پدر یعنی مادر پسر

Loading...


Unique profiles
24
Most used tags
Total likes
0
Top locations
Ray, Tehran, Tehran, Iran, Mian Kuh, Khuzestan, Iran
Average media age
963.7 days
to ratio
25
" تنبیه یا هدیه ای به نام عشق"<span class="emoji emoji2764"></span>️ ماشین را در زیر سایه درختی و در یکی از خیابان های فرعی برای دقایقی، پارک ...
Media Removed
" تنبیه یا هدیه ای به نام عشق"️ ماشین را در زیر سایه درختی و در یکی از خیابان های فرعی برای دقایقی، پارک کردم، تا ساعت پایان طرح ترافیک آغاز شود و بتوانم وارد منطقه طرح شوم. در این مواقع به جای فرو کردن سر در گوشی، علاقمندم تا بیشتر، آدم ها، تعاملاتشان و آنچه در محیط می گذرد را ببینم و، واکاوی کنم. کودکی ... " تنبیه یا هدیه ای به نام عشق"❤️ ماشین را در زیر سایه درختی و در یکی از خیابان های فرعی برای دقایقی، پارک کردم، تا ساعت پایان طرح ترافیک آغاز شود و بتوانم وارد منطقه طرح شوم. در این مواقع به جای فرو کردن سر در گوشی، علاقمندم تا بیشتر، آدم ها، تعاملاتشان و آنچه در محیط می گذرد را ببینم و، واکاوی کنم. کودکی حدودا 9 ساله را دیدم که با شتاب، کوله اش را جلوی در خانه ای انداخت و پشت سر خانم سالمندی که در دستانش چند پلاستیک از مایحتاج خریداری شده اش بود، دوید و گفت خانم، خانم، اجازه بدهید کمکتون کنم. به یک باره انبوهی از پرسش ها، همراه با حالی شگفت زده و متعجب، ذهنم را در بر گرفت. این پسر بچه که گرچه به نظر بسیار باهوش، زیرک، و پر اعتماد به نظر می رسید، چگونه هم از خود مراقبت می کند، و هم به دیگران اعتماد؟ در شرایطی که بچه های این سنین، یا وابسته به والدین هستند، یا سر در بازی های کامپیوتری دارند، یا مشغول بازی با همسالان در کوچه ها هستند، و یا مثل شاهزاده ها، در خانه با مربی خصوصی کار می کنند، چگونه نیاز یک سالمند را "می بیند" و به او کمک می کند؟ چه کسی به او آموزش داده است؟ چگونه این احساس امنیت و اعتماد را به دست آورده است؟
تا جایی که حافظه من یاری می کرد، این دست از کودکان با ویژگی های مستقل بودن و حمایت گر را در دهه شصت و هفتاد و بیشتر در مناطق شهرستانی و بومی که همه برای یکدیگر آشنا بودند، دیدم، نه سال نود و هفت که بزرگتر ها در اندیشه جوشش دیگ خویش هستند، و کودکان در بند لذت های خود.
در همین حال و افکارم سیر می کردم، که دیدم همان پسر بچه با یک شاخه گل در دست، مسیر رفته را بر می گردد. پیاده شدم، و گفتم می دانم عجله داری، عذر خواهی می کنم وقتت را می گیرم. یک سوال داشتم. این کمک به دیگران را در کتابها خواندی یا در مدرسه به تو آموزش دادند و یا پدر و مادرت به تو یاد دادند.
همینطور که نفس نفس می زد و صورتش از گرما گل انداخته بود، گفت:
هر زمانی تکالیفم را انجام نمی دهم، یا کار بدی کرده باشم، پدر و مادرم از من می خواهند که حتما یک کاری که کمک به دیگران هست را انجام دهم. امروز استاد موسیقیم از تمرینم راضی نبود، مادر گفت برو ببین چیکار میخوای بکنی؟ گفتم یعنی والدینت تعیین می کنند با چه روشی باید کمک بکنی، یا خودت انتخاب می کنی؟ آنها فقط می گویند، ببین میخوای چیکار کنی؟
با خود فکر کردم عجب پدر و مادر فیلسوفی دارد این پسر. " به یاد دانشمندان علم روانشناسی افتادم که سالها پیش، در دل آزمایشگاههای روانشناسی، و از طریق آزمایش بر روی
#ادامه_در_کامنت_اول
Read more
Loading...
کاش ما فقط نگران هم نبودیم پدرم دلواپس آینده برادرم است؛ اما حتی یک بار هم اتفاق نیفتاده که باهم به ...
Media Removed
کاش ما فقط نگران هم نبودیم پدرم دلواپس آینده برادرم است؛ اما حتی یک بار هم اتفاق نیفتاده که باهم به کافی شاپ بروند، در خیابان قدم بزنند و گاهی بلند بلند بخندند. برادرم نگران فشار کاری پدرم است،اما حتی یکبار هم نشده خواسته هایش را به تعویق بیندازد تا پدر برای مدتی احساس راحتی کند. مادرم با فکر خوشبختی ... کاش ما فقط نگران هم نبودیم

پدرم دلواپس آینده برادرم است؛ اما حتی یک بار هم اتفاق نیفتاده که باهم به کافی شاپ بروند، در خیابان قدم بزنند و گاهی بلند بلند بخندند.
برادرم نگران فشار کاری پدرم است،اما حتی یکبار هم نشده خواسته هایش را به تعویق بیندازد تا پدر برای مدتی احساس راحتی کند.
مادرم با فکر خوشبختی من خوابش نمیبرداما حتی یکبار هم نشده که بامن در مورد خوشبختی ام صحبت کند و بپرسد: فرزندم چه چیزی تو را خوشحال میکند؟
من با فکر رنج و سختی مادرم از خواب بیدار میشوم، اما حتی یکبار نشده که دستش را بگیرم، با او به سینما بروم، باهم تخمه بشکنیم، فیلم ببینیم و کمی به او آرامش بدهم.

به این حالت روانشناسان "آلکسی تایمی" یعنی فقر کلمات در بیان احساسات گویند. برای ما این مریضی یک رسم مرسوم است. احساساتت را پنهان کن و نشان نده... ازیک طرف در خلوت خود، دلمان برای این و آن تنگ می شود، از طرف دیگر وقتی به هم میرسیم لال مانی میگیریم! انگار نیرویی نامرئی، فراتر از ما وجود دارد که دهانمان را بسته تا مبادا چیزی در مورد دلتنگی مان بگوییم.
تکلیفمان را با خودمان روشن نمیکنیم . یکدیگررادوست میداریم اماآنقدر شهامت نداریم که دوست داشتن مان راابراز کنیم.
ما آدم های فقیری هستیم! البته فقیری که در کلماتش احساسات را پنهان می شود.. آنقدر دربیان احساساتمان آلکسیتایمیک هستیم که صبر میکنیم تا وقتی عزیزی را از دست دادیم، تا آخر عمر برایش شعر بگوییم.

از یک جا به بعد باید این سکوت خطرناک را شکست و راه افتاد.
از یک جا به بعد باید پدربه پسرش بگوید که چقدر دوستش دارد.
از یک جا به بعد باید پسر دست پدر را بگیرد و باهم قدم بزنند.
از یک جا به بعد باید مادر پسرش را به یک شام دونفره دعوت کند.
از یک جا به بعد باید پسر در گوش مادرش بگوید: چقدر خوب است که تورا دارم.
و چه خوب است از یک جا به بعد همینجا باشد،از همین جا که این نوشته تمام شد... حمزه_علیمرادی
Read more
. آنجلینا جولی و دخترش شیلو . شیلو دختر 8 ساله آنجلینا جولی و برد پیت با ظاهری پسرانه در حالی که کت ...
Media Removed
. آنجلینا جولی و دخترش شیلو . شیلو دختر 8 ساله آنجلینا جولی و برد پیت با ظاهری پسرانه در حالی که کت و شلوار به تن کرده بود در کنار پدر و برادرانش بر روی فرش قرمز راه میرفت و خانواده او را با نام جان صدا می زدند. در حالی که این امر برای خانواده های غربی زیاد مسئله ی مهمی نیست اما مادر برد پیت نسبت به این عمل ... .
آنجلینا جولی و دخترش شیلو
.
شیلو دختر 8 ساله آنجلینا جولی و برد پیت با ظاهری پسرانه در حالی که کت و شلوار به تن کرده بود در کنار پدر و برادرانش بر روی فرش قرمز راه میرفت و خانواده او را با نام جان صدا می زدند.

در حالی که این امر برای خانواده های غربی زیاد مسئله ی مهمی نیست اما مادر برد پیت نسبت به این عمل پسر و عروسش واکنش نشان داد و از آنها خواست تا برای دخترشان لباس های دخترانه بخرند واو را مجبور کنند تا لباس های دخترانه بپوشد اما با مخالفت عروسش یعنی آنجلینا جولی روبه رو شد و آنجلینا جولی این کار مادر شوهرش را نوعی دخالت در زندگی خود و پسرش تلقی کرد.

آنجلینا جولی طی مصاحبه ای که با مجله ی veniti انجام داد ، اظهار داشت که شیلو به ما اجازه نمی دهد برایش لباس های دخترانه فراهم کنیم و بپوشانیم حتی ما را مجبور کرد تا موهایش را مدل پسرانه کوتاه کنیم .

برد پیت هم که در کنار همسرش نشسته بود ، حرف های آنجلینا را تایید کرد و گفت : بله ، همسرم درست می گوید . شیلو حتی ما را مجبور کرده تا همه جا او را با نام جان معرفی کنیم. حتی در خانه اگر گاهی اوقات او را به اشتباه شیلو صدا کنیم ، پاسخی از او نمی شنویم ولی همین که اورا با نام جان صدا بزنیم خیلی سریع واکنش نشان میدهد.
Read more
پیش از هر چیز همزمانی اعیاد شعبانیه و دهه درخشانیه رو خدمت تک تک مردم ایران تبریک عرض می‌کنم. بله، ...
Media Removed
پیش از هر چیز همزمانی اعیاد شعبانیه و دهه درخشانیه رو خدمت تک تک مردم ایران تبریک عرض می‌کنم. بله، درست حدس زدید، بیست و هشتم فروردین ماه، مصادف با هفدهم آپریل، خجسته میلاد با سعادت منه! من که خودم هر روز خودمو میبینم خیلی خوشحالم که به دنیا اومدم، دیگه ببین شماها چقدر خوشحالید! اما می‌خوام ... پیش از هر چیز همزمانی اعیاد شعبانیه و دهه درخشانیه رو خدمت تک تک مردم ایران تبریک عرض می‌کنم.

بله، درست حدس زدید، بیست و هشتم فروردین ماه، مصادف با هفدهم آپریل، خجسته میلاد با سعادت منه!

من که خودم هر روز خودمو میبینم خیلی خوشحالم که به دنیا اومدم، دیگه ببین شماها چقدر خوشحالید!

اما می‌خوام براتون یه چیزی تعریف کنم از وقایع تولدم:

راستش وقتی من به دنیا اومدم دهه شصت بود، یعنی من با خودم یه سری بدبختی آوردم.

پدر و مادرم خیلی دوست داشتن بعد از مصطفی یعنی داداش بزرگترم یه دختر سفید کوچولو با چشم‌های آبی داشته باشن به محض اینکه منو تو بیمارستان دیدن مطمئن شدن که بدشانسی وقتی در خونه آدم رو می‌زنه حتما بدبختی رو هم با خودش میاره و دو نفری میریزن سرت!

بابام فقط حاضر شد پول ترخیص مادرم رو بده و با دکتر صحبت کرد که اصلا این قضیه رو ندیده بگیرن، فکر کنن مادرم اومده دماغش رو عمل کنه ولی مگه دکتر زیر بار میرفت؟ بابام هم الا و بلا میگفت پول نمیدم

بیمارستان هم دید هر یه روزی که زودتر ترخیصم کنه پنج کارتن شیر خشک جلوتره، بابامم که پول بده نیست، پس منو مرخص کردن.

پدرم مجاب شده بود که بالاخره خواست خدا بوده و تصمیم داشت پسر چاق و سیاهش رو بزرگ کنه. تا اینکه یه روز تارزان رو دید که یه پسربچه تو جنگل رها شده بود و خود به خود بزرگ شد. بابام یهو به من نگاه کرد، یه نگاهی به تلوزیون انداخت و ماشین حسابش رو درآورد و بعد از چند دقیقه که با مادرم مشورت کرد دست منو گرفت و بلندم کرد که بریم ولی من جیغ میزدم. ماجرا با وساطت همسایه‌ها حل شد.

حدود دوازده سال طول کشید تا اولین بار سیر شدم، ولی بعد از اون دیگه نشد. اول ها که شیر مادر و شیر خشک هم افاقه نمیکرد مجبور شدن برای من یه گاو خریدن و یه شلنگ از گاوه کشیدن و مثل سرُم به من وصل کردن.

ولی دیگه این اواخر گاو سالم میاوردن و عین انار آبلمبو که چلونده باشنش میبردن. بعدها پدرم راجع به فواید گیاه خواری خیلی باهام صحبت کرد، ولی من گیاه خوار خوار شده بودم. یعنی گیاه خواران را می خواریدم.

پدرم می‌گفت اگه به جای من یه مرغ تخم گذار داشت الان ماکسیما خریده بود، ولی الان مجبوره پراید سوار بشه.

خلاصه اینکه آخرش رییس‌جمهور که شدم بابام گفت من از همون اول میدونستم تو پله های ترقی رو یکی یکی طی می کنی!

در صورتی که همیشه از بچگی می گفت پله های ترقی رو یکی یکی تی می کشم!

ترانه مربوطه
ای دوست تولدت مبارک
جانا تولدت مبارک
آشغال تولدت مبارک
نامرد تولدت مبارک

پ‌ن
چیز خاصی نیست، این سی و چار سال خوش گذشته. باقیشم خدا کریمه

جا واس هشتگ نداریم
Read more
عرض شود که سلام روز مرد و روز پدر مبارک راستش این عکس مربوط به مزار پدربزرگمه، یعنی پدر مادرم، پدر ...
Media Removed
عرض شود که سلام روز مرد و روز پدر مبارک راستش این عکس مربوط به مزار پدربزرگمه، یعنی پدر مادرم، پدر پدرم هم عمرش رو داده به شما ولی پدرم در قید حیاته و به احترام بچه‌های شهدا عکس پدرم رو منتشر نمی‌کنم پدربزرگ‌های من هردو آشپز بودن و ما در خانواده به اندازه کافی آشپز داشتیم، بنابراین نیاز بود که ... عرض شود که سلام

روز مرد و روز پدر مبارک

راستش این عکس مربوط به مزار پدربزرگمه، یعنی پدر مادرم، پدر پدرم هم عمرش رو داده به شما ولی پدرم در قید حیاته و به احترام بچه‌های شهدا عکس پدرم رو منتشر نمی‌کنم

پدربزرگ‌های من هردو آشپز بودن و ما در خانواده به اندازه کافی آشپز داشتیم، بنابراین نیاز بود که یه نفر باشه که این غذاهای زیادی که پخته می‌شد رو تست کنه

دیگه قرعه کار به نام منِ بزرگوار زدن

اما عارضم خدمتتون که روز مرد رو می‌خوام اول به اون پدرها و مادرهایی تبریک بگم که از گوشت خودشون می‌کنن و سر سفره میارن تا تو این اوضاع اقتصادی شرمنده خانواده نباشن، پیامبر ص می‌گه کسی که برای رزق حلال تلاش می‌کنه داره جهاد می‌کنه

بعدش به همه اونایی که مث مرد برای امنیت ملی می‌جنگن! مدافعان حرم، مرزبان‌ها، پلیس، ارتش و سپاه و خلاصه هرکی که پای شرفش ایستاده

سوم به همه مرد و زن‌های اردوهای جهادی تبریک می‌گم، همه اونایی که شونه به شونه‌ی هم کار کردیم و هیچ‌وقت اسم‌شون نیومد، اونا که اگه اسم‌شون نیومده کم نذاشتن، اونا که تو آسمونا معروف تر از روی زمین هستن

چهارم به بچه شهیدا، اونا که زودتر از موعد مرد شدن، اونا که مجبور بودن مرد بشن، دختر و پسر هم نداره

پنجم به همسر شهیدا که برای بچه‌ها پدری کردن

آخرش هم به شهدا، اونا که اگه نبودن چیزی از مردی و مردونگی نمی‌موند، دم شما گرم

برا رفته‌ها فاتحه بخونید، برا زنده‌ها دعای عاقبت به خیری کنید
این روزها غیر از شادی روز فکر کردن هم هست

پ‌ن
میلاد مولی الموحدین، امیدالمومنین، حضرت علی بن ابی طالب علیه السلام مبارک باد

پ‌ن
برای پدربزرگ‌های من و مادر پدرم و جمیع رفتگان خودتون فاتحه بخونید

#حال_هشتگ_ندارم #تو_حاضری_برای_عشقمون_چیکار_کنی #گفتم_که_حال_ندارم #غمگینم #چنان_پیرزنی_که_آخرین_سربازی_که_از_جنگ_می_آید_پسرش_است_که_پست_گذاشته_اما_حال_هشتگ_زدن_ندارد
#ومن_الله_التوفیق
Read more
<span class="emoji emoji1f622"></span><span class="emoji emoji1f622"></span><span class="emoji emoji1f622"></span><span class="emoji emoji1f622"></span><span class="emoji emoji1f622"></span> مصاحبه ای با سازنده فیلم های مستهجن: دریکی از برنامه های زنده تلویزیونی اروپایی گفتگویی ...
Media Removed
مصاحبه ای با سازنده فیلم های مستهجن: دریکی از برنامه های زنده تلویزیونی اروپایی گفتگویی با مدیر کانال پخش فیلمهای زننده انجام شد. مجری برنامه خانمی بود که از این مدیر شیک پوش آمریکایی سوال می کرد. درمورد کیفیت تولید برنامه ها صحبتی کنید . این مدیر برنامه های مستهجن باشوق توضیح می داد ... 😢😢😢😢😢 مصاحبه ای با سازنده فیلم های مستهجن:

دریکی از برنامه های زنده تلویزیونی اروپایی گفتگویی با مدیر کانال پخش فیلمهای زننده انجام شد. مجری برنامه خانمی بود که از این مدیر شیک پوش آمریکایی سوال می کرد.
درمورد کیفیت تولید برنامه ها صحبتی کنید .
این مدیر برنامه های مستهجن باشوق توضیح می داد و درباره تولید فیلمها صحبت می کرد وافتخار می کرد که در این زمینه یک مدیر بسیار موفق می باشد وبعد مجری از او سوال کرد برنامه های شما خاص چه سنینی می باشد ؟
جواب داد که ما برای تمام سنین فیلم تولید کردیم وحتی اختلاط سنین را هم در نظر گرفتیم یعنی دختر نوجوان با یک پیر مرد شصت ساله وبلعکس آن...
این مدیر غرق در صحبت بود و بخود می بالید تا به این مرحله رسید که گفت ما حتی ارتباط جنسی با محارم را هم به تصویر کشیدیم وآموزش دادیم مثلا پدر با دختر . مادر با پسر ومابقی محارم تا بحث به اینجا رسید که ما با افتخار اعلام می کنیم اولین کانالی هستیم که ارتباط جنسی خواهر وبرادر نوجوان در منزل را نشان دادیم وبا توجه به فعالیتهای بسیار عالی، ما همیشه مورد تشویق دولت آمریکا بودیم .
مجری برنامه که دیگر نزدیک پایان برنامه بود ناگهان سوالی از او کرد که مشخص بود برنامه ریزی نشده بود
سوال کرد شما چندفرزند دارید ؟
جواب داد دو فرزند یکی دختر و دومی پسر که اولی 16 ساله است و دوم14 ساله است .
مجری گفت با توجه به آموزشهایی که در کانال شما داده میشه و بسیار عالی و کیفی است آیا دختر و پسر شما از این کانال که مدیر آن پدرشان است بخوبی استفاده کرده و آموزش می بینند ؟
ناگهان مدیر برنامه های شیطانی با عصبانیت بلند شد و تغییراتی در صورتش پدید آمد و با صدای بلند به مجری گفت اصلا فرزندان من و همه فرزندان دیگر خانواده های آمریکایی و اروپایی حق ندارند از این برنامه ها استفاده کنند و در کل در این کشورها پخش نمیشه. این برنامه صرفا جهت پخش درکشورهای جهان سوم و بالاخص مسلمان تولید میشه ...
برداشت
با یه حساب سر انگشتی و با توجه به اینکه ماهواره در کشور خودشان پولی و در كشور ما رایگان است به این نتیجه می‌رسیم که ؛

پنیر مفت فقط در تله موش یافت می‌شود !!
به هوش باشید لطفا...
Read more
Loading...
. من سالها پیش در یک روزِ گرمِ تابستانی در خانواده‎ای پرجمعیت به دنیا اومدم، پرجمعیت در حدی‌که اگه ...
Media Removed
. من سالها پیش در یک روزِ گرمِ تابستانی در خانواده‎ای پرجمعیت به دنیا اومدم، پرجمعیت در حدی‌که اگه بهمون یارانه می‌دادن سرمایه‌مون از امیر قطر بیشتر می‌شد. من فقط هفت تا باابابزرگ داشتم! عجیبه نه؟ آخه مامان بزرگم بعد از آقاجون خدابیامرز دو بار هتریک کرد، یعنی شش بار دیگه شوهر کرد... همه‌شونم ... .
من سالها پیش در یک روزِ گرمِ تابستانی در خانواده‎ای پرجمعیت به دنیا اومدم، پرجمعیت در حدی‌که اگه بهمون یارانه می‌دادن سرمایه‌مون از امیر قطر بیشتر می‌شد. من فقط هفت تا باابابزرگ داشتم! عجیبه نه؟ آخه مامان بزرگم بعد از آقاجون خدابیامرز دو بار هتریک کرد، یعنی شش بار دیگه شوهر کرد... همه‌شونم سر دو سه سال مُردن! یعنی من الان هفت تا بابابزرگ دارم که باید به مزارشون سر بزنم. هر کدومشونم یه ور ایرانن!
.
من بیست و چهار تا خواهر دارم! در واقع پدر مادرم برای اینکه بچه پسر داشته باشن بصورت شبانه‌روزی تلاش می‌کردن. در واقع مادر من فوق تخصص زنان و زایمان داره.... البته بصورت تجربی! بالاخره بعد از اینهمه زایمان شمام باشی متخصص میشه دیگهه.... من همیشه مادرم رو حامله به یاد دارم... یعنی یه هفته بعد از اینکه خود من به دنیا اومدم، مامانم خواهر کوچیکه‌مو سه ماهه حامله بود! شما تصور کن از 1961 که دیوار برلین ساخته شد تا 1989 که دیوار از بین رفت و حتی بعد از اون، مامانم داشته می‌زاییده هی. یعنی بلوک غرب و شرق بی‌خیال دیوار برلین شدن ولی بابا مامان من دست از تلاش برنداشتن! .
دوران کودکیم در دشت‎‌های اطراف کرج گذشت. جایی که زندگی می‌کردیم خیلی امن نبود و بجز خطر دست‌درازی کسانی‌که به ما چشمِ طعمه دوخته بودند، امنیت جانی هم نداشتیم. خیلی از هم‌بازی‌هام زیر ماشین عینهو مربا له و لورده شدند... و فاجعه اینجا بود که از بچگی توی گوشم می‌گفتند اگه عین همینا مرباطور له و لورده بشی تازه شانس آوردی!
.
هنوز اولای جوونی‌م بود که هم مامان و هم بابام رو از دست دادم، دست روزگار تمام خواهر برادرامو هم طعمه‌ سرنوشت کرد. ما حتی شناسنامه نداشتیم که اسم داشته باشیم و بتونم بعدها دنبال‌شون بگردم! هضم این حوادث برای منی که وابستگی شدیدی به خانواده‌ داشتم، کار ساده‌ای نبود. در اون تنهایی و بی‌کسی نفهمیدم چی شد که سر از شهر درآوردم. روزهای اول زندگی در شهر واسه منِ بچه‌روستایی خیلی جذاب بود اما کم‌کم زندگی روی بدشو بهم نشون داد، اونم در عنفوان جوونی و ترگل‌ورگلی‌م که از برخی نواحی اونقد رسیده و خوش‌فرم و تُپل‌مُپل شده بودم که هرکی بهم می‌رسید یه نگاه «بخورم‌تورو»ئی بهم می‌کرد. خب فکر کنم دیگه متوجه شدید که من یه گیلاس هستم. گیلاس بودن خیلی سخته و اگر این حرفم رو قبول ندارید، بذارید قسمتِ بد زندگیم رو براتون تعریف کنم: ما گیلاس‌ها تا به خودمون میایم می‌بینیم ای دل غافل، یه چیزی داره توی شکممون وول می‌خوره و لگد می‌زنه. من خودم شوکه شدم. نمی‌دونستم چی‌کار کنم، ترسیده بودم.
.
بقیه در کامنت اول 👇👇👇👇
Read more
 #کادو #کاج #درخت #کاغذ #کاغذ_کادو #روبان #چوب #کرم #رنگ #فرهنگ #احترام #شادی #خنده #مرد #زن #پسر ...
Media Removed
#کادو #کاج #درخت #کاغذ #کاغذ_کادو #روبان #چوب #کرم #رنگ #فرهنگ #احترام #شادی #خنده #مرد #زن #پسر #دختر #نخ #روبان #چسب #الگو #هدیه #هدیه_تولد #هدیه_خاص #هدیه_ولنتاین #روز_مادر #روز_پدر #ولنتاین #فروشگاه کادوهای خاص تخصص ماست جهت تزیین هدایای خاص و متفاوت با ما تماس بگیرید #آگرین_یعنی_این #کادو #کاج #درخت #کاغذ #کاغذ_کادو #روبان #چوب #کرم #رنگ #فرهنگ #احترام #شادی #خنده #مرد #زن #پسر #دختر #نخ #روبان #چسب #الگو #هدیه #هدیه_تولد #هدیه_خاص #هدیه_ولنتاین #روز_مادر #روز_پدر #ولنتاین #فروشگاه

کادوهای خاص تخصص ماست

جهت تزیین هدایای خاص و متفاوت با ما تماس بگیرید #آگرین_یعنی_این
Loading...
Photo By Giedre Gomes ادامه دو پست قبل و اما وظیفه اصلی پدران امروز جامعه شتابزده و عقب مانده کراوات ...
Media Removed
Photo By Giedre Gomes ادامه دو پست قبل و اما وظیفه اصلی پدران امروز جامعه شتابزده و عقب مانده کراوات زده ما چیست؟ چیزی سالها به اشتباه به مغز ایرانی ها نفوذ کرده است، کار خانه برای زن است و بچه ها از دامان زن باید گرفته شوند و اگر کودکی خراب به بار امد زنی باید تاوانش را پس دهد! گویی مردان ما یک تافته ... Photo By Giedre Gomes
ادامه دو پست قبل
و اما وظیفه اصلی پدران امروز جامعه شتابزده و عقب مانده کراوات زده ما چیست؟
چیزی سالها به اشتباه به مغز ایرانی ها نفوذ کرده است، کار خانه برای زن است و بچه ها از دامان زن باید گرفته شوند و اگر کودکی خراب به بار امد زنی باید تاوانش را پس دهد!
گویی مردان ما یک تافته جدابافته اند، شاید خرج خانه را دادن خود یک پروژه سنگین‌ است اما بسیار دیده شده این داستان دراماتیک برای زنان شاغل نیز صدق میکند!
مادرانی که همه کار کودک را به عهده میگیرند، اری همه قبول داریم که مسئولیت زن به خاطر احساسش و نزدیکی بیشتر با کودک اساسی تر است
ولی پرسش بزرگم از شوهران شما این است که شما کجای کارید؟
ما به مرزهای جدیدی وارد میشویم
تورم بی رحم، اعصاب های کم، تحمل های کوتاه، افکار سنتی هنوز درون بسیاری از مردان و زنان ما موش میدواند
دو پست را برای زنانی نوشتم که شاید نادانسته سنگینی مادر بودن را حمل میکنند
من به شما قول میدهم در بسیاری از خانواده های ایرانی حضور مرد در تربیت کودک کمرنگ است
در شب های طولانی بیماری کودک این مادر است که تا صبح بیدار است و چشم هایش را نخواهد بست
گویی اگر من پولی بیاورم از بقیه وظایف مبرا هستم
این داستان ریشه های مرموزی دارد
من روانشناس نیستم ولی به اندازه درکی که از جامعه شناسی دارم، به شما میگویم که مردان ما جایی عجیب راه را اشتباه رفته اند
مسیر بدی که گاهی مقصرش یک والدین دیگر است
انجایی که در کودکی او را شاهزاده مینامند و پسر پسر میگویند و اختیار تام به او میدهند و در کوچه و خیابان و باشگاه ها و خیلی جاهای دیگر ازاد است و دختران ما باید در خانه باشند!
دختر بچه هایی که از ترس نادیده گرفته میشوند و به همان خاله بازی با عروسک هایشان میپردازند!
گویی خودشان هم به مرور راضیند!
لذت کشف زندگی برای مرد است! و دختران ما یاد میگیرند که با ذاتی احساسی خود سرگرم باشند و فقط با فداکاری بچه بزرگ کنند؟
مردان چرا نباید گوشه ای از این وقف باشند؟هستند پدران خوش فهم ولی چند درصد؟
چقدر سعی میکنید شرایط بدنی زنی بعد از زایمان را درک کنید، چقدر مثل این عکس با کودکان خود خلوت میکنید؟
چقدر میتوانید همسرتان را بیش از کودک دوست داشته باشید؟
نه اینکه بگویی من عاشقش هستم ،اخر او مادر فرزندم است!
این یعنی خودش کشک؟
جای بسیاری از مردان در تربیت کودکان خالیست، برخی حتا پوشک بچه را عوض نمیکنند و این کار را زنانه میدانند؟
گویی از پدر بودن، گوگول بابا چطوره را فقط بلدند!
ما عقب ترخواهیم ماند، اگر ندانیم کجای راه را اشتباه رفته ایم
ادامه دارد
امیر شمس
Read more
فرزندان يا شبيه والدين خود ميشوند و يا كاملا برعكس!!! ما آدما بر اساس قانون همانند سازي تمایل داريم ...
Media Removed
فرزندان يا شبيه والدين خود ميشوند و يا كاملا برعكس!!! ما آدما بر اساس قانون همانند سازي تمایل داريم تا از طريق متصل‌ كردن خود به یک شخص، گروه، یا سازمانی که برامون مهم به‌حساب می‌آد، احساس ارزشمندبودن رو در خودمون افزايش بديم. بدون توجه به ساختار ژنتيك، تقلیدکردن پسر از پدر، و دختر از مادر نیز ... فرزندان يا شبيه والدين خود ميشوند و يا كاملا برعكس!!! ما آدما بر اساس قانون همانند سازي تمایل داريم تا از طريق متصل‌ كردن خود به یک شخص، گروه، یا سازمانی که برامون مهم به‌حساب می‌آد، احساس ارزشمندبودن رو در خودمون افزايش بديم.

بدون توجه به ساختار ژنتيك، تقلیدکردن پسر از پدر، و دختر از مادر نیز نوعی همانندسازیه؛ در این حالت، كودك با والدين خود همانندسازی كرده و ارزشهاي آنها رو درونی‌سازی مي كنه و به‌این‌ترتیب، از تنبیه‌شدن به‌دلیل درپیش‌گرفتن ارزش‌هایی متضاد اجتناب می‌کنه.

حالا چطور ممكنه شبیه چیزی بشيم که ازش بدمون میاد؟! شاید بارها این رو شنیده باشید که کسی بگه : این اخلاق مزخرف رو از مامانم گرفتم ... یا عین بابام عصبانی میشم و یا مثل فلانی فقط از همه چیز ایراد می گیرم؛ میخوام مثل اون نباشم ولی نمی تونم... چرا با وجود اینکه اونقدر می دونیم یک خصوصیتی بده و بارها خودمون ازش زجر کشیدیم ولی باز نمی تونیم جلوش رو بگیریم! بعضی وقتها آدم برای اینکه شرایطی رو تحمل کنه باهاش وفق پیدا می کنه(خواهی نشوی رسوا ..) یعنی همرنگ اون شرایط میشه تا کمتر آسیب ببینه... همانند سازی در بين زن و شوهر و پارتنرها هم سبب می شه که هر کدام به گونه ای از اندیشه ها، باورها و رفتارهای دیگری تأثیر بگیرند و بعضی از اونها رو بپذیرند و در نتیجه، هر دو از یک الگوی مشترک پیروی کنند و به نوعی رابطه همراه با تفكر و رفتار تعادل یافته دست پيدا كنند.

خوب بعد از مرور همانند سازي، به اين مي رسيم كه چه وقت رفتار ناهمانند بوجود مي آد ؛ به نظرم وقتي اين اتفاق مي افته كه احساس تنفر و تضاد ما بيشتر از پذيرش رفتار طرف مقابل باشه ؛ يعني وقتي پدر ما خساست به خرج ميده و مادر ما احساس تنفر از اين رفتار رو در فرزند تهييج ميكنه، ما در آينده كاملا برعكس پدرمون خواهيم شد و نسبت به افراد خسيس واكنش تند نشون خواهيم داد؛ چرا كه رفتار پدر و گذشته ي تلخ رو براي ما تداعي مي كنه .

خيلي از اوقات فرزندان پدران اكتيو و قاطع، تنبل و بي اراده ميشن چرا كه احساس نياز حس نميشه و تحكم اونها رو ترسو مي كنه و برعكس كودكان افراد ناتوان و بي جنم، مصمم با خودشون عهد مي بندند كه در بزرگسالي، افراد مهم و قاطعي بشوند.
دوستان! اين مقاله براي اين نگاشته شده كه گاهی اوقات با بازنگری به گره های شخصی، بد نیست گذری به بلاهایی که سرمون اومده بزنیم و بدونیم که می تونیم یک سری چیزهايي که واقعا به خودمون تعلق ندارند رو از شخصیتمون جدا و دور کنیم تا بتونيم يه خود ايدئال با تصوير ذهني مطلوب داشته باشيم كه اين شروع تغيير بزرگ در زندگي ماست....✨
Read more
: تو پسر: اگه به جز خوشگلی و هیکل و سکس چیزی نمیبینی و نمیخواهی، مشکل از ذات تو نیست! از فرهنگ خرابی ...
Media Removed
: تو پسر: اگه به جز خوشگلی و هیکل و سکس چیزی نمیبینی و نمیخواهی، مشکل از ذات تو نیست! از فرهنگ خرابی است که برای خودت جا انداختی که دختر یعنی لذت، حال کردن، خوش گذرونی... اما سعی کن بفهمی دختر یعنی: حرمت، عشق، علاقه،محبت،احساس،آرامش،"زن"مادر"... و اگر دستت به عشق برسد همه را به قصد لذت هدف ... :
تو پسر:
اگه به جز خوشگلی و هیکل و سکس چیزی نمیبینی و نمیخواهی،
مشکل از ذات تو نیست!
از فرهنگ خرابی است که برای خودت جا انداختی که دختر یعنی لذت، حال کردن، خوش گذرونی...
اما سعی کن بفهمی دختر یعنی:
حرمت، عشق، علاقه،محبت،احساس،آرامش،"زن"مادر"...
و اگر دستت به عشق برسد همه را به قصد لذت هدف نمیگیری!
و تو دختر:
اگه برای خودت جا انداختی که پسر یعنی قد، ته ریش،هیکل، قیافه، پول،ماشین،شهرت!
تقصیر تو نیست...
از عقده ی نداشتن چیزهایی است که سال هاگوشه دلت مانده و روزگارت را سخت گذرانده!
اما درک کن؛پسر یعنی تکیه گاه، سایه سر، پناه، امنیت،"مرد"پدر"...و رابطه ی دونفره یعنی اعتماد، وفا، درک...
و ای کاش خراب شود این دیوارهای بی اعتمادی
تمام....
.
.
.
.
.
.
اگر لایک تگ بالا بره کلی پست آماده کردم امروز میذارم
پلیز تگ
لایک~~>افزایش انرژی

#labkhande_masnooie
Admin~~> #saba @saba_ebn
Read more
تو پسر: اگه به جز خوشگلی و هیکل و سکس چیزی نمیبینی و نمیخواهی، مشکل از ذات تو نیست! از فرهنگ خرابی ...
Media Removed
تو پسر: اگه به جز خوشگلی و هیکل و سکس چیزی نمیبینی و نمیخواهی، مشکل از ذات تو نیست! از فرهنگ خرابی است که برای خودت جا انداختی که دختر یعنی لذت، حال کردن، خوش گذرونی... اما سعی کن بفهمی دختر یعنی: حرمت، عشق، علاقه،محبت،احساس،آرامش،"زن"مادر"... و اگر دستت به عشق برسد همه را به قصد لذت هدف نمیگیری! و ... تو پسر:
اگه به جز خوشگلی و هیکل و سکس چیزی نمیبینی و نمیخواهی،
مشکل از ذات تو نیست!
از فرهنگ خرابی است که برای خودت جا انداختی که دختر یعنی لذت، حال کردن، خوش گذرونی...
اما سعی کن بفهمی دختر یعنی:
حرمت، عشق، علاقه،محبت،احساس،آرامش،"زن"مادر"...
و اگر دستت به عشق برسد همه را به قصد لذت هدف نمیگیری!
و تو دختر:
اگه برای خودت جا انداختی که پسر یعنی قد، ته ریش،هیکل، قیافه، پول،ماشین،شهرت!
تقصیر تو نیست...
از عقده ی نداشتن چیزهایی است که سال هاگوشه دلت مانده و روزگارت را سخت گذرانده!
اما درک کن؛پسر یعنی تکیه گاه، سایه سر، پناه، امنیت،"مرد"پدر"...و رابطه ی دونفره یعنی اعتماد، وفا، درک...
و ای کاش خراب شود این دیوارهای بی اعتمادی......
تن هاحراج..پرده هاپاره...خواسته هاشهوت آلود...نگاه هاپرازهوس...عشق درپول...عشق درصدای فنرتخت...عشق درماشینها...عشق درتعدادعمل ها...هه
چه تلخ...
من عاشقم...توعاشقی...
لیلی ومجنون درهمان افسانه هاست...
هیی! لیلی...همان جابمان...!
اینجا، نسل مریم رابه کثافت کشیدن...
هی!مجنون هرگزازافسانه هایت بیرون نیا...
اینجاخواهروما
Read more
Loading...
فیلــم یک دقیقــــه ای #Tuck Me In #روی مرا بپوشـــان ساختــــۀ : #ایگناسیــــو اف.رودو محصــول اسپانیا 2014 این اثــر که بتازگی در فستیـــوال بین المللی فیلمهـــای یک دقیقـــه ای ( Filminute) موفــق به دریافت جایــــزه گردیــــده است ، برگرفتــــه از طرحیست که سال گذشتــــه توسط ... فیلــم یک دقیقــــه ای
#Tuck Me In
#روی مرا بپوشـــان
ساختــــۀ :
#ایگناسیــــو اف.رودو محصــول اسپانیا 2014
این اثــر که بتازگی در فستیـــوال بین المللی فیلمهـــای یک دقیقـــه ای ( Filminute) موفــق به دریافت جایــــزه گردیــــده است ، برگرفتــــه از طرحیست که سال گذشتــــه توسط « خــــووان جی. روئیــــــز » در واکنـــش به فراخوانی جهت نگارش داستانهــــــای ترسناکِ دو جملـــه ای خلــــق شـــده بـــــود
.
فیلم کوتاه «روی مرا بپوشان» ساخته ایگناسیو رودو در طول مدت زمانی کوتاه، یک دقیقه، توانسته است در جهت هدف خود به کیفیتی وحشت‌آور و مالیخولیایی دست بیابد. برای تبیین چگونگی رسیدن فیلم به چنین کیفیتی لازم است تا در ابتدا توجه ویژه‌ای به ثانیه ۲۷-۲۸ فیلم شود. در ثانیه ۲۸ در کنار مرد، عکسی سه نفره دیده می‌شود. پدر، مادر و پسر (الکس). در فیلم خبری از مادر نیست به جز عکسش. از جمله دلالت‌هایی (این فیلم تفسیرپذیر است و احتمالا دلالت‌های دیگری هم دارد) که این اثر دارد، نشان دادن همین تأثیر عدم حضور مادر در این خانواده است. مادر، حال بنا به هر دلیلی، در اینجا حضور واقعی و فیزیکی ندارد. نشان دادن عکس مادر اتفاقاً به شکلی نمادین تاکید دارد بر عدم حضور واقعی‌اش.

تأثیر عدم حضور مادر در این خانواده کوچک به این شکل بازنمایی شده است: جای مادر آن قدر خالی است که پسربچه برای جبران این جای خالی، همزادی خیالی برای خود ساخته است. تا این جا موضوع عادی به نظر می‌رسد، اما از این نقطه به بعد است که فیلم وارد فضای به اصطلاح وهمناک و مالیخولیایی می‌شود: تأثیر و عمقِ جای خالی مادر آن قدر سنگین است که این همزاد خیالی پسربچه، به همزادی واقعی بدل شده است، آن قدر واقعی که پدر هم حتی او را می‌بیند. البته نباید از تأثیری که عدم حضور مادر بر پدر هم می‌گذارد غافل ماند. یعنی جای خالی مادر آن چنان فضایِ روانی سنگینی ایجاد می کند که هم بر پسربچه و هم بر پدر به شدت تأثیرگذار است. در واقع سازندۀ فیلم فضایی روانی را با فضایی وهمناک و مالیخولیایی پیوند زده: فضا و جو روانی حاصل از عدم حضور مادر پیوند زده شده با بدل شدن همزادی خیالی به همزاد و موجودی واقعی. نتیجه این پیوند رسیدن به کیفیتی از حسِ وحشت است، منتها وحشتی غریب که حاصل فضا و جوی روانی است.

ویژگی اساسی و قابل توجهِ دیگر فیلم، چرخش و انتقالی است که بین ابتدا و انتهای فیلم رخ می‌دهد. در ابتدا پسربچه روی تخت، مثل تمامی بچه‌های دیگر در این سن و سال، معصوم و دوست داشتنی به نظر می‌رسد. در نقطه مقابل او هم پدر است که حس آرامش و امنیت را به پسربچه منتق
Read more
اگر یک وقتی از خدا غافل شدم و خلق را اذیت کردم باید آن را اصلاح کنم. اول باید بین خود و خدا را اصلاح کنم ...
Media Removed
اگر یک وقتی از خدا غافل شدم و خلق را اذیت کردم باید آن را اصلاح کنم. اول باید بین خود و خدا را اصلاح کنم تا خدا قدرت اصلاح با خلق را به من بدهد. خداوند حق دیگران را از گردن انسان برنمیدارد.انسان در مورد حق الناس بیچاره میشود،مجبور است با خدا آشتی کند. میتوانید درک کنید که یعنی چه؟!! میگوییم خدایا! ... اگر یک وقتی از خدا غافل شدم و خلق را اذیت کردم باید آن را اصلاح کنم.
اول باید بین خود و خدا را اصلاح کنم تا خدا قدرت اصلاح با خلق را به من بدهد.
خداوند حق دیگران را از گردن انسان برنمیدارد.انسان در مورد حق الناس بیچاره میشود،مجبور است با خدا آشتی کند.
میتوانید درک کنید که یعنی چه؟!!
میگوییم خدایا! توکه حق الناس را نمیبخشی،این شخص هم که نمیبخشد،پس من بیچاره چه کنم؟
می پیچید طرف خدا که خدایا من بیچاره هستم.
ناچار بین خود و خدا را اصلاح می کنید.
بعد از آن هم کم کم آن شخص که حقش را ضایع کرده بودید خودش می آید و میگوید من تورا بخشیدم.خودش می آید.معلوم می شود که خدا حق الناس را نمیبخشد تا من به سوی او بروم...
ندیدید که فرمود:(هرکس بین خود و خدارا اصلاح کند،خداوند هم بین او و مردم را اصلاح می کند)نهج البلاغه قصار 89.
فرمود:من در مورد حق الناس هیچ کاری ندارم؛باید حقش را بدهی.این هم بیچاره می شود،مضطر می شود،طرف هم ول کن نیست؛می گوید تو پدر مرا دراوردی،سوزاندی،

چه کردی.ناچار و مضطر می شود،خدا هم رحم می کند.
یک مرتبه میبینی میگوید خدایا! اورا بیامرز! پدر و مادر اوراهم بیامرز!
بیخود نیست خدا حق الناس را نبخشید

می گویند پسری در خانه خیلی شلوغ کاری کرده بود.همه ی اوضاع را به هم ریخته بود.وقتی پدر وارد شد مادر شکایت اورا به پدرش کرد.پدر که خستگی و ناراحتی بیرون راهم داشت،شلاق را برداشت.
پسر دید امروز اوضاع خیلی بی ریخت است،همه درها هم بسته است.
وقتی پدر شلاق را بالا برد پسر دید کجا فرار کند؟، راه فراری ندارد،خودش را به سینه پدر چسباند.
شلاق هم از دست پدر شل شد و افتاد.
شما هم هروقت دیدید اوضاع بیریخت است به سوی خدا فرار کنید.((وفروا الی الله من الله)).
هرکجا متوحش شدید راه فرار به سوی خداست.همه ی عالم سینه ی اولیای خداست.خود را به سینه آنها بچسبانید،همه عذاب ها برطرف می شود.چقدر زیباست!...
حاج محمد اسماعیل دولابی رحمة الله عليه . ✅سیر و سلوک در کلام آیت الله بهجت(ره)و علماى بزرگ اسلام
https://telegram.me/joinchat/BfH2PjwLbsJpJ6ZydjaWzg

صفحه اول اينستاگرام

https://instagram.com/bahjat_ir
صفحه دوم اينستاگرام
https://instagram.com/bahjat.ir .
.
براى سلامتى و تعجیل در ظهور بقية الله الاعظم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) صلوات و دعاى فرج فراموش نشود .
.
#اللهم_صل_علي_محمدﷺو_آل_محمدﷺو_عجل_فرجهم
#اللهم_عجل_لوليك_الفرج
Read more
پسر بودن یعنی همیشه بدهکار بودن به همه... پسر بودن یعنی آزادی ، که از  آ  اولش تا  ی  آخرش همش مسئولیته ...
Media Removed
پسر بودن یعنی همیشه بدهکار بودن به همه... پسر بودن یعنی آزادی ، که از  آ  اولش تا  ی  آخرش همش مسئولیته و حصار... پسر بودن یعنی اوج خوشیت خوردن زهرماری باشه که اونم از ترس خونواده و پلیس زهرمارت بشه... پسر بودن یعنی بعد بابا مردِ خونه بودن. سنم نمیشناسه. یعنی چی؟؟ یعنی بابا نباشه نون باید بدی. حالا ... پسر بودن یعنی همیشه بدهکار بودن به همه... پسر بودن یعنی آزادی ، که از  آ  اولش تا  ی  آخرش همش مسئولیته و حصار... پسر بودن یعنی اوج خوشیت خوردن زهرماری باشه که اونم از ترس خونواده و پلیس زهرمارت بشه... پسر بودن یعنی بعد بابا مردِ خونه بودن. سنم نمیشناسه. یعنی چی؟؟ یعنی بابا نباشه نون باید بدی. حالا 5 ساله باشی یا 50 ساله... پسر بودن یعنی فقط تا اخر راهنمایی بابا مامان پشت سرتن بعدش جامعه بزرگت میکنه... پسر بودن یعنی فقط یه سال وقت داری که کنکور قبول بشی وگرنه باید بری آشخوری... پسر بودن یعنی بعد 18 دیگه یا سربازی یا سرباری... پسر بودن یعنی دردسر سربازی و حسرت درس خوندن بدون استرس پول و شغل آینده و هزار چیز دیگه... پسر بودن یعنی سگ دو زدن واسه یه لقمه نون تا نری حتی یه صد تومنی از بابات پول بگیری... پسر بودن یعنی واسه خوشحالی عشقت پولایی که با بدبختی جمع کردی رو خرج کنی , اما خودت چند ماه تو دوراهی خریدن یا نخریدن یه جفت کفش نو بمونی... پسر بودن یعنی بی پول عاشق نشی... پسر بودن یعنی عشقت این باشه که یکی بهت اعتماد داشته باشه و بهت تکیه کنه... پسر بودن یعنی حفظ خواهر و مادر و همسرت از هر چی هیزیه... پسر بودن یعنی سه کلمه : شبا ، پیاده رو ، تنهایی... پسر بودن یعنی حرفایی که میمونن تو دل... پسر بودن یعنی فرو خوردن بغضت برای اینکه دیگران مسخرت نکنن بگن "داره گریه میکنه"... پسر بودن یعنی غمات اشک نشن که از چشات بریزن بلکه بشن یه غده گنده تو دلت... پسر بودن یعنی "مرد که گریه نمیکنه"! آره آبجی... پسر نیستی تا بفهمی پول گرفتن از پدر چقــدر سخته ... پسر نیستی تا بفهمی 2 سال تنهای تنها غربت سربازی کشیدن چقدر سخته ... پسر نیستی تا بفهمی دلهره شغل آینده داشتن چقدر سخته ... پسر نیستی تا بفهمی از دست دادن عشقت بخاطر پول چقدر سخته ... پسر نیستی ...
Read more
Loading...
. . . ثبوت ایمان حضرت أبوطالب -علیه السلام- در کتب معتبره و مشهوره فرقه ضاله عمریه همانطور که ...
Media Removed
. . . ثبوت ایمان حضرت أبوطالب -علیه السلام- در کتب معتبره و مشهوره فرقه ضاله عمریه همانطور که میدانید یکی از عقائد کفر آمیز عمریه چنین است که آنان پدر و مادر پیامبر -صلي الله علیه وآله- و همچنین عموی گرامی اش حضرت ابوطالب -علیه السلام- را که از بزرگترین ناصران دین اسلام بوده است را کافر و مشرک ... .
.
.
ثبوت ایمان حضرت أبوطالب -علیه السلام- در کتب معتبره و مشهوره فرقه ضاله عمریه

همانطور که میدانید یکی از عقائد کفر آمیز عمریه چنین است که آنان پدر و مادر پیامبر -صلي الله علیه وآله- و همچنین عموی گرامی اش حضرت ابوطالب -علیه السلام- را که از بزرگترین ناصران دین اسلام بوده است را کافر و مشرک میدانند!اما همین حرامیان عمریه که ناصران دین اسلام را کافر میدانند،بزرگترین دشمنان پیامبر که سالها با پیامبر جنگیدند مانند ابوسفیان و معاویه ولدالزنا را مسلمان و جلیل القدر میدانند

اما خود این جماعت ضاله عمریه در کتب معتبره خود ثبوت ایمان ابوطالب و اقرار ایشان به کلمه توحید را نقل کرده اند .
.
.
ابن هشام از کبار علمای جماعت عمریه در کتاب معتبر و مشهور "السیرة النبویة" نقل میکند:
.
.

فقال أبو طالب لرسول الله صلى الله عليه وسلم والله يا ابن أخي ما رأيتك سألتهم شططا قال فلما قالها أبو طالب طمع رسول الله صلى الله عليه وسلم في إسلامه ...... نظر العباس إليه يحرك شفتيه قال فأصغى إليه بأذنه قال فقال يا ابن أخي 👈والله 👈لقد قال أخي الكلمة التي أمرته أن يقولها فقال رسول الله صلى الله عليه وسلم لم أسمع .
.
.
📚کتاب : السیرة النبویة لإبن هشام جلد ۲ صفحه ۶۶
.
.
در این حدیث ابن هشام نقل میکند زمانیکه حضرت ابوطالب علیه السلام در حال مرگ بودند سخنانی با رسول الله صلي الله علیه وآله گفتند.و عباس عموی پیامبر نیز در آنجا حاضر بود

که پیامبر صلي الله علیه وآله تلاش داشتند تا حضرت ابوطالب علیه السلام‌به کلمه توحید در پایان عمر اقرار کنند.که حضرت ابوطالب علیه السلام از دنیا رفتند

در پایان حدیث عباس عموی پیامبر‌ خطاب به آن حضرت میگوید:

فقال يا ابن أخي 👈والله 👈لقد قال أخي الكلمة التي أمرته أن يقولها فقال رسول الله صلى الله عليه وسلم : لم أسمع

عباس گفت: ای پسر برادرم ، بخدا قسم و بدرستی که برادرم کلمه ای که امرش کردی بگوید را گفت. پیامبر فرمود: نشنیدم !!
.
.
.
.
🔹️آنچه در این حدیث برای ما حائز اهمیت است قسم جلاله ای هست که صحابی یعنی عباس بن عبدالمطلب یاد میکند و با تاکید بسیار زیاد قسم میخورد که ابوطالب اقرار به کلمه توحید کرد.اما عمریه ادامه حدیث را تحریف کردند و به پیامبر نسبت دروغ دادند که فرمود نشنیدم

که اینجا نشنیدن پیامبر طبق مبانی عمریه هیچگونه حجیتی ندارد چون جماعت عمریه مانند ما شیعیان قائل بر‌عصمت پیامبر در تمام امور‌ نیستند لذا اینجا نشنیدن پیامبر فاقد حجیت ،‌و شهادت دادن صحابی وقسم جلاله اش دارای حجیت است

لذا اقرار‌ ابوطالب به کلمه توحید در این حدیث ثابت و یقینی است
Read more
عشق یعنی مادر #عشق #مادر #ps3 #ps4 #عید #دابسمش #لاو #دختر #پسر #پدر
Media Removed
عشق یعنی مادر #عشق #مادر #ps3 #ps4 #عید #دابسمش #لاو #دختر #پسر #پدر عشق یعنی مادر

#عشق #مادر #ps3 #ps4 #عید #دابسمش #لاو #دختر #پسر #پدر
: من از خواب‌های عاشقان آمده‌ام، از شهرهایی آمده‌ام همرنگ بهار و شکوفه‌ها، مردم آنجا جز سلام و دوستت ...
Media Removed
: من از خواب‌های عاشقان آمده‌ام، از شهرهایی آمده‌ام همرنگ بهار و شکوفه‌ها، مردم آنجا جز سلام و دوستت دارم چیزی نمی‌گویند زیرا به رنگ فیروزه و جواهراتند. دشنه و دشنام را در هفت کولاک برف و تا ابد نهان کرده‌اند. من از عطر گل‌ها آمده‌ام، از آینه‌های عروس‌های جهان آمده‌ام. از نهرهایی آمده‌ام که چه ... :
من از خواب‌های عاشقان آمده‌ام، از شهرهایی آمده‌ام همرنگ بهار و شکوفه‌ها، مردم آنجا جز سلام و دوستت دارم چیزی نمی‌گویند زیرا به رنگ فیروزه و جواهراتند. دشنه و دشنام را در هفت کولاک برف و تا ابد نهان کرده‌اند. من از عطر گل‌ها آمده‌ام، از آینه‌های عروس‌های جهان آمده‌ام. از نهرهایی آمده‌ام که چه گوارایند در آفتاب تابستان کویر. من از قصه‌ها، من از لبخند کودکان در آغوش مادرنشان، من از دوردست‌ها، از سازهای پهلوانی آمده‌ام و سیاوش و کیخسرو بر فراز قله ها چشم به راه من دارند.

#پریباد
نوشته‌ی #محمدعلی_علومی
نشر آموت / چاپ دوم / ۵۴۴ صفحه / ۳۱۰۰۰ تومان

پریباد؛ داستان شهری است که ناگهان در یک شب ناپدید شده ‌است. راوی اين داستان اين‌گونه آورده است: «هیچ قصه‌گویی ندیده بودم که قصه پریباد را کاملا بداند. شهری بوده انگار که یک شب محو می‌شود و یا طوفان آن را می‌برد و شاید برعکس، طوفان، شهری را می‌آورد به نام پریباد. بعضی می‌گفتند ساکنانش دیو بودند. در قصه‌ها، مکانش را حدود ایزدخواست در اطراف یزد می‌دانند و در روایت‌هایی، کنار جبار بارز، حدفاصل بم با نرماشیر. زابلی‌ها هم می‌گویند این شهر کنار شهر سوخته بوده است.»
در ادامه داستان، «پیر ویس»، راوي داستان، ماجراهایی حیرت‌انگیز از شهر «پریباد» حکایت می‌کند. ماجراهای عجیب و غریب که آن‌ها را از پدرش و او از پدر خود و او نیز از پدر خود یعنی مهرک، پسر میرزا فرجاد شنیده بود. خانمش هم هرچه را درباره پریباد و مردمش و ماجراهای شهر از پدر و مادر و پدربزرگ‌هایش شنیده، تعریف می‌کند.
حکایت ماجراهای حیرت‌آور و عجیب و غریب پریباد، پاسخی هم هستند بر این‌که قصه‌ها در جهان جدید نمرده‌اند: «پریباد که قصه نیست، نبود. شهری بود که محو شد؛ ناغافل در یک شب دود شد و رفت هوا ...»
نویسنده «پريباد» این رمان را رمانی زنانه خوانده و گفته است: «پريباد» رمان زنانه‌اي است؛ چون آناهيتا و نماد زن در فرهنگ ايران در آن نقش مهمي دارد.
این رمان در بیستمین دوره جایزه کتاب فصل، به عنوان اثر برگزیده در بخش داستان ایرانی انتخاب شده است. پیش از رمان «پریباد»، دو رمان « #سوگ_مغان» و « #خانه_کوچک» از محمدعلی علومی در نشر آموت منتشر شده است
رمان «پریباد» در چاپ دوم با قیمت ۳۱۰۰۰ تومان و در ۵۴۴ صفحه از سوی نشر آموت روانه بازار کتاب شده است.

www.aamout.com

کتاب های #نشر_آموت را از کتابفروشی های معتبر و شهرکتاب های سراسر ایران بخواهید

خرید بالای صد هزار تومان ارسال رایگان
۰۹۳۶۰۳۵۵۴۰۱

کانال تلگرامی آموت:
t.me/aamout
Read more
Loading...
همه زندگی و خوشی و عشق و حال یه بابا توی دیدن یه همچین لحظه ای خلاصه میشه برای تولدش پست نذاشتم، یعنی ...
Media Removed
همه زندگی و خوشی و عشق و حال یه بابا توی دیدن یه همچین لحظه ای خلاصه میشه برای تولدش پست نذاشتم، یعنی نشد که بذارم، الان دو سال و بیست و دو روزه که تازه میفهمم چرا میگفتن تا پدر نشی نمیفهمی پدر و مادر چه فرشته هایی هستن، البته من که وقتی خودمو با پدر و مادرم مقایسه میکنم هیچ حرفی برای گفتن ندارم خدا عزیزانمون ... همه زندگی و خوشی و عشق و حال یه بابا توی دیدن یه همچین لحظه ای خلاصه میشه

برای تولدش پست نذاشتم، یعنی نشد که بذارم، الان دو سال و بیست و دو روزه که تازه میفهمم چرا میگفتن تا پدر نشی نمیفهمی پدر و مادر چه فرشته هایی هستن، البته من که وقتی خودمو با پدر و مادرم مقایسه میکنم هیچ حرفی برای گفتن ندارم
خدا عزیزانمون رو برامون حفظ کنه
پ ن: اینجا هم مثلا داره با انگشتاش نشون میده که دو سالش شده و چون نمیتونه خندش گرفته
پ ن: خداروشکر گچ دستش هم باز کردیم و شکستگیش خوب شده بود و الحمدلله مشکلی پیدا نکرده

#علی_اصغر #عشق #بابا
#آقا #پسر #عزیز #گلم
#بچه #ناز #خوشگل
#ووروجک #دوست_داشتنی
#خانواده
#تولد #دو_سالگی
#شکستگی #گچ_گرفتن
#بیمارستان #دست_شکسته
#ماشاالله
#لاحول_و_لاقوت_الابالله_العلی_العظیم
Read more
: من از خواب‌های عاشقان آمده‌ام، از شهرهایی آمده‌ام همرنگ بهار و شکوفه‌ها، مردم آنجا جز سلام و دوستت ...
Media Removed
: من از خواب‌های عاشقان آمده‌ام، از شهرهایی آمده‌ام همرنگ بهار و شکوفه‌ها، مردم آنجا جز سلام و دوستت دارم چیزی نمی‌گویند زیرا به رنگ فیروزه و جواهراتند. دشنه و دشنام را در هفت کولاک برف و تا ابد نهان کرده‌اند. من از عطر گل‌ها آمده‌ام، از آینه‌های عروس‌های جهان آمده‌ام. از نهرهایی آمده‌ام که چه ... :
من از خواب‌های عاشقان آمده‌ام، از شهرهایی آمده‌ام همرنگ بهار و شکوفه‌ها، مردم آنجا جز سلام و دوستت دارم چیزی نمی‌گویند زیرا به رنگ فیروزه و جواهراتند. دشنه و دشنام را در هفت کولاک برف و تا ابد نهان کرده‌اند. من از عطر گل‌ها آمده‌ام، از آینه‌های عروس‌های جهان آمده‌ام. از نهرهایی آمده‌ام که چه گوارایند در آفتاب تابستان کویر. من از قصه‌ها، من از لبخند کودکان در آغوش مادرنشان، من از دوردست‌ها، از سازهای پهلوانی آمده‌ام و سیاوش و کیخسرو بر فراز قله ها چشم به راه من دارند.

#پریباد
نوشته‌ی #محمدعلی_علومی
نشر آموت / چاپ دوم / ۵۴۴ صفحه / ۳۱۰۰۰ تومان

پریباد؛ داستان شهری است که ناگهان در یک شب ناپدید شده ‌است. راوی اين داستان اين‌گونه آورده است: «هیچ قصه‌گویی ندیده بودم که قصه پریباد را کاملا بداند. شهری بوده انگار که یک شب محو می‌شود و یا طوفان آن را می‌برد و شاید برعکس، طوفان، شهری را می‌آورد به نام پریباد. بعضی می‌گفتند ساکنانش دیو بودند. در قصه‌ها، مکانش را حدود ایزدخواست در اطراف یزد می‌دانند و در روایت‌هایی، کنار جبار بارز، حدفاصل بم با نرماشیر. زابلی‌ها هم می‌گویند این شهر کنار شهر سوخته بوده است.»
در ادامه داستان، «پیر ویس»، راوي داستان، ماجراهایی حیرت‌انگیز از شهر «پریباد» حکایت می‌کند. ماجراهای عجیب و غریب که آن‌ها را از پدرش و او از پدر خود و او نیز از پدر خود یعنی مهرک، پسر میرزا فرجاد شنیده بود. خانمش هم هرچه را درباره پریباد و مردمش و ماجراهای شهر از پدر و مادر و پدربزرگ‌هایش شنیده، تعریف می‌کند.
حکایت ماجراهای حیرت‌آور و عجیب و غریب پریباد، پاسخی هم هستند بر این‌که قصه‌ها در جهان جدید نمرده‌اند: «پریباد که قصه نیست، نبود. شهری بود که محو شد؛ ناغافل در یک شب دود شد و رفت هوا ...»
نویسنده «پريباد» این رمان را رمانی زنانه خوانده و گفته است: «پريباد» رمان زنانه‌اي است؛ چون آناهيتا و نماد زن در فرهنگ ايران در آن نقش مهمي دارد.
این رمان در بیستمین دوره جایزه کتاب فصل، به عنوان اثر برگزیده در بخش داستان ایرانی انتخاب شده است. پیش از رمان «پریباد»، دو رمان « #سوگ_مغان» و « #خانه_کوچک» از محمدعلی علومی در نشر آموت منتشر شده است
رمان «پریباد» در چاپ دوم با قیمت ۳۱۰۰۰ تومان و در ۵۴۴ صفحه از سوی نشر آموت روانه بازار کتاب شده است.

www.aamout.com

کتاب های #نشر_آموت را از کتابفروشی های معتبر و شهرکتاب های سراسر ایران بخواهید

خرید بالای صد هزار تومان ارسال رایگان
۰۹۳۶۰۳۵۵۴۰۱

کانال تلگرامی آموت:
t.me/aamout
Read more
خبر تاسف باری که ساعاتی پیش قلبمان را به درد آورد؛ خودکشی یک زوج در یکی‌از شهرستان های ایلام گویا به ...
Media Removed
خبر تاسف باری که ساعاتی پیش قلبمان را به درد آورد؛ خودکشی یک زوج در یکی‌از شهرستان های ایلام گویا به علت فقر! دو بار خبرشو نوشتم و هربار جهت حفظ حرمت و عزت نفس آن خانواده پاکش‌کردم! اما باز هم قانع نمیشدم که چرا چنین خبری نباید درج شود!؟ مگر ما از جنس آهنیم که از اقدام پدر و مادر دو پسر بچه خردسال ناراحت ... خبر تاسف باری که ساعاتی پیش قلبمان را به درد آورد؛ خودکشی یک زوج در یکی‌از شهرستان های ایلام گویا به علت فقر!
دو بار خبرشو نوشتم و هربار جهت حفظ حرمت و عزت نفس آن خانواده پاکش‌کردم! اما باز هم قانع نمیشدم که چرا چنین خبری نباید درج شود!؟ مگر ما از جنس آهنیم که از اقدام پدر و مادر دو پسر بچه خردسال ناراحت و نگران نشویم!! چرا باید با سرپوش نهادن بر این موضوع و بایکوت آن، صورت مسئله را پاک کنیم!؟ یعنی اگر این خبر رسانه ای نشود آمار خودکشی کم میشود؟ مگر این استان جامعه شناس ندارد؟ مگر مسئول در امور اجتماعی ندارد؟ مگر از تلفات تکان دهنده قرص برنج در روزهای گذشته بی اطلاعند؟ پس دقیقا مشغول‌چه هستند!؟ چکار میکنند؟؟
چرا این جامعه محکوم شده به شنیدن خبرهای تلخ و ناامید کننده!؟ این همه استرس و اضطراب که از شنیدن وقایع و خبرهای تلخ میکشیم هممون رو بیمار کرده! بزودی آمار‌ سکته و سرطان و بیماری‌های دیگه چندین برابر میشه! پس چرا فکری نمیشه!؟
البته وقتی تحصیلات فلان مسئول ارشد در امور اجتماعی استان مدیریت بازرگانی هست پس انتظار برای کاهش آسیب های اجتماعی بی نتیجه اس!
Read more
 #اللهم_عجل_لولیک_الفرج #هشتم_شوال_تخریب_قبور_ائمه_بقيع عليهم السلام . در روز هشتم شوال ...
Media Removed
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج #هشتم_شوال_تخریب_قبور_ائمه_بقيع عليهم السلام . در روز هشتم شوال در سال ۱۳۴۴ هجری قمری مصادف با ۳۱ فروردین ۱۳۰۵ هجری شمسی یعنی بیش از ۹۰ سال پیش قبور ائمه #بقيع عليهم السلام و نيز قبر حضرت حمزه علیه السلام در احد به دست وهابيون تخريب شد. علت و انگيزه تخريب اين قبور ... #اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#هشتم_شوال_تخریب_قبور_ائمه_بقيع عليهم السلام
.
در روز هشتم شوال در سال ۱۳۴۴ هجری قمری مصادف با ۳۱ فروردین ۱۳۰۵ هجری شمسی یعنی بیش از ۹۰ سال پیش قبور ائمه #بقيع عليهم السلام و نيز قبر حضرت حمزه علیه السلام در احد به دست وهابيون تخريب شد.
علت و انگيزه تخريب اين قبور مطهر در كتب مختلفى كه بر رد عقائد ضاله وهابيت تأليف شده، بيان گرديده است.
آنان اضافه بر قبور مطهر ائمه معصومين عليهم السلام، قبور دیگری را نیز تخريب نمودند كه عبارتند از: قبر منسوب به فاطمه زهرا سلام الله عليها، قبر مطهر فاطمه بنت اسد سلام الله عليها مادر أميرالمؤمنين عليه السلام، قبر مطهر حضرت ام البنين سلام الله عليها، قبر ابراهيم پسر پيامبر صلى الله عليه و آله، قبر اسماعيل فرزند حضرت صادق عليه السلام، قبر دختران پيامبر صلى الله عليه و آله، قبر حليمه سعديه مرضعه پيامبر صلى الله عليه و آله، و قبور شهداى زمان پيامبر صلى الله عليه و آله.

وهابيان در سال ۱۳۴۳ در مكه گنبدهاى قبر حضرت #عبدالمطلب و حضرت #ابوطالب و حضرت #خديجه علیهم السلا و زادگاه پيامبر صلى الله عليه و آله و حضرت زهرا سلام الله عليها را با خاك يكسان كردند. در جده نيز قبر حوا و ديگر قبور را تخريب كردند. در مدينه #گنبد_منور_نبوى را به توپ بستند ولى از ترس مسلمانان قبر شريف را تخريب نكردند. در شوال ۱۳۴۳ با تخريب قبور مطهر ائمه بقيع عليهم السلام اشياء نفيس و با ارزش آن قبور مطهر را به #يغما بردند.
قبر حضرت #حمزه عليه السلام و شهداى احد را با خاك يكسان كردند، و گنبد و مرقد حضرت عبدالله و آمنه پدر و مادر پيامبر صلى الله عليه و آله، قبر #اسماعيل پسر #حضرت_صادق عليه السلام و ديگر قبور را هم خراب كردند. در همان سال به #كربلاى_معلى حمله كردند، و ضريح مطهر را كندند و #جواهرات و اشياء نفيس حرم مطهر را كه اكثراً از هداياى سلاطين و بسيار ارزشمند و گرانبها بود، غارت كردند و قريب به ۷۰۰۰ نفر از علماء، فضلا و سادات و مردم را كشتند. سپس به سمت نجف رفتند كه موفق به غارت نشدند و شكست خورده برگشتند.

مستدرك سفينة البحار ج۶ ص۶۵
كشف الارتياب ص۷۷
شهداء الفضيلة علامه امينى ص۳۸۸
.
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
Read more
1 ــ نکاح صداق: در این نوع مهریه معین اما مدت زمان زندگی مشترک نا معین است . 2 ــ نکاح استبضاع :نکاح استبضاع ...
Media Removed
1 ــ نکاح صداق: در این نوع مهریه معین اما مدت زمان زندگی مشترک نا معین است . 2 ــ نکاح استبضاع :نکاح استبضاع یعنی  مردی برای اصلاح نسل خویش ،همسرش را در اختیار بیگانگان ، مثلا بزرگ قبیله قرار دهد  3ــ نکاح رهط یا جمعی :در این نوع ، یک گروه مشخص چند نفری از مردان با یک زن ارتباط داشتند و اگر آن زن صاحب فرزندی ... 1 ــ نکاح صداق: در این نوع مهریه معین اما مدت زمان زندگی مشترک نا معین است . 2 ــ نکاح استبضاع :نکاح استبضاع یعنی  مردی برای اصلاح نسل خویش ،همسرش را در اختیار بیگانگان ، مثلا بزرگ قبیله قرار دهد
 3ــ نکاح رهط یا جمعی :در این نوع ، یک گروه مشخص چند نفری از مردان با یک زن ارتباط داشتند و اگر آن زن صاحب فرزندی می شد ،  همه آن مردها را جمع می کرد و می گفت که این فرزند شبیه فلان کس  است ، پس فرزند اوست و آن مرد را به عنوان پدر آن بچه محسوب می کردند  4 ــ ازدواج پرچمداران(صواحب الرّایات) زنانی در آن زمان در مکه زندگی می کردند  که بر سردر خانه هایشان « پرچم » نصب می کردند و این کار انها  این مفهوم را داشت که هر مردی می تواند با این ها ازدواج کند و ارتباط برقرار کند 5 ــ نکاح  شغار:نکاح شغار به این صورت بود که یک مردی به مرددیگری می گفت که مثلا من خواهرم را به تو می دهم و مهریه اش این باشد که توهم خواهرت را به من بدهی و هیچ صحبت دیگری در میان نبود . این هم نوعی از ازدواج زمان جاهلیت عرب بود که مهریه  برداشته می شد و فرد هم باید عین همان کار را برای شخص مقابلش انجام می داد
 6 ــ نکاح  مقت :این نوع ازدواج یعنی در تملک گرفتن همسر پدر. به این صورت بود که اگر مردی از دنیا می رفت که چند همسر داشت ، پسر این پدر به مادر خودش کاری نداشت ،ولی بقیه همسران پدرش را به ارث می برد و یا مالکیت آنها را به دست می آورد که یا خودش می توانست با آنها ازدواج کند و یا آنها را به ازدواج مردان دیگر در می آورد 7ـــ نکاح بدل : در این نوع ازدواج ، متاسفانه ، مرد متاهلی به مردمتاهل دیگری پیشنهاد می داد که زن هایشان را با همدیگر عوض کنند.
8-نکاح متعه یا موقت که مهریه معلوم و زمان را نیز مشخص میکردند9-نکاح اماء که اگر کسی کنیزی میخرید بی انکه مهری برای آن بپردازد، همسرش میشد و میتوانست او را به دیگری بفروشد این ازدواج در اسلام نیز مجاز بوده.10-نکاح مخادنه یا دوستانه:اگر مردی زنی را به دوستی میگرفت یا زنی مردی را به دوستی بر میگزید.دراينجا خالي ازلطف نيست كه اشاره اي هم به جایگاه زن در عصر جاهلیت كنيم : زنان عرب نه تنها از حقوق اوليه انسانى بهره‏اى نداشتند، بلكه از هر حيوانى پست‏تر و زبون‏تر به شمار مى‏رفتند. با زنان و دختران، مانند چهارپايان رفتار مى‏كردند و آنان را به صورت كالا در معرض خريد و فروش قرار مى‏دادند. زنده به گور كردن دختران در ميان پاره‏اى از اعراب به ويژه طايفه اسد و تميم رواج داشت.در نتیجه از تعداد زنان کاسته و مجبور بودند چند مرد با یک زن ازدواج کنند.
ادامه در اولین کامنت
Read more
--- . تونی ماگلیاریزی ( اولین مربی امره ) : هنوز درموردش فکر میکنم و چشمام پر از اشک میشه. پس از اینکه ...
Media Removed
--- . تونی ماگلیاریزی ( اولین مربی امره ) : هنوز درموردش فکر میکنم و چشمام پر از اشک میشه. پس از اینکه امره با یووه قرارداد امضا کرد با من‌ تماس گرفت و گفت " من‌ اینجا هستم یعنی اینکه تو موفق شدی ؛ رویاهامون به حقیقت پیوست! " . او همیشه اسطوره های یوونتوس بخصوص دلپیرو را الگوی خودش میدانست ؛ به او ... ---
.
تونی ماگلیاریزی ( اولین مربی امره ) :

هنوز درموردش فکر میکنم و چشمام پر از اشک میشه. پس از اینکه امره با یووه قرارداد امضا کرد با من‌ تماس گرفت و گفت " من‌ اینجا هستم یعنی اینکه تو موفق شدی ؛ رویاهامون به حقیقت پیوست! "
.
او همیشه اسطوره های یوونتوس بخصوص دلپیرو را الگوی خودش میدانست ؛ به او میگفتم‌ " نگاه کن امره ، باید یاد بگیری مثل الکس ضربه بزنی " او همیشه در خانه من با جایگاهی مواجه میشد که به بانوی پیر ( لقب یووه ) اختصاص داده شده بود و او همیشه مجذوب آن میشد ؛ یوونتوس برای ما ایتالیایی ها یعنی بروز احساسات و عواطف.
.
من هم مانند خانواده جان ، یک‌ مهاجر هستم و بخوبی میدانم که به چشم غریبه نگاه کردن و محروم شدن از برخی امکانات کشور چه حسی دارد. امره همان پسر مودب و باشخصیت است و هیچ تغییری نکرده.
.
پدر و مادر او بسیار قابل احترام و سختکوش هستند ؛ تا دیروقت کار میکردند برای همین همیشه امره را تا خانه اش میرساندم ؛ باید در اواخر شب او را مقابل خانه تنها میذاشتم و میرفتم ، از این کار متنفر بودم ؛ برای همین با اجازه از پدر و مادرش ، او را تا آخر هفته ها به خانه خودم میبردم.
.
فصل قبل با من‌ تماس گرفت و از من مشورت گرفت که به یوونتوس بروم یا نه ؟ به او گفتم تو الان آماده بازی در یووه نیستی ؛ اما حالا میگویم او ۱۱۰ درصد آماده است.
.
۱۸ سال پیش زمانی که او بچه بود و داشتیم از تمرین بازمیگشتیم ، یک کابریوله مقابل ما بود ، رو کرد به من و گفت " ببین عجب ماشینیه ، خیلی خوشگله ؛ وقتی پولدار و بزرگ شدم ، یدونه از اینا واست میخرم " ۱۸ سال گذشت و یک روز امره با یک دست کلید به خونه من‌ اومد و گفت " قولی که داده بودم را انجام دادم " ؛ امره به من یک کابریوله ( یک مدل مرسدس ) هدیه داد ؛ هیچ وقت از او پولی نخواستم و همیشه دوست داشتم که او عاشقم باشد و در قلب او باشم با این حال او اینگونه از من تشکر کرد.
.
او میدانست و به او گفته بودم اگر به یوونتوس بروی من‌خوشحالترین مرد روی زمین خواهم بود ؛ یکی از آرزوهای من را برآورده کرده است ، حالا باید چمپینز لیگ را برای من و یووه کسب کند ، خیلی هم زود باید چنین کاری کند چراکه من فرصت چندانی ندارم.
.
و البته ، همیشه به او گفتم بهترین تصمیم را برای فوتبالت بگیر ... این یعنی هرگز به اینتر نرو!
.
یکی از زیباترین و احساسی ترین مصاحبه های بود که خوندم و ترجمه کردم ؛ بخصوص زمانی که از عشق و علاقش به یووه میگه و وقتی گفت " به اینتر نرو " و " با یووه چمپینز لیگ " را فتح کن. مرسی تونی ، مرسی برای این همه عشق و تعصبت 😍❤️
.
.
#AhmAd
_______
Read more
کوتاه سخن اینکه : فرزند نُه ساله ی ما در باب چگونه به وجود آمدنش پرسید و ما که آمادگی پاسخگویی نداشتیم ...
Media Removed
کوتاه سخن اینکه : فرزند نُه ساله ی ما در باب چگونه به وجود آمدنش پرسید و ما که آمادگی پاسخگویی نداشتیم همچون پرنده ی پَر کَنده کلی به در و دیوار زدیم تا اینکه پدر خانواده لب به سخن گشود و گفت: ببین پسرم ، پدر و مادر تصمیم می گیرند بچه دار شوند و بعد از این تصمیم نُه ماه بعد بچه متولد می شود. پدر که لبخند ملیحی ... کوتاه سخن اینکه : فرزند نُه ساله ی ما در باب چگونه به وجود آمدنش پرسید و ما که آمادگی پاسخگویی نداشتیم همچون پرنده ی پَر کَنده کلی به در و دیوار زدیم تا اینکه پدر خانواده لب به سخن گشود و گفت: ببین پسرم ، پدر و مادر تصمیم می گیرند بچه دار شوند و بعد از این تصمیم نُه ماه بعد بچه متولد می شود.😊 پدر که لبخند ملیحی بر چهره داشت و گمان می کرد به سرعت توانسته پاسخی درخور به کودک بدهد ناگهان با کلام پسرک لبخند بر رُخش خشک شد ،چراکه پسر به او گفت: ببین بابا جان ، اگر نمی خواهی جواب درست بدهی به من بگو از شخص دیگری بپرسم. یعنی چی که تصمیم می گیرند و نه ماه بعد بچه به دنیا می آید ، همین حالا شما تصمیم بگیرید من ببینم نُه ماه دیگه بچه به دنیا می آید؟

سپس پدر سکوت کرد و مادر با چهره ی مضحک و آن گریم جادوگری و با حالتی که من بهتر می توانم پاسخ دهم لب به سخن گشود و گفت: پسرم ! کیسه ای در بدن مادر وجود دارد که مخصوص پرورش بچه است که ماده ای به نام اسپرم از بدن پدر با ماده ای در این کیسه ترکیب می شود که باعث به وجود آمدن بچه می شود. کمی فکر کرد و گفت: می خواهم بدانم چطور این ماده وارد کیسه ی مخصوص بچه می شود.
من که حسابی شاکی شده بودم و دلم می خواست بگویم: بچه دَهنَت را بِبَند کمی خود را کنترل کرده و سپس گفتم : فردا در این خصوص گفتگو می کنیم.
خلاصه که فردا نزدیک یک هفته طول کشید و البته پسرک هم دیگر پی گیر پرسشی که کرده بود نشد ولی من در این یک هفته کلی مطالعه کردم و به این نتیجه رسیدم که باید متناسب با سن و سالش و تقریبا بدون ابهام جوابش را بدهم و البته همین کار را کردم و کودک کاملا راضی و خشنود به راز خِلقَتَش پی برد.
خواستم با شما این تجربه را سهیم شوم و بگویم که از همان ابتدا درست جواب بچه را بدهیم و البته بهتر است قبل از قرار گرفتن در چنین وضعیتی آمادگی لازم را جهت پاسخگویی داشته باشیم خیلی بهتر است.😊
Read more
یوهان کرایف در کتابش جمله مهمی دارد: همیشه این را در ذهن داشتم که فوتبال فقط به معنی بالا بردنِ توان‌هاست. ...
Media Removed
یوهان کرایف در کتابش جمله مهمی دارد: همیشه این را در ذهن داشتم که فوتبال فقط به معنی بالا بردنِ توان‌هاست. فوتبال یعنی حل کردن مسائل از راه‌های خلاقانه ولی منطقی. #علیرضاجهانبخش نمونه خوبی برای این جملات است. موفقیتِ امروزِ او مربوط به امروز و دیروز نیست. موفقیتِ بازیکنِ ایرانیِ بیست‌وچهارساله ... یوهان کرایف در کتابش جمله مهمی دارد: همیشه این را در ذهن داشتم که فوتبال فقط به معنی بالا بردنِ توان‌هاست. فوتبال یعنی حل کردن مسائل از راه‌های خلاقانه ولی منطقی. #علیرضاجهانبخش نمونه خوبی برای این جملات است. موفقیتِ امروزِ او مربوط به امروز و دیروز نیست. موفقیتِ بازیکنِ ایرانیِ بیست‌وچهارساله باشگاه برایتون مربوط به هجده‌سالگیش است. روزی که مادر اصرار داشت در ایران بماند و پدر با همه وجود می‌خواست که او در پرسپولیس پابه‌توپ شود. میلیاردها تومان هم پیشنهاد رسمی برای بازی در ایران بود. اما او نپذیرفت و در آن سن به نایمخن هلند رفت. مثلِ قرصِ تلخی بود که باید آن‌را می‌بلعید. سختی کشید. تمرین کرد. زبان خواند. عرق ریخت. او میلیاردها تومان پولِ مفت در ایران را نپذیرفت تا فوتبالش پیشرفت کند. تصمیمی که معمولا هم‌سن و سال‌هایش نمی‌گیرند و حضور در باشگاه‌های پرطرفدار و پول‌های میلیاردی را به قراردادهای چند صدهزار دلاری باشگاه‌های حرفه‌ای اروپا ترجیح می‌دهند. مبارکت باشد پسرِ مودب و خوشتیپِ فوتبال ایران. میلیون‌ها پوند نوشِ جانت. تو مثالِ خوبی برای پدرها و مادرانی هستی که می‌خواهند برای فرزندان‌شان الگو پیدا کنند. آن تصمیمِ بزرگ در هجده سالگی حالا نتیجه داد؛ قراردادِ بیست‌وپنج میلیون یورویی با برایتون انگلیس. یک سناریویِ کاملِ غرور پیش از آغاز.
#alirezajahanbakhsh
Read more
Loading...