کوچه و سیلی

Loading...


Unique profiles
31
Most used tags
Total likes
0
Top locations
بقیع, Mesr, Bushehr
Average media age
924.6 days
to ratio
10
شرر زهـر جفا سوخته پا تا سر من آب گردید چو شمعی همه ی پیکر من این نه اشک است که بسته ره دیدار به من دل من ...
Media Removed
شرر زهـر جفا سوخته پا تا سر من آب گردید چو شمعی همه ی پیکر من این نه اشک است که بسته ره دیدار به من دل من سوخته ریزد ز دو چشم تر من شیون ناله بلند است به غم خانه ی ما یا حسن گوید و بر سر بزند خواهر من یک طرف قاسم و عباس به خود می پیچند یک طرف نیز حسین اشک فشان در بر من جگرم در دل تشت است و همه می بینند که چه آورده ... شرر زهـر جفا سوخته پا تا سر من
آب گردید چو شمعی همه ی پیکر من
این نه اشک است که بسته ره دیدار به من
دل من سوخته ریزد ز دو چشم تر من
شیون ناله بلند است به غم خانه ی ما
یا حسن گوید و بر سر بزند خواهر من
یک طرف قاسم و عباس به خود می پیچند
یک طرف نیز حسین اشک فشان در بر من
جگرم در دل تشت است و همه می بینند
که چه آورده غم کوچه و سیلی سر من
کی رود یاد من آن روز که آن شوم پلید
بست در کوچه ی غم راه من و مادر من
مادر از ضربت سیلی چو گل افتاد به خاک
از همان لحظه شکسته همه بال و پر من
نــوكـــر نـوشـــت:
#حـسن_جــان
مثل حسین، شاعر و نقاش و روضه خوان نداشت
مثل حسین، فرشچیان و محتشم نداشت
از کل خانواده ی خـود مـادری تر است
تاریخ گفته مـادر او هم حـرم نداشت
صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين
سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... دوشنبتون امام حسنی (ع)
#بیاد_شهید_مدافع_حرم_علی_پرورش
#اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد_و_عجل_فرجهم
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#اللهم_الرزقنا_حـرم
#امام_حسنی_ام #مدینه #بقیع
#یارقیه #یا_حسین #لبیک_یا_حسین
#امام_حسین #بین_الحرمین
#شکر_خدا_که_در_پناه_حسینیم
#همه_نوکر_حسینیم
#شهادت_مادرم_افسانه_نیست
#اسلام #شیعه #محرم #اربعین #صور #سوریه
#روضه #فاطمیه #کربلا #نجف
#بیچاره_اون_که_حرم_رو_ندیده
#بیچاره_تر_اون_که_دید_کربلاتو
Read more
Loading...
((نور شلیک منور)) . بهار را باور کن باز کن پنجره هارا که نسیم روز میلاد اقا قی هارا جشن می گیرد و ...
Media Removed
((نور شلیک منور)) . بهار را باور کن باز کن پنجره هارا که نسیم روز میلاد اقا قی هارا جشن می گیرد و بهار روی هر شاخه کنار هر برگ شمع روشن کرده است همه چلچله ها برگشتند و طراوت را فریاد زدند کوچه یکپارچه اواز شده است و درخت گیلاس هدیه جشن اقا قی ها را گل به دامن کرده است بازکن پنجره ها را ای دوست هیچ ... ((نور شلیک منور)) .
بهار را باور کن
باز کن پنجره هارا که نسیم
روز میلاد اقا قی هارا
جشن می گیرد
و بهار
روی هر شاخه کنار هر برگ
شمع روشن کرده است
همه چلچله ها برگشتند
و طراوت را فریاد زدند
کوچه یکپارچه اواز شده است
و درخت گیلاس
هدیه جشن اقا قی ها را
گل به دامن کرده است
بازکن پنجره ها را ای دوست
هیچ یادت هست
که زمین را عطشی وحشی سوخت
برگها پژمردند
تشنگی با جگر خاک چه کرد
هیچ یادت هست
توی تاریکی شبهای بلند
سیلی سرما با تاک چه کرد
با سروسینه گلهای سپید
نیمه شب باد غضبناک چه کرد
هالیا معجزه باران را باور کن
و سخاوت را در چشم چمنزار ببین
و محبت را در روح نسیم
که در این کوچه تنگ
با همین دست تهی
روز میلاد اقاقی ها را
جشن میگیرد
خاک جان یافته است
تو چرا سنگ شدی
تو چرا اینهمه دلتنگ شدی
باز کن پنجره ها را
و بهاران را
باور کن ….
. "فریدون مشیری" .
سال نو مبارک... ادیت موقت با موبایله تا بعدا حسابی ادیت خوب بشه 😁
You #mustseeiran
#instagram
#wonderful_places for a feature  @instagram #beautifulsky #akasimagazine #picofday #1x #tourism_iran #theprintswap #mefeatureshoot
#liveoutdoors  #adventure  #thebest_capture
#beautifuldestinations #ourplanetdaily #Nightsky @thebest_capture @beautifuldestinations @ourplanetdaily @wonderful_places  @IranIsSafe
@gardeshgari_e_iranian  @thebest_capture @campingofficial @ourcamplife @theprintswap
@tourism @skyglowproject @special_shots
@master_shots  #lightpollution #nat_geo #special_shots  #nakedplanet @nakedplanet #worldprime @worldprime #aksiine @aksiine

@skyglowproject

#astrophotography
#twan
#twanight
#astrography
#artisticmindsmagazine #art_amm @artisticmindsmagazine
Read more
 #السلام_علیک_یا_امام_موسی_ابن_جعفر در میان هلهله سوز و نوا گم می شود زیر ضرب تازیانه ناله ...
Media Removed
#السلام_علیک_یا_امام_موسی_ابن_جعفر در میان هلهله سوز و نوا گم می شود زیر ضرب تازیانه ناله ها گم می شود بسکه بازی می کند زنجیر ها با گردنم در گلویم گریه های بی صدا گم می شود در دل شب بارها آمد نمازم را شکست در میان قهقه صوت دعا گم می شود چهار چوب پیکرم بشکسته و لاغر شدم وقت سجده پیکرم ... #السلام_علیک_یا_امام_موسی_ابن_جعفر

در میان هلهله سوز و نوا گم می شود

زیر ضرب تازیانه ناله ها گم می شود

بسکه بازی می کند زنجیر ها با گردنم

در گلویم گریه های بی صدا گم می شود

در دل شب بارها آمد نمازم را شکست

در میان قهقه صوت دعا گم می شود

چهار چوب پیکرم بشکسته و لاغر شدم

وقت سجده پیکرم زیر عبا گم می شود

تازه فهمیدم چرا در وقت سیلی خوردنش

راه مادر در میان کوچه ها گم می شود

بین تاریکی شب چون ضربه خوردم آگهم

آه در سینه به ضرب بی هوا گم می شود

لا به لای پنجه هایش مشتی از موی سرم

بین این تصویر ها دیگر حیا گم می شود

از یهودی ضربه خورده خوب می داند چرا؟

گوشوارٍ بچه ها در کربلا گم می شود...... #شهادت_مظلومانه_وجانسوز_حضرت_امام_موسی_ابن_جعفر_علیه_السلام_بر_تمام_عاشقان_حضرت_تعزیت_وتسلیت_باد. 😔😭😭😭😭😭😭😭😭
Read more
در میان هلهله سوز و نوا گم می شود زیر ضرب تازیانه ناله ها گم می شود بسکه بازی می کند زنجیر ها با گردنم در ...
Media Removed
در میان هلهله سوز و نوا گم می شود زیر ضرب تازیانه ناله ها گم می شود بسکه بازی می کند زنجیر ها با گردنم در گلویم گریه های بی صدا گم می شود در دل شب بارها آمد نمازم را شکست در میان قهقهه صوت دعا گم می شود چهار چوب پیکرم بشکسته و لاغر شدم وقت سجده پیکرم زیر عبا گم می شود تازه فهمیدم چرا در وقت سیلی ... در میان هلهله سوز و نوا گم می شود

زیر ضرب تازیانه ناله ها گم می شود

بسکه بازی می کند زنجیر ها با گردنم

در گلویم گریه های بی صدا گم می شود

در دل شب بارها آمد نمازم را شکست

در میان قهقهه صوت دعا گم می شود

چهار چوب پیکرم بشکسته و لاغر شدم

وقت سجده پیکرم زیر عبا گم می شود

تازه فهمیدم چرا در وقت سیلی خوردنش

راه مادر در میان کوچه ها گم می شود

بین تاریکی شب چون ضربه خوردم آگهم

آه در سینه به ضرب بی هوا گم می شود

لا به لای پنجه هایش مشتی از موی سرم

بین این تصویر ها دیگر حیا گم می شود

از یهودی ضربه خورده خوب می داند چرا؟

گوشوارٍ بچه ها در کربلا گم می شود

قاسم نعمتی🌸
Read more
‍ . . اصلا رقیه نه به خدا دختر خودت یک شب میان کوچه بماند چه می‌کنی؟ در بین ازدحام و شلوغی بترسد و یک ...
Media Removed
‍ . . اصلا رقیه نه به خدا دختر خودت یک شب میان کوچه بماند چه می‌کنی؟ در بین ازدحام و شلوغی بترسد و یک تن به او کمک نرساند چه می‌کنی؟ اصلا خیال کن که کسی دختر تورا در بین جمعیت بکشاند، چه می‌کنی؟ یا که خدانکرده کسی روی صورتش سیلی محکمی بنشاند، چه می‌کنی؟ یا فرض کن که دخترتو جای بازی‌اش هرشب ... ‍ .
.
اصلا رقیه نه به خدا دختر خودت
یک شب میان کوچه بماند چه می‌کنی؟

در بین ازدحام و شلوغی بترسد و
یک تن به او کمک نرساند چه می‌کنی؟

اصلا خیال کن که کسی دختر تورا
در بین جمعیت بکشاند، چه می‌کنی؟

یا که خدانکرده کسی روی صورتش
سیلی محکمی بنشاند، چه می‌کنی؟

یا فرض کن که دخترتو جای بازی‌اش
هرشب دعای مرگ بخواند چه می‌کنی؟

اَصلا کسی بیاید و با تازیانه اش
خاک از لباس او بتکاند چه می‌کنی؟

#مجید_تال
.
. #شهادت_حضرت_رقیه_سلام_الله_عليها
#خرابه #شام #حضرت_رقیه #کربلا #دمشق
#بزرگترین_سفره_حضرت_رقیه #گوشواره
Read more
 #امام_زاده_ی_آبادی_ام_حرم_دارد #ولی_برادر_زینب_هنوز_بی_حرم_است #خوشبحال_ما_همه_دور_حسن_گردیده_ها ...
Media Removed
#امام_زاده_ی_آبادی_ام_حرم_دارد #ولی_برادر_زینب_هنوز_بی_حرم_است #خوشبحال_ما_همه_دور_حسن_گردیده_ها #ان_شالله_تو_مدینه_انتشارات_آستان_امام_مجتبی_رو_راه_اندازی_میکنیم #همه_محصولاتمون_رو_به_کوری_چشم_دشمناش_به_زائرای_امام_حسن_میدیم #هشت_شوال #شعر_رو_حتما_حتما_بخونید . . . نا ... #امام_زاده_ی_آبادی_ام_حرم_دارد
#ولی_برادر_زینب_هنوز_بی_حرم_است
#خوشبحال_ما_همه_دور_حسن_گردیده_ها
#ان_شالله_تو_مدینه_انتشارات_آستان_امام_مجتبی_رو_راه_اندازی_میکنیم
#همه_محصولاتمون_رو_به_کوری_چشم_دشمناش_به_زائرای_امام_حسن_میدیم
#هشت_شوال
#شعر_رو_حتما_حتما_بخونید
.
.
.
نا جوانمردان از اینجا صحن را برداشتند
کاش می گفتند گنبد را چرا برداشتند
زائری آمد کنار قبر آقایش نشست
با کتک او را ز قبر #مجتبی برداشتند
خاک اینجا برتر از خاک تمام عالم است
خاک اینجا را همه بهر شفابرداشتند
 تا که خاک کربلا هم مادری باشد کمی
ازهمین ها را برای کربلا برداشتند
خواستند آثار جرم شهر مخفی ترشود
ازمیان نقشه اسم #کوچه را برداشتند
آنقدر با گریه مردی بر رخ خود لطمه زد
تا که از قبر امام شیعه پا برداشتند
یک #مفاتیح_الجنان آورده بودیم،ازچه رو
دو نگهبان آمدند ازپیش ما برداشتند! .
خاک اینجا بوی سیلی مکرر می دهد
بوی گریه های دختر بهرمادر می دهد .
آخرش این خاک ایوانش طلایی می شود
گنبد و گلدسته های باصفایی می شود
این حرم با چار گنبد می شود #بیت_الحسن
هرکسی اینجا بیاید مجتبایی می شود
پنجره فولاد اینجا چه قیامت می کند
واقعاَ اینجاعجب دارالشفایی می شود
نقشه این صحن را باید که از زهرا گرفت
نقشه را مادر دهد وه چه بنایی می شود
گنبد صادق ضریح باقر و صحن حسن
پرچم سجاد،دارد دل هوایی می شود!
حتم دارم ساخت و ساز حرم های بقیع
ازهمان لحظه که آقا تو میایی می شود
می رسد روزی که بادستان پرمهر شما
از رواق و صحن اینجا رونمایی می شود .
آخرش من مطمئنم این گره وا می شود
این #حرم زیباترین تصویر دنیا می شود .
#ما_بقیع_را_میسازیم
#ماامت_حسنیم
#یوم_الهدم
#یقین_کنید_که_روزی_به_چشم_خواهم_دید
#پیاده_میروم_آخر_به_کربلای_حسن
#آخر_یه_روز_شیعه_برات_حرم_میسازه
#امام_حسنی_ها
.
.
از فروشگاه امام حسنی ها هم دیدن کنید
@emamhasanihamarket118
Read more
Loading...
باز کن پنجره ها را که نسیم روز میلاد اقاقی ها را جشن می گیرد و بهار روی هر شاخه ، کنار هر برگ شمع روشن ...
Media Removed
باز کن پنجره ها را که نسیم روز میلاد اقاقی ها را جشن می گیرد و بهار روی هر شاخه ، کنار هر برگ شمع روشن کرده است. باز کن پنجره ها را ای دوست هیچ یادت هست.. که زمین را عطشی وحشی سوخت؟ برگ ها پژمردند؟؟؟ تشنگی با جگر خاک چه کرد؟ هیچ یادت هست توی تاریکی شب های بلند سیلی سرما با خاک چه کرد؟؟؟ با سر و سینه ... باز کن پنجره ها را که نسیم
روز میلاد اقاقی ها را جشن می گیرد
و بهار روی هر شاخه ، کنار هر برگ
شمع روشن کرده است.
باز کن پنجره ها را ای دوست
هیچ یادت هست..
که زمین را عطشی وحشی سوخت؟
برگ ها پژمردند؟؟؟
تشنگی با جگر خاک چه کرد؟
هیچ یادت هست
توی تاریکی شب های بلند
سیلی سرما با خاک چه کرد؟؟؟
با سر و سینه گل های سپید
نیمه شب باد غضبناک چه کرد؟
هیچ یادت هست؟؟؟
حالیا معجزه باران را باور کن!
و سخاوت را در چشم چمن زار ببین!
و محبت را در روح نسیم،
که در همین کوچه تنگ
با همین دست تهی،
روز میلاد اقاقی ها را جشن می گیرد
خاک جان یافته است...
تو چرا سنگ شدی؟؟؟
تو چرا این همه دلتنگ شدی؟؟؟
باز کن پنجره ها را
و بهاران را باور کن...
.
#اولین_پست_سال_جدید
#‌‌‌‌به‌_‌توکل_‌‌نام_اعظمت...
#بسم_‌الله_‌الرحمن‌_‌‌الرحیم
#خدایا_‌به_امید_‌تو
‌ #نه_‌به_امید_خلق‌_‌روزگار....
#عیدتون مبارک💕
Read more
پایین پلک چشم تو دائم پر از نم است چشمت قشنگ، سوی نگاهت ولی کم است از بس که اشک ریخته ای در عزای یاس از ...
Media Removed
پایین پلک چشم تو دائم پر از نم است چشمت قشنگ، سوی نگاهت ولی کم است از بس که اشک ریخته ای در عزای یاس از بس که کوچه پیش نگاهت مجسم است رد شراره بر رخ تو نقش بسته است؟ یا ردپای ضربه سیلی محکم است؟ سنّت زیاد نیست ولی پیر گشته ای این ارث مادری است که قد شما خم است آقا فدات شم چقدر غصه میخوری تصویر لحظه لحظه ... پایین پلک چشم تو دائم پر از نم است
چشمت قشنگ، سوی نگاهت ولی کم است
از بس که اشک ریخته ای در عزای یاس
از بس که کوچه پیش نگاهت مجسم است
رد شراره بر رخ تو نقش بسته است؟
یا ردپای ضربه سیلی محکم است؟
سنّت زیاد نیست ولی پیر گشته ای
این ارث مادری است که قد شما خم است
آقا فدات شم چقدر غصه میخوری
تصویر لحظه لحظه عمرت چه پر غم است
این گریه ها که میکنی از بهر مادرت
پایه گذار اشک عـزای محـرّم است
در روضه های حضرت ارباب، یاحسن
سرمشق یا حسین حسین دمادم است
هـرکس که سائل کـرم مجتبـی نشد
شایسته ی بکاء به شه کـرب و بلا نشد
نــوكـــر نـوشـــت:
#امـام‌_حـسـن
تا لطف حسن هست، گدايی عشق است
دورو ور شاه، بی نوایـــی عشق است
خـــــاک حرمش به کيميـــا می ارزد
اصلا همه چيز، مجتبائـــى عشق است
صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين
سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... دوشنبتون امام حسنی (ع)
#بیاد_شهید_مدافع_حرم_محمد_رحمانی
#اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد_و_عجل_فرجهم
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#اللهم_الرزقنا_حـرم
#امام_حسنی_ام #مدینه #بقیع
#یارقیه #یا_حسین #لبیک_یا_حسین
#امام_حسین #بین_الحرمین
#شکر_خدا_که_در_پناه_حسینیم
#همه_نوکر_حسینیم
#شهادت_مادرم_افسانه_نیست
#اسلام #شیعه #محرم #اربعین #صور #سوریه
#روضه #فاطمیه #کربلا #نجف
#بیچاره_اون_که_حرم_رو_ندیده
#بیچاره_تر_اون_که_دید_کربلاتو
#عطش
Read more
Loading...
دوستان روز مرد رو تبریک میگم و خاطر نشان میکنم تو تاریخ ایران به مشابه مردانی که امروز تو این مملکت زندگی ...
Media Removed
دوستان روز مرد رو تبریک میگم و خاطر نشان میکنم تو تاریخ ایران به مشابه مردانی که امروز تو این مملکت زندگی میکنن و صورتشون رو با سیلی سرخ نگه میدارن مرد وجود نداشته ... مرد بودن الان یعنی با ماهی ۱میلیون تومان اجاره بدی بخوری بپوشی تحصیل کنی ... یعنی درامد روزانه ۶دلار ... ما از انهایی که تو جنگ هم رفتن ... دوستان روز مرد رو تبریک میگم و خاطر نشان میکنم تو تاریخ ایران به مشابه مردانی که امروز تو این مملکت زندگی میکنن و صورتشون رو با سیلی سرخ نگه میدارن مرد وجود نداشته ... مرد بودن الان یعنی با ماهی ۱میلیون تومان اجاره بدی بخوری بپوشی تحصیل کنی ... یعنی درامد روزانه ۶دلار ... ما از انهایی که تو جنگ هم رفتن ادمهای قوی تری هستیم و عکس. مارو باید بزنن تو خیابون ها ... ما از من میاد ... چرا ؟؟؟ چون من هم وقتی پر پروازم رو میزنن مردم امثال من رو هم که توک پرهامون رو میزنن و کلمون رو بالا میگیریم و میجنگیم هم مردیم ... اره وقتی سرمایه من سالی ۲۵درصد کم میشه و من به واسته سبک زندگیم هروز مجبور به اضاف کاری های بیمورد و کس شعر میشم به جای حرکت به سمت بهتر شدن من هم مردم ... باید اسم کوچه هامون رو عوض کنیم
Read more
. بود آخرین لحظه عمر من الاشام غم با تو گویم سخن چه خوش بود آیین غمخواریت ز آل علی میهمان داریت دگر ...
Media Removed
. بود آخرین لحظه عمر من الاشام غم با تو گویم سخن چه خوش بود آیین غمخواریت ز آل علی میهمان داریت دگر جانم از غصه بر لب رسید گذشت آنچه از تو به زینب رسید خداحافظ ای شهر آزارها خداحافظ ای کوی و بازارها خداحافظ ای شاهد جنگ ها خداحافظ ای بارش سنگ ها خداحافظ ای شهر رنج و بلا خداحافظ ای چوب و طشت ... .
بود آخرین لحظه عمر من
الاشام غم با تو گویم سخن
چه خوش بود آیین غمخواریت
ز آل علی میهمان داریت

دگر جانم از غصه بر لب رسید
گذشت آنچه از تو به زینب رسید

خداحافظ ای شهر آزارها
خداحافظ ای کوی و بازارها

خداحافظ ای شاهد جنگ ها
خداحافظ ای بارش سنگ ها

خداحافظ ای شهر رنج و بلا
خداحافظ ای چوب و طشت طلا
خداحافظ ای قصه بزم می
خداحافظ ای رأس بالای نی

خداحافظ ای اشک جمّازه ها
خداحافظ ای زیب دروازه ها

خداحافظ ای شهر دشنام ها
خداحافظ ای کوچه ها، بام ها

خداحافظ ای سنگ خون و جبین
خداحافظ ای سیدالساجدین
خداحافظ ای رنج ها، دردها
خداحافظ ای خاک ها، گردها

خداحافظ ای ناقة بی جهاز
خداحافظ ای اختران حجاز

خداحافظ ای خاک ویران سرا
خداحافظ ای آل خیرالورا

خداحافظ ای خردسال اسیر
خداحافظ ای چار ساله صغیر

خداحافظ ای یاس نیلی شده
یتیم نوازش به سیلی شده

همین جا خودم دیدم از خون خضاب
سر نیزه ها هجده آفتاب

همین جا کنارم نی و دف زدند
به دیدار هیجده گلم صف زدند

همین جا دلم شد ز غم چاک چاک
که خورشیدم افتاده بر روی خاک
همین جا به زخمم نمک می زدند
عزیز دلم را کتک می زدند

همین جا به فرقم عدو خاک ریخت
به روی گلم خاک و خاشاک ریخت
همین جا ز غم جان من خسته بود
که ده تن به یک ریسمان بسته بود
همین جا ز غم بود جان بر لبم
که بنشسته طی شد نماز شبم

همین جا به ما خصم دشنام داد
حسین مرا خارجی نام داد

همین جا دو چشمم ز خون تر شده
که یاسم به ویرانه پرپر شده

همین جا به ویرانه بلبل گریست
غریبانه بر غربت گل گریست

همین جا ز غم جانم آمد به لب
که در گِل گُلم دفن شد نیمه شب

دریغا که آن گوهر پاک رفت
چو زهرا غریبانه در خاک رفت

الا ای همه نسل ها بعد من
بگویید از قول من این سخن

که زینب بدین کوه اندوه و درد
به موج بلا چون علی صبر کرد

خدا داند و غصه های دلش
که داغ حسینش بود قاتلش
مرا یک جهان درد و داغ و غم است
که توصیف آن بر لب میثم است
Read more
کودکی آن ورِ دنیامرده وطنم‌سوگ‌وعزامیگیرد کودک هموطن من درسیل درسکوت خبری میمیرد سیل در غرب ...
Media Removed
کودکی آن ورِ دنیامرده وطنم‌سوگ‌وعزامیگیرد کودک هموطن من درسیل درسکوت خبری میمیرد سیل در غرب کشور به ویژه استان های ایلام و لرستان خسارات بسیاری برجاگذاشت و خانواده هایی را نیز عزادار کرد.آدرینا فرزند خانواده ای سه نفره است که هر سه در سیل شهرستان کوهدشت لرستان جان باختند.به خانواده های ... کودکی آن ورِ دنیامرده
وطنم‌سوگ‌وعزامیگیرد
کودک هموطن من درسیل
درسکوت خبری میمیرد
سیل در غرب کشور به ویژه استان های ایلام و لرستان خسارات بسیاری برجاگذاشت و خانواده هایی را نیز عزادار کرد.آدرینا فرزند خانواده ای سه نفره است که هر سه در سیل شهرستان کوهدشت لرستان جان باختند.به خانواده های داغدیده تسلیت میگوییم و امیدواریم مسوولین بیشتر رسیدگی کنند...ایلام و لرستان نیز بخشی از ایران بزرگ هستند
آدرینا - که من «رینا» صدایش می کنم - اسطوره ی این شعر است. فرزند خانواده ای در كوهدشت که دسته جمعی غرق در خانه شدند. «به روزی بارانی، بارانی
نگفته بودیم ببار... اما می بارید... می بارید ...» آیلان خانگی
با گریه دارم می نویسم باز
باران گرفته کوهدشتم را
باران به این بارانی و خوبی
پر درد کرده سرگذشتم را «رینا» هوای خانه ام ابری ست
فصل خیال انگیز خوبی نیست
این را خودم هم خوب می دانم
امسال هم پاییز خوبی نیست

باران نیا گنجشک خوابیده
باران نیا اوضاع داغون است
باران خطر در باغ بی برگی ست
باران انارستان دلش خون است

ای خوش به حال شهر غواصان
همراه خود سیلاب کُش دارند
ای خوش به حال بچه ماهی ها
در سینه ی خود آبشش دارند

با هر قُلُپ صد بار می میرد
هی میخورد افسوس را با آب
با دست های ناز بی جانش
هی میزند سیلی به این سیلاب

این شهر من! این رنج بی پایان!
هر روز زخم تازه ای دارد
دیگر به اینجامان رسید این سیل
بی صاحبی اندازه ای دارد

برنامه ای مبذول فرمایید
یک ذره مردان خدا باشید
نسل بزرگان را در آوردید
قدری به فکر بچه ها باشید

دنیا! ببین این سمت دنیا را
تا بشنوی فریاد «رینا» را
با هر قُلُپ صد بار می گوید:
«از روی من بردار دریا را»

عمریست سرخط خبرهاییم
آمارمان آه و فغان دارد
با یک حساب ساده می بینی
هر کوچه ای صد «آیلان» دارد

مرگ کبوتر را تصور کن
وقتی که باران سخت می بارد
حالات «رینا» را تجسم کن
وقتی نفس را دوست می دارد

پیش خدایی در امان هستی
لعنت به هر چه منصب و پول است
دردت به جان سوگوار من
دردت به جان هر که مسئول است

باران عزیزم! این چه کاری بود؟
این خانه را دریای غم کردی
در روز روشن با شبیخونت
یک خانوار از شهر کم کردی
باران کمی دیر آمدی عشقم
آتش بلوط پیر را آزرد
باران بسی تند آمدی جانم
سیل آمد و «رینا»ی ما را برد..
مرتضا_خدایگان
Read more
• پیر محبوب خراسانی ما ای رخت آیینه حیدر نما .. . عاشقانت را مزن آتش به جان تا ظهور حضرت مهدی بمان _____________________________ در ...
Media Removed
• پیر محبوب خراسانی ما ای رخت آیینه حیدر نما .. . عاشقانت را مزن آتش به جان تا ظهور حضرت مهدی بمان _____________________________ در جنگ صفین بعد از شهادت عمار ، دشمن دید که اگر یک جنگ روانی راه بیاندازد دیگر عماری نیست که وارد میدان شود و روشنگری کند از آنطرف هم امثال اشعث ها هستند و می شود ...
پیر محبوب خراسانی ما ای رخت آیینه حیدر نما ..
.
عاشقانت را مزن آتش به جان تا ظهور حضرت مهدی بمان

_____________________________

در جنگ صفین بعد از شهادت عمار ، دشمن دید که اگر یک جنگ روانی راه بیاندازد
دیگر عماری نیست که وارد میدان شود و روشنگری کند
از آنطرف هم امثال اشعث ها هستند و می شود از آنها بهره برداری کرد
دلم برای تنهایی رهبرم می سوزد عمارها چه آرام آرام رفتند
ان شالله هر عمار که میرود چندین عمار جای او را بگیرند
وقتی دیدم آقا با بغض و چشمانی پر اشک طلب مغفرت میکند برای عمارهایش ، تنهایی و مظلومیت آقا را بیشتر حس کردم
ان شالله جای واعظ طبسی ها ، خوشوقت ها ،خزعلی ها و مجتبی تهرانی ها  هیچوقت خالی نشود
وگرنه این جماعت برای صلح، تیغ بر گلوی امام میگذارند و سجاده از زیر پایشان می کشند
__________________________
همان روز که در کوچه ها فاطمه سیلی خورد به ما فهماند ،پای علی ایستادن آسان نیست راه ولایت پر است از راهزنانی که در طمع ایمان مردمان نشسته اند
یک روز قیمت امامشان چند سکه طلاست
یک روز گندم ری
و روزی دیگر . . .
نمیدانم امروز تو را به چه فروخته اند که حرفایت را نمی شنوند و هشدارهایت را نمی فهمند
چقدر شبیه مولایت شده ای
یک روز جان مسلمین را بهانه کردند تا علی را از نبرد با دشمن منصرف کنند و امروز نان مسلمین را
________________________________

عجب شهری داریم  همه ندای ما اهل کوفه نیستیم علی تنها بماند سر می دهند
ولی طلحه و زبیرها در وسط میدان ایستاده اند و عربده کشی می کنند .
.
.
#ما_اهل_كوفه_... .
.
.
#آقا #رهبر #خامنئي #امام_خامنه_ای #تنهای_تنهای_تنها
#انا_تندرو
Read more
Loading...
 #بقیع #بقیع_را_میسازیم #هشتم_شوال #سالروز_تخریب_بقیع #تسلیت . هوای گنبد خضرا هوای صحن ...
Media Removed
#بقیع #بقیع_را_میسازیم #هشتم_شوال #سالروز_تخریب_بقیع #تسلیت . هوای گنبد خضرا هوای صحن بقیع صفای شهر پیمبر صفای صحن بقیع . شده مسبب اینکه دوباره بنشینم غزل غزل بسرایم برای صحن بقیع . فدای تربت پاک مدینه الزهرا فدای آن همه غربت فدای صحن بقیع . تمام گوشه کنارش روایت درد است به ... #بقیع
#بقیع_را_میسازیم
#هشتم_شوال
#سالروز_تخریب_بقیع
#تسلیت
.
هوای گنبد خضرا هوای صحن بقیع
صفای شهر پیمبر صفای صحن بقیع
.
شده مسبب اینکه دوباره بنشینم
غزل غزل بسرایم برای صحن بقیع
.
فدای تربت پاک مدینه الزهرا
فدای آن همه غربت فدای صحن بقیع
.
تمام گوشه کنارش روایت درد است
به اشک غصه بنا شد بنای صحن بقیع
.
خوشا بحال کسی که فقیر آل الله ست
خوشا به حال و هوای گدای صحن بقیع
.
حسن حسین مدینه حسن غریب خدا
حسن امام و حسن آشنای صحن بقیع
.
خدا کند به نگاهی دلم حرم گردد
مدینه عاقبت الامر روزی ام گردد
.
خدا کند بگذارد منم گدا بشوم
به یک نگاه کریمانه آشنا بشوم
.
خدا کند بگذارد تمام هستی خود
به راه او بدهم تا که مبتلا بشوم
.
خدا کند بپذیرد مرا به نوکری اش
خدا کند بپذیرد که "جان فدا" بشوم
.
چه میشود به نگاه محبتش روزی
ز دام این همه درد و بلا جدا بشوم
.
چه میشود که بسازم خودم حریمش را
و یاکریم همان گنبد طلا بشوم
.
خدا نیاورد آن روز نحس و تلخی که
بخواهم از در این خانه من جدا بشوم

صدای بارش باران روضه می آید
صدای مرثیه خوانان روضه می آید
.
چه سالیان درازی که خون دلها خورد
مدام غصه ی فردای این و آن را خورد
.
پس از محبت چندین و چندساله ی خود
چه بد ز مردم دوران شهر خود پا خورد
.
چه بد به دست گنهکارهای فتنه ی شوم
بساط نهضت صلح و سکوت او وا خورد
.
دلش شکست و نگاهش ستاره باران شد
به درب خانه ی امن علی لگد تا خورد
.
تمام غصه ی او ضرب دست ولگردی ست
که بین کوچه رسید و به روی زهرا خورد
.
همیشه و همه جا بی بهانه می گرید
به یاد سیلی و پهلو و تازیانه می گرید
.
علیرضا خاکساری
Read more
روز دوم #سفر به #بلوچستان صبح به #بازار #ایرانشهر رفتیم. بازاری که سراسر #رنگ بود و پارچه‌های زیبای ...
Media Removed
روز دوم #سفر به #بلوچستان صبح به #بازار #ایرانشهر رفتیم. بازاری که سراسر #رنگ بود و پارچه‌های زیبای سوزن‌دوزی شده و لباس‌های فوق‌العاده زیبا و البته راحت. چرخی در میان رنگ‌ها غوطه خوردیم و نفری یک دست هم لباس #بلوچی خریدیم که من از همان روز تنم کردم و بیشتر روزهای باقی سفر را با همین لباس گذراندم ... روز دوم #سفر به #بلوچستان
صبح به #بازار #ایرانشهر رفتیم. بازاری که سراسر #رنگ بود و پارچه‌های زیبای سوزن‌دوزی شده و لباس‌های فوق‌العاده زیبا و البته راحت. چرخی در میان رنگ‌ها غوطه خوردیم و نفری یک دست هم لباس #بلوچی خریدیم که من از همان روز تنم کردم و بیشتر روزهای باقی سفر را با همین لباس گذراندم که با استقبال مردم محلی هم رو به رو شد.
راهی #سرباز شدیم و می‌خواستیم یکی از روستاها را ببینیم. جایی در میانه راه ایستاده بودیم به پرس و جو و دفترها و نوشت‌افزاری که برای بچه‌های محلی برده بودیم همان جا بین‌شان تقسیم کردیم و گوشی من زنگ خورد. آقایی بود به نام عدنان حسینی اهل منطقه که مرا می‌شناخت و من نمی‌شناختم. گفت کجا می‌خواهید بروید نام روستایی را گفتم و گفت نمی‌خواهد بروید آنجا بیایید روستای ما، #کوه_میتگ
در راه روستا که یکی از جاده‌های فرعی اطراف سرباز بود ماشین درست کنار یک روستای کپرنشین در چاله‌ای افتاد و پنچر شد، خواستیم زاپاس را بیاندازیم اما آچار چرخمان شکست و خلاصه ما ماندیم و جاده‌ای فرعی و ماشینی خراب. سیلی از کودکان با کیسه‌هایی پر شده از #کُنار به سراغمان آمدند و یکی دو بسته کنار خریدیم و از بچه‌های خوش‌لباس و خوشگل #بلوچ و ژست‌های قشنگشان عکس گرفتیم و سرانجام ماشینی محلی که رد می‌شد نگه داشت و آچار چرخش را به ما قرض داد و راه افتادیم.
برای ورود به روستای کوه میتگ باید از میان #رودخانه سرباز که حالا خشک شده بود و کف آن را شن‌های سفید پوشانده بود می‌گذشتیم. آقای حسینی نشانی خانه را که می‌داد گفت بیایید جلوی کتابخانه! شگفت‌زده بودم از اینکه روستایی دوردست در یکی از محروم‌ترین نقاط کشور #کتابخانه هم دارد. روستا در میان نخل‌ها بود با کوچه های پیچاپیچ زیبا. ناهار را میهمان آقای حسینی شدیم که ۱۲۰ نفر میهمان نوروزی داشت و به همه کباب داد و خوراک‌های محلی خوشمزه و سفره‌ای رنگین با ترشی انبه و ترشی لیمو و …. مخصوصاً برای من فلفل‌های تند کنار غذا که اغلب کسی سراغشان نمی‌رفت جذاب بود و خلاصه دلی از عزا درآوردم!
روستاییان درخت‌های موز و انبه و پاپایا داشتند اما از بی‌آبی می‌نالیدند که به جایی رسیده بود که دیگر محصولات نخل‌ها را هم برداشت نمی‌کردند.
(ادامه در پست بعد)
Read more
 #فاطمه ای ترجمان حدیث قدسی لولاک لما خلقت الافلاک.... فاطمه ای جلوه ی زمینی کوثر ،ای دشمن تو ابتر... پیامبر ...
Media Removed
#فاطمه ای ترجمان حدیث قدسی لولاک لما خلقت الافلاک.... فاطمه ای جلوه ی زمینی کوثر ،ای دشمن تو ابتر... پیامبر را که خداوند تورا عطا نمود ،امر فرمود ؛فصل لربک ...نماز بگذار و قربانی کن یا محمد که آنچه تورا عطا کردیم ،دیگری را نه... که فاطمه است حلقه ی ارتباط نبوت و امامت... فاطمه است هم نگین انگشتری ... #فاطمه
ای ترجمان حدیث قدسی لولاک لما خلقت الافلاک....
فاطمه
ای جلوه ی زمینی کوثر ،ای دشمن تو ابتر...
پیامبر را که خداوند تورا عطا نمود ،امر فرمود ؛فصل لربک ...نماز بگذار و قربانی کن یا محمد که آنچه تورا عطا کردیم ،دیگری را نه...
که فاطمه است حلقه ی ارتباط نبوت و امامت...
فاطمه است هم نگین انگشتری رسالت ختم رسل و هم عروس نازنین خانه ی امامت و مادر حسنین و مادر زینب و مادر....
فاطمه ناز دانه ی خانه ی #محمد است ،عزیزترین #خدیجه ....
آه خدیجه ، چه خوش قدمی تو ،چه خوش یمنی و چه پر خیر و برکتی که برای محمد ،نه،برای عالمیان،فاطمه را بدنیا آوردی...
خدیجه نماندی و فاطمه ماند برای محمد و شد امّ محمد و شد همه ی محمد ،جان او شد ... فرمود هر که فاطمه را دوست بدارد من او را دوست دارم و خدا دوستش دارد ،هرکه را من دوست بدارم....
و فرمود فاطمه پاره ی تن من است
و فرمود زیر کسا یمانی ؛اینان اهل بیت من هستند و لحمهم لحمی و دمهم دمی ..
و باز زیر همان کسا فرمود انا حرب لمن حاربهم و ....
و نیز فرمود پرورگارا لیذهب عنکم الرجس و یطهرکم تطهیرا....
پیامبر البته روزهای خوب فاطمه را دید ...
لیلة المیبتش سپرد او را به علی ،که از مکه تا مدینه همراهی کند دخترش را ،پاره ی تنش را....
و از میان تمام خواستگاران با منظور و بی منظور سپردش به زاده ی کعبه ،به معنی و مفهوم کعبه ،علی ابن ابی طالب ،و نه کس دیگری....
پیامبر خیلی خاطر فاطمه و علی را می خواست، آنقدر که دری از مسجد محل سکونت خود به خانه ی دختر و دامادش باز گذاشت و تمام در ها را بست ...
پیامبر تولد حسن را دید و خودش در گوش او اذان گفت و اسمش را از خداوند هدیه گرفت ...
تولد حسین را دید ...
پیامبر ،مادر شدن فاطمه را دید و کیف کرد بسکه فاطمه هم دختر کاملی بود و همسر ی باوفا وهم مادر ی دلسوز...
پیامبر حتی گاه رخت بربستن از دنیا با فاطمه نجوایی کرد که همگان شاهد آرامش بی قراری های فاطمه بودند....
پیامبر از دنیا رفت
و نبود روزی که علی را دست بسته بردند و شیر فاتح خیبر برای صلاح مسلمین سکوت کرده بود ....
و فاطمه آن روز پشت درب خانه رفته بود ،و کسان دیگر هم ،از هم پیمانان سقیفه...
فاطمه پشت در بود و محسن هم،فاطمه مادر امامت و محسن وارث ثلث امامت.....
دست در دست پسر ارشدش ،توی کوچه رفت فاطمه و راه خانه را گم کرد به ضرب یک سیلی ....
.
#آجرک_الله_یا_بقیة_الله
.
.
.

#فاطمه_سادات
محرم ۹۶
مسجد بقیة الله نارمک
Read more
Loading...
. از کودکی آموخته ام که حقوق آدمیزاد با سکوت احقاق نمی شود . با فریادهای کور هم‌نمی توان دست به دادخواهی زد. من سیاست مدار نیستم.حرفه ام شاعری و نویسندگی است.اما این حماقت است که فکر کنم این دو با هم ارتباطی ندارند.بنابراین من با سکوت تبانی نمی کنم و با خود عهد بسته ام اگر شعری برای مردم می نویسم قبلش ... .
از کودکی آموخته ام که حقوق آدمیزاد با سکوت احقاق نمی شود . با فریادهای کور هم‌نمی توان دست به دادخواهی زد.
من سیاست مدار نیستم.حرفه ام شاعری و نویسندگی است.اما این حماقت است که فکر کنم این دو با هم ارتباطی ندارند.بنابراین من با سکوت تبانی نمی کنم و با خود عهد بسته ام
اگر شعری برای مردم می نویسم قبلش خوب به صدای آنها گوش کرده باشم .

شعر و آهنگ #به_رئیس_جمهور
اثری است خطاب به رئیس جمهور و نه لزوما برای رئیس جمهور! سیبل انتقاد این شعر محدود به ایشان نیست(لطفا با دقت بخوانیم‌ و بشنویم)
علی قمصری داوطلبانه و مسوولانه کار را آهنگسازی و اجرا کرد . او ثابت کرده از قبیله ی بیداران است و با خاموشی و فراموشی میانه ای ندارد.

هرچند:
گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله ی من
آنچه -البته- به جایی نرسد فریاد است

با اینحال روزی کتاب عمر به‌ پایان می رسد و انتخاب اینکه در صفحه ی پایانی یک انسان آزاده باشیم یا یک قربانی خاموش با خود‌ ماست

شعر کامل #به_رئیس_جمهور

من خسته ام ریاست جمهوری عزیز

از رقص داس های غزل کش
از مویه های گربه ی ناخوش

از ساعتی که خواب به خواب است
از گِل که اسم دیگر آب است

از تیغ های سرد برهنه
از قیل و قال این همه شحنه

ماییم و قفل بر در بسته
آه از تو ای کلید شکسته

من خسته ام‌ ریاست جمهوری عزیز

از موریانه های مقدس
از غسل در حنای مقدس

از حجره های مار به دوشان
از دخل و خرج سکه فروشان

از داس پشت شاخه ی گیلاس
از این همه شرایط حساس

ما رای انتخاب تو بودیم؟
یا سنگ آسیاب تو بودیم؟

آقا فدای روحیه ی شوخ و شنگتان
سیلی نخورده ایید و بنفش است رنگتان

اینک میان کوچه ی تردید و انتظار
ماییم و شوق ریختن هفت سنگتان

مانند کودکی نگران هر چه می پرم
دستم نمی رسد به ملاقات زنگتان

از ساقی غریبه چرا وام می کنید؟
در شیشه خون ماست شراب و شرنگتان

بیچاره چشم ما که در امواج ناگهان
امید بسته بود به پشت نهنگتان

اما امید همچو عقابی صحاری است
حاشا که این عقاب بیافتد به چنگتان!

دریا زدیم و کار به قایق نداشتیم
ما نفت داشتیم مصدق نداشتیم

#احسان_افشاری
#به_رئیس_جمهور
#آهنگسازواجرا #علی_قمصری
#من_خسته_ام_ریاست_جمهوری_عزیز
صدابرداری و ضبط #مصباح_قمصری

@alighamsari
@hrouhani
نسخه ی تصویری کامل در کانال موجود هست.نسخه ی صوتی هم به زودی
Read more
باز کن پنجره ها را که نسیم روز میلاد اقاقی ها را جشن می گیرد و بهار روی هر شاخه ، کنار هر برگ شمع روشن ...
Media Removed
باز کن پنجره ها را که نسیم روز میلاد اقاقی ها را جشن می گیرد و بهار روی هر شاخه ، کنار هر برگ شمع روشن کرده است همه چلچه ها برگشتند و طراوت را فریاد زدند... کوچه یکپارچه آواز شده است و درخت گیلاس هدیه جشن اقاقی ها را گل به دامن کرده است ... باز کن پنجره ها را ای دوست هیچ یادت هست... که زمین را عطشی ... باز کن پنجره ها را که نسیم
روز میلاد اقاقی ها را
جشن می گیرد
و بهار روی هر شاخه ، کنار هر برگ
شمع روشن کرده است
همه چلچه ها برگشتند
و طراوت را فریاد زدند...
کوچه یکپارچه آواز شده است
و درخت گیلاس
هدیه جشن اقاقی ها را
گل به دامن کرده است ...
باز کن پنجره ها را ای دوست
هیچ یادت هست...
که زمین را عطشی وحشی سوخت؟
برگ ها پژمردند؟؟؟
تشنگی با جگر خاک چه کرد؟
هیچ یادت هست
توی تاریکی شب های بلند
سیلی سرما با خاک چه کرد؟؟؟
با سر و سینه گل های سپید
نیمه شب باد غضبناک چه کرد؟
هیچ یادت هست؟؟؟
حالیا معجزه باران را باور کن!
و سخاوت را در چشم چمن زار ببین!
و محبت را در روح نسیم،
که در همین کوچه تنگ
با همین دست تهی،
روز میلاد اقاقی ها را جشن می گیرد
خاک جان یافته است...
تو چرا سنگ شدی؟؟؟
تو چرا این همه دلتنگ شدی؟؟؟
باز کن پنجره ها را
و بهاران را باور کن
باز کن پنجره ها را
و بهاران را بــــــــــــــاور کن ....
#فریدون_مشیری
Photo: @mohammadbabaei_ir
Read more
شرر زهر جفا سوخته پا تا سر من آب گردید چو شمعی همه ی پیکر من این نه اشک است که بسته ره دیدار به من دل من ...
Media Removed
شرر زهر جفا سوخته پا تا سر من آب گردید چو شمعی همه ی پیکر من این نه اشک است که بسته ره دیدار به من دل من سوخته ریزد ز دو چشم تر من شیون ناله بلند است به غم خانه ما یا حسن گوید و بر سر بزند خواهر من یک طرف قاسم و عباس به خود می پیچند یک طرف نیز حسین اشک فشان در بر من جگرم در دل تشت است و همه می بینند که چه ... شرر زهر جفا سوخته پا تا سر من
آب گردید چو شمعی همه ی پیکر من

این نه اشک است که بسته ره دیدار به من
دل من سوخته ریزد ز دو چشم تر من

شیون ناله بلند است به غم خانه ما
یا حسن گوید و بر سر بزند خواهر من

یک طرف قاسم و عباس به خود می پیچند
یک طرف نیز حسین اشک فشان در بر من

جگرم در دل تشت است و همه می بینند
که چه آورده غم کوچه و سیلی سر من

کی رود یاد من آن روز که آن شوم پلید
بست در کوچه غم راه من و مادر من

مادر از ضربت سیلی چو گل افتاد به خاک
از همان لحظه شکسته همه بال و پر من
Read more
Loading...
مردک پست که عمری نمک حیدر خورد نعره زد بر سر مادر به غرورم برخورد ایستادم به نوک پنجه ی پا اما حیف دستش ...
Media Removed
مردک پست که عمری نمک حیدر خورد نعره زد بر سر مادر به غرورم برخورد ایستادم به نوک پنجه ی پا اما حیف دستش از روی سرم رد شد و بر مادر خورد هرچه کردم سپر درد و بلایش گردم نشد ای وای که سیلی به رخش آخر خورد آه زینب تو ندیدی! به خدا من دیدم مادرم خورد به دیوار ولی با سر خورد سیلی محکم او چشم مرا تار نمود مادر ... مردک پست که عمری نمک حیدر خورد
نعره زد بر سر مادر به غرورم برخورد
ایستادم به نوک پنجه ی پا اما حیف
دستش از روی سرم رد شد و بر مادر خورد
هرچه کردم سپر درد و بلایش گردم
نشد ای وای که سیلی به رخش آخر خورد
آه زینب تو ندیدی! به خدا من دیدم
مادرم خورد به دیوار ولی با سر خورد
سیلی محکم او چشم مرا تار نمود
مادر از من دوسه تا سیلی محکمتر خورد
حسن ازغصه سرش را به زمین زد، غش کرد
باز زینب غم یک مرثیه ی دیگر خورد

قصه ی کوچه عجیب است مهاجر اما
وای از آن لحظه که زهرا لگدی از در خورد
Read more
یه نفر با گریه گفت یادش بخیر ما تو این را‌ه مردنو بلد شدیم یکی گفت فرهادو بیدارش کنید از کنار قصر شیرین ...
Media Removed
یه نفر با گریه گفت یادش بخیر ما تو این را‌ه مردنو بلد شدیم یکی گفت فرهادو بیدارش کنید از کنار قصر شیرین رد شدیم یکی زیر لب می‌پرسید از خودش منو میشناسه هنوزم دخترم ؟ به یکی گفتم کی چش به راهته ؟ گفت اگه نمرده باشه مادرم یاد اون دقیقه افتادم که شب وسط این جاده دورمون زدن چشم ما به روبرومون خیره ... یه نفر با گریه گفت یادش بخیر
ما تو این را‌ه مردنو بلد شدیم
یکی گفت فرهادو بیدارش کنید
از کنار قصر شیرین رد شدیم
یکی زیر لب می‌پرسید از خودش
منو میشناسه هنوزم دخترم ؟
به یکی گفتم کی چش به راهته ؟
گفت اگه نمرده باشه مادرم
یاد اون دقیقه افتادم که شب
وسط این جاده دورمون زدن
چشم ما به روبرومون خیره بود
ما رو از سنگر پشت سر زدن
با خودم گفتم کی باورش میشه
چی گذشت به نسل ما تو این مسیر
نسلی که یا تو حریق جاده سوخت
یا شبیه من بهش گفتن اسیر
سیلی از خاکستر خاطره‌ها
منو از میونه‌های جاده برد
به خودم که اومدم‌ دیدم پدر
پیش پام با سر رو خاک کوچه خورد
مادرم سکه و نقل می‌ریخت سرم
رو سر یه دونه بچه‌ش‌ پسرش
وقتی که چشمم به اسم کوچه خورد
تازه فهمیدم چی اومده سرش
موج مرده‌ یه حس گمشده
تنمو به سمت خونه می‌کشید
از کنار هر‌کسی رد می‌شدم
سوت خمپاره به گوشم می‌رسید
یکی می‌گفت آخرش باید بگیم
یکی می‌گفت امشبو امون بده
من فقط زیر لبم یه جمله بود
لیلی بسه‌ خودتو نشون بده
گفتم حتما‍ مثل وقت رفتنم
تو اتاق من توی خونه‌ی ماست
نه تو خونه بود نه توو اتاق من
به پدر گفتم پدر لیلی کجاست
مادرم وقتی شنید چشماشو بست
پدرم با گریه رو زمین نشست
زیر لب آهسته گفت دیر اومدی
اون دیگه محرم یک مرد دیگست
لیلی حس کردم گلوله‌های جنگ
همشون یه جا توو این شقیقه خورد
از همون لحظه به هم محرم شدید
آخه مردت تازه اون دقیقه مرد
مث هرشب باز تو گوشم این صداست
تو برو‌‌ تو برو‌ تو برو
لیلی امانت دست ماست
گوشه‌ی دارالمجانین پنج دی
یه نفر به من بگه لیلی کجاست

#روزبه_بمانی
Read more
 #حضرت_مسلم_بن_عقیل_علیه_السلام #شهادت #غزل . اینجا رسیده‌ام که مرا مبتلا کنی بر حال و روز ...
Media Removed
#حضرت_مسلم_بن_عقیل_علیه_السلام #شهادت #غزل . اینجا رسیده‌ام که مرا مبتلا کنی بر حال و روز نائب خود چشم وا کنی ای دلبر غریب مبادا که لحظه‌ای بر وعده‌های کوفی‌شان اعتنا کنی این کوچه‌گردی عاقبتش درد سیلی است باید به رنج فاطمه‌ام مبتلا کنی سنگم اگر زنند دل از تو نمی‌کنم تا که ز لطف ... #حضرت_مسلم_بن_عقیل_علیه_السلام
#شهادت
#غزل
.
اینجا رسیده‌ام که مرا مبتلا کنی
بر حال و روز نائب خود چشم وا کنی

ای دلبر غریب مبادا که لحظه‌ای
بر وعده‌های کوفی‌شان اعتنا کنی

این کوچه‌گردی عاقبتش درد سیلی است
باید به رنج فاطمه‌ام مبتلا کنی

سنگم اگر زنند دل از تو نمی‌کنم
تا که ز لطف گوشه‌ی چشمی به ما کنی

عید است ای حبیب، چه زیبا شود اگر
قربانی مِنای خودت را دعا کنی

اینجا که بار مرکب‌شان تیر و نیزه است
بهتر که فکر حنجر مه‌پاره‌ها کنی

برگرد جان خواهرت آقا که دیر نیست
با خنده‌های "حرمله و شمر" تا کنی

تا فرصت است زیور آلاله‌ها درآر
حاشا که دست دختر خود را رها کنی

ای کاش بهر دفن تن مُثله‌مُثله‌ات
جای کفن تو فکر کمی بوریا کنی

خوب است از اضافی پیراهنی که هست
معجر برای دخترکان دست و پا کنی

آبی رسان برای لب شیرخواره‌ات
حالا که روی جانب کرب و بلا کنی

از روی نیزه هم به سر ما محل بده
دور از بزرگی است که ترک وفا کنی!

#احسان_محسنی_فر
.
#شعر_شیعه
Read more
در کوچه ها بازی میکنند کودکی میکنند قدم میزنند آواز می خوانند در هر کجای دنیا تفسیر کوچه برای کودکان ...
Media Removed
در کوچه ها بازی میکنند کودکی میکنند قدم میزنند آواز می خوانند در هر کجای دنیا تفسیر کوچه برای کودکان همین است.. اما برای کودکی معنی کوچه؛ مادر بود و چادر خاکی غریبی بود و نوای یاعلی سیلی بود و گریه.... شهادت کریم اهل بیت،شاهد کوچه های مدینه تسلیت باد در کوچه ها بازی میکنند
کودکی میکنند
قدم میزنند
آواز می خوانند
در هر کجای دنیا تفسیر کوچه برای کودکان همین است..
اما برای کودکی معنی کوچه؛
مادر بود و چادر خاکی
غریبی بود و نوای یاعلی
سیلی بود و گریه....
شهادت کریم اهل بیت،شاهد کوچه های مدینه تسلیت باد
. آهای شعر بلند بارانی! مدت‌هاست دنبالت می‌گردم. . از کوچه‌های پاییز شروع کرده ام و حالا دارم تابستان را زیر و رو می‌کنم. . مثلا" وقتی قدم میزنم باز لا به لای قطره ها دنبالت می‌گردم. . نگاه می‌کنم به عابرها و چهره هایشان که به هر کسی شبیه‌اند جز یک شعر بلند بارانی. . راه می‌افتم و همه ی خیابان‌های ... .
آهای شعر بلند بارانی!
مدت‌هاست دنبالت می‌گردم.
.
از کوچه‌های پاییز شروع کرده ام و حالا دارم تابستان را زیر و رو می‌کنم. .
مثلا" وقتی قدم میزنم باز لا به لای قطره ها دنبالت می‌گردم.
. نگاه می‌کنم به عابرها و چهره هایشان که به هر کسی شبیه‌اند جز یک شعر بلند بارانی.
.
راه می‌افتم و همه ی خیابان‌های شهر را می‌گردم.
می‌فهمی وقتی می‌گویم همه ی خیابان‌ها یعنی چه؟ یعنی تمام پیچ‌ها و گذرها و ایستگاه‌های اتوبوس. تمام نیمکت‌ها و ورودی‌ها و خروجی‌ها. تمام مسجدها و مدرسه‌ها. تمام گل‌فروشی‌ها و کتاب‌فروشی‌ها. فرقی نمی‌کند صبح باشد یا شب، پیاده باشم یا سواره، یک‌نفره باشم یا چندنفره... گردنم می‌چرخد تا پشت بارانی‌ها و چترها پیدایت کنم و بنویسمت.
.
اما همیشه که باران نمی‌آید...
.
آهای شعر بلند بارانی!
مهلت می‌دهی بنویسمت؟

بغض‌ها پشت پنجره لانه کرده اند.
راستی
تا به حال دیده ای کسی سرش را روی شانه‌های شعر خودش بگذارد و بلند بلند گریه کند؟
این منم!
سرم را گذاشته ام روی شانه‌های خاطرات تو
.
ابر بیاور برایم...
ابر بیاور تا روی شانه های هم گریه کنیم...
.
حالا نمیدانم
یعنی من بزرگترم یا رنج‌هایم؟
تو که همیشه از رنج‌هایت بزرگ‌تر هستی باران... به روی شهر نمی‌آوری که چقدر از بادها و سنگ‌ها سیلی خورده ای تا بباری به حال و روزمان.
.
بزرگی ات را شکر! .
.
نویسنده و گوینده #نیکو_بهجتی
Read more
اینجا قطعه ای از بهشت است جای همتون خالی توفیق این را یافتم به منزل استیجاری جناب آقای دکتر عباس شیبانی ...
Media Removed
اینجا قطعه ای از بهشت است جای همتون خالی توفیق این را یافتم به منزل استیجاری جناب آقای دکتر عباس شیبانی سر‌بزنم و جویای حالشان شوم ایشان در خانه ای با بیش از ۷۰ سال قدمت در حوالی میدان سپاه که منزل متعلق به پدر همسر مرحومشان در کوچه ای بنام شهیدی که برادر همسرشان میباشد گذران عمر می نمایند خانه ای ... اینجا قطعه ای از بهشت است
جای همتون خالی
توفیق این را یافتم به منزل استیجاری جناب آقای دکتر عباس شیبانی سر‌بزنم و جویای حالشان شوم
ایشان در خانه ای با بیش از ۷۰ سال قدمت در حوالی میدان سپاه که منزل متعلق به پدر همسر مرحومشان در کوچه ای بنام شهیدی که برادر همسرشان میباشد گذران عمر می نمایند
خانه ای با وسایل قدیمی و به قول معروف فاقد امکانات رفاهی امروزی منازل از جهت آسانسور ، شومینه ، پکیج ، استخر ، سونا ، کولر گازی و حتی فاقد حیاطی کوچک با فضای سبزی اندک و...
کسی که ۱۳ سال قبل از انقلاب زندانی بوده اند ، وقتی سوال از شکنجه و اذیت و آزار نمودم ایشان گفتند من در تمام مدت حتی یک سیلی هم نخوردم!!! و حتی در این مدت غذای زندان را نمی‌خوردند و همیشه با زُهد و روزه و با غذای که از منزل می آمد سپری می کردند
راجع مردی صحبت میکنم که ۵ دوره نماینده مجلس شورای اسلامی ، سه دوره نماینده شورای شهر تهران ، وزیر کشاورزی ، کاندید ریاست جمهوری و مناصب
دیگر در چهل سال گذشته بوده است.
مردی در سن ۸۶ سالگی که نه تلفن همراه دارد ، نه ماشین ، نه خانه ، نه حساب بانکی(داخل و خارج از کشور) و حتی تا امروز مشرف به خانه خدا و کربلا و نجف نشده است ، مردی که با حقوق بازنشستگی گذران عمر می‌کند.

آقای دکتر خیلی مخلصیم

خدایا چنان کن سرانجام کار
تو خشنود باشی و ما رستگار

#دکتر_عباس_شیبانی #شورای_شهر #مجلس_شورای_اسلامی #وزیر #وزیر_کشاورزی #ریاست_جمهوری #انسان #باتقوا #مومن #با_خدا #ساده_زیست #دوست_داشتنی
#شهرداری #شهید
Read more
. #صادقیه #عارفانه #سوگنامه . . . #نا_مسلمانان_به_فکر_سن_و_سالش_نیستند #پا_برهنه_بی_عمامه_بی_عبایش_میکشند . #با_طناب_و_دست_بسته_سیلی_و_آتش_به_درب #لحظه_لحظه_عکس_مادر_را_برایش_میکشند . . . ناگهان ...
Media Removed
. #صادقیه #عارفانه #سوگنامه . . . #نا_مسلمانان_به_فکر_سن_و_سالش_نیستند #پا_برهنه_بی_عمامه_بی_عبایش_میکشند . #با_طناب_و_دست_بسته_سیلی_و_آتش_به_درب #لحظه_لحظه_عکس_مادر_را_برایش_میکشند . . . ناگهان سجّاده را از زیر پایش می کِشند مثل حیدر(ع)درمیان کوچه هایش ... .
#صادقیه
#عارفانه
#سوگنامه
.
.
.
#نا_مسلمانان_به_فکر_سن_و_سالش_نیستند
#پا_برهنه_بی_عمامه_بی_عبایش_میکشند
.
#با_طناب_و_دست_بسته_سیلی_و_آتش_به_درب
#لحظه_لحظه_عکس_مادر_را_برایش_میکشند
.
.
.
ناگهان سجّاده را از زیر پایش می کِشند
مثل حیدر(ع)درمیان کوچه هایش می کشند
🌲🌲🌲
نامسلمانان به فکر سنّ وسالش نیستند 
پابرهنه،بی عمامه،بی عبایش می کشند
🌲🌲🌲
بی مروّت ها سوار مرکب ودنبال خود 
پیرمردی راپیاده،بی عصایش می کشند
🌲🌲🌲
با طناب و دست بسته،سیلی و آتش به درب
لحظه لحظه عکس مادر را برایش می کشند
🌲🌲🌲
نای رفتن را ندارد در تنش اما به زور
درمیان کوچه زیر دست وپایش می کشند
🌲🌲🌲
روضه هارا در خیالش هی مجسم می کنند 
از مدینه ناگهان تا کربلایش می کشند
🌲🌲🌲
زینت دوش نبی افتاده بی سر بر زمین
وای بر من از کجاها تا کجایش می کشند
🌲🌲🌲
شاه غیرت روی خاک افتاده و بی غیرتان 
نقشه ی حمله به سوی خیمه هایش می کشند
🌲🌲🌲
چون نمی برّید خنجر حنجرش را از جلو 
ناکسان این بار خنجر از قفایش می کشند
🌲🌲🌲
کاروان عصمت وتوحید را،نامحرمان
کربلا تا کوفه وشام بلایش می کشند
🌲🌲🌲
اشک دختر بچه ای یک شهر را بر هم زده 
با سر باباش جان را از صدایش می کشند
🌲🌲🌲
در قنوتش رفته در فکر تمام روضه ها 
ناگهان سجاده را از زیر پایش می کشند
🌲🌲🌲
#مجتبی_خرسندی
.
@cafechenar
.
#اللهم_العن_الجبت_و_الطاغوت_و_النعثل
Read more
لطفأ مطلب پایین رو بخون بعد لایک کن... کوچه بنی هاشم _ مدینه اینجا همانجایی است که به بانوی دوعالم ...
Media Removed
لطفأ مطلب پایین رو بخون بعد لایک کن... کوچه بنی هاشم _ مدینه اینجا همانجایی است که به بانوی دوعالم هستی بی حرمتی کردند و به پاکترین و مطهر ترین زن دنیا سیلی و قلاف تیغ زدن زدند... در وسط کوچه تو را میزدند مادرم کاش به جای تو مرا میزدند. مادرم یازهرا ... بمیرم برات ، الهی که دست قنفذ و عمر و مغریه کثیف ... لطفأ مطلب پایین رو بخون بعد لایک کن... کوچه بنی هاشم _ مدینه
اینجا همانجایی است که به بانوی دوعالم هستی بی حرمتی کردند و به پاکترین و مطهر ترین زن دنیا سیلی و قلاف تیغ زدن زدند... در وسط کوچه تو را میزدند مادرم
کاش به جای تو مرا میزدند. مادرم

یازهرا ... بمیرم برات ، الهی که دست قنفذ و عمر و مغریه کثیف بشکنه ، خدا ابوسفیان و آل و خاندان اون بی رحم هارو لعنت کنه ، لقب انسیةالحورا برای حضرت زهرا بوده میدونی یعنی چی یعنی اگر یه برگ درخت روی صورتش مینشست جا برگ رو صورتش می موند ، دلم ازین میسوزه که یه مرد جنگی با دستای بزرگش بهش سیلی زد...
Read more
. <span class="emoji emoji1f53b"></span>همان روز که در کوچه ها فاطمه سیلی خورد، به ما فهماند؛ پای علی ایستادن آسان نیست.... <span class="emoji emoji1f53b"></span>راه ولایت ...
Media Removed
. همان روز که در کوچه ها فاطمه سیلی خورد، به ما فهماند؛ پای علی ایستادن آسان نیست.... راه ولایت پُر است از راهزنانی که در طمعِ ایمان مردمان نشسته اند، یک روز قیمت امامشان چند سکه طلاست، یک روز گندمِ ری و یک روز... نمی دانم امروز تو را به چه فروخته اند که حرف هایت را نمی شنوند و هشدارهایت را نمی ... .
🔻همان روز که در کوچه ها فاطمه سیلی خورد،
به ما فهماند؛
پای علی ایستادن آسان نیست....
🔻راه ولایت پُر است از راهزنانی که در طمعِ ایمان مردمان نشسته اند، یک روز قیمت امامشان چند سکه طلاست، یک روز گندمِ ری
و
یک روز...
نمی دانم امروز تو را به چه فروخته اند که حرف هایت را نمی شنوند و هشدارهایت را نمی فهمند...
.
🔻چقدر شبیهِ مولایت شده ای... خطبه هایی که می خواند و گوش هایی که نمی شنید...
.
🔻یک روز جانِ مسلمین را بهانه کردند تا علی را از نبرد با دشمن منصرف کنند
و
امروز، نانِ مسلمین را...

.
🔻پای تو ایستاده ایم آقاجان
حتی اگر همهٔ آنها که روزی عمـّارِ تو نام گرفته بودند،
گوشه عزلت برگزینند
و عافیت طلبی پیشه کنند
و دیگر به خطرهایی که اسلام را تهدید می کند کاری نداشته باشند، که تاریخ پُـر است از داستانِ جاماندنِ اینان...
.
🔻پای تو ایستاده ایم، حتی اگر نیاز باشد قرمزیِ خونمان، خط های قرمزت که یک به یک کمرنگ و کمرنگ تر می شوند، را رنگین کند...
.
🔻پای تو ایستاده ایم اما دلمان می لرزد،
می لرزد هروقت، تنهاییت را فریاد می زنی،
می لرزد وقتی می گویی: خسته نمی شوی از گفتن این حرفها،
وقتی بفهمیم گوشی بدهکار حرفهایت نیست
ولی این را آویزه گوششان کنند که صبر می کنیم به فرمان تو،
و بساطشان را جمع می کنیم
آن روز که فرمانت بر چیز دیگری رقم بخورد... .
💜الهی بحقک و بحق محمد و آل محمد
خذ ما بقی من عمری
و اضفه الی عمر نائب صاحب الزمان💜

#هرچه_ماندست_ز_عمرم_همه_ارزانی_تو
#اللهم_احفظ_سیدنا_القائد_الامام_خامنه_ای
.
Read more
صل الله علیک یا فاطمه الزهرا (س): هر چند که آن کوچه و آن خانه دگر نیست اما اثر سیلیِ در هست به دیوار
Media Removed
صل الله علیک یا فاطمه الزهرا (س): هر چند که آن کوچه و آن خانه دگر نیست اما اثر سیلیِ در هست به دیوار صل الله علیک یا فاطمه الزهرا (س): هر چند که آن کوچه و آن خانه دگر نیست
اما اثر سیلیِ در هست به دیوار
. . بسم الله... . . . نه سیلی خورده نه ترسیده نه ... ولی ب دیوار تکیه داد ! امان از کوچه و حسن ...
Media Removed
. . بسم الله... . . . نه سیلی خورده نه ترسیده نه ... ولی ب دیوار تکیه داد ! امان از کوچه و حسن و... . . قصه عکس: . چگونه راست کند قامت از غم پسری که به روی پنجه ی پا ایستاد اما حیف... . . . #هر کاری کردیم واینستاد :( #حتا_شمع... #فاطمه_سادات؛مسبب این عکس! #امشب_محفل_اشکی_برای_امام_حسن_ ... .
.
بسم الله...
.
.
.
نه سیلی خورده
نه ترسیده
نه ... ولی
ب دیوار تکیه داد !
امان از کوچه و حسن و... .
.
قصه عکس:
.
چگونه راست کند قامت از غم پسری که
به روی پنجه ی پا ایستاد اما حیف...
.
.
.
#هر کاری کردیم واینستاد :(
#حتا_شمع...
#فاطمه_سادات؛مسبب این عکس!
#امشب_محفل_اشکی_برای_امام_حسن_ مجتبی_علیه_السلام
#جای دوستان خالی...
#اللهم_اربعین_کربلا_ارزقنا
Read more
#استقبال_ازماه_محرم 🖤 دوباره می رسداز ره محرمت آقا وبوی روضه و شبهای ماتمت آقا کتیبه ها و علم نقش پرچمت آقا همیشه در دل مابوده این غمت آقا فدای نام تو و بچه هایتان آقا که روضه ام شده کرب وبلایتان آقا سلام ماه غریبی،سلام ماه عزا دوباره برکت یکسال مابه دست شما چه عزتی که عطا کرده ای به نوکرها نشسته ... #استقبال_ازماه_محرم 🖤

دوباره می رسداز ره محرمت آقا
وبوی روضه و شبهای ماتمت آقا
کتیبه ها و علم نقش پرچمت آقا
همیشه در دل مابوده این غمت آقا

فدای نام تو و بچه هایتان آقا
که روضه ام شده کرب وبلایتان آقا

سلام ماه غریبی،سلام ماه عزا
دوباره برکت یکسال مابه دست شما
چه عزتی که عطا کرده ای به نوکرها
نشسته اندسر سفره ی تو خون خدا

به پا شود نوحه ها در عزایتان آقا
که روضه ام شده کرب وبلایتان آقا

دوباره روضه ی مشک وصدای طفل رباب
دوباره یک حرمی مانده بی عمو بی آب
دوباره غارت و سیلی دوباره رد طناب
دوباره کوچه و بازار، ازدحام و عذاب

شروع میشود این روضه هایتان آقا
که روضه ام شده کرب و بلایتان آقا

شروع میکنم اینبار از لب گودال
و عصرروز دهم پیکری شده پامال
وخواهری که ز بالای تل شده بیحال
خدا به خیر کندگوش و معجر اطفال

همیشه لطمه زدم من برایتان آقا
که روضه ام شده کرب و بلایتان آقا

#کربلایی محمدرضاطاهری 🖤
Read more
ما چشم به احسان کریمان داریم شوق نمک خوان کریمان داریم در سفره ی خود نان کریمان داریم با رزق کریمان ...
Media Removed
ما چشم به احسان کریمان داریم شوق نمک خوان کریمان داریم در سفره ی خود نان کریمان داریم با رزق کریمان چو بسازیم همه از خلق همیشه بی نیازیم همه امشب که گداییم، گدای دو کریم سرگرم عزاییم، عزای دو کریم در خیمه ی حزن بچه های دو کریم با فاطمه یا محمدا می گوییم با زینبشان یا حسنا می گوییم با سینه ... ما چشم به احسان کریمان داریم
شوق نمک خوان کریمان داریم
در سفره ی خود نان کریمان داریم

با رزق کریمان چو بسازیم همه
از خلق همیشه بی نیازیم همه

امشب که گداییم، گدای دو کریم
سرگرم عزاییم، عزای دو کریم
در خیمه ی حزن بچه های دو کریم

با فاطمه یا محمدا می گوییم
با زینبشان یا حسنا می گوییم

با سینه ی این دو جهل امت بد کرد
نیرنگ صحابه و خیانت بد کرد
دنیا طلبی، بغض و عداوت بدکرد

با اینکه عزیزان خدایند این دو
افسوس که مسموم جفایند این دو

کشته است زنی یهودیه خاتم را
انداخته بر دل همه ماتم را
صدیقه تحمل نکند این غم را

آوار فراق بر جگر سنگین است
دل کندن دختر از پدر سنگین است

افسرده شدیم پشت دیوار بقیع
پژمرده شدیم پشت دیوار بقیع
سرخورده شدیم پشت دیوار بقیع

دیدیم همان شاه که صاحب کرم است
برعکس امامزاده ها بی حرم است

ای حضرت مجتبی فدای غم تو
ماییم طرفدار تو و پرچم تو
هرچند جفا کرد به تو مَحرَم تو

ما محرم روضه های جانسوز تواییم
در ماتم روضه های جانسوز تواییم

ای آه شرربار دلت قاتل ما
آتش بزن امشبی همه حاصل ما
با روضه ی کوچه ها بسوزان دل ما

آن کوچه که از حرف دلت شد حاکی
آنجا که حجاب مادرت شد خاکی

ناموس خدا بود و سرش پایین بود
کوهی ز حیا بود و سرش پایین بود
در ذکر و دعا بود و سرش پایین بود

دو از نظر شیر خدا زد سیلی
دشمن به رخش چه بی هوا زد سیلی

آن ها که حبیبه ی خدا را زده اند
با ضرب لگد مادر ما را زده اند
زهرا، نه، امام مجتبی را زده اند

آن روز درون کوچه پژمرد حسن
مادر که زمین خورد دگر مرد حسن

ارباب، که بسیار خیانت دیده
از کوچه و مسمار خیانت دیده
از یار و از اغیار خیانت دیده

آخر چه چشیده به خودش می پیچد
چون مارگزیده به خودش می پیچد

مسموم شد و زهر بهجانش افتاد
افسوس توانِ زانوانش افتاد
پاره جگر از لای دهانش افتاد

ای وای که روحش زبدن رفتنی است
تشتی برسانید، حسن رفتنی است

بالای سرش برادرش چون آمد
با پای برهنه خواهرش چون آمد
شد تشنه و قاسم پسرش چون امد

رو کرد به شاه کربلا، گفت که آه
لا یَوم، کَیَومَکَ أباعَبدالله

انگار حسینم، جگرم می سوزد
دنیا بخدا در نظرم می سوزد
من می روم، اما پسرم می سوزد

تو بعد حسن، هم پدر قاسم باش
هم سایه ی بالای سر قاسم باش

فرمود: حسین! ای همه ی هست حسن
فردا ز پی جنازه ام گر آن زن
دستور دهد تیر ببارند به من

شمشیر خودت را تو نیاور بالا
در گوش اباالفضل بگو ای سقّا!

گفته است حسن قرار ما روز دهم
شمشیر نزن، قرار ما روز دهم
Read more
میون همه دلها ، امون از دل زینب غم کوچه و سیلی ، غم صورت نیلی غم یاس خزونی ، غم قد کمونی غم غربت حاکی ، ...
Media Removed
میون همه دلها ، امون از دل زینب غم کوچه و سیلی ، غم صورت نیلی غم یاس خزونی ، غم قد کمونی غم غربت حاکی ، غم چادر خاکی شده قاتل زینب ، امون از دل زینب میون همه دلها ، امون از دل زینب غم فرق شکسته ، غم حیدر خسته غم تشت پر از خون ، غم صورت گلگون شده قاتل زینب ، امون از دل زینب غم دست بریده ، غم فرق دریده غم شبه ... میون همه دلها ، امون از دل زینب
غم کوچه و سیلی ، غم صورت نیلی
غم یاس خزونی ، غم قد کمونی
غم غربت حاکی ، غم چادر خاکی
شده قاتل زینب ، امون از دل زینب
میون همه دلها ، امون از دل زینب
غم فرق شکسته ، غم حیدر خسته
غم تشت پر از خون ، غم صورت گلگون
شده قاتل زینب ، امون از دل زینب
غم دست بریده ، غم فرق دریده
غم شبه پیمبر ، غم غربت اکبر
غم محسن دیگر ، غم غربت اصغر
غم نیزه سواری ، غم ضربه و قاری
غم ناقه سواری ، غم طعنه و دشنام
غم سنگ لب بام ، غم و محنت و ناله
غم و محنت و ناله ، غم مرگ سه ساله
شده قاتل زینب ، امون از دل زینب
میون همه دلها ، امون از دل زینب
Read more
"لاخیر بعدک فی الحیا‌‌ه" _غمی بزرگتر از غم های این خانواده نیست... جانم ب فدای قلب محزون و لبریز ...
Media Removed
"لاخیر بعدک فی الحیا‌‌ه" _غمی بزرگتر از غم های این خانواده نیست... جانم ب فدای قلب محزون و لبریز از غم علی(ع) #آجرک_الله_یا_صاحب_الزمان #در #سیلی #کوچه #مادر #مظلومه #شهیده #مدینه #حسنین #یا_فاطمه_الزهرا_سلام_الله_علیها #علی_ابن_ابیطالب "لاخیر بعدک فی الحیا‌‌ه"
_غمی بزرگتر از غم های این خانواده نیست...
جانم ب فدای قلب محزون و لبریز از غم علی(ع)

#آجرک_الله_یا_صاحب_الزمان
#در #سیلی #کوچه #مادر #مظلومه #شهیده #مدینه #حسنین #یا_فاطمه_الزهرا_سلام_الله_علیها #علی_ابن_ابیطالب
Loading...