Loading Content...

Salarpolad Instagram Photos and Videos

Loading...


salarpolad Mohammad @salarpolad mentions
Followers: 43,565
Following: 59
Total Comments: 0
Total Likes: 0

 #عشق برای #عاشق ، #رنج برای #مادر ، #درد برای #پدر ، #پتک برای #اهنگر ، #کار برای #کارگر ، #زمین ...
Media Removed
#عشق برای #عاشق ، #رنج برای #مادر ، #درد برای #پدر ، #پتک برای #اهنگر ، #کار برای #کارگر ، #زمین برای #کشاورز ، #تفنگ برای #سرباز ، #امید ی برای #اغاز ، اما #ثروت برای که؟ تنها #مرگ #برای #همه ، (محمد ترابی، یک گالش) هم اکنون در مزرعه، #عشق برای #عاشق ،
#رنج برای #مادر ،
#درد برای #پدر ،
#پتک برای #اهنگر ،
#کار برای #کارگر ،
#زمین برای #کشاورز ،
#تفنگ برای #سرباز ،
#امید ی برای #اغاز ،
اما #ثروت برای که؟
تنها #مرگ #برای #همه ،
(محمد ترابی، یک گالش)

هم اکنون در مزرعه،
Loading...
حدودا هفت هشت سال تو مزرعه قرقاول(تیرنگ،تورنگ) پرورش میدادم، با این تفاوت که جوجه قرقاول های متولد ...
Media Removed
حدودا هفت هشت سال تو مزرعه قرقاول(تیرنگ،تورنگ) پرورش میدادم، با این تفاوت که جوجه قرقاول های متولد شده در مزرعه رو عوض کشتن و خوردن بعد از اینکه شیش ماهه(نیمچه)میشدن ولشون میکردم تومزرعه،البته نژادشون پرورشی یا همون امریکایی بود(دور گردن حلقه سفید دارن،بومیهای ایران و بخصوص خزری این طوق سفید ... حدودا هفت هشت سال تو مزرعه قرقاول(تیرنگ،تورنگ) پرورش میدادم، با این تفاوت که جوجه قرقاول های متولد شده در مزرعه رو عوض کشتن و خوردن بعد از اینکه شیش ماهه(نیمچه)میشدن ولشون میکردم تومزرعه،البته نژادشون پرورشی یا همون امریکایی بود(دور گردن حلقه سفید دارن،بومیهای ایران و بخصوص خزری این طوق سفید گردن رو ندارن)،پستهاش رو خیلی قبل تر تو صفحم گذاشتم،
مساحت کل مزرعه حدودا بیست و پنج نا سی هکتاره، از باغات مختلف گرفته و مزارعه لوبیا و ذرت و گندم و جو و... ،و البته حمایت همه جانبه افراد مزرعه در مقابل شکارچیان مجاز و غیر مجاز باعث شدش تا میزان تراکم و تعداد این پرندی در حال انقراض و زیبا، قرقاول های موجود در مزرعه بالا بره و خیلی زیاد بشه،
اما به قول پدر که از هر چیز باید بهره برداری کرد، اما در راه درستش،
شاید تو این دوره زمونه برای خیلی ها قابل باور نباشه، ولی روزی نیست که در مزرعه دها قرقاول رو نبینم، اینجا تو مزرعه شده بهشتی برای زندگیشون،
اما امروز ماده توشیبا یکی از قرقاول های جوان و نر رو که دنبال کرده بود و اونم کنار فنس کنار باغ کیوی گیر افتاده بود رو شکار کرد و با تواضع تمام تقدیم من کرد،
دیگه اینجا مزرعس تو هر روز یک داستان داریم،
ما جای شما خالی اگه اون دسته از دوستان حامی حیوانات اگه اجازه بدن شام امشب کنیم، جای تمامی شما دوستان و عزیزان رو خالی میزاریم
Read more
حتما بخونید نامش روشه!، #فضای #مجازی ! نه پدری داره؟نه مادی؟ نه صاحابی؟ دنیایی که هر موجودی به ظاهر ...
Media Removed
حتما بخونید نامش روشه!، #فضای #مجازی ! نه پدری داره؟نه مادی؟ نه صاحابی؟ دنیایی که هر موجودی به ظاهر انسان با هر نوع بیماری روحی روانی و هر نوع کمبود عاطفی در دوران کودکی ویا بلاهایی که تو بچگی به سرش اوردن در جسته و بدنی بزرگ شده و وارد دنیایی بی حد و مرز شده که هر طور دوست داشته باشه میتونه تو اون جولان ... حتما بخونید
نامش روشه!، #فضای #مجازی ! نه پدری داره؟نه مادی؟ نه صاحابی؟ دنیایی که هر موجودی به ظاهر انسان با هر نوع بیماری روحی روانی و هر نوع کمبود عاطفی در دوران کودکی ویا بلاهایی که تو بچگی به سرش اوردن در جسته و بدنی بزرگ شده و وارد دنیایی بی حد و مرز شده که هر طور دوست داشته باشه میتونه تو اون جولان بده،
دو سال پیش زمانی که روزنامه معروف گاردین انگلیس صفحه شخصیم( @[email protected] ) رو به عنوان بهترین و برترین صفحه پارسی زبان در انیستاگرام معرفی کرد خیل عظیمی از روزنامها و مجلات و شبکه های تلوزیونی و دوستان و اشنایان ازم می پرسیدن که راز موفقیت توی روستایی با کمترین مدرک تحصیلی و با داشتن شغل چوپانی و کشاورزی ، دلیل پیشرفت و معروفیت و محبوبیتت در فضای مجازی چی بوده؟؟
از اون زمان این سوال برای خودم هم پیش اومد که چه دلیلی میتونه وجود داشته باشه تا من چوپان در این فضای بی کران با داشتن ملیونها کاربر صفحه ایی نسبتا پر مخاطب داشته باشم؟؟
بعد هاخوب که فکر کردم دلیلش رو یک چیز دونستم!! و اون نمیتونست چیزی باشه جز ؛ سادگی و بی ریا بودن و خودم با هر انچه خودم هستم و دارم بودن و درو و کلک نبودن و دوستار و عاشق محیط زیست دوره ورم و طبعیت و حیواناتی که دارم باهاشون زندگی میکنم بوده باشه، چه دلیل دیگری برای بالا اومدن و میشرفت به غیر از این!؟
اما از دو سال پیش فعالیتم رو تو فضای مجازی شاید حدود نود درصد کمتر کردم،خیلی ها بهم پیام دادن و هنوزم دارن میدن، یا زمانی که می بینمشون که چرا انقدر کم رنگ و به دور از صفحه و فضای مجازی ؟ که حتی دو ساله نتنها فالور و طرفدارهای صفحم بیشتر نشد که روز به روز هم داره پایین ترم میاد،(هر چند این چیز زیاد مهمی نیست)،دلیلش رو میدونید؟ بخاطر اینکه دو سه ساله که بلانصبت شما دوستان ، انقدر خر و الاغ و دلقک صفحشون زیاد شده و وارد این فضا شدن که بنده هر وقت وارد این فضا میشم انگار وارد تویله خر و الاغ مزرعه خودمون شدم با این فرق که تعداد خر و الاغ تو استبل ملیونها برابر شدش! شما تصور چنین صحنه ایی رو تو ذهنتون بکنید !ایا میتونید در چنین مکان و فضایی احساس ارامش یا پیشرفت یا درک بهتری از زمان مکان و دنیایی که در اون هستیم و قدمی برای بهتر کردنش انجام بدین؟ ایا ممکنه؟
من پدر مادر و خواهر و همسر و دو دختر کوچیک دارم، خانوادم رو خیلی بیشتر از جانم دوست دارم،و دوستانم نزدیکم از خلقیاتم با خبرن که چقدر ادم غیرتی و ناموس پرستی هستم، حاضرم هزاران بار بمیرم اما کسی به خانوادم فحاشی نکنه؟
اما افسوس و هزاران افسوس از زمانی که وارد این فضا شدم..
این هم نمونش
Read more
وقتی که شغلت مزرعه داری باشه اما #عشق #عکاسی باشی و خسته و کوفته تو ظهر گرم تابستان تو باغ سه هکتاری مرکبات ...
Media Removed
وقتی که شغلت مزرعه داری باشه اما #عشق #عکاسی باشی و خسته و کوفته تو ظهر گرم تابستان تو باغ سه هکتاری مرکبات باید شلنگ های اب بیشتر از هزار و سیصد تا درخت پرتغال رو یکی یکی چک کنی تا اب پای تمام درختها میاد یا نه ولی یهو چشمای خسته و قرمز و قی کرده و عرقیت یه #حلزون (ُسکل) #تشنه به اندازه یه دونه نخود رو میبینه ... وقتی که شغلت مزرعه داری باشه اما #عشق #عکاسی باشی و خسته و کوفته تو ظهر گرم تابستان تو باغ سه هکتاری مرکبات باید شلنگ های اب بیشتر از هزار و سیصد تا درخت پرتغال رو یکی یکی چک کنی تا اب پای تمام درختها میاد یا نه ولی یهو چشمای خسته و قرمز و قی کرده و عرقیت یه #حلزون (ُسکل) #تشنه به اندازه یه دونه نخود رو میبینه که داره رو #شیلنگ دنبال #اب میگرده؟!؟ اگه زرنگ باشی میتونی با یک تیر دو نشون بزنی!
یکی سر شیلنگ رو باز کنی و دل این فسقلی رو شاد کنی و تشنگیش رو بر طرف کنی، دوم یه سورژه خوب عکاسی گیر بیاری!
اما بد شانسی و نکته غیر قابل قبول اینکه از فقیری و نداری یه گوشی لپ لپ نمکی داشته باشی که دوربینش مفت بدرد نخوره و کیفیت نداشته باشه تا بزنه تمام کارها و حالت رو خراب کنه،
در #مزرعه، هم اکنون
Read more
در منزل ، طبق معمول هر سال فصل پختن گوجه فرنگی و گرفتن رب گوجه فرنگی،تازه و سالم و اورگانیک، باز هم ...
Media Removed
در منزل ، طبق معمول هر سال فصل پختن گوجه فرنگی و گرفتن رب گوجه فرنگی،تازه و سالم و اورگانیک، باز هم مثل همیشه بیشتر زحمتاش گردن مادرمه. در منزل ،
طبق معمول هر سال فصل پختن گوجه فرنگی و گرفتن رب گوجه فرنگی،تازه و سالم و اورگانیک،
باز هم مثل همیشه بیشتر زحمتاش گردن مادرمه.
در اعماق جنگل، فقط سکوت و ارامش، که گهگاه با صدای اواز چکاوک و بلبل که لابلای درختان تنومند و سر به فلک ...
Media Removed
در اعماق جنگل، فقط سکوت و ارامش، که گهگاه با صدای اواز چکاوک و بلبل که لابلای درختان تنومند و سر به فلک کشیده با تنه هایی سبز و پر از خزه شکسته میشه،و کمی ان طرف تر صدای شرشر چشمه خنک کنار درخت بزرگ بلوط و قطرات خنک و خیس مه که روی صورت ادم میشینه و کمی بعد با حرارت اتیش کنار چادر بخار میشه. هفت تا رفیقا، هر ... در اعماق جنگل،
فقط سکوت و ارامش، که گهگاه با صدای اواز چکاوک و بلبل که لابلای درختان تنومند و سر به فلک کشیده با تنه هایی سبز و پر از خزه شکسته میشه،و کمی ان طرف تر صدای شرشر چشمه خنک کنار درخت بزرگ بلوط و قطرات خنک و خیس مه که روی صورت ادم میشینه و کمی بعد با حرارت اتیش کنار چادر بخار میشه.
هفت تا رفیقا، هر هفت نفر بازنشسته،
سالهاست که با هم دوست و رفیقا،
دو تا جنگل بان بازنشسته!
دو تا هیزم شکن بازنشسته!
دو تا نظامی بازنشسته!
و یک چوپان بازنشسته!
اما اینها پیرمردهای دهاتی و روستایی هستن،بر عکس افراد سالخورده تو شهر اهل نسشتن رو نیمکت تو پارک نیستن،
با اینکه چندین ساله بازنشسته شدن اما همشون از فردای با زن نشستگی شون شروع کردن تو مزرعه و سر زمین کار و تلاش و تولید محصولات کشاورزی،
هر سال تو تابستان چندین و چند ساله دور هم جم میشن و به یاد گذشتها چند شبی رو تو جنگل کنار چشمه میگذرونن،
اصلا تفریح کردنشونم با همه فرق داره و ادم کیف میکنه که در کنارشونه،
#پدر #عموها #بازنشسته #سالمند #زندگی به شرط #خنده و #شادی در #جنگل #گلستان #بندرگز #بهشت #گمشده #ایران
Read more
Loading...
طبق معمول هر روز صبح ، قبل از خروس خون بعد اذون #صبح بیدار شدم و تو هوای گرگ و میش صبحگاهی برای دوشیدن #شیر ...
Media Removed
طبق معمول هر روز صبح ، قبل از خروس خون بعد اذون #صبح بیدار شدم و تو هوای گرگ و میش صبحگاهی برای دوشیدن #شیر #گاوها راهی #مزرعه شدم و بعد از سر و کله زدن با گاوها و گوسالهاشون و فارغ شدن از کار سطل های سفید تو خورجین موتور رو در اوردم و مثل هر روز رفتم سراغ درختهای #انجیر #سفید پشت دامداری! سه تا درخت انجیر ... طبق معمول هر روز صبح ، قبل از خروس خون بعد اذون #صبح بیدار شدم و تو هوای گرگ و میش صبحگاهی برای دوشیدن #شیر #گاوها راهی #مزرعه شدم و بعد از سر و کله زدن با گاوها و گوسالهاشون و فارغ شدن از کار سطل های سفید تو خورجین موتور رو در اوردم و مثل هر روز رفتم سراغ درختهای #انجیر #سفید پشت دامداری!
سه تا درخت انجیر با چند متر فاصله از هم، یه درخت بزرگ و پیر که بیشتر از چهل سال سنشه و یادگار پدربزرگمه، یه درخت میان سال که بیشتر از بیست سال سنشه و یادگار پدرمه، و یه درخت انجیر سه ساله جوان که من کاشتم یادگاری برای نسلهای بعد خودم.
به قول پدرم که بارها این ضرب المثل رو بهم گفته که، " دیگران کاشتند و ما خوردیم! ما بکاریم و دیگران بخورند.
یک نکته خیلی مهم رو هم بزارید به عنوان یک مزرعه دار و #کشاورز خدمت شما عرض کنم و اونم اینه که بنده به عنوان کشاورزی که تمام #محصولات رو و هر چیزی که شما فکرش رو بکنید دارم پرورش میدم! نکته اصلی اینجاست که تمام درختان و محصولات در طول سال نیاز به کود و #سم افت کش طبعیی و #شیمیایی دارن و رسیدگی مداوم میخوان به جز!!!؟!؟ همین درخت انجیر، #سالم ترین میوه و محصول در کشاورزی هستش از نظر من، و به شما هم توصیه میکنم موقع خوردن صبحانه تون این میوه بهشتی رو فراموش نکنید.
اینجا تو #شمال واسه این #میوه کله میشکنن! تهران و شهرستانهای دیگه رو نمی دونم؟ شما چطور! انجیل دوست دارید؟
Read more
در منزل پدری، اش پشت پا، اش رشته،(ترشی خمیر اش) جای دوستان خالی، خواهشا برای انتشار ویدیو و عکسها لاعقل ذکر منبع شود. تشکر در منزل پدری،
اش پشت پا، اش رشته،(ترشی خمیر اش)
جای دوستان خالی،
خواهشا برای انتشار ویدیو و عکسها لاعقل ذکر منبع شود. تشکر
Loading...
وقتی خسته از گرما و عرق و کار ابیاری ،از تو باغ میای دامداری برای دوشیدن شیر گاوها و می بینی که ای وای کارگر(داریوش صغیر) تنبل چرتیت در خواب غفلت بوده و #گاوت #زاییده و یک عضو جدید و کوچولو به گله اضافه شده! و هر دوشون(مادر و بچه) سالم و سرحالا، اون وقته که خستگی یک روز از تنت بیرون میره. وقتی خسته از گرما و عرق و کار ابیاری ،از تو باغ میای دامداری برای دوشیدن شیر گاوها و می بینی که ای وای کارگر(داریوش صغیر) تنبل چرتیت در خواب غفلت بوده و #گاوت #زاییده و یک عضو جدید و کوچولو به گله اضافه شده! و هر دوشون(مادر و بچه) سالم و سرحالا،
اون وقته که خستگی یک روز از تنت بیرون میره.
قبل از هر سخنی یک سوال ساده از تمام کسانی که این مطلب رو میخونند دارم!؟! از دوستان کسی کالا یا محصولی ...
Media Removed
قبل از هر سخنی یک سوال ساده از تمام کسانی که این مطلب رو میخونند دارم!؟! از دوستان کسی کالا یا محصولی رو سراغ داره که تو این وضع اشفته و بی درو پیکر اقتصادی کشور از دوازده سیزده سال پیش تا حالا نه تنها هیچ تکانی نخورده باشه ! بلکه حتی پایین تر هم اومده باشه؟؟؟ جوابش رو اخر این پست به شما میدم!!! توضیحی بهتر ... قبل از هر سخنی یک سوال ساده از تمام کسانی که این مطلب رو میخونند دارم!؟! از دوستان کسی کالا یا محصولی رو سراغ داره که تو این وضع اشفته و بی درو پیکر اقتصادی کشور از دوازده سیزده سال پیش تا حالا نه تنها هیچ تکانی نخورده باشه ! بلکه حتی پایین تر هم اومده باشه؟؟؟
جوابش رو اخر این پست به شما میدم!!! توضیحی بهتر و واضح تر از تصویر اولی در این پست به ذهنم نمیرسید که بخام برای کسی از صنعت و شغل سخت و پر دردسر #گاوداری به کسی بدم!
از دیروز خبر افزایش سی درصدی #محصولات #لبنی باز هم صدای خیلی ها رو دراورده،
و در ذهن خیلی از مردم کشور یقینا این فکر نقش میبنده که خوش بحال گاودار که با افزایش قیمت محصولات تولیدیش کلی کیف میکنه و سودها و پولها به جیبش میزنه و در دنباله اون طبق معمول افرادی کوتاه فکر با افکاری مریض فحش و ناسزا و لعن و نفرین بر دامدار بدبخت و خانوادش روانه میکنن و دست اخر تمام کاسه کوزها مثل همیشه در این صنعت بر سر دامدار خرد میشه!!؟!
من یک دامدار مثل هزاران دامدار بیچاره ی این کشور هستم، تا کسی وارد این شغل سخت نشده باشه و فقط برای حتی یک روز این کار رو انجام نداده باشه متوجه حرفهای بنده و سختی و مشقت این شغل نمیشه، فقط همین بس که از حدود صدرصد دامداری صنعتی که فقط تو همین شهر ما تا چند سال پیش وجود داشت بیشتر از نود درصدش ورشکست و بیچاره و گاوهای فوقلاده پر شیرشون رو دادن به دست قصاب الان دامداریهاشون متروکه و خراب شده،
من بدبخت دامدار باید شب تا صبح جون بکنم و سگ دو بزنم اما سودش رو فقط چندتا از اون گردن کلفت های کله گنده که صاحبین کارخانجات بزرگ تو این کشور هستن و من نمیتونم اسم اونها رو ببرم چون برام خیلی خیلی دردسر میشه،
فقط همین بس که در جواب سوال اولم که از شما پرسیدم محصولی فوقلاده با ارزش ولی اما در کشور ما فوقلاده بی ارزش بنام شیر گاوه #شیر
که دوازده سیزده ساله از من بدبخت دامدار لیتری هزار یا بعضی وقتها نهصد کارخانه میخره و تمام چیزهای توش رو میکشه و اخرش اب زیپوی خالی رو به عنوان شیر میده به خورد ملت و خدا تومن سود میکنه،
حدود پانزده سال پیش ما صد و بیست راس گاو داشتیم اما امروز بخاطر کلی ضرر و بدهی به این کارخانه جات تعدادشون به کمتر از بیست راس رسیده،
و روز به روز داریم فقیرتر و بدبخت تر از روز گذشته میشیم.
شرمنده که زیاده گویی کردم، درد دلی بود از یک دامدار(گاودار).
Read more
انقدر خسته و له و داغون بودم که اصلا قصد شام خوردن رو هم نداشتم،از دیشب که خانم خونه بیمار شد تا بیمارستان ...
Media Removed
انقدر خسته و له و داغون بودم که اصلا قصد شام خوردن رو هم نداشتم،از دیشب که خانم خونه بیمار شد تا بیمارستان ببرمش و دکتر و نسخه و دارو و امپول و غیره... و بیاییم خونه ساعت شد چهار و نیم صبح، مادر خانمم کنار بچها خوابش برده بود بیدار شد و رفت خونش، سریع بدونه فوت وقت لباس کار پوشیدم و با موتور هندای چراغ روشن ... انقدر خسته و له و داغون بودم که اصلا قصد شام خوردن رو هم نداشتم،از دیشب که خانم خونه بیمار شد تا بیمارستان ببرمش و دکتر و نسخه و دارو و امپول و غیره... و بیاییم خونه ساعت شد چهار و نیم صبح، مادر خانمم کنار بچها خوابش برده بود بیدار شد و رفت خونش، سریع بدونه فوت وقت لباس کار پوشیدم و با موتور هندای چراغ روشن تو گرگ و میش صبح رفتم سمت مزرعه و گاوداری برا دوشیدن شیر گاوها،
ساعت حدود هشت صبح کارام تو دامداری تموم شد و اومدم سمت خونه،خانم بچها هنوز خواب بودن، سریع صبحانه رو اماده کردم و جلدی برگشتم سمت مزرعه برنج برا برداشت شالی، دیدم هنوز کمباین پسر عمم نیومده، تراکتور رو استارت زدم و زمین لخت کنار شالیزار رو شخم و دیکس و اماده کردم و رفتم طرف حوض کنار کلبه چوبی پدر و کیسه ذرتی که دیروز انداخته بودم تو اب تا نم بکشه رو ورداشتم و بزر ذرت رو پاچیدم و بعد با تراکتور کردمشون زیر خاک، هنوز چند دقیقه نگذشته بود که دیدم از دور تراکتور و کمباین و پسر عمه و کارگراش از راه رسیدن،
بعد چند ساعت کوبیدن شالی با کمباین( تو این سه ساعتم یک تریلی تراکتور علوفه و علف هرز با داس برا تغذیه گاوها تو گوشه کنار باغ با دست تراشیدم) سریعا من و پسر عمو تراکتور و برداشتم و زمین تازه لخت شده از شالی رو دوباره اماده نشای دوباره کردیم تا ساعت چهار بعداظهر که دوباره برگشتم سر گاوداری برا دوشیدن گاوها، یه گوساله اسهال داشت یک ساعت طول کشید تا سرم و امپولش رو بزنیم، دیگه هوا تاریک شده بود، رفتم به سگها غذا بدم که دیدم یخچال غذاشون از جیب مبارک منم خالی تره!
با ماشین رفتم چند تا روستا اون طرف تر و براشون غدا خریدم و اوردم دادم بهشون که دیدم یکی از ماده سگها از قفسش بیرون پریده و در رفته، کلی دنبالش گشتم اما پیداش نکردم،
دیگه حالم داشت از خستگی خراب میشد، با موتور چراغ روشن نفهمیدم چطور رسیدم خونه، تا اومدم تو حیاط که برم دوش بگیرم و بدونه شام فقط تخت بگیرم بخوابم دختر کوچولوم #نیلوفر پرید تو بغلم و شروع کرد بوسیدنم و تبریک روز #تولد م !!! اصلا به کل یادم رفته بود!؟! بعد یه دوش گرفتن پرید تو حمام و منو به زور کشوند خونه پدر تا شام رو با خانواده و دور هم بخوریم، بعدشم رفت تو اشپز خونه و هفت هشتا کیک یزدی که امروز تو راه کلاس قرانش با پول تو جیبی که مادرش بهش داده بود خریده بود رو اورد با یک چوب کبریت روش تا سال روزه تولدم رو جشن بگیریم،
درسته امشب فقیرانه ترین جشن تولدی بود که تا بحال تو کل عمرم دیده بودم!؟! اما این بهترین جشن تولد زندگیم بود، در کنار خانوادم،
خدا ره شکر
Read more
 #زمستان دو سال قبل! #مزرعه، ما ادمها نه طاقت #گرما رو داریم نه #سرما رو، وقتیکه افتابی و گرمه میگیم ...
Media Removed
#زمستان دو سال قبل! #مزرعه، ما ادمها نه طاقت #گرما رو داریم نه #سرما رو، وقتیکه افتابی و گرمه میگیم چرا هوا سرد و خنک نمیشه! وقتی هم که هوا #سرد و برفیه ارزوی یک روز افتابی و گرم رو از خدا داریم! اصلا فکرش رو هم نمیکردم که با دیدن عکسهای زمستان دو سال پیش حسرت او ن روز و فصل رو بخورم، #زمستان دو سال قبل! #مزرعه،

ما ادمها نه طاقت #گرما رو داریم نه #سرما رو، وقتیکه افتابی و گرمه میگیم چرا هوا سرد و خنک نمیشه! وقتی هم که هوا #سرد و برفیه ارزوی یک روز افتابی و گرم رو از خدا داریم!
اصلا فکرش رو هم نمیکردم که با دیدن عکسهای زمستان دو سال پیش حسرت او ن روز و فصل رو بخورم،
Loading...
در #مزرعه، این داستان؛ بچه #خرگوش جیغ جیغو !؟! مادرش با شنیدن صدای جیغ بچش به طور باور نکردنی تا چند قدمی من و مسلم نزدیک میشد و بادر اوردن صدای فوس فوس دماغ و کوباندن دو پای عقب به زمین اعتراض و ناراحتی و عصبانیت خودش رو بهمون نشون میداد(مهر مادری). و در نهایت ! رها به سوی ازادی. در #مزرعه،
این داستان؛ بچه #خرگوش جیغ جیغو !؟!
مادرش با شنیدن صدای جیغ بچش به طور باور نکردنی تا چند قدمی من و مسلم نزدیک میشد و بادر اوردن صدای فوس فوس دماغ و کوباندن دو پای عقب به زمین اعتراض و ناراحتی و عصبانیت خودش رو بهمون نشون میداد(مهر مادری). و در نهایت !
رها به سوی ازادی.
در مزرعه، اکنون، جست و خیز و بازی و شادی بچها در حوض ارزوها
Media Removed
در مزرعه، اکنون، جست و خیز و بازی و شادی بچها در حوض ارزوها در مزرعه، اکنون،
جست و خیز و بازی و شادی بچها در حوض ارزوها
گوسفندها هم وقتی فهمیدن تو این مزرعه بالاخره یکی هست که از اونها می ترسه چرا کردن رو ول کردن و با کل قوا ...
Media Removed
گوسفندها هم وقتی فهمیدن تو این مزرعه بالاخره یکی هست که از اونها می ترسه چرا کردن رو ول کردن و با کل قوا دویدن به طرفش! اونم دو تا پا داشت، دو تا پای خرس عروسکی زیر بغلش رو هم ازش قرض گرفت و با تمام قدرت شروع کرد به دویدن و فرار کردن، ما هم با دیدن این صحنه به شدت خنده دار ،کل خانواده تصمیم بر این گرفت که هر عضو ... گوسفندها هم وقتی فهمیدن تو این مزرعه بالاخره یکی هست که از اونها می ترسه چرا کردن رو ول کردن و با کل قوا دویدن به طرفش! اونم دو تا پا داشت، دو تا پای خرس عروسکی زیر بغلش رو هم ازش قرض گرفت و با تمام قدرت شروع کرد به دویدن و فرار کردن،
ما هم با دیدن این صحنه به شدت خنده دار ،کل خانواده تصمیم بر این گرفت که هر عضو جدید از خانواده رو از همون چند ماهگی با حیوانات (بخصوص گوسفندها) اشنا کنیم و به بچها یادشون بدیم که حیوانها هیچ ازاری به ادم نمیرسونن و اون انسانهای دوپا هستن که باید ازشون ترسید و فرار کرد نه حیوان !
این جوری شد که این کوچولو طی چند جلسه ملاقاتی که با این بره داشت ول بکن اون نیست و به محض دیدنش چنان بغلش میکنه که فکر نکنم مادرش رو این طوری بغل کنه، والا
برای جدا سازی اون هم از بره باید اون و بره رو بکسل کرد تا از هم جدا بشن.
Read more
Loading...
در #مزرعه ، هم اکنون، #تمشک در #مزرعه ، هم اکنون،
#تمشک
تا گوساله گاو شود! دل صاحبش اب شود! خودش باعث مرگ خودش شد!کنجکاویش باعث شد که حسار اهنی محوطه استبل ...
Media Removed
تا گوساله گاو شود! دل صاحبش اب شود! خودش باعث مرگ خودش شد!کنجکاویش باعث شد که حسار اهنی محوطه استبل روبشکنه و بپره اون ور نردها، شب بود کور کورانه انقدر جلو رفت که با سر افتاد تو چاه خشک شده و قدیمی کنار مزرعه، پدر رفت تو چاه و با کمک بیل میکانیکی لاشی ورم کردش رو از تو چاه بیرون کشیدیم، از مردنش ناراحت ... تا گوساله گاو شود! دل صاحبش اب شود!
خودش باعث مرگ خودش شد!کنجکاویش باعث شد که حسار اهنی محوطه استبل روبشکنه و بپره اون ور نردها،
شب بود کور کورانه انقدر جلو رفت که با سر افتاد تو چاه خشک شده و قدیمی کنار مزرعه،
پدر رفت تو چاه و با کمک بیل میکانیکی لاشی ورم کردش رو از تو چاه بیرون کشیدیم،
از مردنش ناراحت نشدم! از این طور مردن با زجر و همراه با درد اون متاسف شدم،
تو اون چاه تنگ و تاریک و نمور انقدر سر و دست و پا زد که تمام بدنش کبود و پاره پاره شده بود،مثل ادمی که زنده به گور شده باشه،
اخرش هم گوشتش نصیب سگهای مزرعه شد،
زیر پا گذاشتن قانون و فرار از اون بعضی وقتها باعث مرگه.
Read more
 #شاید #در #جهانی #دیگر با صدای غارغار کلاغ سیاه که روی درخت صنوبر بلند در حاشیه مزرعه گندم که در دوردست ...
Media Removed
#شاید #در #جهانی #دیگر با صدای غارغار کلاغ سیاه که روی درخت صنوبر بلند در حاشیه مزرعه گندم که در دوردست ها متوجه چیزی شده بود و داشت خبر از اتفاقی میداد، جوجه قرقاول قهویی خال سیاه کوچولو سرش رو از لای پرهای سینه مادرش بیرون اورد و نگاهی به بالا سر و دور و اطرافش انداخت! در نظر اول نگاهش به خوشهای سبز ... #شاید #در #جهانی #دیگر
با صدای غارغار کلاغ سیاه که روی درخت صنوبر بلند در حاشیه مزرعه گندم که در دوردست ها متوجه چیزی شده بود و داشت خبر از اتفاقی میداد، جوجه قرقاول قهویی خال سیاه کوچولو سرش رو از لای پرهای سینه مادرش بیرون اورد و نگاهی به بالا سر و دور و اطرافش انداخت!
در نظر اول نگاهش به خوشهای سبز نازک و بلند گندم افتاد که همچون جنگلی انبوه لونه اون برادر و خواهرهاش رو احاته کرده بود ،بالا سرش مادر با چشمانی باز و قی کرده گردن دراز کرده بود و داشت خوب اطراف رو می پایید!
جوجه قرقاول که میون نه برادر و خواهرش از همه شجاع تر بود این بار کمی جسارت به خرج داد و برای اولین بار در عمرش یک پاش رو از میون پرهای مادر بیرون انداخت و خودش رو از لابلای پرهای گرم و نرم مادر بیرون کشید!
کمی مکس کرد و همونجا چسبیده به مادر زیر تابش نور خورشید چمپانمه نشست،
صدای کلاغها همراه با صداهای عجیبی دیگه لحضه به لحظه داشت بیشتر و نزدیکتر میشد، مادر مضطربانه داعما سرش و گردنش رو به چپ و راست میکشید!
حالا دیگه جوجها هم از ارامی و سکوت در اومده بودن و زیر پرهای مادر به جنب و جوش افتاده بودن! صدای عجیب لحظه به لحظه داشت بیشتر و نزدیکتر میشد، دیگه زمین هم داش زیر پاهای اونها می لرزید،انگار دنیا داشت تموم میشد و به پایان میرسید!
مادر که دیگه توانایی کنترل اوضاع لانه از دستش خارج شده بود با احتیاط از لانه به بیرون خزید و با صدا کردن جوجهاش اونها رو تشویق به دنبال روی از خودش کرد، جوجها در لابلای خوشهای گندم به دنبال مادر شروع به دویدن کردن،یک لحظه غفلت جوجه قرقاول کوچولو رو از مادر دور انداخت! به دنبال مادر گشتن دیگه دیر شده بود، هیولایی عظیم که داشت تمام گندمها و مزرعه و شاید هم تمام دنیا رو با صدها دندان تیز و دهن گشادش می بلعید دیگه بالای سرش رسیده بود،از ترس چشمای ریزش رو بست، لحظه ایی همه چیز تاریک شد! و وقتی چشمهاش رو باز کرد در دستان و میون انگشتانی گرم و نرم مثل پرهای مادرش موجودی عجیب با دو چشم گرد میون هوا و زمین قرار داشت! با گامهایی بلند داشت ارام به طرفی حرکت میکرد،این دیگه چه موجودیه؟گندم که نیست!شبیه درختهای صنوبر هم نبود،شباهتی به کلاغها و قرقاول ها هم نداشت!
در گوشه ایی از مزرعه کنار درختهای پرتغال روی زمینی بدون گندم جوجه قرقاول انگشتانش ارام به روی خاک نشست، حالا دیگه پاهاش روی زمین بود!بی مادر و #تنها !؟ #شاید #در #جهانی #دیگر فرود اومده باشه!؟
لحظه ایی مکس کرد و ایستاد و نگاهش کرد!
و لحظه ایی بعد شروع کرد با تمام توانش به دویدن! در جهانی دیگه! #به #سوی #نور، #به #سوی #اینده .
Read more
Loading...
 #هلوی #بدشانس بودن یا نبودن!مسئله این است ایااا؟؟؟ حال و روز این روزهای اکثر ما ادمها ! زیر فشار ...
Media Removed
#هلوی #بدشانس بودن یا نبودن!مسئله این است ایااا؟؟؟ حال و روز این روزهای اکثر ما ادمها ! زیر فشار داریم پرس میشیم! صدای جر رفتگی بعضی ها رو حتی میشه شنید! جرررررررت. مثل این هلوی بد شانس که دقیقا بین تنه و شاخه درخت گیر افتاده و رشد کرده، نه راه پس داره نه راه پیش! اگر هم بخوای بکشیش بیرون باید تیکه ... #هلوی #بدشانس
بودن یا نبودن!مسئله این است ایااا؟؟؟
حال و روز این روزهای اکثر ما ادمها !
زیر فشار داریم پرس میشیم!
صدای جر رفتگی بعضی ها رو حتی میشه شنید! جرررررررت.
مثل این هلوی بد شانس که دقیقا بین تنه و شاخه درخت گیر افتاده و رشد کرده، نه راه پس داره نه راه پیش!
اگر هم بخوای بکشیش بیرون باید تیکه تیکش کنی!
خدایاااا بسته دیگه! دیگه تحملش رو ندارم، بکشم بیرون.
Read more
در مزرعه، #ایران #گلستان # بندرگز #مزرعه #سالارپولاد ،برادران #ترابی #تولید #پیشرفت #مزرعه ...
Media Removed
در مزرعه، #ایران #گلستان # بندرگز #مزرعه #سالارپولاد ،برادران #ترابی #تولید #پیشرفت #مزرعه گندم، دستگاه #چاپر #علوفه #گندم_زار مراحل درست کردن سیلوی گندم و خرد کردن گندمهای سبز و تامین علوفه و غذای گاوها ( #سیلو ) از مهمترین کارهای بخش گاوداری یک مزرعه دار محسوب میشه در مزرعه،
#ایران #گلستان # بندرگز #مزرعه #سالارپولاد ،برادران #ترابی #تولید #پیشرفت
#مزرعه گندم،
دستگاه #چاپر #علوفه #گندم_زار
مراحل درست کردن سیلوی گندم و خرد کردن گندمهای سبز و تامین علوفه و غذای گاوها ( #سیلو ) از مهمترین کارهای بخش گاوداری یک مزرعه دار محسوب میشه
 #گاو های #خوشبخت ، بادی وزید و امید کشاورزی پرپر شد، پس خوشبحال گاوهااااا ! پس از وزش تندباد الوچهای ...
Media Removed
#گاو های #خوشبخت ، بادی وزید و امید کشاورزی پرپر شد، پس خوشبحال گاوهااااا ! پس از وزش تندباد الوچهای اب دار و شیرین و ترش و ملس روی زمین پرتاب شده و میترکن، در اون حالت دیگه برای ارسال به بازار مصرف خوب نیستند، فقط چند ساعت اولیه میشه خوردشون، پس از گدشت چند ساعت از جای ترکیده سیاه و کبود میشن، بهترین ... #گاو های #خوشبخت ،
بادی وزید و امید کشاورزی پرپر شد،
پس خوشبحال گاوهااااا !
پس از وزش تندباد الوچهای اب دار و شیرین و ترش و ملس روی زمین پرتاب شده و میترکن، در اون حالت دیگه برای ارسال به بازار مصرف خوب نیستند، فقط چند ساعت اولیه میشه خوردشون، پس از گدشت چند ساعت از جای ترکیده سیاه و کبود میشن، بهترین کار قرار دادن الوچه در اختیار گاوهاست تا شیر با طعم الوچه تولید کنن، ههههه، فقط نعنا و نمک کم داره،
#باد #طوفان #درخت #الوچه #گوجه #سبز #غذا ی #گاو
Read more
گام بردار! سعی کن! از تاریکی برون ای! به سوی روشنایی حرکت کن! ان زمان تو لبخند خواهی زد.
Media Removed
گام بردار! سعی کن! از تاریکی برون ای! به سوی روشنایی حرکت کن! ان زمان تو لبخند خواهی زد. گام بردار!
سعی کن!
از تاریکی برون ای!
به سوی روشنایی حرکت کن!
ان زمان تو لبخند خواهی زد.
صدای ترتر و تکونهای مکرر موقع رانندگی تراکتور باعث شد تا متوجه تماسهای پی در پی مسلم(پسرداییم) نشم!زمانی ...
Media Removed
صدای ترتر و تکونهای مکرر موقع رانندگی تراکتور باعث شد تا متوجه تماسهای پی در پی مسلم(پسرداییم) نشم!زمانی متوجه شدم که دیدم پدرم با عجله از پلهای چوبی کلبه کاه گلیش که کمی اون ورتر وسط باغ دو سه ماهی بود قد علم کرده بود پرید بیرون و شتابان دوید طرف من!شستم خبر دار شد باید اتفاق مهمی افتاده باشه که پدر ... صدای ترتر و تکونهای مکرر موقع رانندگی تراکتور باعث شد تا متوجه تماسهای پی در پی مسلم(پسرداییم) نشم!زمانی متوجه شدم که دیدم پدرم با عجله از پلهای چوبی کلبه کاه گلیش که کمی اون ورتر وسط باغ دو سه ماهی بود قد علم کرده بود پرید بیرون و شتابان دوید طرف من!شستم خبر دار شد باید اتفاق مهمی افتاده باشه که پدر پیرم این طور تو زمین سفت و پر از کلوخهای بزرگ و کوچیک شالیزار خشک که داشتم با تراکتور امادش میکردم این طوری بطرفم میدوه؟؟!
با صدایی که به صدای گوشخراش تراکتور قلبه کنه رو بهم گفت؛مسلم !مسلم! بهم زنگ زد،باهات کار مهمی داره،چرا گوشیت و جواب نمیدی؟یکی از گوسفنداش چند ساعته درد زیادی داره،میگه نمی تونه بزاد! در جا ساسات تراکتور رو کشیدم و وسط زمین زیر افتاب ولش کردم و دویدم طرف موتور پدر که کنار کلبه جک زده بود،در یک چشم به هم زدن خودم رو به اغل مسلم رسوندم و از رو پرچین چوبی پریدم اون ور،
نه سلامی و نه علیکی استین و بالا زدم و با اب نسبتا تمیز ابشخور گوسفندا دستهام رو شستم و رفتم طرف مسلم که داشت گوسفند رو رو زمین دراز میداد،
خیلی ناراحت بود، رو کرد بهم و گفت ؛یک ساعته دارم بهت میزنگم ، فکر کنم بره مرده تو شکم مادرش!گفتم چرا این رو میگی؟
گفت؛ فک کنم از بس زور زده گوسفند بیچاره بره تو شکم مادرش بهش فشار اومده و ترکیده، چون به جای دست و پا داعم چند تیکه روده میاد بیرون و میره تو!
با تعجب اروم کارم رو شروع کردم! همیشه دستهای کوچیک و نسبتا ریزم تو زندگیم بیشترین جایی که به کارم اومده تو همین یه مورد بوده!با لمس انگشتام تو شکم و رحم مادر به اولین چیزی که خورد متوجه شدم یک بره درشت بجای این که معمولیش از دست و کله به دنیا بیاد بر عکس از پاها داره به دنیا میاد! اونم نه با پاهای صاف !دو تا پاهاش حالت خمیده به طرف داخل جمع شده و بد تر از همه اون روده ایی که مسلم فکر میکرد بند ناف بره بیچارست که دور یک پاش و بدتر از همه دور گلوش پیچ خورده!لعنت به این شانس دیگه از این بدتر نمی شد(چوپونها و گالش هاش میفهمن من چی میگم)، بار اولم نبود! بیشتر صدها بار این صحنه و اتفاق رو با گاو و گوسفند و بز تجربه کردم، اروم بند نافش رو از تو پاش و بعدش گلوش با انگشت ازاد کردم بدونه این که پارش کنم،
بدترین حالتش این بود گوسفند بیچاره ناخاسته به دلیل اینکه دستم داخل شکم و رحمش بود تحریک میشد و حی زور میزد و کار رو سخت تر میکرد، بره رو تا اونجایی که میشد حول دادم داخل رحم تا دهانه رحم جا برا صاف کردن دو تا پاهاش برای زایمان راحت انجام بشه، بالاخره بعد از بیست دقیقه زور زدن هم بره سالم بود هم مادر
Read more
 #داریوش #صغیر ، همچون #جواهری در #مزرعه من(محمدترابی) طوفان علی(علیرضا) و داریوش(محمد مخطومی)، سه ...
Media Removed
#داریوش #صغیر ، همچون #جواهری در #مزرعه من(محمدترابی) طوفان علی(علیرضا) و داریوش(محمد مخطومی)، سه #رفیق! چوپان،گالش(گاوچران)، کشاورز #داریوش #صغیر ، همچون #جواهری در #مزرعه
من(محمدترابی) طوفان علی(علیرضا) و داریوش(محمد مخطومی)،
سه #رفیق! چوپان،گالش(گاوچران)، کشاورز
گربه ی وحشی، طبق معمول هر روز عصر یک جفت از سگها رو به نوبت از داخل قفسشون بیرون می اوردم و رهاشون میکردم ...
Media Removed
گربه ی وحشی، طبق معمول هر روز عصر یک جفت از سگها رو به نوبت از داخل قفسشون بیرون می اوردم و رهاشون میکردم تو مزرعه تا بتونن کمک حال نگهبان در امر نگهبانی مزرعه باشن و تو تاریکی و ظلمات شب چشم و گوش فرد نگهبان باشن! اما چند روز پیش همسایه کناری مزرعه ما که زمین کوچیک کشاورزی داشت منو وقتی مشغول شخم زدن زمین ... گربه ی وحشی،
طبق معمول هر روز عصر یک جفت از سگها رو به نوبت از داخل قفسشون بیرون می اوردم و رهاشون میکردم تو مزرعه تا بتونن کمک حال نگهبان در امر نگهبانی مزرعه باشن و تو تاریکی و ظلمات شب چشم و گوش فرد نگهبان باشن!
اما چند روز پیش همسایه کناری مزرعه ما که زمین کوچیک کشاورزی داشت منو وقتی مشغول شخم زدن زمین بودم صدا زد!؟ بهم گفت رد پای سگهات رو تو زمین خودم دیدم !دوست ندارم تو زمینم سگ (حالا به دلایل خنده داری که ایشون بیان کردن و اینجا قابل گفتن نیست) بیاد!
منم برای اینکه ملاحضه ایشون رو کرده باشم و همسایه ناراحت نشه اون یک جفت سگی رو هم که شبها بیرون میکردم رو هم از قفس دیگه بیرون نکردم،
و همون شب اول با اینکه دوازده تا دوربین مداربسته و یک نگهبان گردن کلفت داشتن محیط دامداری رو تا صبح میپاییدن با حمله غافل گیرانه گربه وحشی دو تا از بهترین برهام رو از دست دادم! بخاطر وسواس همسایه!
مجبور شدیم به خاطر بی قراری بیش از حد مادر یکی از این دو برها تو گلهای گوسفند دوستان و اشنایان دنبال بره هم سن دو قلو بگردیم و با پوست کندن بره مرده و پوشاندن پوست به تن بره غریبه مثل یک کاپشن بره غریبه رو بجای بچه خودش جا بزنیم تا هم ورم پستان نگیره و هم اروم بشه،
به قول شاعر که خودم باشم؛
تو نیکی می کن و سگانت را در قفس انداز،
که گربه در اغل شکم و حلق بره ات را کند باز،
Read more
در مزرعه، امروز، بخش گاوهای شیری، کمک به گاو مادر در فارغ شدن و زایمان گوساله از پر استرس ترین و یهویی ...
Media Removed
در مزرعه، امروز، بخش گاوهای شیری، کمک به گاو مادر در فارغ شدن و زایمان گوساله از پر استرس ترین و یهویی ترین مهمترین کارها ی یک #گالش (گاوچران، کارگر گاوداری)هستش، که در بعضی مواقع به دلایل مختلف مثل، بزرگ بودن گوساله یا کوچک بودن لگن گاو ماده یا در تلیسهای جوان که برای اولین بار فارغ میشن بیشتر ... در مزرعه،
امروز،
بخش گاوهای شیری،
کمک به گاو مادر در فارغ شدن و زایمان گوساله از پر استرس ترین و یهویی ترین مهمترین کارها ی یک #گالش (گاوچران، کارگر گاوداری)هستش،
که در بعضی مواقع به دلایل مختلف مثل، بزرگ بودن گوساله یا کوچک بودن لگن گاو ماده یا در تلیسهای جوان که برای اولین بار فارغ میشن بیشتر دیده میشه که باعث مرگ گوساله یا حتی گاو مادر میشه،
با تحت نظر داشتن گاو مادر در هنگام زایمان و کمک یک یا چند نفر ادم حرفه ایی باعث اسان شدن کار سخت زایمان برای حیوان میشه،
نیت تمام کسانی که به حیوان کمک درست میکنن در انجام بهتر زایمان، یقینا خیره، ولی در چند مورد پستی که در دفعات قبل گذاشتم از زایمان حیوان، بلا نصبت شما دوستان عزیز ادمهای سبک مغزی هستن که توهین و فحاشی میکنن و باعث رنجیده خاطر شدن حال و احوال و دل سرد شدن ادم میشن،واقعا متاسفم براشون
Read more
خدایا تو رو به خاطر تمامی نعمت ها و هدیه هایی که تو زندگی به من،بی منت عطا کردی هزاران هزار بار شکر میکنم، ...
Media Removed
خدایا تو رو به خاطر تمامی نعمت ها و هدیه هایی که تو زندگی به من،بی منت عطا کردی هزاران هزار بار شکر میکنم، امیدوارم به بهترین شکل ممکن وظیفه خودم رو در قبال این هدیه ی #خدا دادی به سر انجام برسونم !که هم خداوند از من خشنود باشه و هم این مسافر تازه رسیده خداوند (این #فرزند سالم و زیبا). الحمدالله رب العالمین روز ... خدایا تو رو به خاطر تمامی نعمت ها و هدیه هایی که تو زندگی به من،بی منت عطا کردی هزاران هزار بار شکر میکنم،
امیدوارم به بهترین شکل ممکن وظیفه خودم رو در قبال این هدیه ی #خدا دادی به سر انجام برسونم !که هم خداوند از من خشنود باشه و هم این مسافر تازه رسیده خداوند (این #فرزند سالم و زیبا).
الحمدالله رب العالمین
روز #مرد ( #پدر) مبارک
Read more
سلام خدمت دوستان عزیز ، قبل از هر چیز سال نو رو خدمت تک تک دوستان عزیز و سروران گرامی تبریک عرض میکنم، ...
Media Removed
سلام خدمت دوستان عزیز ، قبل از هر چیز سال نو رو خدمت تک تک دوستان عزیز و سروران گرامی تبریک عرض میکنم، امید وارم سالی که در پیش رو دارید سالی شاد و خوب با تنی سالم در کنار خانواده ،داشته باشید، کار کشاورزی و شالی کاری و دام پروری و گله داری و باغ داری... همیشه همراه با مشغله کار فراوان هست، حالا تصور کنید ... سلام خدمت دوستان عزیز ،
قبل از هر چیز سال نو رو خدمت تک تک دوستان عزیز و سروران گرامی تبریک عرض میکنم، امید وارم سالی که در پیش رو دارید سالی شاد و خوب با تنی سالم در کنار خانواده ،داشته باشید،
کار کشاورزی و شالی کاری و دام پروری و گله داری و باغ داری... همیشه همراه با مشغله کار فراوان هست، حالا تصور کنید فردی بدونه داشتن کارگر یا کمکی تمااام این کارها رو داشته باشه و با فرا رسیدن فصل بهار، فصل اوج کار یک مزرعه دار ،کارهای اون دو یا چند برابر میشه!
یکی از صدها کار در مزرعه زنبور داریه،
دیروز وقتی مشغول سم پاشی در باغ مرکبات بودم متوجه بچه دادن دو تا از کندوهای زنبور عسل شدیم،سریعا بدونه فوت وقت جمشون کردم و فرستادمشون تو کندو!
درهرحال از دوستان بخاطر کم کردن فعالیتم تو این صفحه و فضای مجازی پوزش و معضرت میخوام،
تا حدودا دو سال پیش این فضا و محیط زیست جدید ما انسانها(فضای مجازی)، کمی بهتر و قابل تحمل تر بود چون اکثرا افرادی که در اون مشغول فعالیت بودن اشخاص بزرگسال و از نظر روحی و روانی و عقلی پخته تر و سالم تر و بهتری بودن! و میشه گفت شاخص ترین بی سواد و بی کلاس تو این فضا بنده بودم! با ارزان و تکثیر و فراگیر شدن گوشیهای هوشمند و انروید در بین افراد در جامعه نسبتا بیمار روحی در کشور این فضا بیشتر از پیش نسبت به قبل به لجن کشیده شده و بلانصبت بلانصبت تمام دوستان همچون طویله ایی شده که الاغهایی در اون در حال عرعر کردن و گوزیدن و جفتک پراندن هستن و با حمایت افراد بی فکر تر از خودشون روز به روز گنده تر میشن،
هر کدام از ما در استفاده از این فضا میتونین بهترین و مفیدترین شادترین کارها رو برای هم انجام بدیم، بیایید سعی کنیم برای جامعه اطرافیان دوستان و و خانواده فردی مفید باشیم ،
اما اماااا!!!؟ خیلی از ماها در این فضا هنوز بدنبال یک لایک یا فالوریم. و بدتر از اون خیلی ها بدنبال برطرف کردن و تخلیه اوغدهای درونی خود با داشتن روح و روانی بیمار هستن،
التماس اندکی تفکر و همین طور التماس دعا خیر برای بنده حقیر و خانوادم در سال پیش رو،
انشالا همیشه ازاد و سالم و شاد باشید.
Read more
 #شاه #عظیم در چهارده ماهگی، متولد مجموعه سالارپولاد(افتخار مجموعه)، با سپاس و تشکر فراوان از ...
Media Removed
#شاه #عظیم در چهارده ماهگی، متولد مجموعه سالارپولاد(افتخار مجموعه)، با سپاس و تشکر فراوان از مالک این حیوان بسیار با ازرش و زیبا و اصیل و خالص کاملا نژاد ایرانی(خراسانی)، دوست خوب و برادر عزیزمون اقا میلاد عباسی که در پرورش این حیوان سنگ تمام گذاشتن و با بهترین روش و بهرگیری از دانش و اطلاعات ... #شاه #عظیم در چهارده ماهگی،
متولد مجموعه سالارپولاد(افتخار مجموعه)،
با سپاس و تشکر فراوان از مالک این حیوان بسیار با ازرش و زیبا و اصیل و خالص کاملا نژاد ایرانی(خراسانی)، دوست خوب و برادر عزیزمون اقا میلاد عباسی که در پرورش این حیوان سنگ تمام گذاشتن و با بهترین روش و بهرگیری از دانش و اطلاعات روز دنیا و با مشاوره گرفتن از مجموعه داران بزرگ اروپا و روسیه در رشد و بزرگ کردن این حیوان شبانه روز کوشا بودن.

نابرده رنج گنج میثر نمیشود،
مزد ان گرفت که جان برادر کار کرد.
@milad.abbasi.f
@choopan_dog
Read more
یاد ایام گذشته،
Media Removed
یاد ایام گذشته، یاد ایام گذشته،
در منزل مادر،در کنار پدر، پدر در حال شکوندن #گردو (اغوز،جوز) برای درست کردن حلوا توسط مادر، و اخرین ...
Media Removed
در منزل مادر،در کنار پدر، پدر در حال شکوندن #گردو (اغوز،جوز) برای درست کردن حلوا توسط مادر، و اخرین و سخت ترین مرحلهش !خوردن، توست من، از تولید به مصرف، #روستایی #کار #تلاش #دست #رنج #تولید #محصول #مزرعه # برای #کشور #ایران #اباد در منزل مادر،در کنار پدر،
پدر در حال شکوندن #گردو (اغوز،جوز)
برای درست کردن حلوا توسط مادر،
و اخرین و سخت ترین مرحلهش !خوردن، توست من،
از تولید به مصرف،
#روستایی #کار #تلاش #دست #رنج #تولید #محصول #مزرعه # برای #کشور #ایران #اباد
توله سگ دوست داشتنی من #کوپلای کوپلای یک توله سگ برام نبود! خدا گواهه مثل اعضای خانواده برام بود! خدا ...
Media Removed
توله سگ دوست داشتنی من #کوپلای کوپلای یک توله سگ برام نبود! خدا گواهه مثل اعضای خانواده برام بود! خدا میدونه چقدررر براش رنج کشیدم و زحمت کشیدم، خیلی خیلی دلم میسوزه، خدا میدونه چقدر به این موجود علاقه داشتم، امروز حوالی ساعت سه بعداظهر تو حاشیه مزرعه فقط چند دقیقه ازش غاقل شدم! که دزدیدنش، تماااام ... توله سگ دوست داشتنی من #کوپلای
کوپلای یک توله سگ برام نبود!
خدا گواهه مثل اعضای خانواده برام بود!
خدا میدونه چقدررر براش رنج کشیدم و زحمت کشیدم،
خیلی خیلی دلم میسوزه،
خدا میدونه چقدر به این موجود علاقه داشتم،
امروز حوالی ساعت سه بعداظهر تو حاشیه مزرعه فقط چند دقیقه ازش غاقل شدم! که دزدیدنش،
تماااام منطقه رو تا شعاع چند فرسخی زیر و رو کردم، اما نبود که نبود،
هیچ وقت تا حالا انقدرررر ناراحت نشده بودم ! اونم برای یک سگ!
اما با ناپدید شدنش فکر و زندگیم بهم ریخت.
فکر گم شدنش و این که فردا صبح به محض ورود به مزرعه دیگه نمی بینمش داره دیوانم میکنه،هیچ کس احساسم و حالم رو تو این لحظه نمیتونه درک کنه؟!؟!!
خدا کنه پیدا بشه!!!
خدایااااا
Read more
پیر مرد ماهی فروش با دیدن پیرزن تو کوچه، سر موتورش روکج کرد و وارد کوچه بنبست شد که پیرزن طبق معمول هر هفته با سبد تو دستش دم در خونش چومپاتمه نشسته بود و مثل همیشه منتظر ماهی فروش بود، پیرمرد ماهی فروش با اون کلاه قرمز پشمالوی رو سرش و سیگار نیمه سوخته کنار لبهای پر سبیلش موتورش رو کنار در پیرزن متوقف ... پیر مرد ماهی فروش با دیدن پیرزن تو کوچه، سر موتورش روکج کرد و وارد کوچه بنبست شد که پیرزن طبق معمول هر هفته با سبد تو دستش دم در خونش چومپاتمه نشسته بود و مثل همیشه منتظر ماهی فروش بود،
پیرمرد ماهی فروش با اون کلاه قرمز پشمالوی رو سرش و سیگار نیمه سوخته کنار لبهای پر سبیلش موتورش رو کنار در پیرزن متوقف کرد و ایستاد،با دماغ دو سه تا نفس تند فس و فوس کنان بالا کشید و اب دماغ اویزونش که اومده بود رو سبیل های سیخ سیخی جوج زدش رو جمع کرد!
موتورش کلید و سویچ نداشت تا خاموشش کنه! بدونه گرفتن کلاچ موتور رو یه دنده انداخت و موتورش یه قدم پرید جلو و یک مرتبه خاموش شد،
جک زد و پیاده شد،
به غیر از یه سلام نصفه و نیمه پرید پایین و بدونه سوال و صحبت بزرگترین ماهی کپور رو از تو ظرفی که با کش به بار بند موتورش بسته بود ورداشت و با تخته ایی که چنتا میخ بهش زده بود شروع کرد به کندن پولکهای ماهی نیمه جونی که #اخرین #تلاش هاش رو #برای #زندگی میکرد!
جز باز و بسته کردن دهن کوچیک گرد با مزش کار دیگه ایی نمیتونست انجام بده!فقط همین!!باز و بسته! باز و بسته!!!
با هر چپ و راست رفتن دستهای ماهی فروش پولکهای براق به هوا و این طرف و اون طرف پرتاب میشدن!
اما ماهی دیگه دهنش رو باز و بسته نمیکرد! فقط با چشم باز داشت به اسمون صاف ابی نگاه میکرد! ابی مثل اب دریا!!!
Read more
 #نشون قوچ دوست داشتنی من، تولد دو سالگیش مبارک! تولد تولد تولدش مبارک، بیا علفها رو بچر که ده سال ...
Media Removed
#نشون قوچ دوست داشتنی من، تولد دو سالگیش مبارک! تولد تولد تولدش مبارک، بیا علفها رو بچر که ده سال زنده باشی، بجای ده تا میش تو گله،که صد تا داشته باشی. شاندر شیپ گله بگو ماشالا تا چش نخوره ایشالا. @choopan_dog @aghbay #نشون قوچ دوست داشتنی من،
تولد دو سالگیش مبارک!

تولد تولد تولدش مبارک،
بیا علفها رو بچر که ده سال زنده باشی،
بجای ده تا میش تو گله،که صد تا داشته باشی.
شاندر شیپ گله

بگو ماشالا تا چش نخوره ایشالا.
@choopan_dog
@aghbay

Loading...