Meisamyousefi Instagram Photos and Videos

meisamyousefi ميثم يوسفى Meisam Yousefi @meisamyousefi mentions
Followers: 17,238
Following: 198
Total Comments: 0
Total Likes: 0

. مثل تو زیبا بود مثل تو بارونی ... . دلتون برای یه بارون اساسی و زیبا تنگ نشده؟ #بارونم_نتونست #کامران_تفتی #میثم_یوسفی @kamrantaftiofficial @behnamjalilianofficial @aydamesbahi @hoseinghiasi @arashpakzad @mansourzabetian .
مثل تو زیبا بود
مثل تو بارونی
...
.
دلتون برای یه بارون اساسی و زیبا تنگ نشده؟
#بارونم_نتونست
#کامران_تفتی
#میثم_یوسفی
@kamrantaftiofficial
@behnamjalilianofficial
@aydamesbahi
@hoseinghiasi
@arashpakzad
@mansourzabetian
. دمت گرم... @sajadafsharian . .
دمت گرم...
@sajadafsharian
.
. باران صالح‌علای عزیزم این عکس رو برام فرستاد و منو برد به اعماق تاریخ. عکس رو از روی نسخه‌ی چاپی اسکن ...
Media Removed
. باران صالح‌علای عزیزم این عکس رو برام فرستاد و منو برد به اعماق تاریخ. عکس رو از روی نسخه‌ی چاپی اسکن کرده، یعنی برای زمانیه که همه‌چیز رو هنوز می‌شد با دستت لمس کنی و یک سری کد نبود که روی گوشی شکل بگیره... روزگاری که نه فقط عکس‌ها که زندگی‌مون هم نگاتیو بود، نور می‌دید تا در واقعیت جهان، تماشایی ... .
باران صالح‌علای عزیزم این عکس رو برام فرستاد و منو برد به اعماق تاریخ. عکس رو از روی نسخه‌ی چاپی اسکن کرده، یعنی برای زمانیه که همه‌چیز رو هنوز می‌شد با دستت لمس کنی و یک سری کد نبود که روی گوشی شکل بگیره... روزگاری که نه فقط عکس‌ها که زندگی‌مون هم نگاتیو بود، نور می‌دید تا در واقعیت جهان، تماشایی بشه، دنیا این‌همه سیاه نبود...
و بهت و حسرت من اون عزیزیه که در میانه‌ی تصویر می‌درخشه و انگار باید باور کنیم که دیگه نیست...
زمانِ درست عکس رو نه من یادم بود و نه باران ولی فکر کنم باید مربوط به مراسم بزرگداشت محمد صالح‌علای عزیز باشه که به همت نشریه‌ی بخارا در خانه‌ی هنرمندان برگزار کردیم.
از چپ به ترتیب:
علیرضا پوریوسف، من، هاله مشتاقی‌نیا، رضا یزدانی، افشین یدالهی، فردین خلعتبری، نیما کوکلانی، افشین مقدم، علی توکلی
.
#باران_صالح_علا #محمد_صالح_علا #میثم_یوسفی
#فردین_خلعتبری
#رضا_یزدانی
#بخارا
#علی_دهباشی
#خاطره
#نگاتیو
.
پ.ن: تاریخش درومد. خرداد ۸۶
Read more
. قبل از اینکه لابی‌من هماهنگ کنه بریم بالا چندین نفر از طرفداراش توی لابی هتل منتظر بودن اما یه مردی با بچه‌ی دو سه ساله‌ی تو بغلش خیلی بیشتر از همه بی‌تابی می‌کرد. هی سراغ ابی رو می‌گرفت و البته لابی من می‌گفت منتظر باشید تا وقت ناهاری چیزی بیان بیرون و امکان فرستادن به اتاق نیست. ما که رفتیم بالا ... .
قبل از اینکه لابی‌من هماهنگ کنه بریم بالا چندین نفر از طرفداراش توی لابی هتل منتظر بودن اما یه مردی با بچه‌ی دو سه ساله‌ی تو بغلش خیلی بیشتر از همه بی‌تابی می‌کرد. هی سراغ ابی رو می‌گرفت و البته لابی من می‌گفت منتظر باشید تا وقت ناهاری چیزی بیان بیرون و امکان فرستادن به اتاق نیست. ما که رفتیم بالا گفت تو رو خدا بهش بگین بچه‌م عاشقشه. اولین قرارمون برای نهایی کردن همکاری بود. هم‌زمان با ما خواهر و شوهرخواهر ابی هم بعد از چندین سال اومده بودن دیدنش. ابی‌جان تازه از خواب بیدار شده بودند و به ما که با فرشید و مهشیدجان مشغول گپ بودیم پیوستند. از لابی دوباره تماس گرفتن... ابی‌جان انگار یه چیزی رو حس کرد چون برگشت به فرشید که پای تلفن بود گفت چی شده؟! فرشید جان گفت یکی از طرفداراتون با بچه‌ش منتظر دیدن شماست. منم تایید کردم. جلسه رو متوقف کرد و گفت بگین بیاد بالا نباید با یه بچه‌ی خردسال منتظر من بمونن. اون مرد کودک یکی دو ساله‌ای که بهانه بود رو ول کرد رو مبل و داشت سرتاپای ابی رو می‌بوسید و ابی فقط خواهش می‌کرد این‌کارو‌ نکنه. من به اندازه‌ی اندک خودم مشابه این اتفاق رو بعدتر بارها دیدم.
کمی بعد هم من قصه‌ی نوار سفید «گلچین ابی» از ۱۰-۱۱ سالگی‌م و ضبط قرمز رنگ دایی‌م تو خونه‌ی مادربزرگم رو براش تعریف کردم که «مداد رنگی» و «کی‌ اشکاتو پاک می‌کنه» محبوب‌ترین‌های من تو نوار بودنو ابی‌بازم کرده بودن. فردا شب که کنسرت بودیم وقت اجرای این ترانه‌ها از روی استیج به سمت من اشاره می‌کرد و من، کودک خردسالی تو میانه بودم که باورم نمی‌شد الان کجام...
ابی جان، از شما باید هزاران نسخه بسازن... شما چیزهایی که داری؛ عشق، مهربونی کردن، انسانیت و خوندن از این‌ها رو هرگز از مردمت دریغ نکردی و این دلیل ابی بودن شماست... به جای تک‌تک اونایی که امروزِ مارو زهرمار کردن باید ابی باشه تا شادی و عشق رو روی صورت‌های پژمرده و زجرکشیده‌ی این مردم بیاره... بدون اغراق شما یکی از بی‌نظیرترین انسان‌هایی هستی که تو زندگی‌م سعادت معاشرتش رو داشتم و ای‌کاش خیلی زود به تنها آرزوت که خوندن برای مردمت تو وطنته، برسی... .
پ.ن: با این ویدیو شما هم مثل من فقط اشک می‌ریزید؟!
.
#ابی #ebi
@ebi @mahshidhamedi @rafe_rafahi @hoseinghiasi
Read more
. دریا حرف می‌زنه... . منتشر شد. گوش کنید و اولین کلمه‌ای که بعد از شنیدنش وارد جهان خیالتون می‌شه رو برام بنویسید. @omidjame @ramiro.music1 @arashpakzad .
دریا حرف می‌زنه...
.
منتشر شد. گوش کنید و اولین کلمه‌ای که بعد از شنیدنش وارد جهان خیالتون می‌شه رو برام بنویسید.
@omidjame
@ramiro.music1
@arashpakzad
. دریا حرف می‌زنه... . به زودی #امید_جامع #میثم_یوسفی #رامیرو @omidjame @ramiro.music1 #دریا_حرف_می‌زنه .
دریا حرف می‌زنه...
.
به زودی
#امید_جامع
#میثم_یوسفی
#رامیرو
@omidjame @ramiro.music1
#دریا_حرف_می‌زنه
. بِبُر به نام خداوندت كه لطف خنجر ابراهيم به تيز بودن احكام است نبخش مرتكبانت را تو حكم واجب الاجرايی و ...
Media Removed
. بِبُر به نام خداوندت كه لطف خنجر ابراهيم به تيز بودن احكام است نبخش مرتكبانت را تو حكم واجب الاجرايی و عشق جوخه‌ی اعدام است به دست آه بسوزانم كه شعله‌ور شدنم دود است كفن به سرفه بپوشانم كه سربه سر بدنم دود است و نخ به نخ دهنم دود است غمت غليظ‌ترين كام است . . به احترام #ابراهیم، #حسین_صفا ... .
بِبُر به نام خداوندت
كه لطف خنجر ابراهيم
به تيز بودن احكام است
نبخش مرتكبانت را
تو حكم واجب الاجرايی
و عشق جوخه‌ی اعدام است

به دست آه بسوزانم
كه شعله‌ور شدنم دود است
كفن به سرفه بپوشانم
كه سربه سر بدنم دود است
و نخ به نخ دهنم دود است
غمت غليظ‌ترين كام است
.
.
به احترام #ابراهیم، #حسین_صفا و #محسن_چاوشی کلاه از سر برمی‌دارم...
.
نگاه من به سرانجام است...
@mohsenchavoshi
Read more
. . آه اگر آزادی سرودی می‌خواند کوچک کوچک‌تر حتا از گلوگاهِ یکی پرنده! . #شاملو . ‏یه چالش خیلی خوب بین آذری‌زبان‌ها در جریانه که همه‌شون در هر شرایطی با این آهنگ که مربوط به یه مراسم عروسیه می‌رقصن و چی بهتر از این؟ نانوا، تعمیرکار، زن، مرد، پیر، جوون... همه شادن و می‌رقصن... و من با تماشای ... .
.
آه اگر آزادی سرودی می‌خواند
کوچک
کوچک‌تر حتا
از گلوگاهِ یکی پرنده!
.
#شاملو
.
‏یه چالش خیلی خوب بین آذری‌زبان‌ها در جریانه که همه‌شون در هر شرایطی با این آهنگ که مربوط به یه مراسم عروسیه می‌رقصن و چی بهتر از این؟ نانوا، تعمیرکار، زن، مرد، پیر، جوون... همه شادن و می‌رقصن... و من با تماشای ویدیوها تو این روزگار غمگین و در سرزمینی که تقویمش پر از اندوهه و گریه ارزشمند‌تر از خندیدن، تو سرزمینی که رقص و شادی کار نکوهیده‌ایه و حتا جرمه، به حال خوبشون درود می‌فرستم. این هشتگ رو پیگیری کنید تا به کلی ویدیو و حال خوب برسید. ‏⁧‫ #سنی_دییلر‬⁩
#سنیدییلر
#سنی_دییلر
#سنی_دئیرلر .
ترجمه ترانه‌ای که می‌خونه هم اینه:
دریای ارومیه عجب جایی برای شنا کردنه (می‌گه: البته خشکش کردن) / بازار ارومیه عجب جای خوبی برای گشت و گذاره/ دخترای ارومیه چقد دوست‌داشتنی‌ان/ (آقای فیلم‌بردار) تو رو می‌گن، منو می‌گن...
#بهترین #چالش
Read more
. وقتی که دایناسورها تازه مُرده بودند و پیغمبرها در راه بودند من شاعر تو بودم و بادبان کلمه واژگان ...
Media Removed
. وقتی که دایناسورها تازه مُرده بودند و پیغمبرها در راه بودند من شاعر تو بودم و بادبان کلمه واژگان مرا می‌راند تو سال‌های نوری را بر گونه‌هایت روشن نگاه داشته بودی من صفحه‌های زبان را می‌چرخاندم و با سرعت مافوق صوت دیوانه می‌شدم روزی به خواب تو می‌آیم می‌بینی که من تواَم و تیمارستانی با ... .
وقتی که دایناسورها تازه مُرده بودند
و پیغمبرها در راه بودند
من شاعر تو بودم
و بادبان کلمه واژگان مرا می‌راند
تو سال‌های نوری را بر گونه‌هایت روشن نگاه داشته بودی
من صفحه‌های زبان را می‌چرخاندم
و با سرعت مافوق صوت دیوانه می‌شدم
روزی به خواب تو می‌آیم می‌بینی که من تواَم
و تیمارستانی با صد هزار عاشق هستم
ابرو حواله‌ی دریا کن
و مثل باد گذر کن از شهر پنجره‌های ویران
من در تمام پنجره‌ها انتظار تو را می‌کشم
هر کس که ویرانه‌های چشم مرا دست کم گرفت، نفرین شده ست:
عاشق خواهد شد
حتی اگر تو باشی که صدها هزار عاشق نابینا در شهرهای جهان داری
.
.
رضا براهنی
.
عکس از حسین
@hoseinghiasi
چون منظره رو خراب کرده‌م عکس بی‌خودمم گذاشتم :))
Read more
. به به #شوکت_علی_اکبراوا #وقت_زیباتر_جهان .
به به
#شوکت_علی_اکبراوا
#وقت_زیباتر_جهان
. «من این نامه رو به روسی برات می‌نویسم. نه فقط به‌خاطر این‌که به ایتالیایی خودم اطمینان ندارم، بلکه به‌خاطر این‌که وقتی کسی اینو برات ترجمه کنه دیگه خیلی وقته که من رفتم. خیلی وقت... حتی فکرش هم منو به لرزه می‌ندازه و در اون لحظه دیگه چیزی عوض نمی‌شه. من ترکت نمی‌کنم، من فرار می‌کنم. من از عشق فرار ... .
«من این نامه رو به روسی برات می‌نویسم. نه فقط به‌خاطر این‌که به ایتالیایی خودم اطمینان ندارم، بلکه به‌خاطر این‌که وقتی کسی اینو برات ترجمه کنه دیگه خیلی وقته که من رفتم. خیلی وقت... حتی فکرش هم منو به لرزه می‌ندازه و در اون لحظه دیگه چیزی عوض نمی‌شه. من ترکت نمی‌کنم، من فرار می‌کنم. من از عشق فرار می‌‌کنم، من از چیزی که تمام عمر منتظرش بودم فرار می‌کنم. من باید برگردم به همون نقش یه آدم متوسط میانه‌رو که هیچ‌وقت نمی‌تونه چیزی بیش از اونی که داره بخواد...»
.
.

ديالوگى از «چشمان سیاهِ» نيكيتا ميخالكوف
.
#بی‌رحمانه‌س؟!
@ramiro.music1
Read more
. اون که رفته، حتمن می‌شکنه وقتی که نمی‌تونه تا آخر عمر یه سری آهنگو گوش کنه . ... #میثم_یوسفی #رامین_عبدالهی #رامیرو ...
Media Removed
. اون که رفته، حتمن می‌شکنه وقتی که نمی‌تونه تا آخر عمر یه سری آهنگو گوش کنه . ... #میثم_یوسفی #رامین_عبدالهی #رامیرو #بی‌رحمانه‌س @ramiro.music1 .
اون که رفته، حتمن می‌شکنه
وقتی که نمی‌تونه تا آخر عمر
یه سری آهنگو گوش کنه
.
...
#میثم_یوسفی
#رامین_عبدالهی
#رامیرو #بی‌رحمانه‌س
@ramiro.music1
. یکی از لذت‌های زندگی‌م کار کردن با صداهای تازه و موزیسین‌های جوونیه که جرات تجربه رو دارن. «بی‌رحمانه‌س» ...
Media Removed
. یکی از لذت‌های زندگی‌م کار کردن با صداهای تازه و موزیسین‌های جوونیه که جرات تجربه رو دارن. «بی‌رحمانه‌س» شروعیه که با رامین عبدالهی عزیزم تو مسیر خوانندگی‌ش آغاز کردیم و خوشحالم که این کار در شب تولدش منتشر شد. از سایت موسیقی ما و سایر رسانه‌های موسیقی دانلود کنید و گوش‌کنید. . «بی‌رحمانه‌س» . اینجا ... .
یکی از لذت‌های زندگی‌م کار کردن با صداهای تازه و موزیسین‌های جوونیه که جرات تجربه رو دارن. «بی‌رحمانه‌س» شروعیه که با رامین عبدالهی عزیزم تو مسیر خوانندگی‌ش آغاز کردیم و خوشحالم که این کار در شب تولدش منتشر شد. از سایت موسیقی ما و سایر رسانه‌های موسیقی دانلود کنید و گوش‌کنید.
.
«بی‌رحمانه‌س»
.
اینجا موندم که بجنگم، که فراموش کنم
می‌دونم نمی‌تونم
وقتی که زل می‌زنم به چشمای یه عابر، پشت چراغ قرمز
فکر می‌کنم تو هستی، که حواست به منه
اون کسی که می‌مونه
نمی تونه فراموش کنه

بی‌رحمانه‌س
بی‌رحمانه‌س
بی‌رحمانه‌س

اون‌کسی که رفته واسه چی می‌جنگه؟
وقتی که می‌دونه فراموش نمی‌شه هرگز
اون که رفته، حتمن می‌شکنه
وقتی که نمی‌تونه تا آخر عمر
یه سری آهنگو گوش کنه

بی‌رحمانه‌س
بی‌رحمانه‌س
بی‌رحمانه‌س

زخم‌هاتو نفروش، آدما بدون زخم کنج خونه دق می‌کنن
خیلیا واسه‌ فراموشی، یه کس ِ دیگه رو عاشق می‌کنن

بی‌رحمانه‌س
بی‌رحمانه‌س
بی‌رحمانه‌س

#میثم_یوسفی
@ramiro.music1
Read more
. منو به خاطر میاری؟! -نقاشِ خطوطِ چهره‌ی من- این اثر منحصر به فردت رو به یاد میاری؟ منو به خاطر میاری؟ معمارِ خرابه‌های قلب من آیا به یاد داری که چطور زمین می‌زدی و ویران می‌کردی؟ . هیچ دردی با گذشت زمان از بین نمی‌ره هیچ کسی که رفته قرار نیست یه روز برگرده هیچ عاشقی قرار نیست که یه روز فراموش ... .
منو به خاطر میاری؟!
-نقاشِ خطوطِ چهره‌ی من-
این اثر منحصر به فردت رو به یاد میاری؟

منو به خاطر میاری؟
معمارِ خرابه‌های قلب من
آیا به یاد داری که چطور زمین می‌زدی و ویران می‌کردی؟
.

هیچ دردی با گذشت زمان از بین نمی‌ره
هیچ کسی که رفته قرار نیست یه روز برگرده
هیچ عاشقی قرار نیست که یه روز فراموش کنه
تا وقتی که دیگه قلبش از تپش بیفته

هیچ آتشی به خاکستر نمی‌نشینه، خاموش نمی‌شه
هیچ زخمی یک روزه درمان نمی‌شه
هیچ امیدی زنده باقی نمی‌مونه
هنگامی که هیچ باوری وجود نداره
.

آیا منو به خاطر میاری؟
الماسی رو که در قلب من می‌درخشه...
آیا به یاد میاری چطور اونو کندی و گرفتی؟! .

منو به خاطر داری؟
دزد رویاهای رنگیِ من!
آیا کابوس‌هایی که در من جا گذاشتی رو به یاد میاری؟
.

هیچ دردی با گذشت زمان از بین نمی‌ره
هیچ کسی که رفته قرار نیست برگرده
هیچ عاشقی قرار نیست که یه روز فراموش کنه
وقتی دیگه قلبش از تپش افتاده باشه

هیچ آتشی به خاکستر نمی‌نشینه، خاموش نمی‌شه
هیچ زخمی یک روزه درمان نمی‌شه
هیچ امیدی زنده باقی نمی‌مونه
هنگامی که هیچ باوری وجود نداره
.

منو به خاطر میاری؟
شاعرِ ترانه‌های خیسِ من
آیا این دست‌های لرزان منو به خاطر میاری؟
.
ترانه‌ای از‌ هنرمند محبوبم جم آدرین که با همراهی یه هنرمند محبوب دیگه‌م بیرسن تزر خونده. چه چیزی می‌تونه بهتر از این حال آدمو خوب ‌کنه؟!
دوست داشتم ترجمه‌ش کنم که شما هم این حال خوب رو درک کنید
موزیکشو هم می‌ذارم تو کانال

#cemadrian
#birsentezer

beni hatirladin mi
@cemadrian @birsen.tezer
Read more
. نامجو بودن یا تتلیتی‌شدن؟! در ظاهر می‌تواند سوال خیلی بی‌ربط و احمقانه‌ای باشد ولی وقتی در فاصله‌ی ...
Media Removed
. نامجو بودن یا تتلیتی‌شدن؟! در ظاهر می‌تواند سوال خیلی بی‌ربط و احمقانه‌ای باشد ولی وقتی در فاصله‌ی یک هفته دو خبر از اجرای خواننده‌های ایرانی در استانبول تیتر خبرها می‌شود می‌توانیم تفاوتی که در نوع تیترشدنشان است را به مسائل مختلف پیرامون این هنرمندها ربط بدهیم. محسن نامجو بدون داشتن صفحه‌ی ... .
نامجو بودن یا تتلیتی‌شدن؟!
در ظاهر می‌تواند سوال خیلی بی‌ربط و احمقانه‌ای باشد ولی وقتی در فاصله‌ی یک هفته دو خبر از اجرای خواننده‌های ایرانی در استانبول تیتر خبرها می‌شود می‌توانیم تفاوتی که در نوع تیترشدنشان است را به مسائل مختلف پیرامون این هنرمندها ربط بدهیم. محسن نامجو بدون داشتن صفحه‌ی رسمی در اینستاگرام در یک سالن چهارهزار و سیصد نفره با حضور حداقل پنجاه درصد طرفداران ترکیه‌ای کنسرت برگزار کرد و یکی از بزرگترین خبرگزاری‌های ترکیه (آناتولی) از لحظه‌ی ورودش به استانبول تا کنسرت را پوشش داد و سرتیتر اخبار فرهنگی ترکیه بود. ولی امیر تتلو با چهارمیلیون فالور به گفته‌ی عوامل برگزاری کنسرتش فقط هفتصدتا بلیط می‌فروشد تا اجرایش کنسل شود. دوستانی باید به خاطر داشته باشند که سال‌ها پیش در مورد بخش هنری امیر تتلو نوشتم که او را به عنوان یک سانگ‌رایتر چقدر درست می‌دانم و ترانه‌های جذابی مثل «جناب سرهنگ» را هم از او شنیده‌ام که بسیار عالی و جالب بودند. در جنبه‌ی اینترتیمنت و سرگرمی موسیقی هم تتلو هرجایی جز ایران متولد می‌شد به احتمال فراوان اتفاق‌های بزرگ‌تری برایش می‌افتاد. ولی امان از شرایط بد و رفیق ناباب.
نامجو و ‌تتلو جز قصه‌ی کنسرت در استانبول سرنوشت مشابهی هم پیدا کردند. به خاطر عبور از خط قرمزها ممنوع شدند ولی تصمیمی که در برابر این ممنوعیت گرفتند مشابه نبود. تتلو به ایران بازگشت، هرقدر با دار و دسته‌ی اوج و سیاسیون آن‌وری و این‌وری پرید و مجبور شد یا خواست در مورد حجاب و... پند و اندرز بدهد و با رییسی دیدارش دادند و برای انرژی هسته‌ای خواند، فایده‌ای نداشت. آب‌توبه‌ها زلالی لازم را نداشتند. ولی نامجو تصمیم گرفت در غربت بماند. به تحصیل موسیقی پرداخت، از بیژن الهی و رضا براهنی ترانه‌ ساخت و روز به روز از برخی فعالیت‌های سطحی ابتدایی‌اش فاصله گرفت و عمیق‌تر شد. با همه‌ی غیرعادی بودن فعالیت هنری در سرزمین ما، خارج از قضاوت هنری و فقط از منظر تاثیرات اجتماعی بین چرخنده بودن یا شجریان بودن فاصله‌ی اندکی‌ست. فاصله‌ای که از فالور اینستاگرام یا هوراکشیدن رسانه‌ها قابل دریافت نیست و فقط زمان شاید پاسخی به آن بدهد. به همین دلیل به عنوان نتیجه اخلاقی بحث از دوستانی که فالور اینستاگرام می‌خرند و پست‌های اخلاقی و روشنفکرانه می‌گذارند یا به هرقیمتی دوست دارند این اعداد مجازی‌شان بیشتر و بیشتر شوند هم می‌خواهم یا از این نمایش بیرون بیایند یا «هزینه» و «وحید خزایی» درونشان را آزاد کنند. البته اگر فقط خودشان فریب روبات‌هایی که فالوشان کرده‌اند را نخورند هم کافی‌ست.
Read more
. این تجربه‌ها با این صداهای جوون و جسور یعنی هنوز می‌تونم از ترانه نوشتن لذت ببرم. . #بی‌رحمانه‌س با صدا و موسیقی #رامین_عبدالهی ( #رامیرو) و ترانه‌‌ی من ( #میثم_یوسفی) همین روزا منتشر می‌شه @ramiro.music1 #بی‌رحمانه #به_زودی .
این تجربه‌ها با این صداهای جوون و جسور یعنی هنوز می‌تونم از ترانه نوشتن لذت ببرم.
.
#بی‌رحمانه‌س با صدا و موسیقی #رامین_عبدالهی ( #رامیرو) و ترانه‌‌ی من ( #میثم_یوسفی) همین روزا منتشر می‌شه
@ramiro.music1
#بی‌رحمانه #به_زودی
‏. حال من خوب است، حال روزگارم خوب نیست ‏حال خوبم را خودم باور ندارم ‏خوب نیست ‏ابرها در خشکسالی‌ها ...
Media Removed
‏. حال من خوب است، حال روزگارم خوب نیست ‏حال خوبم را خودم باور ندارم ‏خوب نیست ‏ابرها در خشکسالی‌ها دعاگو داشتند ‏حیرتا! بارانم و باید نبارم ‏خوب نیست! . ‏ محمدعلی بهمنی @mohamadali.bahmani . عکس‌هایی از بلگراد و نووی‌ساد ‏.
حال من خوب است، حال روزگارم خوب نیست
‏حال خوبم را خودم باور ندارم ‏خوب نیست ‏ابرها در خشکسالی‌ها دعاگو داشتند
‏حیرتا! بارانم و باید نبارم ‏خوب نیست!
.

محمدعلی بهمنی
@mohamadali.bahmani
.
عکس‌هایی از بلگراد و نووی‌ساد
. نه من از پس محبت‌اش بر میام نه او از پس محبت‌اش. یه جوری داریم باهم می‌سازیم که مردانه باید بگم خیلی زیباست این ساختن... . هزار کاکلیِ شاد در چشمانِ توست هزار قناری خاموش در گلوی من عشق را ای کاش زبانِ سخن بود . احمد شاملو ۲۱ آذر ۱۳۰۴–۲ مرداد ۱۳۷۹ .
نه من از پس محبت‌اش بر میام نه او از پس محبت‌اش. یه جوری داریم باهم می‌سازیم که مردانه باید بگم خیلی زیباست این ساختن...
.
هزار کاکلیِ شاد
در چشمانِ توست
هزار قناری خاموش
در گلوی من

عشق را
ای کاش زبانِ سخن بود
.
احمد شاملو
۲۱ آذر ۱۳۰۴–۲ مرداد ۱۳۷۹
. فالِ قاصدک می‌گیرم شاید این نحسی به در شه شاید این تنِ معطل پایِ چشمِ تو هدر شه . عکس از @hoseinghiasi
Media Removed
. فالِ قاصدک می‌گیرم شاید این نحسی به در شه شاید این تنِ معطل پایِ چشمِ تو هدر شه . عکس از @hoseinghiasi .
فالِ قاصدک می‌گیرم
شاید این نحسی به در شه
شاید این تنِ معطل
پایِ چشمِ تو هدر شه
.
عکس از
@hoseinghiasi
. هفته‌ی قبل ویدیویی در مورد اجرای حمید هیراد به دستم رسید که خیلی اتفاقی بعد از انتشارش در اینستاگرام متوجه شدم علیرضا بدیع هم آن را گذاشته. در متنی که زیرش نوشته بودم فقط تاسفم از این بود که چرا وقتی منافع شخصی‌مان یا طرفداری‌مان وسط است از اینکه کلاه‌مان را بردارند ناراحت نمی‌شویم؟ چند روز بعد ... .
هفته‌ی قبل ویدیویی در مورد اجرای حمید هیراد به دستم رسید که خیلی اتفاقی بعد از انتشارش در اینستاگرام متوجه شدم علیرضا بدیع هم آن را گذاشته. در متنی که زیرش نوشته بودم فقط تاسفم از این بود که چرا وقتی منافع شخصی‌مان یا طرفداری‌مان وسط است از اینکه کلاه‌مان را بردارند ناراحت نمی‌شویم؟ چند روز بعد حمید هیراد ویدیویی از زاویه‌ی دیگری گذاشت که ابتدا عذاب وجدان بزرگی من را گرفت. اما بلافاصله پیامی از یکی از نوازنده‌های اسبق گروهش داشتم که ماهیت ماجرا را مشخص می‌کرد. اگر ویدیوی آقای هیراد که از دوربین بالای سر پرکاشن بود دست‌کاری نشده بود صدای آمبیانس موسیقی و ارکستر نباید این‌قدر دقیق می‌بود چون صدای ساز کوبه‌ای کل ارکستر را تحت‌الشعاع قرار می‌داد. از توهین‌ها و حمله‌ی روباتیک طرفداران هیراد که بگذریم پیام‌های فراوانی از دوستان موزیسین داشتم که از عمق فاجعه‌ی پلی‌بک در دیگر ارکسترها می‌گفت. فقط نمی‌دانم چرا تا یکی مثل من یا علیرضا جلو نیاید و در معرض تهدید و توهین قرار نگیرند کسی صدایش در نمی‌آید. شنبه شب عازم مسافرت بودم که ظهر تماسی از پلیس فتا داشتم. خواستند ویدیو را بردارم چون جعلی‌ست. دلایل بالا را آوردم و گفتم پس نمی‌تواند جعلی باشد. امر کردند بردار و به احترام حواسِ جمع پلیس فتا برداشتم. حالا که علیرضا چند ساعتی‌ست این ویدیوی کامل را فرستاده فقط به این فکر می‌کنم که چرا گرهی که می‌شد با دست باز شود به دندان کشیده می‌شود؟ آن از ماجرای شاعرها که شاید یک احترام و تماس ساده آن هزینه‌ی معنوی و مالی را به بار نمی‌آورد و این هم از تهدید و توهین و پلیس‌بازی دوستان به جای فرستادن خواننده‌شان به کلاس آواز. البته به محض برگشت به ایران به خاطر مشخص شدن قانونی حقیقت، این‌بار من هستم که یقه‌ی دروغ‌گوهای هتاک را می‌گیرم. در ضمن خدا شاهد است من نه آشنایی نزدیک و نه دشمنی شخصی با حمیدهیراد و اطرافیانش دارم. از اینکه این هنرمند مردمی بتواند موفق و درست کار کند خوشحال هم می‌شوم. اما ایشان یا اطرافیانشان انگار جای اصلاح امور عربده‌کشی را ترجیح می‌دهند

#قضاوت_با_شما
Read more
. شمام مثل من هربار ان ویدیو رو می‌بینید بعد از سرخوشی‌تون از شیطنت و زبلی خسرو شکیبایی، کلی غم و غصه و افسوس میاد سراغتون؟ @vossoughi_behrouz @behdad_hamed @behrang_alavi @pouriashakibaie #بهروزوثوقی #خسروشکیبایی .
شمام مثل من هربار ان ویدیو رو می‌بینید بعد از سرخوشی‌تون از شیطنت و زبلی خسرو شکیبایی، کلی غم و غصه و افسوس میاد سراغتون؟
@vossoughi_behrouz
@behdad_hamed
@behrang_alavi
@pouriashakibaie
#بهروزوثوقی #خسروشکیبایی
. حالا عیب نداره مگه مشکل مملکت فقط همین دزدی ترانه‌ها و پلی‌بک و ... هست؟ بیایین کلن به همه‌ی کلاه‌هایی که سرمون می‌ره، به همه‌ی دزدی‌ها، احمق فرض‌شدن‌ها، تجاوزها به حریم و شعورمون، به همه‌ی کثافت‌کاریا، به همه‌ی بدبختیا بخندیم و بریم کنسرت پلی‌بک استاد هیراد قر بدیم به قول یکی از رفقا #چرا_تعظیم‌ها_رو_می‌ریزی_تو_پلی_بک‌ها .
حالا عیب نداره مگه مشکل مملکت فقط همین دزدی ترانه‌ها و پلی‌بک و ... هست؟ بیایین کلن به همه‌ی کلاه‌هایی که سرمون می‌ره، به همه‌ی دزدی‌ها، احمق فرض‌شدن‌ها، تجاوزها به حریم و شعورمون، به همه‌ی کثافت‌کاریا، به همه‌ی بدبختیا بخندیم و بریم کنسرت پلی‌بک استاد هیراد قر بدیم
به قول یکی از رفقا
#چرا_تعظیم‌ها_رو_می‌ریزی_تو_پلی_بک‌ها
. آدمی مرگ و تولد را به تنهایی تجربه می‌کند. ما تنها زاده می‌شویم و تنها می‌میریم. هنگامی که از زهدان ...
Media Removed
. آدمی مرگ و تولد را به تنهایی تجربه می‌کند. ما تنها زاده می‌شویم و تنها می‌میریم. هنگامی که از زهدان مادر رانده می‌شویم، تلاش دردناکی را آغاز می‌کنیم که سرانجام به مرگ ختم می‌شود. آیا مرگ یعنی بازگشت به زندگیِ مقدم بر زندگی؟ آیا مرگ یعنی بازگشت به زندگی جنینی که در آن سکون و حرکت، روز و ش ، زمان و ابدیت ... .
آدمی مرگ و تولد را به تنهایی تجربه می‌کند. ما تنها زاده می‌شویم و تنها می‌میریم. هنگامی که از زهدان مادر رانده می‌شویم، تلاش دردناکی را آغاز می‌کنیم که سرانجام به مرگ ختم می‌شود. آیا مرگ یعنی بازگشت به زندگیِ مقدم بر زندگی؟ آیا مرگ یعنی بازگشت به زندگی جنینی که در آن سکون و حرکت، روز و ش ، زمان و ابدیت ضد هم نیستند؟ آیا مردن یعنی باز ماندن از زیستن به عنوان موجود و سرانجام رسیدن به قطعی بودن؟ آیا مرگ حقیقی‌ترین شکل زندگی است؟ آیا تولد مرگ است و مرگ تولد؟ هیچ نمی‌دانیم...
آنچه از عشق می‌خواهیم (که میل است و عطش وصل، و اراده به افتادن و مردن و نیز دوباره‌زادن) این است که پاره‌ای از زندگی، پاره‌ای از مرگ حقیقی را به ما بچشاند. عشق را برای شادی یا آسودن نمی‌خواهیم، برای جرعه‌ای از آن جام لبالبِ زندگی می‌خواهیم که در آن اضداد محو می‌شوند، که در آن زندگی و مرگ، زمان و ابدیت به وحدت می‌رسند. به گونه‌ای گنگ پی می‌بریم که زندگی و مرگ جز دو نمود متضاد اما مکمل، از واقعیتی واحد نیستند. آفرینش و انهدام در عمل عشق یکی می‌شوند و انسان در کسری از ثانیه نگاهی برصورتِ کامل‌تری از هستی می‌اندازد.
.

دیالکتیک تنهایی / اوکتاویو پاز / خشایار دیهیمی
.
عکس از مریم سعیدپور عزیز
@msaeedpoor
Read more
. یه ترسو که عاشق شده یه دیوونه‌ی گریه‌پوش یه جنّی که می‌کوبه مشت به آیینه‌ی روبروش . اگه این ...
Media Removed
. یه ترسو که عاشق شده یه دیوونه‌ی گریه‌پوش یه جنّی که می‌کوبه مشت به آیینه‌ی روبروش . اگه این ترانه به هم‌راه خیلی از ترانه‌هایی که طی ده سال اخیر نوشتم و دوست دارم منتشر شوند، به گوش شما نمی‌رسند یکی از دلایلش شخص آقای سیامک عباسی است. همین کار را سال نود و یک اتود کردیم، امسال چه سالی‌ست؟! بله! ... .
یه ترسو که عاشق شده
یه دیوونه‌ی گریه‌پوش
یه جنّی که می‌کوبه مشت
به آیینه‌ی روبروش
.
اگه این ترانه به هم‌راه خیلی از ترانه‌هایی که طی ده سال اخیر نوشتم و دوست دارم منتشر شوند، به گوش شما نمی‌رسند یکی از دلایلش شخص آقای سیامک عباسی است. همین کار را سال نود و یک اتود کردیم، امسال چه سالی‌ست؟! بله! ترانه را بدهم یکی دیگر بخواند هم با من قهر می‌کند و رفاقت‌مان را پیش می‌کشد که تو نارفیقی کردی. بروید یقه‌ی ایشان را بگیرید و من و ترانه‌هایم را هم خوشحال کنید! چون این کم‌کاری‌اش به نفع هیچ‌کس نیست.
@siamak_abbasi
با عشق و علاقه 😬😍
Read more
. ممد کجایی ببینی شهر ویران گشته... . رندان تشنه لب را آبی نمی‌دهد کس گویی ولی شناسان رفتند از این ...
Media Removed
. ممد کجایی ببینی شهر ویران گشته... . رندان تشنه لب را آبی نمی‌دهد کس گویی ولی شناسان رفتند از این ولایت . #خرمشهر #آبادان #اهواز #سرزمین_خونین_من #ای‌_خاک_مادر_مرده‌ی_غمگین . عکاس: جاسم غضبان‌پور .
ممد کجایی ببینی شهر ویران گشته...
.
رندان تشنه لب را آبی نمی‌دهد کس
گویی ولی شناسان رفتند از این ولایت
.
#خرمشهر #آبادان #اهواز #سرزمین_خونین_من #ای‌_خاک_مادر_مرده‌ی_غمگین
.
عکاس: جاسم غضبان‌پور
. هی می‌خوام در مورد این‌روزهای عجیب، این سرزمین، این ترس بزرگ، جوونی‌مون که فقط به امید تلف شد و ... ...
Media Removed
. هی می‌خوام در مورد این‌روزهای عجیب، این سرزمین، این ترس بزرگ، جوونی‌مون که فقط به امید تلف شد و ... بنویسم ولی کلمات نمی‌تونن همه‌ی ذهنمو مخصوصن بار تشویش و نگرانی‌مو منتقل کنن. فکر می‌کنم یه زبان کمیک و پارودیک مثل ادبیات وودی آلن بهتر از من بتونه حرف بزنه. ربطشم خودتون پیدا کنید. تو یه صحنه ... .
هی می‌خوام در مورد این‌روزهای عجیب، این سرزمین، این ترس بزرگ، جوونی‌مون که فقط به امید تلف شد و ... بنویسم ولی کلمات نمی‌تونن همه‌ی ذهنمو مخصوصن بار تشویش و نگرانی‌مو منتقل کنن. فکر می‌کنم یه زبان کمیک و پارودیک مثل ادبیات وودی آلن بهتر از من بتونه حرف بزنه. ربطشم خودتون پیدا کنید.
تو یه صحنه از عشق و مرگ وقتی وودی آلن توی دوئل تیر می‌خوره، بازوی چپشو نگاه می‌کنه و می‌پرسه:
این از خشکشویی همین‌طور اومده یا شاتوت روش ریخته؟
ناظر دوئل- حالا تو باید شلیک کنی!
وودی آلن- نه، من این کارو نمی‌کنم!
ناظر- شلیک کن! این قانون دوئله!
آلن- خب، پس در این‌صورت من تیر هوایی می‌ندازم! (شلیک می‌کنه) بفرمایین، من تعهد خودمو انجام دادم! (تیر بر می‌گرده به دست راستش می‌خوره)
طرف مقابل دوئل- من امروز اینجا درس بزرگی گرفتم
آلن- بله منم همینطور، وقتی تیر هوایی شلیک کردی هیچ‌وقت خودت زیرش نباش!
طرف مقابل- تو می‌تونستی منو بکشی ولی این‌کارو نکردی. من چطوری می‌تونم این کارتو جبران کنم؟
آلن- اول کاری که می‌کنی اینه که پاتو از روی انگشتای من بردار.
طرف مقابل -اه! خیلی معذرت می‌خوام. تو منو عوض کردی. از امروز به بعد من زندگی جدیدیو آغاز می‌کنم. من با تمام قلبم به خدای بزرگ ایمان آوردم و شاید به کلیسا هم برم .تمام کوشش خودمو مثل دوران کودکیم صرف آواز خوندن می‌کنم. لا لا لا لا لا لا...
آلن- اگه می‌دونستم صدا به این خوبی داره حتما می‌کشتمش.
.
#عشق_و_مرگ #وودی_آلن ۱۹۷۵
Read more
. من هیچ‌وقت هیچ ترانه‌ی وطنی ننوشتم. نمی‌دونم چرا نشده، شاید چون شعار دادن رو خیلی بلد نیستم. اما ...
Media Removed
. من هیچ‌وقت هیچ ترانه‌ی وطنی ننوشتم. نمی‌دونم چرا نشده، شاید چون شعار دادن رو خیلی بلد نیستم. اما حسم به این سرزمین عین حسیه که به عشق دارم. همون‌قدر که بهش معتقدم و ازش می‌نویسم می‌دونم که عشق یه ترشح هورمونی و اختلال ژنیه که بعد از یه مدت مشخص از بین می‌ره تا دوباره کی این ترشح اتفاق بیفته و گرفتارت ... .
من هیچ‌وقت هیچ ترانه‌ی وطنی ننوشتم. نمی‌دونم چرا نشده، شاید چون شعار دادن رو خیلی بلد نیستم. اما حسم به این سرزمین عین حسیه که به عشق دارم. همون‌قدر که بهش معتقدم و ازش می‌نویسم می‌دونم که عشق یه ترشح هورمونی و اختلال ژنیه که بعد از یه مدت مشخص از بین می‌ره تا دوباره کی این ترشح اتفاق بیفته و گرفتارت کنه. حالا با همه‌ی بی‌حسی که نسبت به وطن دارم امیدوارم امشب به بهونه‌ی این سه رنگ شاد باشیم. چون این‌همه غم و سختی، این‌همه شکست نباید تقدیر ما باشه... امیدوارم این روزهای تلخ بالاخره از این سرزمین نفرین شده دور شن، فقط امیدوارم. هرچند می‌دونم امید همون بدبختیه که از جعبه پاندورا برای انسان درومده...
.
پ.ن: حال بد پست دیشب با این خبر که عده‌ای از هم‌وطنامون رفتن و ایرانی‌های آبروبر رو متفرق کردن کمی‌بهتر شد. در ضمن نگید که بازی پاریسی‌ها با رئال هم این اتفاق افتاد، چون اون وقت فکر می‌کنم با این‌که یکی‌دزدی کنه، قتل کنه، خیانت کنه و... هم موافقید. یک رذالت اخلاقی به خاطر این‌که قبل‌تر انجام شده از زشتی مبرا نمی‌شه.
Read more
. دلار و نفت و طلا رو ول کنید. لباس مارک‌دار روحانی و توچال رو ول کنید. این سیاستِ کثافت رو ول کنید. اتفاقی که تو این چهل سال افتاده همینه! فروپاشی اخلاق! از تختی که پای مصدوم حریفش رو نمی‌گرفت رسیدیم به این هم‌وطنان! سلام بر متمدنان دوهزار و پانصدساله که همیشه به اینکه سوسمار نمی‌خوردند افتخار می‌کنند. ... .
دلار و نفت و طلا رو ول کنید. لباس مارک‌دار روحانی و توچال رو ول کنید. این سیاستِ کثافت رو ول کنید. اتفاقی که تو این چهل سال افتاده همینه! فروپاشی اخلاق! از تختی که پای مصدوم حریفش رو نمی‌گرفت رسیدیم به این هم‌وطنان! سلام بر متمدنان دوهزار و پانصدساله که همیشه به اینکه سوسمار نمی‌خوردند افتخار می‌کنند. اگه قراره این‌جوری ببریم کاش فردا ده تا بخوریم!
Read more
. ویدیو رو ببینید! . چندوقت پیش به عنوان مهمون تو برنامه‌ی ساعت ۲۵ گفتم که: هیچ‌وقت هیچ هنر و هنرمندی باعث شروع جنگ نشده، باعث اختلاس نشده، باعث ظلم نشده، باعث از بین رفتن ملت و حکومتی نشده... فقط اونایی که باعث این بدبختیا هستن، یا اونایی که سواد و شناخت کافی رو در مورد هنر ندارن از هنر و هنرمند می‌ترسن. . البته ... .
ویدیو رو ببینید!
.
چندوقت پیش به عنوان مهمون تو برنامه‌ی ساعت ۲۵ گفتم که: هیچ‌وقت هیچ هنر و هنرمندی باعث شروع جنگ نشده، باعث اختلاس نشده، باعث ظلم نشده، باعث از بین رفتن ملت و حکومتی نشده... فقط اونایی که باعث این بدبختیا هستن، یا اونایی که سواد و شناخت کافی رو در مورد هنر ندارن از هنر و هنرمند می‌ترسن.
.
البته ناظر پخش بعدش گفت شما دیگه تو چندکیلومتری تلویزیون پیداتون نشه! ترسیده بود! این ویدیو رو که دیدم یاد اون اتفاق افتادم، که البته ایشون خیلی از من بهتر حرف می‌زنن
Read more
. معمولن تو زندگی اونایی که بعد از دیدارشون علاقه و ارادتت بهشون چندین‌برابر بشه زیاد نیستن. برای ...
Media Removed
. معمولن تو زندگی اونایی که بعد از دیدارشون علاقه و ارادتت بهشون چندین‌برابر بشه زیاد نیستن. برای من مهم‌ترینشون ابی جانه. ابی جان تولدتون مبارک. هزار سال بمونید و برامون بخونید و با صدای بی‌نظیرتون خاطره‌سازی کنیم. -عکس برای سال نود هست، اولین دیدارمون. من که فرقی نکردم ولی فرشید و حسین چقد ... .
معمولن تو زندگی اونایی که بعد از دیدارشون علاقه و ارادتت بهشون چندین‌برابر بشه زیاد نیستن. برای من مهم‌ترینشون ابی جانه. ابی جان تولدتون مبارک.
هزار سال بمونید و برامون بخونید و با صدای بی‌نظیرتون خاطره‌سازی کنیم. -عکس برای سال نود هست، اولین دیدارمون. من که فرقی نکردم ولی فرشید و حسین چقد جوون بودن :))
Read more
. مامانم می‌گه ساعت دو و نیم بیست و هفتم خرداد سال شصت و سه... اولین هدیه‌های زندگی‌مو همون موقع گرفتم، ...
Media Removed
. مامانم می‌گه ساعت دو و نیم بیست و هفتم خرداد سال شصت و سه... اولین هدیه‌های زندگی‌مو همون موقع گرفتم، مامان و بابام. من واقعن معتقدم این زندگی و دنیا مزخرفه و واقعن دوست دارم این زندگی و دنیای مزخرف رو برای خودم، عزیزانم و اطرافیانم شیرین کنم. بقیه‌شم مهم نیست. چه برد و باختام، چه غم و شادیام... ... .
مامانم می‌گه ساعت دو و نیم بیست و هفتم خرداد سال شصت و سه... اولین هدیه‌های زندگی‌مو همون موقع گرفتم، مامان و بابام.
من واقعن معتقدم این زندگی و دنیا مزخرفه و واقعن دوست دارم این زندگی و دنیای مزخرف رو برای خودم، عزیزانم و اطرافیانم شیرین کنم. بقیه‌شم مهم نیست. چه برد و باختام، چه غم و شادیام... همه‌ی اینا باهم «من و عمرم» هستیم که خیلی زود گذشته اما فرصت افسوس خوردن بهش رو زیاد ندادم یا بعد از این نخواهم داد. تولدم مبارک!
Read more
. Başımda bir bela Bu aralar ne dinlesem Ne çalınsa aklıma; hepsinde mevzu sen Dillerinden hiç düşmedin Bu şarkılar seni tanır gibiler . باز به دردسر افتاده‌ام كه اين روزها به چه صدايى گوش کنم و يا در ذهنم كدامين آوا نقش ببندد كه تو در تمام‌شان حضور دارى تو؛ كه هرگز از زبان‌ها نيافتادى كه ... .
Başımda bir bela
Bu aralar ne dinlesem
Ne çalınsa aklıma;
hepsinde mevzu sen
Dillerinden hiç düşmedin
Bu şarkılar seni tanır gibiler
.
باز به دردسر افتاده‌ام
كه اين روزها به چه صدايى گوش کنم
و يا در ذهنم
كدامين آوا نقش ببندد

كه تو در تمام‌شان حضور دارى
تو؛
كه هرگز از زبان‌ها نيافتادى

كه تمام اين ترانه‌ها
آشناى تو اند
.
پ.ن:
ترانه‌ و اجرای بی‌نظیری از اونور جان اوزجان (onur can ozcan) که بهمون یاد می‌ده کار خوب یعنی چی؟!
@onrcnzcn
مرسی از سیامک عزیزم برای ترجمه‌ی این قسمت از ترانه
@siamaktgzd
.
پ.ن: چه وحشتناک که تازه فهمیدم چند روز پیش این هنرمند از دست رفته... چه وحشتناک.
Read more
. آفتابِ زردِ خوب؛ تو! سرخِ عاشقِ غروب؛ تو! . به قول ابک جان: #با_من_به_میانه_بیا . #دریاچه‌ی_سد_آیدوغموش پ.ن: ...
Media Removed
. آفتابِ زردِ خوب؛ تو! سرخِ عاشقِ غروب؛ تو! . به قول ابک جان: #با_من_به_میانه_بیا . #دریاچه‌ی_سد_آیدوغموش پ.ن: آیدوغموش یعنی زاییده شده از ماه .
آفتابِ زردِ خوب؛ تو!
سرخِ عاشقِ غروب؛ تو!
.
به قول ابک جان:
#با_من_به_میانه_بیا
.
#دریاچه‌ی_سد_آیدوغموش
پ.ن:
آیدوغموش یعنی زاییده شده از ماه
. کاش می‌شد اما نمی‌شه، این مرامِ روزگاره رفتنت همیشگی بود، دیگه برگشتن نداره... . ما با این عاشقانه‌ها بزرگ شدیم. خیلی وقت‌ها فکر می‌کنم وسط این‌همه تلخی و با این زندگی متوسط و سطحی، واقعن برای نسل‌های بعد چقدر عشق به یادگار می‌ذاریم؟ . قصه‌ی گل و تگرگ اولین آهنگسازی #سیاوش_قمیشی برای ... .
کاش می‌شد اما نمی‌شه، این مرامِ روزگاره
رفتنت همیشگی بود، دیگه برگشتن نداره...
.
ما با این عاشقانه‌ها بزرگ شدیم. خیلی وقت‌ها فکر می‌کنم وسط این‌همه تلخی و با این زندگی متوسط و سطحی، واقعن برای نسل‌های بعد چقدر عشق به یادگار می‌ذاریم؟
.
قصه‌ی گل و تگرگ اولین آهنگسازی #سیاوش_قمیشی برای ترانه‌ی فارسی بود. سیاوش این‌کار رو با ترانه‌ی #ایرج_جنتی_عطایی به #عارف واگذار می‌کنه و با تنظیم #واروژان اوایل دهه‌ی پنجاه منتشر می‌شه. بعدها قمیشی این‌کارو با صدای خودش خوند و پخش کرد.
‏@ghomayshi ‏@irajjannatieataie
Read more
. صدا بحث ِ دیگری‌ست، مُجزّاست، صداست. سردرد خوردنی‌ست، میز خوابیدنی‌ست، مرد جلو آینه خواهد ایستاد. ...
Media Removed
. صدا بحث ِ دیگری‌ست، مُجزّاست، صداست. سردرد خوردنی‌ست، میز خوابیدنی‌ست، مرد جلو آینه خواهد ایستاد. مبل‌ها ریزه ریزه فرو می‌روند تو زمین. سکوت پُر از نقطه‌چین است. دلم می‌خواهد حرف بزنم. چیزی غیر از سکوت بنویسم. هق هق ِ زن را بنویسم. مرد را و ... ترس را بله. ترس را! ترس را تو خیابانی که منتهی ... .
صدا بحث ِ دیگری‌ست، مُجزّاست، صداست.
سردرد خوردنی‌ست، میز خوابیدنی‌ست، مرد جلو آینه خواهد ایستاد. مبل‌ها ریزه ریزه فرو می‌روند تو زمین.
سکوت پُر از نقطه‌چین است.
دلم می‌خواهد حرف بزنم. چیزی غیر از سکوت بنویسم. هق هق ِ زن را بنویسم. مرد را و ... ترس را
بله. ترس را!
ترس را تو خیابانی که منتهی می‌شد به سگ‌ها. سگ‌ها پارس می‌کنند. سگ بودن نه هق هق است نه دودِ سیگار. امّا صدای پارسشان...
صدا چیزِ دیگری‌ست. صدا یعنی ایستادن ِ مرد جلوِ آینه. یعنی هق هقِ زن. (حجت بداغی / من فکر می کنم من)
Read more
. حضور من اين جا برگی است که از درخت با وزنِ من می‌افتد. . . و زکريا درفاصله اغوا می‌ديد، در سهرورد ...
Media Removed
. حضور من اين جا برگی است که از درخت با وزنِ من می‌افتد. . . و زکريا درفاصله اغوا می‌ديد، در سهرورد وقتی که گفت: نزديک‌ترين فاصله‌ی ما با مفاهيم وقتی است که رهايشان می‌کنيم. و شهاب گفته بود: زندگی را هم وقتی که رها کردم فهميدم . . . . - ومرگ، وقتی به آن رسيديم ديگر نيستيم تا رهايش کنيم، و همين ... .
حضور من اين جا برگی است
که از درخت
با وزنِ من می‌افتد.
.
.

و زکريا درفاصله اغوا می‌ديد، در سهرورد وقتی که گفت: نزديک‌ترين فاصله‌ی ما با مفاهيم وقتی است که رهايشان می‌کنيم. و شهاب گفته بود: زندگی را هم وقتی که رها کردم فهميدم . .
.
.
- ومرگ، وقتی به آن رسيديم ديگر نيستيم تا رهايش کنيم، و همين است که در فهم ِ آن عاجز مانده‌ايم!
.
.

حضور من اين جا
غيبتِ تو در اين‌‌جاست.
.
.
( #يدالله_رويايی -هفتاد سنگِ قبر)
Read more
. ديگه كاری نمونده انجام بديم جز كشتن دقايق تا رفتن تو . . من تو رو توی ١٨ سالگی‌ت از دست دادم . هیروشیما ...
Media Removed
. ديگه كاری نمونده انجام بديم جز كشتن دقايق تا رفتن تو . . من تو رو توی ١٨ سالگی‌ت از دست دادم . هیروشیما عشق من/ کارگردان آلن رنه/ نویسنده مارگریت دوراس .
ديگه كاری نمونده انجام بديم
جز كشتن دقايق
تا رفتن
تو
.
.

من تو رو توی ١٨ سالگی‌ت از دست دادم
.
هیروشیما عشق من/ کارگردان آلن رنه/ نویسنده مارگریت دوراس
. اعجاز ناصر چشم‌آذر... به نظر من این اثر یکی از بهترین و البته مهجورترین آثار موسیقی پاپ ایرانه. چنین شاهکاری مگه می‌شه آفریننده‌ش فراموش شه؟! جسم هنرمند از بین می‌ره اما اثرش در جهان و هستی، مرگ و نیستی رو بی‌معنی می‌کنه... #زائر موسیقی و تنظیم #ناصرچشم‌آذر #ترانه #محمدصالح‌علا #خواننده ... .
اعجاز ناصر چشم‌آذر... به نظر من این اثر یکی از بهترین و البته مهجورترین آثار موسیقی پاپ ایرانه. چنین شاهکاری مگه می‌شه آفریننده‌ش فراموش شه؟! جسم هنرمند از بین می‌ره اما اثرش در جهان و هستی، مرگ و نیستی رو بی‌معنی می‌کنه... #زائر
موسیقی و تنظیم #ناصرچشم‌آذر
#ترانه #محمدصالح‌علا
#خواننده #رامش
Read more
. در چنین سرزمینی زندگی می‌کنیم . #ناصرچشم‌آذر #شاهداحمدلو @nassercheshmazar @shahedahmadlou .
در چنین سرزمینی زندگی می‌کنیم
.
#ناصرچشم‌آذر
#شاهداحمدلو
@nassercheshmazar
@shahedahmadlou
. من اما از نام تو طلسمی‌ست بر بازوم . . #شاپور_بنیاد . عکس از مادر جانم @parichehrghanbari_official
Media Removed
. من اما از نام تو طلسمی‌ست بر بازوم . . #شاپور_بنیاد . عکس از مادر جانم @parichehrghanbari_official .
من اما از نام تو
طلسمی‌ست
بر بازوم
.
.

#شاپور_بنیاد
.
عکس از مادر جانم
@parichehrghanbari_official
. ما با این‌کار خاطراتی ساختیم که وقتشه شما هم توش شریک شین. مهرداد آرتیسته، حق آرتیستا اینه که خیلی هواشونو داشته باشید و می‌دونم این‌کارو می‌کنید. . @mehrdadnosrati1 @hoseinghiasi @ramin.abdollahii @mohamadfalahireal .
ما با این‌کار خاطراتی ساختیم که وقتشه شما هم توش شریک شین. مهرداد آرتیسته، حق آرتیستا اینه که خیلی هواشونو داشته باشید و می‌دونم این‌کارو می‌کنید.
.
@mehrdadnosrati1
@hoseinghiasi
@ramin.abdollahii
@mohamadfalahireal
. «هذیان ِ حشو» دوستت ندارم و جز این هیچ‌چیزی عوض نشده حتا تو . #میثم_یوسفی #خاطرات_منتشر_نشده_ی_یک_بازنده_ی_خوشحال
Media Removed
. «هذیان ِ حشو» دوستت ندارم و جز این هیچ‌چیزی عوض نشده حتا تو . #میثم_یوسفی #خاطرات_منتشر_نشده_ی_یک_بازنده_ی_خوشحال .
«هذیان ِ حشو»

دوستت ندارم
و جز این
هیچ‌چیزی عوض نشده
حتا تو
.
#میثم_یوسفی
#خاطرات_منتشر_نشده_ی_یک_بازنده_ی_خوشحال
. در آتش تو زاده شد ققنوس شعر من سردی مکن با این‌چنین آتش به جان ای دوست . . با استاد مهربان و با معرفت ...
Media Removed
. در آتش تو زاده شد ققنوس شعر من سردی مکن با این‌چنین آتش به جان ای دوست . . با استاد مهربان و با معرفت غرل و ترانه، سایه‌ی سر ما محمدعلی بهمنی . عکس از رستاک جان. غزل بالا هم که مشخصن از استاد است #محمدعلی_بهمنی #میثم_یوسفی .
در آتش تو زاده شد ققنوس شعر من
سردی مکن با این‌چنین آتش به جان ای دوست
.
.
با استاد مهربان و با معرفت غرل و ترانه، سایه‌ی سر ما
محمدعلی بهمنی
.
عکس از رستاک جان. غزل بالا هم که مشخصن از استاد است
#محمدعلی_بهمنی
#میثم_یوسفی
. به تو نگاه کردم به جزئیات زیبایی‌ات رج‌های مرموز گردنت نفسهایت که میخانه را مه آلود کرده بود ...
Media Removed
. به تو نگاه کردم به جزئیات زیبایی‌ات رج‌های مرموز گردنت نفسهایت که میخانه را مه آلود کرده بود قطره‌های عرق که از میان موهایت می‌لغزیدند و در پیراهنت گم می‌شدند آرزو کردم، کاش پیراهن زاده شده بودم اما نه من "مسحور زیبایی" زاده شدم. نوزده هجده هفده نه دیگر نمی‌توانستم دلم را جمع کردم ... .
به تو نگاه کردم
به جزئیات زیبایی‌ات
رج‌های مرموز گردنت
نفسهایت که میخانه را مه آلود کرده بود
قطره‌های عرق که از میان موهایت می‌لغزیدند
و در پیراهنت گم می‌شدند
آرزو کردم، کاش پیراهن زاده شده بودم
اما نه
من "مسحور زیبایی" زاده شدم.
نوزده
هجده
هفده
نه دیگر نمی‌توانستم
دلم را جمع کردم
نزدیک شدم
و در گوشت فریاد زدم: - " می‌توانم ببوسمت؟"
و تو مرددّ نگاه کردی
همین برایم کافی بود (منتظر نماندم پای کلمات به میان بیاید)
چونان گرگی حریص
انگشتانم به موهای وحشی‌ات شدند
لبهایم به گلویت شدند
و دلم،
دلم مات مانده بود.

نُه
هشت
هفت
هفت ثانیه به تحویل سال مانده بود
هفته ثانیه به لبهای تو.
و من تمام لب بودم
از گذرگاههای گلویت بالا آمدم
به گونه‌ات رسیدم
که بهشت زمین بود
و بعد
لبهایت
لبهایت
لبهایت که شهوت بود
و آرامش بود
و فراموشی بود
نمی‌دانم چقدر طول کشید
بیست و پنج ثانیه یا بیست و پنج ساعت؟
اما ایمان آوردم به معراج
که می‌توان در بیست و پنج ثانیه
بسیار دید
بسیار دید
...

حالا به شهر خودم برمی گردم
کنار کلکین نشسته‌ام
طیّاره تکان می‌خورد
خلبان می‌گوید - " به توده‌ی ناگهانی مِه برخورد کرده‌ایم"
لبخند می‌زنم
چرا که می‌دانم
این مه، از نفسهای ماست
هنگام عشقبازی.

شاید هرگز تو را نبینم
اما غمگین نیستم
چرا که دریافته‌ام
دوست داشته باشم اما اصرار نکنم
عشق بورزم اما وابسته نشوم.
چشمانم را می‌بندم
و خاطره‌ی آن شب را مرور می‌کنم :
به تو نگاه کردم
به جزئیات زیبایی‌ات... .

#الیاس_علوی
@elyasalavi
Read more
. . بدون شک‌ تو بهترین هدیه برای من و ترانه‌هامی. تولدت مبارک بهنام. شعور و هنر تو اگر نبود، خیلی از ...
Media Removed
. . بدون شک‌ تو بهترین هدیه برای من و ترانه‌هامی. تولدت مبارک بهنام. شعور و هنر تو اگر نبود، خیلی از رویا‌های من قبل از جوانه‌زدن مرده بودن. دوستت دارم، به دوستی باهات افتخار می‌کنم و ممنونم از تولدت... #میثم_یوسفی #ابی #بهنام_جلیلیان . .
بدون شک‌ تو بهترین هدیه برای من و ترانه‌هامی. تولدت مبارک بهنام. شعور و هنر تو اگر نبود، خیلی از رویا‌های من قبل از جوانه‌زدن مرده بودن. دوستت دارم، به دوستی باهات افتخار می‌کنم و ممنونم از تولدت... #میثم_یوسفی
#ابی
#بهنام_جلیلیان
. یکی دو سال پیش، غنا بوحمدان، دختر خردسال سوری، در یک مسابقه‌ی آوازخوانی در حضور نانسی عجرم ترانه‌‌ی زیبای «کودکی را به ما برگردانید» را اجرا کرد؛ ترانه‌ای از رمی بندالی که نخست‌بار هنگام جنگ‌های داخلی لبنان در سال‌های ۱۹۷۵ تا ۱۹۹۰ اجرا شد. این کودک سوری در میانه‌ی آهنگ نتوانست ادامه دهد و به ... .
یکی دو سال پیش، غنا بوحمدان، دختر خردسال سوری، در یک مسابقه‌ی آوازخوانی در حضور نانسی عجرم ترانه‌‌ی زیبای «کودکی را به ما برگردانید» را اجرا کرد؛ ترانه‌ای از رمی بندالی که نخست‌بار هنگام جنگ‌های داخلی لبنان در سال‌های ۱۹۷۵ تا ۱۹۹۰ اجرا شد. این کودک سوری در میانه‌ی آهنگ نتوانست ادامه دهد و به گریه‌ افتاد، و نانسی عجرم به کمک او شتافت و ادامه‌ی ترانه را باهم خواندند.
ویدئوی آن را در پای همین پست تماشا کنید و بر همه‌ی جنگ‌افروزان و جنگ‌طلبان با هر بهانه و انگیزه‌ی آشکار و پنهان در این‌سو و آن‌سوی جهان لعنت بفرستید.
ما آمدیم با شما جشن بگیریم
در این تعطیلات از شما می‌پرسیم
چرا ما هیچ جشن و تزئیناتی نداریم؟
آی مردم، سرزمینم سوخته است
در سرزمینم آزادی ربوده شده است
آسمان ما رؤیا می‌بینید
و روزهایی را می‌خواهد که…
آزادی ربوده شده…
سرزمین من کوچک است
مثل من کوچک است
به ما صلح بدهید
و کودکی‌ را به ما بازگردانید
کودکی را به ما بازگردانید
به ما صلح بدهید...
.
از #خوابگرد
Read more
. تو سیگارو خاموش کن تا بگم چطور می‌شه با گریه هم دود شد چطور می‌شه با خنده هم زخم خورد چطور می‌شه ...
Media Removed
. تو سیگارو خاموش کن تا بگم چطور می‌شه با گریه هم دود شد چطور می‌شه با خنده هم زخم خورد چطور می‌شه با عشق، نابود شد . تو این روزهای سیاه و مریض فقط یه کمی چای واسه من بریز... . #میثم_یوسفی .
تو سیگارو خاموش کن تا بگم
چطور می‌شه با گریه هم دود شد
چطور می‌شه با خنده هم زخم خورد
چطور می‌شه با عشق، نابود شد
.
تو این روزهای سیاه و مریض
فقط یه کمی چای واسه من بریز...
.
#میثم_یوسفی
. یه خورشیدِ گیجم که‌ نه گرم می‌شه نه خاموش می‌شه . کدوم جای خالی با چندتا مسکن فراموش می‌شه؟ . #میثم_یوسفی
Media Removed
. یه خورشیدِ گیجم که‌ نه گرم می‌شه نه خاموش می‌شه . کدوم جای خالی با چندتا مسکن فراموش می‌شه؟ . #میثم_یوسفی .
یه خورشیدِ گیجم
که‌ نه گرم می‌شه
نه خاموش می‌شه
.
کدوم جای خالی
با چندتا مسکن
فراموش می‌شه؟
.
#میثم_یوسفی
. قرار بود «هیچ‌چی تو فکرم نیست، بی‌هواشادترم/ انگاری چند وقته، از جهان بی‌خبرم...» باشد ولی «دست‌هامو ...
Media Removed
. قرار بود «هیچ‌چی تو فکرم نیست، بی‌هواشادترم/ انگاری چند وقته، از جهان بی‌خبرم...» باشد ولی «دست‌هامو رو هوا باز کردم، شکل آغوش!؟ نه! شکل تسلیمه/ من اگه هنوز زنده‌م، سخت‌جون نیستم... بختِ شرقی‌مه» شد. شاید هم برعکس! حتا بر عکس کل این زندگی. برعکس هر عکسی... . 📸 مهدی شریفیان @mehdisharifian_ .
قرار بود «هیچ‌چی تو فکرم نیست، بی‌هواشادترم/ انگاری چند وقته، از جهان بی‌خبرم...» باشد ولی «دست‌هامو رو هوا باز کردم، شکل آغوش!؟ نه! شکل تسلیمه/ من اگه هنوز زنده‌م، سخت‌جون نیستم... بختِ شرقی‌مه» شد.
شاید هم برعکس!
حتا بر عکس کل این زندگی. برعکس هر عکسی...
. 📸
مهدی شریفیان
@mehdisharifian_
. ‎‏چه خوش بودی دلا ‎‏ گر روی او ‎ هرگز نمی‌ديدی... . ‎‏⁧‫ #وحشی_بافقی‬ . ‎عکس از رفیق‌ شفیق ...
Media Removed
. ‎‏چه خوش بودی دلا ‎‏ گر روی او ‎ هرگز نمی‌ديدی... . ‎‏⁧‫ #وحشی_بافقی‬ . ‎عکس از رفیق‌ شفیق شریفم @mehdisharifian_ .
‎‏چه خوش بودی دلا
‎‏
گر روی او ‎
هرگز نمی‌ديدی...
.
‎‏⁧‫ #وحشی_بافقی‬
.
‎عکس از رفیق‌ شفیق شریفم
@mehdisharifian_