Loading Content...

يه لحظه به و

Loading...


Unique profiles
82
Most used tags
Total likes
0
Top locations
My Imagination, Isfahan, Esfahan, Iran, Tehran, Iran
Average media age
820.4 days
to ratio
7.3
. . صبح زود از خواب بيدار شو، وقتي كه بقيه هنوز خوابن، يه قهوه يا چايي بخور و كار رو شروع كن، درست و سخت ...
Media Removed
. . صبح زود از خواب بيدار شو، وقتي كه بقيه هنوز خوابن، يه قهوه يا چايي بخور و كار رو شروع كن، درست و سخت كار كن چون خيلي ها همون زمان و لحظه دارن ميگن حالا يه ذره دیگه بخوابیم، منظورم صرفا كار اداري نيست، هر كاري كه باعث ميشه مفيد باشي حتي درس خوندن، اگر درس ميخوني درست درس بخون ، اگر نميخواي بخوني و ميخواى ... .
.
صبح زود از خواب بيدار شو، وقتي كه بقيه هنوز خوابن، يه قهوه يا چايي بخور و كار رو شروع كن، درست و سخت كار كن چون خيلي ها همون زمان و لحظه دارن ميگن حالا يه ذره دیگه بخوابیم، منظورم صرفا كار اداري نيست، هر كاري كه باعث ميشه مفيد باشي حتي درس خوندن، اگر درس ميخوني درست درس بخون ، اگر نميخواي بخوني و ميخواى به زور سر كلاس ها بري و غر بزني خب اصلا يه كاري كه دوست داري انجام بده ، برو نقاش شو و لذتشو ببر، ولي همون كارو درست انجام بده، پيگير باش و به اون موضوع گير بده، مثلا اگر ميري باشگاه يه ماه نرو بعد بگو چرا تغيير نكردم؟ يا مربيش خوب نيست يا دوستام فلان جا ميرن و بهتره ! فقط برو، هفته اي سه بار برو، يه ساعت جواب نميده دو ساعت برو، فقط هميشه و هر هفته برو
.
هميشه پر از هدف باش و ذهنت رو روش متمركز كن، هدف كه بزرگ باشه مسائل كوچيك نه تنها برات مهم نيست حتي يه لحظه به خودت ميگي واقعا در حدي هست كه من بهش فكر كنم؟ ديگه حتي برات مهم نيست حرف هاي آدم هاي اطرافت پشت سرت چيه ! به درجه اي ميرسي كه انقدر خودت رو باور داري كه اصلا آدم‌های با وایب منفی رو نمی‌بینی چه برسه بهشون فکر کنی. وقتي آدم هاي بزرگ قبولت دارن يواش یواش رشد ميكني و میری به سمت کسانی که شبیهت هستن. اون وایب-منفی‌ها اولش سعي ميكنن بكشنت پايين و وقتی می‌بينن ا نه راستی راستی داري حركت ميكنی از كنارت ميرن و تماسشون رو کم می‌کنن
.

وقتي كه هدفمندى و داري كارت رو درست انجام ميدي سرتو همه جا بگير بالا و مستقيم رو نگاه كن، بذار همه از قدرت چشمات و قدم هاي محكمت ببينن كه تو مصمم هستی و ميدوني چي ميخواي، با شك و ترديد راه نرو، محكم و با شونه هاي صاف قدم بردار، نگران نباش با نظراتت مخالفت كنن، اتفاقا روي ايده هات كار كن و باور داشته باش ذهنت يه ذهن خلاقه كه ايده هاي ساده و ارزشمند تو رشته ، كار يا هنر'ت داره و وقتي ديگران دارن بلند بلند صحبت ميكنن تا خودشون رو تو جمع ثابت كنن تو فقط گوش كن و باز به خودت و نظراتت ايمان داشته باش و تو سكوت و آرامش بنويس و ثبتش كن چون تو نيازي به داد زدن ندارى
.

خوب زندگي كن و لباس هاي تر و تميز بپوش، لازم نيست گرون باشه فقط تميز و آراسته باشه، کم باشه ولی مورد علاقه‌ات باشه. اگه از #مينيماليسم ميگم چون ميخوام اونجايي كه همه دارن براي لحظه و نمايش اسراف ميكنن ، تو سِيو كنی تا وقتی يه چيزي ميخوای دستت خالی نباشه. اينو بدون كه تو برای عالی بودن ، كافی و اندازه هستی فقط يه شرط اينكه باور داشته باشی و درست حركت كنی
.
Photo and Edit : @nasim_brisaa #icravesamcafe
Read more
Loading...
‎ادم يه بار فقط عاشق ميشه،،يه بار فقط پيش مياد كه مدام دلش شور بزنه و دستاش يخ بشه...فقط يه بار پيش مياد ...
Media Removed
‎ادم يه بار فقط عاشق ميشه،،يه بار فقط پيش مياد كه مدام دلش شور بزنه و دستاش يخ بشه...فقط يه بار پيش مياد تو زندگيش كه شبا تا صبح خوابش نبره و يه عالمه بره تو رويا.... يه بار فقط ميتونه از ته دلش گريه كنه...فقط رو يه نفر ميتونه حساس باشه و نتونه يه لحظه ناراحتيشو تحمل كنه....واااى كه اون يه بار بسه واسه تموم ... ‎ادم يه بار فقط عاشق ميشه،،يه بار فقط پيش مياد كه مدام دلش شور بزنه و دستاش يخ بشه...فقط يه بار پيش مياد تو زندگيش كه شبا تا صبح خوابش نبره و يه عالمه بره تو رويا.... يه بار فقط ميتونه از ته دلش گريه كنه...فقط رو يه نفر ميتونه حساس باشه و نتونه يه لحظه ناراحتيشو تحمل كنه....واااى كه اون يه بار بسه واسه تموم زندگى آدم.... با همون حس ميشه هزار سال خوب بود...عشق يعنى حالمون خوب باشه و خوب بمونه...عاشق شيد و جرات همه چيز رو داشته باشيد و به كسى كه دوسش داريد بگيد كه عاشقشيد... نذاريد تو دلتون بمونه شايد اين حس همون يه بارى باشه كه گفتم و اگه نريزيدش بيرون شايد ديگه پيش نياد ... بدون عشق زندگى نكنيد...يارتون رو پيدا كنيد هر جاى دنيا كه باشه و تمام محبتتون رو به پاش بريزيد
#S💓
(امیر یل دستان)
Read more
. این یکی فرق داره<span class="emoji emoji1f60a"></span> کنار رفقای هنرمندم به عنوان بیسیست حضور داشتم تو این آهنگ... از کانال تلگرامم ...
Media Removed
. این یکی فرق داره کنار رفقای هنرمندم به عنوان بیسیست حضور داشتم تو این آهنگ... از کانال تلگرامم و هر جا دلتون میخواد میتونید گوش کنید همه جا هست نظراتتون هم حتما بنویسید و حستون به این آهنگ در کنسرت های پیش رو باهم میزنیم و میخونیمش (اهواز - تهران و شیراز) ................... #Repost ... .
این یکی فرق داره😊
کنار رفقای هنرمندم به عنوان بیسیست حضور داشتم تو این آهنگ...
از کانال تلگرامم و هر جا دلتون میخواد میتونید گوش کنید😁 همه جا هست😁
نظراتتون هم حتما بنویسید و حستون به این آهنگ😊👊❤
در کنسرت های پیش رو باهم میزنیم و میخونیمش (اهواز - تهران و شیراز)✌✌✌
...................
#Repost @rastaak(@save.repost)ٰ #قهوه منتشر شد ☕️
اميدوارم از نوشيدنش لذت ببريد !
از همين لحظه قابل دسترس در كانال تلگرام RastaakHallajOfficial و سايت هاى موسيقى
ٰ
يه آهنگِ داغ و تابستونى كه قراره تا چند روز ديگه توى كنسرت با هم يك صدا فريادش بزنيم
ٰ
#قهوه
ترانه: كسرى بختياريان
موسيقى: رستاك حلاج
تنظيم: اشكان دباغ
ميكس و مسترينگ: آرش پاكزاد
گيتار: كيان ايرجى
ساكسفون: آرتور آواساپيان
گيتار باس: مجيد پروريان
پركاشن: امين قياسى
عكس: رضا بهارى نژاد
با تشكر از منوچهر حسنى ( آواى باران )
و آبان حبيبى
ٰ
#رستاك / #Rastaak
............
#آهنگ_جدید #موسیقی #آهنگ #ترانه # کنسرت #اهواز #شیراز #تهران #ایران #tehranart #tehran #ahwaz #shiraz #قهوه #کافه
Read more
. به نظر من زندگي مثل يه فيلمه! گاهي نقش يه سياه لشكر رو داري اما انقدر جنگيدن رو خوب ياد گرفتي كه خودت ...
Media Removed
. به نظر من زندگي مثل يه فيلمه! گاهي نقش يه سياه لشكر رو داري اما انقدر جنگيدن رو خوب ياد گرفتي كه خودت رو تبديل ميكني به بازيگر نقش اول! گاهي هم سوپر استاري و فكر ميكني دليلي واسه جنگيدن نيست و درست همون لحظه نه تنها نقشت رو از دست ميدي، بلكه به كسي تبديل ميشي كه هيچ نقشي جلوي دوريين نداره و حتي ديگه سياه ... .
به نظر من زندگي مثل يه فيلمه! گاهي نقش يه سياه لشكر رو داري اما انقدر جنگيدن رو خوب ياد گرفتي كه خودت رو تبديل ميكني به بازيگر نقش اول! گاهي هم سوپر استاري و فكر ميكني دليلي واسه جنگيدن نيست و درست همون لحظه نه تنها نقشت رو از دست ميدي، بلكه به كسي تبديل ميشي كه هيچ نقشي جلوي دوريين نداره و حتي ديگه سياه لشكر هم نيست!
من نميدونستم كه زندگي بي رحمه! من نميدونستم كه زندگي علاوه بر زيبايي هاش زشتي هايي هم داره! من نميدونستم كه زندگي اين توانايي رو داره كه درست وقتي روي قله ايستادي جوري زمينت بزنه كه بيفتي توی يه چاه عميق و هيچكس هم نتونه صداتو بشنوه! من دلخوش كرده بودم به رويِ خوبش، به خنده ها، به دلخوشي ها، به دوست داشتن ها... اما خب متاسفانه اينها واقعيت زندگي نيست و من واقعيت زندگي رو با تك تك سلول‌هام درك كردم و اون چيزي نيست جز اميد، صبر و جنگيدن با تمام وجود براي چيزهايي كه دوست داري...
.
#نورا_مرغوب
@noora_marghoub
.
.
🌿 متن در كانال قرار گرفت . لينك كانال در بيوگرافى صفحه 🌿
Read more
با هر ضرب المثلى مى شه همه چيز رو توجيه كرد ولى من هميشه اين واسم سوال بوده كه چرا يه سريا نمى خوان قبول ...
Media Removed
با هر ضرب المثلى مى شه همه چيز رو توجيه كرد ولى من هميشه اين واسم سوال بوده كه چرا يه سريا نمى خوان قبول كنن اون دوره كه با ماشالا ايشالا گفتن كار راه مى افتاد گذشت! مثال ساده اش فوتبالمونِ كه وقتى به يه تيم قدر مى خوريم به صد و بيست و چهار هزار پيامبر متوسل مى شيمُ يه ذره به اين فكر نمى كنيم كه آقا كاش بيشتر ... با هر ضرب المثلى مى شه همه چيز رو توجيه كرد
ولى من هميشه اين واسم سوال بوده كه چرا يه سريا نمى خوان قبول كنن اون دوره كه با ماشالا ايشالا گفتن كار راه مى افتاد گذشت!
مثال ساده اش فوتبالمونِ كه وقتى به يه تيم قدر مى خوريم به صد و بيست و چهار هزار پيامبر متوسل مى شيمُ يه ذره به اين فكر نمى كنيم كه آقا كاش بيشتر تمرين مى كرديم...
به خيلى چيزا نگاه مى كنم
به اندك راه رفته
به راهِ نرفته
به رفقام، به نزديكام و به حرفاشون
به اين كه كى چى گفتُ؟ كى چى عمل كرد؟
به اين كه واسه كى الان سود دارمُ دورم داره مى چرخه
و كى واسم سود داره و دورش دارم مى چرخم؟!
به خيلى چيزا
مث همون دبه ى زهرمارىِ زير پام كه هر لحظه بايد منتظر باشم يكى برش داره!
#زهـــرمـــارى
عكس: @mohsenkermaniphotography
Read more
. مصاحبه زيدن الدين زيدان با اتحاديه فوتبال اروپا <span class="emoji emoji2764"></span>️ | ؛ "اگه به تاريخ باشگاه رئال مادريد نگاه كنيم ...
Media Removed
. مصاحبه زيدن الدين زيدان با اتحاديه فوتبال اروپا ️ | ؛ "اگه به تاريخ باشگاه رئال مادريد نگاه كنيم ميبينيم اين تيم علاقه خاصى به سى ال داره حتى هواداراشون هم اينطورين ، رئال جام هاى اروپايى زيادى برده است و اين رقابت ها براشون از هر چيزى مهمتره" ؛ "ليگ قهرمانان اروپا رقابتى خيلى سخته و فشار زيادى ... .
مصاحبه زيدن الدين زيدان با اتحاديه فوتبال اروپا ❤️ |
؛
"اگه به تاريخ باشگاه رئال مادريد نگاه كنيم ميبينيم اين تيم علاقه خاصى به سى ال داره حتى هواداراشون هم اينطورين ، رئال جام هاى اروپايى زيادى برده است و اين رقابت ها براشون از هر چيزى مهمتره"
؛
"ليگ قهرمانان اروپا رقابتى خيلى سخته و فشار زيادى توش هست بايد خيلى تلاش كنى تا به فينال برسى از اينكه در سالهاى اخير ٤ بار به فينال رسيديم نشان از آسونى اين رقابتها نميده نشون از تلاش و كار ماست"
؛
"لحظات سخت و بدى در لاليگا داشتيم اما در ليگ قهرمانان اروپا ثبات داشتيم و اين چيز مورد نياز بود براى چنين رقابت هايى بايد در تك تك بازيها فوق العاده آماده باشى"
؛
"ما براى رسيدن به فينال با تيمهاى فوق العاده سختى بازى كرديم پاريس ، يوونتوس ، بايرن ، اين مسير ديوونه كننده و فوق العاده سخته ، رسيدن به فينال آسان نبود ، مقابل قهرمانان فرانسه ، ايتاليا و آلمان بازى كرديم"
؛
"ليورپول حريف خيلى سختى است كه در فينال باهاش روبرو خواهيم شد، اصلا فكر نميكنيم ليورپول ضعيفتر از رقيباى قبلى ماست اونام خيلى قوين ، با عملكرد خوبشان به فينال رسيدن و تيمهاى سختى رو حذف كردن خيلى وقته فينال نبودن و الان انگيزه دارن"
؛
"بايد تمام سطحى كه داريم رو به نمايش بذاريم چه از نظر فنى و چه از نظرى بدنى ، ليورپول يه تيم انگليسيه علاوه بر شرايط فيزيكى ، از لحاظ فنى و سرعتى هم فوق العادن"
؛
"ما بايد تمام تمركز خودمان رو مقابل نقطه قوت ليورپول جمع كنيم "مثلث خط حملشون " بازيكنان متفاوتى هستند و در طول فصل عالى كار كردند و گلهاى زيادى زدند"
؛
"قهرمانى براى سومين سال پى در پى !؟ نه ما الان ابتدا فقط به عملكرد خوبمان در فينال فكر ميكنيم و ميخواهيم لحظه به لحظه جلو بريم ، به سومين قهرمانى فكر نميكنيم چون بازى از صفر شروع ميشه و بايد از هر نظر فوق العاده باشيم"
؛
"رسيدن به سومين فينال دليلش تلاش بی وقفه ى ماست، رئال بازيكنان با استعداد و پديده ى زيادى داره، روى تمام چيزها تمركز كرديم، ميخواهيم با مسيرى صحيح همه چيز رو به پايان برسونيم"
.
.
#ترجمه_اختصاصي_رئال_مادريد_ايران
#FoADi_Cr7
Read more
Loading...
____________ ساعت هاست ميز شام آماده است بشقاب ها ،سالاد و سبزي ترشي و... چيده شده. اينكه تو عكس ...
Media Removed
____________ ساعت هاست ميز شام آماده است بشقاب ها ،سالاد و سبزي ترشي و... چيده شده. اينكه تو عكس هنوز برنجو نكشيدم، و غذاي اصلي نيومده رو ميز به نظرم اهميتي نداره اصلا چه لزومي داره كه حتما "هميشه" غذا براي عكس رو ميز باشه ؟!! گاهي ام اينجوريا شريك لحظه هاي هم ميشيم. ، براي من اين مهمه كه با ... ____________
ساعت هاست ميز شام آماده است
بشقاب ها ،سالاد و سبزي ترشي و... چيده شده.
اينكه تو عكس هنوز برنجو نكشيدم،
و غذاي اصلي نيومده رو ميز به نظرم اهميتي نداره😊
اصلا چه لزومي داره كه حتما "هميشه" غذا براي عكس رو ميز باشه ؟!!
گاهي ام اينجوريا شريك لحظه هاي هم ميشيم.
،
براي من اين مهمه كه با لب خندون در خونه ام هميشه به روي عزيزان و دوستانم بازه.
نوع غذاشم مهم نيست
يه روز شايد غذام عدس پلو باشه
يه روز كتلت
يه روز املت
و يا يه دورهمي به صرف آبگوشت.
سالي يكي دوبارم مهموني مفصل دارم.
،
نبايد فراموش كنيم اصل اين هست كه رفت و آمدهارو سخت نكنيم، ساده بگيريم
و از كنار هم بودن لذت ببريم،
شايد بشه گفت ماهي چند بار مهمون دارم با يك مدل غذاي خيلي ساده.
اما ميزم حتما بايد مرتب و شكيل باشه و سالادو سبزي و ترشي و دسرم از قبل آماده باشه تا وقتمو تو آشپزخونه نگذرونم و مهمونمو معذب نكنم.
،
دوستتون دارم و مبعث هم تبريك ميگم عزيزان.❤️
.
_______________
Read more
. متاسفانه برمبناي تجربه من، يكي از عوامل مخرب تو روابط زناشويي، نقش دخالت مادر شوهر تو زندگي خصوصي ...
Media Removed
. متاسفانه برمبناي تجربه من، يكي از عوامل مخرب تو روابط زناشويي، نقش دخالت مادر شوهر تو زندگي خصوصي فرزندشون و همسرشه. مادر نگران و مضطرب و گاها مبتلا به اختلال شخصيت كه هرگز روابط سالم با همسر خودش رو تجربه نكرده و از پسرش به عنوان يه سپر دفاعي استفاده مي كنه براي پر كردن خلاهاش، گاها وارد روابط ... .
متاسفانه برمبناي تجربه من، يكي از عوامل مخرب تو روابط زناشويي، نقش دخالت مادر شوهر تو زندگي خصوصي فرزندشون و همسرشه.
مادر نگران و مضطرب و گاها مبتلا به اختلال شخصيت كه هرگز روابط سالم با همسر خودش رو تجربه نكرده و از پسرش به عنوان يه سپر دفاعي استفاده مي كنه براي پر كردن خلاهاش، گاها وارد روابط بسيار نزديكي با پسرش مي شه كه هرگز نه لزومي بهش هست و نه كمك كننده اس.
مادري كردن طي سه سال ابتداي زندگي يعني حفظ و مراقبت لحظه به لحظه از باند عاطفي شكل گرفته با فرزند.
.
بعد از اون مادرها ديگه يواش يواش بايد خودشونو از زندگي پسرهاشون كم رنگ كنن و پسر رو به سمت مستقل شدن و بازي و همانندسازي با پدرش سوق بدن.
تو كار تراپي مادرهايي رو مي بينم كه عليرغم اينكه پسرشون ازدواج كرده و سروسامون گرفته ولي همچنان به فرزندشون وصل ميشن و اين احساس رو مدام القا مي كنن كه بايستي كما في سابق باهاشون به طور ويژه اي رفتار بشه.
.در مقابل وقتي از اين مردها مي پرسيدم كه چرا اجازه مداخله مادر رو در زندگي زناشويي تون ميدي؟
عموما با پاسخ نابالغانه اي روبرو مي شدم: مادر من هيچي تو دلش نيست و قصدش از فلان كار كمك به ما بوده!!! يا اينكه سن اش رفته بالا و حساس تر شده!!! يا مادره و احترامش واجبه !! حتي به قيمت نابودي زندگي شخصي و زناشويي شون مداخله هاي مادر رو محترم مي شمرن!
تحقيقات علمي نشون ميدن مردهايي كه مادران كنترل گري داشتن شانس ابتلا شدن به زودانزالي درشون بيشتره و معمولا اكثرا از افسردگي و اضطراب رنج مي برن.
چنين مادرهايي اينقدر در طي بزرگ شدن فرزندشون اونا رو نصحيت كردن كه ديگه پسرشون كر شده و گوشي واسه شنيدن براش نمونده.
و مادر اونقدر واسه اش "عقل كل" بوده كه زبان گفتگو رو از پسرش ربوده و انگار لال شده.
واسه اين دسته از مردها چندتا توصيه حرفه اي دارم:
١) يادتون نره كه قراره بالاترين الويت هر كدوم از ماها ارتباط با همسرمون باشه و بعد فرزندانمون، مادر و خانواده و دوستان تو پله هاي بعدي باشن.
٢) اگه مادر حرف ناشايستي رو با همسرتون زد بلافاصله به سمت همسرتون بياين و ازش بابت اون حركت عذرخواهي كنيد و بهش اطمينان بدين كه موافق رفتار مادرتون نيستين و اين كه بعدا در موردش حرف مي زنيم و بهش بگين كه اگه دوست داري پاسخي بدي يا كاري بكني حتما اون كارو بكن، منم كنارتم و حمايتت مي كنم.
٣) احترام به مادر زماني معنا ميده كه مادر نقض كننده احترام به انتخاب، احساس و حال و زندگي شخصي خودِ ما نباشه.
شما هم اگه نظري در اين خصوص دارين بياين كامنت كنيد تا ابعاد مختلف موضوع اينجا طرح بشه.
.مهشيد_ابارشي
Read more
Loading...
امسال يازدهمين ساليه كه تولدت با هميم،عين اين يازده سال رو لحظه به لحظه ش رو زندگى كردم ،هر روزش رو مثل ...
Media Removed
امسال يازدهمين ساليه كه تولدت با هميم،عين اين يازده سال رو لحظه به لحظه ش رو زندگى كردم ،هر روزش رو مثل يه آبنبات چوبى خوشرنگ و خوشمزه آروم آروم مزه مزه كردم و بودنمون رو با هم قدر دونستم ،هر روز خوبيهاى بيشترى ازت ديدم و هر روز مطمئن تَر شدم كه خيلى خوش شانس بودم ... تو يكى از باارزش ترين آدمهايى هستى كه ... امسال يازدهمين ساليه كه تولدت با هميم،عين اين يازده سال رو لحظه به لحظه ش رو زندگى كردم ،هر روزش رو مثل يه آبنبات چوبى خوشرنگ و خوشمزه آروم آروم مزه مزه كردم و بودنمون رو با هم قدر دونستم ،هر روز خوبيهاى بيشترى ازت ديدم و هر روز مطمئن تَر شدم كه خيلى خوش شانس بودم ... تو يكى از باارزش ترين آدمهايى هستى كه خدا ميتونست بيافرينه و با تمام عشقى كه تو قلبت هست شدى مال من ...
اينارو نميگم چون شريك زندگيمى ،كه اگر همسرم هم نبودى به عنوان يه انسان بى مانند وجودت رو ميستودم و عاشقت ميشدم ...
اينكه مهربونترينى...
اينكه صادق ترين آدمى هستى كه در تمام عمرم ديدم ،در حدى كه حاضر نيستى تحت هيچ شرايطى دروغ بگى ....
اينكه دلت براى همه ى موجودات زنده ى اين دنيا كه نيازمندن ميسوزه ... فرقى نداره ،آدم ها ،بچه ها، سگها ،گربه ها ،پرنده ها ،كبوتر و گنجشك و گياه ...
اينكه ذاتن تكيه گاهى ،تكيه گاه خيلى از موجودات زنده ى اين دنيا ...
اينكه هيچ آرزوى بدى براى هيچ آدمى ندارى و حسادت و بخالت برات بى معناست و هميشه بهترين ها رو براى همه ميخواى ...
دست و دل بازى هات ،وفاداريت،تلاشت براى خوشحال كردن من ،بى حتى يك ثانيه ترديد از همه چيز گذشتنت برام...
اينكه آرومى ،آقايى ،بزرگى ،اينكه جا نميشى تو اين چند خط و از تو نوشتن كار من نيست و حق مطلب ادا نميشه ...
فقط آرزو ميكنم بمونى تا هستم ،هزار ساله بشى كه نه فقط من ،كه اين جهان به آدمهايى مثل تو خييييلى نياز داره ...
تولدت مبارك ،مباركِ من ،مباركِ ما ،مباركِ اين دنيا عزيييييزترينم ♥️ @masoud._.ghaffari
Read more
. خب من فكر ميكنم اين كه به ابديت بپيوندي با كسي كه به نظرت لايق ترين آفريده خداست رىي زمين اش ، يه اتفاق ...
Media Removed
. خب من فكر ميكنم اين كه به ابديت بپيوندي با كسي كه به نظرت لايق ترين آفريده خداست رىي زمين اش ، يه اتفاق بي نظيره.. يه جور شور و شوق و احياي اين حسِ نابِ اميدواريه كه من از با ارزش ترين داشته هاي بشريت ميدونمش... اين كه تو احساس اميدواري داشته باشي و لحظه لحظه هاي عمرت رو باهاش سپري كني.. اين كه عاشقانه ... .
خب من فكر ميكنم اين كه به ابديت بپيوندي با كسي كه به نظرت لايق ترين آفريده خداست رىي زمين اش ، يه اتفاق بي نظيره.. يه جور شور و شوق و احياي اين حسِ نابِ اميدواريه كه من از با ارزش ترين داشته هاي بشريت ميدونمش...
اين كه تو احساس اميدواري داشته باشي و لحظه لحظه هاي عمرت رو باهاش سپري كني..
اين كه عاشقانه ترين ريز به ريز روز هات رو با حس خوب بگذروني..
اين كه خوش بخت باشي و منظور اين جمله رو به معناي واقعي به حقيقت برسوني...
هووومممم...
اين كه وقتي دستت رو ميگيره تنها چيزي كه به ذهنت ميرسه حالِ خوشِ ارزشمندي باشه..
احساس اميدواري كه داشته باشي تو ، قطعا از بهترين هاي روزگاري...
دلتون گرم :)..
لبتون خندون...
الهي كه ارزش هاي زندگي تون موندگار...
Read more
كمال خيلى وقت بود چشاش چپ شده بود. ديگه مخش خوب كار نميكرد و هر چى بود و نبود ربط ميداد به دختر كوچيكه ...
Media Removed
كمال خيلى وقت بود چشاش چپ شده بود. ديگه مخش خوب كار نميكرد و هر چى بود و نبود ربط ميداد به دختر كوچيكه ى حاج رمضون، مرضيه. مرضيه تنها دختر مدل بالاى محل بود و همه براش سر و دست ميشكوندن. از همون بچگى كه رمضون ميرسوندش كلاس پيانو قيمت زمينهاى روبروى فرهنگسرا كشيد بالا. هر كدوم از ما به هر وسيله اى كه ... كمال خيلى وقت بود چشاش چپ شده بود.
ديگه مخش خوب كار نميكرد و هر چى بود و نبود ربط ميداد به دختر كوچيكه ى حاج رمضون، مرضيه.
مرضيه تنها دختر مدل بالاى محل بود و همه براش سر و دست ميشكوندن.
از همون بچگى كه رمضون ميرسوندش كلاس پيانو قيمت زمينهاى روبروى فرهنگسرا كشيد بالا.
هر كدوم از ما به هر وسيله اى كه شده بود خودمونُ ميرسونديم فرهنگسرا تا يه لحظه هم كه شده سيل چشاش كنيم، چشاش دريا بود، آبى فيروزه اى، بخاطر همينم بود كه كمال رفت تو كار انگشتر فيروزه و لات و لوت بازى؛
ولى كمالو از همون اول يه فرقى با بقيه ما داشت يه فرقى كه باعث شد همه ما بخاطرش از مرضيه دست بكشيم.
كمال هيچ وقت تو چشاى مرضيه زل نميزد، هميشه يه گوشه كنارى وايساده بود و زير چشى به مرضيه نگاه ميكرد، اين زيرچشى نگاه كردنهاش هم آخر، كار دستش داد و كم كم چشاى كمال چپ شد.
مدت ها گذشت و خبر به گوش كمال رسيد كه...
(ادامه داستان در كانال تلگرام)
Telegram.me/ADNVD
لينك در بيو
Read more
. شايد باورتون نشه ولي شهردار تهران در اوج بهت و ناباوري كليه شهروندان و فارسي‌زبانان سرتاسر گيتي ...
Media Removed
. شايد باورتون نشه ولي شهردار تهران در اوج بهت و ناباوري كليه شهروندان و فارسي‌زبانان سرتاسر گيتي و در حضور رسانه‌هاي داخلي و خارجي به نكته بسيار عجيبي اشاره كرد و گفت: «مردم به شادي نياز دارند». در ادامه نظر احتمالی اقشار مختلف رو در اين زمينه بیان کردیم. سخنگوي وزارت بهداشت: از اونجايي كه يك ... .
شايد باورتون نشه ولي شهردار تهران در اوج بهت و ناباوري كليه شهروندان و فارسي‌زبانان سرتاسر گيتي و در حضور رسانه‌هاي داخلي و خارجي به نكته بسيار عجيبي اشاره كرد و گفت: «مردم به شادي نياز دارند». در ادامه نظر احتمالی اقشار مختلف رو در اين زمينه بیان کردیم.

سخنگوي وزارت بهداشت: از اونجايي كه يك چهارم جمعيت ايران دچار علايم رواني هستن،‌ احتمالا شهردار محترم تهران منظورشون اون سه چهارمه. وگرنه كه يك چهارم جمعيت باي ديفالت شاد و سرخوش و سرمستن. قرص اون سه چهارم رو هم به موقع بديد حله.

رييس‌جمهور: آقاي شهردار تهران،‌ دير اومدي نخواه زود برو. من خودم خيلي وقت پيش گفتم مردم ما بايد نَشاط داشته باشن

صادق زيباكلام: بررسي روان‌كاوانه، جامعه‌شناسانه،‌ قوميتگرايانه و من‌حیث‌المجموع شادي از زاويه ورزش با نيم‌نگاهي به آشپزي مدرن از منظر تروتسكي و دكتر رائفي‌پور در آبستراكسيون تاريخي كشور آمريكا، همينك در كانال شخصي اينجانب به صورت لايو

عده‌اي: خانومم چرا شادي ميكني؟ يه لحظه تشريف بياريد لطفا.

ايرج ملكي: راستي افشاني،‌ چطو همچي چيزي به ذهنت رسيد؟
.
محمدباقر نوبخت به مثابه دختر همساده: استعفام پذيرفته نشد، شادی و دست و جيغ و هوراااااا

حميد هيراد: همين الان يه بيت شعر سرودم فقط لطفا جايي نقل مي‌كنيد با ذكر منبع و حقوق مولف و حق كپي رايت باشه: شادي تلخ من از گريه غم انگيزتر است.

جمعي از سلبريتي‌ها با ميك‌آپ كامل و لباس پلوخوري به همراه تيم تخصصي عكاسي: آخه آدم حال ناخوش استاد مشايخي رو ميبينه نميتونه شادي كنه. همه‌اش غم،‌ همش رنج، ‌همش آه (الان كه بغض دارم يه سه رخ بگير واسه استوري)
.
ادمين كانال گيزميز: آقاي شهردار،‌حرف از شادي ميزني زيرش بايد كامنت بذاري بپا از خنده دچار جراحت نشي. لطفا مراقب اوضاع جسماني هموطنانت باش.

محمدرضا عارف: فقط شادي مي‌كنيد و دست مي‌زنيد دو انگشتي باشه لطفا

همتي، رييس جديد بانك مركزي: با حضور اينجانب در بانك مركزي، روح شادي در جامعه حلول کرد. ديگه اين كاري بود كه از دست هيات دولت برميومد.

بيرانوند: چيطوري ايراني شاد؟
.
خليل عقاب: توجه! توجه! شادي، شور،‌ هيجان. عمليات محيرالعقول تبديل دلار 4200 به 10000 تومان همراه با عمليات آكروباتيك پرش از قيمت‌ها با حضور دامبو،‌ فيل پرنده از روي نرخ طلا و نحوه زنده ماندن پس از نصف شدن با اره توسط ديويد كاپرفيلد،‌ ويژه ايرانيان در بزرگ‌ترين سيرك خاورميانه.
.
بقیه در کامنت اول 👇👇👇👇
Read more
Loading...
بانو جان مهربان و عزيز دل ، بانو گيتي خانم جان معيني كه هميشه برام عزيز بودي و هستي ، هنرمندي بدون ادعا ، هنرمندي از جنس بلور و انسانيت ، از شما بسيار ياد گرفتم ، سينما و تلويزيون ما مديون شما عزيزان پيشكسوته شما از خيليها قديمي تر و هنرمندتري ، ولي چه كنيم كه سينما بي رحمه و قدر عزيزان بزرگي چون شمارو نميدونند ... بانو جان مهربان و عزيز دل ، بانو گيتي خانم جان معيني كه هميشه برام عزيز بودي و هستي ، هنرمندي بدون ادعا ، هنرمندي از جنس بلور و انسانيت ، از شما بسيار ياد گرفتم ، سينما و تلويزيون ما مديون شما عزيزان پيشكسوته شما از خيليها قديمي تر و هنرمندتري ، ولي چه كنيم كه سينما بي رحمه و قدر عزيزان بزرگي چون شمارو نميدونند ، هرچي خاكي تر باشيد هرچي افتاده تر ، بي رحمي آدمها با شما بيشتره ، چي بگم از اين حرفه طرف بداخلاقي ميكنه و جواب سلام كسي رو نميده واي ببينيد چطور همه ازش ناراحتند ولي جلوي روش رو سرشون ميذارند و بهترين قرار دادو باهاش ميبندند و تو همه كارها هم ازش استفاده ميكنند ، مهربون كه باشي انسان كه باشي رسم عاشقي اين حرفه رو كه بلد باشي بيكارتر ميموني و سطحي تر نگاهت ميكنند ، چرا نميدونم به خدا انگار رسم دنياست ، تو روابط معمولي هم همينطوري شده ديدين عاشق يكي ميشين و بهش محبت ميكنند بدترين بي محلي هارو ازش ميبينيد ، حرفه ما هم اينطوريه به خدا دلم ميگيره از اين همه بي رحمي ، بعد نگيد واي خوشبحالتون چقدر كارتون عاليه نه اينا همش يه خياله يه خيال قشنگ يه خيال رويائي ، باورتون نميشه اينا درده درد . اميدوارم روزي برسه كه قدر همديگرو بيشتر بدونيم به هنر درون و انساني هم بيشتر توجه كنيم ، فكر نكنيم سينما ارث پدري ماست و ما جاودانه هستيم ، بدونيم كه ممكنه اين لحظه باشيم و فردايي نه ، دوستان عزيز لطفا پيشكسوتان اين حرفه رو فراموش نكنيد و تو هركاري كه هستين ازشون ياد كنيد و به بهترين شكل ممكن و در خور شخصيتشون بهشون نقش بدين و باهاشون قرارداد ببندين و دوستي هاتون رو اينطوري بهم ثابت كنيد .
@gitimoeini
Read more
<span class="emoji emoji27bf"></span><span class="emoji emoji27bf"></span> كنفرانس اي سي ام ان در استكهلم.. كار كردن با آدمها يك جور چالشه، بخصوص وقتي كه بيمارن يا خونواده ...
Media Removed
كنفرانس اي سي ام ان در استكهلم.. كار كردن با آدمها يك جور چالشه، بخصوص وقتي كه بيمارن يا خونواده يك فرد بيمار و شرايط و موقعيت شون فرق ميكنه.. بعد از هشت سال كار كردن در بزرگترين و عجيب ترين داروخانه سوئد ياد گرفتم تحت هر شرايطي صبور باشم، هرگز چيزي رو شخصي نگيرم و بدونم بعضي برخوردها ربطي به من و ... ➿➿
كنفرانس اي سي ام ان در استكهلم..
كار كردن با آدمها يك جور چالشه، بخصوص وقتي كه بيمارن يا خونواده يك فرد بيمار و شرايط و موقعيت شون فرق ميكنه.. بعد از هشت سال كار كردن در بزرگترين و عجيب ترين داروخانه سوئد ياد گرفتم تحت هر شرايطي صبور باشم، هرگز چيزي رو شخصي نگيرم و بدونم بعضي برخوردها ربطي به من و يا شخصيتم و اينكه چون منم، نداره و به قول معروف موقع پوشيدن روپوشم، ماسك آرامش و تسلط رو هم به صورتم بزنم و به دور از احساساتي شدنها وظيفه مو انجام بدم.. عليرغم همه اينا گاهي اتفاقهايي ميفته كه هضمش براي من بعنوان يك انسان، فراي جنسيت، بك گراند و موقعيت، سخته، مثلا چند شب پيش بعد از يازده ساعت سرپا بودن و شلوغي زياد داروخانه مجبور شدم يك ساعت و نيم بيشتر بمونم، يه آقاي خارجي بهم مراجعه كرد در مورد كودك چهارساله ش كه نسخه آنتي بيوتيك داشت، دكتر در نسخه نوشته بود روزي پونزده تا قرص!! و ما بعنوان داروساز موظفيم علت و دوز دارو رو چك كنيم بخصوص داروهايي كه براي افراد مسن، كودكان و يا حيوانات مينويسن، بايد حتما و دقيق دوز دارو رو نسبت به وزن بيمار چك كنيم و مطمئن شيم كه نسخه درست نوشته شده يا نه.. اين آقا از لحظه اول و موقع دادن كارت شناسايي خيلي عجيب رفتار ميكرد، حالتي كه يه خانوم در جا متوجه آنورمال بودنش ميشه.. وقتي ازش پرسيدم؛ وزن كودك شما چقدره؟ جواب شنيدم؛ نميدونم، بيخيال و مهم نيست اونا خودشون ميدونن.. گفتم؛ اوكي پس من تو قسمت توضيحات مينويسم كه شما نخواستين من دوز رو چك كنم و مسئوليت هر اتفاقي رو به عهده ميگيرين.. خنديد و گفت؛ نه بابا!! و موقع تايپ كردنم با يه لحن زننده اي پرسيد؛ هر هر هر، ناخنهاي خودته؟؟ منم همونطور كه مشغول نوشتن بودم با لبخند و آرامش گفتم؛ نه مال همسايه مونه.. نميشه قيافه شو ترسيم و تشريح كرد ولي همينقدر بگم كه هرهرش تموم شد و صورتش رنگ به رنگ.. خودشو كه روي ديسك ولو شده بود جمع و جور كرد و گفت؛ نه منظورم اينه كه خيلي خوشگله.. گفتم؛ ولي من واقعا گفتم، اينا مال همسايه مونه!! براي من متلك انداختن و اينكه بخوايم سريع پسرخاله شيم و با طرف لاس بزنيم و يا مرزها رو رد كنيم خط قرمزمه و غير قابل قبول.. همه آدمها مرزهاي خودشونو دارن و احترام متقابل ميخوان، شبش خيلي در اين مورد با حاج احمد صحبت كرديم و گفت؛ متاسفانه تو بعضي فرهنگها هنوز برخورد درست با جنس مخالف جا نيفته و شايد ندونن شوخيهاي شخصي با كسي كه نميشناسي و در محيطي كه جاش نيست، درست نيست.. آيا تو اين شرايط قرار گرفتين؟ عكس العملتون چي بوده؟ #گپ_خودموني_آزاجون
Read more
. درد و دل بهروز وثوقی با هم وطنانش . بهروز وثوقی با انتشار متنی در اینستاگرامش از سال های دوری اش ...
Media Removed
. درد و دل بهروز وثوقی با هم وطنانش . بهروز وثوقی با انتشار متنی در اینستاگرامش از سال های دوری اش گفت که واکنش های زیادی از جانب هنرمندان و مردم را در پی داشت: . او نوشت: " امروز ميخوام باهم وطنان عزيزم در ايران كه هميشه بهر وسيله اى منو مورد لطف و مرحمت خودشون قرارميدن درد دل كنم و بگم درسته كه سالهاست ... .
درد و دل بهروز وثوقی با هم وطنانش
.
بهروز وثوقی با انتشار متنی در اینستاگرامش از سال های دوری اش گفت که واکنش های زیادی از جانب هنرمندان و مردم را در پی داشت:
.
او نوشت:
" امروز ميخوام باهم وطنان عزيزم در ايران كه هميشه بهر وسيله اى منو مورد لطف و مرحمت خودشون قرارميدن درد دل كنم و بگم درسته كه سالهاست كه در غربت غريبى هستم ولى مگرميشود نقطه به نقطه اون خاك پاك رو از ياد برد ‏‎منم بهروز،
‏‎ بهروزی به بزرگی خاطرات دور و نزدیک شما مردم ایران ‏‎من بهروز وثوقی هستم ‏‎من دلمو،قلبمو تو اون خاک، تو اون سرزمین اباواجدادى جا گذاشتم 😭
‏‎مگه می شه ‏‎سواحل زیبای دریای خزر رو از یاد ببرم ‏‎مگه جاده کندوان چالوس از یادم می ره! ‏‎ ، صحنه فیلمبرداری همسفر، ‏‎جاده شمال، ماه عسل،
‏‎امامزاده داوود، سوته دلان، ‏‎داش آکل و لارستان و ممسنی شیراز،
‏‎طوقی کاشان و محله قالیشوران، آرامگاه ‏‎حافظ و بازارهای قدیمی،
‏‎تنگسیر و کوچه بهمنی بوشهر رییس علی دلواری وزار ممدوکشتی های به گِل نشسته انگلیسی ها ‏‎سهراب سالاری اهل آبادان،
‏‎که ‏‎پنجره ای رو به خاطرات داشت ‏‎گوزنها و مسگرآباد و لاله زار تهران 😭
‏‎مگه يه لحظه از اونا می شه غافل شد،
‏‎منم بهروز ‏‎منم ممل آمریکایی ‏‎و استادیوم آريامهر و قالپاق دزدی خاص خودم ‏‎نسرین جان و بار شکستنی ش، و چه دعواهایی که واسش نكردم
‏‎با اون کت پاره شده علی لباس شور،
‏‎قولنامه پمپ بنزین تو آمریکا ‏‎و انتظار برت لنکستر تو فرودگاه مهرآباد نيويورك، بیمارستان سینا و اون مدرک دُکی از نیوجرسی يادتونه؟ ، بهش گفتم مدرکت به درد جرز لای دیفال می خوره، آخرش حرف منو گوش كرد و رفت دنبال مدرک دکترا از نیویورک
‏‎آره منم، بهروز ‏‎منم بلوچ، بمن ميگن رضا، ‏‎رضاموتوری همیشگی شما، با موتورم تو ميدون بهارستان ‏‎منم بهروز شما ‏‎بهروزی با غیرت قیصر ‏‎روزی ميام زیر بازارچه حاج مِیتی ( مهدی)، ‏‎ميام که خاطراتم رو پس بگیرم ‏‎منم بهروز شما ‏‎عباس آقای فیلم دشنه ‏‎ اگه چاخان گفتم ‏‎اگه زبونم گیر کرده بود ‏‎فقط واسه شما مردمم بود ‏‎حالااینجا هر چی راست هم بگم ‏‎باز تو غربتم غريبم
‏‎اینجادرسته همه امکانات هست ‏‎ولی اینجا خونه من نیست 😭
‏‎منم مرد دالاهوی کرمانشاه ‏‎تنگه اژدها يادتونه؟؟؟ ‏‎قصرشیرین
‏‎قیس عامری چطور؟ يادتونه؟ ‏‎لیلی و مجنون و آن کویر سوزان ‏‎من بهروز هستم و ‏‎تا به امروز هم فقط و فقط با یاد و خاطرات لحظه به لحظه اون خاک مقدس و مردم سرزمینم ‏‎در غربت ایستاده ام و نبضم در تپش هست ..
ادامه در کامنت:
Read more
Loading...
هر چقدر که می‌توانی صبور باش آرام و صبور... نه اینکه غصه‌ها را رج به رج، ردیف به ردیف، بچینی توی دلت و دم نزنی و غمـباد بگیری و آنـوقت بگویی که صبورم...! "صبور باش" یعنی: آنقدر فیــتیله‌ی چراغِ توکلت را بالا بکشی، که نور آرامش حضورش تمام دلت را روشن کند... تمام دلت را به امید فردا که نه، به امنیت ... هر چقدر که می‌توانی صبور باش
آرام و صبور...
نه اینکه غصه‌ها را رج به رج، ردیف به ردیف، بچینی توی دلت و دم نزنی و غمـباد بگیری و آنـوقت بگویی که صبورم...! "صبور باش" یعنی:
آنقدر فیــتیله‌ی چراغِ توکلت را بالا بکشی، که نور آرامش حضورش
تمام دلت را روشن کند...
تمام دلت را به امید فردا که نه،
به امنیت همین لحظه
به شیرینی همین الان
روشنِ روشن کند...
بگذار گریه‌هایت که تمام شد،
آفتاب مهربانی‌اش بتابد به گوشه گوشه‌ی دل و جانت... آرام بگیر که خدا همیشه
به موقع و سر وقت از راه می‌رسد
❤️❤️❤️❤️
اگه يه موقع يه جمله هايي رو براتون مي نويسم ،بدونين بهش باور دارم و دوست دارم تو اين باور شما هارو هم شريك خودم كنم❤️و خوشحالتر ميشم وقتي كه شماها هم يه موقع هايي توي كامنتاتون از واقعيت هايي حرف بزنيد كه به هممون انرژي بده،❤️اين ويدئو رو براتون از پشت صحنه گرفتم حوصلتون سر نره ❤️😉
پ،ن١:با اين حجم از اموزش ارايش تو اينستاگرام كه همه ميكنن ايشالا همه مثل اينكه قرار ميكاپ ارتيست شين😂😂😂😘😘والااا به خدا🤔😂
پ،ن٢:اين ميكاپو قبلا براتون گذاشتن ويدئوشو .خواستم امروز يه خورده درساتونو دوره كنين😉😘😂
Makeup by feryalsalmani
#feryalsalmanimakeup #chilai_beauty #chilaimakeup #makeup #bride #hlam #instavideo #makeuptutorial ‎‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‎‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌
Read more
. چرا آرزوي من اينه كه برم كشور "اردن" رو ببينم؟ اگه به دليل هاي بيشتري( بيشتر از اونايي كه تو پست قبل ...
Media Removed
. چرا آرزوي من اينه كه برم كشور "اردن" رو ببينم؟ اگه به دليل هاي بيشتري( بيشتر از اونايي كه تو پست قبل بهتون گفتم) داريد، اين دلايل هم بخونيد، اونوقت يه لحظه هم شك نميكنيد كه بايد هرطور شده بريد و اونجارو از نزديك با چشم خودتون ببينيد. كشور اردن يه صحراي خيلي خيلي خفن داره به اسم "وادي رم". دوتا دليل ... .
چرا آرزوي من اينه كه برم كشور "اردن" رو ببينم؟
اگه به دليل هاي بيشتري( بيشتر از اونايي كه تو پست قبل بهتون گفتم) داريد، اين دلايل هم بخونيد، اونوقت يه لحظه هم شك نميكنيد كه بايد هرطور شده بريد و اونجارو از نزديك با چشم خودتون ببينيد.
كشور اردن يه صحراي خيلي خيلي خفن داره به اسم "وادي رم". دوتا دليل داره كه من ارزومه كه برم تو دل اين صحرا، يكي اينكه هنوز
باديه نشين آ اونجان و شما ميتونيد مهمونشون بشيد و حتي شبا باهاشون بريد تو كوير پرسه بزنيد و هروقت خسته شديد از راه رفتن، بشينيد روي زمين و آروم آروم دراز بكشيد و درياي ستاره هارو بالاي سرتون ببينيد، و دليل دوم اينه كه صحراي وادي رم، جاييه كه فيلماي ايندياناجونز و مريخي و لورنس عربستان توش فيلمبرداري شده.
بعد از چندروز مهمون باديه نشين ها بودن كه مطمئنم هيچوقت خاطره اش از ذهنتون پاك نميشه، ميتونين سوار اسب يا شتر بشين و برين "پترا" رو ببينين. پترا يكي از خفن ترين دستاوردهاي معماري روي زمينه، يه شهر گمشده با مجموعه ي نفس گير از مقبره هاي سربرافراشته از كوه. يكي از عجائب هفتگانه ي جديد، كه مجله ي smithsonian اونو به عنوان يكي از ٢٨ مكان معرفي كرده كه بايد حتما قبل از مرگ ببينين.
خب ممكنه فكر كنيد هميناس كه ممكنه شمارو بكشه به كشور اردن ولي كورخوندين، هنوز سه چارتا جاي خيلي خفن ديگه داره، كه من نميگمشون.
چرا؟ چون اگه با اين دليل ها علاقه مند شديد خودتون ميريد دنبال بقيه اش.
ولي خودم يه روزي ميرم و براتون يه سفرنامه ي خفن ازش مينويسم.
Read more
. آدم هاي زيادي ميان تو زندگيمون و بعد از يه مدت براي هميشه ميرن. تعداد كمي از اونها هم ميمونن! اينكه ...
Media Removed
. آدم هاي زيادي ميان تو زندگيمون و بعد از يه مدت براي هميشه ميرن. تعداد كمي از اونها هم ميمونن! اينكه هركي چقدر تو اين مسير همراهي ت كنه مهم نيست. مهم بودنه... حالا فكر كن تو اين دنياي بزرگي كه حتي يدونه برگ هم سرخود زمين نميفته، چطور ممكنه آدمي پا تو زندگيت بذاره و بودنش بي حكمت باشه! چقدر خوب ميشه ... .
آدم هاي زيادي ميان تو زندگيمون و بعد از يه مدت براي هميشه ميرن. تعداد كمي از اونها هم ميمونن!
اينكه هركي چقدر تو اين مسير همراهي ت كنه مهم نيست. مهم بودنه...
حالا فكر كن تو اين دنياي بزرگي كه حتي يدونه برگ هم سرخود زمين نميفته، چطور ممكنه آدمي پا تو زندگيت بذاره و بودنش بي حكمت باشه!
چقدر خوب ميشه تو همين فرصت كمي كه كنار همديگه هستيم از هم خاطره خوبي داشته باشيم...
.
.
خواستم براي يادگاري عكس دوستام بذارم و بهشون بگم كه بودنشون چقدر ميتونه خوب باشه...
.
.
يك:
@rayehe_tavakoli شيطون، خستگي ناپذير،دلسوز،بي نهايت مهربون...
آدم كنارش انقد حالش خوبه و انرژي ميگيره كه انگار زمان مي ايسته و ميتوني كلي از اون لحظه ت استفاده كني. هميشه پايه عكسه و هميشه تر پايه خوردن!خوبه كه آدم يه دوست پايه مهربون داشته باشه!
@sana_naeimii هنرمند، مهربون، پر از انرژي مثبت، وظيفه شناس، خستگي ناپذير...ديگه جونم براتون بگه كه ازون دسته از آدمايي كه هيچكس و هيچ چيز شبيه ش نيست و منحصر به فرده! فقط ميتونم بگم #ثنا س
@don.abbas.mozaffari.6 يه دل بزرگ و مهربوني داره كه هركي كشفش كنه عاشقش ميشه. اگه نباشه انگار كلي چيز كمه!
.
.
دو:
@pouyanmasoomzadeh بودنش برات دلگرميه! وقتي كه هست همه جوره خيالت راحته و وقتي م كه نيست دلت شور ميزنه. انقدر هوات داره كه ديگه نگران هيچي نيستي...
@mahya.farhoodi ناصر خان انقدر پر انرژيه كه از هرجا رد ميشه از خودش كلي حال خوب جا ميذاره. خوش خنده، مهربون و به شدت خوش قول...
@kimiakouros اونقدر حواسش به همه چي هست كه وقتي يه چيزي ازت ميخواد حتي اگه مخالف انجامش باشي بدون اينكه حتي فكر كني انجامش ميدي. ازون دسته از آدماست كه كلي مهربونه ولي بايد كشفش كرد. خستگي ناپذير،گاهي خشن با كلي انرژي مثبت...
.
.
سه:
@ashkan_mashuri بامعرفت، صبور، قابل اطمينان...
وقتي كه هست ميتوني كلي از كارات بهش بسپاري و خيالت از اينكه به بهترين نحو انجام ميشه راحت باشه!
@milad_ghelichi ازون دسته از آدماست كه نميشه دوسش نداشت. پر انرژي و خوش اخلاق و با ظرفيت...
.
.
چهار:
@paria_adibzade هميشه پايه ي شيطنت هست ولي به وقتش اونقدر جدي و دقيق ميشه كه خيالت از بودنش راحته!
@reyhanemoradi5243 آخ نگم از دست پختشون كه دلم خونه!! مهربون و پر انرژين و البته خستگي ناپذير...
.
.
@mehrad.fateh آروم، متين، مهربون، پايه، عشق، قابل اطمينان، پر انرژي با كلي صفت هاي خوب ديگه كه هرچي بنويسم بازم كمه...
#صبا
@amirhosseinnazeri @arash.7154 @ashkan_ahm ديگه جا كم اوردم ولي خيلي خوبن
Read more
Loading...
 #درد_دلانه <span class="emoji emoji1f33e"></span> <span class="emoji emoji1f343"></span> دو تا مهم توی دنیام هست که همیشه توی اوج سختی و درد شده دوای بغضام ... یکی این آیه ی توی ...
Media Removed
#درد_دلانه دو تا مهم توی دنیام هست که همیشه توی اوج سختی و درد شده دوای بغضام ... یکی این آیه ی توی تصویر بالا ... یکی هم کلمه ی #الله_اکبر ... میگم الله اکبر چون یعنی خدا بزرگتر از دردای من ؛ خدا بزرگتر از بغضای من ، خدا بزرگتر از نگرانیای منه ... #الله_اکبر هر وقت از ته دل توسل کردم به این واژه ... #درد_دلانه 🌾
🍃
دو تا مهم توی دنیام هست که همیشه توی اوج سختی و درد شده دوای بغضام ...
یکی این آیه ی توی تصویر بالا ... یکی هم کلمه ی #الله_اکبر ...
میگم الله اکبر چون یعنی خدا بزرگتر از دردای من ؛ خدا بزرگتر از بغضای من ، خدا بزرگتر از نگرانیای منه ... #الله_اکبر 💛
🍃
هر وقت از ته دل توسل کردم به این واژه های نور دیدم کنارمی ... 💕
🍃دقيقا لحظه اي كه فكر ميكني ديگه تمومه...
يه راه ، يه لحظه بي نظير... به وجود مياد...
فقط اگه تا انتها اميدوار باشي نه تا اونجا كه حس كردي...
.
اميد وار باش #رفيق
Read more
چند جمله اي حرف دارم با همه شما دوست داشتيد بخونيد از بچگي ارزوي اينو داشتم كه افتخار باشم براي خانواده ...
Media Removed
چند جمله اي حرف دارم با همه شما دوست داشتيد بخونيد از بچگي ارزوي اينو داشتم كه افتخار باشم براي خانواده و ايل و تبارم ، دوست داشتم مثل پدر بزرگ هام سال ها بعد از مرگم اسمم به نيكي ياد شه توي شرايط خيلي سختي كه پدرم ورشكست شده بود و همه ي دوست و فاميل و اشنا ها پشتمونو خالي كردن و مجبور شديم به اصفهان مهاجرت ... چند جمله اي حرف دارم با همه شما
دوست داشتيد بخونيد
از بچگي ارزوي اينو داشتم كه افتخار باشم براي خانواده و ايل و تبارم ، دوست داشتم مثل پدر بزرگ هام سال ها بعد از مرگم اسمم به نيكي ياد شه
توي شرايط خيلي سختي كه پدرم ورشكست شده بود و همه ي دوست و فاميل و اشنا ها پشتمونو خالي كردن و مجبور شديم به اصفهان مهاجرت كنيم شرايطي كه بعضي روز ها پول غذا نداشتيم من فقط به هدفم فكر كردم توي اصفهان بدترين روزاي زندگيمو گذروندم اگه همشو نميگم چون شايد خونوادم راضي نباشن و ناراحت شن!
با هر بدبختي كه بود اهنگ رو مينوشتم و ميساختم و ميخوندم ، پول نداشتم خودم همه ي كارامو ميكردم با يه ميكروفن و سيستم خيلي معمولي ... يه صندلي واسه نشستن نداشتم.. خدا بهم كمك كرد و تونستم تا يه جاهاي برسم و مخاطب پيدا كنم نه كار سياسي كردم نه غير اخلاقي هيچوقت به ناموس كسي نگاه بد نكردم ، حق كسيو نخوردم
تمام تلاشمو براي شاديه همتبارانم كردم هر چيزي كه داشتم گذاشتم
هميشه خودمو كوچيك همه ميدونستم
هيچكس از ديدن من حس بدي بهش دست نميداد با همه مهربون بودم
٤سال تلاش كردم براي گرفتن مجوز اما بهم ندادن ، چهارتا اجراي كه گذاشتم با ترس و لرز بود هر دقيقه يكي ميومد ميگفت ميكنيمت تو گوني اگه بري رو استيج اما مردم بليط خريده بودن نميشد كه نرم ! ميرفتم
ميگفتن فيلانت ميكنم اگه با طرفدارات عكس بگيري اما من ميگرفتم
خسته شده بودم رفقا خسته
دلم شكست از خيليا كه جاش نيست بگم و حوصله ي پرداختن بهشونم ندارم راستش دردي دوا نميشه..
الان هم خداشاهده نه پول كسيو خوردم نه نگاه بد به ناموس كسي دارم نه كار غير اخلاقي دارم نه سياسي فقط دارم براي بقاي زندگي و رسيدن به هدفم تلاش ميكنم
خيلي ها پشتمو خالي كردن ياد اون زماني افتادم كه اصفهان بوديم.. اما شايد چند سال ديگه همه ي چيز عوض شه
اگرم نشه وجدانم پيش خودم راحته.. واسه عشق و حال نيومدم ،، تو ايران بيشتر و راحت تر بودم واسم اون چيزاي كه يه سريا فكر ميكنن
من در اين لحظه همه ي كساني كه بهم بدي كردند رو ميبخشم اميدوارم اگر من هم خواسته يا ناخواسته كسيو رنجوندم منو ببخشه ، چون انرژي منفي باعث ميشه
نتونم تمركز رو كارم داشته باشم.
Read more
ما از اون دسته آدماييم كه بعد از ظهراي گرم روزاي خرداد به جاي خوابيدن زير كولر و گوش دادن به صداي تلق تولوق ...
Media Removed
ما از اون دسته آدماييم كه بعد از ظهراي گرم روزاي خرداد به جاي خوابيدن زير كولر و گوش دادن به صداي تلق تولوق كولر به ياد قديما يه هندونه خنك قاچ ميكنيمو با ميوه هاي تابستوني انقدر گپ ميزنيم تا يه دل سير صفا كنيم اين لحظه ها رو.... به لطف نسيم و بادهاي اين روزا هر از گاهي هم طبيعي خنك ميشيم.... حواسمونم هست ... ما از اون دسته آدماييم كه بعد از ظهراي گرم روزاي خرداد به جاي خوابيدن زير كولر و گوش دادن به صداي تلق تولوق كولر به ياد قديما يه هندونه خنك قاچ ميكنيمو با ميوه هاي تابستوني انقدر گپ ميزنيم تا يه دل سير صفا كنيم اين لحظه ها رو....
به لطف نسيم و بادهاي اين روزا هر از گاهي هم طبيعي خنك ميشيم.... حواسمونم هست كه ميگن چايي رو بعد از هندونه نبايد خورد.🤪 اها راستي اينم ميدونيم كه شلوارامون ديگه پوسيده و كهنه شدن بايد بريم يه نوشو بخريم 😁🙌🏼
ولي از شوخي گذشته، هميشه دورهم جمع شدن نبايد خيلي ايراني طور و تجملاتي باشه ميشه يه عصر به صرف يه ظرف هندونه و چايي شيريني باشه و بس...
تجربه ثابت كرده بيشترم خوش ميگذره...
.
البته وي كه الان داره بالاي منبر نطق ميكنه خودش قبل از اين عكس يه ناهارم درست كرده بوده 🙈اما خب اعتقادش كماكان به دورهمي هاي ساده اس...✔️🙌🏼😉
.
.
پ ن آخر: چون عكس با خنده قاه قاه گرفته شده كيفيتش لرزشيه به صافي خودتون ببخشيد😘😘😘😄
#تابستون_تو_راهه
#دورهمي
#هندوانه #چاي #بزن
#gaptime #friendgathering
Read more
. لطفاً يكم حوصله كنيد و تا آخر بخونيد ، مرسى <span class="emoji emoji2665"></span>️ هميشه سعى كردم تو زندگيم درست زندگى كنم ، هيچ وقت از ...
Media Removed
. لطفاً يكم حوصله كنيد و تا آخر بخونيد ، مرسى ️ هميشه سعى كردم تو زندگيم درست زندگى كنم ، هيچ وقت از كار و تلاش خسته نشدم و نميشم ، شايد يه وقتايى پيش بياد كه يه جاهايى كم بيارى و نخواهى ادامه بدى اما درست تو همون لحظات با انرژى بيشتر و انگيزه بيشتر واسه رسيدن به هدفم تلاش كردم ، تلاشى كه الان تو ٣٠ سالگى ... .
لطفاً يكم حوصله كنيد و تا آخر بخونيد ، مرسى ♥️
هميشه سعى كردم تو زندگيم درست زندگى كنم ، هيچ وقت از كار و تلاش خسته نشدم و نميشم ، شايد يه وقتايى پيش بياد كه يه جاهايى كم بيارى و نخواهى ادامه بدى اما درست تو همون لحظات با انرژى بيشتر و انگيزه بيشتر واسه رسيدن به هدفم تلاش كردم ، تلاشى كه الان تو ٣٠ سالگى دارم نتيجش رو ميبينم . از شرايط فعلى كه دارم نه ١٠٠ درصد راضيم نه ناراضى هر چيزى كه توى زندگيم تا به اين لحظه دارم اول از صدقه ى سرى پدرم دارم دوم از دعاى خير مادرم ، هميشه بهشون مديونم شايد اگه اونا نبودن من نبودم و يا اينكه شايد فرزند يه خانواده ديگه بودم و تو اين موقعيت اجتماعى و مالى و رفاهى كه الان دارم نبودم اما خب منم واسه داشتن اينا تلاش كردم .
همه آدم ها تو زندگيشون يه سرى وابستگى دارن ، منم يكيش رو دارم اول خانوادم كه پدر و مادرم هستن و دوم تنها برادر من كسى كه شايد يكم واسم سخت باشه كه بخوام با خودم كنار بيام كه از چند وقت ديگه واسه مدت خيلى زيادى پيشمون نيس و تو يه كشور ديگه و با يه شرايط ديگه بايد زندگيش رو ادامه بده بدون حضور ما ...
ببخشيد طولانى بود و اينكه اصولاً به كپشن طولانى توى صفحم عادت ندارم آخريش برميگرده به ٢ سال پيش شب تولدم كه خيلى دلم از اطرافيانم گرفته بود و اصلاً دوست نداشتم اينا رو اينجا بزارم اما اينا باشه واسه خاطره و يادگارى توى صفحم واسه فراموش نكردن اين شب سخت ...
٢١ ارديبهشت ١٣٩٧

Photo by @hamidfarajiofficial 📸

#navidfaraji #istanbul #galatatower #scalatta #cafe #tripgram #jackandjones #adidas #pullandbear #rayban #photography #photooftheday #photographyislife #lifestyle #lifestyleblogger #blogger #istanbullife #istanbultrip
Read more
. <span class="emoji emoji1f338"></span><span class="emoji emoji1f495"></span><span class="emoji emoji1f338"></span><span class="emoji emoji1f495"></span><span class="emoji emoji1f338"></span> . #تَولدم_مُبآركتون_باشه<span class="emoji emoji1f64b"></span>‍♀️<span class="emoji emoji1f605"></span><span class="emoji emoji1f648"></span><span class="emoji emoji263a"></span>️ . #الحمدلله_علي_كل_حال <span class="emoji emoji1f49c"></span> . هَميشه روزِ تولد ...
Media Removed
. . #تَولدم_مُبآركتون_باشه‍♀️️ . #الحمدلله_علي_كل_حال . هَميشه روزِ تولد يه حسِ خاصي داره... يه حسِ تَناقض... شادي و غَم باهَم... خوشحالي برايِ اينكه بِهت يادآوري ميشه پاتو گذاشتي تو اين جهان برايِ كارهايِ مهم... حَواست جَمع باشه آينده مالِ توِ... دَستتو بِزن ... .
🌸💕🌸💕🌸
.
#تَولدم_مُبآركتون_باشه🙋‍♀️😅🙈☺️
.
#الحمدلله_علي_كل_حال 💜
.
هَميشه روزِ تولد يه حسِ خاصي داره...
يه حسِ تَناقض...
شادي و غَم باهَم...
خوشحالي برايِ اينكه بِهت يادآوري ميشه
پاتو گذاشتي تو اين جهان برايِ كارهايِ مهم...
حَواست جَمع باشه آينده مالِ توِ...
دَستتو بِزن به كَمرت و بِسم الله بگو و از نو شروع كن كارهايِ بزرگ رو...
وَ غَمگيني چون بَرميگردي و به سال هايي كه رفته نِگاه ميكني...
وَ حَسرتِ لحظه ها و فُرصت هايي كه ديگه سوخت شد دِلتو اَذيت ميكنه...
...
شُكر شُكر شُكر بخاطرِ تمامِ لحظه هايي كه بِهمون دادي و ميدي خدا جونِ مِهربونَم...
.
.
🦋واقعيَتش...
پيام هايِ تَبريك،اون هم از طرفِ كسايي كه شايد مدت هاااست توقعي جز يه لبخندِ آروم ازشون نداشتم،بينَهايت دلم رو گل گلي و شاد كرد☺️💜
تبريكاتِ اونايي كه با همه اِحساس و قَلبم دوسشون دارَم كه بِمانَد......😍🙈💜
يه دنياااا مَمنونم از تَك تَكتون چه اينجا چه خارج ازينجا كه دنيا دنيا خوشحالي رو بِهم هَديه كردين...😇
وَ خداروشكر ميكنم برايِ داشتنِ دونه دونه تون...😍🌸🦋
.
.
اذانِ صبحِ چنين روزي،🌸
خدايِ آسمونيِ مَن،😇
مَنو گذاشت تو بغلِ خدايِ زَمينيِ مَن...💜
مامانيِ مِهربون وَ قَشنگم...😍
.
#انار_بانويِ_چَند_ساعَته_هَستَم😄😋👼🏻
.
#روزِ_شرف_الشمس🌞
#فروردين_ماهِ_قشنگِ_مَن🤗
#بَهآر_فَصلِ_دلبَرِ_مَن🌸🍃
.
Read more
. برنامه ورزش از نگاه دو از شبكه دو سيما<span class="emoji emoji2728"></span> . يه برنامه گرم و صميمى به مجرى گرى آقاى پوريا تابان توانمند ...
Media Removed
. برنامه ورزش از نگاه دو از شبكه دو سيما . يه برنامه گرم و صميمى به مجرى گرى آقاى پوريا تابان توانمند و نيلوفر اردلان دوست عزيزم با حضور كلى قهرمان و مدال آور بازى هاى آسيايى . درسته كه مدال قسمت من نشد و خيلى اتفاقا اين مدت افتاد كه بى تاثير نبود و از نظر روحى خيلى تحت فشار بودم ولى ازين كه مردم مهربون ... .
برنامه ورزش از نگاه دو از شبكه دو سيما✨
.
يه برنامه گرم و صميمى به مجرى گرى آقاى پوريا تابان توانمند و نيلوفر اردلان دوست عزيزم با حضور كلى قهرمان و مدال آور بازى هاى آسيايى
.
درسته كه مدال قسمت من نشد و خيلى اتفاقا اين مدت افتاد كه بى تاثير نبود و از نظر روحى خيلى تحت فشار بودم ولى ازين كه مردم مهربون و خوبى مثل شما كنارمين خيلى خوشحالم و به ايرانى بودنم افتخار مى كنم.... شما ها باعث دلگرمى من هستين و ازين كه لحظه هاى زندگيم و باهاتون شريك ميشم هميشه خرسندم...☺️🤩😍
.
مرسى كه هستين...❤️♥️
.
Photo by @rezarahiimi 📸
Read more
دوستان خواهش مي كنم اين پستم رو تا اخر بخونيد. لطفا<span class="emoji emoji1f64f"></span>🏻 . سلام دوستان، نمي دونم شما كه اينجايين تا حالا ...
Media Removed
دوستان خواهش مي كنم اين پستم رو تا اخر بخونيد. لطفا🏻 . سلام دوستان، نمي دونم شما كه اينجايين تا حالا چقدر من رو شناختيد، اصلا از كي اينجا هستيد، يا كلا ديدتون نسبت به اين صفحه چطوره. من مستقيم ميرم سر اصل مطلب، تو اين چندسال من نه تو اين صفحه تبليغ كردم، نه ازش استفاده اي جز نوشتن روزمره هام كردم، بجز ... دوستان خواهش مي كنم اين پستم رو تا اخر بخونيد. لطفا🙏🏻
.
سلام دوستان، نمي دونم شما كه اينجايين تا حالا چقدر من رو شناختيد، اصلا از كي اينجا هستيد، يا كلا ديدتون نسبت به اين صفحه چطوره. من مستقيم ميرم سر اصل مطلب، تو اين چندسال من نه تو اين صفحه تبليغ كردم، نه ازش استفاده اي جز نوشتن روزمره هام كردم، بجز فكز كنم يكي دوبار كه از خيريه ي جمعيت امام علي حمايت كردم براي كمك رساني بيشتر و يكي دوبار زنان سرپرست خانوار. ولي امروز اينجا هستم كه ازتون يه خواهش بكنم و اونم اينه كه اگه "تمايل داريد" به صفحه ي "اميرعطاامدادي" بريد و شرح بيماريش رو بخونيد و "اگه تمايل داشتيد" از اين فرشته ي كوچولو حمايت كنيد. من اين فرشته ي كوچولو رو نديدم و مامان اين فرشته ها يكي از بستگان دور ولي در عين حال خيلي عزيز من هست. اين رو براي اين مي نويسم كه بدونيد اگه كمك مي كنيد به مادري كمك مي كنيد كه شش ساله هر روز و هر شب و هر ثانيه كنااار اين فرشته بوده با همه ي وجودش. اميرعطا و خواهرش كه تو اون عكس ها مي بينيد دوقلو هستند و متاسفانه اميرعطا به بيماري ژنتيكي اس ام اي نوع اول مبتلا هست.
من مدتهاست پيج رو خصوصي كردم، امروز تا چند روز پيج رو دوباره عمومي ميكنم تا شايد با لايك ها و كامنت هاي شما اين پست بيشتر ديده بشه و بالا بياد و صفحه ي اميرعطا بيشتر معرفي بشه . اين كمترين كمكي هست كه مي تونم انجام بدم مي دونم شما هم اميرعطا رو تنها نميذاريد. .
دوستان هر اطلاعاتي رو كه مي خوايد از خود پيج اميرعطا دريافت كنيد، من هيچ اطلاعاتي جز اينهايي كه براتون نوشتم رو ندارم و هرچيزي بنويسم دقيق نخواهد بود.فقط مي خوام يه لحظه فكر كنيد نگهداري از يه نوزاد سالم گاهي براي مادري كه براي اولين بار صاحب فرزند شده چقدر مشكل و طاقت فرسا ميتونه باشه حالا تصور كنيد مامان و باباي اين دوقولوها شش سال چه لحظاتي رو گذروندند، حتي مي دونم خواهر دوقلوي اميرعطا خيلي خيلي از داداشش تو تمام اين سالها حمايت كرده و مي تونيد تصور كنيد كه براي اون بچه هم چقدر ديدن داداشش كه مثل خودش نمي تونه غذابخوره حرف بزنه و بازي كنه چقدر سخت بوده و هست.
.
@amiratta_emdadirad
@amiratta_emdadirad
Read more
<span class="emoji emoji27bf"></span><span class="emoji emoji27bf"></span> تو راه خونه زندايي ازم پرسيد: نظرت چيه؟؟ و من شونه هامو انداختم بالا و گفتم: نميدونم.. اومديم خونه ...
Media Removed
تو راه خونه زندايي ازم پرسيد: نظرت چيه؟؟ و من شونه هامو انداختم بالا و گفتم: نميدونم.. اومديم خونه و بعد از شام روي تخت دراز كشيدم و از لاي پنجره به ستاره هاي دل آسمون نگاه كردم.. به خواستگارهاي قبليم، به عكس العملهاي خودم؛ اين چرا شلوارش انقدر گشاده؟؟ اون چرا سيگار ميكشه؟؟ اين چرا تو عكس خانوادگي ... ➿➿
تو راه خونه زندايي ازم پرسيد: نظرت چيه؟؟ و من شونه هامو انداختم بالا و گفتم: نميدونم.. اومديم خونه و بعد از شام روي تخت دراز كشيدم و از لاي پنجره به ستاره هاي دل آسمون نگاه كردم.. به خواستگارهاي قبليم، به عكس العملهاي خودم؛ اين چرا شلوارش انقدر گشاده؟؟ اون چرا سيگار ميكشه؟؟ اين چرا تو عكس خانوادگي پيراهن قرمز تنشه؟؟ اون همونه كه تقريبا با خيلي از دخترها مراوده داشته؟؟ اين چرا همه ش من من ميكنه؟؟ اصلا مگه از من خسته شدين؟؟ ياد يكيشون افتادم كه عليرغم كم سنيم تابوشكني كردم وقتي هزار اومدن و اصرار، منم بعد از غر و اشك و تهديد مفصل پيش پدربزرگ كه محرم اون روزهاي من بود رفتم دم محل كارش و گفتم: ميتونم باهاتون حرف بزنم؟ من قصد ازدواج ندارم!! ادامه بحث هر بهانه اي اوردم از درس، بلد نبودن خونه داري، آماده نبودن جهيزيه و.. فقط گفت: چشم.. اصلا شما با همين مانتو روسري بيا!! اصلا من غذا درست ميكنم.. آخرسر گفتم: منو ببخشيد، شما خيلي خوبين و آرزوي هر دختر ولي نيمه گم شده من نيستين.. ساكت شد و بعد از اون لحظه ديگه نديدمش نه خودش رو نه خواهر و مادر سه پيچش رو.. هربار كه اسم ازدواج ميومد حس بدي پيدا ميكردم.. اينكه بال و پرم بسته شه.. مسئوليت.. جدا شدن از پدر و دنياي قشنگي كه داشتم.. دنيايي كه جور ديگه ايش برام وجود نداشت.. حالا چِه م شده بود.. چرا چشمهاش از تو ذهنم بيرون نميرفت.. تا حتي لقمه نون بربري گرفتنش سر عصرونه هم برام جالب بود.. انگاري يه آدم فضائي ديده باشم.. خنده هاش.. آرامش و شوخ طبعيش.. متكا رو روي سرم فشار دادم و با فرستادن يك فاتحه براي مادرم سعي كردم ذهنم رو منحرف كنم و بخوابم.. بعد از گذشت زمان و سر موعد مقرر با زندايي رفتيم پياده روي.. يه جايي ازش جدا شدم و نشستم روي نيمكت محوطه.. رفت و بعد از مدتي برگشت با لبهايي آويزون.. گفت: ميگه گفته: نه.. سنش كمه.. به من نميخوره.. با يه غرور دخترانه و لجبازطوري گفتم: بهتر.. من كه از اولش گفتم نه.. هر چند ته دلم حرف ديگه اي شنيده ميشد يه چيزهايي تو مايه هاي "به.. ما يه عمر به عالم و آدم گفتيم نه، بعد حالا.. لا اله الا الله" زندايي خنديد و گفت: شوخي كردم ديوانه.. گفته كه اگر ميشه يكبار ديگه همو ببينين و با هم حرف بزنين.. تنهايي.. نظرت چيه؟؟ همچنان عصباني بودم و با بيتفاوتي گفتم: حرف رو ميتونيم بزنيم، هر چند كه من قصد ازدواج ندارم.. زندايي خنديد و گفت: از دست تو آزاده، بيا بريم.. و با هم به ادامه پياده رويمون ادامه داديم هرچند كه فكر من ديگه با من نبود.. براي اولين بار توي زندگيم قافيه بازي رو باخته بودم.. #احمد_آزاده
Read more
اگه آدم يه سانت قد داشت، مي تونست سوار يه کرم، بره مدرسه. اشك مورچه براش قد يه استخر مي شد با يه ذره کیک ...
Media Removed
اگه آدم يه سانت قد داشت، مي تونست سوار يه کرم، بره مدرسه. اشك مورچه براش قد يه استخر مي شد با يه ذره کیک میشد هفت روز مهماني مي داد ! پشه براش يه غول بزرگ و وحشتناك مي شد اگه آدم يه سانت قد داشت. اگه آدم يه سانت قد داشت، مي تونست از زير در رد بشه يك ماه طول مي کشید تا به مغازه برسه. يه تكه پنبه مي شد رختخوابش. تار ... اگه آدم يه سانت قد داشت، مي تونست سوار يه کرم، بره مدرسه. اشك مورچه براش قد يه استخر مي شد با يه ذره کیک میشد هفت روز مهماني مي داد ! پشه براش يه غول بزرگ و وحشتناك مي شد اگه آدم يه سانت قد داشت. اگه آدم يه سانت قد داشت، مي تونست از زير در رد بشه يك ماه طول مي کشید تا به مغازه برسه. يه تكه پنبه مي شد رختخوابش. تار عنكبوت مي شد طناب براي تابش. اگر آدم يه سانت قد داشت سوار چوب آب نبات تو ظرفشويي آشپزخونه موج سواري مي کرد . انگشت شصت مامانو تو بغلش فشار مي داد. از زير پاي آدما با وحشت و ترس و لرز در مي رفت. براي برداشتن مداد يك روز و شب صرف مي کرد . )اين شعر چهارده سال طول کشید چون من يك سانت قد دارم. #شل_سیلور_استاین 🌼🍃💌مادر ، آرامش و حال خوب رنگارنگ لحظه ها 💛🧡♥️
Read more
بي كران يه روز آفتابي تو آبيه بي كران امواج دريا به من تو رو رسوندن اينجا هي دريا چشمون تو رنگ آب از ...
Media Removed
بي كران يه روز آفتابي تو آبيه بي كران امواج دريا به من تو رو رسوندن اينجا هي دريا چشمون تو رنگ آب از تو سكوت و حيرت از من ترديد در ما تب تند بوسه تشنهِ خون شور ميزنه فرياد كي ميخونه ما رو از دور يك لحظه من و تو، تو آسمون از دلهره، كسي ديدمون مثل يك نسيم آروم تو موهامون مثل قطره، عشق تو چكيد بر ... بي كران
يه روز آفتابي تو آبيه بي كران
امواج دريا به من تو رو رسوندن اينجا
هي دريا
چشمون تو رنگ آب

از تو سكوت و حيرت
از من ترديد
در ما تب تند بوسه
تشنهِ خون شور
ميزنه فرياد
كي ميخونه ما رو از دور
يك لحظه من و تو، تو آسمون
از دلهره، كسي ديدمون
مثل يك نسيم آروم تو موهامون
مثل قطره، عشق تو چكيد بر لبان من

اي روز آفتابي، اي آبيه بي كران
كجا رفتيد بدون من
يه هه هه 😉 ميزنمُ ميام بالا
بايد يك بار ديگه سيگارم رو
پر كنم از خاطراطم، خاطره وهم سبز
خشك و سبز و دود 💨🤧 يك لحظه من و تو ......
پروانگي رسم ماست
#thewaysband
#bikaran
@theways_band
Read more
يلدا مبارك ️ تنها كارى كه بر مياد ازم اينه كه دورتون بگردم . من اين موزيكو واسه امشب بهتون با كلى عشق و احترام بهتون تقديمش كنم. . ازتون خواهش ميكنم اگه حتى فقط يه لحظه با اين موزيك يه خاطره قشنگ به ذهنتون رسيد يا يه خاطره قشنگ باهاش ساختين اين موزيك رو به اشتراك بذارين و به هر كسى كه دوسش دارين ... يلدا مبارك 😊❤️
تنها كارى كه بر مياد ازم اينه كه دورتون بگردم 😊
.
من اين موزيكو واسه امشب بهتون با كلى عشق و احترام بهتون تقديمش كنم.🎧
.
ازتون خواهش ميكنم اگه حتى فقط يه لحظه با اين موزيك يه خاطره قشنگ به ذهنتون رسيد يا يه خاطره قشنگ باهاش ساختين اين موزيك رو به اشتراك بذارين و به هر كسى كه دوسش دارين تقديمش كنين. 😊❤️
.
كاملش رو تو كانال گذاشتم كه لينكش تو بيو هس. 🎧
.
عاشقتونم ❤️❤️❤️
Read more
اون پايين روزنامه رو بخون يه مشت لاشى توى اصفهان از بطرى آب معدنى براى شوخى با بانوان استفاده ميكنند ...
Media Removed
اون پايين روزنامه رو بخون يه مشت لاشى توى اصفهان از بطرى آب معدنى براى شوخى با بانوان استفاده ميكنند و يا متلكهايى كه باعث ترس بشود به خانم ها ميگويند چقدر بدبختيم كه با همچين آدمهايى مجبوريم برخورد داشته باشيم همه چيزو به مسخره گرفتن ، فكر كردن اين چيزا هم شوخى داره ، جاى اطلاع رسانى توى تلويزيون ... اون پايين روزنامه رو بخون
يه مشت لاشى توى اصفهان از بطرى آب معدنى براى شوخى با بانوان استفاده ميكنند و يا متلكهايى كه باعث ترس بشود به خانم ها ميگويند
چقدر بدبختيم كه با همچين آدمهايى مجبوريم برخورد داشته باشيم
همه چيزو به مسخره گرفتن ، فكر كردن اين چيزا هم شوخى داره ، جاى اطلاع رسانى توى تلويزيون ملى اين جنايت رو مسخره ميكنن و باهاش شوخى ميسازن ، حالا به يكى از آقايون بگى بالا چشت ابرو ، ممنوع الكار و ممنوع التصوير و هر انه ديگه اى ميشى
آيا تا بحال خودتو جاى اون دختر قرار دادى يه لحظه ؟ دوست دارى آب بپاشم رو صورت مامانت ؟ لاتارو كشتن چندسال پيش وعلا چار نفر بود امروز كه مرام و معرفت داشته باشه جلوى چنين شوخى هايى واسته . من كه اگه ميديدم يكى از اينارو شر ميشد تهش ، مطمئنم ، از شما هم ميخوام كه در صورت برخورد با چنين افرادى ، سعى كنيد تربيتشون كنيد.
عكس از صفحه سهراب ام جى
راستى من مخالف اعدامم اما موافق اعدام اسيدپاشان در ملع عام هستم
Read more
@monza.cafe مونزا كافه رو دوست دارم تو كلار آباد هستش هر بار كه شمال بريم حتما يه سر به اين كافه ميزنيم ...
Media Removed
@monza.cafe مونزا كافه رو دوست دارم تو كلار آباد هستش هر بار كه شمال بريم حتما يه سر به اين كافه ميزنيم فضاي مرتب و مدرن و شيك و معماري زيبا و دل باز و رو به دريا و پذيرايي خوبشون باعث جذب مشتري ميشه چيزي كه امروز نظر من رو جلب كرد و ناراحتم كرد شرايط نابسامان اقتصادي كه باعث شده كه هر جا ميريم بحث افزايش ... @monza.cafe
مونزا كافه رو دوست دارم تو كلار آباد هستش هر بار كه شمال بريم حتما يه سر به اين كافه ميزنيم فضاي مرتب و مدرن و شيك و معماري زيبا و دل باز و رو به دريا و پذيرايي خوبشون باعث جذب مشتري ميشه
چيزي كه امروز نظر من رو جلب كرد و ناراحتم كرد شرايط نابسامان اقتصادي كه باعث شده كه هر جا ميريم بحث افزايش قيمت رو بايد بشنويم واقعا اندوه بزرگ و وصف ناپذيري هستش😔با اين شرايط به كجا داريم ميريم خدا ميدونه
خدايا وطنم رو از اين مصيبت نجات بده ،خدايا وطنم رو از تو ميخواهم ،خدايا عزت وطنم رو بهش برگردون،اون رو مثل قديما سرافراز و از دست غارتگران حريص نجات بده....اميدوارم روزي برسه كه دولتمردان در پي قدرت و ثروت نباشن ....
ایران وطنم وطن عزیزم برای تو مینویسم برای تو که بیشتر از جانم دوستت دارم.
هرگز تو را ترک نخواهم کرد زیرا اینجا وطن من است.
خاک سرزمینم را میبوسم زیرا اینجا خانه من است.
خانه ای سبز پر از مهر و صفا پر از صلح و دوستی.
کشورم را دوست دارم ایرانم را دوست دارم زیرا پر از زیبایی است.
از تخت جمشید تا سی و سه پل.اینجا پر از زیبایی است پر از محبت و عشق.
از خلیج فارس تا خزر همه ایران سرای من است.
وطنم وطنم ای ایران من دوستت دارم و تا آخرین لحظه واپسین نفسم با تو خواهم ماند.
دوست دارم روی خاک تو جان بسپارم.
تا آخرین نفس تو را دوست دارم ای ایران ای سرزمین سبز من.
خدايا ايرانم رو آزاد كن🙏🏼🙏🏼🙏🏼
Read more
. سلااااام دوستان مهربونم<span class="emoji emoji1f44b"></span>🏼 خوبين؟ دلم براتون تنگ شده بود <span class="emoji emoji1f60a"></span> . . دوستان از سالها پيش اسم غذايي ...
Media Removed
. سلااااام دوستان مهربونم🏼 خوبين؟ دلم براتون تنگ شده بود . . دوستان از سالها پيش اسم غذايي بنام خورش ترشي قرمه كه يك غذاي اردبيلي هست رو شنيده بودم ولي تا حالا درست نكرده بودم شب قبل داشتم براي فردا ناهارفكر و برنامه ريزي ميكردم كه ناهار چي درست كنم يه لحظه يادم افتاد كه خورش ترشي قرمه درست ... .
سلااااام دوستان مهربونم👋🏼
خوبين؟ دلم براتون تنگ شده بود 😊
.
.

دوستان از سالها پيش اسم غذايي بنام خورش ترشي قرمه كه يك غذاي اردبيلي هست رو شنيده بودم ولي تا حالا درست نكرده بودم شب قبل داشتم براي فردا ناهارفكر و برنامه ريزي ميكردم كه ناهار چي درست كنم يه لحظه يادم افتاد كه خورش ترشي قرمه درست كنم .

بالاخررره دست به كار شدم و اين خورش مثل قيمه هستش فقط تفاوتش اينه كه بجاي لپه لوبيا چشم بلبلي استفاده ميشه فكر نميكردم اينقدر خوشمزه باشه و به قول پارسا جون چرا زودتر درست نكردم و ديگه رفته توي ليست غذامون .
.

حالا طرزتهيه ميزارم اميدوارم كه درست باشد حالا اردبيل ها بياييد نظر بديد و كامنت بزاريدواز تجربه خودتون بگيد تا هممون استفاده ببريم💙
. .
اينم طرزتهيه:
پیاز هارو خرد میکنیم و با روغن تفتش میدیم. کمی که آبش كشيده و طلایی شد (از روی آن اندازه ی ٣ قاشق غذاخوری برداریم و کنار بگذاریم آخر پخت به خورش اضافه کنیم تا خوشمزه تر بشه)
گوشتهایی رو که خرد کردیم اضافه میکنیم و تفت میدیم. رنگ گوشتها هم که عوض شد زردچوبه و دارچين و فلفل قرمز بهش اضافه ميكنم و تفت ميديم کمی آب اضافه میکنیم و زمان میدیم تا گوشتها بپزه.لوبيا چشم بلبلي از قبل خيس شده و چندبار اب عوض شده و جداگانه ابپز شده رو به گوشت پخته اضافه میکنیم. رب گوجه رو هم در مقداری روغن کمی تفت میدیم و به غذا اضافه میکنیم. و زعفرون دم كرده بهش اضافه ميكنيم وبا حرارت كم اجازه ميديم تا جا بيفته و تا زمان پخت ده دقيقه اخر پیاز داغی که کنار گذاشتیم و آبغوره را همراه نمک به خورش اضافه ميکنیم و بعد كمي قل ريز بخوره و حسابي جا بيفته و با برنج سرو ميكنيم .
. ✅نكته١: ميتونين الو بخارا به خورش اضافه كنيد من كه فراموش كردم و نريختم .
. ✅نكته٢: واسه خوشرنگ شدن خورشت رب جداگانه رو سرخ ميكنيم و به خورش اضافه ميكنم . .
✅نكته٣: اين خورش ترشي قرمه نبايد زياد ابكي باشد
.
@neda.aghajeri
Read more
منتشر شد... . "واسه خنديدن تو" . اگه حتى يه لحظه بهت حس خوبى داد لطفا به اشتراك بذارش منم تگ كن تا حالم يكم خوب شه من فقط همينو ميخوام🙃 اگرم نذاشتى كه به هيچى ️ . موزيك رو از كانال تلگرام من ميتونين دانلود كنين كه لينكش تو بيو هست. . اميدوارم دوسش داشته باشين . واسه خنديدن تو شعر و آهنگسازى ... منتشر شد...
.
"واسه خنديدن تو"
.
اگه حتى يه لحظه بهت حس خوبى داد لطفا به اشتراك بذارش منم تگ كن تا حالم يكم خوب شه 🙏 من فقط همينو ميخوام🙃
اگرم نذاشتى كه به هيچى ❤️
.
موزيك رو از كانال تلگرام من ميتونين دانلود كنين كه لينكش تو بيو هست.
.
اميدوارم دوسش داشته باشين
.
واسه خنديدن تو 🎧
شعر و آهنگسازى : دانيال هروى
تنظيم : آرمين سپيدار
ميكس و مستر : رامين ابراهيمى
تيزر : سعيد حسن زاده
عكس : بهنام فرقانى
.
@arminsepidar
@raminebrahimy
@behnamforqani
Read more
Happy birthday Molim! I already missed you from miles away <span class="emoji emoji2764"></span>️ . خودم نميدونم چرا تو هميشه تو همه ...
Media Removed
Happy birthday Molim! I already missed you from miles away ️ . خودم نميدونم چرا تو هميشه تو همه ي شرايط پيش مني... نميدونم چرا از همه چي خبر داري... نميدونم چيه تو وجودت كه ميتونه انقد هميشه جذابت كنه... فقط ميدونم، داشتنت تو زندگيم نعمته! ميدونم با وجودت ميشه مثلا ٢٦ ساعت از تهران تا خاشوري ... Happy birthday Molim!
I already missed you from miles away ❤️
.
خودم نميدونم چرا تو هميشه تو همه ي شرايط پيش مني... نميدونم چرا از همه چي خبر داري... نميدونم چيه تو وجودت كه ميتونه انقد هميشه جذابت كنه... فقط ميدونم، داشتنت تو زندگيم نعمته!
ميدونم با وجودت ميشه مثلا ٢٦ ساعت از تهران تا خاشوري حرف زدو حرف زدو حرف زد...
روي يه صندلي اتوبوس، دوتايي نشست 😁
ميشه به بطري بردن و شلنگ داشتن توالت هاي باتومي و تفليس ساعت هااااا خنديد :))))
ميشه به فارسي ياد دادنت به توريستا پهلو درد گرفت از خنده :))
ميشه هيچ هايك كرد تو مملكت غريب... ميشه كوچ سرفينگ كرد...
ميشه با كله خرابيت، وجودشو پيدا كرد كه سفر كرد...
ميشه لحظه به لحظه از ديدن مغازه اي ذوق كرد :))
ميشه آب ٠.٥ ليتري رو با نيم درصد الكل اشتباه گرفت 😂
ميشه انقد مثبت نگاه كرد ماجراهارو كه همه ي خبراي خوب رو از تو شنيد!
ميشه باهات درد و دل كرد... ساعت ها... و خوبه كه ميشه❤️
تولدت مبارك عزيز دلم😍
ايشالا سال پر سفري داشته باشي 😘😘
.
.
پ.ن. #استانبول م، اما خدا ميدونه چقدرررررر دلم ميخواست اينجا باشي تا با هم شهر رو گز كنيم... تا شبا موقع برگشت هندزفري رو دربيارم از گوشام و با هم ايراني جماعتو سرفراز كنيم :)))
دل تنگتم❤️
Read more
 #تولد اگه يه روزی فرزندی داشته باشم بيشتر از هر اسباب بازی ديگه ای براش بادكنك می‌خرم بازی با بادكنك ...
Media Removed
#تولد اگه يه روزی فرزندی داشته باشم بيشتر از هر اسباب بازی ديگه ای براش بادكنك می‌خرم بازی با بادكنك خيلی چيزها رو به بچه ياد میده بهش ياد میده كه بايد بزرگ باشه اما سبك، تا بتونه بالاتر بره بهش ياد میده كه چيزای دوست داشتنی مي‌تونن توی يه لحظه، حتی بدون هيچ دليلی و بدون هيچ مقصری از بين برن پس ... #تولد
اگه يه روزی فرزندی داشته باشم
بيشتر از هر اسباب بازی ديگه ای براش بادكنك می‌خرم

بازی با بادكنك خيلی چيزها رو به بچه ياد میده

بهش ياد میده كه بايد بزرگ باشه اما سبك، تا بتونه بالاتر بره

بهش ياد میده كه چيزای دوست داشتنی مي‌تونن توی يه لحظه، حتی بدون هيچ دليلی و بدون هيچ مقصری از بين برن

پس نبايد زياد بهشون وابسته بشه
و مهم تر ازهمه بهش ياد میده كه وقتی چيزی رو دوست داره، نبايد اونقدر بهش نزديك بشه و بهش فشار بياره كه راه نفس كشيدنش رو ببنده، چون ممكنه برای هميشه از دستش بده

و اینکه وقتی یه نفر رو خیلی واسه خودت بزرگ کنی در آخر می‌ترکه و به صورت خودت می‌خوره!
.
متحول شدن جرأت میخواد 😏👍
.
.
.
تولد برادرزاده عزیزم😍😄
جیگر عمو رفت توی شش سال 😘😄
@armin.clip
👇
#تولدت_مبارک #تبریک #بادکنک #کیک #مشهد #گنبد #گنبدکاووس #تورکمن #ترکمن #ترکمن_صحرا #حامددایی #حامد_دایی
#mashhad #gonbad #turkmen #iran #happy #happybirthday #happy_birth_day #happy_birthday
👆
Read more
<span class="emoji emoji1f451"></span><span class="emoji emoji1f451"></span><span class="emoji emoji1f451"></span> <span class="emoji emoji1f451"></span><span class="emoji emoji1f451"></span> <span class="emoji emoji1f451"></span> از يه جايي به بعددددد نميخواي دقيق حساب كني كه چند سألته .... فقط ميدوني كه بايد براي تمام ...
Media Removed
از يه جايي به بعددددد نميخواي دقيق حساب كني كه چند سألته .... فقط ميدوني كه بايد براي تمام ثانيه ها و لحظه هاي زندگيت حرص بيشتري بزني ،نبايد به سادگي از كنار روزاي عمرت بگذري...... از يه جايي هر كي مي پرسه چند سألته،لبخند ميزني و ميگي نميدونم چقدر بهم ميخوره!!! ميفهمي بايد بري داروخانه ... 👑👑👑
👑👑
👑
از يه جايي به بعددددد نميخواي دقيق حساب كني كه چند سألته ....
فقط ميدوني كه بايد براي تمام ثانيه ها و لحظه هاي زندگيت حرص بيشتري بزني ،نبايد به سادگي از كنار روزاي عمرت بگذري......
از يه جايي هر كي مي پرسه چند سألته،لبخند ميزني و ميگي نميدونم چقدر بهم ميخوره!!!
ميفهمي بايد بري داروخانه و كرم دور چشم بخري،هر روز نرم كننده بزني،از حموم كه مياي بيرون حتماموهاتو خشك كني كه سرما نخوري......
خلاصه اينكه در سن ٢٥سالگي حس عجيبي دارم فكر ميكنم از روزا و سالهاي پيش ،چيزي كه بيشتر از همه به دست آوردم دل آدمهاي أطرافم بوده.....حال وقتشه كه به دل خودم برسم ....آرزوهاي خودم....خواسته هاي خودم.....
با اينكه با هر تولدي سنم بيشتر ميشه اما هنوزم روزي كه اومدم تو اين دنيا برام عزيزه،روزي كه چشماي كوچيكمو باز كردم و براي اولين بار گريه كردم....
..................
تولد خيلي قشنگي بود، مرسي كه پيشم بودين تو شهر غريب.... #خدا #جانم #ممنونم #❤️
#happybirthdaytome
٩٦/١١/١٦
Read more
‎يادمه خبر سقوط يه هواپيما رو براش ميخوندم كه نشسته بود روی صندلی راكی و چای ليمو ميخورد. ميگفت بايد جرعه جرعه بخوری تا مزه‌ش توی كل خونت پخش شه. گفتم فكر ميكنی آخرين لحظه به چی فكر ميكردن؟ گفت به لذت سقوط. گفتم به لذت سقوط؟ تو ميفهمی چقدر سخته كه بدونی قرار سقوط كنی و بميری؟ ‎گفت همه چيز اولش سخته، ديدی ... ‎يادمه خبر سقوط يه هواپيما رو براش ميخوندم كه نشسته بود روی صندلی راكی و چای ليمو ميخورد. ميگفت بايد جرعه جرعه بخوری تا مزه‌ش توی كل خونت پخش شه. گفتم فكر ميكنی آخرين لحظه به چی فكر ميكردن؟ گفت به لذت سقوط. گفتم به لذت سقوط؟ تو ميفهمی چقدر سخته كه بدونی قرار سقوط كنی و بميری؟
‎گفت همه چيز اولش سخته، ديدی وقتی ميخوای بپری توی استخر پر از آب چقدر ميترسی؟ اما همين كه پريدی ديگه ترسی وجود نداره، همه‌ی ترست ميشه دغدغه‌ی نجات دادن خودت و لذت بردن از آبی كه قرار توش شنا كنی. كی ميدونه وقتی بپری توی آب حتما زنده ميمونی و خفه نميشی؟ سقوط هم همينه. وقتي سقوط كردی بايد فكر كنی به رها شدن توی هوا و لذت بردن ازش و دغدغه‌ت بشه دست و پنجه نرم كردم باهاش.
‎گفتم آره آدما وقتی توی شرايط كسی نباشن راحت حرف ميزنن. اگه اينطوريه چرا هر بار موقع بلند كردن هواپيما دستت ميلرزه؟
‎خنديد و گفت دنيا يه جور نميمونه. ‎يك ماه بعد وقتی جعبه سياه پروازی رو پيدا كردن كه خلبانش بود و صداهای ضبط شده‌ی موقع سقوط رو گوش دادن فقط گفته بود، يادته بهت چی گفتم؟ حالا كه بي‌بال داريم ميميريم، بايد از غرق شدن توی هوا لذت ببريم.
‎ #ساغراسماعیلی
#taijinkyofusho
#اندکی_شنیدن
#اندکی_دیدن
Read more
ساعت ١٢ ميشه...🕧 اروم اروم ميري رو تختت...<span class="emoji emoji1f61e"></span> هنوز داري با دوستات چت ميكني ميخندي...<span class="emoji emoji1f4ac"></span> نزديك ١ ميشه...<span class="emoji emoji1f550"></span> دوستات ...
Media Removed
ساعت ١٢ ميشه...🕧 اروم اروم ميري رو تختت... هنوز داري با دوستات چت ميكني ميخندي... نزديك ١ ميشه... دوستات ميرن ميخوابن...😴 هدفون رو ميزاري رو گوشت... پلي ليست خودتو باز ميكني... خودت ميموني و تختت و يه هدفون... يه حسي بهت دست ميده... نا خوداگاه احساس تنهايي ميكني... حرفا ... ساعت ١٢ ميشه...🕧
اروم اروم ميري رو تختت...😞
هنوز داري با دوستات چت ميكني ميخندي...💬
نزديك ١ ميشه...🕐
دوستات ميرن ميخوابن...😴
هدفون رو ميزاري رو گوشت...😣
پلي ليست خودتو باز ميكني...📱
خودت ميموني و تختت و يه هدفون...😒
يه حسي بهت دست ميده...🙊
نا خوداگاه احساس تنهايي ميكني...😣
حرفا و كاراي يه نفر هي از جلو چشات رد ميشه...🚶
يه دفعه نوع اهنگ ميشه ديس لاو...😐
به خودت ميگي نه بابا چيزي نيس كه خوابم ميبره يه لحظه اين جوري شدم...☺️
ميبيني اوضاعت بدتر ميشه...😞
يه چيزه سنگيني مياد تو گلوت...😖
اهنگا تاثيرشون بيشتر ميشه...🎶
اين ور اون ور تخت تورو بهم پاس ميدن...😓
تو فكرت اينه كه چي كار كنم خوابم ببره...😩😴
فكر ميكني با ور رفتن با گوشيت اروم ميشي...😌
اما بدون اراده خودت ميري سمت كانورسيشن هاي قديميت...💬
كانورسيشن هايي كه تو همون ساعتا ميرسيديد به جاهاي احساسي..😔
حرفايي كه جاي خاليشو حس ميكني...😫
ميبيني اروم گوشه چشات خيس ميشه...😥
يكم ميري بالا بعد ديگه چيزي نميفهمي...😪
صبح كه پا ميشي خودتي و يه صورت پس كرده و بالش خيس و هدفونه گره خورده بهت.....
Read more
. امروز قرار بود با هنرجويانم جشنِ پيروزىِ فوتبال را بگيريم به صرفِ صبحانه دعوتشون كردم ، درسته به ...
Media Removed
. امروز قرار بود با هنرجويانم جشنِ پيروزىِ فوتبال را بگيريم به صرفِ صبحانه دعوتشون كردم ، درسته به مرحله ىِ بعد نرفتيم اما بازم دلمون روشن شد و خوشحاليم كه عالى بازى كرديم و دمشون گرم 🇮🇷️ و تك تكِ ما استرسِ اتفاق هاىِ اين روزهاىِ جامعه و كشورمون را داريم ، اينطورى دورِ هم جمع شديم و چند ساعتى فارغ ... .
امروز قرار بود با هنرجويانم جشنِ پيروزىِ فوتبال را بگيريم به صرفِ صبحانه دعوتشون كردم ، درسته به مرحله ىِ بعد نرفتيم اما بازم دلمون روشن شد و خوشحاليم كه عالى بازى كرديم و دمشون گرم 💫🇮🇷⚽️
و تك تكِ ما استرسِ اتفاق هاىِ اين روزهاىِ جامعه و كشورمون را داريم ، اينطورى دورِ هم جمع شديم و چند ساعتى فارغ از دنيا گفتيم و خنديديم ، چون روح و جسمِ همه ىِ ما نياز داره به خنده و دلخوشى و احترام ! و نبايد طورى باشه كه دائم تو استرس و حالِ بد باشيم وگرنه كم مياريم و نميتونيم درست فكر كنيم و درست تصميم بگيريم ...
خلاصه اينكه نيمى از هنرجويانم بودن و جاىِ بقيه واقعا خالى بود 💚 يه صبحانه ىِ ساده كه رو ميزِ صبحانه ىِ همه هست براشون چيدم و با لباسِ راحتى تو خونه بوديم و پانتوميم بازى كرديم و يه عالمه خنديديم و دو تا برنده هم داشتن كه جايزه هاشونو دادم .
ميتونيم باهم و در كنارِ هم حالمون خوش باشه حتى تو بدترين روزها و بايد از اين لحظه ها و بودن با اين دوستانِ بى ادعا استفاده كرد و خوشنود بود .
.
#كلاس_تصويرسازى_مانا🖌
Read more
- عشقم ! هوووم! - ميشه نخوابي؟؟ با صداي خواب آلودش: نههههه - ميدونستي دنيامي؟ واااااي بذا بخوابم ...
Media Removed
- عشقم ! هوووم! - ميشه نخوابي؟؟ با صداي خواب آلودش: نههههه - ميدونستي دنيامي؟ واااااي بذا بخوابم ميدووووونم 😴 - دست ميارم تو موهاش و بو ميكشم ، ديوونه ميپرستمت اداي گريه در مياره بذا بخوابممممم -باشه تو بخواب من تا صب همينطوري نگات ميكنم ... - با انگشتم موهاشو از رو صورتش ميزنم كنار و ميگم ... - عشقم !
هوووم!
- ميشه نخوابي؟؟
با صداي خواب آلودش: نههههه - ميدونستي دنيامي؟
واااااي بذا بخوابم ميدووووونم 😴
- دست ميارم تو موهاش و بو ميكشم ، ديوونه ميپرستمت
اداي گريه در مياره بذا بخوابممممم -باشه تو بخواب من تا صب همينطوري نگات ميكنم
...
- با انگشتم موهاشو از رو صورتش ميزنم كنار
و ميگم : ميدونستي به حد مرگ ميپرستمت؟
باز با همون صدا ميگه هممممم
- قربون خواب آلودگيت شم
عشقم خوب من خوابم نمياد چيكار كنم !!؟
ميام نزديك و آروم لُپشو بوس ميكنم
يه كم غُر ميزنه - يه بوس كوچولو از لبش
ديدم چشاشو يه خورده وا كرد و با يه لبخند كوچيك گفت: مردِ ديوونه ي خودم الان حسابتو ميرسم ! نميذاري بخواااابم؟😈
مياد سمتم و خودشو پرت ميكنه تو بغلم و ميگه پس دلت كتك ميخواد
- كي ؟ از تو يه فسقلي ؟ 😧😄
شروع ميكنه منو نيشگون گرفتن - اين وسط من يه لحظه بي حركت ميشم
ميگه چي شد عشقم ؟ . .
- هيچي ميخوام فقط نيگات كنم ، عشق كنم ، ذوق كنم
با يه لحن ناز ميگه اينجوري نگو آب ميشم خوب!
- محكم بغلش ميكنم و دم گوشش ميگم :
روز مرگم روز جداييمونه
ميگه زبونتو گاز بگير بمون واسم تااا ابد مرد من
بعدش محكم هم ديگه رو بغل ميكنيم و ميخوابيم
اين بهترين حالت ممكنهkia
Read more
اعتراف ميكنم كه دومين بازي فوتبالي بود كه ديدم 🤭 كلا نسبت به فوتبال احساس خاصي ندارم ! ولي براي اولين ...
Media Removed
اعتراف ميكنم كه دومين بازي فوتبالي بود كه ديدم 🤭 كلا نسبت به فوتبال احساس خاصي ندارم ! ولي براي اولين بار ، امسال دوتا بازي اخر تيم ملي مون رو ديدم !!! اون قدر جيغ زدم كه صدا ندارم و فقط الان تصويرم 🤣 برا ديدن فوتبال رفتم كافه تيوان با دوستانم ، يه تيكه وسط بازي به خودم اومدم ديدم دارم رو پاهام عين كولي ... اعتراف ميكنم كه دومين بازي فوتبالي بود كه ديدم 🤭 كلا نسبت به فوتبال احساس خاصي ندارم !
ولي براي اولين بار ، امسال دوتا بازي اخر تيم ملي مون رو ديدم !!!😌😌😌
اون قدر جيغ زدم كه صدا ندارم و فقط الان تصويرم 🤣 برا ديدن فوتبال رفتم كافه تيوان با دوستانم ، يه تيكه وسط بازي به خودم اومدم ديدم دارم رو پاهام عين كولي ها دو دستي ميزنم ، داااااد ميزنم بروووو بروووووو بززززززن 😂😂😂 لابه لاشم صلوات ميفرستادم 🤣 بعد اينو بگم ، يا ابوالفضل و يا علي هم رندوم بي اختيار استفاده ميكردم و بعد يهو وسطش شاد ميشدم ميگفتم : براووووو 🤣🤣🤣
تازه ! چيزكيك نيويورك هم سفارش دادم ! اين قدر جو زده ام من ! 🤦🏼‍♀️🤦🏼‍♀️🤦🏼‍♀️
كلا ميدونستين ، من وقتي كلاسيو تبليغ كنم هي ، ميرم همون روز از شدت ضعف ، همون ايتم كلاسو بيرون ميخورم ؟!؟ 😬 سري قبل ، شب كلاس سوخاري ، زنگ زدم خروس تو اندرزگو ، ٣ تيكه اسپايسي رو تو ٥ دقيقه هاپولي كردم و اروم شدم !
🍗🍟🍗🍟
اينم بگم ، وقتي دارم با مربيان عزيز همفكري رو منو ميكنم ، يا در مورد كلاسي زياد فكر كنم هم همين طوره ! با اقاي قاسمي منوي كيك بار رو داشتيم بررسي ميكرديم و وويس تو واتس اپ و اينا ، درجا رفتم رولت خريدم و همونجا تو قنادي كردم تو دهنم ! جلو همه ! يني به اون اقايي كه شيريني وزن ميكرد ، وقتي كشيد ، گفتم ميشه يه دونه من رولت وردارم بعد برم صندوق ؟ صدامو نشنيد ! در جعبه رو بست ! گفتم : اقااااا من دستام داره ميلرزه اون جعبه رو باز كن من رولت بردارم 🤭🤦🏼‍♀️🤣 يه لحظه ازم ترسيد ! فك كرد الان خودشم ميخورم !
سرتون رو درد نيارم ،
ادم هاي چاق دو نوع هستن : هيكل چاق _ اخلاق چاق ! من اخلاقم چاقه و چشمام گشنشونه 👀
آرزوم بود كه هرچي ميخوردم ،
چاق نميشدم ! 😌❤️💛💙
شما امشب كجا فوتبال ديدين ؟ چه قدر اخلاق چاق از خودتون نشون دادين ؟ .
.
#موندريان #آموزشگاه #قنادي #آشپزي #فوتبال #فوتبال_ایران #جام_جهانی #چاق #چاقی_خر_است #چشم_گرسنه #چيزكيك #سوخاري #خوشمزه #آموزش #آموزشي #كلاس #خاطرات_يك_مدير_چاق
Read more
+هيچوقت فكر نميكردم وقتي مياي اول بشينيم چاي بخوريم ! _چرا ؟ تو كه قبلا منو نديده بودي . +نه ولي راجع ...
Media Removed
+هيچوقت فكر نميكردم وقتي مياي اول بشينيم چاي بخوريم ! _چرا ؟ تو كه قبلا منو نديده بودي . +نه ولي راجع بهت جور ديگه اي شنيده بودم . _لابد از كسايي كه نديده نظر ميدن ؟! +اره . متاسفم كه زود قضاوت كردم . تو خيلي مهربوني . _ممنونم . من خيلي خوشحالم كه حاضر شدي باهام حرف بزني ، من هيچ دوستي ندارم ، به شكل عجيبي ... +هيچوقت فكر نميكردم وقتي مياي اول بشينيم چاي بخوريم !
_چرا ؟ تو كه قبلا منو نديده بودي .
+نه ولي راجع بهت جور ديگه اي شنيده بودم .
_لابد از كسايي كه نديده نظر ميدن ؟! +اره . متاسفم كه زود قضاوت كردم . تو خيلي مهربوني .
_ممنونم . من خيلي خوشحالم كه حاضر شدي باهام حرف بزني ، من هيچ دوستي ندارم ، به شكل عجيبي همه از من ميترسن . من فقط دارم كارم رو انجام ميدم . +ميدوني كه شايد اگه از قبل ميدونستم كه امروز مياي منم ميترسيدم .
_آره ولي چرا ؟ من كه مشخص نميكنم كي بيام !
+اره ولي اومدن تو يعني رو به رو شدن با يه اتفاق جديد و ما از اتفاق هاي جديد ميترسيم .
_ميدونم . كاش منم دوست هاي زيادي داشتم ، منم از خيلي چيزا ميترسم . اما من تنهايي ميترسم و شما همه با هم . همين كه تنها نيستيد بنظرم يه اتفاقه خوبه . +اره ، كاش زودتر شناخته بودمت اونوقت آخر هفته ها بعد از كار مي اومدي اينجا و باهم گپ ميزديم .
_كاش ميشد . اونوقت تو اولين كسي بودي كه با من دوست بودي . متاسفم كه بايد ببرمت .تقريبا همين الان وقتشه ! +عيبي نداره ، من اولين كسي هستم كه با مرگ يه ليوان چاي خورده و گپ زده و دوست شده ، همين يه اتفاقه خوبه .فقط حيف كه نميرسم به كسي بگم تو چقدر مهربوني . پاشو بريم ، نميخوام بخاطر من دير برسيم .
_چاييتو تموم كن ، بعد ميريم . ميخوام دوستم رو چند لحظه بيشتر داشته باشم .
بخشي از يك رُمانِ نانوشته !
#دلنوشته_های_من #شقايق_جعفري_جوزاني
Read more
اخرين لحظه هاى يه سفر خوب و خاطره انگيز. سال نو رو به همه شما سيروانيستا و زانياريستاى عزيز تبريك ميگم ...
Media Removed
اخرين لحظه هاى يه سفر خوب و خاطره انگيز. سال نو رو به همه شما سيروانيستا و زانياريستاى عزيز تبريك ميگم اميدوارم بهترين سال زندگيتونو در پيش داشته باشين و از تك تك لحظه هاش لذت ببرين اخرين لحظه هاى يه سفر خوب و خاطره انگيز. سال نو رو به همه شما سيروانيستا و زانياريستاى عزيز تبريك ميگم اميدوارم بهترين سال زندگيتونو در پيش داشته باشين و از تك تك لحظه هاش لذت ببرين ❤️❤️
امروز جمعه اول تير ماه است هزار و سيصد و نود و هفت ساعت هفت و نيم بعد از ظهره ...با خودم فكر ميكردم كه ما ديگه ...
Media Removed
امروز جمعه اول تير ماه است هزار و سيصد و نود و هفت ساعت هفت و نيم بعد از ظهره ...با خودم فكر ميكردم كه ما ديگه هيچوقت جمعه اول تير ماه هزار و سيصد و نود و هفت را نخواهيم ديد هيچوقت.. هيچوقت.. و اين عين زندگيه... خود خود زندگيه.. لحظه ها و ساعت ها ميان و ميرن ... ميرن و ديگه هيچوقت هم بر نميگردن.. فقط ... امروز جمعه اول تير ماه است هزار و سيصد و نود و هفت ساعت هفت و نيم بعد از ظهره ...با خودم فكر ميكردم كه ما
ديگه هيچوقت جمعه اول تير ماه هزار و سيصد و نود و هفت را نخواهيم ديد هيچوقت..
هيچوقت..
و اين عين زندگيه...
خود خود زندگيه..
لحظه ها و ساعت ها ميان و ميرن ...
ميرن و ديگه هيچوقت هم بر نميگردن..
فقط ميشن خاطره
گذشته، تبديل ميشه به يه مشت خاطره
تلخ يا شيرين...
همه هم بيخبر از فردايي كه معلوم نيست ... با خودم فكر ميكردم كه اول تير ماه هزار و سيصد نودو هشت ساعت هفت و نيم عصر من كجام ؟!
دارم چيكار ميكنم؟!
چه حال و أحوالي دارم؟!
اصلا زنده ام؟!
هيچ كس حتي از يه ثانيه ديگه اش هم خبر نداره.از آينده از سرنوشت از هيچ چيز
پس بيايم و قدر لحظه ها رو از ته قلبمون بدونيم با همه وجودمون)
بهترين تابستان زندگيتون رو براتون ارزومندم🌹
پر از خاطرات خوب.لحظات شيرين و بستني خوري هاي عاشقانه...
دوستتون دارم
ن س ي م
ثبت لحظه توسط فرهاد ايراني عزيز
Read more
روزاى سخت،اتفاقاى بد،چيزاى كه اصن منتظرش نبوديم ولى اتفاق افتادن و اذيتمون كردن...تلاش هايى كه هر روز ميكنيمو و به جاى خاصى نمى رسيم ،ارزوهايى كه هر شب بهشون فك مى كنيم ولى توى روز خيلى دوريم ازشون...هيچ كدومشون مهم نيستن...مهم خودمونيم كه بايد تصميم بگيريم هيچى هيچى ما رو از هدفمون و ارزوهامون ... روزاى سخت،اتفاقاى بد،چيزاى كه اصن منتظرش نبوديم ولى اتفاق افتادن و اذيتمون كردن...تلاش هايى كه هر روز ميكنيمو و به جاى خاصى نمى رسيم ،ارزوهايى كه هر شب بهشون فك مى كنيم ولى توى روز خيلى دوريم ازشون...هيچ كدومشون مهم نيستن...مهم خودمونيم كه بايد تصميم بگيريم هيچى هيچى ما رو از هدفمون و ارزوهامون دور نكنه...مهم اينه كه جا نزنيم و تسليم نشيم ....لحظه اى شك نكنيم به خودمون به تواناييهامون..به اينكه هر دردى كه مياد هر حس منفى كه از ادما ميگيريم به جاى اينكه مارو ضعيف كنه،بايد بهمون قدرت بده...قدرت اينكه نيومديم تو اين دنيا كه ضعيف باشيم و كوتاه بيايم و بگيم حالا هر چى شد ...يادمون نره كه هر كدوممون يه نقشى داريم و يه كاراى مهمى رو بايد انجام بديم...پس اصن حرفا و كاراى بقيه نبايد هيچ جوره روى هدفمون و روى خودمون تاثير بزاره...هر چى كه هست،هر غمى كه هست،بزارش كنار قوى بلند شو و شروع كن...نه به گذشته و اتفافاى بدش و نه به اينده و نگرانى هاش فك كن...تو الان و دارى بچسب بهش👊🏻💪🏻
Read more
مامان پيشي زيباي من باز خونه ش رو از دست داد...پيشي فداكار من...با آخرين بچه ش كه از شيشه بالا مي رفت، ...
Media Removed
مامان پيشي زيباي من باز خونه ش رو از دست داد...پيشي فداكار من...با آخرين بچه ش كه از شيشه بالا مي رفت، واگذار شد، اما متاسفانه ديگه امكان نگهداري هم زمان دو تا گربه رو ندارند و مامان پيشي كه الان اسمش بريجيت هست بايد بره پيش يه خانواده اي كه هميشه بمونه...اين گربه واقعا، گربه ي عجيبيه...پارسال تو يه ... مامان پيشي زيباي من باز خونه ش رو از دست داد...پيشي فداكار من...با آخرين بچه ش كه از شيشه بالا مي رفت، واگذار شد، اما متاسفانه ديگه امكان نگهداري هم زمان دو تا گربه رو ندارند و مامان پيشي كه الان اسمش بريجيت هست بايد بره پيش يه خانواده اي كه هميشه بمونه...اين گربه واقعا، گربه ي عجيبيه...پارسال تو يه روز گرم ديدم جلو در آموزشگاه، بيجال افتاده...براش غذا و آب آوردم و در همون لحظه شد گربه ي آموزشگاه و پاييز برامون پنج تا نى نى آورد كه دوستان پيگير صفحه ي من و بزرگمهر در جريان هستند...در چهل روزگي بچه ها مريض شد و بيست روز بيمارستان بستري شد...و بعد از سلامت كامل واگذار شد با آخرين بچه ش...الان كاملا سرحال و جون دار شده...واكسن و قرص ضدانگل رو خورده و عقيم هم شده و آماده ى داشتن يه خانواده ست...مطمئنم قبلا هم پيش خانواده بوده، بس كه مودب،مهربون و رام هست...و البته باهوش و باهوش و باهوش...داستان شب باروني رو كه بچه هاش رو عليرغم گيج بازي من نجات داد رو تو اين صفحه هست...اگر مي خوايين يه گربه خوب و باهوش داشته باشيد اين فرصت رو از خودتون دريغ نكنيد و به من دايركت بزنيد كه منم بتونم شب رو با آرامش ِ آرامش اين گربه ى متفاوت بگذرونم
پى نوشت: آموزشگاه نمي تونم نگهش دارم چون رفت و آمد زياده و در باز و بسته ميشه و ميره بيرون و ماشين هاي با سرعت زياد كابوس منه...مخصوصا بعد از شبي كه مريض شد و نمي تونستم بگيرمش،مطمئن شدم كه بيرون براش امن نيست اصلا
پى نوشت بعدى: تحت هيچ شرايطي نمي ذارم به خيابون برگرده، نهايتا پانسيون ميشه...اما اين گربه واقعا حيفه كه پيش خانواده نره...لطفا خانواده ش بشيد
پى نوشت: عزيزدلم، از اون روز كه بهم اعتماد كردى و روزي كه بچه هات رو بهم نشون دادى، فهميدم كه تا هستي و هستم ازت حمايت مى كنم...تو لياقتت خوشبختيه و من تمام تلاشم رو مي كنم
Read more
. من: سال كه تحويل ميشه همه چيز به دو نيمه مساوي تقسيم ميشه. ٣٦٥ تا روز اينور ٣٦٥ تا اونور، ٣٦٥ تا شب ...
Media Removed
. من: سال كه تحويل ميشه همه چيز به دو نيمه مساوي تقسيم ميشه. ٣٦٥ تا روز اينور ٣٦٥ تا اونور، ٣٦٥ تا شب اينور ٣٦٥ تا اونور، چهار تا فصل اينور چهارتا اونور... او: -عمو سال تحويل يعني چي؟ +يعني بهار عزيز دلم، يعني وقتي كه همه گلا در ميان و هوا خوب ميشه! -يعني چند دقيقه ديگه بهار ميشه؟ چجوري يعني؟ +بياين ... .
من:
سال كه تحويل ميشه همه چيز به دو نيمه مساوي تقسيم ميشه. ٣٦٥ تا روز اينور ٣٦٥ تا اونور، ٣٦٥ تا شب اينور ٣٦٥ تا اونور، چهار تا فصل اينور چهارتا اونور...
او:
-عمو سال تحويل يعني چي؟
+يعني بهار عزيز دلم، يعني وقتي كه همه گلا در ميان و هوا خوب ميشه!
-يعني چند دقيقه ديگه بهار ميشه؟ چجوري يعني؟
+بياين اينجا دستام بگيرين نشونتون بدم...
من:
اينجا همه چيز دور همه چيز ميچرخه! ماه دور زمين، زمين دور خودش و دور خورشيد، آدما دور كسايي كه دوسشون دارن. ديدي وقتي يكي رو خيلي دوسش داري ميگي #دورت_بگردم
او:
دستاتون محكم بدين به من... حالا بچرخين، تند تند بچرخين
من:
وقتي دور خودت ميگردي، وقتي بچه ها دورت ميگردن، يعني ديگه نياز نيست تو اين همه شلوغي و نامهربوني و خستگي هاي دنيا دنبال خودت بگردي! تو الان اينجايي! دقيقا همين لحظه اي كه همه چيز به دو نيمه مساوي تقسيم ميشه. ديگه نه من پيش از تويي هست و نه من بعد از تو... سال تقسيم ميشه به من با تو و من با تو!
.
.
سال نوتون مبارك🌹
پ.ن: سمت راستي سانياس! يه دختر خوشگل كه فقط با چشماي قشنگش ميتونه دلت ببره. سانيا خواهر فهيمه...
سمت چپي ليلاس! پارسال عيد كه دنبال بچه هاي زباله گرد تو دره فرحزاد بوديم رفتم خونشون. يه خونه بيست متري با چهار پنجتا بچه قد و نيم قد و يه پدر معلول و مادرشون، وسط دره فرحزاد. براي اينكه خرجشون دربياد با داداشش زباله جمع ميكردن و تنها آروزي زندگيش خوب شدن پدرش بود كه موقع كار آسيب ديده بود.
#من_او
#من_پيش_از_تو
#من_پس_از_تو
#من_با_تو
#سال_نو
#تحويل_سال
#هفت_سين
عكس از @omidardehali عزيز كه هميشه با هنرش شرمنده م ميكنه
Read more
•<span class="emoji emoji1f388"></span> فردا تولدشه؛ هفده سال پيش همچين روزي هم از اين كه قرار بود به دنيا بياد خوشحال بودم هم از اينكه سيزده ...
Media Removed
فردا تولدشه؛ هفده سال پيش همچين روزي هم از اين كه قرار بود به دنيا بياد خوشحال بودم هم از اينكه سيزده به در مجبور بوديم بشينيم خونه ناراحت ؛ آخرش واسه اينكه خيلي حوصله ام سر نره، بابام، خاله ام و شوهر خاله ام منو بردن بيرون ؛ يادمه اون سال سيزده به در برف ميومد ، رفتيم سمت امام زاده داوود و يه آقايي وسط ... •🎈
فردا تولدشه؛ هفده سال پيش همچين روزي هم از اين كه قرار بود به دنيا بياد خوشحال بودم هم از اينكه سيزده به در مجبور بوديم بشينيم خونه ناراحت ؛ آخرش واسه اينكه خيلي حوصله ام سر نره، بابام، خاله ام و شوهر خاله ام منو بردن بيرون ؛ يادمه اون سال سيزده به در برف ميومد ، رفتيم سمت امام زاده داوود و يه آقايي وسط برفا دوغ خنك ميفروخت ! نفري يه دوغ خورديم كه مزه اش هنوز يادمه و سريع برگشتيم خونه پيش مامانم ؛ لحظه ها رو ميشمرديم تا اينكه روز چهاردهم فروردين ساعت يه ربع به سه بعد از ظهر علي به دنيا اومد؛ گذر زمان به قدري زياده و من اون روز رو به قدري واضح يادمه كه وقتي اين روزا علي روزهاي باقي مونده تا سربازي يا دانشگاه رفتنشو مي شماره دلم ميخواد دستمو بگيرم جلوي صورتم و گريه كنم!
سربازي؟!دانشگاه؟! نكنه ميخواي زنم بگيري ؟😒😂
چطوري ميشه انقدر زود بزرگ شده باشي؟
جديداً وقتي ازش ميشنوم كه :"چرا مانتوت اينجوريه ؟چرا آرايشت اونجوريه ؟" در واكنشش فقط دلم ميخواد بغلش كنم بگم : "بزرگ نشو لعنتي "😅
تولدت مبارك؛ ماندگار ترينم🌱👫
Read more
گوش كن اگه براي رسيدن به خواستت تلاش كني و عرق بريزي مطمئنا بهش ميرسي و به كسي كه ميخواي تبديل ميشي من فقط ازت ميخوام به دور و برت نگاه كني خيلي از شماها مي گيد كه نمي تونيد حتي نتيجه كارتون رو ببينيد بايد اونقدر جلو بريد تا ببينيدش اونقدر جلو برو تا ببينيش بيخيال نشو ، تسليم نشو چون اگه الان تسليم ... گوش كن
اگه براي رسيدن به خواستت تلاش كني و عرق بريزي
مطمئنا بهش ميرسي
و به كسي كه ميخواي تبديل ميشي
من فقط ازت ميخوام به دور و برت نگاه كني
خيلي از شماها مي گيد كه نمي تونيد حتي نتيجه كارتون رو ببينيد
بايد اونقدر جلو بريد تا ببينيدش
اونقدر جلو برو تا ببينيش
بيخيال نشو ، تسليم نشو
چون اگه الان تسليم بشي
شايد ديگه هيچ وقت نبينيش
ولي اگه دوام بياري
هر رؤيايي كه داري
هر چيزي رو كه تصور كردي
هر چيزي رو كه براش تلاش كردي
توو راهه ، خيلي زود بدستش مياري
اما نبايد قبل از اينكه بهش برشي، از تلاش دست برداري " در راه رسيدم به رؤياها
يه دفعه ، بوووووم ضربه خوردم
آدمهايي كه يه عمر فكر مي كردم پشتم هستند، تنهام گذاشتند..." هيچكس نمي تونه مثل خودت به دردت بخوره
بهونه آوردن رو بذار كنار
ديگه به خودت اجازه نده زندگي كوچكي داشته باشي
نميشه با يه زندگي كوچيك، رؤياي بزرگ رو خلق كني
به خودت اجازه بده به سمت رؤياها خودت رو به چالش بكشي
اگه سخت تلاش كني بهش ميرسي
هيچي وجود نداره كه نتوني بدستش بياري
و هيچي مانعي نمي تونه جلوي پافشاريت دوام بياره
اگه براش بجنگي ، قطعاً بهش ميرسي
همانطور كه جورج برنارد شاو ميگه: "آدمهايي كه توو زندگي موفق ميشن
تو اطرافشون دنبال شرايطي مي گردن كه ميخوان
و اگه نتونن پيداش كنند، خودشون اون شرايط رو ميسازن" "خيلي سختي كشيدم از بس تمرين كردم
بهتون قول ميدم هيچكس به اندازه ي من تمرين نكرده
چون ترسيده بودم كه
قهرمانان دوره قبل جلوم بايستند و بگن "تو لياقت قهرماني و اول بودن رو نداشتي"
اگه مقام قهرماني رو بدست بيارم
با چنگ و دندون ازش محافظت ميكنم
وقتي جلشون مثل يه مرد وايسادم
و اونا كمربند قهرماني رو دور كمرم بستند
به خودم ميگم "هيچ وقت نبايد اين مقامو از دست بدم و شرمنده بشم"
حالا از همه تون ميخوام از روي صندلي تون بلند شيد
و پنجره رو باز كنيد
سرتون رو بيرون ببريد و فرياد بزنيد :
من با تمام وجود مي جنگم
چون ديگه اين وضعيت رو نمي خوام
من تا آخرين لحظه و با تمام وجود مي جنگم... 😖💪🏼
✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨
#كليپ_انگيزشي🎬 #انگيزشي🏃🏻 #موفقيت🏆 #من_ميتوانم👌🏻 #موفق_ميشم☀️ #يقين_دارم🙋🏻 #تحول_درذهن✨ #ذهن🌸 #تغيير👋🏻 #دگرگوني✍🏼 #رشد🖕🏼 #نگاه_نو ✍🏼 #عوض_شو⚡️ #هدف👍🏻 #مسير👈🏼 #جهت☝🏻️ #پشتكار💪🏼 #تابوروبشكن✌🏼️ #تلاش✊🏼 #آرزوها🙏🏼 #ايده💥 #من_بينظيرم😊 #ذهن_برنده🙄 #شكست_ناپذير👌🏻 #من_ميتونم😍✌🏼️ #من_منحصر_بفردم😎 #من_موفق_ميشم😖💪🏼 #من_قهرمانم👏🏻 #تمركز🙇🏻 #توبايدبتوني👊🏼
Read more
... تمرين روز دوشنبه در پارك نياوران ،يه ورزش گروهى كه با انرژى خوب #مربيان ستاره سهيل و دوستانى كه ...
Media Removed
... تمرين روز دوشنبه در پارك نياوران ،يه ورزش گروهى كه با انرژى خوب #مربيان ستاره سهيل و دوستانى كه زحمت كشيدن و تشريف آوردن يه روز خوب و پر #انرژى رو برامون #ساخت،چون اين بار خيلى سريع اين اتفاق افتاد نتونستيم خيلى شرايط عالى براى دوستان فراهم كنيم ولى خوشحالم كه با انرژى خوب دوستان به #بهترين شكل ... ...
تمرين روز دوشنبه در پارك نياوران ،يه ورزش گروهى كه با انرژى خوب #مربيان ستاره سهيل و دوستانى كه زحمت كشيدن و تشريف آوردن يه روز خوب و پر #انرژى رو برامون #ساخت،چون اين بار خيلى سريع اين اتفاق افتاد نتونستيم خيلى شرايط عالى براى دوستان فراهم كنيم ولى خوشحالم كه با انرژى خوب دوستان به #بهترين شكل برگزار شد.ممنون از #شبكه #روبيكا و شبكه #لحظه كه محبت كردن و اين تصاوير رو براى ما حاضر كردن.(به زودى برنامه هاى بعدى رو خدمتتون اطلاع ميديم)
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
#روبيكا #ورزش #ورزش_صبحگاهی #پارك_نياوران #سلامتى #تهران #تيم_ملى #قهرمانان #فوتبال #كارديو #ايران #تغذيه #رژيم #پسران #دختران #ستاره_سهيل
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ ➖➖➖
ممنون بابت زحماتتون
@aliseifiiii
@mehdi_hosseini_ktx
Read more
<span class="emoji emoji27bf"></span><span class="emoji emoji27bf"></span> خدايا... منو ميبيني؟؟ صدامو ميشنوي؟؟ ذره اي حل شده و محو، بين اين كهكشان عظيم و پهناورت... ميبيني ...
Media Removed
خدايا... منو ميبيني؟؟ صدامو ميشنوي؟؟ ذره اي حل شده و محو، بين اين كهكشان عظيم و پهناورت... ميبيني چقدر با همه وجودم از حس شكرگزاريت مستم؟؟ حس ميكني چقدر افتاده حال و با سري به تعظيم فرود اومده، ازت ممنونم؟؟ خدايا... چه جوري ميشه از معجزه هات حرف زد؟؟ چه جوري ميشه شاكرت بود؟؟ خدايا... من كه بنده ... ➿➿
خدايا... منو ميبيني؟؟ صدامو ميشنوي؟؟ ذره اي حل شده و محو، بين اين كهكشان عظيم و پهناورت... ميبيني چقدر با همه وجودم از حس شكرگزاريت مستم؟؟ حس ميكني چقدر افتاده حال و با سري به تعظيم فرود اومده، ازت ممنونم؟؟ خدايا... چه جوري ميشه از معجزه هات حرف زد؟؟ چه جوري ميشه شاكرت بود؟؟ خدايا... من كه بنده بد تو هستم و انقدر تو چاله چوله هاي زندگي نورتو جلوي راهم انداختي خوشا به حال اونايي كه بنده خاص و عزيز كرده ت هستن... خدايا... تو روزهايي كه گذشت بيش از اندازه بهت احتياج داشتم و تو ثانيه اي تنهام نذاشتي... خدايا، منو ميبيني؟؟ صدامو ميشنوي؟؟ چه جوري ميشه وقتي دنيا براي آدم تنگ و نفس براي كشيدن سخت ميشه تو آغوشتو باز ميكني و سلول سلول وجودشو پر ميكني از عشق، محبت و صبر... خدايا... از روزي كه خودمو شناختم هرگز به وجودت شك نكردم ولي اين چند روز رو عجيب باهات زندگي كردم... مثل هميشه و از روي عادت نوجونيم، اين چند روز رو روزه سكوت گرفتم و يه لحظه به جايي رسيدم كه عليرغم ميل باطني و قلبيم، چشمهامو بستم و به حكمت و تصميمت راضي شدم تا تو دوباره ثابت كني كه خدا بزرگ است و خدايي جز خداي يكتا نيست... تو دوباره ثابت كردي كه هميشه و همه جا با مني و لحظه اي از حال دل بنده هات غافل نيستي... تو دوباره ثابت كردي اگر نخواي برگي از درخت نميفته و تو يكتا و بينظري و من چقدر نادون و كوچيك و ناپخته كه بازيهاي تو رو نميفهمم و كم ميارم و عجله ميكنم... تو دوباره ثابت كردي به قول پدرم، تو از رگ گردن به بنده هات نزديكتري و تا تو نخواي برگي از درخت نميفته... تو دوباره بهم ثابت كردي ما آدمها خيلي خيلي قويتر از اون چيزي هستيم كه فكر ميكنيم و من از خلقت همچين موجود پيچيده، سرسخت و قوي به اسم انسان در برابر تو سر تعظيم فرود ميارم و وجود و حكمت و رحمتت رو شاكرم... انقدري كه ميتونم راجع به اين چند روز اخير، قشنگترين كتاب زندگيم رو بنويسم... واي به حال هر كسي كه بغير از تو به كس ديگه اي توكل و تكيه كرد و بغير از آغوش مهربون و پر آرامش تو به آغوشي پناه برد... پ.ن. هنوز دارم اتفاقات اخير رو هضم ميكنم و شايد يه روزي به زودي راجع بهش نوشتم ولي اگر دوست داشتين برام از معجزه هاي زندگيتون بنويسين... #گپ_خودموني_آزاجون
Read more
پستِ #سفارشي نمی دونم از كجا شروع كنم؟ از خوبيت از اميدت از حرفهای پر از ماهت يا از چشات و گونهات كه من كشته خوب میدونی كه چه قدر دوستت دارم وخوب میدونی ارزشت بيشتر از اين حرفهاست تو برام مثل بارونی كه برام هميشه سبكی مياره مثل بارون از آسمون به دل عاشق من می باره مثل بارون صدات برای دل آدمی آرام و نرمه ... 🙈پستِ #سفارشي

نمی دونم از كجا شروع كنم؟
از خوبيت از اميدت از حرفهای پر از ماهت يا از چشات و گونهات كه من كشته خوب میدونی كه چه قدر دوستت دارم وخوب میدونی ارزشت بيشتر از اين حرفهاست تو برام مثل بارونی كه برام هميشه سبكی مياره مثل بارون از آسمون به دل عاشق من می باره مثل بارون صدات برای دل آدمی آرام و نرمه چه خوبه بودنت چه خوبهه احساست و حتی لمس كردنت انقدر دوست دارم به اون شونه هات سرم بزارم حرفهای دلم بهت بگم باهات گريه كنم باهات بخندم و هر لحظه به چشمای پر مهرت نگاه كنم چون اون چشمات من به زندگی بيشتر وابسته می كنه. هر موقع صداي قشنگت می شنوم دلم می لرزه يه جوری اروم و هيجان زده ميشم از خودم از بودنم جدا ميشم و خودم به تو ميسپارم اگه تو دلم باشی باز دلم واست تنگ میشه خوب میتونی از چشام بخونی كه حتی بودنت گفتنت خواستنت و همه چيزت برام از همه كس باارزش تر. مي دونی ، زندگي من مثل يه كاغذ سياه كه تو نقطه ی سفيدش هستی و هر لحظه كه عشق من به تو زياد مي شه اون نقطه به اوج خود می رسه و بزرگتر میشه و زندگی يه رنگ ديگه با تو می گيره هيچ كس تو رو از من نمی تونه بگيره حتی خودت چون اسمت ، عشقت و بودنت تو دلم حك شده و محاله كه پاك شه يعني خودم هم نمی زارم پاك شه عشقت برام مثل گلهای بهاره هر روز تازه تر می شه به جای اينكه تكراري شه هر روز بوی قشنگتری به خودش مي گيره عشقت برام خيلی تازه و تازه تر هست مثل بوی بارون و مثل هوای ابری که دوتامون عاشقشیم.
فاطمه جان....
مهربان من...
ببخش منو که بعضی وقتها با حرفی یا نگاهی دل قشنگت میشکنم....
تمام دلخوشی من ...
باش تا باشم...
عاشقونه میپرستمت... _________________
شماهم ميتونين با كمترين هزينه عشقتون و سوپرايز كنين 😋
جهت سفارش پست و تبليغات وسفارش استيكر به دايركت پیام بدین 👇
.
❌دسترسی به كانال تلگرام ازطریق لینک داخل بیوپیج ❌
➖➖➖➖ ➖➖
#دالان_عشق🎈
Read more
 #bighanoon #ahmadrezakazemi همين ديروز بود كه از فراگير شدن «رنگ و بوي» جام‌جهاني در سراسر جامعه، ...
Media Removed
#bighanoon #ahmadrezakazemi همين ديروز بود كه از فراگير شدن «رنگ و بوي» جام‌جهاني در سراسر جامعه، ابراز خرسندي و شادي كردم! اما اين خرسندي تا جايي بود كه تلويزيون رو هنوز روشن نكرده بودم و پيام‌هاي بازرگاني‌اش رو نديده بودم! امروز كه برحسب اتفاق چشمم به يه سريِ كامل از تبليغات صداوسيما افتاد ... #bighanoon #ahmadrezakazemi
همين ديروز بود كه از فراگير شدن «رنگ و بوي» جام‌جهاني در سراسر جامعه، ابراز خرسندي و شادي كردم! اما اين خرسندي تا جايي بود كه تلويزيون رو هنوز روشن نكرده بودم و پيام‌هاي بازرگاني‌اش رو نديده بودم!

امروز كه برحسب اتفاق چشمم به يه سريِ كامل از تبليغات صداوسيما افتاد به اين نتيجه رسيدم كه هر چقدر رنگ و بوي جام جهاني در جامعه و بين مردم خوش عطر و خوش رنگه، پيام‌هاي بازرگاني صداوسيما عصاره قضيه رو درآوردن و فضا رو در بدرنگ‌ترین و بدبودترين شكل ممكن قرار دادن! من نميدونم كي به اين آژانس‌هاي تبليغاتي گفته تا وقتي مسابقات جام‌جهاني تموم نشده بايد تك‌تك تبليغ‌هاتون تِم فوتبالي داشته باشه وگرنه ديده نميشه! يعني یه محصولاتي رو دارن در دنياي تبليغات به فوتبال ربط ميدن كه در عالم واقعيت در هيچ شقيقه‌اي نميگنجه! براي مثال: .

تبليغ واترپمپ كولر آبي

در اين تبليغ كه براي تاثيرگذاري بيشتر از فوتباليست‌ها استفاده شده! ما ميلاد محمدي، مهدي طارمي و سردار آزمون رو مي‌بينم كه نشستن پاي تلويزيون و دارن جام‌جهاني رو ميبينن (اصلا انگار نه انگار كه اينا خودشون بايد توي جام باشن)، محمدي يه پشتك ميزنه و به سردار ميگه «واي چرا اين‌قدر گرمه اينجا؟!»، طارمي هم در حالي‌كه گوشش رو از كنار كلاهش گذاشته بيرون و ازش قطره قطره عرق ميچكه ميگه: «واي آره! خيلي گرمه! كاش يه خيريتي توش باشه! منقلب شدم». در اين لحظه ناگهان سردار ميگه «فكر كنم پمپ كولر سوخته! الان به بابام ميگم يه پمپ نو بخره! بابااااااااااااا، پدررررررر»، چند ثانيه بعد باباي سردار يه پمپ كولر پرت ميكنه توي كادر و سردار هم با سرش پمپ رو میزنه میره تو کولر! بعد هم طارمي و محمدي میپرن بالا و میرن برای «خوشحالی پس از پمپ» و سردار رو بغل میکنن و راوي هم ميگه «پمپِ فلان، حامي تيم ملي در جام جهاني!». .

تبليغ بوگير ماشین

يه مرد ميانسال رو مي‌بينيم كه توی کوچه دوان دوان داره ميره به سمت ماشینش! در اين لحظه از بوي مشمئزكننده‌ای که منشاش نامشخصه، حالش به‌هم ميخوره! از ماشین ميزنه بيرون و پيرهنشو درمياره و ميره لباس تيم برزيل رو ميپوشه و با سرعت به سمت سوپرماركت محل حركت ميكنه، تو مسيرش مردم رو دريبل ميزنه، يه دونه بوگير ماشین ميخره و مياد سمت ماشین و از فاصله ۳۰ متری بوگير رو ميندازه هوا و با يه برگردون شوتش ميكنه به سمت شیشه ماشین و راوي تبليغ هم با لحن جواد خياباني ميگه: «توووووووووووي ماشین! تووي ماشین! بوگير براي ماشین!».
Read more
 #من_نوشت تو زندگی خیلی هامون ممکنه شرایطی پیش بیاد که از افتادن یک اتفاق هراس بیش از حد داشته باشیم حالا ...
Media Removed
#من_نوشت تو زندگی خیلی هامون ممکنه شرایطی پیش بیاد که از افتادن یک اتفاق هراس بیش از حد داشته باشیم حالا اون اتفاق میتونه مرگ باشه میتونه جدایی باشه میتونه از دست دادن یا حتی شکست باشه کاری ندارم به ماهیت اتفاق مهم اون ترسه! خیلی هامون که نه بهتره بگم هممون این حس رو تجربه کردیم و میکنیم هر ... #من_نوشت
تو زندگی خیلی هامون ممکنه شرایطی پیش بیاد که از افتادن یک اتفاق هراس بیش از حد داشته باشیم
حالا اون اتفاق میتونه مرگ باشه
میتونه جدایی باشه
میتونه از دست دادن یا حتی
شکست باشه
کاری ندارم به ماهیت اتفاق
مهم اون ترسه!
خیلی هامون که نه
بهتره بگم هممون این حس رو تجربه کردیم و میکنیم هر لحظه به نوعی
و دست و پا میزنییم شبانه روز
دقیقه به دقیقه
تو حس تلخو تعریف نشدنیه ترس
نکنه که بره
نکنه نشه
نکنه که اونجوری ...نکنه که فلان... نکنه که....
مثلا خود من
یه ترس خیلی بزرگ و عمیق که بماند چی
چند سالی تو دلم خونه کرده بود
اونقدر بزرگ شده بود توی قلبم که
یادم رفته بود زندگی داره چطور میگذره
من دارم چطور رفتار میکنم
همیشه از خودم میپرسیدم اگر فلان روز برسه
من چطور میتونم محکم وایسم
من چطور میتونم کنار بیام
من چطور میتونم قبول کنم
اگر فلان اتفاق بیافته چطور تبدیل بشم
به یک انسان انگار نه انگار...
اون روز رسید
اون ترس اومد درست رو به روم واستادو خندید
نگاش کردم بی رحم بود
خیلی نگاش کردم خشن بود درد داشت
دروغ چرا
گریم گرفت
ناتوان شدم
تنهایی سلول به سلول بدنم رو پر کرد
ترسیدم
بازم ترسیدم
ایندفعه از (خودمی ) که روبه روی ترسش وایساده...
وقتی به ترسم با دقت بیشتری نگاه کردم
وقتی به خودم که با اون ترس روبه رو شده خیره شدم
یه درس بزرگی گرفتم
مواجه شدن با اون ترسی که شبانه روزت رو پر کرده اونقدرها هم ترسناک نیست...😊
انگاری یه کوله بار سنگین رو از دوشت بر میداری و آزاد میشی ...
شاید این آزادی تلخ باشه
اما بیشتر شیرینه...
سبک میشی
رها میشی
آزادی...
مال خود خودتی😍
اون موقع است که خنده ات میگیره
این خنده رو میتونم تو این جمله تعریف کنم :

يه لبخند ميتونه خيلى از حس ها رو پنهون كنه.
#ترس ، #اندوه، #قلب شكسته.
اما يه چيز رو خوب نشون ميده: #قدرت
و من امروز خیلی قدرتمندتر از دیروزم چون یکی از بزرگترین ترسهام رو پشت سرگذاشتم
چون بازم میخندم
.
از مواجه شدن با ترسهامون نترسیم
هیچی نمیشه که هیچ
ماییم که قدرتمندتریم
وترسها و عامل ترسهامون ضعیف تر و بی ارزش تر...
وسلام

پ.ن:
بازم تبریک میگم عید رو
تبریک میگم این عیدی قشنگی رو که غیور مردان ایرانی بهمون دادن امروز
تبریک میگم به خودم و تویی که داری یاد میگیری قوی تر باشی ❤
و اخ جون که فردا تعطیله هوووووووووووراااا😍😍😍
Read more
سلام وعرض ادب خسته نباشيد به تك تك بچه ها ماهمه با هميم پشت هم همون طوري كه شادي همون طور هم بايد ...
Media Removed
سلام وعرض ادب خسته نباشيد به تك تك بچه ها ماهمه با هميم پشت هم همون طوري كه شادي همون طور هم بايد تحمل همه سختيها رو داشته باشيم رفيقا فقط وفقط حمايت اين شب وروزها رو به ياد داشته باش و از گذشته درس بگير ...به احدي اجازه دخالت نديم ...بزرگا بزرگتري منه كوچيك تر حمايت وسلام همگي بشينيم هفته ... سلام وعرض ادب
خسته نباشيد به تك تك بچه ها
ماهمه با هميم
پشت هم
همون طوري كه شادي
همون طور هم بايد تحمل همه
سختيها رو داشته باشيم
رفيقا فقط وفقط حمايت
اين شب وروزها رو به ياد
داشته باش و از گذشته درس
بگير ...به احدي اجازه دخالت
نديم ...بزرگا بزرگتري منه
كوچيك تر حمايت وسلام
همگي بشينيم هفته اي رو كه
سراسر استرس و عدم تمركز
بود رو مرور كنيم ... حالا حله
متوجه شدي !!!!!!!!كمي
فكر كنيم همه چي رو به ياد
مي ياريم ...از اين لحظه به بعد
فقط وفقط تمركز و تلاش و
حمايت ...روزهاي سختي رو
بايد شاهد باشيم سخت تر از
ديروز و امروز ...بچه هاي تيم
از بزرگ تا كوچيك به حمايت و
اتحاد من و تو احتياج مبرمي
دارن تو اين شرايط پس حواس
جمع باش خانواده بزرگ
پرسپوليس اين روزها فقط و
فقط به صبر حمايت و ارامش
احتياج داره بازم تاكيد مي كنم
ارامش فكري وروحي پس تو
اين شرايط بر خودمون واجب
مي دونيم تمام اين ركن ها رو
براي تك تك بچه هاي تيم
فراهم كنيم ....اقايون كارشناس
در فضاي مجازي هم هيس !!!!
ودر اخر دمه هر چي
پرسپوليسيه با شعوره گرم
خودتم يه دنيا عشقي همگي
خسته نباشين ...اميدوارم از
فردا صبح همگي شادو
سلامت هفته خوبي رو شروع
كني .عشق است پرسپوليس
هميشه قهرمان واسه مام چه
اول باشه چه اخر يه دنيا عشقه
يا علي 👍❤️🚩🌹🏅🏆
Read more
<span class="emoji emoji27bf"></span><span class="emoji emoji27bf"></span> خدا رو شكر اين كنفرانس هم با توجه به شرايط عالي پيش رفت، اورال پرزنتيشن داشتم، روز اول، اسپيكر دوم ...
Media Removed
خدا رو شكر اين كنفرانس هم با توجه به شرايط عالي پيش رفت، اورال پرزنتيشن داشتم، روز اول، اسپيكر دوم بودم و چون اولش بود از نظر تكنيكي يه سري مشكلات داشتن كه اولش باعث شوكه شدنم شد، فكر كن بري اون بالا جلوي اونهمه آدم كه خيلياشون غولهاي آلزايمر و پاركينسونن بعد ببيني، پوينتر كار نميكنه و اسكرين جلوت ... ➿➿
خدا رو شكر اين كنفرانس هم با توجه به شرايط عالي پيش رفت، اورال پرزنتيشن داشتم، روز اول، اسپيكر دوم بودم و چون اولش بود از نظر تكنيكي يه سري مشكلات داشتن كه اولش باعث شوكه شدنم شد، فكر كن بري اون بالا جلوي اونهمه آدم كه خيلياشون غولهاي آلزايمر و پاركينسونن بعد ببيني، پوينتر كار نميكنه و اسكرين جلوت سياهه و اصلا روشن نميشه.. چند دقه طول كشيد تا عادت كنم به اينكه بايد با موس اسلايدهارو عوض كنم، انيميشنم هم كه كار نميكرد و وسطهاش براي ديدن اسلايدهام مجبور بودم گاهي به سمت چپ و اسكرين بزرگ نگاه كنم.. حس خيلي بدي بود، يه جور تو ذوق خوردن، ولي همزمان كه داشتم حرف ميزدم تو مغزم با فكر به اينكه؛ تو اين جمع هيچكس بهتر از تو، از پروژه و كارهات خبر نداره و مهم تسلط و آرامشته و ارائه پروژه ت به بهترين و ساده ترين نحوي كه هر كسي از هر فيلدي بتونه متوجه شه و علاقمند، مثل صبحش كه تو تاكسي واسه خودم مرورش ميكردم، بيخيال نگاه كردن به اسكرين پشتم كردم و با فوكوس روي شنونده ها و آتوپايلوت وار رفتم جلو.. تجربه فوق العاده جالبي بود، چون بهم ثابت شد بي نقص بودن و پرفكت بودن شرايط اطراف مون مهم و سرنوشت ساز نيست، مهم نحوه برخورد ما با مشكلات و كاستي هاست و كم نياوردن و محكم و قوي بودن.. اون لحظه وقتي سر ساعت ده و بيست دقه اسمت رو صدا ميكنن و دقه شمار گوشه پرزنتيشنت شروع ميكنه به معكوس شمردن شانس و حق اينو نداري بگي؛ آقا وايستين، اينش چرا كار نميكنه.. من اينجوري نميخوام يا نميتونم.. بيست دقه وقت داري كه گفتني هات رو بگي و بري تا نفر بعديت بياد.. مثل زندگي واقعي؛ وقتي يه سري اتفاقات و مشكلات برامون پيش مياد نميتونيم به عمر و لحظه ها بگيم؛ جان من استپ تا برم مسئولش رو بيارم، بايد در جا بهترين تصميم رو گرفت و پيش رفت.. هر چند انقدر بقيه اسپيكرها اعتراض كردن كه از روز دوم رسيدگي شد و اسكرين رو راه انداختن ولي پوينتر همچنان كار نميكرد و موس گاهي از روي اشتباه و يا استرس ميفتاد زمين يا به جاي اسلايد جلو ميرفت اسلايد عقب.. بگذريم؛ جداي همه اين حرفها؛ ديشب نصفه شب رسيديم و امروز تمام مدت مشغول شستن و خونه رو مرتب كردن و سفره هفت سين چيدن بودم، لحظه تحويل سالم مشغول تي كشيدن و يك ربع بعدش متوجه شدم كه عه سال نو شده و به قول قديميا تا آخر سال مشغول كار كردنم.. حاج احمد مشغول جدا كردن بادوم هاي آجيل بود و آلوچه ها خواب خواب!! عليرغم همه اين شلوغ پلوغي، حس خيلي خوبي نسبت به سال جديد دارم و دلم خيلي روشنه.. راستي عيدتون مبارك، لحظه سال تحويل شما كجا بودين و در چه حال.. #گپ_خودموني_آزاجون
Read more
بسم الله الرحمن الرحیم #سكانس_اول فاطمه جلوي در مي ايستد. يك حلقه از اشك داخل چشمهاي داوود مي درخشد.فاطمه ...
Media Removed
بسم الله الرحمن الرحیم #سكانس_اول فاطمه جلوي در مي ايستد. يك حلقه از اشك داخل چشمهاي داوود مي درخشد.فاطمه خم ميشود كه داوود دستش را مي گيرد... . _ ديگه چي؟!..حواست نيستا فاطمه لبخند ميزند ، بازوي داوود را تكيه ي دست ميكند و آرام روي زمين نيم خيز ميشود . _ قول دادم! داوود دست و بازوي فاطمه را ... بسم الله الرحمن الرحیم
#سكانس_اول
فاطمه جلوي در مي ايستد. يك حلقه از اشك داخل چشمهاي داوود مي درخشد.فاطمه خم ميشود كه داوود دستش را مي گيرد... .
_ ديگه چي؟!..حواست نيستا
فاطمه لبخند ميزند ، بازوي داوود را تكيه ي دست ميكند و آرام روي زمين نيم خيز ميشود .

_ قول دادم!
داوود دست و بازوي فاطمه را سفت چسبيده تا تعادل او بهم نخورد.
_ قول دادي كه...؟
.
_ كه خودم بند پوتينتو ببندم! ...محكم!
فاطمه با كمك داوود بلند شده و به چشمهاي او خيره ميشود... چانه ي داوود از بغض مي لرزد...
.

_ مواظب خودت باش.. يعني...مواظب خودتون! .
.______________________
#سكانس_دوم
_ چرا چشماتو مي بندي ؟
_ ميخوام رفتنت برام سخت نشه..
اميرحسين ساكش را زمين مي اندازد
_ هنوز دل نكندم زهرا... .
زهرا چشمهايش را باز ميكند، ساك را برميدارد.
سمت در حياط ميرود و ساك را توي كوچه ميگزارد.
_امير برو... برو تا دلمو نلرزوندي... برو تا پشيمون نشدم..
اميرحسين اشكهايش را با گوشه آستين پاك ميكند. پايش را بين در ميگزارد.
_ از خونه ي خودم بيرونم ميكني ؟!
.
_ از دلم كه بيرونت نكردم!
امير با چشمهاي غمبار به زهرا خيره ميشود
_ سختمه امير..سخت ترش نكن..
_ حلال ميكني؟
_ به خدا قسم راضيم امير..به روح بابا داوودم قسم كه راضيم .
_____________
#سكانس_سوم:
حنانه ، پله ها را دوتا يكي كرده ، خودش را به طبقه همكف ميرساند. در آسانسور باز ميشود.
_حنانه!! ...چرا اومدي پايين ؟! .
_ دلم طاقت نياورد!..طاقت نياورد قدر همين سه طبقه دوريتو تحمل كنم!
دانيال آه بلندي ميكشد و سري تكان ميدهد.
_ دانيال! سفارشام يادت نميره؟! .
دانيال سرش را بلند و به چشمهاي خيس از اشك حنانه خيره ميشود.دستهاي او را ميگيرد و ميفشارد
_ مگه تو يه لحظه از يادم ميري كه سفارشات يادم بره؟
_ بگو..بگو..بگو نه براي اين كه ببينم سفارشام يادت هست يا نه...براي اين كه يه كم بيشتر صداتو بشنوم..
.

_ سفارش اول: مراقب خودم باشم! يواش شهيد بشم!!.... .
هر دو يكصدا مي خندند..
_ خوب ...ديگه؟
_ سفارش دوم: رسوندن سلام به سيدحسن! و سفارش سوم: نماز به نيابت!
حنانه اخمي كرده و سرش را برميگرداند!
_همين الان يادت رفت؟..سفارش سومم كامل يادت نيست!
دانيال بغض ميكند..سر حنانه را ميان دستهايش ميگيرد.صورت حنانه گر ميگيرد.
_ سختمه حنانه...ميفهمي سخته بدون تو نماز خوندن وسط مسجدالاقصي؟
_ بابا امير حسينم هميشه بدون ما زينبيه رو زيارت ميكرد!
_ حنانه.. زيادي دوستت دارم!
_ولي نه بيشتر از خدا! .

______
#بازنشرپست به دلیل اتفاقات اخیر و جنایت علیه مظلومین فلسطین
Read more
 #پروژه_گلگلی _^ #قشنگ_سازی جعبه كه تموم شد نشستم و خوب بهش نگاه كردم همين يك ساعتی كه سرگرمم كرده ...
Media Removed
#پروژه_گلگلی _^ #قشنگ_سازی جعبه كه تموم شد نشستم و خوب بهش نگاه كردم همين يك ساعتی كه سرگرمم كرده بود كاملا از منِ قبل و بعد خودش يه آدم ديگه ساخته بود .. بعد ياد پست قبلم افتادم سعي كردم زود يه نتيجه خوب بگيرم؛ اينكه شايد خيلی وقتا براي خيليامون اون چيزی شده كه نخواستيم باشه .. لااقل لابلای اون نشده ... #پروژه_گلگلی
_^
#قشنگ_سازی جعبه كه تموم شد نشستم و خوب بهش نگاه كردم همين يك ساعتی كه سرگرمم كرده بود كاملا از منِ قبل و بعد خودش يه آدم ديگه ساخته بود .. بعد ياد پست قبلم افتادم سعي كردم زود يه نتيجه خوب بگيرم؛ اينكه شايد خيلی وقتا براي خيليامون اون چيزی شده كه نخواستيم باشه .. لااقل لابلای اون نشده ها بچپونيم خواسته هامونو!! خوبه لااقل گاهي آدم خودشو گم كنه و تو چيزی غرق بشه كه اون #لبخند_قشنگه رو شده واسه يه لحظه مهمونش كنه.. خلاصه كه خواستم لبخند قشنگرو باهاتون شريك بشم كه بگم كه پر و بالِ دوست داشتنيهاتونو نچينين و اجازه غرق شدن بخودتون بدين.. تو كتاب تو موسيقي تو هنر تو ورزش .. يعنی ميخوام بگم مابين زندگياي خشك و رسمي و اداريمون باااايد كاري بكنيم كه حالمون با اون كار خوب تر بشه و اون لبخند قشنگه به لبمون بشينه ..و گر نه من كه اگه با هنر عشق بازي نكنم با شغلم احتمالا در سن ٤٠ سالگي يه خانوم مسن غر غرو و پوسيده خواهم شد! كه يه نگاه سرد داره و در هيچ محفلي جاش نيست ! والا مگه دنيا دو روز نيست 🙃 با تقديمِ لبخند قشنگه ..
آخه بقولی خنده رو ها به بهشت ميروند ..
مخصوصا اگه هنرمند هم باشن😉🌱
#انرژی_مثبت #پتینه_كاری 🌸

@shirin.bahman
Read more
چند لحظه صبر به اندازه بستن قفل هاي هارنس وقتي يه نفر حرفي ميزنه كه ناراحت مي شويد قبل از جواب دادن يا ...
Media Removed
چند لحظه صبر به اندازه بستن قفل هاي هارنس وقتي يه نفر حرفي ميزنه كه ناراحت مي شويد قبل از جواب دادن يا واكنش تو ذهن خودتون شروع كنيد به بستن قفل هاي هارنس بعد از تمام شدن جواب بديد يا واكنش نشون بديد يادتون باشه شما تو آسمان پرواز مي كنيد تفاوت داريد با آدمهاي معمولي وقتي مي خواهيد كسي رو قضاوت كنيد ... چند لحظه صبر به اندازه بستن قفل هاي هارنس
وقتي يه نفر حرفي ميزنه كه ناراحت مي شويد قبل از جواب دادن يا واكنش تو ذهن خودتون شروع كنيد به بستن قفل هاي هارنس بعد از تمام شدن جواب بديد يا واكنش نشون بديد
يادتون باشه شما تو آسمان پرواز مي كنيد تفاوت داريد با آدمهاي معمولي
وقتي مي خواهيد كسي رو قضاوت كنيد يه لحظه صبر كنيد قفل هاي هارنس و تو ذهنتون ببنديد
يادتون باشه شما پرواز مي كنيد و از اون بالا همه ي آدمها يه نقطه هستند شبيه هم
وقتي عجله داريد و بدون توجه به قوانين رانندگي مي كنيد و رفتار مخاطره آميز تو رانندگي داريدكه ممكن باعث آسيب به خودتون و ديگران بشه
يه لحظه صبر كنيد تو ذهنتون قفل هاي هارنس و ببنديد بعد ادامه بديد
يادتون باشه شما با آدمهاي عادي تفاوت داريد شما پرواز مي كنيد و از مرز خطر مي گذريد
وقتي وسوسه مي شيد كه واسه يه مقدار پول بيشتر رفتار غير اخلاقي انجام بديد يه لحظه صبر كنيد قفل هاي هارنس و ببنديد

شما دنياي مادي رو رها كرديد رفتيد تو آسمان پاتون و از زمين خاكي جدا كرديد
وقتي احساس غرور كرديد از توانايي هاي خودتون يه لحظه صبر كنيد قفل هاي هارنس و ببنديد و يادتون باشه كه زير بار غرور شما يه نفر ديگه له نشه
شما پرواز مي كنيد يعني با آدمهاي عادي تفاوت داريد
شما توانايي بيشتري داريد پس مسئوليت بيشتري هم داريد
قفل هاي هارنس و ببنديد تو هر لحظه اي كه احساس كرديد مثل همه داريد يه اشتباه رو انجام ميديد
لطفا بستن قفل هارنس را فراموش نكنيد
بستن قفل هارنس در نهايت طول عمر و ارتفاع منش و معرفت شما را طولاني تر مي كنه
شايد روزي دنياي أطراف ما قشنگ تر از اين باشد. #paragliding #zatacroteam #amazingparagliding
Read more
سلام بچه ها خوبين؟ از انتشار اين عكس در صفحه ى شخصيش دو سالى ميگذره و داشتم پيجشو نگاه ميكردم كه دلم خواست ...
Media Removed
سلام بچه ها خوبين؟ از انتشار اين عكس در صفحه ى شخصيش دو سالى ميگذره و داشتم پيجشو نگاه ميكردم كه دلم خواست همين الان ، اون روز بود.نه فقط به خاطر برف، بلكه به خاطر حال خوب اون روزا . مثل بيمارى كه دكترها ازش قطع اميد كردن و يه روز ميبينه شفا پيدا كرده، اون روز هم من و احسان از يك اتفاق خيلى بد و غيرقابل پيش ... سلام بچه ها خوبين؟ از انتشار اين عكس در صفحه ى شخصيش دو سالى ميگذره و داشتم پيجشو نگاه ميكردم كه دلم خواست همين الان ، اون روز بود.نه فقط به خاطر برف، بلكه به خاطر حال خوب اون روزا .
مثل بيمارى كه دكترها ازش قطع اميد كردن و يه روز ميبينه شفا پيدا كرده، اون روز هم من و احسان از يك اتفاق خيلى بد و غيرقابل پيش بينى، از روزاى خيلى خيلى سخت كه ياداورى جزئياتش هم اسون نيست ، رها شديم.
قبول دارين يك سرى رنج ها توى زندگى ادما هست كه مخصوص يه سنيه؟ مثلا توى دهه ٢٠ زندگيت در حد توانت نيست كه اين حجم از سختى رو يه جا به دوش بكشى. يا مثلا اب شدن شريك زندگيتو ببينى. ميدونين چى ميگم؟
مثل اين ميمونه ضعف بدنى داشته باشي اما بهت بگن بايد اين وزنه ى ٥٠ كيليويى رو با خودت دو سال حمل كنى و حتى زمينم نذاريش. نميشه ديگه. مى پُكى.
ولى.... من به شخصه نميدونم چمه كه عاشق روزاى بحرانى ام🤦🏻‍♀️. در حقيقت عاشق حل كردنم چه معما، چه مشكل، يه پايه ى مشتى ام دارم كه پا به پام مياد تا حلش كنيم. لذت بخش تر از اون زمانيه كه يه مدتى از بحران ميگذره و يه جاى دنج توى جنگل النگدره ى سفيد پوش ، براى خودت يه چايي ريختى و دارى روى برفا باهاش قدم ميزنى و در حاليكه رد حُرم نفسا توى هوا به هم برخورد ميكنن، اون روزا رو مرور ميكنى. تنها حسى كه اون لحظه دارى اينه، مى بالى، نه فقط به خودت بلكه به اون.
بياين سعى كنيم بحرانامونو حل كنيم. روزاى سخت، به خودىِ خود طاقت فرساست، سخت ترش نكنيم. هممونم داشتيم و خواهيم داشت. پايه باشيم نه حاد كننده ى مشكل.
حالا كه تا اينجاى متن منو منت گذاشتيد و خونديد، يه دعاي خيرم برام بكنيد لطفا. "يكشنبه درو شالى داريم و نيازمند بار مثبتِ انرژىِ دعاهاىِ خيرتونيم"
ارادت
الناز و احسان
Read more
رفته بوديم سوبانگ،محل برگزاري مسابقات دوچرخه سواري جاده و كوهستان در چارچوب بازيهاي اسيايي جاكارتا.....حوالي ٢٥٠كيلومتر فاصله با جاكارتا پايتخت اندونزي داشت طول مسير پر روستا بود،روستاهايي كوچك و زيبا روي خط استوا با مردماني فقير ولبخندي مدام وقتي مسابقه تموم شد و رفتيم سمت ماشين كه برگرديم ... رفته بوديم سوبانگ،محل برگزاري مسابقات دوچرخه سواري جاده و كوهستان در چارچوب بازيهاي اسيايي جاكارتا.....حوالي ٢٥٠كيلومتر فاصله با جاكارتا پايتخت اندونزي داشت
طول مسير پر روستا بود،روستاهايي كوچك و زيبا روي خط استوا با مردماني فقير ولبخندي مدام
وقتي مسابقه تموم شد و رفتيم سمت ماشين كه برگرديم من غافلگير شدم
تعداد زيادي از مردم اومده بودن با من عكس بندازن تا اينجا قدري براي ما عادي است اما اونجايي من بهت زده شدم كه يه لحظه احساس كردم كه دارن دستم! رو ميبوسن🤭
خيلي معذب شدم،جدا معذب شدم ولي بعد متوجه شدم كه دستت رو ميگيرن و به گونه اشون ميزنن اين نوعي احترام هست......
تجربه متفاوتي بود اما تمام مسير برگشت تامحل اقامتمون در جاكارتا به اين فكر ميكردم برخي چي در وجودشونه كه خودشون دستشون رو ميبرن جلو تا ديگران كمر خم كنن و دستشون رو ببوسن!؟🤔
من كه واقعا معذب شدم و در كلام اقاي حاجي نوروزي همكار پيشكسوت و گرانقدرم كه بخش كوتاهي از اين اتفاق رو تصوير گرفتند مشخصه
.
.
.
خاطره نوشت:اگه يه طوري نميپيچوندم يه دو سه ساعتي حداقل بايد عكس ميگرفتم😎كه در يك حركت انتحاري فرار كردم
.
.
.
نكته نوشت:مردم اندونزي به ما كه ميرسيدن دو كلمه ميگفتن:
"سلام"
"آيت الله".......!!!
.
.
.
#خاطره #سفر #اندونزي #جاكارتا #رسم #فرهنگ #عكس #كوهستان #جاده #دوچرخه_سواری #همكار #ورزش
#استوایی #بازيهاي_آسيايي_2018
#مسلمان #ايران #آيت_الله_العظمی
#شبكه_سه #مجري #گزارشگر #سفرنامه
Read more
دلم تنگ تويي است ك نميداني ك نميپرسي حال دلتان چطور است ك بگوييم تو ك هستي خوب است ؛ عاليست بهتر از ...
Media Removed
دلم تنگ تويي است ك نميداني ك نميپرسي حال دلتان چطور است ك بگوييم تو ك هستي خوب است ؛ عاليست بهتر از اين نخواهد شد! دلم براي تويي تنگ است ك آرام خوابيده اي و نميداني چه عذابيست در گذشته بيدار ماندن يعني چه...؟ همه ي ما دلتنگيم! حتي دلتنگ كوچكترين لكه اي از خاطرات در گذشته! حتي همان نور لامپِ ... دلم تنگ تويي است
ك نميداني
ك نميپرسي حال دلتان چطور است
ك بگوييم تو ك هستي خوب است ؛
عاليست بهتر از اين نخواهد شد!
دلم براي تويي تنگ است
ك آرام خوابيده اي
و نميداني چه عذابيست
در گذشته بيدار ماندن
يعني چه...؟
همه ي ما دلتنگيم!
حتي دلتنگ كوچكترين
لكه اي از خاطرات در گذشته!
حتي همان نور لامپِ اتاق
ك به موقع لايو هميشه مسئله ي
غر زدنمان بود به دليل اينكه
مزاحم هميشگي عكسهايمان بود!
دلتنگ با شوق كامنتها را خواندن!
دلتنگ آن سادگي و بي ريا بودن!
دلتنگ آن صورت مظلوم!
دلتنگ گذشته...!
آري،
ما در دلتنگي ،
دلتنگ ترينيم!
ما با خيلي از سختيها زندگي
كرديم با خيلي از بي معرفتيها
كنار اومديم، همه ي كم ديده شدن
هارو به جون خريديم اما
توهين هاي اين روزها...
واقعا بعضي از توهين ها
در توان ما نيست و از تحمل
كردنشون عاجز هستيم!
كسايي ك اصلاً نه از گذشته
نه از سختيا نه از كم لطفي ها
خبر دارن ميان و توهين ميكنن
و اين واقعا براي يه طرفدار ك
خواننده ي محبوبشو مثل يكي
از اعضاي خانوادش ميدونه و
دوسش داره خيلي سخته!
خيلي سخت!
يادته اون متن يكي از
هوادارا ك ميگفت پويان مختاري كيست؟
كسي بود ك هزاران نقاط
مثبت آشكار داشت!
ولي الان پويان مختاري كيست ؟
كيست...؟
قضاوت با خودت داداش!
ما همون طرفدارايي هستيم
ك لحظه به لحظه با شادي هات
شاد و با ناراحتيات غمگين بوديم!
و اين حرف شايد بي منت ترين
حرف دنيا باشه!
فقط براي اينكه بدوني ما
بد تورو نميخوايم!
ما هوادارت بوديم و ميمونيم
ولي اين بستگي به تو داره
ك اين هواداري مارو سربلند كنه
يا...؟
فقط ميتونيم بگيم
اميدواريم همه چيز به گذشته برگرده...
.
از طرف پي امي هاي قديمي و واقعي!
@pooyanmokhtari
#pooyanmokhtari
#اهواز #حاشیه #ایذه #پویان_ مختاری #شیراز #استانبول
Read more
<span class="emoji emoji2757"></span>️<span class="emoji emoji2757"></span>️<span class="emoji emoji2757"></span>️لطفا تا آخر بخونيد ! من معمولا فيلم/نمايش خوب رو به صورت استورى ميزارم كه همه گذرى يه نگاهى بندازن ...
Media Removed
️لطفا تا آخر بخونيد ! من معمولا فيلم/نمايش خوب رو به صورت استورى ميزارم كه همه گذرى يه نگاهى بندازن و شايدم دلشون بخواد ببينن ! اما اينبار اين نمايش رو پست ميكنم تا به اين بهونه يكسرى حرف ها بزنم و نظرات بقيه رو بدونم و اين كه اگه كسى دوست داشت اين پست رو به اشتراك بزاره ( استورى يا تگ ) تا شايد از بين ... ❗️❗️❗️لطفا تا آخر بخونيد ! من معمولا فيلم/نمايش خوب رو به صورت استورى ميزارم كه همه گذرى يه نگاهى بندازن و شايدم دلشون بخواد ببينن ! اما اينبار اين نمايش رو پست ميكنم تا به اين بهونه يكسرى حرف ها بزنم و نظرات بقيه رو بدونم و اين كه اگه كسى دوست داشت اين پست رو به اشتراك بزاره ( استورى يا تگ ) تا شايد از بين تمام كسانى كه اين پست رو ميبينن يك نفر تحت تاثير قرار بگيره و تغيير كنه !
اول از همه بايد بگم كه كار با وجود سادگى ، فوق العاده زيبا بود و كارگردانى و بازى و متن بسيار خوبى داشت ( تا تموم نشده ببينيد ). اين كار به گونه اى ، مستندى بود كه در قالب نمايش پيامش رو ميرسونه و حرفش رو ميزنه ! و انصافا هنر اينجور جاهاست كه خودى نشون ميده ! و از تفريح و تجارت فاصله ميگيره و تبديل به پتكى ميشه كه ميخوره تو صورت تماشاگر ، مثل سيلى ميشه كه همه چى رو ميشوره و ميبره , يا شايدم آينه اى كه آدم و متوجه حقيقت خودش ميكنه !
حقيقتى كه واقعا وجود داره و خيلى تلخه !
بريم سراغ موضوع نمايش كه راجع به كسانى هست كه ما اون ها رو اقليت ميدونيم ، بهشون ميخنديم ، جدى نميگيريمشون و فكر ميكنيم كه اون ها با ما فرق دارند ! ميدونيد چرا ؟! چون ما فراموش كرديم قبل اين كه زن باشيم يا مرد يا هيچكدوم همه ما انسانيم !
فراموش كرديم كه هر كدوممون حق و حقوق خودمون رو داريم و هر كسى به اندازه ديگرى حق زندگى داره !
حقم داريم ! چون از بدو تولد شنيديم مردها فلان زن ها فلان ! و با جملاتى مثل ( مرد كه گريه نميكنه ) و ( زن واسه بچه دار شدنه )و امثال اين ها گوشمونو پر كردند و ما هم هميشه بين اين ٢ جنس فرق گذاشتيم ! حالا فكر كنيد يك نفر شامل هيچ كدوم ازين ٢ دسته نباشه و ويژگى هاى هر ٢ رو داره(ترنس/دوجنسه) بايد چكار كنه ؟! يه لحظه فكر كنيد ، فكر كن پسرى اما بايد آرايش كنى و لباس دخترونه بپوشى ! يا فكر كن دخترى اما بايد ريش سيبيل داشته باشى و تيپ پسرونه بزنى ! فكر كن دخترى بفرستنت سربازى ! فكر كن پسرى بخوان شوهرت بدن !
بازهم خنده داره ؟! بازهم بامزس !؟ ميبينى ؟ ديگه نيست ، ديگه اصلا نيست . اگه يه لحظه خودمون رو جاشون بزاريم دست از قضاوت ميكشيم و تمام اين رفتار هاى ناپسند از جمله خنديدن و با دست اشاره كردن تا آزار و اذيت جنسى رو متوقف ميكنيم !
خواهشى كه ازتون دارم اينه كه يكم در اين باره مطاله كنيد ، چنتا ويدئو كوتاه ببينيد و يكم فكر كنيد تا شايد يكم ، فقط يكم ديدتون نسبت به اين مسائل تغيير كنه و احساس بهترى به آدم هايى بديد كه كم اذيت نشدن و سختى نكشيدن ! در ضمن اكثر اين افراد توسط خانواده و نسل
Read more
اينجا رو بخونيد و نظرتونو بنويسيد و براي دوستاتون هم بفرستين ((((("""گاهي وقتا بايد به اين فكر كنم كه چي شد كه من اينجا ايستادم ، كجا ميرم ، تا الان خوب جلو اومدم يا عقب موندم از جريان زندگي . يه وقتايي كه هيچي درست جلو نميره بايد نشست يه گوشه يه فنجون قهوه يه #موسيقي و لحظه اي به اين فكر كرد كه من چقدر ... اينجا رو بخونيد و نظرتونو بنويسيد و براي دوستاتون هم بفرستين ((((("""گاهي وقتا بايد به اين فكر كنم كه چي شد كه من اينجا ايستادم ، كجا ميرم ، تا الان خوب جلو اومدم يا عقب موندم از جريان زندگي .
يه وقتايي كه هيچي درست جلو نميره بايد نشست يه گوشه
يه فنجون قهوه
يه #موسيقي
و لحظه اي به اين فكر كرد كه من چقدر از دنياي كوچيك اطرافم لذت ميبرم
#زندگي #لحظه هاي #كوچيك و #به هم #پيوسته ي جهان بي كران خداست
اگر الان كلافه اي برو يه گوشه با خودت يه قرار بذار و چند لحظه به خودت فكر كن""""))) #بزن_بخون #زندگي #پيانو #صدا #خواننده
Read more
1️⃣3️⃣ قسمت پنجم اما انسان هنوز درد ميكشد. هنوز درد ميكشد. هنوز درد ميكشد. در مسلخ عشق جز نكو را ...
Media Removed
1️⃣3️⃣ قسمت پنجم اما انسان هنوز درد ميكشد. هنوز درد ميكشد. هنوز درد ميكشد. در مسلخ عشق جز نكو را نكشند روبه صفاتان زشت خو را نكشند اگر عاشق صادرى ز كشتن مهراس مردار بود هر آن كه او را نكشند البته با مير زاده ى عشقى از طريق اشعارشان آشنا بودم شاعر ممتاز و خوش قريحه اى بود. ميگويند خداوندگان هنر ... 1️⃣3️⃣
قسمت پنجم
اما انسان هنوز درد ميكشد. هنوز درد ميكشد. هنوز درد ميكشد.
در مسلخ عشق جز نكو را نكشند
روبه صفاتان زشت خو را نكشند
اگر عاشق صادرى ز كشتن مهراس
مردار بود هر آن كه او را نكشند
البته با مير زاده ى عشقى از طريق اشعارشان آشنا بودم شاعر ممتاز و خوش قريحه اى بود. ميگويند خداوندگان هنر قانون ستيرند. اما بنده هم چون صفتى را براى احد و الناسى قائل نيستم. ستيزى در كار نيست. مير زاده ى عشقى هم قانون ستيز نبود. بر عكس از قاعده و آيين پيروى ميكرد، اما نه از اين قانون بى مقررات و ملزومات ملزومه. قانون ناگريز. قانون بى زوال. قانون باطنى. قانونى كه طبيعى تر از آن هيچ چيز در جهان نيست. قانونى كه همه به آن تمكين ميكنند.
از ناپلون گرفته تا استالين فرقى نميكند. هر كس به اندازه ى فهم و لياقتش. قانونى كه ميگويد هر كس بالقوه يك متجاوز است و هر متجاوز بالقوه اين توانايى را دارد كه به يك متجاور بالفعل تبديل شود. قانونى كه باعث ميشود هر كس به ديگرى تنه بزند و راه خودش را باز كند
قانونى كه باعث ميشود هر كس مانع پيشرفت و ترقى ديگرى شود. قانون تنه زدن، قانون تعددى...
قانون نمرود!"
ميبينى من ميتونم برات تك تك لحظه ها و خاطراتمون رو تعريف كنم
اون روز كه اين نمايشنامه رو خوندى با خودم گفتم قراره كاره خطرناكى انجام بدى. من باهات حرف نميزدم ولى تو ديگه چرا با من حرف نميزدى. تو ديگه چرا منو #صدا نكردى بى معرفت. گاهى وقتا خودمو بابت حرف نزدن با تو توجيه ميكردم كه خودش بلده كه چجورى كنار بياد. گاهى وقتا كه روى كاناپه ميشستم ميديدم ميومدى رو به روى آيينه وايميستادى و سرتو ميبردى جلو تر و دست به ريشت ميكشيدى. و به تار سفيد ريشت خيره ميشدى و من برات دست ميزدم كه #افرين، ببين چه خوب به پاى خودش پير شده.
حالا بعد از اين همه سال حرف نزدم كه از خاطرات يه طرفه مون برات تعريف كنم.
يادت رفته كه هر كسى يه خود ديگه هم داره. اگه تو بميرى و #نفست بند بياد منم ميميرم و نفسم ميگيره. اومدم بگم پاشو بيدار شو. بسه. اومزم بگم اگه نمردى و #زنده برگشتى. به دليل داره. تنها دليلش اينه كه بايد پس بگيرى از كسي كه خيلى ساله همه ى روزا و شباتو ازت گرفته. من همين جا #كنارت روى صندلى نشستم. فكر كنم تنها كسي كه تو اين دنيا مونده باشه و دلش بخواد زنده بمونى، منم. من و تو تنها ترين آدم هايى هستيم كه بى پناه بين #مرگ و #زندگى دست و پا ميزنيم.
Read more
هميشه تو بهترين لحظه هاي زندگيتون، همون لحظه هايي كه داريد خاطره ميسازيد، همون موقع هايي كه بهترين ...
Media Removed
هميشه تو بهترين لحظه هاي زندگيتون، همون لحظه هايي كه داريد خاطره ميسازيد، همون موقع هايي كه بهترين حالتِ ممكنه واستون، و تو اون لحظه ها خيلي خوش ميگذرونيد، يه اهنگ انتخاب كنيد كه تو اون لحظه ها پلي كنيد كه بره تو ذهنتون ، كه بعدتر ها اگه اون اهنگ رو اتفاقي جايي شنيديد، ياده بهترين لحظه هاي زندگيتون ... هميشه تو بهترين لحظه هاي زندگيتون، همون لحظه هايي كه داريد خاطره ميسازيد، همون موقع هايي كه بهترين حالتِ ممكنه واستون، و تو اون لحظه ها خيلي خوش ميگذرونيد، يه اهنگ انتخاب كنيد كه تو اون لحظه ها پلي كنيد كه بره تو ذهنتون ، كه بعدتر ها اگه اون اهنگ رو اتفاقي جايي شنيديد، ياده بهترين لحظه هاي زندگيتون بيوفتيد، كه با ثانيه، ثانيه ي اون اهنگ لحظه به لحظه ي اون دوران واستون زنده بشه، كه بعدش تو دلتون بگيد، يادش بخير، چه خوب بود، و بارها و بارها اون اهنگ رو گوش كنيد...
اسم اين اهنگ ها رو تو ليست موزيك هاتون بذاريد اهنگ هاي لحظه هاي خوش زندگي، كه هر وقت دلتون تنگ شد بريد اون اهنگ رو پلي كنيد كه بعدش ببرتتون به اون لحظه ها، با همون ادم ها.
كه فقط اين آهنگ اون موقع ها رو براتون زنده ميكنه. خيلي خوبه يه اهنگ ادم رو ياده بهترين لحظه هاي زندگيش بندازه كه بعدش چيزي به جز يه لبخند نباشه....
كه فقط ته دلت بخوايي بازم از اون لحظه ها بسازي، بازم بخوايي دست اون ادم ها رو بگيري بري همونجاهايي كه رفتي، كه اون لحظه ها زنده بشه، كه بشه بهترين لحظه زندگيتون...
Read more
. . دلم خواست داستان يه شب ِبارونيِ سرد رو بنويسم توي سوپرماركت ِكوچيك ِيه پمب بنزين ِبين راهي جاده ...
Media Removed
. . دلم خواست داستان يه شب ِبارونيِ سرد رو بنويسم توي سوپرماركت ِكوچيك ِيه پمب بنزين ِبين راهي جاده فيروزكوه. وقتي داشتيم از يه سفر فشردهء آموزشي دوروزه برميگشتيم تهران و راننده ميني بوس ميخواست بنزين بزنه، من از فرصت استفاده كردم كه كمي گوشيم رو شارژ كنم كه رسيدم تهران بتونم اسنپ بگيرم. . وارد ... .
.

دلم خواست داستان يه شب ِبارونيِ سرد رو بنويسم توي سوپرماركت ِكوچيك ِيه پمب بنزين ِبين راهي جاده فيروزكوه.

وقتي داشتيم از يه سفر فشردهء آموزشي دوروزه برميگشتيم تهران و راننده ميني بوس ميخواست بنزين بزنه، من از فرصت استفاده كردم كه كمي گوشيم رو شارژ كنم كه رسيدم تهران بتونم اسنپ بگيرم. .
وارد كه شدم يه گرماي مطبوعي خورد توي صورتم . با لبخند سلام كردم و گفتم ميشه گوشيم رو بزنم به شارژ؟
جوونك ِ پشت ميز، با لهجه اصفهاني و با روي خوش گفت بله. چرا كه نه؟ گوشي رو زدم به شارژ و همونجا نشستم پشت اون ميز ِ تميز با روميزي ِ پارچه اي قرمز.
بيرون ، بارون شدت گرفته بود و با برف قاطي شده بود. چشمم خورد به سماور بزرگ اون گوشه . جوونك متوجه نگاهم شد و با مهرباني گفت چاي ميخورين؟ و گفتم بله. اگر ممكنه.
جوونك گفت بله حتما البته با يه موسيقي خوب . .
و لحظاتي بعد ، من بودم كه توي يه سوپرماركت ِكافه طور توي يه پمب بنزين ِ وسط جاده فيروزكوه نشسته بودم و توي استكان كمرباريك چاي ميخوردم و به صداي گرم شجريان گوش ميدادم و به باروني كه ميخورد به شيشه نگاه ميكردم.
.

چنددقيقه بعد ، پول چاي رو حساب كردم و اومدم سوار ميني بوس شدم و راه افتاديم به سمت تهران ولي هنوز ، بعد از گذشت يه شبانه روز حس خوبي كه توي اون ده دقيقه تجربه كردم با منه . و همچنان باور دارم كه زندگي پُره از لحظه هاي ريز و كوچيك و كم هزينه اي كه منتظرن كه ببينمشون و اونها هم در مقابل من رو پر كنن از حس خوب .
و يادم بمونه مثل جوونك ِ پمب بنزيني كه به قول خودش ، روزگار از ديار خودش كشونده بودش به اونجا، دست و دلبازانه و بي چشم داشت ، حس هاي خوب ِ بي هزينه گُسيل كنم به غريبه هاي رهگذر . كه عجيب توي اين روزهاي دنيامون، به اين خوبي هاي ريز و كوچيك نياز داريم.
آرزو
آذر نود و هفت
Read more
. . يه روزي مياد كه ميفهمي قرار نبوده و نيست كه به همه دلخواسته ها و روياپردازي ها و آرزوهاي رنگ به رنگت ...
Media Removed
. . يه روزي مياد كه ميفهمي قرار نبوده و نيست كه به همه دلخواسته ها و روياپردازي ها و آرزوهاي رنگ به رنگت برسي. ميفهمي كه بعضي چيزا بايد در حد همون دلخواسته بمونن و فقط گه گداري يادت بياد كه يه روزي ، اينو ميخواستي و به هر دليلي نشد. يه روزي از روزهاي زندگيت ياد ميگيري كه يه الك برداري و بيفتي به جون همه ... .
.
يه روزي مياد كه ميفهمي قرار نبوده و نيست كه به همه دلخواسته ها و روياپردازي ها و آرزوهاي رنگ به رنگت برسي.
ميفهمي كه بعضي چيزا بايد در حد همون دلخواسته بمونن و فقط گه گداري يادت بياد كه يه روزي ، اينو ميخواستي و به هر دليلي نشد.
يه روزي از روزهاي زندگيت ياد ميگيري كه يه الك برداري و بيفتي به جون همه اون آرزوها و خواسته هاي جور واجورت كه از سالهاي خيلي دور ، دونه دونه اومدن و جاخوش كردن توي ليست ِ خواستني هات از زندگي و دنيا ...
از نواختن ِسازدهني بگير تا اون دخترك ِنقاش با موهاي گوجه اي... از يه دختر ِمالتي لنگواِج بودن بگير تا بانوي نويسنده اي كه خواننده هاش ، واسه اثر جديدش از شب قبل صف كشيدن توي خيابون... ازون هيكل ِفيت بگير تا يه دخترِ عميق و دانا با انبوهي از كتاباي خونده شده..
از اون خونهء شيرواني دار ِ كف چوبي كه با پرچين از خونه همسايه جدا شده بگير تا هپي فميلي و دوتا بچهء گوگولي...
ازون دخترك ِماجراجويِ كوله به پشت ِ جهانگرد بگير تا اون خانوم شيك و پيكي كه بيزنس شخصي خودش رو داره
از آوازخوندن و همه رو مسحور كردن بگير تا بي ام دبليوي سُربي رنگ...
از استاد دانشگاهي كه دانشجوهاش عاشقشن بگير تا اون دختري كه يه مانيفست ِشخصي عميق واسه زندگيش داره.. .

داشتم ميگفتم...
يه روزي ياد ميگيري كه اَلَك برداري و خواسته هات رو ازش رد كني و از بين اونها ،چندتاشون كه با حال امروزت ميخونه رو نگه داري و خيلي جدي و راسخ بچسبي بهشون و تا ته اشون بري و هربار كه اون دلخواسته هاي قديمي، دوباره به فكرت و ذهنت سرك كشيدن ، بدونِ حسرت ، يه لبخند پهن حواله شون كني ، كمي باهاشون وقت بگذروني و معاشرت كني، و بعد با مهربوني دستي به شونه شون بزني و با كمال احترام بدرقه شون كني كه برَن و بدون اينكه غرق بشي توشون ، دوباره برگردي سروقت اون چندتا دلخواسته ء از الك رد شده ات و با همه ء وجودت بپردازي بهشون و از دنياي خواسته و آرزو بياريشون بيرون و تبديلشون كني به بخشي از زندگيت.

ارزو / پاييز ِ جانِ نودوهفت🍂😊
.

عكس بيرطه به نوشته ولي من اينجا، توي اين لحظه، عجيب حس خوب داشتم و خواستم اين عكس ثبت بشه توي خونهءاينستاگراميم🤓
Read more
1️⃣4️⃣ -زمزمه هاى بيدارى، پرستار- قسمت اول پرستار به اتاقى كه خوابيده ام وارد ميشود و زمزمه ميكند: {شب ...
Media Removed
1️⃣4️⃣ -زمزمه هاى بيدارى، پرستار- قسمت اول پرستار به اتاقى كه خوابيده ام وارد ميشود و زمزمه ميكند: {شب بود بيابان بود زمستان بود بوران و سرماى فراوان بود يارم در اغوشم هراس بود...} ميدونى، ما هر چقدر اعماق #كيهان رو ميبينيم در واقع داريم گذشته ى اون رو ميبينيم يعنى احتمالش هست ستاره اى ... 1️⃣4️⃣
-زمزمه هاى بيدارى، پرستار-
قسمت اول
پرستار به اتاقى كه خوابيده ام وارد ميشود و زمزمه ميكند:
{شب بود بيابان بود زمستان بود
بوران و سرماى فراوان بود
يارم در اغوشم هراس بود...}
ميدونى، ما هر چقدر اعماق #كيهان رو ميبينيم در واقع داريم گذشته ى اون رو ميبينيم
يعنى احتمالش هست ستاره اى رو دارى الان ميبينى كه هزاران سال پيش نابود شده
برعكسشم درسته، اگه از اون ستاره به زمين نگاه كنى احتمالا هنوز مرده ها زنده ان و ما هنوز به دنيا نيومديم.
خوبه امروز اين دستگاه نشون ميده حالت بهتره
عجيبه نه؟ اينجا ديگه همه ميشناسنت البته حق هم دارن فكر نميكنم هيچ كس به اندازه ى من فهميده باشه كه تو چقدر سكوت دارى
نه اين كه ندونن اما الان هفت ماه و بيست و پنج روزه كه اينجا خوابيدى روى همين تخت، ٢٨ روز و ٨ ساعتم هست كه چشماتو باز كردى ولى #حرف نميزنى
اون روزى كه اوردنت اينجا نبودم اما بچه ها تعريف ميكردن به #سقف خيره شده بودى
دست يكى از پرستارا رو گرفته بودى و ميگفتى،
اگر #اسكندر سربازانش را از تاريخ بيرون بياورد و خون هاى ريخته به رگ هاى سربازانشان برگردند من هم دست و پاى گم شده ام را پيدا ميكنم براى #بغل كردنت
بعد چند لحظه #برق چشمات براى چند لحظه ميره ميگفت خودش وايساده بود و ديد دكتر شيفت ساعت #مرگ تو اعلام كرد
ساعت ٥:٠٨ شب، داشتن وسايل رو ازت جدا ميكردن كه يكهو #ضربان قلبت رو تصوير مياد
نزديك به ده دقيقه #قلبت ايستاده بود. مادربزرگم ميگفت يه نفر اگه كار نصفه و نيمه داشته باشه به اين راحتيا قلبش كنده نميشه روحش پر نميكشه
اينجا همه ذوقت رو ميكنن، اما تو اين شيش ماهى كه اينجا بودى دكتر رياست ازت قطع اميد كرده بود ميگفت اگرم بهوش بياد ديگه نميتونه حرف بزنه راه بره فقط اگه توان داشته باشه بتونه پلك بزنه
بچه شدم، نبايد اينا رو به تو بگم، فقط خواستم بگم اگه نميتونى حرف بزنى اگه نميتونى دستاتو تكون بدى طبيعيه خوف ورت نداره يه وقت
حالا كار نصفه و نيمه ى تو چيه؟
از روزى كه چشماتو باز كردى دو شيفت وايميستم
تو اسم ندارى؟
هيچى تو جيبات پيدا نكردن جز يه سرى نامه و يه اتيكت لباس كه روش سايز ٣٨ خورده
ته نامه ها فقط زده بودى پدر، بابا، تصدقت. چيه خيلى فضولى كردم؟
ببين من همه ى نامه هاتو خوندم اما به هيچ كس نگفتم كه تو كجا بودى و از كجا اومدى
ينى ميخوام بهت بگم...
چقدر حرف زدم...
كاره نا تمومت دخترته؟ كاره ناتمومت زنته؟
كاره ناتمومت خودتى!
Read more
من با خانواده زندگى ميكنم هيچ وقت خريد خونه نميكنم پدر و مادرم امروز بعد از خريد در مورد قيمتها حرف ميزدن ...
Media Removed
من با خانواده زندگى ميكنم هيچ وقت خريد خونه نميكنم پدر و مادرم امروز بعد از خريد در مورد قيمتها حرف ميزدن كه همه چى تقريبا دو برابر شده. يه لحظه خودم و گذاشتم جاى پدرى كه ميره خريد ولى دست خالى بر ميگرده پدرى كه نميتونه پول گوشت كيلويى ٦٥ هزار تومان و بده .خدايا كجايى؟خودت برس به داد اين مردم من با خانواده زندگى ميكنم هيچ وقت خريد خونه نميكنم پدر و مادرم امروز بعد از خريد در مورد قيمتها حرف ميزدن كه همه چى تقريبا دو برابر شده. يه لحظه خودم و گذاشتم جاى پدرى كه ميره خريد ولى دست خالى بر ميگرده پدرى كه نميتونه پول گوشت كيلويى ٦٥ هزار تومان و بده .خدايا كجايى؟خودت برس به داد اين مردم😞🙏
- به سلامتي اون دختري که اين حرفو به پسره گفت: پسر خوب داداش من يه لحظه به حرفام گوش کن!! من يه دخترم ، از ...
Media Removed
- به سلامتي اون دختري که اين حرفو به پسره گفت: پسر خوب داداش من يه لحظه به حرفام گوش کن!! من يه دخترم ، از نظر تو ضعيفم ولى با همين ضعيف بودنم توانايى نابود کردنتو دارم پس بام در نيوفت!! وقتى بم ميگى چقد بد تيپى، تيپت سادست ،از تيپت خوشم نمياد به اين توجه کن که من چرا بايد تيپ کنم چرا خودمو خوشگل کنم واسه کى؟!واسه ... - به سلامتي اون دختري که اين حرفو به پسره گفت: پسر خوب داداش من يه لحظه به حرفام گوش کن!! من يه دخترم ، از نظر تو ضعيفم ولى با همين ضعيف بودنم توانايى نابود کردنتو دارم پس بام در نيوفت!! وقتى بم ميگى چقد بد تيپى، تيپت سادست ،از تيپت خوشم نمياد به اين توجه کن که من چرا بايد تيپ کنم چرا خودمو خوشگل کنم واسه کى؟!واسه تو؟!واسه امثال تو؟! که چى بشه؟! که بگى اووووف چه شاخ بود؟ چه داف بود؟!نه داداش اشتباه گرفتى، من تيپم سادس،نه اينکه نتونم تيپ کنما نه! ارزش من بالاتر از اينه که تو بخواى به چشم بد بهم نگاه کنى! فک کردى ساپورت پا کردن سخته؟! فک کردى مانتو جلو باز يا مانتو تنگ و کوتاه پوشيدن سخته؟! نه والا اسونه اسونه ولى من ارزشم بالاتر از اونه که، خودمو اينقد اسون به حراج بزارم ؟هر وقت امثال تو هواي چشماتونو داشتين منم تيپ ميکنم هه سلامتي دختراي سالم ... دخترا لايک کنن....پسراى باغيرتم همينطور...
Read more
روياي كودكي : يادمه كه وقتي بچه بودم عيديهامو خرج نميكردم ، چون نو بودن جمع ميكردم و هميشه ميگفتم يه ...
Media Removed
روياي كودكي : يادمه كه وقتي بچه بودم عيديهامو خرج نميكردم ، چون نو بودن جمع ميكردم و هميشه ميگفتم يه روزي اين پولا جمع ميشنو با ارزش ميشن ، ولي مادربزرگم عيدا هميشه ١ دلاري عيدي ميداد ، اونم خرج نميكردم . حالا امروز اتفاقي رفتم سراغ اون كيف پولم كه اين پولا توش بودن، يه لحظه به پولا نگاه انداختم واقعا ... روياي كودكي : يادمه كه وقتي بچه بودم عيديهامو خرج نميكردم ، چون نو بودن جمع ميكردم و هميشه ميگفتم يه روزي اين پولا جمع ميشنو با ارزش ميشن ، ولي مادربزرگم عيدا هميشه ١ دلاري عيدي ميداد ، اونم خرج نميكردم . حالا امروز اتفاقي رفتم سراغ اون كيف پولم كه اين پولا توش بودن، يه لحظه به پولا نگاه انداختم واقعا بغضم گرفت ، همه ي اون پولا جمعش به اون يه دلاري مادربزرگم نميرسيد. بله اين روياي كودكي من و يه عالمه جوون اين مملكته كه سالهاست نابود شده، خواستم از همه ي اون آدمايي كه اين كارو كردن تشكر كنم . عكس هم از خودم #فرياد #بي_كفايتي
Read more
نگاهشون اين قدر آشنا بود كه انگار هزار ساله كه عميق ميشناسيشون، چشماشون رو انگار سال هاست تو ذهنت ثبتشون كرده باشي. شايد بارها از كنارشون رد شده باشم، شايد ازشون از اون لواشك كوچولوها كه هميشه دستشونه خريده باشم، شايد پشت چراغ قرمز نزديك خونمون اومده باشند شيشه ماشين رو تميز كرده باشند شايد ازشون ... نگاهشون اين قدر آشنا بود كه انگار هزار ساله كه عميق ميشناسيشون، چشماشون رو انگار سال هاست تو ذهنت ثبتشون كرده باشي. شايد بارها از كنارشون رد شده باشم، شايد ازشون از اون لواشك كوچولوها كه هميشه دستشونه خريده باشم، شايد پشت چراغ قرمز نزديك خونمون اومده باشند شيشه ماشين رو تميز كرده باشند شايد ازشون ازون رُزاي قرمز كه دورش يه تلق پلاستيكي پيچيدند خريده باشم، شايد بهم گفته باشند آقا ميشه يه فال بخري؟ و هزارتا شايد ديگه... خوبيش اين بود كه به دور از هر تحميلي كه هر روز بهشون ميشه براي كار كردن، امروز داشتند مي خنديدند. منم باهاشون مي خنديدم. بهش گفتم يه لحظه به من نگاه ميكني عكس بگيرم؟ بهم داشت نگاه مي كرد، خودش يه ژست گرفت، يه لبخند كوچولو هم زد. خواهرش خيلي هواشو داشت، واسش موهاشو درست مي كرد، هي بهش يه چيزايي ميگفت انگار كه نصيحتش كنه.
كاشكي ميشُد باهاشون مهربون تر باشيم.
جشن يلدا براي بچه هاي بازمانده از مدرسه و كودكان كار. #خانه_رويش_مهرگان #كودكان_كار #مهرباني_هست #ngo #لبخند_بزن_كه_شهر_ديوانه_شود #چشمهایش #childlabor #endchildlabor
Read more
. <span class="emoji emoji1f49f"></span> همون آدم باش ... . <span class="emoji emoji1f530"></span> وقتي باور كردي كه هدفي داري و براي رسيدن به اون بايد تلاش كني و از جون و دل مايه ...
Media Removed
. همون آدم باش ... . وقتي باور كردي كه هدفي داري و براي رسيدن به اون بايد تلاش كني و از جون و دل مايه بذاري ، ديگه هيچ نيرويي نميتونه متوقفت كنهه حالا چه اون نيرو يك شخص باشه ... و چه افكار آزار دهنده دروني تو باشه . (( تابستونمو از دست دادم ... نميدونم بايد چيكار كنم ! فكر نكنم بشه با اين وضع موفق ... .
💟 همون آدم باش ...
.
🔰 وقتي باور كردي كه هدفي داري و براي رسيدن به اون بايد تلاش كني و از جون و دل مايه بذاري ، ديگه هيچ نيرويي نميتونه متوقفت كنهه 💪
حالا چه اون نيرو يك شخص باشه ...
و چه افكار آزار دهنده دروني تو باشه 😄
.
🔰 (( تابستونمو از دست دادم ... نميدونم بايد چيكار كنم ! فكر نكنم بشه با اين وضع موفق شد و ... )) 😱😱😱
دوست عزيزم ! فدات شم !
نميتونم چيه ؟! نميشه چيه ؟!
مثل اينكه هنوز هدفتو از ته دل نميخواي نههه ؟؟
چون اگه هدفتو از ته وجودت بخواي اينقدر سرگرم تلاش براي رسيدن به اون هستي كه حتي به اين چيزا فكر هم نميكنيي 😉
.
🔰 آدمي كه تصميم داره جدن به هدفي برسه
رو نميشه متوقف كرد ! همون آدم باش 💪
براي هدفت بجننگ كنكوري !!!
حتي يه لحظه هم فكر نكن نميشههه
سال هاي گذشته خيليا از همين موقعا شروع كردن و الان دارن بهترين دانشگاه ها پزشكي و دندون پزشكي ميخونن 🎓
شما هم ميتوني دوست عزيزم 😊
.
🔰 ما هم كنارتون هستيم و تنهاتون نميذاريم
براي جبران عقب موندگي هاي گذشته و سبقت گرفتن از رقبا براتون دي وي دي هاي آموزشي مفهومي آماده كرديم كه در كمتر زمان بتونين به مباحث درسي مسلط شين و يه دانش آموز خاص باشين 🤗 براي تهيه دي وي دي ها به دایرکت پيام بدين باهاتون تماس ميگيريم و راهنماييتون ميكنيم 🌹
.
#دکتر_کاویانی #مکتبستان
#مشاوره #مشاوره_کنکور #مشاور_کنکور
#کنکور #کنکور۹۸ #کنکور_تجربی #پزشکی
#قبولی_پزشکی #رتبه_برتر_شدن #موفق_شدن #قبولی_کنکور
Read more
چقدر دورى بده هميشه فكر ميكردم كه خواهرزاده داشتن فقط باعث به وجود اومدن يه حس بامزه ته دل آدم مى شه. ...
Media Removed
چقدر دورى بده هميشه فكر ميكردم كه خواهرزاده داشتن فقط باعث به وجود اومدن يه حس بامزه ته دل آدم مى شه. همين و بس! هيچ وقت حتى براى يك لحظه تصور نمى كردم اين قدرررر روم تاثير داشته باشه. نمى دونين چقدر از وقتم تو روز صرف ديدن عكس هاش و فيلم هاش مى شه و چه اندازه تو روز به شيرين كارياش فكر مى كنم تمام روز به ... چقدر دورى بده
هميشه فكر ميكردم كه خواهرزاده داشتن فقط باعث به وجود اومدن يه حس بامزه ته دل آدم مى شه. همين و بس! هيچ وقت حتى براى يك لحظه تصور نمى كردم اين قدرررر روم تاثير داشته باشه.
نمى دونين چقدر از وقتم تو روز صرف ديدن عكس هاش و فيلم هاش مى شه و چه اندازه تو روز به شيرين كارياش فكر مى كنم
تمام روز به قد و قواره و هيكلش فكر مى كنم. به اون هيكل لاغر و شيكم گردش.
به اينكه تو اين چند ماه بلندتر شده، يا هنوز همون قدر فسقليه.
به روزى فكر مى كنم كه از فرودگاه اومدم خونه و بعد از يك سال ديدمش؛ يه موجود خيلى كوچولو با چشماى خواب آلود و لباى خندون، دم در منتظر من وايساده كه من بيام و بغلش كنم تا بتونه سوغاتياش رو بگيره.
فكر مى كنم به همه ى اون وقتايى كه تا كمرش رو بوس بارون نمى كردم، آروم نمى شد.
به خنده هاش، وقتى دنبالش مى دوييدم كه قلقلكش بدم.
يا به اينكه وقتى برگشتيم اون بليز بتمنى كه براش گرفته بودم رو يك روز كامل از تنش در نمى آورد (با اينكه مثل يه پيرهن بود براش از بس بزرگ بود-فقط براى چهار سال داشت لباس رو خب چه كار مى كردم😂 ) چون شب قبل، قبل از خواب تنش كردم و صبح كه بيدار شده بود، هرچقدر خونه رو گشته بود مارو پيدا نميكرد.
با اينكه تا جايى كه مى شه تو اِسكايپ كلى بازى مى كنيم باهم؛ با اينكه بعضى صبح ها با صداش كه مى گه: "دُدا دُدا بادو لالا نه" (درسا درسا پاشو لالا نكن) بيدار ميشم ( و درست تو همين لحظه مى بينم كه يهو لبخند رو لباش نقش مى بنده از اين كه موفق شده خاله ش رو بيدار كنه)
با وجود اين همه خاطره، عكس، فيلم و تماس هاى تصويرى؛ با وجود گزارش هاى لحظه به لحظه ى خواهرم از بزرگ شدنش،
هيچ چيز، هيچ چيز! جاى لپاش رو تو دستم يا سرش رو شونه م رو نميتونه پر كنه.

#خواهرزاده #عشق_من #قربونت_بشم #كوچولو #فسقلی #نيما #ريز #nephew #mymuffin #noonoor #googooli #batman #iran #tehran #canada #دورى #تهران #نوووونووور #هشتگ_فرت
Read more
بهترين مامان جون دنيا، رفتى و حسرت ديدارت مثل يه درد قديمى و بى تسكين چه آشناست. چه نزديكى مثل هميشه ...
Media Removed
بهترين مامان جون دنيا، رفتى و حسرت ديدارت مثل يه درد قديمى و بى تسكين چه آشناست. چه نزديكى مثل هميشه به قلبم كه هيچ وقت دور نبودى. من چه خوشبختم كه تو مامان جون من بودى. من چه خوشبختم كه از تو ياد گرفتم، كه تجربه كردم كنار تو بودن رو . تو هميشه هستى، مگه ميشه كه لحظه اى نباشى. تو همه جون و روح و پوست و خونمى. ... بهترين مامان جون دنيا، رفتى و حسرت ديدارت مثل يه درد قديمى و بى تسكين چه آشناست. چه نزديكى مثل هميشه به قلبم كه هيچ وقت دور نبودى.
من چه خوشبختم كه تو مامان جون من بودى. من چه خوشبختم كه از تو ياد گرفتم، كه تجربه كردم كنار تو بودن رو . تو هميشه هستى، مگه ميشه كه لحظه اى نباشى. تو همه جون و روح و پوست و خونمى. حالا آزاد، رهاى رها، به هر جا كه دوست داشتى پر بكش. يه سر هم پيش من بيا كه دلم برات لك زده.
Read more
. . كنفرانس مطبوعاتي كريستيانو : . پيوستن به يوونتوس تصميم آسوني بود. يووه بهترين باشگاه ايتالياست. ...
Media Removed
. . كنفرانس مطبوعاتي كريستيانو : . پيوستن به يوونتوس تصميم آسوني بود. يووه بهترين باشگاه ايتالياست. مربي بزرگ، رئيس بزرگ و تيم خوبي دارن كه عادت به برنده شدن داره. بعد از فينال چمپيونزليگ تصميم نگرفته بودم كجا ميرم . براي من اين يه قدم رو به عقب نيست. بازي براي يووه يه گام رو به جلو در دوران حرفه ... .
.
كنفرانس مطبوعاتي كريستيانو :
.
پيوستن به يوونتوس تصميم آسوني بود. يووه بهترين باشگاه ايتالياست. مربي بزرگ، رئيس بزرگ و تيم خوبي دارن كه عادت به برنده شدن داره. بعد از فينال چمپيونزليگ تصميم نگرفته بودم كجا ميرم
.
براي من اين يه قدم رو به عقب نيست. بازي براي يووه يه گام رو به جلو در دوران حرفه ايمه. خيلي افتخار ميكنم كه يووه تصميم به خريد من گرفت و ميخوام اونا رو به سطح حتي بالاتري برسونم
.
هميشه ميخواستم درون و بيرون زمين يه نمونه باشم و ميخوام به اين ادامه بدم. ميخوام سخت كار و به يوونتوس كمك كنم جام ها رو بدست بياره و تيم هم به من كمك ميكنه تا باهم برنده بشيم
.
تشويق هواداراي يووه بعد از برگردونم در فصل پيش يه لحظه عالي برام بود. براي واكنششون و همچنين خوش آمدگويي امروز خيلي ممنونم. اشتياق زيادي وجود داره و اميدوارم در زمين پاسخشون رو بدم
.
براي تعطيلات اينجا نيومدم. ميخوام يه علامت مهم در تاريخ يوونتوس به جا بزارم. من هميشه ميخوام عناوين رو ببرم و بهترين باشم
.
هيچوقت فكر نميكردم پنج تا توپ طلا ميبرم اما شايد بتونم اينجا در يووه بازم ببرم، چرا كه نه؟ ولي اين چيزي نيست كه باعث بي خوابيم بشه
.
ميدونم كه هر تيمي ميخواد قهرمان چمپيونزليگ بشه. شانس وجود داره ولي ما براي همه جام ها مبارزه ميكنيم. بايد آروم باشيم چون بردن چمپيونزليگ خيلي سخته. يووه در سالهاي اخير چندبار به بردنش نزديك بوده ولي فينال ها هميشه غيرقابل پيش بيني هستن. اميدوارم بتونم به يوونتوس كمك كنم قهرمان چمپيونزليگ بشه
.
ليگ ايتاليا بسيار دشوار و تاكتيكيه. ميدونم سخت خواهد بود اما هيچ چيز در دوران حرفه اي من آسون نبوده و آماده ام براي موفقيت سخت كار كنم. آرومم و مثبت فكر ميكنم چون مطمئنم براي اين گام سخت جديدم آماده خواهم بود
.
تموم كردن دوران حرفه ايم در اسپورتينگ؟ ميخوام همه رو سورپرايز كنم و روي مرحله فعليم تمركز كردم. يه قرارداد چهار ساله با يوونتوس بستم و ميخوام جام هاي زيادي در اينجا ببرم
.
پيشنهاد يووه تنها پيشنهادي بود كه داشتم. اين يه چالش جديده ولي براش آماده ام. هنوز خيلي جوونم و هميشه از چالش خوشم مياد. اسپورتينگ ليسبون، منچستريونايتد، رئال مادريد تاحالا يه دوران حرفه اي رويايي بوده
Read more
<span class="emoji emoji27bf"></span><span class="emoji emoji27bf"></span><span class="emoji emoji27bf"></span> وقتي داريم به جلو حركت ميكنيم و تو مسيرمون به پله و سربالايي ميرسيم ناخودآگاه پاهامون سست ميشه.. ...
Media Removed
وقتي داريم به جلو حركت ميكنيم و تو مسيرمون به پله و سربالايي ميرسيم ناخودآگاه پاهامون سست ميشه.. ناخودآگاه با خودمون فكر ميكنيم: چقدر سخت، چقدر طولاني، عجب بدشانسي، من نميتونم، چرا اين اتفاقات فقط واسه من ميفته.. همين فكرها و همين زمزمه ها باعث از بين رفتن انرژي و قدرت زيادي تو بدنمون ميشه ... ➿➿➿
وقتي داريم به جلو حركت ميكنيم و تو مسيرمون به پله و سربالايي ميرسيم ناخودآگاه پاهامون سست ميشه.. ناخودآگاه با خودمون فكر ميكنيم: چقدر سخت، چقدر طولاني، عجب بدشانسي، من نميتونم، چرا اين اتفاقات فقط واسه من ميفته.. همين فكرها و همين زمزمه ها باعث از بين رفتن انرژي و قدرت زيادي تو بدنمون ميشه و انرژيي كه قراره صرف بالا رفتن از پله ها و طي كردن اون سربالايي بشه ميره براي حل و فصل يه جور خستگي، ناتواني و سد غيرقابل نفوذي كه تو ذهن ناخودآگاهمون درست كرديم.. در صورتيكه هيچ سربالايي و راه پله ايي تو دنيا نيست كه آخرش تموم نشه و ما از فتح كردنشون غرق شادي، غرور و احساس موفقيت نشيم.. فرقي نميكنه كي باشيم و كجاي اين كره خاكي و مشغول چه كاري.. همه مون هر روزه درگير سربالايي هاي زيادي هستيم.. كنكور، مريضي، تنهايي، مشكلات مالي، امتحان، طلاق، بي عدالتي، مرگ عزيزامون، تحميل هاي خانواده، اطرافيان و جامعه، غربت، اقليت بودن، شكست، خيانت و خيلي چيزهاي ديگه.. كافيه اينجور موقع ها به افراد مسن و پا به سن گذاشته اطرافمون نگاه كنيم.. ازشون بپرسيم بعد از هفتاد سال، هشتاد سال و نود سال تجربه دنيا يادآوري چه چيزي خوشحالشون ميكنه و از تجربه چه چيزي خيلي اذيت شدن.. داشتن چه چيزهايي بهشون آرامش دائمي داده و به دست اوردن چه چيزهايي خوشحالي هاي لحظه اي و كوتاه مدت.. خود شما تو زندگي و تا الان چه سدهايي رو رد كردين؟؟ اينجا براي ما بنويسين و باعث شين نااميدي از وجود بقيه رخت ببنده و نگاه ها از روي يك قدمي به هزار قدمي منتقل شه و از ديدن سربالايي ها و راه پله هاي پيچ واپيچ مسير زندگيشون نترسن و بدونن در آينده به همين سختي ها به يه ديد ديگه نگاه ميكنن و بهتره انرژيشون رو صرف فتح قله ها كنن نه مبارزه با افكار منفي.. اگر آدمهاي ديگه تونستن به خيلي جاها و چيزها برسن پس ما هم ميتونيم، كار نشد نداره فقط يه ذهن قوي ميخواد و اراده و صبر.. قانوني كه من بعد از هزار بار زمين خوردن ياد گرفتم، يه قانون مهم ديگه براي پيشرفت شناسايي آدمهاي اطراف تونه.. تا جايي كه ميتونين از آدمهاي ضعيف، منفي باف و بي انرژي دوري كنين چون اونا به شدت قدرت كشيدن به پايين شما رو دارن و با انرژي منفي شون ميتونن سدهاي شما رو محكمتر، سخت تر و غير قابل تر عبور كنن.. تجربه نشون داده، آدمها از تنهايي هرگز نمردن ولي همنشين بد ميتونه تمام آينده شما رو تغيير بده.. من از روزي كه دورم رو خلوت كردم آرامش، موفقيت و هدفمندي رو لمس و تجربه كردم، مادر ترزا بودن به موقعش، خيلي خوبه به شرط اينكه هرگز باعث زمين خوردن و يا در جا زدن خودتون نشه..
Read more
وقتى ديدم دوستم بليت سينماى فيلم "به وقت شام" رو گرفته يه لحظه تنم لرزيد... واقعيت اين بود كه سالها ...
Media Removed
وقتى ديدم دوستم بليت سينماى فيلم "به وقت شام" رو گرفته يه لحظه تنم لرزيد... واقعيت اين بود كه سالها خودم رو از فيلماى جنگ دور كرده بودم، چه ايرانى، چه خارجى! ولى روم نمى شد بگم نمى تونم بيام! خاطره ى عصر جمعه هاى تلخ با فيلماى جنگى كانال چهار يا بارها و بارها ديدن "آژانس شيشه اى" و متوارى شدن من و مامانم ... وقتى ديدم دوستم بليت سينماى فيلم "به وقت شام" رو گرفته يه لحظه تنم لرزيد... واقعيت اين بود كه سالها خودم رو از فيلماى جنگ دور كرده بودم، چه ايرانى، چه خارجى! ولى روم نمى شد بگم نمى تونم بيام! خاطره ى عصر جمعه هاى تلخ با فيلماى جنگى كانال چهار يا بارها و بارها ديدن "آژانس شيشه اى" و متوارى شدن من و مامانم تو خونه، تو ذهنم مرور مى شد! فقط يه نفر مثل ميخ جلوى تلويزيون، بدون جيك زدن شش دونگ حواسش به تلويزيون بود! پدرم... كه نه ماه فقط خط مقدم بود... تو اين همه سال، فقط چند تا جمله ازش شنيدم! هيچى راجع به اتفاقاتى كه افتاده بود، نمى گفت... يه آلبوم عكساى دوران جنگش رو داره كه اندازه ى كل زندگيش براش مهمه و اون دست منه... اون كسى بود كه سربازيش به جنگ خورد و اختلافات خواهرش و همسر خواهرش كه تيمسار بود، باعث ميشه يه روز صداى شوهر خواهرش رو بشنوه كه بيسيم زده به فرمانده ش و ميگه فلانى رو بفرست خط مقدم! مى گفت از ترس اينكه عراقيا شب با سيم گردنمونو نزنن خواب نداشتيم! پدرم، دايى كوچيكه م رو سه بار تو سن شونزده سالگى از اتوبوس جنگ مى كشونه پايين و بعدش هم پدربزرگم مى فرستتش امريكا تا جنگ تموم شه! فيلم "به وقت شام" فيلمى بود كه اگر فارغ از حرف و سخن ها و واكنش كارگردانش و غيره بهش نگاه كنيم، فوق العاده درست شده و بسيار تأثيرگذاره! جورى كه وقتى فيلم تموم شد و تمام حاضران سالن بلند شدن و دست زدن، من ناخودآگاه بر خلاف ميلم بد جورى بغضم تركيد و حالم خراب شد، همين جور اشك مى ريختم! من... با اين تيپ و قيافه... كى فكر مى كنه خانواده ى من چقدر شهيد زوركى داده؟ و همه ى اين صحنه ها برام دردناكه؟! خود پدر من! كى فكر مى كنه با اين تيپ يه جانبازه كه وقتى بهش گفتن برو يه برگه بگير كه پانيز بياد پزشكى تهران، نرفت و گفت دختر من بايد رو پاى خودش بايسته، من براى كشور و ناموسم جنگيدم! كراواتيه و صورتشم هميشه شيش تيغ مى كنه! كى فكرشو مى كرد كه همين الآن بازم چشام پر اشك بشه چون همون داييم از لب مرز به مادرم جواب داد كه لب مرزم، بايد برم، يا على، خدافظ! و منى كه باز بغضم منفجر شد مسج زدم دايى تو رو خدا برگرد... دايى نرو، تو مجبور نيستى دايى... تو همون دايى اى هستى كه روزاى بچگى جلو تلويزيون سرمو مى ذاشتم رو سينه ش و مى خوابيدم! تو برى، من چيكار كنم؟ بازم مى خواى من نابود شم؟
Read more
. چرا با وجود اينكه ميترسم باز جلو ميرم؟ من از بچگي عاشق هيجان بودم، عاشق انجام دادن كاراي غيرمعمول، از اون كارايي كه احتمال سالم مونده توشون بستگي به خوش شانسي شما داره، ميدونم كه اين عشق، عشق سالمي نيس. بيشتر شبيه سندروم استكهلم است. مثل يه گروگانگيري كه عاشق گروگانگيرش شده. ولي من با اين ... .
چرا با وجود اينكه ميترسم باز جلو ميرم؟

من از بچگي عاشق هيجان بودم، عاشق انجام دادن كاراي غيرمعمول، از اون كارايي كه احتمال سالم مونده توشون بستگي به خوش شانسي شما داره، ميدونم كه اين عشق، عشق سالمي نيس.

بيشتر شبيه سندروم استكهلم است. مثل يه گروگانگيري كه عاشق گروگانگيرش شده.

ولي من با اين عشق بزرگ شدم، و اينقد معتاد اينجور تجربه ها شدم كه انگار هيچ چيزي رو تو اين دنيا بيشتر اون دوس ندارم.
يه مدت ازش دور بودم و زندگيم حالت روتين پيدا كرد بود، يه لحظه هايش اينقد بي معني بود كه حتي خوندن كسل كننده ترين كتاب هاي درسي هم جلوش آدرنالين و هيجان خالص بود.

حالا داستان اينه كه ديشب با يه ترس از خواب پريدم.
يه ترس شاخ دار و دُمدار و سُمدار ولي با دوز متوسط.
هميشه از اينكه اتفاقي بيوفته براي همسفرهام( براي خودم كمتر(اينجور ادم دلسوز و فداكاري هستم)) هراس داشتم.
ولي چرا ميخوام اينكارو بكنم، چون چندتا پاراگراف بالاتر هم بهتون گفتم، عاشق اينكارم.
اين عشق همونجاييه كه ترس هم ازش سرچمشه ميگيره.
پس مني كه زياد نميتونم آروم بشينم يه جا وقتشه يه كار باحال بكنم.

چيزي كه ميخوام آخر اين حرفا بهتون بگم اينه كه، هر روز و هر لحظه اي كه داريد ميگذرونيد و هر نفسش داره شمارو به گور نزديك تر ميكنه، زندگي شماس. محض راضي خدا از گند زدن بهش دست برداريد و كارايي كه دوس داريد بكنيد.
منم اينو دوس دارم كه وسط يكي از همين كارام بميرم تا توي تختم و در حالي كه حتي توان تكون دادن بدنم رو هم ندارم تو سن هفتاد سالگي.
Read more
تو يه دنياي مجازي افتاديم كه همه تو عكس مي خوان خودشون و نشون بدن يا به اصطلاح مي خوان لاكچري باشن، هر ...
Media Removed
تو يه دنياي مجازي افتاديم كه همه تو عكس مي خوان خودشون و نشون بدن يا به اصطلاح مي خوان لاكچري باشن، هر كسي با چيزاي نو كه واسش ميگرن يا ميگيره خيلي سريع با فيگوراي مختلف وارد ميشه، خوب اين خيلي خوبه به هر حال آدم تو اون لحظه شاده و ميخواد شاديش و با دوستاش تقسيم كنه، اما با يه تيشرت ايف سن يا با يه كفش آديداس ... تو يه دنياي مجازي افتاديم كه همه تو عكس مي خوان خودشون و نشون بدن يا به اصطلاح مي خوان لاكچري باشن، هر كسي با چيزاي نو كه واسش ميگرن يا ميگيره خيلي سريع با فيگوراي مختلف وارد ميشه، خوب اين خيلي خوبه به هر حال آدم تو اون لحظه شاده و ميخواد شاديش و با دوستاش تقسيم كنه، اما با يه تيشرت ايف سن يا با يه كفش آديداس يا با يه عينك لويي يا ديور يا با يه اب معدني ووس يا از پشت عكس گرفتن يا عكس با پسرها يا دخترهاي مختلف تو خونه ملت يا رستوران ٢٤يي با ماشين ديگران يا استخرو پارتي و شيشه مشروب و دراگ و لوكيشن تركيه يا تِيبل ديگران يا آويزون با اين و اون يا مثلأ داف كه هنوز خيلي ها معني اين كلمرو نمي دونن يا پاف و خيلي چيزا ديگه، به اون شخص باكلاس يا لاكچري نميگن يا طرف مياد مهمونيت واسش ماشين ميگيري ميگه ميرم زعفرانيه بعد بهت خبر ميدن سردار جنگل پياده شده طرف، كه فقط به خاطره يه لوكيشن كه بالا عكسش باشه يا بخوره يا ببخشيد يه كفش اسيكس با يه مانتو ٢زاري كه فكر ميكنه كه همه فكر ميكنن از مزون خريده با يه تي شرت بتمن يا سوپر من با ٤٠٠ گرم مكاپ رو صورت بابا اينا لاكچري نيست يكم بيا تو بازي يكم بيا رو در رو خود واقعي تو تو دنياي واقعي ببينيم چند چندي اون خانوم يا اون اقا، يا با هركسي حرف ميزني يا فيتنسه يا مدله يا ميخواد اسم ٤ نفرو بياره كه من خيلي معروفم كه بابا اون ٤نفرم... اينالاكچري نيست اينا كمبوده كه بر ميگرده به بچگي ادم،آدم خوب باشه يا لاكچري كه الان تو اين دنيا مجازي جا افتاده چه لباس خوب بپوشه چه ارايش كرده باشه چه نداشته باشه يا نپوشيده باشه از دور داد ميزنه چون بايد درونت باشه اين موارد عزيزم، داستانه اون داهاتيه كه بهش بهترين كت شلوارو بهترين ادكلن (كه اينم بگم ادكلان واسه مرده عطر واسه زن تورو خدا به هر دوش لاكچري ها نگين عطر،) بله با بهترين كفش و ميدن ولي بازم داهاته طرف چون بايد اصالت اون شخصييت درونت باشه، بازم از ما گفتن بود نه جلب توجه نه هيچي فقط يه واقعيت، خودت باش اگه اوني كه قراره تورو بپسنده پس مي پسنده اينقدر خرج رو دست مامان بابات نزار عزيزم كسي كه از بچه گي سوار ماشين خوب بوده لباس خوب پوشيده جاهاي خوب رفته قشنگ ميشه فهميد مخصوصن از حرف زدن، پرچمش بالاست عزيزم شمايي كه ميگي پرچمت بالاست آخه چون تو آفسايد وايسادي
Read more
بهار با تموم زيبايياش قدم به شهر من گذاشت... از همه قشنگترشم شكوفه هاي درخت توي حياطمه ... مثل يه دختر ...
Media Removed
بهار با تموم زيبايياش قدم به شهر من گذاشت... از همه قشنگترشم شكوفه هاي درخت توي حياطمه ... مثل يه دختر زيبا و عاشق اينقد زيبا دلبري ميكنه كه دل هر كسي رو ميبره واي به حال مني كه عاشق گل و گياه و حياطمم ....️ غنچه هاي عاشقش با دوروز آفتاب ديدن همچين خنده به لب آوردن كه من موندم ميوه عشقشون چي ميشه؟؟؟ دلا ... بهار با تموم زيبايياش قدم به شهر من گذاشت... از همه قشنگترشم شكوفه هاي درخت توي حياطمه ... مثل يه دختر زيبا و عاشق اينقد زيبا دلبري ميكنه كه دل هر كسي رو ميبره واي به حال مني كه عاشق گل و گياه و حياطمم ....❤️ غنچه هاي عاشقش با دوروز آفتاب ديدن همچين خنده به لب آوردن كه من موندم ميوه عشقشون چي ميشه؟؟؟ دلا هرچقدرم غم توش باشه با ديدن اين شكوفه ها تبديل به شادي و سرور ميشه... با ديدنشون دل ادم زنده ميشه و ميفهمي هرچقدرم سياهي و تاريكي و غم و اندوه باشه جاشون رو به سفيدي و پاكي ، روشنايي و شادي و سرور ميده... غم دنيا گذراست و شادياشم گذراست .... باشه كه قدر همين لحظه داشته هامون رو بدونيم و تبديلش به عشق كنيم وگرنه بازگشت آسون نيست..... ايشالله كه دلاتون شاد و سرسبز باشه و غم از دلاتون دور!!!! 🙏🏻🙏🏻🙏🏻🌷🌷🌷🙏🏻🙏🏻🙏🏻مرسي همسري با اين عكس زيبايي كه برام گرفتي @h.moghimi8 ! بهار دلت هميشه سر سبز! ♥️♥️♥️ # #sweden #خونه_پر_عشق_من # #göteborg #trädgård
Read more
. . . زندگي هميشه قشنگياشو داره<span class="emoji emoji1f64f"></span>🏼🤗 زندگي هميشه بلوك سخت و سردي نيست كه فقط درونش پناه بگيري ...
Media Removed
. . . زندگي هميشه قشنگياشو داره🏼🤗 زندگي هميشه بلوك سخت و سردي نيست كه فقط درونش پناه بگيري و احساس كني، چرا سهم تو يه ترس و يه استرس دائميه، يهو در يه لحظه ، همه چيز ميتونه غرق نور و اميد بشه، وقتي شب رو با يه عالمه افكار پريشون كه بسختي تو ذهنت اونها رو پس ميزني به صبح ميرسوني، شايد هيچوقت به اين ... .
.
.

زندگي
هميشه
قشنگياشو
داره🙏🏼🤗
زندگي هميشه بلوك سخت و سردي نيست كه فقط درونش پناه بگيري و احساس كني، چرا سهم تو يه ترس و يه استرس دائميه، يهو در يه لحظه ، همه چيز ميتونه غرق نور و اميد بشه، وقتي شب رو با يه عالمه افكار پريشون كه بسختي تو ذهنت اونها رو پس ميزني به صبح ميرسوني، شايد هيچوقت به اين فكر نكني كه صبح فردا ميتونه نويدبخش ترين خبرها رو برات به ارمغان بياره، ...
وقتي به پادكست راديويي #پارادوكسِ #كامبيز_حسينى گوش ميدم، در آخر برنامه، هميشه از مهمونش ميپرسه، اون چيزي كه باعث شد، تورو در سخت ترين شرايط زندگي ، دوباره سرپا نگه داره چي بود؟! جوابهاي خيلي متنوعي رو از مهموناش دريافت ميكنه من هردفعه خودم رو بجاي مهمونش قرار ميدم و سعي ميكنم، جواب سوالش رو تو ذهنم پيدا كنم و جواب هربار و هربار همينه:
به اتفاقات سخت و سياه زندگي و يا حتي استرس اورترين لحظاتي كه گذروندم فكر ميكنم، ميبينم كه رفتند و گذشتند و هنوز من هستم و ادامه ميدم و شايد خيلي از اونها الان برام بي معنا شده باشند...
ميخوام بگم :
#زندگي_هميشه_قشنگياشو_داره
#در_دنياي_رنگي_بيادگار_بماند
پ ن : شنبه به اين قشنگي، ايشالا مباركش باد 🤗
هجدهم فروردين ماه ٩٧
Read more
به روال اين سالهايي كه كوچ كرده اون سر دنيا و سالي يكبار مياد، بعد از حدود يكسال برگشته و اينبار يكماهي ...
Media Removed
به روال اين سالهايي كه كوچ كرده اون سر دنيا و سالي يكبار مياد، بعد از حدود يكسال برگشته و اينبار يكماهي اينجاست. از اولين فرصتي كه دست ميده استفاده ميكنم و يه گپ و گفت دلچسب شكل ميگيره توي اون آپارتمان كوچولوي ِ گرمش توي خيابون ويلا. من نشستم روي كاناپهء روبروي آشپزخونه و اون داره چاي ميريزه و حرف ميزنه ... به روال اين سالهايي كه كوچ كرده اون سر دنيا و سالي يكبار مياد، بعد از حدود يكسال برگشته و اينبار يكماهي اينجاست. از اولين فرصتي كه دست ميده استفاده ميكنم و يه گپ و گفت دلچسب شكل ميگيره توي اون آپارتمان كوچولوي ِ گرمش توي خيابون ويلا.
من نشستم روي كاناپهء روبروي آشپزخونه و اون داره چاي ميريزه و حرف ميزنه و من انگار به جبران تمام روزهاي نبودنش، تك تك كلماتش رو ميبلعم.
ميگفت يه جايي از زندگي بايد يقه خودتو بگيري. محكم وايستي و يقه خودتو بگيري و چرايي ِ كارهات رو از زبون خودت بيرون بكشي.
ميگه تا خودت يقه خودت رو نگيري، هيچ چيزي عوض نميشه و هيچ نيروي بيروني نميتونه وادارت كنه به تغيير يا اينكه كاري برات بكنه و راهي رو نشونت بده
راست ميگه . همينجوري كه دارم نگاهش ميكنم ، پرت ميشم به حدود ده سال پيش و كلاسهاي يونگ و ناهيد. ميگفت بهترين روانكاو دنيا واسه خودت، خودتي اگر يه قاضي ِ سنگدل و جدي باشه در قبال خودت و عملكردت.
.
.
پ.ن : هميشه وقتايي كه خيلي توي
لحظه ام و دارم از تك تك ثانيه ها حظّ ميبرم ، اصلا حواسم به عكس گرفتن و ثبت كردن ِلحظه نيست. مثل همون شب. و اين عكس مربوط به كافه "حياط شماره٦٥" هست سمت ميدون فردوسي كه چندماه پيش رفته بودم.
.
.

دي ماه نود وشش
آرزو
Read more
واقعا چه خبره اينجا ؟؟ حال همه بده و فقط داريم زندگي ميكنيم ، از اين همه سياهي داريم زنده به گور ميشيم ...
Media Removed
واقعا چه خبره اينجا ؟؟ حال همه بده و فقط داريم زندگي ميكنيم ، از اين همه سياهي داريم زنده به گور ميشيم و ميميرم ، به من ميگيد چرا از خوبيها و شاديها نميگم ، گرون شدن دلار و بي ارزش شدن پول مملكت ما موضوع دردآوريه كه دردهاي ديگه رو به وجود مياره ، گرون شدن دلار خيلي مشكلات جامعه رو در برميگيره همين داروهايي ... واقعا چه خبره اينجا ؟؟ حال همه بده و فقط داريم زندگي ميكنيم ، از اين همه سياهي داريم زنده به گور ميشيم و ميميرم ، به من ميگيد چرا از خوبيها و شاديها نميگم ، گرون شدن دلار و بي ارزش شدن پول مملكت ما موضوع دردآوريه كه دردهاي ديگه رو به وجود مياره ، گرون شدن دلار خيلي مشكلات جامعه رو در برميگيره همين داروهايي كه بايد وارد كشور بشه و خيلي از عزيزان زندگيشون و زنده موندنشون به اين داروها بسته است ، عزيزي كه همه دارايي اش و فروخته و با سختي كسب و كاري رو راه انداخته و به خاك سياه نشسته و بدبخت شده و خلاصه نگم براتون از هزاران مشكلي كه تو اين جامعه براي بي ارزش شدن پول مملكت به وجود اومده و از گرونيهاي بيش از حد و از بيكاريهاي جوانان و از گرون شدن طلا و سكه و ازدواجهايي كه انجام نميشه و طلاقهايي كه اتفاق ميوفته و جوان پول نداره و بايد بيوفته زندان و خلاصه اينهمه درد و درد و حالا مردم دلشون به يه كسب و كار تو تلگرام خوش بود كه اونم فيلتر كردن و چهار نفر كه يه نوني در مياوردن اونها هم بيكار شدند ، اينهمه خشونت ناشي از فقر و بيكاري و بيماري و درده و يكي اين خشونت رو رو بچه اش و همسرش پياده ميكنه يكي حيوون زبون بسته رو ميزنه و ميكشه از پوست ببر و پلنگ هم نميگذرن و يكي خودكشي ميكنه از بي پولي و نداري ،يكي به مواد مخدر پناه ميبره و يكي به شكار حيوانات روي مياره و محيط بان مظلوم رو ميكشه يكي مياد جووناي نازنين مرزبانمون رو به شهادت ميرسونه و يكي از اين بازار گرون سواستفاده ميكنه و احتكار ميكنه و يكي صاحبخونه است دلش نميسوزه و شيره جان مستاجر بدبخت و ميمكه و يكي هم كارگريه كه ديگه نميتونه خرج خانواده اش و بده چون ماههاست كه حقوقش و نميدن ، يكي بيماره و يكي درد داره ،بذاريد دردهارو شماره نكنم . خواهش ميكنم به درد اين مردم برسيد خواهش ميكنم دردهارو درمان كنيد خواهش ميكنم بستري رو فراهم كنيد براي آرامش و كار جوانان و دست به دست ميهن رو كنيم آباد نه ويران . ما براي ساختن و بنا كردن دست به دست هم ميديم دلخوشيهاي مردم رو نگيريد و بذاريد حال دلمون خوب باشه . توقع زيادي نيست به خدا فقط آرامش ميخوايم .به خدا تو اين سالها فقط كار كردم و كار همه فكر ميكنند ما دلمون خوشه و خيلي حالمون خوبه ، تو اين اوضاع براي خودم ناراحت نيستم چون عادت كردم جايي نرم و فقط كار كنم و بگذرونم زندگي سخت رو اگه حرفي ميزنم نگران مسافرتهاي لحظه به لحظه ام نيستم ،من نگران حال دل مردم هستم ، هرچند بارها مورد قضاوت و خشونت و توهين همين مردم قرار گرفتم، نمونه اش همين هفته پيش بود ،ولي چكنم عاشقشونم .عاشق ايرانم.
Read more
بهار هميشه زيباست ، هميشه قشنگه، هميشه شروع و آغازه اما نمي دونم چقدر ازين حس خوبي كه به ما مي ده به خاطر ...
Media Removed
بهار هميشه زيباست ، هميشه قشنگه، هميشه شروع و آغازه اما نمي دونم چقدر ازين حس خوبي كه به ما مي ده به خاطر خودشه، چقدرش رو مديون زمستون، يا چقدر مديون تابستونه ، اينكه اگه هميشه بهار بود بازم انقدر زيبا بود؟ هميشه فكر مي كردم به جمله اي كه ميگفت زندگي آدمهاي موفق پنج فصله ، بهار،تابستان،پاييز و زمستان، ... بهار هميشه زيباست ، هميشه قشنگه، هميشه شروع و آغازه
اما نمي دونم چقدر ازين حس خوبي كه به ما مي ده به خاطر خودشه، چقدرش رو مديون زمستون، يا چقدر مديون تابستونه ، اينكه اگه هميشه بهار بود بازم انقدر زيبا بود؟
هميشه فكر مي كردم به جمله اي كه ميگفت زندگي آدمهاي موفق پنج فصله ، بهار،تابستان،پاييز و زمستان، و دوباره بهار ، و هميشه هم برام پر از انرژي بود.
اما الان حس مي كنم يه جاي كار و اين جمله مي لنگه، اينكه برسي به فصل پنجم زندگيت، بهار و توش بموني، با ذات هيچكدوم از فصل ها و جريان زندگي جور در نمي ياد.
رسيدن به بهار و زنده شدن بعد از سردي و سختي ستودنيه، اما اينكه بعدِ رسيدن بهش برامون چه اتفاقي ميفته شايد مهمتره.
اميد داشتن به بهارِ بعد از زمستان يه چيزه، و ساكن شدن تو يك فصل يه چيز ديگه، كه اگه قرار بود ثابت باشه اسمش فصل نمي شد.
تو اين روزاي زيبا و نزديك عيد ، آرزو مي كنم زندگي ِ هممون، چهارفصل باشه، چرا كه هر فصلي با فصل قبل و بعد خودش معنا پيدا ميكنه... آرزو مي كنم لحظه لحظه هاش برامون بدون درجا زدن در يك مقطع ، حتي اگر مقطعي بهاريِ باشه، سرشار از حس زندگي و قدم هاي رو به جلو... و آرزو مي كنم تمام فصل هاي زندگي رو به نشانه ي مفهوم واقعيِ زندگي تجربه كنيم ، برامون داءما تكرار شه ، اما "تكراري "نباشه ، و تنها چيزي كه برامون ثابت مي مونه، قلبي باشه لبريز از "اطمينان" و "آرامش"
سال نو پيشاپيش مبارك 🍃🌸
Read more
وقتى همه خواب بودن من بيدار بودمو قانون رو مينوشتم !! نه اينكه خرى باشم !! نه !! فقط مينوشتم چون بقيه ...
Media Removed
وقتى همه خواب بودن من بيدار بودمو قانون رو مينوشتم !! نه اينكه خرى باشم !! نه !! فقط مينوشتم چون بقيه اشتباه و به نفع خودشون مينوشتن !! طبيعت قانون داره ولى اولين قانونش زور نگفتن و قدرت طلبى نكردن و نفع همرو سنجيدنه و آخرين بارى كه قانونشو نوشتن هزاران سال پيش بود و الان هزاران ساله كه مردم فقط از اون ... وقتى همه خواب بودن من بيدار بودمو قانون رو مينوشتم !! نه اينكه خرى باشم !! نه !! فقط مينوشتم چون بقيه اشتباه و به نفع خودشون مينوشتن !! طبيعت قانون داره ولى اولين قانونش زور نگفتن و قدرت طلبى نكردن و نفع همرو سنجيدنه و آخرين بارى كه قانونشو نوشتن هزاران سال پيش بود و الان هزاران ساله كه مردم فقط از اون قانون ها سو استفاده ميكنن واسه زور گويى و قدرت طلبى !!! اينى كه ميگم بحث الان و در لحظه زر زدن و از رو مستى و نعشگى حرف زدن نيستا !! بحث يه شب تا صبح تنهايى و زل زدن به ديواره !! وقتى تنها و ايمن بمونى حقيقت مياد سراغت !! واسه همين محمد ميرفت تو غار !! واسه همين امروزه ديگه حقيقت سمت هيشكى نمياد !! چون همه در معرض همن !! اشتباه اشتباهه !! چه قبل گرفتارى و چه بعدش !! يكيو ديدم كه قبلا به مشكل خورد سر اينكه حرف خونواده شو گوش نكرد !! بعد ها به مشكل ميخوره سر اينكه حرف خانواده شو گوش كرد !! من خودم : يكيو حذف كردم چون حرف خانوادشو گوش ميكرد !! يكى رو حذف كردم چون نميكرد !! خانواده يه چيزه مثل تيم !! اولا بايد هميشه با تيم همراه باشى نه فقط وقت گرفتارى !! دوما هر وقت ديدى داره تكرارى ميشه و ديگه پيشرفتى توش نيست بايد دنبال تيم جديد باشى و بايد بتونى خانواده ى قبلى رو ترك كنى !! مثل رونالدو !! از رئال كه بهتر نداريم !! ديد عنش درومده !! رفت يوونتوس واسه تغيير و پيشرفت بيشتر !! از يه جايى به بعد همه چى استاپ ميشه و اين تويى كه بايد عوض شى و همه چيو عوض كنى !! اگه گير كنى تو زندگى قبلى و به آدما و وسايلش وابسته بشى بازى رو ميبازى !! بهايى كه واسه زندگى جديدت بايد بدى زندگيه قبليته !! بايد قبلى رو كمپلت بذارى كنار و بچسبى به جديده !! من پايبند به قوانينم و نميتونم به خاطر كسى يا چيزى روش پا بذارم !! من بيشتر از هركسى اعتقاد دارم دخترا هم حق زندگى دارن و بيشتر از همه سعى كردم به خاطرشون بجنگم !! حتى دم كنسرتم !! حتى از اولين استيجم مايه گذاشتم براشون !! امّا قانون قانونه !! اينكه دختر ميتونه برقصه و شاد باشه و بخونه يه چيزه و قانونه !! امّا اينكه بايد ايمن بمونه و بهش ضربه نخوره هم يه چيز ديگه س و اينم قانونه !! من بايد جفتشو با هم اجرا ميكردم !! ولى اين وسط يه مشكل بزرگ بود !! اونا هم رقصيدن و سكسى بازى رو دوست داشتن و هم احترامو ايمن موندنو !! يكى كه كونشو ميندازه بيرون نميتونه توقع داشته باشه كه به كونش فكر نكنن و راجع بهش حرف نزنن و يكى كه هنرمنده و ورزشكار حتما لازم نيست كونشو بندازه بيرون كه بيوفتن دنبال كونش ! اين وسط يه چيز مبهمى وجود داره كه داستانو سخت ميكنه...!٧
Read more
گفتم چشم ، كم كم همه خداحافظى كردند ورفتند، تا اون لحظه فكر ميكردم عروسى به خوبى و خوشى تموم شده ولى ...
Media Removed
گفتم چشم ، كم كم همه خداحافظى كردند ورفتند، تا اون لحظه فكر ميكردم عروسى به خوبى و خوشى تموم شده ولى اينطوريا هم نبودو بعد از خداحافظى مهمانها ديدم از داماد جان خبرى نيست، كمى اينطرف و اونطرف نگاه كردم ولى روم نميشد بپرسم پس اين شوهر من كجاست چرا غيبش زده، تا اينكه خواهر بزرگه داماد اومدن و نشستن پيشم ... گفتم چشم ،
كم كم همه خداحافظى كردند ورفتند، تا اون لحظه فكر ميكردم عروسى به خوبى و خوشى تموم شده ولى اينطوريا هم نبودو بعد از خداحافظى مهمانها ديدم از داماد جان خبرى نيست، كمى اينطرف و اونطرف نگاه كردم ولى روم نميشد بپرسم پس اين شوهر من كجاست چرا غيبش زده، تا اينكه خواهر بزرگه داماد اومدن و نشستن پيشم و گفتن، نگران نباش خواهرم با يه نفر بعد از شام بگو مگو كرده و دعواش شده، بخاطر اينكه قال قضيه كنده شه، حسين با ماشينش برده برسونتشون و برگرده، طاهره خانم وقتى نگاه متعجب منو ديدن ادامه دادن كه: ديگه بيشتر مهمونا رفته بودن و اونام ماشين نداشتن براى همين حسين مجبور شد خودش اينكارو انجام بده گفت كه بهتون بگم زياد نگران نباشيد زود برميگرده،
آخر شب كه داماد جان برگشتند كلى عذر خواهى كردند و گفتند كه واقعامجبور شده اون وقت شب خواهرش رو برسونه، من هم كه اونموقعها روى حرف زدن نداشتم و از طرفى با خودم عهد كرده بودم نزارم هيچ چيزى شاديمو خراب كنه با يه لبخند گفتم اشكالى نداره پيش ميادو ظاهرأ موضوع رو حل شده فرض كردم، حسين گفت مرسى كه انقدر خوب دركم ميكنى، ازين حرفش ذوق كردم و اولين درس زندگى زناشويى رو همون شب ياد گرفتم كه بايد همسرم رو درك كنم،
از اون شب خونه من يا بهتره بگم من و حسين اونجا بود حتما ميپرسين اونجا كجا بود، بايد بگم اونجا خونه ويلايى خيلى بزرگى بود كه خواهر شوهرم طاهره خانم صاحب اون خونه بودند و به ما يك اتاق داده بودند كه زندگى مشتركمون رو آغاز كنيم تا بعدش ببينيم چى پيش مياد و خدا چى ميخواد، به همين راحتى،
اتاق ما دوتا در داشت يه در به آشپزخونه و يه در به پذيرايى ،
يه پنجره هم به پاسيو ،
صبح روز پاتختى از اتاقمون رفتم تو آشپزخونه كه ساكت بود سرك بكشم يهو ديدم يه دختر كوچولو تا منو ديد گفت سلام زندايى،
هى اينطرف و اونطرفمو نگاه كردم ببينم با كى بود صداى قهقهه همسر جان رو از اتاق شنيدم كه ميگفت باشماست زندايى مهناز، خيلى برام عجيب بود من زندايى شده بودم و خودم خبر نداشتم،
طاهره خانم سه تا پسر و يه دختر داشت كه بعدها كلى باهاشون دوست شدم و يه طورايى همبازى هم شديم،
پاتختى ما به روز جمعه افتاده بود و از قرار معلوم مثل روز عقد از آرايشگاه خبرى نبود، موهامو سشوار كشيدم و باز گذاشتم و پيراهن كرم رنگ حريرم رو تنم كردم با يه آرايش سبك ،
بعدازظهر مهمونها كادو به دست اومدند و پذيرايى خونه دوباره پر شد از مهمون، مادرم اينا هم اومدن چقدر خوشحال بودم كه ميديدمشون،
مامانم بوسم كرد و گفت خونه نو مبارك عروس خانم، يوسف رو ازش گرفتم👇🏻👇🏻
Read more
. سلاممممم عاشقتونم :> امروز من به اين تاريخِ زيبايِ خفن ! از خوشحال ترينننن موجوداتِ روي زمين ام! ...
Media Removed
. سلاممممم عاشقتونم :> امروز من به اين تاريخِ زيبايِ خفن ! از خوشحال ترينننن موجوداتِ روي زمين ام! از اين مدل خنده هاي خوووبِ عميق دارم و خوشه حالم ، خوش! به رقمِ تمااام خستگي هاي از روز اول تابستون امسال تا همين لحظه كه شلوغي ها به خواست و لطف و اراده خدا دلنشينه برام.. تمامم اين دقيقه ها لذته و بس. ... ... .
سلاممممم
عاشقتونم :> امروز من به اين تاريخِ زيبايِ خفن ! از خوشحال ترينننن موجوداتِ روي زمين ام! از اين مدل خنده هاي خوووبِ عميق دارم و خوشه حالم ، خوش!
به رقمِ تمااام خستگي هاي از روز اول تابستون امسال تا همين لحظه كه شلوغي ها به خواست و لطف و اراده خدا دلنشينه برام..
تمامم اين دقيقه ها لذته و بس.
... وَ اما اين آلبوم ِ كوچيك ، ويدئو و آلبومِ بعدي برام از يه دنيا قشنگي ، قشنگتره....
دل خوشم به افتادنِ اين اتفاقِ زيبا و براي تك تك اين عكس ها بايد ساعت ها نوشت ، براي دست هاي پُر مهر و عشق و هم راه هايي كه عاشقونه عروسمون رو اماده كردند و براي ذووووقِ عروسِ ماه ام و براي شوقِ داماد و آخ از اين لحظه هاشون و خداروشكر........ براي بركت براي لياقت .. براي صداقتِ اين جمله كه " تو بخواه تا من اِجابت كنم..."
Read more
• دل خوشم به يه لحظه بودنت معبودم... ميدونم اونقدر كه تو برام خوب بودى ، خوب نبودم ... ولى تو ببخش به ...
Media Removed
• دل خوشم به يه لحظه بودنت معبودم... ميدونم اونقدر كه تو برام خوب بودى ، خوب نبودم ... ولى تو ببخش به خاطر صفت رحمانى ات ببخش؛ و اينم ميدونم كه تو يگانه معبود من ، پروردگار معجزه هايى ... بذار مشكلات خودشون رو بكشن ، تو با منى و من دلخوشم به بودنت
دل خوشم به يه لحظه بودنت معبودم...
ميدونم اونقدر كه تو برام خوب بودى ، خوب نبودم ... ولى تو ببخش
به خاطر صفت رحمانى ات ببخش؛
و اينم ميدونم كه تو يگانه معبود من ، پروردگار معجزه هايى ... بذار مشكلات خودشون رو بكشن ،
تو با منى و من دلخوشم به بودنت 💙
mehrdad.kiaa يادتونه چند وقت پيش داستان دخترم را كه امام حسين بهم هديه داد را براتون تعريف كردم؟ #هديه_اربابم همون ...
Media Removed
mehrdad.kiaa يادتونه چند وقت پيش داستان دخترم را كه امام حسين بهم هديه داد را براتون تعريف كردم؟ #هديه_اربابم همون دختر قطع نخاع از گردن كه تو حرم اربابمون سيد الشهدا با نشانه هايى فهميدم بايد نوكريش را بپذيرم تو اون پست نشد،توضيح بدم كه بعد از سفر براى ماه ها موضوع را فراموش كردم تا اين كه يه شبى ... mehrdad.kiaa يادتونه چند وقت پيش داستان دخترم را كه امام حسين بهم هديه داد را براتون تعريف كردم؟ #هديه_اربابم
همون دختر قطع نخاع از گردن كه تو حرم اربابمون سيد الشهدا با نشانه هايى فهميدم بايد نوكريش را بپذيرم
تو اون پست نشد،توضيح بدم كه بعد از سفر براى ماه ها موضوع را فراموش كردم
تا اين كه يه شبى انگار كسى براى نماز صبح بيدارم كرد و دوباره بهم متذكر شد
اما وقتى صبح بلند شدم دوباره هم براى چند ماه يادم رفت(كلاً به طرز اعصاب خورد كنى فراموشكارم😰بنده ى خدا بانو گاهى يه چيز رو شونصد دفعه به انحاء مختلف اعم از پيامك،تلگرام،واتس اپ،تلفن و حضورى بهم يادآورى ميكنه ولى بآآز هم 😰)
اما يه روز دم دماى اربعين يه هو همينطورى بيخودى موضوع يادم اومد و همون لحظه به تكاپو افتادم و اسم و آدرسشون را از لابه لاى مدارك پيدا كردم و باهاشون تماس گرفتم
و الباقى داستان را تو همون پست خدمتتون عرض كردم كه الحمدالله به همت عزيزان خيّر قدرى از مصائب و گرفتارى هاى اين خانواده پر جمعيت و به شدت فقير ،التيام پيدا كرد،خونه خريدن،وسايل خونشون نو نوار شد،امكانات مختصرى براى بسترى و فيزيو تراپى دخترك فراهم شد،مثلا يه خانم دكتر مهربانى كه خواهر ايمانى منه هزينه هاى بيمه ى تامين اجتماعيش را متقبل شد
يه برادر مؤمن ،دكتر شيرازى چند ماهيه هزينه هاى دارو و درمانش را تقبل كرده و خلاصه الحمد الله حال و روز هديه ى عزيز ما خيلى خوبه و خدا را شكر راضى و پر انرژيه و بركات سرشارش توى زندگى هاى ما موج ميزنه
اما تماس چند روز قبل باباى فاطمه خرد و خجالت زده ام كرد اصلاً خاك تو سرم شد
بنده ى خدا گفت:فلانى ،من يه كارگر ساختمانى ساده ام و هيچ هنر و تخصصى به غير از عملگى ندارم
عرضه اش را هم ندارم كه از ديوار مردم بالا برم يا به هر شكلى نون حروم سر سفره ام ببرم
بااين حال كه از جون مايه ميگذارم شايد هفته اى يكى دو روز كار گيرم بياد كه با درامدش فقط ميتونيم بخور و نمير شكم بچه ها را سير كنيم(بقيه اش را واقعا روم نميشه بگم كه چقدر احساس بدى داشت)
يكى از خواهر هاى فاطمه الان يه خواستگار خوب و مؤمن داره ولى ما چون از پس تهيه جهيزيه بر نميايم نميتونيم جوابش را بديم
ميشه يه جورى يه كارى بكنى كه من بيشتر از اين خجالت زده نشم؟
خلاصه براى سربلند كردن يه پدر جلوى خانواده اش
و خوشحال كردن يه دختر خوب و مؤمنه كه حافظ قرانه بياييد دست به كار بشيم و در حد وسعمون هر چى در توان داريم احسان كنيم
ان شاالله به حق سيد الشهدا روزى نياد كه هيچ كدوم از ما جلوى خلق خدا خجالت زده و سر افكنده بشيم.
شماره كارت
6219861034739481 سبزی
Read more
يادتونه چند وقت پيش داستان دخترم را كه امام حسين بهم هديه داد را براتون تعريف كردم؟ #هديه_اربابم همون ...
Media Removed
يادتونه چند وقت پيش داستان دخترم را كه امام حسين بهم هديه داد را براتون تعريف كردم؟ #هديه_اربابم همون دختر قطع نخاع از گردن كه تو حرم اربابمون سيد الشهدا با نشانه هايى فهميدم بايد نوكريش را بپذيرم تو اون پست نشد،توضيح بدم كه بعد از سفر براى ماه ها موضوع را فراموش كردم تا اين كه يه شبى انگار كسى براى ... يادتونه چند وقت پيش داستان دخترم را كه امام حسين بهم هديه داد را براتون تعريف كردم؟ #هديه_اربابم
همون دختر قطع نخاع از گردن كه تو حرم اربابمون سيد الشهدا با نشانه هايى فهميدم بايد نوكريش را بپذيرم
تو اون پست نشد،توضيح بدم كه بعد از سفر براى ماه ها موضوع را فراموش كردم
تا اين كه يه شبى انگار كسى براى نماز صبح بيدارم كرد و دوباره بهم متذكر شد
اما وقتى صبح بلند شدم دوباره هم براى چند ماه يادم رفت(كلاً به طرز اعصاب خورد كنى فراموشكارم😰بنده ى خدا بانو گاهى يه چيز رو شونصد دفعه به انحاء مختلف اعم از پيامك،تلگرام،واتس اپ،تلفن و حضورى بهم يادآورى ميكنه ولى بآآز هم 😰)
اما يه روز دم دماى اربعين يه هو همينطورى بيخودى موضوع يادم اومد و همون لحظه به تكاپو افتادم و اسم و آدرسشون را از لابه لاى مدارك پيدا كردم و باهاشون تماس گرفتم
و الباقى داستان را تو همون پست خدمتتون عرض كردم كه الحمدالله به همت عزيزان خيّر قدرى از مصائب و گرفتارى هاى اين خانواده پر جمعيت و به شدت فقير ،التيام پيدا كرد،خونه خريدن،وسايل خونشون نو نوار شد،امكانات مختصرى براى بسترى و فيزيو تراپى دخترك فراهم شد،مثلا يه خانم دكتر مهربانى كه خواهر ايمانى منه هزينه هاى بيمه ى تامين اجتماعيش را متقبل شد
يه برادر مؤمن ،دكتر شيرازى چند ماهيه هزينه هاى دارو و درمانش را تقبل كرده و خلاصه الحمد الله حال و روز هديه ى عزيز ما خيلى خوبه و خدا را شكر راضى و پر انرژيه و بركات سرشارش توى زندگى هاى ما موج ميزنه
اما تماس چند روز قبل باباى فاطمه خرد و خجالت زده ام كرد اصلاً خاك تو سرم شد
بنده ى خدا گفت:فلانى ،من يه كارگر ساختمانى ساده ام و هيچ هنر و تخصصى به غير از عملگى ندارم
عرضه اش را هم ندارم كه از ديوار مردم بالا برم يا به هر شكلى نون حروم سر سفره ام ببرم
بااين حال كه از جون مايه ميگذارم شايد هفته اى يكى دو روز كار گيرم بياد كه با درامدش فقط ميتونيم بخور و نمير شكم بچه ها را سير كنيم(بقيه اش را واقعا روم نميشه بگم كه چقدر احساس بدى داشت)
يكى از خواهر هاى فاطمه الان يه خواستگار خوب و مؤمن داره ولى ما چون از پس تهيه جهيزيه بر نميايم نميتونيم جوابش را بديم
ميشه يه جورى يه كارى بكنى كه من بيشتر از اين خجالت زده نشم؟
خلاصه براى سربلند كردن يه پدر جلوى خانواده اش
و خوشحال كردن يه دختر خوب و مؤمنه كه حافظ قرانه بياييد دست به كار بشيم و در حد وسعمون هر چى در توان داريم احسان كنيم
ان شاالله به حق سيد الشهدا روزى نياد كه هيچ كدوم از ما جلوى خلق خدا خجالت زده و سر افكنده بشيم.
شماره كارت
6219861034739481 سبزی
Read more
. احساسات يه آدم نسبت به هرچيز و هر كس يه جور متفاوت و خاصيه ! مثلا امكان نداره نسبت به دو تا گل كه حتي ...
Media Removed
. احساسات يه آدم نسبت به هرچيز و هر كس يه جور متفاوت و خاصيه ! مثلا امكان نداره نسبت به دو تا گل كه حتي از يك نوع باشن يه احساس يكسان داشته باشيم ! احساسات من نسبت به بابابزرگم جوري بود و هست كه هيچوقت تو زندگيم دوباره تكرار نميشه ... اينقدر مطمئن بودم كه هميشه تو زندگيم هست و دارمش كه ١٣ روزي كه ... .
احساسات يه آدم
نسبت به هرچيز و هر كس يه جور متفاوت و خاصيه !
مثلا امكان نداره نسبت به دو تا گل كه حتي از يك نوع باشن يه احساس يكسان داشته باشيم !
احساسات من نسبت به بابابزرگم
جوري بود و هست
كه هيچوقت تو زندگيم
دوباره تكرار نميشه ...
اينقدر مطمئن بودم كه هميشه تو زندگيم هست و دارمش
كه ١٣ روزي كه تو كما بود به جز اون باري كه رفتم و از توي تلويزيون بيمارستان ديدمش گريه نكردم
اونجا هم گريه كردم چون به اين فكر ميكردم كه موهاي سفيد زيباشو تراشيدن و بعد اينكه از كما بيرون بياد چقدر طول ميكشه تا باز بلند بشن ...
يه درصد كه نه يك صدم درصد هم احتمال نميدادم كه صداشو نشنوم ديگه ...
چون من ازش خواستم
ازش خواستم كه بمونه و بيدار شه
و محال بود تو ١٧ سال زندگيم چيزي ازش خواسته باشم و با نه مواجه شده باشم
بابابزرگ توي تك تك لحظه هام با مني
يه لحظه هم فكر نكن پاني فراموشت كرده
من فقط
هيچوقت
كسيو
مثل تو
دوست نخواهم داشت
من حتي صدات يادم نرفته و نميره
چون هرشب با خودم تكرارش ميكنم
يادم ميارم كه ميومدم خونت
و تو تا صداي منو ميشنيدي
يهو داد ميزدي
پاني جاااان
خانم ...
نوه ي كوچولوت - پاني 💙
راستي ٧ ماه از رفتنت گذشت...
Read more
. #قطار پنجره هايش را گرفته زير بغل ميرفت / . بعد از بيش از يك دهه هواداری دو آتشه محسن چاوشی و حدوداً ...
Media Removed
. #قطار پنجره هايش را گرفته زير بغل ميرفت / . بعد از بيش از يك دهه هواداری دو آتشه محسن چاوشی و حدوداً بيش از ٨ سال فعاليت در فيسبوك و بعد پيج اينستاگرام و بعد تلگرام (كانال و ربات تلگرام) و توييتر و فعاليت های بی منت ديگر برای محسن چاوشی(که عاشقشم) ، به كار خودم پايان ميدم. خدا ميدونه كه هیچ وقت کم ... .
#قطار پنجره هايش را گرفته زير بغل ميرفت /
.
بعد از بيش از يك دهه هواداری دو آتشه محسن چاوشی و حدوداً بيش از ٨ سال فعاليت در فيسبوك و بعد پيج اينستاگرام و بعد تلگرام (كانال و ربات تلگرام) و توييتر
و فعاليت های بی منت ديگر برای محسن چاوشی(که عاشقشم) ، به كار خودم پايان ميدم.
خدا ميدونه كه هیچ وقت کم نذاشتم ، به جز اين ٢،٣ ماه گذشته كه درگير مشكلی شخصی بودم و زياد وقت نداشتم ، تا قبل از اون به صورت ميانگين حداقل روزی ٤،٥ ساعت از وقتم رو برای فعاليت توی اين پيج ها و توليد محتوا و هماهنگی و ... گذاشتم.
چيزای ساده ای كه به دستتون ميرسيد بعضی هاش ساعت ها زمان ميبرد، بعضياشم در لحظه به ذهن من و دوستانم ميرسيد.
هميشه اصل محسن بوده و هست و بی منت و عاشقانه براش زحمت كشيديم.
ميدونم كه محسن من رو ميديد اما هيچ وقت با محسن تماس نداشتم حتی در حد دايركت. چند باری سعی كردم اما فكر كنم نديد و نشد ...
توی اين سال ها با هم لحظات تلخ و شيرينی رو گذرونديم.
بعضی وقت ها خوشحال بوديم ، بعضی وقت ها ناراحت. بعضی وقت ها منتظر آلبوم بوديم بعضی وقتا منتظر آهنگ. بعضی وقت ها پاسخ حمله به محسن رو می داديم بعضی وقت ها خاطره بازی می كرديم بعضی وقت ها تلاش می كرديم برای نجات اعدامی بعضی وقت ها ...
خلاصه اگر خوب یا بد بود ببخشید... توی اين مدت اشخاص زيادی (از جمله طراح و نويسنده و ...) به من كمك كردند كه از همشون
تشكر ميكنم. اسم نميبرم چون ممكنه كسی از قلم بيافته.

پشيمون نيستم اما دلگيرم.
انصافا كوله بار آرزوهام روی دوشم موند و رفتم و به هر چی خواستم نرسيدم.
بماند!
پيج ها رو پاک نمیکنم اما از این لحظه ديگه هیچ کدوم فعال نيستن به #دستور محسن چاوشی.
پیج ها رو پاک نمیکنم چون شايد بعضی ها (از جمله خودم) خاطرات تلخ و شيرينشون رو توی اين پيج ها پيدا كنن.
از اين به بعد #محسن رو از طريق پيج رسمی خودش و "پيج رسمی هوادارانش" ! كه مستقيم زير نظر خودش اداره ميشه ! پيگيری ميكنم.
حرف زیاده و فرصت کم. اميدوارم يه روزی توی كنسرت همه همديگرو ببينيم.

#يه_زخم_قشنگو
#يه_دنيا_سوالو

خدا نگهدار همتون.

@mohsenchavoshi
#محسن_چاوشى
Read more
بياين امسال با خودمون قرار بزاريم،يه كم به روحمون جلا بديم حداقل هفته اي يه تئاتر ببينيم.كتاب بخونيم.فيلم ...
Media Removed
بياين امسال با خودمون قرار بزاريم،يه كم به روحمون جلا بديم حداقل هفته اي يه تئاتر ببينيم.كتاب بخونيم.فيلم خوب ببينيم.بريم كنسرت.شعر بخونيم.بريم گالري گردي.موسيقي خوب گوش كنيم و با آدمايي كه از جنس خودمونن معاشرت كنيم و ازشون انرژي هاي خوب بگيريم.بيوگرافي ادماي موفق رو بخونينيم و نااميدي ... بياين امسال با خودمون قرار بزاريم،يه كم به روحمون جلا بديم
حداقل هفته اي يه تئاتر ببينيم.كتاب بخونيم.فيلم خوب ببينيم.بريم كنسرت.شعر بخونيم.بريم گالري گردي.موسيقي خوب گوش كنيم و با آدمايي كه از جنس خودمونن معاشرت كنيم و ازشون انرژي هاي خوب بگيريم.بيوگرافي ادماي موفق رو بخونينيم و نااميدي رو بزاريم كنار
بياين يه كم كاراي فرهنگي كنيم..
اين موبايل رو بزاريم كنار و عوض گشتن تو صفحات مختلف و دنبال حاشيه گشتن و فكر كردن به چيزاي بي ارزش و احمقانه،كه فقط روحمون رو خسته ميكنن ،،فكرمون رو متمركز زندگي خودمون و هدفهامون كنيم..به روياهامون فكر كنيم و بريم دنبالشون.. انرژيمون رو بزاريم رو كارهايي كه هميشه دلمون ميخواسته انجام بديم و فرصتش پيش نميومده.بريم و دست بكار بشيم
آدمها ،حرفها و فكرايي كه روحمون رو زخمي و كدر ميكنن رو بزاريم كنار.... بياين به هم كمك كنيم و بهم عشق هديه بديم ...به همه چيز يه جور ديگه نگاه كنيم...زندگي رو قشنگ ببينيم. حرفاي خوب بزنيم.فكراي خوب بكنيم.از لحظه به لحظه زندگيمون كه عين برق و باد ميگذرن استفاده بهينه كنيم و از اينكه جسممون سالمه خدا رو شكر كنيم....
بياين امسال به روحمون جلا بديم... عشق بديم...
....
Read more
تازگى ها يه برنامه اى #تلويزيون نشون ميده به اسم " #با_هم_بازی " يه عده #روانشناس و #جامعه_شناس و ...
Media Removed
تازگى ها يه برنامه اى #تلويزيون نشون ميده به اسم " #با_هم_بازی " يه عده #روانشناس و #جامعه_شناس و #متخصص #ايرانى نشستن دور هم و عقل هاشون رو ريختن رو هم و براى اين كه #خانواده هاى #ايرانى و خصوصاً #بچه_ها رو يه كم به تحرك وادار كنن بازى هاى #ابتكارى جديد درست كردن البته خوبه هاااا ولى خداييش اين ... تازگى ها يه برنامه اى #تلويزيون نشون ميده به اسم " #با_هم_بازی "
يه عده #روانشناس و #جامعه_شناس و #متخصص #ايرانى نشستن دور هم و عقل هاشون رو ريختن رو هم و براى اين كه #خانواده هاى #ايرانى و خصوصاً #بچه_ها رو يه كم به تحرك وادار كنن بازى هاى #ابتكارى جديد درست كردن
البته خوبه هاااا
ولى خداييش اين بازى هاى #سوسول بازى كجا و بازى هاى خركى دوران بچگى ما كجاااا
الان چوب #بستنى ميدن دست بچه كه از توى قابلمه ى آب در نوشابه در بياره
اما زمان ما هر كى نميتونست تشتك نوشابه را يه دستى خم كم كنه اصلاً يه وضعى خارُ خفيف ميشد
يا مثلاً الان به بچه ياد ميدن كه با فوت كردن تو لوله ى دستمال كاغذى توپ رو بندازه توى ليوان
ولى ما ميرفتيم تو راسته ى بزاز ها سفت ترين و محكم ترين لوله هاى مقوايى توپ پارچه را پيدا ميكرديم تا بعد از ظهر ها با بچه ها تو كوچه #اسپارتاكوس بازى كنيم
شدت بازى انقدر زياد بود كه، هم از #جبهه ى رومى ها و هم از برده هاى شورشى هر شب دو سه تا ضربه ى مغزى و هفت هشت تا كف و خون قاتى كرده داشتيم
بعضيام از قوزك پا #قطع_نخاع ميشدن
اصلا اينا رو ولش كن يه بازى خفن ديگه بود به اسم كمر كمر
بد چيزى بووود لامصب
من هيچ وقت نفهميدم چرا و كى بايد بزنه چون فقط همه با كمر بند هاى چرمى باباهاشون داشتن همُ ميزدن خدا نكنه كه يكى اشتباهى يا عمداً از طرف سگك كمر بند حريف را مورد عنايت قرار ميداد
اون وقت بود كه حداقل اگر چشمُ چال طرف در نمى اومد چند تا از دندون هاش مى اومد كف دستش
خر پليس رو كه ديگه نگو
از اسمش معلومه چه چيز خركى اى بود
فك كن،خر باشه،پليس هم باشه
اون وقت پاى جفتك،تفنگ،ضرب و شتم هم مياد وسط
واقعاً اينا چه بازى هايى بودن كه ما بچه هاى بدبخت دهه شصتى ميكرديم!؟ انقدر بُرد و باخت تو اين بازى ها واسه ى همه ى بچه ها مهم بود كه واقعاً از جون مايه ميگذاشتن توش
يه بار تو بازى زووو تيم ما تقريباً باخته بود
و فقط من مونده بودم كه اگه حريف منم ميگرفت ديگه همه چى تمام بود و انگار كه اگر ميباختيم براى گذارندن ادامه ى محكوميتمون به سيبرى تبعيد ميشديم
براى همين وقتى رفتم تو زمين مث بيرانوند جلوى رونالدو چنان از دل و جون مايه گذاشتم كه كلاه سبز ها تو خرمشهر جلوى بعثى ها گذاشته بودن
خلاصه همه را زدم و درست لحظه اى كه از زمين پيروز مندانه بيرون مى امدم
متوجه شدم خودم بيرونم اما پام تو بغل چهار پنج تا از بچه ها جا مونده
خدا رو شكر با هر مصيبت و بدبختى بود بازى رو برديم و بشريت را نجات دادم ولى پام از داخل لگن در اومد و سر فِمور ترك خورد و چهار ماه زيرم لگن ميگذاشتن
@bahambazy
Read more
فقط شرم و افتضاح براى جامعه ى هنرهاى تجسمى...و يه نكته بسيار مهم در موررد القاب كارى در فضاهاى هنرى...اينكه ...
Media Removed
فقط شرم و افتضاح براى جامعه ى هنرهاى تجسمى...و يه نكته بسيار مهم در موررد القاب كارى در فضاهاى هنرى...اينكه من شخصا ليسانس كارگردانى دارم اما منبع درآمد زندگيم كارگردانى نيست، هيچ جا و در هيچ فرمي به خودم اجازه نمى دم كه در محل شغل، بنويسم كارگردان...شغل و اتيكت اجتماعى من، منبع درآمدم هست...دوستان ... فقط شرم و افتضاح براى جامعه ى هنرهاى تجسمى...و يه نكته بسيار مهم در موررد القاب كارى در فضاهاى هنرى...اينكه من شخصا ليسانس كارگردانى دارم اما منبع درآمد زندگيم كارگردانى نيست، هيچ جا و در هيچ فرمي به خودم اجازه نمى دم كه در محل شغل، بنويسم كارگردان...شغل و اتيكت اجتماعى من، منبع درآمدم هست...دوستان عزيزى كه كلاس نقاشى رفتن و يا تحصيلات نقاشى دارند اما يا از باباشون پول مى گيرند و يا يك شغل غيرمرتبط دارند اسمشون نقاش نيست...يك علاقمند و نهايتا اگر تحصيلات آكادميك داشته باشند يك مطلع هستند در زمينه ى نقاشى...هر سال دانشگاه ها و آموزشگاه ها كلي فارغ تحصيل انواع رشته هاي هنرى دارند...و قطعا مثل رشته هاي غير هنرى شما بعد از كسب مدرك پزشكى، پزشك نمي شيد...در هنر شما با ارائه ي كارتون، پيدا كردن ارتباطات درست و دقيق و كسب درآمد در طولانى مدت شايد هنرمند بشيد و شايد هيچ وقت نشيد...در نتيجه يك نقاش كه در پاساژ قائم نقاشي هاش رو مى فروشه، حتما در به كار بردن اسم نقاش به يك فوق ليسانسه نقاشى كه از هنر يك مدرك قاب شده داره، اولويت داره
پى نوشت:زدن برچسب كپى كردن يك اثر هنرى به اين آسونى نيست كه يك سرى راه افتادن واى كپى كپى...در كشورهايى كه قوانين كپى رايت به صورت جدى پيگيرى ميشه هم براي اين موارد دادگاهى تشكيل ميشه، همه ي ابعاد بررسي ميشه و بعد از حكم گروهي متخصص ، حكم دادگاه صادر ميشه...چند شب پيش بي بي سي مستندى پخش كرد از زندگى اردشير محصص كه قسمتي مربوط بود به اتهام به محصص در مورد كپى بودن تعدادى از آثارش كه تعدادي منتقد با دليل سعي مي كردند او رو از اين اتهام مبرا كنند...يعني اين موارد جاي گفتگو داره و جاى بررسي شرايط...نه اينكه اينقدر ذوق كنيم با تصور مچ گرفتن...لذت بيمارگونه مچ گرفتن رو بهتر هست كنترل كنيد و بذاريد در راه رسيدن به لذت عدالت...كه يكى از زيباترين داستان ها درحوزه ي ديندارى براى من داستان جنگ و رزم حضرت على هست با عمربن عبدود در اشعار مولانا در مثنوى...زمانى كه حضرت على به بالاي سر عمر رسيده بود، دقيقا در آخرين لحظه برخاست و دور ميدان راه رفت و بعد او را كشت...و پاسخش بابت اين عمل اين بود كه من بابت تفي كه او به صورت من انداخت خشمگين شدم،و از روي خشمم مي خواستم او را بكشم نه براي حق و نه براي عدالت ...راه رفتم كه خشمم آرووم بگيره و بعد براي عدالت تيغ بكشم ...خشم هاي دسته جمعي اينچيني خيلي شبيه عدالت نيست ...بيشتر شبيه خشم و انتقام جويي و لذت نابودي كسي هست كه دچار اين تصوريم كه حق ما رو خورده...تلخ و فاسد
Read more
. [ و چنين شد كه در بهار ، مجدد البسه ىِ زمستانىِ خويش را از پَستو و بقچه در آورديم و بر تَن كرديم و در سرماىِ ...
Media Removed
. [ و چنين شد كه در بهار ، مجدد البسه ىِ زمستانىِ خويش را از پَستو و بقچه در آورديم و بر تَن كرديم و در سرماىِ هوا و بارانِ يكشنبه شاد گشتيم ! فقط دو به شك همى مانديم كه بساطِ آش رشته و پتو و جوراب پشمى و #هوگه_ستاره به راه بياندازيم يا بستنى و شربتِ بيدمشك با يخِ فراوان ميل كنيم ! يا حتى به قشم و بندر سفر كنيم ... .
[ و چنين شد كه در بهار ، مجدد البسه ىِ زمستانىِ خويش را از پَستو و بقچه در آورديم و بر تَن كرديم و در سرماىِ هوا و بارانِ يكشنبه شاد گشتيم ! فقط دو به شك همى مانديم كه بساطِ آش رشته و پتو و جوراب پشمى و #هوگه_ستاره به راه بياندازيم يا بستنى و شربتِ بيدمشك با يخِ فراوان ميل كنيم ! يا حتى به قشم و بندر سفر كنيم يا ارسباران و جلفا و حيران ! چنين بُوَد كه بهار مجنون گشته و ما را سرگشته فرموده است ...
امـــــا هر چه كه باشد خوش آيد ☔️☘️👋🏼☺️ ]
.
ما كرمانشاهى ها يه اصطلاحى داريم به نامِ " وَهاره شيته " كه
يه لحظه بهار آرومه و آفتابى يه لحظه بعد بارانى و تگرگى ...
شيت يعنى شيدا و سرخوش و وهار يعنى بهار ...
.
📸 @negin.usefi
گلِ سينه ىِ قشنگم ، هنرِ دستِ دوستِ هنرمندِ بوشهريم @jahan7607
Read more
هر داستان يك پروژه اس هر پروژه خودش يك داستان روايت هر كدوم از صبح با پيدا شدن سرو كله خورشيد آغاز ميشه ...
Media Removed
هر داستان يك پروژه اس هر پروژه خودش يك داستان روايت هر كدوم از صبح با پيدا شدن سرو كله خورشيد آغاز ميشه و شروع ميكنه بازي نور رو با تكه تكه هاي نما، به مصالح اش جون ميده و در زمان هايي از روز خورشيد آس پيك اش رو رو ميكنه. اون لحظه هاس كه بايد فِرز باشي و فرصت رو از دست ندي و لحظه رو قاپ بزي براي قابي كه ميخواي. ... هر داستان يك پروژه اس هر پروژه خودش يك داستان
روايت هر كدوم از صبح با پيدا شدن سرو كله خورشيد آغاز ميشه و شروع ميكنه بازي نور رو با تكه تكه هاي نما، به مصالح اش جون ميده و در زمان هايي از روز خورشيد آس پيك اش رو رو ميكنه. اون لحظه هاس كه بايد فِرز باشي و فرصت رو از دست ندي و لحظه رو قاپ بزي براي قابي كه ميخواي. يادم مياد كامران عدل بهم ميگفت: براي عكاسي از بنا بايد از صبح سحر بيدار بشي و كنارش باشي و تمام نورهاشو لحظه به لحظه چك كني. تو تجربه فهمیده بودم عكاسي معماري اين نيست كه يك ساعت بري عكاسي كني و بعدش تمام. بايد لحظه به لحظه باهاش باشي حركت نور رو همراهي كني. حتي گاهي لازم فصل هارو هم پله پله باهاش سپري كني.
فك ميكردم بعد از اين چند سال ديگه دستم اومده چه ساعتي برم خوب باشه كه اين پروژه دوباره نشون داد: يه چالش جديد دارم كه بايد حتما همراهيش كنم.
از ٧ صبح باهاش بودم. مثل يه سفر يه روزه كه از صبح زود هواي تازه اش رو حس ميكني و لحظه لحظه اش رو استشمام.
Photo: @aliyargholi (A House with Green Neighborhood- Qeytariye
Architect: @alirezamashhadimirza )
#نگارصديقي #عليرضا_مشهدي_ميرزا_ #عليرضا_مشهدي_ميرزا #عكاسي #عكاسي_معماري #معماري #معمار #معماران #معماری_مدرن #معماری_ایرانی #معمارانه #معماران_ایرانی #عكاسي_حرفه_اي #عكاسي_حرفه #نما_آجر #نما_ساختمان #آجر
#sedighinegar #alirezamashhadimirza #photo #photography #architecturalphotography #architecture #architect #architecturephotography #brick #brickhouse #creative #creativedesign #ahousewithgreenneighborhood
Read more
<span class="emoji emoji27bf"></span><span class="emoji emoji27bf"></span> روزي كه كيوي رو از دست داديم به خودم قول دادم بخاطرش يه كار بزرگ و سخت انجام بدم و اجازه ندم رفتنش منو ...
Media Removed
روزي كه كيوي رو از دست داديم به خودم قول دادم بخاطرش يه كار بزرگ و سخت انجام بدم و اجازه ندم رفتنش منو از پا درآره بلكه بهانه اي بشه براي رشد و بهتر شدنم تو زمينه هايي كه ميدونستم هنوز ضعف دارم... نميدونم تو اون روزهاي خيلي سخت، چه جوري و از كجا ايده و الهام و همزمان قدرت و نيرو گرفتم... ديروز وقتي از سركار ... ➿➿
روزي كه كيوي رو از دست داديم به خودم قول دادم بخاطرش يه كار بزرگ و سخت انجام بدم و اجازه ندم رفتنش منو از پا درآره بلكه بهانه اي بشه براي رشد و بهتر شدنم تو زمينه هايي كه ميدونستم هنوز ضعف دارم... نميدونم تو اون روزهاي خيلي سخت، چه جوري و از كجا ايده و الهام و همزمان قدرت و نيرو گرفتم... ديروز وقتي از سركار اومده بودم خونه و سخت مشغول كارهام بودم ناخودآگاه ياد اون روزها افتادم... انگار يك لحظه همه چيز دورم وايستادن... نشستم روي صندلي آشپزخونه و با لذت به اول فروردين دو سال پيش كه وجودش رو اعلام كردم و به اين دو سالي كه گذشت... روزهاي شيرين، تلخ، اميد، مريضي، عشق، نگراني، دلتنگي ها و به كارهايي كه بعد از رفتنش انجام دادم... هزاران هزار بار خدا رو شكر كردم كه حتي تو امتحان سختي كه ازم گرفت، بازم منو تنها نذاشت و راه درست رو نشونم داد تا امروز با يادآوريش دلم آروم بگيره و از قدمهايي كه برداشتم سربلند باشم و مطمئن، از اينكه مرگ پايان زندگي نيست... اتفاقهاي بد و تلخ نشونه بدبختي و بدشانسي نيست... اميد و تلاش هميشه جواب ميده و هيچكس بهتر و شايسته تر از خود ما، نميتونه كاخ آرزوهامون رو بنا كنه... گفتم آرزو، از آرزوهاتون برام بگين، از اينكه امسال چه قولهايي به خودتون دادين و اينكه از سال گذشته چه درسهايي گرفتين... #گپ_خودموني_آزاجون
Read more
Loading...
Load More
Loading...