هستی که من به

Loading...


Unique profiles
90
Most used tags
Total likes
0
Top locations
Beirut, Lebanon, Mazandaran Province, Bandar-E Ganaveh, Bushehr, Iran
Average media age
697 days
to ratio
8.1
عشق و مهربانی را از تو‌ باید آموخت،این روزها آموزگاری والاتر از تو در درس انسانیت نمیبینم،کاش میتوانستم ...
Media Removed
عشق و مهربانی را از تو‌ باید آموخت،این روزها آموزگاری والاتر از تو در درس انسانیت نمیبینم،کاش میتوانستم بر سر کلاس درس عشق و مهربانی و سخاوت تو بنشینم و شاگردیت را کنم . تو شیر زنی هستی که من به عنوان یک زن به وجودت میبالم و میدانم که تمام زنان سرزمینمان تو را ستایش خواهند کرد بهت افتخار مییکنم #بانو ... عشق و مهربانی را از تو‌ باید آموخت،این روزها آموزگاری والاتر از تو در درس انسانیت نمیبینم،کاش میتوانستم بر سر کلاس درس عشق و مهربانی و سخاوت تو بنشینم و شاگردیت را کنم .
تو شیر زنی هستی که من به عنوان یک زن به وجودت میبالم و میدانم که تمام زنان سرزمینمان تو را ستایش خواهند کرد
بهت افتخار مییکنم #بانو @justnarges
خانم کلباسی مدتی است در خط صفر مرزی روستاهای زلزله زده با شجاعت و سخاوت در حال امداد رسانی و خرید کانکس و سر وسامان دادن به اوضاع میباشند
درود و سپاس🌸
#نرگس_کلباسی #امداد #امدادگران #امدادگر #زلزله_کرمانشاه #عشق #مهربانی
Read more
Loading...
من در مدتی که در بیمارستان نورافشار کار میکردم که به صورته غیر مستقیم با جنابه اقای دکتر سرکارت همکار کادر درمان بودیم و دو بار هم شیلا جان رو اونجا دیدم اول از این بگم که وقتی در یک محیطی مدت زمانه نسبتا زیادی هستی خیلی از همکارا و پزشکا رو از نطره اخلاقی میشناسی یا آوازشون به گوشت میرسه من میتونم قسم ... من در مدتی که در بیمارستان نورافشار کار میکردم که به صورته غیر مستقیم با جنابه اقای دکتر سرکارت همکار کادر درمان بودیم و دو بار هم شیلا جان رو اونجا دیدم اول از این بگم که وقتی در یک محیطی مدت زمانه نسبتا زیادی هستی خیلی از همکارا و پزشکا رو از نطره اخلاقی میشناسی یا آوازشون به گوشت میرسه من میتونم قسم بخورم که در مدتی که کار کردم پزشکی به حاذقی و به با اخلاقی جناب دکتر سرکارت کمتر دیدم این انسان نمونه واقعی اخلاق هستند و چقدر خدمه و قشر ضعیفه بیمارستان میومدن به من میگفتند که در فلان مناسبت جنابه دکتر چجور خوشحالشون کردن و پزشکی بودن که هم بسیار خوشرو بودن و بسیار مودب و با اخلاق و حتی یک شوخی خارج از عرف و کار من حتی از کسی نشنیده بودم که با کسی داشته باشن و شیلا جان رو دوباری که دیدم یک بار کمی ناخوش بودند این خانم بدونه ذره ای میکاپ به حدی زیباست که دوست نداری ازش چشم برداری و واقعا شخصیتی در حد و اندازه جناب دکتر ...این ادمهایی مثله عروسه سفیر ایران و ساشا رو خودمون بزرگ کردیم که بیان واسه مردم از پول و رنگ شناسی بگن ...ایا تا حالا شماها خونه و مسافرتهای ادمهای اصیل و پولدار رو دیدید نه ندیدید چون به نمایش نمیزارن هر چی ادمه عقده ایه که چشمش به دوتا ماشین و خونه افتاده میاد عقده هاشو تو فصای مجازی خالی میکنه نمونش هم زیا ه دیگه
@shilakhodadadvafarzinsarkarat
زیباترین و شیک ترین بانو که حتی از مونیکا بلوچی هم زیباتری جوابان ابلهان خاموشی مثله این میمونه که من از ناسزای یه ادمه دیوانه ناراحت شم ارزشه شما خیلی بالاست بانو
Read more
‌ ‌چهل سالت که میشه به خودت میای و می‌بینی که زندگیت اصلن اونی نبود که خودت می‌خواستی. اونجاست که می‌ری ...
Media Removed
‌ ‌چهل سالت که میشه به خودت میای و می‌بینی که زندگیت اصلن اونی نبود که خودت می‌خواستی. اونجاست که می‌ری سراغ مامان و بابات و همه‌ش انگشت اتهامت به سمت اون‌هاست. اون‌ها رو مقصر می‌دونی که نذاشتن اون جوری که خودت می‌خواستی زندگی کنی. ‌ نذار این اتفاق بیفته. به خاطر خودت و به خاطر عشقی که بین خودت و ...
‌چهل سالت که میشه به خودت میای و می‌بینی که زندگیت اصلن اونی نبود که خودت می‌خواستی. اونجاست که می‌ری سراغ مامان و بابات و همه‌ش انگشت اتهامت به سمت اون‌هاست. اون‌ها رو مقصر می‌دونی که نذاشتن اون جوری که خودت می‌خواستی زندگی کنی.

نذار این اتفاق بیفته. به خاطر خودت و به خاطر عشقی که بین خودت و والدینت هست. اجازه نده که بیست سال دیگه هر وقت به مامان و بابات نگاه می‌کنی یاد ناکامی‌هات بیفتی. و اجازه نده که هر وقت اون‌ها بهت نگاه می‌کنن یاد اشتباهاتی بیفتن که در جوانی در حق تو مرتکب شدن.

اگه می‌خوای یه چیزی رو تغییر بدی ولی نمی‌تونی، بهت اجازه‌ش رو نمی‌دن یا هرچی… باید یک مبارزه رو شروع کنی. باید انتخاب‌های سختی انجام بدی و پاشون وایسی.

برای تغییر باید از همین الان شروع کنی. از همین روزهایی که داری باهاشون زندگی می‌کنی. بهشون نشون بده که دنیای جدیدی اون بیرون هست که می‌خوای به طور مستقل تجربه‌ش کنی، و بهشون نشون بده که می‌تونی به طور مستقل تجربه‌ش کنی. از همین الان مستقل بودن رو در کنارشون شروع کن. کار کن. پول دربیار. برو سفر. برای زندگیت و محیطی که توش هستی تصمیم بگیر و اگر اشتباه کردی مسئولیتش رو بپذیر.

اجازه رو نمی‌گیرن. می‌سازن.

پس مبارزه کن. برای چیزی که یقین داری درسته. برای هدف و آرزویی که در سر داری. بجنگ برای همین یک بار فرصت کوتاهی که در اختیارت هست و بهش می‌گن زندگی. اشتباه کن، و مسئولیتش رو بپذیر. دهنت قراره سرویس بشه. زندگی سخت‌تر از اونیه که فکر می‌کردی. ولی فکر کنم می‌ارزه.

من دیدم، و باهاشون زندگی کردم، کسانی که با خانواده زندگی می‌کردن چون مجبور بودن، ولی مبارزه کردن، رفتن دنبال رویاهاشون و به خانواده نشون دادن که از پس خودشون و از پس یک زندگی مستقل بر میان. دیدم کسانی رو که به خانواده نشون دادن که دنیا عوض شده و چیزهایی که آدم‌ها می‌خوان با چیزهایی که چهل سال پیش ارزش بود فرق کرده. آدم‌هایی رو دیدم که گریان از خونه‌ی مامان و باباشون زدن بیرون و چند هفته بعد با لبخند توی خونه‌ی خودشون سفره‌ی شام رو می‌چیدن که میزبان مامان و باباشون باشن.

یه چیزی همین الان به ذهنم رسید. مشاور. یک مشاور یا روانکاو خوب خیلی می‌تونه این روند رو تسریع کنه. پیداش کن. برو باهاش حرف بزن. اگه درکت کرد و رابطه‌ی خوبی با بی‌قراری‌هات و دغدغه‌هات برقرار کرد، جلسه‌های بعد می‌تونی با پدر و مادر بری پیشِش. خیلی وقت‌ها یک آدم کاربلد و به‌روز که از بالا داره اوضاع رو می‌بینه، بهتر می‌تونه شرایط رو به پدر و مادرت توضیح بده.

خب دیگه من از نوشتن خسته شدم. [پایان]
Read more
* ۱-هیچ چیز بی‌دلیلی در زندگی شما رخ نداده است: به گذشته نگاه کنید؛ حتما در زندگی سختی‌هایی داشته‌اید ...
Media Removed
* ۱-هیچ چیز بی‌دلیلی در زندگی شما رخ نداده است: به گذشته نگاه کنید؛ حتما در زندگی سختی‌هایی داشته‌اید که بعد از آن پاداش یا نکته‌ای برای آموختن در انتظار شما بوده است. حالا با این فرض و تصور زندگی کنید که هر چه در زندگی شما رخ‌ داده و اکنون در حال وقوع است؛ بی‌دلیل نبوده است. این تفکر باعث می‌شود کمتر ... *
۱-هیچ چیز بی‌دلیلی در زندگی شما رخ نداده است: به گذشته نگاه کنید؛ حتما در زندگی سختی‌هایی داشته‌اید که بعد از آن پاداش یا نکته‌ای برای آموختن در انتظار شما بوده است. حالا با این فرض و تصور زندگی کنید که هر چه در زندگی شما رخ‌ داده و اکنون در حال وقوع است؛ بی‌دلیل نبوده است. این تفکر باعث می‌شود کمتر در هنگام سختی‌ها و اتفاقات بد، خودتان را آزار دهید و صبور و امیدوار باشید تا روزهای سخت بگذرند. اینکه از دلایل اتفاقات اکنونِ خود، بی‌خبر هستید؛ به این معنی نیست که دلیلی ندارند؛ منتظر باشید تا دلایل بر شما آشکار شوند

۲-نقاط ضعف خود را به خدمت بگیرید: پذیرش بی‌قید و شرطِ خویشتن به معنی این نیست که من باید بی‌نقص باشم تا بتوانم خود را بپذیرم. زیرا ابتدا باید به بودن و هستی خود افتخار کنم تا همان نقص‌های قابل رفع خود را بردارم. داشتن احساس بد، نسبت به خود نمی‌تواند باعث شود نقاط ضعف خود را بردارید. پس به جای جنگ با نقص‌های خود، با ارزش قائل شدن برای آنچه واقعا هستید؛ تلاش کنید نقاط ضعف خود را بردارید. اگر هم واقعا قابل رفع نیستند؛ آنها را به خدمت بگیرید! مثلا اگر نتوانسته‌اید با وسواسی بودن خود کاری کنید؛ آن را در کارهایی که نیاز به نظم و انضباط زیاد دارند به کار بگیرید. حتما دیده‌اید افرادی که حتی با نقصهای ژنتیکی توانسته‌اند با کمک دیگران در استعدادی خاص، ممتاز باشند

۳-نقش قربانی را به خالق تغییر دهید: نمی‌خواهم شرایط بد خود را انکار کنید اما به این فکر کنید که من چگونه می‌توانم خالق شرایط بهتری باشم؟ قربانی بودن از این برمی‌آید که شما خود را بی‌اختیار و زندانی در وضعیتِ بد خود بدانید. اما به این فکر کنید من به چه دلیلی خود را در این وضعیت بد نگه داشته‌ام؟ حتی اگر نمی‌توانم شرایط بد خود را متحول کنم؛ چه پاسخ و واکنش فعال و کارآمدی، می‌توانم نسبت به موقعیتم انتخاب کنم؟ چگونه می‌توانم خود را خوشحال کنم و با همین شرابط به موفقیت برسم؟ اختیار و کنترل احساسات، تفکرات و زندگی خود را کجا به دیگران واگذار کرده‌ام؟ این نگرش، نگرش یک انسان خالق است نه قربانی!

۴-در دنیای خود اولین و بهترین باشید: اینکه دیگران چقدر بهتر و برتر از شما هستند مهم نیست! مهم این است شما با ویژگیهای منحصر بفرد خود، چقدر می‌توانید در دنیای خود، بهترین باشید. وقتی بخواهید در دنیای خودتان بهترین و اولین باشید کیستی و چیستی شما مهمتر از چه کاره بودن شما خواهد شد و نظر دیگران دیگر ملاک ارزشمندی شما نخواهد شد
.
.
Read more
. فنجان چای را لب ایوان میگذارم و چشم می دوزم به بهار ... لبخندسحر انگیزش به لب شکوفه های بادام دلربایی ...
Media Removed
. فنجان چای را لب ایوان میگذارم و چشم می دوزم به بهار ... لبخندسحر انگیزش به لب شکوفه های بادام دلربایی می کند... تو هستی و من و ... تو هستی و من و بهار و فنجان چای و دلی شاد... با تو خواهم آمد پا به پایت تا آنسوی جاده هایی که بی گمان به تو ختم می شوند... .
فنجان چای را لب ایوان میگذارم و چشم می دوزم به بهار ...
لبخندسحر انگیزش به لب شکوفه های بادام دلربایی می کند...
تو هستی و من و ... تو هستی و من و بهار و فنجان چای و دلی شاد... با تو خواهم آمد پا به پایت تا آنسوی جاده هایی که بی گمان به تو ختم می شوند...
<span class="emoji emoji1f49c"></span> و رویای ما به حقیقت پیوست، قلبهای ما به هم پیوست و زندگی آغاز شد به تو رسیدم در اوج آسمان عشق این بود ...
Media Removed
و رویای ما به حقیقت پیوست، قلبهای ما به هم پیوست و زندگی آغاز شد به تو رسیدم در اوج آسمان عشق این بود قصه ی من و تو و سرنوشت تو آمدی و دنیا مال من شد همه ی انتظار و دلتنگی ها و غصه ها تمام شد تو آمدی و عشق آمد و پیوند ما در کتاب عشق ثبت شد باور نداشتم مال من شده ای لحظه ای به خودم آمدم و دیدم همه زندگی ام شده ... 💜
و رویای ما به حقیقت پیوست، قلبهای ما به هم پیوست و زندگی آغاز شد
به تو رسیدم در اوج آسمان عشق
این بود قصه ی من و تو و سرنوشت
تو آمدی و دنیا مال من شد
همه ی انتظار و دلتنگی ها و غصه ها تمام شد
تو آمدی و عشق آمد و پیوند ما در کتاب عشق ثبت شد
باور نداشتم مال من شده ای
لحظه ای به خودم آمدم و دیدم همه زندگی ام شده ای
عشق معجزه نیست، حقیقتیست در قلب ها که پنهان است
به پاکی عشق، به لطافت با تو بودن و ما با هم آمده ایم که به همه ثابت کنیم معنای عشق واقعی را

تو همانی که من میخواستم، مثل تو کسی در دنیا نیست برایم، مثل تو هیچگاه نیامد و نمی آید و نخواهد آمد، تو اولین و آخرینی برایم
و با عشق پرواز میکنیم، میرویم به جایی که تنها آرامش باشد در بینمان، تا در یک سکوت عاشقانه و در اوج آرامش بدون هیچ غمی در آغوشت آرام بگیرم
اینبار سکوت زیباست، چون درونش یک عالمه حرفهاست، حرفهایی در دلهای من و تو، که هم تو میدانی راز دلم را و هم من میدانم راز درونت را
و من ثابت کردم عشق هست، تو همیشه هستی و روزی میرسد که ثابت خواهم کرد از عشقت خواهم مرد
و من و تو همسفران عشقیم تا ابد، این احساسم همیشه در قلبت بماند…
Read more
Loading...
صدایش زدم : آهای روزگار .... . برگشت و نیم نگاهی کرد و به رفتن ادامه داد . این بار فریاد زدم : با توام ...
Media Removed
صدایش زدم : آهای روزگار .... . برگشت و نیم نگاهی کرد و به رفتن ادامه داد . این بار فریاد زدم : با توام صبر کن .... . ایستاد و دوباره نگاه سریعی به من کرد و گفت : بگو چکار داری من وقت ایستادن ندارم ... . گفتم : حتی برای یک لحظه ؟ . گفت : حتی برای یک لحظه ... مگر این که سهمت از زندگی همین یک لحظه باشد ... . گفتم ... صدایش زدم : آهای روزگار .... .
برگشت و نیم نگاهی کرد و به رفتن ادامه داد .
این بار فریاد زدم : با توام صبر کن ....
.
ایستاد و دوباره نگاه سریعی به من کرد و گفت : بگو چکار داری من وقت ایستادن ندارم ... .
گفتم : حتی برای یک لحظه ؟
.
گفت : حتی برای یک لحظه ... مگر این که سهمت از زندگی همین یک لحظه باشد ... .
گفتم :صبر کن من شکایت دارم ، گلایه دارم ... .
همانطور که می چرخید و می خندید و دور می شد گفت : به خودت نگاه کن فقط و فقط به خودت نگاه کن .... .
و من آرام آینه ای پیش رویم گذاشتم و نشستم و فکر کردم ... .
چقدر برای شاد زیستن تلاش کرده بودم ؟چقدر حال درونیم را به اتفاقات بیرونی گره زده بودم ؟ چقدر از کمی ها و کاستی های از پیش تعریف شده رنجیده بودم و با افتخارات نداشته فخر فروخته بودم و درد و غصه را نشانده بودم کنارم و آواز خوشبختی سر داده بودم و .... .
خوشبختی را هیچ کسی جز خودم نمی تواند به من هدیه کند و شاد زیستن احساسی نیست که من آن را از بقیه بخرم یا قرض بگیرم ... .
خوشبختی زمانی کنارم می نشیند و مرا در آغوشش آرام می کند که عشق بورزم به کل کائنات و به کل هستی عشقی بدون انتظار و چشم داشت ...بدون ترس و کنترل و بدون ریا و خودنمایی ...وقتی گذشت می کنم چنان سمفونی از نور و رقص و شعر در هوای دلم می پیچد که دیگر نیازی به هیچ چیز ندارم و این همان احساس بی نیازی است که خالقم از وجود خودش در انسان دمیده ... .
دوستان خوب و همراهم ممنونم بابت تمام همدردیها و پیامهای تسلیت و شرمنده خیلی تلاش کردم به همه جواب بدم ولی موفق نشدم ... .
روزگارتون آروم و دلاتون شاد ... .
عبادتهاتون قبول و التماس دعا ... .
🍃🍃🍃🌼🌼
Read more
<span class="emoji emoji1f491"></span><span class="emoji emoji1f48d"></span>۹۷۰۱۰۲۴<span class="emoji emoji1f48d"></span><span class="emoji emoji1f491"></span> <span class="emoji emoji1f491"></span><span class="emoji emoji1f48d"></span>بعد از شش سال عشق و دوستی به هم رسیدیم<span class="emoji emoji1f48d"></span><span class="emoji emoji1f491"></span> و رویای ما به حقیقت پیوست،قلبهای ما به هم پیوست ...
Media Removed
۹۷۰۱۰۲۴ بعد از شش سال عشق و دوستی به هم رسیدیم و رویای ما به حقیقت پیوست،قلبهای ما به هم پیوست و زندگی آغاز شدبه تو رسیدم در اوج آسمان عشق،این بود قصه ی من و تو و سرنوشت تو اومدی و دنیا مال من شد همه ی انتظار و دلتنگی ها و غصه ها تموم شد تو اومدی و عشق اومد و پیوند ما در کتاب عشق ثبت شدباور نداشتم ... 💑💍۹۷۰۱۰۲۴💍💑
💑💍بعد از شش سال عشق و دوستی به هم رسیدیم💍💑
و رویای ما به حقیقت پیوست،قلبهای ما به هم پیوست و زندگی آغاز شد💕به تو رسیدم در اوج آسمان عشق،این بود قصه ی من و تو و سرنوشت تو اومدی و دنیا مال من شد همه ی انتظار و دلتنگی ها و غصه ها تموم شد تو اومدی و عشق اومد و پیوند ما در کتاب عشق ثبت شد💍باور نداشتم مال من شدی لحظه ای به خودم اومدم و دیدم همه زندگیم شدی عشق معجزه نیست،حقیقتیست در قلب ها که پنهان هست.به پاکی عشق،به لطافت با تو بودن و ما با هم آمده ایم که به همه ثابت کنیم معنای عشق واقعی رو😍تو همونی که من میخواستم💑مثل تو کسی توی دنیا نیست برام👫مثل تو هیچ وقت نیومد و نمیاد و نخواهد اومد،تو اولین و آخرینی برام و با عشق پرواز میکنیم،میریم به جایی که تنها آرامش باشه در بینمون،تا در یه سکوت عاشقونه و در اوج آرامش بدون هیچ غمی در آغوشت آروم بگیرم اینبار سکوت زیباست،چون درونش یک عالمه حرفهاست، حرفهایی در دلهای من و تو،که هم تو میدونی راز دلم رو و هم من میدونم راز درونت رو،و ما ثابت کردیم عشق هست،تو همیشه هستی و روزی میرسه که ثابت خواهم کرد از عشقت خواهم مرد و من و تو همسفران عشقیم تا ابد💑این احساسم همیشه در قلبت بماند❤👫❤
💑💍 @mostafa.khodamehri 💍💑
#بله_برون #بلهبرون #بله_برون💍 #نامزدی #نامزدی💍 #نامزدیمون #نامزدیم #شش_سال #عشق #عشقم #عشق_جان #عشق😍 #عشق💞 #عشقمی💎💎💎💎💎💟💟💟💟💟😍😍😍😍😘💖😘💖😘💖💖💖🌺🎇🎇🎇 #عشق_همیشگی #عشق_همیشگیمی😘 #عشق_همیشگی_من #عشق_همیشگیم #عشق_همیشگیمی
Read more
Loading...
. سر به سر د‌ل من نذار اشک منو د‌یگه د‌ر نیار . عاشقت شد‌م من همین یه بار، جووووون تو.‌.. بله سلام می‌کنم ...
Media Removed
. سر به سر د‌ل من نذار اشک منو د‌یگه د‌ر نیار . عاشقت شد‌م من همین یه بار، جووووون تو.‌.. بله سلام می‌کنم خد‌مت شما شنوند‌گان عزیز راد‌یو زرشک. متاسفانه امروز همکارم جناب گند‌ه‌د‌وز یه کم گرفتار بود‌ن و من، زرزاد‌ه به جای ایشون برنامه رو اجرا می‌کنم. . - سلام جناب زِرزاد‌ه خوبید‌؟ . + زَرزاد‌ه ... .
سر به سر د‌ل من نذار اشک منو د‌یگه د‌ر نیار
.
عاشقت شد‌م من همین یه بار، جووووون تو.‌.. بله سلام می‌کنم خد‌مت شما شنوند‌گان عزیز راد‌یو زرشک. متاسفانه امروز همکارم جناب گند‌ه‌د‌وز یه کم گرفتار بود‌ن و من، زرزاد‌ه به جای ایشون برنامه رو اجرا می‌کنم.
.
- سلام جناب زِرزاد‌ه خوبید‌؟
.
+ زَرزاد‌ه عزیزم. رعایت کنید‌ لطفا.
.
_ خب حالا... بند‌ه پوریا شفقی هستم، «میم.جیم» سابق. زنگ زد‌م بگم این چه وضعشه آخه؟ 6 هزار تن پوشک با بد‌بختی بخر، انبار کن که آخرش فقط سه برابر به مرد‌م بفروشی؟! تازه بعد‌ش هم بهت خبر بد‌ن که پوشک‌های بزرگسالانش نشتی مید‌ه! همین همسایه خود‌مون اومد‌ خرید‌، الانسه شبه جای پد‌رش رو توی تراس می‌ند‌ازه. من به عنوان یه جوون بیست و چند‌ ساله د‌رد‌م رو به کی بگم؟ به همین خاویار قسم د‌یگه روم نمیشه به د‌َد‌ی رو بزنم. واقعا چرا کسی رسید‌گی نمی‌کنه؟
.
زرزاد‌ه: عزیزم لازمه که مجد‌د‌ا سلام عرض کنم. بابت فامیلی جد‌ید‌ت هم تبریک میگم ایشالا خیرش رو ببینی. ایشالا پشت این فامیلی هم افتخارآفرینی کنی مثل قبلی! پیغامتون رو هم شنید‌م. واقعا حق با شماست. من از همین تریبون به نمایند‌گی از مرد‌م زیاد‌ه‌خواه از شما جوان پرکار و تلاشگر و کارِخصوصی‌آفرین، تشکر و عذرخواهی می‌کنم. بذارید‌ چند‌تا تلفن د‌یگه وصل کنم شاید‌ مسببان این وضع شخصا اومد‌ن و از شما معذرت خواستن. بفرمایید‌ روی ایر هستید‌.
.
- آقا سلام. من «خ. ر» هستم. ببین آقای شفقیِ جد‌ید‌، به من چه که شما اومد‌ی پوشک سنین 12 تا 18 ماه خرید‌ی و به سالمند‌ان قالب کرد‌ی؟! بعد‌ش هم مرد‌ حسابی، بار واکسن هم بود‌ ولی خود‌ت پوشک خواستی. د‌یگه به من چه؟ چرا اجر کار ما رو خراب می‌کنی؟
.
زرزاد‌ه: ای بابا من نمی‌فهمم شما سرمایه‌های مملکت چرا حرص و جوش بیخود‌ی می‌خورید‌؟
.
- الو زرزاد‌ه! هستی؟ گند‌ه‌د‌وزم؛ ببین کاسبی بد‌جور خرابه؛ از صبح تا حالا فقط ۴۷ تا مسافر زد‌م. شماره اون رفیقت که مرغ به قیمت کشتارگاه می‌د‌اد‌ رو سریع واسم اس‌ام‌اس کن.
.
زرزاد‌ه: بله د‌وستان گویا خط رو خط شد‌ه، تلفن بعد‌ی لطفا.
.
- گند‌ه‌د‌وز: چی خط رو خط شد‌ه مرد‌ حسابی؟ من خود‌م ختم این بازیام. باز د‌وتا آقازاد‌ه د‌ید‌ی خود‌تو گم کرد‌ی. بفرست شماره رو. شب مهمون د‌اریم.
.
زرزاد‌ه: د‌وستان لطفا «همه چی آرومه» پخش کنید‌... تماس بعد‌ی لطفا... .
بقیه در کامنت اول 👇👇👇
Read more
. "انجیل های من" داستان پیامبری و رستاخیز عیسی است، و شروع دین مسیحیت. داستان در دو فصل تنظیم شده؛ ...
Media Removed
. "انجیل های من" داستان پیامبری و رستاخیز عیسی است، و شروع دین مسیحیت. داستان در دو فصل تنظیم شده؛ فصل اول با نام "شب باغ زیتون" که به پیامبری ی عیسی می پردازد و فصل دوم به نام "انجیل به روایت پیلاطس" که درباره ی رستاخیز این پیامبر است. شک و ایمان، مسئولیت و لاقیدی، اساس مفهوم این رمان است. چه در فصل ... .
"انجیل های من" داستان پیامبری و رستاخیز عیسی است، و شروع دین مسیحیت. داستان در دو فصل تنظیم شده؛ فصل اول با نام "شب باغ زیتون" که به پیامبری ی عیسی می پردازد و فصل دوم به نام "انجیل به روایت پیلاطس" که درباره ی رستاخیز این پیامبر است.
شک و ایمان، مسئولیت و لاقیدی، اساس مفهوم این رمان است. چه در فصل اول که عیسی نمی تواند بپذیرد که ناجی و برگزیده ی خداست و به پیامبری ی خود شک می کند. و چه فصل دوم که پیلاطس، سردار رومی به رستاخیز او شک می کند و زنده شدن دوباره ی او را باور نمی کند. و به آخر هم نه عیسی کاملا با اعتقاد و نه پیلاطس به تمامی معتقد است. هر دو شک هایی دارند. عیسی، مسیح بودن خود را باور ندارد و به کسانی که به او می گویند تو مسیح هستی، جواب می دهد که من این را نگفتم، تو بودی که این را گفتی. و در نامه های پیلاطس به برادرش نیز غوطه خوردن او را بین شک و ایمان می بینیم.
اما چه به پیامبری و رستاخیز عیسی ایمان داشته باشیم و چه نداشته باشیم یک چیز مسلم است آن این که هم عیسی و هم پیلاطس انسان های لاقیدی نیستند و هر دو به دنبال حقیقت می گردند. و اشمیت به چه زیبایی این نکته را در داستان بیان می کند. هنگامی که پیلاطس از شک داشتن می نالد و از این که دیگر رومی ای که می داند، نیست غمگین است، کلودیا همسرش به او می گوید: " – پیلاطس، شک کردن و اعتقاد داشتن، هردو یکی است. فقط بی قید بودن کفر است."
در مقابل شک عیسی و پیلاطس اما افراد با اعتقادی نیز حضور دارند. یهودا و کلودیا. یهودا حتی ذره ای هم به بازگشت دوباره ی عیسی شک نمی کند و به خود او هم می گوید که اطمینان داشته باشد که پس از سه روز از مردنش، زنده خواهد شد. و کلودیا همسر پیلاطس هم در مقابل شک این سردار رومی نمادی از ایمان کامل است.
رمان "انجیل های من" گر چه داستانی با درونمایه ی مذهبی ست، اما خواندن آن برای کسانی که اعتقادات مذهبی ندارند هم جذاب است. دیدن شک عیسی و ایمان یهودا (کسی که محل اختفای عیسی را به رومیان لو می دهد). خواندن تئوری های منطقی ی پیلاطس در رد رستاخیز عیسی، که به درستی پرداخت شده اند.
Read more
 #قشم #زندگی #ایرانی #ایرانمون #اسکله_شهید_ذاکری # من هیچ وقت حرف دیگران روم تاثیر نداره و برام ...
Media Removed
#قشم #زندگی #ایرانی #ایرانمون #اسکله_شهید_ذاکری # من هیچ وقت حرف دیگران روم تاثیر نداره و برام مهم نیست دیگران در موردم چی فکر میکنن و چه قضاوتی دارند راه خودمو میرم هر چند همه فکر کنند که اشتباهه فقط کافیه خودم تشخیص بدم که مسیرم درسته!!! یکم تند بود حالا راههای زیادی برای بیانش هست ولی به نظرم ... #قشم #زندگی #ایرانی #ایرانمون #اسکله_شهید_ذاکری #
من هیچ وقت حرف دیگران روم تاثیر نداره و برام مهم نیست دیگران در موردم چی فکر میکنن و چه قضاوتی دارند راه خودمو میرم هر چند همه فکر کنند که اشتباهه فقط کافیه خودم تشخیص بدم که مسیرم درسته!!!
یکم تند بود حالا راههای زیادی برای بیانش هست ولی به نظرم دروغیه که خیلی هامون به خودمون میگیم منم زیاد گفتم.حداقل تو سالهایی که داشتم زندگی رو میشناختم ولی فکر میکردم شناختمش.
الان که شناختم از چند دهه زندگیم کامل شده به عقب که نگاه میکنم منم خیلی از زمانهای زندگیمو بخاطر حرف دیگران یا دیگری باختم.
یا گاهی برداشت اشتباه دیگرانو باور کردم یا گاهی بخاطر اینکه به دیگری ثابت کنم اشتباه کرده زیادی زور زدم و شاید از مسیرم منحرف شدم.
همین الانم گاهی این اتفاق برام میافته اونم زمانیه که میام خونه و جلوی درب پارکینگ میخوام دنده عقب برم داخل از بد روزگار یه ماشین سر میرسه و منتظره من برم داخل تا از کوچه رد بشه از نگاه نیش دار راننده متوجه میشم داره میگه ای بابا خانم تورو چه به دنده عقب داخل پارکینگ رفتن وقت مارو گرفتی،بوق،بوق
منم میگم صبر کن یه حالی ازت بگیرم فکر کردی چون زنم بلد نیستم و دقیقا همون لحظه اس که ماشینی که همیشه با یه فرمون دنده عقب میاد تو پارکینگ اصلا از چارچوب در رد نمیشه انگار ماشین بزرگ شده یا در پارگینگ کوچیک.
حالا نشدم به جهنم برو بگو زنه رانندگی بلد نبود ولی قضیه رو اونجایی باختم که بخاطر نگاه دیگران کلا مسیر زندگی رو اشتباه رفتم یا درکمو از یه برهه زمانی از دست دادم.
مهم ترینش زمانی بود که ازدواج کردم و همه چیزو خودم انتخاب کردم و حرف بی منطق کسی برام اهمیت نداشت ولی نمیدونستم ناخواسته بخاطر پچ پچ های کورکورانه بعضی ها ،احمقانه باور کرده بودم که یه زن سن بالا هستم و اینو زمانی متوجه شدم که یه دختره بیست و هشت ساله تازه عروس دیدم ترگل برگل و چند سالی جوان تر از من.حس میکردم چقدر زود زندگی رو شروع کرده و براش دعای خیر کردم و کم کم‌متوجه شدم من سالهای بیست و هشت سالگی تا سی و سه سالگی رو زندگی کردم خیلی هم خوب ولی نه با حس یه خانم جوان چون اون پچ پچ هارو باور کرده بودم و از بیست و هشت سالگی برای مدت چند سال با یه حس دیگه زندگی کرده بودم و به راحتی حرف اونا روی حسی که باید به بهترین سالهای زندگیم میداشتم،تاثیر گذاشته بود.
الان چند ساله هر روز زندگی میکنم و هر روز خودمو تو آیینه نگاه میکنم و میگم تا زمانی جوان و زیبا هستی که حس میکنی جوان و زیبایی حتی اگر یه خانم در استانه شصت سالگی باشی مثل مادرت که هنوزم زیباست.
Read more
. با این که می دانم که هر کجا بروم چه چیزی انتظارم را می کشد با این حال نمی توانم جلوی میل شدیدم را بگیرم ...
Media Removed
. با این که می دانم که هر کجا بروم چه چیزی انتظارم را می کشد با این حال نمی توانم جلوی میل شدیدم را بگیرم به فرار از این جهنم و گم و گور کردن خودم در جنگلهای دست نخورده یا در میان وحشیهای آفریقائی یا حتی بهتر ،در یک اردوگاه محکومان به اعمال شاقه( این مطمئن تر است )به شرط اینکه این سوراخی را( با وجود ضعف من ... .
با این که می دانم که هر کجا بروم چه چیزی انتظارم را می کشد
با این حال نمی توانم جلوی میل شدیدم را بگیرم به فرار از این جهنم و گم و گور کردن خودم در جنگلهای دست نخورده یا در میان وحشیهای آفریقائی یا حتی بهتر ،در یک اردوگاه محکومان به اعمال شاقه( این مطمئن تر است )به شرط اینکه این سوراخی را( با وجود ضعف من برای همجنسگرائی )یکسره ترک کنم و این کابوس را برای همیشه فراموش کنم.
افسوس!
که نیرو و پول و بسیاری چیزها لازم است که من ندارم.
مسئله این نیست که زندگیم را دوباره بسازم. وقتی که آدم زندگی نکرده باشد و همیشه زندگی حیواناتی را کرده باشد که شکارچیان را در تعقیب خود دارند دوباره ساختن چی؟
نه ، به زحمتش نمی ارزد!
روزی که از در این دوزخ دانته ای پا به درون گذاشتم هر امیدی را از دست دادم( در این جا به هیچ نماد جنسی نظر ندارم )
تصمیم گرفته شده است :باید در این منجلاب گه دست و پا زد تا نفرت زندگی خفه مان کند .
در " بهشت گمشده " ، ملک جبرائیل به آدم می گوید
" Despair and die"
" نومید باش و بمیر " یا چیزی از همین دست.
با این وجود کمی قضا و قدری شده ام.
بیش از آن از همه چیز دلزده ام که کمترین کوششی بکنم ؛ باید گه گرفتگی را تا آخر کشید !
اما ، با وجود همه ی اینها ( و شما را از خطری خبردار می کنم) اگر فرصتی پیش آید و به یمن تشويقها و تلقینات شما از من برآید که همه چیز را ول کنم و در اوج هذیان ، خانه کن ، برای همیشه به پاریس بیایم.
البته فقط به خاطر عظمت و شهرت وطن عزیزم هست که یک چنین دیوانگی را مرتکب می شوم تا یک لب و زبان دیگر( که به درد همدگر لیسی هم نمی خورد) به لب و زبانهای نمایندگان نژادی خطه ی پر افتخار شاهنشاهی ما اضافه شود.

قطعا در جریان وقایع اخیر هستی
مثل همیشه گه و گند سرود پیروزی خود را سر داده است.
این هم یک فکری : اگر دانشمندی ، روانشناسی بخواهد درباره ی زشت ترین اشکال بیحیائی ، بلاهت ،حقارت ،هرزگی ،رذالت و خود گنده بینی مطالعه ای جدی بکند باید بیاید و در اینجا مستقر شود تا محیرالعقول ترین پدیده ها را ثبت کند.
خلاصه ،بازی بدی سر ما در آوردند.
حقمان هم همین بود : همه ی این جنبش های سوسیالیست -لیبرالیست - مارکسیست - افیونی - ابن الوقتی به شکل اسفناکی شکست خوردند و سکه ی قلب توده ایسم از طرف آقا و اربابش در بازار بین المللی سیاسی -اقتصادی -کاپیتالیستی - به من چه مسلکی ،موضوع بده بستانهای تجارتی قرار گرفت!
.
_گاوها ، خوک ها ، و جوجه ها خداحافظ!
چه بهتر!
لااقل دیگر توهمی نمانده!
همه چیز مثل روز روشن است : باید گه را مزه مزه کرد...
.
نامه ها 📝
#صادق_هدايت
Read more
Loading...
. . دخترها بازی میکنند، هوا گرم شده و پنکه بالای سرم روشن است، بالاخره #کتاب_مردی_به_نام_اوه رو ...
Media Removed
. . دخترها بازی میکنند، هوا گرم شده و پنکه بالای سرم روشن است، بالاخره #کتاب_مردی_به_نام_اوه رو تموم کردم، ظرفهای ناهار رو میشورم، به گلدونا آب میدم، اینقدر جای گلدون رو عوض نکردم که گلدون جدیده ک خریده بودیم شکست، نگاهی بهش میندازم بالای پله ها و بعدش با خودم میگم #فرداصبح؛ مثل روزهای قبل. لباسها ... . .
دخترها بازی میکنند، هوا گرم شده و پنکه بالای سرم روشن است، بالاخره #کتاب_مردی_به_نام_اوه رو تموم کردم، ظرفهای ناهار رو میشورم، به گلدونا آب میدم، اینقدر جای گلدون رو عوض نکردم که گلدون جدیده ک خریده بودیم شکست، نگاهی بهش میندازم بالای پله ها و بعدش با خودم میگم #فرداصبح؛ مثل روزهای قبل.
لباسها رو از روی بند رخت جمع میکنم و دارم فکر میکنم احمد کی میاد، کتری رو براش روشن میکنم، تصور میکنم که داره به رادیویی که بابام براش آورده گوش میده و با دقت به کاشی های آشپزخونه نگاه میکنه که در یک خط باشن؛ بعد ک میاد با دست و صورت ولباس کار پر از خاک یه آخِی از ته دل میگه و میگه سه رج کاشی دیگه چسبوندم و بعد احتمالا اگه شب نشه یه دور میزنیم و باباحاجی رو میبینیم که روی صندلی بیرون خونه نشسته با چندنفر اطرافش و احتمالا عمو قاسم و من دلم غرق شادی میشه وقتی این صحنه رو میبینم.
شب احتمالا تک نفری #فوتبال_ایران_پرتغال رو ببینم چون وسطاش احتمالا احمدآقا میره بخوابه و فاطمه سادات هی می پرسه مامان #پرسپولیسی هستی یا #استقلالی ومن میگم هیچکدوم #فقط_تیم_ملی!
و اینجوریاحتمالا #اولین_روز_دوشنبه_تابستون_سال_نودوهفت تموم میشه و میشه یه خاطره مثل خیلی از خاطرات هممون.
.
#زندگی_درجریان #لحظه_های_آرامش #خدایاشکرت
Read more
. قبل از اینکه لابی‌من هماهنگ کنه بریم بالا چندین نفر از طرفداراش توی لابی هتل منتظر بودن اما یه مردی با بچه‌ی دو سه ساله‌ی تو بغلش خیلی بیشتر از همه بی‌تابی می‌کرد. هی سراغ ابی رو می‌گرفت و البته لابی من می‌گفت منتظر باشید تا وقت ناهاری چیزی بیان بیرون و امکان فرستادن به اتاق نیست. ما که رفتیم بالا ... .
قبل از اینکه لابی‌من هماهنگ کنه بریم بالا چندین نفر از طرفداراش توی لابی هتل منتظر بودن اما یه مردی با بچه‌ی دو سه ساله‌ی تو بغلش خیلی بیشتر از همه بی‌تابی می‌کرد. هی سراغ ابی رو می‌گرفت و البته لابی من می‌گفت منتظر باشید تا وقت ناهاری چیزی بیان بیرون و امکان فرستادن به اتاق نیست. ما که رفتیم بالا گفت تو رو خدا بهش بگین بچه‌م عاشقشه. اولین قرارمون برای نهایی کردن همکاری بود. هم‌زمان با ما خواهر و شوهرخواهر ابی هم بعد از چندین سال اومده بودن دیدنش. ابی‌جان تازه از خواب بیدار شده بودند و به ما که با فرشید و مهشیدجان مشغول گپ بودیم پیوستند. از لابی دوباره تماس گرفتن... ابی‌جان انگار یه چیزی رو حس کرد چون برگشت به فرشید که پای تلفن بود گفت چی شده؟! فرشید جان گفت یکی از طرفداراتون با بچه‌ش منتظر دیدن شماست. منم تایید کردم. جلسه رو متوقف کرد و گفت بگین بیاد بالا نباید با یه بچه‌ی خردسال منتظر من بمونن. اون مرد کودک یکی دو ساله‌ای که بهانه بود رو ول کرد رو مبل و داشت سرتاپای ابی رو می‌بوسید و ابی فقط خواهش می‌کرد این‌کارو‌ نکنه. من به اندازه‌ی اندک خودم مشابه این اتفاق رو بعدتر بارها دیدم.
کمی بعد هم من قصه‌ی نوار سفید «گلچین ابی» از ۱۰-۱۱ سالگی‌م و ضبط قرمز رنگ دایی‌م تو خونه‌ی مادربزرگم رو براش تعریف کردم که «مداد رنگی» و «کی‌ اشکاتو پاک می‌کنه» محبوب‌ترین‌های من تو نوار بودنو ابی‌بازم کرده بودن. فردا شب که کنسرت بودیم وقت اجرای این ترانه‌ها از روی استیج به سمت من اشاره می‌کرد و من، کودک خردسالی تو میانه بودم که باورم نمی‌شد الان کجام...
ابی جان، از شما باید هزاران نسخه بسازن... شما چیزهایی که داری؛ عشق، مهربونی کردن، انسانیت و خوندن از این‌ها رو هرگز از مردمت دریغ نکردی و این دلیل ابی بودن شماست... به جای تک‌تک اونایی که امروزِ مارو زهرمار کردن باید ابی باشه تا شادی و عشق رو روی صورت‌های پژمرده و زجرکشیده‌ی این مردم بیاره... بدون اغراق شما یکی از بی‌نظیرترین انسان‌هایی هستی که تو زندگی‌م سعادت معاشرتش رو داشتم و ای‌کاش خیلی زود به تنها آرزوت که خوندن برای مردمت تو وطنته، برسی... .
پ.ن: با این ویدیو شما هم مثل من فقط اشک می‌ریزید؟!
.
#ابی #ebi
@ebi @mahshidhamedi @rafe_rafahi @hoseinghiasi
Read more
<span class="emoji emoji1f33f"></span><span class="emoji emoji1f300"></span> تنها جهان نیست که باید تغییر بپذیرد، انسان نیز باید دگرگون شود. این انسانِ نو از کجا باید یکباره ...
Media Removed
تنها جهان نیست که باید تغییر بپذیرد، انسان نیز باید دگرگون شود. این انسانِ نو از کجا باید یکباره پدیدار گردد؟ نه ازبیرون! رفیق! باید بتوانی او را در خود بیابی و همچنان که ازسنگِ معدن فلزی ناب استخراج می‌کنند، تو نیز از خود او را، انسانی که چشم انتظارش بوده‌ای را، بطلب. ‌ او را در «خود» بیاب. ... 🌿🌀
تنها جهان نیست که باید تغییر بپذیرد، انسان نیز باید دگرگون شود.
این انسانِ نو از کجا باید یکباره پدیدار گردد؟
نه ازبیرون!
رفیق!
باید بتوانی او را در خود بیابی و همچنان که ازسنگِ معدن فلزی ناب استخراج می‌کنند، تو نیز از خود او را، انسانی که چشم انتظارش بوده‌ای را، بطلب.💎

او را در «خود» بیاب.
یارای آن را داشته باش که همان که هستی بشوی.🌞

مپندار که بتوانی بدین آسانی رهایی یابی.
در هر موجودی امکاناتی شگفت انگیز هست.
از نیرو و جوانیِ خویش مطمئن باش.
بیاموز که پیوسته به خود بگویی:
«این امر تنها به من بستگی دارد»✋

#آندره_ژید - مائده های زمینی 🌍
________________________________________
🌿: تغییرِ اساسی در وجود، تنها از طریق دل و درون ممکن است. نه به اعمالِ زور و تهدید و جلوه های بی‌نظیرِ تبلیغات و تلقینات.

اگر خواهانِ دلیلی برای تغییر{ِجهانِ خود} هستی،
اگر خواهانِ زندگی در صلح و آرامش هستی،
اگر خواهانِ ایجاد تعادل و هماهنگی با طبیعت و ذات هستی،
به درونِ خود نگاه کن؛
آن* را نخست در قلبت پیدا کن💚
و سپس در تمام دنیا خواهی یافت. 🌞🌈
.
I have started to find balance within my soul.🌿 Here and there are only reflections of what is inside.🔮🌌 I know that the only person I can change is myself and the only thing that I really have is my body. So I keep healing myself by refreshing my breath and clearing my mind every time, by working out my body as a #Yoga practitioner. All you know as Mental is inside this body and I choose to keep this body clean and safe by not letting bad thoughts coming inside my mind and bad food {living animals🐂🐑🐐🦃🐣} inside this body.

Respect the God inside.🌞
Aum Lambodaraya Namah.🕉🙏🏽🐘
// #Anahata #anahatachakra #heart #heartchakra #open #openyourheart #spreadlove #loveyourself #love #peace #loveyourbody #healtheworld #healyourself #beyourself #liveyourlife #shanti #Ahimsa #shakti #shiva
Read more
Loading...
چه خوش است ناله من به نوا رسیده باشد دل پاشکسته من به دوا رسیده باشد نفس آن زمان برآرم به فراغت از ته ...
Media Removed
چه خوش است ناله من به نوا رسیده باشد دل پاشکسته من به دوا رسیده باشد نفس آن زمان برآرم به فراغت از ته دل که غبار هستی من به هوا رسیده باشد دو سه روز شد که گردون به جفا سری ندارد به بلای آسمانی چه بلا رسیده باشد؟ صائب چه خوش است ناله من به نوا رسیده باشد
دل پاشکسته من به دوا رسیده باشد
نفس آن زمان برآرم به فراغت از ته دل
که غبار هستی من به هوا رسیده باشد
دو سه روز شد که گردون به جفا سری ندارد
به بلای آسمانی چه بلا رسیده باشد؟
صائب
شک نکن که از پسش بر می آیی! می دانی چرا این زندگی به تو عطا شده است !زیرا کسی که زندگی تقسیم می کرد مطمئن ...
Media Removed
شک نکن که از پسش بر می آیی! می دانی چرا این زندگی به تو عطا شده است !زیرا کسی که زندگی تقسیم می کرد مطمئن بود که تو از پس مشکلات این زندگی بر می آیی. او از قدرت و توانایی تو برای عبور از دشواری ها سختی های این زندگی مطمئن بود. به راستی وقتی صاحب هستی به اقتدار و توانمندی تو باور دارد چرا خودت نداشته ... شک نکن که از پسش بر می آیی!
می دانی چرا این زندگی به تو عطا
شده است !زیرا کسی که زندگی
تقسیم می کرد مطمئن بود که تو از
پس مشکلات این زندگی بر می آیی.
او از قدرت و توانایی تو برای عبور از
دشواری ها سختی های این زندگی
مطمئن بود. به راستی وقتی صاحب
هستی به اقتدار و توانمندی تو باور
دارد چرا خودت نداشته باشی؟
هر وقت در زندگی مقابل مشکلات کم آوردی به خود بگو که :"من برای
رو برو شدن و مبارزه با این مشکل
انتخاب شده ام چرا که خالق هستی
می دانست فقط من هستم که از پس این مشکل بر می آیم!"
بعد این باور با اطمینان کامل به
سراغ این مشکل برو!
در حین مبارزه، از یک مرحله به مرحله بعد خواهی دید که مشکل از
مقابل تو فرار می کند.آن لحظه
همان نقطه ای است که باید لبخند
بزنی و از خداوند به خاطر اینکه تو
را برای فرار ی دادن این مشکل
انتخاب کرد تشکر کنی!"
💕

#دکتراحمدحلت
Read more
Today is the anniversary of the entrance of Cyrus the great, King Of Persia (600 or 576- 530 BC) in ...
Media Removed
Today is the anniversary of the entrance of Cyrus the great, King Of Persia (600 or 576- 530 BC) in to Babylon. His empire was quite unique because it was built on a model of tolerance and respect for other cultures and religions. So much so that the Old Testament regards Cyrus as the savior of ... Today is the anniversary of the entrance of Cyrus the great, King Of Persia (600 or 576- 530 BC) in to Babylon. His empire was quite unique because it was built on a model of tolerance and respect for other cultures and religions💗. So much so that the Old Testament regards Cyrus as the savior of the Jews from Babylonian captivity. In 539 BC he allowed more than 40,000 Jews to leave Babylon and return to their land. Because of his policies in Babylonia, he is referred to by the Jewish Bible as messiah and is the only non-Jewish figure in the Bible to be called so.Cyrus the Great is also well recognized for his achievements in human rights, politics, and military strategy, as well as his influence on both Eastern and Western civilizations.
دوست های خوبم، این نقاشی رو از بین مینیاتور هایی که تا حالا کشیدم، خیلی دوست دارم 💗 امروز سالگرد ورود کورش بزرگ به سرزمین بابل هست; چه چیز باعث شد تا فرمان کوروش بزرگ به این پایه از شهرت در جهان برسه؟
برای پاسخ فرمان کوروش بزرگ را با نوشته های دیگر فرمانروایان همزمان خود می‌تونیم مقایسه کنیم. در کتیبه ی سناخریب پادشاه آشور(۶۸۹. پ.م) چنین نوشته شده: ...وقتی که شهر بابل را تصرف کردم، تمام مردم شهر را به اسارت بردم. خانه هایشان را چنان ویران کردم که بصورت تلی از خاک درآمد. همه ی شهر را چنان آتش زدم که روزهای بسیار دود از آن به آسمان می رفت. رود فرات را به روی شهر جاری کردم تا آب حتی ویرانه ها را نیز با خود ببرد... در حالی که در استوانه ی کوروش بزرگ می خوانیم:
ارتش بزرگ من به صلح و آرامی وارد بابِل شد. نگذاشتم رنج و آزاری به مردم این شهر و این سرزمین وارد آید. از بند رهایشان کردم و به بدبختی‌های آنان پایان بخشیدم. فرمان دادم که همه مردم در پرستش خدای خود آزاد باشند و آنان را نیازارند. فرمان دادم که هیچ‌کس اهالی شهر را از هستی ساقط نکند.
#cyrusthegreat #kingcyrus #persian #persia #پارس #پاسارگاد #هفت_آبان #کوروش_بزرگ # کوروش # سلبریتی #فان #دهه_هشتادی #producers #producerlife #sylenth #voicetags #voiceovers #beats #beatmakers #beattags #instrumental #808 #beats4sale #production #rap #hiphop #trap #edm #flstudio #kontakt
Read more
Loading...
دختر دانش آموزی صورتی زشت داشت. دندان هایی نامتناسب با گونه هایش، موهای کم پشت و رنگ چهره ای تیره. روز ...
Media Removed
دختر دانش آموزی صورتی زشت داشت. دندان هایی نامتناسب با گونه هایش، موهای کم پشت و رنگ چهره ای تیره. روز اولی که به مدرسه جدیدی آمد، هیچ دختری حاضر نبود کنار او بنشیند! نقطه مقابل او دختر زیباروی و پولداری بود که مورد توجه همه قرار داشت. او در همان روز اول مقابل تازه وارد ایستاد و از او پرسید: میدونی زشت ... دختر دانش آموزی صورتی زشت داشت. دندان هایی نامتناسب با گونه هایش، موهای کم پشت و رنگ چهره ای تیره. روز اولی که به مدرسه جدیدی آمد، هیچ دختری حاضر نبود کنار او بنشیند! نقطه مقابل او دختر زیباروی و پولداری بود که مورد توجه همه قرار داشت. او در همان روز اول مقابل تازه وارد ایستاد و از او پرسید:
میدونی زشت ترین دختر این کلاسی ؟
یکدفعه کلاس از خنده ترکید …
بعضی ها هم اغراق آمیزتر می خندیدند. اما تازه وارد با نگاهی مملو از مهربانی و عشق در جوابش جمله ای گفت که موجب شد در همان روز اول، احترام ویژه ای در میان همه و از جمله من پیدا کند.
او گفت: اما بر عکس من، تو بسیار زیبا و جذاب هستی.
او با همین یک جمله نشان داد که قابل اطمینان ترین فردی است که می توان به او اعتماد کرد و لذا کار به جایی رسید که برای اردوی آخر هفته همه می خواستند با او هم گروه باشند. او برای هر کسی نام مناسبی انتخاب کرده بود. به یکی می گفت چشم عسلی و به یکی ابرو کمانی و … به یکی از دبیران، لقب خوش اخلاق ترین معلم دنیا و به مستخدم مدرسه هم محبوب ترین یاور دانش آموزان را داده بود. آری ویژگی برجسته او در تعریف و تمجید هایش از دیگران بود که واقعاً به حرف هایش ایمان داشت و دقیقاً به جنبه های مثبت فرد اشاره می کرد. مثلاً به من می گفت بزرگترین نویسنده دنیا و به خواهرم می گفت بهترین آشپز دنیا!
سالها بعد وقتی او به عنوان شهردار شهر کوچک ما انتخاب شده بود به دیدنش رفتم و بدون توجه به صورت ظاهری اش احساس کردم شدیداً به او علاقه مندم. پنج سال پیش وقتی برای خواستگاری اش رفتم، دلیل علاقه ام را جذابیت سحر آمیزش می دانستم و او با همان سادگی و وقار همیشگی اش گفت:
برای دیدن جذابیت یک چیز، باید قبل از آن جذاب بود!
در حال حاضر من از او یک دختر سه ساله دارم. دخترم بسیار زیباست و همه از زیبایی صورتش در حیرتند.
روزی مادرم از همسرم سؤال کرد که راز زیبایی دخترمان در چیست ؟
و همسرم اینگونه جواب داد:
من زیبایی چهره دخترم را مدیون خانواده پدری او هستم ... شادی را هدیه کن حتی به کسانی که آن را از تو گرفتند
عشق بورز به آنهایی که دلت را شکستند
دعا کن برای آنهایی که نفرینت کردند
و بخند که خدا هنوز آن بالا با تـوست..
💕
Read more
. سلام چند روز است که رفته‌ای خارج و من خورد و خوراکم به فنا رفته است. هرچند رابطه‌ای علّی بین این ...
Media Removed
. سلام چند روز است که رفته‌ای خارج و من خورد و خوراکم به فنا رفته است. هرچند رابطه‌ای علّی بین این دو برقرار نیست اما حس کردم بیانش خالی از فایده نیست. هوای خورد و خوراکت را در غربت داشته باش. آنجا پلو نمی‌خورند. یعنی در فیلم‌های‌شان من حتی یک بار هم ندیدم که بخورند و این ممکن است به عنوان یک مازندرانی ... .
سلام

چند روز است که رفته‌ای خارج و من خورد و خوراکم به فنا رفته است. هرچند رابطه‌ای علّی بین این دو برقرار نیست اما حس کردم بیانش خالی از فایده نیست. هوای خورد و خوراکت را در غربت داشته باش. آنجا پلو نمی‌خورند. یعنی در فیلم‌های‌شان من حتی یک بار هم ندیدم که بخورند و این ممکن است به عنوان یک مازندرانی برایت عذاب آور باشد. چند پاکستانی پیدا کن و با روابط اجتماعی خوبی که داری برنجت را تامین کن. شنیده‌ام آنجا کنار غذاهای‌شان نجسی هم می‌خورند. اگر زودتر خبردار می‌شدم قطعا جلوی رفتنت را می‌گرفتم یا حداقل هواپیمایت را منفجر می‌کردم تا لطفی در حقت کرده باشم. به هر روی حواست باشد در دام نجسی نیفتی که هر چه فساد و بی‌تربیتی در غرب وجود دارد اثرات آن است. دیروز در خیابان صحنه تصادف وحشتناکی دیدم و یاد تو افتادم. البته نه در همان لحظه اول، اجازه بده از اول برایت تعریف کنم.
.
یک کودک کار داشت آدامس می‌فروخت و خیلی گرمش بود که البته ربطی به قضیه تصادف ندارد و از آنجایی که می‌دانم احساساتی هستی خواستم، حالت را خراب کنم تا فکر نکنی چیزی بینمان عوض شده. بله در همین حین یک موتوری با سرعت خورد به چراغ راهنمایی. البته اتفاقی برایش نیفتاد. نمی‌دانم کجای تصادف یاد تو افتادم! آها یادم آمد.

الان فهمیدم که همان کودک کار اصل قضیه بود و همانجا تصمیم گرفتم با اشاره به او حالت را خراب کنم که ناگهان آن تصادف پیش آمد. حافظه من است دیگر. خیلی به هم ریخته عمل می‌کند. به هر حال فراموش نکن که من همچنان به یادت هستم. حتی می‌خواهم پدرت را ملاقات کنم و در نبود تو کمک حالش باشم. هرچند می‌دانم قبول نمی کند اما من اصرار می‌کنم تا درنهایت سوییچ ماشین را بگیرم و اگر کاری داشت برایش انجام بدهم. «عیضا» جان زندگی خیلی مقوله عجیبی است. شاید هم مقوله نباشد و چیز باشد. بله چیز عجیبی است. ممکن است همین فردا به طور ناگهانی بیفتی و بمیری و خلاص. پس سعی کن... راستش بحث مرگ ناگهانی را هم برای خراب کردن حالت پیش کشیدم و هدف دیگری نداشتم. به نظرم با روشی که من در پیش گرفتم زودتر به غربت عادت خواهی کرد و مثل یک فولاد آبدیده خواهی شد.
.
هرچند باید دوباره اشاره کنم که احتمال دارد ناگهان بمیری اما اگر زنده بمانی نتیجه همان می‌شود که گفتم. احمد شاملو در یکی از شعرهایش می‌گوید: «و زندگی... لعنت به زندگی»؛ بله درست حدس زدی این شعر برای شاملو نیست و باز هم هدفم خراب کردن حالت بود.
.
بقیه در کامنت اول 👇👇👇
Read more
موسیقی نوای عجیبی است! چند وقتیه که ترجیح دادم بیشتر شنونده باشم تا تفسیر کننده و نقد کننده و این صحبتا ...
Media Removed
موسیقی نوای عجیبی است! چند وقتیه که ترجیح دادم بیشتر شنونده باشم تا تفسیر کننده و نقد کننده و این صحبتا ولی واقعا بعضی جاها اشک میریزم! اشک من از چشمانم سرازیر نمیشه بلکه از مویرگ های مغزه منه! تاسف که نمیشه خورد ولی ناراحت میشم به حال و روز این روزای موسیقی ایران جایی که بهنام بانی ها و حمید هیراد ... موسیقی نوای عجیبی است!
چند وقتیه که ترجیح دادم بیشتر شنونده باشم تا تفسیر کننده و نقد کننده و این صحبتا ولی واقعا بعضی جاها اشک میریزم!
اشک من از چشمانم سرازیر نمیشه بلکه از مویرگ های مغزه منه!
تاسف که نمیشه خورد ولی ناراحت میشم به حال و روز این روزای موسیقی ایران
جایی که بهنام بانی ها و حمید هیراد ها و شهاب مظفری ها روی بورسن
موسیقی چیزی فراتر از بیان احساسات است!
من خودمو محدود به ژانر خاصی نمیکنم دوست دارم تجربه های متفاوتی داشته باشم!
تا حالا یه ریهء سیگاری رو با یه ریهء سالم دیدین کنار هم؟
بزرگ یه چیزی مثل اون سالمس!
حاصل یک هوشیاریه
حاصل یک فکره پخته و هوشمندانس
چیزی نیس که روی کوک و وید و بنگ نوشته شده باشه
بنابر این خروجیش هم فرق میکنه!
مثل یک ادم سالم که تو یه خانواده با شخصیت و متدین رشد کرده باشه تا یه ادمی که تو جوب بزرگ شده باشه!
مقایسه کردن کاره اشتباهیه چون به قول معروف تا با کفش های یکی راه نرفتی درباره طرز راه رفتنش نظر نده!
ولی...
موزیک تولید میشه
یه عده حمایت میکنن یه عده تفسیر میکنن
یه عده به به چه چه یه عده هم غر میزنن
ولی من نه تعریف میکنم فعلا از چیزی نه غر میزنم
یه سری موزیکا مخاطباش ادم عام هست! ادمایی که نون شب ندارن بخورن ولی ایفون دست میگرن
ادمایی که تمام دارایشون رو ماشین میکنن زیره پاشون که تمام خرجش یه آخ گفتنه!
آدمایی که به قول معروف مصرف گران!
تولید محتوا و اثری ندارن و فقط فتوسنتز میکنن! من به اینا میگم ادمای علی بی غم!
خوب این ادما برا یه شادی لحظه ایی موزیک های خودشون رو گوش میدن!
در واقع کار حرفه ایی نمیکنن فقط نفس میکشن!
یه سری ادم هایی هم هستن که فکر پیشرفت کردنن! از اینکه یه جا بشینن متنفرن و از اینکه علی بی غم باشن بدشون میاد! ادمایی که سختیارو به جون میخرن تا شکستش بدن! ادمایی که به خودشون مینازن و به چیزایی که قراره کسب کنن!
اگه جزو دستهء اولی براتون ارزوی چیزای بهتر و بیشتر رو میکنم
اگه جزو دسته دومین براتون ارزوی انگیزه های بیشتر و سختی های بیشتر رو میکنم! هرچی بیشتر بدونیم و هرچی بیشتر درکمون از جهان و هستی بیشتر بشه زجر کشیدنمون هم بیشتر میشه!
بزرگ برای دسته دوم بود!
بزرگ تکرار میشه؟
چیزی که حاصل یه مغز پختس باعث میشه ادمای بیشتری علاقه مند بشن به پیشرفت
به اینکه با روی باز به سمت سختی ها برن و به قول معروف یه قله رو فتح کنن!
باعث میشه خوده من هر لحظه #بیتاب باشم!
تمام این صحبتا به درک ما از دنیا و مشتقاتش بستگی داره!
امیدوارم همیشه پاینده باشید

#BOZORG #chiziekebeshniazdaram
Read more
<span class="emoji emoji1f4dd"></span> شما ساعت چند هستید؟! من به وقت #شیطنت هام ده صبحم!سر حال و آفتابی.حال خوب بعد از کره و مربای آلبالوی ...
Media Removed
شما ساعت چند هستید؟! من به وقت #شیطنت هام ده صبحم!سر حال و آفتابی.حال خوب بعد از کره و مربای آلبالوی خانگی با نان #بربری ترد محله مان که ختم میشود به یک استکان چای با #عطر #گل #محمدی. به وقت جدیت اما دوازده ظهرم.به سختی و تیزی آفتابش.با یک جفت چشم تخس و نگاهی نفوذپذیر!با شدت هرچه تمام تر میتابم به آنچه ... 📝 شما ساعت چند هستید؟! من به وقت #شیطنت هام ده صبحم!سر حال و آفتابی.حال خوب بعد از کره و مربای آلبالوی خانگی با نان #بربری ترد محله مان که ختم میشود به یک استکان چای با #عطر #گل #محمدی.
به وقت جدیت اما دوازده ظهرم.به سختی و تیزی آفتابش.با یک جفت چشم تخس و نگاهی نفوذپذیر!با شدت هرچه تمام تر میتابم به آنچه که میخواهمش.
کسل که باشم سه عصرم.اصلا بلاتکلیف.بی حوصله مثل دوچرخه ی سالم خاک خورده ی گوشه انبار که بلااستفاده مانده و ساکن و ساکت.
سکوت مشغله ی من است وقتی به وقت سه عصر باشم!
به وقت بغض و دلخوری اما تنظیمم روی ساعت #غروب.حال و هوایی نه چندان روشن و روبه تاریکی.با چشمهایی گرفته و تیره تر از همیشه هام.در این وقت میتوانم تنهاترین #دختر قرن اخیر باشم شاید... #شکننده ترین هم...
و ترس... #ترس من خود دوازده شب است.انگار وحشت #جیغ #تنهایی دختری در خیابان که #سایه ای پشت سرش حس کرده باشد.ترس من تاریک ترین ساعت من است.تپش بی امان قلبی ست پس از بیدار شدن با صدای ناگهانی زنگ #تلفن خانه وسط #خواب و در نهایت #لرزش صدای آن طرف خط...
آرامش و #مهربانی هام اما چهار صبح است.آرام به همراه #خنکای نسیمی که میپیچد توی دلم.با چشمهایی روشن تر از همیشه که حتی میتوان در آن #ستاره رصد کرد و قرن ها درش خیره ماند.میتوانم به بخشندگی #مهتاب باشم که عاشقی بنشیند زیر نورم و کوچه ی مشیری را زمزمه کند...
اما تمام این ساعاتی که گفتم برای #بهار و #تابستان و زمستانند.
#پاییز فرق دارد...
من نود روز پاییز را کلا پنج عصرم...به وقت چنارهای ولیعصر...به وقت دعوت خودم به صرف چای...به وقت صدای خش خش برگهای نوازشگر پاهام
به وقت سنگفرشهایی که با مهربانی قدمهام را در آغوش میگیرند و با خطوطشان نصفه نیمه رهاشان نمیکنند...به وقت #شعر...به وقت باران...به وقت خوشی هام...به وقت #زندگی
اصلا پاییز به وقت چندبرابر زندگی کردن است
حالا تو بگو...تو چه ساعتی هستی؟😉 👤 #فاطمه_بخشی 💟لینک کانال تلگرام در قسمت بیو
@havaye.havva
Read more
<span class="emoji emoji1f4a0"></span> ولایت اهل بیت، شرط قبولی اعمال! . <span class="emoji emoji1f539"></span> شیخ طوسی رضوان الله علیه روایت کرده است: . ✍ ٢٢٩ / ٤٢ ـ أخبرنا ...
Media Removed
ولایت اهل بیت، شرط قبولی اعمال! . شیخ طوسی رضوان الله علیه روایت کرده است: . ✍ ٢٢٩ / ٤٢ ـ أخبرنا محمد بن محمد ، قال : أخبرنا أبو الحسن علي بن خالد المراغي ، قال : حدثنا الحسن بن علي بن الحسن الكوفي ، قال : حدثنا إسماعيل بن محمد المزني ، قال : حدثنا سلام بن أبي عمرة الخراساني ، عن سعد بن سعيد ، عن يونس بن ... 💠 ولایت اهل بیت، شرط قبولی اعمال!
.
🔹 شیخ طوسی رضوان الله علیه روایت کرده است:
.
✍ ٢٢٩ / ٤٢ ـ أخبرنا محمد بن محمد ، قال : أخبرنا أبو الحسن علي بن خالد المراغي ، قال : حدثنا الحسن بن علي بن الحسن الكوفي ، قال : حدثنا إسماعيل بن محمد المزني ، قال : حدثنا سلام بن أبي عمرة الخراساني ، عن سعد بن سعيد ، عن يونس بن الحباب ، عن علي بن الحسين زين العابدين عليه‌السلام ، قال : قال رسول الله صلى‌الله‌عليه‌وآله : ما بال أقوام إذا ذ كر عندهم آل إبراهيم عليه‌السلام فرحوا واستبشروا ، وإذا ذكر عندهم آل محمد عليهم‌السلام اشمأزت قلوبهم؟! والذي نفس محمد بيده لو أن عبدا جاء يوم القيامة بعمل سبعين نبيا ما قبل الله ذلك منه حتى يلقاه بولايتي وولاية أهل بيتي.
.
🔸 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: گروه‌هایی که هنگامی که در نزدشان خاندان ابراهیم یاد می‌شود خوش می‌گردند و شادمان می‌شوند و هنگامی که در نزدشان خاندان محمد یاد می‌گردد در دل‌هایشان کراهت پیدا می‌شود چه در سر دارند؟ سوگند به کسی که جان محمد در دست اوست اگر بنده‌ای در روز قیامت با کردار هفتاد پیامبر بیاید، خداوند آن را از او نمی‌پذیرد تا آن هنگام که خداوند را با ولایت من و ولایت اهل بیت من ملاقات کند.
.
📚 الامالی، تالیف شیخ طوسی، مجلس ۵، حدیث ۶، صفحه ۱۲۴، چاپ موسسه البعثة
.
📃 اسکن روایت:
🌐 http://bit.ly/2PXDi9O
📃 پوستر:
🌐 http://bit.ly/2QR2zYA
.
📚 بشارة المصطفی، تالیف عماد الدین طبری، صفحه ۱۳۵، حدیث ۸۵، چاپ موسسه النشر الاسلامی
.
📃 اسکن روایت:
🌐 http://bit.ly/2CxIk9E
📃 پوستر:
🌐 http://bit.ly/2PXJpuB
.
#فضائل_اهل_بیت_از_کتب_شیعه #احادیث_تبری_و_تولی #کتاب_امالی_شیخ_طوسی #کتاب_بشارة_المصطفی
.
.
تو رضا هستی و من آهویم
تو سپیدی و من سیه رویم
.
دشمنت دشمن خداست،علی!
از همین روست لعن می گویم
.
پسرانت یلان میدان اند
ذوالفقار تو کرده جادویم
.
"حسنـ"ـت (علیه السلام) پای فتنه را زده است
که رسیده شتر به زانویم
.
روضه های "حسین"(علیه السلام) عرش خداست
نام "عباس"(علیه السلام) گشته دارویم
.
مادرم وقت درد و بیماری
نام "محسن"(علیه السلام) نوشته بازویم
.
( #ربیعی_کاشانی)
Read more
برای الهه.... شنیدی میگن اونایی که تو دیدار اول ازشون بدت میاد یه روز میشن بهترین دوستت؟!!!اولین ...
Media Removed
برای الهه.... شنیدی میگن اونایی که تو دیدار اول ازشون بدت میاد یه روز میشن بهترین دوستت؟!!!اولین بار تو راه پله ها دیدمت گفتم اه این دیگه کیه انگار از دماغ فیل افتاده...3ماه بعد روز اول مدرسه ها مامانم گفت با الهه با هم برین وای انگار دنیا رو سرم خراب شد گفتم ایشششش همینم کم بود... اومدم دنبالت و با ... برای الهه.... شنیدی میگن اونایی که تو دیدار اول ازشون بدت میاد یه روز میشن بهترین دوستت؟!!!اولین بار تو راه پله ها دیدمت گفتم اه این دیگه کیه انگار از دماغ فیل افتاده...3ماه بعد روز اول مدرسه ها مامانم گفت با الهه با هم برین وای انگار دنیا رو سرم خراب شد گفتم ایشششش همینم کم بود... اومدم دنبالت و با هم رفتیم و به اجبار شدیم هم صحبت هم....نمیدونم چی شد که انقدر با هم خوب شدیم.... انقدر محبتت افتاد تو دلم..... انقدر که حتی دلتنگ اون دعواهای تو راهمونم...الان 4 ساله که رفتی و من هنوز به یادتم.... تو الان از بهترین دوستای منی....همیشه جزو اولین کسایی هستی که موقع دعا صورت مهربونت تو ذهنم نقش میبنده... کاش همه یه دوست مثل تو داشته باشن....رفیق قدیمیه من....
Read more
. خاطره ای کوتاه از امام موسی صدر : پدرم (دکتر سید محمد علی قائم مقامی تبریزی الحسینی) اینگونه روایت ...
Media Removed
. خاطره ای کوتاه از امام موسی صدر : پدرم (دکتر سید محمد علی قائم مقامی تبریزی الحسینی) اینگونه روایت میکند ؛ برادر بیماری داشتم (سید حسن) که بعدها به رحمت خدا رفت ، برای مداوای او حدود سالهای قبل انقلاب به دستور و سفارش مرحوم پدر (آیت الله سید هادی تبریزی) از نجف عازم جنوب لبنان شدم و نامه ی پدر را ... .
خاطره ای کوتاه از امام موسی صدر :
پدرم (دکتر سید محمد علی قائم مقامی تبریزی الحسینی) اینگونه روایت میکند ؛
برادر بیماری داشتم (سید حسن) که بعدها به رحمت خدا رفت ، برای مداوای او حدود سالهای قبل انقلاب به دستور و سفارش مرحوم پدر (آیت الله سید هادی تبریزی) از نجف عازم جنوب لبنان شدم و نامه ی پدر را به سید موسی صدر رساندم که در آن نامه پدر از سید موسی که در آن وقت رئیس مجلس اعلی شیعی لبنان بودند در خواست معرفی طبیب یا بیمارستانی جهت مداوای اخوی مرحومم مرقوم فرموده بودند .
شبی را در بیروت در منزل سید موسی صدر بیتوته کردم که آن شب سرشار از حکمت و معرفت و خاطره بود ...
در اینجا به نکته ای از آن بسنده خواهم کرد ؛
...
اتفاقا آن شب شهید سید محمد باقر صدر پسرعموی سید موسی نیز که از شاگردان مرحوم پدر بودند با ما همراه بود و ماسه نفر شب را صبح کردیم
...
ابتدای صبح بود که کسی خدمت سید موسی آمد و فریاد میزد بخدا قسم که تو مهدی موعود هستی !!!!
سید موسی بسیار خونسرد ،با کلامی نافذ ، بسیار ساده ، منطقی و با لبخندی ملیح به آن مرد گفت که من مهدی موعود نیستم .... اما آن مرد دست بردار نبود !
سپس سید موسی رو به آن مرد کرد و گفت ای مرد عرب به تو میگویم که من صاحب الزمان عج نیستم و این از دو حالت خارج نیست :
یا راست میگویم ؛ که در این صورت مهدی موعود عج نیستم ...
یا دروغ میگویم ؛ که امام زمان عج دروغ نمیگوید !!! و باز یعنی من مهدی موعود نیستم ....
آن مرد عرب که کاملا جا خورده بود قانع شد و هیاهو و هیجانش خاموش شد و رفت ....
....
اللهم ان کان حیا فزد فی احسانه
و ان کان میتا فترحم علیه
@imammoussasadr
Read more
رفیقه من ماوایسادیم، تو رفتی ما خوندیم، تو نخوندی ... آخرش چی شد ؟!؟ ... هر فردی بهترین هم که باشه اگه ...
Media Removed
رفیقه من ماوایسادیم، تو رفتی ما خوندیم، تو نخوندی ... آخرش چی شد ؟!؟ ... هر فردی بهترین هم که باشه اگه زمانی که باید باشه نباشه همون بهتر که نباشه من هستم . تو هستی . من کجا مو تو کجا ؟!؟ به بودن های بدونه معنی فکر نکن چون مطمئن باش فکری نداری چون، اگه داشتی، بودنی بی معنیو تجربه نمی کردی ... رفیقه من
ماوایسادیم، تو رفتی
ما خوندیم، تو نخوندی ...
آخرش چی شد ؟!؟
...
هر فردی بهترین هم که باشه
اگه زمانی که باید باشه
نباشه
همون بهتر که نباشه
من هستم .
تو هستی .
من کجا مو تو کجا ؟!؟
به بودن های بدونه معنی فکر نکن
چون مطمئن باش فکری نداری
چون،
اگه داشتی،
بودنی بی معنیو تجربه نمی کردی !!!
زندگی ها شده پر از حرفهای ناتموم
زندگی ها شده پر از صحبت های بی نشون
همه هستن
اما
هیچکی نیس
به من گفتن عینکه دودیتو عوض کن
گفتم چرا ؟!؟
گفتن بسکه دنیارو تاریک می بینی یا مثلا سیاه .
خندیدمو گفتم
متوجه نشدم
گفتن بهتره سکوت کنیم
چون
حرفات از درست بودنه زیاد انرژیمون از بین می بره
دوباره با لبخندی
گفتم
از همصحبت شدن با من بی انرژی می شید
یا
از همنشینی با من
گفتن
هیچکدوم، اتفاقا بهترین همنشینی با خودته که
می یایم پیشت
اینجا بود که فهمیدم سکوت کنم
به این نتیجه رسیدم
حرف نزدنم یه دلهره می شه
و
حرف زدنم یه دلهره دیگه
چون همه دنباله زندگیه گذرایی هستن که بگذره
بخندن
گریه کنن
صبحو شب کنن
از اقتصاد بگن
از سیاست بگن
از زیبایی بگن
زشتیو تعریف کنن
دنباله مدل باشن
دوست داشته باشن مدل بشن
راهه رسیدن به این مدلهارو بررسی کنن
و هزاران، هزار
قصه ی ناتموم
که
فقط خودشونو گول بزنن
دنباله فهمیدن نیستن
دنباله شادیه گذرایی هستن
که
شاید هیچوقت دلیلشو ندونن
آره بهتره سکوت
و
فقط نگاه کنم
آره
به هیچ رسیدم اما تعریفی از پوچی ندارم
دوست دارم زندگی کنم
اما
تمایلی به زندگی با آدمایه چند رنگو که پر از نفرینه زمونن ندارم
خستم
خسته از جلبه توجه های زورکی یا ساختگی
من خودم هیچم
به هیچم رسیدم
گُمو‌گور شدم
از دسته ثانیه هایی که داره می گذره
از دسته خودم
با کسی دیگه کاری ندارم
اما همه با من کار دارن
دوست دارم من از این شهر برم
اما
به کجا نمی دونم
چون هر جا برم
آسمون آبیه و به قوله دوستا
عینکه دودیه من همیشه سیاه می بینه !!!
امیدوارم
خوشبختی، زیبایی و سلامتی
بهترین هدیه هایی باشه که زمان به شما دوست عزیز، هدیه می ده .
دوستون دارم
علیرضا رحمانی 🍂
Read more
. دوستای مهربونم براتون زندگی ای پر از آرامش و خوشبختی آرزو دارم... . من هم مثل تک تک تون در زندگی سختی و چالش های خودم رو دارم، منم گاهی نا امید میشم، خسته میشم، و میخوام جا بزنم... . من هم باهات همدردم و درکت می کنم ولی با جا زدن که چیزی درست نمیشه، با نا امیدی و غرق شدن در افکار منفی چیزی حل میشه ؟! ... .
دوستای مهربونم
براتون زندگی ای پر از آرامش و خوشبختی آرزو دارم...
.
من هم مثل تک تک تون در زندگی سختی و چالش های خودم رو دارم، منم گاهی نا امید میشم، خسته میشم، و میخوام جا بزنم...
.
من هم باهات همدردم و درکت می کنم ولی با جا زدن که چیزی درست نمیشه، با نا امیدی و غرق شدن در افکار منفی چیزی حل میشه ؟! نه
.
اگه شرایط برات سخت شده، اگه درا بروت بسته شدن و یا هر چیز دیگه ای، ازت خواهش می کنم امیدوار باش و به خودت باور داشته باش که از پس این چالشم بر میای، با امید هست که میتونی روزنه رهایی و موفقیت رو پیدا کنی
با امید هست که میتونی تاریکی رو شکست بدی و به اونچه که براش تا به امروز جنگیدی برسی، تو لیاقتت خیلی خیلی بیشتر از ایناست، پس خواهش می کنم ادامه بده و به خودت اعتماد کن که میتونی که از پسش بر میای...
.
اگه تنهاترین تنها هستی، اگه هیچ یار و یاوری نداری، اگه همه بهت پشت کردن، اگه اگه اگه...
تو هنوز و تا همیشه که خدا رو داری...
خدا هرثانیه حواسش بهت هست، تلاشتو میبینه، اشک هاتو میبینه، خنده هاتو میبینه....
.
این ماییم که تا سرمست و خوشحالیم فراموشش می کنیم و جوری زندگی می کنیم که انگار خودمون به تنهایی به این لحظه ها دست پیدا کردیم ولی تا به سختی و مشکلات میخوریم دنبالش میگردیم و مدام گله می کنیم 😔
.
خدا همیشه دستش تو دستته و بهت باور داره
چون تو اشرف مخلوقات هستی و از روح خودش در تو دمیده، تو یه انسان با روحی بی حد و انتها و شگفت انگیزی که اگه به یه باور قلبی و حقیقی برسی میتونی هر غیرممکنی رو ممکن کنی ...
.
امشب با خدای مهربون درد و دل کن
باهاش خلوت کن، از زندگی بگو، از خنده و گریه ها، آرزو ها و اهدافت رو درخواست کن، ما همین الانشم کلی نعمت داریم، یکی یکی بهشون فکر کن و از ته قلبت شکر کن، قول بده از این لحظه با خدا صلح❤ کنی و در هر شرایطی فراموشش نکنی، در هر شرایطی به یادش باشی و شکرگزار باشی، قول بده خودتو باور کنی، که یه فرد فوق العاده و منحصر بفرد هستی و به زودی با انرژی و حال خوبت به خواسته های نیکت میرسی، دنیا رو به جای بهتری برای زندگی کردن تبدیل میکنی...
.
تو این شرایط امروزی، ما مردم باید هوای همدیگه رو بیشتر داشته باشیم، قول بده که هوای اطرافیان و مردمی که باهاشون در ارتباط هستی رو بیشتر داشته باشی، گاهی وقتا یه کمک هرچند کوچیک و به ظاهر پیش پا افتاده ما، چنان در کائنات و دنیا میچرخه و میچرخه تا تبدیل میشه به یه کار نیک بزرگ و فوق العاده که این چرخه نیک برمیگرده به همون عمل پیش و پا افتاده ولی خوب تو ❤
.
قدر خودتو بدون
تو فوق العاده دوست داشتنی هستی
Read more
. #امام_علی_علیه‌_السلام #غدیر #رباعی . جبریل مکرر این صلا را سر داد بلغ، بلغ... ندا به پیغمبر ...
Media Removed
. #امام_علی_علیه‌_السلام #غدیر #رباعی . جبریل مکرر این صلا را سر داد بلغ، بلغ... ندا به پیغمبر داد فرمان خداست: بر سر دست بگیر آن دست که در رکوع انگشتر داد . چون صبح الست، عهد دیرینه گرفت قرآن مجسم، به روی سینه گرفت فرمود: علی از من و، من از علی‌ام آیینه به روی دست آیینه گرفت . آن روز که ... .
#امام_علی_علیه‌_السلام
#غدیر
#رباعی .
جبریل مکرر این صلا را سر داد
بلغ، بلغ... ندا به پیغمبر داد
فرمان خداست: بر سر دست بگیر
آن دست که در رکوع انگشتر داد
.
چون صبح الست، عهد دیرینه گرفت
قرآن مجسم، به روی سینه گرفت
فرمود: علی از من و، من از علی‌ام
آیینه به روی دست آیینه گرفت
.
آن روز که خم، به دست دو دریا رفت
فردوس به خاک‌بوسی صحرا رفت
فریاد فلک به «اِکفِیانی» برخواست
تا دست محمد و علی بالا رفت
.
خورشید طلوع کرده از لبخندش
نور است و هزار رشته در پیوندش
دیدند در آسمان دستان رسول
دست علی است و یازده فرزندش
.
در آینه مهر و مه، شکوفایی کرد
دستان علی، بلند بالایی کرد
آن روز خداوند، خودش از مردم
با سورۀ «مائده» پذیرایی کرد
.
بت‌خانۀ شرک را شکستی ای دست
بر خندق جهل، راه بستی ای دست
هر جا که نشان «فوق ایدیهم» بود
معنای «ید الله» تو هستی ای دست
.
«والعصر» که آیه آیۀ آن به علی
می‌خورد قسم، به دین به قرآن به علی
«اِنسانَ لَفی خُسر» بود دشمن او
باید که بیاوریم «ایمان» به علی
.
در سجدۀ شکر آفتاب افتاده
جای قدم ابوتراب افتاده
عمری‌ست که از حلاوت نام علی
حتی دهن کویر آب افتاده
.
سرچشمۀ روشن حیات است غدیر
عطر ملکوت صلوات است غدیر
گرچه به بلندای شکوهش نرسیم
کوتاه‌ترین، راه نجات است غدیر
.
#میثم_مؤمنی_‌نژاد
.
#شعر_شیعه
Read more
وسط چله تابستون، شب از شدت سرما هرچی داشتیم نداشتیم از کلاه و دستکش و جوراب پشمی بگیر تا کاپشن تنمون ...
Media Removed
وسط چله تابستون، شب از شدت سرما هرچی داشتیم نداشتیم از کلاه و دستکش و جوراب پشمی بگیر تا کاپشن تنمون کردیم و نشسته بودیم دور هم زیر این آسمون بی نهایتی که کهکشان رو بالا سرمون کشیده بود... اینکه هیچ نوری نبود و به قدر کافی از شهر دور بودیم باعث شده بود بتونیم با چشم کهکشان رو ببینیم..کهکشان واسه من نماد ... وسط چله تابستون، شب از شدت سرما هرچی داشتیم نداشتیم از کلاه و دستکش و جوراب پشمی بگیر تا کاپشن تنمون کردیم و نشسته بودیم دور هم زیر این آسمون بی نهایتی که کهکشان رو بالا سرمون کشیده بود... اینکه هیچ نوری نبود و به قدر کافی از شهر دور بودیم باعث شده بود بتونیم با چشم کهکشان رو ببینیم..کهکشان واسه من نماد عظمته!.. وقتی میبینمش، وقتی به این فکر میکنم که من جزئی از این کهکشانم، که شاید حضورم به اندازه یه نقطه تو این کهکشانه، فقط به بزرگی این جهان و کوچیکی خودم فکر میکنم و‌ اون وقتاس که از خودم میپرسم اینهمه بدو بدو و حرص جوش واسه چی؟... وقتی زیر آسمون تو فقط به اندازه یه ذره‌ای، چرا بیشتر به فکر دلت نباشی؟ بیشتر مهربون نباشی، بیشتر خوب نباشی؟..زیر این آسمون من اس و پاس و تو پولدار و چه میدونم لاکژری و خانواده دار و اصیل و تحصیل کرده و فلان، همه هم اندازه‌ایم. همه فقط یه نقطه ایم..!
آسمون درمانی رو، کهکشان درمانی رو برای همه توصیه میکنم. چون وقتی چشمات بجز نور ستاره ها و یال کهکشان چیزیو نمیبینه، تازه میفهمی کی هستی، از کجا اومدی و به کجا میری..🌌
.
.
#صحرا_میره_سفر
Read more
‌ <span class="emoji emoji1f49b"></span>اِلهی لا تُؤَدِّبْنی بِعُقوُبَتِکَ خدای من! مرا با عقوبت خویش ادب مکن. . <span class="emoji emoji1f49b"></span> #الهی... #تکیه‌گاه ...
Media Removed
اِلهی لا تُؤَدِّبْنی بِعُقوُبَتِکَ خدای من! مرا با عقوبت خویش ادب مکن. . #الهی... #تکیه‌گاه من، #معبود من، #پناه من... در این کلمه چقدر نیاز میبینی؟ چقدر احساس را لمس میکنی؟ آیا فقط با یک #کلمه رو به رو هستی، آن هم کلمه ای که فقط زبان آن را می‌چرخاند؟ . درد ما از این مساله برخاسته که داریم ...
💛اِلهی لا تُؤَدِّبْنی بِعُقوُبَتِکَ
خدای من! مرا با عقوبت خویش ادب مکن.
.
💛 #الهی...
#تکیه‌گاه من، #معبود من، #پناه من...
در این کلمه چقدر نیاز میبینی؟ چقدر احساس را لمس میکنی؟ آیا فقط با یک #کلمه رو به رو هستی، آن هم کلمه ای که فقط زبان آن را می‌چرخاند؟
.
💛درد ما از این مساله برخاسته که داریم با #عادت ها زندگی میکنیم و کلمه‌ها را، احساس‌ها را، حقیقت‌ها را با تیغ عادتمان سر می‌بریم و داریم با دروغ‌هایمان زندگی میکنیم؛ که رزق ما همین دروغ‌های ما هستند و ما این رزق را برای خود قرار داده‌ایم؛ وَتَجْعَلُونَ رِزْقَكُمْ أَنَّكُمْ تُكَذِّبُونَ(واقعه۸۲).و از رزق او خود را محروم کرده‌ایم.
.
💛الهی؛ این کلمه را کسی می‌گوید که پس از تجربه‌ها، از هر معبود و از هر پناه و از هر تکیه گاه، ضربه دیده باشد و رنج کشیده باشد و به او رو آورده باشد، در حالی که ظلم خود و جفای خود را یافته و می‌خواهد اکنون که #بازگشته، او را با شکنجه ها که خود عمل او هستند، نه عکس‌العمل او، بلکه خودِ عمل او هستند، او را ضربه نزنند و ادب نکنند.
.
💛تو در این خواسته، ذنب، #عقوبت و #تادیب و راه هاب گوناگون آن را باید در نظر داشته باشی. مادام که تو خود را مذنب نمیبینی و حتی معتقد هستی که طلبکاری، مادام که نظام و سنت‌ها و قانون‌های حاکم‌بر هستی را باور نداری، در نتیجه نه عقوبت را خواهی پذیرفت و نه تادیب را خواهی فهمید.
.
💛ولی هنگامی که ذنب در آن مفهوم وسیع برای تو مشخص شد و تو فهمیدی، هر نعمتی، هرنگاهی، هرحرکتی که در جای خود ننشیند، ذنب است و تو فهمیدی که یک ذنب در یک گوشه حبس میشود و ذنب های دیگر را به دنبال می‌آورد.
در این موقع است که این گونه با #احساس میگویی:
اِلهی لا تُؤَدِّبْنی بِعُقوُبَتِکَ...

#رمضان
#ابوحمزه_ثمالی
#مناجات #خدا #عین_صاد #بشنو_از_نی #کتاب
Read more
پستِ #سفارشي نمی دونم از كجا شروع كنم؟ از خوبيت از اميدت از حرفهای پر از ماهت يا از چشات و گونهات كه من كشته خوب میدونی كه چه قدر دوستت دارم وخوب میدونی ارزشت بيشتر از اين حرفهاست تو برام مثل بارونی كه برام هميشه سبكی مياره مثل بارون از آسمون به دل عاشق من می باره مثل بارون صدات برای دل آدمی آرام و نرمه ... 🙈پستِ #سفارشي

نمی دونم از كجا شروع كنم؟
از خوبيت از اميدت از حرفهای پر از ماهت يا از چشات و گونهات كه من كشته خوب میدونی كه چه قدر دوستت دارم وخوب میدونی ارزشت بيشتر از اين حرفهاست تو برام مثل بارونی كه برام هميشه سبكی مياره مثل بارون از آسمون به دل عاشق من می باره مثل بارون صدات برای دل آدمی آرام و نرمه چه خوبه بودنت چه خوبهه احساست و حتی لمس كردنت انقدر دوست دارم به اون شونه هات سرم بزارم حرفهای دلم بهت بگم باهات گريه كنم باهات بخندم و هر لحظه به چشمای پر مهرت نگاه كنم چون اون چشمات من به زندگی بيشتر وابسته می كنه. هر موقع صداي قشنگت می شنوم دلم می لرزه يه جوری اروم و هيجان زده ميشم از خودم از بودنم جدا ميشم و خودم به تو ميسپارم اگه تو دلم باشی باز دلم واست تنگ میشه خوب میتونی از چشام بخونی كه حتی بودنت گفتنت خواستنت و همه چيزت برام از همه كس باارزش تر. مي دونی ، زندگي من مثل يه كاغذ سياه كه تو نقطه ی سفيدش هستی و هر لحظه كه عشق من به تو زياد مي شه اون نقطه به اوج خود می رسه و بزرگتر میشه و زندگی يه رنگ ديگه با تو می گيره هيچ كس تو رو از من نمی تونه بگيره حتی خودت چون اسمت ، عشقت و بودنت تو دلم حك شده و محاله كه پاك شه يعني خودم هم نمی زارم پاك شه عشقت برام مثل گلهای بهاره هر روز تازه تر می شه به جای اينكه تكراري شه هر روز بوی قشنگتری به خودش مي گيره عشقت برام خيلی تازه و تازه تر هست مثل بوی بارون و مثل هوای ابری که دوتامون عاشقشیم.
فاطمه جان....
مهربان من...
ببخش منو که بعضی وقتها با حرفی یا نگاهی دل قشنگت میشکنم....
تمام دلخوشی من ...
باش تا باشم...
عاشقونه میپرستمت... _________________
شماهم ميتونين با كمترين هزينه عشقتون و سوپرايز كنين 😋
جهت سفارش پست و تبليغات وسفارش استيكر به دايركت پیام بدین 👇
.
❌دسترسی به كانال تلگرام ازطریق لینک داخل بیوپیج ❌
➖➖➖➖ ➖➖
#دالان_عشق🎈
Read more
دست نیافتنی بمون. مثل همه ی سالهایی که نبودی کنارم. برنگرد٬ از خونه ی مشترکمون که خوابش رو دیدی حرف نزن. تلفنت رو زود جواب نده... من هنوز جای صدای بوق تلفن٬ عادت دارم تا دستگاه مشترک مورد نظر خاموش است رو بشنوم دور بمون. مگه نمیگفتی آدمها از دور قشنگن؟ دور بمون از منی که از خودت یاد گرفتم بدون تو زندگی ... دست نیافتنی بمون. مثل همه ی سالهایی که نبودی کنارم. برنگرد٬ از خونه ی مشترکمون که خوابش رو دیدی حرف نزن. تلفنت رو زود جواب نده... من هنوز جای صدای بوق تلفن٬ عادت دارم تا دستگاه مشترک مورد نظر خاموش است رو بشنوم

دور بمون. مگه نمیگفتی آدمها از دور قشنگن؟
دور بمون از منی که از خودت یاد گرفتم بدون تو زندگی کنم و از دور دلتنگت باشم. من عادت ندارم زود به زود ببینمت. من عادت ندارم کنارم بشینی از خودت برام بگی... من عادت کردم تا غریبه ها از تو برام حرف بزنن

دیوونه ای اگر از حرفام دلگیر بشی من فکر تو ام نه خودم. قشنگ نیست کسی که سالها انتظارش رو کشیدم عادی بشه واسم. نمیخوام روزی بیاد که بهت اخم کنم. میخوام دنبالت باشم و پیدات نکنم... تصادفی بیرون ببینمت از تپش قلب نتونم رانندگی کنم بزنم بغل. میخوام باز هم برات بنویسم. مگه قلبت برام نمیزد وقتی نوشته هام رو آدمها برات میفرستادن؟ منی که از دوری تو نویسنده شدم٬ از وقتی تو هستی هیچ حسی به نوشتن ندارم.
.
. 👑 #میکائیل💕
.
. 📱@mikilove351 📷
.
.
.
📬 #دوستان_خودرا_برای_مشارکت_بیشتر_به_این_پیج_معرفی_کنید 😊
Read more
<span class="emoji emoji1f49c"></span> دخترم... بلاخره یک روز میرسد که آن کسی که بیشتر از همه‌ی زندگی‌ات دوستش داری، رو به رویت می ایستد ...
Media Removed
دخترم... بلاخره یک روز میرسد که آن کسی که بیشتر از همه‌ی زندگی‌ات دوستش داری، رو به رویت می ایستد تا دلت را بشکند و برود... این یک حقیقت تلخ است، کسانی که بیشتر دوستشان داریم، قدرت بیشتری برای شکستن ما دارند... غم قسمتی از زندگی است که اگر نبود، شادی معنی اش را از دست میداد، دیر یا زود روز های سخت ... 💜
دخترم...
بلاخره یک روز میرسد که آن کسی که بیشتر از همه‌ی زندگی‌ات دوستش داری، رو به رویت می ایستد تا دلت را بشکند و برود...
این یک حقیقت تلخ است، کسانی که بیشتر دوستشان داریم، قدرت بیشتری برای شکستن ما دارند...
غم قسمتی از زندگی است که اگر نبود، شادی معنی اش را از دست میداد، دیر یا زود روز های سخت میگذرند. به خودت ایمان داشته باش!
*
میگویند زن جنس ضعیف است، باور نکن دخترم!
زن ها همیشه قوی تر از مرد ها بوده اند...
شجاع تر، قدرتمند تر، باهوش تر...
زن ها فقط یک نقطه ضعف بزرگ دارند، که همیشه همه چیز را قربانی اش میکنند و آن چیزی نیست جز "عشق"
دنیا را هم که به نامشان کنی باز هم یک نفر را میخواهند تا به او تکیه کنند، میخواهند کسی دوستشان داشته باشد، میخواهند دیده شوند...
میخواهند برای یک نفر خاص مهم باشند...
بعدها برایت مینویسم که "عشق" برای زن ها هم نقطه ضعف است، هم نقطه ی قوت...
*
بگذار صادقانه برایت بگویم، قرار نیست روزهای آرامی داشته باشی...
بزرگ شدن درد دارد!
یک روز می آید که دوست داشتنت بین احساس و منطقت فاصله می اندازد....
انتخاب با توست، و مجبوری مسیولیتش را -هرچه که باشد-بپذیری
این اتفاق میتواند تورا کامل کند یا منجر به تکه تکه شدنت بشود
گفتم که بزرگ شدن درد دارد دخترم!
.
البته این فصل مشترک همه ی زن هاست...
دلی که نشکسته باشد نمیتواند به قدر کافی عشق را تحمل کند....
دخترم...
بزرگ ترین آرزویم آرامش توست، و این فقط درصورتی ممکن است که زندگی کردن در لحظه را یاد بگیری!
مثلا وقتی خوشحالی از ته دل بخندی، وقتی غصه داری گریه کنی، وقتی ناراحتی دلیلش را بگویی...
احساس را نباید سرکوب کرد، مریضی می آورد! پریشانی می آورد...
دخترم!
گاهی دنیا بی رحم تر از آن میشود که فکرش را بکنی. و این همان وقتی است که همه ی توانش را جمع میکند تا تورا به زانو دربیاورد...
برای ایستادنت بجنگ!
*
دخترم
بی شک روزهایی هستند که تنها دارایی ات "تنهایی" است، زیر آوار مانده ای، حس میکنی توانی برای دوباره ساختن زندگی ات نمانده، و نجات دهنده در گور خفته است...
این روزها آدم ها به اندازه ی کافی درگیر مشکلات خودشان هستند، تنها کسی که میتواند به تو کمک کند فقط خودت هستی
*
شکوه دختر بودن ، نعمتی است بسیار گران قیمت که باید هزینه اش را هم پرداخت..
دخترم
قرار نیست روز های آرامی داشته باشی...
با این حال ، فراموش نکن، هروقت دلت گرفت آغوش من به روی دلتنگی های تو باز است....
.
روزت مبارک
💜
#اهورا_فروزان
#قسمتی_از_نامه_هایی_به_دخترم
#روز_دختر_مبارک
💜
متن در #کانال موجوده.لینک در قسمت بیوگرافی صفحه
Read more
دوستت دارم..... همه میگن حس نوشتنت خوبه خوب مینویسی اما برای تو چیزی جز این نمیتونم بنویسم”دوستت ...
Media Removed
دوستت دارم..... همه میگن حس نوشتنت خوبه خوب مینویسی اما برای تو چیزی جز این نمیتونم بنویسم”دوستت دارم” تو نوشتنش رو بهم اموختی تو صحیح بیان کردن آن را به من آموختی.، صحیح بیان کردنش را با تامل بسیار..، هر کلمه جداگانه به درزااای‌چندین قرن..، با همون کندی دوست داشتنی که خاص تو بود. همان ... دوستت دارم.....
همه میگن حس نوشتنت خوبه
خوب مینویسی
اما برای تو چیزی جز این نمیتونم بنویسم”دوستت دارم”
تو نوشتنش رو بهم اموختی تو صحیح بیان کردن آن را به من آموختی.،
صحیح بیان کردنش را با تامل بسیار..،
هر کلمه جداگانه به درزااای‌چندین قرن..،
با همون کندی دوست داشتنی که خاص تو بود.
همان کندی که تو در انجام کارهای روز مره داشتی.
بستن چمدان، مرتب کردن خانه، تو کند ترین زنی هستی که به عمرم دیده ام.،
کند ترین و تند ترین.....
تو نمی نوشتی، تو نقاشی نمیکردی، تو آن کسی نبودی که او را هنرمند، دانشمند یا خدا میداند، چه چیز دیگری می نامند؟؟
تو به تمام معنا نابغه بودی، نابغه، از عشق،❤️
کودکی‌ و باز هم از عشق ساخته میشود،
دلم میخواهد همه تو را انگونه ببینند، همان گونه که بودی، همان گونه که هستی....
اعجوبه ی کودکی‌‌ عشق خالص.
مجموعه تمام استعداد ها در قلبی به سرخی آتش....،
فراتر از بودن...
#مادر
#تنها_عشق_زندگیم
#تندیس_خوبیها
Read more
.. فرشته ی کوچکِ زیبا<span class="emoji emoji1f60d"></span> برکه ی درخشانِ من روزها ی خوب و بد درگذرند و این زیبایی لبخندتوست که جهان ...
Media Removed
.. فرشته ی کوچکِ زیبا برکه ی درخشانِ من روزها ی خوب و بد درگذرند و این زیبایی لبخندتوست که جهان را جان میبخشد برایت آرزو میکنم روزی که زندگی را درک کردی لحظاتش به قشنگی همان حسی باشدکه پدرو مادرت بعداز اولین دیدارشان باتو داشتند و قندرادردلت آب کند! و تمامِ این معصومیت و زیبایی کودکانه ... ..
فرشته ی کوچکِ زیبا😍
برکه ی درخشانِ من
روزها ی خوب و بد درگذرند
و این
زیبایی لبخندتوست که جهان را جان میبخشد
برایت آرزو میکنم
روزی که زندگی را درک کردی
لحظاتش
به قشنگی همان حسی باشدکه پدرو مادرت
بعداز اولین دیدارشان باتو داشتند
و قندرادردلت آب کند!
و تمامِ این معصومیت و زیبایی کودکانه ات تا همیشه
رفیقِ راهت باشد
به یادداشته باش که تو یک قلبِ کوچک داری
ودرکنارش
صاحب
 قلب های زیادی هستی که به عشق بودنت
 میتپند
آغاز بودنت مبارک🎉🎉
Read more
. چشم‌هایم را که میبندم شروع میشود. قرار است شب ها، چشم‌ها آرام بگیرند و تشویش‌های روزانه با خوابی ...
Media Removed
. چشم‌هایم را که میبندم شروع میشود. قرار است شب ها، چشم‌ها آرام بگیرند و تشویش‌های روزانه با خوابی عمیق از بین بروند. اما چشم‌هایم را که میبندم شروع میشود. چشم‌هایم که بسته میشوند تو بیدار میشوی و به من خیره میشوی. و من گنک و کلافه به چشم‌های غمگینت نگاه میکنم. تو آنجا ایستاده‌ای در هاله‌ای ... .
چشم‌هایم را که میبندم شروع میشود.
قرار است شب ها، چشم‌ها آرام بگیرند و تشویش‌های روزانه با خوابی عمیق از بین بروند.
اما چشم‌هایم را که میبندم شروع میشود.
چشم‌هایم که بسته میشوند تو بیدار میشوی و به من خیره میشوی.
و من گنک و کلافه به چشم‌های غمگینت نگاه میکنم.
تو آنجا ایستاده‌ای در هاله‌ای از غبار یا شاید مه. مصمم و غمگین نگاه میکنی. منتظر چه هستی نمیدانم؟
فقط میدانم که هر وقت چشم‌هایت را میبینم از خودم خجالت میکشم. از اینکه چقدر هر شب برای ندیدنت سعی میکنم کتاب بخوانم، فیلم ببینم و یا انقدر کار کنم که بیهوش شوم.
هیچگاه از حضورت نمیتوانم فرار کنم. تو همیشه آنجایی.
در درونم.
اگر تمام این‌ سالها از چشم‌هایت فرار نمیکردم، با تو میتوانستم وارد رابطه‌های بهتری شوم.
میتوانستم به خودم دروغ نگویمم و زمانی که شواهدی از اعتماد نیست، اعتماد نکنم.
خودم میدانم چه بر سرم آورده، انکارِ حضور تو و چشم‌های زیبای غمگینت.
هجوم بیاور. هر شب و هر شب.
هر پریشانیِ که مربوط به تو باشد، بیدار کننده است.
من برای نجات، به دیدنِ غمِ چشم‌هایت و دیدنِ رفتارِ خودم با تو احتیاج دارم.
.

متن : #پونه_مقیمى .
‏Photo by @rezaghazianiphotography .
.
. --------------------------------------
.
‏ #shadow #light #insta #instagood #day #sunshine #horizon #remember #rezaghaziani #ghaziani #bestoftheday #road #قاضيانى #رضاقاضيانى #persianrock #ندا_طوسي #تهران #كبوتر #bird #شب #سكوت #پونه_مقیمی
Read more
اینستا برای من شده یه دفتر خاطرات بزرگ.، پر از ا‌دمهای مهربون که ر‌وزامو باهاشون میگذرونم.، صفای ...
Media Removed
اینستا برای من شده یه دفتر خاطرات بزرگ.، پر از ا‌دمهای مهربون که ر‌وزامو باهاشون میگذرونم.، صفای عزیزم یکی از اون کسایه که من روزای قشنگ زیادی باهاش داشتم روزای شیرینی که تو‌ این دو روز کلی راجبش حرف زدیم..، با خیلیاش خندیدمو با خیلیاش اخم کردیم☹️.، کلی حرف راجب گذشته کلی حرف راجب اینده راجب ... اینستا برای من شده یه دفتر خاطرات بزرگ.، پر از ا‌دمهای مهربون که ر‌وزامو باهاشون میگذرونم.،
صفای عزیزم یکی از اون کسایه که من روزای قشنگ زیادی باهاش داشتم روزای شیرینی که تو‌ این دو روز کلی راجبش حرف زدیم..، با خیلیاش خندیدم😁و با خیلیاش اخم کردیم☹️.،
کلی حرف راجب گذشته
کلی حرف راجب اینده راجب برنامه ها و تصمیمای قشنگی که گرفتیم.،
ووو جالبتر اینه که ما تو این مدت که همو ندیدیم چقد بیشتر به هم شبیه شدیم
سلیقه ها برنامه ها.،
و بیشتر اینکه وقتی اومد تو اتاقم و کتابخونه منو دیدو ( وااای فاطی چقد کتاب)ذوق کرد کلی خوشحال شدم من🙈🙈
از یه طرفم ناراحت چون چسبیده به این کتابا و جم نمیخوره.،🙃
حس خیلی خوبیه در لحظه غم و نا امیدی و پریشانی .،
بی هوا یه همچین آدمایی سر راه ادم سبز بشن
با کلامشون حرفاشون اینقد ساده اینقد خوب آرامش و شادی و واست بیارن هر چند لحظه ای هر‌چند کم اما خوب خیلی خوب..، #

#
پ.ن الهام عزیزم دوس دارم همیشه و همه جا زیر تک تک پستایی ک میزارم بگم که چقد خوبه که هستی.، و‌چقد خوبه که همه دوست دارن.، یعنی گوشه به گوشه زندگی من ثانیه به ثانیه اش هر جا با هر کی وجود تو الزامیست.... #
#
پ.ن:خدایا ما را واسطه ی خوب شدن حال دیگران قرار بده..,
#پیاله_ای_چای_بنوش☕☕☕
Read more
اول . حقیقت های تلخی در زندگی وجود دارد. بخشی طبیعی از پروسه ای که تا به امروز بشر ساخته است. بخشی طبیعی ...
Media Removed
اول . حقیقت های تلخی در زندگی وجود دارد. بخشی طبیعی از پروسه ای که تا به امروز بشر ساخته است. بخشی طبیعی از سازگاری و ناسازگاری طبیعت با آدم. حقیقت هایی که هر چقدر کوچک هر چقدر بزرگ باشد فرقی نمی کند، عملا کاری از دست تو‌ بر نمی آید. اما قرار است روی نوع زندگیت تاثیر بگذارد . دوم . اتفاق ها نتیجه ی سالها ... اول .
حقیقت های تلخی در زندگی وجود دارد. بخشی طبیعی از پروسه ای که تا به امروز بشر ساخته است. بخشی طبیعی از سازگاری و ناسازگاری طبیعت با آدم. حقیقت هایی که هر چقدر کوچک هر چقدر بزرگ باشد فرقی نمی کند، عملا کاری از دست تو‌ بر نمی آید. اما قرار است روی نوع زندگیت تاثیر بگذارد .
دوم .

اتفاق ها نتیجه ی سالها کاشتن هستند. هر آنچه تاریخ کاشته امروز بر آمده. نمی فهمم چرا خودمان را از آنچه کاشته ایم و کاشته شده جدا می‌کنیم. شبیه زن یا مردی هستیم که لحظه ی اخر قبل از امضای طلاق نامه به آسمان خیره شده زیر لب می گوید این حق من نبود. اشکال اول همان به بالا خیره شدن است. باید پایین را نگاه کنیم. خودمان را. وقتی از چیزی عصبانی هستی بزرگترش را ببین. بیگ پیکچر
.
Don’t stand in the eye of the tornado .
سوم .
حقیقت های تلخ را خوب بلدیم. چیزی که به اصرار فراموش می کنیم اینست که در تلخ ترین، شکننده ترین، بی سامان ترین اوضاع، شرایط رشد همچنان وجود دارد. دل به تشعشعات یک فاجعه دادن و بر سر گوری که هنوز مرده ای در ان نیست گریه کردن دم دستی ترین راه است. یک قدم آن طرف ترش اینست که بشینی به اولویت زندگیت فکر کنی. برای من زیستن کنار او و همواره آموختن . پیش نیاز این اولویت ذهن سالم و تن سالم می خواهد. دنبال راهکار باش از هر بلبشویی تاثیر نگیر
.
چهارم
فکر نمی کردم اما خوشبختانه امسال دارد به یکی از آن سالهای پر کتابِ پر از مطالعه تبدیل می شود. این خبر خوشی برای خودم است. وقتی مطالعه می کنم توی زنجیره ی درست می افتم. کتاب خوب هلم می دهد سمت فیلم خوب، فیلم خوب به گفتگوی خوب منجر می شود ، گفتگوی خوب به موسیقی خوب می‌رسد، موسیقی خوب به فکر و خیال درست و حسابی می رسد، از دل اینها آن مدل زیستنی در‌می آید که می خواهم. من فقط در چنین شرایطی خوشحال خوشحالم. وقتی دارم آنطور که باید، زندگی می کنم
.
خیلی حرف زدم ، صبح بخیر 🌿
.
#یلدانوشت
Read more
 #happy #new #year #حول #حالنا #الی #احسن #الحال باز #سال #جدید و‌ گذشت یک سال دیگر.. یک سالی که برای ...
Media Removed
#happy #new #year #حول #حالنا #الی #احسن #الحال باز #سال #جدید و‌ گذشت یک سال دیگر.. یک سالی که برای من پر از تجربه و پر از #اتفاقات عالی در کنارش اتفاقات بدی که‌ باعث شد‌ از اتفاقات خوب لذت زیادی ببرم خدایا شکرت که با من بودی و هوامو داشتی..خطاهایم کمتر و تجربیاتم بیشتر.. خدایا ممنونم که آدم های ... #happy #new #year #حول #حالنا #الی #احسن #الحال
باز #سال #جدید و‌ گذشت یک سال دیگر..
یک سالی که برای من پر از تجربه و پر از #اتفاقات عالی در کنارش اتفاقات بدی که‌ باعث شد‌ از اتفاقات خوب لذت زیادی ببرم خدایا شکرت که با من بودی و هوامو داشتی..خطاهایم کمتر و تجربیاتم بیشتر..
خدایا ممنونم که آدم های اطرافم واقعا آدمند و بودنشان بهم انگیزه و اشتیاق میده و #شکرت که همیشه در کنارم هستند و در راهم همراهم هستند..
#خدایا ممنونم بابت همه نعمت ها و سلامتی که بهم دادی..ممنونم که همیشه با من هستی و هوامو داری..
خدای من در مسیر جدیدی که در روزهای آخر سال ۹۶ سر راهم قرار دادی با من باش و کمکم کن...
خدای من در این سال که شروع آن مصادف با ماه مبارک رجب بود "حوِّل حالَنا إلى أحسنِ الحال" برای من ، خانوادم ، عزیزانم ، دوستانم و همه مردم عزیز که نیاز به تحولی در زندگیشان دارند.. "عزیزی بهم گفت در این سال شاد باشم منم برای همگی دعا میکنم در این سال دلهاشون شاد باشد ...سال جدید را به همه عزیزانم و‌ دوستانم تبریک میگم"
Read more
: رمان «هنوز هم من» به چاپ سوم رسید؛ #هنوز_هم_من (رمان خارجی) #جوجو_مویز ترجمه‌ی #مریم_مفتاحی نشر ...
Media Removed
: رمان «هنوز هم من» به چاپ سوم رسید؛ #هنوز_هم_من (رمان خارجی) #جوجو_مویز ترجمه‌ی #مریم_مفتاحی نشر آموت / چاپ سوم / ۶۱۴ صفحه / ۴۶۰۰۰ تومان‌ ‌لو کلارک به خیلی چیزها پی برده است... می‌داند کیلومترها بین خانه‌‌ی جدیدش در نیویورک و دوستش سام در لندن فاصله است. می‌داند کارفرمای جدیدش آدم ... :
رمان «هنوز هم من» به چاپ سوم رسید؛

#هنوز_هم_من
(رمان خارجی)
#جوجو_مویز
ترجمه‌ی #مریم_مفتاحی

نشر آموت / چاپ سوم / ۶۱۴ صفحه / ۴۶۰۰۰ تومان‌
‌لو کلارک به خیلی چیزها پی برده است...
می‌داند کیلومترها بین خانه‌‌ی جدیدش در نیویورک و دوستش سام در لندن فاصله است.
می‌داند کارفرمای جدیدش آدم نازنینی است و همسرش رازی را از او پنهان می‌کند.
چیزی که لو نمی‌داند این است که با کسی آشنا خواهد شد که زندگی‌اش را زیر و رو می‌کند، زیرا این فرد او را یاد دوستی می‌اندازد و این یادآوری آزاردهنده خواهد بود.
لو نمی‌داند چه کند، ولی می‌داند هر تصمیمی بگیرد، اوضاع دیگر مثل سابق نخواهد بود.
آیا او باید به تجربه‌های جدید «بله» بگوید و با بیرون آمدن از منطقه‌ی امن خود پذیرای چالش‌های جدیدی شود؟
لو می‌خواهد بداند اگر عاشق کسی هستی، آیا برای داشتنش باید از رویاهایت دست بکشی؟ یا می‌توان هر دو را با هم داشت و هیچ یک را فدا نکرد؟‌

بخش کوتاهی از رمان را با هم بخوانیم:
یک انتخاب داشتم. لوئیزا کلارک از اهالی نیویورک باشم یا لوئیزا کلارک از اهالی استورتفولد. شاید یک لوئیزا کلارک کاملا متفاوت دیگری هم وجود داشت که من هنوز با او آشنا نشده بودم. نکته‌ی اصلی اینجاست که تو اجازه ندهی کسی که می‌خواهد کنارت قدم بردارد تصمیم بگیرد که تو چه کسی باشی و تو را همچون پروانه‌ای در جعبه در اختیار بگیرد. نکته‌ی اصلی اینجاست که تو بدانی همیشه راهی برای باز آفرینی و احیاء خود وجود دارد.

رمان «هنوز هم من» نوشته‌ی جوجو مویز در ادامه‌ی رمان‌های محبوب «من پیش از تو» و «پس از تو» با ترجمه‌ی مریم مفتاحی در ۶۱۴ صفحه و با قیمت ۴۶۰۰۰ تومان از سوی نشر آموت منتشر شده است.‌

www.aamout.com

کتاب های #نشر_آموت را از کتابفروشی های معتبر و شهرکتاب های سراسر ایران بخواهید

خرید بالای صد هزار تومان ارسال رایگان
۰۹۳۶۰۳۵۵۴۰۱

کانال تلگرامی آموت:
t.me/aamout
Read more
پدر نازنینم من نبودم و تو بودی ، بود شدم و تو تمام بودنت را به پایم ریختی ، حالا سالهاست که با بودنت ...
Media Removed
پدر نازنینم من نبودم و تو بودی ، بود شدم و تو تمام بودنت را به پایم ریختی ، حالا سالهاست که با بودنت زندگی می کنم ، هر روز، هر لحظه، هر آن و دم به دم هستی ببخش که گاهی آنقدر هستی که نمی بینمت ، ببخش تمام نادانیها و نفهمی ها و کج فهمی هایم را، اعتراض ها و درشتیهایم را ، و هر آنچه را که آزارت داد . دستانت را ... پدر نازنینم
من نبودم و تو بودی ،
بود شدم و تو تمام بودنت را به پایم ریختی ،
حالا سالهاست که با بودنت زندگی می کنم ،
هر روز، هر لحظه، هر آن و دم به دم هستی
ببخش که گاهی آنقدر هستی که نمی بینمت ،
ببخش تمام نادانیها و نفهمی ها و کج فهمی هایم را،
اعتراض ها و درشتیهایم را ، و هر آنچه را که آزارت داد .
دستانت را می بوسم و پیشانیت را ،
که چراغ راه زندگیم بودی و هستی و خواهی بود ،
خاک پایت هستم تا هست و نیست هست .
به حرمت شرافتت می ایستم و تعظیم می کنم
Read more
. زندگی بالا و پایین زیاد دارد. روزهای سیاه، روزهای سفید، روزهای خاکستری، روزهای چهارخانه و راه‌راه. و تنها اتفاق مشترک این دقایق رنگ به رنگ فقط تو هستی و بودنِ دنباله‌دارت که گذر ثانیه‌ها نه کمرنگش می‌کند و نه کوتاه‌. . بعضی وقت‌ها که در آینه به خط‌خطی‌های بودنم نگاه می‌کنم، از خودم می‌پرسم ... .
زندگی بالا و پایین زیاد دارد.
روزهای سیاه، روزهای سفید، روزهای خاکستری، روزهای چهارخانه و راه‌راه. و تنها اتفاق مشترک این دقایق رنگ به رنگ فقط تو هستی و بودنِ دنباله‌دارت که گذر ثانیه‌ها نه کمرنگش می‌کند و نه کوتاه‌.
.
بعضی وقت‌ها که در آینه به خط‌خطی‌های بودنم نگاه می‌کنم، از خودم می‌پرسم چطور می‌توانی این نقاط تاریک را ببینی و باز هم دوستم داشته باشی؟ اصلا ذات آدمیزاد می‌طلبد دست بگذارد روی نقطه‌ضعف‌های طرف مقابلش و آن‌ها را سپر کند جلوی نقص‌های خودش. آدم باید خیلی عاشق باشد که بداند پای کسی زخم دارد، اما سرِ بزنگاه‌های لج و لجبازی چشم‌های آگاهی‌اش را ببندد و لگدپرانی نکند برای زمین زدنِ دیگری.
.
من فکر می‌کنم هیچ نیرویی بالاتر از دوست داشتن نمی‌تواند آدم‌ها را به صبر و سکوت و مدارا وادار کند.
.
همان‌طور که من گاهی وقت‌ها به خاطرات زیر پایم که نگاه می‌کنم و با خنده می‌گویم من چطور توانستم این همه پرتگاه را پشت سر بگذارم بی آن که بمیرم؟......
.
من کم نیاوردن و ادامه‌دادن به بهانه‌‌ی دوست داشتن را در هر برهه‌ای از زندگی که باشد، بی‌اندازه می‌ستایم؛ و معتقدم هیچ چیزی جز همین ترکیب کوتاه سه‌بخشی نمی‌تواند آدمی را از مرگ حتمی نجات بدهد. .
.
کاش کسی بیاید و مرا از مرگ حتمی نجاتم دهد ...
.

نویسنده و گوینده #نیکو_بهجتی
Read more
. پیامبر گرامی اسلام می‌فرمایند: علی جان تو هفت ویژگی داری که هیچکس این هفت ویژگی را ندارد. اگر هم داشته باشد تو در قله هستی و او در دامنه آن ، پس هیچگاه به تو نمیرسد. اولین شخصی هستی که ایمان آوردی و به دین من پیوستی؛ تو در خانه خدا به دنیا امدی این بالاترین ایمان است. وفادارترین شخص به عهد خدا هستی. ... .
پیامبر گرامی اسلام می‌فرمایند:

علی جان تو هفت ویژگی داری که هیچکس این هفت ویژگی را ندارد.
اگر هم داشته باشد تو در قله هستی و او در دامنه آن ، پس هیچگاه به تو نمیرسد.
اولین شخصی هستی که ایمان آوردی و به دین من پیوستی؛ تو در خانه خدا به دنیا امدی این بالاترین ایمان است.
وفادارترین شخص به عهد خدا هستی.
در همه حال و همه جا امر خدا مهمترین چیز است.
دارای عدالت علوی هستی.
بصیرت قضاوت در حکومت خود داری.
به درد مردم رسیدگی می کردی و بین هیچکس فرق نمیگذاشتی.
در پیش خدا مقرب هستی.

عید اکمال دین بر شیعیان واقعیش مبارک باد
#فقط_حیدر_امیرالمومنین_است
#امیر_المومنین_علی_علیه_السلام #عید_غدیر #کانال_تلگرام_قشنگستان
Read more
هوالمحبوب جامه دران مصرع ناقص من کاش که کامل می شد شعر در وصف تو از سوی تو نازل می شد شعر در شأن تو ...
Media Removed
هوالمحبوب جامه دران مصرع ناقص من کاش که کامل می شد شعر در وصف تو از سوی تو نازل می شد شعر در شأن تو شرمنده به همراهم نیست واژه در دست من آنگونه که می خواهم نیست من که حیران تو حیران توام می دانم نه فقط من که در این دایره سرگردانم همه ی عالم و آدم به تو می اندیشد شک ندارم که خدا هم به تو می اندیشد در ... هوالمحبوب
جامه دران

مصرع ناقص من کاش که کامل می شد
شعر در وصف تو از سوی تو نازل می شد

شعر در شأن تو شرمنده به همراهم نیست
واژه در دست من آنگونه که می خواهم نیست

من که حیران تو حیران توام می دانم
نه فقط من که در این دایره سرگردانم

همه ی عالم و آدم به تو می اندیشد
شک ندارم که خدا هم به تو می اندیشد

در زمین هستی و آن سو تر از افلاک تویی
علت خلق زمین ای پدر خاک تویی

کعبه از راز جهان راز خدا آگاه است
راز ایجاز خدا نقطه ی بسم الله است

کعبه افتاده به پایت سر راهت سرمست
«پیرهن چاک و غزل خوان و صراحی در دست»

کعبه وقتی که در آغوش خودش یوسف دید
خود زلیخا شد و خود پیرهن صبر درید

کعبه بر سینه ی خود نام تو ای مرد نوشت
قلم خواجه ی شیراز کم آورد، نوشت: «ناگهان پرده برانداخته ای یعنی چه
مست از خانه برون تاخته ای یعنی چه»

راز خلقت همه پنهان شده در عین علی ست
کهکشان ها نخی از وصله ی نعلین علی ست

روز و شب از تو قضا از تو قدر می گوید
«ها علیٌ بشرٌ کیفَ بَشر» می گوید

مستِ اوصاف شدم می طلبم ساقی را
تشنه ام تا که بگوید به من الباقی را

می رود قصهء ما سوی سرانجام آرام
دفتر قصه ورق می خورد آرام آرام

سیدحمیدرضابرقعی
از کتاب (تحیّر)
Read more
[قسمت27] -ریلی؟؟؟توبا یه لزبین دوست شدی؟ هالسی کنارم ایستاد و منتظر به من خیره شد آب دهنم روقورت ...
Media Removed
[قسمت27] -ریلی؟؟؟توبا یه لزبین دوست شدی؟ هالسی کنارم ایستاد و منتظر به من خیره شد آب دهنم روقورت دادم و باخنده ی مسخره ای جواب دادم:مشکلش چیه؟ نیدین جوری رفتار میکرد که انگار هالسی کنارمن و روبه روی اون وجود خارجی نداره و این منو میترسوند -حتی از فاصله ی خیلی دور هم میشه متوجه ی این موضوع شد که ... [قسمت27]
-ریلی؟؟؟توبا یه لزبین دوست شدی؟
هالسی کنارم ایستاد و منتظر به من خیره شد آب دهنم روقورت دادم و باخنده ی مسخره ای جواب دادم:مشکلش چیه؟
نیدین جوری رفتار میکرد که انگار هالسی کنارمن و روبه روی اون وجود خارجی نداره و این منو میترسوند
-حتی از فاصله ی خیلی دور هم میشه متوجه ی این موضوع شد که اون لزبینه!
فکرمیکردم دلیل کات کردنت بامن موهای کوتاه و رفتارهای تقریباپسرونه امه و حالا چی میبینم؟دوست دختر تو یه لزبین به تمام معناس!!من تورو میشناسم هالسی
تقریبا تمام دخترهای لزبین شهر به تو علاقه و احساس دارن و خدای من!تو با لیام دوستی!!لیامی که همه اونو به لاشی بودن و دخترباز بودن میشناسن و البته که خیلی ها روی اون کراش دارن!
این یه ترکیبه باورنکردنیه!هردوی شما دختر بازهای حرفه ای ای هستید اینطورنیس؟؟
قبل ازاینکه من جوابهایی که برای بیان کردن اماده کرده بودم رو به زبون بیارم هالسی جواب داد:مشکلش چیه؟
تموم دخترهای شهر اطلاعی از رابطه ی ما ندارن،اگه تودهنت رو بسته نگه داری!
نیدین باعصبانیت خندید:من چندروز پیش درمورد اینکه لیام با یه دختر خیلی متفاوت رابطه داره شنیدم و البته که تعجب اور نبود چون لیام تموم دخترهای معمولی و غیرمعمولی رو به تخت خواب کشونده اما اینکه تو..تو خودت کسی هستی که دخترا رو..
جلو رفتم و انگشتم رو توی هوا تکون دادم:محض اطلاعت ما هنوز باهم سکس نداشتیم نیدین!
چشمهای نیدین بزرگتر از این نمیشد
-باور نمیکنم!
انگشتهای هالسی روی کمرم قرار گرفت
-و ما اهمیتی به اینکه تو باور نمیکنی نمیدیم عزیزم!
به هرحال..موهای بانمکی داری!
لبخند و اون چشمکی که هالسی توی اون لحظه به نیدین زد حس دخترمعصوم و بیچاره ای که بهش خیانت شده رو به من وارد کرد ومن تنها با کشیدن دست هالسی به سمت ماشین این حس مزخرف رو ازبین بردم!یامسیح!!من عقلمو از دست دادم!چطورممکنه انقدر بعدشنیدن تعریف اون از یکی ازدوست دخترهای قبلی خودم انقدر احساس مزخرفی کنم؟
-چرا ساکتی لیام؟دلت برای دوست دختر بانمکت تنگ شده بود و حالا تو فکرشی؟
-البته که نه!!
زیرچشمی نگاهش کردم و طوری که انگار تصمیمی برای بلندبیان کردن افکار ذهنیم ندارم زمزمه کردم:ما عجیب ترین رابطه ی دنیا رو داریم!
-میتونیم کات کنیم!
-اوه نه ممنون!!
صدای خنده اش که از نادرترین اتفاقاتی بود که میشد دید توی ماشین پیچید
-توجالبی لیام!حداقلش اینه که اولین واخرین پسری که برای تجربه باهاشم خوش قیافه و باحاله!!
-قطعا هستم!شنیدی که نیدین چی گفت
-اینکه تو یه لاشی به تمام عیار هستی؟
اخم کردم و با غرغرجواب دادم
-جمله ی بعدش!
-اینکه دختربازی؟
-لعنت بهت!
Read more
. بسلامتی با ارزش ترین پول دنیا "تومن" چون هم تو هستی توش، هم من سلامتی همه اونایی که نه جایی واسه ...
Media Removed
. بسلامتی با ارزش ترین پول دنیا "تومن" چون هم تو هستی توش، هم من سلامتی همه اونایی که نه جایی واسه موندن دارن نه پایی واسه رفتن سلامتی اونایی که خودشون سنی ندارن ولی اين كشور لعنتي پیرشون کرده به سلامتی نسل من که خسته شد از بس دزدکی حرف زد دزدکی به آغوش کشید دزدکی عشق بازی کرد دزدکی بوسید به ... .
بسلامتی با ارزش ترین پول دنیا "تومن" چون هم تو هستی توش، هم من

سلامتی همه اونایی که نه جایی واسه موندن دارن نه پایی واسه رفتن
سلامتی اونایی که خودشون سنی ندارن ولی اين كشور لعنتي پیرشون کرده
به سلامتی نسل من که خسته شد از بس
دزدکی حرف زد
دزدکی به آغوش کشید
دزدکی عشق بازی کرد
دزدکی بوسید
به سلامتی بعضی حرفا که پست نمیشن بغض میشن
سلامتی اونی که خدا هیچی بهش نداده جز مرام !
به سلامتیه اونی که شبا به ستاره ها نگاه میکنه چون سقفی بالاسرش نیست
به سلامتی دستای خالی ووووو دلای خاکی
سلامتي كودكان بي پوشك
سلامتي كودكان سرطاني
سلامتي پدر مادراي كهريزك
سلامتي كودكان كار
به سلامتی پل عابر پیاده که هم مردها از روش رد میشن هم نامردا
به سلامتی سرنوشت . . . که نمیشه اونو از سرنوشت
به سلامتی دریا که همه با لبش خاطره دارن !
به سلامتی همه کلاس اولی ها که تازه امسال یاد میگیرن سلامتی درسته نه صلامتی!
به سلامتی اون پسری که خواست آدم بشه ...
ولی یه دختر اومد تو زندگیش و نذاشت و بهش فهموند که
همیشه پای یک زن در میان است !
به سلامتی اون کارگری که از افتضاح اختلاس 3000 میلیارد تومانی خبر داره اما باز اول صبح بچه شو میبوسه و برای ماهی 200 هزار تومان پول حلال میره سر کار و عرق میریزه ...
سلامتي پدربزرگم
سلامتي خودمون و خانوادمون
Read more
هو <span class="emoji emoji1f4dd"></span>..ای رفیق بکوش تا به ولایت اولیاء الهی دست یابی که اولیاء الله چون ریشه ایی دارند که خداست , تو را ...
Media Removed
هو ..ای رفیق بکوش تا به ولایت اولیاء الهی دست یابی که اولیاء الله چون ریشه ایی دارند که خداست , تو را به سوی او می برند وتنها راه رسیدن به توحید همان راه ولایت است که ولایت بر محور توحید است ولذا ولایت و توحید حصن حصین الهی است که "کلمة لا اله الا الله حصنی , فمن دخل حصنی أمن من عذابی" و "ولایة علی ابن ... هو 📝..ای رفیق بکوش تا به ولایت اولیاء الهی دست یابی که اولیاء الله چون ریشه ایی دارند که خداست , تو را به سوی او می برند وتنها راه رسیدن به توحید همان راه ولایت است که ولایت بر محور توحید است

ولذا ولایت و توحید حصن حصین الهی است که
"کلمة لا اله الا الله حصنی , فمن دخل حصنی أمن من عذابی"
و
"ولایة علی ابن ابیطالب حصنی فمن دخل حصنی أمن من عذابی" 🔸در قوس نزول از توحید آمده ایی و در " انا الیه راجعون " نیز باید به ولایت بدان برسی که:
دو سر خط حلقه ی هستی
در حقیقت به هم تو پیوستی

آن که فرمود:
دلت را با دل من آشنا کرد
نه تو کردی نه من کردم خدا کرد 🔸یعنی دوستی بر محور ولایت و توحید است
عزیزم باید دل به ولایت مولایت بدهی وبه عرض اقدسش همان را تقدیم کنی که مولایم در ابیات تبری به آن اشاره فرمود:

من كي هسّمه كه بووم تر خوامه‏
من چى هسّمه كه بووم ته فدامه‏

شه خودّه كه أشمه اتّا گدامه‏
ته سايه كه مه سر دره پادشامه

_____________
📚شرح مراتب طهارت/جلد دوم
👤استاد صمدی آملی حفظه الله
Read more
. دوستان قشنگ و با کمالات و دوست داشتنی که تازه به ما پیوستید <span class="emoji emoji1f339"></span><span class="emoji emoji1f339"></span><span class="emoji emoji1f339"></span> #لطفا_با_دقت_بخوانید ۱.عکس ...
Media Removed
. دوستان قشنگ و با کمالات و دوست داشتنی که تازه به ما پیوستید #لطفا_با_دقت_بخوانید ۱.عکس و فیلم حیوانات را به دایرکت نفرستید (واگذاری، کمک و امداد، حیوان آزاری، ببینید چه گوگولیه، اینو دیدم یاد شما افتادم ، و....)هیچ دایرکت بی‌موردی نفرستید ۲.دوستان خواننده و آهنگساز من‌ مدت‌هاست ... .
دوستان قشنگ و با کمالات و دوست داشتنی که تازه به ما پیوستید
🌹🌹🌹
#لطفا_با_دقت_بخوانید

۱.عکس و فیلم حیوانات را به دایرکت نفرستید (واگذاری، کمک و امداد، حیوان آزاری، ببینید چه گوگولیه، اینو دیدم یاد شما افتادم ، و....)هیچ دایرکت بی‌موردی نفرستید

۲.دوستان خواننده و آهنگساز
من‌ مدت‌هاست ترانه واگذار نمی‌کنم پس لطفا تقاضای ترانه نکنید

۳. اشعار و نوشته‌ها و ترانه‌هایتان را به دایرکت نفرستید
فضای مجازی مکان مناسبی برای نقد و نظر نیست و من درباره هیچ چیز نظر نمی‌دهم

۴. لطفا مرا روی عکس و مطلبی که مربوط به من نیست تگ نکنید

۵.من هیچ شماره حسابی را برای کمک به مستمندان، بیماران، حوادث، حیوانات آسیب دیده و.... روی پیجم منتشر نمی‌کنم (مگر گروه یا جمعیتی که بشناسم) پس لطفا تقاضا نکنید

۶. دایرکت‌های "سلام، خوبی" بدون لحظه‌ای تامل مشمول #قانون_طلایی_بلاک خواهند شد
همین‌طور دایرکت‌های بی‌مورد

۷. من همینم که می‌بینید
اگر واقعا تحمل این پست‌ها برایتان دشوار است #آنفالو کنید و اگر مرا همین‌گونه که هستم می‌پذیرید؛ #قدمتان_روی_چشم

________
#نیلوفر_لاری_پور
پ.ن:
من و #شرلوک_هلمز در #باغ_کتاب

#لطفا_کپشن_را_تا_آخر_بخوانید
#لطفا_رعایت_کنید
#چرا_اعصاب_نداری #هرچی_داری_از_ما_داری
#فکر_میکنی_کی_هستی
#حالا_دایرکت_بدیم_چی_میشه
#خب_ما_مبخوایم_نظر_شما_رو_بدونیم
#فقط_به_خواننده_معروفا_ترانه_میدید
#یارب_روا_مدار_گدا_معتبر_شود
#پس_کامنتا_رو_ببند_تا_ما_نظر_ندیم

#Niloufarlaripour
#niloufar_laripour

#لطفا_فقط_فارسی_بنويسيد

#اینجا_فقط_فارسی_مینویسند
Read more
باز سی آذر رسید روز تولد من، آخرین روز پاییز که با طولانی ترین شب یعنی شب یلدا عجین شده. امسال یلدا برایم ...
Media Removed
باز سی آذر رسید روز تولد من، آخرین روز پاییز که با طولانی ترین شب یعنی شب یلدا عجین شده. امسال یلدا برایم حس و حالی نداشت نه حس تولد نه دورهمی برای همین بود که امسال تولدی نگرفتم اما فهمیدم هنوز هم هستند عزیزانی که روز تولدم‌در ذهنشون حک شده و براشون عزیز هستم و سورپرایز کردنم و اومدن به دیدنم و وقت گذاشتن،برای ... باز سی آذر رسید روز تولد من، آخرین روز پاییز که با طولانی ترین شب یعنی شب یلدا عجین شده. امسال یلدا برایم حس و حالی نداشت نه حس تولد نه دورهمی برای همین بود که امسال تولدی نگرفتم اما فهمیدم هنوز هم هستند عزیزانی که روز تولدم‌در ذهنشون حک شده و براشون عزیز هستم و سورپرایز کردنم و اومدن به دیدنم و وقت گذاشتن،برای من جزئی از برنامه آخرین روز پاییز هستش، ممنونم از همه شماها که وجودتون برام بهترین دارایی زندگی منه شماهایی که کلمات و جملات برای توصیف دوست داشتنتان هم کافی نیستند شماها که تنها دلخوشی من هستید توی روزهای ناخوشی❤️💋❤️ یه تشکر ویژه از تمام عزیزانی که نتونستن بیان و با ارسال پیام های محبت آمیز و تماس هاشون تبریک گفتند😘😘😘
___________________________________
پ ن: سورپرایز اول از خواهر جانانم فاطمه عزیز و خواهرزاده دوست داشتنیم هستی که یه شب زودتر یعنی بیست و نهم آذر من رو سورپرایز کردن💋💋
پ ن: سورپرایز دوم هم که با همکاری فاطمه خواهرم توسط دوست خوب و مهربونم مریم یه شب زودتر برام تولد گرفت و یهویی دیدم خونمون اومده با یه کادوی خوشمزه زیبا❤️🌹 مرسی مریم جان
پ ن: اما عزیزان جانانم که داشتنشون برام یه نعمته عبدالله عزیز و صاحبه عزیز که روز سی آذر توی محل کارم در دانشگاه بی خبر اومده بودن برا سورپرایز کردنم💋❤️ اینقدر دوست داشتنی هستن اینا که هر چی بگم کمه😘
پ ن: بعدی هم که محمد صادقی عزیزم و خانم هنرمندش حسابی شرمنده ام کردن کلی راه از بندر اومده بودن فقط بخاطر من اونم با یه کیک خوشگل و خوشمزه دستپخت خانم محمد عزیزم😋❤️🌹💋اولین بار بود خانم محمد گفته بود امشب باید من رو ببری پیش عباس❤️ پ ن: بعدی عزیز دلم خواهریم مرضیه جونم بود که مطمئن بودم هر کی سورپرایز نکنه مرضیه جز محالاته که تدارک نبینه یهو دیدم با یه کیک تولد و گل وارد شد❤️💋💋
پ ن: سورپرایز بعدی محمد تابدار کسی که فقط میشه گفت جز دوست داشتنش کاری دیگه نمیتونی کنی❤️ محمد دوست داشتنیم زنگ زده در باز کن دم در خونه هستم😊 همچین عزیزی هستش محمد😘
پ ن: اما یاسر عبدی عزیزم و باحالم که عشق منه زنگ زده میگه ببخش نتونستم تولدت بیام و تبریک بگم مجبور شدم برم بندر یهو در خونه رو میزنن جلو روت ظاهر میشه ❤️❤️ خیلی خیلی ناراحته😉😂مخصوصا وقتی فالش رو خودم گرفتم براش
پ ن: امید کریمی عزیزم رفیق مهربونم که هی زنگ میزد بیا امشب مستر پیتزا سفره یلدا انداختیم و وقتی گفتم نمیتونم بیام اومد در خونه بدون سوال پرسیدن و اجازه گرفتن سوار ماشینم کرد و برد مستر پیتزا و اونجا بود که دیدم با کیک تولد و گروه موسیقی و اجرای آهنگ
Read more
اولین پستم توسال۹۵ دلنوشته برای امام زمان(عج) <span class="emoji emoji1f343"></span><span class="emoji emoji1f33a"></span><span class="emoji emoji1f343"></span><span class="emoji emoji1f33a"></span><span class="emoji emoji1f343"></span><span class="emoji emoji1f33a"></span><span class="emoji emoji1f343"></span><span class="emoji emoji1f33a"></span><span class="emoji emoji1f343"></span><span class="emoji emoji1f33a"></span><span class="emoji emoji1f343"></span> 🖋 دلــــــــــ❣ــــــنوشته ... <span class="emoji emoji2600"></span>️مولای ...
Media Removed
اولین پستم توسال۹۵ دلنوشته برای امام زمان(عج) 🖋 دلــــــــــ❣ــــــنوشته ... ️مولای من، ای سبزترین بهار هستی...! 💭بیا که دل آسمانیم سخت تنگ آمدن توست. بیا که آسمانیان غریب مانده اند. ️بیا که بی تو زمین تنگ است و آسمان دلتنگ...! ️ای کشتی نجات اگر تو نیایی آسمان ... اولین پستم توسال۹۵ دلنوشته برای امام زمان(عج)
🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃

🖋 دلــــــــــ❣ــــــنوشته ...


☀️مولای من، ای سبزترین بهار هستی...!

💭بیا که دل آسمانیم سخت تنگ آمدن توست. بیا که آسمانیان غریب مانده اند.

☁️بیا که بی تو زمین تنگ است و آسمان دلتنگ...!

⛅️ای کشتی نجات اگر تو نیایی آسمان دلمان گرفته خواهد بود و داغ عصرهای
آدینه هر هفته بر دلهایمان سنگینی خواهد کرد.

⛅️ای مهربان من اگر تو نیایی حیات بوی ماندن نخواهد داشت و زنده بودن بوی زندگی نخواهد داد.

☁️ای مهربان ترین منجی موعود...! چاره مان فقط به دست توانای توست.

☀️مولای من...! عاشقانه تو را دوست می دارم...! بیا که در انتظارت در هر لحظه شعر انتظار را

✅می سرایم :
👌🏼همه هست آرزویم که ببینم از تو رویی چه زیان تو را که من هم برسم به آرزویی

🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃
Read more
تو اولین و تنها کسی نبودی که من تو تمام عمرم باهاش آشنا شده باشم، بهش فکر کرده باشم،براش نوشته باشم، ...
Media Removed
تو اولین و تنها کسی نبودی که من تو تمام عمرم باهاش آشنا شده باشم، بهش فکر کرده باشم،براش نوشته باشم، باهاش خندیده باشم و بخاطرش گریه باشم. ولی تو تنها کسی هستی که دوستت دارمو از زبون من شنیدی! اونم نه یکی دوبار! هزار بار! هر روز! و معنیِ هرروز هزاربار دوستت دارم گفتنِ منو فقط اونی میتونه بفهمه که تو ... تو اولین و تنها کسی نبودی که من تو تمام عمرم باهاش آشنا شده باشم، بهش فکر کرده باشم،براش نوشته باشم، باهاش خندیده باشم و بخاطرش گریه باشم.
ولی تو تنها کسی هستی که دوستت دارمو از زبون من شنیدی! اونم نه یکی دوبار! هزار بار! هر روز! و معنیِ هرروز هزاربار دوستت دارم گفتنِ منو فقط اونی میتونه بفهمه که تو حسرتش مُرد و نشنیدش!
من جز برای تو مغرورتر از این حرفا بودم که حرفی از دوست داشتن بزنم. شایدم دوست داشتنی درکار نبود که ازش حرفی بزنم.
چیزایی که تو از من شنیدی رو هیچکس نشنیده! لبخندایی که تو رو لبای من دیدی وقتی محو رویاهای با تو بودم، هیچکس ندیده، من جز واسه تو آواز نخوندم، من جز واسه تو از رویاهام، فکرام، دغدغه‌هام، و همه چی همونجور که تو سرم بوده، حرف نزدم.
تو اولین و آخرین و تنها کسی هستی که من بهش قول تا آخرش موندن دادم‌. که بهش گفتم چقدر میمیرم براش و چقدر محتاج حضورش تو تک تک لحظه‌هامم.
تو تنها هستی که من هرکاری کردم نتونستم بی تو زندگی کنم.
شاید بارها فکر اینکه جز توام یه روزی یه کسی بوده یا یه روزایی یه کسایی بودن، به همت ریخته ولی اونا فقط اومدن و رفتن که بهم ثابت کنن عشق فقط یک بار، اونم این همه قشنگ، این همه عمیق، این همه لطیف، اتفاق میفته.
اگه اسم بقیه تجربه باشه اسم تو تقدیره. اگه اسم اونا خاطره باشه، اسم تو رویاست. اگه من با فکر کردن به هرکس گریه کردم با فکر کردن به تو لبخند زدم، لبخند زدم و لبخندم محو نشده از صورتم.
من کنار هرکی جز تو، خودم نبودم! چون کسی جز تو منو بلد نیست. کسی جز تو منو دوست نداره. همونجور که کسی جز من تو رو بلد نیست‌. کسی جز من به اندازه من عاشقت نیست و به فکرت نیست.
منِ خودخواه و توِ خودخواه فقط کنار هم ممکن بود بشیم مجنون، بشیم یه دیوونه‌ی عاشق از خود گذشته‌ی تا ابد موندنی.
من جز با تو معنا ندارم و عاشق جز تو نشدم و نمیشم‌. همونجور که چشمای تو جز منو هیچوقت نمیبینه.
هروقت خواستی بدونی چقدر عاشقتم و تا کجا هستم از خودت بپرس چقدر عاشقمی و تا کجا هستی؟
منم همونقدر، منم همونجور 😊
.
.
👑 #میکائیل⭐
.
. 📱@mikilove351 📷
.
.
📬 #پیج_مارو_به_دوستانتون_معرفی_کنید🙏♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️
Read more
احمد‌‌‌ شاملو‌: سالی نوروز بی‌چلچله بی‌بنفشه می‌آید، بی‌جنبشِ سردِ برگِ نارنج بر آب بی گردشِ ...
Media Removed
احمد‌‌‌ شاملو‌: سالی نوروز بی‌چلچله بی‌بنفشه می‌آید، بی‌جنبشِ سردِ برگِ نارنج بر آب بی گردشِ مُرغانه‌ی رنگین بر آینه. سالی نوروز بی‌گندمِ سبز و سفره می‌آید، بی‌پیغامِ خموشِ ماهی از تُنگِ بلور بی‌رقصِ عفیفِ شعله در مردنگی. سالی نوروز همراهِ به‌درکوبی‌ مردانی سنگینی‌ بارِ سال‌هاشان ... احمد‌‌‌ شاملو‌:
سالی نوروز
بی‌چلچله بی‌بنفشه می‌آید،
بی‌جنبشِ سردِ برگِ نارنج بر آب
بی گردشِ مُرغانه‌ی رنگین بر آینه.

سالی نوروز
بی‌گندمِ سبز و سفره می‌آید،
بی‌پیغامِ خموشِ ماهی از تُنگِ بلور
بی‌رقصِ عفیفِ شعله در مردنگی.

سالی نوروز همراهِ به‌درکوبی‌ مردانی
سنگینی‌ بارِ سال‌هاشان بر دوش:
تا لاله‌ی سوخته به یاد آرد باز
نامِ ممنوع‌اش را
و تاقچه‌ی گناه دیگر بار
با احساسِ کتاب‌های ممنوع
تقدیس شود.
در معبرِ قتلِ عام
شمع‌های خاطره افروخته خواهد شد.
دروازه‌های بسته به‌ناگاه فراز خواهد شد
دستانِ اشتیاق از دریچه‌ها دراز خواهد شد
لبانِ فراموشی به خنده باز خواهد شد
و بهار در معبری از غریو
تا شهرِ خسته پیش‌باز خواهد شد.

سالی آری
بی‌گاهان
نوروز چنین آغاز خواهد شد.
نوروز ۱۳۵۶ و پاییز ۱۳۷۲| حدیث بی‌قراری ماهان ■ آری، یک روز، شمع‌های خاطره افروخته خواهد شد.
«در معبر قتل عام، شمع‌های خاطره افروخته خواهد شد.» در پناه نور شمع‌ها، به خاطره‌ی عزیزانمان، به همه‌آنان که امروز و دیروز بر سینه‌ی سرد خیابان آرمیده‌اند، به شعر «نوروز در زمستان» نگاه می‌کنیم و رویای‌مان را می‌خوانیم: در دروازه‌های بسته‌ای که باز می‌شوند، در دستان اشتیاقی که از دریچه‌ها دراز می‌شوند، در لبانی فراموش که به خنده باز می‌شوند و در بهاری سبز که می‌رسد. می‌شنویم که باید شمع‌های خاطره بیافروزیم، کبوترانی باشیم که قطره‌های خون را بر بال‌هایمان حمل می‌کنیم، از اعماق تاریخی که انسان را دوشقه کرد و از هستی ساقط کرد تا ایده‌ال ناموجودی را به جای انسان برتخت بنشاند.

و زمین با انسان چنین گفت: «آن افسون‌کار به تو می‌آموزد که عدالت از عشق والاتر است. ــ دريغا که اگر عشق به کار می‌بود هرگز ستمی در وجود نمی‌آمد تا به عدالتی نابه‌کارانه از آن‌دست نيازی پديد افتد.ــ آن‌گاه چشمانِ تو را بر بسته شمشيری در کف‌ات می‌گذارد، هم از آهنی که من به تو دادم تا تيغه‌ی گاوآهن کنی!
اينک گورستانی که آسمان از عدالت ساخته است!
دريغا ويران ِ بی‌حاصلی که من‌ام!» باشد که ما به افسون کهنه‌ی آن افسون‌کار، از شهرهایمان ویرانه‌ی بی‌حاصل دیگری نسازیم. تحریریه وب‌سایت‌های رسمی «احمد شاملو»، «کتاب کوچه» و «خانه‌ی شاعران جهان» سالی سرشار از عشق، تلاش مشترک و اُمید برایتان آرزو می‌کند. بهارتان پر سرور و پر غرور باد!
Read more
<span class="emoji emoji1f491"></span>مهرداد من <span class="emoji emoji1f491"></span> تو خوش نوازترین ملودی هستی که مرا به دیدار فردا دعوت میکنی وبهترین تصویری که شوق زندگی ...
Media Removed
مهرداد من تو خوش نوازترین ملودی هستی که مرا به دیدار فردا دعوت میکنی وبهترین تصویری که شوق زندگی را در من زنده زنده میکنی میلاد تومعراج دستهای من است ، وقتی عاشقانه تولدت را شکر میگویم همسر مهربونم تولدت هزاران بار مبارک آرزوی بهترین های زندگی رو برای تو خواستارم 💑مهرداد من 💑
تو خوش نوازترین ملودی هستی
که مرا به دیدار فردا دعوت میکنی
وبهترین تصویری که شوق زندگی را در من زنده زنده میکنی
میلاد تومعراج دستهای من است ،
وقتی عاشقانه تولدت را شکر میگویم
همسر مهربونم
تولدت هزاران بار مبارک
آرزوی بهترین های زندگی رو برای تو خواستارم 💖🎂🎁🎊🎉🎊🎉🎸🎸🎷🎷🎶🎵🎶🎵🎶
دیگر می خواهم ننویسم ستاره ها هم امشب فهمیدن که من به وسعت آسمان تنهایم تو شبیه کدام ستاره در آسمان ...
Media Removed
دیگر می خواهم ننویسم ستاره ها هم امشب فهمیدن که من به وسعت آسمان تنهایم تو شبیه کدام ستاره در آسمان زندگی ام هستی که من بیهوده در این شب تاریک به دنبال تو می گردم آقای خاص دیگر می خواهم ننویسم
ستاره ها هم امشب فهمیدن
که من به وسعت آسمان تنهایم
تو شبیه کدام ستاره در آسمان زندگی ام هستی
که من بیهوده در این شب
تاریک به دنبال تو می گردم

⭐آقای خاص ⭐
 #نجواي_شبونه_كافه_ماه به نام خداوند جل جلاله سلام به روي ماهتون احوالتون آروم هواى دلپذير ...
Media Removed
#نجواي_شبونه_كافه_ماه به نام خداوند جل جلاله سلام به روي ماهتون احوالتون آروم هواى دلپذير ماه مبارك رمضان،گواراى لحظه هاى متفاوت زندگي تون،غايت هايى كه بدون ترديد،توو اين فصل از تقديرِ عمرِ هركسي،مي تونه،زيباترين حالِ هركسي،پسِ خستگى هاى مكرر روزمره ى روزهاي سخت سالِ در گذر باشه؛پس ... #نجواي_شبونه_كافه_ماه
به نام خداوند جل جلاله
سلام به روي ماهتون
احوالتون آروم
هواى دلپذير ماه مبارك رمضان،گواراى لحظه هاى متفاوت زندگي تون،غايت هايى كه بدون ترديد،توو اين فصل از تقديرِ عمرِ هركسي،مي تونه،زيباترين حالِ هركسي،پسِ خستگى هاى مكرر روزمره ى روزهاي سخت سالِ در گذر باشه؛پس قشنگ باهاش حال كنيد
ماهي كه ثانيه هاش منشاء خير بركته و هر نفس از بنده اى توش حكم عبادت و مناجات بي رياست
و كاش اونى بشيم كه بايد
در مناجات حضرت امیرالمومنین ع اومده كه:
الهی انتَ کما اُحِّبُ،فجعلنی کما تُحِب
خدایا تو آن خدایی هستی که من دوست دارم،پس(کمکم کن)من آن بنده ای شوم که تودوست داری
فراموش نكنيم كه
ماه رمضان،بهترین فرصت برا جلوه دادن بندگیه
ديگه ماه،ماهِ اجابت خواهش و خواستن ها و دعاهاست
بخوايد،زياد بخوايد از ميزبانى كه افتخار مهمونيشو داريم و ميباله به خودش كه ميزبان نفس هاي روزه دار و پر تمنامونه
شبتون در پناه خدا
وقت اذون صبح دعا كنيد
صفا و آرامش دل مولا عج و تعجيل در فرجشون رو
#شبتون_ماه_مسافران_شبهاي_ماه_خدا
#سيدمصطفي_مهرآذين
#شبت_ماه_ماه_شبهام
_________________________________
Read more
. روباه گفت: آنچه به گل تو چنين ارزش داده عمریست که تو به پای او صرف کرده‌ای. شازده کوچولو برای اینکه ...
Media Removed
. روباه گفت: آنچه به گل تو چنين ارزش داده عمریست که تو به پای او صرف کرده‌ای. شازده کوچولو برای اینکه به خاطر بسپارد تکرار کرد: عمریست که من به پای گل خود صرف کرده‌ام. روباه گفت: آدم‌ها این حقیقت را فراموش کرده‌اند؛ ولی تو نباید فراموش کنی. تو هرچه را اهلی کنی همیشه مسئول آن خواهی بود. تو مسئول ... .
روباه گفت: آنچه به گل تو چنين ارزش داده عمریست که تو به پای او صرف کرده‌ای.

شازده کوچولو برای اینکه به خاطر بسپارد تکرار کرد: عمریست که من به پای گل خود صرف کرده‌ام.

روباه گفت: آدم‌ها این حقیقت را فراموش کرده‌اند؛ ولی تو نباید فراموش کنی. تو هرچه را اهلی کنی همیشه مسئول آن خواهی بود. تو مسئول گل خود هستی...
. .
از كتاب شازده كوچولو، آنتوان دوسنت اگزوپري
.
پ ن: روباه دور گردنم واقعيه، اما براي من نيست. من مخالف كشتن و خشك كردن حيواناتم، فقط براي اينكه عكس و كپشن با هم جور دربياد دوستانم اين روباه رو انداختن دور گردنم 😂
.
.
Read more
فرقی نمی کند دردهای مردمت را با ذ فریاد بزنی یا ز فرقی نمیکند نمره املایت ده باشد یا بیست مردانگی ...
Media Removed
فرقی نمی کند دردهای مردمت را با ذ فریاد بزنی یا ز فرقی نمیکند نمره املایت ده باشد یا بیست مردانگی را از هر سو بنگری نه ذال و ز دارد که جنگ به پا کنند نه سکوت و همرنگ جماعت شدن مردانگی فقط درد دارد و زخم که می نشیند به تن اهلش! آنکه رو به رویت می ایستد و فریاد ایها الناس ؛ وامصیبتاکه ذالمان ،ز شده است سر ... فرقی نمی کند دردهای مردمت را
با ذ فریاد بزنی یا ز
فرقی نمیکند نمره املایت ده باشد یا بیست
مردانگی را از هر سو بنگری
نه ذال و ز دارد که جنگ به پا کنند
نه سکوت و همرنگ جماعت شدن
مردانگی فقط درد دارد و زخم
که می نشیند به تن اهلش!
آنکه رو به رویت می ایستد
و فریاد ایها الناس ؛ وامصیبتاکه ذالمان ،ز شده است
سر میدهد
خوب تنش را که بنگری
بی زخم است تن فربه اش...
که اگر خود فربه نیست از هواداران بی زخمان است!
آنکه درد مردم نداند
می دَرد حنجره های هر فریادی را
می بُرد دستهای هر مشت گره کرده ای را...
درد ندارند
معرفت ندارند
مردانگی ندارند....وامصیبتا که زنانگی هم ندارند
هیچ ندارند جز قلدری
جز زدن
جز کشتنِ نطفه های امید مردمان
مردمانی که باید کشته شوند به جرم نداشتن شعور سیاسی
که وقت به دنیا آمدنشان کسی در گوششان نخواند
شعور سیاسی نداشته باشی حقی هم نداری !!!!!
نفهمیدیم از کی مقرر گشت
فقر را تنها با شعور سیاسی ،درد بکشیم؟!؟
وامصیبتا از آب و برقی که مجانی نشد
اما فریاد کشیدن از نداشتنش هم ممنوع شد
و منوط شد به اخذ مدارک عالیه!!!!
تو فریاد بزن اسطوره
ساکت نمان
تنها تو میتوانی بی ترس از احضار شدن در این دادسرا
و آن محکمه
از درد مردمت بگویی،پس خاموش نمان
که این روزها حتی برای گفتن از کوروش ها هم
باید باز جویی شوی.... باید باز جویی شویم
ساکت نمان اسطوره
تو صدای حنجره های خاموش شده نسلی هستی
که پدرانشان به وعده مجانی شدن آب و برق
و آمدن نفت بر سفره های پهنشان
ما را بی سفره کردند...بی نان و بی برق
نسلی که فریاد کشیدنشان هم ممنوع است
چون شعور سیاسی ،فقط سهمِ ژنهای خوب شد
و سهم آنها تو سری!
فریاد بزن اسطوره
مخالفانت روزی با خفت از سر راهت کنار خواهند رفت
فریاد بزن مرررررد
با ذ یا ز
فریاد بزن....
من تا ابد کنارت خواهم ماند❤
.
#تنها_کسیکه_شبیه_حرفاشه @aliiiiiiiikarimi8
Read more
#archive #stick_me_in_my_heart . #Is_love_about_you Stick it in my heart تو قلبم فرو می کنمش Sacrifice my heart how I want it هرجور که دوست داشته باشم قلبم رو قربانی می کنم Crave the pain you give ‘Cause I need it درد رو آرزو می کنم چون بهش نیاز دارم Claw away my skin then I see it پوستم ... #archive #stick_me_in_my_heart .
#Is_love_about_you
Stick it in my heart
تو قلبم فرو می کنمش
Sacrifice my heart how I want it
هرجور که دوست داشته باشم قلبم رو قربانی می کنم
Crave the pain you give ‘Cause I need it
درد رو آرزو می کنم چون بهش نیاز دارم
Claw away my skin then I see it
پوستم رو تسکین میدم و میبینم که
Losing all my mind ’til I find it
تمام ذهنم رو میبازم تا دوباره پیداش کنم
You are all that cuts and is biting
تو (سبب) تمام خراشها و گازها (روی تَنَم) هستی
You are all the things that enlight me
تو تمام چیزی هستی که من رو روشن می کنه
Take away, you’re here and I’m nothing
تحقیرم کن، تو اینجایی و من ناچیزم
Just and empty hole
از درون تهی
I am nothing
من هیچی نیستم
Take away my fear
ترسم رو از من دور کن
Please do something
خواهش می کنم یه کاری بکن
Everything that is
Is love about you
همه چیز در ازتباط با تو عشقه
Stick me in my heart
منو تو قلبم فرو کن
Feeling you insane how I need it
چقدر دوست دارم تو رو دیوانه ببینم
Feeling all your pain
حس تمام دردات
How I hold it
چطور تحملش کنم
Crashing through your walls
دیوارهارو خرد می کنم و رد میشم
Like a hammer
مثل یه چکش
Smashing up the floors
Of your thinking
طبقات افکارت رو خرد می کنم
Pull me through the cracks when you’re sinking
وقتی داری غرق میشی منو لای جرز فرو کن
Pull me how you like
هرطور که میخوای فرو کن
God I’m trying
خداوندا، دارم می میرم
Seeing all your life
When it’s dying
وقتی داری می میری، کل زندگیت جلوی چشمات میاد
Dragging me,
منو میکِشِ
It kills when you’re fighting
میکشه وقتی میجنگی
Everything that is
Is love about you
همه چیز در ازتباط با تو عشقه
Stick me in my heart so I feel it
منو در قلبم بچشبون تا حسش کنم
Take me with your tears so I feel it
بزار با اشکهات جاری بشم تا حسش کنم
Sharing all your love
عشقت رو پخش می کنی
Now I feel it
حالا حسش می کنم
Bring it back to life
به زندگی برش گردون
I don’t feel it
حسش نمی کنم
Stick me in my heart
منو تو قلبم فرو کن
So I feel it
تا حسش کنم
Sharing all your love
عشقت رو پخش می کنی
Now I feel it
حالا حسش می کنم
Hold me in your love
منو در عشقت نگه دار
‘Cause love,
چون عشق
Hold me in your love ’cause love is everything
منو در عشقت نگه دار چون عشق همه چیزه
Love is everything
چون عشق همه چیزه
Read more
<span class="emoji emoji203c"></span>️ نوشیدن باقی مانده آب شسته و شوی پیراهن احمد بن حنبل توسط شافعی برای تبرک !!! . <span class="emoji emoji1f539"></span> محمد عمر سربازی ...
Media Removed
️ نوشیدن باقی مانده آب شسته و شوی پیراهن احمد بن حنبل توسط شافعی برای تبرک !!! . محمد عمر سربازی عالم بزرگ اهل سنت عمری و رئیس سابق اهل سنت عمری ایران می‌نویسد: . ✍ احمد بن حنبل قمیص (پیراهن) خود را به شاگرد شافعی هدیه داد. بعد وقتی که شاگرد نزد شافعی آمد و او را از این موضوع مطلع نمود شافعی گفت: تو ... ‼️ نوشیدن باقی مانده آب شسته و شوی پیراهن احمد بن حنبل توسط شافعی برای تبرک !!!
.
🔹 محمد عمر سربازی عالم بزرگ اهل سنت عمری و رئیس سابق اهل سنت عمری ایران می‌نویسد:
.
✍ احمد بن حنبل قمیص (پیراهن) خود را به شاگرد شافعی هدیه داد. بعد وقتی که شاگرد نزد شافعی آمد و او را از این موضوع مطلع نمود شافعی گفت: تو حقدارتر به این قمیص هستی و چنانچه تو پریشان و ناراحت نمی شدی، این قمیص را از تو می‌گرفتم؛ اما یک کار بکن، برو و قمیص را در یک ظرف بشو که من به طور تبرک آن را نزد خود نگهداری می‌کنم و گاها از آن می‌نوشم !!!
.
📚 افهام الباری لابتداء البخاری، تألیف محمد عمر سربازی، صفحه ۹۰-۹۱
.
📃 اسکن کتاب:
🌐 http://bit.ly/2vQPykm
📃 پوستر:
🌐 http://bit.ly/2vA6wnH
.
⁉️ یک سوال: چگونه است از نظر پیروان سقیفه تبرک به پیامبر و فرزندان پیامبر علیهم السلام شرک است، اما خوردن باقی مانده آب شست و شوی لباس احمد بن حنبل عین توحید است؟!
.
#مطاعن_عمریه #مشروعیت_تبرک
Read more
تولدتون مبارک عشق های من کیونگی توبهترین صدای جهانو داری می تونی با صدات به تموم بدی های حهان پایان ...
Media Removed
تولدتون مبارک عشق های من کیونگی توبهترین صدای جهانو داری می تونی با صدات به تموم بدی های حهان پایان بدی میتونی با خنده های قلبی شکلت همه رو وادار به لبخند زدن بکنی ممنو که هستی و رنگ میپاشی به دنیای اکسو الها و جونگینی تو یکی از قوی ترین افرادی هستی که من دیدم من پشتکار و اراده تو رو همیشه تحسین ... تولدتون مبارک عشق های من
کیونگی توبهترین صدای جهانو داری
می تونی با صدات به تموم بدی های حهان پایان بدی
میتونی با خنده های قلبی شکلت همه رو وادار به لبخند زدن بکنی
ممنو که هستی و رنگ میپاشی به دنیای اکسو الها
و جونگینی
تو یکی از قوی ترین افرادی هستی که من دیدم
من پشتکار و اراده تو رو همیشه تحسین می کنم
تو رو بخاطر همین ها همیشه الگوی خودم قرار دادم وخوش حالم طرفدار کسی مثل تو هستم که اسطوره اراده و تلاشه
تولدتون مبارک❤😍❤🐻🐧
#exo
#exol
#happy_birthday_kimjungin
#happy_birthday_DO
#happy_birthday_kaisoo
Read more
. حرف از over thinking که باشه، بعید می‌دونم کسی رو دست من بتونه پاشه! برای اثبات این قضیه امروز تو ...
Media Removed
. حرف از over thinking که باشه، بعید می‌دونم کسی رو دست من بتونه پاشه! برای اثبات این قضیه امروز تو باشگاه داشتم واسه مریم تعریف می‌کردم که من به عنوانِ فوتبال-نبین-ترین آدم در کلِ عالمِ هستی، اصن دل تو دلم نیست واسه این جام جهانی؛ نات اونلی واسه اینکه الهی بگردم، قریب به ۸۰ میلیون ایرانی در ایران ... .
حرف از over thinking که باشه، بعید می‌دونم کسی رو دست من بتونه پاشه!
برای اثبات این قضیه امروز تو باشگاه داشتم واسه مریم تعریف می‌کردم که من به عنوانِ فوتبال-نبین-ترین آدم در کلِ عالمِ هستی، اصن دل تو دلم نیست واسه این جام جهانی؛ نات اونلی واسه اینکه الهی بگردم، قریب به ۸۰ میلیون ایرانی در ایران و نمی‌دونم چند میلیون در جهان، دارن واسشون انرژی منفی می‌فرستن که نمی‌تونین ببرین و خودشونم که دلشون آشوبه به اندازه کافی و فلان؛ بات آلسو، مادراشون؛ آخ مادراشون، خونواده‌هاشون، آخ برای دل اون مادر یا دوس دختر یا همسر یا خواهر یا هرچی.. آخ آخ!
[دقت بفرمایید وقتی می‌گم سلطانِ "تو ماچ تینکینگ" هستم، منظور تا اینجاست. الآن چند روزه هی خودم رو جای مادر یه بچه‌ای تصور می‌کنم که داره می‌ره جام جهانی و هی با خودش می‌گه "وای که برد و باختت مهم نیست، سالم برگرد!"]
بعد که قیافه‌ی تو هَم رفته‌ی مریم رو دیدم می‌گم:
OMG, when did i become such a MOM?? DUUUUH.. CHILL DUDE!
.
پ.ن: آقا اصن من دلم روشنه، هرچی می‌خواین بگین. من واسشون انرژی مثبت می‌فرستم! همینی که هست. بله و آره و اینا. [بعدشم که پیشگیری کنم قبل کامنتهای پر بار بعضی‌ها، نگفتم همه می‌گن نمی‌تونین، گفتم قریییییببببببب به همه. به کلمات دقت بشه؛ خدافس!]
پ.ن بعدی: تو دلِ این مادرِ بیچاره دارن رخت می‌شورن، واسه همین کل خونه رو ریخته رو اُپِن و می‌خواد بشوره :)) [یاه! دَتس می!]
همین.
خدافس.
.
#دلبرین_خانه
Read more
 #foroughfarokhzad #foroughfarrokhzad #فروغ_فرخزاد ...وقتی به چشم‌های کامی نگاه می‌کنم می‌خواهم ...
Media Removed
#foroughfarokhzad #foroughfarrokhzad #فروغ_فرخزاد ...وقتی به چشم‌های کامی نگاه می‌کنم می‌خواهم فریاد بزنم وقتی به علت وجود او به عشقی که پیکرهای ما را به هم پیوست می‌اندیشم قلبم از حسرت سوزانی انباشته می‌شود پرویز من نمی‌خواهم به تو فکر کنم من برای این که تو را فراموش کنم خودم را از بین بردم ... #foroughfarokhzad #foroughfarrokhzad
#فروغ_فرخزاد
...وقتی به چشم‌های کامی نگاه می‌کنم می‌خواهم فریاد بزنم وقتی به علت وجود او به عشقی که پیکرهای ما را به هم پیوست می‌اندیشم قلبم از حسرت سوزانی انباشته می‌شود پرویز من نمی‌خواهم به تو فکر کنم من برای این که تو را فراموش کنم خودم را از بین بردم اما تو روز به روز برای من زنده‌تر و بامعنی‌تر می‌شوی من تو را در کامی می‌بینم و تا چشم‌های من به روی او باز می‌شود یاد تو هم مرا آزار خواهد داد پرویز جانم در این روزهایی که هیچ‌کس به فکر من نیست و هیچ‌کس تلاطم روح مرا نمی‌تواند درک کند تنها تو هستی که مرا به گریه می‌اندازی زیرا حس می‌کنم که چشم‌های تو از فرسنگ‌ها راه دور نگران من است.»
از میان نامه ها به #پرویزشاپور🌿☘🍀
Read more
, مقاله ای تکان دهنده از ولفگانگ پاولی... برنده جایزه نوبل فیزیک در سال ۱۹۴۵ که به خاطر کشف قانون جدیدش ...
Media Removed
, مقاله ای تکان دهنده از ولفگانگ پاولی... برنده جایزه نوبل فیزیک در سال ۱۹۴۵ که به خاطر کشف قانون جدیدش به نام: اصل انحصاری پاولی که مورد تشویق آلبرت انیشتین هم قرار گرفت , معروف است. پاولی می گوید: هر چیزی در جهان , ارتعاش مخصوص به خودش را دارد. همه الکترون ها دارای سه ویژگی هستند ؛ به نام های: سطح ... , مقاله ای تکان دهنده از ولفگانگ پاولی... برنده جایزه نوبل فیزیک در سال ۱۹۴۵ که به خاطر کشف قانون جدیدش به نام:

اصل انحصاری پاولی که مورد تشویق آلبرت انیشتین هم قرار گرفت , معروف است.

پاولی می گوید: هر چیزی در جهان , ارتعاش مخصوص به خودش را دارد. همه الکترون ها دارای سه ویژگی هستند ؛ به نام های:

سطح انرژی
چرخش
مدار

که فیزیک دان ها بر اساس این سه ویژگی , عدد کوانتوامی هر الکترون را محاسبه می کنند و به دست می آورند.

پاولی می گوید: هیچ دو الکترونی در جهان هستی دارای عدد کوانتوامی یکسانی نیست.

پاولی مثالی می زند و می گوید :

سیبی را بر می داریم و از میان میلیارد ها الکترونی که درون آن است، فقط یکی را انتخاب می کنیم.
فرض کنید نام آن الکترون را بگذاریم "اریک".... عدد کوانتوامی اریک عددی بسیار بسیار طولانی است، اما برای این که کارمان را اینجا ساده کنیم، فرض کنید آن عدد بزرگ 23 باشد.
پاولی ثابت کرد در هیچ کجای جهان هستی , حتی در ستاره ای در کهکشان , نه تنها هیچ سیب دیگری , بلکه هیچ شیئی دیگر پیدا نمی کنید که الکترونش عدد کوانتوامی آن 23 باشد.

حال اگر دستمالی برداریم و سیب را برق بیندازم , از اصطکاک ایجاد شده , انرژی حاصل می شود و این انرژی عدد کوانتوامی اریک را ارتقا داده و به مثلا 26 می رساند.و درست در همان لحظه تنها الکترونی که در جهان هستی با عدد کوانتوامی 26 بوده , دستخوش تغییر می شود.

جهان ما برای حفظ توازن خود , لحظه به لحظه آرایش خود را تغییر می دهد.پاولی با اثبات این موضوع جایزه نوبل فیزیک گرفت و گفت:

اگر هر الکترونی دارای ارتعاش منحصر به فرد خود باشد, پس هر شیئی در جهان واجد ارتعاش مخصوص به خود است.

و اما نتیجه گیری :

وقتی یک سیب با یک اصطکاک کوچک , تغییر پیدا می کند، بنابراین وقتی که من فرزندم را در آغوش می گیرم و می بوسم , و یا وقتی که همسرم را می بخشم... و یا وقتی که به همسایه ام ناسزا می گویم و یا وقتی که دست خودم را خارش می دهم....
در واقع دارم دستور زنجیره ای از تغییرات را به جهان هستی می دهم.
هر اندیشه ای که از ذهن ما می گذرد , الکترون هایی را در گستره جهان هستی به ارتعاش در می آورد و دستخوش تغییر می کند.

اندیشه فقط بر ماده تاثیر نمی گذارد، بلکه اندیشه خود ماده است.

غم و غصه مرا غمگین می کند و این بزرگ ترین اشتباهی است که در من اتفاق می افتد.

بقیه ی متن در کامنت 👇👇👇
Read more
میدونید،حرفایی که ادما درباره دوستاشون به هم میزنن،اهمیت زیادی نمیتونه داشته باشه مگر زمانی که ...
Media Removed
میدونید،حرفایی که ادما درباره دوستاشون به هم میزنن،اهمیت زیادی نمیتونه داشته باشه مگر زمانی که در هر شرایطی کنار هم بوده باشن. امروز تولد نغمس! کسی که همیشه با صداقت بامن همراه بوده،و هیچوقت چیزی رو ندیدم که به من ترجیحش بده،(البته به جز همسرش) نغمه مهربون،پاک،فوق العاده ساده و پایبند به ... میدونید،حرفایی که ادما درباره دوستاشون به هم میزنن،اهمیت زیادی نمیتونه داشته باشه مگر زمانی که در هر شرایطی کنار هم بوده باشن.
امروز تولد نغمس! کسی که همیشه با صداقت بامن همراه بوده،و هیچوقت چیزی رو ندیدم که به من ترجیحش بده،(البته به جز همسرش😂)
نغمه مهربون،پاک،فوق العاده ساده و پایبند به قوانین خودشه!(مثلا سیب زمینی کوکو حتما باید با ماست و‌خیار خورده بشه😂)
من از نغمه کوچیکترم و اون هیچوقت ادم نصیحت کننده حوصله سربری نبوده،امابر خلاف من از کلمات ساده استفاده میکنه تا برام مسیر رو روشن کنه و من همیشه متحیر از معجزه حضورشم تو‌زندگیم.خیلی شفاف تر اینکه زادروز نغمه و‌تولدش،برای کسایی مثله من خجسته و فرخندس،اینکه نیاز داریم به‌وجودت و افتخار میکنیم به بودنت.تو ‌اون کسی هستی که من میخوام بخاطرش پیر بشم و باهاش کل روز رو،روی صندلی ننویی تاب بخورم و لوسیفر ببینم.😜
نغمه عزیزم،تبریک میگم زاد روز زمینی شدنت رو، از طرف قلبی که هم برای خواهره،هم برای مادره،هم برای پدره،هم برای برادره،هم برای دوسته،هم برای عشقه!من روزی که رسما ماله تو هست رو از تپش تمام قلب های روی زمین تبریک میگم،چون شاید همه ندونن اما همه معتقدن که ادمای بی نظیری وجود دارن! و تو یکی از معدود بی نظیری های روی زمینی.
خستت نکنم.خلاصه!
من واقعا دوستت دارم❤️
#تولدت_مبارک #نغمه
Read more
نمیدانم چگونه آغاز کنم وصف خیرت را... بعضی وقتها کسی را به شدت دوست دارم و در بیانکردنش نابلدم و تو ...
Media Removed
نمیدانم چگونه آغاز کنم وصف خیرت را... بعضی وقتها کسی را به شدت دوست دارم و در بیانکردنش نابلدم و تو فردی هستی که من را درگیر خودت کردی اینکه تو چگونه توانایی و اینکه چرا تو موفقی ولی خیلیا نیستن قطعا از تفاوتی ایست که خدا بین تو و دیگران قرار داده با هم روزها و شبهای زیادی را گذراندیم تا به اینجا رسیدیم اینکه ... نمیدانم چگونه آغاز کنم وصف خیرت را... بعضی وقتها کسی را به شدت دوست دارم و در بیانکردنش نابلدم
و تو فردی هستی که من را درگیر خودت کردی
اینکه تو چگونه توانایی و اینکه چرا تو موفقی ولی خیلیا نیستن قطعا از تفاوتی ایست که خدا بین تو و دیگران قرار داده
با هم روزها و شبهای زیادی را گذراندیم تا به اینجا رسیدیم
اینکه از بالای قله نظاره گر حقیرترین رفتارها هستی برای من افتخار است
سوال است که وقتی ما تورا داریم آیا چیز دیگری هم از خدا میخواهیم؟خرسندی روزگار ما از وجود ناب توست رفیق جان
هیچ وقت نگفتم پشتت هستم،میگویم کنارت هستم که زمین بخوری ، زمین بخورم
و حرف آخر اینکه
کمکم کن تا بتوانم جبران کنم هرآنچه بر من تا بحال لطف داشتی ، شاید از پسش برنیام
کمتر مجری دیدم به اندازه تو با اخلاق باشد
کمتر هنرمندی دیدم که مثل تو هم خوش چهره باشد هم خوش صدا
ناب هستی و عالی
تو جزو معدود مهربان هایی بودی که وقتی دیگران قصد کوبیدن من را داشتند برای من عصا شدی و نگذاشتی در خودم رها شم
خدا تورا دوست دارد چون بندگانش تورا دوست دارند
قطعا اگر در رفاقت مچ بیاندازیم دست من بر زمین میخورد و تو همیشه پیروز میدان مرام و معرفت هستی
از نامت بهرمندیم
یا علی
پ ن : اینهارو گفتم تا از دوست داشتنم نسبت بهت با خبر باشی و بدانی چقدر با بقیه برایم متفاوتی
Read more
... پریناز جهانگیر عصر: یک سال شد که من به هوایت پریده ام غیر از تو از تمام جهان، دل بریده ام افسانه ...
Media Removed
... پریناز جهانگیر عصر: یک سال شد که من به هوایت پریده ام غیر از تو از تمام جهان، دل بریده ام افسانه ای تو یا که حقیقت؟ تو چیستی؟ من در تمام عمر، شبیهت ندیده ام تنها تویی کسی که در آغوش گرم او در اضطراب اینهمه غم، آرمیده ام گرمای جاودانهٔ یک عشق پاک را با آفتاب ناب وجودت چشیده ام خواهم نوشت ... ...
پریناز جهانگیر عصر:
یک سال شد که من به هوایت پریده ام
غیر از تو از تمام جهان، دل بریده ام

افسانه ای تو یا که حقیقت؟ تو چیستی؟
من در تمام عمر، شبیهت ندیده ام

تنها تویی کسی که در آغوش گرم او
در اضطراب اینهمه غم، آرمیده ام

گرمای جاودانهٔ یک عشق پاک را
با آفتاب ناب وجودت چشیده ام

خواهم نوشت در همهٔ شعرهای خویش
این اتفاق را که تو را برگزیده ام

تنها تو باش، تا که تو هستی کنار من
انگار من به هر چه که خواهم رسیده ام

#پریناز_جهانگیر_عصر
#علی_برات_نژاد
#خوشنویسی
#نستعلیق
#شعر_ناب
#Calligraphy
Read more
R من... اگر لب بهم دوخته ام،سکوت از تو بوده!! تو شاید تو باشی! تو شاید من! شاید او! تو شاید مادرم هستی!که ...
Media Removed
R من... اگر لب بهم دوخته ام،سکوت از تو بوده!! تو شاید تو باشی! تو شاید من! شاید او! تو شاید مادرم هستی!که به هر رکعت از نماز و دعایت خندیدم! شاید پدری که غریبه بودنمان را فقط خطوط موازی راه آهن میفهمند! تو زن همسایه ای که یادت هرشب خیس میکند و بعد غبطه به شوهرت خواب را از سر میپراند! تو خواهرم هستی ... R
من...
اگر لب بهم دوخته ام،سکوت از تو بوده!! تو شاید تو باشی! تو شاید من! شاید او!
تو شاید مادرم هستی!که به هر رکعت از نماز و دعایت خندیدم!
شاید پدری که غریبه بودنمان را فقط خطوط موازی راه آهن میفهمند!
تو زن همسایه ای که یادت هرشب خیس میکند و بعد غبطه به شوهرت خواب را از سر میپراند!
تو خواهرم هستی که هرگز به دنیا نیامدی!
تو دختردایی ام شاید باشی! که بوی تند زیر سینه هایت هر پنجشنبه مرا به حس ناب ارضا میکشاند!
تو شاید خدایی هستی که بودنت را قطعی میدانم و برای لذتی آسوده دم به دم انکارت میکنم!
تو شاید همان بیوه ای باشی که فقط برای همبستری هایت عشق را در گوشت زمزمه میکنم!
تو شاید من باشی که در پس تمام لغات بغض میکنم و گریه هرگز...
تو جاری هستی،در من،در شعر،نوشته،جوهر خودکارم!! فراموشی ات بی مفهوم ترین واژه هاست!هر لحظه در نگاهم،احساسم،یادم،می آیی،رقصان،رد نمی شوی!به یاد نمی آید روزهای بی تو! آرزو نمیشود نبودنت! رؤیا نیست این هیچ مطلق!
راهی است اشتباه ولی چه باک ؟؟تا زنده ام غلط قدم برمیدارم...
راه میروم در راه اشتباهم! هرچه غرق تر ،انگار زیباتر،لذت بخش تر! حقیقتی که نمیتوان انکار کرد"تو"هستی!و آنچه که هرشب انکار میشود ،"حقیقت"است!
"رزگار امینی"
Read more
گذشته را با عشق رها کن؛<span class="emoji emoji263a"></span><span class="emoji emoji1f49c"></span> همه مان سختی هایی داشته ایم خود من که بسیار داشته م گاهی آنقدر عجیب و غریب ...
Media Removed
گذشته را با عشق رها کن؛ همه مان سختی هایی داشته ایم خود من که بسیار داشته م گاهی آنقدر عجیب و غریب که کم آورده م ولی چیزی بود و چیزی هست که همیشه دارم و آن خداست شاید در کشاکش زندگی تجربه هایی برایت اتفاق بیفتد که تو را بیازارد، با کسی وارد رابطه شوی که عشق و محبت قلبت را نادیده بگیرد، شاید خواسته ... گذشته را با عشق رها کن؛☺💜
همه مان سختی هایی داشته ایم
خود من که بسیار داشته م
گاهی آنقدر عجیب و غریب که کم آورده م
ولی چیزی بود و چیزی هست که همیشه دارم
و آن خداست 🌱
شاید در کشاکش زندگی تجربه هایی برایت اتفاق بیفتد که تو را بیازارد، با کسی وارد رابطه شوی که عشق و محبت قلبت را نادیده بگیرد، شاید خواسته ای در دل داری که سالهاست در طلبش هستی و اکنون ناامیدانه به روزهای از دست رفته زندگی می اندیشی
شاید بیماری امانت را بریده
شاید تنهایی ، بیکاری ، غمگینی
و هزار شاید دیگر

اما با همه اینها یک چیز را بدان که اگر شرایط تغییر کرده "خداوند هنوز هست..." او بنده اش را هرگز تنها نمیگذارد، قلبت را آرام میکند اگر توکلت را بیفزایی، اگر چه کنم هایت را به دستان قدرتمندش بسپاری ، اگر توکل بی قید و شرط را به قلبت بیاموزی ، بیاموزی که همه اتفاقات ، روابط نامناسب، شکست های مالی، همه دردها و رنجش ها متعلق به گذشته بوده اند و گذشته جز باری سنگین در زندگی که ما را از خوشی های حالمان جدا میسازد هیچ بهره ای برایمان نخواهد داشت.

خودت را از گذشته ، از رنجش ها، از نشدن ها، از ای کاش ها رها کن و رشد کن و وسعت بگیر و قدرتمند تر قدم بردار، مگر نه اینکه تو انسانی و انسان به قدرت خویش ،به شعور و بزرگی خویش انسان شد ، برخیز یک عهد جدید با خدایت ببند، بگو که من موفقیت را میخواهم نه شکست را ، بگو که من بزرگی را می خواهم نه حقارت و ضعف را، بگذار در رگهایت غرور پیروزی جریان یابد.
باور کن که میتوانی
این را بدان که تو لایق موفقیت هستی، تو لایق یک رابطه زیبای عاشقانه هستی، تو لایق مطرح شدن در جهان و دنیای اطرافت هستی، اهدافت را رها مکن و هزار بار به خودت بگو که من به آنها میرسم زیرا شایسته موفقیت و خوشبختی هستم، به پروردگارت بگو که من به تو توکل میکنم راه درست را به من بیاموز و باور کن که همه چیز به زودی خوب پیش میرود🌹

خودت
و دیگران را ببخش
بخشش اولین گام برای پرواز ست
به سمت زیباترین هایت
.

سال نو مبااااارک همگی . با یک تاخیر بزرگ😀😉💜
.
الهی خودمون و خدامون امسالمون رو قشنگ کنیم
برای من هم دعا کنید با قلبای مهربونتون
برای هم خوبی بخواهیم
و کمک کنیم تا جوانه بزنیم🌱
Read more
پارت سوم<span class="emoji emoji1f447"></span>🏾 -انگار در مادیرا خیلی محبوب هستی و رسانه ها خیلی درباره ات می نویسند... سعی کردم یک نماینده ...
Media Removed
پارت سوم🏾 -انگار در مادیرا خیلی محبوب هستی و رسانه ها خیلی درباره ات می نویسند... سعی کردم یک نماینده خوبی برای ایران در لیگ و کشور پرتغال باشم.  هر روز صبح وقتی از خواب  بیدار می شوم خداراشکر می کنم که فرصت دیگری دارم تا بتوانم یک چیز جدید یاد بگیرم و می توانم از این فرصت استفاده کنم و به جاهای بزرگی ... پارت سوم👇🏾 -انگار در مادیرا خیلی محبوب هستی و رسانه ها خیلی درباره ات می نویسند... سعی کردم یک نماینده خوبی برای ایران در لیگ و کشور پرتغال باشم.  هر روز صبح وقتی از خواب  بیدار می شوم خداراشکر می کنم که فرصت دیگری دارم تا بتوانم یک چیز جدید یاد بگیرم و می توانم از این فرصت استفاده کنم و به جاهای بزرگی برسم. از شرایطی که  دارم و از جایی که هستم لذت می برم چون  اتفاق های بزرگتری را مقابل خودم می بینم. این حس را در خودم به وجود آوردم که به زودی جای خیلی بزرگتری باشم و در خودم این را می بینم. هر روز از نظر ذهنی و فنی  روی خودم کار می کنم. از همه یاد می گیرم و با همه صحبت می کنم تا بتوانم چیزهای بیشتری را یاد بگیرم. فکر می کنم این سر به زیر بودن و خاکی بودن باعث شده در  پرتغال از من خوششان بیاید چون مردم پرتغال هم مردمی خاکی و مهربان و خوش قلب هستند. اینجا آدمهایی را که دوست دارند پیشرفت کنند را کمک می کند. خداراشکر که جای درستی هستم و احساس می کنم خدا آدم های خوبی را دور و برم گذاشته و یک جورایی دست خدا را در زندگی م حس می کنم.
-ماریتیماعو فصل را خوب شروع کرده است. چقدر امیدوار هستی که بتوانید به رقابت های اروپایی برسید؟

مربی ما امسال سعی کرده فشار را از روی ما بردارد. سال قبل  روی تیم این فشار وجود داشت  چون تیم سال قبلش در پلی آف  یوفا لیگ بازی کرده بود و هوادارها توقع داشتند پارسال هم بتوانیم به این رقابت ها برسیم. اما امسال یک مربی با ذهنیت جدید آمده که نمی گذارد این فشار روی ما باشد.در این فصل بازی به بازی پیش می رویم  و براگا از ما در همه بازی ها برد می خواهد و برای برد به زمین می رویم نه برای نباختن. این ذهنیت خیلی زیبایی است و احساس می کنم می توانیم اتفاقات خوبی را امسال رقم بزنیم. اگر با همین روند امسال پیش برویم ج خودم خیلی امیدوارم بتوانیم دوباره به یوفا کاپ صعود کنیم.
Read more
@amiraliakbari60 <span class="emoji emoji1f499"></span> . شما جزء آدمایی هستی که من دوستون دارم به خاطر هدفتون... به خاطر جنگیدن ...
Media Removed
@amiraliakbari60 . شما جزء آدمایی هستی که من دوستون دارم به خاطر هدفتون... به خاطر جنگیدن واسه هدفتون... به خاطر ایران... به خاطر جنگیدن واسه ایران... شما جزء اندک آدمایی هستی که هنوز میشه بهشون افتخار کرد... تولدتون مبارک و همیشه موفق باشید قهرمان و البته افتخار ایرانم🇮🇷 @amiraliakbari60 💙
.

شما جزء آدمایی هستی که من دوستون دارم
به خاطر هدفتون...
به خاطر جنگیدن واسه هدفتون...
به خاطر ایران...
به خاطر جنگیدن واسه ایران...
شما جزء اندک آدمایی هستی که هنوز میشه بهشون افتخار کرد...
تولدتون مبارک و همیشه موفق باشید قهرمان و البته افتخار ایرانم💙💪🇮🇷
هو #خاطرات <span class="emoji emoji1f539"></span>استاد واقعی درونمان را به ما می نمایاند دوستی داشتم , از دوستان نزدیک من بود. گفت ...
Media Removed
هو #خاطرات استاد واقعی درونمان را به ما می نمایاند دوستی داشتم , از دوستان نزدیک من بود. گفت : رفتم خدمت آقای حسن زاده آملی گفتم آقا جان من از شما توقع مالی ندارم یک تقاضایی میخواهم بکنم و سخنم را به جانب تقاضای مالی نمیخواهم ببرید . و آن ایسنت که دلم میخواهد بروم حج ! و از شما میخواهم دعا کنید خداوند ... هو

#خاطرات 🔹استاد واقعی درونمان را به ما می نمایاند

دوستی داشتم , از دوستان نزدیک من بود.

گفت : رفتم خدمت آقای حسن زاده آملی گفتم آقا جان من از شما توقع مالی ندارم یک تقاضایی میخواهم بکنم و سخنم را به جانب تقاضای مالی نمیخواهم ببرید . و آن ایسنت که دلم میخواهد بروم حج ! و از شما میخواهم دعا کنید خداوند موقعیت و شرایط را جور کند و من برم حج !

گفت:

حضرت آقای حسن زاده آملی نگاهی به من کردند و فرمودند :
میخواهی بروی حج و برگردی که مردم به شما بگن حاج آقا ؟!!! گفت: من یکدفعه وا رفتم ! فهمیدم درست میفرمایند … توی مجلسی که مینشستم به بقیه افراد حاج آقا میگفتند اما به من نمیگفتند حاج آقا ! و دوست داشتم به حج بروم تا مردم به من بگویند حاج آقا !

استاد واقعی در اندرونمان خودمان را به خودمان نشان می دهد که که تو مبتلا به یک ضعفی هستی که میخواهی به یک مرتبه از عجب برسی ! خود کم بینی ! و شخصیتت را گم کرده ای و نمی دانی که شخصیت تو به کمالات درونیت است نه به گفتار دیگران که به شما بگویند حاج آقا!

لذا باید پیدا کنیم کسی را که مارا از درونمان بشوراند و ضعف وجودیمان را از درونمان بگوید و اگر نقطه قوتی داریم مارا ارجاع بدهد به آن نقطه قوتمان و ما در آن سیر قوتمان تقویت بشویم و راه بیافتیم !

_____________
علامه حسن زاده آملی
Read more
یک پسر تگزاسی به کالیفرنیا رفت و سپس راه افتاد و به يكي از اين فروشگاهاي بزرگ كه همه چيز مي فروشند در ايالت ...
Media Removed
یک پسر تگزاسی به کالیفرنیا رفت و سپس راه افتاد و به يكي از اين فروشگاهاي بزرگ كه همه چيز مي فروشند در ايالت كاليفرنیا رفت. مدير فروشگاه به او گفت: «يك روز فرصت داري تا به طور آزمايشي كار كرده و در پايان روز با توجه به نتيجه كار در مورد استخدام تو تصميم مي گيريم.» در پايان اولين روز كاري مدير به سراغ پسر رفت ... یک پسر تگزاسی به کالیفرنیا رفت و سپس راه افتاد و به يكي از اين فروشگاهاي بزرگ كه همه چيز مي فروشند در ايالت كاليفرنیا رفت. مدير فروشگاه به او گفت: «يك روز فرصت داري تا به طور آزمايشي كار كرده و در پايان روز با توجه به نتيجه كار در مورد استخدام تو تصميم مي گيريم.» در پايان اولين روز كاري مدير به سراغ پسر رفت و از او پرسيد كه چند مشتري داشته است؟

پسر پاسخ داد: «يك مشتري.» مدير با تعجب گفت: «تنها يك مشتري...!؟ بي تجربه ترين متقاضيان در اينجا حدقل 10 تا 20 فروش در روز دارند. حالا مبلغ فروشت چقدر بوده است؟» پسر گفت: «134,999.50 دلار»

مدير فرياد كشيد: «134,999.50 دلار...!؟ مگه چي فروختي؟» پسر گفت: «اول يك قلاب ماهيگيري كوچك فروختم، بعد يك قلاب ماهيگيري بزرگ، بعد يك چوب ماهيگيري گرافيت به همراه يك چرخ ماهيگيري 4 بلبرينگه. بعد پرسيدم كجا ميريد ماهيگيري؟ و مشتری گفت خليج پشتي. من هم گفتم پس به قايق هم احتياج داريد و يك قايق توربوي دو موتوره به او فروختم. بعد پرسيدم ماشينتان چيست و آيا مي تواند اين قايق را بكشد؟ كه گفت هوندا سيويك. من هم يک بليزر  دبليو دي4 به او پيشنهاد دادم كه او هم خريد.» مدير با تعجب کفت: «تو کس خار خارکسده بازی هستی مادرجنده!او آمده بود كه يك قلاب ماهيگيري بخرد و تو به او قايق و بليزر فروختي؟» پسر که از این حرف مدیر عصبانی شده بود به آرامي گفت: «نه، او آمده بود که یک بسته کاندوم بخرد تا ننه تورا بکند که من به او گفتم بیا ننشو ببر روی آب بکن بیشتر حال میده»

#ایکسشر_زندگی
#xSHER_sina
Read more
من یک چپ دست هستم! همان که سال هاست در دنیایی زندگی می کند که برای راست دست ها ساخته شده و گاهی حتی خودش ...
Media Removed
من یک چپ دست هستم! همان که سال هاست در دنیایی زندگی می کند که برای راست دست ها ساخته شده و گاهی حتی خودش هم یادش می رود که چگونه ناخودآگاه خود را با دنیایی وفق داده که گویی حتی به اندازه همان 10 درصدِ آماری هم برایش سهمی در نظر نگرفته! من یک چپ دست هستم همان که اگر هم کلاسیت بود باید همیشه ته نیمکت می نشست ... من یک چپ دست هستم! همان که سال هاست در دنیایی زندگی می کند که برای راست دست ها ساخته شده و گاهی حتی خودش هم یادش می رود که چگونه ناخودآگاه خود را با دنیایی وفق داده که گویی حتی به اندازه همان 10 درصدِ آماری هم برایش سهمی در نظر نگرفته!

من یک چپ دست هستم همان که اگر هم کلاسیت بود باید همیشه ته نیمکت می نشست تا موقع نوشتن دستش به دست راست دست ها برخورد نکند!

همان که با قاشق هایتان، چاقوهایتان ،کاردهایتان ،در بازکن هایتان، قیچی هایتان، چرخ خیاطی هایتان ،...مشکل دارد چرا که هیچ کدام این ها برای او ساخته نشده! و بعد گاهی متهم می شود که در استفاده از ابزارها چندان فرز نیست! راستی هیچ تصور کرده اید اگر فقط یک روز را بخواهید با ابزارهایی سر و کار داشته باشید که برای شما ساخته نشده باشد چه خواهید کرد؟

من یک چپ دست هستم همان که بر روی صندلی های میزک دار شما آنقدر کج نشسته که دچار گردن درد و پشت درد شده و اگر کسی از میان ما تقاضای یک میز چپ دست کند با چشم غره ها و ... می فهمد که نباید چنین انتظاری داشته باشد.

من همانم که موقع ثبت نام در اولین کنکورش در کنار دیگر معلولیت ها ( نابینا هستم ، ناشنوا هستم ، نیاز به منشی دارم ) گزینه چپ دست هستم را علامت زد و وقتی به جلسه رفت دید صندلی اش مخصوص راست هاست و فهمید که دیگر این گزینه را علامت نزند چون سودی به حالش ندارد!

من همانم که خط بسیار زیبایی دارد ولی هر بار که در جایی چیزی می نویسد، می شنود که وای با اینکه چپ دست هستی چقدر زیبا می نویسی! تو اولین چپ دست خوش خطی هستی که من دیده ام !!!! همانی که حوصله ندارد به تعداد بارهایی که این جمله را - که نمی داند آن را باید تعریف در نظر بگیرد یا تحقیر – می شنود به تو بگوید که برترین هنرمندان جهان از جمله مشهورترین نقاشان دنیا چون داوینچی و پیکاسو و موسیقی دانانی چون باخ و بتهوون همگی چپ دست بوده اند!!!!!!!!!!!!!! من یک چپ دستم همانی که موقع یادگرفتن رانندگی دو مانع اجتماعی را پشت سر گذاشت زن بودن را و چپ دست بودن را ! می دانی که! در دنیای راست دست ها دنده در سمت راست است و گاز و ترمز هم زیر پای راست قرار دارد! خودمانیم فکر نمی کنی ما چپ دست ها دارای طاقت یا استعداد ویژه ای باشیم که در دنیای شما پا به پای شما کار می کنیم ، زندگی می کنیم و گاهی حتی یادمان می رود که هیچ چیز دنیا برای ما ساخته نشده ؟! یادمان می رود که حتی بیشتر درها برای عبور راست دستان است گویی نوشته ای نامرئی بالای هر در نوشته باشد ورود چپ دستان ممنوع!

من یک چپ دست هستم و به این افتخار می کنم چون این مساله
Read more
..تو را دوست نمی‌دارم به خاطر خویش لیکن دوستت دارم تا چهره زندگی را زیبا کنم دوستت نداشته‌ام تا نسلم ...
Media Removed
..تو را دوست نمی‌دارم به خاطر خویش لیکن دوستت دارم تا چهره زندگی را زیبا کنم دوستت نداشته‌ام تا نسلم زیاد شود لیکن دوستت دارم تا نسل واژه‌ها پرشمار شود... می‌خواهم دوستت بدارم تا که رویت را به زمین بازگردانم و باکرگی را به زبان و شولای نیلگون را به دریا چرا که زمین بی تو دروغی‌ست بزرگ و سیبی ... ..تو را دوست نمی‌دارم به خاطر خویش
لیکن دوستت دارم تا چهره زندگی را زیبا کنم
دوستت نداشته‌ام تا نسلم زیاد شود
لیکن دوستت دارم
تا نسل واژه‌ها پرشمار شود... می‌خواهم دوستت بدارم
تا که رویت را به زمین بازگردانم
و باکرگی را به زبان
و شولای نیلگون را به دریا
چرا که زمین بی تو دروغی‌ست بزرگ
و سیبی تباه.... تو آخرین سرزمینی
باقی مانده در جغرافیای آزادی
تو آخرین وطنی هستی که از ترس و گرسنگی ایمنم می‌کند
و میهن‌های دیگر مثل کاریکاتورند
شبیه انیمیشن‌های والت دیسنی
و یا پلیسی‌اند
مثل نگاشته‌های آگاتا کریستی

تو واپسین خوشه
و واپسین ماه
واپسین کبوتر
واپسین ابر
و واپسین مرکبی هستی که به آن پیوسته‌ام
پیش از هجوم تاتار

تو واپسین شکوفه‌ای هستی که بوییده‌ام
پیش از پایانِ دورانِ گل
و واپسین کتابی که خوانده‌ام
پیش از کتاب‌سوزان،

آخرین واژه‌ای که نوشته‌ام
پیش از رسیدن زائرانِ سپیده
و واپسین عشقی که به زنی ابراز داشته‌ام
پیش از انقضای زنانگی

واژه‌ای هستی که با ذره‌بین‌ها
در لغت نامه‌ها به دنبالش می‌گردم.... با عشق توست که می‌پیوندم
به خدا، زمین، تاریخ، زمان،
آب، برگ، به کودکان آن گاه که می‌خندند،
به نان، دریا، صدف، کشتی
به ستاره شب آن گاه که دستبندش را به من می‌دهد
به شعر که در آن خانه دارم و به زخم که در من لانه کرده
تو سرزمین منی، تو به من هویت می‌دهی
آن که تو را دوست ندارد، بی وطن است... نزار قبانی
Read more
• در روضه دلش همیشه طوفانی بود در عشق حسین بن علی فانی بود دلسوخته ی مصائب کربوبلا میرزا حسن غریق ...
Media Removed
• در روضه دلش همیشه طوفانی بود در عشق حسین بن علی فانی بود دلسوخته ی مصائب کربوبلا میرزا حسن غریق زنجانی بود #احسان_معبودی • این رباعی رو سال نودوسه وقتی مرحوم #استاد_حاج_جواد_حسینی از مرحوم غریق برام تعریف کرده بود نوشتم. صد حیف که هم استاد حسینی و هم #میرزا_حسن_غریق_زنجانی در گمنامی ...
در روضه دلش همیشه طوفانی بود
در عشق حسین بن علی فانی بود
دلسوخته ی مصائب کربوبلا
میرزا حسن غریق زنجانی بود
#احسان_معبودی

این رباعی رو سال نودوسه وقتی مرحوم #استاد_حاج_جواد_حسینی از مرحوم غریق برام تعریف کرده بود نوشتم.
صد حیف که هم استاد حسینی و هم #میرزا_حسن_غریق_زنجانی در گمنامی تمام از روزگار تلخ صدرنگ خداحافظی کردند.

این شعر رو امیر عزیز ( #امیر_سلیمانی)برام خوند، به خاطر اینکه بتونم منتشرش بکنم تایپش کردم.

ای ساقی گلچهره بده باده ی گلبیز
مستم کن از آن ساغر پی در پی لبریز
جاوید نشد دهر چو بر خسرو و پرویز
کو شوکت جمشید چه شد صولت چنگیز
زان جام که خوردند رسد قسمت ما نیز

روزی بدرد گرگ اجل پیرهن ما
چندی نکشد نشنوی از کس سخن ما
یا کوزه گران کوزه کنند از بدن ما
یا خشت سر خم شود از خاک تن ما
یا نقش به دیوار و یا فرش به دهلیز

سروی که در افتاد چه بالا و چه پایین
رختی که به هم سوخت چه بی رنگ و چه رنگین
آبی که فرو ریخت چه بی طعم و چه شیرین
آن تیشه که بشکست چه باریک و چه سنگین
روحی که ز تن رفت چه کاشان و چه تبریز

زان پیش که آید به سر این مدت معدود
تا هستی من گردد از این مرحله نابود
شاید نشده ملک بدن یکسره مفقود
چینم ز گلستان زمانه گل مقصود
زان گل که شود از گل فردوس دلاویز

در میکده دانم نه مکان است و نه جایم
دریوزه صفت رو به در میکده آیم
کن همچو مرا مست ندانم سر و پایم
باشد که رخی بر قدم یار بسایم
بازار محبت کنم از آتش می تیز

افسوس که ره بر چمن راز ندارم
در گلشن دانش پر پرواز ندارم
در اوج هنر قوه ی شهباز ندارم
پروانه صفت سوزم و آواز ندارم
مبهوتم از این فکر و تمنای غم انگیز

هر سو نگرم هستی رندان و حریفان
در بحر مناقب همه در کشتی عرفان
غواص مثل غوطه زنان همچو نهنگان
دامن همه پر از دُر و لؤلؤ و مرجان
مستغرق دریای مقالند گهرریز

دل برده ز من دلبر خوشرنگ و شمایل
فرد است در ایجاد به هر حسن و خصایل
خوبان همه تکمیل از آن دلبر کامل
در محفل امکان رخ او شمع محافل
در گلشن وحدت قد وی سرو دلاویز

تنها نه منم عاشق آن دلبر طناز
بل ذی نفسانند از این عشق سر افراز
خود نامدگان و شدگانند هم آواز
جمله به «غریقند» در این مرحله همراز
جان بهر نثار قدمش خوانده به تجویز

میرزا حسن غریق زنجانی
Read more
پارت چهارم و اخر<span class="emoji emoji1f447"></span>🏾 -انگار هر چه می گذرد زندگی فوتبالی ات به کسپر اشمایکل نزدیکتر می شود کسی که خودت هم ...
Media Removed
پارت چهارم و اخر🏾 -انگار هر چه می گذرد زندگی فوتبالی ات به کسپر اشمایکل نزدیکتر می شود کسی که خودت هم به او علاقه داری. خودت در این رابطه چه فکر می کنی؟ خیلی برایم جالب است چرا که کسپررا همیشه دنبال می کردم حتی مو قعی که در لستر بود  و شاید خیلی ها نمی دانستند کجا است من دنبالش می کردم. کلا با سبک گلری کسپر ... پارت چهارم و اخر👇🏾 -انگار هر چه می گذرد زندگی فوتبالی ات به کسپر اشمایکل نزدیکتر می شود کسی که خودت هم به او علاقه داری. خودت در این رابطه چه فکر می کنی؟

خیلی برایم جالب است چرا که کسپررا همیشه دنبال می کردم حتی مو قعی که در لستر بود  و شاید خیلی ها نمی دانستند کجا است من دنبالش می کردم. کلا با سبک گلری کسپر اشمایکل  حال می کنم چون دروازه بانی توی خونش است. همیشه دوست دارم از همه یاد بگیرم و کسپر یکی از دروازه بان هایی بود که دنبالش میکردم و تلاش هایش که  به نتیجه می رسیدند برایم انگیزه بود. اما سبکم را نمی توانم با کسپر مقایسه کنم چون از لحاظ سنی او  جلوتر از من است و از طرفی اعتقاد دارم همه قرار نیست شبیه هم باشند. همه  قرار نیست در 31 سالگی مثل کسپر در جام جهانی بازی کنند. به نظر من برای موفقیت باید چیزی که به آن رسیدم را باورداشته باشید و به چیزهایی که می خواهید برسید به خدا توکل کنید و از مسیری که در آن هستید  لذت ببرید. من این کارها را انجام می دهم  و از همه یاد می گیرم. برایم همیشه  خیلی قشنگ بود که کسپر که پدرش اسطوره بوده موفق شده و داستان زندگی من هم شبیه به او است. اگر او در بهترین لیگ بازی می کند و من هم می توانم. چرا که نه! -در لیگ پرتغال دروازه بان بزرگی مثل کاسیاس هم هست. برای موفقیت در این رقابت سخت برای بهترین دروازه بان فصل شدن چقدر برای خودت شانس قائل هستی؟

امسال در لیگ پرتغال یک مقداری رقابت دروازه بان  قشنگ تر و سنگین تر شده چون پاتریسیو دروازه بان تیم ملی پرتغال به وولورهمپتون رفت و گلرهای جدید اضافه شدند. تیم ها  امسال دروازه بان زیاد عوض کردند و فقط یک دروازه بان نیست که همه حواس ها روی او باشد مثل پاتریسیو که اسمی برای خودش ساخته بود، سال ها کاپیتان اسپورتینگ بود و همیشه کفه ترازو به سود او بود. اما امسال او رفته است  و فقط پورتو است که کاسیاس را دارد. من هم سعی می کنم از کاسیاس که از بچگی همیشه بازی ها و فیلمهایش را نگاه می کردم و جایی بوده که من همیشه آرزو داشتم یاد بگیرم. ما سال قبل  جلوی هم بازی کردیم و همه چیز ممکن است. دروازه بان های دیگر تیم ها هم اکثرا برزیلی هستند خیلی فراز و نشیب دارند. مهمترین کاری که باید بکنم این است که ثبات داشته باشم  و روندی که دارم را حفظ کنم. فکر می کنم رقابت خوبی می توانم داشته باشم.
Read more
این منم دوچرخه سوار <span class="emoji emoji270b"></span>🚴 پا در رکاب... جاده در پیش... آرام و بی شتاب،پیش میروم... تو از کنارم میگذری،تند ...
Media Removed
این منم دوچرخه سوار 🚴 پا در رکاب... جاده در پیش... آرام و بی شتاب،پیش میروم... تو از کنارم میگذری،تند و پرشتاب،دستت را روی بوق میفشاری و زیر لب چیزی میگویی! نمیشنوم،نمیدانم! نمیدانم تفاوت میان من و تو چیست؟ تو کار مهمی داری و من ندارم؟ تو آدم مهمی هستی و من نیستم؟ تو آدم جدی هستی و من برای ... این منم دوچرخه سوار ✋🚴
پا در رکاب...
جاده در پیش...
آرام و بی شتاب،پیش میروم...
تو از کنارم میگذری،تند و پرشتاب،دستت را روی بوق میفشاری و زیر لب چیزی میگویی!
نمیشنوم،نمیدانم!
نمیدانم تفاوت میان من و تو چیست؟
تو کار مهمی داری و من ندارم؟
تو آدم مهمی هستی و من نیستم؟
تو آدم جدی هستی و من برای سرگرمی رکاب میزنم؟ 🚴‍♀ به خودت نگاه کن! تو یک انسان هستی،من هم!
تو سرمایه مردم این سرزمین را به دود تبدیل میکنی تا نفس انسانها را مسموم کنی!
این بهای رسیدن تو به مقصد است...
من رکاب کشان راهی هستم،نه زمین را آلوده میکنم نه آسمان را،
هیچکس برای رسیدن من به مقصد بهایی نمیپردازد!
چربی خون،چاقی،استرس... درکمین توست!
شادابی،سلامت،آرامش،... همیشه با من است!
توبا سرانگشت پا، پدال گاز را میفشاری،درچند ثانیه به سرعت صد کیلومتر رسیده ای!
من پا در رکاب ،انرژی زیادی به کار میبرم تا به سرعت سی کیلومتر برسم!
تو سهم زیادی از خیابان را پر کرده ای!
همه ی سهم من از خیابان به طول قد من است؛
تو گمان میکنی که پهنای همه ی خیابان از آن توست!
من به پهنای یک وجب در خیابان راضی ام!
تو برای رهگذاران شلوغ و پرسروصدا،
ومن برای رهگذران یادآور شادی و شادابی زندگی!
تو برای کودکانی که میگذرند، بوق گوشخراش خود را به صدا در میآوری
ومن برای کودکان رهگذر لبخند میزنم!

تفاوت من و تو چیست؟ 🤔

اگر سرعت من کم است،
بوق های ممتد تو آنرا زیاد نخواهد کرد!
اگر ماشینی با ماشین تو تصادف کند ،
آهن است و آهن!
اگر ماشین تو با دوچرخه من تصادف کند،
آهن است و گوشت و پوست و استخوان!

من دوچرخه سوارم! 🚴
دوستدار طبیعت،دوستدار آفرینش!
دوستدار تو !
جانم در دست توست!
بی احتیاطی تو جانم را بر باد خواهد داد!
پس مراقب من باش!
رانندگی یک رفتار نیست،
رانندگی یک فرهنگ است!
رانندگی یک ادب است!
به فرهنگ رانندگی، به ادب رانندگی پایبند باشین ... 🚴
Read more
. #یا_حضرت_مسلم(ع) اي ولي فقيه دلخسته اي ابَر مرد قهرمان چه خبر؟.. نامه دادي حسين برگردد؟ از ...
Media Removed
. #یا_حضرت_مسلم(ع) اي ولي فقيه دلخسته اي ابَر مرد قهرمان چه خبر؟.. نامه دادي حسين برگردد؟ از امام زمانمان چه خبر؟ . باز هم بي بصيرتي کردند جهلشان کار دستشان داده لقمه هاي حرام را خوردند دل بريدند از شما ساده . آن شب مسلم نمی‌خوابید مدام داخل اتاق می‌رفت و بیرون می‌آمد و به آسمان نگاه ... .
#یا_حضرت_مسلم(ع)

اي ولي فقيه دلخسته
اي ابَر مرد قهرمان چه خبر؟..
نامه دادي حسين برگردد؟
از امام زمانمان چه خبر؟
.
باز هم بي بصيرتي کردند
جهلشان کار دستشان داده
لقمه هاي حرام را خوردند
دل بريدند از شما ساده
.
آن شب مسلم نمی‌خوابید مدام داخل اتاق می‌رفت و بیرون می‌آمد
و به آسمان نگاه میکرد
و میگفت:لاحول و لا قوة الا بالله ،لا اله الا الله ، سبحان الله ، الله اکبر،
سردرگم بود
نمی‌دانست چه کند با خود می‌گفت:
حسین(ع)چه خواهد کرد؟
نمی‌دانست تکلیفش چیست؟
اگر اربابم بخواهد #صلح کند من نماینده او هستم من هم باید صلح کنم
و اگر بخواهد با آن یاران کم بجنگد کشته خواهد شد، پس من هم می‌جنگم و کشته می‌شوم،
خیالی نیست!
من در کوفه #آبروی_حسینم، آبروی علی(ع) هستم، همه مسئولیتها متوجه من است.
مسلم #عارف بود #سطحی_نگر نبود،
می‌دانست که
بعید است آقایش صلح کند
ولی از یک سو نمی‌توانست روی این احتمال فکرکند چرا که حسین(ع) به سمت کوفه در حرکت بود.
تا نزدیک صبح خوابش نبرد، گاهی نماز می‌خواند، گاهی قرآن.
تا بالاخره لحظه ای خوابید و علی ابن ابی طالب (ع)به خوابش آمد، دستش را گرفت و صدا زد:
مسلم ! غصه نخور فردا مهمان ما هستی!
مسلم از خواب بیدار شد با خود گفت : راحت شدم،
معلوم شد که من #باید_بجنگم، معلوم شد که در این راه باید کشته شوم،
معلوم شد که #اربابم_صلح_نمیکند.
اینجا بود که مسلم دچار #بیچارگی جدیدی شد
ای خدا ! آیا اربابم را هم می‌کشند؟ این بیچارگی جدید مسلم بود.
از بحران #تکلیف درآمد ولی دچار بحران دیگری شد.
نگاه مسلم در آن حالی که می‌جنگید و در آن حالی که دستش را بسته و لبش را پاره کرده بودند نگاه ملتمسی بود.
با نگاهش آدمها را ارزیابی میکرد، به این بگویم که به حسینم خبر دهد که به کوفه نیاید؟ به آن بگویم؟ به چه کسی بگویم که به حسین (ع) خبر دهد که به کوفه نیاید؟
من نامه نوشته ام که حسین بیا!
حسین دیگر نیا!
#حسین_نیا_به_کوفه !...
او را بالای درالعماره با زجر کشتند.
آن نامرد خواست به گردن مسلم شمشیر بزند ولی شمشیر نگرفت و بدنش را پاره کرد.
مسلم نگاهی به او کرد و گفت: برای تو کافی ست دیگر مرا نزن! بگذار کس دیگری این ننگ را ببرد! خودت را بیچاره نکن!
اینقدر آقاست که در آن لحظه به فکر ضاربش است! آن نامرد با ضربت دیگر سر از بدن مسلم جدا کرد.
بی جهت نیست که اولین #عزادار مسلم حسین(ع)است
می دانی حسین (ع) چگونه برای مسلم عزاداری کرد ؟
صدا زد: لا خیر فی العیش بعد هولاء،
دیگر بعداز مسلم زندگی را نمیخواهم
یعنی
ای خدا ! مرگ حسین را برسان!
مسلمم را کشتند!
.
#روضه #استاد_پناهیان #پناهيان #پناهیانی
.
Read more
، (((( نامه ای به پدر و مادر ها از زبان کودک )))) سلام بابا جونم ، بابایی خیلی دوست دارم ، وقتی عطر و بوی ...
Media Removed
، (((( نامه ای به پدر و مادر ها از زبان کودک )))) سلام بابا جونم ، بابایی خیلی دوست دارم ، وقتی عطر و بوی تو به من می رسه آرامش عجیبی میگیرم و احساس میکنم که دنیا مال منه و تکیه گاه محکمی دارم وقتی از سر کار به خونه بر میگردی انگار که دنیای منو به من برگردوندن ، صدای پاهای تو رو که میشنوم سریع میام پشت در تا بغلت ... ،
(((( نامه ای به پدر و مادر ها از زبان کودک ))))
سلام بابا جونم ، بابایی خیلی دوست دارم ، وقتی عطر و بوی تو به من می رسه آرامش عجیبی میگیرم و احساس میکنم که دنیا مال منه و تکیه گاه محکمی دارم وقتی از سر کار به خونه بر میگردی انگار که دنیای منو به من برگردوندن ، صدای پاهای تو رو که میشنوم سریع میام پشت در تا بغلت کنم ، ولی وقتی اون نگاه خشمگین و خسته تو را میبینم و پر درد ها و رنجهای بیرون خونه هست ، ناراحت و غمگین میشم ولی باز به خودم میگم که بابا خسته ست مهم نیست .دوباره که میام نزدیکت وقتی میبینم به من توجه نداری نا امید میشم . بابا میدونم برای آینده من داری تلاش میکنی ، تو دنیای منی ، دوستدارم که باهات گاهی وقتها بازی کنم و بیام توی بغلت بشینم ، یا جلوی من بنشینی و من با اون صورت زیبای تو که برای من مثل صورت دنیاست بازی کنم . دوستدارم کنارم بشینی و با من کمی بازی کنی ، دوستدارم بیای باهم بریم بیرون و من در کنار تو قدم بزنم و به همه با صدای بلند بگم که تو بهترین بابای دنیایی . وقتی که تو میای خونه و همش سرگرم کارهای خودت توی گوشیت هستی خیلی دوستدارم جای اونهایی باشم که توی گوشیت هستن تا به من هم همینطور توجه کنی . یاد اون ماه های اول زندگی خودم می افتم که همش نگرانم بودی نکنه تب کنم یا دلم درد بگیره یا مریض بشم و دنبال یک لبخند کوچیک روی صورت من بودی، ولی حالا دیگه حوصله منهم نداری ولی بابا جون بدون که خیلی دوست دارم و به توجه و‌محبت تو نیاز دارم . اینو بدون که من همه‌چیزو از تو یاد میگیرم . .
مامان جون سلام ، مادر گلم ،من به تو افتخار میکنم چون تو بهترین و دلسوز ترین مادر دنیایی . خیلی دوست دارم . چقدر دوست دارم که تو کنارم بنشینی و با من بازی کنی و یا برام شعر بخونی و برقصی مثل همون موقعهایی که توی دلت بودم . میدونم همیشه سرت به کارهای خونه مشغوله ولی مامان دوستدارم زمانهای خالی رو با من بازی کنی . یادم میاد که اون روزها که توی دلت نزدیک قلب مهربونت بودم همش دست روی شکمت میکشیدی و قربون صدقه من میرفتی و همش منتظر من بودی تا به دنیا بیام و گاهی برایم شعر میخوندی و باهام حرف میزدی . ولی الآن همش دست روی اون صفحه تبلت و گوشیت میکشی و منو یادت میره . هر وقت میام نزدیکت که باهات بازی کنم سرت توی اون گوشی و شبکه های اجتماعیه و یا همش داری توی اون پیج اقای جدیدی می چرخی . دوست دارم برم به این آقای جدیدی بگم .............. ادامه در کامت اول 👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇 #جدیدی
Read more
روزی خوش منزل دایی عزیزم/<span class="emoji emoji1f61a"></span> نوشته من: کابوس نیست آنجا که پرواز را تجربه ای بود . برای خنده هایی ...
Media Removed
روزی خوش منزل دایی عزیزم/ نوشته من: کابوس نیست آنجا که پرواز را تجربه ای بود . برای خنده هایی که برایشان معنایی نیست . دستیابی به خاطرات شیرین ؛اما دست نیافتنی. برای عده ای معدود و بی شک متفاوت. معنایی برای اندیشیدن به خاص بودن؛ تنها شدن ؛ و گه گاه ؛ آمدنی کوتاه و بازگشتی طولانی مدت. مگر ... روزی خوش منزل دایی عزیزم/😚
نوشته من:
کابوس نیست
آنجا که پرواز را تجربه ای بود .

برای خنده هایی که برایشان معنایی نیست .

دستیابی به خاطرات شیرین ؛اما دست نیافتنی.

برای عده ای معدود و بی شک متفاوت.

معنایی برای اندیشیدن به خاص بودن؛
تنها شدن ؛
و گه گاه ؛
آمدنی کوتاه و بازگشتی طولانی مدت.

مگر نمیشنوند صدای من را ؟

به خود می پردازم و بر خود میشناسانم ؛
تنها سمبل عشق را که ؛
در پهنه هستی پایدار و پابر جاست .

آنجایی که مرا به سیر خوب زیستن میرساند.

مرگی کوتاه و بازگشتی از نوع نبودن های پی در پی.

من نیستم ؛
در جای جای هستی که برای خود بی نهایت است.

کوچ در نهانخانه باورهایی
که برایشان هیچ دریافتی نیست ؛

جز کلامی ساده و بی تفاوت ؛
و گه گاه تکانی بر شانه و گه گاه خروشی غرش وار و بی نشانه
از سایه هایی که تنها سایه ای هستند بی هویت و ثابت .
من آنجا ؛
به خود بازتابی از شهود را می یابم .

مکانی به زیبایی بومهای قلم خورده .
با نقشهایی به بلندای قامت سرو‌
به عرش ؛
به نهایت ؛
آرامش.
#شیما-مطلبی
Read more
. توی دوره های سخت زندگیم فهمیدم که نباید به کار خدا سخت گرفت. زندگی رو مثل یه بازی سرگرم کننده در کنار ...
Media Removed
. توی دوره های سخت زندگیم فهمیدم که نباید به کار خدا سخت گرفت. زندگی رو مثل یه بازی سرگرم کننده در کنار تلخی ها و لحظات غمگینش دیدم که به طرز عجیبی لذت‌بخش و زیباست، فقط به شرطی که با این چشم ببینیم که هرچه پیش میاد قطعا دست خدا درونش هست. ما تلاش میکنیم، زحمت میکشیم و برای هدف هامون میجنگیم. اما شدن یا ... .
توی دوره های سخت زندگیم فهمیدم که نباید به کار خدا سخت گرفت. زندگی رو مثل یه بازی سرگرم کننده در کنار تلخی ها و لحظات غمگینش دیدم که به طرز عجیبی لذت‌بخش و زیباست، فقط به شرطی که با این چشم ببینیم که هرچه پیش میاد قطعا دست خدا درونش هست. ما تلاش میکنیم، زحمت میکشیم و برای هدف هامون میجنگیم. اما شدن یا نشدنش از قدرتی بالاتر از توان ماست. میخوام بگم بُعدِ اول قضیه یه جور هوشیاری و آگاهی از حضور خداست و اینکه همه چیز در این کائنات کبیر دست به دست هم داده و این دنیای اطراف من و مخصوص به خودم به وجود اومده. با چیزی که پیش میاد نمیجنگم با چیزی که برخلاف میل من هست دعوا نمیکنم. نمیگم چرا ماشینم پنچر شد. نمیگم چرا به این مترو نرسیدم. همه چیز در بهترین شکل ممکن در حال طراحی هست و من درون این جریان حرکت میکنم و همون لحظه رو باور میکنم
.
باور به لحظات!‌ چه جمله قشنگی شد و خودم هم از خوندنش لذت بردم. باور دارم که باید دیر وارد اتوبان همت بشم، باور دارم که باید به قطار بعدی برسم، شاید قراره درون اون قطار چیزی یاد بگیرم یا کسی رو ببینم، شاید هزار تومن از روزی یه بنده دیگه‌ای در دست من بوده که باید راس یه ساعتی به اون مقصد برسم، یعنی لحظه که داره پیش میره باید اینطوری پیش بره چون من خودم رو عضو این جهان میدونم. اینجا به بُعدِ دوم رسیدم: هوشمندی جهان
.
من نظام هستی رو باور کردم اما جهان چی؟ اون هم هوشمنده. چه هوشمندیِ باعظمتی زيباتر از نظم خسوف اوایل همین ماه آگوست. جهانی که تمام اتفاق هاش بهم ربط داره و ناظر بر همه این اتفاقات خداوند یکتاست. این جهان هم آگاهه و میدونه من چی میخوام و باز زمین و آسمون بهم گره میخوره تا من رو به سمت چیزی که میخوام ببره یا اگر خواست خدا در این قضیه نیست من رو از اون جهت دور کنه. مثالِ برخورد آدم ها كه سال‌هاست برای من معنادار شده اما جدیدا برخورد با پادکست رو هم اتفاقی نمیدونم و مطمئنم باید اون مبحث رو گوش میکردم که در زندگی من قرار گرفته. حتی وقتی رساله می‌نویسم با تمام سلول های وجودم و انگشتانم که تایپ میکنه باور دارم من باید در این جهت حرکت میکردم که الان اینجام و میدونم آینده هم به همین رساله گره میخوره و پیش میره
Read more
. بگردمت ... انگشت به دهنِ این زندگی موندی ...با تمام انرژی هایی که داری و رویاهات و سخت کوشی هات، یه ...
Media Removed
. بگردمت ... انگشت به دهنِ این زندگی موندی ...با تمام انرژی هایی که داری و رویاهات و سخت کوشی هات، یه جاهایی اینجوری کم میاری... می شینی رو یه نیمکت و سرت و پایین می ندازی و به نقطه ای مثه نوچی مربا روی پات خیره می شی ... از روزی که بجای مو، داره میخ روسرت اضافه میشه ، همه ازت ترسیدن ... اما می دونم چی تو دلت ... .
بگردمت ... انگشت به دهنِ این زندگی موندی ...با تمام انرژی هایی که داری و رویاهات و سخت کوشی هات، یه جاهایی اینجوری کم میاری... می شینی رو یه نیمکت و سرت و پایین می ندازی و به نقطه ای مثه نوچی مربا روی پات خیره می شی ... از روزی که بجای مو، داره میخ روسرت اضافه میشه ، همه ازت ترسیدن ... اما می دونم چی تو دلت می گذره ... می گی بابا چطور ازم می ترسید ؟ من ترسناکم یا شما ؟! این میخ ها، ترکش های پُتک ها اِیه که شما به سرم زدید ... بعد از من می ترسید ؟! بگردمت ... قربونِ اون دانای و گذشت و درکت از هستی برم ... اون انگیزه ی بی پایان ... اینکه اینطوری مستعصل می شینی رو نیمکت و با خودت می گی یه روزی این مَردم که من و (میخ به سَر) کردند ... شرمنده ی قدر نشناسی علم و هنر و درایت من می شن ... عزیز دلم ... خودت و ناراحت نکن ... همزمان با تو هزاران محقق، جانور شناس، باستان شناس، دانشمند، فیلسوف، فیلم ساز، نابغه، پزشک، عالم، اختر شناس، آرتیست، محقق، پژوهشگر، در سراسر دنیا هستند...
نه اونا ما رو می شناسن نه ما اونا رو ... نه چیزی از ارزش های اونا کم میشه ... نه باز دوباره چیزی از ارزش های اونا...
بگذریم ... می دونی که چقدر دوستت دارم و چطوری شبانه روز باهات زندگی می کنم و می رم کافه دو تا قهوه سفارش می دم یکی برای خودم و یکی برای صندلی خالی روبروم
و باهات کلی حرف می زنم
و می دونی برعکس بقیه فکر نمی کنم تو خودخواه و ترسناکی،
بلکه فکر می کنم تو (کله میخیِ) جذاب من هستی ... پس لطف کن به حرفم گوش کن بجای اینکه در نوچی مُربای روی پات ذوب بشی پاشو از جات و پاهات و بشور
و جای اینکه اون مغز زیبات و شبیه تخته سیاه در طبق اخلاص قرار بدی که هر کی بیاد یه میخ بکوبه بره یه موزیک بزار و سرت و بالا بگیر و رو به سقف بچرخ ... دلش و ندارم این حالت و ببینم ... پاشو ... اصلن بیا یه قرار بزاریم،
فردا ساعت سه و پنجاه و نه دقیقه،
کافه پنجره آبی
نبشِ نوفل منتظرتم ... نبینم همینجور نشسته باشی رو نیمکت ها ... بیا دلم برات یه ذره شده شاید باورت نشه اما اندازه ی پُرزِ پای عنکبوت دلم برات تنگ شده، بیا می خوام بعدش دم جوب کنار سفارت بشینیم و
میخاتو کوتاه کنم ... و تو لبخند بزنی و من بهت بگم #همیشه_بخند
.
.
.

#ساغر_مسعودی
Read more
‌ نمی‌خوام از پدر و مادر یک هیولا بسازم. همه می‌دونید که من عاشق مامان و بابام هستم. خیلی زیااااد. ...
Media Removed
‌ نمی‌خوام از پدر و مادر یک هیولا بسازم. همه می‌دونید که من عاشق مامان و بابام هستم. خیلی زیااااد. ولی… ‌ اگر بر اساس خواسته‌های پدر و مادر زندگی کنی، ممکنه هیچ وقت نتونی به طور مستقل وارد جامعه بشی، ممکنه هیچ وقت خونه‌ی خودت رو پیدا نکنی یا نتونی بسازیش، ممکنه نتونی اون جوری که می‌خوای زندگی ...
نمی‌خوام از پدر و مادر یک هیولا بسازم. همه می‌دونید که من عاشق مامان و بابام هستم. خیلی زیااااد. ولی…

اگر بر اساس خواسته‌های پدر و مادر زندگی کنی، ممکنه هیچ وقت نتونی به طور مستقل وارد جامعه بشی، ممکنه هیچ وقت خونه‌ی خودت رو پیدا نکنی یا نتونی بسازیش، ممکنه نتونی اون جوری که می‌خوای زندگی کنی.

اینجوری میشه که یهو سی سالت می‌شه و می‌بینی هنوز پیش خانواده زندگی می‌کنی، رویاهات پژمرده شدن و حتی اگر هم بخوای مستقل بشی و دنیا رو به تنهایی تجربه کنی، نمی‌تونی! چون چیزی بلد نیستی که ازش کسب درآمد کنی. چون همیشه از حمایت مالی خانواده برخوردار بودی و نیازی نبود که تخصص یا مهارتی رو یاد بگیری و ازش پول دربیاری و یک زندگی برای خودت بسازی و بچرخونیش. چون بلد نیستی و کلی ترس داری از اینکه مستقل زندگی کنی. در نتیجه همیشه حس سرخوردگی و استیصال داری.

چهل سالت که میشه به خودت میای و می‌بینی که زندگیت اصلن اونی نبود که خودت می‌خواستی. اونجاست که می‌ری سراغ مامان و بابات و همه‌ش انگشت اتهامت به سمت اون‌هاست. اون‌ها رو مقصر می‌دونی که نذاشتن اون جوری که خودت می‌خواستی زندگی کنی.

همه خودخواهیم. همه ناقصیم و استدلال‌های همه‌ی ما از ملاک‌ها و فیلترهایی رد می‌شه که از دوران بچگی و در طول عمر درون ما شکل گرفته. برای همینه که مامان و باباها ما رو درک نمی‌کنن. اون‌ها می‌ترسن چون گذشته‌ای که طی کردن با گذشته‌ای که ما داشتیم زمین تا آسمون فرق داره. ترس‌های درونی اون‌ها ناشی از عرف‌ها، ارزش‌ها و هنجارهایی‌ـه که اگرچه شاید زمانی وجودشون و رعایت‌کردنشون لازم بوده، ولی الان دیگه نیازی به وجودشون نیست.

چیزی که برای اون‌ها زمانی جواب می‌داده ممکنه الان دیگه برای شما جواب نده. یعنی نمی‌دونم. اگه جواب می‌ده و در مورد مسیری که توش هستی خوش‌حال هستی و اون‌ها هم خوشحال هستن و همه‌تون راضی، **ن لق ناراضی. من این حرف‌ها رو برای کسی می‌زنم که حس می‌کنه مسیری که پدر و مادر از قبل براش مشخص کردن اصلن به اون سمتی نیست که رویاهاش هستن. درنتیجه از یه چیزی خوشحال نیست، بی‌قراره و می‌خواد تغییرش بده. (شاید باید این حرف رو همون اوایل مطلب می‌گفتم که وقتت رو تلف نکنی و پایین‌تر نیای. ولی خب مطمئنم خودت اونقدر باهوش هستی که اگه این نوشته دغدغه‌ت نباشه خیلی وقت پیش این پست رو به کتف چپت دایورت می‌کردی، وقتت رو با خوندن این حرف‌ها تلف نمی‌کردی و می‌رفتی یک جای دیگه تلفش کنی... ولی چون این قضیه رو مُخِته، منتظر قسمت سومش هم می‌مونی. یا اینکه می‌ری و از وب‌سایتم ادامه‌ش رو می‌خونی... [ادامه داره]
Read more
* از همان روز که سربند سرت را بوسید انتخاب از طرف حضرت خواهر شده‌ای یکسال از غوغای چشماش می‌گذره چقدر ...
Media Removed
* از همان روز که سربند سرت را بوسید انتخاب از طرف حضرت خواهر شده‌ای یکسال از غوغای چشماش می‌گذره چقدر زمان زود میگذره این چند روز تمام لحظات و ساعتهای اون موقع‌ها برام تداعی شد تیترهایی که بخشی از حال و هوای اون روزها بود: " حال یک پدرِ شهید را فقط پدرِشهید میداند " " راهی که روشن است " " راهی ... *
از همان روز که سربند سرت را بوسید
انتخاب از طرف حضرت خواهر شده‌ای

یکسال از غوغای چشماش می‌گذره
چقدر زمان زود میگذره
این چند روز تمام لحظات و ساعتهای اون موقع‌ها برام تداعی شد
تیترهایی که بخشی از حال و هوای اون روزها بود:
" حال یک پدرِ شهید را فقط پدرِشهید میداند "
" راهی که روشن است "
" راهی که از سر گرفتیم "
" تاریخ در حال تکرار است "
" کل یوم عاشورا "
" محسن، مصطفایی بود که با رفتنش دلمان را سوزاند "
" محسن سرش رفت که روسری نرود "
" صوت صداش " که بارها گوش دادم
" اسمتو علی گذاشتم که مولات بشه علی(ع) که پیشوات بشه علی(ع) "
دوستی نوشت:
روضه‌خوان‌ها چند سالی است در اوج روضه سیدالشهداء، یک عبارت را تکرار می‌کنند، که بیشتر به تکه کلام لوطی‌ها و مشتی‌های تهران قدیم می‌ماند. همان‌ها که #جوانمردی و مردانگی برایشان حرف اول و آخر را می‌زد. شاید خودت شنیده باشی. روضه‌خوان‌های سنگ‌دل شهر ما، در اوج حرارت روضه قتل‌گاه، خطاب به سیدالشهداء می‌گویند: غریب گیرآوردنت. از آن جملاتی که مردانگی را شعله‌ور می‌کند. از آنها که غیرت‌سوز می‌کند مرد را. از آن دست حرف‌هایی که جان آدم را در روضه به لب می‌رساند، اما صد افسوس که به در نمی‌برد...
.
می بینی آقا محسن! هر جای قصه ات را که دست می گذاریم به کربلا می رسد!؟ می بینی چقدر قصه ات جانسوز است!؟ ما اشتباه نکرده ایم، راز انقلاب تو در قصه بی سر شدنت نهفته است.
.
همیشه مردها مَردن ، اگه سردار ، اکه بی سر ...
اون روزا لحظه‌ای نبود که بهش فکر نکنم
به عشقش
به شجاعتش
به اعتقادش
به ایمانش
به غرور تو چشماش
من دنبال خبر می‌گشتم خبری که ندا از بازگشتش بده
بعضی‌ خبرگذاری‌ها از پیکر شهید میگفت و بعضی‌‌ها هم از برگشتنش که عکسی از پروفایل همسر شهید منتشر شد:
" هرکسی دنبال خبر می‌گرده بهش بگید عشق داره برمی‌گرده "
یادمه محرم بود درست روز حضرت قاسم بن الحسن که مردم به استقبال شهید اومده بودن
حالا اون روز من بودم و یه چندتا برگه که باید برای امتحان میخوندم و تلویزیون که انبوهی از مردم به استقبال شهید اومده بودن.... و صدای مداحی محمود کریمی که روی تصاویر استقبال مردم بود:
عجب محرمی شد امسال
شهید بی‌سرم برگشته
بیاید برید به استقبالش
مدافع حرم برگشته

تــو به آرزوت رسیدی
تــو امام حسین رو دیدی
وای به سیدالشهیدا تــو اشبه‌الشهیدی
تو روضه‌ی مجسم هستی
یه مملکت شده بی تابت
داری میری سلام مارو ببر به محضر اربابت

چقدر به حال تو همه حسرت خوردیم
تویی که زنده هستی و ماها مُردیم

عجب محرمی شد امسال....محرم سال۹۶
.

#امضاء_یازهرا
#شهید_محسن_حججی
Read more
... نقد اجتماعی همون نقد سیاسی‌ه..... ... ن من به خودم شک ندارم، به حرفای تو شک دارم،برای اینکه همیشه خدا حرفات........ ... من کنار کی م؟! تو بدترین شرایط زندگیم اومدم کنار کی آروم بگیرم؟ تنها آدمی هستی که اصلا من خودمو....... ... - پس موضوع منم! + ن منظورش اینه که... - اره دیگه دقیقا موصوع ... ...
نقد اجتماعی همون نقد سیاسی‌ه.....
...
ن من به خودم شک ندارم، به حرفای تو شک دارم،برای اینکه همیشه خدا حرفات........
...
من کنار کی م؟! تو بدترین شرایط زندگیم اومدم کنار کی آروم بگیرم؟ تنها آدمی هستی که اصلا من خودمو.......
...
- پس موضوع منم!
+ ن منظورش اینه که...
- اره دیگه دقیقا موصوع منم... بود و نبود من ظاهرا برای هیچ کس فرقی نمیکنه
...
انسان از آن چیزی که بسیار دوست میدارد خود را جدا میسازد، در اوج خواستن نمیخواهد، در اوج تمنا نمیخواد ، دوست میدارد اما......
...
کسایی که پشت سر هم یه فیلمو دوبار نگاه میکنن، به نظر آدمای عجیبی میان....
وقتی هنوز شخصیتای یه فیلم تو ذهنت زنده ن و دارن نفس میکشن، میتونی رو پرده به چشماشون خیره بشی........
...
پ.ن: پرده های زندگی ما آدما مجموعه ای از حرفای قشنگ، تلخ، دوست داشتنی یا زجرآوره... کنار هم گذاشتن این پرده ها میتونه خیلی عجیب باشه
پ.ن۲: شیشه بخارگرفته... انگار آینده‌ت جلو چشمات داره بخار میگیره... مطمئن نیستی که آدما (مث ماشینا) دقیقا از کجا میخوان بیان... همه ش نگرانی بهت ضربه بزنن...
پ.ن۳: این کادر برات آشنا نیست؟ :)) قطعا یادت میاد
پ.ن۴: از خود فیلم برداری شده :)))))))
...
#باافتخار
#میثاق‌_ابن_صبور
Read more
Archive - Bullets <span class="emoji emoji1f3b6"></span> __________________________________________ Caution <span class="emoji emoji203c"></span>️ This is a personal ...
Media Removed
Archive - Bullets __________________________________________ Caution ️ This is a personal post: سه‌روزه این عکس‌ توی Draft های‌اینستاگراممه، منتظر بودم تا یه کپشن خیلی خفن براش بنویسم. کپشن خفنی به ذهنم نمیرسه، فقط دلم زیادی پره. نیاز به تخلیه‌ی این همه انرژی منفی دارم. میخوام ... Archive - Bullets 🎶
__________________________________________
Caution ‼️ This is a personal post:
سه‌روزه این عکس‌ توی Draft های‌اینستاگراممه، منتظر بودم تا یه کپشن خیلی خفن براش بنویسم.
کپشن خفنی به ذهنم نمیرسه، فقط دلم زیادی پره. نیاز به تخلیه‌ی این همه انرژی منفی دارم. میخوام غر بزنم!
اول ولی معرفی میکنم خودم رو برای اون دسته از آدمایی که من رو نمیشناسن، یا فکر میکنن میشناسن ولی درواقع تصوری از من دارن که با واقعیتم همخونی نداره و دوست دارم یادآوری کنم “هستی” رو برای اون قسم از دوستانی که از شدت فاصله‌ی زیاد به کل یادشون رفته یا تغییراتم براشون عجیبه.
سلام، من هستی ام.هدف دارم.دوستامو دوست دارم. برای کسایی که دوستشون دارم هرکاری میکنم، برای کسانی که برای من اهمیتی قائل نیستن، تره هم‌ خورد نیمکنم. سعی میکنم خودخواه‌ نباشم اما همیشه موفق نیستم. روابطم توی زندگیم تأثیر مستقیم دارن. نظر آدما برام مهمه. درمیون گذاشتن زندگیم با دنیا رو‌دوست دارم. میخونم چون بهم آرامش میده، ادامش میدم اما دوست دارم نویسنده بشم.
جدیداً خیلی از دوستانم‌ ازم فاصله گرفتن... شاید فکر‌ میکردیم‌ دوستیم و فقط فکر سؤ استفاده بودیم از‌ هم... نمیدونم!
دلم گرفته از آدمای دو رو، بعضاً چند رو، آدمایی که خر فرضت میکنن و اصرار دارن که دروغاشون‌ رو بهت قالب کنن، آدمایی که دست پیش میگیرن که پس نیافتن، کسایی که جز‌ خاله‌زنک و حرفای چیپ و سنگ اندازی و‌القای حرفای منفیشون توی زندگی من و اطرافیانشون راه دیگه‌ای برای گذران عمرشون ندارن. دوست عزیز! من اگر خوبم اگر بد، تو برو خود را باش! که همزمان با هزار نفر رابطه‌ی فوق نزدیکِ چیک تو چیک داری؛ از شدت بی‌کاری فقط بلدی برای پسرفت و درجا زدن بقیه تلاش کنی؛ از فرط حسادت پشت سر هرکی که نمیتونی یا نمیخوای از شدت تنبلی بهش برسی صفحه میذاری؛ انقدر بی چشم و رویی که محبت آدما از نگاه تنگ تو وظیفشونه. روی حرفم با توئه!
دلم خیلی پر بود، خیلی خستم از این فضای سمی و منفی اطرافمون...
احساس میکنم فضای مجازی داره آفت میزنه به روابط واقعیمون، حواسمون به واقعیت زندگیامونم باشه.
شب خیر
مرسی خوندین
Read more
. #جاری_باش و #رها #خودتو_به_خدا_بسپار . مرد جوانی کنار "نهر آب" نشسته بود و غمگين و افسرده به سطح آب زل زده بود. . "استادی از آنجا می گذشت." . او را ديد و متوجه "حالت پريشانش" شد و کنارش نشست. . مرد جوان وقتی استاد را ديد بی اختيار گفت: عجيب "آشفته ام" و همه چيز زندگی ام به هم ريخته است. به شدت ... .
#جاری_باش و #رها
#خودتو_به_خدا_بسپار
.
مرد جوانی کنار "نهر آب" نشسته بود و غمگين و افسرده به سطح آب زل زده بود.
.
"استادی از آنجا می گذشت." .
او را ديد و متوجه "حالت پريشانش" شد و کنارش نشست.
.
مرد جوان وقتی استاد را ديد بی اختيار گفت:
عجيب "آشفته ام" و همه چيز زندگی ام به هم ريخته است. به شدت "نيازمند آرامش" هستم و نمی دانم اين آرامش را کجا پيدا کنم؟
.
استاد برگی از شاخه افتاده روی زمين را داخل نهر آب انداخت و گفت:
به اين "برگ" نگاه کن وقتی داخل آب
می افتد خود را به جريان آن می سپارد و با آن می رود.
.
سپس استاد "سنگی بزرگ" را از کنار جوی آب برداشت و داخل نهر انداخت.
.
سنگ به خاطر سنگینی اش داخل نهر فرو رفت و در "عمق" آن کنار بقيه سنگ ها قرار گرفت.
.
استاد گفت: اين سنگ را هم که ديدى،
به خاطر سنگینی اش توانست بر نيروی جريان آب "غلبه" کند و در عمق نهر قرار گيرد.
حال تو به من بگو آيا آرامش سنگ را
می خواهی يا آرامش برگ را؟!
‌‌.
مرد جوان مات و متحير به استاد نگاه کرد و گفت:
"اما برگ که آرام نيست."
او با هر "افت و خيز" آب نهر بالا و پائين می رود و الان معلوم نيست کجاست!
.
لااقل سنگ می داند کجا ايستاده و با وجودی که در بالا و اطرافش آب جريان دارد اما محکم ايستاده و تکان
نمی خورد.
من آرامش سنگ را "ترجيح" می دهم!
.
استاد لبخندی زد و گفت:
پس چرا از جريان های مخالف و "ناملايمات" جاری زندگی ات می نالی؟!
.
اگر آرامش سنگ را برگزيده ای
پس، تاب "ناملايمات" را هم داشته باش و "محکم" هر جایی که هستی آرام و قرار خود را از دست مده.
.
استاد اين را گفت و بلند شد تا برود. .
مرد جوان که "آرام" شده بود نفس عميقی کشيد و از جا برخاست و مسافتی با استاد همراه شد.
.
چند دقيقه که گذشت موقع خداحافظی مرد جوان از استاد پرسيد: "شما اگر جای من بوديد آرامش سنگ را انتخاب می کرديد يا آرامش برگ را؟!"
.
استاد لبخندی زد و گفت:
من "تمام زندگی ام" خودم را با اطمينان به "خالق" رودخانه "هستی" و به جريان زندگی سپرده ام و چون می دانم در آغوش رودخانه ای هستم که همه ذرات آن نشان از حضور يار دارد از افت و خيزهايش هرگز "دل آشوب" نمی شوم و من آرامش برگ را می پسندم…
.
خود را به خدا بسپار و از طوفانهای زندگی هراسی نداشته باش چون خدا کنار تو و مواظب توست.
.
#خدایا_شکرت ❤
Read more
name of the song { LiLi } By: aaron band @aarontheband @simonburet . . . Lili, take another walk ...
Media Removed
name of the song { LiLi } By: aaron band @aarontheband @simonburet . . . Lili, take another walk out of your fake world لیلی، چند قدم بیرون از اون دنیای ساختگی بردار Please put all the drugs out of your hand لطفا اون داروها رو بذار کنار You'll see that you can breathe with no back up خواهی ... name of the song { LiLi }
By: aaron band
@aarontheband
@simonburet . . .

Lili, take another walk out of your fake world
لیلی، چند قدم بیرون از اون دنیای ساختگی بردار
Please put all the drugs out of your hand
لطفا اون داروها رو بذار کنار
You'll see that you can breathe with no back up
خواهی دید که میتونی بدون هیچ کمکی نفس بکشی
So much stuff you've got to understand
چیز های زیادی هست که تو باید بفهمی

For every step in any walk
برای هر قدم توی هر گذری
Any town of any thought
هر شهر توی هر رویایی
I'll be your guide
من راهنمای تو خواهم بود
For every street of any scene
برای هر خیابون با هر منظره ای
Any place you've never been
هر جایی که تا حالا نبودی
I'll be your guide
من راهنمای تو خواهم بود

Lili, you know there's still a place for people like us
لیلی، میدونی که هنوز جایی برای آدمایی مثل ما هست
The same blood runs in every hand
یک خون در رگ های همه ی ما جاریه
You see it's not the wings that make the angel
میدونی، این بال ها نیستن که فرشته رو به وجود میارن
Just have to move the bats out of your head
فقط باید این خفاش ها رو از سرت دور کنی
For every step in any walk
برای هر قدم توی هر گذری
Any town of any thought
هر شهر توی هر رویایی
I'll be your guide
من راهنمای تو خواهم بود
For every street of any scene
برای هر خیابون با هر منظره ای
Any place you've never been
هر جایی که تا حالا نبودی
I'll be your guide
من راهنمای تو خواهم بود

Lili, easy as a kiss, we'll find an answer
لیلی، راحت مثل یه بوسه، میتونیم یه جواب پیدا کنیم
Put all your fears back in the shade
ترس هات رو به دست سایه بسپار
Oh don't become a ghost with no colour
به یه روح بدون رنگ و رو تبدیل نشو
Cause you're the best paint, life ever made
چون تو بهترین رنگی هستی که زندگی تا حالا آفریده شده
For every step in any walk
برای هر قدم توی هر گذری
Any town of any thought
هر شهر توی هر رویایی
I'll be your guide
من راهنمای تو خواهم بود
For every street of any scene
برای هر خیابون با هر منظره ای
Any place you've never been
هر جایی که تا حالا نبودی
I'll be your guide
من راهنمای تو خواهم بود.
#music #musik #musicly #song #aarong #piano #pianocover #artesanato #insta #instagram #music_video
#موسیقی #آهنگ #پیانو🎹 #گیتار #ساز #هنر
Read more
کامل بخون .... سالها بعد.................! من در کنار یک زن زندگی میکنم ، زنی که اسمش تو شناسنامم ...
Media Removed
کامل بخون .... سالها بعد.................! من در کنار یک زن زندگی میکنم ، زنی که اسمش تو شناسنامم ثبت شده و همسر من محسوب میشه، زنی که شاید من مرد رویاهاش باشم اما ، اون هیچ وقت زن رویاهای من نمیشه چون ، رویایی ترین کسی که میخواستم تو بودی ... جسمم کنار اون میخوابه اما ، افکارم در کنار تو . ســـالهـــا ... کامل بخون .... سالها بعد.................!
من در کنار یک زن زندگی میکنم ،
زنی که اسمش تو شناسنامم ثبت شده و همسر من محسوب میشه،
زنی که شاید من مرد رویاهاش باشم اما ،
اون هیچ وقت زن رویاهای من نمیشه چون ،
رویایی ترین کسی که میخواستم تو بودی ...
جسمم کنار اون میخوابه اما ،
افکارم در کنار تو .

ســـالهـــا بعــد

بی هوا وقتی یادت میوفتم ،
... فقط به این فکر میکنم که خوشبختی یا نه!؟ ....
شاید اسم تورو گداشتم روی دخترم ،
سالها بعد ،
من مردیم که از عذاب وجدان داره میمیره ،
مردی که به تو فکر میکنه اما ، کنار یک زن دیگست ،
مردی که به دوست داشتن های زن دیگه پاسخ میده اما ،
نه از ته دل .... ســالـــهــا بـــعــد

وقتی همه خوابن ،
میرم تو آشپزخونه و یه سیگار روشن میکنم ،
تو اون نور کم سوی چراغ خواب به تو فکر میکنم ...
از سیگارم کام های عمیق میگیرم ،
و به این فکر میکنم که زندگیم چجوری میشد اگه تو همسرم بودی ؟
در حالی که دارم تو فکرت غرق میشم ، سیگارم رو به اتمامه ،
و من ،
با عذاب و با دلی پر از غم ،
باید برم کنار زنی بخوابم که همیشه ارزو میکنم تو جای اون بودی ...
سالها بعد این موقع ،
تو کنار کسی هستی که دوستش داری اما ،
من کنار كسیم که ،
فقط باهاش هم خونم ... ســالــهــا بعــد

مردیم با موهای سفید و چهره ای خسته ...
مردی که خیلی ها میشناسنش اما ،
اون با هیچکس جز یاد تو آشنا نیست...
Read more
از پنجره داشتم بیرونو نگاه میکردم دیدم تو خیابون چندتا بچه ی سیزده چهارده ساله دعواشون شده خیلی راحت ...
Media Removed
از پنجره داشتم بیرونو نگاه میکردم دیدم تو خیابون چندتا بچه ی سیزده چهارده ساله دعواشون شده خیلی راحت دارن به هم فحش ناموس میدن، یاد یه خاطره ای افتادم گفتم بد نیست اینجا بنویسمش. یه روز مادرمو خواستن مدرسه بهش گفتن پسرت همکلاسیشو کتک زده. مدیر منو خواست دفتر مدرسه، جلوی مادرم گفت چرا دوستتو زدی؟ ... از پنجره داشتم بیرونو نگاه میکردم دیدم تو خیابون چندتا بچه ی سیزده چهارده ساله دعواشون شده خیلی راحت دارن به هم فحش ناموس میدن، یاد یه خاطره ای افتادم گفتم بد نیست اینجا بنویسمش.
یه روز مادرمو خواستن مدرسه بهش گفتن پسرت همکلاسیشو کتک زده. مدیر منو خواست دفتر مدرسه، جلوی مادرم گفت چرا دوستتو زدی؟ هیچی نگفتم، دیدم مادرم خیلی ناراحته پیش خودم گفتم اگه خجالت بکشم و نگم به چه دلیل قانع کننده ای اینکارو کردم متهم میشم! سرمو انداختم پایین و با خجالت گفتم آقای مدیر، فلانی به مادرم فحش زشت داد اگه نمیزدمش بچه ها بهم میگفتن بی غیرت!
مادرم گفت رضا، اگه در جواب فحش زشت دوستت، سکوت می کردی از نظر من بی غیرت نبودی اما الان که باعث شدی مادرت در قبال خشونت تو توضیح بده از نظر من پسر بی غیرتی هستی. بعد به مدیرمون گفت من به پسرم هیچ وقت اجازه ندادم دست رو کسی بلند کنه حتی اگه بهش فحش ناموس بدن!
از اون روز هفت هشت سال گذشت و مادرم از دنیا رفت... هنوز چهلمش نشده بود نشسته بودم تو پارک دوتا پسر از همسن و سالای خودم داشتن از جلوم رد میشدن، هر جفتشون مست بودن، یه دفعه نمی دونم چی شد جلوی همه ی دوستام بهم فحش مادر دادن، باور کنین یه لحظه خون جلوی چشمامو گرفت! اما یاد ناراحتی اونروز مادرم افتادم سرمو انداختم پایین در جوابش گفتم خدا سایه مادر تورو از سرت کم نکنه!
شب رو تختم خوابیده بودم داشتم گریه میکردم که چرا بلند نشدم عصبانیتمو خالی کنم، دیدم خواهرم میگه دم در کارت دارن. رفتم دیدم پسره س! بهم گفت اگه چهارتا فحش ناموس میدادی و چند تا مشت میزدی تو صورتم منم چندتا فحش میدادم و چند مشت میزدم تموم میشد میرفت. اما همین نیم ساعت پیش بهم گفتن کسی بهم اون حرفو زده که عزادار مادرشه اومدم بهت بگم اگه بکشنم هم دیگه فحش مادر به کسی نمیدم حتی اگه مست باشم و مغزم کار نکنه!
اونجا بود که فهمیدم وقتی اونروز مادرم گفت معنی غیرت، خشونت نیست یعنی چی!
الان خیلی میبینم مادرا به بچه هاشون یاد میدن اگه فلانی زد بزنش. کاش بجای اینکه میگفتن تو هم بزن میگفتن نذار بزنتت!
من فکر میکنم خشونت ها بین اقوم و نژادها و مذاهب و انواع جنگها تو دنیای بزرگترها از همین تربیت های کوچیک تو کودکی سرچشمه میگیره. ما غیرت رو به این شکل یاد گرفتیم. یه جاهایی حتی بخاطر بعضی خشونتها تشویق شدیم، بابتش بهمون لقب باغیرت دادن!
Read more
میدونی من چجوری دوست دارم؟! یجور خیلی خاص! یجوری که بلد نیست کسی و قلقش دست خودمه... مثلا وقتایی ...
Media Removed
میدونی من چجوری دوست دارم؟! یجور خیلی خاص! یجوری که بلد نیست کسی و قلقش دست خودمه... مثلا وقتایی که تو با من توی این شهر نیستی مدام نفس هام به شمارش میفته... هواش برام خیلی سنگین... هر کیو میبینم،تو میشه! رد نمیشم از خیابونایی که عطر تنت اونجا نیست... مثلا من یجوری معتادت شدم که، هیچ ... میدونی من چجوری دوست دارم؟!
یجور خیلی خاص!
یجوری که بلد نیست کسی و
قلقش دست خودمه... مثلا
وقتایی که تو با من توی این شهر نیستی
مدام نفس هام به شمارش میفته...
هواش برام خیلی سنگین...
هر کیو میبینم،تو میشه!
رد نمیشم از خیابونایی که
عطر تنت اونجا نیست...
مثلا
من یجوری معتادت شدم که،
هیچ دوا و درمونی نداره...
نرسه بهم،صدات
نمیکشم دیگه...
میبرم...
دیونه میشم... یجوری میخوامت که،
هزارسالم بگذره
نبینی کسی رو مثل من
انقدر عاشق و دیونه!
میخوامت اونقدر
که تموم نشه
با هیچ عذر و بهونه ای...
من آدما رو گذاشتم یه طرف
تو رو یه طرف!
تو طرف سمت چپ سینه ی من هستی!
یه جایی که
به جز خودت،کسی بهش راه نداره،
و راه نداره که کوتاه بیام هیچ جوره!
فرق تو
با اونا
درست همون قسمته!
که سالها به دستت
اِشغال شدس و آزادی برام یه واژه از پیش افتادس!
زندونیت شدم
که،بیرونو نبینم
بدون تو!

برام دنیا بدون تو و خواستنت،
یه فیلم بدون سر و تهِ!
من تو رو جوری دوست دارم که،
نه،توی کتابای شعر هست
نه،توی بهترین کافه ها!

تو،
علایم حیاتی هستی که،
نباشی،من تمومم...
من
توی رگ هام،دنبال توام
و هوایی که دورمه...
تو امیدی هستی که
هر لحظه زندگیم بنام توعه...
تا بی نهایت....تا ابد...
.
. 👑 #میکائیل💕
.
.
. 📱@mikilove351 📷
.
.

#شبتون_سرشار_از_آرامش_دوستان_مهربونم💫💕🌟💫🌟💕💫🌟💕💫🌟💫💕💫💕🌟💫💕🌟💫💫💕🌟🌸💫💕🌟🌸💫💕🌟🌸💫💕🌟
Read more
. قسمت دوم بررسی ترک جهان فاسد . کسی نمیشنود ما را . اگر که رویِ سخن داری و درد حرف زدن داری اگر ...
Media Removed
. قسمت دوم بررسی ترک جهان فاسد . کسی نمیشنود ما را . اگر که رویِ سخن داری و درد حرف زدن داری اگر دهانِ خودت هستی اگر زبان خودت هستی به گوش هایِ خودت رو کن . در تمام طول شعر شاعر داره مخاطب رو دعوت میکنه به اینکه قید بقیه رو بزنه و خودش تنهایی و توی انزوا برای خودش کاری انجام بده. اینجا هم از این قاعده ... .
قسمت دوم بررسی ترک جهان فاسد
.
کسی نمیشنود ما را
.
اگر که رویِ سخن داری
و درد حرف زدن داری
اگر دهانِ خودت هستی
اگر زبان خودت هستی
به گوش هایِ خودت رو کن
.
در تمام طول شعر شاعر داره مخاطب رو دعوت میکنه به اینکه قید بقیه رو بزنه و خودش تنهایی و توی انزوا برای خودش کاری انجام بده. اینجا هم از این قاعده مستثنی نیست. میگه کسی به ما توجهی نمیکنه پس اگر حرفی برای گفتن داری و این حرف از دل خودته و نه نقل قول کس دیگه، پس باید این حرف رو اول برای خودت بزنی. تا زمانی که برای خودت این حرف رو بازگو نکنی (و طبعا بهش عمل نکنی) هیچ اتفاق خاصی نمیوفته!
.
دو تا بریده یِ از شانه
دو تا خجول دو دیوانه

منم دو دست که میخواهم
بغل بگیرمت ای جنگل
تفقدی نظری چیزی
به این دو ساقه یِ کم رو کن

ترکیب «دو تا بریده ی از شانه» ناخوداگاه من رو یاد «دو تا دستام دو تا پاروی بی قایق» انداخت!

اینجا جنگل در نقش همون دریا توی دو بند بالاتر ظاهر شده. دو دستی که از شانه جدا شدن و ریشه ندارن و از این بابت خجول (شرمنده) هستن.
ولی با این حال میخوان برگردن به آغوش جنگل. و از جنگل میخوان این دو دستِ کم‌رو رو در آغوش بگیره.
.
مسم که پخش و پلا هستم
دچار درد و بلا هستم
.
تو عادلی که طلا هستی
.
به کیمیای مساواتت
تو را بدل به خودت اما
مرا بدل به ترازو کن
.
«مس و طلا» از مقایسه های همیشگی ادبیات نمادین ما هستن. بعلاوه، «کیمیا» علمی بوده که هدفش تبدیل مس به طلا بوده!
.
شاعر میگه من مس هستم و تو طلا هستی. .
«عدالت آن است که هرموجودی به میزان حق، استعداد و لیاقت خود سهمی دریافت کند»
مساوات هم که یعنی برابری.
.
تو عادلی و استحقاق طلا بودن داری. و کیمیای تو «مساوات» هست. یعنی اگر روی این مس کیمیا رو انجام بدی، قاعدتا باید تبدیل به طلا بشه ولی طبق مساوات تبدیل به ترازو میشه.
اما چرا ترازو؟ ترازو همیشه نماد معیار و برابری هست. ترازو فارغ از اینکه چه چیزی رو بذارن روش، وزن اون رو نشون میده! چه دو کیلو طلا باشه چه دو کیلو مس، براش فرقی نداره. پس شاعر میگه که کیمیای واقعی طلا شدن مس نیست! بلکه فراغت از رنگ و جنس و قیمته! بلکه تبدیل به معیار شدنه.
عدل یعنی یکی طلا و یکی مس باشه و مساوات یعنی بین این دو تبعیض قائل نشیم و مثل ترازو باشیم و به ظاهر توجهی نکنیم.
.
تو را ببوس که لب هایت
هنوز طعمِ عسل دارد
.
تو را بخواه که آغوشت
هنوز میلِ به بغل دارد
.
تو را بکار و شکوفا شو
تو را بچین و تو را بو کن
.
در نهایت هم به پیام اصلی شعر که اتکا به خود برای رسیدن به شکوفایی هست تاکید میشه. .
ادامه در کامنت
#بررسی_ابراهیم
Read more
‍ مقاله ای تکان دهنده از ولفگانگ پاولی برنده جایزه نوبل فیزیک در سال ۱۹۴۵ که به خاطر کشف قانون جدیدش ...
Media Removed
‍ مقاله ای تکان دهنده از ولفگانگ پاولی برنده جایزه نوبل فیزیک در سال ۱۹۴۵ که به خاطر کشف قانون جدیدش به نام اصل انحصاری پاولی که مورد تشویق آلبرت انیشتین هم قرار گرفت , معروف است. پاولی می گوید: هر چیزی در جهان , ارتعاش مخصوص به خودش را دارد. همه الکترون ها دارای سه ویژگی هستند ؛ به نام های: سطح انرژی چرخش مدار که ... ‍ مقاله ای تکان دهنده از ولفگانگ پاولی
برنده جایزه نوبل فیزیک در سال ۱۹۴۵ که به خاطر کشف قانون جدیدش به نام اصل انحصاری پاولی که مورد تشویق آلبرت انیشتین هم قرار گرفت , معروف است.
پاولی می گوید: هر چیزی در جهان , ارتعاش مخصوص به خودش را دارد. همه الکترون ها دارای سه ویژگی هستند ؛ به نام های:
سطح انرژی
چرخش
مدار
که فیزیک دان ها بر اساس این سه ویژگی , عدد کوانتوامی هر الکترون را محاسبه می کنند و به دست می آورند.
پاولی می گوید: هیچ دو الکترونی در جهان هستی دارای عدد کوانتوامی یکسانی نیست
پاولی مثالی می زند و می گوید
سیبی را بر می داریم و از میان میلیارد ها الکترونی که درون آن است، فقط یکی را انتخاب می کنیم
فرض کنید نام آن الکترون را بگذار "اریک"....
عدد کوانتوامی اریک عددی بسیار بسیار طولانی است، اما برای این که کارمان را اینجا ساده کنیم، فرض کنید آن عدد بزرگ 23 باشد.
پاولی ثابت کرد در هیچ کجای جهان هستی , حتی در ستاره ای در کهکشان , نه تنها هیچ سیب دیگری , بلکه هیچ شیئی دیگر پیدا نمی کنید که الکترونش عدد کوانتوامی آن 23 باشد.
حال اگر دستمالی برداریم و سیب را برق بیندازم , از اصطکاک ایجاد شده , انرژی حاصل می شود و این انرژی عدد کوانتوامی اریک را ارتقا داده و به مثلا 26 می رساند.و درست در همان لحظه تنها الکترونی که در جهان هستی با عدد کوانتوامی 26 بوده , دستخوش تغییر می شود.
✅جهان ما برای حفظ توازن خود , لحظه به لحظه آرایش خود را تغییر می دهد.پاولی با اثبات این موضوع جایزه نوبل فیزیک گرفت و گفت:
اگر هر الکترونی دارای ارتعاش منحصر به فرد خود باشد, پس هر شیئی در جهان واجد ارتعاش مخصوص به خود است.
و اما نتیجه گیری :
وقتی یک سیب با یک اصطکاک کوچک , تغییر پیدا می کند , بنابراین وقتی که من فرزندم را در آغوش می گیرم و می بوسم , و یا وقتی که همسرم را می بخشم...
و یا وقتی که به همسایه ام ناسزا می گویم و یا وقتی که دست خودم را خارش می دهم...در واقع دارم دستور زنجیره ای از تغییرات را به جهان هستی می دهم.
هر اندیشه ای که از ذهن ما می گذرد , الکترون هایی را در گستره جهان هستی به ارتعاش در می آورد و دستخوش تغییر می کند.اندیشه فقط بر ماده تاثیر نمی گذارد، بلکه اندیشه خود ماده است.غم و غصه مرا غمگین می کند و این بزرگ ترین اشتباهی است که در من اتفاق می افتد.غم و اندوه باید مرا هشیارتر کند؛ چون وقتی زخمی می شویم، آگاه تر می شویم.✅اندوه نباید بیچارگی را بیشتر کند.بنابراین رنج را تحمل نکنید، بلکه آن را دریابید...چون رنج کشیدن فرصتی است برای هوشیارتر شدن اگر به جای محبتی
ادامه در كامنت.
Read more
شبهه: من یک #زن مسلمانم...... از وقتی متولد شدم داغ #اسلام بر پیشانیم خورده است و از نه سالگی انجام ...
Media Removed
شبهه: من یک #زن مسلمانم...... از وقتی متولد شدم داغ #اسلام بر پیشانیم خورده است و از نه سالگی انجام همه ی #احکام #اسلامی بر من واجب شد ولی #برادرم می بایست از پانزده سالگی #احکام_اسلامی را انجام می داد.و وقتی از دلیلش پرسیدم گفتند چون تو روزهایی از ماه را نجس هستی و در این روزها لایق #نماز خواندن ... شبهه:

من یک #زن مسلمانم......
از وقتی متولد شدم داغ #اسلام بر پیشانیم خورده است و از نه سالگی انجام همه ی #احکام #اسلامی بر من واجب شد ولی #برادرم می بایست از پانزده سالگی #احکام_اسلامی را انجام می داد.و وقتی از دلیلش پرسیدم گفتند چون تو روزهایی از ماه را نجس هستی و در این روزها لایق #نماز خواندن و گفتگو با #پروردگارت نیستی؛ پس باید در این شش سال جبران مافات کنی ! از همان ابتدا به من فهماندند که خدای #من در بسیاری از روزها حتی من را شایسته ی گفتگو با خودش هم نمی داند .
در نه سالگی به راحتی پذیرفتم ولی حالا که فکر می کنم من چطور نمی توانم ظلمی را که #جامعه بر من روا میدارد حتی با پروردگارم هم نجوا کنم بغض گلویم را می فشارد ولی نه...صبر کن! اندکی #صبر کن ! من چگونه می توانم از مظلومیتم با کسی سخن گویم که خود،حکم ظلم را داده است؟ مگر نه این است که اینها،همین ها که من ظالمشان میخوانم، تنها مجریان احکام پروردگارشان هستند.
از همان کودکی #حجاب را به من #واجب کرد تا مبادا باعث #تحریک #انسان هایش شوم.مرا در #زندان #حجاب محبوس کرد تا مردانش از کنترل #شهواتشان ازاد گردند.
مرا با درس و #علم و #تحقیق چه کار است؟ #پیامبر من وظیفه ای خطیرتر به من محول کرده است: راضی نگه داشتن #شوهرم! راضی نگه داشتن مالکم !
(ادامه شبهه در کامنت اول)p
Read more
نمیبینم زیبایی های دنیا را آنگاه که تویی زیبایی های دنیایم! نمیشنوم صدایی را آنگاه که صدای مهربانت ...
Media Removed
نمیبینم زیبایی های دنیا را آنگاه که تویی زیبایی های دنیایم! نمیشنوم صدایی را آنگاه که صدای مهربانت در گوشم زمزمه میشود و مرا آرام میکند! آن عشقی که میگویند تو نیستی ، تو معنایی بالاتر از عشق داری و برای من تنها یک عشقی! ... از نگاه تو رسیدم به آسمانها ، آن برق چشمانت ستاره ای بود که هر شب به آن خیره ... نمیبینم زیبایی های دنیا را آنگاه که تویی زیبایی های دنیایم!
نمیشنوم صدایی را آنگاه که صدای مهربانت در گوشم زمزمه میشود و مرا آرام میکند!
آن عشقی که میگویند تو نیستی ، تو معنایی بالاتر از عشق داری و برای من تنها یک عشقی!
... از نگاه تو رسیدم به آسمانها ، آن برق چشمانت ستاره ای بود که هر شب به آن خیره میشدم!
باارزش تر از تو ، تو هستی که عشقت در قلبم غوغا به پا کرده !
قدم به قدم با تو ، لحظه به لحظه در فکر تو ، عطر داشتنت ، ماندن خاطره هایی که مرور کردن به آن در آینده ای نزدیک دلها را شاد میکند!
و رسیده ام به تویی که آمدنت رویایی بوده در گذشته هایم ، و رسیده ام به تویی که در کنار تو بودن عاشقانه ترین لحظه ی زندگی ام است
پایانی ندارد زندگی ام با تو ، آغاز دوباره ایست فردا در کنار تو ، فردایی که در آن دیروز را فراموش نمیکنم ، آنگاه که با توام هیچ روزی را فراموش نمیکنم ، که همه آنها یکی از زیباترین روزهاست و شیرین ترین خاطره ها ، و گرم ترین لحظه ها !
سر میگذارم بر روی شانه های تو ، آرامش میگیرم از صدای تپشهای قلب تو ، دلم پرواز میکند در آسمان قلبت ، میشنوم صدای تپشهای قلبت ، اوج میگیرم تا محو شوم در آغوشت !
تا خودم را از خودت بدانم ، تا همیشه برایت بمانم ،چه لذتی دارد تا صبح در آغوش تو بخوابم!
تا ببینم زیباترین رویاها ، فردا که بیدار میشوم حقیقت میشود همه ی رویاها !
و اینجاست که عاشق خیالات با تو بودن میشوم ، و به عشق این خیالات دیوانه میشوم !
حالا من مجنونم و تو لیلای من ، همیشه میمانیم برای هم ، و میسازیم یک قصه ی عاشقانه دیگر با هم !
بر میگردیم به دیروزی که گذشت ، خاطره ی شیرین فردا بدجور به دل نشست !
و میدانیم زندگی مان عاشقانه خواهد گذشت ، هم دیروز و امروز و هم فرداهایی که خواهد رسید!
Read more
آقای حسینی عزیزم @arathosseini برادر عزیزم هبچوقت یادم نمیره با چه سختی و در چه شرایطی آرات رو حمایت کردی من رو یاد پدرم انداختی... من نبودم و تو بودی ، بود شدم و تو تمام بودنت را به پایم ریختی ، حالا سالهاست که با بودنت زندگی می کنم ، هر روز، هر لحظه، هر آن و دم به دم هستی . ... ببخش که گاهی آنقدر هستی ... آقای حسینی عزیزم
@arathosseini برادر عزیزم هبچوقت یادم نمیره با چه سختی و در چه شرایطی آرات رو حمایت کردی من رو یاد پدرم انداختی... من نبودم و تو بودی ،
بود شدم و تو تمام بودنت را به پایم ریختی ،
حالا سالهاست که با بودنت زندگی می کنم ،
هر روز، هر لحظه، هر آن و دم به دم هستی .
...
ببخش که گاهی آنقدر هستی که نمی بینمت ،
ببخش تمام نادانیها و نفهمی ها و کج فهمی هایم را،
اعتراض ها و درشتیهایم را ، و هر آنچه را که آزارت داد .
دستانت را می بوسم و پیشانیت را ،
که چراغ راه زندگیم بودی و هستی و خواهی بود ،
خاک پایت هستم تا هست و نیست هست .
به حرمت شرافتت می ایستم و تعظیم می کنم .
پ. ن:برای آرات @arat.gym کوچوله عزیز و شما سلامتی و موفقیت از خداوند میطلبم و امیدوارم خداوند قلب نازنینتون رو لمس کنه و همیشه درآغوش حمایت خداوند باشبد
خداوند همه پدر و مادر ها رو حفظ کنه و اون پدر مادر هایی هم که دستشون از دنیا کوتاه در آرامش قرار بده روحشون رو
Read more
از تاریکی های زمین آمدم تا شور سلام بر شما آوای بی آهنگم را روح بخشد و اعماق وجودم پر شود از شرار انرژی ...
Media Removed
از تاریکی های زمین آمدم تا شور سلام بر شما آوای بی آهنگم را روح بخشد و اعماق وجودم پر شود از شرار انرژی های وجوووووود اینجا ب دنیا امدن معنایی صد چندان ب خود میگیرد گویی ک تمام ملائک ب عشق استان شما از عرش خروج کرده اند به دنیا رسیده اندو آرامشیییی بس رویا وار ب ما میبخشند. گویی کسی مادام ذکر عاشقانه درحال ... از تاریکی های زمین آمدم تا شور سلام بر شما آوای بی آهنگم را روح بخشد و اعماق وجودم پر شود از شرار انرژی های وجوووووود
اینجا ب دنیا امدن معنایی صد چندان ب خود میگیرد گویی ک تمام ملائک ب عشق استان شما از عرش خروج کرده اند به دنیا رسیده اندو آرامشیییی بس رویا وار ب ما میبخشند. گویی کسی مادام ذکر عاشقانه درحال و هوای اینجا نجوا میکند گوشممم پر است از تسبیح عاشقانه هر مولکول روان در این هوا ،چ دنیایی ب نگاهم ب قلبم ب روحم نگار زده ای. که هر چه ب استانت چشم میدوزم عشق نقش میندد نقش و نگار آنچه مرا ب اینجا متصل میکند انرژی حضور عاشقانه ی بی انتهای توست یا علی بن موسی الرضا ای اقای عشق ای مولای عزیزتر از پدر و مادر ای معنای تقرب ب عرش ای تمام آنچه میطلبم ب درهای حرم که دست میکشم متوجه میخی میشوم که افتاده است وصد البته شرمزده از کالبد انسانی ام که من از آن میخ هم کمترم کجا مرا ب زمین وصل کردند ک غفلت ورزیدن آموختم اینجا ترنم نفس من نقش میبند زندگی روح میگیرد دنیا ب آغازی دوباره فکر میکند اما سراغاز تمام افکار مردمم تو هستی هرجایی که هستند هر جا ب شروعی دوباره فکر میکنند هر جا که با نام و یاد تو ب آرامش میرسند
اینجاااااا دنیاااااا ب تو سلام میدهد و من هنوز در افکار دنیایی میغلتم
من یک انسانم که ب آغاز دوباره فکر میکنم ب تو. اما تا سر از ضریح مقدست برمیگردانم موج موج انسانهایی میبینم که عاشقانه ب پهنای صورت اشک میریزند ب عشق رسیدن ب آرامش حضوررتو ،،مرا ب حرمت حضور ایشاندوبه حرمت زمزمه های عاشقانه ی همراه با بغض و درد و اشک ایشان از انرژی وجود خود بی نصیب مگردان چ عاشقانه ب گرداب پریشان افکارم نقش تو نظم میبخشد دنیا اگر ب تو برسد دنیا میشود و من اگر ب تو رسم من
امید دارم هر انکسی که دل شکسته ب خانه ات چشم میدوزد حتی از دورترین نقطه ب حرمت فکر میکند او را از شعور عرفانی عشق خویش بارور کنی و عشق و معرفت عاشقانه ای از کرم خویش ب قلب رنجور و حساسش ببخشایی
حریم استانت عجب صفایی دارد مگر نه اینکه میگویند اینجاکسی ست پنهان مانند قند در نی ای عشق پنهان ایران من سلام میدهم تورا، از فضل خویش کرم نما که خانه ات مامن آرامش من است
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا السلام علیک ای عشق ای وجوووووود ای معنای هستی در این هستییی اینجا من هستم تو هستی و من ب نیابت تمام عاشقانت گر قابل سلام باشم
Read more
|<span class="emoji emoji1f342"></span><span class="emoji emoji1f341"></span><span class="emoji emoji1f342"></span><span class="emoji emoji1f341"></span><span class="emoji emoji1f342"></span><span class="emoji emoji1f341"></span><span class="emoji emoji1f342"></span><span class="emoji emoji1f341"></span> <span class="emoji emoji1f342"></span><span class="emoji emoji1f341"></span><span class="emoji emoji1f342"></span><span class="emoji emoji1f341"></span> #شما_ساعت_چند_هستید_؟! . من به وقت شیطنت هام ده صبحم!سر حال و آفتابی.حال خوب ...
Media Removed
| #شما_ساعت_چند_هستید_؟! . من به وقت شیطنت هام ده صبحم!سر حال و آفتابی.حال خوب بعد از کره و مربای آلبالوی خانگی با نان بربری ترد محله مان که ختم میشود به یک استکان چای با عطر گل محمدی. به وقت جدیت اما دوازده ظهرم.به سختی و تیزی آفتابش.با یک جفت چشم تخس و نگاهی نفوذپذیر!با شدت هرچه ... |🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁 🍂🍁🍂🍁
#شما_ساعت_چند_هستید_؟!
.

من به وقت شیطنت هام ده صبحم!سر حال و آفتابی.حال خوب بعد از کره و مربای آلبالوی خانگی با نان بربری ترد محله مان که ختم میشود به یک استکان چای با عطر گل محمدی.
به وقت جدیت اما دوازده ظهرم.به سختی و تیزی آفتابش.با یک جفت چشم تخس و نگاهی نفوذپذیر!با شدت هرچه تمام تر میتابم به آنچه که میخواهمش.
کسل که باشم سه عصرم.اصلا بلاتکلیف.بی حوصله مثل دوچرخه ی سالم خاک خورده ی گوشه انبار که بلااستفاده مانده و ساکن و ساکت.
سکوت مشغله ی من است وقتی به وقت سه عصر باشم!
به وقت بغض و دلخوری اما تنظیمم روی ساعت غروب.حال و هوایی نه چندان روشن و روبه تاریکی.
و ترس...ترس من خود دوازده شب است.
آرامش و مهربانی هام اما چهار صبح است.آرام به همراه خنکای نسیمی که میپیچد توی دلم.میتوانم به بخشندگی مهتاب باشم که عاشقی بنشیند زیر نورم و کوچه ی مشیری را زمزمه کند...
اما تمام این ساعاتی که گفتم برای بهار و تابستان و زمستانند.

#پاییز فرق دارد...
.
من نود روز پاییز را کلا پنج عصرم...به وقت چنارهای #ولیعصر...به وقت دعوت خودم به صرف #چای...به وقت صدای خش خش برگهای نوازشگر پاهام
به وقت سنگفرشهایی که با مهربانی قدمهام را در آغوش میگیرند و با خطوطشان نصفه نیمه رهاشان نمیکنند...به وقت شعر...به وقت #باران...به وقت خوشی هام...به وقت #زندگی..
اصلا پاییز به وقت چندبرابر زندگی کردن است

حالا تو بگو...
تو چه ساعتی هستی؟

فاطمه_بخشی
.
عکس از: خودم☺
Read more
( زندگی ) همه چیز از آنجا شروع شد که من متولد شدم ،اتفاق خاصی رخ نداد ...یک انسان به میلیونها انسان ...
Media Removed
( زندگی ) همه چیز از آنجا شروع شد که من متولد شدم ،اتفاق خاصی رخ نداد ...یک انسان به میلیونها انسان ،روزهای خوش کودکی، بی هیچ دغدغه ای، میخندیدم و همه دوستم داشتند...یکسال دیگر ،۳۶۵طلوع وغروب و هزاران باران خوشحالی و دلتنگی...روزهای خوب و شاید غمگین باخاطره های سنگین...این روزها را درذهنم ذخیره ... ( زندگی )

همه چیز از آنجا شروع شد که من متولد شدم ،اتفاق خاصی رخ نداد ...یک انسان به میلیونها انسان ،روزهای خوش کودکی، بی هیچ دغدغه ای، میخندیدم و همه دوستم داشتند...یکسال دیگر ،۳۶۵طلوع وغروب و هزاران باران خوشحالی و دلتنگی...روزهای خوب و شاید غمگین باخاطره های سنگین...این روزها را درذهنم ذخیره کرده ام تالحظه مرگم دوباره از جلو چشمانم عبور کند...همه عاشقانه هایم را ، دوستداشتنهایم را ، همه خیالات واهیم را یا آرزوهای بربادرفته ام را ..همه را ذخیره میکنم پشت پلکهای سنگین ازخستگی و امروز قورت میدهم تابماند در صندوقچه قلبم بیادگار.روزها را بیقرار برای پشت سرگذاشتن و شبها را ملتمس برای دیرگذشتن برای نوشتن و کشیدن طرح هایم ...داشتم فکر می‌کردم شاید برای اینکه عمر ما جایی‌ است که باید دیگر فهمیده باشی چطور تکیه کنی و تکیه دهی و یاد گرفته باشی که تکیه‌گاه بودن همیشه کارساز نیست...تو نیازمند تک‌تک آدم‌هایی هستی که یک روزی آمده‌اند توی زندگی تو و رفته‌اند، و توی این آمد و رفت‌شان، هر کدام یک تکه از تو را ساخته‌اند و خراب کرده‌اند...تو نیازمند همین خورشیدی هستی که هر روز بی‌منت به تو می‌تابد، نیازمند کارت، هنرت ، همکارانت، خانواده‌ات، دوستانت، و هر چیزی هستی که ذره ذره‌ی تو را ساخته است و می‌سازد. و یاد می‌گیرم که سر خم کنم به احترام همین طبیعت، و ...فوووت میکنم برخیالاتم تایکسال دیگر ..آرزویم امسال میخواهم برآورده شدن آرزوی کسانی باشد که عاشقانه و بی هیچ تردیدی و بدون هیچ چشمداشتی برای دوست داشته شدنم ،دوستشان دارم ..پس فووووت میکنم که برود بدی از دورشان ،که عشق شود مهمان دلشان ،که از شادیشان من هم لبخندبزنم و شاد باشم

ارادتمند و رهین و وام دار همه ی الطاف و مهرورزی های تک تک شما عزیزانم
امجد حلبی نژاد ۹۷/۱۰/۱۵
Read more
. [ زمان داره به سرعت می‌گذره بارها تصمیم گرفتی میتونستی نقاش خوبی بشی میتونستی خوشنویس خوب، ...
Media Removed
. [ زمان داره به سرعت می‌گذره بارها تصمیم گرفتی میتونستی نقاش خوبی بشی میتونستی خوشنویس خوب، خیاط آرایشگر و یا نوازنده خوبی بشی بیشتر از پنج بار توو کلاس زبان انگلیسی ثبت نام کردی تکلیفت با خودت روشن نیست به همه کارها فکر کردی خیلیاشون شروع کردی اما فقط شروع کردی از ادامه خبری نبوده زود خسته ... .
[ زمان داره به سرعت می‌گذره
بارها تصمیم گرفتی
میتونستی نقاش خوبی بشی
میتونستی خوشنویس خوب، خیاط آرایشگر و یا نوازنده خوبی بشی بیشتر از پنج بار توو کلاس زبان انگلیسی ثبت نام کردی
تکلیفت با خودت روشن نیست
به همه کارها فکر کردی
خیلیاشون شروع کردی اما فقط شروع کردی از ادامه خبری نبوده
زود خسته میشی
بعد دنبال بهونه میگردی و اگرهات شروع میشه
.
اگه پدرم ...
اگه مادرم ...
اگه با یکی دیگه ازدواج کرده بودم
اگه میرفتم تو یه کشور اروپایی
اگه ارثمو نمی‌دادم به فلانی و...
این اگرها تموم نمیشه که هیچ تا فردا صبح یه اگه دیگه بهش اضافه میشه
وقتی هدف نداشته باشی
وقتی تلاش و پشتکار نداشته باشی همین میشه که شده .
بعدا شروع میکنم
بذار پول دستم بیاد
بذار هوا گرم بشه
بذار بچه ام بزرگتر بشه
بذار برم دانشگاه
بذار سربازیم تموم بشه
کی پس این اگرها و بذارها و بشه‌هات تموم میشه ؟؟؟؟؟؟
.
همه شهر دنبال کار میگردن همشون تحصیل کرده اما هیچ تخصصی نیست
خب اگر یک سال از تمام عمر تلف شده‌ات رو پیش یه آرایشگر
مکانیک
کاسب
خیاط
گرافیست
باغبون
مکانیک
شاگردی کرده بودی الان شرایطت این نبود
بازم این مطلب رو میخونی و میگی راست میگه اگه من ...
رها کن گذشته رو .... رها
هیچ کس به کمکت نمیاد پاشو یه تصمیم خوب بگیر
تنبلی رو تموم کن
از قدم‌های کوچیک‌تر شروع کن صدتا کارو باهم انجام نده و یکی یکی قدم‌هاتو بردار
نمیخواد تو همه کارا ماهر بشی
هرکاری که میکنی رو دقیق و درست تمومش کن
از کارای عقب افتاده از کارای خونه شروع کن
و تمومشون کن، تموم .
به خودت قول بده تا کاری رو تموم نکردی کار دیگه ای رو شروع نمیکنی
قبل از خرید
قبل از مشارکت
قبل از ازدواج
قبل از تحصیل
قبل از شروع کسب و کار جدید
حتما با چند نفر مشورت کن
تا وقتت‌و برای ای کاش‌ها و اگرها هدر ندی
تا وقتت‌و توو دادگاهها و توو بلاتکلیفی زندگی هدر ندی
لای در نایست پاشو
یا برو بیرون یا بیا تو .
اگه همه اون کارای قبلی رو بکنی بازم همینجایی هستی که الان هستی
پس کار و ایده و روش جدیدی رو امتحان کن
نگو از شنبه (امروز همون شنبه‌ست)
از امروز شروع کن
از چشم و هم چشمی و آی مردم چی میگن هم دست بردار.
تو اگه توو مشکل گیر بیفتی مردم یه قرون بهت نمیدن. ]
مهراب‌حیدری
.
همین شنبه ☺️💪🏼
Read more
Loading...
Load More
Loading...