ولی تا و که

Loading...


Unique profiles
82
Most used tags
Total likes
0
Top locations
Tehran, Iran, Qazvin, Tehran Province
Average media age
629 days
to ratio
19
. باور به خودمون بزرگ ترین کاری هست که در حق خودمون می تونیم انجام بدیم. خداوند در وجود ما قدرت و استعداد ...
Media Removed
. باور به خودمون بزرگ ترین کاری هست که در حق خودمون می تونیم انجام بدیم. خداوند در وجود ما قدرت و استعداد آفریدی که ما اگه خودمون بهش اعتقاد داشتیم الان کوه ها رو جا به جا کرده بودیم چه برسه به اهداف آکادمیک یا بهبود زندگی که داریم. باور به اینکه من میتونم درس بخونم و سخت ترین مباحث رو یاد بگیرم. باور به ... .
باور به خودمون بزرگ ترین کاری هست که در حق خودمون می تونیم انجام بدیم. خداوند در وجود ما قدرت و استعداد آفریدی که ما اگه خودمون بهش اعتقاد داشتیم الان کوه ها رو جا به جا کرده بودیم چه برسه به اهداف آکادمیک یا بهبود زندگی که داریم. باور به اینکه من میتونم درس بخونم و سخت ترین مباحث رو یاد بگیرم. باور به اینکه منم میتونم به زبان دیگه ای صحبت کنم. باور به اینکه من می تونم بلاگ خوبی داشته باشم و از طریقش با آدم هایی که شبیه من هستن و تفکراتشون جالبه آشنا بشم. باور به هرچیزی انقدر قدرتمنده که هیچ نیرویی در این جهان نمیتونه جلوش رو بگیره
.

بارها اینجا نوشتم که من کارشناسی دانشگاه آزاد بودم و میخواستم حتما بیام دانشگاه تهران. این یه مثال بسیار ساده است ولی برای این میگم که ملموسه. من اینو باور کردم و خودم رو دیدم و براش زحمت کشیدم. من باور کردم که باید فرانسه یاد بگیرم و صحبت کنم. با تمام وجودم بهش اعتقاد داشتم که من میتونم یاد بگیرم. خیلی ها همون موقع سر کلاس هم از من با استعدادتر بودن ولی شاید بعد از سه ترم رها کردن ولی من باور داشتم که میتونم یاد بگیرم و ممتد ادامه دادم. جدیدترین تجربه من در رابطه با همین باور یه نرم افزاری بود که فکر میکردم هیچ وقت برای رساله ام یاد نمیگیرم و وقتی امروز صبح به جواب رسیدم یه لحظه گفتم دیدی ۵ هفته است که باور کردی و یه بار دیگه شد
.

حرفم اینه که خیلی وقتها موفقیت از اون تفکر خود ما شکل میگیره. اگه من مدام به خودم بگم خب من اگه بخونم که دکترا قبول نمیشم، خب من اگه دکترا قبول شم که سر کار نمیرم، خب من اگه سر کار برم که پولدار نمیشم و این روند رو تا ساعت ها میتونم براتون بنویسم. ولی آخرش به چه نتیجه ای میرسیم؟ هیچی!‌ واقعا به هیچی و این هیچی هیچ وقت باعث نمیشه زندگی ما عوض بشه. من اگر هر روز هم از انگیزه بگم ولی تا جایی که اون باوری که ازش حرف میزنم وجود نداشته باشه این حرف ها چند ساعت اثر داره و ازبین میره
.
پس همین امشب یا هر وقت که این پست رو می خونین ببینین چیکار میخواین تو زندگی بکنین که نشده! همون رو روی یه کاغذ یا دفترچه بنویسین و در کنارش بنویسین چیا توی فکر شماست که مانع این باور شده . همون ها دقیقا در محدوده ذهن ماست که هیچ قدرت واقعی هم نداره و فقط میتونه دست بذاره روی باور ما به موفق شدن. همون هارو بذاریم کنار و هر وقت اومد توی ذهنمون بگیم من به این فرآیند و اینکه به نتیجه میرسم ایمان دارم. دیر و زود داره ولی شدنیه. اصلا تا الان کی این زندگی رو پیش برده؟ از این به بعد هم به بهترین شکل پیش می‌بره
Read more
Loading...
 #برا_دیدن_ویدئو_ورق_بزنید<span class="emoji emoji1f446"></span> . #اسپری_پوشش_دهنده_و_پرپشت_کننده_موقت_موی_سر . خیل از ...
Media Removed
#برا_دیدن_ویدئو_ورق_بزنید . #اسپری_پوشش_دهنده_و_پرپشت_کننده_موقت_موی_سر . خیل از خانم ها و آقایون هستن که علیرغم مشکل کم مویی ! ولی به دلایل شخصی ، اصلا دوست ندارن از هیچ کدوم از روشهای موجود فعلی ، مثل : روش کاشت مو با جراحی که اتفاقا کلی سختی و معایب هم داره ! و یا حتی روش ترمیم مو که ما در ... #برا_دیدن_ویدئو_ورق_بزنید👆
.
#اسپری_پوشش_دهنده_و_پرپشت_کننده_موقت_موی_سر
.
خیل از خانم ها و آقایون هستن که علیرغم مشکل کم مویی ! ولی به دلایل شخصی ، اصلا دوست ندارن از هیچ کدوم از روشهای موجود فعلی ، مثل : روش کاشت مو با جراحی که اتفاقا کلی سختی و معایب هم داره ! و یا حتی روش ترمیم مو که ما در موسان انجام میدیم که بدون دردو جراحی و براحتی انجام میشه ، برای مودار شدنشون استفاده کنن !
.
ولی بجاش همین افراد ، دوست دارن که فقط برای مواقعی که دلشون میخواد ، بطور موقت و فقط در چند ثانیه ، موهاشون پرپشت و زیبا دیده بشه در نگاه مخاطبین ! به همین خاطر از پودرهای تاپیک استفاده میکنن ولی متاسفانه پودرهای تاپیک ، مضرات و معایب زیادی برای مو و پوست سر شما داره و استفاده کردنش هم پُر از دردسره ....
.
ولی ما برای این دسته از افراد که در بالا گفته شد ، یک پیشنهاد جذاب و باحال داریم که برخلاف تاپیک : بدون کثیف کاری انجام میشه - بدون نیاز به تافت است - و موها بعد مصرفش قابل شانه کردنه ! اونم استفاده از اسپری پوشش دهنده و پرپشت کننده موقتِ HAIRFOR2 است که ساخت و محصول کشور آلمانه و دارای مجوز بهداشت از سازمان بهداشت این کشوره با تضمین عدم ایجاد حساسیت و ضرر برای پوست و موی شما !
.
اثر و ماندگاری این اسپری هم ، تا زمانی که استحمام انجام نشه حجم داخل مو و اثر این محصول باقی می مونه لذا ایرادهای تاپیک رو این محصول جذاب ، به هیچ وجه نداره !
.
📣خلاصه که ؛ این اسپری شگفت انگیز مناسب برای آقایان و بانوانی است که برای مودار شدن به هر دلیلی ، نمیخوان از روش ترمیم مو یا روش کاشت با جراحی استفاده کنند ! ولی بجاش ، میخوان که در عرض 5 ثانیه ! قبل از هر میهمانی ، موهاشون زیبا و‌ پُر بشه و در مجالس و میهمانیها موهایی پرپشت و زیبا داشته باشن ! 😊
.
راستی در صورت تمایل ، برای کسب اطمینان بیشتر قبل خرید ، میتونید به سایت اصلی کمپانی سازنده این محصول استثنایی که ساخت کشور آلمان است به این آدرس مراجعه کنید : www.hairfor2.com ، تا هم از اصل و اورجینال بودن این محصول مطمئن بشین و هم از مناسب بودن قیمتی که ما عرضه میکنیم به شما در مقایسه با معادل قیمتی که به دلار توسط خود کمپانی داره عرضه میشه .
.
.
🔴جهت کسب مشاوره رایگان یا سفارش و خرید این محصول
و ارسال به آدرس شما در سراسر ایران با شماره های دفتر
یا شماره موبایل های زیر تماس بگیرین : 👇
.
☎️ 021 88 79 70 77 / 021 88 66 45 71
.
📱0912 503 43 83 / 0912 118 13 42
.
📲تماس در تلگرام یا واتس اپ :
09125034383
.
.
💰قیمت سایز ۱۰۰ میلی : 150/000 تومان .
.
.
Read more
دستور از گوگل مواد لازم ۴ -۶ نفر 1 پیمانه پوره کدو تنبل 1/2 قاشق چ. مخمر فعال (مایه خمیر) 3/4 ...
Media Removed
دستور از گوگل مواد لازم ۴ -۶ نفر 1 پیمانه پوره کدو تنبل 1/2 قاشق چ. مخمر فعال (مایه خمیر) 3/4 پیمانه آب 1 قاشق غ شربت افرا (یا عسل) 1 قاشق چ نمک 2 و 1/4 پیمانه آرد (1-2 پیمانه دبگه هم آرد کنار دستتون باشه) 1 قاشق غ. تخمه کدو طرز تهیه: در ظرف بزرگی، آب ولرم رو با عسل مخلوط کنید و مخمر رو روش ... دستور از گوگل
مواد لازم
۴ -۶ نفر
1 پیمانه پوره کدو تنبل
1/2 قاشق چ. مخمر فعال (مایه خمیر)
3/4 پیمانه آب
1 قاشق غ شربت افرا (یا عسل)
1 قاشق چ نمک
2 و 1/4 پیمانه آرد (1-2 پیمانه دبگه هم آرد کنار دستتون باشه)
1 قاشق غ. تخمه کدو
طرز تهیه:
در ظرف بزرگی، آب ولرم رو با عسل مخلوط کنید و مخمر رو روش بپاشید، و بذارید 5 تا 10 دقیقه بمونه تا عمل بیاد. پوره ی کدو رو اضافه کنید و هم بزنید تا ترکیب بشن. آرد و نمک را اضافه کرده و هم بزنید.
تا مخلوط و یکدست بشن. خمیر را برای حدود 10 دقیقه ورز بدید. (من یک و نیم پیمانه دیگه هم آرد کم کم بهش اضافه کردم!! چون خیلی چسبناک بود. دستتون هم میتونید چرب کنید که کار با خمیر راحت تر بشه.) خمیر را در یک کاسه چرب شده بگذارید.
90 دقیقه استراحت بدید یا تا زمانی که حجمش دوبرابر بشه.
بعد با اندکی ورز، هوای خمیر رو خارج کنید و اون رو به 8 قطعه تقسیم کنید. سطح کار رو آردپاشی کنید. هر قطعه را به شکل یک توپ دربیارید. 4 تا نخ که اول دوتاشو به صورت + قرار دادید و دوتای دیگه هم بین دو نخ قبلی گذاشتید، رو آماده کرده و هر تیکه ی خمیر رو روی تخ ها قرار داده و لبه های نخ رو بالا آورده و روی خمیر گره بزنید، اینطوری خمیر شبیه کدو تنبل میشه، بعد اضافه ی نخ ها رو بریده و خمیرهای آماده شده رو توی سینی فر بچینید.
روش رو با سلفون بپوشونید و 30 دقیقه دیگه اجازه بدید استراحت کنه، فر را با دمای 350 درجه فارنهایت، 175 درجه سانتیگراد، از قبل روشن و گرم کنید و خمیرها رو به مدت 20-15 دقیقه تو فر بپزید.من چهارتا از نون ها رو با نخ درست کردم و چهارتاش رو با چاقو خط انداختم. چون نخ مخصوص نداشتیم و مطمعن نبودم که نتیجه خوب میشه یا نه... ولی هر دو مدل خوب بود.
بعداز سرد شدن، نخ ها را با دقت ببرید و دانه های کدو تنبل را در بالای نون‌ها قراربدید. یا قبل از پخت روی نون ها قرار بدید بافت نون رو توی عکس میبینید، زمان مناسب رو شما خودتون بنا به دما و نوع فرتون تنظیم کنید.من بعد از پخت تا نونا گرم بود یه تکه کوچیک کره روشون گذاشتم که براق و زیباتر بشه، اونجاهای نون که کره بهش نرسیده کمرنگ تر دیده میشه.
این دستور رو توی یه پیج معتبر خارجی دیدم و ترجمه کردم. فقط خیلی مقدار آرد دستور کم بود و خمیر خیلی سخت درست شد و کلی آرد اضافه کردم اما در کل به زحمتش می ارزید. من روی دوتا از نونا گردو گذاشتم و روی بقیه تخمه آفتابگردون! ولی تو دستور مغز تخمه کدو هستش.
Read more
افراطی‌ترین جلسه تمرین عمرم کدام بود؟ «افراطی‌ترین کارهایی که تا به حال در تمرین خود انجام داده‌اید ...
Media Removed
افراطی‌ترین جلسه تمرین عمرم کدام بود؟ «افراطی‌ترین کارهایی که تا به حال در تمرین خود انجام داده‌اید چه بوده؟ چیزهایی که وقتی به گذشته نگاه می‌کنید با تعجب به خودتان بگویید چه فکری می‌کردم که چنان کاری انجام دادم!؟» برانچ وارن: یک جلسه کشنده در متروفلکس وقتی در سنین نوجوانی بودم، جلسات تمرین ... افراطی‌ترین جلسه تمرین عمرم کدام بود؟ «افراطی‌ترین کارهایی که تا به حال در تمرین خود انجام داده‌اید چه بوده؟ چیزهایی که وقتی به گذشته نگاه می‌کنید با تعجب به خودتان بگویید چه فکری می‌کردم که چنان کاری انجام دادم!؟» برانچ وارن: یک جلسه کشنده در متروفلکس
وقتی در سنین نوجوانی بودم، جلسات تمرین پای زیادی داشتم که احمقانه بود، ولی وقتی در آن سنین هستید می‌توانید چنان افراط‌گری‌هایی داشته باشید. یک جلسه هم بود که چند سال پیش انجام دادم و آنرا به‌‌عنوان یکی از سخت‌ترین جلسات پایی به‌شمار می‌آورم که تا به حال اجرا کرده‌ام. برایان دابسون (صاحب باشگاه متروفلکس) در آن جلسه، من، جانی جکسون و دوست من مت لهر را تمرین داد. تابستان بود، بنابراین باید برای مسترالمپیا تمرین می‌کردم. تمرین با سوپرست چهل تکراری جلوپا ماشین و ست‌های 10 تکراری اسکوات شروع شد و هر ست بر مقدار وزنه‌ها افزوده می‌شد. در آخرین ست، 220 کیلوگرم روی هالتر بود و قسم می‌خورم که حس می‌کردم در حال اجرای اسکوات با وزنه 450 کیلویی هستم. در هک اسکوات و پرس پا از ست‌های نزولی استفاده کردیم، سپس از باشگاه بیرون رفتیم تا در دمای 40 درجه، حرکت لانج را در پارکینگ اجرا کنیم.
پس از آن، به داخل باشگاه برگشتیم برای تمرین همسترینگ. یادم نیست که آیا جانی دچار تهوع شد یا نه، ولی یادم هست که مت دچار شد. آن جلسه یکی از معدود دفعاتی بود که در طول آن با خودم فکر کردم: «می‌خواهم زودتر از این تمرین خلاص شوم.» وقتی تمرین تمام شد، روی زمین دراز کشیدم و فکر کنم تا یک ساعت در همان حالت ماندم. یک بطری آب کنارم بود و ناچار شدم تمام آنرا روی سر و صورتم خالی کنم برای اینکه بتوانم از جایم بلند شوم. همانطور که گفتم، در سنین جوانی چنین تمرینی خیلی سخت نیست، ولی وقتی نزدیک چهل سال داشته باشید، می‌تواند برایتان غیر قابل تحمل باشد.
Read more
 #hummus سلام دوستان<span class="emoji emoji1f64b"></span>‍♀️<span class="emoji emoji1f618"></span><span class="emoji emoji1f618"></span><span class="emoji emoji1f618"></span>ا . . نمیدونم تا حالا حُمص خوردین یا نه! من اولین بار حدود ۲۰ سال پیش ...
Media Removed
#hummus سلام دوستان‍♀️ا . . نمیدونم تا حالا حُمص خوردین یا نه! من اولین بار حدود ۲۰ سال پیش تو یه رستوران لبنانی توی دبی خوردم و خیلی ازش بدم اومد ولی الان چند سالی هست که عاشقش شدم علتشم فکر میکنم مال ارده ایه که اونا استفاده میکنن کلی گشتم تا یه ارده خوشمزه پیدا کردم که تلخ نباشه، ارده اگر ... #hummus
سلام دوستان🙋‍♀️😘😘😘ا
.
.
نمیدونم تا حالا حُمص خوردین یا نه! من اولین بار حدود ۲۰ سال پیش تو یه رستوران لبنانی توی دبی خوردم و خیلی ازش بدم اومد😖 ولی الان چند سالی هست که عاشقش شدم😍 علتشم فکر میکنم مال ارده ایه که اونا استفاده میکنن کلی گشتم تا یه ارده خوشمزه پیدا کردم که تلخ نباشه، ارده اگر زیادی استفاده بشه حمص رو تلخ میکنه(به نظر من) من اون طعم تلخی رو اصلا دوست ندارم اونی که خود عربا درست میکنن معمولا خیلی تلخه🤔 ولی تو رستورانای عربی تهران هر جا خوردم بسیار خوشمزه بوده امروز براتون ورژن مریم پزش رو آموزش میدم😊
.
.

#حُمص_معجزه_چاشنی

مواد لازم:
نخود پخته یک لیوان بزرگ=۳۰۰ گرم
ارده یک سوم پیمانه
سیر دو حبه
آب لیمو ترش تازه ۴ تا ۵ قاشق سوپخوری
نمک به میزان لازم
روغن زیتون به میزان لازم

طرز تهیه:
اگر از کنسرو نخود استفاده میکنید نخود پخته رو در آبکش بریزید و زیر آب خوب بشورید، اگر مثل من نخود رو خودتون میپزید از شب قبل یک لیوان سرخالی نخود رو با آب و کمی نمک خیس کنید، روز بعدش آب نخود رو خالی کنید و نخود رو در زودپز بریزید، آب و کمی نمک اضافه کنید و در زودپز رو ببندید و بعد از اینکه صدای سوتش بلند شد شعله رو ملایم کنید و حدود ۴۵ دقیقه بپزید و بعد از پخت نخود رو آبکش کنید (با کنسرو نخود کار خیلی سریع تر انجام میشه وگرنه فرق خاصی ندارن) من پوست نخودها رو هم جدا کردم خیلیم راحت کنده میشه که حمصم کاملا کرم مانند و صاف بشه(الزامی نیست) نخود که آماده شد یک قاشق از نخود پخته رو کنار بگذارید و بقیه اونو در دستگاه غذاساز یا مجیک بولت یا مخلوط کن بریزید و تا جایی که ممکنه لهش کنید، بعد ارده، کمی نمک، سیر رنده شده و آب لیمو رو اضافه کنید، برای اینکه حمص نرم و کرم مانند بشه باید کمی آب سرد اضافه کنید تا به اون حالت کرمی و لطیف برسه و غلظتش کم بشه، یه فوت کوزه گری داره که اونم اضافه کردن چند تکه یخ به حمصه، یخ باعث میشه هم آب حمص تامین بشه هم بر اثر هم زدن و روشن بودن دستگاه، حمص گرم نشه،در آخر نمک و آب لیموشو چک کنید، حمص رو در یک کاسه بریزید و کمی صاف کنید، با پشت قاشق وسط حمص یک گودی ایجاد کنید(شبیه یک حوض بشه) اون یک قاشق نخودی رو که ابتدای کار کنار گذاشته بودید وسط حمص بریزید و روی اونو با روغن زیتون پر کنید، دور تا دور لبه حمص رو هم با فلفل قرمز تزیین کنید یا اگر مثل من بهش حساسیت دارید پاپریکا رو جایگزین کنید. حمص رو در کنار نان پیتا و انواع سبزیجات خام به عنوان پیش غذا سرو کنید و حالشو ببرید😋😍
.
.
.
#آشپزی_مدیترانه_ای #معجزه_چاشنی
Read more
آسمان را بنگر: که هنوز بعد صدها شب و روز مثل آن روز نخست گرم و آبی و پر از مهر به ما میخندد یا زمینی ...
Media Removed
آسمان را بنگر: که هنوز بعد صدها شب و روز مثل آن روز نخست گرم و آبی و پر از مهر به ما میخندد یا زمینی را که دلش از سردی شبهای خزان نه شکست و نه گرفت: بلکه از عاطفه لبریز شد و نفسی از سر امید کشید، و در آغاز بهار دشتی از یاس سپید زیر پاهامان ریخت تا بگوید که هنوز پر امنیت احساس خداست! ماه من غصه چرا؟؟ ... آسمان را بنگر:
که هنوز
بعد صدها شب و روز
مثل آن روز نخست
گرم و آبی و پر از مهر به ما میخندد
یا زمینی را که دلش از سردی شبهای خزان
نه شکست و نه گرفت:
بلکه از عاطفه لبریز شد و نفسی از سر امید کشید،
و در آغاز بهار
دشتی از یاس سپید زیر پاهامان ریخت
تا بگوید که هنوز
پر امنیت احساس خداست!
ماه من غصه چرا؟؟ تو خدا داری و هر شب و روز،
آرزویش همه آرامش توست!
دل به غم دادن و از یاس سخنها گفتن
کار آنهایی نیست که خدا را دارند!
غم اندوه اگر هم روزی، مثل باران بارید.
یا دل شیشه ای ات، از لب پنجره عشق زمین خورد و شکست، با نگاهت به خدا:چتر شادی وا کن
و بگو با دل خود
که خدا هست و خدا هست هنوز!
او همانیست که در تارترین لحظه شب
راه نورانی امید نشانم می داد،
او همانیست که هر لحظه دلش می خواهد،
همه زندگی ام غرق شادی باشد!
غصه اگر هست بگو تا باشد،
معنی خوشبختی، بودن اندوه است!
این همه غصه و غم
این همه شادی و شور
چه بخواهی و چه نه میوه یک باغ ند
همه را با هم و با عشق بچین، ولی از یاد مبر
پشت هر کوه بلند
سبزه زاری است پر از یاد خدا و در آن باز کسی میخواند
که خدا هست
خدا هست
خدا هست! هنوز...
Read more
Loading...
. قسمت دوم بررسی ترک جهان فاسد . کسی نمیشنود ما را . اگر که رویِ سخن داری و درد حرف زدن داری اگر ...
Media Removed
. قسمت دوم بررسی ترک جهان فاسد . کسی نمیشنود ما را . اگر که رویِ سخن داری و درد حرف زدن داری اگر دهانِ خودت هستی اگر زبان خودت هستی به گوش هایِ خودت رو کن . در تمام طول شعر شاعر داره مخاطب رو دعوت میکنه به اینکه قید بقیه رو بزنه و خودش تنهایی و توی انزوا برای خودش کاری انجام بده. اینجا هم از این قاعده ... .
قسمت دوم بررسی ترک جهان فاسد
.
کسی نمیشنود ما را
.
اگر که رویِ سخن داری
و درد حرف زدن داری
اگر دهانِ خودت هستی
اگر زبان خودت هستی
به گوش هایِ خودت رو کن
.
در تمام طول شعر شاعر داره مخاطب رو دعوت میکنه به اینکه قید بقیه رو بزنه و خودش تنهایی و توی انزوا برای خودش کاری انجام بده. اینجا هم از این قاعده مستثنی نیست. میگه کسی به ما توجهی نمیکنه پس اگر حرفی برای گفتن داری و این حرف از دل خودته و نه نقل قول کس دیگه، پس باید این حرف رو اول برای خودت بزنی. تا زمانی که برای خودت این حرف رو بازگو نکنی (و طبعا بهش عمل نکنی) هیچ اتفاق خاصی نمیوفته!
.
دو تا بریده یِ از شانه
دو تا خجول دو دیوانه

منم دو دست که میخواهم
بغل بگیرمت ای جنگل
تفقدی نظری چیزی
به این دو ساقه یِ کم رو کن

ترکیب «دو تا بریده ی از شانه» ناخوداگاه من رو یاد «دو تا دستام دو تا پاروی بی قایق» انداخت!

اینجا جنگل در نقش همون دریا توی دو بند بالاتر ظاهر شده. دو دستی که از شانه جدا شدن و ریشه ندارن و از این بابت خجول (شرمنده) هستن.
ولی با این حال میخوان برگردن به آغوش جنگل. و از جنگل میخوان این دو دستِ کم‌رو رو در آغوش بگیره.
.
مسم که پخش و پلا هستم
دچار درد و بلا هستم
.
تو عادلی که طلا هستی
.
به کیمیای مساواتت
تو را بدل به خودت اما
مرا بدل به ترازو کن
.
«مس و طلا» از مقایسه های همیشگی ادبیات نمادین ما هستن. بعلاوه، «کیمیا» علمی بوده که هدفش تبدیل مس به طلا بوده!
.
شاعر میگه من مس هستم و تو طلا هستی. .
«عدالت آن است که هرموجودی به میزان حق، استعداد و لیاقت خود سهمی دریافت کند»
مساوات هم که یعنی برابری.
.
تو عادلی و استحقاق طلا بودن داری. و کیمیای تو «مساوات» هست. یعنی اگر روی این مس کیمیا رو انجام بدی، قاعدتا باید تبدیل به طلا بشه ولی طبق مساوات تبدیل به ترازو میشه.
اما چرا ترازو؟ ترازو همیشه نماد معیار و برابری هست. ترازو فارغ از اینکه چه چیزی رو بذارن روش، وزن اون رو نشون میده! چه دو کیلو طلا باشه چه دو کیلو مس، براش فرقی نداره. پس شاعر میگه که کیمیای واقعی طلا شدن مس نیست! بلکه فراغت از رنگ و جنس و قیمته! بلکه تبدیل به معیار شدنه.
عدل یعنی یکی طلا و یکی مس باشه و مساوات یعنی بین این دو تبعیض قائل نشیم و مثل ترازو باشیم و به ظاهر توجهی نکنیم.
.
تو را ببوس که لب هایت
هنوز طعمِ عسل دارد
.
تو را بخواه که آغوشت
هنوز میلِ به بغل دارد
.
تو را بکار و شکوفا شو
تو را بچین و تو را بو کن
.
در نهایت هم به پیام اصلی شعر که اتکا به خود برای رسیدن به شکوفایی هست تاکید میشه. .
ادامه در کامنت
#بررسی_ابراهیم
Read more
<span class="emoji emoji26ab"></span><span class="emoji emoji1f535"></span> #آرشیو . به مناسبت تولد 77 سالگی ماریو کورسو اسطوره اینتر<span class="emoji emoji1f499"></span>🖤 . سلام ماریوی عزیز حالت چطوره؟امیدوارم ...
Media Removed
#آرشیو . به مناسبت تولد 77 سالگی ماریو کورسو اسطوره اینتر🖤 . سلام ماریوی عزیز حالت چطوره؟امیدوارم خوب خوب باشی،راستش خیلی دلم برات تنگ شده اما حالا حالاها دلم نمیخواد ببینمت،میدونم که دلیلشو میدونی... . یادش بخیر اون روزا میگفتن خدا از نظرها غایبه ولی من قسم می خورم که پای خدارو دیدم... پای ... ⚫🔵
#آرشیو
.
به مناسبت تولد 77 سالگی ماریو کورسو اسطوره اینتر💙🖤
.
سلام ماریوی عزیز حالت چطوره؟امیدوارم خوب خوب باشی،راستش خیلی دلم برات تنگ شده اما حالا حالاها دلم نمیخواد ببینمت،میدونم که دلیلشو میدونی...
.
یادش بخیر اون روزا میگفتن خدا از نظرها غایبه ولی من قسم می خورم که پای خدارو دیدم...
پای چپ خدارو...با همین دو تا چشمام...یادم میاد هیچکس نبود که از پای چپ تو ترس نداشته باشه،حتی دینو زوفی که بهترین دروازه بان اون زمان بود یادمه یه بار گفت که تو این دنیا از هیچ چیز به اندازه ضربات کاشته ی تو نمیترسه.
.
هنوزم که هنوزه تو رو یکی از بهترین چپ پاهای تاریخ ایتالیا میدونن...بازی های طلایی تو رو تو تیم افسانه ای هررا خیلی خوب یادم میاد و انقد از تو برای پسرم لورنزو تعریف می کردم که حد نداشت...اشکات رو بعد از خوندن سرگذشتم هیچوقت از یاد نخواهم برد...اون روزی که لورنزو به خونه ی تو اومد و از بزرگ ترین هوادارت برات صحبت کرد...از مردی که مرگ رو به زندگی در تالار آینه ترجیح داد...مردی با ساعتی یخ زده بر مچ...با بلیط هایی رنگ و رو رفته تو جیب و بقچه ای از خاطراتی قدیمی تو کنج قلبش
.
بی خیال رفیق دلم نمیخواد تو روز تولدت اوقاتت رو تلخ کنم. این نامه رو صرفا برای این نوشتم که بدونی دل همه ی ما تو این دنیا برات تنگ شده. از همه بیشتر هلنیو[هررا] غر میزنه و از نبود یه هافبک چپ عالی مثل تو شاکیه ولی شاید هررا تنها مربی باشه که دلش نمیخواد تیمش هیچوقت تقویت بشه برعکس نرئو روکو مربی میلان که دلش میخواد چند تا یار جدید به خط دفاع تیمش اضافه بشه...هه هه هه شوخی کردم...همه ما دوست داریم تیم INTER4EVER تو بهشت تا سالهای سال لنگ یه هافبک چپ فوق العاده باشه تا وقتی که تو بیای و بازم تو مستطیل سبز با پای چپ خداییت غوغا به پا کنی
.
تولد 77 سالگیت رو به همراه جولیانو[سارتی]که به تازگی پیراهن شماره 1 تیم ما رو به تن کرده،آرماندو[پیکی] که سالهای ساله اینجاست و هنوزم کاپیتانه،جاچینتو[فاکتی] که شاید بیشتر از همه از بازی با تو لذت برده،جوزپه[مه آتزا] (که با اختلاف اینجا هم بهترین گلزن تاریخ باشگاهه ولی دستگاه های شمارش شما تو اون دنیا روی عدد 284 قفل شدن) و رؤسای بزرگ تاریخمون یعنی آنجلو موراتی و جیووانی پارامتیوتی جشن میگیریم...به امید تعویق در دیدارمون💙🖤
_
#Inter_Iran
Read more
Loading...
 #معمول مواد لازم: خرما: ۳۰۰ گرم کره: صد گرم آرد: یک و یک چهارم پیمانه گلاب: یک دوم قاشق غذاخوری شیر: ...
Media Removed
#معمول مواد لازم: خرما: ۳۰۰ گرم کره: صد گرم آرد: یک و یک چهارم پیمانه گلاب: یک دوم قاشق غذاخوری شیر: دو قاشق غذاخوری دارچین: یک قاشق چایخوری طرز تهیه:  مواد لازم رو  آماده کنید و روی میز کار بذارید. برای اطلاع از نحوه ی صحیح استفاده از پیمانه های اندازه گیری به این پست مراجعه کنید. ظرف ... #معمول

مواد لازم:
خرما: ۳۰۰ گرم
کره: صد گرم
آرد: یک و یک چهارم پیمانه
گلاب: یک دوم قاشق غذاخوری
شیر: دو قاشق غذاخوری
دارچین: یک قاشق چایخوری

طرز تهیه: 
مواد لازم رو  آماده کنید و روی میز کار بذارید. برای اطلاع از نحوه ی صحیح استفاده از پیمانه های اندازه گیری به این پست مراجعه کنید. ظرف یا پاکت آرد رو با قاشق هم بزنید، پیمانه ها رو با قاشق پر کنید و سر پیمانه رو صاف کنید. آرد رو حتما دو بار الک کنید. شیر و کره باید هم دمای محیط باشن. می تونید از کره حیوانی (کره صبحانه) یا کره گیاهی (مارگارین) استفاده کنید. درصورتیکه رژیم بدون لاکتوز دارید، شیر بادوم رو جایگزن شیر کنید.
برای آماده کردن مواد میانی، انواع خرماهای موجود در بازار قابل استفادن. محدودیتی در نوع خرما وجود نداره و فقط روش پوره کردنش متفاوته. برای لِه کردن خرمای نوع نرم، بدون هیچ ابزاری بعد از پوست کندن و هسته گرفتن، خرما رو با چنگال لِه کنید. ولی اگر خرما از جنس سفت تره، خرما رو خرد کنید و با یک چهارم پیمانه آب روی حرارت ملایم بذارید، تا جایی که خرما نرم و آب موجود بخار شه و بعد با چنگال له کنید. در بعضی سایت ها هم استفاده از چرخ گوشت یا غذاساز برای خرمای سفت توصیه شده.
من از همین خرماهای بسته ای موجود در سوپرمارکت استفاده کردم. برای اینکه راحت تر پوست خرما جدا شه و تمیز هم شده باشه، روی خرما آب جوش بریزید. حواستون باشه فقط در حد خیس شدن روی اون آب می ریزیم، وگرنه بافت خرما شُل و بدطعم می شه. 
خرما ها رو پوست بکنید و هسته رو از وسطش در بیارید.
دارچین رو اضافه کنید. می تونید میزان دارچین رو نصف کنید و یک دوم قاشق چایخوری هِل اضافه کنید.
قبل از آماده کردن خمیر، فر رو روی ۱۸۰ درجه سانتی گراد معادل ۳۵۰ درجه ی فارنهایت یا درجه ی ۴ فر روشن کنید تا گرم شه. سینی شیرینی پزی رو کاغذ روغنی بندازید و آماده بذارید.
آرد الک شده رو در یک کاسه تمیز بریزید. 
خرما و ادویه رو خوب با چنگال له کنید تا یکدست شه. وجود رگه های خرما مشکلی ایجاد نمی کنه همین که یکدست شه کافیه. کاسه مواد میانی رو کنار بذارید و خمیر رو آماده کنید.
کره رو به آرد اضافه کنید و با نوک انگشتان، چنگال  از آرد روی کره بریزید و با هم مخلوط کنید. وقتی آرد به شکل خرده بیسکویت در اومد و کره مخلوط شد، شیر و گلاب رو اضافه کنید. نیازی نیست کره و آرد یکدست شه، به شکل تیکه ای که دربیاد کافیه و مواد تر رو اضافه کنید. 
بعد از اضافه کردن مایعات، خمیر رو به آرومی با دست ورز بدید تا یکدست شه.
وقتی خمیر یکدست شد کافیه. ورز زیاد باعث روغن انداختن خمیر می شه. خمیر و مو
Read more
. #شامی_نارنجی #آشپزی #شامی #شامی_نارنجی #غذای_آسان #خوشمزه #غذای_رنگ #خلاقیت #تنوع . <span class="emoji emoji1f4cc"></span> علت ...
Media Removed
. #شامی_نارنجی #آشپزی #شامی #شامی_نارنجی #غذای_آسان #خوشمزه #غذای_رنگ #خلاقیت #تنوع . علت نارنجی بودن شامی نارنجی، نارنجی بودن هویج و عدس قرمز ، پنیر چدار است این شیوه سرخ کردن غذاها با کنجد ، مخصوص ژاپنی هاست. مواد لازم برای تهیه شامی نارنجی : عدس قرمز 125 گرم پیاز 1 عدد هویچ ریز رنده ... .
#شامی_نارنجی
#آشپزی #شامی #شامی_نارنجی #غذای_آسان #خوشمزه #غذای_رنگ #خلاقیت #تنوع .
📌 علت نارنجی بودن شامی نارنجی، نارنجی بودن هویج و عدس قرمز ، پنیر چدار است

این شیوه سرخ کردن غذاها با کنجد ، مخصوص ژاپنی هاست. 🍥مواد لازم برای تهیه شامی نارنجی :
عدس قرمز 125 گرم
پیاز 1 عدد
هویچ ریز رنده شده 250 گرم
پنیر چدار رنده شده 100 گرم
آرد سوخاری 150 گرم
* کنجد 35 گرم
تخم مرغ 2 عدد * کنجد ( ولی من خیلی بیشتر ریختم. تقریبا نصفی آرد نصفی کنجد ) 🍥طرز تهیه شامی نارنجی :
عدس را با دو لیوان آب بگذارید بپزد تا نرم شود. هر از گاهی هم بزنید که ته نگیرد. اگر آب آن کم شد به آن آب اضافه کنید. ولی در نهایت نباید آب داشته باشد بگذارید سرد شود. حالا با پیاز رنده شده و هویج رنده شده و چدار رنده شده و 40 گرم از آرد سوخاری و نمک و فلفل آن را میکس کنید.
مخلوط کاملا نرمی بدست می آید ولی آنقدر خمیری نیست که بتواند به تنهایی فرم خودش را حفظ کند.
کنجد و آرد سوخاری را مخلوط کنید و تخم مرغها را هم با 2 قاشق غذاخوری آب داخل یک کاسه بزنید تا یکنواخت شود.
با یک قاشق غذاخوری، یک قاشق از مخلوط کف دستتان بریزید و گلوله اش کنید ( اگر دستتان را مرتب خیس کنید ، به دستتان نمی چسبد) و بعد داخل تخم مرغ بغلطانید و بعد هم داخل کنجد. کمی با کف دست به آن فشار بدهید که پهن شود. همه را داخل یک سینی که کاغذ روغنی کف آن گذاشتید بچینید و برای نیم ساعت داخل فریزر بگذارید. می توانید در همین مرحله چند تا چند تا داخل زیپ لاک بسته بندی کنید و فریز کنید برای هر موقع که عجله داشتید و وقت غذا پختن ندارید. خیلی راحت از فریزر در بیاورید و مستقیما داخل روغن داغ سرخ کنید و نوش جان کنید)
حالا با روغنی که حسابی داغ شده، روی حرارت متوسط سرخشان کنید. هر طرف 3 دقیقه. تا زمانی که طلایی شوند.
Read more
ما قبول داریم که برای ازدواج قطعا نیاز به هزینه کردن است؛ هم شروع یک زندگی و هم ادامه دادن آن به خرج و مخارج ...
Media Removed
ما قبول داریم که برای ازدواج قطعا نیاز به هزینه کردن است؛ هم شروع یک زندگی و هم ادامه دادن آن به خرج و مخارج ضروری نیاز دارد ولی نمی‌توانیم این را هم بپذیریم که تا صد در صد امکانات مادی مهیا نباشد نباید اقدام به ازدواج کرد. متاسفانه در بین جوانان ما فرهنگی باب شده است که کاری که برای ما یک درآمد خوب نداشته ... ما قبول داریم که برای ازدواج قطعا نیاز به هزینه کردن است؛ هم شروع یک زندگی و هم ادامه دادن آن به خرج و مخارج ضروری نیاز دارد ولی نمی‌توانیم این را هم بپذیریم که تا صد در صد امکانات مادی مهیا نباشد نباید اقدام به ازدواج کرد.
متاسفانه در بین جوانان ما فرهنگی باب شده است که کاری که برای ما یک درآمد خوب نداشته باشد را نباید از همان ابتداء آغاز کرد و خانواده‌های دختردار نیز تا کار پسر را نپسندند، به راحتی به او دختر نمی‌دهند. تا تفکر ما این‌گونه باشد نه ازدواجی صورت خواهد پذیرفت و نه جوانی سرو سامان پیدا خواهد کرد.
اگر مبنای خودمان را بگذاریم تلاش کردن و جنم داشتن یک جوان، ممکن است از بن بست بیرون بیاییم؛ ما به دنبال این نیستیم که ماجرای تخم مرغ و مرغ را مطرح نماییم و به دنبال مقصر بگریدم ولی آن‌چه که پیداست این است که نه جوان‌های ما آن‌چنان کاری، پرتلاش و اهل سختی کشیدن هستند و نه دختران و خانواده‌های آنها به راحتی به کسی که امکانات کافی زندگی ندارد ولو به این‌که در حال تلاش است و راه رسیدن به موفقیت را بلد است جواب مثبت می‌دهند.
برای این‌که به عمق ماجرا پی ببریم به سوال یکی از کاربران محترم سایت رهروان ولایت با عنوان "با این وضعیت از دختر همسایه خواستگاری کنم؟" اشاره می‌کنیم که ایشان در سوال خود بیان کرده‌اند: " من ۲۷ سال دارم و بچه روستاهستم. در حال حاضر شغل ندارم و خیلی جاها برای شغل گشتم. بعضی روزها برای اداره پست کار می‌کنم شاید روزی 20000 تومان هم درآمد نداشته باشم و البته دائمی نیست و بعضی روزها هست. در حال حاضر هم بیکارم. بدن ضعیفی دارم و نمی‌توانم کارهای سخت انجام دهم. می‌خواهم وامی بگیرم و ماشینی بخرم و مسافر جابجا کنم. جدیدا هم عاشق دختر همسایه‌مان شده‌ام. به نظر شما آیا اقدام به خواستگاری کنم یا نه؟" در پاسخ به سوال این کاربر محترم و در راستای مطالبی که بیان شد بید بگوییم که طبعا نمی‌شود در مساله شما که بحث کار و ازدواج‌تان است، نبود موقعیت‌های شغلی و عدم حمایت مناسب مسئولان در بحث تأمین نیازهای افراد تولید کننده و کارآفرین را نادیده گرفت ولی ذکر این مطلب نیز ضروری است که گاه توقعات بالای ما و تا حدودی راحت‌‍طلبی و نبود نگاه خلاقانه باعث می‌شود که در زمینه پیدا کردن شغل دچار مشکل شویم؛ به عقیده ما هر کس وظیفه خود را باید در زمان مناسب انجام دهد، یعنی شما تلاش خودت را انجام دهی و در سمت مقابل نیز خانواده دختر معیار خواستگار را صرفا بر مبنای مادیات قرار ندهند.

‌ادامه مطلب در قسمت نظرات...

#خانواده #محبت #زندگی #رابطه #دل #دوستی #ناامیدی #شغل #ازدواج
Read more
سوال: سلام، دانشجو ترم یک هستم و به یک دختر خانم که حدودا کمتر از یک سال از من بزرگتر است علاقمندم سن ما ...
Media Removed
سوال: سلام، دانشجو ترم یک هستم و به یک دختر خانم که حدودا کمتر از یک سال از من بزرگتر است علاقمندم سن ما حدود 18تا19 سال است و به ایشان محبت زیادی دارم و این کار موجب اذیت شدن ایشان در بین دوستان می شود. حال من از چه طریقی می توانم این وضعیت را بهبود بخشیم و به ازدواج ختم کنم؟ با عرض سلام و احترام به شما کاربر ... سوال: سلام، دانشجو ترم یک هستم و به یک دختر خانم که حدودا کمتر از یک سال از من بزرگتر است علاقمندم سن ما حدود 18تا19 سال است و به ایشان محبت زیادی دارم و این کار موجب اذیت شدن ایشان در بین دوستان می شود. حال من از چه طریقی می توانم این وضعیت را بهبود بخشیم و به ازدواج ختم کنم؟

با عرض سلام و احترام به شما کاربر گرامی

پاسخ اجمالی:

تنها راه برای بهبود بخشیدن این قضیه، در جریان گذاشتن عشق و علاقه خود با خانواده تان و جویا شدن نظرات آنها می باشد. در نهایت هم از یک نفر واسطه کمک بگیرید تا قضیه علاقه شما نسبت به آن دختر خانم را پیگیری کند تا در صورت تناسب و همخوانی اقدام به خواستگاری کنید.

پاسخ تفصیلی:

کاربر محترم؛ اگر شما به این دختر خانم علاقه مند هستید، می توانید وی را به عنوان یک گزینه برای ازدواج در نظر بگیرید؛ ولی همان طور که بیان کردید ابراز علاقه شما به این طریق باعث اذیت شدن خود این دختر در بین دوستانش می شود.
تنها راه برای بهبود کردن این وضعیت این است که تا آماده شدن شرایط ازدواج از تعمیق روابط و برقراری ارتباط دوستانه با او پرهیز کنید و شایسته است خانواده خودتان را در جریان عشق و علاقه تان بگذارید و آنها را در جریان قرار دهید و نظر آنها را جویا شوید، تا زودتر به نتیجه برسید و در صورت فراهم شدن شرایط ازدواج، برای خواستگاری و ازدواج اقدام کنید. این طوری به صورت هدفمند می توانید صبر کنید و تکلیف تان مشخص می شود. البته قبل از هر چیز باید معیارها و ملاک های ازدواج را با این دختر را تطبیق دهید و در صورت تناسب و همخوانی اقدام به خواستگاری کنید. پس در این راستا شما باید اول با خانواده تان در لفافه حرف بزنید که اصلا فضای معنوی خانه ی شما تحمل اضافه شدن یک نفر دیگر را دارد یا نه، بعد در رابطه با معیار ها حرف بزنید، بعدش هم یک نفر را پیدا کنید که از دختر خانم بپرسد (خواهر-مادر-همسر دوست متاهل ولی ترجیحا خودتان اقدام نکنید) البته می دانیم که مطرح کردن این قضیه با خانواده سخت است ولی این را بدانید که بحث زندگی در میان می باشد آن هم نه فقط خودت بلکه آینده ی دو نفر و دو تا خانواده هست.
کاربر محترم در مورد یک سال بزرگتر بودن این دختر خانم هم باید توجه داشته باشید، این اختلاف سنی با وجود شرایطی مضر نیست و بزگتر بودن سن دختر، معیار اساسی خوشبختی نمی باشد. در صورتی که:
1. ظاهر اندام و چهره دختر، این بزرگتر بودن را نشان ندهد.
2. دختر دارای تمام معیارها و کفویتهای یک انتخاب مناسب باشد.

#خانواده #محبت #زندگی #رابطه #دل #دوستی #همسر_خوب #همسر #زندگی_خوب #عشق #ابراز_علاقه #دانشگاه
Read more
Loading...
. دلتنگی چیز عجیبیه؛ نیست؟ دلتنگ برای یه سری #خاطرات و احساسات که مرورشون علاوه بر #لبخندی که همراهشون ...
Media Removed
. دلتنگی چیز عجیبیه؛ نیست؟ دلتنگ برای یه سری #خاطرات و احساسات که مرورشون علاوه بر #لبخندی که همراهشون هست، درد هم میارن. صحنه ها و خاطراتی که عاشقشون هستی و توی اون لحظه ها، لبریز از #شادی بودی.. ولی حاضر نیستی برگردی. وقتی که از جایی که هستی راضی هستی. وقتی که میدونی، اگه برگردی، یه سری درد و ... .
دلتنگی چیز عجیبیه؛ نیست؟
دلتنگ برای یه سری #خاطرات و احساسات که مرورشون علاوه بر #لبخندی که همراهشون هست، درد هم میارن. صحنه ها و خاطراتی که عاشقشون هستی و توی اون لحظه ها، لبریز از #شادی بودی..
ولی حاضر نیستی برگردی.
وقتی که از جایی که هستی راضی هستی. وقتی که میدونی، اگه برگردی، یه سری درد و رنج رو نکشیدی هنوز. ولی میدونی اون درد و رنج، باعث شد که بزرگ بشی. باعث شدن که برسی جایی که هستی.
خوب یا بد، دلتنگی مثل یه طناب میپیچه دور قلب آدم. اونجا میمونه تا وقتی که میخوای نفس بکشی. #نفس که میکشی، فشارشون رو حس میکنی.
پس عمیق نفس نمیکشی. چون میدونی اگه فشارشون رو حس کنی، موقع برگشت، نفست می لرزه و صدای #لرزش-ش رو بقیه میشنون.
#دلتنگی چیز عجیبیه... #گیلان #ایران
Read more
قله بسیار زیبای سبلان در گویش محلی " #ساوالان" ارتفاع 4811 متر دوماه بود که فکر عکاسی از قله سبلان ...
Media Removed
قله بسیار زیبای سبلان در گویش محلی " #ساوالان" ارتفاع 4811 متر دوماه بود که فکر عکاسی از قله سبلان اونم شب بارش شهابی ذهنمو درگیر کرده بود، خوب مشکلات زیادی پیش رو داشتم واسه رسیدن بهش،مهم تر از همه چی من از کوه نوردی اصلا خوشم نمیومد!همیشم میگفتم چه کاریه این همه بری تا قله بعدش برگردی پایین! مشکلات ... قله بسیار زیبای سبلان در گویش محلی " #ساوالان" ارتفاع 4811 متر
دوماه بود که فکر عکاسی از قله سبلان اونم شب بارش شهابی ذهنمو درگیر کرده بود، خوب مشکلات زیادی پیش رو داشتم واسه رسیدن بهش،مهم تر از همه چی من از کوه نوردی اصلا خوشم نمیومد!همیشم میگفتم چه کاریه این همه بری تا قله بعدش برگردی پایین! مشکلات دیگه هم, داشتن همراه و وضعیت هوا بود، تصمیم گرفتم تلاش کنم و خودمو آماده , از دوماه پیش کم کم فعالیت بدنیمو زیاد کردم،از دوچرخه سواری شروع شد، بعد قله 3700 متری ، بعد قله 4500 متری و هر دو رو با کوله نیمه سنگین، چون میدونستم کوله ای که باید بالای قله سبلان ببرم خیلی سنگینه، مجبور بودم خودمو عادت بدم، همه چی خوب پیش میرفت، بجز وضعیف هوا و همراهیام که مشکلاتی واسشون پیش امد و نتونستن بیان!تقریبا داشت سفرم کنسل میشد! سفری که دوماه واسش تلاش کرده بودم! با نا امیدی کامل به یکی از دوستان واسه سفر گفتم و در جواب من حتی فکر نکرد ! گفت بریم!خیلی حس خوبی بود، خوشحال از اینکه همراه اوکی شده،فقط میموند وضعیف هوا، هوا شناسی زده بود هوا ابری و بارش کمی برف دقیقا همون شب بارش شهابی!و باد خیلی شدید در حدی که میگفتن صعود خطرناکه! خیلی ناراحت بودم، در حدی که سفر رو کنسل کردم،قرار شد اطراف شهر خودم برم عکاسی!ولی هنوز دو دل بودم، آشفته و عصبی! که همون دوست پایه بهم گفت میریم یا ابری میشه یا نمیشه! منم که نمیتونستم از سبلانی که دوماه انتظارشو کشیدم بگذرم گفتم اره میریم حدش من امسال عکس از بارش شهابی ندارم! حرکت کردیم،نزدیکای اردبیل که شدیم سایتو باز چک کردم ، هواشناسی آسمان سبلان رو کاملا صاف و بدون ابر زده بود! چشمام برق زد از خوشحالی! ولی باد رو بیشتر کرده بود! شب رسیدیم شابیل، همه جا رو مه گرفته بود، کوله هارو بستیم و با لندورهای اونجا تا حسینیه یا همون پناهگاه رفتیم و کمپ زدیم، شب تا صبح به حدی باد داشتیم که استرس داشتم بزنیم به کوه اخه شب قرار بود قله بمونیم و اون بالا بی شک باد شدید تر بود، دوتا تیمم نیمه راه برگشته بودن!به بچه ها گفتم سلامتی هممون مهم تر از عکسه، با وجود اینکه نزدیک 1700 کیلومتر رانندگی کردیم بیخیالش میشم ،بچه ها گفتن دیگه تا اینجا امدیم میریم بالا😅😅 زدیم به کوه و با باد شدید و سختی زیاد خودمونو رسوندیم به قله! دریاچه بالای قله اینقد زیبا بود که با دیدنش خستگیمون در امد، ولی متاسفانه همونطوری که هواشناسی گفته بود باد خیلی خیلی شدید بود! 70 کیلومتر در ساعت! به سختی چادر زدیم
*ادامه کامنت اول
#Meteor #savalan #ardabil #rangeetar
Read more
خانمی 30 ساله و دارای ارشد و در اداره‌ای، کارمند پیمانی هستم. در این چند سال اخیر، خواستگارهایی داشتم ...
Media Removed
خانمی 30 ساله و دارای ارشد و در اداره‌ای، کارمند پیمانی هستم. در این چند سال اخیر، خواستگارهایی داشتم که اکثریت مناسب من نبودند و رد کردم تا این که ۵ ماه پیش دوستم، مرا برای برادرش خواستگاری کرد. ایشان هم فوق لیسانس و در یک اداره دولتی، کارمند است، ولی پست شغلی‌اش چندان بالا نیست. (در قسمت نگهبانی ... خانمی 30 ساله و دارای ارشد و در اداره‌ای، کارمند پیمانی هستم. در این چند سال اخیر، خواستگارهایی داشتم که اکثریت مناسب من نبودند و رد کردم تا این که ۵ ماه پیش دوستم، مرا برای برادرش خواستگاری کرد. ایشان هم فوق لیسانس و در یک اداره دولتی، کارمند است، ولی پست شغلی‌اش چندان بالا نیست. (در قسمت نگهبانی کار می‌کند.) و بناست به پست بالاتر ارتقاء یابد. به همین خاطر فعلا ادامه خواستگاری را تا ارتقاء شغلی ایشان معلق کردیم. در حال حاضر 5 ماه است که صبر کردیم تا ایشان ارتقاء شغلی پیدا کند، ولی فعلا خبری نشده است. ایشان از جهت شخصیتی و خانوادگی، پسر سالم و خوبی است و به دلم نشسته است، ولی خواهرم می‌گوید: این پسر در شأن تو نیست و تو با این موقعیت می‌توانی با فرد بهتری ازدواج کنی. از طرفی عمه‌ای دارم که اگر متوجه شغل خواستگارم شود، حتما سوژه‌ای برای طعنه و کنایه زدن در میان اقوام و فامیل پیدا می‌کند و حرف و حدیث و نگاه‌های مردم، مرا نگران می‌کند. لطفا مرا راهنمایی کنید.

پاسخ اجمالی:
شأن خانوادگی را به شغل و کار ربط دادن، اصلاً درست نیست. از طرفی هر شغلی در جایگاه خودش ارزشمند است و یک ضرورت به حساب می‌آید. از طرفی ملاک برتری شخصیتی انسان‌ها براساس آموزه های دینی، داشتن ایمان، اخلاق، منش و رفتار آدمی است نه مسائل مادی که ممکن است هر لحظه با یک اتفاق آن را از دست داد. بنابراین به جای تمرکز روی مسئله کار ایشان، بررسی کنید نسبت به ایشان شناخت دارید و اینکه چقدر در درک، فهم، فکر، علایق و سلایق، خواستها و تمایلات‌تان و ... دیدگاه‌های نزدیک به هم دارید؟

پاسخ تفصیلی:
قطعا مسائلی مهم تر از مسئله کار و شغل ایشان وجود دارد که لازم است شما برای شناخت بهتر خواستگارتان به آنها توجه بیشتری کنید؛ از جمله اینکه آیا از جهات اعتقادی، اخلاقی، رفتاری، فکری، فرهنگی و خانوادگی از تناسب کافی برخوردار هستید یا نه؟ از طرفی شأن خانوادگی را به شغل و کار ربط دادن، اصلاً درست نیست؛ چرا که هر شغلی در جای خود ارزشمند و ضروری است. متاسفانه نگاه از بالا به پایین نسبت به برخی از مشاغل در جامعه ما می‌تواند ناشی از غرور و خودبرتربینی باشد، در حالی که ملاک برتری شخصیتی انسان‌ها براساس آموزه‌های دینی، داشتن ایمان، اخلاق، منش و رفتار آدمی است نه مسائل مادی که ممکن است هر لحظه با یک اتفاق آن را از دست داد.
اینکه وضعیت خواستگارتان را تا ارتقاء شغلی معلق کردید، کار درستی نیست؛ چرا که از یک طرف سن شما در حال بالا رفتن است و ...
‌‌
ادامه مطلب در قسمت نظرات ...
‌‌
#خانواده #محبت #زندگی #رابطه #دل #دوستی #خواستگار #سرزنش #شغل
Read more
Loading...
دختر پر شر شور که خوب چهره و اندام لاغر و قد کشیده و کفش و لباسش را به یاد دارم همراه با دوستش که در خلقیات ...
Media Removed
دختر پر شر شور که خوب چهره و اندام لاغر و قد کشیده و کفش و لباسش را به یاد دارم همراه با دوستش که در خلقیات همچون خودش بود ولی اندامی بسیار فربه داشت کلی در وصف ساعت نو سخن پراکنی کردن و من که همچون بادکنکی باد شده سر مست از غرور شده بودم گوش و جان به کلام آن دو سپردم و همچون پینوکیو که به گربه نره و روباه مکار اعتماد ... دختر پر شر شور که خوب چهره و اندام لاغر و قد کشیده و کفش و لباسش را به یاد دارم همراه با دوستش که در خلقیات همچون خودش بود ولی اندامی بسیار فربه داشت کلی در وصف ساعت نو سخن پراکنی کردن و من که همچون بادکنکی باد شده سر مست از غرور شده بودم گوش و جان به کلام آن دو سپردم و همچون پینوکیو که به گربه نره و روباه مکار اعتماد می کرد به آن دو اعتماد کردم .
گربه نره و روباه مکار از پینوکیو خواستند که ساعت را به روباه مکار بدهد تا آن را به خانه ببرد و نشان پدرش دهد تا همانند این ساعت را برایش بخرد. پینوکیو که حسابی توسط آن دو خام شده بود بی درنگ ساعت را از دستش باز کرد و کف دست گربه نره گذاشت و گربه نره با مهربانی گفت: امروز که پنج شنبه است ، شنبه صبح ساعت را برایت می آوریم.
آن روز با دستانی تهی از ساعت به خانه برگشتم خوبیش این بود که دیگر مجبور نبودم برای نمایش دادن ساعت مثل چوب خشک و با غرور راه بروم، تا خانه را شلنگ تخته انداختم و مثل همیشه شاد و شنگول به خانه رسیدم و تا صبح شنبه اسمی از ساعت نبردم تا اهل منزل پا پیچم نشوند.
شنبه صبح به عشق ساعت به مدرسه رفتم و سر صف ایستادم تا دختر که مسئول صف بود با همراه دوستش با لبخند به من نزدیک شدند ‌. خوب که جلو آمد نگاهی لطیف به چشمانم انداخت و گفت: می شود ساعتی که پنج شنبه انداخته بودی به من بدهی تا به پدرم نشان دهم که همانند او را برایم بخرد....‌
من که مثل ماست کم چرب وا رفته بودم گفتم: ولی من ساعت را به تو داده بودم . دختر به سرعت دوستش را پیش کشید و گفت: این هم شاهد است که ساعت را به من ندادی......
خلاصه از من گفتن و از آن ها انکار کردن .
این شد که هرگز رنگ آن ساعت را ندیدم .
البته درس هم نگرفتم و همچنان پینوکیو هستم که حواسش به گربه نرها و روباه مکارها نیست.
Read more
. از پیج @najmeh_shariat . . سلام عید سعید قربان رو به همه مسلمانان و شما دوستای عزیزم تبریک میگم.امیدوارم که در پناه خدا همواره شاد و سلامت باشید. به همین مناسبت یه پست شیرین دارم یه کیک خوشمزه سیب که با سس کارامل پوشش دادم.با کمپوت سیب و مغز گردو تزیین کردم. . #کیک_سیب و دارچین و گردو ... .
از پیج
@najmeh_shariat
. . 🌹🌹🌹
سلام🌹
عید سعید قربان رو به همه مسلمانان و شما دوستای عزیزم تبریک میگم.امیدوارم که در پناه خدا همواره شاد و سلامت باشید.
به همین مناسبت یه پست شیرین دارم یه کیک خوشمزه سیب که با سس کارامل پوشش دادم.با کمپوت سیب و مغز گردو تزیین کردم.
.
#کیک_سیب و دارچین و گردو با رویه #سس_کارامل
.
مواد لازم:تخم مرغ۴عدد.آرد سفید سه صفر۳۱۵گرم.شکر۱پ.روغن مایع۲/۳پ.سیب رنده شده۳پ.وانیل۱/۲ق چ.دارچین۱ق .بیکینگ پودر۱/۲ق غ.جوش شیرین۱/۲ق چ.مغز گردوی خرد شده۱/۲ پ
طرز تهیه: @najmeh_shariat
تخم مرغ و شکر و وانیل را به مدت ۵ دقیقه با همزن بزنید تا حجیم شده کشدار و رنگ آن روشن شود.روغن را اضافه کرده و کمی مخلوط کنید.آرد، بیکینگ پودر،جوش شیرین و دارچین را سه بار الک کرده و به مواد اضافه کنید. سیب را نیز اضافه کنید و در آخر مغز گردو را با مواد مخلوط کنید.قالب ۲۵ سانت را چرب و آردپاشی کرده یا کاغذ قرار دهید.خمیر کیک را درون قالب ریخته و قالب را در فری که از قبل با حرارت ۱۷۰درجه سانتی گراد گرم شده به مدت ۴۵_۵۵دقیقه قرار دهید.پس از آن با خلال چوبی تست کنید.اگر خلال تمیز بیرون آمد کیک آماده است.کیک را روی توری فلزی خنک کنید.و سس کارامل روی آن ریخته و با هر چی دوست دارین تزیین کنید.میتونید کیک رو دولایه کنید و بین دولایه خامه فرم گرفته یا کرمچیز و سس کارامل و مغز گردو بذارین.
_برای پیمانه کردن سیب با قاشق داخل پیمانه بریزید و فشار ندهید.
من برای تزیین کیک از کمپوت سیب استفاده کردم.
برای تهیه #کمپوت_سیب از ۳۰عدد سیب کوچولو استفاده کردم.پوستش جدا کردم و داخل یه ظرفی که آب و آبلیمو بود ریختم تا زمانی که همه آماده میکنم رنگش تیره نشه.بعد هم که حدود ۴لیوان اب و ۲لیوان شکر روی حرارت گذاشتم تا شکر حل بشه سیبها رو ریختم داخلش و گذاشتم تا سیب کمی پخته بشه ولی نرم نشه.بعد هم کمی گلاب ریختم یکی دو جوش که زد از روی حرارت برداشتم و اجازه دادم تا توی همون ظرف بمونه و خنک بشه.دوست داشتم سیبها سفید باشند ولی میتونید برای زرد رنگ کردن سیبها از زعفران استفاده کنید و یا برای قرمز کردنشون از آب آلبالو استفاده کنید.از رنگ خوراکی هم میشه ولی من دوست ندارم.سال گذشته پستی در این مورد داشتم.
-از جایگزین کردن مواد لازم اطلاعی ندارم چون به همین صورت درست کردم.
-آرد رو وزن کنید تا دقیق باشه.
instagram: @najmeh_shariat .
#کیک_آشپزی_شما
#کیک_سیب_آشپزی_شما
#سس_کارامل_آشپزی_شما
#ویدیو_آشپزی_شما
. . .
لینک کانال تلگرام👇👇👇👇👇👇
https://t.me/joinchat/AAAAAEDStHv6b1WSuJs0ow
.
👇👇
Read more
#اسپری_پوشش_دهنده_و_پرپشت_کننده_موقت_موی_سر . خیل از خانم ها و آقایون هستن که علیرغم مشکل کم مویی ! ولی به دلایل شخصی ، اصلا دوست ندارن از هیچ کدوم از روشهای موجود فعلی ، مثل : روش کاشت مو با جراحی که اتفاقا کلی سختی و معایب هم داره ! و یا حتی روش ترمیم مو که ما در موسان انجام میدیم که بدون دردو جراحی ... #اسپری_پوشش_دهنده_و_پرپشت_کننده_موقت_موی_سر
.
خیل از خانم ها و آقایون هستن که علیرغم مشکل کم مویی ! ولی به دلایل شخصی ، اصلا دوست ندارن از هیچ کدوم از روشهای موجود فعلی ، مثل : روش کاشت مو با جراحی که اتفاقا کلی سختی و معایب هم داره ! و یا حتی روش ترمیم مو که ما در موسان انجام میدیم که بدون دردو جراحی و براحتی انجام میشه ، برای مودار شدنشون استفاده کنن !
.
ولی بجاش همین افراد ، دوست دارن که فقط برای مواقعی که دلشون میخواد ، بطور موقت و فقط در چند ثانیه ، موهاشون پرپشت و زیبا دیده بشه در نگاه مخاطبین ! به همین خاطر از پودرهای تاپیک استفاده میکنن ولی متاسفانه پودرهای تاپیک ، مضرات و معایب زیادی برای مو و پوست سر شما داره و استفاده کردنش هم پُر از دردسره ....
.
ولی ما برای این دسته از افراد که در بالا گفته شد ، یک پیشنهاد جذاب و باحال داریم که برخلاف تاپیک : بدون کثیف کاری انجام میشه - بدون نیاز به تافت است - و موها بعد مصرفش قابل شانه کردنه ! اونم استفاده از اسپری پوشش دهنده و پرپشت کننده موقتِ HAIRFOR2 است که ساخت و محصول کشور آلمانه و دارای مجوز بهداشت از سازمان بهداشت این کشوره با تضمین عدم ایجاد حساسیت و ضرر برای پوست و موی شما !
.
اثر و ماندگاری این اسپری هم ، تا زمانی که استحمام انجام نشه حجم داخل مو و اثر این محصول باقی می مونه لذا ایرادهای تاپیک رو این محصول جذاب ، به هیچ وجه نداره !
.
📣خلاصه که ؛ این اسپری شگفت انگیز مناسب برای آقایان و بانوانی است که برای مودار شدن به هر دلیلی ، نمیخوان از روش ترمیم مو یا روش کاشت با جراحی استفاده کنند ! ولی بجاش ، میخوان که در عرض 5 ثانیه ! قبل از هر میهمانی ، موهاشون زیبا و‌ پُر بشه و در مجالس و میهمانیها موهایی پرپشت و زیبا داشته باشن ! 😊
.
راستی در صورت تمایل ، برای کسب اطمینان بیشتر قبل خرید ، میتونید به سایت اصلی کمپانی سازنده این محصول استثنایی که ساخت کشور آلمان است به این آدرس مراجعه کنید : www.hairfor2.com ، تا هم از اصل و اورجینال بودن این محصول مطمئن بشین و هم از مناسب بودن قیمتی که ما عرضه میکنیم به شما در مقایسه با معادل قیمتی که به دلار توسط خود کمپانی داره عرضه میشه .
.
.
🔴جهت کسب مشاوره رایگان یا سفارش و خرید این محصول
و ارسال به آدرس شما در سراسر ایران با شماره های دفتر
یا شماره موبایل های زیر تماس بگیرین : 👇
.
☎️ 021 88 79 70 77 / 021 88 66 45 71
.
📱0912 503 43 83 / 0912 118 13 42
.
📲تماس در تلگرام یا واتس اپ :
09125034383
.
.
💰قیمت : 150/000 تومان .
.
.
Read more
Loading...
. خب، بلندترین شب سال شد و یلدا، دوباره. موقع بالا و پایین کردن اینستاگرام، خیلی از پست هاتون رو دیدم ...
Media Removed
. خب، بلندترین شب سال شد و یلدا، دوباره. موقع بالا و پایین کردن اینستاگرام، خیلی از پست هاتون رو دیدم و عکس هایی که در کنار خانواده با هم انداختید و لبخند هایی که برخلاف حالت عادی اینستاگرام، واقعی هستند و قشنگ! به عنوان یک خوابگاهی، این دومین سالی میشه که یلدا، دور از خانواده است و با دوستان جانی. یاد ... .
خب، بلندترین شب سال شد و یلدا، دوباره.
موقع بالا و پایین کردن اینستاگرام، خیلی از پست هاتون رو دیدم و عکس هایی که در کنار خانواده با هم انداختید و لبخند هایی که برخلاف حالت عادی اینستاگرام، واقعی هستند و قشنگ!

به عنوان یک خوابگاهی، این دومین سالی میشه که یلدا، دور از خانواده است و با دوستان جانی.

یاد پارسال، این موقع میافتم و بغضی که یک کم همه داشتیم.. و طبق معمول آهنگِ "آخ، تو شب یلدای منی! دیوونه ی دوست داشتنی! "

و میرم توی فکر...
شب یلدا، خاصیت عجیبی داره- حداقل برای من- که باعث میشه مثل شبِ سالِ نو، همه اش به اتفاقات توی یک سال اخیر بیافتم.. یعنی اینکه چه شد و چه گذشت. "چشمای تو رنگ اناره و
پرتقال شیرینیش کم میاره..." ولی این سری، همه اش یاد این موضوع میافتم که شب یلدا، برای من به معنای کیک خوردن بود!! به طور دقیق بخوام بگم، توی هشت سال اخیر، شب یلدا، یعنی کیک تولد!!
بعد یکی از دغدغه های من، نبود کیک و دلیل کیک بود وقتی اومده بودم دور از خانواده! یکی از دغدغه های بزرگم هم بود! "پیش بوسه های تو که غم نداره،
غم نداره، غم نداره..." که بعدش یهو متوجه ی این قضیه شدیم که 'عههه!! چرا ما این قدر آذری داریم؟!' که دقیقا به طور عجیبی، یکی دربیاد که دقیقا تو یه روز، با دلیل کیک خوردن های شب یلدات به دنیا اومده باشه! و علاوه بر اون، جفتتون یک قسمت یه آهنگ رو، به طرز ناجوری قاطی کنید!
اونجاست که ایمان میاری به اینکه اگه نیتت پاک باشه، کائنات دست بر دست هم میدن و بهت کیک میدن!! "آخ، تو شب یلدای منی..." هیچی دیگه... خواستم بدونید که جوجه رو ته پاییز میشمارن، ولی ژله رو از صبح درست میکنند که شبِ آخرِ پاییز، بسته شده باشه.
تا باشد که رستگار شوید!
یلدا مبارک! ؛)
Read more
☘سید ابوالحسن اصفهانی در زمان سید ابوالحسن اصفهانی پیرمردی بود اهل قم که هیچ سواد نداشت، او گفت: ...
Media Removed
☘سید ابوالحسن اصفهانی در زمان سید ابوالحسن اصفهانی پیرمردی بود اهل قم که هیچ سواد نداشت، او گفت: من وقتی که به مکه مشرف شده بودم یک روز که طوافم تمام شد دیدم عده ای نشسته اند و چند نفر از شرطه ها بعنوان محافظ دور آنها را گرفته اند. مرا صدا زدند و یک مترجم فارسی زبان هم داشتند گفتند بیا این آقایان سوالاتی ... ☘سید ابوالحسن اصفهانی
در زمان سید ابوالحسن اصفهانی پیرمردی بود اهل قم که هیچ سواد نداشت، او گفت: من وقتی که به مکه مشرف شده بودم یک روز که طوافم تمام شد دیدم عده ای نشسته اند و چند نفر از شرطه ها بعنوان محافظ دور آنها را گرفته اند. مرا صدا زدند و یک مترجم فارسی زبان هم داشتند گفتند بیا این آقایان سوالاتی دارند جواب بده! (این پیرمرد قیافه ای نداشت که به دانشمندان بخورد، بلکه کاملا مشخص بوده که بی سواد است و لذا آنها او را انتخاب کرده بودند تا چیزی بلد نباشد و در مباحثه محکوم شود.) ایشان می گفت: من آمدم بگویم من سواد ندارم ولی یک صدا_که وقتی بعدها تلفن را دیدم مثل صدای تلفن بود_قبل از اینکه حرف بزنم، در گوشم گفت: برو سؤالاتشان را جواب بده ما کمکت می کنیم. برگشتم ببینم صدا از کجا بود، کسی نبود! و فقط صدای مخصوصی در گوشم این جمله را گفته بود. ⚡️⚡️⚡️
پس از آن من دیگر مثل اینکه اختیاری نداشتم، رفتم نشستم و خیلی هم آرام بودم. آنها گفتند: شما چرا بعضیها را لعن می کنید؟ صدا در گوشم گفت: بگو کتاب صحیح بخاری را بیاورید تا اثبات کنم. منهم با آنکه نمی دانستم کتاب صحیح بخاری چیست، همان جمله را گفتم. (کتاب صحیح بخاری صحیح ترین کتاب نزد اهل سنت بعد از قرآن است.)
کتاب را آوردند. دیدم صدا گفت: بگو فلان صفحه را بیاورند، آنها هم همان صفحه را آوردند مطلبی که صدا گفته بود همان را خواندند و مطلب این بود که...
⚡️⚡️⚡️ پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله فرموده بود: «فاطمة بضعة منی» فاطمه پاره تن من است «من اغضبها فقد اغضبنی» کسی که او را به غضب بیاورد مرا به غضب آورده است. «و من آذاها فقد آذانی و من آذانی فقد آذی الله» کسی که او را اذيت کند مرا اذیت کرده و کسی که مرا اذیت کند خدا را اذیت کرده است.
آنها خواندند و تایید هم کردند. باز صدا گفت: بگو فلان صفحه را بیاورند که خودم هم نفهمیدم چه می گویم، صدا می گفت بگو این صفحه را بخوانند که روایت شده بود: حضرت فاطمه زهراعلیهاالسلام خطاب به همان افرادی که مورد نفرین حضرت واقع شده بودند، فرمود: شما مرا به غضب آوردید و مرا آزار کردید و مگر شما نشنیدید که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: هرکس فاطمه را اذیت کند مرا اذیت کرده است، آنها گفتند آری شنیدیم و سپس آن حضرت فرمود: شما مرا اذیت کردید. ⚡️⚡️⚡️
این مطلب را هم دیدند و از آن طرف آیه شریفه هم در قرآن می فرماید: «ان الذین یؤذون الله و رسوله لعنهم الله فی الدنیا و الآخره» آنان که خدا و رسولش را اذیت می کنند، خدا در دنیا و آخرت آنها را لعنت می کند... ادامه در کامنت.....
Read more
. امروز یه بنده خدایی نشست کنار ما شروع کرد به نشون دادن کلیپ طنز ، رسید به یه کلیپی که دو تا دختر دارن ...
Media Removed
. امروز یه بنده خدایی نشست کنار ما شروع کرد به نشون دادن کلیپ طنز ، رسید به یه کلیپی که دو تا دختر دارن به صورت دابسمش و کاملا تمسخرآمیز یه مداحی عربی رو اجرا میکنن، آخرش هم شروع کردن به رقصیدن با اون مداحی!!! هر چقدر از کلیپ میگذشت خنده ی این بنده خدا بیشتر میشد و اعصاب من خوردتر !!! کلیپ که تموم شد ،وقتی ... .
امروز یه بنده خدایی نشست کنار ما شروع کرد به نشون دادن کلیپ طنز ، رسید به یه کلیپی که دو تا دختر دارن به صورت دابسمش و کاملا تمسخرآمیز یه مداحی عربی رو اجرا میکنن، آخرش هم شروع کردن به رقصیدن با اون مداحی!!!
هر چقدر از کلیپ میگذشت خنده ی این بنده خدا بیشتر میشد و اعصاب من خوردتر !!!
کلیپ که تموم شد ،وقتی به صورتم نگاه کرد و دیدخیلی جدی نگاهش میکنم خندش ماسید !!!
با خودم کلنجار رفتم نگم ولی نتونستم تحمل کنم و گفتم ، بگذریم بهش چیا گفتم و چطور توپیدم بهش ...
تنها دلیل اینکه این حرفها رو بهش زدم و اعتراض کردم این بود که ادعای هیئتی بودن و مذهب این آقا گوش عالمو کر میکنه ، کسی جرات نمیکنه جلوش اسم مولانا و حافظ و... بیاره شروع میکنه فحش دادن و لعن کردن که اینا فلانن ، سر در پروفایلش هم BUL نقش بسته و جرات داری یه ایراد بگیر ، یقه آدمو جر میده با داد و بیدادش ، اما حالا چی؟؟؟ کو اونهمه استدلالهای مثلا محکمت؟!، کو اون ادعا شیعه حیدر بودنت؟!، کو تاثیر برائت از دشمنان اهل بیت؟! الان که طرف داره حیدر و عباس (سلام الله علیهما) رو مسخره میکنه و تو نشستی داری میخندی و لذت میبری... حالا چه فرقی بین تو اون دشمن اهل بیت که بلند بلند لعنش میکنی هست؟!
از کل اون کلیپ این یادمه که اسم حیدر و عباس (علیهما السلام) که میومد طرف حالت چهره‌اش رو مسخره میکرد ، خیلی دلم سوخت!!!
اون کسی که تو مجلس آروم سینه میزنه ، یا اصلا سینه نمیزنه و یه گوشه ایستاده و به قول بچه هیئتی ها علمایی عزاداری میکنه مشکل نداره ، من مشکل دارم که ادعای هیئتی بودن دارم اما کلیپ صدا گذاری آهنگ رو مداح اهل بیت رو پخش میکنم... اون مداح موضوعیت و تقدس نداره ولی اون جلسه که احترام داره!!! یه مدت باب شده بود هر جا میرفتیم از این کلیپ ها پخش میکردن و هر هر میخندیدن، غیر مذهبی ها اینکار رو میکردن نمیسوختم ، از این میسوزم امثال من این حرکتها رو میکردن!!!
نکنیم آقا !!! حداقل خودمون احترام این مجالس رو نگهداریم !! لااقل خودمون بی احترامی نکنیم!!!
#اربعین #عزاداری #دابسمش #مداحی #سید_مجید_بنی_فاطمه #ابا_عبدلله
Read more
<span class="emoji emoji1f46b"></span>I don’t want a celebration, I don’t want a party. Just being with you, is life’s best gift for me. ...
Media Removed
I don’t want a celebration, I don’t want a party. Just being with you, is life’s best gift for me. Happy 8th Anniversary! ️ . فاز من کاملا مشخصه دیگه تو این عکس ها! “بیشین بینیم باو” مرسی از بهار، برای ثبت لحظه به لحظه کل کل کردن ما @baharcopolo . . خیلی ازم میپرسید چطور بعد از این همه سال هنوز ... 👫I don’t want a celebration, I don’t want a party. Just being with you, is life’s best gift for me. Happy 8th Anniversary! ❤️
.
فاز من کاملا مشخصه دیگه تو این عکس ها!
“بیشین بینیم باو”
مرسی از بهار، برای ثبت لحظه به لحظه کل کل کردن ما
@baharcopolo .
.
خیلی ازم میپرسید چطور بعد از این همه سال هنوز با هم خوبید؟
راستش ما با همه خوبیم جفتمون 🤣👊🏻
ولی اگر منظورتون اینه که چطور با هم جر و بحث نمیکنیم، که خب جفاست در حقتون اگر من همچین تصوری بهتون القا کردم! 🤦🏻‍♀️🤣 واجبه بدونید میکنیم، خوب هم حال هم رو میگیریم.
شاید یه دلیلش اینه زیاد باهم حرف میزنیم و نظر متفاوت از هم زیاد داریم، که با حرف زدن باهم بیشتر هم رو بفهمیم. اون وسط مسطا ضد حال هم زیاد پیش میاد دیگه🤣
اصلا غیر از این باشه من که تعجب میکنم.
آقا جون دو تا آدمیم، با دو تا تربیت و فرهنگ و دید و عقیده و علاقه های متفاوت!
طبیعیه دیگه! نه؟
خلاصه که اینجوریا!
ولی اکر منظورتون اینه چطور هنوز هم رو دوست داریم؟
فکر میکنم اولین دلیلش اینه که ما سعی میکنیم در کنار هم باشیم، و نه در مقابل هم.
و جفتمون شخصیت مستقلی داریم که از وابستگی بیمارگونه کم میکنه و میدونیم هیچوقت مجبور نیستیم باهم بمونیم اگر که مایه آرامش هم نیستیم، حداقل تا زمانی که بچه نداریم! و همین اجبار نداشتن تا مقداری خیال راحت بهمون میده که خودمون رو زندگی کنیم و هیچ فیلم و دروغ و سیاستی تو کارمون نباشه.
که خب خیلی مهمه
درضمن اینکه جفتمون خانواده های بسیار خوب و فهیمی داریم که تا حالا کوچیکترین دخالتی تو زندگی ما نکردند. .
این سه دلیلیه که فکر میکنم شاید ما رو خوشحال نشون میده!
.
وگرنه که همین الان یکیمون رو ول کنی، با کله میره تو صورت اون یکی 🤣👊🏻
.
سالگرد ازدواج و این چیز میزها هم‌حالیمون نیست!
🤣🤣
آها، ولی قهر هم نمیکنیم. سه سوت یادمون میره
Read more
What is your favorite color combination ? <span class="emoji emoji1f49a"></span>🧡 بی شک ‌همتون این روزها زیاد با کلمه استایلیست برخورد ...
Media Removed
What is your favorite color combination ? 🧡 بی شک ‌همتون این روزها زیاد با کلمه استایلیست برخورد می کنین و ممکنه خیلیاتون ندونین که این تو دنیای مد یکی از مهمترین بخش هاست . این که شما خوشتیپ و یا خوش استایلی صرفا به این معنی نیست که شما یک استایلیست محسوب می شین ، چیزی که تو بیو ی خیلی از پیج های اینستگرام ... What is your favorite color combination ? 💚🧡
بی شک ‌همتون این روزها زیاد با کلمه استایلیست برخورد می کنین و ممکنه خیلیاتون ندونین که این تو دنیای مد یکی از مهمترین بخش هاست . این که شما خوشتیپ و یا خوش استایلی صرفا به این معنی نیست که شما یک استایلیست محسوب می شین ، چیزی که تو بیو ی خیلی از پیج های اینستگرام به وفور دیده می شه ، ولی لازمه گفت که شما ممکنه زیباترین ترکیب رنگی رو انتخاب کنین ، زیباترین و خاص ترین استایل ها رو داشته باشین حتی شاید صاحب بهترین سلیقه هم باشین اما شما نمی تونین یک استایلیست به حساب بیاین تا زمانی که درس این کار رو خونده باشین و به خیلی از چیزها تو این زمینه اشنا باشین . از استایلیست تو ایران خیلی در جاها حتی نامی هم برده نمی شه در صورتی که عضو اصلی عکاسی ها ، فیلمبرداری ها و فشن شو ها استایلیست ها هستن ،لازمه ی یک استایلیست که تو دنیای مد استایلینگ انجام می ده به این صورته : اشنایی با رنگ ها و ترکیب های رنگی ، سبک های هنری ( سبک های مد که از هنر و تاریخ هنر ریشه می گیرن ) اشنایی کامل با فرم بدن اشخاص ، اشنایی با شرایط اجتماعی ، موقیت شغلی ( اون فردی که قراره از طرف اون فرد استایل بشه ) و اشنایی با نوع لباس ها و طریقه ست کردن ایتم ها کنار هم ، اشنایی و تسلط داشتن کامل به ترند ها و این که تو دنیای مد و کشور هایی که مد از اونجا اغاز شده چی می گذره . این افراد تو مجله های مد ، استایلینگه فیلم ها ، استایلینگ برای عکاسی های تبلیغاتی نقش مهمی دارن . یک سری استایلیست دیگه هم وجود داره که کار اونها پرسونال استایلینگ هست که مخصوص یک شخص کار می کنن و اون فرد رو با در نظر گرفتن موقیت اجتماعی ، بودجه ای که داره و فرم بدنش استایل میکنن ، برای مثال بازیگر ها ، افراد مهم ، مدل ها و خواننده ها خصوصا برای مراسم مهم همه گی از یک استایلیست مشاوره می گیرن تا حتی ریز ترین نکته که ممکنه رنگ لاک اون فرد تو اون استایل باشه رو انتخاب کنن . مشاوره گرفتن از یک استایلیست بهتون کمک می کنه خرید مقرون به صرفه تری هم داشته باشین چون اون فرد می دونه که کمد یک خانم به چه ایتم هایی نیاز داره ، مثل ایتم هایی که می شه اون رو بارها با ایتم های متفاوت دیگه ای پوشید و تکراری به چشم نیاد ، نکته بعدی کاری که استایلیست می کنه اینه که طبق فرم بدن اون فرد برای اون لباس انتخاب می کنه ، برای مثال با یک سری کلک ها شما می تونین بعضی از ایرادات بدن رو بپوشونین و به طرز زیباتری فرم بدنتون رو نشون بدین .
Read more
. فردا نمی خواهید در چشم بازیکن ها نگاه کنید؟ فیروز کریمی: نصیرزاده کار مادرناصرالدین شاه را کرد! نصر: ...
Media Removed
. فردا نمی خواهید در چشم بازیکن ها نگاه کنید؟ فیروز کریمی: نصیرزاده کار مادرناصرالدین شاه را کرد! نصر: سرمربی سابق گسترش فولاد(ماشین‌سازی) توضیح کاملی راجع به اظهارات مدیر عامل این باشگاه و نحوه برکناری‌اش داشته است. به گزارش نصر به نقل از ورزش سه، فیروز کریمی از هفته نهم فصل گذشته و در ... .
فردا نمی خواهید در چشم بازیکن ها نگاه کنید؟
فیروز کریمی: نصیرزاده کار مادرناصرالدین شاه را کرد!

نصر: سرمربی سابق گسترش فولاد(ماشین‌سازی) توضیح کاملی راجع به اظهارات مدیر عامل این باشگاه و نحوه برکناری‌اش داشته است.

به گزارش نصر به نقل از ورزش سه، فیروز کریمی از هفته نهم فصل گذشته و در حالی که گسترش فولاد تبریز تنها ۶ امتیاز داشت و قعرنشین بود، سرمربیگری این تیم را برعهده گرفت و توانست علاوه بر حفظ آن در لیگ، رتبه نهم را در پایان فصل کسب کند ولی از ابتدا هم مشخص بود کار او و هوشنگ نصیرزاده به نتیجه نخواهد رسید .
نحوه برکناری فیروز کریمی از ماشین‌سازی بعد از شکست این تیم مقابل ذوب آهن و اظهاراتی که هوشنگ نصیرزاده پس از پایان همکاری، درباره کریمی به زبان آورده موجب شد تا گفت‌وگویی با این سرمربی داشته باشیم که مشروح آن را در زیر می‌خوانید: * یک بار جواب نصیرزاده را می‌دهم و تمام

هیچ وقت بعد از جدا شدنم از یک تیم، نه جواب دادم، نه کسی در مورد جدایی‌ام صحبت کرده و نه سوالی صورت گرفته و نه جوابی داده‌ام؛ اصلا این موضوعات را گفتن، به دور از روح ورزشی است که آدم بخواهد پس از جدا شدن، راجع به مجموعه قبلی صحبت کند ولی چون آقای نصیرزاده راجع به بنده صحبت کرده بود، یک بار بر مبنای پاسخگویی به ایشان، جواب خواهم داد؛ الان هم که پاسخ آقای نصیرزاده را می‌دهم، امیدوار هستم توجیه شود و دیگر پاسخ ندهد چون اگر باز هم مصاحبه‌ای داشته باشد، دیگر هیچ حریمی را نگه نمی‌دارم. * همان اول گفتم مدیریتت را قبول ندارم

خود ایشان(نصیرزاده) و همه کسانی که در جریان فوتبال هستند، بهتر از همه می‌دانند که چه زمانی تمرینات پیش فصل را شروع کردیم؛ اگر مشکلی داشته باشم، شما خبرنگاران می‌دانید که آدم سریع السانی هستم ولی هیچ‌وقت پشت سر کسی حرفی نمی‌زنم؛ اگر حرفی را بخواهم بزنم، مقابل خود آن فرد می‌گویم و ابتدای فصل هم به خود ایشان گفتم که او نیز از همه بهتر می‌داند که صادقانه می‌گویم یا نه؛ چهار نفر نیز شاهد در آنجا بودند که در اتاق خدمت آقای نصیرزاده رسیدم و گفتم نه از خودت خوشم می‌آید و نه مدیریتت را قبول دارم، اما به هر حال ما با توجه به حکمی که بود، در کنار یکدیگر قرار گرفتیم ولی بنده تا زمانی که در تیم حضور داشتم، موظف بودم که یک سری مسائل و موارد را نسبت به مدیرم رعایت کنم که این کار را انجام دادم و به غیر از آقای نصیرزاده، تاکنون با هیچ مدیری به مشکل نخوردم.
Read more
<span class="emoji emoji1f33b"></span><span class="emoji emoji1f33b"></span><span class="emoji emoji1f33b"></span> . . . خیلی وقت ها رنج ها و دردها فوق طاقت آدم میشود تا جایی که شکستن دل میشود بخش کوچکی از آن! اینجا ...
Media Removed
. . . خیلی وقت ها رنج ها و دردها فوق طاقت آدم میشود تا جایی که شکستن دل میشود بخش کوچکی از آن! اینجا خیلی ها می شکنند صبرشان ایمانشان روحشان می شکند مانند گلدان سفالین زیبایی که در برابر آتش کوره طاقت نمی آورد و می شکند و سرانجامش دور ریخته شدن است. . . ولی برخی نمی شکنند رنج ها و دردها ... 🌻🌻🌻 .
.
.
خیلی وقت ها
رنج ها و دردها فوق طاقت آدم میشود
تا جایی که شکستن دل میشود بخش کوچکی از آن!
اینجا خیلی ها می شکنند
صبرشان
ایمانشان
روحشان
می شکند
مانند گلدان سفالین زیبایی که در برابر آتش کوره طاقت نمی آورد و می شکند و سرانجامش دور ریخته شدن است.
.
.

ولی برخی نمی شکنند
رنج ها و دردها همچون شعله های طوفانی زندگی شان را در هم می پیچد
اما باز طاقت می آورند
نتایج آن از پیروزی گرفته تا جدا شدن ناخالصی ها بسیار است .

اما یکی از بهترین آنها که همچون دریچه ای از بهشت به روی شان باز میشود این است:
با تمام وجود می بینند و میفهمند
مهربان تر و زیباتر و تواناتر و همراه تر از پروردگاری که به چشم دیده نمیشود و به قلب فراموش میشود، نیست
هرچه مهربانی و زیبایی و دوستی و توانایی در آنچه دیده میشود هم هست از اوست
و این معنا نه فقط کلماتی در برگ کتاب ها و سخن گویندگان بلکه رایحه ای لطیف در تاروپود وجودشان خواهد بود
بدون غفلت و نسیان...
و این همان 《بردا و سلاما》در میانه سوختن هاست.
بدین ترتیب است که جانشان سیر آفاق و انفس می کند از أجمل من کل جمیل و 《اراف من کل رئوف》تا .... 《اللهم لک الحمد حمد الشاكرين لک علی مصابهم...》
.
.
.
التماس دعا در معراج شب های زیبای قدر 🌹🌹
.
#شب_قدر
#رمضان
#یارب
Read more
 #تشرفات <span class="emoji emoji1f4a5"></span>زهری می گوید: من تلاش فراوانی برای زیارت حضرت صاحب الامر داشتم، اما به این خواسته نرسیدم. ...
Media Removed
#تشرفات زهری می گوید: من تلاش فراوانی برای زیارت حضرت صاحب الامر داشتم، اما به این خواسته نرسیدم. تا آن که به محضر حضرت محمد بن عثمان عمروی (نائب دوم حضرت بقیه الله در غیبت صغری) رفتم و مدتی ایشان را خدمت نمودم، روزی التماس کردم که مرا به محضر امام زمان روحی فداه برساند. قبول نکرد. ولی چون زیاد تضرع ... #تشرفات 💥زهری می گوید: من تلاش فراوانی برای زیارت حضرت صاحب الامر داشتم، اما به این خواسته نرسیدم. تا آن که به محضر حضرت محمد بن عثمان عمروی (نائب دوم حضرت بقیه الله در غیبت صغری) رفتم و مدتی ایشان را خدمت نمودم، روزی التماس کردم که مرا به محضر امام زمان روحی فداه برساند. قبول نکرد. ولی چون زیاد تضرع کردم فرمود: فردا اول وقت بیا. روز بعد، اول وقت به نزد او رفتم، دیدم شخصی آمد و جوانی خوش رو و خوش بو در لباس تجار همراه او بود و جنسی با خود داشت. ✨💫✨
عمروی به آن جوان اشاره کرد و به من فهماند این است آن که می خواهی. من به محضر آن حضرت رفتم و آنچه خواستم سوال کردم و جواب شنیدم . بعد حضرت به در خانه ای که خیلی مورد توجه نبود رسیدند و خواستند داخل مسجد شوند. عمروی گفت: اگر سوال داری بپرس که دیگر او را نخواهی دید. رفتم که سوالی بپرسم، اما حضرت گوش ندادند و داخل شدند و فرمودند: "ملعون است ملعون است کسی که نماز مغرب را تا وقتی که ستاره در آسمان زیاد شود به تأخیر بیندازد، ملعون است، ملعون است کسی که نماز صبح را تا وقتی که ستاره ها غائب شوند، به تأخیر بیندازند."
📚کرامات ملاقات با امام زمان، ص۴۲
Read more
 #100daysofproductivity . از اونجایی‌ تو نظرسنجی گفتین پروداکتیویتی رو ادامه بدم میریم سراغ ...
Media Removed
#100daysofproductivity . از اونجایی‌ تو نظرسنجی گفتین پروداکتیویتی رو ادامه بدم میریم سراغ بقیه ی بحث چطور کتابخون بشیم؟ یکی دیگه از پیشنهادای من اینه که همون اول کتابایی که ادبیات یا مضمون سنگین دارن نخونید حتی اگه تحصیلات یا اطلاعات بالایی داریم و خودمونو آماده میبینیم ممکنه اگه همون ... #100daysofproductivity
.
از اونجایی‌ تو نظرسنجی گفتین پروداکتیویتی رو ادامه بدم میریم سراغ بقیه ی بحث چطور کتابخون بشیم؟
یکی دیگه از پیشنهادای من اینه که همون اول کتابایی که ادبیات یا مضمون سنگین دارن نخونید حتی اگه تحصیلات یا اطلاعات بالایی داریم و خودمونو آماده میبینیم ممکنه اگه همون اول کار بریم سراغ کتابایی که مثلا نوبل ادبی بردن خیلی تجربه رضایت بخشی نداشته باشیم از کتاب خوندن!پس اول بگردین دنبال کتابای خوب ولی ساده و رَوون .
یه راه حل دیگه که من خیلی به کار می برم اینه که اگه کتاب داستانی باشه خودمو کاملا شخصیت اول داستان تصور میکنم بعضی وقتا دیالوگا رو با صدای بلند یا توی ذهنم با یه لحن خاص مرور میکنم و موقع مکالمه ها خیلی جدی تصور میکنم قراره مثه فیلم دیالوگ بگم!اگه کتاب شخصیت خاصی نداشته باشه خودمو جای نویسنده میذارم و به این فکر میکنم که چه چیزایی میتونه از ذهنش گذشته باشه وقتی فلان جمله یه پاراگرافو نوشته.یا مثلا به این فکر میکنم که خب اگه نویسنده یا همون شخصیت اصلی من بودم چی؟چی کار می کردم؟چی میگفتم یا چی می نوشتم؟حتی قدیما یه دفتر ایده داشتم که چیزایی که به ذهنم می رسیدو می نوشتم!
در آخر این که خیلی به خودتون برای کتاب خوندن فشار نیارین قرار نیست که من حتما روزی ۱۰ صفحه کتاب بخونم یا اگه ۴ تا کتاب در ماه نخونم از بقیه عقب میوفتم مخصوصا این روزا که یه عده هستن فقط کتاب می خونن که کتاب خونده باشن نه این که چیزی به اطلاعات و تفکراتشون اضافه بشه .گاهی مغزمون خسته میشه و زمان لازم داره واسه درک و تجزیه تحلیل.مثلا خود من تو یه هفته دوتا کتابو کامل خوندم ولی بعد از کتاب جز از کل تا همین امروز حس میکنم مغزم هنوز درگیر همون کتابه پس نرفتم سراغ چیز دیگه.درسته که باید خودمونو به کتاب عادت بدیم ولی وقتی کارمون شبیه وظیفه بشه دیگه فایده ای نداره!
و فکر کنم واسه حسن ختام بیایم یه دونه بهترین کتاب به هم معرفی کنیم و علتشم بگیم!
من خودم شخصا هیچ کتابی به خوبی "روزی که زندگی کردن آموختم"نخوندم هنوز .دلیلشم تو یه پست قبلا گفتم یعنی روزی بعد از خوندن این کتاب نبوده که یه چیزی رو ببینم و نگم تو این کتابم فلان حرف با ربط به این موضوعو زده بود
و یادمون نره:
"انسانی که به شناخت خويش نرسيده باشد، بی سواد حقيقی است،
هر چند تمام کتاب های دنيا را خوانده باشد...!
اگر درونت پر از خشم، نفرت، خودخواهی و غرور، حسادت و زباله‌های ديگر است، بدان که هيچگاه چيزی را نياموخته‌ای و هنوز رشد نکرده‌ای." #رهايی_از_دانستگی
#کریشنا_مورتی
Read more
 #مرکز_تبادل_کتاب یکسری کتاب ها تو کتابخونه هامون هستن که دوستشون نداریم، یا دوتا ازشون داریم یا ...
Media Removed
#مرکز_تبادل_کتاب یکسری کتاب ها تو کتابخونه هامون هستن که دوستشون نداریم، یا دوتا ازشون داریم یا اینکه خوندیم و دیگه مراجعه ای بهشون نداریم، یا کتاب درسی ای بودن که بعد گرفتن مدرکمون، حتی بهشون نگاه نکردیم؛ و "یا" های دیگه که باعث میشن یکسری کتابها گوشه کتابخونه ها یا تو انبار خونه هامون سالهای ... #مرکز_تبادل_کتاب
یکسری کتاب ها تو کتابخونه هامون هستن که دوستشون نداریم، یا دوتا ازشون داریم یا اینکه خوندیم و دیگه مراجعه ای بهشون نداریم، یا کتاب درسی ای بودن که بعد گرفتن مدرکمون، حتی بهشون نگاه نکردیم؛ و "یا" های دیگه که باعث میشن یکسری کتابها گوشه کتابخونه ها یا تو انبار خونه هامون سالهای سال بمونن و حتی ورق هم نخورن؛ غافل از اینکه ممکنه همون کتاب مورد استفاده یک نفر دیگه باشه.
مرکز تبادل کتاب جایی هست که میشه کتاب هامون رو بهش بسپریم تا دیگرانی که بهش احتیاج دارن، با قیمتی کمتر بیان و بخرن و بخونن!
❓چه باید کنیم؟
کتاب هایی که دیگه نمیخواین رو میبرید مرکز، یه حساب اونجا باز میکنید و کتابها رو یا خودتون قیمت گذاری میکنید یا میسپرید به کارشناسای مرکز. بعد از اینکه پروسه ورود کتاب هاتون به قفسه ها طی شد، هرکسی کتاب های شما رو بخره، اعتبار به حسابتون اضافه میشه و میتونید به اندازه اعتبارتون، کتاب بخرید.
😇هر قیمتی میشه بذاریم؟
هرقیمتی که میشه! ولی قیمت نجومی و به دور از انصاف باعث میشه کتابتون به فروش نره. باتوجه به سال نشر کتاب، میزان سالم بودنش و قیمت چاپ جدیدش، قیمتگذاری راحت تر میشه. یادتون باشه وقتی کتابتون ثبت میشه، تا دوهفته به قیمتی که براش گذاشتین به فروش میره، اگه تو این مدت فروش نرفت، تا یک هفته تخفیف سی درصد میخوره، بعد این مدت هم اگه فروش نرفت، تخفیف پنجاه درصد! یعنی اگه کتابی رو ده هزار تومن گذاشتین و سه هفته بگذره و کسی کتابتون رو نخره، ده تومن، تبدیل به پنج تومن میشه.
💸حتما باید کتاب ببریم؟
نه؛ شما میتونید دست خالی! برید مرکز تبادل و تو دریای کتاب هاش غرق بشید و کتابایی که دوست دارید انتخاب کنید و در ازای کتاب ها، پول بدید. این جریان هم شامل همون قانون سی درصد و پنجاه درصد میشه. اگه کتابایی که میخواین، سه هفته از ثبتشون گذشته باشه، خیلی به نفع جیبتون میشه. پارسال کتابی چاپ شد به قیمت بیست و پنج تومن. تو نمایشگاه پیداش نکردم. هفته پیش تو تبادل پیداش کردم که هجده تومن قیمت خورده بود و چون سه هفته از ثبتش گذشته بود، نه هزار تومن شد! یعنی شانزده هزارتومن به نفعم شد.
💻کتاب هایی که میخوایم، چطور پیدا کنیم؟
برید سایت tabadolketab.com تو قسمت سرچ, کتابی که میخواین رو سرچ کنید و ببینید تو مرکز موجود هست یا نه. ممکنه کتابی موجود باشه ولی موقع مراجعه،بخاطر انبوه کتابها، نتونید تو قفسه ها پیداش کنید.
📮آدرسش کجاست؟
تهران، چهارراه ولیعصر، ابتدای مظفرشمالی
🌸 تو این اوضاع گرونی، برای کتابخون ها، این مرکز و کتاب هاش، بهشته 🌸
#کتاب #کتابخوانی #کتاب_بخوانیم
Read more
تو هیچی از من نمیدونی؛ نه اون وقتی که مالِ هم بودیم میدونستی نه حتی الان میدونی. تو نمیدونستی وقتایی ...
Media Removed
تو هیچی از من نمیدونی؛ نه اون وقتی که مالِ هم بودیم میدونستی نه حتی الان میدونی. تو نمیدونستی وقتایی که قهر میکردیم من حالم بدتر از تو بود ولی سمتت نمیومدم چون از خودم بدم میومد که اذیتت کردم که خودخواهم و با همه بدیام باز تو زندگیت میمونم و با موندنم اذیتت میکنم، با موندم باعث میشم اخم کنی، بغض ... تو هیچی از من نمیدونی؛
نه اون وقتی که مالِ هم بودیم میدونستی
نه حتی الان میدونی.
تو نمیدونستی وقتایی که قهر میکردیم
من حالم بدتر از تو بود
ولی سمتت نمیومدم
چون از خودم بدم میومد که اذیتت کردم
که خودخواهم و با همه بدیام باز تو زندگیت میمونم و با موندنم اذیتت میکنم، با موندم باعث میشم اخم کنی،
بغض کنی...
تو نمیدونستی ولی
اون وقتایی که ازم دلخور بودی و تو به این نتیجه میرسیدی که من دوستت ندارم
من ساکت میموندم و فکر میکردم
چرا نباید اینهمه عشق از چشام معلوم باشه،
که چرا باید اوضاع جوری پیش بره که حتی یک لحظه ام شک کنی به تا این حد دوست داشتنِ من.
تو نمیدونستی
و من
شبایی که تو حالت خوب نبود تا صبح این پهلو به اون پهلو میشدم و خوابم نمیبرد
تو نمیدونستی و من هزار شب از دلتنگی بغض کردم،تب کردم، مردم
و بهت نگفتم که مبادا فاصلمون
بغض بکاره تو گلوت.
تو حالاام نمیدونی؛
که هنوز وقتی عکساتو نگاه میکنم و حس میکنم ناراحتی میمیرم،
که دلتنگی جوری رخنه کرده تو جونم که شده یه تیکه از تنم،
تو نمیدونی که دائم فکر کردن به خاطرات یکی که نمونده،نخواسته بمونه چه حالیه،
تو نمیدونی یکی بره و باز با همون شدت قبل کنارت نفس بکشه چه حالیه.
تو هیچوقت نمیدونی که پاک کردنِ اشکام با دستایِ خودم،
وقتی اشکام به این بهونه اومدن که دستات رو صورتم جا خوش کنه چه حالیه.
تو نمیدونی اونی که رفته جا پاش اونقدر محکم باشه که نذاره هیچکس بعدش بیاد چه باختیه.
تو هیچ وقت نمیدونستی چقدر دوستت دارم
تو هیچ وقت نمیدونی من میتونم تو اوجِ نداشتنت تا کجا تو دوستت داشتنت غرق بشم و باز نمیرم...
.
. 👑 #میکائیل💕 .
.
✅ #توهیچوقت_نمیدونستی_من_چقدردوستت_دارم😞
.
.
📱@mikilove351 📷
.
. ✅ #پیج_مارو_به_دوستانتون_معرفی_کنید🙏♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️
Read more
تجربه می‌تواند معلم سختگیری باشد و این معلم به من فهماند که داستان ترس از عدم تأمین‌مالی در بهترین ...
Media Removed
تجربه می‌تواند معلم سختگیری باشد و این معلم به من فهماند که داستان ترس از عدم تأمین‌مالی در بهترین حالتِ ممکن داستانی ناکامل است. چند سال پیش در تابستانی که برای رشتة حقوق دانشگاه #ییل ثبت‌نام کردم، به دنبال شغلی تمام‌وقت برای جورکردن هزینه‌های سفرم به نیوهیونِ کانتیکت بودم. دوستی خانوادگی ... تجربه می‌تواند معلم سختگیری باشد و این معلم به من فهماند که داستان ترس از عدم تأمین‌مالی در بهترین حالتِ ممکن داستانی ناکامل است. چند سال پیش در تابستانی که برای رشتة حقوق دانشگاه #ییل ثبت‌نام کردم، به دنبال شغلی تمام‌وقت برای جورکردن هزینه‌های سفرم به نیوهیونِ کانتیکت بودم. دوستی خانوادگی پیشنهاد کرد در کسب و کار نه‌چندان بزرگ توزیع سرامیک و کف‌پوش‌های او در نزدیکی شهر زادگاهم مشغول کار شوم. قطعات سرامیک به‌طور باورنکردنی‌ای سنگین هستند و وزنشان حدوداً از یک تا سه کیلوگرم متغیر است، معمولاً هشت تا دوازده عدد از آن‌ها داخل یک کارتن بسته‌بندی می‌شود. وظیفة اصلی من بلند کردن سرامیک‌ها از پالت و آماده کردنشان برای ارسال بود. کار آسانی نبود ولی سیزده دلار در ساعت دستمزدش بود و من به آن پول نیاز داشتم، به همین دلیل پیشنهاد را قبول کردم و تا جایی که در توانم بود شیفت خارج از نوبت و اضافه‌کاری ساعتی انجام دادم. سرامیک‌فروشی حدود دوجین کارگر در استخدام داشت و بیشتر کارگرها هم سال‌های زیادی بود که آنجا مشغول کار بودند. یکی از کارگرها دو شغل تمام‌وقت داشت ولی نه به این علت که به آن نیازمند بود، شغل دومش به او اجازه می‌داد تا رؤیایش برای خلبان شدن را دنبال کند. ساعتی سیزده دلار برای یک فرد مجرد در شهر ما، درآمد خوبی محسوب می‌شد - هزینة اجارة یک واحد آپارتمان آبرومند حدود پانصد دلار در ماه - و سرامیک‌فروشی هم افزایش حقوق پیوسته‌ای را نوید می‌داد. هرکس برای چندسال در آن شغل باقی می‌ماند در شرایط بد اقتصادی حاکم به درآمد دست‌کم ساعتی شانزده دلار می‌رسید، یعنی سالی 32 هزاردلار، که از خط فقر یک خانواده حسابی بالاتر است. به‌رغم این شرایط نسبتاً با ثبات، مدیریت به این نتیجه رسیده بود که امکان بستن قرارداد طولانی‌مدت برای شغل من در انبار وجود ندارد. زمانی که کار را رها کردم سه‌نفر در انبار کار می‌کردند، من بیست‌وشش سال داشتم و با فاصلة زیاد سنم از همة آن‌ها بیشتر بود. . . «هیل بیلی»
روزگار امریکایی‌های پشت‌کوه‌نشین
جی. دی. ونس
ترجمه: علیرضا پارساییان
#نشرنون

@alirezaparsa1981 #هیل_بیلی #آمریکایی #جی_دی_ونس #ترامپ #علیرضا_پارسائیان #کتاب_جدید #پرفروش #نیویورک_تایمز #آمریکا #hillbillyelegy
#كتاب #كتابخواني #كتابخوانى_باهم #مطالعه #مطالعه_کنیم #من_عاشق_كتابم #كتاب_خوب #كتاب_خوانى #كتاب_بخوانيم #كتاب_بخوانيم_و_به_هم_معرفي_كنيم #پيشنهاد_كتاب #معرفي_كتاب #هديه_اين_دهكده_آگاهي_ست
#
Read more
. <span class="emoji emoji1f447"></span> <span class="emoji emoji1f447"></span> <span class="emoji emoji1f447"></span>. . هنر دوست عزیز @samaneh.r67 سلام دوستای نازنینم،صبح تون قشنگ<span class="emoji emoji1f60a"></span><span class="emoji emoji1f339"></span><span class="emoji emoji1f339"></span><span class="emoji emoji1f339"></span> #نون پختم چه نووووونی ...
Media Removed
. . . هنر دوست عزیز @samaneh.r67 سلام دوستای نازنینم،صبح تون قشنگ #نون پختم چه نووووونی واااای ببینین چه دلبریه دستور نونم خمیر جادویی یا همه کارست ولی واسه قسمت روییش که پلنگیه از پیج #turkyemekler طرز تهیه: شیر یا آب ولرم ۱ لیوان تخم مرغ ۱ عدد آرد ٥٠٠گرم يا تا جایی که خمیر ... . 👇 👇 👇. .
هنر دوست عزیز
@samaneh.r67

سلام دوستای نازنینم،صبح تون قشنگ😊🌹🌹🌹 #نون پختم چه نووووونی واااای ببینین چه دلبریه😋😋😍😍 دستور نونم خمیر جادویی یا همه کارست ولی واسه قسمت روییش که پلنگیه از پیج
#turkyemekler
طرز تهیه:

شیر یا آب ولرم ۱ لیوان
تخم مرغ ۱ عدد
آرد ٥٠٠گرم يا تا جایی که خمیر بدست نچسبه
روغن ۶ قاشق غذاخوری
پودر مخمر ۱ قاشق مرباخوری +1 قاشق چايخوري
شکر ۱ قاشق برای عمل آوردن خمیر
نمک ۱ قاشق مرباخوری
زرده تخم مرغ برای رومال
خب این دستور واسه خمیری هست که شیرین نیست مثل پیراشکی
گوشت ولی اگه خواستد خمیرتون شیرین باشه از ۲ تا ۵ قاشق غذاخوری
بسته به ذائقتون شکر اضافه کنید
اب بهتر از شيره ازاب ولرم استفاده كنين بهتره خب اول شیر يا اب ولرم رو با ۱ قاشق غذاخوری شکر مخلوط میکنیم بعد مخمر
رو روش و میزاریم ۱۰ دقیقه تا عمل بیاد
بعد تخم مرغ و نمک و شکر(اگر نون شیرین خواستید) و روغن رو با قاشق
با هم مخلوط میکنیم بعدآرد رو روی مواد الک میکنیم آرد رو تا جایی میریزیم که خمیر بدست نچسبه خمیر رو چند دقیقه ورز میدیم و بعد روشو
با پلاستیک میپوشونیم و میزاریم حدودا یک ساعت و نیم تا حجمش دو برابر بشه بعد از خمیر اندازه نارنگی برمیداریم و گرد میکنیم و داخل سینی از قبل چرب شده میگذاریم و روش رومال میزنیم.

برای روی #نان :

1 لیوان آرد برنج
1 پاکت خمیر مایه خشک فوری (10 گرم و یا 1 قاشق غذاخوری)
1 قاشق سوپ خوری شکر
1 قاشق سوپ خوری روغن مایع
1 قاشق چای خوری نمک
از نصف لیوان کمی بیشتر آب از مواد رویی به ضخامت نیم سانت روی خمیر ها بمالید و در فر 200 درجه از قبل گرم شده تا وقتی که سرخ شود بپزید.
پ ن۱:دوستای گلم بافت نون فوق العاده نرمه و قسمت روی نون چون رومال داره خشکه.
پ ن ۲: مواد رومال چون آرد برنج داره باعث خشکی روی نون میشه

برای دیدن دستورات مشابه هشتک زیر را لمس  کنید.
#نان_پرشین_شفز
___________________
Tag your photos with 👇.
#persian_chefs
___________________
Read more
 #me یادمه سال 90 که برای اولین بار اینستاگرام رو نصب کردم خیلی کم بودن کساییکه داخلش فعالیت داشتن ...
Media Removed
#me یادمه سال 90 که برای اولین بار اینستاگرام رو نصب کردم خیلی کم بودن کساییکه داخلش فعالیت داشتن . البته خوده منم از طریق سرچ گوگل باهاش آشنا شدم . تازه آیفون خریده بودم با دلاره 1700 تومنی . همین مسئله منو تو به پیگیری جدی تر عکاسی ترغیب کرد . تو این راه کلی دوست پیدا کردم . کلی دشمن و حسود پیدا کردم . ... #me
یادمه سال 90 که برای اولین بار اینستاگرام رو نصب کردم خیلی کم بودن کساییکه داخلش فعالیت داشتن . البته خوده منم از طریق سرچ گوگل باهاش آشنا شدم . تازه آیفون خریده بودم با دلاره 1700 تومنی . همین مسئله منو تو به پیگیری جدی تر عکاسی ترغیب کرد . تو این راه کلی دوست پیدا کردم . کلی دشمن و حسود پیدا کردم . اووووف خیلی زیاد . تنها دلیلش هم داشتن ایده بود (در مورد عکاسی ) . خیلی ها هستن که داشتن ایده دیگران و نداشتن خودشون براشون زور داره . بعضی ها هستن که خودشون ایده سازی میکنن ( که خیلی کمه) بعضی ها هم هستن که اکثریت رو در بر میگیره جزو این دو دسته نیستن و فقط و فقط اهل کپی کردن ایده هستن . خوشبختانه خوده من اهل ایده سازی ام و شدیدا ضد تقلید (البته بشدت دوست دارم از عکاسهای روس تقلید کنم) بخاطره همین تمام عکسهام و کارام مختص به خودمه که ممکنه همه دوست نداشته باشن . چند تا ایده عکس که تو اینستاگرام نمونه هاش رو ممکنه زیاد دیده باشین رو به جراعت میتونم بگم که از روی عکسهای من باب شد ( مثل دو تا دختر که لباس های رنگی دارن و کنار هم نشستن و در حال خندیدن هستن ، که نمونه اش تو صفحه ام هست ) من حتی این عینه این عکسم دقیقا همون پوزیشن ، همون لباس رو زیاد دیدم تو اینستا که البته برام جای دلگرمیه که انقد عکسم تاثیر داشته که چند نفر تلاش کردن که عینه عکسم رو بگیرن و انتشار بدن . و حتی خیلی از عکسهام رو دیدم رو عکسه پروفایله اینستاها و تلگرامها...(البته اینارو برای اولین بار به عنوان گپ مطرح میکنم وگرنه این چیزا گفتن نداره ) ولی کلا تعجبم از یه سری از دوستانه که چطور معروف میشن و کلی اصطلاحا شاخ . طرف نه عکاسه نه طراحه نه هیچی ، یه گوشیه ایفون داره گوشه ی طاقچه از گلدونش عکس میگیره تو برنامه ی snapseed کلی بهش رنگ و لاب میده . همه پستهاشونم دقیقا عینه همه . میزاره تو صفحش 600 میلیون تا لایک و کامنت و حتی فکر میکنم از ذوق زیاد بعضی ها خودکشی میکنن زیره پست . دیده شده که ناپدید هم شدن (ذوب شدن تو عکس) چرا؟؟؟؟ بعد معمولا هم بشدت ادعای هنر و اخلاق و این چیزام دارن ، جالب اینجاست که نزدیکشون بشی اگه فالورزات کمتر از 50 هزار نفر باشن اصلا تو رو تحویل نمیگیرن . فقط تو خودشون میچرخن و استوری میزارن و همدیگه رو تگ میکنن . و ملت هم طبق معمول دنباله روی این جور افراد هستن. باور کنین این هنر نیست . عکاسی نیست.(که ادعای عکاسی دارن) هیچ حرفی توش نیست . هیچ ایده ای توش نیست.
البته این دل نوشته ی من ممکنه به مزاج بعضی ها خوش نیاد ولی خوب یه حرفی بود باید میزدم...ببخشید
Read more
عیدتون مبارک ... . خیلی دلم می خواست قدم به قدم ماه رمضون رو باهاتون همراه باشم ولی ... . از دست دادن ...
Media Removed
عیدتون مبارک ... . خیلی دلم می خواست قدم به قدم ماه رمضون رو باهاتون همراه باشم ولی ... . از دست دادن پسر عموی جوانم در اولین روزهای ماه رمضون و بعد هم روزه داری و رسیدگی به یه پسر بچه ی یک سال و نیمه ی شیطون بلا و امتحان های آخر سال حسین آقا و .... بگم بازم یا بسه .... . گاهی سه چهار روز یک بار حتی فرصت ... عیدتون مبارک ... .
خیلی دلم می خواست قدم به قدم ماه رمضون رو باهاتون همراه باشم ولی ... .
از دست دادن پسر عموی جوانم در اولین روزهای ماه رمضون 😔و بعد هم روزه داری و رسیدگی به یه پسر بچه ی یک سال و نیمه ی شیطون بلا و امتحان های آخر سال حسین آقا و ....😅😥 بگم بازم یا بسه .... 😉
.
گاهی سه چهار روز یک بار حتی فرصت نمیشد گوشیم رو دست بگیرم ... .
خلاصه سرتون رو درد نیارم امروز آخرین روز روزه داری بود و ما هم سرزده رفتیم خونه ی جاری جان 😍 یه کم کتلت بوقلمون درست کردم و البته سبزی خوردن تازه و ...رفتیم مهمونی ...
.
قدیما مهمونی رفتن و مهمونی دادن خیلی ساده و بی دردسر بود ....قبول دارین ؟ .
شمعدونیهای به گل نشسته ی حیاط و هنر عکاسی همسر جانننن
😍😍😍
.
پی نوشت اول : اونایی که این ماه رو روزه گرفتن و پرانرژی به کاراشون رسیدن و لبشون خندون بود و دستشون بخشنده که ... من اصلا چی بگم ....تعظیم می کنم مقابلشون ...اونایی که روزه نگرفتن ولی به روزه دارها احترام گذاشتن خدا خیر بهشون بده ...اونایی که روزه گرفتن و اخمو و ترش رو شدن و هی از این و اون عیب و ایراد گرفتن و خدای نکرده غر زدن و نعوذ بالله جای خدا واسه روزه ندارا نسخه پیچیدن که انشالله تا سال دیگه به راه راست هدایت بشن ...اونایی هم که روزه نگرفتن و روزدارا رو مسخره کردن ...😔
.
پی نوشت دوم : قبلا هم گفتم از اوضاع کشور که دیگه نگممم 😔😔😔
.
پی نوشت سوم : ببخشید دیگه بعد یه ماه اومدم اونم تند تند استیکر 😔😔می زارم این چه وضعشه آخه 😉
.
اینم از دستور که خواسته بودید :
دوستان من همیشه مواد کتلت و کوکو رو چشمی قاطی می کنم و هیچوقت وزن و اندازه ی دقیق نمی گیرم این توضیحی که الان براتون می نویسم همینطوره ولی مطمئن باشید که کتلت ترد و خوش طعمی بهتون می ده برای پنج نفر :دو عدد سیب زمینی نسبتاکوچیک رو آبپز کنید پنج عدد سیب زمینی خام متوسط و یه پیاز درشت و یه حبه سیر رو هم رنده کنید آبش رو بگیرید و با سیصد گرم گوشت چرخ شده ی سینه ی بوقلمون ( البته تا نیم کیلو هم می تونید گوشت بریزید ) و سیب زمینی های آبپز رنده شده ، یک قاشق سرپر پودر سوخاری و دو عدد تخم مرغ ، نمک و فلفل سیاه خوب مخلوط کنید و بعد هم سرخش کنید
Read more
. این شنبه ای که میاد ؛ هفدهم آذر ماه ، تولد هجده سالگی منه ... سالی که از بچگی فکر می کردم که باید دوستای ...
Media Removed
. این شنبه ای که میاد ؛ هفدهم آذر ماه ، تولد هجده سالگی منه ... سالی که از بچگی فکر می کردم که باید دوستای آخرین سال دبیرستانم غافلگیرم کنن و برام یه تولد به یاد موندنی بسازن . حالا بماند که دوران دبیرستان من اصلا شبیه اون چیزی که تو رویاهام ساخته بودم نشد و من تو این سه سال ، هیچ دوست صمیمی پیدا نکردم! ... .
این شنبه ای که میاد ؛ هفدهم آذر ماه ، تولد هجده سالگی منه ...
سالی که از بچگی فکر می کردم که باید دوستای آخرین سال دبیرستانم غافلگیرم کنن و برام یه تولد به یاد موندنی بسازن .
حالا بماند که دوران دبیرستان من اصلا شبیه اون چیزی که تو رویاهام ساخته بودم نشد و من تو این سه سال ، هیچ دوست صمیمی پیدا نکردم!
فقط یه بغل دستی داشتم که شاید نمیشد خیلی باهاش حرف زد ؛ ولی حداقل میشد باهاش خندید و چند ساعتی خوش بود !! اما من حدودا یه هفته پیش سر یه چیز مسخره دیگه گذاشتمش کنار ؛ کارش شاید به ظاهر خیلی کوچیک و کم ارزش بود ، اما حسابی دلمو شکست !! کاری که قبلا بارها انجام داده بود و من گفته بودم خوشم نمیاد ؛... و راستش روزای اول اینقدر از دستش عصبانی بودم که دلم می خواست هر جوری که میتونم بهش توهین کنم !
اما هیچی نگفتم ... سکوت کردم و دم نزدم ! و همین جوری گذشت و گذشت تا حالا که شده یه هفته و من دیگه نمی بینمش ... هنوز بغل دستیمه ولی دیگه نمی بینمش که بخوام باهاش حرف بزنم !
پیش خودم فکر میکردم که کاش بی خیال میشدم و صبر می کردم تا تولدم رد شه ؛ اما همون لحظه ، نفس مغرورم فریاد می زد که تو به کادوی اون احتیاجی نداری !
و حالا ، راستش خیلی ترسناکه که شنبه که میرم مدرسه ، احتمالا هیچ تبریکی از کسی نمی شنوم ! همین الان که اینو نوشتم ، نفس مغرورم دوباره غرولند کنان گفت: خب به درک !! تبریک اونا رو میخوای چکار ؟
ولی شما که غریبه نیستید ؛ راستش ته دلم هنوزم یه تولد غافلگیر کننده از طرف دوستای «واقعی و صمیمی» میخواد ... .
خدا رو شکر که این پیج رو هیچ کدوم از بچه های مدرسه ندارن ! اینجوری تونستم یه درد دل کوچولو بکنم .😊
Read more
. سلام به همه فیلمبازها نمیدونم که چند وقته با پیج ما آشنا شدید ولی گروه فیلمبازان از سال 89 توی فیسبوک ...
Media Removed
. سلام به همه فیلمبازها نمیدونم که چند وقته با پیج ما آشنا شدید ولی گروه فیلمبازان از سال 89 توی فیسبوک شروع به فعالیت کرد و در حال حاضر حدود 4 5 سال هست که در اینستاگرام به کار خودمون ادامه میدیم. اگر مدت زیادی هست که ما رو دنبال می کنید قطعا میدونید که همیشه دنبال خلاقیت و کارهای نو و جدید هستیم و تا ... .
سلام به همه فیلمبازها
نمیدونم که چند وقته با پیج ما آشنا شدید ولی گروه فیلمبازان از سال 89 توی فیسبوک شروع به فعالیت کرد و در حال حاضر حدود 4 5 سال هست که در اینستاگرام به کار خودمون ادامه میدیم.
اگر مدت زیادی هست که ما رو دنبال می کنید قطعا میدونید که همیشه دنبال خلاقیت و کارهای نو و جدید هستیم و تا جایی که توانش رو داشته باشیم انجامش میدیم. ما هر وقت ایده ای رو شروع کردیم برامون مهم بود که کار به بهترین نحو انجام بشه و خدایی نکرده اطلاعات غلط به مخاطب ندیم. وسواسی که ما در این باره داریم توی تعداد کم پست هامون مشخص هست.
یکی از ایده هایی که چند وقته شروع کردیم همین لیست ها هست. برای این لیست ها وقت زیادی گذاشته میشه ولی متاسفانه بعضا تو کامنت ها دیدم که خیلی ها فک می کنن این انتخاب ها نظر شخصی ادمین هاست.
قطعا این طور نیست. این لیست ها ترکیبی از نظرات منتقدان معتبر سایت هایی از قبیل ایندی وایر، هالیوود ریپورتر، ولچر، کولایدر، راتن تومیتوز، آی ام دی بی، رولینگ استون، آی جی ان و ...... هست و قطعا در نهایت ادمین های ما هستند که از بین این گزینه های بسیار زیاد بررسی می کنند و لیست رو نهایی می کنند.
اگر شما یک فیلمی رو دوست ندارید یا باب میل تون نبوده دلیل محکمی بر چرت بودن اون فیلم نیست! خیلی محترمانه می تونید بنویسید که فیلم رو دوست نداشتید. به همین راحتی. و کلا این لیست ها فرصت خوبی برای تبادل نظرات و ایده هاست. نیازی به این حجم از عصبانیت و بی ادبی نیست. فیلم و هنر در نهایت یه چیز سلیقه ای هست و قطعا نمیشه همه رو راضی کرد. ما هم سعی می کنیم تو لیست هامون انواع مختلف سلیقه ها رو پوشش بدیم. مثلا همین لیست فیلم های ترسناک توش چند تا فیلم هست که من خودم اصلا خوشم نیومد ولی دلیل نمیشه که فیلم های بدی باشن و تو کامنت ها دیدم که خیلی از شماها همون فیلمی که من خوشم نمیاد رو دوست داشتید.
هدف در نهایت معرفی این فیلم هاست. شما خودتون هم بهتره اگر میخواید فیلمی که ما معرفی کردیم رو ببینید حتما یه تحقیق کوچولو دربارش بکنید. مثلا یه تریلر ببینید یا خلاصه داستان بخونید.
و در نهایت باید بگم که همه خدا رو شکر سواد خوندن داریم پس لطف کنید قبل از گذاشتن کامنت حتما کپشن پست ها رو بخونید! 😂😂😂
برای دسترسی به پست های لیست گونه ما می تونید رو هشتگ زیر کلیک کنید :
#فیلمهایی_که_حتما_باید_دید
دم شما گرم
.
#فیلمبازان #فیلم #سینما #هالیوود
Read more
قسمت پنجم در آن شب گرم تابستان در خانه تنها بودم، مجتمع آپارتمانی بود ساکنانش قابل اعتماد بودند. ...
Media Removed
قسمت پنجم در آن شب گرم تابستان در خانه تنها بودم، مجتمع آپارتمانی بود ساکنانش قابل اعتماد بودند. ما طبقه ی اول می نشستیم ، خانه ای تقریبا بزرگ بود با پنجره های فراوان . اولین بار نبود که تنها می ماندم ولی آن شب کمی خوف داشت. خوابیدن را کلا فراموش کردم و برای اینکه خود را از این حال و هوا برهانم نشستم سر ... قسمت پنجم

در آن شب گرم تابستان در خانه تنها بودم، مجتمع آپارتمانی بود ساکنانش قابل اعتماد بودند. ما طبقه ی اول می نشستیم ، خانه ای تقریبا بزرگ بود با پنجره های فراوان . اولین بار نبود که تنها می ماندم ولی آن شب کمی خوف داشت. خوابیدن را کلا فراموش کردم و برای اینکه خود را از این حال و هوا برهانم نشستم سر کتاب خواندن ولی چند خطی پیش نمی رفتم که صداهایی به گوشم می رسید ، بلند می شدم اتاق ها و آشپزخانه را چک می کردم ولی خبری نبود. آن شب حتی از یخچال و کولر هم نواهای عجیب و غریبی می شنیدم ، مثل اینکه همه چیز دست به دست هم داده بود تا همچون اسپند بر آتش آرام و قرار نگیرم.. در آن زمان همان سال دوم دانشگاه بسیار نماز خوان بودم با خود گفتم : بهتر است بروم سر نماز شاید آرامشی به دست آورم . ساعت یک نیمه شب بود. وضو گرفتم و چادر سبز مغز پسته ای را به سر انداختم و تا زیر چانه پایین کشیدم مثل اینکه می خواستم خدا را بترسانم. دستهایم را بر گوشهایم گذاشتم از برای نیت کردن داشتم تلاش می کردم به ضرب و زور خودم را به خدا نزدیک کرده و حالتی روحانی به خود بگیرم که ناگهان صدای عجیبی به گوشم رسید که نه از یخچال بود نه کولر بلکه بیشتر شبیه به ناله ی انسان بود ولی احساس کردم دچار توهم شده ام بنابراین اهمیت ندادم و نیت دو رکعت نماز کردم برای یکی از درگذشتگان و مشغول شدم ولی هوش و حواسم همه جا بود جز نماز . به سجده ی دوم که رسیدم سر به مُهر شده بودم که صدایی مَرا از جا کَند .... ادامه دارد
Read more
<span class="emoji emoji1f4f7"></span> امروز چشمم به این عکس افتاد. این اولین عکسیه که من بعد از شروع کلاسای عکاسی مقدماتیم گرفتم. من ...
Media Removed
امروز چشمم به این عکس افتاد. این اولین عکسیه که من بعد از شروع کلاسای عکاسی مقدماتیم گرفتم. من همیشه عکاسی رو دوست داشتم و اینستاگرام یه سکوی پرش تو این کار بود واسم بعد از یه مدت تمرین با گوشی دوربین خریدم و بعد رفتم کلاس.احساس خوشحالی می کردم تا این که وارد دنیای عکاسا شدم. راستش این فضا تو ایران ... 📷
امروز چشمم به این عکس افتاد.
این اولین عکسیه که من بعد از شروع کلاسای عکاسی مقدماتیم گرفتم.
من همیشه عکاسی رو دوست داشتم و اینستاگرام یه سکوی پرش تو این کار بود واسم بعد از یه مدت تمرین با گوشی دوربین خریدم و بعد رفتم کلاس.احساس خوشحالی می کردم تا این که وارد دنیای عکاسا شدم.
راستش این فضا تو ایران متاسفانه همونقد مسمومه که بقیه ی فضاها!
گروهای عکاسی تبدیل شدن به قطبایی از آدمایی که از بقیه گروها متنفرن و مدام به کار هم ایراد میگیرن و دلشون میخواد همدیگه رو خراب کنن!
از همدیگه به قول خودشون عضو جذب میکنن تا ثابت کنن ما بهتر بودیم. ولی در اصل از هم آدم می دزدن!
عکاسای یه کم قدیمی تر و تعصبی مدام در حال ایراد گرفتن از کسایین که تازه وارد این کار شدن تا ثابت کنن ما کارمون بهتره!
هر کسی سبک و ژانر خودشو انتخاب میکنه اما این دلیل نمیشه که بقیه رو مسخره نکنه و نکوبونه!
به جای بهتر کردن خودشون وقتشونو صرف بد نشون دادن دیگران میکنن!
من عضو چندتا از این گروها شدم و به جز یکی دوتاشون بقیه مدام در حال ایراد گرفتن بودن و تو سر بقیه میزدن که شما استعداد ندارین،خلاقیت ندارین،تکنیک بلد نیستین،ما خوبیم!!
همش در حال دسته بندی آدما به دو گروهِ عکاس و آدم مزخرف بی استعداد بودن!
فقط و فقط یه گروه بودن که با دلسوزی اشکالای هر کسی رو همراه با نقاط قوتش میگفتن و راه حل نشون دادن به هم برای بهتر شدن.با کسایی که دوربین داشتن مشکلی نداشتن و دنبال یادگیری و تعامل و پیشرفت بودن نه این که مدام دنبال حاشیه باشن.
که متاسفانه بعدا یه عده ای واردش شدن و اون گروه از هم پاشید.

راستش این فضا باعث شد من از اون جو خودمو بکشم بیرون!فعالیتای عکاسیمو از گروهای جمعی جدا کردم و محدودش کردم به گالری هاردم و تصمیم گرفتم هیچ عکس غیر تفریحی رو تو شبکه های اجتماعیم منتشر نکنم و گاهی مسابقه شرکت کنم و تمام!
دیگه به خودم نگفتم عکاس چون میترسیدم به یه عده بر بخوره!
مجبور شدم مثه خیلیا "بگم من عکاس نیستم ولی عکاسی را دوس دارم"🙄
میدونین چی دلمو بیشتر از همه می سوزونه؟
ما میترسیم دانسته هامونو به همدیگه انتقال بدیم چون نفهمیدیم که تو دنیا واسه همه جا هست و لازم نیست به خاطر ترس از دست دادن جایگاهمون بقیه رو بکوبونیم و پایین بکشیم و دانشمونو قفل کنیم تو مغزمون مبادا که کسی ازش استفاده کنه.
نه فقط تو عکاسی،همه جا تو هر کار و حرفه و هنری چه بخوایم چه نخوایم یه روز دوره ما تموم میشه و جدید تر ها جامونو میگیرن چه خوب که اون جدیدتر ها از تجربیات ما استفاده کنن و کسایی که بهترن رو استاد خودشون بدونن نه رقیب!
Read more
Photography Day روز عکاس یا روز عکاسی؟ میدونید, واقعا میگم، اصلا اعتقادی به این روزها ندارم, هرچند ...
Media Removed
Photography Day روز عکاس یا روز عکاسی؟ میدونید, واقعا میگم، اصلا اعتقادی به این روزها ندارم, هرچند بد نیست روزهایی باشه که ما یاد رشته یا هنر یا مهارت خاصی بیفتیم ولی زیاد تاکید روی ان روزها جذاب نیست چون بدون شعار هر روزی میتونه روز یک هنرمند باشه! تا وقتی که قدر هنر رو تو دیاری بدونند! تا وقتی ... Photography Day
روز عکاس یا روز عکاسی؟
میدونید, واقعا میگم، اصلا اعتقادی به این روزها ندارم, هرچند بد نیست روزهایی باشه که ما یاد رشته یا هنر یا مهارت خاصی بیفتیم
ولی زیاد تاکید روی ان روزها جذاب نیست
چون بدون شعار هر روزی میتونه روز یک هنرمند باشه!
تا وقتی که قدر هنر رو تو دیاری بدونند!
تا وقتی که اثار یک هنرمند دیده بشه
تا وقتی قلب یک دانشجو برای هنرش منفجر بشه و هنوز بشه به عکاسی و نقاشی و موسیقی امیدوار بود
اگر بتوانیم کاری کنم که لقب هنرمند را به دوش بکشیم، خود یک موهبت است
پس میتواند، هر روز روز ما باشد
روز عاشقان هنر، و مخصوصا عکاسی

عزیزانم
روزهایی که میتونیم به یاد هنرمند و هنر باشیم زیاد هست
پس به یک روز خاص تعمیمش ندیم
ما عاشقیم
عاشق هنر و عاشق عکاسی
پس هر روز این 365 روز میتونه روز ارزش یک ارتیست و ارزش یک اثر هنری باشه
من میخوام عشق فقط سر جاش باشه
پس تبریک میگم به همه هنردوستان واقعی
نترسید از اینکه عکاس زیاد شدا و هر کسی میتونه عکس بگیره! به قول استاد عزیز اقای انتظامی که روحشون سبز و یادشون گرامی، ببینید که ماندگار میشه!

اره همیاران، هر کسی شاید چند تا عکس بگیره ولی عکاس نمیشه و نمیمونه، عکاسی صبر میخواد و عقل درک و ذوق زیبایی شناسی و شعور رویا پردازی و حس خنک!
پس اندک هستند کسانیکه میتونند موفق از این ازمون بیرون بیان
من از همه دعوت میکنم عکاسی کنند تا عشق واقعی رو کشف کنند

مرسی از دایرکت های زیبای شما و بازهم تشکر میکنم از همه فالورها و همراهان عزیزم که حضور گرم شما به من انگیزه زیادی میده
فقط بدانیم که عکاسی یک دوربین نیست
عکاسی یعنی اگاهی
یعنی چشم دل
یعنی درک وسیعی از ثبت بایدها
عمیق نگریستن، مسیله این است!
درود
عکاسی که گاهی برای عکاسی و گاهی برای روشنایی مینویسد
امیر شمس
@amirshamsofficial
Read more
. دو . رسیدی!؟ تنفس این هوا برای ریه های ات هم عجیب است چه برسد به چشم هایی که از ترس و دلهره در چشم خانه ...
Media Removed
. دو . رسیدی!؟ تنفس این هوا برای ریه های ات هم عجیب است چه برسد به چشم هایی که از ترس و دلهره در چشم خانه ها جا نمی شوند. ترسیدی؟ یا شاید هنوز باور نمی کنی چه تصمیمی گرفته ای و حالا کجای جهان ایستاده ای! باید مراحل قانونی را طی کنی، اتاق اول سمت راست که هفت تابلوی راهنما تا اولین مسئول بررسی پرونده هدایت ... .
دو
.
رسیدی!؟ تنفس این هوا برای ریه های ات هم عجیب است چه برسد به چشم هایی که از ترس و دلهره در چشم خانه ها جا نمی شوند. ترسیدی؟ یا شاید هنوز باور نمی کنی چه تصمیمی گرفته ای و حالا کجای جهان ایستاده ای! باید مراحل قانونی را طی کنی، اتاق اول سمت راست که هفت تابلوی راهنما تا اولین مسئول بررسی پرونده هدایت ات می کند. وارد می شوی. بعد از بیست و دو ساعت در آسمان، کسی از تو نام ات را می پرسد، نام کوچک و نام به ارث برده از اجدادی که دیگر در خاک این شهر نیستند... سال تولد، روز، ماه، ولی نه ساعتی که حالا اگر دور بزنی از چرخ زمین همان باشد که دیروز بوده... نام پدر، نام مادر ... محل تولد! من در حال متولد شدن هستم ولی این بار با صدایی بلندتر از گریه ولی بی نشانه از همان شیون و جیغ معمول، ولی این بار با قامت تاریخی که ریشه می کشد تا بیست و هفت سال و هشت ماه و چهار روز خاطره! صدای پشت شیشه گفت: خوش آمدی! شاید وقت تولد هم مادرم یا پدرم همین جمله را گفته بودند ولی این بار من نه صاحب صدا را می شناختم و نه زبان اش آن بود که اولین شعر زندگی ام را با حروف اش نوشتم.
.
(ادامه دارد...).
.
نامه اى به يك سال پيش
.
س.ب.ا

#letterstomyself #immigration #oneyearanniversary
Read more
 #stepbystep #panzanella #پانزانلا پانزانلا معمولا از نان بیات شده درست میشه. یعنی شما باید نان ...
Media Removed
#stepbystep #panzanella #پانزانلا پانزانلا معمولا از نان بیات شده درست میشه. یعنی شما باید نان حجیم رو خریداری بفرمایید و بعد اجازه بدید چند روز بمونه تا کهنه بشه. بعد خوردش کنید و بذارید هوا بخوره تا خشک بشه که بعدا رطوبت رو خوب جذب کنه. ولی... ما همیشه پیش نمیاد که تا این حد آدمای برنامه ریزی ... #stepbystep #panzanella
#پانزانلا
پانزانلا معمولا از نان بیات شده درست میشه. یعنی شما باید نان حجیم رو خریداری بفرمایید و بعد اجازه بدید چند روز بمونه تا کهنه بشه. بعد خوردش کنید و بذارید هوا بخوره تا خشک بشه که بعدا رطوبت رو خوب جذب کنه.
ولی... ما همیشه پیش نمیاد که تا این حد آدمای برنامه ریزی باشیم! پس این راه رو در پیش میگیریم:
نان حجیم رو خریداری کرده و به قطعات حدودا یک و نیم سانتی برش میزنیم. (اینی که در تصویر میبینید نان تست جو هست) بعد میریزیمش توی سینی و در فر 180 درجه سانتیگراد قرارش میدیم تا زمانی که نان ها خشک بشن.
بعد از فر خارج کرده و اجازه میدیم سرد شن. اگر فر ندارید میتونید نان ها رو توی تابه تفت بدید تا خشک شن.
قطعات نان رو توی ظرفی میریزیم. روغن زیتون و سرکه و نمک و فلفل رو مخلوط کرده و روی نان ها ریخته و هم میزنیم.من اینبار از سرکه سیب استفاده کردم ولی هر بار برای تنوع از یه نوع سرکه استفاده میکنم.

یکی از شاخصه های پانزانلا، پیاز قرمز (بنفش!) هست. یه پیاز کوچولو رو خیلی ریز خورد میکنیم.
من خودم دوست دارم توی پانزانلا یه چیز ترد دیگه هم داشته باشم. معمولا از فلفل دلمه ای یا خیار استفاده میشه که در اینجا من از فلفل دلمه ای نارنجی استفاده کردم. رنگش مهم نیست. هر بار برای تنوع سالادتون یه چیزی توش بریزید.

یکی دیگه از مشخصه های پانزانلا گوجه فرنگی هست. میتونید از هر مدل گوجه ای که دوست دارید استفاده کنید.
معمولا پانزانلا با کیپر همراه هست. که خوشبختانه میشه این ماده خوشمزه رو به راحتی از ترشی فروشی ها خریداری کرد. برای اطلاعات بیشتر در خصوص کیپر به این پست (http://www.cheftayebeh.ir/2014/08/blog-post_2.html) مراجعه کنید.

ورژن های مختلفی از پانزانلا وجود داره اما عموما بیشترشون ریحان دارند. برای زیباتر شدن سالاد از برگ های جوان ریحان استفاده میکنیم.
همه مواد رو مخلوط کرده و سالاد رو سرو میکنیم.
جالبی این سالاد این هست که، نان خشک، رطوبت موجود در سبزیجات و سس رو جذب کرده و طعم خیلی خاصی به سالاد میده.
پانزانلا رو امتحان کنید. طعم جدید و غریبی نداره. خوشمزه است.
براي استفاده بهتر از كارگاه آشپزسازي لطفا مبحث سوالات متداول (http://www.cheftayebeh.ir/2013/06/blog-post.html) را به صورت كامل مطالعه بفرماييد
Read more
ایران‌پوریان: سپاهان فاکتورهای قهرمانی را دارد محمد ایران پوریان می گوید که سپاهان فاکتورهای ...
Media Removed
ایران‌پوریان: سپاهان فاکتورهای قهرمانی را دارد محمد ایران پوریان می گوید که سپاهان فاکتورهای لازم برای کسب عنوان قهرمانی لیگ هجدهم را دارد. به گزارش پایگاه خبری طوفان زرد، محمد ایران پوریان مدافع راست تیم فوتبال سپاهان در گفتگو با "ورزش سه" در خصوص پیروزی در دربی اصفهان که در دقایق پایانی ... ایران‌پوریان: سپاهان فاکتورهای قهرمانی را دارد

محمد ایران پوریان می گوید که سپاهان فاکتورهای لازم برای کسب عنوان قهرمانی لیگ هجدهم را دارد.
به گزارش پایگاه خبری طوفان زرد، محمد ایران پوریان مدافع راست تیم فوتبال سپاهان در گفتگو با "ورزش سه" در خصوص پیروزی در دربی اصفهان که در دقایق پایانی سخت و دشوار هم شده بود، اظهار داشت: تیم ما بازی را خیلی خوب شروع کرد و موقعیت هم داشتیم و بهترین استفاده را هم کردیم؛ ولی همه بعد از دو گلی که زدیم، تک تک بازیکنان روی شکم سیری بازی کردیم. البته متاسفانه طبق گفته کارشناسان دو پنالتی برای ما گرفته نشد؛ اگر پنالتی گرفته می شد، دقایق پایانی استرس زا نمی شد ولی بعد از گلی که خوردیم ناخودآگاه تیم عقب نشست ولی خدا را شکر که توانستیم در نهایت بازی را ببریم.
مدافع راست تیم فوتبال سپاهان در مورد عملکرد داوری در دربی اصفهان افزود: من بهتر است در جایگاه بازیکن در این مورد صحبت نکنم؛ در بالا هم که به این موضوع اشاره کردم گفته کارشناسان بود.
محمد ایران پوریان که در دو بازی گذشته خانگی سپاهان هم به وضعیت چمن نقش جهان اعتراض کرده بود، در خصوص تغییر محل برگزاری دیدار خانگی سپاهان و بازی در فولادشهر توضیح داد: خب مطمئنا کیفیت چمن فولادشهر خیلی بهتر از نقش جهان است؛ در نقش جهان حفظ کردن تعادل خودمان هم سخت است. چمن خیلی راحت زیر پا حرکت می کند و مطمئنا کار سخت تر می شود. فکر می کنم در فولادشهر شرایط خیلی بهتر می شود. متاسفانه ولی تنها مشکل این است که هوادارانمان اذیت می شوند.
بازیکن فصل گذشته تراکتورسازی در مورد دلیل جدایی از این تیم پس از سال ها حضور در تبریز در آستانه دیدار با این تیم گفت: والا من چندین سال همانطور که شما گفتید در این تیم بودم و تا آنجا که توانستم برای موفقیت تیم و خوشحالی هواداران زحمت کشیدم. بهتر است حالا دیگر در مورد دلایل جدایی صحبت نکنم. دیگر این اتفاق افتاده و این افتخار نصیبم شد که از یک تیم بزرگ به تیم بزرگ دیگری آمده ام و حالا پیراهن سپاهان را بر تن دارم و سعی می کنم تمام تلاشم را برای موفقیت تیم انجام بدهم.
ایران پوریان در مورد دیدار برابر تراکتورسازی نیز اضافه کرد: مطمئنا بازی خیلی سختی داریم. تیم تراکتور سازی تیم خیلی خوبی دارد. ما در این بازی بزرگ باید بزرگی کنیم. باید هوشیار باشیم و کمترین اشتباه را انجام بدهیم تا در این بازی موفق بشویم.
Read more
My birthday (تولد من) هرچی بزرگتر میشیم هر چی بیشتر میریم جلو...(اِدامشو شما بگین) چقد که دوست داشتم بزرگ شم نمیدونم حالا شدم یا سنم رفته بالا میبینم که چقد سخته و با خودم میگم از پسش بر نمیام منو بذار جا قبلی(نا اُمیدی) بعضی چیزا هستن که نباشن یعنی اومدن که نشن یا شاید بهتر بگم قرار نیست* بشن ... My birthday (تولد من)
هرچی بزرگتر میشیم هر چی بیشتر میریم جلو...(اِدامشو شما بگین)

چقد که دوست داشتم بزرگ شم نمیدونم حالا شدم یا سنم رفته بالا میبینم که چقد سخته و با خودم میگم از پسش بر نمیام منو بذار جا قبلی(نا اُمیدی)😔
بعضی چیزا هستن که نباشن یعنی اومدن که نشن یا شاید بهتر بگم قرار نیست* بشن (نابود)🤜🏻
همیشه منتظر اون آدم خوبه بودم که بشم نمیدونم کی؟ ولی همیشه و همه جا بهش فک میکنم،یکم دیگه صبور باش 🤷🏻‍♂️(اطمینان)
شاید ورق زندگی‌ من از اون ورق نچسبا باشه که وقتی اومد برگرده تا دلم خنک شه بخندم و شادی کنم یه دور اضاف خورد و اومد سر جا قبلش (عجب)😐
ولی اینا تنها بخشی از زندگی ماست که فک میکنیم همیشه به در بسته میخوریم،فک کنم بهتره یه نگاه به خودمون بندازیم و بدون توجه به اطرافمون به راه و هدفمون ادامه بدیم(اعتماد،باور)💪🏻
دلم خوشه به اونایی که دارمشون، کنارمن ، پشتمن
دمشون گرم
دوستتون دارم😍🌹❤️
عذر خواهی میکنم از خودم بابت تاخیر😄
استفاده از ابزار (سیگار) در فیلمبرداری صرفا جهت تروکاژ * بوده و هیچگونه اعتبار دیگری ندارد (حقه های سینمایی )🤦🏻‍♂️
دخانیات عامل اصلی سرطان
۵آبان #تولد #۲۶سالگی #مرگ #موزیک #کلیپ #دخانیات_عامل_اصلی_سرطان #سیگار #نسخ #کیان_پورتراب #کیان #پورتراب #mybirthday #birthday #music #video
Read more
تن تن این اواخر به طور اتفاقی با پروفسوری بنام الم بیک آشنا شده بود؛ و پس از کمی صحبت با او متوجه شده بود ...
Media Removed
تن تن این اواخر به طور اتفاقی با پروفسوری بنام الم بیک آشنا شده بود؛ و پس از کمی صحبت با او متوجه شده بود که او قرار است بخاطر علم مُهرشناسی به سیلداویا سفر کند وبا فرهنگ پادشاه آنجا و به علاوه مُهرشان آشنا بشود....ولی تا وقتی یک منشی پیدا نکند عازم سفرش نمی شود....تن تن اتفاقی متوجه شد که کسانی که در ... تن تن این اواخر به طور اتفاقی با پروفسوری بنام الم بیک آشنا شده بود؛
و پس از کمی صحبت با او متوجه شده بود که او قرار است بخاطر علم مُهرشناسی به سیلداویا سفر کند وبا فرهنگ پادشاه آنجا و به علاوه مُهرشان آشنا بشود....ولی تا وقتی یک منشی پیدا نکند عازم سفرش نمی شود....تن تن اتفاقی متوجه شد که کسانی که در یکی از واحداهای آپارتمان الم بیک زندگی می کنند،دنبال او هستند....
شب همان روز،هم یک نفر زنگ زد و گفت که به آپارتمان تن تن می آید تا با او ملاقات کند،اما آن نفر وقتی به خانه تن تن رسید،حافظه اش را از دست داده بود....
تن تن پس از این همه سردرگمی تصمیم گرفت منشی پروفسور بشود و با او به سیلداویا برود
تا بلکه بتواند چیزی بفهمد ..... تن تن فهمید که این پروفسور،پروفسور الم بیک اصلی نیست و یه جای کار می لنگد،
ولی تن تن دیگر بیشتر از این نتوانست سفر را ادامه بدهد....چون یکی از همان کسانی که دنبال او می گشتند،خلبان هواپیمای او و پروفسور بود....
او تن تن را از هواپیما به پایین پرت کرد و تن تن از خوش شانسی اش توی گاری علوفه فرود آمد و بعد از آن دو روستایی آمدند و اورا به ایستگاه پلیس بردند....تن تن به پلیس گفت که این پروفسور قلابی ست و در باندی کار میکند که قصد دارند عصای شاه را بدزدند که او مجبور شود سلطنت را رها کند...تن تن فردایش تصمیم گرفت با یکی از روستایی ها راه بیفتد چون در دهکده ماشینی پیدا نمی شد... تن تن اتفاقی در بین راه بیانکا کاستافیوره را دید و سوار ماشین او شد و همین سبب شد که آنها نتوانند اورا بگیرند و نگذارند که به کلو برود...
اما تن تن مجبور شد از ماشین کاستافیوره هم پیاده بشود،
چون برای فرار از این صدای ناهنجار باید عذر و بهانه های زیادی سرهم کرد😄
حتی پلیس ها هم دنبال تن تن بودند ،آنها مدارک اورا چک کردند و به دروغ گفتند که ناقص است....
بنابراین ،تن تن گیر افتاد و نتوانست به لو برسد و بار دیگر گیر افتاد،ولی تن تن همیشه موفق می شود 😄😉🤣😂😁
—————————————————-
📩Telegram:
@tintin_comics
📥Channel telegram:
@tintin_comic
☎️tell&sms:
09384339993
Read more
... داستانا و قصه ها چیزایین که اغلب تو کتابا دنبالش میگردیم داستان های مختلف، اتفاقای مختلف... داستانا ...
Media Removed
... داستانا و قصه ها چیزایین که اغلب تو کتابا دنبالش میگردیم داستان های مختلف، اتفاقای مختلف... داستانا اغلب یه اتفاق واقعی یا تقریبا واقعی از زندگی یه نفر یا یه تعداد آدم بوده . پس امکان رخ دادش وجود داره... . ولی تا حالا فکر کردی که شاید زندگی ما هم یه قصه باشه؟! :)) چرا نباشه؟ یه لحظه فکرشو ... ...
داستانا و قصه ها چیزایین که اغلب تو کتابا دنبالش میگردیم
داستان های مختلف، اتفاقای مختلف...
داستانا اغلب یه اتفاق واقعی یا تقریبا واقعی از زندگی یه نفر یا یه تعداد آدم بوده
.
پس امکان رخ دادش وجود داره...
.
ولی تا حالا فکر کردی که شاید زندگی ما هم یه قصه باشه؟! :)) چرا نباشه؟
یه لحظه فکرشو بکن! من حتی بعضی وقتا به فکر این میوفتم که برای زندگیم یه اسم بذارم! (البته خب هیچ وقت به نتیجه نرسیدم -_- :)))) )
ما همه نقش اول یه داستانی هستیم
اونم داستان زندگی خودمون
با هرچیزی که خودمون بخوایم، میتونیم داستانمون رو روز به روز قلم بزنیم
هرچیزی که خودمون دوست داشته باشیم یا تصمیم بگیریم
فقط به خودمون، اراده و خواستمون بستگی داره...
.
با عشق بنویسمش یا نفرت
شادی یا غم
خوشبختی یا سیاه بختی
زندگی قشنگ یا تلخ روزگاری
زیبایی یا زشتی
.
با این همه، کاش توان دست گرفتن قلم رو داشته باشیم... این باز خودش یه موضوع داستانه ها... و حتی شاید شرط لازم قبلیا...
...
پ.ن: #من‌پیش‌از‌تو ... یادته!؟... صرفا یه یادآوری برای خودم بود البته! ... و من پس از تو، #جاناتان_مرغ_دریایی
پ.ن۲: من حق میدم بهت، کاملا... میدونم که میدونی، ولی به نظرم لازم بود باز بگم
پ.ن۳: یه حسی بهم میگه بعد از این کوهستان یخ زده، یه چمنزار پرگل منتظرته!
پ.ن۴: شاید باید همون دیشب پستش میکنم حرفمو، ولی دستم نرفت، نمیدونم چرا
...
#باافتخار‌تمام #میثاق‌ابن‌صبور
Read more
<span class="emoji emoji1f49c"></span> مهراد هم‌دانشگاهیم بود. هم درسش خوب بود هم اخلاقش. برای دیده شدن نیازی به جلب توجه نداشت! قد و قواره ...
Media Removed
مهراد هم‌دانشگاهیم بود. هم درسش خوب بود هم اخلاقش. برای دیده شدن نیازی به جلب توجه نداشت! قد و قواره و شخصیتش جوری بود که هرجا می‌رفت، ناخودآگاه حواس همه رو پرت خودش می کرد. همیشه شاد و پر انرژی بود. هنوز اولین باری که دیدمش خوب یادمه. آخرای ترم اولم بود. همون وقتی که تو سالن نشسته بود و هول هولکی ... 💜
مهراد هم‌دانشگاهیم بود. هم درسش خوب بود هم اخلاقش.
برای دیده شدن نیازی به جلب توجه نداشت! قد و قواره و شخصیتش جوری بود که هرجا می‌رفت، ناخودآگاه حواس همه رو پرت خودش می کرد. همیشه شاد و پر انرژی بود.
هنوز اولین باری که دیدمش خوب یادمه. آخرای ترم اولم بود. همون وقتی که تو سالن نشسته بود و هول هولکی با بچه ها درس می‌خوند که بره سر میان ترم ولی تا لحظه ی آخر دست از شوخی برنمیداشت!
همینجوری که داشت برای دوستش درس توضیح میداد سرشو آورد بالا و نگاهش افتاد به من..
خندید... خندیدم.... همین!
می‌گفتن ترم آخره. بعد از مدتی فهمیدیم همسایه ایم. خونه هامون باهم دوتا خیابون فاصله داشت. از اون به بعد بود که با هم رفتیم. با هم اومدیم.
کسی نفهمید چرا نصف درسای ترم آخرشو حذف کردکه  یک ترم اضافی تر بمونه، ولی کم‌کم شوخیای دوستامون شروع شد!
همه فهمیده بودن چه خبره جز خودمون دوتا.ولی خیلی طول نکشید که شوخی شوخی جدی شد...
.
دنیا خیلی قشنگه وقتی کسی که دوستش داری دوستت داره! کنارش خوشحال بودم، آرامش داشتم، بیشتر وقتمون رو باهم بودیم، وقتی هم که نبود همه ی حواسش پیشم بود. تنها چیزی که نگرانم می‌کرد تفاوت فرهنگی و خانواده هامون بود! ولی با تمام وجود دوسم داشت و من اینو با تک تک سلول هام حس می‌کردم...
.
موضوع داشت خیلی جدی میشد که یه لحظه حس کردم حتما با هم به مشکل می خوریم. حس کردم کنار یکی دیگه خوشبخت تره
آدم وقتی جوون تره فکر میکنی همیشه یکی پیدا میشه که دوسش داشته باشه، همیشه یکی هست که با بودنش حس خوب بیاره... ولی خیلی سال باید بگذره تا بفهمی فقط همون یه نفر بوده. فقط همون یه بار.... همین شد که زدم زیر همه چی!
میدونستم بعد از این همه مدت همینطوری ول نمیکنه بره.............................
#اهورا_فروزان
💜
به دلیل محدودیت کاراکتر ادامه ی داستان رو میتونید تو #کانال بخونید. لینک در قسمت بیو
#شبتون_بخیر
Read more
موسیقی و تحریم تحریم تاکتیکیه برای زیر فشار قرار دادن یه فرد، یه گروه یا یه کشور و تحریم میتونه شکلهای ...
Media Removed
موسیقی و تحریم تحریم تاکتیکیه برای زیر فشار قرار دادن یه فرد، یه گروه یا یه کشور و تحریم میتونه شکلهای مختلفی به خودش بگیره، تحریم اقتصادی، تحریم نظامی، تحریم دسترسی به مواد غذایی و و و… تو ایران خیلیها سالهاست قربانی تحریمهای داخلی و خارجی شدن و میشن ولی اینجا میخوام یه ذره در مورد تحریم هنرمندهایی ... موسیقی و تحریم

تحریم تاکتیکیه برای زیر فشار قرار دادن یه فرد، یه گروه یا یه کشور و تحریم میتونه شکلهای مختلفی به خودش بگیره، تحریم اقتصادی، تحریم نظامی، تحریم دسترسی به مواد غذایی و و و…
تو ایران خیلیها سالهاست قربانی تحریمهای داخلی و خارجی شدن و میشن ولی اینجا میخوام یه ذره در مورد تحریم هنرمندهایی که کارشون موسیقی هست صحبت کنم.

لزوم گرفتن مجوز هم فرایندیه برای تحریم هنرمند از حق بیان احساسات و افکارش، هم فرایندیه برای تحریم مالی هنرمند.
بازداشت و زندانی کردن هنرمندها باعث سر و صدا و جلب توجه میشه، ولی تحریم مالی میتونه هنرمندها رو بی سر و صدا زیر فشار قرار بده و منزوی و ناامید کنه تا جایی که بدون زندان یا مجازاتهای اینچنین از فعالیت‌هاشون دست بردارن.

بیشتر درآمد یه هنرمند که تو عرصه موسیقی فعالیت میکنه از فروش بیلیط برای اجراهای زنده و فروش آثارشه. مجوز اجرای زنده با مجوز پخش و فروش فرق میکنه حتی اگر هنرمندی مجوز پخش و فروش آثارش رو داشته باشه، احتمال اینکه مجوز برای اجرای زنده بهش بدن کمه، چه برسه به هنرمندهایی که حتی برای پخش آثارشون هم مجوز ندارن.
خلاصه که خیلی از هنرمندها نه مجوز پخش و فروش آثارشون رو دارن نه مجوز اجرای زنده. در نتیجه این هنرمندها به واسطه نداشتن مجوز هم دارن از حق ابراز احساسات و افکارشون تحریم میشن هم از کسب درآمد، که در نهایت تحریم همه مردمه از دسترسی و شنیدن آثار و حرفهایی که با 'ارزشها' و خط مشی قدرت حاکم همخوانی ندارن.

دسترسی به اینترنت تو این سالها و قابلیت پخش آهنگ‌ها به صورت نسخه‌های دیجیتالی این فرصت رو به هنرمندهایی که نمیخواستن به خاطر مجوز خودشون رو سانسور کنن داد تا از سکوت دست بکشن و بدون اینکه نیازی به مجوز داشته باشن آثارشون رو پخش کنن. اما این فقط مشکل پخش رو برطرف کرد نه مشکل اجرای زنده و فروش.

تو سالهایی که تو زمینه موسیقی فعالیت کردم خیلی از هنرمندهای خوبمون رو که تو سبکهای مختلف فعالیت میکردن دیدم که به خاطر فشارهایی که روشون بود یا با بیماری‌های روانی مواجه شدن و دست از کار کشیدن یا از شدت فشار مالی مجبور به ترک هنرشون شدن. شاید به خاطر ظاهر این شغل و شهرتی که باهاش همراهه مخاطبین زیادی متوجه این فشارها و این سختیها که هنرمندها باهاشون دست و پنجه نرم میکنن نباشن ولی باید توجه کرد که شهرت لزوما به معنی خوشبختی یا نون توی سفره نیست.

پس خواهش میکنم هنرمندهایی رو که با آثارشون به وجد اومدین، به فکر افتادین، امیدوار شدین، رقصیدین و اشک ریختین تو این راه تنها نذارین و در حد توانتون از نظر مالی حمایتشون کنین.
Read more
و باز هم ببینید . مردم کجا هستن . هنرمندا کجا !! خودتون قضاوت کنید !! الکی میان یه کمپی راه میندازن ...
Media Removed
و باز هم ببینید . مردم کجا هستن . هنرمندا کجا !! خودتون قضاوت کنید !! الکی میان یه کمپی راه میندازن دوتا عکس واسه دلخوش کردن مردم میگیرن دوتاهم پست واسه صفحه هاشون میزارن که ای وای بمیریم واسشون با دستای بسته بعدم مردم هی زیره پستاشون باهم جنگ و دعوا که کی طرفداره شهداست کی نیست . ولی تا اسم عمل میاد ... و باز هم ببینید .
مردم کجا هستن .
هنرمندا کجا !!
خودتون قضاوت کنید !! الکی میان یه کمپی راه میندازن دوتا عکس واسه دلخوش کردن مردم میگیرن دوتاهم پست واسه صفحه هاشون میزارن که ای وای بمیریم واسشون با دستای بسته بعدم مردم هی زیره پستاشون باهم جنگ و دعوا که کی طرفداره شهداست کی نیست .
ولی تا اسم عمل میاد که آی مردم مراسم و تشییع این شهدا سه شنبس 26 خرداد 4 بعدازظهر .
مردم که الهی قربونشون برم خیلی قدر شناسو با شعورن اونا که همیشه حاضرن این به اصطلاح هنرمندان هستن که هیچوقت نه تو راهپیماییها میبینیشون نه شبای احیا جایی هستن نه تشییع شهدا فقط یه تعداد معدودی اونم انگشت شمار ولی چرا یه جا خوب اومدن خودشونو نشون دادن اونم اغتشاشات 88 خوب جولون دادن و بیانیه پشت بیانیه توهین پشت توهین ولی 9 دی بازم با مردم نبودن اصلا معلوم نیست تبعه ی کدوم کشورن آیا اصلا ایرانین الله اعلم .
Read more
خیلی وقت بود میخواستم بهش بگم که دوسش دارم... اما هر وقت میخواستم بگم دل دل میکردم و پشیمون میشدم... تا ...
Media Removed
خیلی وقت بود میخواستم بهش بگم که دوسش دارم... اما هر وقت میخواستم بگم دل دل میکردم و پشیمون میشدم... تا اینکه یه روز دل رو زدم به دریا و حرفهای دلم رو بهش گفتم... قبول نکرد... دلیلش رو پرسیدم... انتظار داشتم بگه من با کسی هستم یا این که بگه من هیچ علاقه ای به تو ندارم... اما گفت میترسم... گفتم ... خیلی وقت بود میخواستم بهش بگم که دوسش دارم...
اما هر وقت میخواستم بگم دل دل میکردم و پشیمون میشدم...
تا اینکه یه روز دل رو زدم به دریا و حرفهای دلم رو بهش گفتم...
قبول نکرد...
دلیلش رو پرسیدم...
انتظار داشتم بگه من با کسی هستم یا این که بگه من هیچ علاقه ای به تو ندارم...
اما گفت میترسم...
گفتم از چی میترسی؟؟؟
گفت از عاشق شدن،از وابستگی،از تغییر کردن آدم ها...
تو دلم گفتم لعنت به اونی که دل تو رو شکست
گفتم قبلا کسی در حقت ظلم کرده که انقدر دلت پره؟؟
گفت نه...
من اصلا تا حالا عشق رو تجربه نکردم ولی تا دلت بخواد اطرافم دیدن...
بخاطر همین تنهایی رو ترجیح میدم
گفتم همه که مثل هم نیستن‌...درسته تنهایی بهتر از بودنِ با کسیه که بی وجدانِ
اما این که عاشق کسی باشی که اونم عاشقته لذتش صد برابر بهتر از تنهاییه...
گفت نه نه نه گفتم که میترسم...
قشنگ حس کردم یه لرزی افتاد تو بدنش...
دیگه چیزی بهش نگفتم و کز کردم گوشه تختم و به این فکر کردم که بعضی ها با بی وجدانیاشون،با بی انصافیاشون خراب کردن حرمت هر چی عشق رو از بین بردن...
چی به حال و روز خیلی آدما آوردن که طرف میگه تجربه نکردما ولی میترسم چون با چشمام دیدم اشک ریختن،غصه خوردن،مردنِ احساسِ خیلی آدم ها رو... چی کار کردن با عشق که طرف وقتی اسم عشق میاد تمام وجودش میلرزه...
وقتی بهش میگی عاشق شو مثل این میمونه که بهش بگی ببین دو تا گودال آتیش کنار هم هستش و هر لحظه ممکنه یه چیزی تو اون آتیش منفجر شه...برو و از بین این دو تا گودال آتیش رد شو...
خب مشخصه نمیره...
میترسه آقا میترسه...
چه به حال و روز عشق آوردن ...
چه به حال و روز احساس آوردن... چه به حال و روز این آدما آوردن...
که اینجوری از عاشق شدن میترسیم....
.
.
.
👑 #میکائیل⭐
.
.
✅ #چی_شدکه_آدمهاازعاشق_شدن_میترسن 😞
.
.
📱@mikilove351 📷
Read more
. + بعضی روزها هست که فشرده و توی همه، همه ی کارهایی که میکنی و این مدلی میشه که، این که تموم شد، باید اون ...
Media Removed
. + بعضی روزها هست که فشرده و توی همه، همه ی کارهایی که میکنی و این مدلی میشه که، این که تموم شد، باید اون شروع شده باشه، چون اگه اون رو شروع نکنم، اون یکی رو نمیرسم که انجام بدم! اگه اون یکی رو انجام ندم؛... -تق تق تق...! +قرار نبود الان بیای ها!! -واقعا؟ + آره... قبل از اینکه دوباره بپرسی، باید بگم که ... .
+ بعضی روزها هست که فشرده و توی همه، همه ی کارهایی که میکنی و این مدلی میشه که، این که تموم شد، باید اون شروع شده باشه، چون اگه اون رو شروع نکنم، اون یکی رو نمیرسم که انجام بدم! اگه اون یکی رو انجام ندم؛... -تق تق تق...!
+قرار نبود الان بیای ها!!
-واقعا؟ + آره... قبل از اینکه دوباره بپرسی، باید بگم که مطمئن ام! -هعی... کیه که قدر بدونه! باااشه! *و آهی سنگین میکشد و میرود... *
+داشتم میگفتم.. اینکه روزها هستند که شلوغ اند خیلی؟ درباره ی این روزها قرار نیست صحبت کنیم... متاسف ام!
درباره ی این میخواستم بگم که توی هر رشته ای، یه سری کلمات و اصطلاحات مخصوص اون رشته وجود داره -نه، فقط زبان تخصصی رو نمیگم!! - و افراد اون رشته، باید همیشه معنی این اصطلاحها رو بلد باشند و یادشون نره.
بحث این نیست که اونها یادشون میره یا نه... بحث اینکه، چه جوری، کسی که رشته اش نیست یادش میمونه..! بیاین یه ذره بازترش کنم که کمتر با اون حالت تعجب صفحه رو نگاه کنید!
یه مشت اصطلاح سیاسی و اجتماعی و اینها هست، درباره ی افکار و اندیشه و مکاتب.. بچه هایی که اینها مربوط رشته اشون هستند، هیچی! اونها باید بلد باشند و خب، طبیعتا زیاد هم میبینندش!
ولی بقیه اتون چه جوری حفظ میکنید!؟! -تق تق تق! +... یه دور همین مدلی اومده بودی تو. خلاقیت به خرج بده! -برم و دوباره بیام؟ +... من رو چی تصور کردی؟! -عههه... تو رو خودم... تصور کردم؟
+ و؟ - چرا من رو اون جوری نگاه میکنی خببب؟!؟ + چون برای چند صدمین دفعه است که حواس من رو داری پرت میکنی!! -این قضیه سامانه تغذیه، راستی... + واااقعا؟!؟ -خب، من چی کار کنم؟! بیان منفی بزنند خوبه؟ + ... ولی به برنامه نویسیش فکر کن!! - اِل اُه اِل!! + اگه یه همچنین سوتی ای ما بدیم یه روزی چی؟ -باز هم عبارت مقدسِ "اِل اُه اِل" را استشمام کرده و... من ترکت میکنم اون موقع. +والا... تا جایی که من میدونم، تو الان هم بری، چیز خاصی از من کم نمیشه! -از #پرنده بودنت کم میکنه!
+جلوی پرنده ی غلیظ شدنم رو میگیره حداقل!! -...
+ - هیچ کس قدر من رو اینجا نمیدونه!! +...
-باید ترکت کنم!! ما دیگه به هم نمیخوریم!! اگه من نبودم، قضیه ی ضربان قلب برنامه رو نمینوشتی!! و برنامه ات بی شخصیت میموند! + اِی وای.. - ^-^ قدرم رو دونستی آیا؟ + صبر کن ببینم، یه لحظه! برنامه رو چی کار کنیم؟ -هعیییی... (و این قصه، سری دراز دارد...!)
Read more
<span class="emoji emoji2714"></span>️ تفکر عمر عقاب هفتاد سال است ولی به چهل که رسید چنگال هایش بلند شده وانعطاف گرفتن طعمه را دیگر ندارد..نوک ...
Media Removed
️ تفکر عمر عقاب هفتاد سال است ولی به چهل که رسید چنگال هایش بلند شده وانعطاف گرفتن طعمه را دیگر ندارد..نوک تیزش کندو بلند و خمیده میشود و شهبال های کهنسال بر اثر کلفتی پر به سینه میچسبد وپرواز برایش دشواراست. آنگاه عقاب است و دوراهی: بمـیرد یـــــــا دوباره متولد شود. ولی چگونه ؟؟ عقاب به قله ... ✔️ تفکر
عمر عقاب هفتاد سال است ولی به چهل که رسید چنگال هایش بلند شده وانعطاف گرفتن طعمه را دیگر ندارد..نوک تیزش کندو بلند و خمیده میشود و شهبال های کهنسال بر اثر کلفتی پر به سینه میچسبد وپرواز برایش دشواراست.
آنگاه عقاب است و دوراهی: بمـیرد یـــــــا دوباره متولد شود. ولی چگونه ؟؟
عقاب به قله ای بلند میرود نوک خود را آنقدر بر صخره ها میکوبد تا کنده شودو منتظر میماند تا نوکی جدید بروید. بانوک جدید تک تک چنگال هایش را ازجای میکند تا چنگال نو درآید. و بعد شروع به کندن پرهای کهنه میکند.
این روند دردناک 150 روز طول میکشد ولی پس از 5 ماه عقاب تازه ای متولد میشود که میتواند 30 سال دیگر زندگی کند.
برای زیستن باید تغییر کرد.
درد کشید.
از آنچه دوست داشت گذشت.
عادات و خاطرات بد را از یاد برد و دوباره متولد شد.
یـــــا بايد مرد...!
Read more
مردی از خانه ای که در آن سکونت داشت زیاد راضی نبود ، بنابراین نزد دوستش در یک بنگاه املاک رفت و از او خواست ...
Media Removed
مردی از خانه ای که در آن سکونت داشت زیاد راضی نبود ، بنابراین نزد دوستش در یک بنگاه املاک رفت و از او خواست کمکش کند تا خانه اش را بفروشد ، بعد از دوستش خواست تا برای بازدید خانه مراجعه کند، دوستش به خانه مرد آمد و بر مبنای مشاهداتش، یک آگهی نوشت و آنرا برای صاحب خانه خواند. "خانه ای زیبا که در باغی بزرگ و آرام ... مردی از خانه ای که در آن سکونت داشت زیاد راضی نبود ، بنابراین نزد دوستش در یک بنگاه املاک رفت و از او خواست کمکش کند تا خانه اش را بفروشد ، بعد از دوستش خواست تا برای بازدید خانه مراجعه کند، دوستش به خانه مرد آمد و بر مبنای مشاهداتش، یک آگهی نوشت و آنرا برای صاحب خانه خواند. "خانه ای زیبا که در باغی بزرگ و آرام قرار گرفته، بام سه گوش، تراس بزرگ مشرف به کوهستان، اتاق های دلباز و پذیرایی و ناهار خوری وسیع. کاملا دلخواه برای خانواده های بچه دار "

صاحب خانه گفت دوباره بخوان !

مرد متن آگهی را دوباره خواند و صاحب خانه گفت: این خانه فروشی نیست !
در تمام مدت عمرم میخواستم جایی داشته باشم مثل این خانه ای که تو تعریفش را کردی ،ولی تا وقتی که تو نوشته هایت را نخوانده بودی نمی دانستم که چنین جایی دارم ★ خیلی وقت ها نعمت هایی را که در اختیار داریم ، نمی بینیم چون به بودن با آنها عادت کرده ایم، مثل سلامتی ، مثل نفس کشیدن ، مثل دوست داشتن ، مثل پدر ، مادر ، خواهر و برادر ، فرزند ، دوستان خوب و خیلی چیزهای دیگه که بهشون عادت کردیم، قدر زندگیمان را بیشتر بدانیم و خدا را در هر حال شاکر باشیم ♥‌ツ
Read more
. مدیرعامل سپاهان : سرمربی جدید سپاهان پنجشنبه معرفی می‌شود . تابش : با مسلمان صحبتی نداشتم . مدیرعامل ...
Media Removed
. مدیرعامل سپاهان : سرمربی جدید سپاهان پنجشنبه معرفی می‌شود . تابش : با مسلمان صحبتی نداشتم . مدیرعامل سپاهان از تعویق چندباره زمان معرفی سرمربی جدید خبر داد. . مسعود تابش در گفت‌وگو با خبرنگار ورزشی ایلنا در خصوص آخرین وضعیت انتخاب سرمربی جدید اظهار داشت: در حال حاضر حرفی برای گفتن ندارم. ... .
مدیرعامل سپاهان : سرمربی جدید سپاهان پنجشنبه معرفی می‌شود
.
تابش : با مسلمان صحبتی نداشتم
.
مدیرعامل سپاهان از تعویق چندباره زمان معرفی سرمربی جدید خبر داد.
.
مسعود تابش در گفت‌وگو با خبرنگار ورزشی ایلنا در خصوص آخرین وضعیت انتخاب سرمربی جدید اظهار داشت: در حال حاضر حرفی برای گفتن ندارم. ما مشغول مذاکره هستیم و خودمان هم برای معرفی سرمربی عجله داریم ولی تا زمانی که توافقی حاصل نشود نمی‌توانیم چیزی بگوییم.
.
وی افزود: به امید خدا تا آخر هفته سرمربی جدید مشخص خواهد شد و روز پنجشنبه از این بلاتکلیفی خارج می‌شویم و هواداران هم بهتر است تا آن زمان صبر کنند و مطمئن باشند بهترین تصمیم را خواهیم گرفت.
.
مدیرعامل باشگاه سپاهان در مورد خبر مذاکره با محسن مسلمان گفت: صحبتی انجام نشده است و ما منتظر انتخاب سرمربی جدید هستیم و تا زمانی که سرمربی معرفی نشود با بازیکنی صحبت نمی‌کنیم. من عقیده دارم مذاکره با بازیکن باید با نظر مستقیم سرمربی باشد. خود بازیکن هم با تیمی که سرمربی ندارد توافق نمی‌کند. .
Read more
<span class="emoji emoji2708"></span>️ چند ساله که به مهاجرت «فکر» می‌کنم و فقط «فکر» و کمی تحقیق چند سال پیش...تا جایی که با صحبت با چند ...
Media Removed
️ چند ساله که به مهاجرت «فکر» می‌کنم و فقط «فکر» و کمی تحقیق چند سال پیش...تا جایی که با صحبت با چند تا دانشجوی دانشگاه آلبرتا و پی بردن به اینکه فاند گرفتن برای من دور از ذهن نیست و می‌شه که برم، پا پس کشیدم و ترسیدم...از اون استقلال یهویی که قرار بود برای من احساسی پیش بیاد...کندنِ هر بندی که اینجا ... ✈️
چند ساله که به مهاجرت «فکر» می‌کنم و فقط «فکر» و کمی تحقیق چند سال پیش...تا جایی که با صحبت با چند تا دانشجوی دانشگاه آلبرتا و پی بردن به اینکه فاند گرفتن برای من دور از ذهن نیست و می‌شه که برم، پا پس کشیدم و ترسیدم...از اون استقلال یهویی که قرار بود برای من احساسی پیش بیاد...کندنِ هر بندی که اینجا داشتم...دل کندن از دوستام و رهایی از وابستگی عاطفی که به خانواده‌ام داشتم...اینکه تا به حال اون‌قدر تنها نشده بودم...فکر کردن مدام به غم غربت و دلتنگی! قیدشو زدم...رویام بود! هدفم بود! ولی بیخیالش شدم...چون ترسیدم! چون در خودم نمی‌دیدم که بتونم...که برم! که بِکَنم...
.
گذشت...حس کردم تغییر کردم...حس کردم شجاعتم بیشتر شده...شاید نشه گفت شجاعت! نمی‌دونم...ولی حس کردم جسارت این رو پیدا کردم که بتونم خودم رو در لحظاتی قرار بدم که از دست بدم! قید دوستی‌های تاریخ‌مصرف‌دار و خراب شده رو بزنم و بتونم راحت‌تر رها کنم و بگذرم! بدونم باید خیلی جاها قید احساس رو بزنم و منطقم رو روشن کنم...بدونم که سخت هست، ولی گاهی «باید» کنار بیام! چه بخوام، چه نه...گاهی، انتخابی ندارم! که اجباره!
.
رؤیای دیگهٔ من، گشتن بود! دور دنیا رو گشتن؛ که باز هم برای رسیدن به این رؤیا، باید تا حدودی با ترس‌هام مواجه می‌شدم و غلبه می‌کردم به اون حس وابستگی...غلبه می‌کردم به خیلی چیزها...و امسال، اول سال، نوشتم که تصمیم دارم بیشتر سفر کنم...و همین هم شد! تونستم تا حدودی، تا جایی که می‌شد، این خواسته رو محقق کنم و دو روز مونده به شروع سال جدید، اولین تجربهٔ تنها سفر کردن رو داشتم! بدون تور و لیدر و ... فقط با همراهی دوستم که اونم اولین تجربهٔ سفر تنهاییش بود...باز هم رفتم سفر، توی عید و تعطیلاتی که پیش می‌اومد از فرصت استفاده می‌کردم! اما سفر امشب، دومین تجربهٔ جدیِ تنها سفر کردنه...اونم به این شکل(با همون همسفر جان، که باز می‌شه اسمشو گذاشت سفر تنهایی، چون هیچ‌کدوممون خبره نیستیم😁 و جفتمون اولین تجربهٔ مسافرت این شکلیمون، و بدون خانواده و دوستای دیگه‌س)
.
خلاصه که، ترس‌هارو بذارید کنار و پاتون رو فراتر از مرزها بذارید...درنوردید مرزهارو🤪😎ـ
Read more
. یکی از سوال هایی که خیلی وقتها ازم پرسیده میشه حالا چه کامنت و چه دایرکت اینه که خب کتاب یا درس بخونیم ...
Media Removed
. یکی از سوال هایی که خیلی وقتها ازم پرسیده میشه حالا چه کامنت و چه دایرکت اینه که خب کتاب یا درس بخونیم که چی بشه؟ یا اصلا چرا کتاب هاتو هایلایت میکنی؟ مگه وقت میشه که برگردی و دوباره بخونی؟تو بی آنست من بالای نود و نه درصد این مسج هارو جواب نمیدم. نه اینکه دوست نداشته باشم برای اینکه احساس میکنم که مبحثیه ... .
یکی از سوال هایی که خیلی وقتها ازم پرسیده میشه حالا چه کامنت و چه دایرکت اینه که خب کتاب یا درس بخونیم که چی بشه؟ یا اصلا چرا کتاب هاتو هایلایت میکنی؟ مگه وقت میشه که برگردی و دوباره بخونی؟تو بی آنست من بالای نود و نه درصد این مسج هارو جواب نمیدم. نه اینکه دوست نداشته باشم برای اینکه احساس میکنم که مبحثیه که نیاز به فکر و صبحت داره. یادگیری اصلا و ابدا سن نداره و خیلی وقتها ممکنه سال‌ها دانشگاه رفته باشیم ولی وقتی ازمون می پرسن خب داری چیکار میکنی یا میخوای توی زندگیت چیکار کنی جواب اینه که نمیدونم!‌این دلیلش همینه که ما نمیدونیم توی زندگی چی رو میخوایم یاد بگیریم یا چیکار میخوایم بکنیم
.
خب حالا حرف اینه که یا نمیدونیم چی کار میخوایم بکنیم و یا اصلا نمیخوایم هیچ کاری توی زندگیمون انجام بدیم. من با گروه دوم کاری ندارم. حرف من گروهیه که نمیدونن و براشون سوال پیش میاد. اگر نمیدونیم توی زندگی چیکار میکنیم اولین قدم اینه که جهت رو مشخص کنیم. خیلی از آدم هایی که توی زندگیشون موفق بودن واقعا از روز اول نمیدونستن که دارن چیکار میکنن. منم نمیدونستم. فقط اینکه میخوام مسیر زندگیم رو مشخص کنم و شخصیتم حول یه محوری محکم بشه
.
میدونستم که میخوام یاد بگیرم ولی اینکه چی و از کجا نمیدونستم. شاید باورتون نشه ولی یه روز ده سال پیش رفتم توی یه مغازه کتاب فروشی میدون انقلاب و به یه دختر خانومی گفتم من یه کتاب میخوام ولی نمیدونم چی. شروع کردم به رمان خوندن تا کم کم شد ده تا بیست تا سی تا و حالا میتونم تشخیص بدم کتابی که میخوام بخرم در سلیقه من هست یا نه. میدونستم میخوام زبانی غیر از انگلیسی یاد بگیرم و یه روز صبح سال ۸۵ بیدار شدم و به مامانم گفتم بریم من کلاس فرانسه ثبت نام کنم. این تجربه‌ها که گفتم با تمام اتفاق های دیگه زندگیم که فقط جهتش رو می شناختم از من امروز ذهنی ساخت که میدونم هدف چیه و چیکار دارم میکنم. پس ما نیاز داریم که در اولین قدم جهت رو مشخص کنیم و باور کنین اگر ندونین به کدوم سمت میخواین حرکت کنین فقط دور باطل میشه و زندگی هر روزش مثل روز قبل میشه
.
وضعیت اقتصادی تغییر میکنه. آدم های زندگی ما تغییر میکنن… خیلی اتفاق ها پیش میاد که از کنترل ما خارجه ولی جهت که مشخص باشه قدم ها کوتاه یا بلند در اون سمت حرکت میکنه. اگر شرایط سخت پیش نیاد زندگی لذت بخش نمیشه و لحظات خوشی که از زحمت ما بدست میاد خوشحالمون نمیکنه. باید با نظم شخصی و برنامه ریزی و پشتکار وارد جهتی شد که میخوایم بریم. هرکی اگه پرسید چرا؟ نیازی نیست جواب بدین. اون درون، شما توی قلبتون جوابو میدونین
Read more
. دیروز روی یکی از بلاگ‌ها متنی میخوندم که در سال 2018 چه کارهایی کردین که باعث شده تجربه بهتری باشه. ...
Media Removed
. دیروز روی یکی از بلاگ‌ها متنی میخوندم که در سال 2018 چه کارهایی کردین که باعث شده تجربه بهتری باشه. تمام کسانی که روی اون پست کامنت نوشته بودن چون مشکلات درآمدی و ویزای مارو نداشتن از سفرهاشون به کشورهای جهان گفته بودن و اینکه چه چیزهای جدیدی یاد گرفتن و یا اینکه تونسته بودن درآمدشون رو سیو کنن و ... .
دیروز روی یکی از بلاگ‌ها متنی میخوندم که در سال 2018 چه کارهایی کردین که باعث شده تجربه بهتری باشه. تمام کسانی که روی اون پست کامنت نوشته بودن چون مشکلات درآمدی و ویزای مارو نداشتن از سفرهاشون به کشورهای جهان گفته بودن و اینکه چه چیزهای جدیدی یاد گرفتن و یا اینکه تونسته بودن درآمدشون رو سیو کنن و خونه بخرن و خلاصه تجربیاتی که تا شب ذهن من رو به خودش مشغول کرده بود. دیشب میخواستم این پست رو بنویسم ولی ذهنم هنوز نیاز داشت به فکر کردن تا به نتیجه برسم که دقیقا چی میخوام بگم و اینکه چه کارهایی رو در سال جدید اگر انجام بدم در انتهای سال میگم با توجه به شرایط محیطی من بهترین کارهایی رو که تونستم انجام دادم
.
خلاصه بعد از کلی فکر و تجزیه تحلیل به این نتیجه رسیدم که حالا که نمیشه سفر کنیم و تجربیات جدید داشته باشیم بهترین کار در ایران اینه که هدف رو روی یادگیری و بهبود فردی بذاریم و روی توانایی ها و علممون سرمایه گذاری کنیم. منظورم از علم فقط درس خوندن آکادمیک نیست. میشه کتاب های مارسل‌پروست رو خوند و به اندازه چندین ماه کلاس درس زندگی و ادبیات گرفت
.

کاری که من به خودم قول دادم اینه که خیلی هدفمند امسال کتاب هایی رو که میخونم انتخاب کنم و ازشون یاد بگیرم. وارد دنیای شخصیت هاش بشم و ببینم دنیای اونا چه شکلی بوده و قدم به قدم کتاب هایی که میخونم رو سخت تر کنم تا مثل کلاسی باشه که از یه مرحله به مرحله بعد میرم. خیلی وقتها توی گودریدز میشه توی کامنت ها دید که کسانی که کتاب بهتری خوندن زیرش پیشنهاد دادن که قبل یا بعد از این کتاب چه کتابی رو مطالعه کنین
.

امسال تونستم بالای 6 تا رمان بلند به انگلیسی بخونم تا بتونم یه فرهنگ دیگه رو لمس کنم و با ترکیب ها و اصطلاحات و نحوه بیان هر موضوعی از زبان یه آدم دیگه آشنا بشم. ولی خب هنوز هم کتاب های فلسفی به زبان فارسی برای من جذابیت بسیار زیادی دارن. اما امسال میخوام همین روند رو حتی سخت گیرانه تر ادامه بدم تا بیشتر و بیشتر با دنیا آشنا بشم. سریال، پادکست و بلاگ های با کیفیت هم خیلی میتونه به این روند کمک کنه. ولی حرفم اینه که باید همه این موارد رو با دقت انتخاب کنیم و هدفمند در راستای موضوعی باشه که میخوایم یاد بگیریم. مثلا کسی که به زندگی روزمره علاقه داره سبک سریال و کتابی که میخونه صد در صد با کسی که به سیاست علاقه داره و اونی که فرهنگ بیسترو رو میخواد بشناسه متفاوته
.

نذاریم درجا موندن توی شهر و دیار خودمون باعث بشه ایزوله بشیم و چیزی یاد نگیریم. من قبول دارم که کتاب و پادکست خیلی آهسته تر از سفر جواب میده ولی بازم عالیه
Read more
. USAF McDonnell Douglas KC-10 Extender & LockheedMartin F-35 Lightning II by @militarymachine ...
Media Removed
. USAF McDonnell Douglas KC-10 Extender & LockheedMartin F-35 Lightning II by @militarymachine . دوستان عزیز و همراهان همیشگی از این پس شما می‌تونید با ارسال عکس‌ها یا کلیپ‌های مورد علاقه خودتون در زمینه هوانوردی نظامی به دایرکت ، شاهد پست شدن آن‌ها با نام خودتون باشید . نکته : عکس‌ها و ... .
USAF McDonnell Douglas KC-10 Extender & LockheedMartin F-35 Lightning II by @militarymachine .
دوستان عزیز و همراهان همیشگی
از این پس شما می‌تونید با ارسال عکس‌ها یا کلیپ‌های مورد علاقه خودتون در زمینه هوانوردی نظامی به دایرکت ، شاهد پست شدن آن‌ها با نام خودتون باشید .
نکته : عکس‌ها و کلیپ‌های ارسالی باید با سلیقه ادمین جور باشه 😅🤦🏻‍♂️
ولی تا جایی که بشه همه را می‌ذارم
.
#killer_eagle
#mcdonnelldouglas #mcdonnell_douglas #Kc10 #Kc_10 #Extender #Kc10Extender #LockheedMartin #Lockheed_Martin #F35 #F_35 #LightningII #F35Lightning #F35LightningII
Read more
Sijal•°⇨ سیاوش جلالی یکی از اعضای گروه زد بازی قدیـم که امروزه از هم جدا شدن و معمولا باAlirezajazz@ ...
Media Removed
Sijal•°⇨ سیاوش جلالی یکی از اعضای گروه زد بازی قدیـم که امروزه از هم جدا شدن و معمولا با[email protected] و [email protected] آهنگ میدن بیرونـــــ سنشو خوب نمیدونم چون تو هر وبلاگی سن مختلفی رو ازش گذاشتن ولی تا اونجا که میدونم ۲۹ یا ۳۰ ساله باید باشه...!!^-^ اینم Official Page Sijal @sijaloficial Sijal•°⇨ سیاوش جلالی
یکی از اعضای گروه زد بازی قدیـم که امروزه از هم جدا شدن و معمولا
با[email protected] و [email protected] آهنگ میدن بیرونـــــ
سنشو خوب نمیدونم چون تو هر وبلاگی سن مختلفی رو ازش گذاشتن
ولی تا اونجا که میدونم ۲۹ یا ۳۰ ساله باید باشه...!!^-^
اینم Official Page Sijal
@sijaloficial
گاهی برای رها شدن از زخم های زندگی باید بخشید و گذشت. میدانم که بخشیدن کسانی که از آنها زخم خورده ...
Media Removed
گاهی برای رها شدن از زخم های زندگی باید بخشید و گذشت. میدانم که بخشیدن کسانی که از آنها زخم خورده ایم، سخت ترین کار دنیاست ولی تا زمانی که هر صبح چشمان خود را با کینه باز کنیم و آدمهای خاطرات تلخ را زنده نگه داریم و در ذهن خود هر روز محاکمه شان کنیم رنگ آرامش را نخواهیم دید! گاه، چشم ها را باید بست و ... گاهی برای رها شدن از زخم های زندگی
باید بخشید و گذشت.
میدانم که
بخشیدن کسانی که از آنها زخم خورده ایم، سخت ترین کار دنیاست

ولی تا زمانی که هر صبح چشمان خود را با کینه باز کنیم

و آدمهای خاطرات تلخ را زنده نگه داریم
و در ذهن خود هر روز محاکمه شان کنیم رنگ آرامش را نخواهیم دید!
گاه، چشم ها را باید بست

و از کنار تمام بد بودنها گذشت،

بخشش از بزرگان است..... ❤ 🗝 ❤ 🗝 ❤
Read more
بنده به اتفاق آقای دکتر صادق زیبا کلام صبح امروز دانشکده رسانه و ارتباطات گاهی، برای رهاشدن از ...
Media Removed
بنده به اتفاق آقای دکتر صادق زیبا کلام صبح امروز دانشکده رسانه و ارتباطات گاهی، برای رهاشدن از زخم های زندگی باید بخشید و گذشت .... میدانم که بخشیدن کسانی که از آنها زخم خورده ایم، سخت ترین کار دنیاست.... ولی، تا زمانی که هر صبح چشمان خود را با کینه بازکنیم. و آدمهای، خاطرات تلخ را زنده نگه ... بنده به اتفاق آقای دکتر صادق زیبا کلام صبح امروز دانشکده رسانه و ارتباطات

گاهی،
برای رهاشدن از زخم های زندگی باید بخشید و گذشت ....
میدانم که بخشیدن کسانی که از آنها زخم خورده ایم، سخت ترین کار دنیاست....
ولی،
تا زمانی که هر صبح چشمان خود را با کینه بازکنیم.
و
آدمهای، خاطرات تلخ را زنده نگه داریم و در ذهن خود هر روز محاکمه شان کنیم..
رنگ آرامش را نخواهیم دید !!
گاه،
چشم ها را، باید بست و از کنار تمام بد بودنها گذشت
Read more
<span class="emoji emoji1f49c"></span><span class="emoji emoji1f499"></span><span class="emoji emoji1f49a"></span><span class="emoji emoji1f49b"></span> ‌دلم کمی هوای لطیف میخواهد فقط کمی ...‌‌ کمی عطر زعفران ،‌ کمی رزق حضرتی ، چند رج تسبیح شاه ...
Media Removed
‌دلم کمی هوای لطیف میخواهد فقط کمی ...‌‌ کمی عطر زعفران ،‌ کمی رزق حضرتی ، چند رج تسبیح شاه مقصود ،‌ و چند دانه فیروزه شیخ شوشتری ...‌‌‌ دلم ...‌‌‌ حرم میخواهد ‌ فقط کمی ...‌‌‌ یک کُنج میخواهد از نوع ایوان‌ مقصوره برای گفتگوهای خصوصی ...‌‌‌ ‌‌‌ راستش ، ‌ دلم عشق میخواهد ... ‌‌ اصلاً ... 💜💙💚💛
‌دلم کمی هوای لطیف میخواهد
فقط کمی ...‌‌
کمی عطر زعفران ،‌
کمی رزق حضرتی ،
چند رج تسبیح شاه مقصود ،‌
و چند دانه فیروزه شیخ شوشتری ...‌‌‌
دلم ...‌‌‌
حرم میخواهد ‌
فقط کمی ...‌‌‌
یک کُنج میخواهد از نوع ایوان‌ مقصوره برای گفتگوهای خصوصی ...‌‌‌
‌‌‌
راستش ، ‌
دلم عشق میخواهد ... ‌‌
اصلاً دلم یک امام میخواهد ... ‌‌‌
همه را انکار میکنم ،‌
دلم تو را میخواهد ...‌‌‌
امام من ...‌‌‌
دستان ِ تهی ام را دخیل پنجره فولادتان میبندم‌‌
نمی گویم راه نشانم دهید ...‌‌
دستانم گرفته و در راهم آورید ....‌‌‌
آقا جانم...‌

#السلام_علیک_یا_علی_بن_موسی_الرضا_علیه_السلام ‌
‌🌼🌸🌺🌻‌

‌پ.ن: دوستان عزیزم ممنون ازین همه پیام ها و تگ ها و... شرمنده که نمیتونم جواب همه ی دایرکت هارو بدم ولی تا اونجا که بتونم میخونم...باز هم میگم من اهل مشهد نیستم متاسفانه..ولی از همه ی شما عزیزان به خصوص اونایی که مشهدن و در جوار امام مهربانی ها خیلی التماس دعا دارم..تو این شب نورانی بر همدیگه خیلی دعا کنیم...‌

#عیدتون_مبارک💖
#میلاد_باسعادت_امام_رضا_علیه_السلام_مبارک_باد💐
Read more
▼ یکی از واجبات زندگی من دیدن پیرزن ها و پیرمردهای محله و منطقه مون هست. اگرچه به همشون وقت نمیکنم سر بزنم و گاهی هم شرایط نیست ولی تا جایی که ممکنه این کارو انجام میدم. معمولا همه شون این جمله رو برای من تکرار می کنند که "وقتی مردم باید مراسم ختم منو تو منبر بری" عجیبه! درست در سالی که تقریبا بلیط رفتنم ...
یکی از واجبات زندگی من دیدن پیرزن ها و پیرمردهای محله و منطقه مون هست. اگرچه به همشون وقت نمیکنم سر بزنم و گاهی هم شرایط نیست ولی تا جایی که ممکنه این کارو انجام میدم.

معمولا همه شون این جمله رو برای من تکرار می کنند که "وقتی مردم باید مراسم ختم منو تو منبر بری"
عجیبه! درست در سالی که تقریبا بلیط رفتنم صادر شده بود و احتمالا حضرت عزارئیل سهمش اون شب پر شده بود و منو پس داد، این جمله برام معنی عجیبی پیدا کرده.
با اینکه عجیب از دنیا #خسته شدم ولی تداوم و تلاش زندگی این پیرهای خوشگل و ناز و گوگولی، داره به من انرژی و امید میده.

زندگی تون پر از امید/یاعلی
Read more
BLESS YOU! - He remembers my childhood when i was dominated in aviation word and I wished I was a pilot. ...
Media Removed
BLESS YOU! - He remembers my childhood when i was dominated in aviation word and I wished I was a pilot. All my school paints was about airplane, all my toys was airplane and the car but i loved airplanes much more than cars! - I hope i can do a real landing by a real airplane a day... i hope so.... ... BLESS YOU! -
He remembers my childhood when i was dominated in aviation word and I wished I was a pilot. All my school paints was about airplane, all my toys was airplane and the car but i loved airplanes much more than cars! -
I hope i can do a real landing by a real airplane a day... i hope so.... -
این پسر بچه من و‌ یاد بچه گیه خودم‌می ندازه، زمانی که تو دنیای هوانوردی غرق شده بودم و آرزو داشتم یک روز خلبان بشم. من و برادرم با تمام هم دوره ای های خودمون فرق داشتیم و همیشه علایقمون متفاوت بود... تمام نقاشی های دوران کودکی و‌مدرسه من و تمام اسباب بازی های من یا هواپیما بود یا تک و توک ماشین که البته هواپیما عشق اولم بود... یه ارگ کاسبو اس آ ۲۱ داشتم که من و موزیسین کرد :)) ولی تا جایی که یادمه همیشه یا فیلم پرواز می دیدم یا کتابها و‌مجله ها ی هوانوردی و‌می خوندم و‌کیف می کردم. هر سال نمایشگاه هوایی می رفتم و هواپیما های عبوری رو‌تا جایی که چشم کار می کرد دنبال می کردم! همین موضوع باعث‌شد من تو ۹ سالگی یکی از شوک آور ترین اتفاقات ممکن رو تجربه کنم. سال ۷۱ دقیقا بالای سر من وقتی تو‌حیاط مدرسه بودم دوتا هواپیما با هم تصادف کردن و‌هر دوشون سقوط کردن و من تمام دقایق اون حادثه تلخ رو با تمام جزییات به یاد دارم. چون من تنها کسی بودم که اینجوری پیگیر هواپیما بودم و اون اتفاق یکی از بدترین روزهای من رو رقم زد... -
خلاصه اینکه بچه ها هم ممکنه عاشق شن! علایقشون رو‌حدی بگیرین! این ها همش نشونس...
Read more
طرز تهیه مرطوب کننده طبیعی پوست صورت و بدن ، غیر چرب و سبک با آلوئه ورا این مرطوب کننده کاملا طبیعی ...
Media Removed
طرز تهیه مرطوب کننده طبیعی پوست صورت و بدن ، غیر چرب و سبک با آلوئه ورا این مرطوب کننده کاملا طبیعی بوده و می توانید آن را برای مرطوب ساختن پوست بدن و صورت به کار ببرید. بعلاوه این کِرِم بسیار سبک، پفی و رطوبت رسان می باشد. بهترین مزیتش این است که پوستتان را چرب نمی کند. این کِرِم مرطوب کننده پوستهای ... طرز تهیه مرطوب کننده طبیعی پوست صورت و بدن ، غیر چرب و سبک با آلوئه ورا

این مرطوب کننده کاملا طبیعی بوده و می توانید آن را برای مرطوب ساختن پوست بدن و صورت به کار ببرید. بعلاوه این کِرِم بسیار سبک، پفی و رطوبت رسان می باشد. بهترین مزیتش این است که پوستتان را چرب نمی کند.

این کِرِم مرطوب کننده پوستهای خشک را در زمستان ترمیم می کند ولی آانقدر سبک است که شما می توانید به راحتی در طول تابستان و فصل گرما نیز از آن استفاده کنید.

مواد لازم:

ژل آلوئه ورا ی تازه: ١پیمانه
آب مقطر: ١پیمانه
موم زنبور عسل آسیاب شده: نصف پیمانه
روغن بادام شیرین یا روغن هسته انگور یا روغن جوجوبا: نصف فنجان
روغن ویتامین اي يك قاشق چایخوری
روغن گیاهی معطر مثل روغن اسطوخودوس: ١٥قطره
طرز تهیه:

در یک کاسه متوسط، ژل آلوئه ورا ، روغن ویتامین اي و روغن معطر را با هم مخلوط کنید. این مخلوط را کنار گذاشته و بگذارید در دمای اتاق باقی بماند.
موم زنبور عسل رنده شده و روغن بادام را داخل پیمانه اندازه گیری ریخته و این پیمانه را داخل آبی که در حال جوشیدن آرام است قرار دهید. اجازه دهید تا گرم شود و هر از چند گاهی آن را هم بزنید تا وقتی که موم کاملا آب شود، سپس به آرامی و با دقت پیمانه را از درون آب جوش بیرون بیاورید.
مخلوط موم و روغن گرم شده را داخل مخلوط کن ریخته و بگذارید تا خنک شود ولی سفت نشود و همچنان نرم باشد.
زمانی که خنک شد مخلوط کن را روشن کرده و مخلوط آلوئه ورا را که کنار گذاشته بودیم با جریان آرام و پیوسته ای به مخلوط کن روشن اضافه کنید.
در حین کار مخلوط کن را خاموش کرده و با استفاده از یک قاشق موادی که به کناره ها چسبیده اند را هم بزنید تا به بقیه مواد بپیوندند. اگر مواد در بالا جمع شده اند بطور مکرر مخلوط کن را متوقف کنید و با قاشق هم بزنید تا باهم مخلوط شوند. این کار ممکن است ١٠تا١٥ دقیقه به طول انجامد. پس صبور باشید. این مخلوط کردن را تا جایی ادامه دهید تا غلظت کِرِم به میزان دلخواهتان شود.
کِرِم مرطوب کننده را به یک شیشه تمیز منتقل کرده و مقداری را که نمی خواهید تا چند هفته مصرف کنید در یخچال نگهداری کنید.
نکات:

حتما قبل از خارج کردن ژل آلوئه ورا ، برگها را تمیز بشویید و سپس با استفاده از یک قاشق تمیز ژل آن را خارج کنید.
Read more
. آفتابه دار مسجد شاه! سالهای ماضی در بازار تهران، مردمی که برای قضای حاجت به سرویس بهداشتی (مستراح ...
Media Removed
. آفتابه دار مسجد شاه! سالهای ماضی در بازار تهران، مردمی که برای قضای حاجت به سرویس بهداشتی (مستراح آن روز) مراجعه می‌کردند، از میان آفتابه‌ها، یکی را برمی‌داشتند و به کارشان می‌رسیدند. یه آقایی هم به عنوان آفتابه‌دار آنجا نشسته بود و مرتباً داد میزد آقاجون اون آفتابه رو ورندار! این یکی را ... .
آفتابه دار مسجد شاه!
سالهای ماضی در بازار تهران، مردمی که برای قضای حاجت به سرویس بهداشتی (مستراح آن روز) مراجعه می‌کردند، از میان آفتابه‌ها، یکی را برمی‌داشتند و به کارشان می‌رسیدند.
یه آقایی هم به عنوان آفتابه‌دار آنجا نشسته بود و مرتباً داد میزد آقاجون اون آفتابه رو ورندار! این یکی را بردار! بعد هم غرغر می‌کرد و ادامه میداد که ای بابا! اینجا صاحاب داره، فکر کرده هر کی هرکیه!! آفتابه‌ها هیچ فرقی با هم نداشت. اما به رسمیت شناختن آفتابه دار مهم بود!
البته خود «آفتابه» را هم دست کم نگیرید. خیلی کارها ازش میاد. مثل همین شستن شیشه هواپیما!
.
.
. *پی نوشت*
.

این حکایت سالهاست به صورت ضرب المثل درآمده و اتفاقاً بر بسیاری از رفتار ما انطباق دارد.
تجربه من در این سالها حاکی از آن است که بسیاری از مخالفت‌هایی که با کارهای خوب و مفید صورت می‌گیرد، از همین دست است. یعنی برخی متولیان سنتی به رسمیت شناخته نمی‌شوند!
معتقدم که در خیلی از جاها که هزینه ندارد، به عنوان تعارف و احترام هم که شده باید حرمت آدم‌هایی که برای خودشان حق آب و گل دارند حفظ شود.
این به معنای تمکین از خرده فرمایش‌های هر آدم اضافه و متوهمی نیست. بعضی مواقع باید عده‌ای را سرجایشان نشاند تا توقع بیخود نداشته باشند.
حکایت بعضی از قیم‌های عرصه هنر، ورزش، سیاست و... هم دقیقاً همین حکم «آفتابه داری» است. اجمالاً احترام‌شان خوب است، ولی تا حدی که حرمت و جایگاه واقعی خود را تشخیص دهند.
Read more
 #لذت_خواندن این روزا مشغول #خواندن این دو #کتاب هستم. بعضی کتاب ها رو باید چند بار بخونی تا بفهمی، ...
Media Removed
#لذت_خواندن این روزا مشغول #خواندن این دو #کتاب هستم. بعضی کتاب ها رو باید چند بار بخونی تا بفهمی، مثل بعضی #فیلم ها که باید چند بار ببینی! بعضی کتاب ها رو هم چون خیلی از خودنشون #لذت بردی دلت می خواد چند بار بخونی، مثل بعضی فیلم ها! #قرآن از اون کتاب هاییه که باید چند بار بخونم تا بفهمم و دلم هم می ... #لذت_خواندن
این روزا مشغول #خواندن این دو #کتاب هستم.
بعضی کتاب ها رو باید چند بار بخونی تا بفهمی، مثل بعضی #فیلم ها که باید چند بار ببینی!
بعضی کتاب ها رو هم چون خیلی از خودنشون #لذت بردی دلت می خواد چند بار بخونی، مثل بعضی فیلم ها!
#قرآن از اون کتاب هاییه که باید چند بار بخونم تا بفهمم و دلم هم می خواد چند بار بخونم چون از خوندنش لذت می برم!
#غرب_چگونه_غرب_شد نوشته دکتر #صادق_زیباکلام از #انتشارات_روزنه رو هنوز کامل نخوندم که بگم جزء این دو دسته کتاب هست یا نه ولی تا اینجا که خوندم می تونم بگم قلم روانی دارند آقای دکتر مثل همه یادداشت هایی که ازشون خوندم!
پ.ن: #شهر_رمضان_الذی_انزلت_فیه_القرآن
خداوندا به من توفیق خواندن و درک آیات کتابت را عنایت کن. باشد که در زمانه ای که خیلی ها کمر به تخریب و تضییع دین رسول الله بسته اند، اگر نمی توانم مدافع اسلام و قرآن باشم، دست کم از تخریب گران و زودباوران و تعقل نکنندگان هم نباشم.
Read more
سلام دوستان عزیزم خوب هستین؟ سه تا نکته کوچولو میخواستم بگم اول اینکه درباره راموس و اینکه میمونه ...
Media Removed
سلام دوستان عزیزم خوب هستین؟ سه تا نکته کوچولو میخواستم بگم اول اینکه درباره راموس و اینکه میمونه یا میره منچستر شایعه زیاده و خیلی خبر میاد و مصاحبه میشه دربارش ولی تا وقتی که خبر رسنی تمدید قرارداد یا انتقال رو ندیدید چیزی رو قبول نکید دومین نکته اینکه درسته ما عکسامونو از پیجای دیگه برمیداریم ... سلام دوستان عزیزم
خوب هستین؟
سه تا نکته کوچولو میخواستم بگم
اول اینکه درباره راموس و اینکه میمونه یا میره منچستر شایعه زیاده و خیلی خبر میاد و مصاحبه میشه دربارش ولی تا وقتی که خبر رسنی تمدید قرارداد یا انتقال رو ندیدید چیزی رو قبول نکید
دومین نکته اینکه درسته ما عکسامونو از پیجای دیگه برمیداریم گاهی اوقات ولی دلیل نمیشه حتما از یه پیج خاص و بزرگ برداریم و من خودم بشخصه سعی میکنم از پیجای خارجی و هشتگ ها بردارم و کمتر سعی میکنم از پیجای داخلی بزرگ بردارم ولی اگه هم بردارم سعیمو میکنم منبعشو ذکر کنم
سومین نکته اینکه چرا اینقد لایکا پایینه؟نسبت ب پیجای اندازه خودمون خیلی لایکا پایینه هرکار هم میکنم درست نمیشه واقعا از پیج و عکساش راضی نیستین؟اگه نیستین راهی که راضی بشیدو بگید تا طبق نظر شما پیجو جلو ببریم
فداتون
Read more
نتونستم یه آمار درست و حسابی از تجاوز پیدا کنم. عددا مختلف بود. مثلا یه جا زده بود در ایران سالانه هزار ...
Media Removed
نتونستم یه آمار درست و حسابی از تجاوز پیدا کنم. عددا مختلف بود. مثلا یه جا زده بود در ایران سالانه هزار و دویست مورد تجاوز گزارش میشه. و البته تعریفشون از تجاوز رو هم متوجه نشدم. ولی تا جایی که میدونم طیف کوچیکی نداره.هم از نظر جنسیت و سن، هم اتفاقی که براشون می افته. وقتی بچه ای یه مدت هواتو دارن. بعد ... نتونستم یه آمار درست و حسابی از تجاوز پیدا کنم. عددا مختلف بود. مثلا یه جا زده بود در ایران سالانه هزار و دویست مورد تجاوز گزارش میشه. و البته تعریفشون از تجاوز رو هم متوجه نشدم. ولی تا جایی که میدونم طیف کوچیکی نداره.هم از نظر جنسیت و سن، هم اتفاقی که براشون می افته.
وقتی بچه ای یه مدت هواتو دارن. بعد میسپرنش به دست فراموشی.
اولش درک چندانی نداری. بعد هرچی که بزرگ تر میشی. به ابعاد مختلف ماجرا فکر میکنی. هی با خودت میگی اگه فلان کارو انجام میدام شاید وضعیت تغییر میکرد. اگه فلان حرفو میزدم، یعنی جور دیگه ای پیش میرفت؟ یعنی میتونستم جلوشو بگیرم؟ یعنی تقصیر من بود؟ بقیه چی در مورد من فکر میکنن؟ حالا دیگه به کی باید اعتماد کنم؟ اصلا کسی ممکنه دوستم داشته باشه؟ چرا من؟ اگه کس دیگه جای من بود حتما میدونست چکار کنه. باید هرجور شده جبران کنم. تاوان چیزی رو میپردازم که نقشی توش نداشتم. باز هم که بزرگتر میشی شاید فقط یه خاطره محو تو ذهنت مونده باشه ولی همیشه میدونی یه چیزی اون گوشه ی ذهنت هست که هر کاری بخوای بکنی هر تصمیمی بگیری، با هرکسی آشنا بشی، هر کسی که بهت نزدیک بشه، هی با خودت بگی یعنی چی میشه؟ .
"تاوان" پنج تا دختربچه هستن که دوستشون گرفتار مردی مهاجم میشه و بعد از تجاوز کشته میشه. دیدن جسد دوستشون و ترس از قاتلی که هیچ وقت دستگیر نشد، میشه کابوس این بچه ها. حتی وقتی سالها از اون ماجرا میگذره اما دیگه هیچکدومشون زندگی نرمالی ندارن. یعنی چقدر دیگه طول میکشه بتونن از این وزنه که به پاشون بسته شده و همه جا میبرنش خلاص بشن؟
.
.
#کتاب #کتاب_خوانی
#تاوان #میناتو_کانائه
Read more
. یکی از صیادان استان هرمزگان در تماس با خبرنگار ما گفت وقتی به روال همیشه برای صید جلبک دریایی رفته ...
Media Removed
. یکی از صیادان استان هرمزگان در تماس با خبرنگار ما گفت وقتی به روال همیشه برای صید جلبک دریایی رفته بود؛ موجود عجیبی در تورش گرفتار شد که دوکی شکل است و بدنش فلس دارد و دم و باله هم به اطرافش متصل است. این صیاد عکسی از صید عجیبش برای خبرنگار ما ارسال کرد که یکی از دیرین‌شناسان به محض دیدن آن گفت: «این یک ... .
یکی از صیادان استان هرمزگان در تماس با خبرنگار ما گفت وقتی به روال همیشه برای صید جلبک دریایی رفته بود؛ موجود عجیبی در تورش گرفتار شد که دوکی شکل است و بدنش فلس دارد و دم و باله هم به اطرافش متصل است. این صیاد عکسی از صید عجیبش برای خبرنگار ما ارسال کرد که یکی از دیرین‌شناسان به محض دیدن آن گفت: «این یک گونه منقرض شده به نام ماهی است که ده‌ها سال قبل در جنوب کشور به وفور صید می‌شد ولی صید بی‌رویه توسط صیادان چینی نسل این گونه را به کلی منقرض کرد». این دیرین شناس به خبرنگار ما اخطار داد که به مردم اعلام شود از خوردن این ماهی خودداری شود. وی در پاسخ این سوال که: چرا؟ مگه گوشتش خطرناکه؟ گفت: نه بابا..‌. تا جایی که من از پدربزرگم شنیدم گوشتش این قدر خوشمزه است که اگر کسی آن را بخورد دیگر جلبک دریایی از گلویش پایین نمی‌رود!
.
دادگاه از صدور حکم بین یک فروشنده سکه و یک خریدار سکه خودداری کرد و از مسئولان اقتصادی کشور درخواست کرد حداقل سرعت تغییر قیمت طلا را به چند ثانیه یک بار افزایش دهند تا شاهد چنین شکایت‌های پیچیده‌ای نباشیم! لازم به ذکر است که اختلاف از جایی بین این دو فرد ایجاد شد که فروشنده قیمت سکه را اعلام کرد ولی تا زمانی که خریدار دستش را به سمت کارتخوان ببرد و کارت بکشد و رمز را وارد کند، قیمت سکه درست قبل از وارد کردن آخرین رقم رمز کارت، بالا رفت و فروشنده اعلام کرد دیگر حاضر نیست سکه را به قیمت قبلی بفروشد!
.
رابینسون کروزوئه که ده‌ها سال قبل در یک جزیره دور افتاده گم شده بود سرانجام توسط یک تیم جست‌وجو پیدا شد. رابینسون که خیلی خوشحال بود از تلاش‌های تیم‌های جست‌وجو تشکر کرد و گفت اصلا فکر نمی‌کرد پس از این همه سال که از گم شدنش می‌گذرد‌، مردم به صورت خودجوش برای پیدا کردنش تیم جست‌وجو تشکیل دهند. در این هنگام یکی از اعضای تیم جستجو خطاب به ایشان گفت: «داداش جو نگیردت... ما 40 ساله دنبال اون ۹ میلیارد دلار ۴۲۰۰ تومانی هستیم که گم شده... حالا پاشو ببینم زیر تخت خواب شاخه درختی‌ات نباشه!»‌. .  بقیه در کامنت اول 👇👇👇👇
Read more
، خیلی از افراد فکر میکنند که ثروت فقط شامل پول و مال میشود و از این غافل هستند که ثروت های با ارزش دیگری ...
Media Removed
، خیلی از افراد فکر میکنند که ثروت فقط شامل پول و مال میشود و از این غافل هستند که ثروت های با ارزش دیگری در وجود و یا اطراف آنها هست که هیچ وقت نمی شود آنها را با پول خرید . گرانقدر ترین ثروت وقت و زمان است که حتی نمی شود ثانیه ای از آن را با پولهای کلان خرید ولی به صورت رایگان در اختیار همه ما قرار دارد ولی افسوس ... ،
خیلی از افراد فکر میکنند که ثروت فقط شامل پول و مال میشود و از این غافل هستند که ثروت های با ارزش دیگری در وجود و یا اطراف آنها هست که هیچ وقت نمی شود آنها را با پول خرید .
گرانقدر ترین ثروت وقت و زمان است که حتی نمی شود ثانیه ای از آن را با پولهای کلان خرید ولی به صورت رایگان در اختیار همه ما قرار دارد ولی افسوس که بعضی از افراد وقت و زمان خود را با افسوس و یاس و ناامیدی هدر میدهد.
بعضی وقتها که از مراجعین میپرسم آیا میدانید در وجود شما چه ثروتهایی هست ؟
با تعجب نگاه میکنند و اظهار بی اطلاعی میکنند و یا معدودی از آنها را میدانند که وقتی برای آنها بازگو میکنم با خنده جواب می دهند که اینها را خودم میدانستم. در واقع اگر این ثروت را میدانید باید سریع بیان کنید و روی زبان شما جاری باشد و هر روز این ثروتها را به خود یاد آور شوید .
ثروتهایی که در وجود همه میتواند وجود داشته باشد بسیار زیاد است مانند : عقل ، شعور ، معرفت، زیبایی، مهربانی ، عشق ورزی ، دانش ، معلومات ، آگاهی ، نجابت ، پاکی و صداقت ، سلامتی و تندرستی، جسم سالم ، توانمندی ، قدرت ، شجاعت ، فهم و درک و خیلی های دیگر
ولی ثروت های مهم دیگری در اطراف ما هست که آنها نیز ثروت های ارزشمند است مثل وجود پدر و مادر ، خانواده (خواهر و برادر ، همسر ، فرزند سالم و سلامت )، دوستان ارزشمند ، کار و شغل ، وقت و زمان ، فرصت ها ، تحصیلات ، تجارب، همراهان و همکاران با وفا ، مکان زندگی (شهر ،روستا ) ، نعمت های خداوند ، .......و در آخر دارایی ها
اگر این ثروت را همیشه مد نظر خودمان داشته باشیم به واقع میتوانیم بگوییم که ما ثروتمند هستیم.
پول و مال درست است که بسیار مهم ارزشمند است ولی تا زمانی که ثروتهای وجودی خود را کشف نکنیم رسیدن به آنها بسیار سخت است زیرا که باید با ثروت های وجودی خود ثروت های بیرونی و خارجی را خلق کنیم .
کسی که ثروتهای درونی خود را کشف نکند اگر ارزشمند ترین ثروت مالی به او بدهید بسیار سریع آن را هدر میدهد و تمام میشود ولی کسی که ثروت درونی و وجودی خود را درک کرده باشد و با سختی و درایت ثروت مالی را بدست آورد بسیار قدر آن را میداند و با عقل و منطق و آگاهی آن را صرف زندگی شاد و موفق خود میکند و هر روز به ثروت او افزوده میشود .
بیابید فقط چند دقیقه تمام ثروتهای خود را به روی کاغد بیاورید و تک تک آنها را بنویسید و در این چند دقیقه به آنها فکر کنید . با این کار قدرتی در وجود شما بیدار می کند .
برای شما ثروتمندان عزیز و دوست داشتنی که جزو ثروتهای من هستید بهتر ها را آرزو دارم.
Read more
سلام عرض شد 🤩خوبید چند سال بود همش دلم میخواست کباب کوبیده بزنم ولی انگار طلسم شده بود و جور درنمیومد ...
Media Removed
سلام عرض شد 🤩خوبید چند سال بود همش دلم میخواست کباب کوبیده بزنم ولی انگار طلسم شده بود و جور درنمیومد بلاخره طلسم شکسته شد یه مقدار گوشت برای خونه خریده بودم ازش جدا کردم گفتم من باید بزنم تا آماده بشه نصف شب شد چون درگیر همبرگر درست کردنم بودم 🤪یکم تناسب رعایت نشد تو سایز چاقالو هم زدمولی برای اولین ... سلام عرض شد 🤩خوبید
چند سال بود همش دلم میخواست کباب کوبیده بزنم ولی انگار طلسم شده بود و جور درنمیومد بلاخره طلسم شکسته شد یه مقدار گوشت برای خونه خریده بودم ازش جدا کردم گفتم من باید بزنم تا آماده بشه نصف شب شد چون درگیر همبرگر درست کردنم بودم 🤪یکم تناسب رعایت نشد تو سایز چاقالو هم زدم😁ولی برای اولین بار به نظرم خیلی خوب بود 😉😝
خلاصه جاتون خالی نتیجه این شد که بهتر از این نمیشد 😋
.
دستور اضافه شد 👇👇
یه توضیحی بدم در اصل این هست مخلوط گوشت گوساله و قلوه گاه گوسفند رو میریزن و از اونجایی که این قسمت همیشه در دسترس نیست من به این صورت درست کردم مطمین باشید خوب میشه منم تجربه اول بود
من مخلوطی از گوشت گوساله و گوسفند و دمبه گوسفند برای چرب و خوش طعم شدنش زدم چون گوشت گوساله ام بدون چربی ب
صدو پنجاه تا دویست گرم گوشت گوسفندی + هفتصد گرم گوشت گوساله + صد گرم دنبه+یه کف دست نه بیشتر نون بربری که من اول خیس دادم تا نرم بشه و آبش رو کشیدم و با چرخ گوشت چرخ کردم بعدش اندازه دویست گرم تا دویست و پنجاه گرم پیاز رو با همون چرخ گوشت چرخ کردم و ریختم تو پارچه ی حریر (پارچه ی تمیز هروی میشه)آبش رو حسابی چلوندم و مواد اضافه کردم ..
آب پیاز رو هم نگه داشتم برای سیخ کشیدن
بهش نمک و یه ق چ کوچیک جوش شیرین و ادویه کباب کوبیده که از عطاری خریدم رو‌ اضافه کردم که خیلی خوشبو می‌کنه و ورز دادم تا یکدست بشه ..
دستم رو بجای آب زدم تو آب پیاز و اول یکم به سیخ زدم و اندازه یه مشت گوشت برداشتم زدم به سیخ خوب‌با دستم مرتبش کردم و در آخر چند خط انداختم روش (دیگه مطمینا دیدید و میدونید منظورم چیه)
بعد سیخ ها رو تو سینی ردیف کردم و گذاشتم تو سوال برای استراحت
من یه ساعت استراحت دادم بعد کباب کردم.
.
.
نکات
من برام پیش نیومد از سیخ بیافته یا خراب بشه ولی تا اونجایی که شنیدم گوشت نباید خیلی کم چرب یا پرچرب باشه
حتما وقتی روی منقل میزارید مرتب پشت رو کنید تا هم خوب بپزه هم فیکس بشه
شنیده بودم آب پیاز هم خوشمزه می‌کنه هم به نریختنش کمک می‌کنه منم بجای اینکه آب به دستم بزنم دستم رو به آب پیاز آغشته میکردم .
تجربه ی کباب زن خانواده امون اینه که خیلی زیاد ورز دادن هم لاستیکی می‌کنه کباب رو
من طبق همین دستور و مقدار پیش رفتم و از نتیجه رضایت کامل داشتم پس اونایی که مثل من می‌ترسیدند ویا...حتما امتحان کنن .
.
.
با مقدار کم هم میتونید درست کنید کافیه گوشت گوساله رو با یه کم گوشت کوشت گوسفندی (مثل من از گوشت سهمیه خورشتی استفاده کنید) با یه چهار انگشت نون و ...مخلوط کنید
@ashpazi.sahar
Read more
۰ دوچرخه چی بخریم و چرا بخریم؟ ۰ فکر نمیکنم نیازی باشه که در مورد فواید دوچرخه بگم! حتی فقط کافیه ...
Media Removed
۰ دوچرخه چی بخریم و چرا بخریم؟ ۰ فکر نمیکنم نیازی باشه که در مورد فواید دوچرخه بگم! حتی فقط کافیه یه گوگل کنید تا متوجه بشید که دوچرخه سوار ها کلا ضررن برای مملکت :))) ۰ حالا چی بگیریم!؟ قبل هر چیزی باید اول کلاه ایمنی بخرید. من زیاد سر رشته ندارم و نمیتونم درست جواب بدم ولی تا اونجایی که خبر دارم اینه ... ۰
دوچرخه چی بخریم و چرا بخریم؟
۰
فکر نمیکنم نیازی باشه که در مورد فواید دوچرخه بگم! حتی فقط کافیه یه گوگل کنید تا متوجه بشید که دوچرخه سوار ها کلا ضررن برای مملکت :))) ۰
حالا چی بگیریم!؟ قبل هر چیزی باید اول کلاه ایمنی بخرید. من زیاد سر رشته ندارم و نمیتونم درست جواب بدم ولی تا اونجایی که خبر دارم اینه که ۳ نوع دوچرخه داریم جاده ای، کوهستان و شهری. جاده ای برای مسافت بالا خیلی خوبه، کوهستان هم دوچرخه هاییه با لاستیک های پهن تر که توی خاک و سنگ باهاش حرکت میکنن. شهری هم بین این دوتا میشه.
۰
من دوچرخه ام کوهستانه و اکثرا توی شهرایی مثل تهران که اسفالت های خوبی نداره و جاده ای برای دوچرخه وجود نداره این دوچرخه ها بهترن.
۰
چند برند هم داریم که خوب این دیگه بستگی به جیبتون داره و خودتون. giant cannondale scott زیادن ولی من خودم اینارو بیشتر دوست دارم.
۰
شاید اولاش سخت باشه مسافت بالا یا سربالایی برید ولی خیلی زود بدنتون به شرایط عادت میکنه و میتونید هرچقدر که دلتون بخواد رکاب بزنید. پس به این فکر نکنید که ما خونمون دوره و تو سر بالاییه و این داستانا
۰
بازم مینویسم در مورد دوچرخه حالا 😁
۰
#cannondale
Read more
- ما باهم بزرگ شدیم خوردیم زمین.. بلند شدیم دنیارو دیدیم خوب بود.. بد بود سخت بود.. آسون بود خندیدیم.. ...
Media Removed
- ما باهم بزرگ شدیم خوردیم زمین.. بلند شدیم دنیارو دیدیم خوب بود.. بد بود سخت بود.. آسون بود خندیدیم.. گریه کردیم گذشت.. نگذشت ولی هربار گذشته‌ها و نگذشته‌ها توو یه نفس شمعارو خاموش می‌کنن و ما دونه‌دونه بزرگ‌تر میشیم پشتِ هم نمیدونم تا کِی میشه ولی تا هرجا که باشه؛ ما توو عشق‌یا‌موفقیتت ... -
ما باهم بزرگ شدیم
خوردیم زمین.. بلند شدیم
دنیارو دیدیم
خوب بود.. بد بود
سخت بود.. آسون بود
خندیدیم.. گریه کردیم
گذشت.. نگذشت
ولی هربار گذشته‌ها و نگذشته‌ها توو یه نفس شمعارو خاموش می‌کنن و ما دونه‌دونه بزرگ‌تر میشیم پشتِ هم
نمیدونم تا کِی میشه
ولی تا هرجا که باشه؛
ما توو عشق‌یا‌موفقیتت مهم نیس..
کنارِ تو و آرزوهات و شمعات میشنیم
تولدت مبارک
@__melikaw_._
Read more
. • بچه‌ها یادتونه در مورد استوری #صدف_بیوتی صحبت کردیم؟ ‍ • وقتی اون استوری رو دیدم، یاد کتاب #شفای_زندگی ...
Media Removed
. • بچه‌ها یادتونه در مورد استوری #صدف_بیوتی صحبت کردیم؟ ‍ • وقتی اون استوری رو دیدم، یاد کتاب #شفای_زندگی افتادم که چند ساله روش زندگی منو تحت تأثیر قرار داده. فکر کنم خیلیاتون این کتابو خوندین. خلاصه‌ش میشه این که؛ افکار و اعمال ما باعث بروز بیماریها میشن. یعنی بیماریها یه عامل ظاهری و فیزیکی ... .
• بچه‌ها یادتونه در مورد استوری #صدف_بیوتی صحبت کردیم؟

• وقتی اون استوری رو دیدم، یاد کتاب #شفای_زندگی افتادم که چند ساله روش زندگی منو تحت تأثیر قرار داده. فکر کنم خیلیاتون این کتابو خوندین. خلاصه‌ش میشه این که؛
افکار و اعمال ما باعث بروز بیماریها میشن. یعنی بیماریها یه عامل ظاهری و فیزیکی دارن، یه عامل اصلیِ معنوی. وقتی بهشون آگاه بشیم، با اصلاح اعمال و افکارمون میتونیم خودمونو درمان کنیم. توی عکس چهارم و پنجم که از همین کتابه، دور عامل بوی بد دهن و روش درمانش خط کشیدم.

• خودتون نظرهایی که در مورد حرف اون خانوم بود، بخونین. نمیگم درستن یا غلطن، نمیگم چیزایی که گفت، واقعاً توی #قرآن و #احادیث اومدن یا جعلی هستن، فقط میگم بخونیم و بهشون فکر کنیم. شاید آخرش شما هم مثل من به این نتیجه برسین که با کمی اغماض، هممون درست میگیم؛ هم آموزش‌های #اسلامی، هم کتابهای #معنوی امروزی #غربی، هم #دانش_روز ، همه و همه.

• شاید تک‌تک اینا درست باشن، یعنی واقعاً #شیطان توی دهن ما رفته باشه، #غیبت کرده باشیم، #افکار پوسیده داشته باشیم، #مسواک نزده باشیم، #معده مون خراب باشه، #لثه هامون مشکل داشته باشن، و ده‌ها عامل دیگه. مثل اون فیل که توی تاریکی بهش دست میزدن، و هر کی یه جور تجسمش میکرد؛ یکی به صورت بادبزن، یکی به صورت ستون، یکی هم یه لوله دراز و الی آخر.

• دقت کردین چقدر اعتقاداتمون تو مسیر زندگیمون تغییر میکنه؟! انگار ما اصلاً اون آدم چند سال پیش نیستیم! حالا ممکنه مؤمن‌تر شده باشیم، یا برعکس. یا حتی درجه اعتقامون همون مونده باشه و فقط نوع اعتقادمون فرق کرده باشه. پس به نظرم همین یه دلیل کافیه که به اعتقادات همدیگه احترام بذاریم، چون همه ما درست وسط مسیر هستیم و هر لحظه نسبت به لحظه بعدی ناقصیم!

• من که میگم همه اعتقادات قابل احترامن، ولی تا زمانی که حقوق انسانی دیگرانو نقض نکنن و مُخلِّ زندگی دیگران نباشن. نظر شما چیه دوستان؟ 🤔

• این چند سال اخیر بدجوری هممون به #اعتقادات_شخصی همدیگه گیر میدیم. شاید دلیلش دلزدگیمون از این همه فشار ایدئولوژیک باشه که هر روز داره بهمون وارد میشه.

• پذیرفتن اعتقادات دیگران، یکی از تمریناتیه که مدتهاست بهش مشغولم و اعتراف میکنم سخته، خیلی سخته، خیلی.

• ببخشید که این پست زیبایی بصری چندانی نداشت و خیلی روزنامه‌وار بود. 😅 فقط میخواستم هم‌فکری کنین که با همدیگه یه دید جدید نسبت به این قضایا پیدا کنیم. 😊 حیف که کپشن جا نداره، وگرنه دلم میخواست ده برابر این کپشن در موردش مینوشتم و نظر شما رو هم توش میگُنجوندم. 👌😊
۱۳۹۷/۰۹/۰۳
Read more
. <span class="emoji emoji25c0"></span> هیچ میدونستین #شاهرود ازین نونای فوق‌العاده خوشمزه داره؟ <span class="emoji emoji1f36a"></span> <span class="emoji emoji1f60b"></span> (جمله «هر کی رفت شاهرود، ازینا واسه ...
Media Removed
. هیچ میدونستین #شاهرود ازین نونای فوق‌العاده خوشمزه داره؟ (جمله «هر کی رفت شاهرود، ازینا واسه من بیاره.» توش مستتره. ) . کپشن بی‌ربط به عکس بنویسم؟ 🤔 . امشب اتفاقی افتاد که منو خیلی به هم ریخت. چند سال قبل یه ناپختگی در حق یه دوست کردم، که خودش امشب بهم گفت. هیچ حرفی هم به جز عذرخواهی ... .
◀ هیچ میدونستین #شاهرود ازین نونای فوق‌العاده خوشمزه داره؟ 🍪 😋 (جمله «هر کی رفت شاهرود، ازینا واسه من بیاره.» توش مستتره. ✌😊)
.
◀ کپشن بی‌ربط به عکس بنویسم؟ 🤔
.
◀امشب اتفاقی افتاد که منو خیلی به هم ریخت. چند سال قبل یه ناپختگی در حق یه دوست کردم، که خودش امشب بهم گفت. 😞 هیچ حرفی هم به جز عذرخواهی نداشتم، ازون کارا که هیچ توضیح و توجیه، و ازون مهم‌تر هیچ جبرانی براش نداری. 😐 به قول خودش؛ آب ریخته رو نمیشه جمع کرد.
.
◀تا حالا شده کاری رو گذشته رو به یاد بیارین و از خودتون تعجب کنین؟ 🤔 تا حالا شده از خودتون بپرسین؛ آخه من چطور همچین کاری کردم؟ 🤔 من یه لیست بلند بالا ازین کارها دارم. 😐
.
◀حدود ده سال پیش، یکی از همنوردهای بسیار باتجربه‌م بهم گفت؛ الهام، کتاب #مدیریت_خشم رو بخون. خیلی ماهی، ولی وقتی عصبانی میشی، دیگه نمیشناسمت، چون هر کاری از دستت برمیاد. 📚 حرفشو گوش نکردم، و حالا بعد از این همه سال میبینم که به شدت نیاز دارم در این زمینه روی خودم کار کنم. 🔎
.
◀در جواب اون دوست گفتم؛ ببخش. 🌸
ولی آیا اگه خودم بودم، می‌بخشیدم؟ 🤔 نمیدونم.
.
◀به اون دوست گفتم؛ آدمها رشد میکنن. 🔝
ولی اگه می‌پرسید؛ به چه قیمتی؟، جوابی براش نداشتم.
.
◀امشب این پست رو گذاشتم که بابت همه کم‌لطفی‌هایی که ناخواسته در حق کسی کردم، عذرخواهی کنم و اگه خودش راهی برای جبران برام بذاره، جبران کنم. 🌸
ولی...
ولی وقتی کسی حقمو میخوره یا عمداً بهم آسیب میزنه، به اون حد خشم غیر قابل کنترل میرسم و بدجنسی‌هایی در حقش میکنم که شیطان روی شونه‌م میزنه و میگه؛ خسته نباشی. 😈 بابت اینها، نه تنها معذرت نمیخوام و نخواهم خواست، بلکه تا زمانی که آروم نشم، ادامه خواهم داد. ✌ (به ندرت پیش میاد بخوام و بتونم ببخشم.)
.
◀بیاین برای هم آرزو کنیم که هممون تا قبل از مرگ به اندازه ظرفیتمون رشد کنیم و به کمال برسیم. 👑
۱۳۹۷/۰۶/۱۹
Read more
مامانم یک مامان بزرگ داشت به نام زهرا. زنی بود بسیار مقاوم که سرد و گرم روزگار را بیش از دیگران حس کرده ...
Media Removed
مامانم یک مامان بزرگ داشت به نام زهرا. زنی بود بسیار مقاوم که سرد و گرم روزگار را بیش از دیگران حس کرده بود . بسیار جدی و مستبد بود ، کمتر پیش می آمد کسی را دوست داشته باشد ولی معدود افرادی که دوست داشت صمیمانه در حقشان جان فشانی می کرد‌ . از نوه ها مامان من را دوست داشت و از نتیجه ها ، شکر خدا ما شانس این را داشتیم ... مامانم یک مامان بزرگ داشت به نام زهرا. زنی بود بسیار مقاوم که سرد و گرم روزگار را بیش از دیگران حس کرده بود . بسیار جدی و مستبد بود ، کمتر پیش می آمد کسی را دوست داشته باشد ولی معدود افرادی که دوست داشت صمیمانه در حقشان جان فشانی می کرد‌ . از نوه ها مامان من را دوست داشت و از نتیجه ها ، شکر خدا ما شانس این را داشتیم که نور دیدگانش محسوب شویم. پیرزن خمیده شده بود ، چین و چروک های صورتش از حد گذشته بود . دست ها و انگشتانش را هرگز فراموش نمی کنم با آنکه بسیار فرتوت بودند اما زیبایی خود را حفظ کرده بودند . انگشتان بلند با ناخن های برجسته . و اما آن عینک گربه یی عنابی که به چشم می زد و با کش شلوار دور سرش محکم می کرد. هنوز که به او فکر می کنم بوی حلوا در مشام می پیچد . هر هفته پنج شنبه حلوا می پخت و تا وقتی که کاملا از دست و پا نیفتاد این کار را ادامه داد . امکان نداشت فراموش کند. بیشتر مردهای زندگی اش را در اوج جوانی از دست داده بود. برادر هایش، همسرش ،پسر جوانش . خدا خودش را رحمت کند امروز از کله ی سحر از نظرم دور نمی شود ولی قطعا بوی حلوا از این خانه بیرون نخواهد رفت. ما زنده ها را هم فراموش می کنیم چه رسد به اموات .
یادم می آید مامانم وقتی کار داشت من و برادرم را نزد او می گذاشت . یکی از کارهایی که می کرد این بود که پسته ها را می شکست و در دهانش می گذاشت ، خوب می جوید تا نرم شود ، سپس از دهانش خارج می کرد و ترکیبی از بزاق دهان و پسته را در دهان ما می گذاشت تا احتیاجی به جویدن نباشد و ما فقط زحمت بلعیدن را به خود بدهیم. با اینکه جلال و جبروت داشت ولی ما را تا این حد دوست داشت و ما شانس این را داشتیم که مورد عنایت ایشان قرار بگیریم. در ضمن بعد از خوردن بزاق و پسته گوش و جان می سپردیم به قصه ی نمکی. یادش گرامی ،همیشه می خواند : هفت در و بستی نمکی، یه در و نبستی نمکی.
Read more
. تغذیه کودکان 1 تا 5 سال تغذیه کودک کودکان رشد سریع و فعالیت زیادی دارند و به همین علت به غذای بیشتری ...
Media Removed
. تغذیه کودکان 1 تا 5 سال تغذیه کودک کودکان رشد سریع و فعالیت زیادی دارند و به همین علت به غذای بیشتری نیاز دارند . در صورتی که حجم معده در کودکان کم و دندان ها هنوز کامل نیستند . الگوی غذایی صحیح کودکان : برنامه غذایی مناسب کودکان  باید روزانه حاوی تمام گروه های غذایی اصلی شامل :  نان و غلات ، میوه ... .
تغذیه کودکان 1 تا 5 سال

تغذیه کودک
کودکان رشد سریع و فعالیت زیادی دارند و به همین علت به غذای بیشتری نیاز دارند . در صورتی که حجم معده در کودکان کم و دندان ها هنوز کامل نیستند .
الگوی غذایی صحیح کودکان :
برنامه غذایی مناسب کودکان  باید روزانه حاوی تمام گروه های غذایی اصلی شامل :  نان و غلات ، میوه ها و سبزی ها، شیر ولبنیات و گوشت و جانشین ها باشد .
تعداد وعده های غذایی
کودكان در روز باید حداقل ۵ وعده غذا استفاده کنند که شامل سه وعده اصلی و دو میان وعده است. مهم ترین وعده غذایی کودك صبحانه است و مصرف آن موجب دقت بیشتر و یادگیری بهتر می گردد. برنامه غذایی کودك باید طوری تنظیم شود که صبحانه را با سایر افراد خانواده بخورد تا عادت به صبحانه خوردن در کودک ایجاد شود.

میان وعده
میان وعده غذای مختصری است که بین دو وعده اصلی به کودك داده می شود. از آن جایی که معده کودك کوچک است ولی نیاز او به انرژی زیاد می باشد، با خوردن سه وعده اصلی غذا نیازهایش تامین نمی گردد. باید به یاد داشت که میان وعده تنها سهم کوچکی در تامین نیازهای غذایی کودك دارد و هیچ گاه جای وعده اصلی را نخواهد گرفت. بنابراین میان وعده ها باید بین وعده اصلی به کودك داده شود به طوری که۲-۳ ساعت با وعده اصلی غذایی فاصله داشته باشد.
میان وعده هایی مانند شیر پاستوریزه یا جوشیده، نان و پنیر، بیسکویت، خرما،  میوه و خشکبار مانند بادام، پسته، گردو، کشمش، توت خشک و... جهت تغذیه کودك مناسب می باشند. از دادن تنقلاتی مانند چیپس ، پفک  و .... که ارزش تغذیه ای آن ها کم است باید خودداری نمود زیرا خوردن این مواد غذایی اشتهای کودك را کم کرده و باعث می شود تا نتواند غذای اصلی را بخورد.
ادامه مطلب را در سایت پوراطب مطالعه کنید.
Www.pourateb.com

#pourateb #health #healthy #children #baby #diet #nutrition
#پوراطب #سلامتی #سلامت #کودکان #تغذیه
Read more
فاصله بین زندگی و مرگ... ________________________________ صبح که از خواب بلند میشم چشم هامو باز ...
Media Removed
فاصله بین زندگی و مرگ... ________________________________ صبح که از خواب بلند میشم چشم هامو باز نکرده تو ذهنم شروع میکنم به برنامه ریزی کارهایی که تو اون روز باید انجام بدم همونطور تو ذهنم کارهامو تقسیم بندی میکنم که کدومش مهمه و باید زودتر انجام بدم و کدومشونو بعداً هم میتونم انجام بدم بعضی ... فاصله بین زندگی و مرگ... ________________________________
صبح که از خواب بلند میشم چشم هامو باز نکرده تو ذهنم شروع میکنم به برنامه ریزی کارهایی که تو اون روز باید انجام بدم همونطور تو ذهنم کارهامو تقسیم بندی میکنم که کدومش مهمه و باید زودتر انجام بدم و کدومشونو بعداً هم میتونم انجام بدم بعضی وقت ها هم این برنامه ریزی روی کاغذ میاد و تا وقتی که به مرحله اجرا برسه بارها و بارها عوض میشه.برنامه ریزی و فکر و خیال روزانه که تموم میشه شروع میکنم به فکر کردن در مورد فردا و پس فردا و.... در صورتی که اصلا خبر ندارم که تا آخر امشب یا حتی تا یک ساعت دیگه زنده هستم یا نه؟!!تو همین افکار بودم که با لرزیدن پنجره ها به خودم اومدم اول اهمیت ندادم ولی دیدم لرزه ها بیشتر شد و زمین زیرپام داره میلرزه سریع پسرمو بغل کردم رفتم تو حیاط بعد از تموم شدن لرزش برگشتم تو خونه،خندم گرفته بود که تا چند ثانیه پیش به چه چیزهایی فکر میکردم و الان دارم به چی فکر میکنم!!به تنها چیزی که فکر میکردم این بود که در کمتر از ثانیه امکان داره دیگه زنده نباشی چه برسه به این که بخوای برای روزهایی که خبر نداری میتونی ببینی یا نه داری برنامه ریزی میکنی!!!
Read more
. حدودا یک ماه پیش بود که به هشتگ #بولت_ژورنال برخوردم و برام جالب شد بدونم چیه. یکم که سرچ کردم دیدم...عه! ...
Media Removed
. حدودا یک ماه پیش بود که به هشتگ #بولت_ژورنال برخوردم و برام جالب شد بدونم چیه. یکم که سرچ کردم دیدم...عه! اینا که همون #برنامه_ریزی هاییه که من تو سالنامه م مینویسم!!! ولی چقدر منسجم تر و مرتب تر و دقیق تر! . چند تا عکس که دیدم رفتم سراغ سرچ #habittracker و #sleeptracker و عناوین دیگه ای که ... .
حدودا یک ماه پیش بود که به هشتگ #بولت_ژورنال برخوردم و برام جالب شد بدونم چیه.
یکم که سرچ کردم دیدم...عه!
اینا که همون #برنامه_ریزی هاییه که من تو سالنامه م مینویسم!!!
ولی چقدر منسجم تر و مرتب تر و دقیق تر!
.
چند تا عکس که دیدم رفتم سراغ سرچ #habittracker و #sleeptracker و عناوین دیگه ای که به چشمم میخورد؛
بعضی صفحات پر از طرح و نقشه های وقتگیر برای تزئین صفحات بود که خب من خیلی ضرورتی تو وجودشون ندیدم.
خیلی زود راغب شدم منم بولِت ژورنال داشته باشم و به برنامه ریزی های آماتورانه م ، شکل حرفه ای تری بدم.
از همون روز برنامه مو شروع کردم و منتظر اول سال یا ماه یا شنبه نشدم...
.
یکی از ویژگی های جالب بولت ژورنال اینه که کاملا دست سازه و برای هر شخصی متفاوت از بقیه ست و طبق اهداف ، برنامه ها و کارهای خود شخص طراحی میشه و فرقش با پلنرهای آماده ی بازاری تو همینه!
.
هر بولت ژورنال میتونه از صفحات متفاوتی مثل صفحه های زیر ساخته بشه:
.
★ #اسلیپ_ترکر صفحه ای که میزان و ساعت خواب شبانه روزتون رو در اون علامت میزنید و بعد از مثلا یک ماه ، با یک نگاه بهش الگوی خوابتون رو متوجه میشین و اصلاحش میکنید.
(میدونین که میزان و ساعت خواب شب تاثیر مهمی تو حال و اخلاق هرکس در روز داره)
.
★ #هبیت_ترکر: لیستی از عاداتی که دوست دارین انجامشون عادت روزانه تون بشه و میخواین اون ها رو در خودتون ایجاد یا حفظ کنین(بخشی از هبیت ترکر من رو تو عکس میبینید)
.
★صفحه ی #yearinpixel : صفحه ای که به تعداد روزهای سال خونه داره و طبق قردادی که برای هر رنگ دارید ،به هر روزتون یک رنگ رو نسبت میدین.
.
صفحات برنامه ریزی ماهانه/برنامه ریزی هفتگی/چیزهایی که باید سرچ کنم/لیست کتابهایی که در ماه باید مطالعه کنم/صفحه ی مربوط به اقتصاد و دخل و خرج و ... نمونه ی صفحات دیگه ای هست که میشه در #bulletjournal داشت؛
البته بولت ژورنال من یه سری صفحه ی من درآوردی هم داره😉
#bulletjournaling #bujogram #bulletjournals #bujo #bujomonthly #bujolife #bujoweekly #bujosetup
.
پ.ن: من آدمی م که از قبل دونستن کارهایی که قراره انجام بدم و دونستن برنامه ی هرروزم واقعا بهم آرامش میده و اگه بنا به هر دلیلی برنامه های پیش فرضم بهم بریزه ، خیلی باید خودمو کنترل کنم تا خونسردیمو حفظ کنم😅 بخاطر همین این نوع برنامه ریزی واقعا حالمو بهتر میکنه
.
پ.ن۲:اینستاگرام عزیز،ازت ممنونم که فضای یادگیری و رشد رو انقدر ساده فراهم میکنی
.
پ.ن۳: شما چه جوری هستین؟ نوشتن برنامه های آینده تون رو دوست دارین یا فکر میکنین وقت گیره و اگه ذهنی عمل کنین بهتره؟
Read more
16/100 #100daysofproductivity بخش اول: این روزا ذهن یه عده رو یه سوال مشغول کرده بود که چون بیشتر ...
Media Removed
16/100 #100daysofproductivity بخش اول: این روزا ذهن یه عده رو یه سوال مشغول کرده بود که چون بیشتر از یکی دو نفر پرسیدن گفتم که دربارش یه پست بذارم و سوال اینه "چگونه کتابخوان شویم؟" من کتابخون حرفه ای نیستم. ماهی یکی دوتا کتابم شاید بیشتر نخونم ولی خب همیشه یه کتاب واسه خوندن دستمه پس به نظرم ... 16/100
#100daysofproductivity
بخش اول:
این روزا ذهن یه عده رو یه سوال مشغول کرده بود که چون بیشتر از یکی دو نفر پرسیدن گفتم که دربارش یه پست بذارم و سوال اینه
"چگونه کتابخوان شویم؟"
من کتابخون حرفه ای نیستم. ماهی یکی دوتا کتابم شاید بیشتر نخونم ولی خب همیشه یه کتاب واسه خوندن دستمه پس به نظرم میتونم تا حدودی جواب این سوالو به شکل خودم بدم!
من کتاب خوندنو از وقتی خوندن و نوشتن بلد نبودم شروع کردم روزا مامان بزرگم برام قصه می گفت و دایی کوچیکم(که خدا بیامرزتش)قشنگ ترین خاطره ای که واسه من یادگار گذاشت این بود که همیشه کلی واسم کتاب می خریدویه کشوی اختصاصی خونه مامان بزرگم واسم گذاشته بود که کتابامو توش بذارم هر موقع اونجا میرم!
تو خونه هم همیشه دست مامان و بابام کتاب دیدم .
نقطه اوج کتاب خوندنم وقتی بود که معلم کلاس چهارمم یه روز مامانمو خواست و بهش گفت دخترتون باید بیشتر از کتاب درسی بدونه بعد ۳۰ جلد کتاب معرفی کرد که واسم بخرن 😍(به من بگو چرا؟و یه سری کتاب بود پر آزمایش از رشته های مختلف که تو خونه می شد انجام داد که اسمشونو الان یادم نیست)و تو مدرسه در حالی که همه واسه شاگرد اول شدن پتو و سکه نازک پارسیان(😁) جایزه می گرفتن من بابت کتابخون ترین دانش اموز مدرسه یا نفر اول مسابقات کتابخوانی یا نشریه هایی که مطالعه لازم داشت با بیست تا کتاب جایزه بر میگشتم خونه(البته درسمم خوب بودا فکر نکنید تنبل بودم فقط اول تا سوم کلاس نمیشدم🙄)
تو دبیرستان کتابدارمون یه سری کتاب توی کمدای قفل دار داشت که مال معلما بود،نه دانش آموزا و خب جالب این که به من اجازه میداد اونا رو قرض بگیرم چون کل کتابای تو قفسه های کتابخونه رو خونده بودم😁
ته تهش اینکه من واسه کتاب خون شدن کار خاصی انجام ندادم!
یادمه مدتها دلم میخواست نویسنده بشم و هنوز گاهی آرزوشو میکنم!
همه مدل کتابی رو هم امتحان کردم رمان عاشقانه!ادبیات!شعر!کتاب دینی!تاریخی!فلسفی!عرفانی!از این کتابای زرد موفقیت و روانشناسی و کلی چیزای دیگه حتی به طالع بینی و فنگ‌شویی و آشپزیم رحم نکردم.😁 تا این که بالاخره سبک مورد علاقمو پیدا کردم ولی خب خیلیا اینقد وقت و حوصله ندارن....
اما آخر سر یه وقفه چند ساله این بین به وجود اومد که کلا هیچ کتابی نخوندم و فکر کنم تجربه شروع دوباره این کار باشه که به درد شما هم بخوره.
راستش قرار بود این پست توصیه باشه😑 ولی بدجور یاد خاطرات قدیم افتادم ونفهمیدم چطور این همه نوشتم بعدم دلم نیومد متنو پاک کنم😋
الانم دیگه جا نیست بقیشو بنویسم.😨 شما هم بیاین از خاطرات کتابیتون بگین تا پست اصلی رو اماده کنم
Read more
. . یک سری احادیث می گذارم سعی کن بخونی ولو برات تکراری باشن ! . . . امام محمد باقر علیه السلام فرموده اند : هرکه آزار و اذیت زنان را تحمل کند و بردباری نماید  اگرچه در برابر یک سخن ناروا باشد خداوند او را از آتش جهنم آزاد کند بهشت را بر او واجب  گرداند در نامه عمل او دویست هزار نیکی بنویسد دویست هزار ... .
.
یک سری احادیث می گذارم سعی کن بخونی ولو برات تکراری باشن ! .
.
.
امام محمد باقر علیه السلام فرموده اند : هرکه آزار و اذیت زنان را تحمل کند و بردباری نماید 
اگرچه در برابر یک سخن ناروا باشد خداوند او را از آتش جهنم آزاد کند بهشت را بر او واجب 
گرداند در نامه عمل او دویست هزار نیکی بنویسد دویست هزار زشتی از آن محو کند مقام او را دویست 
هزار درجه بلند نماید و به شماره موهای بدنش عبادت یک سال برای او بنویسد. .
.
.

پیغمبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم فرمود : هر زنی که در مقابل بد اخلاقى ‏هاى شوهرش ‏بردبارى کند خدا ثواب آسیه دختر«مزاحم‏»را به وى عطا خواهد کرد. .
.
.
امام رضا علیه السلام فرموده اند : بر شخص مالدار متمکن واجب است که بر عائه اش در مخارج وسعت 
بدهد. (تا آرزوی مرگش را ننمایند) در حدیث دیگر وارد شده یکی از جاهایی که دعا مستجاب می شود ، آن 
جایی است که مرد وضع مالی خوبی داشته باشد ولی در مخارج اهل و عیال خود سخت گیری کند. 
در اینجا اگر اهل و عیال او دست به دعا بلند کنند و مرگ پدر یا همسر خود را از 
خدا بخواهند دعای آنها زود مستجاب می شود تا مال آنها به دست خود عیال و بچه ها آید و 
از آن استفاده کنند. .
.
.
امام باقر علیه السلام روایت شده ، زنی نزد رسول اکرم صلی الله علیه و آله آمد و عرض 
کرد : ای رسول خدا! حق مرد بر زن چیست ؟ حضرت صلی الله علیه و آله فرمود : این 
که او را اطاعت کند و سرپیچی نکند و از خانه چیزی را بدون اجازه او تصدق ندهد و بی 
اجازه او روزه مستحبی نگیرد و در هر حال در امر زناشویی او را ممانعت نکند و از منزل خارج 
نشود مگر به اذن و اجازه او و اگر بدون اجازه او از خانه خارج شود ، ملائکه آسمان و 
زمین و فرشته های غضب و رحمت او را لعنت می کنند تا وقتی که به منزل برگردد. .
.
.
امام صادق علیه السلام درمورد حقی که زن بر شوهرش دارد فرمود : حق زن بر شوهر ، غذا دادن ، لباس پوشاندن ، با او خوشرفتاری کردن و رو ترش نکردن است اگر مردی چنین رفتاری نماید ، وظیفه 
شرعی خود را در ازای حقوق همسرش به انجام رسانیده است.
.
.
.
.
 پیامبر اکرم(ص) می‌فرماید: «اگر سجده جز بر خدا حرام نبود می‌گفتم زن به مردش سجده کند»
.
.
.
.
.
.
حالا اگر خوندی
سوال اینه
این احادیث چرا اومده
علت هاش هر کدوم چیه ؟؟؟؟
میگم
نکنه علت این باشه خدا مخلوقاتش رو خوب میشناسه و از طریق دین و اهل بیت پیامبر و دستوراتش میخواد بهترین زندگی رو هم داشته باشن ؟؟؟؟
حالا سوال اینه
اونی ک معتقده خودش بهتر میدونه چی درسته و چی غلط
آیا مصداق اون کسی نیست ک هر چی سرش میاد حقشه !؟
.
.
.
Read more
 #سوپ #قارچ سوپ قارچ برای من ثابت شده که این یکی از خوشمزه ترین و محبوب ترین سوپ هاست حتی برای اونایی ...
Media Removed
#سوپ #قارچ سوپ قارچ برای من ثابت شده که این یکی از خوشمزه ترین و محبوب ترین سوپ هاست حتی برای اونایی که قارچ دوست ندارن دستورهای زیادی برای سوپ قارچ هست ولی من این یکی رو به شما دوستای گلم پیشنهاد می کنم جوی پرک شده(جو پرک) ۱/۲ لیوان هویج یک عدد متوسط ۱/۲ سینه مرغ کوچک قارچ ۱۰۰ گرم پیاز یک عدد ... #سوپ #قارچ
سوپ قارچ

برای من ثابت شده که این یکی از خوشمزه ترین و محبوب ترین سوپ هاست حتی برای اونایی که قارچ دوست ندارن
دستورهای زیادی برای سوپ قارچ هست ولی من این یکی رو به شما دوستای گلم پیشنهاد می کنم
جوی پرک شده(جو پرک) ۱/۲ لیوان
هویج یک عدد متوسط
۱/۲ سینه مرغ کوچک
قارچ ۱۰۰ گرم
پیاز یک عدد متوسط
شیر ۱ لیوان یا بیشتر
خامه ۳ ق غ
کره ۲ ق غ
جعفری ۳ ق غ
آب لیموی تازه ۲ ق غ
نمک و فلفل و زردچوبه به میزان لازم

اول از همه مرغ رو در مقداری روغن با پیاز و زرد چوبه تفت می دیم و با جوی پرک شده و هویج رنده شده و مقداری آب می پزیم
آب نباید زیاد باشه چون قراره بعدا سوپ رو با شیر رقیق کنیم
مرغ پخته شده رو خارج کرده ریش ریش می کنیم و دوباره به سوپ اضافه می کنیم
قارچ ها رو حلقه حلقه کرده و با کره خوب تفت می دیم و اضافه می کنیم
حالا شیر گرم رو داخل سوپی که هنوز هم روی حرارته می ریزیم
شیر باید گرم باشه وگرنه می بره
جعفری ،آب لیمو، نمک و فلفل رو هم در این مرحله یادمون نمی ره
آخر از همه نوبت خامست و برای اینکه موقع اضافه کردن نبره باید کم کم با مقداری آب سوپ مخلوطش کنیم و وقتی هم دمای سوپ شد داخل قابلمه می ریزیم

بعد از اضافه کردن خامه سوپ نباید زیاد روی حرارت بمونه و بهتره که سریعتر سرو بشه تا مزه و عطر خامه از بین نره
غلظت سوپ رو هم می تونیم با اضافه کردن شیر ( آب نه) تنظیم کنیم یعنی شیر رو بیشتر می ریزیم تا زمانی که غلظت سوپ باب میلمون باشه و البته این نکته رو هم یادمون نمی ره که این سوپ وقتی سرد بشه غلیظ تر می شه

برای تزیین روش نون تست یخ زده رو قالب زدم و با روغن زیتون و پودر نغناع آغشته کردم و داخل فر با کمترین دمای ممکن گذاشتم تا رنگشون طلایی شد که بهشون می گن کروتان
بسیار ترد و سبکن طوری که روی سوپ شناور می مونن
دستور کامل کروتان رو در سایت شف طیبه می تونید مطالعه کنید
موفق باشید عزیزان 🌹🌹🌹🌹
Read more
 #_ورق_بزنید یکی اومده یه کامنتی گذاشته یه گوهی خورده گنده تر از دهنش،،، ببین چوپون من که تورو نمیشناسم ...
Media Removed
#_ورق_بزنید یکی اومده یه کامنتی گذاشته یه گوهی خورده گنده تر از دهنش،،، ببین چوپون من که تورو نمیشناسم اینجورم که معلومه خودت هیچ گوهی نیستی که من بخوام واسه اراجیف یه آدم دوزاری مثل تو بیام اینجا چیزی بگم ولی چون خیلی خوب میدونم اینجا چندنفر هستن که کلی وقت میذارن و میان این حرفهارو بهتون یاد میدن ... #_ورق_بزنید

یکی اومده یه کامنتی گذاشته یه گوهی خورده گنده تر از دهنش،،، ببین چوپون من که تورو نمیشناسم اینجورم که معلومه خودت هیچ گوهی نیستی که من بخوام واسه اراجیف یه آدم دوزاری مثل تو بیام اینجا چیزی بگم ولی چون خیلی خوب میدونم اینجا چندنفر هستن که کلی وقت میذارن و میان این حرفهارو بهتون یاد میدن لازمه خیلی چیزارو بگم ببین اونا کونشون از جای دیگه ای میسوزه،،، عین این کامنتی که گذاشتی رو من تو این دو سه سال هزاربار جاهای دیگه دیدم...کاش حداقل یه چیز جدیدی بگه بهتون اینا تکراری شده آخه

حالا در هر صورت در مورد این شیرزن یه گوهی خوردی بذار قشنگ بگم برات اسکل

روزی که خدا همه ی زندگیشو ازش گرفت اونقدر قدرتشو زیاد کرد واسه یه همچین روزای سختی،،، شاید اون میدونست چه روزای سختی داره

دارم از روزایی میگم که تو و امثال تو و اون آشغالایی که بهتون خط میدن اگه جای این زن بودید حتی یه ثانیشم نمیتونستید دووم بیارید

خوشبینانه ترین حالت تو این مملکت کوفتی با این مردم با این تفکرات و خرافات شرایط زندگی برای یه زن تنها با دوتا بچه خیلی سخته شاید خیلی ها بگن تنها نیست همه هستن، یا بگن دردی آنچنان نداری و مرفهی.... ولی خدا میدونه که چقدر سخته
شاید کسی که از دور ببینه فقط آزار و اذیت غریبه هارو درک کنه ولی درد این زن که از خیلی از شماها مرد تره بیشتر از این حرفهاس.... توعه بی شرف چی میدونی از داغی که تا ابد رو دل این خانوادست چی میدونی از تنهایی ها و دلتنگیاشون؟؟؟ جای خالی که هر لحظه آزارشون میده و با هیچ چیزی پر نمیشه
چی میدونید از زخم زبون و آزار و اذیت بقیه.... بعد امثال توعه چوپون با اون بی ناموسایی که بهتون آمار میدن میاید از تیپ و قیافه حرف میزنید؟؟؟ تو میدونی شب از خواب پاشی آخرین نفس های عزیزترین فرد زندگیتو ببینی یعنی چی؟؟؟ میدونی هر شب با سرم و آمپول و آرام بخش و ....خوابیدن یعنی چی؟؟ از خدا میخوام از این به بعد هر شب این حالو تجربه کنید تا خوب بفهمی

ولی اینو بدون به کوری چشم‌ همتون ،،، مصمم تر از قبل، خوشتیپ تر،،، سرحال تر، قوی تر و مثل همیشه مثل یه شیرزن پشت یادگارای کاپیتانمون میمونه، هم یه مادر هم پدر..... میدونم درک این چیزا واسه شما خیلی سخته😄✋ بیخیال... خیلی طول نمیکشه که یادگار هادی سرپناهش میشه و اون آرامش قبلو بهش برمیگردونه.....مَرد ما ،هانی ما خیلی زود بزرگ میشه❤️ منم هستم تا اون روز تا دهن تک تکتون رو سرویس کنم✋
یا علی
کاپیتان روحت شاد❤️
#_من_برای_ثانیه_ای_با_تو_بودن_جان_میدهم
Read more
‌ سیگار می‌کشید، یهو باد زد و آسمون تیره شد گفت پس چرا اینطوری شد، گفتم که کمر تابستون شکست، بوی پاییزه. ...
Media Removed
‌ سیگار می‌کشید، یهو باد زد و آسمون تیره شد گفت پس چرا اینطوری شد، گفتم که کمر تابستون شکست، بوی پاییزه. یعنی خیلی زود زورشو زد که بگه من دارم میام، موفقم شد، فاز عصر امروزو به دست گرفت کاملا. ولی انصاف نیست که انقدر داره زود میگذره، شمایی که teenage هستی و احتمالا این پست رو می‌بینی و تعدادتون تقریبا ...
سیگار می‌کشید، یهو باد زد و آسمون تیره شد
گفت پس چرا اینطوری شد، گفتم که کمر تابستون شکست، بوی پاییزه. یعنی خیلی زود زورشو زد که بگه من دارم میام، موفقم شد، فاز عصر امروزو به دست گرفت کاملا. ولی انصاف نیست که انقدر داره زود میگذره، شمایی که teenage هستی و احتمالا این پست رو می‌بینی و تعدادتون تقریبا توی پیج من ۷۰۰۰ نفره، حواست باشه که توی خفن‌ترین روزای زندگی هستی، حالشو ببر همه جوره و تا میتونی تجربه کسب کن، حالا ماها رو به زور تو مدارس مذهبی بار آوردن (به تعاریف ساختگی خودشون) و دورو و سه‌رو و چهاررو شدیم، تا بهمون می‌گفتن "تجربه" سرخ می‌شدیم، اما شماها نسل بهتری هستین، خیلی محیط و خانواده براتون همگن‌تره، استفاده کنین، سفر برین، کارای جدید یاد بگیرین، آدمای جدید رو ببینین، خیلی خفنه اینا، خیلی بوی زندگی داره، حالا چرا اینارو میگم؟ نصیحتتون کنم؟ نه، فقط برای اینکه از ما بهتر و آروم‌تر و خوش‌تر باشین. یه وقتایی انقدر وقت کم میاد که یه ساعت مطالعه یا فیلم دیدن راحت برات عقده میشه‌. البته که به قول علی، کارگردان باشی تا بازیگر همه چی بهتره، واقعا هم درست میگه، کارگردان شدن اما تمرین می‌خواد، برنامه‌ریزی می‌خواد. البته منم زیاد بطالت عجیبی ندارم، صبح‌ها میرم شرکت، دو روز تو هفته جمعا ده ساعت یه کلاسی می‌رم، بعضی وقتها پیانو می‌زنم، خیلی وقتها پیاده‌روی میکنم، شبها اگه برسم مقاله میخونم و یه چرخی تو خبرا می‌زنم. پنجشنبه جمعه هم تا میای یکم بخوابی و کارای عقب موندت رو جمع کنی تموم میشه، البته انرژیم خیلی به نسبت قبل کم شده و باید برم دکتر، از صبح تا شب خمیازم، ولی می‌کشونم خودمو تا مقصد، اما زیادی خستم، کم خون نیستم، ولی آزمایش دادم ویتامین د پایینه، البته همیشه بوده. از یه طرف بعضی وقتا هم نمیشه آنلاین فیفا نزد. همش که نباید دوید. خلاصه اینکه، هرچی از ۲۰ فاصله می‌گیری هی روزا فشرده‌تر می‌شن، قدر لحظه‌هارو باید خیلی بدونیم. خیلی. چقدر حرف زدم، آشفته و ازین در به اون در. یه وقتاییم نمیشه منسجم و شیک نوشت دیگه، ببخشید.

#چرکنویسی

پ.ن: خیلیاتون می‌دونید من ضد سیگارم، تقریبا همه دوستام سیگارین، تعدادیشونو موفق شدم ترک بدم، شمام نکشین، بابا حیفه، شیش تا نفس عمیق بکش توی یک دقیقه ببین چه حالی میده، حالا فکر کن جاش دود بیاد تو، اولش عُق می‌زنی، ولی بعد عاشقش میشی.
Read more
من واقعا فکر نمیکردم اینقدر بیکار باشید که بخواید خاطره کنکور منو بدونید، وگرنه همون پست قبلی میگفتم راستش ...
Media Removed
من واقعا فکر نمیکردم اینقدر بیکار باشید که بخواید خاطره کنکور منو بدونید، وگرنه همون پست قبلی میگفتم راستش پدر من دکتری داره! نه از این الکیا! خلاصه بعض خودمون نباشه آدم حسابیه و به انگلیسی و روسی هم مسلطه! ولی ایرادش اینه که نمیدونه مملکت غیر از دکتر مهندس، رییس‌جمهور هم میخواد! واسه همین اصرار ... من واقعا فکر نمیکردم اینقدر بیکار باشید که بخواید خاطره کنکور منو بدونید، وگرنه همون پست قبلی میگفتم

راستش پدر من دکتری داره! نه از این الکیا! خلاصه بعض خودمون نباشه آدم حسابیه و به انگلیسی و روسی هم مسلطه! ولی ایرادش اینه که نمیدونه مملکت غیر از دکتر مهندس، رییس‌جمهور هم میخواد! واسه همین اصرار داشت برم دانشگاه دولتی

اون موقع دانشگاه آزاد دفترچه مفت میداد و شهریه نجومی میگرفت! دانشگاه دولتی ولی برعکس بود. پدرم پول داد که ما بریم دفترچه بگیریم

تو راه اداره پست بودم که دفترچه بخرم، پول هم تو جیبم که یهو یکی از بچه‌ها جلوی پای ما واستاد! خودتون رو جای من بذارید، شما بودید شمال میرفتید یا دفترچه پست میکردید؟

اولش خواستم دفترچه بخرم، یادم افتاد که سال قبل با وجود اینکه ما تو محله شهران از سهمیه مناطق محروم به واسطه روستای کن استفاده میکردیم رتبه هفتاد و پنج گرفتم. البته نامردا سه تا صفر هم جلوش زده بودن که مشخصا توطئه بوده

خلاصه جاتون خالی عجب شمالی بود

ولی روز کنکور نه تنها من و برادر بزرگترم، بلکه پسرخاله‌ها و پسردایی و پسر دخترعموی مادرم هم خونه ما بودن تا همه از اونجا بریم امتحان

مادرم همه رو از زیر قرآن رد کرد، فقط چون تعداد زیاد شده بود آمار از دستش در رفت و من به رختخواب برگشتم

مادرم ظهر فهمید که خونه‌ام و به پدرم توضیح داد! پدرم در حالی که کاناپه رو بلند کرده بود بالای سرم ایستاد و گفت اگه راست بگی نمیزنم! گفتم با پولش رفتم شمال، ولی زد

بر اثر ادغام مهره سه و چهار گردن تا کنکور آزاد تو بیمارستان بودم. بعد بابام منو برد سر جلسه و به مراقب‌ها نحوه استفاده از اسلحه رو توضیح داد. بعد از امتحان هم تا اعلام نتایج تو انفرادی بودم که به لطف خدا قبول شدم و پدرم رضایت داد

خلاصه خواستم بگم اگه یه موقع بین کنکور و شمال گیر کردید خیلی نگران نباشید، کاناپه جدیدا سبکتر هستن و وقتی تو سر می‌خوره فقط چهار سانت از قد آدم کم میشه

عوضش شمال آب و هوایی داره که نگو

ترانه مربوطه
سفر کردم که کنکورو نرم دیدم نمیشه
بابام میگه که هرچی میزنم آدم نمیشه

پ‌ن یک
کنکوریا خداقوت

پ‌ن دو
کاش کنکور حذف می‌شد به جاش تک می‌آوردن! اینهمه پول کلاس کنکور و تست زنی و مشاوره بخدا روا نیست تو این وضعیت اقتصادی! جمعش کنید لطفا

#دو_یو #مرتضی_درخشان #رییس_جمهور #کنکور #خاطره #تو_حاضری_برای_عشقمون_چیکار_کنی #کنکور_دارم_مزاحم_نشو #کاناپه #عکس_قدیمی #زمان_دختریام #غمگینم #چنان_پیرزنی_که_آخرین_سربازی_که_از_جنگ_می_آید_پسرش_است_که_کارت_ورود_به_جلسه_ندارد #دانشجور #عکس_دانشجوری #ومن_الله_التوفیق
Read more
سلام خانوم کاکاوند عزیز من از دنبال کننده های قدیمی شما هستم، و همیشه از تجربیاتی که خالصانه و با نهایت ...
Media Removed
سلام خانوم کاکاوند عزیز من از دنبال کننده های قدیمی شما هستم، و همیشه از تجربیاتی که خالصانه و با نهایت محبت در اختیار این جمع قرار میدین استفاده کردم تا قبل از پیدا کردن شما مدت زیادی توی زندگیم سردرگم بود، بدون اینکه متوجه بشم به قدری روی من تاثیر مثبت گذاشتین و من رو به خود باوری یی رسوندین که فکر ... سلام خانوم کاکاوند عزیز
من از دنبال کننده های قدیمی شما هستم، و همیشه از تجربیاتی که خالصانه و با نهایت محبت در اختیار این جمع قرار میدین استفاده کردم
تا قبل از پیدا کردن شما مدت زیادی توی زندگیم سردرگم بود، بدون اینکه متوجه بشم به قدری روی من تاثیر مثبت گذاشتین و من رو به خود باوری یی رسوندین که فکر میکردم شاید مدتها طول بکشه تا دوباره پیداش کنم
از خودتون، دوباره، یاد گرفتم که هرچیزی که بخوایم میشه، چیزیکه مهمه ایمان ماست
همیشه توی دلم خیلی ازتون ممنون بودم، خیلی سعی کردم باهاتون ارتباط بگیرم مخصوصا که خیلی فکرای زیادی توی سرم برای کار شما بود و هست، که البته همش بخاطر احساس قدردانی یی هست که همیشه به شما دارم و خیلی دلم میخواد بتونم این حس مثبت رو به خود شما برگردونم
ولی خب متاسفانه تا امروز محقق نشده بود
تا اینکه امروز اتفاقی افتاد که با خودم گفتم هرجوری که شده باشه حتما باید به خودتونم این موضوع رو بگم
از زمانیکه شما کتاب ۴اثر رو مهرفی کردین خیلی توی ذهنم بود که بگیرمش، ولی خب من دانشجو هستم و یمقداری باید صبر میکردم، پول جمع میکردم تا بگیرمش، ولی خب خیلی مصمم بودم، حتی بهتون پیام دادم که اگر ممکن هست از خودتون قرض بگیرمش که خب پیام من بین پیام بقیه کسایی که مثل من خیلی دوستتون دارن گم شد 😅
امروز صبح بیدار که شدم گفتم اشکال نداره، مگه من از خود مونا جون یاد نگرفتم که باید بی پروا و جدی بود تو خواسته ها، پس این هزینه رو میکنم کتاب رو میگیرم و بدون شک از نظر مالی خیلی زود واسم جبران میشه، کارامو انجام دادم اومدم پیجتون رو دیدم و در کمال تعجب دیدم همین‌ امروز شما ویسهای کتاب رو گذاشتین تو کانالتون، هم باورم نمیشد هم کاملا باورم میشد چون خودتون بهم یاد دادین قدرت ذهن چقدر بالاست، همش رو تا آخر گوش دادم و هزینه کتاب رو که ۲۵ تومن بود برای اینکه از کائنات تشکر کرده باشم برای بچه های کرمانشاهی واریز کردم، شاید باورتون نشه که دقیقن همین مبلغ رو به دوستی قرض داده بودم و به کل فراموش کرده بودم، نیم ساعت بعد از این کار همون پول به حساب من برگشت😊
نمیدونم بابت چی ازتون تشکر کنم، بابت اینکه دوباره باعث شدین حال خوب زندگیمو پیدا کنم، بابت کتاب، بابت محبتتون، بابت این حجم از انرژی های مثبت که میدی، واقعن نمیدونم چجوری تشکر کنم که در کلام بگنجه🌷🧡🌷
امیدوارم هرروزتون پر از سلامتی، خوشحالی، معجزه، انرژه مثبت، برکت و هرچیز خوبی توی این دنیا باشه، از ته دلم امیدوارم معجزه ها تو زندگیتون پشت سر هم اتفاق بیفته تا همیشه، که معجزه رو تو زندگی من بوجود اوردین🧡🧡🌷🧡
Read more
. مینیمالیسم فقط در مورد اجسام و زندگی با دو تا ماگ سفید و فضاهای خالی بسیار زیاد نیست. میدونم این حرف ...
Media Removed
. مینیمالیسم فقط در مورد اجسام و زندگی با دو تا ماگ سفید و فضاهای خالی بسیار زیاد نیست. میدونم این حرف رو چندین بار نوشتم ولی چون مهمه هی تکرار میکنم که یادمون بمونه لزوما داشتن یه اتاق یا میز سفید به معنی مینیمالیسم نیست. اون هم یه سبک فیگوراتیو از این قضیه هست ولی دلم میخواد که بهش عمیق تر فکر کنین. ... .
مینیمالیسم فقط در مورد اجسام و زندگی با دو تا ماگ سفید و فضاهای خالی بسیار زیاد نیست. میدونم این حرف رو چندین بار نوشتم ولی چون مهمه هی تکرار میکنم که یادمون بمونه لزوما داشتن یه اتاق یا میز سفید به معنی مینیمالیسم نیست. اون هم یه سبک فیگوراتیو از این قضیه هست ولی دلم میخواد که بهش عمیق تر فکر کنین. مینیمالیسم باید تفکر مارو در بر بگیره. اینکه محیط خلوت بشه که چی بشه؟ که ذهن بتونه ارزش‌ها رو بشناسه
.

ولی خب برای خیلی از ما حتی خود من مینیمالیسم با اشیا شروع شد و تجربه هایی که توی این چند ماه داشتم خیلی برای خودم هم جالب بوده. اینکه من چقدر وسایل مخصوصا لباس همچنان داشتم که هنوز هم خیلی از دوستام که منو می بینن میگن اا این کفشا جدیده؟ پس تو چطوری مینیمال هستی؟! این سوال رو دوست دارم به دو حالت جواب بدم. یکی از این دیدگاه که هر بار که این سوال رو می شنوم با خودم میگم ببین تو چقدر بیش از چیزی که نیاز داشتی در این سال ها خریدی که هنوز هم وقتی دوستات می بینن تورو ازت می پرسن که ا تو چطوری مینیمالی؟ دوم اینکه باید سعی کنم تا جایی که توان دارم این مفهوم رو درست کنم تا حداقل چند نفر هم که شده بدونن مینیمالیسم اون چیزهایی که اول متن گفتم نیست و باید دید به زندگی رو تغییر بده
.

من تونستم در دو مورد خیلی جدی و مهم در زندگیم یعنی کتاب و کفش خریدن مینیمال بشم. خودم باورم نمیشه که یادم نمیاد آخرین کتابی که خریدم چی بوده و به خودم قول دادم تا زمانی که این کتاب های نخونده هست کتاب نگیرم. از یه طرف هم بیشتر به سمت انگلیسی خوندن کشیده شدم و کتاب رو برای کتابخوان دیجیتالم دانلود میکنم و میخونم. همین باعث شده که انبوهی از کتاب جمع شده نداشته باشم و هم درصد پیشرفت مطالعه رو به عدد داشته باشم و اگر کتابی رو نمیخوام دیلیت میکنم. و در مورد کفش!‌ قبل از گرونی ها تصمیم گرفته بودم کفش نخرم و الان از این تصمیم ۸ ماه میگذره. وقتی هم که به گرونی ها برخورد کردیم قیمت کفشی که می پوشیدم به اندازه یه آیفون شد!!! در نتیجه تصمیم گرفتم این روند رو ادامه بدم و از این سختی اقتصادی تو این موارد استفاده مثبت داشته باشم و چالش #مینیمالیسم کفش برای خودم اجرا کنم
.
میخوام بگم این جور بازی ها و چالش ها خیلی هم خوبه ولی اصل قضیه اینه که میخوام بهفمم نخریدم و هیچی نشد! یعنی هیچ ارزشی از زندگی من کم نشد تازه بهش هم اضافه شد و قدر دونستن دارایی هایی بود که دارم. پس اگر میخواین مینیمال بشین با خودتون فکر کنین برای چی میخوام #مینیمال بشم؟ چون موضوعیه که ترند شده؟یا ارزش‌هارو میخوام بشناسم؟
Read more
کارلوس گرامی! هنوز یادمون نرفته که چطور به جای رئیس فدراسیون هویجمان آقاي شياديان جلوی مربی کره ...
Media Removed
کارلوس گرامی! هنوز یادمون نرفته که چطور به جای رئیس فدراسیون هویجمان آقاي شياديان جلوی مربی کره در آمدی و گفتی: باید از مردم ایران معذرت بخوای، اگر نه کاری میکنم که معذرت بخوای یادمون نرفته که بدون اما و اگر تیممان رو به عنوان سرگروه و تنها با دو گل خورده به جام جهانی بردی یادمون نرفته بارها در ... کارلوس گرامی!

هنوز یادمون نرفته که چطور به جای رئیس فدراسیون هویجمان آقاي شياديان جلوی مربی کره در آمدی و گفتی: باید از مردم ایران معذرت بخوای، اگر نه کاری میکنم که معذرت بخوای
یادمون نرفته که بدون اما و اگر تیممان رو به عنوان سرگروه و تنها با دو گل خورده به جام جهانی بردی
یادمون نرفته بارها در جواب خیلیا گفتی: تیم ملی سرباز میخواد نه سربار!
یادمون نرفته که هر بار مصاحبه کردی گفتی: تیم ملی مون و نگفتی تیم ملی تون
یادمون نرفته که چقـــــــدر حرص خوردی که تیم کشورمون رو آماده کنی برای جام جهانی
بعد اثر هنریِ تو در ویترین بزرگترین رخداد ورزشی جهان به نمایش درآمد که دنیا متحیر ماند, تا جایی که مفسر انگلیسی گفت: آرژانتین بازی را برد ولی ایران دلها را...
ما از نظر اماده سازی و امکانت شانزدهمین تیم رقابتاسیایی بودیم ولی جزو 3 شانس اول قهرمانی و بهترین تیم اسیا
و آنروز از نگاهت به داور استرالیایی میشد به اندازه تمام ایران خشم و تعصب رو حس کرد !ما ملت نمک نشناسی نیستیم.از همینجا میگوییم: تا ابد با قلبهایمان دوستت خواهیم داشت
Read more
Cred tagged. سلام بچه ها میدونم خیلی وقته نبودم و خیلیاتون انفالو کردین که خب حق هم دارین کاملا،ولی ...
Media Removed
Cred tagged. سلام بچه ها میدونم خیلی وقته نبودم و خیلیاتون انفالو کردین که خب حق هم دارین کاملا،ولی برای کسایی که موندن میخواستم بگم که دیگه پست گذاشتن برام حکم شکنجه داشت، چون هیچ کس لایک نمیکرد و کامنت نمیذاشت و همین باعث شده بود حس کنم پیج دیگه برای کسی مهم نیست و سعی میکردم اصلا طرفش نیام. الانم ... Cred tagged.
سلام بچه ها
میدونم خیلی وقته نبودم و خیلیاتون انفالو کردین که خب حق هم دارین کاملا،ولی برای کسایی که موندن میخواستم بگم که دیگه پست گذاشتن برام حکم شکنجه داشت، چون هیچ کس لایک نمیکرد و کامنت نمیذاشت و همین باعث شده بود حس کنم پیج دیگه برای کسی مهم نیست و سعی میکردم اصلا طرفش نیام. الانم اومدم تا پیجو برای همیشه ببندم ولی پشیمون شدم. این پیجیه که دو سه ساله روش وقت گذاشتم و سعی کردم بزرگش کنم، نمیدونم چرا اصلا طرفدار پیدا نکرد، ولی احتمالا مشکل از منه. به هر حال ممکنه ادامه بدم به پست گذاشتن، با اینکه بعضی وقتا به زور ۵۰ تا لایک میگیرم. نمیدونم بمونم یا نه.
ممنون که هستید و موندید،
شقایق
Read more
تو محل بهش می گفتیم چوپان دروغگو، هر‌چند که چوپان نبود ولی تا دلتون بخواد دروغگو بود... می رفت امام ...
Media Removed
تو محل بهش می گفتیم چوپان دروغگو، هر‌چند که چوپان نبود ولی تا دلتون بخواد دروغگو بود... می رفت امام زاده صالح و می‌گفت رفتیم شمال! بعد از دریا می گفت،از آب تنی کردن و قدم زدن تو ساحل... از پیچ های جاده کندوان و داد زدن تو تونل... وقتی همه تو محل دوچرخه بازی می کردیم می شست رو پله خونه شون و می‌گفت منم دوچرخه ... تو محل بهش می گفتیم چوپان دروغگو، هر‌چند که چوپان نبود ولی تا دلتون بخواد دروغگو بود... می رفت امام زاده صالح و می‌گفت رفتیم شمال! بعد از دریا می گفت،از آب تنی کردن و قدم زدن تو ساحل... از پیچ های جاده کندوان و داد زدن تو تونل... وقتی همه تو محل دوچرخه بازی می کردیم می شست رو پله خونه شون و می‌گفت منم دوچرخه دارم،فقط تو حیاط بازی می کنم.وقتی می گفتیم بیار بیرون می گفت نه نمیشه! حتی وقتی یه بار دوچرخه م رو بهش دادم تا سوارشه همون لحظه افتاد تا معلوم بشه هیچوقت سوار دوچرخه نشده.تو امتحان های مدرسه ده می گرفت می گفت هیجده شدم،نتایج کنکور که اومد گفت پزشکی سراسری قبول شدم ولی چون از خون می ترسم نرفتم!واسه همین رفت سربازی.
ما به این دروغاش عادت کرده بودیم،برای همین حرفاش رو جدی نمی گرفتیم.ازش بی خبر بودم تا اینکه یه روز وقتی از دانشگاه اومدم بیرون دیدمش، بهش گفتم تو کجا اینجا کجا! گفت یکی که خیلی دوسش دارم اینجا درس می خونه.گفتم اون چی؟ اونم می خوادت؟گفت آره بابا خیلی!ولی اینم یه دروغ دیگه بود چون اون دختر از کنارش رد شد و حتی بهش نگاه هم نکرد...
از اون روزا خیلی می گذره و زندگی بهم ثابت کرده بعضی از دروغ ها واقعا دروغ نیستن. اونا فقط آرزوهاشونو بلند بلند ميگن چون هر آدمی یه دنیایی تو ذهنش داره که اتفاقاتش دقیقا همونی هست که دلش می خواد، اونم حتما یه دنیا برای خودش داشته... دنیایی که تو بچگی رفته شمال و دوچرخه سواری کرده، پزشک بوده و با کسی که عاشقش بوده زندگی می کرده...شاید اون هیچوقت دروغگو‌ نبوده فقط تو دنیای اشتباهی زندگی می کرده... درست مثل خیلی از ما که تو دنیای اشتباهی داریم زندگی می کنیم !!!
#حسین_حائریان
#عصرونه #گل_گاوزبان
Read more
می دونم خندیدن سخت شده، که البته خنده نوشتن هم سخت شده این روزها. ولی ما تا جایی که زورمون می رسه هنوز ...
Media Removed
می دونم خندیدن سخت شده، که البته خنده نوشتن هم سخت شده این روزها. ولی ما تا جایی که زورمون می رسه هنوز خنده رو می نویسیم. بخونید و الهی که شده کمی هم، بخندید _____ «قصه ی انار» پیدا کردن دوست مناسب و نزدیک در خارج همیشه برای یک مهاجر سخت و طاقت فرساست. رافائل و امی همسایه های واحد بغلی ما بودند و حدود ... می دونم خندیدن سخت شده، که البته خنده نوشتن هم سخت شده این روزها. ولی ما تا جایی که زورمون می رسه هنوز خنده رو می نویسیم.
بخونید و الهی که شده کمی هم، بخندید
_____
«قصه ی انار»
پیدا کردن دوست مناسب و نزدیک در خارج همیشه برای یک مهاجر سخت و طاقت فرساست. رافائل و امی همسایه های واحد بغلی ما بودند و حدود ده دوازده سالی میشد که از ایتالیا به کانادا مهاجرت کرده بودند. مادر رافائل هم حدود پنج سال میشد که به جمع آن ها اضافه شده بود . هر چند مامان رافائل یه کلمه انگلیسی بلد نبود و بالطبع ما هم ایتالیایی نمی فهمیدیم، ولی روابط فرهنگی مان باعث شده بود که خلا زبان جایش را با چیزهای دیگری پر کند. مثلا اینکه یک بار مامان رافائل برای ما یک ظرف اسپاگتی خارجی با طعم اوراگانو و سس پستو فرستاد و در عوضش مامان هم دو روز بعدش یک قابلمه ماکارونی چرب با تهدیگ سیب زمینی برایشان برد و تاکید هم کرد؛ تازه! یو شوود ترای ایت ویت سس خرسی! و یک جوری غیرمستقیم بهشان ثابت کرد که رو دست ماکارونی رب گوجه ی آریایی هنو هیچکی نیومده داداش!
دو سه ماهی نگذشته بود که از بد حادثه مامان رافائل سکته کرد و ویلچر نشین شد. پیرزن طفلکی که تا آن موقع یک جا بند نبود، حالا باید صبح تا عصر يك گوشه می نشست تا پرستارش همه ی کارهایش را انجام دهد.
تا اینکه یک روز تقریبا سر صبح بود که با سر و صدای مامان رافائل از خواب بیدارشدیم. همه می دانستیم که آن ساعت کسی خانه نیست. ولی علی القاعده می بایستی پرستار آنجا باشد. با این حال کنجکاو شدیم و هر چهارتایی گوش هایمان را چسباندیم به دیوار تا بهتر متوجه قضایا شویم. اما وقتی صداها بلندتر شد بیشتر نگران شدیم. مامان گفت که بهتر است با خود رافائل تماس بگیریم ولی بابا تاکید می کرد که خودمان یک جوری حلش می کنیم. بخاطر همین با چهارپنج تا حرکت رفت و برگشت درب ورودی واحد را شکست و عینهو‌ لاک پشت های نینجا معلق زنان وارد خانه شد.
طبق چیزی که انتظار داشتیم پیرزن بیچاره یک گوشه نشسته بود و بلند بلند تکرار می کرد«ایل باانیو، ایل باااانیو»
بابا در همان حالت نیم خیز به صورت مامان رافایل خیره شد و بعد انگار که یکهو چیزی کشف کرده باشد، پرید پای ویلچر و گفت: الساندرو نستا، جیانلوکا پالیوکا! بعد هم با حالت عاقل اندر سفیحی به ما گفت: بنده خدا حوصله ش سر رفته، داره اعضاي اصلی تیم ملی ایتالیا رو واسه خودش یادآوری می کنه! بذار کمکش کنیم..
هنوز بابا داشت توضیح میداد که پیرزن بیچاره دوباره گفت: ایل بانیو!!! ادامه در کامنت اول...
#قصه_ی_انار
Read more
قدیما شبا که دلم میگرفت مینوشتم کپشنای بلند و طولانی ، بعد از یه تایمی که مثلا یکم بزرگتر شدم یه سری کارا ...
Media Removed
قدیما شبا که دلم میگرفت مینوشتم کپشنای بلند و طولانی ، بعد از یه تایمی که مثلا یکم بزرگتر شدم یه سری کارا رو دیگه نکردم مثلا دیگه ننوشتم یادم میاد خیلی قبل تر ها مینوشتم اصلا دست به نوشتنم از خوب بود ولی کم کم ننوشتم ننوشتم تا روزی که اصلا چیزی برای نوشتن نداشتم، همیشه ادم صمیمی و راحتی بودم خارج از قیافه ... قدیما شبا که دلم میگرفت مینوشتم کپشنای بلند و طولانی ، بعد از یه تایمی که مثلا یکم بزرگتر شدم یه سری کارا رو دیگه نکردم مثلا دیگه ننوشتم یادم میاد خیلی قبل تر ها مینوشتم اصلا دست به نوشتنم از خوب بود ولی کم کم ننوشتم ننوشتم تا روزی که اصلا چیزی برای نوشتن نداشتم، همیشه ادم صمیمی و راحتی بودم خارج از قیافه و این داستانا نه حتی به دوستای خودم بلکه با همه میدونن دیگه ولی خیلیا بم گفته بودن تو نگاه اول ادم نچسبی بودی :)) ولی چناشون الان دوستای صمیمم هستن ، (اگه تا اینجا خوندین بگم قرار نیست به جای خاصی برسه :)) گفتم دنبال داستان نباشی همین جوری دارم مینویسم) خلاصه همیشه به پول برام مهم بوده و تا الان برای رسیدن به دلخواهم خدایی خیلی تلاش کردم با این تو این مملکت این روش یعنی خلاف جهت اب حرکت کردن و خدا رو شکر دولت تو بگا دادن وضع نه تنها من بلکه تمام مردم کم نزاشته و خدا رو شکر انگار قرارم نیست کم بزاره ، ولی باید تلاش کرد دیگه ، ولی تو این کارم با ادمای خفنی اشنا شدم و از این بابت واقعا خوشحالم ، بدی من خجالتی بودنمه این داستان خیلی تا حالا بم ضربه زده و میدونم بازم میزنه :)) ولی واقعا یه سری چیزا دست ادم نیست ، همیشه از اموزش دادن خوشم میومده ولی یه سری ادم گاگول البته ببخشیدا به پستم خوردن که از یاد دادن چیزا به دیگران البته نه هرکسی خود داری کردم :)) از چاق بودنم ناراحتم البته شیکن دارم فقط کلی، قبلا شاید باورش سخت باشه وقتی اسکیت حرفه ای کار میکردم ارزو داشتم یکم فقط یکم چاق بشم و بعد پیش خودم گفتم کاش یه چیز دیگه از خدا میخواستم :)) و هیچ وقت نمیخوام برگردم به عقب یا چیزی رو به نظرم اشتباه کرده باشم که درستش کنم اخه همیشه به این که زندگی در جریانه اعتقاد داشتم و مشتاقانه منتظر ایندم ، من هر ازگاهی برمیگردم اخر پیجم شروع میکنم کامنتا رو خوندن تنها جایی که توش برمیگردم به عقب و نگاه میکنن اینجاس و گالری عکسام که خدایی یکی از کارای باحاله ، تفریح من گوشیم نیست بیشتر سرم رو گرم کارم میکنم یا میرم بیرون یا فیلم میبینم یا عکاسی میکنم و یا میتابم این کافه او کافه ، ولی متاسفانه از قدیم خیلی کم تر کتاب میخونم باید دوباره شروع کنم، یه بدی دیگه هم که دارم خیلی تیکه میندازم البته نه تیکه ی زشت دوستام میدونن چی میگم این هم عادت شده :)) ولی باعث شادی یه جمعی میشه :)) کسی رو خراب نمیکنم از خراب کردن دیگران متنفرم حتی اگه فقط شاهد همچین چیزی هم باشم ناراحت میشم ، اگه ناراحت باشم قابل تشخیصه و مدتش هم دست من نیست خودم بعد یه تایمی خوب میشم ،اهه دیگه اخرشه نمیتونم تایپ کنم
Read more
Marda inaaaaan پس از کلی دردسر با پسر مورد علاقه ام ازدواج کردم... ما همدیگرو به حد مرگ دوست داشتیم. سالای ...
Media Removed
Marda inaaaaan پس از کلی دردسر با پسر مورد علاقه ام ازدواج کردم... ما همدیگرو به حد مرگ دوست داشتیم. سالای اول زندگیمون خیلی خوب بود. اما چند سال که گذشت کمبود بچه رو به وضوح حس می کردیم. می دونستیم بچه دار نمی شیم. ولی نمی دونستیم که مشکل از کدوم یکی از ماست اولاش نمی خواستیم بدونیم با خودمون ... Marda inaaaaan
پس از کلی دردسر با پسر مورد علاقه ام ازدواج کردم...
ما همدیگرو به حد مرگ دوست داشتیم.
سالای اول زندگیمون خیلی خوب بود.
اما چند سال که گذشت کمبود بچه رو به وضوح حس می کردیم.
می دونستیم بچه دار نمی شیم.
ولی نمی دونستیم که مشکل از کدوم یکی از ماست
اولاش نمی خواستیم بدونیم
با خودمون می گفتیم
عشقمون واسه یه زندگی رویایی کافیه
بچه می خوایم چی کار؟
در واقع خودمونو گول می زدیم

هم من هم اون…هر دومون عاشق بچه بودیم
تا اینکه یه روز علی نشست رو به رومو گفت
اگه مشکل از من باشه
تو چی کار می کنی؟
فکر نکردم تا شک کنه که دوسش ندارم
خیلی سریع بهش گفتم…من حاضرم به خاطر تو رو همه چی خط سیاه بکشم
علی که انگار خیالش راحت شده بود یه نفس راحت کشید و از سر میز بلند شد و راه افتاد
گفتم:تو چی؟ گفت:من؟
گفتم:آره… اگه مشکل از من باشه… تو چی کار می کنی؟
برگشت…زل زد به چشام…گفت: تو به عشق من شک داری؟
فرصت جواب نداد و گفت: من وجود تو رو با هیچی عوض نمی کنم

با لبخندی که رو صورتم نمایان شد
خیالش راحت شد که من مطمئن شدم اون هنوزم منو دوس داره
گفتم:پس فردا می ریم آزمایشگاه
گفت:موافقم…فردا می ریم
و رفتیم… نمی دونم چرا اما دلم مثل سیر و سرکه می جوشید
اگه واقعا عیب از من بود چی؟
سر خودمو با کار گرم کردم تا دیگه فرصت فکر کردن به این حرفارو به خودم ندم
طبق قرارمون صبح رفتیم آزمایشگاه
هم من هم اون…هر دو آزمایش دادیم
بهمون گفتن جواب تا یک هفته دیگه حاضره
یه هفته واسمون قد صد سال طول کشید
اضطرابو می شد خیلی اسون تو چهره هردومون دید

با این حال به همدیگه اطمینان می دادیم که جواب ازمایش واسه هیچ کدوممون مهم نیست
بالاخره اون روز رسید
علی مثل همیشه رفت سر کار و من خودم باید جواب ازمایشو می گرفتم
دستام مثل بید می لرزید
داخل ازمایشگاه شدم
علی که اومد خسته بود
اما کنجکاو…ازم پرسید جوابو گرفتی؟
منم زدم زیر گریه…فهمید که مشکل از منه
اما نمی دونم که تغییر چهره اش از ناراحتی بود

یا از خوشحالی
روزا می گذشتن و علی روز به روز نسبت به من سردتر و سردتر می شد

تا اینکه یه روز که دیگه صبرم از این رفتاراش طاق شده بود
بهش گفتم:علی… تو چته؟ چرا این جوری می کنی…؟
اونم عقده شو خالی کرد گفت: من بچه دوس دارم مهناز…مگه گناهم چیه؟
من نمی تونم یه عمر بی بچه تو یه خونه سر کنم
دهنم خشک شده بود… چشام پراشک… گفتم اما تو خودت گفتی همه جوره منو دوس داری
گفتی حاضری بخاطرم قید بچه رو بزنی… پس چی شد؟
گفت:آره گفتم… اما اشتباه کردم… الان می بینم نمی تونم… نمی کشم
نخواستم بحثو ادامه بدم… پی یه جای خلوت می گشتم تا یه دل سیر گ
Read more
. . #به_نام_عشق_علیه_السلام . نمیدونم اگر خدا کسی مثل تو رو تو سر راهم نمیزاشت به خیلی از چیزایی ...
Media Removed
. . #به_نام_عشق_علیه_السلام . نمیدونم اگر خدا کسی مثل تو رو تو سر راهم نمیزاشت به خیلی از چیزایی که تا الآن رسیدم ، میرسیدم یا نه ولی مطمئنم اگر که جای یکی از #بهترین رفیقام نبودی خیلی از درد دلا رو به زبون نمی آوردم خیلی از جا ها بهم خوش نمیگذشت خیلی از آدمای اطرافمو نمیشناختم خیلی از معرفت ... .
.
#به_نام_عشق_علیه_السلام
.
نمیدونم اگر خدا کسی مثل تو رو تو سر راهم نمیزاشت به خیلی از چیزایی که تا الآن رسیدم ، میرسیدم یا نه
ولی مطمئنم اگر که جای یکی از #بهترین رفیقام نبودی خیلی از درد دلا رو به زبون نمی آوردم
خیلی از جا ها بهم خوش نمیگذشت
خیلی از آدمای اطرافمو نمیشناختم
خیلی از معرفت ها رو کسب نمیکردم
و.....
بگذریم
اگر بخوام احوالات رفاقتمون رو شرح بدم #مثنوی_ها_باید_نوشت
.
#الغرض
آقا امیرحسین جان ، رفیق خوب و امام حسینی ، نوکر با اخلاص اهل بیت #تولدت_مبارک داداش جان.
آرزو دارم تا ابد زیر پرچم اربابمون نوکری کنی و باعث دلخوشی و رضایت امام زمان(عج) باشی.💞💌🎁🎂💎
داداش گلم امیدوارم همیشه تنت سالم باشه و موفق و سربلند باشی و عاقبت بخیر بشی.
#صدا_بردار_باعشق
#من_از_خدا_که_تو_را_آفرید_ممنونم
#شهید_بشی_داداش❤
.
پ.ن:ممنونم که بودی کنارم تو همه ی احوالم و میدونم که تا آخرش میمونی.
چون رفاقت ما رو #اشک_بر_امام_حسین_ع رونق و برکت داده و با دسیسه و شیطونی افراد بی صفت از بین نمیره.
#تو_بهترین_خاطراتم_قاب_عکست_هست
#پیاده_روی_اربعین
#زیارت_اربعین
#کربلا
#نجف
.
.
عکس تا دلتون بخواد بود
ولی عالی ترینشو انتخاب کردم😁
شرمنده متن زیاد بود
ارزشش بیش از ایناس😍
Read more
ما چهارده ساله که باهم دوستیم. از روز ثبت نام دانشکده فنی تا همین امروز. بالا پایین و فرار و نشیب زیاد ...
Media Removed
ما چهارده ساله که باهم دوستیم. از روز ثبت نام دانشکده فنی تا همین امروز. بالا پایین و فرار و نشیب زیاد داشتیم.روزای زیادی با هم خندیدیم یا اشک ریختیم. استرس داشتیم یا که موفقیتهامونو جشن گرفتیم. با هم فرق داریم اما یاد گرفتیم که هیچ دوتا آدمی مثل هم نیستن و اون چیزی که تو رابطه با ارزشه محبت و درک متقابله. ... ما چهارده ساله که باهم دوستیم. از روز ثبت نام دانشکده فنی تا همین امروز. بالا پایین و فرار و نشیب زیاد داشتیم.روزای زیادی با هم خندیدیم یا اشک ریختیم. استرس داشتیم یا که موفقیتهامونو جشن گرفتیم. با هم فرق داریم اما یاد گرفتیم که هیچ دوتا آدمی مثل هم نیستن و اون چیزی که تو رابطه با ارزشه محبت و درک متقابله. ما باهم حرف میزنیم و درد دل میکنیم اما همدیگرو قضاوت نمیکنیم. ما میدونیم هر روزی که یکیمون به اون یکی احتیاج داشته باشه بی قید و شرط کنار همیم.
مریم اون رفیقیه که دیگه از یه جایی به بعد شده خواهر. شایدم نزدیکتر حتی. میتونم ساعتها باهاش حرف بزنم و چرت و پرت بگم ولی خسته و بی حوصله نشم. میتونم همه غصه ها و خستگیهامو زحمتهامو ببرم براش بدون اینکه معذب بشم. میتونم بهش بگم داری میای خونمون سر راهت شیر و آرد بخر تا باهم کیک بپزیم. میتونم شب دفاع ارشدم ساعت دوازده و نیم شب پاشم برم خونش و مامان و باباش انگار که دختر خودشونم مثل همیشه با روی باز و لب خندون بهم خوشامد بگن. میتونم تو خوشحالیاش و موفقیتهاش به اندازه خوشحالیهای خودم شاد باشم و غم و غصه اش انگار که مال خودم باشه.
این روزا که خیلی دلم میخواست یه خواهر داشته باشم اون هست. با این که سرش خیلی شلوغه ولی باهم میشینیم و واسه جوجه کوچولو تابلو درست میکنیم. خودمونو چسب مالی و رنگ مالی میکنیم و اون نظرای خودشو زورچپون میکنه تو تابلوها چون خیلی زورگوه اما خوب همون قدم خوش سلیقه اس. بعدم تصمیم میگیریم که دکتر مهندس شدنو ول کنیم بزنیم تو کار سیسمونی. بعد عصر که میشه خسته و خوشحال شیرکاکائو میخوریم با کیکی که باهم پختیم. و آخر شب من خدا رو شکر میکنم که دوستی بهم داده که مهمترین چیزی که ازش یاد گرفتم بخشنده بودن بی قید و شرطه، بی قید و شرط...
خوشحالم که دارمت@maryamr87 پ ن: قراره بزنیم تو کار این تابلوهای گوگولی که تازه پریروز تمومشون کردیم 😊😊😊
Read more
. خیلی وقتها علتی که باعث میشه ما به سراغ پایان نامه ای که باید بنویسیم نمیریم یا کاری که باید انجام ...
Media Removed
. خیلی وقتها علتی که باعث میشه ما به سراغ پایان نامه ای که باید بنویسیم نمیریم یا کاری که باید انجام بدیم و یا مقاله ای که باید تهیه کنیم و ازش فرار می‌کینم، استرسی هست که عقب انداختنش به مدت طولانی به ما وارد کرده. من کاری ندارم که اینکه عقب افتاده و به مدت طولانی انجام نشده چه ضررهایی داشته ولی اینو میدونم ... .
خیلی وقتها علتی که باعث میشه ما به سراغ پایان نامه ای که باید بنویسیم نمیریم یا کاری که باید انجام بدیم و یا مقاله ای که باید تهیه کنیم و ازش فرار می‌کینم، استرسی هست که عقب انداختنش به مدت طولانی به ما وارد کرده. من کاری ندارم که اینکه عقب افتاده و به مدت طولانی انجام نشده چه ضررهایی داشته ولی اینو میدونم که اینکه امروز شروع بشه بهتر از فرداست حتی اگر تا احساس کنیم تا گردن داخل یه مردابی گیر کردیم و راه فرار نیست
.
شاید انجام ندادنش به خاطر عدم دانش بوده. شاید از تنبلی بوده. شاید از بی برنامگی بوده و شاید از اینکه احساس میکردیم انقدر عالی نیستم که کار خوبی تحویل بدم. شاید اصلا همین که به گذشته بر میگردم اصلا نمیدونم چی شد و چرا ننوشتم. چطوری زمان گذشت و چشم رو هم گذاشتم دو سال از تصویب پروپوزال گذشته. مهم نیست. این حرف ها فقط زمان بیشتری رو از بین میبره و هیچی رو درست نمیکنه. هدف اینه که این کار انجام بشه و برای انجام دادنش باید شروع کرد و با فکر فقط فشار بیشتری به بدن و سلامتی وارد میشه به جای اینکه کاری پیش بره
.

باید هدف رو مشخص کرد و همونطوری که قبلا هم گفتم به هدف های ریزتر تقسیم کرد. اصلا هیچی تو ذهنم نیست؟ مهم نیست باید شروع کرد به نوشتن هرچیزی که بی هدف توی ذهن ما در رابطه با پایان نامه میاد و همونارو انقدر مکتوب کنیم که دیگه چیزی توی ذهن نباشه که فکر کنیم ذهنم پراکنده است. به اندازه کافی بلد نیستم؟ این سوال بیشترش به خاطر این به وجود میاد که خودمون و ذهنمون رو باور نداریم. اینکه ایده های ساده ی من که در طی زمان تو ذهنم اومده چقدر ارزشمنده و اینکه این تفکر غلطه که اگر چیزی نوشتم که پیچیده بود و هیشکی نفهمید پس من خیلی آدم بزرگیم و درسم خوبه
.
اگر به خاطر ایده آل گرایی بوده باید قبول کرد که وقت تنگه ولی انقدر باسواد هستم که بتونم یه چیز خوبی بنویسم و دست از ایده آل گرایی بردارم و به کار عالی رضایت بدم. تازه حتی اگر عالی هم نشه بعد از دفاع وقت هست که با آرامش بیشتر خوند و مقاله ای رو نوشت که دوست داریم. اگر به خاطر تنبلی و بی برنامگی بوده و الان به خاطرش استرس دارم باید با خودمون رو راست باشیم که تنها راه مقابله با این استرس نوشتنه و هیچ راه فراری غیر از این وجود نداره که موجب آرامش بشه. بقیه جلو هستن و من عقب؟ چه تاثیری بقیه توی زندگی من دارن؟ شاید من دو سال دیگه زنده باشم و شاید بیست سال دیگه و هیشکی نه از کسی عقب تره و نه از کسی جلوتره. این مسیر منه که باید تمام سعیم رو بکنم این کار ناتموم رو به سرانجام برسونم
Read more
<span class="emoji emoji1f64c"></span>🏻کلی دمتون گرم <span class="emoji emoji2665"></span>️ خیلی عشقین همین .. یادمه ۱۰ ماه پیش از ایران به هردلایلی اومدم بیرون تو ایران خیلی ...
Media Removed
🏻کلی دمتون گرم ️ خیلی عشقین همین .. یادمه ۱۰ ماه پیش از ایران به هردلایلی اومدم بیرون تو ایران خیلی پرکار بودم یعنی در حدی که روزی شاید تو دفتر ۲ یا ۳ ساعت میخوابیدیم کار شبکه ملی رو انجام دادیم روزی ۵ تا تیزر ماهی ۳ تا ویدئو موزیک اینارو اغراق نمیکنم کسایی که بودن و دیدن ... ؛) در کل احترام خوبی داشتیم ... 🙌🏻کلی دمتون گرم ♥️ خیلی عشقین همین .. یادمه ۱۰ ماه پیش از ایران به هردلایلی اومدم بیرون تو ایران خیلی پرکار بودم یعنی در حدی که روزی شاید تو دفتر ۲ یا ۳ ساعت میخوابیدیم کار شبکه ملی رو انجام دادیم روزی ۵ تا تیزر ماهی ۳ تا ویدئو موزیک اینارو اغراق نمیکنم کسایی که بودن و دیدن ... ؛) در کل احترام خوبی داشتیم و جزو پرکارا بودیم همه هوامو داشتن دفترم شلوغ بود تا عید مجبوری از ایران اومدم بیرون و گفتم یه زندگی جدید با درهای جدید شروع میکنم کسی نبود تنها و گوشه گیر شدم چون ادم پر انرژی و پر کاری بودم دیگه رفیقام کم شدن چون واسشون سودی نداشتم خیلی کم در حد انگشت های دست دیدم نمیشه و حتی عقب هم نمیشه رفت گفتم من #عماد جدید هستم با استارت جدید از نو صفر شروع کردم جنگیدم تا الان شدم ۳‎٪ هدفم من خیلی راه دارم ولی در کل نمیخوام سرتون رو درد بیارم یادم نمیره هیچ موقع اون کسایی که تو مدت بد بهم خوبی کردن و هوامو داشتن حتما جبران میکنم چون این افراد کم ارزششون واسم خیلی
بالاس
ادما میان و میرن قدر ادمای خوب زندگیتون رو بدونید کسایی که شمارو واسه خودتون میخوان نه موفقیت هاتون
منم واسه جایگاهی که دارم و اعتباری که دارم شبانه روز زحمت کشیدم پس واسه فرداا هام جای ادمای بیخود نمیزارم باشن —— بزرگترین لوحه و شعار زندگی این بوده بده کسیم نخواستم و تا جایی که تونستم خوبی کردم ولی اگه حدشون رو گذروندن از زندگیم خط خوردن دلت دریا باشه خدا واست بهترین هارو. رقم میزنه ... دمتون گرم یاعلی 🙌🏻♥️ مرسی از امیر بابت این عکس خیلی وقت بود عکس نداشتم :)) @amirrezayousefii
#emadkhiabanian
Read more
. <span class="emoji emoji25c0"></span> یه داستان واقعی براتون تعریف کنم، بعد بریم سراغ این عکسها. حدود دوازده سال پیش، دیسک و سیاتیک مامانم ...
Media Removed
. یه داستان واقعی براتون تعریف کنم، بعد بریم سراغ این عکسها. حدود دوازده سال پیش، دیسک و سیاتیک مامانم مشکل پیدا کرد، در حدی که مجبور شدیم در حالت استراحت مطلق نگهش داریم. فقط تصور کنین مامانی که عین فرفره توی خونه میچرخید، حالا چشماش پر از درد و غصه شده و ماه‌هاست دیگه صدای خنده‌هاش خونه رو پُر نمیکنه. ... .
◀ یه داستان واقعی براتون تعریف کنم، بعد بریم سراغ این عکسها. حدود دوازده سال پیش، دیسک و سیاتیک مامانم مشکل پیدا کرد، در حدی که مجبور شدیم در حالت استراحت مطلق نگهش داریم. فقط تصور کنین مامانی که عین فرفره توی خونه میچرخید، حالا چشماش پر از درد و غصه شده و ماه‌هاست دیگه صدای خنده‌هاش خونه رو پُر نمیکنه. اونقدر نجیبه که حتی ناله هم نمیکنه. بدترش اینه که دکترا نه میتونستن عملش بکنن، نه میتونستن عملش نکنن. بدترین شرایط درد یه مادرو تصور کنین...
یکی از همین شبا که خیلی دلم به درد اومده بود، با گریه خوابیدم. خواب #حضرت_مریم رو دیدم. تمام خوابم پر از عشق و مهربونی شده بود. بهم گفت؛ یه شمع برای من توی کلیسا روشن کن، حال مامانت خوب میشه. 🕯
صبحش گیج و منگ بودم! این چه خوابی بود؟! با یه دنیا امید نذر شمعو از دلم رد کردم. از همون روز درد مامان کم‌کم آرومتر شد! ما که دیگه از مطب به مطب رفتن خسته شده بودیم، یهو به خودمون اومدیم دیدیم یه دکتر عالی انگار خودش پیدا شد و مامانو به حدی رسوند که بدون جراحی، بتونه از رختخواب بلند شه و زندگی عادیشو ادامه بده! و دیگه نگم که به سرعت چند روز چقدر زندگی غمگین ما از این رو به اون رو شد! ❤
◀ حالا نوبت من بود که به قولم عمل کنم! ولی نمیشد! یعنی هربار که رفتم کلیسا، یه داستانی پیش میومد که نمیتونستم نذرمو ادا کنم. یه بار تعمیرات داشتن، یه بار مراسم داشتن، یه بار شمع نداشتن و من کل مغازه‌های اون اطرافو گشتم ولی شمع پیدا نکردم، یه بار مریض شدم،... هر تعداد کلیسا که توی تهران و اصفهان میشد برم، رفتم، ولی نتونستم که نتونستم!
◀ دیگه کم‌کم دوستانم وارد ماجرا شدن، حتی با همراهی مامانم هم نتونستم! این کلیسا رفتن من داستان عجیبی شده بود برای خودش.
◀تا این که چند وقت پیش یه برنامه به سرپرستی @reza.hazraty عزیز رفتیم روستایی به اسم #چناقچی . من یه دفعه یه کلیسای نُقلی جلوی خودم دیدم، اونم توی روستایی که دیگه ساکنین مسیحی نداشت! در زدیم، باز نکردن! با خودم گفتم؛ بازم نشد. به شماره روی در زنگ زدیم، یه دختر کوچولو اومد، درو باز کرد، رفتم داخل، یه شمع برداشتم، روشنش کردم و تمام! 😍🕯 بعد از این همه سال، جایی که فکرش هم نمیکردم، به آسون‌ترین حالت ممکن نذرم به صاحبش ادا شد! ❤
◀اونجا بود که یاد این شعر #قیصر_امین_پور افتادم که میگه؛ گاهی نگفته قرعه به نام تو میشود... انگار این همه سال جای شعله این شمع توی این کلیسای کوچیک توی یه روستای دورافتاده محفوظ بود تا یه روزی که من هیچ برنامه‌ای براش نداشتم، برم و روشنش کنم. ❤🕯😍
(ادامه دارد.)
Read more
<span class="emoji emoji1f3ad"></span> زندگی در تیاتر، خود اسمش بود! زندگی در تیاتر رو تو دو ساعت دیدم...از همون ابتدا که وارد سالن شدم، ...
Media Removed
زندگی در تیاتر، خود اسمش بود! زندگی در تیاتر رو تو دو ساعت دیدم...از همون ابتدا که وارد سالن شدم، بازی شروع شده بود! ایمان صیاد برهانی، همون اول کار، من رو محو تماشا کرد...به معنای واقعی، با تک تک سلول‌ها و ریزترین ذرات وجودش، روی صحنه می‌رقصید...زندگی می‌کرد! حرکات بدن، صورت، بیان خوب...همه‌شون ... 🎭
زندگی در تیاتر، خود اسمش بود! زندگی در تیاتر رو تو دو ساعت دیدم...از همون ابتدا که وارد سالن شدم، بازی شروع شده بود! ایمان صیاد برهانی، همون اول کار، من رو محو تماشا کرد...به معنای واقعی، با تک تک سلول‌ها و ریزترین ذرات وجودش، روی صحنه می‌رقصید...زندگی می‌کرد! حرکات بدن، صورت، بیان خوب...همه‌شون من رو میخکوب کردن و واقعاً کاراکتر رو لمس کردم...محو شده بودم تو ثانیه ثانیه این اجرای فوق‌العاده...حتی پُک‌ها به سیگار...! یه تازه‌وارد که محو تماشای یه بازیگر خوب تیاتره، و به مرور، خودش پیشرفت می‌کنه، تا جایی که رابرت مغرور ازش می‌خواد تا کمتر خوب باشه! کمتر خودش رو نشون بده...! رابرتی که شاید تو زندگیش در تیاتر، گم شد و به باد انتقاد گرفته شده بود و سقوط کرد...ولی ولی ولی...میرسعید خان مولویان به این سادگی از ذهنم پاک نمی‌شن! امان از این بازی عالی! نه فقط اکت که حتی صدا و بیان ناب...همه و همه درگیرم کردن! جوری که مدام به ذهنم فشار می‌آوردم که چه بازی دیگه‌ای ازشون دیدم و چطور ممکنه این اولین نمایشی باشه که ازشون می‌بینم!
و اما مترجم! آقای داریوش مؤدبیان رو از صداشون و آواز قو یادمه! ترجمه‌ای از خودشون نخونده بودم، یا متن اصلی این نمایش رو، اما با توجه به مدل اجرا حدس می‌زنم که خیلی وفادار بودن...

زندگی در تیاتر، شاید خیلی جاها، شبیه زندگی‌های خودمون بود! نه فقط هنرمندانی که خاک صحنه می‌خورن و سن بهشون وفا نمی‌کنه...چقدر حرف داشت برای زدن...این نمایش، خودِ خودِ تیاتر بود...حتی خودِ صورتک‌های تیاتر...کمدی و تراژدی...خنده و گریه! تضاد...صعود و نزول...بزرگ شدن و کوچیک شدن...رشد کردن و آب رفتن...بالا رفتن و پایین اومدن...پیشرفت و پسرفت...شهرت و گمنامی...
دیگه فقط می‌تونم بگم آقایان مولویان، برهانی، مؤدبیان و برهمنی...و احسنت به هوش و انتخاب نوید خان محمدزاده!

تنها ایراد که هییییچ ربطی به این نمایش و دست‌اندرکارانش نداره:
تیاتر مستقل تهران...فضای به این کوچیکی، نباید این همه بلیط خارج از ظرفیت بفروشه...راهروی تیاتر مستقل دست کمی از قطارهای متروی تهران نداشت و واقعاً اذیت‌کننده بود اون جمعیت تو این فضای تنگ! از سالن هم که چیزی نگم بهتره...تهویهٔ افتضاح! با این حجم از جمعیت که خدا نکنه بلا یا حادثه‌ای ناگهانی پیش بیاد...واقعاً نمی‌دونم چی بگم دربارهٔ این بی‌فکری مسئولین...
حیف که باید اجراهای خوب رو تو چنین سالن‌هایی ببینیم...

پ. ن. ای مخاطب دانا! ای کسی که تشنه‌ای برای نوشیدن لحظات بی‌نظیر یک نمایش! برو و به تماشای این شاهکار بنشین! سخنم را...باور بدار!(فقط۲روز!)
Read more
ماجرای علم و صنعتی شدن من ~ تا حالا توی چند قدمی رسیدن به رویاهاتون بودین؟ شده که ناگهانی در عرض ۴:۱۰ ...
Media Removed
ماجرای علم و صنعتی شدن من ~ تا حالا توی چند قدمی رسیدن به رویاهاتون بودین؟ شده که ناگهانی در عرض ۴:۱۰ تمامش پودر شه و باد ذراتش رو به اطراف ببره؟ ۲ پله پایین افتادن من از شریف تا علم و صنعت هم حاصل همین ماجرا بود ولی میدونین درست وقتی فکر میکنی اوکی تموم شد خدا یه برگ خوشرنگ سبز رو میکنه و میگه :"حواسم ... ماجرای علم و صنعتی شدن من ~
تا حالا توی چند قدمی رسیدن به رویاهاتون بودین؟
شده که ناگهانی در عرض ۴:۱۰ تمامش پودر شه و باد ذراتش رو به اطراف ببره؟
۲ پله پایین افتادن من از شریف تا علم و صنعت هم حاصل همین ماجرا بود
ولی میدونین درست وقتی فکر میکنی اوکی تموم شد خدا یه برگ خوشرنگ سبز رو میکنه و میگه :"حواسم هست!"
آره علم و صنعت، همون شریفی نیست که چند سال با چشمای قلبی شکل منتظر رد شدن از سر درش بودم.
ولی علم و صنعت، علم و صنعته!
علم و صنعت جاییه که پشت اسم زهرا فراز یه مهندس میذاره تا ۴ سال بعد مهندس فراز صداش کنن.
از اولین دانشگاه صنعتی ایران، بهترین دانشگاه ۲۰۱۶ شدن، تنها دانشکده ی راه آهن خاورمیانه و سایر کلاس گذاشتنای دیگش (!) که بگذریم علم و صنعت جاییه که لبخند رو بعد از اون فشار که فقط چند نفر راجع بهش میدونستن به من برگردوند.
علم و صنعت جاییه که عاشق اسم انگلیسی قشنگشم!
علم و صنعت جاییه که ۷ صبح باید ۲۰ دقیقه با سرعت متوسط از خوابگاه تا دانشکده بری و اینقدر گل کنار راهت کاشته باشن که خسته نشی!
علم و صنعت جاییه که منتظر لباسای فارغ‌التحصیلی سیاه و زردشم!
علم و صنعت ایران همون دانشگاه شرق تهرانیه که به خاطرش زهرا فراز با لبخند میخواد بگه :"سلام! زهرا هستم یک علموصی"(😂)
علم و صنعت، علم و صنعته الکی نیس که 😉
.
.
#Iran_University_Of_Science_And_Technology (جونم به این اسم که یه قطار باید یدکش بکشه😍)
#IUST
#مهندس_فراز🙊
Read more
سلام دوست جونیام.خوبید؟با گرونیا چه میکنید .امروز صبح با همسری بعد از مدتها رفتیم هایپراستار.اصلا ...
Media Removed
سلام دوست جونیام.خوبید؟با گرونیا چه میکنید .امروز صبح با همسری بعد از مدتها رفتیم هایپراستار.اصلا باورم نمیشد قیمت ها چقد تغییر کرده نمیدونم وضعیت بالاخره چی میشه ولی باید سعی کنیم از هر چیزی لذت ببریم .دلخوشی ها رو خودمون به وجود بیاریم . البنه واقعا میدونم سخته .صبح تا شب هزارتا گرفتاری ... سلام دوست جونیام.خوبید؟با گرونیا چه میکنید .امروز صبح با همسری بعد از مدتها رفتیم هایپراستار.اصلا باورم نمیشد قیمت ها چقد تغییر کرده 😳
نمیدونم وضعیت بالاخره چی میشه ولی باید سعی کنیم از هر چیزی لذت ببریم .دلخوشی ها رو خودمون به وجود بیاریم .
البنه واقعا میدونم سخته .صبح تا شب هزارتا گرفتاری کوچیک و بزرگ ...
خود من خیلی روزا چون واقعا انرژی مثبت ندارم اصلا دوست ندارم پست بذارم .
ولی امروز یه چیز خوشمزه برای همسری درست کردم .گفتم با شما. قسپتش کنم 😍شما هم تستش کنید .
اونایی که طعم تیذامیسو دوست دارن عاشقش میشن .
💖💖💖ترافل تیرامیسو 💖💖💖
اول بگم من مواد رو کاملا چشمی میریزم
موادی که استفاده کردم
پودرکیک یه کاسه
پودر قوه فوری حل شده تو اب جوش خیلی غلیظ
وانیل
خامه فرم گرفته. 3 ق غ
پنیر ماسکارپونه 3 ق غ
پودر قند نص ق غ
اول پنیر رو باهمزن بزنید تا یکدست بشه و بعد پودر قند رو اضافه کنید و بعد خامه فرم گرفنه رو
تو یه کاسه بزرگ پودر کیک رو بریزید و بعد پودر قهوه حل سده تو ابجوش رو اضافه کنید و وانیل رو .
بعد کم کم از مایع کرمی بهش اضتفه کنید و همش بزنید تا جایی که مخلوط یکدست بشه و قابل فرم دادن داخل دست باشه 👌
من بعد از اینکه گلوله ها رو شکل دادم داخل پودر کیک کاملا ریز شده غلطش دادم
ولی شما میتونید داخل پودر کاکایو هم غلطش بدید .خوشگلتر میشه ولی تلختر میشه 😄 💖به جای پودر کیک ازلیدی فینگر پودر شده هم میتونید استفاده کنید .من ولی امروز جرات نکردم برم سراغش. 😄😄😄😄😄😄😄😄😄 اخه تمام جنسای خارجی بدون استثنا دوبرابر و بیشتر شده بودن
Read more
Loading...
Load More
Loading...