Loading Content...

Misagh5731 Instagram Photos and Videos

misagh5731 محمدحسین/ لقب: #میثاق‌ابن‌صبور @misagh5731 mentions
Followers: 781
Following: 523
Total Comments: 0
Total Likes: 0

... هشت دی ، سالگرد رودیدادیدیست بدموقع ولیکن خوش یمن تولد موجودی که حدود دوازده سال بعد از تولدش ...
Media Removed
... هشت دی ، سالگرد رودیدادیدیست بدموقع ولیکن خوش یمن تولد موجودی که حدود دوازده سال بعد از تولدش باهاش آشنا شدم و دوست شدیم و دوست موندیم!!! به همین راحتی حتی با اینکه فقط دو سال باهم تو یه مدرسه بودیم و فقط یه سال تو یه کلاس!!!! عجیب نیست؟! دبیرستانمون دانشگاهمون حتی محل زندگیمونم همیشه ... ...
هشت دی ، سالگرد رودیدادیدیست بدموقع ولیکن خوش یمن
تولد موجودی که حدود دوازده سال بعد از تولدش باهاش آشنا شدم
و دوست شدیم
و دوست موندیم!!! به همین راحتی
حتی با اینکه فقط دو سال باهم تو یه مدرسه بودیم
و فقط یه سال تو یه کلاس!!!!
عجیب نیست؟!
دبیرستانمون
دانشگاهمون
حتی محل زندگیمونم همیشه از هم دور بود
ولی همیشه باهم بودیم :| =))
و از همه مهم تر!!! تقرییا تمام اخلاقمون برعکس هم بود!!!!! همیشه خدا!!!! و چندین بار شده باهم نشستیم و مرور کردیم و فهمیدیم چقدر اخلاقامون باهم معکوسه؟!؟!؟! و هربار بیشتر به این پی بردیم که چه رفاقت عجیب و صمیمی ای باهم داریم!!!
و همیشه اذعان داشتی که فقط منم که میتونم تحملت کنم 😅 همچنانم داشته باش -_-😂
...
ده سال گذشت مجتبی...
فقط ده سال؟! ولی واقعا برای من خیلی بیشتر از ایناست
و تو هرروز بیشتر تو زندگیم بودی...
هرروز بیشتر نزدیک شدی... و الان شدی کسی که وقتی ما رو باهم میبینن، همه فکر‌میکنن باهم برادریم! با اینکه حتی تفاوت ظاهری زیادی هم داریم!!!!
مجتبی ! به نظرت انرژیِ رابطه ما نیست که این حس رو به بقیه القا میکنه؟! من که اینجوری فکر‌میکنم
...
خلاصه... مرسی که هستی... دمت گرم
...
پ.ن: گذاشتم خودش پست بذاره اول بعد من بذارم
پ.ن۲:عکس جدید ندارم ازش... خیلی وقته عکس نگرفتیم از هم، ایشالا چند روز دیگه میریم یزد عکس میگیریم حسابی
پ.ن۳: تایپوگرافی اسم ایشون که توسط حقیر انجام شد و با ماندالا و این چیز میزا تزیینش کردم ، زدم رو ماگ دادم بهش خیر سرم 😂😂😂 خودش از پارسال ماگ میخواست خب😂😅 ...
#میثاق‌ابن‌صبور
Read more
... نقد اجتماعی همون نقد سیاسی‌ه..... ... ن من به خودم شک ندارم، به حرفای تو شک دارم،برای اینکه همیشه خدا حرفات........ ... من کنار کی م؟! تو بدترین شرایط زندگیم اومدم کنار کی آروم بگیرم؟ تنها آدمی هستی که اصلا من خودمو....... ... - پس موضوع منم! + ن منظورش اینه که... - اره دیگه دقیقا موصوع ... ...
نقد اجتماعی همون نقد سیاسی‌ه.....
...
ن من به خودم شک ندارم، به حرفای تو شک دارم،برای اینکه همیشه خدا حرفات........
...
من کنار کی م؟! تو بدترین شرایط زندگیم اومدم کنار کی آروم بگیرم؟ تنها آدمی هستی که اصلا من خودمو.......
...
- پس موضوع منم!
+ ن منظورش اینه که...
- اره دیگه دقیقا موصوع منم... بود و نبود من ظاهرا برای هیچ کس فرقی نمیکنه
...
انسان از آن چیزی که بسیار دوست میدارد خود را جدا میسازد، در اوج خواستن نمیخواهد، در اوج تمنا نمیخواد ، دوست میدارد اما......
...
کسایی که پشت سر هم یه فیلمو دوبار نگاه میکنن، به نظر آدمای عجیبی میان....
وقتی هنوز شخصیتای یه فیلم تو ذهنت زنده ن و دارن نفس میکشن، میتونی رو پرده به چشماشون خیره بشی........
...
پ.ن: پرده های زندگی ما آدما مجموعه ای از حرفای قشنگ، تلخ، دوست داشتنی یا زجرآوره... کنار هم گذاشتن این پرده ها میتونه خیلی عجیب باشه
پ.ن۲: شیشه بخارگرفته... انگار آینده‌ت جلو چشمات داره بخار میگیره... مطمئن نیستی که آدما (مث ماشینا) دقیقا از کجا میخوان بیان... همه ش نگرانی بهت ضربه بزنن...
پ.ن۳: این کادر برات آشنا نیست؟ :)) قطعا یادت میاد
پ.ن۴: از خود فیلم برداری شده :)))))))
...
#باافتخار
#میثاق‌_ابن_صبور
Read more
... - فقط تو ایران عذاب الهی میادا! -____- فقط ایران اونم به خاطر شعار "مرگ بر آمریکا"هاییه که میدیم + :|||||| واقعا که ما مردم بدی هستیم -_- چقدر بی فرهنگیم... دیدی اونا برای ما آرزوی سلامتی میکنن؟ . + اره ارواح عمه شون، عمه منه که دو روز یه بار همه گزینه هاشو میذاره رو میز -_- . - اه اه اه، تو که ... ...
- فقط تو ایران عذاب الهی میادا! -____-
فقط ایران
اونم به خاطر شعار "مرگ بر آمریکا"هاییه که میدیم
+ :||||||
واقعا که ما مردم بدی هستیم -_- چقدر بی فرهنگیم... دیدی اونا برای ما آرزوی سلامتی میکنن؟ .
+ اره ارواح عمه شون، عمه منه که دو روز یه بار همه گزینه هاشو میذاره رو میز -_- .
- اه اه اه، تو که نمیفهمی!
هرجای دنیام اگه از این اتفاقا بیوفته، یه حادثه ست که بلاخره ممکنه رخ بده! طبیعیه! - الان میخوای بری شمع روشن کنی؟ :/ دیر نیستا!
+ عزیزم! بایدم براشون دعا کنیم :(
که کمتر آدم کشته بشن! بیبی! گاد هلپ شون کن :(
- الان همین اتفاق تو ایران......
+فقط ما مردم ایرانیم که این اتفاقات به معنی عذاب الهی و برگشتن شعار مرگ برای دیگرانه -_-
نچ نچ نچ
چقدر ما بدیم -_- باید این شعار رو از دل هامون پاک کنیم تا از این اتفاقا نیوفته
گاد! :( هلپ هلپ + ما هیچ، ما نگاه

#میثاق‌ابن‌صبور ....
پ.ن: خدایا صبر بده، بتونیم عمق بعضی چیزا رو تحمل کنیم... مث کم سوادی آدما، مث کم بینشی آدما...‌مث....... لا اله الا الله
پ.ن: اینو گذاشتم دلتون بسوزه برای مردم عزیز کالیفرنیا، زود بدویید برید شمع روشن کنید، مردم یمن و میانمارم اگه سلاخی شدن به درک! مهم نیستن که! موبورای چشم آبی مهمن فقط، میدونی که چی میگم؟ #خطاب‌به‌بعضیا
Read more
... ز کودکی خادم این تبار محترمم ... تولید شده در کار گروه مستند هیات هنر @heyathonar #One_man_production #mohammad_hossein_mirshamsi .... #هیئت_هنر #هیئت_محبین_اهل_بیت #دانشگاه_هنر #باید_شهید_بود_و_تو_را_خون_چکان_سرود ... #باافتخار #میثاق‌ابن‌صبور ...
ز کودکی خادم این تبار محترمم
...
تولید شده در کار گروه مستند هیات هنر @heyathonar
#One_man_production
#mohammad_hossein_mirshamsi
....
#هیئت_هنر
#هیئت_محبین_اهل_بیت
#دانشگاه_هنر
#باید_شهید_بود_و_تو_را_خون_چکان_سرود
...
#باافتخار #میثاق‌ابن‌صبور
... #چهره #بدون‌کپشن ... پ.ن: بعضی وقتا اصلا نباید چیزی نوشت... فقط باید دید... این پرتره محشر، ...
Media Removed
... #چهره #بدون‌کپشن ... پ.ن: بعضی وقتا اصلا نباید چیزی نوشت... فقط باید دید... این پرتره محشر، به نظرم واضح ترین بیان ممکنه از چیزایی که میخواستم بگم :)))) #سوادبصری . پ.ن۲: چه حس هایی توش میبینید؟؟! بگید برام اگه دوست داشتید ... ... امیدوارم باعث افتخار باشم ... #میثاق‌ابن‌صبور ...
#چهره
#بدون‌کپشن
... پ.ن: بعضی وقتا اصلا نباید چیزی نوشت... فقط باید دید... این پرتره محشر، به نظرم واضح ترین بیان ممکنه از چیزایی که میخواستم بگم :)))) #سوادبصری
.
پ.ن۲: چه حس هایی توش میبینید؟؟! بگید برام اگه دوست داشتید ...
...
امیدوارم باعث افتخار باشم ... #میثاق‌ابن‌صبور
... #باور 1.دقیقا دو سال و پنج روز پیش... فکر نمیکردم دعایی که میکنم ، حتی به مرحله اجابت هم نزدیک ...
Media Removed
... #باور 1.دقیقا دو سال و پنج روز پیش... فکر نمیکردم دعایی که میکنم ، حتی به مرحله اجابت هم نزدیک بشه... اصلا اون روزا همه چیز دور بود... یه جورایی همه چیز رو با یه لایه ناامیدی میشد دید فقط! اونجا بود که از یه تیم ۱۴ نفره، یکی رو انتخاب کردم که بچسبیم بهش... (یادته؟ قطعا یادته!) قرار بود آماده ... ...
#باور
1.دقیقا دو سال و پنج روز پیش...
فکر نمیکردم دعایی که میکنم ، حتی به مرحله اجابت هم نزدیک بشه...
اصلا اون روزا همه چیز دور بود...
یه جورایی همه چیز رو با یه لایه ناامیدی میشد دید فقط!
اونجا بود که از یه تیم ۱۴ نفره، یکی رو انتخاب کردم که بچسبیم بهش... (یادته؟ قطعا یادته!)
قرار بود آماده بشیم برای یه مبارزه خیلی سنگین!!!
.
2.دقیقا دو سال و پنج روز پیش...
چند روز پیش بهم گفتی : شبیه دو سال پیش منی :)
دو سال پیش تو...
میدونی که به این چیزی که گفتی خیلی افتخار میکنم! خیلی صفت ها داری که دوست داشتم منم داشته باشه... و حالا بهم میگی که منم دارمشون... شدم #تو!! خیلی خوشحالم! =))
.
3.فکر نمیکردم دعایی که میکنم حتی به اجابت نزدیک بشه...
خیلی خوب یادمه
نمیدونم بهت گفتمش دعای آخرم چی بود یا ن... فکر میکنم گفتم... نمیدونم... دوست داشتم......
.
پ.ن۱: این عکس تکراریه... دوسال و پنج روز پیش این عکس رو گرفتم و همینجا پستش کردم
پ.ن۲: چقدر خوشحالم که #تو شدم!!! میدونم میتونی ذوقمو تصور کنی :))))))
پ.ن۳: خدایی همیشه اینقدر نزدیک حرم بودن بدعادت شدن نمیاره؟ :))) ن خدایی نمیاره؟ :)))) ن! اینو بم بگو! نمیاره؟؟ :))))))
پ.ن۴: مث قدیما خیلی مبهم :))))))
...
#باافتخار‌تمام #میثاق‌ابن‌صبور
Read more
... #زهراخانوم ... دوشنبه ها، سه شنبه ها، پنج شنبه جمعه ها، بهشت زهرا که برید، قطعه پنجاه و سه، از ...
Media Removed
... #زهراخانوم ... دوشنبه ها، سه شنبه ها، پنج شنبه جمعه ها، بهشت زهرا که برید، قطعه پنجاه و سه، از دم پرچم بزرگ، پنج شش ردیف که بیاید جلو، تو همون حوالی، احتمال زیاد با یه مادر شهیدی روبه‌رو بشید #زهراخانوم ... اسم پسرش غلامرضاست... البته آقا غلامرضا!!! دوستان بیشتر زهراخانوم رو میشناسن... ... ...
#زهراخانوم ...
دوشنبه ها، سه شنبه ها، پنج شنبه جمعه ها، بهشت زهرا که برید، قطعه پنجاه و سه، از دم پرچم بزرگ، پنج شش ردیف که بیاید جلو، تو همون حوالی، احتمال زیاد با یه مادر شهیدی روبه‌رو بشید
#زهراخانوم ... اسم پسرش غلامرضاست... البته آقا غلامرضا!!! دوستان بیشتر زهراخانوم رو میشناسن... مادر شهید حتی حسابی با آقا مهدی شوخی هم داره! :))))
امروز صبح، وسطای کار بودیم که مادر مث همیشه برامون چای اورد 😍 (آخ که میچسبه😍)
بچه ها شروع کردن باهاش صحبت کردن
نمیدونم کی چی گفت... چی شد اصلا، من خیلی حواسم نبود، ولی فکر کنم یکی از بچه ها گفت" ما یه هفته‌ست اینجاییما!"
مادر شهید با یه لحن عجیبی گفت:" من که سی ساله اینجام." همه ساکت شدن! همه! سرا خودبه‌خود رفت پایین.....
چی داریم بگیم!!!
...
پ.ن: باید باشید و ببینید زهرا خانوم صبحا چجوری با پسرش سلام علیک میکنه و صبح بخیر میگه !!! عششششق میباره!!! و اشک! :)
پ.ن دو: رسما همه دوستان رو دعوت میکنم به کمپین " #برای_شهید " @baraye_shahid
دلنوشته: یا فالق الاصباح، ما را در این مسیر که این چنین عاشقانه در پیش گرفته ایم، یاری فرما... #آسیدمرتضی ...
#باافتخار #میثاق‌ابن‌صبور
Read more
... #سفرنامه_یزد #خانه_عباس_گودالی نمیدونم چیکاره بوده... ولی به خاطر اینکه حیاط خونه‌ش خیلی ...
Media Removed
... #سفرنامه_یزد #خانه_عباس_گودالی نمیدونم چیکاره بوده... ولی به خاطر اینکه حیاط خونه‌ش خیلی عمیق بوده، بهش میگفتن عباس گودالی همسرش، به بچه های محله قرآن خوندن یاد میداده... مثل خواهرش بیشتر از سی سال پیش هردوشون فوت کردن... تو اتاقشون، هنوز پیرهن و کیف پارچه ای سفید خانم خونه ( بی بی ... ...
#سفرنامه_یزد
#خانه_عباس_گودالی
نمیدونم چیکاره بوده... ولی به خاطر اینکه حیاط خونه‌ش خیلی عمیق بوده، بهش میگفتن عباس گودالی
همسرش، به بچه های محله قرآن خوندن یاد میداده... مثل خواهرش
بیشتر از سی سال پیش هردوشون فوت کردن...
تو اتاقشون، هنوز پیرهن و کیف پارچه ای سفید خانم خونه ( بی بی فاطمه) آویزون بود... هنوز شربت و قرصش روی طاقچه اتاق بود...
ولی بیشتر از این، یه چیز دیگه حسابی برام جالب بود
تو همه‌ی اتاقا، عکس امام بود! تو یه اتاق، عکس امام قدی نصب شده بود ، تو یه اتاق دیگه عکس کوچیکتری از امام
ولی تو همه اتاقا عکس امام بود...
.
عشق به امام و انقلاب رو میشد تو این خونه متروکه دید که جریان داره... هنوز! حتی بعد از فوت صاحبای خونه! عشق واقعی از بین نمیره!
...
پ.ن: بازم خدا لعنت کنه مسئولین خائن به مردم و نظام رو که با بی‌کفایتی و بعضا از عمد، دارن تیشه به ریشه این انقلاب میزنن
...
#میثاق‌ابن‌صبور
Read more
... #سفرنامه_یزد پیرزن آروم نشسته بود کنار سماورش و داشت از دختراش با دوست قدیمش (که البته جای بچه‌ش ...
Media Removed
... #سفرنامه_یزد پیرزن آروم نشسته بود کنار سماورش و داشت از دختراش با دوست قدیمش (که البته جای بچه‌ش رو داشت براش) حرف میزد خونه باصفایی داشت، خونه قدیمی نسبتا بزرگ... و تنها زندگی میکرد... شش سال بود که همسرش رو از دست داده بود و بچه هاشم همه سر خونه زندگی خودشون بودن واسم چای ریخت! اومدم برم ... ...
#سفرنامه_یزد
پیرزن آروم نشسته بود کنار سماورش و داشت از دختراش با دوست قدیمش (که البته جای بچه‌ش رو داشت براش) حرف میزد
خونه باصفایی داشت، خونه قدیمی نسبتا بزرگ... و تنها زندگی میکرد... شش سال بود که همسرش رو از دست داده بود و بچه هاشم همه سر خونه زندگی خودشون بودن
واسم چای ریخت!
اومدم برم داخل، چشمم به یه چیزی افتاد!!!
یه کتابی که رو جلدش عکس معروف امام و نوه‌شون چاپ شده بود ، دقیقا کنار در اتاقش، به دیوار تکیه داده شده بود... چشمش ضعیف بود ولی باز کتابچه هاش رو مرور میکرد
یکم بیشتر توجه کردم، تو اتاق ‌کوچیکش هم عکس قدیمی امام آویزون بود
دلم هُری ریخت پایین
و ذهنم دوباره پر شد از فکر
که چقدر با ایدئولوژی اصلی انقلاب دوریم!!!
مسئولین نظام چجوری میتونن اینقدر خیانت کنن!!! چجوری دلشون میاد؟! چجوری میتونن واقعا؟؟؟
انقلابی که در اصل انقلاب مستضعفین بود، انقلاب پابرهنه ها بود، در اصل برای اونها بود!!! نمیفهمم
اصلا!
خلاصه که روز قیامت برای هرچی جواب پس ندیم، حسابی باید به شهدا و صاحبان این انقلاب برای این وضعیت جواب پس بدیم...
...
پ.ن: انقدر ذهنم شلوغ شد یادم رفت برم کتابو بردارم ببینم چیه موضوعش!!
پ.ن2: خدا کمکون کنه!... و خدا لعنت کنه خیانتکاران به این نظام و این انقلاب رو
....
#میثاق‌ابن‌صبور
Read more
... داستانا و قصه ها چیزایین که اغلب تو کتابا دنبالش میگردیم داستان های مختلف، اتفاقای مختلف... داستانا ...
Media Removed
... داستانا و قصه ها چیزایین که اغلب تو کتابا دنبالش میگردیم داستان های مختلف، اتفاقای مختلف... داستانا اغلب یه اتفاق واقعی یا تقریبا واقعی از زندگی یه نفر یا یه تعداد آدم بوده . پس امکان رخ دادش وجود داره... . ولی تا حالا فکر کردی که شاید زندگی ما هم یه قصه باشه؟! :)) چرا نباشه؟ یه لحظه فکرشو ... ...
داستانا و قصه ها چیزایین که اغلب تو کتابا دنبالش میگردیم
داستان های مختلف، اتفاقای مختلف...
داستانا اغلب یه اتفاق واقعی یا تقریبا واقعی از زندگی یه نفر یا یه تعداد آدم بوده
.
پس امکان رخ دادش وجود داره...
.
ولی تا حالا فکر کردی که شاید زندگی ما هم یه قصه باشه؟! :)) چرا نباشه؟
یه لحظه فکرشو بکن! من حتی بعضی وقتا به فکر این میوفتم که برای زندگیم یه اسم بذارم! (البته خب هیچ وقت به نتیجه نرسیدم -_- :)))) )
ما همه نقش اول یه داستانی هستیم
اونم داستان زندگی خودمون
با هرچیزی که خودمون بخوایم، میتونیم داستانمون رو روز به روز قلم بزنیم
هرچیزی که خودمون دوست داشته باشیم یا تصمیم بگیریم
فقط به خودمون، اراده و خواستمون بستگی داره...
.
با عشق بنویسمش یا نفرت
شادی یا غم
خوشبختی یا سیاه بختی
زندگی قشنگ یا تلخ روزگاری
زیبایی یا زشتی
.
با این همه، کاش توان دست گرفتن قلم رو داشته باشیم... این باز خودش یه موضوع داستانه ها... و حتی شاید شرط لازم قبلیا...
...
پ.ن: #من‌پیش‌از‌تو ... یادته!؟... صرفا یه یادآوری برای خودم بود البته! ... و من پس از تو، #جاناتان_مرغ_دریایی
پ.ن۲: من حق میدم بهت، کاملا... میدونم که میدونی، ولی به نظرم لازم بود باز بگم
پ.ن۳: یه حسی بهم میگه بعد از این کوهستان یخ زده، یه چمنزار پرگل منتظرته!
پ.ن۴: شاید باید همون دیشب پستش میکنم حرفمو، ولی دستم نرفت، نمیدونم چرا
...
#باافتخار‌تمام #میثاق‌ابن‌صبور
Read more
... ده سال پیش، تو یه همچین روزی، پا گذاشتی به زمین... اواخر تیر بود و هوای گرم یزد! هیچ وقت یادم نمیره ...
Media Removed
... ده سال پیش، تو یه همچین روزی، پا گذاشتی به زمین... اواخر تیر بود و هوای گرم یزد! هیچ وقت یادم نمیره که نذاشتن بیام تو بیمارستان ببینمت! فقط به خاطر اینکه سه ماه مونده بود تا دوازده سالم تموم بشه! :))) همه اومدن دیدنت ولی من کنف شدم و موندم تو لابی -_- هیچ وقت یادم نمیرم، اون ماموری که نذاشت بیام پیشت ... ...
ده سال پیش، تو یه همچین روزی، پا گذاشتی به زمین... اواخر تیر بود و هوای گرم یزد!
هیچ وقت یادم نمیره که نذاشتن بیام تو بیمارستان ببینمت! فقط به خاطر اینکه سه ماه مونده بود تا دوازده سالم تموم بشه! :))) همه اومدن دیدنت ولی من کنف شدم و موندم تو لابی -_- هیچ وقت یادم نمیرم، اون ماموری که نذاشت بیام پیشت رو لعنتش کردم و با بغض بهش گفتم تا آخر عمر نمیبخشمش! :))))
.
یادم نمیره... روزایی که بابا نبود پیشمون و فقط من بودم و تو بودی و مامان! و تو تازه دو ماهت شده بود، ولی نمیتونستی درست تغذیه بشی! ضعیف شده بودی، خیلی! خیلی خیلی! ... یادمه با دوچرخه،تو هوای گرم قم، چند کیلومتر رکاب میزدم تا برسم به جایی که بتونم شیرخشک خوب گیر بیارم! یادمه شب تا صبح گریه میکردی و یا تو بغل من بودی یا بغل مامان!
یا موقعی که عادت غذاییت خوب شده بود و داشتی دوباره وزن اضافه میکردی و لپات داشت گل مینداخت! 😍
بریم جلوتر...
موقعی که واکسن دوسالگیت رو تو انیستوپاستور زدی! هیچ وقت یادم نمیره! دو روز پا به پات اشک ریختم! الانشم که الانه وقتی صدای ناله ت تو ذهنم میاد ، بغض گلومو میگیره...
.
وقتی زبون باز کردی! =))) "س" رو "ث" میگفتی و "ز" رو "ذ" :))) ثر ذبونی حرف میذدی! :)))) و من جنق میرفت دلم! =)) ثلام #غش
.
بزرگ شدی... و بزرگ میشی...
مدرسه رفتی! دوست پیدا کردی! کم کم با چالش های دوران بچگیت روبه رو شدی! با دوستات قهر کردی! دوباره دوست شدی! و همه اینا رو هر روز برای داداش محمد تعریف کردی و میکنی! =)) :)))
.
از همون موقعی که تونستی درست و حسابی راه بری، یکی از بازیامون شد تو سرو کله هم زدن! :)))) و همچنان..... :)))
.
نمیخوام خیلی طولانیش کنم...
.
فقط باید بگم : دوستت دارم...
همینقدر ساده؛ولی خیلی عمیق
بلدنیستم قشنگتر ازاین بنویسم:))) .
هنوز اول راهی و خیلی داستان ها رو قراره بگذرونی،قراره نوجون بشی،جوون بشی... روز به روز بالا بری و من بالا رفتنت رو نگاه کنم
.
فقط ازت میخوام قوی باشی
قوی بمونی و مبارزه کنی! با توکل به خدا! که اگه اون رو نداشته باشی هیچی نداری!
متفکر باشی و با فکرت بالا بری!
ازت میخوام کم نیاری!
عزیز دلم! دنیا کارگزار همین امتحانای بزرگ و کوچیکه، و عیار اون کسی بالاتره، که کم نیاره! ناامید نشه! کاری که درسته رو انجام بده و به هیچ چیزی جز خدا توجه نکنه!
شاید این حرفا برات زود باشه! ولی بد نیست گفتنش
.
میخوام بدونی که من همیشه هستم
اگه بخوای در کنارت میایستم و قدم برمیدارم و اگه بخوای پشتت میایستم تا تکیه کنی و بالا بری...
.
همین...
بتاریخ ۲۳ تیر ۹۷
#دوستدارهمیشگیت
#برادرت
Read more
... #علی ... شاید چاه های عمیق ‌ت ، نشانه عمق دلتنگی‌ت بود... ولی مردم نمیفهمیدند و چه درد بزرگی... ... برای غم علی باید بارید غروشید و غرید ... " ... به جای آن شب که کسی نبود جز ستاره ها که گریه کنند کمی به جای علی" بعد از داغ فاطمه...... #اشک ... پ.ن: یه مدتیه عجیب برام سوال شده که حکمت ... ...
#علی
...
شاید چاه های عمیق ‌ت ، نشانه عمق دلتنگی‌ت بود...
ولی مردم نمیفهمیدند
و چه درد بزرگی...
...
برای غم علی باید بارید
غروشید و غرید
...
" ... به جای آن شب که کسی نبود جز ستاره ها که گریه کنند کمی به جای علی"
بعد از داغ فاطمه......
#اشک
...
پ.ن: یه مدتیه عجیب برام سوال شده که حکمت این بارونا چیه... خب حکمتی جز لطف و رحمت الهی به ذهنم نمیرسید... تا پریروز... چقدر حس کردم آسمون داره برای علی گریه میکنه
پ.ن۲: تو را چه شده که اینقدر مشتاق رفتنی؟
پ.ن۳: بابت فوکوس تصویر عذرمیخوام، یکم عجله ای گرفتم
...
موسیقی متن: کیهان کلهر / silent city
...
#میثاق‌ابن‌صبور
Read more