M.shahriiyar Instagram Photos and Videos

m.shahriiyar اشعار استاد شهریار 📚 @m.shahriiyar mentions
Followers: 7,822
Following: 8
Total Comments: 0
Total Likes: 0

. آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا نوشدارویی و بعد از مرگ سهراب ...
Media Removed
. آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا نوشدارویی و بعد از مرگ سهراب آمدی سنگدل این زودتر می‌خواستی حالا چرا عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست من که یک امروز مهمان توام فردا چرا نازنینا ما به ناز تو جوانی داده‌ایم دیگر اکنون با جوانان ناز کن با ما چرا وه که با این ... .
آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا
بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا
نوشدارویی و بعد از مرگ سهراب آمدی
سنگدل این زودتر می‌خواستی حالا چرا
عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست
من که یک امروز مهمان توام فردا چرا
نازنینا ما به ناز تو جوانی داده‌ایم
دیگر اکنون با جوانان ناز کن با ما چرا
وه که با این عمرهای کوته بی اعتبار
این‌همه غافل شدن از چون منی شیدا چرا
شور فرهادم به پرسش سر به زیر افکنده بود
ای لبِ شیرین، جواب تلخ سربالا چرا
ای شب هجران که یک دم در تو چشم من نخفت
اینقدر با بخت خواب آلود من لالا چرا
آسمان چون جمع مشتاقان پریشان می‌کند
در شگفتم من نمی‌پاشد ز هم دنیا چرا
در خزان هجر گل ای بلبل طبع حزین
خامشی شرط وفاداری بود غوغا چرا
شهریارا بی حبیب خود نمی‌کردی سفر
این سفر راه قیامت می‌روی تنها چرا

#استاد_شهریار #شهریار #شعر #غزل #فارسی #شعر_فارسی #آمدی_جانم_به_قربانت #وفا #شهرزاد #سریال_شهرزاد #shahriar #shahriyar #poem #literature #shahrzad
Read more
. به مناسبت سالروز بزرگداشت پروین اعتصامی، استاد شهریار در شعری منتشرنشده درباره پروین این‌طور ...
Media Removed
. به مناسبت سالروز بزرگداشت پروین اعتصامی، استاد شهریار در شعری منتشرنشده درباره پروین این‌طور می‌نویسند: . ...به یادم است که استاد نامدار بهار مرا به همره خود بار اول آنجا برد از آن سپس من و او آشنای هم بودیم خیال می‌کنم او بیست سال کمتر داشت سنین بنده هم از آن حدود بیش نبود تولد من و او هر ... .
به مناسبت سالروز بزرگداشت پروین اعتصامی، استاد شهریار در شعری منتشرنشده درباره پروین این‌طور می‌نویسند:
.
...به یادم است که استاد نامدار بهار
مرا به همره خود بار اول آنجا برد
از آن سپس من و او آشنای هم بودیم
خیال می‌کنم او بیست سال کمتر داشت
سنین بنده هم از آن حدود بیش نبود
تولد من و او هر دو در یکی سال است
به چند جلسه من و او چکامه هم خواندیم
در آنزمان من و او کفو یکدیگر بودیم
به کفه ای غزل عاشقانه بود از من
به کفه دگر از وی قصاید حکمی
که هردو مایه اعجاب اوستادان بود
متاع او همه عقل و متـاع من همه عشق
اگر چه عشق حقیقی آن بود کو داشت
قیافه بود عفیف و موقر و سنگین
نبوغش از وجنات و نگاه پیدا بـود
هزار حیف که من رشد عقلیم کم بود
وگرنه عقد من و او به عرش می‌بـستند
چه چاره بود که دیگر نوشته بود قضا
برای هر دوی ما سرنوشت ناکامی‌...
⚘⚘⚘
و در شعری دیگر این‌گونه می‌سرایند:

سپهر سخن راست پروين ستاره
جهانی سوی اين ستاره نظاره
سرايندگان، سينمای ادب را
هنرپيشگانند و پروين ستاره
به ابر كفن تا نهان شد، عيان شد
كه دل ها ربوده است اين ماه پاره
عروسی است در حجله‌ی طبع پروين
كه از ماه و پروين كند طوق و ياره
همايون عروسی كــه نوزاد او راست
فلك دايه و كهكشان گاهواره
بلند آسمانی است ديوان پروين
بلند اخترانش برون از شماره
دو صد رشته گوهر كه هر يك چو پروين
به گوش سپهری سزد گوش واره
سزد چون بلندآيتی آسمانی
بدان سو كنند اهل تفسير اشاره
چو داغ پدر آتشش زد به خرمن
خود از آتش آمد برون چون شراره
چه بد ديدی از بلبلان هم آواز
كه از طرف گلزار كردی كناره
به آثار خود عمر جاويد دادی
چه بود ار تو را بود عمر دوباره
به هر درد و داغی توان چاره جستن
دريغا به داغ اجل نيست چاره
بهل شهريار آتش شوق پروين
كه اين جا دلی بايد از سنگ خاره
.
#استاد_شهریار #شهریار #شعر #شعر_فارسی #پروین_اعتصامی #اختر_چرخ_ادب
Read more
. عاشقی درد است و درمان نیز هم مشکل است این عشق و آسان نیز هم جان فدا باید به این دل دادگی دل که دادی ...
Media Removed
. عاشقی درد است و درمان نیز هم مشکل است این عشق و آسان نیز هم جان فدا باید به این دل دادگی دل که دادی می رود جان نیز هم دامن از خار تعلق باز چین باز گردی گل به دامان نیز هم در نمازم قبله گاهی پشت و روست کافر عشقم، مسلمان نیز هم عشق گفت از کفر و دین خواهی کدام گفتمش این خواهم و آن نیز هم گر غرامت پای گیرت ... .
عاشقی درد است و درمان نیز هم
مشکل است این عشق و آسان نیز هم
جان فدا باید به این دل دادگی
دل که دادی می رود جان نیز هم
دامن از خار تعلق باز چین
باز گردی گل به دامان نیز هم
در نمازم قبله گاهی پشت و روست
کافر عشقم، مسلمان نیز هم
عشق گفت از کفر و دین خواهی کدام
گفتمش این خواهم و آن نیز هم
گر غرامت پای گیرت شد بکوش
دست می‌یابی به تاوان نیز هم
بی سر و سامان شوی در پای عشق
تا سرت بخشند و سامان نیز هم
با همه بی‌خانمانی ای عجب
خلق می‌خوانم به مهمان نیز هم
خرمن افروزند و جان آدمی
ارزن انگارند و ارزان نیز هم
کشت و کشتاری که شیطان می‌کند
کشته در چشم من انسان نیز هم
ساقیِ ما چون مِی اندر خمره پخت
می‌دهد جامی به خامان نیز هم
داستان عشق گفتم بی‌زبان
باز گویندش به دستان نیز هم
شهریارا شب چراغی یافتی
چشم و دل‌ها کن چراغان نیز هم
.
#استاد_شهریار #شهریار #شعر #غزل #فارسی #شعر_فارسی #ادبیات #عاشقی #چشم #دل #گل #shahriar #shahriyar #poem #literature #sher_farsi #heart #flower
Read more
. <span class="emoji emoji1f3b6"></span> شعر "گتمه ترسا بالاسی" از استاد شهریار همراه با دکلمه‌ی زیبا و پراحساسِ Serdar Tuncer <span class="emoji emoji1f3b6"></span> . معنی ...
Media Removed
. شعر "گتمه ترسا بالاسی" از استاد شهریار همراه با دکلمه‌ی زیبا و پراحساسِ Serdar Tuncer . معنی فارسی: اجازه بده من در شب عروسی به عنوان دایه همراه تو بیایم و زمانی که مشّاطه دست به آرایش تو می زند من هم نظاره گر باشم. تو در این شب مهتابی مانند سروی باش که برای سیر بیرون آمده است. به من نیز اجازه ... .
🎶 شعر "گتمه ترسا بالاسی" از استاد شهریار همراه با دکلمه‌ی زیبا و پراحساسِ Serdar Tuncer 🎶
.
معنی فارسی:

اجازه بده من در شب عروسی به عنوان دایه همراه تو بیایم و زمانی که مشّاطه دست به آرایش تو می زند من هم نظاره گر باشم.
تو در این شب مهتابی مانند سروی باش که برای سیر بیرون آمده است. به من نیز اجازه بده که در پشت سر تو مانند سایه ای به حالت سینه خیز بیایم. (کلمه سورونوب در ترکی خیلی ملیح است مشابه آن را در فارسی نیافتیم)
تو با چشمهای شهلایت به من نگاهی کردی، ولی منِ سیه روز حتی جرأت نکردم که از تو تمنایی داشته باشم.
من اگر در جهنم با تو سر به یک بالش بگذارم هیچ حاضر نمی شوم که بیدار شده و به بهشت بیایم.
اگر در شکم مادر با تو دوقلو بودم، نمی خواستم زاییده شده و به این دنیا بیایم.
زمانی که تو در خواب رویای بهشت را می بینی. من هم پرنده ای می شوم و به آن رویا می آیم.
مانند سالهای خشکی و قحطی اشک چشمانم خشکیده است، باید در کوی عشق تو یکبار دیگر به مصلا بیایم.
تو نیز مانند آهوان به صحرا درآ. چه عیبی دارد اگر این کار را بکنی تا من نیز مانند صیادان به صحرا بیایم.
اگر از خدا نترسی و مسیحی بشوی، من نیز ترس آن را دارم که از مسلمانی برگشته و پیرو دین مسیح بشوم.
حاضرم مانند شیخ صنعان سالهای سال خوک چرانی بکنم بلکه برای دیدن تو به معبد ترسایان راه یابم.
ای صنم، حاشا که من نفهمیدم و این مطلب را گفتم آیا ممکن است که مسجد را ول کنم و به کلیسا بیایم؟
بیا باهم به طور تجلی برویم و تو به مثابۀ کوه طور باش و من هم مانند حضرت موسی نظاره گر تجلای تو باشم.
شعر شهریار به مثابه ی شیر شمشیر به دست است چه کسی می تواند به دعوای این شیر بیاید؟

#استاد_شهریار #شهریار #شعر #ترکی #شعر_ترکی #ادبیات #shahriyar #poem #shahriar #literature
Read more
. نالدم پای که چند از پی یارم بدوانی من بدو میرسم اما تو که دیدن نتوانی من سراپا همه شرمم تو سراپا همه ...
Media Removed
. نالدم پای که چند از پی یارم بدوانی من بدو میرسم اما تو که دیدن نتوانی من سراپا همه شرمم تو سراپا همه عفت عاشق پا به فرارم تو که این درد ندانی چشم خود در شکن خط بنهفتم که بدزدی یک نظر در تو ببینم چو تو این نامه بخوانی به غزل چشم تو سرگرم بدارم من و زیباست که غزالی به نوای نی محزون بچرانی از سرهر مژه ... .
نالدم پای که چند از پی یارم بدوانی
من بدو میرسم اما تو که دیدن نتوانی
من سراپا همه شرمم تو سراپا همه عفت
عاشق پا به فرارم تو که این درد ندانی
چشم خود در شکن خط بنهفتم که بدزدی
یک نظر در تو ببینم چو تو این نامه بخوانی
به غزل چشم تو سرگرم بدارم من و زیباست
که غزالی به نوای نی محزون بچرانی
از سرهر مژه ام خون دل آویخته چون لعل
خواهم ای باد خدا را که به گوشش برسانی
گر چه جز زهر من از جام محبت نچشیدم
ای فلک زهر عقوبت به حبیبم نچشانی
از من آن روز که خاکی به کف باد بهار است
چشم دارم که دگر دامن نفرت نفشانی
اشکت آهسته به پیراهن نرگس بنشیند
ترسم این آتش سوز از سخن من بنشانی
تشنه دیدی به سرش کوزه تهمت بشکانند
شهریارا تو بدان تشنه جان سوخته مانی
.
#استاد_شهریار #شهریار #شعر #غزل #فارسی #شعر_فارسی #چشم #زیبا #محبت #بهار #shahriyar #poem #shahriar #literature #sher_farsi
Read more
. شب به هم درشکند زلف چلیپایی را صبحدم سردهد انفاس مسیحایی را گر از آن طور تجلی به چراغی برسی موسی ...
Media Removed
. شب به هم درشکند زلف چلیپایی را صبحدم سردهد انفاس مسیحایی را گر از آن طور تجلی به چراغی برسی موسی دل طلب و سینه سینایی را گر به آئینه سیماب سحر رشک بری اشک سیمین طلبی آینه سیمایی را رنگ رؤیا زده ام بر افق دیده و دل تا تماشا کنم آن شاهد رؤیایی را از نسیم سحر آموختم و شعله شمع رسم شوریدگی و شیوه شیدایی ... .
شب به هم درشکند زلف چلیپایی را
صبحدم سردهد انفاس مسیحایی را
گر از آن طور تجلی به چراغی برسی
موسی دل طلب و سینه سینایی را
گر به آئینه سیماب سحر رشک بری
اشک سیمین طلبی آینه سیمایی را
رنگ رؤیا زده ام بر افق دیده و دل
تا تماشا کنم آن شاهد رؤیایی را
از نسیم سحر آموختم و شعله شمع
رسم شوریدگی و شیوه شیدایی را
جان چه باشد که به بازار تو آرد عاشق
قیمت ارزان نکنی گوهر زیبایی را
طوطیم گوئی از آن قند لب آموخت سخن
که به دل آب کند شکر گویایی را
دل به هجران تو عمریست شکیباست ولی
بار پیری شکند پشت شکیبایی را
شب به مهتاب رخت بلبل و پروانه وگل
شمع بزم چمنند انجمن آرایی را
صبح سرمی کشد از پشت درختان خورشید
تا تماشا کند این بزم تماشایی را
جمع کن لشکر توفیق که تسخیر کنی
شهریارا قرق عزلت و تنهایی را
.
#استاد_شهریار #شهریار #شعر #غزل #فارسی #شعر_فارسی #ادبیات #هجران #پیری #شب #مهتاب #shahriar #shahriyar #poem #literature
Read more
. در دیاری که در او نیست کسی یار کسی کاش یارب که نیفتد به کسی کار کسی هر کس آزارِ منِ زار پسندید ولی نپسندید ...
Media Removed
. در دیاری که در او نیست کسی یار کسی کاش یارب که نیفتد به کسی کار کسی هر کس آزارِ منِ زار پسندید ولی نپسندید دلِ زار من آزارِ کسی آخرش محنت جانکاه به چاه اندازد هر که چون ماه برافروخت شبِ تار کسی سودش این بس که به هیچش بفروشند چو من هر که با قیمتِ جان بود خریدارِ کسی سودِ بازارِ محبت همه آه سرد است تا ... .
در دیاری که در او نیست کسی یار کسی
کاش یارب که نیفتد به کسی کار کسی
هر کس آزارِ منِ زار پسندید ولی
نپسندید دلِ زار من آزارِ کسی
آخرش محنت جانکاه به چاه اندازد
هر که چون ماه برافروخت شبِ تار کسی
سودش این بس که به هیچش بفروشند چو من
هر که با قیمتِ جان بود خریدارِ کسی
سودِ بازارِ محبت همه آه سرد است
تا نکوشید پی گرمیِ بازار کسی
من به بیداری از این خواب چه سنجم که بود
بخت خوابیدهٔ کس دولت بیدار کسی
غیر آزار ندیدم چو گرفتارم دید
کس مبادا چو منِ زار، گرفتار کسی
تا شدم خوارِ تو، رشگم به عزیزان آید
بارالها که عزیزی نشود خوار کسی
آن که خاطر، هوسِ عشق و وفا دارد از او
به هوس، هر دو سه روزیست هوادارِ کسی
لطف حق، یار کسی باد که در دورهٔ ما
نشود یار کسی تا نشود بار کسی
گر کسی را نفکندیم به سر سایه چو گل
شکرِ ایزد که نبودیم به پا خار کسی
شهریارا سرِ من زیر پی کاخ ستم
به که بر سر فتدم سایه دیوار کسی
.
#استاد_شهریار #شهریار #شعر #غزل #فارسی #شعر_فارسی #بخت #یار #وفا #shahriyar #poem #shahriar #literature
Read more
. ای شاخ گل که در پی گلچین دوانیم این نیست مزد رنج من و باغبانیم پروردمت به ناز که بنشینمت به پای ای ...
Media Removed
. ای شاخ گل که در پی گلچین دوانیم این نیست مزد رنج من و باغبانیم پروردمت به ناز که بنشینمت به پای ای گل چرا به خاک سیه می نشانیم دریاب دست من که به پیری رسی جوان آخر به پیش پای تو گم شد جوانیم گر نیستم خزانه، خزف هم نیَم حبیب باری مده ز دست به این رایگانیم تا گوشوار ناز گران کرد گوش تو لب وا نشد به شکوه ... .
ای شاخ گل که در پی گلچین دوانیم
این نیست مزد رنج من و باغبانیم
پروردمت به ناز که بنشینمت به پای
ای گل چرا به خاک سیه می نشانیم
دریاب دست من که به پیری رسی جوان
آخر به پیش پای تو گم شد جوانیم
گر نیستم خزانه، خزف هم نیَم حبیب
باری مده ز دست به این رایگانیم
تا گوشوار ناز گران کرد گوش تو
لب وا نشد به شکوه ز بی همزبانیم
ای یوسف عزیز که ثانی ندیدمت
بازا که در فراق تو یعقوب ثانیم
با صد هزار زخم زبان زنده ام هنوز
گردون گمان نداشت به این سخت جانیم
یاری ز طبع خواستم اشکم چکید و گفت
یاری ز من بجوی که با این روانیم
ای گل بیا و از چمنِ طبعِ شهریار
بشنو ترانه‌ی غزلِ جاودانیم
.
#استاد_شهریار #شهریار #شعر #غزل #فارسی #شعر_فارسی #یوسف #گل #ناز #جوان #زخم #ادبیات #shahriyar #poem #shahriar #literature #flow
Read more
. بار دیگر گر فرود آرد سری با ما جوانی داستانها دارم از بیداد پیری با جوانی وا عزیزا گوئی آخر گر عزیزت ...
Media Removed
. بار دیگر گر فرود آرد سری با ما جوانی داستانها دارم از بیداد پیری با جوانی وا عزیزا گوئی آخر گر عزیزت مرده باشد من چرا از دل نگویم وا جوانی وا جوانی خود جوانی هم به این زودی به ترک کس نگوید من ز خود آزردم از فرط جوانی ها جوانی تا به روی چشم سنگین عینک پیری نهادم مینماید محو و روشن چون یکی رؤیا جوانی الفت ... .
بار دیگر گر فرود آرد سری با ما جوانی
داستانها دارم از بیداد پیری با جوانی
وا عزیزا گوئی آخر گر عزیزت مرده باشد
من چرا از دل نگویم وا جوانی وا جوانی
خود جوانی هم به این زودی به ترک کس نگوید
من ز خود آزردم از فرط جوانی ها جوانی
تا به روی چشم سنگین عینک پیری نهادم
مینماید محو و روشن چون یکی رؤیا جوانی
الفت پیری و نسیان جوانی بین که دیگر
خود نمیدانم که پیری دوست دارم یا جوانی
در بهاران چون ز دست نوجوانان جام گیرم
چون خمار باده ام در سر کند غوغا جوانی
سال ها با بار پیری خم شدم در جستجویش
تا به چاه گور هم رفتم نشد پیدا جوانی
ناز و نوش زندگانی حسرت مردن نیرزد
من گرفتم عمر چندین روزه سر تا پا جوانی
گر جوانی میکنم پیرانه سر بر من نگیری
شهریارا در بهاران می کند دنیا جوانی
.
#استاد_شهریار #شهریار #شعر #غزل #فارسی #شعر_فارسی #جوانی #پیری #دنیا #زندگانی #shahriar #shahriyar #poem #literature #life
Read more
. باید از محشر گذشت این لجن زاری که من دیدم سزای صخره هاست گوهر روشن دل از کان جهانی دیگر است عذر ...
Media Removed
. باید از محشر گذشت این لجن زاری که من دیدم سزای صخره هاست گوهر روشن دل از کان جهانی دیگر است عذر میخواهم پری ... عذر میخواهم پری ... من نمی گنجم در آن چشمان تنگ با دل من آسمان ها نیز تنگی می کنند روی جنگل ها نمی آیم فرود شاخه زلفی گو مباش آب دریا ها کفاف تشنه ی این درد نیست بره هایت می دوند جوی ... .
باید از محشر گذشت
این لجن زاری که من دیدم سزای صخره هاست
گوهر روشن دل از کان جهانی دیگر است

عذر میخواهم پری ...
عذر میخواهم پری ...
من نمی گنجم در آن چشمان تنگ
با دل من آسمان ها نیز تنگی می کنند

روی جنگل ها نمی آیم فرود
شاخه زلفی گو مباش
آب دریا ها کفاف تشنه ی این درد نیست
بره هایت می دوند
جوی باریک عزیزم راه خود گیر و برو

یک شب مهتابی از این تنگنای بر فراز کوها پر می زنم
می گذارم می روم
ناله ی خود می برم
دردسر کم می کنم

چشم هایی خیره می پاید مرا
غرش تمساح می آید به گوش
کبر فرعونی و سحر سامریست
دست موسی و محمد با من است

می روی، وعده‌ی آنجا که با هم روز شب را آشتیست
صبح چنـدان دور نیست ...
.
#استاد_شهریار #شهریار #شعر #شب #پری #shahriyar #shahriar #poem
Read more
. کاش پیوسته گل و سبزه و صحرا باشد گلرخان را سر گلگشت و تماشا باشد زلف دوشیزه گل باشد و غماز نسیم بلبل ...
Media Removed
. کاش پیوسته گل و سبزه و صحرا باشد گلرخان را سر گلگشت و تماشا باشد زلف دوشیزه گل باشد و غماز نسیم بلبل شیفته شوریده و شیدا باشد سر به صحرا نهد آشفته تر از باد بهار هر که با آن سر زلفش سر سودا باشد رستخیز چمن و شاهد و ساقی مخمور چنگ و نی باشد و می باشد و مینا باشد یار قند غزلش بر لب و آب آینه گون طوطی جانم ... .
کاش پیوسته گل و سبزه و صحرا باشد
گلرخان را سر گلگشت و تماشا باشد
زلف دوشیزه گل باشد و غماز نسیم
بلبل شیفته شوریده و شیدا باشد
سر به صحرا نهد آشفته تر از باد بهار
هر که با آن سر زلفش سر سودا باشد
رستخیز چمن و شاهد و ساقی مخمور
چنگ و نی باشد و می باشد و مینا باشد
یار قند غزلش بر لب و آب آینه گون
طوطی جانم از آن پسته شکرخا باشد
لاله افروخته بر سینه مواج چمن
چون چراغ کرجی ها که به دریا باشد
این شکرخواب جوانی است که چون باد گذشت
وای از این عمر که افسانه و رؤیا باشد
گوهر از جنت عقبا طلب ای دل ورنه
خزفست آنچه که در چنته دنیا باشد
شهریار از رخ احباب نظر باز مگیر
که دگر قسمت دیدار نه پیدا باشد
.
📷: @amir.ali_gh
.
#استاد_شهریار #شهریار #شعر #غزل #فارسی #شعر_فارسی #ادبیات #زلف #گل #سبزه #دریا #shahriyar #poem #shahriar #literature #flower #sea
Read more
. <span class="emoji emoji1f343"></span> نکاتی در مورد سریال شهریار / بخش دوم <span class="emoji emoji1f343"></span> . * دیدار استاد شهریار با کمال الملک که بعد از تبعیدشان به ...
Media Removed
. نکاتی در مورد سریال شهریار / بخش دوم . * دیدار استاد شهریار با کمال الملک که بعد از تبعیدشان به نیشابور مدتی در محضر ایشان بود و همچنین دیدارشان با پروین اعتصامی که جزو نقاط برجسته زندگی استاد بوده و منجر به سروده های زیبایی در این زمینه شده، در سریال حذف شده است. . * دیدار استاد شهریار با "سهند" ... .
🍃 نکاتی در مورد سریال شهریار / بخش دوم 🍃
.
* دیدار استاد شهریار با کمال الملک که بعد از تبعیدشان به نیشابور مدتی در محضر ایشان بود و همچنین دیدارشان با پروین اعتصامی که جزو نقاط برجسته زندگی استاد بوده و منجر به سروده های زیبایی در این زمینه شده، در سریال حذف شده است.
.
* دیدار استاد شهریار با "سهند" شاعر معروف آذربایجانی که منجر به خلق یکی از شاهکارهای شعری ایشان با عنوان "سهندیه" شد و همچنین دوستی شان با حبیب سماعی استاد برجسته سنتور و بسیاری دیگر در سریال حذف شده است.
.
* استاد به منزل سرکنسول فرانسه در تبریز سپرده شد که زبان فرانسه بیاموزد و در خانه اشرافی‌ترین مرد و در میان اعیان تبریز بالیده و حتی معلم خط سرخانه داشته است.
.
* تبریز در زمان مشروطیت شهر مهمی بود و مدرنیست اجتماعی و ادبی از تبریز به تهران و سایر نقاط ایران صادر شده است. در آن زمان یک انجمن ادبی در منزل پدر شهریار تشکیل می‌شد. در آن انجمن یـوسف اعتصام‌الملک (پدر پروین اعتصامی)، امیرخیزی و ایرج میرزا و … شرکت می‌کردند و شهریار در چنین فضایی رشد می‌کند. در سریال به این موضوع هم توجه نشده است.
.
* تغییر تاریخ و عقب و جلو کشیدن تاریخ از دیگر موارد در این سریال است. مادر استاد شهریار در تهران فوت شده و در قم دفن شد. حال آنکه در سریال به نظر میرسد در تبریز فوت کرده اند.
.
* در مورد دوران پیری استاد هم که واقعا در تعجبم. از لهجه ی عجیب استاد در سریال گرفته تا حالت های جنون آمیزی که به ایشان نسبت داده شده. بله استاد در دوران پیری دچار یک سری وسواس های فکری شده بودند. بعد از ماجرای ثریا، چندین بار قصد کشتن استاد را داشتند و همچنین حوادث پس از کودتای ۲۸ مرداد ۳۲ که در آن نیما را زندانی می‌کنند، عشقی ترور می‌شود، قصد ترور بهار را هم داشتند و... این مسائل میتواند زمینه ساز این وسواس های فکری باشد. و البته نه به این گونه که در سریال نشان داده شده!
.
* در زمان اقامت استاد در زادگاه خود تبريز، استادان و بزرگانی چون استاد اوستا، استاد سايه، استاد مشيری و امثالهم با اشتياق تمام به محضرش می‌شتافتند که از این مورد نیز در سریال خبری نیست.
‌.
و مواردی از این دست که در اینجا به مهم ترین‌شان اشاره شد. با این حال همان‌طور که قبلا گفته شد، این سریال به عنوان نقطه شروع، گام مثبتی بوده و از این به بعد این وظیفه‌ی خود شهریاردوستان هست که به مطالعه و شناخت هرچه بیشتر ایشان بپردازند. 🌹
.
#استاد_شهریار #شهریار #شعر #شعر_فارسی #شعر_ترکی #ادبیات #حیدربابا #سریال_شهریار #shahriar #shahriyar #literature #poem
Read more
. <span class="emoji emoji1f343"></span> نکاتی در مورد سریال شهریار / بخش اول <span class="emoji emoji1f343"></span> . در ابتدا لازمه به این نکته اشاره کنیم که پرداختن به زندگی ...
Media Removed
. نکاتی در مورد سریال شهریار / بخش اول . در ابتدا لازمه به این نکته اشاره کنیم که پرداختن به زندگی شعرا و بزرگان، به خودی خود کار ارزشمندی بوده و سریال شهریار به عنوان اولین قدم برای شهریارشناسی، اثر مثبت و ارزنده‌ای هست. خود من با مشاهده این سریال و شعرخوانی اردشیر رستمی بود که به شعرهای استاد ... .
🍃 نکاتی در مورد سریال شهریار / بخش اول 🍃
.
در ابتدا لازمه به این نکته اشاره کنیم که پرداختن به زندگی شعرا و بزرگان، به خودی خود کار ارزشمندی بوده و سریال شهریار به عنوان اولین قدم برای شهریارشناسی، اثر مثبت و ارزنده‌ای هست. خود من با مشاهده این سریال و شعرخوانی اردشیر رستمی بود که به شعرهای استاد بیش از پیش علاقه‌مند شدم و این پیج رو تاسیس کردم.
با این حال برخی موارد عنوان شده در سریال با زندگی واقعی استاد تفاوت داره و با توجه به نظرات دوستان باید اون‌ها رو بدونید.
.
* بسیاری از شخصیت های دوران کودکی استاد شهریار که در شکل‌گیری شخصیت او نقش ویژه ای داشتند، از جمله "خان ننه"، "ننه قیز" و "رخشنده" که برخی تا آخر عمر در ذهن و زبان شهریار زندگی می کردند، در سریال حضور ندارند.
.
* طبق گفته اصغر فردی یکی از شاگران استاد، پس از مرگ پسرعموی رضاشاه، استاد توانست بخش ناتمام (دوره داروشناسی) را در مدرسه عالی دواسازی و دندانسازی طی و تمام كند. با ارائه آن مدرك نيز توانست جواز طبابت بگيرد كه پس از آن، مدت كوتاهی هم مطب دائر كردند.
.
* سومین مسئله در مورد نحوه آشنایی استاد با همسرشان هست که در سریال به عنوان یک غریبه‌ی شبیه به لاله معرفی شده‌اند، حال آن‌که عزیزه خانم نوه عمه‌ی استاد شهریار بود. به گفته دختر استاد، عزیزه خانم عاشق شعرهای استاد بوده و با انگیزه ادبی با ایشان ازدواج کردند.
.
* همسر استاد شهریار، عزیزه خانم، در سریال به صورت بی‌سواد مطلق به تصویر کشیده شده‌اند، حال‌آن‌که ایشان فرهنگی و معلم بودند. ایشان برخلاف سریال، بیمار نبوده و یک روز صبح هنگام راهی کردن بچه ها به مدرسه، سکته مغزی کرده و فوت کردند.
.
* شهریار در خراسان بود که لاله مرد و بعد اینکه شهریار به تهران بازگشت خبر مرگ لاله را به او دادند و شهریار بر سر خاکش شعر معروف «بیداد رفت لاله‌ی بر باد رفته» را خواند.
.
* در سریال بیشتر به جنبه های شعری شهریار اشاره شده، حال آن‌که به سواد عمیق ایشان چنان که باید پرداخته نشده است. استاد به زبان های ترکی و فارسی و فرانسوی و عربی مسلط بودند. به فرانسه شعر میگفتند و حافظ قرآن بودند. در ۱۳سالگی مطول عربی را به گونه‌ای خلاصه کرده بود که شمس‌العلماء از تسلط شهریار به زبان عربی تعجب کرده بود.
.
* استاد شهریار رئیس کنگره شعر و ادب بودند. شعری که در این کنگره سرودند تاریخ ادبیات معاصر است. ایشان در این شعر از تمامی شاعران حتی شعرای درجه ۳ و ۴ هم نام برده و حتی نام بسیاری که از لحاظ هنری، شعری و بینش با او مخالف بودند با حرمت در این مثنوی ذکر شده است.
.
ادامه دارد...
Read more