همسر خود شعر

Loading...


Unique profiles
12
Most used tags
Total likes
0
Top locations
Iran, Farmanieh
Average media age
645 days
to ratio
3
بى هيچ مبالغه و و اغراقى ديروز يكى از منحصر به فرد ترين ، ماندگار ترين و بى تكلف ترين هنرمندان اين مرز ...
Media Removed
بى هيچ مبالغه و و اغراقى ديروز يكى از منحصر به فرد ترين ، ماندگار ترين و بى تكلف ترين هنرمندان اين مرز و بوم، محمد ابراهيم جعفرى را از دست داديم . رهايى ، نگاه آزاده و بى تكلفى اين شاعر نقاش به زندگى اش جلال و شكوه ديگرى مى بخشيد. جعفرى خودش بود، واقعى بود و همين صداقت ِ وجود او را جاودانه ساخت. آقاى جعفرى ... بى هيچ مبالغه و و اغراقى ديروز يكى از منحصر به فرد ترين ، ماندگار ترين و بى تكلف ترين هنرمندان اين مرز و بوم، محمد ابراهيم جعفرى را از دست داديم . رهايى ، نگاه آزاده و بى تكلفى اين شاعر نقاش به زندگى اش جلال و شكوه ديگرى مى بخشيد. جعفرى خودش بود، واقعى بود و همين صداقت ِ وجود او را جاودانه ساخت.
آقاى جعفرى عزيزم دلم براى خودتون ، باغچه خونتون ، كبوترهاى روى بومتون ، كودك نامرئى كه هميشه با شما بود و دستتون را محكم گرفته بود تا مبادا تنهاش بذارين، روح بزرگ و صداى مهربونتون، بى تابى و شيدايى تون كه إشعار و نقاشى هاتون را چند برابر زيبامى كرد تنگ ميشه .
من و مهسا با فرياد كشيدن إشعار پر از تصوير شما بر روى صحنه نقاشى ها كشيديم. سال هاى سال به اين اميد كه با شما در يك شهر زندگى مى كرديم دل خوش بوديم. خانه شما در خيالم به باغى مى ماند از انسانيت و معصوميت كه عاشقانه دوستش دارم، مطمئن هستم مريم عزيز همسر مهربونتون و سارا دختر دوست داشتنى از اين باغ باغبانى خواهند كرد . همه مى گويند هيچ جا خونه آدم نميشه و من مى گم هيج جا خونه شما نميشه و هيچ كس محمد ابراهيم جعفرى نميشه چون يگانه اید... با اينكه زود رفتين و شعر هاى نگفته در دل داشتين اما با هر خط از شعر هاى شما زندگى خواهم كرد . زندگى شما خود شعر بود و بس و هميشه مى گفتيد كه "هنر محصول هنرمندانه زيستن است" و اين را در كمال تواضع به همگان ثابت كرديد.
و من از شما بسيار آموختم نه به عنوان معلمم بلكه به عنوان دوست و شاعر محبوب و آزاده ام كه زندگى اش نيز خود به مانند نقاشى ها و اشعارش شاعرانه بود .
به قول سيما بينا عزيز شما شاعرى بوديد كه ما با هم درد هايمان را فرياد مى زديم.
هرگاه كسى از دنيا مى رفت شما مى گفتيد به بهشت رفت ، شما كجاييد آقاى جعفرى؟ بهشت براى شما و روح بى تابتون خيلى كو چيكه.. به شما نمى گم خداحافظ كه هميشه زنده ايد.. دارم اميدى
در آسمانت ديده ام ابر سپيدى
Read more
Loading...
🖋 تفرد يا individuation غايتي است كه يك انسان در زمان انسان بودنش در جستجوی آن است. تنها نيرويي كه ...
Media Removed
🖋 تفرد يا individuation غايتي است كه يك انسان در زمان انسان بودنش در جستجوی آن است. تنها نيرويي كه انسان را براي زندگي با انگيزه مي كند و انرژي اصلي روان است "تفرد" يا "individuation" است. از سوی دیگر، ما آدم ها به محض ورود به جواني برونگرد مي شويم. برونگردي كه در حال ساختن "ساختمان رواني" خود است. ... 🖋
تفرد يا individuation غايتي است كه يك انسان در زمان انسان بودنش در جستجوی آن است.
تنها نيرويي كه انسان را براي زندگي با انگيزه مي كند و انرژي اصلي روان است "تفرد" يا "individuation" است. از سوی دیگر،
ما آدم ها به محض ورود به جواني برونگرد مي شويم. برونگردي كه در حال ساختن "ساختمان رواني" خود است. يعني:
براي خود خانه، همسر، ماشين انتخاب كرده تا ظاهري را آنطور كه دوست داريم بسازيم. در چنين دوراني براي تمام اهدافمان تلاش كرده و يكي پس از ديگري به دنبال رسيدن به آرزوهاي خود در دنياي بيرون مي گرديم تا فضاي امني براي روان خود بسازيم.
اما با گذر زمان وقتی به میانه‌های راه می رسیم،
گویی که زندگی را برای لحظه‌ای رو دکمه stop نگه داشته باشیم، از راه رفتن باز می‌ایستیم و از خود می‌پرسیم:
"حالا که چی؟!"
"توي اين زندگي چي بدست آوردم و به ازاش عمرمو از دست دادم؟!"
واي كه در مسير اين اكتسابات چقدر زخم هاي خودم را ناديده گرفته و به از درونم غافل مانده‌ام!
بحرانی که همخ ما در دوران ۳۵ تا ۴۵ سالی تجربه می‌کنیم
و چه بسا انسان‌هایی که به واسطه تجربیاتشان سال‌ها پیش از این به چنین بحرانی می‌رسند.
سوال اساسی اینجاست که " به راستی آیا تمام زندگی همین بود؟!"
همسر، فرزند، ثروت و كار كه همه بيروني است.
چه چيزي واقعاً از آنِ من است؟
در چنین زمانی است كه انسان دست از برونگردي خود كشيده و به دنياي درونِ خود مي رود.
و شايد همچون كرم ابريشم پيله‌ای به دور خود ببافد تا با صرف زمان برای خود در نهایت به انسانی کامل که در آرزویش بود برسد.
چه بسا آنچه او در حال تجربه کردنش است به افسردگی بماند اما این افسردگی نابهنجاری از سلامت نیست که عین هنجارِ این دوران است. اما تنها چیزی که وی را از رنج ِ این بحران می‌رهاند، "کار" است. او در نهایت به کار پناه برده تا دردِ خفته درون خود را اندکی تسکین بخشند.
آنچه در این دوران باید بدانیم این حقیقت است که اگر به درون خود بازگردیم قادر به شناختن خود و تمام ظرفیت‌ها، استعدادها و توانمندی‌های ظریف خود خواهیم بود.
چه بسیار انسان‌هایی که در این دوران شعر می‌گویند، خلاق می‌شوند و عاشق...
و این آغاز همان مسیر تفردی است که غایت انسانی ماست... .
#یونگ #تفرد #زندگی‌ #درونگرد #برونگرد ‌ #بحران .
پ. ن۱- عکس از [email protected]
پ. ن۲- گاهی لازم است به احترام این آدم‌های و تلاششان برای رسیدن به غایت یک انسان ایستاد و آنها را ستود💓.
Read more
توارد زن گفت: نه! شروع غزل اين بود، آن هم درست ثانيه‌ي آخر حالا فقط زن‌ست، زني تنها؛ غمگين و يخ‌زده، ...
Media Removed
توارد زن گفت: نه! شروع غزل اين بود، آن هم درست ثانيه‌ي آخر حالا فقط زن‌ست، زني تنها؛ غمگين و يخ‌زده، بتي از مرمر زن فکرهاي مختلفي دارد؛ در چشم‌هاش حس غريبي هست حسي وراي عشق و غم و نفرت؛ حسي جدا از عاطفه‌ي مادر در شعرهاي زن پسري غمگين با چشم‌هاي آبي خود مرده يا رنگ چشم‌هاش... نمي‌دانم اما ... توارد

زن گفت: نه! شروع غزل اين بود، آن هم درست ثانيه‌ي آخر

حالا فقط زن‌ست، زني تنها؛ غمگين و يخ‌زده، بتي از مرمر

زن فکرهاي مختلفي دارد؛ در چشم‌هاش حس غريبي هست

حسي وراي عشق و غم و نفرت؛ حسي جدا از عاطفه‌ي مادر

در شعرهاي زن پسري غمگين با چشم‌هاي آبي خود مرده

يا رنگ چشم‌هاش... نمي‌دانم اما پسر نه مرد و نه همسر،

او هيچ‌کس‌ترين پسر دنياست‌؛ زن دوستش ندارد و او حالا

با وول‌خوردني که: « نمي‌دانم از کي شروع کرده در اين دفتر...» .
در شعرها قرار ملاقاتي با زن گذاشته که کسي هرگز...
.
با اين که زن هميشه قسم خورده:« سوگند مي خورم به تو که باور...» .
.
۞ ۞ ۞

حالا پسر در اين غزل کوچک، زن را نوشته عاشق خود؛ حتي

سوگند خورده که ببرد زن را از اين غزل به چند غزل ديگر

ديگر درست ياد ندارم که او بوده که هميشه زني در شعر...
.
يا زن ميان دفتر شعر او، خوابيده بر مکاشفه‌ي بستر

يک بوسه، سطر‌هاي هم‌آغوشي، شعري که شاعرش خود اين شعر است

زن پلک مي‌نهد که رضايت را... آن هم درست ثانيه‌ي آخر... .
.
ارديبهشت ۱۳۷۹
.
پرونده ی برزخ
Read more
شاملو قبل از اینکه شعر بخواند به چند سوال پاسخ میدهد . ایا هنر و سیاست جایی به هم میرسند ؟ جواب این است ...
Media Removed
شاملو قبل از اینکه شعر بخواند به چند سوال پاسخ میدهد . ایا هنر و سیاست جایی به هم میرسند ؟ جواب این است که اه بله حتما ولی بر سر نعش یکدیگر ورق بزنید و ویدیو کامل در تلگرام (بیو) قابل توجه هنرمند نماهای چسبیده به قدرت و حاکمیت ، انها که هم کنار احمدی نژاد ایستادند و هم کنار روحانی ، همسر از میان اقازاده ... شاملو قبل از اینکه شعر بخواند به چند سوال پاسخ میدهد .
ایا هنر و سیاست جایی به هم میرسند ؟
جواب این است که اه بله حتما ولی بر سر نعش یکدیگر
ورق بزنید و ویدیو کامل در تلگرام (بیو)
قابل توجه هنرمند نماهای چسبیده به قدرت و حاکمیت ، انها که هم کنار احمدی نژاد ایستادند و هم کنار روحانی ، همسر از میان اقازاده های نشسته بر سفره چرب و چیلی انتخاب کرده اندو هر شب کاهبردار حکومتی را در اغوش میکشند واقازاده تولید مثل میکنند، به ما که میرسند ، ادای ادم سیاسی ها را در میاورند ، فردا هم همین ها میایند میگویند مردم به این رای دهید به ان رای دهید!
ننگ بر این همه تزویر و دروغ !
تو و امثال توایی که رفتید با یک اقازاده کلاش ازدواج کرده اید ، شماها ننگ سنگین تری را حمل میکنید که لااقل او اختیاری اقازاده نشده بوده ولی تو رفتی او را با اراده خودت انتخاب کردی، این ننگ ونکبت ها تا ابد پاک نمیشود با این ادا و اصول های اهای مردم ، من به فکر درد شما هستم من منتقد دولت هستم ⁉چه فکر کردید واقعا
جمعش کنید بابا این دکانهایتان را
ننگ بر هنرمندنماهای همیشه مجیز گو که وقتی جو عمومی را معترض میبینند ، سعی میکنند با تظاهر خود را مردمی جلوه دهند ، در روزگاری که همه تریبون ها را در اختیار دارند و اینجا هم که فالور خریدنی ست ، شاخگونه دم در اورده اند .....
شاملو در این ویدیو هنر و رابطه ان را سیاست توضیح میدهد .
#تولد_شاملو #شاملو #هنرمندان #هنر #مهناز_افشار #هنرمندان_حکومتی #متظاهران
Read more
. <span class="emoji emoji1f343"></span> نکاتی در مورد سریال شهریار / بخش اول <span class="emoji emoji1f343"></span> . در ابتدا لازمه به این نکته اشاره کنیم که پرداختن به زندگی ...
Media Removed
. نکاتی در مورد سریال شهریار / بخش اول . در ابتدا لازمه به این نکته اشاره کنیم که پرداختن به زندگی شعرا و بزرگان، به خودی خود کار ارزشمندی بوده و سریال شهریار به عنوان اولین قدم برای شهریارشناسی، اثر مثبت و ارزنده‌ای هست. خود من با مشاهده این سریال و شعرخوانی اردشیر رستمی بود که به شعرهای استاد ... .
🍃 نکاتی در مورد سریال شهریار / بخش اول 🍃
.
در ابتدا لازمه به این نکته اشاره کنیم که پرداختن به زندگی شعرا و بزرگان، به خودی خود کار ارزشمندی بوده و سریال شهریار به عنوان اولین قدم برای شهریارشناسی، اثر مثبت و ارزنده‌ای هست. خود من با مشاهده این سریال و شعرخوانی اردشیر رستمی بود که به شعرهای استاد بیش از پیش علاقه‌مند شدم و این پیج رو تاسیس کردم.
با این حال برخی موارد عنوان شده در سریال با زندگی واقعی استاد تفاوت داره و با توجه به نظرات دوستان باید اون‌ها رو بدونید.
.
* بسیاری از شخصیت های دوران کودکی استاد شهریار که در شکل‌گیری شخصیت او نقش ویژه ای داشتند، از جمله "خان ننه"، "ننه قیز" و "رخشنده" که برخی تا آخر عمر در ذهن و زبان شهریار زندگی می کردند، در سریال حضور ندارند.
.
* طبق گفته اصغر فردی یکی از شاگران استاد، پس از مرگ پسرعموی رضاشاه، استاد توانست بخش ناتمام (دوره داروشناسی) را در مدرسه عالی دواسازی و دندانسازی طی و تمام كند. با ارائه آن مدرك نيز توانست جواز طبابت بگيرد كه پس از آن، مدت كوتاهی هم مطب دائر كردند.
.
* سومین مسئله در مورد نحوه آشنایی استاد با همسرشان هست که در سریال به عنوان یک غریبه‌ی شبیه به لاله معرفی شده‌اند، حال آن‌که عزیزه خانم نوه عمه‌ی استاد شهریار بود. به گفته دختر استاد، عزیزه خانم عاشق شعرهای استاد بوده و با انگیزه ادبی با ایشان ازدواج کردند.
.
* همسر استاد شهریار، عزیزه خانم، در سریال به صورت بی‌سواد مطلق به تصویر کشیده شده‌اند، حال‌آن‌که ایشان فرهنگی و معلم بودند. ایشان برخلاف سریال، بیمار نبوده و یک روز صبح هنگام راهی کردن بچه ها به مدرسه، سکته مغزی کرده و فوت کردند.
.
* شهریار در خراسان بود که لاله مرد و بعد اینکه شهریار به تهران بازگشت خبر مرگ لاله را به او دادند و شهریار بر سر خاکش شعر معروف «بیداد رفت لاله‌ی بر باد رفته» را خواند.
.
* در سریال بیشتر به جنبه های شعری شهریار اشاره شده، حال آن‌که به سواد عمیق ایشان چنان که باید پرداخته نشده است. استاد به زبان های ترکی و فارسی و فرانسوی و عربی مسلط بودند. به فرانسه شعر میگفتند و حافظ قرآن بودند. در ۱۳سالگی مطول عربی را به گونه‌ای خلاصه کرده بود که شمس‌العلماء از تسلط شهریار به زبان عربی تعجب کرده بود.
.
* استاد شهریار رئیس کنگره شعر و ادب بودند. شعری که در این کنگره سرودند تاریخ ادبیات معاصر است. ایشان در این شعر از تمامی شاعران حتی شعرای درجه ۳ و ۴ هم نام برده و حتی نام بسیاری که از لحاظ هنری، شعری و بینش با او مخالف بودند با حرمت در این مثنوی ذکر شده است.
.
ادامه دارد...
Read more
من فکر میکنم اینکه تو فضای مجازی همه مجبور باشیم همرنگ جماعت بشیم با هر موجی که راه میفته جالب نیست...چون ...
Media Removed
من فکر میکنم اینکه تو فضای مجازی همه مجبور باشیم همرنگ جماعت بشیم با هر موجی که راه میفته جالب نیست...چون اینجوری حادثه و اتفاق و مناسبت و تاریخ دیگه نمیذارن خودمون باشیم و برای هر روزمون یه تبریک و تسلیت تدارک میبینن... ولی از #زن و #مادر حرف زدن تو جامعه ی #زن_ستیز ما که به اسم،اکثر آقایون خاک کف ... من فکر میکنم اینکه تو فضای مجازی همه مجبور باشیم همرنگ جماعت بشیم با هر موجی که راه میفته جالب نیست...چون اینجوری حادثه و اتفاق و مناسبت و تاریخ دیگه نمیذارن خودمون باشیم و برای هر روزمون یه تبریک و تسلیت تدارک میبینن...
ولی از #زن و #مادر حرف زدن تو جامعه ی #زن_ستیز ما که به اسم،اکثر آقایون خاک کف پا و دست بوس مادرانشونن اما هرقدمی که برای مادرشون برمیدارن رو میشمارن که حساب کنن...
حامی و تکیه گاه خواهرشونن اما چشم ندارن خواهرشون رو برابر با خودشون ببینن...
مخلص و حلقه به گوش همسرشونن اما اون زن کنارشون و تو زندگیشون تنها ترین آدمه از بس که نادیده گرفتنش...
عاشق بابای یه دختر کوچولو بودنن اما اون دختر چندسال بعد میشه خطر آبرو و جز اخم و دعوا نصیبی از پدرش نمیبره...موج خوبیه!
چون همه ی این مرد هایی که به عنوان فرزند و برادر و همسر و پدر جنس زن رو نادیده میگیرن،پرورده ی دامن خود زنان هستن و این یعنی همون اصطلاح معروف #زنان_علیه_زنان...
یعنی ما به عنوان مادر به شعر کودکانه "دخترا موشن و دخترا بادکنکن" پسرکوچولومون خندیدیم!
یعنی ما وقتی دخترمونو دعوا میکردیم که چرا 7شب خونه نبوده،واسه پسرمون که 11شب اومده خونه شام گرم میکنیم!
یعنی ما پذیرفتیم که جایگاه و جامعمون همینه و هیچ روزگار بهتری منتظرمون نیست...
به همسران و مادرانتون تبریک بگید و دستشون رو ببوسید که این قشنگ ترین کار دنیاست که نشونشون بدیم که چقدر مهمن...براشون پست بذارید و حرف های دلتون رو براشون بنویسید...اما خواهش میکنم...خواهش میکنم...یه قدم برای بهتر شدن حال و روز #زن توی خونتون،توی جامعتون،و حتی نسل بعدتون بردارید و نشون بدید عمل کردن به حرفای قشنگ،واقعا قشنگتر از لایک و کامنت گرفتن و گذشتنه...
____________________
من مادری دارم که جدا از مادر بی نظیر بودن،یه زن قوی تو زندگیشه...مادری که تو دامن یه زن قوی بزرگ شده...و کمک حال مادرش بوده برای پرورش خواهری که یه زن قوی تو زندگیشه و حتی تونست سالها با مادر همسرش که یه زن قوی تو زندگیش بود تو یه خونه زندگی کنه...
و قدرت هرکدوم با اون یکی متفاوته...
قدرت مامان من محبت صادقانش به همه ی اطرافیانشه و قدرت مادرش مسئولیت پذیری و جنم و جرئتشه و قدرت خالم تحمل و شاد نشون دادن خودشه حتی وقتی بزرگترین غصه ها رو تو دلش داره و قدرت مادربزرگ مرحومم شاید خود خود 'مادر' بودن بود...
روزتون مبارک عزیزترین های زندگیم...
@Nargeskhalegi
@Nasimkhaleghi
روزگار و دل خوش براتون از خدا میخوام... پ.ن:جای مامانبزرگم خالیه...
Read more
Loading...
#Repost @keyvanlachin • • • • • .(تقدیم به همسر عزیزم بمناسبت تولدشان) منتشر شد... لطفا دوستان خود رو زیر این پست تگ کنید... در کانال تلگرام بنده و تمامی سایت های معتبر... قطعه:خیال تو خواننده :کیوان لاچین شعر و آهنگ:محسن نعمتی پیانو و تنظیم:رضاتاجبخش گیتار:فرشید ادهمی میکس و ... #Repost @keyvanlachin
• • • • •
.(تقدیم به همسر عزیزم بمناسبت تولدشان)
منتشر شد...
لطفا دوستان خود رو زیر این پست تگ کنید...
در کانال تلگرام بنده و تمامی سایت های
معتبر...
قطعه:خیال تو
خواننده :کیوان لاچین
شعر و آهنگ:محسن نعمتی
پیانو و تنظیم:رضاتاجبخش
گیتار:فرشید ادهمی
میکس و مسترینگ:سجاد پاسبان

@mohsennematiofficial
@reza_tajbakhsh
@farshidadhami
@sajadpasbanmusic
______________________________
#موسیقی_سنتی_ایران
#کیوان_لاچین #رضاتاجبخش #فرشیدادهمی #محسن_نعمتی #سجادپاسبان
Read more
<span class="emoji emoji1f6ab"></span> حالا نوبتِ “حباب فرهنگی” است! . جمعه نوزدهم مرداد ماه ۹۷ ، دکتر ندیم گورسل نویسنده، شاعر و استاد ...
Media Removed
حالا نوبتِ “حباب فرهنگی” است! . جمعه نوزدهم مرداد ماه ۹۷ ، دکتر ندیم گورسل نویسنده، شاعر و استاد دانشگاهِ سوربُن فرانسه با من دیداری داشتند. در باب شعر و قلم و نوشتن، صحبت دوستانه و معمولی داشتیم، اما گزارشگر محترمه، خبر این دیدار را بدون مشورت به ایسنا دادند. روزهای بعد دوستانی پرسیدند شما ... 🚫
حالا نوبتِ “حباب فرهنگی” است!
.
جمعه نوزدهم مرداد ماه ۹۷ ، دکتر ندیم گورسل نویسنده، شاعر و استاد دانشگاهِ سوربُن فرانسه با من دیداری داشتند. در باب شعر و قلم و نوشتن، صحبت دوستانه و معمولی داشتیم، اما گزارشگر محترمه، خبر این دیدار را بدون مشورت به ایسنا دادند. روزهای بعد دوستانی پرسیدند شما این خبر را خوانده‌اید؟ نخوانده بودم، رفتم خواندم. به شدت مخدوش، خیالبافانه و عاری از حقیقت بود. ضبط شدهٔ این نشست نزد مخبر و گزارشگر هست، من ابداً از پدیده‌ای بنام « ری‌را» یک واژه هم نگفتم، چه رسد به این دروغ که از زبان من آورده‌اند و تیتر زردِ « صالحی، راز ری‌را... را فاش کرد!»
کدام ساده‌لوح این «بیرق مرگ اخلاق» را تماشا خواهد کرد؟ مجموعهٔ این آزردگی‌ها و بی‌هوده بافی‌هاست که بی‌اعتمادی همه جانبه را به خلایق هدیه کرده است.
حیرت‌آور این که به سرعت ... چند پایگاه اینترنتی از جمله سایتی موسوم به «واک» همین دروغ را منعکس کرد، و باز سؤال برانگیزتر این که ایسنا «تکذیبیه» مرا طبق قوانین جاریهٔ رسانه‌های رسمی منعکس نکرد، و تنها و بعداً یکی دو عبارت و از جمله تیتر را تغییر داد. در این گزارش عجیب، دفاع من از شاعران و جوانان حذف شده است. در پاسخ به آقای گورسل که از جوانان و مخاطبان ترکیه (در ادبیات) نا امید بودند، من از سرِ حقیقت از نسلهای بعد از خود دفاع کردم، اما این پاره در متن مخبر آزاد نبود! چرا؟
همهٔ این سالها امکان نداشته که ایسنا مطالب مرا بدون مشورت و یادآوری انعکاس داده باشد... پرینت نهایی را خودم باز می‌بینم، اما این بار مسئول بخش مربوطه حتی متوجه نشده که ترکیب «کلمات ایرانی» از اساس غلط است و لااقل من از این « بد» ترکیب‌ها استفاده نمی‌کنم. من کی و کجا گفته‌ام #ری‌را همسر اول‌ام بوده‌ است. این توهم است و توطئه نیست البته... شما هم باور کنید! گزارشگر مقصر نیست!

#سیدعلی_صالحی
۲۶مرداد۹۷
Read more
Loading...
روز-داخلی-کوچه نسرین رفتیم داخل زیر زمین ،قرار بود از توی سه تا کارتنِ کتاب که از زمان قبل انقلاب ...
Media Removed
روز-داخلی-کوچه نسرین رفتیم داخل زیر زمین ،قرار بود از توی سه تا کارتنِ کتاب که از زمان قبل انقلاب سال پنجاه هفت دایی امانی نگه داشته بود.همه نوع کتابی دیده میشد روانشناسی انتشارات دانشگاه تهران،مفاتیح جنان، نامه به کودکی که هرگز زاده نشد،چند کتاب شعر از مهدی سهیلی ،دائی جان ناپلئون ،روی این ... روز-داخلی-کوچه نسرین
رفتیم داخل زیر زمین ،قرار بود از توی سه تا کارتنِ کتاب که از زمان قبل انقلاب سال پنجاه هفت دایی امانی نگه داشته بود.همه نوع کتابی دیده میشد روانشناسی انتشارات دانشگاه تهران،مفاتیح جنان، نامه به کودکی که هرگز زاده نشد،چند کتاب شعر از مهدی سهیلی ،دائی جان ناپلئون ،روی این کتاب متوقف میشیم.لای صفحه نوزده نامه ای بود با این شکل و شمایل داخل عکس.نامه ی بابام بود،نامه ای که حتی خودِ بابام هم سورپرایز شد.جالب بود این نامه باید اونجا و اون زمان که خود بابام هم حضور داشت ،پیدا میشد.نامه ای سرشار از جملات محبت آمیز و جذاب و ساده بود.خنده های بابا وقتی که این نامه را با دخل و تصرفِ خودش برای شکوه خانوم میخوند جذاب بود.حس دوگانه ایست که این خونه را برای آخرین بار دارم میبینم
پ.ن:دایی امانی ،در عین حال که داییِ بابای من بودند،عموی مامانِ من نیز بودند که از دنیا رفته اند و شکوه خانوم همسرِ دایی امانی هستند
Read more
. . رگِ خوابم رویِ #لب هایش بود... کافی بود کمی به آنها انحنا دهد...!! لبخندش؛ باز می کرد کلافگیِ اولِ صبحم را... . #علی_قاضی_نظام . . . شعرترين حرفِ يكـ مـرد، همـان " #دوستت_دارم " است، در آن نيمه شبى كه تكيه بر بازويش خوابيده اى، و همـزمان با مرتب كردنِ مـوهايت، به زبان مى ... .
.
رگِ خوابم رویِ #لب هایش بود...
کافی بود کمی به آنها
انحنا دهد...!!
لبخندش؛ باز می کرد
کلافگیِ اولِ صبحم را... .
#علی_قاضی_نظام
.
.
.

شعرترين حرفِ يكـ مـرد،
همـان " #دوستت_دارم " است،

در آن نيمه شبى
كه تكيه بر بازويش خوابيده اى،

و همـزمان با
مرتب كردنِ مـوهايت،
به زبان مى آورد ...
.
#على_سلطانى
.
.
.
.
.

آقا خان!
اين روزها هر جا كه مينشينم صحبت از قانون و جذب و اين مسائل است!
ما هم كه جز #عاشق شما بودن چيزی را بلد نيستيم و نميدانيم
رفتيم سراغ يكي از دوستان قديمی مان كه همش درگير فال گرفتن و كف بينی و جادو جمبل بود!
او هم لطف كرد و كامل قضيه قانون جذب را برايمان توضيح داد
شايد شما خودتان قانون را بلد باشيد
آخر شما كه مثل من گيج و عاشق پيشه نيستيد
و هزار ماشالله هزار ماشالله چشم دشمنتان كور در همه ی امور سر رشته داريد
اما برای اطمينان مختصری توضيح ميدهم
حقيقتش اين است كه مثلا
شخص، موقعيتي يا هر چيزی را كه دوست داريد و ميخواهيد به آن برسيد
بايد به آن فكر كنيد و خودتان را در آن موقعيت يا دركنار آن شخص تصور كنيد و هی تصور كنيد و هی تصور كنيد تا كائنات آن را به شما بدهد!
منم تصميم گرفتم كائنات را مجاب كنم كه شما را تلپی بياندازد ورِ دلِ ما!
اما حقيقتا آقا خان
از آنجايی كه ما عادت به اين لوس
بازی ها نداريم
هر شب موقع تصور خوابمان ميبرد
مثلا درست يك قدم مانده تا دستتان را بگيرم ها!
خواب مي آيد و بين من و شما و كائنات فاصله می اندازد!
روزی هم كه بر خواب خود غلبه ميكنيم انقدر در تصوراتمان خنگ بازي در مي آوريم كه كائنات به اين نتيجه ميرسد براي نجاتتان هزار كوه و هزار دريا ما را از شما دور كند!
مثلا شما چه كسی را ديده ايد در تصور خودش وقتی مرد مورد علاقه اش را ميبيند دست و پايش را گم كند؟
انقدر هول شود كه با سر بخورد زمين!!!
الان با خودتان ميگوييد اين دختر يك تخته اش كم است
اما حقيقتش ما اصلا تخته نداريم آقا! يك دل داريم آن هم كه زديم به نام شما!
آقا شما كه ميدانيد ما تنبليم و حواس پرت
ميشود بدون اين لوس بازی ها خودتان با پای خودتان بياييد
تا به همه ثابت كنيم #عشق به تنهايی ميتواند #قانون_جذب را در جيب خود بگذارد؟
.
#نورا_مرغوب .
.
.
.
.
.
#عاشقانه #فیلم #شعر #متن #آقا #خانم #مرد #زن #همسر #خانواده #شعرعاشقانه #ایران .
.
.
.
بسیار زیبا بودند امیدوارم شما هم لذت ببرید
با این برش از فیلم هم کلی خندیدم
امیدوارم روی لب های شما هم خنده بیاره 😂😂😉😐
آدینتون دوستان همراه الهی شااااااد شااااااااد و گرم کنار عزیزانتون 😊😊👌😍
.
.
Read more
ا در دفتر #شعر من -این دیوان معمولی- محبوب من ماهی است، با چشمانِ معمولی! بر عکسِ آهوهای #حیران در هزاران شعر او نیز چیزی نیست جز #انسانِ_معمولی محبوب من، جای قدح نوشیدن از ساغر یک عمر چایی خورده در فنجانِ معمولی او جوجه تیغی روی پلک خود نچسبانده! تا نیزه ای سازد از آن مژگانِ معمولی محبوب ... ا

در دفتر #شعر من -این دیوان معمولی-
محبوب من ماهی است، با چشمانِ معمولی!

بر عکسِ آهوهای #حیران در هزاران شعر
او نیز چیزی نیست جز #انسانِ_معمولی

محبوب من، جای قدح نوشیدن از ساغر
یک عمر چایی خورده در فنجانِ معمولی

او جوجه تیغی روی پلک خود نچسبانده!
تا نیزه ای سازد از آن مژگانِ معمولی

محبوب من این است و من با #سادگی هایش
سر می کنم در #خانهٔ_ارزانِ معمولی

#عاشق اگر باشی برای بردن معشوق
اسب سفیدت می شود #پیکانِ معمولی

#معشوق من پاک است و عشقم پاک اما من ...
من کیستم در متن این دورانِ معمولی؟

من هم بدون سیم و زر یک #شاعر پاکم
یک شاعر از #نسل_بدهکارانِ معمولی

#غلامرضا_طریقی
#حسین_حقیقی
#خلوت_خوب
#حامد_عسکری
#همسرانه
#عاشقانه_مذهبی
#چهل_نامه_کوتاه_به_همسرم
#نادر_ابراهیمی
#المرأة_ریحانة
#حضرت_زهرا
#زن
#جایگاه_زن_در_اسلام
#زن_مسلمان_ایرانی
#رهبر
#آرمیتا_رضایی_نژاد
#از_لاک_جیغ_تا_خدا
#متی_کلا
#دانشجوی_متأهل_کارگر
#همسر_مهربانِ_صبور
Read more
: #پرتقال_خونی (نامزد دریافت جایزه ادبی جلال آل‌احمد) نوشته‌‌ی #پروانه_سراوانی نشر آموت/ ...
Media Removed
: #پرتقال_خونی (نامزد دریافت جایزه ادبی جلال آل‌احمد) نوشته‌‌ی #پروانه_سراوانی نشر آموت/ چاپ پنجم/ ۲۵۸ صفحه/ ۱۷۵۰۰ تومان پرتقال خونی، شرح خم و راست شدن‌های ستون یک خانواده است، که عشق از آن حفاظت می‌کند؛ عشقی مادرانه که قهرمان قصه را به آن سوی مرزها می‌کشاند تا برای فراهم کردن آسایش پسرانش، ... :
#پرتقال_خونی (نامزد دریافت جایزه ادبی جلال آل‌احمد)
نوشته‌‌ی #پروانه_سراوانی
نشر آموت/ چاپ پنجم/ ۲۵۸ صفحه/ ۱۷۵۰۰ تومان

پرتقال خونی، شرح خم و راست شدن‌های ستون یک خانواده است، که عشق از آن حفاظت می‌کند؛ عشقی مادرانه که قهرمان قصه را به آن سوی مرزها می‌کشاند تا برای فراهم کردن آسایش پسرانش، تن به خطر بسپارد و پا بر مرز مرگ و زندگی بگذارد.
نازلی دلال اجناس دست دوم ثروتمندان است. او با داشتن همسری منفعل و بی‌اراده تصمیم به اداره کردن خانواده‌اش گرفته و با توجه به مخالفت‌های افراطی پدرشوهری سلطه جو، یک بوتیک لباس را نیز اداره می‌نماید. تصادفی او را در باغ پرتقال خانه نشین کرده، جایی که نازلی از کودکی از آن متنفر است. باغ برای نازلی هیولایی است که باید برایش پول خرج کند. زندگی مرتاض‌وارانه‌ خانه‌ پدری و همسر او را از باغ و مسائل جانبی‌ مربوط به باغ متنفر کرده است. خانه‌نشینی و مسئولیت‌های اجباری نازلی در باغ، باعث ایجاد تغییراتی در نگاه نازلی به باغداری می‌شود اما...
«پرتقال خونی»، برنده‌ جایزه رمان اول ماندگار و نخستین رمان پروانه سراوانی است. این نویسنده متولد سال ۱۳۵۵، دارای مدرک کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی است که فعالیت‌های ادبی خود را از نوجوانی و با انتشار اشعارش در روزنامه‌ها و مجلات آغاز کرده است.
از این نویسنده تا کنون مجموعه شعر «صبحانه دو نفره» و رمان «پشتِ کوچه‌های تردید» منتشر شده است.

www.aamout.com

کتاب های #نشر_آموت را از کتابفروشی های معتبر و شهرکتاب های سراسر ایران بخواهید

خرید بالای صد هزار تومان ارسال رایگان
۰۹۳۶۰۳۵۵۴۰۱

کانال تلگرامی آموت:
t.me/aamout
Read more
Loading...
Loading...