Loading Content...

Simahaghshenas Instagram Photos and Videos

Loading...


simahaghshenas Sima haghshenas @simahaghshenas mentions
Followers: 13,593
Following: 382
Total Comments: 0
Total Likes: 0

اين جملات و اين برخوردها تاريخ ما رو مى سازه...قطعا دوران رياست جمهورى ترامپ بخش مهمى از كتاب هاى تاريخ ...
Media Removed
اين جملات و اين برخوردها تاريخ ما رو مى سازه...قطعا دوران رياست جمهورى ترامپ بخش مهمى از كتاب هاى تاريخ ميشه...و البته بخشى سياه و تلخ و البته و قطعا موجب سرافكندگى... پى نوشت:اينقدر به هر كى كه باهاش مخالف بودند برچسب شباهت به هيتلر زده شده كه اين تشبيه ديگه كاركرد واقعى خودش رو از دست داده و بيشتر ... اين جملات و اين برخوردها تاريخ ما رو مى سازه...قطعا دوران رياست جمهورى ترامپ بخش مهمى از كتاب هاى تاريخ ميشه...و البته بخشى سياه و تلخ و البته و قطعا موجب سرافكندگى...
پى نوشت:اينقدر به هر كى كه باهاش مخالف بودند برچسب شباهت به هيتلر زده شده كه اين تشبيه ديگه كاركرد واقعى خودش رو از دست داده و بيشتر تكرارش شبيه عقده گشاييه و نه تحليل ...البته بيشتر از طرف اونايى كه تنها جرم هيتلر رو كشتار يهودى ها مى دونند اين تشبيه خنده دارتره...خلاصه كه ناديده گرفتن تعهدات و قراردادها و مراجع قدرت جهانى يكى از مهم ترين جرايم هيتلر بود...تازه در زمانى كه نه سازمان مللي بود و نه جهانى شدنى
Read more
Loading...
فقط شرم و افتضاح براى جامعه ى هنرهاى تجسمى...و يه نكته بسيار مهم در موررد القاب كارى در فضاهاى هنرى...اينكه ...
Media Removed
فقط شرم و افتضاح براى جامعه ى هنرهاى تجسمى...و يه نكته بسيار مهم در موررد القاب كارى در فضاهاى هنرى...اينكه من شخصا ليسانس كارگردانى دارم اما منبع درآمد زندگيم كارگردانى نيست، هيچ جا و در هيچ فرمي به خودم اجازه نمى دم كه در محل شغل، بنويسم كارگردان...شغل و اتيكت اجتماعى من، منبع درآمدم هست...دوستان ... فقط شرم و افتضاح براى جامعه ى هنرهاى تجسمى...و يه نكته بسيار مهم در موررد القاب كارى در فضاهاى هنرى...اينكه من شخصا ليسانس كارگردانى دارم اما منبع درآمد زندگيم كارگردانى نيست، هيچ جا و در هيچ فرمي به خودم اجازه نمى دم كه در محل شغل، بنويسم كارگردان...شغل و اتيكت اجتماعى من، منبع درآمدم هست...دوستان عزيزى كه كلاس نقاشى رفتن و يا تحصيلات نقاشى دارند اما يا از باباشون پول مى گيرند و يا يك شغل غيرمرتبط دارند اسمشون نقاش نيست...يك علاقمند و نهايتا اگر تحصيلات آكادميك داشته باشند يك مطلع هستند در زمينه ى نقاشى...هر سال دانشگاه ها و آموزشگاه ها كلي فارغ تحصيل انواع رشته هاي هنرى دارند...و قطعا مثل رشته هاي غير هنرى شما بعد از كسب مدرك پزشكى، پزشك نمي شيد...در هنر شما با ارائه ي كارتون، پيدا كردن ارتباطات درست و دقيق و كسب درآمد در طولانى مدت شايد هنرمند بشيد و شايد هيچ وقت نشيد...در نتيجه يك نقاش كه در پاساژ قائم نقاشي هاش رو مى فروشه، حتما در به كار بردن اسم نقاش به يك فوق ليسانسه نقاشى كه از هنر يك مدرك قاب شده داره، اولويت داره
پى نوشت:زدن برچسب كپى كردن يك اثر هنرى به اين آسونى نيست كه يك سرى راه افتادن واى كپى كپى...در كشورهايى كه قوانين كپى رايت به صورت جدى پيگيرى ميشه هم براي اين موارد دادگاهى تشكيل ميشه، همه ي ابعاد بررسي ميشه و بعد از حكم گروهي متخصص ، حكم دادگاه صادر ميشه...چند شب پيش بي بي سي مستندى پخش كرد از زندگى اردشير محصص كه قسمتي مربوط بود به اتهام به محصص در مورد كپى بودن تعدادى از آثارش كه تعدادي منتقد با دليل سعي مي كردند او رو از اين اتهام مبرا كنند...يعني اين موارد جاي گفتگو داره و جاى بررسي شرايط...نه اينكه اينقدر ذوق كنيم با تصور مچ گرفتن...لذت بيمارگونه مچ گرفتن رو بهتر هست كنترل كنيد و بذاريد در راه رسيدن به لذت عدالت...كه يكى از زيباترين داستان ها درحوزه ي ديندارى براى من داستان جنگ و رزم حضرت على هست با عمربن عبدود در اشعار مولانا در مثنوى...زمانى كه حضرت على به بالاي سر عمر رسيده بود، دقيقا در آخرين لحظه برخاست و دور ميدان راه رفت و بعد او را كشت...و پاسخش بابت اين عمل اين بود كه من بابت تفي كه او به صورت من انداخت خشمگين شدم،و از روي خشمم مي خواستم او را بكشم نه براي حق و نه براي عدالت ...راه رفتم كه خشمم آرووم بگيره و بعد براي عدالت تيغ بكشم ...خشم هاي دسته جمعي اينچيني خيلي شبيه عدالت نيست ...بيشتر شبيه خشم و انتقام جويي و لذت نابودي كسي هست كه دچار اين تصوريم كه حق ما رو خورده...تلخ و فاسد
Read more
اين دو تا واگذار ميشن به خانواده و شخص متعهد...از وضيعتي بدي نجات پيدا كردن و دنبال خانواده ند...پنج ...
Media Removed
اين دو تا واگذار ميشن به خانواده و شخص متعهد...از وضيعتي بدي نجات پيدا كردن و دنبال خانواده ند...پنج ماه و ماده...اگر دلتون همدم گربه اي مي خواد به من دايركت بزنيد...دو صورت پيدا نشدن خانواده مجبورند به رهاسازي در پارك كه با نزديك شده فصل سرما، يك مرگ قطعي و سخت در انتظارشونه...اگر مي تونيد خونه ... اين دو تا واگذار ميشن به خانواده و شخص متعهد...از وضيعتي بدي نجات پيدا كردن و دنبال خانواده ند...پنج ماه و ماده...اگر دلتون همدم گربه اي مي خواد به من دايركت بزنيد...دو صورت پيدا نشدن خانواده مجبورند به رهاسازي در پارك كه با نزديك شده فصل سرما، يك مرگ قطعي و سخت در انتظارشونه...اگر مي تونيد خونه و پناه امنشون باشيد، دريغ نكنيد...
Read more
اين اون نمونه اي هست از اونچه كه در جوامع جنسيت سالار كه خوب به صورت نرمال و روتين در روزگار كنوني مردسالار ...
Media Removed
اين اون نمونه اي هست از اونچه كه در جوامع جنسيت سالار كه خوب به صورت نرمال و روتين در روزگار كنوني مردسالار هست، بر سر مردها هم مياد و حقوق اونها هم از بين مي ره...جامعه ي مردسالار فقط حقوق زنها رو ناديده نمى گيره، بلكه مردهايى كه در تعاريف و چارچوب هاي مرد كامل در اين جوامع قرار نمى گيرند، تحت فشار و ظلم ... اين اون نمونه اي هست از اونچه كه در جوامع جنسيت سالار كه خوب به صورت نرمال و روتين در روزگار كنوني مردسالار هست، بر سر مردها هم مياد و حقوق اونها هم از بين مي ره...جامعه ي مردسالار فقط حقوق زنها رو ناديده نمى گيره، بلكه مردهايى كه در تعاريف و چارچوب هاي مرد كامل در اين جوامع قرار نمى گيرند، تحت فشار و ظلم زيادى زندگى مى كنند...مردهايى با عضلات كمتر، قد كوتاهتر، قدرت جنسي كمتر، قدرت جنگيدن و كتك كاري كمتر، قدرت ساختن پول كمتر ...به خاطر همين هست براى يك مرد از كارافتادگى و پرداخت هزينه هاي يك زندگى از طرف زن علاوه بر فشار اقتصادى يك فشار روحى بسيار بزرگ تر خواهد بود...در جوامع مردسالار زن و مرد هر دو حقوق انسانيشون، مورد هجوم قرار مى گيره حالا با درصد كمتر و بيشتر و بسته به شرايط...
پى نوشت: هر روز صبح كه گوشيم رو روشن مي كنه علاوه بر اس ام اس ها بانك ها براي واريز و برداشت، حتما اس ام اس دارم از افزايش قواي جنسي، مخصوص آقايان و اينجاست كه مي فهمم مردان اين سرزمين تحت چه فشارى، همچنان از مدل مردسالار حمايت مي كنند...با ترس و تصورى كه ايجاد شده كه اگر مردسالاري نباشه، زن سالاري هست...كه انگار هميشه صفر و صد هست و نه فاصله ي بين اين دو، كه البته فمنيست هاي افراطي هم در ايجاد اين تصور بي تاثير نبودند
Read more
اين غذا كشف جديد اين چند روزه منه...چند روز پيش رسيدم دفتر و روى ميزم بود و از اون روز فقط همين رو مى خورم<span class="emoji emoji1f604"></span>...با ...
Media Removed
اين غذا كشف جديد اين چند روزه منه...چند روز پيش رسيدم دفتر و روى ميزم بود و از اون روز فقط همين رو مى خورم...با صداى هميشه نگران بابام در پسِ ذهنم كه سيماى افراط و تفريط...سيب زمينى و تخم مرغ آب پز و گوجه و خيارشور و ليمو و نون سنگگ...در طي اين چند روز بارها به بزرگمهر گفتم واقعا چرا همه هر روز و هر شب اين ... اين غذا كشف جديد اين چند روزه منه...چند روز پيش رسيدم دفتر و روى ميزم بود و از اون روز فقط همين رو مى خورم😄...با صداى هميشه نگران بابام در پسِ ذهنم كه سيماى افراط و تفريط...سيب زمينى و تخم مرغ آب پز و گوجه و خيارشور و ليمو و نون سنگگ...در طي اين چند روز بارها به بزرگمهر گفتم واقعا چرا همه هر روز و هر شب اين غذا رو نمى خورن و جاش با كلي زحمت خورشت درست مى كنند😊😄... تصميم داشتم قبل از خوردنش ازش عكس بگيرم ...اما تا ديدمش، كلا عكس و اينا يادم رفت...بعدش كه يادم افتاد فكر كردم چطوري ميشه در اوج گرسنگى از غذا عكس انداخت...البته حتما كه ميشه و من نمي تونم ...
پى نوشت:حال دنيا خوب نيست و من باور كردم به ناتوانى اين دست هاى سيمانى...اما تو حالِ بد، كوچك ترين لذتى،لذتش چند برابر ميشه...فقط بگذره اين روزا...اين روزاى صف دلار و طلا و پرايد و پوشك و نواربهداشتي
پى نوشت: از مزاياي كم شدن نوار بهداشتي همين رو ميشه گفت كه ديگه به زبون آوردنش خيلي سخت نيست و كيسه ي سياه رنگ رو براى اسم بردنش،تو اينستاگرام پخش نمى كنند...گرچه مرز بين خوب و بدمون و شادى و غم مون هي داره كم ميشه و نمى دونيم بابت كدووم بايد بخنديم و گريه كنيم
Read more
اولين و دومين عكس رو چند روز پيش در دايركت دريافت كردم...نمونه ى موفقى از ارجحيت درستى و قانون، بر خوبى ...
Media Removed
اولين و دومين عكس رو چند روز پيش در دايركت دريافت كردم...نمونه ى موفقى از ارجحيت درستى و قانون، بر خوبى و در قدم بعدى انتخاب درونى و قدرتمند خوبى...و تصوير دوم يكى از كامنت هايى كه امروز گرفتم و بسيار باهاش موافقم اولين و دومين عكس رو چند روز پيش در دايركت دريافت كردم...نمونه ى موفقى از ارجحيت درستى و قانون، بر خوبى و در قدم بعدى انتخاب درونى و قدرتمند خوبى...و تصوير دوم يكى از كامنت هايى كه امروز گرفتم و بسيار باهاش موافقم
Loading...
ما اسير وظيفه ايم...مهم انجام درست وظايف هست و وظيفه براى همه در سطوح اصلى يكسانه... پى نوشت: مثال ...
Media Removed
ما اسير وظيفه ايم...مهم انجام درست وظايف هست و وظيفه براى همه در سطوح اصلى يكسانه... پى نوشت: مثال هام رو براي مصداق هاى خوبى دقت كنيد، همه شون يك معنى داره...به جاى هر كارى از مكه رفتن و تا كمك به حيوانات، فقط و فقط به من خوبى كن...(شايد اون شخص در اون لحظه فقير و نيازمند نباشه، اما مى تونه خودش رو جاى ... ما اسير وظيفه ايم...مهم انجام درست وظايف هست و وظيفه براى همه در سطوح اصلى يكسانه...
پى نوشت: مثال هام رو براي مصداق هاى خوبى دقت كنيد، همه شون يك معنى داره...به جاى هر كارى از مكه رفتن و تا كمك به حيوانات، فقط و فقط به من خوبى كن...(شايد اون شخص در اون لحظه فقير و نيازمند نباشه، اما مى تونه خودش رو جاى فقير بذاره و فكر كنه كه چون من مى تونم جاى اون باشم پس فقط بايد به من توجه بشه و خوب من هيچ وقت سگ و گربه نميشم و من هيچ وقت اونقدر مذهبى نيستم كه برم مكه)و اين انتهاي مهرطلبيه...و چقدر غم انگيزه كه مكالمات رايج مردم در جامعه بر اساس مهر طلبى باشه..،وقتى كه بايد بر اساس وظايف متقابل باشه براى ايجاد روش هايى كه بتونيم كنار هم زندگى كنيم...
بعد از تغيير اين تعريف ذهنى خوبى_وظيفه، تازه خوبى كردن تبديل ميشه به رفتارى براى آرامش روانى فرد در جامعه و قدرت انتخاب گريش
Read more
پوپوليسم و عوام فريبى در جوامعى كه خوبى بر درستى ارجحيت داره، خيلى راحت يار كشى مى كنه...بابت بى متر ...
Media Removed
پوپوليسم و عوام فريبى در جوامعى كه خوبى بر درستى ارجحيت داره، خيلى راحت يار كشى مى كنه...بابت بى متر و معيار بودنش...و جامعه ى بى متر و معيار، يعنى به صورت مداوم و بى وقفه، درگير تكرار اشتباهات شدن...چون حتى ذهن عادت نكرده اشتباهات رو در متر و معيارى تعريف كنه تا مانع از تكرارش بشه پى نوشت: هيچ وقت از ... پوپوليسم و عوام فريبى در جوامعى كه خوبى بر درستى ارجحيت داره، خيلى راحت يار كشى مى كنه...بابت بى متر و معيار بودنش...و جامعه ى بى متر و معيار، يعنى به صورت مداوم و بى وقفه، درگير تكرار اشتباهات شدن...چون حتى ذهن عادت نكرده اشتباهات رو در متر و معيارى تعريف كنه تا مانع از تكرارش بشه پى نوشت: هيچ وقت از غريبه ها كه منبع عاطفى زندگى شما نيستند، انتظار خوبى نداشته باشيد، انتظار درستى داشته باشيد، تا حق شما رو به شما بده و نه بيشتر از حق شما بهتون بده...كه اينطورى نه سرخوردگى هست و نه تحت فشار قرار گرفتن يك غريبه براى گذشتن از حق خودش...و در اين فرهنگ و ديدگاه هست كه حالا حق انتخاب به وجود مياد براي خوبي كردن يا نكردن و چنانچه انتخاب خوبي كردن باشه، اين انتخاب دروني و عميق هست و اگر خوبي نكردن هم باشه، مشمول هيچ ناله و نفريني نميشه، چون قبل از هر كاري، كار درست انجام شده و حقوق شخص در نظر گرفته شده و بعد از اون هر چه هست انتخاب و آزادي عمل شخص هست براي دادن بيشتر و يا كمتر و يا اصلا ندادن پى نوشت: منابع عاطفي ما در درجه ي اول پدر و مادر و بعد بقيه اعضاي خانواده مثل مادر بزرگ ها و پدر بزرگ ها و خواهر ها و برادرها هستند و نهايتا دوستان نزديك كه با هم تبادل انرژى داريم و در بزرگسالى براي اكثر افراد همسر هم اضافه ميشه...در فرهنگ ما كودك به دنيا مياد كه منبع عاطفيِ فرداى پدر و مادر باشه و نه برعكس...كه البته دقيقا برعكسش درسته...چون پدر و مادر قبلا بايد از لحاظ عاطفي از پدر و مادر خودشون سيراب شده باشند...و وقتي كه نشدن، بچه درست مي كنند تا اون بچه سيرشون كنه،..و اين خلا بزرگ، در جهت برعكس به جاي پر شدن، به سمت بزرگ شدن پيش ميره...وقتي اين خلا به صورت فرهنگي و گسترده پر نشه، و پر نشدنش مثل جامعه ي ما يك اصل در نظر گرفته بشه، جامعه اي به وجود مياد شبيه اونچه هستيم، مهر طلبي كه نهايتا به دليل صدها سال پس خوردگى، از روش جايگزين خودشيفتگى استفاده كرده براي زنده موندن...زنده موندن با خودشيفتگي خيلي فرقي نداره با مردن...پى نوشت:كارِ درست يعنى كاري كه در اون با در نظر گرفتن حقوق خودت، به حقوق ديگران و ديگر موجودات هم آسيبي وارد نكني...و فاصله ها و حريم ها حفظ بشه...مثل رانندگي كردن در بين خطوط...كه البته اين حريم ها و خطوط رو قوانين بايد با جزييات توضيح بدن و نظر شخصي نيست
Read more
Loading...
توى آشپزخونه نشستم و از اين زاويه دارم جايى رو كه بهش مى گم خونه نگاه مى كنم...و يهو ياد اولين خونه ى مستقلم ...
Media Removed
توى آشپزخونه نشستم و از اين زاويه دارم جايى رو كه بهش مى گم خونه نگاه مى كنم...و يهو ياد اولين خونه ى مستقلم افتادم...اولين خونه ى من و بزرگمهر ...كه اصلا دوستش نداشتم و اصلا دلم نمى خواستش...خونه اى كه بهم داده بودن و در عوضش اتاق خوابم با تخت يك نفره م و كتابخونه ى پر از كتاب هاى ژول ورن و چارلز ديكنزم ... توى آشپزخونه نشستم و از اين زاويه دارم جايى رو كه بهش مى گم خونه نگاه مى كنم...و يهو ياد اولين خونه ى مستقلم افتادم...اولين خونه ى من و بزرگمهر ...كه اصلا دوستش نداشتم و اصلا دلم نمى خواستش...خونه اى كه بهم داده بودن و در عوضش اتاق خوابم با تخت يك نفره م و كتابخونه ى پر از كتاب هاى ژول ورن و چارلز ديكنزم رو ازم گرفته بودند و من به شدت فكر مى كردم اون معامله عادلانه نبوده...بيست سال از اون روزا گذشته و من ديگه قدر خونه م رو مى دونم...ديگه دلم براى تخت يك نفره م تنگ نيست...اما فكر مى كنم چقدر طول كشيد و چقدر هزينه دادم كه دل رو ببندم به خونه ى سبز و بنفشم...كه ديگه اينجا قرار بگيرم...كه انگار ديگه قرار گرفتم😊
پى نوشت:پگاه عكس رو كه گرفتم يهو ياد تو و عكسات افتادم از خونه اي كه توش قرار داري😄
@pegah.ma
Read more
چه جراتى مى خواد نگاه كردن به خالى درون...و با خنده فرياد زدن كه اى واى! چقدر خاليم...
Media Removed
چه جراتى مى خواد نگاه كردن به خالى درون...و با خنده فرياد زدن كه اى واى! چقدر خاليم... چه جراتى مى خواد نگاه كردن به خالى درون...و با خنده فرياد زدن كه اى واى! چقدر خاليم...
هر چه انسان تر باشيم بيشتر درد مى كشيم...اما از پا نمي نشنيم براى درد بيشتر...قهرمان با تيرى در پا همچنان ...
Media Removed
هر چه انسان تر باشيم بيشتر درد مى كشيم...اما از پا نمي نشنيم براى درد بيشتر...قهرمان با تيرى در پا همچنان به جنگ اژدها مى رود...چون درد رو قطعى، حتمى و بدون برگشت در نظر گرفته و هر روز متعجب نميشه كه چقدر زنده بودن درد داره...زنده بودن درد داره و روبه روشدن با دردش و برخاستن در مقابلش، اسمش لذته...فقط ... هر چه انسان تر باشيم بيشتر درد مى كشيم...اما از پا نمي نشنيم براى درد بيشتر...قهرمان با تيرى در پا همچنان به جنگ اژدها مى رود...چون درد رو قطعى، حتمى و بدون برگشت در نظر گرفته و هر روز متعجب نميشه كه چقدر زنده بودن درد داره...زنده بودن درد داره و روبه روشدن با دردش و برخاستن در مقابلش، اسمش لذته...فقط ايمان دارم كه درد رو و لذت روبه شدن باهاش رو فقط مي تونيم براي خودمون برنامه ريزي كنيم و نه ديگري...
پى نوشت: انسانهايي كه از درد انسان بودن فرار مي كنند و بار سنگين انسان بودن رو به دوش نمى كشند، دنيا رو تلخ وسياه و ناامن مي كنند...چون بار زمين موندشون ميشه بار اضافه ديگران...ميشه سنگ جلو پا
Read more
قبلا هم اينجا در موردش نوشتم ...باز سر اين جنجال هاي اخير دلم خواست در موردش بنويسم...الان مسئله اين ...
Media Removed
قبلا هم اينجا در موردش نوشتم ...باز سر اين جنجال هاي اخير دلم خواست در موردش بنويسم...الان مسئله اين هست كه چرا زنان ايراني براي پول خدمات جنسي ميدن و يا چرا زن هاي ايراني براي پول به مردهاي عرب خدمات جنسي مي دن؟!!!يعني اينكه تو خيابون هاي شهر پر از زنان گارگر جنسي هست كه با پول با مردهاي ايراني مي خوابند ... قبلا هم اينجا در موردش نوشتم ...باز سر اين جنجال هاي اخير دلم خواست در موردش بنويسم...الان مسئله اين هست كه چرا زنان ايراني براي پول خدمات جنسي ميدن و يا چرا زن هاي ايراني براي پول به مردهاي عرب خدمات جنسي مي دن؟!!!يعني اينكه تو خيابون هاي شهر پر از زنان گارگر جنسي هست كه با پول با مردهاي ايراني مي خوابند مسئله اي نيست و مسئله اينه كه ناموس ايران فقط بايد مورد تجاوز ايراني قرار بگيره و مرداي ديگه دنيا بهش حقي ندارند؟!!!يعني وقتي مي خواييم به حقوق زنان هم اهميت بديم، نگراني اينه كه زن ايراني كالاي داخلي بمونه و خدايي نكرده كالاي مورد استفاده خارجي نشه و اصلا اصل كالا بودنش رو پذيرفتيم و اين جدا دردآور و غم انگيزه...اينكه يك زن ايراني تن فروشي بكنه و بابتش ما جامه بدريم رو احتمالا بعد از شنيدن دلايل بشه درك كرد فارغ از مليت مشتريش...اما مسئله اينه كه زنهاي تايلند تن فروشي مي كنند براي مردهاي ايراني غالبا يك اتفاق جالب و هيجان انگيزه و وقتي به زنهاي كنار خيابون تخت طاووس اشاره مي كنيم و بابتشون غمگين ميشيم، روشنفكرهاي جمع مي گن تنفروشي قديمي ترين شغل بشريته و همينه كه هست...وقتي اظهار نظرها پايه هاش تفكر و منطق و اصول انساني نباشه و منافع شخصي و گروهي اولويت باشه، ميشه نتيجه ش داستان نگراني هاي جمعي ما
پى نوشت: در خاورميانه ما زنها هنوز غنيمت جنگي هستيم كه طرف بازنده سرافكنده ميشه از باختن ما...و طرف برنده مفتخر ميشه به تحقير رقيب با بردنِ ما....
Read more
Loading...
He didn’t take the time to lie تاثير اين آهنگ تو ذهنم همزمان وهمرنگ و هم حس شده با فيلم كيل بيل...اگر ...
Media Removed
He didn’t take the time to lie تاثير اين آهنگ تو ذهنم همزمان وهمرنگ و هم حس شده با فيلم كيل بيل...اگر كيل بيل رو نديديد حتما ببينيد...انگار اين فيلم رو ساختند كه اين اجرا و ترانه رو كامل كنند...فكر مي كنم اون زماني كه مردم اين ترانه رو مي شنيدن اما كيل بيل ساخته نشده بوده، چقدر دردناك بوده كه روايت اين ... He didn’t take the time to lie
تاثير اين آهنگ تو ذهنم همزمان وهمرنگ و هم حس شده با فيلم كيل بيل...اگر كيل بيل رو نديديد حتما ببينيد...انگار اين فيلم رو ساختند كه اين اجرا و ترانه رو كامل كنند...فكر مي كنم اون زماني كه مردم اين ترانه رو مي شنيدن اما كيل بيل ساخته نشده بوده، چقدر دردناك بوده كه روايت اين دختر قصه گو رو تا آخر نمي شنيدن.
هر وقت اين ترانه رو مي شنوم اولين سوألي كه تو ذهنم تكرار ميشه اينه كه دروغ شنيدن براي دليل ترك شدن خوبه يا نه...
پى نوشت: امروز يه بازيگر آمريكايي رو سرچ مي كردم به نام جين سيبرگ كه در فيلم از نفس افتاده گدار با موهاي كوتاه بولندش تبديل به يك ايكون فرانسوي شده بوده...همون لحظه حساب كتاب زماني كردم ببينم گوگوش از اون تاثير گرفته بوده با نه...الان هم كه اين ويديو رو ديدم و يادم اومد كه گوگوش هم يه پيراهن سبزرنگ با همين استايل در يكي از اجراهاش داشته...
پى نوشت بعدي:يه عالمه ممنونم از مينا بديعي عزيزم كه ديشب اين كليپ رو استوري كرده بود و امروز برام فرستاد...مينا تو از اون دخترايي هستي كه با وجودي كه كم ديدمت، اما حس خوب و حال خوبت هميشه به يادمه
@minabadiee
Read more
بعد از رفتن هميشگي دكتر گلمحمدى، واقعا نگران حيوانات منطقه شهريار بودم...قطعا در اون منطقه هم دكترهاي ...
Media Removed
بعد از رفتن هميشگي دكتر گلمحمدى، واقعا نگران حيوانات منطقه شهريار بودم...قطعا در اون منطقه هم دكترهاي حاذقي هستند اما شهريار از لحاظ امكانات تشخيصي در مضيقه بود...مدتي ست خبر دار شدم دكتر موسويان كه بارها و بارها از طرف بهترين دامپزشك هايي كه مي شناسم بابت دانش تشخيصيشون تاييد شدند و خودم هم چندين ... بعد از رفتن هميشگي دكتر گلمحمدى، واقعا نگران حيوانات منطقه شهريار بودم...قطعا در اون منطقه هم دكترهاي حاذقي هستند اما شهريار از لحاظ امكانات تشخيصي در مضيقه بود...مدتي ست خبر دار شدم دكتر موسويان كه بارها و بارها از طرف بهترين دامپزشك هايي كه مي شناسم بابت دانش تشخيصيشون تاييد شدند و خودم هم چندين بار براي مشاوره در مورد گربه م بهشون مراجعه كردم، در شهرك انديشه كلينيك تشخيصي افتتاح كردند با بهترين امكانات و به روز ترين...اميدوارم موندني باشن و از دانش و تجربه و تعهدشون در اون منطقه نهايت استفاده بشه...
پى نوشت:در صفحه شون موردي از گربه اي با تشخيص اف آى پي هست كه ببينيد بد نيست...اين مورد رو من معرفي كردم...يكي از دنبال كنندگان صفحه ي من در دايركتي با من بابت بيماري لاعلاج گربه ش صحبت كرد(تشخيص اف آى پي يكي از بدترين جواب هايي هست كه ميشه براي يه گربه گرفت)...خوشحالم ازشون خواهش كردم كه به آزمايشگاه دكتر موسويان مراجعه كنه و همه آزمايش ها كه در تهران انجام شده بود دوباره تكرار كنند..ايشون از تهران به شهريار رفتند و آزمايش ها تكرار شد و خوشبختانه تشخيص اوليه و آزمايش هاي اوليه اشتباه بود و اين گربه مشكل قلبي داشت و نه اف آى پي...كه ناراحتي قلبي با دارو قابل كنترل هست و اف آى پي بدون درمان و با مرگ دردناك...و بدتر از اونكه با تشخيص اشتباه از طرف كلينيك اوليه پيشنهاد يوناتايز (مرگ آرام)هم داده بودند
@plasma.veterinary.lab
Read more
حتي بيشتر از گياهخوارا...بيشتر از اونايى كه تفكيك زباله مي كنند...بيشتر از اونايي كه پلاستيك رو ...
Media Removed
حتي بيشتر از گياهخوارا...بيشتر از اونايى كه تفكيك زباله مي كنند...بيشتر از اونايي كه پلاستيك رو از زندگيشون كم كردند...فقط يك نفر كمتر در جمعيت كره زمين، يعني كلي مصرف كمتر، زباله كمتر، دي اكسيدكربن كمتر،مصرف آب كمتر...و در طول چند قرن،فقط يك تصميم براي بچه دار نشدن،يعني جلوگيري از تمام بچه ... حتي بيشتر از گياهخوارا...بيشتر از اونايى كه تفكيك زباله مي كنند...بيشتر از اونايي كه پلاستيك رو از زندگيشون كم كردند...فقط يك نفر كمتر در جمعيت كره زمين، يعني كلي مصرف كمتر، زباله كمتر، دي اكسيدكربن كمتر،مصرف آب كمتر...و در طول چند قرن،فقط يك تصميم براي بچه دار نشدن،يعني جلوگيري از تمام بچه هايي كه قرار هست اون بچه اي كه به دنيا نيومده،در صورت تولد، بچه هاش و بچه هاش به دنيا بيارن...بارها به شوخي و جدي به ديگران گفتم همين كه من بچه دار نشدم، اينقدر لطف در حق شما و بشريت كردم كه اگر موقع مسواك زدن آب شير رو باز بذارم، احساس بدي هم ندارم...شما يه بارِ بي نهايت بزرگ با توليدمثل به طبيعت اضافه كرديد، حالا اين بار ميليونها تني رو با قاشق قاشق آب باز نذاشتن مي خواي جبران كني...بچه دار نشدن بزرگ ترين لطف به كره زمين و آيندگانه...
Read more
Loading...
از سال ٨٨كه اين مطلب در مورد تاثير افزايش جمعيت در گرمايش زمين نوشته شده، تقريبا انگار دليل افزايش ...
Media Removed
از سال ٨٨كه اين مطلب در مورد تاثير افزايش جمعيت در گرمايش زمين نوشته شده، تقريبا انگار دليل افزايش جمعيت براي گرمايش و آلودگي زمين از فهرست حذف شده...الان بيشتر مطالبي كه در مورد جمعيت در خبرگزاري هاي جهاني منتشر ميشه مربوط به نگراني از كاهش نرخ رشد جمعيت هست و در نتيجه اون كم شدن نيروي كار...اين ... از سال ٨٨كه اين مطلب در مورد تاثير افزايش جمعيت در گرمايش زمين نوشته شده، تقريبا انگار دليل افزايش جمعيت براي گرمايش و آلودگي زمين از فهرست حذف شده...الان بيشتر مطالبي كه در مورد جمعيت در خبرگزاري هاي جهاني منتشر ميشه مربوط به نگراني از كاهش نرخ رشد جمعيت هست و در نتيجه اون كم شدن نيروي كار...اين تغيير رويكرد مي تونه دليلش اين باشه كه ديگه افزايش جمعيت موجب گرمايش زمين نميشه ؟!و يا منابع زمين براي جمعيت بيشتر بازسازي شده ؟! و يا چى....اين تغيير رويكرد جهاني ست و مربوط به يك يا دو كشور نيست...و اين بيشتر و بيشتر نگران كننده هست...امكانات كره ي زمين محدود هست و براي همين ميزان هفت ميليارد و نيم هم كافي نيست...مطلبي منتشر شده كه افزايش جمعيت انسانها قطعا به بالاي ١٢ميليارد نمي رسه و نگران نباشيد...اما دليل اينكه به بالاي دوازده ميليارد نمي رسه رو منتشر نكردند...چون از ١٢ميليارد به بالا سرعت مرگ و مير به دليل كمبود امكانات و منابع و آلودگي لجام گسيخته منابع خاكي و آبي و هوا، بيشتر و يا برابر با سرعت تولد ميشه...در نتيجه يعني هر روز به همون اندازه تولد، انسان مي ميره و بعد از مدتي بيشتر از تولد، انسان مي ميره ...و اينكه ما مثل باكتري ها كه تا منابع هست توليد مي كنند و بعد از كم شدن منابع غذايي و اكسيژن و اجساد باكتري هاي ديگه و آلودگي رشد متوقف ميشه و مرگ و مير افزايش پيدا مي كنه ،قرار هست زندگي كنيم...ما مثلا اشرف مخلوقات...در محيط آزمايشگاه براي از بين نرفتن صددرصد باكتري ها، تعدادي رو به يك محيط كشت جديد منتقل مي كنند ...احتمالا برنامه جهاني مي تونه اين باشه كه نهايتا تعدادي انسان برتر رو به سياره جديد منتقل مي كنند و گور باباي دوازده ميلياردي كه بايد هم ديگه رو بخورن...
پى نوشت: حالا هي از شكم هاى برآمده كه داره با دست نوازش ميشه عكس بذاريم و براي هم ديگه آرزوي اين تجربه رو داشته باشيم و فك كنيم حالا كه كيم كارداشيان و آنجلينا جولي و كيت ميدلتون مي زان چرا من نزام...من چيم از اونا كمتره...هم مي تونم لبم و باسنم رو تزريق كنم و هم مثل اونا حامله بشم و اين يعني ما دقيقا عين هميم
Read more
يك جور اضطراب مداوم از اين تبديل...از اين دگرگونى...
Media Removed
يك جور اضطراب مداوم از اين تبديل...از اين دگرگونى... يك جور اضطراب مداوم از اين تبديل...از اين دگرگونى...
عجب شعرى...عجب تصورى...كلى يادش گرامى
Media Removed
عجب شعرى...عجب تصورى...كلى يادش گرامى عجب شعرى...عجب تصورى...كلى يادش گرامى
Loading...
كنسرتي با كلي آهنگ خاطره انگيز و حال خوب...و كنار دوستايى كه حال خوب رو خوبتر مي كنند...ممنون از آقاي ...
Media Removed
كنسرتي با كلي آهنگ خاطره انگيز و حال خوب...و كنار دوستايى كه حال خوب رو خوبتر مي كنند...ممنون از آقاي مديرى كه هميشه اولويتش حال خوب مردمه...وقتى كه حال خوب، ديرياب و سخت يابه عكس:كوروش جوان كنسرتي با كلي آهنگ خاطره انگيز و حال خوب...و كنار دوستايى كه حال خوب رو خوبتر مي كنند...ممنون از آقاي مديرى كه هميشه اولويتش حال خوب مردمه...وقتى كه حال خوب، ديرياب و سخت يابه
عكس:كوروش جوان🙏
آقاى محمد قوچاني كامنت جواب مى دهد و من كيف مى كنم... در فرهنگ حق با اكثريت هست، حتى اگر اكثريت بى سواد، ...
Media Removed
آقاى محمد قوچاني كامنت جواب مى دهد و من كيف مى كنم... در فرهنگ حق با اكثريت هست، حتى اگر اكثريت بى سواد، بى فرهنگ و فرصت طلب باشد، احترام و ايستادگى براى رأى همه و حتى اقليت به عنوان يك انسان، قابل ستايش هست...در يكى از سرمقاله هاى آقاي قوچاني زماني كه محمد مرسي در مصر با كودتا از قدرت بركنار شد، براى اولين ... آقاى محمد قوچاني كامنت جواب مى دهد و من كيف مى كنم... در فرهنگ حق با اكثريت هست، حتى اگر اكثريت بى سواد، بى فرهنگ و فرصت طلب باشد، احترام و ايستادگى براى رأى همه و حتى اقليت به عنوان يك انسان، قابل ستايش هست...در يكى از سرمقاله هاى آقاي قوچاني زماني كه محمد مرسي در مصر با كودتا از قدرت بركنار شد، براى اولين بار به صورت جدى مجبور شدم به اولويت ليبراسيم بر دموكراسى فكر كنم...اينكه مردم مصر به دليل فاصله و غريبگى با ليبراسيم در يك اقدام دموكراتيك فردى غير ليبرال رو براى رياست جمهورى انتخاب كردند...غير ليبرال يعني فردي كه حقوق اقليتى كه به او رأي ندادند رو در نظر نمى گيره....چقدر نياز هست به تعريف و باز تعريف مفاهيم اجتماعى ...كه مفاهيم وارداتى در جوامع دسته چندم، از مفهوم اصلى خودش رنگ مى بازه و اهرمى ميشه براي اثبات مفاهيم ظاهرا از دور خارج شده و باطنا و قويا در تاروپود مردمان اون جامعه تنيده شده...در پوپوليست درك از دموكراسى يعنى ما يه روزى بالاخره اكثريت ميشيم و همه ي شما رو مي بريم بالاي دار، همه ي شما رو از زندگى ساقط مى كنيم ...فقط فعلا مشكل اينه كه ما اكثريت نيستيم...اين يعني الويت دموكراسى بر ليبراسيم و آزاد انديشي...جامعه بدون بنيادهاى عميق و ريشه دار آزادگى و آزاد انديشى، دموكراسى يعنى اگر قدرت بياد دست من،لهت مي كنم
Read more
يكي از بچه ها واگذار شد ديروز و موندن اين مامان و بچه ...اين آقا پسر زرد رنگ هم واگذارميشه و مامانش هم ...
Media Removed
يكي از بچه ها واگذار شد ديروز و موندن اين مامان و بچه ...اين آقا پسر زرد رنگ هم واگذارميشه و مامانش هم عقيم ميشه تا ديگه بچه نياره و هم جون خودش و بچه هاش رو با زياد شدن جمعيتشون به خطر ندازه...اين زرد رنگ لوسِ مامان دنبال خانواده و امنيته تا از گرماي پشت بوم و همسايه ي عصباني نجات پيدا كنه...به من دايركت ... يكي از بچه ها واگذار شد ديروز و موندن اين مامان و بچه ...اين آقا پسر زرد رنگ هم واگذارميشه و مامانش هم عقيم ميشه تا ديگه بچه نياره و هم جون خودش و بچه هاش رو با زياد شدن جمعيتشون به خطر ندازه...اين زرد رنگ لوسِ مامان دنبال خانواده و امنيته تا از گرماي پشت بوم و همسايه ي عصباني نجات پيدا كنه...به من دايركت بديد اگر قصد نگهداري از يك گربه ي واقعى رو داريد...جنسيتش نر هست و از فرم پنجه هاش معلومه كه تبديل به گربه ي بزرگ و زيبايى ميشه
پى نوشت:اين مامان با سه تا بچه ش بالا پشت بوم و يه مجتمع زندگي مي كردند، يكي از بچه ها رو يكي از همسايه ها از بالا پشت بوم پرت كرد پايين، يكي ديروز واگذار شد و اين دو تا رو هم تهديد كرده به سم دادن...
Read more
ظهر جمعه در گرماى چهل و سه درجه مي ريم كاخ گلستان...بزرگمهر يه عالمه عكس مى گيره و من هم گذري لابه لاى ...
Media Removed
ظهر جمعه در گرماى چهل و سه درجه مي ريم كاخ گلستان...بزرگمهر يه عالمه عكس مى گيره و من هم گذري لابه لاى عكس ها حضور دارم...عكساى بى هوا...كه من تمام اجزاى صورتم رو به طرز عجيبى توشون منقبض نكردم...عكس بى هوا و كاخ گلستان هر دو امروز حال داد...اون كاناپه سبز هم حتما يادم مي مونه كه داشته باشمش ظهر جمعه در گرماى چهل و سه درجه مي ريم كاخ گلستان...بزرگمهر يه عالمه عكس مى گيره و من هم گذري لابه لاى عكس ها حضور دارم...عكساى بى هوا...كه من تمام اجزاى صورتم رو به طرز عجيبى توشون منقبض نكردم...عكس بى هوا و كاخ گلستان هر دو امروز حال داد...اون كاناپه سبز هم حتما يادم مي مونه كه داشته باشمش
حتما براتون پيش اومده به سقف زل بزنيد و تو اشكاتون غرق بشيد
Media Removed
حتما براتون پيش اومده به سقف زل بزنيد و تو اشكاتون غرق بشيد حتما براتون پيش اومده به سقف زل بزنيد و تو اشكاتون غرق بشيد
اين دو تا بچه گربه ي سه ماهه واگذار ميشن...هر دو نر هستند...پشت بوم يكي از دوستام با مادرشون زندگي مي ...
Media Removed
اين دو تا بچه گربه ي سه ماهه واگذار ميشن...هر دو نر هستند...پشت بوم يكي از دوستام با مادرشون زندگي مي كنند...سه تا بودن ...يكيشون رو امروز يكي از همسايه از پشت بوم پرت كرده پايين و تهديد كرده كه به اين دو تا و مادرشون هم سم مي ده...اگر تصميم داشتيد در اين مدت يه همدم پشمالو براي خودتون بياريد الان بهترين ... اين دو تا بچه گربه ي سه ماهه واگذار ميشن...هر دو نر هستند...پشت بوم يكي از دوستام با مادرشون زندگي مي كنند...سه تا بودن ...يكيشون رو امروز يكي از همسايه از پشت بوم پرت كرده پايين و تهديد كرده كه به اين دو تا و مادرشون هم سم مي ده...اگر تصميم داشتيد در اين مدت يه همدم پشمالو براي خودتون بياريد الان بهترين فرصته ...به من دايركت بزنيد
Read more
واقعا مرغ همسايه غاز هست اما ما اينقدر درگير دردها و زخم هاى خاورميانه بوديم در طول قرن ها كه روى هيچ ...
Media Removed
واقعا مرغ همسايه غاز هست اما ما اينقدر درگير دردها و زخم هاى خاورميانه بوديم در طول قرن ها كه روى هيچ سرمايه طبيعى، وقت نگذاشتيم... ما فقط سعى كرديم زنده بمونيم ميان گذرگاه تمدن ها بودن و نه حتى خود تمدن...و اين شديم كه هستيم...محل گذر...محل رسوندن تمدن و فرهنگ غرب به تمدن و فرهنگ شرق...هيچي نبوديم ... واقعا مرغ همسايه غاز هست اما ما اينقدر درگير دردها و زخم هاى خاورميانه بوديم در طول قرن ها كه روى هيچ سرمايه طبيعى، وقت نگذاشتيم... ما فقط سعى كرديم زنده بمونيم ميان گذرگاه تمدن ها بودن و نه حتى خود تمدن...و اين شديم كه هستيم...محل گذر...محل رسوندن تمدن و فرهنگ غرب به تمدن و فرهنگ شرق...هيچي نبوديم و براى درد چيزي نبودن افسانه ساختيم....اين راه حل احمقانه ى ذهن هاى خسته و كرخته...خيلى ها كه هيچ نبودن به جاى افسانه سازى، خودشون رو ساختند....خودشيفتگى فرهنگى خيلي شبيه خودشيفتگي فرد به فرد انسانيه...هر دو با افسانه هايي صددرصد تقلبي سعي مي كنند زنده بمونند و هر دو نمى دونند درست كردن دنياي واقعي آسون تر از هر شب با قصه ها به خواب رفتنه...از خواب قصه بلند شيم بعدش ميشه همه چيز رو محكم و استوار در دنياى واقعى ساخت
پى نوشت:جالبه ما اين تصور رو داريم ژرمن شپرد از سگ ايرانى باهوش تره ...كه درست نيست ...و تصور مي كنيم انسان ايراني از انسان آلماني باهوشتره كه اين هم درست نيست...كلا گزاره هاي غلط ما رو به نتايج خيلي خيلي غلط رسونده
Read more
خوب هر چند وقت جهت خودآزارى عادت كردم اسم بزرگمهر رو در توييتر چك مي كنم و هر دفعه دستاوردهاى جالبي دارم...مثلا ...
Media Removed
خوب هر چند وقت جهت خودآزارى عادت كردم اسم بزرگمهر رو در توييتر چك مي كنم و هر دفعه دستاوردهاى جالبي دارم...مثلا چند وقت قبل توييتي ديدم از يك كاريكاتوريست جديدالورود، پر از فحش و توهين و تحقير نسبت به بزرگمهر و كامنت هاي زيرش كه يك نفر گفته بود شما كه هم صنف هستيد نبايد اينطور با هم برخورد كنيد و جواب ... خوب هر چند وقت جهت خودآزارى عادت كردم اسم بزرگمهر رو در توييتر چك مي كنم و هر دفعه دستاوردهاى جالبي دارم...مثلا چند وقت قبل توييتي ديدم از يك كاريكاتوريست جديدالورود، پر از فحش و توهين و تحقير نسبت به بزرگمهر و كامنت هاي زيرش كه يك نفر گفته بود شما كه هم صنف هستيد نبايد اينطور با هم برخورد كنيد و جواب كاريكاتوريست اين بود كه من از نزديك بزرگمهر رو ميشناسم نمي دوني چه آدم نون به نرخ روز خوري هست...جواب قاطعش حتي من رو دچار اين شبه كرد كه مبادا من يادم نيست ايشون رو...از بزرگمهر پرسيدم و گفت حتي اسمش رو نشنيده...و تا اين دو تا توييت جدا با مزه...يكي اينكه نه جايگاه تناولي رو مي دونه و نه جايگاه بزرگمهر رو كه پرويز تناولي براي بزرگمهر جايگاه استادي داره و نه جايگاه خودش رو براي اظهارنظر در مورد افرادى كه كسانى كه صاحب نظرند تاييدشون كردند ...و اين توييت از يك بانو كه نگران درخواست لاس زدن شاگرداش بوده ديگه واقعا انتهاى نقد و حق نقد هست😊...طرف با توجه به جواب بالايش،احتمالا نرم افزار يه وقتايي گذري درس مي ده...اما اونقدر صاحب نظره كه مي تونه بياد بنويسه كه كارهاي طراحيش رو ديدي...حالا اينكه تحصيلات بزرگمهر نقاشي هست و توانايي طراحيش رو اونقدر آدم معتبر تاييد كردند كه حرف زدن در موردش خودش يه شوخيه....اين مثال ها رو زدم فقط براي يك چيز،و اونكه آزادى بيان و عقيده در مواردي هست كه در موردش مطالعه و يا تخصص داريم و بلديم فارغ از عقده هاي درونى و فشار هاي روحى اظهارنظر كنيم و يا كلا عقيده و ديدگاه شخصي ما هست به هر مفهوم و تعريفي و نه در مورد يك شخص حقيقي و واقعى،به هر دهن باز كردنى نمى گن آزادى بيان...و به هر دهنت رو ببندى نمى گن ديكتاتورى و مخالفت با آزادي بيان...حدود هر مفهومى رو درك كنيم،خيلى از اين چيزايي كه ما بهش مي گيم آزادي بيان، در واقع حرف مفت زني و عقده گشايي و زدن برچسب و انگ به ديگرانه پى نوشت:بزرگمهر جز معدود كاريكاتوريست هايي هست كه پايه و اصل كاريكاتور رو متكي به تسلط كامل به طراحى واقعى و اناتومى مي دونه و شاگرد كاريكاتور بدون تسلط به طراحى قبول نمي كنه
پي نوشت واقعا مهم:اصلا و ابدا قصدم از اين پست توضيح و شرح توانايي هاي هنري بزرگمهر نيست كه كاملا معتقدم اصلا و ابدا چنين نيازي وجود نداره.فقط نمونه اي رو نشون دادم از زمان هايي كه بى پروا و بدون فكر از مفهوم آزادي بيان استفاده مي كنيم و اين مفهوم رو تا بي نهايت بسط مي ديم...تنها هدفم مشخص كردن يكي از ابعاد اين مدل از آزادي و محدوديت هاش بود
Read more
اگر اون خط زرد رو پنجاه درصد در نظر بگيريم(معيار پنجاه درصد ذهني من كه به نظرم، حتي مي تونه خط زرد بالاتر ...
Media Removed
اگر اون خط زرد رو پنجاه درصد در نظر بگيريم(معيار پنجاه درصد ذهني من كه به نظرم، حتي مي تونه خط زرد بالاتر باشه)فكر نمي كنيد يه مقدار سخت باشه كه ساحل اون دو تا كشور همسايه(تركمنستان،آذربايجان) رو سيم خاردار بكشيم و هر كي به ساحلي كه قرنهاست ازش استفاده مي كنند نزديك شد با تير بزنيم؟؟؟!! عكس دوم:يه ... اگر اون خط زرد رو پنجاه درصد در نظر بگيريم(معيار پنجاه درصد ذهني من كه به نظرم، حتي مي تونه خط زرد بالاتر باشه)فكر نمي كنيد يه مقدار سخت باشه كه ساحل اون دو تا كشور همسايه(تركمنستان،آذربايجان) رو سيم خاردار بكشيم و هر كي به ساحلي كه قرنهاست ازش استفاده مي كنند نزديك شد با تير بزنيم؟؟؟!!
عكس دوم:يه سرى از دوستان هم نظرشون اينه كه تو نقشه ي كتاب هاي درسي نصف درياي خزر رو همراه با ايران كشيدن، يعني از اول نصفش براي ايران بوده...اون دوستان عزيز به پايين نقشه هم توجه بفرماييد...خليج فارس رو تا تهش كشيدن...بهتره براي اونم يه فكري بكنيم...
پى نوشت:بحث حقوقيش رو واقعا نمي دونم...دنبالش هم نگشتم...اما يه نظريه رو خوندم كه در قرداد آخر بين ايران و روسيه گفتند درياي خزر بين ايران و روسيه مشاع هست...مثل راه پله ي و بالا پشت بوم آپارتمان...كه البته اين مشاع بعد از اون زماني بوده كه ايراني ها حق قايق راني هم در خزر نداشتند...يعني يه حالِ بزرگ از طرف اونا به ايران...حالا اينكه مشاع معنى پنجاه پنجاه رو مي ده يا نه رو بايد اساتيد فن نظر بدن...چون وقتي يه آپارتمان خراب ميشه،مشاعات رو تقسيم نمي كنند و زمين رو بر حسب ميزان مالكيت هر واحد تقسيم مي كنند
پى نوشت:خودشيفتگي فرهنگي دمار از روزگار اين سرزمين درآورده ...مطلبي با اين عنوان در صدانت در مصاحبه اي با دكتر سرگلزايي منتشر شده كه خيلي خيلي قابل خوندن هست و همچنين قابل بسط و تحليل...مخصوصا قسمتي كه به قرداد تركمانچاي و نقشه هاي كتاب هاي درسي كه ايران رو از كجا تا كجا نشان داده...
پي نوشت:اين پست رو اديت كردم دوباره گذاشتم ...معذرت از دوستاني كه لايك ها و كامنت هاشون پاك شد
پى نوشت آخر: دوستاني هم كه به طرق مختلف دارند براي من تحليل كارشناس مثلا روس رو در بي بي سي مي فرستند، بگم خدمتشون اگر شما تازه اين كارشناس رو شناختيد من از مدتها قبل تحليل هاي ايشون رو در بي بي سي به ياد دارم...و بارها از فرط چرت و پرت ها و خزعبلات جهت دارش تلويزيون رو گذاشتم روي سكوت...در اين موارد بهتر هست از منابع حقوقي و بين الملي شاهد بياريد...و يا حداقل عقل و شعور خودتون...وطن پرستى شاخ و شونه كشي و تهديد و به هر قيمتي رسيدن به منافع شخصي نيست ...كه با اين مدل اسراييلي ها از همه ي دنيا وطن پرست ترند...به قيمت ناديده گرفتن حقوق فلسطيني ها...اول انسانيم و بعد وطني داريم كه دوستش داريم و در مقابل هر تجاوزي بهش مي ايستيم ...
Read more
كلى گشت زد تا اين ماشين و سايه ي اين درخت رو براى خوابيدن انتخاب كرد...
Media Removed
كلى گشت زد تا اين ماشين و سايه ي اين درخت رو براى خوابيدن انتخاب كرد... كلى گشت زد تا اين ماشين و سايه ي اين درخت رو براى خوابيدن انتخاب كرد...
روزهاى خوبى نيست...اما معنيش اين نيست كه روزهاى بدتر از اين وجود نداشته...اما حرف اصلى اينه كه ما ...
Media Removed
روزهاى خوبى نيست...اما معنيش اين نيست كه روزهاى بدتر از اين وجود نداشته...اما حرف اصلى اينه كه ما ديگه طاقت روزهاى بد رو نداريم انگار...گالرى عكس هام رو نگاه مى كنم...تو روزهاى گذشته دنبال حالِ خوبم...تا حالِ بد رو متعادلش كنم...تا مخلوط كنم امروز رو با هر روزى كه رنگى تر بوده...تا امروز قابل ... روزهاى خوبى نيست...اما معنيش اين نيست كه روزهاى بدتر از اين وجود نداشته...اما حرف اصلى اينه كه ما ديگه طاقت روزهاى بد رو نداريم انگار...گالرى عكس هام رو نگاه مى كنم...تو روزهاى گذشته دنبال حالِ خوبم...تا حالِ بد رو متعادلش كنم...تا مخلوط كنم امروز رو با هر روزى كه رنگى تر بوده...تا امروز قابل تحمل تر بشه...
روستاى ايراج...تو كوچه باغ هاى باطراوتش، وسط كوير بزرگ زندگى، زنده بودن رو مزه مزه مى كردم...سه ماه پيش بود...اما الان دورتر از سه ماه پيشه...
Read more
اما واقعا نهايتش اين طورى ميشه...يكى از قوانين نانوشته جهان ما...غالب كسايي كه پرچم حمايت از بي عدالتي ...
Media Removed
اما واقعا نهايتش اين طورى ميشه...يكى از قوانين نانوشته جهان ما...غالب كسايي كه پرچم حمايت از بي عدالتي رو دارند، بعد از مدتى عاشق اون پرچم ميشن و از عدالت دل مى كنند...مخصوصا اگر ثمره ي اون پرچم، توجه و قدرت باشه... پى نوشت: در دوران راهنمايى معلم ادبياتى داشتيم كه از فرقه و گروهى حرف مى زد در دوران ... اما واقعا نهايتش اين طورى ميشه...يكى از قوانين نانوشته جهان ما...غالب كسايي كه پرچم حمايت از بي عدالتي رو دارند، بعد از مدتى عاشق اون پرچم ميشن و از عدالت دل مى كنند...مخصوصا اگر ثمره ي اون پرچم، توجه و قدرت باشه...
پى نوشت: در دوران راهنمايى معلم ادبياتى داشتيم كه از فرقه و گروهى حرف مى زد در دوران حيات حافظ، به نام ملامتيه...گروهى كه ملامت و نكوهش ديگران و مردم رو روش و راه سير و سلوك عرفانيشون قرار داده بودند...و معتقد بودند تشويق مردم آنها از راه و هدف دور مي كنه...ملامت مردم، راه رو هموار تر مي كنه...و اون دبير كه دكتراي ادبيات داشت، معتقد بود كه حافظ هم متعلق به اين فرقه بوده...از شراب و معشوق زمينى گفته، تا در نظر مردم مورد تاييد و تشويق نباشه...كه هر چه مردم تاييد كنند، اولين قدم دور شدن از راه ه...كه ديگه بعد از اون تو براى راهت حركت نمى كني...براي تشويق اون مردم، پيش مي ري...و چقدر مى تونه تشويق و حمايت مردم خطرناك باشه...و ملامت و تحقير و خشم شون چراغ راه
دنياي ما به اين نگاه نيازى هزار باره داره...
Read more
هرگز از زمين جدا نبوده ام با ستاره آشنا نبوده ام روى خاك ايستاده ام با تنم كه مثل ساقه ى گياه باد و آفتاب و آب را ميمكد كه زندگى كند كه زندگى كند كه شايد زندگى كند پى نوشت: در طي نيم ساعت گذشته واقعا نمي دونم بگم چند بار اين چند ثانيه رو نگاه كردم ...چقدر ديدن رشد حياتى كه مرگش دردناك نيست لذت بخشه ... هرگز از زمين جدا نبوده ام
با ستاره آشنا نبوده ام
روى خاك ايستاده ام
با تنم كه مثل ساقه ى گياه
باد و آفتاب و آب را
ميمكد كه زندگى كند
كه زندگى كند
كه شايد زندگى كند
پى نوشت: در طي نيم ساعت گذشته واقعا نمي دونم بگم چند بار اين چند ثانيه رو نگاه كردم ...چقدر ديدن رشد حياتى كه مرگش دردناك نيست لذت بخشه ...لذت بدون فكر كردن به عواقب ...تولدى كه جهتش فقط به سمت نوره...و مستقل و تنها....رقصى بى وقفه و با شكوه
Read more
اين تصوير رو بزرگمهر براي روي جلد مجله ي چلچراغ تيرماه سال هشتادوهشت كشيده بود...هنوز ما دقيقا اينجاييم...هنوز ...
Media Removed
اين تصوير رو بزرگمهر براي روي جلد مجله ي چلچراغ تيرماه سال هشتادوهشت كشيده بود...هنوز ما دقيقا اينجاييم...هنوز اينجاييم اين تصوير رو بزرگمهر براي روي جلد مجله ي چلچراغ تيرماه سال هشتادوهشت كشيده بود...هنوز ما دقيقا اينجاييم...هنوز اينجاييم
اى كاش ترسيدن در فرهنگ ما فقط نشونه ى ضعف نبود...نشونه عقل و خرد هم بود...كه ميشد بى پروا ترسيد
Media Removed
اى كاش ترسيدن در فرهنگ ما فقط نشونه ى ضعف نبود...نشونه عقل و خرد هم بود...كه ميشد بى پروا ترسيد اى كاش ترسيدن در فرهنگ ما فقط نشونه ى ضعف نبود...نشونه عقل و خرد هم بود...كه ميشد بى پروا ترسيد
ايشون حنا خانم هستند...و خواهرشون پنبه...كنار يه سطل آشغال سر كوچه ي ما با بقيه خواهر برادرهاي هم ...
Media Removed
ايشون حنا خانم هستند...و خواهرشون پنبه...كنار يه سطل آشغال سر كوچه ي ما با بقيه خواهر برادرهاي هم خونش زندگي مي كردند...براشون غذا مي بردم گاهي...تا يك روز ديدم بقيه غذاشون رو مي خورند و ايشون با تمام سعيش نمي تونه...دهنش زخم بود...مي ديدم خواهر برادراش كنار مي ايستند تا حنا كه سرعت خوردنش كمه ... ايشون حنا خانم هستند...و خواهرشون پنبه...كنار يه سطل آشغال سر كوچه ي ما با بقيه خواهر برادرهاي هم خونش زندگي مي كردند...براشون غذا مي بردم گاهي...تا يك روز ديدم بقيه غذاشون رو مي خورند و ايشون با تمام سعيش نمي تونه...دهنش زخم بود...مي ديدم خواهر برادراش كنار مي ايستند تا حنا كه سرعت خوردنش كمه بتونه بيشتر بخوره...اما فايده اي نداشت...بقيه با سرعت رشد مي كردن و حنا ضعيف تر ميشد...در طول روز سعي مي كردم بهش فكر نكنم...غذا كه مي خوردم، فقط تصوير تلاشش براي بلعيدن يه تيكه كوچولو مي اومد تو ذهنم...تا اينكه شب بزرگمهر گفت تا اين بچه غذا نخوره منم نمي تونم غذا بخورم...پريچهر يار و ياور هميشگي من در مورد گربه ها اومد بردش...يك ماهي پيشش بود و درمان شد...و نهايتا سميرا به سرپرستى گرفتش تا خواهري بشه براي پنبه خانومش...يك سالي گذشته از اون روزا...هيچ كدوم از خواهر و برادرهاي كنار اون سطل آشغال زنده نيستند و اين زخم دهن شد راه نجات و سرنوشت خوب حنا...گربه ها در خيابون معمولا عمرشرن به يك سال هم نمي رسه...گربه حيوون طبيعت ودشت و يا خيابون نيست...در طي هزاران سال ما سگ ها و گربه ها رو اهلي كرديم و اين نژاد ناتوان و وابسته رو به وجود آورديم...گربه و سگ تنها طبيعت محل زندگيشون در كنار ما و در خونه هاي ماست...ما در برابر اين دو موجودى كه اهلي كرديم مسووليم...مسوول در برابر كيفيت زندگيش و كنترل جمعيت ش
Read more
اولين پيشنهاد غالبا موفق بزرگمهر به من وقتى خسته و غمگين و دلزده از زندگيم....برات فرندز بذارم ببيني؟؟؟! ...
Media Removed
اولين پيشنهاد غالبا موفق بزرگمهر به من وقتى خسته و غمگين و دلزده از زندگيم....برات فرندز بذارم ببيني؟؟؟! و من كه تا حالا نشده بگم نه...و لبخندي كه خيلى زود برمي گرده...اما گاهي خودم مى ترسم از اون روزى كه بگم نه ...يعنى حجم غم جوري بشه كه فرندز هم حالم رو خوب نكنه پى نوشت: يكي از عدالت هاى دنيا همين ... اولين پيشنهاد غالبا موفق بزرگمهر به من وقتى خسته و غمگين و دلزده از زندگيم....برات فرندز بذارم ببيني؟؟؟! و من كه تا حالا نشده بگم نه...و لبخندي كه خيلى زود برمي گرده...اما گاهي خودم مى ترسم از اون روزى كه بگم نه ...يعنى حجم غم جوري بشه كه فرندز هم حالم رو خوب نكنه
پى نوشت: يكي از عدالت هاى دنيا همين پير شدن دسته جمعيه...حالا يه ذره كمتر و بيشتر ...شامل حال همه ميشه...چندلر با همون لبخند، پير شده و من ذوق مي كنم...
پى نوشت بعدي: غير از جنيفر انيستون كه يه مقداري تونست بدون ريچل در دنياي تصوير حضور پيدا كنه، بقيه دوستان هميشه فرندزي موندن...و من كلي تلاش كردم اسم هاى دنياي واقعيشون رو ياد نگيرم
پى نوشت آخر: بارها و بارها دايركت هايي گرفتم كه واقعا چقدر شجاعى كه وقتي حالت بده مي توني بياي بگى حالم بده...و من فكر مى كنم سطح شجاعت در فرهنگ دورو و هزار لايه ي ما به كجا رسيده كه اعتراف به بد بودن حال رو ميشه شجاعت قلمداد كرد...فرهنگ دروغگوي، فاقد حس هم دردي عميق و واقعى، و البته تربيت كننده ميليونها مهرطلب و تاييدكننده طلب، ما رو به جايي رسونده كه تمام تصوير بيرونيمون هيچ ربطي به تصوير درونيمون نداره...براي اينكه شايد دوست داشته بشيم و براي اينكه گاهي ضعيف بودن كه حق ماست، مانع از تاييد ما نشه، تمام عكس ها و تصويرها و كلام ها ،سانسور شده و بزك شده س...و زندگي مجازيمون پر شده از انواع روانشناس هاى دوزاري كه جرات مي كنيم بهشون مسيج بزنيم واي حالم بده، دلم گرفته، كمكم كن...(قطعا روانشناس هاي خوب و موفقي هم در فضاي مجازي دارند تلاش مي كنند كه به اين مردم هزار لايه ي درهم كمك كنند،اما تاجرهاي فرصت طلب با يك مدرك روانشناسي باليني يك دانشگاه گمشده،خيلي خوب و جدي از اين فقدان حس هم دردي واقعى فرهنگي ما نهايت سواستفاده رو مي كنند)
پى نوشت اميدوارم آخر: كامنت ها رو مي خونم و اين همه حس ترس و غم و بيزاري از پير شدن و گذر عمر واقعا ترسناكه...جدا خطرناكه...چقدر فرهنگ ما نياز به باز تعريف مفاهيم داره ...چقدر زياد و چقدر اين بازتعريف غيرممكنه ...و اينكه مي بيني به زودي نود ميليون انسان بابت تعاريف عجيب فرهنگى، در يك عذاب مداوم دست و پا مي زنند...چرا بايد از ديدن پير شدن افراد قلبمون به درد بياد؟!مگه قرار هست ما پير نشيم و فقط اين پيري قسمت اون شده؟!چرا پير شدن نشونه ي عمرطولاني نيست و نشونه ضعف و ناتوانيه؟!!تنها راهي كه ميشه پير نشد،مردن در جوانيه
Read more
مشكلم نون نيست آب نيست برق نيست...امروز اين كليپ برام دايركت شد...دوباره ديدنش لذت بخش بود...يه بسته ي جمع و جور از خاطرات تصويرى و ماندنى جمعى ما... مشكلم نون نيست آب نيست برق نيست...امروز اين كليپ برام دايركت شد...دوباره ديدنش لذت بخش بود...يه بسته ي جمع و جور از خاطرات تصويرى و ماندنى جمعى ما...
امروز سالگرد رفتن احمد شاملوست...يادمه اون روز با بزرگمهر دفتر مجله ي گل آقا بوديم...نوزده ساله ...
Media Removed
امروز سالگرد رفتن احمد شاملوست...يادمه اون روز با بزرگمهر دفتر مجله ي گل آقا بوديم...نوزده ساله بودم و دنيا خيلى چيزاش برام جديد و تازه بود و فرصتي بود براى تصميم گرفتن و موضع گرفتن در برابر هر چيز...خبر درگذشت شاملو تازه بود و خانمي كه بزرگمهر باهاش جلسه داشت پريشون بود و من در نوزده سالگى تصميم ... امروز سالگرد رفتن احمد شاملوست...يادمه اون روز با بزرگمهر دفتر مجله ي گل آقا بوديم...نوزده ساله بودم و دنيا خيلى چيزاش برام جديد و تازه بود و فرصتي بود براى تصميم گرفتن و موضع گرفتن در برابر هر چيز...خبر درگذشت شاملو تازه بود و خانمي كه بزرگمهر باهاش جلسه داشت پريشون بود و من در نوزده سالگى تصميم گرفته بودم شاملو رو دوست نداشته باشم...در نتيجه به اندوه اون خانم در دلم با ديده ى تحقير نگاه كردم...اما فكر مي كنم اگر امروز در اين سن و در اين حال و هوا بشنوم كه شاملو تا ديروز بوده و از امروز نيست قطعا اينقدر راديكال و تند به كل ماجرا نگاه نمي كنم...گر چه همچنان ذهن تند و حتى گاهي بي رحمى دارم ...اما انگار تا يه حدى افسار اين ذهن در دستم اومده...خلاصه كه طرفدار شاملو نبودم و الان هم نيستم(طرفدار به اين معنى كه بر روند تفكر و انتخاب هام تاثير گذاشته باشه)...اما مى دونم كه بزرگ بود اما قطعا از اهالى ديروز بود...ديروزى كه تاثيراتش تمام امروز ما رو ساخته ...چه خوب و چه بد
پى نوشت: بزرگمهر براي فروش اين تابلو سخت گير بود و اين تابلو چند سالي رو با ما بود و تا چند ماه پيش...و اين عكس از روزي هست كه اين تابلو به خونه ش رسيد...
Read more
من با اين خانواده بي حاشيه زندگى مى كنم...اگر يه مقدار تمركز كنيد و گويش اين بچه ها رو ياد بگيريد، يك ...
Media Removed
من با اين خانواده بي حاشيه زندگى مى كنم...اگر يه مقدار تمركز كنيد و گويش اين بچه ها رو ياد بگيريد، يك تجربه ي فوقالعاده گربه اي خواهيد داشت...هر كدومشون روايت ين...كاراكترهايى خلق كرده بى نظير و خلاقانه....ممنونم از زوره اوجله من با اين خانواده بي حاشيه زندگى مى كنم...اگر يه مقدار تمركز كنيد و گويش اين بچه ها رو ياد بگيريد، يك تجربه ي فوقالعاده گربه اي خواهيد داشت...هر كدومشون روايت ين...كاراكترهايى خلق كرده بى نظير و خلاقانه....ممنونم از زوره اوجله😊😄💜💚
تولد گلاره...اما من يجوري وسط نشستم انگار تولد منه<span class="emoji emoji1f60a"></span>...از اون جمع هاي دخترونه ى پر از پچ پچ ...چقدر ...
Media Removed
تولد گلاره...اما من يجوري وسط نشستم انگار تولد منه...از اون جمع هاي دخترونه ى پر از پچ پچ ...چقدر پچ پچ دوست دارم من تولد گلاره...اما من يجوري وسط نشستم انگار تولد منه😊...از اون جمع هاي دخترونه ى پر از پچ پچ ...چقدر پچ پچ دوست دارم من😄
از اون عكساي زورى و اعتراض هميشگى بزرگمهر به سيگار در دست ...و گپ و گفت من و سهيل...تركيب رنگ اين عكس، ...
Media Removed
از اون عكساي زورى و اعتراض هميشگى بزرگمهر به سيگار در دست ...و گپ و گفت من و سهيل...تركيب رنگ اين عكس، حال خوب منه...اى كاش خودم هم به سيگار معترض ميشدم از اون عكساي زورى و اعتراض هميشگى بزرگمهر به سيگار در دست ...و گپ و گفت من و سهيل...تركيب رنگ اين عكس، حال خوب منه...اى كاش خودم هم به سيگار معترض ميشدم😄
تو يكى از روزهاى گرم تيرماه پارسال ديدمت دم در آموزشگاه...بى حال از گرما...غذا خوردي و آب خوردى...و شدى گربه آموزشگاه...اول مهر پارسال پنج تا نى نى گذاشتى رو دستم و قبل از چهل روزگيشون مريض شدى و يكى از پراسترس ترين شب هاى زندگيم رو برام ساختى...اما امروز ديگه خونه دارى، خانواده دارى...كه دوستت ... تو يكى از روزهاى گرم تيرماه پارسال ديدمت دم در آموزشگاه...بى حال از گرما...غذا خوردي و آب خوردى...و شدى گربه آموزشگاه...اول مهر پارسال پنج تا نى نى گذاشتى رو دستم و قبل از چهل روزگيشون مريض شدى و يكى از پراسترس ترين شب هاى زندگيم رو برام ساختى...اما امروز ديگه خونه دارى، خانواده دارى...كه دوستت دارند و من با هر بار ديدن فيلم و تصويرى از تو چشمهام خيس ميشه...پيشوى قديم، بريجيت جديد، مامان پيشى آموزشگاه، تو يكى از سنگين ترين وظايف من بودى...خوش باشي و سلامت تا آخر زندگى گربه يت كنار مهرسا و خواهرش و دو تا گربه شون...
Read more
تغيير الگوى جمعيتى و ژنتيكى در اروپا...قطعا اين تصوير و تصاوير مشابه اين بر روى روند تصميم گيرى رأى ...
Media Removed
تغيير الگوى جمعيتى و ژنتيكى در اروپا...قطعا اين تصوير و تصاوير مشابه اين بر روى روند تصميم گيرى رأى دهندگان به ترامپ و خروج انگليس از اتحاديه اروپا و كلى انتخاب هاى ديگه مردم اونور دنيا تاثير داره... تغيير الگوى جمعيتى و ژنتيكى در اروپا...قطعا اين تصوير و تصاوير مشابه اين بر روى روند تصميم گيرى رأى دهندگان به ترامپ و خروج انگليس از اتحاديه اروپا و كلى انتخاب هاى ديگه مردم اونور دنيا تاثير داره...
بزرگمهر پارك كرد بره خريد سوپر ماركت...سرم تو گوشي بود...بلندش كردم و اين نما رو ديدم...نوشت افزار ...
Media Removed
بزرگمهر پارك كرد بره خريد سوپر ماركت...سرم تو گوشي بود...بلندش كردم و اين نما رو ديدم...نوشت افزار فروشي يك محله كه كتاب فروشي هم هست...با كتاب هايى براي سليقه ى تمام محل...ياد نوشت افزارى نوردانش افتادم...بغل خرازى خانم بخشى...كه اولين كتاب هام رو كه جلد گالينگور داشت و توش پر از تصوير سازى ... بزرگمهر پارك كرد بره خريد سوپر ماركت...سرم تو گوشي بود...بلندش كردم و اين نما رو ديدم...نوشت افزار فروشي يك محله كه كتاب فروشي هم هست...با كتاب هايى براي سليقه ى تمام محل...ياد نوشت افزارى نوردانش افتادم...بغل خرازى خانم بخشى...كه اولين كتاب هام رو كه جلد گالينگور داشت و توش پر از تصوير سازى كودكانه نبود از اونجا خريدم...از آقا جواد...كه يه پسر جوون بود...كه باباش مهربون بود و مامانش هم گاهي پشت دخل مي نشست...اولين نشونه ي بزرگ شدن براي من همون كتاب هايي بود كه از نوردانش محلمون مي خريدم و تا كتاب تموم نميشد نمي بستمش و با وجود تمام غرهاي مامانم كه يه كتاب رو كه نبايد يه شبه تموم كرد...ماهي يه كتاب ...و چه ذوقي بود كه تو كتابخونه كوچيكم، براي سري كتاب هاى ژول ورنم شماره مي زدم...و كتاب داستان دو شهر چارلز ديكنز رو با سيمين شراكتي خريديم و قرار شد تو كتابخونه ي من بمونه و من فكر مي كردم چه معامله ي پرسودى...چقدر خاطرات هجوم عجيب و بى پروايي دارند...دقيقا يهو قلب و ذهن رو به زانو در ميارن...خاطره ي آقا جوادى كه بعدا فهميديم جانباز شيميايي بوده و خيلى زود وقتي كه هنوز خيلي جوون بود عروس زيباش رو به مقصد هميشه ترك كرد...دلم تيكه پاره شد با ديدن يه كتابفروشي محله
Read more
اول مردم بايد حق هم رو بدن...بعدش در اين سيستم مردمى تربيت ميشن كه وقتى به قدرت سياسي رسيدند، حق مردم ...
Media Removed
اول مردم بايد حق هم رو بدن...بعدش در اين سيستم مردمى تربيت ميشن كه وقتى به قدرت سياسي رسيدند، حق مردم و جامعه رو رعايت مي كنند...لطفا حق روشن كردن كولر در وسايل نقليه عمومي رو مطالبه كنيد و به صورت خاص اسنپ و تاكسى هاى اينترنتى...به دليل اينكه مبلغ استفاده از كولر رو قبلا در حساب ما گذاشتند پى نوشت: ... اول مردم بايد حق هم رو بدن...بعدش در اين سيستم مردمى تربيت ميشن كه وقتى به قدرت سياسي رسيدند، حق مردم و جامعه رو رعايت مي كنند...لطفا حق روشن كردن كولر در وسايل نقليه عمومي رو مطالبه كنيد و به صورت خاص اسنپ و تاكسى هاى اينترنتى...به دليل اينكه مبلغ استفاده از كولر رو قبلا در حساب ما گذاشتند
پى نوشت: يكى از بحث هاي جدى من با راننده هاي تاكسي استفاده از كولر هست...آدمهاى بدبخت زيادى رو ديدم كه فكر مي كنند با سختى دادن شكنجه وار به خودشون بالاخره يك روزي به پول و موقعيت مي رسند ...اما تمام اين داستان فقط داستان نفرت از خود هست و خودمون كه شامل جسم مون و روح مون ميشه رو لايق كمترين لذت مثل يك كولر روشن ماشين ندونيم...اوني كه براي صرفه جويى كولر ماشينش رو براي خودش روشن نمي كنه، هرگز در زندگي نمي تونه دستاوردي داشته باشه كه موجب لذتش بشه
پى نوشت بعدى: يك بار كه از دست بي قانوني يك راننده اسنپ در حال خودخوري بودم، سوار يك ماشين اسنپ ديگه شدم و براى راننده جديد داستان رو تعريف كردم و اينكه بابت زنگ زدن يا نزدن به واحد شكايات شك دارم كه مبادا با اين كار نون زندگي كسي رو ببرم...راننده جديد از من خواهش كرد كه زنگ بزنم و شكايتم رو مطرح كنم تا بين اونى كه قانون رو رعايت مي كنه و اونى كه رعايت نمي كنه تفاوتي باشه مخصوصا كه با سيستم امتيازدهي در اسنپ، حق كسي كه به وظايفش عمل مي كنه در نظر گرفته شده....از اون روز، اول به دليل حقي كه براي خودم قائلم و دوم به احترام راننده هايى كه به قوانين پايبند هستند، حتما تخلفات رو اسنپ گزارش مي دم
Read more
اين تصوير رو امروز تو توييتر ديدم...فكر كنم براي مقدمه كتاب آهاي يكي اينجا تنهاست بزرگمهره...برام ...
Media Removed
اين تصوير رو امروز تو توييتر ديدم...فكر كنم براي مقدمه كتاب آهاي يكي اينجا تنهاست بزرگمهره...برام جالب بود دوباره خوندنش...مخصوصا اين چند روزي كه پاريس بودم خيلى به تنهايى و دركى كه مردم و فرهنگ اروپايى از تنهايى داره فكر كردم...گسستن از زندگى قبيله اى، يعنى نگه داشتن حرمت تنهايى...نگه داشتن ... اين تصوير رو امروز تو توييتر ديدم...فكر كنم براي مقدمه كتاب آهاي يكي اينجا تنهاست بزرگمهره...برام جالب بود دوباره خوندنش...مخصوصا اين چند روزي كه پاريس بودم خيلى به تنهايى و دركى كه مردم و فرهنگ اروپايى از تنهايى داره فكر كردم...گسستن از زندگى قبيله اى، يعنى نگه داشتن حرمت تنهايى...نگه داشتن حرمت حريم جسم و روح...مردم اروپا خيلى تنهان و از اين تنهاييشون به شدت مراقبت مي كنند و من بابت اين تنهاييشون و اين مراقبتشون بهشون احترام مى ذارم...تو يه مترو و مطب دكتر همه منتظر نيستند چشم تو چشم بشن و سرصحبت رو باز كنند...چون جرأت دارند در جمع باشند و تنها باشند و صداها و گفتگوهاى درونيشون ترسناك و پر آشوب نيست و مى تونند به خودشون گوش بدن، مى تونند كتاب بخونند...(مهم ترين دليل كتاب نخوندن ما،ترس از تنهاييست)...در فرهنگ هاى قبيله اى ما هر روز تنهايى رو قربانى مى كنيم به خاطر وحشت از تنهايى، به خاطر وحشت از خودمون و درونمون ...و انسانى كه تنها نيست در درون و به تنهايى و فاصله ى خودش از ديگرى ميلى نداره، حتما و حتما تاوان اين تنها نبودن رو با وابستگى و يار كشى و تيم شدن و مقابل تيم هاى ديگه قرار گرفتن مي ده، و زنده موندن و تنها نموندن به هر قيمتي...ما تنها آمديم...
پى نوشت:بارها و بارها از آدمها شنيدم كه حتى بچه دار ميشن كه تنها نباشند...ترس از تنهايى از ما موجودات ترسناكى مى سازه...ترسناك تر از تنهاييمون
پى نوشت: ترس از تنهايى رو به ما ياد دادند...و گرنه ما تنها بودن رو بلد بوديم...ميشه دوباره يادش گرفت...ميشه تنهايى و استقلال درون رو دوباره ياد گرفت و هر وقت هم دوباره يادمون رفت، دوباره از نو ياد گرفت...
Read more
دنيا مثل ترازوه...چيزي مي دى بهش و چيزى ازش مي گيري...گاهى چيزهايي رو كه خيلي دوست نداريم و مهم نيست ...
Media Removed
دنيا مثل ترازوه...چيزي مي دى بهش و چيزى ازش مي گيري...گاهى چيزهايي رو كه خيلي دوست نداريم و مهم نيست مي ديم، تا چيزهايي رو بگيريم كه دوست داريم و برامون مهمه...اما خيلى ها، وقتي به اون چيزهايى كه آرزوشون بوده مى رسند،يادشون ميفته كه يه چيزايى رو دادند تا اونا رو گرفتند...و بعدش فكر مى كنند حتما راهي ... دنيا مثل ترازوه...چيزي مي دى بهش و چيزى ازش مي گيري...گاهى چيزهايي رو كه خيلي دوست نداريم و مهم نيست مي ديم، تا چيزهايي رو بگيريم كه دوست داريم و برامون مهمه...اما خيلى ها، وقتي به اون چيزهايى كه آرزوشون بوده مى رسند،يادشون ميفته كه يه چيزايى رو دادند تا اونا رو گرفتند...و بعدش فكر مى كنند حتما راهي وجود داره كه هم اينا رو داشته باشند و هم اونايى كه دادند تا اينا رو بگيرند...و همين لحظه هست كه بازي زندگى نابودشون مي كنه...بايد چيزهايي رو داد تا چيزهايي رو گرفت...نميشه با اين ترازو شوخى كرد و نميشه همه چيز رو با هم داشت...حتى اگر بيل گيتس باشي...اون هم چيزهايي رو داده و ازشون گذشته تا به چيزهايي رسيده...معادله ي ساده ايه اما تو فرهنگ طمع محور و زياده خواه توهمى هست كه روزي وجود داره كه ميشه به همه چيز رسيد و يا آدمهايي هستند كه همه چيز دارند ...مثلا نميشه بچه داشت و هم لذت زندگي بدون بچه رو ببريم و همه لذت زندگي با بچه...نميشه متاهل شد و هم لذت زندگي مجردي رو ببريم و هم تاهل رو...هزاران مثال وجود داره كه هر دو طرفش صدق مي كنه...
Read more
با كيفى در بغل زندگى مى كنم...چه تو هواپيما، چه در موقع رانندگى<span class="emoji emoji1f604"></span>
Media Removed
با كيفى در بغل زندگى مى كنم...چه تو هواپيما، چه در موقع رانندگى با كيفى در بغل زندگى مى كنم...چه تو هواپيما، چه در موقع رانندگى😄
آدمهاى زيادى رو مي شناسم كه حيوون دوستند، اما نمى دونند سوار شدن در درشكه هاي ميدون نقش جهان، عكس گرفتن ...
Media Removed
آدمهاى زيادى رو مي شناسم كه حيوون دوستند، اما نمى دونند سوار شدن در درشكه هاي ميدون نقش جهان، عكس گرفتن با يه ببر از حال رفته تو تايلند، و يه فيل بيچاره رو در هند، ناقض حقوق حيواناته... آدمهاى زيادى رو مي شناسم كه حيوون دوستند، اما نمى دونند سوار شدن در درشكه هاي ميدون نقش جهان، عكس گرفتن با يه ببر از حال رفته تو تايلند، و يه فيل بيچاره رو در هند، ناقض حقوق حيواناته...
اين كافه شده ديگه قسمتى از خاطرات...انگار شده يه جاي امن در اين شهر غريب...و يا قريب...با هر دو غ و ق ...
Media Removed
اين كافه شده ديگه قسمتى از خاطرات...انگار شده يه جاي امن در اين شهر غريب...و يا قريب...با هر دو غ و ق مى تونم اين شهر رو توصيف كنم... اين كافه شده ديگه قسمتى از خاطرات...انگار شده يه جاي امن در اين شهر غريب...و يا قريب...با هر دو غ و ق مى تونم اين شهر رو توصيف كنم...
همين لحظه
Media Removed
همين لحظه همين لحظه

Loading...