Loading Content...

Mehrdad.kiaa Instagram Photos and Videos

Loading...


mehrdad.kiaa 🇮🇷جهانگرد،ايرانگرد،طبيعت🇮🇷 @mehrdad.kiaa mentions
Followers: 79,945
Following: 4,399
Total Comments: 0
Total Likes: 0

الهى من دورت بگردم جوجه عسلـــــــى عزييييزم قربون اين امام شناسى قشنگت الهى عاقبت به خير بشى الهى زيرسايه پدر و مادر بزرگ شى الهى،الهى،الهى الله الله الله،ماشاالله لاحَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلا بِالله اَلعَلِیِّ العَظیمِ . @baharnaz9508 الهى من دورت بگردم😍😍😍
جوجه عسلـــــــى
عزييييزم
قربون اين امام شناسى قشنگت
الهى عاقبت به خير بشى
الهى زيرسايه پدر و مادر بزرگ شى
الهى،الهى،الهى
😍😍😍😍
الله الله الله،ماشاالله
لاحَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلا بِالله اَلعَلِیِّ العَظیمِ .
@baharnaz9508
Loading...
عشـــــق يعنى به تو رســــيدن يعنى نفـــــس كشـــــيدن حسيـــــــن جاااانم عشـــــق يعنى به تو رســــيدن
يعنى نفـــــس كشـــــيدن
حسيـــــــن جاااانم
☺️
تو شيراز وقتى دسته ى عزا دارى داشته از چهارراه محل خدمت سرباز راهنمايى و رانندگى رد ميشد سربازه خواهش ميكنه و ميكروفون را دست ميگيره تا حتى چند لحظه در همون حال فرصت براى ابراز ارادت داشته باشه . @saeid.sadeghi.785 تو شيراز وقتى دسته ى عزا دارى داشته از چهارراه محل خدمت سرباز راهنمايى و رانندگى رد ميشد
سربازه خواهش ميكنه و ميكروفون را دست ميگيره تا حتى چند لحظه در همون حال فرصت براى ابراز ارادت داشته باشه
.
@saeid.sadeghi.785
طى اين چند سال بارها از پدرم ياد كرده ام و از فراق جانسوزش ناليده ام شايد براى شما عزيزان غيرقابل باور ...
Media Removed
طى اين چند سال بارها از پدرم ياد كرده ام و از فراق جانسوزش ناليده ام شايد براى شما عزيزان غيرقابل باور باشه و فكر كنيد،مگه ميشه كسى انقدر به پدرش وابسته باشه؟ براى خودم هم عجيبه!كه چرا بعد پنج سال داغ جدايى از حاجى همچنان روى جگر ما ميگدازه؟و تازه ى تازه اس! اما اين يك واقعيت تلخه بعد از پدر دنيا رنگ ... طى اين چند سال بارها از پدرم ياد كرده ام و از فراق جانسوزش ناليده ام
شايد براى شما عزيزان غيرقابل باور باشه و فكر كنيد،مگه ميشه كسى انقدر به پدرش وابسته باشه؟
براى خودم هم عجيبه!كه چرا بعد پنج سال داغ جدايى از حاجى همچنان روى جگر ما ميگدازه؟و تازه ى تازه اس!
اما اين يك واقعيت تلخه
بعد از پدر دنيا رنگ و بوى گذشته رو نداره
دور هميم
ميگيم
ميخنديم
مسافرت ميريم
مهمون مياد،مهمونى ميريم
اما
شادى ها عمق نداره
#غذا ها مزه نميده
#مهمانى ها نميچسبه
مسافرت ها ميلنگه
غبارى از غم، خاطراتشيرين گذشته را مكدر كرده
-قطعاً من خيلى بابايى بودم
و قطعاً باباى من خييييلى بابا بود و با بقيه فرق داشت
-اما خدا ميدونه،پدرى كه داغ چهار تا #پسر دسته ى گلش رو ببينه و #ديوانه نشه و سر به كوه و بيابان نگذاره خيلى خاصّه
-پدرى كه براى شكستن كمر #دشمن #اجنبى خودش زير #تابوت جگر گوشه هاى پرپرش بايسته و خم به #ابرو نياره خيلى مرده -حاجى مخزن فيض و منبع انرژى معنوى #فاميل و اطرافيان بود
-هميشه #لبخند به لب داشت و سكوت،سكوت و باز هم #سكوت مشخصه ى بزرگ اخلاقيش بود.
-در سن هشتاد و دو سالگى مثل يك #جوان #مؤمن بيست،سى ساله اهل رعايت #حلال و #حرام و #محرم و نامحرم بود
- #عاشقانه دور مادرم ميگشت و تصدقش ميرفت
-احتياط ميكرد و به غذا هاى جديدى كه نميدونست از چى درست شده لب نميزد
-اصلاً و ابداً با #دين واعتقادات كسى ور نميرفت و هر كى با هر اعتقادى از #بركت سفره اش برخوردار بود
اماااا طورى كه آبروى كسى نره سر سفره ى آدم بى نماز هم نمينشست
-انجام واجبات ِاول وقت هميشه براش مقدم بر مستحبات بود
نماز شب و قرائت قرآنش ترك نميشد
-اين ميزان از عشق به فرزند رو فقط توى روضه هاى #سيد_الشهدا براى على اكبرش شنيدم و مصداق عمليش رو تو محبت حاجى نسبت به خودم ميديدم
-بعد از رفتن حاجى ما مثل #غواصى در عمق اقيانوسى تاريك،نا آشنا و #ترسناك به نامدنيا، بى پناه و رها شديم.
-تنها دعاى حاجى براى همه و ملتمسين دعا عاقبت به خيرى بود -فقط يك آرزو داشت،وقت رفتن،براى كسى زحمت درست نكنه
و عيناً به آرزوش رسيد
شامگاه ١٩ #شهريور بعد از اذان مغرب وضو گرفت،براى اداى فريضه رو به #قبله نشسته
دست به سينه گذاشت،و گفت السلام عليك يا ابا عبد الله الحسين
به سجده افتاد و در آغوش معشوق آرام گرفت
شادى روح همه ى پدر و مادر هاى آسمانى
خصوصاً پدر من حقير فاتحه قرائت و ايات مبارك اية الكرسى تقديم كنيم
Read more
ساعت يك ربع به دوازده آمده بالا سرم يواشكى داد ميزنه بابااااااا،خوابم نميادحوصله ام سر رفته ميگم ...
Media Removed
ساعت يك ربع به دوازده آمده بالا سرم يواشكى داد ميزنه بابااااااا،خوابم نميادحوصله ام سر رفته ميگم برو بخواب،خوابت ببره اصلا يادت ميره حوصله يعنى چى ميگه پاشو منُ ببر بيرون قدم بزنيم نازمم بكش 😑 گفتم:پدر سوخته ى بوق بوق شده🤬🤬🤬🤬بوق،بوووق،🤬🤬بووووق اما دلم نيامد،مگه ميشه بابا باشى و ... ساعت يك ربع به دوازده آمده بالا سرم
يواشكى داد ميزنه
بابااااااا،خوابم نميادحوصله ام سر رفته
ميگم برو بخواب،خوابت ببره اصلا يادت ميره حوصله يعنى چى
ميگه پاشو منُ ببر بيرون قدم بزنيم نازمم بكش 😑
گفتم:پدر سوخته ى بوق بوق شده🤬🤬🤬🤬بوق،بوووق،🤬🤬بووووق
😒😒😒
اما دلم نيامد،مگه ميشه بابا باشى و ناز گل دخترت را نكشى☺️☺️☺️
گفتم،خوبالاااااااا
پاشو لباس مباست ُبپوش چادرت را سرت كن يواشكى كه مامانتُ داداچت بيدار نشن بريييييم يه چرخى بزنيم 😐😐😐😐
بچه پر رو ميگه ميدونستم نع نميگى
😁😁😁😁
Read more
بيست و دو سه ساله بودم كه خدا توفيق داد تا به عنوان #خادم به #حج #تمتع مشرف شدم بعد از ايام خوشى كه در #مدينه ...
Media Removed
بيست و دو سه ساله بودم كه خدا توفيق داد تا به عنوان #خادم به #حج #تمتع مشرف شدم بعد از ايام خوشى كه در #مدينه داشتيم به قصد انجام اعمال حج در #مسجد_شجره #احرام بستيم و راهى #مكه مكرّمه شديم از حال و هواى خوش زيارت #رسول_الله و #بقيع بهتر است چيزى نگويم چون در قالب كلمات آن حال #روحانى و سبكبالى معنوى ... بيست و دو سه ساله بودم كه خدا توفيق داد تا به عنوان #خادم به #حج #تمتع مشرف شدم
بعد از ايام خوشى كه در #مدينه داشتيم به قصد انجام اعمال حج در #مسجد_شجره #احرام بستيم و راهى #مكه مكرّمه شديم
از حال و هواى خوش زيارت #رسول_الله و #بقيع بهتر است چيزى نگويم چون در قالب كلمات آن حال #روحانى و سبكبالى معنوى قابل وصف نيست و گفتن همانا و جفا در حق خاطراتم همان
اما بعد از مُحرم شدن و گذشت چند ساعت در اتوبوس وقتى به #مسجد_الحرام رسيديم دوست هم سفرم خواهش كرد چشمانت را ببند و دست من را بگير و تا نگفته ام باز نكن.
خودش #جانباز بود،يك چشم و يك پا را از زير زانو نداشت
مثل نابينا ها مرا لنگ لنگان به دنبال خودش ده ها متر كشيد،تا جايى كه ديگر ايستاد و گفت،حالا ببين
چشم كه باز كردم،پشت #مقام_ابراهيم عليه السلام نگاهم به #كعبه گره خورد و از بهت و حيرت شوكه شدم
با صداى هق هق گريه دوستم به خودم آمدم و به سجده افتادم
نميدانم چند دقيقه در آن حال خوش غوطه ور بودم اما در تمام عمرم هرگز آنطور خودم را در آغوش خدا احساس نكرده بودم
وقتى سر از زمين برداشتم،دوباره عاشقانه چشم به آن سياه پوش جان نواز دوختم
از تماشاى اين تصوير كه در تمام عمر آرزويش را داشتم سير نميشدم و هنوز هم هرگز نشده ام
شهد شيرين وصال مثل آب گوارايى تشنگى جانم را فرو مينشاند و نسيم فرح بخش و بهشتى مسجد الحرام همراه با زمزمه ها و نجواى دعا و مناجات حجاج صحنه هايى را در ذهنم حك كرد كه تا امروز هم طعم نوشين آن كام خاطرم را شيرين ميكند
مثل خلسه و رؤيايى زيبا دلم ميخواست در همان حال،جان بدهم و ديگر بعد از ديدن خانه ى خدا چيزى نبينم
.
ان شاالله در پست بعد در مورد ادامه اين مطلب و ماجراى محبت و دوستى با يك عبد صالح خدا صحبت خواهم كرد
Read more
Loading...
يك ساعته دارم به اين كاريكاتور ميخندم اصا اين مَرده داستانش عين داستان منُ حاج اقاس تو اون دو سه روز ...
Media Removed
يك ساعته دارم به اين كاريكاتور ميخندم اصا اين مَرده داستانش عين داستان منُ حاج اقاس تو اون دو سه روز كه پوشك ناياب شده بود يعنى قبل از دو سه برابر شدن قيمت يواش يواش ما هم داشتيم به همچين راه كار هايى فكر ميكرديم يك ساعته دارم به اين كاريكاتور ميخندم
اصا اين مَرده داستانش عين داستان منُ حاج اقاس
تو اون دو سه روز كه پوشك ناياب شده بود
يعنى قبل از دو سه برابر شدن قيمت
يواش يواش ما هم داشتيم به همچين راه كار هايى فكر ميكرديم
برجام مــ پوشكى به نتيجه رسيييييد <span class="emoji emoji263a"></span>️<span class="emoji emoji263a"></span>️<span class="emoji emoji263a"></span>️<span class="emoji emoji263a"></span>️ بعد از چندين روز التهاب و گرفتارى الحمد الله الان ما ...
Media Removed
برجام مــ پوشكى به نتيجه رسيييييد ️ بعد از چندين روز التهاب و گرفتارى الحمد الله الان ما خوشحاليم،حاج آقامون هم خوشحاله به تخت سلطنت پوشكيش تكيه زده و اصلا هم غصه ى فردا را نميخوره يه جورى نشسته روى پوشك هاش كه انگار به منُ مامانش ميگه فداى جيشم كه تا هفته ى قبل ٤٣ هزار تومان ميخريدن حالا ... برجام مــ پوشكى به نتيجه رسيييييد
☺️☺️☺️☺️
بعد از چندين روز التهاب و گرفتارى الحمد الله الان ما خوشحاليم،حاج آقامون هم خوشحاله
به تخت سلطنت پوشكيش تكيه زده و اصلا هم غصه ى فردا را نميخوره
يه جورى نشسته روى پوشك هاش كه انگار به منُ مامانش ميگه فداى جيشم كه تا هفته ى قبل ٤٣ هزار تومان ميخريدن حالا بايد بخرين ٩٠ هزار تومان
🤯🤯🤯🤯
😐😐😐😐
#على_بركت_الله
Read more
Loading...
فقط همين كپشنش با شما بهترين كپشن را كه بيشترين لايك را داشته باشد به نام صاحبش استورى ميكنم ببينم چقدر نمك دارييييين فقط 😂😂😂😂
همين
😂😂😂😂
كپشنش با شما
بهترين كپشن را كه بيشترين لايك را داشته باشد به نام صاحبش استورى ميكنم
ببينم چقدر نمك دارييييين
😊😊😊
اصولا بنده دنبال كردن موضوعات نظامى و اطلاع از جنگ افزار جديد و تازه هاى دفاعى و امثالهم علاقه دارم ...
Media Removed
اصولا بنده دنبال كردن موضوعات نظامى و اطلاع از جنگ افزار جديد و تازه هاى دفاعى و امثالهم علاقه دارم و معمولا دم دست ترين صفحه اى كه ميشه اخبار و اطلاعات را نظامى را توش ميبينم و بهش اعتماد دارم ، صفحه دوست و برادر خوبم اقا مهديست @military_base.ir الان داشتم دنبال يه مطلبى قديمى ميگشتم كه چشمم افتاد ... اصولا بنده دنبال كردن موضوعات نظامى و اطلاع از جنگ افزار جديد و تازه هاى دفاعى و امثالهم علاقه دارم
و معمولا دم دست ترين صفحه اى كه ميشه اخبار و اطلاعات را نظامى را توش ميبينم و بهش اعتماد دارم ، صفحه دوست و برادر خوبم اقا مهديست @military_base.ir
الان داشتم دنبال يه مطلبى قديمى ميگشتم كه چشمم افتاد به اين پست كه خييييلى جالبه و ميزان حماقت وهابى ها را نشان ميده كه چند بار خودم خواندمش و دلم خنك شده
لذا در راستاى حمايت و معرفى صفحه هاى تخصصى و كار آمد ايرانى
بهتون پيشنهاد ميكنم اولا اين پست را ببينيد و بعد،صفحه را هم دنبال بفرماييد
Read more
اين گوسفنده را كه ديدم ياد اقتصاد ايران افتادم اواخر دولت نهم عين همين گوسفنده گير كرده بود و داشت بال بال ميزد مردم به اميد راه نجات و فرار از نابسامانى هاى اقتصادى دست به دامان دولت دهم شدن امااااا در نهايت اتفاقى كه افتاد اين بود كه گوسفنده از چاله در امد و از دره پرت شده تو جيب،اقا داداشى هاو اقازاده ... اين گوسفنده را كه ديدم ياد اقتصاد ايران افتادم
اواخر دولت نهم عين همين گوسفنده گير كرده بود و داشت بال بال ميزد
مردم به اميد راه نجات و فرار از نابسامانى هاى اقتصادى دست به دامان دولت دهم شدن
امااااا در نهايت اتفاقى كه افتاد
اين بود كه گوسفنده از چاله در امد و از دره پرت شده تو جيب،اقا داداشى هاو اقازاده و مردم هر حواله شدن به جَهَندَم 😐😐😐
پوشك ايرانى مولفيكس ٦ هم گيرم آمد،كلى هم خوشحال شديم بسته اى ٩٠ تومااااان
فقط صد و خورده اى درصد گران شده بود
😐😐
Read more
خدايى دلتون واسه پست هاى جوجه اى تنگ نشده بووووود؟ <span class="emoji emoji263a"></span>️<span class="emoji emoji263a"></span>️<span class="emoji emoji263a"></span>️ انصافا الان دلتون نميخواد چهار تا بوق ...
Media Removed
خدايى دلتون واسه پست هاى جوجه اى تنگ نشده بووووود؟ ️ انصافا الان دلتون نميخواد چهار تا بوق ابدار نثار يالقوز هاى تنبل كنيد؟ حيف نيست كه نميرن ازدواج كننُ تا از اين جيگر طلاهاى عسلى وطنى زياد بشه خدا وكيلى هرچى حرف هاى اب دار بوق بوقى بهشون بگم حقشون نيست!!؟؟ خدايى دلتون واسه پست هاى جوجه اى تنگ نشده بووووود؟
☺️☺️☺️
انصافا الان دلتون نميخواد چهار تا بوق ابدار نثار يالقوز هاى تنبل كنيد؟
حيف نيست كه نميرن ازدواج كننُ تا از اين جيگر طلاهاى عسلى وطنى زياد بشه
خدا وكيلى هرچى حرف هاى اب دار بوق بوقى بهشون بگم حقشون نيست!!؟؟
Loading...
دوست عزيز و اهل معنايى دارم كه وقتى چندين سال قبل براى اولين بار شبى #مهمان #منزل ما شد چون فورى و بى اطلاع بود،همان غذايى كه #مادر براى #شام تدارك ديده بود خودمانى و بدون تكلف سر #سفره گذاشتيم از قضا،غذاى اون شب #لوبيا_پلو جان عزيز بود. #بانو خيلى سريع #سالاد ى درست كرد و با #ترشى بادمجان و سبزى ... دوست عزيز و اهل معنايى دارم كه وقتى چندين سال قبل براى اولين بار شبى #مهمان #منزل ما شد
چون فورى و بى اطلاع بود،همان غذايى كه #مادر براى #شام تدارك ديده بود خودمانى و بدون تكلف سر #سفره گذاشتيم
از قضا،غذاى اون شب #لوبيا_پلو جان عزيز بود.
#بانو خيلى سريع #سالاد ى درست كرد و با #ترشى بادمجان و سبزى و ماست ،سفره اى زيبا دلپذير و مهيّا كرد.
با توجه به جايگاه #معنوى و احترام و ارزشى كه شيخ پيش ما داشت،مادر و بانو خيلى از سادگى سفره ناراحت بودند و مدام چش غره ميرفتن و منُ دعوا ميكردن
من و پدر و #ميهمان سر سفره نشستيم و #غذا رو سرو كردن
شيخ شروع به خوردن كرد اما با هر قاشق كه به دهان ميگذاشت حالش بيشتر تغيير ميكرد.
به زودى با تعجب و ترديد از غذا خوردن دست كشيد و پرسيد اين غذا رو كى پخته!؟
گفتم:ايرادى داره؟😨
پرسيد:كى پخته؟😑
گفتم:مادرم😐
گفت:ميشه بگى تشريف بيارن؟😑 ميدونستم آدم عجيبيه اما ديگه انقدر فكر نميكردم
پرسيدم:حاج اقااااا،غذا مشكلى داره؟😨
مادر كه صحبت ها رو ميشنيد با تعجب و ولى با اعتماد به نفس اومد و پرسيد:حاج آقا نكنه اين غذا رو دوست ندارين؟😒
-حاج خانم وقتى داشتى اين غذا رو ميپختى چه آيه اى،ختم يا ذكرى ميگفتى؟
مادر گفت: من كه سواد آنچنانى ندارم،فقط #صلوات ميفرستم،مثل هميشه صلوات فرستادم
#شيخ گفت:سالهاست غذايى به اين خوشمزگى و طع نخورده بودم،روحم را تازه كرد،خاطراتم زنده شد
ياد زمانى افتادم كه #دستپخت هم #حجره اى هاى با #تقوا و اهل دقت و #تقوى رو ميخورديم افتادم
اين غذا همان #مزه و #انرژى رو داره،اثر ذكر و ياد خدا در مكان و زمان و حتى لباس و غذا باقى ميمونه .
و اما در مورد فيلم
اين #تسبيح سفيد پلاستيكى هميشه تو دست مادر جان من در حال چرخ زدنه و گاهى در روزى هزاران صلوات باهاش ميفرسته
قبلاً هم خدمتتون گفته ام كه به خواهش من تعداد صلوات ها رو ثبت ميكنه
وقتى آخر هر ماه تعداد صلوات ها رو جمع ميزنم گاهى تعداد شون به صدها هزار صلوات ميرسه
همه اينها رو گفتم كه خدمتتون عرض كنم مادر روزانه به خواهش من ١١٠٠ صلوات به نيت حاجات دوستان من كه التماس دعا دارن ميفرسته
پس واقعا لازم نيست بعضى از عزيزان خودشون رو مكرر به زحمت بندازن و هى ياد آورى كنن
به خدااااا گفته ام،دعا ميكنه،همه تون رو خصوصاً براى ازدواج،خوشبختى و عاقبت به خيرى #يالقوز ها 😁
Read more
خودم هزار بار دیدمش،اصلا حماقت این گربهه و صاحبش تکراری و خسته کننده نمیش جهت شادی مومنین در روز عید 😂😂 خودم هزار بار دیدمش،اصلا حماقت این گربهه و صاحبش تکراری و خسته کننده نمیش
جهت شادی مومنین در روز عید
فقط خدا از نیت درونی و اخلاص بنده هاش خبر داره و اونه که معلوم میکنه چه کسانی شایسته‌ی مقام والای شهادت ...
Media Removed
فقط خدا از نیت درونی و اخلاص بنده هاش خبر داره و اونه که معلوم میکنه چه کسانی شایسته‌ی مقام والای شهادت هستند اما من تردید ندارم کسانی که بدون هیچ مزد و پاداشی شهرتی فقط برای خدمت و به محیط زیست و حیاط وحش جانشون را به خطر می اندازن پیش خدا ارزش و جایگاه والایی دارن . چند تن از جنگل‌بانان و فعالان‌محیط ... فقط خدا از نیت درونی و اخلاص بنده هاش خبر داره و اونه که معلوم میکنه چه کسانی شایسته‌ی مقام والای شهادت هستند
اما من تردید ندارم کسانی که بدون هیچ مزد و پاداشی شهرتی فقط برای خدمت و به محیط زیست و حیاط وحش جانشون را به خطر می اندازن پیش خدا ارزش و جایگاه والایی دارن
.
چند تن از جنگل‌بانان و فعالان‌محیط زیست #مریوان در حالی که برای عملیات اطفای حریق عازم جنگلهای روستای سلسی مریوان شده بودند به دلیل محاصره در #آتش جان باختند.
این مصیبت را به خانواده های داغدار و دوستان و آشنایان تسلیت عرض می کنم.

#شریف_باجور
#امید_کهنەپوشی (حسین‌زادە)
#رحمت_حکیمی_نیا
#محمد_پژوهی
#جنگلبان #محیط_بان #کردستان #کردستان_تسلیت
@ahmad_bahri_mohitban
Read more
Loading...
احمد نوریان سخنگوی ناجا در در پی انتشار فیلم فحاشی و ضرب و شتم پلیس وظیفه شناس توسط سرنشین خودروی لندکروز، اظهار داشت: اواخر هفته گذشته در محور شیراز ـ کازرون ( حوزه دشت ارژن)، سرنشینان یک دستگاه خودروی 206  به دلیل نقص فنی، از انتقال خودرو به کنار جاده باز مانده و از گشت پلیس راهور استمداد می طلبند ... احمد نوریان سخنگوی ناجا در در پی انتشار فیلم فحاشی و ضرب و شتم پلیس وظیفه شناس توسط سرنشین خودروی لندکروز، اظهار داشت:
اواخر هفته گذشته در محور شیراز ـ کازرون ( حوزه دشت ارژن)، سرنشینان یک دستگاه خودروی 206  به دلیل نقص فنی، از انتقال خودرو به کنار جاده باز مانده و از گشت پلیس راهور استمداد می طلبند و در همین حین، راننده خودروی  لند کروز با سرعت غیرمجاز و به دلیل عدم توانایی در کنترل خودرو، به شانه خاکی جاده منحرف و دچار سانحه می شود.
.
وی افزود: دقایقی پس از این حادثه، یکی از سرنشینان خودروی لند کروز با حمله به سرنشین خودروی 206 و  پلیس وظیفه شناس راهور، اقدام به ضرب و شتم و فحاشی  می کند. .
سخنگوی ناجا با اشاره به شناسایی فرد ضارب ادامه داد: مجوز قضائی برای دستگیری فردی که با رفتار هنجارشکنانه خود به پلیس خدمتگزار جسارت کرده است، اخذ شده و قطعا برابر قانون با این فرد هتاک برخورد می شود (بررسی سوابق این فرد حاکی از ارتکاب وی به اعمال  مجرمانه دیگر در گذشته دارد).
.
به گفته سخنگوی ناجا، مامور پلیسی که حین کمک به هم وطن در راه مانده مورد تهاجم و فحاشی این  ضارب سابقه دار و جوان قرار می گیرد از کارکنان وظیفه شناس  پلیس راهنمایی و رانندگی و در آستانه بازنشستگی است. .
.
#لندکروز
#اشرافیت
#پولداری
#پلیس
Read more
تصویر خانم زهرا کیانی دختر شايسته ى ورزش بانوان برنده اولین مدال نقره تاریخ ووشو تالو بانوان ایران ...
Media Removed
تصویر خانم زهرا کیانی دختر شايسته ى ورزش بانوان برنده اولین مدال نقره تاریخ ووشو تالو بانوان ایران در مسابقات آسیایی عنایت بفرمایید بانوااااااان . ان شاالله يك عقيق يمنى نفيس شرف الشمس مزين شده به نام خانم حضرت زهرا سلام الله عليها هديه بنده به اين نازدانه دختر ايران تصویر خانم زهرا کیانی دختر شايسته ى ورزش بانوان برنده اولین مدال نقره تاریخ ووشو تالو بانوان ایران در مسابقات آسیایی
عنایت بفرمایید
بانوااااااان
.
ان شاالله يك عقيق يمنى نفيس شرف الشمس مزين شده به نام خانم حضرت زهرا سلام الله عليها
هديه بنده به اين نازدانه دختر ايران
اگر صادقانه بخواهم بگم،این تقارن وقایع بدون برنامه ریزی و کاملاً اتفاقی،این جوری شد<span class="emoji emoji1f625"></span> #تولد #بانو ...
Media Removed
اگر صادقانه بخواهم بگم،این تقارن وقایع بدون برنامه ریزی و کاملاً اتفاقی،این جوری شد #تولد #بانو و #نامزدی‌مون و #عروسی‌مون هر سه تو یک روزه اولش #آبجی جانم اینها به بهانه تبریک تولد و ارزیابی مقدماتی رفتن خونه‌ی #مادر_زن جان اینا اما چون سالهای سال به شدّت همساده بودیم طوری که در #خونه‌ی ... اگر صادقانه بخواهم بگم،این تقارن وقایع بدون برنامه ریزی و کاملاً اتفاقی،این جوری شد😥
#تولد #بانو و #نامزدی‌مون و #عروسی‌مون هر سه تو یک روزه😰
اولش #آبجی جانم اینها به بهانه تبریک تولد و ارزیابی مقدماتی رفتن خونه‌ی #مادر_زن جان اینا
اما چون سالهای سال به شدّت همساده بودیم طوری که در #خونه‌ی اونا اون ور کوچه دقیقاً رو به در خونه‌ی ما باز میشد مث #بنز همدیگه رو میشناختیم و مامانش اینا به مامانم اینا #محبت زیادی داشتن و از وقتی نیم وجب بودیم #خانواده ها حسابی #عروس و #دوماد رو زیر نظر داشتن
دیگه به این که من همچین هم آدم حسابی نیستم گیر ندادن و سخت نگرفتن
به لطف خدا بعد از #نامزدی و مَحرم شدن،سال بعد همون موقع #عقد کردیم و #عروسی هم که نگرفییییییم😅
در نهایت اینطور شد که روز #تولد بانو مصادف شد با #سالگرد نامزدی و عروسیمون
یعنی الان با یه #کیک سه تا مناسبت رو #جشن میگیریم
ظاهرش اینه که سر بانو کلاه رفته
اما در واقع سر من بیچاره بی کلاه مونده😥😥 چون تولد بانو سالگرد ازدواجمون را تحت الشعاع قرار میده و هیش کی واسه من یه هل پوک هم هدیه نمیاره
😰😰😰😰
تازه كلى هم لُغز بارم ميكنن كه
اى زبلللل،خيلى زرنگى كردى هااااا
همه مناسب ها را جمع كردى تو يه روووووز
Read more
Loading...
دیروز که اظهار نظر عجیب چند تا از #هنر_پیشه ها رو رد مورد #عيد_قربان شنیدم یاد مطلبی افتادم که چند هفته ...
Media Removed
دیروز که اظهار نظر عجیب چند تا از #هنر_پیشه ها رو رد مورد #عيد_قربان شنیدم یاد مطلبی افتادم که چند هفته پیش در #لرستان وقتی مهمان #عشایر بودیم از یک انسان بزرگ و ‌دنیا دیده یاد گرفتم عشایر رسم دارن وقتی #مهمان براشون میاد برای خوش آمد گویی و احترام گوسفند #قربانی میکنن میزبان ما هم،داشت همين كار ... دیروز که اظهار نظر عجیب چند تا از #هنر_پیشه ها رو رد مورد #عيد_قربان شنیدم یاد مطلبی افتادم که چند هفته پیش در #لرستان وقتی مهمان #عشایر بودیم از یک انسان بزرگ و ‌دنیا دیده یاد گرفتم
عشایر رسم دارن وقتی #مهمان براشون میاد برای خوش آمد گویی و احترام گوسفند #قربانی میکنن
میزبان ما هم،داشت همين كار رو ميكرد
اما من با خواهش و تمنا مانعش شدم و اجازه ندادم
الحمدلله نعمت فراوان بود و با لذّت خودمون ر‌و با #ماست و #دوغ و #نان،سیر کردیم
شب که داستان رو به حاج رضا گفتيم،خيلى منقلب شد و با غصّه، #خاطره ای تعريف كرد
گفت:وقتى خيلى جوان بودم با جمع دوستان شبى مهمان عشاير شديم
ميزبان خواست براى ما #گوسفند #ذبح كنه،كه مانعش شديم
با نان گرم ساجى و ماستُ دوغ گوسفندى و #كره محلى لذّت برديمُ سير شديم
وقت #نماز شد
رفتم، #وضو بگيرم
در راه صداى ناله و نفرين پير زنى توجهم رو جلب كرد
با دقّت گوش كردم
با سخت ترين و سوزناك ترين حالت به ما ناله و نفرين ميکرد
انقدر شديد،كه بى اختيار به سمتش رفتم
گفتم مادر جان چرا از ما ناراحتى؟
چه #ظلم و جسارتى كردیم كه انقدر دل شما رو شكسته ايم
پير زن از ديدن من جا خورد اما،بلا فاصله گفت:سير از گشنه خبر نداره،سواره از پياده
ميدونى من و بچه ها و نوه هام چند وقته #گوشت نخوردیم؟
تو فكر كردى ما هر روز گوشت گيرمون مياد؟
اگه اجازه ميدادين اون گوسفند رو ذبح كنه
بعد از يك سال،منُ بچه هام قدرى گوشت ميخورديم
خدا از سر ظلمتون نگذره شما به شكم سير خودتون نگاه كردين و مانع شديد ما هم به نوايى برسيم
-و بعد حاج رضا اینطور #نصيحت كرد
هیچ وقت مانع خیر نشین و رد احسان نکنید
چون علاوه بر احساس كرامتى كه صاحب خانه از ميزبانى شایسته‌‌ی شما کسب میکنه
خانواده و نزديكانش هم به بركت سفره متنعم ميشن
-در مورد اظهار نظر بعضی #سلبريتى هاى محترم بايد عرض كنم
عزيزانِ جان،بهشت و جهنم رفتن را بى خيال!
قبول ندارين كه بخــشى از گوشت قربانى ها ميرن تو سفره ى #فقرا؟
همون آدم هايى كه ندارن گوشت كيلويى هفتاد،هشتاد هزار تومانى بخرن و شايد چند ماه يك بار رنگ گوشت نميبينن!
بگردين يه راه ديگه براى اسم در كردنُ #فالور جمع كردنُ معرف ماندن پيدا كنيد
اه و ناله ى آدم هايى را به جون نخرين كه پناهى جز خدا ندارن
ميفرماييد گوسفند قربانى نكنيد،به جاش درخت بكاريد،چشششم
هر وقت شما از شيش ليكُ چنجه خوردن صرفه نظر كردى و با درخت شكمت را سير كردى راهش را به ما و فقرا هم ياد بده
اما فعلا اجازه بده مردم به هم كمك كنن
Read more
 #ايران #مازندران #بابل #فيلبند هرگوشه‌ ی اين #سرزمین مثل #بهشت زيباست در #شمال و #جنوب و شرق و غربش ...
Media Removed
#ايران #مازندران #بابل #فيلبند هرگوشه‌ ی اين #سرزمین مثل #بهشت زيباست در #شمال و #جنوب و شرق و غربش میشه جاهایی رو پیدا کرد که در دنیا کم نظیره واقعاً حیفه که #ایرانی هستيم اما #ایران رو نگشته باشيم و با اقليم بى نظيرش آشنا نباشيم #فیلبند نام‌ #روستايى زيبا بر فراز كوه هاى سر به فلك كشيده ى #البز،از ... #ايران #مازندران #بابل #فيلبند
هرگوشه‌ ی اين #سرزمین مثل #بهشت زيباست
در #شمال و #جنوب و شرق و غربش میشه جاهایی رو پیدا کرد که در دنیا کم نظیره
واقعاً حیفه که #ایرانی هستيم اما #ایران رو نگشته باشيم و با اقليم بى نظيرش آشنا نباشيم
#فیلبند نام‌ #روستايى زيبا بر فراز كوه هاى سر به فلك كشيده ى #البز،از توابع بابل
براى رفتن به اين مكان بهشتى بهتره مسير جاده #هراز #سنگچال رو #انتخاب كنيد
از #تهران تا خود فيلبند آسفالتِ اما بهتره به خاطر چند تا سر بالايى تند ماشينتون ديگه خيلى ضعيف نباشه
اگه با حوصله #رانندگى كنيد از تهران تا سه راهى فيلبند ١/٥ تا دو ساعت راهه و در ادامه تا خود #روستا هم ١/٥ ساعت
برنامه #سفر رو طورى انجام بدين كه حتماً تو روز به محل اسكان برسيد
پيدا كردن آدرس تو روستاهاى كوهستانى در شب خيلى دشواره
حتما در فصل گرم و با هماهنگى و آمادگى و اطّلاع از وضعيت آب و هوا سفر رو شروع
كنيد، تو همه ى خونه هاى روستايى
#بخارى_هيزمى هست كه اگه كمى خوش شانس باشين،از گرم شدن كنار اون #لذّت خواهيد برد
هزینه ی هر شب اقامت بین ۱۵۰ تا ۳۰۰ هزار تومانه
نگران آب و غذا هم نباشيد تو روستا همه چى هست
براى اقامت هم اگه زياد #وسواسى و #لاكچرى نباشيد جا زياده فقط كافيه چند تا ملحفه و روفرشى همراه داشته باشيد
حتى يه #حسينيه ى تاريخى داره كه ميشه تو خونه هاى #اجاره اى اون اقامت كرد!
برنامه #سفر رو حداقل براى اقامت دو شب تنظيم كنيد چون اگه كوتاه تر باشه ممكنه چيز خاصى رو نبينيد و فقط خستگى راه به تنتون بمونه
حداكثر تا آخر شهريور وقت براى اين سفر هست،به دليل اين كه منطقه خيلى مرتفع و كوهستانيه بعد اين تاريخ سرد ميشه و بنده توصيه نميكنم
#اماكن_ديدنى_ايران_رو_به_هم_معرفى_كنيم
Read more
خيلى خوبه كه اين #پويش به راه افتاده تا از مسئولين بپرسيم فرزندانتون كجا هستند امّا حواستون باشه از ...
Media Removed
خيلى خوبه كه اين #پويش به راه افتاده تا از مسئولين بپرسيم فرزندانتون كجا هستند امّا حواستون باشه از #پدر و #مادر #شهدا چنين سوالى نكنين گناه دارن #غصه ميخورن يادشون مى افته بچه هاشون رو دو دستى تقديم اين مرز و بوم كردن كه عزّتُ و سربلندى #اسلام و #ايران رو ببينن اما امروز كه بچه هاى دست گلشون ... خيلى خوبه كه اين #پويش به راه افتاده تا از مسئولين بپرسيم فرزندانتون كجا هستند
امّا حواستون باشه
از #پدر و #مادر #شهدا چنين سوالى نكنين
گناه دارن
#غصه ميخورن
يادشون مى افته بچه هاشون رو دو دستى تقديم اين مرز و بوم كردن كه عزّتُ و سربلندى #اسلام و #ايران رو ببينن
اما امروز كه بچه هاى دست گلشون تو سينه ى قبرستون ها خوابيدن،عده اى #انقلابى فسيل و بچه هاى #مظلوم شون و #آقازاده_ها ى #ژن_خوب ، پا روى #خون بچه هاشون گذاشتن و خون مردم رو تو شيشه كردن
-از دختر يكيشون مظلومانه فقط ٢٠٠ ميليون تومان #كالاى_قاچاق ميگيرن
-از انبار بچه ى اون يكى #وزير سابق چند ميليارد داروى #احتكار شده در ميارن
-اون يكى هم فقط و فقط به خاطر شايستگى و ژن خوبش تو يه #شركت مخابراتى #خصولتى چند هزار ميليادى صاحب اختياره
-بقيه شون هم يا با هم رقابت #لاكچرى بازى و زدن ركورد #اختلاس گذاشتن و يا تو نوبت دريافت #تابعيت هاى مضاعف هستن
-دو تا از داداشى هاى كله گنده هم با وثيقه چند صد ميليادى وزير تيلياردر #پورشه سوار از #زندان بيرونن
يه سيد زبون تلخ پرسشگرى مثل #صدرالساداتی هم كه پيدا ميشه و ميره رو مخشون ميخوان خفه اش كنن كه يه وقت تشويش اذهان عمومى(اگاه كردن مردم) نكنه
خلاصه از هر مسئولى كه ميخواهين بپرسين #فرزندت_كجاست بپرسين اشكالى نداره، چون نه اونا براشون مهمه و نه شما به جواب درستى ميرسيد اما از والدين شهدا نپرسين
گناه دارن
.
دوستان حلال كنيد
الان ميان تو گونى ميبرنم
😰😰😰😰
Read more
امروز براى يه كار ادارى رفته بودم اداره كل(بوق) معاون مدير كل همكلاسى در آمد به احترام خواهش كرد، ...
Media Removed
امروز براى يه كار ادارى رفته بودم اداره كل(بوق) معاون مدير كل همكلاسى در آمد به احترام خواهش كرد، چند دقيقه اى صبر كنم تا #ارباب_رجوع هاش رو راه بندازه و با هم گپى بزنيم يه مرد مسن و يه جوان بازو بيرون انداخته و پا روىِ پا گذاشته،روى #مبل انتهاى دفتر نشسته بودن سلام و احوال پرسى اى كردم و منم نشستم آقايون ... امروز براى يه كار ادارى رفته بودم اداره كل(بوق)
معاون مدير كل همكلاسى در آمد
به احترام خواهش كرد، چند دقيقه اى صبر كنم تا #ارباب_رجوع هاش رو راه بندازه و با هم گپى بزنيم
يه مرد مسن و يه جوان بازو بيرون انداخته و پا روىِ پا گذاشته،روى #مبل انتهاى دفتر نشسته بودن
سلام و احوال پرسى اى كردم و منم نشستم
آقايون به صحبتشون در مورد #دلار #تحريم #امنيت و...ادامه دادن
از بالا تا پايين #مملكت رو ميشستن و در
همه ى حوزه هاى #اقتصادى #امنيتى #سياست_خارجى #روابط_بين_الملل در حد phd نظريه ول ميدادن🧐
دقايقى به همين منوال گذشت تا آقاى معاون هم اومد
حالا ديگه بحث ابعاد تازه‌اى پيدا كرد
چون متوجه شدم اون آقاى مسن معاون ديگر اداره كل و جوانك #اقازاده‌ی مدير كل هستن
تو صحبت هاشون نارضايتى از #نظام و #مملكت و ناراحتى از عدم اقدام مردم براى #شورش #قيام و #سرنگونى #رژيم موج ميزد و گاهى با كلماتى مثل نفهم و #احمق..مردم رو مورد تفقد قرار ميدادن
خونم به جوش اومده بود
ولى نگران بودم اظهار نظرم،كار دست دوستم بده
وقتى ديدم صبورى و حياى مردم رو در مقابل اين همه كثافت كارى و سختی رو به لجن ميكشن و ميگن ملّت سِر شدن ديگه نتونستم جلوى خودم رو بگيرم
گفتم:بنا نداشتم تو بحثتون وارد شم
اما جواب ندادن به این حجم از ناسپاسى و #نمك_نشناسى، دور از مردانگيه
اگر #انقلاب نشده بود به شما ها توالت هم نميدادن بشوريد،حالا كه از قِبَل خون اين مردم مظلوم و صبور به نانُ نوا رسيده ايد، اين طور به ريششون ميخنديد!؟
مردم اگر سكوت كردن و دارن اين شرايط نكبت بارى كه شما و رفقاتون درست كردين رو تحمل ميكنن فقط به خاطر حياء و حرمت #خون_شهدا س و الّا اگر اين پا برهنه ها خروش كنن مثل پِهِن از روتون رد ميشن
مردم سِر نشدن،عقل دارن
قدر آرامش و امنيتشون رو ميدونن
براى عزّتُ آبادى مملكت از خون جوون هاشون مايه گذاشتن
ما ملاحظه‌ى اسلامُ خون شهدا و تماميت ارضى ايران رو ميكنيم و الّا،با كسى عقد اخوت نبسته ايم
اميد مردم به اينه كه شايد يه زودى اين مديران نالايق و فسيل برن گم شن و آغازاده هاى هارشون از مكيدن خون كشور دست بردارن
ملت چشمشون تو چشم پدرُ مادر هاى شهدا و جانبازهاس@norkhodamosaviكه حيا ميكنن
والّا،اگه پاش بيفته دودمان همه‌ لاشخوراى حرام لقمه ى دزد رو به هم ميپيچيم و مثل آشغال دفنشون ميكنيم
😠😠
سه نفرشون‌از شدت برخورد من كف كردن
از جام بلند شدم و بدون دست دادن
فقط گفتم ياعلى
.
الان كه برگشته ام خونه و ارام شدم،برام يه سؤالى پيش اومده
به نظرتون كار اداريم انجام ميشه؟!
برم دنبال جوابش يا خودشون ميارن دم در بهم ميدن؟
Read more
 #مهمانى و #تفريح و تفرّج ُ گلُ گشت وقتى خيلى زيبا تر و #خاطره انگيز ميشه كه به نفحات و انفاس ملكوتى #عبادت ...
Media Removed
#مهمانى و #تفريح و تفرّج ُ گلُ گشت وقتى خيلى زيبا تر و #خاطره انگيز ميشه كه به نفحات و انفاس ملكوتى #عبادت و بندگى هم آراسته بشه انجام #فريضه،خصوصاً #نماز اون هم به #جماعت و اول وقت تو مهمانى ها و دور همى هاى #خانوادگى يك #سنت حسنه ى اهل بيتى زيباست كه هم آثار تربيتى شگفت انگيز و بزرگى براى خودمون و بچه ... #مهمانى و #تفريح و تفرّج ُ گلُ گشت
وقتى خيلى زيبا تر و #خاطره انگيز ميشه كه به نفحات و انفاس ملكوتى #عبادت و بندگى هم آراسته بشه
انجام #فريضه،خصوصاً #نماز اون هم به #جماعت و اول وقت تو مهمانى ها و دور همى هاى #خانوادگى يك #سنت حسنه ى اهل بيتى زيباست كه هم آثار تربيتى شگفت انگيز و بزرگى براى خودمون و بچه ها داره و هم روحيه #معنوى #خانواده رو بالا ميبره و بايد به شايسته ترين شكل احيا و #تبليغ بشه.
اگر خاطر شريفتون باشه از ماه مبارك #رمضان قبل انتشار #تصاوير #نماز_جماعت هاى خانوادگى در يافتى را شروع كردم و الان تصميم دارم هر چند وقت يك بار از بين عكس هايى كه ارسال ميشه يا با هشتگ #جماعت_عاشق_نماز مشخص ميشه يكى رو انتخاب و پنج #هديه معنوى مثل #كتاب #عقيق و #شرف_الشمس، #انگشتر و يا هر هديه مناسب ديگرى تقديم #عكس منتخب كنم
((فقط لطفا يواش صحبت كنيد،ميترسم مسئولين #فرهنگى كشور با اون دستگاه هاى عريض و طويل و #بودجه هاى #نجومى كه در خواب عميق غفلت و خيانت هستن يه وقت بيدار بشن و شر برامون درست كنن 😉))
وسع حقير بيشتر از اين نيست ولى با توجه به ظرفيت صفحه هر چى بتونم به اين موضوع خواهم پرداخت
از شما خوبان هم دعوت ميكنم در اين راه با پست و استورى از اين حركت #حمايت بفرماييد و نام شريفتون رو به عنوان يه #احيا كننده و به پا دارنده ى نماز و جماعت نزد خدا ثبت كنيد.
Read more
امر به معروف به روش وهابى ها . خطاى بدمسلمانى را به پاى اسلام نگذارين امر به معروف به روش وهابى ها
.
خطاى بدمسلمانى را به پاى اسلام نگذارين
ديشب با يه يالقوز (فرد مجرد و تنها ،ازدواج نكرده)پيش كسوت از اقوام نسبى حاج آقامون را برده بوديم پارك ...
Media Removed
ديشب با يه يالقوز (فرد مجرد و تنها ،ازدواج نكرده)پيش كسوت از اقوام نسبى حاج آقامون را برده بوديم پارك حاج آقا تا چشش به بلال فروشى كنار پارك افتاد يه لنگه پا ايستاد كه من همين الان بلال موخام 😐😐😐 رفتيم بلال بخريم كه جناب يالقوز روى كمر بلال فروش محترم اين عكس را كشف فرمود گفت:بين داداچ خيلى دوست دارم ... ديشب با يه يالقوز (فرد مجرد و تنها ،ازدواج نكرده)پيش كسوت از اقوام نسبى حاج آقامون را برده بوديم پارك
حاج آقا تا چشش به بلال فروشى كنار پارك افتاد يه لنگه پا ايستاد كه من همين الان بلال موخام 😐😐😐
رفتيم بلال بخريم كه جناب يالقوز روى كمر بلال فروش محترم اين عكس را كشف فرمود
گفت:بين داداچ خيلى دوست دارم نظرت هم محترمه اما،بيا شاهد از غيب رسيد
😐😐😐😐
Read more
توى پست قبل براتون تعريف كردم كه جناب مايكل همكار #آلمانى دوست و برادر عزيزم آقاى دكتر سعيد، چه بلايى ...
Media Removed
توى پست قبل براتون تعريف كردم كه جناب مايكل همكار #آلمانى دوست و برادر عزيزم آقاى دكتر سعيد، چه بلايى تو #رستوران سر ما آورد و درحد #بوندس_ليگا سركارمون گذاشت يكى دو سال بعد سعيد و خانمش براى ديد و بازديد به #ايران اومدن و مايكل و زنُ بچه اش رو هم با خودشون آوردن. تو #فرودگاه به استقبالشون رفتم و ... توى پست قبل براتون تعريف كردم كه جناب مايكل همكار #آلمانى دوست و برادر عزيزم آقاى دكتر سعيد، چه بلايى تو #رستوران سر ما آورد و درحد #بوندس_ليگا سركارمون گذاشت
يكى دو سال بعد
سعيد و خانمش براى ديد و بازديد به #ايران اومدن و مايكل و زنُ بچه اش رو هم با خودشون آوردن.
تو #فرودگاه به استقبالشون رفتم و ماشينم رو تحويلشون دادم تا يه چرخ كوچولويى توى ايران بزنن.
سعيد برنامه ريزى كرده بود كه با
زمانبندى دقيق و خوب و با كلاس همه جاى ايران رو از #تبريز ُ #اردبيل #رشتُ #گلستان تا #مشهد #يزد #اصفهان #شيراز #كيش ببينن
امّآ قبل از هر چيزى من بآيد به جبران زحمتى كه بهشون داده بودم يه كوچولو جبران ميكردم
فرداش #نهار دعوتشون كردم به رستوران دوستم تو #جاده_چالوس😈😈
مايكل و همسرش و دو تا بچه هاشون وقتى وارد رستوران شدن از فضاى زيباى درخت هاى #چنار سر به فلك كشيده و صداى آب به وجد اومدن؛
امّااا وقتى ميز رو چيدن و #غذا رو آوردن، چشم هاشون چهار تا شد😱
تو نگاه مايكل يه غلط كردم خاصى موج ميزد
سعيد گفت واقعاً غذا همينه؟!!مهرداد تو رو قرااان جلوى زنُ بچش بهش رحم كن😰😰
اينها همينطوريش هم از ما ميترسن
گفتم مگه اين غذا چشه!؟
نون خشك قزوينى با ماست چكيده ى موسيرُ ميرزا قاسمى باقالا قاتق،خوبه ديگه☺️☺️
سعيد سرش رو انداخت پايين و كجكى به سمت من خم شد و زير لب گفت:مهرداآد تو رو خدآ😰😰
بذا انتقام باشه واسه يه وقت ديگه،كه خودمون بوديم اصاً ببريمش كله پزى،از اون كرُ كثيف هاش😳
مايكل ملتمسانه داشت به ما نگاه ميكرد و مطمئنّم از ترس آبروش پيش زنُ بچه اش نفسش بالا نميومد
😅
يه تيكه نون خشك كندم و زدم توى ماست و دادم دست مايكل
گفتم بفرما،اين غذاى سنتى ماست
با ترديد گذاشت دهنش
چشمش برقى زد و به همسرش اشاره كرد كه امتحان كنه
اون هم خورد و خوشش امد
سعيد داشت مييمرد كه دوست صاحب رستورانم اومد جلو و گفت اگر پيش غذا رو ميل كرديد تشريف بياريد سر ميز اصلى كه كنار رودخانه چيديم
خلاصه اون روز دلم نيومد بلايى سر مايكل جلوى زنُ بچه اش بيارم.
الحمدلله اون روز در كل با بهترين غذا هاى ايرانى ازشون پذيرايى شايسته اى شد و مطمئنّم توى ذهنشون خاطره ى بسيار درخشانى از سرزمين ايران و مهمان نوازى و غذا هاى لذيذ و خوشمزه ى ما به جا موند.
اما يه نكته باور نكردنى از #تبليغات منفى و مسموم عليه ايران بايد عرض كنم
مايكل ميگفت ما با اين انتظار و ديگاه به ايران اومديم كه خارج از پايتخت و بيرون شهر ها يك آداب بدوى #عربى با فرهنگ كوچ نشينى و مردمانى سوار بر شتر ببينيم و از ديدن اين همه رفاه و آبادى و مردم مهربان و متمدن شگفت زده شديم
Read more
چند سال قبل به دعوت #دوست عزيز و قديميم آقا سعيد كه در #آلمان درس خوانده و مدير فنّى يك #شركت آلمانى بود ...
Media Removed
چند سال قبل به دعوت #دوست عزيز و قديميم آقا سعيد كه در #آلمان درس خوانده و مدير فنّى يك #شركت آلمانى بود براى بازديد از #نمايشگاه #برلين مهمانش بودم در جريان بازديد همكار آلمانى سعيد هم به ما پيوست كه اتفاقاً خيلى #خونگرم و خوش #اخلاق بود و براى #نهار با اصرار زياد ما رو مهمون كرد. (يه چى ميگم بين خودمون ... چند سال قبل به دعوت #دوست عزيز و قديميم آقا سعيد كه در #آلمان درس خوانده و مدير فنّى يك #شركت آلمانى بود براى بازديد از #نمايشگاه #برلين مهمانش بودم
در جريان بازديد همكار آلمانى سعيد هم به ما پيوست كه اتفاقاً خيلى #خونگرم و خوش #اخلاق بود و براى #نهار با اصرار زياد ما رو مهمون كرد.
(يه چى ميگم بين خودمون بمونه من تا اون موقع #اسپاگتى نخورده بودم)
وقتى غذا رو آوردن تازه منُ سعيد يادمون افتاد،بلد نيستيم اين #غذا رو چطورى بخوريم
گفتم صبر ميكنم تا مايكل بياد و شروع كنه،نگاه ميكنم و ياد ميگيرم
اما اونم يه تماس مهم كارى رو بهانه كرد و مشغول #صحبت با موبايلش شد.
😰😰
هر چى دور و اطراف رو نگاه كردم هيچ كس غذاش مثل ما نبود كه ببينم و ياد بگيرم.
روى ديوار يه عكس سياه و سفيد از #سوفيا_لورن(همون آشناى #علم_الهدا اينا 😁) بود كه توى دستش چنگالى بود كه قد كلاف كاموا ازش اسپاگتى آويزون بود.
مطمئن شدم،اين راه خوردنش نيست
حالا،بوى #مطبوع غذا هم بهم ميخورد و گشنگيم رو تشديد ميكرد.
خلاصه دل رو به دريا زدم و مث هپلى ها چنگال را زدم توى رشته هاى #ماكارونى كه هر كدومشون به جرات چهل سانت بود و مقدارى رو آوردم بالا اما لامصب عين تار #عنكبود نصف بشقاب هم باهاش اومد بالا
😰😰
يوآش سرم رو بردم پايين و چنگال رو گذاشتم دهنم و ادامه ى اسپاگتى ها رو با دندان قطع كردم
😅😅
خييلى خوش مزه بود
خييلى
😋😋
يه دستمال برداشتم و دور دهنم رو كه گوش تا گوش سسى شده بود را پاك كردم
سعيد بيچاره گفت:مهرداد فكر نميكنم راهش اين باشه هااا،اين طورى خيلى خاك برسريه،نخورآبرومون ميره
😨😨
گفتم بخور حرف نزن دارم ميميرم از گشنگى
😡😡
اون هم كمى با ترديد بعد از من به احمقانه ترين شكل ممكن شروع كرد به خوردن
.
آخرهاى غذاى ما مايكل با چهره اى بشاش و شيطنت اميز، اومد و با گفتن، اكسكيوزمى نشست سر جاش و بدون توجه به كوه دستمال كاغذى هاى كثيف جلوى من سعيد با قاشق و چنگال شروع به خوردن
.
كصثسافّت انقدر شيك و با كلاس خورد كه ما از ادامه ى غذا خوردن دست كشيديم
😰😰
اول چنگالش را زد توى اسپاگتى
چند دور تاب داد
بعد گذاشت توى قاشق و همونطورى كه ميچرخوندش كمى آوردش بالا
اين طورى يه لقمه ى كوچولوى شيك سر چنگال درست شد و گذاشت دهنش
🤬🤬
فلان فلان شده نميشد زود تر بيايى،غذات رو كوفت كنى،تا مام ياد بگيريمُ اينطورى خودمون را خار و ذليل نكنيم
.
بعدها سعيد گفت مايكل عمداً اين كار رو كرده تا ما رو سر كار بگذاره😐و سعيد خودش بعداً ابين بلا رو سر ده نفر ديگه آورد😁
شايد يه روز براتون تعريف كردم وقتى مايكل اومدن ايران ما چه بلايى سرش آورديم
Read more
امشب،شب زيارتى خاص امام رضاس ما كه دستمون كوتاهه از حرم اما مثل هميشه بند دلمون گره خورده به پنجره فولاد حرمش بياييد از همين راه دور سلامى عرض كنيم خدمت حضرت ثامن الحجج اَللّهُمَ صَلِّ عَلی علی بن مُوسَی الِّرِضاالمَرُتَضي اَلاِمامِ التَّقیِّ النَّقيِّ وَ حُجَتِکَ عَلی مَن فَوقَ الاَرضِ ... امشب،شب زيارتى خاص امام رضاس
ما كه دستمون كوتاهه از حرم
اما مثل هميشه بند دلمون گره خورده به پنجره فولاد حرمش
بياييد از همين راه دور سلامى عرض كنيم خدمت حضرت ثامن الحجج
اَللّهُمَ صَلِّ عَلی علی بن مُوسَی الِّرِضاالمَرُتَضي
اَلاِمامِ التَّقیِّ النَّقيِّ وَ حُجَتِکَ عَلی مَن فَوقَ الاَرضِ وَ مَن تَحتَ الثَّری
اَلصِدّيقِ الشَّهيدِ صَلاةً کَثيرَةً تآمَّةً زاکِيَةً مُتَواصِلَةً مِتَواتِرَةً مُتَرادِفَةً
کَاَفضَلِ ما صَلَّيتَ عَلی اَحَدٍ مِن اَوليائِکَ
Read more
اين مادر بزرگ و نوه با هم داستان ها دارن گرچه ميانه ى مادرم با نازدانه هم خيلى خوب بود،اما فاطمه ى مظلومُ آرام كجا و محمد شيطون زور گو كجا؟؟ ((الله الله الله،ماشاالله،لاحَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلا بِالله اَلعَلِیِّ العَظیمِ)) رگ هاى دست مادرم را نشون ميده و ميگه مامان جون تو دستش مار داره بعد ... 😅😅😅
اين مادر بزرگ و نوه با هم داستان ها دارن
گرچه ميانه ى مادرم با نازدانه هم خيلى خوب بود،اما فاطمه ى مظلومُ آرام كجا و محمد شيطون زور گو كجا؟؟ ((الله الله الله،ماشاالله،لاحَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلا بِالله
اَلعَلِیِّ العَظیمِ))
رگ هاى دست مادرم را نشون ميده و ميگه مامان جون تو دستش مار داره
😅
بعد مثلا ميترسه و فرار ميكنه
اما موقع لمبوندن كه ميشه مياد كنار مامان ميشينه تا اون با همون دست لقمه بگيره و دهنش بگذاره!😐
مادر را يك شب در ميان كه پرستارش مرخصيه ميبريم منزل خودمون (چون خونه هامون با هم خيلى فاصله اش زياده و بايد چند كورس متروعو اتوبوسُ تاكسى عوض كنيم اصلا داغون ميشيم.كلا يه طبقه فاصله داريم)
😁😁😁
جاى مادر را كه مى اندازيم محمد ميره توى رخت خواب و ميگه متكا بازى كنيم
تمام رخت خواب هاى جا رختخوابى را بايد بندازيم روى آقا تا يه كوه درست بشه
بى حركت زيرشون پنهان ميشه و وقتى مادر مياد خودش را براش لوس ميكنه
عوض كردن پوشك حاج اقا هم توفيقيه كه نصيب هر كسى نميشه
خودش انتخاب ميكنه كه كى الان نوبتشه
مادرش
من
مادر بانو
مامان
البته معمولا چون ميدونه من خيلى به شماره دوش علاقه دارم 🤢🤢 اگر خونه باشم حتما اين توفيق را نصيب من ميكنه
گاهى پوشكش را ميگيره دستش و ميره جلوى مادرم دراز ميكشه و ميگه الان مامان جون عوض كنه
حكم هم حكم ايشونه،مادر هم با كلى كيف و ذوق با اون دست هاى عليل و آرتوروزى براش كجُ كوله ميبنده و نوبتش را از دست نميده
خلاصه داستان داريم ماااااا 😊😊😊
ان شاالله اين داستان ها براى همه تون به خيريت و خوشى اتفاق بيفته
اى بووووق بر سر اون يالقوز هاى تبل بوق بوق شده اى كه دس نميجنبونن و نميرن ازدواج كنن و چار تا جوجه عسلى خوشگل موشگل ايرانى درس نميكنن .
Read more
امسال روز اربعين در حرم سيدالشّهدا دقيقاً رو به روى ضريح مطّهر امام حسين يه جاى فوق العاده خوب گيرم ...
Media Removed
امسال روز اربعين در حرم سيدالشّهدا دقيقاً رو به روى ضريح مطّهر امام حسين يه جاى فوق العاده خوب گيرم اومد. بعد از قرائت زيارت و خواندن نماز براى هر كسى كه به عقلم ميرسيد و همه كسانى كه التماس دعا گفته بودن و يادشون بودم و خدا ميدونه همه همراهان بزرگوار اين صفحه، يواش يواش ميخواستم بلند شم و برم تا جا ... امسال روز اربعين در حرم سيدالشّهدا دقيقاً رو به روى ضريح مطّهر امام حسين يه جاى فوق العاده خوب گيرم اومد.
بعد از قرائت زيارت و خواندن نماز براى هر كسى كه به عقلم ميرسيد و همه كسانى كه التماس دعا گفته بودن و يادشون بودم و خدا ميدونه همه همراهان بزرگوار اين صفحه،
يواش يواش ميخواستم بلند شم و برم تا جا براى بقيه زائرين باز بشه كه چشمم افتاد به جوانى با يه دختر بچه ى كوچولوى خواب تو بغل
همينطورى سرگردون دورُ اطراف رو نگاه ميكرد
دستم رو بلند كردم و با اشاره گفتم بيا جاى من بشين
لبخند رضايتى زد و آومد
بلند شدم كه بشينه
-پرسيدم زيارت رفتى؟
.گفت:با اين بچه؟
-گفتم:بده من برات نگهش دارم برو زيارت كن برگرد
بدون يك لحظه ترديد بچه رو گذاشت تو بغلم
و گفت خدا خيرت بده دمت گرم،زود ميام
-گفتم ميشه زود نيايى؟
.با تعجب پرسيد چراااا!؟؟
-گفتم دلم براى بچه ام تنگ شده،اين كوچولو رو به جاى پسرم بغل ميكنم تا دلم آروم بشه.
لبخندى زد و خواست بره
- پرسيدم رسيدى چيزى نميخواى؟شايد بچه دزد باشم😄
.قيافت به همه چى ميخوره الّا بچه دزد،اونم تو حرم امام حسين😐
-نظر لطفتونه 😰
ديدم كمى هوا سرده
چفيه ام رو از گردنم باز كردم و انداختم روش (اين چفيه رو از مدينه خريدم و باهاش به زيارت ١٣ معصوم مشرف شده ام)
يه ساعتى جوجه همين طورى مثل فرشته ها روى پام خواب بود و من فقط تماشاش كردم
و از اين همه معصوميت و زيبايى انرژى گرفتم و مثل هميشه كه هر بچه اى رو در آغوش ميگيرم سه تا اية الكرسى و هفت تا حمد براى سلامتى و عاقبت به خيريش خواندم و بهش فوت كردم
تا اين كه باباش اومد و تشكر كرد و برداشتُ بردش.
راستى كسى نميدونه اين جوجه كيه؟
(در اربعين اجازه ميدن گوشى را داخل ببرى)
Read more
الله الله الله،ماشاالله،لاحَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلا بِالله اَلعَلِیِّ العَظیمِ چند روز پيش اين ...
Media Removed
الله الله الله،ماشاالله،لاحَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلا بِالله اَلعَلِیِّ العَظیمِ چند روز پيش اين #نقاشى رو روى ميز #نازدانه خانم ديدم نميدونم براى چى و به چه منظورى كشيدتش اما هر چى هست نشان دهنده ى ديدگاه #نازدانه_خانم بابا در مورد حجابِ. الحمدلله در روش #تربيت من و بانو به غير از #تشويق و هدايت ... الله الله الله،ماشاالله،لاحَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلا بِالله اَلعَلِیِّ العَظیمِ
چند روز پيش اين #نقاشى رو روى ميز #نازدانه خانم ديدم
نميدونم براى چى و به چه منظورى كشيدتش اما هر چى هست نشان دهنده ى ديدگاه #نازدانه_خانم بابا در مورد حجابِ.
الحمدلله در روش #تربيت من و بانو به غير از #تشويق و هدايت غير مستقيم،هرگز فشار و اجبارى در امور اعتقادى و خصوصاً انتخاب نوع پوشش براى بچه ها وجود نداره حتى محمّد كوچولو هم خودش در انتخاب لباس چه خريد و چه پوشيدن آزاده(براى همينه كه گاهى اوقات از صب تا بعد از ظهر آقا فقط با پوشك تو خونه رژه ميره 😐)
يكى از نكاتى كه من هميشه به فاطمه خانم متذكّر ميشم اينه كه:دخترم هميشه يادت باشه كه من و مادرت از اين كه تو #چادر رو به عنوان #حجاب انتخاب كردى خيـــــلى خوشحاليم و بهت افتخار ميكنيم اما در هر زمان و در هر حالى تو #دختر عزيز و نازدانه ى ما هستى و ما انتخابت را قبول داريم و بهش احترام ميگذاريم
فقطططط يادت باشه كه ما راضى نيستيم به خاطر دل ما كارى را بكنى كه دوست ندارى
انتخاب نوع حجاب موضوعيه كه به رابطه ى تو و خدا مربوطه و اگر با علم و آگاهى و شناخت نباشه يه روزى به خودت ميايى كه از هر #بى_حجابى بى حجاب ترى با اين تفاوت كه يه پارچه ى سياه شمل چادر با خودت حمل ميكنى
Read more
هيش وخ به دايى ها اعتماد نكنيد😐 ما تا بتونيم سر به سر خواهر زاده هامون ميگذاريم براى همين هم هست كه خواهر زاده ها ما رو از همه بيش تر تر دوس ميدارن . اين فيلم از صفحه ى اقاى @dariushfarziaee باز نشر شده است هيش وخ به دايى ها اعتماد نكنيد😐
ما تا بتونيم سر به سر خواهر زاده هامون ميگذاريم 😊😊
براى همين هم هست كه خواهر زاده ها ما رو از همه بيش تر تر دوس ميدارن
😊😊😊😊
.
اين فيلم از صفحه ى اقاى @dariushfarziaee باز نشر شده است
آخه تو چقدر ماهى چقدر عزيزى چقدر ذوب در خدايى ان شاالله خدا حفظت كنه🤲🏻 الحمد الله هنوووووز عطر شهدا از كلامُ رفتارُ وجودت استشمام ميشه خدا براى اسلامُ ايرانُ همه ى مردم مظلوم دنيا نگهت داره توى اين روزگار،شجاعت،ساده زيستى و خدمت گزاريت الگو و چراغ راه انسانهاى آزاده و حق طلبه آفرين به ... آخه تو چقدر ماهى 😍
چقدر عزيزى😍
چقدر ذوب در خدايى😍
ان شاالله خدا حفظت كنه🤲🏻
الحمد الله هنوووووز عطر شهدا از كلامُ رفتارُ وجودت استشمام ميشه
خدا براى اسلامُ ايرانُ همه ى مردم مظلوم دنيا نگهت داره
توى اين روزگار،شجاعت،ساده زيستى و خدمت گزاريت الگو و چراغ راه انسانهاى آزاده و حق طلبه
آفرين به تو كه،بعد از سالها رنگ عوض نكردى و لباس عافيت و تجمل نپوسيدى و همون رزمنده ى ساده زيست و شجاع باقى ماندى
آفرين به تو كه با اتكاء به خداوند اينچين چشم در چشم شيطان با اقتدار از مردمُ كشورُ آرمان هات دفاع ميكنى و پشت دشمن را ميلرزانى و ميشكنى
اى كااااش😓😓
اى كاش يك موى تو به تن آقايانى بود كه فعلا،كار خلق الله دستشونه ولى به جاى توكل به خدا و اعتماد به مردم چشم به مرحمت كدخداى شيطان صفت دارن
#حاج_قاسم_سلیمانی #سليمانى #حاج_قاسم
Read more
امشب طولانى ترين خسوف قرن اتفاق مى افته حتماً تشريف ببرين و بچه ها رو هم با خودتون ببرين كه از اين پديده ...
Media Removed
امشب طولانى ترين خسوف قرن اتفاق مى افته حتماً تشريف ببرين و بچه ها رو هم با خودتون ببرين كه از اين پديده ى فوق العاده ى طبيعى كه نشانى از قدرت و عظمت الهيه لذّت ببرن و از حالا علاقه شون رو به سمت طبيعت و ستاره شناسى و كلاً لذّت بردن از چيزهاى دور و اطرافشون سوق بديد. اما دو تا نكته ١-تا ده بيست سال اينده ... امشب طولانى ترين خسوف قرن اتفاق مى افته
حتماً تشريف ببرين و بچه ها رو هم با خودتون ببرين كه از اين پديده ى فوق العاده ى طبيعى كه نشانى از قدرت و عظمت الهيه لذّت ببرن و از حالا علاقه شون رو به سمت طبيعت و ستاره شناسى و كلاً لذّت بردن از چيزهاى دور و اطرافشون سوق بديد.
اما دو تا نكته
١-تا ده بيست سال اينده چنين خسوفى در ايران قابل رويت نيست
٢-نماز آيات براى همه مكلفين واجب ميشه
نماز آيات دو ركعت مثل نماز صبحِ
ولى با اين تفاوت كه در هر ركعت پنج تا ركوع داره
مثلا ميشه اين طور نماز را بخوانيد
بعد از نيت حمد و توحيد را قرائت ميكنيم و به اولين ركوع ميريم و بعد از ايستادن يك حمد و توحيد ديگه ميخوانيم و دوباره به ركوع ميريم و اين كار را تا پنج بار تكرار ميكنيم
و بعد از اخرين ركوه دو بار سجده انجام ميديم و به همين ترتيب ركعت دوم را به جا مى اوريم
Read more
خوبه كه همه مون اين فيلم يك دقيقه اى را به دقت ببينيد و ازش رسم انسانيت ياد بگيريم چون يادمون مياره كه آزادگى و انسانيت به ما حكم ميكنه كه در هر حال و شرايطى از حق دفاع كنيم و هزينه اش را هم بديم همچنين اثبات ميكنه ژنُ مليت و دين در انسان بودن و انسانى رفتار كردن نقش زيادى نداره اين خود ما هستيم كه تصميم ... خوبه كه همه مون اين فيلم يك دقيقه اى را به دقت ببينيد و ازش رسم انسانيت ياد بگيريم
چون يادمون مياره كه آزادگى و انسانيت به ما حكم ميكنه كه در هر حال و شرايطى از حق دفاع كنيم و هزينه اش را هم بديم
همچنين اثبات ميكنه ژنُ مليت و دين در انسان بودن و انسانى رفتار كردن نقش زيادى نداره
اين خود ما هستيم كه تصميم ميگيريم بر ذات و سرشت الهى و پاكمون بمونيم يا تبديل بشيم به يك موجود رذلُ نژاد پرستُ فرومايه
Read more
تمام ذهنيت ها و امالى كه از #فيلم هاى #هندى داشتم به محض ورود به #دهلى_نو مثل #آوار تو سرم خراب شد نه ...
Media Removed
تمام ذهنيت ها و امالى كه از #فيلم هاى #هندى داشتم به محض ورود به #دهلى_نو مثل #آوار تو سرم خراب شد نه خبرى از اون همه شكوه و آبادانى و #زيبايى بود و نه اثرى از طراوت و سرسبزى فقط #فقر بودُ شلوغى و كثيفى و #ترافيك. كم و بيش با اوضاع هند اشنا بودم اما واقعاً اين حجم از كثافت و هرج و مرج و بدبختى رو نميتونستم ... تمام ذهنيت ها و امالى كه از #فيلم هاى #هندى داشتم به محض ورود به #دهلى_نو مثل #آوار تو سرم خراب شد
نه خبرى از اون همه شكوه و آبادانى و #زيبايى بود و نه اثرى از طراوت و سرسبزى
فقط #فقر بودُ شلوغى و كثيفى و #ترافيك.
كم و بيش با اوضاع هند اشنا بودم اما واقعاً اين حجم از كثافت و هرج و مرج و بدبختى رو نميتونستم باور كنم
كشورى پيشرو در صنايع آى تى،هوا فضا، #نانو، #اتم، #ماهواره #پزشكى #توريسم وهنر و #سينما ....
چطور ممكن بود مردمش در اين همه فقر و فلاكت و اين طور نكبت بار زندگى كنند!؟
(واقعاً تا نبينين باور نميكنين
اكيداً بهتون توصيه ميكنم با نگاه خريدار سفر به هند رو در برنامه هاى خانوادگيتون بگذاريد تا قدر سلامتى و نعماتى كه توى زندگى شخصى داريد رو بفهميد)
همه اش توى ذهنم دنبال زيبايى هاى پنهان بودم
دلم ميخواست حداقل چند تايى آدم مثل #آميتاپاچان و #سلمان_خان ببينم كه #شاد و مصمم و با اراده ان
يا تو خيابون يه گله آدم،بى خيال و سر خوش همينطورى بيخودى #رقص و پايكوبى كنن
اما فقط فقر بودُ كثيفى و گاوهاى مقدس
در نهايت روز اول سفر با بازديد از چند مكان #توريستى،انصافاً زيبا به غروب نزديك ميشد و من همچنان در كف خيابان ها دنبال روياهاى فيلم هندى ايم بودم
در حاشيه ى شهر و نزديك #هتل چشمم افتاد به يك كوه عظيم و سر به فك كشيده كه هزاران هزار #پرنده بالاش در حال #پرواز بودن
خيييلى از ديدن اين منظره خوشحال شدم چون كور سوى اميدى به روياهام باز شد
با صداى بلند رو كردم به ليدر و گفتم احمد آقا اسم اين كوه زيبا چيه؟
چرا انقدر پرنده روشه؟
ميشه فردا بريم بالاش و اونجا گشتى بزنيم؟
چون از صبح اول وقت براى ديدن اماكن توريستى از هتل بيرون زده بوديم همه ى همسفر ها از خستگى تو چُرت بودن
با اين سوال من گوش همه تيز شد و شروع كردن به گردن چرخوندن براى ديدن كوه.
با تعجب پرسيد كدوم كوه!؟
من با انگشت نشونش دادم
چشم هاش گرد شد
صورتش مچاله شده بعد قرمز شد و بعد پقى زد زير خنده
طورى كه چايى از دهنش پاشيد روى راننده
راننده به هندى ازش پرسيد چى شده
و اونم در حالى كه به شدت ميخنديد و با دست روى پاش ميكوبيد به سختى جوابش رو داد
اونم قاه قاه زد زير خنده
مام همينطور هاج واج به هم نگاه ميكرديم
چند دقيقه ى بعد كه خنده ى احمد و رانندهه كم تر شد با لهجه ى با مزه ى هندى گفت:آقاى مهِرِداد كوه كوجا بود؟زيبا كوجااا!؟😂😂
اينها آشگاله آشگاال(آشغال)
همه ى اين كوه از كف تا آسمان آشگاله اون پرنده ها هم #لاشخور هستن(يه جور پرنده مثل شاهين بودن)
ميخواهيد فردا بربريمتون اون بالاا!؟
😂😂
نامرد تا اخر سفر كنايه ميزد و هر هر به ريش ما ميخند😐
Read more
يه خانم تقريباً مسن تو فاميل داريم كه يه نسبت دور نسبى با مادرم داره از هيچ نظر با هم جور در نميايم نه ...
Media Removed
يه خانم تقريباً مسن تو فاميل داريم كه يه نسبت دور نسبى با مادرم داره از هيچ نظر با هم جور در نميايم نه از لحاظ ظاهرى ، نه اعتقادى و نه از نظر فرهنگى و تربيتى تنها نقطه ى مشتركمون محبت و ارادتيه كه به مادرم دارنه البته خيلى سال قبل روابط،نزديك و صميمانه بوده بعد از مدتها نوروز امسال مهمان مادر بودن من ... يه خانم تقريباً مسن تو فاميل داريم كه يه نسبت دور نسبى با مادرم داره
از هيچ نظر با هم جور در نميايم
نه از لحاظ ظاهرى ، نه اعتقادى و نه از نظر فرهنگى و تربيتى
تنها نقطه ى مشتركمون محبت و ارادتيه كه به مادرم دارنه
البته خيلى سال قبل روابط،نزديك و صميمانه بوده
بعد از مدتها نوروز امسال مهمان مادر بودن
من كمى با تأخير رسيدم
ماشاالله ده دوازده نفر خانم و آقا با تيپ هاى اوووفففف!!!!😦😦
به احترام مادر با همشون خيلى گرم سلام و عليك كردم
مامانم هم هى حاج آقا حاج آقا به ناف ما ميبست و جلوى اونها،به روش خودش احترام ميكرد
خدا شاهده سه دقيقه نگذشته بود كه همون خانمه يه بادى به غب غب انداخت و با تكبر رو به دختر ها ،عروسها و دامادهاش گفت:اين مهرداد خان رو ميبينيد كه ماشاالله واسه خودش شده حاجّ آقاااا😒
من هزار بار پوشكش رو عوض كردم
بعد ادامه داد به قدرى شيطون بازيگوش بــود كه نگــو،از اويزونى اب دماغ تا جك جونور بازى و چيز هاى زشت ١٨+
ده دقيقه همينطور جلوى زنُ بچه ى ما گفت و گفت
با هر جمله اش خونه از شليك خنده ها منفجر ميشد
(عنايت بفرماييد ده ه ه دقيييقه)
😐😐
و آخرش هم رو به من كرد و پرسيد مهرداد جان خودت هم يادته؟
يه نفسى عميق براى كظم غيظ كشيدم و گفتم بعله دختر عمه خيييلى چيز هايى يادمه😈😈
شوهرش گفت:اون موقع كه ما عروسى كرديم تو چهار پنج سالت بود،محاله چيزى يادت باشه
من فقط در هفت هشت جمله
گفتم:محمد آقا اون ماشين قرمزه كه صندوق عقبش خراب بود يادتونه؟
_آره،اون هيلمنه
_اون شيشه هاى اب شنگولى دست ساز مخصوصت براى فروووش تو صندوقش چى؟
يادتونه توتون سيگار هاتون رو خالى ميكردين و دوباره با يه جور علف پرش ميكردين؟
-😨تو اينها رو از كجا يادته!؟
بسّه ديگه،ما جوان و جاهل بوديم يه غلط هايى كرديم،حالا سر پيرى جلو بچه ها شرف ما رو نبر
بعد رو كردم به دختر عمه و گفتم:😈دختر عمه هنوز هم به خوردن تخم مرغ خام علاقه دارى؟يا مث اون موقع ها بلدى از ديوار مدرسه بپرى و فرار كنى
يادته تو پارك به يه مرده،شماره دادى كه بياد خواستگارى اما اون كيفت رو دزديد و فرار كرد؟
با هول، پريد وسط حرفم و گفت:كافيه،ول كن،خودت چطورى اوضاع احوالت چطوره
گفتم من خوبم اما اجازه بدين ماجراى مسخره اى كه از نامه ى شما به پسر كبرىٰ خانم به پا شد رو تعريف كنم يه كم بخنديم دور هم
يا باختن شرط خوردن كرم باغچه سر اين كه كى زود تر شوهر ميكنه
خلاصه اون روز بدون جنگ و خون ريزى تمام شد
اما برام سواله كه آيا باز هم ميان خونمون يا نع!ينى مياااان؟😁😁😁
Read more
لامصب يه موقع هايى خراب كارى عينهو بلا از آسمون نازل ميشه هيشششش 🤫🤫 نخند😑😑 سر خودت هم مياد هااااا لامصب يه موقع هايى خراب كارى عينهو بلا از آسمون نازل ميشه
هيشششش 🤫🤫
نخند😑😑
سر خودت هم مياد هااااا
😉😅
#ییلاق #سوباتان از سرسبزترین و زیباترین ییلاق های کشور است که در ۲۲ کیلومتری شهر #لیسار از توابع #تالش و در ۳۶ کیلومتری شمال غرب تالش قرار دارد. اطراف این ییلاق را طبیعتی زیبا و چشم نواز احاطه کرده است به طوری که در شرق آن #جنگل های تالش، در غرب، ییلاق های #اردبیل و در شمال، #رودخانه لیسار قرار دارد تعدادی ... #ییلاق #سوباتان از سرسبزترین و زیباترین ییلاق های کشور است که در ۲۲ کیلومتری شهر #لیسار از توابع #تالش و در ۳۶ کیلومتری شمال غرب تالش قرار دارد. اطراف این ییلاق را طبیعتی زیبا و چشم نواز احاطه کرده است به طوری که در شرق آن #جنگل های تالش، در غرب، ییلاق های #اردبیل و در شمال، #رودخانه لیسار قرار دارد
تعدادی از مردم شهر لیسار در فصل های بهار، تابستان و بخشی از پاییز در این ییلاق زیبا می کنند. #چشمه های گوارا و خنک، هوای پاک و مطبوع، چمنزارها و جنگل های انبوه این منطقه آن را به یکی از بهترین مکان ها برای گذراندن تابستان گرم تبدیل کرده است. با کشف گورهای چندین هزار ساله در این محل مشخص شده که تاریخ و تمدن آن بسیار کهن است. برای دلیل این که چرا نام این محل را سوباتان گذاشته اند دو نظریه مختلف وجود دارد، یکی اینکه معنی سوباتان در زبان ترکی محل فرو ریختن آب است که از سو به معنی آب و باتان به معنی فرو رفتن تشکیل شده است. چون باران ها در این ییلاق در حفره ای فرو می روند به همین دلیل اسم آن را سوباتان گذاشتند. اما نظریه ای دیگر این است که سو به معنی گلپر و وتون به معنی روییدن است و چون در سراسر قسمت های مختلف این ییلاق گلپر رشد می کند به همین دلیل نام آن را سوباتان گذاشته اند.
دمای اکثر شهرهای گیلان معمولا به زیر صف نمی رود اما این ییلاق که در ارتفاعات ۱۹۰۰ تا ۲۵۰۰ متر از سطح دریا قرار دارد با وزش بادهایی که از سمت شمال می وزند در تابستان هم خنک است. زمستان های سرد این محل باعث می شود که ساکنان دامدار آن در اواخر پاییز از این محل کوچ و به دامنه های البرز و کناره های دریای خزر بروند. ویژگی های منحصر بفرد این ییلاق گردشگران زیادی را در فصل تابستان به این محل می کشاند، برای اسکان گردشگران هیچ هتل رسمی ای وجود ندارد و گردشگران در خانه های ساکنان می مانند. این ییلاق بسیار سنتی است، در داخل آن گاز وجود ندارد و برای تامین برق به جای دکل برق از موتورهای برق استفاده می شود. ساکنان دامدار و عشایر آن در چادر و خانه های کاهگلی زندگی می کنند و تعدادی از آن ها به شغل مغازه داری روی آورده اند تا مایحتاج ساکنان و گردشگران را فراهم کنند.
Read more
يه روز صبح وسط امتحانات ثلث آخر،كلاس چهارم ابتدايى ساعت ٩ و ١٠ صبح من و چند تا از هم كلاسى ها داشتيم از ...
Media Removed
يه روز صبح وسط امتحانات ثلث آخر،كلاس چهارم ابتدايى ساعت ٩ و ١٠ صبح من و چند تا از هم كلاسى ها داشتيم از امتحان برميگشتيم كه ديديم دور ميدون هزاران نفر جمع شدن مام روى حساب فضولى به گاگولانه ترين حالت ممكن رفتيم ببينيم چه خبره من احــمق هم چون دوز فضوليم خيلى بالا تر از بقيه بود كيفم رو سپردم بهشون و رفتم ... يه روز صبح وسط امتحانات ثلث آخر،كلاس چهارم ابتدايى ساعت ٩ و ١٠ صبح من و چند تا از هم كلاسى ها داشتيم از امتحان برميگشتيم كه ديديم دور ميدون هزاران نفر جمع شدن
مام روى حساب فضولى به گاگولانه ترين حالت ممكن رفتيم ببينيم چه خبره
من احــمق هم چون دوز فضوليم خيلى بالا تر از بقيه بود كيفم رو سپردم بهشون و رفتم يه سر و گوشى آب بدم.مث موش از زير پاى ملت رفتم دقيقاً تو كانون شلوغى😈
از بلندگو يه صدا هايى در مورد مواد مخدر و قتل و جنايت به گوش ميرسيد اما انقدر هيجان مردم و همهمه زياد بود كه اصلاً نميشد فهميد چى ميگه،گرچه برام هم مهم نبود😑
چهار دست و پا خودم رو رسوندم به جايى كه پوتين هاى چند تا كميته اى جلوى مردم رو سد كرده بود
به آرومى از بين اونها هم رد شدم😈
همزمان بلندگو يه چيز هاى عربى بلغور كردن و گفت حكم رو اجرا كنيد
تا سرم رو بالا آوردم يه ادم سياه پوش كه با كلاه صورتش رو پوشونده بود چهار پايه را از زير پاى محكوم كشيدن😨و طرف از اون بالا سقوط كرد و از گردن به طناب آويزون شد😱
صداى خورد شدن گردنش😓
خِر خِر و بالا و پايين پريدنش😓
و اون چشم هاى وق زده اش رو در زاويه ى نود درجه روى پيشانيم مشاهده كردم😶
حتى دمپايش كه افتاد پايين نزديك بود بخوره تو سرم
عآقااا من از ترس نزديك بود به خودم چيز كنم😵
مثل برق گرفته ها همون وسط هاج و واج پهن شدم و با دهن باز و رنگ و روى پريده ده دفعه غالب تهى كردم.
نميدونم چقدر گذشت
تا اين كه يه پاسدار ى اومد و جنازه ام رو جمع كرد و تا در خونه رسوندم
تا چند وقت به هر گونه نويز و صداى شبيه به اعدام حساسيت پيدا كرده بودم
حتى با صداى وانت باقالى فروش و نون خوشكى هم ياد مراسم اعدام مى افتادم
ولى لامصب يه چيز خيلى خوب داشت☺️
تو مدرسه و بين بچه هاى محل يه اعتبار عجيبى پيدا كرده بودم
بچه ها چنان از شجاعتم تعريف ميكردن كه انگار بدون كپسول اكسيژن اورست رو فتح كرده بودم😎
دورم جمع ميشدن تا از اون لحظات عرفانى و روحانى و اقدام شجاعانه براشون تعريف كنم
كلى هم نوچه پيدا كردم☺️
اما اگه بخوام خداييش را بدون پر رو بازى بگم
تا چند ماه حتى از سايه خودم هم ميترسيدم و براى خواب فقط ميتونستم تو اعماق دل و روده ى بابام بخوابم😂
ولى در كل تجربه ى خوبى نبود و اى كاش عقل نداشته ى مسئولين به كار بيفته و حداقل اين جور امور خشن رو در ملاء عام و جلوى چشم بچه ها انجام ندن
و اما نكته هاى عكس
اون دو نفر پشت سرم دو تا از برادرهاى عزيزم هستن
حتى تو عكس هم مشخصه كه از داشتنشون چقدر خوشحالم و بهشون افتخار ميكنم
و مثل هميشه شلوارم پاره و سر زانوم زخمه
و يه جوجه اردك هم تو دستمه
Read more
پارسال كه براى شركت در نمايشگاه صنايع خودرو با تعدادى از رفقا به #برن #سوئيس رفته بوديم يكى از دوستان پسر جوانش را هم آورده بود گرچه با پدرش رفاقت عميقى نداشتم اما تلاش كردم ،وقت براش بذارم و بيشتر باهاش معاشرت كنم تا به اون هم خوش بگذره و خاطره ى بدى براش نمونه اتفاقاً اين فكر،جواب داد و آقا مسعود ... پارسال كه براى شركت در نمايشگاه صنايع خودرو با تعدادى از رفقا به #برن #سوئيس رفته بوديم
يكى از دوستان پسر جوانش را هم آورده بود
گرچه با پدرش رفاقت عميقى نداشتم اما تلاش كردم ،وقت براش بذارم و بيشتر باهاش معاشرت كنم تا به اون هم خوش بگذره و خاطره ى بدى براش نمونه
اتفاقاً اين فكر،جواب داد و آقا مسعود خيلى بهم محبّت پيدا كرد و حتى باعث شد رفاقت من و پدرش وارد فاز جديدى بشه و اكثر اوقات مثل شام و نهار ها را با هم بگذرونيم
البته به خاطر اختلاف سن زياد پدر و پسر بر عكس من و بابام همچين رابطه ى گرم و صميمى اى با هم نداشتن
يه شب كه با رفقا براى قدم زدن و هوا خورى رفته بوديم به #شهر_بازى نزديك #هتل
از لب و لوچه ى آويزون مسعود متوجه شدم خيلى دمقه
گفتم:چته پسر؟چرا آويزونى؟
گفت:بابام پايه ى هيچ كدوم از اين بازى ها نيست،اجازه هم نميده تنهايى برم
آقا مهردااااااد،شما ميايـــى؟جاااااان من بيااااا
تو رو خدا اگر شما بيايى بابام حرفى نميزنه
موندم تو رو در بايستى😐
خدا يا چى بگم؟چه كار كنم؟
برم؟نرم؟
گفتم باشه😰ميام😰ولى مسعود جان فقط بازى هاى لايت لطفاً😐
با خوشحالى رقصان و جفتك زنان رفت سه چهار تا #بليط گرفت و اومد
رفتيم سوار يه وسيله ى عجيب و غريب شديم
و مثل فضا نورد ها بستنمون به صندلى و تا خواستم پشيمون بشم و بهانه بيارم شروع كرد به چرخيدن و بالا رفتن
هى چرخيد
هى رفت بالا
هى چرخيد
هى رفت بالا
و بااااااز هم رفت بالا
طورى شد كه ديگه آدم ها رو نميشد ديد و كل شهر زير پامون قرار گرفت
به سختى برگشتم به سمت مسعود و گفتم مسعود جان اين چند متر ديگه قرار بره بالا ؟
بعدش چى ميشه!؟
گفت عمو نگران نباش
شصت متر بيشتر نميره،فقط #سقوط ازاده چند ثانيه اى داره،همين☺️☺️☺️
گفتم همييييين!!؟؟😨😨😨😨
يعنى مارو از اين بالا ميخوان ول بدن پايين
😱😱😱😱
دكمه ى غلط كردمش كجاس!!؟؟😩😩😩
كمممممممككككك،يا حضرت عبااااس
يا همه ى امام زاده هااااا
😫😫😫😫
توضيح لازم نيست
بقيه اش رو توى فيلم ببينيد وقتى رها شد تا زمين مسعود عربده كشيد و من مث ديوانه ها خنديدم
اصلاً هم نپرسيد بعدش چى شد
😑😑😑😑
اه ه ه ه.با اين نوناشون
...
چرا پست قبلى به اون خوبى را نديدين!!؟؟😑
Read more
تازگى ها يه برنامه اى #تلويزيون نشون ميده به اسم " #با_هم_بازی " يه عده #روانشناس و #جامعه_شناس و ...
Media Removed
تازگى ها يه برنامه اى #تلويزيون نشون ميده به اسم " #با_هم_بازی " يه عده #روانشناس و #جامعه_شناس و #متخصص #ايرانى نشستن دور هم و عقل هاشون رو ريختن رو هم و براى اين كه #خانواده هاى #ايرانى و خصوصاً #بچه_ها رو يه كم به تحرك وادار كنن بازى هاى #ابتكارى جديد درست كردن البته خوبه هاااا ولى خداييش اين ... تازگى ها يه برنامه اى #تلويزيون نشون ميده به اسم " #با_هم_بازی "
يه عده #روانشناس و #جامعه_شناس و #متخصص #ايرانى نشستن دور هم و عقل هاشون رو ريختن رو هم و براى اين كه #خانواده هاى #ايرانى و خصوصاً #بچه_ها رو يه كم به تحرك وادار كنن بازى هاى #ابتكارى جديد درست كردن
البته خوبه هاااا
ولى خداييش اين بازى هاى #سوسول بازى كجا و بازى هاى خركى دوران بچگى ما كجاااا
الان چوب #بستنى ميدن دست بچه كه از توى قابلمه ى آب در نوشابه در بياره
اما زمان ما هر كى نميتونست تشتك نوشابه را يه دستى خم كم كنه اصلاً يه وضعى خارُ خفيف ميشد
يا مثلاً الان به بچه ياد ميدن كه با فوت كردن تو لوله ى دستمال كاغذى توپ رو بندازه توى ليوان
ولى ما ميرفتيم تو راسته ى بزاز ها سفت ترين و محكم ترين لوله هاى مقوايى توپ پارچه را پيدا ميكرديم تا بعد از ظهر ها با بچه ها تو كوچه #اسپارتاكوس بازى كنيم
شدت بازى انقدر زياد بود كه، هم از #جبهه ى رومى ها و هم از برده هاى شورشى هر شب دو سه تا ضربه ى مغزى و هفت هشت تا كف و خون قاتى كرده داشتيم
بعضيام از قوزك پا #قطع_نخاع ميشدن
اصلا اينا رو ولش كن يه بازى خفن ديگه بود به اسم كمر كمر
بد چيزى بووود لامصب
من هيچ وقت نفهميدم چرا و كى بايد بزنه چون فقط همه با كمر بند هاى چرمى باباهاشون داشتن همُ ميزدن خدا نكنه كه يكى اشتباهى يا عمداً از طرف سگك كمر بند حريف را مورد عنايت قرار ميداد
اون وقت بود كه حداقل اگر چشمُ چال طرف در نمى اومد چند تا از دندون هاش مى اومد كف دستش
خر پليس رو كه ديگه نگو
از اسمش معلومه چه چيز خركى اى بود
فك كن،خر باشه،پليس هم باشه
اون وقت پاى جفتك،تفنگ،ضرب و شتم هم مياد وسط
واقعاً اينا چه بازى هايى بودن كه ما بچه هاى بدبخت دهه شصتى ميكرديم!؟ انقدر بُرد و باخت تو اين بازى ها واسه ى همه ى بچه ها مهم بود كه واقعاً از جون مايه ميگذاشتن توش
يه بار تو بازى زووو تيم ما تقريباً باخته بود
و فقط من مونده بودم كه اگه حريف منم ميگرفت ديگه همه چى تمام بود و انگار كه اگر ميباختيم براى گذارندن ادامه ى محكوميتمون به سيبرى تبعيد ميشديم
براى همين وقتى رفتم تو زمين مث بيرانوند جلوى رونالدو چنان از دل و جون مايه گذاشتم كه كلاه سبز ها تو خرمشهر جلوى بعثى ها گذاشته بودن
خلاصه همه را زدم و درست لحظه اى كه از زمين پيروز مندانه بيرون مى امدم
متوجه شدم خودم بيرونم اما پام تو بغل چهار پنج تا از بچه ها جا مونده
خدا رو شكر با هر مصيبت و بدبختى بود بازى رو برديم و بشريت را نجات دادم ولى پام از داخل لگن در اومد و سر فِمور ترك خورد و چهار ماه زيرم لگن ميگذاشتن
@bahambazy
Read more
ما همه مون تو زندگی اشتباهات مختلفی مرتکب شدیم. کوچک و بزرگ! گاهی وقتها پیش اومده که جبران این اشتباه ...
Media Removed
ما همه مون تو زندگی اشتباهات مختلفی مرتکب شدیم. کوچک و بزرگ! گاهی وقتها پیش اومده که جبران این اشتباه آسون بوده و گاهی مشکل شده. حالا حامد، یه پسر آروم از یه خانواده شریف اشتباهی مرتکب شده که گریبانش رو گرفته و خودش و خانواده‌ش رو توی دردسر انداخته حامد تو یه درگیری یه نفر رو کشته و خودش رو خیلی زود ... ما همه مون تو زندگی اشتباهات مختلفی مرتکب شدیم. کوچک و بزرگ!

گاهی وقتها پیش اومده که جبران این اشتباه آسون بوده و گاهی مشکل شده. حالا حامد، یه پسر آروم از یه خانواده شریف اشتباهی مرتکب شده که گریبانش رو گرفته و خودش و خانواده‌ش رو توی دردسر انداخته

حامد تو یه درگیری یه نفر رو کشته و خودش رو خیلی زود تسلیم کرده، درگیری که اصلا مهم نیست به چه علت بوده، همیشه ممکنه جای قاتل و مقتول تو یه چشم به هم زدن عوض بشه

مادر مقتول حاضر شد در عوض شفای پسر سرطانی دیگرش حامد رو ببخشه، مادر حامد نذر کرد و البته دعاش برآورده شد، ولی خانواده مقتول گفتن باید پونصد میلیون تومن بدید تا رضایت بدیم.

با فروش خونه مبلغی جمع شده و به زبان ساده فقط صد و بیست میلیون تومن لازمه تا یه جوان رو از پای چوبه دار نجات بدیم. بچه‌ها ما کارهای بزرگتر از این زیاد انجام دادیم. تا نیمه مرداد وقت داریم که این اتفاق بیفته. ما با هم زیاد خندیدیم و گریه کردیم، همه خسته ایم، ولی دست همه تون رو میبوسم. هزار تومن هم هزار تومنه! کم نذارید.

دادگستری با هماهنگی پلیس فتا برای اینکه سوءاستفاده نشه یه شماره حساب رو بلوکه می کنن و خانواده مقتول حق دارن اونو اعلام کنن، من به خاطر اینکه شما مطمئن باشید که این پول خرج جای دیگه نمیشه نامه دادگستری رو هم منتشر می کنم. فقط به خاطر اینکه خانواده مقتول تهدید کردن اگه قضیه رسانه ای بشه رضایت نمیدن اسامی رو به جز نام صاحب حساب مخدوش میکنم.

صد و بیست میلیون تومن برای ما یه یا علی بیشتر نیست. هرکی هرچقدر توان داره بسم الله

6396071002072023
بانک سرمایه
به نام حقیقی
گزارش گردش حساب رو از طریق صفحه ى اقاى @derakhshanmedia پيگيرى بفرماييد
Read more
كى ميدونه اين ميوه جان اسمش چيه؟ <span class="emoji emoji263a"></span>️<span class="emoji emoji263a"></span>️<span class="emoji emoji1f60b"></span><span class="emoji emoji1f60b"></span>
Media Removed
كى ميدونه اين ميوه جان اسمش چيه؟ كى ميدونه اين ميوه جان اسمش چيه؟
☺️☺️😋😋
‎خب... باید اعتراف کنیم که در برابر این حجم از حماقت و جهالت کم آورده ایم... از یک سو دشمنانی بی دین داریم ...
Media Removed
‎خب... باید اعتراف کنیم که در برابر این حجم از حماقت و جهالت کم آورده ایم... از یک سو دشمنانی بی دین داریم که تیغ آخته را به رقص در آورده اند تا ریشه مان را بزنند و از دیگر دوستانی نادان که حجم سفاهت هایشان غیر قابل توجیه و شمارش شده است... . دخترکی غافل که احتمالا تابحال دین و شریعت را درست فهم نکرده و ... ‎خب... باید اعتراف کنیم که در برابر این حجم از حماقت و جهالت کم آورده ایم... از یک سو دشمنانی بی دین داریم که تیغ آخته را به رقص در آورده اند تا ریشه مان را بزنند و از دیگر دوستانی نادان که حجم سفاهت هایشان غیر قابل توجیه و شمارش شده است...
.
دخترکی غافل که احتمالا تابحال دین و شریعت را درست فهم نکرده و کسی نبوده که زیبایی های زیست دینی را بر او مکشوف کند خبطی کرده و آن خبط را عمومی عرضه کرده... حدود شریعت نبوی و طریقت علوی در این باب روشن است... اینکه او را به جای انذار از فعلش و تبشیر و هدایت به شریعت خدا شهره شهر کنی و در سیما از اشک های حسرتش رونمایی، هرچه هست دین خدا و حدود شریعت در آن نیست... .
این اموی مسلکی و سلفی منشی است نه
شریعت محمد و علی .... باز هم جهل و حماقت ابوموسی اشعری در لباس تزویر رخ عیان کرد تا سبزنشینان اموی بی دغدغه چپاول کنند... در هنگامه ای که کرور کرور طلا و دلار به یغما می برند گزمه ها و داروغه های ما در پی دخترکان غافل و خبط های آنان هستند . این عجیب نیست؟ عجیب نیست که گوشه ای از کشور آب ندارد و جایی دیگر غم نان دارد و در پایتختش دلار بدل به تاس بخت مکاران چپاولگر شده، ولی داروغه در پی موهومات است?
اینچنین است که باید گفت ما کم آورده ایم... از یک سو مکر معاویه به مصاف می آید و از سویی جهل حمقا و سفهاست که تیغی بران شده بر گلوی عدل علی...
کعب الحبار ها مفتی شده اند و ابوذرها دردسر ساز... پیران خرفتی که به حکم مصلحت و شرع من درآوردی خودشان مشغول به دنیا هستند می خواهند صلاح آخرت ما را تعیین کنند، کسانی که عرضه مهار فرزندان خود را ندارند ، متر برداشته اند و دیانت مردم را اندازه
می گیرند... شاید لازم باشد دسته گل های نوگلانشان را عیان کنیم تا برملا شود در خانه وضع اینها چگونه است...
.
خدایا! این انقلاب حاصل خون هزاران جوان مجاهد و نفس قدسی خمینی و هدایت حکیمانه خامنه ای است... این انقلاب را از دست کعب الاحبارها و ابوموسی ها و اباهریره ها نجات بده...
. @sajjadnoroozi .
#مائده_هژبری
Read more
توى خيلى از اماكن #توريستى دنيا اين #دوربين ها را نصب كردن كه با پرداخت فقط يه سكه،عنايت بفرماييد ...
Media Removed
توى خيلى از اماكن #توريستى دنيا اين #دوربين ها را نصب كردن كه با پرداخت فقط يه سكه،عنايت بفرماييد فقط يه #سكه ى ناقابل ميشه مناظر زيباى دور دست و دلُ جيگر خونه زندگى مردم را مشاهده كرد. يعنى به عبارتى ،قديم نديم ها كه اين بلاى خانمان سوز سر #ريال بدبختِ خدا بيامرز ما نيامده بود با حدود چهار هزار تومن ... توى خيلى از اماكن #توريستى دنيا
اين #دوربين ها را نصب كردن
كه با پرداخت فقط يه سكه،عنايت بفرماييد فقط يه #سكه ى ناقابل ميشه مناظر زيباى دور دست و دلُ جيگر خونه زندگى مردم را مشاهده كرد.
يعنى به عبارتى ،قديم نديم ها كه اين بلاى خانمان سوز سر #ريال بدبختِ خدا بيامرز ما نيامده بود با حدود چهار هزار تومن كه ميشد معادل يك #يورو ،هموطنان عزيزمون پنج شش دقيقه با اين دوربين ها خوش بودن و يه حال اساسى به حس #كنجاوى و #فضولى شون تو خونه زندگى ملت ميدادن.
اما با نرخ #ارز الان يك يورو ميشه ده،دوازده هزار #تومان.
يعنى به عبارتى پول #بليط يه سانس #سينما.
حالا شما حساب كن تو اين وضع اسفناك برابرى نرخ ريال با يورو طرف يه يورو انداخته اين تو و ميخواد به اندازه ى يه سانس سينما چيز ببينه
حالا اگر يه وقت شنيدى كسى زده چشُ چال خودش را با اين دوربين كور كرده اصلا تعجب نكنيد
بنده ى خدا حق داشته
پول داده ميفهمى
پوووووول
Read more
پيرو پست قبلى . . . @itsoheil 😂😂😂
پيرو پست قبلى
.
.
.
@itsoheil
اى خداااا هزااار ماشاالله انقدر زبوووون داره،انــــــــــــــــقدر هاااا يكى از الان اينو نشون كنه واسه پسرشششش به قول قديمى ها اين جوجه فلفلى خسيس بزرگ بشه زن زندگيه خوب بلده زنگى جمع كنه اى خداااا هزااار ماشاالله 😍😍😍😍
انقدر زبوووون داره،انــــــــــــــــقدر هاااا
يكى از الان اينو نشون كنه واسه پسرشششش
به قول قديمى ها اين جوجه فلفلى خسيس بزرگ بشه زن زندگيه
خوب بلده زنگى جمع كنه
يه ساعته دارم ميخندم 🤣🤣🤣🤣 پستشكردن همه ببيننُ روحشون شاد شه واقعا خلاقيت ايرانى ها بى نظيره،عاليه،حررررف نداره 😆😆😆😆
يه ساعته دارم ميخندم
🤣🤣🤣🤣
پستشكردن همه ببيننُ روحشون شاد شه
واقعا خلاقيت ايرانى ها بى نظيره،عاليه،حررررف نداره
😂😂😂😂
انقدر آتيش ميسوزونه از درُ ديوار بالا ميره خونه را به هم ميريزه آبجيش را اذيت ميكنه و در مقابل خوابيدن ...
Media Removed
انقدر آتيش ميسوزونه از درُ ديوار بالا ميره خونه را به هم ميريزه آبجيش را اذيت ميكنه و در مقابل خوابيدن مقاومت ميكنه كه ديگه حول و حوش ساعت دو بامداد يه هو اينطورى باطريش خالى ميشه و يه گوشه مى افته عو غش ميكنه ..... الله الله الله،ماشاالله،لاحَوْلَ وَلا قُوَّهَ اِلا بِالله اَلعَلِیِّ العَظیمِ ... انقدر آتيش ميسوزونه
از درُ ديوار بالا ميره
خونه را به هم ميريزه
آبجيش را اذيت ميكنه
و در مقابل خوابيدن مقاومت ميكنه
كه ديگه حول و حوش ساعت دو بامداد يه هو اينطورى باطريش خالى ميشه و يه گوشه مى افته عو غش ميكنه
.....
الله الله الله،ماشاالله،لاحَوْلَ وَلا قُوَّهَ اِلا بِالله اَلعَلِیِّ العَظیمِ
براى همه ى كوچولو ها،جگر گوشه ها،ناز دانه هااااا
Read more

Loading...