پا حتما رو من

Unique profiles
52
Most used tags
Total likes
0
Top locations
Woodland Hills, California, حرم مطهر امام رضا، مشهد، ايران, بازار تجریش Bazar-e Tajrish
Average media age
603.2 days
to ratio
5
بعضى وقتا بين كار يا قبل خواب اينستامو كه چك ميكنم اگر وقت زياد داشته باشم يه سرى هم به Home اينستا ...
Media Removed
بعضى وقتا بين كار يا قبل خواب اينستامو كه چك ميكنم اگر وقت زياد داشته باشم يه سرى هم به Home اينستا ميزنم ... هرروز يه سرى آدم عجق وجق جديد پيدا ميشن كه براى ديده شدن كاراى عجيب غريب ميكنن پسرا روسرى سرشون ميكنن ميرقصن صداى دخترونه در ميارن و اسم اين كارارو گذاشتن هنر و خودشون رو هنرمند و كمدين ... بعضى وقتا بين كار يا قبل خواب اينستامو كه چك ميكنم
اگر وقت زياد داشته باشم يه سرى هم
به Home اينستا ميزنم ...
هرروز يه سرى آدم عجق وجق جديد پيدا ميشن كه
براى ديده شدن كاراى عجيب غريب ميكنن
پسرا روسرى سرشون ميكنن
ميرقصن
صداى دخترونه در ميارن و اسم اين كارارو گذاشتن هنر
و خودشون رو هنرمند و كمدين ميدونن !
دخترا ولنگ و باز تر از قبل از انقلاب شدن
يعنى من چيزايى كه الان تو ايران دارم ميبينم
نه تو دوبى و تركيه ديدم
نه تو اروپا اينجورى كسى فكر ميكرد كه لاكچريه !
حتما فيلم اين مهمونياى شلوغ رو ديدين كه اكثرا تِم هم داره ميدونستين اين مهمونيا بليطيه ؟
الان كه تابستون و ويلاهاى اجاره اى استخر دار هم اضافه شده نفرى ٥٠ تا ١٠٠ تومن ميدى ميرى تفريح ميكنى !
تو استخر با تاپ و شلوارك يا بعضى موارد ديگه با مايو
لاى پسرا پشت به دوربين 🤔✌🏼📸
اين واقعا اسمش لاكچرى و تفريح كردنه ؟
يا محدوديت و افراط زيادى كه تو ايران بوده
حالا كم كم داره تبديل ميشه به تفريط ؟
نسل جوون ما شدن يه سرى دختر و پسر كه سر تا پا عقده دارن كه خودشون رو ثروتمند و غوطه ور تو پارتى و مهمونى و خوشگذرونى نشون بدن و متاسفانه خيليا رو من ميبينم كه طرف ميگه فلانى كه تو اينستا از اين فيلما ميزاره خيلى پولداره 🙄
حالا طرف يا شيشه فروشه يا دختر ترانسفر ميكرده دوبى
يا ميگن فلان دختره از اون خانواده درس حسابى پولداراس
( كلا يعنى معيار درس حسابى بودن رو پول ميدونن )
حالا بيا به اينا بگو كه اين خانوما و مدلا و بلاگرا قبلا دوبى
رفت و آمد داشتن و الان مقصد جديدشون تركيه ست ✈️💰
نميدونم
اما فكر ميكنم هر كسى هر جور كه دوس داره ميتونه زندگى كنه و خب اين اصل آزادى و دموكراسيه و تو همه جاى دنيا
شما همچين آدم هايى رو ميبينى
كيم كارداشيان نه هنرمنده نه خواننده ست نه بازيگر
نه ورزشكاره ، رسما هيچى نيست فقط به خاطر اندامش
يكى از ثروتمند ترين و تاثير گزارترين خانم هاى دنياست
پس مورد توجه بودن اينجور آدما مختص ايران نيست
ولى وقتى ميبينم اكثر جامعه جوون ما داره ميره به اين سمت كه الگوشون شدن اين آدما خيلى نگران نسل هاى بعدى
و آينده اينجا ميشم
هرجورى كه حساب كنى انگار همه چيز از همه نظر
جورى تنظيم شده كه در آينده نه چندان دور
ايران تبديل بشه به يه ويرانِ با ساكنينى عقب مونده از فرهنگ
Read more
•° بِـــسْـــم الــلّــه الـرحــمـٰـــن الـرحــیــم •°‌ . #السلام_علیک_یا_علی_ابن_موسی_الرضا_ع ...
Media Removed
•° بِـــسْـــم الــلّــه الـرحــمـٰـــن الـرحــیــم •°‌ . #السلام_علیک_یا_علی_ابن_موسی_الرضا_ع . عشق رسوایی محض است كه حاشا نشود عاشقی با اگر و شاید و اما نشود . . شرط اول قدم آن است كه مجنون باشیم هر كسی در به در خانه ی لیلا نشود . . دیر اگر راه بیفتیم، به یوسف نرسیم / سرِ ... •° بِـــسْـــم الــلّــه الـرحــمـٰـــن الـرحــیــم •°‌
.

#السلام_علیک_یا_علی_ابن_موسی_الرضا_ع .

عشق رسوایی محض است كه حاشا نشود
عاشقی با اگر و شاید و اما نشود .
🌸🍃
.

شرط اول قدم آن است كه مجنون باشیم
هر كسی در به در خانه ی لیلا نشود .
🌸🍃
.
دیر اگر راه بیفتیم، به یوسف نرسیم /
سرِ بازار كه او منتظر ما نشود
.
🌸🍃
‌. لذت عشق به این حسِّ بلا تكلیفی ست /‌‌ لطف تو شاملم آیا بشود؟ یا نشود؟ .
.
.
من فقط رو به روی گنبد تو خم شده ام
كمرم غیر درِ خانه ی تو تا نشود
.
.
‌.
هر قَدَر باشد اگر دورِ ضریح تو شلوغ /
من ندیدم كه بیاید كسی و جا نشود
.
. .
بین زوّار كه باشم كرمت بیشتر است
قطره هیچ است اگر وصل به دریا نشود
.
. .
مُرده را زنده كُنَد خوابِ نسیم حرمت /
كار اعجاز شما با دَمِ عیسا نشود .
.
.
امن تر از حرمت نیست، همان بهتر كه
كودكِ گمشده در صحن تو پیدا نشود
.
.
.
بهتر از این؟! كه كسی لحظه ی پابوسیِ تو /
نفس آخر خود را بكِشد پا نشود .
.
دردهایم به تو نزدیك ترم كرده طبیب
حرفم این است كه یك وقت مداوا نشود! .
.
.
من دخیلِ دلِ خود را به تو طوری بستم
كه به این راحتی آقا گره اش وا نشود
.
. بارها حاجتی آورده ام و هر بارش
پاسخی آمده از سمت تو، الّا نشود ..
.
.
امتحان كرده ام این را حرمت، دیدم
هیچ چیزی قسم حضرت زهرا نشود
.
.
.
آخرش بی برو برگرد مرا خواهی كُشت/ عاشقی با اگر و شاید و اما نشود
#محمد_رسولی
.
🌸🍃
پ.ن :
کلیپ شرقی ترین شاخه طوبی رو حتماً ببیند 🌸🍃 #دهه_کرامت
#ولادت_امام_رضا_علیه_السلام
#التماس_دعا
#یاعلی
Read more
میگیم اشتباهِ هم بودیم که ساده از هم بگذریم میگیم نباید دل میدادیم که ساده دل بِکَنیم اما مگه پاک ...
Media Removed
میگیم اشتباهِ هم بودیم که ساده از هم بگذریم میگیم نباید دل میدادیم که ساده دل بِکَنیم اما مگه پاک کردنِ اون همه خاطره از این ذهن مریضی که یه دورانی همه فکر و ذکرش فقط توِ لعنتی بودی، به این سادگیه؟ کم ننوشتم واست! کم حرف نزدم باهات! کم نخندوندی منو! کم اشک نریختم بخاطر تو! کم نبودن کلمه‌هایی که فقط ... میگیم اشتباهِ هم بودیم که ساده از هم بگذریم
میگیم نباید دل میدادیم که ساده دل بِکَنیم
اما مگه پاک کردنِ اون همه خاطره از این ذهن مریضی که یه دورانی همه فکر و ذکرش فقط توِ لعنتی بودی، به این سادگیه؟
کم ننوشتم واست! کم حرف نزدم باهات! کم نخندوندی منو! کم اشک نریختم بخاطر تو! کم نبودن کلمه‌هایی که فقط برا تو ساختمشون و فقط تو رو باهاشون صدا میزدم! کم نبودن رویاهایی که ساختیم باهم از آینده‌ی مشترکی که قرار نیست تو هیچ تقویمی ثبت شه!
یادت که نرفته ... اسم دخترمونو! قولایی که به هم دادیمو! لباسایی که باهم ست میکردیمو! عکسای دونفره و عاشقانه‌هایی که فقط نقشه براشون میکشیدیمو!
من اونقد پیش دلم از تو گفتم ... از عاشقیت گفتم ..‌ از آیندمون گفتم که حالا چجوری بهش بگم بریز دور همه حرفامو الکی گفتم؟
من هی بگم بگم بگم بعد بگم همش الکی بود تو میگی اوکی؟
اوکی تو اینو بگی‌ام دل من نمیگه که!
دلِ من ..‌ مخِ من ... خودِ من گیجیم! گیج شدیم یعنی! گیجِ گیجِ گیج
گیج ازینکه یه روز یکی میاد که قراره بمونه برا همیشه و یه روز خیلی زود میذاره میره برا همیشه و تمام قصه خلاصه میشه تو یه "نشد"
نشدی که چراشم نباس آدم بپرسه
خب آدم گیج میشه دیگه
حق بده
تو ... نمیخوای بگی که اون همه دیوونگی و حرفای عاشقانه‌م و هرچی نوشتم و هرچی مختص تو بود، از سرِ دوست نداشتن بوده که؟
تو ... نمیخوای بگی که از بس دوستت نداشتم اون همه شب اشک شدم فقط تا خود صبح که؟
تو ... نمیخوای بگی که اون همه خواستن و دوست داشتن از سر نخواستن و دوست نداشتن بوده که؟
میخوای بگی؟ میخوای بگی تقصیر من بود؟ میخوای بگی زیادی دست و پا زدم و زیادی تر غرق شدم برا همینه نفسم بالا نمیاد؟
یه چیزی بگو ... جدی نفسم دیگه بالا نمیاد!
.
.
.
👑 #میکائیل📷
.
. 📱@mikilove351 🔑
.
.
📬 #پستهای_قبلی_رو_حتما_از_دست_ندید🙏🙏🙌💓🔻🌟💓🔻🌟
Read more
.. نوشتم که از بغض خالی بشم که خون دلم، توی خودکار بود درو باز کردم به تنهاییام که پشت ِ در ِ خونه، ...
Media Removed
.. نوشتم که از بغض خالی بشم که خون دلم، توی خودکار بود درو باز کردم به تنهاییام که پشت ِ در ِ خونه، دیوار بود! . سر ِ کوه رفتم که خورشید رو بیارم به رؤیای شهر سیاه جنازه ش توی خواب، یخ بسته بود نشستم به گریه پس از چند ماه . کشیدم توو هر کوچه عکس تو رو که این شهر غمگینو عاشق کنم دویدم به سمت زنی که ... ..
نوشتم که از بغض خالی بشم
که خون دلم، توی خودکار بود
درو باز کردم به تنهاییام
که پشت ِ در ِ خونه، دیوار بود!
.
سر ِ کوه رفتم که خورشید رو
بیارم به رؤیای شهر سیاه
جنازه ش توی خواب، یخ بسته بود
نشستم به گریه پس از چند ماه
.
کشیدم توو هر کوچه عکس تو رو
که این شهر غمگینو عاشق کنم
دویدم به سمت زنی که نبود
که رو شونه ی باد، هق هق کنم
.
به سمت جهان باز شد پنجره
بپیچه توی خونه، کابوس و دود
به در زل زدم مثل دیوونه ها
به جز گریه هیچ کس به یادم نبود
.
کدوم دیو دزدید خواب منو؟
کدوم کوه یخ، دستمو سرد کرد؟
کدوم زن به من جرأت عشق داد؟
کدوم گریه آخر منو مرد کرد؟
.
کدوم چوبه ی دار، توو مغزمه
 که قایم شدن پشت من مشت هام!
خودم رو کجای خودم کشته ام
که خونی شده کلّ انگشت هام
.
توو این روزهای بد ِ لعنتی
امیدم به رؤیای عشقه هنوز
که خورشید پا می شه از خواب مرگ
که می ریزه دیوار حتماً یه روز...
.
#سید_مهدی_موسوی
از کتاب: با موش‌ها
Read more
به تو گفته بودم حواست به تنهایی ام باشد...گفته بودم من آدم توضیح دادن و توضیح خواستن نیستم...گفته ...
Media Removed
به تو گفته بودم حواست به تنهایی ام باشد...گفته بودم من آدم توضیح دادن و توضیح خواستن نیستم...گفته بودم اهل پنهانکاری نیستم...گفته بودم اگر روزی برای اینکه به دیدنم بیایی این پا و آن پا کردی از راهِ نیامده برگرد...گفته بودم حالا که چشمان راز آلودت برملا شدند حالا که بی گدار به آب زدی مراقب باش بی هوا ... به تو گفته بودم حواست به تنهایی ام باشد...گفته بودم من آدم توضیح دادن و توضیح خواستن نیستم...گفته بودم اهل پنهانکاری نیستم...گفته بودم اگر روزی برای اینکه به دیدنم بیایی این پا و آن پا کردی از راهِ نیامده برگرد...گفته بودم حالا که چشمان راز آلودت برملا شدند حالا که بی گدار به آب زدی مراقب باش بی هوا دستم را رها نکنی که در طوفان نبودن ات غرق شوم...
کمی قبل تر هم گفته بودم عشق را در سیمای بی سرخاب سفیدآب ات جستجو کردم...گفته بودم که تو مانند سایه ی شاخه ی درخت بید که باد روی دیوار تکانش می دهد...مانند ابری که شبانه چهره ی ماه را سایه روشن میکند...مانند بارانی که به پنجره ی قفل شده ی اتاق خواب میکوبد...مانند تمام این هایی، همان قدر واقعی همان اندازه دست نیافتنی...
گفته بودم احساس چشمانم به برجستگی اندام ات، احساس آغوشم به گرمای تن ات، احساس لب هایم در هنگام برخورد به موهای روی پیشانی ات ارضای کاذب نیست...
تو را برای دو کلام حرف ناحساب میخواستم برای پرسه های بی مقصد برای اینکه بنشینی آنسوی زیلویی که رو به دریا پهن کرده ایم تا باد دفترِ شعرم را به آب نبرد...
حالا تقلا میکنی برای فاصله گرفتن...حالا مانند دروغگویی زبردست طرز نگاهت را انکار میکنی...آرام تر جانم...از نفس افتادی...خودم میروم بدون هیچ حرفی بدون هیچ سوالی...
میروم اما به تو گفته بودم تمام این ها را...
که ای کاش نمیگفتم که ای کاش نمی دانستی که ای کاش هیچ گاه نمیدیدم ات...که بزرگترین ای کاش زندگی ام نشوی! .
. 👑 #میکائیل⭐ .
👑@mikilove351 📷
.
.
#پستهای_قبلم_ببین_خوشت_اومد_فالو_کن💖💖😍😍👑👑✋ #پستهای_قبلی_رو_حتما_از_دست_ندید🙏🙏🙌
Read more
. ایستاده‌ام میان میدان نبرد، نبرد ایتالیا. چند گونی پر از خاک را روی هم چیده‌اند و روی برخی گونی‌ها ...
Media Removed
. ایستاده‌ام میان میدان نبرد، نبرد ایتالیا. چند گونی پر از خاک را روی هم چیده‌اند و روی برخی گونی‌ها جعبه‌های خالی گذاشته‌اند. پشت سنگر، مردی با کلاه‌خودی له و لورده به پشت روی زمین دراز کشیده و تند تند نفس می‌کشد. چند قدم آن طرف‌تر مردی با بینی‌ای عقابی شکل روی زمین نیم‌خیز شده و تفنگش را به سینه ... .
ایستاده‌ام میان میدان نبرد، نبرد ایتالیا. چند گونی پر از خاک را روی هم چیده‌اند و روی برخی گونی‌ها جعبه‌های خالی گذاشته‌اند. پشت سنگر، مردی با کلاه‌خودی له و لورده به پشت روی زمین دراز کشیده و تند تند نفس می‌کشد. چند قدم آن طرف‌تر مردی با بینی‌ای عقابی شکل روی زمین نیم‌خیز شده و تفنگش را به سینه می‌فشارد. چهره‌های هر دو مرد خاک آلود است و لب‌های‌شان چاک‌چاک. مرد بینی‌عقابی از لای سوراخ‌هایی که بین گونی‌هاست دزدکی به روبه‌رویش نگاه می‌کند و می‌گوید: «طاقت بیار چزاره! دیگه چیزی نمونده تا این سنگریزه‌های کوفتی رو از توی چکمه‌مون بندازیم بیرون!». این را که می‌گوید می‌خندد و سرش را می‌چرخاند سوی مردی که تند تند نفس می‌کشد و می‌پرسد: «منظورم‌رو فهمیدی چزاره؟ سنگریزه... فاشیست‌ها... چکمه... ایتالیا... اگه از این جنگ جون سالم به در ببرم حتما شاعر می‌شم، مگه نه چزاره؟» سپس بادی به غبغبش می‌اندازد و انگار که می‌خواهد خود را برای جمعیتی صدها نفره معرفی کند، می‌گوید: «شاعری که از جنگ برگشته، اون هم زنده، این شما و این دانته آلیگیری!». مردی که تند تند نفس می‌کشد عکسی پاره و رنگ و رو رفته را از جیب روی سینه‌اش درمی‌آورد و زل می‌زند به آن و می‌گوید: «پاهام یخ کردن دانته!». مردِ بینی‌عقابی خشاب تفنگش را وارسی می‌کند و‌ همان‌طور که سعی می‌کند تعداد فشنگ‌هایش را حدس بزند می‌گوید: «پا می‌خوای چی‌کار چزاره؟ مگه نشنیدی خبرها رو؟ می‌گن وقتی جنگ تموم شه توی هر خونه یه آدم‌آهنی میذارن تا کارای ما رو انجام بده. تو هم فقط بخور و بخواب! دیگه چی می‌خوای از این بهتر؟» مرد که تند تند نفس می‌کشد عکس را می‌گذارد روی سینه‌اش و می‌گوید: «من آدم‌آهنی نمی‌خوام... دخترم‌رو می‌خوام... اون‌قدر ندیدمش که قیافه‌اش داره از یادم می‌ره...». مردِ بینی‌عقابی دوباره از لای گونی‌ها سرک می‌کشد و با صدایی آرام می‌پرسد: «صورتش توی عکس پیدا نیست؟» اما منتظر پاسخ نمی‌ماند، برمی‌گردد سوی مرد و همان‌طور که زیر گردنش را می‌خاراند می‌گوید: «خودم می‌دونم... خودم می‌دونم... دیگه از اون عکس هیچی نمونده و فقط شبیه یه تیکه کاغذِ پاره پوره و چرکه... اما غصه نخور چزاره...». یکهو ساکت می‌شود، زبانش را همچون بیلچه‌ای کوچک توی دهانش می‌چرخاند تا خاک‌هایی که در کامش رفته‌اند را بِروبَد. کمی بعد تفی غلیط روی زمین می‌اندازد و ادامه می‌دهد: «این فاشیست‌های نامرد رو از چکمه عزیزمون می‌ندازیم بیرون، مخصوصا اون موسولینی بی‌همه چیز رو، وای اگه دستم بهش برسه... می‌شنوی چزاره؟ می‌شنوی چی می‌گم؟» اما مردی که
.
بقیه در کامنت اول👇👇👇
Read more
. . از اونجایی که چند نفر این سوالو ازم میپرسن، و تو بعضی از سایتا با کاربرای فرهیخته و روشن فکرشون، ...
Media Removed
. . از اونجایی که چند نفر این سوالو ازم میپرسن، و تو بعضی از سایتا با کاربرای فرهیخته و روشن فکرشون، نطرات و نقدای ماورایی داده میشه!!! لازم دیدم که این پست رو بذارم و توضیحات لازم رو بدم. سوالی که واسه یه سریا پیش اومده، و تو نطرات همون بعضی سایتا و یا گروه ها دیده میشه، و من رسمااا کچل شدم، تا این قضیه ... .
.
از اونجایی که چند نفر این سوالو ازم میپرسن، و تو بعضی از سایتا با کاربرای فرهیخته و روشن فکرشون، نطرات و نقدای ماورایی داده میشه!!! لازم دیدم که این پست رو بذارم و توضیحات لازم رو بدم.
سوالی که واسه یه سریا پیش اومده، و تو نطرات همون بعضی سایتا و یا گروه ها دیده میشه، و من رسمااا کچل شدم، تا این قضیه رو روشن کنم!!! اینه که میگن:
.
1 - جی وای پی چرا دی سیکسو درست معرفی نکرد مثل توایس، چرا مثل توایس روشون مانور نداد ؟!
.
دوست عزیزتر از جااان،اولا جی وای پی قبلا بچه های دی سیکسو در قالب کارآموز نشون داده جاهای مختلف، دوما دو یا سه ماه قبل دیبوت، یانگ.کی یکی از اعضا یا آیون ، خواننده ی سولو ی جی وای پی، فیت داده بوده و اجرا داشته چندین بار! سوما ، دو ماه قبل دیبوت، دی سیکس در قالب گروه ، لایو کلاب ها و اجراهای زنده ی مختلف زیادی داشت، طوری ک برنامه هاشون واقعا فشرده بود و هر دفه کلی فن کم ازشون میومد، و اما مقایسه شون با توایس وااااقعا خنده داره! اولا توایس گروه پاپه و کاملا اینترنشناله بخاطر وجود 3 عضو ژاپنی و 1 عضو تایوانی، اما دی سیکس راکه، و کلاااا ماجراش و سبک و نحوه ی معرفی ش به ملت هم باید فرق کنه، گروه راک رو غیر از لایو کلاب و اجرای زنده جور دیگه ای نمیشه به مردم خوب معرفی شون کرد، اگر برنامه ی خاصی برای معرفی شون به فن های خیلییی اینترنشنال امثال، ما ایرانیا نبوده، دلیل نمیشه تو معرفی شون، کمکاری شده :| اینا اصلا قابل مقایسه با گات سون یا توایس نیستن، زمین تا اسمون فرق دارن، و حتی بخشایی که تو کمپانی دراون فعالیت دارن هم متفاوته.
.
2- چرا تو میوزیک شو ها نیستن؟! -__-
.
سوال واسه کسایی که یه ذره سطحی نگاه نکنن خنده داره!
میوزیک شوها برای گروه های پاپ، هیپ هاپ و این قبیل سبک هاس، و اینا راکن، نمیرقصن، خودشون موسیقی شونو بطور زنده می نوازن، لطفا متوجه شین ک سبک چقدر فرق داره، همین اف تی آیلند یا سی ان بلو هم ، اگه دقت کنین، خیلی کم رو میوزیک شوها مانور میدن، البتتتته ک اونها رسما سبکشون اعلام شده راک-پاپ، یعنی ترکیبی، ولی دی سیکس راکه، و اجرا های اختصاصی خودش رو داره، الان یه گوشه ای از برنامه شونم منتشر شده، که بعد دیبوت کجا و کی، اجراهاو کنسرتای اختصاصی خودشون رو دارن.
.
3. استدیو جی :|
.
جالبه، یکی دو تا دوست، خواستن واسه نبودن دی سیکس تو جدول زمان بندی میوزیک شوها ، توجیهی دست و پا کنن، میگن چون اینا مث جی سول، تو استدیو جی ان، واسه اینه ک اجرا ندارن :|
...
✔ادامه در کامنت اول، حتما بخونین
.
#persiankpoper #iraniankpoper
Read more
عکاسیم که تموم شد زنگ زدم به شکیبا، دوست مشترکمون براش شیرینی که دوست داره رو فرستاده بود و از من خواست ...
Media Removed
عکاسیم که تموم شد زنگ زدم به شکیبا، دوست مشترکمون براش شیرینی که دوست داره رو فرستاده بود و از من خواست که حتما همین امشب بهش برسونم...شکیبا تلفن رو برداشت، هنوز سمت تجریش بود و داشت کارای کلاس فرداش رو مرتب میکرد،منم دور نبودم ، از دیباجی انداختم توی اندرزگو و خودم رو رسوندم دزاشیب، کمی منتظر موندم ... عکاسیم که تموم شد زنگ زدم به شکیبا، دوست مشترکمون براش شیرینی که دوست داره رو فرستاده بود و از من خواست که حتما همین امشب بهش برسونم...شکیبا تلفن رو برداشت، هنوز سمت تجریش بود و داشت کارای کلاس فرداش رو مرتب میکرد،منم دور نبودم ، از دیباجی انداختم توی اندرزگو و خودم رو رسوندم دزاشیب، کمی منتظر موندم که با وسایل نقاشی ا‌ومد و سوار ماشین شد.
به دستهای رنگیش نگاه کردم، رنگهایی که قبل از استفاده روی اثر ، با پوستش امتحانشون میکنه، حس کردم صاحب این دستها جزو معدود چیزهاییه که توی این روزها به زندگی متصلم میکنه...
روزهایی که بیش‌از هر زمان دیگه‌یی «نماندنی»ام...
راستش این روزها تبدیل به دو آدم شدم! صبح‌ها ماندنی‌ همیشگی‌ام اما آفتاب که رو غروب کردن میزاره حس «اسد» رو دارم تو فیلم ‌«پری» ، توی رودخونه‌ی ترافیک چشمم پی «ماهی‌های عشق‌نور» میگرده، بغض روی بدنم سنگین میشه و غوز کرده راه میرم...اصلا همین شد که امروز تصمیم گرفتم صبح‌بخیرها رو با آهنگ‌های پاپ شاد شروع کنم، هرچند سلیقه‌ی همیشگیم نیست، اما شاید باید خودمو «پاپ‌تراپی» کنم، موزیک‌های کانال متاثر از روح خودمه اما به شنیدن ریتم‌هایی که شادی و بیخیالی و رقص با خودشون دارن بیشتر نیاز دارم تا از پا نیافتم، تا ماندنی بمونم...؛
لطفا بهم موزیک شاد پیشنهاد بدین که دانلود کنم و یک پلی لیست شاد برای خودم بسازم، منظورم از شاد، دقیقا شاده!؛
«مست و گیجم/ منو از این وسط جمع کن...»
Read more
قبلا از تهران بدم میومد فک میکردم شهر ادمای بی احساسه شهر آلودگی شهر شلوغی... ترافیک... هر بار ...
Media Removed
قبلا از تهران بدم میومد فک میکردم شهر ادمای بی احساسه شهر آلودگی شهر شلوغی... ترافیک... هر بار که میومدیم به همه ی مردم به چشم این که بی احساسه و فقط درگیر کاره نگاه میکردم اما اینبار فرق میکرد وقتی پشت در اتاقی که مامانمو برده بودن نشستم و دکتر اورعی مهربون با همون خنده ی همیشگی و لباس جراحی رفتن ... قبلا از تهران بدم میومد
فک میکردم شهر ادمای بی احساسه
شهر آلودگی
شهر شلوغی... ترافیک... هر بار که میومدیم به همه ی مردم به چشم این که بی احساسه و فقط درگیر کاره نگاه میکردم
اما اینبار فرق میکرد
وقتی پشت در اتاقی که مامانمو برده بودن نشستم و دکتر اورعی مهربون با همون خنده ی همیشگی و لباس جراحی رفتن داخل و دلمو قرص کردن... وقتی گریه میکردم و پرستارای مهربون اونجا بهم نگفتن که مامانم زیر عمله که حالم بد نشه و فقط با لبخند ارومم کردن
وقتی تنها نشسته بودم و گریه میکردم اونجا و یه اقای مهربون کادر اداری بهم اب و دسمال کاغذی داد
وقتی اون اقای نگهبان مهربون تا وقتی بابام و داییم بیان از بغلم جم نخورد
وقتی بعد عمل من گریه میکردم و دکتر اورعی یه جمله در مورد مامان میگفت و یه جمله میگفت گریه نکن
وقتی مامانمو زود نبردن و اجازه دادن بغلش کنم
وقتی خارج وقت ملاقات میذاشتن برم مامانمو ببینم
وقتی تو شهر راه رفتم و وقتی کیفم افتاد یه خانوم مهربون که معلوم بود عجله داره کلی راه رو اومد تا کیفمو بهم بده
وقتی گل فروشی که متوجه شد گل برای مامانمه تازه ترین گلش رو در اختیارم گذاشت
وقتی پرستارای فوق العاده مهربون بیمارستان که بهشون گفتم مامانم با میخک زودتر خوب میشه گذاشتن براش ببرم و اجازه دادن ده دیقه توی شب که همه خواب بودن برای مامانم کتاب ببرم
وقتی کادرای اداری بیمارستان پا به پام پله ها رو بالا پایین میکردن برای زود انجام شدن کارا... این اتفاقا حال دل ادمو خوب میکنه
وقتی لبخند بزنی و تو شهر راه بری حتما صد ها لبخند بهت زده میشه
هنوز مخالف زندگی تو تهرانم
اما دیگه از اون شهر بیزار نیستم بلکه عاشقشم
این مدت کوتاه کسایی کنارم بودن که هیچ نسبت خونی باهام نداشتن اما بوی ناب انسانیت میدادن
کاش منم ی روز مث ادمایی باشم که این مدت دیدمشون و حالمو خوب کردن
کاش حال خوبو انتقال بدم
مرسی از تیم پزشکی اریتمی بیمارستان دی و همه پرستاراش که این دو روز من کشتمشون
و یه تشکر ویژه از دکتر اورعی مهربون برای حال خوب مامانم
#لبخند #بیمارستان_دی #حال_خوب #تهران #دکتراورعی
Read more
. هرگز فراموش نمی‌کنم که چگونه یک شب با قرقر یکی از زندانیان از خواب جستم. او به شدت دست و پا می‌زد و گویا ...
Media Removed
. هرگز فراموش نمی‌کنم که چگونه یک شب با قرقر یکی از زندانیان از خواب جستم. او به شدت دست و پا می‌زد و گویا دچار کابوس وحشتناکی شده بود. از آنجا که همیشه، بویژه نسبت به کسانی که خواب‌های ترسناک می‌دیدند یا هذیان می‌گفتند حس ترحم داشتم. خواستم مرد بیچاره را از خواب بیدار کنم، اما ناگهان دستم را که می‌رفت ... .
هرگز فراموش نمی‌کنم که چگونه یک شب با قرقر یکی از زندانیان از خواب جستم. او به شدت دست و پا می‌زد و گویا دچار کابوس وحشتناکی شده بود. از آنجا که همیشه، بویژه نسبت به کسانی که خواب‌های ترسناک می‌دیدند یا هذیان می‌گفتند حس ترحم داشتم. خواستم مرد بیچاره را از خواب بیدار کنم، اما ناگهان دستم را که می‌رفت او را تکان دهد پس کشیدم، چون از عملی که می‌خواستم انجام دهم، وحشت کردم. و در آن لحظه به این حقیقت رسیدم که هیچ خوابی هر چند هولناک نمی‌تواند به تلخی و گزندگی واقعیت زندگی اردوگاهی پیرامون ما باشد، و من ناآگاهانه می‌خواستم او را به آن زندگی بازگردانم.
.
.
#انسان_در_جستجوی_معنی
#ویکتور_فرانکل
.
.
کتاب صوتی "انسان در جستجوی معنی" در کانال تلگرام‌مون شروع شده 🤗
حتما اگر هنوز عضو کانال تلگرام‌مون نشدید به اون بیپوندید!
لینک کانال در بخش بیو @ketabdoost به رنگ آبیه.
telegram.me/ketabdoosti
.
.
این کتاب رو خوندین؟
به این کتاب چه امتیازی میدین؟
⬅️خیلی خوب
⬅️خوب
⬅️ متوسط
⬅️ بد
.
.
#کتاب #کتاب_دوست #معرفی_کتاب #کتابها #کتاب_خوب #کتاب_بخوانیم #مطالعه #مطالعه_کنیم #کتاب_جالب #پیشنهادکتاب #پیشنهاد_کتاب #روانشناسی #ذهن #معنادرمانی #زندگی #ketab #ketabdoost #book #books #instabook #bookstagram #bookish
Read more
همه چیز بستگی به بویی که توی راه پله پیچیده بود داشت، ماکارانی،قرمه سبزی، کلم پلو،کوکو سبزی ،.... وای ...
Media Removed
همه چیز بستگی به بویی که توی راه پله پیچیده بود داشت، ماکارانی،قرمه سبزی، کلم پلو،کوکو سبزی ،.... وای از روزایی که به میلم نبود این بو. چرت سر ظهرام واسه گرفتن خستگی، عصرونه هایی که حتما باید توش یه چیز شیرین بود، صبح ها خواب تا وقتی سیر شم و خامه پاک با مربای به که منتظرم میموندن تا بیدار شم، شب ها بیدار ... همه چیز بستگی به بویی که توی راه پله پیچیده بود داشت، ماکارانی،قرمه سبزی، کلم پلو،کوکو سبزی ،....
وای از روزایی که به میلم نبود این بو.
چرت سر ظهرام واسه گرفتن خستگی، عصرونه هایی که حتما باید توش یه چیز شیرین بود، صبح ها خواب تا وقتی سیر شم و خامه پاک با مربای به که منتظرم میموندن تا بیدار شم، شب ها بیدار تا هر زمان که خمیازه بیاد.
حالا ۱۲ روزه که من زن خونه ام!
صبح که بیدار میشم از بوی چای و نون تازه خبری نیست و یه قابلمه خورشت روی گاز قل قل نمیجوشه، خودم باید تیکه های پنیر لیقوان اب بکشم، تخت دیگه خودش مرتب نمیشه، لباسا بی بی دی بابی دی بو شسته و اتو کشیده نمیشن حالا منم که منتظر میمونم تا در باز شه، حالا میفهمم چرا مامان همیشه چشماش به در بود!
پ ن: لوبیا پلو شیدا پز، واقعا واسه اولین بار خوشمزه بود😑 میدونم مشک ان است که خود بیوید نه انکه عطار بگوید ولی خب جوونم و جویای نام🙄
پ ن: شاید باور نکنید اما من کلا اولین بارهای زندگیمه که غذا میپزم،ماشین لباسشویی رو حتی روشن میکنم و به نظرم از همه کارهای خونه چندش ناک تر لباس پهن کردن و گردگیریه!😷
پ ن: یکم اینجا داماد نصیحت کنید که با گوله جوراب فوتبال بازی نکنه🤔
پ ن: روز مادرا مبارک❤️ عزیزترین نسرین جهان که حالا دیگه ازش نمیپرسم مگه چیکار کردی که خسته ای؟😞 پ ن: خیلی دلم میخواد چندتا پست بذارم راجع به احساسات عروس طورانه اما هی این پا و اون پا میکنم، اما میذارم‌زودی🌷 پ ن: میدونم خیلی بچه چندشی بودم واسه مامانم🙄😷
Read more
تئاتر : پا / پرديس تئاتر شهرزاد . دوستاي خوبم اين نمايش رو قسمت نشد من دوباره ببينم اما كار خوبيه اگر ...
Media Removed
تئاتر : پا / پرديس تئاتر شهرزاد . دوستاي خوبم اين نمايش رو قسمت نشد من دوباره ببينم اما كار خوبيه اگر فرصت داريد امشب و فردا شب ، دوتا اجراي آخرشونه حتما ببينيد ./عكس: #شقايق_جعفري_جوزاني / #شقايق_ماندگارها تئاتر : پا / پرديس تئاتر شهرزاد .
دوستاي خوبم اين نمايش رو قسمت نشد من دوباره ببينم اما كار خوبيه اگر فرصت داريد امشب و فردا شب ، دوتا اجراي آخرشونه حتما ببينيد ./عكس: #شقايق_جعفري_جوزاني / #شقايق_ماندگارها
. سلام... نمیدونم چی بنویسم از چی بنویسم ،،، فرزندت کجاس آقاااااااااااا...... تو کدوم کشور با کدوم پول ،،با کدوم مدرک ،،،، تویی که وقتی احساس ترس میکنی برای از دست دادن صندلیت و شغلت ،اسم شهید و جانباز و میاری ،،فرزندت کجاس... جواب منو و امثال منو نده مهم نیست ،،جواب این مادر و مادرها و پدرهای اونایی ... .
سلام... نمیدونم چی بنویسم از چی بنویسم ،،، فرزندت کجاس آقاااااااااااا...... تو کدوم کشور با کدوم پول ،،با کدوم مدرک ،،،، تویی که وقتی احساس ترس میکنی برای از دست دادن صندلیت و شغلت ،اسم شهید و جانباز و میاری ،،فرزندت کجاس... جواب منو و امثال منو نده مهم نیست ،،جواب این مادر و مادرها و پدرهای اونایی که جوان رعناشونو دادن تا تو بچه ات و بفرستی اونور که دکتر بشه و هیچ پخی هم نمیشه دست از پا درازتر بر میگرده رو شاید بتونی بدی نه تو این دنیا ،،اگه اعتقاد داری به اون دنیا ،اون دنیا بده حتما ،،اگه جهنمی باشه مال تو آقاااااا... فداتشم که بچه ۱۸ ساله دادی و ۲۳ سال منتظر موندی هر روز و هر روز تا پسرت بیاد ،،حلال نکن مادر همه این آدمهاروووو... قربونت برم که اشک ریختنت قلب سنگ و میسوزونه ولی قلب سنگی اینارو نه... یا علی ۳۳،۲۴

با هر عقیده ای و سلیقه ای وچه مخالف و چه موافق باید برای شما کلاه از سر برداشت و تعظیم کرد که بخاطر ناموس و خاک و ایران سینه سپر کردید ... حالا خاک و آب و برق و دریا بدید به کشورهای دوست و همسایه 😡😡😡😡😡😡 @aliansarian
زنده باد ایران .. چو ایران نباشد تن من مباد🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷
Read more
⛰ 5000 mile elevation (15 miles) hike, breath taking نزدیک به دو ماه کوهنوردی هفتگی‌مون تعطیل شده ...
Media Removed
⛰ 5000 mile elevation (15 miles) hike, breath taking نزدیک به دو ماه کوهنوردی هفتگی‌مون تعطیل شده بود. دوباره راه افتادیم و از غول مرحله آخر شروع کردیم. ۱۵ مایلِ پر از پیچ و خم و شیبدار. نزدیک به هفت ساعت. و بدن من که دو ماه به تنبلی عادت کرده بود از پا دراومد با کمر درد برگشتم خونه شما اگر خواستین ... ⛰ 5000 mile elevation (15 miles) hike, breath taking
نزدیک به دو ماه کوهنوردی هفتگی‌مون تعطیل شده بود. دوباره راه افتادیم و از غول مرحله آخر شروع کردیم. ۱۵ مایلِ پر از پیچ و خم و شیبدار. نزدیک به هفت ساعت. و بدن من که دو ماه به تنبلی عادت کرده بود از پا دراومد 😁 با کمر درد برگشتم خونه 😂 شما اگر خواستین شروع کنین از جاهای آسون‌تر شروع و کم کم راه‌های سخت تر رو هم تجربه کنید😉 و اینو بدونید که پیاده‌روی در طبیعت بهترین هدیه‌ست که میتونیم به خودمون بدیم بعد از یک هفته کار و مشغله و زندگی پر از ترافیک و دغدغه و استرس. با کمترین هزینه و امکانات. حتما امتحان کنین رفقا ✌🏼💚
Read more
The devil wears PRADA نمی دونم این فیلم و دیدین یا نه ، ولی اگه ندیدین حتما توصیه می کنم اونا که علاقه ...
Media Removed
The devil wears PRADA نمی دونم این فیلم و دیدین یا نه ، ولی اگه ندیدین حتما توصیه می کنم اونا که علاقه به فشن دارن نگاه کنن ، ای فیلم ساخت سال ۲۰۰۶ و یه فیلم کمدی دراماست که از بازیگرای اون انا هاتاوی و مریل استریپ هستن . من تا چشمم به پوستر فیلم رو این تی شرت خورد اون و انتخابش کردم تا نشون بدم من یکی از طرفدارای ... The devil wears PRADA
نمی دونم این فیلم و دیدین یا نه ، ولی اگه ندیدین حتما توصیه می کنم اونا که علاقه به فشن دارن نگاه کنن ، ای فیلم ساخت سال ۲۰۰۶ و یه فیلم کمدی دراماست که از بازیگرای اون انا هاتاوی و مریل استریپ هستن . من تا چشمم به پوستر فیلم رو این تی شرت خورد اون و انتخابش کردم تا نشون بدم من یکی از طرفدارای پر رو پا قرص فشن هستم .کدومتون این فیلم و دیدین ؟؟! من همیشه ارزومه مثل شخصیت میراندا بشم هروقت که پیر شدم 😋🙈
#thedevilwearsprada #stradivarius #stradivariusstyle #karakoy #trend #trendalert #ootd #coolgirl
Read more
انگشتانم را بر روی #گلبرگ های لطیف و نرم گلها کشیدم و لمسشان کردم‌. بینی ام را نزدیک تر بردم و عطرش را ...
Media Removed
انگشتانم را بر روی #گلبرگ های لطیف و نرم گلها کشیدم و لمسشان کردم‌. بینی ام را نزدیک تر بردم و عطرش را با تمام وجود استشمام کردم. انگار #خدا هنگام برنامه نویسی آدمها اینجور نوشته ‌که با استشمام بوی طبیعت #لبخند بزند. با دیدنش لبخند بزند. با لمس کردنش پرواز کند. به صدای #آواز پرنده کوچکی که همیشه آنجا ... انگشتانم را بر روی #گلبرگ های لطیف و نرم گلها کشیدم و لمسشان کردم‌. بینی ام را نزدیک تر بردم و عطرش را با تمام وجود استشمام کردم. انگار #خدا هنگام برنامه نویسی آدمها اینجور نوشته ‌که با استشمام بوی طبیعت #لبخند بزند. با دیدنش لبخند بزند. با لمس کردنش پرواز کند. به صدای #آواز پرنده کوچکی که همیشه آنجا بود گوش کردم. حدس زده بودم که حتما لانه اش در لا به لای شاخه های آن درخت تنومند است. درخت دقیقا کنار دیوار همسایه مان بود. #همسایه پیر و غر غرو مان. پیرزنی بود #تنها. هیچ کس سراغش نمی آمد. خواهرم همیشه می گفت فرزندانش حق دارند. انقدر بد عُنُق است که هر بار بیایند #دیوانه می شوند از این همه اخم و غرولند. اما من اینگونه فکر نمی کردم. بنظرم آنها اشتباه می کنند. اگر او واقعا آدم بدی بود پرنده ای توی خانه اش #لانه نمی ساخت. #گلی در آن خانه نمی رویید. او ادم خوبی است. آخر من یادم می آید که #پدربزرگ همیشه می گفت کمی طول میکشد تا پرنده اعتماد کند. ولی اگر اهلی شود کنارت می‌ماند. من پرنده های کوچه را می دیدم که درخت خانه او را دوست داشتند. پرنده ها و گلها همان جایی می مانند که محبت و عشق باشد. گاهی بی اجازه مادر به روی پشت بام می رفتم و خانه شان را دید می زدم. مادرم می گوید کار #زشتی ست ولی خب او که آنجا نبود تا ببیند من کار بدی کرده ام. خودم دیدم گربه سیاهی که مجید با سنگ، چلاقش کرده بود را، پناه داده. گربه #چلاق مادر هم بود. چنتایی #توله گربه سفید خاکستری داشت. همه را #غذا می داد و بهشان لبخند می زد. #آدم_های_بد_که_لبخند_نمی زنند. مطمئنا او هم خوب است. مجید و سینا او را #جادوگر_شهر_اُز میخواندند و خنده شان بود که قاه قاه بلند میشد. اما من می دانستم که از او میترسند. تا می بینندش پا میگذارند به #فرار

#ادامه_پست_بعد

حتما بخونید و نظرتون رو بدین🍃
ممنون🍁
Read more
. ربط تصویر و متن رو خودتون هر چی خواستید بیان کنید ... اما متن فرض کنید در شرایط شدید تحریم ایران ...
Media Removed
. ربط تصویر و متن رو خودتون هر چی خواستید بیان کنید ... اما متن فرض کنید در شرایط شدید تحریم ایران باشند افرادی ک بتونن نفت ایران رو صادر کنند کاری ک دولت خواسته شرکت های خصوصی که این امکان براشون مقدوره خودشون انجام بدن و به اقتصاد ایران کمک بشه به نظر شما وقتی تجربه امثال ایکس ها به گوش تجار و سرمایه ... .
ربط تصویر و متن رو خودتون هر چی خواستید بیان کنید ...
اما متن
فرض کنید در شرایط شدید تحریم ایران باشند افرادی ک بتونن نفت ایران رو صادر کنند
کاری ک دولت خواسته شرکت های خصوصی که این امکان براشون مقدوره خودشون انجام بدن و به اقتصاد ایران کمک بشه
به نظر شما وقتی تجربه امثال ایکس ها به گوش تجار و سرمایه دارها و صاحبان شرکت های بزرگ برسه
کسی بتونه هم کاری برای اقتصاد ایران میکنه؟؟؟؟
اقتصاد فلج ایران یکی از عللش هم اینه دشمنی عمیقی با ثروتمندان توی خون بسیاری وجود داره
نه به این خاطر که از ثروت بدشون میادها
خیر فقط چون خودشون ندارند حمله میکنند
و دقیقا هم کاری که شاهدیم صورت میگیره
خروج هر روز بیشتر سرمایه های سرمایه داران به کشورهایی که حداقل به خود سرمایه دارها هم حق بدن متناسب با سرمایشون رشد اقتصادی کنند !
نه ک بگن عهههههه تو داری ما نداریم پس مال ما رو خوردی !
نه یا مفسد بشن یا ملعون یا چه و چ ...
متاسفانه بسیاری خبر ندارید درد اینهاست ک کار تو ایران داره روز افزون کمتر میشه
کی باید کار درست کنه !!!!؟؟؟؟
خود قشر به اصطلاح خودشون کوخ نشین !؟
یا ایجاد کار نیاز به سرمایه و دانش و تجربه همین کاخ نشینان بی شرف داره؟؟؟؟
.
.
من دفاع از کاخ نشینی نکردم
امیدوارم حرفم مشخص بشه
تو مملکتی که به ثروتمند و کارافرین و هر فرد موفق اقتصادی هزار رقم می تازن
و میگن تو هم باید شبیه ما باشی
چرا نیستی
پس عوضی هستی
جایی میشه که روز به روز فقرش بالاتر و اقتصادش فشل تر هم میشه .
.
بارها ایران دعوت کرد از سرمایه گزارهای خارجی بیاید ایران سرمایه بریزید اما اونچه شاهدیم علاوه بر بازار بسیار بی ثبات ایران و بسیاری مسایل دیگه ک خیلی ها قطعا میدونن ... دشمنی با سرمایه دارها خودش عامل بزرگ فرار و خروج روز افزون ثروت از ایران و منتقل شدن کارافرینان و صاحبان حرفه های ثروت سازه ...
پس حتما جای شکایتی نمی مونه برای فقر روز افزون مردم چنین کشوری با چنین تفکرهای ...
.
.
.
ایران دقیقا شاید در بسیاری موارد فرهنگش مقابل فرهنگ بسیاری جوامع توسعه یافته است که یکی از بارزهاش هم همینه
مردم کره مثلا کافیه ببینن یکی داره رشد میکنه هر جور بتونن کمک میکنن میگن از خودمونه
اما تو ایران کافیه ببینن یکی داره رشد میکنه هر جور بتونن بسیج میشن تمام دین و ایمانشونم میارن وسط بهش حمله میکنن و هر انگی هم بپسندن میزنن تا زمینش بزنن
بعد دور هم جشن شادی بگیرن
که اخ جون یک کارافرین و یک ثروتمند دیگه رو یا کله پا کردیم یا فراریش دادیم از ایران ...
بعد ک خستگیشون در رفت
حالا میگن چرا کار نیست !
چرا پول ..
Read more
. رو نوشت به هری، پرنسِ بابا: هری جان سلام. حالت چطور است؟ اگر از احوال ما جویا باشی، ما هم خوبیم. اینجا ...
Media Removed
. رو نوشت به هری، پرنسِ بابا: هری جان سلام. حالت چطور است؟ اگر از احوال ما جویا باشی، ما هم خوبیم. اینجا ماه رمضان است، ماه یواشکی غذا خوردنِ مردم. تو هم که لابد در ماهِ عسل به سر می‌بری. یا شاید کار زیاد داری و فعلا دست نگه داشته‌ای. عزیزِ دل، عروسی‌ات مبارک. نشد که بشود و بیایم. اتفاقا با خانواده ... .
رو نوشت به هری، پرنسِ بابا:
هری جان سلام. حالت چطور است؟ اگر از احوال ما جویا باشی، ما هم خوبیم. اینجا ماه رمضان است، ماه یواشکی غذا خوردنِ مردم. تو هم که لابد در ماهِ عسل به سر می‌بری. یا شاید کار زیاد داری و فعلا دست نگه داشته‌ای.
عزیزِ دل، عروسی‌ات مبارک. نشد که بشود و بیایم. اتفاقا با خانواده بحث بود از محبت تو، چقد لطف داشتی دعوتمان کردی.
چقدر حرف و حدیث درآمد برایتان، آخ بگردم برای آن همه مظلومیت دربار، که جز سادگی و بی‌آلایشی هیچ‌چیز در آن نیست. هرچه که نقشه‌های شوم در جهان است، اصلا یک سرش به شما وصل نمی‌شود. می‌دانم، می‌دانم!
اصلا از روی سادگی و حتی می‌توان گفت تواضع است که چند نفر لباس تکراری پوشیده‌اند، بابا این مردم را ول کن، دهنشان را نمی‌شود بست، هی می‌گویند از مارموز بازی‌شان است؛ آقا اصلا "خوب باشی می‌گن، بد باشی می‌گن". این را با لهجه‌ی رشتی بخوان قوربان تو بشم من. (هارهارهار -خنده‌ی نویسنده-)
عروست چه بلاست هری! ناز بشود آخر. چه ساده، به به، چه ساده. کدام بیوتی سالن رفته بود؟ آدرسش را در جواب این نامه ضمیمه کن این سری که آمدیم، یک مِشی، هایلایتی، لو لایتی، کوفتی بیندازیم به سرمان.
بعد مثلا می‌گویند رفته‌ای زنِ مطلقه‌ی دو سال از خودت بزرگتر گرفته‌ای‌. اَی تابو شکنِ بلا سوخته. حتی دوست دخترهای قبلی را هم که دعوت کرده‌ای، خواهر و مادرِ تابو را عروس کردی. (هرچند توضیحی که دادی چرا با آن دختره فلانی بهم زدی، قانعم نکرده بود.) حالآ بگذریم. گذشته‌ها گذشته. آباریکلا. آماشالا به این همه جَنَم. خوشمان آمد. (خودمانیم، جهازش کامل است؟ به هرحال خیال ورش ندارد که حالآ آمده کاخ و یه قابلمه هم دستش نگیرد بیاورد برایتان. همین اول تکلیف را مشخص کن، حرف و حدیث نماند.)
دیشب دیوید و جورج در گروه سه نفره‌مان برایم پیغام گذاشتند که:
"We miss u here, gal! U should've come.."
حالآ من فیلترشکن تلگرامم را بر روی کشور انگلستان تنظیم کردم تا با شما نزدیکی کنم. ایراد ندارد.
داشت یادم می‌رفت، گفته‌اید از میز شام ۴سال بعد رو نمایی می‌کنید. می‌دانم، می‌دانم، به هرحال حق دارید. ولی یه عکس از میز شام بده، بگذارم در گروه خانوادگی‌مان بگویم خودم درست کرده‌ام، پشم‌های همگان فِر بخورد.
.
دیگر چیزی به خاطرم نمی‌آید. اگر نکته‌ای جا ماند بگذار بر حسابِ دلتنگی.
مگان را ببوس. الیزابت را سفت بچلان بگو حتما یک سر میایم پیشتان، یک دستی به سر و روی پوند بکشید که ما مجبور نشویم برای یک توکِ پا سر زدن به شما، شلوارمان را گرو بگذاریم. (هارهورهیر.)
مراقبت قشنگی‌ها و بی‌آلایشی‌هایتان باشید ♡
Read more
 #فقط_جهت_یاد_آوری_مسولین سلام بر آنهایی که رفتند تا بمانند و نماندند تا بمیرند ! و تا ابد به آنانکه ...
Media Removed
#فقط_جهت_یاد_آوری_مسولین سلام بر آنهایی که رفتند تا بمانند و نماندند تا بمیرند ! و تا ابد به آنانکه پلاکشان را از گردن خویش درآوردند تا بی مزار بمانند مدیونیم …. به مادر قول داده بود بر می گردد … چشم مادر که به استخوان های بی جمجمه افتاد لبخند تلخی زد و گفت : بچه م سرش می رفت ولی قولش نمی رفت …. . گفتند ... #فقط_جهت_یاد_آوری_مسولین
سلام بر آنهایی که رفتند تا بمانند و نماندند تا بمیرند !
و تا ابد به آنانکه پلاکشان را از گردن خویش درآوردند تا بی مزار بمانند مدیونیم ….
به مادر قول داده بود بر می گردد …
چشم مادر که به استخوان های بی جمجمه افتاد لبخند تلخی زد و گفت :
بچه م سرش می رفت ولی قولش نمی رفت ….
.
گفتند شهید گمنامه ، پلاک هم نداشت ، اصلا هیچ نشونه ای نداشت ؛ امیدوار بودم روی زیرپیرهنیش اسمش رو نوشته باشه …
نوشته بود : “اگر برای خداست ، بگذار گمنام بمانم”
.
هم قد گلوله توپ بود
گفتن : چه جوری اومدی اینجا ؟
گفت : با التماس !
گفتن : چه جوری گلوله رو بلند میکنی میاری ؟
گفت : با التماس !
به شوخی گفتن میدونی آدم چه جوری شهید میشه ؟
لبخندی زد و گفت : با التماس !
وقتی تکه های بدنشو جمع میکردن ، فهمیدم چقدر التماس کرده !!! .
.
گردان پشت میدون مین زمین گیر شد ، چند نفر رفتن معبر باز کنن …
۱۵ساله بود ، چند قدم که رفت برگشت ، گفتن حتما ترسیده …
پوتین هاشو داد به یکی از بچه ها و گفت : تازه از گردان گرفتم ، حیفه ، بیت الماله و پا برهنه رفت !
.
.
مکه برای شما ، فکه برای من !
بالی نمی خواهم ، این پوتین های کهنه هم می توانند مرا به آسمان ببرند ….
.
کوچه هایمان را به نامشان کردیم که هرگاه آدرس منزلمان را می دهیم بدانیم از گذرگاه خون کدام شهید است که با آرامش به خانه می رسیم !

زیبایی رمز ماندگاریست و سادگی رمز زیبایی …
شهدا چه ساده و زیبا بودند !

انتظار را باید از مادر شهید گمنام پرسید
ما چه میدانیم دلتنگی غروب جمعه را ؟

مادر پول و طلاهاشو داد و از در ستاد پشتیبانی جنگ خارج شد مسوول مربوطه فریاد زد : مادر رسیدتون !!!
مادر خندید و گفت : من برای دادن دوتا پسرم هم رسید نگرفتم ….
Read more
@rajanews <span class="emoji emoji1f53b"></span>خاطره ای قابل تامل از حجت الاسلام کرمی درباره مرتضی الویری . . <span class="emoji emoji1f539"></span>چند روز پیش از چابهار ...
Media Removed
@rajanews خاطره ای قابل تامل از حجت الاسلام کرمی درباره مرتضی الویری . . چند روز پیش از چابهار عازم تهران بودم. بدلیل طولانی بودن پرواز، دقایقی را از صندلی بلند شدم که در راهرو قدم بزنم که یک‌مرتبه خانمی پا به سن گذاشته صدا زد: حاج آقا شما تلویزیون برنامه دارید؟ من که منتظربودم نقدی یا نکته ای ... @rajanews
🔻خاطره ای قابل تامل از حجت الاسلام کرمی درباره مرتضی الویری .
.
🔹چند روز پیش از چابهار عازم تهران بودم. بدلیل طولانی بودن پرواز، دقایقی را از صندلی بلند شدم که در راهرو قدم بزنم که یک‌مرتبه خانمی پا به سن گذاشته صدا زد: حاج آقا شما تلویزیون برنامه دارید؟ من که منتظربودم نقدی یا نکته ای داشته باشند گفتم: بله بعضی وقتها. .
.
🔹از قضا پدر و برخی از دوستان هم همراهم بودند. با لحنی بسیار طلبکارانه و خیلی رسا برای جلب توجه اطرافیان به من فرمودند که:رحاج آقامیشه اینقدر حرف نزنید؟!! مردم خسته شده اند از حرفهای بی عمل شماها. با تعجب تمام سکوت کردم وفقط یک کلمه گفتم: چشم حاج خانم حتما. .
.
🔹هنگام پیاده شدن از هواپیما جوانی جلو آمد و اوهم باصدای بلند بنده راخطاب کرد: حاج آقا قراراین بود؟ انقلاب برای این بود؟!! سلامش کردم و گفتم عزیزم مگه چی شده که اینقدر عصبانی هستید؟ .
.
⛔️ با اشاره، بنز تشریفات فرودگاه و دو سه تا محافظ را نشان داد که برای استقبال از آقای الویری عضو شورای شهر تهران آمده بودند. من هم جاخوردم و خودم رو به ایشان رسوندم. حالا نوبت من بود. باصدای رسا فریاد زدم آقای الویری شما مگه چه کاره اید که باید اين همه تشریفات داشته باشید؟ چراکاری میکنید که مردم به انقلاب بدبین بشوند و.... .
.
🔹منتظربودم جوابی به اعتراض من بدن که یک‌مرتبه دیدم همون خانمی که در هواپیما به من معترض بود که چرااینقدر حرف میزنید پشت سر جناب الویری ظاهرشد وخیلی شیک و با استقبال محافظین، صندلی عقب بنز تشریفات نشست! .
.
🔻مونده بودم چی بگم؟!! کاش مادرشهیدی به من اعتراض کرده بود و یا کسی که طلبی از مملکت و نظام داشت... اما اين طایفه که تا توانستند خوردند و هميشه هم طلبکار بودند...
Read more
...🗣 من #میکائیل آدمِ دير رسيدن بودم آدمِ دوست داشتن هاىِ دست دوم آدمى بودم كه هر كجا پا ميگذاشتم، يك ...
Media Removed
...🗣 من #میکائیل آدمِ دير رسيدن بودم آدمِ دوست داشتن هاىِ دست دوم آدمى بودم كه هر كجا پا ميگذاشتم، يك نفر قبل از من، قولِ ماندن داده بود و رفته بود... كه دوستت دارم را هر مدل به زبان مى آوردم، هزاران بار با گوشش بازى كرده بود هر كدام از گل هاى شهر را برايش ميچيدم، هيچكدام برايش تازگى نداشت هر ... ...🗣 من #میکائیل
آدمِ دير رسيدن بودم
آدمِ دوست داشتن هاىِ دست دوم
آدمى بودم كه هر كجا پا ميگذاشتم،
يك نفر قبل از من،
قولِ ماندن داده بود و رفته بود...
كه دوستت دارم را
هر مدل به زبان مى آوردم،
هزاران بار با گوشش بازى كرده بود
هر كدام از گل هاى شهر را برايش ميچيدم،
هيچكدام برايش تازگى نداشت
هر عطرى برايش ميزدم،
بويش،
مشامش را قبلاً پُر كرده بود!
هر بار به بهانه اى فاصله ميگرفتم تا ارزشم را بسنجم،
اما براىِ هميشه از دستش ميدادم!
من همیشه برای رسیدن دیر کرده بودم... کسی زودتر از من مزه عشق را به معشوقه‌ام چشانده بود!
دروغ میگویند،
هیچوقت دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدن نبوده ...
ما همیشه از نفر دوم بودن بدمان می آمده
و بارها و بارها برسرمان آوار شده
کاش حداقل اگر اولین انتخاب کسی نبودیم،
آخرین انتخاب کسی باشیم!
کاش از تمام دنیا کسی بیاید،
که چشم‌هایش ‌طعم غزل بدهند و
دهانش مزه‌ی عشق...
يك عشقِ ناب
يك عشقِ بِكر
.
. 💎 #میکائیل💕
. 💎@mikilove351 👑
.
.
.
#پستهای_قبلی_رو_حتما_از_دست_ندید🙏🙏🙌 .
#پستهای_قبلم_ببین_خوشت_اومد_فالو_کن💖💖😍😍👑👑✋
Read more
سلام ️بعضي دوسلار اصلاً شوخلوقا جنبه لري يوخدور من فيلم قويورام باخيز بير آز گولون نه كي عصبي اولاسيز ️آگاه باشيد جرياناتي هست كه عده اي ميخواهند منو رو در روي همشهريان خودم قرار بدهند ولي با آگاهي شما حتماً ناكام بوده و خواهند بود تا بحال هر چه توان داشتم اسم و موسيقي آذربايجاني را به سهم خودم ... سلام
♦️بعضي دوسلار اصلاً شوخلوقا
جنبه لري يوخدور
من فيلم قويورام باخيز بير آز گولون نه كي عصبي اولاسيز ⛔️آگاه باشيد جرياناتي هست كه عده اي ميخواهند منو رو در روي همشهريان خودم قرار بدهند ولي با آگاهي شما حتماً ناكام بوده و خواهند بود
تا بحال هر چه توان داشتم اسم و موسيقي آذربايجاني را به سهم خودم زنده نگه داشته ام و سعي كرده ام اگر بي مهري هايي هم بر مردم عزيزم بوده دفاع كنم ولي عده اي نميدانم از كجا پيدا شده اند كه از واقعيتها چشم پوشي ميكنند ،
در ضمن من از دوستانم خواهش ميكنم با كسي بحث نكنيد چون كساني هم كه در اين صفحه حضور دارند و بعضاً حرفهاي زشتي ميزنند اونها هم همشهريان ما هستند ممكنه عصباني هستند از دست من ، 🙏هم روحيه ام خوب هست هم پايم ديگر درد ندارد ديروز دوستان قبل از اجراء ديدند كه چطور لزگي پا زدم
با اين انرژي يواش يواش به كنسرتهاي #بناب #اهر #تهران و نهايت به تور #آمريكا ميرسيم
🔴كنسرت تهران براي اولين بار با #رقص #آذربايجاني بزرگسالان در برج ميلاد برگزار خواهد شد
#ياشاسين_آذربايجان
#زنده_باد_ایران
Read more
. امروز ۱۶ ام تیرماه راستش بخوام اعتراف کنم یا اقرار کنم ! هیچی از ۱۶ خرداد خوب نبوده ! یه ماه سخت ...
Media Removed
. امروز ۱۶ ام تیرماه راستش بخوام اعتراف کنم یا اقرار کنم ! هیچی از ۱۶ خرداد خوب نبوده ! یه ماه سخت و سنگین پر از اتفاقای ریز و درشت تلخ و گس که پیوسته رخ دادن و روزای شیرینش شاید یکی دوتا بوده فقط که اونم باتخفیف حساب کردم : ) اسمش میشه قوی بودن یا امیدوار بودن نمیدونم اما حتی از یه باتلاق عمیق هم‌ میشه ... .
امروز ۱۶ ام تیرماه
راستش بخوام اعتراف کنم یا اقرار کنم !
هیچی از ۱۶ خرداد خوب نبوده !
یه ماه سخت و سنگین پر از اتفاقای ریز و درشت تلخ و گس که پیوسته رخ دادن و روزای شیرینش شاید یکی دوتا بوده فقط که اونم باتخفیف حساب کردم : )
اسمش میشه قوی بودن یا امیدوار بودن نمیدونم اما حتی از یه باتلاق عمیق هم‌ میشه جون سالم به در بردش ، فقط بدونی چقدر باید ساکت و آروم باشی ، چقدر و چه موقع دست و پا بزنی و چه شکلی و چجوری خودت رو نجات بدی ، سخته به خصوص وقتی تنهایی و کمکی نیست ، به خصوص وقتی هستن کسایی دور باتلاق که از فرو رفتنت لبخند دارن یا بیخیال و بی‌تفاوت دیگه انگار نمیبیننت و یادشون رفته نه چندان دور رفیق بودن ، همه‌ی اینارو میدونم و از سر خوشی نمیگم که با وجود همه‌ی اینا بازم میشه : ) ...
به بعدش که فکر کنی حتما قشنگه.
امروز روز جهانی شکلات / ۷ جولای
شکلات ها نقشی جدی در روابط انسانها دارن ، مخصوصا بعد از روز جهانی بوسه!
امروز به محبوبتان شکلات مورد علاقه اش را هدیه بدین ، خودتون هم شده خودتون رو دریابید.
۱۶ خرداد این کیک شکلاتی مختص به من هدیه‌ی قشنگ رفقای هنرمندم بودم ، یه گل‌انار واقعی ، در تقابل بین خوردن و نخوردن مونده بودم هم بی‌نهایت خوشمزه هم بینهایت خوشگل دچار چالش شده بودم :))))) هنوز یه ذره هم به آرزوهای موقع فوت کردن شمع‌ام نزدیکم نشدم شاید دورتر هم شدم....اما ۱۱ ماه دیگه وقت دارم هنوز براشون ، زندگی هنوزم قشنگه و میتونه خوشمزه باشه
حالمون رنگی☘️
#موبیلم_گرافی #گلنویس
۱۳۹۷/۰۴/۱۶
Read more
زندگی یک چمدان است که می آوریَش بار و بندیل سبک می کنی و می بَریش خودکشی مرگِ قشنگی که به آن دل بستم دستِ کم هر دو سه شب سیر به فکرش هستم گاه و بیگاه پُر از پنجره های خطرم به سَرم می زند این مرتبه حتما بپرم چمدان دستِ تو و ترس به چشمان من است این غم انگیزترین حالتِ غمگین شدن است بی تو با من با بدن لختِ ... زندگی یک چمدان است که می آوریَش
بار و بندیل سبک می کنی و می بَریش

خودکشی مرگِ قشنگی که به آن دل بستم
دستِ کم هر دو سه شب سیر به فکرش هستم

گاه و بیگاه پُر از پنجره های خطرم
به سَرم می زند این مرتبه حتما بپرم

چمدان دستِ تو و ترس به چشمان من است
این غم انگیزترین حالتِ غمگین شدن است

بی تو با من با بدن لختِ خیابان چه کنم
با غم انگیزترین حالتِ تهران چه کنم

پ ن1:آهنگ امیر عظیمی بی تو پیشنهاد دانلود
پ ن2: خیلی دوس داشتم یه چند سالی رو مثل این کلیپ برگردونم عقب
پ ن3:تهران داره به سمت فنا میره هر شب بدتر از شب قبل میشه
#پا_نویس_درد #پانویس_درد #تهران
Read more
#خوردنی_دم_افطاری 😀 . . #ایشون اول شیطون بانمک ودل قلوه من بوده بعد دست و پا درآورده ای_جانم چشم رنگی من 😀😀😀😀 . @mikilove351 . . #پستهای_قبلی_رو_حتما_از_دست_ندید #پستهای_قبلم_ببین_خوشت_اومد_فالو_کن #خوردنی_دم_افطاری 😂😀🙈 .
.
#ایشون اول شیطون بانمک ودل قلوه من بوده بعد دست و پا درآورده 😅ای_جانم چشم رنگی من 😍😍😍😍😘😘😘😀😀😀😀
. ⭐@mikilove351 🙊😂
.
.
#پستهای_قبلی_رو_حتما_از_دست_ندید🙏🙏🙌 #پستهای_قبلم_ببین_خوشت_اومد_فالو_کن💖💖😍😍👑👑✋
قهرمان بودن كار راحتي نيست ، قهرمان كسي است كه در سخت ترين و دردناكترين لحظه، كه هر كسي رو از پا مي اندازه ...
Media Removed
قهرمان بودن كار راحتي نيست ، قهرمان كسي است كه در سخت ترين و دردناكترين لحظه، كه هر كسي رو از پا مي اندازه ، بلند بشه و قوي به راهش ادامه بده . مرضيه به نظر من يكي از قوي ترين كساييه كه من در زندگيم ديدم . بي اندازه خوشحالم كه فرصتي شد ببينمت ️دختر تو فوق العاده اي ، زيبايي و قطعا يه قهرمان ️ اميدوارم هميشه ... قهرمان بودن كار راحتي نيست ، قهرمان كسي است كه در سخت ترين و دردناكترين لحظه، كه هر كسي رو از پا مي اندازه ، بلند بشه و قوي به راهش ادامه بده . مرضيه به نظر من يكي از قوي ترين كساييه كه من در زندگيم ديدم . بي اندازه خوشحالم كه فرصتي شد ببينمت ❤️دختر تو فوق العاده اي ، زيبايي و قطعا يه قهرمان ❤️ اميدوارم هميشه لبخند زيباتو ببينيم ❤️ حتما سري بزنيد به نمايشگاه عكس نگار مسعودي و ببينيدعكس هاي خوبشو / خانه هنرمندان ،تالار تابستان
#سرنوشت_تو_را_بتي_رقم_زد_كه_ديگران_ميپرستيدند #شقايق_جعفري_جوزاني #مرضيه_ابراهيمى #خانه_هنرمندان #قرباني_اسيدپاشي
Read more
Hej i sommarvärmen. Avsvalkande hemgjord saft med smak av mynta och saffran. Recept på bloggen. maryresi.com چند ...
Media Removed
Hej i sommarvärmen. Avsvalkande hemgjord saft med smak av mynta och saffran. Recept på bloggen. maryresi.com چند تا عكس هست، لطفا ورق بزنين . سلام دوستان، گرماى اين روزهاى سوئد بى سابقه است. چون خونه هاى اينجا تجهيزات كامل را براى گرماى زياد ندارند و سوئد هميشه سرد هست، گرما خيلى اذيتشون ... Hej i sommarvärmen.
Avsvalkande hemgjord saft med smak av mynta och saffran.
Recept på bloggen.
maryresi.com

چند تا عكس هست، لطفا ورق بزنين
.
سلام دوستان،
گرماى اين روزهاى سوئد بى سابقه است.
چون خونه هاى اينجا تجهيزات كامل را براى گرماى زياد ندارند و سوئد هميشه سرد هست، گرما خيلى اذيتشون مى كنه.
ديروز تو اخبار إعلام كرد كه پنكه و كولر هاى دستى توى همه فروشگاه ها تموم شده! ( خونه هاى اينجا كولر نداره)
من هم ديروز چون مهمون داشتم يهويى دست به كار شدم و يك شربت ده دقيقه اى درست كردم كه مهمونها كه مى يان با #شربت-خونگى ازشون استقبال كنم.

#شربت-زعفرونى
يك ليوان شكر
يك ليوان اب
يك مشت نعنا
يك قاشق چاى خورى زعفران دم كرده
.
نعنا را توى اين بگ هاى دم كردن چاى ريختم و با شكر و اب گذاشتم يك پنج دقيقه اى بجوشه تا شكر كامل حل بشه!
بعد زعفرون را زدم و چند دقيقه ديگه هم گذاشتم رو حرارت كم بمونه!.
وقتى خنك شد با اب قاطى اش كردن و اب ليموى تازه توش ريختم!!
.
توى قالب يخ هم، خاكشير و كمى انگور ياقوتى و دونه هاى چيا ريختم و با اب پر كردم كه توى شربت يخ ها اب شد و دونه ها توى شربت خوشگل شناور شدن .
.
البته حتما همه شما خودتون كلى استاد هستين ولى چون دايركت زياد بود براتون نوشتم.
.
من هم برم كه مهمانها بزودى از خواب بيدار مى شن و بساط املت به پا خواهد شد.
Read more
 #برقص_تا_برقصیم با شنیدن خبر #رقصیدن دختر گول خورده جلوی مسجد و پرچم عزای #امام_صادق خدا رو شکر ...
Media Removed
#برقص_تا_برقصیم با شنیدن خبر #رقصیدن دختر گول خورده جلوی مسجد و پرچم عزای #امام_صادق خدا رو شکر کردم که دشمنان دین #خدا بهره ی کمی از عقل دارند. #دختران شهر من با هر سیما و حجابی وقتی پا به #تجریش می گذارند در مقابل نوه امام صادق، پسر امام کاظم و برادر #امام_رضا ادای احترام کرده و برای رفع مشکلات ... #برقص_تا_برقصیم
با شنیدن خبر #رقصیدن دختر گول خورده جلوی مسجد و پرچم عزای #امام_صادق خدا رو شکر کردم که دشمنان دین #خدا بهره ی کمی از عقل دارند.
#دختران شهر من با هر سیما و حجابی وقتی پا به #تجریش می گذارند در مقابل نوه امام صادق، پسر امام کاظم و برادر #امام_رضا ادای احترام کرده و برای رفع مشکلات روزمره خود به ایشان متوسل می شوند.
با این کار پشت پرده این #کمپین ها برای همه واضح شد.
‌.
امروز سالروز بزرگداشت #امام_زاده_صالح
#حتما_ورق_بزنید و تصاویر دختران خوب مان را ببینید.
.
#چهارشنبه_های_سفید
#عاشقانه
#روحانی
#نی_نی
#حجاب
#دختر
Read more
. بزنم به تخته ، عشق جدید چقدر به زندگی أت می آید... چهارخانه های پیراهنت بزرگتر بنظر میرسند و خنده ...
Media Removed
. بزنم به تخته ، عشق جدید چقدر به زندگی أت می آید... چهارخانه های پیراهنت بزرگتر بنظر میرسند و خنده هایت با دوام تر ، نه اینکه فکر کنی حسادت میکنم ها نه ، اتفاقأ وقتی بر خلاف میل تو ، توافق کردیم برویم دنبال زندگی هایمان و رفتیم ، گل های پیراهن من هم شکفت و عطر بهار لبخندم توی کوچه ها پیچید و های و هوی تنهایی ... .
بزنم به تخته ، عشق جدید چقدر به زندگی أت می آید...
چهارخانه های پیراهنت بزرگتر بنظر میرسند و خنده هایت با دوام تر ، نه اینکه فکر کنی حسادت میکنم ها نه ، اتفاقأ وقتی بر خلاف میل تو ، توافق کردیم برویم دنبال زندگی هایمان و رفتیم ، گل های پیراهن من هم شکفت و عطر بهار لبخندم توی کوچه ها پیچید و های و هوی تنهایی أم به گوش آسمان و پرنده هایش هم رسید...
اما...اما همه چیز به اینجا ختم نشد ، بعد از مدتی عشق در من جان گرفت ، مثل یک بیماری پنهان و بدون نشانه که یکباره خودش را نشان میدهد و آدم را از پا در می آورد.! شاید باور نکنی اما از پا در آمدم ، تازه فهمیدم چقدر از دوست داشتنت زیر پوستم جریان داشت اما متوجهش نبودم ، تازه فهمیدم آن گل های شکفته و های و هوی ، آرامش قبل از طوفان عشق بوده و قرار است بلایی به جانم بیاندازد که درمانش از دست هیچ طبیبی برنمی آید جز تو ، اما آنقدر دیر عاشقت شدم که نتوانی بدادم برسی... من که نخواسته بودم دوستت نداشته باشم ، نخواسته بودم تورا به پای دوست نداشتنم بسوزانم...اصلأ تقصیر من نبود که عشق با رفتنت آغاز شد و ویرانم کرد فقط آمدم بگویم
هیچ حسرتی بزرگتر از این نیست که دیر بفهمی عاشق کسی بوده ای....
حسادت نمیکنم اما...
آدم عاشق که این حرف ها سرش نمیشود...
تا دیر نشده
عشق را
در خودتان پیدا کنید
قبل از اینکه
آدمها برای همیشه
از کنارتان بروند...
.
.
📷 #میکائیل💞
.
💌@mikilove351 🚨
.
.
#تادیرنشده_فکری_به_حال_خودتون_کنید😊🙏
💌💌💌💌💌💌💌💌💌💌💌💌💌💌
.
#پستهای_قبلی_رو_حتما_از_دست_ندید🙏🙏🙌💓🔻🌟💓🔻🌟 #پیشنهادوانتقادهاتون_دایرکت_پذیرامیباشم_باکمال_میل_پاسخگوهستم 🌷🙏
Read more
هوالرحمن . <span class="emoji emoji1f4a2"></span> #آخوندا ما رو ول نمی کنند...- . یکی از #اساتید ریاضی #دانشگاه_تهران نقل میکرد: . ...
Media Removed
هوالرحمن . #آخوندا ما رو ول نمی کنند...- . یکی از #اساتید ریاضی #دانشگاه_تهران نقل میکرد: . قرار بود جمع منتخبی از اساتید و #نخبگان ریاضی برای شرکت در #کنفرانسی بین المللی به یکی از کشور های غربی برن. . وقتی سوار هواپیما شدم دیدم یه #روحانی تو هواپیماست. . به خودم گفتم بفرما؛ اینا سفر ... هوالرحمن
.
💢 #آخوندا ما رو ول نمی کنند...-
.
یکی از #اساتید ریاضی #دانشگاه_تهران نقل میکرد:
.
قرار بود جمع منتخبی از اساتید و #نخبگان ریاضی برای شرکت در #کنفرانسی بین المللی به یکی از کشور های غربی برن.
.
وقتی سوار هواپیما شدم دیدم یه #روحانی تو هواپیماست.
.
به خودم گفتم بفرما؛ اینا سفر خارجی هم ما رو ول نمیکنن.😒
.
رفتم پیشش نشستم بهش گفتم: حاج آقا اشتباه سوار شدید #مکه نمیره😝
گفت: میدانم🤗
گفتم: حاجی قراره ما بریم کنفرانس علمی؛ شما اشتباهی نیاین😏
گفت: میدانم
دیدم کم نمیاره.
.
جدیدترین و پیچیده ترین مساله ریاضیمو که قرار بود تو کنفرانس مطرح کنم داخل برگه نوشتم دادم بهش، گفتم شما که داری میای کنفرانس بین المللی ریاضی اونم تو یه کشور خارجی حتما باید ریاضی بلد باشید.
اگر ریاضی بلدید این سوال رو حل کنید ، برگه رو بهش دادم و خوابیدم.
.
از خواب که بیدار شدم دیدم داره یه چیزایی تو برگه مینویسه.
.
گفتم: #حاجی عجله نکن اگه بعدا هم حلش کردی من دکتر فلانی هستم از دانشگاه تهران. جوابشو بیار اونجا بده.😂
.
دوباره خوابیدم.😴
بیدار که شدم دیگه نمی نوشت، گفتم چی شد؟
.
📝برگه رو بهم داد و گفت:
سوالت چهار راه حل داشت سه راه حل نوشتم و اون راهی هم که ننوشتم بلد بودی.😁
.
شوکه شده بودم
ادامه داد: این هم مساله منه اگر تونستی حلش کنی من #حسن_زاده_آملی هستم از قم.........
.
بعدها فهمیدم که به ایشون لقب #ذوالفنون را دادند و ایشان در تمامی علوم صاحب نظر بود.
.
تا جایی که دورانی که پا تو سن نذاشته بود در هفته روزی یکبار عده ای از #پروفسور های #فرانسه و سایر کشور های #اروپایی برای کسب علم و ریاضی و نجوم خدمت ایشان میرسیدند.
.
حالا نظر این عالم بزرگ درباره رهبر معظم #انقلاب #امام_خامنه ای مدظله العالی:
.
"گوش تان به دهان رهبر باشد. چون ایشان گوششان به دهان #حجت_بن_الحسن(عج) است." .
این جملات وقتی بیش تر معنا پیدا می کند که بدانیم صاحب تفسیر المیزان، علامه عارف آیت ا... طباطبایی درباره شاگردش علامه حسن زاده فرموده اند: حسن زاده را کسی نشناخت جز #امام زمان.
.

#علامه_طباطبايى
#علامه_حسن_زاده
#وعده_ديدار_كنار_شهداء
#مقام_معظم_رهبرى
#تا_شهادت_راهی_نیست
#التماس_دعا
#موقت
ياعلى مدد
Read more
#روز_رسوایی #شرم_بر_بی‌شرفی #خدایا_ظهور_کن این بخش از صحبت‌های رد و بدل شده در مجلس استیضاح علی ربیعی رو حتما و حتما بارها و بارها شبکه‌های آن‌طرفی بهش استناد خواهند کرد، فساد و رانت‌خواری گسترده‌ای که از عراقچی‌های مورد اعتماد نظام تا محمدرضا پورابراهیمی نماینده کرمان که بسیار قیافه‌ی ... #روز_رسوایی
#شرم_بر_بی‌شرفی
#خدایا_ظهور_کن

این بخش از صحبت‌های رد و بدل شده در مجلس استیضاح علی ربیعی رو حتما و حتما بارها و بارها شبکه‌های آن‌طرفی بهش استناد خواهند کرد، فساد و رانت‌خواری گسترده‌ای که از عراقچی‌های مورد اعتماد نظام تا محمدرضا پورابراهیمی نماینده کرمان که بسیار قیافه‌ی حق به جانب در سخنرانی دیروز داشت، همه و همه رو گرفته، بعید می‌دونم در طول تاریخ مجلسیون ما سابقه داشته باشه.
من به سبب علاقمندی و به سبب پروژه‌ای که چند سال قبل برای مرکز پژوهش‌های مجلس انجام دادم، متن نطق‌ها، استیضاح‌ها، لوایح و طرح‌های جنجالی چندین دوره مجلس شورای ملی رو بررسی کردم و خوندم، از «دارالظفر» که مظفرالدین شاه قاجار برای مجلس نامیده بود تا اولین و رسمی‌ترین مجلسی که ۱۱۰ سال پیش، رییسش مرتضی‌قلی‌خان هدایت، عموی همین صادق هدایت مشهور بود تا مجلسی که ایت‌الله کاشانی رییس بود، تا مجلسی که در انقلاب سفید شاه و ملت به ریاست مهندس رضا حکمت برپا می‌شد و پر از بحث‌های ناسیونالیستی بود و تا آخرین مجلسی که به ریاست دکتر عبداله ریاضی در پنجاه و هفت به انقلاب اسلامی منجر شد.
سخنرانی‌های غرا و کوبنده و وطن‌پرستانه‌ی زیادی ثبت شده اما دو استیضاح، یکی استیضاح دکتر مهاجرانی، آن دانشمند و ادیب و انسان شریف که *اتفاقا همین دیروز هرگونه دست داشتن پسرش در ماجرای گم‌شدن دکل‌های نفتی منتفی اعلام شد* و دیگری استیضاح علی ربیعی قطعا برگ ماندگاری از خدمت و خیانت طرفین به ایران در تاریخ خواهد ماند.

در اولی خیانت اهالی مجلس، نادانی و ناجوانمردی آنان در حالی رخ می‌داد که عموم هنرمندان و هنر این سرزمین در بهترین روزهایش بود و این استیضاح که از روی بغض اصول‌گرایان نشات می‌گرفت، ضربه مهلکی به پویایی روزنامه‌نگاری، تولید آثار هنری و نشر کتاب‌های ارزشمند زد. چنان‌که مسجدجامعی که در شرافتش شکی نیست، هم نتوانست پا جای پای سلفش بگذارد و به ترسی نهادینه جلوی خلاقیت هنری گرفته شد.
اما این یکی نشان از خیانت نمایندگانی داشت که پشت الفاظ با نقاب *من عقل کلم* و با ادعای *من پاک‌ترینم* سال‌هاست به مردم ما فخر می‌فروشند و شکرا که افتادن تشت رسوایی‌شان از بام، به بلندی صدا داشت و سال‌ها بعد قدر این وزیر پرکار را می‌دانیم.
چه من به سبب دوستی با مدیر روابط عمومی وزارت کار، کاملا از شب‌بیداری‌ها و سه روز به خانه‌نرفتن‌های آقای وزیر آگاهم و می‌دانم غم‌ از دست دادن زن و فرزند که ربیعی را چنین شکسته کرده قطعا در مقایسه با زخم حرف‌های خالی از حقیقت و انصاف برخی وکلا ناچیز است.... #استیضاح_ربیعی
Read more
. وقتی به خودت میای و می بینی دوران پر از خاطره ی مدرسه داره تموم میشه ، یه جورایی ، انگار ته دلت شور میزنه ...
Media Removed
. وقتی به خودت میای و می بینی دوران پر از خاطره ی مدرسه داره تموم میشه ، یه جورایی ، انگار ته دلت شور میزنه ... شاید هم نه ؛ اسمش رو شور زدن نذاریم ؛ انگار یه جور هیجان خاص داری؛ میترسی از سال مهم و سرنوشت سازی که پیش روته ؛ و از طرفی سال آخر مدرسه ست ... من از بچگی بر خلاف خیلیا عاااااشق مدرسه بودم . یعنی اگه ... .
وقتی به خودت میای و می بینی دوران پر از خاطره ی مدرسه داره تموم میشه ، یه جورایی ، انگار ته دلت شور میزنه ... شاید هم نه ؛ اسمش رو شور زدن نذاریم ؛ انگار یه جور هیجان خاص داری؛ میترسی از سال مهم و سرنوشت سازی که پیش روته ؛ و از طرفی سال آخر مدرسه ست ...
من از بچگی بر خلاف خیلیا عاااااشق مدرسه بودم . یعنی اگه این سه سال دبیرستان رو فاکتور بگیریم تو تمام این سالها به من حسابی خوش گذشته.
حالا هم که رسیدیم به «پایه دوازدهم» یا همون «سال کنکور » یا به قول قدیمیا «پیش دانشگاهی» !! می ترسم ؛ از طرفی خوشحال هم هستم !! ولی همه میگن که سال سختی در انتظار ماست ...
.
.
پ ن : قدری به کلید واژه های زیر فکر کنید ؛
اولین کنکور نظام جدید _
دوازدهم ریاضی_
دبیرستان نمونه دولتی_
با یه مشاور پا به ماه _!!!!!!!!!
دیپلمه ریاضی که انتگرال بلد نیست !
تحصیلکرده های بی سواد _
.
دغدغه های یک دختر هفده ساله ...😐
اووووف ! شاید «که نه حتما» دیگه تا یه مدت طولانی سری به پیج دوست داشتنیم نزنم ...😊😊😊
.
Read more
با صدای تق تق آرومی از خواب بیدار شدم... کنار گلدون لب پنجره،پشت شیشه گنجشک کوچیکی با نوک کوچیکش به ...
Media Removed
با صدای تق تق آرومی از خواب بیدار شدم... کنار گلدون لب پنجره،پشت شیشه گنجشک کوچیکی با نوک کوچیکش به شیشه میزد! پنجره رو باز کردم، سلام کرد و با صدای حزین و آروم و دلنشینی رو به من گفت : میتونم یه خواهشی ازت کنم؟ گفتم: بله...حتما... گفت : روی درخت توی حیاط با تعدادی از گنجشکای محل یه مجلس روضه گرفتیم...! ... با صدای تق تق آرومی از خواب بیدار شدم... کنار گلدون لب پنجره،پشت شیشه گنجشک کوچیکی با نوک کوچیکش به شیشه میزد!
پنجره رو باز کردم، سلام کرد و با صدای حزین و آروم و دلنشینی رو به من گفت :
میتونم یه خواهشی ازت کنم؟
گفتم:
بله...حتما...
گفت : روی درخت توی حیاط با تعدادی از گنجشکای محل یه مجلس روضه گرفتیم...! میشه بیای برای ما روضه بخونی؟
گنجشکا هرکدومشون یه مشتی گندم نذری هم آوردن...!
گفتم : من که روضه خونی بلد نیستم، اصلا صدای خوبی هم ندارم...!!
دوباره و سه باره خواهش کرد...
قبول کردم!
رفتم توی حیاط...همشون ساکت شدن!
همون گنجشک اومد در گوشم گفت : میشه روضه حضرت علی اصغر بخونی؟
گفتم : باشه چشم...
گفت: یه خواهشی دارم
باصدایی لرزون و گرفته و آرووم گفت:
میشه نگی که به علی اصغر آب ندادن؟!!
بگو آب دادن ولی خیلی کم آب دادن...!!!
گفتم : خب آب ندادن...!
خواهش کرد...مونده بودم چی بگم!!
روضه رو شروع کردم و در تکاپوی گفتن و نگفتن
وقتی لبان کوچک تو بی جواب شد

مادر به جای آب ، ز شرم تو آب شد

بیهوده پا به سینه ی من میزنی مکوش

پیش لبان خشک تو دریا سراب شد

مثل همیشه بوسه زدم روی گونه ات

اما لبم ز تاول رویت کباب شد

وقتی عمود خیمه ی عباس را کشید

گفتم رباب : خیمه عمرت خراب شد

از چشمهای حرمله پیداست فکر چیست

مادر دعا نکرده ای و مستجاب شد... سرم رو ک بلند کردم دیدم تمام گنجشکا جون دادن و پای درخت افتادن... شنیده بودم مستمع صاحب سخن را بر سر ذوق آورد اما...
و چه زیبا غرق در روضه شدند...! محرم که بشی، دلت رو که براش صفا بدی، خونه ی دلت رو که از هرچی غیر حسین باشه خالی کنی اونوقت با چشمت میبینی،قبل از اینکه با گوش بشنوی...!
Read more
(جنون قسمت هفتم) چشام داشت از حدقه میزد بیرون.یهو فکری از ذهنم گذشت.سرکارم گذاشتن,حتما ماجرای ...
Media Removed
(جنون قسمت هفتم) چشام داشت از حدقه میزد بیرون.یهو فکری از ذهنم گذشت.سرکارم گذاشتن,حتما ماجرای اون دخترم زیر سر ایناس,باید زودتر می فهمیدم.به طرف مجتبی رفتم و گفتم:خجالت نمی کشین.چرا دیگه خونوادمو نگران می کنید؟هرچی داد و بیداد می کردم کسی جوابم و نمیداد.مجتبی که اشک تو چشاش میدرخشید سرشو ... (جنون قسمت هفتم)

چشام داشت از حدقه میزد بیرون.یهو فکری از ذهنم گذشت.سرکارم گذاشتن,حتما ماجرای اون دخترم زیر سر ایناس,باید زودتر می فهمیدم.به طرف مجتبی رفتم و گفتم:خجالت نمی کشین.چرا دیگه خونوادمو نگران می کنید؟هرچی داد و بیداد می کردم کسی جوابم و نمیداد.مجتبی که اشک تو چشاش میدرخشید سرشو میون دستاش گرفت-سعید آروم پرسید:چی شد؟مجتبی آه سردی کشید و گفت:دارن میان تهران-مثل جرقه رو آتیش پریدم وسط و داد زدم دیوونه ها چکار می کنید؟محمد اشکهاشو پاک کرد و در حالی که پا میشدگفت:من میرم بیمارستان‌.مجتبی دستشو گرفت و گفت:صبر کن همگی با هم میریم.-خدایا اینا چی می گن؟زانوهام قدرت نگه داشتن وزنم و نداشتن,دلم بد جوری شور میزد.داد زدم چرا یکی به من نمیگه چی شده؟فقط من غریبه ام؟سعید صورتش و توی دستاش پنهون کرد و گفت:باورم نمیشه...کاش حالش خوب بشه...علی حیفه.از ترس به دیوار تکیه دادم.مگه میشه من؟من که اینجام.حول برم داشت نکنه من مُردم.از ترس زبونم بند اومده بود و عین بید میلرزیدم.پس دختره چی؟اونکه منو می‌دید.قوت قلبی گرفتم-حتما دارن باهام از این شوخیای بی مزه که مد شده می‌کنن.آره تلفنی که زدن هم الکی بوده.برای اینکه تلافی کنم خیز برداشتم و یه سیلی محکم زدم تو صورت سعید اما انگار نه انگار.بیشتر لجم گرفت و ایندفه محکمتر زدم اما اصلا هیچ عکس‌العملی نشون نداد.ترس همه وجودم و در بر گرفت.با لکنت گفتم:بچه ها شوخی خوبی نیستا!لطفا تمومش کنید بعد با قهر از خونه زدم بیرون و رفتم سمت خونه دختره.در باز بود.رفتم داخل...همه جا تاریک بود.از راه آسفالته گذشتم,از دیدن نوری که از شیشه های کوچیک و مربعی به بیرون می تابیداخمم باز شد و از پله ها بالا رفتم و چندتا تقه به در زدم... ادامه دارد
باسپاس بیکران از همراهی شما دوستان گلم(مهرا)
Read more
<span class="emoji emoji27bf"></span><span class="emoji emoji27bf"></span> چند روز پيش بود و اصلا خوب شروع نشد.. معمولا آدمها خيلي استرس دارن و فقط ميخوان نسخه شونو بگيرن و ...
Media Removed
چند روز پيش بود و اصلا خوب شروع نشد.. معمولا آدمها خيلي استرس دارن و فقط ميخوان نسخه شونو بگيرن و متوجه نميشن همه سوالها و توضيح ها فقط بخاطر سلامت خودشونه.. نفر چهارم به بعد با خنديدن انرژي منفي رو از خودم دور كردم، عصر شد و داروخانه مثل هميشه شلوغ.. آدمهاي استرسي تر با كيس هاي امرژنسي و يك اقاي جووني ... ➿➿
چند روز پيش بود و اصلا خوب شروع نشد.. معمولا آدمها خيلي استرس دارن و فقط ميخوان نسخه شونو بگيرن و متوجه نميشن همه سوالها و توضيح ها فقط بخاطر سلامت خودشونه.. نفر چهارم به بعد با خنديدن انرژي منفي رو از خودم دور كردم، عصر شد و داروخانه مثل هميشه شلوغ.. آدمهاي استرسي تر با كيس هاي امرژنسي و يك اقاي جووني اومد نسخه نوزادشو بگيره.. مجبور شدم شماره شناسايي شو دوبار بزنم چون سر و صداي اطراف مون خيلي زياد بود و صداي آقاهه خيلي آهسته.. معلوم بود حرصش گرفته و گذاشتم پاي اينكه حتما بدتر از من روز افتضاحي داشته.. براي پسرش بخاطر عفونت مجاري اداري آنتي بيوتيك نوشته بودن.. پرسيدم؛ چند وقتشه؟ گفت؛ عه!! چرا؟؟ شيش هفت ماه.. به دوزش نگاه كردم؛ دو و نيم ميلي ليتر روزي دوبار ده روز.. اتيكت رو امضا كردم و داشتم موقع چسبوندنش، براش از اهميت قطره باكتري سِمپر، تكون دادن شيشه و قاطي نكردن دارو با غذا يا شير ميگفتم كه هي اين پا اون پا ميكرد كه دارو رو بده من بررررم.. دوباره به تاريخ تولد كودكش نگاه كردم، پرسيدم؛ بچه شما چند كيلوئه؟ با بي ميلي گفت؛ چطور؟ نرمال.. گفتم؛ به تازگي و بخاطر اين مشكلش آنتي بيوتيك داشته؟ گفت؛ نه.. گفتم؛ پسر شما داره نه ماهش ميشه و دوزش كافي نيس، بايد با دكترش حرف بزنم و رفتم با متخصص اطفال بيمارستان تماس بگيرم.. شماره در دسترس نبود، زنگ زدم به اپراتور بيمارستان و گفتم؛ با دكتر فلاني كار دارم كه جواب نميده.. وصلم كرد به بخش و يه دكتر خانوم بهم گفت؛ اين دكتر الان تو جلسه س.. گفتم؛ سوال مهمي دارم.. گفت؛ به موبايلش زنگ بزن!! و شماره شو بهم داد.. بار اول رد كرد، بار دوم برداشت صداهاشون ميومد و من هي الو الو كه قطع كرد و دوباره زنگ زدم به اپراتور كه؛ لطفا دوباره وصلم كن بخش اطفال.. دوباره همون خانوم دكتره برداشت و در جوابم گفت؛ من الان سرم شلوغه، يك ربع ديگه زنگ بزن.. گفتم؛ اينجا شلوغه و من.. كه قطع كرد! اومدم پيش پدره و گفتم؛ متاسفم ولي نشد! گفت؛ خوب من چيكار كنم؟! گفتم؛ من نميتونم تا مطمئن شدن از دوزش، دارو رو بهتون بدم يا صبر كنين يا خودتون بهشون زنگ بزنين.. از ديدن استصالش دوباره رفتم تو و يكبار ديگه به موبايل دكتره زنگ زدم كه از عجايب برداشت.. گفتم؛ اين كودك بزودي نه ماهش ميشه ولي دوز داروش مال بچه شش ماه س، شما خودتون خواستين؟ يه كم فكر كرد و گفت؛ نه اشتباهه لطفا عوضش كنين و بالاخره بعد بيست دقه تونستم دارو رو بدم به پدرش و تو دلم خوشحال باشم كه حتي اگر كلافه شد و خودشم نفهميد، تونستم از عفونت كليه طفل معصومش جلوگيري كنم.. شما چي خوشحالتون ميكنه؟؟
Read more
. صافی کف پا و تمرینات اصلاحی . . . منم مثل ادمین حمیراجون مشکلات کف پا دارم . مدتها گردن درد و کمردرد و زانو درد امانم رو بریده بود . به ارتوپد مراجعه کردم . ایشون ابتدا اسکن ساده ای از کف پا گرفتند و نقاطی رو که دچار مشکل بود مشخص کردند و برام نرمش های خاص و صندل طبی برای منزل و کفی طبی برای داخل کفش تجویز ... .
صافی کف پا و تمرینات اصلاحی .
.
.
منم مثل ادمین حمیراجون مشکلات کف پا دارم . مدتها گردن درد و کمردرد و زانو درد امانم رو بریده بود . به ارتوپد مراجعه کردم . ایشون ابتدا اسکن ساده ای از کف پا گرفتند و نقاطی رو که دچار مشکل بود مشخص کردند و برام نرمش های خاص و صندل طبی برای منزل و کفی طبی برای داخل کفش تجویز کردند . .
.
پس از گذشت شش ماه مجددا تست ها انجام شد و کفی و کفش با ویژگی های جدید ساختاری تجویز شد . چون نقاط ضعف در برخی نقاط رفع شده بود . به تدریج درد گردن و کمر و زانو تخفیف پیدا کرد .
.
دکتر گفت که حدود 80 درصد از مشکلات گردن و کمر و لگن و زانو در ابتدا مریوط به مشکلات کف پاست و به مرور بدتر میشه و توسط عضلات و ماهیچه ها روی قسمت های همجوار تاثیر سوء میذاره و درگیر میکنه و برخی پزشکان بدون توجه به کف پا فقط درصدد رفع درد گردن و کمر و لگن و زانو برمیان ولی مشکل اولیه بر سر جای اولیه باقی میمونه و تشدید هم میشه . این دکتر از تمامی کسانی که برای دردگردن و کمر و لگن و زانو مراجعه میکردند ابتدا اسکن کف پا میگیره و حدود 95 درصد مشکلات کف پا دارند .
.
.
پس یک اسکن ساده از کف پا میتونه کمک کنه که مشکل اولیه شناسایی و با تمرینات روزانه و کفی و صندل به مرور رفع بشه . دستگاه اسکن در اغلب کلینیک های ارتوپدی بیمارستان ها هست .
.
من و همسرم به مرور با تمرینات و کفی و صندل این مشکل رو کمتر کردیم . البته اگر در سنین پایین تر تشخیص داده بشه بهبود و اصلاح سریعتر انجام میشه .
.
این یکی از تمرینات روزانه ست . اگر تمایل دارید چندتا تمرین دیگه هم براتون پست کنم .
.
یک ترابند ( باند الاستیکی ورزشی و یا شال کهنه و یا یکی حتی از کراوات های به دردنخور آقای همسر 😂 فقط زیر شست گوله نشه و صاف باشه ) رو دور استخوان گرد زیر انگشت شست بندازید و بکشید . قسمت زیر شست کاملا بیحرکت و ثابت باشه . حرکات مشابه ویدیو رو به آرامی و با تانی با درگیری عضلات کف انجام بدید . تراباند رو تا حدی بطرف بالا بکشید که عکس العمل اون فشار استخوان زیر شست و پاشنه به زمین باشه اما از روی سطح بلند نشه .
. .
.
وقتی صندل تجویز میکنه بهیچوجه اجازه ندارید دیگه پابرهنه راه برید حتما باید صندل ها رو بپوشید . کفشی با سایز بزرگتر بخرید و کفی ها رو داخلش قرار بدید و مدام اونا رو بپوشید تا اشکالات کف پا به مرور رفع بشه . من از تجربیاتم نوشتم که کمکی به حال اونایی که درد دارند بشه . شاید مشکل شما هم از کف پا باشه . براتون تندرستی آرزو داریم .
.
.
Read more
⚜️<span class="emoji emoji1f446"></span>🏻لطفا "و حتما" تصوير را ورق بزنيد <span class="emoji emoji1f449"></span>🏻🎞<span class="emoji emoji1f4f2"></span> عزیزم سلام من در چهل و یک سالگی به بسیاری از آن چیزهایی ...
Media Removed
⚜️🏻لطفا "و حتما" تصوير را ورق بزنيد 🏻🎞 عزیزم سلام من در چهل و یک سالگی به بسیاری از آن چیزهایی که امروز آرزوی جوانان و دانشجویان است رسیده ام!! پزشک ، جراح ، فوق تخصص ، استاد و حتی رییس ! اما امروز بعد از این راهِ دراز و پر مشقّت ، یک آرزو بیشتر ندارم “ همه این ها را که برشمردم را پس بدهم . در عوض ... ⚜️👆🏻لطفا "و حتما" تصوير را ورق بزنيد 👉🏻🎞📲
عزیزم سلام

من در چهل و یک سالگی به بسیاری از آن چیزهایی که امروز آرزوی جوانان و دانشجویان است رسیده ام!!
پزشک ، جراح ، فوق تخصص ، استاد و حتی رییس !
اما امروز بعد از این راهِ دراز و پر مشقّت ،
یک آرزو بیشتر ندارم “
همه این ها را که برشمردم را پس بدهم .
در عوض لحظه ای کنارِ تو بنشینم ، در چشمانت نگاه کنم و فنجان چایی با هم بنوشیم و این بار قول میدهم که چای را
نه یکباره و داغ که با آرامش و پا به پای تو بنوشم.....‎
مریم عزیزم ؛
این روزها جوانترها آنچنان برای پیشرفت ، عجله دارند ....
که نگاهِ مادر ؛ نفسِ پدر و عشقِ همسر را نمی بینند
و برای رسیدنِ هر چه سریعتر به قله ، بسیاری را در دامنه جای میگذارند ! ‎مریم عزیزم ،
من پشیمانم از تمامِ شبهایی که صحبتِ تو را نمی شنیدم و به فکرِ تشویقِ حاضرینِ در سخنرانیِ فردایم بودم’ من پشیمانم. ‎مریم جان ....بگذار جوانترها را نصیحتی کنم "‎
در بالای قلّه ها... و آن سوی ابرها... خبری نیست ،
هر چه هست در دامنه زندگی شماست.... 🍂☕️
متن برگرفته از پيج 👇🏻
@saratan.ir
#بردلنشسته ي زیبا از دکتر سعید مهرپور فوق تخصص جراحي ستون فقرات ورئیس بیمارستان دکتر شریعتی خطاب به همسر تازه ازدست رفتشون دكتر مریم غریب دوست
#روح_همه_رفتگانمان_غرق_در_نور_آرامش_ابدي 🥀🙏🏻
@mehrpour_saeed

اين متن رو بارها خوندم و بارها....
#اندكي_تامل
#پاييز #غروب #زيبايي #عشق #هنر #دوست_داشتن
#روانشناسي #مهارتهاي_ارتباطي #سواد_عاطفي
#ناگهان_زود_دیر_میشود
شايد اين چند سحر فرصت آخر باشد ....
#photo 📲مطهره
#mustseeiran #love #sunset #autumn #photography ✅و بودن هامان را قدر بدانيم.... نبودن هامان همين نزديكيست #خوب_من
❤️☕️
Read more
به نظرتون ايراد اين چيدمان چيه؟ . . . من اين چيدمان رو خيلي دوست داشتم يك به دليل سادگيش كه در عين ...
Media Removed
به نظرتون ايراد اين چيدمان چيه؟ . . . من اين چيدمان رو خيلي دوست داشتم يك به دليل سادگيش كه در عين حال شيك هم هست و دوم هم به خاطر آينه بزرگ روي ديوار. اماااااااااااااا با ميز مشكل دارم و البته بهتر بگم پايه ميز، چون نشستن رو خيلي سخت ميكنه. پشت اين ميز كه بنشينين، حتما بايد هر دو پا روي زمين باشه و اگر ... به نظرتون ايراد اين چيدمان چيه؟
.
.
.
من اين چيدمان رو خيلي دوست داشتم يك به دليل سادگيش كه در عين حال شيك هم هست و دوم هم به خاطر آينه بزرگ روي ديوار.
اماااااااااااااا با ميز مشكل دارم و البته بهتر بگم پايه ميز، چون نشستن رو خيلي سخت ميكنه. پشت اين ميز كه بنشينين، حتما بايد هر دو پا روي زمين باشه و اگر كسي بخواد يه پا رو روي پاي ديگه بندازه، پايه ميز اين اجازه رو نميده و فرد پشت ميز مجبور كه يا كلا بيخيال شه و يا صندليش رو خيلي عقب تر ببره.
Read more
. دوستان عزيزم سلام . امروز تولد شناسنامه اى و نه حقيقى من بود ! . حالا چرا من (الكى )يكماه زودتر به دنيا اومدم؟!!! توضيحش خنده داره و زياد مهم هم نيست ! . در اين روز ، انواع و اقسام شركتها و افرادى كه دوست دارن اجناس يا خدماتشون رو بفروشن به من تبريك مى گن . ولى من تولدم يك ماه ديگه است و تازه در واقع ... .
دوستان عزيزم سلام .
امروز تولد شناسنامه اى و نه حقيقى من بود !
.
حالا چرا من (الكى )يكماه زودتر به دنيا اومدم؟!!! توضيحش خنده داره و زياد مهم هم نيست !
.
در اين روز ، انواع و اقسام شركتها و افرادى كه دوست دارن اجناس يا خدماتشون رو بفروشن به من تبريك مى گن 😃
.
ولى من تولدم يك ماه ديگه است و تازه در واقع هر روز دوباره متولد ميشم و در نتيجه اين چيزا برام اصلا مهم نيست .
در مورد كف پاى صاف صحبت كرديم ، خيلي سوال پيش اومد :
چه ورزشهايى كردين ؟ كه بهتر شدين ؟
دوستان، كلا كسانيكه پاى صاف دارن ، شايد خيلى راحت راه نرن و درد داشته باشند كه حتما دارن !
ولى اين دليل بر ورزش نكردن نيست !
من ورزشهايى انجام مى دم كه توشون راحتم !
#دوچرخه ثابت و شنا از اونهاست .
#پيلاتز ، يك #ورزش جامع و عاليه .
چند سال مربي داشتم و پيلاتز كار مى كردم .
كار با توپ بزرگ ، جيم بال ، رو خيلي دوست دارم .
فشار از روى كمرم برداشته ميشه ! اما نحوه اش رو مربيم يادم داد .
#رقصيدن رو خيلي دوست دارم ولى تازگيها خيلي نمى رقصم .
يك شي استوانه سفت زير پا و عقب جلو كردنش در هنگام نشستن ميتونه آرامش بخش باشه .
راه رفتن بدون #كفش تو ساحل ماسه اى .اگر در دسترس بود !
منم از همه ى دكتر هاى موجود در ايران براى پسرم كمك گرفتم ؛ انواع كفش ، نيم چكمه ، كفى طبى ...زياد تاثير نداشت .
چون خودم بعد از ده سالگى متوجه شدم .
براى پسرم از ابتدا راه رفتن ، شروع كردم و خيلي خرج كردم ، بنظرم بيفايده بود .
شايد باور نكنيد ، يك كفى معمولى از يك مغازه معمولى در آمريكا خريد ، خيلي بهتر از اونهايي كه حتى با گچ گرفتن پاش بهش دادن .
در هر حال ، در مورد خودم اصلا نمى دونم چه اتفاقى افتاده كه پام به صافى قبل نيست .
اما شايد يكيش جمع و باز كردن پنجه به تعداد زياد باشه .
پنجه را مثل بالرين ها تيز كنيد و نگه داريد .
بعد به سمت عقب بكشيد .
و اين كار را بارها تكرار كنيد .
بخصوص بعد از در آوردن پا از كفش .
هيچگاه كفش كاملا تخت نپوشيد .
من از كفش ورزشي لژ دار استفاده مى كنم .
كفشهاى خوب پرستارى ، نمونه ى خوبي هستند .
هرگز سلامت خودتون رو فداى يك مهمانى يا عروسي نكنيد .
كفش راحت و مناسب خيلي مهمه .
كفشهاى خيلي پاشنه بلند ، و نوك تيز و ... واقعا به پا آسيب مى زنند .
لژ ٥ سانت براى مدت كوتاه مهمانى شايد مناسب تر از كفش پاشنه بلند باشه .
مچ پاتون رو بچرخانيد . جهت عقربه هاى ساعت و خلاف آن. ترق توروق كه ميشنويد باعث تقويت مچ ميشه .
روزتون زيبا و شاد .
پ ن؛ راستى ازين عكس كاملا مشخصه كه پام نه تنها صاف بلكه چقدر كپل بوده هاااا😂😂😂
حميرا هستم 🙋🏻‍♀️
Read more
از هرچه بگذریم سخن سفر یزد خوش تر است <span class="emoji emoji1f61c"></span> از کجااا شروع کنیم؟🤔 فکنم بهتره برای طولانی نشدن عریضه پست ...
Media Removed
از هرچه بگذریم سخن سفر یزد خوش تر است از کجااا شروع کنیم؟🤔 فکنم بهتره برای طولانی نشدن عریضه پست جاهای دیدنی رو از پست جاهای خریدنی جدا کنیم این پست برای جاهای دیدنیه اول بگم که من دومین بار بود که می رفتم یزد یه سری جاهارو این بار فرصت نشد بریم ولی من اونارم میگم براتون جونم بگه که لطفا قبل از ... از هرچه بگذریم سخن سفر یزد خوش تر است 😜
از کجااا شروع کنیم؟🤔
فکنم بهتره برای طولانی نشدن عریضه پست جاهای دیدنی رو از پست جاهای خریدنی جدا کنیم 😆
این پست برای جاهای دیدنیه 😁
اول بگم که من دومین بار بود که می رفتم یزد یه سری جاهارو این بار فرصت نشد بریم ولی من اونارم میگم براتون 😁
جونم بگه که لطفا قبل از سفر هتل یا اقامتگاه خود را رزرو کنید ویا مطمئن بشید از جایی که میخواید برید و بمونید تا مثل ما نمونید رو هوا😆 بلخره همه مثل ما خوش شانس نیستن که دوست یزدی داشته باشن😎 این از این 😁
بعدم که حواستون باشه راحت ترین کتونی خود را به پا کنید چون قراره کلی راه برید 👟 تو دل بافت تاریخی شهر 😍 کلی از جاهای دیدنی همون جاس مثل زندان اسکندر ، خانه ی لاری ها ، کافی شاپای بامزه و ....😍
دوتا دیگه هاز جاهایی که حتما باید برید مسجد جامع یزده که همین جاییه که این عکسرو گرفتیم و اون کاشی آبی خوشگلا که تو عکسای قبل دیدید و سوال کرده بودید که کجاس و میدان میر چخماق که اونم خیلی خوشگله و این دوتا تقریبا نزدیک همن و اگر کتونی خوبتون پاتونه میتونید پیاده برید 😁 فقط به نظرم میر چقماقو اگر شب برید جالب تره چون چراغاشو روشن می کنن توی شب و نمای جالبی داره اون موقه 😍 (در اعماق پیج عکس از شبشو گذاشته بودم)
دیگههه آها دخمه ی زرتشتیان هم برید و حتما سرچ کنید تو گوگل و بخونید دربارش خیلی عجیب و جالبه👌
جای دیگه ای که حتما حتما باید برید باغ دولت آباده که وسطش یه عمارت خوشگل داره با شیشه های رنگی و تراسای بامزه که میتونید کلیییی توش عکسای خوب بگیرید 😍
درباره ی رستوران ها بگم براتون که ما به پیشنهاد دوستای یزدی رفتیم ناهار رستوران کهن کاشانه که تو همون بافت قدیمی بود .محیطش خیلییی خیلییی دنج و خوشگل بود ولی غذاش متوسط و خیلی معمولی بود و کلا من اون چایی بعد ناهارشو که میتونستی روی تختای کنار حوض بشینی و نوش جان کنی ،به کل ناهار و غذاهاش ترجیح میدادم 😊
من سری قبل رستوران مشیرالممالک رفته بودم که عالی بود ولی این بار که رفتیم گفتن رزروی هست و جا نداشتن 😐 آها مشیر الممالک همینطوری هم میتونید برید برای بازدید که اونم خیلییی خوشگله برید برید حتما
ای بابا چه طولانی شد 🙄
حالا همینارو داشته باشید تا بعدااا بگم بقیه چیزارم 😁
آقا الان متوجه شدم اگه قرار باشه همه ی اون رستوران ها و جاهای دیدنی که بچه ها معرفی کردن رو بنویسم یه ۱۰ تا پست میشه🤔میخواین یه دستی بگیرین خودتون این زیر دوباره بنویسید تا هر کس میخواد استفاده کنه به کامنتا مراجعه کنه؟🤔ببخشیدااا ولی دیگه همتون میدونید من خستم🙄
Read more
امام علی علیه السلام : هر روزی که در آن روز گناه نکردید عید است . به ساحت تو اگر مطربی جسارت کرد منی که شاعرت هستم مقصرم شاید غزل برای تو کم گفته اند شاعرها عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد #شایان_مصلح @shayanmosleh315 دُگم نیستم ، عید و این چیزا حالیم میشه ، سرمو بالا میگیرم همه جا میگم ایرانی ... امام علی علیه السلام : هر روزی که در آن روز گناه نکردید عید است
.
به ساحت تو اگر مطربی جسارت کرد
منی که شاعرت هستم مقصرم شاید
غزل برای تو کم گفته اند شاعرها
عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد
#شایان_مصلح @shayanmosleh315

دُگم نیستم ، عید و این چیزا حالیم میشه ،
سرمو بالا میگیرم همه جا میگم ایرانی ام
اما بدون تعارف اون دنیا ایرانی بودن برامون نون و اب نمیشه ها....
محبت این خاندان که اون دنیا نجاتمون میده ان شالله
بچه هیئتی ، رفیق ، حرمت نگه دار
میشه برای سال جدید ارزوی سلامتی و پر برکت بودن کرد برا همه ، حتما که نباید عین جشن برگزارش کرد ،
حواسمون باشه
یا مسلمون هستیم یا نیستیم ، فیفتی فیفتی نباشید که هرجا به نفعتونه مسلمون باشید
.
"نسل امروز یه پاش رو هواست"

#رفیق یه پاتو بردار... تویی که می گی اسلام مال هزاروچهارصد سال پیشه ولی ارثیه خواهرت رو نصف دادی، یه پاتو بردار... آهای خانم!خواهرم! تویی که هم می خوای امتیاز زن شرقی رو داشته باشی و مهریه ات رو بگیری و هم از مزایای زن غربی بهره مند باشی؛و آزادی اونارو داشته باشی در حالی که هفته ای یه بار اینستاگرام شوهرت رو چک می کنی.، یه پا تو بردار... داداشم،نمی تونی یه زن باربی بگیری و هر روز برات (میزانپلی) کنه و در عین حال بوی قرمه سبزی توی راه روی خونه ات بپیچه و بدون اجازت بیرون نره و بچه های خوب برات تربیت کنه ولی با هم بشینید اندر وصف سکوت سمفونی بتهون صحبت کنید.. یه پاتو بردار... تویی که به هیچ مرجعی اعتقاد نداری ولی روز عید فطر منتظری ببینی مراجع چی تصمیم می گیرن تا بفهمی چند کیلو گندم باید فطریه بدی در حال اینکه یخچالت پر گوشت و مرغه!...یه پا تو بردار!‌ روشنفکر امروز دانشجوی دیروز نمی تونی برای رسیدن به دوره ی تحصیلی بالاتر، جزوه هات رو از هم اتاقی ات قایم کنی و الان تو شبکه های اجتماعی اندر وصف خِساست ایرانی ها و open بودن خارجی ها سر به اینستاگرام بکوبی! تو هم یه پاتور بردار... استاد گرامی، پژوهشگر ارجمند! شما هم نمی تونی تابلوی جمله ( قلم علما افضل من دما شهدا)(فضیلت قلم علما از خون شهدا بیشتر است) روی دیوار خونه چهارصد متریت بکوبی که افزایش حقوق استاد تمومیت، از مقالات دانشجوآت بدست اومده. با عرض پوزش شما هم یه پاتو بردار... شمایی که جای ازدواج موقت میری زنا میکنی بعدش غسل جنابت می کنی شما حتما یه پاتو بردار

#تفکر #برابری #مذهب #شیعه #مسلمان
Read more
نقل قول: توی ایام تعطیلات عید نوروز مادرم گوش درد میگیره ... و خودشون به تنهایی پا میشن میرن کوچه دکتر ...
Media Removed
نقل قول: توی ایام تعطیلات عید نوروز مادرم گوش درد میگیره ... و خودشون به تنهایی پا میشن میرن کوچه دکتر ادیب پور ب امید اینکه بتونن ی دکتری پیدا کنن و دارویی بگیرن ... اونجا وارد یک مکانی مثل مطب میشه و آقایی خودش رو دکتر جا میزنه و روی یه کاغذ باطله بدون هیچ مهر و امضایی برای مادرم دارو مینویسه و بابت ... نقل قول:
توی ایام تعطیلات عید نوروز مادرم گوش درد میگیره ... و خودشون به تنهایی پا میشن میرن کوچه دکتر ادیب پور ب امید اینکه بتونن ی دکتری پیدا کنن و دارویی بگیرن ...
اونجا وارد یک مکانی مثل مطب میشه و آقایی خودش رو دکتر جا میزنه و روی یه کاغذ باطله بدون هیچ مهر و امضایی برای مادرم دارو مینویسه و بابت حق ویزیتش از مادرم سی تومن پول میگیره و میگه که من دفترچه تامین اجتماعی رو قبول نمیکنم ...
مادر ساده و بیسواد من هم نسخه دکتر قلابی رو میبرن داروخانه ...
داروخانه هم در کمال تعجب به یه کاغذ پاره که مهر و امضا دکتر رو نداره دارو میده و بابتش بیست تومن هم دریافت میکنه... و بعد مادر رو میفرستن پیش تزریقاتی!
ایشون هم یه آمپول میزنن و آمپول دوم رو گرو نگه میدارن و میگن که واسه اون یکی باید فردا بیای و تاکید هم میکنن که اگه دومی رو نزنی خوب نمیشی ...
در ضمن بابت آمپول و تزریق اون هفت هزار تومن هم پول میگیرن!
میگن شیادها فقط تو فیلم ها هستن ...
نه خیلی خیلی از اون چیزی که فکر کنید به ما نزدیک هستن و بیخ گوش ما دارن طبابت هم میکنن!
اگر واقعا دکتر بود چرا روی یه کاغذ باطله بدون مهر و امضا نسخه پیچید؟؟؟؟؟؟؟
داروخونه چرا با یه همچین کاغذی دارو داد؟؟؟
تزریقاتی واسه چی آمپول دوم رو گرو نگه داشته؟؟؟؟
به نظر من که مثلث خوبی رو تشکیل دادن و به خیال خودشون خیلی حرفه ای دارن کار میکنن!!!!
اگه یه دارویی رو اشتباه تجویز کنه و عوارض غیرقابل جبرانی داشته باشه اونوقت کی پاسخگو هستش؟؟؟؟؟ پ.ن: تصویرها مربوط میشه به پشت و روی نسخه پزشک قلابی!
در ضمن توی نسخه اصلا آمپول تجویز نشده فقط خواستم منتشر بشه که بقیه پدر و مادر بیسوادشون رو تنهایی جایی نفرستن!
من از طریق نظام پزشکی حتما پیگیرش میشم
* ادمین کیدزآوسیرجان این متن را تایید و یا تکذیب نمی کند و فقط جهت اطلاع شهروندان منتشر شده
#درددل_با_کیدزآوسیرجان
#kidsofsirjan #Sirjan #سیرجان
Read more
چند وقت پیشا رفته بودیم کبابی شمرون تو تجریش. منزل گفته بود اگر بریم اونجا حتما باید بشینیم توی بالکن ...
Media Removed
چند وقت پیشا رفته بودیم کبابی شمرون تو تجریش. منزل گفته بود اگر بریم اونجا حتما باید بشینیم توی بالکن یا به قول هموطنان همیشه در‌صحنه، تراس و از منظره زیبای میدون تجریش در حین تناول غذا لذت ببریم. خلاصه رفتیم و سه طبقه رو با قلب مریض از پله‌های نازک و باریک رفتیم بالا و خلاصه گفتن که بالاکون پره ... چند وقت پیشا رفته بودیم کبابی شمرون تو تجریش.

منزل گفته بود اگر بریم اونجا حتما باید بشینیم توی بالکن یا به قول هموطنان همیشه در‌صحنه، تراس و از منظره زیبای میدون تجریش در حین تناول غذا لذت ببریم.

خلاصه رفتیم و سه طبقه رو با قلب مریض از پله‌های نازک و باریک رفتیم بالا و خلاصه گفتن که بالاکون پره باید منتظر بشینید. ما هم منتظر نشستیم همینجایی که می‌بینید. این دختر خانمی که در تصویر دارید از ایالات متفرقه آمریکا آمده بود فارسیش در حد غازغلنگ بود. ولی تمام تلاشش رو‌ میکرد که حتی المقدور از هیچ واژه‌ی خارجکی استفاده نکنه که این مطلبش فوق قابل ستایش بود. هرچی نباشه فارسیش از فرد رفیق ما که خیلی بهتر بود.

بگذریم، خلاصه این دختر خانم با همون فارسی دست و پا شکسته‌ش به اون خانم همراهش که حالا خاله‌ش بود عمه‌ش بود دوست خونوادگیشون بود، میگفت من دوستام هیچ کدوم نمیان ایران چون میگن ایران بد، ولی من آمدم. خلاصه همه‌ی تلاشش رو کرد که بگه بقیه‌ی دوستای ایرانیش میترسن که ایران لولو داشته باشه اینارو بخوره، ولی ایشون خودش آمده که لولو رو بخوره.

همچین که گرم صحبت بودن، میز‌ ما آماده شد و دست بر قضا افتادیم میز بقلیه همین دختر خانم خارجی. ما هم فیله‌ی کباب شده سفارش دادیم و با یک سیخ به ارتفاع نیزه رستم، آوردن سر میز. پرسیدن سیخشو بکشیم؟ گفتم خودم میکشم. حقیر هم با یک مهارتی فیله‌هارو خارج کردم و سیخ رو که به طول و پهنای میز دو نفره‌ی ما بود گذاشتم بقل ظرف.

دختر خانم دیگه رسیده بود به جاهای لولو برانگیزه داستانش در مورد ایران و همینکه که من آمدم چنگالم رو بردارم دستم خورد به نیزه‌ی رستم، آقایی که شما باشید نیزه پرت شد به سمت چپ و راست و بالا و‌ پایین و خورد به پای عمه خانم! من و عمه خانم و منزل و‌ دخترک خارجی همه با هم یک شوک الکتریکی بهمون دست داد! همون لحظه به خودم گفتم الان بیچاره دختره میگه هی گفتم لولو لولو اینم شاهدش. هیچی دیگه ما هم که نمیخواستیم حالا که ایشون این همه شجاعت بخرج داده از سفرش ناراضی باشه کلی معذرت خواهی کردیم و دعا کردیم نره به دوستاش بگه اونجا تو رستوراناش نیزه پرتاب میکنن.

راستی حتما برید کباب شمرون هم کارکنانش خوب و‌ مهربونن، هم غذاش خوب و لذیذ.

#هموطن #به_خانه_برگرد بیا تا #ایرانمان را #باهم #آبادتر بسازیم.

#minimaliran #foodart #insiran #instairanian #ig_captures #insta_iran #igerpersia #iranshots #ig_persia #iranpx #ipixell #irpics #ig_iran_ #aksdastan #aks_baran #harfeaks #bezan #bokhor #ashpazi_shoma #ashpazbashi #ir_cook #foodland_irani #ashpazi_page #شام #بخور
Read more
 #صیغه_مشهد میگه : شنیدی #عرب ها و #عراقی ها میان #مشهد ، میرن توی هتل ها ، البوم عکس میبینن و انتخاب ...
Media Removed
#صیغه_مشهد میگه : شنیدی #عرب ها و #عراقی ها میان #مشهد ، میرن توی هتل ها ، البوم عکس میبینن و انتخاب میکنند و دختر صیغه میکنند میگم اره شنیدم میگه پس خیلی بی غیرتی که شنیدی و ساکتی میگم شنیدی همین حرفهارو توی #عراق هم میزنند و به اونها هم میگن چه نشستید که دخترهای عراقی توی نجف و کربلا صیغه ایرانی ... #صیغه_مشهد

میگه : شنیدی #عرب ها و #عراقی ها میان #مشهد ، میرن توی هتل ها ، البوم عکس میبینن و انتخاب میکنند و دختر صیغه میکنند
میگم اره شنیدم
میگه پس خیلی بی غیرتی که شنیدی و ساکتی
میگم شنیدی همین حرفهارو توی #عراق هم میزنند و به اونها هم میگن چه نشستید که دخترهای عراقی توی نجف و کربلا صیغه ایرانی ها میشن برا یک شب رابطه
میگه نه نشنیدم ، همش شایعست
میگم پس خیلی احمقی که اینور هر چیزی بگن باور میکنی ولی اونور اگر چیزی بگن میگی #شایعه
میگه اخه ما که ندیدیم
میگم مگه البوم عکس دختر ایرانی توی هتل های مشهد رو دیدی ؟
میگه نه اونم ندیدم ولی همه دارن میگن
میگم همه مثل تو یک چیزی شنیدن دو تا هم میگذارن روش میگن
یک سری از مشهد و علمای مشهد کینه به دل دارن ، یکی سری فراتر از این حرفها چشم دیدن اینهمه سفر توریستی به مشهدالرضا رو ندارند ، یکی سری فراتر از این صحبتها طاقت وحدت شیعیان ایران و عراق رو ندارند ، یک جماعتی هم جدا از تمام اینها صبح تا شب ، شب تا صبح انرژی و هزینه و فکر بکار میگیرند برای تفرقه افکنی و نارضایتی تراشی
میگه اخه تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها
میگم مامان تو هم اره
میگه خجالت بکش با چه مدرکی میگی
میگم با مدرک تا نباشد چیزکی
میگه این مدرک به درد عمت میخوره
میگم دیدی حرف مفت زدن کنتور نمیندازه
اصلا گیریم چیزکی هم بوده
یک مورد دو مورد ده مورد
برید بگردید ببینید کدوم بی ناموس چنین کاری کرده ، یقه اش رو بگیرید به ما هم نشون بدید ما هم تف و نفرینش کنیم
ولی اگر چیزی پیدا نکردید چی
میگه فلان مسئول خودش گفته
میگم فلان مسئول که تکذیب کرد و گفت فقط گفتم ما نظارتی بر سوئیتهای شخصی که اجاره داده میشند نداریم
گفت پس حتما یک چیزی بوده
میگم پس بازم مامان تو هم اره ؟
میگه تو نمیفهمی نباید به مادر من توهین کنی
میگم بخدا میفهمم ، این تویی که نمیفهمی داری به غیرت مردای یک شهر و ناموس و غیرت زنان و مردان یک کشور اهانت میکنی
طرف از عراق پا شه بیاد مشهد برا صیغه ؟
عراق دختر نداره ؟ ارمنستان و ترکیه نداره ؟
زبانم لال اینهمه شهر مرزی ایران نزدیک عراق ، چرا مشهد ؟
اکثریت قاطع مسافران عرب مشهد با خانواده هستند
طرف با خانواده بیاد برای صیغه ؟
بفهمیم چی میگیم
به اسم مخالفت با #جمهوری_اسلامی یا ادعای غیرت هر حرفی رو نشر ندیم
اگر هم روزی این قضیه ثابت شد اون زمان بزنید پدر طرف رو در بیارید
مادر باعث و بانیشان را هم

پ ن
چند وقت دیگه #اربعین
یکی دیگه از برکات خودش رو نشون میده
شستن تمام فتنه های این چند ماه گذشته
یکی دیگه از برکات این روز بزرگ خواهد بود
#ان_شاالله
Read more
علی میگفت گلشید اون پستت در مورد #عدالت غم انگیز بود! میگفت تو همیشه از امید میگی، اون پستت امیدی توش ...
Media Removed
علی میگفت گلشید اون پستت در مورد #عدالت غم انگیز بود! میگفت تو همیشه از امید میگی، اون پستت امیدی توش نداشت. من عاشق امید داشتنم، عاشق امید دادنم ولی دوست ندارم از واقعیت جدا باشم! سال ها رو خودم کار کردم با واقعیت کنار بیام و بپذیرمش! بپذیرم که اون هوشی و استعدادی که تو رویاهامه داشته باشم ندارم! ... علی میگفت گلشید اون پستت در مورد #عدالت غم انگیز بود!
میگفت تو همیشه از امید میگی، اون پستت امیدی توش نداشت.
من عاشق امید داشتنم، عاشق امید دادنم
ولی دوست ندارم از واقعیت جدا باشم!
سال ها رو خودم کار کردم با واقعیت کنار بیام و بپذیرمش!
بپذیرم که اون هوشی و استعدادی که تو رویاهامه داشته باشم ندارم! بپذیرم خیلی چیزها رو.
الان نمیتونم زیر پا بذارمش.
ممنون از کامنت های تک تک شما
💙💙 این بحث عدالت پیچیدست!
ولی من با نیمچه عقلم فکر میکنم که اساس دنیا رو عدالت چیده نشده!
ولی مهم اینه واقعیت ها رو کنار هم بچینیم، چیزهایی که نمیتونیم با تلاش تغییر بدیم، مثل جنسیت، ملیت، خانواده و ... رو بذاریم کنار و قبولشون کنیم. ولی آستینمون رو بزنیم بالا برای چیزهایی که با تلاش و صبر و پشتکار میشه تغییرشون داد.
حتما تو مسیر تلاشمون با شانس و اقبال رو به رو میشیم.
این نظر منه! و فکر میکنم ته تهش یه امیدی به تغییر رو به خوب توش هست!
😊😊
تو لایو با سحر گفتم! ما اینستاگرامرها هممون آدم معمولی هایی هستیم که یه نیازی به دیده شدن و یه وقت اضافه ای تو زندگیمون داریم.
و من شخصا چیز خاصی جز تلاش هر روزه ام برای رو به بهتر شدن، هر چند مورچه وار و وجود این پسری که کنارمه هیچ هیییییچ موردی برای نازیدن بهش ندارم.
به حضور علی تو زندگیم مینازم چون میفهمه من رو!
چون من میفهممش!
چون کنارمه تو همه تصمیم هام، دوستی هام، قدم هام! و بهم اطمینان داره.
چون کنارشم تو همه تصمیم هاش، دوستی هاش، قدم هاش! و بهش اطمینان دارم.
همین و بس!
البته یه چیز دیگه هم هست! همین و بس خالی هم نیست😬
خیلی هم خوشتیپه😆
دوستتون دارم مهربون ها😘
مرسی همراه من هستید
Read more
‌ همه عاشق سفر کردنن ولی بعضی از مردم ترجیح میدن تنها سفر نکنن چون بنظرشون بخشی از لذت سفر به همسفره. بنظر ...
Media Removed
‌ همه عاشق سفر کردنن ولی بعضی از مردم ترجیح میدن تنها سفر نکنن چون بنظرشون بخشی از لذت سفر به همسفره. بنظر من ولی خوبه که تنها سفرکردن رو تجربه کنید، کافیه شهامت داشته باشید و بدونید که برای هیجان و خوشی‌کردن لزوما به وجود دیگه‌ای نیاز نیست. حتما قبل از تنها سفرکردن این نکته‌هارو بدونید: * اولین ...
همه عاشق سفر کردنن ولی بعضی از مردم ترجیح میدن تنها سفر نکنن چون بنظرشون بخشی از لذت سفر به همسفره.
بنظر من ولی خوبه که تنها سفرکردن رو تجربه کنید، کافیه شهامت داشته باشید و بدونید که برای هیجان و خوشی‌کردن لزوما به وجود دیگه‌ای نیاز نیست.
حتما قبل از تنها سفرکردن این نکته‌هارو بدونید:
* اولین چیزی که تجربه می‌کنید عصبی‌بودن و شک و تردیده. فکر اینکه وای حالا چیکار کنم تنهایی!
* بعد از تجربه تلخ اولیه، از اینکه می‌تونید هر کاری که دوست دارید انجام بدید و به سبک و دلخواه خودتون رفتار کنید، عاشق تنهایی خودتون میشید.
* وقتی تنهایید محبور میشید دست و پا شکسته هم که شده انگلیسی حرف بزنید و کارتون رو راه بندازید. اینجوری زبان‌تون بهتر میشه، اعتمادبنفس حرف‌زدنتون هم بالاتر میره.
* این بهترین فرصت برای آشنایی با خودتونه. وقتی تنهایید بیشتر به علاقه‌مندی‌ها و توانایی‌هاتون فکر میکنید‌ و طبیعیه که هرچی بیشتر خودتون رو بشناسید توی زندگی موفق‌ترید.
* تنها سفرکردن بهتون یک اعتمادبنفس درونی میده که دیگه مهم نیست آدمها درباره‌تون چی فکر میکنن و شما کاری که دوست دارید رو انجام میدید و این خیلی ارزشمنده.
* کسی نیست که باهاش مشورت کنید، بنابراین مسئول موفیقت و شکست خودتونید و این هم درس بزرگیه.
* سعی کنید از همه جاذبه‌های جایی که رفتید دیدن کنید. غذاهای محلی بخورید و با مردم معاشرت کنید. اینجوری بهتر با شرایط وفق پیدا میکنید.
* با غریبه‌ها توی تنهایی بیشتر حرف میزنید و داستان‌های زیادی میشنوید. می‌تونید از افراد پولدار تا فقیر، روبه‌مرگ، سرحال و شاداب و … درس‌های زندگی یاد بگیرید.
* وقتی برای مدتی از خانواده و دوستانون دور باشید متوجه میشید که چه کسایی اهمیت بیشتری واستون دارن.
* اگر می‌خواهید به معنای واقعی از سفر تنهایی استفاده کنید، توصیه می‌کنم استفاده از موبایل رو به حداقل برسونید.


این متن بخشی از تحقیق آقایی به اسم “شین کیم” بود که من ده موردش رو واستون نوشتم. دوست دارید بقیه‌اش هم خلاصه کنم واستون؟
Read more
دقيقا پارسال چنين روزي اولين شيمي درماني من شروع شد. يادمه تمام صبح با پديده آهنگ بلند گذاشته بوديم و ميرقصيديم و اشك ميريختيم. قرار بود حداقل ٤ ماه شيمي درماني بشم و نوع دارو يكي از قويترين ها باشه. بقول دكترم كه ميگفت، اين دارو نميكشدت اما از كنارش رد ميشي!:) و رد شدم. يه كوچيك آرايش كردم، موهام ... دقيقا پارسال چنين روزي اولين شيمي درماني من شروع شد. يادمه تمام صبح با پديده آهنگ بلند گذاشته بوديم و ميرقصيديم و اشك ميريختيم.
قرار بود حداقل ٤ ماه شيمي درماني بشم و نوع دارو يكي از قويترين ها باشه. بقول دكترم كه ميگفت، اين دارو نميكشدت اما از كنارش رد ميشي!:)
و رد شدم.
يه كوچيك آرايش كردم، موهام رو صاف كردم، لباس خوب پوشيدم و با عزيزترين ها رفتيم سراغش.
.
يك پرستار خوشرو مقدمات كار رو انجام مي داد...يادمه وقتي ميخواست سوزن رو بزنه توي پورتم و امير از اتاق رفت بيرون با خودم فكر كردم چقدر سخته همراه بودن. چه باري روي دوش همه ست! چقدر بايد دروغكي نقش بازي كنن، كه خوبن. ولي مگه ميشه خوب بود؟!
.
اونروز شيمي درماني به آرومي انجام شد، و غير از مزه اون داروي كوفتي كه به دهنم ميمومد، هيچ اتفاق ديگه ايي نيافتاد. تا شب.
.
شب كه شد، من خود جهنم بودم. احساس ميكردم از تمام ذره ذره تنم دارو داره فوران ميكنه و هر چند دقيقه يكبار ميدويدم توي دستشويي كه بالا بيارم. دلم ميخواست موهام رو همون موقع از ته بزنم...يادمه به امير غر ميزدم كه همون بهتر مو بريزه و اينهمه توي دست و پا و دور گردن نباشه.
.
تا جايي كه خاطرم ياري ميكنه، ٤،٥ نفر توي اتاقم بودن، پديده روي تلفن با دكتر كه چه كنيم، اين داره تلف ميشه. بابا با صورت نگران گوشه اتاق خيره به من. امير و مريم به ظاهر آروم. فكر ميكردم واي چقدر اينها بايد خودشون رو ريلكس نشون بدن. خوشحالم جاشون نيستم!:)
.
از بدن درد بخودم مي پيچيدم، گفتم يكي پاهامو ماساژ بده، تا شروع كرد گفتم دستتو بردار حالم بهم ميخوره. دستشو برداشت، دوباره گفتم درد دارم فشار بده پاهامو، تا دست زد، باز دادِ من كه ولم كنيد....و اشك و اشك و اشك، تا خوابم برد يا در واقع غش كردم.
.
صبح زود، چشمهامو آروم باز كردم... خبري از درد و تهوع نبود.پس جهنم كو؟ من زنده ام؟ چه كابوسي بود ديشب، ولي چه صبح آروميه!!! رفتم جلوي آيينه و خيره شدم بخودم. چند دقيقه زل زدم توي چشمهام و دقيقا يادمه كه اين شعر رو زمزمه كردم، " من از تو هيچ نخواهم، جز آنكه دير بپايي".
.
بعد از اينكه با خودم بلند بلند تكرار كردم، من از تو قويترم، من از تو قويترم، من از تو قويترم رفتم توي حياط و زير آفتاب عالم تاب با مريم گپ زديم، انگار كه ديشبي وجود نداشته.
.
از اون روز يكسال ميگذره. دنيا هم مانند قبل چرخيده و در جريان بوده. اتفاقات خوب و بد هم مثل هميشه اومدند و رفتند. كسي هم مدالي در آخر اين جنگ با سرطان به گردن كسي ننداخته.
اما من...حتما آدم ديگري شدم. تلاش ميكنم ادامه زندگيم بر اساس عشق باشه و نه ترس.🙏🏻🌷
Read more
سیزده بود و منم بچه بودم... غمگین بودیم چون قرار بود جایی نریم، چون اون زمان ماشین نداشتیم... زانو ...
Media Removed
سیزده بود و منم بچه بودم... غمگین بودیم چون قرار بود جایی نریم، چون اون زمان ماشین نداشتیم... زانو غم بغل کرده گوشه خونه نشسته و شبکه چهار تماشا میکردیم... تا اینکه زنگی خورد (تلفن) و چشم‌همه برق زد... مادر گرامی گفت پاشو لباساتو بپوش( لباسای کهنه رو چون لباس عید رو به سیزده نمیپوشن خراب میشه) ... سیزده بود و منم بچه بودم...
غمگین بودیم چون قرار بود جایی نریم، چون اون زمان ماشین نداشتیم...
زانو غم بغل کرده گوشه خونه نشسته و شبکه چهار تماشا میکردیم...
تا اینکه زنگی خورد (تلفن) و چشم‌همه برق زد... مادر گرامی گفت پاشو لباساتو بپوش( لباسای کهنه رو چون لباس عید رو به سیزده نمیپوشن خراب میشه) ما هم پوشیدیم خوشحال بودیم و فکر کنم اخرین سیزدهی بود که برای رفتنش ذوق داشتم بعد اون دیگه نداشتم...
گفتن پسر عموت اینا ماشین آورده باهاشون میریم...
تا جایی که من میدونستم هیچ کدوم از پسر عموها ماشین نداشتن...
وسایلارو با ذوق جمع کردم و بردم سر کوچه... وقتی آخرین چیز رو بردم و همه باهم سر کوچه حاضر شدیم... ماشین بزرگی جلوی آفتاب رو گرفت جوری که لحظه ای همه فکر کردن خورشید گرفته...
تا جایی میتونستم سرم رو بالاتر گرفتم تا ببینم این راننده‌ای که جلوی آفتاب الهی رو گرفته کی هست! بعله پسر عموم بود با بیست و چهار تا دندان زرد ولی خندان!
یه چپ چپ به پدر یه چپ چپ به پسر عمو یه چپ چپ به آفتاب نگاهی انداختم...
ماشینی که قرار بود مارو به سیزده بدر تاریخی و فوق هیجانی ببره جرثقیل بود😊
و چون ما بچه بودیم بزرگترا جلو ماشین نشستن ما هم پشتش در حالی که میله هایی که باهاش چیز برمیدارن رو بغل کرده بودیم و دوتا پتو رو کلمون انداخته بودیم و با حرص به مردم نگاه میکردیم رفیتم‌که بریم سیزده رو بدر کنیم.
همه میخندیدن و من اینجوری نگاشون میکردم😑😒 و تو دلم فحش‌هایی که اون زمان بلد بودم‌رو نثارشون میکردم...
جالبه سبزه رو هم با هزار تا بدبختی گذاشته بودن کله‌ی ماشین..(خیلی واجبه اخه)
رفتیم سیزده رو بدر کردیم پسر عموی جوگیر و خیّرمون دیدن یه ماشین رفته تو گِل و خاستن اون رو در بیارن تا سیزدهشون خراب نشه😊
در آورداا در آورد...ولی چون زیادی رفته بود جلو اینبار خودش موند تو گل😊
دوازده شب شد و من😒 خونواده 😃😊😍 من 😑 تا اینکه جرثقیل دیگه ای اومد تا وسیله‌ی نقلیمون رو از گل در بیاره هوا بدتر سرد شده بود از لای پتو به نورای چراغای کنار خیابون خیره شوه بودم و داشت خابم میگرفت.. اینجوری شده که یه خاطره به خاطرات خوبمون اضافه شد...
نتیجه اینکه جوگیر نشین...
پ.ن حتما یه بار با جرثقیل سفر کنین عین ماشینای روبازه...مچسبه..ترجیحا روزای بارانی و زمستون نرید چون بعضی از اندام‌هاتون بی شک یخ میزنه(دست پا بینی و...) پ.ن اگه خونتون حیاط داره اونجا سیزده بگیرین یا پشت بوم اینارو هم تجربه کردم از همشون بیشتر میچسبه!
#سیزده_بدر #عید #جرثقیل
Read more
. اگه بگم ١٠٠دايركت واسه لباسم داشتم آيا باور ميكٌنيد؟! 🙄🤔 اخر به من پيروز شدين واسه گذاشتن عكس ...
Media Removed
. اگه بگم ١٠٠دايركت واسه لباسم داشتم آيا باور ميكٌنيد؟! 🙄🤔 اخر به من پيروز شدين واسه گذاشتن عكس لباسم🤷🏻‍♀️ اين شما اينم لباسم ️ من عكس لباس عقدم رو براتون عكاسي كردم منتهي تن مٌدل ،نه تن خودم خب بريم سر لباس ، لباس مراسم من كاملا پوشيده ومناسب محضرعقد بود پيراهن ماكسي بلند دنباله دار،با ... .
اگه بگم ١٠٠دايركت واسه لباسم داشتم آيا باور ميكٌنيد؟!
🙄🤔
اخر به من پيروز شدين واسه گذاشتن عكس لباسم🤷🏻‍♀️😂
اين شما اينم لباسم 👗☺️
من عكس لباس عقدم رو براتون عكاسي كردم
منتهي تن مٌدل ،نه تن خودم
خب بريم سر لباس ،
لباس مراسم من كاملا پوشيده ومناسب محضرعقد بود
پيراهن ماكسي بلند دنباله دار،با يقه سه سانت پليسه دار
براي پوشش كامل گردنم
همونطور كه تواي عكس ميبينيد
آستين لباسم و سر شونه هاي لباسم
پراز گل هاي برجسته كارشده و تنها جزو كار شده لباس منه
به عقيده من جزئيات توي لباس خيلي مهم
هم لباس رو شيك ميكنه هم از سادگي در مياره
براي مراسم تون ميتونيد هر رنگ پارچه رو انتخاب كٌنيد
حتما نبايد سفيد باشه اين كاملا سليقه اي
من قبل از خريدِ پارچه لباسم ،پارچه هاي زيادي رو انتخاب كردم اما اخرش اينو پسند كردم
پارچه هايي رو كه ديدم عكسشون استوري كردم براتون حتمااا ببينيد🤗😍
كلاه فوق العاده خوشگلمم كار @delhan.bride
كه با سنگ و مرواريد روش كار شده
يادتون باشه مهم تر از همه اينا،انتخاب خياط ماهر خيلي مهمه
چون شما هرچقد هم پارچه گرون بگيرد ،
اما دوخت خوبي نداشته باشه تمام زحماتتون رو هَدر داديد🤷🏻‍♀️
طراحي لباس من با خودم بود،
اما دوختش توسط يه خياط فوق العاده حرفه اي كه نظيرش به جرات ميگم وجود نداره👌🏻 انجام شد
ديگه فكر كنم اطلاعات كامل بهتون دادم،
ادم با حجاب هم ميتونه زيبا و به روز باشه و لازمه خوش استايل بودن زير پا گذاشتن قانون هاي غلطي كه در ذهنتون وجود داره ..
Read more
وقتى همه خواب بودن من بيدار بودمو قانون رو مينوشتم !! نه اينكه خرى باشم !! نه !! فقط مينوشتم چون بقيه ...
Media Removed
وقتى همه خواب بودن من بيدار بودمو قانون رو مينوشتم !! نه اينكه خرى باشم !! نه !! فقط مينوشتم چون بقيه اشتباه و به نفع خودشون مينوشتن !! طبيعت قانون داره ولى اولين قانونش زور نگفتن و قدرت طلبى نكردن و نفع همرو سنجيدنه و آخرين بارى كه قانونشو نوشتن هزاران سال پيش بود و الان هزاران ساله كه مردم فقط از اون ... وقتى همه خواب بودن من بيدار بودمو قانون رو مينوشتم !! نه اينكه خرى باشم !! نه !! فقط مينوشتم چون بقيه اشتباه و به نفع خودشون مينوشتن !! طبيعت قانون داره ولى اولين قانونش زور نگفتن و قدرت طلبى نكردن و نفع همرو سنجيدنه و آخرين بارى كه قانونشو نوشتن هزاران سال پيش بود و الان هزاران ساله كه مردم فقط از اون قانون ها سو استفاده ميكنن واسه زور گويى و قدرت طلبى !!! اينى كه ميگم بحث الان و در لحظه زر زدن و از رو مستى و نعشگى حرف زدن نيستا !! بحث يه شب تا صبح تنهايى و زل زدن به ديواره !! وقتى تنها و ايمن بمونى حقيقت مياد سراغت !! واسه همين محمد ميرفت تو غار !! واسه همين امروزه ديگه حقيقت سمت هيشكى نمياد !! چون همه در معرض همن !! اشتباه اشتباهه !! چه قبل گرفتارى و چه بعدش !! يكيو ديدم كه قبلا به مشكل خورد سر اينكه حرف خونواده شو گوش نكرد !! بعد ها به مشكل ميخوره سر اينكه حرف خانواده شو گوش كرد !! من خودم : يكيو حذف كردم چون حرف خانوادشو گوش ميكرد !! يكى رو حذف كردم چون نميكرد !! خانواده يه چيزه مثل تيم !! اولا بايد هميشه با تيم همراه باشى نه فقط وقت گرفتارى !! دوما هر وقت ديدى داره تكرارى ميشه و ديگه پيشرفتى توش نيست بايد دنبال تيم جديد باشى و بايد بتونى خانواده ى قبلى رو ترك كنى !! مثل رونالدو !! از رئال كه بهتر نداريم !! ديد عنش درومده !! رفت يوونتوس واسه تغيير و پيشرفت بيشتر !! از يه جايى به بعد همه چى استاپ ميشه و اين تويى كه بايد عوض شى و همه چيو عوض كنى !! اگه گير كنى تو زندگى قبلى و به آدما و وسايلش وابسته بشى بازى رو ميبازى !! بهايى كه واسه زندگى جديدت بايد بدى زندگيه قبليته !! بايد قبلى رو كمپلت بذارى كنار و بچسبى به جديده !! من پايبند به قوانينم و نميتونم به خاطر كسى يا چيزى روش پا بذارم !! من بيشتر از هركسى اعتقاد دارم دخترا هم حق زندگى دارن و بيشتر از همه سعى كردم به خاطرشون بجنگم !! حتى دم كنسرتم !! حتى از اولين استيجم مايه گذاشتم براشون !! امّا قانون قانونه !! اينكه دختر ميتونه برقصه و شاد باشه و بخونه يه چيزه و قانونه !! امّا اينكه بايد ايمن بمونه و بهش ضربه نخوره هم يه چيز ديگه س و اينم قانونه !! من بايد جفتشو با هم اجرا ميكردم !! ولى اين وسط يه مشكل بزرگ بود !! اونا هم رقصيدن و سكسى بازى رو دوست داشتن و هم احترامو ايمن موندنو !! يكى كه كونشو ميندازه بيرون نميتونه توقع داشته باشه كه به كونش فكر نكنن و راجع بهش حرف نزنن و يكى كه هنرمنده و ورزشكار حتما لازم نيست كونشو بندازه بيرون كه بيوفتن دنبال كونش ! اين وسط يه چيز مبهمى وجود داره كه داستانو سخت ميكنه...!٧
Read more
عزيزاى دلم سلام عيدتون مبارك<span class="emoji emoji1f338"></span><span class="emoji emoji1f33a"></span><span class="emoji emoji1f38a"></span> اميدوارم تو تعطيلات كلى بهتون خوش بگذره و يه كم وقت داشته باشين ريلكس ...
Media Removed
عزيزاى دلم سلام عيدتون مبارك اميدوارم تو تعطيلات كلى بهتون خوش بگذره و يه كم وقت داشته باشين ريلكس كنين دوستان من ديروز يه جايى بودم كه چون خيلى بهم خوش گذشت دوست داشتم براى شما هم از تجربم بگم🏻 من كلا خيلى علاقه شديدى به مانيكور و پديكور دارم و الان سالهاس كه اين كار رو انجام ميدم ولى تو ايران ... عزيزاى دلم سلام عيدتون مبارك🌸🌺🎊
اميدوارم تو تعطيلات كلى بهتون خوش بگذره و يه كم وقت داشته باشين ريلكس كنين😍
دوستان من ديروز يه جايى بودم كه چون خيلى بهم خوش گذشت دوست داشتم براى شما هم از تجربم بگم👌🏻
من كلا خيلى علاقه شديدى به مانيكور و پديكور دارم و الان سالهاس كه اين كار رو انجام ميدم ولى تو ايران جاهايى كه اين كار رو به روش درست و حرفه اى انجام بدن خيلى كم بود كه البته الان كلينيك هاى خوب زياد شده كه بنظرم يكى از بهتريناش همينى بود كه من ديروز رفتم😍
اين كلينيك به نظرم همون كارى رو انجام ميده كه تو كشورهاى ديگه انجام ميشه و البته خيلى سرويسهاى ديگه جز مانى پدى دارن😍👌🏻
برخورد پرسنلشون خيلى خيلى عالى بود و همچنين محصولاتى كه استفاده ميكردن درجه يك بود و كارشون بسيار عالى بود💯✔️
من مانيكور و پديكور وى اى پى انجام دادم با جليش كه خيلى تميز و مرتب بود
پديكور من با شير ، ليمو و خيار بود به همراه اسكراب و سوهان و سنگ پاى كف پا و واقعا لذت بخش بود پيشنهاد ميكنم شيرازيا حتما اين كلينيك رو امتحان كنن و كسايى كه شيراز نيستن يه كلينيك اينطورى پيدا كنن و اين كار رو انجام بدن😍👌🏻
از كلينيك آرامين ممنونم براى لحظات خيلى خوب و ريلكسى كه برام ساختن به همراه كادر بسيار عالى و برخورد خوب و گرم❤️
ورق بزنيد وا كاملا كارشون رو ببينيد دوستان😍
اينم پيجشون👇🏻
@araminclinic
@araminclinic
#تجربه_هاى_تاتا #مانيكور_و_پديكور #به_خودمان_اهمیت_بدهیم #ريلكس_كنيم
Read more
اگه طرفدار پاستا #به_سبك_ايتاليايي هستین ، پیشنهاد میکنم حتما پاستا با سس پستو با گوجه فرنگی رو از ...
Media Removed
اگه طرفدار پاستا #به_سبك_ايتاليايي هستین ، پیشنهاد میکنم حتما پاستا با سس پستو با گوجه فرنگی رو از دست ندین‏‎ ! ‎ بیس ‏‏ #سس_پستو ‏؛ سبزیجاته که اصلش ریحان بازل و چند سبزی معطر دیگه و گوجه فرنگی خشک سیر و روغن زیتون به ‏همراه دونه کاج ‏یا بادوم درختی هست که اگر چه یه کم تهیه اش دنگ و فنگ داره اما ترکیبش ... اگه طرفدار پاستا #به_سبك_ايتاليايي هستین ، پیشنهاد میکنم حتما پاستا با سس پستو با گوجه فرنگی رو از دست ندین‏‎ ! ‎
بیس ‏‏ #سس_پستو ‏؛ سبزیجاته که اصلش ریحان بازل و چند سبزی معطر دیگه و گوجه فرنگی خشک سیر و روغن زیتون به ‏همراه دونه کاج ‏یا بادوم درختی هست که اگر چه یه کم تهیه اش دنگ و فنگ داره اما ترکیبش با هم معجزه عطر و طعمه ... ‏ من ‏بیشتر وقتا این سس رو خودم درست میکنم اما جدیدا شرکت #زرماکارون این سس رو به همراه یه عالمه سس خوشمزه عالی ‏دیگه ‏روانه بازار کرده که من به تازگی تستش کردم و به نظرم رنگ و طعم و عطرش عالی و کیفیتش فوق العاده است و مهمتر ‏از ‏همه اینه که برخلاف محصولات مشابه اصلا مواد نگه دارنده نداره و طبیعی و سالمه ‏ یادتون باشه سس پستو به جز توی پاستا ‏میتونه توی کاناپس ها و یا با جامبوها توی سینی مزه ها و فینگرفودها حسابی دلبری ‏کنه یا توی خمیر مخصوص بره و تبدیل ‏بشه به یه نون ایتالیایی خوشمزه یا اینکه اصلا روی خمیر پیتزا بیاد و برای خودش یه ‏سلطنت جدید به پا کنه ‏ .
.
.
و اما رسپی و ‏نکات ‏ پاستا رو برای این سبک به روش معمول با یه کم نمک و روغن آبکش کنین یادتون باشه پاستای رشته ای به سبک ایتالیا ‏اصلا ‏خرد نمیشه ودرسته در حدی که کاملا نرم و قابل جویدن باشه پخته میشه بهتره بدونید تو سبک ایتالیا پاستا بعد ابکشی با آب ‏شسته ‏نمیشه چون براثر جذب بیش از حد مواد سس یه کم طعم خمیر به تلخی خواهد زد . حالا به مقدار دلخواه از سس پستو ‏روی ‏پاستای گرم بریزید و به اندازه چهار پنج دقیقه توی ظرف روی حرارت قرار بدین اگه دوست داشتین میتونین فیله مرغ ‏گریل شده ‏کنار پاستا سرو کنین و یه کم پودر پنیر پارمزان روی پاستا بپاشید.‏ @zarmacaron‏ ‏
#سس_پاستا_زر
Read more
ما يه غلطى كرديم دلمون واسه يكى سوخت !! الان شعر پنج سال پيشم بذارم ميگين واسه اونه !! شعر الان رو هم بذارم ميگين واسه اونه !! عكس ننمم بذارم ميگين اونه !!! انقدر بى جنبه و فضولين ماشالله كه همه بايد همه چيزو ازتون قايم كنن و واستون نقش بازى كنن !! اينو بدونين كه شمائين كه درگير يه دختر يا يه پسر ميشين و همه ... ما يه غلطى كرديم دلمون واسه يكى سوخت !! الان شعر پنج سال پيشم بذارم ميگين واسه اونه !! شعر الان رو هم بذارم ميگين واسه اونه !! عكس ننمم بذارم ميگين اونه !!! انقدر بى جنبه و فضولين ماشالله كه همه بايد همه چيزو ازتون قايم كنن و واستون نقش بازى كنن !! اينو بدونين كه شمائين كه درگير يه دختر يا يه پسر ميشين و همه ى زندگيتون ميشه اون !! اين حرفا واسه ما خاطره س و اگرم با كسى ميگرديم از روى محبت و دلسوزيمونه نه چيز ديگه اى !! خدارو شكر انقدر واسه ما اين چيزا عادى و پيش پا افتاده هست كه تو كسى گير نكنيم و بچسبيم به كار و هدفمون !! آدما ميان و ميرن و اون چيزى كه ميمونه هدف و سلامتى و هنر آدمه !! همينو بس !! من هر وقت يه آدم درست حسابى پيدا كردم كه فقط واسه خودم بود به همه با افتخار معرفيش ميكنم و از كسى هم ترسى ندارم !! فعلا حتما ندارم و نداشتم كه معرفى نميكنم انقدر باهوش بازى در نيارين و دنبال مو تو ظرف غذا نگردين كه مال ما پوچه فعلا ... !! همين كارارو ميكنين كه يه دوزارى هم بهتون ميگه شما بايد برين بميرين ديگه !! خب چيكار مردم دارين !!!؟ بچسبين به زندگى خودتون كه اوضاعتون درست شه و انقدر سرتون تو زندگى مردم نباشه !! بعدشم !! اينم بگم واسه همه ى اين ورزشكارا و بازيگرا كه گير دادن به همون دوزارى و پله ش كردن واسه چاپلوسى جلوى مردم !! درختى كه خورده زمين كه تبر زدن نداره كه !! بدتر معروفش كردين يارو رو !! شما اگه هنرمندى واسه چيز ديگه تلاش كن و به گنده هاى لاشى تو كار خودت و تو مملكت گير بده كه اوضاع واسه مردمت بهتر شه نه به كسى كه تو ايران نيستو هرچى بيشتر معروفش كنى بيشتر تبليغ سايت ميكنه و بيشتر خوش به حالش ميشه !! التماس تفكر !! ٧٨
Read more
<span class="emoji emoji1f4f7"></span> by: @farhad_shr Sorena & mersana یادمه هشت سالم بود یه روز از طرف مدرسه بردنمون کارخونه تولید ...
Media Removed
by: @farhad_shr Sorena & mersana یادمه هشت سالم بود یه روز از طرف مدرسه بردنمون کارخونه تولید بیسکوییت! ما رو به صف کردن و بردنمون تو کارخونه که خط تولید بیسکویت رو ببینیم وقتی به قسمتی رسیدیم که دستگاه بیسکویت میداد بیرون خیلی از بچه ها از صف زدن بیرون و بیسکویتایی که از دستگاه میزد بیرون ... 📷 by: @farhad_shr
Sorena & mersana
یادمه هشت سالم بود
یه روز از طرف مدرسه بردنمون کارخونه تولید بیسکوییت!
ما رو به صف کردن و بردنمون تو کارخونه که خط تولید بیسکویت رو ببینیم
وقتی به قسمتی رسیدیم که دستگاه بیسکویت میداد بیرون
خیلی از بچه ها از صف زدن بیرون و بیسکویتایی که از دستگاه میزد بیرون رو ورداشتن و خوردن
من رو حساب تربیتی که شده بودم میدونستم که اونا دارن کار اشتباه و زشتی میکنن
واسه همین تو صف موندم ، ولی آخرش اونا بیسکویت خورده بودن و منی که قواعدو رعایت کردم هیچی نصیبم نشده بود
الان پنجاه سالمه ، اون روز گذشت ولی تجربه اون روز بارها و بارها تو زندگیم تکرار شد!
خیلی جاها سعی کردم که آدم باشم و یه سری چیزا رو رعایت کنم
ولی در نهایت من چیزی ندارم و اونایی که واسه رسیدن به هدفشون خیلی چیزا رو زیر پا میذارن از بیسکوییتای تو دستشون لذت میبرن
از همون موقع تا الان یکی از سوالای بزرگ زندگیم این بوده و هست که خوب بودن و خوب موندن مهمتره یا رسیدن به بیسکوییتای زندگی؟
اونم واسه مردمی که تو و شخصیتت رو با بیسکوییتای توی دستت میسنجند!
#پرویز_پرستویی
#iranianportraits
@iranianportraits
*********************
عکساتونو با هشتک #iranianportraits
به اشتراک بزارید 🙋
********************
پرتره های خودتون رو که دارای سه شرط زیر باشند برای ما از طریق دایرکت ارسال کنید.✌😉
_ایرانی بودن پرتره
_پرتره در شرایط طبیعی ثبت شده باشد.
_پرتره از لحاظ کیفیت در حد قابل قبولی باشد. (نیازی نیست حتما حرفه ای باشه)😊🌹 با نظراتتون ما رو در بهتر اداره کردن این پیج یاری کنید . 👌
Read more
راضی کردنِ آدم‌های خسته- قسمت اول • بعد استمرار و پایمردی ورزیدن در هر کاری، آدم می‌شود خبره‌ی همان ...
Media Removed
راضی کردنِ آدم‌های خسته- قسمت اول • بعد استمرار و پایمردی ورزیدن در هر کاری، آدم می‌شود خبره‌ی همان کار. خواه آن کار هوا کردن آپولو باشد یا به سیخ کشیدنِ استادانه‌ی کباب کوبیده به نحوی که گوشت چرخ کرده نریزد روی ذغال و حیف و میل نشود. من  هم پس از هفت ماه جستجوی شبانه روزی برای خرید خانه، همنشین شدن ... راضی کردنِ آدم‌های خسته- قسمت اول

بعد استمرار و پایمردی ورزیدن در هر کاری، آدم می‌شود خبره‌ی همان کار. خواه آن کار هوا کردن آپولو باشد یا به سیخ کشیدنِ استادانه‌ی کباب کوبیده به نحوی که گوشت چرخ کرده نریزد روی ذغال و حیف و میل نشود. من  هم پس از هفت ماه جستجوی شبانه روزی برای خرید خانه، همنشین شدن با مشاورین املاک و زیر و رو کردن سایت‌های خانه‌یابی، از یک جایی به بعد دریافتم که می‌توانم خودم را متخصص شناخت افراد شاغل در حوزه‌ی مسکن اعم از "چند ساله‌ی سرِپا"، "نوساز کلید نخورده" و "پیش‌فروشِ روی خاک" بدانم. با وجود این که هنوز تلاش‌هایم به نتیجه نرسیده و نتوانسته‌ام طرفی از بازار مسکن بربندم اما از آنجا که زکات علم نشر آن است به خودم گفتم خوب است که تجربه‌هایم را با شما به اشتراک بگذارم شاید کز آن میان یکی کارگر شود.

"یه کم بیشتر نداری؟"
اسم مرحله‌ی اول را می‌گذارم "یه کم بیشتر نداری؟" تا قبل از اینکه بروید سراغ بنگاه‌های املاک که عموما در محله‌ای اسمشان "نگین شهر" ، "مسکن شما" ، "خانه‌ی رویا" و "110" است، حتما ماشین حساب موبایلتان را باز کرده و برای خودتان چند مرتبه حساب کتابِ چیزهایی را کرده‌اید، مبلغ وامی که قرار است دو ماه دیگر بگیرید و وجهی که قرار است در قرعه‌کشی صندوق خانوادگی را برنده شوید هم نوشته‌اید و اینطور نتیجه گرفته‌اید که بهتر است هر طور شده پولتان را جمع کنید و سقفی برای خوتان دست و پا کنید. احتمال می‌دهم با دو سناریوی Best case و worst case نقشه‌ی خرید خانه را توی ذهنتان بچینید. در بهترین حالت شما با همان مبلغی که دارید صاحبِ خانه‌ای رویایی می‌شوید که تراسِ دلبازش رو به هرکجا که دلتان می‌خواهد باز می‌شود و فروشنده هم چون در نگاه اول، شما را می‌پسندید و به دلش می‌نشینید تخفیف جانانه‌ای بهتان می‌دهد که می‌توانید با مازاد آن مبلغ بروید مبلمان‌تان را هم عوض کنید.
در بدترین سناریو شما با مالک دندان‌گِردِ طماعی مواجه می‌شوید که خونتان رو توی شیشه می‌کند، بالاتر از فیِ بازار خانه‌اش را به شما می‌اندازد به نحوی که ناچار می‌شوید النگو و سینه‌ریز یادگاری مادربزرگتان را بفروشید و تازه این همه‌ی ماجرا نیست. تازه بعد از امضای قولنامه و سند وقتی کلید رو توی در می‌چرخانید و وارد خانه‌ی خودتان می‌شوید چشمتان به چیزهایی می‌افتد که در بازدید اول و دوم متوجه‌اش نشده بودید، چیزهایی مثل قناسی اتاق‌ها، مثلثی بودن آشپزخانه، پوسیدگی لوله‌کشی‌ها و الی‌آخر./- .
.

(ادامه در پست بعدی)
Read more
 #امام_زاده_ی_آبادی_ام_حرم_دارد #ولی_برادر_زینب_هنوز_بی_حرم_است #خوشبحال_ما_همه_دور_حسن_گردیده_ها ...
Media Removed
#امام_زاده_ی_آبادی_ام_حرم_دارد #ولی_برادر_زینب_هنوز_بی_حرم_است #خوشبحال_ما_همه_دور_حسن_گردیده_ها #ان_شالله_تو_مدینه_انتشارات_آستان_امام_مجتبی_رو_راه_اندازی_میکنیم #همه_محصولاتمون_رو_به_کوری_چشم_دشمناش_به_زائرای_امام_حسن_میدیم #هشت_شوال #شعر_رو_حتما_حتما_بخونید . . . نا ... #امام_زاده_ی_آبادی_ام_حرم_دارد
#ولی_برادر_زینب_هنوز_بی_حرم_است
#خوشبحال_ما_همه_دور_حسن_گردیده_ها
#ان_شالله_تو_مدینه_انتشارات_آستان_امام_مجتبی_رو_راه_اندازی_میکنیم
#همه_محصولاتمون_رو_به_کوری_چشم_دشمناش_به_زائرای_امام_حسن_میدیم
#هشت_شوال
#شعر_رو_حتما_حتما_بخونید
.
.
.
نا جوانمردان از اینجا صحن را برداشتند
کاش می گفتند گنبد را چرا برداشتند
زائری آمد کنار قبر آقایش نشست
با کتک او را ز قبر #مجتبی برداشتند
خاک اینجا برتر از خاک تمام عالم است
خاک اینجا را همه بهر شفابرداشتند
 تا که خاک کربلا هم مادری باشد کمی
ازهمین ها را برای کربلا برداشتند
خواستند آثار جرم شهر مخفی ترشود
ازمیان نقشه اسم #کوچه را برداشتند
آنقدر با گریه مردی بر رخ خود لطمه زد
تا که از قبر امام شیعه پا برداشتند
یک #مفاتیح_الجنان آورده بودیم،ازچه رو
دو نگهبان آمدند ازپیش ما برداشتند! .
خاک اینجا بوی سیلی مکرر می دهد
بوی گریه های دختر بهرمادر می دهد .
آخرش این خاک ایوانش طلایی می شود
گنبد و گلدسته های باصفایی می شود
این حرم با چار گنبد می شود #بیت_الحسن
هرکسی اینجا بیاید مجتبایی می شود
پنجره فولاد اینجا چه قیامت می کند
واقعاَ اینجاعجب دارالشفایی می شود
نقشه این صحن را باید که از زهرا گرفت
نقشه را مادر دهد وه چه بنایی می شود
گنبد صادق ضریح باقر و صحن حسن
پرچم سجاد،دارد دل هوایی می شود!
حتم دارم ساخت و ساز حرم های بقیع
ازهمان لحظه که آقا تو میایی می شود
می رسد روزی که بادستان پرمهر شما
از رواق و صحن اینجا رونمایی می شود .
آخرش من مطمئنم این گره وا می شود
این #حرم زیباترین تصویر دنیا می شود .
#ما_بقیع_را_میسازیم
#ماامت_حسنیم
#یوم_الهدم
#یقین_کنید_که_روزی_به_چشم_خواهم_دید
#پیاده_میروم_آخر_به_کربلای_حسن
#آخر_یه_روز_شیعه_برات_حرم_میسازه
#امام_حسنی_ها
.
.
از فروشگاه امام حسنی ها هم دیدن کنید
@emamhasanihamarket118
Read more
. سلام سلام خوبید؟ بچه ها خیلیاتون ازم سوال کردید تو از ۱۷ سالگی چیکار کردی ، کمک کنم واسه اینکه مستقل ...
Media Removed
. سلام سلام خوبید؟ بچه ها خیلیاتون ازم سوال کردید تو از ۱۷ سالگی چیکار کردی ، کمک کنم واسه اینکه مستقل شید و این صبتا من مدرسم که تموم شد(هنرستان معماری خوندم) دانشگاه نرفتم ینی دوست نداشتم که برم... اولا خب من تو مطب یکی از اشناها به عنوان کمک دستیار دندون پزشک کار کردم و کارِ به شدت سخت و خسته کننده ... .
سلام سلام خوبید؟
بچه ها خیلیاتون ازم سوال کردید تو از ۱۷ سالگی چیکار کردی ، کمک کنم واسه اینکه مستقل شید و این صبتا
من مدرسم که تموم شد(هنرستان معماری خوندم) دانشگاه نرفتم ینی دوست نداشتم که برم...
اولا خب من تو مطب یکی از اشناها به عنوان کمک دستیار دندون پزشک کار کردم و کارِ به شدت سخت و خسته کننده ای بود مخصوصا تو سن من
ولی حدود ۲ سال اونجا دووم آوردم.
بعضی روزا ۸ صبح تا ۱۰ شب سرکار بودم و وقتی میرسیدم خونه فقط میخوابیدم از خستگی
خیلی حرف میشنیدم ، خیلی از خوشیام زدم سختی و بی خوابی و گشنگی تا دلتون بخواد تو کارمون بود
پا درد از وایسدن زیاد و... ماهی هم ۲۰۰ تومن حقوق میگرفتم :)))) بیمه هم نبودم 😐😂 اگه بیمه بودم الان چقد سابقه داشتما حیف
بعد از ۲ سال تصمیم گرفتم برم دانشگاه که رفتم معماری داخلی خوندم و در حال تحصیل هم کار کردم یکی دو جا پاره وقت که فقط خرج دانشگاهم و در بیارم. یادمه یجا حقوقم و نداد ازش شکایت کردم پام به دادگاهم باز شد واسه گرفتن حقم 😆🙅🏻‍♀️👨🏻‍⚖️
بعد از دو سال(فوق دیپلم) دیگه حالم از معماری بهم میخورد که چند تا دلیل داره که به دلیل بدآموزی واسه دانشجویان معماری نمیگم🤦🏻‍♀️😂🤪
خلاصه من خرداد درسم تموم شد و در به در دنبال کار رفتم تو یه کارخونه هم منشی شدم هم نقشه کش ساعت کاریمم ۸ تا ۵ بود بیمه هم شدم :)))) البته ۹ ماهشو(حقوقمم وزارت کاری بود)میتونم بگم یکی از بهترین صاحب کارا رو داشتم واقعا. موقع تسویه تمام حق و حقوقم و حساب کرد و هیچی نا حق نشد.
خب من باز خونه نشین و بیکار شدم که این بین وارد بازار طلا و دستبند و عکاسی تبلیغاتی و ... شدم.
دستبند درست کردن و یه سری کارای دیگه رو یاد گرفتم و گفتم یه پیج طلا بزنم و کار کنم که الحمدالله خیلی خوب بوده تا به امروز 🙏🏻
این وسطا خیلی اتفاقات دیگه افتاد خیلی کارای دیگه کردم ،(همه جا یک ماه میرفتم دیگه نمیرفتم!!!) تا اینکه تصمیم به ادامه تحصیل گرفتم بعد از ۱ سال و رفتم دانشکده خبر عکاسی تبلیغاتی ثبت نام کردم.
اینجا رو یه توضیح بدم ، من تغییر رشته دادم برای لیسانس ، دانشکده خبر علمی کاربردی و بدون کنکوره ، من از کنکور و ظرفیت عکاسی دانشگاه ها خبر ندارم و اگه سوالی هست همین جا بپرسید که پاسخ گو باشم🙏🏻
امیدوارم سوالاتتون راجب چی و کجا کار کردن من و مستقل شدن از ۱۷ سالگی برطرف شده باشه✌🏻
پ ن:یه چیزی و دوست نداشتم بگم ولی میگم ، کار کردن عیب نیست منم جایی که کار کردم و جارو کشیدم ، ظرفاشون و شستم ، چایی ریختم واسشون و پشیمون نیستم چون حتما لازم بوده که به اینجا برسم.
🍉🦄💖😌
Read more
. . هر چی ک داری و هر چی ک نداری دنیا پر از آدم هایی است ک اونچه تو داری رو ندارند و اونچه تو نداری رو ...
Media Removed
. . هر چی ک داری و هر چی ک نداری دنیا پر از آدم هایی است ک اونچه تو داری رو ندارند و اونچه تو نداری رو دارند !!! و این قانون نانوشته و زیبایی است ک همه ما رو ولو با نیازهامون به هم گره میزنه توی زمین خدا بسیاری هستند که تو دقیقا همون کسی هستی ک برای کامل کردن پازل زندگی شون نیازی یکی دست های قوی و بزرگی ... .
.
هر چی ک داری
و هر چی ک نداری
دنیا پر از آدم هایی است ک اونچه تو داری رو ندارند
و اونچه تو نداری رو دارند !!!
و این قانون نانوشته و زیبایی است ک همه ما رو ولو با نیازهامون به هم گره میزنه
توی زمین خدا بسیاری هستند
که تو دقیقا همون کسی هستی ک برای کامل کردن پازل زندگی شون نیازی
یکی دست های قوی و بزرگی داره اما برای نوازش موهاش به دست های ظریف و کوچیک نیاز داره
و دیگری قلب مهربونی داره ک برای آرامش دنیای پر آشوب دیگری نیاره .
.
.
.
.
یک ویدئو قشنگی دیروز دیدم
دختری ک یک دستش قطع بود و پسری ک پا نداشت
با هم شریک شده بودند
داشته ها و نداشته هاشون رو !
شاید اگر اون دختر و پسر توقع فرد کامل و سالمی رو هر کدوم می کردند همیشه محکوم به تنهایی و حال بد میشدند ! اما حتما با یک ارزیابی صحیح و درست اول نسبت به خودشون و بعد تعدیل خواسته هاشون و هماهنگ سازی شرایط و نگاه عاقلانه در کنار هم به تکامل خودشون رسیدن ....
.
.
.
کامل شدن پس شاید اولین قدمش در درون خودمون باید اتفاق بیوفته
کی هستم ؟
نقاط قوت و ضعفم چیست ؟
چه نیازهایی دارم ؟
چه امکانات و افراد و شرایط و ....
خلاصه عاقلانه تر گاها باید نگاه کنیم ....
مثلا ممکنه من یک نوجوان هجده ساله و دم کنکور در یک روستا هستم و عاشق یک خانم دکتر ۳۵ ساله در لس آنجلس شدم
از طرفی یک دختر همسایه شانزده ساله هم هست که چشم های زیبایی داره و صاحب نگاه های گرمیه بهم و همین طور دست هایی مهربان که بوی نان گرمشون همیشه وسط حیاط خانه ما پررررره ....
تو کدوم رو انتخاب می کردی ؟
و چرا ؟؟؟
.
.
.
.
عالم رویا و سقف خیال کسی را تخریب نباید کرد و هیچ خیالبافی رو نباید هم محکوم کرد اما از عقل تا رویا فاصله همیشه زیاده ....
و خوشبختی حقیقی اونقدر که منوط به زاویه نگاه ماست شاید به هیچ چیز دیگه ای مربوط نباشه ...
تو چی فکر میکنی ؟؟؟؟؟؟؟؟
من ک فکر میکنم کنار اون دختر شانزده ساله لبخندها می توست عمیق تر و از عمق دل بلندتر باشه تا کسی که شاید حتی به عنوان یک دوست ساده هم قبولم نکنه !! .
.
Read more
: خیلی تلخه ولی اگه اینستا فیلتر بشه تعجب نمی کنم. دلایل زیادی برای اینکار برای مراجع مسئول وجود داره. ...
Media Removed
: خیلی تلخه ولی اگه اینستا فیلتر بشه تعجب نمی کنم. دلایل زیادی برای اینکار برای مراجع مسئول وجود داره. با بخش سیاسی اش کار ندارم فقط به بخش فرهنگی اش فکر کنیم. یه سر به بخش ذره بین بزنین کلی پست در مورد چیزهایی که نمیشه نام برد حتی. کلی لایک و کامنت و... کلی شاخ و کلی شاخ باز! کلی سلبریتی بی سواد که نظرات ... :
خیلی تلخه ولی اگه اینستا فیلتر بشه تعجب نمی کنم. دلایل زیادی برای اینکار برای مراجع مسئول وجود داره. با بخش سیاسی اش کار ندارم فقط به بخش فرهنگی اش فکر کنیم. یه سر به بخش ذره بین بزنین کلی پست در مورد چیزهایی که نمیشه نام برد حتی. کلی لایک و کامنت و... کلی شاخ و کلی شاخ باز! کلی سلبریتی بی سواد که نظرات صد من یه غازشون به خاطر چند تا لایک و کامنت بیشتر تو صفحات بازتاب گسترده پیدا می کنه. کلی بچه زیر 18 سال که تو پست هایی که کلا بهشون مربوط نیست مشغول ان و بعضی والدین حتی نمی دونن فرق نت و اینترنت چیه! کلی آدم که برای چند لایک بیشتر حاضرن خیلی کارا بکنن. بخش ویدئو های طولانی که جدیدا به اینستاگرام اضافه شد تا رقیبی برای یوتیوب باشه به علاوه دسته بندی مطالب در بخش اکسپلورر و اعمال نظر یک طرفه اینستاگرام در بعضی موارد و.... هم مزید بر علت شده تا این فکر در ذهن بعضی ها شکل بگیره که اااا چرا اینستا فیلتر نیست هنوز؟
امیدوارم هیچ وقت این اتفاق نیافته ولی اگه بیافته علاوه بر مسئولان ما که پاک کردن صورت مسئله رو راحت ترین کار می دونن، همون شاخ بازها و طرفداران پرو پا قرص بعضی صفحات مستهجن و... هم شریک این اتفاق هستن به‌نظر من. اونها حق ندارن فریاد وامصیبتا سر بدن که هزاران شغل از بین رفت و کلی جوون که صفحات مناسب و قانونی دارن بیکار شدن و... اونها سهم بزرگی تو این اتفاق دارن با بی قانونی و دادن بهانه برای فیلترینگ. به جای انداختن گناه گردن این مسئول و اون قاضی و این ارگان و اون کشور که اونها حتما سهم مهمی از مشکلات دارن ، یه بارم قبول کنیم از ماست که بر ماست.
.
.
.
.
#فیلتر #اینستاگرام #فیلترینگ
Read more
گاهی ما انسان ها منکر وجود اون دنیا خدا و جهنم بهشت میشویم <span class="emoji emoji1f44c"></span>�درست مانند این دو جنین که هنوز به دنیای مادی ...
Media Removed
گاهی ما انسان ها منکر وجود اون دنیا خدا و جهنم بهشت میشویم �درست مانند این دو جنین که هنوز به دنیای مادی پا نزاشتن و خبر از هیچی ندارن .. گفت و گوی دو جنین در رحم مادر... اولی: تو به زندگی بعد زایمان اعتقاد داری؟ دومی: آره. حتما یه جایی هست که می تونیم راه بریم، شاید با دهن چیزی بخوریم... اولی: امکان نداره! ... گاهی ما انسان ها منکر وجود اون دنیا خدا و جهنم بهشت میشویم 👌�درست مانند این دو جنین که هنوز به دنیای مادی پا نزاشتن و خبر از هیچی ندارن .. گفت و گوی دو جنین در رحم مادر... اولی: تو به زندگی بعد زایمان اعتقاد داری؟
دومی: آره. حتما یه جایی هست که می تونیم راه بریم، شاید با دهن چیزی بخوریم... اولی: امکان نداره! ما با جفت تعذیه می شیم. طنابشم انقد کوتاهه که به بیرون نمی رسه. اصلا اگه دنیای دیگه هم هست چرا کسی تا حالا از اونجا نیومده بهمون نشونه بده؟
دومی: شاید مادرمونم ببینیم!

اولی: مگه تو به مامان اعتقاد داری؟ اگه هست پس چرا نمی بینیمش؟
دومی: به نظرم مامان همه جا هست. دور تا دورمونه.

اولی: من مامانو نمی بینم پس وجود نداره.
دومی: اگه ساکت ساکت باشی صداشو می شنوی و اگه خوب دقت کنی حضورشو حس می کنی.... تا حالا بودن خدا رو به اين سادگي حس نكرده بوديم!
Read more