Loading Content...

که و با ها

Unique profiles
73
Most used tags
Total likes
0
Top locations
Istanbul, Turkey, ورزشگاه آزادی, ZEEEN
Average media age
703.2 days
to ratio
10.1
What is your favorite color combination ? <span class="emoji emoji1f49a"></span>🧡 بی شک ‌همتون این روزها زیاد با کلمه استایلیست برخورد ...
Media Removed
What is your favorite color combination ? 🧡 بی شک ‌همتون این روزها زیاد با کلمه استایلیست برخورد می کنین و ممکنه خیلیاتون ندونین که این تو دنیای مد یکی از مهمترین بخش هاست . این که شما خوشتیپ و یا خوش استایلی صرفا به این معنی نیست که شما یک استایلیست محسوب می شین ، چیزی که تو بیو ی خیلی از پیج های اینستگرام ... What is your favorite color combination ? 💚🧡
بی شک ‌همتون این روزها زیاد با کلمه استایلیست برخورد می کنین و ممکنه خیلیاتون ندونین که این تو دنیای مد یکی از مهمترین بخش هاست . این که شما خوشتیپ و یا خوش استایلی صرفا به این معنی نیست که شما یک استایلیست محسوب می شین ، چیزی که تو بیو ی خیلی از پیج های اینستگرام به وفور دیده می شه ، ولی لازمه گفت که شما ممکنه زیباترین ترکیب رنگی رو انتخاب کنین ، زیباترین و خاص ترین استایل ها رو داشته باشین حتی شاید صاحب بهترین سلیقه هم باشین اما شما نمی تونین یک استایلیست به حساب بیاین تا زمانی که درس این کار رو خونده باشین و به خیلی از چیزها تو این زمینه اشنا باشین . از استایلیست تو ایران خیلی در جاها حتی نامی هم برده نمی شه در صورتی که عضو اصلی عکاسی ها ، فیلمبرداری ها و فشن شو ها استایلیست ها هستن ،لازمه ی یک استایلیست که تو دنیای مد استایلینگ انجام می ده به این صورته : اشنایی با رنگ ها و ترکیب های رنگی ، سبک های هنری ( سبک های مد که از هنر و تاریخ هنر ریشه می گیرن ) اشنایی کامل با فرم بدن اشخاص ، اشنایی با شرایط اجتماعی ، موقیت شغلی ( اون فردی که قراره از طرف اون فرد استایل بشه ) و اشنایی با نوع لباس ها و طریقه ست کردن ایتم ها کنار هم ، اشنایی و تسلط داشتن کامل به ترند ها و این که تو دنیای مد و کشور هایی که مد از اونجا اغاز شده چی می گذره . این افراد تو مجله های مد ، استایلینگه فیلم ها ، استایلینگ برای عکاسی های تبلیغاتی نقش مهمی دارن . یک سری استایلیست دیگه هم وجود داره که کار اونها پرسونال استایلینگ هست که مخصوص یک شخص کار می کنن و اون فرد رو با در نظر گرفتن موقیت اجتماعی ، بودجه ای که داره و فرم بدنش استایل میکنن ، برای مثال بازیگر ها ، افراد مهم ، مدل ها و خواننده ها خصوصا برای مراسم مهم همه گی از یک استایلیست مشاوره می گیرن تا حتی ریز ترین نکته که ممکنه رنگ لاک اون فرد تو اون استایل باشه رو انتخاب کنن . مشاوره گرفتن از یک استایلیست بهتون کمک می کنه خرید مقرون به صرفه تری هم داشته باشین چون اون فرد می دونه که کمد یک خانم به چه ایتم هایی نیاز داره ، مثل ایتم هایی که می شه اون رو بارها با ایتم های متفاوت دیگه ای پوشید و تکراری به چشم نیاد ، نکته بعدی کاری که استایلیست می کنه اینه که طبق فرم بدن اون فرد برای اون لباس انتخاب می کنه ، برای مثال با یک سری کلک ها شما می تونین بعضی از ایرادات بدن رو بپوشونین و به طرز زیباتری فرم بدنتون رو نشون بدین .
Read more
‏🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷 هیچ اقدامی جایگزین این ضایعه بزرگ نخواهد شد یک میلیون و 217 هزار دلار دیه بابت ...
Media Removed
‏🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷 هیچ اقدامی جایگزین این ضایعه بزرگ نخواهد شد یک میلیون و 217 هزار دلار دیه بابت سانچی پرداخت شد . . محمد شریعتمداری روز پنجشنبه در حاشیه آیین گرامیداشت نخستین سالگرد شهدای سانچی افزود: این مبلغ به خانواده هایی که تشریفات قانونی مربوط به حصر وراثت را طی کرده و پرونده تشکیل داده ... ‏🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷
هیچ اقدامی جایگزین این ضایعه بزرگ نخواهد شد
یک میلیون و 217 هزار دلار دیه بابت سانچی پرداخت شد .
.
محمد شریعتمداری روز پنجشنبه در حاشیه آیین گرامیداشت نخستین سالگرد شهدای سانچی افزود: این مبلغ به خانواده هایی که تشریفات قانونی مربوط به حصر وراثت را طی کرده و پرونده تشکیل داده اند، پرداخت شده است.
وی همچنین از پرداخت 340 هزار دلار غرامت به فرزندان این شهدا خبر داد.
شریعتمداری با ابراز تسلیت به خانواده های شهدای سانچی گفت: هیچ اقدامی جایگزین این ضایعه بزرگ نخواهد شد اما بابت سال های خدمتی که این شهدا داشته اند تمام کادر کشتی بیمه هستند و از ابتدای حادثه تلاش شده حداقل امکانات در توان شرکت ملی نفتکش در اختیار خانواده های آنان قرار گیرد.
شریعتمداری همچنین از پرداخت 50 تا 60میلیون تومان به عنوان مستمری به هر یک از خانواده های شهدای سانچی خبر داد و گفت: در حوزه استخدام فرزندان شهدا نیز همه اینها به کار گرفته خواهند شد.
خانواده هایی که اقدام کرده بوند کارها در دست انجام است که در این میان 9 خانواده ها مراجعه نکرده بودند که از آنها تقاضا شد، مراجعه کنند.
در دادگاه هنگ هنگ اصل موضوع تصادف کشتی ایرانی و چینی مطرح شده که مراحل توسط وکلا و شرکت نفتکش ایران پیگیری می شود.
وی در عین حال از اخذ مبالغی بابت بیمه از سوی شرکت های بیمه برای کشتی سانچی خبر داد و گفت: بیمه های بین المللی خسارت خود را (در ارتباط با آلودگی دریایی و امداد و نجات در دریاها طبق کنوانسیون های بین المللی) پرداخت کرده اند.
شریعتمداری درباره تاثیر تحریم ها بر پیگیری مساله سانچی هم گفت: تا جایی که اطلاع دارم در حوزه پرداخت بیمه مشکل خاصی وجود ندارد.
وی در عین حال تصریح کرد که روند رسیدگی به موضوع سانچی با توجه به شدت و آمار تلفات بالای سانحه نشان می دهد که امکان شناسایی مقصر وجود ندارد و یا پایین است.
با این وجود، موضوع در هنگ هنگ مطرح است و با انجام بررسی ها در آینده مشخص خواهد شد که تاکنون نتیجه ای حاصل نشده است.
وی با سخت خواندن تشخیص مقصر حادثه گفت: اگر بتوانیم تعیین کنیم که تقصیر با چه کسی بوده است خود یک امتیاز است اما شاید امکان پذیر نباشد.
.
.
‎ لينك مطلب:
mohammadshariatmadari.ir/node/92014944
--
@m.shariatmadari
پايگاه اطلاع رساني #محمد_شریعتمداری
#محمد_شريعتمداري
#وزارت_تعاون_كار_و_رفاه_اجتماعي
#وزير_تعاون_كار_و_رفاه_اجتماعي
#وزارت_كار #وزير_كار
#محمدشريعتمداري #محمدشریعتمداری
#سانچی #سانچي #نفتكش_سانچي
Read more
. رویین تن شدن با روی روی( زینک) حتما این اصطلاح را شنیده اید که : " فلانی با یه باد سرد، سرما می خوره" ...
Media Removed
. رویین تن شدن با روی روی( زینک) حتما این اصطلاح را شنیده اید که : " فلانی با یه باد سرد، سرما می خوره" ترجمه علمی این ضرب المثل یعنی اینکه سیستم ایمنی این فرد به قدری ضعیف شده که به هر تغییر وضعیت کوچکی، حساسیت نشان می دهد. یکی از دلایل این مساله، کمبود "روی" یا " زینک" است. روی یا زینک یکی از مواد ... .
رویین تن شدن با روی

روی( زینک)

حتما این اصطلاح را شنیده اید که : " فلانی با یه باد سرد، سرما می خوره" ترجمه علمی این ضرب المثل یعنی اینکه سیستم ایمنی این فرد به قدری ضعیف شده که به هر تغییر وضعیت کوچکی، حساسیت نشان می دهد. یکی از دلایل این مساله، کمبود "روی" یا " زینک" است.
روی یا زینک یکی از مواد معدنی مورد نیاز بدن است. علت آن هم سه نکته مهم است، نخست اینکه روی باعث تقویت عملکرد سیستم ایمنی بدن می شود. دوم اینکه دریافت روی کافی به درمان سریع زخم ها کمک کرده و در نهایت اینکه روی، برای رشد طبیعی بدن ضروری است. برخی پژوهش ها نشان می دهد افرادی که در دوران سرماخوردگی از مکمل های حاوی روی استفاده کرده اند، دوره درمان سرماخوردگی آنها به نصف کاهش یافته است.
یکی دیگر از معجزه های روی، تاثیر آن در حفظ سلامت موهاست. در واقع یکی از دلایل ریزش موها می تواند ناشی از کمبود زینک باشد. از طرفی برخی پژوهش ها نشان می دهد کمبود روی، پوست را مستعد ایجاد آکنه در دوران بلوغ می کند.

از طبیعت

اگر چه مصرف مکمل های حاوی این عنصر یکی از راه های دریافت آن است، اما مصرف انواع آجیل های خام یکی از مهم ترین منابع دریافت روی است. گوشت قرمز، غلات کامل و غنی شده با روی، انواع لوبیاها و گوشت مرغ حاوی روی است.

چه کسانی نیاز دارند؟

همه افراد نیازمند دریافت روی هستند. اما برخی افراد مانند افرادی که عملکرد سیستم ایمنی آنها افت کرده است، افراد مبتلا به ریزش مو، افراد تحت رژیم گیاهخواری، زنان در دوران بارداری و شیردهی و افرادی که به هر دلیل دچار سوءتغذیه هستند، نیازمند دریافت روی هستند.
همیشه روی، خوب نیست

مانند هر مکمل دیگری، مصرف بیش از اندازه روی، اثرات منفی خودش را به همراه دارد.
دریافت بیش از حد: مصرف بیش از اندازه مکمل روی زمینه ساز خشکی دهان و آسیب به معده است. از طرفی می تواند حس چشایی و بویایی تان را دچار اختلال کند. مصرف طولانی مدت مکمل روی می تواند خطر کاهش جذب " مس" را به همراه داشته باشد. از طرفی دریافت بیش از حد آن نیز با نشانه هایی مانند حالت تهوع، سر گیجه، سرفه و خشکی گلو مشخص می شود.
تداخل دارویی: اگر داروی جلوگیری و یا برخی از انواع آنتی بیوتیک ها را مصرف می کنید، قبل از مصرف مکمل روی حتما با متخصص تغذیه مشورت کنید. این مکمل اگر همزمان با مصرف مکمل کلسیم، آهن، منیزیم و مس، استفاده شود، تداخل ایجاد کرده و در جذب این ترکیب ها اختلال ایجاد می کند.
#pourateb #health #healthy #zinc #supplement
#پوراطب #سلامت #سلامتی #روی #مکمل
Read more
. تغذیه کودکان 1 تا 5 سال تغذیه کودک کودکان رشد سریع و فعالیت زیادی دارند و به همین علت به غذای بیشتری ...
Media Removed
. تغذیه کودکان 1 تا 5 سال تغذیه کودک کودکان رشد سریع و فعالیت زیادی دارند و به همین علت به غذای بیشتری نیاز دارند . در صورتی که حجم معده در کودکان کم و دندان ها هنوز کامل نیستند . الگوی غذایی صحیح کودکان : برنامه غذایی مناسب کودکان  باید روزانه حاوی تمام گروه های غذایی اصلی شامل :  نان و غلات ، میوه ... .
تغذیه کودکان 1 تا 5 سال

تغذیه کودک
کودکان رشد سریع و فعالیت زیادی دارند و به همین علت به غذای بیشتری نیاز دارند . در صورتی که حجم معده در کودکان کم و دندان ها هنوز کامل نیستند .
الگوی غذایی صحیح کودکان :
برنامه غذایی مناسب کودکان  باید روزانه حاوی تمام گروه های غذایی اصلی شامل :  نان و غلات ، میوه ها و سبزی ها، شیر ولبنیات و گوشت و جانشین ها باشد .
تعداد وعده های غذایی
کودكان در روز باید حداقل ۵ وعده غذا استفاده کنند که شامل سه وعده اصلی و دو میان وعده است. مهم ترین وعده غذایی کودك صبحانه است و مصرف آن موجب دقت بیشتر و یادگیری بهتر می گردد. برنامه غذایی کودك باید طوری تنظیم شود که صبحانه را با سایر افراد خانواده بخورد تا عادت به صبحانه خوردن در کودک ایجاد شود.

میان وعده
میان وعده غذای مختصری است که بین دو وعده اصلی به کودك داده می شود. از آن جایی که معده کودك کوچک است ولی نیاز او به انرژی زیاد می باشد، با خوردن سه وعده اصلی غذا نیازهایش تامین نمی گردد. باید به یاد داشت که میان وعده تنها سهم کوچکی در تامین نیازهای غذایی کودك دارد و هیچ گاه جای وعده اصلی را نخواهد گرفت. بنابراین میان وعده ها باید بین وعده اصلی به کودك داده شود به طوری که۲-۳ ساعت با وعده اصلی غذایی فاصله داشته باشد.
میان وعده هایی مانند شیر پاستوریزه یا جوشیده، نان و پنیر، بیسکویت، خرما،  میوه و خشکبار مانند بادام، پسته، گردو، کشمش، توت خشک و... جهت تغذیه کودك مناسب می باشند. از دادن تنقلاتی مانند چیپس ، پفک  و .... که ارزش تغذیه ای آن ها کم است باید خودداری نمود زیرا خوردن این مواد غذایی اشتهای کودك را کم کرده و باعث می شود تا نتواند غذای اصلی را بخورد.
ادامه مطلب را در سایت پوراطب مطالعه کنید.
Www.pourateb.com

#pourateb #health #healthy #children #baby #diet #nutrition
#پوراطب #سلامتی #سلامت #کودکان #تغذیه
Read more
راستش تو که غریبه نیستی و منم اونقدر بلدم خودم باشم که نیازی نداشته باشی حدسم بزنی و بپرسی چرا .... تقریبا ...
Media Removed
راستش تو که غریبه نیستی و منم اونقدر بلدم خودم باشم که نیازی نداشته باشی حدسم بزنی و بپرسی چرا .... تقریبا یکسالی هست که خیلی کم می نویسم ، خیلی روزها کلمه ها روی مغزم رژه میرن و میخوان بیان رو کاغذ ، خیلی روزها از خودم میپرسم امروز باید از کدوم درد جامعه م بنویسم که شاید یه روزی یه جایی دل کسی رو بلرزونه ... راستش تو که غریبه نیستی و منم اونقدر بلدم خودم باشم که نیازی نداشته باشی حدسم بزنی و بپرسی چرا .... تقریبا یکسالی هست که خیلی کم می نویسم ، خیلی روزها کلمه ها روی مغزم رژه میرن و میخوان بیان رو کاغذ ، خیلی روزها از خودم میپرسم امروز باید از کدوم درد جامعه م بنویسم که شاید یه روزی یه جایی دل کسی رو بلرزونه و یه تاثیر کوچولو روی تصمیم و رفتارش بذاره ولی از تو چه پنهون هر چی زمان میگذره بیشتر متوجه میشم که این نوشتن ها این شاعرانگی ها قرار نیست حتی یه پر کاه رو جا به جا کنه چه برسه به لرزوندن دل یه آدم ، به خراش دادن یه فرهنگ پر عظمت ..... پارسال همین موقع ها بود که خبر تجاوز و قتل یه دختر هفت ساله به نام اتنا منتشر شد همین موقع ها بود که مردم عکس دخترهاشون رو گرفته بودند آورده بودند و تو اینیستاگرام نمایش می دادند . اره همین موقع ها بود که من بیمار شده بودم و ازت خواستم حالا که از هم دوریم از دستات برام عکس بگیری که تصور کنم کنارمی.... حالا یکسال از اون موقع گذشته ، نه شعر اتنا که قرار بود خونده بشه به هزار و یک دلیل و مانع تراشی اجرا شد و نه تو حتی به قدر عکسی که از دستات دارم کنارم موندی و نه تجاوز و قتل به بچه ها متوقف شد و نه من دیگه اون‌ همه جنون و دیونه گی رو توی قلبم دارم و نه ..بیخیال شعر بخون *

آتنا خنده هاتو سانسور کن
بعد مشقت یه وقت نری بازی
آتنا موی بازِتو بپوشون
تا کسی رو گناه نندازی
آتنا آسه تر برو و بیا
آدما شاخ می زنن ، مامان !
قد یه فیل بالغن ، اما
پی سوراخ سوزنن مامان !
بغضتو توی حنجره ت خفه کن
تا کسی نشنوه صدای تو رو
زیر بارون نرو که بو نکشن
عطر پیچیده تو هوای تو رو
خدا اون روز رو نیاره ازت
قطره ای خون بخواد چیکه کنه
مگه میشه کسی زبونم لال
دستو پاهاتو، تیکه تیکه کنه ؟
آخ مامان ! چطور میشه خدا ؟
رو شکوفه اسید خالی کرد
نه محاله ، نمیشه ، ممکن نیس
تن یه ماهو دست مالی کرد
آتنا هفت ساله ی پر پر !
مگه میشه به گل تجاوز کرد
بعد تو سر به کوه میذارن
همه مردای شهرمون از درد
یکی اومد فرشته مو دزید
یه فرشته تو پیرهن گلدار
ربنا ! آتنامو برگردون
بسه مونه چقد عذاب النار ؟
یکی بال فرشته تو دزدید
مگه میشه بهشتو پنهون کرد
داغت اونقد بزرگه که میگن
سرگذشتت خدا رو داغون کرد
واسه تنهایی هات بعد از این
پاشو ، بابا عروسک اورده
واسه ی سنگ قبر کوچولوت
گل ارکید و میخک اورده
تو فقط هفت سالته اما
از غمت هفت آسمون لرزید
برو مامان ، تو آسمون میشه
با صدای بلند هم خندید
برو مامان ، تو آسمون میشه
با صدای بلند هم خندید
#رویا_ابراهیمی
Read more
سلام دوستان عزیزم <span class="emoji emoji1f64b"></span>‍♀️<span class="emoji emoji1f64b"></span>‍♀️<span class="emoji emoji1f64b"></span>‍♀️ روز به خیر <span class="emoji emoji1f60a"></span><span class="emoji emoji1f60a"></span><span class="emoji emoji1f60a"></span> با امید پیروزی تیم ملی فوتبال کشورمون در مقابل اسپانیا ...
Media Removed
سلام دوستان عزیزم ‍♀️‍♀️‍♀️ روز به خیر با امید پیروزی تیم ملی فوتبال کشورمون در مقابل اسپانیا 🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷 عزیزان امروز براتون دستور کرم باواریا وانیلی با تزیین خامه رو می زارم که از آموزش های کلاس آشپزیم هست این کرم طعم خییلی خوبی داره و خییلی هم شیرین نیست و شما می توانید ... سلام دوستان عزیزم 🙋‍♀️🙋‍♀️🙋‍♀️ روز به خیر 😊😊😊
با امید پیروزی تیم ملی فوتبال کشورمون در مقابل اسپانیا 🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷
عزیزان امروز براتون دستور
کرم باواریا وانیلی با تزیین خامه
رو می زارم که از آموزش های کلاس آشپزیم هست 😊 این کرم طعم خییلی خوبی داره و خییلی هم شیرین نیست و شما می توانید با اضافه کردن اسانس های مورد علاقه مثل شکلات آب شده . پودر زعفران . پودر کاکائو و ... طعم مورد علاقه خودتون رو تهیه کنید
این هم دستور 👇👇👇👇👇👇 کرم باواریا (Bavarian cream)
مواد لازم
شیر : 1 لیتر
خامه : 250 میلی لیتر
ژلاتین : 8 ورق
شکر دانه ریز : 250 گرم
زرده تخم مرغ : 8 عدد
وانیل خالص یا چوب وانیل : 1 عدد
طرز تهیه
شیر را در قابلمه ای ریخته چوب وانیل یا وانیل خالص( استوک ) را به آن اضافه کرده و روی حرارت متوسط قرار می دهیم تا گرم شود
در این فاصله ورق های ژلاتین را در کاسه ای آب سرد ( تا حدی در کاسه آب بریزید که روی ژلاتین ها را بپوشاند) خیس کرده و بعد از اینکه مقداری نرم شدند خوب در دست فشرده کرده آب اضافی آن را گرفته و به شیر اضافه می کنیم در ظرفی دیگر زرده های تخم مرغ را با 200 گرم شکر دانه ریز مخلوط کرده و با همزن خوب می زنیم تا کرم رنگ و کشدار شود .
سپس به شیر روی حرارت اضافه می کنیم و بعد از اینکه کاملا گرم شد و چند جوش ریز زد و ذرات شکر کاملا حل شد از روی حرارت برداشته از صافی رد می کنیم زمانی که مایه سرد شد در آخر خامه فرم گرفته را نیز به مواد قبلی اضافه می کنیم و خوب مخلوط کرده در قالب مورد نظر ریخته و به مدت 6 ساعت یا یک شب در یخچال قرار می دهیم تا کاملا ببندد .
باواریا انواع مختلف دارد که با اضافه کردن رنگ یا اسانس مورد علاقه
می توانید طعم مورد علاقه خود را تهیه کنید
مانند باواریای شکلاتی، باواریای توت فرنگی باواریای قهوه و باواریای زعفرانی ...
باواریا را می توان با انواع سس ها و انواع میوه ها تزیین کرد که ما در کلاس با خامه فرم گرفته تزیین کردیم
پ ن : برای خامه 250 میلی لیتر خامه 40% چربی رو + 50 گرم شکر دانه ریز و 1/2 قاشق چایی خوری وانیل با همزن ابتدا با دور کند سپس با دور تند زدیم تا فرم گرفت ..
نوش جان
آزاده
#دسر #فرنگی #کرم_باواریا #کرم_وانیلی #لذیذ #خودم_پز #بزن #خیلی_خوشمزه #آشپزی #دسر_ #خوردنی #بفرما #بهبه
#instapic #instalike #instafood #yummy #ir_food #instairanian #lekker #ashpazi_melal
Read more
مامانم یک مامان بزرگ داشت به نام زهرا. زنی بود بسیار مقاوم که سرد و گرم روزگار را بیش از دیگران حس کرده ...
Media Removed
مامانم یک مامان بزرگ داشت به نام زهرا. زنی بود بسیار مقاوم که سرد و گرم روزگار را بیش از دیگران حس کرده بود . بسیار جدی و مستبد بود ، کمتر پیش می آمد کسی را دوست داشته باشد ولی معدود افرادی که دوست داشت صمیمانه در حقشان جان فشانی می کرد‌ . از نوه ها مامان من را دوست داشت و از نتیجه ها ، شکر خدا ما شانس این را داشتیم ... مامانم یک مامان بزرگ داشت به نام زهرا. زنی بود بسیار مقاوم که سرد و گرم روزگار را بیش از دیگران حس کرده بود . بسیار جدی و مستبد بود ، کمتر پیش می آمد کسی را دوست داشته باشد ولی معدود افرادی که دوست داشت صمیمانه در حقشان جان فشانی می کرد‌ . از نوه ها مامان من را دوست داشت و از نتیجه ها ، شکر خدا ما شانس این را داشتیم که نور دیدگانش محسوب شویم. پیرزن خمیده شده بود ، چین و چروک های صورتش از حد گذشته بود . دست ها و انگشتانش را هرگز فراموش نمی کنم با آنکه بسیار فرتوت بودند اما زیبایی خود را حفظ کرده بودند . انگشتان بلند با ناخن های برجسته . و اما آن عینک گربه یی عنابی که به چشم می زد و با کش شلوار دور سرش محکم می کرد. هنوز که به او فکر می کنم بوی حلوا در مشام می پیچد . هر هفته پنج شنبه حلوا می پخت و تا وقتی که کاملا از دست و پا نیفتاد این کار را ادامه داد . امکان نداشت فراموش کند. بیشتر مردهای زندگی اش را در اوج جوانی از دست داده بود. برادر هایش، همسرش ،پسر جوانش . خدا خودش را رحمت کند امروز از کله ی سحر از نظرم دور نمی شود ولی قطعا بوی حلوا از این خانه بیرون نخواهد رفت. ما زنده ها را هم فراموش می کنیم چه رسد به اموات .
یادم می آید مامانم وقتی کار داشت من و برادرم را نزد او می گذاشت . یکی از کارهایی که می کرد این بود که پسته ها را می شکست و در دهانش می گذاشت ، خوب می جوید تا نرم شود ، سپس از دهانش خارج می کرد و ترکیبی از بزاق دهان و پسته را در دهان ما می گذاشت تا احتیاجی به جویدن نباشد و ما فقط زحمت بلعیدن را به خود بدهیم. با اینکه جلال و جبروت داشت ولی ما را تا این حد دوست داشت و ما شانس این را داشتیم که مورد عنایت ایشان قرار بگیریم. در ضمن بعد از خوردن بزاق و پسته گوش و جان می سپردیم به قصه ی نمکی. یادش گرامی ،همیشه می خواند : هفت در و بستی نمکی، یه در و نبستی نمکی.
Read more
. <span class="emoji emoji25c0"></span> چرا من تا حالا #باغ_موزه_هنر_ایرانی نرفته بودم؟!؟<span class="emoji emoji1f605"></span> ‍ <span class="emoji emoji25c0"></span> توی یکی از باغهای قدیمی #تجریش، چندتا ...
Media Removed
. چرا من تا حالا #باغ_موزه_هنر_ایرانی نرفته بودم؟!؟ توی یکی از باغهای قدیمی #تجریش، چندتا مجسمه مینیاتوری از ساختمونای جدید و قدیمی ایرانو درست کردن و به نمایش گذاشتن. ⁦🇮🇷⁩ طبق معمول، یه کپی ناشیانه از #باغ_موزه های معروف دنیا ! چند تا اثر هنری که معلومه یا با عجله ساخته شدن که به افتتاحیه ... .
◀ چرا من تا حالا #باغ_موزه_هنر_ایرانی نرفته بودم؟!؟😅

◀ توی یکی از باغهای قدیمی #تجریش، چندتا مجسمه مینیاتوری از ساختمونای جدید و قدیمی ایرانو درست کردن و به نمایش گذاشتن. ⁦🇮🇷⁩ طبق معمول، یه کپی ناشیانه از #باغ_موزه های معروف دنیا ! چند تا اثر هنری که معلومه یا با عجله ساخته شدن که به افتتاحیه برسن، یا توسط هنرمندان تازه‌کار ساخته شدن! ولی... ولی! با تمام این تفاسیر، نمیدونم چرا آدم بین این تندیس‌ها و سازه‌های کوچولو قدم میزنه، حس خوبی میگیره! 😍 نمیدونم تأثیر باغه، تأثیر فصله، تأثیر #همه_جای_ایران_سرای_من_است ـه، یا چیز دیگه. 😉 هر چی هست، حسش خوبه، اگه تا حالا نرفتین، برین. 👌

◀ اینجا تا دلتون بخواد #گربه و #بچه_گربه میپلکه که تا آدمو میبینن، پخش زمین میشن که یعنی؛ نازم کن! 😂 هیچ کدومشون هم گرسنه نیستن، از بس که همسایه‌ها و بازدیدکننده‌ها بهشون غذا میدن!

◀ اون افسانه قدیمی اروپایی رو شنیدین که میگن اگه یه #قورباغه رو ماچ کنی و شانست گفته باشه، تبدیل به #شاهزاده_رویاها_با_اسب_سفید میشه؟! 😂 خب منم یه دونه چوبیشو پیدا کردم، ماچ کردم! 😘 البته یکی هم توی #خانه_مقدم بود که اونم ماچ کردم! 🐸 الآن هم وقت ندارم جواب خواستگارامو بدم! 😂

◀ چرا اینستا امکان چند صفحه نوشتن نمیده؟ 😦 بابا من همیشه جا کم میارم! 📝 اینجا هم ازون جاهایی بود که میشد چند صفحه در مورد درختهاش، کافه‌هاش، فروشگاه‌های کوچیکش، مجسمه‌های قدیمی و مدرنش، معماری عمارتش، و ... نوشت. 😍

◀ #تهرون خودمون، کلی جاهای دیدنی داره که تا حالا نرفتیم. ⁦🇮🇷⁩ منتها بیاین همدلی کنیم و #باغ_وحش و #دلفیناریوم رو تحریم کنیم. 😐 باور کنین هیچ کدوم ازین موجودات اسیر احساس خوشبختی نمیکنن. 😢 بخصوص #دلفین ها که باهوش‌ترن و اسارت رو عمیق‌تر میفهمن. متأسفانه خیلیا از روی ناآگاهی میگن که دلفینها میخندن! کتاب #مردی_که_میخندد رو خوندین؟ داستان خنده دلفینها هم همونه. 🐬

◀پروژه بعدی؛ #موزه_دکتر_حسابی که دقیقاً روبروی همین جا بود! منتها باید از قبل وقت بگیریم. 😍📝

◀ یه دونه دیگه از همین موزه‌ها توی خیابون گلبرگه که شنیدم مجسمه‌هاش حرفه‌ای‌ترن ولی مثل اینجا دار و درخت نداره! 😅 همیشه یه جای کار باید بلنگه! (مثلاً غر نزدما!) 😅

◀ من مجسمه #برج_آزادی رو خیلی دوست داشتم، چون هم حرفه‌ای ساخته شده بود، هم ناسلامتی بچه آزادیما. 😅 منتها تهِ تهِ منطقه دو، زیر پونزش! 😍😂

◀ دلم برای #ایران ـمون میسوزه. ما بهش خیلی بدی کردیم، ولی خاکش همیشه پناهمون بوده. ⁦🇮🇷⁩❤

۱۳۹۷/۰۷/۳۰
Read more
به جای رها سازی سوریه، حضورمان را عقلانی کنیم! دكتر مهران صولتی جامعه شناس سياسي انتشار تحليل ...
Media Removed
به جای رها سازی سوریه، حضورمان را عقلانی کنیم! دكتر مهران صولتی جامعه شناس سياسي انتشار تحليل ديگران به منزله تاييد محتوا نمي باشد. • در روزهای گذشته که شاهد وقوع اعتراضاتی در #بازار شهرهای مختلف بودیم یکی از پربسامدترین شعارها عبارت از این بود؛ " #سوریه را رها کن/ فکری به حال ما کن". به نظر ... به جای رها سازی سوریه، حضورمان را عقلانی کنیم!
دكتر مهران صولتی
جامعه شناس سياسي
انتشار تحليل ديگران به منزله تاييد محتوا نمي باشد.

در روزهای گذشته که شاهد وقوع اعتراضاتی در #بازار شهرهای مختلف بودیم یکی از پربسامدترین شعارها عبارت از این بود؛ " #سوریه را رها کن/ فکری به حال ما کن". به نظر می رسد که اینک و به دنبال بهانه جویی #ترامپ نسبت به حضور منطقه ای #ایران، بخش #سیاست خارجی به آماج حمله معترضان تبدیل شده است. همه تصور می کنند که بخش عمده ای از نارسایی های اقتصادی به نفوذ گسترده ایران در منطقه بر می گردد که البته پر بیراه هم نیست! به عبارت دیگر در عرصه شطرنجی که ترامپ، #نتانیاهو و بن سلمان آراسته اند طبیعی است که هدف اصلی #سیاست_خارجی باشد! اما شعار رها کردن سوریه تا چه حد با منافع ملی ایران سازگار است؟ به نظر می رسد که اکنون کاسه صبر مردم چنان لبریز شده که به چیزی جز محصور شدن ما در چارچوب مرزهای داخلی قانع نیستند! می توان با معترضان همدلی کرد ولی نه الزاما همراهی! مشکل ایران در سیاست خارجی دو چیز است؛ اول سرمایه گذاری در منطقه بیش از ظرفیت ها و توان داخلی خود، و دوم عدم تلاش برای اقناع مردم جهت توجیه این حضور!
واقعیت این است که تاکنون دستگاه دیپلماسی- تبلیغاتی کشور تلاش چندانی برای تشریح ارتباط میان منافع ملی کشور با حضور همزمان ایران در عراق، سوریه، لبنان و یمن صورت نداده است. امری که چه بسا می توانست برای جامعه قانع کننده باشد! از سوی دیگر ایران آورده اقتصادی قابل توجه و بیانی نیز از این حضور دشت نکرده است! بنابراین باید به جد مطالبه عقلانی سازی سیاست خارجی را مطرح نمود. فرآیندی که می کوشد تا فراتر از تکلیف مداری صرف در قبال حراست از جهان #اسلام در برابر توسعه طلبی #اسراییل، به منطق اقتصادی این حضور نیز توجه کرده و آن را با مردم در میان بگذارد! با ورود به این فرآیند است که عقلانیت حکم می کند منافع ملی کشور در حضور، یا خروج از سوریه و سایر کشورهای منطقه نهفته است! در غیر این صورت کوبیدن بر طبل رها کردن سوریه بدون توجه به هزینه ها و تلفات مالی و انسانی در آن کاملا جنبه احساسی، واکنشی و انفعالی می یابد! ایران امروز چاره ای جز روی آوردن به عقلانیت مسئولین و جلب مشارکت مردم در همه عرصه های سیاست داخلی، خارجی و اقتصاد ندارد. در روزگاری که بسیاری از منابع مستهلک و سرمایه ها کاستی پذیرفته است این شاید آخرین راه باشد!
#انديشكده_سياسي
#سياسي #خاورميانه #روحاني #جمهوري_اسلامي #دلار #سكه #ارز

#policy #Politics #Political #Politik
Read more
. خبر خوشحال کننده دریافت عوارض از خودروهایی که میرن داخل پنج تونل شهر تهران و ماشین‌هایی که از روی ...
Media Removed
. خبر خوشحال کننده دریافت عوارض از خودروهایی که میرن داخل پنج تونل شهر تهران و ماشین‌هایی که از روی پل صدر رد میشن رو خوندم و از این همه درایت و فکر خلاق و هوشمندانه مسئولین قند تو دلم آب شد و چند سالی هم امید به زندگیم افزایش یافت. . البته جای تشکر داره که عوارض به اونایی که نمیرن توی تونل و از زیر پل صدر ... .
خبر خوشحال کننده دریافت عوارض از خودروهایی که میرن داخل پنج تونل شهر تهران و ماشین‌هایی که از روی پل صدر رد میشن رو خوندم و از این همه درایت و فکر خلاق و هوشمندانه مسئولین قند تو دلم آب شد و چند سالی هم امید به زندگیم افزایش یافت.
.
البته جای تشکر داره که عوارض به اونایی که نمیرن توی تونل و از زیر پل صدر رد میشن تعلق نمیگره و ما با خیال راحت میتونیم از خونه خارج بشیم و در کوچه و خیابان‌های شهرمون به رایگان گشت و گذار کنیم.
.
واقعا کی فکرش رو می‌کرد که مسئولین دلسوز بعد از ۱۰ سال که از ساخت تونل اونم با پول مالیات پرداختی خودمون گذشته الان به این نتیجه برسن که اااا چرا مردم باید این امکانات رو بطور رایگان استفاده کنن و باعث آلودگی هوا و تشدید ترافیک شهرمون بشن. فقط امیدوارم به ذهن مسئولین دلسوز نرسه که چراغ راهنمایی سرچهارراه‌ها رو پولی کنن چون اونجوری به ناچار مجبوریم پشت چراغ قرمز دوستان خوبمون که ژنی بهتر از ما دارند هم بمونیم.
.
جا داره تشکر ویژه داشته باشیم از آلودگی هوا و ترافیک که وقتی مسئولین بهشون فکر میکنن توی چشماشون $ (تراول 50 هزار تومنی) می‌افته و کلی ایده برای رفع این دو مشکل به‌واسطه دریافت پول از مردم به ذهنشون خطور می‌کنه.
.
با این اوصاف وقتی با خودروی شخصی که با هزینه چند برابر قیمت واقعیش خریداری کردید و هر سال هم عوارض مربوطه‌اش رو پرداخت کردید قصد دارید از خونه بیایید بیرون که یک دفعه میبنید به شما میگن که آقا با خودروی شخصیت بیرون نیا، هم هوا را آلوده می‌کنید و هم باعث تشدید ترافیک میشید.
.
ولی می‌تونید با پرداخت پول و خرید طرح ترافیک به هر نقطه از شهر برید و خیلی جالبه که با این روش نه هوا آلوده میشه نه شما باعث افزایش ترافیک میشید، در مرحله بعد هم به امید خدا که یک تخلف حین رانندگی انجام میدید و جریمه هم میشید و حسابی برای شهر خودتون شهروند مفیدی محسوب خواهید شد.
.
خیلی سوال برانگیزه اگه مسئولان دغدغه کاهش آلودگی هوا و ترافیک دارن و مطمئن هستن که زیر ساخت‌های استفاده همه‌ شهروندان از وسایل نقلیه عمومی فراهم شده چرا ممنوعیت خروج خودرو از منزل رو اجرا نمیکنن و با دریافت پول اجازه استفاده از تمام خیابان‌های شهر را به بعضی‌ها می‌دهند.
.
بقیه در کامنت اول 👇👇👇
Read more
... #این_یک_داستان_است #ماهی . قسمت سوم . صندلی را هم بیرون می گذارم، کنار میز تا شده، چرا احسان ...
Media Removed
... #این_یک_داستان_است #ماهی . قسمت سوم . صندلی را هم بیرون می گذارم، کنار میز تا شده، چرا احسان نمی رسد؟ در کافه را می بندم و ولش می کنم به امان خدا و با هزار سلام و صلوات سوار بالابر می شوم و می روم پایین، شش مدل کیک خانگی را منظم می چینم روی بالابر، چند قوطی شیر و آب معدنی هم می گذارم و همه را با هم به ... ...
#این_یک_داستان_است
#ماهی .
قسمت سوم
.
صندلی را هم بیرون می گذارم، کنار میز تا شده، چرا احسان نمی رسد؟ در کافه را می بندم و ولش می کنم به امان خدا و با هزار سلام و صلوات سوار بالابر می شوم و می روم پایین، شش مدل کیک خانگی را منظم می چینم روی بالابر، چند قوطی شیر و آب معدنی هم می گذارم و همه را با هم به کمک بالابر می برم بالا؛ یکی از فانتزی هایم این است که باز سیم بالابر در می رود و من در یک حرکت ژانگولری به این تیغه آهنی که کف طبقه بالا و سقف طبقه پایین است آویزان می شوم و پاهایم در هوا می ماند، کیک ها هم هزار تکه شده ولو می شوند روی کف آشپزخانه، قوطی شیرها پاره می شوند و کف آشپزخانه یک شیر کیکی میل می کند و بطری های آب معدنی هم همه ترکیده روی زمین می آرامند.
کیک ها را در یخچال می چینم، چیز کیک ها را در طبقه پایین یخچال می گذارم که خنک تر است؛ چرا احسان نمی آید؟ دیگر کاری نمانده که به بهانه انجامش نخواهم گلدان ها را بیرون ببرم، به جهنم، خودم می برم، حالا یکبار است دیگر، هفت گلدان را که چهار تایشان سنگین تر است، دانه دانه بیرون می چینم، واقعا گلدان ها حس خوبی به فضای بیرون کافه می دهند، چیدنشان که تمام می شود احسان را از دور می بینم که دارد می آید، با خودم فکر می کنم شاید احسان هم خسته می شود هر روز این گلدان ها را بیرون می چیند، حدس می زنم گوشه ای ایستاده بود و کافه را دید می زد و منتظر بود من گلدان ها را بیرون بگذارم، بعد بیاید، دارد به کافه نزدیک می شود، چقدر خوش قد و بالا و خوشگل است، چرا نمی رود بازیگر شود؟ واقعا اگر کسی او را بیرون ببیند، فکر می کند یا مدل است یا ورزشکار یا تنظیم کننده آهنگ یا...، هر چیزی غیر از همینی که الان هست.
احسان می رسد، سلام می دهد، می گویم دیشب نبودی؟ می گوید رفتم منزل خاله ام دوش بگیرم، چقدر چشمهایش خوشرنگ است، می گویم برود به کارهایش برسد، می گوید آقا فرهاد امروز می آید یا نه؟ می گویم معلوم نیست، آقا فرهاد صاحب کافه است ، از وقتی من آمده ام کافه، اکثر اوقات نمی آید، چون به قول خودش خیالش راحت است ، همه چیز را سپرده به من....
.
ادامه دارد...
.
#سین_شین #سمیراشکوری #سمیرا_شکوری
#داستان #داستان_دنباله_دار
Read more
‌‌‌‌‌ برکه، دخترم از وقتی اومده تو زندگی‌ما، از همون روز اول قوانین خونه رو به نفع خودش تغییر داده، با این حال شده نفس ما. خلاصه برای خودش فرمانروایی‌ای می‌کنه جیگر خانواده. اما این فرمانروایی لذت بخشه. حتی شبکه‌های تلویزیونی هم در هر ساعتی که باشه تحت اختیار خانم خانماست و مشغول دیدن مجیک انگلیش. ... ‌‌‌‌‌ برکه، دخترم از وقتی اومده تو زندگی‌ما، از همون روز اول قوانین خونه رو به نفع خودش تغییر داده، با این حال شده نفس ما. خلاصه برای خودش فرمانروایی‌ای می‌کنه جیگر خانواده. اما این فرمانروایی لذت بخشه. حتی شبکه‌های تلویزیونی هم در هر ساعتی که باشه تحت اختیار خانم خانماست و مشغول دیدن مجیک انگلیش. یعنی اپیزود به اپیزودش رو من دیگه حفظ شدم. اما همین قلدربازی‌هاش هم به دل می‌چسبه. حتی وقتی میاد سر میز آرایش من و اون کیکو میلانو‌های عزیزم رو برمی‌داره.اما چه کار کنم در در دست در.حالا بيا براش بگو که این فلان و این بیسار اما خب فکر می‌کنید فایده ای‌داره ؟ کیکوی عزیز رو با ۲۲ سال سابقه و قدمت وسیله بازی خودش کرده. حالا خدا رو شکر که نمی‌تونه بلایی سرشون بیاره از بس مقاونمد. کیکو یه برند ایتالیاییه که اینقدر دلبری کرده که به خیلی از جاها جز ایتالیا آوازه‌ش رسیده و حتی خودش هم جز برندهای محبوب کشورهای دیگه‌ای مثل آمریکا و اتریش و فرانسه و غیره شده. خوبیش اینه که فروش بیشتر این برند از طریق آنلاین بوده و خیلی کار رو آسون کرده. و خوبیش برای ما ایرانی‌ها اینه که به خاطر متناسب بودن پوست ما ایرانی‌ها و ایتالیایی‌ها با هم خیلی برای ما مناسب می‌تونه باشه. قیمت‌های مناسبی هم داره. من با توجه به کارایی‌ای که دارم ازش تو کارام می‌بینم با توجه به کارهای دیگه قیمت خیلی خوبی داره، یه چی از حد مناسب فراتر. اما این دلیل نمیشه برکه برشون داره وسایل بازیشون کنه. خیالتون راحت تفلبی مقلبی هم تو بازار نیست خدا رو شکر و به مشکل بر نمی‌خوریم. الان که اینا رو می‌گم دارم می‌رم کوکو میلانو‌های عزیزم رو از میز بردارم بذارمشون یه جایی که دست خانم خانم‌ها بهش نرسه. @kiko_beautystore @kiko_beautystore @kiko_beautystore @kiko_beautystore @kiko_beautystore @kiko_beautystore @kiko_beautystore @kiko_beautystore ——— Special thanks to @whitecherryteam
Headband by @delhan.bride
Read more
طبق آمارها، #صادرات کشور در هشت ماهه نخست امسال در مسیری رو به رشد مستمری قرار گرفته و سیاست دولت حمایت ...
Media Removed
طبق آمارها، #صادرات کشور در هشت ماهه نخست امسال در مسیری رو به رشد مستمری قرار گرفته و سیاست دولت حمایت جدی از صادرات است — سیاست ارزی و تجاری کشور به صراحت و روشنی اعلام شده و خود #صادرکنندگان هم کاملا با این سیاست همراه هستند تا ارز حاصل از صادرات باید به چرخه اقتصاد کشور باز گردد — اما با توجه به واقعیاتی ... طبق آمارها، #صادرات کشور در هشت ماهه نخست امسال در مسیری رو به رشد مستمری قرار گرفته و سیاست دولت حمایت جدی از صادرات است — سیاست ارزی و تجاری کشور به صراحت و روشنی اعلام شده و خود #صادرکنندگان هم کاملا با این سیاست همراه هستند تا ارز حاصل از صادرات باید به چرخه اقتصاد کشور باز گردد — اما با توجه به واقعیاتی که ما در مناسبات خود داریم نیز محدودیت های ناشی از #تحریم ها، باید از انعطاف پذیری کامل برخوردار باشیم و با این رویکرد بانک مرکزی صادرکنندگان را طبقه بندی کرده است — اینکه صادرکننده ای #ارز خود را به مصرف واردات برساند یا در #سامانه_نیما یا از طریق بانک ها و #صرافی ها عرضه کند به این معنی است که دست صادرکنندگان را در بازگرداندن ارز باز بگذاریم — هدف اصلی استمرار صادرات است تا ارز حاصل از آن به #ریال تبدیل شده و بتوان با آن خرید انجام داد یا تولید جدید داشت؛ این چرخه که یکبار تمام نمی شود بلکه باید مرتب تداوم داشته باشد — بازگشت ارز صادرکنندگان به بازار یکی از عواملی بوده که در هفته های اخیر سبب ثبات در بازار ارز شده است — دیدار با صاحب نظران و کارشناسان ادامه می یابد زیرا ما در شرایطی هستیم که همه باید دست به دست هم دهیم و به ابتکارهای جدید دست یابیم — #رئیس_جمهور ماموریت داده است که این دیدارها به طور جدی دنبال شود و از این رو تصمیم جدیدی در ارتباط با تداوم جلسه ها گرفته شده است

۹۷/۹/۱۴
Read more
. یکی از سوال هایی که خیلی وقتها ازم پرسیده میشه حالا چه کامنت و چه دایرکت اینه که خب کتاب یا درس بخونیم ...
Media Removed
. یکی از سوال هایی که خیلی وقتها ازم پرسیده میشه حالا چه کامنت و چه دایرکت اینه که خب کتاب یا درس بخونیم که چی بشه؟ یا اصلا چرا کتاب هاتو هایلایت میکنی؟ مگه وقت میشه که برگردی و دوباره بخونی؟تو بی آنست من بالای نود و نه درصد این مسج هارو جواب نمیدم. نه اینکه دوست نداشته باشم برای اینکه احساس میکنم که مبحثیه ... .
یکی از سوال هایی که خیلی وقتها ازم پرسیده میشه حالا چه کامنت و چه دایرکت اینه که خب کتاب یا درس بخونیم که چی بشه؟ یا اصلا چرا کتاب هاتو هایلایت میکنی؟ مگه وقت میشه که برگردی و دوباره بخونی؟تو بی آنست من بالای نود و نه درصد این مسج هارو جواب نمیدم. نه اینکه دوست نداشته باشم برای اینکه احساس میکنم که مبحثیه که نیاز به فکر و صبحت داره. یادگیری اصلا و ابدا سن نداره و خیلی وقتها ممکنه سال‌ها دانشگاه رفته باشیم ولی وقتی ازمون می پرسن خب داری چیکار میکنی یا میخوای توی زندگیت چیکار کنی جواب اینه که نمیدونم!‌این دلیلش همینه که ما نمیدونیم توی زندگی چی رو میخوایم یاد بگیریم یا چیکار میخوایم بکنیم
.
خب حالا حرف اینه که یا نمیدونیم چی کار میخوایم بکنیم و یا اصلا نمیخوایم هیچ کاری توی زندگیمون انجام بدیم. من با گروه دوم کاری ندارم. حرف من گروهیه که نمیدونن و براشون سوال پیش میاد. اگر نمیدونیم توی زندگی چیکار میکنیم اولین قدم اینه که جهت رو مشخص کنیم. خیلی از آدم هایی که توی زندگیشون موفق بودن واقعا از روز اول نمیدونستن که دارن چیکار میکنن. منم نمیدونستم. فقط اینکه میخوام مسیر زندگیم رو مشخص کنم و شخصیتم حول یه محوری محکم بشه
.
میدونستم که میخوام یاد بگیرم ولی اینکه چی و از کجا نمیدونستم. شاید باورتون نشه ولی یه روز ده سال پیش رفتم توی یه مغازه کتاب فروشی میدون انقلاب و به یه دختر خانومی گفتم من یه کتاب میخوام ولی نمیدونم چی. شروع کردم به رمان خوندن تا کم کم شد ده تا بیست تا سی تا و حالا میتونم تشخیص بدم کتابی که میخوام بخرم در سلیقه من هست یا نه. میدونستم میخوام زبانی غیر از انگلیسی یاد بگیرم و یه روز صبح سال ۸۵ بیدار شدم و به مامانم گفتم بریم من کلاس فرانسه ثبت نام کنم. این تجربه‌ها که گفتم با تمام اتفاق های دیگه زندگیم که فقط جهتش رو می شناختم از من امروز ذهنی ساخت که میدونم هدف چیه و چیکار دارم میکنم. پس ما نیاز داریم که در اولین قدم جهت رو مشخص کنیم و باور کنین اگر ندونین به کدوم سمت میخواین حرکت کنین فقط دور باطل میشه و زندگی هر روزش مثل روز قبل میشه
.
وضعیت اقتصادی تغییر میکنه. آدم های زندگی ما تغییر میکنن… خیلی اتفاق ها پیش میاد که از کنترل ما خارجه ولی جهت که مشخص باشه قدم ها کوتاه یا بلند در اون سمت حرکت میکنه. اگر شرایط سخت پیش نیاد زندگی لذت بخش نمیشه و لحظات خوشی که از زحمت ما بدست میاد خوشحالمون نمیکنه. باید با نظم شخصی و برنامه ریزی و پشتکار وارد جهتی شد که میخوایم بریم. هرکی اگه پرسید چرا؟ نیازی نیست جواب بدین. اون درون، شما توی قلبتون جوابو میدونین
Read more
مسابقه مسابقه مسابقه <span class="emoji emoji1f38a"></span><span class="emoji emoji1f389"></span><span class="emoji emoji1f38a"></span><span class="emoji emoji1f389"></span><span class="emoji emoji1f38a"></span><span class="emoji emoji1f389"></span><span class="emoji emoji1f38a"></span><span class="emoji emoji1f389"></span> یلدا بهانه ای برای با هم بودن: <span class="emoji emoji1f349"></span><span class="emoji emoji1f347"></span><span class="emoji emoji1f353"></span><span class="emoji emoji1f34e"></span> بر اساس یک رسم قدیمی، در شب یلدا ...
Media Removed
مسابقه مسابقه مسابقه یلدا بهانه ای برای با هم بودن: بر اساس یک رسم قدیمی، در شب یلدا که بلند ترین شب سال است دور هم جمع می شویم. شما میتوانید از این فرصت استفاده کرده و عکسی از مهمانی، دورهمی و یا سفره یلدایی خود برای ما بفرستید. بدین منظور از محصول یا محصولاتی که از چینی زرین ایران ... مسابقه مسابقه مسابقه 🎊🎉🎊🎉🎊🎉🎊🎉
یلدا بهانه ای برای با هم بودن:
🍉🍇🍓🍎
بر اساس یک رسم قدیمی، در شب یلدا که بلند ترین شب سال است دور هم جمع می شویم.
شما میتوانید از این فرصت استفاده کرده و عکسی از مهمانی، دورهمی و یا سفره یلدایی خود برای ما بفرستید. بدین منظور از محصول یا محصولاتی که از چینی زرین ایران خریداری نموده اید، در فضایی که خودتان دوست دارید و با هر وسیله عکاسی که در دسترس دارید (موبایل، دوربین معمولی، دوربین حرفه ای) عکس بگیرید و از طریق دایرکت برای ما ارسال کنید و یا در صفحه اینستاگرام خودتان با هشتگ های #زرین_من و #myzarin پست کنید. (در صورتی که صفحه شما در حالت Private است عکس خود را از طریق دایرکت برای ما ارسال نمایید.)
ما نیز منتخبی از عکس های واصله را در صفحه رسمی چینی زرین ایران به اشتراک می گذاریم و با رای شما همراهان عزیز عکس های برتر را انتخاب می کنیم.

داوری:
داوری بر اساس میزان لایک تصاویر خواهد بود و سه نفر از کسانی که بتوانند بیشترین لایک را در صفحه رسمی چینی زرین به دست بیاورند، به عنوان برنده معرفی خواهند شد.

مهلت ارسال تصاویر:
- مهلت ارسال تصاویر از تاریخ 97/09/30 تا پایان روز 97/10/02 می باشد.

قوانین و شرایط مسابقه:
1. ده عکس منتخب از تصاویر دریافتی از شرکت کنندگان (هر یک در پست جداگانه و به صورت روزانه) در صفحه رسمی چینی زرین منتشر خواهد شد و هر شرکت کننده تنها یک عکس می تواند ارسال نماید.
2. ارسال عکس برای چینی زرین لزوما متضمن انتشار آن نخواهد بود. لذا چینی زرین مختار است بنا به صلاحدید خود و با توجه به شرایط مسابقه نسبت به انتشار و یا عدم انتشار تصویر تصمیم گیری نماید.
3. شما می توانید با ارسال پست عکس خود برای دوستان و یا منشن کردن آنها در زیر کامنت ها، شانس خود را برای برنده شدن افزایش دهید.
4. برندگان جوایز كسانی هستند كه بیشترین تعداد لایک را در صفحه رسمی چینی زرین ایران تا پایان مسابقه كسب كرده باشند.
5. شرکت‌کنندگان هر طور که تمایل دارند می‌توانند برای کسب رأی مردمی بیشتر به صورت منصفانه تبلیغ کنند. هیأت داوری نیز بر این فرایند نظارت خواهد کرد تا رفتار غیرمنصفانه‌ای در طول رأی گیری مردمی صورت نپذیرد.
6. در عکس می بایست محصولی از محصولات چینی زرین ایران موجود باشد.
7. پس از اتمام مسابقه کلیه کامنت ها بسته خواهد شد و فقط تعداد لایک ها مدنظر خواهد بود.
8. عكس ها می بایست توسط خود شركت كنندگان گرفته شده باشد و با موضوع مسابقه همخوانی داشته باشند.
Read more
. شب یلدا نزدیک است و «زییین» هم در آستانه شش سالگی قرار دارد. زییین از اولین روزها که صرفا ایده‌ای ...
Media Removed
. شب یلدا نزدیک است و «زییین» هم در آستانه شش سالگی قرار دارد. زییین از اولین روزها که صرفا ایده‌ای در ذهن ما بود تا امروز که با همراهی جمعی از بهترین و خوش‌سلیقه‌ترین هنرمندان ایران و حمایت شما به اینجا رسیده، همیشه خط و مشی و اصل اولیه کار ما در انداختن طرحی نو در دنیای صنایع دستی و هنر ایرانی بوده است. ... .
شب یلدا نزدیک است و «زییین» هم در آستانه شش سالگی قرار دارد. زییین از اولین روزها که صرفا ایده‌ای در ذهن ما بود تا امروز که با همراهی جمعی از بهترین و خوش‌سلیقه‌ترین هنرمندان ایران و حمایت شما به اینجا رسیده، همیشه خط و مشی و اصل اولیه کار ما در انداختن طرحی نو در دنیای صنایع دستی و هنر ایرانی بوده است.
تلاش ما در همه این سال‌ها همزمان هم حمایت از هنرهای دستی اصیل و با کیفیت هنرمندان چهارگوشه کشورمان بوده و هم تلاش برای رونق و بهبود وضعیت معیشت این هنرمندان. همچنین در این مسیر هدف‌گذاری و برنامه‌ریزی دیگر ما گام برداشتن در مسیر بازطراحی و ارتقای کیفی و بصری آثار هنری و صنایع‌دستی ایرانی با هدف نزدیک کردن این آثار به سلیقه مخاطبان امروزی و نسل‌های جدید هم در ایران و هم در دیگر نقاط جهان بوده است.
این روزهای آخر پاییزی که چیزی به فرارسیدن شب یلدا باقی نمانده است، «زییین» به روال سال‌های قبل از چند محصول جدید خود که حاصل بازطراحی (redesign) بخشی از صنایع‌دستی اصیل ایرانی است رونمایی خواهد کرد.
یکی از این محصولات مسندها یا تشک‌های پنبه‌ای است. سالیان سال تشک‌ها و مسندهای پر شده از پنبه، اصلی‌ترین و فراگیرترین زیراندازها نزد همه اقوام ایرانی بود. ایرانیان پنبه‌های کشت شده در کشتزارهای طبیعی را برداشت می‌کردند و به دست هنرمندان خوش‌سلیقه‌ی پنبه‌زن آماده به‌کارگیری در هنر دستی لحاف‌دوزی و تشک‌دوزی می‌شد. هنوز هم در خانه‌های پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌هایمان تشک‌های پنبه‌ای به یادگار مانده از گذشته باقی مانده‌اند و خواب‌شان رونق دارد و یادآور خاطرات خوش گذشته است. اما سال‌هاست که این صنعت دستی خلاقانه رو به زوال رفته است. «زییین» بار دیگر این هنر دستی ارزشمند را احیا کرده و با بازطراحی و نوسازی دوباره آن را زنده کرده است. یکی از اصلی‌ترین دلایل ما برای بازطراحی و نوسازی هنر تشک‌دوزی، نجات یک هنر خلاقانه و صنایع‌دستی ارزشمند از زوال و نابودی است. تشک‌دوزان سنتی سال‌هاست رونق کارشان کساد شده و به شکوفایی روزگاران گذشته نیست. با دمیدن روحی تازه در این هنر و طراحی تشک‌ها و مسندهایی باب طبع سلیقه و نگاه امروزی، تلاش می‌کنیم این هنر دستی را دوباره به چرخه تولید برگردانیم و هنرمندان این عرصه را به تداوم کارشان امیدوار کنیم. این امیدواری هم نانی بر سر سفره‌های این هنرمندان خواهد برد و هم فرزندان و شاگردانشان را ترغیب می‌کند که شغل پدران و استادان خود را دنبال کنند. اینگونه این هنر سنتی و همیشگیِ ایرانی، از دست زوال و فراموشی نجات پیدا خواهد کرد.
Read more
 #نقد_نادیده #ما_می_توانیم دو مبحثی که پس از #ادبیات و #سینما تنهایی مرا پرمی‌کند، #جغرافیا ...
Media Removed
#نقد_نادیده #ما_می_توانیم دو مبحثی که پس از #ادبیات و #سینما تنهایی مرا پرمی‌کند، #جغرافیا و #تاریخ است، البته تاریخ معاصر ایران. اما تاریخ معاصر؛ عباس میلانی کتاب ارزشمندی دارد با عنوان «رجال عصر پهلوی» این کتاب٬ به مسما، زندگی سرمایه‌داران، وزرا و وکلا، اربابان جراید و احزاب، افراد ... #نقد_نادیده
#ما_می_توانیم

دو مبحثی که پس از #ادبیات و #سینما تنهایی مرا پرمی‌کند، #جغرافیا و #تاریخ است، البته تاریخ معاصر ایران.

اما تاریخ معاصر؛
عباس میلانی کتاب ارزشمندی دارد با عنوان «رجال عصر پهلوی» این کتاب٬ به مسما، زندگی سرمایه‌داران، وزرا و وکلا، اربابان جراید و احزاب، افراد نامی در ارتش و دانشگاه‌ها و طب و ادبیات، شخصیت‌های ورزشی، جاهلان شهره و خدم و حشم دربار را با قلمی دلنشین٬ به توضیح و تفسیر پرداخته. جالب آن‌که برخی از افرادی که در این کتاب چند جلدی نامشان ذکر شده، هنوزا در گوشه‌ای از گیتی زنده‌اند. «سن‌خوزه» پایتخت «کاستاریکا»ست، شهری پر از جرم و جنایت و بسیار بسیار خطرناک برای توریست‌ها، در کشور کاستاریکا قوانین به گونه‌ای‌ست که چنان‌چه شخصی تحت تعقیب پلیس بین‌الملل باشد، دولت وی را محافظت می‌کند و از تحویل او اجتناب می‌کند، همین قانون باعث شده، ایرانیان زیادی که در ابتدای انقلاب، بیم بازگرداندن به میهن را داشتند، در این کشور سُکنا گزینند، این ایرانی‌ها اغلب سرمایه‌های فراوانی دارند و در تجارت کاستاریکا بازیگرانی قابل احترام‌اند، یکی از این افراد، «مرحوم هژبر یزدانی»ست، که بانک‌های زیادی را قبل از انقلاب در ایران پی‌ریخته بود، او سال‌ها تجارت قهوه می‌کرد و بانک بزرگ «پارس سنتر» دومین بانک کاستاریکا متعلق به او بود که اکنون فرزندش نادر آن را مدیریت می‌کند. نیز از آن‌ها که در کاستاریکا رحل اقامت افکنده‌اند؛ مهندس علیرضایی‌ست، علیرضایی پیش از انقلاب دو کار بزرگ کرد، یکی مس سرچشمه را احداث کرد که محمدرضا شاه، صنعت مس را پس از کینه‌ای که با او داشت، ملی اعلام کرد و در حالی که تصور می‌شد علیرضایی ورشکسته شود و کمر راست نکند به سرعت کارخانه نورد لوله یا همان فولاد خوزستان را بنا نهاد.
این دو را مثال آوردم بر نکته‌ی زیر؛

فرض کنید، ایرانی‌های سرمایه‌داری که در بسیاری نقاط جهان _جاهایی که بعضا اسمش را هم نشنیده‌ایم_ هستند، بیایند و اقتصاد فلج ایران‌مان را در دست بگیرند «آیا از ایران، مملکت بهتری در جهان خواهد بود؟» دریغا که هی، هیچی بابا، ماییم و خیالات واهی.
حالم از دلار و نرخ و قیمت و سیف و کرباسیان و هرچی مرض اقتصادی، به هم می‌خوره٬ پولی که روزگاری امضای مرحوم « #محسن_نوربخش » و پیش از پنجاه و هفت « #حسنعلی_مهران » رو بر چهره داشت، حیفه بخدا که امضای سیف و کرباسیان روش باشه.
فقط و فقط و فقط در این اوضاع، روز و شب می‌گم؛ «خدایا! خودت به دادمون برس»
و
#یه_روز_خوب_میاد

#ایران
#کاستاریکا
#بانک_مرکزی
#دلار
#اقتصاد_مقاومتی
#تحریم_نامرد_است
#پوتین_خر
Read more
<span class="emoji emoji1f448"></span> غواصان نگران شدند و آمدند...(این متن زیبا را حتما shareکنید) بسیار جای دلسوزی دارد اما بیش از ...
Media Removed
غواصان نگران شدند و آمدند...(این متن زیبا را حتما shareکنید) بسیار جای دلسوزی دارد اما بیش از اینکه دل ما بر مظلومیت آنان بسوزد دل آنها نگران ماست.شهدا رفت و آمدشان هم ،بی حساب و کتاب نیست؛ هم رفتنشان پیام دارد و هم آمدنشان. شهدا هیچ گاه حزبی و جناحی نبودند اما تک تک وصیت نامه هایشان را که ورق ... 👈 غواصان نگران شدند و آمدند...(این متن زیبا را حتما shareکنید)

بسیار جای دلسوزی دارد اما بیش از اینکه دل ما بر مظلومیت آنان بسوزد دل آنها نگران ماست.شهدا رفت و آمدشان هم ،بی حساب و کتاب نیست؛ هم رفتنشان پیام دارد و هم آمدنشان.

شهدا هیچ گاه حزبی و جناحی نبودند اما تک تک وصیت نامه هایشان را که ورق بزنیم خواهیم دید که بر پیروی محض از دستورات ولی فقیه تاکید داشته اند و امروز آمده اند تا دوباره پشتیبان ولایت فقیه باشند. آمده اند تا سندی باشند بر سخنان ولی فقیه زمان.

آمده اند تا به ما بگویند: اگر امروز حضرت سید علی می فرماید اجازه بازرسی از مراکز نظامی و دانشمندان ایرانی را نمی دهم ؛ نگران تکرار سرنوشتی است که جاسوسی های آمریکا بر سر غواصان شهید آورد.

آمده اند تا به ما بگویند: آهای مردمی که وقتی شنیدید حدود سی سال پیش 175 غواص با دستان بسته توسط بعثی ها زنده در خاک شده اند دلتان آتش گرفت و بر مظلومیت آنها اشک ریختید، مراقب باشید بلایی که بعثی ها با اطلاعات جاسوسی آمریکا بر سر غواصان آوردند دوباره تکرار نشود!

آمده اند تا به ما بگویند: اگر دیروز آمریکا با هواپیماهای جاسوسی اش عملیات کربلای 4 را لو داد و غواصان را دست بسته در چنگال بعثی ها انداخت ، امروز نگذارید بازرسی ها و نظارت های جاسوسان آمریکا، جان فرزندان برجسته این سرزمین را به خطر اندازد و آنان را در تیررس حملات تروریستی اسرائیل قرار دهد.

آمده اند تا به ما بگویند: گمان نکنید با بازرسی های مشروط و مدیریت شده می توانید جلوی جاسوسی دشمن را بگیرید. هوشیار باشید و بدانید دشمن، خیلی خوب بلد است مدیریت شده هم جاسوسی کند. به خون غلطیدن شهدای هسته ای گواه این مدعاست.

175 غواصی که مظلومانه با دستان بسته زنده در خاک شدند؛ امروز آمده اند تا جلوی بسته شدن دستان نخبگان هسته ای و دفاعی کشور را بگیرند. آنان مستقیم پای حرف های شهدای هسته ای نشسته اند و از خون دل خوردن هایشان خبر دارند.

آمده اند تا به ما بگویند:
آمریکا دیروز ما را تحریم کرد و امروز شما را.
دیروز از عملیات های ما جاسوسی می کرد و امروز از پیشرفت های هسته ای و دفاعی شما جاسوسی می کند.

دیروز صدام را تجهیز کرد و به جان ما انداخت و امروز داعش و تفاله های بعثی را پرورش داده و برای امنیت شما خط و نشان می کشد و جاسوسانش را در قالب بازرسان آژانس به ایران می فرستد.  175 غواص با دستان بسته ، زنده زیر خاک رفتند اما زیر بار حرف زور نرفتند.

پی نوشت:تیم مذاکره کننده ایران می گوید بازرسی از مراکز نظامی مدیریت شده است.
اما بازرسی مدیریت شده از مراکز نظامی یعنی چه؟
Read more
 #اناربیج #انارآویج #گیلانی از غذاهای سنتی گیلان است. انار آویج در واقع نوعی فسنجانِ تابستانی است. ...
Media Removed
#اناربیج #انارآویج #گیلانی از غذاهای سنتی گیلان است. انار آویج در واقع نوعی فسنجانِ تابستانی است. فسنجان غذای گرمی است که در تابستان چندان طرفدار ندارد و از طرف دیگر هم خورش رسمی گیلانی‌هاست. گیلانی‌ها با اضافه کردن مقداری سبزی این خورش را برای فصل گرما دلخواه‌سازی کرده‌اند. مواد لازم: گردو ... #اناربیج
#انارآویج #گیلانی از غذاهای سنتی گیلان است. انار آویج در واقع نوعی فسنجانِ تابستانی است. فسنجان غذای گرمی است که در تابستان چندان طرفدار ندارد و از طرف دیگر هم خورش رسمی گیلانی‌هاست. گیلانی‌ها با اضافه کردن مقداری سبزی این خورش را برای فصل گرما دلخواه‌سازی کرده‌اند.😋😋😋😋 مواد لازم:

گردو آسیاب شده ۳۰۰ گرم
سبزی اناربیج (تره، گشنیز، جعفری، نعناع، خالواش، چوچاق) خرد شده و سرخ شده(میزان جعفری؛ تره و گشنیز باید بیشتر از نعناع و خالواش و چوچاق باشد) ۳۰۰ گرم
گوشت چرخ کرده ۳۰۰ گرم
پیاز درشت ۱ عدد
رب انار ترش  ۲ تا ۳ قاشق غذاخوری
نمک، فلفل، گلپر

طرز تهیه:

مغزگردو را مثل گردوی خورش فسنجان میسائیم تا نرم شود. سبزی‌ها را تمیز نموده و شسته می‌گذاریم تا آبش برود و بعدا ساطوری کرده یعنی ریز خرد نموده با روغن سرخ می‌کنیم.

پیاز را در گوشت چرخ کرده – رنده نموده ونمک و فلفل را اضافه کرده وآن را هم می‌زنیم . آنگاه از آن کوفته‌های کوچک، از یک گردو کوچکتر؛ درست می‌کنیم و در کمی روغن تفت داده و کنار می‌گذاریم

گردو آسیاب شده را در کمی آب حل می‌کنیم و خوب هم می‌زنیم تا گلوله نداشته باشد. سپس آن را با سه یا چهار لیوان آب و رب انار می‌گذاریم با حرارت ملایم یکی دو ساعت بپزد و مثل فسنجون هر دفعه کمی آب سرد اضافه می‌کنیم تا زمانیکه گردو روغن بیندازد. وقتی خورشت کمی روغن انداخت و گردو کمی پخت؛ سبزی را که از قبل سرخ کرده‌ایم اضافه می‌کنیم اگه سبزی‌های محلی را ندارین اشکال نداره. مقدار سبزی نسبت به گردو بیشتر.  سبزی رو اضافه می‌کنیم. و می‌گذاریم تا چند تا جوش بزندتا سبزی پخته شود. آنگاه کوفته‌ها را یک یک داخل خورشت که در حال جوشیدن است می‌اندازیم تا خورش ازجوش نیفتد و کوفته‌ها باز نشود. نمک و فلفل و گلپر را اضافه می‌کنیم و می‌گذاریم روی آتش ملایم چند جوش دیگر بزند و رنگ اناربیج ما خوش رنگ شود. این خورشت را با حرارت ملایم بپزید تا هم به روغن بیفتد و هم طعم خوبی پیدا کند.

هنگامی که کوفته‌ها پخته شد و رنگ خورشت خوب شد و خورش جا افتاد؛ آنرا از روی حرارت برمیداریم. غلظت این خورش مثل فسنجان است و باید کم آب باشد این خورشت معمولا ترش است اگه زیاد ترش دوست ندارید می‌توانید مقدار رب انار آن را کم کنید یا وقتی رب انار را در خورشت ریختید به آن کمی شکر اضافه کنید.

این خورشت را به طور سنتی با برنج کته می‌خورند.
 نکته: سبزی چوچاق وخالواش سبزی محلی گیلانی است که هم می‌توانید  بصورت خشک نگهداری کنید و هم تازه آنرا فریزر کنید و همیشه داشته باشید.
Read more
... #پست_موقت ساعاتی پیش مراسم اختتامیه یازدهمین دوره جایزه ادبی جلال آل احمد برگزار شد.در بخش ...
Media Removed
... #پست_موقت ساعاتی پیش مراسم اختتامیه یازدهمین دوره جایزه ادبی جلال آل احمد برگزار شد.در بخش رمان رضا امیر خانی با کتاب "ر ه ش" از نشر افق برگزیده شد و در بخش داستان کوتاه نیز صمد طاهری با مجموعه "زخم شیر "از نشر نیماژ شایسته تقدیر شد.امسال یک بخش دیگر هم به جوایز اضافه شده بود با نام:آتیه داستان ... ...
#پست_موقت
ساعاتی پیش مراسم اختتامیه یازدهمین دوره جایزه ادبی جلال آل احمد برگزار شد.در بخش رمان رضا امیر خانی با کتاب "ر ه ش" از نشر افق برگزیده شد و در بخش داستان کوتاه نیز صمد طاهری با مجموعه "زخم شیر "از نشر نیماژ شایسته تقدیر شد.امسال یک بخش دیگر هم به جوایز اضافه شده بود با نام:آتیه داستان ایرانی؛بدین صورت که نزدیک به صد نفر در بنیاد ادبیات داستانی طی صد ساعت کار بیست نفر رابه عنوان نامزد این بخش معرفی کرده بودند و من و شما با مراجعه به یک لینک اینترنتی می توانستیم به آن ها رای بدهیم.سرانجام چهار نفر از میان بیست نفر به عنوان نفرات برگزیده انتخاب شدند .
در مورد جوایز، چه ادبی چه ... اصولا دو وضعیت پیش روی شما قرار دارد ؛ یک : شما اعتقادی به جایزه ادبی دارید . دو : شما اعتقادی به جایزه ادبی ندارید ؛ که در هر دو وضعیت تکلیف شما کاملا روشن است.جایزه جلال معمولا از آن دسته جوایزی است که هر ساله با چون و چراهای بسیاری برگزار می شود.مثلا در بخش رمان با انتخاب رضا امیر خانی مواجه ایم، انتخابی که پیش بینی آن چندان کار دشواری به نظر نمی رسید،البته آقای امیر خانی طبق عادت همیشگی خود از قبول بخش مادی این جایزه نیز صرف نظر کرد.(معادل صد میلیون تومان) که رمزگشایی از این کار وقت زیادی از شما نمی گیرد.در بخش داستان کوتاه انتظار می رفت اثر دیگری برگزیده شود ولی به هر حال به صمد طاهری نیز تبریک می گویم.در بخش آتیه داستان ایرانی که لازم می دانم ارجاع بدهم شما را به سایت این جایزه تا اسامی بیست نفر را بخوانید . اگر با خواندن اسم این دوستان لبخندی بر روی لبان تان نشست هیچ نباید تعجب کنید.نقل قول مستقیم می کنم از سایت : "روشن است برخی نام ها در این سیاهه نیامده اند ، آن نام های دیگر یا در آستانه نوشتن هستند یا این که به جایگاهی دست یافته اند که از آستانه تحول مورد نظر گذر کرده اند ." تحلیل و بررسی این نقل قول را به خودتان واگذار می کنم اما نکته مضحک آن جاست که کسی مثل آقای آرش صادق بیگی که در نهمین دوره همین جایزه در زمره برندگان قرار گرفته بود نیز اکنون در بخش آتیه داستان ایرانی قرار گرفته است و علامت سوال آن جایی قرار می گیرد که دو نفر از برگزیدگان این بخش به نام های محمد رضا شرفی خبوشان و سید میثم موسویان به ترتیب جزو داوران بخش رمان و نامزد بخش داستان کوتاه هستند.
در کل و با همه این پرسش ها برای برگزیدگان این دوره آرزوی موفقیت و کامیابی دارم .
مرسی .
#جایزه_ادبی
#جایزه_جلال
#یازدهمین_دوره_جایزه_ادبی_جلال
Read more
سلام مهربونا<span class="emoji emoji1f339"></span> خیلی وقته که خیلی ها میگن کتاب بهمون معرفی کن که خود آموز نقاشی یاد بگیریم. یادتون ...
Media Removed
سلام مهربونا خیلی وقته که خیلی ها میگن کتاب بهمون معرفی کن که خود آموز نقاشی یاد بگیریم. یادتون باشه کتاب خوندن در مورد آشنایی با سبک ها و تئوری ها عالیه ولی متاسفانه باید بگم که نقاشی رو از روی خوندن کتاب نمیشه خوب و حرفه ای یاد گرفت... عین یادگیری الفبا بدون معلمه.. کلا به نظر من خودآموز نقاشی ... سلام مهربونا🌹
خیلی وقته که خیلی ها میگن کتاب بهمون معرفی کن که خود آموز نقاشی یاد بگیریم.
یادتون باشه👇
کتاب خوندن در مورد آشنایی با سبک ها و تئوری ها عالیه ولی متاسفانه باید بگم که نقاشی رو از روی خوندن کتاب نمیشه خوب و حرفه ای یاد گرفت... عین یادگیری الفبا بدون معلمه.. کلا به نظر من خودآموز نقاشی رو یاد گرفتن فقط وقت با ارزش و هزینه رو هدر دادن هست... فقط یک معلم خوب و دلسوز میتونه با آموزش دلسوزانه اش سرعت یادگیری شما رو افزایش بده... بدون معلم سرعت یادگیری خیلی کمه و کیفیت نقاشی ها خوب نمیشه در نتیجه در طولانی مدت خسته میشین و تو ذوقتون میخوره و البته معلم بد هم میتونه شما رو زده کنه ... در انتخاب معلم هم دقت کنید...و البته معلم هم باید در انتخاب هنرجو دقت کنه 😎
خلاصه 😍😎
.
یک روز رفتم شهر کتاب بعد از یک ساعت گشتن لابه لای کتاب ها
این دو کتاب بی نظیر رو پیدا کردم براتون...
کتاب سمت راستی ((گزیده تاریخ هنر )) از بهزاد نجفیان قطور تر و کامل تر و سیاه سفید بود و کتاب سمت چپی ((مکاتب نقاشی )) از فوزیه لطفی خلاصه تر و رنگی و با عکس های واضح و جالب بود.
و البته کتاب جناب(( مرزبان )) هم از قدیم خیلی مورد توجه هنرمندان بزرگ بوده ..
صفحه دوم معرفی کتاب برای طراحی بدون معلم هست که افرادی که دسترسی به کلاس طراحی ندارند میتونند با این کتاب شروع کنند ... با پشتکار روز یک ساعت تا دو ساعت هم طراحی کنید من قول میدم طراحیتون بعد از 6 ماه خیلی خوب میشه... طراحی خیلیییی مهمه خیلی
📒📚کتاب آموزش کامل طراحی
به گرد آوری فریبرز فرید افشین و مریم خسروشاهی یک دفتر طراحی و مداد و تراش وپاککن و محو کن میخرید و صفحه به صفحه بخوانید و شروع میکنید.
به همین راحتی
موفق باشید

لیلا راضی
@leila.razi
@leila.razi
#کتاب #نقاشی #رنگروغن #نقاش #نقاشی_مدرن #هنر #دکوراسیون #آموزشگاه #کلاس_نقاشی #آموزشی #آبستره_سلولی #آبستره #ورکشاپ_آبستره #ورکشاپ #هنرمند #اکریلیک #طراح #هنر #هنرجو #لیلاراضی #میکسمدیا #میکس_مدیا #مدرن #نمایشگاه_نقاشی #نمایشگاه #کلاژ
.
دوستای هنرمندتون رو منشن کنید
اگر کتابی هم میشناسید توضیح بدید و معرفی کنید که بقیه هم مطلع بشن... 💖💙💗
Read more
ماسک گلابی معجزه ای برای پوست شما در تابستان گلابی میوه ای تابستانی سرشار از ویتامین E می باشد که برای ...
Media Removed
ماسک گلابی معجزه ای برای پوست شما در تابستان گلابی میوه ای تابستانی سرشار از ویتامین E می باشد که برای پوست و مو بسیار مفید می باشد. علاوه بر این خواص فوق العاده ی گلابی برای پوست و مو به دلیل فیبر بالا بسیار کمک کننده در هضم غذا و عملکرد بهتر دستگاه گوارش می باشد. در این مقاله با خواص گلابی بیشتر آشنا ... ماسک گلابی معجزه ای برای پوست شما در تابستان
گلابی میوه ای تابستانی سرشار از ویتامین E می باشد که برای پوست و مو بسیار مفید می باشد. علاوه بر این خواص فوق العاده ی گلابی برای پوست و مو به دلیل فیبر بالا بسیار کمک کننده در هضم غذا و عملکرد بهتر دستگاه گوارش می باشد. در این مقاله با خواص گلابی بیشتر آشنا خواهید شد

ویتامین‌ها و مواد معدنی گلابی
اگرچه گلابی خواص سبزیجات-خواص میوه ها سبزیجات و سلامت – ویتامین C نیست اما این میوه‌ی مفید حاوی ویتامین‌های دیگری مثل ویتامین E می‌باشد. اما همین میزان اندک ویتامین C به همراه ویتامین E به صورت سینرژی یا همان توان افزایی عمل می‌کنند. یعنی این که دو یا چند عنصر با هم همیاری یا برهمکنش دارند و برای همین خواص آنتی اکسیدانی ویتامین E چندین برابر می‌شود.

گلابی؛ تقویت کننده سلول‌های خاکستری مغز
یک عدد گلابی متوسط حاوی ۱۵ درصد مس مورد نیاز روزانه‌ی سیستم عصبی است. یون‌های مس روی ناقل‌های عصبی موثر در عملکرد سیناپس‌ها (منطقه‌ی تماس بین نرون‌ها و عضلات) تأثیر می‌گذارد. قدرت یادگیری و به یادسپاری ما به نیرو و توان ناقل‌های عصبی بستگی دارد. یعنی اگر ناقل‌های عصبی ما درست به وظایفشان عمل نکنند هم یادگیری‌مان به مشکل بر می‌خورد و هم قدرت به یادسپاری‌مان. مس باعث تقویت عملکرد ناقل‌ها می‌شود و گلابی هم یکی از میوه‌های تامین کننده‌ی مس مورد نیاز بدن است.

تقویت سیستم ایمنی بدن با مصرف گلابی
مواد موجود در گلابی برای تقویت بدن پس از بیماری هایی که نیرو و توان انسان را تحلیل می برد، بسیار مفید است. شاید به همین دلیل است که برای بیماران کمپوت گلابی می بریم.
در دوران نقاهت بیماری هایی چون سل، کم خونی و ضعف شدید خوردن مخلوط آب گلابی و به بسیار مفید است.

گلابی سرشار از فیبرهای حلال یا محلول در آب می‌باشد که باعث تقویت سیستم ایمنی بدن شده و بدنتان را در برابر بیماری‌ها مصون می‌دارد.
توجه داشته باشید فیبرهای غیر حلال که بیشتر در پوست این میوه قرار دارند باعث هضم و دفع سریع غذا می‌شوند. برای همین امکان دارد برای افرادی که روده‌های حساسی دارند دردسرساز شود.

جوان سازی پوست صورت
گلابی حاوی مقادیر بالای ویتامین C، ویتامین K و مس است که رادیکال های آزاد را از بین می برد و با افزایش تولید کلاژن در پوست صورت به درمان چین و چروک پوست صورت و چروک دور چشم کمک کرده و باعث جوان سازی پوست صورت می شود. #coffee #coffeeshop #juice #سلامتی #خواص #گلابي #آبميوه #ميوه #فوائد #صورت #پاكسازي #جوان
Read more
بسم الله الرحمن الرحیم میدونید مشکل کجاست ؟! مشکل جایی که بعضی مسئولین میخواهند ره صد ساله رو یک ...
Media Removed
بسم الله الرحمن الرحیم میدونید مشکل کجاست ؟! مشکل جایی که بعضی مسئولین میخواهند ره صد ساله رو یک شبه طی کنند (البته این موضوع بین عموم جامعه هم وجود دارد). این کار نشدنیه . حداقل در زمینه فرهنگی نشدنیه . حداقل در زمینه اعتقادی نشدنیه . با توجه به رشته ای که خوندم و دانش اندکی که دارم میدونم که اعتقاد ... بسم الله الرحمن الرحیم
میدونید مشکل کجاست ؟!
مشکل جایی که بعضی مسئولین میخواهند ره صد ساله رو یک شبه طی کنند (البته این موضوع بین عموم جامعه هم وجود دارد).
این کار نشدنیه . حداقل در زمینه فرهنگی نشدنیه .
حداقل در زمینه اعتقادی نشدنیه .
با توجه به رشته ای که خوندم و دانش اندکی که دارم میدونم که اعتقاد و رفتار هر فردی نتیجه تربیتش در دوران کودکی و نوجوانی هست . و تربیت هر انسانی بستگی به دوعامل وراثت و محیط زندگی داره . اینو همه میدونیم که اگه الان کشورهای توسعه یافته و صنعتی به این جایگاه رسیدن نتیجه سالهای سال تلاش و پشت کار و برنامه ریزی دقیق هست و حاصل عملکرد مثبت و مسئولیت پذیری مسئولان هست و شاید به جرئت بتونم بگم که حداقل یک نسل یا دونسل قربانی و فدا شدند تا نسل جدید رفاه و فرهنگ مطلوب و آسایش داشته باشد .
و همه میدونیم بعد از انقلاب یا حتی بهتره بگم بعد از جنگ هشت ساله و زمانی کشورهای مخالف که دشمنی سرسختی با اهداف و آرمان های انقلاب داشتند ،فهمیدند که با جنگ نمی شه جلوی جریان و نیروی انقلاب رو گرفت و تنها راه جنگ نرمه . راهی که تو بسیاری کشور ها جواب داده بود . پس جنگ نرم بسیار برنامه ریزی شده و دقیق شروع شد . حجاب یکی از مهم ترین هدف های این برنامه هست . و متاسفانه در داخل کشور و در زمینه فرهنگی کار موثری انجام نشد . و چه بسا اقداماتی که انجام دادند نتیجه عکس داد . مشکل بزرگی که ما در زمینه فرهنگی در مواجهه با آن هستیم اینکه توجهی چندانی به ریشه نداریم . وقتی دانه سیب بکاری قطعا درخت سیب تحویل میگیری نه چیز دیگه ای . مسئولین فرهنگی شاید انتظار دارند با گشت ارشاد و با توسل به زور یا بازداشت و یا تهدید بتونند اصلاحات مورد نظرشونو بوجود بیارند . ولی سخت در اشتباهند . اون مرحله ای که باید دربارش فکر کنند برنامه ریزی کنند و تغییرش بدند دوران کودکی و نوجوانیه . نمی توان انتظار داشت یک جوان بالغ که شخصیتش شکل گرفته رو به راحتی متقاعد کرد مخالف اونچه که تربیت و رشد یافته رفتار کنه .
نگران روزی هستم که دیر بشه و دیگه از دست هیچ کسی کاری برنیاد .
بیشتر مسئولین در خواب غفلت هستند و متاسفانه یه دست صدا ندارند و با وجود اقدامات مناسبی که بعضی به صورت خودجوش و مجاهدانه انجام می دهند ، هنوز با جامعه انقلابی مطلوب فاصله داریم .
و مکروا و مکرالله و الله خیر الماکرین .
(در پرانتز باید بگم که امثال مسیح علینژاد ها دلشون برای منو شما نسوخته . اونا ابزاری هستند که پول میگرند و کار انجام میدهند وقتی هم که تبدیل به مهره سوخته شدند میندازنشون کنار . از اطرافمون غافل نشیم.
Read more
[email protected]_goudarzi5 . . . وقتی تمام دستگاه‌ها پر بود چه کنیم؟🤔 شب جمعه است و باشگاه شما آنچنان شلوغ شده که حتی امکان استفاده از بدترین دستگاه‌های ورزشی هم وجود ندارد! معمولا در اینجور مواقع چه کار خواهید کرد؟ در ۲ پست، چند راهی که به ذهن من خطور کرد را خواهید خواند: ۱. تمرینات کششی این مورد بدیهی ... [email protected]_goudarzi5 .
.
.
💢وقتی تمام دستگاه‌ها پر بود چه کنیم؟🤔 شب جمعه است و باشگاه شما آنچنان شلوغ شده که حتی امکان استفاده از بدترین دستگاه‌های ورزشی هم وجود ندارد! معمولا در اینجور مواقع چه کار خواهید کرد؟
در ۲ پست، چند راهی که به ذهن من خطور کرد را خواهید خواند:

۱. تمرینات کششی

این مورد بدیهی است! همه‌ی ما می‌دانیم که برای انجام تمرینات کششی فضا و لوازمی احتیاج نداریم. شما می‌توانید با حرکات کششی ساده و ایستاده شروع کنید، سپس اگر امکانش بود، یک زیر انداز برای خودتان فراهم کرده، دراز بکشید و حرکات کششی پیشرفته‌تری همانند تمرینات یوگا انجام دهید.

۲. تمرینات شکم

همیشه زمانی که تمام دستگاه‌های ورزشی باشگاه اشغال شده هستند، هنوز هم راه‌هایی برای تمرینات شکم وجود دارد. مثلا خیلی بعید است که تمام توپ‌های یوگا نیز اشغال شده باشند. از آنها استفاده کنید! اگر هیچ کدام از آنها هم در دسترس نبود، یک زیر انداز تهیه کرده و چند حرکت کرانچ ساده انجام دهید.

۳. بصورت اشتراکی استفاده کنید

واقعا جای تعجب است که چرا افراد زیادی در خواستن حقوقشان خجالتی هستند. دوستان من، همه‌ی افراد درون یک باشگاه، هزینه‌ای یکسان بابت عضویت در باشگاه پرداخته‌اند. بنابراین بر همه‌ی اعضاست که تجهیزات و دستگاه‌های ورزشی را بصورت اشتراکی با یکدیگر استفاده کنند. برخی از دستگاه‌ها برای استفاده‌ی اشتراکی مناسب نیستند، اما خیلی‌شان نیز قابل استفاده‌اند. مثلا پشت بازو سیم‌کش یا هر دستگاه دیگری که تنها با تغییر یک پین، می‌توان وزن آنرا تنظیم کرد برای استفاده بصورت مشترک مناسب است.

همانطور که می‌دانید، مردم در حالت عادی اعتنایی نمی‌کنند، همچنین ذهن‌خوانی هم بلد نیستند. پس اگر فکر می‌کنید که می‌توانید بصورت اشتراکی و بدون ایجاد مزاحمت در تمرین دیگران از دستگاهی استفاده کنید، به آنها خواسته‌تان را بگویید.

۴. تمرین با استفاده از وزن بدن

تمرین‌های زیادی هم وجود دارد که بدون نیاز به دستگاه یا وزنه می‌توانید انجام دهید. اسکات، اسکات پرشی، شنا سوئدی، ساق و غیره. تمام این‌ها برای زمانی که منتظر خالی شدن دستگاهی هستید تمرینات خوبی هستند. . سونا و اسپا

همه‌ی ما احتیاج داریم تا برخی اوقات کمی آرامش بدست بیاوریم. شاید یک ماساژ یا استراحت در سونا همان چیزی باشد که واقعا به آن احتیاج دارید. بعضی وقت‌ها اگر مضطرب هستید یا حال خوشی ندارید، یک اسپای آرامش بخش شاید برایتان خیلی مفیدتر از ورزش سنگین باشد.

۶. دور ساختمان بدوید... ادامه تو کامنت اول
Read more
. خیابون های بسیاری توی این شهر هست که من رو دلتنگ میکنه و خیابون هایی هست که خوشحالم میکنه. فکر کنم ...
Media Removed
. خیابون های بسیاری توی این شهر هست که من رو دلتنگ میکنه و خیابون هایی هست که خوشحالم میکنه. فکر کنم تعداد دلتنگی ها بیشتر باشه یا شاید هم نه. خیلی وقتها نمیدونم دقیقا دلتنگ چه چیزی میشم ولی آجرهای دهه هفتادی یه خونه میتونه باعث بشه که تا یکی دو ساعت در دنیای دیگه ای زندگی کنم. مثلا گذر از خیابون قائم‌مقام ... .
خیابون های بسیاری توی این شهر هست که من رو دلتنگ میکنه و خیابون هایی هست که خوشحالم میکنه. فکر کنم تعداد دلتنگی ها بیشتر باشه یا شاید هم نه. خیلی وقتها نمیدونم دقیقا دلتنگ چه چیزی میشم ولی آجرهای دهه هفتادی یه خونه میتونه باعث بشه که تا یکی دو ساعت در دنیای دیگه ای زندگی کنم. مثلا گذر از خیابون قائم‌مقام حدفاصل آرژانتین تا عباس آباد. حرفم از دلتنگی از نوع نوستالژی نیست. میخوام بگم یه چیزی درون آدم از روزی که به دنیا میاد کم کم شکل میگیره و بعدها با دیدن یه مدل آجر یا پنجره خاص اینطوری توی فکر میره
.
خیلی وقتها تعامل و تضاد احساسی بین دو تا بازه زمانی در مورد یک موضوع خاص هم اذیتم میکنه. مثلا روزهایی بود که بلوار کشاورز رو دوست داشتم و ساعت ها بین کلاس ها قدم میزدم. نه که الان دوست نداشته باشم ولی حسم شبیه حس ده سال پیش یا حتی پنج سال پیش نیست. بعضی وقتها می اندازم تقصیر آلودگی هوای تهران و میگم خاکستری شدی و اینطوری زیبایی های شهر رو از بین بردی. بعضی وقتها هم تقصیر گرونی و وضع اقتصادی و میگم لابد تو نمیذاری از روزهای این شهر لذت ببریم. شاید هیچ کدوم اینها درست نباشه و اصلا حس ما نسبت به یه خیابون از درون ما شکل میگیره و شاید در اوضاع محیط‌زیستی بدتر از این من حس بهتری نیست به این شهر داشته باشم
.
سام کافه شهرک غرب خوشحالم میکنه. احساس میکنم چیزی بین من و آدم هایی که اونجا نشستیم مشترک هست. نمیدونم دقیقا چه چیزی ولی حس یکسان بودن دارم. برای خودم داشتن این حس عجیب و جدیده اما یک بار که فکر میکردم چی من رو به سام شهرک میکشونه به همین نتیجه رسیدم. شاید ترکیب رنگ آفتاب ساعت ۵ بعداز ظهر یه روز بیست درجه‌ای در اسفند دو سال پیش بود که این رو فهمیدم.وقتی منتظر مانلیا نشسته بودم و عطر قهوه و کیک تازه در مشامم پیچیده بود
.
عاشقانه زبان انگلیسی و فرهنگ‌های مرتبط با این زبان رو دوست دارم و در لحظات دلتنگیم کافیه یه کتاب گرامر انگلیسی بردارم و بخونم و در دانشگاه تهران که نشسته‌ام دلم تار جلیل شهناز در سه‌گاه میخواد و صبح ها که با لیوان قهوه در ماشینم می‌شینم و سوییچ را میچرخونم پیاف فرانوسی گوش میدم و فکر میکنم همه مردم دنیا در اون لحظه در رویای پاریس هستن و روزهایی که سمت دانشگاه هستم ساعت سه به سمت نشر افق میرم و و نیم ساعتی کتاب هارو ورق میزنم و نشر افق در اون ساعت ظهر به توسکانی ترین حالت ممکن ایتالیاییه
.
حالا قهوه صبحدم رو کلمبیایی انتخاب میکنم و انگلیسی امروز رو میخونم و بوی زعفرون ناهار در بالکن می پیچه و یادم میاد دیشب خواب دیدم پابرهنه لب ساحلی در مکزیک هستم
Read more
شب یلدا نزدیک است و «زیین» هم در آستانه شش سالگی قرار دارد. زییین از اولین روزها که صرفا ایده‌ای در ذهن ...
Media Removed
شب یلدا نزدیک است و «زیین» هم در آستانه شش سالگی قرار دارد. زییین از اولین روزها که صرفا ایده‌ای در ذهن ما بود تا امروز که با همراهی جمعی از بهترین و خوش‌سلیقه‌ترین هنرمندان ایران و حمایت شما به اینجا رسیده، همیشه خط و مشی و اصل اولیه کار ما در انداختن طرحی نو در دنیای صنایع دستی و هنر ایرانی بوده است. تلاش ... شب یلدا نزدیک است و «زیین» هم در آستانه شش سالگی قرار دارد. زییین از اولین روزها که صرفا ایده‌ای در ذهن ما بود تا امروز که با همراهی جمعی از بهترین و خوش‌سلیقه‌ترین هنرمندان ایران و حمایت شما به اینجا رسیده، همیشه خط و مشی و اصل اولیه کار ما در انداختن طرحی نو در دنیای صنایع دستی و هنر ایرانی بوده است.
تلاش ما در همه این سال‌ها همزمان هم حمایت از هنرهای دستی اصیل و با کیفیت هنرمندان چهارگوشه کشورمان بوده و هم تلاش برای رونق و بهبود وضعیت معیشت این هنرمندان. همچنین در این مسیر هدف‌گذاری و برنامه‌ریزی دیگر ما گام برداشتن در مسیر بازطراحی و ارتقای کیفی و بصری آثار هنری و صنایع‌دستی ایرانی با هدف نزدیک کردن این آثار به سلیقه مخاطبان امروزی و نسل‌های جدید هم در ایران و هم در دیگر نقاط جهان بوده است.
این روزهای آخر پاییزی که چیزی به فرارسیدن شب یلدا باقی نمانده است، «زییین» به روال سال‌های قبل از چند محصول جدید خود که حاصل بازطراحی (redesign) بخشی از صنایع‌دستی اصیل ایرانی است رونمایی خواهد کرد.
یکی از این محصولات مسندها یا تشک‌های پنبه‌ای است. سالیان سال تشک‌ها و مسندهای پر شده از پنبه، اصلی‌ترین و فراگیرترین زیراندازها نزد همه اقوام ایرانی بود. ایرانیان پنبه‌های کشت شده در کشتزارهای طبیعی را برداشت می‌کردند و به دست هنرمندان خوش‌سلیقه‌ی پنبه‌زن آماده به‌کارگیری در هنر دستی لحاف‌دوزی و تشک‌دوزی می‌شد. هنوز هم در خانه‌های پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌هایمان تشک‌های پنبه‌ای به یادگار مانده از گذشته باقی مانده‌اند و خواب‌شان رونق دارد و یادآور خاطرات خوش گذشته است. اما سال‌هاست که این صنعت دستی خلاقانه رو به زوال رفته است.
«زییین» بار دیگر این هنر دستی ارزشمند را احیا کرده و با بازطراحی و نوسازی دوباره آن را زنده کرده است. یکی از اصلی‌ترین دلایل ما برای بازطراحی و نوسازی هنر تشک‌دوزی، نجات یک هنر خلاقانه و صنایع‌دستی ارزشمند از زوال و نابودی است. تشک‌دوزان سنتی سال‌هاست رونق کارشان کساد شده و به شکوفایی روزگاران گذشته نیست. با دمیدن روحی تازه در این هنر و طراحی تشک‌ها و مسندهایی باب طبع سلیقه و نگاه امروزی، تلاش می‌کنیم این هنر دستی را دوباره به چرخه تولید برگردانیم و هنرمندان این عرصه را به تداوم کارشان امیدوار کنیم. این امیدواری هم نانی بر سر سفره‌های این هنرمندان خواهد برد و هم فرزندان و شاگردانشان را ترغیب می‌کند که شغل پدران و استادان خود را دنبال کنند. اینگونه این هنر سنتی و همیشگیِ ایرانی، از دست زوال و فراموشی نجات پیدا خواهد کرد. «زییین» این محصولات را با عنوان «پهل
Read more
... #معرفی_کتاب . خب کتاب بخونید دیگه، چرا اینقدر با اعصاب من بازی می کنید؟ ها؟ حالا من هیچی، چرا ...
Media Removed
... #معرفی_کتاب . خب کتاب بخونید دیگه، چرا اینقدر با اعصاب من بازی می کنید؟ ها؟ حالا من هیچی، چرا خودتون رو از لذت کتاب خوندن محروم می کنید؟ این دیگه نامردیه؛ من این کتاب رو دوست داشتم، کلا از جومپا لاهیری هر چی خوندم دوست داشتم، شما امتحان کنید، چیزی از دست نمی دید. . . درباره کتاب: «به کسی مربوط ... ...
#معرفی_کتاب .
خب کتاب بخونید دیگه، چرا اینقدر با اعصاب من بازی می کنید؟ ها؟ حالا من هیچی، چرا خودتون رو از لذت کتاب خوندن محروم می کنید؟ این دیگه نامردیه؛
من این کتاب رو دوست داشتم، کلا از جومپا لاهیری هر چی خوندم دوست داشتم، شما امتحان کنید، چیزی از دست نمی دید. .
.
درباره کتاب: «به کسی مربوط نیست» مجموعه داستانی است خیره کننده نوشته ی نویسنده ی برنده ی جایزه ی پولیتزر، جومپا لاهیری. کتاب شامل هشت داستان است ــطولانی تر و غنی تر از هر چه تاکنون نوشته-ـ که ما را از کمبریج و سیاتل به هند و تایلند می برد، و با شرح زندگی خواهرها و برادرها، پدرها و مادرها، دخترها و پسرها، و عشاق طلسم می کند.
«آن چه جومپا لاهیری را از دیگران مجزا می کند، سبک نوشتاری ساده و در عین حال سرشار از جزئیاتی است که در فرآیند بیان دقیق زندگی شخصیت هایش، قلب را به درد می آورد.»
در داستان حیرت انگیز نخست، پدر روما، مادر جوانی که در شهری جدید ساکن شده، به دیدارش می آید، با علاقه به باغچه ی خانه ی او رسیدگی می کند، و در این فرآیند پدربزرگ و نوه اش رابطه ای خاص برقرار می کنند. ولی پدربزرگ رازی را از دخترش مخفی نگاه می دارد، رابطه ای عاطفی را که فقط خودش از آن باخبر است.
در داستان «انتخاب محل سکونت» آخر هفته ی رمانتیک یک زوج جوان، پیچ و تاب های تاریکی می یابد که تا اعماق شب می انجامد. «در حسن نیت تمام» خواهری که مشتاق است دوران کودکی برادرش آرمانی باشد، چیزی که خودش از آن محروم بود، دچار عذاب وجدان، اضطراب و خشم می شود، زمانی که بیماری برادر زندگی خانوادگی او را تهدید می کند. و در «هِما و کوشیک» سه داستان درهم تنیده ، زندگی پسر و دختر جوانی را در یک زمستان سرنوشت ساز، در خانه ای در حومه ی ماساچوستس دنبال می کنیم. آن ها در مسیرهای جداگانه و دردناکی از معصومیت به بلوغ می رسند، تا که دست تقدیر سال ها بعد آن دو را در رم سر راه هم قرار می دهد.
به کسی مربوط نیست، شاهد آشکاری است از استعدادهای یگانه ی جومپا لاهیری: نثر شکیل، خرد عاطفی، و شرح زیرکانه و ظریف ترفندهای قلب و ذهن. کتاب اثر نویسنده ای در اوج خلاقیت است. این کتاب پیش از این با نام های دیگری منتشر شده است.
.
#کتاب_خوب #کتاب_بخوانیم #کتابخوانی #کتاب #جومپا_لاهیری #به_کسی_مربوط_نیست #گلی_امامی #نشرچشمه #سین_شین #سمیراشکوری #سمیرا_شکوری
Read more
شاملو قبل از اینکه شعر بخواند به چند سوال پاسخ میدهد . ایا هنر و سیاست جایی به هم میرسند ؟ جواب این است ...
Media Removed
شاملو قبل از اینکه شعر بخواند به چند سوال پاسخ میدهد . ایا هنر و سیاست جایی به هم میرسند ؟ جواب این است که اه بله حتما ولی بر سر نعش یکدیگر ورق بزنید و ویدیو کامل در تلگرام (بیو) قابل توجه هنرمند نماهای چسبیده به قدرت و حاکمیت ، انها که هم کنار احمدی نژاد ایستادند و هم کنار روحانی ، همسر از میان اقازاده ... شاملو قبل از اینکه شعر بخواند به چند سوال پاسخ میدهد .
ایا هنر و سیاست جایی به هم میرسند ؟
جواب این است که اه بله حتما ولی بر سر نعش یکدیگر
ورق بزنید و ویدیو کامل در تلگرام (بیو)
قابل توجه هنرمند نماهای چسبیده به قدرت و حاکمیت ، انها که هم کنار احمدی نژاد ایستادند و هم کنار روحانی ، همسر از میان اقازاده های نشسته بر سفره چرب و چیلی انتخاب کرده اندو هر شب کاهبردار حکومتی را در اغوش میکشند واقازاده تولید مثل میکنند، به ما که میرسند ، ادای ادم سیاسی ها را در میاورند ، فردا هم همین ها میایند میگویند مردم به این رای دهید به ان رای دهید!
ننگ بر این همه تزویر و دروغ !
تو و امثال توایی که رفتید با یک اقازاده کلاش ازدواج کرده اید ، شماها ننگ سنگین تری را حمل میکنید که لااقل او اختیاری اقازاده نشده بوده ولی تو رفتی او را با اراده خودت انتخاب کردی، این ننگ ونکبت ها تا ابد پاک نمیشود با این ادا و اصول های اهای مردم ، من به فکر درد شما هستم من منتقد دولت هستم ⁉چه فکر کردید واقعا
جمعش کنید بابا این دکانهایتان را
ننگ بر هنرمندنماهای همیشه مجیز گو که وقتی جو عمومی را معترض میبینند ، سعی میکنند با تظاهر خود را مردمی جلوه دهند ، در روزگاری که همه تریبون ها را در اختیار دارند و اینجا هم که فالور خریدنی ست ، شاخگونه دم در اورده اند .....
شاملو در این ویدیو هنر و رابطه ان را سیاست توضیح میدهد .
#تولد_شاملو #شاملو #هنرمندان #هنر #مهناز_افشار #هنرمندان_حکومتی #متظاهران
Read more
" بنابه گواه تاریخ، یهودیان پس از رهایی از اسارت بابلیان، به تقویم خود نظمی نوین بخشیدند و موضوعاتی همچون جشن نوروز را از ایرانیان اقتباس نمودند که آنرا عید #پوریم نامیدند اما در حواشی این جشن، افسانه ای تخیلی و قدیمی بنام ملکه استر نگاشته شده که برپایی جشن پوریم را به حوادثی غیر واقعی نسبت میدهد در ... "
بنابه گواه تاریخ، یهودیان پس از رهایی از اسارت بابلیان، به تقویم خود نظمی نوین بخشیدند و موضوعاتی همچون جشن نوروز را از ایرانیان اقتباس نمودند که آنرا عید #پوریم نامیدند

اما در حواشی این جشن، افسانه ای تخیلی و قدیمی بنام ملکه استر نگاشته شده که برپایی جشن پوریم را به حوادثی غیر واقعی نسبت میدهد

در این داستان ، استر نام دخترکی یهودی است، که در دوران سلطنت خشایارشا، بواسطه ی - مردخای - عموی خویش به دربار راه می یابد و بعنوان شهبانوی دربار از سوی شاه برگزیده میشود

مطابق داستان، استر پس از چندی با استفاده از نفوذ خویش بر شاه، موفق میگردد یهودیان را از خطر توطئه ای که از سوی هامان وزیر ایرانی صورت گرفته نجات دهد و موجبات انتقام و کشتار هفتاد و هفت هزار ایرانی بدخواه را نیز توسط یهودیان در این ماجرا فراهم آورد که به شکرانه این پیروزی، جشنی بنام پوریم را برپا کردند

اگر چه این کتاب قدیمی است، اما به سبب تناقضات آشکار در آن، از سوی مورخان و پژوهشگران برجسته ی جهان در ژانر رمان ها ی تخیلی قلمداد گردیده است

چرا که در هیچ یک از کتیبه ها و آثار تاریخی مکتوب ایران و جهان نه اثری از چنین رویدادی هست و نه خبری از نام چنین افرادی در دربار ایران.
مطابق منابع تاریخ، نام همسر خشایارشا ، آمیستریس و از خاندانی ایرانی ثیت گردیده، ضمن آنکه پادشاهان هخامنش طبق قانون، همواره ملزم به وصلت با دختری از یکی از هفت خاندان بزرگ ایرانی بوده اند

با توجه به تناقضات بسیار، بنظر میرسد نگارنده ی این داستان از اقلیتهای بومی ساکن ایران در آن دوران بوده و اطلاعات دقیقی نیز از وضعیت موجود دربار شاهان آن دوران و حتا اورشلیم نیز نداشته است

در این افسانه، بجز نام خشایار، سایر نامها، غیریهودی و برگرفته از نام خدایان اساطیری بابلی همچون ایشتر و مردوک و یا نام هومای خدایی ایلامی است که تحت نام #استر، #مردوک و #هامان شخصیت پردازی شده اند. این موضوع، ریشه و اصالت داستان را به قصه های اساطیری بابل مرتبط میکند

سینا ورمزیار

پ.ن:
کتاب استر در آن دوران، با انگیزه های خاصی برای مخاطبین خود نگاشته شده است، اما ظاهرا چندی است که مخاطبینی در برخی محافل داخلی! یافته است

مخاطبین این داستان با واقعی جلوه دادن افسانه ی استر و قتل عام ایرانیان در روز سیزده به در، میکوشند تا اعتبار نوروز را خدشه دار ساخته و با القای شکست، روحیه ی شادمانی را از مردم سلب و تاریخ #هخامنشی را نیز جلوه ی غیرایرانی بخشند

ـ انتساب آرامگاهی قدیمی در همدان به استر و مردخای با واقعیت تاریخی منطبق نیست و برگرفته از این افسانه است
Read more
در ادامه‌ی استوری‌های امروز: . محمّد برای من مثل آتش جادویی داخل قلعه متحرک هاول می‌مونه، وقتی ...
Media Removed
در ادامه‌ی استوری‌های امروز: . محمّد برای من مثل آتش جادویی داخل قلعه متحرک هاول می‌مونه، وقتی دیگه دارم تموم می‌شم، زبانه می‌کشه و قلعه‌ی فرسوده‌ی من رو تکون می‌ده، بعد جادو می‌کنه و همه‌چیز رنگ تازه می‌گیره... . چه‌طور باید از محمّد مقابل تمام رنج‌های روحی که کشیدم و حتی نکشیدم ولی می‌دونم ... در ادامه‌ی استوری‌های امروز:
.
محمّد برای من مثل آتش جادویی داخل قلعه متحرک هاول می‌مونه، وقتی دیگه دارم تموم می‌شم، زبانه می‌کشه و قلعه‌ی فرسوده‌ی من رو تکون می‌ده، بعد جادو می‌کنه و همه‌چیز رنگ تازه می‌گیره...
.
چه‌طور باید از محمّد مقابل تمام رنج‌های روحی که کشیدم و حتی نکشیدم ولی می‌دونم ممکنه سراغش بیاد حفاظت کنم؟!
الان به جواب سوال رسیدم، به سختی، اما رسیدم، جواب این سوال مثل یک الماس برای من درخشان و ارزشمنده.
«نمی‌تونم»
پذیرش* ناتوان بودن در عین توانمندی در عالم هستی، آرامش‌بخش‌ترین درسی بود که گرفتم.
.
آیا این‌ها رنج پاک* هستن؟!
بعضی‌هاشون بله و بعضی نه.
من، مادر و رفیق و یارِ وفادار ِهمیشگیِ محمّد هستم و خواهم بود اما نمی‌تونم و نمی‌خوام مانع مواجه‌اش با رنج‌های پاک زندگیش باشم.
.
از یک زمانی شروع کردم که بیشتر با خودم مهربان باشم، یعنی خودم را با تمام کاستی‌ها و نقص‌هام بپذیرم، پذیرش روحی و جسمی، و همین باعث شد آدم‌های اطرافم رو هم با همه‌ی تفاوت‌ها بپذیرم.
صددرصد موفق شدم؟!
نه، هنوز هم گاهی مچ خودم رو موقع سرزنش یا قضاوت می‌گیرم...
.
من برای محمّد آسایش زندگی نمی‌خوام، در واقع اولویتم نیست، یکی از مهم‌ترین ارزش‌های* من آرامش و حس رضایت‌مندی‌است.
.
دوره ارتباط همدلانه‌ی #همنوا فقط مربوط به ارتباطات بیرونی نیست، همان‌طور که دوره‌ والدگری مبتنی برارزش فقط مختص تربیت کودک نیست، ما آدم‌های این کره خاکی حق داریم که با روان آرام و سرشار از تجربیات پاکِ روحی زندگی کنیم.
.
همدلی با خود، برای من یک سفر به اعماق روح و خاطراتم بود، هربار عمیق‌تر وجزئی‌تر، یک‌جور آشتی بود و شروع.
.
والدگری مبتنی برارزش روابط و روح زندگی رو پربار می‌کنه، آدم رو همواره در پویش و مشاهده و برنامه‌ریزی نگه‌میداره و اجازه نمی‌ده لحظه‌ای ریتم زندگی یکنواخت باشه.
.
ممنونم بابت آرامش و نگاهم به عالم
@hamnava.avayeruyesh
Read more
. هست بعضی روزها که ازکله ی سحر بیرونی تا آخرین باریکه ی آفتاب؟ امروز هم از اون روزها بود. حالا نه ...
Media Removed
. هست بعضی روزها که ازکله ی سحر بیرونی تا آخرین باریکه ی آفتاب؟ امروز هم از اون روزها بود. حالا نه دقیقا همون روز ها؛ چون از طلوع #آفتاب شروع نشد و از ساعت یازده صبح شروع شد و چندین ساعت پس از ناپدید شدن #خورشید در افق تموم شد... ولی این چیزی از ارزشش کم نکرده! امروز از اون روزها بود که بعد از کلاس، حس ... .
هست بعضی روزها که ازکله ی سحر بیرونی تا آخرین باریکه ی آفتاب؟
امروز هم از اون روزها بود.
حالا نه دقیقا همون روز ها؛ چون از طلوع #آفتاب شروع نشد و از ساعت یازده صبح شروع شد و چندین ساعت پس از ناپدید شدن #خورشید در افق تموم شد... ولی این چیزی از ارزشش کم نکرده!
امروز از اون روزها بود که بعد از کلاس، حس دُور-دُور کردن بهت دست میده و پا میشین میرین #کتابفروشی مورد علاقه اتون ( با تمام احترامات و علاقه ای که نسبت به انتشاراتتون دارم، @jangalcom یه سوال واقعی داشتم... چرا توی مغازه هاتون هیچ خانمی کار نمیکنه؟ آیا این تبعیض جنسیتی نیست؟ یا دلیل خاصی داره این حرکت و سیاست؟) و یک ساعت و نیم میچرخید توش که وقتی میای ادای یکی از دوستانت رو دربیاری، فروشنده ببینتت و باهات چشم تو چشم بشه... این نکته رو هم بگم که تنها راه حل در این دقایق فقط اینکه به روی خودتون نیارید که اتفاقی افتاده و شما اون لحظه که دستهاتون توی هوا بوده، کسی شما رو دیده!
بعدش هم سوار اتوبوس میشی که ببینی توی #اصفهان خشک، #بارون حسابی داره میاد!
که حاصلش علاوه بر حاصل خیزی مراتع و مزارع، خرابی اتوبوس هم باشه! -چرا کسی که جزو اولین نفرهایی بود که سوار #اتوبوس میشه، جزو آخرین نفر ها باید باشه که پیاده میشه؟! -
و بعدش بری که یه نوع چایی امتحان کنی که هیچ وقت نخوردی، با فرض بر اینکه: یه فنجان چاییه دیگه! ولی اشتباه نکنید! چون یه پارچ #چایی برات میارن که با زور تموم میشه -چون، بیایم صادق باشیم... #خوشمزه بود. -
و بلاخره برمیگردی به آغوش گرم تختت که بنویسی که امروز چه گذشت. *وی صدای خود را پر از عشوه میکند*
تا درودی دیگر، بدرود! (اگه فکر میکنید که ماچ و بوس و از این چرت و پرت ها براتون میفرستم، صرفاً به دلیل اینکه تا ته خوندید، اشتباه میکنید!) (از من فاصله بگیرد! پوست من حساسه!!) (مرسی! اَه!) ( #سنجاب_حامله)
#خاطرات_یک_انسان_معمولی
Read more
 #حاجت همه ما خواسته ها و درخواست هایی از خدا داریم ولی حاجت اون نیاز ماست که واقعاوشدیدا بهش محتاجیم ...
Media Removed
#حاجت همه ما خواسته ها و درخواست هایی از خدا داریم ولی حاجت اون نیاز ماست که واقعاوشدیدا بهش محتاجیم شاید درک هرکس از حاجت فرق کنه وشایدخیلیاااااامون درگییر نیازهای دنیوی شده باشیم و حتی برای حاجت همدیگه هم فقط فکررفع نیازهای دنیوی هستیم وطوری دعامیکنیم و حرف میزنیم که نیاز مالی حل بشه آخه یکی ... #حاجت
همه ما خواسته ها و درخواست هایی از خدا داریم ولی حاجت اون نیاز ماست که واقعاوشدیدا بهش محتاجیم شاید درک هرکس از حاجت فرق کنه وشایدخیلیاااااامون درگییر نیازهای دنیوی شده باشیم و حتی برای حاجت همدیگه هم فقط فکررفع نیازهای دنیوی هستیم
وطوری دعامیکنیم و حرف میزنیم که نیاز مالی حل بشه آخه یکی نیست بگه خدا که گفته به هرکس رزقی مقدر داده و دنیا جای امتحان با مال و اولاد  پس چرا درگیر دنیا باشیم.
دنیای تمام شدنیه بهتره که برای عاقبت بخیری و اولاد خوب ونسل خوب که ثمره حیاتمون برای هم دعا کنیم
زیارت میریم مدد بگیرم برای رسیدن به کمال و حق و خودسازی و رشد شخصیتی که مسلمان واقعی باشیم.
طوری نباشیم نام اسلام و قرآن ودینمون با رفتارها و گفتارهای نابجای ما برای یسری ایجاد ابهام کنه
#خوب باشیم
#مسلمان واقعی باشیم
#عامل به قرآنی که میخونیم باشیم
حاجت واقعی همه ما فقط یه چیز و یه کس که دیگه از حاجت هم گذشته و همه مضطر به وجودشیم فقط ظهور امام زمان (عج)که باید هرلحظه وهرجا برای ظهور آقا دعاکرد.
#اللهم عجل لولیک الفرج

پ.ن: ولی واقعا ظهور حاجت مانشده من خودم رو میگم برای یه حاجتی که داشتم سال ها چندین ساعت در روز به مناجات و دعاودرخواست میگذروندم و بیشتر شب ها به عبادت تا به لطف خدا حل شد ولی الان بعد نماز شایداز روی عادت یه دعای فرج میخوانیم و جمعه ها دلتنگی بیشتری....
از امروز با اسرار و اضطرار بیشتری از خدا بخوایم
  # اللهم عجل لولیک الفرج
Read more
. ‎قسمت نهم خاطرات کودکی ‎کلاس دوم دبستان که بودم، کانون پرورش فکری کلاس ارف میرفتم سه ‎ترم همزمان ...
Media Removed
. ‎قسمت نهم خاطرات کودکی ‎کلاس دوم دبستان که بودم، کانون پرورش فکری کلاس ارف میرفتم سه ‎ترم همزمان با کلاس و درس میرفتم اونجا ‎فلوت و بلز یادمون میدادن ‎کتاب نوای بهار ‎خانم زندی معلممون بودن، هاله زندی ‎خیلی شیطون بودم ‎خیلی اذییت میکردم خانم زندی رو ‎گاهی وقتا اینقد از دستم عصبانی میشد ... .
‎قسمت نهم خاطرات کودکی
‎کلاس دوم دبستان که بودم، کانون پرورش فکری کلاس ارف میرفتم
سه ‎ترم همزمان با کلاس و درس میرفتم اونجا
‎فلوت و بلز یادمون میدادن
‎کتاب نوای بهار
‎خانم زندی معلممون بودن، هاله زندی
‎خیلی شیطون بودم
‎خیلی اذییت میکردم خانم زندی رو
‎گاهی وقتا اینقد از دستم عصبانی میشد که میگفت برو ته سالن، پشت به کلاس وایسا
‎خیلی خانم مهربونی بود، منم هی سو استفاده میکردم
‎یه بار بهم گفت به خاطر نی نی ای که تو دلمه اینقد اذییتم نکن
‎اینقد خجالت کشیدم...
‎اما کو گوش شنوا...
‎یه خودکار داشتن که روش اسمشون با حروف انگلیسی حک شده بود
‎جنس چوبش هم بلوط بود
‎همیشه واسه یاد گرفتن یه چیزی، از شعر ها و مسخره بازی هایی که واسش درس میکردن استفاده میکردم
‎مثلا نت ها رو این شکلی تو ذهنم سپرده بودم
‎دو، ر ، می، فا، سل، لا، سی ، تو تنبل کلاسی
‎چند دقیقه استراحت میکردیم وسط کلاس
‎چند جلسه مونده بود به تموم شدن کلاس ها، که گفتن کنسرت داریم
‎خانم زندی یه قطعه از حسن کسایی رو خارج از کتاب میخواست اجرا کنیم
‎چهار مضراب ماهور استاد کسایی
‎تنها پسری که انتخاب کرده بودن واسه اجرای این قطعه من بودم
‎دخترا رو فقط چندتاشونو یادم میاد
‎سارا پاکروان، سارا غنی، ثمین و چندتا دیگه
‎استراحت های وسط کلاس ما چندتا میموندیم و تمرین میکردیم با خانم زندی
‎خلاصه، کنسرت برگذار شد و خانم زندی هم راضی بود ازمون
‎یه روز گفتن یه کنسرت دیگه هم داریم
‎آماده شدیم واسه کنسرت بعدی
‎رفتیم واسه اجرا، دیدیم سارا غنی نیومده
‎سارا زایلوفون میزد
‎چیز زیادی از کاربرد این ساز یادم نمیاد
‎اما مثه بلز بود ولی همه چیزش بزرگ تر بود
‎صداشم خیلی بم بود
‎قبل شروع شدن فلوت ها یه ریتم خاصی رو میزد، تو طول آهنگ هم یه سری نت رو میزد
‎خانم زندی نیم ساعت قبل شروع کنسرت اومد سراغ من و ماجرا رو گفت
‎منم تا حالا به این زایلوفون دستم نزده بودم
‎آماده شدمو رفتیم رو سن
‎اول کار که شروع کردم یه ترکمون زدم و نت رو جابجا زدم ولی همون یکی بود تا آخر
‎نا گفته نماند که یه بچه ها بد چش غره ای رفت بهم
‎ولی خدا رو شکر تا آخر دیگه اتفاقی نیفتاد
‎روزای خوبی بود...
‎یادش بخیر...
‎یاد تموم ستاره هایی که پشت بلزم میزد وقتی تمرینامو درست انجام میدادم بخیر... #خاطرات #موسیقی #کنسرت #فلوت #بلز #کلاس #ارف #کانون_پرورش_فکری
‎ #خاطرات_كودكي_سهراب
Read more
هفت علامت جدی در نوزادان و کودکان نوپا: #قسمت_اول ‌‌ <span class="emoji emoji1f338"></span><span class="emoji emoji3030"></span><span class="emoji emoji1f539"></span><span class="emoji emoji1f337"></span><span class="emoji emoji1f539"></span><span class="emoji emoji3030"></span><span class="emoji emoji1f338"></span> ‌‌ ‌ ‌ هنگامی که شما كودك تازه متولد ...
Media Removed
هفت علامت جدی در نوزادان و کودکان نوپا: #قسمت_اول ‌‌ ‌‌ ‌ ‌ هنگامی که شما كودك تازه متولد شده خود را از بیمارستان به خانه ميبريد ، هیچ کس به شما کتابي در مورد چگونگی مراقبت از او نميدهد. اگر او بیمار شود ايا شما متوجه نشانه ها ميشويد؟ چگونه متوجه ميشويد که او نیاز به دکتر دارد يا نه ؟ چرا ... هفت علامت جدی در نوزادان و کودکان نوپا:
#قسمت_اول ‌‌
🌸〰🔹🌷🔹〰🌸
‌‌ ‌

هنگامی که شما كودك تازه متولد شده خود را از بیمارستان به خانه ميبريد ، هیچ کس به شما کتابي در مورد چگونگی مراقبت از او نميدهد.
اگر او بیمار شود ايا شما متوجه نشانه ها ميشويد؟

چگونه متوجه ميشويد که او نیاز به دکتر دارد يا نه ؟ چرا که او نمی تواند به شما بگوید مشكلش چيست !

درنگي كنيد ، اگر شما بدانيد چه چيز را برسي كنيد ، براي تماس گرفتن احساس آمادگي بيشتري خواهيد داشت، نوزادي دوره ي بسيار آسيب پذيري از زندگي است، ، از انجايي كه سيستم ايمني نوزادان هنوز در حال رشد است ، خصوصا قبل از انكه تمام واكسن هاي شان را زده باشند، در مقايسه با كودكان بزرگتر، مبارزه با برخي از عفونت ها برايشان دشوارتر خواهد بود . شيرخواران و کودکان بزرگتر نیازمند مراقبت پزشکی برای مشکلات خاص میباشند گرچه این مشکلات در کودکان بزرگتر در منزل می تواند قابل درمان باشد.

با مشاهده علائم زیر در کودک تان بلافاصله به پزشک مراجعه کنید ‌‌
🌸〰🔹🌷🔹〰🌸
‌‌ ‌


1️⃣ #تب

شيرخواران نباید در 3 ماه اول تب داشته باشند . اگر نوزاد شما دارای درجه ي حرارت مقعدی 100.4 فارنهايت یا بالاتر باشد حتما به دکتر و یا اورژانس مراجعه کنید. این بخاطر اين است که تب به خودی خود خطرناک است بلكه به اين دلیل كه در نوزادان، تب می تواند تنها نشانه ی یک عفونت جدی باکتریایی باشد.

يك روز پس از اتمام سه ماهگي كودك با دكتر تماس بگيريد.

تبي که فاقد علائم سرماخوردگي باشد مي بايست بررسي شود.

نحوه رفتار نوزادتان به شما كمك ميكند تا بدانيد كي به دكتر مراجعه كنيد .

شدت تب نقشی در این مسیله ندارد ...ظاهر کودک مهم است.طریقه پاسخگویی کودک به شما,طرز نگاه کردن,طریقه عملکرد کودک.
کودکی که همیشه منتظر بیرون رفتن و بازی کردن بوده,حالا فقط روی مبل دراز کشیده,ناله میکند و غلت میزند.....این تغییر بزرگی در رفتار است. ‌‌
🌸〰🔹🌷🔹〰🌸
‌‌ ‌


2️⃣ #زردی

نوزادان اغلب دچار زردی ميشوند، که اين موجب زردي پوست و چشم ها ميشود. این اتفاق به اين دليل می افتد كه کبد نوزاد همیشه با سرعت کامل کار نمی کند و نمی تواند باعث تجزيه ماده اي به نام بیلی روبین در خون شود. اینكه فقط با نگاه كردن به كودك بتوانيد تشخيص دهيد که آیا اين زردی طبیعی است یا در حدي است که نیاز به درمان دارد دشوار است.

در برخی موارد، تغذیه اضافی به پایان زردی كمك ميكند.
در مواقع دیگر، کودک شما نیاز دارد تا در معرض چراغ هاي خاصي قرار گیرد تا به حذف بیلی روبین از خونش كمك شود.
Read more
مدت هاست محققان به دنبال راهکار های پیشگیری از آلزایمر میگردند. از مدت ها قبل تمرین های ذهنی به عنوان ...
Media Removed
مدت هاست محققان به دنبال راهکار های پیشگیری از آلزایمر میگردند. از مدت ها قبل تمرین های ذهنی به عنوان یک روش محتمل پیشنهاد شده بود البته بدون شواهد علمی کافی و برنامه ها و اپ های تمرین ذهنی سر و صدای زیادی به پا کرده بودند. تا به امروز که یک تحقیق اخیر توانسته این تاثیر را نشان دهد. البته هر نوع تمرین ذهنی ... مدت هاست محققان به دنبال راهکار های پیشگیری از آلزایمر میگردند. از مدت ها قبل تمرین های ذهنی به عنوان یک روش محتمل پیشنهاد شده بود البته بدون شواهد علمی کافی و برنامه ها و اپ های تمرین ذهنی سر و صدای زیادی به پا کرده بودند. تا به امروز که یک تحقیق اخیر توانسته این تاثیر را نشان دهد. البته هر نوع تمرین ذهنی موثر نیست. ✍

یک برنامه تمرین ذهنی برای تقویت سرعت پردازش ذهنی در سالمندان سالم در طول یک دوره 10 ساله توانسته است خطر ابتلا به زوال عقل را در نیمی از بیماران کاهش دهد. این ها گفته های جری ادوارد است که نتایج 10 ساله مطالعه موسوم به ACTIVE را منتشر نمود. ✍

ما عقیده داریم این برای اولین بار است که نوعی از تمرین ذهنی توانسته در یک کارآزمایی بالینی تصادفی و بزرگ تاثیر محافظت کننده برابر زوال عقل نشان دهد ✍

طی این بررسی ها از میان تمرین های حافظه، استدلال و سرعت پردازش، این فقط تمرین سرعت پردازش بود که در دراز مدت اثر محافظتی در برابر بروز زوال عقل نشان داد. ✍

در این مطالعه تاثیر سه نوع مختلف از تمرین ذهنی را بر پیشگیری از بروز زوال عقل بررسی شد. ۲۷۸۵ نفر با سن بالای ۶۵ سال و بدون هرگونه مشکل ذهنی در چهار گروه مورد مطالعه قرار گرفتند. گروه اول تمرین های ذهنی حافظه، گروه دوم تمرین های استدلال و گروه سوم تمرین ذهنی تقویت سرعت پردازش را انجام دادند. گروه چهارم نیز گروه کنترل بود . ✍

بعد از ۱۰ سال پیگیری این افراد ۳۳۱ نفر دچار زوال عقل شدند. میزان بروز دمانس در گروه کنترل ۱۴ درصد بود. در گروهی که تمرین ذهنی تقویت سرعت پردازش بین ۱۱ تا ۱۴ جلسه گذرانده بود میزان بروز ۸ درصد بود. ✍

از طرفی این نوع تمرین ها علاوه بر پیشگیری از زوال عقل فواید قابل لمس در زندگی روزمره هم دارند. مطالعاتی بوده که نشان داده اند این تمرین ها از میزان تصادفات جاده ای کاسته است. ✍

اگر می خواهید با این تمرین های ذهنی آشنا شوید و برای عزیزانتان تهیه کنید به سایت BrainHQ مراجعه کنید. حواستان باشد که در وهله اول تمرین های تقویت سرعت پردازش و تصمیم گیری حایز اهمیت هستند. البته برنامه های دیگری نیز برای گوشی های هوشمند با ویژگی های مشابه وجود دارند که یکی از مشهور ترین آنها Lumosity است. ✍
برای دسترسی به لینک اپ ها به سایت زندگیسم مراجعه کنید.
#zendegism_ir #آلزایمر
Read more
میدونید یه وقتایی واقعا باید دلت برای بعضی ها بسوزه. مثل همین غواص های شهید که پیدا شدن !! باید چقدر ...
Media Removed
میدونید یه وقتایی واقعا باید دلت برای بعضی ها بسوزه. مثل همین غواص های شهید که پیدا شدن !! باید چقدر به زندگیت ظلم بشه که توی 16 سالگی وقتی هنوز بچه ای جنگی راه بیفته که قرار نیست تموم بشه ، بگن واجبه !! نیرو نداریم بیاید جبهه !! مردونگی میکنی و میری. ولی حالا که رفتی جبهه دقیقا میخوره به عملیات کربلای ... میدونید یه وقتایی واقعا باید دلت برای بعضی ها بسوزه. مثل همین غواص های شهید که پیدا شدن !! باید چقدر به زندگیت ظلم بشه که توی 16 سالگی وقتی هنوز بچه ای جنگی راه بیفته که قرار نیست تموم بشه ، بگن واجبه !! نیرو نداریم بیاید جبهه !! مردونگی میکنی و میری. ولی حالا که رفتی جبهه دقیقا میخوره به عملیات کربلای 4 که کاملا لو رو رفته و همه فرمانده های دلاور و شجاع خبر دارن که لو رفته !! ولی تو که یه بچه ای ، قطعا بهت نمیگن ، نه به تو ، نه به اون 12 هزار نفر دیگه ای که اونروز شهید شدن !! فقط هی داد زدن بگو یا حسین ، برو جلو ،،....
خلاصه از هزاران تیر و ترکش جون بدر میبری ولی اسیر میشی !! ولی خب دستاتو میبندن و زنده به گورت میکنن ..!! جون دادن با سخت ترین حالت ممکن !! ای بابا زندگی همینه همه میمیریم !! ولی خب سخت تر ماجرا خانواده ات هستن که 30 سال صبر کردن . حالا یهو میزنه جنازه ات که نه یکمی از استخون شکسته هات پیدا میشه !! ولی خبر نداری ، الان برخی از فرماندهان دیروز تو شدن همه کاره مملکت و با دشمن دیروز تو شدن دوست و برادر ، اون 4 تا استخون رو که میارن میگن کار بعثی هاست که الان شدن داعشی ، دیگه مثل سابق نمیگن کار عراقی هاست که بد نشه... مهم نیست ، سیاسته هر روز یه وری میچرخه ... اما خب دلم برات میسوزه. اون چهارتا استخونت رو مرتب میکنن و اون سیمی که دستت رو باهاش بسته بودن عوض میکنن ، چون توی 30 سال اون سیم دیگه پوسیده و یه سیم نو میخواد که توی عکس خوب دیده بشه !! میزارنت توی یه ویترین خوشگل شیشه ای و بدون اینکه اصلا براشون مهم باشه خانواده ات با دیدن این صحنه چه حالی میشن هی تند و تند و تند ازت عکس میگیرن و بعد زیر عکسات پیام های سیاسی مینویسن و ربطش میدن به مذاکرات اتمی و تحریم و آمریکا و ژنو ....... خلاصه تو که خوشی نکردی توی این دنیا ، ولی الحق که این چهارتا استخونت چه حالی داد به این جماعت ..... اونم چه وقتی!!! درست و بموقع !! بعدشم که توی تشییع جنازه ات حسابی کارنوال سیاسی راه انداختن و حریفشون رو کوبیدن میذارنت توی خاک ، جایی که 30 سال بودی... بعد هر از گاهی دوباره ازت عکسی منتشر میکنن و میگن شهدا شرمنده ایم ،، دارن با خون شما بازی میکنن !! البته منظورشون اون معاون رئیس جمهوری که 20 هزار میلیارد دزدیده نیست ها.... این خون شماها فقط و فقط و فقط به ساپورت و شال دخترا حساسیت داره ، اونان که از خون شما سوء استفاده کردن، این دختر ژیگولان که خون شمارو لگد مال کردن نه اونایی که 30 ساله از زنده و مرده و استخونت نردبون ساختن...
Read more
مقاله ای که در مورد زنان ایده آل منتشر شده با موضوع: زنان ایده آل این ویژگی ها را دارند و بس! : _برای ...
Media Removed
مقاله ای که در مورد زنان ایده آل منتشر شده با موضوع: زنان ایده آل این ویژگی ها را دارند و بس! : _برای خودش ارزش قائل است زنی که به خودش اهمیت دهد، به عنوان مثال به ظاهرش برسد، برای خودش پول خرج کند، به سلامتی اش اهمیت دهد و در یک کلمه مراقب خودش باشد، زنی است که دیگران نیز به او احترام می گذارند. _از ... مقاله ای که در مورد زنان ایده آل منتشر شده با موضوع: زنان ایده آل این ویژگی ها را دارند و بس! :

_برای خودش ارزش قائل است
زنی که به خودش اهمیت دهد، به عنوان مثال به ظاهرش
برسد، برای خودش پول خرج کند، به سلامتی اش اهمیت
دهد و در یک کلمه مراقب خودش باشد، زنی است که
دیگران نیز به او احترام می گذارند.
_از ظاهر خودش راضی است😊
همه ما نقص ها و ایرادهایی در درون خود و ظاهرمان
داریم اما زنان قدرتمند خود را همانگونه که هستند دوست
دارند و می پذیرند. آنها از این که خود را در آینه نگاه
کنند، خجالت نمی کشند
_مستقل است😊
آنها برای برآوردن کردن نیازهای خود به دیگری تکیه
نمی کنند و سعی می کنند که خود از پس زندگی شان بر
آیند.
_مغرور نیست
آنها همان قدر که برای خود ارزش قائل اند برای دیگران
نیز هستند. آنها دیگران را دوست دارند، با آنها صادق اند
و به آنها احترام می گذارند، بنابراین با همه خصوصیات
اخلاقی خوبی که دارند، نشانه ای از خودشیفتگی در این
نوع زنان یافت نمی شود.
_به دنبال دردسر نمی گردد
زنان قدرتمند زنانی هستند که از درگیری گریزانند. آنها
دوست ندارند که وارد جر و بحث ها شوند یا کاری کنند که
حسادت دیگران را برانگیزند. آنها آنقدر به بلوغ فکری
رسیده اند که تا جایی که امکان دارد از موقعیت های
استرس زا و ناراحت کننده خودشان را دور می کنند.
_شما را تشویق به بهترین ها می کند
اگر زنی به شما گفت که شما توانایی های بالایی دارید و
شما را تشویق به تلاش بیشتر برای یک زندگی بهتر کرد،
بدانید که او یک زن ایده آل است.
_برای مشکلات راه حل می یابد
زنان قدرتمند آنهایی هستند که به جای گریه کردن یا
باختن خود، به دنبال راه حلی مناسب می گردند. _انتقاد پذیر است
صبر آنها برای گوش کردن حرف های دیگران بسیار
است و همین خصوصیت آنها را نزد دیگران محبوب می
کند.
_از داشتن او احساس غرور می کنید😊
مطمئنا زنانی که خصوصیات اخلاقی بالا را دارند، مورد
احترام هر فردی قرار خواهند گرفت.
بنابراین اگر شما هم
چنین زنی را در زندگی تان دارید، برای نگه داشتن او تلاش و از داشتن او در زندگی تان
به خودتان افتخار کنید.
Read more
با درود، عزیزان علت گذاشتن عکس معترضان در فرانسه معروف به جلیقه زرد ها به اشتراک گذاشتن ایده ای است ...
Media Removed
با درود، عزیزان علت گذاشتن عکس معترضان در فرانسه معروف به جلیقه زرد ها به اشتراک گذاشتن ایده ای است که از این حرکت جالب این معترضان برای مبارزه گرفتم و با شما و همه ی مبارزان به اشتراک می گذارم.البته با ذکر این مورد که هرگز شرایط و حکومت و وضعیت فرانسه را با حکومت اهریمنی و جنایتکار آخوندی مقایسه نمی ... با درود، عزیزان علت گذاشتن عکس معترضان در فرانسه معروف به جلیقه زرد ها به اشتراک گذاشتن ایده ای است که از این حرکت جالب این معترضان برای مبارزه گرفتم و با شما و همه ی مبارزان به اشتراک می گذارم.البته با ذکر این مورد که هرگز شرایط و حکومت و وضعیت فرانسه را با حکومت اهریمنی و جنایتکار آخوندی مقایسه نمی کنیم. که یقیناً همه با هم در این مورد اتفاق نظر داریم.همانطور که بارها گفتم و در یک پست به تفصیل توضیح دادم یکی از مهمترین و اصلی ترین عوامل بازدارنده از شکل‌گیری تجمعات عدم اتحاد مردم به دلیل عدم اعتماد با وجود مزدوران لباس شخصی آخوندی است.به همین دلیل از مردم درخواست می‌کنیم اعتراضات جلیقه زردها را برای شکستن خفقان ببینند تا متوجه عمق تفکر برای یکدستی در مبارزه تا رسیدن به هدف بشوند. دوباره متذکر می‌شویم که هیچ اعتراضی بدون هدف سرنگونی حکومت آخوندی فایده ای ندارد. در نتیجه با توجه به انتخاب رنگ فیروزه ای برای اتحاد تمام تفکرات با هدف مشترک تغییر حاکمیت سیاسی در ایران ، پیشنهاد می‌کنیم که همه افراد خواستار شرکت در فراخوان ها با لباس متحد بیایند لباس یا شال فیروزه ای یا هر رنگ نمادی که جمعیت متحد و معترض را نمایان کند.به صورتی که کاملا مشخص باشد نه زیر لباس و بدون دید. البته به دلیل اقبال اکثریت به رضا پهلوی تا رفراندوم برای انسجام رنگ فیروزه ای پیشنهاد می‌شود. آنوقت راحت تجمعات شکل می‌گیرد و حتی مزدوران هم اگر با رنگ فیروزه ای بخواهند نفوذ کنند راحت شناسایی می شوند و این کاری سخت برای آنها می‌باشد.زیرا اکثریت با معترضان است.در جریان هستید که صدا سیمای ننگین حکومت آخوندی با وقاحت حرف از سرکوب معترضان در فرانسه میزند در حالی که خبرنگار خود را برای مصاحبه با معترضان نشان می‌دهد. همه ی خبرگزاری های دنیا اجازه دارند خبرها را با آزادی در فرانسه پوشش دهند. حالا با ایران و حکومت آخوندی مقایسه کنید.انتشار رنگ فیروزه ای را در جامعه گسترش دهید. #خداپرستان #آزادی #ایران #تهران #کرج #مشهد #اصفهان #شیراز #رشت #گیلان #خوزستان #کرمانشاه #کردستان #شهرکرد #لرستان #هرمزگان #سیستان_بلوچستان #لرستان #مازندران #آذربایجان #میدان_میلیونی #جنبش_فیروزه_ای #اعتراضات_سراسری #اعتصابات_سراسری #نافرمانی_مدنی #رفراندوم #rezapahlavi #ابراهیم_خسروی
Read more
<span class="emoji emoji1f342"></span> سی سالگی آرام آمد و آرامتر هم گذشت،دستآوردش رنگ های تازه ای بود كه زندگی نشانم داد،رنگ هایی كه سبز ...
Media Removed
سی سالگی آرام آمد و آرامتر هم گذشت،دستآوردش رنگ های تازه ای بود كه زندگی نشانم داد،رنگ هایی كه سبز نبودند اما باورهایم را قویتر كردند،كه باید تلاش كرد برای آنچه كه همیشه خواستم..و صبر روی دیگرش را نشانم داد و معنایش كاملتر شد.. سلام بر سی و یك سالگی و روزهای سبز و روشن پیش رو..زندگی بر من مبارك.. پ.ن ... 🍂
سی سالگی آرام آمد و آرامتر هم گذشت،دستآوردش رنگ های تازه ای بود كه زندگی نشانم داد،رنگ هایی كه سبز نبودند اما باورهایم را قویتر كردند،كه باید تلاش كرد برای آنچه كه همیشه خواستم..و صبر روی دیگرش را نشانم داد و معنایش كاملتر شد..
سلام بر سی و یك سالگی و روزهای سبز و روشن پیش رو..😍زندگی بر من مبارك..💚😍
پ.ن حتما متن پونه عزیز رو در روز تولدتون بارها و بارها بخونین و سرشار از آرامش بشین😍
"میتوانم تصور کنم هشتاد ساله‌ام و هنوز حافظه‌ام کار میکند.
هشتاد سالگی‌ام را دوست خواهم داشت درست همانطور که این روزها را دوست دارم.درست همانطور که تمام این سالها با تمام درد‌ها و اندو‌ه‌ها، زندگی‌ام را دوست داشتم.
میتوانم تصور کنم بدنم خم شده است و آهسته آهسته راه میروم و بیشتر از اینکه‌ آسمان و ابرها را ببینم، زمین و سنگ‌ها را میبینم و شاید این همان داستانِ باشکوهِ پیر شدن باشد. اینکه آرام آرام برای به زمین پیوستن آماده‌ میشوی. حتی چشمانت هم بیشتر زمین را میبیند تا آسمان.
چقدر این گذر میتواند زیبا باشد.
آرام آرام جوانی‌ات در ازای عمیق‌تر شدن.
فکر میکنم ارتباطی وجود دارد بین از دست دادنِ نیروی جسم و بیشتر شدنِ نیروی ذهن. انگار ته‌مانده‌ی نیروی بدن که عصاره‌ی تمام تجربیات و دردهاست و از تمام آن انرژی‌های جوانی گران‌بهاتر است، میرود جایی لابه‌لای افکار و فلسفه‌ی ذهنی‌مان پنهان میشود و آنجا منتظرِ تولدی دوباره است..
میتوانم تصور کنم به آرامی با عصایی در دست در امتداد درختانِ ولیعصر راه میروم و با خودم فکر میکنم خوب دارد تمام میشود. خوب آمده‌ام. همینطور که صدای ضربه‌های عصا به زمین، جلو رفتنِ آهسته ام را نشان میدهد به یاد تمام این روزها میآفتم.بهتر است بگویم به یاد جوانی‌ام میافتم.مگر میشود جوان بود و در بحران نبود! بحران‌ها به وجود میآیند که قدرت ما را در جوانی‌مان محک بزنند..
میتوانم تصور کنم آرام تحلیل رفتنِ عضلات و سلامتی‌ام را میپذیرم و به اینکه اگر تمام شود راضی‌ام.راضی‌ام از اشتباهاتم از بی تجربه بودنم و تصمیم‌های نادرستی که گرفتم.
میتوانم تصور کنم که چقدر افرادی به حضورِ من در آن سن احتیاج خواهند داشت. جوان‌هایی که ترس از قضاوت دارند، کودکانی که مادرانشان حوصله‌ ندارند و پسر‌هایی که برای کادوی دوست دخترشان به دنبال یک مادربزرگِ پذیرا و صبور هستند.
میتوانم پیرزنی خمیده قامت را تصور کنم که در امتداد درختان محو میشود و گاهی برمیگردد و به من نگاه میکند و لبخندی از سر رضایت میزند.
آن پیرزن منم، پونه. "
#پونه_مقیمی
Read more
......... امروز روز جهانی توالت بود، موضوعی مهم که اندیشه و تجربه بشری کمتر به آن توجه داشته است. یادداشت ...
Media Removed
......... امروز روز جهانی توالت بود، موضوعی مهم که اندیشه و تجربه بشری کمتر به آن توجه داشته است. یادداشت زیر را سالها پیش به قصد انتشار در یک نشریه محلی نوشتم که البته هیچگاه شانس انتشار نیافت. حال به مناسبت این روز مهم آن را در اینجا به اشتراک می‌گذارم. ........ هر اثر هنری از اجزا و عناصری مجزا ... .........
امروز روز جهانی توالت بود، موضوعی مهم که اندیشه و تجربه بشری کمتر به آن توجه داشته است.
یادداشت زیر را سالها پیش به قصد انتشار در یک نشریه محلی نوشتم که البته هیچگاه شانس انتشار نیافت. حال به مناسبت این روز مهم آن را در اینجا به اشتراک می‌گذارم.
........ هر اثر هنری از اجزا و عناصری مجزا تشکیل و با کنار هم قرارگرفتن آنها خلق می‌شود. بی‌شک هر چقدر این اجزا در یک اثر هنری به درستی کنار هم قرار گیرند و از ترکیب‌بندی مناسب‌تری برخوردار شوند آن اثر هنری شکیل‌تر خواهد بود. هر اثر هنری پس از خلق شدن تبدیل به یک متن می‌شود و از آن پس هر یک از اجزا بکار رفته در آن و حتی بکار نرفته تبدیل به یک معنا می‌شود که برای کشف آن نیاز به تاویل خواهد بود. به معنایی دیگر هر اثر هنری بازتاب دهنده افکار و اندیشه خالق یا خالقان آن اثر خواهد بود و قابلیت تاویل‌پذیری دارد.
شهرها و شهرسازی‌ها هم خود نوعی اثر هنری محسوب می‌شوند که از ترکیب‌بندی اجزای مختلف آن نمود می‌یابند و همچون اثر هنری به متنی قابل تاویل تبدیل می‌شوند. به این ترتیب شهرها از آن رو که متنی قابل تاویلند در نتیجه بازتاب دهنده افکار و اندیشه‌های خالقانشان هم هستند. خالقان یک شهر هم پرواضح است که شامل همه ساکنان آن اعم از در قدرت، با قدرت و برقدرت می‎شود.
جهان‌بینی‌ای که انسان را موجودی کامل فرض می‌کند و انسان آرمانی را اصالت می‌دهد و آموزش و هدفش را در پرورش چنین انسانی پایه‌ریزی می‌کند، جامعه را در قالب آرمانشهرهایی تصور می‌کند که انسان را آرزوست. اعتقاد به آرمانشهرها، محتوایش را در معماری، شهرسازی و روح شهرها بازتاب و در چیدمان مکان‌ها و تفکیک کردن آن‌ها از حیث درجه̾ اهمیت بروز می‌دهد.
آرمانشهرهای مبتنی بر جهان‌بینی اَبَر انسانی، نسبت به مکان‌هایی که خلاف این را بازنمایی می‌کند بی‌اعتنا و بی‌رحم هستند و ساعی‌اند تا آن‌ها را از متن زندگی به حاشیه رانند یا دستکم آن‎ها را تبدیل به موضوعات ممنوعه‎ای کنند که بحث در مورد آن‎ها گناه تلقی شود.
نقاشی #دستشویی و پنجره اثر #آنتونیو_لوپز_گارسیا
#توالت #روز_جهانی_توالت #اثر_هنری #ابرانسان #آرمانشهر #دموکراسی #شهر #شهرسازی
ادامه در کامنت اول
Read more
. من دهه پنجاهی هستم نعش مرا به خاک نسپارید ! نعشِ من مسموم است : . من پیتِ حلبی هم قد و قواره خودم ...
Media Removed
. من دهه پنجاهی هستم نعش مرا به خاک نسپارید ! نعشِ من مسموم است : . من پیتِ حلبی هم قد و قواره خودم را روی یخها به سوی شعبه نفت هُل داده ام ! من «صف» شش صبح برای شیر شیشه ای و صف ارزاق کوپنی را دیده ام! من از صدای ضد هوایی ها نترسیده ام به وجد آمده ام و بیخیال روی پشتِ بام، آبشاری از گلوله های نورانی را ... .
من دهه پنجاهی هستم
نعش مرا به خاک نسپارید !
نعشِ من مسموم است : .

من پیتِ حلبی هم قد و قواره خودم را روی یخها به سوی شعبه نفت هُل داده ام !

من «صف» شش صبح برای شیر شیشه ای و صف ارزاق کوپنی را دیده ام!

من از صدای ضد هوایی ها نترسیده ام به وجد آمده ام و بیخیال روی پشتِ بام، آبشاری از گلوله های نورانی را در آسمان تماشا کرده ام !

من مدادِ سیاهِ "سوسمار"نشانم را آنقدر تراشیده ام که توی مُشتِ کوچکم جا شده و باز هم دست از سرش بر نداشته ام !

من توی دفترِ کاهی مشق نوشته ام !

من شبهایِ "وفات"ِ زیادی به عکسِ سیاه و سفیدِ آن منارهِ مسجد (توی تلویزیون) زُل زده ام و ناله تکرار شونده نِیِ عزا را تا آخرِ شب گوش داده ام !

من خیلی از شبها که برق رفته است شمع روشن کرده ام! و دزدکی اشکِ شمع را توی پیاله آب چکانده ام تا "بِمیرَد " !

من پاترولِ «کمیته»، بنز سیاه «گشت ضربت» و وَن سبز «گشت ارشاد» را دیده ام !

من رنگ زدنِ دستها را دیده ام به جُرمِ پوشیدنِ پیراهنِ آستین کوتاه!

من قیچی کردن موی بلند و کراوات مردان و پونز بر پیشانی دخترانی که چند مویشان بیرون بود دیده ام!

من هم مدرسه ای ام را توی یک جعبه نئوپانی "تشییع " کرده ام ! هر دوشنبه , هر پنجشنبه !
بوی جنازه آدمیزاد را که گلاب هم پنهانش نمیکرد بارها استشمام کرده ام !

من بارها "گیرِ" گشت های لباس سبز افتاده ام که پرسیده اند :اینجا چه کار میکنی؟! .
آنجا که خیابان بود و من مجبور بوده ام از آن بگذرم!

من ویدئو را "قایمکی" دیده ام !

من نوارِ کاست را جاسازی کرده ام !
نواری که صدایِ"معین" رویَش ضبط شده بود ,با کلی خش خش و تق و توق !

من بوکس و شطرنج (حــرام) بازی کرده ام!

مدام من کارتونِ سانسور شده دیده ام بارها و بارها !

من دزدها را در خانه ها دیده ام و پلیس ها را بر پشت بام خانه‌ها که آمده بودند دیش‌های ماهواره را جمع کنند!

من مدتها فکر کرده ام آن جوانِ عینکی با سِبیل کوچک (صادق هدایت),خودِ شیطان است که همه از کتابهایی که عکسِ او روی جلدش باشد میترسند !

من خیلی شبها جلویِ تلویزیون خوابم برده در انتظارِ تمام شدن سخنرانیهاِی پر از جمله هایِ بی سر و ته عربی , تا فیلمِ سینمایی ببینم !

من با جنگ , ترس, تحریم , غم , شعار , سخنرانی , کمبود , عقده زور , ریا, بلندگو , کوپن , دروغ و حسرت بزرگ شده ام و دارم پیر میشوم !

من نسل بزرگ نشده ی این انقلابم
نعشِ مرا در خاک وطنم بخاک نسپارید که خاک از عقده های روییده در دلم مسموم میشود
مرا آتش بزنید و خاکسترم را به باد بسپارید!!!!
Read more
مولای من! میخواهم امروز با شما حرف بزنم چرا که اعتقاد دارم ،یَسْمَعونَ کَلامی، پس ای آقای مهربانی ...
Media Removed
مولای من! میخواهم امروز با شما حرف بزنم چرا که اعتقاد دارم ،یَسْمَعونَ کَلامی، پس ای آقای مهربانی ها ! در آغار سلام علیکم، نه تنها از طرف من بلکه، عَنْ جَمیعٍ الْمومنینَ وَ المُومِنات، چرا که می دانم یُرَدَُون سْلامی. یابنَ الصَّراطِ المُسْتَقیم ! امروز می خواهم عهدم را با شما تجدید کنم، عهدی ... مولای من!
میخواهم امروز با شما حرف بزنم چرا که اعتقاد دارم ،یَسْمَعونَ کَلامی،
پس ای آقای مهربانی ها ! در آغار سلام علیکم،
نه تنها از طرف من بلکه، عَنْ جَمیعٍ الْمومنینَ وَ المُومِنات،
چرا که می دانم یُرَدَُون سْلامی.
یابنَ الصَّراطِ المُسْتَقیم ! امروز می خواهم عهدم را با شما تجدید کنم،
عهدی که بارها آن را شکسته اما،
اما هربار به دنبال فرصتی بوده ام که دوباره آن را تجدید کنم.
یابنَ البُدورِ المُنیرَه ! به من هم حق بده که گاهی تو را فراموش کنم،
چرا که عَزیز عَلیَّ عَنْ اَرَی الخَلْقَ وَ لا تری،
اما با همه ی وجودم اقرار می کنم تو را دوست دارم.

یابنَ یس وَ الذَّاریات !
به من هم لیاقت بده در چنین روزی دستانم را بالا برم و
از خدای بخواهم عَجّلْ لَنا ظُهورَه، چرا که معتقدم، نَریه قریبا.

یابنَ الاَنجمِ الزَّاهرَه !
هرچند گاهی دیگرانی که شما نمی پسندیدید را، یاری نمودم،
دنبالشان رفتم و از آنها دفاع کردم،
اما می خواهم که:
اللهمَ اجْعَلنی مِنْ انْصارِه و اعوانه وَ الذّابینَ عنه وَ المُستَشهَدینَ بین یدیه.

یابنَ النَبإ العَظیم !
هر چند گاهی زیبایی های دنیا چشمانم را خیره کرده است، اما
به من معرفت بده که بدانم که زیبایی تویی و همواره بخواهم:
اَللهمَ الرنّی الطَّلعةَ الرَّشیدَه.
اما ای امام المنتظَر! از امروز و در تمامی لحظات و ساعت ها تا پایان عمرم از تو
می خواهم عهد و بیعتی را که برگردنم است را حفظ کنم،
عهدی که لا اَحولَ عَنْها و لا اَزول اَبدا .... ان شا الله

اللهم عجل لولیک الفرج
Read more
. بارها پیش اومده افراد مختلف به من بگن خوندن کتابای تربیتی فایده ای نداره و عملا هیچ راهکاری برای ...
Media Removed
. بارها پیش اومده افراد مختلف به من بگن خوندن کتابای تربیتی فایده ای نداره و عملا هیچ راهکاری برای وقتی که بچه قشقرق راه میندازه و روی اعصاب و روانت راه میره ارائه نمیشه. این کتاب دقیقا به این موضوع پرداخته؛ اینکه چیکار کنیم تا گریه و جیغ و رفتارهای رواعصابِ بچه ها رو در کوتاهترین زمان متوقف کنیم؛ . چند ... .
بارها پیش اومده افراد مختلف به من بگن خوندن کتابای تربیتی فایده ای نداره و عملا هیچ راهکاری برای وقتی که بچه قشقرق راه میندازه و روی اعصاب و روانت راه میره ارائه نمیشه.
این کتاب دقیقا به این موضوع پرداخته؛
اینکه چیکار کنیم تا گریه و جیغ و رفتارهای رواعصابِ بچه ها رو در کوتاهترین زمان متوقف کنیم؛
.
چند تا قانون خوب تو کتاب مطرح شده؛مثل قانون فست فود(تائید احساسات کودک)
یا قانون زبان ساده ی نوپاها؛یا مثلا والدی به سبک یک سفیر کبیر و چگونگی برخورد هنگام رفتارهای چراغ سبز و زرد و قرمز...
.
ابتدای کتاب دکتر #هاروی_کرپ به بیان شباهت های نوپاها و انسانهای ماقبل تاریخ غارنشین میپردازه که کلی خنده داره و تهش میگه اگه فکر کنید با یک فرد بدوی طرف هستین کنترل خودتون براتون خیلی راحت تر میشه؛
.
من خودم به شخصه از زبان ساده ی نوپاها و قانون فست فود خیلی خوشم اومد و اجراشون کردم و جواب داد؛البته بعضی راهکارهاش تو برخورد با ادم بزرگا هم جواب میده😄
همینطور روش های تشویق و تنبیه ش برام جالب و اجرایی بود؛
نکات حاشیه ای خوندنی زیادی هم داشت...مثلا اینکه اوج قشقرق بچه ها هجده ماهگی تا دوسالگی هست و بعد یه مدت آرامش حکم فرما میشه ولی حدود سه سال و نیمگی دوباره بخاطر اینکه بچه درگیر بلوغی بین نوپایی و کودکی هست دوران ناارامی رو تجربه میکنه...یا اینکه بچه های دوساله خیلی رو نظم همه چی حساسن و اگه مثلا یه بیسکویت تیکه شده بدی دستشون قهر میکنن و...
.
کتاب تکرارهای زیادی داشت که هم خوب بود هم بد...خوب از جهت جا افتادن راهکارها و بد از جهت خارج شدن از حوصله
.
مثالهای کتاب زیاد و بجا بود و خوب مطلب رو تفهیم میکرد.
درکل خیلی نکاتی که من فکر میکردم فقط میشه تو کارگاه های والدگری بهشون رسید تو کتاب آموزش داده شده.
.
پـ.ن:بعد میگن چرا کتابخونه ها به روز نیستن...این کتاب سه ساله خریداری شده و کتاب معروف و مطرحی تو زمینه ی کتابای تربیتی هست؛به نظرتون من چندمین نفری هستم که قرض گرفتم؟
.
پ.ن۲:خیلی فکر کردم که این پست رو بذارم یا نه...بعد با خودم گفتم دو نفرم این کتاب رو بخونن کافیه و دیگه بقیه ش مهم نیست...فقط اینو بگم که مطمئنم که رفتارم با عماد پر از اشکال های ریز و درشته...بخاطر همینه که دنبال خوندن کتابای مختلف هستم...شاید نتونم خیلی از چیزهایی که یاد میگیرم رو عملی کنم... ولی ترجیح میدم بدونم.
.
پ.ن۳:اگه بارها کتاب تربیتی خوندین و پشیمون شدین ، این یه بارم امتحان کنین 😉
کتاب برای کودکان نوپای نه ماه تا چهار سال هست😊
.
#شادترین_کودک_محله
#روانشناسی_کودک
#تربیتی
#نشرکتاب_پنجره
#معرفی_کتاب
Read more
<span class="emoji emoji1f4e6"></span><span class="emoji emoji1f4ee"></span>📬<span class="emoji emoji2709"></span>️ #برسد_به_دست_پست _ امروز رفته بودم دفتر پستی برای ارسال چند تا بسته و خرید پاکت و کارتن. ...
Media Removed
📬️ #برسد_به_دست_پست _ امروز رفته بودم دفتر پستی برای ارسال چند تا بسته و خرید پاکت و کارتن. قیمت پست که بالا رفته بود و می‌دونستم بماند. حرفم روی هزینه‌ی اضافی و تحمیلی کارتن‌های پستیه الان. چند سال پیش یه بسته از ‌شمال به دستم رسید که روی کارتن قبلی یه کاغذ چسبونده بودن و آدرس جدید رو نوشته ... 📦📮📬✉️
#برسد_به_دست_پست
_
امروز رفته بودم دفتر پستی برای ارسال چند تا بسته و خرید پاکت و کارتن. قیمت پست که بالا رفته بود و می‌دونستم بماند. حرفم روی هزینه‌ی اضافی و تحمیلی کارتن‌های پستیه الان. چند سال پیش یه بسته از ‌شمال به دستم رسید که روی کارتن قبلی یه کاغذ چسبونده بودن و آدرس جدید رو نوشته بودن. گاهی هم بسته‌هایی برام می‌رسه که کارتن‌شون، مخصوص پست نیست. ولی متاسفانه پست اهواز اصلا چنین چیزی رو قبول نمیکنه. حتما باید از کارتن‌های پست استفاده کنی و حتما هم باید نو باشن. این یعنی تحمیل هزینه به مشترک و نابود کردن عمدی محیط زیست. به متصدی پست هم که گفتم، گفتن همین دیروز توی گروهی که با مسئولین و بقیه‌ی متصدی‌ها داریم، چندین بار تاکید کردن اصلا این کار رو نکنید که آدرس جدید رو روی کارتن‌های قبلی بنویسید! ..
آیا جهان سومی بودن چیزی غیر از اینه؟ در زمانه‌ای که تمام دنیا دارن به سمت حذف زباله و کم کردن آسیب‌ها به محیط زیست میرن ما داریم همچنان قوانینی می‌گذاریم که بیشتر و بیشتر زباله تولید کنیم، زمین و جنگل‌ها رو نابود کنیم‌ و به شهروندان‌مون هم این همه هزینه تحمیل کنیم بابت چیزی که میشه بارها و بارها ازش استفاده کرد.
..
من فقط دستم به متصدی پست منطقه‌ی خودمون می‌رسید که اتفاقا ایشون هم خیلی دغدغه‌مند بودن ولی می‌گفتن مسئولین با علم به همه‌ی این‌ها باز این کار رو می‌کنن چون سودشون در این کاره. ‌_
کمک کنید این پست رو با منشن و تگ کردن افراد و ارگان‌های مختلف و مرتبط انتشار بدیم، تا شاید روزی برسه که اداره‌ی پست بازنگری کنه در قوانین پرهزینه و ضدمحیط‌زیستانه‌ش!
_
#برسد_به_دست_شرکت_ملی_پست_جمهوری_اسلامی_ایران
_
_
#پست #خدمات_پستی #اداره_پست #پست_مرکزی #ارسال_پستی #پست_جمهوری_اسلامی_ایران #هزینه_پست #دفتر_پستی #دفاتر_پستی
_
@zerowaste_trainee
@ayehh1
Read more
شعر کم نظیر شهریار در مورد امام حسین علیه السلام شیعیان دیگر هوای نینوا دارد حسین روی دل با کاروان ...
Media Removed
شعر کم نظیر شهریار در مورد امام حسین علیه السلام شیعیان دیگر هوای نینوا دارد حسین روی دل با کاروان کربلا دارد حسین از حریم کعبۀ جدّش به اشکی شست دست مروه پشت سر نهاد امّا صفا دارد حسین می برد در کربلا هفتاد و دو ذبح عظیم بیش از اینها حرمت کوی منا دارد حسین پیش رو راه دیار نیستی کافیش نیست اشک ... شعر کم نظیر شهریار در مورد امام حسین علیه السلام

شیعیان دیگر هوای نینوا دارد حسین
روی دل با کاروان کربلا دارد حسین

از حریم کعبۀ جدّش به اشکی شست دست
مروه پشت سر نهاد امّا صفا دارد حسین

می برد در کربلا هفتاد و دو ذبح عظیم
بیش از اینها حرمت کوی منا دارد حسین

پیش رو راه دیار نیستی کافیش نیست
اشک و آه عالمی هم در قفا دارد حسین

بس که محمل ها رود منزل به منزل با شتاب
کس نمی داند عروسی یا عزا دارد حسین

رخت و دیباج حرم چون گل به تاراجش برند
تا به جائی که کفن از بوریا دارد حسین

بردن اهل حرم دستور بود و سرّ غیب
ورنه این بی حرمتی ها کی روا دارد حسین

سروران ، پروانگان شمع رخسارش ولی
چون سحر روشن که سر از تن جدا دارد حسین

سر به قاچ زین نهاده راه پیمای عراق
می نماید خود که عهدی با خدا دارد حسین

او وفای عهد را با سر کند سودا ولی
خون به دل از کوفیان بی وفا دارد حسین

دشمنانش بی امان و دوستانش بی وفا
با کدامین سرکند ، مشکل دو تا دارد حسین

سیرت آل علی با سرنوشت کربلاست
هر زمان از ما یکی صورت نما دارد حسین

آب خود با دشمنان تشنه قسمت می کند
عزّت و آزادگی بین تا کجا دارد حسین

دشمنش هم آب می بندد به روی اهل بیت
داوری بین با چه قومی بی حیا دارد حسین

بعد از اینش صحنه ها و پرده ها اشک است و خون
دل تماشا کن چه رنگین سینما دارد حسین

ساز عشق است و به دل هر زخم پیکان زخمه ای
گوش کن عالم پر از شور و نوا دارد حسین

دست آخر کز همه بیگانه شد دیدم هنوز
با دم خنجر نگاهی آشنا دارد حسین

شمر گوید گوش کردم تا چه خواهد از خدا
جای نفرین هم به لب دیدم دعا دارد حسین

اشک خونین گو بیا بنشین به چشم "شهریار"
کاندرین گوشه عزائی بی ریا دارد حسین
Read more
محور شکل گیری وجدان، احساس گناه است. ظرفیت احساس گناه در انسان وجدان را شکل می‌دهد و این احساس در اثر ...
Media Removed
محور شکل گیری وجدان، احساس گناه است. ظرفیت احساس گناه در انسان وجدان را شکل می‌دهد و این احساس در اثر خشونت و پرخاش بیدار می شود. تجربه ی خشم و غیظ به عنوان نوعی احساس و تکانه قوی موجب احساس گناه است و این احساس گناه در شکل بدوی آن ساز و کاری برای مهار احساسات خشن از طریق مکانیسم خود تنبیهی است. . در ... محور شکل گیری وجدان، احساس گناه است. ظرفیت احساس گناه در انسان وجدان را شکل می‌دهد و این احساس در اثر خشونت و پرخاش بیدار می شود.
تجربه ی خشم و غیظ به عنوان نوعی احساس و تکانه قوی موجب احساس گناه است و این احساس گناه در شکل بدوی آن ساز و کاری برای مهار احساسات خشن از طریق مکانیسم خود تنبیهی است.
.

در شرایط سالم و بهنجار، وجدان مشفق رشد می کند اگر کودک در خانواده‌ای پرورش یابد که پدر و مادر به او عشق بورزند
و او را مورد حمایت قرار دهند و انضباطِ لازمِ زندگیِ جمعی و شخصی را با شفقت به او آموزش دهند، وجدانی شکل می‌گیرد که نیروی محرکه آن شفقت و در صورت تخطی از ارزش ها و هنجار ها احساس گناهی است که او را به سوی مهرورزی و جبران پیش می‌برد.
.

وجدان مُدبِر( ناسالم و آشفته )، وجدانی سختگیر است. شاید این شبهه ایجاد شود که وجدان سخت گیر خوب است.
گمان می‌رود که وجدان سختگیر موجد اخلاق و نظم در زندگی فردی و جمعی است اما این پنداری بیش نیست.
وجدان مدبر از خشونتی که در دل رشد کرده تغذیه می کند و خشونت هیچگاه نتیجه مثبت به بار نمی آورد.
نظم و انضباط از روی دلسوزی با خشونت و کینه‌توزی به بهانه نظم و تحقق آرمان ها متفاوت است.
.
نظم و انضباط با هدف شکوفایی استعدادها با کینه توزی به بهانه آرمانگرایی و بی‌توجهی به شناخت ظرفیت‌ها زمین تا آسمان فرق دارد.
چنین وجدانی هنگامی که به قدرت و مسندی می رسد در سایه ساز و کار فرافکنی آنچه از خشونت و کینه در دل دارد بر سر زیر دست خالی میکند.
وجدان مُدبِر ،شناخت خود و احساسات را نفی، سرکوبی را تجویز و وفاداری محض را ترغیب می‌کند.
.
نیما قربانی
Read more
. #آخرین_گلادیاتور وقتی کولوسئوم را می‌ساختند قرار بود انسانها با شمشیر آخته به جان یکدیگر بیفتند و هشتاد هزار نفر از نزدیک مرگ و زندگی را ببینند، هورا بکشند و قهرمانهای سر تا پا خون نظاره کنند وقتی شمشیر خسته و پیروز درون نیام آرام می‌گرفت. تاریخ دو هزار و پانصد سال زمان احتیاج داشت تا کولوسئوم ... .
#آخرین_گلادیاتور
وقتی کولوسئوم را می‌ساختند قرار بود انسانها با شمشیر آخته به جان یکدیگر بیفتند و هشتاد هزار نفر از نزدیک مرگ و زندگی را ببینند، هورا بکشند و قهرمانهای سر تا پا خون نظاره کنند وقتی شمشیر خسته و پیروز درون نیام آرام می‌گرفت.
تاریخ دو هزار و پانصد سال زمان احتیاج داشت تا کولوسئوم های تازه را در ورزشگاه های فوتبال ببیند و اینبار گلادیاتور هایی که به جای شمشیر چیزهای دیگری برای کشتن و افتخار یک قوم داشتند.
#تکنیک
#هوش
#سرعت
#شهامت
#خلاقیت
#قدرت رهبری
و خیلی چیزهای دیگر
بله صحبت از دیوگو آرماندو مارادوناست
روایت یک انسان برای شکوه از دست رفته یک ملت
آنچه میتوان از فیلمها دید برشی از یک بازیکن بزرگ فوتبال است که به افتخارات بزرگی رسیده است، درون زندگی تا مرز مرگ رفته است مثل نیمه نهایی نود #ایتالیا و دوباره برگشته مثل فینال مکزیک.
مارادونا انسان- قهرمانی است که شبیه هیچ کدام از افسانه ها نیست، واقعی مثل آسایشگاه کوبا و افسانه مثل گلی که با دست به خاطر #انتقام جنگ #فالکلند از بریتانیای کبیر می‌گرفت
این آخرین #گلادیاتور تاریخ بود که می‌توانست #ناپولی را قهرمان #کالچو کند و #میلان بزرگ آن سالها را با مثلث هلندی اش ببرد
به تمامی تیمهای بزرگ که کوچکترین شایعه ایی با امپریالیسم داشتند را تحریم کند و در فوتبال بماند
بزرگ شده محله های فقیر نشین حتی می‌توانست با سران #مافیا #ناپل ارتباط داشته باشد و گلهای عجیب و غریبی بزند
می‌توانست در اردوهای #جام_جهانی شب نشینی کند و کوکائین بکشد و با دختران زیبای کلابها شوخی کند و فردایش بلژیکی ها را به خاک و خون بکشد
او حتی می‌توانست سران فیفا را متهم به فساد کند و باز هم گل بزند.
او آخرین بازیکنی است که حرفه ایی بودن بذای او معنا نداشت
یک بار در بازی با برزیل با اخراجش این را ثابت کرد.
او تنها کسی است با یک ارتش نصف و نیمه بر بلندای جام جهانی ایستاد
تنها #آلمان و داوری که کور بود می‌توانست او را متوقف کنند.
نود و چهار #آمریکا که تمام شد پنالتی #باجو و #بارزی و مرگ اسکوبار و #دوپینگ او شوک فوتبال جهان بود
پایان دراماتیک #زندگی_فوتبالی و آغاز تراژیک زندگی واقعی
ولی او برگشت مثل تمام نود دقیقه های فوتبالی اش
او آخرین گلادیاتور بود که پس از سالها در آلبی سلسته متولد شده بود و تقدیر او را به رم باستان کشانده بود تا مرگهای بی شمیشیرش را دوباره ببینند
میلادت مبارک آخرین گلادیاتور هرچند زمان انتظار مأیوسانه ایی میکشد تا گلادیاتوری دوباره ببیند
تولدت مبارک #دن_دیوگو

#دیگو #دیگومارادونا #دیگو_آرماندو_مارادونا #مارادونا .
.
.
#sig4r🚬
Read more
لیموزین ضدگلوله‌ای که پیش از جنگ جهانی دوم توسط شرکت مرسدس بنز آلمان و به صورت دستی ساخته شد، اخیرا ...
Media Removed
لیموزین ضدگلوله‌ای که پیش از جنگ جهانی دوم توسط شرکت مرسدس بنز آلمان و به صورت دستی ساخته شد، اخیرا به موضوع یک کتاب تبدیل شده است: خودرویی با قدرت دلهره‌آور و زیباییِ اهریمنی، با 6 متر طول و 2.1 متر عرض و وزنی بیش از 5 تُن؛ آن خودرو متعلق به هیتلر و نامش نیز "خودروی شیطان" بود. به گزارش فرادید به نقل ... لیموزین ضدگلوله‌ای که پیش از جنگ جهانی دوم توسط شرکت مرسدس بنز آلمان و به صورت دستی ساخته شد، اخیرا به موضوع یک کتاب تبدیل شده است: خودرویی با قدرت دلهره‌آور و زیباییِ اهریمنی، با 6 متر طول و 2.1 متر عرض و وزنی بیش از 5 تُن؛ آن خودرو متعلق به هیتلر و نامش نیز "خودروی شیطان" بود.

به گزارش فرادید به نقل از دیلی میل، اسم کامل خودروی شخصی هیتلر، خودروی گروسر 770 کِی مدل 150 (The Grosser 770 K Model 150) بود. آدولف هیتلر، پیشوای نازی‌ها، با همین خودرو در میادین نبرد، جنگ‌ها و رژه‌ها شرکت می‌کرد. بارها او را در تصاویر مختلف سوار بر این خودرو و در حال دادن سلام نازی دیده‌ایم.

رابرت کلارا به تازگی کتابی را تحت عنوان "مرسدس شیطان: ماجراجویی‌های عجیب و آزاردهنده لیموزین هیتلر در آمریکا" تالیف کرده که قرار است سه شنبه هفته آینده به بازار عرضه شود. در این کتاب به بدل خودروی شخصی هیتلر پرداخته شده است – زیرا لیموزین اصلی دیکتاتور بزرگ سال‌ها در موزه‌ای در کانادا نگهداری می‌شد و هنوز کسی به هویت اصلی آن پی نبرده بود.
یادگاری متحرک فاشیسم، آژیر بسیار بلندی داشت ولی دوست داشتند یادگار آن دیکتاتور مخوف را از نزدیک ببینند

مرسدس شیطان نامی است که برای لیموزین شخصی هیتلر انتخاب شده است
آن خودروی پنج تنی به مدت چهار سال در اختیار جانوس بود. وی سرانجام تصمیم گرفت که در سال 1952 میلادی آن لیموزین را به جرج واترمن و کرکلند گیبسون بفروشد. جانوس از خودروی هیتلر در داخل یک نیمه تریلی به نام "خودروی زرهی شخصی هیتلر" نگهداری می‌کرد

مرسدس گروسر یا (مرسدس کبیر)، هیولایی زرهی و مجهز به پیستول نیمه‌خودکار لوگر بود. این خودرو در مدتی کوتاه تبدیل به نماد ثروت و قدرت حزب نازی شد. اکثر خودروهای لیموزین مرسدس بنز مدل 770 بر اثر بمباران از بین رفتند ولی تنها دو مورد از آن‌ها پس از جنگ و به شکلی مخفیانه راهی آمریکا شدند. حتی یکی از آن لیموزین‌ها به سراسر ایالات متحده سفر کرد و در چندین رژه و نمایشگاه از جمله در مرکز راکفلر حاضر شد. سفرهای آن لیموزین به تیتر یک بسیاری از رسانه‌های وقت بدل شد. "یادگاری متحرک فاشیسم" با آن آژیر ترسناکش دل همه را می‌لرزاند ولی مردم می‌خواستند یادگار دیکتاتورترین دیکتاتور تمام تاریخ را از نزدیک ببینند. کلارا می‌نویسد: «افسانه‌های زیادی در مورد آن خودرو در حال شکل‌گیری بود؛ ترکیبی از حقیقت، اغراق و تخیل. اما مشکل اینجا است که این حقایق تاریخی پایه‌های محکمی ندارند. آن لیموزین 770 تا چند دهه به اشتباه به عنوان خودروی شخصی هیتلر شناخته می‌شد.» #جنگاوران
Read more
برای دادخواهی به قیامت رفتم. جگر سوخته ام را هم بردم، دل شکسته و روح شرحه شرحه و زخم و جراحت و اندوهم ...
Media Removed
برای دادخواهی به قیامت رفتم. جگر سوخته ام را هم بردم، دل شکسته و روح شرحه شرحه و زخم و جراحت و اندوهم را، نام ظالمان را نیز . ترازو بود و عدالت بود و حق بود و خدا بود. ظالمان هم بودند، یک به یک. خواستم که شرح دهم قصه هایم را... اما قصه ها گفتن نمی خواست. یوم تبلی السرائر بود. دستها سخن می گفتند، پاها ... برای دادخواهی به قیامت رفتم.
جگر سوخته ام را هم بردم، دل شکسته و روح شرحه شرحه و زخم و جراحت و اندوهم را، نام ظالمان را نیز .
ترازو بود و عدالت بود و حق بود و خدا بود.
ظالمان هم بودند، یک به یک.
خواستم که شرح دهم قصه هایم را... اما قصه ها گفتن نمی خواست.
یوم تبلی السرائر بود.
دستها سخن می گفتند، پاها سخن می گفتند، چشم ها و گوش ها و زبان ها شهادت می دادند.
آتش بلند بود و جهنم برپا، و سوختن به حتم بود.
خدا گفت: من اما این آتش را برپا نکردم، این آفریده شماست نه من. این شعله ها را شما با خود از دنیا آورده اید.
و این هیزم ها که آتش ها را بر می افروزد من نیفروختم، کردار شماست.
خدا به من گفت: اما پیش از آنکه آنها به آتش شان در آیند، از تو ‌می پرسم: آن شور که به تو دادم، بر زندگی ات پاشیدی؟
گفتم: پاشیدم
گفت: آن نور که به تو دادم بر ظلمتت افشاندی؟
گفتم: افشاندم
گفت: آن سور که به تو دادم بر سوگت افزودی؟
گفتم: افزودم
گفت: آن لاهوت که به تو بخشیدم با ناسوتت آمیختی؟
گفتم: آمیختم
گفت: حالا با آن شور و نور و سور و لاهوت چه هستی؟
گفتم: خوشبخت
گفت: اما اینها شور و نور و سور و لاهوتشان را گم کردند، و جهان بی شور و نور و سور و لاهوت جهنم است.
اینها از جهنمی به جهنمی آمده اند.
خدا گفت: از آن شفقت که به تو داده بودم هنوز چیزی داری؟
گفتم: دارم
گفت : پس به کارش گیر.
تمنای سوختن سوختگان، التیامت نباشد که ظالمان همان بیچارگانند.
تو پاسدار نور و سور خودت باش.
نگهبان لاهوتت باش.
...
من از قیامت به دنیا برگشتم و گَرد جهنم را از پیراهنم تکاندم و دیگر شکواییه ای به خدا نبردم. ✍️ #عرفان_نظرآهاری
‏@erfannazarahari
#nofilter #thankGod #love #family #beautifulday #flower #dream
Read more
. آدم گاهی دلش نه عشق می خواهد ، نه دوست داشتن های آتشین و رنگارنگى که ، هر کسی آرزوی تجربه کردنش را ...
Media Removed
. آدم گاهی دلش نه عشق می خواهد ، نه دوست داشتن های آتشین و رنگارنگى که ، هر کسی آرزوی تجربه کردنش را دارد.. دلش نمی خواهد کسى برایش مهربان باشد ، و صبح به صبح با پیام ها و تماس های محبت آمیز بیدارش کند.. دلش نمی خواهد مدام نگران باشد ، و برای آینده ی نامعلومِ این دوست داشتن ها غصه بخورد.. از دنیای ... .
آدم گاهی دلش نه عشق می خواهد ،
نه دوست داشتن های آتشین و رنگارنگى که ،
هر کسی آرزوی تجربه کردنش را دارد..
دلش نمی خواهد کسى برایش مهربان باشد ،
و صبح به صبح با پیام ها و تماس های محبت آمیز بیدارش کند..
دلش نمی خواهد مدام نگران باشد ،
و برای آینده ی نامعلومِ این دوست داشتن ها غصه بخورد..
از دنیای شیرینِ تنهایی اش فاصله بگیرد ،
و خوشی های دوستانه اش را با یک آدمِ دیگر تقسیم کند..
آدم گاهی دلش فقط تنهایی می خواهد ،
و یک جای دنج که بتواند ،
به وسعتِ تمام غصه هایی که از تنها نبودن به دلش نشسته است ،
گریه کند و بعد از آن برای خودش باشد ،
بدون حس های مزاحم و ناامید کننده..
دوست داشتنش را به اطرافیانش هدیه کند ،
با دوستانش و خانواده اش وقت بگذراند ،
و خودش را بیرون بکشد ،
از مردابِ دوست داشتن های عجیب و غریب این روز ها ،
که همیشه یک جایش مثل درِ خانه ای قدیمی می لنگد ،
و هیچ کاری هم نمی شود برایشان کرد..
اصلا همه ی آدم ها یک جایی بعد از مدت ها تنها نبودن ،
نیاز دارند به آغوشِ تنهايى شان برگردند ،
و خیلی چیز ها را دوباره بسازند ،
روحِ خسته و احساسات ویران شده شان را ، عقایدشان را ،
اعتمادشان را..
نیاز دارند توی خیابان های شلوغ شهر تنها قدم بزنند ،
تنها خرید کنند ،
تنها توی کافه ای بنشینند ،
و به حالِ خوبشان بخندند..
از شنیدن هیچ تجربه ی عاشقانه ای حسرت نخورند ،
و قلبشان به تپش نیوفتد..
گوشه ای از پارک بایستند و به بازی بچه ها خیره شوند ،
دنبال اهدافشان باشند و برای به تحقق پیوستنشان بجنگند ،
هر وقت دلشان خواست گوشی را خاموش کنند ،
و بدون هیچ استرسی دل به زندگیِ واقعی بسپارند ،
شیطنت هایشان را بگذارند توی کیفشان ،
و با خود به همه جا ببرند..
برای خودِ خودشان نفس بکشند ،
و شاد بودن را با تمام وجود حس کنند..
تمام آدم ها یک جایی از زندگی شان ،
باید به تنهایی هایشان برگردند ،
و برای خودشان باشند..
اگر به اینجای زندگی برسید ،
تنها بودن اصلا وضعیت خوفناکی نیست..
هر وقت لازم دانستید ،
به تنهایی هایتان برگردید..
خیلی وقت ها ،
تنها نبودن ،
به غم و غصه هایش نمی ارزد..
Read more
. . توصیه میکنم این متن رو با وجود حجیم بودن بخونید . #ای_کشتیِ_نجاتِ_بشر . #چهارده_قرن است ...
Media Removed
. . توصیه میکنم این متن رو با وجود حجیم بودن بخونید . #ای_کشتیِ_نجاتِ_بشر . #چهارده_قرن است که در دل ها انقلاب کرده ای ، تجلی صفت مُقَلِبَ اَلقُلوب هستی همه ی جلوه ی #آزادگی و #ایستادگی را نمایان کرده ای #بندگی را به منتهی رسانده ای و لقب پدر بندگی(اَباعَبدِاللّه) را مختص شده ای همه ی هستی ... .
.
توصیه میکنم این متن رو با وجود حجیم بودن بخونید
.
#ای_کشتیِ_نجاتِ_بشر
.
#چهارده_قرن است که در دل ها انقلاب کرده ای ، تجلی صفت مُقَلِبَ اَلقُلوب هستی
همه ی جلوه ی #آزادگی و #ایستادگی را نمایان کرده ای
#بندگی را به منتهی رسانده ای و لقب پدر بندگی(اَباعَبدِاللّه) را مختص شده ای
همه ی هستی ات را برای خداوند عرضه داشته ای و تا ابد کسی #همانندت_نخواهد_بود
برادر و پسر و دختر و خواهرت #بهترین_بنده_های_خدا بودند که در راهت و پای مکتبت جاودانه شدند و ‌صد ها سال است دل برده اند و حاجت داده اند
از همه ی جای دنیا با هر نژاد و تیره ای #دلداده و #دلباخته داری و روز به روز اقیانوس دوستدارانت عظیم تر میشود
در #اربعین شهادتت میلیون ها زائر با پای پیاده داری
قبرت را به آب بستند ، شخم زدند ، بهای زیارت دست و پا و جان افراد شد ولی #هرگز از دلها بیرون نرفته ای
#عبیدالله ها ، #متوکل ها و #صدام ها در طول تاریخ قصد تعرض و تحقیر شما و محبان و #روضه ها و عزادارانت را داشتند ولی جز تباهی و ننگ برای خودشان بجا نگذاشتند
اولین عزادارتان خدا ، اولین روضه خوانتان خدا ، سیاه پوشت خاتم الانبیاء(ص) و همه ی مرسلین
بانی اصلی عزایتان مادرتان است و هر که برای عزایت قدمی بردارد با رضایت اوست
کسانی که شما را با همه ی وجود نخواهند عاقبت بخیری را نخواهند دید
#ارمنی )_ها و #مسیحی ]_ها برایت ندبه میکنند ولی نماز شب خوان هایی که دستگاه شما را #تمسخر میکنند

#بی_فکر هایی که خودشان را روشنفکر بیان میکنند #شعائر شما را مورد شبهه قرار میدهند و بی خرد تر از آنان مطابعشان میشوند ولی بیچاره ها نمیدانند عزت شما و عزاداری هایتان را ذات مقدس احدیت داده است
در #عظمت_مصیبت شما همین بس که کودکان قد و نیم قد تا پیرمردان ناتوان در برپایی خیمه های عزایت مفتخرند....
در عظمتت #حزن و #گریه بر شما همین بس که حجت خدا حضرت صاحب الزمان(عج) هر صبح و شام گریان شماست
بعد میگویند گریه غم می آورد
گریه ی با معرفت رشد میدهد
بهجت میدهد
#بالندگی میدهد
#عقل را زیاد میکند
ایمان را مستحکم میکند
یقین را مضاعف میکند
افسوس که نشناختیمت ای جلوه ی آقایی و مردانگی
ای جلوه ی همه ی خوبی ها
.

#من_چه_بگویم
کمترین ذره ی این آستانم که فقط شمیم محبت و مصیبتت این چنین مستم کرده
با همه ی آلودگی و ناپاکی ام
با همه ی نا مروتی هایم
خالصانه میگویم
#دوستت_دارم
و این #محبت را با عالمی عوض نمیکنم
دست من و همه ی دلباختگان کویت را از ریز و درشت و صغیر و کیبرمان را تا ابد در دستانت نگهدار تا از شرور و آفات دنیا در امان باشیم و برای نصرت منتقمت پرورش پیدا کنیم.
Read more
. دیروز روی یکی از بلاگ‌ها متنی میخوندم که در سال 2018 چه کارهایی کردین که باعث شده تجربه بهتری باشه. ...
Media Removed
. دیروز روی یکی از بلاگ‌ها متنی میخوندم که در سال 2018 چه کارهایی کردین که باعث شده تجربه بهتری باشه. تمام کسانی که روی اون پست کامنت نوشته بودن چون مشکلات درآمدی و ویزای مارو نداشتن از سفرهاشون به کشورهای جهان گفته بودن و اینکه چه چیزهای جدیدی یاد گرفتن و یا اینکه تونسته بودن درآمدشون رو سیو کنن و ... .
دیروز روی یکی از بلاگ‌ها متنی میخوندم که در سال 2018 چه کارهایی کردین که باعث شده تجربه بهتری باشه. تمام کسانی که روی اون پست کامنت نوشته بودن چون مشکلات درآمدی و ویزای مارو نداشتن از سفرهاشون به کشورهای جهان گفته بودن و اینکه چه چیزهای جدیدی یاد گرفتن و یا اینکه تونسته بودن درآمدشون رو سیو کنن و خونه بخرن و خلاصه تجربیاتی که تا شب ذهن من رو به خودش مشغول کرده بود. دیشب میخواستم این پست رو بنویسم ولی ذهنم هنوز نیاز داشت به فکر کردن تا به نتیجه برسم که دقیقا چی میخوام بگم و اینکه چه کارهایی رو در سال جدید اگر انجام بدم در انتهای سال میگم با توجه به شرایط محیطی من بهترین کارهایی رو که تونستم انجام دادم
.
خلاصه بعد از کلی فکر و تجزیه تحلیل به این نتیجه رسیدم که حالا که نمیشه سفر کنیم و تجربیات جدید داشته باشیم بهترین کار در ایران اینه که هدف رو روی یادگیری و بهبود فردی بذاریم و روی توانایی ها و علممون سرمایه گذاری کنیم. منظورم از علم فقط درس خوندن آکادمیک نیست. میشه کتاب های مارسل‌پروست رو خوند و به اندازه چندین ماه کلاس درس زندگی و ادبیات گرفت
.

کاری که من به خودم قول دادم اینه که خیلی هدفمند امسال کتاب هایی رو که میخونم انتخاب کنم و ازشون یاد بگیرم. وارد دنیای شخصیت هاش بشم و ببینم دنیای اونا چه شکلی بوده و قدم به قدم کتاب هایی که میخونم رو سخت تر کنم تا مثل کلاسی باشه که از یه مرحله به مرحله بعد میرم. خیلی وقتها توی گودریدز میشه توی کامنت ها دید که کسانی که کتاب بهتری خوندن زیرش پیشنهاد دادن که قبل یا بعد از این کتاب چه کتابی رو مطالعه کنین
.

امسال تونستم بالای 6 تا رمان بلند به انگلیسی بخونم تا بتونم یه فرهنگ دیگه رو لمس کنم و با ترکیب ها و اصطلاحات و نحوه بیان هر موضوعی از زبان یه آدم دیگه آشنا بشم. ولی خب هنوز هم کتاب های فلسفی به زبان فارسی برای من جذابیت بسیار زیادی دارن. اما امسال میخوام همین روند رو حتی سخت گیرانه تر ادامه بدم تا بیشتر و بیشتر با دنیا آشنا بشم. سریال، پادکست و بلاگ های با کیفیت هم خیلی میتونه به این روند کمک کنه. ولی حرفم اینه که باید همه این موارد رو با دقت انتخاب کنیم و هدفمند در راستای موضوعی باشه که میخوایم یاد بگیریم. مثلا کسی که به زندگی روزمره علاقه داره سبک سریال و کتابی که میخونه صد در صد با کسی که به سیاست علاقه داره و اونی که فرهنگ بیسترو رو میخواد بشناسه متفاوته
.

نذاریم درجا موندن توی شهر و دیار خودمون باعث بشه ایزوله بشیم و چیزی یاد نگیریم. من قبول دارم که کتاب و پادکست خیلی آهسته تر از سفر جواب میده ولی بازم عالیه
Read more
. خیلی از افرادی که در #عکس می بینید، زمان همین #استارتاپ_ویکند با هم آشنا شدند و شاید پیشتر حتی اسم ...
Media Removed
. خیلی از افرادی که در #عکس می بینید، زمان همین #استارتاپ_ویکند با هم آشنا شدند و شاید پیشتر حتی اسم همدیگر را هم نشنیده بودند... دراین رویداد چون قرار بود به تیم های #استارتاپ مشاوره و راهکار ارائه دهیم ( #منتور رویداد بودیم) نیاز بود خود نیز نشاط و انگیزه می داشتیم، از این رو سعی کردیم از روز اول ... .
خیلی از افرادی که در #عکس می بینید، زمان همین #استارتاپ_ویکند با هم آشنا شدند و شاید پیشتر حتی اسم همدیگر را هم نشنیده بودند...
دراین رویداد چون قرار بود به تیم های #استارتاپ مشاوره و راهکار ارائه دهیم ( #منتور رویداد بودیم) نیاز بود خود نیز نشاط و انگیزه می داشتیم،
از این رو سعی کردیم از روز اول از همدیگر یاد بگیریم و همراهی لازم را با هم داشته باشیم...
شاید دروغ نباشد اگر بگویم با جنبه ترین تیم کاری که تا به امروز دیدم همین تیمی بود که با آن ها در #زنجان همراه بودم...
خیلی راحت همدیگر را نقد می کریم، خیلی راحت کارهای بهتری که می شد انجام داد را به یکدیگر نشان می دادیم و
از همه اینها جالب تر خیلی راحت با اتفاق های کاری شوخی می کردیم و از رفتار های عجیب اتفاق افتاده طنز می ساختیم و با هم دیگر به اتفاقات می خندیدیم... ((فقط خدا و بچه هایی که با ما بودند می دانند ما آن شب (شب دوم که عکس نیز مرتبط با آن است) ؛ چقدر خندیدیم و خوشحال بودیم...)) همین اتفاق ها باعث شد ما بنیانگذار #تئاتر در ارائه های تیم های استارتاپ شویم و باب جالبی را در این گونه #رویداد ها باز کنیم...
در علم #مدیریت ثابت شده همین نشاط، شور و انرژی باعث افزایش بهره وری پرسنل می شود، #وفاداری آنها را به مجموعه بیشتر می کند و به پیشرفت آنها سرعت بیشتری می دهد....
.
.
همه ما تقریبا مطمئن بودیم که شاید دیگر، زمانی پیش نیاید که در کنار هم باشیم؛ این گذرا و کوتاه بودن عمر #سفر و #همکاری باعث نشد
که برای یکدیگر مهم نباشیم و از همین زمان اندک کنار هم بودن #لذت نبریم...
تجربه زندگی و کار به من ثابت کرده باید قدر لحظه ها را دانست، لحظه هایی که شاید هیچ زمان دیگری تکرار نشوند
یا ما فرصت نداشته باشیم مشابه این لحظه را دوباره تجربه کنیم...
.
.
پ.ن : تشکر از #آرش_سروری عزیز که این فرصت را به من داد تا این چنین تجربه گرانی را بدست آورم
@arashsoruri . .
.
و تشکر همه بزرگوارانی که در این رویداد افتخار همراهیشون را به من دادند.....
Read more
. چندنفر از بزرگواران ازجمله @smojtabaa و @v.mohammadpoor خواسته بودن از #اولین_اربعین_من بگم. البته ...
Media Removed
. چندنفر از بزرگواران ازجمله @smojtabaa و @v.mohammadpoor خواسته بودن از #اولین_اربعین_من بگم. البته من فقط یکبار سال گذشته توفیق داشتم #اربعین و #پیاده_روی رو شرکت کنم. بنابراین فکرکردم به چندتا سوال که تو ذهن همه ست پاسخ بدم. چرا رفتی؟ اولش یک میل قوی درونی بود که هرسال که همسرجان میرفت ... .
چندنفر از بزرگواران ازجمله @smojtabaa و @v.mohammadpoor خواسته بودن از #اولین_اربعین_من بگم.
البته من فقط یکبار سال گذشته توفیق داشتم #اربعین و #پیاده_روی رو شرکت کنم. بنابراین فکرکردم به چندتا سوال که تو ذهن همه ست پاسخ بدم.
✅ چرا رفتی؟
اولش یک میل قوی درونی بود که هرسال که همسرجان میرفت و من نمیتونستم برم بیشتر و بیشتر میشد. دلم میخواست چند روز تو اون هوا نفس بکشم. از شهر و روزمرگی ها و منفعت طلبی ها و خودخواهی هاش دور باشم. یک جور بیخیالی دلم میخواست که زندگیم بریزم تو یک کوله و بزنم به دل جاده... بی فکر اینکه قراره چی بخوریم و شب کجا بخوابیم. خودم بسپرم به خدا و چندروز از قیل و قال دنیا جداشم. دوم دلم میخواست اون حال و هوا رو تجربه کنم. قاطی اون آدمها بشم. قاطی جماعتی که شاید یک روز امام زمانم با افتخار ازشون یاد کنه. بشم جزو سیاه لشکر #امام_زمان عج. بخشی از قدرت نمایی #شیعه باشم...
✅ خطرناک نبود؟ اگر هم بود ما حسش نکردیم.😊
✅ خسته نشدید؟ خب ما فقط یک و نیم روز پیاده روی کردیم. من عاشق پیاده رویم و بچه ها هردو کالسکه سوار بودن. پس نه خسته نشدیم.
✅ سخت نبود؟ با بچه ها اذیت نشدید؟ ‌شعار من تویِ زندگی که دائم واسه بچه ها هم تکرار میکنم اینه: "هیچ چیز تو دنیا از من سخت تر نیست"😉 پس نه اصلا سخت نبود. البته سختی کمی هم اگه باشه در راه زیارت #امام_حسین ع پسندیده است.
✅ خورد و خوراک چطور بود؟ مهمان نوازی عراقی ها که دیگه مشهوره. قدم به قدم موکب و پذیرایی آماده است. قدم به قدم انواع خوردنی ها و آشامیدنی ها فراهمه. هر جا اراده کنی بطری های آب خنک پیدا میشه. ما از هرچه میل مون میکشید و بعضا از سر کنجکاوی از ‌غذاها و خوراکی هاشون میخوردیم. بعضی هاشم به زور و اصرار البته بهمون میدادن😄
✅ مریض نشدید؟ تاجایی که یادم میاد نه خداروشکر. با اینکه بعضی ها توصیه میکنن از خوراکی ها کم بخورید و... ما خوردیم و خداروشکر هیچیمون نشد☺️
حتی پاهام هم تاول نزد...
✅ امسال هم میرید؟ انشالله. فعلا که داریم ویزا میگیریم... تا یار که را خواهد و میلش به چه باشد...
.
اینها رو گفتم واسه اونهایی که دارن دل دل میکنن برن یا نرن. خودتون بسپرید به میزبانتون که کریم ترینِ مردم دنیان. برنامه ریزی بکنید، مقدمات سفر فراهم کنید، اما سخت نگیرید. اونکه دعوتتون کرده خودش همه چی رو درست میکنه. و بعدش مطمئنم جوری عاشقش میشید که تا سال آینده روزشماری میکنید...
#حب_‌الحسین_یجمعنا #همپای_‌زینب
Read more
قسمت دوم روانشناسي رابطه Psychology of relationship تبلت را چگونه از کودک مان جدا کنیم؟ یکی ...
Media Removed
قسمت دوم روانشناسي رابطه Psychology of relationship تبلت را چگونه از کودک مان جدا کنیم؟ یکی از مشکلاتی که بچه های امروزی دارند استفاده زیاد از لوازم الکترونیکی مانند تبلت است. حال والدین چگونه باید این تبلت ها را از کودک شان جدا کنند. این روزها به هر خانه‌ای که وارد می‌شوید، به جای سرگرم بودن ... قسمت دوم
روانشناسي رابطه Psychology of relationship
تبلت را چگونه از کودک مان جدا کنیم؟

یکی از مشکلاتی که بچه های امروزی دارند استفاده زیاد از لوازم الکترونیکی مانند تبلت است. حال والدین چگونه باید این تبلت ها را از کودک شان جدا کنند.
این روزها به هر خانه‌ای که وارد می‌شوید، به جای سرگرم بودن کودکان با خمیرهای بازی که خلاقیت‌شان را بالا می‌برد و مهارت‌ دست‌های‌شان را بیشتر می‌کرد، تبلت‌هایی در دست بچه‌ها جا دارد که چشم‌های‌شان را خسته و مفاصل دست‌های‌شان را ضعیف می‌کند. در این میان والدینی که امکان خرید چنین ابزاری برای کودک‌شان ندارند هم از خود گذشتگی کرده و او را با گوشی هوشمند تلفن همراه‌شان سرگرم می‌کنند و مهارت کودک‌شان در انجام بازی‌های مختلف را به رخ این و آن می‌کشند. بچه‌های امروزی تمایلی به دویدن، کاردستی درست کردن و نقش‌پذیری در بازی‌هایی که نسل ما از آنها لذت می‌برد، ندارند. آنها ترجیح می‌دهند روی مبل راحتی لم بدهند، یک کاسه پفک کنارشان بگذارند و هر روز چندین مرحله از بازی‌ای که به آخر رساندنش کار هر کسی نیست را رد کنند.
بچه‌های امروزی نمونه کوچک شده والدین‌شان هستند. نمونه آنهایی که در ‌مهمانی‌ها به جای گپ زدن با حاضران، به غایب‌های جمع وایبر می‌زنند و به‌جای چند متر دویدن، به‌دنبال نصب انواع اپلیکیشن‌های سلامت روی گوشی خود هستند. هدیه پژوهشگران فناوری اطلاعات به بچه‌های امروزی نه هوش بیشتر و نه ذهن آماده‌تر است. آنها روی مبل‌های راحتی، صاحب بدنی خسته و انباشه از چربی می‌شوند و پشت صفحه تبلت‌ها، چشم‌هایی آزرده و ذهنی آشفته را از آن خود می‌کنند.
شاید بعد از خواندن این یادداشت، به قصد گرفتن تبلت فرزندتان از او، از روی مبل بلند شوید؛ اما بنشینید! نیازی به محروم کردن فرزندتان از تبلتش نیست، کافی است خودتان همین حالا گوشی را روی زمین بگذارید و نه با حرف، بلکه با آوردن ورزش و مطالعه به ساعت‌های مرده‌تان، به کودک خود هم سبک زندگی سالم را آموزش دهید.
ساعت های استفاده کودکان از وسایل الکترونیکی را کاهش دهید…
به ساعت نگاه کنید
با وضع کردن برخی قانون‌ها، ساعت‌های استفاده فرزندتان از تبلت را محدود کنید. برای مثال به او اجازه ندهید که سر میز شام تبلتش را بیاورد.
خاموشی بزنید
محققان می‌گویند تبلت‌بازی پیش از خواب می‌تواند فرزند شما را بی‌خواب کند. پس به او اجازه بازی کردن با تبلت پیش از خواب را ندهید و نگذارید آن را به اتاق خوابش ببرد....
#سیروس_مهرانی
#روانشناسی_کودک
#دنیای_مجازی
#بازیهای_کامپیوتری
#بنیادکمک
Read more
. مدتی است که روانشاسان در هالیدی به سر می‌برند و از آنجا که هزینه‌های سفر هم کمرشکن است، فقط توانستند ...
Media Removed
. مدتی است که روانشاسان در هالیدی به سر می‌برند و از آنجا که هزینه‌های سفر هم کمرشکن است، فقط توانستند طالع‌بینی بخوانند. به همین جهت طی آخرین تحقیقات‌شان به این نتیجه رسیدند که متولدین هر ماه باتوجه به خصوصیات بارزشان، برای یک شغل خاص زاده شده‌اند. . فروردین بهترین شغل برای فروردینی‌های ... .
مدتی است که روانشاسان در هالیدی به سر می‌برند و از آنجا که هزینه‌های سفر هم کمرشکن است، فقط توانستند طالع‌بینی بخوانند. به همین جهت طی آخرین تحقیقات‌شان به این نتیجه رسیدند که متولدین هر ماه باتوجه به خصوصیات بارزشان، برای یک شغل خاص زاده شده‌اند.
.
فروردین

بهترین شغل برای فروردینی‌های مغرور و حادثه‌جو راننده نیسان آبی است. این‌طوری هم همیشه حق با آن‌هاست و هم با توجه به هیجان و جنب و جوش بالای‌شان می‌توانند در این شغل ارتقا بگیرند و از دختری که لاک نمی‌زند هم خطرناک‌تر شوند.
.
اردیبهشت

اردیبهشتی‌های قانع و صبور، آرام و پرتحمل؛ می‌توانند پرستارهای خوبی بشوند. البته منظور روانشناسان، پرستار راست راستکی است! از همین حقیقی‌ها که در بیمارستان‌ها تردد می‌کنند و می‌گویند «کاری داشتی صِدام کن». ولی وقتی کار داشتی و صدایش کردی، اینقدر دیر می‌آید که فوقش به مراسم چهلم بیمار می‌رسد!
.
خرداد

خردادی‌ها به لحاظ روحیات غیرپایدار و اهل تنوع بودن و متلون‌المزاج (همان کلک‌بازِ خودمان) بودن و همچنین علاقه به برنامه‌های کوتاه مدت؛ می‌توانند در عرصه سیاست بدرخشند و نمایندگان مجلسِ موفقی شوند. فقط این کوتاه بودن (منظور مدت است) کمی اذیت‌شان می‌کند که آن هم با چسبیدن به صندلی مدیریتی برطرف می‌شود.
.
تیر

متولدین تیر بسیار حساس، صرفه‎جو و اقتصادی هستند. اگر به تیر ماهی‌ها بر نخورد و من و روانشناسان را باهم نبافند؛ حتی گاهی خسیس هستند. اما خدا شاهده این هیچ چیز از ارزش‌های تیرماهی‌ها کم نمی‌کند. به همین علت تیرماهی‌ها می‌توانند از کارکنان یا سهامداران یا حتی مدیران کارخانه‌های چیپس‌سازی باشند و اکثر فضای پاکت چیپس را با هوا پر کنند و تازه ته دل‌شان هم غنج برود.
.
مرداد

عاشق شهرت، قدرتمند و سرکش، عاشق تعریف و تمجید و کلا متخصص در درآوردنِ گند قضیه. به همین علت سلبریتی شدن می‌تواند شغل درخور و راضی‌کننده‌ای برای‌شان باشد و حداقل تا مدتی نشیمنگاه بر زمین گذاشته و آرام بگیرند! مردادی‌ها به کم قانع نیستند و تا ته هرچیز را می‌روند. یعنی ته هرچیز را. خواه شهرت باشد، خواه لایک، خواه ترکیبی و ...
.
(درضمن روانشناسان معتقدند یک مردادی هرگز به نویسنده فحش بد نمیده)
.
شهریور

شهریوری‌های دقیق، وظیفه‌شناس و نکته‌سنج و دوراندیش و همدرد؛ خودشان از اول دل‌شان می‌خواست دکتر شوند ولی روانشناسان به لحاظ خصوصیات بارزشان، به آن‌ها پیشنهاد مدیریت بحران را دادند. آن‌ها هم تا حد همدردی پایه بودند ولی بقیه مسائل را می‌گفتند: نوموخوایم چون ما از اولش هم گفتیم دوس داریم دکتر بشیم
.
بقیه در کامنت👇👇
Read more
<span class="emoji emoji1f349"></span>"یلدا" می رسد تا با نفس هایِ زمستانی و سردش ، آدم ها را برایِ گرم شدن ، به هم نزدیک کند ، که کینه ها را بشوید ...
Media Removed
"یلدا" می رسد تا با نفس هایِ زمستانی و سردش ، آدم ها را برایِ گرم شدن ، به هم نزدیک کند ، که کینه ها را بشوید و دل ها را صاف تر از همیشه کند . و چه می چسبد نوشیدنِ یک استکان چایِ داغ ، در شبی سرد و برفی ، وقتی عزیزترین هایِ زندگی ات کنارت نشسته اند و با تماشا و هم صحبتیِ شان ، عشق می کنی ... وقتی با یک دقیقه زمانِ ... 🍉"یلدا" می رسد تا با نفس هایِ زمستانی و سردش ، آدم ها را برایِ گرم شدن ، به هم نزدیک کند ، که کینه ها را بشوید و دل ها را صاف تر از همیشه کند .
🍉و چه می چسبد نوشیدنِ یک استکان چایِ داغ ، در شبی سرد و برفی ، وقتی عزیزترین هایِ زندگی ات کنارت نشسته اند و با تماشا و هم صحبتیِ شان ، عشق می کنی ...
🍉وقتی با یک دقیقه زمانِ اضافه ؛ یک عمر خاطره ی خوب برایِ روزهای دلگیری ات پس انداز می کنی و هرکجا که تنها و بی پناه شدی ، یادت می افتد ؛ تو کسانی را داری که به اندازه ی تمامِ دانه هایِ برف ، برایت آرزوهایِ خوب دارند ، و دلگرم می شوی به حمایتِ آنهایی که دورند و از هرچه نزدیک است ، به تو نزدیک تر ...
🍉یلدا یعنی ؛ آدم ها برایِ سلامتِ نفس و جانشان و برایِ زنده ماندن ؛ "عشق" می خواهند ، و شاید ناب ترین حالتِ عاشقی ، از سمتِ کسانی باشد که کنارشان قد کشیده ای و جزءِ لاینفکِ بهترین خاطراتِ تو هستند . همان ها که با گرمیِ حضورشان ، جهان را جایِ بهتری می کنند برایِ زیستن ...
🍉یلدا یعنی ؛ قدرِ با هم بودن ها را بدانیم ، که بیشتر کنارِ هم باشیم ، که حواسمان به ناب ترین هایِ زندگیِ مان باشد !
🍉ای کاش هیچ خانه ای خالی از عشق نباشد و اهالیِ خانه ، هرکجا که هستند و هرکجا که می روند ؛ شاد و خوشبخت باشند ،که شاد بودن ، حقِ هر آدمی ،و گرم ماندن ، حقِ هر خانه ای است.🍉🍉🍉🍊🍊🍊🍎🍎🍏🍏🍍🍍🍍
Read more
... دوستانی که زندگی در خوابگاه را تجربه کرده اند،بیشتر می توانند با این متن ارتباط برقرار کنند.سال ...
Media Removed
... دوستانی که زندگی در خوابگاه را تجربه کرده اند،بیشتر می توانند با این متن ارتباط برقرار کنند.سال هشتاد و نه. واحد صد و سه.من و چهار پسر دیگر. قرار بود دو ترم زیر یک سقف زندگی کنیم.تعداد روزهای زندگی دانشجویی مان به یک ماه نرسیده بود که من با هر چهار نفرشان دعوایی حسابی کردم . مدت ها هیچ حرفی میان ... ...
دوستانی که زندگی در خوابگاه را تجربه کرده اند،بیشتر می توانند با این متن ارتباط برقرار کنند.سال هشتاد و نه. واحد صد و سه.من و چهار پسر دیگر. قرار بود دو ترم زیر یک سقف زندگی کنیم.تعداد روزهای زندگی دانشجویی مان به یک ماه نرسیده بود که من با هر چهار نفرشان دعوایی حسابی کردم . مدت ها هیچ حرفی میان من و آنها رد و بدل نشد.من بیشتر طول روز را بیرون بودم و فقط شب ها برای خواب به اتاقم می رفتم.چند ماه بعد به این حقیقت دست یافتم که دعوای من با آن ها اگر چه زشت بود ولی بهترین کار ممکن بود. یک سال بعد به این نتیجه رسیدم که اصولا دعوا در محیط خوابگاه دانشجویی اجتناب ناپذیر است ؛وقتی علی را دیدم، من هر وقت علی را دیدم که مشغول شستن ظرف های هم اتاقی های الدنگش بود.آن الدنگ ها فقط از علی سواری می گرفتند چون علی به معنای واقعی کلمه ببو گلابی بود و زیر بار حرف زور می رفت و نه نمی گفت.اگر علی هم مثل من در مقابل خواسته های بی جا آن الدنگ ها می ایستاد شاید من هیچ وقت آن ها را صدا نمیزدم :الدنگ .
گاهی اوقات در دایرکت اینستاگرام پیام هایی از دوستان بسیار عزیزی به من می رسد که می پرسند: چطور می توان نویسنده موفقی شد؟؟؟تقریبا همه عالم و آدم این توصیه را از برند که برای نویسنده شدن باید بسیار خواند و نوشت؛اما من به آن ها میگویم:برای خواندن و نوشتن،فرصت بسیاراست. مهم ترین کاری که باید انجام داد عیاق شدن با یکی از نویسنده هایی است که در ادبیات داستانی برش بیشتری دارد . نویسنده ای که حداقل چند نشر اسمی برای او تره خورد کنند ووو.میپرسند:به نظر شما این کار درستی است؟میگویم : نه اصلا درست نیست ولی در سیستم کنونی جواب می دهد اگر می خواهی جواب بگیری! ببین آقا یا خانم فلانی را!همیشه به جلسات ایشون می رود ؛ غالبا در یک قاب اند.هر جا که می رود تعریف شان را می کند. همیشه اسم اش با نوشتن کامنتی زیر کپشن های اوست ؛خلاصه دوست عزیزم تا می توانی مثل کنه به ایشون بچسب تا به برکت الطافش بروی بالا.

#ادبیات_داستانی
#نویسنده_ایرانی
#داستان
#داستان_ایرانی
#نویسنده_موفق_شویم
#زیر_بلیتی_ها
#رمان_نویسی
#مافیای_داستان
#خوابگاه_دانشجویی
#دانشجوی_معترض
Read more
حركت شنا و انواع هفتگانه آن برگرفته از حركت سينه خيز است.تخته شنا (شنو) تخته اي است پايه دار كه طولش ...
Media Removed
حركت شنا و انواع هفتگانه آن برگرفته از حركت سينه خيز است.تخته شنا (شنو) تخته اي است پايه دار كه طولش به اندازه عرض شانه يا كمي بيشتر (حدود 60 تا 70 سانتي متر) و پهناي آن به اندازه پهناي كف دست است (حدود 8 سانتي متر) كه دو پايه كوتاه در زير آن را از زمين بالا نگه مي دارد، تخته شنا از وسايل اصلي ورزش زورخانه ... حركت شنا و انواع هفتگانه آن برگرفته از حركت سينه خيز است.تخته شنا (شنو) تخته اي است پايه دار كه طولش به اندازه عرض شانه يا كمي بيشتر (حدود 60 تا 70 سانتي متر) و پهناي آن به اندازه پهناي كف دست است (حدود 8 سانتي متر) كه دو پايه كوتاه در زير آن را از زمين بالا نگه مي دارد، تخته شنا از وسايل اصلي ورزش زورخانه نيست كما اين كه بدون آن نيز مي توان با گذاشتن كف دست ها به روي زمين شناهاي چهار گانه را انجام داد.
شناهاي چهار گانه عبارتند از:
شناي كرسي
شناي دست و پا مقابل
شناي دوشلاقه
شناي پيچ
یکی از رایج ترین و اساسی ترین حرکات ورزشی برای بدن حرکت شنا سوئدی است, که فشاری نه تنها به سینه ها ,بلکه حرکتی فوق العاده برای عضلات وماهیچه های سه سربازو و شانه ها و زیربغل و کول , کلا نیم تنه بالا بدن می باشد.
یکی از رایج ترین و اساسی ترین حرکات ورزشی برای بدن حرکت شنا سوئدی است, که فشاری نه تنها به سینه ها ,بلکه حرکتی فوق العاده برای عضلات وماهیچه های سه سربازو و شانه ها و زیربغل و کول , کلا نیم تنه بالا بدن می باشد.

حرکت مهم نیست که کجا هستید و از همه مهمتر ورزشی کاملا رایگان بدون تجهیزات گران قیمت ویا هزینه باشگاه , اگر به دنبال بدست آوردن و توسعه سینه و قفسه سینه بزرگ و سرشانه های حجیم هستید می توانید به منظور استحکام و آمادگی جسمانی و برای استقامت و قدرت عضلات تان ,فقط حدود 30 دقیقه از وقت تان را در هفته صرف انجام برنامه شنا سوئدی کنید ,به شما قول می دهم که با اعتماد به نفس بیشتری فقط بعد از اتمام تمرین کوتاه , احساس ارامش و راحتی بکنید.

این حرکت نیر یک حرکت عمومی به حساب می آید که به تقویت عضلات پشت بازو، سینه، سر شانه منجر می شود. ولی از این حرکت بیشتر در جهت رشد عضلات سینه بهره می گیرند. به یاد داشته باشید که هنگام اجرای این حرکت می بایست کف دست ها را در اطراف بدن و مقابل شانه ها روی زمین قرار دهید. و پاها از قسمت پاشنه به یکدیگر بچسبند.چانه را کمی به سمت سینه ها متمایل کنید تا پیشانی روبه روی زمین قرار گیرد. شکم را سفت کنید. بدن کشیده آرنج ها را خم کرده و بدن یک تکه به طرف پایین حرکت کند آنقدر پایین نیایید که سینه ها به زمین برخورد کند، تا جایی بدنتان را پایین بیاورید که بازوها به موازات زمین گیرند و با همان صورت به حالت اولیه برگردد و آرنج ها را قفل نکنید.
تذکر: هنگام پایین آمدن، بدن را رها نکنید، بلکه با کنترل و تمرکز این حالت را انجام دهید. این تمربن را هر روز صبح 3 ست بروید .
Read more
تو مدرسه ها برای ۱۲ امام و ۱۴ معصوم و...هم تولد میگیرن هم مراسم برای وفات و شهادت ، یلدا و هفت سینم که جزواجباته، ...
Media Removed
تو مدرسه ها برای ۱۲ امام و ۱۴ معصوم و...هم تولد میگیرن هم مراسم برای وفات و شهادت ، یلدا و هفت سینم که جزواجباته، بچه هایی که کلاس زبان دوم میرن هالوین و کریسمس هم مراسم دارن حالا این همه تضاد رو که کنار بگذاریم نتیجه ای هم ما ندیدیم نه بچه ها از مذهب خیلی سر درمیارن نه از فرهنگ آریایی جز خوردنیاش چیز بیشتری ... تو مدرسه ها برای ۱۲ امام و ۱۴ معصوم و...هم تولد میگیرن هم مراسم برای وفات و شهادت ، یلدا و هفت سینم که جزواجباته، بچه هایی که کلاس زبان دوم میرن هالوین و کریسمس هم مراسم دارن 🎅حالا این همه تضاد رو که کنار بگذاریم نتیجه ای هم ما ندیدیم نه بچه ها از مذهب خیلی سر درمیارن نه از فرهنگ آریایی جز خوردنیاش چیز بیشتری میدونن
این پیام من تو گروه مدرسه آوا بوده :
سلام خدمت مادران عزیزو مهربان
در رابطه با جشن یلدا میخواستم نظرمو بگم
به طور ناخودآگاه این طرز برخورد به بچه ها این را آموزش میدهدکه هر کاری هرکسی کرد ازش تقلید کنند چون دقیقا این جمله رو شنیدم که کلاس اولی ها اینطوری بودند ماهم مثل اونها و بچه ها یاد میگیرندهر کسی هر چیزی دارد اوناهم بخواهند،غیر از اشتباه بودن این رفتار ،خلاقیت بچه ها از بین میرود.
مطلب بعدی به جای این همه مصرف پلاستیک و کاغذ، دوست بودن با محیط زیست رو به بچه ها آموزش بدهیم وازشون بخواهیم بخاطر حفظ محیط زیست از مصرف پلاستیک و ظروف یکبار مصرف تا حد امکان خودداری کنند.
در ضمن میتونیم با کمک جشن یلدا از بچه ها بخواهیم یه شعر ازحضرت حافظ بنویسن که با این مقوله نا آشنا نمانند.
برای تک تک مادران و دخترای دسته گلشون آرزوی سلامتی و موفقیت دارم .
مامان آوا

پ ن:آموزش و پرورش که مثل بقیه سازمانها ..‌.
حداقل مادران تلاش کنن به بچه ها درقالب این مراسم ها آموزش فرهنگ و مهارتها رو بدهند خودمون به داد بچه هامون برسیم 😭در ضمن به جای ترویج فرهنگ مصرف گرایی کمک کنیم مدارس مناطق محروم مجهز به حداقل امکانات بشن تا هر سال شاهد پر پر شدن دسته گلهای این سرزمین نباشیم .
پ ن:کتابها هدیه من به دخترانم به مناسبت یلدا شاید باورهای غلطی که مدرسه و جامعه به خوردشون میدن رو بشوره ببره 😶

#یلدا۹۷ #دخترانم #آموزش_و_پرورش_ایران #باورهای_غلط #از_خودمون_شروع_کنیم #اهواز #مدارس_مناطق_محروم #محیط_زیست #زبان_دوم #به_فرزندانمان_آگاهی_بدهیم #پسماند_صفر #با_زمین_مهربان_باشیم #دوره_ابتدایی #روانشناسی_کودک
#بشوره_ببره #دختران_بلندپرواز #نشرنو #امید_سهرابی_نیک #آرزو_گودرزی
Read more
. متفاوت بودن رژیم غذایی بیماران کلیوی: زمانی که کلیه ها بخوبی کار نمی کنند، برخی مواد و مایعات ...
Media Removed
. متفاوت بودن رژیم غذایی بیماران کلیوی: زمانی که کلیه ها بخوبی کار نمی کنند، برخی مواد و مایعات اضافی در بدن ساخته می شود. به مرور زمان، این مواد اضافی مشکلاتی را برای قلب، استخوان و سایر اندام ها بوجود می آورد. در برنامه غذایی بیماران کلیوی، مقدار املاح معدنی موجود در خوراکی ها و نوشیدنی ها محدود ... .
متفاوت بودن رژیم غذایی بیماران کلیوی:

زمانی که کلیه ها بخوبی کار نمی کنند، برخی مواد و مایعات اضافی در بدن ساخته می شود. به مرور زمان، این مواد اضافی مشکلاتی را برای قلب، استخوان و سایر اندام ها بوجود می آورد. در برنامه غذایی بیماران کلیوی، مقدار املاح معدنی موجود در خوراکی ها و نوشیدنی ها محدود می شود. ماندن مواد و مایعات اضافی در بدن مشکلاتی را برای فرد ایجاد می کند. نحوه محدود کردن برنامه غذایی به مرحله بیماری بستگی دارد. در مراحل اولیه بیماری، فرد بیمار محدودیتی در مصرف خوراکی ها یا نوشیدنی ها ندارد و یا این محدودیت ها کمتر است، اما با پیشرفت و وخامت بیماری، پزشک مصرف پتاسیم، فسفر و برخی مایعات را برای بیمار ممنوع می کند.

پتاسیم:

پتاسیم یکی از املاح معدنی است که در تمامی غذاها یافت می شود. بدن برای عملکرد ماهیچه ها نیاز به مقداری پتاسیم دارد اما مصرف پتاسیم زیاد می تواند خطرناک باشد. زمانی که کلیه ها خوب کار نمی کنند، میزان پتاسیم بدن بشدت بالا یا پایین می رود. افزایش یا کاهش پتاسیم موجب گرفتگی عضله، بی نظمی تپش قلب و ضعف عضلانی می شود. بیماران کلیوی لازم است مصرف پتاسیم را محدود کنند اما در صورت نیاز به کم کردن پتاسیم باید با پزشک یا متخصص تغذیه مشورت کنید.
در لیست زیر با غذاهای حاوی پتاسیم کم یا زیاد آشنا می شوید

خوراک هایی با پتاسیم کمتر:سیب، انگور، آناناس، توت فرنگی، کران بریپیاز، فلفل، گل کلم، تربچه، کدوحلوایی، کاهوگوشت گوساله (بیف)، گوشت مرغ و برنج سفید

خوراکی های غنی از پتاسیم:آووکادو، موز، هندوانه، پرتقال، آلو، کشمشکنگر فرنگی، کدوی اسلامبولی، اسفناج، سیب زمینی، گوجه فرنگی، بارهنگ، محصولات سبوس دار و گرانولالوبیاها (پخته، سیاه، خال دار)، برنج قهوه ای یا وحشی

پزشک یک داروی خاص بنام potassium binder را به بیماران تجویز می کند که این دارو، بدن را از هر گونه پتاسیم اضافی پاک می کند.

فسفر:

فسفر نوع املاح معدنی است که تقریبا در تمامی غذاها یافت می شود. این عنصر به همراه کلسیم و ویتامین D به حفظ سلامت استخوان ها کمک می کند. کلیه های سالم، مقدار مناسبی از فسفر را در بدن نگه می دارند. زمانی که کلیه ها خوب کار نمی کنند، فسفر در بدن ساخته می شود که فسفر زیاد در خون منجر به سست شدن و شکنندگی استخوان ها می شود.  بیشتر بیماران کلیوی لازم است فسفر کمتری را مصرف کنند. این بیماران در صورت نیاز به محدود کردن فسفر باید با پزشک تغذیه صحبت کنند.
#pourateb #kidney #renal
#پوراطب #کلیه #نارسایی_کلیه #سنگ_کلیه #رژیم_بیماران_کلیوی
Read more
. 1. مراقب خود باشید تا سیستم ایمنی تان سالم بماند. شما از یک فرد مبتلا به سرماخوردگی با انبوهی از ...
Media Removed
. 1. مراقب خود باشید تا سیستم ایمنی تان سالم بماند. شما از یک فرد مبتلا به سرماخوردگی با انبوهی از مکمل های ویتامین ث و روی پرستاری و مراقبت می کنید و حتی مقداری سوپ مرغ گرم برای او تهیه می کنید. به گفته جیمز وندر- رئیس بخش آلرژی و ایمنی شناسی در دانشگاه واشنگتن و بیمارستان بارنز در ایالت لوئیس، گذراندن ... .
1. مراقب خود باشید تا سیستم ایمنی تان سالم بماند.

شما از یک فرد مبتلا به سرماخوردگی با انبوهی از مکمل های ویتامین ث و روی پرستاری و مراقبت می کنید و حتی مقداری سوپ مرغ گرم برای او تهیه می کنید. به گفته جیمز وندر- رئیس بخش آلرژی و ایمنی شناسی در دانشگاه واشنگتن و بیمارستان بارنز در ایالت لوئیس، گذراندن دوره نقاهت برای رسیدن به بهبودی برای خوب کارکردن سیستم ایمنی بسیار مهم است. کارشناسان معتقدند که اگر شما مرتبا به بیماری مبتلا می شوید، بهتر است با متخصص و پزشکی که بتواند دلیل بیماری را شناسایی کند، صحبت کنید زیرا بیشترین دلیل ابتلا به بیماری ها، نقص سیستم ایمنی است. اما نباید منتظر ابتلا به یک بیماری شوید و سپس اقدام به تقویت سیستم ایمنی تان بکنید. دراینجا با استفاده از برخی روش های پیشگیری می توانید سیستم دفاعی بدنتان را در برابر هرگونه بیماری و امراض تقویت کنید.
2. خوب زندگی کنید.

دکتر ودنر می گوید که اگر برای تقویت توانایی بدنتان در مبارزه با ویروس ها و بیماری ها بدنبال معجزه هستید، کاملا در اشتباهید. اما اگر انگیزه زیادی برای بهبود سلامت خود دارید، سیستم ایمنی تان را تقویت کنید زیرا یک سیستم ایمنی سالم در بدن سالم قرار دارد. بنابراین این نکته را به ذهنتان بسپارید که صحیح خوردن، فعال بودن و خواب کافی داشتن راز سلامتی است. به گفته دکتر فاطیما کادی استنفورد- پزشک متخصص چاقی در بیمارستان عمومی ماساچوست و استاد طب و متخصص اطفال در دانشکده پزشکی هاروارد در ایالت بوستون، کارهایی که موجب تقویت سیستم ایمنی بدن می شود، جزو سبک زندگی سالم محسوب می شود.

3. تنها به خوردن ماست اکتفا نکنید:

همان طور که بسیاری از پژوهش ها به وجود باکتری های مفید در روده اشاره می کنند، کارشناسان مصرف پروبیوتیک ها که نوعی باکتری های زنده برای مقابله با بیماری ها و امراض هستند را توصیه می کنند. لیزا دیرکز- متخصص تغذیه سالم در برنامه زنده کلینیک مایو در ایالت روچستر مینوستا معتقد است که بهترین منابع پروبیوتیک، غذاها و خوراکی های تخمیرشده مثل ماست و کفیر می باشند اما اگر سایر رژیم هایی غذایی نامتعادل باشد، خوردن ماست ضامن سلامتی نیست. مطمئن شوید که رژیم غذایی تان از چینش خوبی برخوردار باشد یعنی نصف بشقابتان را به میوه ها و سبزیجات اختصاص دهید و از غلات کامل و پروتئین های کم چرب استفاده کنید. مصرف غذاهای غنی از آنتی اکسیدان مثل بری ها می تواند به تقویت سیستم ایمنی کمک کند و سطح ویتامین دی موردنیاز را تامین نماید.

#پوراطب #سلامت #سلامتی #تقویت_سیستم_ایمنی
#pourateb #immune_system
Read more
(جنون قسمت چهارم) دقیقاً غرورم را نشانه گرفته بود و نبایدکم می آوردم.با لکنت گفتم:من بخاطر خودتون ...
Media Removed
(جنون قسمت چهارم) دقیقاً غرورم را نشانه گرفته بود و نبایدکم می آوردم.با لکنت گفتم:من بخاطر خودتون میگم,اگه کسی بیاد...نذاشت حرفم تموم بشه,به سمتم اومد و گوشه یقه پیرهنمو گرفت و همونطور که با خودش می کشید و میبرد گفت:خیالت راحت,هیشکی نمیاد.در و محکم بهم کوبید و توی جاده آسفالته ای که به امارت ... (جنون قسمت چهارم)

دقیقاً غرورم را نشانه گرفته بود و نبایدکم می آوردم.با لکنت گفتم:من بخاطر خودتون میگم,اگه کسی بیاد...نذاشت حرفم تموم بشه,به سمتم اومد و گوشه یقه پیرهنمو گرفت و همونطور که با خودش می کشید و میبرد گفت:خیالت راحت,هیشکی نمیاد.در و محکم بهم کوبید و توی جاده آسفالته ای که به امارت زیبایی ته باغ میرسید براه افتادیم.خونه بسیارزیبا و بزرگی بود با دیوارهای بلند و درختان سر به فلک کشیده.دو طرف راه آسفالته پر بود از درختچه ها و گلهای زینتی زیبا و استخر بزرگی که دقیقا روبروی پله های پهن امارت بود.جلو امارت چهار ستون بلند با گچبریهای زیبا قرار داشت که آدمو یاد کاخهای سلطنتی مینداخت.جلو پله ها ایستاد و بطرف من چرخید و گفت:به دنیای من خوش اومدی بعد بدون اینکه اجازه حرف زدن به من بده با دست اشاره کرد تا همراهیش کنم.در دلم به خودم فحش میدادم که چرا نشناخته با این دختر عجیب پا توی این خونه گذاشتم.با صدای بشکنی که جلو صورتم زده شد بخود اومدم.تازه فهمیدم مثل مجسمه جلو در خشکم زده.وارد سالن بزرگ خونه شدم و از دیدن اونهمه تجملات دهنم باز موند.پرده ها,قابها و مبلمان که با رنگهای قرمز و طلایی که هماهنگی بسیار زیبایی با هم داشتند و کف سرامیکی سفید که مثل برف میدرخشید.جلوم ایستاد و دستشو بطرفم دارز کرد_اسمم پروانس و تو میتونی پری صدام کنی.مردد نگاش کردم و با اکراه باهاش دست دادم.کاری که تاحالا نکرده بودم.گرمی دستش تا مغز استخوانم نفوذ کرد.انگار همه دنیا رو بمن دادن.با لکنت گفتم:علی هستم.با کلمه خوشبختم دستشو از دستم بیرون کشید و تعارف کرد که بشینم.روی کاناپه ای که بالای سالن بود نشستم.با کلمه الان میام از پلکان کنار سالن بالا رفت.انگار بخود اومده باشم.ذهنم پر از سوال شد.احساس گناه وجدانمو راحت نمیذاشت.با خودم گفتم:دِ پسر تو چت شده؟پسر حاجی رستگار اینجا چکار میکنه؟بی اختیار بیاد جمله آقا جونم افتادم که میگفت:جوون باید از سایه خودشم بترسه,چون شیطان به همه شکلی ظاهر میشه.از یاد آوری اون جمله موهای بدنم سیخ شدن و بدنم شروع کرد به لرزیدن.دستم رفت سمت جیب پیرهنم. همیشه یه قرآن کوچیک تو جیبم میذاشتم.اما نبود... ادامه دارد با سپاس بیکران(مهرا)
Read more
دبستان قدیمی ما در جنوب خیابان ایران ، محرم ها بیشتر هیئتی بود که محض رعایت تشریفات آموزش پرورش ، وسطش ...
Media Removed
دبستان قدیمی ما در جنوب خیابان ایران ، محرم ها بیشتر هیئتی بود که محض رعایت تشریفات آموزش پرورش ، وسطش چند تا کلاس هم برگزار می شد. بچه ها این را دوست داشتند. یک روز حاج آقای پیشنماز گفت که هرروز این دهه خاص یک گروه است. روز قاسم را دست خالی برنگردید. ما نفهمیدیم دست خالی برنگشتن یعنی چه حالتی. اما شهاب ... دبستان قدیمی ما در جنوب خیابان ایران ، محرم ها بیشتر هیئتی بود که محض رعایت تشریفات آموزش پرورش ، وسطش چند تا کلاس هم برگزار می شد. بچه ها این را دوست داشتند. یک روز حاج آقای پیشنماز گفت که هرروز این دهه خاص یک گروه است. روز قاسم را دست خالی برنگردید.
ما نفهمیدیم دست خالی برنگشتن یعنی چه حالتی. اما شهاب - که عمویش مداحی می کرد -بعد از زنگ ورزش به تیم ده نفره مان پیشنهادی داد که به نظرمان خوب بود.
گفت که یک دسته عزا می گیریم در خیابان آبشار و آخرش هم می رویم حسینیه قاطی باقی دسته ها. سریع هم تقسیم کار کرد که خودش مداح ، قوامی طبل و سراج هم -که پدرش تابستان ژاپن بوده - میکروفون‌بخرد.
فقط این وسط زریبافان و نوچه هایش زیر بار نرفتند که پرچم را حمل کنند چون می خواستند با زور زیادشان طبل بزنند .
شهاب بهشان گفت که فرقی نمی کند و به نیت است . زریبافان گفت که اگر به نیت است پس سراج پرچم را بگیرد و من طبل بزنم. شهاب گفت نمی شود تو تا بحال طبل نزده ای و خراب می کنی .بحث بالا گرفت .
زریبافان با عصبانیت گفت حالا که اینجور است نمی آید و با نوچه هایش رفتند.

نیامدن زریبافان و یارانش اتفاق خوبی نبود. دسته ی مان همین طوری ش کم تعداد بود چه برسد بدون آنها .
دسته ی شش نفره ، غروب فردایش از خیابان آبشار به سمت حسینیه ی معزی ها راه افتاد . به جز دو تا خانم کنار خیابان - که بعداً لو رفت مادر و خاله ی قوامی بوده اند - کسی درطول راه همراهی مان نکرد و صرفاً چندتا مغازه دار بیرون آمدند و کمی سینه زدند . شهاب هم می خواند و هم پرچم را تکان می داد . امری که نویز بدی ایجاد می کرد و لذا وسط راه بلندگو را هم بیخیال شد.

دسته ی شش نفره به آخر راه رسیده بود. تا قبل ورود به حسینیه - که اسم زیبای شما ، حسین، بر برگه ی سفید خاطراتمان ثبت شود -یک بار دیگر دودمه را دادیم :
"ای شده در باور تو مرگ احلی من عسل
سوی میدان میروی حی علی خیر العمل!
بلند گفتیم : "حسین "
و از میان دودهای اسفند ، قاطی بزرگتر ها وارد حسینیه شدیم .
ء
#گره_ششم : گره بازوبند وصیت، وقتی با شتابِ نوجوانی باز شود.
دادش به دست عمو. عمو گریه کرده بودند و بعد اذن میدان داده بودند .
پایش حتی به رکاب نمی رسید .اما اسب را به سیاق علوی ها تاخت و رفت.
کمی بعد فریادش را همه شنیدند .گفته بود"عمو جان!"
یعنی که فقط بیا کمکم!
عمو رفت.
غبار شد.
صدای شمشیر زیاد شد .
جان به لب رسید.
غبار فرو نشست
..
دیدند پادشاهی بالای سر دردانه ای ایستاده و دارد‌ امانت برادر را با‌حسرت نگاه می کند
در خوابی ناز ، شیرین‌تر از عسل.
Read more
. یعنی نمی دونم از کجا بگم چند وقته تقریبا با اکثر پسرهای اطرافم دارم صحبت میکنم می بینم هر کدوم یک جوری قید ازدواج رو زدن 😐 با یکی حرف میزنی میگه مگه بیکار و بیماری خودت رو اسیر یک مشت فلان و فلان و فلان کنی همین جوری راحت ترم با اون یکی حرف میزنی ول کن بابا مگه خلم کی دیگه الان #ازدواج میکنه ! اصلا ... .
یعنی نمی دونم از کجا بگم
چند وقته
تقریبا با اکثر پسرهای اطرافم دارم صحبت میکنم
می بینم هر کدوم یک جوری قید ازدواج رو زدن 😐
با یکی حرف میزنی
میگه مگه بیکار و بیماری خودت رو اسیر یک مشت فلان و فلان و فلان کنی
همین جوری راحت ترم
با اون یکی حرف میزنی
ول کن بابا مگه خلم کی دیگه الان #ازدواج میکنه ! اصلا چرا ازدواج
با اون یکی حرف میزنی
بابا اونها ک گرفتن کجا رو گرفتن ک ما که نگرفتیم مونده باشیم ؟
با اون یکی دیگه حرف میزنی
میگه ببین همه #دختر ها دنبال فلان و فلان و فلان و ... اینان باید باهاشون فلان و فلان و فلان بود مثل خودشون
با اون یکی ...
با اون یکی ...
بعد از این ور نگاه میکنه
همه هم تو رابطه ...
...
از اونور نگاه میکنی میری تو #مذهبی تر ها
می بینی پسره سرش با صد جاش داره اینم بالانس میزنه 😐
خلاصه از هر ور نگاه میکنی
گل و بلبل زیاده
چهارتام ازدواج میکنن در طفولیت خخ و بعد چهار صباح یا تو سر زنانن یا هر روز معتقدن #جوانی نکردن و در پی جبران گذشته ...
میمونه یک تعدادی که الحمدلله باز اونها هستن که بگی خدا رو شکر بالاخره با بد و خوب زندگی تونستن بسازن ...
جز این گروه آخر
خیل حیران و سرگردان عالم انگار روز ب روز افزونتر میشه
#پسر هاش رو نوشتم ک ب جنس مونث اسائه ادبی نشه ، حساس ترن 😉😊
.
.
علت این مسائل رو تو چ طور طبقه بندی میکنی ؟
من ک میگم یک درصد بسیار بالاییش برمیگرده به همین دو مقوله زیر
اولی روابط آزاد و روز افزون و خارج ازدواج ک در واقع هیچ انگیره و رقبتی شاید برای قبول مسیولیت آقایون نمیگذاره و بی بند باری های روز افزون تر و رقابت #خانم ها در عرضه حتی کاملاااا مفت و مسلم خود
و دومی #فرهنگ و و #عرف و #خانواده ها که تا بتونن #حلال ها رو سخت میکنند و #حرام ها رو سهل ! .
.
جز این دوتا علت زیاده ها
مثل مادی شدن روز افزون تقریبا همه
مثل بی مسیولیتی های فردی و توقع ها هر روز بیشتر از دیروز از بقیه و طرف مقابل
و ....
.
.
شما علل عمده این معضلات رو کجا میدونی ؟؟
خلاصه تو هم هر چ میخواهد دل تنگت بگو ...
.
.
.
بعدنوشت :
آقا اما ته اش ک چی ؟
من یک خط فقط میگم
ته اش سینه قبرستونه و تویی و خدا !
بقیه اش رو خود دانی
حداقل حلاللللللل ! حال کنید
ضد حال حرام از حالش خیلی بیشتره هاااا ! .
.
.
اسم #آهنگ هم #لیلی_بی_عشق .
.
یعنی فقط وجدانا آدم میگه
بگردم واسه این #دختر و پسرهای واقعا #پاک و #نجیب که چوب یک سری چی رو گاهی اونهام می خورن !
یواشکی نوشت : صد سال این جمله بالا خودم رو قبول ندارم !
چرا؟
چون !
و من یتق الله یجعل له ... (آیه 2 و 3 سوره طلاق )
تو کامنت👇
Read more
۳۲/۶۰ فقط یک راه برای زن بودن وجود ندارد. برای دختر بودن، دوست بودن، رئیس بودن، همسر بودن، مادر بودن ...
Media Removed
۳۲/۶۰ فقط یک راه برای زن بودن وجود ندارد. برای دختر بودن، دوست بودن، رئیس بودن، همسر بودن، مادر بودن یا هرکس دیگری که خود را در آن دسته جای می‌دهید فقط یک راه درست وجود ندارد. راه‌های بسیار زیادی برای هرکس با هر سبکی در این دنیا وجود دارد. زیبایی زندگی در همین تفاوت‌هایش است. قلمروی خداوند تمام این ... ۳۲/۶۰
فقط یک راه برای زن بودن وجود ندارد. برای دختر بودن، دوست بودن، رئیس بودن، همسر بودن، مادر بودن یا هرکس دیگری که خود را در آن دسته جای می‌دهید فقط یک راه درست وجود ندارد. راه‌های بسیار زیادی برای هرکس با هر سبکی در این دنیا وجود دارد. زیبایی زندگی در همین تفاوت‌هایش است.
قلمروی خداوند تمام این تفاوت‌ها را دربرمی‌گیرد.
‌‌‌
#خودت_باش_دختر
#ریچل_هالیس
ترجمه‌ی #هدیه_جامعی
#کتاب_کوله_پشتی
‌‌‌
از دیشب که این کتاب رو تموم کردم دارم فکر میکنم که چطور در موردش حرف بزنم. کم نیستن کسایی که این کتاب رو شعارهای یک زن ثروتمند و بی‌درد میدونن، کسایی که میگن ریچل هالیس یک‌سری چیزهای بدیهی رو که همه میدونیم به صورت شعاری نوشته و از این مدل حرف‌ها...

ولی من یک کتاب انگیزشی پر از شعار نمیبینمش، من ریچل هالیس رو یک زن سفیدپوست ثروتمند بی‌درد نمیبینم! من تو این کتاب یک زن قویِ خودساخته رو میبینم، یک زنِ فوق‌العاده صمیمی و صادق، یک زن که تو مشکلات بزرگ و کوچیک زندگیش گاهی غرق شده، کم آورده، ولی بالاخره تونسته بلند شه و راهشو پیدا کنه، تونسته ادامه بده و دوست داره به دنیا، به همه‌ی زن‌ها و دخترها نشون بده که اون دروغ‌هایی که یک عمر به خودمون گفتیم، از طرف جامعه و خونواده‌مون قبول کردیم، چقدر بهمون ضربه زدن، که اون دروغ‌ها از ما کسیو ساختن که هیچ شباهتی به خود واقعی ما نداره. ریچل میخواد اون دروغ‌ها رو بشناسیم، زندگی خودشو، دروغ‌های زندگی خودشو با صداقت برامون تعریف میکنه، و راه رهایی از اون دروغ‌ها رو بهمون نشون میده. ‌‌
این کتاب حس حرف زدن با یک دوست صمیمی رو داشت واسم، چیزایی رو بهت میگه که یک عمره ازش خبر داری ولی انکارشون کردی، انگار یک دوست نشسته و برات از شکست‌ها و رازهای خودش میگه و توام جرات میکنی اونا رو ببینی تو زندگی خودت، اون دروغ‌ها، شکست‌ها و ضربه‌ها رو...
‌‌
خیلی حرف دارم که از این کتاب‌ بگم، چون توی بیشتر صفحات این کتاب خودمو پیدا کردم، چون بهم یاد داد اولین قدم بهتر شدن زندگیم و شخصیتم، اینه که با خودم صادق باشم. ‌‌
من معتقدم هر دختری و هر زنی باید این کتاب رو بخونه. همین.
‌‌
ممنون از انتشارات کوله‌پشتی و هدیه جامعی عزیز، از صمیم قلبم به خاطر ترجمه و انتشار این کتاب ممنونم. 🌸❤️
‌‌
امتیازم: ۵ از ۵
‌‌
#girlwashyourface by #rachelhollis
Read more
‌ همه چیز از یک سفر شروع شد، سفری به دل روستاهای نابِ کویری سمنان که فرهنگ و رسوم مردمش هم‌زاد کویر است. ...
Media Removed
‌ همه چیز از یک سفر شروع شد، سفری به دل روستاهای نابِ کویری سمنان که فرهنگ و رسوم مردمش هم‌زاد کویر است. مردمی بزرگ شده در دل صحراهای بی‌آب و پُرآفتاب کویر مرکزی ایران که قدر آب و سبزه و حیات را می‌دانند و بر دیده و دل می‌گذارند. آنجا بود که با هنر بی‌بدیل زنان روستایی این مناطق آشنا شدیم، هنری برآمده ...
همه چیز از یک سفر شروع شد، سفری به دل روستاهای نابِ کویری سمنان که فرهنگ و رسوم مردمش هم‌زاد کویر است.
مردمی بزرگ شده در دل صحراهای بی‌آب و پُرآفتاب کویر مرکزی ایران که قدر آب و سبزه و حیات را می‌دانند و بر دیده و دل می‌گذارند.

آنجا بود که با هنر بی‌بدیل زنان روستایی این مناطق آشنا شدیم، هنری برآمده از ذهن‌هایی پر نقش و نگار و زیبابین. سخن از سوزن‌دوزی‌های رنگ‌رنگی است که نقش خیال گل و شاخ و برگ گیاهان روی سفیدی‌ پارچه‌های چلواری بود.

پارچه‌های گلدوزی شده‌‍‌ی زیبایی که در شکل پرده‌ی پنجره‌ها و یا پوششی برای رختخواب‌ها و لباس‌ها رنگین‌کمانی از زیبایی را به خانه‌های روستایی بخشیده بود. نقش چشم‌نواز گل و برگ‌های طراحی شده روی زمینه سفید نگاه هر بیننده‌ای را خواهی نخواهی به خود جلب می‌کرد.

ویژگی این هنر دست‌ساز، مثل بیشتر صنایع‌دستی و هنرهای برآمده از دل زندگی و سلیقه مردمان روستا، کاربردی بودنش است. هنری که نه فقط برای تزئین و آذین‌بندی که بخشی از جزئیات زندگی روزمره و لازم‌شان به حساب می‌آمد و همچنان می‌آید.

این بخشی از هویت و میراث کهن ساکنان این دیار بود اما هنر زیبای آنان هم رو به فراموشی می‌رفت و هم مانایی‌ چندانی نداشت، چرا که هم زنان هنرمند، دست از نخ و سوزن کشیده بودند و هم جنس پارچه‌ها طوری نبود که دوام و ماندگاری بلندی داشته باشد.

از همان‌جا بود که ایده زنده‌کردن و دوام‌بخشی به این طرح و نقش‌های چشم‌نواز به ذهن و خیال ما خطور کرد تا دنیای هزار رنگ و صمیمی گل‌دوزی‌های دستی زنان روستاهای کویر را از روی چلوارهای پنبه‌ای سفید و ساده به گلیم‌های خوش‌بافت رنگارنگ کوچ بدهیم، با طرح همان گل‌ها و انارها و ساقه‌ها و برگ‌ها.

نقش‌های آن گل‌دوزی‌های سنتی که سال‌هاست به دست فراموشی و انقراض سپرده شده بود حالا در طرح و قالبی جدید این بار روی بستر با دوام گلیم‌ها با رنگبندی‌های نو شده و چشم‌نواز به خانه‌ها برگشته است.

گلیم‌های مجموعه مروارید «زییین» الهام گرفته از همان سوزن‌دوزی‌ها و طرح و نقش‌های خوش آب و رنگ است که به دست ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌طراحان ما باب سلیقه و نگاه امروزی بازطراحی شده و به دنیای گلیم‌های ایرانی اضافه شده است.
Read more
_ بیاین یه کم حرف غیرتکراری بزنیم؛ بچه ها می‌خوایم چی کار کنیم؟ هی بشینیم بگیم ‌'دهه شصتیا نسل سوخته‌ن ...
Media Removed
_ بیاین یه کم حرف غیرتکراری بزنیم؛ بچه ها می‌خوایم چی کار کنیم؟ هی بشینیم بگیم ‌'دهه شصتیا نسل سوخته‌ن و برای خودشون نیمکت نبود برای بچه‌هاشون پوشک .. الان از دوران جنگ بدتره اون وقتا دشمن خارجی بود حالا داخلی و خارجی.. اون وقتا مسئولین مثل مردم زندگی می‌کردن حالا شدن مرفه بی‌درد'. _ خب بعدش چی؟ ... _
بیاین یه کم حرف غیرتکراری بزنیم؛ بچه ها می‌خوایم چی کار کنیم؟ هی بشینیم بگیم ‌'دهه شصتیا نسل سوخته‌ن و برای خودشون نیمکت نبود برای بچه‌هاشون پوشک .. الان از دوران جنگ بدتره اون وقتا دشمن خارجی بود حالا داخلی و خارجی.. اون وقتا مسئولین مثل مردم زندگی می‌کردن حالا شدن مرفه بی‌درد'.
_
خب بعدش چی؟ خواسته یا ناخواسته الان همه‌مون توی این شرایط قاراشمیش هستیم. این غر زدن‌ها هم که حالمون رو هی داره بدتر می‌کنه. من مطمئنم توی این چند ماه همه‌تون راه‌حل‌هایی پیدا کردین برای هماهنگی با شرایط جدید. شاید به نظر خودتون ساده و کم اهمیت بیان ولی حتما بیان کردنشون می‌تونه به بقیه کمک کنه و ایده بده. می‌خوام همه با هم فکرهامون رو بذاریم وسط و راهکار پیدا کنیم.
یه دوستی چند روز پیش یه متن بلندبالا برای من فرستاد در نکوهش گوجه خریدن و گفت این رو استوری کن که همه بخونن و گوجه نخرن!.. همه‌ی ما می‌دونیم که این کمپین‌ها بی‌ثمره. اول اینکه هیچ وقت چنین اتحادی شکل نخواهد گرفت، دوم اینکه گیریم هم که بگیره آخه این چه راه‌حلیه که برای تحققش اون همه نعمت خدا باید تلف بشه. سوم اینکه ضرر اصلی متوجه فروشنده‌های خرد و کشاورزها میشه. چهارم اینکه گوجه رو تحریم کردیم با بقیه‌ی کالاها چه کنیم؟ الان چی ارزونه که تحریمش نکنیم؟ هیچی!... پس چه بهتر که راه‌حل‌های کارآمدتری پیدا کنیم.
_
یکی از راه‌حل‌ها می‌تونه خرید عمده و صندوقی و کارتنی باشه. بخریم و توی خونه داشته باشیم به مقدار زیاد!!... خیلی راه‌حل خوبیه تا حالا به ذهن هیچ کس نرسیده :))))..،، نه دوستان عزیز. عمده بخریم ولی شریکی بین چند خانواده. بریم یه کیسه سیب‌زمینی، چند صندوق میوه، یه کارتن دستمال کاغذی و هر چیز دیگه‌ای که با دوستان یا بستگان‌مون توافق کردیم، بخریم و بین چند خانواده تقسیم کنیم و چه بهتر که سهمی هم برای نیازمندان کنار بذاریم. به این شکل با حذف واسطه‌ها هزینه‌ها پایین میاد و مایحتاج‌مون با قمیت خیلی پایین‌تر به دست‌مون میرسه. نگران سوپری‌های محل هم نباشید. خیلی‌ها هستن که امکانش رو ندارن سراغ بنکداران و میادین برن :)
_
حالا شما هم بیاین بدون غرررر زدن فقط راه‌حل‌هاتون رو بگید :)
نه فقط برای مواد غذایی... برای لباس، لوازم خونه، خرید جهاز و سیسمونی و ....
¬
{ناچارم کامنت‌های مایوس کننده رو حذف کنم. گوش‌مون پره از حرف‌های تکراری!} ¬
زمان عکس؛ حوالی شش ماهگی #فاطمهحورا
توضیح عکس؛ احتکار دسته‌های خراب شده‌ی انواع کنسول بازی توسط داداش‌ها سیدیوسف‌ و سیدمحمدحسام
_
#فاطمهحوراگرافی
#اقتصادمقاومتی #ارز #دلار #سکه #طلا #مامیتوانیم
Read more
خیلی ها میدونن که من چقدر عاشق پرسپولیس هستم و خوشحالم که تونستم در روزهای سختی که تیم محبوبم نیاز به ...
Media Removed
خیلی ها میدونن که من چقدر عاشق پرسپولیس هستم و خوشحالم که تونستم در روزهای سختی که تیم محبوبم نیاز به حمایت داره #۱۵۰۰_کیلومتر رو از #شهر_میناب به کمک دوستان عزیزم به #ورزشگاه_آزادی_تهران برم تا عشقم رو به بازیکنان و مربیان باغیرت تیمم ثابت کنم و بگم برای من شما نائب قهرمان نیستین بلکه برای من شما ... خیلی ها میدونن که من چقدر عاشق پرسپولیس هستم و خوشحالم که تونستم در روزهای سختی که تیم محبوبم نیاز به حمایت داره #۱۵۰۰_کیلومتر رو از #شهر_میناب به کمک دوستان عزیزم به #ورزشگاه_آزادی_تهران برم تا عشقم رو به بازیکنان و مربیان باغیرت تیمم ثابت کنم و بگم برای من شما نائب قهرمان نیستین بلکه برای من شما زمانی قهرمان شدین که با #دستهای_خالی، #پنجره_های_بسته، #مصدومیت_های_متوالی و #نیمکت_خالی اما مردانه جنگیدید و تا فینال رسیدید، شماهایی که باعث شدید یک رویداد بزرگ ورزشی در کشورم شکل بگیره و زنان هم حق اومدن به ورزشگاه رو داشته باشن شماهایی که بلند پایه ترین مسئولین فوتبالی جهان را اینبار نه بخاطر تشریفاتی بلکه برای سفر اداری به ورزشگاه کشوندین شماهایی که باعث شدین خیلی ها عقده گشایی کنند و بخاطر قهرمان نشدنتون جشن بگیرند اما ای کاش ذره ای به این فکر میکردند که اینجا بحث رنگ ها نیست و بحث کشورمون ایران در میونه شماهایی که ما عاشقان پرسپولیس با تموم وجود همصدا با خواننده دوست داشتنی #محسن_ابراهیم_زاده #عاشق_شدن رو فریاد زدیم شماهایی که ما را شرمنده غیرتتان کردین تا مثل طرفداران بعضی تیم ها شعار بی غیرت بی غیرت سر ندهیم و بعد از پایان بازی هم به خاطر غیرت ستودنی شما ایستاده شعار #پرسپولیس_باغیرت رو با تمام وجودمون داد بزنیم افتخار میکنم به برانکو که فعل با بال شکسته پر گشودن هنر است رو به خیلی ها ثابت کرد برانکویی که با تشویق ایسلندی کردنش با ما همه رو به وجد آورد😍❤️من و تمام پرسپولیسی ها به شما افتخار میکنیم و در تاریخ ثبت خواهد شد❤️😍. پ ن: خیلی خیلی حس فوق العاده ای بود که برای منی که اولین بار ورزشگاه آزادی برم و از ساعت ده و نیم صبح ورزشگاه باشم اما نه خسته بشم و نه گذر زمان رو احساس کنم خیلی خیلی باشکوه بود حماسه صد هزار نفری ورزشگاه آزادی قرمز رنگ❤️😍 ممنون از دوستان عزیزم مخصوصا محمد عزیز که حسابی خسته شد و من رو بالای دست هاش گرفته بود تا آخر بازی 💋 عاشقتم رفیق پرسپولیسیم @mrabbasi_m
Read more
. یکی هم باید باشد که بگوید روشنفکری و آزاداندیشی چیزی غیر از این است که امروز باب شده و خیلی ها عَلَمَش را به دوش می کشند. یکی باید بگوید که هر وقت پذیرفتید که آدم هایی هستند که مثل شما فکر نمی کنند منورالفکرید. یکی که بگوید ممکن است شما با حرف های مثلاً روشنفکرانه تان جفت پا بروید توی اعتقاد آدم ها و ... .
یکی هم باید باشد که بگوید روشنفکری و آزاداندیشی چیزی غیر از این است که امروز باب شده و خیلی ها عَلَمَش را به دوش می کشند.
یکی باید بگوید که هر وقت پذیرفتید که آدم هایی هستند که مثل شما فکر نمی کنند منورالفکرید. یکی که بگوید ممکن است شما با حرف های مثلاً روشنفکرانه تان جفت پا بروید توی اعتقاد آدم ها و این با ادعای روشنفکری شما جور در نمی آید.
اینکه حکومت با زور و اجبار این وضعیت اسفناک را به وجود آورده، درد بی درمان است. اما مگر نه اینکه شما مخالف این روش هستید؟ پُتک هایتان را زمین بگذارید و مهلت بدهید تا محترمانه کنار هم زندگی کنیم، یا شاید بتوانیم وانمود کنیم که توانسته ایم با هم کنار بیاییم بدون هیچ رفتار دیکتاتور مآبانه ای.
امام حسین از خطای ما مُبراست، پُتکتان را روی فرهنگی بکوبید که در جای جای زندگیِ ما عیان است، چه با دین و چه بی دین. توقعتان را پایین بیاورید این آدم هایی که توی خیابان شربت می خورند و لیوان را توی جوب می اندازند همان هایی هستند که توی مسافرتشان به شمال، قدر تمام ملت روسیه زباله به خزر اهدا می کنند. این آدم های حوس...ییین حوس...ییین کن همان هایی هستند که دوپس دوپس ماشینشان توی ترافیک باقی آدم ها را کَر می کند.
این ها که روی کله شان با تیغ می نویسند یا حسین، همان ها هستند که توی چهارشنبه سوری بمب می اندازند توی حیاط همسایه.
سر جدتان یک بار فرهنگ را نقد کنید و قبول کنید که باگ های این آدم ها ربطی به دم و دستگاه غیر حکومتی امام حسین ندارد.
یک لحظه فکر کنید امام حسین یک شخصیت بود توی یک رمان فرانسوی و شما بادی به غبغب می انداختید و برای اینکه سواد خارجکی تان را توی چشم ما عقب مانده ها بکنید، هی رفرنس می دادید بهش.
یک لحظه فکر کنید ما که داریم پست های شما را می خوانیم قلبمان فشرده می شود. اگر دیگران با شما چنین کردند متحجر بودند و شما به تحجرشان ایمان دارید، جا پایشان نگذارید، آنجا که به اشتباهشان یقین دارید.
۷۲ #_کبوتر_سهواً_سوختند
#دموکراسی_آرزویی_که_به_گور_می بریم
Read more
 #castration #عقیم_سازی_گربه مزایای عقیم کردن گربه ها: عقیم کردن گربه ها مزایای زیادی هم برای ...
Media Removed
#castration #عقیم_سازی_گربه مزایای عقیم کردن گربه ها: عقیم کردن گربه ها مزایای زیادی هم برای صاحب حیوان و هم خود حیوان خواهد داشت ، از جمله: 1 - اگرچه ممکن است پذیرفتن این نکته برای بعضی از حامیان حیوانات سخت باشد ولی در حال حاضر برای جمعیت فعلی گربه ها به اندازه کافی زیستگاه امن و محل زندگی ... #castration
#عقیم_سازی_گربه
مزایای عقیم کردن گربه ها:

عقیم کردن گربه ها مزایای زیادی هم برای صاحب حیوان و هم خود حیوان خواهد داشت ، از جمله:

1 - اگرچه ممکن است پذیرفتن این نکته برای بعضی از حامیان حیوانات سخت باشد ولی در حال حاضر برای جمعیت فعلی گربه ها به اندازه کافی زیستگاه امن و محل زندگی مناسب در سطح شهر وجود ندارد و می توان با عقیم کردن گربه های خیابانی از رشد بی رویه جمعیت آنها جلوگیری کرد ، ضمنا با این کار می توان به حیوان کمک کرد تا زندگی طولانی تر و سالمتری داشته باشد.بر اساس اعلام انجمن حمایت از حیوانات آمریکا سالیانه 3.4 میلیون گربه بی سرپرست به پناهگاهها منتقل می شوند.

2 – پیشگیری از بیماری ها : عقیم کردن گربه ماده قبل از اولین دوره فحلی به مقدار قابل توجهی خطر ابتلا به سرطان های گردن رحم و تخمدان را کاهش می دهد ، از آنجا که بیرون آوردن تخمدان ها باعث کاهش سطح هورمون هایی است که رشد تومورهای سرطانی را افزایش می دهند و بدین ترتیب عقیم سازی گربه ماده شانس ابتلا به سرطاه پستان را در گربه ها بشدت کاهش می دهد. همچنین در نظر داشته باشید در فصل جفت گیری گربه ها ، قابلیت انتشار بیماری های غیر قابل درمان واگیر بین گربه ها بیشتر می شود.

3 - اکثر نزاع های خیابانی بین گربه های نرعقیم نشده که احتیاج به قلمرو دارند صورت می گیرد. گربه های نر عقیم نشده بواسطه ترشح هورمون های جنسی بدنبال ایجاد قلمرو و دفاع از آن در برابر رقبای خود هستند ، بویژه اگر در نزدیکی این قلمرو گربه ماده عقیم نشده ای وجود داشته باشد. بدین ترتیب با عقیم کردن گربه ها از نزاع های بین گربه ها هم جلوگیری خواهید کرد.

4 – کاهش فریادهای فحلی گربه : گربه های ماده در زمان فحلی بواسطه وجود ترشحات هورمونی و غریزه جنسی با ایجاد فریادهای خاصی به دنبال گربه های نر جهت جفت گیری می گردند و در چنین شرایطی گربه های نر و ماده به دنبال فرار از خانه هستند و با باز شدن درب خروج و یا پیدا کردن روزنه ای از منزل فرار می کنند و متاسفانه در این مواقع شاهد تصادفات با خودروهای عبوری و جراحت های ناشی از آن هستیم. با عقیم کردن گربه ها احتمال فرار گربه ها از منزل و وقوع حوادث کاهش می یابد.

5 – پاکیزه ماندن خانه : گربه های نر عقیم نشده جهت تعیین قلمرو خود ادرار خود را به ستون ها و دیوار های منزل اسپری می کنند که با بوی بسیار تند و زننده ای همراه است و به این ترتیب قصد دارند به سایر گربه های نر اخطار دهند که در این قلمرو گربه نری زندگی می کند که حاضر به مشارکت با هیچ گربه نر دیگری بر سر این منطقه نیست.
Read more
. یک شب سرد دی ماه سال 1348 بود که می‌توانست یک روز عادی باشد اما مسعود ده‌نمکی به دنیا آمد تا ‏این روز ...
Media Removed
. یک شب سرد دی ماه سال 1348 بود که می‌توانست یک روز عادی باشد اما مسعود ده‌نمکی به دنیا آمد تا ‏این روز را تبدیل به یک روز خاص کند. روزی که در تاریخ باید به عنوان روز «پارادوکس» یا «تناقض» یا ‌‏«فشار» از آن نام برده شود.‏ . مسعود ده‌نمکی یک عادت جالبی دارد، اصولا با هرچیزی که مشکل دارد، اصرار به انجام ... .
یک شب سرد دی ماه سال 1348 بود که می‌توانست یک روز عادی باشد اما مسعود ده‌نمکی به دنیا آمد تا ‏این روز را تبدیل به یک روز خاص کند. روزی که در تاریخ باید به عنوان روز «پارادوکس» یا «تناقض» یا ‌‏«فشار» از آن نام برده شود.‏
.
مسعود ده‌نمکی یک عادت جالبی دارد، اصولا با هرچیزی که مشکل دارد، اصرار به انجام آن دارد. مثلا در ‏دهه هفتاد ده‌نمکی مخالف سرسخت مطبوعات بود. مدام با خودش می‌گفت: «یعنی چی که یه چیزی رو ‏انگلیس روباه‌پیر داره، ما هم داشته باشیم؟ پس فرق ما با اونا چیه؟» منظورش مطبوعات بود، در نتیجه با تمام ‏قوا تلاش کرد تا این لکه ننگ را از دامان کشور پاک کند، اما زمانی که متوجه شد، مطبوعات خیلی وقت ‏است وارد ایران شده با خودش گفت: «فکر کردم توی بسته تهاجم فرهنگی جدید اینم بهمون چپوندن! پس ‏حالا که اینجوریه، منم روزنامه می‌خوام!» و در نتیجه رفت و مجوز نشریه گرفت و کارکردهای جدیدی از ‏نشریه را به بزرگان مطبوعات نشان داد. روزنامه‌نگاران همان روزها بود که فهمیدند: «ببین حواست رو جمع ‏نکنی، میام برات!» هم می‌تواند تیتر یک مجلات و روزنامه‌ها باشد.‏
.
ده‌نمکی وقتی کارش با مطبوعات تمام شد، ادامه آن کار را (یعنی هرچه باقی مانده بود) را در سینما انجام ‏داد. او ابتدا مخالف سینما بود، یعنی فیلم‌هایی که به او نشان داده بودند، احتمالا فیلم‌های هیچکاک و فِلینی و ‏ایناریتو و این‌ها نبود، یک سری فیلم دیگر بود و ده‌نمکی هم بر این باور بود که جوانان، اول سینما می‌روند و ‏بعد سیگاری می‌شوند، پس اگر سینما نروند، سیگاری هم نمی‌شوند، پس با پاک کردن مساله اول، که ‏سینماست، می‌توان به مبارزه با اعتیاد پرداخت اما وقتی فهمید که بحث مبارزه با مواد مخدر دست جمشید ‏هاشم‌پور است، عاشق سینما شد.‏ او با ساخت یک سری فیلم مستند ضربه مهلکی به پیکر سینمای مستند زد اما روزی که متوجه شد یک سری ‏شغل‌ها در جهان هستند که اسم‌شان بد است اما درآمد‌شان خوب است، تصمیم به ساخت فیلم کمدی گرفت و ‏اخراجی‌های یک، دو و سه را ساخت. کسی هم نبود به او بگوید عزیزم آن ترمیناتور بود که یک و دو و سه و ‏این‌ها داشت، اخراجی‌ها نهایتا اگر در نقطه صفر می‌ماند می‌توانست اثر موفقی باشد. در اخراجی‌ها او وجه ‏جدیدی از سینمای کمدی را با استفاده از «بوی باقالی!» و... به وودی آلن که تا چند سال پیش فکر می‌کرد ‏مالک شرکت «آچار آلن» است، نشان داد. او همچنین با استفاده از «حسام نواب صفوی» که الویس پریسلی ‏بدل اوست در نقش لوطی، کاری کرد که داش آکل از آن دنیا بگوید
.
بقیه در کامنت اول 👇👇👇👇
Read more
انصراف پزشکان از کار در زندان ها رئیس سازمان زندان‌ها با اشاره به کاهش تمایل پزشکان به کار در زندان‌ها ...
Media Removed
انصراف پزشکان از کار در زندان ها رئیس سازمان زندان‌ها با اشاره به کاهش تمایل پزشکان به کار در زندان‌ها گفت: وزارت بهداشت باید زندان‌ها را همچون نقاط محروم دانسته و خدمات را به داخل زندان تسری دهد. صغر جهانگیر درباره نگرانی های اخیر وزیر بهداشت درباره وضع بهداشت و درمان زندان‌ها افزود: این نگرانی ... انصراف پزشکان از کار در زندان ها
رئیس سازمان زندان‌ها با اشاره به کاهش تمایل پزشکان به کار در زندان‌ها گفت: وزارت بهداشت باید زندان‌ها را همچون نقاط محروم دانسته و خدمات را به داخل زندان تسری دهد.
صغر جهانگیر درباره نگرانی های اخیر وزیر بهداشت درباره وضع بهداشت و درمان زندان‌ها افزود: این نگرانی را هم ما نسبت به مجموعه بهداشت و درمان کشور داریم، چرا که متعلق به همه افراد است.
او تاکید کرد: باید برای زندان ها یک محیط بهداشتی در نظر گرفته شود و خدماتی که در بیرون از زندان‌ها به مردم ارائه می‌شود به زندانیان هم داده شود. رئیس سازمان زندان‌ها با تاکید بر ضرورت همکاری دولت در این زمینه گفت: انتظار داریم مجموعه دولت به ویژه وزارت بهداشت طبق قول‌ها و وعده‌هایی که داده‌اند، یاری کرده و به مسائل بهداشت و درمان زندان‌ها توجه کنند.
جهانگیر به بازدیدهای سال گذشته و اخیر وزیر بهداشت از زندان‌ها اشاره و تصریح کرد: امیدوارم وزیر به قول‌های مساعدی که داده،‌عمل کند تا نگرانی‌های ما و وزارت بهداشت نیز برطرف شود.
جهانگیر درباره وضعیت فعالیت و حضور پزشکان در زندان‌ها اظهار داشت: با توجه به طرح پزشک خانواده، با یک ریزش جدی در زمینه حضور پزشکان در زندان‌ها مواجه بودیم. او تاکید کرد: در بیرون از زندان‌ها یعنی در مجموعه دولت پول مناسبی به پزشکان شرکت کننده در این طرح داده می شود. این در حالی است که پزشکان طرف قرار داد با سازمان زندان‌ها یک دهم این مبلغ را دریافت می‌کنند. رئیس سازمان زندان‌ها با بیان اینکه پزشکان تمایلی به حضور در زندان‌ها ندارند، گفت: ریزش پزشک در زندان‌ها می‌تواند خطرساز باشد و مشکلات جدی را به همراه بیاورد.
جهانگیر افزود: از دولت خواسته‌ایم و طرح داده‌ایم که طرح پزشک خانواده را نیز به داخل زندان تسری دهد و زندان‌ها را هم مانند مناطق محروم در نظر گرفته و پزشکانی را که در زندان‌ها فعالیت دارند، همچون سایر پزشکان شرکت کننده در طرح پزشک خانواده بدانند.
وی تصریح کرد: در حال حاضر دولت با این پیشنهاد مخالفت کرده و اعلام کرده است که فعلا این امکان و اعتبار وجود ندارد. با این حال امیدواریم دولت مساعدت‌های لازم را در این زمینه داشته باشد.

#دندانه #بهداشت و #سلامت #دهان و #دندان #دندانپزشک #دندانپزشکى #زندان
#tooth #dental #dentist #dentistry
Read more
با درود خدمت دوستان مهربانم.اکثریت شما به شکل های مختلف ، یا از نزدیک یا از طریق کار و یا از طریق فضای ...
Media Removed
با درود خدمت دوستان مهربانم.اکثریت شما به شکل های مختلف ، یا از نزدیک یا از طریق کار و یا از طریق فضای مجازی با روحیه ی من آشنا هستید و میدانید که همیشه سعی کرده ام ،افکارو نظریات و گفته هایم با عقل و منطقی درست ، همراه باشد . در مطلب قبلی ، از" تعدادی" از دوستان و همکاران هنرمندم گله مند بودم . چون راهی که ... با درود خدمت دوستان مهربانم.اکثریت شما به شکل های مختلف ، یا از نزدیک یا از طریق کار و یا از طریق فضای مجازی با روحیه ی من آشنا هستید و میدانید که همیشه سعی کرده ام ،افکارو نظریات و گفته هایم با عقل و منطقی درست ، همراه باشد . در مطلب قبلی ، از" تعدادی" از دوستان و همکاران هنرمندم گله مند بودم . چون راهی که "عده ای از آن ها " می روند به ترکستان ختم می شود . چند روز پیش ویدئویی از همکارانم دیدم که باز هم مرا دل چرکین و ناراحت کرد . من همیشه برای عقاید دیگران احترام قائل بوده و هستم . اما عقایدی که واقعی و همراه با عقل و منطق باشد . در سال هشتاد و هشت عده ای به سمت و سوی جنبش سبز کشیده شدند،گفتم اشتباه میکنید،گوش نکرده وبا من بحث میکردند.دوره ی انتخابات،دوباره به شکلی دیگر،جناب روحانی به میدان آمد و با صدها وعده و وعید ،مردم را به پای صندوق های رای کشاند.باز گفتم وباز هم هیچ گوش شنوایی نبود؛که نتیجه اش هم معلوم شد . برای کار نکردن با صدا و سیما گفتم؛ باز هیچکس برای حرف هایم ارزشی قائل نشد . تا این اواخر که تمام مسائل پشت پرده و بدحسابی ها برای همه علنی شد ‌ و حالا تب تندوجوگیری برای حمایت از سردار قاسم سلیمانی است.برای چی؟برای اینکه ایشان از خاکش دفاع کرده ومانع ورودداعش شده!او را به فرشته ای تبدیل کرده اند که روی زمین نیست و در هواست . ما مردم کی میخواهیم دست از تملق و چاپلوسی برداریم ؟ نمیدانم! چرا از امثال ایشان قِدیس می سازیم؟! همکاران من،ای کاش،حالاکه این قدرنسبت به ایشان اظهارتشکروعلاقه کرده و به دست بوسیِشان می روید ؛موقعی که پول های مملکت ازطریق سپاه به سوی سوریه و لبنان و فلسطین و...سرازیر می شد ، حداقل یک انتقاد و اشاره ی کوچک به ایشان و همکارانشان داشتید و میپرسیدیدچرا؟!! چرا هم وطنان خود رانادیده گرفته و به جای این که به مردم خود رسیدگی کنید ، پول ها را برای همسایگان میفرستید ؟!بار ها گفتم وباز هم میگم که وظیفه ی یک هنرمند فقط نقش بازی کردن مقابل دوربین فیلمبرداری و ثبت آثار هنری و عکس و امضا نیست . وظیفه ی یک هنرمند اول انسانیت و ملی بودن و به فکر همنوع خود بودن است . شما هم از همین مردم هستید . آیا حاضرید دست به دست هم داده و از معلمان ، دانشجویان و داشن آموزان،کارگران هفت تپه و فولاد و ..‌ حمایت کنیم؟فقط یادتان نرود هنگام تکمیل سپاسگزاری های خود از ایشان حتماً بابت مناطق مختلف کشور که به اجانب سپرده اند ، هم تشکر ویژه داشته باشید . بابت رسیدگی و آبادانی خوزستان و سیستان و بلوچستان...
(ادامه متن در کامنت.....)
Read more
 # #به_نام_پدر یادداشت های #شهید_چمران در آمریکا 1: اوايل تابستان 1959 من تصميم دارم كه از اين ...
Media Removed
# #به_نام_پدر یادداشت های #شهید_چمران در آمریکا 1: اوايل تابستان 1959 من تصميم دارم كه از اين به بعد آدم خوبى باشم، دست از گناهان بشويم، قلب خود را يكسره تسليم خدا كنم، از دنيا و مافيها چشم بپوشم. تنها، آرى تنها لذت خويش را در آب ديده قرار دهم. من روزگار كودكى خود را در بزرگوارى و شرف و زهد و تقوى ... #
#به_نام_پدر
یادداشت های #شهید_چمران در آمریکا 1:
اوايل تابستان 1959
من تصميم دارم كه از اين به بعد آدم خوبى باشم، دست از گناهان بشويم، قلب خود را يكسره تسليم خدا كنم، از دنيا و مافيها چشم بپوشم. تنها، آرى تنها لذت خويش را در آب ديده قرار دهم.
من روزگار كودكى خود را در بزرگوارى و شرف و زهد و تقوى سپرى كرده‏ام. من آدم خوبى بوده‏ام، بايد تصميم بگيرم كه مِن‏بعد نيز خود را عوض كنم.
حوادث روزگار آدمى را پخته مى‏كند و حتى گناهان مانند آتشى آدمى را مى‏سوزاند.

پ.ن: گاهی حجم دلتنگیها قابل توصیف نیست پدر ...
گاهی دلم بیشتر از هرچه زیاد است میگیرد از گذشته
گاهی هم تنگ میشود برای ان حال و هوای خوب
برای ان ادم های باصفا و با اخلاص
برای رفقایی که همیشه رفیق بودن و ماندن
برای ان همه نذر و نیاز و اشک که بتوان راه به جایی برد که مبادا خطا رفت
برای ان صفا و دویدن ها و نخوابیدن ها
برای ان جلسات و باهم بودنها و ماندن ها
برای ان کسب تجربه ها که با گوش جان و دل میشنیدیم
برای ان حساسیت ها و خط قرمزها
برای ان کنسروهای تاریخ گذشته و چای های خوش عطر آقا سید برای گرسنگه ماندن ها یا ساندویچ خوردنها
بسیجی همیشه بسیجی میماند ...حتی اگر تاریخ اعتبار کارتی که هیچ وقت نگرفته تمام شود...
اما دلتنگی هم هست از ادم های دیگری که در این دایره نمیگنجن از ادم هاییکه هدف را گم کردن و میکنن
همیشه از قضاوت ها و دروغها میرنجم ...کاش همه مان صاف باشیم و بمانیم مثل آینه
وقتی یاد ان معنویت ها می افتم و اشک هاییکه بند نمی امد در محضر شهدا و دوستان با اخلاصم همه ان خورده ناراحتیها از یادم میرود...
#ما_را_که_تو_منظوری_خاطر_نرود_جایی
اگر دوباره برگردم سال92 دوباره همین مسیر را با کمی تغییرات طی میکنم
#انقطاع_الی_الله
#مزار_شهدای_گمنام
#دانشگاه_فردوسی
#شهدا_ما_را_دریابید
#دلم_آسمون_میخواد
#الهی_رضا_برضائک_و_تسلیما_لامرک
#یاد_باد_آن_روزگاران_یاد_باد
#الحمدالله_که_تو_را_دارم ...
Read more
دلیل رسانه‌ای - ما تنها مردم دنیا هستیم که تلویزیون از قول ۸۰ میلیون نفر حرف می‌زند در حالی که مردم ...
Media Removed
دلیل رسانه‌ای - ما تنها مردم دنیا هستیم که تلویزیون از قول ۸۰ میلیون نفر حرف می‌زند در حالی که مردم برای این‌که حرفی را که نزده‌اند و بهشان چسبیده شده بخواهند تکذیب کنند باید زنگ بزنند ماهواره که: این را که این‌ها گفتند ما گفتیم ما نگفتیم! دلیل مطبوعاتی - ما تنها مردم دنیا هستیم که مطبوعاتی‌های‌مان ... دلیل رسانه‌ای
- ما تنها مردم دنیا هستیم که تلویزیون از قول ۸۰ میلیون نفر حرف می‌زند در حالی که مردم برای این‌که حرفی را که نزده‌اند و بهشان چسبیده شده بخواهند تکذیب کنند باید زنگ بزنند ماهواره که: این را که این‌ها گفتند ما گفتیم ما نگفتیم!
دلیل مطبوعاتی
- ما تنها مردم دنیا هستیم که مطبوعاتی‌های‌مان حرف‌ها و خبرهای مهم‌شان را قبل از روزنامه در توئیتر منتشر می‌کنند. بعد باقی مطبوعاتی‌ها که حرف مهمی نداشتند حرف و خبری را که باقی مطبوعاتی‌ها در اینترنت منتشر کرده‌اند چاپ می‌کنند به عنوان تیتر یک.
دلیل صفحه یک
- ما تنها مردم دنیا هستیم که صفحه یک همه روزنامه‌هایمان عین هم است و هیچ‌کس هم این موضوع را متوجه نمی‌شود چون کسی روزنامه نمی‌خرد و نمی‌خواند. آن یک نفری هم که رفته جلوی کیوسک ایستاده می‌خواهد آدرس بپرسد روش نمی‌شود.
دلیل کمکی
- ما تنها مردم دنیا هستیم که پول و کالا و غذا و دارو به هلال احمر نمی‌دهیم به زلزله‌زده‌ها کمک کند و خودمان شخصا می‌رویم مناطق زلزله‌زده که به زلزله‌زده‌ها کمک کنیم. برای همین اصولا شش ماه طول می‌کشد که یک هلال احمری خودش را برساند به یک نفر که یک سی‌پی‌آر ساده کند.
دلیل سلبریتی
- ما تنها مردم دنیا هستیم که پول به حساب هلال احمر نمی‌ریزیم که برود به دیگران کمک کند چون معتقدیم پول ما را می‌خورد. بعد پول می‌ریزیم به حساب شخصی سلبریتی‌ها که این‌ها خودشان بروند شخصا قضیه را جمع کنند. مطمئنا اگر ما مردم آمریکا بودیم واقعا به جای صلیب سرخ و ان‌جی‌اوها، برای بت‌من و سوپرمن پول کارت به کارت می‌کردیم که بروند مثلا به طوفان‌زده‌ها کمک کنند.
دلیل حقوق بشری
- ما تنها مردم دنیا هستیم که می‌گوییم اولین منشور حقوق بشر مال ما بوده اما الان یک‌طوری توی مسائل صنفی و اجتماعی و... منشور حقوق بشر را گذاشته‌ایم در کوزه و آبش را می‌خوریم و یک طوری عمل می‌کنیم که انگار حق با کسی است که حقوق می‌دهد!‌ منشور پنشور هم پیشکش.
دلیل اساسی
- ما تنها مردم دنیا هستیم که وقتی سر کاریم انگار تعطیلاتیم. وقتی تعطیلاتیم انگار تعطیلیم. وقتی تعطیلیم انگار شمالیم. وقتی شمالیم انگار توی کشور مال خودمان نیست و آشغال می‌ریزیم و جنگل آتش می‌زنیم و با ماشین می‌رویم توی دریا. بعد کوه و جنگل و دریا را می‌خوریم و جاش آپارتمان و ویلا می‌سازیم بعد آپارتمان و ویلا را می‌فروشیم و می‌رویم خارج اقامت می‌گیریم تا روزی ۱۰ ساعت مثل چی کار کنیم و پشت چراغ قرمز بایستیم و آشغال نریزیم و مثل آدم برویم کوه و جنگل و دریا استراحت کنیم. 👇
ادامه در کامنت
#چراایران_رادوستدارم 👇
#پوریا_عالمی #روزنامه_شرق
Read more
قسمت اول روانشناسي رابطه Psychology of relationship تبلت را چگونه از کودک مان جدا کنیم؟ این روزها ...
Media Removed
قسمت اول روانشناسي رابطه Psychology of relationship تبلت را چگونه از کودک مان جدا کنیم؟ این روزها به هر خانه‌ای که وارد می‌شوید، به جای سرگرم بودن کودکان با خمیرهای بازی که خلاقیت‌شان را بالا می‌برد و مهارت‌ دست‌های‌شان را بیشتر می‌کرد، تبلت‌هایی در دست بچه‌ها جا دارد که چشم‌های‌شان را خسته ... قسمت اول
روانشناسي رابطه Psychology of relationship
تبلت را چگونه از کودک مان جدا کنیم؟
این روزها به هر خانه‌ای که وارد می‌شوید، به جای سرگرم بودن کودکان با خمیرهای بازی که خلاقیت‌شان را بالا می‌برد و مهارت‌ دست‌های‌شان را بیشتر می‌کرد، تبلت‌هایی در دست بچه‌ها جا دارد که چشم‌های‌شان را خسته و مفاصل دست‌های‌شان را ضعیف می‌کند. در این میان والدینی که امکان خرید چنین ابزاری برای کودک‌شان ندارند هم از خود گذشتگی کرده و او را با گوشی هوشمند تلفن همراه‌شان سرگرم می‌کنند و مهارت کودک‌شان در انجام بازی‌های مختلف را به رخ این و آن می‌کشند. بچه‌های امروزی تمایلی به دویدن، کاردستی درست کردن و نقش‌پذیری در بازی‌هایی که نسل ما از آنها لذت می‌برد، ندارند. آنها ترجیح می‌دهند روی مبل راحتی لم بدهند، یک کاسه پفک کنارشان بگذارند و هر روز چندین مرحله از بازی‌ای که به آخر رساندنش کار هر کسی نیست را رد کنند.
بچه‌های امروزی نمونه کوچک شده والدین‌شان هستند. نمونه آنهایی که در ‌مهمانی‌ها به جای گپ زدن با حاضران، به غایب‌های جمع وایبر می‌زنند و به‌جای چند متر دویدن، به‌دنبال نصب انواع اپلیکیشن‌های سلامت روی گوشی خود هستند. هدیه پژوهشگران فناوری اطلاعات به بچه‌های امروزی نه هوش بیشتر و نه ذهن آماده‌تر است. آنها روی مبل‌های راحتی، صاحب بدنی خسته و انباشه از چربی می‌شوند و پشت صفحه تبلت‌ها، چشم‌هایی آزرده و ذهنی آشفته را از آن خود می‌کنند.
شاید بعد از خواندن این یادداشت، به قصد گرفتن تبلت فرزندتان از او، از روی مبل بلند شوید؛ اما بنشینید! نیازی به محروم کردن فرزندتان از تبلتش نیست، کافی است خودتان همین حالا گوشی را روی زمین بگذارید و نه با حرف، بلکه با آوردن ورزش و مطالعه به ساعت‌های مرده‌تان، به کودک خود هم سبک زندگی سالم را آموزش دهید.
ساعت های استفاده کودکان از وسایل الکترونیکی را کاهش دهید…
به ساعت نگاه کنید
با وضع کردن برخی قانون‌ها، ساعت‌های استفاده فرزندتان از تبلت را محدود کنید. برای مثال به او اجازه ندهید که سر میز شام تبلتش را بیاورد.
خاموشی بزنید
محققان می‌گویند تبلت‌بازی پیش از خواب می‌تواند فرزند شما را بی‌خواب کند. پس به او اجازه بازی کردن با تبلت پیش از خواب را ندهید و نگذارید آن را به اتاق خوابش ببرد... ادامه درقسمت دوم

#سیروس_مهرانی
#روانشناسی_کودک
#بازیهای_کامپیوتری
#فعالیت_بدنی_کودک
#بنیادکمک
Read more
. توپ پلاستیکی دولایه همیشه فکر میکنم چند نفر مثل #علی_کریمی بوده اند که در کوچه های خاکی و تازه آسفالت شده این کشور، با آن توپ های دولایه پلاستیکی،با آن حرکات عجیب و غریب و یک پا ها دو پاها، چه نمایش #نوستالژیک از #فوتبال پایه در آن نسل برگزار می کرده اند. آنها حتی اگر به تیم های بزرگ شهرشان می‌پیوستند ... .
توپ پلاستیکی دولایه
همیشه فکر میکنم چند نفر مثل #علی_کریمی بوده اند که در کوچه های خاکی و تازه آسفالت شده این کشور، با آن توپ های دولایه پلاستیکی،با آن حرکات عجیب و غریب و یک پا ها دو پاها، چه نمایش #نوستالژیک از #فوتبال پایه در آن نسل برگزار می کرده اند.
آنها حتی اگر به تیم های بزرگ شهرشان می‌پیوستند باز هم #گل_کوچک بازی میکردند
وفادار به سنت های کودکی
چه #نابغه هایی بودند که هیچ کس آنها را نشناخت
آنها تناقض های آشکار علم و آموزش هستند
این کوچه ها مثل ساحل ریو و محله های فقیرنشین #بوینس_آیرس  برای نقض قوانین و لذت بردن از فوتبال ساخته شده بود.
کسی به آنها نگفته بود حرفه ای باشند و شب ها زود بخوابند و سخت تمرین کنند
آنها فقط #رقص با توپ را بلد بودند.

بر خلاف باقی روایت ها من #تولد جناب #کریمی را پیشاپیش تبریک می‌گویم.
آخرین گل کوچک باز فوتبال بین المللی که آنقدر دریبل زد تا ورلدساکر نوشت: او با #هیپنوتیزم دریبل میزند.
این #نابغه_ایرانی محصول هیچ آکادمی فوتبالی نیست
او محصول همان فوتبال های شش نفره محله های ایرانی است
بدون مربی پایه و بدون مشاور تا فتح تهران او را به عنوان #سرباز بپذیرد و تا #جام_رمضان های آن سال بزرگان فوتبال ایران را درو کند.
این #تکنیکی ذاتاً #پرسپولیسی برای اولین بار توسط #منصورخان_پورحیدری به تیم ملی دعوت شد
ولی همه می دانند شاید او #محبوب ترین پرسپولیسی برای #استقلالی های ایران باشد
او هم با راز توپ آشنا بود
بدن گذاشتن های بی نقص او در فوتبال و ویران کردن هر خط دفاعی شاید امروز جز #خاطرات باشد ولی ان روزها کابوس مدافعان بود.
آن #داربی معروف #تهران و دریبل های ویرانگرش گواه این مدعاست که شاید در روزهای خوبش حتی #بالاک و دفاع های آلمانی هم جلودارش نبودند.
همه میدانند چرا یک سال از فوتبال محروم شد و چرا در برهه های خاصی به تیم ملی دعوت نمیشد و چرا از #پرسپولیس رفت و چرا با #دایی مشکل داشت.
همه می‌دانند چه گلهایی و چه دریبلهایی زده و چه آماری دارد.
حتی همه می‌دانند او آنقدر به دایی لایی انداخت که ریشه یک اختلاف دیرینه شد.
این را هم میدانند که او در ایران و امارات شاید و باید تمرین نمیکرد و #آقای_گل و بهترین بازیکن هفته میشد.
ولی هیچ کس نمیداند چرا پیشنهاد #اتلتیکو را رد کرد چرا بهترین #استعداد #آسیا در امارات بازی میکرد و چرا #مونیخ و ماگات و سرمای سخت مونیخ...
هیچ.کس نمیداند چرا برای چشمه جوشان استعداد ایرانی، این حسرت همسایگان ما هیچ برنامه ریزی نشده بود و چرا هیچ کس به او نگفته بود که فوتبال اسپانیا برای تو مناسب ترین فوتبال است
.

ادامه در کامنت👇
.
. #sig4r🚬
Read more
... #پست_موقت ابتدا ممنون و سپاسگزارم که در پرسش اخیر،نظرات ارزشمند و سازنده خود را بیان کردید.از ...
Media Removed
... #پست_موقت ابتدا ممنون و سپاسگزارم که در پرسش اخیر،نظرات ارزشمند و سازنده خود را بیان کردید.از میان پاسخ های شما دوستان دو موضوع برجسته می شود؛ ابتدا این مساله که عنوان کردید،افراد در محفل های داستان نویسی اهل نمایش و ریا هستند.در این باره باید عرض کنم که بنده یکی از افرادی هستم که تاکنون بیش ... ...
#پست_موقت
ابتدا ممنون و سپاسگزارم که در پرسش اخیر،نظرات ارزشمند و سازنده خود را بیان کردید.از میان پاسخ های شما دوستان دو موضوع برجسته می شود؛ ابتدا این مساله که عنوان کردید،افراد در محفل های داستان نویسی اهل نمایش و ریا هستند.در این باره باید عرض کنم که بنده یکی از افرادی هستم که تاکنون بیش ترین مصاحبت و نشست و برخاست را با نویسندگان صاحب اثر ایرانی داشته ام . البته در میان مهمانان عزیز برنامه ما دوستان نویسنده ای بودند که بعد از پایان نشست شخصا از دعوت کردن آنها پشیمان شدم ؛به هر حال ذکر این نکته هم ضروری است که نویسنده به مثابه دیگر انسان ها حق زیستن طبیعی دارد.قرار بر این نیست که چون نویسنده است تمام مدت در یک اتمسفر کاملا ایزوله قرار بگیرد.به زبانی ساده تر نویسنده هم ممکن است در زندگی گاهی اوقات عصبانی شود و در ادبیات و مکالماتش فحاشی کند(حتی با رکیک ترین کلمات) یا این که به دلایلی خواسته شما را نپذیرد؛نویسنده هم حق دارد پارتنر و معشوقه ای را برای خود برگزیند، دست بر قضا این اتفاق ممکن است در یک محفل ادبی روی دهد، همه ما می دانیم که این امر اجتناب ناپذیر است و تنها باید به وسیله خود فرد به خوبی مدیریت شود تا خسارتی به سایرین وارد نشود.بنده همواره معتقدم هیچ انسانی کامل نیست، همه ما انسانیم در عین کم و کاستی هایی که داریم و به هیچ وجه مشت نمونه خروار نیست.نباید رفتار احیانا نابهنجار یک یا چند فرد را تعمیم داد .مساله بعدی؛مساله مکان برگزاری این جلسات است.همان طور که بیشتر شما می دانید تعدادی از جلسات ما در فرهنگسرای سرو برگزار شد ؛ قبل از برگزاری این جلسات بنده همواره معتقد بودم که باید مکانی در خور شان و منزلت نویسنده و علاقه مندان به ادبیات داستانی مهیا شود،برای همین به فرهنگسرا روی آوردیم اما نمی دانم شما تا چه اندازه با رویکردها و سیاست های کلی فرهنگسراها آشنایی دارید؟؟؟مثلا می دانید که مسئولان فرهنگسرای مربوطه از بنده خواستند تا قبل از حضور نویسنده در برنامه، کتاب و خود نویسنده به تایید آن ها برسد. بنده به محض شنیدن این دستور، فرهنگسرا را ترک کردم ،چرا که گفته آن ها توهین بسیار آشکاری بود. بگذریم از محدودیت های سختی که همواره بر روی حجاب خانم ها و ارتباطات معمول میان زن و مرد نیز می گذارند . بنابراین روی آوردن به محیطی چون کافه نه از روی اختیار که بالاجبار است .
مرسی .
#ادبیات_داستانی
#جلسه_داستان_خوانی
#ایستگاه_داستان
#نویسنده_ایرانی
#محدودیت_ها
#همه_انسانيم
#فرهنگسرا_ها
#جلسه_نقدوبررسی
#کافه_نشینی
#داستان
Read more
سلام_بر_مردم_وطنم جماعت نازنینی که این‌روزها #نان را با #جان_کندن به سفره می‌رسانند، می‌بینید ...
Media Removed
سلام_بر_مردم_وطنم جماعت نازنینی که این‌روزها #نان را با #جان_کندن به سفره می‌رسانند، می‌بینید خداوکیلی!؟ چه زخم‌ها رسیده به جگرها و چه بغض‌ها که دارد می‌ترکد این روزها. در آمار آمده بیش از پنجاه نفر به دلیل #افت_شدید_دلار #سکته کرده‌اند. گروهی می‌گویند حق‌شان است! مگر آن‌روزها که سود ... سلام_بر_مردم_وطنم

جماعت نازنینی که این‌روزها #نان را با #جان_کندن به سفره می‌رسانند، می‌بینید خداوکیلی!؟ چه زخم‌ها رسیده به جگرها و چه بغض‌ها که دارد می‌ترکد این روزها. در آمار آمده بیش از پنجاه نفر به دلیل #افت_شدید_دلار #سکته کرده‌اند. گروهی می‌گویند حق‌شان است! مگر آن‌روزها که سود می‌بردند، پولی به دیگران بخشیدند که حالا با ضرر کردن‌شان دلی برای‌شان بسوزد!؟ عرضم به خدمت انورتان، این #کلاهبرداری کلان عمومی که #دولت و سایر #نهادهای_نظامی و انتظامی و #آمریکا و #بورکینافاسو ... طی این چند ماه کردند، چنان برخی را به وسوسه انداخت که دوست بیچاره‌ی من که تمام مکنتش یک #پراید پانزده میلیونی بود، آن را آب کرد و دلار خرید و در جواب من گفت؛ «پسر جان! تو هم ماشینت رو بفروش, بیا دلار بخر! پونزده میلیونت دو ماه دیگه میشه صد میلیون، شایدم بیشتر»
من که کلا چیزی به نام دندان در دهنم نیست، چه دندان #طمع و چه ولع، گفتم: «بی‌خیال عمو! اگر یهو دلار بیاد پایین، چه خاکی به سر می‌کنی؟» خلاصه، این سکته‌کرده‌ها همین‌جور آدم‌ها هستند، چه آن‌را که تاجر است و پول کلانی در بساط دارد، قطعا، همه‌ی تخم‌هاش را در #سبد دلار نگذاشته و حالا هم #بشکن_و_بالا_بنداز دارد که در این ورطه غریق نیست.

پرچانگی نکنم، آمدم بنویسم و بگویم‌تان، تا کی باید اسیر نابخردی و ناکامی و ناتوانی باشیم؟ هی دری را باز بگذاریم که دزد لامصب با چراغ بیاید و گزین کند و ببرد از ما، هر چه دوست دارد را!؟ تا کجا قرار است #هجوم ببریم برای #خرید پراید و در بلبشوی گرانی از ترس گران‌تر نشدن، ده تا حلب #روغن بخریم و بگذاریم کنج آشپزخانه!؟ تا کجا باید دولا شویم و سواری بدهیم به بالانشین‌هایی که مدام دست‌شان در #جیب_ملت است!؟ این دلاری که #شیب_تند_سقوط را دارد سورتمه می‌رود، نیمه‌ی آبان نشده باز می‌کشد بالا، محض خدا، ای جماعت «مقاوم» و «احمق» و «عجول»! محکم بچسبید به شلوارهاتان و به طرفة‌العینی، نکشید پایین! بگذارید یک بار هم که شده، شرایط، روال عادی‌اش را طی کند و با استقبال احمقانه از نوسانات، موجی برای سواری #برادران_قاچاقچی فراهم نکنید.

#ما_بدبختیم
#ایران_غارت_شده
#دزدان_دلاری
#خفت_کردن_ملت
#کلاهبرداری_عمومی
Read more
این تصویر از غوغای امروز اهواز بیش از هر تصویر دیگری مشغولم کرد. به سراسیمه دویدن آدم‌های عکس با یا ...
Media Removed
این تصویر از غوغای امروز اهواز بیش از هر تصویر دیگری مشغولم کرد. به سراسیمه دویدن آدم‌های عکس با یا بی لباس نظامی نگاه کنید. ترس را می‌بینید؟ اول خوب وحشت را، سراسیمه‌گی را استشمام کنید، بعد به آن پروانه آرام بنگرید با آن پیراهن سرخ که مثل یک خلقت آسمانی در مرکز تصویر نشسته. نگاهش کنید چه آرام به جهان ... این تصویر از غوغای امروز اهواز بیش از هر تصویر دیگری مشغولم کرد. به سراسیمه دویدن آدم‌های عکس با یا بی لباس نظامی نگاه کنید. ترس را می‌بینید؟ اول خوب وحشت را، سراسیمه‌گی را استشمام کنید، بعد به آن پروانه آرام بنگرید با آن پیراهن سرخ که مثل یک خلقت آسمانی در مرکز تصویر نشسته. نگاهش کنید چه آرام به جهان دیوانه اطرافش می نگرد. او هیچ تعریفی از جنگ ندارد، هیچ نمی داند ترور چیست، تروریست کیست یا چرا کسی به سوی سرباز بی‌تفنگ شلیک می‌کند. دنیای او را صدای بال پرنده ها پر کرده و به جای بوی گوگرد عطر اقاقی در کوچه‌های ذهنش جاریست.
همیشه گمان کرده‌ام جهان دیوانگان جای بهتریست برای زیستن. همیشه گمان کرده‌ام دیوانه ماییم که در عین خردمندی مدام زندگی را پیچیده می کنیم آنچنان که گاهی چنان گم می‌شویم در هزارتوی پوچی، که یادمان می‌رود زنده‌ایم و باید زندگی کنیم. جنون خاصیت دنیای خردمندان است و کاش راهی به سوی جهان امن و ارام دیوانگان بود...
متنی که در ادامه می اید را قبلا به عنوان( نسخه ای برای روزهای اندوه) برای مجله چلچراغ نوشته‌ام که بی مناسبت به حال و احوال امروزمان نیست:
نسخه‌ای برای اوقات اندوه
غم اندازه دارد. تا حدی از اندوه را شاید بتوان با پناه بردن به دنیای قصه‌ها و شعرها و تصاویر آرام کرد اما خدا نکند غمت خروشان و وحشی، چشمه جوشنده باشد که غرق کند تمام حواست را. آن‌وقت است که هیچ حرفی و حالی جان بی‌قرارت را آرام نمی‌کند. من چنین اندوهی را برای دشمنانم هم آرزو نمی‌کنم.
اما وقتی که غمی اصیل و ملس سراغم را می‌گیرد، مثل ملال روزمره، مثل قهر یک دوست، مثل نافرجام ماندن یک تلاش یا حتی گاهی مثل این روزها که هر طرف اخبار که چشم می‌دوانیم چیزی جز غصه و حیرانی نیست، این وقت‌ها من سراغ فیلم روز هشتم می‌روم، یا فیلم مادر یا حتی سوته‌دلان. من عاشق شخصیت‌های دیوانه هستم. دیوانه‌ها، مجنون‌ها، آنها که مثل همه نیستند من را مفتون می‌کنند. من غرق جهان پاکیزه آنها می‌شوم و انگار که به سرزمینم رسیده باشم در هوای دیوانگی‌شان، نفسی چاق می‌کنم و بعد یادم میافتد که چقدر جهان مردم عاقل و زرنگ پوچ و سطحی و غم‌بار است. چقدر برنده بودن مسخره است و این جدال پر سروصدا تا چه اندازه حقارت آمیز است. بعد دلم وسعت می‌گیرد، می‌توانم به شکست‌ها بخندم، نامرادیها را دست بیاندازم، نامردها را مچل کنم و دلخوری‌ها را ببخشم.
گاهی هم شعر می‌خوانم. حافظ ناصح مردمان سرگشته است. می‌توانی دیوانش را بگشایی و بگذاریی مثل یک رقصنده عشوه‌گر مسخت کند، حالا اگر اشارتی به درد و درمانت کرد هم که چه بهتر.
بقیه در کامنت اول
Read more
....... درباره جلال آل‌احمد تذکره‌های بسیار رفته است، تذکره‌هایی که هم تجلیل و تکریم در آنها بوده ...
Media Removed
....... درباره جلال آل‌احمد تذکره‌های بسیار رفته است، تذکره‌هایی که هم تجلیل و تکریم در آنها بوده و هم تثریب و تخطئه. برای تعریف آل‌احمد بهتر است تالیفات او را از هم تفکیک کرد. وی در طول حیات خود هم داستانهای بسیاری را روایت کرد و هم مقالات اجتماعی و سیاسی بسیاری به یادگار نهاد. از آثار ادبی و مطرح ... .......
درباره جلال آل‌احمد تذکره‌های بسیار رفته است، تذکره‌هایی که هم تجلیل و تکریم در آنها بوده و هم تثریب و تخطئه. برای تعریف آل‌احمد بهتر است تالیفات او را از هم تفکیک کرد. وی در طول حیات خود هم داستانهای بسیاری را روایت کرد و هم مقالات اجتماعی و سیاسی بسیاری به یادگار نهاد.
از آثار ادبی و مطرح او می‌توان به مجموعه سه‌تار٬ مدیر مدرسه٬ زن زیادی، نون و القلم، سنگی بر گور و .... نام برد. در این آثار سعی کرد تا مسائلی را که در جامعه با آن روبرو بود، با روایتی شیرین و جذاب به مخاطبینش انتقال دهد. در نقل داستان‌هایش از نثری موجز٬ پرخاشگر٬ عصبی و کنایه آمیز ولی در عین حال شیرین بهره گرفت و در خلق موقعیت‌های طنزآمیز کوشید تا با قدرت آن به خواننده‌اش تلنگر بزند. خلاصه از هر روشی استفاده کرد تا همراه خود را به هوش آورده و نسبت به اتفاقات دور و بر خود آگاه سازد. از آنجا که نسبت به محیط اطراف و انسان‌ها احساس مسئولیت می‌کرد او را می‌توان در دسته نویسندگان متعهد جا داد. جایگاهی که به جرات می‌توان با توجه به نوشته‌ها و فعالیت‌هایش برازنده او دانست.
شاید همین احساس مسئولیت بود که او را به نوشتن مقالات سیاسی ترغیب کرد. رساله‌هایی که بیش از همه نوشته‌های دیگرش او را بر سر زبانها انداخت و او را به شخصیتی قابل بحث تبدیل کرد. گرچه این نوشته‌ها بیشترین تاثیر را بر جامعه گذاشته‌اند اما در عین حال بیشترین انتقادات را هم برای آل‌احمد به ارمغان آورده و او را پس از گذشت حدود 43سال همچنان در مرکز بحث‌های روشنفکری و غیر روشنفکری نگهداشته است.
در میان مقالات سیاسی و اجتماعی‌اش دو مقاله بیش از همه بحث برانگیز بوده است. «غربزدگی» و «در خدمت و خیانت روشنفکران» دو مقاله‌ای است که تلاش دارد علل مصیبت‌های گریبانگیر ایرانیان را بیابد و برای رهایی از آنها با همان ادبیات موجز٬ پرخاشگر٬ عصبی و کنایه‌آمیز و البته عجولانه و تامل نشده، نسخه‌ای بپیچد و تجویز کند. 
در تلاش برای جستن دلایل گرفتار آمدن در مصیبت‌ها، آل‌احمد مفهوم غربزدگی را از احمد فردید به عاریه گرفت و در وصف آن رساله‌ای مفصل نوشت. رساله‌ای که به لحاظ ارزش علمی و آکادمیک در سطحی بسیار نازل است و نه تنها نتوانسته به روشنی طرح مساله کند که حتی در پاسخ به مسائل پیچیده و غامض جامعه ناتوان مانده است.
ادامه در کامنت
#جلال_آل_احمد #مدیر_مدرسه #روشنفکری #داستان_نویس #یادداشت #مقاله #ایران
Read more
بچه‌ها به این دلایل نباید قهوه بنوشند نوشیدن قهوه برای کودکان عوارض و مضرراتی دارد که در این مطلب ...
Media Removed
بچه‌ها به این دلایل نباید قهوه بنوشند نوشیدن قهوه برای کودکان عوارض و مضرراتی دارد که در این مطلب به آن ها اشاره شده است. در آمریکا دادن قهوه به بچه‌ها تقریباً یک تابو است. اما با توجه به این همه تبلیغات جذاب و کافی‌شاپ‌ها و مخصوصاً نوشابه‌های کافئین‌دار، کودکان و نوجوانان روز به روز بیشتر علاقه‌مند ... بچه‌ها به این دلایل نباید قهوه بنوشند
نوشیدن قهوه برای کودکان عوارض و مضرراتی دارد که در این مطلب به آن ها اشاره شده است.
در آمریکا دادن قهوه به بچه‌ها تقریباً یک تابو است. اما با توجه به این همه تبلیغات جذاب و کافی‌شاپ‌ها و مخصوصاً نوشابه‌های کافئین‌دار، کودکان و نوجوانان روز به روز بیشتر علاقه‌مند می‌شوند تا قهوه بنوشند.
برخلاف باور عمومی، قهوه جلوی رشد بچه‌ها را نمی‌گیرد، اما عوارض جانبی دیگری وجود دارد که ثابت شده تأثیرات منفی بر کودکان و نوجوانان دارد. در ادامه به برخی از این عوارض اشاره کرده‌ایم:
بی‌خوابی
بچه‌های سنین ۵ تا ۱۲ سال حداقل به ۱۱ ساعت خواب در شبانه‌روز نیاز دارند و نوجوانان هم به ۹ تا ۱۰ ساعت خواب. تأمین این ساعت‌های خواب به نظر سخت نمی‌آید، اما با در نظر گرفتن برنامه‌های شلوغ و زود از خواب بیدار شدن‌ها گاهی واقعاً نمی‌توان این میزان خواب را تأمین کرد.
خیلی از بچه‌ها برای افزایش سطح انرژی طی روز از قهوه استفاده می‌کنند، اما این می‌تواند منجر به کمبود خوابشان شود. قهوه محرکی است که نسبت به نوشابه‌های گازدار، ۵ برابر بیشتر کافئین دارد و کافئین نیز می‌تواند تا ۸ ساعت هم در بدن بماند.
حضور کافئین در بدن باعث به هم خوردن ریتم شبانه‌روزی می‌شود؛ بنابراین بهتر است کودکان و نوجوانان از مصرف قهوه اجتناب کنند.
پوسیدگی دندان
قهوه اسیدی است. نوشابه‌های اسیدی می‌توانند با ضعیف کردن دندان‌ها به سلامت دهان آسیب بزنند و موجب سست شدن مینای دندان و افزایش احتمال پوسیدگی آن شوند.
بچه‌ها بیشتر در معرض پوسیدگی دندان هستند، چون مینای دندان دائمی کودک سال‌ها طول می‌کشد تا استحکام لازم را پیدا کند. بچه‌هایی که قهوه می‌نوشند بیشتر از بزرگسالان در معرض مشکلات دهان و دندان هستند.
کاهش اشتها
قهوه محرکی است که می‌تواند موجب کاهش اشتها شود. بچه‌هایی که در سنین رشد هستند نیاز به رژیم غذایی سالم و متعادلی از پروتئین، غلات کامل، میوه‌ها و سبزی‌ها دارند. وقتی کودکان قهوه می‌نوشند، تأثیر تحریک‌کنندگی آن باعث کاهش اشتها شده و تغذیه را مختل می‌کند.
آسیب به استخوان
قهوه ادرارآور است و تولید ادرار را افزایش می‌دهد. افزایش ادرار موجب از دست رفتن کلسیم از بدن می‌شود که می‌تواند پوکی استخوان را به دنبال داشته باشد.
#نوشيدني #كودك #سلامتي #خواص #coffeeshop #coffee #juice #آبميوه #رژيم
ادامه مطلب در كامنت🌹
Read more
به‌نام‌خدا مدت زمان زیادی بود که دوست داشتم این متن را بنویسم و تجربیاتم را مکتوب کنم، نگران بودم ...
Media Removed
به‌نام‌خدا مدت زمان زیادی بود که دوست داشتم این متن را بنویسم و تجربیاتم را مکتوب کنم، نگران بودم که گذشتن از آن مراحل، نکات ریزِ ماجرا را از خاطرم ببرد، اول تصمیم داشتم برای دوستی که باردار بود این متن را بنویسم و بفرستم بعد تصمیم گرفتم برای عید نوروز این متن را بنویسم و به عنوان عیدی در صفحه‌ام قرار ... به‌نام‌خدا
مدت زمان زیادی بود که دوست داشتم این متن را بنویسم و تجربیاتم را مکتوب کنم، نگران بودم که گذشتن از آن مراحل، نکات ریزِ ماجرا را از خاطرم ببرد، اول تصمیم داشتم برای دوستی که باردار بود این متن را بنویسم و بفرستم بعد تصمیم گرفتم برای عید نوروز این متن را بنویسم و به عنوان عیدی در صفحه‌ام قرار دهم، بعد تصمیم گرفتم برای تولد محمّد، بعد نیمه شعبان، بعد دوباره برای دوستی دیگر، بعد بعد بعد تا رسید به امروز که تخت محمّد از خانه‌مان رفت و من تازه با این حقیقت روبه‌رو شدم که پسرم بزرگ شده و میزان دلتنگی‌ام غیرقابل توصیف است. خداروشکر که احساس وظیفه‌ام نسبت به اشتراک گذاری این تجربیات بالاخره فرصتی به من داد که بنویسم و علاوه بر تجربیاتم حس و حالم را نیز ثبت کنم.
*بخش‌هایی از متن بلندم را اینجا می‌گذارم، فایل پی‌دی‌اف کامل را روی بیان‌باکس گذاشتم و لینک دانلود را در پروفایلم قرار دادم.
تقدیم به همه‌ی مادران بالقوه و بالفعل:
.
چندپیمانه‌تجربه
مادری:
فصل اول: بارداری
بارداری قشنگ‌ترین اتفاق زندگی یک زن است، جمله‌ای تکراری است ولی قول شرف می‌دهم، به عنوان یک مادر، که بعدها، وقتی ثانیه‌ها، دقیقه‌ها، ساعت‌ها، روزها، ماه‌ها و سال‌ها از بارداری‌تان گذشت تلاش کنید به خاطر بیاورید در بارداری چگونه بودید، وقتی این روزها بگذرد و با خیال راحت بدون ترس از اینکه ناگهان در جمعی، در محلی با نسیم ساده‌ای بویی به شما بخورد و همه محتویات معده تان را بالا بیاورید، وقتی مجبور نباشید شب‌ها، هر نیم ساعت از خواب عمیق بیدار شوید و هِن‌هِن‌کنان به سمت دستشویی یا یخچال بروید، وقتی راحت رکوع و سجده بروید، وقتی کفش‌ها و حلقه‌ی ازدواج و لباس مهمانی قدیمی‌تان اندازه‌تان شد، وقتی لازم نشد در هر مکانی اول نزدیک‌ترین راه به سرویس بهداشتی شناسایی، وقتی... وقتی همه‌ی این وقتی‌ها گذشت، دلتان برای این روزها تنگ می‌شود، برای روزهایی که عزیز دردانه خدا بودید، کسی آن بالا لوس‌تان می‌کرد، لب تر می‌کردید جواب می‌داد، هوای‌تان را بیشتر از همه‌ی عالم داشت، پس عجله نکنید، به خاطر بیاورید «إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِي خُسْرٍ» ...
.
#از_مادرانه_ها
#تجربیات_مادرانه
#سزارین
#شیردهی
#روزهای_نخست_مادری
Read more
. <span class="emoji emoji1f4fa"></span> The Handmaid's Tale (TV Series 2017– ... ) . "سرگذشت ندیمه" سریالی ست که با یک سوال شروع میشود ...
Media Removed
. The Handmaid's Tale (TV Series 2017– ... ) . "سرگذشت ندیمه" سریالی ست که با یک سوال شروع میشود «چه می‌شد اگر؟» . چه می‌شد اگر در دنیایی ضدمدرنیستی زندگی می‌کردیم که توسط بنیادگراهایی که با محور قرار دادن معنای حداکثری متون دین مسیحیت بر انسان‌ها حکومت می‌کنند اداره می‌شد. چه می‌شد اگر ... .
📺 The Handmaid's Tale (TV Series 2017– ... )
.
"سرگذشت ندیمه" سریالی ست که با یک سوال شروع میشود «چه می‌شد اگر؟»
.
چه می‌شد اگر در دنیایی ضدمدرنیستی زندگی می‌کردیم که توسط بنیادگراهایی که با محور قرار دادن معنای حداکثری متون دین مسیحیت بر انسان‌ها حکومت می‌کنند اداره می‌شد. چه می‌شد اگر به خاطر بیماری‌ها و آلودگی‌های نامشخصی، بیشتر زن‌ها دیگر توانایی بچه‌دار شدن نداشته باشند. چه می‌شد اگر این حکومت تمام زن‌های جوان را جمع می‌کرد، آنها را از بچه‌ها و شوهرهایشان جدا می‌کرد و به عنوان برده به فرمانده‌های دولت می‌داد تا با هدف بچه‌دار شدن و جلوگیری از انقراض نسل بشر، مرتب مورد تعرض قرار بگیرند.
چه می‌شد اگر وقتی کمی، فقط کمی در مقابل بی‌عدالتی‌ها اعتراض می‌کردید، بلافاصله کارتان به جاهای باریکی می‌کشید. چه می‌شد اگر آزادی را اعدام می‌کردند و با شعارهای جلوگیری از گناه و فساد و پایبند ماندن به سنت هر جنایتی که دوست داشتند انجام می‌دادند.
"سرگذشت ندیمه" ما را به درون چنین جامعه‌ای می‌برد که در آن با سرکوب و محدودیت و وحشت‌افکنی و سانسور و شکنجه حکمرانی می‌کنند.
در این سریال با دنیایی طرفیم که یا در حال اتفاق افتادن است یا پتانسیل اتفاق افتادن را دارد. "سرگذشت ندیمه" درباره‌‌ی رویارویی با جنبه‌ای از جامعه و دنیای خودمان است که یا چشممان را به رویش می‌بندیم یا آن‌قدر برایمان عادی شده است که به راحتی از کنارش عبور می‌کنیم ، یا حتی آن را به عنوان حقیقت قبول می‌کنیم.
.
#ElisabethMoss #JosephFiennes
#negar
Read more
تمام کنگره‌های دندان‌پزشکی را آنلاین ثبت‌نام کنید مدیرمسئول ماهنامه نگین دندان‌پزشکی از راه‌اندازی ...
Media Removed
تمام کنگره‌های دندان‌پزشکی را آنلاین ثبت‌نام کنید مدیرمسئول ماهنامه نگین دندان‌پزشکی از راه‌اندازی سامانه ثبت‌نام کنگره‌های دندان‌پزشکی در سایت این مجموعه (نگین آنلاین) خبر داد. دکتر سیامک شایان گفت: سایت نگین‌آنلاین، با فراهم آوردن امکان ثبت‌نام اینترنتی، از یک سو سعی در ساده کردن ... تمام کنگره‌های دندان‌پزشکی را آنلاین ثبت‌نام کنید

مدیرمسئول ماهنامه نگین دندان‌پزشکی از راه‌اندازی سامانه ثبت‌نام کنگره‌های دندان‌پزشکی در سایت این مجموعه (نگین آنلاین) خبر داد.
دکتر سیامک شایان گفت: سایت نگین‌آنلاین، با فراهم آوردن امکان ثبت‌نام اینترنتی، از یک سو سعی در ساده کردن امکان ثبت‌نام دندان‌پزشکان در کنگره‌ها دارد و از سوی دیگر تلاش دارد مشقات اطلاع‌رسانی برای برگزارکنندگان کنگره‌ها را کاهش دهد. چرا که در حال حاضر، سالانه حدود ۲۵ تا ۳۰ کنگره دندان‌پزشکی در کشور برگزار می‌شود و این تعدد، سبب سردرگمی متقاضیان و همچنین صرف هزینه و وقت فراوان برگزارکنندگان برای جذب مخاطب و اطلاع‌رسانی می‌شود.
وی افزود: پایگاه خبری دندانه و ماهنامه نگین‌دندان‌پزشکی، با تکیه بر حضور پررنگ در تمام شبکه‌های اجتماعی و ضریب نفوذ بالا در میان جامعه دندان‌پزشکی، از مردادماه سال جاری، اقدام به طراحی سامانه ثبت‌نام اینترنتی کنگره‌های دندان‌پزشکی کرده است و متقاضیان می‌توانند با مراجعه به آدرس negin.online، اطلاعات کامل کنگره‌های دندان‌پزشکی، نظیر امتیاز بازآموزی، هزینه ثبت نام و اطلاعات تکمیلی مانند محور و لیست پانل‌ها و کارگاه‌ها و اطلاعات هیات علمی و اجرایی کنگره را مشاهده و با چند کلیک، کنگره مد نظر خود را به سادگی ثبت‌نام کنند.
تخفیف حداکثری کنگره‌ها
مدیرمسئول ماهنامه نگین‌دندان‌پزشکی و پایگاه خبری دندانه، در بخش دیگری از سخنان خود اظهار کرد: ما توانسته‌ایم با رایزنی‌هایی با برگزارکنندگان کنگره‌ها، حداکثر تخفیف در ثبت‌نام را برای دندان‌پزشکان اخذ کنیم؛ به شکلی که ثبت‌نام یک کنگره در سامانه نگین آنلاین ارزان‌تر و ساده‌تر از ثبت‌نام همان کنگره در سایت انجمن مربوطه است.
وی خاطرنشان کرد: خوشبختانه دندان‌پزشکان هم از این طرح به‌شدت استقبال کرده‌اند، به‌طوری که بین ۳۰ تا ۵۰ درصد ثبت‌نام کنگره‌های پاییز از طریق سایت نگین‌آنلاین انجام شده است و این نشان می‌دهد که آنان ثبت‌نام و پرداخت آنلاین را به روش‌های قدیمی مانند مراجعه حضوری به انجمن‌ها و بانک ترجیح می‌دهند و نگین آن‌لاین، توانسته است خلاء بزرگی را در زمینه ثبت‌نام کنگره‌ها پر کند.

#دندانه #بهداشت و #سلامت #دهان و #دندان #دندانپزشک #دندانپزشکى #نگين_آنلاين #نگين_دندانپزشکى #کنگره
#tooth #dental #dentist #dentistry
Read more
(جنون قسمت ششم) دستاشو آروم بالا آورد و روی سینم قفل کرد و سرشو پشت شونه هام چسبوند.انگار یه پارچ آب ...
Media Removed
(جنون قسمت ششم) دستاشو آروم بالا آورد و روی سینم قفل کرد و سرشو پشت شونه هام چسبوند.انگار یه پارچ آب یخ خالی کردن رو سرم.گرمای دستاشو از روی پیرهن نازک سفیدی که پوشیده بودم می تونستم حس کنم.بدنم آشکارا میلرزید و توانی توی زانوهام نمونده بود.حقش نبود اینجوری مغلوب بشم.دلمو به دریا زدم و محکم دستاشو ... (جنون قسمت ششم)
دستاشو آروم بالا آورد و روی سینم قفل کرد و سرشو پشت شونه هام چسبوند.انگار یه پارچ آب یخ خالی کردن رو سرم.گرمای دستاشو از روی پیرهن نازک سفیدی که پوشیده بودم می تونستم حس کنم.بدنم آشکارا میلرزید و توانی توی زانوهام نمونده بود.حقش نبود اینجوری مغلوب بشم.دلمو به دریا زدم و محکم دستاشو از هم باز کردم و با تمام انرژی که برام مونده بود هُلش دادم عقب و به سرعت از خونه زدم بیرون.وقتی پایین پله ها رسیدم یه نگاه بهش انداختم که توی چهارچوب در وایساده بود و گفتم:من مال این حرفا نیستم خانوم,ببخشید و شروع کردم دویدن به سمت در باغ.طوری می‌دویدم که دوبار خوردم زمین.وقتی در و باز کردمو خودمو توی کوچه انداختم یه نفس بلند از ته دل کشیدم و دوباره شروع به دویدن کردم.تا خوابگاه سه چهارتا کوچه بیشتر فاصله نبود.از پله ها بالا رفتمو در و باز کردم.بچه ها همگی یه تیکه از حال جمع شده بودن و انگار دنبال چیزی می گشتن.رفتم تو بعد از اینکه سلام کردم خودمو رو کاناپه رها کردم.از اینکه جواب سلاممو ندادن فهمیدم اصلا متوجه اومدنم نشدن.عرق پیشونیمو با کف دست پاک کردم و یه نفس راحت کشیدم.انگار در مورد موضوع مهمی بحث میکردن و خیلی استرس داشتن. خوب نگاشون کردم.چمدون منو واسه چی میگردن؟رو به سعید که دستش تا آرنج تو جیب رویی چمدون بود گفتم:هوی دیوونه!وسایل منو برا چی میگردی؟اما هیچ کدوم اعتنایی نکردن.با عصبانیت رفتم سمتشون که یهو محمد پرید بالا و گفت:آهان!یادم اومد.دو روز پیش شارژ موبایلش تموم شد با موبایل من زنگ زد خونشون.شاید شمارش هنوز باشه.بعد گوشیشو برداشت و در حالی که لیست تماساشو چک می کرد با ذوق گفت:پیداش کردم.همگی کنارش جمع شدن.مجتبی گفت:زود باش شمارشونو بگیر تا به خانوادش اطلاع‌ بدیم.مات و مبهوت وسط اتاق وایساده بودم.محمد گوشیو به طرف مجتبی گرفت و گفت:من نمی تونم,کار خودته.مجتبی گوشیو ازش گرفت و در حالی که ابروهاش در هم بود دستی توی موهاش کشید و با گفتن الو...الو به سمت دیگه اتاق راه افتاد.من اصلا سر از کارشون در نمی آوردم.کنار مجتبی رفتم._الو...سلام حاج آقارستگار؟... من مجتبی دوست علی پسرتون هستم.بله...خیلی ممنون...می خواستم...بهتون خبر بدم که...نه...نه.چیزی نشده فقط یکم حالش خوب نیست...بله بیمارستانه...حالا شما تشریف بیارین... الو...الو...لبشو گاز گرفت و گفت:قطع کرد.داد زدم خیر ندیده این حرفا چیه به آقاجونم گفتی؟اون قلبش ضعیفه.من که سرو مور و گنده اینجام.محمد دستی روی لبش کشید و اومد کنار مجتبی و دستی رو شونش زد.مجتبی اونو بغل گرفت و با هم گریه کردن... ادامه دارد
Read more
#هشدار_این_تنها_یک_روایت_است #شهر_من می زنم بیرون،سر خیابان بیست و‌پنجمم، تا مترو پیاده یا با تاکسی؟ شب، نور چراغ مغازه ها، خلوت، تنهایی و تاریکی این مجموعه یکصدا می گوید: پیاده پیاده. دارم تصمیم می گیرم که مردی فریاد می زند: پنالت پنالت. مرد جوانی که در کافه نشسته بود حالا وسط کافه بالا و‌ ... #هشدار_این_تنها_یک_روایت_است
#شهر_من
می زنم بیرون،سر خیابان بیست و‌پنجمم، تا مترو پیاده یا با تاکسی؟ شب، نور چراغ مغازه ها، خلوت، تنهایی و تاریکی این مجموعه یکصدا می گوید: پیاده پیاده. دارم تصمیم می گیرم که مردی فریاد می زند: پنالت پنالت. مرد جوانی که در کافه نشسته بود حالا وسط کافه بالا و‌ پایین می پرد. دخترک همراهش که همچنان آرام نشسته یک خنده پله ای می کند و می گوید: وای چیه؟ پسر به سریعترین شیوه به من فهماند امشب یک شب فوتبالی است. بیشتر به مغازه ها دقت می کنم، فروشنده ها دور هم جمع شده اند، همه به سمتی متمرکزند، سمتی که سمت مشتری ها نیست. کمی جلوتر بعد از کافه صدای فریادهایی می آید مشخص نیست فحش می دهند یا شادی می کنند. دنبال منشا صدا می گردم اما خبری نیست فقط پسرکی روسری فروش توی مغازه اش، یکی یکی روسری ها را تا می کند، انگار اصلا علاقه ای به فوتبال ندارد. صدایی مردانه فریاد می زند: برای ..... بلند صلوات بفرست قضیه بازم فوتبال است، اما نمی شنوم برای چی باید صلوات بفرستند. صدا از جلوتر می آید هنوز به مغازه منشا صدا نرسیده ام مغازه نیست یک در کوچک است سپس یک راهرو و مردانی که نشسته اند و هرکدام یک قلیان جلویشان است و با سرهای بالا فوتبال نگاه می کنند. فضای قهوه خانه دودآلود است چطور فوتبال می بینند؟ بوی بد همه قهوه خانه ها را می دهد، زود می گذرم. خانواده ای لباس مهمانی پوشیده همه پر زرق و‌برق تصمیم دارند به آنسمت خیابان بروند،‌ مردان خانواده انگار فوتبالی نیستند شاید هم استقلالی اند، زن جوان این خانواده می خواهد بچه به بغل با کفش پاشنه بلند از روی جوب بگذرد به پاشنه کفش هایش نگاه می کنم و نگرانش می شوم از کنارش رد شده ام اما برمی گردم دوباره نگاهش می کنم به سلامت گذشت خدا را شکر. واقعا با نگاه کردن چکار می خواستم بکنم؟ جز اینکه اگر حادثه ای اتفاق افتاد از جزییاتش مطلع تر می بودم اگر خیلی نگران بودم باید کاری می کردم. به خیابان یکم رسیده ام صدای موسیقی می آید، مردی فلوت می زند، ایستادم به تماشا. من و دوسه نفر دیگر در حال فیلم و عکس گرفتنیم، پسرکی پلاستیک جمع کن با کوله باری از زباله از کنار مرد فلوت زن رد می شود، با تعجب به اقبالی که به مرد شده نگاه می کند و شاید به داخل ظرفی که برای مرد پول می ریزند هم نیم نگاهی کرد و شاید حتی وزن کوله بار پلاستیکی اش را چک کرد و از خود پرسید: امشب چقدر کاسبم؟ بیشتر از مرد فلوت زن یا کمتر؟ حالا مرد موسیقی فیلم پدر خوانده را می زند چه تلاقی غریبی.
خیابان تمام شد به مترو رسیدم باید بروم کاش خیابان ادامه داشت.
Read more
مدتی است دو روایت از دوست معماری خوانده من رو به فکر بحث آشنای فارسی و عربی و کار فرهنگستان در پالودن ...
Media Removed
مدتی است دو روایت از دوست معماری خوانده من رو به فکر بحث آشنای فارسی و عربی و کار فرهنگستان در پالودن زبان فارسی از زبانهای بیگانه انداخته است. اولی از همکار جوانی نقل کرد که کلمه ای مثل «استحاله» در جریان نگارش به گوشش زیادی دهن پرکن و ثقیل رسیده؛ دومی هم از کلمه «قاموس» به خاطر نازیبایی و صوت عربی اش ... مدتی است دو روایت از دوست معماری خوانده من رو به فکر بحث آشنای فارسی و عربی و کار فرهنگستان در پالودن زبان فارسی از زبانهای بیگانه انداخته است. اولی از همکار جوانی نقل کرد که کلمه ای مثل «استحاله» در جریان نگارش به گوشش زیادی دهن پرکن و ثقیل رسیده؛ دومی هم از کلمه «قاموس» به خاطر نازیبایی و صوت عربی اش ابراز انزجار می کرد. ظاهرا برخلاف ما حقوق خوانده ها (و اخیرا هم فهمیده ام فلسفه خوانده ها)، فارغ التحصیلان خیلی از رشته های جدید – که سابقه ای در هنگام رواج زبان علمی عمدتاً عربی نداشتند – چندان با لغات پرتکلف و پر طمطراق عربی میانه ای ندارند. یادم هم هست که خیلی ها وقتی دبیرستان بودیم، بی علاقگی و حتی نفرت شون رو به زبان عربی نشون می دادند.
تردیدی ندارم که این گرایش رایج ناشی از رقابت بین منطقه ای و تاریخی هویتی ما ایرانیان پارس زبان در برابر اعراب مهاجم بوده. با اینکه در این وطن دوستی و هویت جویی شریکم، اما نمی تونم از این میل به رها کردن کلمات فاخر و از بین رفتن ارزش ادبیات روح افزای سرشار از کلمات و مفاهیم متنوع غمگین نشوم.
زبانهای اروپایی امروز طراوت و انعطاف و دایره عظیم لغاتشون رو از اینجا می آرند که از دو یا بعضاً سه منبع زبانی تغذیه می شوند. انگلیسی متشکل از کلمات یونانی، لاتین و ژرمن/ساکسون است. فرانسوی عمدتاً از کلمات لاتین، یونانی، فرانسه میانه، و حتی عربی تشکیل شده است.
بهتر نیست ما فارسی زبانان هم عربی – این زبان قدرتمند و زایا – رو یک منبع تأمین کلمات و مفاهیم بدونیم؟ چرا برای طیف ها و درجات و حالات مختلف یک شئ یا مفهوم چند لغت گوناگون با ریشه های گوناگون نداشته باشیم؟ همه ما افکاری داریم و احساساتی که گاهی با کلمات متعارف و موجود نمی تونیم به زبونشون بیاریم. واقعاً کدام معادل فارسی برای آپدیت، یا پیتزا یا فراستریتدfrustrated بودن می شناسیم؟ چه کلمه ای بهتر از «استحاله» عربی معنی «استحاله» رو می رسونه؟! کدام کلمه جایگزینی برای «خانم» یا «آقای» ترکی داریم؟
درسته که از عربی خوشمون نمی آد چون ما رو یاد سلطه جویی و تمامیت خواهی فرهنگ عربی می اندازه.  ولی الان، در عصر جهانی شدن و اختلاط فرهنگ ها، چه جای این ترسه؟ زبانی که از کلمات دیگری بهره می گیره، اون رو در خودش جذب کرده و این داد و ستد هر دو رو غنی کرده. این که بتونیم از دایره عظیم لغات عربی استفاده کنیم، توان ما رو نشون می ده، نه ضعف ما رو. و نگران این هم نباشیم که با اعراب اشتباه گرفته بشیم! از تجربه شخصی می گم، هیچ عرب زبانی هرگز نتونسته واژگان عربی در مکالمه فارسی رو تشخیص بده!☺ #عربی #زبان
Read more
#روز_رسوایی #شرم_بر_بی‌شرفی #خدایا_ظهور_کن این بخش از صحبت‌های رد و بدل شده در مجلس استیضاح علی ربیعی رو حتما و حتما بارها و بارها شبکه‌های آن‌طرفی بهش استناد خواهند کرد، فساد و رانت‌خواری گسترده‌ای که از عراقچی‌های مورد اعتماد نظام تا محمدرضا پورابراهیمی نماینده کرمان که بسیار قیافه‌ی ... #روز_رسوایی
#شرم_بر_بی‌شرفی
#خدایا_ظهور_کن

این بخش از صحبت‌های رد و بدل شده در مجلس استیضاح علی ربیعی رو حتما و حتما بارها و بارها شبکه‌های آن‌طرفی بهش استناد خواهند کرد، فساد و رانت‌خواری گسترده‌ای که از عراقچی‌های مورد اعتماد نظام تا محمدرضا پورابراهیمی نماینده کرمان که بسیار قیافه‌ی حق به جانب در سخنرانی دیروز داشت، همه و همه رو گرفته، بعید می‌دونم در طول تاریخ مجلسیون ما سابقه داشته باشه.
من به سبب علاقمندی و به سبب پروژه‌ای که چند سال قبل برای مرکز پژوهش‌های مجلس انجام دادم، متن نطق‌ها، استیضاح‌ها، لوایح و طرح‌های جنجالی چندین دوره مجلس شورای ملی رو بررسی کردم و خوندم، از «دارالظفر» که مظفرالدین شاه قاجار برای مجلس نامیده بود تا اولین و رسمی‌ترین مجلسی که ۱۱۰ سال پیش، رییسش مرتضی‌قلی‌خان هدایت، عموی همین صادق هدایت مشهور بود تا مجلسی که ایت‌الله کاشانی رییس بود، تا مجلسی که در انقلاب سفید شاه و ملت به ریاست مهندس رضا حکمت برپا می‌شد و پر از بحث‌های ناسیونالیستی بود و تا آخرین مجلسی که به ریاست دکتر عبداله ریاضی در پنجاه و هفت به انقلاب اسلامی منجر شد.
سخنرانی‌های غرا و کوبنده و وطن‌پرستانه‌ی زیادی ثبت شده اما دو استیضاح، یکی استیضاح دکتر مهاجرانی، آن دانشمند و ادیب و انسان شریف که *اتفاقا همین دیروز هرگونه دست داشتن پسرش در ماجرای گم‌شدن دکل‌های نفتی منتفی اعلام شد* و دیگری استیضاح علی ربیعی قطعا برگ ماندگاری از خدمت و خیانت طرفین به ایران در تاریخ خواهد ماند.

در اولی خیانت اهالی مجلس، نادانی و ناجوانمردی آنان در حالی رخ می‌داد که عموم هنرمندان و هنر این سرزمین در بهترین روزهایش بود و این استیضاح که از روی بغض اصول‌گرایان نشات می‌گرفت، ضربه مهلکی به پویایی روزنامه‌نگاری، تولید آثار هنری و نشر کتاب‌های ارزشمند زد. چنان‌که مسجدجامعی که در شرافتش شکی نیست، هم نتوانست پا جای پای سلفش بگذارد و به ترسی نهادینه جلوی خلاقیت هنری گرفته شد.
اما این یکی نشان از خیانت نمایندگانی داشت که پشت الفاظ با نقاب *من عقل کلم* و با ادعای *من پاک‌ترینم* سال‌هاست به مردم ما فخر می‌فروشند و شکرا که افتادن تشت رسوایی‌شان از بام، به بلندی صدا داشت و سال‌ها بعد قدر این وزیر پرکار را می‌دانیم.
چه من به سبب دوستی با مدیر روابط عمومی وزارت کار، کاملا از شب‌بیداری‌ها و سه روز به خانه‌نرفتن‌های آقای وزیر آگاهم و می‌دانم غم‌ از دست دادن زن و فرزند که ربیعی را چنین شکسته کرده قطعا در مقایسه با زخم حرف‌های خالی از حقیقت و انصاف برخی وکلا ناچیز است.... #استیضاح_ربیعی
Read more
بادرود،دراین متن به یکی ازمهمترین عوامل بازدارنده ازقیام مردم و سکوت در مقابل استبدادحکومت آخوندی ...
Media Removed
بادرود،دراین متن به یکی ازمهمترین عوامل بازدارنده ازقیام مردم و سکوت در مقابل استبدادحکومت آخوندی در دوبخش می‌پردازم.که البته باتحقیق زیاددر تقابل نظربا آنها صورت گرفته است. اول دررابطه با نسل گذشته وخطاب به آنها،یعنی پدران ومادران ما وافرادی که در زمان حرکت کور سال پنجاه و هفت بودند و یاسن ... بادرود،دراین متن به یکی ازمهمترین عوامل بازدارنده ازقیام مردم و سکوت در مقابل استبدادحکومت آخوندی در دوبخش می‌پردازم.که البته باتحقیق زیاددر تقابل نظربا آنها صورت گرفته است. اول دررابطه با نسل گذشته وخطاب به آنها،یعنی پدران ومادران ما وافرادی که در زمان حرکت کور سال پنجاه و هفت بودند و یاسن کمی داشتند.بااستناد به تحقیق گسترده اکثریت نسل گذشته فرزندان را به سکوت در مقابل ظلم و خوردن حقشان توسط سیستم حاکم میخوانند.شما نسل گذشته،پدرها و مادر ها به شکل تاسف آوری به فرزندان خود میگویید که ظلم پذیر و ساکت مقابل ظلم باشند. در گفتگو با این نسل استدلالشان این است که فرزندم تو دخالت نکن ،اینها جنایتکارند ،میکشندوغیره،سوال من ازاین نسل این است شما متوجه دردی که فرزندانتان به خاطراین ظلم می‌کشند هستید؟شایدهرروز آرزوی مرگ کنند زیراحتی باسه شیفت کار کردن وبرده فکری واقتصادی سیستم شدن به خواست شما حتی به ابتدایی ترین خواست‌ها ی خود و مستقل شدن نمی رسند.وشما به آنها میگوییدفقط نفس بکشید وزندگی را برایشان اینگونه تعریف کردید.در صحبت با یکی از افراد نسل قدیم،او تکرارمیکرد که چرافرزندم گیراینا بیفته اصلاکی حمایت میکنه؟باید یه رهبری باشه ،من در پاسخ گفتم مادر شماها الگوی ما هستید چرا شما رهبر ما نباشید ،اصلا چرا شما جلوی صف اعتراضات نباشید؟شما با وجود تایید همه‌ی ظلم به مردم علاوه بر سکوت خودتان فرزندان هم به ظلم پذیر ی دعوت می کنید.چه آینده و امیدوزندگی و سرزمینی برای نسل کنونی باوجوداین سیستم مافیایی و فاسد هست؟این است درس شما از تعریف زندگی برای فرزندان؟نمونه هایی ازنتیجه ی این توصیه و تفکر شما واعتراض نکردن وظلم پذیر بودن ادامه ی فجایعی مثل،اسید پاشی به صورت دختران،تجاوز در مدارس ،مرگ ده ها دانشجو و دانش آموز با تصادف،اعتیاد و افسردگی و دلمردگی دختران و پسران است. اما خطاب به همنسلان خود دهه شصتی ها ،هفتادی ها و حتی دهه ی هشتاد، ما همه کاملا درک میکنیم که چطور دارند حق ما را میخورند و به ما ظلم می‌کنند و چگونه حکومت آخوندی حتی به اندازه ی یک حیوان برای زندگی ماارزش قائل نیست و فقط به عنوان برده ی فکری و اقتصادی از ما برای منافع خودشان استفاده می‌کنند.البته افرادوابسته به حکومت آخوندی حسابشان از اکثریت نسل کنونی جداست.ما می‌گوییم راه درست مشخص است و انتخاب با ماست اگرانتخاب پدرها و مادرها یمان راه غلط وظلم پذیری است مابا احترام به شأن آنها باید خودمان تصمیم بگیریم که چگونه زندگی کنیم.این زندگی ما هست،اگر پدران و مادران همراه نیستند پس مانع نیز نباشند.تصمیم ما برگی از تاریخ است.
Read more
"یلدا" می رسد تا با نفس هایِ زمستانی و سردش ، آدم ها را برایِ گرم شدن ، به هم نزدیک کند ، که کینه ها را بشوید ...
Media Removed
"یلدا" می رسد تا با نفس هایِ زمستانی و سردش ، آدم ها را برایِ گرم شدن ، به هم نزدیک کند ، که کینه ها را بشوید و دل ها را صاف تر از همیشه کند . و چه می چسبد نوشیدنِ یک استکان چایِ داغ ، در شبی سرد و برفی ، وقتی عزیزترین هایِ زندگی ات کنارت نشسته اند و با تماشا و همصحبتیِ شان ، عشق می کنی ... وقتی با یک دقیقه زمانِ اضافه ... "یلدا" می رسد تا با نفس هایِ زمستانی و سردش ، آدم ها را برایِ گرم شدن ، به هم نزدیک کند ، که کینه ها را بشوید و دل ها را صاف تر از همیشه کند .
و چه می چسبد نوشیدنِ یک استکان چایِ داغ ، در شبی سرد و برفی ، وقتی عزیزترین هایِ زندگی ات کنارت نشسته اند و با تماشا و همصحبتیِ شان ، عشق می کنی ...
وقتی با یک دقیقه زمانِ اضافه ؛ یک عمر خاطره ی خوب برایِ روزهای دلگیری ات پس انداز می کنی و هرکجا که تنها و بی پناه شدی ، یادت می افتد ؛ تو کسانی را داری که به اندازه ی تمامِ دانه هایِ برف ، برایت آرزوهایِ خوب دارند ، و دلگرم می شوی به حمایتِ آنهایی که دورند و از هرچه نزدیک است ، به تو نزدیک تر ...
یلدا یعنی ؛ آدم ها برایِ سلامتِ نفس و جانشان و برایِ زنده ماندن ؛ "عشق" می خواهند ، و شاید ناب ترین حالتِ عاشقی ، از سمتِ کسانی باشد که کنارشان قد کشیده ای و جزءِ لاینفکِ بهترین خاطراتِ تواند . همان ها که با گرمیِ حضورشان ، جهان را جایِ بهتری می کنند برایِ زیستن ...
یلدا یعنی ؛ قدرِ با هم بودن ها را بدانیم ، که بیشتر کنارِ هم باشیم ، که حواسمان به ناب ترین هایِ زندگیِ مان باشد !
ای کاش هیچ خانه ای خالی از عشق نباشد و اهالیِ خانه ، هرکجا که هستند و هرکجا که می روند ؛ شاد و خوشبخت باشند ،
که شاد بودن ، حقِ هر آدمی ،
و گرم ماندن ، حقِ هر خانه ای ست ! 👤نرگس صرافیان
Read more
 # نویسنده_ناشناس از لحظه ای که در یکی از اتاق های بیمارستان بستری شده بودم، زن و شوهری در تخت روبروی ...
Media Removed
# نویسنده_ناشناس از لحظه ای که در یکی از اتاق های بیمارستان بستری شده بودم، زن و شوهری در تخت روبروی من مناقشه بی پایانی را ادامه می دادند. زن می خواست از بیمارستان مرخص شود و شوهرش می‌خواست او همان جا بماند. از حرف‌های پرستارها متوجه شدم که زن یک تومور دارد و حالش بسیار وخیم است. در بین مناقشه این ... # نویسنده_ناشناس
از لحظه ای که در یکی از اتاق های بیمارستان بستری شده بودم، زن و شوهری در تخت روبروی من مناقشه بی پایانی را ادامه می دادند. زن می خواست از بیمارستان مرخص شود و شوهرش می‌خواست او همان جا بماند.
از حرف‌های پرستارها متوجه شدم که زن یک تومور دارد و حالش بسیار وخیم است. در بین مناقشه این دو نفر کم کم با وضیعت زندگی آنها آشنا شدم. یک خانواده روستائی ساده بودند با دو بچه. دختری که سال گذشته وارد دانشگاه شده و یک پسر که در دبیرستان درس می‌خواند و تمام ثروتشان یک مزرعه کوچک، شش گوسفند و یک گاو است.
در راهروی بیمارستان یک تلفن همگانی بود و هر شب مرد از این تلفن به خانه‌شان زنگ می زد. صدای مرد خیلی بلند بود و با آن که در اتاق بیماران بسته بود، اما صدایش به وضوح شنیده می‌شد. موضوع همیشگی مکالمه تلفنی مرد با پسرش هیچ فرقی نمی‌کرد: «گاو و گوسفند ها را برای چرا بردید؟ وقتی بیرون می‌روید، یادتان نرود در خانه را ببندید. درس‌ها چطور است؟ نگران ما نباشید. حال مادر دارد بهتر می‌شود. به زودی برمی‌گردیم...»
چند روز بعد، پزشکها اتاق عمل را برای انجام عمل جراحی زن آماده کردند. زن پیش از آنکه وارد اتاق عمل شود ناگهان دست مرد را گرفت و درحالی که گریه می‌کرد گفت: «اگر برنگشتم، مواظب خودت و بچه‌ها باش.» مرد با لحنی مطمئن و دلداری دهنده حرفش را قطع کرد و گفت: «این قدر پرچانگی نکن.» اما من احساس کردم که چهره اش کمی درهم رفت. بعد از گذشت ده ساعت، پرستاران زن بی حس و حرکت را به اتاق رساندند.
عمل جراحی با موفقیت انجام شده بود. مرد از خوشحالی سر از پا نمی‌شناخت و وقتی همه چیز رو به راه شد، بیرون رفت و شب دیروقت به بیمارستان برگشت. مرد آن شب مثل شب‌های گذشته به خانه زنگ نزد. فقط در کنار تخت همسرش نشست و غرق تماشای او شد که هنوز بی‌هوش بود. صبح روز بعد زن به هوش آمد. با آن که هنوز نمی‌توانست حرف بزند، اما وضعیتش خوب بود.
از اولین روزی که ماسک اکسیژنش را برداشتند، دوباره جر و بحث زن و شوهر شروع شد. زن می‌خواست از بیمارستان مرخص بشود و مرد می‌خواست او همان جا بماند. همه چیز مثل گذشته ادامه پیدا کرد. هر شب، مرد به خانه زنگ می‌زد. همان صدای بلند و همان حرف هایی که تکرار می‌شد.
روزی در راهرو قدم می‌زدم. وقتی از کنار مرد می‌گذشتم، داشت می‌گفت: «گاو و گوسفندها چطورند؟ یادتان نرود به آنها برسید. حال مادر به زودی خوب می‌شود و ما برمی‌گردیم.» نگاهم به او افتاد و ناگهان با تعجب دیدم که اصلا کارتی در داخل تلفن همگانی نیست. همچنان با تعجب به مرد روستایی نگاه می کردم که متوجه من شد،....
Read more
علی حقیقتی بر گونه اساطیر علي ، رب النوع انواع گوناگون عظمت ها، قداست ها ، زيبايي ها و احساس هاي مطلق ...
Media Removed
علی حقیقتی بر گونه اساطیر علي ، رب النوع انواع گوناگون عظمت ها، قداست ها ، زيبايي ها و احساس هاي مطلق است. ازآن گونه مطلق هايي كه بشر همواره دغدغه ديدن و پرستيدنش را داشته ، وهرگز نبوده ، ومعتقد شده كه ممكن نيست دركالبد يك انسان تحقق پيدا كند ، و ناچار ، مي ساخته است. علي در همان حد مطلقي كه پرومته در اساطير ... علی حقیقتی بر گونه اساطیر
علي ، رب النوع انواع گوناگون عظمت ها، قداست ها ، زيبايي ها و احساس هاي مطلق است. ازآن گونه مطلق هايي كه بشر همواره دغدغه ديدن و پرستيدنش را داشته ، وهرگز نبوده ، ومعتقد شده كه ممكن نيست دركالبد يك انسان تحقق پيدا كند ، و ناچار ، مي ساخته است.
علي در همان حد مطلقي كه پرومته در اساطير ، روح تشنه و محتاج انسان را از فداكاري اشباع مي كرده ، و دموستنس از قدرت و صداقت و لطف سخن، و هركول از قدرت و نيرومندي جسم ، و خدايان ديگر از نهايت رقت و محبت و لطافت روح ، همه را در يك رب النوع جمع مي كند . علي ، نيازهاي را كه در طول تاريخ، انسان ها را به خلق نمونه هاي خيالي ، و به ساختن الهه ها و رب النوع های فرضی می کشانده ، در تاریخ امروز اشباع می کند.
و از همه شگفت همه فضایل مطلقی را که ما ناچار در اسطوره ها و رب النوع ، حتی فرضی ، قابل جمع نیست ، در یک اندام عینی جمع کرده است. جنگ هایش را ملاحضه می کنیم و او را مانند یک رب النوع اساطیری می یابیم که با خون ریزی و بی باکی و نیرومندی شدید در حد مطلق پیکار می کند. به طوری که نیاز انسان را به داشتن و بودن یک احساس قدرت مطلق بشری، سیراب میکند.
و در کوفه ،در برابر یک یتیم ، چنان ضعیف و چنان لرزان و چنان پریشان می شود که رفیق ترین احساس یک مادر را به صورت اساطیری نشان می دهد. و در مبارزه با دشمن چنان بی باکی و خشونت به خرج می دهد. که مظهر خشونت شمشیر است . و شمشیرش ( ذوالفقار) مظهر برندگی و خون ریزی و بی رحمی نسبت به دشمن در مبارزه است. و در داخل ، از این نرمتر، و از صمیمی تر ، و از این پرگذشت تر پیدا نمیشود.
در جای دیگر، علی وقتی می بیند اگر بخواهد به خاطر احقاق حقش شمشیر بکشد. مرکز خلافت و قدرت اسلامی متلاشی می شود. و وحدت مسلمین بر باد می رود ، ناگزیر صبر می کند ، یک ربع قرن صبر می کند و با شرایطی و در وضعی زندگی می کند که دست احساس پرومته ی به زنجیر کشیده را در انسان به وجود می آورد . اما علی، به خاطر انسان ، این زنجیر را خود بر اندامش می پیچد. یک ربع قرن خاموشی از طرف روحی که همواره بی قرار است و از ده سالگی وارد نهضت اسلام شده ، به تعبیر خودش صبری  با  طعم  احساس  انسانی  است  که (( خار در چشم و استخوان در گلو )) است.

دکتر شریعتی
Read more
(جنون قسمت نهم) پسری که بهت محکم تنه زد چون میدوید اصلا متوجه نشد که تو از پله ها پرت شدی...طلبکارانه ...
Media Removed
(جنون قسمت نهم) پسری که بهت محکم تنه زد چون میدوید اصلا متوجه نشد که تو از پله ها پرت شدی...طلبکارانه گفتم:می خوای بگی تو نبودی؟گفت:نه در حقیقت تو از وقتی که تو کما رفتی تونستی منو ببینی.گفتم:میخوای باور کنم؟نه خانوم تو بهم تنه زدی اونم چند بار تا بالاخره به کشتنم دادی.عصبانی شد و گفت:نه اشتباه ... (جنون قسمت نهم)
پسری که بهت محکم تنه زد چون میدوید اصلا متوجه نشد که تو از پله ها پرت شدی...طلبکارانه گفتم:می خوای بگی تو نبودی؟گفت:نه در حقیقت تو از وقتی که تو کما رفتی تونستی منو ببینی.گفتم:میخوای باور کنم؟نه خانوم تو بهم تنه زدی اونم چند بار تا بالاخره به کشتنم دادی.عصبانی شد و گفت:نه اشتباه می کنی.فکر کردم آدم عاقلی هستی اما تو فقط یه آدم مغرور و خودخواهی.خنده ای عصبی کردم و گفتم:انگار یه چیزیم طلبکاری؟با صورتی قرمز شده از عصبانیت باهام چهره به چهره شد و آروم گفت:هر چی دیدی ترس و توهمات روح سرگردان تو بوده آقا پسر.داد زدم یعنی دفعه دوم که بهم تنه زدی و منو کشوندی تو راهرو دانشگاه و گفتی دوسم داری یادت نیست؟یا همین امروز که اومدی جلو کلاس و من احمق و دنبال خودت به این خونه کشوندی.با عصبانیت فریاد کشید:آقاپسر تو فقط یه بار تنه خوردی و همون موقع افتادی و به کما رفتی,تازه چند روز نیست و فقط چهار ساعته فهمیدی؟گیج شده بودم...خدایا این چی داره میگه؟همونطور که داشت از پله ها بالا میرفت,کمی آرومتر شده بود.گفت:منم اول وضعیت تو رو داشتم.کم کم بهش عادت می کنی.به سمتش رفتم و در حالی که بدنم عین بید میلرزید گفتم:از اینکه سرت داد زدم معذرت می خوام.به چشمم خیره شد و گفت:نه ناراحت نشدم,درکت می کنم.بعد یه نگاه به آسمون انداخت و آه سردی کشید و گفت:اینجا مثل اونور نیست.زمان و مکان مطرح نیست.حتی شکل و اندازه اشیا و دور و نزدیک بودن فاصله ها.اینجا یه دنیای دیگس.نه فصل ها به موقع عوض میشن,نه شب و روز.چیزایی می بینی که وقتی زنده بودی تو خیالتت نمی تونستی ببینی.مثل خوابه یا کابوس یا یه چیزی شبیه اون.البته به آدمشم ربط داره.سرم و توی دستام گرفتم و گفتم:من خیلی می ترسم.دستشو روی دوشم گذاشت و به نشونه همدردی فشار داد.بهش یه نگاه کردم و در حالی که ازش دور می شدم گفتم:خواهش می کنم بهم زیادی نزدیک نشو.من اعتقاداتی دارم که...حرفم و برید و گفت:بازم یادت اینجا همه چی با اونور فرق داره,اینجا...اینبار من وسط حرفش پریدم و گفتم:من این چیزا حالیم نیست.کاری که حالم را بد کنه دوست ندارم پس لطفا فاصلت و با من رعایت کن.دستاشو به نشونه تسلیم بالا برد و گفت:اوه...باشه.بعد زیرلبی گفت:دیوونه و ازم دور شد.گفتم:شنیدم چی گفتی.شونه ای بالا انداخت و با خنده گفت:بیا بریم تو.بطرفش رفتم و گفتم:میشه باهام بیای بیمارستان‌,من واقعا وحشتزدم.ابرویی بالا برد و گفت:باشه,بریم***باورم نمیشد همیشه تو فیلما دیده بودم که مادری کنار تخت برای بچش قرآن میخونه.حالا عزیزجونه که کنار جسم بی جون من قرآن میخوند... ادامه دارد(مهرا)
Read more
(جنون قسمت دوم) چند روز بعد دوباره روی همون پله تنه ای از همون دختر خوردم و اگه میله کنار پله ها رو نگرفته ...
Media Removed
(جنون قسمت دوم) چند روز بعد دوباره روی همون پله تنه ای از همون دختر خوردم و اگه میله کنار پله ها رو نگرفته بودم پرت می شدم پایین.اما اون بی توجه پله هارو تند تند بالا رفت و ناپدید شد.دوباره عصبانی شدم اما یه حسی بهم می گفت:کارش از روی عمده.روز بعد دقیقا همونجا تنه محکمی بهم زد طوری که هرچی سعی کردم تعادلم ... (جنون قسمت دوم)

چند روز بعد دوباره روی همون پله تنه ای از همون دختر خوردم و اگه میله کنار پله ها رو نگرفته بودم پرت می شدم پایین.اما اون بی توجه پله هارو تند تند بالا رفت و ناپدید شد.دوباره عصبانی شدم اما یه حسی بهم می گفت:کارش از روی عمده.روز بعد دقیقا همونجا تنه محکمی بهم زد طوری که هرچی سعی کردم تعادلم را حفظ کنم نشد و از پنج تا پله سقوط کردم و سرم به لبه پله پایینی خورد.درد خفیفی توی سرم پیچید و یه لحظه چشام سیاهی رفت.با حیرت بهش نگاه کردم.بالای پله ها ایستاده بود و یه لبخند موذیانه روی لبش بود.از جام بلند شدم و لباسهامو تکوندم.هنوز با همون لبخند اون بالا وایساده بود و با غرور به من زل زده بود.سرش داد کشیدم که:دیوونه چته؟چرا اینکارا رو میکنی؟مگه آزار داری؟قهقهه ای سر داد و کمی رو به پایین خم شد و آهسته گفت:دوست دارم بعد با دست بهم اشاره کرد که دنبالش برم.معنی کاراشو نمی فهمیدم.صداش که می گفت:دوست دارم مدام توی سرم تکرار میشد.خوب شد اون موقع کسی اونجا نبود که ما رو ببینه.بی اختیار دنبالش راه افتادم.خرامان خرامان راه میرفت و صدای کفشهای پاشنه بلندش توی سالن می پیچید.نمیدونم چرا هیچ کس اون طرفا نبود.نفسم به شماره افتاده بود و احساس می کردم اصلا انرژی ندارم.کنار سه گوشه دیوار ته راهرو به دیوار تکیه داد و من دو سه قدمیش ایستادم.زیبایی چهره و قد بلند و خوش فرمش واقعا محسور کننده بود.پوست سفید صورتش توی مقنعه سیاه مثل قرص ماه میدرخشید و لبای گرد و قلوه ایش که با رژلب قرمز تندی که زده بود توی صورتش خودنمایی می کرد.چشای عسلی روشن و درشتش و درست توی چشام قفل کرده بود.نمیتونستم از جام تکون بخورم.انگار هیپنوتیزم چشاش شده بودم.با چشای دریده همچنان بهم خیره شده بود و شیطنت از چشاش می بارید.دوباره با صدای لطیفش گفت:دوست دارم.برام قابل باور نبود که اینقدر راحت این جمله رو بیان می کرد.لبام بهم چسبیده بودن و مسخ شده بودم.مات و مبهوت نگاش می کردم و نمی تونستم درست نفس بکشم.آروم به سمتم قدم برداشت و باهام چهره به چهره شد و بعد از مکثی کوتاه گونمو بوسید و به سرعت به طرف خروجی راهرو دوید.صدای تق تق کفشاش توی سرم می پیچید اما مثل مجسمه سرجا خشکم زده بود.داغی بوسش هنوز روی گونم بود و قلبم اونقدر تند میزد که قفسه سینم بالا و پایین میشد.همیشه توی فیلما از این صحنه ها دیده بودم اما باورم نمیشد که خودم یه روز تجربش کنم.به سختی به سمتش چرخیدم و سایشو دیدم که میان نوری که از بیرون می تابید باریک و باریکتر شد تا اینکه ناپدید شد... ادامه دارد
با سپاس(مهرا)
Read more
 #سفرنامه_ترکیه_مونا ... کلیات سفر قسمت دوم ... همونطور که یه بار دیگه گفتم برخلاف بقیه کشورهای ...
Media Removed
#سفرنامه_ترکیه_مونا ... کلیات سفر قسمت دوم ... همونطور که یه بار دیگه گفتم برخلاف بقیه کشورهای همسایه که ازت درباره رابطه ات با همسفرت سوال میکنند و اینکه بچه دارین یا نه و یا دینت، تو ترکیه فقط یه نفر از من پرسید نسبتم بت شروین چیه، دو نفر از بچه پرسیدن که البته یه نفر یه خانم ایرانی بود، دو نفر درباره ... #سفرنامه_ترکیه_مونا ...
کلیات سفر قسمت دوم ...
همونطور که یه بار دیگه گفتم برخلاف بقیه کشورهای همسایه که ازت درباره رابطه ات با همسفرت سوال میکنند و اینکه بچه دارین یا نه و یا دینت، تو ترکیه فقط یه نفر از من پرسید نسبتم بت شروین چیه، دو نفر از بچه پرسیدن که البته یه نفر یه خانم ایرانی بود، دو نفر درباره دین مون پرسیدن که اولی کاملن برای اطلاعات بود و اصلن حالت فضولی نداشت. دومی یه پیرمرد نانوا بود که وقتی منتظر بودیم نان تازه آماده بشه اصرار عجیبی داشت که باهامون گپ بزنه، اولش گفت ما و شما برادریم چون مسلمانیم حتی با اینکه ترامپ و نتانیاهو میگن شما بمب میسازین شروین هم کلی به سختی بهش توضیح داد ما بمب نمیسازیم و اهل صلحیم بگذریم که اقاهه باور نکرد و گفت نه تلویزیون گفته شما بمب میسازین، بعد گفت مسلمان چی هستید شروین گفت شیعه، خوشش نیامد اخمش کمی رفت تو هم از من پرسید من گفتم من سنی هستم؛ خوشحال شد گفت پس چرا با شیعه نکاح کردی منم جمله معروفم را گفتم یه دستم را نشان دادم و گفتم مردم شیعه یه دستم را هم نشان دادم و گفتم سنی بعد انگشت هام را کردم تو هم و کلمه های کلیدی که حفظ کرده بودم را گفتم ما در ایران همه با هم دوست؛ برادر؛ اتحاد، وحدت، نزدیک هستیم. باز هم پیرمرده خیلی حال نکرد اما وقتی نون آماده شد یه نون به ما اکرام کرد یعنی هدیه داد.
برخلاف چیزی که تو سریال ها نشان داده میشه مردم کاملن اعتقاد های مذهبی دارن و موقع اذان مساجد پر میشه از نماز گذاران و هر چقدر هم شهر بزرگ باشه موقع اذان کل شهر صدای اذان می آمد (من و شروین کلی حال میکردیم یاد بچگی هامون میافتادیم) همون جور که میدونید تو طول روز پنج بار اذان میگن (اویل حواسمون نبود سنی ها نماز ها را جدا میخونن همش فکر میکردیم چرا هی بیخودی اذان میگن ولی بعد یادمون افتاد) و مردم به سمت مساجد سرازیر میشن، جمعه ها دیدیم که کسبه دست جمعی نماز جمعه میخونن.
توی بیشتر مساجد چایی مجانی داده میشه و همانطور که پیش از این گفتم اصلن کاری نداشتن بی حجاب وارد مساجد بشیم و یا خانم ها برن قسمت مردانه، چند بار با چندتا نگاه متعجب روبرو شدم که خیلی زود به سمت کار خودش معطوف شد. فقط یه بار یه اقایی بهم گفت میخوام نماز بخونم و قسمت زنانه را نشانم داد که گفتم فتوگرافی و اون اقا در مسجد را برام باز کرد.
#sanlıurfa #van #mardin #adana #mersin #ankara #konya #kapadokya #cappadocia #amasia #samsun #trabzon #turkey #mona #shervin #شانلی_اوفله #وان #ماردین #آدنا #مرسین #قونیه #کاپادوکیا #کاپاتوکیا #کاپادوکیه #آنکارا #آماسیا #آماسیه #سامسون
Read more
از بچگی علاقه و احساس عجیبی به درخت کریسمس داشتم ،مرا یاد دنیای قصه ها می انداخت. با دیدنش در رویا و افکارِ ...
Media Removed
از بچگی علاقه و احساس عجیبی به درخت کریسمس داشتم ،مرا یاد دنیای قصه ها می انداخت. با دیدنش در رویا و افکارِ کودکانه ی خودم غرق میشدم و پیش خودم تصور میکردم آن سرزمین خیالی وقشنگی که توی فیلم ها دیده بودم ،آنجا که دختربچه ها موهایشان بلوند وچشم هایشان روشن بود وبجای روسری ،کلاه های پشمی سرشان میکردند ... از بچگی علاقه و احساس عجیبی به درخت کریسمس داشتم ،مرا یاد دنیای قصه ها می انداخت. با دیدنش در رویا و افکارِ کودکانه ی خودم غرق میشدم و پیش خودم تصور میکردم آن سرزمین خیالی وقشنگی که توی فیلم ها دیده بودم ،آنجا که دختربچه ها موهایشان بلوند وچشم هایشان روشن بود وبجای روسری ،کلاه های پشمی سرشان میکردند ،آدم ها خوشبخت ترند. دست خودم نبود، طبق معیارهایِ کودکانه ای که آن موقع داشتم دنیای آنها درنگاهم قشنگ تر بودو از جشن سالِ نوی آنها خوشم می آمد، به نظرم ذوق و شادیِ آنها بیشتر از ما بود. این شد که ازهمان بچگی به قولِ خیلی ها؛ ریشه ی غرب زدگی به کالبد باورهایم رسوخ کرد ! من بچه بودم، نه آنقدر از مذهب و سیاست سرم میشد، نه وطن پرستی و سنت گرایی و این حرف ها... من فقط شادی و رویاهای قشنگ میخواستم... تا به خودم آمدم دیدم یک بچه ی غرب زده ی سنت شکن شده ام و بیش از اینکه شیفته ی عمو نوروز باشم، عاشقِ بابانوئل بودم وکمتر شبی بود که چشم هایم را نبندم و به یک شبِ برفی فکرنکنم که شبیه پرنسس های قصه، با لباسی براق و دامنی پف دار، توی سورتمه ی بابانوئل نشسته ام و چشم های مردم شهر از شوقِ دیدنِ من و بابانوئل و آن سورتمه ی قرمزِ رویایی، شبیه چراغ های درخت کریسمس برق می زند؛ اصلا تصورش هم به وجدم می آورد !
همیشه زمستان که میشد، فکر میکردم پشت کوه های پوشیده از برف و درحاشیه ی همین شهر، سرزمین بابانوئل است، جایی که کودکان شادند وهمه چیزِ دنیایشان خوب پیش می رود، دلم میخواست میتوانستم یک جوری به آنجا برسم. آن موقع ها نمیدانستم غرب زدگی چیست وبرایم هم مهم نبود اما دوست داشتم درخت کریسمس داشته باشم که در یک شب زیبای برفی، آرزوهایم را کادوپیچ شده پای آن تحویل بگیرم، یا ببینم تمام شهر باچراغ و توپ های براق و رنگی، تزئین شده و همه ی آدم ها شاد وخوشبخت اند.
دیگر بزرگ شده ام اما باورهای کودکی ام در من زنده است. هنوز هم زمستان که میشود، شب ها کنار پنجره، به آسمان خیره می شوم و با ستاره ها خیال پردازی میکنم، هنوزهم خوش باور و کودکانه؛ در انتظار روزهای خوبم. من هنوز عاشق چکمه های خزدار و کلاهِ قرمزی ام که انتهایش گلوله ی سفید پشمی دارد. هنوز عاشق برفم، عاشق درخت کریسمس و سورتمه و گوزن های پرنده...
اسمش هرچه که می خواهد، باشد ... آدم، همیشه اتفاقات و چیزهای قشنگ را دوست دارد !

#قورمه سبزي #روحي #زمستون
Read more
. یوسف دو سه ساله بود. کلاس زبان می‌رفتم. معلم‌مون/تیچرمون!! یه آقای جوان موقر مجرد بود. بعضی جلسات ...
Media Removed
. یوسف دو سه ساله بود. کلاس زبان می‌رفتم. معلم‌مون/تیچرمون!! یه آقای جوان موقر مجرد بود. بعضی جلسات ناچار بودم یوسف رو با خودم ببرم سر کلاس. همکلاسی‌ها عاشقش بودن. آقای میلادی هم همین‌طور. موقع حل کردن تمرین‌ها می‌نشوندش روی پاش، می‌گفت هیچ کس نگاهش نکنه سرتون توی کتاب‌هاتون باشه به کارتون ... .
یوسف دو سه ساله بود. کلاس زبان می‌رفتم. معلم‌مون/تیچرمون!! یه آقای جوان موقر مجرد بود. بعضی جلسات ناچار بودم یوسف رو با خودم ببرم سر کلاس. همکلاسی‌ها عاشقش بودن. آقای میلادی هم همین‌طور. موقع حل کردن تمرین‌ها می‌نشوندش روی پاش، می‌گفت هیچ کس نگاهش نکنه سرتون توی کتاب‌هاتون باشه به کارتون برسید! بعد خودش مشغول خوش و بش باهاش می‌شد و سرش رو گرم می‌کرد. تا وقتی هم یوسف یا من نمی‌خواستیم برگرده پیشم، پیش خودش نگهش می‌داشت...
_
محمدحسام سه چهار ساله بود. یک دوره کلاس عقیدتی می‌رفتم که طول دوره شش ترم بود. توی کلاس ما تعدادی مادر بود که بچه‌های همسن و سال حسام داشتن. ترم اول برای بچه‌ها مربی گرفتیم. ترم دوم نتونستیم کسی رو پیدا کنیم. مدل کلاس‌ها اینجوری بود که توی یک سالن بزرگ گروه گروه می‌نشستیم و مرزی بین کلاس‌ها نبود. خانم‌های کلاس‌های مجاور! به مسئول مجموعه معترض شده بودن که بچه‌های مادرهای این کلاس، حواس ما رو پرت می‌کنن و اگه درست متوجه درسها نشیم حق‌الناس گردن اینهاست و..... .
#حق_الناس!، چیزی که من خیلی از استفاده‌ی ابزاری و افراطی‌ش توی جمع‌ها و محافل مذهبی بدم میاد. یه جور چماق که وقتی بالا می‌برنش ناچاری تسلیم بشی وگرنه آدم ضددین و بی‌قید و بی‌مبالاتی به نظر میای، هر چند که حق با تو باشه! .
من اون دوره رو نصف و نیمه رها کردم و به مسئول دوره گفتم حضور دخترهای مجرد و پیرزن‌ها توی این کلاس‌ها چندان ضروری نیست. گروه اول هنوز فرصت دارن و گروه دوم دیگه ازشون گذشته. جای مادرهای جوان توی این دوره‌هاست که می‌خوان بچه تربیت کنن و اگه ماها نتونیم از منابع دیگری به این اطلاعات دسترسی پیدا کنیم و بچه‌هامون بر اثر ناآگاهی ما به خطا برن، چه بسا اون حق‌الناسی که ازش حرف می‌زنید گردن اون خانم‌هایی بیاد که پای مادرها رو از این کلاس‌ها بریدن!
_
امروز وقتی مربی محمدحسام بدون اینکه کسی ازش خواسته باشه #"فاطمهحورا رو بغل کرد تا پیش داداشش باشه و همزمان مشغول کلاس‌‌داری‌ش بود، دوباره یاد آقای میلادی افتادم.
_
اینکه ما چه‌قدر منعطف باشیم همیشه به جنسیت یا سن و سال‌مون ارتباط نداره. ما می‌تونیم یک خانم جاافتاده که زمانی خودش مادر بوده باشیم و مادرهای جوان رو درک نکنیم، می‌تونیم هم یک آقای مجرد باشیم ولی به سهم خودمون، داوطلب نگهداری از بچه‌ها و همکاری با مادران‌شون باشیم.
_
#از_مادرانه_هااا
#سیدمحمدحسامـ
Read more
صف نفت تو پمپ بنزین صدرزاده و استوار با بشکه ها و پیت ها و دبه های رنگارنگ،صدای بمبوهای فلزی و التماس ...
Media Removed
صف نفت تو پمپ بنزین صدرزاده و استوار با بشکه ها و پیت ها و دبه های رنگارنگ،صدای بمبوهای فلزی و التماس از بشکه های رو به اتمام.بخاری های نفتی کاربراتوری توی خونه وقطره ای مدارس.وقتی عکستو تو نفتهای کف کوره میدی یعنی فراموش کرده بودی بعد از باز کردن کاربراتور با اون میله کج که بهش نخی بسته بود بخاری رو ... صف نفت تو پمپ بنزین صدرزاده و استوار با بشکه ها و پیت ها و دبه های رنگارنگ،صدای بمبوهای فلزی و التماس از بشکه های رو به اتمام.بخاری های نفتی کاربراتوری توی خونه وقطره ای مدارس.وقتی عکستو تو نفتهای کف کوره میدی یعنی فراموش کرده بودی بعد از باز کردن کاربراتور با اون میله کج که بهش نخی بسته بود بخاری رو روشن کنی و ناچار به تحمل یک ساعته صدای هو هو بخاری بودی.روزهای جمعه ای که آبگرمکن ها روشن می شد و از دودکش همه خونه ها همچون واتیکان بعداز انتخاب پاپ دود سیاه به هوا میرفت.مشق نوشتن های کنار علاالدین ها،کرم ریختن و مالیدن خط کش و پاک کن به دیواره علاالدین،تکیه پاها به دیواره علاالدین و تحمل سوختن و گرما، چسباندن دستها روی سر چراغ.
سیرجون که گاز کشی شد،خاطرات نفتی و بودار رفت،زمستون وسرما هم رفت.یکسالی بعد از اینکه سیرجان گازکشی شد دانشجو شدم و دوباره بساط نفت و علاالدین و سرمای استخوون سوز یزد.یاد وقتی که با دعوا و مکافات از پمپ بنزین جنب سیلو یزد یک بیست لیتری نفت گرفتیم و اومدیم خونه دیدیم سوراخه.نفتها را خالی کردیم تو قابلمه و پارچ و ماهیتابه.یادش بخیر.
اینجا شهداد است.همین امسال.بازاری که بعد زلزله سال پنجاه و شش متروکه شده و تنها مغازه و کسب دایر آن همین مغازه چراغ سازی بود.بوی نفت میداد مغازه،بوی خاطرات بالا که نوشتم.
#کرمان #شهداد #سیرجان #بازار #نفت #چراغ نفتی #مشق #دانشجو #یزد #گاز #خاطره #نوستالژی # # # # # # # # # # # # # # # # # # # # # # # # #
Read more
Loading...
Load More