Loading Content...

که نیستی چو

Loading...


Unique profiles
31
Most used tags
Total likes
0
Top locations
Iran, Alva Donna Exclusive Hotel & Spa, Iranshahr
Average media age
913.9 days
to ratio
31
• چون عاقبت کار جهان نیستی است انگار که نیستی چو هستی خوش باش. . شب اول فستیوال کوچه ولوله‌ای تو شهر و ...
Media Removed
• چون عاقبت کار جهان نیستی است انگار که نیستی چو هستی خوش باش. . شب اول فستیوال کوچه ولوله‌ای تو شهر و دل ما به پا کرد! با خیام‌خوانی شروع شد و بعد هم گروه هیرون حسابی سنگ تموم گذاشت. @koochehfestival at Bandar Bushehr, Bushehr, Iran • چون عاقبت کار جهان نیستی است انگار که نیستی چو هستی خوش باش. . شب اول فستیوال کوچه ولوله‌ای تو شهر و دل ما به پا کرد! با خیام‌خوانی شروع شد و بعد هم گروه هیرون حسابی سنگ تموم گذاشت. @koochehfestival at Bandar Bushehr, Bushehr, Iran
Loading...
via @solmaz.nikgoo چنان قحط سالی شد اندر دمشق که یاران فراموش کردند عشق چنان آسمان بر زمین شد ...
Media Removed
via @solmaz.nikgoo چنان قحط سالی شد اندر دمشق که یاران فراموش کردند عشق چنان آسمان بر زمین شد بخیل که لب تر نکردند زرع و نخیل بخوشید سرچشمه های قدیم نماند آب، جز آبِ چشم یتیم نبودی به جز آه بیوه زنی اگر بر شدی دودی از روزنی در آن حال پیش آمدم دوستی از او مانده بر استخوان پوستی وگرچه به ... via @solmaz.nikgoo
چنان قحط سالی شد اندر دمشق
که یاران فراموش کردند عشق

چنان آسمان بر زمین شد بخیل
که لب تر نکردند زرع و نخیل

بخوشید سرچشمه های قدیم
نماند آب، جز آبِ چشم یتیم

نبودی به جز آه بیوه زنی
اگر بر شدی دودی از روزنی

در آن حال پیش آمدم دوستی
از او مانده بر استخوان پوستی

وگرچه به مکنت قوی حال بود
خداوند جاه و زر و مال بود

بدو گفتم: ای یار پاکیزه خوی
چه درماندگی پیشت آمد؟ بگوی

بغرید بر من که عقلت کجاست؟
چو دانی و پرسی سوالت خطاست

نبینی که سختی به غایت رسید
مشقت به حد نهایت رسید؟

نه باران همی آید از آسمان
نه بر می رود دودِ فریادْ خوان

بدو گفتم: آخر تو را باک نیست
کشد زهر جایی که تریاک نیست

گر از نیستی دیگری شد هلاک
تو را هست، بط را ز طوفان چه باک؟

نگه کرد رنجیده در من فقیه
نگه کردن عالم اندر سفیه

که مرد ارچه بر ساحل است، ای رفیق
نیاساید و دوستانش غریق

من از بینوایی نی ام روی زرد
غم بینوایان رخم زرد کرد

نخواهد که بیند خردمند، ریش
نه بر عضو مردم، نه بر عضو خویش

یکی اول از تندرستان منم
که ریشی ببینم بلرزد تنم

چو بینم که درویش مسکین نخورد
به کام اندرم لقمه، زهر است و درد

یکی را به زندان بری دوستان
کجا ماندش عیش در بوستان؟
#سعدی
اهواز، آبادان، خرمشهر و دیگر شهرها دچار معضل بی آبی هستند.
#بی_آبی
Read more
رست قبل🙃 یه شب خوب<span class="emoji emoji1f64c"></span> با دوستان خوب<span class="emoji emoji2615"></span> بهارتان پر ز گل / مولانا آمد بهار جان‌ها ای شاخ تر به رقص آ چون یوسف ...
Media Removed
رست قبل🙃 یه شب خوب با دوستان خوب بهارتان پر ز گل / مولانا آمد بهار جان‌ها ای شاخ تر به رقص آ چون یوسف اندرآمد مصر و شکر به رقص آ ای شاه عشق پرور مانند شیر مادر ای شیرجوش دررو جان پدر به رقص آ چوگان زلف دیدی چون گوی دررسیدی از پا و سر بریدی بی‌پا و سر به رقص آ تیغی به دست خونی آمد مرا که چونی گفتم بیا ... رست قبل🙃 یه شب خوب🙌 با دوستان خوب☕
بهارتان پر ز گل / مولانا

آمد بهار جان‌ها ای شاخ تر به رقص آ
چون یوسف اندرآمد مصر و شکر به رقص آ
ای شاه عشق پرور مانند شیر مادر
ای شیرجوش دررو جان پدر به رقص آ
چوگان زلف دیدی چون گوی دررسیدی
از پا و سر بریدی بی‌پا و سر به رقص آ
تیغی به دست خونی آمد مرا که چونی
گفتم بیا که خیر است گفتا نه شر به رقص آ
از عشق تاجداران در چرخ او چو باران
آن جا قبا چه باشد ای خوش کمر به رقص آ
ای مست هست گشته بر تو فنا نبشته
رقعه فنا رسیده بهر سفر به رقص آ
در دست جام باده آمد بتم پیاده
گر نیستی تو ماده زان شاه نر به رقص آ
پایان جنگ آمد آواز چنگ آمد
یوسف ز چاه آمد ای بی‌هنر به رقص آ
تا چند وعده باشد وین سر به سجده باشد
هجرم ببرده باشد دنگ و اثر به رقص آ
کی باشد آن زمانی گوید مرا فلانی
کای بی‌خبر فنا شو ای باخبر به رقص آ
طاووس ما درآید وان رنگ‌ها برآید
با مرغ جان سراید بی‌بال و پر به رقص آ
کور و کران عالم دید از مسیح مرهم
گفته مسیح مریم کای کور و کر به رقص آ
مخدوم شمس دین است تبریز رشک چین است
اندر بهار حسنش شاخ و شجر به رقص آ
Read more
آمد بهار جان‌ها ای شاخ تر به رقص آ چون یوسف اندرآمد مصر و شکر به رقص آ ای شاه عشق پرور مانند شیر مادر ای ...
Media Removed
آمد بهار جان‌ها ای شاخ تر به رقص آ چون یوسف اندرآمد مصر و شکر به رقص آ ای شاه عشق پرور مانند شیر مادر ای شیرجوش دررو جان پدر به رقص آ چوگان زلف دیدی چون گوی دررسیدی از پا و سر بریدی بی‌پا و سر به رقص آ تیغی به دست خونی آمد مرا که چونی گفتم بیا که خیر است گفتا نه شر به رقص آ از عشق تاجداران در چرخ ... آمد بهار جان‌ها ای شاخ تر به رقص آ

چون یوسف اندرآمد مصر و شکر به رقص آ

ای شاه عشق پرور مانند شیر مادر

ای شیرجوش دررو جان پدر به رقص آ

چوگان زلف دیدی چون گوی دررسیدی

از پا و سر بریدی بی‌پا و سر به رقص آ

تیغی به دست خونی آمد مرا که چونی

گفتم بیا که خیر است گفتا نه شر به رقص آ

از عشق تاجداران در چرخ او چو باران

آن جا قبا چه باشد ای خوش کمر به رقص آ

ای مست هست گشته بر تو فنا نبشته

رقعه فنا رسیده بهر سفر به رقص آ

در دست جام باده آمد بتم پیاده

گر نیستی تو ماده زان شاه نر به رقص آ

پایان جنگ آمد آواز چنگ آمد

یوسف ز چاه آمد ای بی‌هنر به رقص آ

تا چند وعده باشد وین سر به سجده باشد

هجرم ببرده باشد دنگ و اثر به رقص آ

کی باشد آن زمانی گوید مرا فلانی

کای بی‌خبر فنا شو ای باخبر به رقص آ

طاووس ما درآید وان رنگ‌ها برآید

با مرغ جان سراید بی‌بال و پر به رقص آ

کور و کران عالم دید از مسیح مرهم

گفته مسیح مریم کای کور و کر به رقص آ

مخدوم شمس دین است تبریز رشک چین است

اندر بهار حسنش شاخ و شجر به رقص آ
مولانا
Read more
حیلت رها کن عاشقا دیوانه شو دیوانه شو و اندر دل آتش درآ پروانه شو پروانه شو هم خویش را بیگانه کن هم خانه ...
Media Removed
حیلت رها کن عاشقا دیوانه شو دیوانه شو و اندر دل آتش درآ پروانه شو پروانه شو هم خویش را بیگانه کن هم خانه را ویرانه کن وآنگه بیا با عاشقان هم خانه شو هم خانه شو رو سینه را چون سینه‌ها هفت آب شو از کینه‌ها وآنگه شراب عشق را پیمانه شو پیمانه شو باید که جمله جان شوی تا لایق جانان شوی گر سوی مستان می‌روی ... حیلت رها کن عاشقا دیوانه شو دیوانه شو و اندر دل آتش درآ پروانه شو پروانه شو
هم خویش را بیگانه کن هم خانه را ویرانه کن وآنگه بیا با عاشقان هم خانه شو هم خانه شو
رو سینه را چون سینه‌ها هفت آب شو از کینه‌ها وآنگه شراب عشق را پیمانه شو پیمانه شو
باید که جمله جان شوی تا لایق جانان شوی گر سوی مستان می‌روی مستانه شو مستانه شو
آن گوشوار شاهدان هم صحبت عارض شده آن گوش و عارض بایدت دردانه شو دردانه شو
چون جان تو شد در هوا ز افسانه شیرین ما فانی شو و چون عاشقان افسانه شو افسانه شو
تو لیله القبری برو تا لیله القدری شوی چون قدر مر ارواح را کاشانه شو کاشانه شو
اندیشه‌ات جایی رود وآنگه تو را آن جا کشد ز اندیشه بگذر چون قضا پیشانه شو پیشانه شو
قفلی بود میل و هوا بنهاده بر دل‌های ما مفتاح شو مفتاح را دندانه شو دندانه شو
بنواخت نور مصطفی آن استن حنانه را کمتر ز چوبی نیستی حنانه شو حنانه شو
گوید سلیمان مر تو را بشنو لسان الطیر را دامی و مرغ از تو رمد رو لانه شو رو لانه شو
گر چهره بنماید صنم پر شو از او چون آینه ور زلف بگشاید صنم رو شانه شو رو شانه شو
تا کی دوشاخه چون رخی تا کی چو بیذق کم تکی تا کی چو فرزین کژ روی فرزانه شو فرزانه شو
شکرانه دادی عشق را از تحفه‌ها و مال‌ها هل مال را خود را بده شکرانه شو شکرانه شو
یک مدتی ارکان بدی یک مدتی حیوان بدی یک مدتی چون جان شدی جانانه شو جانانه شو
ای ناطقه بر بام و در تا کی روی در خانه پر نطق زبان را ترک کن بی‌چانه شو بی‌چانه شو
Read more
یکی قطره باران ز ابری چکید خجل شد چو پهنای دریا بدید! چو خود را به چشم حقارت بدید صدف در کنارش به جان ...
Media Removed
یکی قطره باران ز ابری چکید خجل شد چو پهنای دریا بدید! چو خود را به چشم حقارت بدید صدف در کنارش به جان پرورید سپهرش به جایی رسانید کار که شد نامور لولو شاهوار بلندی از آن یافت کو پست شد در نیستی کوفت تا هست شد تواضع کند هوشمند کزین نهد شاخ پرمیوه سر بر زمین یکی قطره باران ز ابری چکید
خجل شد چو پهنای دریا بدید!
چو خود را به چشم حقارت بدید
صدف در کنارش به جان پرورید
سپهرش به جایی رسانید کار
که شد نامور لولو شاهوار
بلندی از آن یافت کو پست شد
در نیستی کوفت تا هست شد
تواضع کند هوشمند کزین
نهد شاخ پرمیوه سر بر زمین
Loading...
. . هرکه دیوانه شد از پند نگردد #عاقل خون چو شد مُشک، محال است دگر خون گردد<span class="emoji emoji263a"></span>️<span class="emoji emoji1f604"></span> #حضرت_صائب . ***************** ...
Media Removed
. . هرکه دیوانه شد از پند نگردد #عاقل خون چو شد مُشک، محال است دگر خون گردد #حضرت_صائب . ***************** . . دست بر قضا بالاخره قسمت شد ما #قسمتی از مطالبه شیرینی آغاز ولایت امام عصر ارواحنا فداه و آزادی حرم عمه جانشون حضرت زینب (سلام الله علیها) و نابودی #داعش در منطقه رو که یکی از دوستان ... . .

هرکه دیوانه شد از پند نگردد #عاقل
خون چو شد مُشک، محال است دگر خون گردد☺️😄 #حضرت_صائب . ***************** . .

دست بر قضا بالاخره قسمت شد ما #قسمتی از مطالبه شیرینی آغاز ولایت امام عصر ارواحنا فداه و آزادی حرم عمه جانشون حضرت زینب (سلام الله علیها) و نابودی #داعش در منطقه رو که یکی از دوستان پیگیرِ خوشحال، از مدتها پیش وعده داده بود رو وصول کردیم! البته از آنچه در تصویر مشاهده می کنید بیش از یک پنجمش به ما نرسید و بقیش در طرفة العینی قلع و قمع شد! ولی به اروم گرفتن اون توریست آلمانی ای که با تعجب و نگاهی #جاهل_اندر_فقیه به ما خیره شده بود می ارزید😉

خلاصه که با تاخیر فراوون، آزادی حرم و نابودی شجره خبیثه داعش مبارک! الهی که به زودی زود شاهد نابودی همه دست های پشت پرده و روی صحنه ظلم و جنگ و تبعیض در کل دنیا و بعد از اون هم فرج حضرت پدر، صاحب الزمان باشیم🙏😍 #حافظ_تو_مسلمون_نیستی!😆
#گفتم_خودشو_بیار_نه_تسبیحشو🙈
#داعش_تموم_شد؟! #واقعنی؟😳
#چرا_هیشکی_باورش_نمی_شه؟🤔
#کافه_چی
#آینده_از_آن_امت_اسلام_است.
#وعده_صادق
#سردار_دلها
#قاسم_سلیمانی
#جای_خالی
#در_بهار_پیروزی_جای_شهدا_خالی
هرکه را صبح #شهادت نیست، شام #مرگ هست...
#مدافعان_حرم
#حال_خوب
#دوستای_خوب
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
Read more
* صبح‌تان امیدوار * . . . . . . کوش تا دل به تماشای جهان نگذاری داغ افسوس بر آیینه جان نگذاری چاه ...
Media Removed
* صبح‌تان امیدوار * . . . . . . کوش تا دل به تماشای جهان نگذاری داغ افسوس بر آیینه جان نگذاری چاه این بادیه از نقش قدم بیشترست پای مستانه به صحرای جهان نگذاری نفس تند، عنان دادن عمرست از دست با خبر باش که از دست عنان نگذاری چشم بستن ز تماشای دو عالم سهل است سعی کن سعی که دل را نگران نگذاری دشمن ... * صبح‌تان امیدوار * .
.
.
.
.
.
کوش تا دل به تماشای جهان نگذاری
داغ افسوس بر آیینه جان نگذاری
چاه این بادیه از نقش قدم بیشترست
پای مستانه به صحرای جهان نگذاری
نفس تند، عنان دادن عمرست از دست
با خبر باش که از دست عنان نگذاری
چشم بستن ز تماشای دو عالم سهل است
سعی کن سعی که دل را نگران نگذاری
دشمن خانگی از خصم برونی بترست
اختیار سر خود را به زبان نگذاری
نخل امید تو آن روز شود صاحب برگ
که سبکباری خود را به خزان نگذاری
زاد راه سفر دور توکل این است
که در انبان خود اندیشه نان نگذاری
به دو صد چشم، نشان راه ترا می پاید
تیر تا راست نباشد به کمان نگذاری
عزلتی کز تو بود نام چو عنقا سهل است
جهد کن جهد که از نام نشان نگذاری
تا در خانه بی منت دوزخ بازست
دست رغبت به در باغ جنان نگذاری
عمر چون قافله ریگ روان درگذرست
تا بنا بر سر این ریگ روان نگذاری
قطره را بحر کرم گوهر شهوار کند
نم خون در مژه اشک فشان نگذاری
حسن کردار ز هر عضو زبانی دارد
تا توان کرد نصیحت به زبان نگذاری
نرم کن نرم رگ گردن خود را زنهار
تا سر خویش به بالین سنان نگذاری
ما به امید عطای تو چنین بیکاریم
کار ما را به امید دگران نگذاری
نیستی مرد گرانباری غفلت #صائب
سر خود در سر این بار گران نگذاری.
.
.
.
.
.
.
#صائب_تبریزی #دیوان_اشعار #غزلیات #صبح_بخیر #موسسه_انتشارات_نگاه‌ #عکس_ازآرشیواختصاصی @peyluvrain ☀️☘🙏📚✏ #چهارشنبه۲۰تیر۱۳۹۷
Read more
Loading...
... ای سفر کرده به معراج به یادت هستیم سینه مان غرق عتش هاست به یادت هستیم سوختیم از غم هجران مهی ...
Media Removed
... ای سفر کرده به معراج به یادت هستیم سینه مان غرق عتش هاست به یادت هستیم سوختیم از غم هجران مهی چون تو نگار با خبر باش که ما در همه احوال به یادت هستیم نیستی در بر ما، ای همهٔ هستی ما شور عشق تو به سر کرده، به یادت هستیم گر چه در خلد برین جای تو نیکوست به عیش خوش به حالت که چنینی، ما به یادت هستیم آخر ... ...
ای سفر کرده به معراج به یادت هستیم
سینه مان غرق عتش هاست به یادت هستیم

سوختیم از غم هجران مهی چون تو نگار
با خبر باش که ما در همه احوال به یادت هستیم

نیستی در بر ما، ای همهٔ هستی ما
شور عشق تو به سر کرده، به یادت هستیم

گر چه در خلد برین جای تو نیکوست به عیش
خوش به حالت که چنینی، ما به یادت هستیم

آخر این فصل خزان و غم هجران تو دوست
می شود طی و ببینیم رخت، ما که به یادت هستیم

روی نیکوی تو را دوش به یاد آوردم
رخت بر بست همه غم زدلم ما که به یادت هستیم

خنده و برق نگاهت که ز دلها نرود
گر نباشی به کنارم، ما که به یادت هستیم

روز محشر، تو شفاعت گر ما باش رفیق
قلب پاکت، چو کلید است به یادت هستیم

#محمد_كيمياوی_مقدم
#گل
#ایران_زیبا
#تندیس معراج شهید در "گلزار شهدای وادی رحمت" تبریز

شب جمعه است، یاد همهٔ عزیزان سفر کرده را با سلام و صلواتی شاد گردانیم
#flower
#ir_flower
#Tabriz_IRAN
Read more
: پای ازپیله برون نه که تو #مرد سفری غم بی بال و پری نیست تو باید بپری . وقت آن است که #خورشید شوی در ...
Media Removed
: پای ازپیله برون نه که تو #مرد سفری غم بی بال و پری نیست تو باید بپری . وقت آن است که #خورشید شوی در دل شب #چادر خسته ی غم را به طلوعی بدری . نیستی قطره ی جامانده به دامان #صدف تو همان درّ یتیمی و سراپا گوهری . چلّه ها می گذرد قد بکش از دامن #خاک وقت آن است که از بودن با خود گذری . جور پاییز و زمستان ... :
پای ازپیله برون نه که تو #مرد سفری
غم بی بال و پری نیست تو باید بپری
.
وقت آن است که #خورشید شوی در دل شب
#چادر خسته ی غم را به طلوعی بدری
.
نیستی قطره ی جامانده به دامان #صدف
تو همان درّ یتیمی و سراپا گوهری
.
چلّه ها می گذرد قد بکش از دامن #خاک
وقت آن است که از بودن با خود گذری
.
جور پاییز و زمستان به تو گر سخت گذشت
ماتمی نیست که زین پس همه #شهد و ثمری
.
دست یاری سر زانو زده ای نیست عجب
عاقبت ماه شب تارو #نگین سحری
.
فصل ناکامی #هجران به سرآمد بنگر
زآن همه دشمنی و #کینه نیابی اثری
.
تو زبالایی و دیگر نظرت نیست زمین
سوی #کنعان منگر راهی مصر دگری
.
بوریا می دهد این باغ که آتش بزنند
ریشه برگیر و برو ای که سراپا گوهری
.
عاقبت جور #تبر می شود از آنِ درخت
پای درگِل چو رود لایق خُسر و ضرری
.
یک طرف گندم و زان سوی دگر شوق #طواف
#آبرو قیمت جان است که باید بخری
.
#پدر از تخت به زیر آمده در باغ بهشت
تکیه بر تخت بزن #وارث تاج پدری .
.
.
Read more
 #حافظ طفیل هستی عشقند آدمی و پری ارادتی بنما تا سعادتی ببری بکوش خواجه و از عشق بی‌نصیب مباش که ...
Media Removed
#حافظ طفیل هستی عشقند آدمی و پری ارادتی بنما تا سعادتی ببری بکوش خواجه و از عشق بی‌نصیب مباش که بنده را نخرد کس به عیب بی‌هنری می صبوح و شکرخواب صبحدم تا چند به عذر نیم شبی کوش و گریه سحری تو خود چه لعبتی ای شهسوار شیرین کار که در برابر چشمی و غایب از نظری هزار جان مقدس بسوخت زین غیرت که هر صباح ... #حافظ
طفیل هستی عشقند آدمی و پری
ارادتی بنما تا سعادتی ببری
بکوش خواجه و از عشق بی‌نصیب مباش
که بنده را نخرد کس به عیب بی‌هنری
می صبوح و شکرخواب صبحدم تا چند
به عذر نیم شبی کوش و گریه سحری
تو خود چه لعبتی ای شهسوار شیرین کار
که در برابر چشمی و غایب از نظری
هزار جان مقدس بسوخت زین غیرت
که هر صباح و مسا شمع مجلس دگری
ز من به حضرت آصف که می‌برد پیغام
که یاد گیر دو مصرع ز من به نظم دری
بیا که وضع جهان را چنان که من دیدم
گر امتحان بکنی می خوری و غم نخوری
کلاه سروریت کج مباد بر سر حسن
که زیب بخت و سزاوار ملک و تاج سری
به بوی زلف و رخت می‌روند و می‌آیند
صبا به غالیه سایی و گل به جلوه گری
چو مستعد نظر نیستی وصال مجوی
که جام جم نکند سود وقت بی‌بصری
دعای گوشه نشینان بلا بگرداند
چرا به گوشه چشمی به ما نمی‌نگری
بیا و سلطنت از ما بخر به مایه حسن
و از این معامله غافل مشو که حیف خوری
طریق عشق طریقی عجب خطرناک است
نعوذبالله اگر ره به مقصدی نبری
به یمن همت حافظ امید هست که باز
اری اسامر لیلای لیله القمر
Read more
ناب ترین تجربه های بودنت ، لمحه ایست که بی اختیار ِبودن شهود می شوند. به سان خوابی که آیَد و رویانَد ...
Media Removed
ناب ترین تجربه های بودنت ، لمحه ایست که بی اختیار ِبودن شهود می شوند. به سان خوابی که آیَد و رویانَد و بیدار کند و تازه گرداند. اینک بنگر که شیرینی این شط شهود چون به تیزی این عقل عجول تلخ گشت. بنگر که چگونه پای این آبله مانده زِ راه ،خسته و‌ملول ، شکسته و لنگ گشت. رو به کجای این آسمان فراخ جویان توان ... ناب ترین تجربه های بودنت ، لمحه ایست که بی اختیار ِبودن شهود می شوند.
به سان خوابی که آیَد و رویانَد و بیدار کند و تازه گرداند.

اینک بنگر که شیرینی این شط شهود چون به تیزی این عقل عجول تلخ گشت.
بنگر که چگونه پای این آبله مانده زِ راه ،خسته و‌ملول ، شکسته و لنگ گشت.
رو به کجای این آسمان فراخ جویان توان شدن؟
صورتِ خوشه ی ستارگانت یا که سبزی رویش رویندگانت؟
مگر نه آن که هر کجا که رو توان کرد سوی توست ؟
مگر نه آن که هر چه رنگ است تجلی کوی توست ؟

با من اما لیک،
چشمِ بی سوییست که رنگهای پر تلاطم ، همچون در یاهای پرموج وجودت را ، دید نتواند.

با من اما لیک،
پرسش پر رُعبِ هولناکیست:
کاین چه بیداریست ؟
کی محقق می شود آن آرزوی خواب؟
ور که این خوابیست،
کی‌ محقق ‌می شود بیداریِ این خواب؟
تا به کی در کور سوی جهل و خاموشی ، پرسه های چون اسیری در غل و زنجیر را بودن؟
تا به کی در کوی خودبینی ، جستجویِ سایه ها یی در درون باغهای رنگین ِ عدم کردن؟
کی توان لایق شدن؟ چشمها را همچو جریانِ زلال چشمه ای روشن بروی عالمی چیدن؟
کی توان بالغ شدن؟ کام خود شیرینِ مِی بر قطره ها و جرعه ها و جام ها ی پر شرارِ لحظه ها کردن؟
مست و لایعقل توان آیا شدن؟
کی توان بودن درون لحظه هایت همچوسانِ سایه ای مسرور، چون سواری کز غرور وحدتش بر مرکب جاری وصلت شاد می شنگد؟
کی توان بودن چو پژواک صدایی کز درون حفره های نیستی، همچو نای نی که رومی‌گفت،
از درون کوه های غار بی خویشی تلاطم کردن و رُستن؟
کی توان نیست گشتن از وجود خویش در وجود تو؟
کی توان بودن؟
با من اما لیک،
پرسش پر رُعبِ هولناکیست:
این چونین مارا پریشان حالی و در ماندگی،
تا به کی ماندن؟
تا به کی مغلول دوران ها شدن؟
سخت مغلوبِ گذارِ ظلمتِ تکرار ننگینِ زمان بودن؟
تا کجا رفتن؟
تا به کی بودن؟

#شعر_فارسی #شعر_نو
Read more
Loading...
چو مستعد نظر نیستی وصال مجوی که جام جم نکند سود وقت بی‌بصری دعای گوشه نشینان بلا بگرداند چرا به گوشه ...
Media Removed
چو مستعد نظر نیستی وصال مجوی که جام جم نکند سود وقت بی‌بصری دعای گوشه نشینان بلا بگرداند چرا به گوشه چشمی به ما نمی‌نگری #حافظ #شعر #طبیعت #وصال چو مستعد نظر نیستی وصال مجوی
که جام جم نکند سود وقت بی‌بصری
دعای گوشه نشینان بلا بگرداند
چرا به گوشه چشمی به ما نمی‌نگری

#حافظ #شعر #طبیعت #وصال
یکی قطره باران ز ابری چکید <خجل شد چو پهنای دریا بدید که جایی که دریاست من کیستم؟ <گر او هست حقا که ...
Media Removed
یکی قطره باران ز ابری چکید <خجل شد چو پهنای دریا بدید که جایی که دریاست من کیستم؟ <گر او هست حقا که من نیستم چو خود را به چشم حقارت بدید <صدف در کنارش به جان پرورید سپهرش به جایی رسانید کار <که شد نامور لؤلؤ شاهوار بلندی از آن یافت کو پست شد <در نیستی کوفت تا هست شد یکی قطره باران ز ابری چکید
<خجل شد چو پهنای دریا بدید
که جایی که دریاست من کیستم؟
<گر او هست حقا که من نیستم
چو خود را به چشم حقارت بدید
<صدف در کنارش به جان پرورید
سپهرش به جایی رسانید کار
<که شد نامور لؤلؤ شاهوار
بلندی از آن یافت کو پست شد
<در نیستی کوفت تا هست شد
چو بیمار از شفا سرمست گردد طبیب از فرط شادی مست گردد خدا شافي و این خود افتخاری است که دستی با خدا همدست ...
Media Removed
چو بیمار از شفا سرمست گردد طبیب از فرط شادی مست گردد خدا شافي و این خود افتخاری است که دستی با خدا همدست گردد . . . . اگر پزشک هستی دیگر متعلق به خودت نیستی اگر متعلق به خودت هستی دیگر پزشک نیستی (شادروران دکتر قریب) . . روز پزشك بر همه پزشكان متعهد دلسوز و باوجدان مبارك باد . پ.ن: كاش بعضي از ... چو بیمار از شفا سرمست گردد طبیب از فرط شادی مست گردد
خدا شافي و این خود افتخاری است که دستی با خدا همدست گردد . . .
.

اگر پزشک هستی دیگر متعلق به خودت نیستی
اگر متعلق به خودت هستی دیگر پزشک نیستی
(شادروران دکتر قریب) .
.
روز پزشك بر همه پزشكان متعهد دلسوز و باوجدان مبارك باد
.
پ.ن:
كاش بعضي از پزشكان (فقط بعضيهاشون) بجاي تجارت با بيماران با خدا معامله ميكردن !
. .
@saratan.ir. #درمان #سرطان #حمایت #کودک #بیمار #تغذیه #امید #مبتلا #مهم #نکته #شفا #امید #بهبودی #خدا #روحیه #مبارزه #موفقیت #بیماری #پزشکی #سلامت #پزشک #متخصص #محقق #ایران #علم #علمی #اطلاع_رسانی #روزپزشك
Read more
Loading...
<span class="emoji emoji1f4a0"></span> چنان قحط سالی شد اندر دمشق* که یاران فراموش کردند عشق . چنان آسمان بر زمین شد بخیل که لب تر نکردند ...
Media Removed
چنان قحط سالی شد اندر دمشق* که یاران فراموش کردند عشق . چنان آسمان بر زمین شد بخیل که لب تر نکردند زرع و نخیل . بخوشید سرچشمه های قدیم نماند آب، جز آبِ چشم یتیم . نبودی به جز آه بیوه زنی اگر بر شدی دودی از روزنی . در آن حال پیش آمدم دوستی از او مانده بر استخوان پوستی . وگرچه به مکنت* قوی حال ... 💠
چنان قحط سالی شد اندر دمشق*
که یاران فراموش کردند عشق
.
چنان آسمان بر زمین شد بخیل
که لب تر نکردند زرع و نخیل
.
بخوشید سرچشمه های قدیم
نماند آب، جز آبِ چشم یتیم
.
نبودی به جز آه بیوه زنی
اگر بر شدی دودی از روزنی
.
در آن حال پیش آمدم دوستی
از او مانده بر استخوان پوستی
.
وگرچه به مکنت* قوی حال بود
خداوند جاه و زر و مال بود
.
بدو گفتم: ای یار پاکیزه خوی
چه درماندگی پیشت آمد؟ بگوی
.
بغرید بر من که عقلت کجاست؟
چو دانی و پرسی سوالت خطاست
.
نبینی که سختی به غایت رسید
مشقت به حد نهایت رسید؟
.
نه باران همی آید از آسمان
نه بر می رود دودِ فریادْ خوان
.
بدو گفتم: آخر تو را باک نیست
کشد زهر جایی که تریاک نیست
.
گر از نیستی دیگری شد هلاک
تو را هست، بط* را ز طوفان چه باک؟
.
نگه کرد رنجیده در من فقیه
نگه کردن عالم اندر سفیه*
.
که مرد ارچه بر ساحل است، ای رفیق
نیاساید و دوستانش غریق
.
من از بینوایی نی ام روی زرد
غم بینوایان رخم زرد کرد
.
نخواهد که بیند خردمند، ریش
نه بر عضو مردم، نه بر عضو خویش
.
یکی اول از تندرستان منم
که ریشی ببینم بلرزد تنم
.
چو بینم که درویش مسکین نخورد
به کام اندرم لقمه، زهر است و درد
.
یکی را به زندان بری دوستان
کجا ماندش عیش در بوستان؟
.
#سعدی
#بوستان -باب اول در عدل و تدبیر و رای
.
*دمشق: اهواز، آبادان، خرمشهر و دیگر شهرهای کنونی که دچار معضل بی آبی هستند.
*مکنت: توانگری، ثروت
*بط: مرغ دریایی
*سفیه: نادان، احمق
.
______💠______
.
#بی_آبی
Read more
. خیام اگر زباده مستی خوش باش/ با ماهرخی اگر نشستی خوش باش/ چون عاقبت کار جهان نیستی است/ انگار ...
Media Removed
. خیام اگر زباده مستی خوش باش/ با ماهرخی اگر نشستی خوش باش/ چون عاقبت کار جهان نیستی است/ انگار که نیستی، چو هستی خوش باش/ ۲۸ اردیبهشت روز بزرگداشت #خیام نیشابوری است.تاریخ از این ادیب و دانشمند بزرگ با عناوین همه‌چیزدان،فیلسوف، ریاضی‌دان، ستاره‌شناس و رباعی‌سرای ایرانی در دورهٔ سلجوقی ... .
خیام اگر زباده مستی خوش باش/
با ماهرخی اگر نشستی خوش باش/
چون عاقبت کار جهان نیستی است/
انگار که نیستی، چو هستی خوش باش/
۲۸ اردیبهشت روز بزرگداشت #خیام نیشابوری است.تاریخ از این ادیب و دانشمند بزرگ با عناوین همه‌چیزدان،فیلسوف، ریاضی‌دان، ستاره‌شناس و رباعی‌سرای ایرانی در دورهٔ سلجوقی یاد کرده است.گرچه پایگاه علمی خیام برتر از جایگاه ادبی اوست و لقبش «حجّةالحق» بوده‌است، ولی آوازهٔ وی بیشتر با انگیزه نگارش رباعیآتش است که شهرت جهانی دارد و به زبانهای مختلفی در دنیا به نشر رسیده است. #خیام_نیشابوری
#alirezaghorbani
#alireza_ghorbani
#dorsaf_hamdani
#علیرضا_قربانی #علیرضاقربانی
@dorsaf_hamdani @sohrabpournazeri @alighamsari #alighamsari #sohrabpournazeri #حسین_زهاوی
Read more
. زبان حال مردم این روزها در ایران... . چنان قحط سالی شد اندر دمشق که یاران فراموش کردند عشق چنان ...
Media Removed
. زبان حال مردم این روزها در ایران... . چنان قحط سالی شد اندر دمشق که یاران فراموش کردند عشق چنان آسمان بر زمین شد بخیل که لب تر نکردند زرع و نخیل بخوشید سرچشمه‌های قدیم نماند آب، جز آب چشم یتیم نبودی به جز آه بیوه زنی اگر برشدی دودی از روزنی چو درویش بی برگ دیدم درخت قوی بازوان سست و درمانده ... .
زبان حال مردم این روزها در ایران...
.
چنان قحط سالی شد اندر دمشق
که یاران فراموش کردند عشق
چنان آسمان بر زمین شد بخیل
که لب تر نکردند زرع و نخیل
بخوشید سرچشمه‌های قدیم
نماند آب، جز آب چشم یتیم
نبودی به جز آه بیوه زنی
اگر برشدی دودی از روزنی
چو درویش بی برگ دیدم درخت
قوی بازوان سست و درمانده سخت
نه در کوه سبزی نه در باغ شخ
ملخ بوستان خورده مردم ملخ
در آن حال پیش آمدم دوستی
از او مانده بر استخوان پوستی
وگرچه به مکنت قوی حال بود
خداوند جاه و زر و مال بود
بدو گفتم: ای یار پاکیزه خوی
چه درماندگی پیشت آمد؟ بگوی
بغرید بر من که عقلت کجاست؟
چو دانی و پرسی سؤالت خطاست
نبینی که سختی به غایت رسید
مشقت به حد نهایت رسید؟
نه باران همی آید از آسمان
نه بر می‌رود دود فریاد خوان
بدو گفتم: آخر تو را باک نیست
کشد زهر جایی که تریاک نیست
گر از نیستی دیگری شد هلاک
تو را هست، بط را ز طوفان چه باک؟
نگه کرد رنجیده در من فقیه
نگه کردن عالم اندر سفیه
که مرد ارچه بر ساحل است، ای رفیق
نیاساید و دوستانش غریق
من از بینوایی نیم روی زرد
غم بینوایان رخم زرد کرد
نخواهد که بیند خردمند، ریش
نه بر عضو مردم، نه بر عضو خویش
یکی اول از تندرستان منم
که ریشی ببینم بلرزد تنم
منغص بود عیش آن تندرست
که باشد به پهلوی رنجور سست
چو بینم که درویش مسکین نخورد
به کام اندرم لقمه زهرست و درد
یکی را به زندان بری دوستان
کجا ماندش عیش در بوستان؟
- سعدی .
.
Splash
Iran
© Tolerant
.
.
.
.
.
.
.
..
.
.
.
.
.
.
.
.
.
#iran #people #آسمان
#stunning  #باران #fantastic  #سعدی #Tolerant #photo #آب #دلار
#artistic #everydayiran  #beautiful #landscape #sky #aowesome  #spring #sunset #lake #insta #ایران #instagramers
#instagram #instago
#instaphoto
#traveling
#sailing
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
Read more
Loading...
مرد #رفوگر در حال #مرمت_قالی #تبریز عکاس: آیسو <span class="emoji emoji1f33a"></span><span class="emoji emoji1f33a"></span><span class="emoji emoji1f33a"></span><span class="emoji emoji1f33a"></span> شعر جالبی از پروین اعتصامی: گفت سوزن با ...
Media Removed
مرد #رفوگر در حال #مرمت_قالی #تبریز عکاس: آیسو شعر جالبی از پروین اعتصامی: گفت سوزن با رفوگر وقت شام شب شد و آخر نشد کارت تمام روز و شب، بیهوده سوزن میزنی هر دمی، صد زخم بر من میزنی من ز خون، رنگین شدم در مشت تو بسکه خون می ریزد از انگشت تو زین همه نخ های کوتاه و بلند گه شدم سرگشته، ... مرد #رفوگر در حال #مرمت_قالی
#تبریز
عکاس: آیسو
🌺🌺🌺🌺
شعر جالبی از پروین اعتصامی:

گفت سوزن با رفوگر وقت شام
شب شد و آخر نشد کارت تمام

روز و شب، بیهوده سوزن میزنی
هر دمی، صد زخم بر من میزنی

من ز خون، رنگین شدم در مشت تو
بسکه خون می ریزد از انگشت تو

زین همه نخ های کوتاه و بلند
گه شدم سرگشته، گاهی پایبند

گه زبون گردیدم و گه ناتوان
گه شکستم، گه خمیدم چون کمان

چون فتادم یا فروماندم ز کار
تو همی راندی به پیشم با فشار

می بری هر جا که می خواهی مرا
می فزائی کار و می کاهی مرا

من بسر، این راه پیمودم همی
خون دل خوردم، نیاسودم دمی

گاهم انگشتانه میکوبد بسر
گاه رویم میکشد، گاه آستر

گر تو زاسایش بری گشتی و دور
بهر من، آسایشی باشد ضرور

گفت در پاسخ رفوگر کای رفیق
نیست هر رهپوی، از اهل طریق

زین جهان و زین فساد و ریو و رنگ
تو چه خواهی دید با این چشم تنگ

روز می‌بینی تو و من روزگار
کار می‌بینی تو و من عیب کار

تو چه می دانی چه پیش آرد قضا
من هدف بودم قضا را سال ها

ناله تو از نخ و ابریشم است
من خبردارم که هستی یکدم است

تو چه میدانی چها بر من رسید
موی من شد زین سیه کاری سفید

سوزنی، برتر ز سوزن نیستی
آگهی از جامه، از تن نیستی

من نهان را بینم و تو آشکار
تو یکی می دانی، اما من هزار

من درینجا هر چه سوزن می زنم
سوزنی بر چشم روشن می‌زنم

من چو گردم خسته، فرصت بگذرد
چون گذشت، آنگه که بازش آورد

چونکه تن فرسودنی و بینواست
گر هم از کارش بفرسائی، رواست

چون دل شوریده روزی خون شود
به کاز آن خون، چهره‌ای گلگون شود

دیده را چون عاقبت نادیدن است
به که نیکو بنگرد تا روشن است

از چه وامانم، چو فرصت رفتنی است
چون نگویم، کاین حکایت گفتنی است

خرقه‌ها با سوزنی کردم رفو
سوزنی کن خرقهٔ دل دوخت کو

خون دگر شد، خون دل خوردن دگر
تو ندیدی پارگیهای جگر

پارهٔ هر جامه را سوزن بدوخت
سوزنی صد رنگ پیراهن بدوخت

پارهٔ جان در رگ و بند است و پی
سوزنش کی چاره خواهد کرد، کی

سوزنی باید که در دل نشکند
جای جامه، بخیه اندر جان زند

جهد را بسیار کن، عمر اندکی است
کار را نیکو گزین، فرصت یکی است

کاردانان چون رفو آموختند
پاره‌های وقت بر هم دوختند

عمر را باید رفو با کار کرد
وقت کم را با هنر، بسیار کرد

کار را از وقت، چون کردی جدا
این یکی گردد تباه، آن یک هبا

گر چه اندر دیده و دل نور نیست
تا نفس باقی است، تن معذور نیست
#رفوی_وقت

@HiCarpetour
Read more
برسد به دستِ خواننده مجاز (البته این مجاز بودن رو کی و به چه اساسی انتخاب میکنه رو اگه شما فهمیدید،به ...
Media Removed
برسد به دستِ خواننده مجاز (البته این مجاز بودن رو کی و به چه اساسی انتخاب میکنه رو اگه شما فهمیدید،به ما هم بگید) دوست عزیزی که به فکرِ جیبت و در آمدِ بیشتر هستی اینو بدون که اگر خواننده ای کنسرتش رو کنسل میکنه واسه اینه که به وضعیت بدِ معیشتیِ مردم اعتراض میکنه که تو این شرایط اقتصادی قادر نیستن بلیط ... برسد به دستِ خواننده مجاز
(البته این مجاز بودن رو کی و به چه اساسی انتخاب میکنه رو اگه شما فهمیدید،به ما هم بگید🙏)
دوست عزیزی که به فکرِ جیبت و در آمدِ بیشتر هستی اینو بدون که اگر خواننده ای کنسرتش رو کنسل میکنه واسه اینه که به وضعیت بدِ معیشتیِ مردم اعتراض میکنه که تو این شرایط اقتصادی قادر نیستن بلیط های کنسرت رو با قیمتی گزاف بخرن. و تویی که کماکان داری به کنسرتات ادامه میدی،همه میدونیم دلیلش این نیست،که اعتقاد داری همین دو ساعت شادی رو نباید از مردم گرفت.اگه واقعا تو به فکر شادی مردم هستی چرا تو شهرهایی که مردم از نیازهای اولیه خودشون محروم هستن،کنسرت رایگان برگزار نمیکنی؟
یعنی چیییی تو مصاحبت میگی من از وضعیت منطقه چیزی نمیدونم،من از سیاست چیزی نمیدونم ولی به نظر من...... اولاً اگه چیزی نمیدونی پس بیخود میکنی نظر میدی.دوماً یه هنرمند علاوه بر کارش بایدددد از سیاست و اقتصاد و اجتماعی که توش زندگی میکنه با خبر باشه.پس بدون که هنرمند نیستی و فقط یه دلالی. روزی میرسه که زیاد هم دور نیست میبینی که همه مردم شاد هستن و تو دیگه در کنارشون نیستی. ☆گر طالبِ راهی بیا

ای عاشقــان ای عاشقـان پیمانه را گم كرده ام 
دركنج ویران مــــانده ام ، خمخــــانه را گم كرده ام

هم در پی بالائیــــان ، هم من اسیــر خاكیان 
هم در پی همخــــانه ام ،هم خــانه را گم كرده ام

آهـــــم چو برافلاك شد اشكــــم روان بر خاك شد 
آخـــــر از اینجا نیستم ، كاشـــــانه را گم كرده ام

درقالب این خاكیان عمری است سرگردان شدم 
چون جان اسیرحبس شد ، جانانه را گم كرده ام
از حبس دنیا خسته ام چون مرغكی پر بسته ام 
جانم از این تن سیر شد ، سامانه را گم كرده ام

در خواب دیدم بیـــدلی صد عاقل اندر پی روان 
می خواند با خود این غزل ، دیوانه را گم كرده ام

گـــر طالب راهی بیــــا ، ور در پـی آهی برو
این گفت و با خودمی سرود، پروانه راگم كرده ام

#مولانا❤
#باراد #مردم #دلار #ارز
Read more
عاقبتِ کار جهان نیستی است انگار که نیستی، چو هستی خوش باش #خیام #oldpic
Media Removed
عاقبتِ کار جهان نیستی است انگار که نیستی، چو هستی خوش باش #خیام #oldpic عاقبتِ کار جهان نیستی است
انگار که نیستی، چو هستی خوش باش

#خیام
#oldpic
. آویز خیام از مجموعه ادب و هنر ایرانی این کار فقط در تعداد پنج عدد به سفارش مشتری با جنس نقره تولید ...
Media Removed
. آویز خیام از مجموعه ادب و هنر ایرانی این کار فقط در تعداد پنج عدد به سفارش مشتری با جنس نقره تولید میگردد. (دو نسخه نقره باقی مانده) متن این کار مصرع پایانی رباعی خیام: خیام اگر ز باده مستی خوش باش با ماهرخی اگر نشستی خوش باش چون عاقبت کار جهان نیستی است انگار که نیستی چو هستی خوش باش . برای ... .
آویز خیام
از مجموعه ادب و هنر ایرانی
این کار فقط در تعداد پنج عدد به سفارش مشتری با جنس نقره تولید میگردد.
(دو نسخه نقره باقی مانده)

متن این کار مصرع پایانی رباعی خیام:

خیام اگر ز باده مستی خوش باش
با ماهرخی اگر نشستی خوش باش
چون عاقبت کار جهان نیستی است
انگار که نیستی چو هستی خوش باش
.
برای اطلاعات بیشتر و سفارش با لینک تلگرام در ابتدای صفحه یا شماره تماس بگیرید
۰۹۱۳۳۹۷۹۸۲۰
.
#خیام #جواهر #جواهرات #ایرانی #هنروادب #شعر #خوشنویسی #نقره #دستساز
#persian #art #handmade #calligraphy #jewel
Read more
. آویز خیام از مجموعه ادب و هنر ایرانی این کار فقط در تعداد پنج عدد به سفارش مشتری با جنس نقره تولید ...
Media Removed
. آویز خیام از مجموعه ادب و هنر ایرانی این کار فقط در تعداد پنج عدد به سفارش مشتری با جنس نقره تولید میگردد متن این کار مصرع پایانی رباعی خیام: خیام اگر ز باده مستی خوش باش با ماهرخی اگر نشستی خوش باش چون عاقبت کار جهان نیستی است انگار که نیستی چو هستی خوش باش . برای اطلاعات بیشتر و سفارش با ... .
آویز خیام
از مجموعه ادب و هنر ایرانی
این کار فقط در تعداد پنج عدد به سفارش مشتری با جنس نقره تولید میگردد

متن این کار مصرع پایانی رباعی خیام:

خیام اگر ز باده مستی خوش باش
با ماهرخی اگر نشستی خوش باش
چون عاقبت کار جهان نیستی است
انگار که نیستی چو هستی خوش باش
.
برای اطلاعات بیشتر و سفارش با لینک تلگرام در ابتدای صفحه یا شماره تماس بگیرید
۰۹۱۳۳۹۷۹۸۲۰
.
#خیام #جواهر #جواهرات #ایرانی #ادب #شعر #خوشنویسی #نقره #دستساز
#persian #art #handmade #calligraphy #jewel #
Read more
....... چون عاقبت کار جهان نیستی است انگار که نیستی چو هستی خوش باش #خیام
Media Removed
....... چون عاقبت کار جهان نیستی است انگار که نیستی چو هستی خوش باش #خیام .......
چون عاقبت کار جهان نیستی است
انگار که نیستی چو هستی خوش باش
#خیام
.<span class="emoji emoji1f339"></span> . خیام اگر ز باده مستی خوش باش با ماهرخی اگر نشستی خوش باش چون عاقبت کار جهان نیستی است انگار ...
Media Removed
. . خیام اگر ز باده مستی خوش باش با ماهرخی اگر نشستی خوش باش چون عاقبت کار جهان نیستی است انگار که نیستی چو هستی خوش باش #خیام .🌹
.
خیام اگر ز باده مستی خوش باش

با ماهرخی اگر نشستی خوش باش

چون عاقبت کار جهان نیستی است

انگار که نیستی چو هستی خوش باش
#خیام 🌹
خیام اگر ز باده مستی خوش باش با ماهرخی اگر نشستی خوش باش چون عاقبت کار جهان نیستی است انگار که نیستی، چو هستی خوش باش #خیام #شگفتی #کائنات #کهکشان #فلسفه #سبک_زندگی And if the Wine you drink, the Lip you press, End in the Nothing all Things end in--Yes- Then fancy while Thou art, ... 🍷
خیام اگر ز باده مستی خوش باش

با ماهرخی اگر نشستی خوش باش

چون عاقبت کار جهان نیستی است

انگار که نیستی، چو هستی خوش باش

#خیام #شگفتی #کائنات #کهکشان #فلسفه #سبک_زندگی 🍷
And if the Wine you drink, the Lip you press,
End in the Nothing all Things end in--Yes-
Then fancy while Thou art, Thou art but what
Thou shalt be--Nothing--Thou shalt not be less. 🍷

Meaning:
In life devote yourself to joy and love
Behold the beauty of the peaceful dove
Those who live, in the end must all prish
Live as if you are already in heaven's above
#khayyam
#life #sky
Read more
اگر ز باده مستی خوش باش... با لاله رخی اگر نشستی خوش باش... چون عاقبت کار جهان نیستی است... انگار ...
Media Removed
اگر ز باده مستی خوش باش... با لاله رخی اگر نشستی خوش باش... چون عاقبت کار جهان نیستی است... انگار که نیستی چو هستی خوش باش:خداياشكرت🏻🏼‍♂️🤩 اگر ز باده مستی
خوش باش... با لاله رخی اگر نشستی
خوش باش... چون عاقبت کار جهان
نیستی است... انگار که نیستی
چو هستی خوش باش:خداياشكرت🙏🏻🙋🏼‍♂️🤩💫
. . . خیام اگر ز باده مستی خوش باش با ماهرخی اگر نشستی خوش باش چون عاقبت کار جهان نیستی است انگار ...
Media Removed
. . . خیام اگر ز باده مستی خوش باش با ماهرخی اگر نشستی خوش باش چون عاقبت کار جهان نیستی است انگار که نیستی چو هستی خوش باش #خیام .
.
.
خیام اگر ز باده مستی خوش باش
با ماهرخی اگر نشستی خوش باش
چون عاقبت کار جهان نیستی است
انگار که نیستی چو هستی خوش باش
#خیام
خیام اگر ز باده مستی خوش باش، با ماهرخی اگر نشستی خوش باش، چون عاقبت کار جهان نیستی است، انگار که ...
Media Removed
خیام اگر ز باده مستی خوش باش، با ماهرخی اگر نشستی خوش باش، چون عاقبت کار جهان نیستی است، انگار که نیستی چو هستی خوش باش. . . . . کس خلد جهیم را ندیده است ای دل، گویی که از آن جهان رسیده است ای دل؟ امید و هراس ما به چیزی است کزان جز نام نشانی نه پدید است ای دل . . . .دو رباعی از خیام خیام اگر ز باده مستی خوش باش،
با ماهرخی اگر نشستی خوش باش،
چون عاقبت کار جهان نیستی است،
انگار که نیستی چو هستی خوش باش.
.
.
.
.
کس خلد جهیم را ندیده است ای دل،
گویی که از آن جهان رسیده است ای دل؟
امید و هراس ما به چیزی است کزان
جز نام نشانی نه پدید است ای دل .
.
.
.دو رباعی از خیام
چون عاقبت کار جهان نیستی است/انگار که نیستی، چو هستی خوش باش <span class="emoji emoji2764"></span><span class="emoji emoji2764"></span><span class="emoji emoji2764"></span><span class="emoji emoji2764"></span><span class="emoji emoji2764"></span><span class="emoji emoji2764"></span><span class="emoji emoji2764"></span><span class="emoji emoji2764"></span><span class="emoji emoji2764"></span><span class="emoji emoji2764"></span><span class="emoji emoji2764"></span><span class="emoji emoji2764"></span>
Media Removed
چون عاقبت کار جهان نیستی است/انگار که نیستی، چو هستی خوش باش چون عاقبت کار جهان نیستی است/انگار که نیستی، چو هستی خوش باش
❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤
خیام اگر زِباده مستی خوش باش با ماه رُخی اگر نِشستی خوش باش چون عاقبت کارِ جهان نیستی است انگار که نیستی ...
Media Removed
خیام اگر زِباده مستی خوش باش با ماه رُخی اگر نِشستی خوش باش چون عاقبت کارِ جهان نیستی است انگار که نیستی چو هستی خوش باش????☘️???? at Iran خیام اگر زِباده مستی خوش باش با ماه رُخی اگر نِشستی خوش باش چون عاقبت کارِ جهان نیستی است انگار که نیستی چو هستی خوش باش????☘️???? at Iran
. ز سری موی سپیدی رویید خنده ها کرد بر او موی سیاه که چرا در صف ما بنشستی تو ز یک راهی و ما از یک راه گفت:من ...
Media Removed
. ز سری موی سپیدی رویید خنده ها کرد بر او موی سیاه که چرا در صف ما بنشستی تو ز یک راهی و ما از یک راه گفت:من با تو عبث ننشستم بنشاندند مرا خواه نخواه گه روییدن من بود امروز گل تقدیر نروید ناگاه رهرو راه قضا و قدرم راهم این بود،نبودم گمراه قاصد پیریم ، از دیدن من این یکی گفت دریغ،آن یک آه خرمن هستی ... .
ز سری موی سپیدی رویید
خنده ها کرد بر او موی سیاه
که چرا در صف ما بنشستی
تو ز یک راهی و ما از یک راه
گفت:من با تو عبث ننشستم
بنشاندند مرا خواه نخواه
گه روییدن من بود امروز
گل تقدیر نروید ناگاه
رهرو راه قضا و قدرم
راهم این بود،نبودم گمراه
قاصد پیریم ، از دیدن من
این یکی گفت دریغ،آن یک آه
خرمن هستی خود کرد درو
هرکه بر خوشه ی من کرد نگاه
رنگ بالای سیه بسیار است
نیستی از خم تقدیر آگاه
گه سیه رنگ کند گاه سفید
رنگرز اوست،مرا چیست گناه
چو تو یک روز سیه بودم و خوش
سیهی گشت سپیدی ناگاه
هرچه دانی به من امروز بخند
تا که چون من کندت هفته و ماه
از سپید و سیه و زشت و نکو
هرچه هستیم تباهیم تباه
قصه خویش دراز از چه کنیم
وقت بیگه شد و فرصت کوتاه
#پروین_اعتصامی
__________________
#عکاسی_پرتره #پرتره
Read more
Loading...