Unique profiles
18
Most used tags
Total likes
0
Top locations
کلکچال, Tehran, Iran
Average media age
797.7 days
to ratio
11
[Flash news update] 1.Top10(2015 K-Cosmetic Ranking in China)- #Mamonde #ParkShinHye's cosmetic ...
Media Removed
[Flash news update] 1.Top10(2015 K-Cosmetic Ranking in China)- #Mamonde #ParkShinHye's cosmetic endorsement. 2. #ParkShinHye ranking 3 at TVN "Name List 2015" Successful dieting method.. 3.The Korean and Japanese Stars Film Festival in Taiwan "pamphlet" #TheRoyalTailors ... [Flash news update]

1.Top10(2015 K-Cosmetic Ranking in China)- #Mamonde #ParkShinHye's cosmetic endorsement.

2. #ParkShinHye ranking 3 at TVN "Name List 2015" Successful dieting method.. 3.The Korean and Japanese Stars Film Festival in Taiwan "pamphlet" #TheRoyalTailors include for film festival Taiwan... 4.Shin hye's airport picture. Fan cam [2015.05.20] So, she brings her Bruno Magli new design bag to Beijing,,China.. such a good endorser.. ^_^

5.Beauty Inside' reveals list of the participating 21 actors, including Park Shin Hye & more! (Allkpop) Beauty inside will be release on Juli. Attendance list for <Beauty Inside> Press Conference on June 4th. Shinhye name is there.

6.[Preview] 2015.5.19 #ParkShinHye at SBS "Flirty Boy and Girl" EP05

7. Park shin hye #1 Trending at never search

8. #ParkShinHye guested in <3 Meals a Day> #LeeSeoJin #OkTaecyeon praises beautiful & virtuous" (Koreanstardaily.comc)

9.[ JP Website Top 100 KR IG rank ] Followers up to the end of Apr (cr: 韓國me2day) #ParkShinHye rank 26th 💕 10.Baeksang Arts Awards: Lee Min Ho, Park Shin Hye, Krystal Continue To Dominate Popular Votes.(kdramastar.com)
Cr:rysa9
.
.
~ ~ ~ ~
خبر های مختصر پارک شین هی:
1. مدل لوازم ارایشی مامونده که جز 10 محصول برتر و پرفروش لوازم ارایشی در چین است.
2. اسم پارک شین هی رتبه 3 در لیست اسم 2015 کسایی که رژیم های موفق دارند.
3. فیلم خیاط سلطنتی شامل لیست فستیوال ستاره های کره ای و ژاپنی در تایوان است .
4. شین هی به چین رفت و کیف های برونومگلی را که خودش طراحی کرده بود برای عرضه به پکن برد.
5. فیلم " انطرف زیبایی " در ماه ژوئیه اکران میشود و کنفرانس خبری این فیلم چهارم ماه ژوئیه است.
6. پارک شین هی در برنامه دختر و پسرهای لاسی شبکه اس بی اس حضور خواهد داشت
7. شین هی مهمان برنامه سه وعده غذایی روز بود. سو جین و تکیون زیبایی و باتقوا بودن اورا تحسین کردند.
8. سایت جی پی 100 اکانت افراد مشهور کره ای که بیشترین فالور را داشتند اعلام کرد و اکانت شین هی رتبه 26 بود.
9. لی مین هو و پارک شین هی به عنوان محبوبترین بازیگران کره ای در رای گیری بک سانگ بیشترین رای را اوردند ( البته رای شین هی خیلی خیلی بیشتر لی مین هو بود ^-^ ) .
10. پارک شین هی بیشترین اسم سرچ شده در سایت never و ترند شماره 1 است.
Read more
●★══════★●๑۩@aharjok۩๑●★══════★● زمان مدرسه یه بار خواستن کیفامون رو بگردن ماCDهامون رو ریختیم ...
Media Removed
●★══════★●๑۩@aharjok۩๑●★══════★● زمان مدرسه یه بار خواستن کیفامون رو بگردن ماCDهامون رو ریختیم تو کیف یه پسره اونو اخراج کردن خیلی ناراحت بودیم تا فهمیدیم الان برج ساز شده من مسافرکشم !😐 سلام داداش مدیون منی ●★══════★●๑۩@aharjok۩๑●★══════★● تو پارک قدم میزدم ،یه بچه ۳,۴ساله ... ●★══════★●๑۩@aharjok۩๑●★══════★●
زمان مدرسه یه بار خواستن کیفامون رو بگردن ماCDهامون رو ریختیم تو کیف یه پسره😒😒 اونو اخراج کردن😳

خیلی ناراحت بودیم تا فهمیدیم الان برج ساز شده من مسافرکشم !😐 سلام داداش مدیون منی😂😂😂 ●★══════★●๑۩@aharjok۩๑●★══════★●
تو پارک قدم میزدم ،یه بچه ۳,۴ساله دستشو پشتش گره زده تند راه میرفت،

مامانشم پشت سرش هی میگفت:امیرمحمد صبرکن کارت دارم .یهو برگشت وایساد،داد زد گف: مامان ولم کن دیگه،منم مشکلات خاص خودمو دارم!!!!!!!!!!!😳🙊 ●★══════★●๑۩@aharjok۩๑●★══════★●
به یارو میگن: توکه همه نمازاتو خوندی،
چرا آوردنت جهنم؟ 🤔

میگه: اصلا فکر نمیکردم گوزای وسطشو اینقدر جدی بگیرن😂😂😂
●★══════★●๑۩@aharjok۩๑●★══════★●
یارو بدون هیچ پیش زمینه‌ای بهم پیام داده:
سلام، تقویم

دو ساعته فکر می‌کنم تقویم منظورش چیه؟🤔 نگو مثلا داره معرفی می‌کنه منظورش اینه تقوی‌ام _ تقوی هستم😂😂
●★══════★●๑۩@aharjok۩๑●★══════★●
جهت پیوستن به کانال کافیست روی لینک که داخل بیو (تو صفحه اصلی }کلیک کرده و گزینه تلگرام را انتخاب کنید 🤗🌹
●★══════★●๑۩@aharjok۩๑●★══════★●
Admin:@vahid137171
#اهر #ahar
#aharjok #jok اهرجک اهر جوک aharjok
●★══════★●๑۩ #aharjok۩๑●★══════★●
Read more
 #جونم #عزیزم #پارک #شین #هی #بازیگر #خواننده #مدل #کره #جنوبی #
Media Removed
#جونم #عزیزم #پارک #شین #هی #بازیگر #خواننده #مدل #کره #جنوبی # #جونم #عزیزم #پارک #شین #هی #بازیگر #خواننده #مدل #کره #جنوبی #
[News] Lotte Duty Free uses Jeju do as background..Producing Park Shin Hye & Super Junior initial ...
Media Removed
[News] Lotte Duty Free uses Jeju do as background..Producing Park Shin Hye & Super Junior initial short movie promotional clip, to be revealed in end June http://www.ktin.net/m/shop.html?c=pkp123&idx=194371&n=1&knum=3 . . ~~~~~~ . فیبم کوتاه تبلیغاتی لوته در ججو با بازی ... [News]
Lotte Duty Free uses Jeju do as background..Producing Park Shin Hye & Super Junior initial short movie promotional clip, to be revealed in end June

http://www.ktin.net/m/shop.html?c=pkp123&idx=194371&n=1&knum=3
.
.
~~~~~~
.

فیبم کوتاه تبلیغاتی لوته در ججو با بازی پارک شین هی و لی توک ، دونگه و ایون هیوک عضو گروه سوپر جونیور در اواخر جون منتشر میشود .
.
.

#ssinz7 #ParkShinHye #박신혜 #LOTTE #LOTTEDUTYFREE #superjunior
Read more
ادامه قسمت قبل اون تماسو قطع کرد و دخترا با تعجب بهم نگاه میکردن بعد یهو همشون زدن زیر خنده من با ...
Media Removed
ادامه قسمت قبل اون تماسو قطع کرد و دخترا با تعجب بهم نگاه میکردن بعد یهو همشون زدن زیر خنده من با تعجب گفتم:خنده دار بود؟ مایلی با خنده گفت: تو خیلی مرموزی من:بیخیال...چاره ای نداشتیم،حالا بیاین بشینین ببینیم چیکار باید بکنیم ............ (روز بعد) تا گردن توی کمدم بودم و دنبال یه لباس ... ادامه قسمت قبل
اون تماسو قطع کرد و دخترا با تعجب بهم نگاه میکردن

بعد یهو همشون زدن زیر خنده
من با تعجب گفتم:خنده دار بود؟
مایلی با خنده گفت: تو خیلی مرموزی
من:بیخیال...چاره ای نداشتیم،حالا بیاین بشینین ببینیم چیکار باید بکنیم
............
(روز بعد)
تا گردن توی کمدم بودم و دنبال یه لباس خوب میگشتم...
ولی همه ی لباسام اسپورت بود و به درد قرار نمیخورد
صدای در زدن شنیدمو گفتم:بیا تو
از توی کمد اومدم بیرون و کارولو پشتم دیدم که لبشو اویزون کرده بود و یه لباس دستش بود
خندیدمو گفتم:چی شده؟
کارول:تو باید بری پیش شان و این برای هممون مهمه،و منم...میدونم که تو لباس خوبی برای پوشیدن نداری...
من:هی کشش نده!
کارول:من این لباسمو خیلی دوست داشتم ولی میدمش به تو چون این برای هممون مهمه!
اون لباسو داد بهم و من با دیدنش دهنم باز موند
اون واقعا فوق العاده بود
یه لباس دکلته که تا بالای زانوم بود و مشکی بودو خطای سفید داشت
من:واو...تو واقعا خوش سلیقه ای!
من کارولو محکم بغل کردمو گفتم:مرسی هستی!
از بغلش اومدم بیرونو گفتم:بهتره دیگه حاضر بشم
اون رفت بیرونو من لباسمو پوشیدمو اونو با یه کفش سفید و کیف مشکی ست کردم
موهامو باز گذاشتمو دورم ریختم
از اتاقم رفتم بیرونو دیدم دخترا وایسادن جلوی در
دمی:واو تو...تو عالی شدی
من لبخند زدمو گفتم:سوییچ ماشینو بده تا دیرم نشده
مایلی سوییچو پرت کرد سمتم و من ازشون خداحافطی کردمو رفتم بیرون و سوار ماشین شدم
یکم دور بود ولی شانس اوردم که ترافیک نبود
بعداز تقریبا نیم ساعت رسیدم و ماشینمو پارک کردم
پیاده شدمو رفتم تو
کافی شاپ طبقه اخر بود
یه مرد قد بلند منو به سمت میزی که رزرو کرده بودم راهنمایی کرد
من شان رو دیدم که به یه جا خیره شده بود
نشستم رو به روش و اون به خودش اومد
شان:اوه سلام
من:ببخشید یکم دیر کردم
سعی کردم یکم خودمو لوس کنم
شان:نه...منم تازه اومدم
اون از سر تا پامو نگاه کردو گفت:خیلی خوشگل شدی
منم خندیدمو موهامو پشت گوشم دادم
من:فکر کنم حالت بهتره مگه نه؟
اون قیافش تغییر کرد و گفت:اره اره یکم بهترم
من:نمیخوای بهم بگی چرا دیشب خوب نبودی؟
اون یکم هول شدو گفت:اممم...نمیدونم...شاید خوابم میومد
کاملا معلوم بود که دروغ میگه
Read more
 #Park_Shin_hye (Hangul:  #박신혜; born February 18, 1990) is a South Korean actress, singer and ...
Media Removed
#Park_Shin_hye (Hangul:  #박신혜; born February 18, 1990) is a South Korean actress, singer and dancer. She is best known for her leading roles in the television dramas You're Beautiful(2009), Heartstrings (2011), Flower Boys Next Door (2013), The Heirs (2013) and Pinocchio(2014-2015). ... #Park_Shin_hye (Hangul:  #박신혜; born February 18, 1990) is a South Korean actress, singer and dancer. She is best known for her leading roles in the television dramas You're Beautiful(2009), Heartstrings (2011), Flower Boys Next Door (2013), The Heirs (2013) and Pinocchio(2014-2015). #Early_life

Park Shin-hye was born in Gwangju, but raised in Songpa District, Seoul. Shin-hye made her debut through the music video "Flower" by the singer Lee Seung-hwan and stepped into the entertainment world.Afterwards, she got a formal training in singing, dancing and acting. She currently majors in Theater and Film at Chung-Ang University.

نامpark shin hye

حرفه: #بازیگر_مدل_خواننده

تولد:18/2/1990

قد:cm167

وزن:kg45

علایق:موسیقی

مهارت: #رقص

سریال ها:

you are beautiful 2009

kimcheed radish cubes 2007

goong 2 2006

seoul 1945 2006

cute or crazy 2005
And...
#پارک_شین_هی #Korea
#park_shin_hye #예술가
#artist #박신혜 #korea_iran1
Read more
 #شعرفارسی #غزل #عاشقانه #قم #تنهایی #غربت #باران #شعر #عشق #دختر #پسر #پاییز #پارک #نیمکت #تک #غزل #انتظار ...
Media Removed
#شعرفارسی #غزل #عاشقانه #قم #تنهایی #غربت #باران #شعر #عشق #دختر #پسر #پاییز #پارک #نیمکت #تک #غزل #انتظار #شب #سکوت . دوباره نیمه شب است و خودت که می دانی من و خیال تو و این سکوت طولانی گرفته جای سرانگشت مهربانت را دو رود جاری اشک از نگاه بارانی شب است و بغض من و وحشت از نیامدنت هزار فکر ... #شعرفارسی #غزل #عاشقانه #قم #تنهایی #غربت #باران #شعر #عشق #دختر #پسر #پاییز #پارک #نیمکت #تک #غزل
#انتظار #شب #سکوت
.
دوباره نیمه شب است و خودت که می دانی
من و خیال تو و این سکوت طولانی

گرفته جای سرانگشت مهربانت را
دو رود جاری اشک از نگاه بارانی

شب است و بغض من و وحشت از نیامدنت
هزار فکر محال و خیال شیطانی

که زیر گوش دلم هی مدام می خوانند
کسی گرفته دلت را کسی که پنهانی

کسی که زل زده ای جای من به چشمانش
کسی که در شب چشمت گرفته مهمانی

گرفته دست تو را و گمان کنم داری
برای او غزل عاشقانه می خوانی

گمان کنم که به چشمش ستاره می بخشی
که گرچه ماه منی از شبم گریزانی

خدا نکرده اگر عاشقش ... زبانم لال !
مگر تو عاشق من ...؟هه ! چه عشق ارزانی !

بدون تو چه کسی پس ... مرا که بانويم
که حال و روز مرا ...نه ! تو هم نمی داني

خدا کند که همین لحظه پشت در باشی
نگو که پای دلش ... نه ! بگو ... نمی ماني

شب است و مثل من از دست تو نمی گذرد
شبی که بی من و غم های من ، تو خندانی ....
.
.
.
.
.
.
.
.
Tag your best friends
پست های قبلی رواز دست ندید
Read more
‌ <span class="emoji emoji1f534"></span><span class="emoji emoji1f538"></span>یکی از نمایندگان پارلمان کره جنوبی که به اتهام دریافت رشوه تحت تحقیق و بررسی قرار گرفته بود، با ...
Media Removed
یکی از نمایندگان پارلمان کره جنوبی که به اتهام دریافت رشوه تحت تحقیق و بررسی قرار گرفته بود، با انتشار نامه‌ای که در آن به دریافت پول اعتراف کرده است، خودکشی کرد. ‌ به نوشته روزنامه اس.سی.ام.پی، «روح هو-چان» به مدت سه دوره نماینده پارلمان #کره_جنوبی بود که به جرم دریافت ۶۰ هزار دلار #رشوه ...
🔴🔸یکی از نمایندگان پارلمان کره جنوبی که به اتهام دریافت رشوه تحت تحقیق و بررسی قرار گرفته بود، با انتشار نامه‌ای که در آن به دریافت پول اعتراف کرده است، خودکشی کرد.

🔴🔸به نوشته روزنامه اس.سی.ام.پی، «روح هو-چان» به مدت سه دوره نماینده پارلمان #کره_جنوبی بود که به جرم دریافت ۶۰ هزار دلار #رشوه از یک وبلاگ‌نویس قدرتمند سیاسی که به چند چهره مهم سیاسی متصل است، تحت تفحص قرار گرفته بود. جسد این نماینده پارلمان کره جنوبی در مقابل ورودی ساختمان محل اقامتش پیدا شد و به نظر می‌رسد وی خود را از ارتفاع به پایین پرت کرده باشد

🔴🔸رو مو هیون رئیس جمهور پیشین کره جنوبی نیز در حالی که در سال ۲۰۰۹ به دلیل فساد مالی مورد پیگرد قانونی قرار گرفته بود، خود را از بالای صخره‌ای به پایین پرت کرد و کشته شد.

🔴🔸«پارک گئون هی» رئیس جمهور پیشین کره جنوبی نیز به دلیل #فساد_مالی و اداری از سمت خود کنار گذاشته شد و در زندان به سر می‌برد. بعد از برگزاری چند دادگاه تا کنون وی به گذراندن ۳۲ سال حبس محکوم شده است.



#خبرگزاری_فارس ⁦🇮🇷⁩
Read more
Drama title:That man oh soo/ever green☘️ When yuri wanted to kiss oh soo while he was driving n he stopped the car & get out it to enjoy the kiss in a better situation innocent sweetness😇 Happy birthday @cnbluegt ________________________________ سریال آن مرداُه سو/همیشه سبز وقتی ... Drama title:That man oh soo/ever green☘☕️ When yuri wanted to kiss oh soo while he was driving n he stopped the car & get out it to enjoy the kiss in a better situation😂 innocent sweetness😇😻 Happy birthday @cnbluegt 🎂
________________________________
سریال آن مرداُه سو/همیشه سبز 🍀☕ وقتی یوری می خواست تو ماشین لپ اُه سو رو ببوسه ولی اُه سو نزاش و عوضش یه گوشه پارک کرد دختره رو نشوند رو صندلی گفت حالا کارتُ بکن و لباشو غنچه کرد😚
ینی من در اینجا براش تلف شدم قشنگ😻
و بالغ بر میلیون بار این تیکه رو دیدم و حتی گیفش کردم و هی برا دوستام می فرستادمش😂
خیلی زوج کیوتی بودن ولی می خوام اعتراف کنم هنوز دو قسمت آخر سریالُ ندیدم چون دلم نمی خواد به این زودی از آخرین سریالش قبل سربازی خدافظی کنم و می خوام همواره یه چیزی ازش داشته باشم که ندیده باشمش و وقتی دلتنگش شدم بشینم با ذوق نگاش کنم😌

بازم تولدت مبارک لعنتی جانم 🎂@cnbluegt
#CNBLUE #ljh
#leejonghyun #evergreen #thatmanohsoo #kimsoeun #cnbluegt #girlsgeneration1979 #cnbluegt #boice #iranianboice #HBD #orangemarmalade
Read more
یادش بخیر چند روز پیش داشتم بهش فکر میکردم. هفته بعد از کنکور ساعت ۶ صبح مترو دروازه دولت قرار گذاشتیم ...
Media Removed
یادش بخیر چند روز پیش داشتم بهش فکر میکردم. هفته بعد از کنکور ساعت ۶ صبح مترو دروازه دولت قرار گذاشتیم از ۶ منو امیر حسین و علیرضا منتظر بودیم تا ۶:۳۰ شدیم ۵ نفر رفتیم تجریش شد ۸:۰۰. تا ۹ صبح تو امام زاده صالح بودیم تا ۱۰ نفرمون کامل شد . تا پارک جمشیدیه پیاده رفتیم هی گفتن با ماشین بریم من گفتم راهی ... یادش بخیر چند روز پیش داشتم بهش فکر میکردم.

هفته بعد از کنکور ساعت ۶ صبح مترو دروازه دولت قرار گذاشتیم از ۶ منو امیر حسین و علیرضا منتظر بودیم تا ۶:۳۰ شدیم ۵ نفر رفتیم تجریش شد ۸:۰۰.
تا ۹ صبح تو امام زاده صالح بودیم تا ۱۰ نفرمون کامل شد 😂😂😂. تا پارک جمشیدیه پیاده رفتیم هی گفتن با ماشین بریم من گفتم راهی نیست ساعت شد ده رفتیم بالا ساعت ۲ رسیدیم. ناهارو خوردیم و بازیمونم کردیم رفتیم نور الشهدا.
۴۵ دقیقه هم اونجا بودیم نیم ساعتشو کف زمین ولو شدیم.
ساعت ۴ راه افتادیم ساعت ۹ شب رسیدیم خونه.
با وجود اینکه معمولا کلکچال رو با بابام تو ۶ ساعت میریم و بر میگردیم ولی با این رفقا ۱۵ ساعت کل برنامه طول کشید از اول بسم الله تا اونجایی که رسیدیم خونه.

امیدوارم بازم تکرار بشه خیلی خوب بود⁦♥️⁩⁦♥️⁩
پ.ن: مهرداد میخواست یه عکس بگیره چقدر سخنرانی کرد
Read more
شما دکمه را فشار دهید باقی کارها با ما چند سال از این شعار معروف کداک بر روی پاکت چاپ عکس می گذرد؟ این ...
Media Removed
شما دکمه را فشار دهید باقی کارها با ما چند سال از این شعار معروف کداک بر روی پاکت چاپ عکس می گذرد؟ این روزها همه نیرویم را جمع می کنم تا درست در قشنگ ترین لحظات مثلا زمانی که با دوستی در کافه ای نشستم و رخوت همه وجودم را فرا گرفته و یا صبح هایی که در پارک میدوم زیر درختان کاج و نور در چشمم سوزن سوزن می شود و یا ... شما دکمه را فشار دهید باقی کارها با ما
چند سال از این شعار معروف کداک بر روی پاکت چاپ عکس می گذرد؟ این روزها همه نیرویم را جمع می کنم تا درست در قشنگ ترین لحظات مثلا زمانی که با دوستی در کافه ای نشستم و رخوت همه وجودم را فرا گرفته و یا صبح هایی که در پارک میدوم زیر درختان کاج و نور در چشمم سوزن سوزن می شود و یا وقتهایی که از حوصله و صبر,ترکیب قشنگ و دلبری از غذا و سفره پارچه ای دست دوز میسازم و هزاران لحظه دیگر دستم نرود سراغ دوربین گوشی. هی به خودم نهیب می زنم که خب برای چه؟ برای چه باید لحظات زندگی را ثبت کرد و منتشر کرد؟ چرا نباید کیف آن لحظه و کشف آن از آن خودت باشد. در جان خودت نشت کند و تا روزها و چه بسا سالها بتوانی آن را مزه مزه کنی. اصلا تکلیف تخیل چه میشود؟ و سرنوشت حافظه و خاطره چه میشود؟
این روزها کنترل شهوت عکس گرفتن به تقوای زیادی نیاز دارد. شاید اولین قدم اش همین هجرت از اینستاگرام باشد.
شاید اصلا نباید از اولش دکمه ای را فشار می دادیم!
#عکس #زندگی_روزمره #عکاسی #فلسفه_عکاسی #کداک #اینستاگرام
Read more
از روزی که رسیدم نصفم خوابه، نصفم داره مثل اسب می دوه کارای عقب افتاده رو انجام بده ولی از اونجایی که ...
Media Removed
از روزی که رسیدم نصفم خوابه، نصفم داره مثل اسب می دوه کارای عقب افتاده رو انجام بده ولی از اونجایی که کله قند ته تغاری مون هم دو روز بعد من راهی دیار غربت شد، این چند روز همه ش تو فکر مامان و بابا بودم که چطوری با این میزان دلتنگی قراره کنار بیان. هی خواب می دیدم مامانم پشت یه پنجره نشسته و داره روی عکس ما دستمال ... از روزی که رسیدم نصفم خوابه، نصفم داره مثل اسب می دوه کارای عقب افتاده رو انجام بده
ولی از اونجایی که کله قند ته تغاری مون هم دو روز بعد من راهی دیار غربت شد، این چند روز همه ش تو فکر مامان و بابا بودم که چطوری با این میزان دلتنگی قراره کنار بیان. هی خواب می دیدم مامانم پشت یه پنجره نشسته و داره روی عکس ما دستمال می کشه. بابا هم رو یکی از این صندلی عقب جلویی ها لم داده و متفکر و خیره به حاج خانم مشغول پیپ کشیدنه( آخ ببخشید، این پوزیشن پدر پسر شجاع بود فکر کنم).
خلاصه خیلی غم دوران خوردم تا اینکه بالاخره فرصت شد و امروز به صورت تصویری باهاشون تماسی گرفتم و با صحنه ای غریب مواجه شدم.
مامان نسرین در پارک روی تاب نشسته بود و بابایی رضا در حالی مشغول خواندن مصرع« خدا منو نندازی» بود، داشت مامان رو تاب میداد.
اشک روی گونه هام رو پاک کردم و گفتم:
کجایید؟
گفتن: کاشان!
گفتم: کی رفتید؟!
بابا گفت: پس پریروز غصه خوردیم. پریروز مامان گفت بریم من قبول نکردم. دیروز من اصرار کردم مامان ناز کرد، دیگه امروز پاشدیم اومدیم..
دیگه خواست بیشتر توضیح بده که مامانم بهونه ی چرخ و فلک گرفت عذر تقصیر خواستن قطع کردن تماس رو!
______

پانوشت: خانواده ی خودمونن آقا! امضا داریم ازشون! اختیار داریم خالی بندی هم قاطی تعریف هامون می کنیم! بگم که نیایین بنویسید مامانت بعد چرخ و فلک سرسره هم سوار شد یا نه، هااا!!
Read more
گفت بودم بنا به دلیل شخصی‌ دیگه سیاسی نمینویسم،این چند روز انقدر از همه طرف بهش فشار اومده که نمیتونم ...
Media Removed
گفت بودم بنا به دلیل شخصی‌ دیگه سیاسی نمینویسم،این چند روز انقدر از همه طرف بهش فشار اومده که نمیتونم چیزی ننویسم. یارو داد و بیداد که‌ای گفتی‌ بیاین رای بدین چی‌ شد؟چرا پاسخگو نیستی‌؟دوست خوب و گلم،تو تخم نمیکنی‌ از کسی‌ که مسبب این داستانه حرف بزنی‌، میای یقه منو امثال منو میگیری؟پشت پروفایل ... گفت بودم بنا به دلیل شخصی‌ دیگه سیاسی نمینویسم،این چند روز انقدر از همه طرف بهش فشار اومده که نمیتونم چیزی ننویسم.
یارو داد و بیداد که‌ای گفتی‌ بیاین رای بدین چی‌ شد؟چرا پاسخگو نیستی‌؟دوست خوب و گلم،تو تخم نمیکنی‌ از کسی‌ که مسبب این داستانه حرف بزنی‌، میای یقه منو امثال منو میگیری؟پشت پروفایل پرایوت نشستی واسه شهین و مهین یه استوری میذاری ، سر ۷ ساعت هم پاک میکنی‌ یه موقع خدای نکرده شر بشه اونوقت میای یقه آدم هایی رو میگیری که با اسم و رسمشون یه عالم مخاطب دارن و تلاش می‌کنن ؟گوزت در نره مبارز تو خونه ! یارو یه پیج درست کرده نه عکس داره نه مشخصات داره نه هیچی‌ ، میاد فحش میده که تقصیر شماست ! ما گفتیم رای بده ، ۱۰۰ بار هم نوشتیم ، خودمون هم کف خیابون واستادیم بدون یک ریال پول رای جمع کردیم ، با کس و ناکس ساعت‌ها بحث کردیم که یه قدم برداریم جلو ، مشکلش چی‌ بوده؟.
.
گرونی دلار از من و شاهین مانگ و بقیس یا از اون پفیوزِ هزار پدری که تو سبزه میدون واستاده از آدم عادی دلار میخره ، به کون آدم عادی بعدی فرو می‌کنه؟تقصیر ماست یا اون سگ لقمه‌ای که داره تو ورامین و شهریار پوشک و نوار بهداشتی احتکار می‌کنه؟تقصیر ماست یا اون یه ننه صد تا بابا‌ای که بدون اینکه به جائی وصل باشه داره کانتینر کانتینر دارو احتکار می‌کنه تو گمرک فرودگاه امام ؟.
.

هی‌ جمهوری اسلامی ، هی‌ جمهوری اسلامی ! هی‌ حکومت ، هی‌ روحانی ، هی‌ فلانی ! بابا سرت رو در بیار ببین دورو برت چه خبره ! اون موتوری که تو پیاده روی نیم متری پارک می‌کنه حسن روحانیه ؟ اون ماشینی که تو ترافیک از تو شانه خاکی جاده میره رهبر انقلابه ؟امثال امیر تتلو و بهنوش بختیاری و وحید خزاعی و چی‌ چی‌ هزینه فامیل‌های رفسنجانین؟.
.

یارو خودش دستیار یه آدمِ متوسطه ، وورکشاپ بیزنس میذاره پول میگیره ، اون یکی‌ اندازه خر از عکاسی حالیش نیست نفری ۶۰۰ تومن میگیره ، یکی‌ دیگه لایک میخره می‌شه اینفلونسر ، اینا حکومت نیستن ، ته تهش خود مردمن ! این خود ما هستیم که آب ندیدیم وگرنه شناگر‌های ماهری هستیم.
.
تو ۱۲۰ سال اخیر ۳ تا حکومت عوض کردیم هر کدوم با اون یکی‌ ۴۰۰ درجه اختلاف داشت ، درست شد ؟ نه نشد ، مشکل از ساز و کار و حکومت نیست ! توهم توطئه و تقصیر یکی‌ دیگس نه ما ، ملت رو کشت ! رشوه میگیرم ، رشوه میدیم اونوقت دم از مبارزه با فساد می‌زنیم ، پول میدیم به موتوری که بیاد پشتمون پلاک معلوم نشه بریم تو طرح ، اونوقت میگیم ترافیک نابوده هیچ کس کاری نمی‌کنه . بسه بابا ، بسه این فیلم بازی‌ کردن‌ها قدیمی‌ شد به قرآن ، ۱۲۰ سال گذشت .
Read more
#رودخانه_کیسم #غروب . فردامهمون داریم رفتم بیرون یه خورده خرت وپرت بخرم شهرباهجوم شدیدمسافران عزیزبیشترحالت شهرهای جنگ زده روداره رفتم عابربانک پول بردارم با دومترفاصله منتظرموندم تا نفرجلویی کارش تموم بشه فقط کارت زدم وپول کشیدم نفرعقبی دماغش چسبیده بودبه گوشم بچه ی کوچیکش هم وسط پام ... #رودخانه_کیسم #غروب .

فردامهمون داریم رفتم بیرون یه خورده خرت وپرت بخرم شهرباهجوم شدیدمسافران عزیزبیشترحالت شهرهای جنگ زده روداره رفتم عابربانک پول بردارم با دومترفاصله منتظرموندم تا نفرجلویی کارش تموم بشه فقط کارت زدم وپول کشیدم نفرعقبی دماغش چسبیده بودبه گوشم بچه ی کوچیکش هم وسط پام وایساده بودحتی طرف منتظرنموندکه رسیدم رونگاه کنم باحالت خشم کارتش روزدمنم راهموکشیدم رفتم بیشترنگران بچه بودم که ازاین صحنه چه درسی گرفته ،نشستم توماشین وراهنما زدم ومنتظرموندم تا یکی وایسه ومن ازپارک بیام بیرون ولی بااینکه ترافیک بودهمه سپربه سپرچسبونده بودن که یه بارخدای نکرده من نیام بیرون وحقشون خورده نشه خلاصه بعدازهفت یا هشت تا ماشین یکی وایسادومنم تشکرکردم وازپارک دراومدم به چهارپادشاه که رسیدم برای چندمین روزمتوالی پروژه ی پیاده راه فرهنگی که فقط فاز تخریبش انجام شده بااون چاله های عمیق اجازه نمیده که تندبری ولی کماکان یه ماشین پشتم هی بوق میزدکه سریع ترسریع ترآخرش کنارکشیدم ودرحین ردشدن هم دوسه تابوق یکسره کشیدکه چیکارداری میکنی که نگاش نکردم رسیدم اول بلوارکه برعکس اومدن ماشینها دورمیدون سل تی تی کاملا عادیه توشیشه گران هم که بروبچ صدای پخشهای ماشین بلندومیرن بالا بعدسوژه ی موردنظرو میبینن همونجا حتمن بایددوربزنن واونم تازه چندفرمون بدون عذرخواهی بگذریم اول بلوارکه تقریبا شبیه میدون جنگ بود وتوخودبلوارهم که دوطرف پارک کرده بودن وتوپیاده روها هم که بساط چای وقلیون وآتیش وچادرو...هیچکس هم با گروه بغلی حرف نمیزنه همه عصبی ازپیاده وسواره ومشتری وخریدارهمه منتظرن تا یه نگاه مشکوک ،یه ترمز ناگهانی ،یه تنه کوچیک ،یه آینه به آینه اتفاق بیوفته بیوفتن به جون هم . .

راستی چرا؟یعنی دوست داشتن اینقدرکارسختیه ؟یخورده حوصله ،یه سرسوزن ادب ،یه لبخند کوچیک وکمی گذشت اینقدرمشکله؟ .

راستی اولش گفتم چون فردامهمون داریم اومده بودم بازارخریدتا برای مهمونی آماده باشیم خانومم هم با دخترم نیازتوخونه داشت برنامه ریزی میکردکه چی درست کنه بعداومدم بیرون واین همه مسافررودیدم که مهمون شهرماهستن باخودم گفتم اصلن کسی ازمسئولین شهرخودشو برای اینهمه مهمون آماده کرده ؟تدارکی دیدن؟برای کمپینگ موقت ،اسکان ،سرویس بهداشتی ،پارکینگ ،جمع آوری زباله ،راهنمایی مهمونها برای بازدیدازمکانهای دیدنی وکارهای دیگه ای که لازمه فکری شده یانه؟ .

فیلم با متن مرتبط نیست وضمنا میدونم که متن ازحوصله خوندن خارجه ولی چیکارکنم یه دنیا حرف دارم ومتاسفانه گوش شنوایی نیست .

فیلم ومتن : #شهرام_ترابی
Read more
. ۶-۷ سالم بود. تازه خوندن و نوشتن رو یاد گرفته بود. ذوق داشتم همه چی رو بخونم. از تابلوی خیابونا و مغازه‌ها، ...
Media Removed
. ۶-۷ سالم بود. تازه خوندن و نوشتن رو یاد گرفته بود. ذوق داشتم همه چی رو بخونم. از تابلوی خیابونا و مغازه‌ها، تا نامه‌های اداری شرکت بابام که حتی یک کلمه‌اش رو هم نمیفهمیدم. بابام هر دو هفته یک بار جمعه‌ها ما رو میبرد کتاب فروشی کانون پرورش فکری که اونموقعها توی پارک ملت بود. یادمه تنها جایی بود که ... .
۶-۷ سالم بود. تازه خوندن و نوشتن رو یاد گرفته بود. ذوق داشتم همه چی رو بخونم. از تابلوی خیابونا و مغازه‌ها، تا نامه‌های اداری شرکت بابام که حتی یک کلمه‌اش رو هم نمیفهمیدم. بابام هر دو هفته یک بار جمعه‌ها ما رو میبرد کتاب فروشی کانون پرورش فکری که اونموقعها توی پارک ملت بود. یادمه تنها جایی بود که اجازه داشتیم هرچی میخواستم خرج کنیم. همیشه با یک بغل کتاب داستان و دفتر نقاشی برمیگشتیم خونه
😇
به مرور که بزرگ می‌شدم کتابخونه‌ام هم هی بزرگ و بزرگ‌تر میشد. یادمه سالی که رفتم دانشگاه دیگه اون کتابخونه ۶-۷ طبقه نه تنها برای کتابای درسیم جا نداشت، بلکه کتابهای غیر درسیم هم جاشون تنگ بود و سر و کول هم سوار بودن
📚
از اون روزا خیلی گذشته. این روزا تکنولوژی پیشرفت کرده و کتابهای آنلاین و ای-بوک خیلی زیاد و در دسترسن. ولی هنوزم که هنوزه من عاشق کتاب کاغذی هستم. بوی کاغذ من رو یاد بابام و روز جمعه و دوران کودکی و کتاب فروشی کانون پرورش فکری میندازه. هنوزم شبا تا چند صفحه کتاب نخونم خوابم نمیبره
Read more
من مامانمو گم کردم. نه! مامانم منو گم کرده. اون، اون گوشه نشسته بود و داشت همراه تخمه، غصه می‌خورد. ...
Media Removed
من مامانمو گم کردم. نه! مامانم منو گم کرده. اون، اون گوشه نشسته بود و داشت همراه تخمه، غصه می‌خورد. من حوصله نکردم. راه افتادم طرف تاب. اما من‌که بابا نداشتم. نه! بابا داشتم. دارم. بابام حوصله نداشت منو تاب بده. دگه نمی‌خواست مامانمو تحمل کنه. گفت نمیام. نه! داد زد. سر مامان داد زد: گور بابای سیزده‌بدر، ... من مامانمو گم کردم. نه! مامانم منو گم کرده. اون، اون گوشه نشسته بود و داشت همراه تخمه، غصه می‌خورد. من حوصله نکردم. راه افتادم طرف تاب. اما من‌که بابا نداشتم. نه! بابا داشتم. دارم. بابام حوصله نداشت منو تاب بده. دگه نمی‌خواست مامانمو تحمل کنه. گفت نمیام. نه! داد زد. سر مامان داد زد: گور بابای سیزده‌بدر، گور بابای تو. گور بابای بچه. هی هی داد می‌زد و گور بابای همه رو می‌گفت که مامان دستمو کشید و آورد پارک. شما مامانمو ندیدین؟ اون داشت غصه می‌خورد. حتما گم شده!

#ایران #تهران #سیزده‌بدر #پرتره #پرتره_نگاره #کودک #عکاسان_ایران #کانون_عکاسان_ایران #سایه #عکس_هنری #عکاسخانه #جامعه #عکاسی📷 #انجمن_عکاسان_ایران #عکس #مامان‌بازی
#iran #kerman #baby #people #ig_kerman #rangkhand #photography #play #Iran_aks_mobile #akas_khoone #photo #teravel #amaturism_photographers
Read more
تو اونجا نشستیو هی امتحان دلارو شکستیو هی ابتلا تو اونجا نشستی توی آسمون ما اینجا بریدیمو بازم ...
Media Removed
تو اونجا نشستیو هی امتحان دلارو شکستیو هی ابتلا تو اونجا نشستی توی آسمون ما اینجا بریدیمو بازم بلا یه زن داره پر میکشه همسرش یه کودک داره جون میده مادرش دعا نه,که دارو چه با ارزشه نداری چه سخته,چه آدم کشه یکی داره اینجا تنو میفروشه یکی از نداری تاناک میپوشه خودم دیدم اینجا تو پارک بهشت یکی ... تو اونجا نشستیو هی امتحان
دلارو شکستیو هی ابتلا
تو اونجا نشستی توی آسمون
ما اینجا بریدیمو بازم بلا
یه زن داره پر میکشه همسرش
یه کودک داره جون میده مادرش
دعا نه,که دارو چه با ارزشه
نداری چه سخته,چه آدم کشه
یکی داره اینجا تنو میفروشه
یکی از نداری تاناک میپوشه
خودم دیدم اینجا تو پارک بهشت
یکی مشقاشو تو خیابون نوشت
یه بچه تو دستش گل و بادکنک
چه معصومه این بچه با نمک
اگه نفروشه شب کتک میخوره
بازم اشکاشو با نمک میخوره
یکم اونطرف تر دو تا قلچماق
دارن میزنن میبرن تو اتاق
میگن روسری افتاده از سرش
برو زنگ بزن تا بیاد مادرش
تو دنیای پر درد و پرالتهاب
شده زندگی خوردن قرص خواب
همش قسط و وامو همش دلهره
داره پشت هم هی قسم میخوره
یه زن داره اینجا تنو میبره
واسه بچه هاش آبرو میخره
ندیدی تو اینجا نداری چه کرد
چقدر سخته باختن برای یه مرد
یه روزم سر سفره ما بشین
بشین, لذت زندگیرو ببین
بذار ما از این امتحان رد بشیم
تو چشمای این ادما بد بشیم
ولی مردو شرمنده زن نکن
زن و ارزومند مردن نکن
نذار مادر از کودکش بگذره
نذار کودک از خواب خوش بپره
نذار زندگی رنگ حسرت بشه
نذار زنده موندن یه عادت بشه
وحید مهدی پور
Read more
راستش نیامده ام برایتان نطق اضافه کنم یا ادای آن هایی که هیچ چی و هیچ کی را نمی فهمند در بیاورم. ولی می ...
Media Removed
راستش نیامده ام برایتان نطق اضافه کنم یا ادای آن هایی که هیچ چی و هیچ کی را نمی فهمند در بیاورم. ولی می خواهم بگویم که همین یک هفته پیش از اینکه دارم می آیم ایران وحشت داشتم. که مثلا یکی یکهو‌جلو راهم را بگیرد و ببرد آن جاهایی که نباید.مثلا بروم جایی یک چایی بخورم پولش خیلی بشود من یکهو هنگ کنم. مثلا بپیچند ... راستش نیامده ام برایتان نطق اضافه کنم یا ادای آن هایی که هیچ چی و هیچ کی را نمی فهمند در بیاورم. ولی می خواهم بگویم که همین یک هفته پیش از اینکه دارم می آیم ایران وحشت داشتم. که مثلا یکی یکهو‌جلو راهم را بگیرد و ببرد آن جاهایی که نباید.مثلا بروم جایی یک چایی بخورم پولش خیلی بشود من یکهو هنگ کنم. مثلا بپیچند جلوی دوست دختر دوست پسری که دارند ده قدم آن ور تر من راه می روند و هل شان بدهند توی ماشین. مثلا توی خیابان ها همه ش گاز اشک آور باشد و خرده شیشه و خون. مثلا من ایرانم را هی هر روز ببینم و هی گریه کنم. هی ببینم و هی گریه کنم....
از وقتی آمدم ولی .... دیدم فیله ی مرغ توی مغازه کیلویی بیست هزارتومان است. آدامس ده هزارتومان. مثلا لیوان شربت بهارنارنج خریدم پانزده هزارتومان. رفیق رفیقم دربدر پول پیش خانه است. راننده تاکسی از غصه ی نان شب با خودش حرف می زند. شنیدم یکی کلیه اش را هفته ی پیش فروخته ببرد بچه اش را مدرسه ثبت نام کند. این ها را همه دیدم..
ولی یک چیزهای دیگری هم دیدم.
دیگر مثل قدیم نیست. مثلا این دختر و پسرهای اهل دل می نشینند کنار هم توی کافه معاشرت می کنند، می خندند، کسی کاری هم به کارشان ندارد. دغدغه ی روسری از سر افتاده و ساق پای بیرون آمده ندیده ام این روزها! ماشین های چپ و راست پارک شده برای دستگیری هم سر هر چهارراه نیست. آدم ها آزادی هایشان را می شناسند. آدم ها یاد گرفته اند دردشان را خفه نکنند. اعتراض هایشان را راحت تر از قدیم فریاد می زنند. نه اینکه بهشت شده باشد، ولی عوض شده و اصلا مثل «قدیم» نیست. معلوم است که باز هم عوض می شود. ولی با این شور کور شور، این که چه بشود و مثل کی بشود و چه ها بشود را، من عام ساده که هیچ مطمئنم آن هایی که باید بدانند هم نمی دانند.
Read more
Congratulations my goddess @ssinz7 <span class="emoji emoji1f618"></span><span class="emoji emoji1f618"></span><span class="emoji emoji1f618"></span> [Rough Translation] Park Shin Hye's acceptance speech ...
Media Removed
Congratulations my goddess @ssinz7 [Rough Translation] Park Shin Hye's acceptance speech for winning "iQiyi Most Popular Hallyu Star Actress" with 35,277,353 votes at 51st Paeksang Arts Awards [2015.05.26] cr.Wintercherub Park Shin Hye, "Hello everyone, I'm Park Shin Hye. ... Congratulations my goddess @ssinz7 😘😘😘
[Rough Translation] Park Shin Hye's acceptance speech for winning "iQiyi Most Popular Hallyu Star Actress" with 35,277,353 votes at 51st Paeksang Arts Awards [2015.05.26]
cr.Wintercherub

Park Shin Hye, "Hello everyone, I'm Park Shin Hye. I actually received an award out of expectation. Thank you very much. What's really amazing is..in drama , the language is different, culture is different too, but through these, we could have feel the same sentiments..smiles, tears, and touched..this is really one joyous happening. Very thankful to China fans who love Korean dramas. This award is really..last year I worked with Minho oppa through "The Heirs" ..this year receiving this award together..felt that it's even more meaningful and happy too..I will work even harder in future..using better acting skills to repay everyone..Thank you everybody!"
cr:logo
P.s:See??She said she didn't expect winning this award.
.
.
~~~~~~~
جشنواره بک سانگ:
پارک شین هی جایزه محبوبیت ویژه ستاره هالیو را با 35,277,353 رای دریافت کرد.
ترجمه صحبت های پارک شین هی بعداز دریافت جایزه:
سلام به همگی .. در واقع من یه جایزه ای که انتظارشو نداشتم دریافت کردم واقعا متشکرم ... چیزی که شگفت انگیز است در یه سریال اینه که زبان متفاوت است و فرهنگ متفاوت است اما از طریق سریال ما می توانیم احساست مشترکی را حس کنیم .. لبخند .. اشک تحت تاثیر قرار گرفتن .. ابن واقعا یه اتفاق شاد است . از طرفدارهای چینی که سریال کره ای را دوست دارند متشکرم. سال گذشته من با لی مین هو اوپا در سریال وارثان بازی کردم و امسال این جایزه را باهم دریافت کردیم و حس میکنم این معنی بیشتری داردو باعث شادی است . من حتی در اینده سخت تر کار میکنم تا جواب عشق همگی را بدهم و از همگی متشکرم .
پ.ن:ديدين؟ميگه انتظار دريافت همچين جايزه اي رو نداشته.
.
.
#ssinz #ssinz7 #ssinz7 #ParkShinHye #박신혜 #shinhye #hallyugoddess #pinocchio #TheTailors #theheirs #hallyuactress #beautyinside #paeksangawards
Read more
[Radio star] MC asked sungkyu (Infinite) if shin hye can drink well!?!!??? Sungkyu (Infinite) ...
Media Removed
[Radio star] MC asked sungkyu (Infinite) if shin hye can drink well!?!!??? Sungkyu (Infinite) : she is good at drinking.( more than one bottle of soju) And sungkyu (Infinite) said that PSH is a easy going person with good personality.. Sungkyu also confessed that he went to shin hye's family ... [Radio star] MC asked sungkyu (Infinite) if shin hye can drink well!?!!??? Sungkyu (Infinite) : she is good at drinking.( more than one bottle of soju)

And sungkyu (Infinite) said that PSH is a easy going person with good personality.. Sungkyu also confessed that he went to shin hye's family restaurant to have meal with her and friends and he said that they knows each other through suju's heechul.. ©® infinite7soul .
.
~~~~~~~~~ رادیو استار
مجری از سونگ کیو ( عضو گروه اینفینیتی ) میپرسه پارک شین هی توی خوردن مشروب خوبه؟؟ سونگ کیو هم جواب میده : بله توی نوشیدن خوب است . ( بیشتر از یه بطری سوجو ) ..
و سونگ کیو گفت که شین هی یه شخص اسان گیر با یه شخصیت خوب است .. سونگ کیو همچنین اعتراف کرد که به رستوران مادر شین هی رفته و با شین هی و دوستانش غذا خوردند .. و گفت که او با شین هی از طریق هیچول عضو گروه سوپر جونیور اشنا شده .
.
.
#ssinz #ssinz7 #ParkShinHye #박신혜 #shinhye #hallyugoddess #pinocchio #TheTailors #theheirs #hallyuactress #beautyinside #sungkyu #Infinite
Read more
. راستش احترام به زبان فارسی از همان اول توی خانه ما از اوجب واجبات بود. جوری که حتی موقع مهاجرت بابا ...
Media Removed
. راستش احترام به زبان فارسی از همان اول توی خانه ما از اوجب واجبات بود. جوری که حتی موقع مهاجرت بابا یک نسخه دوجلدی شاهنامه را زورچپانِ یکی از چمدان‌ها کرد و تا کانادا آورد؛ هر چند تا چند سال یک جلدش را به عنوان نیم پله گذاشته بودیم زیر روشویی توالت که من دستم راحت‌تر برسد و آن یکی‌اش را هم مامان هل داده ... .
راستش احترام به زبان فارسی از همان اول توی خانه ما از اوجب واجبات بود. جوری که حتی موقع مهاجرت بابا یک نسخه دوجلدی شاهنامه را زورچپانِ یکی از چمدان‌ها کرد و تا کانادا آورد؛ هر چند تا چند سال یک جلدش را به عنوان نیم پله گذاشته بودیم زیر روشویی توالت که من دستم راحت‌تر برسد و آن یکی‌اش را هم مامان هل داده بود زیر بالشت بابا که دسی بل خرو‌پف شب‌هایش را کم کند ولی تمام این مسائل چیزی از عشق و ارادت ما نسبت به شکر فارسی کم نمی‌کرد.

اما مهم‌تر از علاقه به فارسی، این علاقه ما به عربده کشیدن به زبان فارسی بود که اوضاع را برایمان کمی متفاوت‌تر از بقیه می‌کرد. یعنی از روزی که رسیدیم و از وقتی بابا فهمیده بود که در مجامع عمومی کسی متوجه نمی‌شود دقیقا چی‌ها به هم می‌گوییم و موضوع بحث‌مان چیست، ملانصرالدین درونش فعال شد و شروع ‌كرد به نقد و بررسی طنازانه فضا و آدم‌های اطراف. مامان هم که انگار موتورش را زده باشند هی با یک دست می‌زد روی سینه‌اش و قربان صدقه هنر بابا می‌رفت و هی با صدای بلند هار هار می‌خندید و تازه از ما هم می‌خواست که درحمایت از این حرکت فرهنگی بابا غش و ضعف کنیم.

یادم هست دو هفته‌ای بود که در آپارتمان کوچک‌مان ساکن شده بودیم. آخر هفته بود و مامان دلتنگ وطن و فک و فامیل. طفلکی نشسته بود یک گوشه، سرش را تکیه داده بود به دیوار و در حالی که داشت یک تربچه قرمز را با حسرت توی دستش می‌چرخاند، صدایش را لوله بخاری‌طور انداخته بود توی گلو با بغض غریبی برایمان می‌خواند: «وطن پرنده پر در خووون، وطن شکفته گل در خون...» تا اینکه خدا رو شکر بابا از راه رسید و رفت کنارش نشست و گفت: «قربون ضخامت صدات شم من، نشینی یه وقت غصه بخوری ها! پاشو رخت و لباست رو عوض کن، منم یه ماهی‌تابه کتلت درست می‌کنم، با خیارشور گوجه و نون باگت، اوووف! می‌ریم تو همین پارک می‌شینیم می‌‌خوریم، ملت رو سوژه می‌کنیم می‌خندیم!» مامان پا شد و بابا رفت که کتلت‌ها را سرخ کند. اگر یادتان باشد ما کلا توی هر شرایط مناسبتی کتلت می‌خوریم و حالا بسته به موقعیت، طرح و نقش کتلت‌مان فرق می‌کرد. خلاصه که همگی حاضر شدیم و بابا کتلت‌های گرد وسط سوراخ‌دار طرح پیک‌نیک با مخلفات لازم را گذاشت توی ظرف و راه افتادیم به سمت پارک.
محله ما یک پارک کوچک با تعدادی وسایل بازی داشت که معمولا محل اتراق ما بود. ما نشستیم روی زیلو، دانیال رفت روی سرسره و تاب مشغول بازی شد و مامان هم هر از گاهی با یک لهجه غلیظ فینگلیشی بلند داد می‌زد: دنی! دنی! کام هییِر!

در همین حال و احوال بود که بابا سوژه‌اش را پیدا کرد.

بقیه در کامنت اول👇
Read more
چهارشنبه ها در بی قانون انار ___ «ملاقات با آقای مو هویجی» راستش احترام به زبان فارسی از همان اول ...
Media Removed
چهارشنبه ها در بی قانون انار ___ «ملاقات با آقای مو هویجی» راستش احترام به زبان فارسی از همان اول توی خانه ی ما از اوجب واجبات بود. جوری که حتی موقع مهاجرت بابا یک نسخه دوجلدی شاهنامه را زورچپان یکی از چمدان ها کرد و تا کانادا آورد هر چند تا چندسال یک جلدش را یه عنوان نیم پله گذاشته بودیم زیر روشویی ... چهارشنبه ها در بی قانون
انار
___
«ملاقات با آقای مو هویجی»
راستش احترام به زبان فارسی از همان اول توی خانه ی ما از اوجب واجبات بود. جوری که حتی موقع مهاجرت بابا یک نسخه دوجلدی شاهنامه را زورچپان یکی از چمدان ها کرد و تا کانادا آورد هر چند تا چندسال یک جلدش را یه عنوان نیم پله گذاشته بودیم زیر روشویی توالت که من دستم راحت تر برسد و آن یکی اش را هم مامان هل داده بود زیر بالشت بابا که دسی بل خرو‌پف شب هایش را کم کند ، ولی تمام این مسایل چیزی از عشق و ارادت ما نسبت به شکر فارسی را کم نمی کرد.
اما مهم تر از علاقه به فارسی، این علاقه ی ما به عربده کشیدن زبان فارسی بود که اوضاع را برایمان کمی متفاوت تر با بقیه می کرد. یعنی از روزی که رسیدیم و از وقتی بابا فهمیده بود که در مجامع عمومی کسی متوجه نمی شود دقیقا چی ها به هم می گوییم و موضوع بحث مان چیست، ملانصرالدین درونش فعال میش و شروع می کرد به نقد و بررسی طنازانه ی فضا و آدم های اطراف. مامان هم کانهو موتورش را زده باشند هی با یک دست می زد روی سینه اش و قربان صدقه ی هنر بابا می رفت و هی با صدای بلند هار هار می خندید و تازه از ما هم می خواست که درحمایت از این حرکت فرهنگی بابا غش و ضعف کنیم.
یادم هست دو هفته ای بود که در آپارتمان کوچک مان ساکن شده بودیم. آخر هفته بود و مامان دلتنگ وطن و فک و فامیل. طفلکی نشسته بود یک گوشه، سرش را تکیه داده بود به دیوار و در حالی که داشت یک تربچه قرمز را با حسرت توی دستش می چرخان، صدایش را لوله بخاری انداخته بود توی گلو با بغض غریبی برایمان میخواند: «وطن پرنده ی پر در خووون، وطن شکفته گل در خون..» تا اینکه خدا رو شکر بابا از راه رسید و رفت کنارش نشست و گفت: قربون ضخامت صدات شم من، نشینی یه وقت غصه بخوری ها! پاشو رخت و لباست رو عوض کن، منم یه ماهیتابه کتلت درست می کنم، با خیارشور گوجه و نون باگت، اوووف! می ریم تو همین پارک میشینیم می خوریم، ملت رو سوژه می کنیم می خندیم!
مامان پا شد و بابا رفت که کتلت ها سرخ کند. اگر یادتان باشد ما کلا توی هر شرایط مناسبتی کتلت ی خوریم و حالا بسته به موقعیت، طرح و نقش کتلت مان فرق میکرد. خلاصه که همگی حاضر شدیم و بابا کتلت های گرد وسط سوراخ دار طرح پیک نیک با مخلفات لازم را گذاشت توی ظرف و راه افتادیم به سمت پارک.
محله ی ما یک پارک کوچک با تعدادی وسایل بازی داشت که معمولا محل اتراق ما بود. ما نشستیم روی زیلو، دانیال رفت روی سرسره و تاب مشغول بازی شد و مامان هم هر از گاهی با یک لهجه غلیظ فنگلیشی بلند داد می زد: دنی ! دنی! کام هییِر!
ادامه در کامنت اول...
Read more
[News] Park Shin-hye to star as the first guest in Season 2, 'Three Meals A Day' The first episode ...
Media Removed
[News] Park Shin-hye to star as the first guest in Season 2, 'Three Meals A Day' The first episode of tvN's Season 2, 'Three Meals A Day – Jeongseon' revealed its first guest, who will appear in the following episode. The guest is no one else but Park Shin-hye. It was prearranged that Taecyeon would ... [News] Park Shin-hye to star as the first guest in Season 2, 'Three Meals A Day'

The first episode of tvN's Season 2, 'Three Meals A Day – Jeongseon' revealed its first guest, who will appear in the following episode. The guest is no one else but Park Shin-hye.

It was prearranged that Taecyeon would walk into the heart field if he'd like their guest. Taecyeon walked into the heart field along with Park Shin-hye and even presented her flowers. Lee Seo-jin teased him, "You try too hard whenever he have a female guest". He even took off clothes to show off his manly side. He finally ended up expressing his hope Park Shin-hye would become a fixed member of the show. Taecyeon said, "She's good at cooking. Her personality is great. She's younger than I AM." This season of 'Three Meals A Day – Jeongseon" will present the farmers Lee Seo-jin and Taecyeon at the advanced level. Kim Kwang-gyoo will also star in the show.

http://www.hancinema.net/park-shin-hye-to-star-as-the-first-guest-in-season-2--three-meals-a-day--82105.html?utm_source=dlvr.it&utm_medium=twitter
.
~ ~ ~ ~
خبر:

پارک شین هی به عنوان اولین مهمان در فصل 2 سه وعده غذای روز .
جونگ سون مهمان قسمت اول این برنامه را معرفی کرد . این مهمان عزیز کسی نیست جز پارک شین هی .
قرار بوده که تکیون اگر مهمانش را دوست داشت در زمین شکل قلب راه بروند . تکیون و شین هی در زمین قلبی شکل پیاده روی کردن و حتی تکیون به شین هی گل هدیه داد . لی سو جین به تکیون با طعنه گفت " تو هروقت مهمان زن داری سخت تر کار میکنی "
تکیون حتی لباسش در اورد که مردانگیش را نشان دهد. او در اخر ابراز امیدواری کرد که شین هی عضو ثابت برنامه بشود و گفت " شین هی در اشپزی خوب است شخصیت عالی دارد و از من کوچکتر است. "
این قسمت برنامه در سطح پیش رفته با حضور لی سو جین و تکیون پخش خواهد شد . کیم کوانگ گیو همچنین در این برنامه حضور خواهد داشت.
.
.
#ssinz7 #ParkShinHye #박신혜 #shinhye #hallyugoddess #pinocchio #TheTailors #theheirs #hallyuactress #beautyinside #2pm
#Taecyeon #oktaecyeon #ThreeMealsADay
Read more
. ما سه نفر بودیم‌.. هر سه از گردان شهید بابایی و گروهان شهید باکری از راست به چپ امید امیر امیر بعد ...
Media Removed
. ما سه نفر بودیم‌.. هر سه از گردان شهید بابایی و گروهان شهید باکری از راست به چپ امید امیر امیر بعد از آموزشی هر سه باز افتادیم یه جا یعنی ستادکل نیروی هوایی ارتش هر سه مقیم مرکز تهران از راست به چپ ساکن یوسف آباد عباس آباد یوسف آباد بنزین گرون شده بود طرح زوج و فرد هم دائمی شده بود تصمیم گرفتیم هر ... .
ما سه نفر بودیم‌..
هر سه از گردان شهید بابایی و گروهان شهید باکری
از راست به چپ امید امیر امیر
بعد از آموزشی هر سه باز افتادیم یه جا یعنی ستادکل نیروی هوایی ارتش
هر سه مقیم مرکز تهران از راست به چپ ساکن یوسف آباد عباس آباد یوسف آباد
بنزین گرون شده بود طرح زوج و فرد هم دائمی شده بود
تصمیم گرفتیم هر روز یکی ماشین بیاره
صبح می رفتیم دنبال هم و موقع برگشتن هم دم ماشین قرار می ذاشتیم باهم برمی گشتیم
اما روزهایی که نوبت امید بود وقتی می رفتیم جایی که ماشین رو صبح پارک کرده بود می دیدیم ماشین نیست و ما دست از پا درازتر پیاده برمی گشتیم خونه
فرداش امید می گفت من کار داشتم مرخصی ساعتی گرفتم زودتر رفتم
این اتفاق هی بیشتر می افتاد
تا اینکه یه روز من طاقتم تموم شد و گفتم من دیگه با شما نمیام خودم هر روز ماشین بیارم راحت ترم
امیر دوم اول روش نشد به امید بگه اما چند روز بعد که دوباره امید پیچوندش اون هم شاکی شد گفت من هم دیگه با تو نمیام و از اون به بعد ما دوتا امیر باهم رفتیم
چند وقت بعد امید رو تو محوطه ستاد دیدیم از همیشه خوشحال تر پرسیدیم جریان چیه؟ گفت من خدمتم تموم شد فوق قبول شدم می رم دانشگاه تا درسمم تموم بشه بابام شصت سالش می شه من هم تک فرزندم معاف می شم دوستان خداحافظ ما که رفتیم آسیا یاحق...
ما هم از صمیم قلب براش آرزوی موفقیت کردیم.. دیگه امید رو ندیدیم اما همیشه ذکر خیرش بود تا دوسال پیش که نزدیک سه سال از پایان خدمت ما می گذشت یه روز امیر بهم زنگ زد گفت بگو کیو دیدم الان تو خیابون..؟ امید رو دیدم با لباس نیروهوایی..!!
فوقش رو گرفته رفته معافی بگیره گفتند اون قانون شصت سال و تک فرزندی عوض شده باید بری ادامه خدمت در ضمن این بار بیست و چهار ماه
لازم به ذکره که زمان ما هفده ماه بود
امید عزیز فکر کنم دیگه الان خدمتش تموم شده و روزهای زیبایی رو در کنار خانواده محترمش سپری می کنه
Read more