Persiapoem Instagram Photos and Videos

Loading...


persiapoem شعر و ادبیات معاصر @persiapoem mentions
Followers: 35,325
Following: 331
Total Comments: 0
Total Likes: 0

. از گل و بلبل و #اخبار خیالی چه خبر؟ ریشه ها را چه به ما!؟ از گُل ِ قالی چه خبر؟ همه رفتند... کسی نیست ...
Media Removed
. از گل و بلبل و #اخبار خیالی چه خبر؟ ریشه ها را چه به ما!؟ از گُل ِ قالی چه خبر؟ همه رفتند... کسی نیست که کاری بکند بی خیال ِ همه!  از حضرتِعالی چه خبر!؟ . . یوسف! از پیرهن ِ پاره ی #عثمان چه خبر؟ از #تجارتکده ی نیزه و #قرآن چه خبر؟ کافرانیم و سَرِ سُفره ی ما چیزی نیست! ای #امام ِ همه! از #سفره ی #ایمان ... .
از گل و بلبل و #اخبار خیالی چه خبر؟
ریشه ها را چه به ما!؟ از گُل ِ قالی چه خبر؟
همه رفتند... کسی نیست که کاری بکند
بی خیال ِ همه!  از حضرتِعالی چه خبر!؟ .
.
یوسف! از پیرهن ِ پاره ی #عثمان چه خبر؟
از #تجارتکده ی نیزه و #قرآن چه خبر؟
کافرانیم و سَرِ سُفره ی ما چیزی نیست!
ای #امام ِ همه! از #سفره ی #ایمان چه خبر!؟ .
.
از #چهل سال در این بادیه بودن چه خبر؟
در غبار ِ #خفقان  از ریه بودن چه خبر؟
ما که در خاک ِ تو از هر دو جهان بی‌خبریم
#وطن! از #فاحشه ی #روسیه بودن چه خبر!؟ .
.
#قاضی! از دعوی ِ زیبایی و زشتی چه خبر؟
از همان حُکم که دادند و نوشتی چه خبر؟
از #بهشتی که تو گفتی خبری نیست که نیست*
ولی از قصه ی #ستّار ِ ...........................
.
چه خبر از دریا!؟ داخل ِ قایق چه خبر!؟
.از هماغوشی ِ دو _مجرم ِ #عاشق_ چه خبر!؟
از سَر ِ #پیر و #جوان داخل ِ سطل ِ #صَدَقات
چه خبر ای همه‌ات آینه ی #دق!؟ چه #خبر...
.
.
.
#یاسر-قنبرلو
@yaserqanbarlou
.
#persiapoem
Read more
Loading...
. بشنو از من چون حکایت می کنم خواب دیشب را روایت می کنم دیشب اندر خواب دیدم #مولوی شاعر دهها هزاران ...
Media Removed
. بشنو از من چون حکایت می کنم خواب دیشب را روایت می کنم دیشب اندر خواب دیدم #مولوی شاعر دهها هزاران #مثنوی صاحب دیوان #شمس پرگهر پاسدار ملک عرفان و هنر بازگشت از آن دیار ماندگار زنده شد از زیر خاک آن یار غار روح او از #قونیه تیک آف کرد یک نظر بر عالم اطراف کرد قرنها بود از دیارش دور بود یاد ایران ... .
بشنو از من چون حکایت می کنم
خواب دیشب را روایت می کنم
دیشب اندر خواب دیدم #مولوی
شاعر دهها هزاران #مثنوی
صاحب دیوان #شمس پرگهر
پاسدار ملک عرفان و هنر
بازگشت از آن دیار ماندگار
زنده شد از زیر خاک آن یار غار
روح او از #قونیه تیک آف کرد
یک نظر بر عالم اطراف کرد
قرنها بود از دیارش دور بود
یاد ایران عقل و هوشش را ربود
پر زد و در آسمان پرواز کرد
پر و بالش سوی ایران باز کرد
چون گذشت از مرز بازرگان همی
زیر لب میخواند با خود مثنوی:
هرکسی کو دور ماند از اصل خویش
باز جوید روزگار وصل خویش
او بسوی #بلخ و مشرق می شتافت
با سماعش لایه های جو شکافت
گفتم ای مولای خوب و پاک ما
بلخ دیگر نیست جزو #خاک ما
بلخ و #خوارزم و #بخارا از #وطن
گشته منفک و ز غوغا راحتن
گفت پس کو #بامیان و #نخجوان
یا #سمرقند و #هرات و ایروان
گفتم اینها چون زیادی بوده اند
شاهها از کیسه شان بخشیده اند
بانگ زد کو #غیرت ایرانیان
پس کجایند آن یلان آریان
شیر بی یال و دم و اشکم که دید؟
شیر #ایران از چه رو عزلت گزید؟
گفتم آن شیر مهیب و زورمند
گشته اینک گربه ای خرد و نژند
گفت پس اندر کدامین سرزمین
می زیند ایرانیان راستین؟
گفتمش شیراز و رشت و اصفهان
زاهدان تبریز و سمنان سیستان
مشهد و ساری اراک و بیرجند
عده ای هم که ز ایران رفته اند
گفت اکنون مرکز ایران کجاست
در کدامین شهر غوغاها بپاست؟
گفتمش تهران بود مولای ما
لیدر تورت شوم با من بیا
بردمش با خود به تهران بزرگ
آن کلانشهر عظیم و بس سترگ
چون که دود شهر را از دور دید
از تعجب یک وجب از جا پرید
گفت این دود پراکنده ز چیست
آتشی در نیستان یا خرمنی است؟
زود باش آتش گرفته شهرتان
کن خبر داروغه و آتش نشان
گفتمش مولا نزن تو بال بال
دود خودروهاست بابا بی خیال
ما همه مشتاق آثار توییم
عاشق و سرمست اشعار توییم
نام خود بینی بهرجا بنگری
کافه رستوران هتل یا زرگری
چارراه و هم خیابان مولوی
کوچه و بن بست و میدان مولوی
گفت من آگه نبودم اینقدر
عاشق شعرید و فرهنگ و هنر
سینه ام شد شرح شرح از اشتیاق
تا به کی سازم به این درد فراق؟
دست من گیر و به آنجاها ببر
تا ببینم مردم کُوی و گذر
بردمش با خود خیابان خودش
مطمئن بودم که می آید خوشش
از سرا و تیمچه تا پامنار
از سر بازارچه تا پاچنار
می کشاندم مولوی را با خودم
در میان ازدحام و دود و دم
بین مردم در پیاده رو موتور
از سر بازار تا میدان حر
خلق در طول خیابانها روان
بین خودروها ولو پیر و جوان
#بوق و #سوت و #گاز و #ویراژ و موتور
گوییا گم گشته با بارش شتر
کودکی اموال دزدی می فروخت
گوشی همراه و #ارز و کارت سوخت
.
ادامه در کامنت اول 👇👇👇
Read more
. خلقتِ من در #جهان یک وصله ی #ناجور بود من که خود راضی به این #خلقت نبودم زور بود؟ خلق از من در #عذاب ...
Media Removed
. خلقتِ من در #جهان یک وصله ی #ناجور بود من که خود راضی به این #خلقت نبودم زور بود؟ خلق از من در #عذاب و من خود از اخلاقِ خویش از عذابِ خلق و من #یارب چه ات منظور بود؟ حاصلی ای دهر از من غیرِ شرّ و شور نیست مقصدت از خلقتِ  من سیر شرّ و شور بود؟ ذاتِ من معلوم بودت ، نیست مرغوب از چه ام آفریدستی ، زبانم ... .
خلقتِ من در #جهان یک وصله ی #ناجور بود
من که خود راضی به این #خلقت نبودم زور بود؟

خلق از من در #عذاب و من خود از اخلاقِ خویش
از عذابِ خلق و من #یارب چه ات منظور بود؟

حاصلی ای دهر از من غیرِ شرّ و شور نیست
مقصدت از خلقتِ  من سیر شرّ و شور بود؟

ذاتِ من معلوم بودت ، نیست مرغوب از چه ام
آفریدستی ، زبانم لال چشمت کور بود؟

ای چه خوش گر چشم می پوشیدی از تکوینِ  من
فرض می کردی که #ناقص خلقتِ یک مور بود

ای طبیعت گر نبودم من جهانت عیب داشت؟
ای #فلک گر من نمیزادی اجاقت کور بود؟
.
قصد  تو از خلق عشقی من یقین دارم فقط
دیدن هر روز یک گون #رنج جوراجور بود

گر نبودی تابش  استاره ی من در سپهر
تیر و بهرام و خور و کیوان و مه بی نور بود؟

راست گویم ، نیست جز این علت  تکوین  من
قالبی لازم برای ساحت  یک گور بود

#آفریدن مردمی را بهر گور اندر عذاب
گر خدایی هست ! ز انصاف  خدایی دور بود

مقصد  زارع ز کشت و زرع ، مشتی غله است
مقصد  تو زآفرینش مبلغی قاذور بود؟

گر من اندر جای تو ، بودم امیر  کائنات
هر کسی از بهر کار بهتری مامور بود

آنکه نتواند به نیکی پاس هر مخلوق داد
از چه کرد این #آفرینش را ، مگر مجبور بود؟
.
#شاعرشهید #میرزاده_عشقی
#persiapoem
Read more
. #کدخدایی که گمان کرده خدای ده ماست کدخدا نیست، خدا نیست، #بلای ده ماست روزگاریست به گوش همه خواند که خداست خانه اش در ده ما نیست، جدای ده ماست #بینوا بی خبر از حال و هوای ده ماست کدخدا دیر زمانیست که #دیوانه شده ست از زمانی که به دیدار #خدا رفته و در خانه شده ست خانه را دیده، خدا را نه؛ ولی با ... .
#کدخدایی که گمان کرده خدای ده ماست
کدخدا نیست، خدا نیست، #بلای ده ماست

روزگاریست به گوش همه خواند که خداست
خانه اش در ده ما نیست، جدای ده ماست

#بینوا بی خبر از حال و هوای ده ماست
کدخدا دیر زمانیست که #دیوانه شده ست

از زمانی که به دیدار #خدا رفته و در خانه شده ست
خانه را دیده، خدا را نه؛ ولی با همه #بیگانه شده ست

غافل از آن که خدا در همه جای ده ماست
#بینوا بی خبر از حال و هوای ده ماست

#پرواز_همای
#persiapoem
Read more
. شبی آمد #خدا در خواب نازم نشست بر من سر راز و نیازم شرابی بود و نان سنگکی داغ نشستیم گوشه دنج ته ...
Media Removed
. شبی آمد #خدا در خواب نازم نشست بر من سر راز و نیازم شرابی بود و نان سنگکی داغ نشستیم گوشه دنج ته باغ دو سه پیمانه و سازی و آواز به #مستی شد خدا گوینده ی راز به من گفت از شما من دردمندم بگو من با شما آخر چه کردم چرا باید زخود آیین در آرید به نام من کتاب و #دین بیارید اگر خواهم به دنیا من نگاهم بدان ... .
شبی آمد #خدا در خواب نازم
نشست بر من سر راز و نیازم

شرابی بود و نان سنگکی داغ
نشستیم گوشه دنج ته باغ

دو سه پیمانه و سازی و آواز
به #مستی شد خدا گوینده ی راز

به من گفت از شما من دردمندم
بگو من با شما آخر چه کردم

چرا باید زخود آیین در آرید
به نام من کتاب و #دین بیارید

اگر خواهم به دنیا من نگاهم
بدان #موسی و #عیسی را نخواهم

چرا تیغ #محمد را بجویم
اگر خواهم کسی آید بسویم

نه #انجیل و  نه #تورات و نه #قرآن
نبوده دفتر من ناشر آن

همه کار ریا کاران و رندان
به هر دوران ظهور این رسولان

اگر خواب زمان در دست آنان
ستون #جاهلان هم پشت آنان

گهی بر من نهادند نام الله
شدیم غارتگر و یاغی صحرا

گهی هم ما شدیم بابای عیسی
بشد #مریم به عقد و صیغه  ما

گهی در مصر به همراهی موسی
در آوردیم پدر از پیر و برنا

محمد را شدیم زنباره او
رییس درب روسپی خانه او

به هرجا یک زنی را زیر سر کرد
به نام بنده هم یک آیه در کرد

اگر او عاشق نه ساله ها شد
چرا عقدش به نام من روا شد

چرا باید به نام من #بجنگید
دهانها را به نام من ببندید

که بنده گر خدایم بی نیازم
نه پایان ونه آغاز پیازم

نماز و روزه کی خواهم زیارم
#قمه بر سرزدن کی بوده کارم

اگر از تن جدا کردید شما سر
چرا نعره زنید الله و اکبر

بدان! #آیین من زور و جفا نیست
که این #دیوانگی ها کار ما نیست

که راه من بود مهر و سعادت
کجا راه #جهاد است و شهادت

کجا گفتم که من خانه ندارم
سرم را من کجا شب ها گذارم

خدا را کی سرای و خانه باشد
کنشت و کعبه و بتخانه باشد

بیا از ما در آر این دست آخر
بکش از ما برون جان برادر

غلط کردم که #آدم آفریدم
به جان مادرم دیگر بریدم

خدا پیمانه آخر به لب بست
سپس خسته دو چشمانش به هم بست

سکوتی بود از دور ناله زاغ
خدا ومن نشسته گوشه باغ

به خود گفتم عجب! پس این خدا بود
ندانستم چه با من آشنا بود
.
#بابک_اسحاقی
#persiapoem
#کفرنامه
Read more
. #شاه رفته،،مملکت شاپور می‌خواهد چکار کله‌ی بی‌مو،،گِل سرشور می‌خواهد چکار؟ . آنکه سهمِ فارغ‌التحصیلی‌اش ...
Media Removed
. #شاه رفته،،مملکت شاپور می‌خواهد چکار کله‌ی بی‌مو،،گِل سرشور می‌خواهد چکار؟ . آنکه سهمِ فارغ‌التحصیلی‌اش #بیکاری است انتخابِ رشته و کنکور می‌خواهد چکار؟ . ازدواج امروزه اصل و ریشه‌ی صد مشکل است ابتدای این مصیبت،،سور می‌خواهد چکار؟ . کشوری که هست در آن ساز و موسیقی حرام در سرود ... .
#شاه رفته،،مملکت شاپور می‌خواهد چکار
کله‌ی بی‌مو،،گِل سرشور می‌خواهد چکار؟
.
آنکه سهمِ فارغ‌التحصیلی‌اش #بیکاری است
انتخابِ رشته و کنکور می‌خواهد چکار؟
.
ازدواج امروزه اصل و ریشه‌ی صد مشکل است
ابتدای این مصیبت،،سور می‌خواهد چکار؟
.
کشوری که هست در آن ساز و موسیقی حرام
در سرود ملی‌اش شیپور می‌خواهد چکار؟
.
ما که دیگر از زمین و آسمان #فیلتر شدیم
فیلم‌هامان فیلتر و #سانسور می‌خواهد چکار؟
.
در دِهی که سالها از بیخ،، بختش خفته است
پاسبانش این همه کافور می‌خواهد چکار؟
.
دزدها با رشوه چون از هر دری رد می‌شوند
پس دمِ در،،افسر و مأمور می‌خواهد چکار؟
.
سارقی که خورده یکجا نصف #بیت‌المال را
چهره‌ی شطرنجی و مستور می‌خواهد چکار؟
.
زاهد ما،،حاصلِ انگور کشور را خرید
یک #مسلمان این همه انگور می‌خواهد چکار؟
.
مؤمنی که با قناعت کرده عادت،،بعدِ مرگ
آن‌همه قصر و شراب و #حور می‌خواهد چکار؟
.
آنکه رسوایی و بدنامی برایش ارزش است
افترا و وصله‌ی ناجور می‌خواهد چکار؟
.
با چنین لاطائلاتی،،کَنده گور خویش را
#شاعر بیچاره دیگر گور می‌خواهد چکار؟
.

#سیدمحمد_حسینی
@seyyed.mohammad.hoseini
.
*نقیضه‌ای بر شعر آقای #اصغر_عظیمی_مهر با مطلع "آدمی دیوانه چون من یار می‌خواهد چکار"

#persiapoem
Read more
Loading...
 #موقت<span class="emoji emoji1f614"></span> غمیگنم.. مثل هشت سال جنگ، مثل آباد نشدن، مثل دزدی، اختلاس، مثل زلزله ی رودبار، بم، آذربایجان، ...
Media Removed
#موقت غمیگنم.. مثل هشت سال جنگ، مثل آباد نشدن، مثل دزدی، اختلاس، مثل زلزله ی رودبار، بم، آذربایجان، کرمانشاه.‌ . غمگینم مثل مرزبانان، مثل معدنچی، مثل پلاسکو، مثل اعتراضی به نام فتنه! غمگینم ‌مثل کسایی‌ که‌ کشته شدن ولی خودکشی بود! غمگینم ‌مثل تمام اتفاقاتی‌که سالهاست‌ می افته‌ و ... #موقت😔

غمیگنم.. مثل هشت سال جنگ، مثل آباد نشدن، مثل دزدی، اختلاس، مثل زلزله ی رودبار، بم، آذربایجان، کرمانشاه.‌
.
غمگینم مثل مرزبانان، مثل معدنچی، مثل پلاسکو، مثل اعتراضی به نام فتنه!

غمگینم ‌مثل کسایی‌ که‌ کشته شدن ولی خودکشی بود!

غمگینم ‌مثل تمام اتفاقاتی‌که سالهاست‌ می افته‌ و ما‌ فقط ‌نگاهشون‌ می کنیم.

غمیگنم مثل کشتیِ نفت کشی که کُلی خانواده رو غمگین کرد!

غمگینم‌ مثل من!
.
غمگینم ‌مثلِ پدری‌ که منتظره برگشتِ پسرشه یا پسری که شبها از ذوقِ اومدن‌ پدر خواب نداره!

غمیگنم ‌مثل ‌مادرها، خواهرها و همسرهای غمگین!

غمیگنم و عصبانی‌ از این اتفاقات ‌که جز تقدیر اسمی براش بهمون یاد ندادن!

غمیگنم‌ مثل تقدیرِ سرزمین مادری!

غمیگنم ‌مثل ایران مثلِ این خانه پدری!

با تمام وجود غمگینم...😔 #سانچی
Read more
. ديگر #بهار اصلاً مثل بهار نيست ديگر به هيچ تقويمي اعتبار نيست . ديشب بنفشه بي خبر از كوچه كوچ كرد ديگر ...
Media Removed
. ديگر #بهار اصلاً مثل بهار نيست ديگر به هيچ تقويمي اعتبار نيست . ديشب بنفشه بي خبر از كوچه كوچ كرد ديگر شميم پيرهنش هر كنار نيست . گنجشك هم به حجله ي جغد سياه رفت ديگر براي جفت خودش بي قرار نيست . اين باغ جايگاه درختان كاغذي است سوغات شهر من هم ، ديگر انار نيست . دنيا فقط به بعضي ها خوش گذشته ... .
ديگر #بهار اصلاً مثل بهار نيست
ديگر به هيچ تقويمي اعتبار نيست
.
ديشب بنفشه بي خبر از كوچه كوچ كرد
ديگر شميم پيرهنش هر كنار نيست
.
گنجشك هم به حجله ي جغد سياه رفت
ديگر براي جفت خودش بي قرار نيست
.
اين باغ جايگاه درختان كاغذي است
سوغات شهر من هم ، ديگر انار نيست
.
دنيا فقط به بعضي ها خوش گذشته است
او هيچوقت با دل من سازگار نيست
.
تنها براي اينكه بميريم زنده ايم
ديگر كسي به زندگي اميدوار نيست

با وام و با نزول نفس زنده مانده ایم
اینطور زندگی کردن افتخار نیست
.
هرگز به حق واقعي خود نمي رسيم
اينجا دو ضربدر دو جوابش چهار نيست
.
بر شانه هايشان درجه نصب كرده اند
امروز روي شانه ي ضحاك ، مار نيست
.
آفت تمام مزرعه ها را گرفته است
ديگر در اين مترسك ها اقتدار نيست
.
ما كاسه هاي داغتر از آش بوده ايم
شيطان زياد دشمن پروردگار نيست
.
من از قبيله ي پسر نوح بوده ام
در اين قبيله هيچكس اهل فرار نيست...
.
.
.
#سعید_حیدری_ساوجی
@saeidheidarisavoji
.
#persiapoem .
Read more
Loading...
. ﺳﺎﻝ ﻫﺰﺍﺭ ﻭ ﺳﯿﺼﺪ ﻭ ﺩﻟﺘﻨﮓ ِﺧﻮﺭﺷﯿﺪﯼ ﺳﺎﻝ ﻫﺠﻮﻡ ﺳﺎﯾﻪﻫﺎﯼ ﻋﺠﺰ ﻭ ﻧﻮﻣﯿﺪﯼ . ﺳﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﺯﻫﺪﺍﻥﻫﺎﯼ ﻣﺎﺩﺭﻫﺎ ﻣﺸﻮﺵ ...
Media Removed
. ﺳﺎﻝ ﻫﺰﺍﺭ ﻭ ﺳﯿﺼﺪ ﻭ ﺩﻟﺘﻨﮓ ِﺧﻮﺭﺷﯿﺪﯼ ﺳﺎﻝ ﻫﺠﻮﻡ ﺳﺎﯾﻪﻫﺎﯼ ﻋﺠﺰ ﻭ ﻧﻮﻣﯿﺪﯼ . ﺳﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﺯﻫﺪﺍﻥﻫﺎﯼ ﻣﺎﺩﺭﻫﺎ ﻣﺸﻮﺵ ﺑﻮﺩ ﺩﺭ ﺍﻧﻌﻘﺎﺩ ﻧﻄﻔﻪﻫﺎ ﻃﻐﯿﺎﻥ ﻭ ﺁﺗﺶ ﺑﻮﺩ . ﺳﺎﻝ ﺟﻨﻮﻥ ﮔﺎﻭﯼ ﻧﺴﻠﯽ ﮐﺘﮏ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﺳﺎﻝ ﻧﻤﮏﺩﺍﻥ ﭘﺎﺷﯽِ ﻗﻮﻣﯽ ﻧﻤﮏ ﺧﻮﺭﺩﻩ . ﺳﺎﻝ ﻫﺰﺍﺭﻭ ﺳﯿﺼﺪﻭ ﺳﺮﻓﺼﻞﻫﺎﯼ ﺩﺭﺩ ﺳﺎﻝ ﺑﻪ ﺑﯿﻌﺖ ﺭﻓﺘﻦ ﻧﺎﻣﺮﺩ ﺑﺎ ﻧﺎﻣﺮﺩ . ﺳﺎﻝ ﺯﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻟﺤﺎﻑ ﺳﮑﺲ ﭘﻮﺷﺎﻧﺪﻥ ﭘﺸﺖ ... .
ﺳﺎﻝ ﻫﺰﺍﺭ ﻭ ﺳﯿﺼﺪ ﻭ ﺩﻟﺘﻨﮓ ِﺧﻮﺭﺷﯿﺪﯼ
ﺳﺎﻝ ﻫﺠﻮﻡ ﺳﺎﯾﻪﻫﺎﯼ ﻋﺠﺰ ﻭ ﻧﻮﻣﯿﺪﯼ
.
ﺳﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﺯﻫﺪﺍﻥﻫﺎﯼ ﻣﺎﺩﺭﻫﺎ ﻣﺸﻮﺵ ﺑﻮﺩ
ﺩﺭ ﺍﻧﻌﻘﺎﺩ ﻧﻄﻔﻪﻫﺎ ﻃﻐﯿﺎﻥ ﻭ ﺁﺗﺶ ﺑﻮﺩ
.
ﺳﺎﻝ ﺟﻨﻮﻥ ﮔﺎﻭﯼ ﻧﺴﻠﯽ ﮐﺘﮏ ﺧﻮﺭﺩﻩ
ﺳﺎﻝ ﻧﻤﮏﺩﺍﻥ ﭘﺎﺷﯽِ ﻗﻮﻣﯽ ﻧﻤﮏ ﺧﻮﺭﺩﻩ
.
ﺳﺎﻝ ﻫﺰﺍﺭﻭ ﺳﯿﺼﺪﻭ ﺳﺮﻓﺼﻞﻫﺎﯼ ﺩﺭﺩ
ﺳﺎﻝ ﺑﻪ ﺑﯿﻌﺖ ﺭﻓﺘﻦ ﻧﺎﻣﺮﺩ ﺑﺎ ﻧﺎﻣﺮﺩ
.
ﺳﺎﻝ ﺯﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻟﺤﺎﻑ ﺳﮑﺲ ﭘﻮﺷﺎﻧﺪﻥ
ﭘﺸﺖ ﺣﺠﺎﺏ ﻣﻮﯾﺸﺎﻥ ﻭﺭﺩ ﻭ ﺩﻋﺎ ﺧﻮﺍﻧﺪﻥ
.
ﺑﺎ ﺻﯿﻐﻪ ﻭ ﻣﺘﻌﻪ ﺑﻪ ﯾﮏ ﺯﻥ ﺁﺑﺮﻭ ﺩﺍﺩﻥ
ﻣﺤﺮﻡ ﺷﺪﻥ ﺭﺍ ﺷﺮﻁ ﻭ ﺑﯿﻊ ﮔﻔﺘﮕﻮ ﺩﺍﺩﻥ
.
ﺳﺎﻝ ﺧﯿﺎﻧﺖ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺑﺎﻡ ﻭ ﺗﺸﺖ ﻃﯽ ﮐﺮﺩﻥ
ﺍﺯ ﻓﺮﻁ ﮔﻨﺪﯾﺪﻥ ﺑﻪ ﺑﻐﺾ ﮐﻮﭼﻪ ﻗﯽ ﮐﺮﺩﻥ
.
ﺳﺎﻝ ﺑﻪ ﻣﺴﻠﺦ ﺭﻓﺘﻦ ﭼﺸﻢ ﻭ ﻟﺐ ﻭ ﻟﺒﺨﻨﺪ
ﺗﺰﺭﯾﻖ ﺳﻢ ﺩﺭ ﺑﺮﮒ ﻭ ﺳﺎﻗﻪ ﺭﯾﺸﻪ ﻭ ﺁﻭﻧﺪ
.
ﺳﺎﻝ ﺳﻘﻮﻁ ﺷﺮﻡ ﺩﺭ ﻭﺟﺪﺍﻥ ﺧﻮﺍﻫﺮﻫﺎ
ﺍﻋﺪﺍﻡ ﻏﯿﺮﺕ ﺩﺭ ﺭﮒ ﺳﺮﺥ ﺑﺮﺍﺩﺭﻫﺎ
.
ﺳﺎﻝ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﻣﺮﺩﻩﻫﺎ ﺳﻨﮓ ﻭ ﺗﺒﺮ ﺩﺍﺩﻥ
ﺧﻮﺩﺳﻮﺯﯼ ﭘﺮﻭﺍﻧﻪﻫﺎ ﺭﺍ ﻫﯽ ﺧﺒﺮ ﺩﺍﺩﻥ
.
ﺳﺎﻝ ﺗﻘﺎﺿﺎ ... ﻋﺮﺿﻪ ﺍﻣﺎ ﺍﺯ ﺩﮐﺎﻥ ﻣﺮﮒ
ﺳﺎﻝ ﺑﻪ ﺧﻠﻮﺕ ﺭﻓﺘﻦ ﺗﺎﺑﻮﺕ ﺑﺎ ﮔﻠﺒﺮﮒ
.
ﺳﺎﻝ ﻟﮕﺪ ﺑﺮ ﺳﺎﯾﺒﺎﻥ ِﻋﺸﻖ ﺑﺎ ﻧﻔﺮﺕ
ﺟﺎ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺍﺯ ﭘﺮﻭﺍﺯ ِ ُﺩﺭﻧﺎ ﺧﻄﯽ ﺍﺯ ﺣﺴﺮﺕ
.
ﺳﺎﻝ ﺑﻪ ﻏﺮﺑﺖ ﺭﻓﺘﻦ ﺟﺎﻥﻫﺎﯼ ﺗﺒﻌﯿﺪﯼ
ﺳﺎﻝ ﻫﺰﺍﺭ ﻭ ﺳﯿﺼﺪﻭ ﺩﻟﺘﻨﮓ ﺧﻮﺭﺷﯿﺪﯼ
.
.
.
#بتول_مبشری
#persiapoem
.
Read more
Loading...
. به خاطر سقفي که نبوده روي سرت براي چاقوهاي شکسته در کمرت به خاطر سيگار و به خاطر سرطان براي کشف ...
Media Removed
. به خاطر سقفي که نبوده روي سرت براي چاقوهاي شکسته در کمرت به خاطر سيگار و به خاطر سرطان براي کشف زني قد بلند در فنجان براي آنها که وصله ي تنت شده اند براي خاطره هايي که دشمنت شده اند به خاطر غزل گير کرده در دهنت براي مرده ي جامانده توي پيرهنت براي آنها که در تنت مرور شدند به خاطر آن هايي که از تو ... .
به خاطر سقفي که نبوده روي سرت
براي چاقوهاي شکسته در کمرت
به خاطر سيگار و به خاطر سرطان
براي کشف زني قد بلند در فنجان
براي آنها که وصله ي تنت شده اند
براي خاطره هايي که دشمنت شده اند
به خاطر غزل گير کرده در دهنت
براي مرده ي جامانده توي پيرهنت
براي آنها که در تنت مرور شدند
به خاطر آن هايي که از تو دور شدند
به خاطر همه ي گريه هاي نيمه شبي
خداي گم شده در چند جمله ي عربي
براي خاطر شعر-اين دکان رنگ رزي-
براي اين ادبيات فاخر عوضي
براي بالا آوردن جنون تنت
براي جن هاي مست کرده در دهنت
به خاطر بطري هاي چيده روي زمين
به خاطر سردرد و به خاطر کدئين
براي ماندن اين دردهاي سر در گم
به خاطر بي خوابي ، به خاطر واليوم
براي وا شدن زخم هاي آخري ات
به خاطر سيگار وغذاي حاضري ات
قرار شد اندوه تو مستمر بشود
مقدر است که رنج تو بيشتر بشود
که تا نفس مي آيد دوندگي بکني
مقدر است بماني و زندگي بکني
شبيه قلبي که در نوار پيچيده
شبيه خفاشي که به غار پيچيده
شبيه خودکشي عنکبوت تنهايي
که گردن خود را لاي تار پيچيده
شبيه لاشه ي در ريل منتشر شده اي
که بوي خونش توي قطار پيچيده
شبيه آدم از ياد رفته اي که دلش
به دور پاهاي انتظار پيچيده
شبيه قاصدک مرده اي که در گوشش
هزار تا خبر ناگوار پيچيده
شبيه دلهره ي تخم مرغ سوخته اي
که بوي ترسش وقت ناهار پيچيده
شبيه گم شدن کارمند جزئي که
جنازه اش دور ميز کار پيچيده
شبيه نعشي که پيچ خورده دور خودش
سي و دوبار سرش دور دار پيچيده
شبيه مين خنثي نکرده اي شده اي
که در سرش هوس انفجار پيچيده
تويي و ساعاتي که پر از سکوت شدند
سی و دو تا شمع لعنتي که فوت شدند
...
سي و دو مرتبه روي طناب بند شدن
سي و دو بار زمين خوردن و بلند شدن
ميان پنجه ي ديروزها مچاله شدي
به زندگي چسبيدي، سي و دوساله شدي
***
براي قهوه ي سرد و غذاي شب مانده
براي ديدن صدباره ي پدرخوانده
به خاطر تنها تر شدن براي جنون
براي اين سرگيجه براي غلظت خون
براي جيغي که در سرت بلند شده ست
براي روح زني که هميشه در کمد است
براي يک بشقاب اضافه موقعِ شام
براي يک شبح قوز کرده در حمام
براي کندن اين زخم هاي بي تسکين
به خاطر بيداري، به خاطر کافئين
براي چاقو دادن به دست هاي جديد
براي دوست شدن با شکست هاي جديد
براي رد شدن تانک ها براي تفنگ
براي خوردن قحطي، براي ديدن جنگ
براي رد شدن از روي نعش کودک ها
براي آمدن بمب ها و موشک ها
براي مرگ زن هرزه اي که مي آيد
براي درک ِ زمين لرزه اي که مي آيد
براي گفتن اين فحش هاي زير لبي
براي اين شعر بي روايت عصبي
به رقص مرگ ميان تنت ادامه بده
نفس بگير و به جان کندنت ادامه بده
.
#حامد_ابراهیم_پور
.
Read more
Loading...
. جیغ یک گربه ام و زندگی ام در گونی ست بغض را می کنم و گریه ی من قانونی ست . شب شده می روم از خواب به رؤیایی ...
Media Removed
. جیغ یک گربه ام و زندگی ام در گونی ست بغض را می کنم و گریه ی من قانونی ست . شب شده می روم از خواب به رؤیایی که... خواب، خونی و شبم خونی و رؤیا خونی ست! . آنچه گفتم شدی و آنچه نگفتم بودی گربه ی مرده شدم، گریه ی جفتم بودی . نه لبی مانده به بوسه، نه لبی روی لبی منم و استرس و خاطره هایی عصبی . مثل یک بغض گلوگیر، ... .
جیغ یک گربه ام و زندگی ام در گونی ست
بغض را می کنم و گریه ی من قانونی ست
.
شب شده می روم از خواب به رؤیایی که...
خواب، خونی و شبم خونی و رؤیا خونی ست!
.
آنچه گفتم شدی و آنچه نگفتم بودی
گربه ی مرده شدم، گریه ی جفتم بودی
.
نه لبی مانده به بوسه، نه لبی روی لبی
منم و استرس و خاطره هایی عصبی
.
مثل یک بغض گلوگیر، پُر از لخته ی خون
تف شدم از شب غمگین تو با بی ادبی
.
خسته از قبل، ولی خسته تر از آینده
تف شدم بر سر سیگاری ِ تو با خنده
.
دشمنانم وسط ِ کوچه معطّل بودند
و رفیقان که همه بر سر ِ منقل بودند!
.
آسمان، دود... خدا دود... رفیقانم دود...
اوّل قصّه یکی بود و یکی باز نبود
.
وسط ِ سطل زباله، وسط ساعت هشت
گربه ای بود که دنبال غذایی می گشت
.
قرص را می خوری و پُر شده از سردردی
در زمان عوضی رفته و برمی گردی
.
آخرین وقت نمازی و اتاقی غصبی!
خسته از اینهمه تردید به من می چسبی
.
مثل یک گربه که رؤیاش پلنگی بوده
مثل خوابی که تهش صبح قشنگی بوده!
.
در سرم وحشت فردا و پُر از دیروزم
بغلم می کنی و در بغلت می سوزم
.
قرص ماه منی و حل شده ای در آبم
بغلم می کنی و در بغلت می خوابم
.
دهنم بسته شده از لب تو، از سُرب ِ ...
شب ولگرد در آغوش هزاران گربه!
.
.
.
#سید_مهدی_موسوی
@seyed.mehdi.moosavi
.
#persiapoem
.
🔷 خوانش شعرهای پست های قبلی شدیدا توصیه میشود 😊
.
Read more
Loading...
. خطر دل گرفتگی دارد  زندگی با جماعت مرموز توی این زندگی ِ خم شده ات #عشق یعنی که قوز ِ بالا قوز . ترسهایم ...
Media Removed
. خطر دل گرفتگی دارد  زندگی با جماعت مرموز توی این زندگی ِ خم شده ات #عشق یعنی که قوز ِ بالا قوز . ترسهایم برادر مرگند  قرص ها بی دلیل می جنگند  به خدا مرده را نمی سنگند به همین شعله ی اناری سوز ! . خسته از مردمان نزدیکت  چین ِ زیر دو چشم تاریکت  ناله تر از زمان تحریکت  میروی ؟ نصف حرف مانده ... .
خطر دل گرفتگی دارد 
زندگی با جماعت مرموز
توی این زندگی ِ خم شده ات
#عشق یعنی که قوز ِ بالا قوز
.
ترسهایم برادر مرگند 
قرص ها بی دلیل می جنگند 
به خدا مرده را نمی سنگند
به همین شعله ی اناری سوز !
.
خسته از مردمان نزدیکت 
چین ِ زیر دو چشم تاریکت 
ناله تر از زمان تحریکت 
میروی ؟ نصف حرف مانده هنوز
.
سنگ بودی کبوترت جان داد
باد بودی و برگ می افتاد
تف به تفسیر هرچه بادا باد
بگذریم ، خوش گذشت امروز ؟
.
بر لبت رد پای شاتوت است
پر ِ بالشتکی که رو موت است 
هی نگو این به آن چه مربوط است 
ربط دارد شقیقه ات با ....
.
کار و بارت که خوب سکه شده
دامنت پشت و روش لکه شده
هرکسی با تو جورتر که شده
" تو هنوزم به بوس میگی بوز ؟"
.
بوسه ی خام را که من ... دادم
بهترین شام را که من.... دادم
پول حمام را که من .... دادم
گربه هم گربه های دست آموز
.
.
.
#مهدی_یوسفی_نژاد
#persiapoem
.
Read more
. به خودت زُل بزن کمی ، به خودت به #زن خسته ی کلافه شده به خودت زل بزن فقط ، بشمار چند موی سپید اضافه ...
Media Removed
. به خودت زُل بزن کمی ، به خودت به #زن خسته ی کلافه شده به خودت زل بزن فقط ، بشمار چند موی سپید اضافه شده . پوست بودی و هی ورم کردی زخم بودی و هی نمک خوردی آینه دارد از تو می پرسد آخرین بار کی #کتک خوردی . آخرین بار کی کتک خوردی ؟ وقت صبحانه بود یا که ناهار! جنس دوم شدی که گریه کنی همه ی عمر با سیمون ... .
به خودت زُل بزن کمی ، به خودت
به #زن خسته ی کلافه شده
به خودت زل بزن فقط ، بشمار
چند موی سپید اضافه شده
.
پوست بودی و هی ورم کردی
زخم بودی و هی نمک خوردی
آینه دارد از تو می پرسد
آخرین بار کی #کتک خوردی
.
آخرین بار کی کتک خوردی ؟
وقت صبحانه بود یا که ناهار!
جنس دوم شدی که گریه کنی
همه ی عمر با سیمون دو بووآر
.
باز بشکن ...چقدر جا داری؟
چند تا امشب است سهمیه ات؟
چند تا دیس ؟ چند تا لیوان ؟
چند بشقاب از جهیزیه ات ؟
.
نامه بنویس و فکر کن که چرا
با خودت فکر کن : به خاطر چی؟
نامه به کودکی که زاده نشد
گریه کن زیر نامه با فالاچی
.
گریه کن پشت پرده های ضخیم
گریه کن با چراغ های نِئون
گریه کن روی رخت های کثیف
گریه کن پشت گوشی تلفن ...
.
تیغ بردار و حمله کن ، سمت ِ
خاطراتی که قتل عام شدند
گریه کن ... تیغ با رگت قهر است
گریه کن ...قرص ها تمام شدند
.
سوختی ، سوختی مچاله شدی
وسط زندگیِ دود شده
چند چین زیر پلکت افتاده
چند جای تنت کبود شده؟
.
.
.
#حامد_ابراهیم_پور
@hamedebrahimpoor
.
#persiapoem
.
Read more
. در این زمانه که عشق از قــمار می آید صدای #گریه ی بی اختیار می آید میان این همه یاری که در کنار من است فقط ...
Media Removed
. در این زمانه که عشق از قــمار می آید صدای #گریه ی بی اختیار می آید میان این همه یاری که در کنار من است فقط #غم است که با من کنار می آید . اگرچه بعد #زمستان فقط #زمستان است #بُـــزَک نمیر که روزی #بهار می آید همیشه منتظرم... گرچه خوب می دانم هر آنچه می کشم از انتظار می آید . برای رد شدن از میله های ... .
در این زمانه که عشق از قــمار می آید
صدای #گریه ی بی اختیار می آید
میان این همه یاری که در کنار من است
فقط #غم است که با من کنار می آید
.
اگرچه بعد #زمستان فقط #زمستان است
#بُـــزَک نمیر که روزی #بهار می آید
همیشه منتظرم... گرچه خوب می دانم
هر آنچه می کشم از انتظار می آید
.
برای رد شدن از میله های تاریکی
روایت است که راه ِ فرار می آید
کدام راه؟  که دنیا هزار راه ِ شب است
به شهرزاد بگو که هزار شب عقب است
.
بگو که ریشه به دردِ تبر گرفتار است
تنی برهنه به اهل نظر گرفتار است
کدام مبداء ِ عقل و کدام مقصد ِ عشق
میان این دو فقط نامه بَر گرفتار است
.
کبوتری که از آغاز در قفس باشد
اگر رها بشود بیشتر گرفتار است
بگو که عشق گرفتار کرده دنیا را
هلال ِ ماه به آتش کشیده دریا را
.
بگو که هیچ کشیشی نمی کند باور
سکوت ِ مریم و قنداقه ی مسیحا را
.
بگو که یار من آن با وفای دیرین نیست
که حافظــانه به دست آوَرَد دل ما را
.
که یار من اگر آن یوسف ِ عزیز شَود
کلافه می کند از هرزگی زلیخا را
که یار من اگر از آستین برون آید
بدون شک می بلعد عصای موسی را
.
به شهرزاد بگو قصه ها تمام شدند...
به شهرزاد بگو قصه ها تمام شدند...
.
.
.
#یاسر_قنبرلو
@yaserqanbarlou
.
#persiapoem
.
🔷 خوانش شعرهای پست های قبلی توصیه میشود
.
Read more
. پشـت ِ ميزی نشسته بي کُلت و ... قصه از ابتدا چريکی بود در زمان ِ هميشه مجهولی صندلی ها الکتريکی ...
Media Removed
. پشـت ِ ميزی نشسته بي کُلت و ... قصه از ابتدا چريکی بود در زمان ِ هميشه مجهولی صندلی ها الکتريکی بود . پلک می زد اتاق ِ تب داری جيغ ِ او با لبان ِ هر آجر هضم می شد جهان ِ ناخن ها در دهان ِ شريف ِ گازنبُر! . ميخکی سر شکسته در گُلدان احتکار ِ ترانه ها در ياد توی فنجان ِ قهوه افتاده فصل سردِ فروغ فرخزاد . اورشليم ... .
پشـت ِ ميزی نشسته بي کُلت و ...
قصه از ابتدا چريکی بود
در زمان ِ هميشه مجهولی
صندلی ها الکتريکی بود
.
پلک می زد اتاق ِ تب داری
جيغ ِ او با لبان ِ هر آجر
هضم می شد جهان ِ ناخن ها
در دهان ِ شريف ِ گازنبُر!
.
ميخکی سر شکسته در گُلدان
احتکار ِ ترانه ها در ياد
توی فنجان ِ قهوه افتاده
فصل سردِ فروغ فرخزاد
.
اورشليم و رموز ِ معبد ها
توی نقشه هميشه گم بوده
درد دارم شکاف ِ مقعد را
مثل قومی که در سدوم بوده!
.
ابتدای وقوعِ بيگ بَنگم
توی قلبم سرود ِ ويرانی
تکه ايی از ستارگان هستم
قسمتی از شعور ِکيهانی
.
ما که مهد تمدن و عرفان
يا مريدان ِ مولوی بوديم
در لباس و کلاه ِ ماشی رنگ
با جماهير شوروی بوديم
.
ما شعاری به روی ديوار و...
کوره راهی پُر از غم و سختی
پاسبانِ کتيبه ي کوروش
وارثانِ کبيرِ بدبختی
.
نور خورشيد ِ خاوران هستی!
چاه ِ نفت سياه ِ آبادان
پارتيزان ِ چماق و شبنامه
يا تجاوز درون ِ هر زندان
.
کهربايی ترين غروبی یا
سرزمينی براي بي مهری
حس ِ عطر ِ لباس ِ کولی ها
يا که زار ِ نمور ِ بوشهری
.
بوی عيدی نمي دهد فرهاد
توی جشن ِ طناب و دلقک ها
کودکانه درون من ميخواست
سکه باشد ميان ِ قلک ها
.
بوف ِ کوری که در سرم ميخواند
با جنون و صدای دامن گير
خودکشی کن به سبک ِ هيپی ها
توی شط ِ عميق ِ بهمنشير
.
حالِ صدبار نشئه گی دارم
در سرم التقاطِ دارو ها
روي گور ِ ترانه خواهم مرد
من به شرطِ تمامِ چاقو ها
.
مثل ِ شهيار ِ قنبری باش و ...
بوی گندم بخوان برايم باز
در صفوف ِ شکسته ی ارتش
با لبان ِ کبود ِ هر سرباز
.
چسب ِ زخمی بزن به اين تاريخ
روی سطر ِ نمي شد و ..ای کاش
من رسيدم به آخر بازی
بعد ِ مرگم جواز ِ دفنم باش..
.
.
.
#رئوف_دلفی
@raauof.delphi
.
📷 by: @behnam.lari
.
#persiapoem
.
Read more
. یارب  از بالا به ما هم اعتنا کن لا اقل! بخت ما را هم از آن بالا صدا کن لا اقل! . نصف کشورهای دنیای تو ...
Media Removed
. یارب  از بالا به ما هم اعتنا کن لا اقل! بخت ما را هم از آن بالا صدا کن لا اقل! . نصف کشورهای دنیای تو از ما بهترند. وضع ما را نصف آنها با صفا کن لا اقل! . دیش عرش کبریایی گیر کرده سمت غرب، چند روزی روی دیشت را به ما کن لا اقل! . در اتوبان جهان پِت پِت کنیم عین پراید؛ بنز نه ، ما را شبیه  پرشیا کن لا اقل! . ... .
یارب  از بالا به ما هم اعتنا کن لا اقل!
بخت ما را هم از آن بالا صدا کن لا اقل!
.
نصف کشورهای دنیای تو از ما بهترند.
وضع ما را نصف آنها با صفا کن لا اقل!
.
دیش عرش کبریایی گیر کرده سمت غرب،
چند روزی روی دیشت را به ما کن لا اقل!
.
در اتوبان جهان پِت پِت کنیم عین پراید؛
بنز نه ، ما را شبیه  پرشیا کن لا اقل!
.
به اروپا این همه حال  اساسی  می دهی
یک کم از آن حال هم بر ما عطا کن لا اقل!
.
هر چه نعمت بود دادی به یو اس آی خبیث،
پنج شش درصد از آن را سهم ما کن لا اقل!
.
وضع ما را که تمام هفته مثل گامبیاست
هفته ای یک روز چون آنتالیا کن لا اقل!
.
کشور ما را که در تاریخ سوتی داده است
جابجا در نقشه ی جغرافیا کن لا اقل!
.
مرز ایران را جدا کن از عراق و روسیه،
مدتی همسایه ی ایتالیا کن لا اقل!
.
رتبه ی ما را که در دنیا از آخر سومیم
از همان آخر ششم  در آسیا کن لا اقل!
.
وقتی اینجا بین ما قانون جنگل حاکم است.
وضع ما را سوژه ی راز بقا کن لا اقل!
.
هر که آمد یک گره وا کرد، ده تا بست روش
آن گره های دُرشتـش  را تو وا کن لا  اقل!
.
این عصایی که تو دادی نیل را نشکافت خوب
محض خنده گاه آن را اژدها کن لا اقل!
.
از دعای ما که کاری برنیامد سالها
بارالها! پس خودت ما را دعا کن لا اقل..!
.
.
.
#شروین_سلیمانی
@shervin.soleimani
.
#persiapoem
.
Read more
. زندانی رعایت و پرهیز می‌شوی با زندگی به زور گلاویز می‌شوی از بسکه کار می کنی و کار می‌کنی داری ...
Media Removed
. زندانی رعایت و پرهیز می‌شوی با زندگی به زور گلاویز می‌شوی از بسکه کار می کنی و کار می‌کنی داری شبیه صندلی و میز می‌شوی در آینه کسی به تو خیره نمی‌شود تبعیدگاه آینه‌ی هیز می‌شوی نامت دهان آدم را تلخ می‌کند مثل ترانه های غم انگیز می‌شوی احساس میکنی همه از تو فراری اند داری مترسک سر جالیز ... .
زندانی رعایت و پرهیز می‌شوی
با زندگی به زور گلاویز می‌شوی

از بسکه کار می کنی و کار می‌کنی
داری شبیه صندلی و میز می‌شوی

در آینه کسی به تو خیره نمی‌شود
تبعیدگاه آینه‌ی هیز می‌شوی

نامت دهان آدم را تلخ می‌کند
مثل ترانه های غم انگیز می‌شوی

احساس میکنی همه از تو فراری اند
داری مترسک سر جالیز می‌شوی

خود را نمی توانی بالا بیاوری
هر چند از تهوع لبریز می‌شوی

بیدار شو بقیّه‌ی تاریخ را نخواب
داری اسیر لشکر چنگیز می‌شوی

این مولوی شدن به همین سادگی که نیست
هی بیخودی مسافر تبریز می‌شوی

این جاده پرتگاه تمام عبورهاست
هی دور میشوی ... هی ناچیز می‌شوی

یک روز می رسد که به #دردی نمی‌خوری
بی هیچ #اختیاری #تعویض می‌شوی...
.
.
.
#سعید_حیدری_ساوجی
@saeidheidarisavoji
.
#persiapoem
.
📷: @parisasoltani_photography
.
🔷 پ.ن: خوانش شعرهای پست های قبلی شدیدا توصیه میشود 😊
.
Read more

Loading...