Loading Content...

کاش میشد مثل و

Loading...


Unique profiles
72
Most used tags
Total likes
0
Top locations
Kashan, Tehran, Iran, Tabriz, Iran
Average media age
887.9 days
to ratio
8.1
خانه تاریخی عطارها ، #کاشان زیبا @KashanZiba _ <span class="emoji emoji2734"></span>ای کاش<span class="emoji emoji2734"></span> میشد برگردیم به عقب و تمام لحظه هایی رو ...
Media Removed
خانه تاریخی عطارها ، #کاشان زیبا @KashanZiba _ ای کاش میشد برگردیم به عقب و تمام لحظه هایی رو که نفهمیدیم و گذروندیم رو با گوشت و پوستمون لمس کنیم و تک تک ثانیه هاشو درک کنیم بعد بگذرونیمشون. ای کاش میشد برگردیم به بچگی و بزرگ ترین دغدغمون این باشه که اجازمون بدن حوض توی حیاط رو توی گرمای تابستون ... خانه تاریخی عطارها ، #کاشان زیبا
@KashanZiba
_
✴ای کاش✴ میشد برگردیم به عقب و تمام لحظه هایی رو که نفهمیدیم و گذروندیم رو با گوشت و پوستمون لمس کنیم و تک تک ثانیه هاشو درک کنیم بعد بگذرونیمشون.
✴ای کاش✴ میشد برگردیم به بچگی و بزرگ ترین دغدغمون این باشه که اجازمون بدن حوض توی حیاط رو توی گرمای تابستون آبش کنیم و بی خیال از همه ی مشکلات آب بازی کنیم.
✴ای کاش✴ بر میگشتیم عقب،عقب تر از همه ی اتفاقایی که تجربشون کردیم.عقب تر از همه ی اشتباهایی که کردیم.یا بهتره اینجوری بگم، برگردیم به تجربه های ساده ی کودکی که وقتی انجامشون می دادیم افسوس نمیخوردیم که چرا اینکارو کردیم،خودمونو سرزنش نمی کردیم.انقدررررر ساده در حد شیطنت های دوران کودکی.
✴ای کاش✴ تا آخر عمرمون مامان و بابا و بابابزرگ و مامان بزرگ کنترلمون میکردن که مبادا راهی رو کج بریم،انقدر کج که نشه دیگه تبعاتش رو از یاد برد.
✴ای کاش✴ میشد مثل کودکی زود بخشید و فراموش کرد. اما یه سری هستن که بخشیدنشون گناه کبیرس(یه لحظه برگشتم به دوران حال ببخشید از حال و هوای کپشن خارج شدم😂😌)به ادامه متن می پردازیم😌
✴ای کاششششششش . . .✴
☑دل نوشته ای از ته ته ته دل😊😉
عکس و متن از مالک مقامی
@malek.maghami
_

#Kashan 👉👉👉 #KashanZiba
_
Read more
Loading...
حال و هوای ماه رمضونا هم دیگه مثل قبلنا نیست.. ربناي استاد شجريان و اذان مرحوم موذن زاده اردبيلي مكمل ...
Media Removed
حال و هوای ماه رمضونا هم دیگه مثل قبلنا نیست.. ربناي استاد شجريان و اذان مرحوم موذن زاده اردبيلي مكمل هم و جزء لایفک زندگی و قسمتی ازميراث فرهنگي كشورمونه، که از ما گرفتنش 😐 موقع افطار صدای ربنا که بلند میشد.. آب جوش و رنگینک مامان هم میرسید، همه دور هم پای سریالهای طنز تلخ وشیرین اجتماعی مینشستیم ... حال و هوای ماه رمضونا هم دیگه مثل قبلنا نیست.. ربناي استاد شجريان و اذان مرحوم موذن زاده اردبيلي مكمل هم و جزء لایفک زندگی و قسمتی ازميراث فرهنگي كشورمونه، که از ما گرفتنش 😐
موقع افطار صدای ربنا که بلند میشد.. آب جوش و رنگینک مامان هم میرسید، 😋همه دور هم پای سریالهای طنز تلخ وشیرین اجتماعی مینشستیم و روزه هامون رو باز میکردیم ، یادِ خانه به دوش و متهم گریختِ رضا عطاران به خیر... کو اون سریالهای قشنگی که شبهای ماه رمضون رودلچسب تر میکرد... بچه تر هم که بودیم موقع افطار مامانی زیر لب انّا انزلنا... میخوند و آقاجون جیلینگ جیلینگ استکان های آب جوش رو شیرین میکرد و مطمئن میشد داغ نباشه و دهنمون رو نسوزونه و میداد دستمون ... کاش تو همون موقعها زمان متوقف میشد... چه حیف ، بچه های ما این شانس رو ندارن دیگه.. خودمون هم دیگه اون حال و هوای ماه رمضون های قدیمو نداریم، 😐
هرچی بزرگتر میشیم، دلخوشیامونو بیشتر ازَمون میگیرن... واااااااي كه چه لذتي داشت دَم افطار با اون بغض دوست داشتني كه فقط صداي استاد ميتونست به گريه تبديلش كنه تا خدا بهمون يه نيم نگاهي بكنه 😔 . .
خدایا شکرت واسه همه مهربونیهات . . نماز و روزهاتون قبول دوستای خوبم 🙌
#به_وقت_دوم_رمضان

#دلنوشته_دخترآبانماهی_کپی_ممنوع
#مرضیه_صف_پهلوان
#به_وقت_28_اردیبهشت97
Read more
شجاعت نعمت بزرگیه ،من از این نعمت محرومم .دوست داشتم مثل بعضی از آدم ها باشم که حرف دلشون رو راحت میزنن، ...
Media Removed
شجاعت نعمت بزرگیه ،من از این نعمت محرومم .دوست داشتم مثل بعضی از آدم ها باشم که حرف دلشون رو راحت میزنن، اما نمی تونم .شایدچون میترسم نه بشنوم . نه شنیدن از کسی که دوستش داری مثل نه گفتن به کسی که دوستش داری سخته ! شما منو نمی شناسید، منم چیز خاصی ازتون نمی دونم .خیلی گشتم تا صفحتون رو پیدا کردم . وقتی ... شجاعت نعمت بزرگیه ،من از این نعمت محرومم .دوست داشتم مثل بعضی از آدم ها باشم که حرف دلشون رو راحت میزنن، اما نمی تونم .شایدچون میترسم نه بشنوم .
نه شنیدن از کسی که دوستش داری مثل نه گفتن به کسی که دوستش داری سخته !
شما منو نمی شناسید، منم چیز خاصی ازتون نمی دونم .خیلی گشتم تا صفحتون رو پیدا کردم .
وقتی دیدم امکانش هست تا پیام ناشناس بدم ، خیلی خوشحال شدم .
بهتره از حاشیه بگذرم.
من عشق روتجربه نکردم اماهمیشه فکر می کردم عشق یک داروی کشنده ست برای اینکه بتونی روزهای سخت رو سخت تر سپری کنی.نگاه کردن به آدم های عاشق واقعا حالم رو بهم میزد، اونها از بیرون خیلی ضعیفن.
به نظر شما آدم هایی که مغزشون از کار افتاده و قلبشون همه کار رو می کنه ، می تونن جذاب باشن !؟ نه اصلا ..
اما الان خودم به عشق دچارم ،
و به یکی از آدم های احمقِ بی قرار تبدیل شدم ، که برای انجام هر کاری باید از قلبشون اجازه بگیرن .
اولین باری که دیدمتون رو به روی دوستتون وایستاده بودید و لیوان چایی رو توی دست راستتون گرفته بودید و به صحبت های دوستتون گوش میکردید ، هر لحظه لبخندتون عمیق تر میشد.. این صحنه منو دگرگون کرد .میتونم پوزخندتون رو موقع خوندن این پیام تصور کنم که حتما با خودتون میگید اخه این چند لحظه برای عشق کافیه ؟! باید به صراحت جواب بدم ، بله همین چند لحظه برای شروع عشق کافیه .نمی دونم چه موقعی دارید این پیام رو میخونید، شاید دارید با صدای بلند به جکی که از دوستتون شنیدید میخندید یا شاید بعد خوندن چند پیام ناشناس با لحن تکراری به پیام من رسیدید و خستگی اجازه خوندنش رو بهتون نمی ده ، شاید هم توی سینما نشستید و بین فیلم مزخرفی که میبینید هوس کردید سری هم به گوشیتون بزنید . میخوام بگم من موقع نوشتن این پیام از لرزش و استرس دست هام عصبی شدم ..و هر روز به خودم میگم کاش هیچ وقت اتفاقی نمی دیدمتون . اما به قول پدرم بزرگ ترین اتفاق های زندگی ، معمولا توی عادی ترین روزها و لحظه ها میوفتن .و من به این نتیجه رسیدم که عشق یک اتفاقه ، یک اتفاق بزرگ...
بهتره ته این پیام باز بمونه و پیگیر ادامش نشیم .. #محمدرضا_حسین_پور
#پیام_ناشناس
Photo: @m4hyar_
Read more
. شایان تقریبا از زندگی ناامید شده بود. از سِمَت منشی اخراجش کرده بودن تا یه مرد سبیل کلفت به‌جاش بیارن ...
Media Removed
. شایان تقریبا از زندگی ناامید شده بود. از سِمَت منشی اخراجش کرده بودن تا یه مرد سبیل کلفت به‌جاش بیارن که تعداد پیلی‌های شلوارش دو تا کمتر از رتبه هشت رقمی کنکور شایان بود(بیچاره بدشانس. کاش حداقل جاش‌رو به یه زيباروي موطلایی میدادن که فکر نکنه هیچ قابلیتی نداشته بلکه فکر کنه يه سري از قابلیت‌ها ... .
شایان تقریبا از زندگی ناامید شده بود. از سِمَت منشی اخراجش کرده بودن تا یه مرد سبیل کلفت به‌جاش بیارن که تعداد پیلی‌های شلوارش دو تا کمتر از رتبه هشت رقمی کنکور شایان بود(بیچاره بدشانس. کاش حداقل جاش‌رو به یه زيباروي موطلایی میدادن که فکر نکنه هیچ قابلیتی نداشته بلکه فکر کنه يه سري از قابلیت‌ها رو نداشته). مدام از سمت پدرش با لفظ نره‌خر خطاب میشد و البته پدرش معتقد بود که اگه 25 سال پیش به‌جای به‌دنیا آوردن شایان یه درخت زردآلو کاشته بود الان مفیدتر بود. کیف پولش مثل مغزش خالی بود. از ریخت و قیافه‌اش که نگم براتون، بنده خدا ترکیبی از دسته در یخچال و قالپاق پیکان مدل 45 بود. از نظر اخلاقی هم مثل ساعت هشت صبح روز شنبه بود همون‌قدر غیر قابل تحمل و مزخرف. شایدم براي همین کسی دوسش نداشت به خاطر همین اخلاقش.

با همه‌ این قضایا معتقد بود شوهر کمه و خودش رو کیس مناسب ازدواج می‌دید بنابراین تصمیم گرفت ازدواج کنه. وقتی فهمید اگه ازدواج کنه، بهش یه وام 15 میلیونی هم اشانتیون میدن تصمیمش قطعی شد. پدر و مادرش مخالفت کردن ولی وقتی دیدن مصممه تصمیم گرفتن براش از یه شهر دیگه یا یه کشور دیگه و در صورت امکان از یه قاره‌ دیگه دختر انتخاب کنن تا سراغ در و همسایه و فامیل نره و بعدا که چشمشون تو چشم آشنا میفته شرمنده نشن.

شایان در حالی که اصلا فکرش رو نمی‌کرد با کلی صرفه‌جویی 10 میلیون پول مجلس عروسیش شد ولی وقتی فکر می‌کرد که قراره پنج میلیون سود کنه جای هرگونه زخم و سوختگی در هرجای بدنش خوب می‌شد.

روز عقد به محض اینکه عروس بله رو گفت همین‌طور که انگشت عروس توی استامپ بود رفتن بانک و شایان گفت: وام ما رو بدین بریم بی‌زحمت. مسئول باجه بهش گفت اول باید توی سایت ثبت نام کنه و بعد مدارکش رو بیاره. چند روز بعد از مراسم عروسی دیگه شایان واقعا به وام احتیاج داشت چون 10 میلیونی خرج عیدی و کادوی تولد و روزگرد و ماهگرد و ساعتگرد ازدواجش شده بود و با این حساب شایان پنج میلیون هم بدهکار بود.
.
بقیه در کامنت اول 👇👇👇👇
Read more
. هر کسی واسه خودش چندین (آخرین بار) توی زندگیش داره که همیشه باعث میشه یه سری خاطرات واسش زنده بشه ...
Media Removed
. هر کسی واسه خودش چندین (آخرین بار) توی زندگیش داره که همیشه باعث میشه یه سری خاطرات واسش زنده بشه و حسرت اینو بخوره که چرا قبل از اینکه به لحظه ی آخرین بار میرسه به اندازه ی کافی ازش لذت نبرده... 1.آخرین باری که خانوادتو ببینی... 2.آخرین باری که پدرتو در آغوش بگیری... 3.آخرین باری که مادرتو میبوسی... 4.آخرین ... .
هر کسی واسه خودش چندین (آخرین بار) توی زندگیش داره که همیشه باعث میشه یه سری خاطرات واسش زنده بشه و حسرت اینو بخوره که چرا قبل از اینکه به لحظه ی آخرین بار میرسه به اندازه ی کافی ازش لذت نبرده...
1.آخرین باری که خانوادتو ببینی...
2.آخرین باری که پدرتو در آغوش بگیری...
3.آخرین باری که مادرتو میبوسی...
4.آخرین باری که خواهر و برادرتو میخندونی...
5.آخرین باری که خنده های مادر بزرگ و پدر بزرگتو میبینی...
6.آخرین باری که دوستاتو میبینی...
7.آخرین باری که با کسی که دوستش داری تماس میگیری و واسه آخرین بار صداشو میشنوی...
8.آخرین باری که سیگار میکشی...
9.آخرین باری که اعتماد میکنی...
10.آخرین باری که راحت میخوابی...
11.آخرین باری که میبخشی...
12.آخرین باری که قهقهه میزنی...
13.آخرین باری که راه میری...
14.آخرین باری که میبینی،میشنوی،حرف میزنی...
15.آخرین باری که...
16.آخرین...
17.آ...
و...
و..
و.
بعد از هرکدوم از اینا دیگه هیچ چیزی مثل قبل نیست...
حتی به اینم فکر میکنی کاش اولین بار بود...ولی دیگه همه چی عوض شده...دیگه هیچوقت نمیتونی اینارو واسه اولین بار تجربه کنی...
چقدر خوب میشد قبل از رسیدن به آخرین بارها قدر همه ی اولین بارهامونو بدونیم...
زندگی جریان داره چه اولین بار باشه چه آخرین بار...فقط یه سری خاطرات پر ارزشن که هیچوقت تنهات نمیذارن...حتی اگه نباشن...!!!
کاش بتونیم همه ی داشته هامون رو که آخرین بارشون باعث میشه یک تیکه از قلبمونو جا بذاریم توی خاطرات،لیستشون کنیم که قبل از رسیدن به آخرین بار تمام و کمال در اختیارشون باشیم که بعدش فقط خاطرات خوب ازشون داشته باشیم...
نه حسرت های تلخ...!!!
Read more
لطفا اول مطالعه کنید بعد لایک کنید بسم الله الرحمن الرحیم خوب وقته همه باهم بخونیم داعشی بای بای ...
Media Removed
لطفا اول مطالعه کنید بعد لایک کنید بسم الله الرحمن الرحیم خوب وقته همه باهم بخونیم داعشی بای بای داعشی بای بای، خوب نابودی این شجره ملعونه را تسلیت عرض میکنم خدمت تمام دوستانی که به این شجره امید داشتن یا میپنداشتن که با گفتگو با این حیوان میتوان او را رام کرد تسلیت دوستان... یه جا یه دوستی کامنت ... لطفا اول مطالعه کنید بعد لایک کنید
بسم الله الرحمن الرحیم
خوب وقته همه باهم بخونیم داعشی بای بای داعشی بای بای،
خوب نابودی این شجره ملعونه را تسلیت عرض میکنم خدمت تمام دوستانی که به این شجره امید داشتن یا میپنداشتن که با گفتگو با این حیوان میتوان او را رام کرد تسلیت دوستان...
یه جا یه دوستی کامنت گذاشته بود که حاجی اگه مَرده بیاد کشور خودشو درست کنه خو اخه مومن شما اداره کشور رو دست این تفکر بده اگه گلستان نشد بیا منو بزن،ای کاش سید الان...
هر جا تفکر انقلابی حاکم بود ما اول دنیا شدیم مثل نانو،هسته ای، نظامی، اما امان از لیبرال ها که به ... کشیدن مملکتو
کاش برسه روزی که دولت مهدوی تشکیل بدیم این آخرین قدم برای ظهور مولامون هست دولتی که وعده صادق بدهد نه وعده باد معده ای، لعنت خدا بر خاتمی و دار دسته اش که توهین کردند به مدافعان ناموس خدا
یه مسئله دیگه دوستان مواظب باشید در دام فتنه دهه محسنیه گرفتار نشید این جماعت شهادت حضرت مسلم رو پیرهن عثمان کرده اند برای ایجاد تفرقه,به خدا خود حضرت هم راضی نیست ها
السلام علیک یا قتلی بین باب الجدار
السلام علیک یا محسن بن علی (ع)
♦️وحدت امت اسلامی اوجب واجبات است

رهبر انقلاب در دیدار شرکت‌کنندگان در اجلاس محبان اهل‌بیت(ع): 🔹وحدت امت اسلامی اوجب واجبات است
🔹امروز پیکر دنیای اسلام به‌شدت زخم‌خورده است و دشمنان اسلام توانسته‌اند با ایجاد جنگ و اختلاف، دنیای اسلام را فشل کنند
🔹با کمال تأسف باید قبول کنیم در درون امت اسلامی کسانی هستند که همان کاری که آمریکا و رژیم صهیونیستی می‌خواهد، انجام می‌دهند
#حاج_قاسم_سلیمانی
#سلیمانی
#حاج_قاسم
#روحانی
#روحانی_تنها_نیست
#کذاب
#وعده_صادق
#دولت مهدوی
🔶💬 with Professor Raefipour 🔸Who are shias? 🔸The Shias must try to raise Imam Mahdi’s flag before his reappearance and acquaint the world with him. The Shias must raise the flag of Imam Hussain ᴾᴮᵁᴴ and show the world what Imam Mahdi’s justice and a Shia government looks like. The Shias must always defend the oppressed in order for the people of the world to not forget about justice. Otherwise, people would not care about Mahdi anymore, and ISIS will become the symbol of Islam! Today, it is the Shias who have ruined the plans of ISIS since ISIS has to fight against them. This raises the question ‘who is ISIS and who are the Shias?’ 🔸Professor Raefipour 🔸January - 2015
#isis
کاش نوکری خانواده شهدا نصیب ما میشد
@mahboube_b1987
Read more
Loading...
میگن فصل ک نو میشه سال ک نو میشه همه چی نو میشه همه چی عوض میشه 🤩 از برگ درخت بگیر تا نفس زمین🌎 و هوا🌬 حتی میشه گفت انگاری زمین پلک میزنه و چشماشو دوباره باز میکنه هرچند امسال اشک زمین چندبار روونه شد ناراحت شد،لرزید،سوخت🤕 و دلش شکست امیدوارم ک دیگه همچین سالیو دوباره ن زمین ن آدمای زمین ... میگن فصل ک نو میشه سال ک نو میشه
همه چی نو میشه😍
همه چی عوض میشه 🤩
از برگ درخت بگیر🍂🍃🌱 تا نفس زمین🌎 و هوا🌬
حتی میشه گفت انگاری زمین پلک میزنه و چشماشو دوباره باز میکنه👀
هرچند امسال اشک زمین چندبار روونه شد😪 ناراحت شد😞،لرزید😖،سوخت🤕 و دلش شکست💔
امیدوارم ک دیگه همچین سالیو دوباره ن زمین ن آدمای زمین تجربه نکنن
خیلیییا داغ دار شدن🖤
خیلیییا شاد شدن💃🕺
خیلییییا جمعشون جمعتر شد و بیشتر🤰👰🤵👨‍👩‍👧‍👦
خیلیییام از جمع جدا شدن و شدن تنها🤦‍♀🤦‍♂
خلاصه 365 روز و زمین و آدما با هزاران اتفاق پشت سر گذاشت
اون چ موند تو ذهنیتمون چیه🤔
خوبیه آدما ؟؟
یا...😥
خدارو شکر ک خدا کریمه🙏 و ما بنده هاش جای اون نیستیم وگرنه زمونه خیلی تنگنا و سخت تر از همه و همیشه بوده و میشد برامون😰
خدا خیلی بزرگه خیلی رحیمه🤲
ما بنده هاش هیچ وقت نشد حتی ذره ای شبیه ش باشیم
اما خدا بازم رئوف بودنشو بازم با زبون اشاره بهمون نشون داد خدا با نو کردن سال و فصل و ماه و هفته و روز و ساعت و دقیقه و ثانیه اش بهمون میگه من شاهدم میبینم و میتونم جلوی رویش ثانیه جدیدو تو زندگی هر کدوم از بنده هام بگیرم اما شاید بنده ی من تو ثانیه ای بعد تغئیر کنه و ب سمت من بیاد
کاش ماهام بیاییم این خوبیو خدارو تو خودمون پرورش بدیم
نمیگم مثل خود خدا ولی برای مواقع هایی ب اطرافیانمون چشمامونو رو خوبیاشون باز کنیم و رو بدیاشون ببندیم
همه الانه میگن ن فقط خودمون
آدمی ک بدی کردو نباید فرصت داد باید حذف کرد
برا همینه ک زمونمون خیلی تاریک شده
لپ مطلبو بگم تومار نامه بیشتر نشه
بیاین تو سال جدید برا دل خودمونم ک شده مهربون تر باشیم
حتی اگه کسی باهامون خوب نبود
هیشکی از فرداش خبر نداره شاید من نویسنده نبودم
شاید فرصت دلجویی برامون دیگه پیش نیاد
پس دلمونو مثل دامن زمین مثل هوای زمین پاک کنیم نو کنیم
ی عالمه آرزوی خوب برای دوستای واقعی و مجازیم ❤️❤️❤️❤️
سال نو مبارک🎊🎁🎈👑🎉
Read more
. نگاه من کوتاه به جشنواره امسال یک. #رضا_رشیدپور اساسا از پس جشنواره امسال برنیامد نه اجرای غیرتخصصی ...
Media Removed
. نگاه من کوتاه به جشنواره امسال یک. #رضا_رشیدپور اساسا از پس جشنواره امسال برنیامد نه اجرای غیرتخصصی اش در برنامه هفت نه اختتامیه مثل مصاحبه اش با آقای رئیس جمهور ... شاید اگر در جایی که تخصص کافی دارد مثل حالا خورشید باقی بماند برای خودش و همه بهتر باشد [email protected]_rashidpour دو. آقا #ابراهیم_حاتمی_کیا ... .
نگاه من کوتاه به جشنواره امسال
یک. #رضا_رشیدپور اساسا از پس جشنواره امسال برنیامد نه اجرای غیرتخصصی اش در برنامه هفت نه اختتامیه مثل مصاحبه اش با آقای رئیس جمهور ... شاید اگر در جایی که تخصص کافی دارد مثل حالا خورشید باقی بماند برای خودش و همه بهتر باشد [email protected]_rashidpour
دو. آقا #ابراهیم_حاتمی_کیا یکم یواش تر برادر جان ... تو این راه اگر هم حق باهات باشه لهت میکنن ... حاج کاظم و حیدر زبان تو بودن ولی الان دهه نوده خیلی ارزش ها رو ضدارزش کردن [email protected]
سه. #هومن_سیدی آینده سینمای ایران برای تو و نسل توعه ... سعی کنین هر روز بزرگتر و بالاتر نگهش دارین ... فیلمت کامل ترین اثر چند سال اخیر سینمای ایرانه @houman_seyedi
چهار. شاید خود کامبوزیا پرتوی هم فکر نمیکرد برای این فیلمنامه جایزه بگیره ولی چه خوب که جایزه رو داد به #سعید_آقاخانی بهترین بازیگر این دوره @saedaghakhani
پنج. کارن همایونفر و علیرضا رئیسیان افتخار سینمای ایران هستن اتفاق خوب تقدیر از خبرنگار شجاع نور الحلی بود @karenhomayounfar
شش. #امین_حیایی سالها برای این جایگاه جنگید شاید با یکم خوش شانسی به جایزه رسید ولی مبارکش ... #امیر_جدیدی هم بازی خوبی در تنگه ابوقریب داشت اما شاید او هم خوش شانسی آورد که داوران بازی سعید آقاخانی یا نوید محمدزاده رو ندیدن یا نخواستن ببینن @amin.hayai @amirjadidi
هفت. سینمای ایران یه سیمرغ دیگه به #نوید_محمدزاده (قطعا بهترین بازی نوید تا حالا بوده و از اون دو تا سیمرغ بیشتر حقش بود) و #فرهاد_اصلانی یا نوید پورفرج بدهکار شد[email protected] @aslooni @navidpourfaraj
هشت. ساده ترین جایزه امسال رو #سحر_دولتشاهی برد نه واسه بازی خوبش بلکه واسه اینکه هیچ فیلمی بازیگر مکمل زن نداشت و #سارا_بهرامی که جوری بینظیر بود که شبهه ای در بهترین بودنش نبود. @sahardolatshahi @sarabahramiii
نه. #جمشید_هاشم_پور نیازی به ترحم نداره . اون واسه بهترین کارهاش ممنوع الکار شد و الان برای نقش سی ثانیه ای جایزه میگیره. کاش ازش جای دیگه تقدیر میشد @jamshid.hashempour.official
ده. در حق لاتاری خیلی جفا شد و در حق بازیگراش بیشتر ... #هادی_حجازی_فر با بازی بی نظیرش فقط به نگاه فاشیستی داورا باخت و #جواد_عزتی و #ساعد_سهیلی هم همینطور. @hejazifar.hadi @saedsoheili @javadezzati
یازده. تنگه ابوقریب اثری شگرف بود ... نوش جونش هر جایزه ای گرفت.
دوازده. #پژمان_جمشیدی با استعداد ... دلسرد نشو و پیشرفت کن @pejmanjamshidi
سیزده. لیلا حاتمی مثل همیشه به فیلم هایی که بازی کرده شخصیت داده مثل بمب @leilahattami
Read more
Loading...
 #سفرنامه_آلمان_هلند_جزایرقناری_۴ از خوبیهای این شهر وجود خطوط مخصوص دوچرخه سواری در پیاده رو ...
Media Removed
#سفرنامه_آلمان_هلند_جزایرقناری_۴ از خوبیهای این شهر وجود خطوط مخصوص دوچرخه سواری در پیاده رو بود، همینطور اگر جایی چراغ عابر وجود نداشت حق تقدم با عابر بود و ماشین ها به محض دیدن شما به جای گذاشتن پا روی گاز، جلوتر توقف می کردند. کلاً وجود قانون را احساس می کردید، قانونی که برای همه یکسان بود. ... #سفرنامه_آلمان_هلند_جزایرقناری_۴
از خوبیهای این شهر وجود خطوط مخصوص دوچرخه سواری در پیاده رو بود، همینطور اگر جایی چراغ عابر وجود نداشت حق تقدم با عابر بود و ماشین ها به محض دیدن شما به جای گذاشتن پا روی گاز، جلوتر توقف می کردند.
کلاً وجود قانون را احساس می کردید، قانونی که برای همه یکسان بود. با کوچکترین حرکت پلیس میرسید. آقایی را دیدیم، آبجو در دست با صدای بلند، به آلمانی کلماتی را فریاد میزد، مثل فیلم ها پلیس به سرعت مرد را محاصره و دستگیر کرد.
گلاب به روتون 😁 برای دستشویی در مراکز خرید باید پنجاه سنت پرداخت میشد، که به نظرم عالی بود، ای کاش در ایران هم پولی میشد اما در عوض سرویس بهداشتی هایی تمیز و با امکانات در کار بود.
اما کار به معنای واقعی کار بود، می دیدیدیم که مردم برای گذران زندگی چطور سخت تلاش می کنند. بر خلاف کشورهای آسیایی با مردمی سرد روبرو میشدید، مردمی که به سختی لبخند میزدند و از ساعت هفت شب به بعد که جنب و جوش و شادی در آسیا شکل می گیره در اینجا پرنده در خیابانها پر نمیزد. همه جا روی زمین پر از ته سیگار بود. در تمام طول سفر کارتن هایی که در پیاده روها شبها جای خواب کارتن خوابها و پناهندگان بدون جا میشدند به چشم می خورد. در اون سرما تصورش هم سخت بود.
بارها و بارها در حین قدم زدن ایرانی هایی را دیدیم که در سطل های زباله به دنبال بطری های نوشیدنی خالی بودند تا با انداختنشون در دستگاه مبلغی به دست بیارن. واقعاً دلم به درد اومده بود، به محسن گفتم چرا؟ به کجا باید برسی که این زندگی را انتخاب کنی؟ نمی دونم!!! حرف زیاده..
به هر حال ترجیح میدم وارد این مبحث نشم و فقط به عنوان یک توریست از دیده هام بنویسم.
با انداختن هر کدام از بطری ها و قوطی هایی که برچسب خاصی داشتند در فروشگاه ها قبضی داده میشد و با دادن اون قبض به صندوقدار مبلغ از خرید شما کم یا پرداخت میشد.
بیشتر نگهبان های فروشگاهها، بادیگاردهای بارها و فروشنده ها ایرانی بودند، ایرانی هایی که اکثراً اگر متوجه ایرانی بودن شما میشدند، نه تنها رفتار گرمی نداشتند، بر خلاف هندی ها، چینی ها و.. سعی می کردند تظاهر کنند که از ملیتی دیگر هستند. اما شانس خوب من با دو ایرانی دوستداشتنی هم آشنا شدم. ادامه 👇🏻
Read more
بعد از لطف حق تعالی و کرم ارباب حسینی شدنم رو مدیون تو هستم تویی که حسین حسین گفتنو یادم دادی تویی که ...
Media Removed
بعد از لطف حق تعالی و کرم ارباب حسینی شدنم رو مدیون تو هستم تویی که حسین حسین گفتنو یادم دادی تویی که کاری کردی که همه منه رو سیاه رو به اسم #نوکر_حسین بشناسند البته مثل بقیه پدرا دسته منو نگرفتی و هیات ببری،چون همیشه از چندین روز قبل از محرم نبودی تا بعد از #عاشورا داخل هیاتم انقد جدی بودی و با تلاش ... بعد از لطف حق تعالی و کرم ارباب حسینی شدنم رو مدیون تو هستم
تویی که حسین حسین گفتنو یادم دادی
تویی که کاری کردی که همه منه رو سیاه رو به اسم #نوکر_حسین بشناسند
البته مثل بقیه پدرا دسته منو نگرفتی و هیات ببری،چون همیشه از چندین روز قبل از محرم نبودی تا بعد از #عاشورا
داخل هیاتم انقد جدی بودی و با تلاش زحمت میکشیدی که منو اصلا نمیدیدی و بعدش آخرمحرم که میشد از شدت خستگی و شب نخوابیدنا مریض میشدی.
تویی که چند هفته بعد از سقوط #صدام وقتی شنیدی راه #کربلا باز شده پیشقدم این راه شدی و حرفهای بقیه به هیچ عنوان نتونست منصرفت کنه
تویی که وقتی فقط ۱۷ سال داشتم و دیدی بعد از #کربلایی شدنت منم دارم برای کربلا رفتن پافشاری میکنم با چشمای گریون گفتی برو امانت میسپارمت دست خودش
بعله تو با اجازه ارباب هم منو حسینی کردی و هم کربلایی حالا این از کوتاهی و روسیاهیه منه که نتونم حسینی بمونم...
ن:امسال برگشتنم یه فرقی با بقیه سالها داشت اونم این بود که اولین نفر بابام بقلم نکرد تا روی سینش فشارم بده..
مجبور شدم برم و سنگ قبرشو بقل کنم...
ن ۲:کاش اصلا برنمیگشتم از کربلا... #افسردگیه_بعد_از_دوریه_کربلا
#فراق_پدر
#هوای_ابری
#هوای_گریه
Read more
 #دوچرخه عاشق دوچرخه و دوچرخه سواری بودم برادرها هر کدام یکی داشتندو من هیچ... وارد ان حیاط درندشت ...
Media Removed
#دوچرخه عاشق دوچرخه و دوچرخه سواری بودم برادرها هر کدام یکی داشتندو من هیچ... وارد ان حیاط درندشت که میشدی دو تا دوچرخه ی قرمز و یک ابی توی چشمت میزد . بابا هم یک دوچرخه ی سیاه گنده داشت که هر وقت حس و حال رانندگی نداشت سوار ان میشد و به کارهایش رسیدگی می کردتابستان که از راه می رسید پسرها دوچرخه ها را ... #دوچرخه
عاشق دوچرخه و دوچرخه سواری بودم برادرها هر کدام یکی داشتندو من هیچ...
وارد ان حیاط درندشت که میشدی دو تا دوچرخه ی قرمز و یک ابی توی چشمت میزد .
بابا هم یک دوچرخه ی سیاه گنده داشت که هر وقت حس و حال رانندگی نداشت سوار ان میشد و به کارهایش رسیدگی می کردتابستان که از راه می رسید پسرها دوچرخه ها را بر میداشتند و برو که رفتی...وبرای خودشان حظ می کردند و چشمهای حسرت زده من تا جایی که می رفتند دنبالشان رکاب میزد...

نمی دانم چه شد که یک روز شجاع شدم و در حضور خانم جان به بابا گفتم برایم دوچرخه بخرد تا دور حیاط برای خودم بچرخم گفتم پسرها دوچرخه هایشان را هنوز کیفور نشدم از زیر پایم می کشند.. .

اولش خانم جان صدایی مثل ترمز ماشین از حنجره اش ول کرد بعد لپش را کند و دعایی خواند و به اسمان فوت کرد 🚴🏿🚴🏿 بعد نوبت بابا شد چشمهایش را گرد کرد و گفت :
_چشمم روشن کدام دختر دوچرخه داشته که تو دومی اش باشی ؟ این را که به شوخی گفتی اما دیگر همین را هم نگو!
دیگر نگفتم ! اما از ان به بعد هر وقت مجالی میشد سوار دوچرخه بابا میشدم و دور حیاط می تازاندم!!

با دوچرخه پسرها به قیمت زخم وزیلی و کبود شدن و پاره کردن چند شلوار دوچرخه سواری انهم بدون دست با حرکات ژانوگررا یاد گرفته بودم و حالا با دوچرخه سیاه و قلچماق بابا رکاب زدن بدون نشستن روی زین را مشق میکردم!!

پایم را از روی زنجیر بالای #رکاب رد میکردم و یکوری مثل برق و باد پا میزدم و موهای دم اسبیم که تکان می خورد کیفور میشدم!!

امروز بعد از سالها بین المانهای نوروزی یک دوچرخه لنگه دوچرخه ی بابا دیدم دلم خواست بروم نوازشش کنم و دست به زنجیر و رکابش بکشم ...یکباره دلم برای بابا و حتی صدای شیهه و اخ و واویلای خانم جان تنگ شد.و اهی از ته دل کشیدم ، خدا را شکر ترافیک بود و یک دل سیر دوچرخه را نگاه کردم ‌و سرخوشانه به همسرم گفتم:
_کاش دو چرخه داشتیم اینطوری دود و دم ترافیک را نمی بلعیدیم
با تعجب نگاهم کرد و ازته دل خندید :
_چه شوخی بامزه ای ...
...از ان حرفها بود زن و دوچرخه سواری ... اولش فکر کردم جدی می گویی!!
و دوباره تکرار کرد :
زن دوچرخه سوار انهم در #مشهد ....


متن از : #شهلاظهوریان
عکس از : @__.mediz_

‌ ‌ ‌
‌ ———————

📦🛍 حامى اهوازاسکای : ٣ سوت📱🛒
@3esoot
@3esoot
به زودى ٣ سوت با دست پر مياد😉

@3esoot ‎ #٣سوت #سه_سوت #خريد #3soot #3esoot #اهواز #آبادان #ahwaz
#ahvaz
Read more
اقا درسته من مسافرتم اما دوستان شکمو همیشه در صحنه واسمون #گزارش ارسال میکنن<span class="emoji emoji1f60d"></span> . هوم برگر(شعبه اهواز) سفارش ...
Media Removed
اقا درسته من مسافرتم اما دوستان شکمو همیشه در صحنه واسمون #گزارش ارسال میکنن . هوم برگر(شعبه اهواز) سفارش و قیمت:هوم برگر سفارشی سینگل ۱۹۰۰۰ تومان،چیکن هوم برگر بیکن و پنیر ۲۶۰۰۰ تومان،توراندو ۱۲۰۰۰ تومان نظر:امشب رفتم هوم برگر،منو یکم تغییر کرده و یکم بیشتر شد،نسبت به یه مدت پیش و منوی ... اقا درسته من مسافرتم اما دوستان شکمو همیشه در صحنه واسمون #گزارش ارسال میکنن😍
.
هوم برگر(شعبه اهواز)
سفارش و قیمت:هوم برگر سفارشی سینگل ۱۹۰۰۰ تومان،چیکن هوم برگر بیکن و پنیر ۲۶۰۰۰ تومان،توراندو ۱۲۰۰۰ تومان
نظر:امشب رفتم هوم برگر،منو یکم تغییر کرده و یکم بیشتر شد،نسبت به یه مدت پیش و منوی قبل قیمت ها بیشتر شده بود(که البته طبیعی بخاطر شرایط اقتصادی).سفارش توراندو دادم اول که نسبت به قبل حجمش بیشتر شده بود ولی به شخصه نظرم این هست که کیفیت قبل بهتر بود،سیب ها خیلی خشک بودن و به باریکی چیپس شده بودن و کمی سس الفردو و قارچ روش سرد بود،ساندویچ هوم برگر سفارشی سینگل(برگر گریل شده،پنیر،سس الفردو)خوب بود طعمش مثل همیشه خوشمزه بود و یه ساندویچ سبک به حساب میاد،طعم برگرش هم خوب بود،چیکن هوم برگر بیکن و پنیر(فیله مرغ،بیکن گریل،پنیر گودا،سس الفردو)که من سفارش هوم برگر بیکن پنیر دادم که به اشتباه صندوق دار چیکن هوم برگر شنیدن(نکته منفی نیست به هر حال اشتباه پیش میاد و من خودم باید رسید رو چک میکردم)ولی به هر حال یه چیز متفاوت تر بود،طعم ساندویچ عالی بود بیکن زخیم و پنیر گودا زیاد ولی فقط فقط کاش مرغ طعم دار تر بود و اون طعم ضخمش کمتر حس میشد،
نکات مثبت:سرویس دهی خوب،دسترسی اسان،منو کامل
نکات منفی:قیمت ها کمی بالا بود،کیفیت سیب امده بود پایین نسبت به قبل.
.
آدرس: کیانپارس ۱۷ شرقی
@homeburger.ahw
@homeburger.ir
نظر شما درباره اینجا چیه؟! #اهواز #خوشمزه #شکمو #تراندو #سیبزمینی #همبرگر #بیکن #ahvaz #ahvazia #ahvazfood #foodie #foody #foodporn #foodbeast #foodbloger
Read more
Loading...
بچه که بود همیشه با جمله اونا پسرن تو نمیتونی باهاشون بازی کنی، از پشت پنجره با حسرت بازی کردن پسرا رونگاه ...
Media Removed
بچه که بود همیشه با جمله اونا پسرن تو نمیتونی باهاشون بازی کنی، از پشت پنجره با حسرت بازی کردن پسرا رونگاه می‌کرد بزرگ تر که شد با جمله دختر که شیطنت نمیکنه همیشه حسرت راه رفتن روی جدول خیابونا به دلش موند بعدها فهمید حتی خندیدن، زیبا بودن وخیلی چیزهای دیگه برای دخترا جرمه حتی اولین بار که پریود ... بچه که بود همیشه با جمله اونا پسرن تو نمیتونی باهاشون بازی کنی، از پشت پنجره با حسرت بازی کردن پسرا رونگاه می‌کرد
بزرگ تر که شد با جمله دختر که شیطنت نمیکنه همیشه حسرت راه رفتن روی جدول خیابونا به دلش موند
بعدها فهمید حتی خندیدن، زیبا بودن وخیلی چیزهای دیگه برای دخترا جرمه
حتی اولین بار که پریود شده بود باترس ساعت ها توی دستشویی گریه کرده بود و فکر میکرد خدا برای اینکه زیر چشمی به پسر همسایه نگاه کرده داره مجازاتش میکنه
بزرگ تر که شد فهمید میشه یه سری کارها رو یواشکی انجام داد
وقتی کلاس قرآن تموم میشد چادر سیاهشو میذاشت تو کیفش
همین که سر کوچه خونه شون می‌رسید چادرشو سر می‌کرد و با پشت دست برق لبشو پاک می‌کرد
دیگه فهمیده بود چه جوری باید محبوب دل همه بود
باید چیکار کرد که هم اقاجون ازت راضی باشه و هم بتونی به چشمکای پسر همسایه لبخند ملیح تحویل بدی.
حتی دقیقا یادشه وقتی اقاجونش نامه های عاشقانه فرهادو توی کشوی لباس زیراش پیدا کرده بود چه کتک مفصلی از داداشاش خورده بود
اما از وقتی با فرهاد ازدواج کرده بود همه چی فرق کرده بود براش.
وقتی پریود میشد فرهاد براش جیگر درست می‌کردو شکمشو ماساژ میداد.
تازه داشت معنای زن بودنو می‌فهمید,
یاد گرفته بود که میتونه با ناز و عشوه صحبت کنه و دلبری کنه
دامنای کوتاه میپوشید و جوری با ادا راه می‌رفت که دل فرهاد واسش ضعف بره.
وقتی بهش خبر دادن مامانجونش حالش بده
با همون لاک قرمز و رژ صورتی، با همون مانتوی رنگی و کفش پاشنه بلند رفت سراغ خونه قدیمی شون
به سختی از زیر نگاه غضبناک داداشا رد شد و به اتاق خودش رسید که حالا شده بود مونس مامان جون
پیرزنی رو میدید که نگاهش بی هیچ امیدی به دیوارای اتاق بود
مامانجون بالاخره اعتراف کرد,گفت از همون وقتا از نامه های عاشقانه فرهاد خبر داشته,میومده یواشکی نامه ها رو میخونده و چقد براش غریب بوده که یه مرد اینطور یه زنو ستایش کنه,وقتی بدون چادر از کلاس برمیگشته همیشه پشت سرش میومده که مبادا یکی از داداشاش ببیننش
گفت هیچ وقت جرأت نداشته ازش حمایت کنه ولی همیشه ته دلش تحسینش میکرده
گفت فقط خواستم بیای اینجا تا بهت بگم اگه خدا روزی دختر بهت داد مثل خودت بارش بیار.. بزار زندگی کنه، بزار بفهمه زن بودن خیلی مقدسه
با گریه حرف مامانجونو قطع کرد و گفت کاش همون موقع ازم حمایت میکردی،کاش همون موقع برام مادری میکردی،همون موقع که من زیر دست و پای پسرات مشت و لگد میخوردم جلوشونو می‌گرفتی که حالا من حسرت مادر شدن به دلم نمونه
با دلی شکسته خونه رو ترک کرد.
فرهاد مضطرب به ماشین تکیه داده بود و منتظرش بود
#روز_زن_مبارک
Read more
ما برای هر چیزی جنگیدیم، برای بدیهی ترین ها، برا چیزهایی که خیلی جاها بدیهیات زندگی هست ما جنگیدیم ...
Media Removed
ما برای هر چیزی جنگیدیم، برای بدیهی ترین ها، برا چیزهایی که خیلی جاها بدیهیات زندگی هست ما جنگیدیم زحمت کشیدیم برا اولیه ها، برا خریدن نان صبح ساعت شش بیدار شدیم رفتیم نوبت ایستادیم ، شب بیدار موندیم تو صف نفت تا چند گالن نفت بیاریم برا بخاری و سماور خونه!با زمین و زمان جنگیدیم تا بتونیم ترانه گوش بدیم، ... ما برای هر چیزی جنگیدیم، برای بدیهی ترین ها، برا چیزهایی که خیلی جاها بدیهیات زندگی هست ما جنگیدیم زحمت کشیدیم برا اولیه ها، برا خریدن نان صبح ساعت شش بیدار شدیم رفتیم نوبت ایستادیم ، شب بیدار موندیم تو صف نفت تا چند گالن نفت بیاریم برا بخاری و سماور خونه!با زمین و زمان جنگیدیم تا بتونیم ترانه گوش بدیم، ویدئو ببینیم، کاست داریوش برایمان جرم بود، جنگیدیم تا آستین کوتاه بپوشیم، شلوار لی بپوشیم ، برای جوراب سفید، برای لاک ناخن، کتانی های رنگارنگ... نسل من از بچگی هم سربار خانواده نبود ستون بودیم، کمک بودیم،کارکردیم،لباسهامون روی بخاری سوخت پشت و رو کردیم پوشیدیم. ما جنگیدیم برا کنکور، برا شغل، برا حداقل ها، برا جام جهانی نودو هشت...سخت به دست اومد همه چی، جنگ دیدیم،بمباران شدیم، شهید تشییع کردیم، اعدامی دادیم، زندانی شدیم، بزرگ هم که شدیم باز هم دویدیم سخت تر از قبل دویدیم، مثل میلاد محمدی که توي جام جهاني هم چهره اش پر از ناامیدیِ نرسیدن بود و هم همه توانش!ما هم دویدیم با همه توانمان، با یاسی در چهره، ما عادت کردیم به نرسیدن، به نشدن، به نبودن، خیلی جاهای این زندگی با یه اتفاق ساده می تونست حالمان خوب بشه ولی نشد!مثل ضربه آخر طارمی که می تونست حال ملتی رو خوب کنه ولی نکرد، ما هم میشد یه جاهایی خیلی ساده و ارزان حالمان خوب باشه ولی نشد، اونشب بعد اون ضربه طارمی چند دقیقه ای به همه ضرباتی که به اوت زدیم فکر کردم به گل های آسانی که خوردیم!اونروز در چهره همه اونهایی که تو خیابان بودند یه حسرت بود، حسرت نشدن، حسرتی آشنا، مثل خود ماجنگیده بودن، مثل همه ما دویده بودن و مثل همه ما توپ سرنوشتشان گل نشده بود، شادی میکردیم تهش ولی می گفتیم آخ اگه اون توپ لعنتی گل می شد، آخ آخ آخ...الان که نسل من رسیده به سن میانسالی انگار باز هنوز باید بدویم با حسرتِ نشدن و نرسیدن، این یاس و نگرانی که در چهره همه موج میزنه تابلوی همه حسرتهایی است که کشیدیم، حسرتِ همه نشد که بشه های زندگی مون.امروز تو اسنپ به راننده ای که شاید هم سن بودیم گفتم میگن بشر تا بیست سال آینده ممکنه به دانشی دست پیدا کنه که نمیره و عمرش رو هر قدر خواست طولانی کنه، گفت کاش تا اون موقع من بمیرم، بمیرم رو طوری گفت که خستگی چهل سال دویدن توش بود، مثل فوتبالیستهامون که نفسشون بریده بود ولی عارشون می اومد بیفتن..ما باز هم میدویم تا ثانیه آخر, تا وقتیکه سوت پایان رو زدن سربلند باشیم که کم نیاوردیم از دویدن.... من اصلا آدم منفی نیستم ولی این روزها همه ما درد داریم دردی بزرگ از بی توجهی کسانیکه که ادعای مسئولیت دارن
#ایران
Read more
 #به_نظر_همدیگر_احترام_بگزاریم. 12. مخ زنی دنی توسط جان با یه تیکه استخون جالب نبود. سرسیو که ...
Media Removed
#به_نظر_همدیگر_احترام_بگزاریم. 12. مخ زنی دنی توسط جان با یه تیکه استخون جالب نبود. سرسیو که حامله ش کردن! دنریسم که میخواد حامله باشه! سریال ترکیه ای شده علاوه بر هندی بودنش! 13. کاش نشون میدادن که سانسا و آریا با هم تحلیل کردن که بیلیش داره بینشون تفرقه میندازه! اینو واقعا باید نشون میدادن! ... #به_نظر_همدیگر_احترام_بگزاریم.

12. مخ زنی دنی توسط جان با یه تیکه استخون جالب نبود. سرسیو که حامله ش کردن! دنریسم که میخواد حامله باشه! سریال ترکیه ای شده علاوه بر هندی بودنش!

13. کاش نشون میدادن که سانسا و آریا با هم تحلیل کردن که بیلیش داره بینشون تفرقه میندازه! اینو واقعا باید نشون میدادن! بهترین دیالوگ این قسمت! "گاهی اوقات وقتی میخوام انگیزه های یه فردو درک کنم بازی میکنم. بدترین احتمالو فرض میکنم. بدترین دلیلی که ممکنه برای کارها و حرفاشون داشته باشن، بعد از خودم میپرسم: دلیل کارا و حرفاشون چقدر موجهه؟" 14. دنریس دیه ابهت نداره! رام جان شده! حرف جان به جورا پیشی گرفت! بعد به جورا نگاه میکنه و آب دهن قورت میده! چرا اخه! چرا عشق مثلثی! چرا فیلم ترکیه ای راه انداختن.

15. دیالوگ تیون با جان هم تکراری بود. ولی فصل بعد الکی میخواد بره دنبال نخود سیاه! البته شاید کسی که به دنریس میگه که سرسی کمکش نمیکنه همین آدم باشه. ولی دعوای تئون با یاروهه خوب بود ولی قابل هضم نبود، این همه زد و با چند مشت وکله بیهوش یا سقط شد.

16. سکانس بیلیش! والا خراب کردن! اینجوری نباید بیلیش می مرد! (راستش از اون کسایی بود که هیچوقت فکر نمیکردم بمیره، مرگ بهش نمیاد! من فن بیلیش نیستم بخدا!) اگه مثل سکانس مرگ جان میشد خوب بود، هر کسی میومد و یه چاقو میزد! زیباتر میشد. دیالوگا ولی عالی بود، سانسا بی نظیر بود. ولی بگم که کشتن بیلیش اشتباه بود برای گات! قبلا گفتم کسایی مثل بیلیش و سرسی که گات رو گات کردن با دیالوگاشون، با بازیاشون، اشتباهه کشتنشون قبل از فصل آخر ولی دیگه این سریال دیگه گات نیست و یه سریال جدیده... دیگه مثل قبل نمیشه

17. نقشه سرسی بی نظیر بود. خداروشکر یک بازیگر باقی مونده تا گات رو نجات بده و غیرقابل پیشبینی نگه ش داره. جیمی رو هم نکشت مثل تیریون. جیمی از پشت به شاه زمان خودش خیانت کرد!به ند خیانت کرد! حالا واس من اومده شرافت قول دادنش رو علم کرده! "هیچکس نمیتونه منو پس بزنه!" محشر بود این دیالوگ. گفتم سرسی بانوی نقل قولای سریال و بیلیش پدرش بود. یحتمل بران هم با جیمی میره فصل بعد.

18. موسیقی متن "زمستان اینجاست" عالی بود. از برن استفاده مزخرفی شد توی سریال! کل وستروسو گذاشته کنار و داره به قضیه جان میپردازه! فصل 7 فقط خواست بهمون قدرت و حلال زادگی جان رو نشون بده. خیلی بد! اخرش هم بااون شرافتش میره اتاق اون بوالهوس! تنها نگاه تیرون عالی بود! چرا واقعا😍 جورا هم بفهمه چه میکنه؟ سکانس سم اشغال ترین سکانس این قسمت بود.
#gameofthrones
Read more
Loading...
اینا شلیل بودن؛ شلیلای قرمز و ناز... ولی من از بچگی هروقت هلو می‌خوردم یاد کتاب یک هلو هزار هلوی صمدبهرنگی ...
Media Removed
اینا شلیل بودن؛ شلیلای قرمز و ناز... ولی من از بچگی هروقت هلو می‌خوردم یاد کتاب یک هلو هزار هلوی صمدبهرنگی میفتادم و قلبم تیر می‌کشید... تابستون داشت تموم میشد و من چرا هربار قلبم از هزار تا چیز تیر می‌کشید؟ . چند تا روز تو زندگیم بود که بارها تو خیالم بهشون برگشتم و چن تا اشتباه رو درست کردم... کاش ... اینا شلیل بودن؛ شلیلای قرمز و ناز... ولی من از بچگی هروقت هلو می‌خوردم یاد کتاب یک هلو هزار هلوی صمدبهرنگی میفتادم و قلبم تیر می‌کشید... تابستون داشت تموم میشد و من چرا هربار قلبم از هزار تا چیز تیر می‌کشید؟
.
چند تا روز تو زندگیم بود که بارها تو خیالم بهشون برگشتم و چن تا اشتباه رو درست کردم... کاش کاش کاش، زندگی بهمون فرصت جبران میداد
.
تابستون داشت تموم میشد و اون هنوز هزار تا کار تیک نخورده داشت!
#صباصفری
.
پ ن: موقعی که این متن رو نوشتم و بی‌دلیل از صمد بهرنگی عزیز یاد کردم یک درصد هم نمی‌دونستم امروز سالگرد مرگشه... روح عزیزش آزاد درست مثل قصه‌هاش که بچگی منو ساخت
Read more
. یه مقداری ستاره‌‌های زندگیمون این روزا کم‌فروغ شده ، حتی شاید بشه گفت آسمون شب است و بی‌ستاره... این ...
Media Removed
. یه مقداری ستاره‌‌های زندگیمون این روزا کم‌فروغ شده ، حتی شاید بشه گفت آسمون شب است و بی‌ستاره... این روزا شبیه به بچه‌هایی شدم که یه ابر بالا سر دارن و هی به جای اینکه مشغول ساختن رویاش باشه فقط رویاهاش رو نقاشی میکنه نه که نخوام فقط یه کم نشدها زیادی زیاد شده ، امیدوارم موندگار نباشه این احوال...کاش ... .
یه مقداری ستاره‌‌های زندگیمون این روزا کم‌فروغ شده ، حتی شاید بشه گفت آسمون شب است و بی‌ستاره...
این روزا شبیه به بچه‌هایی شدم که یه ابر بالا سر دارن و هی به جای اینکه مشغول ساختن رویاش باشه فقط رویاهاش رو نقاشی میکنه نه که نخوام فقط یه کم نشدها زیادی زیاد شده ، امیدوارم موندگار نباشه این احوال...کاش امید و آرامش و حال‌خوب خریدنی بود حتی به هر قیمت گزافی که این روزا همه‌چی داره...
راجع به این تکنیک عکاسی بخوام بگم ، نقاشی با نور ! شما از فرصت چند ثانیه‌ای باز بودن شاتر استفاده میکنید حرکت و نور رو ثبتش میکنین ؛ اگر شما هیچ منبع نوری نداشته باشین فقط جسمی که نور داره ثبت میشه مثل چراغ قوه‌ای که من باهاش ستاره کشیدم توی عکس دوم و هیچی دیگه از اتاق دیده نمیشه !
اما به محضی که آباژور کنار پنجره‌ام رو روشن کردم چون منبع نور کوچیکتری و زمان نوردهی بالا بوده بیشتر از واقعیت محیط روشن شده و ستاره‌ی رویاهامم که نقاشیش کردم اون وسط خودنمایی میکنه.
توی گوشی من در تنظیمات دستی دوربین شما قابلیت تنظیم دو درجه دیافراگم رو هم دارین که بهتره در حالت بسته تر یعنی ۲/۴ قرارش بدین و ایزو رو هم در کمترین حالت یعنی ۵۰ بگذارین تا عکستون نسوزه و از بین نره ، زمان نوردهی شاترم هم ۲ ثانیه گذاشتم من چه در عکس اول با منبع نور چه با دومی بی منبع نور ، خودمم واضح نیوفتادم به دلیل حرکتم والا ثابت بودم مثل بچه آدم نشسته بودم واضح میشد ولی ستاره کشیدم نشدش😂🙈🙆🏻‍♀️.
میدونم این تکنیک در عکاسی با دوربین خیبی قدیمی و شاید مبتدی محسوب بشه خوراک بازی های دوران هنرستان بودش
اما قابلیت اجراش در موبایل دسترسی رو سریع تر و بهتر کرده
یادتون باشه در این مدل عکسها به واسطه‌ی سرعت شاتر پایین لرزش دست هم بسیار در عکس نمود داره پس از سه‌پایه استفاده کنید
بازم سوالی بود در خدمتم 😊
رویاهامون واقعی ایشالا💫
#موبیلم_گرافی #گلنویس #withgalaxy
۱۳۹۷/۰۵/۰۸
Read more
همیشه به اینجا احساس دین میکردم و خودمو در قبالش و در قبال کسایی که باهام به اینجا میومدن مسئول میدونستم. ...
Media Removed
همیشه به اینجا احساس دین میکردم و خودمو در قبالش و در قبال کسایی که باهام به اینجا میومدن مسئول میدونستم. سعی کردم کسی که مناسب آمدن به اینجا نیست رو با خودم همراه نکنم و از رفتن به اینجا منع و منصرفش کنم.اگرم شخصی بود که بهش مطمئن نبودم، با کمک تیم و تمهیدات قبلی، سبک سنگین میکردم که میشه همه چی رو هندل ... همیشه به اینجا احساس دین میکردم و خودمو در قبالش و در قبال کسایی که باهام به اینجا میومدن مسئول میدونستم. سعی کردم کسی که مناسب آمدن به اینجا نیست رو با خودم همراه نکنم و از رفتن به اینجا منع و منصرفش کنم.اگرم شخصی بود که بهش مطمئن نبودم، با کمک تیم و تمهیدات قبلی، سبک سنگین میکردم که میشه همه چی رو هندل کرد یا نه... هر وقت به اینجا فکر میکنم با تمام وجودم به وجد میام و برام رویایی ترین جای دنیاست. اما اون روی سکه، کوچکترین اشتباه برابر مرگ هست. خیلی ها از دستم دلخور بودن که چرا منو با خودت نمیبری! اما ترجیح میدادم دلخور بشن تا اتفاقی بیوفته. بهم میگفتن اینجا تور برگزار کن توکه اینجا رو بهتر از همه میشناسی! گفتم نه ریسکش با بهترین شرایط بازم پنجاه پنجاه هست که اتفاقی نیوفته... و بلاخره افتاد اتفاقی که نباید می افتاد!! برای شخصی که مزه پول و تورلیدری رفته بود زیر زبونش و من بارها باهاش برخورد جدی کرده بودم، صحبت کردم و منعش میکردم که با جون بقیه بازی نکن. اطرافیانم میگفتن تو چیکارش داری و چرا حرص رو میخوری؟ اما من متاسفانه همچین روزی رو میدیدم!... اتفاق غم انگیز و دردناکی که منجر به فوت پنج نفر شد!!!! و خودش هم توی این حادثه جانش رو از دست داد،البته مطمئنا میتونست خودش رو نجات بده اما خودش رو فدای بقیه کرد! هرچقدرم که قوی باشی در برابر قدرت آب ناتوانی. اگر از تجهیزات مناسب استفاده نکنی و یا حتی قبل انجام برنامه دور اندیشی نکرده باشی کوچکترین اشتباه یا حادثه ای غیرقابل کنترله! ... اتفاقی افتاد که هم قابل پیشگیری بود و هم قابل پیش بینی!! باور کنید هرچیزی علم و دانش خودش رو میخواد. تجهیزات خودش رو میخواد، یه دانش و شناختی باید باشه تا از حادثه دور بشی ...
وقتی میخواستیم طناب ثابت بکشیم برای اون گرداب مرگ آور که بارها براش من و دوستانم اطلاع رسانی کرده بودیم ، یکی میگفت تو دیوانه ای، یکی میگفت حالا کی بهت هزینه وسایلاتو میده، یکی میگفت اصن که به چه درد میخوره ووو... اما من فقط به همه این حرفا یه جواب میدادم: برای دل خودم اینکارو میکنم که اگه حتی یک نفرم مثل خودم تو این مهلکه افتاد جز خدا چیز دیگه ای باشه که بشه ازش کمک بگیره.
قسمت نشد امسال این طناب ها کامل بشن و فقط نصفش طناب ثابت دار شد و ای کاش قبل از این حادثه غم انگیز، اون طناب ها کامل میشد. میدونم همین تیکه ناقص به اون تیم، تا حد زیادی کمک کرده.اگر کوله م پاره نمیشد و تجهیزاتم ته آب نمیرفت، همون موقع اونجارو تکمیل میکردم و شاید الان اونها زنده بودن 😞😞 پ ن: به یک دریل چکشی شارژی برای تکمیل طناب نیازدارم.
Read more
Loading...
... کاش میشد حالو روز خاکستری و بد این روزای کشورم مثل این دیوار زیبا بشه ...<span class="emoji emoji1f343"></span><span class="emoji emoji2764"></span> #beautifulwall #hope ...
Media Removed
... کاش میشد حالو روز خاکستری و بد این روزای کشورم مثل این دیوار زیبا بشه ... #beautifulwall #hope #future #iran #tehran #photography #galaxynote8 #phonegraphy ...
کاش میشد حالو روز خاکستری و بد این روزای کشورم مثل این دیوار زیبا بشه ...🍃❤
#beautifulwall #hope #future #iran #tehran #photography #galaxynote8 #phonegraphy
پ مثل پدر کاش سوره ای به نام "پدر" بود که این گونه آغاز میشد: قسم به قلب دوست داشتنیت . قسم به آغوش ...
Media Removed
پ مثل پدر کاش سوره ای به نام "پدر" بود که این گونه آغاز میشد: قسم به قلب دوست داشتنیت . قسم به آغوش گرمت که پناگاه من بود . قسم به مهربی پایانت . قسم به کوله بارخستگی هات . قسم بر پینه ی دستانت، که بوی نان میدهد . و قسم بر چشمان همیشه نگرانت... قسم بر بغض فرو خورده ات که شانه ی کوه را لرزاند . با آرزوی ... پ مثل پدر
کاش سوره ای به نام "پدر" بود
که این گونه آغاز میشد:
قسم به قلب دوست داشتنیت .
قسم به آغوش گرمت که پناگاه من بود .
قسم به مهربی پایانت .
قسم به کوله بارخستگی هات .
قسم بر پینه ی دستانت، که بوی نان میدهد .
و قسم بر چشمان همیشه نگرانت...
قسم بر بغض فرو خورده ات که شانه ی کوه را لرزاند .
با آرزوی سلامتی یرای همه پدران سرزمینم❤ ❤️روز پدر را به پدر عزیزم همسر مهربانم و برادران عزیزتر از جانم تبریک میگم از خداوند بزرگ سلامتی و طول عمری با عزت برایتان خواهانم ان شاءالله سالیان سال سایتون بالای سرم باشه❤❤🌹🌹
Read more
کاش اونشب مادرت کاوِرِشو دنیاورده بود. پ.ن: یا اونشب مثل این روزا برق قطع میشد و بابات شارژرشو به ...
Media Removed
کاش اونشب مادرت کاوِرِشو دنیاورده بود. پ.ن: یا اونشب مثل این روزا برق قطع میشد و بابات شارژرشو به مامانت وصل نمیکرد😐 کاش اونشب مادرت کاوِرِشو دنیاورده بود.

پ.ن: یا اونشب مثل این روزا برق قطع میشد و بابات شارژرشو به مامانت وصل نمیکرد😐
.:**:.☆*.:。.✿ḁṅḁ ✿.。.:* ☆:**:.: پ مثل پدر <span class="emoji emoji1f49f"></span> کاش سوره ای به نام "پدر" بود که این گونه آغاز میشد: قسم ...
Media Removed
.:**:.☆*.:。.✿ḁṅḁ ✿.。.:* ☆:**:.: پ مثل پدر کاش سوره ای به نام "پدر" بود که این گونه آغاز میشد: قسم به قلب دوست داشتنیت قسم به آغوش گرمت که پناگاه من بود قسم به مهربی پایانت قسم به کوله بارخستگی هات قسم بر پینه ی دستانت، که بوی نان میدهد و قسم بر چشمان همیشه نگرانت... قسم بر بغض فرو خورده ... .:**:.☆*.:。.✿ḁṅḁ ✿.。.:* ☆:**:.:
پ مثل پدر 💟

کاش سوره ای به نام "پدر" بود
که این گونه آغاز میشد:
قسم به قلب دوست داشتنیت
قسم به آغوش گرمت که پناگاه من بود
قسم به مهربی پایانت
قسم به کوله بارخستگی هات
قسم بر پینه ی دستانت، که بوی نان میدهد
و قسم بر چشمان همیشه نگرانت...
قسم بر بغض فرو خورده ات که شانه ی کوه را لرزاند
قسم بر غربتت،
قسم به تنهائیت تا بودی وقتی هیچ بهشتی زیر پایت نیست سلامتی پدران عزیز
روزشون پیشاپیش مبارک 🌸 🥀☘🥀☘🥀☘
Read more
. روز اول عید با همان ذوق وشور دوران کودکیم اومدم خونتون ،خونه امیدم ،خونه ای که درش شادترین وخاطره ...
Media Removed
. روز اول عید با همان ذوق وشور دوران کودکیم اومدم خونتون ،خونه امیدم ،خونه ای که درش شادترین وخاطره انگیز ترین دوران رو سپری کردم ،اومدم تاسال نو رو بهتون تبریک بگم و روی ماهتون رو ببوسم اومدم خونتون تا بوی عطر پدرمو با وجود شما حس کنم ..واقعا که عجب نعمتهای گرانبها و باارزشی هستین شما بزرگان .. میدونستم ... .
روز اول عید با همان ذوق وشور دوران کودکیم اومدم خونتون ،خونه امیدم ،خونه ای که درش شادترین وخاطره انگیز ترین دوران رو سپری کردم ،اومدم تاسال نو رو بهتون تبریک بگم و روی ماهتون رو ببوسم اومدم خونتون تا بوی عطر پدرمو با وجود شما حس کنم ..واقعا که عجب نعمتهای گرانبها و باارزشی هستین شما بزرگان .. میدونستم که حال خوشی ندارین وگرنه هزارتا عکس ازتون میگرفتم ...افسوس که چه زود دیر میشه😔...کاش زمان در همون دوران کودکیم متوقف میشد تا که این روزها در حسرتش نمیسوختم 😢
متاسفم که این روزا شمارو فقط از پشت شیشه اجازه دارم ببینم وتنها کاری که ازم برمیاد اینه که براتون دعا کنم تا بتونین این مرحله دشوار رو هم مثل دیگر مراحل سخت زندگیتون سربلند ازش عبور کنین ..واقعا نمیدونم چی میخواد پیش بیاد ولی میدونم که خیلی دوستون دارم عموجانم 💖😔😢🌷
Read more
ویدئو #ساده_دل از #جهان آلبوم #به_یاد_بزرگان . سلام شبتون به خیر . یه ویدئو براتون انتخاب کردم از زنده یاد جهان . چرا اینجوری نگام میکنی شاید نمیدونی که همونم اگه تو خونه خرابم نمیکردی من همون ساده دل عاشق بی نام و نشونم پیش مردماگه دیوونه خطابم نمیکردی کاش میمردم زیر پات تا بدونی ... 🎧 ویدئو #ساده_دل از #جهان آلبوم #به_یاد_بزرگان
.
سلام شبتون به خیر ✋️😊
.
یه ویدئو براتون انتخاب کردم از زنده یاد جهان 😍👌
.
چرا اینجوری نگام میکنی شاید نمیدونی
که همونم اگه تو خونه خرابم نمیکردی
من همون ساده دل عاشق بی نام و نشونم
پیش مردماگه دیوونه خطابم نمیکردی
کاش میمردم زیر پات تا بدونی عاشق زارم
اگه اینجوری میشد نقشه برابم نمیکردی
اگه چون برق بلا هستیم و درهم نمیریختی
مثل برگهای خزون پا برکابم نمیکردی
Read more
<span class="emoji emoji1f337"></span><span class="emoji emoji1f337"></span><span class="emoji emoji1f337"></span> پ مثل پدر <span class="emoji emoji1f49f"></span> کاش سوره ای به نام "پدر" بود که این گونه آغاز میشد: قسم به قلب دوست داشتنیت قسم به ...
Media Removed
پ مثل پدر کاش سوره ای به نام "پدر" بود که این گونه آغاز میشد: قسم به قلب دوست داشتنیت قسم به آغوش گرمت که پناگاه من بود قسم به مهربی پایانت قسم به کوله بارخستگی هات قسم بر پینه ی دستانت، که بوی نان میدهد و قسم بر چشمان همیشه نگرانت... قسم بر بغض فرو خورده ات که شانه ی کوه را لرزاند قسم بر ... 🌷🌷🌷
پ مثل پدر 💟

کاش سوره ای به نام "پدر" بود
که این گونه آغاز میشد:
قسم به قلب دوست داشتنیت
قسم به آغوش گرمت که پناگاه من بود
قسم به مهربی پایانت
قسم به کوله بارخستگی هات
قسم بر پینه ی دستانت، که بوی نان میدهد
و قسم بر چشمان همیشه نگرانت...
قسم بر بغض فرو خورده ات که شانه ی کوه را لرزاند
قسم بر غربتت،
قسم به تنهائیت تا بودی وقتی هیچ بهشتی زیر پایت نیست سلامتی پدران عزیز
روزشون پیشاپیش مبارک 🌸

تقدیم ب پدری ک ندارم🌹و هميشه عاشقش بودم و هستم 😘😘❤️
Read more
و به یکباره، همه آنچه را آرمش مینامیدیم، غرق در هیجان شد. کاش ما هم مثل این آسمان، میتوانستیم به یکباره تمام حال و هوای خویش را تغییر دهیم، بعدش میگرستیم و حاصلش میشد بوی تازه، هوای تازه، شروعی تازه... و به یکباره، همه آنچه را آرمش مینامیدیم، غرق در هیجان شد.
کاش ما هم مثل این آسمان، میتوانستیم به یکباره تمام حال و هوای خویش را تغییر دهیم، بعدش میگرستیم و حاصلش میشد بوی تازه، هوای تازه، شروعی تازه...
مستِ روزی هستم ای جانا که بر دامَت شَوَم در کنارت مِی بنوشـــم مست از کامَت شوم مستِ روزی هستم آن ...
Media Removed
مستِ روزی هستم ای جانا که بر دامَت شَوَم در کنارت مِی بنوشـــم مست از کامَت شوم مستِ روزی هستم آن زیبا وَشِ ساقر بدوش اَمر را صادر کند از سرکشـــی رامَت شوم مستِ روزی هستم آن دَم با خیالِ رو یِ تو جار بر عالَم زنم نا پختــــه من خامَت شوم درسیاهی هایِ بی توروزگارم ناخوش است حاضرم با جانِ خود ... مستِ روزی هستم ای جانا که بر دامَت شَوَم
در کنارت مِی بنوشـــم مست از کامَت شوم

مستِ روزی هستم آن زیبا وَشِ ساقر بدوش
اَمر را صادر کند از سرکشـــی رامَت شوم

مستِ روزی هستم آن دَم با خیالِ رو یِ تو
جار بر عالَم زنم نا پختــــه من خامَت شوم

درسیاهی هایِ بی توروزگارم ناخوش است
حاضرم با جانِ خود شمــــع شبستانت شوم

از برایِ وصـــفِ تو با هر مثالی جایز است
تو همان خورشید باش و من مَهِ بامَت شوم

کاش رویـــت در میان خیــــلِ مشتاقانِ تو
مثل یوسف عرضه میشد من خریدارت شوم
Read more
 #به_نظر_هم_احترام_بگزاریم. در ابتدا بگم کاش چیزایی که حدس میزدم و توی پرومو دیدم.، اتفاق میافتاد<span class="emoji emoji1f622"></span> 1. ...
Media Removed
#به_نظر_هم_احترام_بگزاریم. در ابتدا بگم کاش چیزایی که حدس میزدم و توی پرومو دیدم.، اتفاق میافتاد 1. کرم خاکستری و ارتش آویژه ها(آنسالیدها) چجور اومده بودن از کسترلی راک بیرون؟ اون هم بدون غذا و اسب و تجهیزات و خیلی بلند قامت و آماده جنگ ایستاده بودن؟ اولین سوتی😐 2. حیف اون همه بشکه قیر که ... #به_نظر_هم_احترام_بگزاریم.
در ابتدا بگم کاش چیزایی که حدس میزدم و توی پرومو دیدم.، اتفاق میافتاد😢

1. کرم خاکستری و ارتش آویژه ها(آنسالیدها) چجور اومده بودن از کسترلی راک بیرون؟ اون هم بدون غذا و اسب و تجهیزات و خیلی بلند قامت و آماده جنگ ایستاده بودن؟ اولین سوتی😐

2. حیف اون همه بشکه قیر که هیچ اتفاقی نیافتاد! حیف اون تعلیق و موسیقی متنی که شروع یه جنگ زیبا و غیرقابل پیشبینی ای رو میشد انتظار داشت ولی نشد! وقتی دوتراکیا اومدن من گفتم اتفاقی میافته ولی باز نیافتاد. کشتیای یورون هم بی نظیر بود موقعیتشون برای نبرد زیبا در آب با چنتا دونه کشتی دنریس. حیف! نشد😢 جنگ مهم نیست! اتفاقای غیرقابل پیشبینی خوبه😍 صحبت سرسی به کوه😍 نشد! هیچکدوم نشد لعنتی!
3. صحبت تیریون با بران عالی بود😍 باز تعلیق درست کرد! ولی باز اتفاقی نیافتاد! دیالوگ ناجور بران به پاتریک هم قشنگ نبود! دیالوگ طرفدارای معمولی رو استفاده کردن توی سریال😐
4. بران بخاطر اینکه مشکلی با لنا هدی بازیگر سرسی جون😍 داشت قرار گذاشته بود از اول سریال که با هم توی یه صحنه نباشن! ولی باحال نبود کارش برای مشروب خوردن و محو شدن از صحنه.
5. مکان دراگون پیت بی نظیر بود برای وجود یه عروسی خونین! یه مناظره خونین! خود مکان تعلیق بود ولی نشد😢

6. از موسیقی متن و بازی بازیگرا چیزی نمیگم! همه بی نظیر بودن به جز دنریس یه جاهایی و البته یورون😐 دنریس که ی کوچولو ابهت نداشت کلا و یورون هم بازیش سر و ته میزد😐
7. باز احساس ترس در حضار به جز سرسی😍 و افرادش عالی بود و تعلیق ولی باز اتفاقی نیافتاد😢 وجود نبرد بین سگ و کوه تعلیق بود ولی باز نشد😢 شروع چالش یورون برای دعوا تعلیق بود باز چیزی نشد😢 طرفداری جیمی از تیریون زیبا بود، وقتی که شیطان(یورون) در میان باشد😍

8. تنها سکانس زیبایی که تا بیست و پنج دقیقه اول داستان اتفاق افتاد، همون باز کردن در صندوق و قضیه واکر بود😍

9. خب خباثت جان و عدم سیاستش باز مشخص تر شد(فحش ندین طرفدارای متعصب!) اینکه سرسی با جان آدمیزاد رفتار کرد و جان باز به دنریس ملحق شد و گند زد به همه چی!

10. تعلیق مردن تیریون بی نظیر بود😍 ولی باز نشد😢 در برخورد تیریون و سرسی مطمینا حق با سرسیه بی شک😍 دیالوگا مثل همیشه بی نظیر بود برای این دو بازیگر😍 بازی سیاست هرکدوم عالی بود ولی باز سرسی برنده شد😂جووون😍

11. مردن خود سرسی موقع زایمان وقتی که بچه ش کوتوله بدنیا میاد خیلی برام توی این قسمت محکم شد😢 خدا کنه که این هم اتفاق نیافته😢

#gameofthrones #aegon #hbo #got #kitharrington #season7 #got7 #cersei
Read more
آقا راستکی رفتی؟ یعنی دیگه نیستی؟ نه من باورم نمیشه، ما کلی قول و قرار داشتیم خودت گفتی بزار مرخص ...
Media Removed
آقا راستکی رفتی؟ یعنی دیگه نیستی؟ نه من باورم نمیشه، ما کلی قول و قرار داشتیم خودت گفتی بزار مرخص شم بهت میگم، یادته؟ مگه اونشب دم سحر حرف میزدیم نگفتی مرخص شم میخوام کتاب زندگینامه مو چاپ کنم؟ مگه کلی از خاطره هاتو واسه من نگفتی؟ آخ آقا چی بگم که دلم خونه... آقا تو تازه منو راه انداخته بودی، مگه ... آقا راستکی رفتی؟ یعنی دیگه نیستی؟
نه من باورم نمیشه، ما کلی قول و قرار داشتیم
خودت گفتی بزار مرخص شم بهت میگم، یادته؟
مگه اونشب دم سحر حرف میزدیم نگفتی مرخص شم میخوام کتاب زندگینامه مو چاپ کنم؟ مگه کلی از خاطره هاتو واسه من نگفتی؟
آخ آقا چی بگم که دلم خونه... آقا تو تازه منو راه انداخته بودی، مگه قرار نبود کمکم کنی من جانشینت بشم؟ مگه نمیگفتی تو عین خودمی.... حالا من چیکار کنم پس؟
آقا من و بچه ها دیگه کجا جمع شیم؟ کجا همدیگه رو ببینیم؟
آقا یادته نزدیک مسابقه ها بهم زنگ میزدی؟ میگفتم آقا صداتو که میشنوم انگیزه میگیرم انرژی میگیرم
آقا دلم که میگرفت حالم که بد میشد میومدم پیشت، برام حرف میزدی، برام مثل یه پدر دلسوزی میکردی، راه و چاه رو نشونم میدادی
دیگه کی میخواد همه جا هوای منو داشته باشه؟ کی میخواد از من تعریف کنه؟ دیگه پشتم به کی قرص باشه آقا؟
آقا یادته هرجا میرفتیم میپرسیدن داداشید؟ تا من میخواستم حرف بزنم میگفتی بله داداشیم
داداش بزرگم رفتی واقعا؟ الان گذاشتنت تو خاک ولی اون که تو نبودی، تو که جات اونجا نیست
داداشی کی از خواب پامیشم پس؟ کی تموم میشه پس؟ کی این کابوس لعنتی ولم میکنه؟ داداشی دلم واسه صدات تنگ شده، دلم واسه اون لبخندات تنگ شده... کاش بودی الان سرمو میزاشتم رو پاهات زار زار گریه میکردم
خیلی خوب بودی آقا خیلی مهربون بودی
آخ خداااااااا
Read more
#فیلم بدون تاریخ، بدون امضا... خوش ساخت؛ قصه گو، تلخ اما درگیر کننده، هر چند دلم میخواست پایان فیلم بیشتر باز میشد. کارگردانی دلنشین #وحید_جلیلوند مثل صدایش ... دلم برای دیدن #بازی #هدیه_تهرانی بر پرده بزرگ سینما، بسیار تنگ شده بود. یک #امیر_آقایی خوب داشتیم در کنار #هدیه سرد و مهربان #سینما ... #فیلم بدون تاریخ، بدون امضا... خوش ساخت؛ قصه گو، تلخ اما درگیر کننده، هر چند دلم میخواست پایان فیلم بیشتر باز میشد. کارگردانی دلنشین #وحید_جلیلوند مثل صدایش ... دلم برای دیدن #بازی #هدیه_تهرانی بر پرده بزرگ سینما، بسیار تنگ شده بود. یک #امیر_آقایی خوب داشتیم در کنار #هدیه سرد و مهربان #سینما ی ایران...دو سه تا سکانس عالی
" فقط نوید بازی کن " هم داشتیم 👏 نکته مهم ماجرا این بود که به شدت تفکر #احسان_علیخانی در فیلم ملموس بود. شاید در یک سکانس هایی شخصیت دکتر کاوه ؛ برای من همان چیزی بود که در احسان علیخانی می شناسم. بدون حرف و ادعا و شعار؛ در عمل خیلی کارها کردن... کاش یاد بگیریم چطور باید به آدم ها کمک کنیم بدون اینکه شعار بدیم و داد بزنیم آی آدمااا من کار خوب کردم. آدم ها را با ترحم له نکنیم…کاااش
پیشنهاد می کنم تمام جامعه شناسان و دغدغه داران اجتماعی و حقوق بشر شناسان فیلم را ببینند و فکری برای موسی های جامعه بکنند.
امااا...ولی ... لذت دیدن فیلم با دوستانی بینظیر برایم از هر چیز دیگری بیشتر ارزش دارد. جای تمام #بچه های گروه سانس فوق العاده خالی؛ بد عادت شدم در روز های جشنواره که نیمی و گاهی تمام سالن آشنا بودند. جای تمام عزیزانی که نبودند به طرز فجیعی خالی بود. یعنی نگم براتون😂 دیگه بدون شماها فیلم نبینم هااا

#Iran #bestofday #نویدمحمدزاده #ehsanalikhani #navidmohamadzadeh @navidmohamadzadeh
@amir_aghaee
@alikhani.ehsan
@hediyehtehrany @nodate.nosignature
Read more
اسلحه ی اسباب بازی سالهاست تو دنیا منسوخ شده چراکه برای روحیشون ضرر داره ولی انگار در خاورمیانه تا ...
Media Removed
اسلحه ی اسباب بازی سالهاست تو دنیا منسوخ شده چراکه برای روحیشون ضرر داره ولی انگار در خاورمیانه تا موقعی که نفت هست جنگ هست و همچنان باید اسباب بازیهای بچه ها باشد مردمان کشورم از دوران جنینیشون صدای بمب استرس و ضربان بالای قلب مادراشون رو زندگی کردن دو چیز اگر نبود اگر تمام میشد اگر نداشتیم و ای کاش ... اسلحه ی اسباب بازی سالهاست تو دنیا منسوخ شده چراکه برای روحیشون ضرر داره ولی انگار در خاورمیانه تا موقعی که نفت هست جنگ هست و همچنان باید اسباب بازیهای بچه ها باشد مردمان کشورم از دوران جنینیشون صدای بمب استرس و ضربان بالای قلب مادراشون رو زندگی کردن دو چیز اگر نبود اگر تمام میشد اگر نداشتیم و ای کاش نداشتیم میتونستیم یه چشم انداز خوب و امید بخشی از اینده این منطقه تو ذهنمون بسازیم و کشوری بشیم تو مایه های ژاپن ولی که به این زودی ها مقدور نیست نفت و دیگری...،،،،زبانت لال همیشه با افریقایی ها احساس نزدیکی بیشتری میکردم اونا هم مثل ما سرزمین ثروتمندی دارن اما فقیرن چرا که الماسهایشان را گرفتن و اسلحه دستشان دادن و جنگهای قبیله ای و عقیدتی راه انداختن فشن شوهای اروپایی از خون ساخته شده ارامش وزندگی زیبای فنلاند و فرانسه اسپانیا و انگلیس و... هیچوقت وسوسه انگیز نبود برام چون ارامششون دزدی بوده از سرزمینهای دور
دیوارنوشته ی پاک شده: مردم فریبی به اسم دین تا کی
Read more
ناصر فرهودى هم پرواز كرد با كلى از خاطره ها و جوانيها... على بيرنگ متنى در كانال تلگرامش گذاشته كه زيبا ...
Media Removed
ناصر فرهودى هم پرواز كرد با كلى از خاطره ها و جوانيها... على بيرنگ متنى در كانال تلگرامش گذاشته كه زيبا بود و من همونو ميذاررم. ( ...فکر میکنم همین موقع ها پارسال بود برای کاردوستم استودیو پاپ بودم که تلفنم زنگ خورد،پدرم بود و پرسید کجایی؟گفتم استودیو پاپ،گفت عه ناصر هم هست؟گفتم بله،گفت پس یک سر ... ناصر فرهودى هم پرواز كرد با كلى از خاطره ها و جوانيها... على بيرنگ متنى در كانال تلگرامش گذاشته كه زيبا بود و من همونو ميذاررم. ( ...فکر میکنم همین موقع ها پارسال بود برای کاردوستم استودیو پاپ بودم که تلفنم زنگ خورد،پدرم بود و پرسید کجایی؟گفتم استودیو پاپ،گفت عه ناصر هم هست؟گفتم بله،گفت پس یک سر میام ببینمش دلم براش تنگ شده.هم دیگرو دیدنو بغل کردن،شروع کردن از خاطرات اون سالهایی که با هم موزیک ضبط میکردن وسط جنگ و موشک بارون،از آندره،ازخیلی چیزا...دیدنشون کنار هم لذت بخش بود.اون روز قرار بود با پدرم جایی بریم که داشت دیر میشد،به پدرم گفتم کم کم راه بیوفتیم چون نمیرسیم تو این ترافیک و پدرم مثل کودکی که دوست نداشت خونه دوستشو ترک کنه از من میخواست که حالا یک کم دیگه دیر تر بریم...ولی ما رفتیم و باز اون دو همدیگرو بغل کردن و خداحافظی...
گاهی آدم نمیدونه که آخرین وداع واقعا" آخریشه...
کاش میذاشتم چند دقیقه دیگه بازم باهم باشن...
دیشب شنیدن خبر رفتن آقای فرهودی واقعا گیجم کرد،هی میگفتم نه،بعد میگفتم آخه قرار نبود،بعد میگفتم چی قرار نبود،باز میگفتم آخه خیلی سالم و سلامت رو پا بودن...آخرش به این نتیجه رسیدم که هرچی بود زود بود...خیلی زود.
انسان وهنرمند و استاد از اون نسل طلایی که با۸ با ند صدا معجزه ها کردن و بهترین هارو ثبت کردن و خیلی کار ها که نسل ما همیشه مدیون فرهودی ها خواهد بود.
روحتون شاد آقای فرهودی مهربان )😞😞😞
Read more
. . _گفت : خیلی برام وحشتناکه! _گفتم : چی وحشتناکه؟ _گفت : میدونی؟ اگه تو رو پیدا نمی کردم، اگه ...
Media Removed
. . _گفت : خیلی برام وحشتناکه! _گفتم : چی وحشتناکه؟ _گفت : میدونی؟ اگه تو رو پیدا نمی کردم، اگه تورو نمی دیدم، الان من توو چه حالی بودم؟ _گفتم : دیوونه ای بخدا، این فکرا چیه میکنی؟ _گفت : نه جدی! همیشه از این میترسم اگه عاشقت نمیشدم چی میشد؟ _صورتمو به سمتش برگردوندم و آهسته بهش گفتم : اونوقت ... .
.

_گفت : خیلی برام وحشتناکه!
_گفتم : چی وحشتناکه؟
_گفت : میدونی؟ اگه تو رو پیدا نمی کردم، اگه تورو نمی دیدم، الان من توو چه حالی بودم؟
_گفتم : دیوونه ای بخدا، این فکرا چیه میکنی؟
_گفت : نه جدی! همیشه از این میترسم اگه عاشقت نمیشدم چی میشد؟
_صورتمو به سمتش برگردوندم و
آهسته بهش گفتم :
اونوقت خودم عاشقت می شدم ... :) .
#بابک_زمانی
#دیالوگ
.
.
.
.
.
.
بعد نوشت :
یک بد اخلاقی هایی می بینیم
طرف فاز امر به معروف مثلا برداشته اما کارهاش به همه چی ربط داره جز امر به معروف !
مثلا بدون برگزاری دادگاهی عادل هر کی پولدار بود میشه دزد و مجرم که حقشم با تشخیص و صلاحدید بسیاری حضرات بی آبرویی است ! یا هر کسی زیبا بود اصلا فکر نکنید از حسودیه هاااا اصلاااااا کلی ها بهش هر انگی میچسبونن بدون اثبات شدن !
بعد این بزرگواران معتقدم هستن باسواد دینم هستند و با خدا
اما متاسفانه دقیق تر ک به خودشون اگر بتونن بشن غالبشون پر از عقده هستند
عقده های عمیق حقارت که تو وجودشونه با دیدن هر بنده خدایی میتونه سر باز کنه و بریزه بیرون
که غالب اینها اگر بیشتر دقت کنند خودشون از همه بهتر میفهمند اونی که این بزرگواران رو به هر کاری داری هول میده نفسشونه نه هیچی دیگه!
همون نفسی ک اثبات نشده دادگاهی برگزار کرده و گفته چون تو نداری هر کی داره عوضی و دزد و فلان و بهمانه
ک همین بزرگوار ها خدا عالم تره اما اغلبشان همینن دستشون فقط به گوشت نمیرسه که داد و بیداد پیف پیف بو میده راه میندازن امان از اونکه به یک سر سوزن از دنیا برسن چ ها نمیکنند!!!!!!
کاش روزی بیاد فهم خیلی ها به این مطلب برسه هر کسی ثروتی داره لزوما دزد و خلافکار نیست
و خودش هم خیلی اختیار داره ک چ طوری پولش رو خرج کنه
شما اصل دردت اینه غالبا ک خودت نداری
دردت حتی ترویج اجباری زهد نیست !!!!!
ک تازه زهد اجباری دیگه نمیدونم موجوده اصلا یا نه ؟؟؟؟؟!!!!!!
متاسفم برای بسیاری قشر مثلااااا متدین جامعه ! که از تدین واقعی انگار هیچی نمی فهمن !
همین تدین های کله پوک ماحصلش هزار رقم عقب ماندگی بدتر و صد هزار رقم دین زدگی و تهوع سایرینه
من فقط یک مثال دیگه میزنم
تویی که حتی ترویج دین خدا میکنی اگر اخلاق برخورد درست نداری
بدون دفاع غلط تو از دین بدترین نوع تخریبه !
مثل اون نادانی ک با بدترین نوع فحاشی از حجاب دفاع میکنه! تو لال بودی برای آخرتت هم احتمالا مفیدتر بود !
.
.
.
خواهش میکنم عقده هاتون را به اسم دین خدا فریاد نزنید !!!!!!
#اعوذ_بالله_من_النفسی !!
.
.
Read more
!چرندیات یک ذهن پریود . با ظهور اینستاگرام نه تنها عکاس درون خیلیا بیدار شد، یه سری شل مغز خود شاعر ...
Media Removed
!چرندیات یک ذهن پریود . با ظهور اینستاگرام نه تنها عکاس درون خیلیا بیدار شد، یه سری شل مغز خود شاعر بین هم از خودشون رونمایی کردن(به کسی برنخوره من خود آنم) چند روز پیش روز جهانی پریود بود!( مبارکا باشه تا باشه از این روزا ،صد سال پریودتر از امسال) شاعرای اینستایی هم دس به کار شدن و شروع کردن به سرودن شما ... !چرندیات یک ذهن پریود
.
با ظهور اینستاگرام نه تنها عکاس درون خیلیا بیدار شد، یه سری شل مغز خود شاعر بین هم از خودشون رونمایی کردن(به کسی برنخوره من خود آنم)
چند روز پیش روز جهانی پریود بود!( مبارکا باشه تا باشه از این روزا ،صد سال پریودتر از امسال) شاعرای اینستایی هم دس به کار شدن و شروع کردن به سرودن

شما به اشعار زیل دل بده:
ای کاش میتوانستم هر روز پریود شوم؛
شاید قسمتی از خون دلهایم را ،
به جوی های برهنه و تشنهٔ غروب
میبخشیدم
شاید!
.
روز جهانی پریود بود
و نگاه غمگین من به تمام
سیکلهایی که هیچ مردی
حوصله گریه هایم را نداشت!
الان ینی تو بین هر سیکل پیش یکی بودی یا چجوریه، اصلا مگه مرض داری همه مردا رو میخوای با سیکلای پریودت زخمی کنی ببینی حوصله گریه هاتو داره؟
شما از جانب من مختارید هر جا از این مدل شعرا دیدین به بدترین شکل ممکن با الفاظ رکیک کامنت بزارین ،شماره کارت دایرکت کنید از خجالتتون در میام ، در مدح پریود سرودن داره اخه ؟شما به مکالمه نه چندان خیالی پایین دل بده عمق فاجعه رو درک میکنی:
خانومه: سلام چطوری؟
پسره: سلام عزیزم چه خبر؟
_ چیه بی حالی؟همش خستگیت واسه منه؟
_ چی شد مگه؟ من که سرحالم
_معلومه خسته ای الکی فیلم بازی نکن
_اصلا خسته نیستم تا ساعت 4 خواب بودم الانم مثل اسب غذا خوردم خیلی ام حالم خوبه
بجای اینکه تا لنگ ظهر بخوابی پاشو برو برای آیندمون کار کن
_دیشب شب کار بودم عزیزم امروز تعطیلم
_ یا همش سر کاری یا اون روزایی که تعطیلی خوابی. منم سگم دیگه آدم نیستم که
_ عزیزم پریودی؟
_ لاشی بازیای خودتُ ننداز گردن پریود بودن من
_آخه خیلی معلومه، اصلا بوش میاد
_ زر مفت نزن خواهشن. من از اونام که وقتی پریود میشم هیچکس نمی فهمه
_منم اتفاقی متوجه شدم وگرنه راست میگی

حالا یه عده نیاین گارد بگیرین که تو زنان و زنانگی ما رو تحقیر کردی ،من با این شرّو ورا مشکل دارم آقا جان

اصلا شما فکر کن جاها عوض میشدُ مردا عادت ماهیانه میشدن
مطمئن باشید که این جریانو یه اتفاق برای به رخ کشیدن واسه همدیگه تبدیل میکردیم،مثلادرباره مدت و مقدار خونی که از مردا میرفت لاف میزدیم
شروع سن قاعدگی رو هم که با جشن و مراسم آئینی و پارتی به نشانه و نماد مردانگی که از واجباته
با حمایت و یارانه دولت نوار بهداشتی همه جا تو همه مکانها اعم از مترو و ایستگاه اتوبوس و سینما و استخر رایگان و در دسترس بود
احتمالا هم خیلیا از نوارهای گرون قیمت واسه اینکه نشون بدن خیلی لاکچرین استفاده میکردن
_دادا نوارت چیه؟ خیلی باحاله
_حاجی بالدار زدم مارک پیرگاردینه

ادامه در کامنت
علی راد ۹۶/۳/۱۱
Read more
... زمان بچگی ما نه اینترنت بود، نه موبایل، کامپیوترم آنچنان نبود مثل الان، تهش یه تلوزیون سونی ۱۴ ...
Media Removed
... زمان بچگی ما نه اینترنت بود، نه موبایل، کامپیوترم آنچنان نبود مثل الان، تهش یه تلوزیون سونی ۱۴ اینچ بود و یه ضبط دو کاسته و پفک و آدامس عسلی و صبح تا ظهر کارتون و برنامه کودک، بعدشم ظهر تا شب فوتبال تو زمین خاکی، تا میرفتیم خونه مادر بزرگ از همون اول تو حوض حیاط آب بازی میکردیم تا اخرش طوری که فقط ... ...
زمان بچگی ما نه اینترنت بود، نه موبایل، کامپیوترم آنچنان نبود مثل الان، تهش یه تلوزیون سونی ۱۴ اینچ📺 بود و یه ضبط دو کاسته📼 و پفک و آدامس عسلی و صبح تا ظهر کارتون و برنامه کودک🎭، بعدشم ظهر تا شب فوتبال تو زمین خاکی⚽، تا میرفتیم خونه مادر بزرگ از همون اول تو حوض حیاط آب بازی میکردیم تا اخرش طوری که فقط با کتک و دعا نویسی و این طور کارا میشد مارو از آب جدا کرد🌊.ماشالله مهارت خاصی هم بچه های دهه 70 در ساخت و تجهیز خونه با بالش و لحاف داشتن که دوامش از خیلی از خونه های الان بیشتره🏡.بالاترین خواستمون این بود که وقتی کارنامه مدرسه رو گرفتیم اگر خوب بود برامون توپ یا دوچرخه بخرن نه تبلت و لپتاب💻. از دعوا ها و فوتبال با بطری نوشابه و مسخره بازی های مدرسه که بگذریم، یخمک خریدن ها و بستنی خوری هامون وقت امتحانات خرداد و کلی خاطره ی خوب و بد دیگه... همه و همه لذت بخش ترین دوره ی زندگی هستن که کاش باز تکرار میشدن.💜💚
....
ما هر چی نداشتیم حداقل #بچگی کردیم.
....
📆18 آذر 1396📆
Read more
فردا،سالگرد سید جواد آقای ذاکر ره هسش که از طرف مادر سید برگزار میشه... . . -کاااااش مثل سالهای ...
Media Removed
فردا،سالگرد سید جواد آقای ذاکر ره هسش که از طرف مادر سید برگزار میشه... . . -کاااااش مثل سالهای قبل خود حمید آقا مجلس رو شروع میکردند -کاش مداح نوشته میشد کربلایی حمید علیمی -کاش فردا که خونه پدری سید میرفتم و وقتی مادرش میدیدم تو چهرش باز خوشحالی رو میدیدم ک حمید آقا زحمت جلسه رو کشیدن -کاش ... فردا،سالگرد سید جواد آقای ذاکر ره هسش که از طرف مادر سید برگزار میشه...
.
.
-کاااااش مثل سالهای قبل خود حمید آقا مجلس رو شروع میکردند
-کاش مداح نوشته میشد کربلایی حمید علیمی
-کاش فردا که خونه پدری سید میرفتم و وقتی مادرش میدیدم تو چهرش باز خوشحالی رو میدیدم ک حمید آقا زحمت جلسه رو کشیدن
-کاش فردا شب وقتی به دیدن مادر سید به اتفاق مادر خودم میرفتم میدیدم تو اتاق باز حمید آقا ی گوشه نشسن و منتظر هستن برن مجلس.. -ولی کاااااااش... .
.
*شاید حمید آقا گرفتار کار و مسائل زندگی هستند ولی چی میشد بین این همه دوستدار و رفیق سید -حسین عینی فرد
-سید علی فالی
-رضا تحویلدار
-عبدالرضا هلالی
-سید علی مؤمنی
-محمد علی بخشی
-مهدی اکبری
-جواد مقدم
-پویانفر
و..
یکیشون میومد و مجلس سالگرد سید به عشق خود سید و به عشق ماد پیرش که سید رو بزرگ کرده بود
به عشق مادر سید که با هزار زحمت مراسم رو میگیره با اینکه ناراحتی جسمی دارند و سنشون بیشتره…. .
حیف… .
94.4.24
Read more
بعضی وقتها ادم دلش از #بودنها میگیره بعضی وقتها از #نبودنها و امان از #ترس نبودنها کاش میشد بعضی ...
Media Removed
بعضی وقتها ادم دلش از #بودنها میگیره بعضی وقتها از #نبودنها و امان از #ترس نبودنها کاش میشد بعضی ادم ها رو #پسنداز کرد تا بشه همیشه از #بودنشون استفاده کرد مثل #خرابه هایی که از هر #مدرنیته ای قشنگ ترن #no_filters بعضی وقتها ادم دلش از #بودنها میگیره
بعضی وقتها از #نبودنها
و امان از #ترس نبودنها

کاش میشد بعضی ادم ها رو #پسنداز کرد
تا بشه همیشه از #بودنشون استفاده کرد

مثل #خرابه هایی که از هر #مدرنیته ای قشنگ ترن

#no_filters
گرامی باد یاد معلمان نیک اندیش #صمد_بهرنگی و #فرزاد_کمانگر که اندیشیدن را به شاگردانشان آموختند ...
Media Removed
گرامی باد یاد معلمان نیک اندیش #صمد_بهرنگی و #فرزاد_کمانگر که اندیشیدن را به شاگردانشان آموختند .... . .**** . . نامه ی فرزاد کمانگر، معلم اعدام شده، به دانش آموزانش بچه ها سلام، دلم برای همه شما تنگ شده، اینجا شب و روز با خیال و خاطرات شیرینتان شعر زندگی میسرایم، هر روز به جای شما به خورشید ... گرامی باد یاد معلمان نیک اندیش #صمد_بهرنگی و #فرزاد_کمانگر که اندیشیدن را به شاگردانشان آموختند ....
.
.****
.
.

نامه ی فرزاد کمانگر، معلم اعدام شده، به دانش آموزانش

بچه ها سلام،

دلم برای همه شما تنگ شده، اینجا شب و روز با خیال و خاطرات شیرینتان شعر زندگی میسرایم، هر روز به جای شما به خورشید روزبخیر میگویم، از لای این دیوارهای بلند با شما بیدار میشوم، با شما میخندم و با شما میخوابم. گاهی «چیزی شبیه دلتنگی» همه وجودم را میگیرد.
کاش میشد مانند گذشته خسته از بازدید که آن را گردش علمی مینامیدیم، و خسته از همه هیاهوها، گرد و غبار خستگی‌هایمان را همراه زلالی چشمه روستا به دست فراموشی میسپردیم، کاش میشد مثل گذشته گوشمان را به «صدای پای آب» و تنمان را به نوازش گل و گیاه میسپردیم و همراه با سمفونی زیبای طبیعت کلاس درسمان را تشکیل میدادیم و کتاب ریاضی را با همه مجهولات زیر سنگی میگذاشتیم چون وقتی بابا نانی برای تقدیم کردن در سفره ندارد چه فرقی میکند، پی سه ممیز چهارده باشد یا صد ممیز چهارده، درس علوم را با همه تغییرات شیمیایی و فیزیکی دنیا به کناری میگذاشتیم و به امید تغییری از جنس «عشق و معجزه» لکه های ابر را در آسمان همراه با نسیم بدرقه میکردیم و منتظر تغییری میمانیدم که کورش همان همکلاسی پرشورتان را از سر کلاس راهی کارگری نکند و در نوجوانی از بلندای ساختمان به دنبال نان برای همیشه سقوط ننماید و ترکمان نکند، منتظر تغییری که برای عید نوروز یک جفت کفش نو و یک دست لباس خوب و یک سفره پر از نقل و شیرینی برای همه به همراه داشته باشد.
کاش میشد دوباره و دزدکی دور از چشمان ناظم اخموی مدرسه الفبای کردیمان را دوره میکردیم و برای هم با زبان مادری شعر می سرودیم و آواز میخواندیم و بعد دست در دست هم میرقصیدیم و میرقصیدیم و میرقصیدیم.
کاش میشد باز در بین پسران کلاس اولی همان دروازه بان میشدم و شما در رویای رونالدو شدن به آقا معلمتان گل میزدید و همدیگر را در آغوش میکشیدید، اما افسوس نمیدانید که در سرزمین ما رویاها و آرزوها قبل از قاب عکسمان غبار فراموشی به خود میگیرد، کاش میشد باز پای ثابت حلقه عمو زنجیرباف دختران کلاس اول میشدم، همان دخترانی که میدانم سالها بعد در گوشه دفتر خاطراتتان دزدکی مینویسید کاش دختر به دنیا نمیامدید.
میدانم بزرگ شده اید، شوهر میکنید ولی برای من همان فرشتگان پاک و بی آلایشی هستید که هنوز «جای بوسه اهورا مزدا» بین چشمان زیبایتان دیده میشود، راستی چه کسی میداند اگر شما فرشتگان زاده رنج و فقر نبودید، کاغذ به دست برای کمپین زنان امضاء جمع نمیکردید...
Read more
‍ <span class="emoji emoji1f4af"></span> قصه پهلوان بهداد به سر رسید.ساعت یازده امروز وقتی به دوستانمان خبر میدادیم که کم کم مسابقه بهداد ...
Media Removed
قصه پهلوان بهداد به سر رسید.ساعت یازده امروز وقتی به دوستانمان خبر میدادیم که کم کم مسابقه بهداد آغاز میشود گمان نمیکردیم ساعتی بعد خبر خداحافظی تو را بشنویم.چه چیزی مانند این خداحافظی میتوانست روزمان را خراب کند.هنوز سرمان از طلای خوش رنگت گرم بود که گنگ و مات چشممان به صفحه تلویزیون دوخته ... ‍ 💯 قصه پهلوان بهداد به سر رسید.ساعت یازده امروز وقتی به دوستانمان خبر میدادیم که کم کم مسابقه بهداد آغاز میشود گمان نمیکردیم ساعتی بعد خبر خداحافظی تو را بشنویم.چه چیزی مانند این خداحافظی میتوانست روزمان را خراب کند.هنوز سرمان از طلای خوش رنگت گرم بود که گنگ و مات چشممان به صفحه تلویزیون دوخته شد وقتی تخته را میبوسیدی و باورمان شد در مسیر خداحافظی گام بر میداری.نمی گویم بمان تا المپیک چراکه حتما خودت از شرایط فنی و بدنی ات بهتر خبر داری.اما کاش می ماندی و خاطره آن المپیک مسخره را پاک میکردی.المپیک یک طلای دیگر به تو بدهکار است و تا ابد شرمنده این بدهی می ماند.
و ما چه خوشبخت بودیم که دوران شکوه تو را از نزدیک دیدیم.چه مغرورانه سالها سرمان را بالا گرفتیم و همه جا گفتیم قویترین مرد جهان همشهری ماست.
♦️چقدر ذوق کردیم وقتی اولین بار این تیتر را روی جلد روزنامه 90 دیدیم《من قائمشهری هستم و هوادار نساجی》و بارها این علاقه را اثبات کردی.هر دفعه که در تلویزیون یا رادیو یا روزنامه و سایت ازت می پرسیدند طرفدار استقلالی یا پرسپولیس سرت را بالا میگرفتی و میگفتی یک قائمشهری فقط 《نساجی چی》 میشود اینگونه ازمان دلبری میکردی و تصویر و تیتر آن مصاحبه میشد عکس صفحه اینستاگراممان که به آن ببالیم.هر بار که تمرین و مسابقات نداشتی به وطنی می آمدی تا نساجی ات را از نزدیک ببینی.تا تهران آمدی و در بازی با راه آهن صعودمان را دیدی و با همشهریانت اشک شوق ریختی.یادمان نمیرود وقتی حامد ابراهیمی رییس وقت هیئت فوتبال قائمشهر بعد از قهرمانی ات هر چقدر تلاش کرد راضی نشدی در وطنی دور افتخار بزنی و خودنمایی کنی.بارها آمدی در جایگاه ویژه اما به کسی نگفتی عکست را بگیرد.اما همیشه پشتمان گرم بود به قوی ترین مرد دنیا 💢 اگر چندصد سال پیش دنیا می آمدی از آنهایی میشدی که مادربزرگ ها در قصه های شبانه برای نوه هایشان از پهلوان بهداد میگفتند و جارچیان با طبل و شیپور دور میدان اصلی شهرها جار میزدند که《ای مردم به گوش باشید.تا پهلوان بهداد هست پرچم ایران زمین به خاک نمی افتد》افسانه ها برایت سروده میشد و دلهایمان به بودنت قرص می شد.

چقدر دلمان برای آن خنده های کودکانه زیر چند صد کیلو وزنه تنگ میشود.
🌀آن اوایل همه می گفتند بهداد هم مثل خیلیها الان که معروف شده میرود تهران و دیگر تحویلمان نمی گیرد.اما تو از جنس خودمان بودی.با خنده هایت خندیدیم و با گریه هایت دلمان فشرده شد و آن شب لعنتی که دلمان میخواست به زبان فارسی سخت با آن جلاد عراقی صحبت کنیم.هنوز هم که یادمان میآید . ادامه مطلب در كامنت اول
Read more
قانون فوتبال دوران کودکی رو یادته؟ 1. اونیکه از همه چاقتتر بود، همیشه دروازبان بود. 2. همیشه ...
Media Removed
قانون فوتبال دوران کودکی رو یادته؟ 1. اونیکه از همه چاقتتر بود، همیشه دروازبان بود. 2. همیشه اونی که مالک توپ بود، میگفت کی بازی میکنه کی نه. 3. زیاد قسم میخوردی پنالتی بود، قسم نمیخوردی پنالتی نبود. 4. بازی زمانی تموم میشد که همه خسته میشدن. 5. مهم نبود که بازی چند چنده. هر کی گلِ آخر بازی ... قانون فوتبال دوران کودکی رو یادته؟

1. اونیکه از همه چاقتتر بود، همیشه دروازبان بود.

2. همیشه اونی که مالک توپ بود، میگفت کی بازی میکنه کی نه.

3. زیاد قسم میخوردی پنالتی بود، قسم نمیخوردی پنالتی نبود.

4. بازی زمانی تموم میشد که همه خسته میشدن.

5. مهم نبود که بازی چند چنده. هر کی گلِ آخر بازی رو میزد، برنده بود.

6. داور هم که کشک بود.

7. اگه یه موقع توپ گیر نمیومد, یه دبه پلاستیکی, یه چیزی بالاخره توپ بود.

8. اگه تو یارکِشی آخر انتخاب میشدی، دیگه امیدی واسه زندگی نبود.

9. لحظه ای که توپ میرفت زیر ماشینی که در حال حرکت بود, پر استرس ترین لحظه زندگی بود.

10. وقتی مالک توپ عصبانی میشد، بازی تموم میشد.

11. دختر همسایه از کوچه رد میشد، همه رونالدینیو میشدن.

12. کفشت، پیرهنت پاره میشد، کتکای شب رو نگو.

13. مسابقه با تیم کوچه بغلی, مثل لشکر کشی هیتلر به لهستان بود.

آره, یادش بخیر.
ای کاش میشد بازم برگشت به همون دوران.
همون دورانی که معرفت و سادگی و انسانیت, حرف اول رو میزد.

ولی حالا چی ...
Read more
شب بود از دور دیدمش مثل همون روزای اول اشناییمون بود منتها دیگه با دیدنش دلم نلرزید دیگه با دیدنش ...
Media Removed
شب بود از دور دیدمش مثل همون روزای اول اشناییمون بود منتها دیگه با دیدنش دلم نلرزید دیگه با دیدنش دستام یخ نکرد دیگه با دیدنش دنبال یه بهونه نبودم که برم پیشش وباهاش حرف بزنم دیگه دلم نمیخواست زل بزنه تو چشمام و از عشق ودوست داشتن برام بگه فقط با دیدنش تمام خاطراتم زنده شد... خاطراتی که باهاشون ... شب بود از دور دیدمش
مثل همون روزای اول اشناییمون بود
منتها دیگه با دیدنش دلم نلرزید
دیگه با دیدنش دستام یخ نکرد
دیگه با دیدنش دنبال یه بهونه نبودم که برم پیشش وباهاش حرف بزنم
دیگه دلم نمیخواست زل بزنه تو چشمام و از عشق ودوست داشتن برام بگه
فقط با دیدنش تمام خاطراتم زنده شد...
خاطراتی که باهاشون زندگی میکردم..
روزمو میساختم..
شبارو تاصبح با تکرارشون بیدار میموندم..
ای کاش میشد این خاطرات فراموش شه..
#HHHF
Read more
کپشن مطالعه شود: چند سال پیش که دانشجویی #جوان, پر شوق و هیاهو بودم برای تماشای مسابقه والیبال دوستم ...
Media Removed
کپشن مطالعه شود: چند سال پیش که دانشجویی #جوان, پر شوق و هیاهو بودم برای تماشای مسابقه والیبال دوستم به ورزشگاه رفتم,خوب به یاد دارم ما که از هر وسیله ای برای ایجاد صدا استفاده میکردیم وداد و بیداد میزدیم,گلویم گرفت به ناگاه سطل زباله خالی ای را جلوی پایم دیدم که با سر وته کردنش از آن به مثابه طبل ... کپشن مطالعه شود:
چند سال پیش که دانشجویی #جوان, پر شوق و هیاهو بودم برای تماشای مسابقه والیبال دوستم به ورزشگاه رفتم,خوب به یاد دارم ما که از هر وسیله ای برای ایجاد صدا استفاده میکردیم وداد و بیداد میزدیم,گلویم گرفت
به ناگاه سطل زباله خالی ای را جلوی پایم دیدم که با سر وته کردنش از آن به مثابه طبل میشد بهره گرفت,و ما که جوان بودیم و جو گرفته هر دفعه محکم تر بر آن سطل بخت برگشته حرصمان را خالی میکردیم
ناگهان با ضربه ای دیدم زیر دستم خالی شد,بله کف سطل شکست!و بهمین سادگی من به بیت المال مدیون شدم
احساس آدمی را داشتم که خیانتی بزرگ و تابخشودنی مرتکب شده,در آن لحظه ذهنم قفل شد,خود را سرزنش میکردم که چرا از خود بی خود شدم,دلم میخاست بدون آن که کسی من را ببیند فرار کنم,ای کاش زمان به عقب برمیگشت اما محال بود
فردا به نگهبانی استادیوم رفتم و ماجرا را تعریف کرده و خواستار آن شدم که هزینه هر چه که هست بگوید تا پرداخت کنم
مرد بیچاره که دهانش باز مانده بود و چشم‌های گرد شده اش را بمن دوخته بود فقط گفت,کاش همه مثل شما بودند!!
.
اینها را گفتم که بگویم من جوان هایی که سطل زباله میسوزانند و شیشه خرد میکنند را فقط مقصر #ناآرامی نمیدانم
چه بسا خیلی هایشان پشیمانند,اما امان از دست "جـَو"
پ.ن: کاش کاری کنیم جوان ها قبل از آنکه "جو"گیر شوند"عاقبت اندیش"گر شوند و گرنه تا جوان هست و مسئول بیفکر, #فتنه نیز هست
Read more
آقا بالاخره این نمره زبون بسته من ثبت شد بالاخره ه ه ه اقا امروز از کارنامه کلی پرینت گرفتن خودم کلی ...
Media Removed
آقا بالاخره این نمره زبون بسته من ثبت شد بالاخره ه ه ه اقا امروز از کارنامه کلی پرینت گرفتن خودم کلی به خودم افتخار کردم یادم افتاد که پونزده سال عمر زبون بسته رو تلف کردم و ریاضی و ... خوندم حیف از عمر قشنگم این چهار سال مثل برق و باد گذشت البته بجز رفتارهای زشت و بچگانه بعضی ها ولی در کل عالی بود چه ... آقا بالاخره این نمره زبون بسته من ثبت شد
بالاخره ه ه ه
اقا امروز از کارنامه کلی پرینت گرفتن
خودم کلی به خودم افتخار کردم
یادم افتاد که پونزده سال عمر زبون بسته رو تلف کردم و ریاضی و ... خوندم
حیف از عمر قشنگم
این چهار سال مثل برق و باد گذشت
البته بجز رفتارهای زشت و بچگانه بعضی ها
ولی در کل عالی بود
چه شبایی تا صبح طراحی کردم
خیلی چیزا یاد گرفتم
عاشق رشته جدیدم شدم
کاش میشد همون روز اول دانشگاه برمیگشت
مطمینم اگه یه بار دیگه دنیا بیام حتما هنر میخونم اصلا شک ندارم
در کل امروز به خودم یه آفرین قشنگ گفتم‌
آفرین مرجان تو تونستی.
با اینکه خیلی ها نمیخواستن و اذیت میشدن و بازم اذیت میشن.... بتاریخ چهار شهریور روز تولد مامانم
Read more
ضميمه ی طنز بی قانون چهارشنبه، نوزده اردیبهشت نود و‌ هفت ______ «نی نی ام، تو چرا شاخ نبودی» بچه ...
Media Removed
ضميمه ی طنز بی قانون چهارشنبه، نوزده اردیبهشت نود و‌ هفت ______ «نی نی ام، تو چرا شاخ نبودی» بچه ام سلام. الان که دارم این ها برایت می نویسم تازه جیشت را کرده ای و خوابیده ای و این جور که دارد صدایش هم می آید وارد فاز دوم اجابت مزاجت شده ای. فرزند نحیف و لاغرم، خیلی دوستت دارم ولی نمی دانم چرا تو اندازه ... ضميمه ی طنز بی قانون
چهارشنبه، نوزده اردیبهشت نود و‌ هفت
______
«نی نی ام، تو چرا شاخ نبودی»
بچه ام سلام. الان که دارم این ها برایت می نویسم تازه جیشت را کرده ای و خوابیده ای و این جور که دارد صدایش هم می آید وارد فاز دوم اجابت مزاجت شده ای. فرزند نحیف و لاغرم، خیلی دوستت دارم ولی نمی دانم چرا تو اندازه ی نخود هم از استانداردهای بچه های مردم در اینیستاگرام بهره نبرده ای. باور کن من طی کل زمان بارداری ام همه ی عکس های<شتین مامان> و <فریانس رویای باباش> را با آن لپ های خوشگل گلی و آن موهای طلایی شان لایک کردم تا بلکه تو هم کمی شبیه آن ها شوی. اما نمی دانم چرا شبیه شلغم پخته از آب در آمدی. نازنینم، حالا این ها به کنار تو حتی یکی از استعدادهای نی نی های این پیج ها را نداری. اصلا نی نی آن پیج معروف را دیده ای که یک سالش نشده سه تا سه تا دمبل می زند و تازه اسم مامان بابایش را هم بلد است به انگلیسی بگوید. آن وقت تو عزیزکم؟ تازگی ها فقط یاد گرفته ای پستانکت را به جای فرو کردن توی سوراخ دماغت، در دهانت هل بدهی. جگر گوشه ی به خواب رفته ام، کاش میشد تو هم یک بار توی آتلیه ی آقا ناصر مثل این نی نی ها فیگورهای آن چنانی می گرفتی. آخر تا الان هر چه ازت عکس گرفته ایم توی تمام شان یا فینت آویزان است یا داری از ته حنجره وق می زنی! اصلا همه ی این ها به درک. کاش توی این مدت دو دقیقه پیش بابایت می ماندی تا من مثل مامان های شیک بروم در کافه بنشینم و اینیستا میت برگزار کنم. خلاصه که حیف که هیچ کدام این ها نشد و تو یک نی نی بی ریخت بی اعصاب شدی تا من کماکان حسرت بخورم و برای همان شاخ نی نی ها بوس و قلب هایم را بگذارم.
Read more
کاش میشد بنویسند به روی کفنم یکی از خون جگرانِ شَهِ عریانْ بَدَنم کاش میشد که در این فیضِ شهادت طلبی مقتلم ...
Media Removed
کاش میشد بنویسند به روی کفنم یکی از خون جگرانِ شَهِ عریانْ بَدَنم کاش میشد که در این فیضِ شهادت طلبی مقتلم سوریه میگشت، بجای وطـنم مادرم را به عزایم بنشان جانِ خودت تا ببیند وسطِ معرکـه پَرپَر زدنم ادعا هست، ولی حاجتِ قلبیِ من است کاش همچون دهنت، نیزه رَوَد در دهنم میشود پیکرِ ما هم نرسد دستِ ... کاش میشد بنویسند به روی کفنم
یکی از خون جگرانِ شَهِ عریانْ بَدَنم
کاش میشد که در این فیضِ شهادت طلبی
مقتلم سوریه میگشت، بجای وطـنم
مادرم را به عزایم بنشان جانِ خودت
تا ببیند وسطِ معرکـه پَرپَر زدنم
ادعا هست، ولی حاجتِ قلبیِ من است
کاش همچون دهنت، نیزه رَوَد در دهنم
میشود پیکرِ ما هم نرسد دستِ کسی؟
مثل ”جُوْن” ات، برسانی تو خودت را به تَنَم
هر کسی یار ندارد به خودش مربوط است
یارِ من باش حسین جان، که گدای تو منم
وسطِ زینبیه، کـرب و بلا، یا کـه بقیع
همه جا جـار زنم: «عبدِ امـامِ حسنم»
نــوكـــر نـوشـــت:
#حـسـین_جـان
زیر کل عکسهایی که بدون کـربلاست
مینویسم باتمام بغضِ خود"زندان و مـن"
نوکـر تکخور نبودم لحظه ی عرض ادب
گفتم آقا نوکـرت هستند یک ایران و من
صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين
سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... روزتون معطر بنام ارباب بی کفن
#بیاد_شهید_مدافع_حرم_محمود_رضا_بیضایی
#اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد_و_عجل_فرجهم
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#اللهم_الرزقنا_حـرم
#امام_حسنی_ام #مدینه #بقیع
#یارقیه #یا_حسین #لبیک_یا_حسین
#امام_حسین #بین_الحرمین
#شکر_خدا_که_در_پناه_حسینیم
#همه_نوکر_حسینیم
#شهادت_مادرم_افسانه_نیست
#اسلام #شیعه #محرم #اربعین #صور #سوریه
#روضه #فاطمیه #کربلا #نجف
#بیچاره_اون_که_حرم_رو_ندیده
#بیچاره_تر_اون_که_دید_کربلاتو
#عطش
Read more
. خیلی هامون مثل من شاید توی ذهن و خواب اون شب بازی ایران و پرتغال این صحنه رو بارها دیده باشیم و آرزو کردیم که کاش گل می شد. کاش میشد برگشت عقب و فرصتهای گلی که توی زندگی از دست دادیم رو تبدیل به گل کنیم. کاش میدونستیم وقتی بازی تموم بشه باید برگردیم خونه و دیگه زمان به عقب برنمیگرده. اگه گل نکنی یک عمر ... .
خیلی هامون مثل من شاید توی ذهن و خواب اون شب بازی ایران و پرتغال این صحنه رو بارها دیده باشیم و آرزو کردیم که کاش گل می شد.
کاش میشد برگشت عقب و فرصتهای گلی که توی زندگی از دست دادیم رو تبدیل به گل کنیم.
کاش میدونستیم وقتی بازی تموم بشه باید برگردیم خونه و دیگه زمان به عقب برنمیگرده.
اگه گل نکنی یک عمر حسرتش باهاته و همیشه توی خواب باید فقط مرورش کنی ...
Read more
. فکر میکردم اگر از شلوغیای روزام فاصله بگیرم و به یه جای آروم برسم و خودکار دست بگیرم میتونم این همهمه ...
Media Removed
. فکر میکردم اگر از شلوغیای روزام فاصله بگیرم و به یه جای آروم برسم و خودکار دست بگیرم میتونم این همهمه و آشوب تو سرمو تا حدی سبک کنم البته تا حدی هم درست فکر میکردم ولی وقتی خودکار به دستم نشست دیدم لال تر از اونیه که فکرشو میکردم تا قبل اینکه ببینمت تو سرم لب به لب پر حرف و کلمه و جمله بود بعد اون ولی ... .
فکر میکردم اگر از شلوغیای روزام فاصله بگیرم و به یه جای آروم برسم و خودکار دست بگیرم میتونم این همهمه و آشوب تو سرمو تا حدی سبک کنم
البته تا حدی هم درست فکر میکردم
ولی وقتی خودکار به دستم نشست دیدم لال تر از اونیه که فکرشو میکردم
تا قبل اینکه ببینمت تو سرم لب به لب پر حرف و کلمه و جمله بود
بعد اون ولی همش شد عکس و تصویر
تصویر تک تک قدمات واسه هرچی دورتر شدن
از همون قدمایی که ردی ازش نمیمونه
انگار که همونجا موج بزنه رو ساحل بشوره،همونجوری
کاش اقلا زبون تک تک اون قدمارو بلد نبودم و نمیفهمیدم که دنیات با دنیام چقدر فرق کرده
حالا که دنیا اینجوری خواسته
اقلا کاش میشد یه شب قدمات مسیر خواب منو بگیره
عالم خواب مثل دله دیگه قاعده قانون که نداره
اونجا ولی قدماتو بر عکس سمت من بردار
منم نامردم اگه از اون خواب چشم باز کنم
کاش یکم نقاشی بلد بودم،حالا که نوشتن دردی سبک‌ نمیکنه
.
سالی که نکوست!
#خودنویس
Read more
سلام دایی جون دایی خیلی بیمعرفتی دایی تو ک انقد نامرد نبودی دایی میدونی چن روزه ندیدمت میدونی چن روزه صدای قشنگتو نشنیدم میدونی چقـــــد دلم واست تنگ شده؟ دایی کاش میشد کاش میشد چش باز کنم ببینم پیشتم کنارتم بازم مثل قبل با تمام وجودم دوست داشتم دایی بہترین من بودی بخدا دایی ی دنیا دلم تنگته دوس ... سلام دایی جون
دایی خیلی بیمعرفتی دایی تو ک انقد نامرد نبودی دایی میدونی چن روزه ندیدمت میدونی چن روزه صدای قشنگتو نشنیدم میدونی چقـــــد دلم واست تنگ شده؟
دایی کاش میشد کاش میشد چش باز کنم ببینم پیشتم کنارتم بازم مثل قبل با تمام وجودم دوست داشتم دایی بہترین من بودی بخدا
دایی ی دنیا دلم تنگته
دوس دارم کنارت باشم همین الان دوس دارم این غرور لعنتی رو کنار میزاشتمو با همه ی وجودم بغلت میکردم...
خیلی وقتا ک گوشی رو بی هدف بر میدارم میرسم ب شمارت دوس دارم بت زنگ بزنم زنگ بزنم دایی؟؟؟؟
جوابمو میدی دایی؟؟؟؟
میگی آشخور یقلبی سلام؟؟؟؟
تورو خدا خدا جونم بخدا ب همه کسم قسم راضیم تموم عمرمو تموم ثانیه ها و روزایی ک قراره زندگی کنمو ازم بگیری فقط ی بار دیگه در حد ی سلام در حد اینکه صداشو بشنوم نمیخوام ببینمش ک فقط صداشو میخوام خدایا تورو ب کی باید قسمت داد ها
خدا دلم خیلی براش تنگ شده دیگه نمیکشم
میشه منم ببری پیشش مطمئنم جاش پیش خودت خوبه نشسته با زنداییو اقا مرتضی و بابا بزرگ همتون جمعید خب تورو خدا منم ببر پیششون خدا جونم یه کاری کن ببینمش ی کاری کن دوس دارم بوسش کنم باهاش حرف بزنم ........خیلی دلتنگشم
Read more
. یوقتایی،یجاهایی از زندگیت انقدر میتونه خوب و عالی باشه که دوست نداری ثانیه بره جلو مثل اون لحظه ...
Media Removed
. یوقتایی،یجاهایی از زندگیت انقدر میتونه خوب و عالی باشه که دوست نداری ثانیه بره جلو مثل اون لحظه هایی که زل میزنی به یه نقطه و دوست نداری چشم برداری یجاهایی از زندگی هم انقدر گند میزنی که فکر کردن بهش هم حس تنفر ایجاد میکنه هردو تو ذهن همه حتی خودمون میمونه ممکنه برای سالیان سال و حتی تا ابد ولی ... .
یوقتایی،یجاهایی از زندگیت انقدر میتونه خوب و عالی باشه که دوست نداری ثانیه بره جلو
مثل اون لحظه هایی که زل میزنی به یه نقطه و دوست نداری چشم برداری
یجاهایی از زندگی هم انقدر گند میزنی که فکر کردن بهش هم حس تنفر ایجاد میکنه
هردو تو ذهن همه حتی خودمون میمونه
ممکنه برای سالیان سال
و حتی تا ابد
ولی ای کاش حق انتخاب بود
حق اینکه زندگیمونو خودمون انتخاب کنیم
که چجوری بره جلو
کاش از خواب که بیدار میشدیم
اتفاق بدا بود!؟
همه از یاد آدم میرفت
اتفاق عالی ها بیشتر میشد
کاش...
این کاش،اگه و... ها تو زندگیه همه ما همیشه هست
ولی باز کاش! میشد درست استفاده کرد از اتفاق های دور و اطرافمون
همه ما به اون اتفاق خوبه نیاز داریم
چه بخوایم چه نخوایم
و باز هم!
کاش اون اتفاق خوبه هروز برای ما رقم بخوره که نخوایم ثانیه بره جلو
فقط و فقط و فقط لذت ببریم از اون لحظات شیرین و دوست داشتنی
.
Read more
🌲 یوقتایی،یه جاهایی از زندگیت انقدر میتونه خوب و عالی باشه که دوست نداری ثانیه بره جلو مثل اون لحظه ...
Media Removed
🌲 یوقتایی،یه جاهایی از زندگیت انقدر میتونه خوب و عالی باشه که دوست نداری ثانیه بره جلو مثل اون لحظه هایی که زل میزنی به یه نقطه و دوست نداری چشم برداری یه جاهایی از زندگی هم انقدر گند میزنی که فکر کردن بهش هم حس تنفر ایجاد میکنه هر دو تو ذهن همه حتی خودمون میمونه ممکنه برای سالیان سال و حتی تا ابد ... 🌲
یوقتایی،یه جاهایی از زندگیت انقدر میتونه خوب و عالی باشه که دوست نداری ثانیه بره جلو
مثل اون لحظه هایی که زل میزنی به یه نقطه و دوست نداری چشم برداری
یه جاهایی از زندگی هم انقدر گند میزنی که فکر کردن بهش هم حس تنفر ایجاد میکنه
هر دو تو ذهن همه حتی خودمون میمونه
ممکنه برای سالیان سال
و حتی تا ابد
ولی ای کاش حق انتخاب بود
حق اینکه زندگیمونو خودمون انتخاب کنیم که چجوری بره جلو
کاش از خواب که بیدار میشدیم اتفاق بدا بود!
همه از یاد آدم میرفت
اتفاق عالی ها بیشتر میشد کاش...
این کاش،اگه و... ها تو زندگیه همه ما همیشه هست
ولی باز کاش!میشد درست استفاده کرد از اتفاق های دور و اطرافمون
همه ما به اون اتفاق خوبه نیاز داریم
چه بخوایم و چه نخوایم
و باز هم!
کاش اون اتفاق خوبه هر روز برای ما رقم بخوره که نخواییم ثانیه بره جلو
فقط و فقط و فقط لذت ببریم از اون لحظات شیرین و دوست داشتنی.
#art #photo #photography #picture #life #camera #ax #pic #ir_aks #ir_photo #ax_matn #art_camera #vsco_ir #vscocam #negah_doorbin #ir_photographer #honar_cheshm #akasan #akas_bashi #istgahe_honar #pic_poem #thstreetlife #vsco_iran #iran_art_pic #photographers_club #100canon #canongallery #canongraphy #photoss_ir #iran_art_pic
Read more
 #یادداشت_هایی_که_هیچ_وقت_منتشر_نشدند #شماره_25 میدونی چند سالته؟ داری حساب می‌کنی؟ آخرین ...
Media Removed
#یادداشت_هایی_که_هیچ_وقت_منتشر_نشدند #شماره_25 میدونی چند سالته؟ داری حساب می‌کنی؟ آخرین باری که مردی رو یادت هست؟ مرگ گاهی سراغ جسمت نمیره، روحت رو می‌گیره، اما تو هنوز ساعت هشت صبح از خواب بیدار می‌شی، راهت رو می‌گیری و میری سمت محل کاری که بیشتر شبیه یک تبعیدگاه جسمی شده. همه ما مردیم ... #یادداشت_هایی_که_هیچ_وقت_منتشر_نشدند
#شماره_25
میدونی چند سالته؟ داری حساب می‌کنی؟ آخرین باری که مردی رو یادت هست؟ مرگ گاهی سراغ جسمت نمیره، روحت رو می‌گیره، اما تو هنوز ساعت هشت صبح از خواب بیدار می‌شی، راهت رو می‌گیری و میری سمت محل کاری که بیشتر شبیه یک تبعیدگاه جسمی شده. همه ما مردیم اما هیچکدوم تاریخ دقیقش رو یادمون نیست. کاش میشد مثل مردن جسم یک سنگ قبر رو هر روز باخودمون می‌کشوندیم تو خیابون تا آدمایی که از کنارمون رد می‌شن بفمن که ما خیلی وقته فقط راه می‌ریم، حرف می‌زنیم، می‌خندیم، گریه می‌کنیم اما زندگی ..... نه... باید آخرش یک جور دیگه تموم شه. من دم مسیحایی عشق رو دیدم. چنان دستی روی سرت می‌کشه که اگر هزار بار هم مرده باشی تمام تلاشت رو می‌کنی تا دوباره زنده شی. به این می‌گن استفاده از شانس مجدد. همه ما این روزها نیاز به یه شانس مجدد داریم تا خودمون رو از قبر این روزمرگی بیرون بکشیم تا یادمون بیفته بعد زمستون می‌تونه هر فصلی باشه؛ فقط بستگی داره تو چی دوست داشته باشی؛ این خاصیت بهاره رفیق. چند وقته تو قبر خودت دفن شدی؟ حواست هست چند وقته با صدای بلند نخندیدی! حواست هست چند وقته کسی بهت نگفته «خجالت بکش، یکم سنگین باش!» ما مردیم. می دونی چند وقته تمام احساست رو ریختی تو اون تلفن کوفتی و یادت رفته این رو باید تنها خرج یک نفر کنی. یک نفری که تو تمام دنیاش باشی و اون تمام دنیات. از آخرین باری که نگران بودی، نگرانت بودن می‌دونی چند وقت گذشته؟ چرا برای سینما رفتن دیگه ذوق نداری؟ کفن دورت رو پاره کن، بذار یکم احساست هوا بخوره. یکم گریه کن. گریه که خجالت نداره... ما با گریه متولد شدیم، با گریه زندگی کردیم، با گریه عزیزامون رو فرستادیم خونه بخت، با گریه خندیدیم، با خنده گریه کردیم، با گریه هم همراهی‌مون می‌کنن بریم به خونه ابدی. اینجا شبیه به گربه نبود، اینجا گریه بود. گریه کن رفیق...
#
می‌خوام این نقابو بذارم کنار
تو بازی یه وقتتایی هم میشه باخت
بذار اعترافم بشه رفتنش
نمیشه با هر آدمی بودو ساخت
#شهاب_دارابیان #دلنوشته #یادداشت #من #تو #گریه #گریه_کن #قبر #مرگ
عکس و مجسمه از حضرت عشق ♥️
Read more
Perfect | <span class="emoji emojia9"></span> Janelia Mould کاش میشد مثل لباس ها رقصان و بر روی بندها بود بندهایی که اگر چه نگهدارنده ...
Media Removed
Perfect | Janelia Mould کاش میشد مثل لباس ها رقصان و بر روی بندها بود بندهایی که اگر چه نگهدارنده هستند ولی منتظر نسیمند و میتوانند به تکان های شدید و زیبا عادت کنند! لباس هایی که هنرمندانه ، با باد پیوندی عمیق برقرار میکنند انسانی که میتوانست رهاتر باشد ولی گویی از دید دیگرعکاس ، انسان در بند ... Perfect | © Janelia Mould
کاش میشد مثل لباس ها رقصان و بر روی بندها بود
بندهایی که اگر چه نگهدارنده هستند ولی منتظر نسیمند و میتوانند به تکان های شدید و زیبا عادت کنند!
لباس هایی که هنرمندانه ، با باد پیوندی عمیق برقرار میکنند
انسانی که میتوانست رهاتر باشد
ولی گویی از دید دیگرعکاس ، انسان در بند شده ای را میبینیم که طبیعت بکری او را احاطه کرده ولی از درون اسیر است
عکاس معتقد است که کاش میشد همیشه و در هر جا ازاد بود
در چمدانی جا شد ،به درختی تکیه کرد ولی انسان افسرده همیشه نمیتواند با محیط اطرافش کتار بیاید
او خود را افسرده میپنداردو این مجموعه را در زمان اوج افسردگیش تهیه کرده و فکر نمیکرده که مورد توجه و استقبال عموم قرار بگیرد
او این عکس هارا روشی برای عبور از افسردگی میداند و میخواهد از طریق این مجموعه دیدی جدید و بستر زندگی جدیدی برای مخاطبینش فراهم کند
عکس هایش همگی سلف پرتره هاییست که دست کاری شده اند
او در عکس هایش خود را در موقعیت هایی قرار داده که توصیف یک دختر مبتلا به افسردگی از دید ذهن خود است
او میگوید که عاشق فانتزسیت و فانتزی را علاج مهمی برای فکر های فشرده این دوره زندگی میداند
انسانی در ارزوی رهایی
او امیدوار است که بیماران مثل او بعد از دیدن این عکس ها بتوانند کمی به ارامش رسند
او خوددرا عکاس تازه کاری میداند که از همه چیز الهام میگیرد
هر چند سوژه عکس هایش کاملا تکراریست ولی دیدن این تک عکسش خالی از لطف نیست
دوستان هنرجو اگر بخواهیم به عکاسی نگاه ایده الی داشته باشیم پس نباید از دانستن درباره درونیات ذهنی عکاسان دیگر غافل شویم
انها راهی را رفته اند که شاید روشناییش به ما در جاده جدیدی کمک کند

نوشته امیر شمس
@amirshamsofficial

#Janeliamould
#Fineartphg
#fineartphotography
Read more
کاش میشد دوباره مثل اون موقع ها راحت به خوابم کاش میشد مثل بچگیم یه خواب اروم ببینم و تو خواب فرشته ها ...
Media Removed
کاش میشد دوباره مثل اون موقع ها راحت به خوابم کاش میشد مثل بچگیم یه خواب اروم ببینم و تو خواب فرشته ها بام بازی کنن ولی الان انقدر روحم خسته و الودست که نه خوابی به چشمم میاد و نه فرشته هایی که بام بازی کنن هه کاش میشد دوباره برگردم به اون زمان #کاش #هه کاش میشد دوباره مثل اون موقع ها راحت به خوابم کاش میشد مثل بچگیم یه خواب اروم ببینم و تو خواب فرشته ها بام بازی کنن ولی الان انقدر روحم خسته و الودست که نه خوابی به چشمم میاد و نه فرشته هایی که بام بازی کنن
هه کاش میشد دوباره برگردم به اون زمان
#کاش #هه
 #آلبوم_را_ورق_بزنید #جیگرمی<span class="emoji emoji1f337"></span><span class="emoji emoji1f337"></span><span class="emoji emoji1f337"></span><span class="emoji emoji1f337"></span><span class="emoji emoji1f337"></span><span class="emoji emoji1f337"></span><span class="emoji emoji1f60d"></span><span class="emoji emoji1f60d"></span><span class="emoji emoji1f60d"></span><span class="emoji emoji1f60d"></span><span class="emoji emoji1f61c"></span><span class="emoji emoji1f618"></span><span class="emoji emoji1f618"></span><span class="emoji emoji1f618"></span> سرگرمی این شبامون بغیر از آقا نیکان کسی نمیتونه ...
Media Removed
#آلبوم_را_ورق_بزنید #جیگرمی سرگرمی این شبامون بغیر از آقا نیکان کسی نمیتونه باشه!!!!!! ما سه چیز را دردوران کودکی جا گذاشته ایم شادمانی بی دلیل دوست داشتن بی دریغ کنجکاوی بی انتها یادش بخیر بچگیا ، شیطونیا ، تموم پنهون کاریا بازی گرکم به هوا ، کباب ... #آلبوم_را_ورق_بزنید
#جیگرمی🌷🌷🌷🌷🌷🌷😍😍😍😍😜😘😘😘 سرگرمی این شبامون بغیر از آقا نیکان کسی نمیتونه باشه!!!!!! ❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤ما سه چیز را دردوران کودکی جا گذاشته ایم
شادمانی بی دلیل
دوست داشتن بی دریغ
کنجکاوی بی انتها یادش بخیر بچگیا ، شیطونیا ، تموم پنهون کاریا
بازی گرکم به هوا ، کباب کباب ، تموم اسباب بازیا
لوس شدنا ، خندیدنا ، دوس داشتنی های راستکی
عیدی گرفتن از همه ، پول تو جیبی ، بستنیای آبکی
راستی عجب عالمی بود ، پر بودیم از فصل بهار
دنیا رو رنگی میدیدیم ، قشنگو پر نقشو نگار
دنیای خوبی بود ولی ، حیف که تموم شد و گذشت
مثل یه موج از سرمون ، گذشتو دیگه برنگشت
حالا دیگه قد کشیدیم ، پر شدیم از رنگو ریا
غرق شدیم تو عالم ، زرنگیا ، درنگیا
کاشکی میشد ما آدما ، بچه میموندیم تا ابد
دل میدادیم به چنتا گل ،یا چنتا سیب تو یه سبد
کاش میشد بچـگی را زنده کرد / کودکی شد کودکانه گـریه کرد . . .
شعر قهر قهر تا قیامت را سرود ! / آن قیامت که دمــــی بیشتر نبود . . .
فاصله با کودکی هایمان چه کرد ؟ / کاش میشد بچگانه خـــــــــنده کرد !

#کودکان #کودکانه #کودکانه_ها #کودکانه_های_من #کوچولوها #کوچولو #کوچولوم
Read more
. .درهوای هوس باز دلم در انتظارم که هوایت به هوایم برسد در هوس بازترین جهان ایستاده ام تنها که ...
Media Removed
. .درهوای هوس باز دلم در انتظارم که هوایت به هوایم برسد در هوس بازترین جهان ایستاده ام تنها که جهانت به جهانم برسد هوس روح تو در من دمیدست اینبار چه شود بوسه ای از  لب تو، به لبانم برسد یک جهان شیفته زیبایی بی رحامانه توست آخر چرا نباید جهانت به جهانم برسد چون مترسک نقابی به صورت دارم  ایستاده ... .
.درهوای هوس باز دلم در انتظارم
که هوایت به هوایم برسد

در هوس بازترین جهان ایستاده ام تنها
که جهانت به جهانم برسد

هوس روح تو در من دمیدست اینبار
چه شود بوسه ای از  لب تو، به لبانم برسد

یک جهان شیفته زیبایی بی رحامانه توست
آخر چرا نباید جهانت به جهانم برسد

چون مترسک نقابی به صورت دارم
 ایستاده ام وسط جهان بی احساسم
شده ام مثل گرگی که گله را گم کرده
میبارد باران به روی جسم بی احساسم

منِ تنهای دل مرده هنوزم به این محکومم
که مبادا بی تو لحظه ای ،جایی بِرَوَم

این حکم به تقاص کدامین گناست
که بی تو حتی نباید به بهشت خدایی بِرَوَم

کاش میشد که در آخر روزی
این جهانم بی هوس به جهانت برسد

کاش میشد که در آخر روزی
بی هوس بوسه ای از لب من به لبانت برسد
#ابونصری
.
@mohammadaboonasriii
#weeditit
#bravogreatphoto #_ax_honari_
#topcaptures
#i_owe_myself #portrait_vision #pr0ject_uno #portraitpage
#thstreetlife #photoaxgram
#istgahe_honar
#Pic_firik_ #akasanejavan #Exploremore #portraitgames #ourmoodydays #visualambassadors #bleachmyfilm #humanedge #moodyports #portraitsfromtheworld #shotzdelight #portraitfolk #vscoportrait #theportraitpr0ject
#honar_doostan
#Concept_art
Read more
 #روز_پاسدار نه فقط اینکه #کرمانشاه_تنها_نیست بلکه هیچ کدوم از مناطق محروم جای دیگه تنها نیستن... تا ...
Media Removed
#روز_پاسدار نه فقط اینکه #کرمانشاه_تنها_نیست بلکه هیچ کدوم از مناطق محروم جای دیگه تنها نیستن... تا پاسدارانی مثل #حاج_سعید_قاسمی و #حاج_حسین_یکتا و #حاج_مهدی_رسولی ها هستن... . #پ_ن: #پاسدار اینان... پاسداری از انقلاب یعنی هرجا انقلاب نیاز به کمک‌داره اونجا باشی... کاش میشد ... #روز_پاسدار
نه فقط اینکه #کرمانشاه_تنها_نیست بلکه هیچ کدوم از مناطق محروم جای دیگه تنها نیستن...
تا پاسدارانی مثل #حاج_سعید_قاسمی و #حاج_حسین_یکتا و #حاج_مهدی_رسولی ها هستن...
.
#پ_ن:
#پاسدار اینان...
پاسداری از انقلاب یعنی هرجا انقلاب نیاز به کمک‌داره اونجا باشی...
کاش میشد همه دغدغه ی این بزرگواران رو به تصویر کشید تا مردم #مرد رو از #نامرد تشخیص بدن؛
.
#پ_ن۲:
این عزیزان نامبرده هیچکدوم‌ استخدام #سپاه_عزیز نیستن؛ اما پاسدار واقعی هستن
.
.

#سر_پل_ذهاب
#سرپل_ذهاب
#مناطق_زلزله_زده
#زلزله
#مناطق_محروم
#محرومیت_زدایی
#ساخت_مسکن
#پاسدار_واقعی
#پاسدار_انقلاب
#امام_حسینی
#سپاه_پاسداران
#سپاه_مقتدر
#سپاه
Read more
ساعت از بیست و چهار گذشته کلی کار عقب افتاده دارم اما از چند ساعت پیش دغدغه ای که از نوجوانی همراه من است باز سراغم آمده و رهایم نمیکند... مدام به خودم میگویم میدانی چقدر کتاب هست که نخوانده ای؟ چقدر فیلم هست که ندیده ای؟ چقدر مکان هست که نرفته ای؟ میدانی چقدر زندگی به خودت بدهکاری؟ همیشه نقطه ... ساعت از بیست و چهار گذشته
کلی کار عقب افتاده دارم
اما از چند ساعت پیش دغدغه ای که از نوجوانی همراه من است باز سراغم آمده و رهایم نمیکند...
مدام به خودم میگویم میدانی چقدر کتاب هست که نخوانده ای؟
چقدر فیلم هست که ندیده ای؟
چقدر مکان هست که نرفته ای؟
میدانی چقدر زندگی به خودت بدهکاری؟
همیشه نقطه ای برای خودم تصور کرده ام و با خود گفته ام به آنجا که برسم دیگر همانگونه که دلم بخواهد زندگی میکنم و با این تفکر همیشه سر خودم را، سر ذوقم را کلاه گذاشته ام...
میدانم تو هم اینگونه ای، میدانم!
و غافلیم از اینکه زندگی همین لحظاتی ست که میگذرد...
کاش میشد همین فردا، هنوز آفتاب طلوع نکرده
وقتی مادرم خواب است پیشانی اش را ببوسم و این زندگی که مثل سیریش به من چسبیده و نمیگذارد زندگی کنم را رها کنم و بروم!
چقدر راحت میگذشت این لحظات اگر آرزویی نبود!
اگر فکر به فردایی نبود
اگر این چهارچوب ها و محدودیت ها نبودند...
.
ما دیکتاتورهایی هستیم که آزادی را درون خودمان کشته ایم.
پارت ٢ كار "دل آشوب" ساخته خودم...
اميدوارم دوست داشته باشيد ❤
نظراتتون انرژي بخشه ❤🌹
Read more
. درست 205 روز دیگه به سالگرد پرواز عشقمون مونده... کاش میشد یه دستگاه زمان داشتیم.... این زمانو ...
Media Removed
. درست 205 روز دیگه به سالگرد پرواز عشقمون مونده... کاش میشد یه دستگاه زمان داشتیم.... این زمانو همینجا متوقف میکردمو همه چیو برمیگردوندم به قبل.. به همون روزای قبل بیمارستان بهمن نه.......بیمارستان نیکان.... به روزای خیلی قبلتر.....انقدر قبل که مرتضی رو یجور متوجه میکردیم به حواسش ... .
درست 205 روز دیگه به سالگرد پرواز عشقمون مونده...
کاش میشد یه دستگاه زمان داشتیم....
این زمانو همینجا متوقف میکردمو همه چیو برمیگردوندم به قبل..
به همون روزای قبل بیمارستان بهمن نه.......بیمارستان نیکان....
به روزای خیلی قبلتر.....انقدر قبل که مرتضی رو یجور متوجه میکردیم به حواسش به معدش باشه....که سلامتیشو اولویت قرار بده تا ماها.
باهم متحد میشدیم نمیزاشتیم کنسرت بزاره که اونقدر درد بکشه....مجبورش میکردیم بجای اینکه بخواد ماهارو برای اخرین بار تو شهرای مختلف ببینه استراحت کنه و خوب بشه بعد خودمون میرفتیم دیدنش....دیگه وقتی میومد تو شهرا بخونه برای اخرین بار نبود..
اون دست گلها برای عیادتش بود برای سنگ قبرش نبود.....
اینهمه خیرات بجاش کمپوت و ردبول و چیزایی که دوست داشت بود....
اونوقت الان...همه باهم مثل پارسال منتظر تولدش بودیم.
نه منتظره.......
Read more
به رسم همیشه چند عکس از رغز زیبا.96.3.29 دل نوشت: اوایل اردیبهشت ماه امسال که رفتم رغز کلی خوشحال ...
Media Removed
به رسم همیشه چند عکس از رغز زیبا.96.3.29 دل نوشت: اوایل اردیبهشت ماه امسال که رفتم رغز کلی خوشحال شدم چون دره خیلی تمیز شده بود و هیچ اثری از آشغال نبود. فوق العاده بود. اما حدس میزدم دوباره مثل قبل کثیف بشه اما تصورش هم نمیکردم به این زودی. تنها ظرف یک ماه حجم انبوهی از انواع و اقسام آشغال تو رغز رها ... به رسم همیشه چند عکس از رغز زیبا.96.3.29

دل نوشت: اوایل اردیبهشت ماه امسال که رفتم رغز کلی خوشحال شدم چون دره خیلی تمیز شده بود و هیچ اثری از آشغال نبود. فوق العاده بود. اما حدس میزدم دوباره مثل قبل کثیف بشه اما تصورش هم نمیکردم به این زودی. تنها ظرف یک ماه حجم انبوهی از انواع و اقسام آشغال تو رغز رها شده. کاش میشد یه کمپین راه انداخت برای حفظ رغز. بخدا خیلی دل گیره وقتی میبینی جایی که اینقدر خوشکل هست و طبیعت دلنشینی داره بخاطر سهل انگاری چند نفر به این روز افتاده. 😢
@habersham_sar @climb_dreaming @rockexotica.usa @rockandicemag @scarpana @mammut_absolute_alpine @climbingmagazine @chris_sharma @lasportivana @blackdiamond @petzl_official #rope #extreme #canyoning #canyoneering #curosity #bestview #canyon #irancanyon #eroica_extreme_sport #athlete #tange_raghez_guidingtour
Read more
عمو جانم ... تولدت مبارک... تو حتی در تولد هم بعد از حسینی... کاش میشد منم مثل تو باشم عمو ... ولی ...
Media Removed
عمو جانم ... تولدت مبارک... تو حتی در تولد هم بعد از حسینی... کاش میشد منم مثل تو باشم عمو ... ولی سرم پایینه و میگم عمو بازم شرمندت کردم... آخه من دارم همش ابروتو میبرم بزار برم... دستمو ولکن تا دیگه ابروتو بیشتر نریختم ... ولی تو.... دستگیر ، بی دست عالم ، با لبخند زیبایت گفتی.... ن من هنوزم ... عمو جانم ...
تولدت مبارک...
تو حتی در تولد هم بعد از حسینی...
کاش میشد منم مثل تو باشم عمو ...
ولی سرم پایینه و میگم عمو بازم شرمندت کردم...
آخه من دارم همش ابروتو میبرم بزار برم...
دستمو ولکن تا دیگه ابروتو بیشتر نریختم ...
ولی تو....
دستگیر ، بی دست عالم ، با لبخند زیبایت گفتی....
ن من هنوزم عمویت هستم و بالاتر دوستت ....
عباس پس کمکم کن... تو رو جان رقیه که روش غیرت و داری ولی......
یه دل نوشته با عمویم عباس(ع)

لطفا روی تگ های زیر کلیک کنید(:
#love #me #cute #TagsUpLikes #girl #guy #beautiful #fashion #follow #smile #followme #friends #tagsuplikes #photo #life #funny #hot #baby #girls #eshgh #aks @TagsUpLikes #عشق #من #زیبا #فشن #خنده #دوست #عکس #دختر #پسر
Read more
... "بعضي آدمها دنيارو زيباميکنند"؛ آدمايي که هروقت ازشون بپرسي چطوري؟ ميگن خوبم. وقتی بهشون ...
Media Removed
... "بعضي آدمها دنيارو زيباميکنند"؛ آدمايي که هروقت ازشون بپرسي چطوري؟ ميگن خوبم. وقتی بهشون زنگ میزنی وبیدارشون میکنی! میگن بیداربودم !! یا میگن خوب شدزنگ زدی.. وقتي ميبينن يه گنجشک داره رو زمين غذا ميخوره راهشون روکج ميکنن که اون نپره اگه يخ ام بزنن،دستتو ول نميکنن بزارن تو جيبشون. ادم ... ...
"بعضي آدمها دنيارو زيباميکنند"؛
آدمايي که هروقت ازشون بپرسي چطوري؟ ميگن خوبم.
وقتی بهشون زنگ میزنی وبیدارشون میکنی! میگن بیداربودم !! یا میگن خوب شدزنگ زدی..
وقتي ميبينن يه گنجشک داره رو زمين غذا ميخوره راهشون روکج ميکنن که اون نپره اگه يخ ام بزنن،دستتو ول نميکنن بزارن تو جيبشون.
ادم هايي که با صد تا غصه تو دلشون بازم صبورانه پاي درد دلات مي شينن!
همينها هستند که دنيارا جاي بهتري ميکنند؛
مثل آن راننده تاکسي ای که حتي اگردر ماشينش را محکم ببندي بلند ميگويد: روزخوبي داشته باشي.. آدمهايي که توي اتوبوس وقتي تصادفي چشم درچشمشان ميشوي، روبرنميگردانند لبخند ميزنند وهنوز نگاه ميکنند.
دوستهايي که بدون مناسبت کادو ميخرندوميگويند اين شال پشت ويترين انگارمال توبود.
يا گاهي دفتر يادداشتي، کتابي..
آدمهايي که ازسرچهارراه، نرگس نوبرانه ميخرند و با گل ميروند خانه "کسانيکه غم هيچکس راتاب نمياورند و تو رابه خاطرخودت ميخواهند و خلاصه در یک کلام ،بامعرفتن.
ای کاش میشد این ادم هارو قاب کرد و به در ودیوار شهر زد....
Read more
دستهایش بی هیچ سرنگی مرفین تزریق میکرد . در جوانی به زیبایی و در پیری به مهربانی و نجابت وامید و لبخند ...
Media Removed
دستهایش بی هیچ سرنگی مرفین تزریق میکرد . در جوانی به زیبایی و در پیری به مهربانی و نجابت وامید و لبخند شهره بود . سالها که مادرم ایران نبود هروقت دلم تنگ میشد میرفتم خونش ، بوی مادرم را میداد شاید حتی مهربان تر... خونه مامانی عشق بود.. . نزدیک به خونشون یه پاشگاه پارکور داشتم که همیشه چند ساعت ... دستهایش بی هیچ سرنگی مرفین تزریق میکرد
.
در جوانی به زیبایی و در پیری به مهربانی و نجابت وامید و لبخند شهره بود
.
سالها که مادرم ایران نبود هروقت دلم تنگ میشد میرفتم خونش ، بوی مادرم را میداد شاید حتی مهربان تر... خونه مامانی عشق بود..
.
نزدیک به خونشون یه پاشگاه پارکور داشتم که همیشه چند ساعت قبل یه سر میزدم نون و پنیر درست میکرد میگفت بگیر بخور جون داشته باشی به شاگردات درس بدی من نمیدونم چی میزد به نون پنیر که انقدر خوشمزه بود شاید ادویه ای به نام عشق...
.
همش در حال عبادت و نیایش بود دکتر گفته بود نباید خم و راست شه اما سالهای سال نشسته نماز میخوند همش منو دعا میکرد میگفت مادر مراقب باش اگه دلت بیقرار شد سبحان الله بگو آروم میشی.
.
آمار همه فقرای محل و داشت یواشکی کمک میکرد با این که نمیتونست راه بره یکم یکم برنجو خوراکی میبرد براشون .
بی چادر کسی ندیده بود میگفت مکه به کنار عشق کربلاست قرار بود خوب که شد بفرستمش 😔. .
چه زیبا خواببیده بود صورت زیبایش را در منزل ابدی دیدم هیچ دینی به این دنیا نداشت انگار اماده بهشت بود لبخند بر تن بیجانش بود 😔
.
برادرش سالها اسیر جنگ بود و بعد از سالها برگشت و شب قبل از خاکسپاری شهادت داد که مثل زینب برای حسین دنبالش گشته و وقتی پیداش شد اسیر نوازی کرد... ای کاش بیاید امشب و شب های دیگر زینب و فاطمه کنارش ...🖤💙
Read more
...پست موقت این مطالب دو سال پیش من در #روزنامه_اعتماد است.روزهایی که تازه اختلاف #کارلوس_کی_روش ...
Media Removed
...پست موقت این مطالب دو سال پیش من در #روزنامه_اعتماد است.روزهایی که تازه اختلاف #کارلوس_کی_روش و #برانکو_ایوانکوویچ شکل گرفته بود. روزهایی که میشد این اختلاف را مدیریت و دو طرف را پای میز مذاکره کشاند.نتیجه عدم مدیریت آن روزها جنگ بزرگ امروز و توهین های سرمربی #تیم_ملی به برانکو ایوانکوویچ ... ...پست موقت

این مطالب دو سال پیش من در #روزنامه_اعتماد است.روزهایی که تازه اختلاف #کارلوس_کی_روش و #برانکو_ایوانکوویچ شکل گرفته بود. روزهایی که میشد این اختلاف را مدیریت و دو طرف را پای میز مذاکره کشاند.نتیجه عدم مدیریت آن روزها جنگ بزرگ امروز و توهین های سرمربی #تیم_ملی به برانکو ایوانکوویچ است.جنگی که بازنده های آن هر دو مربی و البته تیم ملی و #پرسپولیس هستند.جنگی که لذت نمایش تیم ملی در #جام_جهانی را زهرمار مان کرد. انگاری خوشی به ما نیامده است. این جنگ ضربه های زیادی طی این دو سال به تیم ملی و پرسپولیس زده و خواهد زد. فردا ساعت چهار بعدازظهر در لایو مفصل درباره این موضوع صحبت خواهم کرد.کاش #فدراسیون_فوتبال و باشگاه پرسپولیس مدیرانی مثل #محمد_دادکان و #صفایی_فراهانی داشتند‌. این سکوت عجیب مسولان فدراسیون بیشتر از توهین های کارلوس کی‌روش اعصاب هواداران را به هم ریخته است. حال طرفداران هر دو مربی با توهین به طرف مقابل و زیر سوال بردن عملکرد آنها به دنبال غرامت گرفتند از جنگی هستند که بازنده قطعی آن تیم ملی و باشگاه پرسپولیس است. آقای #تاج، آقای #گرشاسبی لطفاً فکری کنید. در جلسه با آقای گرشاسبی این موارد را گفتم اما انگاری آب در هاون می کوبیدم. هر چه در این دو سال فریاد زدم صدایم به گوش هیچکس نرسید. اما با این مصاحبه آخر جناب کی روش دیگه سکوت جایزه نیست و باید تکلیف یکبار برای همیشه مشخص شود. تمام

پ.ن فردا ساعت چهار بعدازظهر لایو #فوتبال_با_فواد را دنبال کنید. حرف های زیادی از پشت پرده های دو سال اخیر برای گفتن وجود دارد و این جنگ بازنده را مورد بررسی قرار می دهیم

پ.ن زنده باد برانکو ایوانکوویچ
Read more
. . .ساعت از بیست و چهار گذشته کلی کار عقب افتاده دارم اما از چند ساعت پیش دغدغه ای که از نوجوانی همراه ...
Media Removed
. . .ساعت از بیست و چهار گذشته کلی کار عقب افتاده دارم اما از چند ساعت پیش دغدغه ای که از نوجوانی همراه من است باز سراغم آمده و رهایم نمیکند... مدام به خودم میگویم میدانی چقدر کتاب هست که نخوانده ای؟ چقدر فیلم هست که ندیده ای؟ چقدر مکان هست که نرفته ای؟ میدانی چقدر زندگی به خودت بدهکاری؟ همیشه ... .
.
.ساعت از بیست و چهار گذشته
کلی کار عقب افتاده دارم
اما از چند ساعت پیش دغدغه ای که از نوجوانی همراه من است باز سراغم آمده و رهایم نمیکند...
مدام به خودم میگویم میدانی چقدر کتاب هست که نخوانده ای؟
چقدر فیلم هست که ندیده ای؟
چقدر مکان هست که نرفته ای؟
میدانی چقدر زندگی به خودت بدهکاری؟
همیشه نقطه ای برای خودم تصور کرده ام و با خود گفته ام به آنجا که برسم دیگر همانگونه که دلم بخواهد زندگی میکنم و با این تفکر همیشه سر خودم را، سر ذوقم را کلاه گذاشته ام...
میدانم تو هم اینگونه ای، میدانم!
و غافلیم از اینکه زندگی همین لحظاتی ست که میگذرد...
کاش میشد همین فردا، هنوز آفتاب طلوع نکرده
وقتی مادرم خواب است پیشانی اش را ببوسم و این زندگی که مثل سیریش به من چسبیده و نمیگذارد زندگی کنم را رها کنم و بروم!
چقدر راحت میگذشت این لحظات اگر آرزویی نبود!
اگر فکر به فردایی نبود
اگر این چهارچوب ها و محدودیت ها نبودند...
.
ما دیکتاتورهایی هستیم که آزادی را درون خودمان کشته ایم. ."در ادامه ی حرف هایم با دیوار"
#علی_سلطانی
Read more
این تقسیم بودجه واقعن مبناش عقلانیته؟ یعنی همه چی سرجاشه هیچ کمبودی تو مملکت نیست همه خونه و کار نون ...
Media Removed
این تقسیم بودجه واقعن مبناش عقلانیته؟ یعنی همه چی سرجاشه هیچ کمبودی تو مملکت نیست همه خونه و کار نون شب دارن که اینجوری بذل و بخشش بین چهره های مذهبی شده!!؟ یه مثل معروف داریم که میگه شکم گرسنه دین و ایمون سرش نمیشه. ای کاش میشد یه نظرسنجی در مورد این تقسیم بودجه انجام بشه، قول میدم نتیجه ش باورنکردنی ... این تقسیم بودجه واقعن مبناش عقلانیته؟ یعنی همه چی سرجاشه هیچ کمبودی تو مملکت نیست همه خونه و کار نون شب دارن که اینجوری بذل و بخشش بین چهره های مذهبی شده!!؟ یه مثل معروف داریم که میگه شکم گرسنه دین و ایمون سرش نمیشه. ای کاش میشد یه نظرسنجی در مورد این تقسیم بودجه انجام بشه، قول میدم نتیجه ش باورنکردنی میشد.
امیدوارم در جهت تحقق وعده ها باشه آقای روحانی.
Read more
. . کاش میشد برای گفتنِ این جمله ها اونقدر پیر نبودم، ولی هرروزی که میاد یه سال بیشتر میگذره، هر لحظه ...
Media Removed
. . کاش میشد برای گفتنِ این جمله ها اونقدر پیر نبودم، ولی هرروزی که میاد یه سال بیشتر میگذره، هر لحظه ای که میره، همیشه. به دستام نگاه میکنم، به پاهام وقتی که انقلاب و زیرگذرِ منتهی به خونمونو سلانه سلانه راه میرم، به نبضی که توی گیجگاهم میزنه و جزئیاتِ ناخونای انگشتام وقتی منتظرِ مترو رو صندلی های ... .
.
کاش میشد برای گفتنِ این جمله ها اونقدر پیر نبودم، ولی هرروزی که میاد یه سال بیشتر میگذره، هر لحظه ای که میره، همیشه. به دستام نگاه میکنم، به پاهام وقتی که انقلاب و زیرگذرِ منتهی به خونمونو سلانه سلانه راه میرم، به نبضی که توی گیجگاهم میزنه و جزئیاتِ ناخونای انگشتام وقتی منتظرِ مترو رو صندلی های ایستگاه نشستم، به کوله ای که همیشه با خودم از این ور زندگی میکشونم به اون ور زندگی نگاه میکنم، من چی دارم؟ همه چی و هیچی. همه چی و هیچ چی... فقط یکمی احساسِ پیری میکنم؛ شبیهِ برگِ زردِ بی توانِ افتاده رویِ آسفالت که بهش شبِ قبل بارون خورده، حس میکنه که دیگه اونقدرا خشک نیست که با کفش هر عابری خوردتر بشه، ولی بازم زنده نیست، رویِ درخت نیست... بنظرت باید با این کمدیِ روده بُر کننده ی نفس کشیدن و کشیدن و بعد نکشیدن چیکار کرد؟ با این از خدا رسیده ی عبث چیکار کرد؟ ... شاید اگه مادرم میبودم با یه قلبِ گشوده و ذهنِ خسته تا تنه ام میخورد به زندگی هِی نذر و نیاز و دعا میکردم، شاید اگه پدرم بودم با حسِ گناهِ تلخی، هِی کار میکردم بدونِ اینکه به دستام وُ صورتم نگاه کنم، شاید اگه زنده بودم شبیهِ پستانداری به بلوغ رسیده دوست میداشتم و دوست داشته میشدم، عمیقا میخندیدم و عمیقا گریه میکردم، بدونِ منطق میدویدم و بدونِ احساس قبول میکردم... اما حس میکنم باید از یه جایی بپرم، خیییلی بلند، اونقدر که موقعِ افتادن و غلت خوردن تو خلأ از اینکه پریدم پشیمون بشم، بعد چشمام رو باز کنم و ببینم همش مثلِ همیشه که با یه تکون از خواب پریدم خواب بوده و باید از نو شروع کرد ... از نو پیر شد، از نو روز به روز زندگی کرد.
Read more
یاد آن روزی که تختی و حیاطی داشتیم قُل قُل قوری و قلیان و بساطی داشتیم عطر آویشن، ردیف استکان های ...
Media Removed
یاد آن روزی که تختی و حیاطی داشتیم قُل قُل قوری و قلیان و بساطی داشتیم عطر آویشن، ردیف استکان های بلور زندگی شیرین تر از چای نباتی داشتیم مادری فیروزه تر از آسمان مخملی سایه ی مهر پدر، ظهر صلاتی داشتیم خانه ای گرچه کلنگی خالی از اندوه و غم باخبر از حال هم شور و نشاطی داشتیم نم نم چنگ و رباب و گلنراقی ... یاد آن روزی که تختی و حیاطی داشتیم
قُل قُل قوری و قلیان و بساطی داشتیم

عطر آویشن، ردیف استکان های بلور
زندگی شیرین تر از چای نباتی داشتیم مادری فیروزه تر از آسمان مخملی
سایه ی مهر پدر، ظهر صلاتی داشتیم

خانه ای گرچه کلنگی خالی از اندوه و غم
باخبر از حال هم شور و نشاطی داشتیم

نم نم چنگ و رباب و گلنراقی و قمر
هر شب جمعه که میشد سور و ساتی داشتیم

نرده های غرق پیچک، پله پله اطلسی
گام پاورچین و غرق احتیاطی داشتیم

شرشر فواره روی رقص ماهی های حوض
شور و شوق و خاطر پُر انبساطی داشتیم

ساده مثل آفتاب آمده از پشت کوه
بی خجالت لهجه ی اهل دهاتی داشتیم

حافظ از شاخه نباتش، سعدی از سیمین تنش..
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتی داشتیم

کارگردان! آنهمه عشق و صفا یادش بخیر
آخر ِ آن روزها ای کاش کاتی داشتیم

عکس ما را قاب کن هرچند با گرد و غبار
تا که خوشبختی بداند خاطراتی داشتيم
Read more
شَب که میشود دَر و دیوارِ اتاق میخواهند رویِ سینه‌اَم آوار شوند . هوا کَم میشود . حِس میکنم چیزی کم است ...
Media Removed
شَب که میشود دَر و دیوارِ اتاق میخواهند رویِ سینه‌اَم آوار شوند . هوا کَم میشود . حِس میکنم چیزی کم است و هر چه نگاه میکنم نمیفهمَم چیست . همه چیز تو را به یادَم می‌آورد؛ عقربه‌یِ ساعتی که مرا یاد زَمانی که رفتی می‌اندازد . دوازدَه و پنجاه و یک دقیقه و ده ثانیه شَب بود .. چراغ خوابِ قدیمیِ رویِ میز را ... شَب که میشود دَر و دیوارِ اتاق میخواهند رویِ سینه‌اَم آوار شوند . هوا کَم میشود . حِس میکنم چیزی کم است و هر چه نگاه میکنم نمیفهمَم چیست .
همه چیز تو را به یادَم می‌آورد؛
عقربه‌یِ ساعتی که مرا یاد زَمانی که رفتی می‌اندازد . دوازدَه و پنجاه و یک دقیقه و ده ثانیه شَب بود .. چراغ خوابِ قدیمیِ رویِ میز را نگاه میکنم .. "آخ خدارو شُکر این چراغ زندَست هنوز .. میترسَم بسوزه و شَبا وقتی خوابی نتونم نیگات کنم .." این جمله را هر شَب وقتی روشنَش میکردی با صدایِ بلند طوری که من بشنوَم میگفتی ..
به سقف خیره میشوم .. هنوز هم با همان ترَکِ قدیمی و عَمیق سر پامانده و هنوز مَن و خیالت را زیرِ خودش نگهداشتِه ..
روی بالشَت دست میکشم، جای خالی‌ات را بو میکشم، که اگر بودی مثل هر شَب بر گونه‌اَت دست میکشیدم و موهایَت را بو ..
ولی نیستی و این اصلا برایَم خوشایند نیست که جایت را رختخوابِ خالی‌ات گرفته ..
پشتَم را میکنم به جایِ خالی‌ات، پتویَم را در بغلَم فشار میدهم و بغضَم را قورت میدهم .. چقدر دلم میخواست اینجا بودی، از پشت بغلم میکردی، پشتِ گوشم را میبوسیدی و میگفتی " اگر یِک شب نبوسمِت شبم صبح نمیشه میترسَم معتادَت شده باشم" و من هَم همان موقِع آرزو میکردم شده باشی ..
شب که میشود خانه میشود قبرِستان .. میشود جَهنم ..
شب که میشود هِزار بار میمیرم و زنده میشوَم از این نبودنِ تو خالی‌ات ..
و ای کاش میشد این شَب‌ها هزار بار مُرد و یک بار کمتر زندِه شد ..!
.
.
. ⭐ #میکائیل💕 .
. 🆔@mikilove351 📷
.
.
.
✉ #کامنتتون_لاااایک_طلایی_داره_دوست_عزیز🍀🌹💓🍀🌹💓🍀🌹💓🍀🌹
Read more
 #خدا <span class="emoji emoji2764"></span> #آغوش_مادرانه باصدای : #سامان_فرد موسیقی: #هامون‌اجتماعی ترانه : #علی_عباسی گیتار ...
Media Removed
#خدا #آغوش_مادرانه باصدای : #سامان_فرد موسیقی: #هامون‌اجتماعی ترانه : #علی_عباسی گیتار : #ادریس_غلامی هم اکنون میتونید این آهنگ از کانال تلگرامی که لینکش دربیو هست دانلود کنین و به مادرتون هدیه بدین #خدا متن ترانه #آغوش_مادرانه هربار زمین خوردم تو دستم رو گرفتی خیلی دلم ... #خدا ❤
#آغوش_مادرانه
باصدای : #سامان_فرد
موسیقی: #هامون‌اجتماعی
ترانه : #علی_عباسی
گیتار : #ادریس_غلامی

هم اکنون میتونید این آهنگ از کانال تلگرامی که لینکش دربیو هست دانلود کنین و به مادرتون هدیه بدین
#خدا❤👑
متن ترانه #آغوش_مادرانه
هربار زمین خوردم تو دستم رو گرفتی
خیلی دلم میخواست یکم مثل تو باشم
چشمای تو مثل خداست ای کاش میشد
رنگ چشاتو به همه دنیا بپاشم
هرجا که رفتم تو دعات پشت سرم بود
باتو که من چیزی کم ازدنیا ندارم
تموم دلخوشیم شده شبا بیامو
رو پای تو بدون منت سر بزارم
تو بیشترازخودم به من امید داری
ببخش اگه اونی که تو میخوای نمیشم
خیلی تورو رنجوندمو بازم نرفتی
هیچکی مثه تو تاتهش نمونده پیشم
هیچکسو تو دنیا مثه من دوست نداری
هیچکی مثه من تویه قلبت جا نداره
احساسیو که تو به من داری به ولله
هیچ آدمی تو کل این دنیا نداره
این حسو حال مادرانت زندگیمه
تو پیر شدی تا من کنارت پا بگیرم هنوز مثه بچگیام دلگیر که میشم
جز سمت آغوش تو هیچ جایی نمیرم

تقدیم به مادر خودم که هرگز نشد زحماتشو جبران کنم و تمام مادرای دنیا
خدا مادرتونو نگه داره براتون
اگرم به رحمت خداوند رفتن انشالله توبهشت جاشون باشه و دعای خیرشون آغوش مادرانه ی شما
Read more
#IGTV_کلیپ_کامل_گذاشتم # ✍ کاش جای شانه بودم شانه میکردم تورا میشدی مثل شراب پیمانه میکردم تورا ❣❣ میشدم یک شاعر دیوانه با رقص و غزل خط به خط میگفتم و دیوانه میکردم تورا تو برایم لیلی و من میشدم مجنون تو وارد یک قضیه مردانه میکردم تو را ❣❣ هر دو با اسب سفیدی دور از شب های تلخ می رساندم ... #IGTV_کلیپ_کامل_گذاشتم👈
# ✍
کاش جای شانه بودم شانه میکردم تورا
میشدی مثل شراب پیمانه میکردم تورا
❣🍃❣🍃❣
میشدم یک شاعر دیوانه با رقص و غزل
خط به خط میگفتم و دیوانه میکردم تورا

تو برایم لیلی و من میشدم مجنون تو
وارد یک قضیه مردانه میکردم تو را
❣🍃❣🍃❣
هر دو با اسب سفیدی دور از شب های تلخ
می رساندم وارد کاشانه میکردم تو را

یا زلیخا میشدی من یوسفانه عاشقت
ساغر هم میشدیم میخانه میکردم تو را
❣🍃❣🍃❣
کاش میشد تا سحر این شعر را طولش دهم
تا که من هم عاشق دیوانه میکردم تورا....... 
Read more
 #كيك_استوانه . سلام عزیزان روزتون بخیر و شادی<span class="emoji emoji1f33b"></span><span class="emoji emoji1f343"></span><span class="emoji emoji1f33b"></span><span class="emoji emoji1f343"></span><span class="emoji emoji1f33b"></span><span class="emoji emoji1f343"></span> اینم رسپی کیک استوانه ای دوستای گلم قالب ...
Media Removed
#كيك_استوانه . سلام عزیزان روزتون بخیر و شادی اینم رسپی کیک استوانه ای دوستای گلم قالب این کیک چیزی نیست جز . ازونجا که من یه پسر کوچولو دارم که شیرخشک میخوره بله خودشه ظرف شیرخشک من همیشه وقتي ظرفای شیرخشک رو بیرون میریختم میگفتم کاش میشد یه کاری باهاشون کرد دیروز یهو به سرم زد ... #كيك_استوانه
.
سلام عزیزان روزتون بخیر و شادی🌻🍃🌻🍃🌻🍃
اینم رسپی کیک استوانه ای
دوستای گلم قالب این کیک چیزی نیست جز😁
.

ازونجا که من یه پسر کوچولو دارم که شیرخشک میخوره
بله خودشه ظرف شیرخشک
من همیشه وقتي ظرفای شیرخشک رو بیرون میریختم میگفتم کاش میشد یه کاری باهاشون کرد
دیروز یهو به سرم زد بعنوان قالب کیک ازش استفاده کنم😅😅😅
.

آرد سبوس دار 2 لیوان
شکر یک لیوان
روغن مایع دو سوم لیوان
ماست یک لیوان
تخم مرغ سه عدد
وانیل یک ق چ
بکینگ پودر 10 گرم
جوش شیرین یک دوم ق چ
پودر کاکایو دو ق غ .

تخم مرغ و شکر و وانیل و هم میزنیم تا کرمی و سبک بشه سپس ماست و روغن مایع رو اضافه کرده کمی هم میزنیم بعد آرد و ب پ و جوش شیرین رو که الک کردیم کم کم اضافه کرده و مخلوط می کنیم نصف مواد رو به ظرف دیگه منتقل کرده و بودر کاکایو رو به یکی از ظرفها اضافه کرده مخلوط میکنیم.
کف ظرف شیرخشک رو کمی چرب کرده و آرد میپاشیم(البته كلا نميچسبه ميتونيد اصلا چربش نكنيد). کمی از مواد بدون کاکایو ریخته بعد کمی از مواد کاکایویی. داخل فر 170 درجه از قبل گرم شده حدود یک ساعت یا کمی کمتر می پزیم. پخت کیک رو با سیخ چوبی یا کارد چک کنید.
بعد از پخت اجازه بدین کیک خنک شه بعد ظرف رو بصورت وارونه داخل یه بشقاب بزارید. حالا انگار میخواین در قوطی کنسرو رو باز کنین. پس کنسرو باز کن رو بردارین و بیفتین به جونش و ته ظرف شیرخشک رو جدا کنید حالا ظرف رو برگردونده و قالب رو با کمی فشار روی کیک به آرومی جدا کنید
میتونید این کیک رو لایه لایه کنید و خامه کشی کنید و بشه یه naked cake یا همون کیک عریان(البته نوع اسفنجيشو) یا مثل من تنبلونه رفتار کنید
.
البته طرح كيك من ته نشين شده بود واسه همون عكس قبلي مشخص نبود 😬
. 👈🏻👈🏻مرسي از دوستان كه يادآوري كردن اين مواد براي يه قوطي زياده من قوطي رو حدود يك انگشت كمتر از دو سوم پركردم بقيه مواد رو هم تو قالب كاپ كيك ريختم
Read more
. سمت چپ پیشانیم بشدت دردمیکند؛ دوشب بود که زهراسادات نمیخوابید نمیدانم از #درآوردن_دندان است ...
Media Removed
. سمت چپ پیشانیم بشدت دردمیکند؛ دوشب بود که زهراسادات نمیخوابید نمیدانم از #درآوردن_دندان است یا از شیرِ کم داشتنَم یا از #سرماخوردگی به پایان رسیده یا از هرچیز دیگری ولی نمیگذاشت بخوابم اول شب خیلی خوابم می آمدولی فاطمه سادات میخواست بره #حسینیه و دخترک کوچک هم وقتی ببیند او بیرون میرود بیتابی ... .
سمت چپ پیشانیم بشدت دردمیکند؛ دوشب بود که زهراسادات نمیخوابید نمیدانم از #درآوردن_دندان است یا از شیرِ کم داشتنَم یا از #سرماخوردگی به پایان رسیده یا از هرچیز دیگری ولی نمیگذاشت بخوابم اول شب خیلی خوابم می آمدولی فاطمه سادات میخواست بره #حسینیه و دخترک کوچک هم وقتی ببیند او بیرون میرود بیتابی میکند؛ میخواستم راضیش کنم بماند ولی دیدم تصمیمش قطعی است پس به خودم قبولاندم که اشکالی ندارد دوساعت آنطرفتر؛ میخواستم #داد بزنم وقتی لباسش را نمیپوشید و الکی #بهانه می آورد وقتی اسکوترش را توی اتاق آورده بود و هرلحظه ممکن بود روی سر زهراسادات سقوط کنند؛ دادها را همه خوردم؛ سرم پر شده از #دادهای_نزده. دخترک را برمیدارد( درخانه، درحسینیه) میدانم میخواهد نشان بده که میتواند که بزرگ شده که آبجی خودش هست میخواهد حس مالکیتش را نشان دهد ولی ممکن است دوباره او را زمین بزند دادم را دوباره قورت میدهم و با لبخند میگویم بیا و بعد درآغوش میگیرمشان؛ میخواهم آرامش کنم روح سرکشش را آرام کنم.
کاش میشد یک روز بی مسئولیت باشم بدون اینکه کسی(همسر، فرزند، مادر، خواهرو...) باشم فقط خودم باشم؛ یک روز زیاد است ۸ساعت هم کافی است تا آرام بخوابم #بدون_دغدغه.
گاهی نیاز دارم به یک #کویر به یک #پشت_بام_رو_به_آسمان، شاید به یک #چاه تا نمیدانم چه ولی هرچه هست خوب است آرامم میکند.
.
میخاستم عکس حلقه ام بگیرم عکس یک گل عکس دسته گل عروسیم ولی هیچکدام نشد عکس را از #کیف_یک_مادر گرفتم با همه #درهم_ریختگی اش؛ از #شکلات برای دخترک بزرگ، پوستهای آنها که امشب خورده و گذاشتم در کیفم، از #بیسکوییت برای کوچیکتری، #هندزفری برای گوش دادن به #کتابهای_صوتی ام و کلی #دستمال_مچاله_شده که لب و دهان زهراسادات را باهاش پاک کردم؛ از #ساعتی که روزهای زیادی ایت در کیفم هست تا باتری اش را عوض کنم.
باید بروم بخوابم مثل ساعتم که #خوابیده است...
ساعتهای آخر سه شنبه چهارم مهرماه نودوشش
.
#خدایاشکرت #خودمونی #خودم_نوشت #مادرانه❤️ #همسرانه #چالش_دادنزدن #افکاردرهم_ریخته
دستمالهای مچاله توی کیفمه که فردا میرن توی سطل زباله.
امیدوارم تا صبح مثل روزهای دیگر خوبِ خوب شده باشم.
Read more
پسره ابرو برداشته ، آرایش کرده رفته آتلیه عکس انداخته گذاشته اینستاگرامش زیرشم نوشته: خرابم ...
Media Removed
پسره ابرو برداشته ، آرایش کرده رفته آتلیه عکس انداخته گذاشته اینستاگرامش زیرشم نوشته: خرابم مثلِ خرمشهر... کاش بابات تو خرمشهر بود و طیِ بمباران عقیم میشد 😑 پسره ابرو برداشته ، آرایش کرده

رفته آتلیه عکس انداخته گذاشته اینستاگرامش

زیرشم نوشته: خرابم مثلِ خرمشهر... کاش بابات تو خرمشهر بود و طیِ بمباران عقیم میشد 😑😂
Loading...