یعنی این پسر دوست

Loading...


Unique profiles
43
Most used tags
Total likes
0
Top locations
Pasdaran, Tehran, Iran, Omidiyeh, Bandar Mah-Shahr, Khuzestan, Iran
Average media age
730.6 days
to ratio
7.5
توییت روز: #بیرانوند پسر دوست داشتنی‌ ماست. اما الگو ساختن از او رویای دروغ سرمایه داری آمریکایی ...
Media Removed
توییت روز: #بیرانوند پسر دوست داشتنی‌ ماست. اما الگو ساختن از او رویای دروغ سرمایه داری آمریکایی است. رویای درخشیدن برغم ناعادلانه ترین شرایط و از رفتگری بیرانوند و از یتیمی استیو جابز شدن. نه! در جامعه ناعادلانه نود و نه درصد بیراوندها مثل علف هرزی گم میشوند و هیچ نمیشوند. به خاطر بیروانوندهای ... توییت روز: #بیرانوند پسر دوست داشتنی‌ ماست. اما الگو ساختن از او رویای دروغ سرمایه داری آمریکایی است. رویای درخشیدن برغم ناعادلانه ترین شرایط و از رفتگری بیرانوند و از یتیمی استیو جابز شدن.
نه! در جامعه ناعادلانه نود و نه درصد بیراوندها مثل علف هرزی گم میشوند و هیچ نمیشوند. به خاطر بیروانوندهای فراموش شده جامعه را عادلانه کنیم. 🔸 داستان بیرانوند، این پسر دوست داشتنی ایران، این خطر را هم دارد که این امید کاذب را در میان افراد در شرایط ناعادلانه و پر از تبعیض شان ایجاد کند که انها یعنی مستضعفین هم میتوانند با عبور از همه موانع ساختاری به قله ها برسند. 🔹ولی خطر این نوع نگاه، خطر این نوع رویای آمریکایی، فردگرایی بیشتر و تبدیل جامعه به اتم های جداگانه و افرادی غیرسیاسی شده ای است که هریک به دنبال موفقیت و بهبود وضعیت شخصی و فردی خویش است. در نهایت از هر صد نفر یک نفر لاتاری و بلیت بخت ازمایی را برنده میشود و وضع دیگران همانقدر که قبلا هم ناعادلانه بود، ناعادلانه میماند.
🔸 رویای آمریکایی یا رویای سیندرلا شدن یا رویای ورزشکاری از زاغه و حلبی اباد برخاسته، همان است که اجازه میدهد نسل بعد از نسل، بی عدالتیهای ساختاری را تحمل کنیم به این امید که ما قربانی و بازنده این بیعدالتی بنیانی نخواهیم بود و همسایه مان هزینه این بی عدالتی را خواهد داد. این امید غیرانسانی که دیگران میبازند و ما برنده‌ این وضعیت جنگل مانند خواهیم بود که تنها قویترینها حق بقا و رشد دارند. وضعیتی که اگر کسی موفق نشد هم تقصیر خودش است و تنبلی و تلاش نکردن خودش و نه تقصیر شرایط غیرانسانی و ناعادلانه اقتصادی و اجتماعی.
🔹 بماند که در چنین وضعیتی بسیاری برای بیرانوند شدن حاضرند پای خود را روی شانه های دیگران هم بگذارند. جامعه ای که هر فرد برای تک ستاره موفق شدن و بیرانوند شدن خیز برمیدارد گاهی به جای قهرمان معصوم دروازه ملی ما، بابک زنجانی و خاوری تولید میکند.
🔸 اما نگاه ما در انقلاب اسلامی نه تک ستاره شدن که عادلانه کردن شرایط جمعی ما بود. یعنی در انقلاب ما چنان روح جمعی داشتیم که میدانستیم کامیابی و سعادت ما تنها بواسطه کامیابی و سعادت «همه» به دست می اید. یعنی کامیابی ما وقتی بوجود می اید که اصلا مناطق محرومی باقی نماند که حالا یک نفرشان بخواهد ستاره شود.
🔹انقلاب ما را از رویای‌ آمریکایی سیندرلا شدن و رویای دستفروشی که میلیاردر میشود بیدار کرد و ما خواهان زیر و رو کردن تمامیت وضعیت و کلیت شرایط تبعیض شدیم ولی بعد از چند کش و قوس انگار دوباره به خواب رفتیم و به بیعدالتی خو کردیم.
#فوتبال
Read more
Loading...
خوب برسیم به قرعه ای ک امروز انجام شد و استقلال به السدی خورد ک خودم دوست داشتم همین قرعه انجام بشه اما ...
Media Removed
خوب برسیم به قرعه ای ک امروز انجام شد و استقلال به السدی خورد ک خودم دوست داشتم همین قرعه انجام بشه اما حیف ک بازی رفت تو آزادی افتاد این هم به نفعمون میتونه باشه هم به ضررمون . به نفع از این جهت ک استقلال میتونه با یک برد خوب و قاطع یعنی حداقل دو بر صفر صعودشو به دور بعد قطعی کنه و ضرر از این جهت ک اگر خدایی نکرده ... خوب برسیم به قرعه ای ک امروز انجام شد و استقلال به السدی خورد ک خودم دوست داشتم همین قرعه انجام بشه اما حیف ک بازی رفت تو آزادی افتاد این هم به نفعمون میتونه باشه هم به ضررمون . به نفع از این جهت ک استقلال میتونه با یک برد خوب و قاطع یعنی حداقل دو بر صفر صعودشو به دور بعد قطعی کنه و ضرر از این جهت ک اگر خدایی نکرده گلی دریافت کنیم خیلی بد میشه چون تیمی ک میزبان هست باید و باید دروازه خودشو بسته نگه داره و و و لنگ با الدوحیل قطر ک خدا رحم کنه فقط 😂😂😂😁😁😁 دوشنبه پنجم شهریور ماه ورزشگاهو آبی میکنیم ک تو همون بازی کار السدو یکسره کنیم و صعودمونو قطعی کنیم
میدونم ک هممون دوست داشتیم به پرسپولیس بخوریم اما نشد دیگ 😁

عشق است استقلالو استقلالی
آبی ترین پسر تهران

#esteghlal #استقلال
Read more
هیچی به هیچی! احتمالا یکی از این روزها تو را برای آخرین بار توی سلف خواهم دید.یک دل سیر نگاهت خواهم ...
Media Removed
هیچی به هیچی! احتمالا یکی از این روزها تو را برای آخرین بار توی سلف خواهم دید.یک دل سیر نگاهت خواهم کرد و... تو اما بیشتر از این که حواست به من باشد حواست به ساعت خواهد بود.به اینکه داریم به پایان روز کاری نزدیک می شویم و برای رها شدن از این جهنم هنوز چند تا "امضا" لازم داری.پس مدام از این ساختمان به آن ... هیچی به هیچی!
احتمالا یکی از این روزها تو را برای آخرین بار توی سلف خواهم دید.یک دل سیر نگاهت خواهم کرد و...
تو اما بیشتر از این که حواست به من باشد حواست به ساعت خواهد بود.به اینکه داریم به پایان روز کاری نزدیک می شویم و برای رها شدن از این جهنم هنوز چند تا "امضا" لازم داری.پس مدام از این ساختمان به آن ساختمان می روی.من هم احتمالا بی سر و صدا_طوری که متوجه حضورم نشوی_ دنبالت خواهم کرد و مثل همیشه به پله ی سوم پاگرد دوم ساختمان آموزش که میرسم زمین می خورم و برای این که بیشتر خراب نشوم آهسته آهسته بر می گردم توی سلف.بعد پانصد تومانی را که باقی پول تاکسی ام است از جیب پشت شلوارم در می آورم،به بوفه می روم و برای آخرین بار یک لیوان چایی داغ می گیرم و بوفه چی _طبق عادت همیشه ام _قند داخل سینی نمی گذارد.
تو اما امضاها را که گرفتی از ساختمان دانشگاه بیرون می زنی و سلانه سلانه از خیابان "رودسر"می گذری و در تقاطع "حافظ_طالقانی"_همانجا که بار اول همدیگر را دیدیم_می ایستی به انتظار.به انتظار اتوبوس البته!
من از فردایش صبح ها با صدای اذان مغرب بیدار می شوم.سیگاری روشن می کنم و به این فکر می کنم که تو نیستی و متاسفانه دنیا هنوز سر جایش است.
بعد هردو طبق روال هر روز توی گروه های تلگرام دنبال کسی می گردیم. من دنبال کسی که شبیه تو باشد.تو دنبال کسی که شبیه من نباشد.
زمان که بگذرد هردویمان احتمالا باز عاشق می شویم.آنهایی را که دوست داریم تنگ در آغوش می گیریم.وقتی هم که کنارمان نیستند مدام حواسمان به گوشی هایمان خواهد بود که مبادا زنگ بزنند و نفهمیم.
هردومان ازدواج می کنیم و بچه دار می شویم و تا میتوانیم به هم فکر نمی کنیم.احتمالا سی سال بعد پسر من و دختر تو عاشق هم می شوند و در مراسم خواستگاری "من و تو" از چشمهای هم "چکه" خواهیم کرد.بعد از مراسم بچه ها یک سوال مشترک برایشان پیش می آید!
"چرا گریه کردی!؟"
و ما هم خیلی خیلی ناشیانه جواب خواهیم داد که "اشک شوقه عزیزم.همیشه آرزو داشتم سر و سامون گرفتنتو ببینم"
یعنی می خواهم بگویم تو برای من آرزو می شوی و من برای تو خاطره ای محو از روزهای دور...
یعنی میخواهم بگویم می روی که میروی... کسری بختیاریان
Read more
<span class="emoji emoji1f31f"></span>معرفی و پیشنهاد فیلم<span class="emoji emoji1f31f"></span> دنیای انیمیشن‌ها سال‌ها است که والاترین مفاهیم انسانی را به ساده‌ترین و ...
Media Removed
معرفی و پیشنهاد فیلم دنیای انیمیشن‌ها سال‌ها است که والاترین مفاهیم انسانی را به ساده‌ترین و زیباترین شکل به تصویر کشیده؛ عشق، انسانیت و زندگی در این آثار به ظاهر کودکانه بیش از هر تولید سینمایی دیگری به چشم می‌آید. ⠀ آخرین ساخته «لی آنکریچ» (Lee Unkrich) نیز مثل دیگر آثار فاخر این هنرمند، ... 🌟معرفی و پیشنهاد فیلم🌟
دنیای انیمیشن‌ها سال‌ها است که والاترین مفاهیم انسانی را به ساده‌ترین و زیباترین شکل به تصویر کشیده؛ عشق، انسانیت و زندگی در این آثار به ظاهر کودکانه بیش از هر تولید سینمایی دیگری به چشم می‌آید.

آخرین ساخته «لی آنکریچ» (Lee Unkrich) نیز مثل دیگر آثار فاخر این هنرمند، اثری ستودنی و مملو از مفاهیم انسانی است. او که آثاری مانند «کمپانی هیولاها» و «داستان اسباب‌بازی‌» را در کارنامه خود دارد، این بار نیز با هنرمندی تمام اثری ساخته است تا به همه انسان‌ها یادآور شود، همدیگر را دوست داشته و عجولانه قضاوت نکنند، هیچ‌گاه مردگان خود را با دست فراموشی نسپارند و بدانند که هیچ چیزی در زندگی آن‌ها مهم‌تر از خانواده نیست.
.
انیمیشن کوکو داستان پسر بچه 12 ساله ای به نام Miguel که خانواده اش مخالف جاز و موسیقی هستند و او را از پرداختن به آن منع کرده اند. ولی او آرزو دارد روزی تبدیل به یک نوازنده حرفه ای همچون الگوی خود ارنستو د لا کروز شود. بالاخره تصمیم میگیرد دل به دریا بزند و و راهی سرزمین مردگان شود تا حقیقت پنهان شده پشت داستان زندگی خانواده اش را کشف کند. در این راه با هکتور که فردی حقه باز است آشنا میشود و داستان فیلم رقم میخورد…
.
هر لحظه از این انیمیشن پر از خلاقیت و جذابیت است. فیلمسازان و نویسندگان این پروژه یعنی ادرین مولینا و متیو الدریچ به‌خوبی توانستند یک داستان زیبا و بسیار غنی را تبدیل به یک فیلمنامه خیلی خوب بکنند؛ دارای کاراکترهای تمام و کمال، سرگرم‌کننده، زنده و می‌توان گفت که این انیمیشن از نظر بصری بسیار زیبا است.
.
انیمیشن Coco در نودمین دوره جوایز اسکار در دو رشته بهترین انیمیشن و بهترین ترانه نامزد دریافت جایزه اسکار بود که موفق شد هر دو جایزه را به خود اختصاص دهد💫
.
انیمیشن كوكو که آخرین ساخته لی آنکریچ است، با موسیقی بی‌نظیر جاکینو و جلوه‌های بصری فوق‌العاده معجونی است که طعم آن هرگز فراموش نخواهد شد. یک اثر فاخر که در عین سادگی نه تنها مفاهیم اصولی و بنیادی زندگی را به کودکان آموزش می‌دهد. به کودکان و بزرگ‌ترها یاد می‌دهد همدیگر را دوست بدارند و هیچ چیز را بر خانواده خود ترجیح ندهند. به آن‌ها گوشزد می‌کند که همدیگر را زود قضاوت نکرده و یکدیگر را ببخشند.
.
فیلم Coco یک انیمیشن عالی در بالاترین حد کیفی ممکن است که داستانی زیبا را روایت می‌کند. تماشای این اثر فاخر سینمایی را به شما عزیزان پیشنهاد میکنیم و مطمئن باشید که بعد از یک بار دیدن باز هم به سراغ آن و موسیقی‌های زیبایش خواهید رفت.
Coco - 2017
💫Won 2 Oscars💫
Read more
• <span class="emoji emoji1f4d6"></span> لینکلن در باردو یا #لینکلن_در_برزخ داستانی درباره پسر آبراهام لینکلن، رئیس جمهور آمریکا و خود ...
Media Removed
لینکلن در باردو یا #لینکلن_در_برزخ داستانی درباره پسر آبراهام لینکلن، رئیس جمهور آمریکا و خود وی است که در باردو به سر می‌برند، یعنی "جایی که انسان‌ها تا زمانی که به خودشکوفایی نرسیده و از پریشانی و سردرگمی بیرون نیامده‌اند در آن خواهند ماند." • هدف من از گفتن تمام این حرف‌ها این بود: ما هم ...
📖 لینکلن در باردو یا #لینکلن_در_برزخ داستانی درباره پسر آبراهام لینکلن، رئیس جمهور آمریکا و خود وی است که در باردو به سر می‌برند، یعنی "جایی که انسان‌ها تا زمانی که به خودشکوفایی نرسیده و از پریشانی و سردرگمی بیرون نیامده‌اند در آن خواهند ماند."

هدف من از گفتن تمام این حرف‌ها این بود: ما هم برای خودمان ارج و قربی داشتیم و مهم بودیم، کسانی بودند که به ما عشق می‌ورزیدند و دوستمان داشتند، این گونه از دست رفته و سرگردان نبودیم و همه به نوعی (هر کس به راه و روش خودش) عاقل و کاردان بود. این عزیمت نابهنگام (آمدنمان به اینجا) باعث درد و رنجمان شد. باعث شد تنها و بی کس در این گوشه رها شویم و رنج ببریم. کسانی که ما را دوست داشتند پس از عزیمتمان روی تختشان نشسته بودند و سرها در دست و صورت‌هایشان رو به پایین از ناراحتی عزیمت نابهنگام ما با صدایی حیوان گونه مویه می کردند. حرف من این است، ما هم درست مثل شما دوست داشتنی بودیم و هنوز هم بعد از گذر این همه سال اگر کسی خاطره ای از ما را به خاطر بیاورد لبخند زده و شادي اندکی در وجودش جرقه می‌زند.

📚شما از هرکجای ایران که هستید می توانید این کتاب را از کتابیسم تهیه کنید📚
www.ketabism.com
#کتاب #کتابیسم #پیشنهادکتاب #پیشنهاد_کتاب
#جورج_ساندرز #رعنا_موقعی #نشر_ستاک
Read more
 #bighanoon #shahabpaknegar من در اولین روز دانشگاه عاشق شدم. ترم اول دانشگاه سخت‌ترین ترم برای ...
Media Removed
#bighanoon #shahabpaknegar من در اولین روز دانشگاه عاشق شدم. ترم اول دانشگاه سخت‌ترین ترم برای عاشق شدن است و البته شروع تمام عشق‌های دانشگاهی هم از همین ترم است. شروع این عشق آتشین من دقیقا در جلسه معارفه بود. تنها تعریفی که از دانشگاه در ذهن من شکل گرفته بود، همان فضای سریال «در پناه تو» بود. ... #bighanoon #shahabpaknegar
من در اولین روز دانشگاه عاشق شدم. ترم اول دانشگاه سخت‌ترین ترم برای عاشق شدن است و البته شروع تمام عشق‌های دانشگاهی هم از همین ترم است. شروع این عشق آتشین من دقیقا در جلسه معارفه بود. تنها تعریفی که از دانشگاه در ذهن من شکل گرفته بود، همان فضای سریال «در پناه تو» بود. برای همین با ترکیب لباس حسن جوهرچی، یعنی یک تی‌شرت و یک پیراهن با دکمه‌های باز، وارد اولین محیطی شدم که قرار بود دختر و پسر کنار هم باشند. آن زمان سایز هر آدمی دو-سه شماره بزرگ‌تر از سایز‌های فعلی بود. وقتی به عکس‌های آن روزها نگاه می‌کنم، حس می‌کنم چند الیورتوییست کنار هم ایستاده‌ایم. من از بچگی خیلی به عشق در یک نگاه اعتقاد داشتم و به همین علت عاشق اولین کسی شدم که با او چشم تو چشم شده بودم.
.
یکی از ویژگی‌های خوب روز اول دانشگاه این است که آدم دوست‌های زیادی پیدا می‌کند و من هم با حمید دوست شده بودم. زمان نهار داشتیم باهم در مورد گزینه‌های ازدواج‌مان صحبت می‌کردیم. من به حمید گفتم که عاشق دختر سبزه‌ای شدم که مانتوی آبی پوشیده بود و حمید هم گفت از دختر گندمگونی خوشش آمده که مانتوی توسی داشته. باهم به این نتیجه رسیدیم که فردا تا دیر نشده برویم سر صحبت را باز کنیم که یک وقت کیس‌مان نپرد.
.
فردای آن روز ساعت هفت صبح با حمید رفتیم در دانشکده ایستادیم تا وقتی اولین معشوق دانشگاهی‌مان می‌آید با یک «سلام» کار را تمام کنیم. آن زمان سلام کردن یک چیزی مثل «نشان دادن» بود در مراسم خواستگاری و با اولین جوابِ سلام، ما «بله» را می‌گرفتیم. حدود ساعت هشت خانم شمشیری را با همان مانتوی دیروزی دیدم که داشت سمت دانشکده می‌آمد. به حمید گفتم «خودشه رسید!» و حمید هم جواب داد «ایول آره!». نزدیک‌تر که شد هر دو با هم سلام کردیم و جواب سلام را هم گرفتیم. بعد هر دو به هم خیره شدیم. حمید به من گفت «تو چرا سلام کردی!». بعد از چند دقیقه بحث متوجه شدیم که من و حمید در تشخیص رنگ مشکل داریم و اسم این رنگ «فیلی» است و هر دو عاشق شمشیری شده‌ایم. از فردای آن روز من و حمید دیگر باهم دوست نبودیم و رقیب عشقی به حساب می‌آمدیم. هر کدام سعی می‌کردیم به نحوی از انحا زودتر به معشوق‌مان سلام کنیم. البته من چاشنی کمیت را بر کیفیت اضافه کردم و با ثبت رکورد 30 سلام موفق و 42 سلام ناموفق در روز، توانستم در دو هفته حمید را از دور خارج کنم. مرحله بعد از سلام کردن برخورد و جمع کردن کتاب‌ها و جزوه‌ها بود. حمید زودتر از من پیش‌قدم شد و یک روز که شمشیری وسط دانشکده ایستاده بود،
.
بقیه در کامنت اول 👇👇👇
Read more
Loading...
.. به بهانه #سریال_پدر دو کلوم حرف بزنیم.. نوشته بود که اگر #حامد خوش قیافه نبود، اگر پولدار نبود ...
Media Removed
.. به بهانه #سریال_پدر دو کلوم حرف بزنیم.. نوشته بود که اگر #حامد خوش قیافه نبود، اگر پولدار نبود دخترا دوستش نداشتن و این بچه مثبت بودنش خیلی هم توی اولویت نیست... . ما هم مینویسم آفرین درست گفتی... آخه میدونی چیه از نظر آدما اونی که قشنگ باشه و بدونه می تونه دل ببره ، ولی حیا کنه و عفیف باشه واقعا ... ..
به بهانه #سریال_پدر
دو کلوم حرف بزنیم..
نوشته بود که اگر #حامد خوش قیافه نبود، اگر پولدار نبود دخترا دوستش نداشتن و این بچه مثبت بودنش خیلی هم توی اولویت نیست...
.

ما هم مینویسم آفرین درست گفتی...
آخه میدونی چیه
از نظر آدما
اونی که قشنگ باشه و بدونه می تونه دل ببره ،
ولی حیا کنه و عفیف باشه
واقعا خواستنیه!
اونی که بچه پولدار باشه اما تواضع رو نذاره کنار
واقعا دوست داشتنیه!!
.
.
قضیه اینه داداش من!
اوضاع ازین قراره خواهر گلم!
.
.
و الا،
اون دختری که زشته و بد قیافه ست و بدهیکله و
نه اخلاق داره نه اعصاب!
هنر کرده محجبه و باحیاست مثلا؟!
نه بیا و نپوشون خودتو!!! اصن ما خیلی خوشحالیم که خودتو نشون نمیدی...😑😑
یا اون پسر لاابالی که باباش تو خونه راش نمیده و نه ریخت داره نه رخت
از چارتا کلمه ای که ننه ش یادش داده
بیستاش فحشه و
تا میاد تو مجازی از عرق و ورقش عکس میذاره
و بیکار و علافه...
حالا بگه من دوست دختر ندارم...
هنر نکرده که!!!
حاجی تو بخوای هم کسی بهت پا نمیده،
کجای کاری؟!!!
.
.
اینو واسه نقد و تعریف این سریاله نگفتماااا
این سریال مثل خیلی کارهای دیگه
موافق و مخالف خودشو داره
اینو
واسه رفقای خودم گفتم...
که اگر زیبان و زیباییشونو نشون میدن...
بدونن هنر نکردن
اگر پولدارن و لاکچری بازی درمیارن و از رستوران رفتن و لباس خریدن از شوی لباس گیتی جون اینا عکس استوری میذارن و
از سوییچ ماشین و دور و دور کردنشانون و چی و چی لایو میذارن
.
.
بدونن
هنر نکردن!!
.
.
داداشم
خانمم
هنر یعنی، در عین دارایی
تذهیب نفس داشته باشی!!
.
.
همین!
#مرجان_خاتون
#منم_ابابیل
Read more
روی بیلبوردی توی یکی از اتوبان های تهران نوشته بود :«چقدر هوای خودمان را داریم؟» . گمان نمی کنم منظورش ...
Media Removed
روی بیلبوردی توی یکی از اتوبان های تهران نوشته بود :«چقدر هوای خودمان را داریم؟» . گمان نمی کنم منظورش از این سوال این باشد که مثلا از کرم دور چشم مان سر وقت استفاده می کنیم یا نه؟ . . یا قرص های مولتی ویتامین و زینک و ب_کمپلکس مان را سر ساعت می خوریم. وقتی می پرسند چقدر هوای خودمان را داریم یعنی چقدر ... روی بیلبوردی توی یکی از اتوبان های تهران نوشته بود
:«چقدر هوای خودمان را داریم؟» .
گمان نمی کنم منظورش از این سوال این باشد که مثلا از کرم دور چشم مان سر وقت استفاده می کنیم یا نه؟ .
.🌟
یا قرص های مولتی ویتامین و زینک و ب_کمپلکس مان را سر ساعت می خوریم. وقتی می پرسند چقدر هوای خودمان را داریم یعنی چقدر عزت نفس داریم، چقدر خودمان را دوست داریم و چقدر به خودمان اهمیت می دهیم، حتی چقدر دیگران را تحمل می کنیم.
این آخری را جدی تر از بقیه بگیریم.
زندگی انقدر سخت شده که جایی برای تحمل رفاقت های بیخودی باقی نگذاشته، یکی آزارتان می دهد، حذفش کنید، به همین سادگی، می گویید ساده نیست می گویم اتفاقا به همین سادگی است. .
اصلا فکر کنید عید است، فکر کنید باید خانه تکانی کنید، این بار ذهن تکانی کنید، آدم های اضافه را دور کنید، خط بزنید، خوب ها را نگهدارید، یکی دو تا دوست خوب کافیست، آنی که زبانش شلاق دارد به چه کارتان می آید، رفتید پیاله ای چای خوردید و برگشتید خانه، دو ماه طول کشید آن انرژی منفی حاصل از معاشرتش را دفع کنید، این رفاقت نیست، مازوخیسم است اگر تکرارش کنید. .
همین چند وقت پیش، پسر یکی از دوستانم موقع مشق نوشتن از من پرسید:«این ریاضی به چه دردی می خورد، من اصلا دوستش ندارم خاله مریم.» گفتم:« به دردت می خورد، صبر کن قد و اندازه ی من که شدی می فهمی...
خصوصا مبحث فاکتور گرفتن اش.» فاکتور بگیرید،
اگر کسی بار اضافه است،
اضافه بار پرداخت نکنید. .
داستان فردین بازی خیلی وقت است تمام شده.
یادتان بماند شما رابین هود نیستید،
من هم نیستم،
نمی خواهم که باشم. 💕
هوای خودمان را بیشتر داشته باشیم.
.
📌پ ن : عکس از موزه داحل بنای هزار پله کاسکادا، شهر ایروان
Read more
Loading...
تویی که کارت بازیه، یه روز با این دل یه روز با اون دل، تویی که دکترای نامردی و بی وفایی داری بعد می یای ...
Media Removed
تویی که کارت بازیه، یه روز با این دل یه روز با اون دل، تویی که دکترای نامردی و بی وفایی داری بعد می یای دم از عشق واقعی و صداقت و وفاداری و نبود یار می زنی؟! تویی که تو زندگیت مدام واسه این و اون نقش بازی می کنی و هر کیو می بینی واسش ادای عشق درمی یاری ولی بعد که یه خورده دلت گرفت جملات ادبی و فلسفی و عاشقونت گل ... تویی که کارت بازیه، یه روز با این دل یه روز با اون دل،

تویی که دکترای نامردی و بی وفایی داری بعد می یای دم از عشق واقعی و صداقت و وفاداری و نبود یار می زنی؟! تویی که تو زندگیت مدام واسه این و اون نقش بازی می کنی و هر کیو می بینی واسش ادای عشق درمی یاری ولی بعد که یه خورده دلت گرفت جملات ادبی و فلسفی و عاشقونت گل می کنه و همه واست می شن بازیگر و تو می شی بازیچه؟

تویی که از وقتی خودتو شناختی هر ثانیه به یکی دل بستی اونم بی دلیل، بی هدف، بعد می یای از مرام و مردونگی و معرفت حرف می زنی؟! تویی که مدام دم از معیارای زیبای اخلاقی می زنی و انتظار داری همسر آینده ت چهره شو فتوشاپ نکنه و لباسای ناجور نپوشه و با کسی نباشه، ولی بحث عمل که پیش می یاد نمی دونی معیارو با کدوم ((م)) می نویسن چه برسه زیبا باشه یا اخلاقی...! تویی که با همه عاشقونه رفتار می کنی و تو زندگیت مخاطب خاص ابدی مفهومی نداره و همیشه با مخاطب عام گذرا، در ارتباط بودی... تویی که تو یه روز فدای 100 نفر می شی، قربون 100 نفر می ری، 100 نفر می شن عزیز دل تو، فکر نکردی که یکی، فقط یکی از 100 تا فدا شدنتو باور کنه؟، دلش یهویی بخوادت؟، خیلی صادقانه بخوادت با یه دل پاک؟

تو که از بس دلت گرو این و اونه و نمی ذاره چشمت یه عاشق صادقو ببینه و به سادگی از دست می دیش و بعد از نبود عشق واقعی ناله می کنی و می گی عاشق وفادار صادق گیر نمی یاد!

تو که عادت داری به نبودن، به رفتن، به عاشق نبودن. با توااااااااااام. کی گفته این زرنگیه؟ کی گفته این هنره؟ با 100 تا باشی و به هیچ کدوم دل نبازی و تحت تاثیر قرار نگیری... می فهمی تاوان چیه؟ می دونی تاوان اشک چقدره؟ تاوان دل شکسته چی؟، می دونی؟

تا حالا حساب کتاب کردی که چند تا دلو به بازی گرفتی؟ اصلا متوجه هستی این بی دلی هس؟ فهمیدی که اصلا قلب تو سینه ت نیس؟ فهمیدی که اصلا وجدان تو وجودت نیس؟

می دونی تا حالا چند نفرو به عشق بدبین کردی؟ می دونی تا حالا چند نفر یاد گرفتن کار تو رو روی یه بی گناه دیگه تلافی کنن؟ می دونی همه رو تو عشق نسبت به هم بدبین کردی؟ تو به چه حقی می نالی؟؟؟ تو حقت نیست عشق واقعی ببینی. حقت نیست از ته دل دوست داشته بشی. صداقت، معرفت، محبت، وفاداری، ...، حقت نیست. تو رو باید مثل خودت دوست داشت. گذرا، سطحی، دروغکی... کی گفته تو باید سالیان سال سرخوش بگردی و ادامه بدی؟؟؟ کی گفته یه روز همسر باوفا و با محبت نصیبت می شه؟؟؟ تو آدما رو سرکار گذاشتی، می فهمی؟ آدما رو... سرنوشت سرکارت می ذاره، آقا پسر.

می فهمی تاوان یعنی چی؟؟؟ آدما بازیچه ت نیستن.
Read more
. اول مهر شده بود و منو ویدا خیلی اتفاقی سوار یه تاکسی شدیم و به سمت دانشگاه رفتیم واقعا دانشگاه جای ...
Media Removed
. اول مهر شده بود و منو ویدا خیلی اتفاقی سوار یه تاکسی شدیم و به سمت دانشگاه رفتیم واقعا دانشگاه جای غریبی بود اونجا دوتامون عمیقا به این نتیجه رسیدیم که اونجوری که فکر می‌کنیم هم جوون نبودیم! با پرس و جو بالاخره کلاس‌مون رو پیدا کردیم. خدای من! تا حالا این همه کیس ازدواج یک جا ندیده بودم. تنها پسر کلاس ... .
اول مهر شده بود و منو ویدا خیلی اتفاقی سوار یه تاکسی شدیم و به سمت دانشگاه رفتیم واقعا دانشگاه جای غریبی بود اونجا دوتامون عمیقا به این نتیجه رسیدیم که اونجوری که فکر می‌کنیم هم جوون نبودیم! با پرس و جو بالاخره کلاس‌مون رو پیدا کردیم. خدای من! تا حالا این همه کیس ازدواج یک جا ندیده بودم. تنها پسر کلاس من بودم و تو صورت ویدا خشم و ناراحتی رو میشد دید، عمیق بهش زل زدم، ویدا چقدر پیر شده پیشونیش هم چروک داره خط لبخندش هم عمیق شده بود هیچ‌کدوم از همکلاسی‌های دیگه‌مون حتی خط لبخند هم نداشتن، صافه صافه صاف بودن! «بی‌خط لبخند‌ترینشون» رو پیدا کردم و خواستم پیش اون بشینم که با ویدا چشم تو چشم شدم چشماش کاسه خون شده بودن، مسیرم رو عوض کردم و رفتم پیش ویدا نشستم گفت: «چی شد؟ می‌رفتی همونجا میشستی دیگه!» گفتم: «ویدا من یه تار موی گندیده اونا رو با صدتا مثل تو عوض نمی‌کنم!» چشماش گرد شدن با عصبانیت بلند شد و جاشو عوض کرد. گند زده بودم بلند شدم و رفتم دوباره پیشش و بهش گفتم: «ویدا تو که میدونی من همیشه این جمله رو برعکس میگم، ببخشید». روشو ازم برگردوند، عاشق این ناز و قهر کردناش بودم. روزها می‌گذشتن چند بار از ویدا جزوه گرفتم و جزوه دادم تو راهرو دانشگاه بهش تنه زدم و کتاب‌هاشو جمع کردم هر کاری برای تحت تاثیر قرار دادنش انجام می‌دادم حتی خودم رو تو تنگنا قرار دادم و رفتم سر کار، ولی گارد ویدا همچنان بسته بود. ترم دوم بودیم که از سه تا از «وجیهه‌ترین» دخترهای همکلاسی خواهش کردم که به محض ورود ویدا به کلاس منو «مهدی جان» صدا کنن و به من نزدیک بشن... خیلی خیلی نزدیک بشن و من برای فرار از اغفال شدن خودمو از پنجره کلاس پرت کنم پایین، نقشه خیلی خوب پیش رفت فقط تو محاسباتم یه خرده اشتباه کردم. من همیشه طبقه اول و طبقه همکف رو با هم قاطی می‌کنم! تقریبا وسط‌های راه بودم که متوجه اشتباه استراتژیکم شدم، ولی دیگه دیر شده بود، اون روز پام شکست ولی فدای یه تار موی گندیده اون سه تا همکلاسی وجیهه، خصوصا خانم سروری! یک ماه خونه نشین بودم که یه روز نرگس با عجله اومد تو اتاق و با خوشحالی گفت کمپوت گیلاس! ویدا اومده تو رو ببینه کمپوت گیلاس هم با خودش آورده. از خوشحالی بال در آورده بودم من خیلی کمپوت گیلاس دوست دارم! ولی بیشتر به خاطر اومدن ویدا خوشحال بودم یعنی راستشو بخواید هم به خاطر ویدا هم به خاطر کمپوت گیلاس! ویدا کنارم نشست و گفت: این چه کاری بود که کردی؟
.
+ آخه من فقط تو رو دوست دارم!
.
-ببین مهدی ما هیچ نقطه اشتراکی با هم نداریم نه قد و
.
بقیه در کامنت اول
Read more
 #یادداشت_هایی_که_هیچ_وقت_منتشر_نشدند #شماره_سیزدهم وقتی ساعت چهار صبح بهم پیام دادی که دوستت ...
Media Removed
#یادداشت_هایی_که_هیچ_وقت_منتشر_نشدند #شماره_سیزدهم وقتی ساعت چهار صبح بهم پیام دادی که دوستت دارم. اولش خندم گرفت، گفتم شاید تو هم مثل همه اون زن‌هایی هستی که فقط می‌خوان از تنهایی فرار کنن. بهت گفتم ممنون اما ته دلم از اینکه یک نفر دیگه این جمله رو تکرار کرد خوشحال بودم. قطعا همه ما برای یک ... #یادداشت_هایی_که_هیچ_وقت_منتشر_نشدند
#شماره_سیزدهم
وقتی ساعت چهار صبح بهم پیام دادی که دوستت دارم. اولش خندم گرفت، گفتم شاید تو هم مثل همه اون زن‌هایی هستی که فقط می‌خوان از تنهایی فرار کنن. بهت گفتم ممنون اما ته دلم از اینکه یک نفر دیگه این جمله رو تکرار کرد خوشحال بودم. قطعا همه ما برای یک بار هم که شده مزه‌ی دوست داشتن رو تجربه کردیم اما شاید کیفیتش متفاوت بوده. طبیعتا اگه من هم جای تو بودم و یه آقای خوشتیپ بهم می‌گفت دوستت دارم، اون دوستت دارم با همه‌ی دوستت دارم‌هایی که من حوالت کرده بودم متفاوت بود. این یعنی کیفیت. اما همه چی که ظاهر نیست. من حاضر بودم برای داشتنت تک‌تک آدم‌ها رو کنار بزنم. شاید چشمام رنگی نبود و موی بور نداشتم اما قبول کن پسر چشم و آبرو مشکی هم جذابیت‌های خودش رو داره! شاید ادکلن یک میلیونی نمی‌زدم اما می‌دونی همین ادکلن دریکت 50 هزار تومنی از سال 1978 تا به امروز چند تا دختر رو بدبخت کرده؟ من خیلی با گزینه‌های تو متفاوت بودم اما این روزا یکی اومده که همه گزینه‌های روی میز رو بهم زده. وقتی نگام می‌کنه حس ضعف تمام وجودم رو میگیره و هر بار که میگه تو جذاب‌ترین مرد روی زمین هستی، صد بار نظرم رو نسبت به خدا و خلقتش تغییر میده. زن ترکیب نامتوازنی از حس دوست‌داشتن، زیبایی و مقدار قابل توجهی بوهای زنانست. فقط کافیه کمی عمیق‌ نفس بکشی تا اون بوی کشنده زن رو با تک‌تک سنسورهای بویاییت مزه مزه کنی. بوی هر زن مثل اثر انگشت هر آدمی متفاوته و من عاشق بوی عطر زنی شده بودم که وقتی پاش رو از خونم بیرون می‌ذاشت تا چند وقت در و پنجره‌ها رو باز نمی‌کردم تا وقتی برمی‌گردم خونه عطرش بزنه زیر دماغم و چنان ناک‌اوت بشم و بیفتم رو تخت و باز با یه سه کام حبس چنان بوی تنش رو از روی تخت بکشم تو ریه‌هام که بعدش قبله‌ام رو گم کنم و ندونم کجام. فقط بو بکشم، بو بکشم، بو بکشم و حس کنم که من تمام انتقامم رو از دنیا گرفتم و دیگه هیچ سهمی از اون ندارم. وقتی توی شهر قدم می‌زنم و زن‌های تکراری شبیه به هم رو می‌بینم، تازه میفهمم چقدر دوستت دارم. این دکترها هیچ خلاقیتی از خودشون ندارن. یک زن رو می‌گیرن و بعد یک زن شبیه به زن‌های دیگه رو به جامعه تحویل می‌دن و سیگاره که پشت سیگار میسوزه. من توو دوره‌ای گیر افتاده بودم که تمام زن‌ها شبیه به هم بودن و برای شبیه هم شدن تلاش میکردن؛ اما تو با بقیه فرق داشتی؛ اینو خوب بو کشیدم.
#شهاب_دارابیان #بو #زن #انتخاب #عشق #تو #ادکلن_زنانه #عطر
Read more
فیلــم یک دقیقــــه ای #Tuck Me In #روی مرا بپوشـــان ساختــــۀ : #ایگناسیــــو اف.رودو محصــول اسپانیا 2014 این اثــر که بتازگی در فستیـــوال بین المللی فیلمهـــای یک دقیقـــه ای ( Filminute) موفــق به دریافت جایــــزه گردیــــده است ، برگرفتــــه از طرحیست که سال گذشتــــه توسط ... فیلــم یک دقیقــــه ای
#Tuck Me In
#روی مرا بپوشـــان
ساختــــۀ :
#ایگناسیــــو اف.رودو محصــول اسپانیا 2014
این اثــر که بتازگی در فستیـــوال بین المللی فیلمهـــای یک دقیقـــه ای ( Filminute) موفــق به دریافت جایــــزه گردیــــده است ، برگرفتــــه از طرحیست که سال گذشتــــه توسط « خــــووان جی. روئیــــــز » در واکنـــش به فراخوانی جهت نگارش داستانهــــــای ترسناکِ دو جملـــه ای خلــــق شـــده بـــــود
.
فیلم کوتاه «روی مرا بپوشان» ساخته ایگناسیو رودو در طول مدت زمانی کوتاه، یک دقیقه، توانسته است در جهت هدف خود به کیفیتی وحشت‌آور و مالیخولیایی دست بیابد. برای تبیین چگونگی رسیدن فیلم به چنین کیفیتی لازم است تا در ابتدا توجه ویژه‌ای به ثانیه ۲۷-۲۸ فیلم شود. در ثانیه ۲۸ در کنار مرد، عکسی سه نفره دیده می‌شود. پدر، مادر و پسر (الکس). در فیلم خبری از مادر نیست به جز عکسش. از جمله دلالت‌هایی (این فیلم تفسیرپذیر است و احتمالا دلالت‌های دیگری هم دارد) که این اثر دارد، نشان دادن همین تأثیر عدم حضور مادر در این خانواده است. مادر، حال بنا به هر دلیلی، در اینجا حضور واقعی و فیزیکی ندارد. نشان دادن عکس مادر اتفاقاً به شکلی نمادین تاکید دارد بر عدم حضور واقعی‌اش.

تأثیر عدم حضور مادر در این خانواده کوچک به این شکل بازنمایی شده است: جای مادر آن قدر خالی است که پسربچه برای جبران این جای خالی، همزادی خیالی برای خود ساخته است. تا این جا موضوع عادی به نظر می‌رسد، اما از این نقطه به بعد است که فیلم وارد فضای به اصطلاح وهمناک و مالیخولیایی می‌شود: تأثیر و عمقِ جای خالی مادر آن قدر سنگین است که این همزاد خیالی پسربچه، به همزادی واقعی بدل شده است، آن قدر واقعی که پدر هم حتی او را می‌بیند. البته نباید از تأثیری که عدم حضور مادر بر پدر هم می‌گذارد غافل ماند. یعنی جای خالی مادر آن چنان فضایِ روانی سنگینی ایجاد می کند که هم بر پسربچه و هم بر پدر به شدت تأثیرگذار است. در واقع سازندۀ فیلم فضایی روانی را با فضایی وهمناک و مالیخولیایی پیوند زده: فضا و جو روانی حاصل از عدم حضور مادر پیوند زده شده با بدل شدن همزادی خیالی به همزاد و موجودی واقعی. نتیجه این پیوند رسیدن به کیفیتی از حسِ وحشت است، منتها وحشتی غریب که حاصل فضا و جوی روانی است.

ویژگی اساسی و قابل توجهِ دیگر فیلم، چرخش و انتقالی است که بین ابتدا و انتهای فیلم رخ می‌دهد. در ابتدا پسربچه روی تخت، مثل تمامی بچه‌های دیگر در این سن و سال، معصوم و دوست داشتنی به نظر می‌رسد. در نقطه مقابل او هم پدر است که حس آرامش و امنیت را به پسربچه منتق
Read more
Loading...
دیالوگ فوق العاده آل پاچینو در فیلم"وکیل مدافع شیطان <span class="emoji emoji2796"></span><span class="emoji emoji2796"></span><span class="emoji emoji2796"></span><span class="emoji emoji2796"></span><span class="emoji emoji2796"></span><span class="emoji emoji2796"></span><span class="emoji emoji2796"></span><span class="emoji emoji2796"></span><span class="emoji emoji2796"></span><span class="emoji emoji2796"></span><span class="emoji emoji2796"></span><span class="emoji emoji2796"></span><span class="emoji emoji2796"></span><span class="emoji emoji2796"></span><span class="emoji emoji2796"></span><span class="emoji emoji2796"></span><span class="emoji emoji2796"></span><span class="emoji emoji2796"></span><span class="emoji emoji2796"></span> آل پاچینو در نقش شیطان ...
Media Removed
دیالوگ فوق العاده آل پاچینو در فیلم"وکیل مدافع شیطان آل پاچینو در نقش شیطان برای متقاعد کردن کیانو ریورز در نقش وکیل: خدا؟ همینطوریه؟ خدا؟ بزار یکمی اطلاعات راجع به خدا بهت بدم... اون دوست داره مراقب همه چیز باشه اون یه دلقکه فکرش رو بکن اون به انسان ها غریزه میده.... اون ... دیالوگ فوق العاده آل پاچینو در فیلم"وکیل مدافع شیطان
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ آل پاچینو در نقش شیطان برای متقاعد کردن کیانو ریورز در نقش وکیل:
خدا؟
همینطوریه؟
خدا؟
بزار یکمی اطلاعات راجع به خدا بهت بدم...
اون دوست داره مراقب همه چیز باشه
اون یه دلقکه
فکرش رو بکن
اون به انسان ها غریزه میده....
اون این هدیه فوقالعاده رو به تو میده و بعد چیکار میکنه؟؟
قسم میخورم که اینکار رو برای سرگرمی خودش میکنه...درست مثل یه فیلم طنز...
اون قوانین رو برخلاف غرایز تنظیم میکنه.
اینکار درواقع یه وقت گذرانی دائمی هست...
"نگاه کن"...ولی "دست نزن"
"دست بزن"....ولی "امتحان نکن"
"امتحان کن"...ولی "نخورش".
وقتی که داری این پا اون پا میپری اون چیکار میکنه؟اون فقط این رفتار رو به تمسخر میگیره!
اون یه موجود خبیثه!
اون درواقع یه مالک غایبه!
چنین چیزی رو باید پرستش کرد؟هرگز!
وکیل که در واقع پسر شیطان هست:
متصدی جهنم بودن.بهتر از خدمتکار بهشت بودنه. درسته؟(با حالت تمسخر که یعنی حرفت رو قبول ندارم)
شیطان:
چرا که نه؟
از بدو خلقت رو زمین بودم!هیجانات و احساساتی که انسان دوست داشته رو پرورش دادم!
همیشه به تمایلاتش اهمیت دادم و از اون بازخواست نکردم...
چرا؟
چون با همه کاستی های اون من هرگز اون رو طرد نکردم!
می عاشق انسان هستم:)))
چه کسی میتونه...چه کسی میتونه مالکیت من بر قرن بیستم رو انکار کنه؟؟؟
هــــــــــــــــــــــــمــــــــــــــــــــــــه دنیا ماله منه!
من دارم به اوج میرسم!
حالا دیگه نوبت منه.... ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
#سینما #فیلم #ترسناک #وحشت #مهیج #هیجان #کلیپ #وحشتناک #المخیف #ترس #جنایی #ژانر #جالب #سرگرمی #تلویزیون #زامبی #خوف #اسلشر #جن #ممنوع #کارگردان #فيلم_وکیل_مدافع_شیطان
#devilsadvocate #Unheimlich #Hollywood #movie #horror
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
14 مرداد 1397
Read more
. اخیرا علی ربیعی در یک توییتی اعلام کرده می‌خواهد کتاب «شازده کوچولو» را به علی لاریجانی هدیه دهد. ...
Media Removed
. اخیرا علی ربیعی در یک توییتی اعلام کرده می‌خواهد کتاب «شازده کوچولو» را به علی لاریجانی هدیه دهد. اول که این توییت را خواندیم گفتیم احتمالا می‌خواهد از او بپرسد «اهلی شدن یعنی چی؟!» بعد دیدیم موضوع چیز دیگری است. با این تفاسیر ما هم تصمیم گرفتیم یک لیست کتاب پیشنهادی برای اهدا به مقامات کشوری ... .
اخیرا علی ربیعی در یک توییتی اعلام کرده می‌خواهد کتاب «شازده کوچولو» را به علی لاریجانی هدیه دهد. اول که این توییت را خواندیم گفتیم احتمالا می‌خواهد از او بپرسد «اهلی شدن یعنی چی؟!» بعد دیدیم موضوع چیز دیگری است. با این تفاسیر ما هم تصمیم گرفتیم یک لیست کتاب پیشنهادی برای اهدا به مقامات کشوری تهیه کنیم:
.
الف) کتاب «قصه‌های من و بابام» یک روایت کودکانه از داستان‌های شیرین یک پدر و پسر است. ما این کتاب را به‌طور خاص به آقای دکتر عارف هدیه می‌کنیم. ایشان واقعا پدری دلسوز، مهربان و فداکار و اصلا یه وضعی بودند که توانستند یک ژن خوب را به جامعه تحویل دهند. البته خوشبختانه این کتاب یک مجموعه سه جلدی است که می‌توان آن را به چند ژن خوب دیگر هم اهدا کرد.
.
ب) کتاب «دو قرن سکوت» هم برای هدیه دادن بد نیست. شاید فکر کنید این را هم می‌خواهیم به دکتر عارف پیشکش کنیم، اما گول خوردید. از آنجایی که کلا کتاب را برای دکور می‌گیریم و فقط اسمش را می‌بینیم، می‌خواهیم این کتاب را به یک‌سری از مسئولان هدیه بدهیم که هر روز فقط اسم همین کتاب را ببینند و سرلوحه کارشان قرار دهند. واقعا ما در این مدت دیدیم که دکتر عارف ساکت، چقدر بهتر از دکتر عارف غیر ساکت است. همین فومول برای خیلی از مسئولان دیگر هم صادق است و دوست داریم مدیران ارشد کشوری همیشه در بهترین حالت خودشان قرار داشته باشند.
.
ج) شاید شما هم مثل ما به کتاب‌های جورج اورول فکر کرده باشید، مثلا کتاب «همه جا پای پول در میان است». مسئولان ما انقدر غیر مادی شده‌اند که بد نیست این کتاب را بخوانند شاید کمی بروند دنبال پول. البته جورج اورول یک کتاب خوب دیگر هم دارد که خواندنش برای مدیران ما خالی از لطف نیست؛ کتاب «آس و پاس‌ها در پاریس و لندن» می‌تواند به مسئولان ما بگوید اگر یک وقت خواستند به لندن بروند و در پاساژها برای فرزندان‌شان چیزی بخرند، ممکن است با چه آس و پاس‌ها و بدبخت‌هایی روبه‌رو شوند.
.
د) کتاب «تاریخ جهان برای کودکان و نوجوانان» گزینه بعدی ما برای هدیه دادن به یک مخاطب خاص است. یکی از مورخان برجسته، باسواد، قابل استناد و...، شخصی است که دوست داریم این کتاب را تقدیم ایشان کنیم، تا شاید به روایت تاریخ کشورمان کمک کرده باشیم. ایشان از طرفداران پر و پاقرص «بی‌قانون» است که چند وقت قبل با زبان ادبی‌خاص خودش، از یکی از طنز نویسان تشکر کرد. پس حداقل کاری که در حق ایشان می‌توانیم بکنیم این است که با یک هدیه کوچک قدردان زحمات‌شان باشیم.
.
بقیه در کامنت اول 👇👇👇
Read more
داستان معروفی از روزگار قاجار نقل میشه با این مضمون : میگویند بعد از دستگیری میرزا رضا کرمانی و هنگام ...
Media Removed
داستان معروفی از روزگار قاجار نقل میشه با این مضمون : میگویند بعد از دستگیری میرزا رضا کرمانی و هنگام بازجویی از او پرسیدند: چرا حضرت ناصر الدین شاه را کشتی؟ او پاسخ داد: سراسر مملکت را فساد و فقر گرفته و همه تقصیر از او بود چرا که سر رشته ی همه چیز در مملکت به او ختم میشد و تمام قوا در شخص او متمرکز بود. گفتند ... داستان معروفی از روزگار قاجار نقل میشه با این مضمون : میگویند بعد از دستگیری میرزا رضا کرمانی و هنگام بازجویی از او پرسیدند:
چرا حضرت ناصر الدین شاه را کشتی؟
او پاسخ داد:
سراسر مملکت را فساد و فقر گرفته و همه تقصیر از او بود چرا که سر رشته ی همه چیز در مملکت به او ختم میشد و تمام قوا در شخص او متمرکز بود.
گفتند : این ربطی به والا حضرت ندارد و اطرافیان او مقصرند، او از خیلی امور ناراست بی اطلاع بود.
پاسخ میرزا شنیدنی و تاریخی است و همیشه در تاریخ ایران درست می نماید و به یادگار خواهد ماند.
او پاسخ داد : اگر اطلاع داشت که حقش بود و اگر بی اطلاع بود، وای به حال مملکتی که شاهش (شما بخوانید رئیس حکومت) از این همه ناراستی و فقر و فساد بی اطلاع باشد .
همان بهتر که بمیرد .... این داستان اگر واقعیت هم نباشه دارای نکات مهمیه : رهبر و رهبران حکومت کشور ما آیا جدای از مردمن که این همه فقر و فلاکت رو نمیبینن؟

یه چرخی اگر در سطح شهر بزنید و با جوانان دختر و پسر کشورمون هم کلام بشید بی هدفی و از اون مهم تر نا امیدی نسبت به آینده و زندگی در تک تک کلماتشون موج میزنه (اگه فردا به سیاه نمایی متهم نشم)

همه یا در فکر مهاجرت به فلان کشور یا پناهندگی با کمترین میزان اطلاع به بهمان کشور خارجه اند ، یعنی حتی رویای یک زندگی عادی هم از مردم ما سلب شده که باید امروز دوست یا دوستان من به رویای مهاجرت به خطرناک ترین راه های زمینی و هوایی و زندگی در کمپ های پناهندگی گاها برای سالها متوسل بشن و از کشور خودشون فرار کنن

چه کردید با این مردم که زندگی در غربت رو به زندگی در سرزمین مادری ترجیح میدن ، جواب هر اعتراضی رو هم که با باتوم و گاز اشک آور میدن ، دین مردم رو که گرفتید حداقل دنیای مردم رو بیش از این نابود نکنید

برنامه های اقتصادی به معنی واقعی کلمه مزخرف و بی خود و بی جهت که امروز حاصلش رو میبینین ، ونزوئلا وار اقتصاد مبتنی بر نفت بودنتون ، سقوط ارزش پول کشور ، دشمنی با همه جهان و شعار مرگ بر همه جهان دادنتون ، از اون بدتر رانت خواری آقا و آقازاده ها ، هرجا هم که کم میارید سریعا به خون شهدا و ترس از سوریه و یمن شدن متوسل شدن و لیستی از عملهای ۴۰ سال گذشته که تمامی نداره در نهایت از این کشور جز ویرانه ای باقی نمیزاره که خودتون هم درش زندگی کنید در آینده ای نه اونقدر دور که همه میبینیم (و باز هم اگر متهم به سیاه نمایی نشم)

یاد این داستان جالب افتادم که رونالد ریگان در دیدارش با گورباچف رهبر شوروی گفته بود : هر شهروند آمریکایی می تواند به دفتر من بیاید و به راحتی از رونالد ریگان انتقاد
Read more
Loading...
قسمت پنجم <span class="emoji emoji1f494"></span> اولین کلاسی که داشتم شیمی بود. یکم زود رسیدم سر کلاس کلی جا خالی بود و رفتم پیش یه دختره ...
Media Removed
قسمت پنجم اولین کلاسی که داشتم شیمی بود. یکم زود رسیدم سر کلاس کلی جا خالی بود و رفتم پیش یه دختره بقل دستی نداشت، به نظر دختر با نمکی بود رفتم پیشش نشستم -سلام من دایانام ت:منم تیلور هستم خوشبختم -منم همینطور دیدم زین و هری اومدن داخل.. من یه لبخند بهشون زدم هری لبخندم و جواب داد ولی زین اصلا ... قسمت پنجم 💔
اولین کلاسی که داشتم شیمی بود.
یکم زود رسیدم سر کلاس کلی جا خالی بود و رفتم پیش یه دختره بقل دستی نداشت، به نظر دختر با نمکی بود رفتم پیشش نشستم
-سلام من دایانام
ت:منم تیلور هستم خوشبختم
-منم همینطور😘
دیدم زین و هری اومدن داخل..
من یه لبخند بهشون زدم هری لبخندم و جواب داد ولی زین اصلا عین خیالشم نبود. یعنی چه اتفاقی براش افتاده؟ یا شایدم اصلا براش مهم نبودم... به همین چیزا داشتم فکر میکردم دیدم یه پسر خوشتیپ اومد تو که یه حلقه نقره ای رو لبش داشت..اومد پشت ما نشست. خلاصه کلی ادم اومد داخل و اخر سر معلم...
من تو زنگ همش حواسم به زین بود و داشتم به این فکر میکردم که چی شده؟
زنگ خورد....
رفتم پیش هری -هری چرا زین منو یادش نمیاد؟ فراموشم کرده
ه: نه دایان اون فراموشت نکرده فقط...
-فقط چی ؟
ه : اون فراموشی گرفته..
-چییی؟ برای چی؟؟
ه: واسه یه تصادف خیلی وقت نیست که فراموشی گرفته واسه همین تازه ما تونستیم بفهمونیمش که اون دوست ماس..ولی دایان اون خودش نمیدونه چه اتفاقی براش افتاده..
من همینجور تو شک بودم...
ه:هی من باید برم بای
-ب. ب. بای
اصلا باورم نمیشد...یعنی اون دیگه منو نمیشناسه؟
تو خودم بودم که یکی از پشت زد به دستم..
برگشتم... (چطور بود این قسمت؟؟به نظرتون کی زده به پشتش؟ ادامه : ۳۵ لایک) #brokenheart_fanfic
Read more
 #چهارشنبه_های_روایتی #پای_منبر_امام_حسن #امام_حسنى_بودن_رسم_است_نه_اسم #امام_مهربانی . . ابن ...
Media Removed
#چهارشنبه_های_روایتی #پای_منبر_امام_حسن #امام_حسنى_بودن_رسم_است_نه_اسم #امام_مهربانی . . ابن عبّاس ضمن حدیثی حکایت کند: روزی جمعی از بنی امیه در محلّی نشسته بودند و در جمع ایشان یک نفر از اهالی شام نیز حضور داشت. و امام حسن مجتبی علیه السلام به همراه عدّه ای از بنی هاشم از آن محلّ ... #چهارشنبه_های_روایتی
#پای_منبر_امام_حسن
#امام_حسنى_بودن_رسم_است_نه_اسم
#امام_مهربانی
.
.
ابن عبّاس ضمن حدیثی حکایت کند:
روزی جمعی از بنی امیه در محلّی نشسته بودند و در جمع ایشان یک نفر از اهالی شام نیز حضور داشت.
و امام حسن مجتبی علیه السلام به همراه عدّه ای از بنی هاشم از آن محلّ عبور می کردند، مرد شامی به دوستان خود گفت: این ها چه کسانی هستند، که با چنین هیبت و وقاری حرکت می کنند؟!
گفتند: او حسن، پسر علی بن ابی طالب علیه السلام است؛ و همراهان او از بنی هاشم می باشند.
مرد شامی از جای برخاست و به سمت امام حسن مجتبی علیه السلام و همراهانش حرکت نمود؛ و چون نزدیک حضرت رسید گفت: آیا تو حسن، پسر علی هستی؟!
حضرت سلام اللّه علیه با آرامش و متانت فرمود: بلی.
مرد شامی گفت: دوست داری همان راهی را بروی که پدرت رفت؟
حضرت فرمود: وای بر تو! آیا می دانی که پدرم چه سوابق درخشانی داشت؟!
مرد شامی با خشونت و جسارت گفت: خداوند تو را همنشین پدرت گرداند، چون پدرت کافر بود و تو نیز همانند او کافر هستی و دین نداری.
در این لحظه، یکی از همراهان حضرت سیلی محکمی به صورت مرد شامی زد و او را نقش بر زمین ساخت.
امام حسن علیه السلام فورا عبای خود را روی مرد شامی انداخت و از او حمایت نمود؛ و سپس به همراهان خود فرمود: شما از طرف من مرخّص هستید، بروید در مسجد نماز گذارید تا من بیایم.
پس از آن امام علیه السلام دست مرد شامی را گرفت و او رابه منزل آورد و پس از رفع خستگی و خوردن غذا، یک دست لباس نیز به او هدیه داد و سپس روانه اش نمود.
بعضی از اصحاب به حضرت مجتبی علیه السلام گفتند: یا ابن رسول اللّه! او دشمن شما بود، نباید چنین محبّتی در حقّ او شود.
حضرت فرمود: من ناموس و آبروی خود و دوستانم را با مال دنیا خریداری کردم.
همچنین در ادامه روایت آمده است: پس از آن که مرد شامی رفت، به طور مکرّر از او می شنیدند که می گفت: روی زمین کسی بهتر و محبوب تر از حسن بن علی علیهما السلام وجود ندارد.
.
.
.
#دوستان_را_کجا_کنی_محروم
#تو_که_با_دشمنان_نظر_داری
#کریم_یعنی_حسن_علیه_السلام
#امام_حسنی_ها
Read more
. حوالی پنج عصر، در آغوش همین کتاب خوابیدم؛ در خواب دیدم که با دو پسر بزرگتر، مباحثه و مشاجره ای تند ...
Media Removed
. حوالی پنج عصر، در آغوش همین کتاب خوابیدم؛ در خواب دیدم که با دو پسر بزرگتر، مباحثه و مشاجره ای تند دارم. و جالب اینکه من در این مباحثه، مسلمان روشنفکری هستم که با عقاید پسرانم به شدت مخالفم. آنها مانند برخی جوانانِ تندرویِ ارزشیِ امروزی، معتقدند که من از اصول باز گشته ام و من هشدار می دهم که همه چیز ... .
حوالی پنج عصر، در آغوش همین کتاب خوابیدم؛ در خواب دیدم که با دو پسر بزرگتر، مباحثه و مشاجره ای تند دارم. و جالب اینکه من در این مباحثه، مسلمان روشنفکری هستم که با عقاید پسرانم به شدت مخالفم. آنها مانند برخی جوانانِ تندرویِ ارزشیِ امروزی، معتقدند که من از اصول باز گشته ام و من هشدار می دهم که همه چیز عوض شده است و این افکار واپس گرایی است.
در خواب به ایشان می گفتم که ارزشها عوض شده اند؛ بچه هایی که برادرها یا عموهایشان در سیزده سالگی لباس رزم بر تن کردند و در میدان جنگ به شهادت رسیدند، امروز در خوشبینانه ترین حالت، به برادر یا عموی خود افتخار می کنند و بر عفریته جنگ لعنت می فرستند که چنین مردی را از ایشان گرفت.
داشتم در خواب به پسرها می گفتم که وقتی ما از ترس نشان دادن موی افشان دلبران، مدام تصاویری از رابطه و انس انسان با حیوانات را نشان کودکانمان دادیم، امروز نمی توانیم از ارتباط همان بچه ها با سگ و گربه در خیابان و پارک و خانه گلایه کنیم.
همین حرفها در میان بود؛ در خواب کمی پیرتر بودم، یعنی موهایم از امروز، کمی سپیدتر.
پ.ن
یک. در خانه ما بین من و فرزندانم اختلاف سلیقه هست؛ خوب هم هست؛ زیاد هم هست؛ ولی اختلاف سلیقه سیاسی نداریم؛ درباره عقاید مذهبی و اجتماعی و فرهنگی هم زیاد بحث می کنیم. کار به کتک کاری نمی کشد البته! آنها هم اهل مطالعه و گفت و گو هستند و از این برنامه های امروزی ندارند. آینده را نمی دانم.
دو. شکاف عمیق یا یک گسست نسلی در جامعه ما اتفاق افتاده است که جملگی از یک بحران در تربیت اجتماعی، سیاسی و فرهنگی ما خبر می دهد؛ بیشتر کسانی که داعیه تربیت گری دارند، و خود را مربی معرفی می کنند، خودشان تربیت نشده اند.
سه. خواب از عالم مثال خبر می دهد؛ ما در خانه بحث می کنیم؛ نه این جوری؛ نمی دانم در عالم مثال چه خبر است😂
چهار. فرزندانمان را جدی بگیریم.

پنج. یادم نرود و بگویم که کتاب معیار سنجش گزاره های شهودی وجودی، اثری کم نظیر و خواندنی در حوزه فلسفه عرفان است. نوشته دوست خوب و برادر بزرگوار و البته استاد عزیزم دکتر علی فضلی. پیشنهاد می کنم علاقمندان به این مباحث حتما بخوانندش!
Read more
Loading...
همونطور که مشاهده میکنید ایشون فسنجون هستن عشق پسر جانمان روش من (البته اکثر شیرازیا) برای تهیه ...
Media Removed
همونطور که مشاهده میکنید ایشون فسنجون هستن عشق پسر جانمان روش من (البته اکثر شیرازیا) برای تهیه فسنجون ی کم متفاوته (حالا میگم براتون) مواد لازم برای سه نفر : به ازائ هر نفر من شش عدد گردو متوسط در نظر میگیرم و برای سه نفر نصف سینه مرغ متوسط چون ما فسنجون و ملس میخوریم حدودا نصف فنجان رب_انار و نصف ... همونطور که مشاهده میکنید ایشون فسنجون هستن عشق پسر جانمان
روش من (البته اکثر شیرازیا) برای تهیه فسنجون ی کم متفاوته (حالا میگم براتون)
مواد لازم برای سه نفر :
به ازائ هر نفر من شش عدد گردو متوسط در نظر میگیرم و برای سه نفر نصف سینه مرغ متوسط چون ما فسنجون و ملس میخوریم حدودا نصف فنجان رب_انار و نصف فنجان هم شیره_انگور استفاده میکنم
ابتدا مرغ و با پیاز ، نمک ، زرچوبه ، یک تکه چوب دارچین و چند تا دونه میخک آبپز میکنم و کنار میزارم تا خنک بشه
گردو ها را با میکسر یک دو سه خرد میکنم تا حدی که زیاد پودر نشن
گردو ها رو تو ی ظرف میریزم و رو حرارت خیییلی ملایم قرار میدم تا کمی به روغن بیفتن
تفاوت ماجرا اینجاست که مرغ را هم بی استخوان میکنم و تو میکسر میریزم تا اونم مثل گردو ها ریز بشه اما اصلا نباید خمیری و خیلی نرم بشه
مرغ و به گردو اضافه میکنم و سپس آب مرغ و اضافه میکنم اگر لازم بود آب اضافه میکنم و روی حرارت ملایم قرار میدم بعد از حدود بیست دقیقه رب انار و شیره انگور و اضافه کرده صبر میکنم تا حدود یک ساعت فسنجون جا بیفته
در این بین از خورش میچشم و اگر لازم بود بسته به ذائقه رب یا شیره اضافه میکنم ی مطلب خیلی مهم دیگه در تهیه فسنجون واسه من رنگ خورشه که باید همین رنگ تو عکس باشه یعنی شکلاتی نه سیاه و نه عسلی به رنگش خیلی حساسم ... حدود نیم ساعت مونده به پایان به دلخواه کمی زعفران هم اضافه میکنم
همین دیگه خورش_فسنجون م آماده س ...من تا حالا اون مدل که مرغ و با تکه های درشت به خورش اضافه میکنند و درست نکردم اما خوردم به نظرم این مدلی یکدست تر و خوشمزه تره ولی خب هر شهری و رسمی
شما هم اگر دوست داشتید این مدل و امتحان کنید . .
.
.
.
اگر مطلب و پسندیدید لطفا برای شادی روح پدرم صلوات بفرستید .
.
. .

کاری از کدبانوی باسلیقه
@ashpazaneh
Read more
. مثل ماست نباشید! #جوونا_رو_ازدواج_بدید . رسول گرامی اسلام میفرماید: #مجردها تون رو ازدواج ...
Media Removed
. مثل ماست نباشید! #جوونا_رو_ازدواج_بدید . رسول گرامی اسلام میفرماید: #مجردها تون رو ازدواج بدید بزرگترها اهتمام بورزند به اینکه جوونا #ازدواج کنن یعنی ول نکن جوون رو آقا تو زن داری نداری؟ خب چیکار کنم برات؟ چرا زن نمیگیری؟ گیرت چیه؟ آقا دختر شما شوهر رفته نرفته؟ خب چیکار کنم؟ اگه یک ... .
مثل ماست نباشید! #جوونا_رو_ازدواج_بدید
.
رسول گرامی اسلام میفرماید: #مجردها تون رو ازدواج بدید
بزرگترها اهتمام بورزند به اینکه جوونا #ازدواج کنن
یعنی ول نکن جوون رو
آقا تو زن داری نداری؟ خب چیکار کنم برات؟ چرا زن نمیگیری؟ گیرت چیه؟
آقا دختر شما شوهر رفته نرفته؟ خب چیکار کنم؟
اگه یک کاری از دستم بر میاد انجام بدم
#مثل_ماست_نباشید همینجوری
بعضیا مثل ماستن
بزرگترها اهتمام بورزند به اینکه جوونا ازدواج کنن
بعضی وقتا آنقدر بزرگترها این کار رو نمیکنن تا جوونا به زبون میان
اشکالی هم نداره به زبون بیان
ولی بهتر اینه که بزرگترها وظیفه خودشون رو بدونن
بزرگترها جوونا رو ازدواج بدن
این سفارش ظریف دین اسلام هست که
دوست داره #حیا و #حجاب در زبان و مرام جوونا باقی بمونه
به بزرگترها دستور میده شما باید این اقدام رو کنید
خب جوونا بره #ازدواج کنه
بابا #اسلام چقدر اهمیت داده به #حیاء جوونا
روش نمیشه بگه بدبخت
بهش هم بگی میگه نه حالا میخوام درس بخونم
#خدا_از_دلت_بشنوه
.
#جوان #دختر #پسر
#استاد_پناهیان #استاد #پناهيان #پناهیانی
.
Read more
. . تو دنیا گرفتار کنش ها و واکنش ها هستیم یعنی یک قسمت بسیارررررر عمده ناخشنودی ها و ناراحتی ها و ...
Media Removed
. . تو دنیا گرفتار کنش ها و واکنش ها هستیم یعنی یک قسمت بسیارررررر عمده ناخشنودی ها و ناراحتی ها و شکست هامون در روابط انسانی به علت اینه که توجه کافی به نحوه برخوردها و اخلاق و عملکردهای خودمون بسیاری نداریم ... مثلا در جواب بتمرگ ! قطعا نباید توقع #محبت طرف مقابل رو داشته باشیم ! و کاملا طبیعیه ... .
.
تو دنیا گرفتار کنش ها و واکنش ها هستیم
یعنی یک قسمت بسیارررررر عمده ناخشنودی ها و ناراحتی ها و شکست هامون در روابط انسانی به علت اینه که توجه کافی به نحوه برخوردها و اخلاق و عملکردهای خودمون بسیاری نداریم ...
مثلا در جواب بتمرگ ! قطعا نباید توقع #محبت طرف مقابل رو داشته باشیم ! و کاملا طبیعیه حتی محبتی هم باشه با تکرار رفتارهای ناشایست از بین میره ! (بندگان بسیار خاص خدا و یا افراد بسیار صبور و خلاصه استثناها را لحاظ نکن بحث عمومه )
.
.
.
.
این ماجرا جهت به عکس هم داره
یعنی بسیاری اوقات حتی تنها عامل جذابیت فردی اخلاق و رفتارهای متناسب و زیباشه ... .
.
.
.
.
.
#خانواده #دوست #همسر #پسر #دختر #زن #شوهر #اخلاق #شخصیت .
.
.
#داماد زشت و با شخصیت به از داماد خوش صورت و بی لیاقت. ( #ضرب_المثل #لهستانی )
هنگام #ازدواج بیشتر با گوش هایت مشورت کن تا با چشم هایت. (ضرب المثل #آلمانی )
با زبان خوش مار رو هم از سوراخ میشه بیرون کشید
و
با یک من عسل هم نمیشه خوردش (ضرب المثل های #ایرانی )
.
.
.
.
نتیجه : اگر عکس العمل های محیط اطراف را غالبا نمیپسندیم خیلی خوبه به رفتارهای خودمون رجوع جدی کنیم !
چرا که غالبا هر عملی را عکس العملی متناسب و در جهت مخالف است ! .
.
.

نظر شما هم قطعا مکمل پسته 👌😊
.
Read more
 #bighanoon #safoorabayani برادر که داشته باشی همیشه یک نفر مثل کوه پشتت است، منتظر است وسط غذا خوردنت ...
Media Removed
#bighanoon #safoorabayani برادر که داشته باشی همیشه یک نفر مثل کوه پشتت است، منتظر است وسط غذا خوردنت نفس بکشی تا این‌طور برداشت کند که سیری و می‌تواند بقیه‌ غذایت را بخورد. برادر که داشته باشی تمام غم‌های دنیا را فراموش می‌کنی، غصه‌ات می‌شود راحت شدن از دست لگد پرت کردن‌های شوخی شوخی نوجوانی‌اش ... #bighanoon #safoorabayani
برادر که داشته باشی همیشه یک نفر مثل کوه پشتت است، منتظر است وسط غذا خوردنت نفس بکشی تا این‌طور برداشت کند که سیری و می‌تواند بقیه‌ غذایت را بخورد. برادر که داشته باشی تمام غم‌های دنیا را فراموش می‌کنی، غصه‌ات می‌شود راحت شدن از دست لگد پرت کردن‌های شوخی شوخی نوجوانی‌اش که جدی جدی به وسط شکم اصابت می‌کنند.

برادر که داشته باشی شب‌ها سر راحت روی بالش میگذاری ولی به جای عروسک برای تفنگت لالایی می‌خوانی، تازه آن هم یواشکی که نشنوند و مسخره‌ات نکند.

برادر که داشته باشی بی‌نیازی از محبت دیگران را می‌آموزی، وقتی مادرت برای پسر قندعسلش که قرمه‌سبزی هوس کرده پنج کیلو سبزی را دوساعته پاک و ساتوری و سرخ می‌کند ولی برای تو تره هم خرد نمی‌کند.

برادر که داشته باشی اصلا دلت نمی‌خواهد هیچ دوست دیگری داشته باشی، به همه دوست‌هایت به چشم زن برادری نگاه می‌کنی، بعد که فهمیدی آن‌ها هم روی برادرت کراش دارند، از زندگی‌ات حذف‌شان می‌کنی دخترهای بی چشم و رو را. برادر که داشته باشی خیالت از بابت همه چیز راحت است، چون هر وقت در هر زمینه‌ای از او مشورت بخواهی، می‌گوید مهم نیست!
.
برادر که داشته باشی همه دنیا از تو می‌ترسند، چون خودت اخلاقت مثل پسرها شده و می‌زنی لت و پارشان میکنی. برادر که داشته باشی یعنی همه عظمت کوه، وسعت جنگل و بخشندگی دریا در وجود یک نفر جمع شده و فقط منتظر است که تو از او چیزی بخواهی، آن‌وقت همه توانش را جمع می‌کند و با صدایی رسا فریاد می‌زند: «به من چه بابا، دارم موزیک گوش می‌دم. برو بیرون!».
Read more
Manga : Totally Captivated خلاصه داستان: ایوون (Ewon) بخاطر حسادت دوست پسر سابقش،جیهو (Jiho) ...
Media Removed
Manga : Totally Captivated خلاصه داستان: ایوون (Ewon) بخاطر حسادت دوست پسر سابقش،جیهو (Jiho) به دنیای تاریک مافیا کشیده میشه و مجبور به کار برای شرخر میشه این در حالیه که رییس خوشتیپ و جذاب گروه ، موکیول (Mookyul) ، علاقه ی خاصی به نوچه ی جدیدش یعنی ایوون پیدا میکنه ....آیا ایوون از این دنیا ... Manga : Totally Captivated

خلاصه داستان:
ایوون (Ewon) بخاطر حسادت دوست پسر سابقش،جیهو (Jiho) به دنیای تاریک مافیا کشیده میشه و مجبور به کار برای شرخر میشه این در حالیه که رییس خوشتیپ و جذاب گروه ، موکیول (Mookyul) ، علاقه ی خاصی به نوچه ی جدیدش یعنی ایوون پیدا میکنه ....آیا ایوون از این دنیا و منحرف بازیای رییسش حون سالم به در میبره؟
telegram.me/InYaoiClub
#manga #yaoi #yaoimanga #mangayaoi #totallycaptivated #pfyaoimanga #persianfujoshi #persianotaku #fujoshi
Read more
سلام. دیشب از میانه های دعای جوشن کبیر این دو تا گل، حواس‌مونو چن باری معطوف به خودشون کردن. چن باری ...
Media Removed
سلام. دیشب از میانه های دعای جوشن کبیر این دو تا گل، حواس‌مونو چن باری معطوف به خودشون کردن. چن باری اقا پسر گل به دختر خانوم گل( فکر میکنم از عزیزان افغانستانی بود) پفک تعارف کرد و بعد کلا پفک رو آورد وسط و باهم خوردن و جالب بود طوری برکت کرده بود، هرچی میخوردن تموم نمیشد! راستش این عزیزان پفک میخوردن ... سلام. دیشب از میانه های دعای جوشن کبیر این دو تا گل، حواس‌مونو چن باری معطوف به خودشون کردن. چن باری اقا پسر گل به دختر خانوم گل( فکر میکنم از عزیزان افغانستانی بود) پفک تعارف کرد و بعد کلا پفک رو آورد وسط و باهم خوردن و جالب بود طوری برکت کرده بود، هرچی میخوردن تموم نمیشد!
راستش این عزیزان پفک میخوردن و ما غبطه!
غبطه از وسعت زیبایی و مهربونی و دنیای بی کینه بچه ها؛ دنیایی که توی اون نژاد و رنگ و ملیت و جنسیت و... بی ارزشه و انسان برای انسان بودن محترمه‌. کاش دنیای درنده بزرگترها هم کمی مثل دنیای بچه‌ها بود.

حدیثی از پیامبر رحمت هست که می فرماید بچه‌ها رو برای چند صفت دوست دارم: با خاک بازی می کنند (یعنی تکبر و نخوت و خودپسندی در آنها نیست). با یکدیگر دعوا می کنند ولی زود آشتی کرده و کینه به دل نمی گیرند.
چیزی برای فردا ذخیره نمی کنند (چون آرزوی دور و دراز و طمع طولانی ندارند)
خانه می سازند و سپس خراب می کنند (دلبسته و وابسته به امور دنیوی نیستند). #دنیای_کودکان
#مهربانی
#محبت
#جوشن_کبیر
#شب_قدر
Read more
تجاوز چیست ؟ تجاوز یعنی بدون اجازه گرفتن واجازه داشتن به حریم خصوصی دیگران وارد شدن!!!!حریم خصوصی ...
Media Removed
تجاوز چیست ؟ تجاوز یعنی بدون اجازه گرفتن واجازه داشتن به حریم خصوصی دیگران وارد شدن!!!!حریم خصوصی چیست ؟ شامل تمام داشتهای یک فرد از قبیل (جسمش ؛خانه ؛ماشین ؛اتاق ؛اشپزخانه ؛اتاق خواب ؛کامپیوتر ؛موبایل ؛لب تاب وجزئیاتی که شخص دوست ندارد با دیگران در اشتراک باشد) ما انسانها باید یاد بگیریم که ... تجاوز چیست ؟ تجاوز یعنی بدون اجازه گرفتن واجازه داشتن به حریم خصوصی دیگران وارد شدن!!!!حریم خصوصی چیست ؟ شامل تمام داشتهای یک فرد از قبیل (جسمش ؛خانه ؛ماشین ؛اتاق ؛اشپزخانه ؛اتاق خواب ؛کامپیوتر ؛موبایل ؛لب تاب وجزئیاتی که شخص دوست ندارد با دیگران در اشتراک باشد) ما انسانها باید یاد بگیریم که به حریم خصوصی همدیگر احترام بگذاریم وتجاوز نکنیم !!! حال بپر دازیم به بقیه ماجرا انسانها به دو دسته تقسیم میشوند یک عده مظلومند ویا نا اگاه به حقوق انسانی فردی! واز کودکی یاد میگیرندکه مورد تجاوز قرار بگیرند واز وسائل انها شروع میشود!شاید این گروه مقصرند چون انها هستند که ناخواسته اجازه میدهند به دیگران؛که متجاوز باشند که این ریشه در تربیت خانوادگی دارد که نباید حرف زد وبااین باور؛ بزرگ میشوند در صورتی که دقیقا برعکس است باید حرف زد وکمک خواست تا دست متجاوز قطع گردد وبه خود آید متاسفانه بیشتر این قربانیان کودکان ونوجوانان هستند که مورد تجاوز قرار میگیرند (اگر از کودکی پسر بچه ودختر بچه )را اموزش دهیم وتوجیه کنیم بدین صورت عزیزم تو فرزند دوست داشتنی ما هستی وعزیز دل بابا ومامان !! اما ما همیشه باتو نیستیم که از تو مواظب کنیم تو باید خودت از جسمت مواظبت کنی تو در اندامت (بدنت) قسمت هایی است که به انجا میگویند جاهای خصوصی!!!! هیچ کس حق ندارد به این قسمت ها دست بزند (التت وباسنت وسینه های تو )ویا لمس کند!!!! این جاهای خصوصی فقط خودت حق داری (ببینی ولمس کنی در حمام ودستشویی )اگر کسی قصد چنین کاری کرد ویا دارد کار زشتی است وبه این کار (تجاوز میگویند) فوری به من اطلاع بده این اشخاص هرکس که میخواند باشند مهم نیست من با انها صحبت خواهم کرد نترس عزیزم (معلم ؛دکتر؛راننده سرویس همسایه؛سرایدار اپارتمان !سرایدار مدرسه وشاید در اقوام ونزدیکان وحتی محارم مثل دایی ؛عمو ؛برادر ؛ مواظب خودت باش منم باتوام ونمی گذارم کسی به تو اسیبی برساند !!!انان یاد میگیرند که در ارتباطشون با دیگران محتاطتر باشند!!!دسته دیگر دختران وزنان هستند که از ترس بی ابرویی واینکه مورد قضاوت ناعادلانه قرار بگیرند وکسانی که مطلع میشوند وی را مقصر بدانند سکوت میکنند وسالها در رنج وترس واظطراب بسر میبرند !! "تجاوز گر. که بویی از انسانیت نبرده اند ویا اینکه خود روزی قربانی بوده اند واکنون عقده حقارت دارند !!!در پایان عرایضم خطابم به هردو گروه است گروه اول نترسید وشجاع باشید !!وگروه دوم بخاطر( خدا وانسانیت ) دست از این کار غیر انسانی بردارید !!!وامنیت جامعه وخانواده وحریم خصوصی را اشفته نسازید !!با تشکر
Read more
Photo By Giedre Gomes ادامه دو پست قبل و اما وظیفه اصلی پدران امروز جامعه شتابزده و عقب مانده کراوات ...
Media Removed
Photo By Giedre Gomes ادامه دو پست قبل و اما وظیفه اصلی پدران امروز جامعه شتابزده و عقب مانده کراوات زده ما چیست؟ چیزی سالها به اشتباه به مغز ایرانی ها نفوذ کرده است، کار خانه برای زن است و بچه ها از دامان زن باید گرفته شوند و اگر کودکی خراب به بار امد زنی باید تاوانش را پس دهد! گویی مردان ما یک تافته ... Photo By Giedre Gomes
ادامه دو پست قبل
و اما وظیفه اصلی پدران امروز جامعه شتابزده و عقب مانده کراوات زده ما چیست؟
چیزی سالها به اشتباه به مغز ایرانی ها نفوذ کرده است، کار خانه برای زن است و بچه ها از دامان زن باید گرفته شوند و اگر کودکی خراب به بار امد زنی باید تاوانش را پس دهد!
گویی مردان ما یک تافته جدابافته اند، شاید خرج خانه را دادن خود یک پروژه سنگین‌ است اما بسیار دیده شده این داستان دراماتیک برای زنان شاغل نیز صدق میکند!
مادرانی که همه کار کودک را به عهده میگیرند، اری همه قبول داریم که مسئولیت زن به خاطر احساسش و نزدیکی بیشتر با کودک اساسی تر است
ولی پرسش بزرگم از شوهران شما این است که شما کجای کارید؟
ما به مرزهای جدیدی وارد میشویم
تورم بی رحم، اعصاب های کم، تحمل های کوتاه، افکار سنتی هنوز درون بسیاری از مردان و زنان ما موش میدواند
دو پست را برای زنانی نوشتم که شاید نادانسته سنگینی مادر بودن را حمل میکنند
من به شما قول میدهم در بسیاری از خانواده های ایرانی حضور مرد در تربیت کودک کمرنگ است
در شب های طولانی بیماری کودک این مادر است که تا صبح بیدار است و چشم هایش را نخواهد بست
گویی اگر من پولی بیاورم از بقیه وظایف مبرا هستم
این داستان ریشه های مرموزی دارد
من روانشناس نیستم ولی به اندازه درکی که از جامعه شناسی دارم، به شما میگویم که مردان ما جایی عجیب راه را اشتباه رفته اند
مسیر بدی که گاهی مقصرش یک والدین دیگر است
انجایی که در کودکی او را شاهزاده مینامند و پسر پسر میگویند و اختیار تام به او میدهند و در کوچه و خیابان و باشگاه ها و خیلی جاهای دیگر ازاد است و دختران ما باید در خانه باشند!
دختر بچه هایی که از ترس نادیده گرفته میشوند و به همان خاله بازی با عروسک هایشان میپردازند!
گویی خودشان هم به مرور راضیند!
لذت کشف زندگی برای مرد است! و دختران ما یاد میگیرند که با ذاتی احساسی خود سرگرم باشند و فقط با فداکاری بچه بزرگ کنند؟
مردان چرا نباید گوشه ای از این وقف باشند؟هستند پدران خوش فهم ولی چند درصد؟
چقدر سعی میکنید شرایط بدنی زنی بعد از زایمان را درک کنید، چقدر مثل این عکس با کودکان خود خلوت میکنید؟
چقدر میتوانید همسرتان را بیش از کودک دوست داشته باشید؟
نه اینکه بگویی من عاشقش هستم ،اخر او مادر فرزندم است!
این یعنی خودش کشک؟
جای بسیاری از مردان در تربیت کودکان خالیست، برخی حتا پوشک بچه را عوض نمیکنند و این کار را زنانه میدانند؟
گویی از پدر بودن، گوگول بابا چطوره را فقط بلدند!
ما عقب ترخواهیم ماند، اگر ندانیم کجای راه را اشتباه رفته ایم
ادامه دارد
امیر شمس
Read more
‌ از دیشب تو فکرم. کلیپ سورپرایز #ابی رو منم دیدم. خوندن حرفهای بقیه در مورد "اشک‌آور" بودن این ویدیو ...
Media Removed
‌ از دیشب تو فکرم. کلیپ سورپرایز #ابی رو منم دیدم. خوندن حرفهای بقیه در مورد "اشک‌آور" بودن این ویدیو انتظارمو از لحاظ حسی خیلی بالا برده بود و دنبال این بودم که وقت دیدنش تو دلم بگم "اون‌قدرا هم احساسی نبود و گریه نداشت". ‌ نشستم و دیدم. سی‌ چهل ثانیه اول خیلی کول بودم باهاش و گفتم "ایول چه ایده باحالی" ...
از دیشب تو فکرم. کلیپ سورپرایز #ابی رو منم دیدم. خوندن حرفهای بقیه در مورد "اشک‌آور" بودن این ویدیو انتظارمو از لحاظ حسی خیلی بالا برده بود و دنبال این بودم که وقت دیدنش تو دلم بگم "اون‌قدرا هم احساسی نبود و گریه نداشت".

نشستم و دیدم. سی‌ چهل ثانیه اول خیلی کول بودم باهاش و گفتم "ایول چه ایده باحالی" اما دقیقا اولین لحظاتی که حضرت پشت سر آدمها حاضر شد و شروع کرد به رقصیدن و با لذت نگاه کردن طرفدارهاش یهو دلم لرزید، ولی تحت کنترل بودم.

ضربه رو وقتی خوردم که اولین #سورپرایز انجام شد و آدمها دونه دونه شروع کردن به جیغ شادی کشیدن و بغل کردن ابی. قلب آدمم که از سنگ نیست، نرم میشه، ول می‌کنه خودشو. بعدم مگه میشه ایرانی باشی ابی رو دوست نداشته باشی یا یه جای مغزت با یکی از آهنگاش عجیب خاطره نداشته باشی؟

کار رسید به یکی که از شدت #هیجان حتی جرات نداشت برگرده پشت سرشو نگاه کنه، انقدر انرژی از اون "صدای زنده" و "حس حضور" پشت سرش دریافت کرد که زد زیر گریه، اونجا منم ترکیدم، نمیدونم فک کنم دقیقه سه چهار بود، تا ته تهش مثل یه بچه منم #اشک ریختم، حالا اشکه با خنده و شعف همراهه‌ها، ولی اشکه. ‌

از دیشب تو فکرم که چرا، یعنی این چی داشت که هممون باهاش ترکیدیم؟ درسته که ابی رو خیلی دوست داریم، اما من میگم اکثرش حضور ابیه اما همش نیست. یه بخشیش یه چیزیه که سالها از ما گرفتن، یعنی گفتن جیزّه، حرومه، ایجاد گناه می‌کنه، هورموناتون بیسار می‌شه، خیلی ساده اون چیزه "محبت" ئه.

چیزی که دیدیم محبت بدون چشم‌داشت یه سری طرفدار بود، یه پسر بچه، دختر بچه، مرد و زن بزرگ، حتی یه خانم محجبه با دیدن ابی، طوری از خود بیخود میشن که قربون صدقش می‌رن و بغلش میکنن. من تو اون بغلها چیزی جز محبت و آشتی ندیدم. ما یادمون رفته بغل کنیم همو، یادمون رفته دست همو بگیریم، یادمون رفته به جای فحش دادن پشت فرمون همو بفهمیم، از بس که بهمون گفتن محبت جیزه و گفتن بگو مرگ بر همه.

کار عجیبی لازم نیست بکنیم، کوچیکش اینه که از فردا یکم بدون دلیل باهم مهربون‌تر باشیم. من هر وقت اول صبح به یکی که عصبانیه با لبخند و بفرمایید پشت فرمون راه می‌دم، یا وقتی پیادم به یه کاسب یا دست فروش با انرژی سلام می‌کنم، یا به یه رفتگر خسته‌نباشید میگم، کیفیت روزم عوض میشه، چون میلیون برابرش تا شب بهم برمی‌گرده، این گریه‌هه یه جورایی جمع این ذره‌های انرژی مثبتیه که میتونستیم به هم بدیم و دریغش کردیم. ازین به بعد، کمتر دریغ کنیم.

پ.ن: اگر کلیپ رو ندیدین میتونین توی کانال من ببینین، توی تلگرام سرچ کنین ShareTheJoy

#موبایلگرافی
Read more
: البوم no shame از Hopsin اول‌ از کاور البوم شروع کنم که ممکنه خیلی جلب توجه بکنه. تصویر کاور به ...
Media Removed
: البوم no shame از Hopsin اول‌ از کاور البوم شروع کنم که ممکنه خیلی جلب توجه بکنه. تصویر کاور به صورت اورجینال کاملا واضحه و من خودم به صورت شطرنجی ادیتش کردم. شاید اولین تصوری که اندام برهنه با توجه به اسم آلبوم no shame یعنی ٬٬بدون شرم٬٬ ایجاد کنه این باشه که محتویات آلبوم مربوط به برهنه گرایی ... :
البوم no shame از Hopsin
اول‌ از کاور البوم شروع کنم که ممکنه خیلی جلب توجه بکنه.
تصویر کاور به صورت اورجینال کاملا واضحه و من خودم به صورت شطرنجی ادیتش کردم.
شاید اولین تصوری که اندام برهنه با توجه به اسم آلبوم no shame یعنی ٬٬بدون شرم٬٬ ایجاد کنه این باشه که محتویات آلبوم مربوط به برهنه گرایی یا آزادی رفتاری و پوشش یا به اصطلاح خودمون کارایی که دور از حیا هستن (به نوعی ترویج فرهنگ غرب گرایی و حجاب ستیزی😉😁) باشه، من که به شخصه همچین تصوری نداشتم ولی شاید برای شما اینطور باشه.
به هر حال نکته جالب اینه که اصلا اینطور نیست و به نوعی کاملا برعکس این قضیه ست.
هاپسین توی آلبوم هدفش به نوعی یادآوری شرم از بدکاری و اهمیت حیا ست‌.
در واقع شاید منظورش از بدون شرم نوع رفتار بعضی از مردم این دوران باشه که هیچ شرم و خجالتی از کاراهای غلط شون ندارن.
داستان البوم برگرفته از داستان واقعی هست که برای خود رپر اتفاق افتاده که به استرالیا میره تا با دوست دخترش که پنج ماه هست حامله هست ازدواج کنه که بعد متوجه میشه که در طول مدتی که توی استرالیا دوست دخترش تنها بود، به شغل رقاصی برهنه و کار کردن توی کابراره یا کلاب مشغول بوده.
بعد از فهمیدن این موضوع بین هاپسین و دوست دخترش درگیری لفظی ایجاد میشه.
دوست دخترش رو هل میده و اون هم از هاپسین شکایت میکنه که کتکش زده و پلیس استرالیا با توجه به نژاد هاپسین (سیاه پوست) و دختر سفید پوست، هاپسین رو از استرالیا دیپورت میکنه و در نتیجه هاپسین هیچ وقت نمیتونه به استرالیا برگرده و پسر بچه ای که شاید فرزند واقعی خودش باشه رو ببینه.
البوم به صورت استوری تلینگ یعنی همون تعریف داستان از توضیح دادن این موضوع به پلیس به شروع میشه تا انتقاد در مورد دختره یعنی مقصر اصلی داستان و بعد نامه ای به پسرش و غیره ادامه پیدا میکنه.

موزیک رپ با سلیقه خیلیا جور در نمیاد ولی پیشنهاد میکنم این البوم رو گوش بدید، خیلی هنری و زیبا روش کار شده.
من خودم چون خیلی حال کردم باهاش تصمیم گرفتم به اشتراک بذارم و کمی در موردش توضیح بدم.
با تشکر

#رپ #هیپ_هاپ #هنر #شرم #خجالت #خیانت
#hopsin #noshame #rap #hiphop #music
Read more
. ۱.«نمیدونم به شانس اعتقاد دارید یا نه، ولی من بدشانس‌ترین آدم دنیام. یادمه یه بار گفتین به فال و ...
Media Removed
. ۱.«نمیدونم به شانس اعتقاد دارید یا نه، ولی من بدشانس‌ترین آدم دنیام. یادمه یه بار گفتین به فال و بخت و چشم زخم اعتقاد ندارید، اما باور کنین بخت من رو بستن! ماجراهای پارسال رو که یادتونه؟ تو این شیش ماهی که پیشتون نیومدم دو تا رابطه دیگه هم شروع کردم و هر دو خراب شدن. فقط کسایی که سراغ سواستفاده هستن ... .
۱.«نمیدونم به شانس اعتقاد دارید یا نه، ولی من بدشانس‌ترین آدم دنیام. یادمه یه بار گفتین به فال و بخت و چشم زخم اعتقاد ندارید، اما باور کنین بخت من رو بستن! ماجراهای پارسال رو که یادتونه؟ تو این شیش ماهی که پیشتون نیومدم دو تا رابطه دیگه هم شروع کردم و هر دو خراب شدن. فقط کسایی که سراغ سواستفاده هستن سراغ من میان. هیشکی منو واسه یه رابطه جدی مث ازدواج نمیخاد! »
۲. حمیده مثل یک وظیفه از چهار سال پیش هر شش ماه یکبار به دیدنم می‌آید. داستان تکراری است. رابطه‌های مکرر که با عشقی آتشین و پیگیرانه از طرف پسرها شروع می‌شود و خیلی زود، بی‌سرانجام، پایان می‌یابد.
۳. داستان «بچه‌های کوه آلپ» را یادتان هست؟ پای دَنی در حادثه‌ای غیرعمد می‌شکند. آنِت خواهر بزرگتر دَنی، پسر همسایه یعنی لوسین را مقصر می‌داند. بی‌فکرانه و شاید ناخواسته دوستی دیرین را به تنفر و دشمنی تبدیل می‌کند و تلاشهای لوسین برای برگشت اوضاع به سابق چنان بی‌نتیجه می‌ماند که همه چیز را رها کرده و مریدِ پیرمردِ تنهایِ میانه‌ی جنگل می‌شود.
۴. هر روز در کارم آدمهای زیادی را ویزیت می‌کنم که مبتلا به سندرم آنت هستند و با رفتارشان نقش‌های دیگران را تغییر می‌دهند. دوستی‌ها را به دشمنی، عشق را به تنفر، ازدواج‌ها را به طلاق و دلسوزان را به بدخواهان تبدیل می‌کنند. دختران زیادی مانند حمیده را می‌بینم که توانایی خارق‌العاده‌ای در تبدیل موقعیت‌های ازدواج به رابطه دوست‌پسر- دوست‌دختری دارند. آنها نمی‌دانند که چگونه چنین اتفاقی می‌افتد و اینها را به شانس و تقدیر تعبیر می‌کنند. اما قصه(به قول س. ص.) این است که آنها سه ویژگی نهفته خویش را نمی‌شناسند:
الف. عزت نفس پایین
ب. طرحواره طرد
ج. دلبستگی ناایمن در کودکی
درمان سندرم آنت شامل تشخیص صحیح و رفع سه ویژگی آن توسط درمانگر است.
Read more
. . #وقاحت_آقازادگی از خود آقازاده ها آزاردهنده تر است! رفتار #مهدی_مظاهری پسر #طهماسب_مظاهری وزیر اسبق اقتصاد و رئیس اسبق #بانک_مرکزی و باجناق برادر ولی الله سیف، رئیس تازه مستعفی بانک مرکزی در برابر منتقدین از اصل رفتار او وقیحانه تر بوده است! فارغ از مناظره ای که ترتیب داده شد و او جز توهین ... . .
#وقاحت_آقازادگی از خود آقازاده ها آزاردهنده تر است!

رفتار #مهدی_مظاهری پسر #طهماسب_مظاهری وزیر اسبق اقتصاد و رئیس اسبق #بانک_مرکزی و باجناق برادر ولی الله سیف، رئیس تازه مستعفی بانک مرکزی در برابر منتقدین از اصل رفتار او وقیحانه تر بوده است!
فارغ از مناظره ای که ترتیب داده شد و او جز توهین و... حرفی نزد، آنچه او در صفحه اینستاگرامش منتشر کرده است توهین به #شهدا و خانواده شهدایی است که فکر نمی کنم این #آقازاده و خانواده اش حاضر نباشند یک لحظه خودشان را جای آنها بگذارند!
ما به ازای هر پست مدیریتی در کشور ما در بهشت زهرایمان حدود صد مقبره #شهید داریم! یعنی این همه جوان شهید شدند که آقازاده میلیاردری که در مورد مسیر کسب مالش هزار و یک شبهه از #رانت_اطلاعاتی تا #وام_میلیاردی وجود دارد چشم در چشم مردم بگوید «چه کسی در جریان انقلاب بوده؟ اگر یک عده جان دادند، یک عده ای هم این وسط پول دادند...«جان چه باشد که نثار قدم دوست کنم.... این (جان) متاعی است که هر بی سروپایی دارد»
لاکچری زندگی کنی و خون به دل همه آنهایی که برای انقلاب محرومان و مستضعفان و ساده زیستان از همه چیزشان گذشتند کنی و دست آخر هم طلبکارانه در برابر خانواده شهدا بایستی که آنچه که دادید متاعی بی ارزش بوده که هر بی سر و پایی دارد؟!
این وقاحت از اصل آن #اشرافیت بدتر است! و خدا می داند که به واسطه این انقلاب که شما آن را به مثابه سفره ای صرفا برای بالابردن سطح کیفیت زندگی تان دیده اید و امروز تبدیل به طبقه اشراف شدید و مستکبرانه در برابر مستضعفان و محرومان و خانواده شهدایی که آقازاده هایشان جان دادند تا درخت این انقلاب به ثمر بنشیند بگویید شما یک عده بی سروپا هستید که جان بی بهایی داشتید و آن را دادید! خدا لعنتتان کند!
.

@mahdi_mazaheri_

یادداشت از جناب آقای دیانی
@mikaeeldayani
Read more
بنده دختری هستم که در سن 14، 15 سالگی از طریق تلگرام با دو، سه پسر دوست شده بودم، ولی هیچ ارتباط مستقیمی ...
Media Removed
بنده دختری هستم که در سن 14، 15 سالگی از طریق تلگرام با دو، سه پسر دوست شده بودم، ولی هیچ ارتباط مستقیمی با آن‌ها نداشتم و تنها با آن‌ها پیامک بازی می‌کردم، امّا از اینکه آن‌ کارها را کردم، به شدت پشیمان هستم و دلم می‌خواهد آن قسمت از زندگی‌ام حذف شود. خیلی احساس بدی دارم. باید چه‌کار کنم تا خداوند بابت ... بنده دختری هستم که در سن 14، 15 سالگی از طریق تلگرام با دو، سه پسر دوست شده بودم، ولی هیچ ارتباط مستقیمی با آن‌ها نداشتم و تنها با آن‌ها پیامک بازی می‌کردم، امّا از اینکه آن‌ کارها را کردم، به شدت پشیمان هستم و دلم می‌خواهد آن قسمت از زندگی‌ام حذف شود. خیلی احساس بدی دارم. باید چه‌کار کنم تا خداوند بابت آن حرف‌هایی که با نامحرم زدم، مرا ببخشد؟

پاسخ اجمالی:
توبه و پشیمانی از گناه، توفیقی است که انسان را از گناه پاک و پاکیزه می‌کند و انسان بعد از توبه مورد عنایت خدا قرار می‌گیرد؛ بنابراین با توجه به پشیمانی و عذاب وجدانی که از گذشته خود دارید، فرصت را برای توبه و بازگشت به سوی خدا مغتنم شمارید. مسلماً خداوند توبه‌کاران حقیقی را دوست می‌دارد. البته برای توبه، آدابی وجود دارد که خوب است آن‌ها را انجام دهید.

پاسخ تفصیلی:
جای امیدواری است که متوجه اشتباه خودتان شدید و درصدد جبران هستید. در خصوص اظهار پشیمانی در پیشگاه الهی، دستور خاصی ندارد. مهم عزم بر ترک گناه و ندامت و پشیمانی درونی است. اگر کسی به این حالت دست یافت، حقیقت توبه در او محقق شده و مراحل دیگر توبه برای رسیدن به مراتب بالاتری از کمالات است.
باید بدانید که گناه هر چه باشد، قابل توبه است. توبه از آن در درگاه الهی پذیرفته می‌شود، به شرط آن‌که توبه حقیقی باشد؛ یعنی از عمق دل توبه کنید و قصد تکرار اشتباه گذشته خود را نداشته باشید. قرآن کریم می‌فرماید: «ای بندگانی که بر خود اسراف و ستم کردید! از رحمت خدا مأیوس نشوید که خدا همه گناهان را می‌آمرزد؛ زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است.»[زمر/53]
امّا درعین‌حال توبه آداب خاصی دارد که باید آن را از مستحبات توبه دانست که عبارت‌اند از:
1- سه روز روزه گرفتن
2- غسل توبه
3- خواندن چهار رکعت نماز
دراین باره رخدادی در زمان پیامبر اتفاق افتاد که در روز یکشنبه ماه ذی‏قعده رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) به یارانش فرمود: کیست که بخواهد توبه کند؟ گفتند: همه می‏‌خواهیم توبه کنیم، حضرت فرمود: غسل کنید و وضو بگیرید و چهار رکعت نماز بخوانید. در هر رکعت پس از حمد، سوره «قل هو الله» را سه مرتبه و «قل اعوذ برب الناس و قل اعوذ برب الفلق» را یک مرتبه بخوانید، پس هفتاد مرتبه استغفار کنید و آخرش بگویید: «لا حول ولا قول الا باالله العلی العظیم»، ادامه مطلب در قسمت نظرات…
#خانواده #محبت #زندگی #رابطه #دل #دوستی #همسر_خوب #همسر #زندگی_خوب #همسر #عشق #احساسات #پشیمانی #نامحرم #دوستی
Read more
Heirs drama In this drama Young Do was everything for me I just loved his character in this drama and I continued watching it just bec of him awww his love his emotions his sadness his handsome angry look his jealousy all made him a character I can’t forget 🏻 Part 1 #heirs #parkshinhye ... Heirs drama 👫
In this drama Young Do was everything for me I just loved his character in this drama and I continued watching it just bec of him awww his love his emotions his sadness his handsome angry look his jealousy all made him a character I can’t forget 😍😩😭👌🏻👑❤️💙
Part 1 💓
#heirs
#parkshinhye
#kimwoobin
#leeminho
سریال وارثان 👫
گفته بودم من قبلا راجع به این سریال که کلا این سریالو دوست نداشتم به واقع موضوع چرتی داشت در صورتی که بازیگرای خفنی داشت حیف بود که تو قالب داستان دبیرستانی اینا رو جا دادن خوشبختانه تو یک سری از پیج های کی درامایی تو اینستا خوندم اونا هم با من هم نظر بودن!🌝😁😎
غیر موضوع سریال فقط وجود یک نفر تو این سریال بود که منو دلگرم می‌کرد این سریالو ادامه بدم اون هم حضور شخصیت بی نظیر چویی یونگ دو بود من براش می مردم قشنگ اولین نقش دومی که زار زدم براش و از شخصیت اول داستان که کیم تان بود بیشتر دوستش داشتم مثل کیم تان یهو عاشق نشد عشقش خیلی قشنگتر از کیم تان بود موقع هایی که عصبانی می‌شد،موقع هایی که نگران می‌شد،موقع هایی که غیرتی می‌شد،موقع هایی که حسودی می‌کرد حتی موقع هایی که گریه می‌کرد عاشقش بودم من یعنی الان هم جزو نقش دوم های محبوب منه 😍😭👌🏻❤️💙
اینجا که به ایون سانگ میگه منو اینجور صدا نکن 🤦🏻‍♀️😊💘
(یاد ووبینی افتادم گفتم از وارثان پست بذارم تجدید خاطره بشه!😉)
در کل که این سریال با همه ی سوتی ها و کلیشه ها و بی موضوعی درک اینکه دوتا پسر پولدار جذاب و خوشتیپ عاشق دختری مثل ایون سانگ بودن دور از واقعیت بود همینا رو دیدیم توهم زدیم دیگه بالاخره یک اوپایی هم این شکلی ما رو می‌خواد نه خواهر من اینا برای داستان های سریالاست جو گیر نشو تو هم مثل من!😅😂👊🏻
دقت کردید این اوپاها دیگه جزوی از زندگیمونن؟🤔🙈❤️
بگذریم!☺️😃👐🏻
تو بین سوتی ها بدترین سوتی سریال این بود که گوشی بچه پولدار های این سریال با گوشی اونایی که از قشر مرفه بی درد نبودن یکی بود اونم آخرین مدل!🤣🤦🏻‍♀️📱
حالا این که کیم تان و یونگدو به ایون سانگ گیر داده بودن هم جزو تخیلی ترین حالاتیه که تو کی دراماها دیدیم زیاد!😬😁🤷🏻‍♀️
دیگه سریال کره ایه دیگه اینا نباشه نمکش میره میدونم ☺️😜💞
پارت بعدیش هم میذارم دعوا میکنه یونگدو با کیم تان 🌝👊🏻👬
Read more
این پسر تو سال ۱۳۶۸ فقط ۵ سالش بود نمی دونست چی تو انتظارشه و خبری هم از اینترنت نبود ماجراجویی رو دوست ...
Media Removed
این پسر تو سال ۱۳۶۸ فقط ۵ سالش بود نمی دونست چی تو انتظارشه و خبری هم از اینترنت نبود ماجراجویی رو دوست داشت اما نمی دونست مذاکره و معامله و فروش یعنی چی؟! ؛ سرنوشت جوری رقم خورد تا یه اپیدمر دیجیتالی بشه که حقشو از این دنیای ... بگیره خیلی خجالتی بودم تا حدی که تو همین سن دختر میدیدم صورتم سرخ میشد، گوشمالی ... این پسر تو سال ۱۳۶۸ فقط ۵ سالش بود نمی دونست چی تو انتظارشه و خبری هم از اینترنت نبود
ماجراجویی رو دوست داشت اما نمی دونست مذاکره و معامله و فروش یعنی چی؟! ؛ سرنوشت جوری رقم خورد تا یه اپیدمر دیجیتالی بشه که حقشو از این دنیای ... بگیره
خیلی خجالتی بودم تا حدی که تو همین سن دختر میدیدم صورتم سرخ میشد، گوشمالی های این دنیا همه چی رو درست میکنه فقط صبور باشین
Read more
 #شازده_کوچولو_تیتیلاس این قاب یکی از سفارشات الهام جان خوش سلیقه بود که اسفند ماه ارسال شد.خودم ...
Media Removed
#شازده_کوچولو_تیتیلاس این قاب یکی از سفارشات الهام جان خوش سلیقه بود که اسفند ماه ارسال شد.خودم عاشق موهای شازده کوچولو شدم. _ طرح و اجرا:تیتیلاس ابعاد داخلی قاب 21*25 Code:Fr 06 _ روباه گفت : سلام شازده کوچولو سر برگرداند و کسی را ندید ولی مودبانه جواب سلام داد. صدا گفت : من اینجا هستم ... #شازده_کوچولو_تیتیلاس
این قاب یکی از سفارشات الهام جان خوش سلیقه بود که اسفند ماه ارسال شد.خودم عاشق موهای شازده کوچولو شدم. 😍_
طرح و اجرا:تیتیلاس
ابعاد داخلی قاب 21*25
Code:Fr 06
_
روباه گفت : سلام
شازده کوچولو سر برگرداند و کسی را ندید ولی مودبانه جواب سلام داد.
صدا گفت : من اینجا هستم زیر درخت سیب...
شازده کوچولو پرسید : تو که هستی؟ چه خوشگلی!...
روباه گفت :من روباه هستم.
شازده کوچولو به او تکلیف کرد که بیا با من بازی کن . من آنقدر غصه به دل دارم که نگو...
روباه گفت : من نمی توانم با تو بازی کنم. مرا اهلی نکرده اند.
شازده کوچولو آهی کشید و گفت : ببخش! اما پس از کمی تامل باز گفت : اهلی کردن یعنی چه؟
روباه گفت : تو اهل اینجا نیستی پی چه می گردی؟
شازده کوچولو گفت : من پی آدمها می گردم. اهلی کردن یعنی چه؟
روباه گفت :آدمها تفنگ دارند و شکار می کنند. این کارشان آزارنده است. مرغ هم پرورش می دهند و تنها فایده اشان همین است. تو پی مرغ می گردی؟
شازده کوچولو گفت: نه من پی دوست می گردم. نگفتی اهلی کردن یعنی چه؟
روباه گفت : اهلی کردن چیز بسیار فراموش شده ای است. یعنی ایجاد علاقه کردن...
-ایجاد علاقه کردن؟
روباه گفت : البته. تو برای من هنوز پسر بچه ای بیش نیستی مثل صدها هزار پسر بچه دیگر و من نیازی به تو ندارم تو هم نیازی به من نداری. من نیز برای تو روباهی هستم شبیه به صدها هزار روباه دیگر.ولی تو اگر مرا اهلی کنی هر دو به هم نیازمند خواهیم شد. تو برای من در عالم همتا نخواهی داشت و من برای تو در دنیا یگانه خواهم بود....
شازده کوچولو گفت: کم کم دارم می فهمم...گلی هست... و من گمان می کنم آن گل مرا اهلی کرده است...
_
❌❌❌ برداشتن عکس ها از ویترین فروشگاه دیگران و ارائه اون تو فروشگاه خودتون به دور از اخلاق هنریه.عکسهارو برندارین.
❗️❗️❗ راههای ارتباطی جهت سفارش و اطلاع از قیمت ها بالای پیج درج شدن.لطفا پیام بدین.
❗️❗️❗ دوستانِ جان کامنتهایی که زیر پستهای قدیمی میذارین بعضا دیده نمیشه پس خواهش میکنم لطفا جهت اطلاع از قیمتها پیام بدین.سپاس ️🙏🏻🙏🏻🙏
_
#تیتیلاس #قاب #نمد #نمدی #دستساز #دستدوز #هنر #هنری #کادو #هدیه #titilas #گیلان #رشت #لاهیجان #gilan #rasht #lahijan
#شازده_کوچولو #شازده #گل
#little_Prince  #Le_Petit_Prince
#آنتوان_دوسنت_اگزوپرى
#عروسک #عروسکسازی #عروسک_ایرانی #عروسک_ایرانی_میخرم_چون_از_جنس_خودمه #عروسک_ایرانی_میخرم
Read more
روباه گفت: سلام شازده کوچولو برگشت اما کسی را ندید. با وجود این با ادب تمام گفت: -سلام صداگفت: من ...
Media Removed
روباه گفت: سلام شازده کوچولو برگشت اما کسی را ندید. با وجود این با ادب تمام گفت: -سلام صداگفت: من اینجام، زیر درخت سيب... شازده کوچولو گفت: کی هستی تو؟ عجب خوشگلی! روباه گفت: یک روباهم من. شازده کوچولو گفت: بيا با من بازی کن. نمیدانی چه قدر دلم گرفته... روباه گفت: نمیتوانم بات بازی کنم. هنوز ... روباه گفت: سلام
شازده کوچولو برگشت اما کسی را ندید. با وجود این با ادب تمام گفت: -سلام
صداگفت: من اینجام، زیر درخت سيب... شازده کوچولو گفت: کی هستی تو؟ عجب خوشگلی!
روباه گفت: یک روباهم من.
شازده کوچولو گفت: بيا با من بازی کن. نمیدانی چه قدر دلم گرفته... روباه گفت: نمیتوانم بات بازی کنم. هنوز اهليم نکرده اند آخر.
شازده کوچولو آهی کشيد و گفت: -معذرت میخواهم. اما فکری کرد و پرسيد: -اهلی کردن یعنی چه؟ روباه گفت: -تو اهل اینجا نيستی. پی چی میگردی؟ شازده کوچولو گفت: -پی آدمها میگردم. نگفتی اهلی کردن یعنی چه؟ روباه گفت: -آدمها تفنگ دارند و شکار میکنند. اینش اسباب دلخوری است! اما مرغ و ماکيان هم پرورش میدهند و خيرشان فقط همين است. تو پی مرغ میکردی؟ شازده کوچولو گفت: -نَه، پیِ دوست میگردم. اهلی کردن یعنی چی؟ روباه گفت: -یک چيزی است که پاک فراموش شده. معنيش ایجاد علاقه کردن است.
.
-ایجاد علاقه کردن؟ روباه گفت: -معلوم است. تو الان واسه من یک پسر بچه اى مثل صد هزار پسر بچه ى دیگر. نه من هيچ احتياجی به تو دارم نه تو هيچ احتياجی به من. من هم واسه تو یک روباهم مثل صد هزار روباه دیگر. اما اگر منو اهلی کردی هر دوتامان به هم احتياج پيدا میکنيم. تو واسه من ميان همه ى عالم موجود یگانه اى میشوی من واسه تو. شازده کوچولو گفت: -کم كم دارد دستگيرم میشود. یک گلی هست که گمانم مرا اهلی کرده باشد. روباه گفت: -بعيد نيست. رو این کره ى زمين هزار جور چيز میشود دید.
.
.
ليلاى عزيزم تولدت خيلي مبارك ♥️
#littleprince #littleprincecake
پ.ن: خواهر جون ببخشيد يادم رفت گل رزش رو بذارم 😂🌹
Read more
(جنون قسمت نهم) پسری که بهت محکم تنه زد چون میدوید اصلا متوجه نشد که تو از پله ها پرت شدی...طلبکارانه ...
Media Removed
(جنون قسمت نهم) پسری که بهت محکم تنه زد چون میدوید اصلا متوجه نشد که تو از پله ها پرت شدی...طلبکارانه گفتم:می خوای بگی تو نبودی؟گفت:نه در حقیقت تو از وقتی که تو کما رفتی تونستی منو ببینی.گفتم:میخوای باور کنم؟نه خانوم تو بهم تنه زدی اونم چند بار تا بالاخره به کشتنم دادی.عصبانی شد و گفت:نه اشتباه ... (جنون قسمت نهم)
پسری که بهت محکم تنه زد چون میدوید اصلا متوجه نشد که تو از پله ها پرت شدی...طلبکارانه گفتم:می خوای بگی تو نبودی؟گفت:نه در حقیقت تو از وقتی که تو کما رفتی تونستی منو ببینی.گفتم:میخوای باور کنم؟نه خانوم تو بهم تنه زدی اونم چند بار تا بالاخره به کشتنم دادی.عصبانی شد و گفت:نه اشتباه می کنی.فکر کردم آدم عاقلی هستی اما تو فقط یه آدم مغرور و خودخواهی.خنده ای عصبی کردم و گفتم:انگار یه چیزیم طلبکاری؟با صورتی قرمز شده از عصبانیت باهام چهره به چهره شد و آروم گفت:هر چی دیدی ترس و توهمات روح سرگردان تو بوده آقا پسر.داد زدم یعنی دفعه دوم که بهم تنه زدی و منو کشوندی تو راهرو دانشگاه و گفتی دوسم داری یادت نیست؟یا همین امروز که اومدی جلو کلاس و من احمق و دنبال خودت به این خونه کشوندی.با عصبانیت فریاد کشید:آقاپسر تو فقط یه بار تنه خوردی و همون موقع افتادی و به کما رفتی,تازه چند روز نیست و فقط چهار ساعته فهمیدی؟گیج شده بودم...خدایا این چی داره میگه؟همونطور که داشت از پله ها بالا میرفت,کمی آرومتر شده بود.گفت:منم اول وضعیت تو رو داشتم.کم کم بهش عادت می کنی.به سمتش رفتم و در حالی که بدنم عین بید میلرزید گفتم:از اینکه سرت داد زدم معذرت می خوام.به چشمم خیره شد و گفت:نه ناراحت نشدم,درکت می کنم.بعد یه نگاه به آسمون انداخت و آه سردی کشید و گفت:اینجا مثل اونور نیست.زمان و مکان مطرح نیست.حتی شکل و اندازه اشیا و دور و نزدیک بودن فاصله ها.اینجا یه دنیای دیگس.نه فصل ها به موقع عوض میشن,نه شب و روز.چیزایی می بینی که وقتی زنده بودی تو خیالتت نمی تونستی ببینی.مثل خوابه یا کابوس یا یه چیزی شبیه اون.البته به آدمشم ربط داره.سرم و توی دستام گرفتم و گفتم:من خیلی می ترسم.دستشو روی دوشم گذاشت و به نشونه همدردی فشار داد.بهش یه نگاه کردم و در حالی که ازش دور می شدم گفتم:خواهش می کنم بهم زیادی نزدیک نشو.من اعتقاداتی دارم که...حرفم و برید و گفت:بازم یادت اینجا همه چی با اونور فرق داره,اینجا...اینبار من وسط حرفش پریدم و گفتم:من این چیزا حالیم نیست.کاری که حالم را بد کنه دوست ندارم پس لطفا فاصلت و با من رعایت کن.دستاشو به نشونه تسلیم بالا برد و گفت:اوه...باشه.بعد زیرلبی گفت:دیوونه و ازم دور شد.گفتم:شنیدم چی گفتی.شونه ای بالا انداخت و با خنده گفت:بیا بریم تو.بطرفش رفتم و گفتم:میشه باهام بیای بیمارستان‌,من واقعا وحشتزدم.ابرویی بالا برد و گفت:باشه,بریم***باورم نمیشد همیشه تو فیلما دیده بودم که مادری کنار تخت برای بچش قرآن میخونه.حالا عزیزجونه که کنار جسم بی جون من قرآن میخوند... ادامه دارد(مهرا)
Read more
کاش ما فقط نگران هم نبودیم پدرم دلواپس آینده برادرم است؛ اما حتی یک بار هم اتفاق نیفتاده که باهم به ...
Media Removed
کاش ما فقط نگران هم نبودیم پدرم دلواپس آینده برادرم است؛ اما حتی یک بار هم اتفاق نیفتاده که باهم به کافی شاپ بروند، در خیابان قدم بزنند و گاهی بلند بلند بخندند. برادرم نگران فشار کاری پدرم است،اما حتی یکبار هم نشده خواسته هایش را به تعویق بیندازد تا پدر برای مدتی احساس راحتی کند. مادرم با فکر خوشبختی ... کاش ما فقط نگران هم نبودیم

پدرم دلواپس آینده برادرم است؛ اما حتی یک بار هم اتفاق نیفتاده که باهم به کافی شاپ بروند، در خیابان قدم بزنند و گاهی بلند بلند بخندند.
برادرم نگران فشار کاری پدرم است،اما حتی یکبار هم نشده خواسته هایش را به تعویق بیندازد تا پدر برای مدتی احساس راحتی کند.
مادرم با فکر خوشبختی من خوابش نمیبرداما حتی یکبار هم نشده که بامن در مورد خوشبختی ام صحبت کند و بپرسد: فرزندم چه چیزی تو را خوشحال میکند؟
من با فکر رنج و سختی مادرم از خواب بیدار میشوم، اما حتی یکبار نشده که دستش را بگیرم، با او به سینما بروم، باهم تخمه بشکنیم، فیلم ببینیم و کمی به او آرامش بدهم.

به این حالت روانشناسان "آلکسی تایمی" یعنی فقر کلمات در بیان احساسات گویند. برای ما این مریضی یک رسم مرسوم است. احساساتت را پنهان کن و نشان نده... ازیک طرف در خلوت خود، دلمان برای این و آن تنگ می شود، از طرف دیگر وقتی به هم میرسیم لال مانی میگیریم! انگار نیرویی نامرئی، فراتر از ما وجود دارد که دهانمان را بسته تا مبادا چیزی در مورد دلتنگی مان بگوییم.
تکلیفمان را با خودمان روشن نمیکنیم . یکدیگررادوست میداریم اماآنقدر شهامت نداریم که دوست داشتن مان راابراز کنیم.
ما آدم های فقیری هستیم! البته فقیری که در کلماتش احساسات را پنهان می شود.. آنقدر دربیان احساساتمان آلکسیتایمیک هستیم که صبر میکنیم تا وقتی عزیزی را از دست دادیم، تا آخر عمر برایش شعر بگوییم.

از یک جا به بعد باید این سکوت خطرناک را شکست و راه افتاد.
از یک جا به بعد باید پدربه پسرش بگوید که چقدر دوستش دارد.
از یک جا به بعد باید پسر دست پدر را بگیرد و باهم قدم بزنند.
از یک جا به بعد باید مادر پسرش را به یک شام دونفره دعوت کند.
از یک جا به بعد باید پسر در گوش مادرش بگوید: چقدر خوب است که تورا دارم.
و چه خوب است از یک جا به بعد همینجا باشد،از همین جا که این نوشته تمام شد... حمزه_علیمرادی
Read more
. یه روز عصر عمه ملوک سرزده اومد خونه ما (البته ایشون عمه واقعی ما نیستن اما همه بهش میگن عمه ملوک). ...
Media Removed
. یه روز عصر عمه ملوک سرزده اومد خونه ما (البته ایشون عمه واقعی ما نیستن اما همه بهش میگن عمه ملوک). هنوز درست سر جاش ننشسته بود که گفت: «والا قدیم حرمتا بیشتر بود مردم شوهرشون می‌مرد یه عمر عزادارش بودن. الان چی؟ طرف هنوز آب کفنش خشک نشده دستک و دنبک عروسی علم کردن. والا حیا هم خوب چیزیه، چغندر که زیر ... .
یه روز عصر عمه ملوک سرزده اومد خونه ما (البته ایشون عمه واقعی ما نیستن اما همه بهش میگن عمه ملوک). هنوز درست سر جاش ننشسته بود که گفت: «والا قدیم حرمتا بیشتر بود مردم شوهرشون می‌مرد یه عمر عزادارش بودن. الان چی؟ طرف هنوز آب کفنش خشک نشده دستک و دنبک عروسی علم کردن. والا حیا هم خوب چیزیه، چغندر که زیر خاک نکردی». همه ما با تعجب پرسیدیم: «کی؟» عمه ملوک: «وا مگه ناهید شمارو دعوت نکرده عروسیش؟» مامانم: «ای بابا ناهید که ده ساله شوهرش مرده. خیلی هم کار خوبی کرده می‌خواد شوهر کنه.» عمه ملوک: «خوب این کار خوبو بره از دوروبر خودش پیدا کنه، چیکار داره به بقال محله ما؟ اصلا می‌دونی چیه تقصیر خودمه، چند وقت پیشا زنگ زد گفت دارم میام پیشت چیزی نمی‌خوای؟ منم گفتم سر راهت چهارتا تخم مرغ از حسن آقا بقال بگیر. چه می‌دونستم خانم خواستگار دزد از آب درمیاد.»
.
گفتم: «مگه حسن آقا از شما هم خواستگاری کرده بود؟» گفت: «مستقیم که نه، یعنی اجازه‌اشو بهش ندادم. ولی هروقت می‌رفتم مغازه‌اش شاگردشو صدا می‌کرد می‌گفت: آی پسر ببین عمه ملوک چی می‌خواد سریع راهش بنداز بره. خوب این یعنی روم غیرت داشت. نمی‌خواست مرد غریبه نگام کنه. این اگه عشق نیست پس چیه؟» می‌خواستم بگم پس چیه که مامان بهم چشم غره رفت. منم گفتم: «خوب شما چیکار کردین؟» گفت: «هیچی رفتم مغازه حسن آقا گفتم: شما اگه زن می‌خواستی چرا رفتی اون سر شهر دنبال زن، بهتر بود اولش یه کمی هم به دسترسی محلی فکر می‌کردی.» گفت: «اتفاقا خیلی فکر کردم ولی همش یا بن بست بود یا درحال احداث و یا صعب‌العبور.» گفتم: «خوب فکر نکردی دیگه. یعنی چهار قواره پایین‌تر از مغازه خودت اون ساختمون آجربهمنی رو ندیدی با اون صلابت؟» گفت: «اوه اوه اونکه بافت فرسوده است، درو دیوارشم که تبله کرده آدم می‌ترسه از کنارش رد بشه هوار شه روش.» گفتم: «به جاش سند داره شیش دنگ منگوله دار دو بر، کلید نخورده حالا شکلشو دوست نداشتی، می‌کوبیدیم با سلیقه خودت می‌ساختیم خوش و خرم زندگیمونو می‌کردیم.» گفت: «من خودم منگوله دارشو دارم شیش دنگ، حوصله بکوبو بسازم ندارم.» همین موقع بابام که تازه رسیده بود و فقط آخرای حرفای عمه ملوک رو شنیده بود گفت: «خب عمه ملوک شما اگه دنبال مشارکت بودی چرا رفتی سراغ غریبه‌ها؟ به خودم می‌گفتی بی‌دردسر می‌ساختیم همگی هم خوش و خرم زندگی می‌کردیم. هر شرایطی هم داشتی لحاظ می‌شد.»
.
بقیه در کامنت اول 👇👇👇
Read more
. دوستداران مولا #علی علیه السلام تنها ۶ روز به بزرگترین عید انسانیت یعنی #عید_غدیر خم باقی است . #امیرالمؤمنین (ع) رو میشناسی؟ #امام زمان(ع) با این عظمت. اگه خواستی امام زمانت رو شعله ور شدنش رو ببینی پیشش بگو یا علــــــــــــــــــــــــی. علی بن ابی طالب(ع) رو می شناسی عظمتش رو ؟ پیغمبر ... . دوستداران مولا #علی علیه السلام تنها ۶ روز به بزرگترین عید انسانیت یعنی #عید_غدیر خم باقی است
.
#امیرالمؤمنین (ع) رو میشناسی؟
#امام زمان(ع) با این عظمت.
اگه خواستی امام زمانت رو شعله ور شدنش رو ببینی
پیشش بگو
یا علــــــــــــــــــــــــی.
علی بن ابی طالب(ع) رو می شناسی عظمتش رو ؟
پیغمبر بهش میگفت فدات بشم.
یک کلمه بگم یواشکی .کسی نشنوه که #فاطمه_زهرا(ع) مثل #پروانه فداش شد و دورش گشت به خاطرش کتک خورد گفت حقمه.
حقمه علی هرکی تورو دوست داشته باشه همینه نتیجه ش.
من شکایت ندارم. این علیه.
این علی درباره ی امام زمان تو میدونی چی میگفت ؟
و اومأ بيده الي صدره
اشاره میکرد با دستش به سینه ش .دستشو میگذاشت رو سینه ش. #علــــــــــــــــــــــــی
میگفت:
آه شوقا الي رويته .
چقدر دوست دارم ببینم مهدیمـــــــــــــو .
آه آه چقدر دوست دارم مهدیمو ببینم .
.
آقا تو کی هستی؟ چیکار کردی؟
.
#پیغمبر_اکرم (صلی الله عليه وآله) با بشارت اومد خونه ی فاطمه ی زهرا (سلام الله علیها)
صدا زد فاطمه ی من خسته ای؟
فاطمه ی من میخوای حرفی بزنم شاد بشی ؟
فاطمه ی من میخوای یه حرفی بزنم احساس آرامش کنی؟
بی بی صدا زد: چی بابا بگو.
فرمود ابشر
بشارت بده، مژده بده فاطمه .
چی بابا جان بگو؟
ابشری فان المهدی منک
مهدی پسر توئه
.
#یک_نفر_غذا_بدهی_غدیر، #انگار_یک_میلیون_پیامبر_را_غذا_دادی
.
قول می‌دهید غدیر یک کاری برای حضرت بکنید؟
#اگر_غدیر_حسابی_گرامی_داشته_شده_بود_ها! #کار_به_عاشورا_نمیکشید.
آی عاشورایی‌ها! که می‌خواهید #غربت_امام_حسین را برطرف کنید، جاش غدیر است ها!
#کسی_کم_نگذاردها!
.
#اطعام_عید_غدیر
#دلم_هوای_تو_کرده_بگو_چه_چاره_کنم
#مهدی_جان_بیا #مهدی_فاطمه #عصر_ظهور
#استاد_پناهیان #استاد #پناهیان #پناهیانی
.
Read more
--- . تونی ماگلیاریزی ( اولین مربی امره ) : هنوز درموردش فکر میکنم و چشمام پر از اشک میشه. پس از اینکه ...
Media Removed
--- . تونی ماگلیاریزی ( اولین مربی امره ) : هنوز درموردش فکر میکنم و چشمام پر از اشک میشه. پس از اینکه امره با یووه قرارداد امضا کرد با من‌ تماس گرفت و گفت " من‌ اینجا هستم یعنی اینکه تو موفق شدی ؛ رویاهامون به حقیقت پیوست! " . او همیشه اسطوره های یوونتوس بخصوص دلپیرو را الگوی خودش میدانست ؛ به او ... ---
.
تونی ماگلیاریزی ( اولین مربی امره ) :

هنوز درموردش فکر میکنم و چشمام پر از اشک میشه. پس از اینکه امره با یووه قرارداد امضا کرد با من‌ تماس گرفت و گفت " من‌ اینجا هستم یعنی اینکه تو موفق شدی ؛ رویاهامون به حقیقت پیوست! "
.
او همیشه اسطوره های یوونتوس بخصوص دلپیرو را الگوی خودش میدانست ؛ به او میگفتم‌ " نگاه کن امره ، باید یاد بگیری مثل الکس ضربه بزنی " او همیشه در خانه من با جایگاهی مواجه میشد که به بانوی پیر ( لقب یووه ) اختصاص داده شده بود و او همیشه مجذوب آن میشد ؛ یوونتوس برای ما ایتالیایی ها یعنی بروز احساسات و عواطف.
.
من هم مانند خانواده جان ، یک‌ مهاجر هستم و بخوبی میدانم که به چشم غریبه نگاه کردن و محروم شدن از برخی امکانات کشور چه حسی دارد. امره همان پسر مودب و باشخصیت است و هیچ تغییری نکرده.
.
پدر و مادر او بسیار قابل احترام و سختکوش هستند ؛ تا دیروقت کار میکردند برای همین همیشه امره را تا خانه اش میرساندم ؛ باید در اواخر شب او را مقابل خانه تنها میذاشتم و میرفتم ، از این کار متنفر بودم ؛ برای همین با اجازه از پدر و مادرش ، او را تا آخر هفته ها به خانه خودم میبردم.
.
فصل قبل با من‌ تماس گرفت و از من مشورت گرفت که به یوونتوس بروم یا نه ؟ به او گفتم تو الان آماده بازی در یووه نیستی ؛ اما حالا میگویم او ۱۱۰ درصد آماده است.
.
۱۸ سال پیش زمانی که او بچه بود و داشتیم از تمرین بازمیگشتیم ، یک کابریوله مقابل ما بود ، رو کرد به من و گفت " ببین عجب ماشینیه ، خیلی خوشگله ؛ وقتی پولدار و بزرگ شدم ، یدونه از اینا واست میخرم " ۱۸ سال گذشت و یک روز امره با یک دست کلید به خونه من‌ اومد و گفت " قولی که داده بودم را انجام دادم " ؛ امره به من یک کابریوله ( یک مدل مرسدس ) هدیه داد ؛ هیچ وقت از او پولی نخواستم و همیشه دوست داشتم که او عاشقم باشد و در قلب او باشم با این حال او اینگونه از من تشکر کرد.
.
او میدانست و به او گفته بودم اگر به یوونتوس بروی من‌خوشحالترین مرد روی زمین خواهم بود ؛ یکی از آرزوهای من را برآورده کرده است ، حالا باید چمپینز لیگ را برای من و یووه کسب کند ، خیلی هم زود باید چنین کاری کند چراکه من فرصت چندانی ندارم.
.
و البته ، همیشه به او گفتم بهترین تصمیم را برای فوتبالت بگیر ... این یعنی هرگز به اینتر نرو!
.
یکی از زیباترین و احساسی ترین مصاحبه های بود که خوندم و ترجمه کردم ؛ بخصوص زمانی که از عشق و علاقش به یووه میگه و وقتی گفت " به اینتر نرو " و " با یووه چمپینز لیگ " را فتح کن. مرسی تونی ، مرسی برای این همه عشق و تعصبت 😍❤️
.
.
#AhmAd
_______
Read more
❆﷽❆ . . <span class="emoji emoji1f448"></span>فضای مجازی ، دنیای جنگ و جهاد با نفس !<span class="emoji emoji1f449"></span> . <span class="emoji emoji1f53c"></span>پسری با نام فدایی ولایت و محب رهبری و ولایی، زیر ...
Media Removed
❆﷽❆ . . فضای مجازی ، دنیای جنگ و جهاد با نفس ! . پسری با نام فدایی ولایت و محب رهبری و ولایی، زیر عکس دختری با چادر عربی و روسری خوشرنگ فیروزه ای کامنت میگذارد کاش همه ی دختران مثل شما زیبا و نجیب بودند و دختر در جواب کامنت پسر با عشوه می نویسد ان شاالله یه دخترچادری نجیب نصیبتون بشه برادر ! . یعنی ... ❆﷽❆
.
.
👈فضای مجازی ، دنیای جنگ و جهاد با نفس !👉
.
🔼پسری با نام فدایی ولایت و محب رهبری و ولایی، زیر عکس دختری با چادر عربی و روسری خوشرنگ فیروزه ای کامنت میگذارد کاش همه ی دختران مثل شما زیبا و نجیب بودند و دختر در جواب کامنت پسر با عشوه می نویسد ان شاالله یه دخترچادری نجیب نصیبتون بشه برادر !
.
🔼یعنی "حیا"مرده است!
هرچقدر هم
رویت را محکم بگیری
هرچقدر هم
ادعاهایت با تعریف های دیگران بزرگتر شوند
یادت باشد
برای تک تک این دلبری ها
برای تک تک لحظه هایی که فکر او مشغول تو شده ؛باید جواب پس بدهی ...
لبخند رضایت امام زمانت که یادت نرفته بانو ؟
هرچقدر هم
بیرون ازین مجاز آباد با دیدن نامحرم چشم فرو ببندی
و
اینجا با دیدن عکسش لبخند جاری شود روی لبت ؛
حیای وجودت کمرنگ شده
.
🔼آمده ایم برای جهاد
آمده ایم برای دغدغه های فرهنگی
آمده ایم
دل اماممان قرص شود به ما
آمده ایم برای
سربازی!
✔خواهرانه برای خواهران و
-برادرانه برای برادران دلمان برای دینداری همدیگر شور بزند،لطفا !
.
.
🔺پی نوشت:.
خواهرم حجابت.
برادرم نگاهت....
عباس امام زمانمون باشیم....
دینداری سخت شده؟.
قبول...
حفظ نگاه سخت شده؟.
قبول....
یه جمله میگم فقط.....
↩الله اکبر↪.
همه میدونیم یعنی چی.....
یعنی خدا از همه بزرگتر است....
از شر شیاطین جن و انس ب ذات اقدس الهی پناه بریم، .
.
💮متن و تصویر در کانال تلگرام موجود است.
.
.
@dashte_shaghayegh_
#اسلام #شهدا_شرمنده_ایم
#حجاب #چادر #دختر_آریایی
#عفت #حیا #خوشتیپ
#من_حجاب_را_دوست_دارم
#پرنسس_چادری
#دختر_ایرانی
#لعنت_الله_علی_آل_سعود 🔫
#شیعه #منتظر_ظهور
#قرآن #حامی_رهبر
#تهاجم_فرهنگی #جنگ_نرم
#امر_به_معروف #نهی_از_منکر
#حضرت_زهرا(س) #چادر_خاکی
#Iranian_woman
#islam #hijab
#iranian_girl
#i_love_hijab
#princess
Read more
بچه که بودم عموم برام یه کتونی خرید که سفید بود ، با بندای مشکی عاشقش بودم آخه مامانم هیچ وقت برام ...
Media Removed
بچه که بودم عموم برام یه کتونی خرید که سفید بود ، با بندای مشکی عاشقش بودم آخه مامانم هیچ وقت برام کفش سفید نمیخرید میگفت زود کثیف میشه ولی این وسط یه مشکلی بود دو سایز برام بزرگ بود مامانم گذاشتش تو انباری گفت یکم که بزرگ تر شدی بپوشش خلاصه دو سال گذشت مامانم گفت فکر کنم دیگه اندازت شده انقد ... بچه که بودم
عموم برام یه کتونی خرید که سفید بود ، با بندای مشکی
عاشقش بودم
آخه مامانم هیچ وقت برام کفش سفید نمیخرید
میگفت زود کثیف میشه
ولی این وسط یه مشکلی بود
دو سایز برام بزرگ بود
مامانم گذاشتش تو انباری
گفت یکم که بزرگ تر شدی بپوشش
خلاصه دو سال گذشت
مامانم گفت فکر کنم دیگه اندازت شده
انقد ذوق داشتم واسه پوشیدنش که داشتم بال درمیاوردم
آخه تو کلِ این دوسال
هر کفشی میخریدم با خودم میگفتم عمرا به اون کتونی سفیده نمیرسه
رفت و از انباری آوردش بیرون
با ذوق درِ جعبه رو باز کردم
ولی خشکم زد
اصن اونی نبود که فکر میکردم
یعنی تو کلِ این دو سال انقد واسه خودم بزرگش کرده بودم که قیافه ی واقعیشو یادم رفته بود
با خودم گفتم این بود اون کفشی که به خاطرش رو همه ی کفشا عیب میذاشتم؟!
این بود اون کفشی که به عشقه این که بپوشمش این همه منتظر موندم؟
تو دوره ی دبیرستان یکی از دوستام بود
یه دوست پسر داشت به اسمه محمد
که برا دوستم میمرد
دوستم باهاش بود ولی همیشه میگفت هیچکی مثل بردیا نمیشه
بردیا دوست پسر قبلیش بود
همیشه بهش میگفتم محمد دوستت داره
دیگه نباید به بردیا فکر کنی
ولی حرف تو گوشش نمیرفت
میگفت محمد هرچقدر هم که خوب باشه مثل بردیا نمیشه...
تا اینکه یه روز بردیا بهش زنگ زد
داشت از خوشحالی بال درمیاورد
باهم رفتن بیرون
وقتی برگشت گفتم چیشد؟
گفت بردیا اونی نیست که من فکر میکردم
من فقط تو ذهنم بزرگش کرده بودم
گفت تازه فهمیدم چقدر محمدو دوست دارم و چقدر ارزشش از بردیا بیشتره...
یکم فکر کردم
دیدم همیشه همینه
یه سری چیزا رو ، یه سری آدمارو انقدر تو ذهنمون بزرگشون میکنیم که واقعیتشونو فراموش میکنیم ولی وقتی باهاشون دوباره رو به رو شیم
تازه میفهمیم اصلا ارزش نداشتن که این همه وقت فکرمونو مشغولشون کردیم☺️😉
#موناكاكاوند
Read more
سلام. من عاشق دختری شدم و نمی دانستم او هم مرا دوست دارد یا نه ؟روز تولدش شد و من تولدش را خیلی عاشقانه ...
Media Removed
سلام. من عاشق دختری شدم و نمی دانستم او هم مرا دوست دارد یا نه ؟روز تولدش شد و من تولدش را خیلی عاشقانه تبریک گفتم و فکر کنم او فهمید که دوستش دارم و از آن تاریخ به بعد دیگر رفتارش با من خیلی عوض شد. مثلا قبلا با هم وقتی صحبت می کردیم نگاه می کرد اما بعد از او فقط به یک جا نگاه می کرد و قبلا تو اینستاگرام وقتی عکس ... سلام. من عاشق دختری شدم و نمی دانستم او هم مرا دوست دارد یا نه ؟روز تولدش شد و من تولدش را خیلی عاشقانه تبریک گفتم و فکر کنم او فهمید که دوستش دارم و از آن تاریخ به بعد دیگر رفتارش با من خیلی عوض شد. مثلا قبلا با هم وقتی صحبت می کردیم نگاه می کرد اما بعد از او فقط به یک جا نگاه می کرد و قبلا تو اینستاگرام وقتی عکس می گذاشتم لایک می کرد و بعد از آن دیگر لایک نکرد. این کارها یعنی چی ؟ یعنی مرا دوست ندارد یا اینکه غرور زنانه هست این کارها ؟ممنون می شوم جواب بدهید.

با عرض سلام به شما کاربر گرامی؛

پاسخ اجمالی: اصل رابطه شما از این طریق اشتباه بوده است. رفتارهای طرف مقابلتان علتهای متعددی می تواند داشته باشد؛ اینکه او از طرز بیان علاقه تان خوشش نیامده است یا بخاطر حجب و حیای او می باشد و یا اطمینان ندارد که واقعا به او علاقه مند هستید. در نهایت اگر واقعاً قصد ازدواج با او را دارید لازم است از راه عرفی و شرعی آن اقدام کنید.

پاسخ تفصیلی:

بیان کردید «عاشق دختری شدید و با هم در ارتباط بودید ولی با تبریک گفتن روز تولدش رفتارش با شما عوض شد» ابتدا باید متذکر شویم اصل رابطه شما از این طریق اشتباه بوده است، چرا از لحاظ شرعی هر گونه ارتباط عاطفی و دوستانه دختر و پسر نامحرم بدون جاری شدن صیغه محرمیت (با احراز شرایط لازم)، به هر شكلی حتی به قصد ازدواج نیز گناه محسوب می شود و شایسته است این رابطه را قطع نمایید؛ در غیر اینصورت سلامت ایمانی و اخلاقی و سعادت دنیوی و اخرویی تان را به خطر می اندازید و جز پشیمانی، چیزی نصیبتان نخواهد شد.
علیرغم اشتباه بودن رفتارتان در برابر دختر مورد علاقه تان که در ادامه به صورت ضمنی دلایلش را بیان می کنم، علتهای متعددی می توان برای رفتار طرف مقابلتان احتمال داد ازجمله:

1- احتمال دارد که ایشان از نحوه و بیان علاقه تان به خودش خوشش نیامده باشد و از رفتارتان، برداشت مثبت نکرده و احتمال داده که شما با این اظهار علاقه به دنبال روابط دختر و پسری هستید. لذا در روابطش با شما تجدیدنظر کرده است.

2- احتمال دارد حجب و حیای ایشان اجازه ندهد که در برابر اظهار علاقه شما عکس العمل مثبت نشان دهد.

3- چه بسا روش اظهار علاقه شما را از این جهت نپسندیده است که انتظار چنین رفتاری را از شما نداشته است و انتظار دارد که اگر واقعا شما به ایشان علاقه مند هستید و قصد ازدواج دارید، از مسیر رسمی آن اقدام کنید.

4- احتمال دارد که ایشان به اظهار علاقه شما اعتماد نکرده باشد و اطمینان ندارد که واقعا شما به ایشان علاقه مند هستید.

#خانواده #محبت #زندگی #رابطه #دل #غرور #دوست_داشتن
Read more
. . یکی از مهم ترین معضلات در مورد بدن من زن ایرانی این است که بدن من ملک خصوصی پدر، برادر و دوست پسر و ...
Media Removed
. . یکی از مهم ترین معضلات در مورد بدن من زن ایرانی این است که بدن من ملک خصوصی پدر، برادر و دوست پسر و بعد از ازدواج ملک خصوصی همسرم است. من ابروهای پرپشتی داشتم. اولین بار که ابروهایم را مرتب کردم سال اول دانشگاه بود. برادرم که دوسال از من کوچک تر بود کلی دعوا راه انداخت. بماند که برادرم خودش ابرویش ... .
.
یکی از مهم ترین معضلات در مورد بدن من زن ایرانی این است که بدن من ملک خصوصی پدر، برادر و دوست پسر و بعد از ازدواج ملک خصوصی همسرم است. من ابروهای پرپشتی داشتم. اولین بار که ابروهایم را مرتب کردم سال اول دانشگاه بود. برادرم که دوسال از من کوچک تر بود کلی دعوا راه انداخت. بماند که برادرم خودش ابرویش را تمیز میکرد. البته مادرم بهش گفت حق دخالت در این زمینه را ندارد. اما همه مادرها این طور نیستند. پدرم دوست نداشت من لاک بزنم. پدرم دوست داشت من چادر بپوشم. پدرم دوست نداشت من قبل از ازدواج موهایم را رنگ کنم. یعنی من دختر ایرانی اختیار ناخن و مو و بدن خودم را نداشتم و اگر میخواستم خوشحال باشم باید شوهر میکردم. ازدواج کردم و سریع موهایم را بلوند کردم، چون شوهرم موی بلند دوست داشت، در حالی که من از این چشم و ابروهای سیاه شرقی داشتم، از این ها که به قول مادرشوهرم تو نقاشی های مینیاتوری لیلی و مجنون می کشند. من عاشق رنگ موی قرمز بودم، شوهرم دوست نداشت. بالاخره چهارسال طول کشید تا تصمیم گرفتم موهایم را قرمز مورد علاقه ام رنگ کنم. خیلی حس خوبی بود. اتفاقا شوهرم خیلی هم خوشش آمد. همه این ها را گفتم تا بگویم ما فقط یک بار زندگی میکنیم، پس یک بار واقعا و برای خودمان زندگی کنیم. دنبال این نباشیم که خودمان را شکلی که دیگران دوست دارند بکنیم، خودمان باشیم. شاید دیگران خود واقعی مان را دوست داشتند. اگر هم نداشتند، لااقل خودمان حس خوب خودمان بودن را تجربه میکنیم.

یک بار واقعا و برای خودمان زندگی کنیم❤️(متن درمورد زندگیم صدق نمیکنه ها خوشم اومد گذاشتم)
#shabnamdarvishi
#خورشت _کرفس
سلام شب خیر
واقعا ممنون که برای وقتی که میزارم ارزش قایلید و شماهم پستهارو لایک میکنید😕😑😑
Read more
• در بیروت خیابانی هست به اسم آرمنیا که خیابون کوتاه اما شلوغی‌ست. مخصوصا آخر هفته‌ها. دو طرف خیابان ...
Media Removed
• در بیروت خیابانی هست به اسم آرمنیا که خیابون کوتاه اما شلوغی‌ست. مخصوصا آخر هفته‌ها. دو طرف خیابان پر است از بار و جوانانی که تا نیمه‌های شب در این بارها میگفتند و میخندیدند و می‌نوشیدند. یک شب آخر هفته بود که با حوری نشسته بودیم لب پیشخوان بار و با هم ریز ریز صحبت می‌کردیم. دو پسر اومدن سمت چپ ...
در بیروت خیابانی هست به اسم آرمنیا که خیابون کوتاه اما شلوغی‌ست. مخصوصا آخر هفته‌ها.
دو طرف خیابان پر است از بار و جوانانی که تا نیمه‌های شب در این بارها میگفتند و میخندیدند و می‌نوشیدند.
یک شب آخر هفته بود که با حوری نشسته بودیم لب پیشخوان بار و با هم ریز ریز صحبت می‌کردیم.
دو پسر اومدن سمت چپ من نشستن. یکی پسری بود با چهره‌ی خیلی امروزی. از همین‌ها که ریش دارند و موهای بلندشان را از پشت سر می‌بندند و از صلیب بزرگی که به سینه داشت فهمیدیم مسیحی‌ست. اما دیگری خیلی چهره‌ی آشنایی برای من و حوری داشت. چطوری بگویم... خیلی شبیه ایرانی‌ها بود. ته ریش و پیرهن خاکستری روی شلوار.
نشستن کنار ما و دوتایی دو شات ویسکی سفارش دادن.
چون حوری حلقه دستش بود اصولا در این مواقع پسرها میومدن با من صحبت میکردن. پسر مسیحی مو بلند از همان جمله اول فهمید که ما توریست هستیم. با یک انگلیسی شدیدا عربی پرسید که کجایی هستیم؟
حوری رو نگاه کردم و با نگاه به هم فهموندیم که باز باید بگوییم ایرانی هستیم و منتظر ری اکشنشون باشیم. (بله در لبنان تقریبا اکثر مواقع خیلی استقبال نمی‌کردن از اینکه ما ایرانی هستیم. حداقل تجربه من و حوری این بود) گفتم «ایرانی»
تا فهمید ایرانی هستیم به دوستش گفت: حسین! اینا ایرانی هستن.
به حوری گفتم: اوه اوه! درست حدس زدیم. دوستش ایرانیه و اسمش حسینه.
اومد جلو و خم شد و به انگلیسی شروع کرد صحبت کردن. گفتم من فکر کردم که شما ایرانی هستین.
خندید و گفت «چون شبیه حزب الهی ها هستم؟» گفتم بله
گفت: البته من مدتی هم در گروهشون بودم.
و بعد شروع کردن از ایران تعریف کردن.
گفتم: جالبه که شما اینقدر از ایران میدونی. گفت: بله من عاشق ایرانم. عاشق موسیقی حسین علیزاده هستم. حتی عاشق یک دختر ایرانی هستم. و بعد موبایلش را درآورد و عکس یک دختری به نام شقایق را در فیس بوک بدون فیلترشان به من نشان داد. گفت دو بار هم همدیگر را دیده‌ایم.
پرسیدم: حالا که شما ایران رو دوست دارین میتونم بپرسم چرا اینجا خیلی ایران و ایرانی رو دوست ندارن؟
گفت: علاقه به ایران در لبنان شهر به شهر فرق می‌کند. من خودم زاده‌ی بیروت نیستم. می‌خوای بدونین چرا من ایران را دوست دارم؟ چون من فقط ۶ سال داشتم که لبنان جنگ بود. ۶ سالم بود اما خوب یادم میاد که ما آب نداشتیم برای خوردن. میدونی یک شهر آب نداشته باشه یعنی چی؟ میدونی تو همون بی آبی یک بچه‌ی ۶ ساله تانکر تانکر آب رو در محلشون ببینه که پرچم ایران روی اون تانکرها بوده، چه حسی داره؟ آره به خاطر این من عاشق ایرانم چون ایران ناجی ما بود.
{ادامه در کامنت...} 👇🏻
Read more
پیش از هر چیز همزمانی اعیاد شعبانیه و دهه درخشانیه رو خدمت تک تک مردم ایران تبریک عرض می‌کنم. بله، ...
Media Removed
پیش از هر چیز همزمانی اعیاد شعبانیه و دهه درخشانیه رو خدمت تک تک مردم ایران تبریک عرض می‌کنم. بله، درست حدس زدید، بیست و هشتم فروردین ماه، مصادف با هفدهم آپریل، خجسته میلاد با سعادت منه! من که خودم هر روز خودمو میبینم خیلی خوشحالم که به دنیا اومدم، دیگه ببین شماها چقدر خوشحالید! اما می‌خوام ... پیش از هر چیز همزمانی اعیاد شعبانیه و دهه درخشانیه رو خدمت تک تک مردم ایران تبریک عرض می‌کنم.

بله، درست حدس زدید، بیست و هشتم فروردین ماه، مصادف با هفدهم آپریل، خجسته میلاد با سعادت منه!

من که خودم هر روز خودمو میبینم خیلی خوشحالم که به دنیا اومدم، دیگه ببین شماها چقدر خوشحالید!

اما می‌خوام براتون یه چیزی تعریف کنم از وقایع تولدم:

راستش وقتی من به دنیا اومدم دهه شصت بود، یعنی من با خودم یه سری بدبختی آوردم.

پدر و مادرم خیلی دوست داشتن بعد از مصطفی یعنی داداش بزرگترم یه دختر سفید کوچولو با چشم‌های آبی داشته باشن به محض اینکه منو تو بیمارستان دیدن مطمئن شدن که بدشانسی وقتی در خونه آدم رو می‌زنه حتما بدبختی رو هم با خودش میاره و دو نفری میریزن سرت!

بابام فقط حاضر شد پول ترخیص مادرم رو بده و با دکتر صحبت کرد که اصلا این قضیه رو ندیده بگیرن، فکر کنن مادرم اومده دماغش رو عمل کنه ولی مگه دکتر زیر بار میرفت؟ بابام هم الا و بلا میگفت پول نمیدم

بیمارستان هم دید هر یه روزی که زودتر ترخیصم کنه پنج کارتن شیر خشک جلوتره، بابامم که پول بده نیست، پس منو مرخص کردن.

پدرم مجاب شده بود که بالاخره خواست خدا بوده و تصمیم داشت پسر چاق و سیاهش رو بزرگ کنه. تا اینکه یه روز تارزان رو دید که یه پسربچه تو جنگل رها شده بود و خود به خود بزرگ شد. بابام یهو به من نگاه کرد، یه نگاهی به تلوزیون انداخت و ماشین حسابش رو درآورد و بعد از چند دقیقه که با مادرم مشورت کرد دست منو گرفت و بلندم کرد که بریم ولی من جیغ میزدم. ماجرا با وساطت همسایه‌ها حل شد.

حدود دوازده سال طول کشید تا اولین بار سیر شدم، ولی بعد از اون دیگه نشد. اول ها که شیر مادر و شیر خشک هم افاقه نمیکرد مجبور شدن برای من یه گاو خریدن و یه شلنگ از گاوه کشیدن و مثل سرُم به من وصل کردن.

ولی دیگه این اواخر گاو سالم میاوردن و عین انار آبلمبو که چلونده باشنش میبردن. بعدها پدرم راجع به فواید گیاه خواری خیلی باهام صحبت کرد، ولی من گیاه خوار خوار شده بودم. یعنی گیاه خواران را می خواریدم.

پدرم می‌گفت اگه به جای من یه مرغ تخم گذار داشت الان ماکسیما خریده بود، ولی الان مجبوره پراید سوار بشه.

خلاصه اینکه آخرش رییس‌جمهور که شدم بابام گفت من از همون اول میدونستم تو پله های ترقی رو یکی یکی طی می کنی!

در صورتی که همیشه از بچگی می گفت پله های ترقی رو یکی یکی تی می کشم!

ترانه مربوطه
ای دوست تولدت مبارک
جانا تولدت مبارک
آشغال تولدت مبارک
نامرد تولدت مبارک

پ‌ن
چیز خاصی نیست، این سی و چار سال خوش گذشته. باقیشم خدا کریمه

جا واس هشتگ نداریم
Read more
. زنگ زد باز ک ببین مهندس جون اون پسره ک گفتی بهم میگه مهریه رو کم کن من ندارم نمیتونم با این قیمت بالای سکه که روز ب روزم بالاتر میره چ طوری منی که هیچی ندارم جز یک ماشین و با اون رانندگی میکنم میخوام زیر بار چنین دینی برم زد و فردا روزی رفتیم سر زندگی و گفتی منو نمیخوای من از کجا بیارم مهریه ات رو بدم باید ... .
زنگ زد باز ک ببین مهندس جون
اون پسره ک گفتی بهم
میگه مهریه رو کم کن
من ندارم
نمیتونم
با این قیمت بالای سکه که روز ب روزم بالاتر میره چ طوری منی که هیچی ندارم جز یک ماشین و با اون رانندگی میکنم میخوام زیر بار چنین دینی برم
زد و فردا روزی رفتیم سر زندگی و گفتی منو نمیخوای
من از کجا بیارم مهریه ات رو بدم
باید بیوفتم زندون
تو دلت اینو میخواد ارامش نداشته باشم ...
.
.
میگفت و میگفت دختره
و من داشتم گوش میکردم
ک هم پسره حق داره و هم دختره !
چ باید کرد؟؟
.
.
.
و سوالم این بود
آیا واقعا مهریه باعث دوام ازدواجه؟؟؟
آیا محبت رو میشه با گرو کشی حفظ کرد؟؟؟
آیا اینکه از ترس آبرو یا از ترس مهریه کنار کسی بمونی این یعنی زندگی؟؟؟
.
.
.
.
یا اون خانمی ک بهم گفت مرد متاهلی با همکارش تو شرکت ریختن رو هم و #خیانت داره میکنه
و همسر اون آقا فهمیده
و گفته آبروت رو میبرم !
و مرد به خاطر حفظ آبروش التماس کرده نگو درست میشم !
آیا ترس از آبرو عشق میاره؟؟؟
آیا اون که با کسی دیگه جز همسرش عشق تجربه میکنه و از سوی همسرش به بردن آبرو تهدید میشه تمایل قلبش به کدوم طرف میره ؟؟؟
.
.
.
کاش بدونیم باید قلب ها رو با محبت و با عشق اسیر کنیم نه جسم های بدون روح رو از ترس آبرو یا #زندان و #سکه محبوس ! .
.
.
نظر شما هم حتما مکمل پسته 😊
.
.
.
#طلاق #خواستگاری #ازدواج #همسر #همسرانه #عشق #دختر #پسر #عاشقانه #رضای_خدا #خدا #حاج_آقا_دولابی #دوست_دختر #دوست_پسر #زن #شوهر #خانم #بانو #مهریه #جهیزیه .
.
.
.
#اللهم_وفقنا_لما_تحب_و_ترضی
.
Read more
<span class="emoji emoji1f4e9"></span> نامه یک #زن #آمریکایی <span class="emoji emoji1f1fa1f1f8"></span> به زنان #ایران 🇮🇷 ...! <span class="emoji emoji1f539"></span>من وندی شلیت <span class="emoji emoji1f44b"></span> اهل  #آمریکا هستم. در سال ۱۹۷۵ به دنیا ...
Media Removed
نامه یک #زن #آمریکایی به زنان #ایران 🇮🇷 ...! من وندی شلیت اهل  #آمریکا هستم. در سال ۱۹۷۵ به دنیا آمدم و همه گونه مشکلات  #زنان را درک کرده‌ام، از بی‌اشتهایی عصبی تا  #تجاوز توسط #دوست_پسر، از عدم #امنیت محض در خیابان‌ها تا مزاحمت‌های وقت و بی‌وقت در اماکن عمومی، از  #دختران  #نوجوانی ... 📩 نامه یک #زن #آمریکایی 🇺🇸 به زنان #ایران 🇮🇷 ...! 🔹من وندی شلیت 👋 اهل  #آمریکا هستم. در سال ۱۹۷۵ به دنیا آمدم و همه گونه مشکلات  #زنان را درک کرده‌ام، از بی‌اشتهایی عصبی تا  #تجاوز توسط #دوست_پسر، از عدم #امنیت محض در خیابان‌ها تا مزاحمت‌های وقت و بی‌وقت در اماکن عمومی، از  #دختران  #نوجوانی که به گونه‌ای اسف‌بار خود را #باردار می‌یابند تا زنان سی-چهل ساله‌ای که نومیدانه با مشکل عدم  #باروری مواجه هستند. تنها می‌توانم بگویم که این #فرهنگ با  #زنان مهربان نبوده است! 🔹من خانم #مسیح_علی_نژاد که به تازگی به آمریکا آمده را نمی‌شناسم و او را درک نمی‌کنم. من او را در یک برنامه تلویزیونی دیدم که خطاب به مردم ایران می‌گفت این‌جا نهایت امنیت و آزادی است. من او را دیدم که با یک #دوربین در خیابان‌های آمریکا راه می‌رفت و #زنان_ایرانی را تشویق به ترک  #حجاب و شبیه شدن به زنان آمریکایی می‌کرد. او را نمی‌شناسم و نمی‌دانم در چه شرایطی قرار گرفته که این کار را انجام می‌دهد. اما این را می‌دانم که او یا آمریکا را نمی‌شناسد یا می‌خواهد از زنان کشورش  #انتقام بگیرد! 🔹ره آورد فرهنگ ما با  #زنان در آمریکا این بوده که طبق آمار ۴۱ درصد زنان ۱۶ تا ۳۰ ساله از این‌که مورد  #تجاوز قرار بگیرند، همیشه نگرانند! بیش از ۱۱ درصد از زنان ما معتقدند که به هر حال یک روزی از سال مورد تجاوز قرار خواهند گرفت! شاید خانم علی‌نژاد ایرانی، فردی باشد که از این موضوع لذت می‌برد ولی اکثریت  #زنان_آمریکایی مثل او نیستند. در کشور ما ۴ درصد از زنان از آژیرهای  #هشداردهنده  #تجاوز جنسی استفاده می‌کنند و ۷ درصد از زنان، کلاس‌های  #دفاع از خود را دیده‌اند. 🔹 این را هم بد نیست بدانید که در ایالت  #نیوجرسی هزاران دلار از بودجه دولتی صرف رساندن پیام  #حفظ_خویشتن_داری به جوانان در کلاس‌های آموزشی سراسر کشور شده است. یعنی میلیون‌ها دلار در اختیار مؤسسات مذهبی آمریکا قرار گرفته تا با آموزش‌های خود، از دختران نوجوان تعهد بگیرند که  #عفت و  #پاکدامنی خود را حفظ کنند. برای من تعجبی ندارد که می‌بینم دولت آمریکا عکس این کار را می‌خواهد با مردم ایران انجام دهد یعنی میلیون‌ها دلار خرج می‌کند تا زنان و  #جوانان ایران خویشتن‌داری را رها کنند اما تعجب من آن‌جاست که زنانی از ایران حاضرند به کشور خود در راه اهداف یک دولت دیگر  #خیانت کنند. در آمریکا ما برای این افراد احترام قائل نیستیم. به نظر من این افراد تفاوتی با  #ربات ندارند
Read more
تصویر اول چیه ؟! استاد مریم ملازاده یزدی اثر پروانه‌ای ((پروانه های مورف ابی)) نام پدیده‌ای است ...
Media Removed
تصویر اول چیه ؟! استاد مریم ملازاده یزدی اثر پروانه‌ای ((پروانه های مورف ابی)) نام پدیده‌ای است که به دلیل حساسیت سیستم‌های آشوب‌ناک به شرایط اولیه ایجاد می‌شود. این پدیده به این اشاره می‌کند که تغییری کوچک در یک سیستم آشوب‌ناک چون جو سیارهٔ زمین (مثلاً بال‌زدن پروانه) می‌تواند باعث تغییرات ... تصویر اول چیه ؟! استاد مریم ملازاده یزدی
اثر پروانه‌ای ((پروانه های مورف ابی)) نام پدیده‌ای است که به دلیل حساسیت سیستم‌های آشوب‌ناک به شرایط اولیه ایجاد می‌شود.
این پدیده به این اشاره می‌کند که تغییری کوچک در یک سیستم آشوب‌ناک چون جو سیارهٔ زمین (مثلاً بال‌زدن پروانه) می‌تواند باعث تغییرات شدید (وقوع توفان در کشوری دیگر) در آینده شود. 📐🌀⚡هر کاری که امروز ما انجام میدیم در یک زمانی و در یک جایی تاثیر خودش رو خواهد گذاشت
این تاثیر بیشترین قدرتش از نیت و انگیزه ما شکل میگیره و باقیموندش از تاثیرات محیط .
این که تاثیر خوب بزاریم یا بد این دست خودمونه...! ما مسئول تک تک کارایی که میفهمیم و انجام میدیم یا نمیدیم هستیم
اشاره شد
از شروع یک صبح که چرا از خواب بیدار بشیم و دانشگاه بریم و سر کار بریم
و چرا پول در بیاریم و کجا خرج کنیم شروع میشه
چطور رانندگی کنیم
چطور و به چه نیتی لباس بپوشیم
به چه نیتی تن صدامون رو عکض کنیم
به چه نیتی . حتی یه ماشین جلو تر دختر یا پسره یه سر گاز بدی تا بهش نزدیک بشی ...
نفس هایی که میکشیم
همه و همه رو مسئولیم که در اینده چه تاثیری خواهد گذاشت ... چطور شب راحت سرمو روی بالشتم بزارم؟

درحالی که زنی بعد از هر بار کل کل و جر و بحث با همسرش در هنگام تنهایی به یاد نگاه با محبت یا بوسه ای که در جوانی اش به او زدم می افتد و مدام با خود بگوید ,شاید اگر همسر او((دوست قدیمی ام )) شده بودم خیلی بهتر میشد .... و این یعنی شکست من در این دنیا در برابر خود ...... در اسلاید دوم کلیپ پروفسور سمیعی در برنامه دور همی درباره خوشبختی یک فرد صحبت میکند که به نکته عالی اشاره میکنه :
اگر مسئولیتت رو درست انجام بدی نسبت به خودت و اونچه که میدونی و میفهمی دیگه عذاب وجدان نداشته باشی و بتونی شب اروم بخوابی همین یعنی خوش بختی ...
با خودت نگی چه بلایی سر فلانی اوردم
چه کاری با فلانی کردم که شاید هیچ وقت نفهمه
و ...... اگر از دیدگاه مذهبو دینی بخوایم به یکی از مهمترین اتفاقات امروز جامعه ((دوستی دخترو پسر ))نگاه کنیم
میبینیم تاثیر دوستی با جنس مخالف اون هم با دیدگاه موضوعی عادی و غریزی بسیار زیاد هست
که از شدت گستردگی اون نیاز به نقشه و مسیر داره که داریم روش کار میکنیم
اما قطعه ای از این دریا ی عظیم از تاثیرات که با یکی از اساتید چندی پیش گفت و گو میکردم من رو بسیار ریز تر کرد در این موضوع
خاطراتی که افراد برای هم میسازند !

خاطراتی که مابرای هم میسازیم به شدت مسئول اونها هستیم
خب چرا ؟! چطور ؟خاطره که طعم و به قول معروف نمکه داستانه ؟!!!
....
Read more
#شلمچه یعنی..... . . شلمچه یعنی به گور بردن آرزوهای ماهر عبدالرشید... . .  شلمچه یعنی قطعه ای از بهشت... . .  شلمچه یعنی بوی سیب و قتلگاه حاج حسین خرازی... . .  حاج حسینی که ثابت کرد یک دست هم صدا داره.... . . شلمچه یعنی سید صمد حسینی که بعد از ۱۳سال سرش سالم پیدا شد.... . .  شلمچه ... #شلمچه یعنی.....
.
.
شلمچه یعنی به گور بردن آرزوهای ماهر عبدالرشید...
.
.
 شلمچه یعنی قطعه ای از بهشت...
.
.
 شلمچه یعنی بوی سیب و قتلگاه حاج حسین خرازی...
.
.
 حاج حسینی که ثابت کرد یک دست هم صدا داره....
.
.
شلمچه یعنی سید صمد حسینی که بعد از ۱۳سال سرش سالم پیدا شد....
.
.
 شلمچه یعنی سرها بریده بینی بی جرم و بی جنایت....
.
.
 شلمچه یعنی پا به پای مرگ وشانه به شانه عزرائیل....
.
.
شلمچه یعنی دشمنی متکی به سلاح و ما متکی به ایمان...
.
.
شلمچه یعنی پله پله تا خدا...
.
.
 شلمچه یعنی جان را کف دست گذشتن و تقدیم دوست کردن....
.
.  شلمچه یعنی معبری تا کربلا راه قدس آزادی فلسطین و فتح همه ارزش ها...
.
.
شلمچه یعنی ذبح شدن ناز دانه های پسر فاطمه و تشیع جنازه خورشیدها وستاره ها یعنی دونیم شدن فرق ماه....
.
.
 شلمچه یعنی زمین تا دندان مسلح یعنی بوی مرگ و سیر در ملکوت...
.
.
شلمچه یعنی هبوط به اعماق زمین و صعود به ملکوت و اعلی علیین...
.
.
شلمچه یعنی یک قدم تا خدا...
.
.
شلمچه تعریف کردنی نیست باید بودیم و میدیدیم که چگونه از آسمان شاباش سرخ میباریدو پرستوها و کبوترها که بی سر می رقصیدند...
.
.
شلمچه یعنی........
.
.
نه نگوییم بهتر است....ای کاش شلمچه خودش خودش را تعریف میکرد....
.
.
 شلمچه که گم نشده ما گمشده ایم...شلمچه باید ما را معرفی کند....
.
.
((((....شادی روح شهدا مخصوصا شهدای مظلوم شلمچه صلوات....))))
.
.
پ ن:
#شب_جمعه
دلم هوای شلمچه کرده است...همونجای که بوی سیب...و...عاشقی...و...چادرخاکی...
.
.
#شلمچه
#شهدا
#شهدا_در_قهقهه_مستانه_شان_و_در_شادی_وصلشان_عند_ربهم_یرزقون_اند
#خدا_شهیدم_کن
#شهدا_گاهی_نگاهی_سوی_این_خسته_دل
#شهید_ابراهیم_هادی
#شهید_خرازی
#شهید_رسول_خلیلی🌷
#شهادت
#شهادت_بماند_تا_فتح_قدس
#جانم_فدای_سید_علی
#ظهور_نزدیکتر_شد✌
Read more
علی کریمی با موفقیت در تست پزشکی قراردادی ک با استقلال بسته رسانه ای میشود تنها گزینه موجود بعد از ...
Media Removed
علی کریمی با موفقیت در تست پزشکی قراردادی ک با استقلال بسته رسانه ای میشود تنها گزینه موجود بعد از رفتن امید ابراهیمی علی کریمی بود منکر خوب بودن علی نیستم اما در طی سال گذشته اونطور ک باید و شاید خوب نبود البته مصدومیت هم گریبانشو گرفت امیدوارم به روزهای اوجت برگردی و میدونم میتونی جای ابراهیمیو ... علی کریمی با موفقیت در تست پزشکی قراردادی ک با استقلال بسته رسانه ای میشود
تنها گزینه موجود بعد از رفتن امید ابراهیمی علی کریمی بود منکر خوب بودن علی نیستم اما در طی سال گذشته اونطور ک باید و شاید خوب نبود البته مصدومیت هم گریبانشو گرفت امیدوارم به روزهای اوجت برگردی و میدونم میتونی جای ابراهیمیو پر کنی این استقلال تا بوده همین بوده یعنی متکی به بازیکن نیست چون هوادار پشتشه
خودم شخصا دوست داشتم صادق بارانی استقلالی بشه چون هم استقلالیه هم با تعصب اما اینقدر دیر متوجه رفتن ابراهیمی شدند ک صادق به نساجی پیوست

عشق است استقلالو استقلالی
آبی ترین پسر تهران

#esteghlal #استقلال
Read more
Loading...