هنوزم با من تکرار

Loading...


Unique profiles
9
Most used tags
Total likes
0
Top locations
Kashan
Average media age
700.8 days
to ratio
4
 #کودکی ما سه تا خواهر بودیم ، همیشه هم سایز و اکثرا هم سلیقه. تا مدتها اصلا تحمل نداشتیم که لباسامونو ...
Media Removed
#کودکی ما سه تا خواهر بودیم ، همیشه هم سایز و اکثرا هم سلیقه. تا مدتها اصلا تحمل نداشتیم که لباسامونو مختلف انتخاب کنیم با اون قد بلند و اندام باریک و پوست سبزه و موهای فر کوتاه به اصطلاح آلمانی اون موقع، خواهرای خوشگل و مو بلند و سفیدو بلوریم،اگر دامن میخریدن منم دامن میپوشیدم و سوژه خنده اهل فامیل ... #کودکی
ما سه تا خواهر بودیم ، همیشه هم سایز و اکثرا هم سلیقه.
تا مدتها اصلا تحمل نداشتیم که لباسامونو مختلف انتخاب کنیم
با اون قد بلند و اندام باریک و پوست سبزه و موهای فر کوتاه به اصطلاح آلمانی اون موقع، خواهرای خوشگل و مو بلند و سفیدو بلوریم،اگر دامن میخریدن منم دامن میپوشیدم و سوژه خنده اهل فامیل و محله بودم.
خرید مهر که میشد با مادرم میرفتیم بهارستان و سپهسالار و شب با کلی خرید برمیگشتیم خونه. رویای خریدهای جدیدم نمیزاشت تا صبح بخوابم و زودتر از همه از خواب بیدار میشدم و حیاط رو میشستم و با کیف و کفش های جدیدم ساعتها تو حیاط راه میرفتم و هیجان اولین روزی رو داشتم که قراره با کیف و کفش جدید برم مدرسه یادمه روزها این کارو تکرار میکردم و خواهرام هم گول جینگول بازی منو میخوردن و با هم طول و عرض حیاط رو قدم میزدیم.
بزرگتر و بزرگتر که شدیم دیگه خریدهام متفاوت شده بود ولی بازم طبق عادت بچگی چشممون دنبال خریدهای اون یکی بود ولی دیگه این یه امتیاز بود و اون اینکه لباسامونو بهم قرض میدادیم برای مدت کوتاه وبا شرط. مثلا اگر کثیف بشه کارت ساخته اس و اینکه حق نداری جایی که من با لباس تو رفتم بیای.
گذشت و گذشت تا هر سه ازدواج کردیم هنوزم دنبال این بودیم که کی چی خریده و پنج شنبه جمعه ها خونه مامانم خریدامونو میاوردیم و بهم نشون میدادیم ناگفته نمونه که اون موقع هم لباس ها بین ما رد بدل میشد جهت جا نماندن از کاروان خانم های خانواده همسر.
اوایل ازدواجم یه روز خواهرم اومد خونمون و قرار بود با هم به مهمونی مشترکی بریم مهمونی خونه خانواده همسرش بود و جشن بود.من رفتم آرایشگاه و موهای فرفریمو سشوار کردم و همه کارا انجام شده بود رسید به انتخاب لباسم.
خواهرم‌نشسته بود لبه تخت و هر لباسی که از کمد من بیرون میومد میگفت
وااااااای اینو نپوش من اینو قبلا پوشیدم آنیتا
من اون روز در انبوه لباسهایی که داشتم در واقع هیچی نداشتم که بپوشم فرصت خرید هم نبود اون روز خواهرم تنهایی به اون مهمانی رفت من موندم با موهای خوشگلم که رو دستم موند.
الانم که نگاه میکنم هنوزم‌ انگار بزرگ نشدیم من هنوزم‌ با تک تک کفش های نویی که میخرم ساعتها تو خونه راه میرم آشپزی میکنم،جارو میکنم،کتاب می خونم و یه عکس از خریدهای جدیدم برای گروه تلگرامی خواهریمون میفرستم و میگم:
_آهای کجایین بیاین
_الو الا
_الو الهام
_کفش و شلوارم جدیده
_لاک رو دارین طرحش من درآوردیه ها خواستین بیان قشم براتون بزنم.
_الو کجایین پس اونا هم مثل همون بچگی میان میگن ما هم میخوایم گاهی هم میگن به به کی میای تهران(نقشه دارن).
Read more
Loading...
. بیراهه حواست رو از حال من پرت کن نباید دیگه گریه تکرار شه دارن از تو تصوير می گيرن چشام چرا با لرزش اشکهام تار شه؟ مراعات این خستگیمو نکن دیگه اسممو پیش اسمت نیار خودت رو به هر راهی دوست داري بزن فقط پا به بيراهه ی من نذار برو... درد بي اسم من، مسريه! برو حرف من چيزي جز آه نيست! با تو آرومه ... .
بیراهه
حواست رو از حال من پرت کن
نباید دیگه گریه تکرار شه
دارن از تو تصوير می گيرن چشام
چرا با لرزش اشکهام تار شه؟

مراعات این خستگیمو نکن
دیگه اسممو پیش اسمت نیار
خودت رو به هر راهی دوست داري بزن
فقط پا به بيراهه ی من نذار

برو... درد بي اسم من، مسريه!
برو حرف من چيزي جز آه نيست!
با تو آرومه این خسته ولی
خودت هم می دونی که خودخواه نیست

برو تا کسي ما رو با هم نديده
برو، خیلی چیزا به آخر رسید
تو دیوونه ای! خیلی وقت پیش از این
دلت باید از این قفس می پرید
نپرس آخر این همه درد کجاست
نپرس بغض من تا کجا با منه!!
تو این جاده ی رو به دلمردگی
عبور، تنها نقطه ی روشنه

تو شيرين ترين قسمت عمرتو
داری سمت دنيای من می کشی
باید مثل من، مثل این روزگار
به اين حال من بی تفاوت بشی

محسن شيرالی
بیراهه رو سال ۹۰ برای امیر زیاری نوشتم، مهدی یراحی ساخت و فرزاد فتاحی تنظیم کرد! روزهای عجیبی بود. هنوزم با شنیدنش قلبم درد میگیره...
@amirziari
@mehdiyarrahi
@fattahifarzad
Read more
 #مانکن #مدلینگ # قرار بود مدلهای تابستانه رو عکاسی کنیم با بالا رفتن قیمت ها باید هزینه زیادی رو برای ...
Media Removed
#مانکن #مدلینگ # قرار بود مدلهای تابستانه رو عکاسی کنیم با بالا رفتن قیمت ها باید هزینه زیادی رو برای عکاسی و مدلها می دادیم با چرخی تو نت تونستیم یه آتلیه خونگی پیدا کنیم که قیمتهاش مناسب تر بود. قرار بر این بود که من برم و شخصا حضور داشته باشم که مشکل بعدی پیش نیاد و برخی مدلها و لباسها با سیلقه خودمون ... #مانکن #مدلینگ #
قرار بود مدلهای تابستانه رو عکاسی کنیم با بالا رفتن قیمت ها باید هزینه زیادی رو برای عکاسی و مدلها می دادیم با چرخی تو نت تونستیم یه آتلیه خونگی پیدا کنیم که قیمتهاش مناسب تر بود.
قرار بر این بود که من برم و شخصا حضور داشته باشم که مشکل بعدی پیش نیاد و برخی مدلها و لباسها با سیلقه خودمون ست بشه مثلا قبلا پیش اومده بود که مانکن پیراهن کوتاه رو با شلوار جین پوشیده بود🤔
وارد خونه که شدم مثل خونه پدرم تو نوجوانی های خودم بود تو کوچه میدونهای نارمک یه خونه با یه حیاط سرسبز که بارون زده بود و شمعدونیها رو خیس کرده بود و من مات زیباییشون.
مدلها خیلی زیاد بودن حاضرم شرط ببندم که هیچ خانمی قادر و راضی به تن کردن تمامشون نبود با اینکه هنوزم برای خودم لباس پوشیدن و دیدن مدلش جلوی آیینه عادی نشده ولی اصلا این توانایی رو در خودم و اعصابم نمیدیدم که بخوام خروارها لباسو بپوشم و برم جلو آیینه و هرزگاهی موهامو تغییر فرم بدم و برم جلو دوربین تازه باید کلی کفش و شلوار با رنگ های مختلف هم با هر کردم از مدلها ست میکردم
گاهی یه لباس با گلهای سرخ رو با شلوار جین گل دار و یه کفش قرمز پاشنه بلند گاهی یک لباس را با شلوار جین طوسی و کتونی صورتی ست کنم.
دختر تو عکس من نزدیک ده ساعت این کارها رو تکرار کرد حتی یکبار هم گوشی موبایل جواب نداد نه تلگرامی چک کرد نه حرف خاصی با من زد
اگر میخواستم جمله ای در موردش بگم این بود که من تو این زمونه دختر آزاد نوجوانی به وقار و متانت رفتار این دختر ندیدم در عوض اطرافم پر بود از دخترهایی که با زور مذهب تزریقی به زنجیر کشیده شده بودن و تو قفس ادعای پیامبری و رسالت سنگین داشتن و امثال این خانم رو ملکه های زیبای جهنم فرض میکردند و دهنشون به هر ناروایی باز بود.
اون روز متوجه شدم مانکن بودن یکی از کارهای سخته اونم تو کشور ما و هیچ چیز جز نیاز باعث نمیشه خانمی بتونه ده ساعت لباس بپوشه و در بیاره در حالی که هستند کسایی که با نیم ساعت برهنگی درآمد چندین برابر این دخترک معصوم رو دارند
تا اون روز با نهایت سخاوتی که تو وجودم فرض میکردم تفکرم این بود که من هیچ وقت این کارو انجام نمیدم ولی الان در کمال شرمندگی به این نتیجه رسیدم که مانکن بودن تو جامعه ما فقط راه کسب درآمده پاکه خدا و دین و مذهب رو کاری ندارم که هر جا فریاد مذهب مدعیان بود داد مظلوم بیداد میکرد.
Read more
<span class="emoji emoji1f60a"></span><span class="emoji emoji1f339"></span> _ای چیه وَنییَ وِ گردنت؟ برایش از رمان کلیدر میگویم و از قدرت کلمات و جادوی نویسندگی جناب دولت ...
Media Removed
_ای چیه وَنییَ وِ گردنت؟ برایش از رمان کلیدر میگویم و از قدرت کلمات و جادوی نویسندگی جناب دولت آبادی *"رمان کلیدر این باز آفرینی هنرمندانه ی ماجرای واقعی گل محمد سردار که علیه ستم اربابان بر رعیت روستایی و چادر نشین بیابانی میشورد و عاقبت کشته میشود،تنها یک روایت تراژیک با توصیفات زیبا از ... 😊🌹
_ای چیه وَنییَ وِ گردنت؟
برایش از رمان کلیدر میگویم و از قدرت کلمات و جادوی نویسندگی جناب دولت آبادی
*"رمان کلیدر این باز آفرینی هنرمندانه ی ماجرای واقعی گل محمد سردار که علیه ستم اربابان بر رعیت روستایی و چادر نشین بیابانی میشورد و عاقبت کشته میشود،تنها یک روایت تراژیک با توصیفات زیبا از مناظر طبیعت،حالات و صفات آدم ها و ذکر استادانه جزئیات صحنه ها و کردار ها نیست
این ابر رمان فارسی،در بستر داستان گل محمد کلمیشی،هم تاریخ درس میدهد هم ادبیات،هم جامعه شناسی هم مردم شناسی،هم سیاست هم روانشناسی..."
با نگاهش کماکان توضیح میخواهد،ادامه میدهم که
"من اما مهمتر از همه ی اینها،جان کلام کلیدر،آن کلید کلام کلیدر را یک واژه یافتم و دانستم و دیدم و آن چیزی نیست جز ((زندگانی))
و اگر بخواهم در یک جمله کلیدر را تعریف کنم،بی تردید میگویم
((کلیدر ستایش نامه ی زندگانی است.))
کلیدر در همه حال و همه وقت در سوز سرمای طاغزار و در نسیم تن نواز دشت کلیدر،در گرماگرم آمیختگی لذت بار زن و مرد و در کشاکش هولبار نبرد و شلیک گلوله،((زندگانی))را گرامی میدارد،آنرا میستاید و فرصتی تکرار ناشدنی میداند"
دوباره می پرسد:
اینو درست!چه لفظ قلمم سی مو صحبت اکنه،اِوِم سی چی وَنیسَ وِ گردنت؟؟؟
_اصن دوست داشتم،چَن او صلیب تو نی!!!😊
🔸🔹🔶🔷🔸🔹
حالا نه به این غلیظی ولی معمولا وقتی در مورد گردنبند میپرسند،سعی میکنم بنا به موقعیت،مفصل یا مختصر توضیحاتی در مورد کتاب و مطالعه و... بدم
اما فارغ از کاربرد فرهنگی_اجتماعی گردنبند زیبام[اووف چقدر خفن،خوبه تو بیو صفحه ام بنویسم فعال فرهنگی_اجتماعی]😉
به یک دلیل ساده ولی خیلی مهمتری من عاشقشم و اون اینه که این گردنبند یه هدیه ست از طرف دوستان گل و نازنینم،آقا و خانم هنرمند،زوج دوست داشتنی و تو دل برو،علی و مهشید عزیز
به افتخارشون بزنید دست قشنگه رو👏👏👏👏👏
دست و پنجه تون درد نکنه
@mrandmrs_artist
چقدر آخه شما دوست داشتنی هستید لامصبا😊🌹💖❤
#آقا_و_خانم_هنرمند
#علی_آقای_آقایی
🔹🔸🔷🔶🔹🔸
*متن لفظ قلمی که در مورد کلیدر خوندید نوشته رفیق و همشهری با سوادم حسین دهقان عزیزه🌹❤😊
@hossein.e.dehghan
#حسین_دهقان
#ازنا
🔸🔹🔶🔷🔸🔹
لری بیاموزیم!
وَنییَ به معنای انداختی
وَنیسَ یعنی انداختیش
تو متن نیست ولی همین طوری محض اطلاع
وَنِسَ یعنی انداختش
بعد شما دقت کن مضارع "وَنییَ"َ میشه "اِوونِم"
اون وقت هنوزم هستند کسایی که معتقدند لری لهجه است نه زبان😊!!!
#دستور_زبان_لری
#زبان_مادری
🔸🔹🔷🔶🔹🔸
Read more
 #NTS_Flashback 8 - Part 1 سیزده ماه پیش وقتی داشتم اولین فلش‌بک رو می‌نوشتم می‌دونستم قراره طیف ...
Media Removed
#NTS_Flashback 8 - Part 1 سیزده ماه پیش وقتی داشتم اولین فلش‌بک رو می‌نوشتم می‌دونستم قراره طیف گسترده‌ای از نظرات رو در موردشون بشنوم؛ از "چه متن قشنگی نوشته‌بودی" و "چه قدر خوب گفتین" و "اصلاً فکر نمی‌کردم این طوری فکر کنی" تا "من اصلاً متن‌هاتو نمی‌خونم و رد میشم" یا "توشون انگار یه غمی هست" ... #NTS_Flashback 8 - Part 1
سیزده ماه پیش وقتی داشتم اولین فلش‌بک رو می‌نوشتم می‌دونستم قراره طیف گسترده‌ای از نظرات رو در موردشون بشنوم؛ از "چه متن قشنگی نوشته‌بودی" و "چه قدر خوب گفتین" و "اصلاً فکر نمی‌کردم این طوری فکر کنی" تا "من اصلاً متن‌هاتو نمی‌خونم و رد میشم" یا "توشون انگار یه غمی هست" یا "یه جوری حرف می‌زنی که انگار هزار سال عمر کردی" و غیره. طبیعتاً حق هر کسیه که نظرات خودشو در مورد موضوعات مختلف داشته باشه و من به این حق افراد احترام می‌گذارم.
اگر بارهای قبل، از اون چیزی که تو ذهنم می‌گذره می‌نوشتم، این بار می‌خوام از اون چیزی بنویسم تو قلبم نگفته مونده. پس اگه بعد از خوندن این متن احساس کردین نیازه تو دلتون مثل همیشه عنوانی بهم بدین، آزادین؛ اما تو نوشتن این حرفا و درد دل‌ها سود هرچند اندکی هست که برای من ارزشمنده.
پارسال همین موقع داشتم از گذشته و آینده می‌نوشتم؛ از آرزوها و هدف‌ها، از شکست‌ها و موفقیت‌ها و از گلایه‌ها و شکرگزاری‌ها. امیدوار بودم به روزهای خوب پیش رو. هنوزم هستم. اما همه چیز اینقدر ساده و راحت نیست. توضیح دادن بعضی چیزا برام سخته. جواب دادن به این سؤال که "نیما چرا از چشمات حرف می‌ریزه ولی هیچ وقت هیچی نمی‌گی" برام سخته. بیان اینکه چرا امسال اون ویژگی‌های مثبتی که برام متصور بودین رو نتونستم به کار ببندم برام سخته؛ اما می‌تونم گوشه‌ی کوچیکی از اون رو که بیانش رو مناسب می‌دونم باهاتون در میون بگذارم.
سال گذشته سالی بود که خیلی چیزا برام دوباره تعریف شدن. خیلی تجربه‌های تلخ دوباره برام تکرار شدن. با آدمایی روبه‌رو شدم و چیزایی رو تجربه کردم که "اصولم" رو زیر سؤال بردن و این یعنی فضائل و رذائل آدم‌ها، خوبی و بدی، ارزش‌ها، دوستی و عشق ورزیدن برام معنی قبلیشون رو از دست دادن.
بعضی اتفاقات هستن که وقتی تجربه بشن، رفتارهایی که دیده بشن و حرفایی که شنیده بشن، دیگه اجازه نمیدن همون آدم سابق بمونیم. چون با "اصل‌ها" سر و کار دارن؛ با "ریشه‌ها". و من بسیار از این تجربه‌ها، رفتارها و حرف‌ها تو زندگیم سراغ دارم. با این حال، هر بار سعی کردم این تغییر رو به سمت مثبتی هدایت کنم تا مطابق اعتقاد همیشگیم به اصل بودن "خود" و "درون" بر اوضاع مسلط بمونم؛ اما چه فایده وقتی من هر بار آدم جدیدی بودم که داشت همون زندگی قدیمی رو تو همون محیط ادامه می‌داد؟ شمعی که تو باد خاموش نشه بالاخره یه موقعی تموم میشه…
Part 2 in seconds…
Read more
کاش اینجا خونه ی ما بود به نام تو،به نام من همیشه بودی و اینم می شد معنای دل بستن یکم بیشتر بمون اینجا بزار ...
Media Removed
کاش اینجا خونه ی ما بود به نام تو،به نام من همیشه بودی و اینم می شد معنای دل بستن یکم بیشتر بمون اینجا بزار سیر نگاهت شم تمام آرزوم اینه بشه پایان راهت شم شاید بعد یه عمر رفتن یه روز دنیا برات "من" شه باهم باشیم شاید روزی کاش این شایدا حتمن شه حالا که هستی معنا کن واسم واژه ی لبخندو از این تصویر ... کاش اینجا خونه ی ما بود
به نام تو،به نام من
همیشه بودی و اینم
می شد معنای دل بستن
یکم بیشتر بمون اینجا
بزار سیر نگاهت شم
تمام آرزوم اینه
بشه پایان راهت شم
شاید بعد یه عمر رفتن
یه روز دنیا برات "من" شه
باهم باشیم شاید روزی
کاش این شایدا حتمن شه
حالا که هستی معنا کن
واسم واژه ی لبخندو
از این تصویر بی تکرار
نمی شه آخه دل کند و
نمی شه بی تفاوت بود
به هر چی که ازت دیدم
تو بی نظیری و این شد
که من تو رو پسندیدم
یکی از ترانه های معطل تو دفترم بود.مدتیه تصمیم گرفتم شعر ها و ترانه هامو با شما به اشتراک بزارم.اما هنوزم دلم راضی نمیشه اونایی رو که از همه بیشتر دوست دارم تو صفحه م بزارم چون هنوزم کورسو ی امیدی هست که شاید روزی به مقصد اصلیشون برسن و چقدر خوبه که در اینصورت آفتاب مهتاب ندیده برن خونه ی بختشون 😉😉خوشحال میشم نظرتون رو بدونم،حتی اگه خیلی خوشحالم نکنه😊
#شعر #ترانه #ترانه_سرا #خواننده #موزیک
Read more
Loading...
. بعد از گذشت تقریبا یک ماه... هنوزم روی تکرار پخش میشه تو مغزم... #شایع_از_اول . از اول ، از زیرِ ...
Media Removed
. بعد از گذشت تقریبا یک ماه... هنوزم روی تکرار پخش میشه تو مغزم... #شایع_از_اول . از اول ، از زیرِ صفر دوباره میریمش نیستم اهلِ موندنی که بو خدافظی میده تا یه تکونی ندی دعا نمیگیره یه نَمه سنگین بریز دیگه دوتا ببینیمت من زدم بیرون أ خونه أ هر چی بود اولش پاهام میرفتن اما دلم عقب میموند دیوونه ... .
بعد از گذشت تقریبا یک ماه...
هنوزم روی تکرار پخش میشه تو مغزم...
#شایع_از_اول
.
از اول ، از زیرِ صفر دوباره میریمش
نیستم اهلِ موندنی که بو خدافظی میده

تا یه تکونی ندی دعا نمیگیره
یه نَمه سنگین بریز دیگه دوتا ببینیمت

من زدم بیرون أ خونه أ هر چی بود
اولش پاهام میرفتن اما دلم عقب میموند

دیوونه خونه یه چی دیگست تا نرفتی تووش
هر چی فوت کردیم خنک شه باز دهن میسوخت

أ بوقِ سگ تا سوت و کورِ شبو دیدم من
تنهایی توو جمعِ دورِ همو دیدم من

دیدم سرِگذاب سر همو میزنن
گذاشتموشون یه طرف و خودمو یه طرف بعد

دیدم اینا کجان و ما کجا ، ما صافیم و اینا صاف نمیشن با اتو بخار
پشت قدیمی شده دیگه همه توو روت دوتان

نفهمی ضربه فنیت میکنن توو مشت و مال
اگه کَلَت تووش خرابه رَد کن یه نفری

وایسا پا خودت تا کَف بُر شه بغلیت
حرفِ مُفتو بزار مردم بزنن

تو خودتو بِکِش جلو هرطور که بلدی
سینتو صاف کن سرتو بالا بگیر

نشون بده برا هر عملی آماده ای
فقط جای آدما آماده رو کاناپه نی

اگه مسیرت سمتِ رفتنِ بیا با ما بریم

قبلِ اینکه بری ببین برا چی میری
به چی قراره برسی که پاش همه چی میدی

نمیخوام ببینم رفتی و تهش پیچیدی
یه روز بالاخره اوضاعِ خوبو همه میبینیمـــ

پا همش وایسادم برا داستان نویسا هم داستان دارم
توو راه همه دسته گُلا رو آب دادم
حالا بگو تو هم هستی بام یا نه

خدا رو شکر هنو رویِ خاک ــَم نه زیرش
هر روز که پا میشم میگم روزِ آخر همینه

کسی معنیِ زندگیو أ توو کتاب نفهمیده
چِته شاید خبرِ خوب توو سکانس بعدیه

تا حالا چند دفعه با سر رفتی توو دَر

چقد یادت دادن اونا که کمتر میدونن

ببین چیزایی که نداریم هم دستمونن
هستن که یه دلیل برا رفتنمون شَن

حالا پایه ای یه بار دیگه بریم از اولش
حاضری دیگه نپُرسی کی بهتر أ مَنه

بچه راه رفتنو نمیفهمه تا بیست قدم نره
اون ترسِ لامصبو بگیر سر أ تنش تا

اونجا که قرار داریم راهی نی مَرد
اونکه فکرِ بُرد بود بُرد یا اونکه بازی میکرد
بابا مُشتایِ تو خودشون شاه کلیدن
پایِ پیچ هم حتی بهتر از صد تا واسطه میپیچن

هر کی هر چی گفت شب جاش دَمِ درِ
بزار فِک کنن که کم داشتی یه نَمه

اینو گیر باشی فرداش میرسن
اصلِ اینه که همشو برداشتی یه تَنه

کامِ خوب بگیر بده توو
جوری که بعدش بگی آخ حاجی ترکوند

خودتو بزن به فازِ خودت گِره کور
أ پات بکَن به کوه برسون آآه
از اول

قبلِ اینکه بری ببین برا چی میری
به چی قراره برسی که پاش همه چی میدی
نمیخوام ببینم رفتی و تهش پیچیدی
یه روز بالاخره اوضاعِ خوبو همه میبینیمـــ
پا همش وایسادم برا داستان نویسا هم داستان دارم
#شایع
#از_اول
Read more
﷽ ‌ ‌ ‌<span class="emoji emoji1f343"></span><span class="emoji emoji1f337"></span>الســَّلامُ عــَلَیْکُمْ یَا اَهــلَ بـَیت النُـبوة<span class="emoji emoji1f337"></span><span class="emoji emoji1f343"></span> ‌ ‌ ‌<span class="emoji emoji1f343"></span><span class="emoji emoji25fe"></span>شهادت جانسوز حضرت ...
Media Removed
﷽ ‌ ‌ ‌الســَّلامُ عــَلَیْکُمْ یَا اَهــلَ بـَیت النُـبوة ‌ ‌ ‌شهادت جانسوز حضرت امام صادق عليه السلام را به ساحت مقدس حضرت بقية الله الأ عظم مهدی موعود ( عجَّل الله تعالى فرجه الشريف ) روحى و ارواح العالمين لتراب مقدمه الفداء و شيعيان حضرتش تسلیت عرض مينمايیم ‌ ‌ ‌ #حدیث ‌ #کلامکم_نور ‌‌‌ ‌ ‌‌حضرت ...


‌🍃🌷الســَّلامُ عــَلَیْکُمْ یَا اَهــلَ بـَیت النُـبوة🌷🍃


‌🍃◾شهادت جانسوز حضرت امام صادق عليه السلام را به ساحت مقدس حضرت بقية الله الأ عظم مهدی موعود ( عجَّل الله تعالى فرجه الشريف ) روحى و ارواح العالمين لتراب مقدمه الفداء و شيعيان حضرتش تسلیت عرض مينمايیم ◾🍃


🍃🔹‌ #حدیث

🍃🔹 #کلامکم_نور
‌‌‌

‌‌🍃❤حضرت امام صادق عليه السلام فرمودند :

الْبِرُّ وَ حُسْنُ الْخُلُقِ يَعْمُرَانِ الدِّيَارَ وَ يَزِيدَانِ فِي الْأَعْمَار
‌‌
نيكى و خوش اخلاقى، شهرها را آباد و عمرها را زياد مى كند.
‌‌
🍃📘کافی(ط-الاسلامیه) ج 2 ، ص 100 ، ح 8📘🍃


‌‌
◾باز هم تاریخ غم تکرار شد
◾ظلم یثرب باز هم تکرار شد

◾باز هم یک خانه را آتش زدند
◾پیش بلبل لانه را آتش زدند
‌ ◾باز گلچینی شقایق را شکست
◾حرمت قرآن ناطق را شکست

◾باز گلچین رونق از گلخانه برد
◾عندلیب عشق را از لانه برد

◾باز از بیداد، قلبی خسته شد
◾دستهای راد مردی بسته شد

◾باز هم در پیش چشم کودکان
◾یک پدر با دست بسته شد روان

◾نیمه شب از خانه صاحب خانه رفت
◾در حصار ظلم مظلومانه رفت

◾یوسفی عازم به سوی چاه شد
◾پا برهنه سوی قربانگاه شد

◾بین ره می کرد با خود زمزمه
◾بار خود را بسته ام یا فاطمه

◾مادرا امشب به سویت پر کشم
◾جام زهر از شوق وصلت سر کشم

◾مادرا امشب بنوشم زهر را
◾تا نبینم کوچه های شهر را

◾کوچه هایی که دهد بوی تو را
◾بوی اشک و خون پهلوی تو را

◾سالها رفت و هنوز از خانه ات
◾می رسد آوای مظلومانه ات

◾هر زمان چشمم بر آن در اوفتد
◾بر همه عضو من آذر اوفتد

◾تا کشم بر آستان تو سری
◾گو هنوزم بین دیوار و دری
‌‌
‌‌
🍃◾ #پست_مشترک_به_مناسبت_شهادت_امام_صادق_علیه_السلام
‌‌
‌‌
ـــــــــــــــــــــــــ
‌‌
✏پــی نــوشـتــ⤵⤵ :
‌‌
🍃✔ طرح #پست_مشترک ‌‌
🔹هـمه ی بزرگواران میتوانند در ایـن طـرح بزرگ
سهیم باشند. برای دریافت مطالب و تصاویر جهت
شرکت در طرح به کانال سروش مراجعه بفرمـایید .
(لینک کانال در قسمت بیوگرافی موجود است)
‌‌‌‌‌‌‌‌

🍃📱https://sapp.ir/shaybelkhaziib ‌‌
‌‌
🍃🌸🔹ألـلَّـهُـمَــ عَـجِّـلْ لِـوَلـیِـکْ ألْـفَـرَج
‌‌‌
‌‌
🔸تعجیل در فرج مولا حضرت صاحب الزمان
ارواحنا فداه صلواتی عنایت بفرمایید ...
‌‌‌
🍃🌷اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم🌷🍃

Read more
Loading...
. تقدیم به شاعر و ترانه سرایی که زندگیش را شعر و شعرش را زندگی می کند... از دیروز، امروز تا همیشه با اردلان خان همیشه سرفراز... . همه ی گذشته و تمامی فرداها با ترانه های تو رنگ می گیرند، چرا که عشق و زندگی حقیقتیست که در شعرهای تو جاریست، دریادل بگو از دل دریاییت... بگو از دلتنگی و روزهای روشنی که در ... .
تقدیم به شاعر و ترانه سرایی که زندگیش را شعر و شعرش را زندگی می کند... از دیروز، امروز تا همیشه با اردلان خان همیشه سرفراز...
.
همه ی گذشته و تمامی فرداها با ترانه های تو رنگ می گیرند، چرا که عشق و زندگی حقیقتیست که در شعرهای تو جاریست، دریادل بگو از دل دریاییت... بگو از دلتنگی و روزهای روشنی که در سرزمین خاطره ها بجا گذاشتی... بنویس از دیاری که بعد از کوچ تو هیچگاه رنگ شادی به خود ندید، بگو از ما که تو خونمون غریبیم، بنویس از آشفته بازار این دنیای وارونه، بنویس که قلندرانه سوختی، اما لب از گلایه دوختی... بنویس از تقویمی که پر از مرگ و ماتمه، نه ابتدا داره و نه انتها... بگو از کلاغ پیر که به خونه نرسید، از بهار قصه ها که سر شاخه تکید... بنویس از این روزا که شهر عشق، خالی ترین شهر خداست... بگو از حادثه ی برج و کبوتر... بگو از آینه ها، بنویس از مرداب پیر، بگو از قصه ی دو پنجره... دریا دل، دل دریاییت را بنویس... بنویس از فریاد تمامی انسانهایی که در سکوت شب کم شده اند...دریا دل... شعر تو از شهر سکوتی میگه که سکوتش پرصداتر از هر فریادیست... شعر تو اون درد غربت من و ماست که از لحظه های تلخ هجرت با اندوه مینویسه... بنویس که تو نفس و آبروی شعر و ترانه ای... دریادل بنویس... بنویس از قصه ی دیوار سنگی، که نمیتونه بشه تکرار... هنوزم اونور دیوار، طپش قلب کسی هست... دریا دل شعر تو آن گهواره، که زمین را بارداره... شعر تو مادر، شعر تو بوی خوش خاک وطن... دریادل... تو در ترانه حاضری هرجا و هرگاه... عطر خاک خانه همانجاست که شعر توست... شعر تو عشق، شعر تو باغ بهار، شعر تو یعنی حضور تو و حضور تو یعنی عشق، یعنی زندگی، یعنی درد مشترک... بنویس تا درد مشترک زبان مشترکمان باشد... بگو که دوباره باز خواهی گشت و بر خاک سرزمین زادگاهت بوسه خواهی زد و اجاق سرد مادر را با عطر نان تازه زنده خواهی کرد... بگو که دوباره باز خواهی گشت....🙏❤️🌷
.
#اردلان_خان_سرفراز
#استاد_اردلان_سرفراز
#حافظ_زمانه_ما
#از_ریشه_تا_همیشه
#دوباره_باز_خواهی_گشت
#ardalansarfaraz
#ardalan_hamishe_sarfaraz
#delneveshte
#az_rishe_ta_hamishe
#dariush
#dariusheghbali
#ayenehfoundation
@ayenehfoundation
@deghbali
@ardalansarfaraz
Read more
هنوز هم میشود تو را صدا زد ، حتی اگر دلم همان عاشق دیرینه نباشد... هنوز هم میشود برسجاده ی عشق ذکر"العفو"سر ...
Media Removed
هنوز هم میشود تو را صدا زد ، حتی اگر دلم همان عاشق دیرینه نباشد... هنوز هم میشود برسجاده ی عشق ذکر"العفو"سر داد و زلالیت را مهمان ناخالصی ها کرد... هنوز هم میشود سر بر سجده گذاشت و نوای "الهی و ربی من لی غیرک"را در این هجوم ثانیه ها تکرار کرد... هنوز هم تو همان خدایی، خدایی که لحظه ای از حالم بر تو پنهان ... هنوز هم میشود تو را صدا زد ، حتی اگر دلم همان عاشق دیرینه نباشد...
هنوز هم میشود برسجاده ی عشق ذکر"العفو"سر داد و زلالیت را مهمان ناخالصی ها کرد...
هنوز هم میشود سر بر سجده گذاشت و نوای "الهی و ربی من لی غیرک"را در این هجوم ثانیه ها تکرار کرد...
هنوز هم تو همان خدایی، خدایی که لحظه ای از حالم بر تو پنهان نیست.....
اما من....
شاید دیگر دلم خالص نباشد برای دیدن نشانه هایت، شاید ذره ذره گناه، لذت حرف زدن با تو را از من گرفته است...😔
اما من هنوزم تو را خدای خود میدانم ، هنوزهم از درگاه تو امید به معجزاتی دارم که فقط خودم و خودت فهمیدیم....
خدایا این بنده ات را میبینی؟ جز دستگیری تو نه کسی میتواند دلش را آرام کند و نه کسی می تواند گوشه ای از نیازش را برطرف کند..
تو حواست به من هست پس کمی عاشقم کن ، عشق تو زیباترین نیاز این روزهایم است...
Read more
Loading...