Loading Content...

Sarajoon.2226342 Instagram Photos and Videos

Loading...


sarajoon.2226342 S/\R/\ @sarajoon.2226342 mentions
Followers: 831
Following: 782
Total Comments: 0
Total Likes: 0

موووج است و انتظاااار و دمی غرق آن شدن
Media Removed
موووج است و انتظاااار و دمی غرق آن شدن موووج است و انتظاااار و دمی غرق آن شدن
Loading...
بهارمی آید از میان شاخه گل لاله ای قرمز رنگ حتی از میان سنبلان سفیدرنگ و یاسی یا ازمیان شکاف کوه آن دور ...
Media Removed
بهارمی آید از میان شاخه گل لاله ای قرمز رنگ حتی از میان سنبلان سفیدرنگ و یاسی یا ازمیان شکاف کوه آن دور با قدمهای سبزه های کوهی بهارمی آید تا از میان خاکهای سرد قلبهلیمان برویاند نهال عشق و محبت و تبسم را سال نو مبارک سالی که گذشت گذشت مباد دیروز وابسته کند قلبهای مهربانی که در همین لحظه میتپندتا خالق ... بهارمی آید از میان شاخه گل لاله ای قرمز رنگ حتی از میان سنبلان سفیدرنگ و یاسی یا ازمیان شکاف کوه آن دور با قدمهای سبزه های کوهی
بهارمی آید تا از میان خاکهای سرد قلبهلیمان برویاند نهال عشق و محبت و تبسم را سال نو مبارک سالی که گذشت گذشت مباد دیروز وابسته کند قلبهای مهربانی که در همین لحظه میتپندتا خالق فردای بهتری باشندفردای بهتری را برای شما مهربانان آرزومندم فردایی توام با شادی و سلامتی و لبخندهای مکرر از صمیم قلب
Read more
من اناری را میکنم دانه ب دل میگویم خوب بود این مردم دانه های دلشان پیدا بود.
Media Removed
من اناری را میکنم دانه ب دل میگویم خوب بود این مردم دانه های دلشان پیدا بود. من اناری را میکنم دانه
ب دل میگویم

خوب بود این مردم
دانه های دلشان پیدا بود.
تلاطم امواج و بازی ابرهای سیاه ب یادم آورد که تووووو چقدر نزدیکی.... کشتی شکست و منم با تو با نسیم روان
Media Removed
تلاطم امواج و بازی ابرهای سیاه ب یادم آورد که تووووو چقدر نزدیکی.... کشتی شکست و منم با تو با نسیم روان تلاطم امواج و بازی ابرهای سیاه ب یادم آورد که تووووو چقدر نزدیکی....
کشتی شکست و منم با تو با نسیم روان
دوسال گذشت و صد سال هم بگذرد همین است نیستی و نیستی و نیستی اما در هستی فانی ما. مثل فردا بود که آفتاب ...
Media Removed
دوسال گذشت و صد سال هم بگذرد همین است نیستی و نیستی و نیستی اما در هستی فانی ما. مثل فردا بود که آفتاب عمر تو در پهنه ی آسمان قلب من ب نیمه رسید و برگ عمرم از نبودن حرارت تو در زمحریر دنیا یخ زد،در اصل همیشه بودی و کنارت بودم و اما،اندوه ندیدنت دراین روزگار فراق همچنان بر سینه ام خنج میکشد ماه منیر من با تو ... دوسال گذشت و صد سال هم بگذرد همین است نیستی و نیستی و نیستی اما در هستی فانی ما.
مثل فردا بود که آفتاب عمر تو در پهنه ی آسمان قلب من ب نیمه رسید و برگ عمرم از نبودن حرارت تو در زمحریر دنیا یخ زد،در اصل همیشه بودی و کنارت بودم و اما،اندوه ندیدنت دراین روزگار فراق همچنان بر سینه ام خنج میکشد ماه منیر من با تو بهارآمد و من با مهربانی تو عزیزجانم درآغوش مادرانه ات سبز شدم با بودنت مثل آفتاب بلند شدم ، اما رفتی و روزهای بهاریم از پی توگذشت و زمستان لحظه های عمر،همچنان در صحرای نگاه من خیمه زده دلم برای دیدن رویت بی قرارست عاشقانه ترین روزها با تو سپری شد و خلق و خوی تو مرا مجذوب مجبوب ترین محبوبه ی دنیا کرد کاش تو میماندی کنار من،،، من بی تو جویای عطر حضور توام
دوست داشتنت برایم با معناترین احساس دنیاست روح مهربانت شاااااااد
نیستی و تسبیح توست ب دستم ،گوییا ذکر ها را برایم ب بند میکشی
Read more
چقدر طوفانهای تند، چقدر طوفانهای سرد ،چقدر دوران های شاد، چقدر دورانهای تلخ،چقدر آدمهای شاد چقدر ...
Media Removed
چقدر طوفانهای تند، چقدر طوفانهای سرد ،چقدر دوران های شاد، چقدر دورانهای تلخ،چقدر آدمهای شاد چقدر آدمهای تلخ ،از کوچه های اکنون مان گذشته اند و در گذشته اند اما جاوید اما روحشان هنوز در حریم چشمها و لبهایشان در قاب عکس کهنه لبخند میزند هنوز شیرین ترین شیرینی ها و نوبرترین میوه ها از دستان تو روح مرا ... چقدر طوفانهای تند، چقدر طوفانهای سرد ،چقدر دوران های شاد، چقدر دورانهای تلخ،چقدر آدمهای شاد چقدر آدمهای تلخ ،از کوچه های اکنون مان گذشته اند و در گذشته اند اما جاوید اما روحشان هنوز در حریم چشمها و لبهایشان در قاب عکس کهنه لبخند میزند هنوز شیرین ترین شیرینی ها و نوبرترین میوه ها از دستان تو روح مرا سیراب میکند و نگاه ترین نگاه ها ب چشمان تو آرامشم میبخشد هنوز دستهای توانمند تو نوازشگر گیسوی در هم پیچیده پسر جان و دختران باباست هنوز خنده های تو نشانگر شادی ماهاست هنوز از هر ماهی که بگذریم از تو نمیگذریم تو ماه تری؛ بابای خوب من هر شب ماه که به ایوان آسمان می‌نشیند تو در قاب سینه اش نشسته ای نگاه توست که مرا اسیر جذابیت ماه میکند ،دلبری را از تو آموختیم نه دلشکنی را مهربانی را از تو اموختیم نه نامهربانی را مردانگی را از که جویم که بهانه ای برای دل سپردن باشد هزاران روز هم که بگذرد روز ها یاد تو و شب ها بی قرار غربت ایامی هستیم که بی تو سپری میکنیم هنوز خاطره های دور تو حریم روح در هم شکسته مارا ترمیم میکند هر روز کنار مایی اما بدون کالبدی که که میخواهیمش نیازمان ب دستان پر عطوفت و نگاه گیرای توست گل گیرای تو دلنشین قلب های عاشق ماست عزیز سارا
احساست میکنم صد سالم هم که بشود بابا گفتن را دوست دارم بابای من بدون بابا دنیای دخترها غم انگیز و تلخ است کاش میماندی تا کوچکترین عضو خانه باتو خوشبخت تر میشد
جان من نیاز من شب آرمیدن تو همیشه شب تلخ قصه های من است امشبم را دوست ندارم این را ب خدا میگویم که هر بار گلی را چید که من بوییده بود و جانی را گرفت که من دلسپرده اش بودم اما باز هم ستایش مخصوص خدایی ست که گل وجود مرا با تو عاشق تر ساخت و ب نگاهی حتی مهربانتر
Read more
Loading...
بهشت برایم معنا شد بار اولممم آمده ام ب این خطه ی مقدس ب کربلای حسینممم برای بار اول از اقا امام رضا خواستم ...
Media Removed
بهشت برایم معنا شد بار اولممم آمده ام ب این خطه ی مقدس ب کربلای حسینممم برای بار اول از اقا امام رضا خواستم تذکره ی کربلا رو.. ایشون بهم هدیه دادن باورم نمیشه اینجام... انگار روی بال ملائک ب راه افتاده ام ب سرزمینی که حسین فاطمه برخاکش قدم نهاده چ آرامشییی.. من گم کرده ام آنچه در تصویر آینه دیروز میدیدم ... بهشت برایم معنا شد بار اولممم آمده ام ب این خطه ی مقدس ب کربلای حسینممم
برای بار اول از اقا امام رضا خواستم تذکره ی کربلا رو.. ایشون بهم هدیه دادن
باورم نمیشه اینجام... انگار روی بال ملائک ب راه افتاده ام ب سرزمینی که حسین فاطمه برخاکش قدم نهاده چ آرامشییی.. من گم کرده ام آنچه در تصویر آینه دیروز میدیدم اینجا تمام اینه ها تصویر بین الحرمین را ب چشمانت نقش میزند اینجا خانمی بلند بلند فریاد میزند حسین ،،شیون میکند عباس و چشمانی چندین آدم دلشکسته بسویش می‌چرخد !و برایش آرزوی خیر میکند اینجا لحظه ی افطار مردم کنار هم صف ب صف می‌نشینند و ب صفای وجود بین الحرمین گرمای شب را صبورانه ب آغوش کشیده و دل هایشان رابا نگاه ب گنبد بارگاه امامشان پیوند میزنند
ب آخرش رسیده ام که باید فکر بازگشتن ب دیارم باشم اما کجاست آن دل پر طاقت پریروزم لحظه ی رفتن نزدیک میشود و دختری برای همیشه دلش پر میکشد ب سوی ضریحت حسین من...
دلم گرفته از این فکرهای خیس و بغض الود من از تو پنااااااه میخواهمم حسین من پناه از گناه پناه از آسمان رنگارنگ چشمان تنگ دلان پناه از دیار دور از اینجا
ای تکیه گاه زائرین حرمممم باز هم نگاهم کن دلم رمیده صدایم ب بغض میماند تمام راه نرفتم ب جز ب یاد تو،، من
دوباره دخترکی ب بغض و شوق حرم.. تو را طلب دارد
و
چشمهای ترش شسته آرزویش را بگیر آب روان میرود ب سوی فرات
صدای ناله ی زینب دل پریشانش
صدای دختر بابا و آه نالانش
ب گوش میرسد اینجا و
من پریشانم
Read more
از تاریکی های زمین آمدم تا شور سلام بر شما آوای بی آهنگم را روح بخشد و اعماق وجودم پر شود از شرار انرژی ...
Media Removed
از تاریکی های زمین آمدم تا شور سلام بر شما آوای بی آهنگم را روح بخشد و اعماق وجودم پر شود از شرار انرژی های وجوووووود اینجا ب دنیا امدن معنایی صد چندان ب خود میگیرد گویی ک تمام ملائک ب عشق استان شما از عرش خروج کرده اند به دنیا رسیده اندو آرامشیییی بس رویا وار ب ما میبخشند. گویی کسی مادام ذکر عاشقانه درحال ... از تاریکی های زمین آمدم تا شور سلام بر شما آوای بی آهنگم را روح بخشد و اعماق وجودم پر شود از شرار انرژی های وجوووووود
اینجا ب دنیا امدن معنایی صد چندان ب خود میگیرد گویی ک تمام ملائک ب عشق استان شما از عرش خروج کرده اند به دنیا رسیده اندو آرامشیییی بس رویا وار ب ما میبخشند. گویی کسی مادام ذکر عاشقانه درحال و هوای اینجا نجوا میکند گوشممم پر است از تسبیح عاشقانه هر مولکول روان در این هوا ،چ دنیایی ب نگاهم ب قلبم ب روحم نگار زده ای. که هر چه ب استانت چشم میدوزم عشق نقش میندد نقش و نگار آنچه مرا ب اینجا متصل میکند انرژی حضور عاشقانه ی بی انتهای توست یا علی بن موسی الرضا ای اقای عشق ای مولای عزیزتر از پدر و مادر ای معنای تقرب ب عرش ای تمام آنچه میطلبم ب درهای حرم که دست میکشم متوجه میخی میشوم که افتاده است وصد البته شرمزده از کالبد انسانی ام که من از آن میخ هم کمترم کجا مرا ب زمین وصل کردند ک غفلت ورزیدن آموختم اینجا ترنم نفس من نقش میبند زندگی روح میگیرد دنیا ب آغازی دوباره فکر میکند اما سراغاز تمام افکار مردمم تو هستی هرجایی که هستند هر جا ب شروعی دوباره فکر میکنند هر جا که با نام و یاد تو ب آرامش میرسند
اینجاااااا دنیاااااا ب تو سلام میدهد و من هنوز در افکار دنیایی میغلتم
من یک انسانم که ب آغاز دوباره فکر میکنم ب تو. اما تا سر از ضریح مقدست برمیگردانم موج موج انسانهایی میبینم که عاشقانه ب پهنای صورت اشک میریزند ب عشق رسیدن ب آرامش حضوررتو ،،مرا ب حرمت حضور ایشاندوبه حرمت زمزمه های عاشقانه ی همراه با بغض و درد و اشک ایشان از انرژی وجود خود بی نصیب مگردان چ عاشقانه ب گرداب پریشان افکارم نقش تو نظم میبخشد دنیا اگر ب تو برسد دنیا میشود و من اگر ب تو رسم من
امید دارم هر انکسی که دل شکسته ب خانه ات چشم میدوزد حتی از دورترین نقطه ب حرمت فکر میکند او را از شعور عرفانی عشق خویش بارور کنی و عشق و معرفت عاشقانه ای از کرم خویش ب قلب رنجور و حساسش ببخشایی
حریم استانت عجب صفایی دارد مگر نه اینکه میگویند اینجاکسی ست پنهان مانند قند در نی ای عشق پنهان ایران من سلام میدهم تورا، از فضل خویش کرم نما که خانه ات مامن آرامش من است
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا السلام علیک ای عشق ای وجوووووود ای معنای هستی در این هستییی اینجا من هستم تو هستی و من ب نیابت تمام عاشقانت گر قابل سلام باشم
Read more
Loading...
صبح زیبایتان ب آرامش دریا روشن صبح زیبایتان ب آرامش دریا روشن
راز_تنهایی تنهاترین نهنگ دنیا، عنوانی بود که نیویورک تایمز در سال ۲۰۰۴ به يك وال آبی داد. نهنگی که ...
Media Removed
راز_تنهایی تنهاترین نهنگ دنیا، عنوانی بود که نیویورک تایمز در سال ۲۰۰۴ به يك وال آبی داد. نهنگی که دانشمندان او را از سال ۱۹۹۲ تحت نظر داشتند تا بالاخره علت تنهایی‌اش را کشف کردند. نهنگ ۵۲ هرتزی، نامی بود که دانشمندان پس از ضبط صدایش برای او در نظر گرفتند. محدوده صوتی آواز وال‌های آبی بین ۱۵ تا ... راز_تنهایی
تنهاترین نهنگ دنیا، عنوانی بود که نیویورک تایمز در سال ۲۰۰۴ به يك وال آبی داد. نهنگی که دانشمندان او را از سال ۱۹۹۲ تحت نظر داشتند تا بالاخره علت تنهایی‌اش را کشف کردند.

نهنگ ۵۲ هرتزی، نامی بود که دانشمندان پس از ضبط صدایش برای او در نظر گرفتند. محدوده صوتی آواز وال‌های آبی بین ۱۵ تا ۲۰ هرتز است در حالی که آواز این نهنگ ماده فرکانسی معادل ۵۲ هرتز داشت، در نتیجه توسط هیچ نهنگ دیگری قابل شنیدن و شناسایی نبود.

این داستان شاید حکایت تنهایی خیلی از ما باشد، سخن گفتن و زیستن در آواها، رویاها و دنیاهایی که توسط دیگران قابل دیدن، شنیدن و درک کردن نیست. 🌹💎
Read more
شیشه ی پنجره را باران شست از دل تنگ من اما چه کسی نقش تو را خواهد شست یک سال بدون مادر گذشت ،،،، اما خدا ...
Media Removed
شیشه ی پنجره را باران شست از دل تنگ من اما چه کسی نقش تو را خواهد شست یک سال بدون مادر گذشت ،،،، اما خدا همیشه بوووود،،،، مادرم لحظه ی آخر لبخند میزد گویی میدانست در بالین تنهایی دخترها و پسرش شمع روشنی خواهد سوخت شمعی ب روشنی خورشید و ب جاودانگی نوور سینه هایمان گرچه شکست اشکهایمان گرچه سرازیر شد اما ... شیشه ی پنجره را باران شست
از دل تنگ من اما چه کسی نقش تو را خواهد شست
یک سال بدون مادر گذشت ،،،، اما خدا همیشه بوووود،،،، مادرم لحظه ی آخر لبخند میزد گویی میدانست در بالین تنهایی دخترها و پسرش شمع روشنی خواهد سوخت شمعی ب روشنی خورشید و ب جاودانگی نوور سینه هایمان گرچه شکست اشکهایمان گرچه سرازیر شد اما لبخند تو بی نهایت در تاریکی دنیایمان تاثیر گذار بود مادر
رفتنت تلخ اما خاطراتت همیشه تلخی فراغت را طعم میبخشد دنیا بعد از م ا د ر همیشه سیاه و سفید میماند م ا د ر یعنی تمام آن واژه هایی ک ب دنبالشان باید بگردی و همیشه دست خالی بمانی مادر چیز دیگریست معنایش رافقط در نگاه ب چشمانش مییابی من یافتم آنچه سالها تار و پود لحظه هایم را زیر کرسی گرم ایام جوانییش درشبهای بلند زمستان میبافت آنکه مرا ب دندان گرفت وقتی دستانش بند روزمرگی ها و تلخی های دنیایش بود ان که پرستید را خواهم پرستید او خودش میداند مادرم با مهربانی ب من آموخت سجده ی شکر را او خودش میداند مادرم ماه بود اما بروی خاک های سرد این دنیای فانی مادرم خوب میدرخشید،،، آنقدر نور از چهره اش ب دنیای سیاهم تابید آنقدر روی خنده بر دردهای هر فصل زندگی ام نشان داد تا تمام شد تمام آنچه تمام شد من بود ن آنچه مادر بود مادر هنوز هست هنوز در نگاه من درون آینه مژه هایش ب روی هم مینشیند هنوز اسم کربلا ک میاید چشمهایش ب اشک مینشیند هنوز از خاطرات دوران خوبش میگوید او هنوز هست آنچه تمام شد من بودم مادر قداست دارد هر جایی ک هست محبوبه نام خواهد گرفت ماه منیر من ماه هاست محبوبه ای بهشتی ست
Read more
یک روز خوب گذشت در کنار مهربووووونهای دوست داشتنی من
Media Removed
یک روز خوب گذشت در کنار مهربووووونهای دوست داشتنی من یک روز خوب گذشت در کنار مهربووووونهای دوست داشتنی من
Loading...

Loading...