #mkexplore #shutterexplore #arquitecturamx
#click_vision
#1x #500px
‌‌
Read more
Loading...
 #هوای_تازه من یکی از طرفدارای پر و پا قرص برنامه هوای تازه ام. تقریبا دو ساله این برنامه رو میبینم. این ...
Media Removed
#هوای_تازه من یکی از طرفدارای پر و پا قرص برنامه هوای تازه ام. تقریبا دو ساله این برنامه رو میبینم. این برنامه چهارشنبه ها ساعت یک و نیم بعد از ظهر پخش میشه. یه برنامه عالی و با کیفیت با کلی اطلاعات خوب و دانش کافی درباره اینکه چه بلایی سر طبیعت آوردیم و چی کار باید بکنیم تا حال طبیعت و در امتدادش ... #هوای_تازه
من یکی از طرفدارای پر و پا قرص برنامه هوای تازه ام.
تقریبا دو ساله این برنامه رو میبینم.

این برنامه چهارشنبه ها ساعت یک و نیم بعد از ظهر پخش میشه.

یه برنامه عالی و با کیفیت با کلی اطلاعات خوب و دانش کافی درباره اینکه چه بلایی سر طبیعت آوردیم و چی کار باید بکنیم تا حال طبیعت و در امتدادش حال خودمون بهتر بشه.
امروز آزاد سازی یه تعداد قو رو نشون داد که توسط طرفداران طبیعت از مراکز غیر مجاز و شکارچیان و مراکز فروش این پرنده ها جمع آوری شده بودن.
خوشحالم که هنوز اینجور آدما هستن.تو زمونه ای که هنوز مرد نامرد همسایه ما هر روز ساعتها با شلنگ آب ماشینش و میشوره،هر روز!.
و من متعجب فکر میکنم واقعا اینجور آدما تا کجا می خوان این نفهمی و ادامه بدن؟!؟. آزاد شدن این پرنده ها و دیدن پروازشون قلب آدم و هیجان زده میکنه.
واقعا اشک توی چشمام جمع شده بود.
میخواستم شمارو هم توی این حس شریک کنم.

پ.ن.
ببخشید کمی دستم تکون می خوره،چون آقا طاها اصرار داشت تلویزیون و از توی گوشی ببینه.گاهی هم درباره برنامه نظر میداد!. خواهش میکنم کمی #با_فرهنگ تر باشیم و هوای طبیعت و داشته باشیم.
#هوای_طبیعت_و_داشته_باشیم
#هوای_حیوانات_را_داشته_باشیم
#طبیعت_بدون_آب_میمیره
#ما_بدون_طبیعت_میمیریم
#ما_بدون_آب_میمیریم
#هوای_پاک
#هوای_تازه
Read more
آن روز آفتاب گرمای عجیبی داشت 🌞 تقویم دیواری را ورق زدم <span class="emoji emoji1f4c6"></span> مرداد متولد شده بود ! <span class="emoji emoji264c"></span>️ قلبم به نور بشارتی ...
Media Removed
آن روز آفتاب گرمای عجیبی داشت 🌞 تقویم دیواری را ورق زدم مرداد متولد شده بود ! ️ قلبم به نور بشارتی روشن و روز شماری ام آغاز شد ... هر روز و شب شاهد تولدی بودم تولد یک شکوفه و زیبایی دادن به درخت تولد یک پروانه و نشستن بر گل تولد یک ستاره و نور افشانی در مخمل شب آری جهانم پر از میلاد شده بود ... آن روز آفتاب گرمای عجیبی داشت 🌞
تقویم دیواری را ورق زدم 📆
مرداد متولد شده بود ! ♌️
قلبم به نور بشارتی روشن 💓
و روز شماری ام آغاز شد ... 📅
هر روز و شب شاهد تولدی بودم 💫
تولد یک شکوفه و زیبایی دادن به درخت 🌸
تولد یک پروانه و نشستن بر گل 🌺
تولد یک ستاره و نور افشانی در مخمل شب 🌟
آری جهانم پر از میلاد شده بود 💫
و هرچه ورق های تقویم جلوتر میرفت ⏳
طپش قلبم فزونی میگرفت 💗
چه واقعه ای در راه بود ...؟ 🎆
بیست و یک برگ که ورق خورد 2⃣1⃣
صدایی در جهانم متولد شد 🎼
صدایی که دیگر بار خدا را خواند 🙏
دیگر بار از عشق گفت 💑
و از امید در دل دنیای نا امیدی ... ✨
صاحب آن صدا شما بودید استاد #مهدی_یغمایی
و اکنون صاحب همه قلب هایی هستید ❤️
که در سال روز تولدتان 🎂
از شوقی وصف ناشدنی آکنده اند ... 🔥
جان سلامت 🙂 ، دل آرام 😌 و دستیابی به طلایی ترین رویاهایتان 🔮
آرزوی این قلب های عاشق برای زاد روز شماست ... 😍
سالیان طولانی در کنارمان بمانید 😊
و عشق را در وجودمان جاودانه کنید ❤ " چهل و یکمین جشن میلادتان مبارک "

@mehdiyaghmaei
@ali_barekat
@sadeghyaghmaei

عکس از : @mehdiyaghmaei_special_fan
متن از : @nilou64

#اتحاد_رسمی_مهدی_یغمایی
#کانون_هواداران_پوریا_حیدری
#هواداران_فریدون_آسرایی
#کانون_هواداران_پاکان_شیرازیانی
#دوستداران_مجید_دمیرچی
#اتحاد_رضوانیها
#اتحاد_دلویزیونیا
#اتحاد_شبکوکیا
Read more
. <span class="emoji emoji2705"></span> در این که منظور از اولیاء خدا چه کسانى است؟ در میان مفسران گفتگو است، ولى آیه دوم مطلب را روشن ساخته. . جالب ...
Media Removed
. در این که منظور از اولیاء خدا چه کسانى است؟ در میان مفسران گفتگو است، ولى آیه دوم مطلب را روشن ساخته. . جالب این که: ایمان را به صورت فعل ماضىِ مطلق آورده، و تقوا را به صورت ماضى استمرارى، اشاره به این که: . ایمان آنها به سر حدّ کمال رسیده، ولى تقوا که در عمل روزمره منعکس مى شود، و هر روز و هر ساعت کار ... .
✅ در این که منظور از اولیاء خدا چه کسانى است؟ در میان مفسران گفتگو است، ولى آیه دوم مطلب را روشن ساخته.
.
جالب این که: ایمان را به صورت فعل ماضىِ مطلق آورده، و تقوا را به صورت ماضى استمرارى، اشاره به این که:
.
ایمان آنها به سر حدّ کمال رسیده، ولى تقوا که در عمل روزمره منعکس مى شود، و هر روز و هر ساعت کار تازه اى مى طلبد، و جنبه تدریجى دارد، براى آنها به صورت یک برنامه و وظیفه دائمى در آمده است.
________________
✅ امیر مؤمنان على(علیه السلام) آیه «أَلا إِنَّ أَوْلِیاءَ اللّهِ...» را تلاوت فرمود، و سپس از یاران خویش سؤال کرد: مى دانید «اولیاء اللّه» چه اشخاصى هستند؟
.
عرض کردند: اى امیر مؤمنان! شما خودتان بفرمائید که آنان کیانند؟
.
امام فرمود: «دوستان خدا، ما و پیروان ما که بعد از ما مى آیند هستند، خوشا به حال ما، و بیشتر از آن، خوشا به حال آنها.
.
بعضى پرسیدند: چرا بیشتر از ما؟ مگر ما و آنها هر دو پیرو یک مکتب نیستیم و کارمان یکنواخت نمى باشد؟
.
فرمود: نه، آنها مسئولیت هائى بر دوش دارند که شما ندارید، و تن به مشکلاتى مى دهند که شما نمى دهید».
.....................
✅ در کتاب «کمال الدین»، از «ابو بصیر» از امام صادق (علیه السلام) نقل شده که فرمود: طُوبى لِشِیْعَةِ قائِمِنا أَلْمُنْتَظِرِیْنَ لِظُهُورِهِ فِى غَیْبَتِهِ، وَ الْمُطِیْعِینَ لَهُ فِى ظُهُورِهِ، أُولئِکَ أَوْلِیاءُ اللّهِ الَّذِیْنَ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ:
.
«خوشا به حال پیروان #قائم ما، که در غیبتش (با خود سازى) انتظار ظهورش را مى کشند، و به هنگام ظهورش مطیع فرمان اویند، آنها اولیاى خدا هستند، همانها که نه ترسى دارند و نه غمگین مى شوند».
.
منبع: خلاصه شده از تفسیر نمونه
.
Read more
Loading...
امروزم بوی #آرامش می دهد باراني که نم نم گونه هايت را ببوسد #قدم_زدن کنار کساني که دوستشان داري  ديدن دنيايي که #خورشید ش هر #صبح به تو #سلام بدهد، #ستاره هايش که به تو #چشمک بزنند و بگويند ؛ خودت را براي فرداي بهتر آماده کن. و مهم تر از همه #خدا يي که هر روز حالت را از تو مي پرسد. من #امروز #زيباتر از ... امروزم بوی #آرامش می دهد
باراني که نم نم گونه هايت را ببوسد
#قدم_زدن کنار کساني که دوستشان داري  ديدن دنيايي که #خورشید ش هر #صبح به تو #سلام بدهد،
#ستاره هايش که به تو #چشمک بزنند و بگويند ؛ خودت را براي فرداي بهتر آماده کن. و مهم تر از همه #خدا يي که هر روز حالت را از تو مي پرسد. من #امروز #زيباتر از هر روز #نفس مي کشم ! زيباتر از هميشه مي بينم ! من امروز بهتر از هميشه #زندگي مي کنم!

من #احساسم را، امروزم و خدايم را بيش از همه #دوست_دارم ❤️
#دکلمه #دکلمه_احساسی #دلنوشته #مناجات #مناجات_با_خدا #انرژی_مثبت #کلیپ #کلیپ_جدید #شکرگذاری #وحید_عبیری #وحیدعبیری #شب_قدر #VAHID_ABIRI #vahidabiri
Read more
<span class="emoji emoji2705"></span> تمامِ این مدت می توانستم عاشقِ هر رهگذری که می آید بشوم و هیچ خیالی هم از تو در سرم نپرورانم من ...
Media Removed
تمامِ این مدت می توانستم عاشقِ هر رهگذری که می آید بشوم و هیچ خیالی هم از تو در سرم نپرورانم من می توانستم دوست داشتن را نکِ زبانم بنشانم و با هر لبخندی دهان باز کنم و بگویم : راستی ! من دوستت دارم  من می توانستم دلم را تکه تکه کنم و هر تکه اش را جایی جای بگذارم ! می بینی ؟ من می توانستم نغمه ...
تمامِ این مدت می توانستم
عاشقِ هر رهگذری که می آید
بشوم
و هیچ خیالی هم از تو
در سرم نپرورانم
من می توانستم
دوست داشتن را
نکِ زبانم بنشانم
و با هر لبخندی
دهان باز کنم و بگویم :
راستی ! من دوستت دارم 
من می توانستم دلم را
تکه تکه کنم و هر تکه اش را
جایی جای بگذارم !
می بینی ؟ من می توانستم
نغمه ی عاشقم عاشقم را
دور تا دورِ این دنیا
رقصان زمزمه کنم
اما تو لعنت به این تو !
که هرکه هم که آمد
به حرمتِ جایِ پایِ تو
بر رویِ چشمانِ منتظرِ من
سر خم کرد و به ادایِ احترام
نماند ! نه که نخواهد بماند نه !
تو نگذاشتی 
بس که از این زبان وامانده
در نمی آمد چند کلامِ دلبرانه !
.
تمامِ این سال ها می توانستم
نمانم اما ماندم نه تنها پایِ تو
من ماندم تااگر هم نیامدی
دنیا ببیند این حوالی می شود
هر روز و هرثانیه دل را حراجِ هر
شیرین زبانی نکرد!
Read more
. گفت: برای من و خانواده ام دعا کنید. فرمود: فکر کرده ای که برایتان دعا نمی کنم؟ آن هم وقتی که اعمالتان ...
Media Removed
. گفت: برای من و خانواده ام دعا کنید. فرمود: فکر کرده ای که برایتان دعا نمی کنم؟ آن هم وقتی که اعمالتان هر روز و هر شب بر من عرضه می شود. . درک مطلب برایش سخت بود. . امام رئوف رو کرد به او. فرمود: قرآن را نخوانده ای؟! آنجا که فرموده: عمل کنید که خدا و رسول و مومنانش کار شما را خواهند دید... . به خدا قسم ... .
گفت: برای من و خانواده ام دعا کنید.
فرمود: فکر کرده ای که برایتان دعا نمی کنم؟ آن هم وقتی که اعمالتان هر روز و هر شب بر من عرضه می شود.
.
درک مطلب برایش سخت بود.
.
امام رئوف رو کرد به او. فرمود: قرآن را نخوانده ای؟! آنجا که فرموده: عمل کنید که خدا و رسول و مومنانش کار شما را خواهند دید...
.
به خدا قسم مراد از مؤمنان در این آیه، علی بن ابی طالب و امامان هستند.
.
قلب عبدالله بن ابان روغن فروش آرام شد. حالا مطمئن بود که امام زمان اش هر روز و هر شب دعا می کند. هم برای او، هم برای خانواده اش، هم برای تک تک شیعیان.
.
کتاب صاحب لوا
برگرفته از روایت کافی، ج 1، ص219
.
🌺🌷 میلاد با سعادت اقا امام رضا علیه السلام فرخنده باد🌺🌷
.
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ و آلِ مُحَمَّدٍ و عَجِّلْ فَرَجَهُمْ
.
.
#اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد_و_عجل_فرجهم
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#نزديک_خدا
#امام_رئوف
Read more
Loading...
ادمهای ساده ای هستیم ... خوش خیال ... شایدم ... بیخیال... با دو تا عکس و یک گل به خودی دقیقه نود و چهار ...
Media Removed
ادمهای ساده ای هستیم ... خوش خیال ... شایدم ... بیخیال... با دو تا عکس و یک گل به خودی دقیقه نود و چهار همه چیز فراموشمان میشود .. یادمان میرود همین دو روز پیش چه بر سر اقتصاد و ارزش پولمون اورده اند ... قیمت مسکن و اجاره بها .. قیمت سکه ... قیمت خودرو و....همه اینها رو با شادی برد ایران عوض کردیم ... اتفاقا ... ادمهای ساده ای هستیم ...
خوش خیال ...
شایدم ... بیخیال...
با دو تا عکس و یک گل به خودی دقیقه نود و چهار همه چیز فراموشمان میشود ..
یادمان میرود همین دو روز پیش چه بر سر اقتصاد و ارزش پولمون اورده اند ...
قیمت مسکن و اجاره بها .. قیمت سکه ... قیمت خودرو و....همه اینها رو با شادی برد ایران عوض کردیم ...
اتفاقا خوب هست ملت کمی شادی کنند ..من هم مخالف این شادی نیستم ...ولی مخالفم که امثال اینهابیایند و یار دوازدهم بشوند و گل به خودیهایی که هر روز و هر ثانیه میزنند را با یک پیروزی فوتبالی به فراموشی بسپارند و خودشونو منجی نشون بدن ...
اقایان اوضاع اقتصادی ملت خوب نیست ... اصلا هم خوب نیست ... البته میدانم ذره ای هم ککتان نمیگزد و عین خیالتان نیست ولی اقای حجت الاسلام دکتر ... اینها دارد به نام اسلام نوشته میشود ... به والله قسم اگر از شما بگذرند و بگذریم ... ما نه خسته شدیم و نه ناامید ولی ما را به خیر شما امیدی نیست ... لااقل شرتان را کمتر کنید ...
به آشناهایتان بگویید توئیتهایشان را کمی برای آنوریها نگه دارند به جای زدن خودیها...
و آخرین جمله ...
آقا جانما ایستاده ایم ... تا اخرین نفر ... تا اخرین نفس... تا اون اخرین ذره ابرو... تا اخرش... یا علی
#ایران #جمهوری_اسلامی_ایران
#اللهم_احفظ_قائدنا_الامام_خامنه_ای
#ما_ایستاده_ایم
#مستاجر #فقر #اختلاس #روحاني
#دولت_تدبیر_و_امید #دولت_بی_تدبیری_و_ناامیدی
#فوتبال #جام_جهانی #سیاست
#یمن #کشتار_مسلمانان #انا_یمانی
#به_داد_مردم_برسید
Read more
• دل در تو گرفتار و نگاه تو مرا بس اى خوب تر از خوب ، پناه تو مرا بس . پدر بزرگ! هر سال كه نفس هاى اسفند ...
Media Removed
• دل در تو گرفتار و نگاه تو مرا بس اى خوب تر از خوب ، پناه تو مرا بس . پدر بزرگ! هر سال كه نفس هاى اسفند به شماره مى افتند و همگان در انتظار بهارى نو هستند ،جاى خالى شما بيشتر احساس مى شود، نامت بيشتر برده مى شود و چشمهاى مادربزرگم ، به ياد زخمى كهنه ، غمبار ميشوند ، و چه زخمى عميق تر از يك جدايى زودهنگام... ...
دل در تو گرفتار و نگاه تو مرا بس
اى خوب تر از خوب ، پناه تو مرا بس
.
پدر بزرگ!
هر سال كه نفس هاى اسفند به شماره مى افتند و همگان در انتظار بهارى نو هستند ،جاى خالى شما بيشتر احساس مى شود، نامت بيشتر برده مى شود و چشمهاى مادربزرگم ، به ياد زخمى كهنه ، غمبار ميشوند ، و چه زخمى عميق تر از يك جدايى زودهنگام... يك جاى خالى كه در گذر سال ها پر نمى شود .
مى دانم و باور دارم كه خوبان نمى ميرند بلكه زنده اند و نظاره گر عزيزان و احوالاتشان و دلواپس و دعاگويشان .
بارها و بارها در روزهاى جفاكار و ناملايمات سياست ايران ، ايمان آورده ام كه دعاهاى امام و شما، پدر صبورم را تنها نگذاشته اند و هر روز او را استوارتر و عزيزتر و بزرگتر از روز پيش ساخته اند .
و اما من، احمد، با شما عهد مى بندم كه تنها به همنام بودن با شما اكتفا نكنم و تا ميتوانم در پدردارى شاگرد مكتبتان باشم .
دعايم كنيد كه در راه خدمت و جانفشانى در راه انقلاب امام پاى در جاى پاى شما بنهم.
.
بيست و يكمين بهار عمر من از راه مى رسد ولى افسوس كه بهار ها بى گل روى تو آغاز مى شوند.
كاش بودى تا بوسه اى بر دستان مهربانت مى زدم
كاش بودى كه چهره ى مادربزرگم را يكبار هم كه شده عميقاً شاد و خوشحال مى ديدم
كاش بودى تا خنده هاى پدرم را از عمق دل مى ديدم، از علاقه ى خودم به او متوجه جاى خاليت در زندگى اش ميشوم
و كاش بودى...
⚫️⚫️⚫️⚫️⚫️⚫️
📝پى نوشت : نوشته ى ديروز من براى روزنامه ى اعتماد
عكس پدر و پدربزرگم ، سال هفتاد و سه ، جماران
Read more
<span class="emoji emoji2764"></span>️ حکایت حکایتِ پسری است که در زندگی خیلی چیزها از دست داد تا برای باختن هیچ چیزی نداشته باشد،تا قلبش ...
Media Removed
️ حکایت حکایتِ پسری است که در زندگی خیلی چیزها از دست داد تا برای باختن هیچ چیزی نداشته باشد،تا قلبش را بگذارد پشت توپ و هر روز و هر ساعت توپ را به سینه ساحلِ امید بکوبد و خشمِ همه چیزهایی که زندگی از او دریغ کرده است را دست به یقه با زندگی پس بگیرد.... شاید اصلا سختی همین روزها که همه چیز را در قمار زندگی ... ❤️
حکایت حکایتِ پسری است که در زندگی خیلی چیزها از دست داد تا برای باختن هیچ چیزی نداشته باشد،تا قلبش را بگذارد پشت توپ و هر روز و هر ساعت توپ را به سینه ساحلِ امید بکوبد و خشمِ همه چیزهایی که زندگی از او دریغ کرده است را دست به یقه با زندگی پس بگیرد....💚
شاید اصلا سختی همین روزها که همه چیز را در قمار زندگی پشت توپ گذاشت و به سینه روزگار کوبید باشد که اشک های مادرش را در مراسم مرد سال فوتبال به الهام بخش ترین صحنه مراسم تبدیل می کند...💙
آن پسر به دنبال رویای کودکی اش رفت و حالا با تلاش های بسیارش همه چیز دارد و حقش را از زندگی گرفته و در سینه اش چیزی بزرگتر از همه دارائی هایش،یعنی قلبی از جنس مهربانی دارد که برای فتح کردن قلب های ما کافیست...💓
او کسی است که با ایمان به خود ورق را بارها برگرداند و بزرگترین بازگشت ها را رقم زد...
کسی که با هر مرگ دوباره متولد شد و تاریخ را از نو نوشت...
کسی که در سراشیبیِ سقوط خم به ابرو نیاورد و راهش را رفت...
شاید باید سکوت کرد و به تماشا نشست که این رویا تا کجا قرار است پیش برود و بیش از پیش به خود افتخار کرد که در دوره ی افسانه ایِ این اعجوبه زندگی می کنیم...
تولدت مبارک خدایِ فوتبال👑❤️
با قدرت به افتخار آفرینی هات ادامه بده و ما رو به خاطر وجودت بیش از پیش شاد کن💜
@cristiano @cristiano @cristiano
#RealMadrid #HalaMadrid #Cristiano #Ronaldo #birthday #33 #👑❤️
Read more
تو را گم می كنم هر روز و پیدا می كنم هر شب  بدین سان خواب ها را با تو زیبا می كنم هر شب . تبی این گاه را چون ...
Media Removed
تو را گم می كنم هر روز و پیدا می كنم هر شب  بدین سان خواب ها را با تو زیبا می كنم هر شب . تبی این گاه را چون كوه سنگین می كند آن گاه چه آتش ها كه در این كوه برپا می كنم هر شب . تماشایی است پیچ و تاب آتش ها، خوشا بر من كه پیچ و تاب آتش را تماشا می كنم هر شب . مرا یك شب تحمل كن كه تا باور كنی ای دوست چگونه با جنون خود ... تو را گم می كنم هر روز و پیدا می كنم هر شب 
بدین سان خواب ها را با تو زیبا می كنم هر شب
.
تبی این گاه را چون كوه سنگین می كند آن گاه
چه آتش ها كه در این كوه برپا می كنم هر شب
.
تماشایی است پیچ و تاب آتش ها، خوشا بر من
كه پیچ و تاب آتش را تماشا می كنم هر شب
.
مرا یك شب تحمل كن كه تا باور كنی ای دوست
چگونه با جنون خود مدارا می كنم هر شب
.
چنان دستم تهی گردیده از گرمای دست تو
كه این یخ كرده را از بی كسی، ها می كنم هر شب
.
تمام سایه ها را می كشم بر روزن مهتاب
حضورم را ز چشم شهر حاشا می كنم هر شب
.
دلم فریاد می خواهد ولی در انزوای خویش
چه بی آزار با دیوار نجوا می كنم هر شب
.
كجا دنبال مفهومی برای عشق می گردی؟
كه من این واژه را تا صبح معنا می كنم هر شب

استاد بهمني
Read more
﷽ حاجے حج َـت تمــام شد ولے قبــول نه... تا دورِ حیــدر و خداے حیــدر نگردے تا عاشقِ علی و خداے علی نباشے تا علی شناس نشوے تا هر روز و شب ذڪرِ علی نگویے ... تا با دل و جــان علیٌ مَعَ الحَق والحقُ معَ علی را اقـــرار نکنے تا بہ مولی الموحدین یعسوبُ الدین لنگرِ آسمان و زمیـــن ایمان نیاوری ...
حاجے حج َـت تمــام شد
ولے قبــول
نه...
تا دورِ حیــدر و خداے حیــدر نگردے
تا عاشقِ علی و خداے علی نباشے
تا علی شناس نشوے
تا هر روز و شب ذڪرِ علی نگویے ...
تا با دل و جــان علیٌ مَعَ الحَق والحقُ معَ علی را اقـــرار نکنے
تا بہ مولی الموحدین
یعسوبُ الدین
لنگرِ آسمان و زمیـــن
ایمان نیاوری ...
این چہ حجی است
که زادگاهِ علی را طواف میکنی و
ولایتش را انکار؟
💌
حاجی عراقے
حج َـت قبــول
ڪہ با عشقِ علی
شهیــدِ راهِ حسین شده اے
اصلا مگر میشود کنارِ حسین زندگی کرد و
برایش جان نداد.
💌

#به_کوری_چشم_وهابیت_ملعون
#به_کوری_چشم_آل_سعود_کثیف
#به_کوری_چشم_دشمنان_اهل_بیت ،
👇👇👇
همیـــــن است و همیـــــن است و همیــــن استـــ 💕 #فقط_حیدر_امیرالمومنین_است 💕

فریــــاد میزنیـــم تا همه بدانند 🌹 #اشهد_ان_علي_ولي_الله 🌹

مــدد زِ غیــــرِ تــــو ننـــگــ استــــ #یاعلی_مددی ✋

#به_منکر_علی_بگو_نماز_خود_قضا_کند 👊

بشکند مأذنه اے که نامِ #علی نمیگـــوید

شادمانه تــــا #عید_غدیر
🌷🌿🌷🌿🌷
#الحمدلله_الذي_جعلنا_من_المتمسکین_بولایة_علی_ابن_ابی_طالب_والائمة_المعصومین
🌷🌿🌷🌿🌷
#علی_امام_من_است_و_منم_غلام_علی
#هزار_جان_گرامی_فدای_نام_علی
#امیرالمومنین
#شیر_خدا_شاه_عرب_اسدالله_یدالله_مولی_الموحدین_مولای_متقیان_امیر_مومنان_حضرت_علی_علیه_السلام
#حیدر_کرار_علی_ابن_ابیطالب_علیه_السلام
#عیدغدیر
#غدیری_ام_سقیفه_ای_نیستم #عید_غدیر_مبارک
Read more
میدانی عزیز دلم... می دانم چه قدر سرت شلوغ است... میدانم چقدر بدون من خوشحالی.... میدانم بود و ...
Media Removed
میدانی عزیز دلم... می دانم چه قدر سرت شلوغ است... میدانم چقدر بدون من خوشحالی.... میدانم بود و نبودم برایت فرقی ندارد به خدا همه این ها را میدانم اما دورت بگردم این دل من که زبان آدمیزاد نمیفهمد این دل من حیوان است حیوان!... تو بگو من چکار کنم؟؟؟ دلم تنگ شده بی انصاف دلم تو را میخواهد تو خودت ... میدانی عزیز دلم...
می دانم چه قدر سرت شلوغ است...
میدانم چقدر بدون من خوشحالی....
میدانم بود و نبودم برایت فرقی ندارد
به خدا همه این ها را میدانم
اما دورت بگردم
این دل من که زبان آدمیزاد نمیفهمد
این دل من حیوان است حیوان!... تو بگو من چکار کنم؟؟؟
دلم تنگ شده بی انصاف
دلم تو را میخواهد
تو خودت بگو چه خاکی به سرم بریزم....
هر روز عکست را در این صفحه گوشی میبینم
بخدا قسم طوری تصدق عکست میروم
انگار اولین بار است عکست را میبینم
اصلا برایم تکراری نمیشوی...
شماره ات را میگیرم به امید اینکه
باز هم جواب بدهی بگویی جانم آقا؟جان دلم؟؟؟
اما حالم از این زنی که میگوید تلفن مشترک مورد نظر خاموش میباشد به هم میخورد...
میدانی؟؟؟؟
من هم گناه دارم خب...
چقدر خودم را بزنم به آن راه؟؟؟؟
چقدر الکی بخندم؟؟
چقدر حواس دلم را پرت کنم به چیز های دیگر؟؟
چقدر این آهنگ های دونفره ی لعنتی مان را رد کنم برود؟
درست است مرد هستم
اما مرد هم یه مواقعی کم میاورد
مرد هم دلتنگ میشود
اتفاقا مرد مردانه دلتنگ میشود
بخدا مرد هم اشک میریزد...
عشق من....
دورت بگردم.... چقدر در این فضای مجازی درد هایم را بنویسم...
چقدر بنویسم و لایک کنند...
چقدر بنویسم و بگویند عالی بود معرکه بود‌‌‌....
اصلا عزیزِ جانم
همه ی این ها به کنار!
فصل ها را که نمی توانم عوض کنم،می توانم؟
مثلا بنشینم به زمستان بگویم زمستان جان لطف کن نیا
چون تو مرا پرت میکنی وسط یک عالمه خاطره
جان دلم.... فدای آن چشمهایت شوم....
زورم نمیرسد...
به جان مادر عزیزتر از جانم،به خدا زورم نمی رسد...
به حدی دلم برایت تنگ شده که می خواهم دستهایم را فشار بدهم زیر گلویم و دیگر نفس نکشم...
وقتی کاری از دستم بر نمیاید!
وقتی می خواهمت و نمی خواهی...
وقتی میبینمت و نمیبنی....
وقتی برایت میمیرم و تب نمیکنی....
وقتی نمی توانم دهان این دل زبان نفهمم را ببندم...‌
کم آوردم جان دلم....
کم آوردم.... .
.
. 📱 #میکائیل💕
.
.
📩 #خیلی_کم_آوردم_جان_دلم😞
.
.
.
🆔@mikilove351 📷
.
.
.
✅ #ماروبه_دوستانتون_معرفی_کنید 😊
Read more
خبرها تند و تند مى آيند صداى دكمه هاى كيبورد شب و روز پخش ميشوند درهم گوش ها پرست از تبعيض خالى از ...
Media Removed
خبرها تند و تند مى آيند صداى دكمه هاى كيبورد شب و روز پخش ميشوند درهم گوش ها پرست از تبعيض خالى از صلح اسمت امروز خبريست خبرى تلخ حسى ناسور دلى عفونى ... ثانيه هاى لعنتى ميگذرند انگار ساعت هم خجالت ميكشد مثل برق ميگذرد عجله دارد چمدان سياه گوشه اتاق زل زده به زن كلافه گى هايش را جاساز ... خبرها تند و تند مى آيند
صداى دكمه هاى كيبورد
شب و روز پخش ميشوند درهم
گوش ها پرست از تبعيض
خالى از صلح
اسمت امروز خبريست
خبرى تلخ
حسى ناسور
دلى عفونى
... ثانيه هاى لعنتى ميگذرند
انگار ساعت هم خجالت ميكشد
مثل برق ميگذرد
عجله دارد
چمدان سياه گوشه اتاق
زل زده به زن
كلافه گى هايش را جاساز ميكند
ميخندد
نه شايد هم ميگريد
..... اين باران رحمت الهى نيست
تكه تكه جانِ زنيست كه ميبارد
حسرت امان نميدهد
اشك ها سُر مى خورند
هواى رعشه ويرانگرست

پرواز نزديك است
باند فرودگاه بوى جان كندن ميدهد
لخ لخ چمدان هاى فرسوده
در گوشش سابيده ميشوند
....
دكمه هاى كيبورد لال شدند
از فوتبال مينويسد هر روز و هر لحظه
ولى ... به آزادى رفتن قدغن
فوتبال ديدنت جرم
جرمى به بزرگيه زن بودن

اينجا بهار نمى شود
در صبح ميهن من و تو
نماز شام مى خوانند رفيق
هواى رعشه است...
سوگل طالب لو
خرداد ٩٧

پ.ن: براى زنى كه سالهاست از فوتبال مى نويسد ولى بليط روسيه اش را باطل كردند. جام جهانى ٢٠١٨ بى خاطره و پر درد است.
راستى تو فوتبال را براى زن ايرانى معنا كن!! #زن_ايرانى_سايه_نشين_نيست_ #worldcup2018
Read more
. درون من هنوز دخترک شیطان و بازیگوشی وجود دارد ... گاهی دلم میخواهد عروسکی داشته باشم با موهای ...
Media Removed
. درون من هنوز دخترک شیطان و بازیگوشی وجود دارد ... گاهی دلم میخواهد عروسکی داشته باشم با موهای مشکی بلند و پیراهن گل گلی که هر روز موهایش را شانه کنم و لباسش را عوض کنم ... گاهی دلم میخواهد یه نقاشی خوشگل بکشم فقط با یه جعبه مداد رنگی شش رنگه و آن نقاشی را به دیوار اتاقم بزنم ... گاهی دلم ... .
درون من هنوز
دخترک شیطان و بازیگوشی وجود دارد ...
گاهی دلم میخواهد
عروسکی داشته باشم
با موهای مشکی بلند و
پیراهن گل گلی
که هر روز موهایش را شانه کنم
و لباسش را عوض کنم ...
گاهی دلم میخواهد
یه نقاشی خوشگل بکشم
فقط با یه جعبه مداد رنگی شش رنگه
و آن نقاشی را به دیوار اتاقم بزنم ...
گاهی دلم میخواهد
دامن چین دار و گلگلی کوتاهی بپوشم
و توی حیاط خانه بدوم و بازی کنم ...
پیش خودمان بماند .....
من ، دخترک شیطان و بازیگوش درونم را
خیلی دوست دارم ....
.
#سپیده_پیروی
.
.
.
.
. .
.
.
.
Read more
. این سروده ی زیبا را دوست نازنینم گلبانگ کرمانی به من پیشکش کرده است. صورت ماهش را می بوسم و غزل زیبایش ...
Media Removed
. این سروده ی زیبا را دوست نازنینم گلبانگ کرمانی به من پیشکش کرده است. صورت ماهش را می بوسم و غزل زیبایش را با آب طلا بر دیوار دلم می نویسم. نام غزل: قبیله ی شعر و ترانه دلم خوش است که هر روز و شب غمی دارم به کنج خلوت آسوده، ماتمی دارم خوشم همیشه به امّید صحبت یاران به یاد یار سفر کرده ام، غمی دارم غم ... .
این سروده ی زیبا را دوست نازنینم گلبانگ کرمانی به من پیشکش کرده است. صورت ماهش را می بوسم و غزل زیبایش را با آب طلا بر دیوار دلم می نویسم.

نام غزل: قبیله ی شعر و ترانه

دلم خوش است که هر روز و شب غمی دارم
به کنج خلوت آسوده، ماتمی دارم

خوشم همیشه به امّید صحبت یاران
به یاد یار سفر کرده ام، غمی دارم

غم زمانه نکوهیده نیست در نظرم
به شرط آنکه بدانم که همدمی دارم

به زادبوم پر از مهر آسمان، ایران،
دلم خوش است که آیین محکمی دارم

مرا که پرورش گل، خدا نصیبم کرد
هنوز در چمن دیده، شبنمی دارم

شب و سکوت و غم سینه های بی فریاد
بیا ببین چه بساط فراهمی دارم

خوشم به ذره ی ذوق جنون قافیه ها
که بر جراحت اندیشه مرهمی دارم

فقط قبیله ی شعر و ترانه می داند:
به آشیانه ی شبها چه عالمی دارم

زبانِ چامه ی "گلبانگِ" دفترم این است
کنار هر غزلم داغ مریمی دارم

جناب کیوان نازنین، من درد مشترکی را در تو احساس کردم، لذا این غزل را صمیمانه به تو تقدیم میکنم.
با احترام گلبانگ کرمانی
۹۷/۲/۲۵
تهران - منزل کیوان

#مرتضی_کیوان_هاشمی #مرتضا_کیوان هاشمی #کیوان_هاشمی #کیوان #ترکه_و_تبر #عکس_نوشته #عاشقانه #شعر #شعرگرافی #تک_بیت #تک_بیتهای_ناب #غزل #قافیه #گلبانگ_کرمانی #عباس_دبستانی #قبیله_ی_شعر_و_ترانه
Read more
بسم الله… . .سخنی از ایت الله بهجت… 5… . . . ما باید اهل محاسبه باشیم،. . هر چند اهل توبه نباشیم ...
Media Removed
بسم الله… . .سخنی از ایت الله بهجت… 5… . . . ما باید اهل محاسبه باشیم،. . هر چند اهل توبه نباشیم و تدارک نکنیم، خود محاسبه مطلوب است.. . . اگر بدانیم فلان روز حسینى ـ علیه‏ السّلام ـ و فلان روز یزیدى هستیم، بهتر از این است که اصلاً ندانیم یزیدى هستیم یا حسینى. . . . سرانجام ممکن است روزى به خود ... بسم الله… .
.سخنی از ایت الله بهجت… 5… .
.
.
ما باید اهل محاسبه باشیم،.
.
هر چند اهل توبه نباشیم و تدارک نکنیم، خود محاسبه مطلوب است..
.
. اگر بدانیم فلان روز حسینى ـ علیه‏ السّلام ـ و فلان روز یزیدى هستیم، بهتر از این است که اصلاً ندانیم یزیدى هستیم یا حسینى. .
.
. سرانجام ممکن است روزى به خود بیاییم و بخواهیم تدارک کنیم. با توجه به عیوب خویش و اصلاح آن‏ها، فرصت رسیدگى به حساب هر روز خود را نداریم، .
.
چه رسد به حساب مردم .
#ماه #رمضان #
.
. #روز #پنجم #داره #میره #هنوز #استفاده #نکردیم.
#هنوز #دیر #نیست
Read more
‌ ‏کلیپ تبلیغاتی ستاد رسمی انتخاباتی ‎ #روحانی، اردیبهشت ۹۶: ‌ «آیا می‌خواهیم در اقتصاد و بازار هر روز و هر ساعت نگران روز و ساعت بعد باشیم؟ آیا دومرتبه می‌خواهیم تقابل با جهان را آغاز کنیم و سایه شوم #جنگ را به کشور برگردانیم؟» ‌ @mesle_ammar ‌
‏کلیپ تبلیغاتی ستاد رسمی انتخاباتی ‎ #روحانی، اردیبهشت ۹۶:

«آیا می‌خواهیم در اقتصاد و بازار هر روز و هر ساعت نگران روز و ساعت بعد باشیم؟ آیا دومرتبه می‌خواهیم تقابل با جهان را آغاز کنیم و سایه شوم #جنگ را به کشور برگردانیم؟»

@mesle_ammar
بدنتان با شما حرف میزند ( قسمت اول) <span class="emoji emoji267b"></span>️<span class="emoji emoji267b"></span>️<span class="emoji emoji267b"></span>️<span class="emoji emoji267b"></span>️<span class="emoji emoji267b"></span>️<span class="emoji emoji267b"></span>️ با جدیت به هشدارهایش گوش دهید بدن انسان روشهای ...
Media Removed
بدنتان با شما حرف میزند ( قسمت اول) ️ با جدیت به هشدارهایش گوش دهید بدن انسان روشهای جالب و جذابی برای فرستادن علائم هشدار دهنده دارد که این علایم در واقع اسراری را از درون بدن فاش می کند. ⚜درد گردن درد در گردن زمانی رخ می دهد که شما از دست دیگران ناراحت هستید و نیاز دارید تا با بخشش آن فرد ... بدنتان با شما حرف میزند ( قسمت اول)
♻️♻️♻️♻️♻️♻️ با جدیت به هشدارهایش گوش دهید
بدن انسان روشهای جالب و جذابی برای فرستادن علائم هشدار دهنده دارد که این علایم در واقع اسراری را از درون بدن فاش می کند. ⚜درد گردن
درد در گردن زمانی رخ می دهد که شما از دست دیگران ناراحت هستید و نیاز دارید تا با بخشش آن فرد در درونتان احساس خوبی پیدا کنید اگر احساساتی شدید و گردنتان درد گرفت در آن زمان بهتر است تمرکزتان را بر روی چیزها یا کارهایی که دوست دارید قرار دهید یا کاری را انجام دهید که دیگران شما را تحسین کنند تا با این کار درد گردنتان تسکین یابد. ♻️درد شانه ها
درد شانه ها زمانی بروز می کند که شما زیر فشارهای زیاد عاطفی قرار دارید و مسئولیت های زیادی را به عهده گرفتی.د برای تسکین دردهای شانه خود بهتر است که احساسات خود را با خانواده و دوستانتان در میان بگذارید و از آنها کمک بگیرید تا از بار مسئولیت شما کم شود. ♻️ســـــر درد
استرس های روزانه عامل سردرد و میگرن است افرادی که به سر دردهای مزمن مبتلا هستند باید هر روز زمانی را به خود اختصاص داده و در کمال آرامش استراحت کنند هنگامی که شما استرس خود را از بین ببرید سر دردتان هم از بین می رود. ♻️درد بازو و آرنج
درد بازو و آرنج به معنای عدم انعطاف پذیری شما در زندگی است و شما سعی دارید با اتفاقات و تغییرات طبیعی که برای شما و اطرافیانتان رخ می دهد مقابله کنید. ♻️درد دست
درد دست به آن معنا است که شما دوستی ندارید و نیاز دارید دوست خوبی پیدا کنید تا بتوانید با او احساساتتان رادر میان بگذارید و اوقاتی را با او بگذرانید.

ادامه دارد . . .
Read more
. #نیایش . مرا با خود می‌برد چه آرام و چه متین به کوچه‌های خستگی به لحظه‌های بی‌کسی . مرا ز خود ...
Media Removed
. #نیایش . مرا با خود می‌برد چه آرام و چه متین به کوچه‌های خستگی به لحظه‌های بی‌کسی . مرا ز خود می‌برد کودک زباله بر دوش آوار دردش شده‌ست توش . پروردگارا به هر کوی و برزن پا می‌نهیم، کودکی رزقش را در میان زباله‌ها می‌جوید. ما را همتی ده تا شهر و دیار خویش را از این ظلم آشکار که کودکان، قربانیان ... .
#نیایش
.
مرا با خود می‌برد
چه آرام و چه متین
به کوچه‌های خستگی
به لحظه‌های بی‌کسی
.
مرا ز خود می‌برد
کودک زباله بر دوش
آوار دردش شده‌ست توش
.
پروردگارا
به هر کوی و برزن پا می‌نهیم، کودکی رزقش را در میان زباله‌ها می‌جوید. ما را همتی ده تا شهر و دیار خویش را از این ظلم آشکار که کودکان، قربانیان هر روز و هر ساعتش هستند وارهانیم.
.
#نگاهی_به_آسمان
#زباله_گردی_حق_کودکان_نیست
#جمعیت_امام_علی
Read more
. مامور "خاطی" یا مامور "بدشانس"؟ . چند روزی ميشود که توی پیج تمام آدمهای معروف ویدیوی مامور گشت ...
Media Removed
. مامور "خاطی" یا مامور "بدشانس"؟ . چند روزی ميشود که توی پیج تمام آدمهای معروف ویدیوی مامور گشت ارشاد رو ميبينيم که با تمام توان مشغول کتک زدن دختری جوان هست. اما بیشتر از نوشته های آن آدمهای معروف، توجه من به کامنتهای افراد عادی جلب شده. هزاران هزار زن و دختر در کامنتها از تجربیات خودشان و گشت ... .
مامور "خاطی" یا مامور "بدشانس"؟
.
چند روزی ميشود که توی پیج تمام آدمهای معروف ویدیوی مامور گشت ارشاد رو ميبينيم که با تمام توان مشغول کتک زدن دختری جوان هست. اما بیشتر از نوشته های آن آدمهای معروف، توجه من به کامنتهای افراد عادی جلب شده. هزاران هزار زن و دختر در کامنتها از تجربیات خودشان و گشت ارشاد تعریف میکنند. روایتهایی که گاهی هولناک تر از همین ویدیوی معروف ميشود. تا جاییکه که اینطور به نظر میرسد که برخورد تند و تلخ با یک بانوی بدحجاب آنقدرها هم جرم نیست و این مامور "خاطی" بیشتر از اینکه یک استثنا بوده باشد، بدشانسی آورده که حالا تصویرش را عالم و آدم دیده اند و لعنتی نثارش کرده اند.
.
اما بیایید کمی عمیق تر شویم. علت اینهمه بدرفتاری چیست؟ اسلام و امر به معروفش؟ بدون شك نه. ریشه ی این رفتار ها در یک کلمه خلاصه میشود: "خشم" و این خشم متاسفانه فقط مختص مامورین گشت ارشاد نیست. بسیاری از خود ما هم یک "گشت ارشاد درون" داریم که یک رفتار متفاوت، یک عقیده ی متفاوت و یک ظاهر متفاوت را به این راحتی ها تاب نمی آورد. علتش هم روشن هست. ما در کدام برهه از زندگی، در کدام کانال تلویزیون، در کدام کلاس درس یاد گرفتیم که میشود در کنار آدمهایی با افکار متفاوت زندگی کرد و خوشبخت بود؟ که ممکن است ما اشتباه کنیم و دیگری درست بیندیشد؟ که میشود تلاش نکرد بقیه هم مثل ما بپوشند و مثل ما فکر کنند؟ کاری که غیر ممکن نیست چون مردم کشورهای مختلفی مثل آمریکا و کانادا و سوئد و نروژ و ژاپن و مالزی و ترکیه و ارمنستان هر روز آن را انجام میدهند.
.
چه باید کرد؟ اگر از من بپرسید با توبیخ آن مامور هیچ مشکلی حل نمیشود. حتی با لغو کردن تمامی گشتهای ارشاد هم چیزی عوض نخواهد شد. کلید حل این مشکل در دستان من و تویی هست که پدر و مادر نسلهای آینده ایم. در دستان آموزگاران دوره ی ابتدایی. همانهایی که باید نسل بعد را طوری تربیت کنند که بتواند انسانی با عقاید متفاوت را دوست داشته باشد. نسلی که چادری اش بی حجاب را فاسد نخواند و بی حجابش چادری را عقب مانده نبیند. جان مطلب را یاسر قنبرلو گفت، آنجایی که گفت:
.
چیزی به جز خرابه نمی ماند از وطن
مردم اگر مقابل مردم بایستند...
.
#روزنوشت
Read more
شاید برای یکبار هم که شده باید این حس را تجربه کنی اینکه برای کسی که برایت مهم است مهم نباشی... قطعا ...
Media Removed
شاید برای یکبار هم که شده باید این حس را تجربه کنی اینکه برای کسی که برایت مهم است مهم نباشی... قطعا اول باور نمی کنی به دنبال دلایلی می گردی که اثبات کنی برایش مهمی... وقتی برای قانع کردن خودت چیز خاصی پیدا نمی کنی یک تلخی ناجورپس زمینه لحظه هایت می شود و بعد از آن تقلایی بیهوده... تقلاهای بیهوده ... شاید برای یکبار هم که شده باید این حس را تجربه کنی
اینکه برای کسی که برایت مهم است مهم نباشی...
قطعا اول باور نمی کنی
به دنبال دلایلی می گردی که اثبات کنی برایش مهمی...
وقتی برای قانع کردن خودت چیز خاصی پیدا نمی کنی یک تلخی ناجورپس زمینه لحظه هایت می شود و بعد از آن تقلایی بیهوده...
تقلاهای بیهوده هم که به جایی نرسید دچار عدم اعتماد به نفس میشوی...
با خودت می گویی من زشتم، من کمم...
و فکر می کنی لابد پای از ما بهترانی وسط است...
این موقع ها دیگران هر چقدر هم که به گوشَت بخوانند تو بهترینی و لایق بهترین ها؛ تو فقط شنونده کلیشه ای ترین جمله دنیایی...
می دانی این داستان از یک آدم به آدم دیگر ادامه دار می شود...
روزی میرسد که می بینی انگار برای هیچکس مهم نیستی....
می شکنی...
و شاید لازم باشد که چند باره بشکنی... آنقدر بشکنی تا بالاخره روزی از تکه های شکسته ات هویتی شکل بگیرد با این باور که اینطور نبوده که برای آدم های متعدد مهم نباشی؛ خودت بودی که برای خودت مهم نبودی...
دوست داشتن خود را فدای دوست داشتن دیگری کردی...
تو که اینقدر در حق خودت کم لطف بوده ای پس چه توقعی از بقیه می توانی داشته باشی...
آدم ها همان قدری به ما اهمیت می دهند که ما به خودمان...
موفق ترین کسی ست که هر روز خود را می ستاید؛
این را همیشه یادت باشد.
سلام صبحتون بخیر، روزتون قشنگ، لحظه هاتون لبریز ، از شادمانی و سرور، لبهاتون پراز خنده و آرامش مهمون همیشگی خانه هایتان
Read more
مضرات قهوه:  #قهوه در سراسر دنیا محبوبیت دارد اما آیا می‌دانید که در صورت رعایت نشدن مواردی خاص هنگام ...
Media Removed
مضرات قهوه:  #قهوه در سراسر دنیا محبوبیت دارد اما آیا می‌دانید که در صورت رعایت نشدن مواردی خاص هنگام تهیه آن، آثار جبران‌ناپذیری برای بدن ایجاد می‌شود؟ قهوه یکی از پرطرفدارترین #نوشیدنی های دنیاست که علی‌رغم محبوبیت زیاد، بسیاری از مردمی که هر روز آن را مصرف می کنند، اطلاع چندانی از آن ندارند. این ... مضرات قهوه:  #قهوه در سراسر دنیا محبوبیت دارد اما آیا می‌دانید که در صورت رعایت نشدن مواردی خاص هنگام تهیه آن، آثار جبران‌ناپذیری برای بدن ایجاد می‌شود؟
قهوه یکی از پرطرفدارترین #نوشیدنی های دنیاست که علی‌رغم محبوبیت زیاد، بسیاری از مردمی که هر روز آن را مصرف می کنند، اطلاع چندانی از آن ندارند.
این نوشیدنی طبیعی نیز مانند بسیاری از خوراکی ها مضراتی دارد و باید در مصرف آن تعادل رعایت شود.
کافئین زیاد در قهوه منجر به مشکلاتی برای سلامتی بدن می‌شود که از جمله آن می‌توان به فشار خون بالا، نرمی استخوان ها، اختلال در خواب و حتی زود رنجی و کج خلقی اشاهره کرد.
اکثر خانواده ها به دختران و پسران جوان خود قهوه را به عنوان یک نوشیدنی انرژی زا پیشنهاد می کنند.
این استاد تغذیه همچنین در خصوص کافئین موجود در قهوه می‌گوید: این ماده غذایی برای جوانان و نوجوانان در حال رشد بسیار خطرناک است زیرا کافئین, کلسیم مورد نیاز استخوان ها را از بین می برد و با مصرف هر ۱۷۰ گرم قهوه، پنج میلی گرم کلسیم در بدن از دست می رود.
اما خبر خوب این است که شما می توانید بعضی از این مواد مغذی از دست رفته را با اضافه کردن ۲ قاشق سوپخوری شیر به قهوه تان به بدن باز گردانید.
Read more
روزی روزگاری موجی عاشق صخره ای بود که جایی میان دریا قد برافراشته بود. موج، کف بر لب و از خود بی خود، دائما ...
Media Removed
روزی روزگاری موجی عاشق صخره ای بود که جایی میان دریا قد برافراشته بود. موج، کف بر لب و از خود بی خود، دائما دور صخره می چرخید و شب و روز بر آن بوسه می زد و نوازشش می کرد. هر روز و شب گریه کنان از او می خواست با او مهربان باشد و به طرفش بیاید. این عشق پر شور و نوازشهای موج، رفته رفته پایه ی صخره را می تراشید و سست ... روزی روزگاری موجی عاشق صخره ای بود که جایی میان دریا قد برافراشته بود. موج، کف بر لب و از خود بی خود، دائما دور صخره می چرخید و شب و روز بر آن بوسه می زد و نوازشش می کرد.
هر روز و شب گریه کنان از او می خواست با او مهربان باشد و به طرفش بیاید. این عشق پر شور و نوازشهای موج، رفته رفته پایه ی صخره را می تراشید و سست می کرد، به نحوی که سرانجام روزی، صخره به نداهای عاشقانه ی موج پاسخ داد و میان بازوانش افتاد.
بعد از آن، صخره دیگر صخره نبود که موج دائما دورش بگردد، نوازشش کند، دوستش بدارد و در رویاهایش او را ببیند. قطعه سنگی بود فرو افتاده در اعماق دریا و غرق شده در آغوش موج. موج خودش را مغبون احساس کرد و رفت به جست و جوی صخره ی دیگری که روی پایش ایستاده باشد.
طاق نصرت / #اریش_ماریا_رمارک
پی نوشت ..نقاشی سی مرغ منطق الطیر عطاراست که پس ازاخرین وادی عرفان سیمرغ شدند.
Read more
 #بهترین_دوستان_مجازیت_روتگ_کن👭<span class="emoji emoji1f46b"></span>👬<span class="emoji emoji2764"></span><span class="emoji emoji1f497"></span><span class="emoji emoji1f60d"></span> . . <span class="emoji emoji2764"></span>" رفیق مجازی من "<span class="emoji emoji2764"></span> نه تا به حال تو را دیده ام نه با ...
Media Removed
#بهترین_دوستان_مجازیت_روتگ_کن👭👬 . . " رفیق مجازی من " نه تا به حال تو را دیده ام نه با هم نان و نمکی خورده ایم نه در خیابان های این شهر هم قدم شده ایم و نه حتی صدای تو را شنیده ام... سهم من از تو چند عکس صفحه مجازی ات و صفحه پیامی است که هر روز و هر شب با تو درد و دل میکنم... " رفیق مجازی من " خواستم ... #بهترین_دوستان_مجازیت_روتگ_کن👭👫👬❤💗😍
.
.
❤" رفیق مجازی من "❤
نه تا به حال تو را دیده ام
نه با هم نان و نمکی خورده ایم
نه در خیابان های این شهر هم قدم شده ایم
و نه حتی صدای تو را شنیده ام...
سهم من از تو چند عکس صفحه مجازی ات و صفحه پیامی است که هر روز و هر شب با تو درد و دل میکنم...
" رفیق مجازی من "
خواستم بگویم معرفت تو به خیلی از کسانی که اطرافم هستند و با هم نان و نمک خورده ایم می ارزد...
همین که با همین پیام های مجازی ات مرا آرام میکنی به والله برایم به اندازه یک آغوش گرم است...
این آدم هایی که اطراف من هستند اگر زمانی هم کنارم میمانند بخاطر منفعت خودشان است
اما تو بدون هیچ قصد و منفعتی حرف های مرا گوش میکنی و مرا دلداری میدهی...
خیلی اوقات شد که دلم از عالم و آدم برید
ولی این تو بودی که باز هم لبخند را بر لبان من نشاندی..
رفیق مجازی من...
نمیدانم چگونه این مهربانی تو را جبران کنم
فقط یک جمله به تو بگویم...
" یک دنیا ممنونم که هستی "🙏😍😘🌹💕💗❤👑👭👫👬💗❤💕🌹😍
.
.
👑 #میکائیل💕
.
.
🔑 #بهترین_رفیقتو_تگ_کن👭👬👫👭😂❤😍
.
.
📱@mikilove351 📷
.
.
📬 #رفیق_مرسی_که_هستی❤❤❤🌹🌸🌹🌹😍😍🙏🙏🙏🙏🙏😘😊😘😘😘🌸🌹🌸🌹🌹🌹🌸😍😍😍🙏🙏👑👑👑👑👑😘😊🙈🙏🙏🌹🌸🌹😘😘😘
Read more
. چقدر برای خودتان ارزش قائل هستید؟ . اگر فقط برای داشتن آسایش، اتومبیل و خانه عوض می کنید، بازنده ...
Media Removed
. چقدر برای خودتان ارزش قائل هستید؟ . اگر فقط برای داشتن آسایش، اتومبیل و خانه عوض می کنید، بازنده هستید. اگر طولانی ترین مسافرت های شما، تا منزل خواهر و مادرتان است. اگر هر روز و هرشب، سریال های بیشتری می بینید. اگر هنوز نمی توانید روزی ده صفحه کتاب بخوانید. اگر خوشحال بودن و شاد کردن دیگران‌ ... . چقدر برای خودتان ارزش قائل هستید؟ .
اگر فقط برای داشتن آسایش، اتومبیل و خانه عوض می کنید، بازنده هستید.
اگر طولانی ترین مسافرت های شما، تا منزل خواهر و مادرتان است.

اگر هر روز و هرشب، سریال های بیشتری می بینید.
اگر هنوز نمی توانید روزی ده صفحه کتاب بخوانید.

اگر خوشحال بودن و شاد کردن دیگران‌ را نیاموخته اید.
اگر رقصیدن را نیاموخته اید یا جرات آن را ندارید.
اگر نمی توانید یک روز از وقت تان را برای دیدن دریاچه ای در ۵۰ کیلومتری شهرتان آزاد کنید.
یا غروب آفتاب را در دشت و کویر ۲۰ کیلو متری تان تماشا کنید.

اگر تاکنون به سالن تئاتر نرفته اید.

اگر بعد از خواندن این متن می گویید: "ای بابا دلتان خوش است" شما زندگی را باخته اید. برای خودتان احترام قایل شوید.
شما یک بار زندگی می کنید.

شادی و خوشبختی ذخیره کردنی نیستند!
قابل بازیافت هم نیستند.
Read more
یک چیزهایی هیچ وقت عادی نمی شود بچه دار شدن مثل یک جادوست. مثل افسانه ای شیرین و عجیب و غریب که سخت می شود ...
Media Removed
یک چیزهایی هیچ وقت عادی نمی شود بچه دار شدن مثل یک جادوست. مثل افسانه ای شیرین و عجیب و غریب که سخت می شود باورش کرد. همین که اولین بار نقطه ای تپنده را نشانت می دهند و می گویند این بچه شماست، همه چیز تغییر می کند. دستت را می گذاری روی شکم و حس می کنی از همین حالا باید قوی تر باشی. باید محافظت کنی از این نقطه تپنده ... یک چیزهایی هیچ وقت عادی نمی شود بچه دار شدن مثل یک جادوست. مثل افسانه ای شیرین و عجیب و غریب که سخت می شود باورش کرد. همین که اولین بار نقطه ای تپنده را نشانت می دهند و می گویند این بچه شماست، همه چیز تغییر می کند. دستت را می گذاری روی شکم و حس می کنی از همین حالا باید قوی تر باشی. باید محافظت کنی از این نقطه تپنده کوچک. باید حامی اش باشی، همراهش باشی. شروع به تکان خوردن که می کند فکر می کنی دیگر خودت نیستی، دیگر پاهایت روی زمین نیست. لذتی وجودت را می گیرد که با کمتر چیزی قابل قیاس است. با گذشت هر روز و هر ماه چقدر عاشق تر می شوی. چقدر قلبت می تپد برایش. برای اویی که هیچ نمی دانی چه شکلی خواهد بود. چشم هایش، دهانش، انگشت هایش. از همین روزهاست که نگرانش می شوی. که چرا تکان نمی خورد، چرا نمی چرخد، چرا با لگدهایش نمی گوید من اینجام. #بارداری مثل یک جور جادوست. جادویی که همه چیز را تغییر می دهد. جادویی که تو را تغییر می دهد و دیگر اسمت را برای همیشه عوض می کند. بعد از این کسی هست که تو را مادر صدا خواهد کرد #مادر❤️
Read more
‎<span class="emoji emoji1f52e"></span>کرم دور چشم سیلیسیوم<span class="emoji emoji1f52e"></span> ‎کد محصول: 12002 ‎حجم محصول: 15ml ‎قیمت محصول: 260.000T @thalgoasana <span class="emoji emoji1f53b"></span> ...
Media Removed
کرم دور چشم سیلیسیوم ‎کد محصول: 12002 ‎حجم محصول: 15ml ‎قیمت محصول: 260.000T @thalgoasana کرم سیلیسیوم دور چشم کرمي مخصوص ،برای داشتنِ نگاهی جوان . این کرم پوست اطراف چشم را تغذیه کرده و چین و چروک را از بین می برد . کرم دور چشم سیلیسیوم تالگو برای افرادی که خواهان راه حلی موثر ... ‎🔮کرم دور چشم سیلیسیوم🔮 ‎کد محصول: 12002
‎حجم محصول: 15ml
‎قیمت محصول: 260.000T

@thalgoasana
🔻 🔻 🔻 🔻 کرم سیلیسیوم دور چشم

کرمي مخصوص ،برای داشتنِ نگاهی جوان .
این کرم پوست اطراف چشم را تغذیه کرده و چین و چروک را از بین می برد .

کرم دور چشم سیلیسیوم تالگو
برای افرادی که خواهان راه حلی موثر با ماندگاری بالا برای مقابله با تیرگی و پف و کاهش چروک های اطراف چشم خود هستند در حالیکه از افتادگی پوست اطراف چشمها جلوگیری می کند.

این کرم با اثر لیفتینگ، اطراف چشم ها را دوباره فرم میدهد و چروک های آشکار و تیره گی ها و پف دور چشم را برطرف کرده و جوانی و زیبایی به چشم ها باز می گردد
نحوه استفاده : هر روز و هر شب ، با ضربه های آرام سرانگشتان (پيانويي) از این کرم استفاده کنید .
#سيليسيوم_دريايى
Read more
روزها میگذرند و من هر روز دنیا را بیشتر میشناسم عاقل تر میشوم و محتاط تر دیگر کمتر رویا میبافم دیرتر ...
Media Removed
روزها میگذرند و من هر روز دنیا را بیشتر میشناسم عاقل تر میشوم و محتاط تر دیگر کمتر رویا میبافم دیرتر آدمها را باور میکنم کمتر از زشتی ها تعجب میکنم بیشتر احساساتم را نادیده میگیرم و هر روز... بیشتر از دنیای سادگی ام فاصله میگیرم! روزها میگذرند
و من هر روز دنیا را بیشتر میشناسم
عاقل تر میشوم و محتاط تر
دیگر کمتر رویا میبافم
دیرتر آدمها را باور میکنم
کمتر از زشتی ها تعجب میکنم
بیشتر احساساتم را نادیده میگیرم
و هر روز...
بیشتر از دنیای سادگی ام فاصله میگیرم!
. ما هر روز و هر لحظه با عشق به کارمان در تلاشیم... چون شما بهترین ها و خاص ترین ها را میزبانی می کنیم...<span class="emoji emoji2764"></span>️ . همراه ...
Media Removed
. ما هر روز و هر لحظه با عشق به کارمان در تلاشیم... چون شما بهترین ها و خاص ترین ها را میزبانی می کنیم...️ . همراه ما باشید در این مسیر سبز سلامتی و لذت . @bahmanjafari67 #رستوران_دریایی_سولو #رستوران_خاص_مشهد #غذای_سالم #غذای_دریایی #رستورانگردی #آشپزی #ماهی #میگو .
ما هر روز و هر لحظه با عشق به کارمان در تلاشیم...
چون شما بهترین ها و خاص ترین ها را میزبانی می کنیم...❤️
.
همراه ما باشید در این مسیر سبز سلامتی و لذت🌹
.
@bahmanjafari67
#رستوران_دریایی_سولو #رستوران_خاص_مشهد #غذای_سالم #غذای_دریایی #رستورانگردی #آشپزی #ماهی #میگو
@ashkan_shams يك مرد ايده آل ، كسى نيست كه: بيشترين ثروت و جذاب ترين ظاهر را داشته باشد. بلكه كسى ...
Media Removed
@ashkan_shams يك مرد ايده آل ، كسى نيست كه: بيشترين ثروت و جذاب ترين ظاهر را داشته باشد. بلكه كسى است كه بداند چگونه لبخند بر لب هايتان بنشاند و هر روز و همه روز ، تا ابد مراقبتان باشد #ashkan #shams #ashkanshams #iran #music #video #clip #salsa #salsamusic #salsa #اشكان #شمس #اشكان_شمس ... @ashkan_shams
يك مرد ايده آل ، كسى نيست كه:
بيشترين ثروت و جذاب ترين ظاهر را داشته باشد.
بلكه كسى است كه بداند چگونه لبخند بر لب هايتان بنشاند و هر روز و همه روز ، تا ابد مراقبتان باشد

#ashkan #shams #ashkanshams #iran #music #video #clip #salsa #salsamusic #salsa
#اشكان #شمس #اشكان_شمس #سالسا #سالساموزيك #ايران
Read more
#مدح_میلاد_حضرت_عبدلعظیم ع #جمعه_۱_دی_۹۶ #با_نوای_حاج_حسین_سازور #بیت_الشهدا برای دسترسی به کلیپ به کانال آل یاسین مراجعه کنید شُکرِ لِلَّه، شهرِ ما را آبرویی دیگر است قبلهٔ تهران، نمادِ کربلای دلبر است حضرت عبدالعظیم از دودمان مجتباست طاهرِ زین العِباد از خاندان حیدر است ... #مدح_میلاد_حضرت_عبدلعظیم ع

#جمعه_۱_دی_۹۶
#با_نوای_حاج_حسین_سازور
#بیت_الشهدا
برای دسترسی به کلیپ به کانال آل یاسین مراجعه کنید

شُکرِ لِلَّه، شهرِ ما را آبرویی دیگر است
قبلهٔ تهران، نمادِ کربلای دلبر است
حضرت عبدالعظیم از دودمان مجتباست
طاهرِ زین العِباد از خاندان حیدر است
وادیِ طور است اینجا، بوی موسیٰ میدهد
حمزةِ بنِ موسیِ جعفر، ز نسل جعفر است
چارده معصوم را اینجا زیارت میکنیم
گوشه گوشه مُلک ری، یک بضعه از پیغمبر است

آری از قم تا خراسان هست یکسر مُلک ری
از فدک دارد نشان، این خاک خاک کوثر است
نهضت موسی بن جعفر این فدک را پس گرفت
زین سبب ایران اسلامی، ولایت گستر است
مُلک ری ایران اسلامیست، سلطانش رضاست
بیمهٔ سلطان علی موسی الرضا این کشور است
طوس، قم، ری، شاچراغ، اینجاست سرتاسر حرم
گلشنِ این خِطّه را صدها شهیدِ بی سر است

در دفاعِ از حریمِ اهلبیت مصطفی
هر زمان آمادهٔ اعزام، چندین لشگر است

ما برای فتح قدس از کربلا صف میکشیم
جملگی آماده ایم و امر، امر رهبر است
عالمی در آتش، اینجا در امان فاطمه ست
این دیار اصلاً به یُمنِ روضه هایش برتر است
با گناه ماست درهای بلا وا میشود
ورنه در این مملکت، پرچم سرِ هر سردر است
خیمهٔ اربابِ بی سر، هر طرف باشد بپا
روضهٔ گودال در این خیمه ها سرتاسر است

اشکها در این ولایت، کار باران میکنند
اشک ما هر روز و شب، همراه اشک مادر است
هر شب جمعه ندا آید حسین من چه شد
جای مادر هر شب جمعه کنار پیکر است

از پریشانیِ زینب، ذکرِ این یک جمله بس
بر گلوی پاره پاره بوسه های خواهر است

لحظهٔ سختِ اسیری رفتنِ زینب رسید
دست بر سر، بر لبش أمَّن یُجیبُ المُضطَر است
Read more
. در گلستان شهدای اصفهان در قطعه شهدای کربلای پنج مزار شهیدیست که مادرش هر روز آن را با اشک دیده شست ...
Media Removed
. در گلستان شهدای اصفهان در قطعه شهدای کربلای پنج مزار شهیدیست که مادرش هر روز آن را با اشک دیده شست و شو می‌داد . هوا سرد یا گرم، بارانی  یا آفتابی برایش فرقی نمی‌کرد .  از بعد شهادت پسرش پایش را از اصفهان بیرون نگذاشته بود ، روز‌ها با لباس مشکی اش به دیدن تک پسرش می‌رفت. تک پسری به نام مسعود دانشجوی ... .
در گلستان شهدای اصفهان در قطعه شهدای کربلای پنج مزار شهیدیست که مادرش هر روز آن را با اشک دیده شست و شو می‌داد . هوا سرد یا گرم، بارانی  یا آفتابی برایش فرقی نمی‌کرد .  از بعد شهادت پسرش پایش را از اصفهان بیرون نگذاشته بود ، روز‌ها با لباس مشکی اش به دیدن تک پسرش می‌رفت.

تک پسری به نام مسعود دانشجوی رشته مکانیک دانشگاه صنعتی اصفهان

سنگ مزار مسعود را همیشه با پارافین تمیز می‌کرد، رنگ و روی این سنگ با دیگر سنگ‌های این قطعه شاهد این ماجرا است همیشه علاوه بر سنگ مزار مسعود چند مزار اطراف را هم تمیز می‌کرد و می‌گفت : “اینا همسایه‌های مسعود من هستن …” #نشر_شهید_کاظمی‌ در سال ۱۳۹۱ با رونمایی از کتاب #تک_پسر به نویسندگی سرکار خانم نسیبه استکی مخاطبان بسیاری را پای صحبت‌ها و خاطرات این مادر شهید آورد.

و امروز مادر این شهید بعد از ۳۲ سال به فرزند شهیدش پیوست.

مسعود فرمانده گردان نبود ، ولی تدبیر و تیزهوشی اش به اندازه ی یک فرمانده ی لشگر بود. خودش دوست داشت کارهایش را در گمنامی‌انجام بدهد. مثل آچار فرانسه بود. همه کار می‌کرد ولی اسم و نامش در هیچ جایی بنود.
بعد از شهادتش ، حاج صادقی فرمانده ی گردان در موردش گفت: ‹‹مسعود فرمانده ی گردان گمنام بود. من او را خیلی دیر شناختم. لیاقت او بیشتر از این حرف‌ها بود.›› برای همین هم روی مزارش نوشته اند فرمانده گردان یازهرا(س). منبع : کتاب تک پسر ، خاطرات #شهید_مسعود_آخوندی
#شهید_آخوندی
Read more
Emotional ||| <span class="emoji emojia9"></span> Hamos Gyozo زندگی شاید روزی ،مدیون لبخند این کودکان بماند قطعا همینطور خواهد بود شاید ...
Media Removed
Emotional ||| Hamos Gyozo زندگی شاید روزی ،مدیون لبخند این کودکان بماند قطعا همینطور خواهد بود شاید ما نیز زیاد شعار دادیم و کم عمل کردیم در شب تعطیلیتان ،در شادی هایتان همین اکنون که مهمانی میروید ،یا اکنون که مهمان دارید یا در خانه خود را سرگرم ساخته اید و یا بیرون مشغول سردرگمی هستید در ... Emotional ||| © Hamos Gyozo
زندگی شاید روزی ،مدیون لبخند این کودکان بماند
قطعا همینطور خواهد بود
شاید ما نیز زیاد شعار دادیم و کم عمل کردیم
در شب تعطیلیتان ،در شادی هایتان
همین اکنون که مهمانی میروید ،یا اکنون که مهمان دارید
یا در خانه خود را سرگرم ساخته اید و یا بیرون مشغول سردرگمی هستید
در این هوای بارانی بهار
یادی کنید ،از یاد رفتگان
حداقل ،فقط یادی از انها کنید
از این کودکان شیرین پر امید
عکاس صدایشان زده و انها در یک لحظه و با شادی برگشته اند
و چی چیزی شیرین تر از لبخند یک کودک
به قربان ان کاپشن قرمز خاکی
شلوارش ، که دیگر نگو اخر تیپ است
میبینید انها در اوج هستند ،زیبایی به انها می اید
ولی چه کنند که در فقر دنیا را میبینند
چه کنند که هنوز نمیدانند کجای دنیا هستند
چه کنند که نمیدانند اینجا مردمی نمیخواهند انها را با خود در همه چیز شریک کنند!
دولتش نیز انها را فراموش کرده و کسی دیگر برای انسانیت ارزش قائل نیست
اینجا مردم افتخار می‌کنند که از همسایه بیشتر دارند
افتخار میکنند که خاکش انقدر گران شود که دیگرانی محروم بمانند
اف بر این ذات سخیف!
ولی
انها فعلا خوشحالند ،از گرمای اتش ذوق کرده اند و از کسی که به انها توجه کرده و عکسی از انها گرفته ،خشنودند
اری یادی کنیم
یادی کنیم از همه جدا افتادگان
هر روز و هر لحظه

چه خوب که برای دفاع از خواسته هایمان از خدا، به دیگران کمک نکنیم، برای روشنایی و برای مفید بودن دستی بگیریم و لبخندی بزنیم و دلی را به دست اوریم

امیر شمس
@amirshamsofficial
#Fineartphgpoint
#hamosgyozo
Read more
Emotional ||| <span class="emoji emojia9"></span> Hamos Gyozo زندگی شاید روزی ،مدیون لبخند این کودکان بماند قطعا همینطور خواهد بود شاید ...
Media Removed
Emotional ||| Hamos Gyozo زندگی شاید روزی ،مدیون لبخند این کودکان بماند قطعا همینطور خواهد بود شاید ما نیز زیاد شعار دادیم و کم عمل کردیم در شب تعطیلیتان ،در شادی هایتان همین اکنون که مهمانی میروید ،یا اکنون که مهمان دارید یا در خانه خود را سرگرم ساخته اید و یا بیرون مشغول سردرگمی هستید در ... Emotional ||| © Hamos Gyozo
زندگی شاید روزی ،مدیون لبخند این کودکان بماند
قطعا همینطور خواهد بود
شاید ما نیز زیاد شعار دادیم و کم عمل کردیم
در شب تعطیلیتان ،در شادی هایتان
همین اکنون که مهمانی میروید ،یا اکنون که مهمان دارید
یا در خانه خود را سرگرم ساخته اید و یا بیرون مشغول سردرگمی هستید
در این هوای بارانی بهار
یادی کنید ،از یاد رفتگان
حداقل ،فقط یادی از انها کنید
از این کودکان شیرین پر امید
عکاس صدایشان زده و انها در یک لحظه و با شادی برگشته اند
و چی چیزی شیرین تر از لبخند یک کودک
به قربان ان کاپشن قرمز خاکی
شلوارش ، که دیگر نگو اخر تیپ است
میبینید انها در اوج هستند ،زیبایی به انها می اید
ولی چه کنند که در فقر دنیا را میبینند
چه کنند که هنوز نمیدانند کجای دنیا هستند
چه کنند که نمیدانند اینجا مردمی نمیخواهند انها را با خود در همه چیز شریک کنند!
دولتش نیز انها را فراموش کرده و کسی دیگر برای انسانیت ارزش قائل نیست
اینجا مردم افتخار می‌کنند که از همسایه بیشتر دارند
افتخار میکنند که خاکش انقدر گران شود که دیگرانی محروم بمانند
اف بر این ذات سخیف!
ولی
انها فعلا خوشحالند ،از گرمای اتش ذوق کرده اند و از کسی که به انها توجه کرده و عکسی از انها گرفته ،خشنودند
اری یادی کنیم
یادی کنیم از همه جدا افتادگان
هر روز و هر لحظه

چه خوب که برای دفاع از خواسته هایمان از خدا، به دیگران کمک نکنیم، برای روشنایی و برای مفید بودن دستی بگیریم و لبخندی بزنیم و دلی را به دست اوریم

امیر شمس
@amirshamsofficial
#Fineartphgpoint
#hamosgyozo
Read more
. چه خوبه تورو دارم و همسر و همراه و همدم و دوستِ خوب هستيم باهم و چقدر خوبه كه در كنارِ هم راهمونو طى ميكنيم ...
Media Removed
. چه خوبه تورو دارم و همسر و همراه و همدم و دوستِ خوب هستيم باهم و چقدر خوبه كه در كنارِ هم راهمونو طى ميكنيم نه مخالفِ هم ... @afshin_bakhtiar [ براىِ اتفاقِ خوبِ زندگيت منتظر باش هر قدر كه لازم است ! اصلا هر روزِ خودت را براىِ اتفاق افتادنش آماده كن و هر لحظه دنبالش بگرد ! روزى نرسد كه اتفاقِ خوبت ... .
چه خوبه تورو دارم و همسر و همراه و همدم و دوستِ خوب هستيم باهم و چقدر خوبه كه در كنارِ هم راهمونو طى ميكنيم نه مخالفِ هم ...
@afshin_bakhtiar 💚
[ براىِ اتفاقِ خوبِ زندگيت منتظر باش
هر قدر كه لازم است !
اصلا هر روزِ خودت را براىِ اتفاق افتادنش آماده كن و هر لحظه دنبالش بگرد !
روزى نرسد كه اتفاقِ خوبت ، لابه لاىِ مشكلاتِ روزمره گم شود و ديگر هر چه بگردى پيدايش نكنى ...
يا اين كه ؛
هى بيايد پشتِ پنجره ىِ اتاقت
هى بنشيند روىِ يقه ىِ پيراهنت
هى خودش را روىِ ميز كارَت برقصاند
و تو ناديده اش بگيرى!
و بعد ها در آلبومِ جوانى ات به دنبالِ يافتنِ اثرى از اتفاقِ خوب به چشم هايت توىِ عكس ها خيره شوى و ...!
نكند كه دير شود
نكند كه فكر كنى اتفاق نمى افتد ..!
زندگى پُر از اتفاق هاىِ خوبِ ريز ريز است
فقط بايد نگاهشان كنى ... ]
.
طورى زندگى كنيم كه دوست داريم و از لحظه هامون لذت ببريم بخاطرِ خودمون و نه بخاطرِ حرفِ مردم ! و بدون تو هرطور زندگى كنى بازم هستند كسانى كه فقط حرف ميزنن و سرشون به جاىِ اينكه تو زندگىِ خودشون باشه و مشكلاتِ خودشونو حل كنن ، سر ميكنن تو زندگىِ بقيه ...
پس تو زندگيتو بكن اونطور كه دلت ميخواد و بخند به دنيا ...
.
#setare_trips #افشين_ستاره #نمك_آبرود #ارديبهشت٩٧
Read more
‌ این روزها پرنده‌ای در من زندگی می‌کند. پرنده‌ای بزرگ و سیاه که سینه‌ام‌ قفسش شده: هر صبح با صدای ...
Media Removed
‌ این روزها پرنده‌ای در من زندگی می‌کند. پرنده‌ای بزرگ و سیاه که سینه‌ام‌ قفسش شده: هر صبح با صدای بال‌بال زدنش از خواب بیدار می‌شوم و هر شب با شنیدنِ ناله‌های بی‌پایانش به خواب می‌روم. ‌ ‌ من اما روزها کارم ‌این ‌است که سخت بجنگم‌ با پرنده سیاه که بال‌هایش را جمع کند از روزگارم. حواسم ‌را پرت می‌کنم ...
این روزها پرنده‌ای در من زندگی می‌کند. پرنده‌ای بزرگ و سیاه که سینه‌ام‌ قفسش شده: هر صبح با صدای بال‌بال زدنش از خواب بیدار می‌شوم و هر شب با شنیدنِ ناله‌های بی‌پایانش به خواب می‌روم. ‌


من اما روزها کارم ‌این ‌است که سخت بجنگم‌ با پرنده سیاه که بال‌هایش را جمع کند از روزگارم. حواسم ‌را پرت می‌کنم به دلخوشی‌های کوچک تا نبینمش، تا نشنومش؛ دل می‌دهم به زمزمه تصنیف‌های بهاری موقع شستن ظرف‌های شب‌مانده، به نفس‌های عمیق به وقتِ یوگای صبحگاهی، به سرهم کردنِ داستان‌های کوتاه به وقتِ انتخاب بهترین ادویه برای خوراکِ روی اجاق، یا بافتنِ رویاهای دل‌گرم کننده وقتی زل زده‌ام ‌به صفحه شلوغ لب‌تاپ.


راستش من دلخوشم ‌به همین چیزهای ساده: به ردِ آفتابی که بین ساعت هشت تا ده صبح از پنجره کوچکِ رو به شرق روی فرش می‌افتد، به شکسته شدنِ سکوت عصرگاهِ خانه با صدای بازی بچه‌های کوچه و به دیدنِ جوانه‌های سبزی که درختِ تنومند روبه‌روی پنجره را از خواب زمستانی بیدار می‌کنند.


پرنده سیاه هر روز خودش را محکم‌تر به قفسش می‌کوبد من اما‌ دلم‌ خوش است که دیر یا زود، بهار به جانِ من هم می‌ریزد و ‘امید’ پرنده سیاه‌ کذایی را می‌بلعد.
Read more
ما می توانیم دیکتاتورهای کوچک اما ترسناکی باشیم. لازم نیست حتماً هیتلر باشیم با یک لشکر، استالین ...
Media Removed
ما می توانیم دیکتاتورهای کوچک اما ترسناکی باشیم. لازم نیست حتماً هیتلر باشیم با یک لشکر، استالین باشیم با تبعیدگاهی به وسعت سیبری،ابوبکر بغدادی باشیم با یک مشت زامبی گوش به فرمان این روزها کافی است یک گوشی موبایل دست مان باشد تا به همه چیز و همه کس حمله کنیم. هر کس که مثل ما فکر نمی کند، مثل ما نمی ... ما می توانیم دیکتاتورهای کوچک اما ترسناکی باشیم. لازم نیست حتماً هیتلر باشیم با یک لشکر، استالین باشیم با تبعیدگاهی به وسعت سیبری،ابوبکر بغدادی باشیم با یک مشت زامبی گوش به فرمان

این روزها کافی است یک گوشی موبایل دست مان باشد تا به همه چیز و همه کس حمله کنیم. هر کس که مثل ما فکر نمی کند، مثل ما نمی نویسد، هنرمند محبوب ما را دوست ندارد، به حزب سیاسی ما علاقه ندارد، به بازیگر و خواننده و فوتبالیست دوست داشتنی ما ارادتی ندارد... آن وقت چون ابزار شكنجه نداریم، به او فحاشی می کنیم. به خودش، همسر و دختر و مادرش و ... بی وقفه حاکمیت را نقد می کنیم که آزادی بیان را محدود می کند اما خودمان مدام می خواهیم همدیگر را وادار کنیم که مثل ما حرف بزنند، فکر کنند، دوست داشته باشند، دنیا را ببینند... دقیقاً مثل ما! در غیر اینصورت مستحق هر توهین و تحقیری هستند.

احمد_شاملو سال ها مورد فحاشی قرار گرفت که چرا به فردوسی نقد وارد کرده، این روزها اگر کسی به شاملو نقد وارد کند مورد فحاشی قرار می گیرد که تو اصلاً کی هستی به شاملو نقد وارد کنی؟! دنیای مضحکی است.

هر روز کسانی را می بینم که به اظهارنظر یک بازیگر، یک نویسنده، یک ورزشکار و... واکنش نشان می دهند که تو بیخود می کنی اینطور می نویسی! تو بیجا کردی اینطور فکر کردی، به چه حقی اینطور واکنش نشان دادی؟ و..
چرا؟ چون طرف نظر او را نمی پسندد و نگاهش با نگاه او فرق می کند. حتی در همین صفحه کوچک برخی اصرار دارند که من دقیقاً مثل آنها فکر کنم و بنویسم!

اگر قرار بود مثلاً من عین شما لباس می پوشیدم، حرف می زدم، می نوشتم، فکر می کردم و ... که خدا همان شما را می آفرید و چه نیازی به آفریدن باقی مردم دنیا بود؟

لطف زندگی به همین رنگین کمان افکار و سلایق است. اندازه کافی در این کشور آدم هایی داریم که عین هم لباس می پوشند، حرف می زنند و کپی_پیست هم هستند! چه اصراری داریم شکل هم شویم؟! هر وقت و هرجا کسی حرفی زد که نپسندیدیم و عصبانی شدیم، به جای توهین و حمله، آرام به خودمان بگوییم: او دشمن ما نیست، ما فقط مثل هم فکر نمی کنیم. همین!

تا دیکتاتور درون مان را رام نکنیم، دیکتاتورها روی زمین حکم خواهند راند!

تمرین_کنیم

احسان محمدي✍🏻
Read more
مرا از حیله ی رنـدان نترسانیــد مرا از مکر نـــامردان نتـــرسانیــد من از آغاز عمـــرم در قفس ...
Media Removed
مرا از حیله ی رنـدان نترسانیــد مرا از مکر نـــامردان نتـــرسانیــد من از آغاز عمـــرم در قفس بـــودم مرا از حبس و از زنــــدان نتــرسانیـد تمـــــام پیـکــــــرم از درد می لــــــرزد مــــرا از درد یک دنــــــــدان نتـرسانیــــد به خود می پیچم و خون می خورم هر روز مـــــرا ... مرا از حیله ی رنـدان نترسانیــد

مرا از مکر نـــامردان نتـــرسانیــد

من از آغاز عمـــرم در قفس بـــودم

مرا از حبس و از زنــــدان نتــرسانیـد

تمـــــام پیـکــــــرم از درد می لــــــرزد

مــــرا از درد یک دنــــــــدان نتـرسانیــــد

به خود می پیچم و خون می خورم هر روز

مـــــرا از یک شب بی نان نتــــرسانیـــد

من آدم دیــــــده ام از گـرگ وحشی تــــر

مـــرا از آدم و حیـــــوان نتـــــــــرسانیـد

مــــن از دریـای طوفانــــــی گـــــــذر کــردم

مــرا از نــــم نــــم بـــــــاران نتــــــرسانید

مـــن از همخـــون خـود آتش به جان دارم

مـرا از خنجـــــــر مهمـــان نتـرسانیــــد

دگـــــر نـوری نمانـــــده تـا ببینــــــــم مـن

مــرا از کــوری چشمـــــــــان نتـــرسانیــــــد

دگـــر جانـــی نمانــــده تــــــا بگیریــــدش

مـــرا از ایـــــن تــن بی جان نترسانیـــــد

درون مــــن #خدا پـــــر نـــــــور می تابد

مــــــــرا از ظلمت شیطــــــان نترسانیــــد

تمام زنـــــدگی,مــــــــن عاشقی کردم

مـــــــــرا از لغزش ایمان نتـــــرسانید

بـــــرای حرف آخر,یــــــادتان باشد

گرانم من,مــــــرا ارزان نترسانید
Read more
 #فلسطين_مهمترین_مسئله_و_پرونده_خمینی_بود . للحق طرح نوشت : خورشیدِ چشمهایش، دوردست‌ها را ...
Media Removed
#فلسطين_مهمترین_مسئله_و_پرونده_خمینی_بود . للحق طرح نوشت : خورشیدِ چشمهایش، دوردست‌ها را روشن کرده، و بر تمام زوایای مبهم، روشنگرانه تابیده بود. حالا مردی که می‌گویند از نسل آنهایی است که در هر قرن فقط یک بار متولد می‌شود، روی صندلی سفیدش، با تمام ابهتش نشسته است و چشم‌هایش، تیزتر از همیشه، ... #فلسطين_مهمترین_مسئله_و_پرونده_خمینی_بود
.
للحق طرح نوشت : خورشیدِ چشمهایش، دوردست‌ها را روشن کرده، و بر تمام زوایای مبهم، روشنگرانه تابیده بود. حالا مردی که می‌گویند از نسل آنهایی است که در هر قرن فقط یک بار متولد می‌شود، روی صندلی سفیدش، با تمام ابهتش نشسته است و چشم‌هایش، تیزتر از همیشه، به نقطه‌ای دور خیره می‌ماند.
#مرد، و شاید تنها مرد، لب می‌گشاید و فضا آکنده از بوی گل لاله می‌شود و در نقطه دیگری از جهان، در رگ‌هایی که سخت تشنه اند، خون تزریق می‌شود.
مرد و شاید تنها مرد، تبرش را بر مى دارد و به سوی هُبَل مى رود.
چشم‌های آتشین هُبل که هر روز قربانیانش را از زیر سایه #مسیح بیرون می‌کشند، سخت هراسناک است. مرد، تبرش را بلند می‌کند و تا مغز #تل_آویو، بر سر بت جاهلیت سکوت می‌کوبد و زخمی را که ناحیه خاصی را دردآلود کرده بود، جهانی اعلام می‌کند.
حالا شهر به شهر، دیوار به دیوار، پنجره به پنجره‌ات، ای دنیا، حداقل برای یک روز هم شده به یاد آن زخم قدیمی درد می‌کند، و تا زخم فلسطین بر پیکرت باقی باشد، نه اینکه نخواهی، بلکه نمی‌توانی آرام بگیری...
مرد و شاید تنها مرد، اولین بار نبود که تقویم‌ها را می شست و روزها را مقابل چشم‌های آفتابی اش پهن می‌کرد! آدینه! ای آخرین روز #ماه_خدا و ای همیشه اولین خط مقدم فریاد، تو هم شاهد باش که #فلسطین، دردآلودترین زخم مسیح زمان بود و او را هر روز، تا پای صلیب نگرانی‌هایش می‌برد.
آری، مسیح؛ همان که معجزه دوباره زنده شدن اسلام را با تمام دارائی‌هایش به همراه آورد.
سنگ، ای حماسه‌ای که هرگز نخواهی شکست! بدان که سرزمینت، مهم‌ترین مسئله و پرونده #خمینی بود؛ مردی که دهانش بوی نهج البلاغه می‌داد. انگار هنوز روی آن صندلی سفید نشسته است و به چشمهای آن عروس به تاراج رفته، خیره شده است؛ مردی که مقیاس زمانی‌اش هنوز معلوم نیست. انگار هنوز هم دغدغه این سرطان درمان پذیر را دارد! صدایش را بعد از سال‌ها، به وضوح می‌توان شنید؛ صدای مهربانی که هنوز دست می‌گیرد و پیش می‌برد: « #فلسطین_پاره_تن_اسلام_است»...ياحق.
.
.
دلنوشت:
نشسته برف تنت بعد سال ها به تنم
یخ تو باز شد آخر از آتشی که منم

تو در کنار منی عشق کار خود را کرد
رسیده لحظه ی شیرین با تو ما شدنم

نمی شود که بر این لحظه نام بوسه گذاشت
نزول آیه ی لب های توست بر دهنم

تمام شهر به دنبال نام عطر منند
گرفته بوی تو را تار و پود پیرهنم

من و تو مثل دم و بازدم گره خوردیم
چگونه رابطه ام با تو را به هم بزنم ؟
.
.
كاملاً بى ربط : لكنت زبان هم خوب است...
براى مزه مزه كردن نامت...
.
.
#اين_عمار #aynaammar #أين_عمار
Read more
. آقا مجتبی... . سید بزرگوار اهل ریا نبود . خیلی سعی می کرد کاری که انجام می ده مورد توجه دیگران ...
Media Removed
. آقا مجتبی... . سید بزرگوار اهل ریا نبود . خیلی سعی می کرد کاری که انجام می ده مورد توجه دیگران قرار نگیره بارها امتحانش کرده بودم به طرق مختلف و صد البته که از کار لذت می بردم خیلی وقتا گاهی از مواقع، سرزده مخصوصا مواقعی که حدس می زدم مشغول تلاوت قرآن روزانه اش است می رفتم و اکثر موارد هم بدونه سروصدا ... .
آقا مجتبی...
.
سید بزرگوار اهل ریا نبود
.
خیلی سعی می کرد کاری که انجام می ده مورد توجه دیگران قرار نگیره بارها امتحانش کرده بودم به طرق مختلف و صد البته که از کار لذت می بردم خیلی وقتا گاهی از مواقع، سرزده مخصوصا مواقعی که حدس می زدم مشغول تلاوت قرآن روزانه اش است می رفتم و اکثر موارد هم بدونه سروصدا داخل مغازه می شدم تا از اون صوت و لحن زیبا و ملکوتی و دلنشینتی که واقعا تاثیرگذار بود فیض ببرم، بهره ایی برم، یک حال عجیبی در هنگام تلاوت قرآن بهش دست می داد و انسان رو با خودش به اعماق کلام خدا می برد. بایه سوز و گدازی و با یه حس و حالی غیر قابل وصف، همراه بود با بغضی آسمانی اشکی شگفت انگیز و حسی واقعا غریب و عجیب.
.
می دونستم که اگه یواشکی و بی سرو صدا وارد نشم ممکن تلاوت قرآن رو ادامه نده یا ازدعای کمیلش برات بگم حتی به جز ۵ شنبه شب ها اینقدر به این دعا علاقمند بود
( می دونی که دعای کمیل رو از قبل از انقلاب حفظ بود)
.
هر وقت که وقت می کرد به هر اندازه که می توانست فرازهایی ازدعای کمیل رو می خواند و اشک می ریخت و با مولای خود راز و نیاز می کرد و در قنوتش هم از آن مناجات ها استفاده می کرد. من مطلع بودم که خیلی از مواقع نمی رفت جایی حتی گاهی که ازش دعوت می کردند تا دعای کمیل بخواند نمی رفت. خیلی اهل احتیاط بود. حتی گاهی نصف شب ها می رفت مغازه به دور از حتی اهل و ایالش با خدای خود به راز و نیاز مشغول می شد. توسل می کرد نماز شب می خواند قرآن تلاوت می کرد. دعای کمیل و دعاهای دیگر می خواند و آن را باعث روز افزون شدن رزق حلال برمی شمرد. کاملا مشخص بود که نماز شبش را هرگز ترک نمی کند. به واقع هر روز و شبش بهتر از روز و شب قبلش بود. آدم از رفتار و کردارش و از آن نورانیت در سیمایش از تواضع در برابر مردم و مؤمنین این رو خوب متوجه می شد من خودم به شخصه به خوبی حس می کردم که یک سیر تکاملی رو آقا سید دارد طی می کند.
.
هر روز بهتر از دیروز و هر روز با خلوص تر از روز قبل و هر روز رئوف تر و مهربان تر به خلق خدا. هر روز با نشاط تر و هر لحظه انقلابی تر از روز قبل و ماههای قبل. حتی خیلی از گلکی هایی را که به ناچار پیش افراد خاصی و امین به زبان می آورد در اون موقع که بی معرفتی های خیلی از اشخاص رو نسبت به خودش انقلاب به امامش به بچه های رزمنده و خانواده های شهدا به خود جبهه و جنگ به آرمان هایی که به خاطرش می جنگید می دید و کلافه اش می کرد وباعث این می شد که شروع می کرد به حرف زدن ولی به خدا اون ماه ها و روزهای آخر همه این ها رو می گفت...
.
#شهید_سید_مجتبی_هاشمی
Read more
تولد یعنی بزرگ شدن جسم و روح تولد یعنی تکامل یک روح در کنار عشق و من در کنار شما تمام اینها را هر روز و هر روز تجربه میکنم هر روز تولد من است صبح ها که چشم باز میکنم صبحم را شما بخیر میکنید و یادتان در تمام روز به من توان میدهد هر بار که به چشمهایتان مینگرم هربار که تعریفتان را از کسی میشنوم هر بار که ... تولد یعنی بزرگ شدن جسم و روح
تولد یعنی تکامل یک روح در کنار عشق
و من در کنار شما تمام اینها را هر روز و هر روز تجربه میکنم
هر روز تولد من است
صبح ها که چشم باز میکنم صبحم را شما بخیر میکنید
و یادتان در تمام روز به من توان میدهد
هر بار که به چشمهایتان مینگرم
هربار که تعریفتان را از کسی میشنوم
هر بار که در کاری موفق میشوید
و شب ها به امید شما بخواب میروم
هر روز تولد من است
عشق به شما عزيزانم مرا هر روز متولد میکند
شاداب تر
جوان تر
با انرژی تر
با شما همه سرمایه های زندگانی من
داداشی گل و مهربونم و دوست داشتنی من سجاد جان زادروز زمینی شدنت پیشاپیش خجسته باد.
آرزوی من آرامشی همیشگی همراه با موفقیت در تمام مراحل زندگی برای تو است داداش عزیزم
Read more
. اولین کسی که ماه را لمس کرد من بودم... وقتی که بوسیدمت... <span class="emoji emoji2764"></span>️ <span class="emoji emoji2764"></span>️ <span class="emoji emoji2764"></span>️ ولنتاین چیست؟ ولنتاین نام ...
Media Removed
. اولین کسی که ماه را لمس کرد من بودم... وقتی که بوسیدمت... ️ ولنتاین چیست؟ ولنتاین نام کشیشی بوده که مخفیانه عقد سربازان رومی را با دختران محبوبشان جاری می کرد. زیرا که فرمانروای روم بنام کلودیوس دوم، بر این باور بوده که سربازی در جنگ خوب خواهد جنگید که مجرد باشد. کلودیوس به قدری سنگدل ... .
اولین کسی که ماه را لمس کرد من بودم...
وقتی که بوسیدمت...
❤️
❤️
❤️
ولنتاین چیست؟
ولنتاین نام کشیشی بوده که مخفیانه عقد سربازان رومی را با دختران محبوبشان جاری می کرد. زیرا که فرمانروای روم بنام کلودیوس دوم، بر این باور بوده که سربازی در جنگ خوب خواهد جنگید که مجرد باشد. کلودیوس به قدری سنگدل بود که هیچ کس جرأت کمک به ازدواج سربازان را نداشت. ولی کشیشی به نام ولنتاین، عقد سربازان رومی را با دختران محبوبشان جاری می کرد. کلودیوس از این جریان خبردار می شود و دستور می دهد که ولنتاین را به زندان بیاندازند و به جرم جاری کردن عقد او را اعدام کنند.
از آن زمان در کشورهای غربی روز 14 فوریه را روز ولنتاین (یا روز عشاق یا روز عشق ورزی) می نامند و آن را جشن می گیرند.
❤️
❤️
❤️
کوکی ولنتاین
برای تهیه این کوکی از هر دستور کوکی ساده ای می تونید استفاده کنید. من با دستور شیرینی مارمالادی درست کردم، دستورش داخل پیج هست. با این هشتگ می تونید پیداش کنید.
#شیرینی_مارمالادی_دل_کوکی
با کاترهای قلبی به شکل دلخواه خودتون کوکی ها رو قالب بزنید و بعد از پخت هم مابینشون مارمالاد آلبالو یا توت فرنگی بزنید، یا می تونید با رویال آیسینگ روی کوکی رو تزیین کنید.
❤️
❤️
❤️
روز ولنتاین رو به همه عشاق علی الخصوص عشق جانم تبریک میگم. هرچند که برای محبت کردن و عشق ورزیدن نباید منتظر روز خاصی بود، هر روز و هر لحظه، باید به یکدیگر عشق ورزید.😍😍❤️❤️
@Del_cookies
#love #valentine #happy_valentine #valentines_day #عشق #ولنتاین #روز_عشق #همسرانه #روز_ولنتاین #ولنتاین_مبارک
Read more
 #فلسطين_مهمترین_مسئله_و_پرونده_خمینی_بود . للحق طرح نوشت : خورشیدِ چشمهایش، دوردست‌ها را ...
Media Removed
#فلسطين_مهمترین_مسئله_و_پرونده_خمینی_بود . للحق طرح نوشت : خورشیدِ چشمهایش، دوردست‌ها را روشن کرده، و بر تمام زوایای مبهم، روشنگرانه تابیده بود. حالا مردی که می‌گویند از نسل آنهایی است که در هر قرن فقط یک بار متولد می‌شود، روی صندلی سفیدش، با تمام ابهتش نشسته است و چشم‌هایش، تیزتر از همیشه، ... #فلسطين_مهمترین_مسئله_و_پرونده_خمینی_بود
.
للحق طرح نوشت : خورشیدِ چشمهایش، دوردست‌ها را روشن کرده، و بر تمام زوایای مبهم، روشنگرانه تابیده بود. حالا مردی که می‌گویند از نسل آنهایی است که در هر قرن فقط یک بار متولد می‌شود، روی صندلی سفیدش، با تمام ابهتش نشسته است و چشم‌هایش، تیزتر از همیشه، به نقطه‌ای دور خیره می‌ماند.
#مرد، و شاید تنها مرد، لب می‌گشاید و فضا آکنده از بوی گل لاله می‌شود و در نقطه دیگری از جهان، در رگ‌هایی که سخت تشنه اند، خون تزریق می‌شود.
مرد و شاید تنها مرد، تبرش را بر مى دارد و به سوی هُبَل مى رود.
چشم‌های آتشین هُبل که هر روز قربانیانش را از زیر سایه #مسیح بیرون می‌کشند، سخت هراسناک است. مرد، تبرش را بلند می‌کند و تا مغز #تل_آویو، بر سر بت جاهلیت سکوت می‌کوبد و زخمی را که ناحیه خاصی را دردآلود کرده بود، جهانی اعلام می‌کند.
حالا شهر به شهر، دیوار به دیوار، پنجره به پنجره‌ات، ای دنیا، حداقل برای یک روز هم شده به یاد آن زخم قدیمی درد می‌کند، و تا زخم فلسطین بر پیکرت باقی باشد، نه اینکه نخواهی، بلکه نمی‌توانی آرام بگیری...
مرد و شاید تنها مرد، اولین بار نبود که تقویم‌ها را می شست و روزها را مقابل چشم‌های آفتابی اش پهن می‌کرد! آدینه! ای آخرین روز #ماه_خدا و ای همیشه اولین خط مقدم فریاد، تو هم شاهد باش که #فلسطین، دردآلودترین زخم مسیح زمان بود و او را هر روز، تا پای صلیب نگرانی‌هایش می‌برد.
آری، مسیح؛ همان که معجزه دوباره زنده شدن اسلام را با تمام دارائی‌هایش به همراه آورد.
سنگ، ای حماسه‌ای که هرگز نخواهی شکست! بدان که سرزمینت، مهم‌ترین مسئله و پرونده #خمینی بود؛ مردی که دهانش بوی نهج البلاغه می‌داد. انگار هنوز روی آن صندلی سفید نشسته است و به چشمهای آن عروس به تاراج رفته، خیره شده است؛ مردی که مقیاس زمانی‌اش هنوز معلوم نیست. انگار هنوز هم دغدغه این سرطان درمان پذیر را دارد! صدایش را بعد از سال‌ها، به وضوح می‌توان شنید؛ صدای مهربانی که هنوز دست می‌گیرد و پیش می‌برد: « #فلسطین_پاره_تن_اسلام_است»...ياحق.
.
.
دلنوشت:
نشسته برف تنت بعد سال ها به تنم
یخ تو باز شد آخر از آتشی که منم

تو در کنار منی عشق کار خود را کرد
رسیده لحظه ی شیرین با تو ما شدنم

نمی شود که بر این لحظه نام بوسه گذاشت
نزول آیه ی لب های توست بر دهنم

تمام شهر به دنبال نام عطر منند
گرفته بوی تو را تار و پود پیرهنم

من و تو مثل دم و بازدم گره خوردیم
چگونه رابطه ام با تو را به هم بزنم ؟
.
.
كاملاً بى ربط : لكنت زبان هم خوب است...
براى مزه مزه كردن نامت...
.
.
#اين_عمار #aynaammar #أين_عمار
Read more
🔆 <span class="emoji emoji2600"></span>️🔆 نور و نان (بخشی از کتاب پیامیری از کنار خانه ی مارد شد.. عرفان نظرآهاری این همه گندم، این همه ...
Media Removed
🔆 ️🔆 نور و نان (بخشی از کتاب پیامیری از کنار خانه ی مارد شد.. عرفان نظرآهاری این همه گندم، این همه کشتزارهای طلایی،‏این همه خوشه در باد را که می خورد؟ آدم است؛ آدم است که می خورد . این همه گنجِ آویخته بر درخت،‏ این همه ریشه در خاک را که می خورد؟ آدم است؛ آدم است که می خورد. این همه مرغ هوا و ماهی دریا،‏این ... 🔆 ☀️🔆 نور و نان (بخشی از کتاب پیامیری از کنار خانه ی مارد شد.. عرفان نظرآهاری

این همه گندم، این همه کشتزارهای طلایی،‏این همه خوشه در باد را که می خورد؟
آدم است؛ آدم است که می خورد .
این همه گنجِ آویخته بر درخت،‏ این همه ریشه در خاک را که می خورد؟
آدم است؛ آدم است که می خورد.

این همه مرغ هوا و ماهی دریا،‏این همه زنده بر زمین را که می خورد؟
آدم است؛ آدم است که می خورد.

هر روز و هر شب،‏هر شب و هر روز زنبیل ها و سفره ها پر می شود؛‏اما آدم گرسنه است.
آدم همیشه گرسنه است. 🔅دست های میکائیل از رزق پر بود. از هزار خوراک وخوردنی. اما چشم های آدمی همیشه نگران بود؛‏دستهایش خالی و دهانش باز.
میکائیل به خدا گفت: خسته ام،‏خسته ام از این آدمها که هیچ وقت سیر نمی شوند. خدایا،‏چقدر نان لازم است تا آدمی سیر شود؟ چقدر!
خدا به میکائیل گفت : آنچه انسانها را سیر می کند نور است نه نان! تو مامور آنی که نان بیاوری،‏اما نور تنها نزد من است؛‏و تا هنگامی که آدمی به جای نور نان می خورد،‏گرسنه خواهد ماند. 🔅میکائل راز نور و نان را به فرشته ای گفت،‏و او نیز به فرشته ای دیگر؛ و هر فرشته به فرشته ی دیگری. تا آنکه همه ی هفت آسمان این راز را دانستند،‏تنها آدم بود که نمی دانست.
اما رازها سر می روند،‏پس راز نور و نان هم سر رفت و آدمی سرانجام دانست که نور از نان بهتر است. پس در جستجوی نور برآمد،‏در جستجوی هر چراغ و فانوس و هر شمع.

اما آدم همیشه شتاب می کند،‏برای خوردن نور هم شتاب کرد،؛‏و نفهمید نوری که آدم را سیر می کند،‏نه در فانوس است و نه در شمع. نه در ستاره و نه در ماه.
او ماه را خورد و ستاره ها را یکی یکی بلعید. اما باز هم گرسنه بود. 🔅خداوند به جبرئیل گفت : سفره ای پهن کن و بر آن کلمه و عشق و هدایت بگذار. و گفت:‏هر کس بر سر این سفره بنشیند سیر خواهد شد.

سفره خدا گسترده شد،‏از این سر جهان تا ان سوی هستی؛‏اما آدمها آمدند و رفتند‍‏از وسط این سفره گذشتند و بر کلمه و عشق و هدایت پا گذاشتند.

آدم ها گرسنه آمدند و گرسنه رفتند.

اما گاهی فقط گاهی کسی بر سر این سفره نشست و لقمه ای نور برداشت و جهان از برکت همان لقمه روشن شد.
و گاهی فقط گاهی کسی تکه ای عشق بر داشت و جهان از همان تکه عشق رونق گرفت.
و گاهی فقط گاهی،‏کسی جرعه ای از هدایت نوشید،‏و هر که او را دید چنان سر مست شد،‏که تا انتهای بهشت دوید. 🔅سفره ی پهن خدا است،‏اما دور آن هنوز هم خلوت است.
میکائیل نان قسمت می کند. آدم ها چنگ می زنند و نان ها را از او می ربایند.

میکائیل گریه می کند و می گوید : کاش می دانستید که نور از نان بهتر است.
Read more
@ir_tourist بانوی سرخ پوش #میدان_فردوسی این فیلم توسط #مسعود_بهنود خبرنگار وقت گرفته شده است. روایت بانوی سرخپوش میدان فردوسی... تقریبا بیشتر #تهرانی_ها میدانند که حدود سی سال ؛ هر روز زنی در میدان فردوسی #تهران ؛ با لباسی سراپا قرمز بانتظار #معشوق می ایستاد . این بانو متولد ۱۳۰۵ و اهل ... @ir_tourist
بانوی سرخ پوش #میدان_فردوسی
این فیلم توسط #مسعود_بهنود خبرنگار وقت گرفته شده است.
روایت بانوی سرخپوش میدان فردوسی...
تقریبا بیشتر #تهرانی_ها میدانند که حدود سی سال ؛ هر روز زنی در میدان فردوسی #تهران ؛ با لباسی سراپا قرمز بانتظار #معشوق می ایستاد .
این بانو متولد ۱۳۰۵ و اهل رشت بود . گویا تلفنی با پسری دوست میشود و با او قرار میگذارد .
پسر از او میخواهد که برای اینکه در میان همهمه جمعیت بتواند پیدایش کند لباسی سراپا سرخ بپوشد و سر قرار حاضر شود .
او نیز به شوق دیدن پسری که هرگز ندیده بود و فقط صدایش را شنیده بود ؛ ترک دیار کرده با کفش و کیف و پیراهن و حتی یک بقچه قرمز سر ساعت مقرر در ضلع شمال شرقی میدان فردوسی حاضر میشود .
اما این پسر هرگز بر سر قرار حاضر نمیشود .
حال یا اتفاقی برایش افتاده و فوت کرده بوده ؛ یا اصلا #دختر را فریب داده و یا شاید آمده ؛ دیده ؛ نپسندیده و از همان راه برگشته و چیزی نگفته .
هیچکدام از اینها معلوم نیست .
زن سرخپوش قصه ما با هیچکس سخن نمیگوید و در سکوت حدود سی سال فقط بانتظار مینشیند .
هیچکس چیزی در باره اش نمیداند حتی اسمش را ؛ و اورا به نام یاقوت صدا میکنند .
گویا خودش هم ازین نام خوشش میاید.
قصه ایستادن هر روزه او نقل هر کوچه و بازار میشود . بطوریکه همه #مردم هر روز او را میبینند و به حضورش عادت میکنند . مغازه داران با او مهربانند و چای و غذا برایش میبرند .
ولی او فقط در سکوت می ایستاد و به عابران کنجکاوانه نگاه میکرد . تو گویی میخواست ردی از آن معشوق جفا پیشه بیابد .
سرمای #زمستان و #برف و #باران و آفتاب گرم #تابستان ؛ هیچکدام مانع غیبت او حتی یک روز بر سر قرار نمیشود .
حتی بسیاری روزها با وجود بیماری و تب ؛ باز هم با همان لباس بر سر قرار حاضر میشود .
بعد از #انقلاب ؛ یک کلاه قرمز هم به پوشش او اضافه میشود .
جوراب و کفش و کیف و کلاه و بقچه و پیراهنش همیشه قرمز بود .
گلایه ای نمیکرد ؛ اعتراضی نمیکرد ؛ درد و دلی هم نمیکرد و این راز سر به مهر را بازگو نمیکرد .
بارها خبرنگاران برای مصاحبه میروند ولی به کسی جوابی نمیدهد .
حتی شبی تب میکند و میخواهند به بیمارستان ببرندش ؛ با شیون و گریه از اینکار ممانعت میکرده و در زیر سرم هم میگفته بگذارید بر سر قرار بروم .‌
تا حدود سالهای ۶۱ هم هر روز بر سر قرار می آید و ناگهان یک روز دیگر نیامد . . . که نیامد . . . که نیامد . . .
هیچکس نشانی از او نداشت تا بداند چگونه مرد و در کجا ؟؟ فقط دیدند که دیگر نیامد . . .😢😢😢😢
Read more
. . نگران من نباش... همه چیز روبه راه است... و من فهمیده ام بدون تو هم میشود زندگی کرد... حسابی ...
Media Removed
. . نگران من نباش... همه چیز روبه راه است... و من فهمیده ام بدون تو هم میشود زندگی کرد... حسابی جایت خالیست که ببینی دختر احساساتی و عاشق پیشه ی آن روزها مردی شده برای خودش! که هر روز صبح با عجله فقط دست و رویش را می شوید و سالهاست نه چشم هایش سیاه تر می شود و نه لبهایش سرخ تر... که هر روز دردهایش را ... .
.
نگران من نباش...
همه چیز روبه راه است...
و من فهمیده ام بدون تو هم میشود زندگی کرد...
حسابی جایت خالیست که ببینی
دختر احساساتی و عاشق پیشه ی آن روزها مردی شده برای خودش!
که هر روز صبح با عجله فقط دست و رویش را می شوید و سالهاست نه چشم هایش سیاه تر می شود و نه لبهایش سرخ تر...
که هر روز دردهایش را حل می کند توی لیوان چای تلخش و همه را یکجا با هم سر می کشد و اتفاقا هر روز لعنت می کند داغی را که به دلش مانده...
حسابی جایت خالیست که ببینی دختر وسواسی دیروز چطور این روزها در عرض 1/5 دقیقه حاضر و اماده،کفش پوشیده و نپوشیده،خودش را پرت می کند پشت فرمان و مثل یک مرد به چراغ قرمز ناسزا می گوید...
نگران من نباش، دختر خیال باف آنروزها،
مردی شده برای خودش که هر روز بار یک زندگی یک نفره را روی شانه هایش می گذارد و این ور و آن ور می رود...
مردی شده برای خودش که گاهی حس مادرانه ی در نطفه خفه شده اش دستش را می گیرد و می برد جلوی مغازه های لباس بچگانه و هردو دلشان قنج می رود برای کودکی که نیست...
جایت خالی!
دختر مرتب آنروزها،هرشب،خسته و کوفته،دلخوشی هایش را با جورابهایش گلوله می کند و پرت می کند وسط رخت چرکها...
و شام خورده و نخورده،روی کاناپه خوابش میبرد که فردا صبح چای تلخش را سربکشد و بزند بیرون...
نگران من نباش اصلا!
همان موقعی که رفتی زنانگی هایم را جمع کردم و مچاله و چروک چپاندم توی چمدان و انداختم گوشه ی انباری...
خیالت راحت ِراحت!
عوض شدم...
پوست انداختم
و سالهاست خودم با دستهای خودم پوست کلفت غیر زنانه ام را نوازش می کنم...
.
.
امروز هوا بارونی بود دلم خواست حیاط غذا بخوریم جاتون خالی سرد ولی عالی بود مراحل پختو براتون هایلات میکنم
#خورشت_بامیه_شبنم
Read more
روایت بانوی سرخپوش میدان فردوسی... تقریبا بیشتر تهرانی ها میدانند که حدود سی سال ؛ هر روز زنی در میدان فردوسی تهران ؛ با لباسی سراپا قرمز بانتظار معشوق می ایستاد . این بانو متولد ۱۳۰۵ و اهل رشت بود . گویا تلفنی با پسری دوست میشود و با او قرار میگذارد . پسر از او میخواهد که برای اینکه در میان همهمه جمعیت ... روایت بانوی سرخپوش میدان فردوسی... تقریبا بیشتر تهرانی ها میدانند که حدود سی سال ؛ هر روز زنی در میدان فردوسی تهران ؛ با لباسی سراپا قرمز بانتظار معشوق می ایستاد .
این بانو متولد ۱۳۰۵ و اهل رشت بود . گویا تلفنی با پسری دوست میشود و با او قرار میگذارد . پسر از او میخواهد که برای اینکه در میان همهمه جمعیت بتواند پیدایش کند لباسی سراپا سرخ بپوشد و سر قرار حاضر شود .
او نیز به شوق دیدن پسری که هرگز ندیده بود و فقط صدایش را شنیده بود ؛ ترک دیار کرده با کفش و کیف و پیراهن و حتی یک بقچه قرمز سر ساعت مقرر در ضلع شمال شرقی میدان فردوسی حاضر میشود .
اما این پسر هرگز بر سر قرار حاضر نمیشود .
حال یا اتفاقی برایش افتاده و فوت کرده بوده ؛ یا اصلا دختر را فریب داده و یا شاید آمده ؛ دیده ؛ نپسندیده و از همان راه برگشته و چیزی نگفته .
هیچکدام از اینها معلوم نیست . زن سرخپوش قصه ما با هیچکس سخن نمیگوید و در سکوت حدود سی سال فقط بانتظار مینشیند .
هیچکس چیزی در باره اش نمیداند حتی اسمش را ؛؛ و اورا به نام یاقوت صدا میکنند . گویا خودش هم ازین نام خوشش میاید .
قصه ایستادن هر روزه او نقل هر کوچه و بازار میشود . بطوریکه همه مردم هر روز او را میبینند و به حضورش عادت میکنند . مغازه داران با او مهربانند و چای و غذا برایش میبرند .
ولی او فقط در سکوت می ایستاد و به عابران کنجکاوانه نگاه میکرد . تو گویی میخواست ردی از آن معشوق جفا پیشه بیابد .

سرمای زمستان و برف و باران و آفتاب گرم تابستان ؛ هیچکدام مانع غیبت او حتی یک روز بر سر قرار نمیشود .
حتی بسیاری روزها با وجود بیماری و تب ؛ باز هم با همان لباس بر سر قرار حاضر میشود .
بعد از انقلاب ؛ یک کلاه قرمز هم به پوشش او اضافه میشود .
جوراب و کفش و کیف و کلاه و بقچه و پیراهنش همیشه قرمز بود .
گلایه ای نمیکرد ؛ اعتراضی نمیکرد ؛ درد و دلی هم نمیکرد و این راز سر به مهر را بازگو نمیکرد .
بارها خبرنگاران برای مصاحبه میروند ولی به کسی جوابی نمیدهد .
حتی شبی تب میکند و میخواهند به بیمارستان ببرندش ؛ با شیون و گریه از اینکار ممانعت میکرده و در زیر سرم هم میگفته بگذارید بر سر قرار بروم .‌ تا حدود سالهای ۶۱ هم هر روز بر سر قرار می آید و ناگهان یک روز دیگر نیامد . . . که نیامد . . . که نیامد . . .
هیچکس نشانی از او نداشت تا بداند چگونه مرد و در کجا ؟؟ فقط دیدند که دیگر نیامد . . .
اگر چه که یافتن چنین عشقها و وفاداری هایی در دوره امروز ؛ غیر ممکن و بلکه محال است . و در ایندوره با افکار روشنفکرانه ؛ آنرا بنوعی بیماری ارتباط میدهند
Read more
. <span class="emoji emoji1f495"></span><span class="emoji emoji1f495"></span> داستان کوتاه ماری كوچولو دختری پنج ساله، زیبا و با چشمانی درخشان بود. یک روز كه با مادرش برای ...
Media Removed
. داستان کوتاه ماری كوچولو دختری پنج ساله، زیبا و با چشمانی درخشان بود. یک روز كه با مادرش برای خرید به بازار رفته بودند، چشمش به یک "گردنبند مروارید" پلاستیكی افتاد. از مادرش خواست تا گردنبند را برایش بخرد. مادر گفت كه اگر دختر خوبی باشد و "قول" بدهد كه اتاقش را هر روز مرتب كند، آن را برایش ... .
💕💕 داستان کوتاه

ماری كوچولو دختری پنج ساله، زیبا و با چشمانی درخشان بود.

یک روز كه با مادرش برای خرید به بازار رفته بودند، چشمش به یک "گردنبند مروارید" پلاستیكی افتاد.

از مادرش خواست تا گردنبند را برایش بخرد.
مادر گفت كه اگر دختر خوبی باشد و "قول" بدهد كه اتاقش را هر روز مرتب كند، آن را برایش می‏خرد. ماری قول داد و مادر گردنبند را برایش خرید.
ماری به قولش "وفا كرد؛" او هر روز اتاقش را مرتب می‏كرد و به مادر كمك می‏كرد. او گردنبند را خیلی "دوست" داشت و هر جا می‏رفت، آن را با خودش می‏برد.

ماری پدر دوست داشتنی داشت كه هر شب برایش "قصه" می‏گفت تا او بخوابد.

شبی بعد از اینكه داستان به پایان رسید، بابا از او پرسید:
ماری، آیا "بابا" را دوست داری؟
ماری گفت: معلومه كه دوست دارم.

بابا گفت: پس گردنبند مرواریدت را به من بده!
ماری با "دلخوری" گفت: ‏نه! من آن را خیلی دوست دارم، بیایید این عروسک قشنگ را به شما می‏دهم، باشد؟

بابا لبخندی زد و گفت: آه، نه عزیزم! بعد بابا گونه‏اش را "بوسید" و شب بخیر گفت.
چند شب بعد، باز بابا از ماری "مرواریدهایش" را خواست ولی او "بهانه ه‏ایی" آورد و دوست نداشت آنها را از دست بدهد.
عاقبت یك شب دخترک گردنبندش را باز كرد و به بابایش "هدیه" كرد.

بابا در حالی كه با یک دستش مرواریدها را گرفته بود، با دست دیگر از جیبش یک "جعبه قشنگ" بیرون آورد و به ماری كوچولو داد.
وقتی ماری در جعبه را باز كرد، چشمانش از "شادی" برق زد:
خدای من، چه مرواریدهای "اصل" قشنگی!! بابا این گردنبند زیبای مروارید را چند روز قبل خریده بود و منتظر بود تا گردنبند "ارزان" را از او بگیرد و یک گردنبند "پرارزش" را به او هدیه بدهد. *خدا هم خیلی از نعمتهاشو می گیره و در عوض خیلی بهترشو میده....* *پس غصه از دست دادن یه نعمتی رو هیچ وقت نخور.*
⚘-------------------------------⚘
💖حضور شما عزیزان در اینجا اتفاقی نیست ،پیجی متفاوت با انرژی مثبت، بامطالب ارزنده، اگر فکر میکنید.پیج اینستگرام احمد تهرانی سودمند است به دوستانتان معرفی کنید💖. --------------------------------طب/سنتی/ahmad.Tehranihttps://t.me/joinchat/AAAAAEPCiy1xS6DJAU6NGQ
Read more
🤔فهمیدی فلان هنرپیشه به رحمت خدا رفت؟ اووه بابا خیلی عقبی! نیم ساعت پیش خبرش درومده! دیدی تو مجلس ...
Media Removed
🤔فهمیدی فلان هنرپیشه به رحمت خدا رفت؟ اووه بابا خیلی عقبی! نیم ساعت پیش خبرش درومده! دیدی تو مجلس اون نماینده به وزیر چی گفت؟ دلار چقدره؟ مرغ گرون شد. یارو رو که 1000 میلیارد بدهی بانکی داشت گرفتن. این جملات شما را به یاد چه چیزی می اندازد؟ اینها برشی از حرفهای هر روز و همه روز ما هستند. درواقع ... 🤔فهمیدی فلان هنرپیشه به رحمت خدا رفت؟ اووه بابا خیلی عقبی! نیم ساعت پیش خبرش درومده!
دیدی تو مجلس اون نماینده به وزیر چی گفت؟
دلار چقدره؟
مرغ گرون شد.
یارو رو که 1000 میلیارد بدهی بانکی داشت گرفتن.
این جملات شما را به یاد چه چیزی می اندازد؟ اینها برشی از حرفهای هر روز و همه روز ما هستند. درواقع این حرفها متن زندگی ما شده اند. زندگی همه ی ما متأثر از این اخبار است و چون تعدادشان مرتباٌ در حال افزایش است بخش زیادی از هوش و حواس ما اسیر آنها شده است.
ما ایرانیها بر طبق براوردهای گوناگون در زمره ی ملل کمتر اهل مطالعه و خواندن هستیم. اما اگر هرکداممان برشی به اشتغالات روزمره ی خود بزنیم کم نمی خوانیم. همه ی ما مرتباٌ در حال رصد اخبار و وقایع هستیم. مرتباٌ از این کانال به آن کانال تلگرام یا پرسه در سایر شبکه های اجتماعی و سایتهای خبری و خبرواره ای. پس ما می خوانیم اما مفید نمی خوانیم. برای یک ایرانی که مرتب در نگرانی از آینده به سر می برد و در بستر یک جامعه ی ناآرام و پر تب و تاب سیر می کند خواندن از سر ترس است و نگرانی. برای اینکه ببیند چه می شود؟ که چه می گوید؟ آیا درست می شود یا نه؟ گران می شود؟ کم می شود؟ دعوا می شود؟ برکنار می شود؟ محاکمه می شود؟ مچش گرفته می شود؟ فشار بیشتر می شود؟ ووو
تصور کنید اگر ایرانی یک رایانه هم می بود نه یک انسان، حافظه اش باید مدام درگیر اطلاعات آنی می شد و ظرفیتش در دریافت اطلاعات تفصیلی کاهش می یافت. ما به کم مطالعه کردن متهمیم اما هنگامی که ما را با ژاپن، سوئد، فنلاند و انگلیس مقایسه می کنند، این مؤلفه را نمی سنجند، که آنها چقدر نگران فردا هستند و از سر نگرانی وقتشان به مطالعه ى اخبار، که کم ارزش ترین نوع اطلاعات در جهان امروز محسوب می شود، می گذرد و ما چقدر.
خواندن یک ایرانى از سر نگرانی است و خواندن یک ژاپنی یا آلمانی از سر نیاز به دانستن و یا وسیله ای برای پرکردن اوقات فراغت. اصولاٌ داشتن استرس و مشغله ی ذهنی فراوان اجازه ی تمرکز بر خواندن یک متن طولانی و با آن ماندن را نمی دهد. حواس، پرت هزاران موضوع و مشکل می شود.
شاید سالها باید بگذرد تا ما تک تک آسیبهایی که به فرهنگ و رفتار ایرانیان از بابت نداشتن یک زندگی کم دغدغه و بدون استرس و نگرانی، خورده است را بشناسیم و بفهمیم. ما در تمام این دوران فقط در تحریم، ستیز یا چالش نبوده ایم. ما فرصتهای یاد گرفتن، بزرگ شدن، با مهارت شدن و شکوفا شدنمان را فدا کرده ایم. اکنون می شود درستتر داورى كرد که چرا ایرانیان اهل علم و و اندیشه، نخبگان، دانشجویان ممتاز، المپیادیها،
بقیه 👇👇👇👇
Read more
نامه‌ای کوتاه به روزبه مهربانم. امروز که اینستاگرامم را باز کردم، «روزبه میرابراهیمی» عزیزم خبر ...
Media Removed
نامه‌ای کوتاه به روزبه مهربانم. امروز که اینستاگرامم را باز کردم، «روزبه میرابراهیمی» عزیزم خبر از رفتن برادر جوانش داد. روزبه همولایتی من است که یازده سال پیش به نیویورک مهاجرت کرد. به عکس نگاه کنید. رسول، جوان رعنا در سانحه‌ای درگذشت. درست مثل هزاران جوان دیگری که هر روز و هفته از دست می‌روند. ... نامه‌ای کوتاه به روزبه مهربانم.
امروز که اینستاگرامم را باز کردم، «روزبه میرابراهیمی» عزیزم خبر از رفتن برادر جوانش داد. روزبه همولایتی من است که یازده سال پیش به نیویورک مهاجرت کرد.
به عکس نگاه کنید. رسول، جوان رعنا در سانحه‌ای درگذشت. درست مثل هزاران جوان دیگری که هر روز و هفته از دست می‌روند. جوانانی که باید آینده را بسازند اما نمی‌شود. راستش، دنیا سخت تر از آن است که گاهی حتی بشود تحملش کرد.
مرگ جوان وحشتناک است. می‌دانم روزبه چه می‌کشد. برادر بزرگی که می‌ماند و جوان می‌رود، همه اش می‌شود حسرت. اینکه عروسی برادرت را نمی‌بینی، بزرگ شدنش را؛ موفقیتش را. حتی حسرت می‌خوری هر روزی که اینجا در غربت هستی و هر قدمی که به جلو می روی یا موفق می‌شوی، می گویی کاش اشکان بود، کاش رسول بود ... نیستند. می‌گویند می روند جای بهتر. خوش به حال شان، اما ما هم سزاوار این همه درد دوری نیستیم.
روزبه به تازگی پدرش را از دست داده بود. شانه های نحیفش چطور این غم را تحمل می کند؟ تحمل می کند اما سخت. روزبه نشان داده سخت است، قوی است. بخصوص حالا که او و سولماز همسرش دخترکی را تازه به دنیا آورده اند. آنها با هم از این روزهای سخت می گذرند. مطمینم. اما راستش، کاش رسول بود و خوبی ها را می دید، کاش اشکان هم بود. کاش هیچ جوانی بی خبر نمی رفت....
@roozbeh @solmazny
Read more
. بزرگترین راهنما در دنیا، چشم‌هایمان هستند. هرچقدر بیشتر دقت کنیم، تحریفاتِ ما از واقعیت کمتر ...
Media Removed
. بزرگترین راهنما در دنیا، چشم‌هایمان هستند. هرچقدر بیشتر دقت کنیم، تحریفاتِ ما از واقعیت کمتر میشود، و رابطه‌مان با آدمها بیشتر شبیه به آن چیزی میشود که به واقع هست! نه آنچه که ما میخواهیم باشد. هیچ چیز بیشتر از رفتار‌ها و اتفاقاتِ درون رابطه ای نمیتواند به ما حقیقت رابطه‌مان را نشان بدهد. ... .
بزرگترین راهنما در دنیا، چشم‌هایمان هستند.
هرچقدر بیشتر دقت کنیم،
تحریفاتِ ما از واقعیت کمتر میشود،
و رابطه‌مان با آدمها بیشتر شبیه به آن چیزی میشود که به واقع هست!
نه آنچه که ما میخواهیم باشد.
هیچ چیز بیشتر از رفتار‌ها و اتفاقاتِ درون رابطه ای نمیتواند به ما حقیقت رابطه‌مان را نشان بدهد.
آدمها با کلام بازی میکنند.
ما همه با کلام بازی میکنیم تا خود را شبیه به آنچیزی که میخواهیم نشان دهیم.
به رفتار‌های خودمان و آدمهایی که با آن ها در رابطه‌ هستیم دقت کنیم،
نه به قصد تحلیل و قضاوت ! نگاه کنیم تا "ببینیم".
حقیقت رابطه، چه کاری، چه صمیمانه، چه عاشقانه، بعد از مدتی خودش را نشان میدهد. اگر شواهد رفتاری با کلمات بسیار متفاوتند، به چشم‌هایتان اعتماد کنید.
با چشم‌هایتان شواهد را ببینید و با عقلتان تصمیم بگیرید.
نه با چشم ها‌ی بسته و با رویایی در ذهن!
وقتی آدمی برای شما ارزش قائل باشد برای رضایت شما و داشتن شما تلاش میکند.
اگر نارضایتی و یا درد را در شما میبیند،
اما فقط از کلام استفاده میکند ولی تلاش نمیکند یعنی هم شکلِ حرف‌هایش نیست.
اگر سالهاست با فردی هستید که شما را در برزخ نگه داشته و رابطه جلو نمیرود،
چرا به چشم‌هایتان و شواهدِ واقعی توجه نمیکنید. در رویا بودن،
ما را از دردِ خداحافظی دور میکند اما "هر روز" ما را شکنجه میکند.
اگر شریکتان برای شما تلاش میکند،
اما شما مدام قهر میکنید و با رفتار‌های تخریب گر پاسخ میدهید واقعا لحظه ای از خودتان بپرسید آیا میخواهم بمانم یا میخواهم شکنجه‌گرش باشم؟
یادمان نرود، رفتار‌های تکرار شونده ای مانند:
بی‌محبتی، نادیده گرفتن، تلاش نکردن، تخریب و تحقیر، سرد پاسخ دادن، مدام قهر کردن،
در برزخ نگه داشتن، تکانشی رفتار کردن( خشم فیزیکی و کلامی)،
رابطه‌ی موازی، بدبین بودن و چک کردن،
شواهد قوی و محکمی هستند که نباید با بی تفاوتی از کنار آنها رد شد.
اگر این رفتارها را در رابطه تان ،در خودتان یا همراهتان زیاد میبینید یعنی :
رابطه‌تان سالم پیش نمی رود و احتیاج به کمک دارید.
.
#دانشگاه_مجازی_تکنولوژی_فکر_برتر #موفقيت #عشق #هدف #چشمها #اعتماد #واقعیت
#تحریف
Read more
فرزندان شما به خاطر اخلاق تند شما دروغگو میشوند و گرنه هیچ کودکی دروغگو به دنیا نیامده ريموند بيچ ...
Media Removed
فرزندان شما به خاطر اخلاق تند شما دروغگو میشوند و گرنه هیچ کودکی دروغگو به دنیا نیامده ريموند بيچ مى گويد: دختر جوانى را مى شناسم كه اكنون يك دروغگوى درمان ناپذير است او هنگامى كه هفت سال داشت هر روز به كلاس درس مى رفت پرستارى هر روز او را به مدرسه مى برد و در پايان درس نيز خودش دنبال او مى رفت خلاصه اين ... فرزندان شما به خاطر اخلاق تند شما دروغگو میشوند
و گرنه هیچ کودکی دروغگو به دنیا نیامده
ريموند بيچ مى گويد:
دختر جوانى را مى شناسم كه اكنون يك دروغگوى درمان ناپذير است او هنگامى كه هفت سال داشت هر روز به كلاس درس مى رفت پرستارى هر روز او را به مدرسه مى برد و در پايان درس نيز خودش دنبال او مى رفت خلاصه اين زن مسئول تربيت اين كودك بود.
در آن زمان ، شاگردان كلاس هر روز بر حسب نمره هاى امتحانات كتبى طبقه بندى مى شدند و شاگرد اول و دوم و... معين مى شد.
دخترك هر روز همين كه كيف به دست از كلاس خارج مى شد، با پرسش يكنواخت و حريصانه پرستارش كه مى گفت : چند شدى ؟ رو به رو مى شد.
هرگاه او مى توانست بگويد: اول يا دوم كار درست بود. اما يكبار اتفاق افتاد كه سه نوبت پى در پى ، اين بچه ، شاگرد سوم شد و بايد گفت كه رتبه سوم ميان بيست و پنج نوآموز به راستى جاى تحسين دارد. پرستارِ او ، دو بار اول بردبارى كرد، اما بار سوم ديگر نتوانست خوددارى كند. در حاليكه بچه از وحشت دچار بهت شده بود، فرياد زد:پس اين شاگرد سومى تو پايان ندارد؟
فردا بايد اول شوى ! مى شنوى ؟! اول ! بايد شاگرد اول بشوى ! اين امر سخت و جدى در تمام آن روز فكر دخترك را به خود مشغول كرد و فردا هم در مدرسه دچار همين غم و وحشت بود.
تمام دقت و توجهش را آن روز در انجام تكاليف و دروسش به كار برد. اما او آن روز ، بار ديگر شاگرد سوم شناخته شد و امروز ديگر اين مصيبت و بلاى عظيمى بودهنگامى كه زنگ آخر را زدند، پرستار دم در كلاس در كمين اين طفلك ايستاده بود. همين كه چشمش به او افتاد فرياد زد: چه خبر؟ دخترك كه دل گفتن حقيقت را در خودش نديد، پاسخ داد: اول شدم !و به اين گونه دروغگويى او آغاز شد بسیاری از پدرها و مادرها به همين گونه رفتار مى كنند و به اين ترتيب بار سنگين گناهكارى و مسووليت دروغگويى فرزندان را به دوش مى گيرند.
#والدين_بخوانند
:
#کیک_لاته #Late_cake
دو پاکت خامه صبحانه + دو بسته کرم کارامل + دو بسته دریم ویپ ( یا ۶۰ گرم پودر خامه ) ۸ عدد مکعبات پنیر کیبی + ( یا یک بسته ماسکارپونه ) یک چهارم پیمانه شیرعسلی + یک چهارم پ شیر سرد + یک عدد پودر میکس قهوه لاته ( یا هر قهوه که دارید ) با همزن برقی میزنیم تا مواد یکدست و کرمی بشه کنار میذاریم .
بک عدد پودر میکس قهوه داخل یک لیوان شیر ولرم حل کرده یکی یکی بیسکویت کافی جو داخل شیر قهوه میزنیم و کف پیرکس یک لایه میچینیم سپس یک لایه کرم میذاریم بهمین ترتیب تا آخر،آخرین لایه کرم باشه سپس یک بسته بیسکویت کافی جو پودر میکنیم روی کرم پخش میکنیم سلفون میکشیم داخل یخچال میذاریم
Read more
<span class="emoji emojia9"></span> Irving Penn عکاسی در ابتدا علم بود و بعد از سالها به شکل هنر تبدیل شد، تصاویری که دلیل خلقشان صرفا ...
Media Removed
Irving Penn عکاسی در ابتدا علم بود و بعد از سالها به شکل هنر تبدیل شد، تصاویری که دلیل خلقشان صرفا ثبت تصویر بود، بعد از گذشت زمان حرف هایی بزرگ را به همراه داشت حال این بخشی از وجود هنرمند بود که در تک تک گرین ها نمایش داده میشد لحظه هایی گاه عجیب و گاه خشن و یا در اوج ارامش عکاسی به وجود امد تا به ما گذشت ... © Irving Penn
عکاسی در ابتدا علم بود و بعد از سالها به شکل هنر تبدیل شد، تصاویری که دلیل خلقشان صرفا ثبت تصویر بود، بعد از گذشت زمان حرف هایی بزرگ را به همراه داشت
حال این بخشی از وجود هنرمند بود که در تک تک گرین ها نمایش داده میشد
لحظه هایی گاه عجیب و گاه خشن و یا در اوج ارامش
عکاسی به وجود امد تا به ما گذشت زمان را نشان دهد
به قول سوزان سونتاگ بخشی از حقیقتی بزرگ!
اری کار دوربین عکاسی بازسازی یک واقعیت تمام شده است! دقت کنید اری تمام شده!
ان لحظه دیگر وجود ندارد ولی دوربین ما میتواند همه انرا بازسازی کند، انهم در کسری از ثانیه!
سالها گذشت و امروزه عکاسی به داخل خانه ها کشیده شده و حتا به دست کودکان نیز افتاده است!
موبایل ها و دوربین های کامپکت هر روز و هر روز مردم را به ثبت تصویر اشنا میکنند
اما یک جای کار میلنگد!
هنر عکاسی فقط ثبت کردن نیست!
چگونه ثبت کردن و چرایی ثبت کردن و دلیل ثبت تصویر است که از ما یک هنردوست و هنرمند خواهد ساخت!
این که حتا در حد کافی بلد باشیم که ارزش هر سوژه ای چیست
شما هر روز در همه جای دنیا ساعت هارا میگذرانید
و موبایل ها را به دست دارید! از خود و دوستان یا طبیعت عکس میگیرید! ولی چه فرقی میان شما عکاس اماتور و یک عکاس حرفه ایست؟
اری شما فقط سوژه را می بینید و او تمام دنیای سوژه را!
پس حیف است که یک دوربین dslr تهیه نکنید تا بتوانید مهارت با عشق ثبت کردن را بیاموزید
بسیاری از مدل های معروف دنیا، میک اپ ارتیست ها ،معماران و گرافیست ها، فیلم سازان نیزسعی می‌کنند دوره های عکاسی حرفه ای را حتا کوتاه مدت بگذرانند
چون چگونه دیدن است که به فهم بهتر حرفه خودشان کمک میکند
هنر عکاسی بیشتر از هر هنری در این عصر به ما نزدیک است، کارهای وقت گیر و شغل های شلوغی داریم
اما
شما هر روز ساز نمیزنید! شما قطعا طراحی لوگو انجام نمیدهید، کمتر کسی از شما شاید به نقاشی چهره بپردازد
اما شما هر روز با موبایل های خود عکس میگیرید
هر چند این عکس ها فقط ثبت است و نه عکس!
اما شما به نحوی درگیر یک ریز شاخه هنر عکاسی میشوید
پس چه نیکوست اگر بفهمید که چه میکنید
با چه نوری عکس میگیرید و از چه باید عکاسی کنید
کمی ذوق، یک دوربین ساده و اموزش درست!
عکاسی را ابتدا بیاموزید، سپس تجربه کنید
سپس ذوق کنید
سپس تمرین کنید
بعد عکاس شوید!
در تمامی کلاس های عکاسی خودم همیشه به هنرجویانم میگویم که تا وقتی با شاتر رفیق نشدید، از صدایش خسته نشوید!
عکاسی کنید
نوشته امیر شمس: مدرس هنر عکاسی
@amirshamsofficial
مهلت ثبت نام ترم بهار ،تا 23 فروردین ماه
تلگرام
0922 419 0 958
Read more
بدن ما انرژی مورد نیازش را از دو راه تأمین می کند: ۱-قندها ۲-چربی ها معمولاً بدن ترجیح می دهد از قندها ...
Media Removed
بدن ما انرژی مورد نیازش را از دو راه تأمین می کند: ۱-قندها ۲-چربی ها معمولاً بدن ترجیح می دهد از قندها استفاده کند چون در دسترس تر و سوزاندنش برای بدن آسانتر است. مواد غذایی که ما می خوریم به سه دسته تقسیم می شوند: ۱-چربی ها ۲-پروتئین ها ۳- کربوهیدرات ها یکی از مهمترین هورمون هایی که در بدن وجود ... بدن ما انرژی مورد نیازش را از دو راه تأمین می کند:
۱-قندها
۲-چربی ها
معمولاً بدن ترجیح می دهد از قندها استفاده کند چون در دسترس تر و سوزاندنش برای بدن آسانتر است.
مواد غذایی که ما می خوریم به سه دسته تقسیم می شوند:
۱-چربی ها
۲-پروتئین ها
۳- کربوهیدرات ها
یکی از مهمترین هورمون هایی که در بدن وجود دارد هورمون انسولین است که یکی از وظایف آن توزیع انرژی در سلول‌های بدن است. هر بار که ما غذا می خوریم پانکراس انسولین ترشح می کند. انسولین قندها را از خون جمع کرده و به سلول های مختلف بدن برای سوزاندن و تأمین انرژی می رساند و همچنین از بالا رفتن قند خون جلوگیری می کند. مقدار اضافی آن هم در سلول‌ها ذخیره می شود.حالا تصور کنید شما هر روز و هر روز قند بیشتر از نیاز بدنتان وارد آن کنید چه اتفاقی می افتد؟
با مصرف بیش از حد کربوهیدرات ها و مواد قندی در طی سالها قند خون بالا رفته و کم کم ظرفیت سلول ها از قندها پر خواهد شد. پس از آن با پرشدن ظرفیت قندی سلول‌های قند اضافی در کبد ذخیره خواهد شد و پس از آن قندها به چربی ها تبدیل شده و چربی خون را افزایش خواهند داد. این چربی های موجود در خون به خاطر بالا رفتن چربی خون از سلول‌ها جمع شده و با ذخیره شدن سلول های چربی در بدن موجب چاقی می شوند. با ادامه دادن این روند و تکمیل شدن ظرفیت قند و چربی سلول‌ها دچار بیماری هایی چون افزایش تری گلیسیرید، کبد چرب و پس از آن دیابت نوع دو و حتی سرطان خواهیم شد! در حالی که فقط با تغییر سبک زندگی می توانیم از تمام این موارد جلوگیری کنیم.
#تغییر_سبک_زندگی
#چالش_لاغری #کتو #کتوژنیک #کاهش_وزن #کاهش_اشتها #کاهش_سایز #کبد_چرب #لاغری #دیابت
Read more
روایت بانوی سرخپوش میدان فردوسی... تقریبا بیشتر تهرانی ها میدانند که حدود سی سال ؛ هر روز زنی در میدان فردوسی تهران ؛ با لباسی سراپا قرمز بانتظار معشوق می ایستاد . این بانو متولد ۱۳۰۵ و اهل رشت بود . گویا تلفنی با پسری دوست میشود و با او قرار میگذارد . پسر از او میخواهد که برای اینکه در میان همهمه جمعیت ... روایت بانوی سرخپوش میدان فردوسی... تقریبا بیشتر تهرانی ها میدانند که حدود سی سال ؛ هر روز زنی در میدان فردوسی تهران ؛ با لباسی سراپا قرمز بانتظار معشوق می ایستاد .
این بانو متولد ۱۳۰۵ و اهل رشت بود . گویا تلفنی با پسری دوست میشود و با او قرار میگذارد . پسر از او میخواهد که برای اینکه در میان همهمه جمعیت بتواند پیدایش کند لباسی سراپا سرخ بپوشد و سر قرار حاضر شود .
او نیز به شوق دیدن پسری که هرگز ندیده بود و فقط صدایش را شنیده بود ؛ ترک دیار کرده با کفش و کیف و پیراهن و حتی یک بقچه قرمز سر ساعت مقرر در ضلع شمال شرقی میدان فردوسی حاضر میشود .
اما این پسر هرگز بر سر قرار حاضر نمیشود .
حال یا اتفاقی برایش افتاده و فوت کرده بوده ؛ یا اصلا دختر را فریب داده و یا شاید آمده ؛ دیده ؛ نپسندیده و از همان راه برگشته و چیزی نگفته .
هیچکدام از اینها معلوم نیست . زن سرخپوش قصه ما با هیچکس سخن نمیگوید و در سکوت حدود سی سال فقط بانتظار مینشیند .
هیچکس چیزی در باره اش نمیداند حتی اسمش را ؛؛ و اورا به نام یاقوت صدا میکنند . گویا خودش هم ازین نام خوشش میاید .
قصه ایستادن هر روزه او نقل هر کوچه و بازار میشود . بطوریکه همه مردم هر روز او را میبینند و به حضورش عادت میکنند . مغازه داران با او مهربانند و چای و غذا برایش میبرند .
ولی او فقط در سکوت می ایستاد و به عابران کنجکاوانه نگاه میکرد . تو گویی میخواست ردی از آن معشوق جفا پیشه بیابد .

سرمای زمستان و برف و باران و آفتاب گرم تابستان ؛ هیچکدام مانع غیبت او حتی یک روز بر سر قرار نمیشود .
حتی بسیاری روزها با وجود بیماری و تب ؛ باز هم با همان لباس بر سر قرار حاضر میشود .
بعد از انقلاب ؛ یک کلاه قرمز هم به پوشش او اضافه میشود .
جوراب و کفش و کیف و کلاه و بقچه و پیراهنش همیشه قرمز بود .
گلایه ای نمیکرد ؛ اعتراضی نمیکرد ؛ درد و دلی هم نمیکرد و این راز سر به مهر را بازگو نمیکرد .
بارها خبرنگاران برای مصاحبه میروند ولی به کسی جوابی نمیدهد .
حتی شبی تب میکند و میخواهند به بیمارستان ببرندش ؛ با شیون و گریه از اینکار ممانعت میکرده و در زیر سرم هم میگفته بگذارید بر سر قرار بروم .‌ تا حدود سالهای ۶۱ هم هر روز بر سر قرار می آید و ناگهان یک روز دیگر نیامد . . . که نیامد . . . که نیامد . . .
هیچکس نشانی از او نداشت تا بداند چگونه مرد و در کجا ؟؟ فقط دیدند که دیگر نیامد . . .
اگر چه که یافتن چنین عشقها و وفاداری هایی در دوره امروز ؛ غیر ممکن و بلکه محال است . و در ایندوره با افکار روشنفکرانه ؛ آنرا بنوعی بیماری ارتباط میدهند
Read more
. لطفا متن را بخوانید بانوی سرخ پوش میدان فردوسی این فیلم توسط مسعود بهنود خبرنگار وقت گرفته شده است. روایت بانوی سرخپوش میدان فردوسی... تقریبا بیشتر تهرانی ها میدانند که حدود سی سال ؛ هر روز زنی در میدان فردوسی تهران ؛ با لباسی سراپا قرمز بانتظار معشوق می ایستاد . این بانو متولد ۱۳۰۵ و اهل رشت ... .
لطفا متن را بخوانید
بانوی سرخ پوش میدان فردوسی
این فیلم توسط مسعود بهنود خبرنگار وقت گرفته شده است.
روایت بانوی سرخپوش میدان فردوسی... تقریبا بیشتر تهرانی ها میدانند که حدود سی سال ؛ هر روز زنی در میدان فردوسی تهران ؛ با لباسی سراپا قرمز بانتظار معشوق می ایستاد .
این بانو متولد ۱۳۰۵ و اهل رشت بود . گویا تلفنی با پسری دوست میشود و با او قرار میگذارد . پسر از او میخواهد که برای اینکه در میان همهمه جمعیت بتواند پیدایش کند لباسی سراپا سرخ بپوشد و سر قرار حاضر شود .
او نیز به شوق دیدن پسری که هرگز ندیده بود و فقط صدایش را شنیده بود ؛ ترک دیار کرده با کفش و کیف و پیراهن و حتی یک بقچه قرمز سر ساعت مقرر در ضلع شمال شرقی میدان فردوسی حاضر میشود .
اما این پسر هرگز بر سر قرار حاضر نمیشود .
حال یا اتفاقی برایش افتاده و فوت کرده بوده ؛ یا اصلا دختر را فریب داده و یا شاید آمده ؛ دیده ؛ نپسندیده و از همان راه برگشته و چیزی نگفته .
هیچکدام از اینها معلوم نیست . زن سرخپوش قصه ما با هیچکس سخن نمیگوید و در سکوت حدود سی سال فقط بانتظار مینشیند .
هیچکس چیزی در باره اش نمیداند حتی اسمش را ؛؛ و اورا به نام یاقوت صدا میکنند . گویا خودش هم ازین نام خوشش میاید .

قصه ایستادن هر روزه او نقل هر کوچه و بازار میشود . بطوریکه همه مردم هر روز او را میبینند و به حضورش عادت میکنند . مغازه داران با او مهربانند و چای و غذا برایش میبرند .
ولی او فقط در سکوت می ایستاد و به عابران کنجکاوانه نگاه میکرد . تو گویی میخواست ردی از آن معشوق جفا پیشه بیابد .
سرمای زمستان و برف و باران و آفتاب گرم تابستان ؛ هیچکدام مانع غیبت او حتی یک روز بر سر قرار نمیشود .
حتی بسیاری روزها با وجود بیماری و تب ؛ باز هم با همان لباس بر سر قرار حاضر میشود .
بعد از انقلاب ؛ یک کلاه قرمز هم به پوشش او اضافه میشود .
جوراب و کفش و کیف و کلاه و بقچه و پیراهنش همیشه قرمز بود .
گلایه ای نمیکرد ؛ اعتراضی نمیکرد ؛ درد و دلی هم نمیکرد و این راز سر به مهر را بازگو نمیکرد .
بارها خبرنگاران برای مصاحبه میروند ولی به کسی جوابی نمیدهد .
حتی شبی تب میکند و میخواهند به بیمارستان ببرندش ؛ با شیون و گریه از اینکار ممانعت میکرده و در زیر سرم هم میگفته بگذارید بر سر قرار بروم .‌ تا حدود سالهای ۶۱ هم هر روز بر سر قرار می آید و ناگهان یک روز دیگر نیامد . . . که نیامد
هیچکس نشانی از او نداشت تا بداند چگونه مرد و در کجا ؟؟ فقط دیدند که دیگر نیامد
Read more
 #Tasooa ritual in #India in the memory of loyal commander. #Abbas #ofhussain. در کشور هند فرقه ...
Media Removed
#Tasooa ritual in #India in the memory of loyal commander. #Abbas #ofhussain. در کشور هند فرقه ها و رنگهای مختلفی هر روز و هرمکان از جایی سر بر می آورند . اسطوره هایی که برای هرکدام قصه یا‌ افسانه ای نقل شده است . مناسکی که به دنبال نقطه ی آرام قابل اتکایی در دنیای غیر قابل اتکایند. در سرزمین هفتاد ... #Tasooa ritual in #India in the memory of loyal commander. #Abbas #ofhussain.
در کشور هند فرقه ها و رنگهای مختلفی هر روز و هرمکان از جایی سر بر می آورند .
اسطوره هایی که برای هرکدام قصه یا‌ افسانه ای نقل شده است . مناسکی که به دنبال نقطه ی آرام قابل اتکایی در دنیای غیر قابل اتکایند.
در سرزمین هفتاد و دو ملت ، تجمع تاسوعای شیعیان نه تنها کم رنگ نشده ، که باشکوه تر هم شده.
بردن نام حضرت عباس ، برایشان شیرین است . آنقدری که بعد نماز جماعت های روزانه هم متوسل به ایشان بشوند و عَلَم دست شان در خیلی از مساجدشان نصب است.

حق دارند .خجالت‌آن‌روز شما سربلندشان کرده. از آن روز ، تاریخ دید که به شما می توان خیلی تکیه کرد . با دست پرقدرتی که هوایشان‌را دارد و کم نمی گذارد .
دستی که نخواهد پرچم دین به زمین بیفتد و فقط اگر
قطع شد ،
خدا پرچمش را بگیرد و برای همیشه بلند نگهش دارد.

#گره_نهم : گره بند مشک . آن دم که پای شریعه محکم می بستشان تا خدای نکرده عمو این دم آخری شرمنده ی بچه ها نشود .

سرداری با لب خشکش بسم الله گفت و زد به دل نخلستان
...
رفت که به افسانه ها طعم واقعیت بدهد.
Read more
براى "اتفاق خوب" زندگى ات منتظر باش هر قدر كه لازم است! اصلاً هر روز خودت را براى اتفاق افتادنش آماده ...
Media Removed
براى "اتفاق خوب" زندگى ات منتظر باش هر قدر كه لازم است! اصلاً هر روز خودت را براى اتفاق افتادنش آماده كن و هر لحظه دنبالش بگرد! روزى نرسد كه اتفاق خوبت،لابه لاى مشكلات و مسائل روزمره گم شود و ديگر هرچه بگردى پيدايش نكنى.. يا اين كه هى بيايد پشت پنجره ى اتاقت هى بنشيند روى يقه ى پيراهنت هى خودش ... براى "اتفاق خوب" زندگى ات منتظر باش
هر قدر كه لازم است!
اصلاً هر روز خودت را براى اتفاق افتادنش آماده كن و هر لحظه دنبالش بگرد!
روزى نرسد كه اتفاق خوبت،لابه لاى مشكلات و مسائل روزمره گم شود و ديگر هرچه بگردى پيدايش نكنى..
يا اين كه
هى بيايد پشت پنجره ى اتاقت
هى بنشيند روى يقه ى پيراهنت
هى خودش را روى ميز كارَت برقصاند
و تو ناديده اش بگيرى!
و بعد ها در آلبوم هاى جوانى ات به دنبال يافتن اثرى از "اتفاق خوب" به چشم هايت توى عكس ها خيره شوى و...!
نكند كه دير شود
نكند كه فكر كنى اتفاق نمى افتد..!
زندگى پر از اتفاق هاى خوب ريز ريز است
فقط بايد نگاهشان كنى
#مژده_خردمندان

#photo__impression
Read more
. امروز وقتی روی تخت نشستم تا نیمه دوم مرداد را ادامه دهم، احساس کردم می شود همین حالا برای همیشه رفت ...
Media Removed
. امروز وقتی روی تخت نشستم تا نیمه دوم مرداد را ادامه دهم، احساس کردم می شود همین حالا برای همیشه رفت و به تعریف خیلی های دیگر رنج نکشید و افسوس نخورد که همه جوانی‌ام را از دست دادم! از اتاق بیرون آمدم و مثل همیشه مستقیم رفتم سراغ قهوه صبح، بعد حیاط را آب دادم، بعد غذای گربه همسایه را که اگر نباشم شاید ... .
امروز وقتی روی تخت نشستم تا نیمه دوم مرداد را ادامه دهم، احساس کردم می شود همین حالا برای همیشه رفت و به تعریف خیلی های دیگر رنج نکشید و افسوس نخورد که همه جوانی‌ام را از دست دادم!
از اتاق بیرون آمدم و مثل همیشه مستقیم رفتم سراغ قهوه صبح، بعد حیاط را آب دادم، بعد غذای گربه همسایه را که اگر نباشم شاید بچه از گشنگی و تشنگی تلف شود ، خانم همسایه یک هفته در میان می‌رود سفر ، حیوان را عادت داده به یک لقمه نان و یک کاسه آب اما وقتی نیست آن بچه خبر ندارد خانم سفر است اما اگر صبح خیلی زود برسد ، همسایه خانم که «من» باشم هستم تا جبران نبود گیتی خانم را بکنم...
اینکه نیمه عمر را گذرانده باشی و یک روز فکر کنی نکند دارم به حقیقت زندگی بی‌توجهی میکنم بسیار تلخ است ، دروغ نمی‌گویم امروز کوتاه این احساس سراغم آمد که نکند دارم از درون به حقیقت زندگی بی‌توجهی میکنم، حقیقت همین است که هست نه آن چیزی که من دوستش دارم!
اما می‌شود برای آن چیز که دوستش دارم پیرامونم را بسازم. بمانم و برای یک نفر هم که شده بدردخور باشم.برای خواسته‌هایم و آن چیزهایی که دوست دارم.
من هر روز دنبال یک خوشبختی می‌گردم تا در غم اطرافم غرق نشوم، هر روز و امروز یادم افتاد که گربه گیتی خانم شاید فردا هم غذا بخواهد.
حقیقت این است که من شاید گربه خیلی ها باشم!
حقیقت این است، گربه گیتی خانم از غم‌های ما بی‌خبر است.
«حقیقت بغص پسری‌ست که همه خانواده‌اش را دریا برده اما باید زندگی کند»

حقیقت همیشه آن چیزی نیست که ما دوستش داریم.
Read more
این متن بسیار زیبا رو از دست ندین... پرنده هایی که روی شاخه نشستند، هرگز ترس از شکستن شاخه ندارند... زیرا ...
Media Removed
این متن بسیار زیبا رو از دست ندین... پرنده هایی که روی شاخه نشستند، هرگز ترس از شکستن شاخه ندارند... زیرا اعتماد آنها به شاخه ها نیست، بلکه به بالهایشان است... . همیشه به خودت اعتماد داشته باش، خودت را باور کن! همیشه خودت را نقد بدان، تا دیگران تو را به نسیه نفروشند... . سعی کن استاد تغییر باشی، ... این متن بسیار زیبا رو از دست ندین...
پرنده هایی که روی شاخه نشستند، هرگز ترس از شکستن شاخه ندارند...
زیرا اعتماد آنها به شاخه ها نیست، بلکه به بالهایشان است...
.
همیشه به خودت اعتماد داشته باش، خودت را باور کن!
همیشه خودت را نقد بدان، تا دیگران تو را به نسیه نفروشند...
.
سعی کن استاد تغییر باشی، نه قربانی تقدیر...
"در زندگیت به کسی اعتماد کن که به او ایمان داری نه احساس"...
.
و هرگز، به خاطر مردم تغییر نکن! این جماعت هر روز تو را جور دیگری می خواهند...
مردم شهری که همه در آن می لنگند، به کسی که راست راه می رود می خندند...
.
.خداوند روزی ده تمام پرندگان است ، اما روزی آنها را درون لانه نمی ریزد...
.
اعتماد به نفس یک جور طرز فکر مثبت راجع به خودتان و توانایی‌هایتان است و درست همان موقعی که همه چیز به‌ هم می‌ریزد، می‌تواند به فریادتان برسد و به شما کمک کند تا در برابر مشکلات‌تان قوی باشید.
.
بزرگ‌ترین و موفق‌ترین آدم‌هایی که می‌شناسیم هم گاهی اوقات دچار کمبود اعتماد به نفس می‌شوند.
.
برای تقویت اعتماد به نفس، مثل هر توانایی و مهارت دیگری باید تمرین داشته باشید تا بتوانید آن را مدیریت کنید، اما وقتی بتوانید خودتان افسار را به دست بگیرید، پیشرفت می‌کنید و زندگی‌تان از این رو به آن رو می‌شود.
.
۱. از زبان بدن‌تان به درستی استفاده کنید.
.
زبان بدن هر کس نشان می‌دهد که آن فرد چقدر به خودش اطمینان دارد.
از چهره‌ی بعضی آدم‌ها می‌شود فهمید که حتی خودشان هم خودشان را قبول ندارند!
.
طوری خودتان را نشان بدهید که همه بدانند می‌توانید هر موقعیتی را مدیریت کنید،
و بر اوضاع کاملا مسلط هستید.
اگر اعتماد به نفس را در ظاهرتان نشان بدهید و از زبان بدن‌تان به درستی استفاده کنید،
نه تنها حس می‌کنید که از پس هر چیزی برمی‌آیید،
بلکه دیدگاه دیگران هم نسبت به شما تغییر می‌کند و به توانایی‌هایتان اعتماد می‌کنند.
سرتان را بالا بگیرید، صاف بنشینید، به آرامی شانه‌هایتان را عقب ببرید،
.
شل و ول دست ندهید و وقتی صحبت می‌کنید مستقیما به فرد مقابل‌تان نگاه کنید...
۲. مثبت فکر کنید، مثبت عمل کنید.
۳. جسورانه و جذاب صحبت کنید
۴. درست لباس ببوشید.
۵. مرد عمل باشید.
۶. آماده باشید
برنامه‌ریزی جلوی عملکرد ضعیف را می‌گیرد. هر چقدر آماده‌تر باشید، احساس شایستگی و مهارت بیشتری خواهید داشت و اعتماد به نفس‌تان هم بیشتر می‌شود.
آمادگی باعث می‌شود که اتفاق‌های بد و ناگهانی زندگی، نتوانند شما را شکست بدهند.
.

دانشگاه_مجازی_تکنولوژی_فکر_برتر #موفقيت #عشق #اعتمادبنفس #شکست #پیروزی
#پرندگان #زبان_بدن #مثبت #فکر
Read more
پاییز جان حالا که تنها چند روزِ دیگر مهمان ما هستی، باید بگویم تو تقصیری نداشتی... ما آدم ها خیلی ...
Media Removed
پاییز جان حالا که تنها چند روزِ دیگر مهمان ما هستی، باید بگویم تو تقصیری نداشتی... ما آدم ها خیلی چیز ها را خراب کردیم ساده و حواس پرت بودیم، آنجا که باید وانمی دادیم وادادیم آنجا که باید رها می کردیم سخت گرفتیم... ما در لحظه زندگی کردن را بلد نبودیم امروز را در دیروز گذراندیم و فردا را قبل از ... پاییز جان
حالا که تنها چند روزِ دیگر مهمان ما هستی، باید بگویم
تو تقصیری نداشتی...
ما آدم ها خیلی چیز ها را خراب کردیم
ساده و حواس پرت بودیم، آنجا که باید وانمی دادیم وادادیم
آنجا که باید رها می کردیم سخت گرفتیم...
ما در لحظه زندگی کردن را بلد نبودیم
امروز را در دیروز گذراندیم و فردا را قبل از امروز دلشوره گرفتیم...
ما رویا داشتیم اما شجاعتِ جنگیدن برای رویاهایمان را نداشتیم...
ما خودمان را دوست نداشتیم و دوست داشتنِ دیگری را بلد نبودیم، ما بندبازی بودیم که تعادل نداشتیم...
ما رفیق می خواستیم اما رفاقت را چرتکه انداختیم...
ما همراه می خواستیم اما با هم بودن را به تکرار و عادت آلوده کردیم...
ما به دنبال عشق بودیم اما اطرافمان را خوب نگاه نکردیم...
ما قول دادیم اما دل به قول هایمان ندادیم...
ما عاشق شدیم اما نگهدارِ عشق نبودیم؛ ما عشق را بازیچه کردیم...
ما ماندن بلد نبودیم و از رفتن هیچ نمی دانستیم...
ما حرف داشتیم اما قهر کردیم، ما گفتگو را بلد نبودیم...
ما حق داشتیم اما جراتِ باز پس گرفتنش را نداشتیم...
ما زیاده خواه بودیم و قدر شناس نبودیم...
ما فراموشکار بودیم
به جای درس گرفتن از اشتباهاتمان
آن ها را
هر روز و هر ماه و هر سال تکرار کردیم،
فصل ها را بهانه کردیم
تا ضعف هایمان را بپوشانیم...
پاییز جان
تو همیشه زیبا و شکوهمند و پُر تب و تاب بودی
این ما بودیم که تو را دلگیر کردیم
Read more
Får meddelande av en orolig mamma som undrar hur det är med oss eftersom hon inte har hört nåt i från ...
Media Removed
Får meddelande av en orolig mamma som undrar hur det är med oss eftersom hon inte har hört nåt i från mig på FLERA dagar. Kollar telefonen, missade att ringa henne igår och det kändes som flera dagar för henne. Älskar dig mamma! . صبح كمى ديرتر از معمول بيدار شدم، با توجه به شيفت هاى ده دوازده ... Får meddelande av en orolig mamma som undrar hur det är med oss eftersom hon inte har hört nåt i från mig på FLERA dagar.
Kollar telefonen, missade att ringa henne igår och det kändes som flera dagar för henne. Älskar dig mamma!
.
صبح كمى ديرتر از معمول بيدار شدم، با توجه به شيفت هاى ده دوازده ساعته سعى مى كنم كه صبح كمى بيشتر استراحت كنم.
طبق معمول تقريبا هر روز تلفن را چك مى كنم و مى بينم مامانى پيام گذاشته:
مريم جون، مادر خوبى؟ .... كم پيدايى؟ خبرى ازت نيست!!! چند روزه زنگ نزدى!!! خوبين همه؟ .
يهو فكر مى كنم، واى بر من.....!
چقدر زود چند روز از اخرين تماسمون گذاشت!
تلفنم را دوباره مى بينم،
امروز چهار شنبه است، اخرين تماس دو شنبه!!!
زنگ مى زنم بهش، صداى خنده ام تمام تلفن را بر داشته،
صداش را كه مى شنوم، مى گم اخه من قربون شما برم با اين پيامت كه دلم كباب شد برات!
..... من فقط ديروز نرسيدم بهت زنگ بزنم!!!
..... دو شنبه كه با هم حرف زديم و امروز هم كه چهارشنبه اول صبح هست!
اول كمى متفكرانه جواب مى ده، :
إ..... جدا؟؟؟؟. فقط يك روز بود؟ .... براى من خيلى طولانى حس شد پس چرا؟؟
اخر خودش هم شروع به خنديدن مى كنه و صداى خنده هامون با هم قاطى مى شه!
.
قربون خنده هات برم مادرى كه اميدوارم هيچوقت صدأت را غمگين نشنوم!
.
.
امان از دورى #دلنوشته_مريمى .
Read more
. اعتقادم بر این است که در زندگی حرف هایی هست صرفا برای نشنیدن مثل یک کارتن بسته بندی شده که رویش نوشته ...
Media Removed
. اعتقادم بر این است که در زندگی حرف هایی هست صرفا برای نشنیدن مثل یک کارتن بسته بندی شده که رویش نوشته اند : " هیچوقت باز نشود " و کنارش هم عکس یکی از آن اسکلت ها باشد مهم نیست در عوض اش به شما چه بدهند ، مهم این است که این حرف ها برای نشنیدن است شنیدن این حرف ها شما را با خاک یکسان می کند ، این حرف ها ، شنیدنش ... .
اعتقادم بر این است که در زندگی حرف هایی هست صرفا برای نشنیدن
مثل یک کارتن بسته بندی شده که رویش نوشته اند : " هیچوقت باز نشود " و کنارش هم عکس یکی از آن اسکلت ها باشد
مهم نیست در عوض اش به شما چه بدهند ، مهم این است که این حرف ها برای نشنیدن است
شنیدن این حرف ها شما را با خاک یکسان می کند ،
این حرف ها ، شنیدنش مصداق بارز خودکشی است
انگارکه این حرف ها از درون شما را شرحه شرحه میکند
آنقدر که هر روز و هر دقیقه یتان میشود فکر و خودخوری در مورد آن حرف ها و آن شخص
میگویم کاشکی بعضی جاها آدمی میتوانست خودش را " Mute " کند و دیگرهیچ چیز را نشنود
حرف هایی که تا آخر عمرت شاید در ذهن ات باقی بماند و بعد دیگر هیچوقت نتوانی مثل قبل به آن آدم نگاه کنی
هر بار که قلب ات آرام میگیرد ناگهان مغزت به تو یادآوری میکند که این آدم روبرویت ، همانی است که آن حرف ها را تف کرد توی صورتت ، این همان آدم است ، یادت می آید ؟ فلان روز ، فلان ساعت ...
معتقدم حال که همه ی آدم ها درک این را ندارند که هر حرفی برای گفتن نیست ، لااقل ما گوش هایمان هرزگاهی ناشنوا میشد
مثلا یک دکمه کف دستمان تعبیه میشد و تا آن را فشار میدادیم همه چیز و همه کس صامت میشدند !
این حرف ها پدر آدم را در می آورد ، آدم را زمین گیر میکند
بدبختی اصلی آنجاییست که همیشه این حرف ها را از کسی میشنوی که مونس ات بوده ،
یار و یاورت بوده ، همیشه کلی سر تو ادعا داشته
همه ی این روزهای سخت را با تو پیاده راه آمده
میداند که کجاهای بدنت زخم شده ، کجاها را پابرهنه راه رفتی ، کجاها را زدی زیر گریه
کجاها کم آوردی ،
همه ی سرگشتگی ها و روزمرگی هایت را با تو شریک بوده است
و بعد شک ، آدمی را میجوَد
دیگر به همه چیز شک میکنی ، به همه چیز ، به همه کس
حرف هایی در زندگی هست که باید ناگفته بماند و با آدمی خاک شود
حرفهایی که مقیاس بزرگی ِ شنیدنشان ، ریشتر است ؛
میفهمی ؟ ریشتر .
.
#پويان_اوحدي
حرف هایی برای نشنیدن
Read more
<span class="emoji emojia9"></span> Jade Beall ما پیر میشویم جوانی را پشت سر میگذاریم و دورانی را سپری میکنیم ولی گویاچیزهای زیادی ...
Media Removed
Jade Beall ما پیر میشویم جوانی را پشت سر میگذاریم و دورانی را سپری میکنیم ولی گویاچیزهای زیادی را نیز از خود منع میکنیم گویا دیگر نباید خودمان باشیم یا باید ارام بمانیم یا خرج بچه های بی درک و فهم نسل جدید کنیم یا خود را وقف تمام زندگی خانواده کنیم ما به زودی عاشقی را فراموش خواهیم کرد چرا؟ چون ... © Jade Beall
ما پیر میشویم
جوانی را پشت سر میگذاریم و دورانی را سپری میکنیم
ولی گویاچیزهای زیادی را نیز از خود منع میکنیم
گویا دیگر نباید خودمان باشیم
یا باید ارام بمانیم یا خرج بچه های بی درک و فهم نسل جدید کنیم یا خود را وقف تمام زندگی خانواده کنیم
ما به زودی عاشقی را فراموش خواهیم کرد
چرا؟ چون گویی سنی از ما گذشته است!
گویا میان سالان نه باید گدیگر برهنه شوند و نه برای هم خلوت کنند 
چرا؟ 
چون عیب است! چون باید فانتزی بودن را فراموش کنند و قورمه سبزی بپزند و در اسنپ کار کنند! 
گهگاهی هم خانه را خالی کنند و تا سکس لوس بچه هایشان مهیا باشد! 
ما اکنون جوانیم و پرشور ولی انقدر نادانیم که نمیفهمیم زود میان سال میشویم!
اینجا مردم در گوشه ای خزیدند و فکر میکنند
وقتی از 40 و 50 سال گذشتند میشوند یک خدمات عمومی سیار
به نسل جدید بنگرید، والدین را کارگری میدانند که نه باید دوباره ازدواج کند و نه به انها نشانه بالای چشمت ابروست بدهند! 
چند زوج را میشناسید که عاشقانه و جوانانه، در سن میان سالی و پیری  در این خراب شده که اسمش ایران است، لذت واقعی باهم بودن را ببرند!
اخرین باری که بوسه پدر و مادر خود را دیده اید را به یاد دارید؟ نه کسی از فرنچ کیس نگفت! همان بوسه صمیمی هم کافیست به یاد دارید؟
اخرین بار کی در اغوش هم بوده اند؟ 
ایا به یاد دارید؟ 
شما بخشی از ماجرای غفلت انها هستید!
شما بخشی از شکست حال انهایید!
به خود بیایید، به خود بیاییم
ما باید عاشقی کنیم و از تمام عمر درس بگیریم
کمی با خود خلوت کنید
ما به خویش واقعی نیازمندیم!

میدانم پست های هر روز من ریپرت بسیار میشوند, گزارش ش را دریافت کردم، به دلیلی ریپورت های بسیار حتا برای پست های عادی من، چند ماه هست که حتا یک پست از من در اکسپلور نمیرود و هر روز تعداد را کم میکنند اما من اهل چالش هستم!
پس برای عکاسی هستم
ممنون از تمام 1500 کامنت و دایرکت دیشب شما فرصت نکردم بخوانم ولی حتما خواهم خواند

این راه ادامه دارد
امیر شمس
@amirshamsofficial
Read more
این افراد را در زندگی اجتماعی ، همه ما تجربه کرده ایم ... اینان #حزب_بادند و برای رزق و روزی ، نام و نشان ...
Media Removed
این افراد را در زندگی اجتماعی ، همه ما تجربه کرده ایم ... اینان #حزب_بادند و برای رزق و روزی ، نام و نشان و اعتبار ...برای رسیدن به اهداف دنیایی و آرزوهای دم دستی ...برای هر روز و هر فصل زندگی شان نقابی دارند .... اما چهره اصلی آنها همان گرگ صفتی است نه بیشتر !!! البته دور از جان گرگ محترم که مخلوق خداست ... این افراد را در زندگی اجتماعی ، همه ما تجربه کرده ایم ... اینان #حزب_بادند و برای رزق و روزی ، نام و نشان و اعتبار ...برای رسیدن به اهداف دنیایی و آرزوهای دم دستی ...برای هر روز و هر فصل زندگی شان نقابی دارند .... اما چهره اصلی آنها همان گرگ صفتی است نه بیشتر !!! البته دور از جان گرگ محترم که مخلوق خداست و از ازل قرار بوده گرگ آفریده شود و گرگ زندگی کند و گرگ بمیرد که بر او هیچ نقدی نیست !!! اما احوالات انسان نمایی که #خوی_گرگی را انتخاب می کند ، جای بحث و تامل دارد !! تو برای او پلی ... تو برای او مجوزی ، تو برای او اعتباری تا مرحله ای از زندگی پوچ شان را بگذرانند ... این افراد همیشه در عین شلوغی،تنهایند و بی توحید ... چیزی را که باید از خود خدا بخواهند با طناب ریا و چاپلوسی و دورویی از بندگان خدا طلب می کنند و هر روز در آستانه خانه کسی به گدایی نشسته اند و سر آخر خائن به همان صاحب خانه ... به این افراد لبخند بزنید ... و عبور اینان را از زندگی تان صدقه ای برای سلامتی روح و حفظ عزت تان بدانید .. که این عبور برای شما تجربه ای است و برای آنها ، همه اعتباری که از کنار شما گدایی می کنند ... به این گرگ صفت ها از دور و نزدیک #لبخند_بزنید چون اینان طفلی هستند که برای بدست آوردن دم دستی ترین چیزها دروغ کودکانه می گویند و نقش بازی می کنند و شما ادای آدم های گول خورده را در می آوردید و برایش فراهم می کنید چیزی را که آرزوی بزرگی است برای او ...
اما یادمان باشد این #نمک_نشناس ها فقط یکبار از کنارمان عبور کنند ... .
به قول فرمایش رسول اکرم حضرت محمد مصطفی (ص): مومن از یک سوراخ ، دوبار گزیده نمی شود !!!...
.
.
#امیرحسین_خرمشاهی .
.
Read more
فردی همسایه ای کافر داشت، هر روز و هر شب با صدای بلند همسایه کافر رو لعن و نفرین می کرد! که خدایا، جان ...
Media Removed
فردی همسایه ای کافر داشت، هر روز و هر شب با صدای بلند همسایه کافر رو لعن و نفرین می کرد! که خدایا، جان این همسایه کافر من را بگیر ، مرگش را نزدیک کن (طوری که مرد کافر می شنید) زمان گذشت و او بیمار شد. دیگر نمی توانست غذا درست کند ولی در کمال تعجب غذایش سر موقع در خانه اش ظاهر می شد! هر روز بر سر نماز می گفت: ... فردی همسایه ای کافر داشت، هر روز و هر شب با صدای بلند همسایه کافر رو لعن و نفرین می کرد!
که خدایا، جان این همسایه کافر من را بگیر ، مرگش را نزدیک کن (طوری که مرد کافر می شنید)

زمان گذشت و او بیمار شد. دیگر نمی توانست غذا درست کند ولی در کمال تعجب غذایش سر موقع در خانه اش ظاهر می شد!

هر روز بر سر نماز می گفت: خدایا ممنونم که بنده ات را فراموش نکردی و غذای مرا در خانه ام ظاهر می کنی و لعنت بر آن کافر خدا نشناس!

روزی از روزها که خواست برود غذا را بر دارد، دید این همسایه کافر است ک غذا برایش می آورد.
از آن شب به بعد، هر شب سر نماز می گفت : خدایا ممنونم که این مرتیکه شیطان رو وسیله کردی که برای من غذا بیاورد . من تازه حکمت تو را فهمیدم ک چرا جانش را نگرفتی ... حکایت خیلی از آدمای امروزیه :

با مدعی مگویید اسرار عشق و مستی
تا بی خبر بمیرد در درد خودپرستی
#دین
#انسانیت
#حقوق_زن
#شهرمن_آمل
#کوروش_پادشاه_ایران
Read more
باور بودن تو خيال نبود، جايزه صد و چند سال صبورى و تنهايى بود، آرامشى كه امروز سكوتت ، بودنت، كج دار و ...
Media Removed
باور بودن تو خيال نبود، جايزه صد و چند سال صبورى و تنهايى بود، آرامشى كه امروز سكوتت ، بودنت، كج دار و مريز هايت برايم آورده خستگى صد و چند ساله را ميشورد و ميبرد از تنم و توى گوشم داد ميزند، هاى، رسيدى، محكم نگهش دار ميدزدنش از تو، حواست كه نباشد. جمع كن لعنتى را از توى كوچه بالاى پشت بام، از كنار ناودان، ... باور بودن تو خيال نبود، جايزه صد و چند سال صبورى و تنهايى بود، آرامشى كه امروز سكوتت ، بودنت، كج دار و مريز هايت برايم آورده خستگى صد و چند ساله را ميشورد و ميبرد از تنم و توى گوشم داد ميزند، هاى، رسيدى، محكم نگهش دار ميدزدنش از تو، حواست كه نباشد. جمع كن لعنتى را از توى كوچه بالاى پشت بام، از كنار ناودان، و بياورش روى تخت كنار خودت آرام بخوابانش، خيالت سركشت را ميگويم، بايد رامش كنى، بايد كه مشق كنى كه صبر هنوز ادامه دارد، حتى بعد از رسيدن آن غيرِ خيال، امروز صبر معنى شفافترى از گذشته برايت پيدا كرده، و اين آغاز راهت است، بالا و پايين هايت صد چندان ميشود، نترس، زندگى اش كن، طاقتت از پيش بيش شده، بزرگتر شده اى لابد، كسى چه ميداند، اين كش آمدنها شايد روزى پاره ات كند اما قطعا تمام نميشوى، تازه شروع تر ميشوى، بچرخ، به اضلاعش نگاه كن، طعم بودنش را طورى بچش كه انگارهرگز بويش به دماغت نخورده، لبخند را ادامه بده، نگاهت را هميشه بلغزان توى نگاهش، آرامتر برو، نترس، همراه تو زمان هم مى آيد، اين لحظه هاى با تو هرگز سراغى از من نگرفته بودند و امروز شكر گويان، لحظه لحظه مشامت ميكشد و با خودش ميگويد باور نميكنم، اينجايى كنار آغوشم و نيازى به هيچ باجى به هيچ جنبنده اى نيست، براى بودنت، ترجيح من اينست كه كنارت قدم بزنم، آرام در گوشت بگويم كه دوستت دارم حتى اگر بى نگاه رد شوى من هر روز و مدام تكرارش كنم تا كه مُهر و موم شود توى باور و خيالاتت، محكم به خودم نهيب ميزنم، از نبودنها هميشه ترسيده ام كه اينطور معلق بودم ما قبل تو، امروز اما، ايستاده ام، شايد چهار دست و پا اما ايستاده ام تمام قد، و هر چه شُكر كه جمع كرده بودم نثار هر قدمت ميكنم و مباركى بودنت را تيمم ميكنم روى چشمهايم، رد پايت جز برگ گل چيزى بجا نميگذازد، تمام كتابهاى، تمام كتابخانه هاى جهان ورق ورق قدمت را مهمان شده،.
حك شدى توى نگاهم، دنيايم را مملو از بودنت كردى، نعل بند تو شدم، داغ گذاشته نامت پشت و پهلويم را و لذت سوزش از تو به مراتب شيرين تر از قند و عسل ست. شادى چادر زده توى سرم، خودش را پهن كرده، خيال ماندگارى ميدود از سرش و خودش را جمع هم نميكند، خوب ميكند، سالهاست آن يكى آنطرفِ شادى با آن دو حرف مسخره اش، چمباتمه زده روى فكر و خيالت، تازه شادى را كه ديد گورش را از تنگناى رويايت برد بيرون، با آمبولانس بردندش، طاقت دورى نداشت، راهى تيمارستان شد، نميپذيرندش كه، از بس همه جا خرابكارى جا گذاشته بود

پاييز٩٦
مبعث
عكس: #مبعث_فدايي
#minimalha
#مينيمالها
Read more
استادي درشروع کلاس درس ، ليواني پراز آب به دست گرفت. آن را بالا گرفت که همه ببينند. بعد از شاگردان پرسيد: ...
Media Removed
استادي درشروع کلاس درس ، ليواني پراز آب به دست گرفت. آن را بالا گرفت که همه ببينند. بعد از شاگردان پرسيد: به نظر شما وزن اين ليوان چقدر است ؟ شاگردان جواب دادند 50 گرم ، استاد گفت : من هم بدون وزن کردن ، نمي دانم دقيقا“ وزنش چقدراست . اما سوال من اين است : اگر من اين ليوان آب را چند دقيقه همين طور نگه دارم ... استادي درشروع کلاس درس ، ليواني پراز آب به دست گرفت. آن را بالا گرفت که همه ببينند. بعد از شاگردان پرسيد: به نظر شما وزن اين ليوان چقدر است ؟
شاگردان جواب دادند 50 گرم ، استاد گفت : من هم بدون وزن کردن ، نمي دانم دقيقا“ وزنش چقدراست . اما سوال من اين است : اگر من اين ليوان آب را چند دقيقه همين طور نگه دارم ، چه اتفاقي خواهد افتاد ؟
شاگردان گفتند : هيچ اتفاقي نمي افتد، استاد پرسيد خوب ، اگر يک ساعت همين طور نگه دارم ، چه اتفاقي مي افتد؟
يکي از شاگردان گفت : دست تان کم کم درد ميگيرد.
حق با توست . حالا اگر يک روز تمام آن را نگه دارم چه؟
شاگرد ديگري جسارتا" گفت : دست تان بي حس مي شود عضلات به شدت تحت فشار قرار ميگيرند و فلج مي شوند . و مطمئنا“ کارتان به بيمارستان خواهد کشيد و همه شاگردان خنديدند.
استاد گفت : خيلي خوب است . ولي آيا در اين مدت وزن ليوان تغييرکرده است؟
شاگردان جواب دادند : نه
پس چه چيز باعث درد و فشار روي عضلات مي شود ؟ درعوض من چه بايد بکنم؟
شاگردان گيج شدند. يکي از آنها گفت : ليوان را زمين بگذاريد.
استاد گفت : دقيقا" مشکلات زندگي هم مثل همين است اگر آنها را چند دقيقه در ذهن تان نگه داريد اشکالي ندارد. اگر مدت طولاني تري به آنها فکر کنيد، به درد خواهند آمد اگر بيشتر از آن نگه شان داريد، فلج تان مي کنند و ديگر قادر به انجام کاري نخواهيد بود.
فکرکردن به مشکلات زندگي مهم است. اما مهم تر آن است که درپايان هر روز و پيش از خواب، آنها را زمين بگذاريد به اين ترتيب تحت فشار قرار نمي گيرند هر روز صبح سرحال و قوي بيدار مي شويد و قادر خواهيد بود از عهده هرمسئله و چالشي که برايتان پيش مي آيد، برآييد.
دوست من ، يادت باشد که ليوان آب را همين امروز زمين بگذاري زندگي همين است.
Read more
<span class="emoji emoji1f343"></span><span class="emoji emoji1f496"></span><span class="emoji emoji1f343"></span> "جامعه‌ای که در آن نفرین زیاد است، همه در آن درگیرند. اگر حتی یک نفر مورد نفرت و نفرین قرار گیرد، ...
Media Removed
"جامعه‌ای که در آن نفرین زیاد است، همه در آن درگیرند. اگر حتی یک نفر مورد نفرت و نفرین قرار گیرد، همه از تشعشع منفی آن نفرین، به نوعی برخوردار می‌شوند. هر روز و هر لحظه، برای یکدیگر و برای سراسر دنیا خیر و برکت و سلامتی طلب کنیم و تشعشعات مثبت کلام و ذهنمان را به سراسر جهان هستی انتشار دهیم، تا شاید ... 🍃💖🍃
"جامعه‌ای که در آن نفرین زیاد است، همه در آن درگیرند.
اگر حتی یک نفر مورد نفرت و نفرین قرار گیرد، همه از تشعشع منفی آن نفرین، به نوعی برخوردار می‌شوند.
هر روز و هر لحظه، برای یکدیگر و برای سراسر دنیا خیر و برکت و سلامتی طلب کنیم و تشعشعات مثبت کلام و ذهنمان را به سراسر جهان هستی انتشار دهیم، تا شاید بتوانیم زمینی را که با نفرت به نابودی کشانده‌ایم، با عشق بازسازی کنیم..."
-علی اصغر مظفرى
Read more
من گرمم است! و دلم اينجور زمستاني مي خواهد!...زمستان ِ هر روزشْ برف...عكس، مالِ هفته ي برفيِ بهمن ...
Media Removed
من گرمم است! و دلم اينجور زمستاني مي خواهد!...زمستان ِ هر روزشْ برف...عكس، مالِ هفته ي برفيِ بهمن ماه ِ سال ِ پيش است...كه من از ذوقم ، تا برف روي زمين بود، هر روز و ساعت مي زدم به كوچه و برف و آدم برفي و آدم هاي خوشحال و بچه هاي خندان را تماشا مي كَردم ....حالا خيالش هم، خُنَكَم مي كند...به اميد ِ بارش ِ بركتِ ... من گرمم است! و دلم اينجور زمستاني مي خواهد!...زمستان ِ هر روزشْ برف...عكس، مالِ هفته ي برفيِ بهمن ماه ِ سال ِ پيش است...كه من از ذوقم ، تا برف روي زمين بود، هر روز و ساعت مي زدم به كوچه و برف و آدم برفي و آدم هاي خوشحال و بچه هاي خندان را تماشا مي كَردم ....حالا خيالش هم، خُنَكَم مي كند...به اميد ِ بارش ِ بركتِ باران و برف، در پاييز و زمستان ِ پيش ِ رو...بلكه يك غصه از جمع ِ غصه هامان كم شود...
عكس را، علي رضا آرا برداشته.
Read more
. روزش است.... دختری که با نگاهش زندگی را نقاشی میکند، جان می دهد و معنا می کند.... روزش است! دختری ...
Media Removed
. روزش است.... دختری که با نگاهش زندگی را نقاشی میکند، جان می دهد و معنا می کند.... روزش است! دختری که هر روز به هزار و یک ممنوعه محکوم می شود! روزش است! دختری که آرزوهایش را زیر رژ لب غلیظ دفن میکند... روزش است! دختری که هر روز اسیر قضاوت ها می شود.... گوشی را بر میدارد و زندگی را میان حصار ... .
روزش است....
دختری که با نگاهش زندگی را نقاشی میکند،
جان می دهد
و
معنا می کند....
روزش است!
دختری که هر روز به هزار و یک ممنوعه محکوم می شود!
روزش است!
دختری که آرزوهایش را زیر رژ لب غلیظ دفن میکند...
روزش است!
دختری که هر روز اسیر قضاوت ها می شود....
گوشی را بر میدارد
و زندگی را میان حصار دنیای دیگر تجربه میکند!
دختری که آزادیش را میان عکسها جشن می گیرد!
روزش است....
دختری که هر روز مرگ را زندگی می کند!

#سینا_آرین
.
.
💗دخترا روزتون مبارك💗
.
.
photo: @alinixad
caption: @sina7arian
#_ax_honari_ 💗لينك كانال : در بيو پيج💗
.
‎اپلیکیشن صنعت عکاسی مرجع کامل عکاسان و علاقه مندان به عکاسی
‎دانلود رایگان از بازار و سیب اپ
@sanateakkasi
Read more
 #امید__یعنی . . . امام صادق علیه السلام : خوش گمانى به خدا اين است كه جز به خدا اميد نداشته باشى ...
Media Removed
#امید__یعنی . . . امام صادق علیه السلام : خوش گمانى به خدا اين است كه جز به خدا اميد نداشته باشى و جز از گناهت نترسى. . . کافی(ط-الاسلامیه) ج 2 ، ص 72 ، ح 4 . . . خداوند (عز و جل) می فرماید: بی گمان امید هر مومنی که به غیر من امید ببندد را با مأیوس کردن او (به دیگری) قطع می کنم. . . (مستدرک الوسائل ... #امید__یعنی
.
.
.

امام صادق علیه السلام :

خوش گمانى به خدا اين است كه جز به خدا اميد نداشته باشى و جز از گناهت نترسى. .
.
کافی(ط-الاسلامیه) ج 2 ، ص 72 ، ح 4
.
.
.

خداوند (عز و جل) می فرماید: بی گمان امید هر مومنی که به غیر من امید ببندد را با مأیوس کردن او (به دیگری) قطع می کنم.
.
. (مستدرک الوسائل ج 11 ، ص 221 ، ح 12799 )
.
.
.

حضرت علی علیه السلام می فرماید: «ما فاتک منها فلا تأس علیه جزعاً(7) برگذشته و خبرهای از دست رفته غصه نخور و ناله مکن.

نیز می فرماید: «فلا تحمل همّ سنتک علی همّ یومک کفاک کلّ یومٍ ما فیه»(8) غصه ی سال را اضافه بر روزت مکن، غصه ی هر روز تو را بس است.
.
.

نهج البلاغه، ص 378.

8- وسائل الشیعه، ج 1، ص 50. .
.
اللهم_عجل_لولیک_الفرج
Read more
STUNNING | <span class="emoji emojia9"></span> Jade Beall هر روز و روز تاسف وار میشنویم و دردناک میبینیم در چند ماه اخیر چندین طلاق را ...
Media Removed
STUNNING | Jade Beall هر روز و روز تاسف وار میشنویم و دردناک میبینیم در چند ماه اخیر چندین طلاق را از نزدیک مشاهده کردم، از شاگردان و دوستان اری ما حوصله خواندن نداریم و عشق را دور میدانیم اما مگر میشود عشق را از یاد برد؟ عکس این زوج واقعی که در 50سالگی ازدواج کردند و با این عکس ها بیست سال باهم ... STUNNING | © Jade Beall
هر روز و روز تاسف وار میشنویم و دردناک میبینیم
در چند ماه اخیر چندین طلاق را از نزدیک مشاهده کردم، از شاگردان و دوستان
اری ما حوصله خواندن نداریم و عشق را دور میدانیم
اما
مگر میشود عشق را از یاد برد؟
عکس این زوج واقعی که در 50سالگی ازدواج کردند و با این عکس ها بیست سال باهم بودنشان را جشن گرفتند, از یاد نبردید؟
زندگی ما عجیب است و عشق چیزی غریب
اری ما باید به عشق فکر کنیم
ولی من میگویم اگر نبود چه!
ایا باید مرد؟
یا به زور خانواده زورکی تشکیل داد؟
چون سن بالا میرود و خانواده ها توقع دارند
ای وای بر اصل خانواده در عصر جدید
اری
ما نیاز داریم که عنصر دوست داشتن را زنده نگه داریم، ما باید حفظش کنیم
اگر تمام این بدن از دست برود و ما به این فکر کنیم که چیزی برای از دست دادن نخواهیم داشت، آنگاه فقط ایمان داریم
ایمان به عنصری عجیبی که مارا نجات خواهد داد
امیدوارم که عکس ها شمارا به افکاری عمیق فرو برد
پس کسی مخالف باهم بودن و فرزند داشتن نیست
من از درک به وجود اوردن گفتم!
والا همه میتوانند بزایند و بزایایند!!! اینکه بدانیم ایا میتوانیم وجود کودکی را به کمال برسانیم یا راهش را هموار سازیم
ایا اعصاب و ارامش را داریم
ایا فهمیدیم که دوست داشتن کسی برای ازدواج کافی نیست؟
ایا فهمیدیم که معشوقه ها حتما نمیتوانند همسران خوبی باشند
ایا مسایل فرهنگی و مالی را بلدیم!
ایا قدرت کنترل روانمان را داریم
چقدر اموزش همسر داری دیدیم؟جامعه ما که با همه چیز رودربایستی دارد!
پس لطفا بدانیم
دوره مثبت اندیشی بدون اندیشه، سالهاست در همه جای دنیا به سر رسیده
مثبت باشیم در خدمت عقلمان
اخر دوست عزیز، مگر نمیتوانم تمام پست هایم را از عکاسان مدرن گو پر کنم و از مقالات پیچیده و ایدولوژی هنر بنویسم
پس چرا همیشه از اجتماع نیز میگویم و از مردم و از شعورمان
من که نه مسئولم، نه وزیر!
فقط یک مدرس هنر و یک عکاس
پس چرا به جای خیلی مسایل خوش رنگ، از دردهایمان میگویم!
فکر کن، لطفا بیشتر بیندیش
جوانان ما تا از خود گذشتگی، صبر، ایمان، مهارت اجتماعی، تحمل شکست، عقده گشایی، خودشناسی و ارامش را نپذیرند و تجربه نکنند
تشکیل خانواده جدید برای انها یک مسیر درشت غلط است!
والا چه کسی میگویدکه باهم بودن بد است و فرزند داشتن تنفر!
اگر جنم و جسارتش را داریم، بسم الله
والا به نسیم هر دم اطرافیان توجه نکنید
شما خنکیش را میبینید، در حالی که طوفانی عظیم پشت سر انهاست
عشقی باشد و شعوری در کنارش،من در شعف ان روزگار!شور بر پا خواهم کرد
نوشته :امیر شمس
@amirshamsofficial

#JadeBeall
#fineartphg
Read more
لانگز راه رفتن ____________ چگونه چربی بدن را کاهش دهیم؟ ورزش قلبی-عروقی را با شدت کم اما به طور پیوسته انجام دهید. مثلا هر بار 30 تا 60 دقیقه کافی است. غذاهایی حاوی چربی بد را کم کنید و غذاهای حاوی چربی خوب مثل آووکادو، آجیل و ماهی مصرف کنید. هر روز آب را خیلی زیاد بنوشید. مکمل ... لانگز راه رفتن 💪
____________
✅ ✅چگونه چربی بدن را کاهش دهیم؟

1⃣ورزش قلبی-عروقی را با شدت کم اما به طور پیوسته انجام دهید. مثلا هر بار 30 تا 60 دقیقه کافی است.
2⃣غذاهایی حاوی چربی بد را کم کنید و غذاهای حاوی چربی خوب مثل آووکادو، آجیل و ماهی مصرف کنید.
3⃣هر روز آب را خیلی زیاد بنوشید.
4⃣مکمل های چربی سوز مصرف کنید.
5⃣مصرف الکل را قطع کنید.
6⃣به اندازه کافی بخوابید.
7⃣جذب پروتئین را بالا ببرید.
Read more
* اگر عزت نفس را ارزشی بدانیم که برای خود قائل هستیم‌ و حال اگر این ارزش دقیقاً برابر با عوامل بیرونی باشد منتظر باشید تا هر روز و با هر چیزی مثل قیمت دلار، بالا و پایین و در نوسان باشد! در این حالت، هر رویداد شادی‌آور به شما احساس ارزشمندی و هر اتفاق تلخ به شما احساس بی‌ارزشی خواهد بخشید. تا یکی از شما ... *
اگر عزت نفس را ارزشی بدانیم که برای خود قائل هستیم‌ و حال اگر این ارزش دقیقاً برابر با عوامل بیرونی باشد منتظر باشید تا هر روز و با هر چیزی مثل قیمت دلار، بالا و پایین و در نوسان باشد! در این حالت، هر رویداد شادی‌آور به شما احساس ارزشمندی و هر اتفاق تلخ به شما احساس بی‌ارزشی خواهد بخشید. تا یکی از شما تعریف کند؛ فکر می‌کنید چقدر ارزشمند شده‌اید و تا همان شخص یا کسی دیگر، شما را مورد انتقاد قرار ‌دهد؛ حس می‌کنید؛ چقدر بد و بی‌ارزش شده‌اید! واضح است که کسب نمره خوب، موفقیت در تجارت، رسیدن به شهرت، مادیات و... حس و حالِ خوبی به ما می‌بخشد اما اگر اعتقاد و نگرش من این باشد که بد و بی‌ارزش هستم و با اینها خوب و ارزشمند می‌شوم؛ پس با چنگ و دندان به آنها می‌چسبم و همیشه نگرانم این ارزشمندی از من دور شود!

اما اگر ارزش شما وابسته به عوامل بیرونی نباشد؛ پس بدون توجه به شرایط، رویدادهای بیرونی و قضاوت دیگران، ارزش انسانی شما ذاتی و ثابت خواهد بود. البته کسی که جوهر حقیقی خود را ارزشمند می‌داند به این معنی نیست هیچ وقت احساس بدی در مورد خودش پیدا نمی‌کند زیرا همه ما ممکن است نسبت به رفتار خاصی از خود احساس گناه و پشیمانی داشته باشیم که اتفاقاً همین احساس اگر متعادل و متوجه رفتار ما باشد ممکن است به اصلاح رفتار غلط بیانجامد. اما کسی که خود را خوب و ارزشمند نمی‌داند احساسات بدی مثل خجالت و حقارت نسبت به خود دارد و چنین احساسی نسبت به خودِ حقیقی، او را به رفتار خوب سوق نمی‌دهد

کسی که خود را خوب، ارزشمند و پسندیده می‌داند؛ می‌خواهد رفتار و اعمال خوبی هم داشته باشد اما کسانی که خود را حقیر، ناپسند و بی‌ارزش می‌دانند؛ برای گریز یا انکار این احساسات بد درونی، آنها را به بیرون تخلیه و پرتاب می‌کنند! ارزیابی آمار بزهکاران نیز گواه چنین موردی است که آنها معمولا احساسات خوبی در مورد خود نداشته و خود را ارزشمند نمی‌دانند. پس اگر ما احساس بدی نسبت به رفتار احمقانه یا اشتباه خود داشته باشیم؛ ممکن است انگیزه بیابیم تا آن رفتار غلط را اصلاح کنیم اما اگر نسبت به خودِ درونی، حس و باور بدی داشته باشیم و آن را تحقیر یا محکوم کنیم علاوه بر اینکه هر رفتار بد خود و دیگران را به خودِ حقیقی تعمیم و نسبت می‌دهیم؛ انگیزه خود را نیز برای بهتر شدن، نابود می‌کنیم

بگذارید موقعیتی را تصور کنیم: ترفیع رتبه‌ای که دلخواه شما بوده است را به دیگری می‌دهند. شما با خود می‌گویید: شاید هنوز مهارتهای من برای این رتبه، کامل نیست! این گفته باعث می‌شود که شما..نسخه کامل کلیپ و ادامه مطلب در کانال و کامنت‌ها
Read more
ضحّاک فرزند اميري نيک سرشت و دادگر به نام «مرداس» بود. اهريمن کمر به گمراه کردن ضحّاک جوان بست. به اين ...
Media Removed
ضحّاک فرزند اميري نيک سرشت و دادگر به نام «مرداس» بود. اهريمن کمر به گمراه کردن ضحّاک جوان بست. به اين مقصود خود را به صورت مردي نيکخواه و آراسته درآورد و پيش ضحّاک رفت و سر در گوش او گذاشت و سخن هاي نغز و فريبنده گفت. ضحاک فريفته او شد. آنگاه اهريمن گفت «اي ضحاک، مي خواهم رازي با تو در ميان بگذارم. اما بايد ... ضحّاک فرزند اميري نيک سرشت و دادگر به نام «مرداس» بود. اهريمن کمر به گمراه کردن ضحّاک جوان بست. به اين مقصود خود را به صورت مردي نيکخواه و آراسته درآورد و پيش ضحّاک رفت و سر در گوش او گذاشت و سخن هاي نغز و فريبنده گفت. ضحاک فريفته او شد. آنگاه اهريمن گفت «اي ضحاک، مي خواهم رازي با تو در ميان بگذارم. اما بايد سوگند بخوري که اين راز را با کسي نگوئي.» ضحاک سوگند خورد. اهريمن وقتي مطمئن شد گفت «چرا بايد تا چون تو جواني هست پدر پيرت پادشاه باشد؟ چرا سستي مي کني؟ پدرت را از ميان بردار و خود پادشاه شو. همه کاخ و گنج و سپاه از آن تو خواهد شد.» ضحّاک که جواني تهي مغز بود دلش از راه بدر رفت و در کشتن پدر با اهريمن يار شد. اهريمن گفت «غم مخور، چاره اين کار با من است.» مرداس باغي دلکش داشت. هر روز بامداد برميخاست و پيش از دميدن آفتاب درآن باغ عبادت ميکرد.اهريمن بر سر راه او در باغ چاهي کند و رويآنرا با شاخ و برگ پوشانيد. روز ديگر مرداس نگون بخت که براي عبادت مي رفت در چاه افتاد و کشته شد و ضحاک نا سپاس برتخت شاهي نشست. چون ضحّاک پادشاه شد اهريمن خود را بصورت جواني خردمند و سخنگو آراست و نزد ضحاک رفت و گفت «من مردي هنرمندم و هنرم ساختن خورش است،اهريمن سفره بسيار رنگيني با خورش هاي گوناگون و گوارا از پرندگان و چارپايان آماده کرد. ضحاک خشنود شد و گفت «هرچه آرزو داري از من بخواه.» اهريمن که جوياي اين فرصت بود گفت «شاها، دل من از مهر تو لبريز است و جز شادي تو چيزي نمي خواهم. تنها يک آرزو دارم و آن اينکه اجازه دهي دو کتف ترا از راه بندگي ببوسم.» ضحّاک اجازه داد. اهريمن لب بر دو کتف شاه گذاشت و ناگاه از روي زمين ناپديد شد. برجاي لبان اهريمن بر دو کتف ضحاک دو مار سياه روئيد. ضحاک پريشان شد و در پي چاره افتاد. پزشگان هرچه کوشيدند سودمند نشد.وقتي همه پزشگان درماندند اهريمن خود را بصورت پزشگي ماهر درآورد و نزد ضحاک رفت و گفت «بريدن ماران سودي ندارد. داروي اين درد مغز سر انسانست. براي آنکه ماران آرام باشند و گزندي نرسانند چاره آنست که هر روز دوتن را بکشند و از مغز سر آنها براي ماران خورش بسازند. #شاهنامه #شاهنامه_خوانی #ضحاک #فردوسی #آواز_پارسی_اسطوره_و_مهر #شهرام_ناظری #حافظ_ناظری #ferdowsi #shahnameh #oppression #repressione
Ce qui m'effraie, ce n'est pas l'oppression des méchants.

Più che per la repressione, soffro per il silenzio del mondo.

Oppressed people cannot remain oppressed forever. The yearning for freedom eventually manifests itself. (Martin Luther King)
Read more
بانو هرگاه کنارم نیستی،با عکسهایت زندگی میکنم. چشمهایم را میبندم و با تو در سکانس محبوبم بازی میکنم.تو ...
Media Removed
بانو هرگاه کنارم نیستی،با عکسهایت زندگی میکنم. چشمهایم را میبندم و با تو در سکانس محبوبم بازی میکنم.تو شروع به نقش آفرینی میکنی و من.... من محو تماشای تو میشوم. غرق در نگاه گیرایت،لبخند دلنشینت و صدای روح نوازت.اما زمانی که نوبت به من میرسد تا دیالوگ خودم را با تمام وجودم فریاد بزنم و بگویم"دوستت ... بانو
هرگاه کنارم نیستی،با عکسهایت زندگی میکنم.
چشمهایم را میبندم و با تو در سکانس محبوبم بازی میکنم.تو شروع به نقش آفرینی میکنی و من....
من محو تماشای تو میشوم.
غرق در نگاه گیرایت،لبخند دلنشینت و صدای روح نوازت.اما زمانی که نوبت به من میرسد تا دیالوگ خودم را با تمام وجودم فریاد بزنم و بگویم"دوستت دارم" انگار کارگردان روزگار ناگهان میگوید" کااااات"!!!
و من میمانم و حسرت اجرای نقشم...
اما به تو قول میدهم هر چقدر که طول بکشد و هر چند بار که لازم باشد با تمام احساسم این سکانس را تکرار میکنم تا نوبت نقش آفرینی من هم برسد.
نقشی که هر روز دیالوگش را بارها و بارها تکرار میکنم و آن روز بهترین اجرای زندگیم را برایت به نمایش خواهم گذاشت تا تمام تماشاگران دنیا به احتراممان بلند شوند.
دوستت دارم 💘
Read more
💭 شاید برای یکبار هم که شده باید این حس را تجربه کنی اینکه برای کسی که برایت مهم است مهم نباشی... قطعا ...
Media Removed
💭 شاید برای یکبار هم که شده باید این حس را تجربه کنی اینکه برای کسی که برایت مهم است مهم نباشی... قطعا اول باور نمی کنی به دنبال دلایلی میگردی که اثبات کنی برایش مهمی... وقتی برای قانع کردن خودت چیز خاصی پیدا نمی کنی یک تلخی ناجور پس زمینه لحظه هایت میشود و بعد از آن تقلایی بیهوده... تقلاهای بیهوده ... 💭
شاید برای یکبار هم که شده باید این حس را تجربه کنی
اینکه برای کسی که برایت مهم است مهم نباشی...
قطعا اول باور نمی کنی
به دنبال دلایلی میگردی که اثبات کنی برایش مهمی...
وقتی برای قانع کردن خودت چیز خاصی پیدا نمی کنی یک تلخی ناجور پس زمینه لحظه هایت میشود و بعد از آن تقلایی بیهوده...
تقلاهای بیهوده هم که به جایی نرسید دچار عدم اعتماد به نفس میشوی...
با خودت میگویی من زشتم، من کمم...
و فکر می کنی لابد پای از ما بهترانی وسط است... این موقع ها دیگران هر چقدر هم که به گوشَت بخوانند تو بهترینی و لایق بهترین ها؛ تو فقط شنونده کلیشه ای ترین جمله دنیایی...
میدانی این داستان از یک آدم به آدم دیگر ادامه دار میشود...
روزی میرسد که می بینی انگار برای هیچکس مهم نیستی....
می شکنی...
و شاید لازم باشد که چند باره بشکنی... آنقدر بشکنی تا بالاخره روزی از تکه های شکسته ات هویتی شکل بگیرد با این باور که اینطور نبوده که برای آدم های متعدد مهم نباشی؛ خودت بودی که برای خودت مهم نبودی...
دوست داشتن خود را فدای دوست داشتن دیگری کردی...
تو که اینقدر در حق خودت کم لطف بوده ای پس چه توقعی از بقیه می توانی داشته باشی...
آدم ها همانقدری به ما اهمیت میدهند که ما به خودمان...
موفق ترین کسی ست که هر روز خود را می ستاید؛
این را همیشه یادت باشد.
🌸🍭
Read more
My painting/size:160×100 سالهای طولانیست که در تمام ساعتها و دقایق، مشغول به کار وفعالیت و مطالعه ...
Media Removed
My painting/size:160×100 سالهای طولانیست که در تمام ساعتها و دقایق، مشغول به کار وفعالیت و مطالعه هستم و برای لحظه های زندگی ارزش بسیار قائل هستم و هر چه بر روزهای زندگی ام افزوده میشود حس کوشش و تلاش و ایجاد مسیرهای جدید در زندگی برایم پر رنگ تر میشود . .پیش تر برای فعالیت بیش از حد خودم کمی دچار فکر ... My painting/size:160×100
سالهای طولانیست که در تمام ساعتها و دقایق، مشغول به کار وفعالیت و مطالعه هستم و برای لحظه های زندگی ارزش بسیار قائل هستم و هر چه بر روزهای زندگی ام افزوده میشود حس کوشش و تلاش و ایجاد مسیرهای جدید در زندگی برایم پر رنگ تر میشود . .پیش تر برای فعالیت بیش از حد خودم کمی دچار فکر شده بودم و در بسیاری از روزها احساس دویدن در میدان مسابقات دو میدانی در من خستگی موقت ایجاد میکرد. 😀ولی با مطالعه این مطلب مدتیست که به خودم آموزشی متفاوت تر از پیش داده ام .راه سخت و پر پیچ و خمی برای رسیدن به اهدافم در پیش دارم که هیچ گاه پایانی در آن نمیبینم و تا پایان زندگیم برای نو شدن و پویایی و پیشرفت خود تلاش میکنم . بی شک برای طی کردن روزها و هفته هایی که هر روز و هر روز با تلاش بیشتر از پیش آغاز میکنم تنها این روش بهترین روش برای لذت بردن از زندگی برای من و تمام دوستانی همچون من میباشد.
😊😊😊😊
🔴زندگی فقط در رسیدن به هدف خلاصه نشده

مادامی که زنده هستیم و زندگی میکنم هیچ فعالیتی تمام شدنی نیست بلکه آغاز فعالیتی دیگر است.... پس چه بهتر که در حین انجام دادن هر کاری لذت بردن را فراموش نکنیم نه مانند یک ربات فقط به انجام دادن بپردازیم به تمام شدن و فارغ شدن.... حتی هنگامیکه دستها را میشوییم نیز میتوانیم بالذت اینکار را انجام دهیم
یکبار امتحان کنید
آب چه زیبا آرام پوست دستتان را نوازش میکند
به آب نگاه کنید و لذت ببرید
وآنجاست که احساس خوب زندگی کم کم به سراغتان میاید... لذت باعث قدرتمند شدن میشود به طرز باور نکردنی باعث بالا رفتن اعتماد به نفس میشود... لذت بردن هدف زندگی است
تا میتوانی همه کارها را با لذت همراه کن... حتی نفس کشیدن که کمترین فعالیت توست.
# شیما_مطلبی
Read more
💭 شاید برای یکبار هم که شده باید این حس را تجربه کنی اینکه برای کسی که برایت مهم است مهم نباشی... قطعا ...
Media Removed
💭 شاید برای یکبار هم که شده باید این حس را تجربه کنی اینکه برای کسی که برایت مهم است مهم نباشی... قطعا اول باور نمی کنی به دنبال دلایلی میگردی که اثبات کنی برایش مهمی... وقتی برای قانع کردن خودت چیز خاصی پیدا نمی کنی یک تلخی ناجور پس زمینه لحظه هایت میشود و بعد از آن تقلایی بیهوده... تقلاهای بیهوده ... 💭
شاید برای یکبار هم که شده باید این حس را تجربه کنی
اینکه برای کسی که برایت مهم است مهم نباشی...
قطعا اول باور نمی کنی
به دنبال دلایلی میگردی که اثبات کنی برایش مهمی...
وقتی برای قانع کردن خودت چیز خاصی پیدا نمی کنی یک تلخی ناجور پس زمینه لحظه هایت میشود و بعد از آن تقلایی بیهوده...
تقلاهای بیهوده هم که به جایی نرسید دچار عدم اعتماد به نفس میشوی...
با خودت میگویی من زشتم، من کمم...
و فکر می کنی لابد پای از ما بهترانی وسط است... این موقع ها دیگران هر چقدر هم که به گوشَت بخوانند تو بهترینی و لایق بهترین ها؛ تو فقط شنونده کلیشه ای ترین جمله دنیایی...
میدانی این داستان از یک آدم به آدم دیگر ادامه دار میشود...
روزی میرسد که می بینی انگار برای هیچکس مهم نیستی....
می شکنی...
و شاید لازم باشد که چند باره بشکنی... آنقدر بشکنی تا بالاخره روزی از تکه های شکسته ات هویتی شکل بگیرد با این باور که اینطور نبوده که برای آدم های متعدد مهم نباشی؛ خودت بودی که برای خودت مهم نبودی...
دوست داشتن خود را فدای دوست داشتن دیگری کردی...
تو که اینقدر در حق خودت کم لطف بوده ای پس چه توقعی از بقیه می توانی داشته باشی...
آدم ها همانقدری به ما اهمیت میدهند که ما به خودمان...
موفق ترین کسی ست که هر روز خود را می ستاید؛
این را همیشه یادت باشد.
🌸🍭
| #پریسا_زابلی_پور
Read more
آدمها همیشه خوب را برای یافتن خوب تر رها میکنند غافل از اینکه خوب همانیست که وقتی ازهمه چیز وهمه ...
Media Removed
آدمها همیشه خوب را برای یافتن خوب تر رها میکنند غافل از اینکه خوب همانیست که وقتی ازهمه چیز وهمه کس بریدی یادش می افتی همان کسی که هر روز حالت را میپرسد و تو سرسری میگویی خوبم همان کسی که تو حضورش را همیشه دیدی و حس کردی اما ساده گذشتی همان کسی که وقتی که کم حوصله ای زمین و زمان را به هم میدوزد تا ... آدمها
همیشه خوب را
برای یافتن خوب تر رها میکنند

غافل از اینکه خوب همانیست که وقتی ازهمه چیز وهمه کس بریدی یادش می افتی

همان کسی که هر روز حالت را میپرسد و تو سرسری میگویی خوبم

همان کسی که تو حضورش را همیشه دیدی و حس کردی اما ساده گذشتی

همان کسی که وقتی که کم حوصله ای زمین و زمان را به هم میدوزد تا تو لبخند بزنی
خوب همان کسی است که بی منت تو را دوست دارد که تو صدبار دست رد به سینه اش میزنی اما یکبار هم خواهشت را رد نمیکند

خوب همانیست که طاقت قهر ندارد میگوید قهر اما دلش دوری ات را تاب نمی اورد

خوب همانیست که همه احساسش را خرج تو و اطرافیانش میکند

خوب همانیست که به جرم احساسش هرلحظه غرورش رامیشکنی دلش را میشکنی و او دم نمیزند

کجا با این عجله لحظه ای درنگ کن خوب خود را با خود نمیبری ؟

خوب یک نفر است و هرگز تکرار نمیشود مبادا از دستش بدهی
‌‎‌
Read more
. براى "اتفاق خوب" زندگى ات منتظر باش هر قدر كه لازم است! اصلاً هر روز خودت را براى اتفاق افتادنش ...
Media Removed
. براى "اتفاق خوب" زندگى ات منتظر باش هر قدر كه لازم است! اصلاً هر روز خودت را براى اتفاق افتادنش آماده كن و هر لحظه دنبالش بگرد! روزى نرسد كه اتفاق خوبت،لابه لاى مشكلات و مسائل روزمره گم شود و ديگر هرچه بگردى پيدايش نكنى.. يا اين كه هى بيايد پشت پنجره ى اتاقت هى بنشيند روى يقه ى پيراهنت هى خودش ... .
براى "اتفاق خوب" زندگى ات منتظر باش
هر قدر كه لازم است!
اصلاً هر روز خودت را براى اتفاق افتادنش آماده كن و هر لحظه دنبالش بگرد!
روزى نرسد كه اتفاق خوبت،لابه لاى مشكلات و مسائل روزمره گم شود و ديگر هرچه بگردى پيدايش نكنى..
يا اين كه
هى بيايد پشت پنجره ى اتاقت
هى بنشيند روى يقه ى پيراهنت
هى خودش را روى ميز كارَت برقصاند
و تو ناديده اش بگيرى!
و بعد ها در آلبوم هاى جوانى ات به دنبال يافتن اثرى از "اتفاق خوب" به چشم هايت توى عكس ها خيره شوى و...!
نكند كه دير شود
نكند كه فكر كنى اتفاق نمى افتد..!
زندگى پر از اتفاق هاى خوب ريز ريز است
فقط بايد نگاهشان كنى .🌿
.
#مژده_خردمندان
#thecoffeelifestyle
Read more
پاییز جان حالا که تنها چند روزِ دیگر مهمان ما هستی، باید بگویم تو تقصیری نداشتی... ما آدم ها خیلی ...
Media Removed
پاییز جان حالا که تنها چند روزِ دیگر مهمان ما هستی، باید بگویم تو تقصیری نداشتی... ما آدم ها خیلی چیز ها را خراب کردیم ساده و حواس پرت بودیم، آنجا که باید وانمی دادیم وادادیم آنجا که باید رها می کردیم سخت گرفتیم... ما در لحظه زندگی کردن را بلد نبودیم امروز را در دیروز گذراندیم و فردا را قبل از ... پاییز جان
حالا که تنها چند روزِ دیگر مهمان ما هستی، باید بگویم
تو تقصیری نداشتی...
ما آدم ها خیلی چیز ها را خراب کردیم
ساده و حواس پرت بودیم، آنجا که باید وانمی دادیم وادادیم
آنجا که باید رها می کردیم سخت گرفتیم...
ما در لحظه زندگی کردن را بلد نبودیم
امروز را در دیروز گذراندیم و فردا را قبل از امروز دلشوره گرفتیم...
ما رویا داشتیم اما شجاعتِ جنگیدن برای رویاهایمان را نداشتیم...
ما خودمان را دوست نداشتیم و دوست داشتنِ دیگری را بلد نبودیم، ما بندبازی بودیم که تعادل نداشتیم...
ما رفیق می خواستیم اما رفاقت را چرتکه انداختیم...
ما همراه می خواستیم اما با هم بودن را به تکرار و عادت آلوده کردیم...
ما به دنبال عشق بودیم اما اطرافمان را خوب نگاه نکردیم...
ما قول دادیم اما دل به قول هایمان ندادیم...
ما عاشق شدیم اما نگهدارِ عشق نبودیم؛ ما عشق را بازیچه کردیم...
ما ماندن بلد نبودیم و از رفتن هیچ نمی دانستیم...
ما حرف داشتیم اما قهر کردیم، ما گفتگو را بلد نبودیم...
ما حق داشتیم اما جراتِ باز پس گرفتنش را نداشتیم...
ما زیاده خواه بودیم و قدر شناس نبودیم...
ما فراموشکار بودیم
به جای درس گرفتن از اشتباهاتمان
آن ها را
هر روز و هر ماه و هر سال تکرار کردیم،
فصل ها را بهانه کردیم
تا ضعف هایمان را بپوشانیم...
پاییز جان
تو همیشه زیبا و شکوهمند و پُر تب و تاب بودی
این ما بودیم که تو را دلگیر کردیم

#پریسا_زابلی_پور
#شبتون_خوش
#گیلان #جاده #فومن #
Read more
‍ هوالحبیب عادت کرده ام هنگامی که میخواهم در مورد چیزی بنویسم، صبر کنم تا تب و تاب اطراف موضوعی که انتخاب ...
Media Removed
‍ هوالحبیب عادت کرده ام هنگامی که میخواهم در مورد چیزی بنویسم، صبر کنم تا تب و تاب اطراف موضوعی که انتخاب کرده ام تا پیرامونش قلم بزنم فروکش کند. اما هرچه صبر کردم، تبی بالا نرفت که بخواهد پایین بیاید و تابی از کسی نرفت که بخواهد باز آید. انگار اصلا نبوده ای. اما داستان برای من متفاوت است. اغراق نیست ... ‍ هوالحبیب
عادت کرده ام هنگامی که میخواهم در مورد چیزی بنویسم، صبر کنم تا تب و تاب اطراف موضوعی که انتخاب کرده ام تا پیرامونش قلم بزنم فروکش کند. اما هرچه صبر کردم، تبی بالا نرفت که بخواهد پایین بیاید و تابی از کسی نرفت که بخواهد باز آید. انگار اصلا نبوده ای.
اما داستان برای من متفاوت است. اغراق نیست اگر بگویم هر روز تو را یاد می کنم. هر روز ساعت ۶ صبح بعد از آنکه پخش ماشین روی موج ۸۸ روشن می شود و رادیو جوان صفحه ای از کلام الله را با ترجمه استاد خرمشاهی پخش می کند. پس از آنکه ۳ بار آیت الکرسی ام را خواندم و روزم را با لعن بر بنیان گذاران ظلم بر خاندان رسول مکرم اسلام و سلام بر ارباب بی کفنم شروع می شود.
آن هنگام که از تقاطع خیابان ریحانی، مسیر شرق به غرب بزرگراه شهید همت را طی می کنم، سرم ناخودآگاه به سمت چپ متمایل می شود. درست روی دیواری بزرگ تصویر زیبای تو را میبینم. یادت می کنم. دلم می سوزد. آتش می گیرم و حسرت میخورم که چرا چون تویی باید آنقدر زود عزم سفر کند و عده ای باید بقدری عمر کنند که عمر زیادشان آسیبی شود برای خودشان و دین و دنیای بسیاری از اهل این سرزمین.
عبور میکنم، چه می توان کرد جز صبر در برابر حکمت ذات حضرت حق تعالی، اما دلم همانجا جمالت را به نظاره می نشیند.
چهاردهم دیماه ۱۳۹۶ دقیقا شد ۱۲ سال. دوازده سالی که پژوهشکده #رویان پدر خود را از دست داد. پدری که اگر همین چهل و اندی سال اندک را نمی زیست بسیاری از پدران و مادران این سرزمین محروم بودند از لذت بابا و مامان خوانده شدن.
اما خیالم راحت است. در وانفسای مسابقه مسوولان و خواص بی مصرف #انقلاب پر برکتمان در اتلاف سرمایه مادی، معنوی و انسانی، گوی سبقت را از هم می ربایند و در محکمه الهی و در مقابل قضاوت مردم مردود می شوند، #رویش هایی از جنس امثال تو و #تهرانی_مقدم ها هستند که راهتان را ادامه دهند تا پرچمی که برافراشته اید بر زمین نیافتد.
آنان که نتوانستند وجود پر برکتت را تحمل کنند نیز بدانند، فرزندانی که با تلاش پژوهشکده ای که تو بنیان نهادی ای به عرصه گیتی پای میگذارند نام دکتر شهید سعید #کاظمی_آشتیانی را از یاد نخواهند برد.
پ.ن ۱ : در روزگاری که هر بی مصرفی خود را هدف ترور بیولوژیک میداند، معتقدم دکتر کاظمی آشتیانی ترور شدند و اماره این ادعایم نیز فرمایش حضرت آقاست که دکتر کاظمی آشتیانی را شهید خواندند.
الاحقر_محمدهادی کیمیائی
Read more
فالوئرهایش میلیونی نیستند. از استوری‌های هر روزه و لایو و اتفاق‌های عجیب و غریب هم خبری نیست. چندان ...
Media Removed
فالوئرهایش میلیونی نیستند. از استوری‌های هر روزه و لایو و اتفاق‌های عجیب و غریب هم خبری نیست. چندان محبوب رسانه‌ها هم نیست. نه در رسانه‌های داخلی خیلی رویش مانور می‌دهند و نه در رسانه‌های خارجی از پیشنهادهای انگلیسی و اسپانیایی و ایتالیایی‌اش می‌نویسند. قرار بود علی دایی فوتبال ایران نشود ... فالوئرهایش میلیونی نیستند. از استوری‌های هر روزه و لایو و اتفاق‌های عجیب و غریب هم خبری نیست. چندان محبوب رسانه‌ها هم نیست. نه در رسانه‌های داخلی خیلی رویش مانور می‌دهند و نه در رسانه‌های خارجی از پیشنهادهای انگلیسی و اسپانیایی و ایتالیایی‌اش می‌نویسند. قرار بود علی دایی فوتبال ایران نشود و نشد. اما کریم انصاری‌‏‌فرد شد.
اردوی سایپا در اردبیل برای تیم‌های علی دایی یک اتفاق عادی و تکراری است اما برای انصاری‌فرد ویژه‌ترین اتفاق زندگی‌اش بود. در همین اردو بود که علی دایی، انصاری‌فرد را دید و او را به تیم پایه سایپا آورد. سال بعد از قهرمانی، رفتن خلیلی به عنوان بهترین گل‌زن نارنجی‌ها و افت سایپا، انصاری‌فرد را به تیم بزرگسالان رساند. درخشش او بحران را از اردوی نارنجی‌ها دور کرد و نامش را برسر زبان‌ها انداخت. گل‌هایش، قد و استیلش و نحوه بازی‌اش همه را به یاد دایی می‌انداخت. در دوره قحطی مهاجم بعد از رفتن علی دایی هر مهاجمی با چند گل به عنوان «علی دایی» جدید فوتبال معرفی می‌شد. کریم هم از این قاعده مستثنی نبود. کریم راه دایی را رفت اما علی دایی فوتبال ایران نشد.
او در راه علی دایی قدم گذاشت. درست در همان جاهایی که نزدیک بود فوتبالش تمام شود تازه همه چیز شروع شد. او در دو بازی آخر دوستانه تیم ملی در قامت ستاره ظاهر شد. دو گل مقابل توگو و یک پنالتی و یک پاس گل مقابل پاناما و شش گل در المپیاکوس، تیم قهرمان فصل گذشته لیگ یونان. همان بازیکنی که بارها و بارها تا آستانه حضور در قرار گرفتن در لیست مازاد رفت. همان بازیکنی که رسانه‌های یونانی هر روز و هر روز از فروشش نوشتند اما او ماند. مثل همان روزهایی که همراه با نکونام از اوساسونا جدا شد. از بازگشتش به ایران می‌گفتند یا رفتنش به حاشیه خلیج فارس. اما هیچ کدام نشد. او برخلاف نکونام و شجاعی و حتی قوچان نژاد و دژاگه و خیلی از لژیونرها مسیرش را به سمت حاشیه خلیج فارس کج نکرد و راه تازه ای ساخت. راهی به نام یونان. اولین نماینده نسل خودش در سوپر لیگ یونان شد. در آن زمان شاید حضور در یونان عجیب بود اما حالا به مقصد رویایی خیلی از بازیکنان ایرانی در فصل نقل و انتقالات تبدیل شده است. راهی که انصاری‌فرد باز کرد و بعد از او شجاعی و حاج‌صفی رفتند و خیلی‌هایی که می‌خواستند و نرفتند مثل طارمی.
(( بقيه متن توى كامنت اول )) 👇🏻
Read more
ali: چندبار دیده بودمش، اتفاقی.گاهی سرش پایین بود و موهای بلندش پریشان و گاهی بی تفاوت به اطرافش ...
Media Removed
ali: چندبار دیده بودمش، اتفاقی.گاهی سرش پایین بود و موهای بلندش پریشان و گاهی بی تفاوت به اطرافش نگاه میکرد، نگاهش را دوست داشتم.هیچ وقت به من نگاه نکرده بود، حتی نمیدانست، من هر روز کنار آن دکه ی آبی زیر سایبانش در حالی که وانمود میکنم محو مجله ی بوردا هستم از دور او را دید میزنم. دست خودم نبود، از ... ali:
چندبار دیده بودمش، اتفاقی.گاهی سرش پایین بود و موهای بلندش پریشان و گاهی بی تفاوت به اطرافش نگاه میکرد، نگاهش را دوست داشتم.هیچ وقت به من نگاه نکرده بود، حتی نمیدانست، من هر روز کنار آن دکه ی آبی زیر سایبانش در حالی که وانمود میکنم محو مجله ی بوردا هستم از دور او را دید میزنم. دست خودم نبود، از اینکه هر روز او را انجا ببینم دلم گره میخورد، یک حس خوب و بد تلفیقی…
بر خلاف همه ی آدم های اطرافم، موقع راه رفتن سرش داخل گوشی نبود،خیلی حاضر بود، اولین بار که از جلویم رد شد، حس کردم خیلی بیشتر از یک نفر است، حضورش خیلی سنگین بود .

حتی یک بار آمد نزدیک دکه و یک پاکت سیگار خرید، آن روز به خودم گفتم دیگر برای دیدنش نمی آیم، از آدم های سیگاری متنفرم…چه معنی دارد؟
اما هرچه کردم نتوانستم دلم را راضی کنم؟ تا صبح توی تختم غلت خوردم، حتما مشکلی دارد که سیگار میکشد... فردایش آمدم و از فروشنده دکه پرسیدم، کدام سیگارتان کم خطرتر است؟ خندید و گفت: بهمن میکشد، میخواهی؟
دیگر از آن روز سر قرار یک نفره مان نرفتم، چندین بار حتی لباس هم پوشیدم، اما نرفتم…نمیدانم به خاطر حرف آن مرد بود یا غرور یا…
چند ماه بعد به کلی فراموشش کرده بودم…برای کار جدیدم دنبال مدل لباس میگشتم،از کنار همان دکه رد شدم، چشمم را روی ردیف بوردا چرخاندم،خبری از مجله نبود، رو به فروشنده گفتم؛ اقا دیگر بوردا نمیاوری؟
سرش پایین بدون اینکه به من نگاه کند پکی به سیگارش زد و گفت؛ میاوریم،نمیماند..یک دیوانه هر هفته همه شان را میخرد
Read more
#Repost @faranak_amidi with @get_repost ・・・ این زنان زخمهای صورت و بدنهایشان را در یک مجموعه عکس به نمایش میذارن و داستان این زخمها را میگن. این زنان نگاهشان‌به این زخمها متفاوت است. ازین زخمها شرم ندارن. این زخمها داستان زندگی اونهاست. خودتون را، بدنهاتون را، زخمهاتون را، ترکهاتون را، ... #Repost @faranak_amidi with @get_repost
・・・
این زنان زخمهای صورت و بدنهایشان را در یک مجموعه عکس به نمایش میذارن و داستان این زخمها را میگن. این زنان نگاهشان‌به این زخمها متفاوت است. ازین زخمها شرم ندارن. این زخمها داستان زندگی اونهاست.
خودتون را، بدنهاتون را، زخمهاتون را، ترکهاتون را، "خودتون" را دوست داشته باشین. از "خودتون" یعنی بدنهاتون و ذهنتون مراقبت کنین. چون مهم نیست چندتا زخم دارین، شکمتون چقدر تخته یا قلمبه، مهم نیست روی باسنتون یا کنار رونتون چندتا ترک دارین، شما، من، ما لیاقت این را داریم که خودمون را دوست داشته باشیم، از زندگی لذت ببریم و استعدادها و پتانسیل های خودمون را بالفعل کنیم. میدونم وقتی بلند میگم این حرفها را یا مینویسمشون بدیهی و ساده به نظر میان اما واقعیت اینه میلیونها زن و مرد هر روز خودشون را به خاطر نداشتن ظاهری ایده آل سرزنش مکنن و از بسیاری از لذتهای زندگی محروم میکنن.
#بدن_من #ایران #ایرانی #فمنیسم #تهران #iran #iranian #persian #behindthescars #my_body💎✌🏼
Read more
سلطان دوست داشتنی فوتبال من خاص است <span class="emoji emojia9"></span><span class="emoji emojiae"></span>7 **چون به دادگاه نامه می نویسد که هوادارش را ک برای در اغوش کشیدنش ...
Media Removed
سلطان دوست داشتنی فوتبال من خاص است 7 **چون به دادگاه نامه می نویسد که هوادارش را ک برای در اغوش کشیدنش به زمین امده را ببخشند. **چون با پای زخمی وکفشی پر از خون هم تیمش را رها نمیکند و گل میزند . **چون با مصدومیت ودر حالی که پزشکان اجازه بازی را به او نداده اند در جام جهانی برای وطنش بازی میکند. **چون ... سلطان دوست داشتنی فوتبال من خاص است ©®7
**چون به دادگاه نامه می نویسد که هوادارش را ک برای در اغوش کشیدنش به زمین امده را ببخشند.
**چون با پای زخمی وکفشی پر از خون هم تیمش را رها نمیکند و گل میزند .
**چون با مصدومیت ودر حالی که پزشکان اجازه بازی را به او نداده اند در جام جهانی برای وطنش بازی میکند.
**چون هوادارش به زمین چمن می اید برخلاف خیلی ها او را در اغوش می گیرد.
**چون هیچ خالکوبی روی بدن او نمی بینید برای این که بتواند سالی2یا3بار خون اهدا کند .
**چون برای هم تیمی سابق اش اشک میریزد .
**چون توپ طلا و کفش طلایش را می فروشد تا به نیازمندان و مردم غزه و فلسطین کمک کند .
**چون بلاتر او را کماندو و ادم اهنی خطاب میکند او فقط در جوابش می گوید برای او ارزوی طول عمر می کند .
**چون وقتی توپ طلا را که خیلی وقت پیش حق او بود را این دفعه از دشمنان خود میگیرد جوری اشک می ریزد که قلب همه ی مادریدیستها درد می گیرد.
**چون هواسش به همه مردم سختی دیده دنیا هست و حتی حاضر است برای دلخوشی مردمی که گرفتار زلزله شده اند با پرچم نپال عکس به یادگار بیاندازد .
**چون انقدر عاشق تیمش و هوادارانش است که وقتی می افتد یا بر روی او خطا می شود انگار پوتکی بر سر هوادارانش زده اند.
**چون هر روز وقتی را به امضا و عکس انداختن با هوادارانش اختصاص می دهد بر خلاف خیلیا که حتی به هوادار سالخورده تیمشان هم بی اعتنایی میکنند.
﷼ با همه اینها میفهمیم که رونالدو خیلی خاص است خیلی....
اون سلطان فوتبال و قلب هاست😍💖💜
Read more
Loading...
Load More
Loading...