Loading Content...

Meghdadeslami Instagram Photos and Videos

Loading...


meghdadeslami مقداداسلامی @meghdadeslami mentions
Followers: 2,840
Following: 567
Total Comments: 0
Total Likes: 0

........ می آیم من . می آیی تو . نه به آن سوی، نه به این سوی، من. نه به این سوی، نه به آن سوی، تو. که ...
Media Removed
........ می آیم من . می آیی تو . نه به آن سوی، نه به این سوی، من. نه به این سوی، نه به آن سوی، تو. که به سمت من‌، تو . که به سمت تو، من . گام به گام هر دو به قدر هم . می رسد، آخر، می رسد، آخر، من بی تو به تو. تویِ بی من به من . می رسیم آخر. می رویم در هم، من و تو، تو و من می شویم یک تن . مانده ماند ، نه که تا ... ........
می آیم من .
می آیی تو .
نه به آن سوی،
نه به این سوی، من.
نه به این سوی،
نه به آن سوی، تو.
که به سمت من‌، تو .
که به سمت تو، من .
گام به گام هر دو به قدر هم .

می رسد، آخر،
می رسد، آخر،
من بی تو به تو.
تویِ بی من به من .
می رسیم آخر.
می رویم در هم،
من و تو، تو و من
می شویم یک تن .
مانده ماند ، نه که تا بعد تا ابد،
این تن.
#Avid
#مقداداسلامی #فرمانفرما #بازیگر #تراژدی
#مونولگ #کمدی #نمایش #تاتر #زندگی #تهران #M.Sh
Read more
Loading...
 #مقداداسلامی #آوید #فراموشی (no tashih) سر ریز می شوم هردم هم از شور ، ‌هم‌از شعور لبریز باشی اگر ...
Media Removed
#مقداداسلامی #آوید #فراموشی (no tashih) سر ریز می شوم هردم هم از شور ، ‌هم‌از شعور لبریز باشی اگر تو‌ همچنان چه از شعور و چه از شور. کممان است دنیا نه ؟ تنگمان است اینجا نه ؟با این حال ؟ اما جز به این حال، اگر ما باشیم اگر ... باشی تو!! تکلیف را من، خوب میدانم، برمن تا که من ، پیش من، دست کم، ... #مقداداسلامی #آوید #فراموشی (no tashih)
سر ریز می شوم
هردم
هم از شور ، ‌هم‌از شعور
لبریز باشی
اگر تو‌
همچنان
چه از شعور و چه از شور.
کممان است دنیا نه ؟
تنگمان است اینجا نه ؟با این حال ؟
اما
جز به این حال، اگر ما باشیم اگر ...
باشی تو!!
تکلیف را من، خوب میدانم، برمن
تا که من ،
پیش من، دست کم، نخورد سر این سر ،
بر زیر ،
بر آن ته .دونِ دون
این مشق را ای یار من ، تو ، ای تو ،
میگذاری روی دامانم .
مشق نا شوقی که می راند مرا ،
اِی کمکی، از رنج آن داغِ بزرگ .داغ ته .آخر
ای تو !
کَمَکی کم،
قطره ای،یا حتی
ذره ای، اصلا ،
نازنین ام ،
مانده باشی تا شوی لبریز .
منِ ناچار، می شوم ان یکه تاز دایما از خود گریز ...
بی قرار و
باقرار،
درجا؟
دوان،
صابر ‌اما
کم جان.
نه به هیئت عروسک آن من ، بغل این، بغل آن.
ناز و آنهم در کنار ، نزدیک که من آن مترسک ی خواهم بود ،رو شده دستش به زاغ، بی ترس بر شانه ی آن لم داده و می کند داد را با قار .
ول در باد، شل با اب، شل و ول، لرزان ،
این سر چوب سر خرمن ،
با لباسی نو ،نه ، ژنده .
نه کنارت تازه.
نزدیک ، نه. آن دورها ، دورِ دور
شور او ،کو ؟ هست اما، ساکن
پس شعورش؟
پس شعورم !
پس شعورم؟؟؟!!! و شعوری،
که دگر ، سایه ندارد کامل
نه به سر، نه بر بدن، نه به جان و نه به دل.
بار این مشقِ شب من
بر زمین است اکنون آماده و حاضر
مشقِ فارغ شده از این حمل نا حاصل
مشق مادر شده ی من
زایمانش نه که ساده،کمکی کم درد تر
بی ریزش خون ، ساکت
نام این نوپا "فراموشی " است ای تو !
فراموش کردن آن توی نا لبریز،
توی ناهمدل . .. Avid
Read more
____________________ طلوع صادقِ عصیانِ من ، بیداریم باش!! #مقداداسلامی #بام_لند #تهران
Media Removed
____________________ طلوع صادقِ عصیانِ من ، بیداریم باش!! #مقداداسلامی #بام_لند #تهران ____________________
طلوع صادقِ
عصیانِ من ،
بیداریم
باش!!
#مقداداسلامی #بام_لند #تهران
تو کی انقدر مرد شدی سروش عزیز ؟ کی؟ آخرین باری که لپ لوپ شدیم اینجا بود. چیزهای زیادی داشتی و داری ...
Media Removed
تو کی انقدر مرد شدی سروش عزیز ؟ کی؟ آخرین باری که لپ لوپ شدیم اینجا بود. چیزهای زیادی داشتی و داری که رشک آفرین است برای من و شاید خیلی ها . ولی سروش ، دایی گلم ، هیچوقت فکر نمی گردم به مردانگی و مردی ات حسودی کنم ... انقد تو مردی که دیده نمی شوی ولی من میبینمت ‌. تو‌ مردی مرد . درود بر تو سروش صادقی تو کی انقدر مرد شدی سروش عزیز ؟
کی؟
آخرین باری که لپ لوپ شدیم اینجا بود.
چیزهای زیادی داشتی و داری که رشک آفرین است برای من و شاید خیلی ها .
ولی سروش ، دایی گلم ، هیچوقت فکر نمی گردم به مردانگی و مردی ات حسودی کنم ... انقد تو مردی که دیده نمی شوی ولی من میبینمت ‌. تو‌ مردی مرد .
درود بر تو سروش صادقی❤
.................. چه خطرناکی تو ،جداً ها !!! خندید باز ... 'دوری' تو چه خوبی. کمکی من را ، باش ...
Media Removed
.................. چه خطرناکی تو ،جداً ها !!! خندید باز ... 'دوری' تو چه خوبی. کمکی من را ، باش گه گاه، باش. باز که خندیدی ، خطرناک . من ندانستم سرآخر، که چطور ؟ نه با کلام . نه با ادا. نه با مدد، از دیدار ،دیدار، برای اولین بار ، ای وای . تو ، شعبده باز بر هر چه منم‌. پوست ، جان ،روح، روانم اینچنین ... ..................
چه خطرناکی تو ،جداً ها !!! خندید باز ...
'دوری' تو چه خوبی.
کمکی من را ، باش گه گاه، باش.
باز که خندیدی ،
خطرناک .
من ندانستم سرآخر، که چطور ؟
نه با کلام .
نه با ادا.
نه با مدد، از دیدار ،دیدار، برای اولین بار ،
ای وای .
تو ، شعبده باز
بر هر چه منم‌. پوست ، جان ،روح، روانم
اینچنین سایه ی بی ته را ، گستراندی و منم ،
نه دگر آبیِ ماهی دیدم‌ ، نه دگر سرخی خورشیدی را ، روزمرگی ام مُرد انگار .
گم شدم من زیر این چتر ،
جز تو من را نیست ،چشم انداز .
چای سرد،
نوشابه ی داغ
شوکران نامش دهم این یا که نه ، سکنجبین‌؟
لذتی با دلهره
طعم گس کن کام ، اما خوش مزه
دوستی ،راهزن
ای دای این غریبی ترس دارد ، پس به تو میگویم هر بار ای خطرناک
خنده دارد این حرف ها ولله؟
عیبی نیست بر تو بخند .
راستی ای سردار ، داد از آن وقت قرار ، در اولین دیدار.
خون به دستِ دست هم دادن
یا که نجوایی به دست گوش هم دادن
، یا که شعری با نگاه در دست ِ چشم یکدگر دادن
یا که اصلا
غول آخر
داغی لبهایمان بر دست لب ها دادن
جداً ها !! پس چرا ماتی بخند ؟ ترس سراغ ات امد؟
من نمیدانم ، تورا
اما خودم اینگونه است احوالم
دست، بالا ،
بر غرورم ،پا
میزنم فریاد را داد ،
نه ولی با حلق، دندان و دهان، اینبار
در نگاهی مات ،
این را " که تو،
ای تردست
ای شعبدا باز
ای خطرناک‌ ، خطرناکان عالم
گرچه ترسیدم
ولی هستم باز ، می مانم .
تا که روزی تو چو من ، دل ات بریزد از ترس "
هان ! نمی خندی چرا !
دستهایت چرا می لرزد ؟ آرام باش.
هردو باهم ، من ، تو ، ما
دلهامان
گر بلرزد باهم !!! ترس و آشوب و خطر معنای خود میبازد . نابود است
عشق در میگشاید اینبار ... عشق رازش این است
و تو اما 'دوری ' چه بدی ، بیکاری ... به سلامت ، دور شو . پیش ما دیگر نیا
حتی گه یا گاهی
😊 .. Avid
Read more
درد زیاد من باور کنید با دایرکت های بی شمار شما‌،دوستای مهربون و با مرام محو شد ... ممنونم از همتون. ...
Media Removed
درد زیاد من باور کنید با دایرکت های بی شمار شما‌،دوستای مهربون و با مرام محو شد ... ممنونم از همتون. خیلی خوشبختم که شماها دوسم دارید . درد زیاد من
باور کنید
با دایرکت های بی شمار شما‌،دوستای مهربون و با مرام
محو شد ... ممنونم از همتون.
خیلی خوشبختم که شماها دوسم دارید ❤❤❤❤❤❤❤❤.
Loading...
..... خسته ، ساکت نازگل در دل دار آرام و شکیبا پُر ز پُر لبریز ، تنها ... ، وصف خود می داد ، مرداب ...
Media Removed
..... خسته ، ساکت نازگل در دل دار آرام و شکیبا پُر ز پُر لبریز ، تنها ... ، وصف خود می داد ، مرداب . . .در جا . و رود ، رفت پرصدا ، بی جواب باخروش اش گویی ،سایه ای روشن ز فهم ِ مردگی از نا تکانی ، سایش هر ایستایی ، پا به گِل مانی، بر سر ِ هر اآنچه که مرداب ،از خود، داشت باور، گسترانید . کر شد از هرست ... .....
خسته ،
ساکت
نازگل در دل دار
آرام و شکیبا
پُر ز پُر
لبریز ،
تنها ... ،
وصف خود می داد ، مرداب . . .در جا .
و
رود ،
رفت
پرصدا ، بی جواب
باخروش اش گویی ،سایه ای روشن ز فهم ِ مردگی از نا تکانی ، سایش هر ایستایی ،
پا به گِل مانی،
بر سر ِ هر اآنچه که مرداب ،از خود، داشت باور،
گسترانید .
کر شد از هرست این ویرانگی .مات شد مردآب.
ماتِ وصفی نو.
مات فصلی ارشد ،
مات رنگ زردِ ، دم آخر.

مُرده آب،

با حکم ِاعدام باز ،مرد دیگر بار.

از گناهی نا عمد، ناخود خواست،
ضعف مادر زاد شاید،انگار
جهش بی جای یک ژن ،
یا به قول ِ عامّه ، داده ی پروردگار .
جرم نا کرده و دار؟
گفت مرداب
که "من اینجا هستم ....اینچنین ، اینگونه
نه گمان بری بر آورده شده ؛ خواسته ام از عالم ،
نه ، ولی، این شدنم را می پذیرم ، کامل .
نشدم گرچه منی که بود در رویایم
لاکن
نقش در جازدگی را هر که بر من داده
به یقین
او همان است که به تو ،
دوپای رفتن داده...
این تمامِ ناتمام خلق ماست ای دوست، رود
تو مرا می پندار ،
آبِ لش
مرداب .
تو مرا را میگویی
ناتوان و
مرده
کور دل باشم مگر من ،آن روز
که تورا صدا زنم
هرزه
چون که هر لحظه به یک جایی ،
آب ِ هر جا رفته
ای که بی رحمی تو با شاخه
هوار ی تو همش به سر سنگ ب خواب رفته
و رود
رفت
بود باز، ولی،هنوز ،
پهلو به پهلو داده ی مرداب
مرداب خواند
آواز ؛
خسته ام
از ماندن ، خسته ی در جایی
تو اگر رد میشوی از من . گذر کن، گو،
گوشهایم با تو اند
هر چه میخواهی بزن فریاد بر سنگ بر من
هر چه میخواهی ،به جز حرفی از این
بی پایی من ،
من خودم مغموم از آنم . اگه از این ضعف مادر زادیم
و رود
رفت ،
دور ، دور. دورِ دور
رفت رود و ماند مرداب باز ، هنوز، هنوز.هنوزِ هنوز
Read more
هومن سلیمی با لبخند رفت بی شک ... رفیق ، تو عاشق کارت بودی و این یعنی همه ی اون چیزی که باید میبودی همه ی ...
Media Removed
هومن سلیمی با لبخند رفت بی شک ... رفیق ، تو عاشق کارت بودی و این یعنی همه ی اون چیزی که باید میبودی همه ی اون باری امانتی که باید به دوش می کشیدی و تمام . ‌ فقط با مرام، تو تکی جهشی تمام کردی . زود . خیلی زود . هر جا هستی به من نزدیکی،به ما نزدیکی ، اقای سر آشپز پنجه طلا، جناب هومن خان سلیمی، قربان شما گلادیاتور ... هومن سلیمی با لبخند رفت بی شک ... رفیق ، تو عاشق کارت بودی و این یعنی همه ی اون چیزی که باید میبودی همه ی اون باری امانتی که باید به دوش می کشیدی و تمام . ‌ فقط با مرام، تو تکی جهشی تمام کردی . زود . خیلی زود . هر جا هستی به من نزدیکی،به ما نزدیکی ، اقای سر آشپز پنجه طلا، جناب هومن خان سلیمی، قربان شما گلادیاتور واقعی بودی و گلبرگ هم یک معجزه ، کنار تو . نشد که بمانی .کاش می شد . خداحافظ مررررد ، فعلا
Read more
Loading...
من فرمان فرما هستم . کارگردان رومینا هدش بازیگر مقداداسلامی
Media Removed
من فرمان فرما هستم . کارگردان رومینا هدش بازیگر مقداداسلامی من فرمان فرما هستم .
کارگردان رومینا هدش
بازیگر مقداداسلامی
توضیح دارد (عکس ۱ چپ) مَملمان، مُصِر،می گویدم__نپر بابا،استخر خالیِ،آب نداره ها چون این سخُن ...
Media Removed
توضیح دارد (عکس ۱ چپ) مَملمان، مُصِر،می گویدم__نپر بابا،استخر خالیِ،آب نداره ها چون این سخُن بشنیدم،برآشفتیدم و گفتمش، برادر، مگر نشِنیده ای تو آخر که پدران که گفته اند "از تو حرکت، از خدای برکت" نعم، درست،اکنون،تهی است این گودال نیلگون،از آب.لکن به محض پرش ام،چون حرکتی حساب می آید از من ... توضیح
دارد (عکس ۱ چپ)
مَملمان، مُصِر،می گویدم__نپر بابا،استخر خالیِ،آب نداره ها چون این سخُن بشنیدم،برآشفتیدم و گفتمش، برادر، مگر نشِنیده ای تو آخر که پدران که گفته اند
"از تو حرکت، از خدای برکت" نعم، درست،اکنون،تهی است این گودال نیلگون،از آب.لکن به محض پرش ام،چون حرکتی حساب می آید از من ، آب پر کند این مخزن،که آن آب مصداقیست بر آن برکت که پدران گفتند
گفت_چرا حالا اینجوری حرف میزنی.اوسکولیا__(راحتیم با هم خانوادگی هه هه)_ فاز حضرت موسی گرفتی؟بپر اصلا به من چه.
گفتمش، سرد نیست ،اکنون؟ ...آیا؟...قدری؟...نمور؟باشد فردا؟گفت ، نشنیدی پدران میگن
"کار نیکو کردن از پر کردن است"؟یا نپر یا الان که برفِ بپر__ خر شدیم و آقایی که شما. (عکس۲ بالا)پرشی زدیم ،عقاب گون،به بالا ،شیرجه ای ملکه نام ب پایین و سپُر یدیم،طرقوه و خاسره را به دست بُتونِ کف گودال.
نمود شده.
بیرون جستیم،ملخک(عکس۳دست راست)نصف گشته،سر اما بالا،فرمودیم،به برادرمان،شما برو ، از ما زیاده خون دگر رفته ا(از مردن ناگزیرم) و شال وی نچسبیداندیم بر مشت (نبین عکسو اعتماد کن) گفت__ حالا که اصرار میکنی میرم .فقط نون بی گیر.
مامان گفت دارید میاید نون بی گیریدو رفت!!!___
گفتم برادرم تو بدان این را، که من فناییدم خود تا مردمانی چند،فدایِ این بنای سست نهادِ پدرانمان مگردند.
دور بود فریاد برآورد.__به خدا اگه صد بار دیگه هم بپری،خودِ من فرداش به پسرم میگم از" تو حرکت آقای لَش، از خدا برکت"مثه بابا که به تو میگه"__(مزاح کرد مملمان با هاتان، پدر من کِی مرا لَش گوید. هه هه هه)
آمدم بگویم "کار پُر"را که نمی گویی دگر؟
که دیدیم،ممل لمیده به در ،می زند بر شانه ی کارگر باغ حیدر و میگوید،حیدر،عجقم بدو ببینم ، برو خودتی.برو باقالی،بدو که
"کار نیکو کردن از پر کردن است"سه بار هم تکرار ریدش.مملمان نامرد.اوووووه چه ذوقی می کند اینور حیدر، ایوَل...خوشند همه باهم . آقا ما را میگووییی؟نگویی...
حالیا عازم پاریس ایم،به نیت خود کشی در هتلی . هر چند که آگاهیم،چون پیشتر که کرد این کار، صادق خان،مرد اول ادب ایران،آبی از آب،نخواهد خورد تکان.
القصه.شما خوبببیی،عموووو؟ همین .و تمام...
#هشتک #داستان #نگ #نزن #نکن
#سبزه گره نزن خانم،قرمه سبزی رو عمل بیاور
#بله،شده که چیزکی نبوده و مردم چیزی گفتن(خس وخاشاک)
#روزی رو،خود من تاحالا صدبار شب گرفتم،ظهرم،خبر اومد الان که گرفتن
#آب_نپاش_پشتش.اینجا،آب مفتِ.الان بشه لیوانی یه میلیون میپاشی؟
اگه گفت"نه_نه ب پیغمبر"احتمال اینکه این نه از _نه اول سالم_تر باشه،صفرِ به پیغمبر🤔
# و درآخر #شما_چرا_با_این_حال_برادر
Read more
ببخش منو...
Media Removed
ببخش منو... ببخش منو...
Loading...
Loading...
Loading...

Loading...