Loading Content...

هم ما رو و

Loading...


Unique profiles
78
Most used tags
Total likes
0
Top locations
Tehran, Iran, Khark, Bushehr, Iran, Dubai, United Arab Emirates
Average media age
640.5 days
to ratio
6.1
مدتی است دو روایت از دوست معماری خوانده من رو به فکر بحث آشنای فارسی و عربی و کار فرهنگستان در پالودن ...
Media Removed
مدتی است دو روایت از دوست معماری خوانده من رو به فکر بحث آشنای فارسی و عربی و کار فرهنگستان در پالودن زبان فارسی از زبانهای بیگانه انداخته است. اولی از همکار جوانی نقل کرد که کلمه ای مثل «استحاله» در جریان نگارش به گوشش زیادی دهن پرکن و ثقیل رسیده؛ دومی هم از کلمه «قاموس» به خاطر نازیبایی و صوت عربی اش ... مدتی است دو روایت از دوست معماری خوانده من رو به فکر بحث آشنای فارسی و عربی و کار فرهنگستان در پالودن زبان فارسی از زبانهای بیگانه انداخته است. اولی از همکار جوانی نقل کرد که کلمه ای مثل «استحاله» در جریان نگارش به گوشش زیادی دهن پرکن و ثقیل رسیده؛ دومی هم از کلمه «قاموس» به خاطر نازیبایی و صوت عربی اش ابراز انزجار می کرد. ظاهرا برخلاف ما حقوق خوانده ها (و اخیرا هم فهمیده ام فلسفه خوانده ها)، فارغ التحصیلان خیلی از رشته های جدید – که سابقه ای در هنگام رواج زبان علمی عمدتاً عربی نداشتند – چندان با لغات پرتکلف و پر طمطراق عربی میانه ای ندارند. یادم هم هست که خیلی ها وقتی دبیرستان بودیم، بی علاقگی و حتی نفرت شون رو به زبان عربی نشون می دادند.
تردیدی ندارم که این گرایش رایج ناشی از رقابت بین منطقه ای و تاریخی هویتی ما ایرانیان پارس زبان در برابر اعراب مهاجم بوده. با اینکه در این وطن دوستی و هویت جویی شریکم، اما نمی تونم از این میل به رها کردن کلمات فاخر و از بین رفتن ارزش ادبیات روح افزای سرشار از کلمات و مفاهیم متنوع غمگین نشوم.
زبانهای اروپایی امروز طراوت و انعطاف و دایره عظیم لغاتشون رو از اینجا می آرند که از دو یا بعضاً سه منبع زبانی تغذیه می شوند. انگلیسی متشکل از کلمات یونانی، لاتین و ژرمن/ساکسون است. فرانسوی عمدتاً از کلمات لاتین، یونانی، فرانسه میانه، و حتی عربی تشکیل شده است.
بهتر نیست ما فارسی زبانان هم عربی – این زبان قدرتمند و زایا – رو یک منبع تأمین کلمات و مفاهیم بدونیم؟ چرا برای طیف ها و درجات و حالات مختلف یک شئ یا مفهوم چند لغت گوناگون با ریشه های گوناگون نداشته باشیم؟ همه ما افکاری داریم و احساساتی که گاهی با کلمات متعارف و موجود نمی تونیم به زبونشون بیاریم. واقعاً کدام معادل فارسی برای آپدیت، یا پیتزا یا فراستریتدfrustrated بودن می شناسیم؟ چه کلمه ای بهتر از «استحاله» عربی معنی «استحاله» رو می رسونه؟! کدام کلمه جایگزینی برای «خانم» یا «آقای» ترکی داریم؟
درسته که از عربی خوشمون نمی آد چون ما رو یاد سلطه جویی و تمامیت خواهی فرهنگ عربی می اندازه.  ولی الان، در عصر جهانی شدن و اختلاط فرهنگ ها، چه جای این ترسه؟ زبانی که از کلمات دیگری بهره می گیره، اون رو در خودش جذب کرده و این داد و ستد هر دو رو غنی کرده. این که بتونیم از دایره عظیم لغات عربی استفاده کنیم، توان ما رو نشون می ده، نه ضعف ما رو. و نگران این هم نباشیم که با اعراب اشتباه گرفته بشیم! از تجربه شخصی می گم، هیچ عرب زبانی هرگز نتونسته واژگان عربی در مکالمه فارسی رو تشخیص بده!☺ #عربی #زبان
Read more
Loading...
چند سال قبل به دعوت #دوست عزيز و قديميم آقا سعيد كه در #آلمان درس خوانده و مدير فنّى يك #شركت آلمانى بود ...
Media Removed
چند سال قبل به دعوت #دوست عزيز و قديميم آقا سعيد كه در #آلمان درس خوانده و مدير فنّى يك #شركت آلمانى بود براى بازديد از #نمايشگاه #برلين مهمانش بودم در جريان بازديد همكار آلمانى سعيد هم به ما پيوست كه اتفاقاً خيلى #خونگرم و خوش #اخلاق بود و براى #نهار با اصرار زياد ما رو مهمون كرد. (يه چى ميگم بين خودمون ... چند سال قبل به دعوت #دوست عزيز و قديميم آقا سعيد كه در #آلمان درس خوانده و مدير فنّى يك #شركت آلمانى بود براى بازديد از #نمايشگاه #برلين مهمانش بودم
در جريان بازديد همكار آلمانى سعيد هم به ما پيوست كه اتفاقاً خيلى #خونگرم و خوش #اخلاق بود و براى #نهار با اصرار زياد ما رو مهمون كرد.
(يه چى ميگم بين خودمون بمونه من تا اون موقع #اسپاگتى نخورده بودم)
وقتى غذا رو آوردن تازه منُ سعيد يادمون افتاد،بلد نيستيم اين #غذا رو چطورى بخوريم
گفتم صبر ميكنم تا مايكل بياد و شروع كنه،نگاه ميكنم و ياد ميگيرم
اما اونم يه تماس مهم كارى رو بهانه كرد و مشغول #صحبت با موبايلش شد.
😰😰
هر چى دور و اطراف رو نگاه كردم هيچ كس غذاش مثل ما نبود كه ببينم و ياد بگيرم.
روى ديوار يه عكس سياه و سفيد از #سوفيا_لورن(همون آشناى #علم_الهدا اينا 😁) بود كه توى دستش چنگالى بود كه قد كلاف كاموا ازش اسپاگتى آويزون بود.
مطمئن شدم،اين راه خوردنش نيست
حالا،بوى #مطبوع غذا هم بهم ميخورد و گشنگيم رو تشديد ميكرد.
خلاصه دل رو به دريا زدم و مث هپلى ها چنگال را زدم توى رشته هاى #ماكارونى كه هر كدومشون به جرات چهل سانت بود و مقدارى رو آوردم بالا اما لامصب عين تار #عنكبود نصف بشقاب هم باهاش اومد بالا
😰😰
يوآش سرم رو بردم پايين و چنگال رو گذاشتم دهنم و ادامه ى اسپاگتى ها رو با دندان قطع كردم
😅😅
خييلى خوش مزه بود
خييلى
😋😋
يه دستمال برداشتم و دور دهنم رو كه گوش تا گوش سسى شده بود را پاك كردم
سعيد بيچاره گفت:مهرداد فكر نميكنم راهش اين باشه هااا،اين طورى خيلى خاك برسريه،نخورآبرومون ميره
😨😨
گفتم بخور حرف نزن دارم ميميرم از گشنگى
😡😡
اون هم كمى با ترديد بعد از من به احمقانه ترين شكل ممكن شروع كرد به خوردن
.
آخرهاى غذاى ما مايكل با چهره اى بشاش و شيطنت اميز، اومد و با گفتن، اكسكيوزمى نشست سر جاش و بدون توجه به كوه دستمال كاغذى هاى كثيف جلوى من سعيد با قاشق و چنگال شروع به خوردن
.
كصثسافّت انقدر شيك و با كلاس خورد كه ما از ادامه ى غذا خوردن دست كشيديم
😰😰
اول چنگالش را زد توى اسپاگتى
چند دور تاب داد
بعد گذاشت توى قاشق و همونطورى كه ميچرخوندش كمى آوردش بالا
اين طورى يه لقمه ى كوچولوى شيك سر چنگال درست شد و گذاشت دهنش
🤬🤬
فلان فلان شده نميشد زود تر بيايى،غذات رو كوفت كنى،تا مام ياد بگيريمُ اينطورى خودمون را خار و ذليل نكنيم
.
بعدها سعيد گفت مايكل عمداً اين كار رو كرده تا ما رو سر كار بگذاره😐و سعيد خودش بعداً ابين بلا رو سر ده نفر ديگه آورد😁
شايد يه روز براتون تعريف كردم وقتى مايكل اومدن ايران ما چه بلايى سرش آورديم
Read more
. با تو ک میخونی حقیقت کاری ندارم مخاطب پست اول خودمم تو هم بخون بلکه ب دردت خورد مدتیه دارم تامل میکنم روی زندگی یک سری افراد ! نگاه میکنم می بینم تقریبا همه امکانات را دارن #سلامتی #امنیت آب و نان و .... دقیق تر نگاه کنی میبینی کمبودی در ظاهر ک ندارن اماااااا عجییییییببببببب با هم درگیر ... .
با تو ک میخونی حقیقت کاری ندارم مخاطب پست اول خودمم تو هم بخون بلکه ب دردت خورد
مدتیه دارم تامل میکنم روی زندگی یک سری افراد !
نگاه میکنم می بینم تقریبا همه امکانات را دارن
#سلامتی
#امنیت
آب و نان
و ....
دقیق تر نگاه کنی میبینی کمبودی در ظاهر ک ندارن
اماااااا
عجییییییببببببب با هم درگیر و در پی تخریب هم و بالا رفتن از هم و مکر و نیرنگ به هم و نزاع و درگیری بر اثر اینکه یک پله از همدیگه بالا برن ! به هر قیمتی ک شد شد ! با هر سطحی از گناه ک شد شد ! برای اینکه مثلا اگر الان ده واحد پولی ذخیره دارن بشه بیست واحد !
دقیقا همین قدر مضحک
اما واقعیت زندگی شاید بسسسسیاااااری از مردم !!!!!
#طمع
#حرص
زیاده خواهی
سیر نشدن
بیشتر ک دقت میکنی
میبینی اصلاااااااا به میزان دارایی هاشونم ربط نداره
طرف برای خودش اصلا سلطانیه ! در قدرت و ثروت و شوکت و .... این خصایص دنیایی
اماااااا سیر بشو نییست ک نیست !
ب هر کاری هم دست میزنه ک این ثروت و قدرت رو چند برابر کنه !
عجججججججیب جای دقت داره اینکه
ته اش چی بالاخره ؟؟؟؟؟؟؟؟
گیرم بشر شدی پادشاه تمام عالم !
مثل بسیاری گذشتگان اصلا !!!
چی شدن ؟؟؟
همه ک مردن !!!
چی مونده الان ازشون ؟؟؟؟؟
من و تو هم همینیم !
هممون !!!
و فقط اونچه برای ما میمونه اعمالمونه و بس ....
الهی کمکمون کن
الهی تو کمکمون کن ک جز تو یاری واقعا نداریم ! هیچ یاوری نیست حتی نفس های ما بر علیه ما قیامی تمام قد کردن !
ارحمنا یا ارحم الراحمین ....
.
.
.
.
.
.
#رسول_خدا صلّی الله علیه و آله  و سلّم در دنبال هر #نماز ،  نیایش می کرد و می گفت:
.
. "اللهم انّی اعوذ بک من علم لا ینفع، و قلب لا یخشع، و نفس لا تشبع، و دعاء لا یسمع، اللهم انّی اعوذ بک من هولاء الاربع .
.
#خدایا به تو پناه می برم از دانشی که سود نمی دهد و از دلی که خشوع و فروتنی ندارد و از نفسی که سیر نمی شود و از #نیایشی که اجابت نمی شود. بارخدایا از این چهار چیز به تو پناه می برم."
.
.
.
.
.

#خدایا_به_تو_پناه_می_برم
#یا_امان_من_لا_امان_له .
.
Read more
‌- چند سال پیش، شب عروسی یکی از برادرزاده‌های همسر، بعد از جشن، با زوج‌های جوان‌ فامیل رفتیم شبگردی. تهران بودیم. - یه آقا پلیسه که فکر می‌کرد اون وقت شب ما خوابیم و اون بیدار، جلوی ماشین ما رو گرفت و گفت چه خبره انقدررر تیره کردین شیشه‌ها رو؟ ماشین رئیس جمهوره؟! همسرم بهشون توضیح دادن که از اهواز ... ‌-
چند سال پیش، شب عروسی یکی از برادرزاده‌های همسر، بعد از جشن، با زوج‌های جوان‌ فامیل رفتیم شبگردی. تهران بودیم. -
یه آقا پلیسه که فکر می‌کرد اون وقت شب ما خوابیم و اون بیدار، جلوی ماشین ما رو گرفت و گفت چه خبره انقدررر تیره کردین شیشه‌ها رو؟ ماشین رئیس جمهوره؟!
همسرم بهشون توضیح دادن که از اهواز اومدیم و تو شهر ما دودی بودن شیشه‌ها چیز عجیبی که نیست هیچی، تازه واجب هم هست. آقا پلیسه هم خوشبختانه قبول کردن و جریمه‌مون نکردن. البته خب ما رو قضاوت کرده بودن و این کار خیلی بدیه! می‌دونید که ما نباید کسی رو قضاوت کنیم، به عقاید دیگران هم باید احترام بگذاریم. نقطه. ایییییش. -
این سفر که رفته بودیم شمال، قبلش همسر رفته بود دودی شیشه‌های ماشین رو شارژ کرده بود و حدود سی سانت شیشه‌ی جلو رو هم با برچسب، سیاه و دودی و تار و تور کرده بود! که همانا این کار هم توی خوزستان عادیه و برای جلوگیری از تابش نور مستقیم خورشیده، نه اسپورت کردن ماشین و اینجور قرتی‌بازیا😬😄
-
حالا از زاویه‌ی دید ما ببینید جاده رو و دیگه هم کسی رو قضاوت نکنید که قضاوت فقط کار خداست و از این دست حرف‌های کلیشه‌ایِ دهن طرف مقابل رو ببند! :))) ‌‌
Read more
تو مدرسه ها برای ۱۲ امام و ۱۴ معصوم و...هم تولد میگیرن هم مراسم برای وفات و شهادت ، یلدا و هفت سینم که جزواجباته، ...
Media Removed
تو مدرسه ها برای ۱۲ امام و ۱۴ معصوم و...هم تولد میگیرن هم مراسم برای وفات و شهادت ، یلدا و هفت سینم که جزواجباته، بچه هایی که کلاس زبان دوم میرن هالوین و کریسمس هم مراسم دارن حالا این همه تضاد رو که کنار بگذاریم نتیجه ای هم ما ندیدیم نه بچه ها از مذهب خیلی سر درمیارن نه از فرهنگ آریایی جز خوردنیاش چیز بیشتری ... تو مدرسه ها برای ۱۲ امام و ۱۴ معصوم و...هم تولد میگیرن هم مراسم برای وفات و شهادت ، یلدا و هفت سینم که جزواجباته، بچه هایی که کلاس زبان دوم میرن هالوین و کریسمس هم مراسم دارن 🎅حالا این همه تضاد رو که کنار بگذاریم نتیجه ای هم ما ندیدیم نه بچه ها از مذهب خیلی سر درمیارن نه از فرهنگ آریایی جز خوردنیاش چیز بیشتری میدونن
این پیام من تو گروه مدرسه آوا بوده :
سلام خدمت مادران عزیزو مهربان
در رابطه با جشن یلدا میخواستم نظرمو بگم
به طور ناخودآگاه این طرز برخورد به بچه ها این را آموزش میدهدکه هر کاری هرکسی کرد ازش تقلید کنند چون دقیقا این جمله رو شنیدم که کلاس اولی ها اینطوری بودند ماهم مثل اونها و بچه ها یاد میگیرندهر کسی هر چیزی دارد اوناهم بخواهند،غیر از اشتباه بودن این رفتار ،خلاقیت بچه ها از بین میرود.
مطلب بعدی به جای این همه مصرف پلاستیک و کاغذ، دوست بودن با محیط زیست رو به بچه ها آموزش بدهیم وازشون بخواهیم بخاطر حفظ محیط زیست از مصرف پلاستیک و ظروف یکبار مصرف تا حد امکان خودداری کنند.
در ضمن میتونیم با کمک جشن یلدا از بچه ها بخواهیم یه شعر ازحضرت حافظ بنویسن که با این مقوله نا آشنا نمانند.
برای تک تک مادران و دخترای دسته گلشون آرزوی سلامتی و موفقیت دارم .
مامان آوا

پ ن:آموزش و پرورش که مثل بقیه سازمانها ..‌.
حداقل مادران تلاش کنن به بچه ها درقالب این مراسم ها آموزش فرهنگ و مهارتها رو بدهند خودمون به داد بچه هامون برسیم 😭در ضمن به جای ترویج فرهنگ مصرف گرایی کمک کنیم مدارس مناطق محروم مجهز به حداقل امکانات بشن تا هر سال شاهد پر پر شدن دسته گلهای این سرزمین نباشیم .
پ ن:کتابها هدیه من به دخترانم به مناسبت یلدا شاید باورهای غلطی که مدرسه و جامعه به خوردشون میدن رو بشوره ببره 😶

#یلدا۹۷ #دخترانم #آموزش_و_پرورش_ایران #باورهای_غلط #از_خودمون_شروع_کنیم #اهواز #مدارس_مناطق_محروم #محیط_زیست #زبان_دوم #به_فرزندانمان_آگاهی_بدهیم #پسماند_صفر #با_زمین_مهربان_باشیم #دوره_ابتدایی #روانشناسی_کودک
#بشوره_ببره #دختران_بلندپرواز #نشرنو #امید_سهرابی_نیک #آرزو_گودرزی
Read more
. • #زیرخاکی پیدا کردم! <span class="emoji emoji1f446"></span><span class="emoji emoji1f605"></span> ‍ • چند وقت #کافه_نوستال یه عکس از چند تا بشقاب قدیمی و عمدتاً ملامین گذاشت ...
Media Removed
. • #زیرخاکی پیدا کردم! ‍ • چند وقت #کافه_نوستال یه عکس از چند تا بشقاب قدیمی و عمدتاً ملامین گذاشت و حسابی خاطرات ما رو زیر و رو کرد. جالبه که به فاصله چند روز بعدش، اینو از بین وسایل قدیمیمون پیدا کردم! 🍽 ‍ • هیچ میدونستین توی ظروف #ملامین نباید خوراکی داغ بریزیم؟ 😐 چون مواد پلاستیکی داخلش ... .
• #زیرخاکی پیدا کردم! 👆😅

• چند وقت #کافه_نوستال یه عکس از چند تا بشقاب قدیمی و عمدتاً ملامین گذاشت و حسابی خاطرات ما رو زیر و رو کرد. ❤ جالبه که به فاصله چند روز بعدش، اینو از بین وسایل قدیمیمون پیدا کردم! 😍 🍽

• هیچ میدونستین توی ظروف #ملامین نباید خوراکی داغ بریزیم؟ 😐 چون مواد پلاستیکی داخلش به واسطه حرارت بالا جذب غذا میشن، ما هم اونا رو قورت میدیم وهزار جور گرفتاری و مریضی پیدا میکنیم. 😐

• میگما... 🤔 این عکس واسه یه سرویس خانوادگی همچین یه کم نامناسب نیست؟ 😂 🔞 اصلاً حواس آدم از غذا خوردن پرت میشه. 😂 نمیگن این بشقاب دست بچه میفته، بعد بچه اگه بپرسه مامان اینا دارن چی کار میکنن، مامان بچه چی جواب بده خب؟ 😂

• آخرش هم نفهمیدیم این عکس که همه جا بود،حافظ بود، ساقی محل سعدی اینا بود، کی بود دقیقاً. 🤔 چه چشم و ابروی شهلایی هم دارن این دوتا. 😂

• دارم دنبال یه #هله_هوله سرد میگردم که با حال و هوای این زیردستی هم‌خونی داشته باشه. 🤔 😋 🍬

• شما هم ازین بی‌ناموسیا توی وسایل قدیمیتون دارین آیا؟ 🔞 😂
۱۳۹۷/۰۹/۱۳
Read more
Loading...
<span class="emoji emoji1f46b"></span>I don’t want a celebration, I don’t want a party. Just being with you, is life’s best gift for me. ...
Media Removed
I don’t want a celebration, I don’t want a party. Just being with you, is life’s best gift for me. Happy 8th Anniversary! ️ . فاز من کاملا مشخصه دیگه تو این عکس ها! “بیشین بینیم باو” مرسی از بهار، برای ثبت لحظه به لحظه کل کل کردن ما @baharcopolo . . خیلی ازم میپرسید چطور بعد از این همه سال هنوز ... 👫I don’t want a celebration, I don’t want a party. Just being with you, is life’s best gift for me. Happy 8th Anniversary! ❤️
.
فاز من کاملا مشخصه دیگه تو این عکس ها!
“بیشین بینیم باو”
مرسی از بهار، برای ثبت لحظه به لحظه کل کل کردن ما
@baharcopolo .
.
خیلی ازم میپرسید چطور بعد از این همه سال هنوز با هم خوبید؟
راستش ما با همه خوبیم جفتمون 🤣👊🏻
ولی اگر منظورتون اینه که چطور با هم جر و بحث نمیکنیم، که خب جفاست در حقتون اگر من همچین تصوری بهتون القا کردم! 🤦🏻‍♀️🤣 واجبه بدونید میکنیم، خوب هم حال هم رو میگیریم.
شاید یه دلیلش اینه زیاد باهم حرف میزنیم و نظر متفاوت از هم زیاد داریم، که با حرف زدن باهم بیشتر هم رو بفهمیم. اون وسط مسطا ضد حال هم زیاد پیش میاد دیگه🤣
اصلا غیر از این باشه من که تعجب میکنم.
آقا جون دو تا آدمیم، با دو تا تربیت و فرهنگ و دید و عقیده و علاقه های متفاوت!
طبیعیه دیگه! نه؟
خلاصه که اینجوریا!
ولی اکر منظورتون اینه چطور هنوز هم رو دوست داریم؟
فکر میکنم اولین دلیلش اینه که ما سعی میکنیم در کنار هم باشیم، و نه در مقابل هم.
و جفتمون شخصیت مستقلی داریم که از وابستگی بیمارگونه کم میکنه و میدونیم هیچوقت مجبور نیستیم باهم بمونیم اگر که مایه آرامش هم نیستیم، حداقل تا زمانی که بچه نداریم! و همین اجبار نداشتن تا مقداری خیال راحت بهمون میده که خودمون رو زندگی کنیم و هیچ فیلم و دروغ و سیاستی تو کارمون نباشه.
که خب خیلی مهمه
درضمن اینکه جفتمون خانواده های بسیار خوب و فهیمی داریم که تا حالا کوچیکترین دخالتی تو زندگی ما نکردند. .
این سه دلیلیه که فکر میکنم شاید ما رو خوشحال نشون میده!
.
وگرنه که همین الان یکیمون رو ول کنی، با کله میره تو صورت اون یکی 🤣👊🏻
.
سالگرد ازدواج و این چیز میزها هم‌حالیمون نیست!
🤣🤣
آها، ولی قهر هم نمیکنیم. سه سوت یادمون میره
Read more
اين رو يكى از دوستان براى من فرستادن. اصلاً نتونستم هيچى نگم! كلاً فرار از مسؤليت يك عادت روتين در بين مسؤلين كشوره! تا بحال خيلى كم پيش آمده كه مقام مسؤلى بياد و بابت اشتباهات به مردم توضيح بده و از اونها عذر خواهى كنه و يا استفا بده و كناره گيرى كنه! حتى نماينده هاى مجلس كه با رأى خود ماها رفتن به مجلس ... اين رو يكى از دوستان براى من فرستادن. اصلاً نتونستم هيچى نگم! كلاً فرار از مسؤليت يك عادت روتين در بين مسؤلين كشوره! تا بحال خيلى كم پيش آمده كه مقام مسؤلى بياد و بابت اشتباهات به مردم توضيح بده و از اونها عذر خواهى كنه و يا استفا بده و كناره گيرى كنه! حتى نماينده هاى مجلس كه با رأى خود ماها رفتن به مجلس حاضر به شفاف سازى نشدن كه در آينده مجبور به توضيح نشن! در كشور ما همه مشكلات يا بر گردن ضد انقلاب و دشمن پيدا و يا بعضاً نهان هست (كلاً همه دنيا هم با ما دشمنه) و يا از گناهان مردمه! مسؤلين هم صرفاً نقش مأمورين اعلام آمار خرابى رو دارن و فقط ميگن آمار اينرو نشون ميده! اونهم اخيراً اينجورى شده! قبلاً همين آمار رو هم نميدادن و هميشه همه جا گل و بلبل بود! الان در اين كليپ طورى ايشون صحبت ميكنه كه انگار سال دويست هجرى است و هنوز نيوتن جاذبه زمين رو كشف نكرده و فكر ميكنيم كه سطح زمين صافه و خورشيد به دور زمين ميگرده و بيماريها نه بخاطر باكترى و ويروس كه بخاطر شياطين و اجنه بوجود ميان! آخه چرا تريبون نماز جمعه دست چنين افرادى با اين سطح آگاهى قرار ميگيره؟ زنها و دخترها در كنار اين رودخانه خشك عكس ميگيرن؟!؟ مثل كشورهاى اروپايى؟ هزاران نفر هم نشستن و به صحبتهاى ايشون گوش ميدن! ما چى فرض ميشيم واقعاً؟ اين افرادى كه ميرن و اين صحبتها رو زير آفتاب داغ گوش ميدن كى هستن؟ بى آبى تقصير ماست چون حجاب نداريم (مردم ايران حجاب ندارن؟ يا اينكه منظور از حجاب همه بايد بُرقِع بپوشن؟) دلار گرون شده چون ما به روحانى رأى داديم؟ انگار گزينه بهترى از ايشون بود؟ بابا مردم فقط اونهايى كه ميرن نماز جمعه پاى اين صحبتها ميشينن نيستن! مردم فقط بسيجيها نيستن! همه ايرانيها مردم هستن! چرا با همه مردم دوست نميشيد؟ چرا يكم انصاف نيست؟ چرا از متخصصين در امور استفاده نميكنيد؟ چرا تظاهر به تدين رو به تخصص ترجيح ميديد؟ چرا در مصاحبه هاى مشاغل تخصصى از كفن ميت و نماز وحشت سؤال ميپرسيد؟ چرا فكر ميكنيد كه ايران فقط مال يك تفكر خاصه! خب اين قشر كه امتحانش رو در چهل سال پس داده! بيايد با همه آشتى كنيد! نگيد قهر نيستيد! هستيد! بابا ما جنگ كه با هم نداريم! اگر همه با هم ايران رو نسازيم اين كشور نابود ميشه! همين الان هم با اين همه سوء مديريت اين كشور سالها طول ميكشه تا به شرايط چهل سال پيش برگرده! شايد هم هيچوقت برنگرده! حد اقل اون مقداريش رو كه ميشه نجات داد رو دريابيم. آب نيست، هوا نيست، پول نيست، آزادى نيست، بزودى نفت هم نخواهد بود، مردم در فكر فرارن! ما داريم ميبينيم، شما چطور نميبينيد. بخدا ديگه خسته شديم
Read more
Loading...
چرا فرنچ اوپن به خانم سرينا ويليامز احترام نميذاره؟ متأسفانه بعضى مردم در همه كشورها از جمله كشور ...
Media Removed
چرا فرنچ اوپن به خانم سرينا ويليامز احترام نميذاره؟ متأسفانه بعضى مردم در همه كشورها از جمله كشور خود ما معنى درست آزادى رو متوجه نشدن 🤮 اين متن توييت آقاى احمدينژاد خطاب به مسابقات فرنچ اوپن در اعتراض به عدم دادن مجوز به خانم سرينا ويليامز براى شركت در اين مسابقه با اين لباس كه در تصوير ميبينيد ... چرا فرنچ اوپن به خانم سرينا ويليامز احترام نميذاره؟ متأسفانه بعضى مردم در همه كشورها از جمله كشور خود ما معنى درست آزادى رو متوجه نشدن 😱😨🤮 اين متن توييت آقاى احمدينژاد خطاب به مسابقات فرنچ اوپن در اعتراض به عدم دادن مجوز به خانم سرينا ويليامز براى شركت در اين مسابقه با اين لباس كه در تصوير ميبينيد هست!!! فكرش رو بكنيد؟!؟ احمدينژاد چنين شكايتى كرده اون هم به فرنچ اوپن!؟! از اونجايى كه كلاً آقاى احمدينژاد همه تحركاتشون براى خبرسازى در كشور هست و اين توييت در راستاى همون صداى اِهِم كه يعنى بله ما هنوز هستيم هست بنظر مياد كه حجاب و آزادى اجتماعى بزرگترين دغدغه در كشوره! بطورى كه هروقت هر رئيس جمهورى ميخواد رأى بياره مردم رو (از جمله خود من) با شعار مگه مشكل جوانهاى ما حجابه وآزاديهاى اجتماعى گول ميزنن و به پاى صندوقهاى رأى ميارن و براى تخريب رقيب انتخاباتى هم شايعات سختگيريها در راهه و قراره پياده روها تقسيم بشه و از اين حرفها ميزنن. ميگم شايعات چون اونطرف ديگه با اين اوصاف رأى نمياره كه ببينيم اين حرفها راست بود يا دروغ! و طرف برنده انتخابات هم انگشت وسطش رو ميكنه در چشم رأى دهندگان و تا آخر دوره رياست جمهورى اصلاً به روى مباركش هم نمياره كه انگار اصلاً همچين صحبتهايى شده! انقدر مسئله پوشش در كشور مهمه كه طرف در مقابل پليس بچه اش سرش رو از سانروف ماشين تا كمر آورده بيرون و موتوريه داره چراغ قرمز رو رد ميكنه و پليس عين خيالش نيست ولى براتون اس ام اس مياد كه در فلان جاده در حالى كه فكر ميكردى بجز شما و خداوند هيچكس ديگه اى حضور نداشته شما روسريتون افتاده بوده و اين گزارش شده و ماشين شما بايد دو هفته بخوابه پاركينگ! 🤪 ميدونم الان خيليها ميگيد باز تو به اين بابا گير دادى و مگه روحانى چيكار كرده؟ بله ما هم ميدونيم روحانى گند زده و ما هم مدام انتقاد ميكنيم و خدا پدرشون رو بيامرزه كه نيومدن ما رو ببرن 🙏🤓 امروز هم صبح تو مجلس سخنان گهربارشون رو شنيديم و داشتيم ميخواستيم سرمون رو بكوبيم تو ديوار. تورو خدا انقدر سركوفت به ما نزنيد! حالا جداى از شوخى
يك بار پدر اعتراض كردن كه بيا اين هم از فرانسه مهد تمدنتون كه ورود دختران با حجاب به مدرسه و دانشگاه رو ممنوع كرده! منهم در جواب گفتم اتفاقاً خيلى با اين كارشون موافقم! وقتى در كشورى به خانمها اجازه تردد در هيچ مكان عمومى بدون حجاب داده نميشه خب چه اشكالى داره كه در كشور ديگرى اجازه تردد با حجاب داده نشه! اين باعث حفظ تعادل در جهان ميشه! پدر سرى تكون دادن و بحث شروع نشده خاتمه يافت
#احمدينژاد #حجاب #ايران #فرنچ_اوپن
#picassomo
Read more
در طول زندگیتون چقدر به واژه #بلندپروازی فکر کردین؟ همه ما فراز و نشیبهایی رو توی زندگیهامون تجربه ...
Media Removed
در طول زندگیتون چقدر به واژه #بلندپروازی فکر کردین؟ همه ما فراز و نشیبهایی رو توی زندگیهامون تجربه کردیم. فرق آدم بلند پرواز اینه که تحت سختترین شرایط هم دست از تلاش برنمیداره و امیدشو از دست نمیده و حتی از شکستهاش درس میگیره. من هم به نوبه خودم فراز و نشیب هایی رو تجربه کردم اما هرگز یادم نمیاد نا ... در طول زندگیتون چقدر به واژه #بلندپروازی فکر کردین؟
همه ما فراز و نشیبهایی رو توی زندگیهامون تجربه کردیم. فرق آدم بلند پرواز اینه که تحت سختترین شرایط هم دست از تلاش برنمیداره و امیدشو از دست نمیده و حتی از شکستهاش درس میگیره. من هم به نوبه خودم فراز و نشیب هایی رو تجربه کردم اما هرگز یادم نمیاد نا امید شده باشم یا دست از تلاش بردارم. از دوران دانشجویی مسیر زندگیم رو از هم سن و‌ سالهای خودم جدا کردم و قوانین خودم رو ساختم. بعد از رسیدن به هر آرزویی برای خودم یه آرزوی بزرگتر میساختم و برای رسیدن بهش همه جوره تلاش کردم. وقتی عاشق آرزوهاتون باشید و از جون و دل واسش مایه بگذارین، حتما به آرزوتون میرسید.
پ.ن : برای #بلندپروازی حتما یک الگوی بزرگ داشته باشین. من همیشه توی شرایط سخت آدمهای بزرگ و موفقی رو الگوی خودم قرار دادم که زندگی های خیلی سختی رو تجربه کردن. مثل اپرا، استیون هاکینز یا استیو جابز... شما هم اگر آدم #بلندپروازی هستین یه عکس در حال پرش بگیرین و از آرزوهاتون و کارهایی که در جهت رسیدن بهش انجام دادین بنویسید و با هشتگ #بلندپروازی به اشتراک بگذارین.
جایزه این چالش دو سفر به اروپا هست.
برای اطلاعات بیشتر به پیج علی بابا سر بزنید 👇
@AlibabaTicket
Sponsored by @alibabaticket & @lufthansa
🍍🧡🍍✨
Read more
. علتی که باعث میشه ما یه متنی رو بخونیم و انگیزه پیدا کنیم و وقتی میایم عمل کنیم یا کوتاه مدت و یکی دو ...
Media Removed
. علتی که باعث میشه ما یه متنی رو بخونیم و انگیزه پیدا کنیم و وقتی میایم عمل کنیم یا کوتاه مدت و یکی دو روزه است یا اصلا انجام نمیشه خیلی ساده است. ولی اول از همه باید یه مفهومی به اسم «ارزش» رو توضیح بدم تا بعدش بگم چه ربطی به پروداکتیویتی و بهره‌وری داره . ارزش یا ارزش‌ها اون چیزهایی هستن که توی زندگی ... .
علتی که باعث میشه ما یه متنی رو بخونیم و انگیزه پیدا کنیم و وقتی میایم عمل کنیم یا کوتاه مدت و یکی دو روزه است یا اصلا انجام نمیشه خیلی ساده است. ولی اول از همه باید یه مفهومی به اسم «ارزش» رو توضیح بدم تا بعدش بگم چه ربطی به پروداکتیویتی و بهره‌وری داره
.
ارزش یا ارزش‌ها اون چیزهایی هستن که توی زندگی برای ما مهم هستن. میتونه مسائل و مفاهیم شخصی باشه تا موضوعات فنی‌تر. مثل بهتر بودن یا منظم بودن یا سر وقت کار رو تحویل دادن و خیلی چیزهای دیگه! در کل ارزش میتونه داشتن روابط بهتر و رشد شخصی باشه تا پیشرفت کاری یا درس و دانشگاه
.
چیزی که باعث میشه ما انگیزه پیدا کنیم و به خاطرش تلاش کنیم همین ارزش‌ها هستن. یعنی یه مفهومی با تمام جوانبش انقدر برای شما مهم میشه که حتی از خوابتون براش می زنین و تلاش میکنین. حالا چرا موتیویشن و انگیزه طولانی مدت روی بعضی از ما نمیمونه؟ چون اون هدف اصلی با ارزش‌هاش گم میشه. مثلا هدف من اینه که درس بخونم ارشد بگیرم چرا چون میخوام هم علمم بیشتر بشه و هم کار پیدا کنم و‌ ارزش این کار اینه که احترام اجتماعیم بیشتر بشه. براش باید چیکار کنم؟ باید درس بخونم و نرم افزار یاد بگیرم و پایان نامه بنویسم. خب چرا نمی نویسم؟ چون اون هدفه با ارزشش گم میشه. چون اطرافیان ، محیط، زندگی روزمره اگر با ارزش‌ ما همسو نباشه و ما هم روی اون هدف مصصم نباشیم کم کم یادمون میره ما ارشد خوندیم چون احترام اجتماعی میخواستیم! تازه این در کنار تمام لحظاتی که بُعدِ راحت‌طلب ما میگه حالا همه که ارشد دارن خیلی پرستیژ اجتماعی دارن و همين تفکر، با قدرت تمام برای چند وقت میزنه کل هدف رو خراب میکنه .
برای همینه که وقتی یه متن انگیزه بخش همینجا می خونیم برای یه لحظه خوشحال میشیم که اِ این همون چیزی بود که من همیشه میخواستم، من دلم میخواست درس بخونم یا سرچ کنم! چرا پس ولش کردم؟ جواب ساده است، هدف کمرنگ شده یا اصلا درست تعریف نشده بوده و تنبلی هم دامن زده بهش
.
کاری که باید بکنیم اینه که فارغ از جامعه و اطرافیان و محیط و نا امیدی و هر بهانه دیگه ای، روی یه کاغذ بنویسم واقعا چی میخوام تو زندگی، اون چیزی که میخوام چه ارزش هایی رو با خودش برای من میاره، آیا من در جهت این هدفم و چیزهایی که میخوام حرکت میکنم یا نه؟ اگر ته دلم ناراحتم چون به سمت چیزی که روحم نیاز داره حرکت نمیکنم پس باید زندگیم رو در همون جهت پیش ببرم. آیا نیاز به انگیزه دارم؟ اگه دارم هم خودم باید ایجاد کنم هم محیطی رو فالو کنم که در راستای هدفم باشه و منو سرزنده نگه داره
.
#با_من_از_امید_بگو 🌱
Read more
... هشت دی ، سالگرد رودیدادیدیست بدموقع ولیکن خوش یمن تولد موجودی که حدود دوازده سال بعد از تولدش ...
Media Removed
... هشت دی ، سالگرد رودیدادیدیست بدموقع ولیکن خوش یمن تولد موجودی که حدود دوازده سال بعد از تولدش باهاش آشنا شدم و دوست شدیم و دوست موندیم!!! به همین راحتی حتی با اینکه فقط دو سال باهم تو یه مدرسه بودیم و فقط یه سال تو یه کلاس!!!! عجیب نیست؟! دبیرستانمون دانشگاهمون حتی محل زندگیمونم همیشه ... ...
هشت دی ، سالگرد رودیدادیدیست بدموقع ولیکن خوش یمن
تولد موجودی که حدود دوازده سال بعد از تولدش باهاش آشنا شدم
و دوست شدیم
و دوست موندیم!!! به همین راحتی
حتی با اینکه فقط دو سال باهم تو یه مدرسه بودیم
و فقط یه سال تو یه کلاس!!!!
عجیب نیست؟!
دبیرستانمون
دانشگاهمون
حتی محل زندگیمونم همیشه از هم دور بود
ولی همیشه باهم بودیم :| =))
و از همه مهم تر!!! تقرییا تمام اخلاقمون برعکس هم بود!!!!! همیشه خدا!!!! و چندین بار شده باهم نشستیم و مرور کردیم و فهمیدیم چقدر اخلاقامون باهم معکوسه؟!؟!؟! و هربار بیشتر به این پی بردیم که چه رفاقت عجیب و صمیمی ای باهم داریم!!!
و همیشه اذعان داشتی که فقط منم که میتونم تحملت کنم 😅 همچنانم داشته باش -_-😂
...
ده سال گذشت مجتبی...
فقط ده سال؟! ولی واقعا برای من خیلی بیشتر از ایناست
و تو هرروز بیشتر تو زندگیم بودی...
هرروز بیشتر نزدیک شدی... و الان شدی کسی که وقتی ما رو باهم میبینن، همه فکر‌میکنن باهم برادریم! با اینکه حتی تفاوت ظاهری زیادی هم داریم!!!!
مجتبی ! به نظرت انرژیِ رابطه ما نیست که این حس رو به بقیه القا میکنه؟! من که اینجوری فکر‌میکنم
...
خلاصه... مرسی که هستی... دمت گرم
...
پ.ن: گذاشتم خودش پست بذاره اول بعد من بذارم
پ.ن۲:عکس جدید ندارم ازش... خیلی وقته عکس نگرفتیم از هم، ایشالا چند روز دیگه میریم یزد عکس میگیریم حسابی
پ.ن۳: تایپوگرافی اسم ایشون که توسط حقیر انجام شد و با ماندالا و این چیز میزا تزیینش کردم ، زدم رو ماگ دادم بهش خیر سرم 😂😂😂 خودش از پارسال ماگ میخواست خب😂😅 ...
#میثاق‌ابن‌صبور
Read more
Loading...
انقدر كوچك و شكننده و در عين حال سخت و پرطاقت ميان اين همه ماشين توى سرما و گرما، شب و روز ميچرخن. تقريباً هرروز ميبينمشون. نميدونم چه كارى از دستم برمياد. يكى دو مرتبه با اون خانمهايى كه ميان و مثلاً مواظبشون هستن حرف زدم، يبار دعواشون هم كردم چونكه يكى از بچه ها رو تشويق ميكردن كه بدون كفش بگرده تا ترحم ... انقدر كوچك و شكننده و در عين حال سخت و پرطاقت ميان اين همه ماشين توى سرما و گرما، شب و روز ميچرخن. تقريباً هرروز ميبينمشون. نميدونم چه كارى از دستم برمياد. يكى دو مرتبه با اون خانمهايى كه ميان و مثلاً مواظبشون هستن حرف زدم، يبار دعواشون هم كردم چونكه يكى از بچه ها رو تشويق ميكردن كه بدون كفش بگرده تا ترحم بيشترى رو در مردم برانگيزه! البته اون خانم ميگفت كه خود بچه از پيش خود اينكار رو ميكنه! اين آدم بزرگهايى كه ميان مواظب اين بچه ها هستن ظاهر سالمى دارن و ميتونن كار كنن ولى شايد سه دليل باعث ميشه كه كار نكنن! يك تنبلى، دو اينكه اين كودكان در چهار راه درامد نسبتاً زيادى دارن بيشتر از پولى كه بزرگترهاشون بتونن با كار عادى دربيارن، سه اينكه همين بزرگترها هم در زمان كودكيشون يعنى وقتى كه بايد تجربه اندوزى ميكردن و مهارتهاى زندگى رو مى آموختن، بين ماشينها پرسه ميزدن و كار ميكردن پس الان كه بزرگ شدن شايد كارى غير از اين بلد نيستن! احتمالاً اين كودكان هم اگر به سن بزرگسالى برسن و جذب كارهاى خلاف نشن، آينده اى بهتر از همين بزرگترها نخواهند داشت😔 يك دور تسلسل باطل! البته همه كودكان كار شرايط يكسانى با اين كودكان ندارن! خيلى از اونها داري خانواده نسبتاً معقولترى هستن ولى بنا به شرايط اقتصادى خانواده مجبور به كار شدن! خيليهاشون از كوليهاى پاكستانى هستن، بعضيهاشون هم از افغانستان ميان ولى در هر حال همه اونها كودك هستن. همه ما اين كودكان رو هرروز در خيابان و كوچه و محل ميبينيم ولى ازكنارشون رد ميشيم. خب كارى هم از دستمون برنمياد! نهادهاى دولتى هم با بيخيالى و بيغيرتى وصف ناپذيرى از كنار اين كودكان كار ميگذرن! البته گاهاً برخوردهاى پليسى رو از بعضى از نهادها اونهم بطور مقطعى ميبينيم كه خب دستشون درد نكنه ايكاش ديگه نبينيم! اين كودكان بخشى از آينده رو به تباهى كشور ما هستن كه ما اهيتى بهشون نميديم. البته بعضيها بيتفاوت نيستن و انجمنها و تشكلهايى رو دائر كردن كه تا حدى به تعداد محدودى از اين كودكان كمك ميكنه ولى اين امر يك اراده ملى همگانى نياز داره، ملت در كنار حكومت. اهميت مشكل كودكان كار از ميزان درصد مالكيت ما بر آبهاى خزر كمتر نيست! فقط ما خودمون رو بخواب زديم و به وجدانمون قرص خواب داديم. هر روز اين كودكان رو ميبينيم، سرى تمون ميديم و رد ميشيم
لعنت به كار كودكان
#نه_به_كار_كودكان #ايران #كودكان_كار
#picassomo
@arfak_ngo
Read more
. خیلی از افرادی که در #عکس می بینید، زمان همین #استارتاپ_ویکند با هم آشنا شدند و شاید پیشتر حتی اسم ...
Media Removed
. خیلی از افرادی که در #عکس می بینید، زمان همین #استارتاپ_ویکند با هم آشنا شدند و شاید پیشتر حتی اسم همدیگر را هم نشنیده بودند... دراین رویداد چون قرار بود به تیم های #استارتاپ مشاوره و راهکار ارائه دهیم ( #منتور رویداد بودیم) نیاز بود خود نیز نشاط و انگیزه می داشتیم، از این رو سعی کردیم از روز اول ... .
خیلی از افرادی که در #عکس می بینید، زمان همین #استارتاپ_ویکند با هم آشنا شدند و شاید پیشتر حتی اسم همدیگر را هم نشنیده بودند...
دراین رویداد چون قرار بود به تیم های #استارتاپ مشاوره و راهکار ارائه دهیم ( #منتور رویداد بودیم) نیاز بود خود نیز نشاط و انگیزه می داشتیم،
از این رو سعی کردیم از روز اول از همدیگر یاد بگیریم و همراهی لازم را با هم داشته باشیم...
شاید دروغ نباشد اگر بگویم با جنبه ترین تیم کاری که تا به امروز دیدم همین تیمی بود که با آن ها در #زنجان همراه بودم...
خیلی راحت همدیگر را نقد می کریم، خیلی راحت کارهای بهتری که می شد انجام داد را به یکدیگر نشان می دادیم و
از همه اینها جالب تر خیلی راحت با اتفاق های کاری شوخی می کردیم و از رفتار های عجیب اتفاق افتاده طنز می ساختیم و با هم دیگر به اتفاقات می خندیدیم... ((فقط خدا و بچه هایی که با ما بودند می دانند ما آن شب (شب دوم که عکس نیز مرتبط با آن است) ؛ چقدر خندیدیم و خوشحال بودیم...)) همین اتفاق ها باعث شد ما بنیانگذار #تئاتر در ارائه های تیم های استارتاپ شویم و باب جالبی را در این گونه #رویداد ها باز کنیم...
در علم #مدیریت ثابت شده همین نشاط، شور و انرژی باعث افزایش بهره وری پرسنل می شود، #وفاداری آنها را به مجموعه بیشتر می کند و به پیشرفت آنها سرعت بیشتری می دهد....
.
.
همه ما تقریبا مطمئن بودیم که شاید دیگر، زمانی پیش نیاید که در کنار هم باشیم؛ این گذرا و کوتاه بودن عمر #سفر و #همکاری باعث نشد
که برای یکدیگر مهم نباشیم و از همین زمان اندک کنار هم بودن #لذت نبریم...
تجربه زندگی و کار به من ثابت کرده باید قدر لحظه ها را دانست، لحظه هایی که شاید هیچ زمان دیگری تکرار نشوند
یا ما فرصت نداشته باشیم مشابه این لحظه را دوباره تجربه کنیم...
.
.
پ.ن : تشکر از #آرش_سروری عزیز که این فرصت را به من داد تا این چنین تجربه گرانی را بدست آورم
@arashsoruri . .
.
و تشکر همه بزرگوارانی که در این رویداد افتخار همراهیشون را به من دادند.....
Read more
الهى و ربى ظلمت نفسى الان كه قدم مى زنم تو اين هواى بارونىِ آبانىِ پاييزى فك ميكنم به خودم يه عاشقى به اعتبار و معناى واقعى كلمه مديون هستم و دچار ظلم بزرگِ عاشق نشدن و بدون عشق زندگى كردنم من كلا آدمى م كه خيلى سخت اعتماد ميكنم به جنس مخالفم ولى واقعا شرايط و جو جامعه و شنيدن آمار عجيب و غريب طلاق تو هم ... الهى و ربى ظلمت نفسى
الان كه قدم مى زنم تو اين هواى بارونىِ آبانىِ پاييزى فك ميكنم به خودم يه عاشقى به اعتبار و معناى واقعى كلمه مديون هستم و دچار ظلم بزرگِ عاشق نشدن و بدون عشق زندگى كردنم
من كلا آدمى م كه خيلى سخت اعتماد ميكنم به جنس مخالفم ولى واقعا شرايط و جو جامعه و شنيدن آمار عجيب و غريب طلاق تو هم سن و سالاى خودم
بى تاثير نيست تو تاخير عاشق شدنم
شايد شمام مثل خيلي از دوستان و دشمنام بهم بگين خب لااقل دوستى رو تجربه كن؟! ولى از اولشم از اين سوسول بازياى دوست دختر ، دوست پسرى و دوست اجتماعى داشتن خوشم نميومد ونمياد البته سر اين قضيه هم تو دانشگاه و هم تو جامعه اذيت شدم و شايد براى خيليا عادى باشه ولى من مدلم اين طوريه
نمى دونم شايد دليل اين همه مقاومت اين بوده كه مى خواستم تمام عشقم رو فقط نصيب يك نفر كنم♥️
نمى دونم شايد تا حالا واقعا فرصت عاشق شدن برام پيش نيومده يا شايد انقدر از بچگى به فكر درس خوندن و پيشرفت كردن و مقام كسب كردن بودم وقت و فرصت عاشقى رو نداشتم يا شايد اصلا عاشق شدن رو بلد نيستم؟!
به قول #نرگس_صرافيان_طوفان " يك بار ديگر برايمان عشق رو معنى كنين" تا من و نسل منم عشق رو ياد بگيريم عاشقى رو بلد شيم
كارگردانان ، نويسندگان، شاعران، ترانه سرايان، خوانندگان، تهيه كنندگان، هنرمندان لطفا كمتر راجع به موضوع خيانت كردن فيلم بسازيد و سناريو و ترانه بنويسيد لطفا عاشقى رو يادمون بدين🙏🏻 اگر عشق
آخرين عبادت ما نيست
پس آمده ايم اينجا
براى كدام درد بى شفا
شعر بخوانيم و باز به خانه برگرديم؟
#سيد_على_صالحى
Read more
Loading...
. تمام مطالب این نوشته، برداشت های شخصی بندست و هیچ الزامی در درست بودن اون ها نیست . ما بزرگ و نادانیم مثل ...
Media Removed
. تمام مطالب این نوشته، برداشت های شخصی بندست و هیچ الزامی در درست بودن اون ها نیست . ما بزرگ و نادانیم مثل گاو مینوشیم مرتعی سرابی را . قحطی است و میدانیم گریه غرق خواهد کرد اسب‌های آبی را . مخاطب این شعر، انسان نوعی هست و در تمام بندهای این شعر، شاعر داره انسان رو با حیوان مقایسه میکنه و خوی ... .
تمام مطالب این نوشته، برداشت های شخصی بندست و هیچ الزامی در درست بودن اون ها نیست
.
ما بزرگ و نادانیم
مثل گاو مینوشیم
مرتعی سرابی را
.
قحطی است و میدانیم
گریه غرق خواهد کرد
اسب‌های آبی را
.
مخاطب این شعر، انسان نوعی هست و در تمام بندهای این شعر، شاعر داره انسان رو با حیوان مقایسه میکنه و خوی حیوانی انسان رو به نمایش میذاره.

در ابتدا میگه گرچه ما بزرگ (از لحاظ ظاهری) هستیم اما از لحاظ عقلی کاملا نادان هستیم. مثل یک گاو که تا سرحد ترکیدن میخوره و مینوشه ما هم مشغول نشخوار کردن هستیم و اصلا درک نمیکنیم چیزی که داریم مینوشیم آب نیست بلکه سرابه! یعنی حقیقت نیست و فقط مَجاز و کذب و دروغه! (این دیدگاه رو توی شعر جهان فاسد هم شاهد بودیم)

ولی چیزی که در واقع وجود داره فقط و فقط قحطیه ! ما هم میدونم که یه روز اونقدر گریه می کنیم که اسب آبی هم از شدت گریه هامون غرق بشه.
.
(من خیلی تو ادبیات نمادین دنبال اسب آبی گشتم ولی چیز خاصی یافت نکردم. تنها نکته اینه که اسب آبی یک جانور دوزیست هست و طبیعتا غرق نمیشه و اغراق غرق شدنش حاکی از شدت گریه ها و بدبختی پیش روی انسان هاست!)
.
هم درشت و غمگینیم
هم سیاه و بدبینیم
.
هم برای آبادی
قطره‌ ای نمیباریم
هم نگه نمیداریم
حُرمت خرابی را
.
درشت در اینجا، هم میتونه از لحاظ ظاهری باشه (مثل گاو) و هم معنی دیگه درشت یعنی خشن یا نگران باشه.
میگه ما بدون امید هستیم (سیاه هستیم) و با اینکه تو قحطی به سر می بریم هیچ اقدامی برای آبادی نمی کنیم! و نه تنها برای آبادی قدم برنمیداریم بلکه به ویرانه ها هم احترام نمیذاریم. اگر چیزی یا کسی ویرانه و خراب شد به جای دلداری دادن بهش توهین میکنیم.
(ضمنا این خرابی میتونه حال خراب یک انسان هم باشه)
در کل یعنی ما نه قدمی برای آبادی برمیداریم نه برای خرابی هامون دل میسوزونیم. منفعل و بی تحرک روزگارمون رو سپری میکنیم. .
شب که میشود خوابیم
صبح و ظهر هم خوابیم
عصر هم که تا شب خواب
شب دوباره تا شب خواب
.
توی خواب می‌بینیم
روز آفتابی را
.
باز هم مثل بند قبل (و حتی شعر جهان فاسد) داره میگه که ما کاملا منفعل هستیم و تمام عمرمون رو در غفلت هستیم. شاعر با شروع از شب قبل و رسیدن به شب بعد داره یک سیکل کامل از انفعال رو به نمایش میذاره! و میگه تنها جایی که به فکر تحرک و روز (آگاهی و پیشرفت) هستیم توی همون خواب غفلته! فکر کنم این بند شرح حال خیلیامون باشه که تمام عمر درجا زدیم و همیشه در حال رویاپردازی بودیم ولی همت نکردیم هیچ کدوم رویاهامونو عملی کنیم.
.
ادامه در کامنت
#بررسی_ابراهیم
Read more
Walking toward a clear destiny. اینجا عراق است، نزدیکی های طویرج . ساعت دوازده شب شده و در جاده اصلی ...
Media Removed
Walking toward a clear destiny. اینجا عراق است، نزدیکی های طویرج . ساعت دوازده شب شده و در جاده اصلی کمتر کسی می گذرد. سر لجبازی حنیف با مدیر گروه -که ما شاخیم‌‌ و می خواهیم شب هم به راه رفتن ادامه دهیم - در سوز سرمای عراقی با دو خروار چمدان جریمه حیران مانده ایم که چه کنیم. موکب ها پرشده اند و جایی برای ... Walking toward a clear destiny.
اینجا عراق است، نزدیکی های طویرج .
ساعت دوازده شب شده و در جاده اصلی کمتر کسی می گذرد. سر لجبازی حنیف با مدیر گروه -که ما شاخیم‌‌ و می خواهیم شب هم به راه رفتن ادامه دهیم - در سوز سرمای عراقی با دو خروار چمدان جریمه حیران مانده ایم که چه کنیم. موکب ها پرشده اند و جایی برای خوابیدن نیست و ماشینی هم که رد نمی شود. پاها هم عمراً نای رفتن ندارند.
دلم نیامده بود حنیف را تنها بگذارم . کمی هم ماجراجویی درونم زنده شده بود و حالا فقط به خودم فحش می دادم.
"گشنمه.چه کنیم به نظرت؟ "این را حنیف در حالی می پرسد که برای مقابله با سرما ، پالتوی زنانه ای را هم از بین چمدان ها پیدا کرده و پوشیده. به جای "نمی دانم" می گویم "چه می دانم " و حنیف را که مثل پنگوئن با پالتوی زنانه ی بلند تا زانویش به سمت موکب روشنی در دوردست می رود تماشا می کنم. من هم پا می شوم به سمت آتشی می روم که آنسوتر برپاست و چندنفری دورش نشسته اند. یکی شان پوست ش تیره می زند که احتمالا باید هندی باشد . هللو می کنم و از کجایی و تو یکی چرا این موقع شب اینجایی . آن یکی عراقی ست و از اطراف است .صحبت که گرم می شود کاروانی از کانادایی ها هم سر می رسند. شب برایشان راحت تر است تا روز که همه ش سوژه شوند. به یکی شان که ریش بلند طلایی دارد می گویم.سلام. از کجایی؟ مونترآل؟ من مونترآل دوست زیاد دارم.
اسمش جرمی است.(بعدها در توئیتر پیدایش کردم. عجب مبلّغ فعالی ست. آی دی اش : T_I_Perspective)
سر صحبت از مشخصات راه باقیمانده باز می شود. پسرهندی هم وارد دیالوگ می شود و جوان عراقی هم کلیاتی را می فهمد. جرمی از اوضاع کار و دانشگاهش می گوید و اینکه تا‌کی اینجایند.
پسران گرم صحبت‌اند. نور آتش روی صورت های خسته از راهشان افتاده و تفاوت رنگ ها کمتر حس می شود.

حرارت صاحب مسیر ، ما را خوشرنگ کرده بود.انگار حسین، داستان زندگی ما را برای هم خواندنی کرده بود.

کمی بعد جابجا می شویم که حنیف هم بیاید بنشیند ، با چند تکه نان گرم در دستش. @hanif1373

#گره_پنجم : گره کمربند رزم ، وقتی برای شیرین ترین خدمت به کمر غلام سیاه محکم می شد.
دقایقی پیش گفته بودند تو آزادی که بروی.
اما گفته بود:خب قبول که من نسبم ضعیف است و رنگم سیاه است و بوی خوبی ندارم ؛اما مولای رو سپیدکننده ام را که تنها نمی گذارم!
طوری سخن کرده بود که دم آخری خیلی دعای امام بدرقه اش شود.

نقل است آن جنازه ها که کس و کاری داشتند زودتر دفن شدند.
اما تا چندروز بگذرد و کسی بیاید غلام عاشق را هم دفن کند ، بوی خوش بدنش کل صحرا را گرفته بود.
#جناب_جون
Read more
. آره، بازم اومدم بگم "میدونید... یه روزهایی هست که..." که سرتون رو ببرم! ولی از روزی بگم که دست آدم ...
Media Removed
. آره، بازم اومدم بگم "میدونید... یه روزهایی هست که..." که سرتون رو ببرم! ولی از روزی بگم که دست آدم میخوره و اشتباهی اسکرین شات میگیره. روزی که یهو با "خب بیاین بعد کلاس بریم! برای من که فرقی نمیکنه! " تغییر میکنه و طولانی تر میشه و حاصل میشه در: -خارج از برنامه اومدید امروز! -آره دیگه، نشد دیروز ... .
آره، بازم اومدم بگم "میدونید... یه روزهایی هست که..." که سرتون رو ببرم!
ولی از روزی بگم که دست آدم میخوره و اشتباهی اسکرین شات میگیره.
روزی که یهو با "خب بیاین بعد کلاس بریم! برای من که فرقی نمیکنه! " تغییر میکنه و طولانی تر میشه و حاصل میشه در:
-خارج از برنامه اومدید امروز! -آره دیگه، نشد دیروز بیایم. -یه نفرتون کمه که! اون نمیاد؟
-نه، متاسفانه. امروز نمیاد. خیلی تعریف کرده بودم از اینجا، گفتند که بیارمشون. -آره، خیلی تعریف کرده بود!
-راست میگه... - آی رِد؟ یا یه چیز دیگه؟!
-خب، آی رِد بگیر!! تو که خیلی دوست داشتی امتحانش کنی! بیا، کادو تولدت! -چی بگیریم، حاجی؟
-شربت؟ شیک؟ گلاسه؟ -کدومش بهتره؟ - چی بگیریم؟ -خب، خودت اول انتخاب کن! -اووی.. ساعت شیش! -تُرک! - ها؟
- خب این کودک آزاریه!!!
- *صد و هشتاد درجه بر میگردد پشت *
- ما، سه تاییم. -ما هم سه تاییم. - ما هم همین‌طور! -ما چهار تاییم. - چند سال تک فرزند بودی؟
- از من الان هیکلش بزرگ تره!
-ته تغاری نبودید شما!
- سلام قناری! -اَییییییییییییی!!!!
-واقعا؟! - این میخواد ما رو بُکُشه.
-الان یکی از تاریکی میپره بیرون، خفتمون میکنه. - من پام تا صورتش میرسه، ولی پای اون تا گردن من میرسه!! - قرار نبود بزنی هااا!! -من معذرت میخوام...! - من نگران سلامتیتونم!
-من شما رو نمیشناسم! .
-خیلی ببخشید سر و صدا کردیم...
- اره، دیگه این رو با خودمون نمیاریم!
Read more
Loading...
اختصاصی جایگاه ۳۶: : میگن الدحیل الان قوی ترین تیم آسیاست بی راه هم نمیگن از نظر بازیکن و بودجه ...
Media Removed
اختصاصی جایگاه ۳۶: : میگن الدحیل الان قوی ترین تیم آسیاست بی راه هم نمیگن از نظر بازیکن و بودجه و امکانات و هر چیزی که فکرشو کنید تیمی که از تیم ملی شون هم قوی تره یه تیم قدرتمند توی زمین و یه تیم به همون اندازه قدرتمند هم روی نیمکت تیم ما ولی سیزده تا بازیکن بیشتر نداره الدحیل تیم قدرتمند خودش ... اختصاصی جایگاه ۳۶:
:
میگن الدحیل الان قوی ترین تیم آسیاست
بی راه هم نمیگن
از نظر بازیکن و بودجه و امکانات و هر چیزی که فکرشو کنید
تیمی که از تیم ملی شون هم قوی تره
یه تیم قدرتمند توی زمین و یه تیم به همون اندازه قدرتمند هم روی نیمکت
تیم ما ولی سیزده تا بازیکن بیشتر نداره
الدحیل تیم قدرتمند خودش رو تقویت کرده
چند تا بازیکن اصلی ما هم رفتن
که پیشرفت کنن
هه
بگذریم
مسئولین قطری براشون سنگ تموم گذاشتن
مسئولین ما هم
هه
ده روز قبل بازی با ما هیچ بازی براشون نذاشتن...
اینجا چهار روز قبل بازی ، واسه ما بازی گذاشتن پنج تا بازی کردیم
سه تاش بیرون خونه از شمال شرقی ترین نقطه تا جنوبی ترین نقطه...
توی گرمای شدیدزیر بارون سنگ
به ما نگاه ملی هم دارن تازه...
هه پاسپورت بازیکن ما توی کشوشون بود می گفتن تحویل دادیم
هیچی دیگه
از پرواز و مهم ترین تمرین جا موند
ما رو به خیر تو امید نیست
با همه این حرفا
اگه تیمت رو از پیش بازنده می دونی
ما رو به خیر و شما رو به سلامت
یادت رفته با چه شرایطی و چند تا بازیکن تا نیمه نهایی رفتیم و داوری افتضاح باعث حذفمون شد...؟
یادت رفته هشتاد دقیقه ده نفره بودیم توی زمین حریف ولی حریفمون نشدن...؟
یادت رفته اون موقع هم تقریبا سیزده تا بازیکن داشتیم...؟
اگه یادت نرفته که حق نداری فکر کنی تیمت حرفی برای گفتن نداره شرایط سخت رو گذروندیم قبلا
حالا که این تیم عشق تر هم هست
که هر نتیجه ای پیش بیاد
حتی اگه خدایی نکرده نتیجه هم نگیریم ، مطمئنیم که از جون مایه گذاشتن
بعد بازی هر نتیجه ای به دست بیاد ، ما عاشق تریم
اینجا هیچ کس هوای تیم ما رو نداشت
هر کی رسید یه سنگ هم انداخت جلوی پامون تو ولی هوای تیم ما رو داشته باش خدا
اين يه متن زيبا تقديم مي كنم به هواداران وجايگاه 36 ايشالله فردا. يه بازي خوب بببينيم
@mohamad_rafeii021
@mohamad_nikkkhah36
@abbas_esmailbeygi
@davood6kashani
Read more
روزگارتان خوش خيلى وقته با خودم كلنجار مى رم كه عكس تو پيجم بزارم يا نه؟!<span class="emoji emoji1f614"></span> درچند ماه اخير هر روز خبراى ...
Media Removed
روزگارتان خوش خيلى وقته با خودم كلنجار مى رم كه عكس تو پيجم بزارم يا نه؟! درچند ماه اخير هر روز خبراى بد و استرس زا ايران ما بوده و هست مى دونم حتى توى كشورهايى كه جنگ هم وجود دارد جوان ها عاشق مى شوند، ازدواج مى كنند و بچه دار مى شوند، مى دونم بچه ها بازى مى كنند و شيطنتشون ادامه دارد! بعضى روزها كه ... روزگارتان خوش
خيلى وقته با خودم كلنجار مى رم كه عكس تو پيجم بزارم يا نه؟!😔
درچند ماه اخير هر روز خبراى بد و استرس زا ايران ما بوده و هست😔
مى دونم حتى توى كشورهايى كه جنگ هم وجود دارد جوان ها عاشق مى شوند، ازدواج مى كنند و بچه دار مى شوند، مى دونم بچه ها بازى مى كنند و شيطنتشون ادامه دارد!
بعضى روزها كه حالم بهتره عكاسى مى كنم چون روز اول كه پيجم رو باز كردم جهت يادگارى و آرشيو براى خودم بود و فكر نمى كردم كلى دوست مجازى و حقيقى پيدا كنم كه حتى وقتى فعال نيستم آنفالو نمى كنن و پيام مى فرستند كه بى خبرى!
حتى به اين فكر كردم مدتى پيجم را قفل كنم ولى واقعيت لطف همون دوستان باعث شد اين كار رو نكنم.
و اينكه اگر عكسى هم مى گذاريم نشون دهنده ى اين نيست كه ( همه چى آرومه من چقدر خوشحالم😉 )
ولى زندگى هم ادامه دارد و جلو جريانش رو نمى شود گرفت!
و اينكه ما به جز ديدن خبرهاى تاسف بار نياز به زيبايى ها هم داريم.
واقعيت ميزان اضطرابى كه من درون مراجعين عاديم مي بينم نه مراجعينى كه بيمار روانى محسوب مى شوند برايم بسيار جاى نگرانى دارد
پس لطفا خوبى و مهربانى را تمرين كنيم و گسترش دهيم.
لطفا زير عكس ها و مطالبى كه اينستا مى بينيد كامنت منفى و ناسزا ننويسيد .
فردى كه حرفى مى زند در جهت تحريك بقيه دنبال گرفتن توجه منفى هست و از ناسزاهاى شما ناراحت نمى شود بلكه اين شما هستيد كه عصبى مى شويد.
ممنون از همراهى همه ى دوستان
خواندن كامنت هاى شما هميشه به من انرژى داده .
———————————
دوستان براى گرفتن وقت مشاوره حضورى مى توانيد با شماره ى ٠٩٠٣٥٦٧٧٥٥٦ در غرب تهران ساعت ٢-٤ تماس بگيريد
Read more
... عصر دیروز دوست عزیزی پی ام داد و این عکس را هم فرستاد و نوشت : ببین قهوه سرد رفت چاپ پنجاه و نه، به نظرت ...
Media Removed
... عصر دیروز دوست عزیزی پی ام داد و این عکس را هم فرستاد و نوشت : ببین قهوه سرد رفت چاپ پنجاه و نه، به نظرت نباید فاتحه داستان رو خوند ؟من نوشتم : از این جملات ناشیانه و احساسی استفاده نکن.ادبیات با همه ضعف و قوتش همواره در مسیر خودش پیش رفته.بله! من و بسیاری از دوستان این کتاب را تا جایی خواندیم، آن را ... ...
عصر دیروز دوست عزیزی پی ام داد و این عکس را هم فرستاد و نوشت : ببین قهوه سرد رفت چاپ پنجاه و نه، به نظرت نباید فاتحه داستان رو خوند ؟من نوشتم : از این جملات ناشیانه و احساسی استفاده نکن.ادبیات با همه ضعف و قوتش همواره در مسیر خودش پیش رفته.بله! من و بسیاری از دوستان این کتاب را تا جایی خواندیم، آن را نپسندیدیم و گذاشتیم کنار ،این دلیل نمی شود که دیگران هم به رویه ما عمل کنند و اثر آقای روزبه معین را نخوانند! نوشت : یعنی مشکلی نداری ؟ اوکی الان؟ نوشتم : مشکل برای چی؟ نه مثل همیشه فقط میتونم آرزوی موفقیت کنم.بعد عکس کتاب های دیگری را فرستاد.بیشتر کتاب هااز نشر آرینا و علی و شادان بودند. مثلا کتابی بالغ بر نهصد صفحه با قیمت حدودا صد هزار تومان که به چاپ چندم هم رسیده بود و نوشت : اینا رو چی میگی؟ گفتم : برای این کتاب و نویسنده اش هم خوشحالم .به هر حال با این اوضاع وخیم اقتصادی یک کتاب با این قیمت به چاپ چندم رسیده، موفقیت کمی نیست و این نشان دهنده آن است که مردم ما هنوز کتاب می خوانند و حالا چنانچه روزی کتاب هم نخوانند اصلا اشکالی ندارد ؛ مگر به زور می توان کسی را کتاب خوان کرد؟؟سال هاست بر کوس کتاب خوانی می زنیم،اصلا شاید مردم ترجیح می دهند به جای کتاب، تفریح و سرگرمی دیگری برای خود انتخاب کنند دخلش به من و تو چه ؟؟ما شدیم خیر خواه ملت ؟؟ ندیدی آن ها که یک عمر دم از خیرخواهی زدند همین خیرخواهی آخر کار دستشان داد؟ بعد نوشت : من موندم اینا چطور قلمشون می چرخه که سالی چند کتاب هفتصد هشتصد صفحه ای منتشر می کنن؟ نوشتم : منو وارد حاشیه نکن. برو از خودشون بپرس. الان هر نویسنده ای واسه خودش صفحه شخصی داره . نوشت : تکلیف جدی نویس ها چی می شه؟؟ نوشتم : من فقط میتوانم برای خودم تعیین تکلیف کنم و تمام ؛ در آخر نوشت :من فکر می کنم تو واقعا چنج شدی! منم نوشتم : نمیدونم شاید ... #ادبیات_داستانی
#داستان_ایرانی
#نویسنده_ایرانی
#داستان
#داستان_کوتاه
#رمان_نویسی
#روزبه_معین
#نشرآرینا
#نشر_علی
#نشرشادان
#کتاب_زرد
#قهوه_سرد_آقای_نویسنده
Read more
شب یلدا نزدیک است و «زیین» هم در آستانه شش سالگی قرار دارد. زییین از اولین روزها که صرفا ایده‌ای در ذهن ...
Media Removed
شب یلدا نزدیک است و «زیین» هم در آستانه شش سالگی قرار دارد. زییین از اولین روزها که صرفا ایده‌ای در ذهن ما بود تا امروز که با همراهی جمعی از بهترین و خوش‌سلیقه‌ترین هنرمندان ایران و حمایت شما به اینجا رسیده، همیشه خط و مشی و اصل اولیه کار ما در انداختن طرحی نو در دنیای صنایع دستی و هنر ایرانی بوده است. تلاش ... شب یلدا نزدیک است و «زیین» هم در آستانه شش سالگی قرار دارد. زییین از اولین روزها که صرفا ایده‌ای در ذهن ما بود تا امروز که با همراهی جمعی از بهترین و خوش‌سلیقه‌ترین هنرمندان ایران و حمایت شما به اینجا رسیده، همیشه خط و مشی و اصل اولیه کار ما در انداختن طرحی نو در دنیای صنایع دستی و هنر ایرانی بوده است.
تلاش ما در همه این سال‌ها همزمان هم حمایت از هنرهای دستی اصیل و با کیفیت هنرمندان چهارگوشه کشورمان بوده و هم تلاش برای رونق و بهبود وضعیت معیشت این هنرمندان. همچنین در این مسیر هدف‌گذاری و برنامه‌ریزی دیگر ما گام برداشتن در مسیر بازطراحی و ارتقای کیفی و بصری آثار هنری و صنایع‌دستی ایرانی با هدف نزدیک کردن این آثار به سلیقه مخاطبان امروزی و نسل‌های جدید هم در ایران و هم در دیگر نقاط جهان بوده است.
این روزهای آخر پاییزی که چیزی به فرارسیدن شب یلدا باقی نمانده است، «زییین» به روال سال‌های قبل از چند محصول جدید خود که حاصل بازطراحی (redesign) بخشی از صنایع‌دستی اصیل ایرانی است رونمایی خواهد کرد.
یکی از این محصولات مسندها یا تشک‌های پنبه‌ای است. سالیان سال تشک‌ها و مسندهای پر شده از پنبه، اصلی‌ترین و فراگیرترین زیراندازها نزد همه اقوام ایرانی بود. ایرانیان پنبه‌های کشت شده در کشتزارهای طبیعی را برداشت می‌کردند و به دست هنرمندان خوش‌سلیقه‌ی پنبه‌زن آماده به‌کارگیری در هنر دستی لحاف‌دوزی و تشک‌دوزی می‌شد. هنوز هم در خانه‌های پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌هایمان تشک‌های پنبه‌ای به یادگار مانده از گذشته باقی مانده‌اند و خواب‌شان رونق دارد و یادآور خاطرات خوش گذشته است. اما سال‌هاست که این صنعت دستی خلاقانه رو به زوال رفته است.
«زییین» بار دیگر این هنر دستی ارزشمند را احیا کرده و با بازطراحی و نوسازی دوباره آن را زنده کرده است. یکی از اصلی‌ترین دلایل ما برای بازطراحی و نوسازی هنر تشک‌دوزی، نجات یک هنر خلاقانه و صنایع‌دستی ارزشمند از زوال و نابودی است. تشک‌دوزان سنتی سال‌هاست رونق کارشان کساد شده و به شکوفایی روزگاران گذشته نیست. با دمیدن روحی تازه در این هنر و طراحی تشک‌ها و مسندهایی باب طبع سلیقه و نگاه امروزی، تلاش می‌کنیم این هنر دستی را دوباره به چرخه تولید برگردانیم و هنرمندان این عرصه را به تداوم کارشان امیدوار کنیم. این امیدواری هم نانی بر سر سفره‌های این هنرمندان خواهد برد و هم فرزندان و شاگردانشان را ترغیب می‌کند که شغل پدران و استادان خود را دنبال کنند. اینگونه این هنر سنتی و همیشگیِ ایرانی، از دست زوال و فراموشی نجات پیدا خواهد کرد. «زییین» این محصولات را با عنوان «پهل
Read more
. شب یلدا نزدیک است و «زییین» هم در آستانه شش سالگی قرار دارد. زییین از اولین روزها که صرفا ایده‌ای ...
Media Removed
. شب یلدا نزدیک است و «زییین» هم در آستانه شش سالگی قرار دارد. زییین از اولین روزها که صرفا ایده‌ای در ذهن ما بود تا امروز که با همراهی جمعی از بهترین و خوش‌سلیقه‌ترین هنرمندان ایران و حمایت شما به اینجا رسیده، همیشه خط و مشی و اصل اولیه کار ما در انداختن طرحی نو در دنیای صنایع دستی و هنر ایرانی بوده است. ... .
شب یلدا نزدیک است و «زییین» هم در آستانه شش سالگی قرار دارد. زییین از اولین روزها که صرفا ایده‌ای در ذهن ما بود تا امروز که با همراهی جمعی از بهترین و خوش‌سلیقه‌ترین هنرمندان ایران و حمایت شما به اینجا رسیده، همیشه خط و مشی و اصل اولیه کار ما در انداختن طرحی نو در دنیای صنایع دستی و هنر ایرانی بوده است.
تلاش ما در همه این سال‌ها همزمان هم حمایت از هنرهای دستی اصیل و با کیفیت هنرمندان چهارگوشه کشورمان بوده و هم تلاش برای رونق و بهبود وضعیت معیشت این هنرمندان. همچنین در این مسیر هدف‌گذاری و برنامه‌ریزی دیگر ما گام برداشتن در مسیر بازطراحی و ارتقای کیفی و بصری آثار هنری و صنایع‌دستی ایرانی با هدف نزدیک کردن این آثار به سلیقه مخاطبان امروزی و نسل‌های جدید هم در ایران و هم در دیگر نقاط جهان بوده است.
این روزهای آخر پاییزی که چیزی به فرارسیدن شب یلدا باقی نمانده است، «زییین» به روال سال‌های قبل از چند محصول جدید خود که حاصل بازطراحی (redesign) بخشی از صنایع‌دستی اصیل ایرانی است رونمایی خواهد کرد.
یکی از این محصولات مسندها یا تشک‌های پنبه‌ای است. سالیان سال تشک‌ها و مسندهای پر شده از پنبه، اصلی‌ترین و فراگیرترین زیراندازها نزد همه اقوام ایرانی بود. ایرانیان پنبه‌های کشت شده در کشتزارهای طبیعی را برداشت می‌کردند و به دست هنرمندان خوش‌سلیقه‌ی پنبه‌زن آماده به‌کارگیری در هنر دستی لحاف‌دوزی و تشک‌دوزی می‌شد. هنوز هم در خانه‌های پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌هایمان تشک‌های پنبه‌ای به یادگار مانده از گذشته باقی مانده‌اند و خواب‌شان رونق دارد و یادآور خاطرات خوش گذشته است. اما سال‌هاست که این صنعت دستی خلاقانه رو به زوال رفته است. «زییین» بار دیگر این هنر دستی ارزشمند را احیا کرده و با بازطراحی و نوسازی دوباره آن را زنده کرده است. یکی از اصلی‌ترین دلایل ما برای بازطراحی و نوسازی هنر تشک‌دوزی، نجات یک هنر خلاقانه و صنایع‌دستی ارزشمند از زوال و نابودی است. تشک‌دوزان سنتی سال‌هاست رونق کارشان کساد شده و به شکوفایی روزگاران گذشته نیست. با دمیدن روحی تازه در این هنر و طراحی تشک‌ها و مسندهایی باب طبع سلیقه و نگاه امروزی، تلاش می‌کنیم این هنر دستی را دوباره به چرخه تولید برگردانیم و هنرمندان این عرصه را به تداوم کارشان امیدوار کنیم. این امیدواری هم نانی بر سر سفره‌های این هنرمندان خواهد برد و هم فرزندان و شاگردانشان را ترغیب می‌کند که شغل پدران و استادان خود را دنبال کنند. اینگونه این هنر سنتی و همیشگیِ ایرانی، از دست زوال و فراموشی نجات پیدا خواهد کرد.
Read more
My name is Nounou what's your name ?! <span class="emoji emoji1f431"></span> از خیلی قبل عاشق گربه ها بودم‌ ، حتی بچه‌ که بودم یه گربه از توی ...
Media Removed
My name is Nounou what's your name ?! از خیلی قبل عاشق گربه ها بودم‌ ، حتی بچه‌ که بودم یه گربه از توی جوب در حال مرگ با برادرام پیدا کردیم و به فرزند خوندگی قبولش کردیم ، اسمش سیسیل بود و سر تا پا سیاه ، سیسیل شد تمام زندگیمون ، صبحا به عشق اون بیدارو شبا با اون می خوابیدیم خواهر برادری ، تا اینکه یه روز مامانم ... My name is Nounou what's your name ?! 🐱
از خیلی قبل عاشق گربه ها بودم‌ ، حتی بچه‌ که بودم یه گربه از توی جوب در حال مرگ با برادرام پیدا کردیم و به فرزند خوندگی قبولش کردیم ، اسمش سیسیل بود و سر تا پا سیاه ، سیسیل شد تمام زندگیمون ، صبحا به عشق اون بیدارو شبا با اون می خوابیدیم خواهر برادری ، تا اینکه یه روز مامانم وقتی دید خیلی بهش عادت کردیم از ترس مریضی و این داستانا که هر روز بعضی از خانومای بی اطلاع فامیل تو گوش مامانم می خوندن سیسیل رو از ما جدا کرد ، همون روز که نزدیک خونه مامان بزرگم ، سیسیل توسط مامان بزرگ ول شد تو کوچه ، بچه های همسایه دارِش زدن و سیسیل و کشتن چرا ؟! به کدوم گناه نمی دونم.... سال ها گذشت و من همچنان عاشق گربه اما بدون اجازه ی داشتنش .... تا که یه روز وقتی در بالکن و باز کردم دیدم یه مهمون دارم ، حالا این مهمون شده صاحب خونه و قلب ما رو دزدیده ، شاید روح سیسیل تو یه بدن دیگه اومده پیش مامانش که هنوز بعد از این همه سال فراموشش نکرده 🤭 البته این رو هم بگم که اندازه یک سال یه گربه باعث شد یه کم من از گربه ها دور شم و کمتر دوسشون داشته باشم تا اینکه نونو پیداش شد . این هم بگم من همیشه مخالف پرداخت مبلغ های زیاد برای خریدن گربه و سگ با نژاد های گرون قیمت و کمیاب هستم ، چون احساس می کنم اون فرشته ها هم که تو خیابون هستن حق زندگی و مراقبت دارن نظر شما چیه ؟! شما گربه دوست دارین ؟! حیوون خونگی دارین ؟! سگ یا گربه ؟! #cat #catlovers #mygirl #nounou #mylittlecat
Read more
چهل ساله هر موقع جا کم میارن یا با شهدا پر میکنن یا زن وبچه #شهدا رو بلند میکنن یکی رو جاشون میشونن از تلخ ترین خاطرات دوران دبستانم اینه که در مدرسه که اتفاقا اسمش #آبشناسان و #شاهد بود بچه ها رو دوگروه کرده بودند یه گروه لاله ها بودند که معلومه فرزند شهید بودند یه گروه گل سرخ که بچه هایی بودند که سایه ... چهل ساله هر موقع جا کم میارن یا با شهدا پر میکنن یا زن وبچه #شهدا رو بلند میکنن یکی رو جاشون میشونن
از تلخ ترین خاطرات دوران دبستانم اینه که در مدرسه که اتفاقا اسمش #آبشناسان و #شاهد بود بچه ها رو دوگروه کرده بودند یه گروه لاله ها بودند که معلومه فرزند شهید بودند یه گروه گل سرخ که بچه هایی بودند که سایه پدر بر سر داشتند
اما تلخیش اینجا بود که هر موقع میخواستن #تنبیه کنن بچه ها رو از گروه #لاله ها میاوردن سر صف و با خط کش و شلنگ میزدن آن هم بدون بهانه یا از صف میاوردنشون بیرون و بشین پاشو میدادن
بعضا هم گل های سرخ وسط حیاط می ایستادن و گلهای لاله دور حیاط پامرغی میرفتن تا عبرتی باشن برای بقیه
البته احتمالا نیتشون خیر بوده میخواستن ما رو دور سر اونها بچرخونن یه موقع چشم نخورن چون میدونید دیگه خانواده شهدا از اول چشم وچراغ بودن منتها از نوع کور و بدون نورش 😂😂😂😂😂😂
بعله این هم از برکات شامل حال فرزندان شهدا در دهه شصت یعنی زمانی که هنوز سه یا چهار سال از شهادت پدرشون نگذشته بود

خدا پدر قاسم سلیمانی بیامرزه بازم یکی پیدا شد صندلی کم اومد بچه #شهید ها رو بلند نکرد یه لندهور دیگه بشینه

البته همه بچه شهیدها #مخلص #مردم هستن وهنوز و باز هم حاضر هستن برای یک لحظه آرامش مردم جانفشانی کنند وهیچ منتی سر مردم ندارند
اما تا قیام قیامت هر زمان امکان داشته باشه #مسئولین محترم رو برای پاسخگویی خواهیم خواست
Read more
ما با اين موزيك ها و ابى و سياوش قميشى و فرهاد و كوروش يغمايى پاپ و راك ايرانى رو شناختيم،هر كدوم از اين اسمها اونقدرى سنگينن كه من و امثال من ميفهميم داستان چيه،ما با موزيك هاى اين ادمها بزرگ شديم و باهاشون خونديم،تو خوش حالى و تو غم،كى ميفهمه؟ دهه شصتى ها ميفهمن،فكر ميكنم ٧٠،٧١ هم اشنا باشن و بفهمن ... ما با اين موزيك ها و ابى و سياوش قميشى و فرهاد و كوروش يغمايى پاپ و راك ايرانى رو شناختيم،هر كدوم از اين اسمها اونقدرى سنگينن كه من و امثال من ميفهميم داستان چيه،ما با موزيك هاى اين ادمها بزرگ شديم و باهاشون خونديم،تو خوش حالى و تو غم،كى ميفهمه؟ دهه شصتى ها ميفهمن،فكر ميكنم ٧٠،٧١ هم اشنا باشن و بفهمن من چى ميگم! الان چى؟ نسل هاى بعد از ما با چى دارن بزرگ ميشن؟ چى گوش ميدن؟ از چى لذت ميبرن؟! آدم دلش ميسوزه وقتى ميبينه قشر جوون و تينيج اين مملكت از ريشه داره خراب و كج بار مياد😔 البته اونطرف هم همينطوره،ارتيستاى نو پا و بدون هدف،موزيكا تجارى و غير استاندارد،همه خواننده ها استديويى شدن مثل خواننده هاى جديد خودمون و وقتى اجراى لايو واقعيشون رو ميبينى ميخواى بالا بيارى رو هيكلشون! ولى اينو چند درصد از اين مردم ميفهمن؟ چه كسايى كار استاندارد و درست حسابى رو دنبال ميكنن؟! الان به جرات ميتونم بگم موزيك ما بدتر از اين نميشه و الان توى فاجعه ترين حالت داره پس ميره به جاى پيش،تورو به هركسى كه قبولش داريد يكم فكر كنيد🌑
@ebi
#bigrez #fuckedup #noetio
Read more
<span class="emoji emoji1f4f7"></span> امروز چشمم به این عکس افتاد. این اولین عکسیه که من بعد از شروع کلاسای عکاسی مقدماتیم گرفتم. من ...
Media Removed
امروز چشمم به این عکس افتاد. این اولین عکسیه که من بعد از شروع کلاسای عکاسی مقدماتیم گرفتم. من همیشه عکاسی رو دوست داشتم و اینستاگرام یه سکوی پرش تو این کار بود واسم بعد از یه مدت تمرین با گوشی دوربین خریدم و بعد رفتم کلاس.احساس خوشحالی می کردم تا این که وارد دنیای عکاسا شدم. راستش این فضا تو ایران ... 📷
امروز چشمم به این عکس افتاد.
این اولین عکسیه که من بعد از شروع کلاسای عکاسی مقدماتیم گرفتم.
من همیشه عکاسی رو دوست داشتم و اینستاگرام یه سکوی پرش تو این کار بود واسم بعد از یه مدت تمرین با گوشی دوربین خریدم و بعد رفتم کلاس.احساس خوشحالی می کردم تا این که وارد دنیای عکاسا شدم.
راستش این فضا تو ایران متاسفانه همونقد مسمومه که بقیه ی فضاها!
گروهای عکاسی تبدیل شدن به قطبایی از آدمایی که از بقیه گروها متنفرن و مدام به کار هم ایراد میگیرن و دلشون میخواد همدیگه رو خراب کنن!
از همدیگه به قول خودشون عضو جذب میکنن تا ثابت کنن ما بهتر بودیم. ولی در اصل از هم آدم می دزدن!
عکاسای یه کم قدیمی تر و تعصبی مدام در حال ایراد گرفتن از کسایین که تازه وارد این کار شدن تا ثابت کنن ما کارمون بهتره!
هر کسی سبک و ژانر خودشو انتخاب میکنه اما این دلیل نمیشه که بقیه رو مسخره نکنه و نکوبونه!
به جای بهتر کردن خودشون وقتشونو صرف بد نشون دادن دیگران میکنن!
من عضو چندتا از این گروها شدم و به جز یکی دوتاشون بقیه مدام در حال ایراد گرفتن بودن و تو سر بقیه میزدن که شما استعداد ندارین،خلاقیت ندارین،تکنیک بلد نیستین،ما خوبیم!!
همش در حال دسته بندی آدما به دو گروهِ عکاس و آدم مزخرف بی استعداد بودن!
فقط و فقط یه گروه بودن که با دلسوزی اشکالای هر کسی رو همراه با نقاط قوتش میگفتن و راه حل نشون دادن به هم برای بهتر شدن.با کسایی که دوربین داشتن مشکلی نداشتن و دنبال یادگیری و تعامل و پیشرفت بودن نه این که مدام دنبال حاشیه باشن.
که متاسفانه بعدا یه عده ای واردش شدن و اون گروه از هم پاشید.

راستش این فضا باعث شد من از اون جو خودمو بکشم بیرون!فعالیتای عکاسیمو از گروهای جمعی جدا کردم و محدودش کردم به گالری هاردم و تصمیم گرفتم هیچ عکس غیر تفریحی رو تو شبکه های اجتماعیم منتشر نکنم و گاهی مسابقه شرکت کنم و تمام!
دیگه به خودم نگفتم عکاس چون میترسیدم به یه عده بر بخوره!
مجبور شدم مثه خیلیا "بگم من عکاس نیستم ولی عکاسی را دوس دارم"🙄
میدونین چی دلمو بیشتر از همه می سوزونه؟
ما میترسیم دانسته هامونو به همدیگه انتقال بدیم چون نفهمیدیم که تو دنیا واسه همه جا هست و لازم نیست به خاطر ترس از دست دادن جایگاهمون بقیه رو بکوبونیم و پایین بکشیم و دانشمونو قفل کنیم تو مغزمون مبادا که کسی ازش استفاده کنه.
نه فقط تو عکاسی،همه جا تو هر کار و حرفه و هنری چه بخوایم چه نخوایم یه روز دوره ما تموم میشه و جدید تر ها جامونو میگیرن چه خوب که اون جدیدتر ها از تجربیات ما استفاده کنن و کسایی که بهترن رو استاد خودشون بدونن نه رقیب!
Read more
تو چند روزى كه اين گل رو درست ميكردم خيلى ياد گذشته ها و سالهايي كه گلسازى درس ميدادم بودم سالهايي كه ...
Media Removed
تو چند روزى كه اين گل رو درست ميكردم خيلى ياد گذشته ها و سالهايي كه گلسازى درس ميدادم بودم سالهايي كه توام بود با اتفاقات تجربه ها وخاطرات شيرين وخيلى به ندرت ناراحت كننده ، يه وقتايي فكر ميكنم از خاطرات اينهمه سال كار و ارتباط نزديك با افراد مختلف ميشه يه كتاب قطور نوشت (شايد تو زمان بازنشستگى نوشتم ... تو چند روزى كه اين گل رو درست ميكردم خيلى ياد گذشته ها و سالهايي كه گلسازى درس ميدادم بودم سالهايي كه توام بود با اتفاقات تجربه ها وخاطرات شيرين وخيلى به ندرت ناراحت كننده ، يه وقتايي فكر ميكنم از خاطرات اينهمه سال كار و ارتباط نزديك با افراد مختلف ميشه يه كتاب قطور نوشت (شايد تو زمان بازنشستگى نوشتم 😉)تو يكى از دوره هاى كلاسهام يه خانم مسنى بود كه ما به خواست خودش خانم دكتر صداش ميكرديم (همسرشون دكتر و استاد دانشگاه بودند)يه خانم مسن حدود هفتاد سال باچشماى رنگى و پوست درخشان و خيلى زيبا خانم دكتر هميشه يك دنيا داستان و ماجرا از افراد فاميلشون داشت كه تو كلاس با اب و تاب فراوون تعريف ميكرد داستانهايى كه جالب بود ولى يه وقتايي ديگه تعددشون كلافه كننده البته من هميشه سعى ميكردم با سياست كلاس رو تحت كنترل خودم داشته باشم ولى اگر تو كلاس يك اتفاق غير منتظره مي افتاد واقعا كنترل اوضاع از دست من هم خارج ميشد و كلافگى رو تو چهره ى تك تك بچه ها ميديدم 😅😅ماجرايي كه ميخوام تعريف كنم مربوط به يكى از همين روزهاست .يه روز يكى از هنرجوها تو نيمه هاى كلاس با چشماى پف كرده از گريه ى زياد وارد كلاس شد همه هاج و واج نگاهشون به ترانه (مستعار)بود كه چى شده ؟و فورا همه ى تيرها سمت اقايون بيچاره هدف گرفته شد ،با شوهرت دعوا كردى ؟خانم دكتر مجال نداد و گفت عيبى نداره غصه نخوريا دعوا نمك زندگيه من هر وقت با دكتر دعوام ميشه يه ساعتم طاقت نمياره مياد منتم رو ميكشه مردا همه اشون بنده ى شكمن 😳شب يه غذاى خوشمزه بپز خودش مياد دستاتم ماچ ميكنه دكتر به من ميگه خانم دستت اصلا تو اشپزى معجزه ميكنه ادم ميخواد انگشتاشم بخوره همينجور كه داشت از اشپزيش و هنرش در زمينه ى شوهر دارى تعريف ميكرد من رفتم وسط حرفش گفتم خانم دكتر يه دقيقه مجال بديد ببينيم چى شده و رو كردم طرف ترانه كه عزيزم اگر مشكلى برات پيش اومده و ما ميتونيم كمكى بكنيم بگو در غير اينصورت يه خورده اينجا بشين حالت كه بهتر شد برات تاكسى ميگيريم برو خونه استراحت كن همينجور كه وسايلش رو ميزاشت رو صندلى گفت زرى جون الان دكتر بودم ميگه مشكوك به بيمارى .....هستى الان از من ازمايش گرفت چند روز ديگه جوابش اماده ميشه اگر مريض باشم چى ؟هنوز بچه ام كوچيكه و از ته دل زد زير گريه
خانم دكتر گفت اين حرفا چيه علم كلى پيشرفت كرده حتما درمان ميشى 😳😳من گفتم بابا درمان ميشى چيه هنوز كه مشخص نيست اصلا مريض باشى خانم دكتر همينجور كه سرش رو در تاييد حرف من تكون ميداد
گل نسترن گل اموزشى مهرماه خواد بود البته فقط گل به تنهايي
بقيه ى داستان تو يه پست ديگه
Read more
هم از خودی ها می خوریم هم از ناخودی ها هم از بی خودی ها در این شرایط شلم شوربا،که قورباغه ها هفت تیر ...
Media Removed
هم از خودی ها می خوریم هم از ناخودی ها هم از بی خودی ها در این شرایط شلم شوربا،که قورباغه ها هفت تیر کش شده اند و داروغه ها دارند کثافت های توی سوراخ نافشون رو با ناخون های سیاهشون تمیز می‌کنند. بیچاره هنر،بیچاره مردم توی این اوضاع بد بد،تنها هنر می تواند تسلی بدهد و تجلی بخش باشد اما افسوس که نون ... هم از خودی ها می خوریم
هم از ناخودی ها
هم از بی خودی ها
در این شرایط شلم شوربا،که قورباغه ها هفت تیر کش شده اند و داروغه ها دارند کثافت های توی سوراخ نافشون رو با ناخون های سیاهشون تمیز می‌کنند.
بیچاره هنر،بیچاره مردم
توی این اوضاع بد بد،تنها هنر می تواند تسلی بدهد و تجلی بخش باشد
اما افسوس که نون به نرخ روز خورها و ماهیگیران آبهای گل آلود،در این دوران بد بد،دست از سر مان که بر نمی دارند هیچ،خفه مان هم می‌کنند.
بیچاره مردم،بیچاره هنر
آنان که روزی متولیان هنر و حقیقت بوده اند حالا در مقابل مان می ایستند و با عوام فریبی خودشان را پشت ملت جا میزنند.
آخ از آن روز که هنرمند به موازات صف سیاست مداران قدم بردارد و شعار ( ما پشت شما هستیم) را سر بدهد.
بیچاره هنر،بیچاره مردم
در آخر
بیچاره ما نخودی ها که هم از خودی می خوریم هم از نا خودی
نه به جایی می رسیم،نه می گذارند جایی به ما برسد
و تسبیح وار ،دور باطل رسیدن به مفهوم هنر و حقیقت را صلوات می فرستیم.
و این چنین در مسیر رستگاری تا ابد یک لنگه پا می ایستیم.
ساده بگویم صحبت از بد و بدتر است.
لطفا هیچ کدام را انتخاب نکنید.
.
#تئاتر #هنر
Read more
. باور به خودمون بزرگ ترین کاری هست که در حق خودمون می تونیم انجام بدیم. خداوند در وجود ما قدرت و استعداد ...
Media Removed
. باور به خودمون بزرگ ترین کاری هست که در حق خودمون می تونیم انجام بدیم. خداوند در وجود ما قدرت و استعداد آفریدی که ما اگه خودمون بهش اعتقاد داشتیم الان کوه ها رو جا به جا کرده بودیم چه برسه به اهداف آکادمیک یا بهبود زندگی که داریم. باور به اینکه من میتونم درس بخونم و سخت ترین مباحث رو یاد بگیرم. باور به ... .
باور به خودمون بزرگ ترین کاری هست که در حق خودمون می تونیم انجام بدیم. خداوند در وجود ما قدرت و استعداد آفریدی که ما اگه خودمون بهش اعتقاد داشتیم الان کوه ها رو جا به جا کرده بودیم چه برسه به اهداف آکادمیک یا بهبود زندگی که داریم. باور به اینکه من میتونم درس بخونم و سخت ترین مباحث رو یاد بگیرم. باور به اینکه منم میتونم به زبان دیگه ای صحبت کنم. باور به اینکه من می تونم بلاگ خوبی داشته باشم و از طریقش با آدم هایی که شبیه من هستن و تفکراتشون جالبه آشنا بشم. باور به هرچیزی انقدر قدرتمنده که هیچ نیرویی در این جهان نمیتونه جلوش رو بگیره
.

بارها اینجا نوشتم که من کارشناسی دانشگاه آزاد بودم و میخواستم حتما بیام دانشگاه تهران. این یه مثال بسیار ساده است ولی برای این میگم که ملموسه. من اینو باور کردم و خودم رو دیدم و براش زحمت کشیدم. من باور کردم که باید فرانسه یاد بگیرم و صحبت کنم. با تمام وجودم بهش اعتقاد داشتم که من میتونم یاد بگیرم. خیلی ها همون موقع سر کلاس هم از من با استعدادتر بودن ولی شاید بعد از سه ترم رها کردن ولی من باور داشتم که میتونم یاد بگیرم و ممتد ادامه دادم. جدیدترین تجربه من در رابطه با همین باور یه نرم افزاری بود که فکر میکردم هیچ وقت برای رساله ام یاد نمیگیرم و وقتی امروز صبح به جواب رسیدم یه لحظه گفتم دیدی ۵ هفته است که باور کردی و یه بار دیگه شد
.

حرفم اینه که خیلی وقتها موفقیت از اون تفکر خود ما شکل میگیره. اگه من مدام به خودم بگم خب من اگه بخونم که دکترا قبول نمیشم، خب من اگه دکترا قبول شم که سر کار نمیرم، خب من اگه سر کار برم که پولدار نمیشم و این روند رو تا ساعت ها میتونم براتون بنویسم. ولی آخرش به چه نتیجه ای میرسیم؟ هیچی!‌ واقعا به هیچی و این هیچی هیچ وقت باعث نمیشه زندگی ما عوض بشه. من اگر هر روز هم از انگیزه بگم ولی تا جایی که اون باوری که ازش حرف میزنم وجود نداشته باشه این حرف ها چند ساعت اثر داره و ازبین میره
.
پس همین امشب یا هر وقت که این پست رو می خونین ببینین چیکار میخواین تو زندگی بکنین که نشده! همون رو روی یه کاغذ یا دفترچه بنویسین و در کنارش بنویسین چیا توی فکر شماست که مانع این باور شده . همون ها دقیقا در محدوده ذهن ماست که هیچ قدرت واقعی هم نداره و فقط میتونه دست بذاره روی باور ما به موفق شدن. همون هارو بذاریم کنار و هر وقت اومد توی ذهنمون بگیم من به این فرآیند و اینکه به نتیجه میرسم ایمان دارم. دیر و زود داره ولی شدنیه. اصلا تا الان کی این زندگی رو پیش برده؟ از این به بعد هم به بهترین شکل پیش می‌بره
Read more
. چند وقت پیش عقد یکی از اقوام بودیم و پدر عروس یک ساعت و نیم دور تالار می‌چرخید و می‌گفت: پس این عاقد ...
Media Removed
. چند وقت پیش عقد یکی از اقوام بودیم و پدر عروس یک ساعت و نیم دور تالار می‌چرخید و می‌گفت: پس این عاقد چی شد. بعد یکهو زد رو پیشونیش و گفت: من خودم باید می‌رفتم عاقد رو می‌آوردم. حالا هم تیرانداز کشورمون کلی تمرین کرده، از اینجا پا شده رفته جاکارتا، بعد ميگن یادش رفته بره مسابقه بده و از دور مسابقات حذف ... .
چند وقت پیش عقد یکی از اقوام بودیم و پدر عروس یک ساعت و نیم دور تالار می‌چرخید و می‌گفت: پس این عاقد چی شد. بعد یکهو زد رو پیشونیش و گفت: من خودم باید می‌رفتم عاقد رو می‌آوردم. حالا هم تیرانداز کشورمون کلی تمرین کرده، از اینجا پا شده رفته جاکارتا، بعد ميگن یادش رفته بره مسابقه بده و از دور مسابقات حذف شده. يعني الان از اين ماجرا دو روايت هست. یک روایت میگه به زهرا نعمتی گفتن پاشو برو نهار بازیت ساعت دوئه و خانم نعمتی که رفته یکهو فهمیدن همین الان مسابقه است و دیر رسیده. حالا مشخص نیست مسئول تیم که این اشتباه رو کرده مشکلش چی بوده؟ ساعتش هنوز به وقت ایران بوده و روي جاکارتا تنظیمش نکرده بوده؟ اینترنت موبایلش به شبکه ایران وصل بوده، سایت مسابقات فیلتر بوده، نتونسته برنامه مسابقات رو دانلود کنه؟ یا شاید فکر کرده اندونزی بغل پاتایاست رفته بوده ترمینال ببینه بلیت دارند یا نه؟ شايد هم اینستاگرامش رو باز کرده و انقدر عکس سمانه پاکدل و هادی کاظمی دیده ، همه جا باباشاه رو می‌دیده.

روایت دیگه‌ اين حادثه هم میگه خود ورزشکار حواسش نبوده و رفته سرویس بهداشتی و 30 ثانیه دیر به خط شروع رسیده و مسابقه رو از دست داده. پژمان منتظری هم توی جام جهانی رفته بود سرویس بهداشتی و سیدمجید حسینی به جاش وارد زمین شد و منتظری سر همون دستشویی رفتن، بازی کردن تو جام جهانی رو از دست داد. در اینجا جا داره چند تا روانشناس استخدام بشن و به جای اینکه به بازیکنا بگن استرس نداشته باشید، بگن یک ذره استرس داشته باشید. گاهی با خودتون بگید من الان کجام؟ اینها رو کی کرده مسئول ما؟ به مسئولتون بگید من الان آن نیستم شما آنی؟ حواست هست ساعت چند مسابقه داریم؟ یا مادر چند تا از ورزشکارها رو بفرستید همراه کاروان. هم از ساعت هشت شب انقدر میگن بگیر بخواب فردا مسابقه داری که هم مشکل قلیون کشیدن ساعت دوی شب تو لابی هتل تیم‌ها حل میشه، هم انقدر میگن ساعت فلان یادت نره تو ورزشگاه فلانجا باشی که بازیکن از پنج صبح رو تشک بازی کله پاچه رو با نون بربری ترید می‌کنه.

مشکلاتی از این دست در حالی پیش میاد که توی بعضی از فدراسیون‌ها فقط پسرخاله نگهبان جلو در فدراسیون الان تهران مونده و همراه کاروان نرفته جاکارتا. مازیار ناظمی هم گفته ما یک‌سری از خبرگزاری‌ها و سایت‌های خارجی رو گشتیم ولی هیچ جا این خبر رو کار نکرده بودند و چرا خبرگزاری‌های داخلی روش کار کردند. در همین زمینه باید بگیم یک مقدار برنامه‌های طنز و استنداپ کمدی‌های خارجی رو نگاه کنید چنین اخباری معمولا توی این جور برنامه‌ها کار میشه.
Read more
عزیزم می دونی چرا معمولا آدم هایی که خیلی دوس‌شون داری هر چی بیشتر به سمت شون می‌ری بیشتر ازت دور می شن؟ ...
Media Removed
عزیزم می دونی چرا معمولا آدم هایی که خیلی دوس‌شون داری هر چی بیشتر به سمت شون می‌ری بیشتر ازت دور می شن؟ ولی کسایی که برات معمولی هستن و خیلی دوس شون نداری مثل پروانه‌هایی مزاحم یه سره دور و برت می چرخن و بال های رنگی شون رو نشونت می دن؟ چون وقتی کسی رو فقط کمی دوست داشته باشی می تونی پشت صورتک‌هایی زیبا ... عزیزم می دونی چرا معمولا آدم هایی که خیلی دوس‌شون داری هر چی بیشتر به سمت شون می‌ری بیشتر ازت دور می شن؟ ولی کسایی که برات معمولی هستن و خیلی دوس شون نداری مثل پروانه‌هایی مزاحم یه سره دور و برت می چرخن و بال های رنگی شون رو نشونت می دن؟
چون وقتی کسی رو فقط کمی دوست داشته باشی می تونی پشت صورتک‌هایی زیبا و باشکوه پنهان بشی، می‌تونی نقش آدمی قدرتمند و بی نیاز رو بازی کنی که حتا اگه گاهی هم باهاش معاشرت کردی فقط از سر لطف بوده. این طوری از خودت تندیسی باشکوه و بی‌نقص می‌سازی که برای به دست آوردن دلش فقط باید مثه یه رب النوع ستایش و پرستش بشه، در حالی که درون خودت تنهایی.
ولی وقتی کسی رو خیلی دوست داری، همه‌ی صورتک هات رو برمی داری و دیگه نمی‌تونی براش نقش یه الهه ی دست نیافتنی رو بازی کنی. اصلا برای این خیلی دوستش داری که احساس می کنی به خود واقعی تو نزدیکه، به پنهان ترین دردها و شادی‌های درون قلبت نزدیکه، تا حدی که انگار با تو یکی شده و پنهان کردن هر چیزی در وجودت یا بازی کردن هر نقشی این حس ناب رو برات خراب می‌کنه.
ولی عزیزم فراموش نکن که روح ما چاه عمیق فاضلابی ست که هر چی در طول زندگی چشیدیم و خوردیم و جویدیم و گوارش کردیم همش اون جا دفع شده، توی روان‌مون جمع شده، همه ی دردها و سرخوردگی‌های ما در اعماق این چاه نامرعی دفن شده و در تمام طول عمرمون بدون این که خودمون بفهمیم درحال تجزیه و تخمیر و تغییر شکل بوده. برای همین معمولا وقتی دریچه های روح و قلب مون رو به روی کسی که عاشقشیم باز می کنیم خیلی زود بوی تعفن و گندیدگی بالا می زنه. چون روان کمتر آدمی ست که در طول زندگیش زخمی و خون آلود و عفونی نشه و این خیلی زود کسانی رو که شیفته‌ی زیبایی و شکوه تو شدن به محض این که قلبت رو به شون هدیه می دی فراری می‌ده.
پس بهتره خودمون رو گول نزنیم عزیزم. عشق در قدم اول چیزی جز عبور از گنداب روح کسی که دوستش داری نیست، نگاه کردن به زخم‌های عفونی هم دیگه و باز هم لبخند زدن. و این حس خوب فقط زمانی دوام می یاره که بتونید هم بدن های زیبا و هم زخم های دردناک تون رو هم به هم بسپارید. اون قدر بردباری و فروتنی داشته باشین که سطل به سطل فاضلاب متعفن روح طرف مقابل رو خالی کنید و زمین‌های بی‌حاصل زندگی تون رو با کودش غنی و بارور کنید... می‌دونی عزیزم دوست داشتن خیلی زیاد چیزی جز کشیدن یه نفس عمیق در چمنزاری پر از گل و سبزه و پهن نیست.
#علیرضا_ایرانمهر
برشی از کتاب #حافظ_خوانی_خصوصی
در #رادیو_ایرانمهر به صدای اندیشیدن خود گوش کنید
Read more
#دلسوزی_احمقانه . اگر ذره ای ته دلتون به حال این لامبورگینی و پورش و موستانگ و ماشینهای سه- چهار میلیاردی و موتورهای چند صد میلیونی و آک بسوزه! یعنی مثله اون مسئول بی کفایت و ظاهربین ما، نفهمیدین که بلای قاچاق چه جنایتی سر اقتصاد و اشتغال و تولید کشور و حال و روز جیب مردم و ارزش اسکناس کشورتون میاره!! . . ... #دلسوزی_احمقانه
.
🔴 اگر ذره ای ته دلتون به حال این لامبورگینی و پورش و موستانگ و ماشینهای سه- چهار میلیاردی و موتورهای چند صد میلیونی و آک بسوزه! یعنی مثله اون مسئول بی کفایت و ظاهربین ما، نفهمیدین که بلای قاچاق چه جنایتی سر اقتصاد و اشتغال و تولید کشور و حال و روز جیب مردم و ارزش اسکناس کشورتون میاره!!
.
.
🔴 اون روزی که رهبری تاکید کردن جنس قاچاق رو حتی اگر لوکس ترین باشه جلوی چشم مردم آتیش بزنید، از سر خشم و ندوم کاری و جوگیری نبود… رهبری می فهمید که قاچاق تولیدو میخوابونه و سود دلالی رو بیشتر از تولید میکنه و اشتغال و صادراتو تعطیل! این دستور از یه عاقل مردم دوست و عالم اقتصاد شناس برمیاد که امید قاچاقچی رو کاملا ناامید کنه…
.
.
🔴 اگر هر توبیخ دیگه ای جز نابودی کامل جنس قاچاق در نظر گرفته بشه، قاچاقچی و دلال امید دارن که دوباره برای پول بیشتر، سرمایه تولید مردمشون رو آتیش بزنن و مملکت رو در عقب موندگی و تولید اجناس بی کیفیت کالا نگه دارن تا جیب خودشون پر تر بشه! و با پرداخت اندک جریمه ای قاچاق کنن…
.
.
🔴 ای کاش اون دسته از مسئولین اسکونت بگیر و زیر سیبیلی رد کن گمرکمون اونقدر غیرت و همت لازم رو داشتن که به دستور هیچ مسئول رانت خوار و آقازاده عیاش و رشوه بده ای، نذارن جنس قاچاق مهر واردات بخوره یا با پرداخت جریمه دوباره آزاد بشه و به مصرف داخل برسه که چشم مردومو کور کنه!
.
.
🔴 خنده داره که ما، هم خرو میخوایم هم خرما! هم زندگی اشرافی و لوکس برندینگ خارجی رو دوست داریم و هم ژاپن و کره و چین شدن اقتصادمون!! هم اسراف و حرص و احتکارو میپرستیم، هم پیشرفت و ترقی و درجه یک شدنو!! ما یا احمقیم یا بی چشم و رو…
.
#محمد_جلیلی
#پورشه #موتور
#ماشین #اشتغال
#صادرات #واردات
#قاچاق #لامبورگینی
#دلار #رشوه #آقا_زاده
#پول #اسکناس #اسراف
#حرص #جهالت #ایرانیان
#دولت #گمرک #بیکاری #رهبر
#رانت #دروغ #فریب #اقتصادی
.
Read more
. #آذر . این روزا زیاد ازتون میشنوم چقدر جمع و جور شدی ، چیکار میکنی رازشو به ما هم بگو . . خیلی هاتون ...
Media Removed
. #آذر . این روزا زیاد ازتون میشنوم چقدر جمع و جور شدی ، چیکار میکنی رازشو به ما هم بگو . . خیلی هاتون خوب میدونید ، راههای زیادی رو تجربه کردم تا بتونم وزن کم کنم ، دیابتم رو کنترل کنم و از عوارض فشار خون در امان بمونم . در عین حال طراوت و شادابی پوستم رو از دست ندم ، ریزش مو نداشته باشم و زندگی روزمره م هم ... .
#آذر .
این روزا زیاد ازتون میشنوم چقدر جمع و جور شدی ، چیکار میکنی رازشو به ما هم بگو . .
خیلی هاتون خوب میدونید ، راههای زیادی رو تجربه کردم تا بتونم وزن کم کنم ، دیابتم رو کنترل کنم و از عوارض فشار خون در امان بمونم .
در عین حال طراوت و شادابی پوستم رو از دست ندم ، ریزش مو نداشته باشم و زندگی روزمره م هم دستخوش هیجانات و استرسهای ناشی از رژیم های سخت نباشه .
از آب درمانی تا رژیم های متنوع دکترهای تغذیه ، از ورزش تا گیاهخواری و حتی خام گیاهخواری .
البته که هیچکدوم بی نتیجه نبودن و "تجربیات عالی" برام به همراه داشتن ،
اما به محض قطع رژیم یا ترک ورزش تمام زحماتم از بین میرفت .
و دوباره روز از نو و روزی از نو .... تا زمانی که بعد از تحقیق و بررسی و مشاوره و پرسش و پاسخ با یکی از کارشناسان درجه یک نیوشایی ،
تصمیم گرفتم با توجه به همه ی تجربیاتم در مورد کاهش وزن و تغدیه ی سالم ، در این روند یک تغییر خوشمزه ایجاد کنم !
#سالم بخورم ،
به قدر #کافی بخورم ،
با #آرامش بخورم ،
#خوشمزه بخورم ،
و در عین حال #لاغر بشم
تا بتونم بهتر #ورزش کنم . 😊
به خودم قول دادم تا زمانی که نتیجه مثبتش رو در خودم نبینم به کسی توصیه نکنم .
و الان زمانیه که به دلیل گرفتن نتیجه ی مثبت شما رو هم به کشف این راز دعوت میکنم .
با من و نیوشا همراه باشید . 💚
هر سوالی دارید فقط از طریق آیدی تلگرامم مطرح کنید اونجا بهتر و کاملتر میتونم مشاوره بدم و راهنمایی تون کنم .
در تلگرام مثل همیشه منو با این آیدی پیدا میکنید👇
poopak
#دمنوش
#نیوشا
#نیوشانیک
#تایتان
#سلامتی_بنوش
#شمیم_دانشفر
#مشاور_سلامت
Read more
سلام بچه ها خوبين؟<span class="emoji emoji263a"></span>️<span class="emoji emoji270b"></span> يه جايى رو پيدا كرديم با كلى غذاهاى جديد، اينجا اسمش "خانه مافين" هست، و جالبه ...
Media Removed
سلام بچه ها خوبين؟ يه جايى رو پيدا كرديم با كلى غذاهاى جديد، اينجا اسمش "خانه مافين" هست، و جالبه بدونيد اصلى ترين غذاهاى منوشون يسرى غذاست به اسم مافين كه شبيه كيك مافين هستش و طعماى مختلفى مثل مرغ و قارچ، رست بيف و ... داره و برخلاف جثه ى كوچيك و قيمت كمشون واقعاً خوشمزه و پرحجم هستن. ما از بينشون ... سلام بچه ها خوبين؟☺️✋
يه جايى رو پيدا كرديم با كلى غذاهاى جديد، اينجا اسمش "خانه مافين" هست، و جالبه بدونيد اصلى ترين غذاهاى منوشون يسرى غذاست به اسم مافين كه شبيه كيك مافين هستش و طعماى مختلفى مثل مرغ و قارچ، رست بيف و ... داره و برخلاف جثه ى كوچيك و قيمت كمشون واقعاً خوشمزه و پرحجم هستن.
ما از بينشون مافين ويژه رو سفارش داديم كه ژامبون و قارچ و پنير داخل يه لايه نون قرار گرفته بود، طعم اين مافين يه چيزى مثل پيتزا بود ولى خب بخاطر اون نون مخصوصش يه طعم جالب و متفاوتى داشت، قيمت اين مافين ١٠ تومن بود.
يه مافين مرغ و قارچ سفارش داديم كه مثل قبلى بود فقط بجاى ژامبون، مرغ ريش ريش شده بود، طعمش فوق العاده بود و بنظر من طعمش از مافين ژامبون هم حتى بهتر بود، قيمت اين مافين ٩ تومن بود.
يه پاچينى سفارش داديم كه مجموعا ٦ تا تيكه كتف و بال بود و يه روكش خيلى خوشمزه داشت كه نفهميدم تركيباتش چيه فقط خيلى خوب بود😂😍، قيمت پاچينى هم ١٢ تومن بود.
يه كورن داگ سفارش داديم كه خيلى واسم جالب بود، چون اين نمونه هات داگ رو اصلا تو اصفهان نديدم، در حالى كه همه جاى دنيا جزو تنقلات محبوب حساب ميشه، با اينكه من خودم هات داگ خور نيستم ولى اين كورن داگ با روكشى كه داشت خيلى خوشمزه بود، قيمت يه دونش هم ٦ تومن بود.
محيطشون هم خيلى خوب و تميز بود و ظرفيت واسه نشستن حدود ٣٠ نفر رو هم داشتن.

اونجا كه رفتيم با مديريتشون صحبت كرديم و قبول كردن ما يه قرعه كشى بذاريم و سه تا برنده تا سقف ٥٠ هزار تومن داشته باشيم كه بتونن مهمون "خانه مافين" باشن.
🎉🎁قرعه كشى🎉🎁
شما فقط كافيه سه تا از دوستاتون رو زير اين پست تگ كنيد، ما بعد از ٢٤ ساعت بين تمام كسايى كه كامنت گذاشتن قرعه كشى ميكنيم و سه نفر برنده رو اعلام ميكنيم. هركدوم از اين سه نفر ميتونن با دوستاشون برن "خانه مافين" و تا سقف ٥٠ هزار تومن مهمونشون باشن.😁💪
خدايى خيليه، ما اينهمه سفارش داديم جمعا شد ٣٩ تومن.🤦🏻‍♂️😅
آدرس و پيجشون رو هم ميذاريم اينجا واسه ديدن عكس بقيه غذاهاشون به پيجشون سر بزنيد.

آدرس خانه مافين: اصفهان، خيابان شيخ مفيد، چهارراه دهش، ابتداى مصلى جنوبى
@muffin_house_esf
@muffin_house_esf
@muffin_house_esf
@isfahan_restaurants
@isfahan_restaurants
Read more
خب جونم براتون بگه که یه روز از اداره تماس گرفتن گفتن آثار شما برای مرحله ی کشوری انتخاب شده بار و بندیلت ...
Media Removed
خب جونم براتون بگه که یه روز از اداره تماس گرفتن گفتن آثار شما برای مرحله ی کشوری انتخاب شده بار و بندیلت رو ببند و پاشو برو تهران. و من با کلی استرس رفتم به محل اعزام تا ببینم قراره با چه کسانی همسفر بشم. اولین کسی که باهاش آشنا شدم یلدا بود که در بدو ورود من داشت ادای تارزان رو در میاورد و میگفت اگر با بامبو ... خب جونم براتون بگه که یه روز از اداره تماس گرفتن گفتن آثار شما برای مرحله ی کشوری انتخاب شده بار و بندیلت رو ببند و پاشو برو تهران. و من با کلی استرس رفتم به محل اعزام تا ببینم قراره با چه کسانی همسفر بشم. اولین کسی که باهاش آشنا شدم یلدا بود که در بدو ورود من داشت ادای تارزان رو در میاورد و میگفت اگر با بامبو بریم تهران هم زودتر از قطار میرسیم. ماندانا رو هم از قبل میشناختم و خیلی خوشحال بودم که میبینم توی کارش موفقه.
القصه،اونجا گفته بودن کوپه های قطار از قبل مشخص شده و نمیتونید جا به جا بشید و من با چشمکی به جمع فهموندم: جابه جایی ها با من!
خلاصه بعد از کلی نصیحت و اینا سوار قطار شدیم.یه کوپه ی 4 نفره متشکل از من و یلدا و نگین و حانیه که همیشه 5 نفره بود و شخصیتی به اسم کیانا ملقب به پیانو یا بازنده یا میت همواره توی کوپه ی ما بود و کلا بیرون نمی رفت.(برگشتن هم که کیانا نبود زهرا همیشه پیشمون بود)
خلاصه بعد از اتفاقات قطار و بحث های فلسفی یلدا و نگین (بهش شته میگفتیم) رسیدیم تهران و تازه ماجراها شروع شد. هر روز کلاس و مسابقه با اساتیدی که اسم هاشون رو فقط روی جلد کتاب ها دیده بودیم اما دورادور شاگری شون رو میکردیم.
مسابقه که تموم شد من در کمال شگفتی چهارم کشوری شدم (اصلا راجع به نفرات اول و دوم هییییچ صحبتی نمیکنم دوستان در جریانن کامل😉) و خب ناراحت بودم اما به خودم اومدم و دیدم از این سفر چیزهای زیادی عایدم شده:کلی دوستای خوب و یه کوله بار تجربه
از دوستای جدیدم توی تبریز و قزوین گرفته تا کیش و زابل و از فریادهای متوالی بچه هایی که توی برج میلاد به فواره ها دست زده بودن و داد میزدن:دستمون میلادی شده! تا نگین که شب کلا میومد توی تخت من و علنا من در فضایی به طول 2 متر اما عرض 10 سانت خوابیده بودم و از کیانا و حانیه که ساعت 2 نصفه شب میومدن از همه میپرسیدن:تو زن داری؟ تا ماجراهای ما توی ون اون آقای پیرهن زرده (این خاطره رو به گور میبرم😂)و صبح روز اخر که پشه چشم راستمو نیش زد(😂)همه و همه برام خاطره های قشنگی شدن.
دوستتون دارم بچه ها
عکس ها به ترتیب:
1من در ژست احساسات ملی گرایانه گونه😂
2من و رفقا
3من و آقای نظری که محبت کردن و 478392 تا عکس با من گرفتن
4 من همیشه متفاوت (دلیل چهارم شدن را حدس بزنید مثلا)
5 با استاد حسن زاده ی عزیز که باز هم جایزه ی هانس کریستین اندرسن رو تبریک میگم بهشون
6 با دکتر میر جلال الدین کزازی که در این ثانیه داشتم میگفتم میشه خویش انداز بگیریم؟😂
7 ما پس از رسیدن به شیراز
8 ما در تهران
9 ما در شیراز جان عزیز
10 پایان نامه...
Read more
ما همه مون تو زندگی اشتباهات مختلفی مرتکب شدیم. کوچک و بزرگ! گاهی وقتها پیش اومده که جبران این اشتباه ...
Media Removed
ما همه مون تو زندگی اشتباهات مختلفی مرتکب شدیم. کوچک و بزرگ! گاهی وقتها پیش اومده که جبران این اشتباه آسون بوده و گاهی مشکل شده. حالا حامد، یه پسر آروم از یه خانواده شریف اشتباهی مرتکب شده که گریبانش رو گرفته و خودش و خانواده‌ش رو توی دردسر انداخته حامد تو یه درگیری یه نفر رو کشته و خودش رو خیلی زود ... ما همه مون تو زندگی اشتباهات مختلفی مرتکب شدیم. کوچک و بزرگ!

گاهی وقتها پیش اومده که جبران این اشتباه آسون بوده و گاهی مشکل شده. حالا حامد، یه پسر آروم از یه خانواده شریف اشتباهی مرتکب شده که گریبانش رو گرفته و خودش و خانواده‌ش رو توی دردسر انداخته

حامد تو یه درگیری یه نفر رو کشته و خودش رو خیلی زود تسلیم کرده، درگیری که اصلا مهم نیست به چه علت بوده، همیشه ممکنه جای قاتل و مقتول تو یه چشم به هم زدن عوض بشه

مادر مقتول حاضر شد در عوض شفای پسر سرطانی دیگرش حامد رو ببخشه، مادر حامد نذر کرد و البته دعاش برآورده شد، ولی خانواده مقتول گفتن باید پونصد میلیون تومن بدید تا رضایت بدیم.

با فروش خونه مبلغی جمع شده و به زبان ساده فقط صد و بیست میلیون تومن لازمه تا یه جوان رو از پای چوبه دار نجات بدیم. بچه‌ها ما کارهای بزرگتر از این زیاد انجام دادیم. تا نیمه مرداد وقت داریم که این اتفاق بیفته. ما با هم زیاد خندیدیم و گریه کردیم، همه خسته ایم، ولی دست همه تون رو میبوسم. هزار تومن هم هزار تومنه! کم نذارید.

دادگستری با هماهنگی پلیس فتا برای اینکه سوءاستفاده نشه یه شماره حساب رو بلوکه می کنن و خانواده مقتول حق دارن اونو اعلام کنن

به خاطر اینکه شما مطمئن باشید که این پول خرج جای دیگه نمیشه نامه دادگستری رو هم منتشر می کنم. فقط به خاطر اینکه خانواده مقتول تهدید کردن اگه قضیه رسانه ای بشه رضایت نمیدن اسامی رو به جز نام صاحب حساب مخدوش میکنم.

صد و بیست میلیون تومن برای ما یه یا علی بیشتر نیست. هرکی هرچقدر توان داره بسم الله

6396071002072023
بانک سرمایه
به نام حقیقی
گزارش گردش حساب رو از طریق همین صفحه بهتون میدم

#کار_خیر #دیه #مردمی #پشت_هم #انتشار_حداکثری #هنرمندان #بازیگران #کمک #حاشیه #قتل #مادر #پلیس_فتا
Read more
حمص یا نخود-ارده یکی از خوراکی های مدیترانه ای-عربی هستش که تو خاورمیانه هم خیلی محبوبه و در بیشتر ...
Media Removed
حمص یا نخود-ارده یکی از خوراکی های مدیترانه ای-عربی هستش که تو خاورمیانه هم خیلی محبوبه و در بیشتر سینی های پیش غذا به عنوان مزه سرو میشه. حمص به خاطر داشتن ارده و نخود خیلی پرانرژی و البته مغذیه و از طرفی مواد تشکیل دهنده اش طوریه که با ذائقه ما ایرانی ها هم خیلی جور در میاد. #حمص #حموص #پیش_غذا_لبنانی #yammyhome مواد ... حمص یا نخود-ارده یکی از خوراکی های مدیترانه ای-عربی هستش که تو خاورمیانه هم خیلی محبوبه و در بیشتر سینی های پیش غذا به عنوان مزه سرو میشه. حمص به خاطر داشتن ارده و نخود خیلی پرانرژی و البته مغذیه و از طرفی مواد تشکیل دهنده اش طوریه که با ذائقه ما ایرانی ها هم خیلی جور در میاد.
#حمص #حموص
#پیش_غذا_لبنانی
#yammyhome😋😊
مواد لازم برای تهیه حمص
۲۰۰ گرم نخود خام
۳ قاشق غذاخوری ارده کنجد
۳ قاشق غذاخوری روغن زیتون
۱ حبه سیر
۱ الی ۲ عدد لیموترش
نمک و فلفل به مقدار لازم طرزتهیه حمص:
اول از همه باید از شب قبل نخود رو خیس کنیم و چند بار هم آبش عوض کنیم تا هم نفخش بره و هم زودتر بپزه.
طرز تهیه
حالا نخود هایی که خیس خورده بودن رو آبکش کرده و با حدود ۱ الی ۲ لیوان آب میپزیمشون.
بعد از پخت نخود رو آبکش میکنیم تا آب اضافیش بره، حدود ۱/۳ لیوان از آب نخود رو نگه میداریم.
حالا نخود رو همراه یک حبه سیری که داریم داخل غذا ساز میریزیم تا به حالت پودری در بیان.
بعد داخل یه کاسه دیگه ارده، روغن زیتون، آب لیموترش، به مقدار کافی نمک و فلفل رو با قاشق خوب مخلوط کرده ما بقی مواد به
نخود و سیر پودر شد رو بهش اضافه کرده و مواد رو خوب با هم مخلوط میکنیم تا یکنواخت با هم مخلوط بشن در صورتی که مخلوط خیلی خشک بود اون ۱/۳ پیمونه آب نخودی که نگه داشتیم رو کم کم اضافه میکنیم تا مخلوط یکم نرم تر بشه حتما لازم نبست همه آب رو بریزیم هر وقت کمی نرم شد کافیه. چون قراره مخلوط باز درون غذاساز بره تا کرمی بشه بنابراین بهتره خیلی سفت نباشه
حالا مجددا مواد رو داخل غذاساز میریزیم و چند پالس میزنیم البته باید حوصله به خرج بدیم و گاهی مواد رو با قاشق زیرو رو کنیم و دوباره غذا ساز رو روشن کنیم تا حمص کرمی و یکنواخت و خوشرنگمون درست بشه
حالا حمص ما حاضره و کافییه داخل ظرف سرومون بریزیم و کمی روغن زیتون هم روش بریزیم با جعفری خورد شده …
#yammyhome
#homos #ashpazbashi #ashpazbashi #ashpazi_melal #ashpazi_asan #منوآشپزی #بهبه #helthy #helthyfood
Read more
. نژادپرستی ایرانی بخش دو از دو به راستی به کجا میریم؟ این ویدئویی که پیش روی شما قرار داره صحبت های یه دانشجوی اوکراینی رشته ایران شناسیه که خیلی خوب ضعف بزرگ ما رو بهمون گوشزد می کنه هیچ توضیح دیگه ای نمی دم و ازتون دعوت می کنم ویدئو رو ببینید لینک دانلود کامل ویدئو در کامنت اول ..................................................... چالش ... .
نژادپرستی ایرانی
✔ بخش دو از دو
به راستی به کجا میریم؟
این ویدئویی که پیش روی شما قرار داره
صحبت های یه دانشجوی اوکراینی رشته
ایران شناسیه که خیلی خوب ضعف بزرگ ما رو
بهمون گوشزد می کنه
↙ هیچ توضیح دیگه ای نمی دم و ازتون دعوت
می کنم ویدئو رو ببینید
👈👈👈لینک دانلود کامل ویدئو در کامنت اول
.....................................................
چالش ➿➿➿ Challenge
همه دوستان و هم وطنان عزیزم رو به اختصاص دادن یک یا چند پست از صفحه اجتماعی شون به جنگ با نژادپرستی دعوت می کنم
.....................................................
💮💮💮 قرآن چی میگه؟؟ وَقَالَتِ الْيَهُودُ وَالنَّصَارَى نَحْنُ أَبْنَاء اللّهِ وَأَحِبَّاؤُهُ قُلْ فَلِمَ يُعَذِّبُكُم بِذُنُوبِكُم بَلْ أَنتُم بَشَرٌ مِّمَّنْ خَلَقَ يَغْفِرُ لِمَن يَشَاءُ وَيُعَذِّبُ مَن يَشَاءُ وَلِلّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا وَإِلَيْهِ الْمَصِيرُ
و يهودان و ترسايان گفتند ما پسران خدا و دوستان او هستيم بگو پس چرا شما را به [كيفر] گناهانتان عذاب مى‏كند [نه] بلكه شما [هم] بشريد از جمله كسانى كه آفريده است هر كه را بخواهد مى‏آمرزد و هر كه را بخواهد عذاب مى‏كند و فرمانروايى آسمانها و زمين و آنچه ميان آن دو مى‏باشد از آن خداست و بازگشت [همه] به سوى اوست
❤❤❤ ممنون
#notoracism #noracism #نژادپرستی_ممنوع
Read more
. قسمت دوم و پایانی ما بزرگ و نادانیم . علم در نَوَر دیده ساختارِ پیچیده جاهلان فهمیده . ما ربات‌ ...
Media Removed
. قسمت دوم و پایانی ما بزرگ و نادانیم . علم در نَوَر دیده ساختارِ پیچیده جاهلان فهمیده . ما ربات‌ ها روزی درک می‌کنیم آیا فهم اکتسابی را؟ . علم رو در نوردیدیم و توش کلی پیشرفت کردیم. اما هنوز هم جاهل و نادان هستیم! جاهلانی در لباس دانشمندان و انسانهای فهمیده! اگر درک و فهم رو ازمون بگیرن، ... .
قسمت دوم و پایانی ما بزرگ و نادانیم
.
علم در نَوَر دیده
ساختارِ پیچیده
جاهلان فهمیده
.
ما ربات‌ ها روزی
درک می‌کنیم آیا
فهم اکتسابی را؟
.
علم رو در نوردیدیم و توش کلی پیشرفت کردیم. اما هنوز هم جاهل و نادان هستیم! جاهلانی در لباس دانشمندان و انسانهای فهمیده!
اگر درک و فهم رو ازمون بگیرن، مثل یک ربات هستیم. بی احساس، بی اختیار و بدون خلاقیت!
و سوال اینجاست که آیا روزی درک خواهیم کرد که «فهم» یک خصیصه ی کسب کردنی و یاد گرفتنیه و نه یک خصلت غریزی ! تا زمانی که این درک رو نداشته باشیم فرقی با حیوان یا ربات که از روی غریزه یا از روی برنامه یکسری مجموعه کارهای محدود رو انجام میدن نداریم!
.
مُفلسیم در خوردن
مُمسِکیم در مُردن
.
ما که از خسیسان و
جمله کاسه لیسانیم
ترک می‌کنیم آیا
این گدا مُآبی را؟
.
فقط به دنبال خورد و خوراک (خصایص حیوانی و غریزی) هستیم و در هر چیزی خساست به خرج میدیم. خلق و خوی ما به گدایی عادت کرده. آیا یک روز اون فهم اکتسابی که گفته شد رو پیدا میکنیم تا این گدا مآبی رو بذاریم کنار؟
.
رختِ بخت پوشیدیم
مثل گاو نوشیدیم
مثلِ اسب کوشیدیم
مثل ِاشک جوشیدیم
.
گریه غرق کرد آنگاه
اسب‌های آبی را
.
اینجا یه جورایی سیکل زندگی انسان بازگو میشه.
لباس بخت میپوشیم. مثل یک حیوان میخوریم و میخوابیم (با کاسه لیسی و مفلسی!) و مثل اسب سگدو میزنیم. در نهایت هم هممون از شدت جوش و خروش تبدیل به اشک میشیم و از شدت این جوش و خروش ها (اشک ها)، اسب های آبی هم توی این قحطی غرق میشن! .
از اساس استادیم
در جناس استادیم
.
فاضلیم در دانش
فاضلیم در خوانش
.
ارج مینهیم اما
شعر فاضلابی را
.
قسمت آخر یجورایی گلایه خود حسین صفاست که همیشه شاکی بوده نسبت به وضع اسف بار شعر و غزلهای معاصر و البته که حق داشته!
.
یجورایی شرح حال تمام ما ایرانی ها هم هست که تو هر زمینه ای خودمون رو استاد و صاحب نظر میدونیم. هنر، سیاست، فرهنگ، ورزش، اجتماع و...
.
ولی در واقع فهم و درک هیچ کدوم رو نداریم و همیشه به چیزهای سخیف بها میدیم!
.
نتیجه: برخلاف تحلیل قبلی میشه با قاطعیت گفت مخاطب این شعر، نوع ِ انسان هست! محکوم کردن سبک زندگی انسان ها و انفعال و بی تحرکیشون که فرقی بین اون ها و حیوان ها نمیذاره! دعوت انسان ها به فهم و ادراک و بیان اینکه تنها تفاوت انسان با حیوان یا یک ربات اینه که انسان میفهمه و یاد میگیره! انسان غریزه نیست که فقط خواب و خوراک و شهوت باشه!
#بررسی_ابراهیم
Read more
شب تولد احسان ما بيروت بوديم. قبل از اينكه بريم اونجا من تصميم گرفته بودم براش تولد بگيرم. ليدرمون ...
Media Removed
شب تولد احسان ما بيروت بوديم. قبل از اينكه بريم اونجا من تصميم گرفته بودم براش تولد بگيرم. ليدرمون همسن ما بود و مام ادماى شوخى كن و خون گرمى هستيم خدايى. نه اهل فيس و افاده ايم و نه اهل چشم و ابرو اومدن. ديديم يه دختر ايرانى تنهاست اونجا ، به خاطر همين توى سه روز اول هر جا ميرفتيم اين ميخواست قليون بكشه، ... شب تولد احسان ما بيروت بوديم. قبل از اينكه بريم اونجا من تصميم گرفته بودم براش تولد بگيرم. ليدرمون همسن ما بود و مام ادماى شوخى كن و خون گرمى هستيم خدايى. نه اهل فيس و افاده ايم و نه اهل چشم و ابرو اومدن. ديديم يه دختر ايرانى تنهاست اونجا ، به خاطر همين توى سه روز اول هر جا ميرفتيم اين ميخواست قليون بكشه، ما حساب ميكرديم، غذا ميخواستيم بخوريم مهمونش ميكرديم. حتى يادمه از خريداي خودمونم، براى اونم مثل همونو گرفتيم. بماند . يه روز صبح كه با تور نبود، به ما زنگ زد كه من ميخوام برم خيابون حمرا، شلوارمو درست كنم ، مياين بريم؟ مام از خدا خواسته گفتيم اره🤦🏻‍♀️. اونجا كه رفتيم چند ساعتى رو توى رستوران نشسته بوديم تا هم ناهار با هم بخوريم هم ايشون بره كارشو انجام بده. بعد اتنا گفت من دلم ميخواد موهامو براشينگ كنم، گفت اينجا يكى از دوستام هست بيا بريم برات انجام ميده. موقعي كه خواست حساب كنه به عربي يه چيزي به هم گفتنو، ١٠٠ دلار از اتنا گرفت. بماند.
بهش گفتم يه رستوران باحال با تم عربي براى ما ميز ميتونى رزرو كنى؟ كه من براى احسان تولد بگيرم؟ گفت كيك و بادكنكم ميخواى و منم با كمال ميل قبول كردم. بهم گفت يه جاى درست و حسابي براتون ميگيرم فقط بايد حتما بيانه بدين. گفتم چقدر گفت ٥٠٠ تا بده، بعد اضافيشو برميگردونن.😐🤦🏻‍♀️ دادم😑. شب رفتيم رستوران، روى ميز چهار تا گل ليليوم بود. كنار صندلي احسان ٣ تا بادكنك و كيك هم يه كيك ١٥ سانتى. با ما سر ميز نشست و شام و مخلفات مابقيشم با ما بود. موقع خداحافظي گفتم حسابمون چقدر ميشه، گفت ١١٠ تاى ديگه بايد بدي. دادم😑🤦🏻‍♀️
راستش اون شب خيليم خوش گذشت و به همين دليل حرفي نزدم به احسانم حتى نگفتم چقدر خرج كردم.
تا اينكه ، يادتونه در مورد رستوران كارتل و اشنايي با مديريتش براتون گفتم؟ همون شب ازمون پرسيد تا الان چه كرديد و براش تولد رو تعريف كردم. هنگ كرده بود. ميگفت اون رستوران عربيه توى اين منطقه درجه بالايي نداره و وروديش ٢٠-٣٠ دلاره و نهايتا تولد توش براي ٣ نفر ادم ٢٥٠ ، خيلي ديگه زياد بشه ٣٠٠ دلاره.
فرداش، خانوم سميه، ليدر تور بيروت، بهم تكست داد و گفت، هزينه ى دربست تا حمرا و برگردوندنتون تا هتل ميشه ١٢٠ دلار و با هم حساب نكرديم. اينجا بود كه من ديگه منفجر شدم و صورت حساب قليونا و ميزا و اون شب تولد رو براش ليست كردم و اين ١٢٠ دلار كرايه رو هم كه ازش كم كردم نزديك ٧٠٠ دلار بدهكار ميشد و بهش گفتم از اين ورا رد شدى بگو ميام لابي كه بهم پرداخت كنى. هنوز ٤ روز از سفر مونده بود و من اولين تجربه ى ليدريمو بدون نياز به ايشون تجربه كردم
Read more
از همه شما ممنونم من سخت رسیدم به اینجا ،خیییلی سخت ، راهی که برای خیلی ها تا اینجا آسون بود. من چون ...
Media Removed
از همه شما ممنونم من سخت رسیدم به اینجا ،خیییلی سخت ، راهی که برای خیلی ها تا اینجا آسون بود. من چون سخت اومدم قدرش رو میدونم قدر نگاهتون و توجهتون رو من و بچه هام اینجا برای ایران وایسادیم برای مردم ایران، تنها حامی ما مردم ایران بودن مردمی که تو اوج مشکلات ما رو حمایت کردن ایرانی که داره سخت ... از همه شما ممنونم
من سخت رسیدم به اینجا ،خیییلی سخت ،
راهی که برای خیلی ها تا اینجا آسون بود.
من چون سخت اومدم قدرش رو میدونم
قدر نگاهتون و توجهتون رو
من و بچه هام اینجا برای ایران وایسادیم
برای مردم ایران،
تنها حامی ما مردم ایران بودن
مردمی که تو اوج مشکلات ما رو حمایت کردن
ایرانی که داره سخت تو این شرایط دوام میاره
و هرکی از یه سمتی بهش حمله میکنه.
خیلی ها این وسط برای منافع خودشون یا به هر دلیلی از ایران میرن.
اما شاید حتی یک نفر پاش وای سه!
من دورِ خودم پر از اون یک نفر ها میبینم،
من همیشه اون کاری رو میکنم که نمیشه،
من اونجایی هستم که نباید.
و دلم برای اون مردمی میتپه که هستن.
این شاید ادای یک جنگ بود ، اما من همه عمر جنگیدم.
مردمم دارن هنوز برای زنده موندن تو یه کشور غنی میجنگن.
ما الان واقعا جنگیدیم ولی شما نمایشش رو دیدید.
برای خیلی ها حتی حمایت کردن از ما بصورت معنوی هم سخت بود ،چون حمایت از ما منافعی براشون نداشت.
اما من برای اسم ایران به اندازه خودم همه کار کردم و میکنم.
درست کردن فیلم اینجا خیلی طول میشکه اما سعی میکنم زودتر بگذارم.
اینقدر بهتون بگم که تشویق نا تموم تماشاچی ها و صدایی که از بین جمعیت اسم من رو صدا زد، مشاور ریس جمهور بود، و چه افتخاری بزرگتر از این که بین ۱۳۰ شرکت کننده از ۳۰ کشور اسم تو رو از ایران صدا کنند.
و وقتی پرچم ۱۵ متری ایران رو اونجا توی برنامه نشون دادیم همه احساساتی شدند.
تقریبا هرکسی به ما رسید بشدت از اجرای ما لذت برده و ما رو تحسین میکرد و میگفت شما ایرانی ها عجیب هستید.
من کلمه کلمه رو حفظ کردم چون اینا هدیه ای که من میخوام با خودم برگردونم ایران.
تا با شما که ما رو حمایت کردین به اشتراک بگذارم و اونها هم که براشون اهمیت نداشت رو هم خوشحال کنم.
حالا من موندم با بدهی این سفر که ۶ ماه کار کنم تا جبران شه.
ما و ۸۰ ملیون نفر...
حیف ،حریف ما نزد تو گل خودش که شما خوشحال تر شید.
Photo by: @alibayat.ir
#ارشااقدسی #حمایت_از_بدلکاران #ارشا_اقدسی #persianknight #stunt13 #arsha13 #arsha #arshaaghdasi #serbia #just_out_festival #شوالیه #شوالیه_ایرانی #persian_knight #iranianstunt #persianstunt #iranian_knight #iran
Read more
دیروز که اظهار نظر عجیب چند تا از #هنر_پیشه ها رو رد مورد #عيد_قربان شنیدم یاد مطلبی افتادم که چند هفته ...
Media Removed
دیروز که اظهار نظر عجیب چند تا از #هنر_پیشه ها رو رد مورد #عيد_قربان شنیدم یاد مطلبی افتادم که چند هفته پیش در #لرستان وقتی مهمان #عشایر بودیم از یک انسان بزرگ و ‌دنیا دیده یاد گرفتم عشایر رسم دارن وقتی #مهمان براشون میاد برای خوش آمد گویی و احترام گوسفند #قربانی میکنن میزبان ما هم،داشت همين كار ... دیروز که اظهار نظر عجیب چند تا از #هنر_پیشه ها رو رد مورد #عيد_قربان شنیدم یاد مطلبی افتادم که چند هفته پیش در #لرستان وقتی مهمان #عشایر بودیم از یک انسان بزرگ و ‌دنیا دیده یاد گرفتم
عشایر رسم دارن وقتی #مهمان براشون میاد برای خوش آمد گویی و احترام گوسفند #قربانی میکنن
میزبان ما هم،داشت همين كار رو ميكرد
اما من با خواهش و تمنا مانعش شدم و اجازه ندادم
الحمدلله نعمت فراوان بود و با لذّت خودمون ر‌و با #ماست و #دوغ و #نان،سیر کردیم
شب که داستان رو به حاج رضا گفتيم،خيلى منقلب شد و با غصّه، #خاطره ای تعريف كرد
گفت:وقتى خيلى جوان بودم با جمع دوستان شبى مهمان عشاير شديم
ميزبان خواست براى ما #گوسفند #ذبح كنه،كه مانعش شديم
با نان گرم ساجى و ماستُ دوغ گوسفندى و #كره محلى لذّت برديمُ سير شديم
وقت #نماز شد
رفتم، #وضو بگيرم
در راه صداى ناله و نفرين پير زنى توجهم رو جلب كرد
با دقّت گوش كردم
با سخت ترين و سوزناك ترين حالت به ما ناله و نفرين ميکرد
انقدر شديد،كه بى اختيار به سمتش رفتم
گفتم مادر جان چرا از ما ناراحتى؟
چه #ظلم و جسارتى كردیم كه انقدر دل شما رو شكسته ايم
پير زن از ديدن من جا خورد اما،بلا فاصله گفت:سير از گشنه خبر نداره،سواره از پياده
ميدونى من و بچه ها و نوه هام چند وقته #گوشت نخوردیم؟
تو فكر كردى ما هر روز گوشت گيرمون مياد؟
اگه اجازه ميدادين اون گوسفند رو ذبح كنه
بعد از يك سال،منُ بچه هام قدرى گوشت ميخورديم
خدا از سر ظلمتون نگذره شما به شكم سير خودتون نگاه كردين و مانع شديد ما هم به نوايى برسيم
-و بعد حاج رضا اینطور #نصيحت كرد
هیچ وقت مانع خیر نشین و رد احسان نکنید
چون علاوه بر احساس كرامتى كه صاحب خانه از ميزبانى شایسته‌‌ی شما کسب میکنه
خانواده و نزديكانش هم به بركت سفره متنعم ميشن
-در مورد اظهار نظر بعضی #سلبريتى هاى محترم بايد عرض كنم
عزيزانِ جان،بهشت و جهنم رفتن را بى خيال!
قبول ندارين كه بخــشى از گوشت قربانى ها ميرن تو سفره ى #فقرا؟
همون آدم هايى كه ندارن گوشت كيلويى هفتاد،هشتاد هزار تومانى بخرن و شايد چند ماه يك بار رنگ گوشت نميبينن!
بگردين يه راه ديگه براى اسم در كردنُ #فالور جمع كردنُ معرف ماندن پيدا كنيد
اه و ناله ى آدم هايى را به جون نخرين كه پناهى جز خدا ندارن
ميفرماييد گوسفند قربانى نكنيد،به جاش درخت بكاريد،چشششم
هر وقت شما از شيش ليكُ چنجه خوردن صرفه نظر كردى و با درخت شكمت را سير كردى راهش را به ما و فقرا هم ياد بده
اما فعلا اجازه بده مردم به هم كمك كنن
Read more
سلام بهترینا<span class="emoji emoji1f60d"></span> اول لطفا لایک کنید<span class="emoji emoji1f44d"></span> دوستای خوبم خوشتون اومد لایک کنید لطفا و اون عزیزایی که خنوز به ...
Media Removed
سلام بهترینا اول لطفا لایک کنید دوستای خوبم خوشتون اومد لایک کنید لطفا و اون عزیزایی که خنوز به جمع ما اضافه نشدند بزنن روی تگ ابی و تو صفحه اصلی بالای صفحه دکمه ابی رو بزنید @bastaniiii و اما دستور درخواستی امشب پان اسپانیا بیسکوئیت بتی بور 2 بسته آرد نول(همه کاره) 1/2 پیمانه نشاسته ... سلام بهترینا😍
اول لطفا لایک کنید👍 دوستای خوبم خوشتون اومد لایک کنید لطفا
و اون عزیزایی که خنوز به جمع ما اضافه نشدند بزنن روی تگ ابی و تو صفحه اصلی بالای صفحه دکمه ابی رو بزنید 👈 @bastaniiii
و اما دستور درخواستی امشب
پان اسپانیا

بیسکوئیت بتی بور 2 بسته
آرد نول(همه کاره) 1/2 پیمانه
نشاسته ذرت 2 قاشق سوپ خوری
خامه 100 میلی لیتر
کره 30 گرم
تخم مرغ 2 عدد
شکر 1 و 1/2 پیمانه
وانیل 1/4 قاشق مربا خوری
شیر 4 پیمانه
گردو و موز میزان لازم

برای شروع تخم مرغ را درون یک کاسه میشکنیم و بعد شکر رو کم کم بهش اضافه می کنیم.
با دور تند همزن مواد رو با هم میزنیم تا یک مخلوط به رنگ روشن دربیاد و کشدار و حجیم بشه. بعد آرد و نشاسته ذرت رو با هم مخلوط می کنیم و با یک پیمانه شیر سرد مخلوط می کنیم.
حالا بقیه شیر رو به مخلوط تخم مرغ و شکر اضافه می کنیم مخلوط می کنیم.
سپس مخلوط رو داخل یک قابلمه نچسب می ریزیم و روی حرارت ملایم قرار می دیم. کمی که گرم شد مخلوط آرد و نشاسته ذرت و شیر رو بهش اضافه می کنیم و شروع به هم زدن می کنیم. هم زدن رو مرتب ادامه بدین حواستون باشه مخلوطمون به سرعت ته میگیره.
سپس وانیل رو اضافه می کنیم. وانیل رو به صورت اسانس مایع هم میتونین اضافه کنین. حتی از هر اسانس مورد علاقتون هم میتونین استفاده کنین و کاملاََ سلیقه ای هست.بعد از اینگه حالت کرمی مانند به خودش گرفت خامه رو بهش اضافه می کنیم
خوب هم میزنیم تا همه مواد با هم مخلوط بشن. هم زدن رو از ته انجام بدین تا از تهنشین شدن مواد جلوگیری کنیم. کره رو اضافه کنید
به هم زدن ادامه میدیم تا مواد به خوبی مخلوط بشن. . هم زدن رو تاجایی ادامه میدیم تا غلظت کرم به اندازه ماست چکیده برسه. زیر شعله رو خاموش می کنیم و اجازه می دیم از حرارت بیفته. بعد از اینکه کرم کمی خنک شد، ظرف سرو دسر رو انتخاب می کنیم که دارای عمقی به اندازه حدوداً 5 سانتیمتر باشه و بیسکویت رو یک لایه کف ظرف میچینیم
سپس از کرم به اندازه ای روی بیسکوئیت را بپوشونه بر می دارم و روی بیسکوئیت ها رو کاملا می پوشونیم
برای لایه بعدی من از موز و گردو استفاده کردم ولی شما با هر مغز و یا حتی تکه های شکلات یا شکلات چیپسی می تونین استفاده کنین.
مجدداً روی لایه آخر رو بیسکوئیت می چنیم و ترتیب لایه ها رو ادامه میدیم تا ظرف پر بشه. لایه آخر رو با بیسکویت می پوشونیم و بعد باقی کرم رو داخل قیف می ریزیم و روی بیسکویت ها رو پایپ میکنیم. در انتها روی دسر پودر کاکائو الک میکنیم🌹
دوستان شبتون بخیر💫
ما رو از نظراتتون بی نصیب نزارید😉
دسرهای درخواستیتونم بگید میزارم😍
Read more
بخشی از یادداشت من در مجله سه نقطه که الان رو دکه هاست: زمان ما خیلی فوتبال دیدن مد بود، حتی اسم پسرها ...
Media Removed
بخشی از یادداشت من در مجله سه نقطه که الان رو دکه هاست: زمان ما خیلی فوتبال دیدن مد بود، حتی اسم پسرها رو به خاطر تیم مورد علاقشون میذاشتن شاهین. البته شاهین شده بود پرسپولیس، ولی نمی شد اسم بچه رو گذاشت پرسپولیس، نمونه ش همین داداش بزرگ خودم! در کل این نام گذاری تمام خانواده پرسپولیسی و دو آتیشه ما ... بخشی از یادداشت من در مجله سه نقطه که الان رو دکه هاست:

زمان ما خیلی فوتبال دیدن مد بود، حتی اسم پسرها رو به خاطر تیم مورد علاقشون میذاشتن شاهین. البته شاهین شده بود پرسپولیس، ولی نمی شد اسم بچه رو گذاشت پرسپولیس، نمونه ش همین داداش بزرگ خودم! در کل این نام گذاری تمام خانواده پرسپولیسی و دو آتیشه ما رو تحت الشعاع قرار داد

به خاطر برادرم اسم منم شد شاهرخ! البته به خاطر شاهرخ بیانی که اون سالها تازه پرسپولیسی شده بود! بابا گفته بود بازیکنی که به خاطر عشقش از پول استقلال گذشته و اومده پرسپولیس ارزشش رو داره که اسمش رو روی پسرت بذاری! ولی ماجرا این بود که سال بعد از تولد من شاهرخ رفت العربی! بابام روزهای اول منو هرچیزی صدا می کرده الا شاهرخ! گاه و بیگاه هم تا چشمش به من می افتاد به همه فحش می داد و میگفت بچه های ناخواسته خانواده ها رو بهم میریزن!

آقا بهزاد شوهر خالم خیلی بابام رو مسخره میکرد، اصلا کارش همینه! میگفت بچه رو هو یا هوشّه صدا کن! اینجوری راحت تری! بابام یه مدت بهم میگفت "این"، اون ایام بالاخره تموم شد، بابام یه شام مفصل داد و به همه گفت از این به بعد اسم من صفره! اونم به خاطر صفر ایرانپاک! چون صفر ایرانپاک هیچ وقت از پرسپولیس بیرون نرفت و بابا اینجوری خیالش راحت بود که آقابهزاد دهنش بسته میشه! ولی چون ثبت احوال زیر بار نمیرفت خانواده مامان منو همون شاهرخ صدا میکردن! شوهرخاله بهزاد هم به جای صفر بهم میگفت مسافرت!

بالاخره بابا با وجود گریه های مدام مامان، در سن سه سالگی، توی یه بازی تیم ملی منو برد استادیوم آزادی و به شاهرخ بیانی توضیح داد که چه مشکلی تو خانواده ما پیش اومده و ممکنه خانواده از هم بپاشه! جالبه که عمو بهزاد همین کار بابا رو هم مسخره می کرده و با کنایه می گفته العربی رو تو بدبخت کردی!

البته شاهین می گفت که ما چون طبقه دوم بودیم و استادیوم هم پر بود ممکنه شاهرخ بیانی صدای بابا رو نشنیده باشه، ولی بابا همیشه اصرار داشت به خاطر اون بود که سال بعد پول های عربی رو ول کرد و برگشت پرسپولیس، هرچند، عمو بهزاد هیچ وقت زیر بار نرفت! بابا اون سال دوباره به همه شام داد و بازگشت من رو به وضعیت شاهرخ اعلام کرد!

#دو_یو #مرتضی_درخشان #رییس_جمهور #یادداشت #طنز #مجله #سه_نقطه #تو_حاضری_برای_عشقمون_چیکار_کنی #من_حاضرم_دونه_دونه_مطالب_مجله_سه_نقطه_رو_پست_کنم #ولی_سردبیر_جرم_میده #باور_کن #تبلیغ #طنز_شیک #غمگینم #چنان_پیرزنی_که_آخرین_سربازی_که_از_جنگ_می_آید_پسرش_است_که_توی_مجله_ای_کار_می_کند_که_گیر_نمی_آید #هست_ولی_کم_هست #ومن_الله_التوفیق
Read more
‌ <span class="emoji emoji1f491"></span><span class="emoji emoji1f48d"></span>۹۷۰۱۰۲۴<span class="emoji emoji1f48d"></span><span class="emoji emoji1f491"></span> بعد شش سال عشق و دوستی ما مال هم شدیم خوشا ب بخت بلندم که در کنار منی هیچ چیز به اندازه رسیدن ...
Media Removed
۹۷۰۱۰۲۴ بعد شش سال عشق و دوستی ما مال هم شدیم خوشا ب بخت بلندم که در کنار منی هیچ چیز به اندازه رسیدن به عشق واقعی لذت بخش نیستمیخوام از لحظه ای بگم كه همش عاشقونه بود مثل همه ی لحظه های عاشقونه و زيبايی كه تو اين شش سال داشتيم و داريم و اگه میخواستم همه ی اين لحظه ها رو ثبت كنم هزاران صفحه ميشد كاش هميشه ... ‌ 💑💍۹۷۰۱۰۲۴💍💑
بعد شش سال عشق و دوستی ما مال هم شدیم خوشا ب بخت بلندم که در کنار منی هیچ چیز به اندازه رسیدن به عشق واقعی لذت بخش نیست💕میخوام از لحظه ای بگم كه همش عاشقونه بود مثل همه ی لحظه های عاشقونه و زيبايی كه تو اين شش سال داشتيم و داريم و اگه میخواستم همه ی اين لحظه ها رو ثبت كنم هزاران صفحه ميشد كاش هميشه مجال اين بود كه خودم رو و دوست داشتنم رو اونطوری كه هست تموم و كمال مینوشتم و بيانش میكردم.نمیدونم از کجا شروع کنم و چجوری بنویسم فقط میتونم بگم اینقد حس عجیبی دارم که هنوزم باورم نشده بعد شش سال عشق و دوستی به هم رسیدیم و مال هم شدیم💑نمیدونم چجوری باید از حس و حال روز عقدمون بگم،از چیا بگم از لرزش دستامون موقع امضا کردن و فراموش کردن امضای خودم😀و گرفتن نفسم موقه ی بله گفتن از تموم فکرایی که موقه ی خطبه خوندن تو سرم میگذشت،تموم این شش سال جلوی چشمم گذشت و فقط خداروشکر میکردم.فقط میتونم آرزو کنم که انشالله تموم عاشقا این لحظه ی شیرین وصالُ تجربه کنن واقعا قابل وصف نیست.توی یه اطاق پر از آدم که همه با لبخندای مهربونشون به ما دو تا خیره شدن،ما دوتا من و مصطفی مهربونم💑روی یه مبل قشنگ کنار هم جلوی یه سفره ی قشنگ روبروی همه نشستیم.عشقم کنارم مثل ماه شده مثل همیشه چشماش معصومه😍اولین لحظه که از آرایشگاه اومدم بیرون وقتی چشممون بهم افتاد شوق رو تو چشمای قشنگش دیدم.وقتی گفت خانومم چه خوشکل شدی یه نفس راحت از ته دل کشیدم ولی خودش نمیدونس دلم براش چه قنجی رفت وقتی لحظه اول تو کت شلوار دومادی دیدمش مثل همیشه شیک و جذاب شده بود برای من مثل یه شاهزاده بود منم بهش گفتم تو هم ماه شدی😍تو راه دستمو تو دستش گرفت و گفت دیدی بالاخره به هم رسیدیم،دیدی میگفتم ما مال همیم این حرفاش دلگرمم کرد،مثل همیشه بهم گفت محکم باش با اعتماد به نفس کامل با هم میریم تو محضر.بعد شش سال کنار هم نشسته بودیم و قرآن کریم تو دستمون بود و تو دلمون آروم میخوندیمش همهمه زیاد بود ولی هر دو صدای قلبمونو میشنیدیم من یه بغض کوچولویی ته صدام بود که تو گفتن جملم معلوم شد.بالاخره بعد از شش سال وقتش رسید.لحظه ای که من و عشقم تو تموم این سال ها بارها براش ذوق کرده بودیم با هم،یه لحظه شکوهمند برای هر زوج عاشقی،این برای ما لحظه مقدس به هم رسیدن بود💕حالا میتونیم برای همه دنیا داد بزنیم من و تو حالا دیگه واقعا ما شدیم💕
💑💍 @mostafa.khodamehri 💍💑 #شش_سال #عشق #عشقم #عشق_جان #عشق_همیشگیمی #عشق_همیشگی #عشق_همیشگیم #عشق_همیشگیمی😘 #عشق_همیشگی_من #عقد #ازدواج #جشن_عقد #جشن_عقد💍 #همسر #همسرم #همسر_جان
Read more
<span class="emoji emoji1f354"></span><span class="emoji emoji1f357"></span><span class="emoji emoji1f35f"></span> در استوری گفته بودم که این دخترهٔ آذرماهی، الههٔ «پایه» در یونان و روم باستان بوده<span class="emoji emoji1f601"></span> امروز هی ...
Media Removed
در استوری گفته بودم که این دخترهٔ آذرماهی، الههٔ «پایه» در یونان و روم باستان بوده امروز هی گفت من «زرشک‌پلو با مرغ» می‌خوام. من گفتم «پیتزا» می‌خوام... اسم رستوران‌های اطراف‌مون رو که می‌تونستیم بریم، به اضافهٔ شخص شخیص زرشک‌پلو با مرغ رو که هوسانهٔ علیاحضرت بود، نوشتیم روی چندتیکه ... 🍔🍗🍟
در استوری گفته بودم که این دخترهٔ آذرماهی، الههٔ «پایه» در یونان و روم باستان بوده😁
امروز هی گفت من «زرشک‌پلو با مرغ» می‌خوام. من گفتم «پیتزا» می‌خوام... اسم رستوران‌های اطراف‌مون رو که می‌تونستیم بریم، به اضافهٔ شخص شخیص زرشک‌پلو با مرغ رو که هوسانهٔ علیاحضرت بود، نوشتیم روی چندتیکه کاغذ و قرارشد قرعه به هرکدوم افتاد همون‌جا بریم یا همون غذا رو میل کنیم.
من قرعه کشیدم. کاغذ باز شد، چی نوشته بود؟ زرشک‌پلو با مرغ!
بعد خودمون زدیم زیرِ نتیجهٔ قرعه‌کشی و راه افتادیم ببینیم دنیا ما رو کجا می‌بره.
اولین رستوران سر راه رو نپسندیدیم، ‌دومی رو یه روز بارونی رفته بودیم که باغ ایرانی رو گشته بودیم و موش آب‌کشیده شده بودیم. تکراری بود.
سومین جا کجا بود؟ برگرلند! من: 🤓 غزال: 😈... من تو دلم گفتم: همبرگر تو گزینه‌های قرعه‌کشی‌مون نبود چرا؟! 🤔
شما نمی‌دونین که از اول ترم دوم ما‌ چقدر گفتیم همبرگر ولی هی نشده بود و نرفته بودیم همبرگرچی. با نگاه‌های خبیثانه‌ای که بین من و غزال ردوبدل شد، ثانیه‌ای نگذشت که ما بر سر یکی از میزهای برگرلند بودیم.

اما... آخر ماجرا رو بشنوین! موقع برگشتن از دانشگاه تو اتوبوس، مادر غزال زنگ زد. دخترک پرسید شام چی داریم؟ یهو چشماش شد اندازه دوتا قدح! قطع که کرد، گفتم: شام چی دارین؟
گفت: زرشک‌پلو با مرغ!
😁
پ.ن: خدایا یه ذره هم به ما گوش کن! 😁
Read more
مهرآیین داره کم کم وارد دو سال و شش ماهگی میشه، چند وقته که تمایل پیدا کرده به زدنِ هم سن و سالهای خودش، ...
Media Removed
مهرآیین داره کم کم وارد دو سال و شش ماهگی میشه، چند وقته که تمایل پیدا کرده به زدنِ هم سن و سالهای خودش، یا حتی گاهی بزرگ‌ترها، در موردش خیلی مطالعه کردم و علت‌اش رو از روانکاو هم پرسیدم، نتیجه این بود که متوجه شدم این نوع واکنش (که معمولا‌ هم بی دلیل نیست، یا وقت‌هایی هست که گرسنه‌اس یا خوابش میاد، یا ... مهرآیین داره کم کم وارد دو سال و شش ماهگی میشه، چند وقته که تمایل پیدا کرده به زدنِ هم سن و سالهای خودش، یا حتی گاهی بزرگ‌ترها، در موردش خیلی مطالعه کردم و علت‌اش رو از روانکاو هم پرسیدم، نتیجه این بود که متوجه شدم این نوع واکنش (که معمولا‌ هم بی دلیل نیست، یا وقت‌هایی هست که گرسنه‌اس یا خوابش میاد، یا از یه چیزی لج‌اش گرفته، یا احساس میکنه کسی اومده تا جای اون رو برای بقیه بگیره 😅) تو این سن طبیعیه، به خصوص در مورد پسربچه‌ها که ممکنه شدیدتر نمود بیرونی داشته باشه، و یه دوره‌اس که مثل تغییرات قبلی گذراست، چیزی که اینجا اهمیت پیدا میکنه عکس‌العمل ما نسبت به این نوع واکنش‌هاست... عصبانیت، خشم، مقابله به مثل، یا برخورد با کودک به مثابه فرد متجاوز یا خاطی، وضع رو بدتر میکنه، کودک رو خشمگین و عصبانی‌تر و حال ما رو دگرگون‌تر و آشفته‌تر میکنه..... باعث فاصله گرفتن کودک از ما و عدم امنیت اون میشه... میدونم که کنترل کردن تو این شرایط خیلی سخته، اون هم زمانی که دارید میبینید کودک شما در حال آسیب زدن به دیگری‌یه، و نگاه اطرافیان هم به اون به چشم فردی متجاوز هست، اما تو تمام اون لحظات باید این رو به خاطر داشته باشیم که این یک دوره‌ی گذراست، نه ما و نه کودک ما هیچ مشکلی نداره.....
و تنها صبر و تحمل و مهربونی ماست که میتونه به اون کمک کنه تا این دوران رو هم طی کنه... 🤗💚
پ.ن: این رو باید یاداوری کنم که تمام حرف‌‌هایی که زدم به معنی تایید آسیب رسوندن به دیگری نبود، باید جلوی اون رو گرفت اما به روش مناسب و دور از خشم و عصبانیت 🤗
Read more
@picassomo امروز خيلى بطور اتفاقى پيامى از بانويى بدستم رسيد كه همسرشون ايشون رو مورد ضرب و شتم قرار داده بود! من اين استورى رو به اشتراك گذاشتم و ديرى نگذشت كه سيل پيامهاى زيادى از خيلى از خانمها رو با شرايطى مشابه دريافت كردم عكسهايى از آثاركبودى پوست و جراحات بر اثر آزار جسمى توسط همسر يا پارتنرشون🏻 ... @picassomo
امروز خيلى بطور اتفاقى پيامى از بانويى بدستم رسيد كه همسرشون ايشون رو مورد ضرب و شتم قرار داده بود! من اين استورى رو به اشتراك گذاشتم و ديرى نگذشت كه سيل پيامهاى زيادى از خيلى از خانمها رو با شرايطى مشابه دريافت كردم 😔💔 عكسهايى از آثاركبودى پوست و جراحات بر اثر آزار جسمى توسط همسر يا پارتنرشون😡👎🏻 ياد اين ويديو افتادم رفتم پيداش كردم و ترجمه اش رو هم روش نوشتم.مسائل زيادى وجود داره كه همه دست به دست هم ميده تا خانمى در چنين شرايطى قرار بگيره!
عدم حمايت قانون،جامعه مردسالار و عرفيات اون جامعه، عدم حمايت از طرف خانواده، عدم آموزش، كمبود اعتماد بنفس و عزت نفس در خانمها، مشكلات روانى و ده ها مورد ديگه!
انقدر دامنه اين بحث فراخ و وسيع هست كه اصلاً در اين مقال نميگنجه.
ولى بذاريد كمى به بحث اعتماد و عزت نفس در خانمها بپردازيم. راستش همه ما در شرايط روحى مشابهى پا به اين دنيا ميذاريم و اين شرايط محيطى هستن كه بعضى مردهاى جامعه مارو ماچو هاى زورگو و متحكّم بارميارن و برخى زنان مارو موجوداتى مظلوم و آسيب پذير.كارى به مسائل قرون وسطايى جامعه و مقرارت موجود كشورمون و سيستم آموزشى و دستگاه قضا و كذا و كذا ندارم! صحبت از تربيت ما در چهارچوب خانواده است. از اينكه خيلى از ما خودمون دخترانمون رو بر اساس باورهاى نخنماى جامعه مون بارمياريم و پسرانمون رو بر اونها سوار ميكنيم و اين يوغ فرمان برداری رو برگردن دخترانمون ميندازيم.گويى كه دختران تافته اى جدا بافته اند و هزاران تابوى رفتارى و گفتارى و پندارى براشون قائل ميشيم كه زشته، عيبه، مردم الان درباره دخترمون چى ميگن و چى فكر ميكنن و شِر و وِر هايى با اين مضامين! همين كافيه كه در اين كشور ما دخترها و پسرها رو از سن مدرسه از هم جدا ميكنيم. بيايد لااقل در منزل ما به اين مسئله دامن نزنيم. نميگم كه دخترها و پسرها با هم تفاوتى ندارن. معلومه كه تفاوت دارند. اين رو هر احمقى هم ميدونه! ولى تفاوت در آناتومى و فيزيولوژى بدن و روحياتشون، نه درحقوق عاطفى، قضایی و شهروندى شون.
بذاريد يك مثال براتون بيارم، در خانواده ما نيوان و خواهرش سهم ارثى مساوى خواهند داشت. اتاقشون رو با هم تقسيم خواهند كرد و هيچيك بر ديگرى ترجيه داده نخواهد شد. هردو يادميگيرن كه از حقشون دفاع كنن، به حقوق ديگران احترام بزارن، حرفشون رو بزنن، از ددى كيك بوكسينگ و از نعنا جوجيتسو ياد ميگيرن. با هم بازى ميكنن و با وجود تفاوتهاشون بدون كوچكترين تفاوت رفتارى از طرف بزرگترها در كنار هم بزرگ ميشن. فراموش نكنيم كه شخصيت ما در بزرگسالى در حقيقت در كودكى ما شكل ميگي
Read more
Kabab kubideh Persian minced kebab _________________________ از صدای پای امروز می فهمیم ...
Media Removed
Kabab kubideh Persian minced kebab _________________________ از صدای پای امروز می فهمیم اتفاق تازه ای در راه است... خدا کند در این روز زیبا همه غرق در باران اجابت شویم آن گونه که فقط خدا باشد و ما و یک چتر آرامش سلام، روزتون زیبا دوستان عزیزم 🤗 . . . کباب کوبیده خونگی بعد از ... Kabab kubideh
Persian minced kebab
_________________________

از صدای پای امروز
می فهمیم اتفاق تازه ای
در راه است...
خدا کند در این روز زیبا
همه غرق در باران
اجابت شویم
آن گونه که فقط خدا باشد
و ما و یک چتر آرامش
سلام، روزتون زیبا دوستان عزیزم 🤗♥️🌹
.
.
.

کباب کوبیده خونگی
بعد از مدتها نوبت به کباب کوبیده رسید که البته دستورش رو قبلا در پستهام داشتم اما این بار با کمی تغییر درست کردم که هم به صرفه تر باشه و هم رژیمی تر و کم چرب، این دفعه گوشت گوسفند استفاده نکردم البته اگه شما کباب چرب دوست دارین همون دستور نصف گوشت گوساله و نصف گوشت گوسفند رو تهیه کنید. اینجا من فقط حدود چهارصد گرم مغز ران گوساله رو دو بار چرخ کردم البته بدون چربی با سه تا پیاز متوسط که رنده ریز کرده و آبش رو گرفتید فلفل سیاه، چند قطره زعفران دم کرده ی غلیظ خوب ورز دادم تا چسبندگی پیدا کنه با گوشتکوب هم می شه کوبید اما حتمن باید انقدری گوشت رو ورز داد تا چسبندگی پیدا کنه چند ساعت در یخچال می ذارید و قبل از کباب کردن سیخ های کباب رو در یخچال بذارید خنک بشه بعد گوشت رو از یخچال خارج کرده نمک هم بهش اضافه کنید همینطور به مقدار جزیی جوش شیرین که البته می تونید استفاده هم نکنید ولی کیفیت کباب رو بالا می بره دوباره کمی ورز داده و دستتون رو به آب پیازی که کنار گذاشتین آغشته کرده گوشت رو به سیخ بکشید بین دو انگشت شکل بدین و روی حرارت زیاد کباب کنید، با زیر و رو کردن سیخ ها به طور یکنواخت گوشت به سیخ چسبیده و نمی ریزه بعد از کباب شدن از سس مخلوط کره آب کرده و زعفران روی کباب ها می دیم و با برنج سرو می کنیم، اگر گوشت چسبندگی لازم رو پیدا کنه هیچوقت از سیخ نمی ریزه. 😁🌹
Read more
۹۷۰۱۰۲۴ یا علی گفتیم و عشق آغاز شد پروردگارا عشق ما رو جاودان کن و عزیزان ما رو،و سلامتی ما رو و امید ما رو حفظ بفرماما(هنگامه و مصطفی)از بیست و هشت اسفند نود با هم یه پیمان عاشقونه بستیم تا ابد با هم بمونیم و بعد از شش سال عشق و دوستی،در روز بیست و هشت اسفند نود و شش،شش سالگی عشقمون،قدمی به ... ‌ 💑💍۹۷۰۱۰۲۴💍💑
💑💍یا علی گفتیم و عشق آغاز شد💍💑
پروردگارا عشق ما رو جاودان کن و عزیزان ما رو،و سلامتی ما رو و امید ما رو حفظ بفرما💖ما(هنگامه و مصطفی)از بیست و هشت اسفند نود با هم یه پیمان عاشقونه بستیم تا ابد با هم بمونیم و بعد از شش سال عشق و دوستی،در روز بیست و هشت اسفند نود و شش،شش سالگی عشقمون،قدمی به سوی آینده برداشتیم و بیست چهار فروردین نود و هفت،اون روزی که خدا تعیین کرده بود با بهترین یار،تو بهترین موقعیت،بهترین روز،بهترین ساعت،علناً مال هم شدیم💕چه الوعده وفای عاشقونه ای♥و حالا به عشق پاکمون میبالیم،بیست و هشت عدد مقدس عشق ماست💑عزیزای دلم مرسی که تو مهم ترین روز زندگیمون کنارمون بودین ما با داشتن هم دیگه و شما ها همیشه خوشبخت ترینیم💞قشنگترین لحظه زندگیمون و شب جشن شیرین نامزدیمون و عقدمون چقدر خوب بود.همه برای ما دو تا شاد بودن و ذوق داشتن وای که من تو اون شلوغی و همهمه چشمام هیچکسو به جز تو نمیدیدن💕عشق همیشگی من💕
مادرجون و پدرجون عزیزم،شما کنارم نبودین💔جای خالیتون کاملا حس شدنی بود،اما من هر لحظه به یادتون بودم.عزیزای دلم هرگز فراموشتون نمیکنم،همیشه تو قلب من هستین بهترین مادرجون و پدرجون دنیا،چقدر حیف که نبودین💔
یه اتفاق زیبا تو سرنوشتم افتاد چجوری نمیدونم خدا تو رو به من داد چه عاشقم منی که دنباله عشق نبودم یه حسه فوق العاده نشسته تو وجودم،منو تو این روزا رو خواب میدیدیم ببین آخرشم به هم رسیدیم،دلامون واسه هم چه بیقراره عزیزم دیدی پیوند دو قلب چه حالی داره،منو تو این روزا رو خواب میدیدیم ببین آخرشم به هم رسیدیم،دلامون واسه هم چه بیقراره عزیزم دیدی پیوند دو قلب چه حالی داره،عزیزم بگو چه حسی داری تا اسممو میاری بگو طاقت ندارم که تو تنهام بذاری بهت علاقه دارم تو هم به من می نازی با تو که دلخوشیمی چه خوبه عشق بازی💕منو تو این روزا رو خواب میدیدیم ببین آخرشم به هم رسیدیم،دلامون واسه هم چه بیقراره عزیزم دیدی پیوند دو قلب چه حالی داره💕💋💕
💑💍 @mostafa.khodamehri 💍💑
#شش_سال #عشق #عشقم #عشق_جان #عشق😍 #عشق💞 #عشقمی💎💎💎💎💎💟💟💟💟💟😍😍😍😍😘💖😘💖😘💖💖💖🌺🎇🎇🎇 #عشق_همیشگی #عشق_همیشگیمی😘 #عشق_همیشگی_من #عشق_همیشگیم #عشق_همیشگیمی #عقد #ازدواج #جشن_عقد #جشن_عقد💍 #همسر #همسرم #همسرجان #همسر_جان #همسر_جانم #اتفاق_خوب #اتفاق_زیبا
Read more
در این هیاهوی شبکه های اجتماعی و سطحی شدن بسیاری از زندگی های ما، براستی یاد کردن از کتاب و کتاب خوانی ...
Media Removed
در این هیاهوی شبکه های اجتماعی و سطحی شدن بسیاری از زندگی های ما، براستی یاد کردن از کتاب و کتاب خوانی را باید یک حرکت رو به جلو و مقدس شمرد. تا باشد که از یار مهربان (کتاب) چیزهای بیشتری یاد بگیریم و به زندگی خود عمق ببخشیم. به نقل از پیج دکتر زلیخا رشیدی: . "ميگن رويات رو بگير و برا تحققش پافشاري كن... از ... در این هیاهوی شبکه های اجتماعی و سطحی شدن بسیاری از زندگی های ما، براستی یاد کردن از کتاب و کتاب خوانی را باید یک حرکت رو به جلو و مقدس شمرد. تا باشد که از یار مهربان (کتاب) چیزهای بیشتری یاد بگیریم و به زندگی خود عمق ببخشیم.

به نقل از پیج دکتر زلیخا رشیدی:
.
"ميگن رويات رو بگير و برا تحققش پافشاري كن...
از مقدم ترين روياهاي من افزايش سرانه مطالعه در شهر مادريم هست. هميشه و هميشه فكر كردم كه چطور ميشه بتونم لابه لاي لايه هاي مختلف جمعيتي از پير جوان و كودك تا بقال و مهندس و محصل باشم و از كتاب و كتاب خوني بگم، از كتابي كه خيلي بهم مزه كرده تا كتابي كه خيلي تاريك بوده، از اونكه خيلي عاشقانه بوده يا اونكه خيلي دردناك!
باشگاه ترويج كتابخواني محل تحقق اين روياي من شده. جايي كه ما پا به پاي مردم، فرهنگ كتاب دوستي و كتابخواني رو ترويج ميديم.
و زيباتر و شيرين تر اينكه چه مردمان مستعد و كتاب دوستي داريم. حتي آنها كه هنوز كتابخوان نشده اند همواره مشوق ما در اين راه بوده و هستند.
بعضي وقت ها حتي يك جمله كوتاه حال آدم رو انچنان خوب ميكنه ، كه شايد يك جايزه نفيس از دست بالاترين مقام نه!
و مردم ما صدها بار اين جملات رو به من هديه دادند.
به پاس اين فرهنگ مستعد ، به پاس همراهيتان با همه محدوديت هايي كه داشتيم اولين جشنواره كتاب پارسيان رو در هفته كتاب و در سه روز (دوشنبه، سه شنبه و چهارشنبه) برگزار ميكنيم.
باشد كه بياييد و باز هم ما رو با كلمات محبت آميزتون لبريز از شوق ادامه دادن كنيد.
ما هر عصر از ٤:٣٠ تا ٩ منتظرتونيم."
.
پ.ن:
خیلی خوشحالم که شاهد چنین حرکت های بسیار ارزشمندی در سطح منطقه هستیم. با تشکر از زحمات دکتر رشیدی عزیز و تمام دست اندرکاران محترم این جشنواره🌷🌷🌷
Read more
<span class="emoji emoji1f490"></span> رقابت بر سر نمایش سفره های هفت سین توی اینستا اونقدر بالا گرفته که وقتی امسال عیال تو فکر بود چه آسی ...
Media Removed
رقابت بر سر نمایش سفره های هفت سین توی اینستا اونقدر بالا گرفته که وقتی امسال عیال تو فکر بود چه آسی رو کنه و سفره رو چه جوری تزیین کنه و کجا پهن کنه، تا گفتم "رو سر من بذار"، فوری قبول کرد! (ورق بزنین) سال خوبی داشته باشین. تن سالم، لب خندان، دل خوش، قلب شاکر و دست پر برای همه آرزو میکنم. شما هم ما رو فراموش ... 💐
رقابت بر سر نمایش سفره های هفت سین توی اینستا اونقدر بالا گرفته که وقتی امسال عیال تو فکر بود چه آسی رو کنه و سفره رو چه جوری تزیین کنه و کجا پهن کنه، تا گفتم "رو سر من بذار"، فوری قبول کرد! (ورق بزنین)
سال خوبی داشته باشین. تن سالم، لب خندان، دل خوش، قلب شاکر و دست پر برای همه آرزو میکنم.
شما هم ما رو فراموش نکنین.😃
Read more
Moscow, Fifa World Cup 2018 خب ما کم‌کم بریم بازی رو ببینیم دیگه! این دفعه پیش‌بینی خاصی ندارم، یعنی ...
Media Removed
Moscow, Fifa World Cup 2018 خب ما کم‌کم بریم بازی رو ببینیم دیگه! این دفعه پیش‌بینی خاصی ندارم، یعنی جرات ندارم! چون حریف قدری داریم، ولی یه مساوی هم ما رو خوشحال میکنه، ولی اگه پیکه جان یه گل هم تو دروازه بزنه، ما راضی هستیم و تا عمر داریم غلامیشو میکنیم 🤣 . پیش‌بینی شما چیه؟ 🇮🇷🏻 . انرژی ... Moscow, Fifa World Cup 2018
خب ما کم‌کم بریم بازی رو ببینیم دیگه! این دفعه پیش‌بینی خاصی ندارم، یعنی جرات ندارم! 😅 چون حریف قدری داریم، 🇪🇸😅 ولی یه مساوی هم ما رو خوشحال میکنه، ولی اگه پیکه جان یه گل هم تو دروازه بزنه، ما راضی هستیم و تا عمر داریم غلامیشو میکنیم 🤣🙈
.
پیش‌بینی شما چیه؟
🇪🇸🇮🇷❤️🙈✋🏻
.
انرژی بفرستید اینجا 😅❤️
.
#shotons9 #withgalaxy
#russia #moscow
#مسکو #روسیه #روسیه_نامه #جام_جهانی_نامه
#جام_جهانی_روسیه #جام_جهانی #جام_جهانی_۲۰۱۸ #fifaworldcuprussia #fifaworldcup2018
Read more
یکی بود , یکی نبود مال قدیماس . الان همه باشن , تو نباشی . انگار هیچ کس نیست . عشق یعنی همین و بس<span class="emoji emoji2764"></span><span class="emoji emoji2764"></span><span class="emoji emoji2764"></span><span class="emoji emoji2764"></span> ...
Media Removed
یکی بود , یکی نبود مال قدیماس . الان همه باشن , تو نباشی . انگار هیچ کس نیست . عشق یعنی همین و بس . . . . . . . تکرار مشابه از مدلهای پر طرفدار قبل , سفارش دوست عزیز و نازنینی از تهران که بعد از ۲ سال باز هم ما رو فراموش نکردن و سفارششون رو به ما سپردن سپاس از انتخابشون و آرزوی خوشبختی و بهترینها ... یکی بود , یکی نبود مال قدیماس .
الان همه باشن , تو نباشی .
انگار هیچ کس نیست .
عشق یعنی همین و بس❤❤❤❤ ❤
. .
.
.
. . .
تکرار مشابه از مدلهای پر طرفدار قبل , سفارش دوست عزیز و نازنینی از تهران که بعد از ۲ سال باز هم ما رو فراموش نکردن و سفارششون رو به ما سپردن 😘😘😘 سپاس از انتخابشون و آرزوی خوشبختی و بهترینها 😊❤
.
.
.
.
.
.🔴🔴👈جهت سفارش و هماهنگی کارها حتما از طریق لینک کانال بالای پیج و یا از طریق شماره اعلام شده با واتس اپ یا تلگرام با ما در ارتباط باشید .09331800730
. .
❤👈هرگونه سوال و ثبت سفارش فقط از طریق راههای اعلام شده امکان پذیر میباشد . .
#سپاس_از_همراهی_شما #عروس
#دسته_گل_جدید #bride #
#گیفت #gift #luxury
#استند #عروسی #مزون #شیک #عشق #love
#لاکچری #عروس #خاص #گل_مصنوعی #برند
#یادبود_قران #عروسی #لاکچری #
#دسته_گل_جدید_عروس
#تاج #مزون #سفره_عقد #بله_برون #جهیزیه #
Read more
اتفاق ترانه شنبه مهمان داریم اونم چه مهمانی<span class="emoji emoji1f60d"></span> آریا عظیمی نژاد که از بزرگترین خاطره سازان موسیقی ...
Media Removed
اتفاق ترانه شنبه مهمان داریم اونم چه مهمانی آریا عظیمی نژاد که از بزرگترین خاطره سازان موسیقی این سالهای ماست افتخار دادن و شگفتانه شم بمونه برای اونایی که میان و تا سالها ازش یاد میکنن.از کارهای مشترک من و آریا جان یاد کنم از #مرو_ای_دوست_آریا_اهورا_اصفهانی #پریدخت_آریا_اهورا_سالارعقیلی ... اتفاق ترانه
شنبه مهمان داریم اونم چه مهمانی😍
آریا عظیمی نژاد که از بزرگترین خاطره سازان موسیقی این سالهای ماست افتخار دادن و شگفتانه شم بمونه برای اونایی که میان و تا سالها ازش یاد میکنن.از کارهای مشترک من و آریا جان یاد کنم از #مرو_ای_دوست_آریا_اهورا_اصفهانی #پریدخت_آریا_اهورا_سالارعقیلی #زیر_هشت_آریا_اهورا_اصفهانی
#تا_ثریا_آریا_اهورا_اصفهانی
#علی_البدل_آریا_اهورا_حجت_اشرفزاده
و البته که دوست عزیزم عبدالجبار کاکایی هم ما رو از دانش و شعرشون سیراب میکنند و همچنین لذت میبریم از ساز امیر حسین کیانپور عزیز که از بهترین های ایرانه در سازهای بادی.خلاصه قدمتون بر چشم بنده.حتما تشریف بیارین که اسباب خوشحالی ماست.
#اتفاق_ترانه
#آریا_عظیمی_نژاد
#عبدالجبارکاکایی
#امیر_حسین_کیانپور
#اهورا_ایمان
#موسیقی
#سه_تار
#موسیقی_ایرانی
#موسیقی_پاپ
@aryaaziminejad
@abdoljabbarkakaei
@amirhossein_kianpour
@etefaghtaraneh
Read more
🤠<span class="emoji emoji1f4f1"></span> دوست داری Samsung galaxy S9 برنده شی؟ هدفون بی سیم چطور یا یک کارت حافظه🙃؟😎 فقط کافیه دوستات را ...
Media Removed
🤠 دوست داری Samsung galaxy S9 برنده شی؟ هدفون بی سیم چطور یا یک کارت حافظه🙃؟😎 فقط کافیه دوستات را تو کامنت تگ کنی ️توجه کن برای این که بتونی در مسابقه شرکت کنی،باید دانستنیها رو فالو کنی @danestaniha7 @danestaniha7 یک بازی اینستاگرامی در نظر گرفتیم که ازتون دعوت می کنیم تو این ... 🤠📱
دوست داری Samsung galaxy S9 برنده شی؟ هدفون بی سیم چطور یا یک کارت حافظه🙃؟😎 فقط کافیه دوستات را تو کامنت تگ کنی
⚠️توجه کن برای این که بتونی در مسابقه شرکت کنی،باید دانستنیها رو فالو کنی⚠️
👇👇👇👇👇👇
@danestaniha7
@danestaniha7
یک بازی اینستاگرامی در نظر گرفتیم که ازتون دعوت می کنیم تو این بازی شرکت کنید تا برنده یک گوشی باحال یا یا هدفون بی سیم یا کارت حافظه بشید،پس شده سه جایزه با حال😍

مهلت شرکت در مسابقه تا 25 شهریوره😉👇 ✏️روش بازی:
فقط کافیه این پست را لایک کنید و تو کامت های همین پست دوستاتون را تگ/منش کنیدتا اونا هم ما رو دنبال کنند.اینجا بین کامنت های گذاشته شدی قرعه کشی می کنیم و به یک نفر Samsung S9 و هدفون بی سیم level U pro و کارت حافظه 128gb اهدا می کنیم.دقت کنید در هر کامنت یک دوستتون را تگ کنید.واضحه که هر چی دوستای بیشتری به مسابقه دعوت کنید شانس بیشتری برای برنده شدن دارید.ورق بزنید جایزه ها ببنید🤓
#دانستنیها #دانشمند #مسابقه #جایزه #مسابقه😍 #برنده #علمی #گیم #دانستنیهای_جالب #حجاب_اجباری #چهارشنبه_های_سفید #مطلب_داغ #خبرفوری #😍 #🎁
Read more
و اما ادامه کار در بیماری که اونقدر اضطراب و ترس داره فقط در عرض چند ثانیه خیلی راحت نشسته من دارم کارم رو میکنم و میخنده ! این هنر یک پزشک باید باشه که اولا خودش آرامش داشته باشه و تسلط بعد این رو بتونه به بیمارش هم منتقل کنه تا اینکه بیمار دست پا بزنه زیر دستش هم خودشو عذاب بده هم ما رو در نهایت هم من پزشک یادم ... و اما ادامه کار در بیماری که اونقدر اضطراب و ترس داره فقط در عرض چند ثانیه خیلی راحت نشسته من دارم کارم رو میکنم و میخنده ! این هنر یک پزشک باید باشه که اولا خودش آرامش داشته باشه و تسلط بعد این رو بتونه به بیمارش هم منتقل کنه تا اینکه بیمار دست پا بزنه زیر دستش هم خودشو عذاب بده هم ما رو در نهایت هم من پزشک یادم بره که کلا آدم زنده زیر دستمه ! و البته پزشکای ایرانی همه جای دنیا عالی هستن و بهترین خدا رو شکر
#پی_آر_پی #مزوتراپی #جوانسازی_صورت #جوانسازی_پوست #جوانسازی #کلینیکزیبایی #کلینیک #پوست #دکتر_زیبایی #استانبول #ترکیه #بیلیکدوزو #دکتر_جویلی
Read more
جشن افطار و قدردانی از حامیان زحمتکش حیوانات و هنرمندانی که همیشه پشتیبان این عزیزان بوده‌اند. متاسفیم ...
Media Removed
جشن افطار و قدردانی از حامیان زحمتکش حیوانات و هنرمندانی که همیشه پشتیبان این عزیزان بوده‌اند. متاسفیم که به علت کمبود فضا ناچار شدیم از هر گروه یک یا دو نفر رو دعوت کنیم، ولی امید داریم در سال‌های آینده عده بیش‌تری رو گرد هم بیاریم و به خصوص بیشتر بتونیم میزبان حامیان زحمتکشی باشیم که در شهرستانهای ... جشن افطار و قدردانی از حامیان زحمتکش حیوانات و هنرمندانی که همیشه پشتیبان این عزیزان بوده‌اند.

متاسفیم که به علت کمبود فضا ناچار شدیم از هر گروه یک یا دو نفر رو دعوت کنیم، ولی امید داریم در سال‌های آینده عده بیش‌تری رو گرد هم بیاریم و به خصوص بیشتر بتونیم میزبان حامیان زحمتکشی باشیم که در شهرستانهای دور و جای‌جای ایران عزیزمون برای حیوانات مظلوم زحمت می‌کشن و فراموش نکردن که حیوانات هم به نوعی هم‌وطنان ما هستند.
امشب در کنار هم تمرین کردیم هم فکری و هم کلامی رو و امیدواریم این روند فراگیر بشه.
ممنون و سپاس از همه عزیزانی که قدم رنجه کردند به خصوص کسانی که از راههای دور از یزد، مازندران و مشهد تشریف آووردند.
از تجربیات تک تک شما عزیزان آموختیم.
به امید روزهای آینده‌...
در پناه حق باشید🙏🏻🌺
Read more
تا حالا شده بخاطر داشتن یه روز معمولی خدارو شکر کنین ؟از داشتن یه روز عادی خوشحال باشین؟ روز معمولی ...
Media Removed
تا حالا شده بخاطر داشتن یه روز معمولی خدارو شکر کنین ؟از داشتن یه روز عادی خوشحال باشین؟ روز معمولی روزیه که هیچ اتفاق غیر منتظره ای توش نیفته و شما طبق برنامه ریزیتون کارهاتونو انجام میدین .این دو روزی که سرما خوردم و از کل برنامه هام عقب موندم به چند تا موضوع فکر کردم یکیش همین روز عادی بود که اصلا ... تا حالا شده بخاطر داشتن یه روز معمولی خدارو شکر کنین ؟از داشتن یه روز عادی خوشحال باشین؟
روز معمولی روزیه که هیچ اتفاق غیر منتظره ای توش نیفته و شما طبق برنامه ریزیتون کارهاتونو انجام میدین .این دو روزی که سرما خوردم و از کل برنامه هام عقب موندم به چند تا موضوع فکر کردم یکیش همین روز عادی بود که اصلا به چشم ادم نمیاد الان که فکر میکنم میبینم روز معمولی بهترین روز آدمه چون این روزهای معمولی کنار هم ما رو به بزرگترین اهدافمون میرسونه .روزهای معمولی پر از حس خوب و آرامشن.شکر گزار روزهای معمولی باشیم وازشون حسابی لذت ببریم .
پ ن:دوستان عشقی که نگرانم بودین عاشقتونم😘

#دی_ماه۹۷ #سرماخوردگی #روز_معمولی # #روزمرگی_با_روز_معمولی_متفاوت_است #شکرگزار_باشیم
#behindschedule
#thanksgod
Read more
می دانی دلبر جان، ما در زندگی بیست و چند ساله خودمان تو را کم داشتیم، خودت را، دست هایت را، صدایت را ...
Media Removed
می دانی دلبر جان، ما در زندگی بیست و چند ساله خودمان تو را کم داشتیم، خودت را، دست هایت را، صدایت را و عشقت را، حتی گاهی می ترسیدیم دوستت داشته باشیم، گاهی هم می ترسیدیم ابرازش کنیم، همه اش نگرانیمان این بود که بگوییم دوستت داریم و تو داد و فریاد کنی، همه اش از این می ترسیدیم که اگر نگوییم دوستت داریم، ... می دانی دلبر جان،
ما در زندگی بیست و چند ساله خودمان تو را کم داشتیم،
خودت را، دست هایت را، صدایت را و عشقت را،
حتی گاهی می ترسیدیم دوستت داشته باشیم،
گاهی هم می ترسیدیم ابرازش کنیم،
همه اش نگرانیمان این بود که بگوییم دوستت داریم و تو داد و فریاد کنی،
همه اش از این می ترسیدیم که اگر نگوییم دوستت داریم، یک آسمان جل بی خانمان چشم هایت را ببیند و دستت را بگیرد و تو را با خودش ببرد، بعدش هم ما بمانیم و یک بار˚ باقالی فرد اعلاء آن هم بدون مال!
.
می دانی دلبرکم،
ما گاهی در خلوت خودمان اسمت را صدا می زدیم و عکس هایت را رصد می کردیم و زیر لب "فتبارک الله احسن الخالقین" می خواندیم!
اگر کمی هم بیشتر جرات می کردیم شعری می جُستیم که نشانه ی مهرمان باشد و برایت می فرستادیم! تو هم بیلاخی به نشانه ی لایک پایش برایمان میگذاشتی و نمی دانی ما چطور مثل آن مالی که تی تاپ میخورد، خوشحالی می کردیم!
اما جانم برایت بگوید که فقط خدا می داند، هیچ روزی را بدون خودت، یا فکرت شب نکردیم و هیچ شبی را بی خوابت صبح،
آری عزیزکم، ما مرد راهت نبودیم!

دلبرجان،
ما را ببخش که هر شب تو را می کشاندیم و سط خواب و خیالمان و یک دل سییییر نگاهت می کردیم،
ما را ببخش که نتوانستیم موهایت را به سرنوشتمان ببافیم،
ما را ببخش، که سرنوشتمان فقط سیاه بود و رنگش به ناخن هایت نمی آمد،
ما را ببخش، که آنقدر درخورد نبودیم که عاشقمان شوی!
ما را ببخش که تو را بیشتر از خودمان دوست داشتیم،
ما را ببخش، که فقط برایت نوشتیم و تو نفهمیدی،
ما را ببخش...!
.
. ⭐ #میکائیل💕
. 🆔@mikilove351 📷
.
.
.
#دوستان_خود_را_زیر_پستها_تگ_کنید 😊

#پستهای_قبلی_رو_حتما_از_دست_ندید🙏🙏🙌💓🔻🌟💓🔻🌟
Read more
. دوستی داشتیم كه می‌گفت هیچ‌وقت سه تا چیز كسی رو مسخره نكن. با دوتای اول كاری نداریم ولی سومی «اسم ...
Media Removed
. دوستی داشتیم كه می‌گفت هیچ‌وقت سه تا چیز كسی رو مسخره نكن. با دوتای اول كاری نداریم ولی سومی «اسم و فامیلی» بود. هروقت دوستمون این‌رو می‌گفت خاطراتی كه من با فامیلی‌ام داشتم با كیفیت فول HD جلوی چشم‌هام ظاهر می‌شد. از بچگی یادمه واسه همه سوال پیش می‌اومد كه اجداد من چی‌كاره بودن كه فامیلی‌ام ... .
دوستی داشتیم كه می‌گفت هیچ‌وقت سه تا چیز كسی رو مسخره نكن. با دوتای اول كاری نداریم ولی سومی «اسم و فامیلی» بود. هروقت دوستمون این‌رو می‌گفت خاطراتی كه من با فامیلی‌ام داشتم با كیفیت فول HD جلوی چشم‌هام ظاهر می‌شد.

از بچگی یادمه واسه همه سوال پیش می‌اومد كه اجداد من چی‌كاره بودن كه فامیلی‌ام شده درزی. یه نفر می‌گفت شاید اشتباه ثبت احوال بوده، یه نفر دیگه می‌گفت حتما جد بزرگت كارش این بوده كه خبرهای اختلاس اون دوره رو درز بگیره كسی نفهمه، احتمالا يه پسرخاله هم داشته كه فاميلي‌اش «ماله‌اي» بوده. یه نفر دیگه هم می‌گفت: «دوست‌هات باهات شوخی دارن كه به جای گودرزی، درزی صدات میكنن نه؟ هیچی جای این صمیمیت‌ها رو نمیگیره!».
.
یادم میاد یه بار با حال خراب رفته بودم درمانگاه و دكتر مهربون كه در حال نسخه نوشتن بود براي تلطیف فضا، خیلی بی‌مقدمه ازم پرسید: «راستی درز كجا میشه دقیقا؟» گفتم: «جان؟!» دكتر با شیوایی بیشتری توضیح داد كه: «درز دیگه، شهرتون. مگه اسم شهرتون درز نیست كه فامیلیتون شده درزی؟»
.
با اندك توانی كه در بدنم داشتم بهش گفتم كه درزی یعنی «خیاط». دكتر با تعجب خیلی زیادی سرش رو از رو نسخه بالا آورد و گفت :«عه؟! به چه زبونی اون‌وقت؟!» اون‌قدر حالم خراب بود كه حتی یك كلمه دیگه هم نمی‌تونستم بگم، اما اون لحظه با خودم فكر كردم كه اگه الان حرف نزنم، به خودم و اجدادم و همه درزی‌های دنیا خیانت كردم. بنابراین همه توانم رو جمع كردم و با كلماتی كه به سختی شنیده می‌شد، با جدیت تمام گفتم: «فارسی! خیاط عربیه! درزی فارسیشه!»
.
خیلی دلم می‌خواست برای اثبات حرفم بهش پیشنهاد كنم كه تو وقت‌های آزادش یكم مطالعه جانبی داشته باشه و مثنوی بخونه تا مطمئن بشه مولانا هم ما رو به رسمیت می‌شناخته و وقتی می‌خواسته لباس بدوزه میرفته پیش درزی محل؛ بعدش هم با افسوس بهش بگم: «اگه حداقل وقتی دوم دبیرستان بودی درس «كباب غاز» رو با دقت بیشتری می‌خوندی، كلمه‌ها و تركیب‌های تازه‌اش یادت مونده بود و الان میدونستی درزی یعنی چی!».
.
بقیه در کامنت اول 👇👇
Read more
احمدرضا آویز استیل قابل ساخت با نقره و طلا ۱۸ عیار ...... دوستان عزیز زیورآلات میریام برای تک ...
Media Removed
احمدرضا آویز استیل قابل ساخت با نقره و طلا ۱۸ عیار ...... دوستان عزیز زیورآلات میریام برای تک اسم ۳ طرح رایگان در اختیار شما قرار می ده و ما با توجه به بالا رفتن ارز هیچ گونه افزایش قیمت نداشتیم.پس شما هم ما رو پشتیبانی کنید و به دوستانتون معرفی کنید. @miriyamjewelry @pisometricmiriyam ... احمدرضا
آویز استیل
قابل ساخت با نقره و طلا ۱۸ عیار
......
دوستان عزیز زیورآلات میریام برای تک اسم ۳ طرح رایگان در اختیار شما قرار می ده و ما با توجه به بالا رفتن ارز هیچ گونه افزایش قیمت نداشتیم.پس شما هم ما رو پشتیبانی کنید و به دوستانتون معرفی کنید.😘
@miriyamjewelry
@pisometricmiriyam
شماره تماس
09359468613
Read more
دوستان عزيز سلام سه روز پيش از دفتر معاونت امور اجتماعى وزارت بهداشت با ما تماس گرفتن و گفتن كه از لحاظ درمان محمدامين نگران نباشيم و تمام مراحل رو پيگيرى ميكنن. آقاى دكتر نصيرى مديركل خيرين و مؤسسات خيريه سلامت طى نامه اى ما رو به خيريه زنجيره اميد معرفى كردن. امروز صبح ما به دفتر زنجيره اميد رفتيم ... دوستان عزيز سلام
سه روز پيش از دفتر معاونت امور اجتماعى وزارت بهداشت با ما تماس گرفتن و گفتن كه از لحاظ درمان محمدامين نگران نباشيم و تمام مراحل رو پيگيرى ميكنن. آقاى دكتر نصيرى مديركل خيرين و مؤسسات خيريه سلامت طى نامه اى ما رو به خيريه زنجيره اميد معرفى كردن. امروز صبح ما به دفتر زنجيره اميد رفتيم و اونها هم ما رو با آغوش باز پذيرفتن و به بيمارستان طبى كودكان ارجا دادن. امروز محمد امين توسط متخصصين قلب بيمارستان معاينه شد و اين نتيجه حاصل شد كه در حال حاضر محمدامين نيازى به جراحى براى رفع اى اس دى (حفره بين دهليزى قلب) نداره و اين عمل ميتونه زمانى انجام بشه كه محمد امين بايد دستگاه پِيس ميكر قلبش رو عوض كنه (دو تا سه سال ديگه)👏🏻👏🏻👍🏻 مادر محمد امين از خوشحالى در پوست خودش نميگنجيد. انشالله هروقت كه لازم شد محمدامين رو با كمك زنجيره اميد عمل ميكنيم. انشالله كه معجزه اى رخ بده و محمد امين بطور كامل خوب بشه
هزينه جمع آورى شده طبق روال به موارد ديگر اختصاص خواهد يافت كه گزارشش خدمتتون اعلام ميشه
در حال حاضر چند مورد رو در دست تحقيق داريم
پ.ن. اول: راستش الان مدتيست كه مواردى رو با كمك معاونت اجتماعى وزارت بهداشت و تيم آقاى دكتر ايازى و آقاى دكتر نصيرى مراحل درمانشون رو بطور رايگان انجام داديم. البته مواردى كه ضوابط ادارى اين اجازه رو ميداده. اين اتفاق بلطف جلسه اى بود كه چند ماه پيش در وزارت بهداشت انجام شد كه بعضى از عزيزان ما رو به باد تمسخر و اهانت گرفتن و چه فحشها كه نثار ما نشد كه ما آدمفروشى كرديم و مثل بعضيها نبوديم كه در جلسه حضور پيدا نكردن و يا چند نفرى كه در جلسه حضور داشتن و با اين حال پشت سر ما به ما چه اهانتها و تهمتهاى بسيار كه نزدند. از نظر ما بايد از هر فرصت و امكاناتى براى كمك به يكديگه استفاده كنيم. با اينكه از حكومت دل خوشى نداريم ولى از بابت اين همكاريها ممنون و سپاس گذاريم و در جاى ديگر منتقديم. انشالله كه مشكلات كشور هموار بشن
پ.ن. دوم: امروز پانزده ارديبهشت ماه نود و هفت، قيمت يورو هفت هزار و هشتصد تومان 😔😡👎🏻
پ.ن. سوم: بچه ها رو بزور بوس نكنيد 😡🤪🙈💋
@alireza.mrj 🙏🙏❤️
#picassomo
#آناناس_بيمو
Read more
هوالرحمن . <span class="emoji emoji1f4a2"></span> #آخوندا ما رو ول نمی کنند...- . یکی از #اساتید ریاضی #دانشگاه_تهران نقل میکرد: . ...
Media Removed
هوالرحمن . #آخوندا ما رو ول نمی کنند...- . یکی از #اساتید ریاضی #دانشگاه_تهران نقل میکرد: . قرار بود جمع منتخبی از اساتید و #نخبگان ریاضی برای شرکت در #کنفرانسی بین المللی به یکی از کشور های غربی برن. . وقتی سوار هواپیما شدم دیدم یه #روحانی تو هواپیماست. . به خودم گفتم بفرما؛ اینا سفر ... هوالرحمن
.
💢 #آخوندا ما رو ول نمی کنند...-
.
یکی از #اساتید ریاضی #دانشگاه_تهران نقل میکرد:
.
قرار بود جمع منتخبی از اساتید و #نخبگان ریاضی برای شرکت در #کنفرانسی بین المللی به یکی از کشور های غربی برن.
.
وقتی سوار هواپیما شدم دیدم یه #روحانی تو هواپیماست.
.
به خودم گفتم بفرما؛ اینا سفر خارجی هم ما رو ول نمیکنن.😒
.
رفتم پیشش نشستم بهش گفتم: حاج آقا اشتباه سوار شدید #مکه نمیره😝
گفت: میدانم🤗
گفتم: حاجی قراره ما بریم کنفرانس علمی؛ شما اشتباهی نیاین😏
گفت: میدانم
دیدم کم نمیاره.
.
جدیدترین و پیچیده ترین مساله ریاضیمو که قرار بود تو کنفرانس مطرح کنم داخل برگه نوشتم دادم بهش، گفتم شما که داری میای کنفرانس بین المللی ریاضی اونم تو یه کشور خارجی حتما باید ریاضی بلد باشید.
اگر ریاضی بلدید این سوال رو حل کنید ، برگه رو بهش دادم و خوابیدم.
.
از خواب که بیدار شدم دیدم داره یه چیزایی تو برگه مینویسه.
.
گفتم: #حاجی عجله نکن اگه بعدا هم حلش کردی من دکتر فلانی هستم از دانشگاه تهران. جوابشو بیار اونجا بده.😂
.
دوباره خوابیدم.😴
بیدار که شدم دیگه نمی نوشت، گفتم چی شد؟
.
📝برگه رو بهم داد و گفت:
سوالت چهار راه حل داشت سه راه حل نوشتم و اون راهی هم که ننوشتم بلد بودی.😁
.
شوکه شده بودم
ادامه داد: این هم مساله منه اگر تونستی حلش کنی من #حسن_زاده_آملی هستم از قم.........
.
بعدها فهمیدم که به ایشون لقب #ذوالفنون را دادند و ایشان در تمامی علوم صاحب نظر بود.
.
تا جایی که دورانی که پا تو سن نذاشته بود در هفته روزی یکبار عده ای از #پروفسور های #فرانسه و سایر کشور های #اروپایی برای کسب علم و ریاضی و نجوم خدمت ایشان میرسیدند.
.
حالا نظر این عالم بزرگ درباره رهبر معظم #انقلاب #امام_خامنه ای مدظله العالی:
.
"گوش تان به دهان رهبر باشد. چون ایشان گوششان به دهان #حجت_بن_الحسن(عج) است." .
این جملات وقتی بیش تر معنا پیدا می کند که بدانیم صاحب تفسیر المیزان، علامه عارف آیت ا... طباطبایی درباره شاگردش علامه حسن زاده فرموده اند: حسن زاده را کسی نشناخت جز #امام زمان.
.

#علامه_طباطبايى
#علامه_حسن_زاده
#وعده_ديدار_كنار_شهداء
#مقام_معظم_رهبرى
#تا_شهادت_راهی_نیست
#التماس_دعا
#موقت
ياعلى مدد
Read more
#سوال_مهم هرچند هنوز بعد اینهمه سال معنی #عید رو‌ نفهمیدم؛ و فرقش رو با بقیه ی روزای سال نمیدونم؛ اما همینکه میبینم عزیزانم خوشن؛ منم خوشم... پس اگه حالتون خوبه: #عیدتون_مبارک هرچند #به_تقویمها_اعتباری نیست اما #تقویم یه چیزو درست میگه: اینکه یک سال دیگه به تقویم با هم بودنمون ... 🍂♻️🍃 #سوال_مهم
هرچند هنوز بعد اینهمه سال معنی #عید رو‌ نفهمیدم؛
و فرقش رو با بقیه ی روزای سال نمیدونم؛
اما همینکه میبینم عزیزانم خوشن؛ منم خوشم...
پس اگه حالتون خوبه: #عیدتون_مبارک
🍁⏳🍀
هرچند #به_تقویمها_اعتباری نیست
اما #تقویم یه چیزو درست میگه:
اینکه یک سال دیگه به تقویم با هم بودنمون اضافه شد؛
این، هم جای #شکر داره و هم #خوف !
یکسال دیگه گذشت...
به #رسم_ایستادگی
یکسال از پرونده ی #آنتی_سلبریتی مون!
به امید اینکه شما بفهمید...
دلیل تک تک کارهامو...

یکسال دیگه گذشت
و ما همچنان در #صبر یم...
مثل آدمیکه بعضی از دعواها رو نمیفهمه...
میدون جنگش‌، میدون جنگ‌ این روزا نیست...
و بیرونِ میدون، با “میدونِ جنگ” میجنگه!
با #شمشیر ی فراری از پستو
با #دلی‌آرام
چون معتقدیم که هم خزان #بگذرد و هم رونق زمان!
اما‌ ما وسط #ریل منتظر قطار میمونیم!
چون: “این بی خبری داده خبر که: #خبری_هست
.
🔻👇🔻
برسم سالهای قبل؛مرور میکنیم سالی که با هم گذشت رو؛
و توی این لحظه از همه چیز برام مهمتر اینه که بدونم:
🔻
👈کدومیک از این #بیست‌اتفاق۹۶ که باهم تجربه کردیم رو از همه مهمتر میدونید؟👇
۱-پرونده سلبریتی
۲-جعبه سیاه
۳-پریدن صفحه اینستاگرام
۴-مسابقه های ایستاده پرس*
۵-راه اندازی توییتر *
۶- آهنگ بگذرد
۷-آهنگ‌ دلارام
۸-کنسرتها و اجراها در سکوت رسانه ای
۹-آهنگ خبری هست
۱۰-رسم ایستادگی
۱۱-لغو اجرای مشهد
۱۲- آهنگ شمشیر
۱۳-نذر فرهنگی اربعین
۱۴-نیم شعرم و نیم موسیقی (منشع ها)
۱۵-مسابقه خاطره بازی اهنگهای امام رضا
۱۶- تغییر “ایستابند”
۱۷-آهنگ برد غیرت
۱۸-فراخوان استدیو ایستاده (خوانندگی-تولیدآثار موسیقایی و‌تصویری)
۱۹-آهنگ ریل
۲۰-لایو هفتگی استودیو ایستاده

پ‌ن:
•گزینه ی ۵و۶ بدلیل محدودیت زمانی‌ در ویدئو جا‌نشد!
•از خانم‌ کیومرثی‌ ممنونم که توی‌لحظات آخر تحویل سال نشستن تا این ویدئو‌ رو‌ فورس‌ماژور برسونن
#سال۹۶ 🔓
#اولین_پست_سال۹۷ 🔒
Read more
چند نكته درباره من و انتخابم: -من اين حق رو دارم و خودم رو هم موظف ميدونم كه نسبت به شرايط اجتماعى، اقتصادى، ...
Media Removed
چند نكته درباره من و انتخابم: -من اين حق رو دارم و خودم رو هم موظف ميدونم كه نسبت به شرايط اجتماعى، اقتصادى، سياسى و فرهنگى كشورم در جهت تفكرى كه بهش اعتقاد دارم نظر بدم -من انتخاب كردم كه از اين موقعيتى كه در اختيارم قرار گرفته (اين صفحه) نه فقط براى تبليغ آثار هنرى و انتشار برنامه هاى روزمره و تبليغات ... چند نكته درباره من و انتخابم:
-من اين حق رو دارم و خودم رو هم موظف ميدونم كه نسبت به شرايط اجتماعى، اقتصادى، سياسى و فرهنگى كشورم در جهت تفكرى كه بهش اعتقاد دارم نظر بدم
-من انتخاب كردم كه از اين موقعيتى كه در اختيارم قرار گرفته (اين صفحه) نه فقط براى تبليغ آثار هنرى و انتشار برنامه هاى روزمره و تبليغات و جمع كردن طرفدار، بلكه براى گسترش تفكرى كه بهش معتقد هستم استفاده كنم و به خاطر منافع شخصى يا نگرانىِ از دست دادنِ طرفدارانى با تفكرات مخالفم، سكوت نكنم
-من خودم رو موظف ميدونم كه توى كشور سياست زده اى مثل ايران كه قدرت گرفتن هر كدوم از جناح هاى نه چندان متنوعش ميتونه تاثير زيادى روى كيفيت زندگى مردم به لحاظ اجتماعى/فرهنگى بذاره، صرفاً يك دستگاه تزئينى براى توليد آثار هنرى نباشم -من تجربه يكصدا راى دادن و تبعاتش رو به خاطر دارم. در انتهاى اون تجربه هم عده اى معتقد بودن كه اون دولت كنار مردم ايستادگى نكرد، عده اى معتقد بودن كه زورش نرسيد، عده اى هم وفادار مون به كل اون ايده... نه به كابينه. ولى در نهايت دستآورد اون تجربه آشنا شدن با مفاهيمى مثل حقوق مدنى و شهروندى، گفتمان و اصلاحات بود و از اون مهم تر اين كه گروهى از مردم كه سالها ساكت و تنها و افسرده بودن، توى اون دوره براى اولين بار همديگه رو ديدن، شنيدن، شمردن و ديگران رو هم وادار كردن به اين كار
-من تجربه يكصدا راى ندادن و تبعاتش رو هم به خاطر دارم. هشت سال تحقير، تحريم، فشار روانى و اقتصادى، احساس عدم امنيت و در كنارش هشت سال سكوت مجدد و افسردگى و ترس از فضاى امنيتى... بدون هيچ دستآورد مشخص و مثبت قابل اشاره
-پس... من از انتخابم پشيمون نيستم. با تحليل و بر اساس تجربه اين كار رو كردم و نه شير يا خط. اين بار هم به كابينه راى ندادم كه الان ازش انتقاد نكنم. انتظار بيشترى هم از اين كابينه نداشتم، چون باز هم به يه "ايده" راى دادم... ايده اى كه در سايه اين كابينه و اين دولت قابل دسترس تر به نظر ميومد و مياد. راى دادم به اين كه باز هم بشنويم هم رو و باز هم بشنون ما رو و اين اون اتفاقيه كه دوباره به وضوح داره ميفته... -در نهايت من براى تفكر مخالف محترم احترام خيلى بيشترى قائل هستم تا تفكرى اونقدر سطحى كه به راحتى ميتونه پشيمون بشه يا از اون بدتر تفكر خنثايى كه براى مخفى كردن ترس منفعت طلبانه اش، ديگران رو مورد تمسخر قرار ميده
-...و من سيبيلم رو پس از قرن ها زدم
Read more
. .<span class="emoji emoji1f17e"></span><span class="emoji emoji2733"></span>️اطلاعیه پروژه ی فنکلاب های رسمی دابل اس در ایران<span class="emoji emoji2733"></span>️<span class="emoji emoji1f17e"></span> . همونطور که اطلاع دارید 5 فن کلاب رسمی ...
Media Removed
. .️اطلاعیه پروژه ی فنکلاب های رسمی دابل اس در ایران . همونطور که اطلاع دارید 5 فن کلاب رسمی دبل اس با یاری تریپل اس های گل و دوست داشتی ایرانی، پیرو هر کامبک، حامی همیشگی بچه های دبل اس بودند و اینبار با بازگشت دبل اس، با یاری شما پروژه دیگری رو در نظر گرفتیم. 5 فنکلاب دابل اس در ایران [فنکلاب ... .
.🅾✳️اطلاعیه پروژه ی فنکلاب های رسمی دابل اس در ایران✳️🅾
.
همونطور که اطلاع دارید 5 فن کلاب رسمی دبل اس با یاری تریپل اس های گل و دوست داشتی ایرانی، پیرو هر کامبک، حامی همیشگی بچه های دبل اس بودند و اینبار با بازگشت دبل اس، با یاری شما پروژه دیگری رو در نظر گرفتیم.
5 فنکلاب دابل اس در ایران [فنکلاب هیون جونگ، یونگ سنگ، کیو جونگ، جونگ مین و هیونگ جون] پروژه ی دیگری رو برای بازگشت دبل اس 301 در نظر گرفتند که با توجه به نزدیکی سال نو میلادی، هم نشان دهنده ی حمایت فن های ایرانی ، هم تبریکی برای سال نو و کریسمس خواهد شد.
ما قصد داریم در هر کامبک ، حمایت فن های ایرانی رو به دابل اس نشون بدیم تا بدونن که برگشتشون برای ما ایرانی ها خیلی ارزشمنده.
به همین دلیل 5 فنکلاب با همکاری شما طرفدارای ایرانی عزیز قصد انجام پروژه ی 🔺ارسال تاج گل🔻در 🔺کنسرت سه شهر کوبه،ناگویا،توکیو🔻 را برای اعضا دارند.
با توجه به تجارب قبلی " 5 فن کلاب رسمی دابل اس" در انجام پروژه های ✔️ ارسال 80 کیلو گرم برنج در کنسرت سئول 19 مارس 2016 ✔️ ارسال تاج گل در کنسرت ژاپن 27 آوریل 2016 ✔️ ارسال کامیون دسر در کنسرت سئول 13 آگوست
شما میتونید در این پروژه هم ما رو همراهی کنید و همانند پروژه های قبلی حضور پرشورتون رو بهمون نشون بدید.
پروژه بر این قرار است که :
دبل اس 301 در سه شهر کوبه ، ناگویا ، توکیو کنسرتی رو برای آلبوم جدیدشون برگزار خواهند کرد و 5 فن کلاب رسمی با انجام هماهنگی های لازم قصد دارند تاج گلی به کنسرت این سه شهر بفرستند. این تاج گل از یک شهر تا سه شهر متغیره و بستگی به همت تریپلس های ایرانی داره و از اونجایی که تو پروژه "کامیون دسر" حمایت پر شورتون رو نشون دادید ، مطمئن هستیم از این پروژه مثل پروزه های قبلی سربلند بیرون میایم.
بنابراین کسانی که قصد شرکت در پروژه رو دارند .
15 هزار تومن هزینه واریزی خود (در صورت امکان اگر بیشتر هم تونستید کمک کنید چون نتیجه کار باعث خوشحالی همه و از جمله خودتون خواهد شد)
به این شماره کارت واریز کنند.
6280 2314 7931 8502
بانک مسکن - افسانه زین ساز
و از فیش واریز مبلغتون عکس بگیرند و به دایرکت پیج ارسال کنند.️ *****دوستان حداکثر تا تاریخ 22 آذر ماه هزینه رو واریز کنید.****
~

فنکلاب ایرانی کیم هیون جونگ @iranian_henecia_official
فنکلاب ایرانی هئو یونگ سنگ @youngsaeng_iraniansupporters
فنکلاب ایرانی کیم کیو جونگ
@iranian_thankyu_official
فنکلاب ایرانی پارک جونگ مین
@pjmin_persian_fanclub
فنکلاب ایرانی کیم هیونگ جون @hjb.iri.official.fanclub
Read more
 #RepoSt ~> @hjb.iri.official.fanclub ____________________________ [بخش اول] . اطلاعیه ...
Media Removed
#RepoSt ~> @hjb.iri.official.fanclub ____________________________ [بخش اول] . اطلاعیه پروژه ی فنکلاب های رسمی دابل اس در ایران.. . 5 فنکلاب رسمی دابل اس در ایران [فنکلاب هیون جونگ، یونگ سنگ، کیو جونگ، جونگ مین و هیونگ جون] پروژه ی دیگری رو در پیرو کامبک دوباره دابل اس301 برای حمایت ... #RepoSt ~> @hjb.iri.official.fanclub
____________________________
[بخش اول]
.
اطلاعیه پروژه ی فنکلاب های رسمی دابل اس در ایران..
.
5 فنکلاب رسمی دابل اس در ایران [فنکلاب هیون جونگ، یونگ سنگ، کیو جونگ، جونگ مین و هیونگ جون] پروژه ی دیگری رو در پیرو کامبک دوباره دابل اس301 برای حمایت از اعضا در نظر گرفتند.
همانطور که دابل اس 301 بعد از 7 سال و به خاطر عشق به طرفداراشون دوباره برگشتن ما هم قصد داریم در هر کامبک ، حمایت فن های ایرانی رو به دابل اس نشون بدیم که بدونند برگشتشون برای ما ایرانی ها خیلی ارزشمنده بوده.
به همین دلیل 5 فنکلاب رسمی با همکاری شما طرفدارای ایرانی عزیز قصد انجام پروژه ی " کامیون دسر" رو برای اعضا دارند.
با توجه به تجربه " 5 فن کلاب رسمی دابل اس" در انجام پروژه های مختلف حمایتی شما، میتونید در این پروژه هم ما رو همراهی کنید !و همانند پروژه های قبلی حضور پرشورتون رو بهمون نشون بدید.
پروژه بر این قرار است که :
ادمین ها با چندین شرکت معتبر در کره جنوبی صحبت کردند که برای ستاره های موسیقی و بازیگری کامیون غذا و آبمیوه به محل کنسرت و موزیک شو و کمپانی ها ارسال میکنند و ما با یکی از این شرکت ها به توافق رسیدیم.
در این کامیون انواع مختلف نوشیدنی و دسر برای اعضای دبل اس در سئول سرو خواهد شد. برای کسانی که ممکنه اطلاعی نداشته باشند از این نوع کامیون ها <<اعضای دابل اس هفته گذشته و برای کام بک توی اسفند ماهشون از این کامیون ها و نوع سرو غذا و تغذیه اش عکس گذاشتن >> که میتونید ببینید به چه نحوی است.
به علاوه غذا و نوشیدنی خدمات دیگری همچون بنر معرفی در کنار کامیون، استیکرهای روی لیوان یا بسته های غذا، قاب عکس (که توسط ما تعیین خواهد شد ) در سئول ارائه خواهد شد.
_____________________________________________
سفارش نوشیدنی ها به همراه ارائه خدمات گفته شده و هزنیه رفت و آمد کامیون2 میلیون تومان خواهد شد.

لازم به ذکره که این هزینه به نظر سنگین میاد ولی ما به کمک شما سنگین تر از این رو هم انجام دادیم. این پروژه، پروژه ی تکی خواهد بود چرا که به خاطر وجود همچین خرج و مخارجی و همینطور هماهنگی های پی در پی ای که در رابطه با شرکت های معتبر لازم داره، خیلی از کشور ها از انجام این کار پا پس میکشند. اما ما تمام هماهنگی ها و صحبت های لازم با شرکت معتبر مورد نظر رو انجام دادیم و همه چیز اوکی شده و خداروشکر از این بابت هیچ نگرانی وجود نخواهد داشت و ان شالا این بار هم به کمک شما یک کار ناب به انجام خواهد رسید ^____^
(ادامه پست بعدی...)
Read more
. کسی دست خالی از پیش #امام_صادق(ع) نره ها خیلی امام صادق(ع) دل رحم بودن هر مادری و پدری برای بچش ...
Media Removed
. کسی دست خالی از پیش #امام_صادق(ع) نره ها خیلی امام صادق(ع) دل رحم بودن هر مادری و پدری برای بچش بیشتر زحمت بکشه، بیشتر دوستش داره قبول دارید؟ امام صادق(ع) بیشتر زحمت کشیدن از جهاتی بیشتر هم ما رو دوست دارن زراره میگه:یک همسایه داشتم لاابالی، اهل عرق و شراب،داغون میخواستم برم مدینه اومد ... .
کسی دست خالی از پیش #امام_صادق(ع) نره ها
خیلی امام صادق(ع) دل رحم بودن
هر مادری و پدری برای بچش بیشتر زحمت بکشه، بیشتر دوستش داره
قبول دارید؟
امام صادق(ع) بیشتر زحمت کشیدن از جهاتی
بیشتر هم ما رو دوست دارن
زراره میگه:یک همسایه داشتم
لاابالی، اهل عرق و شراب،داغون
میخواستم برم مدینه
اومد خداحافظی
گفتم: یک کم دست بردار
گفت: ببین من خرابم
حرام خور که هستم
میگه مشهور بود به حرام خوری
همه چیزش خراب
اصلا به ولایتم معتقد نبود
و اهل هرزگی هم که بود
گفتم: خوب شو
گفت: ول کن این حرفا رو ما آدم نمی شیم
مگر اینکه تو میری دیدن صاحبت مدینه
امام صادق(ع) منظورشه
به صاحبت بگی برای ما کاری کنه
یک دفعه حرف خوبی از زبونش درامد
گفت: باشه من سفارشت رو به صاحبم میکنم
بعد از حج و عمره خدمت امام صادق(ع) رسید
گفت: آقا ما یک همسایه داریم وضعش خیلی خرابه
اومدنی گفت: من دیگه درست شدنی نیستم
مگر صاحبت کاری برام بکنه
آقا فرمود: پیغامی از طرف من به همسایتون می دی؟
اصلا اون معتقد به حضرت نیستا
گفت:باشه آقا
لا اله الا الله امام صادق مشتری امروز برات آوردم
که دیگه در خونه شما رو ول نکنه ها
حضرت فرمود:(بهش بگو اگر از این به بعد
رفتارت رو درست کنی
دست از حرام برداری
تا الآنت رو امام صادق تضمین میکنه)
میگه برگشتم همه همسایه ها به دیدنم اومدن
به اون همسایه گفتم: صبر کن
همه که رفتن
گفتم: صاحب ما پیغامی بهت داده
گفت: واقعا؟
گفتم: بله مگه نگفتی صاحب ما کمکت کنه
گفت:چیه؟
صاحبم فرمود:
اگر آینده دست از حرام برداری،گذشته ات با من
گفت:واقعا؟ گفتم:بله
رفت خونه
فردا یکی در خونه رو زد
گفت:همسایتون کارتون داره،خودش نمیتونه بیاد
میگه:رفتم، پشت در بود
گفت:ببین دیشب همه مالهای حرام رو دادم رفت
لباس ندارم، لباس بیار
گفت:ببین ولی من روی حرف صاحبت حساب کردما
میگه من رفتم لباس و جهاز خونه بردم
و بالاخره زندگیش عوض شد
لحظه جان دادن رفتم بالا سرش
یک دفعه لبخندی زد گفت: ببین صاحبت وفا کرد
داستان اینجا تموم نمیشه
زراره میگه من سال بعدش اومدم مدینه
از در داشتم داخل میشدم
هنوز امام منو ندیده بود
آقا صداشو بلند کرد
فرمود: فلانی درباره همسایه ات ما وفا کردیما، وقت مرگ از همه بلایا نجاتش دادیم
اومدم گفتم: بله آقا موقع مردن خودش گفت به من که شما وفا کردی
آقا امشب یک قولی هم به ما بده
امشب گذشته ما هم همش ندید، قبوله؟
ای امام صادق ما اصلا #گریه_کن امام حسین(ع) هستیم
از اون مهمتر
شاید اون شرابخور عرقخور اهل حرام
تا حالا یکبار برای مادرت فاطمه گریه نکرده
آقا ما گریه کردیم
به ما هم امروز محبت کن
.
#استاد_پناهیان #پناهيان
.
Read more
 #RepoSt ~> @hjb.iri.official.fanclub . <span class="emoji emoji1f50a"></span><span class="emoji emoji1f50a"></span><span class="emoji emoji1f50a"></span>به درخواست طرفداران و دنبال کننده های عزیز پروژه یک ...
Media Removed
#RepoSt ~> @hjb.iri.official.fanclub . به درخواست طرفداران و دنبال کننده های عزیز پروژه یک هفته تمدید شد.لطفا واریز پروزه رو دوباره به لحظه های آخر نگذارید که هم کار برای خودتون سخت کنید هم اینکه ما یه وقت شرمندتون نشیم و مهلت پروژه تموم بشه. __________________________ [بخش اول] . اطلاعیه ... #RepoSt ~> @hjb.iri.official.fanclub .
🔊🔊🔊به درخواست طرفداران و دنبال کننده های عزیز پروژه یک هفته تمدید شد.لطفا واریز پروزه رو دوباره به لحظه های آخر نگذارید که هم کار برای خودتون سخت کنید هم اینکه ما یه وقت شرمندتون نشیم و مهلت پروژه تموم بشه.
__________________________
[بخش اول]
.
اطلاعیه پروژه ی فنکلاب های رسمی دابل اس در ایران..
.
5 فنکلاب رسمی دابل اس در ایران [فنکلاب هیون جونگ، یونگ سنگ، کیو جونگ، جونگ مین و هیونگ جون] پروژه ی دیگری رو در پیرو کامبک دوباره دابل اس301 برای حمایت از اعضا در نظر گرفتند.
همانطور که دابل اس 301 بعد از 7 سال و به خاطر عشق به طرفداراشون دوباره برگشتن ما هم قصد داریم در هر کامبک ، حمایت فن های ایرانی رو به دابل اس نشون بدیم که بدونند برگشتشون برای ما ایرانی ها خیلی ارزشمنده بوده.
به همین دلیل 5 فنکلاب رسمی با همکاری شما طرفدارای ایرانی عزیز قصد انجام پروژه ی " کامیون دسر" رو برای اعضا دارند.
با توجه به تجربه " 5 فن کلاب رسمی دابل اس" در انجام پروژه های مختلف حمایتی شما، میتونید در این پروژه هم ما رو همراهی کنید !و همانند پروژه های قبلی حضور پرشورتون رو بهمون نشون بدید.
پروژه بر این قرار است که :
ادمین ها با چندین شرکت معتبر در کره جنوبی صحبت کردند که برای ستاره های موسیقی و بازیگری کامیون غذا و آبمیوه به محل کنسرت و موزیک شو و کمپانی ها ارسال میکنند و ما با یکی از این شرکت ها به توافق رسیدیم.
در این کامیون انواع مختلف نوشیدنی و دسر برای اعضای دبل اس در سئول سرو خواهد شد. برای کسانی که ممکنه اطلاعی نداشته باشند از این نوع کامیون ها «اعضای دابل اس هفته گذشته و برای کام بک توی اسفند ماهشون از این کامیون ها و نوع سرو غذا و تغذیه اش عکس گذاشتن » که میتونید ببینید به چه نحوی است.
به علاوه غذا و نوشیدنی خدمات دیگری همچون بنر معرفی در کنار کامیون، استیکرهای روی لیوان یا بسته های غذا، قاب عکس (که توسط ما تعیین خواهد شد ) در سئول ارائه خواهد شد.
_____________________________________________
سفارش نوشیدنی ها به همراه ارائه خدمات گفته شده و هزنیه رفت و آمد کامیون2 میلیون تومان خواهد شد.

لازم به ذکره که این هزینه به نظر سنگین میاد ولی ما به کمک شما سنگین تر از این رو هم انجام دادیم. این پروژه، پروژه ی تکی خواهد بود چرا که به خاطر وجود همچین خرج و مخارجی و همینطور هماهنگی های پی در پی ای که در رابطه با شرکت های معتبر لازم داره، خیلی از کشور ها از انجام این کار پا پس میکشند. (ادامه پست بعدی...)
Read more
دوستای قشنگمممم کم کم داره ۳ ماه میشه که با بوتیکمون همکاری میکنم. تقریبا سعی کردم همه طراحایی که دوسشون ...
Media Removed
دوستای قشنگمممم کم کم داره ۳ ماه میشه که با بوتیکمون همکاری میکنم. تقریبا سعی کردم همه طراحایی که دوسشون دارم و مطابق سلیقمن اونجا دستچین کنم. کم کم پیج بوتیکمون داره ۵۰هزارتایی میشه و من دوست دارم اول یه تشکر بزرگ از حمایتتون بکنم و بعد بخوام ازتون که به ما افتخار بدین و پیشنهادات و انتقاداتتون رو ... دوستای قشنگمممم کم کم داره ۳ ماه میشه که با بوتیکمون همکاری میکنم. تقریبا سعی کردم همه طراحایی که دوسشون دارم و مطابق سلیقمن اونجا دستچین کنم. کم کم پیج بوتیکمون داره ۵۰هزارتایی میشه و من دوست دارم اول یه تشکر بزرگ از حمایتتون بکنم و بعد بخوام ازتون که به ما افتخار بدین و پیشنهادات و انتقاداتتون رو به من در همین پیج دایرکت کنین که ما بتونیم نقاط ضعفمون رو اصلاح کنیم. میدونیم که اگه حمایت شما نباشه ما هم نیستیم و قدردان تک تکتونیم.❤️اگه ضعفی از بوتیکمون دیدین تا امروز ببخشین ما رو و کمکمون کنین روز به روز بهتر بشیم❤️منتظر دایرکتاتون هستم توی همین پیج. کامنت رو میبندم که بتونم همه نظرات رو یه جا داشته باشم‌و همه رو پرینت بگیرم❤️دوستون دارم
Read more
آقا فرق رو دیدی؟! از همون روز اول که پرسپولیسی شدیم و عشق این تیم و رنگ پیرهنش هوش از سرمون برد می دونستیم ...
Media Removed
آقا فرق رو دیدی؟! از همون روز اول که پرسپولیسی شدیم و عشق این تیم و رنگ پیرهنش هوش از سرمون برد می دونستیم تفاوت از زمین تا کهکشانه! کهکشان هم جلوی این پرسپولیس با همه ستاره هاش کم میاره. یه روزهایی هست وقتی تیم می بازه تازه می فهمیم پرسپولیس یعنی چی! اونایی که با کلی ادعا می خوان بگن خیلی تیم هستند ... آقا فرق رو دیدی؟!
از همون روز اول که پرسپولیسی شدیم و عشق این تیم و رنگ پیرهنش هوش از سرمون برد می دونستیم تفاوت از زمین تا کهکشانه!
کهکشان هم جلوی این پرسپولیس با همه ستاره هاش کم میاره.
یه روزهایی هست وقتی تیم می بازه تازه می فهمیم پرسپولیس یعنی چی!
اونایی که با کلی ادعا می خوان بگن خیلی تیم هستند با همین اعتماد به نفسشون کاری می کنن که ما بیشتر عاشق پرسپولیس بشیم.
این تیم با همه مرداش که گاهی مظلومانه مردونگی رو برامون فریاد می کنن تو حال غریب خودش فقط به چیز می گه:
پرسپولیس یعنی ته عشق
یعنی خود معرفت و غیرت.
تو همین بازی با الدحیل نشسته بودیم جدال دارا و ندار رو نگاه می کردیم.
یه طرف پول بود و یه طرف عشق.
عشق که بباز نبود!
اینا که باخت نیست.
باخت اونه که بری خوش بگذرونی و بعد یادت بیافته آره یه تیمی هم داری و بیای و زیر قرار و وعده بزنی و بعد هم خودت رو طلبکار هم بدونی و خط و نشون هم بکشی و خیال کنی با طرح شکایت جایی ته دل هوادارات پیدا کنی!!
این پرسپولیس عشقی داره که توش باخت نیست. هر کی عاشقش شد تو بدترین شرایط هم نباخت.
پرسپولیس با همه کمبودهاش ، با همه بی وفایی هایی که دید ، با همه غصه هایی که داشت و هیچ وقت به روی کسی نیاورد ، باز هم ما رو عاشق خودش کرد.
با این تیم هیچوقت پیر نمی شیم!
فقط عاشق تر می شیم.
حق داریم با صدای بلند بگیم
عشق است #پرسپولیس ❤️❤️❤️❤️❤️❤️
#FARZAD⭐️JOON56
:
@seyed_jalal_hosseini4 @afshinpeiravany
@hossein_mahini_13 @bashar.resn13 @kamalkamyabinya @mohammadansari_ @alialipoor124 @mensha90 @shoja_khalilzadeh @omid2alishah @radosevic_official44
@shayanmosleh315 @siamaknemati8 @ivankovic_branko
@pkhomarlou @soroush_rafiei @perspolis @mehrdad.minavand @aliiiiiiiikarimi8 @aliparvin07
@abbas_esmailbeyg @alidaei @nasi_071_official
@mohamad_rafeii021 @mehrdad.minavand
@amirabbasi22.official @aliansarian
@pkhomarlou @alikazemiactor
@afshinpeiravany @dirbaz_kambiz
@amin_razavi24 @khabiri.hossein
@majid_jaygah23 @javadkazemian
@esi_sako33 @mohsenrabikhah.official18
@esi1726 @abbaszade_mohammad
@mojtaba6666662424 @mohsen.bengar6
@barbod888 @mohsenkhalili9 @norouzihani
@ashkan._.sorkh @daniyalabdollahiii
@saeedtaheri21 @afshindehghan @abbaspahlavan.official
@milad.nateghi_22
@perspolis
@bagher_26_
@mohamad_nikkkhah36
@davood6kashani
@moein.ahvazi21
@darushramin21
@mostafa.a.k.21
@sadegh_perspolisi21
Read more
آب هم ما رو داغدار کرد... زمین از تو نالیدینم... باد از تو رنجیدیم... آسمان از تو باریدیم... آب ...
Media Removed
آب هم ما رو داغدار کرد... زمین از تو نالیدینم... باد از تو رنجیدیم... آسمان از تو باریدیم... آب هم مارو داغدار کرد... خداحافظ عزیزان ایران زمین دلیر مردان مهر و تلاش🏴🇮🇷 پ ن:سجاد عبدالهی عزیز تکواندو کار شایسته و با اخلاق بوشهری (جزیره خارگ) و فارس از کارکنان کشتی سانچی شهادت مبارک🇮🇷🇮🇷🇮🇷 #سجاد_عبداللهی-سانچی ... آب هم ما رو داغدار کرد...
زمین از تو نالیدینم...
باد از تو رنجیدیم...
آسمان از تو باریدیم...
آب هم مارو داغدار کرد...
خداحافظ عزیزان ایران زمین دلیر مردان مهر و تلاش🏴🇮🇷
پ ن:سجاد عبدالهی عزیز تکواندو کار شایسته و با اخلاق بوشهری (جزیره خارگ) و فارس از کارکنان کشتی سانچی شهادت مبارک🇮🇷🇮🇷🇮🇷 #سجاد_عبداللهی-سانچی #سانچی #نفتکش_سانچی #تکواندو #جلال_مرداني #بوشهر #خارگ
Read more
. . . سرشو بالا گرفت رو به روش ی خشکشویی بود لبخند زد گفت: نشونه پشت نشونه!! رو شیشه مغازه خشکشویی ...
Media Removed
. . . سرشو بالا گرفت رو به روش ی خشکشویی بود لبخند زد گفت: نشونه پشت نشونه!! رو شیشه مغازه خشکشویی هم ما رو رها نمی کنی یواشکی خیلی یواشکی نه دیدمت نه باهام کلامی حرف زدی! اول بهمن... تولدت مبارک . . . #خیال #واقعیت #کمال_و_برتری_در_نیک_سرشتی .
.
.
سرشو بالا گرفت
رو به روش ی خشکشویی بود
لبخند زد
گفت: نشونه پشت نشونه!!
رو شیشه مغازه خشکشویی هم ما رو رها نمی کنی
یواشکی خیلی یواشکی
نه دیدمت نه باهام کلامی حرف زدی!
اول بهمن... تولدت مبارک
.
.
.
#خیال
#واقعیت
#کمال_و_برتری_در_نیک_سرشتی
 #روز_دوم با طلوع آفتاب شروع کردیم به جمع کردن وسیله ها (که خیلی هم به هم ریخته بودن) و به سمت سوباتان ...
Media Removed
#روز_دوم با طلوع آفتاب شروع کردیم به جمع کردن وسیله ها (که خیلی هم به هم ریخته بودن) و به سمت سوباتان حرکت کردیم . فاصله نئور تا سوباتان تقریبا 13 کیلومتر هست و راه ها و جاده های زیادی برای رسیدن بهش وجود داره که برای گمراه نشدن پیشنهاد میکنن از جاده ی اصلی برین . ما هم همین کار رو کردیم . بعد از مدت کمی پیاده ... #روز_دوم
با طلوع آفتاب شروع کردیم به جمع کردن وسیله ها (که خیلی هم به هم ریخته بودن) و به سمت سوباتان حرکت کردیم . فاصله نئور تا سوباتان تقریبا 13 کیلومتر هست و راه ها و جاده های زیادی برای رسیدن بهش وجود داره که برای گمراه نشدن پیشنهاد میکنن از جاده ی اصلی برین . ما هم همین کار رو کردیم . بعد از مدت کمی پیاده روی یه نیسان نگه داشت و ما با ذوق زدگی فراوان پشتش نشستیم. هرچند مسیرش روبه سوباتان نبود اما مسافت خیلی زیادی رو باهاش طی کردیم (حدود 4 کیلومتر) وقتی پیاده شدیم بهمون یه مسیر رو نشون داد و گفت فقط این جاده رو ادامه بدین . یه مسیر خاکی باریک و شیب دار که رو به پایین میرفت . به جد میتونم بگم مسیر به حدی زیبا و شگفت انگیز بود که حس میکردم دارم خواب میبینم . صخره هایی با اشکال عجیب و غریب ، چادرهای ییلاقی عشایر و دام هاشون ( که اکثرا گاو یا اسب بودن ) ، صدای زنگوله گوسفندها توی اون محیط مه آلود و سرد ( غیرقابل وصفه ) هرچقدر جلو تر رفتیم مسیر مه آلود تر شد تا جایی که حس میکردیم داریم توی ابرا راه میریم . سنگینی کوله ها و طولانی بودن مسیر حسابی خسته مون کرده بود . از طرفی مه به حدی غلیظ شده بود که نمیتونستیم یک متر جلوترمون رو ببینیم و نمیدونستیم مسیرمون درسته یا نه . بارون گرفت و دیگه واقعا توان راه رفتن نداشتم اما بازم ادامه میدادم . نمیدونستم اگه قبل از تاریکی هوا به سوباتان نرسیدیم باید چیکار کنیم . چیزی تا تاریکی هوا نمونده بود که یه ماشین که از جاده میگذشت نگه داشت و سوارمون کرد . جاده ی واقعا وحشتناکی بود و بارون شدید شده بود . و من ، سرشار از حس امید و شکرگزاری بودم ☺
#سفرنامه #ایران #ایرانگردی #دریاچه_نئور #خاطره #عشق #سفر #عکاسی #انگیزه #من #شمال #اصفهان #زندگی #آزاد #شب #زیبا #طبیعت #طبیعتگردی #طبیعت_گردی
#iran_aks_mobile #iranian_photography #love #instagood #photooftheday #me #instadaily #nature #nature_lovers #naturephotography
Read more
@mahsanemat یه عکس گذاشته و درمورد عشق حرف زده، بعدش یه استوری گذاشت و پرسید چرا بیشتر کامنت‌های این ...
Media Removed
@mahsanemat یه عکس گذاشته و درمورد عشق حرف زده، بعدش یه استوری گذاشت و پرسید چرا بیشتر کامنت‌های این پست خانم‌ها بودن؟ و این من رو به فکر فرو برد. از اونجایی که چند وقتیه رفتم سراغ دنیای «روان» سعی می‌کنم به هر چیزی که باهاش مواجه می‌شم از دریچه روان هم نگاه کنم. ما تو فرهنگی بزرگ شدیم که احساس داشتن ... @mahsanemat یه عکس گذاشته و درمورد عشق حرف زده، بعدش یه استوری گذاشت و پرسید چرا بیشتر کامنت‌های این پست خانم‌ها بودن؟ و این من رو به فکر فرو برد. از اونجایی که چند وقتیه رفتم سراغ دنیای «روان» سعی می‌کنم به هر چیزی که باهاش مواجه می‌شم از دریچه روان هم نگاه کنم.

ما تو فرهنگی بزرگ شدیم که احساس داشتن توش به معنی قوی نبودن و درواقع ضعیف بودنه. پس احتمالا خیلی‌هامون کودکی رو تو خانواده‌هایی گذروندیم که به خاطر احساس داشتن (ضعیف بودن) ما رو تحقیر کردن. این تحقیر شاید خیلی غیرمستقیم و زیرپوستی بوده و حتی زبون نرم و مهربونی داشته؛ یه جوری که به راحتی نتونیم تشخیصش بدیم. مثلا «مرد که گریه نمی‌کنه!» یا «چیزی نشده که. این که گریه نداره.» مثلا اسباب‌بازی مورد علاقه‌ام افتاده شکسته بهم می‌گن: «عب نداره، این که ناراحتی نداره. یه اسباب‌بازی بود دیگه. یکی دیگه می‌خریم. چرا گریه می‌کنی؟» این پیام‌ها ظاهرا معنی بدی نداره و داره سعی می‌کنه حال ما رو خوب کنه. اما بچه‌ای که اسباب‌بازی عزیزش رو از دست داده طبیعتا باید چه حالی داشته باشه؟ باید غمگین باشه! و وقتی ما هی می‌گیم بابا عب نداره، گریه نکن، ناراحت نباش داریم یه کاری می‌کنیم بچه اون غم رو هی سرکوب کنه. یه جایی می‌رسه می‌شه بیست و چند سالش و اون غم انقدر سرکوب شده که دیگه اصلا نمی‌تونیم احساسش کنیم. یه احساس دیگه رو می‌ذاریم به جاش. یا کلا هیچ احساسی نشون نمی‌دیم که «قوی» باشیم.

همین اتفاق درمورد بقیه احساسات هم میفته. مثلا خشم. خشم یه احساس اصیله و باید تجربه بشه اما چی می‌شنویم؟ «صداتو بیار پایین»، «بچه خوب که داد نمی‌زنه.»، «بچه که از دست بزرگترش عصبانی نمی‌شه»، «بچه باید به بزرگترش احترام بذاره»، «تو بیخود کردی (بیشتر وقت‌ها البته می‌گن گه خوردی) عصبانی شدی» و خیلی چیزای دیگه شبیه این که مطمئنم تجربه کردیم.

اگه بخوایم دونه دونه احساساتی که سرکوب شدن و جملاتی که شنیدیم بنویسیم خیلی طولانی می‌شه پست اما می‌دونم که خودتون می‌دونین و همین الان مثال‌هایی تو ذهنتون اومده.
خلاصه؛ حالا ما آدم بزرگای قوی و خفن بعضی از احساسات رو نداریم، یا نمی‌تونیم بروزشون بدیم، یا یه چیز دیگه جاش گذاشتیم مثلا وقتی باید عصبانی باشیم می‌زنیم تو شوخی خنده و مسخره بازی!

شما معمولا چه احساسی رو سرکوب می‌کنین؟ فکر می‌کنین دلیلش‌ چی باشه؟
-
پ.ن: من می‌خواستم چند خط بنویسم، کتاب نوشتم. همه‌ش تو یه پست جا نمی‌شه بنابراین قسمت دومش رو تو پست بعدی می‌نویسم برین اونجا بخونین.
Read more
_ بیاین یه کم حرف غیرتکراری بزنیم؛ بچه ها می‌خوایم چی کار کنیم؟ هی بشینیم بگیم ‌'دهه شصتیا نسل سوخته‌ن ...
Media Removed
_ بیاین یه کم حرف غیرتکراری بزنیم؛ بچه ها می‌خوایم چی کار کنیم؟ هی بشینیم بگیم ‌'دهه شصتیا نسل سوخته‌ن و برای خودشون نیمکت نبود برای بچه‌هاشون پوشک .. الان از دوران جنگ بدتره اون وقتا دشمن خارجی بود حالا داخلی و خارجی.. اون وقتا مسئولین مثل مردم زندگی می‌کردن حالا شدن مرفه بی‌درد'. _ خب بعدش چی؟ ... _
بیاین یه کم حرف غیرتکراری بزنیم؛ بچه ها می‌خوایم چی کار کنیم؟ هی بشینیم بگیم ‌'دهه شصتیا نسل سوخته‌ن و برای خودشون نیمکت نبود برای بچه‌هاشون پوشک .. الان از دوران جنگ بدتره اون وقتا دشمن خارجی بود حالا داخلی و خارجی.. اون وقتا مسئولین مثل مردم زندگی می‌کردن حالا شدن مرفه بی‌درد'.
_
خب بعدش چی؟ خواسته یا ناخواسته الان همه‌مون توی این شرایط قاراشمیش هستیم. این غر زدن‌ها هم که حالمون رو هی داره بدتر می‌کنه. من مطمئنم توی این چند ماه همه‌تون راه‌حل‌هایی پیدا کردین برای هماهنگی با شرایط جدید. شاید به نظر خودتون ساده و کم اهمیت بیان ولی حتما بیان کردنشون می‌تونه به بقیه کمک کنه و ایده بده. می‌خوام همه با هم فکرهامون رو بذاریم وسط و راهکار پیدا کنیم.
یه دوستی چند روز پیش یه متن بلندبالا برای من فرستاد در نکوهش گوجه خریدن و گفت این رو استوری کن که همه بخونن و گوجه نخرن!.. همه‌ی ما می‌دونیم که این کمپین‌ها بی‌ثمره. اول اینکه هیچ وقت چنین اتحادی شکل نخواهد گرفت، دوم اینکه گیریم هم که بگیره آخه این چه راه‌حلیه که برای تحققش اون همه نعمت خدا باید تلف بشه. سوم اینکه ضرر اصلی متوجه فروشنده‌های خرد و کشاورزها میشه. چهارم اینکه گوجه رو تحریم کردیم با بقیه‌ی کالاها چه کنیم؟ الان چی ارزونه که تحریمش نکنیم؟ هیچی!... پس چه بهتر که راه‌حل‌های کارآمدتری پیدا کنیم.
_
یکی از راه‌حل‌ها می‌تونه خرید عمده و صندوقی و کارتنی باشه. بخریم و توی خونه داشته باشیم به مقدار زیاد!!... خیلی راه‌حل خوبیه تا حالا به ذهن هیچ کس نرسیده :))))..،، نه دوستان عزیز. عمده بخریم ولی شریکی بین چند خانواده. بریم یه کیسه سیب‌زمینی، چند صندوق میوه، یه کارتن دستمال کاغذی و هر چیز دیگه‌ای که با دوستان یا بستگان‌مون توافق کردیم، بخریم و بین چند خانواده تقسیم کنیم و چه بهتر که سهمی هم برای نیازمندان کنار بذاریم. به این شکل با حذف واسطه‌ها هزینه‌ها پایین میاد و مایحتاج‌مون با قمیت خیلی پایین‌تر به دست‌مون میرسه. نگران سوپری‌های محل هم نباشید. خیلی‌ها هستن که امکانش رو ندارن سراغ بنکداران و میادین برن :)
_
حالا شما هم بیاین بدون غرررر زدن فقط راه‌حل‌هاتون رو بگید :)
نه فقط برای مواد غذایی... برای لباس، لوازم خونه، خرید جهاز و سیسمونی و ....
¬
{ناچارم کامنت‌های مایوس کننده رو حذف کنم. گوش‌مون پره از حرف‌های تکراری!} ¬
زمان عکس؛ حوالی شش ماهگی #فاطمهحورا
توضیح عکس؛ احتکار دسته‌های خراب شده‌ی انواع کنسول بازی توسط داداش‌ها سیدیوسف‌ و سیدمحمدحسام
_
#فاطمهحوراگرافی
#اقتصادمقاومتی #ارز #دلار #سکه #طلا #مامیتوانیم
Read more
‌ حالا که روز جهانی مرد بوده، یه کم راجع به سختی‌هایی که جامعه به مردها تحمیل می‌کنه فکر کنیم. همیشه ...
Media Removed
‌ حالا که روز جهانی مرد بوده، یه کم راجع به سختی‌هایی که جامعه به مردها تحمیل می‌کنه فکر کنیم. همیشه وزنه بیشتر درباره‌ی فشارهای روی زنان بوده که البته به خاطر اینه که زنان فشارهای بیشتری رو متحمل شدن و می‌شن. منتها این به این معنی نیست که مردان فشاری رو تحمل نمی‌کنن و می‌شه فراموش‌شون کرد. یک الگوی ...
حالا که روز جهانی مرد بوده، یه کم راجع به سختی‌هایی که جامعه به مردها تحمیل می‌کنه فکر کنیم. همیشه وزنه بیشتر درباره‌ی فشارهای روی زنان بوده که البته به خاطر اینه که زنان فشارهای بیشتری رو متحمل شدن و می‌شن. منتها این به این معنی نیست که مردان فشاری رو تحمل نمی‌کنن و می‌شه فراموش‌شون کرد.
یک الگوی مردانگی قراردادی وجود داره که پسرها از سنین کم تلاش می‌کنن (و تلاش داده می‌شن) که تو اونا جا بشن. این الگو چند شاخصه داره: در کنترل بودن، رقابت کردن، قوی بودن، غلبه بر احساسات، توانمندی مالی، تکیه‌گاه بودن، و البته پوشیدن لباس‌ها و بازی کردن با اساب‌بازی‌ها و انجام ورزش‌ها و تفریحاتی که "به اندازه‌ی کافی" مردانه باشن.
یک مسئله‌ی دیگه هم هست که خیلی مهمه و اون اینه که اگر دختری رفتارهای مردانه داشته باشه، به خاطر پیش‌فرضِ پنهانِ برتر بودن جنس ذکور، تشویق می‌شه. اما وای به روزی که پسر بیچاره‌ای رفتاری دخترانه نشون بده. باز هم به خاطر پیش فرض پنهانِ پست‌تر بودن جنس مونث، مایه‌ی شرمساری عالم و آدم می‌شه.
بنابراین شما وقتی مرد هستید در تله‌ای هستید که یا باید خصوصیاتی که جامعه برای "مرد واقعی" تعریف کرده رو نشون بدید، یا به اندازه‌ی کافی ارزشمند نخواهید بود. موقعیت زنان در اینطور مواقع بهتره: اگر در الگوی رایج زنانگی جا نشن، خودشون رو به سمت الگوی مردانه سوق می‌دن و این در نظر دیگران بد به نظر نمی‌رسه.
یک "مرد واقعی" نمی‌رقصه، آرایش نمی‌کنه، صورتی و گل‌گلی نمی‌پوشه، پولداره، قوی و تکیه‌گاهه، سختی می‌کشه و صداش در نمیاد، گریه نمی‌کنه، احساسات نشون نمی‌ده، دائما خودش رو فدای اقتصاد خانواده می‌کنه، و خلاصه خیلی انسان محدود و گناه‌داریه. فکر کنید عزیزی فوت کرده و شما گریه‌تون میاد اما نمی‌تونید گریه کنید چون جنسیت‌تون می‌ره زیر سوال، رنگ لباس، برداشتن ابرو، استفاده از مواد آرایشی، تنگی شلوار، همه و همه می‌تونه هویت جنسی شما رو مورد حمله قرار بده و باعث قضاوت اطرافیان بشه. به نظر من تصورش هم ترسناک و خفه کننده‌ست.
توصیه‌م اینه که اگر مرد هستید این چهارچوب‌ها رو بشکنید و برای نظر و قضاوت اطرافیان پشیزی ارزش قائل نشید، و اگر زن هستید، هوای مردهای اطراف رو داشته باشید که بتونن خودشون باشن.
این تصمیمیه که من و سما قبل از ازدواج راجع بهش با هم حرف زدیم که قرار نیست سما نقش مردانه‌ی رایج رو بپذیره و من نقش زنانه‌ی رایج رو. مثل دو تا انسان که با هم زندگی می‌کنن، سعی کنیم با هم برابر رفتار کنیم. محبت، مشورت و اعتماد می‌تونه ما رو تو مسیر یادگیری و توزیع عادلانه‌ی نقش‌هامون کمک کنه.
Read more
. میدونین ما وقتی یه مقاله علمی رو به انگلیسی میخونیم علاوه بر مطالب علمی رشته‌مون میتونیم ازش واژه ...
Media Removed
. میدونین ما وقتی یه مقاله علمی رو به انگلیسی میخونیم علاوه بر مطالب علمی رشته‌مون میتونیم ازش واژه ها و ترکیب‌های انگلیسی آکادمیک هم یاد بگیریم و خودمون هم ازش استفاده کنیم؟ یعنی برای مثال من که محیط زیست میخونم فقط نباید بحث محیط زیستی مقاله رو یاد بگیرم و بعد بیام به فارسی مقاله بنویسم و وقتی که ... .
میدونین ما وقتی یه مقاله علمی رو به انگلیسی میخونیم علاوه بر مطالب علمی رشته‌مون میتونیم ازش واژه ها و ترکیب‌های انگلیسی آکادمیک هم یاد بگیریم و خودمون هم ازش استفاده کنیم؟ یعنی برای مثال من که محیط زیست میخونم فقط نباید بحث محیط زیستی مقاله رو یاد بگیرم و بعد بیام به فارسی مقاله بنویسم و وقتی که میخوام خودم مقاله به انگلیسی بنویسم دنبال مترجم باشم که حرفهای منو ترجمه کنه... که آیا همونی میشه که من میخوام یا نه ! باید یه مقاله رو تیکه تیکه کرد از بس هر پاراگرافش رو خوند و زیر هر نکته و واژه و حرفش خط کشید. باید از نویسنده مقاله کلی مطالب انگلیسی یاد گرفت و ساختاربندی ذهنش رو کشف کنیم و از این ساختار جمله بندی ما هم استفاده کنیم .
.
یادگیری زبان آکادمیک و مقاله نویسی کار راحتی نیست.. کار یه شب دو شب نیست ولی شدنیه و میشه که به انگلیسی مقاله آکادمیک نوشت. پست جدیدم روی بلاگ پست بسیار با وسواس و بادقتی هست که د‌ر مورد همین دفتریه که توی عکس تو دستمه و همه جا باهامه. براش وقت گذاشتم تا براتون نوشتم و حاصل تجربیاتمه و چندین روز در موردش فکر کردم. امیدوارم بتونه به شما هم کمک کنه و این راه رو هموارتر کنه .
minimalbrisa.com
Read more
. خیابون های بسیاری توی این شهر هست که من رو دلتنگ میکنه و خیابون هایی هست که خوشحالم میکنه. فکر کنم ...
Media Removed
. خیابون های بسیاری توی این شهر هست که من رو دلتنگ میکنه و خیابون هایی هست که خوشحالم میکنه. فکر کنم تعداد دلتنگی ها بیشتر باشه یا شاید هم نه. خیلی وقتها نمیدونم دقیقا دلتنگ چه چیزی میشم ولی آجرهای دهه هفتادی یه خونه میتونه باعث بشه که تا یکی دو ساعت در دنیای دیگه ای زندگی کنم. مثلا گذر از خیابون قائم‌مقام ... .
خیابون های بسیاری توی این شهر هست که من رو دلتنگ میکنه و خیابون هایی هست که خوشحالم میکنه. فکر کنم تعداد دلتنگی ها بیشتر باشه یا شاید هم نه. خیلی وقتها نمیدونم دقیقا دلتنگ چه چیزی میشم ولی آجرهای دهه هفتادی یه خونه میتونه باعث بشه که تا یکی دو ساعت در دنیای دیگه ای زندگی کنم. مثلا گذر از خیابون قائم‌مقام حدفاصل آرژانتین تا عباس آباد. حرفم از دلتنگی از نوع نوستالژی نیست. میخوام بگم یه چیزی درون آدم از روزی که به دنیا میاد کم کم شکل میگیره و بعدها با دیدن یه مدل آجر یا پنجره خاص اینطوری توی فکر میره
.
خیلی وقتها تعامل و تضاد احساسی بین دو تا بازه زمانی در مورد یک موضوع خاص هم اذیتم میکنه. مثلا روزهایی بود که بلوار کشاورز رو دوست داشتم و ساعت ها بین کلاس ها قدم میزدم. نه که الان دوست نداشته باشم ولی حسم شبیه حس ده سال پیش یا حتی پنج سال پیش نیست. بعضی وقتها می اندازم تقصیر آلودگی هوای تهران و میگم خاکستری شدی و اینطوری زیبایی های شهر رو از بین بردی. بعضی وقتها هم تقصیر گرونی و وضع اقتصادی و میگم لابد تو نمیذاری از روزهای این شهر لذت ببریم. شاید هیچ کدوم اینها درست نباشه و اصلا حس ما نسبت به یه خیابون از درون ما شکل میگیره و شاید در اوضاع محیط‌زیستی بدتر از این من حس بهتری نیست به این شهر داشته باشم
.
سام کافه شهرک غرب خوشحالم میکنه. احساس میکنم چیزی بین من و آدم هایی که اونجا نشستیم مشترک هست. نمیدونم دقیقا چه چیزی ولی حس یکسان بودن دارم. برای خودم داشتن این حس عجیب و جدیده اما یک بار که فکر میکردم چی من رو به سام شهرک میکشونه به همین نتیجه رسیدم. شاید ترکیب رنگ آفتاب ساعت ۵ بعداز ظهر یه روز بیست درجه‌ای در اسفند دو سال پیش بود که این رو فهمیدم.وقتی منتظر مانلیا نشسته بودم و عطر قهوه و کیک تازه در مشامم پیچیده بود
.
عاشقانه زبان انگلیسی و فرهنگ‌های مرتبط با این زبان رو دوست دارم و در لحظات دلتنگیم کافیه یه کتاب گرامر انگلیسی بردارم و بخونم و در دانشگاه تهران که نشسته‌ام دلم تار جلیل شهناز در سه‌گاه میخواد و صبح ها که با لیوان قهوه در ماشینم می‌شینم و سوییچ را میچرخونم پیاف فرانوسی گوش میدم و فکر میکنم همه مردم دنیا در اون لحظه در رویای پاریس هستن و روزهایی که سمت دانشگاه هستم ساعت سه به سمت نشر افق میرم و و نیم ساعتی کتاب هارو ورق میزنم و نشر افق در اون ساعت ظهر به توسکانی ترین حالت ممکن ایتالیاییه
.
حالا قهوه صبحدم رو کلمبیایی انتخاب میکنم و انگلیسی امروز رو میخونم و بوی زعفرون ناهار در بالکن می پیچه و یادم میاد دیشب خواب دیدم پابرهنه لب ساحلی در مکزیک هستم
Read more
. <span class="emoji emoji25c0"></span>و حالا بقیه ماجرا. <span class="emoji emoji1f60a"></span> به اون جا رسیدیم که من شمعو روشن کردم، برای سلامتی همیشگی مادرم (و بقیه خانواده) ...
Media Removed
. و حالا بقیه ماجرا. به اون جا رسیدیم که من شمعو روشن کردم، برای سلامتی همیشگی مادرم (و بقیه خانواده) دعا کردم و از کلیسا زدیم بیرون. انگار رو ابرها راه میرفتم، سبک شده بودم، هم نذرمو ادا کرده بودم، هم بیشتر از قبل به نیروی مصلحت کائنات ایمان آورده بودم، به این که کاری که باید انجام بشه، در بهترین ... .
◀و حالا بقیه ماجرا. 😊 به اون جا رسیدیم که من شمعو روشن کردم، برای سلامتی همیشگی مادرم (و بقیه خانواده) دعا کردم و از کلیسا زدیم بیرون. 😍 انگار رو ابرها راه میرفتم، سبک شده بودم، هم نذرمو ادا کرده بودم، هم بیشتر از قبل به نیروی مصلحت کائنات ایمان آورده بودم، به این که کاری که باید انجام بشه، در بهترین زمان و مکان خودش انجام خواهد شد. ✌
◀برگشتیم به محل اقامت گروه. شب که میخواستیم برگردیم تهران، جناب سرپرست گروه، @reza.hazraty دید که یه چیز گنده از دوچرخه‌ش (که من هنوزم اسمشو یاد نگرفتم) نیست! 😮 خیلی گشتیم ولی نبود. خودش یادش اومد که کنار کلیسا وقتی این قومبولی رو عوض میکرده، گذاشته کنار ماشین، و از اونجا به بعدو دیگه یادش نیست. 🤔 خواستیم برگردیم، دیدیم دیروقته، تازه شایدم اونجا نذاشته باشه، یا شایدم بُرده باشن. 🤔 یه فکری به ذهنم رسید! عکسی که از در کلیسا گرفته بودم، باز کردیم. اسم و شماره خادم کلیسا روش بود! ✌😬 توی سری قبل عکسا میتونین ببینین، منتها موقع آپلود توی اینستا کیفیتش اومده پایین. شانس آوردیم شماره‌ش از توی دوربین خوانا بود. ✌ بهش زنگ زدیم، رفت اونجا رو دید، نبود. گفت غروب شده، همه رفتن خونه‌هاشون. صبح بقیه روستا رو میگردم و خبر میدم. 😐 ما هم برگشتیم سمت تهران، چون هم دیروقت بود و فرداش بچه‌ها میخواستن برن سر کار، هم باید چهارصد کیلومتر میرفتیم و برمیگشتیم، هم اگر میرفتیم، شب بود و نمیتونستیم خوب بگردیم. 😐 اینم بگم این قومبولی همون موقع حدود یه تومن قیمتش بود، الآن که دیگه خدا میدونه چند شده. 😐😅
◀ توی راه برای #حضرت_مریم یه شمع نذر کردم که ایشالا قومبولی دوچرخه پیدا بشه. 😇 فردا صبحش خبر رسید که پیدا شده. ✌ هورا! 😂
◀من پیش خودم داشتم برنامه میچیدم که دوباره بریم #چناقچی، که من نذرمو بدم، ولی آقای حضرتی عزیز، یه دفعه و بلافاصله بعد از این برنامه و با دوچرخه‌ش سر از روسیه و #جام_جهانی درآورد! ⚽😂 جریان نذرو بهش گفتم، ایشون هم همون جا توی یکی از کلیساهای روسیه شمعو به نیابت از من روشن کرد. 🕯😇
◀ خلاصه این که شاید همیشه جریان زندگی اون جوری که ما میخوایم یا پیش‌بینی میکنیم، پیش نره، ولی امیدوارم همیشه به بهترین نحو پیش بره و همیشه برای هممون سرشار از خیر و شادی باشه. 😇✌
Read more
. دختر بچه که بودم کفش های پاشنه دار مامان را می پوشیدم و از این سمت خونه به اون سمت خونه راه می رفتم. اون ...
Media Removed
. دختر بچه که بودم کفش های پاشنه دار مامان را می پوشیدم و از این سمت خونه به اون سمت خونه راه می رفتم. اون هم مرتب تکرار می کرد : بچه جان می خوری زمین آخر با این کفش ها. عاشق کفشهای تق تقی بودم. ما بهش می گفتیم تق تقی و صدای تق و تقش موقع راه رفتن احساس بزرگی بهمون می داد. هیجده سالم که شد و رفتم سر کار اولین چیزی ... .
دختر بچه که بودم کفش های پاشنه دار مامان را می پوشیدم و از این سمت خونه به اون سمت خونه راه می رفتم. اون هم مرتب تکرار می کرد : بچه جان می خوری زمین آخر با این کفش ها. عاشق کفشهای تق تقی بودم. ما بهش می گفتیم تق تقی و صدای تق و تقش موقع راه رفتن احساس بزرگی بهمون می داد. هیجده سالم که شد و رفتم سر کار اولین چیزی که با اولین حقوقم خریدم یک کفش تق تقی بود، دیگه اندازه ی پاهام بود و لف لف نمی کرد. خیلی طول نکشید تا راه رفتن با کفشی با پاشنه ی هفت سانت و بعد هم ده سانت و دوازده سانت رو یاد گرفتم. حتی خیلی هم طول نکشید که یاد گرفتم با یک کفش ده سانت ساعتها سرپا باشم و توی مهمونی ها برقصم. انگار که یک اصالتی به زنانگی می ده. ولی دیگه هیچوقت اون حال و هوای تق تقی ها را نداشت. فقط یک کفش بود و یک زنانگی، همان زنانگی که هر دختر بچه ای با آرزوش آروم آروم بزرگ می شه و توی رویاهاش چقدر برای زن بودن خودش نقشه می کشه. زندگی آنچنان آدمی را گیج خودش می کنه که خیلی وقتها یادش میره زنانگی امروزش ، همون رویای دیروزش بوده. شاید هم تقصیر زندگی نیست، ما عادت داریم تمام تقصیرها را به گردن زندگی می ندازیم. تقصیر خود ماست، ما فراموشکاریم، رویاهامون رو خیلی زود فراموش می کنیم و تمام زنانگی و مردانگی هائی که یه روزی آرزوش رو داشتیم.
من هنوز هم عاشق کفشم. هنوز هم هر وقت حالم بد باشه می رم برای خودم یک جفت کفش می خرم و مدتها با اون خوشحالم . شاید که کودک درون من ، هنوز در رویای یک کفش تق تقیه !
نوشته ی: #پرنيان
Read more
(لطفا ورق بزنيد) ديشب براي اولين بار و البته با اكراه به "گلوبال ويليج "(دهكده جهاني دوبي) رفتم ؛ ...
Media Removed
(لطفا ورق بزنيد) ديشب براي اولين بار و البته با اكراه به "گلوبال ويليج "(دهكده جهاني دوبي) رفتم ؛ ولي حقيقتا سورپرايز شدم از اينكه ،در دل يك صحرا يك جهان كوچك ساخته بشه واقعا شگفت انگيزه! خيلي تاسف خوردم از اينكه كشور امارات چون استان ها ، فرهنگ ها و قوميت ها و ... متنوع نداره اجازه نداده اين نقطه ... (لطفا ورق بزنيد)
ديشب براي اولين بار و البته با اكراه به "گلوبال ويليج "(دهكده جهاني دوبي) رفتم ؛ ولي حقيقتا سورپرايز شدم 😳از اينكه ،در دل يك صحرا يك جهان كوچك ساخته بشه واقعا شگفت انگيزه! خيلي تاسف خوردم از اينكه كشور امارات چون استان ها ، فرهنگ ها و قوميت ها و ... متنوع نداره اجازه نداده اين نقطه ضعفش باشه و خودش رو به جهان وصل كرده ! حالا ما با اين همه اصالت و قوميت ها و فرهنگهاي مختلف همچين ماكتي از ايرانمون نتونستيم بسازيم 🤦🏻‍♂️وقتي به بخش ايران رسيدم ،به يك آن غرور تمام وجودمو گرفت ، از همه كشور ها با عظمت تر ساخته شده بود ؛ هر آنچه امروز به حسرتش نشستيم رو ساخته بودند و هر چه بيشتر جلو مي رفتم بغضم بيشتر ميشد😔
نمي دونستم حواسم به اِلِمان ها و نمادهاي غرورافرين سرزمينم باشه يا به كوروش بزرگ كه همچنان باقدرت برصندلي خودش نشسته بود😊✌🏼 وقتي خودمو جمع و جور كردم حواسم به غرفه هاي سوغات پرت شد و خيلي عصباني شدم🤦🏻‍♂️ ميزبانان ايراني ما لباس رسمي و نمادگونه اي برتن نداشتند كه هيچ🤷🏻‍♂️ خيلي هم شلخته بودند و از همه بدتر ،از همه بدتر محصولاتي كه به عنوان سوغات گذاشته بودند بود!!! (پفك و لواشك )😳😐🤯😩😡 اخه توي اين كشور ،ما فقط پفك و لواشك داريم ؟؟؟؟؟؟ گز و سوهان و قطاب و كلمپه ،چاي ،فالوده، برنج ايراني و ... هزاران هزار سوغات ديگمون كووو پس؟؟؟؟؟؟؟ واقعا اين خودمونيم كه با ابروي خودمون بازي مي كنيم ! اين همون ضرب المثل معروف "از ماست كه برماست" هست 🤦🏻‍♂️ كاش به اين تفكر برسيم كه هر كدوم از ما توي هر كشوري كه زندگي مي كنيم نماينده يك ملت و يك كشوريم ، خواهش مي كنم لباس خوب بپوشيد - مرتب و اراسته باشيد - به قوانين احترام بذاريد - براي خودتون و هم وطناتون ارزش قائل بشيد تا بتونيم به كمك هم با افتخار سرمونو بالا بگيريم🙏🏽😌 مارو بايد ديگر كشورها به خوبي و تمام توان بشناسند . حالا كه ما چند ساليه به موشك هاي تدافعيمون مينازيم و انرژي هسته ايي رو بومي كرديم كافي نيست . ما بايد نماد ازادي ،تمدن ،تنوع قومي ،با كلي دستاورد فرهنگي باشيم .بايد مردم جهان بدانند ما هرمزگان داريم ، فارس،كرمان ، كرمانشاه ، ابادان، اصفهان ووو داريم كه هر كدومشون اندازه يك كشور مستقل اداب ،تنوع
غذاي و جاذبه دارند...
💥همينجا از همه تجار عزيز و باشرافت خواهش مي كنم به داد كشورمون برسند و تا اونجايي كه دستشون مي رسه.
به عزيزان نماينده در گلوبال ويليج هاي جهان كمك كنند تا با تامين محصولات بتونند نماينده خوبي براي ايرانمون باشند...
Read more
. . . بچه كه بوديم،هميشه آخر قصه ها اينجوري تموم ميشد : " و سالهاي سال به خوبي و خوشي زندگي كردند..." و ...
Media Removed
. . . بچه كه بوديم،هميشه آخر قصه ها اينجوري تموم ميشد : " و سالهاي سال به خوبي و خوشي زندگي كردند..." و از همون بچگي اين باور اشتباه و خطرناك توي ذهن ما جاخوش كرد كه حتما يه روزي توي زندگي قراره به يه نقطه اي برسيم كه همه مشكلات و چالش ها تموم بشه و ديگه تا آخر عمر به خوبي و خوشي زندگي كنيم. ولي بزرگ و بزرگ ... .
.
.

بچه كه بوديم،هميشه آخر قصه ها اينجوري تموم ميشد : " و سالهاي سال به خوبي و خوشي زندگي كردند..."
و از همون بچگي اين باور اشتباه و خطرناك توي ذهن ما جاخوش كرد كه حتما يه روزي توي زندگي قراره به يه نقطه اي برسيم كه همه مشكلات و چالش ها تموم بشه و ديگه تا آخر عمر به خوبي و خوشي زندگي كنيم.
ولي بزرگ و بزرگ تر شديم و خود ِ زندگي ،يادمون داد كه اون باور كودكي هامون چقدر خوش خيالانه بود.
فهميديم كه درد و رنج، اصلا يه بخش انكارناپذير زندگيه و هيچ نقطه اي از زندگي نيست كه از اون به بعد ، رنجها تموم بشه و خوشي ِ محض شروع بشه.
زندگي اينها رو با مهربوني يادمون نداد ، يه جاهايي اشكمون رو دراورد تا اينها رو شيرفهم بشيم و يه جاهايي ، با اتفاقاتش سيلي زد به گوش مون .
ولي همين سيلي خوردن ها و اشك ريختن ها و ناكامي ها، انگار ما رو آبديده كرد. انگار ديگه مثل كودكي هامون، با مواجه شدن با هرناكامي اي، فك نميكنيم دنيا رسيده به ته و تا مدتها عر بزنيم و ناله كنيم و زندگي رو تموم شده بدونيم و منتظر باشيم كه يكي بياد و همه چيز رو درست كنه.

بزرگ كه ميشي، هنوز هم همونقدر ناكامي ها و نرسيدن ها و نداشتن ها، تلخه و دردآور و قطعا ، بسته به حجم ناكامي، غصه ميخوري ، زانوهات خم ميشه و زار هم ميزني يه وقتايي .
ولي خيلي زودتر به خودت مياي، اشك هاتو پاك ميكني ، دستت رو ميگيري به پاهات و بلند ميشي و ادامه ميدي. قبول ميكني كه ذات زندگي اينجوريه و به جاي ، جا موندن و گير كردن توي اتفاقات زندگي، همراه ميشي با جريانش .
و ميدوني كه زندگي، تعهدي بهت نداده كه همه چيز گل و بلبل باشه و مطابق ميلت.
ميدوني كه اصلا هدف زندگي فقط خوشحاليه نيست ، اصل ماجرا همراه شدن ، هم قدم شدن و هم رقص شدن با آوازهاي زندگيه حتي آوازهاي غمگين و ناكوك و تلخ. .

آرزو ، پاييز نود وهفت
.
Read more
• در روضه دلش همیشه طوفانی بود در عشق حسین بن علی فانی بود دلسوخته ی مصائب کربوبلا میرزا حسن غریق ...
Media Removed
• در روضه دلش همیشه طوفانی بود در عشق حسین بن علی فانی بود دلسوخته ی مصائب کربوبلا میرزا حسن غریق زنجانی بود #احسان_معبودی • این رباعی رو سال نودوسه وقتی مرحوم #استاد_حاج_جواد_حسینی از مرحوم غریق برام تعریف کرده بود نوشتم. صد حیف که هم استاد حسینی و هم #میرزا_حسن_غریق_زنجانی در گمنامی ...
در روضه دلش همیشه طوفانی بود
در عشق حسین بن علی فانی بود
دلسوخته ی مصائب کربوبلا
میرزا حسن غریق زنجانی بود
#احسان_معبودی

این رباعی رو سال نودوسه وقتی مرحوم #استاد_حاج_جواد_حسینی از مرحوم غریق برام تعریف کرده بود نوشتم.
صد حیف که هم استاد حسینی و هم #میرزا_حسن_غریق_زنجانی در گمنامی تمام از روزگار تلخ صدرنگ خداحافظی کردند.

این شعر رو امیر عزیز ( #امیر_سلیمانی)برام خوند، به خاطر اینکه بتونم منتشرش بکنم تایپش کردم.

ای ساقی گلچهره بده باده ی گلبیز
مستم کن از آن ساغر پی در پی لبریز
جاوید نشد دهر چو بر خسرو و پرویز
کو شوکت جمشید چه شد صولت چنگیز
زان جام که خوردند رسد قسمت ما نیز

روزی بدرد گرگ اجل پیرهن ما
چندی نکشد نشنوی از کس سخن ما
یا کوزه گران کوزه کنند از بدن ما
یا خشت سر خم شود از خاک تن ما
یا نقش به دیوار و یا فرش به دهلیز

سروی که در افتاد چه بالا و چه پایین
رختی که به هم سوخت چه بی رنگ و چه رنگین
آبی که فرو ریخت چه بی طعم و چه شیرین
آن تیشه که بشکست چه باریک و چه سنگین
روحی که ز تن رفت چه کاشان و چه تبریز

زان پیش که آید به سر این مدت معدود
تا هستی من گردد از این مرحله نابود
شاید نشده ملک بدن یکسره مفقود
چینم ز گلستان زمانه گل مقصود
زان گل که شود از گل فردوس دلاویز

در میکده دانم نه مکان است و نه جایم
دریوزه صفت رو به در میکده آیم
کن همچو مرا مست ندانم سر و پایم
باشد که رخی بر قدم یار بسایم
بازار محبت کنم از آتش می تیز

افسوس که ره بر چمن راز ندارم
در گلشن دانش پر پرواز ندارم
در اوج هنر قوه ی شهباز ندارم
پروانه صفت سوزم و آواز ندارم
مبهوتم از این فکر و تمنای غم انگیز

هر سو نگرم هستی رندان و حریفان
در بحر مناقب همه در کشتی عرفان
غواص مثل غوطه زنان همچو نهنگان
دامن همه پر از دُر و لؤلؤ و مرجان
مستغرق دریای مقالند گهرریز

دل برده ز من دلبر خوشرنگ و شمایل
فرد است در ایجاد به هر حسن و خصایل
خوبان همه تکمیل از آن دلبر کامل
در محفل امکان رخ او شمع محافل
در گلشن وحدت قد وی سرو دلاویز

تنها نه منم عاشق آن دلبر طناز
بل ذی نفسانند از این عشق سر افراز
خود نامدگان و شدگانند هم آواز
جمله به «غریقند» در این مرحله همراز
جان بهر نثار قدمش خوانده به تجویز

میرزا حسن غریق زنجانی
Read more
حالا تو این فرهنگ به خاطر کلیشه‌های جنسیتی مردا باید قوی‌تری هم باشن. به‌به عالی شد! ‌ این یعنی احساساتشون ...
Media Removed
حالا تو این فرهنگ به خاطر کلیشه‌های جنسیتی مردا باید قوی‌تری هم باشن. به‌به عالی شد! ‌ این یعنی احساساتشون خیلی شدیدتر سرکوب می‌شه و اجازه ابرازش رو ندارن. چون باید قوی باشن. بعدا هم که بدبختا بزرگ می‌شن می‌رن تو رابطه عاطفی، بهشون گیر میدیم که تو چرا اصلا احساس نداری، چرا به من نمیگی دوستت دارم؟ خب ... حالا تو این فرهنگ به خاطر کلیشه‌های جنسیتی مردا باید قوی‌تری هم باشن. به‌به عالی شد!

این یعنی احساساتشون خیلی شدیدتر سرکوب می‌شه و اجازه ابرازش رو ندارن. چون باید قوی باشن.
بعدا هم که بدبختا بزرگ می‌شن می‌رن تو رابطه عاطفی، بهشون گیر میدیم که تو چرا اصلا احساس نداری، چرا به من نمیگی دوستت دارم؟
خب اینا رو مادرای ما بزرگ کردن دیگه، خود ما. اگه تصمیم نگیریم یه جا این چرخه «من بلد نبودم، پدر مادرم اینطوری تربیتم کردن، من می‌خواستم شما رو خوشبخت کنم ولی کسی بهم یاد نداده بود و...» رو متوقف کنیم، همینجوری باید ادامه بدیم.

چیکار می‌تونیم بکنیم؟ به نظر من مهمترین کاری که باید بکنیم اینه که بپذیریم ما در کودکی آزردگی‌هایی داشتیم، تربیت ما یه باگ‌هایی داشته که شاید تقصیر خودمون نبوده، اما تا کی می‌خوایم این تقصیرو بندازیم گردن مادر پدر؟ از یه جایی به بعد مسئولیتش با خودمونه.
بریم خودمونو بشناسیم ببینیم چی بهمون گذشته و چی شدیم و چیکار می‌تونیم براش بکنیم و اون کارا رو بکنیم. کلاس بریم، کتاب بخونیم، از متخصص کمک بگیریم و هر کار دیگه که ازمون برمیاد فقط برای اینکه کلیشه‌هایی مثل مرد که گریه نمی‌کنه رو بشکنیم و اگه غم داریم بشینیم مث مرد گریه کنیم!

مخصوصا اگه تصمیم داریم بچه‌دار بشیم، کاش توهم برمون نداره که ما بهترینیم. برای آینده بچه‌هامون و جامعه‌مون اول خودمون رو تغییر بدیم کلیشه‌ها و چارچوب‌های ذهنی‌مون رو بشکنیم که بتونیم درست تربیت کنیم بچه رو و اگه صادق باشیم می‌دونیم که این فقط با چهارتا کتاب خوندن ممکن نیست.
Read more
سی و چند سال پیش بود که شاه گریه کرد و رفت…! مردم ریختن تو خیابون و شادمانه شیرینی و شکلات پخش میکردن... چند ...
Media Removed
سی و چند سال پیش بود که شاه گریه کرد و رفت…! مردم ریختن تو خیابون و شادمانه شیرینی و شکلات پخش میکردن... چند تا بچه داد میزدن شاه فراری شده سوار گاری شده…! یه شیرین عقل دیگه‌ای هم داد میزد مَمَد دِماغ دَر رَفت…! مردم جلوی ماشین‌ها رو میگرفتن و تا راننده رو پیاده نمیکردن که برقصه نمیذاشتن بره…! عکس ... سی و چند سال پیش بود که شاه گریه کرد و رفت…!
مردم ریختن تو خیابون و شادمانه شیرینی و شکلات پخش میکردن...
چند تا بچه داد میزدن شاه فراری شده سوار گاری شده…!
یه شیرین عقل دیگه‌ای هم داد میزد مَمَد دِماغ دَر رَفت…!
مردم جلوی ماشین‌ها رو میگرفتن و تا راننده رو پیاده نمیکردن که برقصه نمیذاشتن بره…!
عکس شاه رو از روی اسکناس‌ها رو درآورده بودن و با خوشحالی بههم نشون میدادن و نمیدونستن عکس شاه اعتبار اون کاغذ‌ها بود…!
تا اون روز هر دلار هفت تا یک تومانی بود …!
تا اون روز هر تومان کلی ریال با ارزش…!
تا اون روز ایران ما قدرت پنجم نظامی جهان بود
تا اون روزحجاب ازاد و حق مادرامون با ما یکی بود
تا اون روز سپاه دانش بود
تا اون روز پیش آهنگی داشتیم
تا اون روز تغذیه رایگان بود !
تا اون روز برای ادامه تحصیل بورسیه از طرف دولت بهت داده میشد!
تا اون روز ورود ما به همه جای کره خاکی ازاد و بدون دردسر بود!
تا اون روز مسلمان در مسجد و عرق خور در میخانه بود!
تا اون روز مادری در انتظار بازگشت فرزندش از جنگ نبود!
تا اون روز پدری بر سر مزار پسر شهیدش نبود
تا اون روز خیابانها رنگی بود !
تا اون روز خواهرامون تو خیابانها امنیت داشتند!
تا اون روز ورزشکارامون مجبور نبودن آبمیوه بفروشن!
تا اون روز روی کسی اسید نپاشیده بودن
تا اون روز به دختری قبل از اعدام تجاوز نکرده بودن!
تا اون روز بچه ۱۷ ساله اعدام نکرده بودن!
تا اون روز پول نفت خرج لبنان و فلسطین و سوریه و عراق نکرده بودن!
تا اون روز ایرانی اعتبار و احترام و اقتدار داشت!

و سالها گذشت از اون روز…

دیگه مردم از شاه بعنوان مَمَد دِماغ یاد نمیکنن
بلکه آه میکشن و میگن خدا بیامرزدش…!
نور به قبرش بباره ایشالله…!
دیگه جان بی‌ارزش شد!
پولها بی‌ارزش شد…!
دلار افسار بريد
برکت هم رفت…!
آب و برقی مجانی نشد!
معنویاتمان هم بر باد رفت…!
رقصیدن جُرم شد…!
زیبایی جُرم شد…!
گردش جُرم شد…!
تفریح جُرم شد…!
لباس جُرم شد…!
آرایش جُرم شد…!
مهمانی جُرم شد…!
خوردن جُرم شد…!
نوشیدن جُرم شد…!
نگاه کرد جُرم شد…!
عشق جُرم شد…!
اعتراض جُرم شد…!
ورزش جُرم شد…!
خنده جُرم شد…!
سر در گریبونیم ما خود کرده‌های بي تدبير.. 37 سال دستاورد انقلاب اسلامي :

۹٠٠٠ پزشك بيكار ،٧ ميليون جوان بيكار ، ۸ میلیون آواره دنیا
ازهر١٠ ازدواج ٦طلاق ،٦ ميليون معتاد. ٦٨% افسردگي ،رسيدن سن فحشا به ١۳ سالگي ، فروش سالانه ١٣ هزار كليه ،٤٢% زير خط فقر
و در اخر ارزش جان مادرمان هم شد نصف بیضه چپ یک آخوند!!
Read more
نه نه نه باورم نميشه آتش گرفتم سوختم نه<span class="emoji emoji1f629"></span><span class="emoji emoji1f614"></span><span class="emoji emoji1f614"></span><span class="emoji emoji1f614"></span><span class="emoji emoji1f614"></span><span class="emoji emoji1f614"></span><span class="emoji emoji1f614"></span><span class="emoji emoji1f614"></span><span class="emoji emoji1f614"></span><span class="emoji emoji1f614"></span><span class="emoji emoji1f614"></span><span class="emoji emoji1f614"></span><span class="emoji emoji1f614"></span><span class="emoji emoji1f614"></span><span class="emoji emoji1f614"></span> قرار بود بيام ديدنتون شمارتون رو برام ...
Media Removed
نه نه نه باورم نميشه آتش گرفتم سوختم نه قرار بود بيام ديدنتون شمارتون رو برام گذاشتين تو رو خدا نه واي واي واي كجا رفتي آخه مرد ؟!!!چه اتفاقي داره واسه ايران ميفته؟!!! تسليت تسليت تسليت #تسليت #ناصر خان رفت #صبح شنبه #چشم اشكبار #ساغر_عزیزی #حالم بده #بد #آقاي ناصر ملك مطيعي ... نه نه نه
باورم نميشه
آتش گرفتم
سوختم نه😩😔😔😔😔😔😔😔😔😔😔😔😔😔😔 قرار بود بيام ديدنتون
شمارتون رو برام گذاشتين
تو رو خدا نه
واي واي واي كجا رفتي آخه مرد ؟!!!چه اتفاقي داره واسه ايران ميفته؟!!! تسليت تسليت تسليت #تسليت #ناصر خان رفت #صبح شنبه #چشم اشكبار #ساغر_عزیزی #حالم بده #بد #آقاي ناصر ملك مطيعي هم ما رو تنها گذاشت و رفت😑😓😫
Read more
 #رفاقت تاحالا این حس رو داشتید که بعضی از خاطرات ، اتفاقات یا آدمایی که توی زندگیتون بودن حتی اگه خیلی ...
Media Removed
#رفاقت تاحالا این حس رو داشتید که بعضی از خاطرات ، اتفاقات یا آدمایی که توی زندگیتون بودن حتی اگه خیلی وقت باشه ازشون خبر نداشته باشید یا اون دوره رو کامل پشت سر گذاشته باشید اما باز هم توی زندگیتون جریان دارن جوری که هویتتون رو شکل بدن؟ یکی از مهمترین دوره های زندگی من زمانی بود که با صدف شریک کاری ... #رفاقت
تاحالا این حس رو داشتید که بعضی از خاطرات ، اتفاقات یا آدمایی که توی زندگیتون بودن حتی اگه خیلی وقت باشه ازشون خبر نداشته باشید یا اون دوره رو کامل پشت سر گذاشته باشید اما باز هم توی زندگیتون جریان دارن جوری که هویتتون رو شکل بدن؟
یکی از مهمترین دوره های زندگی من زمانی بود که با صدف شریک کاری بودم!ما از بچگی با هم هم مدرسه بودیم و کلی از شیطونیای بچگیمون توی دبیرستان با هم بود!اما از سال دیپلم که پریا دوستمون فوت کرد خیلی به هم نزدیک تر شدیم!اتفاق های مختلف بعد از مدرسه و چلنجای روحیمونم باعث شد یه هدف مشترک کاری رو با هم شروع کنیم و توی مسیر رسیدن به هدفمون کلی فراز و نشیب رو طی کردیم ، با کلی آدم خوب آشنا شدیم و همزمان خطر همکاری با کلی آدم بد هم از سرمون گذشت! اما مطمئنم جفتمون یه چیزو خوب یاد گرفتیم: برای هدفمون تلاش کنیم و وقتی زمین میخوریم دوباره بلند شیم! این اون درسیه که هر روز وقتی من با چلنجای جدید مواجه میشم یاد اون دوره از زندگیم میفتم که من و صدف با اون سن کممون چطوری مشکلات رو پشت سر میذاشتیم و پرو پرو به کارمون ادامه می دادیم!
این عکس ثبتی از یکی از اون لحظات با یکی از اون آدماییه که با گذر زمان همچنان هرروز به یادشونم و توی زندگی من جریان دارن! این عکس منو یاد شور و رفاقت نابی میندازه که برای اولین بار با صدف توی سن 18 سالگی تجربش کردم! و الان ثمره ی اون تجربه شده کار کردن و رفاقت با کلی آدم ناب !ما با هم تلاش میکنیم،با هم می جنگیم،به غمامون میخندیم،بزرگ میشیم و هر لحظمون رو به لحظه ی نابی تبدیل می کنیم که مثل این عکس بخشی از هویتمون میشه!رفاقت!

#ثمین_موسوی
#موفقیت #آگاهی #تلاش #تلاش_سخت #موفقیت_فردی #باور #انگیزه #انگیزشی #موفق #پشتکار #مثبت_اندیشی
Read more
. . <span class="emoji emoji1f534"></span> من سیاسی نیستم یعنی من می‌گذارم دیگران برای سرنوشت من تصمیم بگیرند. (✍️: ممدو صفایی ) حتما ...
Media Removed
. . من سیاسی نیستم یعنی من می‌گذارم دیگران برای سرنوشت من تصمیم بگیرند. (✍️: ممدو صفایی ) حتما قبول داریم که الان کشورمون داره روزای تعیین‌ کننده ای رو می گذرونه. حتما می دونیم الان مردمی که شجاع تر و آسیب دیده ترن هر روز توی خیابونن. اما به زودی خیلی ها دیگه هم می پیوندن. به همون اندازه که خیلی ... .
.
🔴 من سیاسی نیستم یعنی من می‌گذارم دیگران برای سرنوشت من تصمیم بگیرند. (✍️: ممدو صفایی )

حتما قبول داریم که الان کشورمون داره روزای تعیین‌ کننده ای رو می گذرونه. حتما می دونیم الان مردمی که شجاع تر و آسیب دیده ترن هر روز توی خیابونن. اما به زودی خیلی ها دیگه هم می پیوندن. به همون اندازه که خیلی های دیگه فقیرتر می شن. همه مون می دونیم حکومت در حال فروپاشیه. می دونیم محاله بتونن فساد اقتصادی شون رو مدیریت کنن. در این بزنگاه بهترین کاری که میتونیم انجام بدیم چیه؟ بیکار و بی توجه بودن؟ برای جلوگیری از ویرانی خونمون چه کسی باید غیر از خود ما تلاش کنه؟

فقط یه جواب به خودمون بدیم. آیا قبول داریم این روزها سرنوشت آینده ما و نسل بعد از ما رو تعیین می کنه؟ پس چرا بی تفاوتیم؟! نگیم «من سیاسی نیستم و ازش خوشم نمیاد». این یعنی سرنوشت خودمون رو داریم می سپریم به یک سری آدم ناتوان، فاسد و دروغگو. این حقیرانه ترین نوع زندگیه. ما باید سیاست رو بین خودمون بیاریم چون متعلق به ماست، نه سیاستمدارن و مسئولین. سیاست در زندگی روزمره تک تک ما تاثیر مستقیم و مهم داره. ما باید بتونیم فردای براندازی، با طراحی و اجرای حکومتی شهروند محور، آرامش، شادی، رفاه و پویایی رو به خودمون هدیه بدیم. این حق ما و مردم خاورمیانست، پس باید نسبت به این حق آگاه باشیم و برای به دست آوردنش بهترین تلاشمون رو بکنیم.نگیم «من به هیچ آدم یا گروهی اعتماد ندارم.» قرار نیست اعتماد صد درصد داشته باشیم. کافیه ۷۰ درصد هم فکر باشیم. یه آدم مسئول یا به یه گروهی می پیونده و سعی می کنه روی اون اثر بگذاره، یا گروه خودش رو درست می کنه. بالخره یه فعالیتی می کنه و بیکار نمی نشینه تا دیگران برای سرنوشتش تصمیم بگیرن. اما اگر نشستیم پای شبکه اجتماعی و داریم اخبار و نظرات سیاسی رو می خونیم و اظهار نظر می کنیم، و فکر می کنیم بطور منفرد می تونیم مفید باشیم، شاید داریم بهانه میاریم و از مسئولیت شونه خالی میکنیم.

#جریان_سوم
#مامردم

@iranthirdfrontier
Read more
. اذون مغرب بود، دم مسجد محل بودم، یه‌دفعه برقها قطع شد و صدای آژیر قرمز تو شهر پیچید. همه شروع کردن ...
Media Removed
. اذون مغرب بود، دم مسجد محل بودم، یه‌دفعه برقها قطع شد و صدای آژیر قرمز تو شهر پیچید. همه شروع کردن به دویدن، بعضیا دسته جمعی به سمت پناهگاه، بعضیا به سمت خونه‌هاشون. منم به سمت خونه دویدم، لبخند روی لبم بود، وقتی همه چراغ‌های محل خاموش شد یه دفعه فضایی که مثل نصف شب ظلمات بود عین دم صبح روشن شده‌بود. ... .
اذون مغرب بود، دم مسجد محل بودم، یه‌دفعه برقها قطع شد و صدای آژیر قرمز تو شهر پیچید. همه شروع کردن به دویدن، بعضیا دسته جمعی به سمت پناهگاه، بعضیا به سمت خونه‌هاشون. منم به سمت خونه دویدم، لبخند روی لبم بود، وقتی همه چراغ‌های محل خاموش شد یه دفعه فضایی که مثل نصف شب ظلمات بود عین دم صبح روشن شده‌بود. همینجوری که به سمت خونه می‌دویدم آسمون نیمه روشن رو نگاه کردم، هواپیماهای عراقی رو تو آسمون دیدم. نمی‌دونم اصلأ آدم می‌تونه تو گرگ و میش دم غروب وقتی داره می‌دوه هواپیماهای جنگنده رو توی آسمون ببینه یا نه، اما خب اون چیزی که می‌دیدم دوتا هواپیما بود که با فاصله خیلی کم از هم پرواز می‌کردن.
حس آرامش داشتم، شاید با یکم دلهره‌ی شیرین، مثل وقتی که سوار ترن هوایی میشی، اما ترس نه، می‌دویدم چون می‌دونستم الآن مامان نگرانم میشه و هول می‌کنه.
ته یه کوچه بن‌بست دوتا در بود که سمت راستی در خونه ما بود و سمت چپی خونه همسایه. در خونه باز بود، رفتم تو، روبروی در ورودی حمامی بود که بین ما و طبقه بالا که صاحبخونه زندگی می‌کرد مشترک بود. سمت راست راهرویی بود که مستقیم می‌رسید به ورودی خونه ما. خونه ما دوتا اتاق تو در تو بود که یه در چوبی از هم جداشون می‌کرد. روبروی در ما سمت چپ توالت بود و سمت راست راه پله که بالا می‌رفت و می‌رسید به خونه مریم خانوم صاحبخونه‌مون.
همینجوری که دستم رو به دیوار گرفته‌بودم که توی اون تاریکی زمین نخورم در رو باز کردم و رفتم تو. سمت چپ یه آشپزخونه کوچیک بود که به یه حیاط نقلی راه داشت. وارد اتاق که شدم صدای دختر نوجوون مریم خانوم رو شنیدم، بعضی وقتا موقع بمبارون پسر و دختر مریم خانوم میومدن پایین.
دخترش دستم رو گرفت و کشید زیر چادرش و چادرش رو کشید رو سر من و خودش. تو اون تاریکی وقتی چادرش رو تکون می‌داد با الکتریسیته‌ای که از اصطکاکش با موهای سرمون درست می‌شد جرقه‌های کوچیکی می‌زد. برای اینکه به خیال خودش حواس من رو از بمبارون پرت کنه و نترسم هی چادرش رو تکون می‌داد و جرقه‌های ریز و رنگ و وارنگی که جلوی چشممون درست می‌شد رو بهم نشون می‌داد و می‌خندید.
(ادامه در کامنت🔻🔻🔻)
Read more
. هنوز آخرین لقمه از گلویمان پایین نرفته‌بود که مجری خبر تیتر بعدی را با صلابتی که به گمانم در مکتب ...
Media Removed
. هنوز آخرین لقمه از گلویمان پایین نرفته‌بود که مجری خبر تیتر بعدی را با صلابتی که به گمانم در مکتب آن حاج‌خانم عزیز خبرگزاری کره‌ شمالی آموخته‌بود سر داد:«آمریکا رو به افول است!» لقمه را خورده و نخورده از جا پریدم و شروع کردم به جمع کردن سفره. عیال صدایش درآمد که «چرا اینجوری می‌کنی؟! آروووم!» ... .
هنوز آخرین لقمه از گلویمان پایین نرفته‌بود که مجری خبر تیتر بعدی را با صلابتی که به گمانم در مکتب آن حاج‌خانم عزیز خبرگزاری کره‌ شمالی آموخته‌بود سر داد:«آمریکا رو به افول است!»
لقمه را خورده و نخورده از جا پریدم و شروع کردم به جمع کردن سفره. عیال صدایش درآمد که «چرا اینجوری می‌کنی؟! آروووم!» گفتم «عیال! الآن وضعیت شوخی بردار نیست! باید برنامه‌ریزی کنیم، برنامه‌ریزی هم با دیزی و کشک بادمجون جور در نمیاد! سفره رو پاک کن تا من بساط چای و نباتو علم کنم، برنامه ریزی فقط با چای و چی؟! نبات!» عیال زیر لب غر و لند کرد که «حالا انگار بمب هسته‌ای زدن! پنج دقیقه دیرتر چای و نبات بخوری برف نمیاد!!» عیال به تا کردن سفره نرسیده‌بود که چای و نبات را آوردم و نشستم.
گفت:«خب چیو برنامه ریزی کنیم؟»
گفتم:«مگه ملتفت نشدی؟! آمریکا رو به افول است!»
گفت:«خب به ما چه»
گفتم:«به ما چه؟!!! به ما همه چه!!!
تا دنیا دنیا بوده آمریکا رو به هرچی شده زندگی ما هم رو به یه چی شده! الآن خانومی که شما باشی سیگار بهمنو پاکتی چند می‌خری؟!»
گفت:«من سیگار می خرم؟!»
گفتم:«خب من! همین من این سیگار بهمنو تازه عمده میخرم پاکتی ۵هزار تومن ناقابل!». یکدفعه چشمهایش گرد شد و گفت:«۵هزار تومن؟!! الآن روزی چندتا پاکت میکشی؟!!»
گفتم:«یه پاکت، به عبارتی میکنه هفته‌ای ٣۵هزار تومن...»، دوباره وسط حرفم پرید که:«٣۵هزار تومن؟! آهان! اونوقت ریه‌ت که ناراحت بود رفتی دکتر، شربت و قرص و کوفت و زهرمار داد اونم شد ٣۵هزار تومن! یعنی ٣۵هزار تومن میدی میکشی بعد ٣۵هزار تومن میدی رفع و رجوش کنی!! واقعاً که!!»
گفتم:«عیال! یه دیقه گوش بده! الآن بحث ما که بحث سیگار نیست که! بحث افول آمریکاست!! میخوام بگم یه رییس‌جمهور پیزوری اونجا عوض شده، سیگار بهمن از اونجا رسیده به اینجا، حالا تو حساب کن آمریکا بره رو به افول! شوخی نیست که!! منم که کارمند نیستم بگم انقد سر برج میگیرم میرم دنبال زندگیم، باید یه فکر اساسی کنیم.»
گفت:«چه فکری؟!»
گفتم:«خب اگه میدونستم که الآن نمیشستم اینجا چایی نبات بخورم! باید عقلمونو بریزیم روی هم ببینیم تو این دنیای مدرن کسب و کار و امکانات روزافزون فضای مجازی و از سوی دیگر تهدیدهایی که با گسترش فناوریهای نوین، روند اقتصادی سازمان‌های مردم نهاد و شرکت‌های خصوصی و خصولتی را هدف گرفته‌است، قطع ارتباط بانک‌های ایرانی با سوئیفت چه پیامدهای زیانباری در عرصه ملی خواهد داشت!!!»
گفت:«میفهمی چی داری میگی؟!»
(ادامه در کامنت🔻🔻🔻)
Read more
. چندنفر از بزرگواران ازجمله @smojtabaa و @v.mohammadpoor خواسته بودن از #اولین_اربعین_من بگم. البته ...
Media Removed
. چندنفر از بزرگواران ازجمله @smojtabaa و @v.mohammadpoor خواسته بودن از #اولین_اربعین_من بگم. البته من فقط یکبار سال گذشته توفیق داشتم #اربعین و #پیاده_روی رو شرکت کنم. بنابراین فکرکردم به چندتا سوال که تو ذهن همه ست پاسخ بدم. چرا رفتی؟ اولش یک میل قوی درونی بود که هرسال که همسرجان میرفت ... .
چندنفر از بزرگواران ازجمله @smojtabaa و @v.mohammadpoor خواسته بودن از #اولین_اربعین_من بگم.
البته من فقط یکبار سال گذشته توفیق داشتم #اربعین و #پیاده_روی رو شرکت کنم. بنابراین فکرکردم به چندتا سوال که تو ذهن همه ست پاسخ بدم.
✅ چرا رفتی؟
اولش یک میل قوی درونی بود که هرسال که همسرجان میرفت و من نمیتونستم برم بیشتر و بیشتر میشد. دلم میخواست چند روز تو اون هوا نفس بکشم. از شهر و روزمرگی ها و منفعت طلبی ها و خودخواهی هاش دور باشم. یک جور بیخیالی دلم میخواست که زندگیم بریزم تو یک کوله و بزنم به دل جاده... بی فکر اینکه قراره چی بخوریم و شب کجا بخوابیم. خودم بسپرم به خدا و چندروز از قیل و قال دنیا جداشم. دوم دلم میخواست اون حال و هوا رو تجربه کنم. قاطی اون آدمها بشم. قاطی جماعتی که شاید یک روز امام زمانم با افتخار ازشون یاد کنه. بشم جزو سیاه لشکر #امام_زمان عج. بخشی از قدرت نمایی #شیعه باشم...
✅ خطرناک نبود؟ اگر هم بود ما حسش نکردیم.😊
✅ خسته نشدید؟ خب ما فقط یک و نیم روز پیاده روی کردیم. من عاشق پیاده رویم و بچه ها هردو کالسکه سوار بودن. پس نه خسته نشدیم.
✅ سخت نبود؟ با بچه ها اذیت نشدید؟ ‌شعار من تویِ زندگی که دائم واسه بچه ها هم تکرار میکنم اینه: "هیچ چیز تو دنیا از من سخت تر نیست"😉 پس نه اصلا سخت نبود. البته سختی کمی هم اگه باشه در راه زیارت #امام_حسین ع پسندیده است.
✅ خورد و خوراک چطور بود؟ مهمان نوازی عراقی ها که دیگه مشهوره. قدم به قدم موکب و پذیرایی آماده است. قدم به قدم انواع خوردنی ها و آشامیدنی ها فراهمه. هر جا اراده کنی بطری های آب خنک پیدا میشه. ما از هرچه میل مون میکشید و بعضا از سر کنجکاوی از ‌غذاها و خوراکی هاشون میخوردیم. بعضی هاشم به زور و اصرار البته بهمون میدادن😄
✅ مریض نشدید؟ تاجایی که یادم میاد نه خداروشکر. با اینکه بعضی ها توصیه میکنن از خوراکی ها کم بخورید و... ما خوردیم و خداروشکر هیچیمون نشد☺️
حتی پاهام هم تاول نزد...
✅ امسال هم میرید؟ انشالله. فعلا که داریم ویزا میگیریم... تا یار که را خواهد و میلش به چه باشد...
.
اینها رو گفتم واسه اونهایی که دارن دل دل میکنن برن یا نرن. خودتون بسپرید به میزبانتون که کریم ترینِ مردم دنیان. برنامه ریزی بکنید، مقدمات سفر فراهم کنید، اما سخت نگیرید. اونکه دعوتتون کرده خودش همه چی رو درست میکنه. و بعدش مطمئنم جوری عاشقش میشید که تا سال آینده روزشماری میکنید...
#حب_‌الحسین_یجمعنا #همپای_‌زینب
Read more
سلام خانومایی که دارید توی ایران زندگی مے کنید ☹️<span class="emoji emoji270b"></span> این عکسو ببینید <span class="emoji emoji1f446"></span>ولی تورو خدااااا نترسیداااا ...
Media Removed
سلام خانومایی که دارید توی ایران زندگی مے کنید ☹️ این عکسو ببینید ولی تورو خدااااا نترسیداااا ،راااحت و آسوده بخوابید و روزتونو با نوای آرامش بخشه پرنده هایی که روی درختای حیاط و کوچتون نوید امنیتو آسایشو رو میدن شروع کنید چون داداشاتون دارن ۳۰۰۰کیلومتر اونور تر جلوشون رو میگیرنکه ... سلام خانومایی که دارید توی ایران زندگی مے کنید ☹️✋
این عکسو ببینید 👆ولی تورو خدااااا نترسیداااا ،راااحت و آسوده بخوابید و روزتونو با نوای آرامش بخشه پرنده هایی که روی درختای حیاط و کوچتون نوید امنیتو آسایشو رو میدن شروع کنید 🙏🌹
چون داداشاتون دارن ۳۰۰۰کیلومتر اونور تر جلوشون رو میگیرن🔫👊✌که حتی لحظه ای چشمای ناپاکشون بهتون نخوره چه برسه بخواد دستشون بهتون برسه 😠

مگر اینکه از روی جنازه ماها رد بشن تا بتونن ب ایران برسن و شما بخواین همچین صحنه ها و لحظاتی😔 رو تجربه کنید.(عمرا😡) پس خیالتون آسوده و راحت باشه😊🌌 چون تا وقتی داداشاتون✌💪زنده ان نمیذارن که شما سختی بکشید.🌹 ما واسه تماااااام اقشار جامعه مون اونجا هستیم.✌
برای همه تون حتی برای اونیکه داره آزاد و خیـــــــــــــــــــــلی راحت تو خیابون با هر تیپی که دوست داره راه میره ...
حتی واسه اون هم اونجاییم و میجنگیم.
شاید اون خانوم هم احساس آرامش و راحتی و امنیت کرده که اینجوری تو جامعه میاد☺

پس اینو بدونید که داداشاتون😊💪 واسه این رفتن اونجا که علاوه بر دفاع از ❤حرم❤ که در اولویت بود اولویت بعدیمون بحث امنیت و آرامش شماها تو کشور بود🇮🇷🌹
به خدا هیییـــــــــــــــچ منتے هم به سرتون نداریم✋ ما صرفا وظیفمون رو انجام میدیم✌✊ فقط یه درخواست خیلی خیلی کوچیک ازتون داریم🙏🌹ولی اهمیتش خیییییییلی بزرگ و زیاده... درخواستمونم اینه که تو رو بخدا،تو رو به هر کسی که دوست دارین ،شما رو به هرکی و هر چی که مےپرستید هوای رهبرمون ❤سید علی خامنه ای❤ رو داشته باشید🙏🙏 تا وقتی که کشور ما ✌❤رهبری❤✌ مثل ایشون داره داداشای شما هم سینه سپرجلو وحشی ترین دشمنان در هر نقطه از دنیا که بخوان فکری راجب ایران بکنند و آزادی و امنیت مردم در خطر باشه جلوشون ایستادن✌👊💪 از طرف خادمین(رزمندگان) شما در کانال عباسیون .
Read more
سلام به کنکوری های پرتلاش تقریبا پاییز هم تموم شد و داریم وارد زمستان میشیم<span class="emoji emoji2744"></span>️<span class="emoji emoji26c4"></span>️ اگه پاییز خوب مطالعه ...
Media Removed
سلام به کنکوری های پرتلاش تقریبا پاییز هم تموم شد و داریم وارد زمستان میشیم️ اگه پاییز خوب مطالعه نداشتی و با این امید که از زمستان شروع طوفانی داشته باشی خودتو آروم کردی ولی حجم عظیم مطالب عقب مونده ات این انگیزه رو ازت میگیره! اگه حس میکنی از رقبا عقب افتادی اگه هدفت برات دست نیافتنی شده🙄 ... سلام به کنکوری های پرتلاش

تقریبا پاییز هم تموم شد و داریم وارد زمستان میشیم❄️⛄️ اگه پاییز خوب مطالعه نداشتی و با این امید که از زمستان شروع طوفانی داشته باشی خودتو آروم کردی ولی حجم عظیم مطالب عقب مونده ات این انگیزه رو ازت میگیره!
اگه حس میکنی از رقبا عقب افتادی 😒

اگه هدفت برات دست نیافتنی شده🙄
اگه برنامه میچینی ولی درست عملی نمیشه😣
بیشتر از این وقتتو⏰ از دست نده
تا کنکور تقریبا 28 هفته باقیمانده 😩
این 28 هفته هم مثل همین فرصتی که گذشت عین چشم به هم زدن میگذره😱

ولی هنوز امیدی هست 🌈... ما برای شما برنامه 4 ماهه داریم
از ویژگیهای خوب این برنامه چیه؟😇 1️⃣ طی چهار ماه میتونی سه دور !! بله سه دور👌💪💪 کل دروس رو مطالعه داشته باشی و مرور کنی👊
2️⃣ این برنامه مستقل از آزمونهای آزمایشی هستش و میتونه یه وقفه باشه تا این چهارماه مطالبو عالی مطالعه کنی و برای آزمونهای بعد از عید موسسات آماده باشی🤓
3️⃣ از همه مهمتر دپارتمان دکتر رونقی هر دو هفته بطور منظم از تمام دانش آموزا آزمون آنلاین بعمل میاره و شما میتونید هر مبحثی که طبق برنامه مطالعه کردید بصورت آنلاین در سایت ما آزمون بدید و خودتونو با سوالات استاندارد با جامعه آماری بالا و رعایت زمانبندی بسنجید و کمتر از ۱۲ساعت کارنامه منسجم دریافت کنید.
4️⃣ یک دانشجوی پزشکی 👨‍⚕️👩‍⚕️و رتبه برتر کنکور تا انتهای این برنامه همراه شماست و هرشب شما رو پیگیری میکنه و تجربیاتشو در اختیارتون میذاره و با شما مشاوره تلفنی هم خواهد داشت
5️⃣ این برنامه برای افراد فارغ التحصیل یا عزیزانی که از درس دور بودن هم بسیار مفید خواهد بود
6️⃣ برنامه چهارماهه ما کاملا شخصی سازی شده هستش 😎متناسب با توان مطالعاتی شما، نقاط قوت و ضعف شما،برنامه امتحانی و کلاسهای تقویتی شما نوشته میشه و مباحثی که تمایل ندارید مطالعه کنید در برنامه لحاظ نخواهد شد ✅برنامه چهارماهه دپارتمان دکتر رونقی امتحانشو پس داده و هرساله دانش آموزان زیادی با این متد به نتیجه رسیدن
به آیدی زیر تلگرام بده تا کمکت کنیم از فرصت باقیمانده به بهترین نحو ممکن استفاده کنی
@DrRonaghy

برای رسیدن به هدفت باید پا 👣جای پای کسانی بذاری که این مسیرو رفتنو موفق شدن🏅🏆 💡💡شما هم میتونید با یک برنامه درست عقب موندگی هاتون رو جبران کنید
پس فرصت رو از دست ندید و همین حالا برای تهیه این برنامه شگفت انگیز از طریق راههای ارتباطی زیر با ما در ارتباط باشید👇👇 شماره دفتر ☎️02128424465
♦️آیدی تلگرام @DrRonaghy
♦️واتساپ 09120190548

#دکتررونقی #برنامه_چهارماهه
Read more
. یوسف دو سه ساله بود. کلاس زبان می‌رفتم. معلم‌مون/تیچرمون!! یه آقای جوان موقر مجرد بود. بعضی جلسات ...
Media Removed
. یوسف دو سه ساله بود. کلاس زبان می‌رفتم. معلم‌مون/تیچرمون!! یه آقای جوان موقر مجرد بود. بعضی جلسات ناچار بودم یوسف رو با خودم ببرم سر کلاس. همکلاسی‌ها عاشقش بودن. آقای میلادی هم همین‌طور. موقع حل کردن تمرین‌ها می‌نشوندش روی پاش، می‌گفت هیچ کس نگاهش نکنه سرتون توی کتاب‌هاتون باشه به کارتون ... .
یوسف دو سه ساله بود. کلاس زبان می‌رفتم. معلم‌مون/تیچرمون!! یه آقای جوان موقر مجرد بود. بعضی جلسات ناچار بودم یوسف رو با خودم ببرم سر کلاس. همکلاسی‌ها عاشقش بودن. آقای میلادی هم همین‌طور. موقع حل کردن تمرین‌ها می‌نشوندش روی پاش، می‌گفت هیچ کس نگاهش نکنه سرتون توی کتاب‌هاتون باشه به کارتون برسید! بعد خودش مشغول خوش و بش باهاش می‌شد و سرش رو گرم می‌کرد. تا وقتی هم یوسف یا من نمی‌خواستیم برگرده پیشم، پیش خودش نگهش می‌داشت...
_
محمدحسام سه چهار ساله بود. یک دوره کلاس عقیدتی می‌رفتم که طول دوره شش ترم بود. توی کلاس ما تعدادی مادر بود که بچه‌های همسن و سال حسام داشتن. ترم اول برای بچه‌ها مربی گرفتیم. ترم دوم نتونستیم کسی رو پیدا کنیم. مدل کلاس‌ها اینجوری بود که توی یک سالن بزرگ گروه گروه می‌نشستیم و مرزی بین کلاس‌ها نبود. خانم‌های کلاس‌های مجاور! به مسئول مجموعه معترض شده بودن که بچه‌های مادرهای این کلاس، حواس ما رو پرت می‌کنن و اگه درست متوجه درسها نشیم حق‌الناس گردن اینهاست و..... .
#حق_الناس!، چیزی که من خیلی از استفاده‌ی ابزاری و افراطی‌ش توی جمع‌ها و محافل مذهبی بدم میاد. یه جور چماق که وقتی بالا می‌برنش ناچاری تسلیم بشی وگرنه آدم ضددین و بی‌قید و بی‌مبالاتی به نظر میای، هر چند که حق با تو باشه! .
من اون دوره رو نصف و نیمه رها کردم و به مسئول دوره گفتم حضور دخترهای مجرد و پیرزن‌ها توی این کلاس‌ها چندان ضروری نیست. گروه اول هنوز فرصت دارن و گروه دوم دیگه ازشون گذشته. جای مادرهای جوان توی این دوره‌هاست که می‌خوان بچه تربیت کنن و اگه ماها نتونیم از منابع دیگری به این اطلاعات دسترسی پیدا کنیم و بچه‌هامون بر اثر ناآگاهی ما به خطا برن، چه بسا اون حق‌الناسی که ازش حرف می‌زنید گردن اون خانم‌هایی بیاد که پای مادرها رو از این کلاس‌ها بریدن!
_
امروز وقتی مربی محمدحسام بدون اینکه کسی ازش خواسته باشه #"فاطمهحورا رو بغل کرد تا پیش داداشش باشه و همزمان مشغول کلاس‌‌داری‌ش بود، دوباره یاد آقای میلادی افتادم.
_
اینکه ما چه‌قدر منعطف باشیم همیشه به جنسیت یا سن و سال‌مون ارتباط نداره. ما می‌تونیم یک خانم جاافتاده که زمانی خودش مادر بوده باشیم و مادرهای جوان رو درک نکنیم، می‌تونیم هم یک آقای مجرد باشیم ولی به سهم خودمون، داوطلب نگهداری از بچه‌ها و همکاری با مادران‌شون باشیم.
_
#از_مادرانه_هااا
#سیدمحمدحسامـ
Read more
يادمه بابا خدابيامرزم هميشه ميگفت ، اجاره نشيني و خوش نشيني و از وقتي يادمه مستاجر بوديم و هستيم و بازاين ...
Media Removed
يادمه بابا خدابيامرزم هميشه ميگفت ، اجاره نشيني و خوش نشيني و از وقتي يادمه مستاجر بوديم و هستيم و بازاين وضعيت گروني تا ابد خواهيم ماند ، بعد دوستان عزيز و مهربانمون هنوز دنبال فيلتر كردن اينستاگرام و كلا ما هستند ، وزير محترم ميگن ما هنوز راهكاري براي گروني نداريم ، يعني چي آخه ، يعني هرسال گرون تر ... يادمه بابا خدابيامرزم هميشه ميگفت ، اجاره نشيني و خوش نشيني و از وقتي يادمه مستاجر بوديم و هستيم و بازاين وضعيت گروني تا ابد خواهيم ماند ، بعد دوستان عزيز و مهربانمون هنوز دنبال فيلتر كردن اينستاگرام و كلا ما هستند ، وزير محترم ميگن ما هنوز راهكاري براي گروني نداريم ، يعني چي آخه ، يعني هرسال گرون تر از سال بعد ، خودمون هم به خودمون رحم نداريم به صاحبخونمون كه اتفاقا خيلي انسان شريفي هستند ميگم ميشه با من راه بياين بنده خدا حرفي هم نداره ولي ميگه به خدا خودم هم مالكم دوبرابر گذاشته رو اجاره ام و خلاصه نگم براتون كه همه باهم در اين گراني سهم داريم ، فقط از شما عزيزان مالك محترم خواهش ميكنم بياين و خودمون بهم رحم كنيم و هواي دل اين مستاجرهاي عزيز رو داشته باشيد ، ميدونم گروني بيداد ميكنه و شماها هم هزينه هاي زندگي اتون از اين راه در مياد ولي لطفا انصاف رو فراموش نكنيد و باهم مهربان باشيم ، چون اين مستاجر ديگه با اين وضعيت گروني مالك نميشه ، حالا بعضي ها يه خونه دارند ،دادند اجاره و هيچ راه درامد زايي ندارند ولي بعضي ها ماشالله ده تا خونه دارند و كارشون اينه و حالش و ميبرند ، نميگم حالش و نبريد مال خودتونه و زحمتش و كشيدين ولي حال دل ديگران رو هم خوب كنيد و مهربان باشيد .چون با اين وضعيت اون بنده خداها مسئولين محترممون كه راهكاري ندارند و گرفتارند بازم ما مردم بايد هواي همديگه رو داشته باشيم به خدا . كارمند و كارگري كه ماهي دوتومن حقوق ميگيره وقتي يك و پونصد و بده به صاحبخونه اونوقت با پونصد تومن چطور زندگي كنه ؟ تورو خدا شما بگيد ؟.....راستي يادم رفت بگم قبر هم گرون شده تو اين قطعه قديمي ها دو طبقه هجده ميليون و يك طبقه نه ميليون البته اگه اتفاقي پيش نياد به من ممكنه قطعه هنرمندان يه قبر مجاني بدن البته اونم نميدونم تا اون موقع نگن ايشون هنرمند نبود و جزو هنرمندان رده اول نيست و كارهاي شاخصي نداره نه نميشه اينجا خاكش كنيد اون موقع هم باز بي قبر ميمونم .خلاصه هي نگيد خوشبحالتون شما هنرمند بي غم و بي دردي و پولداراي بي غم و از اين حرفها ما هم دردهامون خيلي شبيه شماست ، ماهم از خودتون هستيم به خدا .
Read more
از امسال مثل هميشه با انرژي در خدمتتون هستيم ممنون كه سال گذشته هم ما رو حمايت كرديد و براي ما افتخار ...
Media Removed
از امسال مثل هميشه با انرژي در خدمتتون هستيم ممنون كه سال گذشته هم ما رو حمايت كرديد و براي ما افتخار هست #آباژور #اباژور #چراغ خواب #چراغ مطالعه #استند #كلاهك آباژور #كلاهك #دكوراسيون #دكور #تزيينات منزل #جهيزيه #سيسموني #خراطي #آباژورچوبي #آباژورايستاده #شمعدان #طراحي #شمع #مبلمان #اكسسوري #نور #ديواركوب #لوستر #جاشمعي #دكورمنزل #پتينه #اباژورچوبي #آباژورروميزي #آباژورپاتختي #سرويس ... از امسال مثل هميشه با انرژي در خدمتتون هستيم ممنون كه سال گذشته هم ما رو حمايت كرديد و براي ما افتخار هست 🌹😍🌹 #آباژور #اباژور #چراغ خواب #چراغ مطالعه #استند #كلاهك آباژور #كلاهك #دكوراسيون #دكور #تزيينات منزل #جهيزيه #سيسموني #خراطي #آباژورچوبي #آباژورايستاده #شمعدان #طراحي #شمع #مبلمان #اكسسوري #نور #ديواركوب #لوستر #جاشمعي #دكورمنزل #پتينه #اباژورچوبي #آباژورروميزي #آباژورپاتختي #سرويس خواب #تخت خواب #شيد
Read more
مسابقه‌‌‌ «<span class="emoji emoji1f4e3"></span> صداش کن <span class="emoji emoji1f4e3"></span>» ‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ <span class="emoji emoji1f60d"></span> ‌‌<span class="emoji emoji1f4f1"></span>همین الان این پست رو لایک کن، حداقل ۵تا از ...
Media Removed
مسابقه‌‌‌ « صداش کن » ‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌همین الان این پست رو لایک کن، حداقل ۵تا از دوستات رو تو کامنت‌ها منشن/تگ کن تا یک دستگاه iPhone X برنده شی 😮😎 ‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌ یک آیفون X برای یک برنده 🤩?????‌‌ ‌‌‌‌‌‌ ️ مطمئن شو تمام قوانین مسابقه رو رعایت کردی چون تو مسابقه‌ قبلی افراد ... مسابقه‌‌‌ «📣 صداش کن 📣»
‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ 😍 ‌‌📱همین الان این پست رو لایک کن، حداقل ۵تا از دوستات رو تو کامنت‌ها منشن/تگ کن تا یک دستگاه iPhone X برنده شی 😮😎
‌‌‌‌‌‌‌‌
‌‌‌
یک آیفون X برای یک برنده 🤩?????😱‌‌
‌‌‌‌‌‌ ⚠️ مطمئن شو تمام قوانین مسابقه رو رعایت کردی چون تو مسابقه‌ قبلی افراد زیادی به خاطر رعایت نکردن قوانین، جوایز رو از دست دادن 🤦🏻‍♂️🤷🏻‍♂️ 👇🏻👇🏻👇🏻

‌‌‌⚠️ ⚠️ توجه کن برای اینکه بتونی در مسابقه شرکت کنی، باید #کالاپای و دانستنیها رو فالو کنی ⚠️ ⚠️
‌ ‌
‌‌‌‌‌‌👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻


@danestaniha7
@danestaniha7
‌‌‌
@kalapi_ir
@kalapi_ir
مهلت شرکت تا ساعت 21 روز سه شنبه 9 بهمن ماه هست😌👇🏻‌‌

‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌
‌‌‌ 🔸روش بازی:‌‌
‌ ‌‌ فقط کافیه این پست رو‌ لایک کنید و تو کامنت‌های همین پست دوستاتون رو تگ/منشن کنید تا اونا هم اینستاگرام ما رو دنبال کنند. ⚠️ دقت کنید که برای اینکه در قرعه‌کشی شرک داده بشید باید حداقل ۵ کامنت بذارید و در هر کامنت یک شخص متفاوت رو منشن/تگ کنید.

بین کامنت‌های گذاشته شده قرعه‌کشی می‌کنیم و یک دستگاه آیفون X اهدا می‌کنیم.دقت کنید که تو هر کامنت تنها یک دوستتون رو تگ/منشن کنید. واضحه که هرچی دوستای بیشتری‌تون رو به مسابقه دعوت کنید شانس بیشتری برای برنده شدن دارید. ازتون خواهش می‌کنیم که کسایی رو منشن/تگ کنید که واقعا دوستانتون هستند و با منشن/تگ کردن افرادی که نمی‌شناسید و اونا شما رو نمی‌شناسن، اذیتشون نکنید 😌

‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
ℹ️ یادتون نره برای برنده شدن باید هم کالاپای و دانستنیها رو فالو‌کنید ☺️ ‌‌‌‌‌
‌‌‌‌‌‌ℹ️ برنده این مسابقه تا قبل از نیمه بهمن ماه اعلام می‌شه
#دانستنیها #جایزه #مسابقه #آیفون_ببر #دانستنی
Read more
Loading...
Load More
Loading...