Loading Content...

کاش که تو ای

Loading...


Unique profiles
93
Most used tags
Total likes
0
Top locations
Tehran, Iran, Ardeshiri, Kohgīlūyeh Va Būyer Aḩmad, Iran, حرم سيده فاطمة المعصومه
Average media age
860.3 days
to ratio
6.7
فریاد از اینکه‌بی قرارم اما ،روی لب من جز غم خاموشی نیست ،رفتی و‌ ولی باز بیادت هستم‌، تو‌مذهب عاشقی ...
Media Removed
فریاد از اینکه‌بی قرارم اما ،روی لب من جز غم خاموشی نیست ،رفتی و‌ ولی باز بیادت هستم‌، تو‌مذهب عاشقی فراموشی نیست ... ای وای به من که کشته مردت بودم ،ای وای که دنیامو‌پر از غم‌کردی ،با تو‌همه چی داشتم‌اما رفتی،پیش همه‌کس خار و‌خفیفم‌ کردی ای کاش که‌تو‌خیال بکرم بودی ،ای کاش که تو‌کمی به فکرم بودی ... فریاد از اینکه‌بی قرارم اما ،روی لب من جز غم خاموشی نیست ،رفتی و‌ ولی باز بیادت هستم‌، تو‌مذهب عاشقی فراموشی نیست ...
ای وای به من که کشته مردت بودم ،ای وای که دنیامو‌پر از غم‌کردی ،با تو‌همه چی داشتم‌اما رفتی،پیش همه‌کس خار و‌خفیفم‌ کردی
ای کاش که‌تو‌خیال بکرم بودی ،ای کاش که تو‌کمی به فکرم بودی ،ای وای به من که‌فکرو ذکرم بودی ،ای وای به من ،وای به من ،وای به من ...
همخونه‌ ی دیوونه ی این قلب غمه ،بی تو‌همه چی برای این قلب کمه ،حالا که‌تویی عشق و‌تمنای همه ،ای وای به من ،وای به من ،وای به من...
با اینکه‌تو‌‌مجنون‌نشدی تو‌عشقت ،دیونه‌تر‌از هزار تا مجنون‌بودم ،کشتم‌خودمو‌که عاشقم‌باشی حیف ،از چشم‌تو‌من‌همیشه پنهون بودم !
از من‌که گذشتی پی مردم‌ رفتی‌،از زندگی بدون تو‌دلگیرم‌،تو‌عمر منی و‌زندگیمی بی تو‌،هر لحظه برای زندگی می میرم ...
Read more
Loading...
. من گم شده ام هرچه بگردی خبری نیست جز این دو سه تا شعر که گفتم اثری نیست یک بار نشستم به تو چیزی بنویسم دیدم ...
Media Removed
. من گم شده ام هرچه بگردی خبری نیست جز این دو سه تا شعر که گفتم اثری نیست یک بار نشستم به تو چیزی بنویسم دیدم به عزیزان گله کردن هنری نیست دلگیرم از این شهر پس از من که هوایش آن گونه که در شأن تو باشد بپری نیست ای کاش کسی باشد و کابوس که دیدی در گوش تو آرام بگوید: خبری نیست هر جا نکنی باز سر درد دلت ... .
من گم شده ام هرچه بگردی خبری نیست
جز این دو سه تا شعر که گفتم اثری نیست

یک بار نشستم به تو چیزی بنویسم
دیدم به عزیزان گله کردن هنری نیست

دلگیرم از این شهر پس از من که هوایش
آن گونه که در شأن تو باشد بپری نیست

ای کاش کسی باشد و کابوس که دیدی
در گوش تو آرام بگوید: خبری نیست

هر جا نکنی باز سر درد دلت را
چون دامن تر هست ولی چشم تری نیست

ای کاش که می گفت نگاه تو؛ بمانم
این لحظه که حرفت سند معتبری نیست

دل خوش نکنم پشت وداع تو سلامی ست
یا پشت خداحافظی من سفری نیست؟

من چند قدم رفتم و برگشتم و دیدم
در بسته شد آن گونه که انگار دری نیست
.
#مهدى_فرجى
Read more
. . کاش می شد نروی تا تک و تنها نشوم بی تو دیوانه ترین عاشق شیدا نشوم کاش می شد نروی یا که مرا هم ببری تا ...
Media Removed
. . کاش می شد نروی تا تک و تنها نشوم بی تو دیوانه ترین عاشق شیدا نشوم کاش می شد نروی یا که مرا هم ببری تا که با چشم ترم این همه رسوا نشوم سفرت زخم غریبی به دل من زده است تا نیایی ز سفر من که مداوا نشوم التماس همه دنیا بکنم برگردی کاش می شد نروی غرق تمنا نشوم دل من چشم به راه و نگران می پرسد: چه شود ... .
.
کاش می شد نروی تا تک و تنها نشوم
بی تو دیوانه ترین عاشق شیدا نشوم

کاش می شد نروی یا که مرا هم ببری
تا که با چشم ترم این همه رسوا نشوم

سفرت زخم غریبی به دل من زده است
تا نیایی ز سفر من که مداوا نشوم

التماس همه دنیا بکنم برگردی
کاش می شد نروی غرق تمنا نشوم

دل من چشم به راه و نگران می پرسد:
چه شود گر نروی این همه تنها نشوم؟

ای عسل چشم خدا پشت و پناهت اما
بی تو ای کاش که من راهی فردا نشوم...
Read more
گذشته را با عشق رها کن؛<span class="emoji emoji263a"></span><span class="emoji emoji1f49c"></span> همه مان سختی هایی داشته ایم خود من که بسیار داشته م گاهی آنقدر عجیب و غریب ...
Media Removed
گذشته را با عشق رها کن؛ همه مان سختی هایی داشته ایم خود من که بسیار داشته م گاهی آنقدر عجیب و غریب که کم آورده م ولی چیزی بود و چیزی هست که همیشه دارم و آن خداست شاید در کشاکش زندگی تجربه هایی برایت اتفاق بیفتد که تو را بیازارد، با کسی وارد رابطه شوی که عشق و محبت قلبت را نادیده بگیرد، شاید خواسته ... گذشته را با عشق رها کن؛☺💜
همه مان سختی هایی داشته ایم
خود من که بسیار داشته م
گاهی آنقدر عجیب و غریب که کم آورده م
ولی چیزی بود و چیزی هست که همیشه دارم
و آن خداست 🌱
شاید در کشاکش زندگی تجربه هایی برایت اتفاق بیفتد که تو را بیازارد، با کسی وارد رابطه شوی که عشق و محبت قلبت را نادیده بگیرد، شاید خواسته ای در دل داری که سالهاست در طلبش هستی و اکنون ناامیدانه به روزهای از دست رفته زندگی می اندیشی
شاید بیماری امانت را بریده
شاید تنهایی ، بیکاری ، غمگینی
و هزار شاید دیگر

اما با همه اینها یک چیز را بدان که اگر شرایط تغییر کرده "خداوند هنوز هست..." او بنده اش را هرگز تنها نمیگذارد، قلبت را آرام میکند اگر توکلت را بیفزایی، اگر چه کنم هایت را به دستان قدرتمندش بسپاری ، اگر توکل بی قید و شرط را به قلبت بیاموزی ، بیاموزی که همه اتفاقات ، روابط نامناسب، شکست های مالی، همه دردها و رنجش ها متعلق به گذشته بوده اند و گذشته جز باری سنگین در زندگی که ما را از خوشی های حالمان جدا میسازد هیچ بهره ای برایمان نخواهد داشت.

خودت را از گذشته ، از رنجش ها، از نشدن ها، از ای کاش ها رها کن و رشد کن و وسعت بگیر و قدرتمند تر قدم بردار، مگر نه اینکه تو انسانی و انسان به قدرت خویش ،به شعور و بزرگی خویش انسان شد ، برخیز یک عهد جدید با خدایت ببند، بگو که من موفقیت را میخواهم نه شکست را ، بگو که من بزرگی را می خواهم نه حقارت و ضعف را، بگذار در رگهایت غرور پیروزی جریان یابد.
باور کن که میتوانی
این را بدان که تو لایق موفقیت هستی، تو لایق یک رابطه زیبای عاشقانه هستی، تو لایق مطرح شدن در جهان و دنیای اطرافت هستی، اهدافت را رها مکن و هزار بار به خودت بگو که من به آنها میرسم زیرا شایسته موفقیت و خوشبختی هستم، به پروردگارت بگو که من به تو توکل میکنم راه درست را به من بیاموز و باور کن که همه چیز به زودی خوب پیش میرود🌹

خودت
و دیگران را ببخش
بخشش اولین گام برای پرواز ست
به سمت زیباترین هایت
.

سال نو مبااااارک همگی . با یک تاخیر بزرگ😀😉💜
.
الهی خودمون و خدامون امسالمون رو قشنگ کنیم
برای من هم دعا کنید با قلبای مهربونتون
برای هم خوبی بخواهیم
و کمک کنیم تا جوانه بزنیم🌱
Read more
مهر . محبت همگي پا برجا . . اين شعر تقديم به تمام عزيزان <span class="emoji emoji2764"></span>️ . .پسرم <span class="emoji emoji1f48b"></span><span class="emoji emoji1f48b"></span><span class="emoji emoji1f48b"></span><span class="emoji emoji1f48b"></span><span class="emoji emoji1f48b"></span><span class="emoji emoji1f48b"></span><span class="emoji emoji1f48b"></span><span class="emoji emoji1f48b"></span><span class="emoji emoji1f48b"></span><span class="emoji emoji1f48b"></span><span class="emoji emoji1f48b"></span><span class="emoji emoji1f48b"></span><span class="emoji emoji1f48b"></span> هیچ هـوشِت هِـده ...
Media Removed
مهر . محبت همگي پا برجا . . اين شعر تقديم به تمام عزيزان ️ . .پسرم هیچ هـوشِت هِـده وَختی ایـدِراهـی از مــــال چندتــا چی مُنِه دامُـرده ایـرِن از حس و حـــال 🇮🇷🇮🇷 هیچ دونی که تو وَختی به خَوی شَو تـــا صُو چی کموتــر دل ِ مو سیت ایزَنِــه هِی پَر و بال 🇮🇷🇮🇷 هیچ وابیـده ... مهر . محبت همگي پا برجا .
.
اين شعر تقديم به تمام عزيزان ❤️
.
.پسرم
💋💋💋💋💋💋💋💋💋💋💋💋💋
هیچ هـوشِت هِـده وَختی ایـدِراهـی از مــــال
چندتــا چی مُنِه دامُـرده ایـرِن از حس و حـــال
🇮🇷🇮🇷
هیچ دونی که تو وَختی به خَوی شَو تـــا صُو
چی کموتــر دل ِ مو سیت ایزَنِــه هِی پَر و بال
🇮🇷🇮🇷
هیچ وابیـده کُنی پُـرس کـــــه آخـر دَمه حَـوش
سی دِلِ کینِـه کـــه دارِن ایکُنِن هِی جَر و قـال
🇮🇷🇮🇷
وَختـی خـواهـی بِــدِراهــی زِ مِنـه مــال بـگـو
تــا بیـــارُم دَمِه حَوشِـت بِـزَنِـه سیـت تُشمــال
🇮🇷🇮🇷
اَر دِلِـت وامُـنِـه ای رِکِــه کِشیــدن , چِـنِــه پَ
بَعــد از او روز کــه وَنـدی مِنِه رو سیم دَسمال
🇮🇷🇮🇷
بی وفــایـی زِ تُنِـه , وَرنَـه تــو خُت سِیـل بِـکُن
چــارده سـالـه کــه دَسمـالِتـه دارُم پَــرِه شال
🇮🇷🇮🇷
بُردی شَهرونِه زِ ویرِت ,ولی کاشکی ایدیـدیس
هِنی اَم , هِی گُلُمی هِی ایخُوِه سی تیه کال
🇮🇷🇮🇷
.
.💚💚💚💚💚💚💚💚💚💚💚💚💚💚💚💚💚
.

ترجمه ابيات
۱- هیچ حواست هست وقتی از خانه بیرون می آیی / چند نفر مثل من ِ مادر مرده از حس و حال می روند
2- هیچ میدانی که تو وقتی شب تا صبح به خواب هستی / مثل کبوتر دل من برایت پر و بال میزند
3- هیچ شده است که به پرسی که آخر دم حیاط / برای دل کیست که جنگ و دعوا می کنند
4- وقتی میخواهی از خانه ات بیرون بیایی بگو / تا تُشمال ( نوازنده ی سُرنا و دهل ) بیاورم دم ِ حیاطت بیاورم و برایت بنوازد
5- اگر دلت با من هست این لج کشیدن دیگر چیست / بعد از آن روز که دستمالت را برایم در رودخانه انداختی
6- بی وفایی از توست . وگرنه تو خودت نگاه بکن / چهارده سال هست که دستمال تو را پر شال گذاشته ام
7- شهرو را از یادت برده ای , ولی ای کاش او را میدیدی که هنوز هم برای آن چشم کال ( هِی گُلُمی ) می خواند
. . ✌️✌️✌️✌️✌️💚💚💚💚💚💚💚💚✌️✌️✌️✌️✌️
. .
#خوزستان #اهواز #عرب #شهامت #عزت #افتخار #شيخ #بختياري #خان #حميديه #شادگان #رامهرمز #اتحاد #شهادت #رهبرم #صلوات #ايران #تهران #دبي #عشق #برادري #كارون #عشق #عاشق #پسرم #نفسم #چشمام #دنيام #كرج #رامهرمز #آبادان #خرمشهر
Read more
. Ehsan Faghih: ای کاش که این فاصله ها ثانیه میشد لبخند تو با خنده ی من قافیه میشد . .  ای کاش در این ...
Media Removed
. Ehsan Faghih: ای کاش که این فاصله ها ثانیه میشد لبخند تو با خنده ی من قافیه میشد . .  ای کاش در این سلسله ی دغدغه هایم هرچیز به جز یاد تو در حاشیه میشد گیسوی تو آغاز پریشانیِ من بود موجی که در آن هر نفسم تجزیه میشد ناراحتی ات آتش یک جنگ مهیبست با اخم تو در خاک دلم سوریه میشد در زنگ ریاضی همه ... .
Ehsan Faghih:
ای کاش که این فاصله ها ثانیه میشد
لبخند تو با خنده ی من قافیه میشد
.
.  ای کاش در این سلسله ی دغدغه هایم
هرچیز به جز یاد تو در حاشیه میشد

گیسوی تو آغاز پریشانیِ من بود
موجی که در آن هر نفسم تجزیه میشد

ناراحتی ات آتش یک جنگ مهیبست
با اخم تو در خاک دلم سوریه میشد

در زنگ ریاضی همه ی فکر من این بود
لب های تو با خنده چه خوش زاویه میشد

رفتی و به هر جای تنم زخم تو را دید
سیگار که شرمنده ی مرگ ریه میشد

در من همه ی خاطره ها از تو تَنیدند
بی نام تو عمرم تنِ یک فرضیه میشد

چشم تو اگر اشکِ مرا تجربه میکرد
این درد به یک آهِ دِلت تسویه میشد

#احسان_فقیه
#شعر #شعرپارسی
Read more
Loading...
بسلامتی روزی که رو سنگ قبرم بنویسن :خودش نمیخواست بره ولی مجبور شد ۰ ۰ بسلامتی دکتری که بالا سرم ...
Media Removed
بسلامتی روزی که رو سنگ قبرم بنویسن :خودش نمیخواست بره ولی مجبور شد ۰ ۰ بسلامتی دکتری که بالا سرم بگه انشاالله اخرین غمتون باشه ۰ ۰ بسلامتی خدایی که از همه چي زندگيم خبر داشت,مشکلام,غمام,گرفتاريام ولي..... ۰ ۰ بسلامتی دل های که از هم دورن ولی ب عشق هم میزنن ۰ ۰ بسلامتی روزی که از ته دل بخندی ... بسلامتی روزی که رو سنگ قبرم بنویسن :خودش نمیخواست بره ولی مجبور شد
۰
۰
بسلامتی دکتری که بالا سرم بگه انشاالله اخرین غمتون باشه
۰
۰
بسلامتی خدایی که از همه چي زندگيم خبر داشت,مشکلام,غمام,گرفتاريام ولي.....
۰
۰
بسلامتی دل های که از هم دورن ولی ب عشق هم میزنن
۰
۰
بسلامتی روزی که از ته دل بخندی بگی ای کاش الان اینجا بودی خیلی دلم برات تنگ شده
۰
۰
ب سلامتی روزی که دوستام باهم برن بیرون بگن ای کاش اینجا بود حداقل باهم میخندیدم

۰
۰
بسلامتی کسایی که جلوم گفتن خیلی دوست دارم ولی تو دلشون خبر دیگه ای بود
۰
۰
بسلامتی این دنیا که با تمام نامردیاش ولی دلم نمیاد ازش دل بکنم بخاطربعضي ادماش

۰
بسلامتی روز . ماه . سال ... که باعث میشه زود تر فراموشم کنن
۰
۰
بسلامتی کسایی که تو اوج دل تنگی . گرفتاری کنارم نبودن....
۰
۰
بسلامتی گريه هاي فرشته ي زندگيم....
٠
٠
بسلامتي ادمي ک عاشقش بودم ولى دلشو شکوندم ....
٠
٠
بسلامتي روزی که پاتوق رفیقام سره قبرم باشه .....
Read more
✘بسلامتی روزی که رو سنگ قبرم بنویسن :خودش نمیخواست بره ولی مجبور شد✘ ۰ ۰ ✘بسلامتی دکتری که بالا ...
Media Removed
✘بسلامتی روزی که رو سنگ قبرم بنویسن :خودش نمیخواست بره ولی مجبور شد✘ ۰ ۰ ✘بسلامتی دکتری که بالا سرم بگه انشاالله اخرین غمتون باشه✘ ۰ ۰ ✘بسلامتی خدایی که از همه چي زندگيم خبر داشت,مشکلام,غمام,گرفتاريام ولي.....✘ ۰ ۰ ✘بسلامتی دل های که از هم دورن ولی ب عشق هم میزنن✘ ۰ ۰ ✘بسلامتی روزی ... ✘بسلامتی روزی که رو سنگ قبرم بنویسن :خودش نمیخواست بره ولی مجبور شد✘
۰
۰
✘بسلامتی دکتری که بالا سرم بگه انشاالله اخرین غمتون باشه✘
۰
۰
✘بسلامتی خدایی که از همه چي زندگيم خبر داشت,مشکلام,غمام,گرفتاريام ولي.....✘
۰
۰
✘بسلامتی دل های که از هم دورن ولی ب عشق هم میزنن✘
۰
۰
✘بسلامتی روزی که از ته دل بخندی بگی ای کاش الان اینجا بودی خیلی دلم برات تنگ شده✘
۰
۰ ✘ب سلامتی روزی که دوستام باهم برن بیرون بگن ای کاش اینجا بود حداقل باهم میخندیدم✘
۰
۰ ✘بسلامتی کسایی که جلوم گفتن خیلی دوست دارم ولی تو دلشون خبر دیگه ای بود✘
۰
۰ ✘بسلامتی این دنیا که با تمام نامردیاش ولی دلم نمیاد ازش دل بکنم بخاطربعضي ادماش✘
۰
۰ ✘بسلامتی روز . ماه . سال ... که باعث میشه زود تر فراموشم کنن✘
۰
۰ ✘ ب سلامتی کسایی که تو اوج دل تنگی . گرفتاری کنارم نبودن....✘
۰
۰
✘بسلامتی گريه هاي فرشته ي زندگيم....✘
٠
٠
✘بسلامتي ادمي ک وقتي حرفاشو شنيدم داغون شدم....✘
٠
٠
✘بسلامتي روزی که پاتوق رفیقام سره قبرم باشه...✘
Read more
Loading...
ا در راه رسیدن به تو گیرم که بمیرم اصلا به تو افتاد مسیرم که بمیرم . یک قطره آبم که در اندیشه دریا افتادم ...
Media Removed
ا در راه رسیدن به تو گیرم که بمیرم اصلا به تو افتاد مسیرم که بمیرم . یک قطره آبم که در اندیشه دریا افتادم و باید بپذیرم که بمیرم . یا چشم بپوش از من و از خویش برانم یا تنگ در آغوش بگیرم که بمیرم . این کوزه ترک خورد! چه جای نگرانی ست من ساخته از خاک کویرم که بمیرم . خاموش مکن آتش افروخته ام را بگذار ... ا
در راه رسیدن به تو گیرم که بمیرم
اصلا به تو افتاد مسیرم که بمیرم
.
یک قطره آبم که در اندیشه دریا
افتادم و باید بپذیرم که بمیرم
.
یا چشم بپوش از من و از خویش برانم
یا تنگ در آغوش بگیرم که بمیرم
.
این کوزه ترک خورد! چه جای نگرانی ست
من ساخته از خاک کویرم که بمیرم
.
خاموش مکن آتش افروخته ام را
بگذار بمیرم که بمیرم که بمیرم
.
.
.
#ای‌کاش‌بمیرم‌که‌بمیرم‌که‌بمیرم
Read more
«کارتون» خواننده و آهنگساز: رضا یزدانی ترانه سرا: یغما گلرویی سال انتشار ۱۳۸۲ چشماتو هَم‌ ...
Media Removed
«کارتون» خواننده و آهنگساز: رضا یزدانی ترانه سرا: یغما گلرویی سال انتشار ۱۳۸۲ چشماتو هَم‌ بذار! رفيق‌ بيا تا بچگی‌ کنيم‌. بیا که‌ تو قصه های کارتونی زند‌گی‌ کنيم. بیا شنل‌قرمزی‌ رو بدزديم‌ از پنجه‌ی‌ گُرگ‌. آخه‌ تو کلبه‌ش‌ هنوزم‌ منتظره مادربزرگ‌ بيا تا مثل‌ِ گاليوِر، پا ... «کارتون»

خواننده و آهنگساز: رضا یزدانی
ترانه سرا: یغما گلرویی
سال انتشار ۱۳۸۲

چشماتو هَم‌ بذار! رفيق‌
بيا تا بچگی‌ کنيم‌.
بیا که‌ تو قصه های
کارتونی زند‌گی‌ کنيم.

بیا شنل‌قرمزی‌ رو
بدزديم‌ از پنجه‌ی‌ گُرگ‌.
آخه‌ تو کلبه‌ش‌ هنوزم‌
منتظره مادربزرگ‌

بيا تا مثل‌ِ گاليوِر،
پا بذاريم‌ تو لی‌لی‌پوت‌.
نذار مسافر کوچولو
گُم‌ بشه‌ توی‌ برهوت‌

نذار رابين‌هودو تَه‌
کارتون‌ِ ما اسير کنن‌.
نذار پلنگ‌ صورتی‌ رو
با ماهی‌مُرده‌ سير کنن‌

دنيای‌ کارتونا قشنگ‌
دنيای‌ ما سياه‌ و زشت‌.
آخ که چه بی سلیقه ای
زندگی ما رو ‌نوشت.

بگو که‌ تام‌ساير کجاس‌؟
بگو کجاس‌ هاکل‌ بِری؟
می خوام‌ بازم‌ سفر کنم‌
به‌ قصه ی تام‌ و جِری.

سندبادِ قصّه‌ آخرش‌
نگفت‌ که‌ مقصدش‌ کجاس‌.
هيچکی‌ نفهميد گاليوِر
عاشق‌ِ فلِرتيشياس‌

تُرنادو شيهه‌ می‌کشه‌
زورو هنوز رو تَرکشه‌.
می خواد رو‌ ديوارِ سِتَم‌
علامت‌ ضِد بِکشه‌

ببين‌ که‌ عمرِ غولای‌
کارتونی‌ خيلی کم‌ شُده‌.
بيا تولّد بگيريم‌
پينوکيو آدم‌ شُده

دنيای‌ کارتونا قشنگ‌
دنيای‌ ما سياه‌ و زشت‌.
کاش کسی زند‌گی مونو
شبيهِ کارتون می‌نوشت. // @rezayazdanioriginal
Read more
<span class="emoji emoji1f621"></span><span class="emoji emoji1f44e"></span>🏼🤔 دیوانه ای گروه را ترک کرد! ازت بدم میاد جناب ترامپ شاید تنها احساسی باشه که هشتاد میلیون ایرانی ...
Media Removed
🏼🤔 دیوانه ای گروه را ترک کرد! ازت بدم میاد جناب ترامپ شاید تنها احساسی باشه که هشتاد میلیون ایرانی توی اون باهم متحد و موافق هستن (میدونم بخاطر مردمت خارج شدی از برجام، اما میتونی به مردم سرزمین دیگه ای هم آسیب نرسونی برای رسیدن به اهدافت)... فهمیدیم که وقتی از علاقه ات به مردم ایران حرف میزنی ... 😡👎🏼🤔
دیوانه ای گروه را ترک کرد!
ازت بدم میاد جناب ترامپ
شاید تنها احساسی باشه که هشتاد میلیون ایرانی توی اون باهم متحد و موافق هستن (میدونم بخاطر مردمت خارج شدی از برجام، اما میتونی به مردم سرزمین دیگه ای هم آسیب نرسونی برای رسیدن به اهدافت)... فهمیدیم که وقتی از علاقه ات به مردم ایران حرف میزنی (که هیچ احمقی هم اینو باور نمیکنه چه برسه به ما که خداروشکر سالمیم) درواقع داری از افزایش تحریمها و سخت تر شدن زندگی مردم ایران صحبت میکنی! 👎🏼😡
دل خیلی از دولتمردا و سیاستمدارهای خودمون برای این‌ سرزمین‌ُ مردمش نمیسوزه و تلاشی برای آسایشُ آرامش مردم نمیکنن و قدم مثبتی برنمیدارن، دیگه از تو که هزاران هزار کیلومتر با ما فاصله داری و غریبه ای چه انتظاری میشه داشت آخه!؟!؟ (مونده ام توی کار بعضیا که چطور روی کمکهای تو و امثال تو حساب باز میکنن و دلشون خوشه که تو برای این مملکت قدم مثبتی برداری)🤔😂
من واقعا به شخصه از این ناراحتم که ملت ایران (مردم عادی که همه ما هستیم) از امروز بدبخت تر از گذشته هستیم متاسفانه☹️😢
امیدوارم خدای بزرگ حداقل بهمون کمک کنه وگرنه اونهایی که باید هیچ کمکی به ما مردم نمیکنن👎🏼😡
جناب دکتر جانِ روحانی لطفا داستانهای مربوط تلگرام رو رها کنید، کاش حداقل حرفهای دیشبتون عملی کنید، وگرنه ما که چیزی از عملی شدن شعارهای انتخاباتیتون ندیدیم تا امروز☹️ و شرایط زندگی روز به روز برای ما مردم سخت تر و سخت تر شد! لطفا به همراه اکیپ هیات دولت، کمتر حرف بزنید، بیشتر کارهای مثبت برای این سرزمین انجام بدید👍🏼💪🏼 والله بیشتر از یکبار که حق زندگی کردن نداریم ما، یه دیوانه ای ۸سال این مملکت رو به نابودی و فنا برد، شما که اشتباهات اون مردک رو تکرار نکن، و همه چیزو خرابتر و بدتر نکن🙏🏼
@hrouhani اعصاب ندارماااا، کنار مردم باش دکتر!
بماند اینجا، به تاریخ ۱۸اردیبهشت۹۷، خروج ترامپ و آمریکا از توافق هسته ای و برجام!
.
عکس رو ۷آذر۹۶ توی بازار تره‌بار بندرماهشهر گرفتم...خودش گویای همه چیز هست!
#روحانی #ترامپ #برجام #توافق_هسته_ای #امید #آرزو #آمریکا #ایران #اتحادیه_اروپا #rouhani #trump #barjam #hope #iran #usa #سازمان_ملل #جوان
Read more
. #ترسم_تو_بیایی_و_من_آن_روز_نباشم ای کاش که من خاک سر کوی تو باشم دلدار منی #یابن_الزهرا  تو یارمنی یابن الزهرا . #هرکس_به_کسی_نازد_و_من_هم_به_تو_نازم  ای کاش جان بر سر کوی تو ببازم . مِی خانه دگر جای من بی سو پا نیست  روزی من خسته چرا کرب وبلا نیست تو دین منی یابن الزهرا  آیین ... .
#ترسم_تو_بیایی_و_من_آن_روز_نباشم
ای کاش که من خاک سر کوی تو باشم
دلدار منی #یابن_الزهرا 
تو یارمنی یابن الزهرا
.
#هرکس_به_کسی_نازد_و_من_هم_به_تو_نازم 
ای کاش جان بر سر کوی تو ببازم
.
مِی خانه دگر جای من بی سو پا نیست 
روزی من خسته چرا کرب وبلا نیست
تو دین منی یابن الزهرا 
آیین منی یابن الزهرا
.
#ای_خسرو_خوبان_نظری_سوی_گدا_کن 
#رحمی به من سوخته ی بی سرو پا کن
.
آخر سحری دامن لطف تو بگیرم 
یک بوسه زنم بر لب تو گاه بمیرم
.
ای تاج سرم یابن الزهرا 
#من_منتظرم_یابن_الزهرا
.
سالگرد قمری #شهید_عقیل_بختیاری
سه سال گذشت...
#نیمه_شعبان #ولادت #امام_زمان #صاحب_الزمان
این جشن ها که برای من آقا نمیشود...
#حاج_منصور_ارضی
#اردیبهشت ۹۷
@aghil.bakhtiari
Read more
Loading...
. مشق رزم قمر بنی هاشم، در محضر پدر و استادش امیرالمومنین علیه السلام: یا علی! این کیست می‌آید شتابان ...
Media Removed
. مشق رزم قمر بنی هاشم، در محضر پدر و استادش امیرالمومنین علیه السلام: یا علی! این کیست می‌آید شتابان سوی تو؟ با قدی رعنا و بازویی چنان بازوی تو؟ او که می‌آید، تو احساس جوانی می‌کنی باز یادِ رزم و شور پهلوانی می‌کنی آمده پیش تو تا مشق سپه‌داری کند تا به سبک حیدری تمرینِ کرّاری کند می‌زند ... .
مشق رزم قمر بنی هاشم، در محضر پدر و استادش امیرالمومنین علیه السلام:

یا علی! این کیست می‌آید شتابان سوی تو؟
با قدی رعنا و بازویی چنان بازوی تو؟

او که می‌آید، تو احساس جوانی می‌کنی
باز یادِ رزم و شور پهلوانی می‌کنی

آمده پیش تو تا مشق سپه‌داری کند
تا به سبک حیدری تمرینِ کرّاری کند

می‌زند زانو که رسمت را بیاموزد، علی!
با چه شوقی، بر لبانت چشم می‌دوزد، علی!

مانده‌ام در بهت شاگردی که استادش تو‌یی
هم چراغ رفتن و هم نور ایجادش تو‌یی

من شنیدم بارها آن اسم زیبا را، ولی
چیز دیگر بود، عباسی که تو گفتی، علی!

با صدایی مهربان، گفتی: بیا عباس من!
تیغ را بردار، با نام خدا عباس من!

نورِ چشمان علی! پیش پدر چرخی بزن
شیرِ من! شمشیر را بالا ببر، چرخی بزن

این چنین با هر دو دستت تیغ را حرکت بده
دست چپ را هم به وزن تیغ خود عادت بده

فکر کن، هر حالتی بر جنگ حاکم می‌شود
دستِ چپ، عباس من! یک وقت لازم می‌شود

الامان از چشم شور و تیر پنهانی، پسر!
کاش می‌شد چشمهایت را بپوشانی، پسر!

بی نقاب، ای جلوه حسن خدادادی، نجنگ
سعی کن تا می‌شود بی خـودِ فولادی، نجنگ

تشنه‌ای، فهمیدم از آنجا که شیداتر شدی
تا لبانت خشک شد عباس! زیباتر شدی

خوب می‌دانم به فکر ذوالفقار افتاده‌ای
بی قراری می‌کنی، حقّا که حیدر زاده‌ای

رمز از جا کندنش یادت بماند «یا علی»‌ ست
آخر این «لا سَیف» وقفِ «لا فتی الا علی» ‌ست

حالت «عین» علی دارد سرِ تیغ دو دم
من خودم هم «یا علی» می‌گفتم، آن را می‌زدم

رزم عباس و علی، به به! چه رزمی می‌شود!
ساقی و سقا کنار هم، چه بزمی می‌شود!

مثل اینکه باز دستی آشنا، در می‌زند
سرخوشی با من؛ ولی این دست خوشتر می‌زند

خواهشت را از نگاهت خوانده‌ام؛ باشد! برو
درس اینجا ختم شد؛ دیگر حسین آمد، برو

#قاسم_صرافان

کتاب #حیدرانه
انتشارات #فصل_پنجم

#فایل_شعرخوانی_درکانال
.
.
Read more
<span class="emoji emoji1f494"></span>یامهدی<span class="emoji emoji1f494"></span> . <span class="emoji emoji1f338"></span>جهت دیدن شش گوشه دلم تاب ندارد <span class="emoji emoji1f338"></span>نگهم خواب ندارد <span class="emoji emoji1f338"></span>قلمم گوشه ی دفتر <span class="emoji emoji1f338"></span>غزل ناب ندارد <span class="emoji emoji1f338"></span>همه ...
Media Removed
یامهدی . جهت دیدن شش گوشه دلم تاب ندارد نگهم خواب ندارد قلمم گوشه ی دفتر غزل ناب ندارد همه گویند به انگشت اشاره مگر این عاشق دیوانه دلسوخته ارباب ندارد؟ تو کجایی؟ شده ام باز هوایی چه شود جمعه ی این هفته بیایی ؟ به جمالت… به جلالت… دل ما را بربایی… :(اللهم عجل الولیک الفرج) . و ... 💔یامهدی💔
.
🌸جهت دیدن شش گوشه دلم تاب ندارد
🌸نگهم خواب ندارد
🌸قلمم گوشه ی دفتر
🌸غزل ناب ندارد
🌸همه گویند به انگشت اشاره
🌸مگر این عاشق دیوانه دلسوخته ارباب ندارد؟
🌸تو کجایی؟
🌸شده ام باز هوایی
🌸چه شود جمعه ی این هفته بیایی ؟
🌸به جمالت…
🌸به جلالت…
🌸دل ما را بربایی…
:(اللهم عجل الولیک الفرج)
.
💐و اما جواب امام زمان:
.
💐تو خودت‌مدعی دوستی و مهر شدیدی که به هر شعر جدیدی،
💐ز هجران و غمم ناله سرایی ، تو کجایی؟
💐تو که یک عمر سرودی «تو کجایی؟»
💐تو کجایی؟
💐چه کسی قلب تو را سوی خدای تو کشانده؟
💐چه کسی در پی هر غصه ی تو اشک چکانده؟
💐چه خطرها به دعایم ز کنار تو گذر کرد
💐چه زمان ها که تو غافل شدی و یار به قلب تو نظر کرد...
💐و تو با چشم و دل بسته فقط گفتی...
💐تو کجایی!؟
💐و ای کاش بیایی!
💐هر زمان خواهش دل با نظر یار یکی بود، تو بودی...
💐هر زمان بود تفاوت ، تو رفتی ، تو نماندی!
💐خواهش نفس شده یار و خدایت …
💐و همین است که تاثیر نبخشند به دعایت …
💐و به آفاق نبردند صدایت…
💐و غریب است امامت!
💐من که هستم ،
💐تو کجایی؟
💐تو خودت کاش بیایی
💐به خودت کاش بیایی...
.😢😥😩😞😖😔😭😫
🌹 #دل_حریم_کبریاست...
🌹 #براظهورصلوات...
{الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد و َآلِ مُحَمَّد وَ عَجِّل فَرَجَهُم}
Read more
جان و جهان! دوش کجا بوده‌ای نی غلطم، در دل ما بوده‌ای دوش ز هجر تو جفا دیده‌ام ای که تو سلطان وفا بوده‌ای آه ...
Media Removed
جان و جهان! دوش کجا بوده‌ای نی غلطم، در دل ما بوده‌ای دوش ز هجر تو جفا دیده‌ام ای که تو سلطان وفا بوده‌ای آه که من دوش چه سان بوده‌ام! آه که تو دوش کرا بوده‌ای! رشک برم کاش قبا بودمی چونک در آغوش قبا بوده‌ای زهره ندارم که بگویم ترا بی من بیچاره چرا بوده‌ای؟ بی‌تو مرا رنج و بلا بند کرد باش که تو ... جان و جهان! دوش کجا بوده‌ای
نی غلطم، در دل ما بوده‌ای
دوش ز هجر تو جفا دیده‌ام
ای که تو سلطان وفا بوده‌ای
آه که من دوش چه سان بوده‌ام!
آه که تو دوش کرا بوده‌ای!
رشک برم کاش قبا بودمی
چونک در آغوش قبا بوده‌ای
زهره ندارم که بگویم ترا
بی من بیچاره چرا بوده‌ای؟
بی‌تو مرا رنج و بلا بند کرد
باش که تو بنده بلا بوده‌ای
رنگ رخ خوب تو آخر گواست
در حرم لطف خدا بوده‌ای
Read more
Loading...
«قتل الله قوماْ قتلوک» ... ناگهان قلب حرم وا شد و یک مرد جوان مثل تیری که رها می شود از دست کمان خسته ...
Media Removed
«قتل الله قوماْ قتلوک» ... ناگهان قلب حرم وا شد و یک مرد جوان مثل تیری که رها می شود از دست کمان خسته از ماندن و آماده رفتن شده بود بعد یک عمر رها از قفس تن شده بود مست از کام پدر بود و لبش سوخته بود مست می آمد و رخساره برافروخته بود روح او از همه دل کنده ، به او دل بسته بر تنش دست یدالله حمایل بسته بی خود ... «قتل الله قوماْ قتلوک» ... ناگهان قلب حرم وا شد و یک مرد جوان
مثل تیری که رها می شود از دست کمان
خسته از ماندن و آماده رفتن شده بود
بعد یک عمر رها از قفس تن شده بود
مست از کام پدر بود و لبش سوخته بود
مست می آمد و رخساره برافروخته بود
روح او از همه دل کنده ، به او دل بسته
بر تنش دست یدالله حمایل بسته
بی خود از خود ، به خدا با دل و جان می آمد
زیر شمشیر غمش رقص کنان می آمد
یاعلی گفت که بر پا بکند محشر را
آمده باز هم از جا بکند خیبر را
آمد ، آمد به تماشا بکشد دیدن را
معنی جمله در پوست نگنجیدن را
بی امان دور خدا مرد جوان می چرخید
زیرپایش همه کون و مکان می چرخید
بارها از دل شب یک تنه بیرون آمد
رفت از میسره از میمنه بیرون آمد
آن طرف محو تماشای علی حضرت ماه
گفت:لاحول ولاقوه الابالله
مست از کام پدر، زاده لیلا ، مجنون
به تماشای جنونش همه دنیا مجنون
آه در مثنوی ام آینه حیرت زده است
بیت در بیت خدا واژه به وجد آمده است
رفتی از خویش ، که از خویش به وحدت برسی
پسرم! چند قدم مانده به بعثت برسی
نفس نیزه و شمشیر و سپر بند آمد
به تماشای نبرد تو خداوند آمد
با همان حکم که قرآن خدا جان من است
آیه در آیه رجزهای تو قرآن من است
ناگهان گرد و غبار خطر آرام نشست
دیدمت خرم و خندان قدح باده به دست
آه آیینه در آیینه عجب تصویری
داری از دست خودت جام بلا می گیری
زخم ها با تو چه کردند ؟جوان تر شده ای
به خدا بیش تر از پیش پیمبر شده ای
پدرت آمده در سینه تلاطم دارد
از لبت خواهش یک جرعه تبسم دارد
غرق خون هستی و برخواسته آه از بابا
آه ، لب واکن و انگور بخواه از بابا*
گوش کن خواهرم از سمت حرم می آید
با فغان پسرم وا پسرم می آید
باز هم عطر گل یاس به گیسو داری
ولی اینبارچرا دست به پهلو داری؟! کربلا کوچه ندارد همه جایش دشت است
یاس در یاس مگر مادر من برگشته است؟! مثل آیینهء در خاک مکدر شده ای
چشم من تار شده ؟یا تو مکرر شده ای؟! من تو را در همه کرب و بلا می بینم
هر کجا می نگرم جسم تو را می بینم
ارباْ اربا شده چون برگ خزان می ریزی
کاش می شد که تو با معجزه ای برخیزی
مانده ام خیره به جسمت که چه راهی دارم
باید انگار تو را بین عبا بگذارم
باید انگار تو را بین عبایم ببرم
تا که شش گوشه شود با تو ضریحم پسرم

#علی_اکبر_حسین
#اللهم_الجعل_عواقب_امورنا_خیرا
#این_شعر_عالیهههههههه
#حی_علی_العزا
Read more
ورق بزنید و تا آخر ببینید . بی نظیره این موزیک . نظراتون و بگید . یاد چی افتادید؟ نام آهنگ : آیه نام ...
Media Removed
ورق بزنید و تا آخر ببینید . بی نظیره این موزیک . نظراتون و بگید . یاد چی افتادید؟ نام آهنگ : آیه نام خواننده : مژگان عظیمی مژگان عظیمی دختر افغان است متولد ایران که در آلمان زندگی میکند . متن اهنگ گر تن بدهی دل ندهی کار خراب است چون خوردن نوشابه که در جام شراب است گر دل بدهی تن ندهی باز خراب است این ... ورق بزنید و تا آخر ببینید .
بی نظیره این موزیک . نظراتون و بگید .
یاد چی افتادید؟
نام آهنگ : آیه
نام خواننده : مژگان عظیمی
مژگان عظیمی دختر افغان است متولد ایران که در آلمان زندگی میکند .

متن اهنگ

گر تن بدهی دل ندهی کار خراب است
چون خوردن نوشابه که در جام شراب است
گر دل بدهی تن ندهی باز خراب است
این بار نه جام است و نه نوشابه سراب است
اینجا به تو از عشق و وفا هیچ نگویند
چون دغدغه ی مردم این شهر حجاب است
تن را بدهی دل ندهی فرق ندارد
یک آیه بخوانند گناه تو ثواب است

خریدن تنت را و بریدن کفنت را
به یک آیه و چند سکه ببستند دهنت را
نه روحی به کار است نه عشقی به بار است
فقط شهوت مردانه به اندام تو یار است

آنکس که زنی را بفروشت پی پیس است
حق است که روحش ته دوزخ به عذاب است
هرجای جهان مرتبه ی زن بلند است
در کشور من زن مثل میت به حساب است
ای کاش که دلقک شده بودم نه شاعر
در کشور من ارزش انسان به نقاب است
تن را بدهی دل ندهی فرق ندارد
یک ایه بخوانند گناه تو ثواب است 👈 دانلود موزیک و کلیپ از کانال تلگرامم .
#معصومه_سیفی_آذر
#دختر #زن #برده #فمینیست #کودک #ترانه #کلیپ #موزیک_ویدئو #آهنگ #
Read more
شاید باید تمام سال عکس‌های پروفایل‌هایمان را در تلگرام، اینستا، تویتر و ... مشکی کنیم و گه‌گداری ...
Media Removed
شاید باید تمام سال عکس‌های پروفایل‌هایمان را در تلگرام، اینستا، تویتر و ... مشکی کنیم و گه‌گداری عکس گلی یا خودمان را به مناسبت عیدی چیزی برگردانیم. البته باز اگر داغ‌های روزگار بگذارد. روزها می‌گذرد هر روزمان به‌جای این‌که بهتر باشد بدتر می‌شود. چشممان به دسته‎گلی جدیدتر آب می‌خورد. یک ... شاید باید تمام سال عکس‌های پروفایل‌هایمان را در تلگرام، اینستا، تویتر و ... مشکی کنیم و گه‌گداری عکس گلی یا خودمان را به مناسبت عیدی چیزی برگردانیم. البته باز اگر داغ‌های روزگار بگذارد.

روزها می‌گذرد هر روزمان به‌جای این‌که بهتر باشد بدتر می‌شود. چشممان به دسته‎گلی جدیدتر آب می‌خورد.

یک روز باید برای سربازان خاکی از دست رفته‌ی داخل اتوبوس غمدار باشیم، روز دیگر 13 دسته‌ی گلمان را زیر هزارتن آوار و آتش که روزی نماد اقتصاد نوین ایران بود گم می‌کنیم. باز خوب است که نشانی از خودشان باقی گذاشته‌اند! روز بعد زمین می‌لرزد لرزشی نه به اندازه‌ی ژاپن و مکزیک. کودک و جوان و پیر زیر هزاران آجر باقی‌می‌مانند و خواهند ماند، و زنان و مردانی که روحشان از میان ذره‌های خاک پر می‌کشند. روز دیگر نیامده به‌جای این‌که صدای سوت کشتی آسمان اسکله و بندرگاه را از حضور خود مطلع کند باید دست به دامان غواصان باشیم که بعد از آتش و آب شاید اندک نشانی برایمان از 32 فرشته، روی شن‌های رقصان دریا بیاورند.
اقوام هر کجا باران و برف می‌آید جشن سال پر برکت می‌گیرند شاکر الطاف خدا، ولی ما باید در قرن 21 منتظر باشیم که خدای ناکرده سیلی نیاید، که آن روز باید دست به مقایسه برداریم که تعداد کشته‌های‌مان از فلان کشور کمتر است. آنجا طوفان کاترینا می‌آید اینجا باد و باران کشته می‌گیرد.

راستی یادم رفت بگویم که عزیز معدنکار اگر زیر سقف آسمان هم که راه رفتی کلاهت برسرت باشد تا از آوارهای روزگار و گرانی در امان باشی. بهای جان اینجا کم است! تو در هزارتوی معدنی ما کاری به‌جز دعا کردن از دست‌هایمان برنمی‌آید.
این نوشته را برای سانچی نوشتم. نوشته بودم روز دیگری هواپیمایی به‌جای این‌که دل آسمان‌ها را بشکافد دل خاک را می‌شکافد. شاید باورم نمی‌شد که امروز کوه دنا آرامگاه عزیزانمان باشد.

که ای کاش که ای کاش نمی نوشتم. که ای کاش قلم در دستانم می‌شکست، دستم از حرکت باز می‌ایستاد. ای کاش می‌مردم.

شاید باید دست به دامان مسئولان شبکه‌های اجتماعی بشویم تا یک فضای غمدار و سیاه مخصوص ما درست کنند، که یادمان باشد به فردا نرسیده غمی دیگر در راه است.

فقط به مرهم گذشت زمان و فراموشی زنده‌ایم. موی سفید می‌کنیم و اشک می‌ریزیم. تا غم بعدی.
Read more
Loading...
شب شده، دلم سخت ازین شب گرفته آه بی تابم شورش کابوس های شبانه آرام  دقایقم را خیس کرده بیزارم، ...
Media Removed
شب شده، دلم سخت ازین شب گرفته آه بی تابم شورش کابوس های شبانه آرام  دقایقم را خیس کرده بیزارم، از رویای نبودنت بیزارم فریاد نبودنت در صدایم بغضی شده دلگیر هوای ثانیه هایم مواج است و طوفانی … دریای دلم چگونه قرار گیرد که قرار بی قراری هایش ساز رفتن می نوازد !؟ کاش پای رفتنت سست شود … کاش ... شب شده، دلم سخت ازین شب گرفته

آه بی تابم

شورش کابوس های شبانه

آرام  دقایقم را خیس کرده

بیزارم، از رویای نبودنت بیزارم

فریاد نبودنت در صدایم بغضی شده دلگیر

هوای ثانیه هایم مواج است و طوفانی …

دریای دلم چگونه قرار گیرد

که قرار بی قراری هایش ساز رفتن می نوازد !؟ کاش پای رفتنت سست شود …

کاش نگاهت به یاد خاطره هامان لحظه ای بارانی شود …

نمیدانم پشت پلک خیس کدام پنجره

دلم گرفت از نبودنت !

نمیدانم، هیچ نمیدانم …

با تمام دل نگرانی هایم معامله کرده ام

چشم های خیسم را داده ام

تا دمی معصوم ِنگاهت را بخرم

نمیدانستم قمار چشم هایت کار من نیست !

مشتی امید آورده بودم

و دلی خوش به بازی

اما … خودت خوب میدانی

که همیشه بازنده ی خوبی بودم

همیشه … همیشه !

از آن همه امید، کوله باری تنهایی برایم مانده

و خرواری سکوت …

سکوت میکنم تا کسی راز دلم را با تو نداند

سکوت میکنم تا حرفهای یک دل برای نگفتن باشد

حرف های نگفتنم آنقدر زیادند

که شب های بارانی و مهتابی در مقابلشان کم آورده اند

حرف های نگفتنم را تنها برای تو نگاه داشته ام

تا شاید روزی …

آه نه ! شاید کدام روز ؟! تا به کی پتک نیامدنت بر دقایق انتظارم کوبیده شود ؟ “کدام درد مرا میشناسی ای رفته؟ کدام ؟ ”

باید باور کنم که رفته ای، باید !

نباید بازهم خام خیال چشم هایت شوم

آری باید فراموشم شوی

باید حال که نیستی خیالت تنهایم گزارد !

باید تو را تازه تر بنامم: “آرزوی سوخته” یک رویای قدیمی !

بایدهایم را نگاه معصومت

که از قاب عکس مرا می نگرد شسته

یادم رفت قرارمان این بود که بایدی نباشد

گرچه نبایدهامان باید شد !

این شب ها سرد شده ام

سرد سرد

به سردی یک قهوه تلخ  این شب ها گوسفند های خیال تو را آنقدر می شمارم

تا چشمانم برای همیشه به خواب رود !

آه چقدر دلم میخواهد تا کسی هرگز بیدارم نکند !

باید آرام سکوت کنم و

حرفهای دلم رو ناگفته بزارم
Read more
. همه ی آدم های متاهل گاهی پیشِ خودشان فکر کرده اند که شاید اگر مجرد بودند، حالشان بهتر بود، یا اگر شریک ...
Media Removed
. همه ی آدم های متاهل گاهی پیشِ خودشان فکر کرده اند که شاید اگر مجرد بودند، حالشان بهتر بود، یا اگر شریک زندگیشان یک آدم دیگر بود، خوشبخت تر بودند، کاش یک بار برای همیشه می فهمیدند که زندگی مشترک برای هیچ کس ایده آل نیست! هرکس پیشِ خودش آرزوهایی دارد که محقق نمی شوند، هیچ زندگی مشترکی، رویایی و بدون ... .
همه ی آدم های متاهل گاهی پیشِ خودشان فکر کرده اند که شاید اگر مجرد بودند، حالشان بهتر بود، یا اگر شریک زندگیشان یک آدم دیگر بود، خوشبخت تر بودند،
کاش یک بار برای همیشه می فهمیدند که زندگی مشترک برای هیچ کس ایده آل نیست!
هرکس پیشِ خودش آرزوهایی دارد که محقق نمی شوند،
هیچ زندگی مشترکی، رویایی و بدون مشکل نیست، اما این که تو حالت خوب باشد یا نه، به تو بر می گردد، نه اقبال و شرایط... و نه هیچ کسی!
اگر اینجایی که هستی، باخته ای، هرجای دیگری هم بروی، بازنده خواهی بود!
آدم های خوشبخت، برای خوشبختی و حال خوبشان، می جنگند، پس هرجای دنیا که باشند خوشبختند!
آدم های نا امید و بهانه گیر هم هر نقطه از زمین و در هر شرایطی که باشند، روزگارشان همین است!
آدم های خوشبخت خودشان خواسته اند که خوشبخت باشند، اقبال، فقط بهانه ی آدم های بی مسئولیت و نا امید است!
گاهی باید ایراداتِ خود را بدونِ تعارف پذیرفت و اصلاح شد و در بیانِ ایراداتِ فردِ مقابل اغراق نکرد!
گاهی باید، واقع بین بود و بجای بد وبیراه گفتن به زمین و زمان و مقایسه های بیجا، حرف زد، تغییر کرد و بهتر شد،
شرایط، معلولِ افکار و رفتارِ توست!
درست است زندگی صحنه ی جنگ نیست،
اما شهر آرزوها هم نیست!
از همین لحظه، منطقی باش و بپذیر!
گولِ ظاهرِ زندگی دیگران را نخور!
تو فقطِ لبخند و داشته های دیگران را می بینی، نه تاوان هایِ سنگینی که در قبالش پرداخته اند،
توقع نداشته باش لم بدهی، خوشبختی بیاید و درِخانه ات را بزند!
خوشبختی، از درونِ خودت نشات می گیرد!
تا خودت تغییر مثبتی نکنی، هیچ چیز تغییر نخواهد کرد!
آدم ها ، خوشبخت متولد نمی شوند، خوشبختیشان را می سازند!
Read more
همه ی آدم های متاهل گاهی پیشِ خودشان فکر کرده اند که شاید اگر مجرد بودند، حالشان بهتر بود، یا اگر شریک ...
Media Removed
همه ی آدم های متاهل گاهی پیشِ خودشان فکر کرده اند که شاید اگر مجرد بودند، حالشان بهتر بود، یا اگر شریک زندگیشان یک آدم دیگر بود، خوشبخت تر بودند، کاش یک بار برای همیشه می فهمیدند که زندگی مشترک برای هیچ کس ایده آل نیست! هرکس پیشِ خودش آرزوهایی دارد که محقق نمی شوند، هیچ زندگی مشترکی، رویایی و بدون ... همه ی آدم های متاهل گاهی پیشِ خودشان فکر کرده اند که شاید اگر مجرد بودند، حالشان بهتر بود، یا اگر شریک زندگیشان یک آدم دیگر بود، خوشبخت تر بودند،
کاش یک بار برای همیشه می فهمیدند که زندگی مشترک برای هیچ کس ایده آل نیست!
هرکس پیشِ خودش آرزوهایی دارد که محقق نمی شوند،
هیچ زندگی مشترکی، رویایی و بدون مشکل نیست، اما این که تو حالت خوب باشد یا نه، به تو بر می گردد، نه اقبال و شرایط... و نه هیچ کسی!
اگر اینجایی که هستی، باخته ای، هرجای دیگری هم بروی، بازنده خواهی بود!
آدم های خوشبخت، برای خوشبختی و حال خوبشان، می جنگند، پس هرجای دنیا که باشند خوشبختند!
آدم های نا امید و بهانه گیر هم هر نقطه از زمین و در هر شرایطی که باشند، روزگارشان همین است!
آدم های خوشبخت خودشان خواسته اند که خوشبخت باشند، اقبال، فقط بهانه ی آدم های بی مسئولیت و نا امید است!
گاهی باید ایراداتِ خود را بدونِ تعارف پذیرفت و اصلاح شد و در بیانِ ایراداتِ فردِ مقابل اغراق نکرد!
گاهی باید، واقع بین بود و بجای بد وبیراه گفتن به زمین و زمان و مقایسه های بیجا، حرف زد، تغییر کرد و بهتر شد،
شرایط، معلولِ افکار و رفتارِ توست!
درست است زندگی صحنه ی جنگ نیست،
اما شهر آرزوها هم نیست!
از همین لحظه، منطقی باش و بپذیر!
گولِ ظاهرِ زندگی دیگران را نخور!
تو فقطِ لبخند و داشته های دیگران را می بینی، نه تاوان هایِ سنگینی که در قبالش پرداخته اند،
توقع نداشته باش لم بدهی، خوشبختی بیاید و درِخانه ات را بزند!
خوشبختی، از درونِ خودت نشات می گیرد!
تا خودت تغییر مثبتی نکنی، هیچ چیز تغییر نخواهد کرد!
آدم ها ، خوشبخت متولد نمی شوند، خوشبختیشان را می سازند!
💕
#نرگس صرافیان
Read more
«مدادِ سفید» منو تنها گذاشتی با زخمام، مثلِ یه گربه تو دلِ «همت». شکلِ ماری که تو اتاقِ پرو پوستشو ...
Media Removed
«مدادِ سفید» منو تنها گذاشتی با زخمام، مثلِ یه گربه تو دلِ «همت». شکلِ ماری که تو اتاقِ پرو پوستشو می‌کنه به هر قیمت. تنمو رو گُسل تکون دادی تا مثِ «ارگِ بَم» برات تا شَم. اسممو پاک کردی از گوشیت تا یه میسکالِ ناشناس باشم. من مدادِ سفیدِ غمگینم توی این جعبه‌ی مدادرنگی. آرزوهای شیشه‌ای ... «مدادِ سفید»

منو تنها گذاشتی با زخمام،
مثلِ یه گربه تو دلِ «همت».
شکلِ ماری که تو اتاقِ پرو
پوستشو می‌کنه به هر قیمت.

تنمو رو گُسل تکون دادی
تا مثِ «ارگِ بَم» برات تا شَم.
اسممو پاک کردی از گوشیت
تا یه میسکالِ ناشناس باشم.

من مدادِ سفیدِ غمگینم
توی این جعبه‌ی مدادرنگی.
آرزوهای شیشه‌ای دارم
وسطِ این زمونه‌ی سنگی.

کاش دنیا یه فیلم هندی بود
که می‌شد توش با چشمِ تَر رقصید.
کاش می‌شد «گُلی» رو بازم رو
پرده‌ی سینما تو ایران دید.

کاش سردارِ بی‌سرِ جنگل
روی پاهاش به رشت برمی‌گشت.
کاش هر کس که سال هشتاد و هشت
رفتش و برنگشت، برمی‌گشت.

تو به هر آرزوئی خندیدی
به نگام که تو غم شناور بود.
به من و فیلمِ زندگیم که تو اون،
هر سکانسی سکانسِ آخر بود.

من و اندوهمو نمی‌دیدی،
زندگی واسه تو یه بازی بود.
دنیای فانتزیِ بی‌دردت
شکلِ این دنیای مجازی بود.

چشم‌هاتو بشور مثِ «سهراب»
رؤیا دیدن چشای تَر می‌خواد.
خوش‌صدا بودن افتخاری نیست
«شجریان» شدن هنر می‌خواد.

آرزوهام برای من بسن،
تو با دنیای کارتونیت خوش باش!
یه نفر این‌جا بی‌قراره ولی
تا تهِ قصه مونده رو حرفاش.

دنیا یه جنگله... خداحافظ!
نکنه چنگِ گرگ اسیر بشی.
حبه‌ انگور من! دلم می‌خواست
که کنارم شرابِ پیر بشی.

یغما گلرویی

Photo by amir hoseyn shahmohammadi
Read more
مصرع ناقص من کاش که کامل می شد شعر در وصف تو از سوی تو نازل می شد شعر در شأن تو شرمنده به همراهم نیست واژه ...
Media Removed
مصرع ناقص من کاش که کامل می شد شعر در وصف تو از سوی تو نازل می شد شعر در شأن تو شرمنده به همراهم نیست واژه در دست من آنگونه که می خواهم نیست من که حیران تو حیران توام می دانم نه فقط من که در این دایره سرگردانم همه ی عالم و آدم به تو می اندیشد شک ندارم که خدا هم به تو می اندیشد کعبه از راز جهان راز خدا ... مصرع ناقص من کاش که کامل می شد
شعر در وصف تو از سوی تو نازل می شد

شعر در شأن تو شرمنده به همراهم نیست
واژه در دست من آنگونه که می خواهم نیست

من که حیران تو حیران توام می دانم
نه فقط من که در این دایره سرگردانم

همه ی عالم و آدم به تو می اندیشد
شک ندارم که خدا هم به تو می اندیشد

کعبه از راز جهان راز خدا آگاه است
راز ایجاز خدا نقطه ی بسم الله است

کعبه افتاده به پایت سر راهت سرمست «پیرهن چاک و غزل خوان و صراحی در دست»

کعبه وقتی که در آغوش خودش یوسف دید
خود زلیخا شد و خود پیرهن صبر درید

کعبه بر سینه ی خود نام تو ای مرد نوشت
قلم خواجه ی شیراز کم آورد، نوشت: «ناگهان پرده برانداخته ای یعنی چه
مست از خانه برون تاخته ای یعنی چه»

راز خلقت همه پنهان شده در عین علی ست
کهکشان ها نخی از وصله ی نعلین علی ست

روز و شب از تو قضا از تو قدر می گوید «ها علیٌ بشرٌ کیفَ بَشر» می گوید  می رسد دست شکوه تو به سقف ملکوت
ای که فتح ملکوت است برای تو هبوط

نه فقط دست زمین از تو تو را می خواهد
سالیانی ست که معراج خدا می خواهد-

زیر پای تو به زانوی ادب بنشیند
لحظه ای جای یتیمان عرب بنشیند

دم به دم عمر تو تلمیح خدا بود علی
رقص شمشیر تو تفریح خدا بود علی

وای اگر تیغ دو دم را به کمر می بستی
وای اگر پارچه ی زرد به سر می بستی

در هوا تیغ دو دم  نعره ی هو هو می زد
نعره ی حیدریه «أینَ تَفرو» می زد

بار دیگر سپر و تیغ و علم را بردار
پا در این دایره بگذار عدم را بردار

بعد از آن روز که در کعبه پدیدار شدی
یازده مرتبه در آینه تکرار شدی

راز خلقت همه پنهان شده در عین علی ست
کهکشان ها نخی از وصله ی نعلین علی ست

روز و شب از تو قضا از تو قدر می گوید «ها علیٌ بشرٌ کیفَ بَشر» می گوید.

#نوکر_نوشت:
از عین علی دیده ما بینا شد
از لام علی لوای دین برپا شد
با یای یدللهی آن سر وجود
منشور سعادت بشر امضا شد
#حیدری_ام
#فقط_حیدر_امیرالمومنین_است
#یاعلی_گفتیم_و_عشق_آغازشد
#علی #علی #علی
#امیرالمومنین
#شیعه #علوی
#تولدت_مبارک_آقاجون💕💕💕💕
Read more
سلام دوستان... تو خاطره اول گفتم که علمدار بودم و گم شدم.... رجوع شود به خاطره اول اما دومین گم شدنی ...
Media Removed
سلام دوستان... تو خاطره اول گفتم که علمدار بودم و گم شدم.... رجوع شود به خاطره اول اما دومین گم شدنی که با خواست خودم بود... غروب بود....نزدیک کربلا بودیم... هرجا که نیگاه میکردی یه عده داشتن سینه میزدن... طبق قرارمون باید کنار عمودی که الان شمارش خاطرم نیست می ایستادیم.با آبجی و دوستم از ... سلام دوستان...
تو خاطره اول گفتم که علمدار بودم و گم شدم....
رجوع شود به خاطره اول
اما دومین گم شدنی که با خواست خودم بود...
غروب بود....نزدیک کربلا بودیم...
هرجا که نیگاه میکردی یه عده داشتن سینه میزدن...
طبق قرارمون باید کنار عمودی که الان شمارش خاطرم نیست می ایستادیم.با آبجی و دوستم از کاروان جداشدیم و سرعت گرفتیم....
تو تخیلم غرق بودم....همش به فکر سه ساله و عمه جان بودم که چه ها کشیدن...
همون لحظه فقط از ذهنم ردشد که ای کاش من ذره ای از این مصیبت رو تو این مسیر درک کنم....
به خودم که اومدم دیدم مسیر دوتا شده و من موندم غریب و تنها تو یه خیابون پر از گرد و خاک وازدحام ...
خدا شاهده شاید یکی از وحشتناکترین لحظات زندگیم اونجا بود...خیلی کم آوردم خیلی...افتادم به عجز و التماس که غلط کردم من کجا شما کجا...
این جا تو مسیر بود!حرمی هم نبود که دلخوش به حرم باشم!....خلاصه اینکه خدا برا هیچ خانمی نیاره...
باری از مطلب دور نشویم ;-)
چند لحظه ای از عجزو لابه و کولی بازی ما نزد عمه جان نگذشته بود که دو بزرگوار مذکور عینهو فرشته نجات پشت ما ظاهر شدن خدا خیرشون بده....
منو میگی ؟!داشتم بال در می آوردم...بین خودمون بمونه ولی من جلوی هم سفرام اصلا به رو خودمم نیاوردم خیلی هاشونم شاید خبر نداشته باشن و احتمالا اینجا اولین باریه که باهاش رو به رو میشن... خیلی دلتنگم آقا...
این تصویر هم مربوط به یه روز بارونی تو جاده نجف به کربلاست...عجب روزی بود...خیس خیس شدیم.البته من چتر داشتم ولی خب عالم دیوانگی خععععلییی شیرین تره...اگه اشتباه میگم بگو اشتباه میگی.... التماس دعا...
Read more
کوه بلندی بود که لانه عقابی با چهار تخم، بر بلندای آن قرار داشت.
یک روز زلزله ای کوه را به لرزه در آورد ...
Media Removed
کوه بلندی بود که لانه عقابی با چهار تخم، بر بلندای آن قرار داشت.
یک روز زلزله ای کوه را به لرزه در آورد و باعث شد که یکی از تخم ها از دامنه کوه به پایین بلغزد. 
بر حسب اتفاق آن تخم به مزرعه ای رسید که پر از مرغ و خروس بود.
مرغ و خروس ها می دانستند که باید از این تخم مراقبت کنند و بالاخره هم مرغ پیری داوطلب شد ... کوه بلندی بود که لانه عقابی با چهار تخم، بر بلندای آن قرار داشت.
یک روز زلزله ای کوه را به لرزه در آورد و باعث شد که یکی از تخم ها از دامنه کوه به پایین بلغزد.

بر حسب اتفاق آن تخم به مزرعه ای رسید که پر از مرغ و خروس بود.
مرغ و خروس ها می دانستند که باید از این تخم مراقبت کنند و بالاخره هم مرغ پیری داوطلب شد تا روی آن بنشیند و آن را گرم نگهدارد تا جوجه به دنیا بیاید.
یک روز تخم شکست و جوجه عقاب از آن بیرون آمد.
جوجه عقاب مانند سایر جوجه ها پرورش یافت و طولی نکشید که جوجه عقاب باور کرد که چیزی جز یک جوجه خروس نیست. او زندگی و خانواده اش را دوست داشت اما چیزی از درون او فریاد می زد که تو بیش از این هستی. تا این که یک روز که داشت در مزرعه بازی می کرد متوجه چند عقاب شد که در آسمان اوج می گرفتند و پرواز می کردند. عقاب آهی کشید و گفت: ای کاش من هم می توانستم مانند آنها پرواز کنم.
مرغ و خروس ها شروع کردند به خندیدن و گفتند: تو خروسی و یک خروس هرگز نمی تواند بپرد.
اما عقاب همچنان به خانواده واقعی اش که در آسمان پرواز می کردند خیره شده بود و در آرزوی پرواز به سر می برد.
اما هر موقع که عقاب از رویایش سخن می گفت به او می گفتند که رویای تو به حقیقت نمی پیوندد و عقاب هم کم کم باور کرد.
بعد از مدتی او دیگر به پرواز فکر نکرد و مانند یک خروس به زندگی ادامه داد و بعد از سالها زندگی خروسی، از دنیا رفت.
تو همانی که می اندیشی، هرگاه به این اندیشیدی که تو یک عقابی به دنبال رویا هایت برو و به یاوه های مرغ و خروسهای اطرافت فکر نکن.
Read more
. با حمید نشسته بودم ته پارک دیدم نگاه اش قفل شده به روبه رو گفتم حمید چته باز چی شده بگو ببینم یه کام ...
Media Removed
. با حمید نشسته بودم ته پارک دیدم نگاه اش قفل شده به روبه رو گفتم حمید چته باز چی شده بگو ببینم یه کام از سیگار اش گرفت و گفت یه رفیق دارم یه دختره باهاشه دختره دیوونه رفیقه امه جونش واسه اش میره نمی دونی بدون رفیق ام نمی تونه زندگی کنه نمی تونه نفس بکشه ‏گفتم خو که چی ایشالا خوش بخت بشن چه کنم به خوش بختی ... .
با حمید نشسته بودم ته پارک
دیدم نگاه اش قفل شده به روبه رو گفتم حمید چته باز چی شده بگو ببینم
یه کام از سیگار اش گرفت و گفت
یه رفیق دارم یه دختره باهاشه دختره دیوونه رفیقه امه جونش واسه اش میره نمی دونی بدون رفیق ام نمی تونه زندگی کنه نمی تونه نفس بکشه ‏گفتم خو که چی ایشالا خوش بخت بشن چه کنم به خوش بختی اونا هام فکر کنم والا ‏گفت نه ‏فقط واسم سوال بود که چرا یه نفر این جوری نیست تو زندگیم
گفتم چه جوری اون وقت ؟ ‏گفت
یه کسی که نفس هاش با اسم من بیرون بیاد ‏یه کسی که با همه وجود من و بخواد ‏یه عشق خوب و ابدی ‏من نمی دونم چرا تو این یکی بود یکی نبود قصه زندگیم هیچ کس نبود ولی ای کاش ‏بود
گفتم ای بابا حمید درست میشه
نگاه ام گرد و یه کام دیگه گرفت و گفت
درست نمیشه کسی نیست هیچ کس نیس انگار که من و با همه دیوونه بازی هام بخواد
نیست که نیست .
#حسین_رمضانی
.
مجموعه داستان روزگار سگی
Read more
بذار یه کم غم بخوریم گفت چند نفری؟ گفتم تنهام، البته جوابش و گرفت ولی خاست شوخی کنه و غروب ماهایی که ...
Media Removed
بذار یه کم غم بخوریم گفت چند نفری؟ گفتم تنهام، البته جوابش و گرفت ولی خاست شوخی کنه و غروب ماهایی که سوار تاکسیش بودیم و بانمک کنه، گفت تو این زمونه که کسی تنها نیست، منتظر شوخی بعدی بود، ولی من هیچ، من نگاه، اینجا جای شوخی نیست بذار سکانس و عوض کنم رو یه صندلی نشستم به منو نگاه میکردم که دستم بیاد قیمتا ... بذار یه کم غم بخوریم
گفت چند نفری؟ گفتم تنهام، البته جوابش و گرفت ولی خاست شوخی کنه و غروب ماهایی که سوار تاکسیش بودیم و بانمک کنه، گفت تو این زمونه که کسی تنها نیست، منتظر شوخی بعدی بود، ولی من هیچ، من نگاه، اینجا جای شوخی نیست
بذار سکانس و عوض کنم
رو یه صندلی نشستم به منو نگاه میکردم که دستم بیاد قیمتا چه جوریه، منو برام جذاب نبود، یه نگاه انداختم به پشتم که چندتا پسر دانشجو مشغول احوال پرسی بودن، راستم، یه حیاط کوچیک با سه چهارتا میز. یه دختر پسر ، یه پسر دختر ، یه پسر دوتا دختر، روبه‌روم، خونواده ها نشسته بودن البته وی‌آی‌پی بود زیاد دید نداشت یه جا بود برا کسایی که از ما بالاترن، میشه یه کتاب نوشت هم قدر جنگ و صلح که هر کی خوندش آخرش یه کتاب دستش بگیره بپیچه تو اتاق تاریکش و انقدر بخونه تا بمیره و یادش نیافته تنهاست، یادش نیافته مثل منه. کاش آبرو نبود، مثل گرگ میرفتم یه گوشه برا خودم زوزه میکشیدم، زوزه‌ای که بشه تم شبای عاشقانه‌ی عشاق شهر
لوکیشن بعدی تو هرجاییه که آدما هستن، هرجا اونان قلبم غمگینه، کم نبوده تو خیابون بارون باریده البته از چشا... . چه کنیم از این همه غم؟! چه کنیم از این همه تنهایی؟! چه کنیم از این همه انزوا؟! یه گربه رو بزن هی دنبالش کن ، میچپه تو یه سوراخی که تو امان باشه، شاید تو کاریشم نداشته باشی ولی تا هستی بیرون نمیاد، میترسه. میترسم
Read more
 #☹ ‌ باز هم بعد اظهارنظر جدید جنابتان ،و باز هم من چشمانم را بستم و توی فکرم، روی یکی دیگه از آرزوهای ...
Media Removed
#☹ ‌ باز هم بعد اظهارنظر جدید جنابتان ،و باز هم من چشمانم را بستم و توی فکرم، روی یکی دیگه از آرزوهای خوبی که برای مردم و کشورم داشتم، خط کشیدم ! ‌ جناب رئیس جمهور، من بعد از همان صد روز اول و اون حرف ها، منتقد شما و دولت‌تان شدم ! دست پری هم داشتم و دارم ! اما خب سکوت کردم و منتظر روز های خوبی که وعده دادین، ... #☹

باز هم بعد اظهارنظر جدید جنابتان ،و باز هم من چشمانم را بستم و توی فکرم، روی یکی دیگه از آرزوهای خوبی که برای مردم و کشورم داشتم، خط کشیدم !

جناب رئیس جمهور، من بعد از همان صد روز اول و اون حرف ها، منتقد شما و دولت‌تان شدم ! دست پری هم داشتم و دارم ! اما خب سکوت کردم و منتظر روز های خوبی که وعده دادین، شدم ...

سکوت کردم و برچسب ها و توهین هایی که شخص شما بهم زدین رو تحمل کردم ! میدونستم که توی کلام شما، من دلواپسم و باید بخاطر نلرزیدن از سرمای بتن هایی که ریختن توی نیروگاه، میرفتم به جهنم !! رفیقای من که شما بهشون گفتی بزدل و ترسو ! توسط داعشی های خودی و ناخودی تکه‌تکه شدن ! ولی تیمِ شجاع شما که تاریخ یه هفته ای به احترامشون سرپا وایساده بود، برجامی رو تصویب کردن که ذره ای از خیر و برکاتش رو حتی طبق گفته دوستانتون، توی زندگی مردم ندیدیم !!!

جناب رئیس جمهور، این پنجاه و چندمین توهین‌تون به خودم رو هم با کظم غیظ و با مدارا میزارم کنار بقیه بی احترامی هاتون ( نظیر دروغ و فریب و توهین های دیگه )
اما ؛
من و امثال من، #بی_عقل و نادان و هر چیزی که شما بگی ✋
ولی شما بگو دولت‌تون چیکار کرده برای زندگی مردم !؟
کو تاثیر برجام !؟
کو تورم تک رقمی !؟
کو سالی یک میلیون اشتغال زایی (رشت الکتریک ... ) !؟
کو ثبات قیمت دلار !؟
کو انرژی هسته ای‌مون !؟
کو مبارزه با رانت و فسادِ درونی !؟
کو ....
#شما_چیکار_کردی؟
دولت شما چیکار کرده تو این پنج سالی که مملکت دستتون بوده !؟

کاش سرنوشت مملکت اینطوری نمیشد ✋
کاش رئیس جمهورم رو دوست داشتم 😑 ‌
به امید سربلند ایران اسلامی عزیزم و مردمش
Read more
من و تو ! بعد از تو نوشتن سخت است .. از دردهایم گفتن سخت است .. از چه بگویم .. وقتی دیگر شنیدن صدایت رویای ...
Media Removed
من و تو ! بعد از تو نوشتن سخت است .. از دردهایم گفتن سخت است .. از چه بگویم .. وقتی دیگر شنیدن صدایت رویای من شده .. از چه بگویم وقتی دیدن دستانت آرزوی من است .. از چه بگویم که برای لمس دستانت فقط باید دست بر روی سنگ قبری بکشم که همیشه سرد است و آرام ! نه تپش دستان تو را دارد .. نه مهربانی دستان تو را ! افسوس ... من و تو !

بعد از تو نوشتن سخت است .. از دردهایم گفتن سخت است .. از چه بگویم .. وقتی دیگر شنیدن صدایت رویای من شده .. از چه بگویم وقتی دیدن دستانت آرزوی من است .. از چه بگویم که برای لمس دستانت فقط باید دست بر روی سنگ قبری بکشم که

همیشه سرد است و آرام !

نه تپش دستان تو را دارد .. نه مهربانی دستان تو را !

افسوس پدر !

برای همه ی آن لحظه هایی که دستانت را نگرفتم افسوس !

افسوس پدرم !

برای همه ی لحظه هایی که کنارت نبودم افسوس !

افسوس پدرم .. افسوس .. دوستت داشتم و هرگز نگفتم .. حالا با بغض هایم می گویم عاشقت بودم و هستم .. فقط شرم داشتم .. از محبت کردن !

خجالت میکشید دخترت در آغوش بگیردت .. خجالت میکشید و حالا برای همیشه نمی تواند لذت آغوشت را بچشد ... به همین راحتی .. به راحتی یک خواب شیرین .. خوابیدی و بیدار نشدی .. به همین راحتی من ، دخترت و همسرت را با گریه و دلتنگی تنها گذاشتی .. دوستت داریم پدرم !

اندازه ی همه ی روزهایی که کنارمان بودی .. اندازه ی همه ی لحظه هایی که از با تو بودن لذت میبردیم . اندازه همه ی لحظه هایی که برایت گریه کردیم بی تو برای تو !

ای کاش بودی ...♥🤐
Read more
بند آمده در حسرت وصف تو زبان ها این آتش عشق است که افتاده به جان ها در حیرت چشم تو و ابروی تو ماندند- انگشت ...
Media Removed
بند آمده در حسرت وصف تو زبان ها این آتش عشق است که افتاده به جان ها در حیرت چشم تو و ابروی تو ماندند- انگشت به دندان همه ی تیر و کمان ها زانو زده در پای بزرگی تو انگار الوند و دماوند و سهند و سبلان ها بی تابم و بی تابی من شهره ی شهر است نگذار فروکش بکند این هیجان ها آن قدر دل تنگ مرا ضرب خودت کن تا گوش ... بند آمده در حسرت وصف تو زبان ها

این آتش عشق است که افتاده به جان ها
در حیرت چشم تو و ابروی تو ماندند-

انگشت به دندان همه ی تیر و کمان ها زانو زده در پای بزرگی تو انگار

الوند و دماوند و سهند و سبلان ها
بی تابم و بی تابی من شهره ی شهر است

نگذار فروکش بکند این هیجان ها
آن قدر دل تنگ مرا ضرب خودت کن

تا گوش فلک کر شود از این ضربان ها
من با تو غزل می شوم و شعرترینم

ای علت بی چون و چرای فوران ها
تو کیستی ای عشق ! که بانام توسکه ست

بازار تمام شعرا ، مرثیه خوان ها
تا لحظه ی رویایی دیدار تو ای خوب

من خون به جوش آمده ام در شریان ها

ای کاش ببندی چمدان سفرت را

این جمعه بیفتد به تو چشم نگران ها
#اللهم #عجل #لوليك #الفرج #
Read more
<span class="emoji emoji1f494"></span>درد دل با امام زمان عج<span class="emoji emoji1f494"></span> <span class="emoji emoji1f614"></span> چندگاهیست وقتی میگویم : «و فی کل الساعة» دلم می سوزد که همه ساعاتم ازآن تو ...
Media Removed
درد دل با امام زمان عج چندگاهیست وقتی میگویم : «و فی کل الساعة» دلم می سوزد که همه ساعاتم ازآن تو نیست. وقتی می گویم: «ولیا و حافظا» احساس می کنم که سرپرستم، امامم کنار من ایستاده و قطره های اشکم را به نظاره نشسته است. وقتی می گویم: «و قائدا وناصرا» به یاد پیروزی لشکرت، در میان گریه لبخند بر ... 💔درد دل با امام زمان عج💔 😔 چندگاهیست وقتی میگویم : «و فی کل الساعة»
دلم می سوزد که همه ساعاتم
ازآن تو نیست. 😔 وقتی می گویم: «ولیا و حافظا»
احساس می کنم که سرپرستم، امامم کنار من ایستاده و قطره های اشکم را به نظاره نشسته است. 😔 وقتی می گویم: «و قائدا وناصرا»
به یاد پیروزی لشکرت، در میان گریه لبخند بر لبم نقش می بندد. 😔 وقتی می گویم: «و دلیلا و عینا»
یقین دارم که تو راهنما و ناظر اعمال منی. 😔 وقتی می گویم: «حتی تسکنه أرضک طوعا»
یقین دارم که روزی حکومت تو بر زمین گسترده می شود و همگی شاهد مدینه فاضله ات خواهیم بود. 💐انشاء الله💐 😔 وقتی می گویم: «و تمتعه فیها طویلا»
به حال آنانی که در زمان طولانی حکومت شیرین تو طعم عدالت را
می چشند غبطه می خورم و 😔 چندگاهیست دعای فرج را چندبار می خوانم !!!! 💐تا هم با آمدن نامت دلم بلرزد،!! هم اشکم بریزد،!!
هم در جست و جویت باشم،!! هم سرپرستم باشی،!! 💐هم به حال مردمان عصر ظهور غبطه بخورم. وهم احساس کنم خدا در
نزدیکی من است.....!!!!! کاش منهم ازمردمان عصرظهورت باشم... و باز هم از ته دل مخلصانه 😔می گویم : '' اللهم عجل لولیک الفرج '' 💓اللهم عجل لوليك الفرج💓

روحی لک الفداء💘

باخودم زمزمه میکنم...که ای کاش برایت پرپرشوم💔

#العجل_یا_ابن_الزهراء س 🌸✨🌸✨💓✨🌸✨🌸
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج_والعافیة_والنصر_واجعلنا_من_خير_اعوانه_وانصاره_والمستشهدین_بین_یدیه
#اللهم_عجل_الولیک_الفرج
#غروب_جمعه
#جمکران
#جمکران_وعده_گاه_منتظران
#یا_مهدی_ادرکنی .
.
پ ن:اگرامدی نبودم...سری به مزارم بزن...وصیت کردم بی نام ونشان باشد...تازائرش فقط توباشی...
#دلتنگم_و_دیدار_تو_درمان_من_است 😢
Read more
جدا از نفهمی و بیشعوری حاتمی کیا ، تبریک میگم به تک تک آدم هایی که تو این سیرک شرکت کردن و نشون دادن چه ایرانی‌‌های ...
Media Removed
جدا از نفهمی و بیشعوری حاتمی کیا ، تبریک میگم به تک تک آدم هایی که تو این سیرک شرکت کردن و نشون دادن چه ایرانی‌‌های اصیلی هستن که اگه آب نمیبینن در عوض شناگر‌های بسیار ماهری هستند .  این حملهٔ داعش به تهران و پاساژ کورش نیست ، این یک سری بیشعور هستن که برای تبلیغ فیلم به وقتِ شام ابراهیم حاتمی کیا ریختن ... جدا از نفهمی و بیشعوری حاتمی کیا ، تبریک میگم به تک تک آدم هایی که تو این سیرک شرکت کردن و نشون دادن چه ایرانی‌‌های اصیلی هستن که اگه آب نمیبینن در عوض شناگر‌های بسیار ماهری هستند . 
این حملهٔ داعش به تهران و پاساژ کورش نیست ، این یک سری بیشعور هستن که برای تبلیغ فیلم به وقتِ شام ابراهیم حاتمی کیا ریختن به ترسوندن زن و بچه و بزرگ و کوچک . این چهره بدون آرایش یک ایرانی‌ اصیله که وقتی‌ یه جو بهش میدن که کاری بکنه ، دیگه به هیچی‌ کاری نداره فقط میره و انجام میده و خیلی‌ هم از کرده خود شاد می‌شه .
آقای بازیگر ، آقای کارگردان ، آقای محمدی ، هیچ کدوم از این جمع بیست و خورده‌ای نفر شما انقدر شعور نداشته که بفهمه این کار اشتباهه ؟ به سن خر عیسی رسیدین اما نمیفهمین چه وحشتی ممکن این کار ایجاد کنه تو دل یه بچه‌ای که نمیدونه چه خبره ؟ 
کاش مردم هم اونجا بیکار وای نمیستادن ، انقدر میزدن اینارو که خون بالا بیارن که هم انتقام مدافعین حرم !!!!! رو گرفته باشن ، هم این حیوانات برگردان به غارشون و به فضله‌ای که خوردن خوب فکر کنن . تف به روت فیلمسازِ وابسته .
این حسن روحانی نیست ، این حسین شریعتمداری نیست ، این سعید مرتضوی یا سعید طوسی نیست ! این قشر فرهیخته و هنرمند جامعه است ! گه تو هنرتون
Read more
. مینای من؛ تو تنها رفیقی بودی که منو از بحرانِ تلخ از دست دادن پدرم بیرون کشیدی و سالها ثانیه به ثانیه کنارم بودی. توو اون روزای سخت خدا تو رو برام فرستاد تا آرومِ جونم باشی. دنیام با تو یه شکلِ دیگه شد. انگار تازه معنیِ دوست و رفاقتو فهمیدم. تو رو خدا فرستاد تا من نمیرم اما حالا با رفتنت منم مردم! مگه ... .
مینای من؛
تو تنها رفیقی بودی که منو از بحرانِ تلخ از دست دادن پدرم بیرون کشیدی و سالها ثانیه به ثانیه کنارم بودی.
توو اون روزای سخت خدا تو رو برام فرستاد تا آرومِ جونم باشی.
دنیام با تو یه شکلِ دیگه شد.
انگار تازه معنیِ دوست و رفاقتو فهمیدم.
تو رو خدا فرستاد تا من نمیرم اما حالا با رفتنت منم مردم!
مگه دیگه چی ازم مونده بود که تو ام تکه ای از منو با خودت بردی!؟
تو توو قلب من همیشه زنده ای.
من فقط با جسمت خداحافظی کردم چون شک ندارم روحت دیگه تنهام نمیذاره.
تو هستی همینجا کنار روز و شبهای من...
کنار خوشی و ناخوشی هام...
مثه همیشه که بودی.
تو فقط یه رفیق نبودی تو نیمی از وجودم بودی.
یادگاریهات، وسایلت، این اتاق، صدات، لبخندات، شیطنتات، حرفات، نگاهت...
چه کنم با تجسمِ این عذاب!
مینای من؛
مرسی که کمک کردی بمونم، نپوسم، نَمیرم.
حالا دیگه نوبت منه...
همیشه کنارت میمونم،
با خاطراتت سر میکنم تا دوباره ببینمت...
راستی چه خوبه که دوباره میبینمت! توو یه دنیای قشنگ تر...
کاش هنوزم میشد به تماس یا پیامی از تو دلخوش بود...........!
خداحافظ رفیقِ من تا دیدارِ دوباره.......... #سحر_تو ............
_____________
Read more
قبول دارم تو مسیر موفقیت سختی و مشکلات میاد سراغتون ... درکت می کنم که گاهی وقتا از عالم و آدم دلت گرفتست و تو خودت میری و مدام با خودت کارا و شرایط رو مرور می کنی ... میخوام باهات درد و دل کنم رفیق ... ای کاش میتونستم بهت بگم برو استراحت کن بیخیال کارت شو برو تفریح و ... از ته دل دوست دارم اینارو بهت بگم ... قبول دارم تو مسیر موفقیت سختی و مشکلات میاد سراغتون ...
درکت می کنم که گاهی وقتا از عالم و آدم دلت گرفتست و تو خودت میری و مدام با خودت کارا و شرایط رو مرور می کنی ...
میخوام باهات درد و دل کنم رفیق ...
ای کاش میتونستم بهت بگم برو استراحت کن بیخیال کارت شو برو تفریح و ... از ته دل دوست دارم اینارو بهت بگم ولی چیزی که باید بهت بگم اینه بازم تلاش کن چراغ امیدت رو روشن بذار ...
خیلی بارها و بارها تکرار کردم و نوشتم تلاش کن پشتکار داشته باش لابد خیلی وقتام خوندی و گفتی بیخیال بابا همش حرفای کلیشه ای و اینجور چیزا ...
ولی باور کنید تنها با تلاشته که میتونی این شرایط سختی که درگیرشی رو پایان بدی ...
هر کدوم از ما رویایی داریم که گاهی وقتا تصور کردن بهشون هم واسه آدم لذت بخشه ...
حالا فکرشو کن که وقتی بهشون برسی چقدر لذت میبری
دوست من رویایی که تو سرت داری فقط یه رویا نیس ! یه حقیقت محضه ! یه حقیقت که گاهی وقتا قلقلکت میده که بهش فکر کنی و یه راهی پیدا کنی و بهش دست پیدا کنی !
داستان زندگی میلیاردرها و افراد مشهور دنیا رو بخونید میبینید بعضیاشون تا قبل از دست به کار شدن و تلاش کردنشون و تصمیم شون واسه تغییر شرایط زندگی شون در بدترین شرایط مادی و روحی بودن !
شک نکن اونام تا دلت بخواد شکست خوردن و زمین خوردن، اونام توی خلوت خودشون گریه کردن، به درای بسته خوردن ! ولی اجازه ندادن شعله ی امید و باورشون خاموش شه !
میخوام بگم ناراحت بشو اما غرق ناراحتی و افسوس نشو !
استراحت کن اما جا نزن !
فراموش نکن قول هایی که به خانوادت دادی ، به دوستات گفتی میتونی ، به خودت قول دادی به آینده ای که آرزوشو داری میرسم و دنیایی بهتر میسازم ... ببخشید اگه حرفام طولانی شد و ممنونم که پای حرفام نشستی ...
آرزوی من موفقیت تک تک تونه ...
اینجوری دنیایی بهتر داریم ...
امیدوارم فردا که بلند میشی حرفام یادت نره ...
امشب به خودت با تمام وجود قول بده که تا آخرش میرم و به تمام آرزو هام میرسم و تومسیر با تمام وجود پیش میرم و موفق میام بیرون !
همه ي فكر و ذكرم اين روزها اينه كه بتونم بهتون كمك كنم كه به روياهاتون نزديك تر بشين..
ارادتمند شما
محمد بصيري
تا اخرش باهاتونم❤
#محمدبصيري
#رازموفقیت
#کنکور
#خلاصه_برنامه_دیشب
Read more
جان و جهان! دوش کجا بوده‌ای نی غلطم، در دل ما بوده‌ای آه که من دوش چه سان بوده‌ام! آه که تو دوش که را بوده‌ای! رشک برم کاش قبا بودمی چونک در آغوش قبا بوده‌ای زَهره ندارم که بگویم ترا « بی من بیچاره چرا بوده‌ای؟! » آینهٔ رنگ تو عکس کسیست تو ز همه رنگ جدا بوده‌ای... . . . #godislove #book ... 💘
جان و جهان! دوش کجا بوده‌ای
نی غلطم، در دل ما بوده‌ای

آه که من دوش چه سان بوده‌ام!
آه که تو دوش که را بوده‌ای!

رشک برم کاش قبا بودمی
چونک در آغوش قبا بوده‌ای

زَهره ندارم که بگویم ترا
« بی من بیچاره چرا بوده‌ای؟! »

آینهٔ رنگ تو عکس کسیست
تو ز همه رنگ جدا بوده‌ای...
.
. .
#godislove #book #شجریان #مولانا
Read more
اشک است همدم دلِ هجران کشیده ها آخر سپید شد به رهِ تـو، چه دیده ها روزیِ اشک ما همه در چشمهای توست ای ...
Media Removed
اشک است همدم دلِ هجران کشیده ها آخر سپید شد به رهِ تـو، چه دیده ها روزیِ اشک ما همه در چشمهای توست ای ناله دارِ تنگِ غـروب و سپیده ها تو ناز کن لیلیِ خیمه نشینِ عشق نازِ تو می کشند گریبان دریده ها می گفت عاشقی که تو را در بغل گرفت مائیم و اشک حسرتی و این شنیده ها آرامِ جانِ فاطمه برگرد از سفر چشم انتظار ... اشک است همدم دلِ هجران کشیده ها
آخر سپید شد به رهِ تـو، چه دیده ها
روزیِ اشک ما همه در چشمهای توست
ای ناله دارِ تنگِ غـروب و سپیده ها
تو ناز کن لیلیِ خیمه نشینِ عشق
نازِ تو می کشند گریبان دریده ها
می گفت عاشقی که تو را در بغل گرفت
مائیم و اشک حسرتی و این شنیده ها
آرامِ جانِ فاطمه برگرد از سفر
چشم انتظار تو همه قامت خمیده ها
ای کاش امشبی که رَوی سویِ کربلا
ما را دعـا کنی وسط برگـزیـده ها
تا می شویم لحظه ای دلتنگ کربلا
دل را حرم کنیم به این اشک دیده ها
نــوكـــر نـوشـــت:
#ارباب
بی یار شدم، فقط تو یارم باشی
بی کار شدم، فقط تو کارم باشی
«عابس»بِمن آموخت سبکباری را
بی مال شدم، دار و ندارم باشی
صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين
سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... آدینتون معطر بنام منتقم خون اباعبدالله
#بیاد_شهید_مدافع_حرم_سید_مهدی_حسینی
#اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد_و_عجل_فرجهم
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#اللهم_الرزقنا_حـرم
#یارقیه
#یا_حسین
#لبیک_یا_حسین
#امام_حسین
#بي_دست_كربلا_دست_مرا_بگير
#نوكري_ارثيه_و_منصب_اجدادي_ماست
#شکر_خدا_که_در_پناه_حسینیم
#همه_نوکر_حسینیم
#شهادت_مادرم_افسانه_نیست
#اسلام #شیعه #محرم #اربعین #صور #سوریه
#روضه #فاطمیه #کربلا #نجف
#بیچاره_اون_که_حرم_رو_ندیده
#بیچاره_تر_اون_که_دید_کربلاتو
Read more
آدم پنجاه و ششم | اتابک امروز این پسره رو بردن ! کی ؟ همین پسر طبقه بالایی دیگه ، خیلی دیدمش که میان میبرنش ...
Media Removed
آدم پنجاه و ششم | اتابک امروز این پسره رو بردن ! کی ؟ همین پسر طبقه بالایی دیگه ، خیلی دیدمش که میان میبرنش اما این دفعه فرق می کرد انگاری ، همسایه ها میگفتن زنشو کشته ! اصلا چرا من دارم این حرفهارو به تو دارم میگم ، تو خودت هم که نیستی ! منم و در و دیوار این خونه ، می دونم ، آره می دونم که می خوای بگی‌تقصیر تو‌ ... آدم پنجاه و ششم | اتابک
امروز این پسره رو بردن ! کی ؟ همین پسر طبقه بالایی دیگه ، خیلی دیدمش که میان میبرنش اما این دفعه فرق می کرد انگاری ، همسایه ها میگفتن زنشو کشته ! اصلا چرا من دارم این حرفهارو به تو دارم میگم ، تو خودت هم که نیستی ! منم و در و دیوار این خونه ، می دونم ، آره می دونم که می خوای بگی‌تقصیر تو‌ نبوده ، آره فهمیدم الان که روزهاست با در و دیوار این خونه حرف می زنم می تونم با صدای بلند واسه این دیوار نه ، نه ، اون دیوار روبرویی که بزرگتره و‌‌ تو همیشه بهش تکیه می دادی آره واسه اون میگم که من کم آوردم واسه زنده بودن ، آدم مگه به آدم زنده نیست پس من نیستم ، از اون روز که تو اومدی و‌گفتی دیگه با من بودن و‌ نبودنت فرق نداره از اون روز که چشمهاتو زل زدی به چشمهام و‌گفتی من با میترا راحت ترم واسه بودن و ته سیگارتو جلوی چشم من تو لیوان شیشه ای کادوی بابابزرگت که واسه خونمون آورده بود خاموش کردی فهمیدم چیزی دیگه برات مهم نیست جز بودن با میترا ، حالا من تا کی بیام تو این خونه و‌کلید بچرخونم واسه چراغهای خاموش ! آره می دونم همیشه مسخره ام می کردی که من می مونم و‌کتابهام و سرنوشتی مثل غزاله علیزاده ، آره حالا همون شده ، آدم به چراغ روشن آدم زنده است ، کاش من چیزی داشتم مثل شبهای تهران غزاله که واسه غولی هایی مثل براهنی و گلشیری وصیت می کردم ، ماهور سرفه بلندی کرد از سینه ناصافش ، گوشی تلفن را برداشت دستش به شماره صفر ماند ، صدای افتادن جسمی سخت را همسایه پایینی ماهور شنید
پ . ن : آی آدم ها
Read more
#السلام_علیک_یا_علی_بن_موسی_الرضا . محبوبِ‌رضاست،هرکه‌دل‌ریشتر‌است از‌کعبه،صفایِ‌این‌حرم‌بیشتر‌است اینجاست‌طبیبی‌که‌ندارد‌نوبت هردل‌که‌شکسته‌تر‌بُوَد،پیش‌تر‌است ‍ #سلطان دم در، خادم‌­هایت مرا می‌­گردند. چیزی نمی­‌یابند و آرام وارد می‌­شوم، تو هم بدی‌های ... #السلام_علیک_یا_علی_بن_موسی_الرضا
.
محبوبِ‌رضاست،هرکه‌دل‌ریشتر‌است
از‌کعبه،صفایِ‌این‌حرم‌بیشتر‌است
اینجاست‌طبیبی‌که‌ندارد‌نوبت
هردل‌که‌شکسته‌تر‌بُوَد،پیش‌تر‌است
‍ #سلطان
دم در، خادم‌­هایت مرا می‌­گردند.
چیزی نمی­‌یابند و آرام وارد می‌­شوم، تو هم بدی‌های دلم را به بزرگی­ت ببخش!
قدم­هایم را می­‌شمارم، به هشت که رسید سلام می‌­دهم.
به نُه که رسید تمنا می­‌کنم، قسم می‌­دهم شما را به جوادتان، زیر باب الجواد
اذن دخول می‌خوانم و می‌دانم که زنده‌ای و ملائکه مقیم درگاهت شده‌اند...
دست بر سینه، تشکر می‌کنم بابت دعوتتان
کنار مسجد گوهرشاد می‌رسم:
کنار شما، هم می‌توان گوهر بود، هم شاد...
مگر می‌شود از سقاخانه آب نخورد؟ مگر می‌شود یاد عباس نیفتاد...
مگر می‌شود بر حسین سلام نکرد؟
می‌خواهی همین‌جا قرار بگذاریم که از کفشداری‌ات حرفی نزنم؟
کاش همیشه منِ سربه‌زیر در درگاه والامقام تو کفش‌هایم شماره داشته باشند.
هرچقدر می‌خواهد باشد، باشد؛ من پشت درِ خانه­ شما پابرهنه صف می‌بندم!
بعد هم لابد خادم‌های عزیزتان با پرهای آغشته به پر جبرئیل و میکائیل و... راهنمایی‌­ام می‌­کنند.
و این آیینه‌های شکسته چقدر خوب یادم می‌­دهند که دل سنگ و شکسته مرا هم خریداری...
تا شکار نشده‌ام ضمانتم کن!!!
سلام ضامن من، آهوی فراری‌ام!
@alinajafi110
#یا_امام_رضا 💚😢
#شهید_محمدحسین_حدادیان
#بهشتی_باشیم
Read more
: سلااااام ...سلااااام دوستان عزیز تر از جاااان..<span class="emoji emoji1f603"></span><span class="emoji emoji1f603"></span>....چطورییین؟؟؟...دیشب خوش گذشتتتت؟؟؟....<span class="emoji emoji1f349"></span>😀.....ایشالا ...
Media Removed
: سلااااام ...سلااااام دوستان عزیز تر از جاااان......چطورییین؟؟؟...دیشب خوش گذشتتتت؟؟؟....😀.....ایشالا که لحظه لحظه زندگیتون پر از عشق ووو جمع های خانوادگیتون بخاطر جشن و شادی باشه : به اندازه بلندی شب یلدا واسه همتون عاقبت بخیری و تقدیر بلند ارزو می کنم... : روح و قلب و حال و احوالتون ... :
سلااااام ...سلااااام دوستان عزیز تر از جاااان..😃😃....چطورییین؟؟؟...دیشب خوش گذشتتتت؟؟؟....🍉😀.....ایشالا که لحظه لحظه زندگیتون پر از عشق ووو جمع های
خانوادگیتون بخاطر جشن و شادی باشه
:
به اندازه بلندی شب یلدا واسه همتون عاقبت بخیری و تقدیر بلند ارزو می کنم...
:
روح و قلب و حال و احوالتون همیشه عاااالییییی...
:
صبح و روز و هفتتون محشررررر‌...
:
مرسی که هستیییییین....😍☺️💪🏼✌🏻
:
-----------------------------------
پ . ن :
چقد باعث خوشحالیه وقتی حتی پست به مناسبت یلدا نمیزاری...دوستانی هستن که تو رو یادشونه و میان دایرکت با کلی پیام تبریک...این باعث دلگرمی و افتخار منه...مرسییییییییی....😍😍😍😍
:
پ . ن .۲ :
دلم نیومد عکس رو کراپ کنم...ای کاش میشد عکس ها رو با کادر اصلی اپ کرد بدون اون حاشیه سفید...😑🤨🤒😒😤😖
:
-------------------------------------
:
کلاردشت...مازیچال
Read more
. خونه ننه تکه ای از بهشت خونه ننه روایت یک عمر خاطرات خونه ننه روایت یک عمر صفا.محبت همه ماها با ...
Media Removed
. خونه ننه تکه ای از بهشت خونه ننه روایت یک عمر خاطرات خونه ننه روایت یک عمر صفا.محبت همه ماها با این زندگی و امکانات مدرن میگیم ای کاش برمیگشتیم به عقب و همون خونه دنج ننه اره خونه ننه با اون در چوبی دو لنگه که جیک جیک صداش تو گوش ننه یعنی ننه غمت نباشه هنوز یکی هست که داره میاد پیشت اون تلویزیون ... .
خونه ننه تکه ای از بهشت
خونه ننه روایت یک عمر خاطرات
خونه ننه روایت یک عمر صفا.محبت

همه ماها با این زندگی و امکانات مدرن میگیم ای کاش برمیگشتیم به عقب و همون خونه دنج ننه

اره خونه ننه با اون در چوبی دو لنگه که جیک جیک صداش تو گوش ننه یعنی ننه غمت نباشه هنوز یکی هست که داره میاد پیشت

اون تلویزیون سیاه و سفید تو خونه ننه که چه دل هایی رو رنگی میکرد . تق تق تعویض کانالش هنوز تو گوشمه و اون آنتن بلندی که ننه تا میگفت یکی بچرخونه همه بلند میشدن واسه ننه بچرخونن
.
یخچال عمومی ننه که واسه همه بود جز خودش . یخچالی که ننه پر میکرد واسه بچه ها و بزرگترا داد میزدن در یخچال ببندین و ننه میگفت مال خودشونه کسی حق نداره داد بزنه

خوابی که تو خونه ننه با اون کولر شارپ قدیمی و صدای ویران کنندش همه رو میبرد تو اون دنیا و انگار موزیکی خوشتر از این واسه خواب تو خونه ننه نبود .

بخاری نفتی و اون قابلمه شلغم رو سرش که تو زمستون همه رو دور هم جمع میکرد و کیف و حالش واسه ننه بود و اگه یک شب کسی نمیومد ننه رو میبرد تو غم

روزی بهتر از جمعه ها من واسه ننه سراغ ندارم . قابلمه خورشت ننه با اون ادویه و طعم خاصش که ننه بار میذاشت و با اون دست لرزونش پیاله پیاله واسه همه به عدالت پر میکرد

پ ن : خونه قدیمی ننه نیست و الان ننه تو خونه مدرن زندگی میکنه
پ ن : به لطف ننه هنوز همه دور هم جمع میشیم

آرزو میکنم خدا همه ننه ها رو سالم و سلامت واسه ماها نگه داره
Read more
ای کاش بگیرند از امروز سحررا ای اهل حرم سیر ببینید پدر را شمشیر پر از زهر گرفته ز طبیبان به نسخه ی تو ...
Media Removed
ای کاش بگیرند از امروز سحررا ای اهل حرم سیر ببینید پدر را شمشیر پر از زهر گرفته ز طبیبان به نسخه ی تو فرصت اما و اگر را جز تو چه کسی عفو کند قاتل خود را آن قاتل خوابیده ی عمری دم دررا حتی خودآن قاتل پس ازآن ضربه به خود گفت*ای کاش که برداردازاین سجده کمررا باور نکند کوفه که تو اهل نمازی وا مانده دهانش ... ای کاش بگیرند از امروز سحررا
ای اهل حرم سیر ببینید پدر را
شمشیر پر از زهر گرفته ز طبیبان
به نسخه ی تو فرصت اما و اگر را
جز تو چه کسی عفو کند قاتل خود را
آن قاتل خوابیده ی عمری دم دررا
حتی خودآن قاتل پس ازآن ضربه به خود گفت*ای کاش که برداردازاین سجده کمررا
باور نکند کوفه که تو اهل نمازی
وا مانده دهانش که شنیده ست خبررا
سخت است ولی باز برای دل زینب
یک روز به تأخیر بینداز سفررا
Read more
ما برای هر چیزی جنگیدیم، برای بدیهی ترین ها، برا چیزهایی که خیلی جاها بدیهیات زندگی هست ما جنگیدیم ...
Media Removed
ما برای هر چیزی جنگیدیم، برای بدیهی ترین ها، برا چیزهایی که خیلی جاها بدیهیات زندگی هست ما جنگیدیم زحمت کشیدیم برا اولیه ها، برا خریدن نان صبح ساعت شش بیدار شدیم رفتیم نوبت ایستادیم ، شب بیدار موندیم تو صف نفت تا چند گالن نفت بیاریم برا بخاری و سماور خونه!با زمین و زمان جنگیدیم تا بتونیم ترانه گوش بدیم، ... ما برای هر چیزی جنگیدیم، برای بدیهی ترین ها، برا چیزهایی که خیلی جاها بدیهیات زندگی هست ما جنگیدیم زحمت کشیدیم برا اولیه ها، برا خریدن نان صبح ساعت شش بیدار شدیم رفتیم نوبت ایستادیم ، شب بیدار موندیم تو صف نفت تا چند گالن نفت بیاریم برا بخاری و سماور خونه!با زمین و زمان جنگیدیم تا بتونیم ترانه گوش بدیم، ویدئو ببینیم، کاست داریوش برایمان جرم بود، جنگیدیم تا آستین کوتاه بپوشیم، شلوار لی بپوشیم ، برای جوراب سفید، برای لاک ناخن، کتانی های رنگارنگ... نسل من از بچگی هم سربار خانواده نبود ستون بودیم، کمک بودیم،کارکردیم،لباسهامون روی بخاری سوخت پشت و رو کردیم پوشیدیم. ما جنگیدیم برا کنکور، برا شغل، برا حداقل ها، برا جام جهانی نودو هشت...سخت به دست اومد همه چی، جنگ دیدیم،بمباران شدیم، شهید تشییع کردیم، اعدامی دادیم، زندانی شدیم، بزرگ هم که شدیم باز هم دویدیم سخت تر از قبل دویدیم، مثل میلاد محمدی که توي جام جهاني هم چهره اش پر از ناامیدیِ نرسیدن بود و هم همه توانش!ما هم دویدیم با همه توانمان، با یاسی در چهره، ما عادت کردیم به نرسیدن، به نشدن، به نبودن، خیلی جاهای این زندگی با یه اتفاق ساده می تونست حالمان خوب بشه ولی نشد!مثل ضربه آخر طارمی که می تونست حال ملتی رو خوب کنه ولی نکرد، ما هم میشد یه جاهایی خیلی ساده و ارزان حالمان خوب باشه ولی نشد، اونشب بعد اون ضربه طارمی چند دقیقه ای به همه ضرباتی که به اوت زدیم فکر کردم به گل های آسانی که خوردیم!اونروز در چهره همه اونهایی که تو خیابان بودند یه حسرت بود، حسرت نشدن، حسرتی آشنا، مثل خود ماجنگیده بودن، مثل همه ما دویده بودن و مثل همه ما توپ سرنوشتشان گل نشده بود، شادی میکردیم تهش ولی می گفتیم آخ اگه اون توپ لعنتی گل می شد، آخ آخ آخ...الان که نسل من رسیده به سن میانسالی انگار باز هنوز باید بدویم با حسرتِ نشدن و نرسیدن، این یاس و نگرانی که در چهره همه موج میزنه تابلوی همه حسرتهایی است که کشیدیم، حسرتِ همه نشد که بشه های زندگی مون.امروز تو اسنپ به راننده ای که شاید هم سن بودیم گفتم میگن بشر تا بیست سال آینده ممکنه به دانشی دست پیدا کنه که نمیره و عمرش رو هر قدر خواست طولانی کنه، گفت کاش تا اون موقع من بمیرم، بمیرم رو طوری گفت که خستگی چهل سال دویدن توش بود، مثل فوتبالیستهامون که نفسشون بریده بود ولی عارشون می اومد بیفتن..ما باز هم میدویم تا ثانیه آخر, تا وقتیکه سوت پایان رو زدن سربلند باشیم که کم نیاوردیم از دویدن.... من اصلا آدم منفی نیستم ولی این روزها همه ما درد داریم دردی بزرگ از بی توجهی کسانیکه که ادعای مسئولیت دارن
#ایران
Read more
یک سال از غروب ناباورانه عزیزمان گذشت دست تقدیر او را از باغ زندگی جدا کرد و جز مشتی خاک بر ما باقی نگذاشت. یک ...
Media Removed
یک سال از غروب ناباورانه عزیزمان گذشت دست تقدیر او را از باغ زندگی جدا کرد و جز مشتی خاک بر ما باقی نگذاشت. یک سال از پرواز معصومانه اش گذشت این یک سال را با یاد و بی حضورش چه تلخ و مبهوت به پایان بردیم و در فراقش چه خون ها که از دل چکید و چه اشکها که بر رخ دوید هنوز به یادش اشک می ریزیم تا شاید آرام گیریمو ... یک سال از غروب ناباورانه عزیزمان گذشت
دست تقدیر او را از باغ زندگی جدا کرد و جز مشتی خاک بر ما باقی نگذاشت.
یک سال از پرواز معصومانه اش گذشت
این یک سال را با یاد و
بی حضورش چه تلخ و مبهوت به پایان بردیم و در فراقش چه خون ها که از دل چکید و چه اشکها که بر رخ دوید
هنوز به یادش اشک می ریزیم
تا شاید آرام گیریمو با حضور یاران رفتنش را باور کنیم.
#يک سال گذشت...
تو اين روزها خيلی دلم هواتو کرده داداشی ای کاش که پیش ما بودی اما افسوس که نیستی😔
خیلی دلم واسه اون اذیت کردنات و اون شوخی هات و اون با هم بودنامون و اون خاطره های تلخ و شیرینمون و اون پشت هم بودنامون و اون پژمان گفتنات تنگه فقط ای کاش بودی...ای کاش بودی...ای کاش...😔😢
👐الله يرحمك اخوي و يغمد روحك الجنة يا رب👐
🖤😢😢🖤
Read more
تهران_شمال پیاده (روز دوم) بعد از یه خواب نه چندان راحت ولی لازم، بیدار که شدیم با دشت زیبای لار روبرو ...
Media Removed
تهران_شمال پیاده (روز دوم) بعد از یه خواب نه چندان راحت ولی لازم، بیدار که شدیم با دشت زیبای لار روبرو شدیم و اونجا یه مقدار حسرت خوردیم که مسیر شب قبل رو ای کاش که در روشنایی روز میومدیم، اما بهر روی هر زمانی جذابیت خودشو داره، صبحانه رو خوردیم، کوله هارو جمع کردیم و اومدیم ۳۰ کیلومتر مسیر اون روز رو ... تهران_شمال پیاده (روز دوم)
بعد از یه خواب نه چندان راحت ولی لازم، بیدار که شدیم با دشت زیبای لار روبرو شدیم و اونجا یه مقدار حسرت خوردیم که مسیر شب قبل رو ای کاش که در روشنایی روز میومدیم، اما بهر روی هر زمانی جذابیت خودشو داره، صبحانه رو خوردیم، کوله هارو جمع کردیم و اومدیم ۳۰ کیلومتر مسیر اون روز رو طی کنیم که تازه متوجه شدیم ای دل غافل باید از رودخانه سرد و پر آب لار رد شیم، کفش هارو در آوردیم و با سختی وصف ناشدنی رد شدیم(واقعا سخت بود پای لخت رو سنگای تیز و آب تا دسته سرد و ...) رد که شدیم متوجه شدیم دوتا گروه دیگه هم قصد این مسیرو رو دارن، یه مقدار که جلو رفتیم تا به یه آبشار برسیم که هم آب برداریم و هم استراحتی بکنیم با یکی از گروه ها هم کلام شدیم و فهمیدیم تقریبا برنامشون شبیه ماس، ولی خیلی خسته بودن یعنی خیلیا، به طوری که هر چهار قدم استراحت میکردن، خیلیم زیاد بودن با انواع آدم ها(پیر و جوون و زن و مرد و بچه و ...) اونجا یه گروه موتور سوار هم دیدیم که با موتور کل مسیرو اومده بودن(خیلی حسودیم شد بهشون البته)، خلاصه آب برداشتیم راه افتادیم به سمت سرخه که یه منطقه عشایریه و هنوز عشایر نرسیده بودن اونجا، نهار رو اونجا زدیم و زیر آفتاب دلچسبش چند دقیقه ای استراحت کردیم و دوباره راه افتادیم، تو مسیر با چندتا یخچال روبرو شدیم که چیزی نمونده بود جان به جان آفرین تسلیم کنیم(اون شهر توریستی معروف در چند وجبیمون بود) گردنه هارو رد کردیم و افتادیم تو سرازیری و کم کم هوا داشت رو به تاریکی میرفت و ما ۱۰ کیلومتری پیش رو داشتیم و یه رودخانه ی پر آب دیگه که کنارمون رد میشد، از کوهنوردای دیگه که اتراق کرده بودن سوال کردیم که باید از رودخونه رد بشیم که جوابشون مارو نابود کرد(گفتن به کررات) خلاصه گفتیم میریم تا برسیم به یه جایی که مجبور به رد شدن از رودخونه بشیم، همونجا شبو بمونیم، تو مسیر بودیم خسته و کوفته که سه تا جوون اهل یالرود(مقصد اون روز) رو دیدیم که از اون طرف زودخونه میومدن، آمار گرفتیم گفتن برید جلو پل داره و لازم نیس برید تو آب(با این حرفش بال در آوردیم) با همه اون خستگی بقیه مسیرو گوله رفتیم تا رسیدیم به پل، پل رو که رد کردیم دیگه ناموس خوشحالی بودیم چند کیلومتر رفتیم و هوا هم تاریک شده بود که دیگه مسیر تموم شد و باید باز از رودخونه رد میشدیم، با توجه به تاریکی هوا و سرما و خستگی و ... تصمیم گرفتیم شب رو همونجا کمپ کنیم
Read more
...<span class="emoji emoji1f490"></span><span class="emoji emoji1f49d"></span><span class="emoji emoji1f490"></span>... <span class="emoji emoji1f4a0"></span>زندگی کاش که بر وفق مرادت باشد آنکه از یاد تو را برد به یادت باشد . <span class="emoji emoji1f4a0"></span>بعد از این از ته دل ...
Media Removed
...... زندگی کاش که بر وفق مرادت باشد آنکه از یاد تو را برد به یادت باشد . بعد از این از ته دل کاش بخندی نه فقط خنده بر کنج لبت از سر عادت باشد . غم نبینی گل من! اشک نبیند چشمت از تو در یاد همه چهره ی شادت باشد . آنقدر بخت به روی تو بخندد که فقط حس هر کس که تو را دید حسادت باشد . این همه غم که ... ...💐💝💐...
💠زندگی کاش که بر وفق مرادت باشد
آنکه از یاد تو را برد به یادت باشد
.
💠بعد از این از ته دل کاش بخندی نه فقط
خنده بر کنج لبت از سر عادت باشد
.
💠غم نبینی گل من! اشک نبیند چشمت
از تو در یاد همه چهره ی شادت باشد
.
💠آنقدر بخت به روی تو بخندد که فقط
حس هر کس که تو را دید حسادت باشد
.
💠این همه غم که تو بر دوش کشیدی ای کاش
جاش بر شانه ی تو مرغ سعادت باشد
.
.
#وجیهه_جامه_بزرگی
Read more
<span class="emoji emoji1f4ab"></span><span class="emoji emoji1f495"></span><span class="emoji emoji1f4ab"></span><span class="emoji emoji1f495"></span><span class="emoji emoji1f4ab"></span> زندگی کاش که بر وفق مرادت باشد آنکه از یاد تو را برد ،به یادت باشد بعد از این از ته دل ،کاش بخندی،نه ...
Media Removed
زندگی کاش که بر وفق مرادت باشد آنکه از یاد تو را برد ،به یادت باشد بعد از این از ته دل ،کاش بخندی،نه فقط خنده بر کنج لبت، از سر عادت باشد غم نبینی گل من! اشک نبیند چشمت از تو در یاد همه ، چهره ی شادت باشد آنقدر بخت به روی تو بخندد که فقط حس هر کس که تو را دید، حسادت باشد این همه غم که تو بر دوش کشیدی،ای ... 💫💕💫💕💫 زندگی کاش که بر وفق مرادت باشد
آنکه از یاد تو را برد ،به یادت باشد

بعد از این از ته دل ،کاش بخندی،نه فقط
خنده بر کنج لبت، از سر عادت باشد

غم نبینی گل من! اشک نبیند چشمت
از تو در یاد همه ، چهره ی شادت باشد

آنقدر بخت به روی تو بخندد که فقط
حس هر کس که تو را دید، حسادت باشد

این همه غم که تو بر دوش کشیدی،ای کاش
جاش بر شانه ی تو، مرغ سعادت باشد 💫💕💫💕💫
Read more
_ کاش سمت حرمت باز شود پنجره ها باز از دوریت افتاده به کارم گره ها _ دلتنگ که باشی هوای پاییزی هم طعم لبخند تورا میدهد بوی باران هم بوی عطر نفسهای تورا میدهد اصلا دلتنگ که باشی پاییز یاد تورا اشک گونه های مرا عاشقانه بدرقه راهت خواهد کرد ( #سام_تهامی ) _ باران نوشت:و کانک درب بلا نهایه ... _
کاش سمت حرمت باز شود پنجره ها
باز از دوریت افتاده به کارم گره ها
_
دلتنگ که باشی
هوای پاییزی هم
طعم لبخند تورا میدهد
بوی باران هم
بوی عطر نفسهای تورا میدهد
اصلا دلتنگ که باشی
پاییز یاد تورا
اشک گونه های مرا
عاشقانه بدرقه راهت
خواهد کرد
( #سام_تهامی )
_
👈باران نوشت:و کانک درب بلا نهایه و انا خلقت لهنا السفر
انگار که تو جاده بی انتهایی و من برای این سفر آفریده شده ام
👈توضیح نوشت: نمیدانم رابطه چهارم آذر و این دعا در چیست انگار یک جور چسبیده به این موقع از سال.چند سالیست که ناخداگاه و انگار با خواست خدا در مرز بین چهارم و پنجم آذر این دعا در #فضای_مجازی به اشتراک گذاشته میشود شاید به اجابت نزدیک است
👈آرزونوشت:برای آنانکه دوستشان داریم تنها آرزویمان #خوشبختی ست و #عاقبت_بخیری. برایتان بهترینها و دلی آرام همراه با عشقی به پهنای آفتاب و امیدی به وسعت مهتاب آرزومندم.شادیتان پایدار و روزهای پیش رویتان زیبا و رویایی
👈پی نوشت:این دعا تقدیم همه عزیزان و بنده را نیز از دعای خیرتان بی نصیب نفرمایید. ملتمس دعایتان هستم
👈رهانوشت: راستی راست بگو جانم قبله چشمانت را به کدامین سو تغییر داده ای دو رکعت نماز قضا دارم
_
#پاییز #الخریف #بهار #ربیع #باران #المطر #دعا #معجزه #فصل_نرگس #وعده_الهی #یا_ام_البنین #یا_فاطمه_الزهرا #یا_ام_ابیها #السلام_علیک_یا_فاطمه_الزهرا #آذر #نرگس #امام_حسن #السلام_علیک_یا_علی_بن_موسی_الرضا #السلام_علیک_یا_صاحب_الزمان #حرم #اجابت_دعا #رهبر_زمان #خادم_مردم #خادم_الحسنین #یادت_هست #ربیع_الاول
Read more
عشقت اتفاقي بود بين من و خودم؛ معامله دو سر باخت همين است كه من کل پاییز به تو فکر میکردم بی خبر از این ...
Media Removed
عشقت اتفاقي بود بين من و خودم؛ معامله دو سر باخت همين است كه من کل پاییز به تو فکر میکردم بی خبر از این که تو در بهار جدا ماندي از من!!! كنارت نبودم كه اينطور تنها شدي؛ درست مثل بیماری نادری که بین هزاران نفر تنها یک‌نفر به آن مبتلا می شود... پیدا کردن کسی مثل من که تو را فراتر از مرز دیوانگی دوست ... عشقت اتفاقي بود
بين من و خودم؛ معامله دو سر باخت
همين است كه من کل پاییز به تو فکر میکردم بی خبر از این که
تو در بهار جدا ماندي از من!!!
كنارت نبودم كه اينطور تنها شدي؛
درست مثل بیماری نادری
که بین هزاران نفر تنها یک‌نفر
به آن مبتلا می شود...
پیدا کردن کسی مثل من
که تو را فراتر از مرز دیوانگی دوست داشت
دیگر برایت تکرار نخواهد شد
من فقط یکبار
در زندگی تو اتفاق افتادم
فقط یکبار ...
ای کاش...
۹۷/۰۵/۱۲
Read more
بسلامتی روزی که رو سنگ قبرم بنویسن :خودش نمیخواست بره ولی مجبور شد ۰ ۰ بسلامتی دکتری که بالا سرم ...
Media Removed
بسلامتی روزی که رو سنگ قبرم بنویسن :خودش نمیخواست بره ولی مجبور شد ۰ ۰ بسلامتی دکتری که بالا سرم بگه انشاالله اخرین غمتون باشه ۰ ۰ بسلامتی خدایی که از همه چي زندگيم خبر داشت,مشکلام,غمام,گرفتاريام ولي..... ۰ ۰ بسلامتی دل های که از هم دورن ولی ب عشق هم میزنن ۰ ۰ بسلامتی روزی که از ته دل بخندی ... بسلامتی روزی که رو سنگ قبرم بنویسن :خودش نمیخواست بره ولی مجبور شد
۰
۰
بسلامتی دکتری که بالا سرم بگه انشاالله اخرین غمتون باشه
۰
۰
بسلامتی خدایی که از همه چي زندگيم خبر داشت,مشکلام,غمام,گرفتاريام ولي.....
۰
۰
بسلامتی دل های که از هم دورن ولی ب عشق هم میزنن
۰
۰
بسلامتی روزی که از ته دل بخندی بگی ای کاش الان اینجا بودی خیلی دلم برات تنگ شده
۰
۰
ب سلامتی روزی که دوستام باهم برن بیرون بگن ای کاش اینجا بود حداقل باهم میخندیدم

۰
۰
بسلامتی کسایی که جلوم گفتن خیلی دوست دارم ولی تو دلشون خبر دیگه ای بود
۰
۰
بسلامتی این دنیا که با تمام نامردیاش ولی دلم نمیاد ازش دل بکنم بخاطربعضي ادماش

۰
بسلامتی روز . ماه . سال ... که باعث میشه زود تر فراموشم کنن
۰
۰
بسلامتی کسایی که تو اوج دل تنگی . گرفتاری کنارم نبودن....
۰
۰
بسلامتی گريه هاي فرشته ي زندگيم....
٠
٠
بسلامتي ادمي ک عاشقش بودم ولى دلشو شکوندم ....
٠
٠
بسلامتي روزی که پاتوق رفیقام سره قبرم باشه .....
Read more
۱ <span class="emoji emoji274c"></span>چه خوب بود که دوربین بود! اون موقعی که بیرانوند پنالتی بهترین بازیکن جهان و مهار کرد و توپ و جوری ...
Media Removed
۱ چه خوب بود که دوربین بود! اون موقعی که بیرانوند پنالتی بهترین بازیکن جهان و مهار کرد و توپ و جوری محکم بغل گرفت که شهره خاص و عام شد خدا رو شکر دوربین بود! دوربین بود که ثبت کنه این رشادت‌ها رو! اما یه جاهایی هم بود که فرزندان این مرز و بوم جای توپ فوتبال،مین فسفری رو محکم تر بغل میکردن که به قدری ... ۱
❌چه خوب بود که دوربین بود!

اون موقعی که بیرانوند پنالتی بهترین بازیکن جهان و مهار کرد و توپ و جوری محکم بغل گرفت که شهره خاص و عام شد
خدا رو شکر دوربین بود!
دوربین بود که ثبت کنه این رشادت‌ها رو!
اما یه جاهایی هم بود که فرزندان این مرز و بوم جای توپ فوتبال،مین فسفری رو محکم تر بغل میکردن که به قدری حرارت داشت که هرچیزی رو تو خودش ذوب میکرد!
داغ بود، خیلی داغ، ولی عملیات نباید لو میرفت!
اما تو اون بیابان و میدون مین،زیر نور ماه، جز خدا و ملائکش هیچ دوربینی و هیچ تماشاگری نبود که ببینه و زوم کنه رو صورت این رزمنده ها، این شیر بچه ها که ثبت بشه برای حفظ وطن چه ها که نکشیدن!
اونجا که میلاد محمدی توپ و جلو انداخت جوری دویید که همه از جون مایه گذاشتن شو دیدیم!
خدا رو شکر دوربین بود!
یه جاهایی هم یه عده جوون رعنا و تازه داماد بودن،تیربار و آرپی‌جی روی دوششون میزاشتن و زیر بارون گلوله از سینه خاکریز جوری بالا میرفتن، جوری پائین میومدن و جوری به قلب دشمن میزدن که حسرت ندیدن این صحنه ها تا قیامت روی دل ماست!
حیف اونجا دوربین نبود!
اونجایی که بچه ها با غیرت عجیبی روی خط دروازه جلوی اسپانیا دیوار گوشتی درست کرده بودن و روی هم افتادن تا دروازه ایران باز نشه!
خدا رو شکر دوربین بود!
یه روز هایی هم تو تاریخ این سرزمین بود که تو مرز شلمچه،همین جوون های بیست 25 ساله ایران، جلوی ماشین جنگی عراق،جلوی لشگر زرهی، جلوی توپ و تانک دیوار گوشتی ایجاد کردن تا پای اجنبی به شهرها نرسه!
اونجا راوی تو شلمچه میگفت، دیگه کار از نفر و دسته گروهان گذشته بود، گردان گردان جوون میرفت و برنمیگشت،آخه صحبت ناموس بود!
ای کاش، ای کاش دوربین بود ما میدیدیم مردامون چجوری جنگیدن!
یه جاهایی بود تو تاریخ ایران که جای کف و سوت و هورای تماشاچی ها،گاز شیمیایی خردل و عامل اعصاب بود!
یه جاهایی بود سه نفر بودن و دوتا ماسک!
یه جاهایی بود سیاهی زمستون غواص ها به شط میزدن!
یه جاهایی بود که تیربار ضد هوایی رو به موازات زمین گذاشته بودن و مثل داسی که گندم درو میکنه، هرچیزی که ارتفاع داشت و درو میکرد!
ولی یه عده از همین شیر پاک خورده ها بلند میشدن، سر و سینه شونو سپر سرب داغ میکردن تا تیربار و از کار بندازن!
قهرمان بود!
ولی دوربین نبود!
خدا رو شکر تو جام جهانی دوربین بود.
Read more
 #بخونین_ضرر_نمیکنین خانم کریمی من تازه واردم جو اداره چطوریه؟ خانوما و آقایون همکار آدمای درستی ...
Media Removed
#بخونین_ضرر_نمیکنین خانم کریمی من تازه واردم جو اداره چطوریه؟ خانوما و آقایون همکار آدمای درستی هستن؟ خانم کریمی: آره عزیزم #خداروشکر جو اداره سالمه همه همکارا آدمای درستی هستن و آقایون همکار هم چشم پاکن الحمدلله. آقای سامانی وارد جمع می شود و با #لبخند: به سلام خانم کریمی بزرگوار خوب هستین؟ ... #بخونین_ضرر_نمیکنین
خانم کریمی من تازه واردم جو اداره چطوریه؟
خانوما و آقایون همکار آدمای درستی هستن؟
خانم کریمی: آره عزیزم #خداروشکر جو اداره سالمه همه همکارا آدمای درستی هستن و آقایون همکار هم چشم پاکن الحمدلله.
آقای سامانی وارد جمع می شود و با #لبخند: به سلام خانم کریمی بزرگوار خوب هستین؟ چشمام داره درست میبینه؟ امروز شما زود تشریف اوردین؟
خانم کریمی بعد از #خنده ای کوتاه: سلام آقای سامانی ممنون. شما خوبین؟خانمتون و بچه ها خوبن؟ ای بابا کی من تاخیر داشتم تاحالا. من که از همه زودتر میرسم اداره.(دوباره کمی میخندد.)
آقای سامانی با #ژست متفکرانه: الله اکبر. پس لابد اونی که هرروز نیم ساعت دیرتر میاد همزادتونه شما نیستین.
هردو میخندند. آقای سامانی با همکار جدید هم سلام و احوالپرسی کوتاهی میکند و به سرکارش می رود.
خانم کریمی رو به همکار جدید: این آقای سامانی خیلی شوخه مدام سر به سر همکارا میذاره. خب داشتم میگفتم عزیزم جو اداره خیلی پاکه همه سنگین و #متین رفتار میکنن...
❌❌❌❌❌❌
گاهی حواسمون نیست. گاهی خودمون رو گول میزنیم!
خودمون رو توجیه میکنیم! شاید الان مارو به تندروی متهم کنین اما یه روزی به این حرف میرسین.
آقای محترم خانم گرامی اولش فکر میکنی خب ❌ #ما_که_چیزی_تو_دلمون_نیست❌ فلانی فقط همکاره. يا فلانی هرچیز دیگه ای مثلا... اما همه چیز آروم آروم اتفاق میفته. میگی من حواسم به خودم و رفتارم هست و میتونم خودم رو مدیریت کنم که #گمراه نشم؟!
حالا من ازت میپرسم تو بیشتر خودت رو میشناسی یا خدایی که تورو آفریده؟؟؟؟؟
اون خدایی که تو رو آفریده بی شک بهتر از خود تو میدونه چه کاری رو باید انجام بدی و چه کاری به ضررته. همون #خدا بر اساس #فطرت و امیالی که خودش توی وجودت گذاشته بهت گفته ارتباط غیر ضروری با نامحرم چه پیامدایی در درازمدت برای خودت و ایمانت و زندگیت داره. شاهد حرفم هم چندین و چند آیه #قرآن و #حدیث درباره ارتباط با #نامحرم که توی #قرآن_کریم و تمام کتب معتبر احادیث #ائمه_(ع) اومده. ارتباط غیر ضروری همون #شوخی های بیجاست. همون بگو بخند های هرچند مؤدبانه است. ائمه رو دوست داری؟ امام حسین (ع) رو دوست داری؟
اوکی برو نظرشون رو راجع به این کارت تو احادیثشون بخون. ببین آیا اونا هم این کار رو دوست دارن؟؟؟؟؟
تجربه بهمون ثابت کرده هرجا خواستیم #عقل_کل بازی دربیاریم و حرف خدا رو با توجیه های الکی بپیچونیم آخرش پشیمونی به بار اومده...
ای کاش یکم بیشتر حواسمون به برخورد ها و ارتباط هامون باشه. ای کاش #دل #امام_زمان_(عج) رو نشکونیم.
ای کاش...
#دو_کلوم_حرف_حساب ☉کپی=صلوات☉
Read more
"سکانسِ آبی" خواننده: مهدی باقریان آهنگساز و تنظیم کننده: کارن همایونفر میکس و مستر: میلاد فرهودی ترانه سرا: یغما گلرویی (بر مبنای ملودی) روی تراسِ داغِ بعد از ظهر، پیراهنا رو باد پوشیده چن وقته که با عطرِ دستِ تو دنیام بوی تازه‌ای می‌ده چشمای تو سر می‌رسن دائم از لحظه‌های خواب ... "سکانسِ آبی"

خواننده: مهدی باقریان
آهنگساز و تنظیم کننده: کارن همایونفر
میکس و مستر: میلاد فرهودی
ترانه سرا: یغما گلرویی
(بر مبنای ملودی)

روی تراسِ داغِ بعد از ظهر،
پیراهنا رو باد پوشیده
چن وقته که با عطرِ دستِ تو
دنیام بوی تازه‌ای می‌ده

چشمای تو سر می‌رسن دائم
از لحظه‌های خواب و بیداری
از تو کتابای کتابخونه
از تیتراژِ فیلمای تکراری

از تو صدای مجری اخبار،
از متنِ یه آهنگِ جانانه:
ای کاش این‌جا - پیش من - بودی
می‌تابیدی، الماسِ دیوانه!

خاموش کن خورشیدو با چشمات،
بیدار کن مهتابو با دستات
همبازی من باش تو این عشق،
تو این سکانسِ آبیِ بی‌کات

توفان شو، بارون شو، برام تب کن،
دنیای مغشوشو مرتب کن،
شب‌ها رو که تو خواب‌هام هستی،
روزاتو پیش چشم من شب کن.

این‌جا غروبای بدی داره
وقتی که جات نزدیکِ من سبزه
وقتی که با هر زنگِ این گوشی
قلبِ من اشتباهی می‌لرزه

دائم حواسم پیشِ تو پرته،
هی راه می‌رم توی این خونه
فکرام همه دور تو می‌گردن،
چشمم به ساعت مات می‌مونه

انگار داری می‌رسی از راه،
توی همین لحظه‌ی رویایی
از توی اقیانوس تنهاییم
درست مثِ پریِ دریایی

خاموش کن خورشیدو با چشمات،
بیدار کن مهتابو با دستات
همبازی من باش تو این عشق،
تو این سکانسِ آبیِ بی‌کات

توفان شو، بارون شو، برام تب کن،
دنیای مغشوشو مرتب کن،
شب‌ها رو که تو خواب‌هام هستی،
روزاتو پیش چشم من شب کن.
یغما گلرویی

اشاره به ترانه ی از البوم «کاش اینجا بودی» گروه پینک فلوید.

photo: paris 2009

@karenhomayounfar
@mehdimirzabagherian
@miladfarhoodi
Read more
. دقیقا همینجا یا شاید همین ساعت ها بود که متوجه مریضیش شدیم تو سفر تو اوج شادی و خوشی،دقیقا همون لحظه ...
Media Removed
. دقیقا همینجا یا شاید همین ساعت ها بود که متوجه مریضیش شدیم تو سفر تو اوج شادی و خوشی،دقیقا همون لحظه ای که داری واسه خودت استوری می‌ذاری و خوشحالی چهار نفرم پیدا میشن که تو دلشون میگن مردم چقدر خوشن خوش به حالشون(ای کاش این جمله رو از تو ذهنمون و زبانمون پاک کنیم, چون خبر از درون زندگی هم نداریم) زندگی ... .
دقیقا همینجا یا شاید همین ساعت ها بود که متوجه مریضیش شدیم تو سفر تو اوج شادی و خوشی،دقیقا همون لحظه ای که داری واسه خودت استوری می‌ذاری و خوشحالی چهار نفرم پیدا میشن که تو دلشون میگن مردم چقدر خوشن خوش به حالشون(ای کاش این جمله رو از تو ذهنمون و زبانمون پاک کنیم, چون خبر از درون زندگی هم نداریم)
زندگی خیلی عجیبه،از وسط غم میندازدت تو شادی از وسط شادی پرتت می‌کنه تو غم و مثل توپ میری بالا و میای پایین و همینطور اگه باهوش باشی پخته تر میشی...
ولی یه جمله ای هست که میگه از لحظه‌ای که قبول کنی زندگی سخته، هیچ چیز اذیتت نمیکنه و آسون میشه...
یه زمانی اگه حتی یک لحظه این روزها رو تصور میکردم میگفتم منکه میمیرم
ولی میای روبرو میشی عذاب می‌کشی خون دل میخوری گریه می‌کنی ولی خودت رو میبینی که وایستادی با همه ی سختی هاش ولی وایستادی ...
#دلتنگی #خاطرات #
Read more
 #سفر_تنگ_اردشیری آخرای تنگه یه گروه دیگه آتیش درست کرده بودن کنار آبو داشتن جوجه سیخ میکردن. تنگه ...
Media Removed
#سفر_تنگ_اردشیری آخرای تنگه یه گروه دیگه آتیش درست کرده بودن کنار آبو داشتن جوجه سیخ میکردن. تنگه زیادپیمایشش طول نکشیده بودو تو این فکرا بودم که کاش بیشتر میشد تو تنگه میبودیمو زیاد خسته نشدیمو ازین جور فکرا که یه مرد تقریبا میان سال کنار آتیش توجهمو جلب کرد. فامیلیش آقای کارامد بود. داشت از ... #سفر_تنگ_اردشیری
آخرای تنگه یه گروه دیگه آتیش درست کرده بودن کنار آبو داشتن جوجه سیخ میکردن. تنگه زیادپیمایشش طول نکشیده بودو تو این فکرا بودم که کاش بیشتر میشد تو تنگه میبودیمو زیاد خسته نشدیمو ازین جور فکرا که یه مرد تقریبا میان سال کنار آتیش توجهمو جلب کرد. فامیلیش آقای کارامد بود. داشت از تجاربو سفراش برامون تعریف میکرد. گفت میدونی من چن سالمه، گفتم حدودا ۴۰ اینا... گفت من ۵۰ و خورده ایم! با تعجب نگاش کردمو گفتم چه خوب موندین، که گفت پسر جون میدونی چرا من سرپا و با روحیم؟ گفتم سفر دیگه؟ گفت من از وقتی یادم میاد تو سفر بودم. آقای کارامد شیرازی بود، ولی بوشهرو اطرافشو جاهای دیدنیشو بیشتر از من بلد بودو کلا ایران دیده بود. میگفت تو وقتی مردی چی میبری با خودت؟ گفتم هیچی، گفت وقتی زنده ای نهایتا چی داری؟ گفتم میشه خیلی چیزا داشت! گفت نه دیگه اشتباهت همین جاست!!! تو تو این دنیا یه کفش میپوشی، تجربه اون کفشه دیگه برات تکراریه چه کفش ۱ تومنی چه ۵۰ تومنی، یه پیرهن میپوشیو یه شلوار میپوشی! یکم فک کردمو با تخفیف حرفشو قبول کردم. گفت تا میتونی همه چی رو به کُلیه ات بگیرو بزن به جاده، بزن به طبیعت، وقتی تو طبیعتی زمان زودتر میگذره، واسه همین آدم خودشو دلش جوون میمونه. بعد از مکالممون درباره این مدل زندگی آدرس چندجایی که تو این چن سال رفته بود به عنوان تاپ تن بمون معرفی کردو، شمارشو بم داد. گفت هر موقع خواستی به من زنگ بزنو هم سفر شو بامون. دوستاشون به جوجه دعوتمون کردنو بعد از قربانت ها و فدایت شوم های روتینِ وقت خداحافظی رفتیم پیش بچه های خودمونو تو مسیر داشتم تو گوشیم اسمشو سیو میکرد:
مستر کارامد تور
مستر کارامد تور واتس آپ
97.4.15
------------------------------
پ.ن: ویدئو هارو ببینین حتما ولی با صدای کم😁
پ.ن: مرسی وی تور
@we.tours
Read more
. . . . . . . *ما ماندیم و حجم بزرگی از ماتم زياد در دل…*<span class="emoji emoji1f625"></span> *ما ماندیم و همه آن حسرت هایی که تنها با یک در آغوش ...
Media Removed
. . . . . . . *ما ماندیم و حجم بزرگی از ماتم زياد در دل…* *ما ماندیم و همه آن حسرت هایی که تنها با یک در آغوش کشیدن می ریخت.* *ما ماندیم و جای خالی ات که بزرگواری پدری چون تو را به یادمان می آورد.* *ما؛ماندیم و یک اندوه بزرگ؛که ذره ذره اشک هایمان نه تنها این آتش را فرو نمی نشاند؛بلکه شعله ورهم مى کند.* *کاش ... . . . . . . . *ما ماندیم و حجم بزرگی از ماتم زياد در دل…*😥 *ما ماندیم و همه آن حسرت هایی که تنها با یک در آغوش کشیدن می ریخت.*😢 *ما ماندیم و جای خالی ات که بزرگواری پدری چون تو را به یادمان می آورد.* 😞 *ما؛ماندیم و یک اندوه بزرگ؛که ذره ذره اشک هایمان نه تنها این آتش را فرو نمی نشاند؛بلکه شعله ورهم مى کند.*😥😥 *کاش می دانستم صبح يکشنبه ای که دستت رابه نشان خداحافظی فشردم آخرین باراست که دستان را گرم حس می کنم.*😓 *کاش می دانستم پايان روز يکشنبه آخرين بارى است که کنارت می آیم و دستانت را [ و این بار سرد] به دست می گیرم.*😥 *کاش این زمين سردرد و بى جان نبود تا بار دیگر با سینه ای که نفس دارد در آغوش بکشمت و ببوسمت و ببويمت…*😞 *آه پدر......*😓😓😓 *کاش می دانستم بار دیگر که می بینمت ؛ تو نمی بینی ام و نگاه تو را مرگ می رباید…*
😔😔 *کاش نبودم آن شب که؛چشمان سرشاراز مرگ تو را با دستان خود بر هم بگذارم…*😢😢 *با همین دستهایی که صبح همان روز خود تو فشرده بودیشان…*😢😢 *کاش نبودم آن شب که پیکرت را بر داشتند و... بردند و ما بى تابى کرديم ...کاش...کاش... کاش...*😓😓😓 *تو خود می دانی چقدربرايمان سخت بود و پیر شديم آن لحظه تا پيکر بى جانت را میان بستر آخرت؛بگذاريم.*😔😔 *و به پهلو بخوابى و شانه ات را تکان دهيم.. تا تلقینت دهيم...تا... تا... یادت هست پدر؟!*😢😢 *تو همانی بودی که با یک تکان بیدار می شدی…*😔😔 *چقدر تکانت داديم ؛آيا صدای فرزندان و همسر داغ ديده ات؛را نشنيدى* 😔😔 *تا پاسخ دهى ما را و مرهمى باشى بروى زخم جسم و روحمان...*😓😓 *حیف شد پدر..حیف شد…* *و من اینجا اکنون میان تنهایی خویش نشسته ام مات و مبهوت…*😞😞 *انگار نه انگار تنهایم گذاشتی و رفتی…* *14 سال است که آرام گرفته ای میان بسترت…* *اما قلب من هنوز آرام نشده و هنوز بى قرار است...* *14سال است ک با لحنى مهربان صدايم نکردى؛تو که دخترانت را بسيار دوست داشتى.* *14سال است که مرا در آغوش نکشيدى...* *14سال است بوسه ب دستان پير و خسته؛اما گرم و مهربانت نزدم...* *14 سال است...........*😢😢 *پدرم بدان که بعد از گذشت سالها از نبودت ما با افتخار نامت و يادت و خاطرات را زنده نگه داشتيم و به خود مى باليم که پدرى همچون تو داشتيم...* *پدر جان سلام ما را به مادر نيز برسان و بگو که ما سخت دلتنگتان هستيم... * ❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤
Read more
بچه که بودم، عصرهای جمعه اگر مادربزرگ موهایش را حنا گذاشته بود و قلیانش را کشیده بود و سر ذوق بود، می ...
Media Removed
بچه که بودم، عصرهای جمعه اگر مادربزرگ موهایش را حنا گذاشته بود و قلیانش را کشیده بود و سر ذوق بود، می گذاشت در اتاقش بازی کنم، و آن وقت دنیا بهشت بود. یک جزیره اختصاصی داشتم. با چهار پشتی بزرگ که با کمک مادربزرگ به هم تکیه می دادم و شمد سفید خوشبویی که رویش می انداختم تا سقف جزیره ام شود، جهانی امن نصیبم ... بچه که بودم، عصرهای جمعه اگر مادربزرگ موهایش را حنا گذاشته بود و قلیانش را کشیده بود و سر ذوق بود، می گذاشت در اتاقش بازی کنم، و آن وقت دنیا بهشت بود. یک جزیره اختصاصی داشتم. با چهار پشتی بزرگ که با کمک مادربزرگ به هم تکیه می دادم و شمد سفید خوشبویی که رویش می انداختم تا سقف جزیره ام شود، جهانی امن نصیبم می شد، بی مزاحم. می چپیدم داخل جزیره، وانمود می کردم رابینسون کروزوئه ام که آن وقتها تازه اسدآقا کارگر بابا مرا برده بود به سینما اروپا تا فیلمش را دوبار با یک بلیت ببینیم، و هربار خودش خوابش برده بود و دهانش باز مانده بود و من خنده ام گرفته بود.
برای خودم رابینسون کوچک بی باکی بودم. تنهای تنها، در جزیره ای که هیچکس مزاحمم نبود. معمولا هم همانجا خوابم می برد و مادربزرگ وقت عصرانه بیدارم می کرد و نوازشم می کرد و طوری مرا از جزیره به جهان بر می گرداند که دلم نلرزد.
حالا دوست دارم به یک خط آن دنیا که اشغال نباشد و اپراتورش خواب نباشد زنگ بزنم و بخواهم به مادربزرگ وصل کنند. بعد که آمد پشت خط، همین که گفت سلام پسته خندون، بغض کنم. بعد بگویم دلم جزیره ام را می خواهد مادر. چقدر مزخرف است که تو مرده ای، و هیچکس نیست پشتی های طرح ترکمن خانه منیریه را به هم بچسباند، و طوری آهسته از لای درزهای جزیره بشقاب میوه را بدهد تو که من نفهمم و بتوانم وانمود کنم گنج پیدا کرده ام. کجایی؟ جهانم پر شده از آدمهایی که بودنشان فقط تنهاترم می کند.
آخ مادر، مادر، مادر. دلم برای باهارهای پیراهن گلدارت که بوی تنباکوی خوانسار و پماد ویکس و مهربانی می داد تنگ است. کاش یک روز جمعه از خدا مرخصی بگیری، بیایی برایم جزیره درست کنی، و دوباره بروی. می آیی؟ لطفا....
#حمیدسلیمی
#تابستان #ایرانگرد #ایرانگردی #ig_color #ig_captures #ig_shotz #ig_flowers #flowers #flowerlover #flowerstagram #lunareclipse #flowerporn #instapic #instasize #akasi #akasbashi #aks_ir #aksine #akas_khone #akas_khooneh
Read more
هوالمحبوب جامه دران مصرع ناقص من کاش که کامل می شد شعر در وصف تو از سوی تو نازل می شد شعر در شأن تو ...
Media Removed
هوالمحبوب جامه دران مصرع ناقص من کاش که کامل می شد شعر در وصف تو از سوی تو نازل می شد شعر در شأن تو شرمنده به همراهم نیست واژه در دست من آنگونه که می خواهم نیست من که حیران تو حیران توام می دانم نه فقط من که در این دایره سرگردانم همه ی عالم و آدم به تو می اندیشد شک ندارم که خدا هم به تو می اندیشد در ... هوالمحبوب
جامه دران

مصرع ناقص من کاش که کامل می شد
شعر در وصف تو از سوی تو نازل می شد

شعر در شأن تو شرمنده به همراهم نیست
واژه در دست من آنگونه که می خواهم نیست

من که حیران تو حیران توام می دانم
نه فقط من که در این دایره سرگردانم

همه ی عالم و آدم به تو می اندیشد
شک ندارم که خدا هم به تو می اندیشد

در زمین هستی و آن سو تر از افلاک تویی
علت خلق زمین ای پدر خاک تویی

کعبه از راز جهان راز خدا آگاه است
راز ایجاز خدا نقطه ی بسم الله است

کعبه افتاده به پایت سر راهت سرمست
«پیرهن چاک و غزل خوان و صراحی در دست»

کعبه وقتی که در آغوش خودش یوسف دید
خود زلیخا شد و خود پیرهن صبر درید

کعبه بر سینه ی خود نام تو ای مرد نوشت
قلم خواجه ی شیراز کم آورد، نوشت: «ناگهان پرده برانداخته ای یعنی چه
مست از خانه برون تاخته ای یعنی چه»

راز خلقت همه پنهان شده در عین علی ست
کهکشان ها نخی از وصله ی نعلین علی ست

روز و شب از تو قضا از تو قدر می گوید
«ها علیٌ بشرٌ کیفَ بَشر» می گوید

مستِ اوصاف شدم می طلبم ساقی را
تشنه ام تا که بگوید به من الباقی را

می رود قصهء ما سوی سرانجام آرام
دفتر قصه ورق می خورد آرام آرام

سیدحمیدرضابرقعی
از کتاب (تحیّر)
Read more
. نوشته بود نه محاصره نظامی ، نه محاصره اقتصادی برای از پا انداختن یک ملت مثل ایران کفایت نمیکنه، اما ...
Media Removed
. نوشته بود نه محاصره نظامی ، نه محاصره اقتصادی برای از پا انداختن یک ملت مثل ایران کفایت نمیکنه، اما وقتی همین محاصره نظامی و محاصره اقتصا‌دی باشه و به عقبه ی اون جبهه حمله کنی ، شکست می‌خورند... عقبه و پشتوانه ی ما میشه فرهنگ ما ... دزدی که تو مملکت زیاده ، تحریم هم که شدیم ، جنگ هم که داریم، فرهنگمونم ... .
نوشته بود نه محاصره نظامی ، نه محاصره اقتصادی برای از پا انداختن یک ملت مثل ایران کفایت نمیکنه،
اما وقتی همین محاصره نظامی و محاصره اقتصا‌دی باشه و به عقبه ی اون جبهه حمله کنی ، شکست می‌خورند...
عقبه و پشتوانه ی ما میشه فرهنگ ما ...
دزدی که تو مملکت زیاده ،
تحریم هم که شدیم ، جنگ هم که داریم،
فرهنگمونم که علی نژادی ها به‌هدف گرفتن ،
خب عجله کنید داریم شکست می‌خوریم ..
اونوخ بچه مذهبی های ما چیکار میکنن، بدتر به دشمن کمک میکنن...
خیلی از راههایی که میریم برای فرهنگ و دین و حجابمون غلطه ... به والله غلطه ... به استناد به همین کتاب دغدغه های فرهنگی غلطه ...
چند صفحه میخونم چند ساعت فکر میکنم که
مثلا اینجا بچه مذهبی ها اشتباه میرن برم بهشون بگم خب قبول نمیکنن...
یا اونجا میکروفون های فرهنگی ما اشتباه به صدا در اومدن خب قبول نمیکنن . بعد کتاب را میبندم و میگم کاش منم مثل یه آدم عادی نمی دونستم، یا نمیخوندم یا نمی دیدم ... بعد چشمام را میبندم و شانه بالا میندازم و میگم زینب جان خودتو به خواب نزن...
.
پ ن:
دوستانی که من را میشناسن میدونن که من سعی میکنم حجابم را رعایت کنم و عقایدم را حفظ کنم، و تحت هیچ شرایطی به خودم اجازه نمیدم به عقاید و حجاب کسی توهین کنم، اما اگر میگم بچه مذهبی ها چون هدف دشمن همین افراد هست دعا کنیم یه وقت دانسته و ندانسته برای دشمن نجنگن...
پ ن۲:
ای کاش در اتاق فکر های همایش های حجاب و بصیرت و نه دی و انقلاب و زن و عفاف و جنگ‌و غیره از همه ی خط فکری هم کمک و نظر میخواستید ، ای کاش از همه ی دیدگاه ها و عقیده ها حمایت میکردید که بیان بشه و مورد بررسی قرار بگیره...
پ ن۳:
برای امشب که باید با آرامش استراحت میکردم و فردا صبح زود باید بیدار میشدم کتاب سنگینی بود ... ای کاش یا نمیخوندم یا اگر خوندم صدام به مذهبیون میرسید...
.
اگر دغدغه فرهنگی ، یا سمت فرهنگی یا قدم فرهنگی دارید و بر میدارید، بخوانید...
#دغدغه‌های‌فرهنگی #مسیح‌علینژاد #دغدغه_فرهنگی #خامنه_ای_دات_آی_آر
Read more
OIOA.F کاش در اعماق این نگاه مرثیه ای برای توهم آخرم باشد که تو بفهمی ... کاش در پشت این لبخند قصه ...
Media Removed
OIOA.F کاش در اعماق این نگاه مرثیه ای برای توهم آخرم باشد که تو بفهمی ... کاش در پشت این لبخند قصه ای برای رفتنم باشد که تو بفهمی ... کاش در سکوت این احمق نطفه ای برای مردنم باشد که تو بفهمی ... کاش در فریاد این هرزه عقده ای برای جنگیدنم باشد که تو بفهمی ... کاش که بدانی که میدانم که خواندی از رفتن ... OIOA.F

کاش در اعماق این نگاه مرثیه ای برای توهم آخرم باشد
که تو بفهمی ...
کاش در پشت این لبخند قصه ای برای رفتنم باشد
که تو بفهمی ...
کاش در سکوت این احمق نطفه ای برای مردنم باشد
که تو بفهمی ...
کاش در فریاد این هرزه عقده ای برای جنگیدنم باشد
که تو بفهمی ...
کاش که بدانی که میدانم که خواندی از رفتن
از عمد بود ...
کاش که بدانی که میدانم که خواندی از مردن
از قصد بود ...
ای کاش مرا با هرچه بود و نبودم بفهمی ...
ای کاش مرا با هر چه بد و خوبم بجویی ...
ای کاش مرا بعد خفتن به آسمان ببری ...
ای کاش روحم را در سیاهی شب بدری ...
ای کاش ... ای کاش ... ای کاش ...
Read more
. کاش لب های سرخ تو باشد ویژه برنامه ی شب یلدام آروزی خوشی است اما حیف مثل هرسال باز هم تنهام در ...
Media Removed
. کاش لب های سرخ تو باشد ویژه برنامه ی شب یلدام آروزی خوشی است اما حیف مثل هرسال باز هم تنهام در نبود تو هر شبم یلداست سرد، بی روح ،تلخ، طولانی ست چقدر نیستی کنار من چقدر این هوا زمستانی ست چون که تو سهم دیگران شده ای فال حافظ نخواستم امشب دوستان شاد در کنار همند پیشم اما نشسته غم امشب کاش ... .
کاش لب های سرخ تو باشد
ویژه برنامه ی شب یلدام
آروزی خوشی است اما حیف
مثل هرسال باز هم تنهام

در نبود تو هر شبم یلداست
سرد، بی روح ،تلخ، طولانی ست
چقدر نیستی کنار من
چقدر این هوا زمستانی ست
چون که تو سهم دیگران شده ای
فال حافظ نخواستم امشب
دوستان شاد در کنار همند
پیشم اما نشسته غم امشب

کاش مهمان من تو باشی در...
ویژه برنامه ی شب یلدام
سال ها با تو گفتگو دارم
سال هاست بی تو من تنهام

خوب شد تمام شد پاییز
فصل زردی که روح زندانی ست
اصلا این فصل سهم عاشق هاست
فصل مرد همیشه تنها نیست
مطمئنم که باز هم امشب
گرم آغوش دیگری هستی
در کنار کسی به غیر از من
............................... رضا آرن
یلداتون مبارک ❤❤❤❤❤❤❤
Read more
. قرارمان که این نبود عزیز جان !! قرار بود بچه هایمان که بزرگ شدند ، سر و سامانشان که دادیم ؛ یکی از روزهای ...
Media Removed
. قرارمان که این نبود عزیز جان !! قرار بود بچه هایمان که بزرگ شدند ، سر و سامانشان که دادیم ؛ یکی از روزهای گرم مرداد را گوشه ی حیاط بساط کنیم ... قرار بود کنار بوته های گل محمدی ات بنشینی و من برایت چای بریزم ! بنشینیم و از خاطراتمان بگوییم ؛ از بچه هایمان ، از خودمان ... و خستگی این همه سال زندگی برای بچه ... .
قرارمان که این نبود عزیز جان !! قرار بود بچه هایمان که بزرگ شدند ، سر و سامانشان که دادیم ؛ یکی از روزهای گرم مرداد را گوشه ی حیاط بساط کنیم ... قرار بود کنار بوته های گل محمدی ات بنشینی و من برایت چای بریزم !
بنشینیم و از خاطراتمان بگوییم ؛ از بچه هایمان ، از خودمان ... و خستگی این همه سال زندگی برای بچه هایمان را ، از تن به در کنیم.
حالا ، اواسط اردیبهشت ماه است. بوته های یاس مان ، گل کرده اند ؛ عطرشان تمام خانه را برداشته ! گلهای محمدی مان هم گل کرده اند ؛ اما کسی نیست که آنها را بچیند ... کسی نیست که دلش دمنوش های بهاری بخواهد ... میدانی به چه فکر میکردم؟ به اینکه ای کاش در یکی از روزهای بهار ، گوشه ی حیاط بساط میکردیم و من برایت چای می ریختم ... کاش با تو بودن را غنیمت می شمردم ! آخر نمی دانستم که مرداد امسال ...«نیستی!» نیستی ؟! ... یعنی واقعا رفته ای ؟! پس کسی که می گفتی دوسش داری چه ؟! پس دختری که کنارت پیر شد چه ؟! گفته بودی دیگر هیچ وقت مرا منتظر نمی گذاری ! حال بعد از این همه سال ، تو واقعا رفته ای ؟! امروز ، چهل روز از نبودنت می گذرد ؛ همسایه ها بنرهای تسلیت را از در و دیوار کنده اند . بچه ها با غم و غصه خانه را جمع و جور کردند و رفتند ...! همین ! ... من باز هم تنها ماندم ... اینجا ، توی اتاق مطالعه ات روی صندلی مخصوصت روبروی پنجره نشسته ام . آسمان سرخ رنگ ، نشان غروب است. آسمان می غرد ؛ کم کم ابری می شود ، باران می بارد ، شب می شود ... تو ؛ سابقه نداشته که اینقدر دیر به خانه بیایی !
نکند واقعا «دیگر نیستی؟» #دخترخوب
#دلنوشته_دخترخوب
.
.
.
پ ن :داستانی که خوندید ، از جمله داستان های عشقی «تخیلی !😎» من بود ! البته احتمالا در پنجاه سال آینده ... با یه پایان غم انگیز !! 😭😭
پ ن ۲: عکسا به نظرم خیلی خوووب بودن ؛ امیدوارم لذت برده باشید 😉
پ ن ۳: خدا به همه مون یکیو بده که کنارش اینقدر قشنگ ، پیر بشیم ...😊 «منم کمتر تخیل غیر واقعی بزنم !» .
.
.
خوش باشید 🙋🙋🙋
Read more
. این روزها حقیقتا صفحه اینستاگرام و توییتر داشتن و کلا شبکه اجتماعی داشتن و اصلا حرف زدن و اظهار نظر ...
Media Removed
. این روزها حقیقتا صفحه اینستاگرام و توییتر داشتن و کلا شبکه اجتماعی داشتن و اصلا حرف زدن و اظهار نظر کردن و توی جامعه بودن خیلی سخت شده. شما هر چی که بنویسی، هر چی که بگی، هر کاری که بکنی یه عده حی و حاضر هستن که بگن متاسفم برای شما که اختلاس و گرانی و پوشک و پراید رو فراموش کردی و داری درباره یه چیز دیگه می‌نویسی، ... .
این روزها حقیقتا صفحه اینستاگرام و توییتر داشتن و کلا شبکه اجتماعی داشتن و اصلا حرف زدن و اظهار نظر کردن و توی جامعه بودن خیلی سخت شده. شما هر چی که بنویسی، هر چی که بگی، هر کاری که بکنی یه عده حی و حاضر هستن که بگن متاسفم برای شما که اختلاس و گرانی و پوشک و پراید رو فراموش کردی و داری درباره یه چیز دیگه می‌نویسی، متاسفم که درباره یه چیز دیگه حرف می‌زنی، متاسفم که این قدر ساده‌ای. متاسفم که خودفروخته‌ای بالاخره ذات پلیدت رو نشون دادی.
.
مثلا من یه دفعه امتحان کردم و بعد از 15 تا پست درباره گرانی و اختلاس و پوشک تصمیم گرفتم بعد از چند سال که روی ریش‌هام کار کرده بودم و بالاخره به درجه‌ای رسیده بود که بهش می‌شد بگیم ریش، یه عکس از ریش‌هام بذارم و بنویسم: «ریش گذاشتم ^_^». خب عده‌ای که 15 تا پست من درباره اختلاس و گرانی رو هم دیده بودن ریختن تو صفحه‌ام که واست متاسفیم تو این وضعیت، عکس از ریش میذاری. یه عده هم گفتن معلومه تو درد مردم رو نمی‌دونی وگرنه نباید ریشی به صورتت می‌موند. یه عده میگن معلومه که از خودشونی. یه عده هم گفتن اگر با ریش گذاشتن چیزی درست می‌شد مطمئنا نمی‌ذاشتن ریش بذاری.
.
حالا ما روزنامه‌نگارها رو که خیلی هم کسی نمی‌شناسه شما ببین سلبریتی‌ها چه وضعیتی دارن. الان حتی یه سلبریتی بستنی قیفی هم بخره هر کس ببینه نچ‌نچ می‌کنه و میگه: «تو این وضع اقتصادی مردم پوشک ندارن بچه‌هاشون رو بپوشونن تو بستنی هم می‌خوری؟». اما کاش می‌شد سلبریتی‌ها هیچی نگن و هیچی ننویسن و مشکل حل شه اما در اون صورت هم هستن عده‌ای که میگن تو چرا هیچی نمیگی. تو چرا لال‌مونی گرفتی. واسه سلبریتی‌ها حتی مردن هم سخت شده چون یه عده میان سر قبرش تف میندازن و میگن: «واست متاسفیم که با مردنت خواستی حواس مردم رو از گرونی پرت کنی، خائن!»
Read more
 #_ورق_بزنید یکی اومده یه کامنتی گذاشته یه گوهی خورده گنده تر از دهنش،،، ببین چوپون من که تورو نمیشناسم ...
Media Removed
#_ورق_بزنید یکی اومده یه کامنتی گذاشته یه گوهی خورده گنده تر از دهنش،،، ببین چوپون من که تورو نمیشناسم اینجورم که معلومه خودت هیچ گوهی نیستی که من بخوام واسه اراجیف یه آدم دوزاری مثل تو بیام اینجا چیزی بگم ولی چون خیلی خوب میدونم اینجا چندنفر هستن که کلی وقت میذارن و میان این حرفهارو بهتون یاد میدن ... #_ورق_بزنید

یکی اومده یه کامنتی گذاشته یه گوهی خورده گنده تر از دهنش،،، ببین چوپون من که تورو نمیشناسم اینجورم که معلومه خودت هیچ گوهی نیستی که من بخوام واسه اراجیف یه آدم دوزاری مثل تو بیام اینجا چیزی بگم ولی چون خیلی خوب میدونم اینجا چندنفر هستن که کلی وقت میذارن و میان این حرفهارو بهتون یاد میدن لازمه خیلی چیزارو بگم ببین اونا کونشون از جای دیگه ای میسوزه،،، عین این کامنتی که گذاشتی رو من تو این دو سه سال هزاربار جاهای دیگه دیدم...کاش حداقل یه چیز جدیدی بگه بهتون اینا تکراری شده آخه

حالا در هر صورت در مورد این شیرزن یه گوهی خوردی بذار قشنگ بگم برات اسکل

روزی که خدا همه ی زندگیشو ازش گرفت اونقدر قدرتشو زیاد کرد واسه یه همچین روزای سختی،،، شاید اون میدونست چه روزای سختی داره

دارم از روزایی میگم که تو و امثال تو و اون آشغالایی که بهتون خط میدن اگه جای این زن بودید حتی یه ثانیشم نمیتونستید دووم بیارید

خوشبینانه ترین حالت تو این مملکت کوفتی با این مردم با این تفکرات و خرافات شرایط زندگی برای یه زن تنها با دوتا بچه خیلی سخته شاید خیلی ها بگن تنها نیست همه هستن، یا بگن دردی آنچنان نداری و مرفهی.... ولی خدا میدونه که چقدر سخته
شاید کسی که از دور ببینه فقط آزار و اذیت غریبه هارو درک کنه ولی درد این زن که از خیلی از شماها مرد تره بیشتر از این حرفهاس.... توعه بی شرف چی میدونی از داغی که تا ابد رو دل این خانوادست چی میدونی از تنهایی ها و دلتنگیاشون؟؟؟ جای خالی که هر لحظه آزارشون میده و با هیچ چیزی پر نمیشه
چی میدونید از زخم زبون و آزار و اذیت بقیه.... بعد امثال توعه چوپون با اون بی ناموسایی که بهتون آمار میدن میاید از تیپ و قیافه حرف میزنید؟؟؟ تو میدونی شب از خواب پاشی آخرین نفس های عزیزترین فرد زندگیتو ببینی یعنی چی؟؟؟ میدونی هر شب با سرم و آمپول و آرام بخش و ....خوابیدن یعنی چی؟؟ از خدا میخوام از این به بعد هر شب این حالو تجربه کنید تا خوب بفهمی

ولی اینو بدون به کوری چشم‌ همتون ،،، مصمم تر از قبل، خوشتیپ تر،،، سرحال تر، قوی تر و مثل همیشه مثل یه شیرزن پشت یادگارای کاپیتانمون میمونه، هم یه مادر هم پدر..... میدونم درک این چیزا واسه شما خیلی سخته😄✋ بیخیال... خیلی طول نمیکشه که یادگار هادی سرپناهش میشه و اون آرامش قبلو بهش برمیگردونه.....مَرد ما ،هانی ما خیلی زود بزرگ میشه❤️ منم هستم تا اون روز تا دهن تک تکتون رو سرویس کنم✋
یا علی
کاپیتان روحت شاد❤️
#_من_برای_ثانیه_ای_با_تو_بودن_جان_میدهم
Read more
🖤 • • بابایی جونم ی سال از یهویی رفتنت گذشتا • ی ساله که نه صدام زدی بگی فاطی بگم ها جانم • نه به اسم صدات زدم ممد و بگی من ممدم ؟بگم هاااا من ایجوری دوس دارم صدات بزنم • بابایی یه سال شد که شکمتو فشار ندادم بگم واویلا این چی توشه برم چاقو بیارم و پاره اش کنم و بعدم با نخ سوزن بخیش بزنم تو هم بگی یعنی دلت ... 🖤


بابایی جونم ی سال از یهویی رفتنت گذشتا

ی ساله که نه صدام زدی بگی فاطی بگم ها جانم

نه به اسم صدات زدم ممد و بگی من ممدم ؟بگم هاااا من ایجوری دوس دارم صدات بزنم

بابایی یه سال شد که شکمتو فشار ندادم بگم واویلا این چی توشه برم چاقو بیارم و پاره اش کنم و بعدم با نخ سوزن بخیش بزنم تو هم بگی یعنی دلت میاد؟!
بگم هااااا تازه هر چی بدرد نخوره از شکمتم برات بیرون میارم کوچیکش میکنم دلتم بخواد تو هم بگی تقصیر مامانته غذاهای خوشمزه درست میکنه شکمم بزرگ شده

ی ساله برات قهر نکردم تو هم شب تا نازم نکشی بوسم نکنی از دلم در نمی آوردی نمیخوابیدی

ی ساله که صبح از خواب بیدار شدم مامان بهم نگفت که دیشب تو باباتو اذیت کردی سر به سرش گذاشتی ولی بابات آروم قرار نداشت گفت شاید حرفی زده ناراحت شدی میبوسیدت تو خواب و من ذوق مرگ میشدم

ی ساله که تو دیگه موقع هایی که خوابم سنگین میشد مامان چاره ام نمیکرد نماز صبح بیدارم کنه نیومدی بالا سرم با بوس و ناز بگی بابا فاطی جان پاشو نماز صبحت بخون بعد دوباره بگیر بخواب

بابا ی ساله برام ترانه دختر بابا نخوندددددددی و من جلو داداشا ذوق مرگ بشم که داری برام میخونی و بگم چقد گناه دارین بابا براتون نمیخونه😭😭😭 •
هیچوقت روز آخر رفتنت که چقد آروم بودی یادم نمیره

لحظه ای که اومدم تو سرد خونه تمام صداهای دورو برمو برا خودم خفه کردم تنها گوشامو گذاشتم رو قلبت که بفهمم واقعا این دکترای احمق راست میگن ؟؟بخدا که مثه همیشه که سرم میذاشتم رو قلبت نفست تو گوشم پیچید اما همه گفتن که تو دیگه نیستی ..

بخدایی که تو رو برد تو آسمونا همون شب تا صبح بیدار بودم که از بیمارستان خبر بیارن بگن تو زنده ای

حتی لحظه آخری که خواستن بزارنت تو قبر باز سرم گذاشتم رو قلبت شاید زنده شدی •
و عمیق بوس پیشونیت کردم بازم باورم نمیشد که تو دیگه نیستی

وچقد تلخه اون لحظه ای که گفتم آخه چطور دلت میاد بابامو خاک کنی چطور دلت میاد رو بابام رفیقته خاک بریزی با چ نگاه تلخ و غم انگیزی رفیقت بهم نگاه کرد وسرش انداخت پایین😭

بخدا رسمش نبود اینقد زود تنهامون بزاری بری

تا کی باید بگم ی سال دیگه هم گذشت ؟

بابا کی روزی میرسه باز هم باهم تو اون دنیا کنار هم باشیم 😞😞😞 •
کاش این ی سال همش خواب باشم و تو واقعا باشی ...
Read more
"یلدا" می رسد تا با نفس هایِ زمستانی و سردش ، آدم ها را برایِ گرم شدن ، به هم نزدیک کند ، که کینه ها را بشوید ...
Media Removed
"یلدا" می رسد تا با نفس هایِ زمستانی و سردش ، آدم ها را برایِ گرم شدن ، به هم نزدیک کند ، که کینه ها را بشوید و دل ها را صاف تر از همیشه کند . و چه می چسبد نوشیدنِ یک استکان چایِ داغ ، در شبی سرد و برفی ، وقتی عزیزترین هایِ زندگی ات کنارت نشسته اند و با تماشا و همصحبتیِ شان ، عشق می کنی ... وقتی با یک دقیقه زمانِ اضافه ... "یلدا" می رسد تا با نفس هایِ زمستانی و سردش ، آدم ها را برایِ گرم شدن ، به هم نزدیک کند ، که کینه ها را بشوید و دل ها را صاف تر از همیشه کند .
و چه می چسبد نوشیدنِ یک استکان چایِ داغ ، در شبی سرد و برفی ، وقتی عزیزترین هایِ زندگی ات کنارت نشسته اند و با تماشا و همصحبتیِ شان ، عشق می کنی ...
وقتی با یک دقیقه زمانِ اضافه ؛ یک عمر خاطره ی خوب برایِ روزهای دلگیری ات پس انداز می کنی و هرکجا که تنها و بی پناه شدی ، یادت می افتد ؛ تو کسانی را داری که به اندازه ی تمامِ دانه هایِ برف ، برایت آرزوهایِ خوب دارند ، و دلگرم می شوی به حمایتِ آنهایی که دورند و از هرچه نزدیک است ، به تو نزدیک تر ...
یلدا یعنی ؛ آدم ها برایِ سلامتِ نفس و جانشان و برایِ زنده ماندن ؛ "عشق" می خواهند ، و شاید ناب ترین حالتِ عاشقی ، از سمتِ کسانی باشد که کنارشان قد کشیده ای و جزءِ لاینفکِ بهترین خاطراتِ تواند . همان ها که با گرمیِ حضورشان ، جهان را جایِ بهتری می کنند برایِ زیستن ...
یلدا یعنی ؛ قدرِ با هم بودن ها را بدانیم ، که بیشتر کنارِ هم باشیم ، که حواسمان به ناب ترین هایِ زندگیِ مان باشد !
ای کاش هیچ خانه ای خالی از عشق نباشد و اهالیِ خانه ، هرکجا که هستند و هرکجا که می روند ؛ شاد و خوشبخت باشند ،
که شاد بودن ، حقِ هر آدمی ،
و گرم ماندن ، حقِ هر خانه ای ست ! 👤نرگس صرافیان
Read more
<span class="emoji emoji274c"></span>چه خوب بود که دوربین بود! اون موقعی که بیرانوند پنالتی بهترین بازیکن جهان و مهار کرد و توپ و جوری ...
Media Removed
چه خوب بود که دوربین بود! اون موقعی که بیرانوند پنالتی بهترین بازیکن جهان و مهار کرد و توپ و جوری محکم بغل گرفت که شهره خاص و عام شد خدا رو شکر دوربین بود! دوربین بود که ثبت کنه این رشادت‌ها رو! اما یه جاهایی هم بود که فرزندان این مرز و بوم جای توپ فوتبال،مین فسفری رو محکم تر بغل میکردن که به قدری حرارت ... ❌چه خوب بود که دوربین بود!

اون موقعی که بیرانوند پنالتی بهترین بازیکن جهان و مهار کرد و توپ و جوری محکم بغل گرفت که شهره خاص و عام شد
خدا رو شکر دوربین بود!
دوربین بود که ثبت کنه این رشادت‌ها رو! ❌اما یه جاهایی هم بود که فرزندان این مرز و بوم جای توپ فوتبال،مین فسفری رو محکم تر بغل میکردن که به قدری حرارت داشت که هرچیزی رو تو خودش ذوب میکرد!
داغ بود، خیلی داغ، ولی عملیات نباید لو میرفت!
اما تو اون بیابان و میدون مین،زیر نور ماه، جز خدا و ملائکش هیچ دوربینی و هیچ تماشاگری نبود که ببینه و زوم کنه رو صورت این رزمنده ها، این شیر بچه ها که ثبت بشه برای حفظ وطن چه ها که نکشیدن! ❌اونجا که میلاد محمدی توپ و جلو انداخت جوری دویید که همه از جون مایه گذاشتن شو دیدیم!
خدا رو شکر دوربین بود!
یه جاهایی هم یه عده جوون رعنا و تازه داماد بودن،تیربار و آرپی‌جی روی دوششون میزاشتن و زیر بارون گلوله از سینه خاکریز جوری بالا میرفتن، جوری پائین میومدن و جوری به قلب دشمن میزدن که حسرت ندیدن این صحنه ها تا قیامت روی دل ماست!
حیف اونجا دوربین نبود! ❌اونجایی که بچه ها با غیرت عجیبی روی خط دروازه جلوی اسپانیا دیوار گوشتی درست کرده بودن و روی هم افتادن تا دروازه ایران باز نشه!
خدا رو شکر دوربین بود! ❌یه روز هایی هم تو تاریخ این سرزمین بود که تو مرز شلمچه،همین جوون های بیست 25 ساله ایران، جلوی موتور جنگی عراق،جلوی لشگر زرهی، جلوی توپ و تانک دیوار گوشتی ایجاد کردن تا پای اجنبی به شهرها نرسه!
اونجا راوی تو شلمچه میگفت، دیگه کار از نفر و دسته گروهان گذشته بود، گردان گردان جوون میرفت و برنمیگشت،آخه صحبت ناموس بود!
ای کاش، ای کاش دوربین بود ما میدیدیم مردامون چجوری جنگیدن! ❌یه جاهایی بود تو تاریخ ایران که جای کف و سوت و هورای تماشاچی ها،گاز شیمیایی خردل و عامل اعصاب بود!
یه جاهایی بود سه نفر بودن و دوتا ماسک!
یه جاهایی بود سیاهی زمستون غواص ها به شط میزدن!
یه جاهایی بود که تیربار ضد هوایی رو به موازات زمین گذاشته بودن و مثل داسی که گندم درو میکنه، هرچیزی که ارتفاع داشت و درو میکرد!
ولی یه عده از همین شیر پاک خورده ها بلند میشدن، سر و سینه شونو سپر سرب داغ میکردن تا تیربار و از کار بندازن!
قهرمان بود!
ولی دوربین نبود!
خدا رو شکر تو جام جهانی دوربین بود...
Read more
<span class="emoji emoji1f349"></span>"یلدا" می رسد تا با نفس هایِ زمستانی و سردش ، آدم ها را برایِ گرم شدن ، به هم نزدیک کند ، که کینه ها را بشوید ...
Media Removed
"یلدا" می رسد تا با نفس هایِ زمستانی و سردش ، آدم ها را برایِ گرم شدن ، به هم نزدیک کند ، که کینه ها را بشوید و دل ها را صاف تر از همیشه کند . و چه می چسبد نوشیدنِ یک استکان چایِ داغ ، در شبی سرد و برفی ، وقتی عزیزترین هایِ زندگی ات کنارت نشسته اند و با تماشا و هم صحبتیِ شان ، عشق می کنی ... وقتی با یک دقیقه زمانِ ... 🍉"یلدا" می رسد تا با نفس هایِ زمستانی و سردش ، آدم ها را برایِ گرم شدن ، به هم نزدیک کند ، که کینه ها را بشوید و دل ها را صاف تر از همیشه کند .
🍉و چه می چسبد نوشیدنِ یک استکان چایِ داغ ، در شبی سرد و برفی ، وقتی عزیزترین هایِ زندگی ات کنارت نشسته اند و با تماشا و هم صحبتیِ شان ، عشق می کنی ...
🍉وقتی با یک دقیقه زمانِ اضافه ؛ یک عمر خاطره ی خوب برایِ روزهای دلگیری ات پس انداز می کنی و هرکجا که تنها و بی پناه شدی ، یادت می افتد ؛ تو کسانی را داری که به اندازه ی تمامِ دانه هایِ برف ، برایت آرزوهایِ خوب دارند ، و دلگرم می شوی به حمایتِ آنهایی که دورند و از هرچه نزدیک است ، به تو نزدیک تر ...
🍉یلدا یعنی ؛ آدم ها برایِ سلامتِ نفس و جانشان و برایِ زنده ماندن ؛ "عشق" می خواهند ، و شاید ناب ترین حالتِ عاشقی ، از سمتِ کسانی باشد که کنارشان قد کشیده ای و جزءِ لاینفکِ بهترین خاطراتِ تو هستند . همان ها که با گرمیِ حضورشان ، جهان را جایِ بهتری می کنند برایِ زیستن ...
🍉یلدا یعنی ؛ قدرِ با هم بودن ها را بدانیم ، که بیشتر کنارِ هم باشیم ، که حواسمان به ناب ترین هایِ زندگیِ مان باشد !
🍉ای کاش هیچ خانه ای خالی از عشق نباشد و اهالیِ خانه ، هرکجا که هستند و هرکجا که می روند ؛ شاد و خوشبخت باشند ،که شاد بودن ، حقِ هر آدمی ،و گرم ماندن ، حقِ هر خانه ای است.🍉🍉🍉🍊🍊🍊🍎🍎🍏🍏🍍🍍🍍
Read more
دل نوشته : . . . داشتم این آهنگ رو گوش می کردم یک هو حالم عوض شد یکی پرتم کرد مسجد ارک شب های ماه رمضان مناجات با خدا چند دقیقه ای حال خاصی شد گفتم باهات باز کلیپ میسازم و متن می نویسم اما با مخاطب خاص برای شاید تنها عشقم اشتباه نشه خیلی ها رو دوست دارم خیلی ها اما تو یک چیز دیگه ای هیچ وقت هیچ ... دل نوشته :
.
.
.

داشتم این آهنگ رو گوش می کردم
یک هو حالم عوض شد
یکی پرتم کرد مسجد ارک شب های ماه رمضان
مناجات با خدا
چند دقیقه ای حال خاصی شد
گفتم باهات باز کلیپ میسازم و متن می نویسم اما با مخاطب خاص
برای شاید تنها عشقم
اشتباه نشه خیلی ها رو دوست دارم
خیلی ها
اما تو یک چیز دیگه ای
هیچ وقت هیچ کس حتی یک ذره از تو برام نشد
آه ک چ قدر برات حرف دارم چ قدر دل تنگی هست چ قدر ...
بماند
خدای من یک سوال بی ربط از تو اما مرسوم بین ما ...
خوبی ؟
گفتم ک مرسوم بین ماست بعد تو بپرسی تو چ طوری ... و الا تو ک همیشه خوبی ...
از من اگر بپرسی
نه می تونم بگم خوبم
نه می تونم بگم بدم
فقط دوست دارم این طوری بگم
منت خدای راست که هست حواسش حتما به بندگانش ....
دوست دارم بپرسی چی میخوای
که بگم
خودت ک بهتر میدونی گدا طلب آب و نان کند
اما کاش کمکم کنی با صداقت بگم
ملالی نیست جز دوری شما حضرت عشقم ....
که بعد بتونم باهات بیشتر حرف بزنم
بگم تو مرام برخی از آدم ها یک چیزهایی هست
مثل قول
مثل امان و پناه
مثل کمک
مثل خیلی چیزهای خوب
که تو مرام توی خالق و خدای این آدم ها حتما خیلی برترهاش هست
بماند اینا هم ....
توی دنیات به همه چی کافرم
الا به خودت
کافرم حتی به خودم چ برسه ب بقیه
هیچ کس رو باور ندارم الا خودت رو
اگر گفتی به کسی ایمان بیار میارم باز هم به اون نه
به حرف تو
بیا و به حرمت همین ایمان که به قلبم دادی
تا خود خودت منو ببر
حرف زیادیه برای یکی مثل من
اما شاید هر بار که عمیق تر و عمیق تر فکر میکنم به این که از تو باید چی بخوام
به هیچ آرزویی بلندتر و عزیزتر از خودت نمی رسم
خودت رو میخوام
این خودت رو می خوام آدمی شبیه من
معنیش برای خودت خدای من خیلی روشنه
من نه اونی هستم ک تحمل سختی داشته باشه ک در نعمت و رحمت هات نازپروده بارش آوردی
و نه اونی است ک تحمل حتی گرما و سرما داشته باشه
حالا با این ضعیف ترین هایی ک بردن نام مقدست هم از سرش زیاده اما گاهی حسی شبیه عشق بهت داره
چ باید کرد ؟
قطعا جوابش رو من بلد نیستم
اما به راه های آسان و سهل و سریع و مطمئن و عالی تو یقین دارم
دوستت دارم و اینو می نویسم
بخواه به رحمت ثابت کنی راستگو هستم
دوستت دارم و دوست دارم بهترین بندگانت باشم هر چند ناتوان ترین ها در کسب رضایتت باشم
اما از تو یاری و کمک می خوام تا با یاری خودت به تمام این نشدنی هام برسم
دوستت دارم و ازت به لطف و فضل بی حدت میخوام به هر چه بهش امید دارم از تو به بسیار بیشترش هم برسم
دوستت دارم و ازت درخواست دارم کریمانه بر ما بنگری ...
.
.
Read more
. اون دختر ساعت شیش صب بلند شد ؛ مث بقیه روزا حتی چشاشو مالید و رفت تو سالن . مادرش با تعجب نگاش نکرد ؛ به ...
Media Removed
. اون دختر ساعت شیش صب بلند شد ؛ مث بقیه روزا حتی چشاشو مالید و رفت تو سالن . مادرش با تعجب نگاش نکرد ؛ به هیچ وجه احتمال اتفاقی که قرار بود بیافته رو به خودش نداده بود . از خونه ساکت ، صدای خورد شدن بیسکوئیت ساقه طلایی زیر دندون کسی میومد. دختر که ساعت شیش صب ینی چهل و پنج دیقه زودتر از هر روز از خواب بیدار شده ... .
اون دختر ساعت شیش صب بلند شد ؛ مث بقیه روزا حتی چشاشو مالید و رفت تو سالن . مادرش با تعجب نگاش نکرد ؛ به هیچ وجه احتمال اتفاقی که قرار بود بیافته رو به خودش نداده بود . از خونه ساکت ، صدای خورد شدن بیسکوئیت ساقه طلایی زیر دندون کسی میومد. دختر که ساعت شیش صب ینی چهل و پنج دیقه زودتر از هر روز از خواب بیدار شده بود رفت تو آشپزخونه. کارد دسته بلندو برداشت. به تیغه ی تازه نفسش به نگا انداخت و با خودش فک کرد : کارخونه چاقوسازی هیچوخ تو عمرش فک نمیکرد همچین چاقویی چیزی به جز گوشتای تازه ی گوسفندو تیکه تیکه کنه. اما خود چاقو بلند پرواز بود. مثلن یکی از فکراش پاره کردن شکم پدرش تو یه صب پاییزی بود. اون چاقو نمیخواس ممولی باشه و خودش میدونس با یه حرکت اضافه به زودی تبدیل میشه به آلت قتاله و چن ماه بعد ردشو بغل اتوبان پیدا میکنن.
دختر قدم زنان به سمت پدر رفت ؛ دستاشو پشت سرش نگه داشته بود و توش یه چیزی قایم کرده بود. پدرش بی توجه بهش بلند بلند از مملکتش انتقاد میکرد. مادر یه نگا به دخترشون انداخت و لابد با خودش فک کرد پشت سرش ، خرگوش صورتیشو قایم کرده و میخواد لباس جدیدی که براش دوخته رو نشونشون بده. تلویزیون خاموش بود و بیدار بودن آدما تو صب به اون زودی و صدای خورد شدن ساقه طلایی همه حاکی ازین بود که قراره اتفاق بدی بیافته.
دختر چاقو رو از پشتش در آورد ، بعد چن سال دوری از خونه ، این اولین بار بود که به پدرش انقد نزدیک میشد. تو چشای دختر اثری از خشم ، ناراحتی یا حتی چیز بی موردی مث تسلیم نبود. دختر موهاشو باز گذاشته بود ، یه دمپایی پشمی پاش بود و پاچه یکی از شلواراش لول خورده بود و بالا مونده بود. دختر چاقو رو نگا کرد. بعد زل زد به پدرش و تو یه ثانیه به سمتش هجوم برد.
قلب آدم جای چیاس ؟ کجا قلبو ساختن برا اینکه کسی توش چاقو بزنه ؟ قلب مرد پاره شد و ازش خاطره ی غروبی که دختر برا اولین بار از رو تاب افتاده بود ریخت بیرون ، خاطره شیر نسکافه ای که دختر برا پدرش آماده کرده بود اما به دیوارا پاشیده شد.
مادرش حتی نیم خیز نشد ، خیلی سال بود خواب چنین لحظه ای رو میدید. به چشاش دختری که تا اون روز فقد توش دلهره و ترس دیده بود خیره شد. دختر چاقورو انداخت رو فرش. لکه های خونو حتی میشد رو اثاث آشپزخونه که تو قضیه نقشی نداشتن ، دید. دختر گف تموم شد. فرشارو باید بدیم قالیشویی!
جوابی نیمد. مادرش بازم از جاش بلند نشد. دختر برگشت به اتاقش. تو تختش دراز کشید، خرگوش صورتیشو بغل کرد و آروم تو دلش آرزو کرد که کاش وختی خوابش برد ، ادامه ی همون خواب شیرین دیشبو ببینه.
Read more
چقدر طوفانهای تند، چقدر طوفانهای سرد ،چقدر دوران های شاد، چقدر دورانهای تلخ،چقدر آدمهای شاد چقدر ...
Media Removed
چقدر طوفانهای تند، چقدر طوفانهای سرد ،چقدر دوران های شاد، چقدر دورانهای تلخ،چقدر آدمهای شاد چقدر آدمهای تلخ ،از کوچه های اکنون مان گذشته اند و در گذشته اند اما جاوید اما روحشان هنوز در حریم چشمها و لبهایشان در قاب عکس کهنه لبخند میزند هنوز شیرین ترین شیرینی ها و نوبرترین میوه ها از دستان تو روح مرا ... چقدر طوفانهای تند، چقدر طوفانهای سرد ،چقدر دوران های شاد، چقدر دورانهای تلخ،چقدر آدمهای شاد چقدر آدمهای تلخ ،از کوچه های اکنون مان گذشته اند و در گذشته اند اما جاوید اما روحشان هنوز در حریم چشمها و لبهایشان در قاب عکس کهنه لبخند میزند هنوز شیرین ترین شیرینی ها و نوبرترین میوه ها از دستان تو روح مرا سیراب میکند و نگاه ترین نگاه ها ب چشمان تو آرامشم میبخشد هنوز دستهای توانمند تو نوازشگر گیسوی در هم پیچیده پسر جان و دختران باباست هنوز خنده های تو نشانگر شادی ماهاست هنوز از هر ماهی که بگذریم از تو نمیگذریم تو ماه تری؛ بابای خوب من هر شب ماه که به ایوان آسمان می‌نشیند تو در قاب سینه اش نشسته ای نگاه توست که مرا اسیر جذابیت ماه میکند ،دلبری را از تو آموختیم نه دلشکنی را مهربانی را از تو اموختیم نه نامهربانی را مردانگی را از که جویم که بهانه ای برای دل سپردن باشد هزاران روز هم که بگذرد روز ها یاد تو و شب ها بی قرار غربت ایامی هستیم که بی تو سپری میکنیم هنوز خاطره های دور تو حریم روح در هم شکسته مارا ترمیم میکند هر روز کنار مایی اما بدون کالبدی که که میخواهیمش نیازمان ب دستان پر عطوفت و نگاه گیرای توست گل گیرای تو دلنشین قلب های عاشق ماست عزیز سارا
احساست میکنم صد سالم هم که بشود بابا گفتن را دوست دارم بابای من بدون بابا دنیای دخترها غم انگیز و تلخ است کاش میماندی تا کوچکترین عضو خانه باتو خوشبخت تر میشد
جان من نیاز من شب آرمیدن تو همیشه شب تلخ قصه های من است امشبم را دوست ندارم این را ب خدا میگویم که هر بار گلی را چید که من بوییده بود و جانی را گرفت که من دلسپرده اش بودم اما باز هم ستایش مخصوص خدایی ست که گل وجود مرا با تو عاشق تر ساخت و ب نگاهی حتی مهربانتر
Read more
... درست در روزی که بعضی از آدمها ملی شدن سینما را به هم تبریک می گویند، تو برهنه پا زمین خاکی را به گونه ...
Media Removed
... درست در روزی که بعضی از آدمها ملی شدن سینما را به هم تبریک می گویند، تو برهنه پا زمین خاکی را به گونه ای لگد می کنی با دویدنت که چشمانم می خواهد از حدقه در بیاید، تو اهل همین دیاری محمدرضا، کمی دورتر، جایی که شاید هیچ کس از وجودش با خبر نباشد، شاید هم همه اسمش را شنیده باشند، فقط اسمش را، مثلا در برنامه ... ...
درست در روزی که بعضی از آدمها ملی شدن سینما را به هم تبریک می گویند، تو برهنه پا زمین خاکی را به گونه ای لگد می کنی با دویدنت که چشمانم می خواهد از حدقه در بیاید، تو اهل همین دیاری محمدرضا، کمی دورتر، جایی که شاید هیچ کس از وجودش با خبر نباشد، شاید هم همه اسمش را شنیده باشند، فقط اسمش را، مثلا در برنامه ای تلویزیونی که زرق و برق دکورش می توانست پول کتابخانه ای باشد برای شهر تو، ما همینیم محمدرضا، ما فقط حرف می زنیم، تو سوژه ی دوربین های عکاسی ما می شوی تا به به و چه چه اش مال ما باشد، راستی چرا همه همیشه به عکاس آفرین می گویند؟ تو یک سوژه ی نابی، بکر، دست نخورده باورهایت، همین است که این گرمای طاقت فرسا نمی تواند باعث آزارت شود و خنده ات را بگیرد، می خندی، آنقدر عمیق که انگار سوار بر ابرها داری ستاره ها را می شماری،لذت می برم از حسادتی که دارم به تو می کنم، حسودی ام می شود به طاقت تو وقتی داغیِ زمین را جدی نمی گیری و سختیه سنگ هایش را، چگونه می توانی اینقدر رها باشی؟ چگونه می توانی این همه صبور حتی به ذهنت هم نرسد در جای دیگری از همین دیار آدمهایی هستند که حتی یک لحظه هم نمی توانند جای تو باشند، آدمهایی که تو برایشان جذابی و جالب، آنقدر که جلوی دوربینشان می روی و ذوق تو فیلمی می شود جهانی، فیلمی که صدایش در دنیا می پیچد و هزاران جایزه می گیرد، راستی تو می دانی جایزه چیست محمدرضا؟ جایزه چیزی ست که شوق آدم را زیاد می کند برای انجام هر کاری و زندگی تو جایزه هایی می آفریند و انگیزه هایی می دهد به آنها که حتی یک لحظه هم نمی توانند جای تو باشند، بی آنکه حتی روح تو هم خبر داشته باشد، بی آنکه حتی به فکر آنها که از پای برهنه ات بر خاک پلان های بی نظیر می گیرند برسد که بخش خیلی کوچکی از تمام آن جایزه ها می تواند کفشی باشد برای تو بدون اینکه ضرری به کسی برسد.
امروز روز سینماست، روز سینما بر تو و امثال تو که این سینما را جهانی کرده اید مبارک.
ای کاش ما بفهمیم که تو و زندگی ات فقط به درد جهانی کردن سینما نمی خورید، ای کاش ما بفهمیم که تو فقط فیلم نیستی، تو واقعی هستی محمدرضا.
(سین.شین)
#سین_شین #سمیراشکوری #سمیرا_شکوری
عکس بالا از: @mozhgan_bigdeloo
Read more
 بخوانید و جوابش رانیز گوش کنید : جهت دیدن شش گوشه دلم تاب ندارد نگهم خواب ندارد قلمم گوشه ...
Media Removed
 بخوانید و جوابش رانیز گوش کنید : جهت دیدن شش گوشه دلم تاب ندارد نگهم خواب ندارد قلمم گوشه ی دفتر غزل ناب ندارد همه گویند به انگشت اشاره مگر این عاشق دیوانه دلسوخته ارباب ندارد ؟ تو کجایی ؟ شده ام باز هوایی چه شود جمعه ی این هفته بیایی ؟ به جمالت… به جلالت… دل ما را بربایی… :( اللهم عجل ...  بخوانید و جوابش رانیز گوش کنید :

جهت دیدن شش گوشه دلم تاب ندارد
نگهم خواب ندارد
قلمم گوشه ی دفتر
غزل ناب ندارد
همه گویند به انگشت اشاره
مگر این عاشق دیوانه دلسوخته ارباب ندارد ؟
تو کجایی ؟
شده ام باز هوایی
چه شود جمعه ی این هفته بیایی ؟
به جمالت… به جلالت… دل ما را بربایی… :( اللهم عجل الولیک الفرج

و اما
جواب امام زمان:

تو خودت!
مدعی دوستی و مهر شدیدی که به هر شعر جدیدی،
ز هجران و غمم ناله سرایی ، تو کجایی؟
تو که یک عمر سرودی «تو کجایی؟» تو کجایی؟

چه کسی قلب تو را سوی خدای تو کشانده؟
چه کسی در پی هر غصه ی تو اشک چکانده؟
چه خطرها به دعایم ز کنار تو گذر کرد
چه زمان ها که تو غافل شدی و یار به قلب تو نظر کرد...
و تو با چشم و دل بسته فقط گفتی...
تو کجایی!؟ و ای کاش بیایی!
هر زمان خواهش دل با نظر یار یکی بود، تو بودی...
هر زمان بود تفاوت ، تو رفتی ، تو نماندی!
خواهش نفس شده یار و خدایت …
و همین است که تاثیر نبخشند به دعایت …
و به آفاق نبردند صدایت…
و غریب است امامت!
من که هستم ،
تو کجایی؟
تو خودت کاش بیایی
به خودت کاش بیایی...!
Read more
آه این دل ، آخرین نفسهایی است که از عشق تو میکشم آخرین هوایی است که از عشق تو جا مانده و آخرین لحظه هاییست ...
Media Removed
آه این دل ، آخرین نفسهایی است که از عشق تو میکشم آخرین هوایی است که از عشق تو جا مانده و آخرین لحظه هاییست که یاد تو را در دلم تحمل میکنم مدتی است از شکسته شدن این دل گذشته ، هنوز قطره هایی از اشکهای آن روزها بر چشمانم نشسته ، حالم بهتر نیست از این دل خسته … نمیدانم کیستی ، غریبه ای یا آشنایی ، تنها میدانم ... آه این دل ، آخرین نفسهایی است که از عشق تو میکشم
آخرین هوایی است که از عشق تو جا مانده و
آخرین لحظه هاییست که یاد تو را در دلم تحمل میکنم

مدتی است از شکسته شدن این دل گذشته ، هنوز قطره هایی از اشکهای آن روزها بر چشمانم نشسته ، حالم بهتر نیست از این دل خسته …
نمیدانم کیستی ، غریبه ای یا آشنایی ، تنها میدانم تو برای دلم یک بی وفایی!
نه به فکرت هستم نه در حال فراموش کردنت ، شاید دلم باشد در حال یاد کردنت !
یاد میکند از تویی که از یاد برده ای مرا ، از یاد برده ای حتی بی وفایی ات را ، از یاد برده ای یاد مرا ، سوزانده ای همه خاطره ها را …
مدتیست از آخرین دیدارمان گذشته ، هنوز سرنوشت همه درها را بر رویمان نبسته ، تا دلم ببیند لحظه رفتنت را ، تا دلم از یاد نبرد که چگونه پشت کردی به من و با دل سنگت تنهایم گذاشتی و رفتی !
آه این دل ،حسرت روزهای با تو بودن است ، حسرت روزهایی که چه عاشقانه دوستت داشتم ، برایت میمردم ، و تو نیز بی رحمانه مرا جا گذاشتی
آه این دل ، آخرین نفسهایی است که از عشق تو میکشم ، آخرین هوایی است که از عشق تو جا مانده و آخرین لحظه هاییست که یاد تو را در دلم تحمل میکنم…
من که هر چه میخواهم فراموشت کنم نمیتوانم ، کاش مثل تو میتوانستم آنطور فراموش کنم که حتی نام عشق گذشته ات را نیز به یاد نداری …
آنگونه که تو مرا شکستی ، هر سنگدل دیگری بود پشت سرش را هم نگاهی میکرد ، که حتی لحظه پرپر شدن آن دلشکسته را ببیند ، تو که مرا شکستی دیگر نگاه نکردی به پشت سرت ، راه خودت را رفتی و من هم گفتم این دل شکسته ام فدای سرت …
آه این دل به سردی آن لحظه هایی است که گذشته، اما یادش در قلبم یخ بسته است !
Read more
آمدی گریه کنی شعر بخوانی بروی! نامه ای خیس به دستم برسانی بروی! در سلام تو خداحافظی ات پیدا بود.. ...
Media Removed
آمدی گریه کنی شعر بخوانی بروی! نامه ای خیس به دستم برسانی بروی! در سلام تو خداحافظی ات پیدا بود.. قصدت این بود از اول که نمانی بروی خواستی جاذبه ات را به رخ من بکشی شاخه ی سیب دلم را بتکانی بروی جای این قهوه ی فنجان که به آن لب نزدی تلخ بود این که به جان لب برسانی بروی! بس نبود اینهمه دیوانه ... آمدی گریه کنی شعر بخوانی بروی!

نامه ای خیس به دستم برسانی بروی!

در سلام تو خداحافظی ات پیدا بود.. قصدت این بود از اول که نمانی بروی

خواستی جاذبه ات را به رخ من بکشی

شاخه ی سیب دلم را بتکانی بروی

جای این قهوه ی فنجان که به آن لب نزدی

تلخ بود این که به جان لب برسانی بروی!

بس نبود اینهمه دیوانه ی ماهت بودم!؟ دلت آمد که مرا سر بدوانی بروی؟

چشم آتش ! مژه رگبار ! دو ابرو ماشه!

باید این گونه نگاهی بچکانی بروی

باشد این جان من این تو، بکشم راحت باش

ولی ای کاش که این شعر بخوانی بروی...
Read more
. قبل از اینکه لابی‌من هماهنگ کنه بریم بالا چندین نفر از طرفداراش توی لابی هتل منتظر بودن اما یه مردی با بچه‌ی دو سه ساله‌ی تو بغلش خیلی بیشتر از همه بی‌تابی می‌کرد. هی سراغ ابی رو می‌گرفت و البته لابی من می‌گفت منتظر باشید تا وقت ناهاری چیزی بیان بیرون و امکان فرستادن به اتاق نیست. ما که رفتیم بالا ... .
قبل از اینکه لابی‌من هماهنگ کنه بریم بالا چندین نفر از طرفداراش توی لابی هتل منتظر بودن اما یه مردی با بچه‌ی دو سه ساله‌ی تو بغلش خیلی بیشتر از همه بی‌تابی می‌کرد. هی سراغ ابی رو می‌گرفت و البته لابی من می‌گفت منتظر باشید تا وقت ناهاری چیزی بیان بیرون و امکان فرستادن به اتاق نیست. ما که رفتیم بالا گفت تو رو خدا بهش بگین بچه‌م عاشقشه. اولین قرارمون برای نهایی کردن همکاری بود. هم‌زمان با ما خواهر و شوهرخواهر ابی هم بعد از چندین سال اومده بودن دیدنش. ابی‌جان تازه از خواب بیدار شده بودند و به ما که با فرشید و مهشیدجان مشغول گپ بودیم پیوستند. از لابی دوباره تماس گرفتن... ابی‌جان انگار یه چیزی رو حس کرد چون برگشت به فرشید که پای تلفن بود گفت چی شده؟! فرشید جان گفت یکی از طرفداراتون با بچه‌ش منتظر دیدن شماست. منم تایید کردم. جلسه رو متوقف کرد و گفت بگین بیاد بالا نباید با یه بچه‌ی خردسال منتظر من بمونن. اون مرد کودک یکی دو ساله‌ای که بهانه بود رو ول کرد رو مبل و داشت سرتاپای ابی رو می‌بوسید و ابی فقط خواهش می‌کرد این‌کارو‌ نکنه. من به اندازه‌ی اندک خودم مشابه این اتفاق رو بعدتر بارها دیدم.
کمی بعد هم من قصه‌ی نوار سفید «گلچین ابی» از ۱۰-۱۱ سالگی‌م و ضبط قرمز رنگ دایی‌م تو خونه‌ی مادربزرگم رو براش تعریف کردم که «مداد رنگی» و «کی‌ اشکاتو پاک می‌کنه» محبوب‌ترین‌های من تو نوار بودنو ابی‌بازم کرده بودن. فردا شب که کنسرت بودیم وقت اجرای این ترانه‌ها از روی استیج به سمت من اشاره می‌کرد و من، کودک خردسالی تو میانه بودم که باورم نمی‌شد الان کجام...
ابی جان، از شما باید هزاران نسخه بسازن... شما چیزهایی که داری؛ عشق، مهربونی کردن، انسانیت و خوندن از این‌ها رو هرگز از مردمت دریغ نکردی و این دلیل ابی بودن شماست... به جای تک‌تک اونایی که امروزِ مارو زهرمار کردن باید ابی باشه تا شادی و عشق رو روی صورت‌های پژمرده و زجرکشیده‌ی این مردم بیاره... بدون اغراق شما یکی از بی‌نظیرترین انسان‌هایی هستی که تو زندگی‌م سعادت معاشرتش رو داشتم و ای‌کاش خیلی زود به تنها آرزوت که خوندن برای مردمت تو وطنته، برسی... .
پ.ن: با این ویدیو شما هم مثل من فقط اشک می‌ریزید؟!
.
#ابی #ebi
@ebi @mahshidhamedi @rafe_rafahi @hoseinghiasi
Read more
میلاد با سعادت امام رضا (ع) بر همه شما عزیزان مبارک ای کاش حرم بودم و مهمان تو بودم مهمان تو و سفره ...
Media Removed
میلاد با سعادت امام رضا (ع) بر همه شما عزیزان مبارک ای کاش حرم بودم و مهمان تو بودم مهمان تو و سفره احسان تو بودم یک عمر گذشت و سر و سامان نگرفتم ای کاش فقط بی‏سر و سامان تو بودم تا چشم گشودم به دلم مهر تو افتاد زآن روز چو آهوی بیابان تو بودم طوفان عجیبی است غم عاشقی تو چون موج اسیر تو و طوفان ... میلاد با سعادت امام رضا (ع) بر همه شما عزیزان مبارک

ای کاش حرم بودم و مهمان تو بودم

مهمان تو و سفره احسان تو بودم

یک عمر گذشت و سر و سامان نگرفتم

ای کاش فقط بی‏سر و سامان تو بودم

تا چشم گشودم به دلم مهر تو افتاد

زآن روز چو آهوی بیابان تو بودم

طوفان عجیبی است غم عاشقی تو

چون موج اسیر تو و طوفان تو بودم

ای گنبد تو عشق، من خسته دل ای کاش

چون کفتر پر بسته ایوان تو بودم

یک پنجره فولاد دلم تنگ تو آقاست

ای کاش که زوار خراسان تو بودم ❤اللهم عجل لولیک الفرج❤
التماس دعــــــــــا
Read more
ضميمه ی طنز بی قانون چهارشنبه، نوزده اردیبهشت نود و‌ هفت ______ «نی نی ام، تو چرا شاخ نبودی» بچه ...
Media Removed
ضميمه ی طنز بی قانون چهارشنبه، نوزده اردیبهشت نود و‌ هفت ______ «نی نی ام، تو چرا شاخ نبودی» بچه ام سلام. الان که دارم این ها برایت می نویسم تازه جیشت را کرده ای و خوابیده ای و این جور که دارد صدایش هم می آید وارد فاز دوم اجابت مزاجت شده ای. فرزند نحیف و لاغرم، خیلی دوستت دارم ولی نمی دانم چرا تو اندازه ... ضميمه ی طنز بی قانون
چهارشنبه، نوزده اردیبهشت نود و‌ هفت
______
«نی نی ام، تو چرا شاخ نبودی»
بچه ام سلام. الان که دارم این ها برایت می نویسم تازه جیشت را کرده ای و خوابیده ای و این جور که دارد صدایش هم می آید وارد فاز دوم اجابت مزاجت شده ای. فرزند نحیف و لاغرم، خیلی دوستت دارم ولی نمی دانم چرا تو اندازه ی نخود هم از استانداردهای بچه های مردم در اینیستاگرام بهره نبرده ای. باور کن من طی کل زمان بارداری ام همه ی عکس های<شتین مامان> و <فریانس رویای باباش> را با آن لپ های خوشگل گلی و آن موهای طلایی شان لایک کردم تا بلکه تو هم کمی شبیه آن ها شوی. اما نمی دانم چرا شبیه شلغم پخته از آب در آمدی. نازنینم، حالا این ها به کنار تو حتی یکی از استعدادهای نی نی های این پیج ها را نداری. اصلا نی نی آن پیج معروف را دیده ای که یک سالش نشده سه تا سه تا دمبل می زند و تازه اسم مامان بابایش را هم بلد است به انگلیسی بگوید. آن وقت تو عزیزکم؟ تازگی ها فقط یاد گرفته ای پستانکت را به جای فرو کردن توی سوراخ دماغت، در دهانت هل بدهی. جگر گوشه ی به خواب رفته ام، کاش میشد تو هم یک بار توی آتلیه ی آقا ناصر مثل این نی نی ها فیگورهای آن چنانی می گرفتی. آخر تا الان هر چه ازت عکس گرفته ایم توی تمام شان یا فینت آویزان است یا داری از ته حنجره وق می زنی! اصلا همه ی این ها به درک. کاش توی این مدت دو دقیقه پیش بابایت می ماندی تا من مثل مامان های شیک بروم در کافه بنشینم و اینیستا میت برگزار کنم. خلاصه که حیف که هیچ کدام این ها نشد و تو یک نی نی بی ریخت بی اعصاب شدی تا من کماکان حسرت بخورم و برای همان شاخ نی نی ها بوس و قلب هایم را بگذارم.
Read more
. این شنبه ای که میاد ؛ هفدهم آذر ماه ، تولد هجده سالگی منه ... سالی که از بچگی فکر می کردم که باید دوستای ...
Media Removed
. این شنبه ای که میاد ؛ هفدهم آذر ماه ، تولد هجده سالگی منه ... سالی که از بچگی فکر می کردم که باید دوستای آخرین سال دبیرستانم غافلگیرم کنن و برام یه تولد به یاد موندنی بسازن . حالا بماند که دوران دبیرستان من اصلا شبیه اون چیزی که تو رویاهام ساخته بودم نشد و من تو این سه سال ، هیچ دوست صمیمی پیدا نکردم! ... .
این شنبه ای که میاد ؛ هفدهم آذر ماه ، تولد هجده سالگی منه ...
سالی که از بچگی فکر می کردم که باید دوستای آخرین سال دبیرستانم غافلگیرم کنن و برام یه تولد به یاد موندنی بسازن .
حالا بماند که دوران دبیرستان من اصلا شبیه اون چیزی که تو رویاهام ساخته بودم نشد و من تو این سه سال ، هیچ دوست صمیمی پیدا نکردم!
فقط یه بغل دستی داشتم که شاید نمیشد خیلی باهاش حرف زد ؛ ولی حداقل میشد باهاش خندید و چند ساعتی خوش بود !! اما من حدودا یه هفته پیش سر یه چیز مسخره دیگه گذاشتمش کنار ؛ کارش شاید به ظاهر خیلی کوچیک و کم ارزش بود ، اما حسابی دلمو شکست !! کاری که قبلا بارها انجام داده بود و من گفته بودم خوشم نمیاد ؛... و راستش روزای اول اینقدر از دستش عصبانی بودم که دلم می خواست هر جوری که میتونم بهش توهین کنم !
اما هیچی نگفتم ... سکوت کردم و دم نزدم ! و همین جوری گذشت و گذشت تا حالا که شده یه هفته و من دیگه نمی بینمش ... هنوز بغل دستیمه ولی دیگه نمی بینمش که بخوام باهاش حرف بزنم !
پیش خودم فکر میکردم که کاش بی خیال میشدم و صبر می کردم تا تولدم رد شه ؛ اما همون لحظه ، نفس مغرورم فریاد می زد که تو به کادوی اون احتیاجی نداری !
و حالا ، راستش خیلی ترسناکه که شنبه که میرم مدرسه ، احتمالا هیچ تبریکی از کسی نمی شنوم ! همین الان که اینو نوشتم ، نفس مغرورم دوباره غرولند کنان گفت: خب به درک !! تبریک اونا رو میخوای چکار ؟
ولی شما که غریبه نیستید ؛ راستش ته دلم هنوزم یه تولد غافلگیر کننده از طرف دوستای «واقعی و صمیمی» میخواد ... .
خدا رو شکر که این پیج رو هیچ کدوم از بچه های مدرسه ندارن ! اینجوری تونستم یه درد دل کوچولو بکنم .😊
Read more
. تا زمانی که رسیدن به تو امکان دارد زندگی درد قشنگیست که جریان دارد . زندگی درد قشنگیست ، بجز شب ...
Media Removed
. تا زمانی که رسیدن به تو امکان دارد زندگی درد قشنگیست که جریان دارد . زندگی درد قشنگیست ، بجز شب هایش! که بدون تو فقط خواب پریشان دارد . یک نفر نیست تو را قسمت من گرداند?! کار خیر است اگر این شهر مسلمان دارد ! . خواب بد دیده ام ای کاش خدا خیر کند خواب دیدم که تو رفتی، بدنم جان دارد! . شیخ و من هر ... .
تا زمانی که رسیدن به تو امکان دارد
زندگی درد قشنگیست که جریان دارد
.
زندگی درد قشنگیست ، بجز شب هایش!
که بدون تو فقط خواب پریشان دارد
.
یک نفر نیست تو را قسمت من گرداند?!
کار خیر است اگر این شهر مسلمان دارد !
.
خواب بد دیده ام ای کاش خدا خیر کند
خواب دیدم که تو رفتی، بدنم جان دارد!
.
شیخ و من هر دو طلبکار بهشتیم ولی
من به تو ، او به نماز خودش ایمان دارد
.
اینکه یک روز مهندس برود در پی شعر
سر و سریست که با موی پریشان دارد
.
من از آن روز که در بند توأم" فهمیدم
زندگی درد قشنگیست که جریان دارد
.
#علی_صفری
Read more
. خداوند برای آدمی همیشه نقش آیینه را دارد. یعنی هر کسی خودش را در خدا می بیند. کمتر کسی است که خودِ خدا را ببیند. خود خدا بی رنگ است و لذا دیده نمی شود. ولی ما چون رنگ داریم، رنگ ما که در آیینه منعکس می شود، ما آن رنگ را می بینیم و اشتباه می کنیم فکر می کنیم این رنگ خداست. خدای هر کس به قد و قامت آن شخص است و در حد ... .
خداوند برای آدمی همیشه نقش آیینه را دارد. یعنی هر کسی خودش را در خدا می بیند. کمتر کسی است که خودِ خدا را ببیند. خود خدا بی رنگ است و لذا دیده نمی شود. ولی ما چون رنگ داریم، رنگ ما که در آیینه منعکس می شود، ما آن رنگ را می بینیم و اشتباه می کنیم فکر می کنیم این رنگ خداست. خدای هر کس به قد و قامت آن شخص است و در حد ظرفیت او پیاده می شود و شکل و محدودیت می پذیرد.
جان و جهان! دوش کجا بوده‌ای
نی غلطم، در دل ما بوده‌ای
دوش ز هجر تو جفا دیده‌ام
ای که تو سلطان وفا بوده‌ای
آه که من دوش چه سان بوده‌ام!
آه که تو دوش کرا بوده‌ای!
رشک برم کاش قبا بودمی
چونک در آغوش قبا بوده‌ای
زهره ندارم که بگویم ترا
« بی من بیچاره چرا بوده‌ای؟! »
یار سبک روح! به وقت گریز
تیزتر از باد صبا بوده‌ای
بی‌تو مرا رنج و بلا بند کرد
باش که تو بنده بلا بوده‌ای
رنگ رخ خوب تو آخر گواست
در حرم لطف خدا بوده‌ای
رنگ تو داری، که زرنگ جهان
پاکی، و همرنگ بقا بوده‌ای
آینه رنگ تو عکس کسیست
تو ز همه رنگ جدا بوده‌ای
#مولوی #مولانا #غزلیات_شمس #شمس_تبریزی  #سروش #عبدالکریم_سروش  #شجریان  #محمد_رضا_شجریان
Read more
<span class="emoji emoji1f389"></span> بعضی روزها تقویم حرف‌های بیشتری برای گفتن دارد... امروز همان روز است! همان روزی که دنیا برای ...
Media Removed
بعضی روزها تقویم حرف‌های بیشتری برای گفتن دارد... امروز همان روز است! همان روزی که دنیا برای زیبا شدنش بهانه پیدا کرد... همان روزی که به عشق برای جاودان شدنش ، وعده‌ی آمدنِ تو را داده بودند... امروز روز میلاد توست... تویی که همان خوب‌تر از خوب‌ترِ شعرهایی! از صدایت که بگذریم ، تمامِ تو ... 🎉
بعضی روزها تقویم حرف‌های بیشتری برای گفتن دارد...
امروز همان روز است!
همان روزی که دنیا برای زیبا شدنش بهانه پیدا کرد...
همان روزی که به عشق برای جاودان شدنش ، وعده‌ی آمدنِ تو را داده بودند...
امروز روز میلاد توست...
تویی که همان خوب‌تر از خوب‌ترِ شعرهایی!
از صدایت که بگذریم ، تمامِ تو را باید شنید...
بودنت را
مهربانی‌ات را
لبخند‌های جان دهنده‌ات...
جاذبه از چشمانِ تو شروع می‌شود وقتی دل با دیدنش به تپش می‌اُفتد...
ای کاش وقتی می‌خوانی می‌توانستی رو به روی خودت بنشینی تا می‌دانستی کاری که تو با قلبِ ما ‌می‌کنی دستِ کمی از معجزه ندارد...
همیشه بمان که این بودنت دلخوشیِ خیلی‌هاست...

فریدون آسرایی عزیز تولدت مبارک...

@fereydoun_asraei


#تنها_صداست_که_میماند
#و_تنها_عشق_است_که_حقیقت_دارد
#و_چه_زیباست_تلاقی_این_دو_با_هم
#وقتی_با_تو_بهم_میرسند:
#صدای_ماندگار_عشق


#پست_مشترک_هواداران
#فریدون_آسرایی #تولد #۱۵مرداد
#fereydounasraei
#fereydoun_asraei
Read more
. . #خورشید #جان , امان از این بی تو گذشتن‌ها؛ وقتی از شما دورم, برف‌های درونم آغاز می‌شود. کاش می‌دانستید درباره‌تان چه فکر می‌کنم. من برای دیدن شما همهٔ درها را زده‌ام. #عاشقی خوب است؛ #زندگی حلال کسانی که #عاشق ‌اند. من خجالتی‌ام و هنوز نمی‌دانم اسمتان را چگونه تلفظ کنم. ای کاش #عشق , خود لب ... .
.

#خورشید #جان , امان از این بی تو گذشتن‌ها؛ وقتی از شما دورم, برف‌های درونم آغاز می‌شود. کاش می‌دانستید درباره‌تان چه فکر می‌کنم. من برای دیدن شما همهٔ درها را زده‌ام. #عاشقی خوب است؛ #زندگی حلال کسانی که #عاشق ‌اند. من خجالتی‌ام و هنوز نمی‌دانم اسمتان را چگونه تلفظ کنم. ای کاش #عشق , خود لب و دهان داشت.  اجازه می‌فرمایید گاهی #خواب شما را ببینم؟ .

#محمد_صالح_علاء
.
.
.
.
.

میگویی دوستم نداری !
اما
خیره میشوی ...
گل میخری !
با من که حرف میزنی صدایت را صاف میکنی...
#شعر میخوانی !
باشد ...
قبول جانِ دلم !
اصلا تا باشد از این دوست نداشتن ها ..
.
.
#مریم_قهرمانلو .
.
.
.
.

کجایی
ای که تو
وقتی عبور می‌کردی
حصار هیبت هر آستانه‌ای می‌ریخت!

#حمید_مصدق .
.
.
.
.
.

بگذار بگویم
بغض که می کنی،
گریه ام می گیرد.
#خنده ات که بگیرد،
حالم از همیشه بهتر است...
می بینی زندگی ام را؟
به دلت بند است؛
بند دلم..
.
#عادل_دانتیسم .
.
.
.
.
.

خنده ات دکان عطاری ست یا دارالشفاست؟
من یقین دارم که بر هر درد بی درمان دواست

واژهء عشق و محبت را تو معنا میکنی
صبح هم تعبیر #زیبایی ز لبخند شماست...
.

#مهتاب_بهشتی
.
.
.
.
. ‏دلم یه چیز توهم‌زا میخواد!
مثلا
بـــغلت ‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌.
.
.
.
.

#خوشگلی و زشتی آدما
فقط و فقط بستگی به این داره
که کی داره نگاهشون میکنه!
.
.
.
.

#بغلم کن
که آدمیزاد
باید دلش به چیزی گرم باشد...
.
.
.

فكر كردن به تو
يعنى غزلى شورانگيز
كه‌ همين‌ شوق مرا
خوب‌ترينم كافی‌ست...
#محمدعلی_بهمنی
.
.
.
.
.
.
.
.
سلاااااااااااام و ایامتون به کام دوستان
چ طورایید
جونم بگه برای همتون ک
یک دختر و پسر داریم رسمی کچلمون کردن
دعا کنید اگر خیرشونه دیگه جفت شن خخخ
نیست هم ک خدا بهترشو زودتر برای هردوشون برسونه
دومی هم ک بگم براتون مریض ...
الهی خدا همه مریض ها رو به رحمت شفا بده
اوووه خبر زیاده
وقت نوشتن گاهی کم
چ دوست دارم بیشتر از داستان های هر روزه زندگیم بنویسم
راستی یک چیزی
همین الان الان یک آرزو کن ...
کردی ؟؟
یک دونه ها
منم کنم ...
(منم کردم)
برای آرزوهای توی دلهای همتون الهی آممممین ....
برای منم دعا کنید 😉😊
نمیگم خیلی دوستتون دارم
چون قبلا گفتم مشکل زا شده 😂😂
اما واااااقعاااا همه آدم ها رو جز استثنائات خیلی دوست دارم ... 😊
.
.
.
الهی حال دلاتون خوب نه هااا
عااااالی
خلیفه های #خدا روی زمین 😊
ای شماهایی که اسمتون انسانه و تو وجود هر کدوم یک تیکه از روح حضرت عشق وجود داره
الهی حال هااااتون به حق همون حضرت عشق بی نظیررررر عاالی
آمین😊
🌹
Read more
. . میبینی؟ به وسعت دریاها، دلتنگی غرق است در چشمانِ من ! از دلتنگی های بزرگ مثل نبودنت ، تا دلتنگی ...
Media Removed
. . میبینی؟ به وسعت دریاها، دلتنگی غرق است در چشمانِ من ! از دلتنگی های بزرگ مثل نبودنت ، تا دلتنگی های کوچک مثل سومین چروک ریزِ کنار لبانت ، وقتی میخندی.. دلتنگ برای روزهایی که دنیا نخواست ، آدم ها نخواستند، حتی تو نخواستی و فقط من خواستم ..خواستم که سهم من باشی.. میبینی؟ برای تو ، بعدها فراموش ... .
.
میبینی؟
به وسعت دریاها، دلتنگی غرق است در چشمانِ من !
از دلتنگی های بزرگ مثل نبودنت ، تا دلتنگی های کوچک مثل سومین چروک ریزِ کنار لبانت ، وقتی میخندی..
دلتنگ برای روزهایی که دنیا نخواست ، آدم ها نخواستند، حتی تو نخواستی و فقط من خواستم ..خواستم که سهم من باشی..
میبینی؟
برای تو ، بعدها فراموش خواهم شد..
شاید هم حق داشته باشی.. کسی را که در نا آرامی هایت، بی صدا “اَمّن یجیب” میخوانْد ، تو را میان کلمات و نه دستانش را در دستانت جا می‌کرد ،کسی که بی صدا و آرام دوستت داشت را حق داری مثل خودش همانقدر بی صدا و آرام فراموش کنی .. نامم را اما، ای کاش که در گوشه ی ذهنت نگه داری تا یادآوری آن، در روزهای بارانیِ پاییز که طبق عادت همیشگی ات عینکت را در آورده ای ،به صندلی ات تکیه داده ای و چشمانت را بسته ای ، سومین چروک ریزِ کنار لبانت را بسازد ..ای کاش که برای لحظاتی هرچند کوتاه ، نام کوچک من ، لبخند تو باشد ..
#شبنم_درویشی
سلام دخترا
خوبین؟
خوشین؟
سلامتین؟
چند روز بود فجیح دلم هوس #کشک_بادمجون #کشک_بادمجان
کرده بود خلاصه امروز کمرهمت بستم وپختم کشک بادمجون فقط پر گردوش😋گفتم تا نور خوبه عکس بگیرم مراحل پخت هم استوری کردم حتما هایلات میکنم کسانی که فکرمیکنن رسپی نمینویسم دوستان دستورهای تکراری هشتک میزنم 😕چرا اینطوری میکنیدپس😔افطار بشه با سنگک پر کنجد ازخجالتش دربیایم 😂😆جاتون سبز
#کشک_بادمجان_شبنم #کشک_بادمجون_شبنم #کشک_بادمجان_مجلسی_شبنم
Read more
. وقتی میگویم "دوستت دارم" ، منظورم این نیست که تو هرجور باشی، با تمام بی‌مهری و بی‌رحمی‌ ات، باز تو ...
Media Removed
. وقتی میگویم "دوستت دارم" ، منظورم این نیست که تو هرجور باشی، با تمام بی‌مهری و بی‌رحمی‌ ات، باز تو را دوست خواهم داشت! منظورم این نیست که آزارم بده و با من بازی کن و بلاتکلیف و معلق نگهم دار و باز مطمئن باش عاشقت میمانم... "دوستت دارم" است؛ مجوزِ عذاب که نیست! خونم را که حلالت نکرده‌ام! وقتی میگویم ... .
وقتی میگویم "دوستت دارم" ، منظورم این نیست که تو هرجور باشی، با تمام بی‌مهری و بی‌رحمی‌ ات، باز تو را دوست خواهم داشت!
منظورم این نیست که آزارم بده و با من بازی کن و بلاتکلیف و معلق نگهم دار و باز مطمئن باش عاشقت میمانم... "دوستت دارم" است؛ مجوزِ عذاب که نیست! خونم را که حلالت نکرده‌ام!

وقتی میگویم "دوستت دارم" ، یعنی در همان لحظه، تو توانسته‌ای مرا از احساس سرشار کنی و به دلم این آرزو را بیندازی که کاش این لحظه ابدی بشود... "دوستت دارم" ، رنگی از لبخندی دارد که آدم دلش میخواهد به درازای عمرش کش بیاید، و این اصلاً شبیه چیزی که تو فکر میکنی نیست!

من شاید آن توِ مهربان و شیرین زبان و عاشقی که لحظه‌های خوشی برایم ساخته را تا ابد دوست داشته باشم؛ اما بنا را اگر بر بی‌رحمی بگذاری و شکستنِ من و غرورم، من هم بنا را میگذارم بر دوست نداشتنت!
.
#عاشقانه
#عاشقانه_ها
Read more
. #یا_عباس_علیه_السلام . تیغ بردار و بگو نامِ علی یعنی چه کُفر یعنی که و اسلامِ علی یعنی چه زره‌ات ...
Media Removed
. #یا_عباس_علیه_السلام . تیغ بردار و بگو نامِ علی یعنی چه کُفر یعنی که و اسلامِ علی یعنی چه زره‌ات را به رویِ سینه کمی محکم کُن تا ببینند که احرامِ علی یعنی چه کوهها را بشکن  تا که بفهمد دشمن معنیِ ضربه‌یِ آرامِ علی یعنی چه تیغ بردار که بازویِ علی داری تو وقتِ طوفان شده هوهویِ علی داری  تو مانده ... .
#یا_عباس_علیه_السلام
.
تیغ بردار و بگو نامِ علی یعنی چه
کُفر یعنی که و اسلامِ علی یعنی چه
زره‌ات را به رویِ سینه کمی محکم کُن
تا ببینند که احرامِ علی یعنی چه
کوهها را بشکن  تا که بفهمد دشمن
معنیِ ضربه‌یِ آرامِ علی یعنی چه
تیغ بردار که بازویِ علی داری تو
وقتِ طوفان شده هوهویِ علی داری  تو
مانده در خاطره‌یِ رزم ، خطر یعنی تو
همه گفتند یک کوه ، جگر یعنی تو
از مسلمان شدگانِ درِ خیبر بشنو
مرگ تو صاعقه تو تیغِ دوسَر یعنی تو
خاطرات اُحُد انگار که تکرارِ تو بود
ها علی بَشَر کَیفَ بشر یعنی تو
نفَس اُم بنین شاه‌یلِ زهرایی
تو‌ پسر خوانده‌ی روزِ ازلِ زهرایی
آی ای عشق بخوان جانِ نجف عباس است
آفتابِ لبِ ایوانِ نجف عباس است
به عقیقِ یمنش گرچه تراشید حسین
نقشِ فیروزه‌ی سلطان نجف عباس است
بعدِ او کعبه‌ی پیران حرم هست حبیب
بعدِ تو قبله‌ی مردانِ نجف عباس است
هرکه شوقِ تو چشد حسرت محشر نکشد
ای خدا هیچ کسی داغِ برادر نکشد
دختری گفت به زینب که بگو برگردد
عمه با مَشک بگو زود عمو برگردد
گفت تا بوسه بگیری زِ علی می‌آید
بوسه زد جایِ عمو زیر گلو برگردد
گفت در پیشِ رُباب آمدنش گردنِ من
قول داده که برای لب او برگردد
حیف شد حیف که او آنچه که می‌خواست نشد
 تا که او خورد زمین پشتِ حرم راست نشد
ای مفاتیحِ حرم باز عَلَم را بردار
باز بر دوشِ خودت بارِ حرم را بردار
تو تکانی بخوری تا خودِ کوفه بروند
نگرانم چه کنم یک دو قدم را بردار
تکیه کردم به عَلَم باز نشد برخیزم
خیز از خاک برادر کمرم را بردار
آه در چشمِ تو خونِ جگرت را دیدم
تو زمین خوردی و من پشتِ سرت را دیدم
تیغ می‌خواست که بازویِ تو را بردارد
نیزه می‌خواست که گیسوی تو را بردارد
ای به رو خورده زمین از رویِ تیر و شمشیر
مادرم آمده تا رویِ تو را بردارد
این سه‌شعبه فقط ای کاش که چشمت می‌بُرد
حرمله زد که دو اَبروی تو را بردارد
آتشی بر جگرِ قافله انداخته‌اند
بینِ اَبروی تو بد فاصله انداخته‌اند
.
#علمدار
.
Read more
از تو ای عشق در این دل چه شررها دارم یادگار از تو چه شبها، چه سحرها دارم با تو ای راهزن دل چه سفرها دارم گرچه ...
Media Removed
از تو ای عشق در این دل چه شررها دارم یادگار از تو چه شبها، چه سحرها دارم با تو ای راهزن دل چه سفرها دارم گرچه از خود خبرم نیست خبرها دارم تو مرا واله و آشفته و رسوا کردی تو مرا غافل از اندیشه فردا کردی آری ای عشق تو بودی که فریبم دادی دل سودا زده ام را به حبیبم دادی بوسه ها از لب یارم به رقیبم دادی داروی ... از تو ای عشق در این دل چه شررها دارم
یادگار از تو چه شبها، چه سحرها دارم
با تو ای راهزن دل چه سفرها دارم
گرچه از خود خبرم نیست خبرها دارم
تو مرا واله و آشفته و رسوا کردی
تو مرا غافل از اندیشه فردا کردی
آری ای عشق تو بودی که فریبم دادی
دل سودا زده ام را به حبیبم دادی
بوسه ها از لب یارم به رقیبم دادی
داروی کشتن من یاد طبیبم دادی
ورنه اینقدر مَهم جور و جفا یاد نداشت
هیچ شیرین سر خونریزی فرهاد نداشت
حسن در بردن دل همره و همکار تو بود
غمزه دمساز تو و عشوه مددکار تو بود
وصل و هجران سبب گرمی بازار تو بود
راست گویم دل دیوانه گرفتار تو بود
گر تو ای عشق نه مشّاطه خوبان بودی
ترک آن ماه جفاپیشه چه آسان بودی
چون نکو می نگرم شمع تو، پروانه توئی
حرم و دیر توئی کعبه و بتخانه توئی
راز شیرینی این عالم افسانه توئی
لب دلدار توئی، طرّه جانان توئی
گرچه از چشم بتی بیدل و دینم ای عشق
هرچه بینم همه از چشم تو بینم ای عشق
گرچه ای عشق شکایت ز تو چندان دارم
که به عمری نتوانم همه را بشمارم
گرچه از نرگس او ساخته ای بیمارم
گرچه زان زلف گره ها زده ای در کارم
باز هم گرم از این آتش جانسوز توام
سرخوش از آه و غم و درد شب و روز توام
باز اگر راحت جانی بود افسانه تست
باز هم عقل کسی راست که دیوانه تست
شکوه بیجاست مرا کشتی و جانم دادی
آنچه از بخت طمع داشتم آنم دادی
خواهم ای عشق که میخانه دلها باشم
بی خبر از حرم و دیر و کلیسا باشم
گرچه زین بیشتر از دست تو رسوا باشم
بی تو یک لحظه نباشد که بدنیا باشم
بعد از این رحم مکن بر دل دیوانه من
بفرست آنچه غمت هست به غمخانه من
نقد جان گرچه بود قیمت پیمانه تو
آه از آندل که نشد مست ز میخانه تو
کاش دائم دل ما از تو بلرزد ای عشق
آندلی کز تو نلرزد بچه ارزد ای عشق
عماد خراسانی
You #mustseeiran
#instagram
#wonderful_places for a feature  @instagram #beautifulsky #akasimagazine #1x #mefeatureshoot
#liveoutdoors  #adventure
#beautifuldestinations #ourplanetdaily #Nightsky @thebest_capture @beautifuldestinations @ourplanetdaily @wonderful_places  @IranIsSafe
@gardeshgari_e_iranian  @thebest_capture @campingofficial @ourcamplife @theprintswap
@tourism @skyglowproject @special_shots
@master_shots #nat_geo #special_shots  #nakedplanet @nakedplanet #worldprime @worldprime @aksiine
#amazing_longexpo
#longexposure_shots
#longexposure
@qazvini.city
@qazvingram
@qazvin_foods
@qazvin_tour
@qazvini.ha
@qazvin_bax
@qazvin_beauty
@qazvin.photo
@mr.qazviniii
Read more
از بچگی عاشق خرمالو بودم اما خرمالو های خونه ننه جون که درمیومد به جای این که خوشحال باشم،غصم میگرفت... ننه ...
Media Removed
از بچگی عاشق خرمالو بودم اما خرمالو های خونه ننه جون که درمیومد به جای این که خوشحال باشم،غصم میگرفت... ننه جون میگفت آخه تو چت‌ شده؟؟؟ یک سال صبر میکنی این خرمالو ها دربیاد،بعد که درمیاد میشینی غصه میخوری... گفتم ننه جون میدونی من غصه چی رو میخورم؟؟؟ غصه اینکه این خرمالو ها یه روز تموم میشه و ... از بچگی عاشق خرمالو بودم
اما خرمالو های خونه ننه جون که درمیومد به جای این که خوشحال باشم،غصم میگرفت...
ننه جون میگفت آخه تو چت‌ شده؟؟؟ یک سال صبر میکنی این خرمالو ها دربیاد،بعد که درمیاد میشینی غصه میخوری...
گفتم ننه جون میدونی من غصه چی رو میخورم؟؟؟
غصه اینکه این خرمالو ها یه روز تموم میشه و دیگه خرمالو نداریم...
گفت خب واست از بیرون میخرم جانم...
گفتم خب از بیرونم هر چقدر بگیری بالاخره این فصل تموم میشه و دیگه هیچ جا خرمالو پیدا نمیشه...
گفت عزیز جانم
هیچوقت زمان حالت رو بخاطر آینده خراب نکن
از الانت لذت ببر
از تمام داشته هات تو همین لحظه خوش باش
اصلا آینده هر چی میخواد بشه،تو از همین لحظه لذت ببر
بچه بودم نمیفهمیدم حرفاشو
یه روز که خونه تنها بودم،رفتم همه خرمالو ها رو از درخت کندم
با این که خیلی دوس داشتم بخورمشون
ولی ریختم تو یه نایلون مشکی و گذاشتم تو فریزر تا کل سال هفته ای یکی از اونا رو از فریزر دربیارم و بخورم...
یک هفته گذشت... دلم داشت لک میزد واسه خرمالو ها
رفتم یواشکی از فریزر درشون آوردم و دیدم همشون خراب شدن
فقط اون لحظه یه چیز رو تجربه کردم" حسرت "
یاد حرف ننه جون افتادم
ای کاش لاقل همون روز میخوردم و کِیف میکردم
هم اون روزم رو خراب کردم و لذت نبردم
هم این یه هفته رو انتظار کشیدم
هم دیگه از این ب بعد از خرمالو خبری نبود
میدونی
داستان عشق های امروزی ما هم شده داستان همین خرمالو ها
رفیق
انقدر نترس که یه روزی یارت رو از دست بدی
انقدر از آینده عشقتون دلهره نداشته باش
انقدر خود خوری نکن،دلهره نداشته باش،نگو اگه یه روزی بره،اگه یه روزی نباشه
رفیق
الان که هست
از الانتون لذت ببرید
اصلا آینده هر اتفاقی میخواد بیفته
عشق هاتون رو نزارید تو فریزر که هفته ای یه بار ابرازش کنید
با تموم وجودتون عاشقی کنید و از هیچی نترسید
با این ترس از آینده،هم امروزتون خراب میشه هم آیندتون،هم یه روزی میشینید غصه میخورید میگید ای وای من کاش لااقل اون موقع که بودیم عاشقی میکردیم
.
@zeinab.___.1995 @moghadam__hajar67 @ma.hsa432234 @fatii.zandii @tahereh.r_70 @dry9967 @paria_love72 @pardis__chamani @e_ahmadi_97 @elizod1995 @marjan.js1376 @far.far65 @roshan.1394 @eli__abz @eli.joon3366 @_fatemeh_banoo.pv @latifeh.safari @remila.meisa110 @__sheida.sh @_sara_namdar @queen._.hell_ @kimiya23007o @frnz_abz @fariba1538 @foroogh.r72 @fatemee_shj @fatimah.nzr @fateme.mohammadi.94 @hadiss.b.e.74 @miss_hds_jim @hani.ziaratzadeh @najmeh_ashegh @yegane_1986
Read more
. ای کاش همه اینا، به هم رسیده باشن و همینجور عاشق ادامه داده باشن... . یه درخت کنار یه قلعه قدیمی ...
Media Removed
. ای کاش همه اینا، به هم رسیده باشن و همینجور عاشق ادامه داده باشن... . یه درخت کنار یه قلعه قدیمی تو لبنان . اون موقع که این عکس رو گرفتم تو فکرم بود با کپشن با درختا و محیط زیست مهربون تر باشیم بزارم، الان که تو گالری می‌دیدم، اولین چیزی که با دیدن عکس به ذهنم اومد، عشق بود ولی شما حواستون باشه و مهربون ... .
ای کاش همه اینا، به هم رسیده باشن و همینجور عاشق ادامه داده باشن...
.
یه درخت کنار یه قلعه قدیمی تو لبنان
.
اون موقع که این عکس رو گرفتم تو فکرم بود با کپشن با درختا و محیط زیست مهربون تر باشیم بزارم، الان که تو گالری می‌دیدم، اولین چیزی که با دیدن عکس به ذهنم اومد، عشق بود
ولی شما حواستون باشه و مهربون تر باشید و همینطور عاشق😁😁
Read more
من و وحید برعکس ۲بازی قبل امشب بازیو بیرون دیدیم واقعا هیجان انگیز و پر از لذت های بی نظیر بود همه آزادانه ...
Media Removed
من و وحید برعکس ۲بازی قبل امشب بازیو بیرون دیدیم واقعا هیجان انگیز و پر از لذت های بی نظیر بود همه آزادانه جیغ میزدیم داد میزدیم احساساتمونو میریختیم بیرون بدون هیچگونه ترسی، ای کاش ای کاش گل دوم هم میزدیم و صعود میکردیم و باز هم بیرون با مردم بازیو میدیدیم و عشق میکردیم برای تیممون ، ای کاش روزی برسه ... من و وحید برعکس ۲بازی قبل امشب بازیو بیرون دیدیم واقعا هیجان انگیز و پر از لذت های بی نظیر بود همه آزادانه جیغ میزدیم داد میزدیم احساساتمونو میریختیم بیرون بدون هیچگونه ترسی، ای کاش ای کاش گل دوم هم میزدیم و صعود میکردیم و باز هم بیرون با مردم بازیو میدیدیم و عشق میکردیم برای تیممون ، ای کاش روزی برسه که تو ایران خودمون بریم‌ استادیوم و در کنار هم بازیو زنده ی زنده ببینیم 🤩 و اما نظرم راجب بازی .. درسته ما امشب نتونستیم صعود کنیم ولی پرتغالو به نفس نفس انداختیم ⚡️ جانانه و با تمام وجود بازی کردیم ، فشاری که ما روی پرتغال آوردیم بی‌نظیر بود نذاشتیم مارو مفتی ببرن ! ما کم‌نذاشتیم
ممنونم از همه ی بچه ها که خفن ترین و با غیرت ترین بودن ، تیم ملی ایران‌ نشون داد که تیم راحتی نیست تیمی که حریفو به زانو در میاره حتی اگه نبره اشک حریفو در میاره
ممنونم از کیروش عزیز که واقعا اگه خودش ، مردونگیش و هوشش نبود ما نمیتونستیم اینطوری بدرخشیم دستشو میبوسم ♥️
و هزاران لعنت به داور و اینکه لطفا اون آزمونو بندازید بیرون بره 🌹 بزنه مرسی
Read more
خبر آمد خبری در راه است سرخوش ان دل که از آن آگاه است شاید این جمعه بیاید شاید پرده از چهره گشاید شاید دست ...
Media Removed
خبر آمد خبری در راه است سرخوش ان دل که از آن آگاه است شاید این جمعه بیاید شاید پرده از چهره گشاید شاید دست افشان پای کوبان می روم بر در سلطان خوبان می روم می روم بار دگر مستم کند بی سر و بی پا و بی دستم کند می روم کز خویشتن بیرون شوم در پی لیلا رخی مجنون شوم هر که نشناسد امام خویش را برکه بسپارد ... خبر آمد خبری در راه است
سرخوش ان دل که از آن آگاه است

شاید این جمعه بیاید شاید
پرده از چهره گشاید شاید

دست افشان پای کوبان می روم
بر در سلطان خوبان می روم

می روم بار دگر مستم کند
بی سر و بی پا و بی دستم کند

می روم کز خویشتن بیرون شوم
در پی لیلا رخی مجنون شوم

هر که نشناسد امام خویش را
برکه بسپارد زمام خویش را

با همه لحن خوش آوایی ام
در به در کوچه تنهاییم

ای دو سه تا کوچه ز ما دورتر
نغمه تو از همه پرشورتر

کاش که این فاصله را کم کنی
محنت این قافله را کم کنی

کاش که همسایه ما می شدی
مایه ی آسایه ما می شدی

هر که به دیدار تو نایل شود
یک شبه حلال مسایل شود

دوش مرا حال خوشی دست داد
سینه ما را عطشی دست داد

نام تو بردم لبم آتش گرفت
شعله به دامان سیاوش گرفت

نام تو آرامه جان منست
نامه تو خط امان منست

ای نگهت خواستگه آفتاب
بر من ظلمت زده یک شب بتاب

پرده برانداز زچشم ترم
تا بتوانم به رخت بنگرم

ای نفست یار و مددکار ما
کی و کجا وعده دیدار ما

دل مستمندم ای جان به لبت نیاز دارد
به هوای دیدن تو هوس حجاز دارد

به مکه آمدم ای عشق تا تو را بینم
تویی که نقطه عطفی به اوج آیینم

کدام گوشه مشعر کدام کنج منا
به شوق وصل تو در انتظار بنشینم

ای زلیخا دست از دامان یوسف بازکش
تا صبا پیراهنش را سوی کنعان آورد

ببوسم خاک پاک جمکران را
تجلی خانه پیغمبران را

خبر آمد خبری در راه است
سرخوش آن دل که از آن آگاه است

شاید این جمعه بیاید شاید
Read more
. رفتی و شاعرشعرت همه بی‌من باشد وزن و بی‌وزنیِ ما راغمِ رفتن باشد رفتی و غیر ز خویشم،من و این او چه ...
Media Removed
. رفتی و شاعرشعرت همه بی‌من باشد وزن و بی‌وزنیِ ما راغمِ رفتن باشد رفتی و غیر ز خویشم،من و این او چه کنم تو چو ایمان به دلی،او همه‌اش ظن باشد چاره‌ام نیست دگر، رفتن تو ماتم ماست جانِ بی‌چاره‌ی ما راهمه شیون باشد شاعران راچه تبی است که درتاب ره‌اند تو طبیبی و تبم از شب و رهزن باشد رفتنت آتش و دردست، ... .
رفتی و شاعرشعرت همه بی‌من باشد
وزن و بی‌وزنیِ ما راغمِ رفتن باشد
رفتی و غیر ز خویشم،من و این او چه کنم
تو چو ایمان به دلی،او همه‌اش ظن باشد
چاره‌ام نیست دگر، رفتن تو ماتم ماست
جانِ بی‌چاره‌ی ما راهمه شیون باشد
شاعران راچه تبی است که درتاب ره‌اند
تو طبیبی و تبم از شب و رهزن باشد
رفتنت آتش و دردست، به جان دل ماست
زاتشم نوربه راهت که ره ایمن باشد
سازِ بی‌چاره‌ی مارا که تو آن را سازی
در فراقت همه رسوایْ به برزن باشد
دلِ بی‌چاره ازین سازچه سوزی دارد
من بسوزم،هیمه برآتش تو تن باشد
من زبانم چه فرومی‌خورم از آتش تو
شعرِ بی‌تاب که در وصف تو الکن باشد
شاید این شعر که در من به وقوع نزدیک است
یادگار و تَرَک عشق تو در من باشد
شایدم؛حتم‌تر از صبح به تاریِ شب است
شاید این شعر وقوعش دمِ مدفن باشد
شاید این دم که تو خوانی،رفتن این حالِ من است
این‌که آواز بخوانیش،ز سرِ دن باشد
تو برفتی ز بر و هوش برفته ز سرم
کاش این بار اگر آیی سرِ من،من باشد
آخِرِ قصه‌ات ای کاش بیایی به برم
باشی و روح من و روح تو متقن باشد
خانه‌ای از پَر و پوش است امیدِ دل من
تو نگاهت شرر و دل همه خرمن باشد
کلمه؛سُرتر از آن است که بماند در یاد!!
می‌روم،رفتن از این بار چو ماندن باشد
رفتنت درد به جانم زد و عالم بسترد
همه عالم شده‌اند هیچ که چون من باشد
بردی‌ام با خودت از من کاین منت هم شده هیچ
دل بی‌چاره‌ام از کیست که بی‌من باشد
تو به خویشتن به وفایی و منم بر تو فدا
شرطِ "ما"را ز نگاه تو فقط من باشد
این همه من به میان و منِ من را همه هیچ
تو بخوان سر درون بازکه مرا رن باشد
من تو را خویش‌تر ازخویش بدانم در خویش
که تو را هست تویی و همه این من باشد
تو به من هیچ ندادی ونهادم هیچ است
شمعِ این هیچ امیدم شده روشن باشد
تو خود آرا به منیت،من تو را هم به خدا
راهم از غیر بشویم،سو به روزن باشد
روزنی نور به من تابد و من تابم بر
سیری از راهِ سلوکم که ره از تن باشد
بودِ تو گر ز منت بود چه بودی بودم
جان وعشقت که حریفی به همه فن باشد
بودِ من بوده هماره دلِ من بودهِ زتو
سینه از دردِ هبوط است که مخزن باشد
من به مینوی دلت آدمِ حوا بودم
آدمی بود،نه تقصیر ز یک زن باشد
شاعران را چه حساب است که در عالم خویش
به قلم خلقت سیب و چمِ راندن باشد
شاعر شعرْ تویی وصف که در عالم توست
شاعر شعرِ تو این مهر،قلم‌زن باشد
کلمه؛سُرتر از آن است که بماند در یاد!!
رفتمت،راه که باشی سمتِ روشن باشد
حَوِّلِ حال تویی ای که تویی در دل و دید
گردش سیبِ تو این سو وضعِ احسن باشد
رفتن وآمدن از توست،تو مهری به میان
من کلامم همه از توست که ماندن باشد
مهرداد قربانی
Read more
. خودت بگو حضرتِ دلبر! آخر پناهگاه هم انقدر دور؟! میخواهم به قاعده همان سوالی که از جوادِ امام ...
Media Removed
. خودت بگو حضرتِ دلبر! آخر پناهگاه هم انقدر دور؟! میخواهم به قاعده همان سوالی که از جوادِ امام رضاجانمان پرسیدند، از شما سوالی کنم... - بگو چه کنیم آقا در این بلادی که نفس‌هایمان بالا نمی‌آید؟!! گناه بیخ گلویمان نشسته! دست انداخته به یقه‌ی نفْسمان و رها نمی‌کند! یک بند پیله می‌کند و ... .
خودت بگو حضرتِ دلبر!
آخر پناهگاه هم انقدر دور؟!
میخواهم به قاعده همان سوالی که
از جوادِ امام رضاجانمان پرسیدند،
از شما سوالی کنم...
- بگو چه کنیم آقا
در این بلادی که نفس‌هایمان بالا نمی‌آید؟!!
گناه بیخ گلویمان نشسته!
دست انداخته به یقه‌ی نفْسمان و رها نمی‌کند!
یک بند پیله می‌کند و پا می‌کوبد.
گاه پیراهنِ نفس را می‌دریم تا مگر جرعه‌ای نفس بکشیم اما...
نفس کشیدن در هوای گناه همانا و
خس خس گلوهای دریده‌یمان همان... .
به زبانِ ساده‌ی کودکی‌هایمان بگویم؟ » خسته شدیم! «
ما دلبستگانِ گناهکار...
.
بارها خوانده‌ام و شنیده‌ام جواب این همه پریشانی را...
همان که می‌گویند امام جواد(ع) چنین پاسخش داد:
« فَرّوا الی الحسین »
به سمت حسین فرار کنید...
.
.
راستی نگفتی حضرتِ حسین!
پناهگاه هم انقدرررر دور؟!
می‌دانی به قاعده‌ی قوانینِ زمینی‌
چند بند را باید پاره کنم
تا به بارگاهت برسم؟
نگو دلم آنجاست!
که نیست!
که کاش بود...
که اگر بود این همه خستگی چرا؟
نگو کافیست صدایت کنم...
من دلم را عادت دادم به سیری ناپذیری...
سیر نمی‌شود با صدا کردنت!
می‌خواهد تمام هوایی که روزی تو در
آن تنفس کردی را یکجا به سینه کِشَد!
می‌خواهد یکبار دیگر از پسِ شلوغیِ
دستهایی که به سمتت دراز شده،
یک دست به سر بگذارد و یک دست به دهان!
تا مبادا فریاد بزند...
مبادا خلوت عاشقیِ دل‌های بیتاب را برهم زند...
که آرام آرام این کوه درد را بر زمین بگذارد...
که گوشه‌ای از صحنت زانو بغل گیرَد...
که وسط بین‌الحرمین متحیر شود...
که به تل زینبیه زل بزند و مدام فاصله‌ی زینب و گودال را در ذهن محاسبه کند...
که دردهای خودش را پیش دردهای زینب (س) به باد فراموشی بسپرد....
.
.
پسرِ زهرا...
این همه نوشتم که بگویم
زمزمه‌هایی می‌آید...
از ته دلم...
از همین دودوتاچارتای زمینی
که بند بند وجودم را می‌لرزاند!
می‌گوید امسال چشمم به گنبد و بارگاهت نمی‌خورد!
می‌گوید امسال و با این شرایط؟!
محال است...
می‌گوید نمی‌طلبی حسین...
من اما باور نمی‌کنم..
میدانم که یا به کربلایم می‌بری
یا اگر نخواستی، کربلا را به دلم می‌آوری!
اما چطور و به واسطه باز کردن گره از کدام حاجتم، نمیدانم...
تو اربابی و نوکر برای اربابش تعیین تکلیف نمی‌کند....
میدانی؟ این را از عباس یاد گرفته‌ام...
.
.
.
+ موقع نوشتن ، " آمدم ای شاه پناهم بده " رو پِلِی کردم و هی از اول گذاشتم .. اگه دوست داشتید شما هم پلی کنید و یکبار دیگه بخونید...
» چه امام رضا باشه چه امام حسین فرقی ندارن .. کلهم نورٌ واحد .. همشون پادشاهِ قلب شیعیانن 💔 «
.
#سلیس_و_ساده_بگویم_دلم_گرفته_برایت !
.
Read more
به تو گفته بودم حواست به تنهایی ام باشد...گفته بودم من آدم توضیح دادن و توضیح خواستن نیستم...گفته ...
Media Removed
به تو گفته بودم حواست به تنهایی ام باشد...گفته بودم من آدم توضیح دادن و توضیح خواستن نیستم...گفته بودم اهل پنهانکاری نیستم...گفته بودم اگر روزی برای اینکه به دیدنم بیایی این پا و آن پا کردی از راهِ نیامده برگرد...گفته بودم حالا که چشمان راز آلودت برملا شدند حالا که بی گدار به آب زدی مراقب باش بی هوا ... به تو گفته بودم حواست به تنهایی ام باشد...گفته بودم من آدم توضیح دادن و توضیح خواستن نیستم...گفته بودم اهل پنهانکاری نیستم...گفته بودم اگر روزی برای اینکه به دیدنم بیایی این پا و آن پا کردی از راهِ نیامده برگرد...گفته بودم حالا که چشمان راز آلودت برملا شدند حالا که بی گدار به آب زدی مراقب باش بی هوا دستم را رها نکنی که در طوفان نبودن ات غرق شوم...
کمی قبل تر هم گفته بودم عشق را در سیمای بی سرخاب سفیدآب ات جستجو کردم...گفته بودم که تو مانند سایه ی شاخه ی درخت بید که باد روی دیوار تکانش می دهد...مانند ابری که شبانه چهره ی ماه را سایه روشن میکند...مانند بارانی که به پنجره ی قفل شده ی اتاق خواب میکوبد...مانند تمام این هایی، همان قدر واقعی همان اندازه دست نیافتنی...
گفته بودم احساس چشمانم به برجستگی اندام ات، احساس آغوشم به گرمای تن ات، احساس لب هایم در هنگام برخورد به موهای روی پیشانی ات ارضای کاذب نیست...
تو را برای دو کلام حرف ناحساب میخواستم برای پرسه های بی مقصد برای اینکه بنشینی آنسوی زیلویی که رو به دریا پهن کرده ایم تا باد دفترِ شعرم را به آب نبرد...
حالا تقلا میکنی برای فاصله گرفتن...حالا مانند دروغگویی زبردست طرز نگاهت را انکار میکنی...آرام تر جانم...از نفس افتادی...خودم میروم بدون هیچ حرفی بدون هیچ سوالی...
میروم اما به تو گفته بودم تمام این ها را...
که ای کاش نمیگفتم که ای کاش نمی دانستی که ای کاش هیچ گاه نمیدیدم ات...که بزرگترین ای کاش زندگی ام نشوی! .
. 👑 #میکائیل⭐ .
👑@mikilove351 📷
.
.
#پستهای_قبلم_ببین_خوشت_اومد_فالو_کن💖💖😍😍👑👑✋ #پستهای_قبلی_رو_حتما_از_دست_ندید🙏🙏🙌
Read more
ای آزادی، تو را دوست دارم، به تو نیازمندم، به تو عشق می‌ورزم، بی تو زندگی دشوار است، بی تو من هم نیستم، ...
Media Removed
ای آزادی، تو را دوست دارم، به تو نیازمندم، به تو عشق می‌ورزم، بی تو زندگی دشوار است، بی تو من هم نیستم، هستم، اما من نیستم، یک موجودی خواهم بود تو خالی، پوک، سرگردان، بی امید، سرد، تلخ، بیزار، بد بین، کینه دار، عقده دار، بی‌تاب، بی‌روح، بی‌دل، بی‌روشنی، بی‌شیرینی، بی‌انتظار، بیهوده، منی بی تو، یعنی ... ای آزادی، تو را دوست دارم، به تو نیازمندم، به تو عشق می‌ورزم، بی تو زندگی دشوار است، بی تو من هم نیستم، هستم، اما من نیستم، یک موجودی خواهم بود تو خالی، پوک، سرگردان، بی امید، سرد، تلخ، بیزار، بد بین، کینه دار، عقده دار، بی‌تاب، بی‌روح، بی‌دل، بی‌روشنی، بی‌شیرینی، بی‌انتظار، بیهوده، منی بی تو، یعنی هیچ!
ای آزادی، به مهر تو پرورده‌ام، ای آزادی، قامت بلند و آزاد تو، مناره زیبای معبد من است، ای آزادی، کبوتران معصوم و رنگین تو، دوستان همراز و آشنای من‌اند، کبوتران صلح و آشتی‌اند، پیک‌های همه مژده‌ها و همه پیام‌های نوید و امید و نوازش من‌اند.
ای آزادی، کاش با تو زندگی میکردم، با تو جان می‌دادم، کاش در تو می‌دیدم، در تو دم می‌زدم، در تو می‌خفتم، بیدار می‌شدم، می‌نوشتم، می‌گفتم، حس میکردم، بودم.
ای آزادی من از ستم بیزارم، از بند بیزارم، از زنجیر بیزارم، از زندان بیزارم، از حکومت بیزارم، از باید بیزارم، از هرچه و هر که تو را در بند میکشد بیزارم.
ای آزادی، مرغک پر شکسته زیبای من، کاش می توانستم تو را از چنگ پاسداران وحشت، سازندگان شب و تاریکی و سرما، سازندگان دیوارها و مرزها و زندان‌ها و قلعه‌ها رهایت کنم، کاش قفست را می‌شکستم و در هوای پاک بی‌ابر و بی‌غبار بامدادی پروازت می‌دادم.
دکتر على شریعتی
Read more
اشک است همدم دلِ هجران کشیده ها آخر سپید شد به رهِ تـو، چه دیده ها روزیِ اشک ما همه در چشمهای توست ای ناله دارِ تنگِ غـروب و سپیده ها تو ناز کن لیلیِ خیمه نشینِ عشق نازِ تو می کشند گریبان دریده ها می گفت عاشقی که تو را در بغل گرفت مائیم و اشک حسرتی و این شنیده ها آرامِ جانِ فاطمه برگرد از سفر چشم انتظار ... اشک است همدم دلِ هجران کشیده ها
آخر سپید شد به رهِ تـو، چه دیده ها
روزیِ اشک ما همه در چشمهای توست
ای ناله دارِ تنگِ غـروب و سپیده ها
تو ناز کن لیلیِ خیمه نشینِ عشق
نازِ تو می کشند گریبان دریده ها
می گفت عاشقی که تو را در بغل گرفت
مائیم و اشک حسرتی و این شنیده ها
آرامِ جانِ فاطمه برگرد از سفر
چشم انتظار تو همه قامت خمیده ها
ای کاش امشبی که رَوی سویِ کربلا
ما را دعـا کنی وسط برگـزیـده ها
تا می شویم لحظه ای دلتنگ کربلا
دل را حرم کنیم به این اشک دیده ها

#اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد_و_عجل_فرجهم
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#اللهم_الرزقنا_حـرم
#یارقیه
#یا_حسین
#لبیک_یا_حسین
#امام_حسین
#بي_دست_كربلا_دست_مرا_بگير
#نوكري_ارثيه_و_منصب_اجدادي_ماست
#شکر_خدا_که_در_پناه_حسینیم
#همه_نوکر_حسینیم
#شهادت_مادرم_افسانه_نیست
#اسلام #شیعه #محرم #اربعین #صور #سوریه
#روضه #فاطمیه #کربلا #نجف
#بیچاره_اون_که_حرم_رو_ندیده
#بیچاره_تر_اون_که_دید_کربلاتو
Read more
ــــــحظه های بـــــدون تو ... لــــــحظه ها گذشت و سه ســـال رفتنت گذشته ... و تو ای آسمان من...بی ...
Media Removed
ــــــحظه های بـــــدون تو ... لــــــحظه ها گذشت و سه ســـال رفتنت گذشته ... و تو ای آسمان من...بی خبر از خیال من به کجا کوچ کردی ... در این ظلمت نیمه شب ..... به آرامی کنار لحظه های با تو بودن می نشینم ... چشمانم را می بندم ... دوباره مرور می کنم خاطرات با تو بودن را ... نگاه آخر بود ... مثل دیدن سایه ها ... ــــــحظه های بـــــدون تو ... لــــــحظه ها گذشت و سه ســـال رفتنت گذشته ... و تو ای آسمان من...بی خبر از خیال من به کجا کوچ کردی ... در این ظلمت نیمه شب ..... به آرامی کنار لحظه های با تو بودن می نشینم ... چشمانم را می بندم ... دوباره مرور می کنم خاطرات با تو بودن را ... نگاه آخر بود ... مثل دیدن سایه ها در غروب آفتاب در آسمانی نقره فام ... آنقدر دلم گرفته که انگار همان روزی است که تو تازه به آغوش خاک پیوستی ... کاش دستانم به آسمان می رسید ... این روز ها غروبش غریبانه می وزد ... کاش چشمانت را باز میکردی و حرفی میزدی ... ولی افسوس .... افسوس ... و حالا سال هاست دیگر خیال فریاد ندارم ... حس گفتن ندارم ... و حالا از تنهایی ام می نویسم و از نبودنت ... از حس سکوتی که نزدیک ترین همدم لحظه هایم است ... " به یاد تو مینویسم عزیزم که این روزها سخت دلتنگتم... و حال من ماندم و خاطره ی نگاهی در سطر سطر کتاب زندگی..." 💔💔💔💔💔💔💔💔💔💔💔💔💔💔💔💔💔💔💔💔💔 #علی #علی_طباطبایی #دوستت_دارم #فاتحه #تسلیت #alitabatabaee #عشق #خواننده #دلشکسته #shahrzadtabatabaeee #بهترین #هنرمندان #بازیگران #هنرمندان_ایرانی #دلتنگی #بهترین #خانواده_خاص #alitabatabaeee #بازیگر #سینما #Acter #اللهم_صل_علي_محمدﷺو_آل_محمدﷺو_عجل_فرجهم #فاتحه_فراموش_نشه🙏
Read more
 #حضرت_مسلم_بن_عقیل_علیه_السلام #شهادت #غزل . اینجا رسیده‌ام که مرا مبتلا کنی بر حال و روز ...
Media Removed
#حضرت_مسلم_بن_عقیل_علیه_السلام #شهادت #غزل . اینجا رسیده‌ام که مرا مبتلا کنی بر حال و روز نائب خود چشم وا کنی ای دلبر غریب مبادا که لحظه‌ای بر وعده‌های کوفی‌شان اعتنا کنی این کوچه‌گردی عاقبتش درد سیلی است باید به رنج فاطمه‌ام مبتلا کنی سنگم اگر زنند دل از تو نمی‌کنم تا که ز لطف ... #حضرت_مسلم_بن_عقیل_علیه_السلام
#شهادت
#غزل
.
اینجا رسیده‌ام که مرا مبتلا کنی
بر حال و روز نائب خود چشم وا کنی

ای دلبر غریب مبادا که لحظه‌ای
بر وعده‌های کوفی‌شان اعتنا کنی

این کوچه‌گردی عاقبتش درد سیلی است
باید به رنج فاطمه‌ام مبتلا کنی

سنگم اگر زنند دل از تو نمی‌کنم
تا که ز لطف گوشه‌ی چشمی به ما کنی

عید است ای حبیب، چه زیبا شود اگر
قربانی مِنای خودت را دعا کنی

اینجا که بار مرکب‌شان تیر و نیزه است
بهتر که فکر حنجر مه‌پاره‌ها کنی

برگرد جان خواهرت آقا که دیر نیست
با خنده‌های "حرمله و شمر" تا کنی

تا فرصت است زیور آلاله‌ها درآر
حاشا که دست دختر خود را رها کنی

ای کاش بهر دفن تن مُثله‌مُثله‌ات
جای کفن تو فکر کمی بوریا کنی

خوب است از اضافی پیراهنی که هست
معجر برای دخترکان دست و پا کنی

آبی رسان برای لب شیرخواره‌ات
حالا که روی جانب کرب و بلا کنی

از روی نیزه هم به سر ما محل بده
دور از بزرگی است که ترک وفا کنی!

#احسان_محسنی_فر
.
#شعر_شیعه
Read more
. چمدان بسته ام به سمت خودم میروی شهر را خبر بکنی بی هوا باختی و حق داری فکر بازی تازه تر بکنی از ...
Media Removed
. چمدان بسته ام به سمت خودم میروی شهر را خبر بکنی بی هوا باختی و حق داری فکر بازی تازه تر بکنی از نگاه تو خوب فهمیدم ماندنت محض زنده ماندنم است سم احساس را درون تنم مانده ای تا که بی اثر بکنی از غروری که زیر پا بردی از من سرشکسته میترسم کاسه ی صبر من ترک خورده باید از کینه ام حذر بکنی پای من ... .
چمدان بسته ام به سمت خودم
میروی شهر را خبر بکنی
بی هوا باختی و حق داری
فکر بازی تازه تر بکنی

از نگاه تو خوب فهمیدم
ماندنت محض زنده ماندنم است
سم احساس را درون تنم
مانده ای تا که بی اثر بکنی

از غروری که زیر پا بردی
از من سرشکسته میترسم
کاسه ی صبر من ترک خورده
باید از کینه ام حذر بکنی

پای من را نبند دلبندم
شهر غربت قفس نمیخواهد
بعد من هیچکس نمیخواهد
که تو او را غریب تر بکنی

انتخابت مگر جدایی نیست؟
اشک هایت چرا سرازیر است؟
بد شگون است گریه را بانو...
توشه ی راه رهگذر بکنی

دست رد تو روی سینه ی من
پای پیش تو جز ترحم نیست
دل به دادت نمیرسد هرگز
عقل را کاش کارگر بکنی

خسته از بحث های هر شبه ای
خسته از گریه های قبل از خواب
میشود با کسی به غیر از من
شب خود را به خنده سر بکنی

من... قطاری که سر به راه تو بود
چند ماهی در ایستگاه تو بود
راه افتادنم گناه تو بود
من بمانم خودت سفر بکنی؟

بعد از این ترمزم بریده و در
ایستگاهی نگه نمیدارم
با من از مه نگو... نمیترسم
گاه خوب است که خطر بکنی

آخرش واژگونی است اما
ماندن از ترس مرگ هم ، مرگ است
ریل یعنی دو راه مانده فقط
یا بمیری و یا سفر بکنی
Read more
﷽ . . تقدیم به مداح مظلوم آستان اهلبیت علیهم السلام #سیدمحمدجوادذاکرطباطبایی(ره) (( ای نسیمِ ...
Media Removed
﷽ . . تقدیم به مداح مظلوم آستان اهلبیت علیهم السلام #سیدمحمدجوادذاکرطباطبایی(ره) (( ای نسیمِ سحر آرامگهِ یار کجاست منزلِ آن مهِ عاشق کُشِ عیار کجاست))* من همانم که شدم سخت نمک گیر از او آمدم تا بنویسم دو سه خط سیر از او بنویسم که چه خوب است رهایی سید دلم از شهر گرفته ست کجایی سید؟ (( مَردمِ ...
.
.
تقدیم به مداح مظلوم آستان اهلبیت علیهم السلام
#سیدمحمدجوادذاکرطباطبایی(ره) (( ای نسیمِ سحر آرامگهِ یار کجاست
منزلِ آن مهِ عاشق کُشِ عیار کجاست))* من همانم که شدم سخت نمک گیر از او
آمدم تا بنویسم دو سه خط سیر از او
بنویسم که چه خوب است رهایی سید
دلم از شهر گرفته ست کجایی سید؟ (( مَردمِ دیده ی ما جز به رُخَت ناظر نیست
دلِ سرگشسته ی ما غیرِ تورا ذاکر نیست))* سالها رفته ولی نامِ تو برجاست هنوز
شورِ زیبای تو در خاطره ی ماست هنوز
رجزِ غرقِ غرورت چقَدَر زیبا بود
شورِ لبریزِ شُعورَت چقَدَر زیبا بود
خار در چشمِ حسودان شدی و گُل کردی
زخمها بر جگرت بود و تحمل کردی
رفتی و از تو نگفتند ، غمی نیست برو
غربتِ ذاکریَت چیزِ کمی نیست برو
دردم این است شده دشمنِ مرموز رفیق
هرکه سوزانده دلت را شده امروز رفیق
دلِ من سوخته از حیله و بازی هاشان
دلِ من سوخته از خاطره سازی هاشان
این همان بازی پُرپیچ وخَمِ تقدیر است
دشمنَت سخت پشیمان شده اما دیر است
نقشِ بر روی عقیقِ تو حسین است حسین
نامِ آن یکه رفیقِ تو حسین است حسین
چقَدَر ساده به تو تهمتِ مُرتَد زده اند
و شنیدم که تو را در خودِ مشهد زده اند
کاش اینها همه یک شایعه باشد ای کاش
تا ز هم وحدتِ این قوم نپاشد ای کاش
کُفر این نیست که از فرطِ جنون داغ کنی
کُفر این نیست که در منقِبَت اغراق کنی
کُفر این است که انسان خودِ شیطان باشد
این که نان دانی ما خونِ شهیدان باشد
کُفر این است همین سبکِ عزاداری من
بشوَد مجلسِ من سنگرِ بدکاری من
کُفر این است که از شُهرتِ خود کور شوم
بعد از آنی که شدم بُت ز ادب دور شوم
بعد از آن خدمتِ بسیار به دشمن بکنم
بعد از آن هر غلطی خواست دلِ من بکنم!
پیرِ میخانه غریب و تک وتنها چه کند؟!
با ریاکاری این دوست نماها چه کند؟
خوب گفتی که مَحَک پینه ی پیشانی نیست
ریش و تسبیح و دوتا ذکر، مسلمانی نیست
خوب گفتی که شده ملعبه ی بی دینان
جهلِ صفینی و تکراری ظاهربینان
نکند روضه شود جای دهان هرزی ها
نکند روضه شود جای غَرَض ورزی ها
وَ قسم میخورم اصلاً به "لوالزینب"
اولینِ درس ابالفَضل  ادب بوده ادب
بی ادب باشم و هی روضه بخوانم بازیست
شُهرتِ مجلسِ ارباب به "طِیِب" سازیست
من جگر دارم و از رفتنِ سَر هیچ مگو
(( من غلامِ قَمَرم غیرِ قَمَر هیچ مگو))• تیغِ خون خورده ی سرخِ وسطِ میدانم
پای آن حرفِ خودم مانده ام و می مانم
هرکسی گفت که مداحِ حسینم تَک نیست
هر کسی گَشته علی گو که علی مسلک نیست
اسمِ مداح بزرگ است جسارت کردند
عده ای پشتِ همین اسم تجارت کردند
Read more
. . گفت وقتی لبخند می زنی زیباتر می شی. منم عاشق تر. گفتم، من فقط برای تو می‌خندم.‌ چون عاشقت بودم ...
Media Removed
. . گفت وقتی لبخند می زنی زیباتر می شی. منم عاشق تر. گفتم، من فقط برای تو می‌خندم.‌ چون عاشقت بودم از روز اول. حتی از وقتی که تو هنوز دوستم نداشتی. خندید؛ البته کمی... بعد انگار که در فکر فرو برود اخم هایش را در هم فرو برد. با موهای زیبایش کمی بازی کرد. زیر لب گفت، دروغ می گی! با حالت قهر گفت، همش دروغ ... .
.
گفت وقتی لبخند می زنی زیباتر می شی. منم عاشق تر.
گفتم، من فقط برای تو می‌خندم.‌ چون عاشقت بودم از روز اول. حتی از وقتی که تو هنوز دوستم نداشتی.
خندید؛ البته کمی... بعد انگار که در فکر فرو برود اخم هایش را در هم فرو برد. با موهای زیبایش کمی بازی کرد.
زیر لب گفت، دروغ می گی! با حالت قهر گفت، همش دروغ می گی.
چیزی نگفتم. چیزی نگفت.
سکوت کردیم.
با خودم گفتم، مردها وقتی عاشق می شوند، چشم هایشان همیشه می خندد، لب هایشان گاهی.
و ای کاش زن ها، مرد عاشق را فقط از دور نگاه نمی کردند. نزدیک می‌ آمدند. می بوسیدند...
عشق راهِ دور فقط لبخند می شود.
نزدیک ها، بوسه...
.
.
بخشی از کتاب مکالمه ی غیر حضوری
نویسنده: #علیرضا_اسفندیاری .
.
پ.ن: می‌گن دیروز روز جهانی‌ بوسه بود. راست و دروغش با راوی... نمی دونم... اصلا فرقی هم نداره.
زیباترین آفرینش خدا به نظرم همین بوسه است.
البته اگر با عشق و احساس باشه.
اگر دوست داشتید برامون از این‌ حس تعریف کنید. خاطره هاتون ... حسی که داشتید... تجربه هاتون. یا هر چی. .
.
Read more
Loading...
Load More
Loading...