Loading Content...

Yadegare_madar Instagram Photos and Videos

Loading...


yadegare_madar بختش‌بلندهرکه‌گرفتارحیدراست @yadegare_madar mentions
Followers: 8,422
Following: 1,646
Total Comments: 0
Total Likes: 0

 #بازنشر! . یوسف همه مردم را جمع کرد و به آنها گفت: « سالها پیش کتابی را برای پوتیفار میخواندم که آینده ...
Media Removed
#بازنشر! . یوسف همه مردم را جمع کرد و به آنها گفت: « سالها پیش کتابی را برای پوتیفار میخواندم که آینده مصر را پیشگویی کرده بود. در آن کتاب‌ نوشته بود : روزی میرسد که ثروتمندان به بند بردگی کشیده میشوند و بردگان بر سرنوشت خود حاکم و آزاد میشوند. و ادامه داد حالا همان زمان رسیده .‌.. من همه شما را ... #بازنشر!
.
یوسف همه مردم را جمع کرد و به آنها گفت:
« سالها پیش کتابی را برای پوتیفار میخواندم که آینده مصر را پیشگویی کرده بود. در آن کتاب‌ نوشته بود :
روزی میرسد که ثروتمندان به بند بردگی کشیده میشوند و بردگان بر سرنوشت خود حاکم و آزاد میشوند.
و ادامه داد
حالا همان زمان رسیده .‌.. من همه شما را آزاد میکنم .. بجز ثروتمندان و سرمایه دارانی که روزگاری از دست رنج مردم برای خود کاخ ساختند و سرمایه اندوختند .. » .
لاوی، برادر یوسف که در گوشه ای ایستاده بود و  سخنان عزیز مصر را میشنید گفت: سخنان عزیز مصر بی شباهت به سخنان انبیا الهی نیست !
و کسی که کنار او ایستاده بود این جواب را داد: او  #ناجیِ مصر است ...
.
.
.
.
.
.
خدایا
ما میدانیم
میرسد زمانی که تمام مردم گوش فرا میدهند به سخنان #عزیز_جهان .. زمانی که وعده آزادی تمام مردم را میدهد .. تمام مظلومان و شیعیان .. روزی که وعده آزادی همه را میدهد #الا ستمگران و ثروتمندانی که خون ریختند و کاخ ساختند .. انسان سوزاندند و پول و شهوت و هوس شخم زدند .. عدالت را لگدمال کردند و بنیان زندگی صدها خانواده را در هم ریختند ..
.
.
.
خدایـا
اگر یوسف‌ نبی الله بود ، مهـدی(عج) خلیفه الله است !
اگر جمال یوسف یک مصر را مبهوت خود کرده بود ، جمال مهـدی(عج) یک جهان را مبهوت خود می‌کند !
و اگر یوسف‌ منجی یک مصر بود ، مهـدی(عج) منجی یک جهان است ...
.
ما مهدی را میخواهیم خدایا...
ما آیینه تجلی‌ جمال تو را گم کردیم...
تا به کی کاسه گدایی دست بگیریم و بچرخیم و بچرخیم بدنبال یافتن یوسف زمانمان ..
.
برادران یوسف میگفتند آنقدر بد شدیم که خدا حتی‌ توفیق توبه هم از ما سلب کرده...
یارب! توفیق‌ توبه را از ما نگیری .. که توبه به درگاه تو تنها راه ما برای دیدن چهره دلربای مهـدی(عج) است ....
.
.
حرف آخر!
[ مردم مصر! ما یوسفی میشناسیم که از یوسف شما هم زیباتر و رئوف تر و دلرباتر است!
فقط صبر کنید که بیاید... یک جهان قرار است انگشت ببُرَد و محو تماشای جمال و عدالت الهی‌اش شود ...]
.
#الهی_العفو .....
#یعقوب‌ترین‌چشم‌جهان‌قسمت‌من‌باد
#چون‌یوسف‌گمگشته‌من‌یوسف‌زهراست ..
#بخوان_دعای_فرج_را_دعا_اثر_دارد
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
.
Read more
Loading...
. خودت بگو حضرتِ دلبر! آخر پناهگاه هم انقدر دور؟! میخواهم به قاعده همان سوالی که از جوادِ امام ...
Media Removed
. خودت بگو حضرتِ دلبر! آخر پناهگاه هم انقدر دور؟! میخواهم به قاعده همان سوالی که از جوادِ امام رضاجانمان پرسیدند، از شما سوالی کنم... - بگو چه کنیم آقا در این بلادی که نفس‌هایمان بالا نمی‌آید؟!! گناه بیخ گلویمان نشسته! دست انداخته به یقه‌ی نفْسمان و رها نمی‌کند! یک بند پیله می‌کند و ... .
خودت بگو حضرتِ دلبر!
آخر پناهگاه هم انقدر دور؟!
میخواهم به قاعده همان سوالی که
از جوادِ امام رضاجانمان پرسیدند،
از شما سوالی کنم...
- بگو چه کنیم آقا
در این بلادی که نفس‌هایمان بالا نمی‌آید؟!!
گناه بیخ گلویمان نشسته!
دست انداخته به یقه‌ی نفْسمان و رها نمی‌کند!
یک بند پیله می‌کند و پا می‌کوبد.
گاه پیراهنِ نفس را می‌دریم تا مگر جرعه‌ای نفس بکشیم اما...
نفس کشیدن در هوای گناه همانا و
خس خس گلوهای دریده‌یمان همان... .
به زبانِ ساده‌ی کودکی‌هایمان بگویم؟ » خسته شدیم! «
ما دلبستگانِ گناهکار...
.
بارها خوانده‌ام و شنیده‌ام جواب این همه پریشانی را...
همان که می‌گویند امام جواد(ع) چنین پاسخش داد:
« فَرّوا الی الحسین »
به سمت حسین فرار کنید...
.
.
راستی نگفتی حضرتِ حسین!
پناهگاه هم انقدرررر دور؟!
می‌دانی به قاعده‌ی قوانینِ زمینی‌
چند بند را باید پاره کنم
تا به بارگاهت برسم؟
نگو دلم آنجاست!
که نیست!
که کاش بود...
که اگر بود این همه خستگی چرا؟
نگو کافیست صدایت کنم...
من دلم را عادت دادم به سیری ناپذیری...
سیر نمی‌شود با صدا کردنت!
می‌خواهد تمام هوایی که روزی تو در
آن تنفس کردی را یکجا به سینه کِشَد!
می‌خواهد یکبار دیگر از پسِ شلوغیِ
دستهایی که به سمتت دراز شده،
یک دست به سر بگذارد و یک دست به دهان!
تا مبادا فریاد بزند...
مبادا خلوت عاشقیِ دل‌های بیتاب را برهم زند...
که آرام آرام این کوه درد را بر زمین بگذارد...
که گوشه‌ای از صحنت زانو بغل گیرَد...
که وسط بین‌الحرمین متحیر شود...
که به تل زینبیه زل بزند و مدام فاصله‌ی زینب و گودال را در ذهن محاسبه کند...
که دردهای خودش را پیش دردهای زینب (س) به باد فراموشی بسپرد....
.
.
پسرِ زهرا...
این همه نوشتم که بگویم
زمزمه‌هایی می‌آید...
از ته دلم...
از همین دودوتاچارتای زمینی
که بند بند وجودم را می‌لرزاند!
می‌گوید امسال چشمم به گنبد و بارگاهت نمی‌خورد!
می‌گوید امسال و با این شرایط؟!
محال است...
می‌گوید نمی‌طلبی حسین...
من اما باور نمی‌کنم..
میدانم که یا به کربلایم می‌بری
یا اگر نخواستی، کربلا را به دلم می‌آوری!
اما چطور و به واسطه باز کردن گره از کدام حاجتم، نمیدانم...
تو اربابی و نوکر برای اربابش تعیین تکلیف نمی‌کند....
میدانی؟ این را از عباس یاد گرفته‌ام...
.
.
.
+ موقع نوشتن ، " آمدم ای شاه پناهم بده " رو پِلِی کردم و هی از اول گذاشتم .. اگه دوست داشتید شما هم پلی کنید و یکبار دیگه بخونید...
» چه امام رضا باشه چه امام حسین فرقی ندارن .. کلهم نورٌ واحد .. همشون پادشاهِ قلب شیعیانن 💔 «
.
#سلیس_و_ساده_بگویم_دلم_گرفته_برایت !
.
Read more
* حضرت باقر! شما برای ما عصاره‌ی خوبی‌های اهل بیتید! نقطه‌ی شروعِ تجلیِ اشتراک علی و فاطمه... یعنی ...
Media Removed
* حضرت باقر! شما برای ما عصاره‌ی خوبی‌های اهل بیتید! نقطه‌ی شروعِ تجلیِ اشتراک علی و فاطمه... یعنی حاصلِ پیوندِ دخترِ امامِ کریممان، حضرت مجتبی(ع) و پسرِ اربابِ سرجدایمان، اباعبدالله... . پدر شما علی بن الحسین(ع) و مادرتان فاطمه بنت الحسن(ع) است... دوباره علی و فاطمه‌ای دیگر اما ... *
حضرت باقر!
شما برای ما عصاره‌ی خوبی‌های اهل بیتید!
نقطه‌ی شروعِ تجلیِ اشتراک علی و فاطمه...
یعنی حاصلِ پیوندِ دخترِ امامِ کریممان، حضرت مجتبی(ع) و پسرِ اربابِ سرجدایمان، اباعبدالله...
.
پدر شما علی بن الحسین(ع)
و مادرتان فاطمه بنت الحسن(ع) است...
دوباره علی و فاطمه‌ای دیگر
اما اینبار فقط یک امام معصوم...
.
و مگر میشود
محمدی که پدرش حسینی‌ست
و مادرش حسنی
کربلاْندیده باشد؟!
با همان سن کم،
هم عصای پدر بیمار بودید
هم قوتِ قلبِ حسین!
هم نورِ چشمان زینب بودید
هم تکیه‌گاهِ رقیه!
آخر شما امامی...
.
امام چراغ هدایت است،
نورِ چشم زینب است...
جانِ دلِ زینب است...
تکه‌ای از... چه میگویم، تمامِ وجودِ زینب است!
که زینب هرچه هست، فانیِ در نور اطاعتِ از امامت است...
حالا مگر برای این زینب
فرقی هم دارد
که امامش برادرِ رشیدِ پنجاه و چند ساله باشد
یا فرزندِ برادرزاده‌اش که تنها به قاعده عددهای زمینی، سن کمی دارد...
.
من که می‌گویم
زینب نه فقط وقتی حسینش را
ته گودال دید...
که بارها بند‌های دلش پاره شد...
مگر میشود جایی به نور امامت
هتک حرمت شود و زینب
پریشان نشود...؟!
.
زیر دست و پا که بودی،
زینب دانه دانه بندهای دلش پاره میشد و می‌دوید...
آخر تو برای زینب نه فقط یادگار حسین، که یادگار حسن هم هستی!
شاید وقتی تو را بی‌دفاع میدید
یادِ تیرهای بی‌امانی
که بدن بی‌جانِ حسن را
و سینه‌ی ستبرِ حسین را
نشانه گرفته بودند، میفتاد
که این‌چنین برای رسیدن به تو
می‌دوید و چادر به پایش گره ‌می‌خورد...
.
و چه تعلیمِ بزرگیست
درک کربلا، در سنین کودکی!
باقرالعلوم نامیدنتان شاید
از همین سرچشمه بگیرد...
.
#روضه_نوشتی_از_کمترین_و_حقیرترین_و_گناهکارترینِ_عاشقانتان...
.
Read more
. #ساده_زیستی به تعداد صفرهای لیست دارایی‌ها ربطی نداره. نحوه خرج کردن و اولویت خرج کردن گویای درجه ...
Media Removed
. #ساده_زیستی به تعداد صفرهای لیست دارایی‌ها ربطی نداره. نحوه خرج کردن و اولویت خرج کردن گویای درجه ساده زیستیه. شما میتونی میلیاردری باشی که بقیه با نگاه کردن بهت دهنشون وا نَمونه! . من اگر بشم آدم پولداره، عمرا زیرِ بارِ سوار شدن پشت فرمونِ یه ماشین لوکس و سر کردن روسری‌های ابریشم اصلِ چندصدهزارتومنی ... .
#ساده_زیستی به تعداد صفرهای لیست دارایی‌ها ربطی نداره. نحوه خرج کردن و اولویت خرج کردن گویای درجه ساده زیستیه. شما میتونی میلیاردری باشی که بقیه با نگاه کردن بهت دهنشون وا نَمونه!
.
من اگر بشم آدم پولداره، عمرا زیرِ بارِ سوار شدن پشت فرمونِ یه ماشین لوکس و سر کردن روسری‌های ابریشم اصلِ چندصدهزارتومنی نمیرم. حتی اگر منبع درآمدم حلال باشه. چرا؟ چون اونی که نداره، با دیدن دارایی‌های لاکچریِ من، اول با خودش دوتادوتا چارتا نمیکنه که ببینه آیا اینا حلالن یا حرام، بعد تصمیم بگیره که حسرت بخوره یا نخوره! کافیه یک نفر، فقط یک نفر آه حسرت بکشه... متوجهید؟
.
.
.
من نمیگم آی ملت، جلوی خودتونو بگیرید که مبادا روزانه خروارها پول بریزه تو حسابتون! (البته که کمتر کار حلالی‌ الان پیدا میشه که خروار خروار پول در ازاش بدن... ولی حالا! همون معدود فعالیتای حلالِ پردرآمدی که میشه متصور شد رو درنظر بگیرید. )
اتفاقا من یکی میگم چه خوبه که منو شمای مدعیِ دینداری جایی‌ مشغول به کار بشیم که درآمدش خوب باشه. اما بحث سر نحوه استفاده‌ست.
.
یکی میشه حضرت خدیجه(س) و تمام ثروتش رو خرج تبلیغ اسلام میکنه و میریزه به پای پیغمبر(ص)، یکی میشه معاویه و تبدیلش میکنه به آجر آجر یه قصر و مشت مشت سکه‌ی انباشته توی انبار و یه شکم پُر از ریخت و پاش‌های شبانه...
.
خلاصه اینکه؛ مواظبِ اولویت‌های زندگیمون باشیم!
.
#اشرافی_گری_شاخ_و_دم_ندارد
.
Read more
. اگه شما هم مثل من دلتون تنگ حرمه ببینیدش ... . #تولدت_مبارک_امام_رضا_جان .. <span class="emoji emoji1f49b"></span> #پنجره_فولاد خواننده ...
Media Removed
. اگه شما هم مثل من دلتون تنگ حرمه ببینیدش ... . #تولدت_مبارک_امام_رضا_جان .. #پنجره_فولاد خواننده : #حامد_محضرنیا ، #صابر_خراسانی ، #سید_جواد_هاشمی شاعر : #سعید_پاشازاده . .
اگه شما هم مثل من دلتون تنگ حرمه ببینیدش ...
.
#تولدت_مبارک_امام_رضا_جان .. 💛
#پنجره_فولاد
خواننده :
#حامد_محضرنیا ،
#صابر_خراسانی ،
#سید_جواد_هاشمی
شاعر : #سعید_پاشازاده
.
. بچه که بودم هروقت صدای مامان و بابا و کلا بزرگترها رو می‌شنیدم که یواشکی دارن با هم پچ پچ می‌کنن و وسطش ...
Media Removed
. بچه که بودم هروقت صدای مامان و بابا و کلا بزرگترها رو می‌شنیدم که یواشکی دارن با هم پچ پچ می‌کنن و وسطش به فکر فرو میرن و دوباره پچ پچ می‌کنن، هرچی با خودم کلنجار می‌رفتم تو کَتَم نمیرفت که آخه مگه چه اتفاق غیرقابل‌حلی ممکنه تو زندگی باشه که این همه براش فکر میکنن و فسفر میسوزونن و درگیرش میشن؟! شاید ... .
بچه که بودم هروقت صدای مامان و بابا و کلا بزرگترها رو می‌شنیدم که یواشکی دارن با هم پچ پچ می‌کنن و وسطش به فکر فرو میرن و دوباره پچ پچ می‌کنن، هرچی با خودم کلنجار می‌رفتم تو کَتَم نمیرفت که آخه مگه چه اتفاق غیرقابل‌حلی ممکنه تو زندگی باشه که این همه براش فکر میکنن و فسفر میسوزونن و درگیرش میشن؟!
شاید برای همینه که گیجم هنوز. شاید باور نکردم که دیگه اون دختربچه‌ی ۱۰ ساله نیستم! دختربچه‌ای که نهایتا همه فکر و ذهنش یه قبول شدنِ آزمون نهاییِ کلاس پنجم بود و یه بیرون رفتن آخرهفته و یه بازی با خواهرش و یه دعوا با مامان سر مرتب کردن اتاقش!
.
.
ناگزیر، تمام انسان‌ها با ورودشون به دوران بزرگسالی با چالش‌هایی روبرو میشن که شاید حتی قبلا به خودشون می‌بالیدن که هیچوقت درگیر اینجور مسائل نشدن! البته بماند که من معتقدم بزرگسالی سن ثابتی نیست... ممکنه یکی در ۱۵ سالگی به بلوغ عقلی برسه و یکی در ۲۵ سالگی! :) بگذریم ...
.
.
از یه جایی به بعد آدم باید قاطعانه تکلیف خودشو با خودش مشخص کنه. دیگه باید کات بده و یه چیزایی رو متوقف کنه. امیدوارم هیچکس هیچوقت دچارِ این « از یه جایی به بعد » ها نشه! چون آدم گاهی بخاطرش حتی ذره ذره آب میشه... این از یه جایی به بعدها جداً کلافه کننده‌ست. روح آدم رو میخوره و معلوم نیست بعدا باید چقدر برای دوباره به دست آوردن اون تیکه از روحش، عرق بریزه و خون دل بخوره ...
خلاصه که .. سعی کنید کلا عاقل باشید :) و حتی سمت کاری که پشیمونی به بار میاره قدم برندارید... هرچند یقین دارم خیلیامون تا سرمون به سنگ نخوره ، آدم نمی‌شیم. مع الأسف!
.
.
#شب_نویسی
.
Read more
Loading...
. + هی! چرا انقد معطل میکنی؟ بیا بریم بیرون! - نمیام... من هنوز برعکس نشدم! + اینکه کله‌ت پایین باشه ...
Media Removed
. + هی! چرا انقد معطل میکنی؟ بیا بریم بیرون! - نمیام... من هنوز برعکس نشدم! + اینکه کله‌ت پایین باشه یا بالا هیچ فرقی نداره! - نمیخوام! بهترین روزهای عمرم رو دارم میگذرونم. دیگه هیچوقت همچین شرایطی برام پیش نمیاد که بتونم توش لذت برعکس شدن رو بچشم! + اون بیرون، نه تنها میتونی برعکس شی که انقد ... .
+ هی! چرا انقد معطل میکنی؟ بیا بریم بیرون!
- نمیام... من هنوز برعکس نشدم!
+ اینکه کله‌ت پایین باشه یا بالا هیچ فرقی نداره!
- نمیخوام! بهترین روزهای عمرم رو دارم میگذرونم. دیگه هیچوقت همچین شرایطی برام پیش نمیاد که بتونم توش لذت برعکس شدن رو بچشم!
+ اون بیرون، نه تنها میتونی برعکس شی که انقد جا هست که میتونی هرچقد دلت خواست کله ملق بزنی و ورزش کنی!
- کدوم بیرون؟ اینجا رو ببین. یه جای گرم خوابیدیم، هم غذا بهمون میرسه هم هوا.
+ تو به این میگی غذا؟ مامان غذا رو میجوه و معده‌ش هضم میکنه و تازه تهش میرسه به ما! اون بیرون میوه های رنگارنگ هست، غذاهای خوشمزه داره. آب خنک میدونی چه مزه‌ای میده؟
- من نمیدونم تو چی میگی! میوه چیه؟ ما که ندیدیم! خنک یعنی چی؟ من فقط میدونم که اینجا راحتم.
+ دیگه وقتشه! بیا بریم... بهت قول میدم لذتای بیرون از رحم مامان خیلی‌ قشنگ تر از اینجا باشه. از همه بهتر اینه که ما میتونیم مامان رو ببینیم! لجبازی نکن و بعد از من بیا بیرون باشه ؟
- خیلی خب... اگه نخوام هم چاره‌ای ندارم جز به دنیا اومدن!
.
.
.
* ما هم گاهی تو این دنیا گیر میدیم به چیزایی که واقعا داشتن یا نداشتنشون تو سیر تکاملیمون هیچ تاثیری نداره (مثل برعکس‌شدن جنین!) گیر میدیم بهش و حواسمون نیست که خیلی بهترش اون دنیا هست :)
* دلیل نمیشه اگر نعمتای بهشتی برامون قابل درک نیست، انکارشون کنیم.
* بهترین لذت بهشتی شدن برای انسان ها اینه که میتونن خدا رو ببینن ... نظر کنن به وجه‌الله ... مثل لذت دیدن مادر ...
* هرچیزی که فکر میکنی نداشتنش یا تجربه نکردنش تو این دنیا باعث میشه زندگیتو ببازی، اگر تلاشتو کردی و بهش نرسیدی، بیخیالش شو! چون اینجا اونقدم که فکر میکنی مهم نیست. اون دنیایی هست که هم از اینجا خیلی بزرگتره هم موندگار. هم زیباییا و لذت‌هاش قابل قیاس نیست :)
.
#مینیمالی_از_حکایت_دنیا_و_آخرت_ما :)
.
Read more
. گفتم کلاتو میدی؟ گفت نه باهاش نماز میخونم... <span class="emoji emoji1f648"></span> . یادت باشه نهال خانوم... هم خودت هم همه بچه‌های ...
Media Removed
. گفتم کلاتو میدی؟ گفت نه باهاش نماز میخونم... . یادت باشه نهال خانوم... هم خودت هم همه بچه‌های شهدا، از لحظه شهادت باباهاتون به بعد، امام حسین(ع) میشه پدرتون و حضرت رقیه(س) میشه خواهرتون... قسم به همون دست نوازشی که بر سر یتیمان حضرت مسلم کشیده شد و زبانی که گفت: از این به بعد من پدر شما و دخترانم ... .
گفتم کلاتو میدی؟ گفت نه باهاش نماز میخونم... 🙈
.
یادت باشه نهال خانوم... هم خودت هم همه بچه‌های شهدا، از لحظه شهادت باباهاتون به بعد، امام حسین(ع) میشه پدرتون و حضرت رقیه(س) میشه خواهرتون... ❤
قسم به همون دست نوازشی که بر سر یتیمان حضرت مسلم کشیده شد و زبانی که گفت: از این به بعد من پدر شما و دخترانم خواهرهای شما هستن...
چه سعادتی نصیب دلای پاکتون شده! روزتون مبارک دخترای بابایی! 💓
.
#صبوری_پیشه_کنید_که_خدا_با_صابرین_است
#نهال_بابا 🌱
#روز_دختر
#شهید_مدافع_حرم_مهدی_قاضی_خانی
#اللهم_احفظ_قائدنا_الامام_خامنه_ای
.
Read more
Loading...
. اینستاگرام تبدیل شده به یک #هزارتو. درحالیکه داری به جواب پُست نظرسنجی فکر میکنی، چشمت میخوره ...
Media Removed
. اینستاگرام تبدیل شده به یک #هزارتو. درحالیکه داری به جواب پُست نظرسنجی فکر میکنی، چشمت میخوره به پست یه سلبریتی. در حالیکه داری به تناقض حرفای پارسال و امسال اون سلبریتی فکر میکنی، با پست شخصی و درد دل یکی از دوستات مواجه میشی. در حالیکه داری زیر لب براش دعا میکنی، نگاهت میفته به یه تحلیل سیاسی. ... .
اینستاگرام تبدیل شده به یک #هزارتو. درحالیکه داری به جواب پُست نظرسنجی فکر میکنی، چشمت میخوره به پست یه سلبریتی. در حالیکه داری به تناقض حرفای پارسال و امسال اون سلبریتی فکر میکنی، با پست شخصی و درد دل یکی از دوستات مواجه میشی. در حالیکه داری زیر لب براش دعا میکنی، نگاهت میفته به یه تحلیل سیاسی. در حالیکه داری به این فکر میکنی که به تعداد آدمای ‌روی زمین میشه تحلیل سیاسی نوشت، با عکس یه شهید مواجه میشی. در حالیکه آهی میکشی و غبطه میخوری به حال اون شهید، با تصاویری از کتک خوردن یه زن فلسطینی و یه دختربچه بی‌جونِ یمنی روبرو میشی. در حالیکه دوست داری از کامنتای قشر مستضعف فکریِ ملتت کله‌تو بکوبی تو دیوار، با پستی در حمایت از مردم خوزستان مواجه میشی. در حالیکه به بی‌کفایتی مسئولین که دیگه خیلی وقته عادی شده فکر میکنی، به مهمان ویژه خندوانه میرسی. در حالیکه داری اسم فیلمایی که بازی کرده بود رو به یاد میاری، به کلیپِ رئیس جمهور و حمایت حاج قاسم سلیمانی برمیخوری. در حالیکه داری به این فکر میکنی که قطعا الان یعده هم هستن که بگن چرا سردار همچین واکنشی نشون داد و اعتراض کنن، دلارِ نمیدونم چندتومنی جلوت قد علم میکنه. در حالیکه موندی واقعا ته این بازی های اقتصادی و سیاسی چی میشه، به پست عاشقانه و زندگی بی‌نقصِ یه پیج با ۱۰۰ هزار فالور میرسی. در حالیکه داری خودتو سرزنش میکنی که اون فقط‌ بخش‌ خوب زندگیشو به نمایش ‌گذاشته و لزوما از تو خوشبخت تر نیست، به نتانیاهو و یاوه گویاش‌برمیخوری. در حالیکه داری حساب میکنی چندسال از اون ۲۵ سال مونده، یه حدیث میاد جلوی چشمت. در حالیکه انقد مغزت پر شده از فکر و خیال که اصلا نفهمیدی اون حدیث چه معنی‌ای میده، به اخبار جام جهانی میرسی. در حالیکه تصویر توپِ گل‌نشده‌ی طارمی تو ذهنت تکرار میشه، با پست بازیگری مبنی بر اعتراض به فیلتر شدن اینستاگرام برمیخوری.
و.... این قصه ادامه دارد!!!
.
#تو_خود_حدیث_مفصل_بخوان_از_این_مجمل
#پایان_باز :))))
#اینستاگرام
Read more
 #کنکور . چنـد توصیه دوستـانه ! . یک : روز قبل کنکور درس نخونیـد ، به این باور برسیـد که تو این یک ...
Media Removed
#کنکور . چنـد توصیه دوستـانه ! . یک : روز قبل کنکور درس نخونیـد ، به این باور برسیـد که تو این یک روز قرار نیست معجـزه ای رخ بده . دو :‌ اگه برنامه ریختید که وسط کنکورتون هایـپ بخورید ، و تا حالا نخوردید ، به هیچ وجه این کارو نکنیـد 😐 رو همه تاثیـر مثبت نداره ، در همین حد بدونید کافیه . سـه : طبق ... #کنکور
.
چنـد توصیه دوستـانه !
.
یک : روز قبل کنکور درس نخونیـد ،
به این باور برسیـد که تو این یک روز قرار نیست معجـزه ای رخ بده
.
دو :‌ اگه برنامه ریختید که وسط کنکورتون هایـپ بخورید ، و تا حالا نخوردید ، به هیچ وجه این کارو نکنیـد 😐
رو همه تاثیـر مثبت نداره ، در همین حد بدونید کافیه 😅
.
سـه : طبق ‌روال و ترتیب همیشگیتون درسا رو جلو برید
یهو وسط کنکور جوگیر نشیـد
.
چهـار : ترجیحا شب قبل کنکور به یک مکان معنوی پناهنـده شیـد
.
پنـج : شبُ زود بخوابیـد
.
شیش : قرص مرص اضافی برا تمرکز و خواب و این چیزا نخورید ، مگر در صورت تجویز پزشک
.
هفـت : صبح کنکور چک کنید ساعتتون خواب نمونده باشه 😆
.
هشـت : هنگام ورود به محوطه برگزاری آزمون ، سرتونو بندازید پایین و برید داخل ، به دور و برتون نگاه نکنید
.
نه : به ناله های دیگران توجه نکنید و سرتونو بذارید رو میز تا شروع آزمون
تاکید میکنم به هیچ وجه رفتار بقیه رو زیر ذره بین نبرید😐
.
ده : امیدی به کیک و ساندیس نداشته باشید ، برا خودتون ببرید
.
یازده :‌ هنگام گرفتن برگه ، چک کنید اسم خودتون رو برگه هست یا نه
.
دوازده : بیخودی متمرکز نشید رو مراقبا 😐 تقلب کنکور ریسکش بالاست ، نمیارزه
.
سیزده : اگه دیدید یه درس رو سخت دادن ، حواستون باشه اون لحظه وقت فوش دادن به جد و آباد طراح نیست ، شما فعلا آرامش خودتو حفظ کن تا بعد
.
چارده :‌ یسری سوالا الکی گنده‌ن ، کلا برا نزدنِ ، روشون وقت نذارید 😐
.
پونـزده : اگه موقع زدن زنگ پایانی دستتون لرزید ، تعجب نکنید ، طبیعیه 😂
.
شونـزده : بعد از آزمون یراست برید پایین و اینبار بیشتر سرتونو در گریبان فرو کنید
حوادث اطراف برای افراد کنکوری بشدت آسیب برانگیـزه و دارای عواقب بعضا جبران نشدنی
.
هیفده : حتی اگه گند زدید ، نیشتونو تا بنا گوش باز کنید و لبخند بزنید ، رفت پی کارش و تابستون به شما سلام میکنه 😆
.
هیجده : هرکی ازتون پرسید چطور دادی ، واقعیتو بگید
الان بفهمه بهتره
.
نوزده : در آخر ، کنکور خوشی را برای شما آرزومندیم😐🍬
.
بیسـت : به عکس نگاه کنیـد و آرامش بگیـرید ☺
و خالق این ظرافت های زیبا رو دست کم نگیـرید 😉
.
.
درصورت تمایل تجربیات حقیر رو در اختیار دوستان کنکوریتون قرار بدید
و من الله توفیق ☺
.
[ بازنشـر برای سومیـن سال 😁 ]
.
#کنکور
#الخیـرفی‌ماوقع 🌸✌
Read more
. اشک خونین بنمودم به طبیبان گفتند درد عشق است و جگرسوز دوایی دارد ستم از غمزه میاموز که در مذهب عشق هر عمل اجری و هر کرده جزایی دارد ... #حافظ . #شهید_محمد_حسین_حدادیان . . . #شهید_مدافع_وطن #غریب_گیر_آوردنت........... . .
اشک خونین بنمودم به طبیبان گفتند
درد عشق است و جگرسوز دوایی دارد
ستم از غمزه میاموز که در مذهب عشق
هر عمل اجری و هر کرده جزایی دارد ...
#حافظ
.
#شهید_محمد_حسین_حدادیان . . .
#شهید_مدافع_وطن
#غریب_گیر_آوردنت...........
.
. اوضاعِ بی‌رحمی و قساوت قلب بعضی‌ها به جایی رسیده که آدم دلش میخواد بهشون بگه بخدا هیچ توقعی از شما ...
Media Removed
. اوضاعِ بی‌رحمی و قساوت قلب بعضی‌ها به جایی رسیده که آدم دلش میخواد بهشون بگه بخدا هیچ توقعی از شما نیست ... نه کسی از شما پولی میخواد نه ازتون میخوایم که برید بجنگید نه حتی انتظار نداریم ازتون که در حد چارتا کلمه از کسی دفاع کنید « فقط لطفا چند قطره اشک بریزید ! » . هموطن ها لطفا #ببینید عکس‌ها ... .
اوضاعِ بی‌رحمی و قساوت قلب بعضی‌ها به جایی رسیده که آدم دلش میخواد بهشون بگه
بخدا هیچ توقعی از شما نیست ...
نه کسی از شما پولی میخواد
نه ازتون میخوایم که برید بجنگید
نه حتی انتظار نداریم ازتون که در حد چارتا کلمه از کسی دفاع کنید
« فقط لطفا چند قطره اشک بریزید ! »
.
هموطن ها
لطفا #ببینید عکس‌ها و فیلم‌های جنایاتی که داره بر سر مردان و زنان و #کودکان #یمن می‌ریزه و تمام هست و نیستشون رو در چند لحظه نااااابود میکنه !
لطفا ببینید و گریه کنید !
همین ، چند قطره اشک بریزید که « لااقل از قلبتون بوی گند و متعفن #قساوت به مشام نرسه .»
.
.
+ میدونم ، بعضیامون برای حتی مایحتاج زندگی هم پول نداریم.
بعضیامون حسرت یه خونه‌ی نو و یه لباس خاص و یه مسافرت متفاوت و یه خیااااال تخت تو دلمون مونده که باز هم بخشیش برا اینه که پولشو نداریم .
بعضیامون هزارجور مشکل دیگه داریم که میگیم کاش اصلا مشکلم فقر مالی بود !
بعضیامون هم خیلی چیزای دیگه ... که به ازای تک تکمون میشه اسم برد ازشون.
اما ما یه چیزی #داریم که خیلی وقته نادیده گرفتیم و می‌گیریم
اونم یه رهبر بابصیرت و مقتدره که کل دنیا ازش حساب میبره (بی‌اغراق !)
و یه بستر فراهم برای کار کردن در زمینه ظهور آقامون
والا بخدا همینه .... حالا شما تو دلتون بگید باز این شعار داد !
.
من نمیخوام بگم برید خداروشکر کنید که بچه‌هاتون زیر آوار موشک له نمیشن ! ( که البته هر آدم منصفی این شکر نعمت رو بجا میاره بدون اینکه نیاز به گفتن باشه !)
اما اگه شما هم دلتون شرحه شرحه میشه از این همه ظلم و خون خونتونو میخوره از این دنیایی که حتی سری هم به نشونه تاسف برای این جنایات تکون نمیده ، لااقل واسه آروم کردن وجدان خودتون هم شده دست بکار شید
.
والا لازم نیست شق‌القمر کنیم !
هرکس در حد وُسع خودش ؛
اما انصاافااااا نه وسع و ظرفیتی که تا الان از خودمون نشون دادیم
ظهور آقا امام زمان کلید حل تماااام مشکلاته. از مشکلات شخصی خودتون بگیرید تاااا بچه‌های بی‌گناه زیر توپ و تانک دشمنا ...
منتها ظهور رو من و شمای شیعه باید رقم بزنیم ..... .
لطفا بیایید بجنبیم. اما منصفانه و وظیفه‌شناسانه (!) تا با آرامش‌خاطر ، آرامش رو به جهان برگردونیم .
... دنیا رو من و شما میسازیم ...
.
.
#یمن #فلسطین #غزه #بحرین #سوریه #بأی_ذنب_قتلت ؟!
.
+ راستی ، ورق بزنید و ببینید جنایات آل‌سعود و متحدینش رو .. چشم باز کنیم و ببینیم که نکنه روزی با قلممون یا حرفی از دهنمون یا حتی سکوتمون (!) از این آدم‌کش‌ها حمایت کرده باشیم ... !
.
.
Read more
Loading...
. #ورق_بزنید #صرفا_تلنگری_۱۲۰_خطی :)) #خط_خطی_هایی_که_کنج_نوت_گوشیم_مونده_بود_و_حیفم_اومد_نذارم ...
Media Removed
. #ورق_بزنید #صرفا_تلنگری_۱۲۰_خطی :)) #خط_خطی_هایی_که_کنج_نوت_گوشیم_مونده_بود_و_حیفم_اومد_نذارم 🙄 #یه_نفرم_بیدار_شه_یه_نفره #خسته_ها_اجازه_دارن_نخونن #نظری_بود_دایرکت_در_خدمتیمم #آرزوهای_دوووورُ_دراز_اما_توخالی ! #جوانی_بر_باد_رفته ! #رفیق_بیا_معمولی_نباشیم #قطعا_اولین_و_آخرین_مخاطبِ_این_خط_خطیا_کسی_نیست_جز_خودم #و_دیگه_تمام . .
#ورق_بزنید
#صرفا_تلنگری_۱۲۰_خطی :))
#خط_خطی_هایی_که_کنج_نوت_گوشیم_مونده_بود_و_حیفم_اومد_نذارم 🙄
#یه_نفرم_بیدار_شه_یه_نفره
#خسته_ها_اجازه_دارن_نخونن 😁✋
#نظری_بود_دایرکت_در_خدمتیمم
#آرزوهای_دوووورُ_دراز_اما_توخالی !
#جوانی_بر_باد_رفته !
#رفیق_بیا_معمولی_نباشیم
#قطعا_اولین_و_آخرین_مخاطبِ_این_خط_خطیا_کسی_نیست_جز_خودم
#و_دیگه_تمام
.
. تا نگاهم بکنی از هیجان خواهم مُرد آنکه با چشم خود آدم بکشد قاتل نیست ... .
Media Removed
. تا نگاهم بکنی از هیجان خواهم مُرد آنکه با چشم خود آدم بکشد قاتل نیست ... . .
تا نگاهم بکنی از هیجان خواهم مُرد
آنکه با چشم خود آدم بکشد قاتل نیست ...
.
@panahian_ir + بیایید امشب کارُ یه‌سره کنیم... + همیشه کنار گود بودی، الان وسط گودی! . #انتشار_حداکثری . این ...
Media Removed
@panahian_ir + بیایید امشب کارُ یه‌سره کنیم... + همیشه کنار گود بودی، الان وسط گودی! . #انتشار_حداکثری . این وسطای کلیپ چندثانیه‌ش نیفتاده. که چون گوشیم هنگه نتونستم درستش کنم... کاملشو تو کانال ایتا ببینید(ادرس در بیوی پیج) @panahian_ir
+ بیایید امشب کارُ یه‌سره کنیم...
+ همیشه کنار گود بودی، الان وسط گودی!
.
#انتشار_حداکثری
.
این وسطای کلیپ چندثانیه‌ش نیفتاده. که چون گوشیم هنگه نتونستم درستش کنم... کاملشو تو کانال ایتا ببینید(ادرس در بیوی پیج)
Loading...
. فقیر نگاهی کرد ، #مرد زیر گرمای بی رحم آفتاب کار می کرد ، جلو رفت #مرد دستی به پیشونیش کشید ، لبخند ...
Media Removed
. فقیر نگاهی کرد ، #مرد زیر گرمای بی رحم آفتاب کار می کرد ، جلو رفت #مرد دستی به پیشونیش کشید ، لبخند زد ، نون جویی رو آورد و به طرف فقیر گرفت - سلام ، حتما گرسنه ای ، بیا این نونُ با هم بخوریم فقیر نونُ گرفت ، دوتا گاز زد دید نمیتونه بخوره ! خیلی سفتِ +‌ شما چجوری این نونُ میخورید ؟! - میندازم تو کاسه آب ... .
فقیر نگاهی کرد ، #مرد زیر گرمای بی رحم آفتاب کار می کرد ، جلو رفت
#مرد دستی به پیشونیش کشید ، لبخند زد ، نون جویی رو آورد و به طرف فقیر گرفت
- سلام ، حتما گرسنه ای ، بیا این نونُ با هم بخوریم
فقیر نونُ گرفت ، دوتا گاز زد دید نمیتونه بخوره ! خیلی سفتِ
+‌ شما چجوری این نونُ میخورید ؟!
- میندازم تو کاسه آب نم بکشه ...
فقیر مات و مبهوت با خودش فکر کرد نون جو همینطوریش تلخ مزه ست ، تازه وقتی هم نم بکشه بدتر میشه
#مرد انگار حرف دلش رو شنید ، گفت
- یه آقایی رو میشناسم ، برو در خونه اون آقا
.
.
در زد
وارد شد
#آقا با مهربانی ازش پذیرایی کرد
موقع رفتن فقیر با خجالت گفت
- آقا ، یه پرس غذا هم میدی با خودم ببرم برای یه باغبون ؟ خیلی دلم براش سوخت .. هیچی نداشت
+ این مرد باغبون کجاست ؟
- تو نخلستان ...
اشک از چشمای #آقا روان شد
+ این سفره ، سفره همون باغبونه !
.
.
مرد ، مولا علی ع و آقا ، حضرت امام حسن ع ...
.
.
« یک حاکم تویی که ستاره ها اشک میریزند برای وصله های جامه ات
یک حاکم این هایی که صفرهای حقوق نجومیشان خون میکند به دل تمام مستضعفان ....
.
سلام وارث ذوالفقار .... اینجا همه چشم ب راه عدالت نشسته ایم ، میشود بیایی ؟! »
.
#ابوتراب
#و‌ماادراک‌ماالابوتراب ..
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
.
Read more
. شبهای قدر شبهای سرنوشت سازی هستن. بیایید تو این شب‌ها به خاطر حضرت امیر علیه‌السلام همدیگه رو دعا ...
Media Removed
. شبهای قدر شبهای سرنوشت سازی هستن. بیایید تو این شب‌ها به خاطر حضرت امیر علیه‌السلام همدیگه رو دعا کنیم. بعد از دعا برای فرج مولامون، برای هم دعای عاقبت بخیری و حاجت‌روایی کنیم. . اگر دوست دارید امشب بقیه هم به یادتون باشن، یه « #یاعلی» کامنت بذارید. تا امشب هممون بعد از قرآن به سرگرفتن، بیاییم ... .
شبهای قدر شبهای سرنوشت سازی هستن. بیایید تو این شب‌ها به خاطر حضرت امیر علیه‌السلام همدیگه رو دعا کنیم.
بعد از دعا برای فرج مولامون، برای هم دعای عاقبت بخیری و حاجت‌روایی کنیم.
.
اگر دوست دارید امشب بقیه هم به یادتون باشن، یه « #یاعلی» کامنت بذارید. تا امشب هممون بعد از قرآن به سرگرفتن، بیاییم زیر این پُست و به اسم، همدیگه رو دعا کنیم ...
.
+ از معدود مزایای فضای مجازی، شاید همین باشه! همینجور پُستهای ساده، اما ارزشمند!
.
#شب_قدر
Read more
. + بابا شمایید ؟؟ - با که کار داری دخترجان ؟ + شما مردی که رویش را پوشانده باشد و گونی بر دوش داشته باشد ...
Media Removed
. + بابا شمایید ؟؟ - با که کار داری دخترجان ؟ + شما مردی که رویش را پوشانده باشد و گونی بر دوش داشته باشد ندیدید؟ - با او چه کار داری؟ + او بابای من است ... البته بابایم که نه ! من به او میگویم بابا - اسم بابایت را میدانی؟ + نه ... پرسیدم اما نگفت - اگر بابا دیگر نیاید چه؟ + عه چرا نیاید ؟! تازه می خواهم ... .
+ بابا شمایید ؟؟
- با که کار داری دخترجان ؟
+ شما مردی که رویش را پوشانده باشد و گونی بر دوش داشته باشد ندیدید؟
- با او چه کار داری؟
+ او بابای من است ... البته بابایم که نه !
من به او میگویم بابا
- اسم بابایت را میدانی؟
+ نه ... پرسیدم اما نگفت
- اگر بابا دیگر نیاید چه؟
+ عه چرا نیاید ؟! تازه می خواهم خبری خوب بدهم که مطمئنم خوشحال می شود !
- چه خبری؟
+ می خواهم خبر مرگ علی را به او بدهم !
- از کجا می دانی از شنیدن این خبر خوشحال می شود؟
+ او از خوشحالی من خوشحال می شود ! همیشه همینطور بود !‌ هروقت علی را نفرین می کردم او هم با من نفرین می کرد !
- او هم مرگ علی را میخواست؟
+ آری دستانش را بالا می برد و میگفت خدایا مرگ علی را زودتر برسان
- [ سکوت و بغض و اشک ... ]
.
.
#بر‌شانهٔ‌‌تو‌جای‌یتیمان‌کوفه‌بود
#از‌اوج‌سربه‌زیری‌تو‌حرف‌می‌زنم ..
#شاه‌غریب‌کوفه ...
.
دیالوگی از تاتر «توبه نمی‌کنم»
Read more
Loading...
. ساعت‌های آخر است. حضرت به افراد داخل اتاق نگاه میکنند. از همه می‌خواهند که جز فرزندان فاطمه کسی ...
Media Removed
. ساعت‌های آخر است. حضرت به افراد داخل اتاق نگاه میکنند. از همه می‌خواهند که جز فرزندان فاطمه کسی در اتاق نماندَ. همه برخاستند .. عباس هم برخاست حضرت که او را در حال رفتن دیدند گفتند - ‌ #تو_بمان_عباس عباسِ شانزده ساله سر به زیر انداخت و گفت + اما شما گفتید همه بجز فرزندان فاطمه مولای من ... پدر ... .
ساعت‌های آخر است.
حضرت به افراد داخل اتاق نگاه میکنند.
از همه می‌خواهند که جز فرزندان فاطمه کسی در اتاق نماندَ.
همه برخاستند .. عباس هم برخاست
حضرت که او را در حال رفتن دیدند گفتند
- ‌ #تو_بمان_عباس
عباسِ شانزده ساله سر به زیر انداخت و گفت
+ اما شما گفتید همه بجز فرزندان فاطمه مولای من ...
پدر لبخندی نثار ادبِ نوجوانش کرد و گفت
- نزدیکتر بیا عباسم...
عباس جلو رفت و کنار بستر پدر، نزد حسین نشست
سرش پایین است ... مقابل حسین باید سرش پایین باشد ..
،
حضرت در یک دست، دست عباس را می‌گیرد
و در دست دیگر، دست حسین را.
برخلاف سنت معمول، که دست کوچکتر را در دست بزرگتر می‌نهند، امیرالمومنین دست برادر بزرگتر را در دستان عباس نهاد...
- جان تو و جان حسینم عباس...
مبادا بگذاری آب در دل فرزندان حسینم تکان بخورد...
عباسم .. مبادا بگذاری زینبم احساس تنهایی کند...
.
عباس دستان حسین را روی چشمانش می‌گذارد و بوسه می‌زند ..
+ #جانم_فدای_فرزندان_زهـرا
.
علی عباس را در آغوش کشید و به سینه چسباند و آرام اشک ریخت.
آری، حتی قلب علی هم با وجود عباس آرام می شود...
عباسی که زندگیَش، نفس‌هایش و قدم‌هایش تماماً وقف فرزندان زهراست
و زهـرایی که تمام دنیای علی‌ست ...
.
#دانه‌های‌اشک‌او‌می‌گفت‌باصد‌شورو‌شین
#کربلا‌عباس‌من‌جان‌تو‌و‌جان‌حسین
.
Read more
. - چه شده؟! چرا انقدر بیتابی؟ + خالد، تو حارث را میشناسی؟ - کدام حارث؟! + حارث بن سجیه! - حارث بن ...
Media Removed
. - چه شده؟! چرا انقدر بیتابی؟ + خالد، تو حارث را میشناسی؟ - کدام حارث؟! + حارث بن سجیه! - حارث بن سجیه .. نمیشناسم، کیست؟ +‌ حارث، همانیست که بساط شرابش هرشب بپا بود. همانیست که بر صورت علی در جنگ آب دهان انداخت. حارث همانیست که به شانه ی علی ضربه ای وارد کرد که تا همیشه زخمش باقی ماند خالد! او همانیست ... .
- چه شده؟! چرا انقدر بیتابی؟
+ خالد، تو حارث را میشناسی؟
- کدام حارث؟!
+ حارث بن سجیه!
- حارث بن سجیه .. نمیشناسم، کیست؟
+‌ حارث، همانیست که بساط شرابش هرشب بپا بود. همانیست که بر صورت علی در جنگ آب دهان انداخت. حارث همانیست که به شانه ی علی ضربه ای وارد کرد که تا همیشه زخمش باقی ماند
خالد! او همانیست که سی سال پیش برای سوزاندن درب خانه علی هیزم آورد و در میان ناله فاطمه قهقه زد!
- نمیفهمم، از این دست دشمنان علی کم نیستند! چه چیز تو را چنین بیتاب کرده ربیع؟!
+‌ تو هیچ میدانستی علی در مقابل این همه نیشی که حارث به او زد چه کرد؟
-‌ چه کرد؟!
+ خودم با چشم های خودم دیدم خالد! تا همین چند روز پیش که آخرین روزهای عمرش بود .. هرگاه حارث را میدید،‌ به رویش لبخند می زد و میگفت سلام حارث! حارث نیز با خشونت به او می نگریست و میگفت تو اسم مرا از کجا میدانی ؟
-‌ و علی چه می گفت ؟
+‌ می گفت .. من نام تمام کسانی که با حب به علی ‌بمیرند را می دانم !
-‌ حارث مگر محب علی بود؟!! حارث که اگر زورش می رسید علی را در دم میکشت !
+‌ من هم همین را می گفتم، هرگاه میدیدم علی چنین می کند، با خود می گفتم علی هم گاهی حرف هایی میزند که آدم شاخ در میاورد !
اما .... باورت نمی شود خالد ....
-‌ حرف بزن دیگر! چه بر سر حارث آمد ؟!
+‌ حارث وقتی فهمید ابن ملجم فرق علی را با ضربت شمشیر شکافته،سرگردان در کوچه های کوفه بدنبال کسی می گشت که جانش را بگیرد،گویی از این زندگی خسته شده بود ..اما هیچ کس قبول نکرد
-‌ و بعد ؟
+ رفت به خانه علی ، همین چندروزی که علی در بستر بود ... راهش ندادند اما علی گفت بگویید داخل بیاید ، حارث داخل رفت ... نمیدانم بین او و علی چه گذشت .. فقط دیدم وقتی حارث بیرون آمد دیگر آن حارث نبود ! سجده می کرد و توبه می کرد، ناله می زد و اشک می ریخت .... باید میدیدی خالد ...
- علی از کجا میدانست حارث با حب به او میمیرد !!!
+‌ من نمیدانم خالد ! فقط میدانم علی را دیر شناختم !!
- ربیع .. می گویند ابن ملجم وقتی علی داشت نماز صبح میخواند ، به فرق سرش ضربه زده ... ربیع .. مگر علی نماز هم می خواند ؟!
+‌ چه می گویی خالد !!! می گویم علی از چهل سال بعدِ حارث خبر داشت !‌ غیر از این است که با خدایش سَر و سِری دارد؟!! کم خودت را گول بزن ! وای بر ما .. چه کردیم با علی ... !!
-‌ چه کردیم با علی؟! درست است که مقابل  دشمنانش در نیامدیم ، اما به روی او شمشیر هم نکشیدیم!
+ آری .. سکوت کردیم .. و این از شمشیر کشیدن بر علی هم بدتر است!
- کاش علی را زودتر میشناختیم ...
.
.
#برای_سومین_سال ...
#شاه_غریب_کوفه
.
Read more
. میدونید چیه؟ مشکل اینه که ماها همینو باور نداریم که همه چی، دقت کنید، - هـ ـمـ ـه چـ ـی - تو مشت خدا ...
Media Removed
. میدونید چیه؟ مشکل اینه که ماها همینو باور نداریم که همه چی، دقت کنید، - هـ ـمـ ـه چـ ـی - تو مشت خدا و تحت اراده خودشه ! :) . #خدا_خیلی_قوی_اند #استاد_پناهیان . + ببینید! .
میدونید چیه؟
مشکل اینه که ماها همینو باور نداریم که همه چی، دقت کنید، - هـ ـمـ ـه چـ ـی - تو مشت خدا و تحت اراده خودشه ! :)
.
#خدا_خیلی_قوی_اند
#استاد_پناهیان
.
+ ببینید!
. اونایی که منو میشناسن میدونن که حافظه‌ ضعیفی دارم! اما بعضی چیزا رو خوب یادم میمونه. مثل شب‌های ...
Media Removed
. اونایی که منو میشناسن میدونن که حافظه‌ ضعیفی دارم! اما بعضی چیزا رو خوب یادم میمونه. مثل شب‌های #هویزه... . هویزه، مخصوصا شباش و دم‌دمای صبحش، برای من خود خود بهشته. که هی برم اسکان و هی برگردم. که هی دلم نیاد خداحافظی کنم. که اصلا گوشیمم با خودم نبرم. که فقط خودم باشم و آدم خوبا و خدا... که وجودم ... .
اونایی که منو میشناسن میدونن که حافظه‌ ضعیفی دارم! اما بعضی چیزا رو خوب یادم میمونه. مثل شب‌های #هویزه...
.
هویزه، مخصوصا شباش و دم‌دمای صبحش، برای من خود خود بهشته.
که هی برم اسکان و هی برگردم. که هی دلم نیاد خداحافظی کنم. که اصلا گوشیمم با خودم نبرم. که فقط خودم باشم و آدم خوبا و خدا...
که وجودم غرق بشه تو این بهشت...
.
.
ازم بپرسن چی داره هویزه که انقد دلتو میبره، میگم نمیدونم!
واقعا نمیدونم... اونجا همه چی یادم میره. پای شهید گمنامش... کنار لبخندای عکسای شهداش... کنار پریشونی حال زائراش... حتی گاهی اشک هم یادم میره! باورتون میشه؟
اما با اطمینان میتونم بگم هویزه برای من یعنی یه نقطه شروع دوباره. یه منبع آرامش. یعنی پرچمای قشنگش که آروم تکون میخورنو دل آدمو از جا میکَنَن. یعنی سکوتش..... سکوتش.. آخ... که چقدر دلم برای مزار به مزارش تنگ شده 💔💔💔
.
.
+ بیخیال، یوقتایی هم از این حال دلتنگی مینویسم، شاید، شاید دل یکی هم رفت و خیرش به پای منم رسید
.
+ یه قول میدید بهم؟
هروقت رفتید سر مزار هر شهید گمنامی، یادم کنید...
.
+ ورق بزنید.
.
Read more
. مقاومت یعنی فشردن سنگ تو مشت دستات و تماشای آتیش گرفتن آرزوهای جوونیت؛ به دست وحشی ترین موجوداتی ...
Media Removed
. مقاومت یعنی فشردن سنگ تو مشت دستات و تماشای آتیش گرفتن آرزوهای جوونیت؛ به دست وحشی ترین موجوداتی که حتی فیلم‌ها هم از به تصویر کشیدنش عاجزن... . - کی میدونه شب و روز مبارزه کردن یعنی چی ؟ - . #القدس_لنا #القدس_حرة #القدس_عاصمة_فلسطين #فلسطین_پاره_تن_اسلام_است #فلسطین_مسئله_اول_اسلام_است #غزه_تقاوم #مرگ_بر_اسرائیل #مرگ_بر_آمریکا #مرگ_بر_آل_سعود #مرگ_بر_هرگونه_تفکر_کثیف_اسرائیلی! . #اللهم_عجل_لولیک_الفرج ... .
مقاومت یعنی فشردن سنگ تو مشت دستات و تماشای آتیش گرفتن آرزوهای جوونیت؛ به دست وحشی ترین موجوداتی که حتی فیلم‌ها هم از به تصویر کشیدنش عاجزن...
.
- کی میدونه شب و روز مبارزه کردن یعنی چی ؟ -
.
#القدس_لنا
#القدس_حرة
#القدس_عاصمة_فلسطين
#فلسطین_پاره_تن_اسلام_است
#فلسطین_مسئله_اول_اسلام_است
#غزه_تقاوم
#مرگ_بر_اسرائیل
#مرگ_بر_آمریکا
#مرگ_بر_آل_سعود
#مرگ_بر_هرگونه_تفکر_کثیف_اسرائیلی!
.
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج 💔
راستی یه جمله‌ی در گوشی ، جاتو تو لشگر امام زمان پیدا کردی ؟ [ ظهور نزدیکه... ]
.
Read more
. این ظلم آشکار در مقابل سکوت تلخ مجامع جهانی مدعی حقوق بشر تناقضی دردناک ساخته است. اما جوانان مسلمان ...
Media Removed
. این ظلم آشکار در مقابل سکوت تلخ مجامع جهانی مدعی حقوق بشر تناقضی دردناک ساخته است. اما جوانان مسلمان در سراسر دنیا بیدار و هشیارند .. امروز از #مشهد و فردا از تمام جهان ندای بیداری و فریاد آزادی خواهی مسلمین و شیعیان شنیده خواهد شد... . . #زبر_الحدید #جنبش_جوانان_مسلمان #جنبش_جوانان_آزادیخواه ... .
این ظلم آشکار در مقابل سکوت تلخ مجامع جهانی مدعی حقوق بشر تناقضی دردناک ساخته است.
اما جوانان مسلمان در سراسر دنیا بیدار و هشیارند ..
امروز از #مشهد و فردا از تمام جهان ندای بیداری و فریاد آزادی خواهی مسلمین و شیعیان شنیده خواهد شد...
.
.
#زبر_الحدید
#جنبش_جوانان_مسلمان
#جنبش_جوانان_آزادیخواه
#برای_ازادی_رهبران_دینی
.
پ.ن: دوشنبه ۲۴ اردیبهشت ساعت ۱۰ صبح
مشهد، حرم مطهر رضوی، صحن هدایت، سالن اجتماعات دانشگاه علوم اسلامی رضوی
.
Read more
. نه! اینطوری نمیشه! اینطوری نمیشه زندگی کرد. نمیشه تو همین شهری که فاطمه خانومش شبا کابوس می‌بینه و خوابش نمیبره، با آرامش سر روی بالش گذاشت. حتی اگه فقط یه «فاطمه خانوم» هم درکار بود(که نیست!) باز هم نمیشد! . هرجور حساب میکنم سخته راضی شدن به داشتن یه زندگی آروم کنارشون. امروز و همین حالا، ... .
نه! اینطوری نمیشه! اینطوری نمیشه زندگی کرد. نمیشه تو همین شهری که فاطمه خانومش شبا کابوس می‌بینه و خوابش نمیبره، با آرامش سر روی بالش گذاشت. حتی اگه فقط یه «فاطمه خانوم» هم درکار بود(که نیست!) باز هم نمیشد!
.
هرجور حساب میکنم سخته راضی شدن به داشتن یه زندگی آروم کنارشون.
امروز و همین حالا، میخوام دعایی کنم که شاید بخاطرش مجبور بشم روزای خیلی سختی رو در آینده بگذرونم. ولی خیالی نیست! من معذبم از داشتن یه زندگی بی دغدغه کنار بچه هایی که باباهاشون رفتن تا من و بچه های من و بچه های بچه های من، عفتشون، غیرتشون و دینشون لگدمال دشمن نشه...
.
و اون دعا اینه
« خدایا، جرعه ای #درد بهم عطا کن! فرقی نمیکنه چجور دردی. فقط از همون جنسی باشه که اسلام برای پابرجا موندنش بهش نیاز داره ! »
.
#راستی_دخترها_بابایین 💔
#سردار_قاسم_سلیمانی
#تناقض_آرامش_نگاهش_و_آشوب_درونش...
#دختر_شهید_مدافع_حرم_حامد_بافنده
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
.
Read more
. کولیان جنوب شیکاگو نوجوانان شاخ آفریقا دختران جوان اورشلیم موبدان قلمرو بودا . همه در انتظار ...
Media Removed
. کولیان جنوب شیکاگو نوجوانان شاخ آفریقا دختران جوان اورشلیم موبدان قلمرو بودا . همه در انتظار یک روزن در دل برگ های تقویمند چشمشان خیره مانده سوی افق، دلشان در امید فرداها... . کودکان گرسنه‌ی هایتی، مادران اسیر بحرینی بغض دارند، بغض دلتنگی، گله دارند از خدا حتی . بوی باروت می ... .
کولیان جنوب شیکاگو
نوجوانان شاخ آفریقا
دختران جوان اورشلیم
موبدان قلمرو بودا
.
همه در انتظار یک روزن
در دل برگ های تقویمند
چشمشان خیره مانده سوی افق،
دلشان در امید فرداها...
.
کودکان گرسنه‌ی هایتی،
مادران اسیر بحرینی
بغض دارند، بغض دلتنگی،
گله دارند از خدا حتی
.
بوی باروت می رسد از مصر،
از یمن بوی تند خودسوزی
بچه های یتیم غزه هنوز
ناامیدند از همه اما...
...
بیت پنجم رسید و تا اینجا
شش نفر از گرسنگی مردند
درد تو چیست جز یتیمی که
بی غذا مانده آن سوی دنیا
.
ما هم این گوشه از جهان خوبیم،
حالمان... ای... بدون تو بد نیست...
سامری ها فریبمان دادند،
دور دیدیم چشم موسی را
.
... یک شب جمعه...
جمکران...
باران
مهر و سجاده ای به سبک کمیل
آسمان ها به سجده افتادند،
کاش می شد شما همین فردا...
#محمد_جواد_الهی_پور
.
#عیدتون_مباااارک 🌹
#سه_تا_استوری_آخرمو_هم_ببینید ☺
.
Read more
. گلوله‌ی تک تیرانداز محمد رو نشونه گرفت حبیب گلوش خشک شد چشماش خیس اشک شد رگ گردنش متورم شد انگار ...
Media Removed
. گلوله‌ی تک تیرانداز محمد رو نشونه گرفت حبیب گلوش خشک شد چشماش خیس اشک شد رگ گردنش متورم شد انگار مطمئنه که عزیزترین رفیقش شهید شده اما صدای «یا زهرا»یی که از حنجره خشک محمد به گوشش میرسه آرومش میکنه! . همه توانشو جمع میکنه تو پاهاش و میدوه به سمت محمـد و با هر زحمتی که هست محمـد رو عقب میکشونه ... .
گلوله‌ی تک تیرانداز محمد رو نشونه گرفت
حبیب گلوش خشک شد
چشماش خیس اشک شد
رگ گردنش متورم شد
انگار مطمئنه که عزیزترین رفیقش شهید شده
اما صدای «یا زهرا»یی که از حنجره خشک محمد به گوشش میرسه آرومش میکنه!
.
همه توانشو جمع میکنه تو پاهاش و میدوه به سمت محمـد
و با هر زحمتی که هست محمـد رو عقب میکشونه ..
بارون گلوله است ! اما خدا خوب هواشونو داره
هواشونو داره تا از این لحظه های آخر با خیال راحت خاطره بسازن.
.
حبیب باهاش حرف میزنه .. شوخی میکنه .. سر به سرش میذاره .. از خاطره هاشون میگه .. از این عشق مشترک ..
و تو همین اندک زمان، تمام زندگیِ برادرانه خودش و محمد رو به تصویر میکشه.
.
تویوتا جلو میاد و محمد و حبیبب سوار میشن
محمد و حبیب سوار میشن ،
اما حبیب اصلا فکرش رو هم نمی کنه
که چند دقیقه دیگه به همون تویوتایی
که خودش و محمد و دوازده نفر دیگه توش نشستن،
یه موشک کورنِت لعنتی اصابت کنه
تا همه رو شهادت برسونه . . .
همه رو به شهادت برسونه بجز #نیمی از حبیـب
بجز سمت راست جسم حبیـب .. محمد رفت و اما حبیـب ..
.
.
سوی چشم راستش رفته و انگشت سبابه‌ش قطع شده و گوشت تنش ریخته ..
میگن مادرش به سختی شناختش
چند روز طول کشید تا «حبیـب»شو بشناسه
.
.
حالا حبیب دهه شصتیِ رعنای مادر ،
چند سالیِ که با یه دنیا خاطره و بغض و اشک و درد داره سر میکنه
دنیایی که یه گوشه از #بهشته
جانبازی درد داره .. حسرت داره .. ولی یه بهشتِ زمینیِ
بهشتی که برای هر نفست اجر مینویسن . . .
بهشتی زمینی که در ازای لبخند عمه سادات به حبیب بخشیدن .
.
.
| اینبار کنار تبریک روز جانباز به مردهای بی ادعایی که حالا جوان‌ترینشون شاید حول و حوش چهل و خورده ای سال داشته باشه ، به حبیبِ سی ساله‌ای تبریک میگیم که نشون داد تو همین زمونه هم میشه عاشق شد ... حتی از نوع #جانبازش ! |
.
روزت مبارک جانباز مدافع حرم ، حبیب عبداللهی
.
#روز_جانباز
#میلاد_حضرت_اباالفضل_ع
#بازنشر
Read more
. The Leader of the Islamic Revolution touched on the Israeli threats of a military invasion against Iran and stressed: "If they make any such move, the Islamic Republic of Iran will raze #Tel_Aviv and #Haifa to the ground." . . . ‌. . . #القدس_لنا #اسرائیل_سقطت #نصر_من_الله_و_فتح_قریب #اللهم_عجل_لولیک_الفرج #اللهم_احفظ_قائدنا_الخامنه_ای #الموت_لآل_سعود #الموت_لإسرائیل #الموت_لامریکا . . . . .
The Leader of the Islamic Revolution touched on the Israeli threats of a military invasion against Iran and stressed:
"If they make any such move, the Islamic Republic of Iran will raze #Tel_Aviv and #Haifa to the ground."
.
.
.
‌.
.
.
#القدس_لنا
#اسرائیل_سقطت
#نصر_من_الله_و_فتح_قریب
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#اللهم_احفظ_قائدنا_الخامنه_ای
#الموت_لآل_سعود
#الموت_لإسرائیل
#الموت_لامریکا
.
.
.
.
. اگه کنار دل نگرونی های هُما و غیرت نقی ، ما هم برای دقایقی همه چیو فراموش کردیم و محو فیلم شدیم و بعضیامون ...
Media Removed
. اگه کنار دل نگرونی های هُما و غیرت نقی ، ما هم برای دقایقی همه چیو فراموش کردیم و محو فیلم شدیم و بعضیامون حتی لرزیدیم و بغض کردیم، بخاطر این بود که خانواه نقی معمولی درست یکی بود از جنس خودمون. خانواده ای که خانوادگی ، خوشی هاشونو دیدیم و سر شوخی هاشون بلند خندیدیم! و حس صمیمیتشون رو درک کردیم. حالا ... .
اگه کنار دل نگرونی های هُما و غیرت نقی ، ما هم برای دقایقی همه چیو فراموش کردیم و محو فیلم شدیم و بعضیامون حتی لرزیدیم و بغض کردیم، بخاطر این بود که خانواه نقی معمولی درست یکی بود از جنس خودمون.
خانواده ای که خانوادگی ، خوشی هاشونو دیدیم و سر شوخی هاشون بلند خندیدیم! و حس صمیمیتشون رو درک کردیم. حالا همین خانواده که همه چیش برامون آشنا بود ، اسیر داعش شد ...
نفهمیدیم، اما قبول کنید که اغلبمون تو ناخودآگاهمون برای لحظه ای خودمون و تک تک اعضای خانواده مون رو جلوی پای دشمن و زیر هدف گلوله تصور کردیم ... کدوم دشمن ؟
دشمنی که #تشنه به خونته و از #هیچ جنایتی دلش نمیلرزه. چون مزدش رو چیزی فراتر از پول و مقام میبینه. دشمنی که یقین داره در ازای بریدن سر من و توی ایرانیِ شیعه ، مزدش نشستن سر سفره پیغمبر و بهشت اعلیٰ و حورالعینِ !
.
.
شاید اینا رو مینویسم که به خودم بقبولونم که اصلا از اول قرار بود من بجای اون بچه سوری که بدون ترس از هجوم داعشیا ، بدن بی جون باباشو با دستاش رو زمین دنبال خودش میکشونه ، باشم.
اصلا هدف از اول هم منِ شیعه ایرانی بودم ...
از اول هم به زن ها و بچه ها و خون رگ های مردای ما چشم داشتن. و چون هرچقدر هم گذشت بهش نرسیدن ، وحشی تر شدن ...
.
.
با کسایی که خون سگ ها و گربه ها براشون رنگین تر از خون آدمیزاده ، حرفی ندارم. چون راستش اعصابشون هم ندارم 😑
ولی شما #هموطن ؛ من نمیدونم تو عقایدت چیه . اما اینو بدون. اگه محرما واسه امام حسین(ع) مشکی میپوشی و یه شب عاشورا هم شده با هر تیپ و قیافه و تفکر و اعتقادی ، میری روضه اباعبدالله ، همین کافیه برا متهم شدنت از طرف داعشیا.
همین برای اونها یعنی تو یک شیعه ایرانی الاصلی و وسیله ای برای رسیدنِ اون به بهشت!
پس تو رو به همون امام حسین ... بیا حرمت خون مدافعان حرم و خانواده هاشون رو نگه داریم ...
نمیدونم بچه هاشون تا بزرگ بشن چندبار با خودشون فکر میکنن که کدوم بی پدر مادری اون ماشه لعنتی رو کشید و بی باباشون کرد ...
.
.
.
[ بعد این صحنه ای که تو عکس میبینید کسی کات نمیده. سکانس بعدیش رو هممون میتونیم تصور کنیم.... اینجا ایرانه. جایی که مادرها جووناشونو، زن ها همسراشونو، و بچه ها باباشونو دادن، تا بجای اون زن، ما سوژه دوربین های داعشیا نشیم ..... فقط همین. ]
.
#پایتخت۵
#خداقوت
#الحمدلله ......
#اللهم_العن_قوم_الظالمین
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج 😔💔
.
Read more
. دارم از زیر پوشیه‌م دور و برمو نگاه میکنم. نمیدونم تا کی قراره این دود و خونه‌های ویروون و دوچرخه ...
Media Removed
. دارم از زیر پوشیه‌م دور و برمو نگاه میکنم. نمیدونم تا کی قراره این دود و خونه‌های ویروون و دوچرخه های شکسته و ماشینای آتیش گرفته و جسدهای له شده و صدای جیغ و بوی خون و سرها و بدن‌های جدا، خواب رو به چشمام حروم کنه. راستی چند شبه نخوابیدم؟ نمیدونم. . دخترهای جوون، تو همه جای دنیا، دنبال خوشبختی میگردن. ... .
دارم از زیر پوشیه‌م دور و برمو نگاه میکنم. نمیدونم تا کی قراره این دود و خونه‌های ویروون و دوچرخه های شکسته و ماشینای آتیش گرفته و جسدهای له شده و صدای جیغ و بوی خون و سرها و بدن‌های جدا، خواب رو به چشمام حروم کنه.
راستی چند شبه نخوابیدم؟ نمیدونم.
.
دخترهای جوون، تو همه جای دنیا، دنبال خوشبختی میگردن. در پناه خنده های مادراشون و دستای مردونه پدراشون قد میکشن. ازدواج میکنن و سر خرید وسایل خونه‌شون و رنگ مبلمان و قیمت لوازم برقی چک و چونه میزنن. هیچکدومشون مثل من #جنگیدن بلد نیستن... نمیدونن دست گرفتن این اسلحه ها و تکیه دادنشون به شونه، چقدر برای یه زن سنگینه. چی میگم... اونا اصلا به جنگ فکر هم نمیکنن...
.
اونا با اطمینان قدم میزنن! سرشونو بالا میگیرن. و از صدای پاشنه‌ی پنج سانتی کفشاشون لذت میبرن!
من اما خیلی وقته که دیگه صدای پاهامو نمیشنوم. اینجا یا صدای شلیکه یا موشک. یا داد و فریاد. یا یه دنیا سکوته و صدای قدم های هراسون.
اصلا میدونن صدای شلیک گلوله و موشک میتونه چقدر بلند باشه؟ فکر نمیکنم...
اونا امکان نداره هروقت به صورت زیبا و بی‌نقص شون تو آینه نگاه میکنن، چهره پر از زخم یه دختربچه هشت ساله جلوچشماشون بیاد که باحسرت به صورت بی‌عیب و ایرادِ عروسک دست و پاشکسته‌ش زل زده...
.
.
صدای قدم‌های مردونه میاد. خودمو جمع و جور میکنم. اسلحه رو آروم دستم میگیرم. دیگه ماهر شدم. از صدای کفش‌ها هم میتونم بفهمم صدای پای سربازای سعودیِ کثیف چجوریه. هیچ دختری تو دنیا این کارو بلد نیست، مگه نه؟ از فکری که کردم خنده‌م میگیره! با چشمای خیس و بغض توی گلو دستامو محکم میکنم. منتظر میمونم که نزدیک بشه. سعی میکنم با کمترین سروصدا سمت چپ بدنمو به دیوار متزلزل خرابه‌‌ای که کنارش نشستم تکیه بدم. سر اسلحه رو میچرخونم و لحظه‌ای بعد درست به قلبش شلیک کنم. پرت میشه زمین و من با تمام قدرت میدوم. افکار دخترانه‌م رو همونجا پشت خرابه رها میکنم و به سمت زنان بی سلاحِ روبرو شتاب میگیرم...
.
اینه داستان روز و شب من! دختری اهل #یمن، با یک دنیا امید و آرزو. برسه به دست تک تک دختران و زنان آزادِ این جهان...
.
.
ورق بزنید...
.
Read more
. قرآن میفرماید: « وَابْتَغِ فِيمَا آتَاكَ اللَّهُ الدَّارَ الْآخِرَةَ وَلَا تَنْسَ نَصِيبَكَ ...
Media Removed
. قرآن میفرماید: « وَابْتَغِ فِيمَا آتَاكَ اللَّهُ الدَّارَ الْآخِرَةَ وَلَا تَنْسَ نَصِيبَكَ مِنَ الدُّنْيَا » قصص/۷۷ نصیب دنیایت را نباید فراموش کنی! حالا نصیب دنیا چیست؟ امیرالمومنین(ع) توضیح داد و فرمود: « لاتَنسَ صِحَّتَكَ وَ قُوَّتَكَ وَ فَراغَكَ وَ شَبابَكَ وَ نَشاطَكَ اَن ... .
قرآن میفرماید:
« وَابْتَغِ فِيمَا آتَاكَ اللَّهُ الدَّارَ الْآخِرَةَ وَلَا تَنْسَ نَصِيبَكَ مِنَ الدُّنْيَا »
قصص/۷۷
نصیب دنیایت را نباید فراموش کنی! حالا نصیب دنیا چیست؟ امیرالمومنین(ع) توضیح داد و فرمود:
« لاتَنسَ صِحَّتَكَ وَ قُوَّتَكَ وَ فَراغَكَ وَ شَبابَكَ وَ نَشاطَكَ اَن تَطلُبَ بِهَا الآخِرَةَ »
سلامتی، قوت، فراغت‌خاطر، جوانی، نشاط و بی‌نیازیِ خودت را فراموش نکن! زیرا تو باید با این‌ها آخرت را طلب کنی.
مجمع‌البیان: ۴۱۶
.
- همه چیز برای آخرت! ولی دنیا را هم فراموش نکن! -
.
#کتاب_مواعظ_۲
#انقد_این_عکس_و_این_مطلب_قشنگ_بود_که_دلم_نیومد_پُستش_نکنم 💛🍃
.
Read more
. لوکیشـنِ عکـس : نجـف ، ورودیِ حـرمِ حضـرتِ امیـرالمؤمنین البته عکسای بهتری هم بود از حرم .. ولی ...
Media Removed
. لوکیشـنِ عکـس : نجـف ، ورودیِ حـرمِ حضـرتِ امیـرالمؤمنین البته عکسای بهتری هم بود از حرم .. ولی این مربوط میشه به همون شبی که ... ساعت حدود ده شب وسط تلویزیون دیدنِ خانواده گفتم پاشید بریم حرم ! اول یذره دودل بودیم سر رفتن و نرفتن هوا خیلی سرد بود ولی دلُ زدیم به دریا و حاضر شدیم ... تا پامونو ... .
لوکیشـنِ عکـس :
نجـف ، ورودیِ حـرمِ حضـرتِ امیـرالمؤمنین
البته عکسای بهتری هم بود از حرم .. ولی این مربوط میشه به همون شبی که ... ساعت حدود ده شب
وسط تلویزیون دیدنِ خانواده گفتم
پاشید بریم حرم !
اول یذره دودل بودیم سر رفتن و نرفتن
هوا خیلی سرد بود
ولی دلُ زدیم به دریا و حاضر شدیم ... تا پامونو گذاشتیم بیرون بارونِ شدید شروع به باریدن کرد
چادرامون خیسِ خیس ... وارد حریمِ حرم شدیم ...
یه لحظه روبرومو نگاه کردم ..
« والله اینجا بهشته ! »
بوی یاس ... بارون ... حرمِ مولا ...
.
رفتیم کفشارو تحویل کفشداری دادیم
و تازه فهمیدیم باید کل صحن رو بدون کفش طی کنیم
پاهام دیگه حس نداشت !
زمین خیسِ خیس !!
سردِ سرد !!
صحن خلوتِ خلوت !
یه دسته عزادارای ایرانی درست جلوی ایوون طلا ..
سینه زنی ..
همراه با ذکر یاعلی حیـدر مدد
ذکر علی عشق است ...
علی مولاست
علی آقاااست !
هنوز یادم نرفته
صحنه‌ای رو که روضه خون
اشاره کرد به ایوون طلا و
با اشک صدا ‌زد
یـاعَلـــی !
صدایی که تو کل صحن پیچید !
با پس زمینه‌ی صدای بارون و قطرات اشک .. !

میتونم قسـم بخورم ایستاده‌بودم درست وسط خودِ بهشت !
اصلا ... توصیف‌ناپذیره .. درهمین حد هم به سختی می‌تونم پیاده کنم رو صفحه
باید حسش کرد .. تا قشنگیشو چشید
همشو هم با هم باید حس کرد ..
« بارون و شب و ایوون طلای مولا و روضه و سینه زنی و ... »
و اون شب آخرین شب ما تو نجف بود ... از ته قلبم دعا می‌کنم همچین شبی ‌رو تجربه کنید ..
الان که دارم می‌نویسم اشکم دراومده !
مـولا ... !
بخـدا دلم برا دیدن برقِ ایوون طلات از پشت پرده‌ی اشک ... تو یه هوای بارونیِ سـرد ... با پاهای بی‌حس ... یذره شده ... یه فکری کن به حال دل تنگم حضرت مولا .. 😭

#قلبم‌از‌كاركه‌افتادبه‌من‌شوک‌ندهيد
#اسم‌حيـدر‌كه‌بيايد‌ضربان‌می‌گيرد ...
Read more
. شاید باورتان نشود، خدا خیلی از مقدّرات ما را در دنیا و خیلی از ثواب و عِقاب‌های ما را در آخرت بر اساس ...
Media Removed
. شاید باورتان نشود، خدا خیلی از مقدّرات ما را در دنیا و خیلی از ثواب و عِقاب‌های ما را در آخرت بر اساس #نگاهمان تنظیم می‌کند. در باب اهمیّت نگاه همین قدر بس که شما تلقّی‌تان از خدا چگونه باشد، در اینکه خدا با شما چگونه رفتار بکند مؤثر است. می‌فرماید من رفتارم با بنده‌ام در #گمان_بنده‌ام قرار دارد. تو ... .
شاید باورتان نشود، خدا خیلی از مقدّرات ما را در دنیا و خیلی از ثواب و عِقاب‌های ما را در آخرت بر اساس #نگاهمان تنظیم می‌کند.
در باب اهمیّت نگاه همین قدر بس که شما تلقّی‌تان از خدا چگونه باشد، در اینکه خدا با شما چگونه رفتار بکند مؤثر است.
می‌فرماید من رفتارم با بنده‌ام در #گمان_بنده‌ام قرار دارد.
تو گمانت به من چه‌ جوری است؟!
من با تو همان رفتار را می‌کنم.
مثلاً کسی گناه بکند زود هم از خدا عذرخواهی کند خدا می‌بخشد. می‌فرماید اصلاً در پرونده‌ات نمی‌نویسم.
جلّل خالق! واقعاً من نمی‌خواهم تبلیغات کنم، خیلی عجیب است. خیلی این لطف بزرگی است!
.
ولی معمولاً کسی نمی‌تواند از این لطف استفاده کند.
می‌گوید
« آخر الآن همین الآن بگویم خدا نمی‌گوید فلان فلان شده تو همین الآن این غلط را کردی رویت می‌شود با من حرف بزنی؟! »
ببین، نگاهش به خدا خوب نیست!
نگاهش به خدا خوب نیست، عذرخواهی نمی‌کند.
می‌گذارد می‌گذارد می‌گذارد یک سال بعد می‌گوید « خدایا ببین، من خیلی غلط‌ها کردم ببخش من را دیگر! »
فکر می‌کند خدا الآن یادش رفته غضبش فروکش کرده، دیگر حالا آن حالت عصبانی را ندارد می‌‌شود باهاش حرف زد.
.
عه! تو اصلاً نگاهت به خدا درست نیست. می‌‌دانی؟ می‌ترسم اثر سوء تربیتی داشته باشد این روایت را بگویم.
می‌فرماید موقع گناه، فقط همان موقع، به من نگاه بکند که من دارم نگاهش می‌کنم، از من خجالت بکشد، من می‌بخشمش.
یا داوود به عزّت و جلال خودم می‌بخشمش.
به من نگاه بکند.
- شما #حسن_ظن‌ّ‌تان به پروردگار عالم نوع نگاهتان را به خدا می‌رساند. -
بعضی وقت‌ها این حُسن‌ظن را نداشته باشی تبدیل می‌شود به بزرگترین گناه نابخشودنی ...
.
#استاد_پناهیان
.
.
#یا_من_ارجوه_لکل_خیر
#انا_عند_حسن_ظن_عبدی_المومن
.
Read more
. نشستم رو نیمکت کنار خیابون. دستمو گذاشتم زیر چونمو زل زدم به ماشینا و موتورا و اتوبوسا. نگاهم خیره ...
Media Removed
. نشستم رو نیمکت کنار خیابون. دستمو گذاشتم زیر چونمو زل زدم به ماشینا و موتورا و اتوبوسا. نگاهم خیره به ماشینا بود و قلبم تو دستای زمخت مردی که مثل یه حیوون درنده دندوناشو به هم می‌سایید. نگاهم خیره به چراغِ مغازه‌ها بود و سرم زیر تیغ چاقو. نگاهم خیره به زن و مرد جوونِ اونورِ خیابون بود و دستم گوشه‌ی ... .
نشستم رو نیمکت کنار خیابون. دستمو گذاشتم زیر چونمو زل زدم به ماشینا و موتورا و اتوبوسا. نگاهم خیره به ماشینا بود و قلبم تو دستای زمخت مردی که مثل یه حیوون درنده دندوناشو به هم می‌سایید. نگاهم خیره به چراغِ مغازه‌ها بود و سرم زیر تیغ چاقو. نگاهم خیره به زن و مرد جوونِ اونورِ خیابون بود و دستم گوشه‌ی یه جای غریبِ دورافتاده. نگاهم خیره به ایستگاه اتوبوس بود و چادرم زیر دست و پا. نگاهم خیره به آپارتمان های روبروم بود و پام زیر چرخ ماشینِ داعشیا...
.
نگاهم خیره به امنیت شهرم بود و کل وجودم گاهی میون کوچه پس کوچه های منتهی به حرم حضرت زینب(س) و گاهی کنار جوونا و پیرمردا و زن ها و بچه های پر پرِ تدمر و کفریا و حلب و رقه و حمص و ....
.
.
هوففففف ....
این فیلم رو ببینید. لطفاً.
هرچند که فکر می‌کنم شما هم مثل من دیگه هیچوقت، هیچوقت حاضر‌ به دوباره دیدنش نشید.
این فیلم رو باید #یکبار دید و #بارها تو ذهن مرور کرد. تا از یاد نبُرد، نفس هامونو - دقیقا با همین شدت و حدّت - نَفَس ها و قدم ها و خنده هامون رو مدیون چه کسانی هستیم. کسانی که یافاطمه گویان، وسط یه مشت حرامی که بانگ الله اکبر سر میدن، غریب کشته شدن، مثل مولاشون حسین...
.
.
#به_وقت_شام
#ابراهیم_حاتمی_کیا
.
Read more
. اباالفضل برای من یعنی ؛ . شیرمردی که برداشتن یک قدمش عَلَم را در آسمان ها به لرزه وا میداشت و دشمن ...
Media Removed
. اباالفضل برای من یعنی ؛ . شیرمردی که برداشتن یک قدمش عَلَم را در آسمان ها به لرزه وا میداشت و دشمن فقط با یک تکانش بر دوشِ سقا ده‌ها قدم عقب می‌ر‌فت. . من از عباس میگویم یلِ #ام_البنین سقایی که چشمانش شمشیر را در دستِ دشمنِ کمین کرده سست می‌کند و همزمان، قُوَّت و آرامش به قلبِ نازنینِ ... .
اباالفضل برای من یعنی ؛
.
شیرمردی که برداشتن یک قدمش
عَلَم را در آسمان ها به لرزه وا میداشت
و دشمن فقط با یک تکانش بر دوشِ سقا
ده‌ها قدم عقب می‌ر‌فت.
.
من از عباس میگویم
یلِ #ام_البنین
سقایی که چشمانش
شمشیر را در دستِ دشمنِ کمین کرده سست می‌کند
و همزمان، قُوَّت و آرامش
به قلبِ نازنینِ دختران حسین و زنان حرم می‌نشاند
آری .. جمع اضدادِ نگاهش همینقدر زیبا و دلرباست ...
.
#عموی_رقیه
#عباس_فاطمه
#علمدار_حسین
#ادرکنا_بحق_ام_البنین ...
[ #اگه_نبودم_سال_بعد_تو_روضه_ها_یادم_کنید 😭💔 #اگه_نبودم_اربعین_تو_کربلا_یادم_کنید ... ]
.
Read more
. هیچی اتفاقی نیست. حتی افتادنِ یه برگ از رو شاخه‌ی درخت. این نص صریح قرآنه. امشب جلو در ورودی مجلس ...
Media Removed
. هیچی اتفاقی نیست. حتی افتادنِ یه برگ از رو شاخه‌ی درخت. این نص صریح قرآنه. امشب جلو در ورودی مجلس عزای فاطمه‌ باشی و فردا زیر دست و پای اراذل؟ خب این رزق شهادت رو اگه زهرا(س) نداده پس از کجا نصیب این جوون بیست و چند ساله شده؟ یا تازه سه ماه باشه که لباس خدمت تن کرده باشی و با همش ۲۰ سال سن، شب شهادت مادرسادات ... .
هیچی اتفاقی نیست. حتی افتادنِ یه برگ از رو شاخه‌ی درخت. این نص صریح قرآنه. امشب جلو در ورودی مجلس عزای فاطمه‌ باشی و فردا زیر دست و پای اراذل؟ خب این رزق شهادت رو اگه زهرا(س) نداده پس از کجا نصیب این جوون بیست و چند ساله شده؟
یا تازه سه ماه باشه که لباس خدمت تن کرده باشی و با همش ۲۰ سال سن، شب شهادت مادرسادات با یه اتوبوس زیر گرفته شی؟ خب بین اون همه آدم چرا تو؟ مگه میشه گفت اتفاقیه ؟
یا تازه چهل روز از عقدت گذشته باشه و یعده داعشی مسلک آرزوی دومادیتو به دل خانوادت بذارن. چطوری به خودم بقبولونم که تو تصادفی انتخاب شدی ...
.
.
هممون از شنیدن خبر شهادت جوونای رعنای بیست و چندساله قلبمون به درد میاد و حتی شاید تا چند روز هم از فکرشون بیرون نیاییم. فرقی هم نمیکنه کجا شهید شده باشن ...
اما راستشو بخواید حس میکنم هیچوقت برای هیچ شهیدی انقد از ته دلم غصه نخوردم ... شاید دلیلشم این باشه که با چشمام که چیزی ندیدم، اما با گوشای خودم صداشونو شنیدم. با همه وجودم حس ‌کردم که هربلایی رو به جون میخرن که آب تو دل کسی تکون نخوره. صدای دویدنشون و قدمهاشون دل نگرونیم رو بیشتر می‌کرد. انگار برادر خودم اون پایین مشغول نفس‌نفس زدن باشه و دنبال یه آشوبگر افتاده باشه. من این بالا پشت پنجره اتاقم نشسته بودم و حتی از ترس‌ پرده رو هم کنار نمی‌زدم. فقط گریه میکردم. بخاطر جوون همسن و سال خودم که برای حفظ امنیت «من» و «تو» له شد ....
بخاطر دل خانواده هایی که هزار بار تا صبح مردن و زنده شدن که نکنه پسر رعنای منم چیزیش بشه، نکنه داداشم صورتش خراش برداره، نکنه سایه سرم دیگه برنگرده ....
.
نوشتم که اولا بگم
یادمون نمیره که - تا ابد - مدیونِ دل نگرونیِ مادراتون و چشم انتظاری پدراتون و دلتنگیای خواهراتون و غرور شکسته‌ی برادراتون و حتی خلوت‌های شبانه‌ی رفیقاتون هستیم ...
که بگم یادمون نمیره مسئولیم در قبال قطره قطره‌ی این همه خون به ناحق ریخته شده.
و ثانیا یادآوری کنم به خودم که هیچوقت برای آدم شدنم دیر نیست ... نمیدونم تک تک این شهدا وسط کدوم شب قدر و کدوم سینه زنی و کدوم نماز شب برات شهادتشون به دست صاحب الزمان امضا شد. اما اینو باور دارم که فرصت ها رو خودمون میسازیم ... خدا رو چه دیدی؟ شاید اگه ما هم شروع کردیم به دل کندن، خدا طوری همه چیو چید که تک تکمون همونطوری که میخوایم پرواز کنیم و بریم پیشش. که رااااحت جدا بشیم از این دنیا و بشیم مهمون جدیدِ سفره حضرت زهرا!
.
- و در آخر باید اعتراف کنم که این شبا بیشتر از همیشه خدا رو شکر کردم که برادر ندارم... 😔
.
#شهدای_پاسداران
#یازهرا 💔✋
.
Read more

Loading...