Siamak.yadollahi Instagram Photos and Videos

siamak.yadollahi siamak @ mentions
Followers: 300
Following: 382
Total Comments: 0
Total Likes: 0

. چرا روز تاسوعا به حضرت عباس(ع) تعلق دارد؟ . حضرت ابالفضل‌العباس‌علیه‌السلام هنگام وداع با ...
Media Removed
. چرا روز تاسوعا به حضرت عباس(ع) تعلق دارد؟ . حضرت ابالفضل‌العباس‌علیه‌السلام هنگام وداع با برادر، رو به آسمان نمود و عرض کرد: خدایا، می‌خواهم به وعده‌ام (آبرسانی به خیام حرم) وفا کنم. 14 هزار نفر نگهبان آب فرات بودند ، به آنها حمله کرد و پس از کشتن 80 نفر از آنها خود را به آب رسانید. دشمنان 6 بار ... .
چرا روز تاسوعا به حضرت عباس(ع) تعلق دارد؟
.
حضرت ابالفضل‌العباس‌علیه‌السلام هنگام وداع با برادر، رو به آسمان نمود و عرض کرد: خدایا، می‌خواهم به وعده‌ام (آبرسانی به خیام حرم) وفا کنم. 14 هزار نفر نگهبان آب فرات بودند ، به آنها حمله کرد و پس از کشتن 80 نفر از آنها خود را به آب رسانید.
دشمنان 6 بار به او حمله کردند تا نگذارند او خود را به آب برساند ولی آن حضرت ضرباتی سنگین بر آنها وارد ساخت و خود را به آب رسانید.
عباس مشک را پر از آب کرد ولی خود آب نیاشامید و خطاب به نفس خویش گفت:
ای نفس(عباس) بعداز حسین زندگی ارزشی ندارد، می خواهم بعد از او زنده نمانی، حسین شربت مرگ می‌نوشد و تو می‌خواهی آب بیاشامی ، هیهات هرگز دین من چنین اجازه‌ای به من نمی‌دهد.
هنگامی که حضرت به سوی خیام می‌رفت کمانداران راه را بر او بستند و لشگریان ابن‌سعد هم همراهی کردند و حضرت را محاصره نمودند ، آن حضرت شجاعانه شمشیر می‌زد و می‌کشت ، ناگاه نوفل ازرق که در جایی کمین کرده بود از کمینگاه در‌آمد و با کمک زید‌بن‌ورقا و حکیم‌بن‌طفیل‌سنبسی‌طائی دست راست حضرت را جدا کردند .
حضرت فوری مشک را بر دوش چپ خود افکند و شمشیر به دست چپ خود گرفت و نبر را ادامه داد.
در این حال حکیم‌بن‌طفیل از پشت درخت خرما بیرون آمد و دست چپ حضرت را نیز جدا کرد ، حضرت مشک را به دندان گرفت.
او می کوشید تا به خیمه گاه حضرت‌امام‌حسین‌علیه‌السلام برسد ، ناگاه تیری از جانب دشمن به مشک آب خورد تمام آب روی زمین ریخت و اینجا عباس ناامید گشت، تیر دیگری بر سینه اش نشست ، آنگاه حکیم‌بن‌طفیل لعنه‌الله‌علیه با عمودی آهن بر فرق شریف حضرت زد ، در این هنگام از اسب به زمین افتاد و گفت :
ای‌برادرم ای‌حسین ، خداحافظ ، ای برادر برادرت را دریاب ،
حضرت‌امام‌حسین (علیه السلام) چون شهاب ثاقب بر سر او حاضر شد و در انجا حضرت‌ابالفضل‌علیه السلام را که در کنار فرات تشنه و در خون آغشته و هر دو دست قطع شده دید. آن بدن پاره‌پاره را نظاره می‌کرد و می‌گریست.
زمانی که خواست بدن زخم‌دار برادر وفادار خود را به سوی خیمه‌ها ببرد ابالفضل علیه‌السلام فرمود: ترا به حق جدت قسم می دهم که مرا در همین جا بگذار و به سوی خیمه ها نبر!
اول آنکه به دخترت وعده اب داده بودم و چون نتوانستم به او آب برسانم از وی خجالت می‌کشم. دیگر آنکه من علمدار و سردار لشکر تو بوده‌ام چون این لشگر مرا کشته ببینند جرأت و جسارت ایشان بر تو زیاد می شود.
حضرت فرمود: خدا ترا جزای خیر دهد که در حال حیات و ممات خود مرا یاری کردی.
سپس برادر را در همانجا گذاشت و در حالت گریان به خیمه‌ها بازگشت.
Read more