Loading Content...

Yadegari11 Instagram Photos and Videos

Loading...


yadegari11 🔺+🔻عليرضا رحماني♦️ @yadegari11 mentions
Followers: 15,390
Following: 2
Total Comments: 0
Total Likes: 0

بمیرم چی می شه؟ لباسه سیاه می پوشن ۳ روزه اول ناراحترینن بد کم کم تبدیل میشن به یه کوهِ یخ که جلو آفتابه آب ...
Media Removed
بمیرم چی می شه؟ لباسه سیاه می پوشن ۳ روزه اول ناراحترینن بد کم کم تبدیل میشن به یه کوهِ یخ که جلو آفتابه آب می شم و سپس بخار و یا با یه دستمال پاکم می کنن می ندازنم دور شاید دو سه تامغازه چندروزی برام تعطیل بشه اما باز می شه برایه گذران زندگی وکسبه درآمد که مثلا زندگی بچرخه یه باررفتم تو کما تو مجله ... بمیرم چی می شه؟
لباسه سیاه می پوشن
۳ روزه اول ناراحترینن
بد کم کم تبدیل میشن
به یه کوهِ یخ که جلو آفتابه
آب می شم و سپس بخار و یا با یه دستمال پاکم می کنن می ندازنم دور
شاید دو سه تامغازه چندروزی برام تعطیل بشه
اما باز می شه برایه گذران زندگی وکسبه
درآمد که مثلا زندگی بچرخه
یه باررفتم تو کما
تو مجله زد پسری در دانشگاهه شمال توو شهر آمل تصادف کرد، خونریزی مغزی و در کما هست
البته برایه یاد کردنم اینکارو انجام نداد
واسه درسه عبرته دیگران که تند با ماشین برانی نتیجش این می شه
که دروغ نوشت
درسته یادم نمی آد
پُلُسه ماشین در رفته بود
تنها خونوادم چند صباحی از نبودنم سفید و سفیدتر می شن
همیشه بهشون مدیون می مونم
اقوامم شایدچند روزی جامو خالی می کننو به خاطراتی که هنگامه طفولیت براشون ساختم اشاره و چند قطره ای اشک میریزن
از دوستا نگم که سعی می کنن خودشونو تو خاکسپاری نشون بِدن اما به کی و چی نمی دونم
روحم خنده هاشونو می بینه که یواش یواش شروع میشه
یادم رفت از مثلا زنم و دخترهاییکه عشق صدام می کردن چیزی بگم
هِه
مطمئنم اونا هم، چند وقت دیگه
منو تو بغله یه نفر دیگه اول، تمامه خاطراتمو زیره پاشون لِه، فراموش و با توجه به این موضوع که موقعه زنده بودنم چه گلی به سرم زدن که الان بخوان به سرِ اونیکه تو بغلشن بزنن
اصلا ناراحت نمی شم
از همه که برایه مراسمم توو این اوضاعه سخته زندگی تشریف اوردین و اونائیکه زمینو برام زیر رو کردن و اجازه نمی دادن که ببرنم تو جائیکه هممون می ریم بی توجه به این موضوع که من سالهاست تو همین زمین، خاک شده در هوا بودم ممنونم
از اونیکه منو شستو گور کنم که کارش سخته و برایه یه لغمه نون این کارم براش شده مثله آب خوردن ممنونم
از کساییکه تشریف اوردن
نسکافه، چایی، خرما میل کردن
از خاطراتی گفتن که توو بودنم به دردشون نمی خورد و اشکه تمساحم ریختن
تازه در شرایطیکه صندلی و چادر براشون محیا تا یه وقت بیشتر اذیت نشن خیلی هم ممنونم
مداحه عزیزم که الکی از خوبی های نداشتم می گفت، انگار صبح تا شب سایه به سایم حرکت می کرد، طوری نقش بازی کرد که بهتر اشکه حاضرین در مجلسو در بیاره، کارشو خوب انجام داد و برایه گذران زندگی طوری بودکه دربیارن بزارن دستَش البته پول را
دیگه
من موندمو و تنهائی که به شکله واقعی الان تنهام که سالهاست تنهام، زندگیم نوشتن، خوندن برایه خودم، کار کردن برایه گذرانه زندگی و یه کوچولو ورزش تو شرایطه سردو تاریک زندگی بود
اینجاست که غم همیشگیم همراهم موندو ماند
امیدوارم
شاد، سربلند و پیروز باشید
دوستون دارم
علیرضا رحمانی 🍂
Read more
Loading...
دیدم، تو جریانی از رود زندگی افتاده که حالش با هیچ چی خوب نمیشه ... می گفت زندگی کردن دیگه به هر قیمتی ...
Media Removed
دیدم، تو جریانی از رود زندگی افتاده که حالش با هیچ چی خوب نمیشه ... می گفت زندگی کردن دیگه به هر قیمتی با اون جور نمیشه... من گفتم بهش اگر یه عمر تنها باشی مطمئن باش به دونفره های دروغی سگش شرف داره .... اینطوری دیگه کسی هم به دنیا نمی آد که واسه فرداهاش، درگیره همین مشکلا باشه ( دورغ، دو رنگی، خیانت، ... دیدم، تو جریانی از رود زندگی افتاده
که
حالش با هیچ چی خوب نمیشه ...
می گفت
زندگی کردن دیگه به هر قیمتی با اون جور نمیشه... من گفتم بهش
اگر یه عمر تنها باشی مطمئن باش به دونفره های دروغی سگش شرف داره .... اینطوری دیگه کسی هم به دنیا نمی آد که واسه فرداهاش، درگیره همین مشکلا باشه ( دورغ، دو رنگی، خیانت، بی معرفتی .... )
گفتم
خودت واسه خودت چایی بریزی یا بعد از امدن به خونه آب خنک بخوری
بهتر از اونی هست که،
فقط درگیره
هیچو پوچه دنیاست
دنیا یه طور شده آدم به هیچ وجه نمی تونه طالبه آرامش، از طرفه مقابلش باشه... دلتنگی آسونه... من خودم
خیلی دلتنگم
خیلی
دلتنگه کی یا چی نمی دونم ... !!!
چون از پوچی و هیچیه دنیا خستم
صبح بدونه منظور شب نمی شه، شب هم همینطور ... پس همه چیز شده بِده بستون ...
بهش گفتم
بدونه فکر سعی نکن کاریو انجام بدی
اما اگر کاری انجام دادی
و
اشتباه کردی
بدون
باید تاوانشو پس بدی
برایه همینه
من سعی
می کنم مثله همه نباشم .
درسته تنها می مونی، اما از تنهاییت لذت می بری... زمونه طوری شده
که
همه دوست داشتنو فقط واسه خودشون می خوان
که اصلا این وضعیت
برایه من آروم کننده نیست
شاید تو اینطور نباشی !!!
چون
حکایته
اسبی می شه
که چشم بند زدن
و فقط می گن برو
به کسی دوست ندارم فرصت بدم
البته از نوعه احساس، که بخواد اشتباه کنه
چون
احساس اگر از ته ته دل باشه
اشتباه نمی شه
اگر دیده باشی،
برایه همینه
هیچکس سمت دل من نمی آد
چون
مثله همه نیستم
تنها نقطه ضعفم،
می گم
معرفتم بود
که
بخاطرش خیلی تاوان دادم
نمی گم الان بی معرفتم اما
سعی می کنم
ندیدش بگیرم البته اگر بشه.
گفتم
دوست داشتنو تظاهر نکن،
اهل شنیدنه دروغ نباش،
برایه همین، به شخصی که دروغ گفته فرصته ادامه ی مسیرو نده .
من
خودمم نمی گم،
دروغگو نیستم،
چون اگر بگم
بزرگترین
دروغگو هستم .
گفتم سعی کن
حقیقتو ببینی
سوال کنی
اونموقعست که
تازه حالیت می شه چیکاره ای
رو همین حساب
من یادگاری ۱۱
دیگه نمی زارم کسی باهام وقتش تلف بشه
حرفه حساب می زنم
دنباله هرج و مرج زندگی که آخرشم
هیچه، نیستم
دنباله خوده زندگی ام
برایه همین واسه مادیات ارزشی قائل نیستم
مادیاتی که
خیلی ها
حاضرن به خاطرش
خودشونو بفروشن یا، کسیرو بفروشن
که شاید
سرشونو راحت بزارن رو بالش
اما نمی دونن عمره دنیا چقدره
که
یه زمانی دیر یا زود
سرشونو بدونه اینکه خودشون بخوان
می زارن رو ...
امیدوارم
درگیره هر چی میشید
درگیره
حاشیه ها، دورنگی ها، دروغ ها، بی معرفتی ها، نقش بازی کردنها
توو مسیره زندگیتون نباشید .
دوستون دارم
علیرضا رحمانی 🍂
Read more
حواست هست خدا ؟!؟ چقدر صدای شکستنم امد، با این حال گفتم باشه، منم خدایی دارم.... حواست هست خدا ؟!؟ از ...
Media Removed
حواست هست خدا ؟!؟ چقدر صدای شکستنم امد، با این حال گفتم باشه، منم خدایی دارم.... حواست هست خدا ؟!؟ از بچگی چقد تو مدل های مختلف زمین خوردم ولی باسختی بلند شدم . هرکسی هم دیدم فقط یه جمله گفت : غصه نخور، خدا بزرگه . خدا، آرامشو آسایشو ولش، اصلا همه چیز و ولش، گفتی اوردمت زندگی خیلی زیباست، اما جز ... حواست هست خدا ؟!؟ چقدر صدای شکستنم امد،
با این حال گفتم باشه،
منم خدایی دارم....
حواست هست خدا ؟!؟
از بچگی چقد تو مدل های مختلف زمین خوردم ولی باسختی بلند شدم .
هرکسی هم دیدم
فقط
یه جمله گفت : غصه نخور، خدا بزرگه .
خدا،
آرامشو آسایشو ولش،
اصلا همه چیز و ولش،
گفتی اوردمت
زندگی خیلی زیباست،
اما
جز حیرونی و پریشونی،
هیچی ندیدم .
حواست هست خدا ؟!؟
حواست هست، یه زمانی هر روز باهات درد دل می کردم !؟!
منو یادت هست !؟!
خیلی وقته باهات درد و دل نکردم،
اما الان
غصه هام داره سنگینی می کنه؟!؟
حواست هست، خیلی وقته چشام بارونیه ؟!؟ حواست هست نفس کم اوردم؟!؟
خدایا نفس میخوام... زندگیو، معرفت با چاشنیه روراستی میخوام ...
که خودت گفتی قشنگه بیا
خودت تقدیرمو نوشتی یا اینم فقط حرفه .
اگر خودت نوشتی
حتما
باید اینطور می شد
که شد
پس خوشحالم ...
فقط علتشو می خوام بدونم
خسته شدم .
هرکی رسید به من
مثله یه نوار ضبط شده
فقط پخش کرد
که
سنت می ره بالاتر می فهمی !!!
چیو باید بفهمم ؟!؟
دورنگی هارو، بی معرفتی هارو، ظاهر بینی هارو، خیانت هارو، نقش بازی کردنارو ...
خدااااااااااااااااایا یه خنده از ته دل میخوام...
یا نه اونم نمی شه .
خدا من مگه اشرفه مخلوقاتت
نبودم،
بودم
اِهه
بد همه گفتن خدا داره امتحانت می کنه !!!
سوال ؟!؟
امتحانه چی ؟!؟ آره خلاصه
من نمی دونم
خستم
خسته ی
خسته
امیدوارم
تقدیره زندگیتون با قلمه یه رنگی و پاکی نوشته شده باشه
که فقط
شاهده تکراره این صفتها در عمل توو کله زندگیتون باشید .
دوستون دارم
علیرضا رحمانی 🍂
Read more
وقتی از یه نفر میرنجی حتی ... اگه ببخشیش یه چیزی ته دلت می مونه که اسمش کینه هم نباشه ... یه جای زخمه ... ...
Media Removed
وقتی از یه نفر میرنجی حتی ... اگه ببخشیش یه چیزی ته دلت می مونه که اسمش کینه هم نباشه ... یه جای زخمه ... یه چیزی که نمیذاره ... اوضاع مثل قبل بشه..!!! هر چقدر هم تلاش کنی و خودتو بزنی به اون راه، بگی نه می گذرم ... بی فایدست!!! یه چیز این وسط از بین رفته و جای خالیش تا همیشه درد می کنه، یه چیز سنگین مثل حرمت ارزش معرفت امیدوارم این ... وقتی از یه نفر میرنجی حتی ... اگه ببخشیش یه چیزی ته دلت می مونه که اسمش کینه هم نباشه ... یه جای زخمه ... یه چیزی که نمیذاره ... اوضاع مثل قبل بشه..!!!
هر چقدر هم تلاش کنی و خودتو بزنی به اون راه، بگی نه می گذرم ... بی فایدست!!!
یه چیز این وسط از بین رفته و جای خالیش تا همیشه درد می کنه، یه چیز سنگین مثل حرمت
ارزش
معرفت
امیدوارم
این دردو، با خودتون همراه نداشته باشید .
دوستون دارم
علیرضا رحمانی 🍂
Read more
بعضی از شادی هارو کسایی خراب کردن، که اصلا رنگی از معرفتو یه رنگیو نچشیدن یا لامصبا فقط خدا خدا ...
Media Removed
بعضی از شادی هارو کسایی خراب کردن، که اصلا رنگی از معرفتو یه رنگیو نچشیدن یا لامصبا فقط خدا خدا می کنن که مثلا آره خدا رو ما می شناسیم بهش رسیدیم اَه . آره حالم از تک تکشون به هم می خوره آدماییکه جوابه معرفتو با کثافت می دن خیلی از اشتباها تکرار می شه که خودمونو می زنیم به کوری. انقدر این ... بعضی از شادی هارو کسایی خراب کردن،
که اصلا رنگی از معرفتو یه رنگیو نچشیدن
یا
لامصبا فقط
خدا خدا می کنن
که مثلا
آره
خدا رو ما می شناسیم
بهش رسیدیم
اَه .
آره حالم از تک تکشون به هم می خوره
آدماییکه
جوابه معرفتو با کثافت می دن
خیلی از اشتباها تکرار می شه که خودمونو می زنیم به کوری.
انقدر این ناراحتیها تکرار می شه که اونا هم باورشون می شه که شاید واقعا کوریم .
هر کسی هم که این موضوعها رو می شنوه
مثله یه نواره ضبط شده
فقط و فقط می گه
زندگیه دیگه...
یک وقت هایی نوک پا راه رفتم که خیس نشم
اما الان دیگه
خستم
خیلی خستم
دوستدارم فقط بخوابم
سال تا سال
اما
نمیتونم
زمانش رسید که دار و ندارمو به آب بزنم، پس دل به دریا می زنم ...
هر چی هست این داستان تو یه لحظه اتفاق افتاد .
اما حالا که دل به دریا زدم
از اتفاقهاییکه برام افتاد
گذشتم،
یا
گذشتم
اما
واسه
یه لحظه از مهلت دادن دیگه خسته شدم
آره زمان می گذره
حتی
عمرمم تموم می شه
من
فقط پشته هر اشتباهی فرصت دادم که بگذره
که شاید درست بشه
اون زمان، گذشت و گذشتم
و دوباره
گذشتم
کسیکه لایق نباشه
ازش می گذرم
پس از تو هم گذشتم
آره دلم پُره، پُره
تو
چاییه بودی که یخ کردی که روی میز گذاشته بودنت، خودم دمت کرده بودم اما، یادت رفت، سرد شدی، از دهن افتادی
طعمت تلخ و گس شد حالا با هیچ قند و شکلاتی به مذاق من که نه، به هیچ طبعی نمی شینی ...نمی شه بوت کرد.
فرصت دادم کاغذیکه از طرفه تو له شده بودو صاف کنی، اما دیگه گذشت
الان مثل آبِ تُنگِ ماهی که به وقتش عوض نشدی منم همون ماهی شدم که تو یه تُنگ بودم مطمئن باش دیگه اون ماهی هم، نمی شم...
قدر لحظاتتو ندونستی
اشتباه کردید
اشتباه کردی
دیگه منم مثله
زندگی
منتظر هیچ‌کس نمی‌مونم
امیدوارم
قدر لحظهامونو بدونیم
چون خیلی زود دیر می شه !!!
دوستون دارم
علیرضا رحمانی🍂
Read more
کسیکه رفت، بزار بره کسیکه توو راهه هموار باهات هست پس تو سر بالایی هم ببرش البته توو دو تا مسیر حتما ...
Media Removed
کسیکه رفت، بزار بره کسیکه توو راهه هموار باهات هست پس تو سر بالایی هم ببرش البته توو دو تا مسیر حتما با موانع هم روبروش کن . اگه خواستی ببینی چه حسی بهت داره باهاش برو لبه پرتگاه نشون بده داری می افتی اگه هولت داد که دیگه آخرش معلومه پس زمان براش نزار چون اگرم پرت نشی بدون اگه باهاش باشی، مرده ... کسیکه رفت، بزار بره
کسیکه توو راهه هموار باهات هست
پس
تو سر بالایی هم ببرش
البته توو دو تا مسیر
حتما با موانع هم روبروش کن .
اگه خواستی ببینی چه حسی بهت داره
باهاش برو لبه پرتگاه
نشون بده داری می افتی
اگه هولت داد که دیگه آخرش معلومه
پس زمان براش نزار چون اگرم پرت نشی بدون اگه باهاش باشی، مرده ی متحرکی .
اما
اگه دستتو گرفت که نزاره بیوفتی، یه حالته غریزیه .
اما اگر دیدی که از ترس با استرس طوری شد که خودشم فراموش کرد
یه جوریکه مرگ خودشو زودتر از تو برای نجاتت خواست بزاره
زود خیالشو راحت کن و بدون عاشقته .
کسیکه دوستداری نخواه بهش از رو میله جنسی نگاه کنی چون زمان، این حسو از بین می بره .
کسیکه رفت
ازش
نخواه برگرده
چون زمانیکه بخوای اینکارو بکنی شاید حرفی بشنوی که رفتنش برات عروسی بشه
پس یاد بگیر، کسیکه اشتباه کردو رهات کرد، بزار رفته بمونه .
یاد بگیر دوست داشتن ۱۰۰ درصد دو طرفه باشه
چون دیگه فکرت مشغول هزارتا سوال و جواب از خودت نمی شه
که چی شد که اینطور شد ؟!؟
پس دیگه گدایی هم نمی کنی .
دوست داشتنه اصلی
زمانی هست که با ﺍﻭنیکه ﺩﻭﺳﺶ ﺩﺍﺭی آرامشو خلق می کنی .
پس
دیگه تو حاشیه نیستی .
! ﻭﻗﺘﯽ ﯾﻪ ﻧﻔﺮ ﺭﻭ ﺩﻭﺳﺖ داری
بهش ثابت کن که دوستش داری اما از نوعه عملش، نه حرفش
ﺑﺨﺎﻃﺮﺵﻫﺮ ﮐﺎﺭﯼ بکن
ﺍﻣﺎ
بدون اگر یه کوچولو فهمش پائین باشه
از بی فکری، فکر می کنه بهترینه
و
ﺍﺯ ﺩﺳﺖ میدیش !!!
نوعه دیگه دوست داشتن
ﺁﺯﺍﺩش بزار، قفلش نکن
چون
دزدش می کنی
که شاید کلیدی کش بره یا قفلی که هستو بشکونه .
اما به معرفتش نگاه کن، ببین چند، چنده باهات .
نخواه فقط واسه خودت باشه !!!
چون
تو یه اتاقم حبسش کنی ﮐﻪ از دستش ندی،
ﻧﮕﺮﺍﻥ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻧﺶ باش ﮐﻪ ﺍﺯ ﺩستش می دی ... مثلا
اگر یه روز نباشی
یا آزادش کنی
یا هرچی ...
بدون ناغافل اگر ببینیش !!!
یه دفعه متوجه میشی همه چیزو یادش رفته اون موقست که، سرش با کسایی دیگه گرمه
پس
ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ کسیرو دیگه دوست ندارم چون همه ی این شرایطو امتحان کردمو، سودی نبردم .
امیدوارم
دوستون داشته باشه
دوستش داشته باشید
و
خالقه آرامش برای خودتون دوتا باشید .
دوستون دارم
علیرضا رحمانی 🍂
Read more
Loading...
وقتی دلتنگ میشی یا هستی، این پُستو ببین و بخون . تنهایی اصلا حس بدی نیست !!! بخدا راست می گم وقتی طعم ...
Media Removed
وقتی دلتنگ میشی یا هستی، این پُستو ببین و بخون . تنهایی اصلا حس بدی نیست !!! بخدا راست می گم وقتی طعم تلخ بیهوده دوست داشتنو نقش بازی کردنو از طرفه مقابلت بچشی !!! اصلا دوست داشتن یعنی چی ؟!؟ اصلا دوست داشتن وجود داره ؟!؟ از عشق حرف نزدم چون فقط یه کلمست !!! دلم خیلی از دوست داشتنهای ... وقتی دلتنگ میشی
یا هستی،
این پُستو ببین و بخون .
تنهایی
اصلا
حس بدی نیست !!!
بخدا راست می گم
وقتی
طعم تلخ
بیهوده دوست داشتنو
نقش بازی کردنو از طرفه مقابلت
بچشی !!!
اصلا دوست داشتن یعنی چی ؟!؟
اصلا دوست داشتن وجود داره ؟!؟
از عشق حرف نزدم
چون فقط یه کلمست !!!
دلم خیلی از دوست داشتنهای بدونه محتوا گرفته
دوست داشتنی که هر کَس بخاطره شرایط و یا چیزی تو رو بخواد
بابا بخدا دنیا اینقدر بد نیست
اما
بدش کردیم !!!
آره تنهایی از خیلی دو نفره های پوشالی قشنگترم هست
یکی از ویژگیهاش اینه که
توو تنهایی بخاطره تحمیل نباید کاریو انجام بدی
وقتی دوست داشتنی، تو کار نیست
و تنها
نقشش هست .
من خودم خستم
خسته از دورنگی هاییکه
هیچ معنی و مفهومی نداره
خستم از زمانیکه گذشت
خستم از تماشای تک نفری به زندگی
خستم از حیرون و پریشون شدنم
خستم از مات و مبهوت شدنم
می دونم فهمم کمه
اما تا همین حدم
فهمیدم و درک کردم
که
الان دیگه وقته رفتنه
دلتنگم از دسته زمونه
همراهم، تنهاییه
اصلا ناراحت نیستم
دلتنگم اما دلتنگه کی و چی نمی دونم !!!
تنها می خونم یا می نویسم البته واسه خودم،
برای گذران روزگارم مجبورم کار کنم و حالاکه دلتنگی رفیقه خوبه تنهاییم شده با همین دوسته باوفا تنهاییمو با ورزش پر می کنم اسمشم می زارم شادیه لحظه ای
من مَرده تنهایی هستم
یا
دیدی !؟!
وقتی غروب می رسه
خورشید داره می ره
که هر چی می گذره
بیشتر
روبه تاریکی پیش می ره
راستی
اسمه دیگمم
مرده تارکیه
تو این دوران شاید و یا حتما در گذشته هم همین بوده
کاره اکثریت به هم دروغ گفتن بوده
و هست
چرا ؟!؟
نمی دونم !!!
دیگه موقعه رفتنه منه
اما می رم با دوسته خوبم که منو تو هرشرایطی تنها نزاشت، آره اسمشو گفتم
من تنهایی صداش می کنم
از دسته دو رنگی، دروغ، جاه طلبی، خیانت، دورویی
به خدا خستم
این روزا
دنیام از اتاقه خونمم
کوچیکتره
امیدوارم
دلتنگ از دسته زمونه نشید .
دوستون دارم
علیرضا رحمانی 🍂
Read more
خدایا به ﺭﺳﻢ ﺁﻥ ﭘﺮﺳﺘﻮﻫﺎﯼ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﯼ ﺗﺎ بیکران در کوچ دکتر سید حسین امامی میبدی به او روشنایی ده که ...
Media Removed
خدایا به ﺭﺳﻢ ﺁﻥ ﭘﺮﺳﺘﻮﻫﺎﯼ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﯼ ﺗﺎ بیکران در کوچ دکتر سید حسین امامی میبدی به او روشنایی ده که او چراغی روشن برایه هر کس بود . الهی چون اقاقیهای بی تاب او را در بهترین مسیر به سمته خودَت قرار ده ... خدایا ... ﭼﻮﻥ ﺷﻘﺎﯾﻖ ﻫﺎ که از ﺷﺒﻨﻢ، ﻫﻮﺍﯼ ﻋﺸﻖ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﻧﺪ ... ﻭ ﭼﻮﻥ ﮔﻠﻬﺎﯼ ﻧﯿﻠﻮﻓﺮ که ﺑﯽ ﭘﺮﻭﺍﻧﻪ ﻣﯽ میمیرند ... خدایا
به ﺭﺳﻢ ﺁﻥ ﭘﺮﺳﺘﻮﻫﺎﯼ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﯼ ﺗﺎ بیکران در کوچ دکتر سید حسین امامی میبدی
به او روشنایی ده
که او چراغی روشن برایه هر کس بود .
الهی چون اقاقیهای بی تاب او را در بهترین مسیر به سمته خودَت قرار ده ...
خدایا ...
ﭼﻮﻥ ﺷﻘﺎﯾﻖ ﻫﺎ که از ﺷﺒﻨﻢ، ﻫﻮﺍﯼ ﻋﺸﻖ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﻧﺪ ...
ﻭ ﭼﻮﻥ ﮔﻠﻬﺎﯼ ﻧﯿﻠﻮﻓﺮ که ﺑﯽ ﭘﺮﻭﺍﻧﻪ ﻣﯽ میمیرند ...
راهی پر از همواری برایش قرار ده که او هموار کننده ی راهها برای خیلی از انسانها بود .
خانواده ی امامی :
خبردرگذشت پدر بزرگوارتان سنگین و جانسوز بود که به دشواری باورش کردم، تسلیت حقارت واژه است
در برابر
عظمت این غم عظیم، صبر و شکیبایی شما را امیدوارم .
دوستون دارم
علیرضا رحمانی 🍂
Read more
Loading...
شب هام عجیب درد میکنه . . . !!! حتی دردهامم درد میکنه . . . !!! ایــن روزها از جـــنس دردم . . . عـــلاجی ...
Media Removed
شب هام عجیب درد میکنه . . . !!! حتی دردهامم درد میکنه . . . !!! ایــن روزها از جـــنس دردم . . . عـــلاجی هست، و بــاکی نیست . بخدا پر دردی هم عــالمی داره . . . زندگی بدونه درد اصلا زندگی نیست اما گفتم دردهامم درد میکنه، اما درد، خودش دردی نداره. . . ولی وای از زمانیکه با بی معرفتی و نمک نشناسی ... شب هام
عجیب درد میکنه . . . !!!
حتی
دردهامم درد میکنه . . . !!!
ایــن روزها از جـــنس دردم . . .
عـــلاجی هست،
و
بــاکی نیست .
بخدا
پر دردی هم عــالمی داره . . .
زندگی بدونه درد اصلا زندگی نیست
اما
گفتم دردهامم درد میکنه،
اما
درد، خودش دردی نداره. . .
ولی وای از زمانیکه با بی معرفتی و نمک نشناسی همراه بشه
مخصوصا واسه من ...
پس
این با هم بودنه که درد داره
پس
دردش از بی معرفتی و امثاله همین صفتهاست که نشأت می گیره
ســرم درد میکنه از این هــمه ســـردرگمی . . .
از این هـــمه سرگرمی های پـــوچ . . .
که اول و آخرش دیگه مطمئنم پوچه ...
چشام سوز داره . . .
نــــه سوزه سرما !!!
آره
میسوزه از این هــــمه آلـــودگی فکر و ذهنیکه همین، بنده ی خدا ها برام درست کردن . . .
کــاش دنیـــا یه کوچولو مکث میـــکرد . . .
البته نه مثله اون ضربه مغزیی که شدم
و
دو ماه برام زندگی مکث بود
کــاش دنیـــا سرعت گیر داشت .
دنیا، کــاش توقف میکردی
انـــدکی در مقابل نابرابریها، بی معرفتی ها . . .
انگار من به این موضوع عـــادت کردم، با اینکه بی معرفتی و اشتباه دیدم باید سکوت کنم . . .
از تمام شیرینی های دنیا
این قصه ی تـــلخ
تلخه، تلخ بود
که نصیب مــــن شد
من بی معرفت نبودم خواستم درست بشه
اما دیگه ...
امیدوارم
شادی براتون عبدی باشه،
تنهاییو غصه خوردن براتون حسه بدی باشه
یاد نگیرید
که ماهو با کسی اشتباه بگیرید .
دوستون دارم
علیرضا رحمانی 🍂
Read more
رفیقه من ماوایسادیم، تو رفتی ما خوندیم، تو نخوندی ... آخرش چی شد ؟!؟ ... هر فردی بهترین هم که باشه اگه ...
Media Removed
رفیقه من ماوایسادیم، تو رفتی ما خوندیم، تو نخوندی ... آخرش چی شد ؟!؟ ... هر فردی بهترین هم که باشه اگه زمانی که باید باشه نباشه همون بهتر که نباشه من هستم . تو هستی . من کجا مو تو کجا ؟!؟ به بودن های بدونه معنی فکر نکن چون مطمئن باش فکری نداری چون، اگه داشتی، بودنی بی معنیو تجربه نمی کردی ... رفیقه من
ماوایسادیم، تو رفتی
ما خوندیم، تو نخوندی ...
آخرش چی شد ؟!؟
...
هر فردی بهترین هم که باشه
اگه زمانی که باید باشه
نباشه
همون بهتر که نباشه
من هستم .
تو هستی .
من کجا مو تو کجا ؟!؟
به بودن های بدونه معنی فکر نکن
چون مطمئن باش فکری نداری
چون،
اگه داشتی،
بودنی بی معنیو تجربه نمی کردی !!!
زندگی ها شده پر از حرفهای ناتموم
زندگی ها شده پر از صحبت های بی نشون
همه هستن
اما
هیچکی نیس
به من گفتن عینکه دودیتو عوض کن
گفتم چرا ؟!؟
گفتن بسکه دنیارو تاریک می بینی یا مثلا سیاه .
خندیدمو گفتم
متوجه نشدم
گفتن بهتره سکوت کنیم
چون
حرفات از درست بودنه زیاد انرژیمون از بین می بره
دوباره با لبخندی
گفتم
از همصحبت شدن با من بی انرژی می شید
یا
از همنشینی با من
گفتن
هیچکدوم، اتفاقا بهترین همنشینی با خودته که
می یایم پیشت
اینجا بود که فهمیدم سکوت کنم
به این نتیجه رسیدم
حرف نزدنم یه دلهره می شه
و
حرف زدنم یه دلهره دیگه
چون همه دنباله زندگیه گذرایی هستن که بگذره
بخندن
گریه کنن
صبحو شب کنن
از اقتصاد بگن
از سیاست بگن
از زیبایی بگن
زشتیو تعریف کنن
دنباله مدل باشن
دوست داشته باشن مدل بشن
راهه رسیدن به این مدلهارو بررسی کنن
و هزاران، هزار
قصه ی ناتموم
که
فقط خودشونو گول بزنن
دنباله فهمیدن نیستن
دنباله شادیه گذرایی هستن
که
شاید هیچوقت دلیلشو ندونن
آره بهتره سکوت
و
فقط نگاه کنم
آره
به هیچ رسیدم اما تعریفی از پوچی ندارم
دوست دارم زندگی کنم
اما
تمایلی به زندگی با آدمایه چند رنگو که پر از نفرینه زمونن ندارم
خستم
خسته از جلبه توجه های زورکی یا ساختگی
من خودم هیچم
به هیچم رسیدم
گُمو‌گور شدم
از دسته ثانیه هایی که داره می گذره
از دسته خودم
با کسی دیگه کاری ندارم
اما همه با من کار دارن
دوست دارم من از این شهر برم
اما
به کجا نمی دونم
چون هر جا برم
آسمون آبیه و به قوله دوستا
عینکه دودیه من همیشه سیاه می بینه !!!
امیدوارم
خوشبختی، زیبایی و سلامتی
بهترین هدیه هایی باشه که زمان به شما دوست عزیز، هدیه می ده .
دوستون دارم
علیرضا رحمانی 🍂
Read more
امدم مجلس ختمه خودم همه بودن همه اونایی که نمی دونستم عشق من توو دلشون وجود داره تو بلندگو همش اسمه ...
Media Removed
امدم مجلس ختمه خودم همه بودن همه اونایی که نمی دونستم عشق من توو دلشون وجود داره تو بلندگو همش اسمه من تکرار میشد حسه خیلی عجیبی بود چقدر از خوبیهام می گفت صدای گریه ی خانما بلند که می گفت: آهسته چقدر دوست دارمو واقعا اون خانم، عاشقم بوده واه چه حالی بودم همش از خوبیم می گن و ای کاشهاییکه ... امدم مجلس ختمه خودم
همه بودن
همه اونایی که نمی دونستم
عشق من توو دلشون وجود داره
تو بلندگو همش اسمه من تکرار میشد
حسه خیلی عجیبی بود
چقدر از خوبیهام می گفت
صدای گریه ی خانما بلند
که می گفت:
آهسته
چقدر دوست دارمو واقعا اون خانم، عاشقم بوده
واه چه حالی بودم
همش از خوبیم می گن
و
ای کاشهاییکه از رفتن ناهنگامم می گفتن
یادگاری هائیکه از من
پس از رفتن من ساخته بودن
از صمیمیت دوران حیاتم
روح من غلغلکش می امد
یکی می گفت:فلک گلچینش کرد
یکی گفت:معرفت فقط تو این مرد خلاصه می شد
دو نفر هم گفتن
این اواخر دیدن
که هوای دل من
یه جور دیگه شده بود
خلاصه
تو چهرم نوردیده بودن
شانس اوردن معلوم نبودم
وگرنه همه فکر می کردن دیونم یا امدم نمایشه کمدی
یک نفر هم می گفت:
من و اون چه صمیمی بودیم
عجیب بود
آخرین بار سه سال پیش با هم ارتباط داشتیم
یک نفر گلاب اورد و کتاب قرآن
که بخونن و ثوابشو برسونن به من
همه بر می داشتن
اما نمی دونم برای چی فقط لایه کتابو باز می کردن!!! اونکه صدبار پشته سرم به دروغ و بدگویی کرده بود
اون گوشه دیدمش
من رفتم کنارش
با گریه از خوبیهام می گفت
اون که هر روز می دونست به من بدهکاره
می امد، اما حرفی از بدهیش نمی زد
امد با لباس مشکی
خرما برداشتو
هیچ ذکری هم نگفت
گفت این اواخر یه پول بهش داده بودم
که باهاش کار کنه چون آدمه امینی بود!!!
اینجا بود یه نور امد
گفتم
نور
فرصتی می خوام
گفت:
می شه برگردی
روح من رفت کنار منبر
آروم به واعظ فهموند
این جمع منو می خوان
فرصتی گرفتم
که بر گردم
با اینکه بعضی هاشونم نقش بازی می کردن اما بودن، کساییکه نمی دونستم این همه منو دوست دارن،
روح من طاقته این همه گریرو نداره
واعظ آهسته گفت
معذرت می خوام
گویا شادروان مرحوم
زنده هستند هنوز
یه خانم جیغ کشید و غش کرد
آره، همونکه منو همش عشقم صدا می زد !!!
و همونیکه بدهکار بود به من
مضطرب، رفت که رفت
یه نفرم گفت:که تکلیف منو روشن کن
اگر مُرد خبر بدید خدمت برسیم
مجلس ختم عزیزی دیگه باید بریم
اینجا بود که از خواب پریدم !!!
رسم همین بوده
ما واسه همین موضوع ها می ریم
با کلی ناراحتی!!!
کار ما نیست
بریم دله ناراحتو
شاد کنیم
کار ما گریه یا ثواب خریدن برایه مرحومان بوده و هست
خلاصه تو خواب دیدم
بد از اون موضوع
واعظ امد پایین
مجلس ختم از همه خالی شد
کجا رفتن نمی دونم
داشتم به خوابم فکر می کردم که
نور تو بیداری، از من پرسید:
بگو؟!؟ می آی؟!؟
یا با جمع اطرافیانه خودت می مونی ؟!؟
چه سوال سختی؟!؟
شوک بودم از مَردُمه زنده کشه مرده پرست
امیدوارم
شاد و موفق باشید
دوستون دارم
علیرضا رحمانی🍂
Read more
دیشب خوندم که توو مریخ آب پیدا شده!!! شانس حیات نسلی نو حیاتی مجدد و از صفر ای کاش مریخو دیگه ...
Media Removed
دیشب خوندم که توو مریخ آب پیدا شده!!! شانس حیات نسلی نو حیاتی مجدد و از صفر ای کاش مریخو دیگه به گند نکشیم!!! واقعا خیلی قشنگ و خوشکل دونفرو ببرن که آدم حسابی باشن (تعریف آدم حسابیو فقط بلد نباشن ) درگیره منم منم نباشن کلا درگیره رنگه مو، پیچشه مو، نباشن با ریشه اش کار داشته باشن . اینجاست ... دیشب خوندم که توو مریخ آب پیدا شده!!!
شانس حیات
نسلی نو
حیاتی مجدد
و
از صفر
ای کاش
مریخو دیگه به گند نکشیم!!!
واقعا
خیلی قشنگ و خوشکل
دونفرو ببرن که
آدم حسابی باشن (تعریف آدم حسابیو فقط بلد نباشن )
درگیره منم منم نباشن
کلا
درگیره رنگه مو، پیچشه مو، نباشن
با ریشه اش کار داشته باشن .
اینجاست که آدم و حوای مریخ می شن
دو نفری که
فرزندانیو به دنیا می آرن
که توو تربیتشون دقت می کنن
و
جای تنگ نظری،
جای کشتن،
می بخشن
و
جنس مخالف و همجنسه خودشونو نه ابزار و نه مادیات می بینن
موسیقی می دونن
شعر می فهمن
حرف ِدل می دونن
اهله مطالعه می شن
اهله نوشتن می شن
اهله تحقیق می شن
الگو برداریه ظاهری نمی کنن
که انگار نیستنو
خودشونو اصلا نمیشناسن
فقط چششون به مردم نیست
به برابری انسانها توو هر شرلیط معتقد هستن
آره این
دو نفر که می رن مریخ
بی خوردن سیب، بدونه اینکه از جایی بیرون و
نفرین بشن که مجبور باشن هزاران، میلیونها سال، نمی دونم ... توو جاییکه همه با هم دشمنن و به ظاهر و یا بخاطره اون جاییکه ازش منتقل شدن خوبی می کنن
که خوبیشونم حتی بدرده لایه جرزه دیوارم نمی خوره
دیگه
دو نفری می شن
که
عاشقانه زندگی می کنن
عاشقانه فکر می کنن
اینجاست که شعور، لیاقت، معرفت
خلاصه همه چیزه درست متولد می شه .
امیدوارم
تو دنیا چراغهایه راه ( معرفت و شعور )
هیچوقت خاموش نشه
نه، از طرفه خودت
و
نه، از طرفه خودش
چون دیگه دنیا تبدیل می شه
به
بن بست تاریکی .
دوستون دارم
علیرضا رحمانی 🍂
Read more
Loading...
پرسیدم : تموم شد از دست دادمش چیکار کنم؟!؟ جواب داد: اول بگو چیو از دست دادی، که در موردش بحث کنیم ...!!! تا ...
Media Removed
پرسیدم : تموم شد از دست دادمش چیکار کنم؟!؟ جواب داد: اول بگو چیو از دست دادی، که در موردش بحث کنیم ...!!! تا بهت بگم، توهم از دست دادن زدی یا واقعا از دست دادیش ...!!! گفتم : اشتباه کردن، اشتباه کرد اینجا بود که فهمیدم اشتباه کردم !!! فکر کردم الماسه نابه، دیدم ... فکر کردم طلایه نابه، دیدم ... فکر ... پرسیدم : تموم شد از دست دادمش چیکار کنم؟!؟
جواب داد: اول بگو چیو از دست دادی،
که در موردش بحث کنیم ...!!!
تا بهت بگم، توهم از دست دادن زدی یا واقعا از دست دادیش ...!!!
گفتم : اشتباه کردن، اشتباه کرد اینجا بود که فهمیدم اشتباه کردم !!!
فکر کردم الماسه نابه، دیدم ...
فکر کردم طلایه نابه، دیدم ...
فکر کردم مروارید نابه، دیدم ...
فکر کردم نقره ی نابه، دیدم ...
خلاصه همش دیدم، اما ...
اینجا گفت : من نمی دونم چیو از دست دادی، باز نگفتی !!!
اما از بی عقلیه خودت بود البته ببخشا چون با دلت زندگی کردی !!!
گفتم : با چه اطمینانی این حرفو به من می زنی ؟!؟
گفت : چون دیدی اشتباه کردن
پس اگر همونجا جلوشو می گرفتی، اشتباهه خودشو نمی دیدی
چون از حرفات معلومه این اشتباهات مربوط به یه گروهه، جامعست، شهر، محلس، خانوادس ...
خلاصه نمی دونم در مورده چی حرف می زنی
اما اگر گروهی از کل اشتباه می کنن
پس
مطمئن باش، زیر گروهم روزی حتما اشتباه می کنه
مگه اینکه خودش بر علیه اون گروه طغیان کنه
اما وقتی زیر گروه از موضوعه اشتباهه گروه خودش رد شد اونم به راحتی و با اونا هم مسیر بود و ادامه داد ، با تو هم تو مسیرت حرکت کرد، بدون روزی اشتباهی انجام می ده که بد از انجامه همون کار اصلا کاری که کردرو بی توجه از کنارش رد می شه
یا
شایدم چند روزی احساسه تاسف بکنه از اشتباهی که کرده
اما نمی خوام بدونم کیه یا چی بوده !!!
خوشحالم، چون پسره خوبی هستیو می دونم ته دلت جز معرفت چیزی نیست و با اینکه اشتباهاتو از طرف یا طرفشون دیدی، باز می گی چیکار کنم ؟!؟
می گم
اصلا حس بدی نیست، تنهایی
چون
اگه بی جان بود
یه عادته پس رهاش کن
و
اگر جاندار بود
حس خوبه تنهایی بهترین تجربه و بهترین نوش دارو برایه ادامه ی زندگیت هست
چون
جانداریکه ناراحتت کردن یا کرده
و
حتی ترکت کرده !!!
بهترین و براش بخواه اما خواهانه برگشتنش نباش و نشو
چون
تازه از باتلاق و مرگه زمانت رها شدی
پس قدره لحظاتتو بدون و دنباله رفتن توو باتلاق نباش .
اینجا بود که، سکوت و فقط نگاه کردم .
امیدوارم
زنجیره همدیگرو ببافید
اما
روزی نرسه
که کسیکه یا چیزیکه باهاش شروع به زنجیر بافتن کردید
خودش باعثه قطع شدن زنجیر بشه .
دوستون دارم
علیرضا رحمانی 🍂
Read more
من توو محیطی زندگی میکنم که وقتی کسی می میره می گن راحت شد ...؟!؟ واقعا ما چطوری زندگی میکنیم که با مرگ ...
Media Removed
من توو محیطی زندگی میکنم که وقتی کسی می میره می گن راحت شد ...؟!؟ واقعا ما چطوری زندگی میکنیم که با مرگ راحت می شیم؟!؟ ما امروز خونه های بزرگتر ، اما خونواده های های کوچیکتر داریم مدارک تحصیلی بالاتر، اما درک عمومی پائینتر داریم آگاهی بیشتر، اما قدرت تشخیص کمتر داریم بدون ملاحظه روزامونو می ... من توو محیطی زندگی میکنم که وقتی کسی می میره می گن راحت شد ...؟!؟
واقعا ما چطوری زندگی میکنیم که با مرگ راحت می شیم؟!؟
ما امروز خونه های بزرگتر ، اما خونواده های های کوچیکتر داریم
مدارک تحصیلی بالاتر، اما درک عمومی پائینتر داریم
آگاهی بیشتر، اما قدرت تشخیص کمتر داریم
بدون ملاحظه روزامونو می گذرونیم
خیلی کم می خندیم
خیلی تند رانندگی می کنیم
خیلی زود بی ادب می شیم
از فکر مشغولی تا دیروقت بیدار می مونیم، خیلی خسته از خواب بلند می شیم
خیلی کم کتاب می خونیم
خیلی زیاد دروغ می گیم
زندگی ساختنو یاد گرفتیم اما زندگی کردنو، نه
ما ساختمونهای بلندداریم اما طبع کوتاه
بیشتر خرج می کنیم اما کمتر داریم
بیشتر می خریم، اما کمتر آرومیم
بیشتر برنامه میریزیم اما کمتر انجامش می دیم
عجله کردنو یاد گرفتیم اما، صبر و نه.
مگه بیشتر از یه بار زندگى بهمون فرصت می ده ؟!؟
امیدوارم
به خودمون بیایم
البته
به خودت فکر کنی، باور کن بهترینی .
دوستون دارم
علیرضا رحمانی 🍂
Read more
هیچکسو تو زندگی مقصر نمی دونم... از خوبا، خاطره...! از بدا، تجربه ...! بدترین ها، عبرت ...! و بهترین ...
Media Removed
هیچکسو تو زندگی مقصر نمی دونم... از خوبا، خاطره...! از بدا، تجربه ...! بدترین ها، عبرت ...! و بهترین ها، دوست ...! حرف اشتباهیه كه میگن... با هر كس بايد مثل خودش رفتار کنی. اگر اینطوری بشه!!! اگر جواب هر اشتباهی بدى باشه، داستان زندگی ما خالى از آدم های خوب می شه . اگه خوبى كردم و بدى ديدم كنار ... هیچکسو تو زندگی مقصر نمی دونم...
از خوبا، خاطره...!
از بدا، تجربه ...!
بدترین ها، عبرت ...! و
بهترین ها، دوست ...!
حرف اشتباهیه كه میگن...
با هر كس بايد مثل خودش رفتار کنی.
اگر اینطوری بشه!!!
اگر جواب هر اشتباهی بدى باشه،
داستان زندگی ما خالى از آدم های خوب می شه .
اگه خوبى كردم و بدى ديدم
كنار میکشم!!! اما بد نمی شم...
چون اين تنها کاریه كه از دستم بر میاد.
مهم نيست با من چی کردن.
من قهرمان زندگی خودم می شم
من آدم خوبه ى زندگی خودم می شم
تا با وجدانم راحت بخوابم
سرمو پيش خدام بالا میگیرم البته نمی دونم
خوب هستم یا نه . .
چون در حد خودم می دونم که زندگی با تولد شروع می شه و با مرگ تموم می شه .
زندگی، یه سری ویژگی ها داره .
زندگی عهد داره . . .
زندگی پیمان داره . . .
زندگی خوب داره . . .
زندگی بد داره . . .
زندگی اصول داره . . .
زندگی قانون داره . . .
زندگی تاوان داره . . .
زندگی امتحان داره...
اگر می خوای خوب باشی نگهداره حرمت باش .
نگران ابروي ضعيف باش.
تو هر شرایط راز دار بودی و نگفتی، بزرگی .
اگر قدرت داشتی، عصبی بودی و گذشت كردي مردي.
هرگاه رنج مردمو بیشتر از رنج خودت ديدي و به کسی که احتیاج داره کمک کردی و بلند كرديش، شایستیه جونمردي هستی .
اگر در حق مظلومي عادل بودي و شرف خودتو به هيچ چیز نفروختي و با خلق خدا منصف وبا معرفت و خوشرو بودي، بدون که جونمردي.
هروقت با مردم درست رفتار کردی و صدات براي مردم اروم و آرام بخش بود انوقت تو یه جونمردي.
هرگاه قدرت داشتي، انتقام نگرفتی و برای خوب بودنات منت نذاشتی و دوست مردم شدی، اونا خودشون مطمئن باش جونمرديو به تو هدیه می دن .
امیدوارم همتون به آرزوی خیرتون برسید و همیشه شاد و سربلند باشید .
دوستون دارم
علیرضا رحمانی 🍂
@nabaacoffee
@irannabaa
Read more
Loading...
درحوالی این دنیا صادقانه گشتم، نشون دادم، حرف زدم در مجموع عمل کردم اما متاسفانه نه زندگیو فهمیدم ...
Media Removed
درحوالی این دنیا صادقانه گشتم، نشون دادم، حرف زدم در مجموع عمل کردم اما متاسفانه نه زندگیو فهمیدم و نه صادقانه به سمته زندگی حرکت کردم . شعارم آره شعاره خودم همیشه یه صبح روشن پشته شبهای سیاهه غصه ی دیروز خوردن اشتباهه، اشتباهه اما با اینکه برای خودم امید ساختم فقط و فقط به ناامیدی رسیدم ... خیلی ... درحوالی این دنیا
صادقانه گشتم، نشون دادم، حرف زدم در مجموع عمل کردم اما متاسفانه نه زندگیو فهمیدم و نه صادقانه به سمته زندگی حرکت کردم .
شعارم
آره
شعاره خودم
همیشه یه صبح روشن پشته شبهای سیاهه غصه ی دیروز خوردن اشتباهه، اشتباهه
اما با اینکه برای خودم امید ساختم
فقط و فقط به ناامیدی رسیدم ...
خیلی تلاش کردم پلی به سمته رویاهام بسازم
اما
پله ساختم
تنها و تنها توو رویام
به خدا بی اراده نیستم
شایدم توو انتخابه رویاهام اشتباه کردم
البته شایدم دیگه رویایی ندارم
در کماله فهم به پوچی رسیدم
البته اهله شنیدن حرفهای باده هواِ مردم نیستم
چون همه فقط دارن خودشونو گوول می زنن
و حرفهائیکه شنیدنو به شبیهِ منها انتقال می دن
ایرادی هم نداره، خودشونو از فکر کردن البته زحمته فکر کردن خلاص می کنن .
تا شاید همین دسته مردم با این کارشون به شهر رویاهاشون برسن !!! تنها دلخوشیم ورزش کردنمه و نوشتنم
ورزش می کنم
چون با فکرم بازی کنم
وبعضی از قسمتهای
وفکرمو که باعثه حرصم می شه رو وزنه یا آهن خالی کنم
و
قلم به دست بشم البته به صورته دیجیتال توو گوشیم تایپ کنم
دلنوشته های یادگاری ۱۱ از نوعه علیرضا رحمانی
اینطوری دلمو خوش می کنم به صبح تا شب که شاید برای فردا یه صبحه روشن پشته شبهایه سیاهه بیاد!!! همون باش که می خوای...
حتی
اگه دیگرون اون دوست ندارن
بذار دوست نداشته باشن .
ولی تو همیشه همونی باش که خودت دوست داری ...
امیدوارم
از رو عادت دل به همدیگه نبندیم
که
سرچشمه جداییها و خیانت هاست .
دستون دارم
علیرضا رحمانی 🍂
@nabaacoffee
Read more
خواستم ببینم معنی عشق از نظره هرکس چی می تونه باشه عنوان : وقتی دوباره او نو دیدی ممکنه اولین عشقمونو ...
Media Removed
خواستم ببینم معنی عشق از نظره هرکس چی می تونه باشه عنوان : وقتی دوباره او نو دیدی ممکنه اولین عشقمونو جایی ببینیم کوتاه یا طولانی دیدتون چیه ؟!؟ تلخ یا شیرین !!! آیا تا به حال به دیدار دوباره ی اولین عشقت فکر کردی ؟!؟ ...... ساناز با اینکه قرار مدار ازدواج با عشقشو گذاشته بود، ولی با مرد دیگه ... خواستم ببینم معنی عشق از نظره هرکس چی می تونه باشه
عنوان :
وقتی دوباره او نو دیدی
ممکنه اولین عشقمونو جایی ببینیم
کوتاه یا طولانی
دیدتون چیه ؟!؟ تلخ یا شیرین !!!
آیا تا به حال به دیدار دوباره ی اولین عشقت فکر کردی ؟!؟
......
ساناز با اینکه قرار مدار ازدواج با عشقشو گذاشته بود، ولی با مرد دیگه ای ازدواج کرد. ۱۵ سال پس از آخرین ملاقاتشان ، اونو در صفحه اینستاگرامش دید. اما حتی با گذشت این همه سال، شعله ی عشق مثل همون روزهای نوجونی تو قلبش شعله ور شد. خواستم صحبت کنه و بگه زمانیکه عشقشو ترک کرد، فکر کرد چقدر دلش می شکنه، چطور با کس دیگه ای همراه شد، اما نتونست حرف بزنه و حرفو عوض کرد !!!
......
علی اولین عشقشو ملاقات کرد: بعد از ۱۳ سال. وقتی برای اولین بار همدیگرو تو دانشگاه دیدن ۱۹ سال داشت. عشقی واقعی بود…اگر چنین حسی تو اون سن وجود داشته باشه و حالا پس از گذشت اینهمه سال باز هم عاشق ۱۹ سالگیش بشه، پس عشقش واقعی بوده اینبار عشق علی کاملاً با قبل متفاوت بود
از دیدن دوباره ی عشقش، سر از پا نمی شناخت
ولی
علی در آینده دوست نداره کنار عشقش باشه !!!
علتشو پرسیدم، اما فقط نگاه کرد !!!
.......
تجدید دیدار شهاب در اینترنت اتفاق افتاد: در ماه خرداد که آنلاین شده بود در شبکه های مجازی و یکسری کارهاشو انجام می داد، عکسیو دید. بله خودش بود-نزدیک بود قلبش وایسه، دوست داشت که هنوز با او در ارتباط باشه.
شهاب می گفت اولین و تنها عشق من بوده و خواهد بود!!!
اما نشد که بشه !!!
...
یاسی اعتراف می کنه: من فقط یه عشق واقعی داشتم اما تمومش کرد . سالهای آخر دبیرستان بود، که با هم آشنا شدیم و دو سال بعد از هم جدا شدیم. از همون اول می گفتم اون همونه که من می خواستم . اما به قول اون ما برای هم ساخته نشدیم.
!!!
...
نادر می گه: اون به من  احساس شگفت انگیزی می داد. ۱۳ ماهی که با هم گذروندیم، شادترین روزهای زندگی من بود . اصلاً نمی دونستم زمانیکه با منه به من خیانت می کنه
اما با خیانتی که کرد، باز هم دوستداشت کناره من باشه
حالا با اینکه عاشقشم
اما
ازش گذشتم
این دفعه من از تعجب زیاد، فقط نگاه کردم —
گاهی وقتها اولین عشق چیزهایی به ما یاد می ده که این درس ها می دونم اون چیزی نیست که دوست داشته بودیم که یاد بگیریم.
اما می نویسم
چند سطر سکوت به عنوان یادگاری
تا در خلوت خودتون
هر طور می خواین معنی کنید
امیدوارم
قصیده ی زندگیتون به کلمه خوشبختی ختم بشه که توو دنیاتون بیانگره همه چیز از نوع یک رنگی، صفا، صمیمیت و صد البته اول آرامش و بد آسایش باشه
دوستون دارم
علیرضا رحمانی🍂
@nabaacoffee
Read more
بخدا افسرده نیستم جبره تقدیر اینکارو با من کرد تقدیری که بعضی ها می گن دست خودته و کسایی هم هستن می ...
Media Removed
بخدا افسرده نیستم جبره تقدیر اینکارو با من کرد تقدیری که بعضی ها می گن دست خودته و کسایی هم هستن می گن که هرچی امد تو زندگیت تقصیره خودت بود پس برای این صحبتها دیونه و دلبسته ي اقبال خودم شدم سرگرم خودم عاشق احوال خودم شدم دوست نداشتم حسرت لحظهامو بخورم اما کارم شد حسرت خوردن زمانی که از دستم ... بخدا افسرده نیستم
جبره تقدیر اینکارو با من کرد
تقدیری که بعضی ها می گن دست خودته
و کسایی هم هستن می گن که هرچی امد تو زندگیت تقصیره خودت بود
پس
برای این صحبتها
دیونه و دلبسته ي اقبال خودم شدم
سرگرم خودم عاشق احوال خودم شدم
دوست نداشتم حسرت لحظهامو بخورم
اما کارم شد حسرت خوردن
زمانی که از دستم رفتو
ثانیه هاییکه داره می گذره
راضی به همین چند خط نوشتمم
چون
بخدا حرفه دلمه
دنبال کسی بودم که دنبالم باشه
اما
اینطور نشد که بشه
در حاله حاضر یاد گرفتم فقط و فقط دنبال خودم باشم
دوست داشتم پرواز کنم نه با پول، جاهو مقامه دنیا و ...
پرواز از نظرم قشنگ بود، پروازی از جنسه بی غمیو خالی از منت
دوست نداشتم منت بکشم غیر از وپر وبال خودم
صدسالم که زنده بمونم می گذره
پس باید تنها و تنها شاکر هر لحظه و هر ساله خودم باشم .....
البته اگر قدرشو بدونم و بفهمم
این و بدون
فقط و فقط
پدر و مادر از ته دل هواتو دارن
اما
این دیونگیم توو خودم بمونه بهتره
دوست ندارم
اونا هم مثله من درگیره
اتفاقات یا دلایله پوچیه دنیا از نظره من بشن
۳۳ سالمه اما از اینکه توو آینه خودمو نگاه کنم، استرس دارم
چون وقتی می رم جلو آینه
اشتباه میگیرم خودمو با خودم
چرا ؟!؟
چون مردی ۶۶ سالرو می بینم .
کاش می شد انسانها فقط برای خودت، خودتو بخوان .
تنهانیستم
اما
همه تنهان
منم جز همه .
امیدوارم
با سردیه جبره تقدیر برخوردی نداشته باشید
چون منقبض می شید .
درست مثله یادگاری ۱۱
دوستون دارم
علیرضا رحمانی 🍂
Read more
Loading...
پسر، دخترائیو می بینم هر لحظه سرگردونو بی مقصد آواره توو کوچه ها یا سوار به ماشین ها چشم هایی از ...
Media Removed
پسر، دخترائیو می بینم هر لحظه سرگردونو بی مقصد آواره توو کوچه ها یا سوار به ماشین ها چشم هایی از هوس متلاشی و افکاری پوچ و هیچ اما خوبه بدونی ... نه موهایی به هم ریخته ... و نه قدی بلند ... ونه لباس های برند ... تو رو با معرفت نمی کنه !!! اونچه تو رو با معرفت می کنه... به حق حرف زدنه توست.... پس ... پسر، دخترائیو می بینم هر لحظه
سرگردونو بی مقصد
آواره توو کوچه ها
یا سوار به ماشین ها
چشم هایی از هوس متلاشی
و افکاری پوچ و هیچ
اما خوبه بدونی ...
نه موهایی به هم ریخته ...
و نه قدی بلند ...
ونه لباس های برند ...
تو رو با معرفت نمی کنه !!!
اونچه تو رو با معرفت می کنه...
به حق حرف زدنه توست....
پس انسانیتتو از سر راه نیوردی
که به هوس ها دل ببندی
تو از معرفت چی می فهمی؟!؟
صفتی خوش آب و رنگ
برای چند صباحی بازی؟!؟
دهنت همیشه بازه
هرچی می خوای از اون بیرون می ندازی
حرف های درشت، حرف های زشت
تو از مردونگی چی می دونی؟!؟
همین الان، انسانهائیو می شناسم
که کنارشون آروم می شم
انسانهائیکه تورو برحسب موقعیتت، جاهت، مقامت نمی سنجن
حالا چه زن باشه یا مرد
قلبتو پیدا می کنن و با صداشون خوشبختیو البته معنیه اصلیشو بهت یاد می دن
ته ریش کمی دارن یا اصلا ریش ندارن اماچشم هاشون روشنه
زمزمه هاشون کمک یا یاری به انسانه، حتی اگه غریبه باشه.
همینا با عشق، زندگیو به من یاد می دن
با قلب هیچ کس بازی نمی کنن
خودشونن و خودشون
می دونم که یک نفر هست
زیره این گنبده سنگی
که می آد توو آسمونم می کشه یه قوسه رنگی،
اون آدم
صد البته
از جنس من نیست
اما روحش به وسعت منه
خدارو شکر زمین گرده
اینقدر دوره زمین گشتم
که همین جنسو پیدا کنم
پیدا شد
اما به تعداده، یک بند از انگشتم
من اینطوری زندگی کردم
نه برای دیدن بی معرفت های خیابون
که
تا به نفش نبود
اشتباهی که خودش کردو انداخت
گردنه یکی دیگه
آره
خواست از رو شونش باره سنگینیو که حقه خودش بود، بندازه به یه نفره دیگه .
من به این برابری رسیدم که
زن و مرد برآبر هستن !!!
اما توو این برابری
معرفت کجاس ؟!؟
همیشه اینطور بوده که احساس زن ، سروری می کنه
و
در استقامته مرد، پادشاهی
البته
به شرطیکه
مرد، مرد و زن، زن باشه !!!
مردونگی
اونجاست …جاییکه پسر بچه ای توو اوجه بازی برای اینکه دوست فقیرش خوراکی هاشو بخوره ، نقش فروشندرو بازی کرد !!!
امیدوارم
شاد و موفق باشید
دوستون دارم
علیرضا رحمانی 🍂
Read more
من، تو و در مجموع ما به دنیا امدیم بدونه شناخت یا دونستن هیچ چیز . آموزشهایه اطرافیان، خانواده، مدرسه، ...
Media Removed
من، تو و در مجموع ما به دنیا امدیم بدونه شناخت یا دونستن هیچ چیز . آموزشهایه اطرافیان، خانواده، مدرسه، جامعه و ... رو قبول کردیم اصلا به درست و غلطش هم کاری نداشتیم حتی اگه احمقانه بود !!! چی شد ؟!؟ حتی از دونسته هامون که احمقانه یا غیره احمقانه هم بود، سوالی نکردیم و توو مسیرش حرکت کردیم !!! تنها توو ... من، تو و در مجموع ما به دنیا امدیم
بدونه شناخت یا دونستن هیچ چیز .
آموزشهایه اطرافیان، خانواده، مدرسه، جامعه و ... رو قبول کردیم
اصلا به درست و غلطش هم کاری نداشتیم
حتی اگه احمقانه بود !!!
چی شد ؟!؟
حتی از دونسته هامون که احمقانه یا غیره احمقانه هم بود، سوالی نکردیم و توو مسیرش حرکت کردیم !!!
تنها
توو ظاهر خواستیم نشون بدیم که ما جز بهترینهایه همون یادگیری هستیم .
بحث، بحثه دینی یا سیاسی نیست
اما
هیچ تعهدی برای حفظش نشون ندادیم،
البته هستن
کسائیکه از راهشون پاسداری می کنن .
حتی به قیمت تموم شدن، زمان .
اما از نظره من،
برای انتخاب راه
نیازی به ترس از رفتن به جهنم و خوب بودن برای کناره حوریان نیست .
نظره شما چیه ؟!؟
دوستون دارم
علیرضا رحمانی 🍂
Read more
شب ساعته ۲۳ بود البته توو رختخوابم، خلاصه ۱۱ بار اینور اونور شدم، همش به خاطراتم فکر کردم، هرچی دوره ...
Media Removed
شب ساعته ۲۳ بود البته توو رختخوابم، خلاصه ۱۱ بار اینور اونور شدم، همش به خاطراتم فکر کردم، هرچی دوره می کردم توو اوجه نارحتی خوشحال می شدم . سرم درد گرفته بود، هوا بخاطره اسپیلیت خنک، اما پیشونیم پُره عرق. همش لحافو جلو چشم می کشیدم تا پیشونیمو خشک کنم . روزی که گذشتو خیلی کار کردم، برای آروم شدنمم ... شب ساعته ۲۳ بود البته توو رختخوابم،
خلاصه ۱۱ بار اینور اونور شدم، همش به خاطراتم فکر کردم، هرچی دوره می کردم توو اوجه نارحتی خوشحال می شدم .
سرم درد گرفته بود، هوا بخاطره اسپیلیت خنک، اما پیشونیم پُره عرق.
همش لحافو جلو چشم می کشیدم تا پیشونیمو خشک کنم .
روزی که گذشتو خیلی کار کردم، برای آروم شدنمم کلی هم ورزش .
خلاصه بدنم خسته ی خسته بود فکرمم مثله ساعت کار می کرد، انگار معنیه خستگیو نمی فهمید همش از این کوچه تو اون کوچه از این مورد به اون مورد در حاله دوئیدن‌ بود .
کاش می تونستم جمجممو باز کنم این توده ی سفید و در بیارمو بزارم رو میزه بغله تختم، چون مطمئنم خوابم می برد .
هیچ کس اون یکیو نمی فهمه البته تو نقش همه، خودت می شن .
هم از زندگی خستم،
هم از مرگ می ترسم .
چون با شنیده هام مرگ هم مثله زندگی ترسناکه !!!
البته مرگ هم سراغه هر کس نمیره
یعنی اگر هم ما بریم سمتش تا نخواد مارو همراهی نمی کنه پس اونم همراهه خوبی نیست و هرقت خودش بخواد مارو با خودش می بره
باور کن راست می گم
شنیدم فردی یازده بار به انواع گوناگون قصد خودکشی کرد و همه ی مراحل این مسیر و رفت: خودشو دار زد، طناب پاره شد. خودشو انداخت توو دریا، از آب بیرون کشیدنش و غیره... بالاخره برای آخرین بار با سیانور و آمپوله هوا کاره آخرو کرد این دفعه ی ۱۲ آخرین بار بود که به مرحله۱۳هم نرسیدپس۱۳ هم عدده نحسی نیست .
آره
سرنوشت که فرمان روای زندگیه هممونه و من هستم که سرنوشتمو تایین می کنم، چون حاکمم و فرمانروایه زندگیمو خودم تائین می ‌کنم .
اما دیگه بد از تعیین کردنش نمی تونم دیگه از دستش راحت بشم، نمی تونم ازش فرار کنم
چون بد از تعیینش من دیگه پیر شدم !!!سرنوشت پر زورتر از من می شه.
هر روز قویتر از دیروز
فکر می کنم آزادم ولی جلو سرنوشتم نمی تونم وایسم.انگار یه قلاده انداخته گردنمو داره می کشه، این ورو اون ور .
نه می تونم داد بزنم، نه می تونم بجنگم .
پس
زندگی خر است .
آره، از چیزی نه خوشم می آد ونه بدم می آد. دیگه با مرده ها فرقی ندارم فقط تحرک دارم . من هم از دنیای اونام ولی فقط دارم با حرکت کردنمو حرف مفت زدنم می گم با مرده ها فرق دارم اما، من هم با اونا هستم و زنده به گور در هوا هستم !!!
وتنها و تنها، فقط نگاه می کنم، چون دل خوشیم تنها نوشتنو بازی با ذهنه خودم شده
و
تمام .
امیدوارم
اگر تو‌دریا داری غرق می شی
اگر نون نداری شیکمتو سیرکنی
معنیه آرامشه نفهمیدی
داری تو باتلاق زندگی فورو می ری
حداقل یه نفر، یه حس، نمی دونم، باشه که به معنیه واقعیه همراهت باشه
دستون دارم
علیرضا رحمانی🍂
Read more
فقط روز هارو شب می کنم مثله خودت پس مهمه، بودن یا نبودنم ؟!؟ دوست داشتنم، یا نداشتنم !!! فقط ساکتم، مگه ...
Media Removed
فقط روز هارو شب می کنم مثله خودت پس مهمه، بودن یا نبودنم ؟!؟ دوست داشتنم، یا نداشتنم !!! فقط ساکتم، مگه اینکه حرف بشنوم که منم حرف بزنم ... ازت ناراحت نیستم چون از هیچکس ناراحت نمی شم همه مثله همن اشتباه از نوعه آموخته هامون بود، که توو مسیره، زندگی یاد گرفتیم!!! اما نمی دونم، تقدیر، ... فقط روز هارو شب می کنم
مثله خودت
پس
مهمه،
بودن یا نبودنم ؟!؟
دوست داشتنم، یا نداشتنم !!!
فقط ساکتم،
مگه اینکه حرف بشنوم
که منم حرف بزنم ...
ازت
ناراحت نیستم
چون
از هیچکس ناراحت نمی شم
همه مثله همن
اشتباه از نوعه آموخته هامون بود، که توو مسیره، زندگی یاد گرفتیم!!!
اما نمی دونم، تقدیر، سرنوشت ...
یا هر
اسمیکه خودت براش تایین می کنی
چرا ؟!؟
زورش از منو، تو بیشتره
بخدا بهترین کار برای ما آدمها اینه که، با نگاهه چشممون تصمیم نگیریم، قضاوت نکنیم
با شرایطه فعلی که هر روز سختیش پر رنگتر از دیروز داره اتفاق می افته، تو هر بابت
به این موضوع رسیدم
که اصلا روح وجود نداره
چرا ؟!؟
چون، اگر وجود داشت که من سرپا نبودم!!!
توو همین دنیا همه چیز نظم داره، چشائی، بویایی، سرما، گرما ...
و
درست می گن که از همه راستگوترش، مرگه
اما
معرفت، نه نظمی داره و نه راست بودنی .
به هر حال
نوشته هامو باور کن، اگر چه دلگیرم
هنوزم مبهوته این خوابه کوتاهم
امیدوارم
حتی، آرزوهای غیره براورده شدنتون البته توو مسیره خیره زندگیتون به مراده دله شما، تغییر مسیر پیدا کنه .
دوستون دارم
علیرضا رحمانی 🍂
Read more
همین الان که داری این متنو می خونی انسانی از دنیا رفت !!! انسانی به دنیا امد !!! انسانی، گریست انسانی، ...
Media Removed
همین الان که داری این متنو می خونی انسانی از دنیا رفت !!! انسانی به دنیا امد !!! انسانی، گریست انسانی، خندید دنباله چطور می شه که این اتفاقها توو جریانه نیستم !!! چون تا بوده همین بوده . می رم سراغه چرخه ی زمان، از لحظه هائی می گم که ما داریم کناره هم زندگی می کنیم . فقطو فقط، کارمون شده چوب کردن ... همین الان که داری این متنو می خونی
انسانی از دنیا رفت !!!
انسانی به دنیا امد !!!
انسانی، گریست
انسانی، خندید
دنباله چطور می شه که این اتفاقها توو جریانه نیستم !!!
چون تا بوده همین بوده .
می رم سراغه چرخه ی زمان، از لحظه هائی می گم که ما داریم کناره هم زندگی می کنیم .
فقطو فقط، کارمون شده چوب کردن لایه پره های دوچرخه ای که همنوعمون، برادرمون، همشکلمون، دوستمون، ... سواره، انگار که خوردن زمینه طرفه مقابلمون برای ما یه برد حساب می شه .
همیشه رنگه مادیاتو برای خودمون انتخاب می کنیم !!!
چرا مادیات ؟!؟
چون رنگش، رنگه هوسه
مادیات بد نیست، اما مثله من ها، رنگشو بد کردن !!!
کسیکه رنگه مادیاتو قبول می کنه به هر رنگی در می آد، اون رنگیو قبول کرده که بخاطرش هزارتا شکل می شه، چون خودشو پیدا نکرده، فقط برای یه رنگ، به بدیترین شکل تغییر می کنه !!!
حالا دوره ی ما نه، همیشه همینطور بوده
رنگه پول بیشترین رنگه قابله قبول برای تغییره حالتمون محسوب می شده .
جای اینکه به نگفته های همدیگه گوش، دل بدیم و تصمیم بگیریم، برای مدل زندگیه آدمه در حال سکوت برنامه ریزی می کنیم .
برای اینکه عدالت توو جریان نیست !!!
بدون اینکه بدونیم این سکوت شاید از درد تلخه زندگیش باشه، برای معنی سکوت راهی نداریم برای همین به حرفه هیچکس بها نمی دیم چون خودمون می خوایم لحضه هامون تلخ نشه، پس گوره پدره آدمه ساکت به جهنم زندگیش تلخه . 
ثانیه های زندگیو برای شاد بودن و مثلا خوشبختیه خودمون برنامه ریزی می کنیم بی توجه که خودمون تو باتلاقی فرو رفتیم که هر ثانیش دور تر از زندگی، و سخت داریم تو این باتلاق فرو می ریم که دیگه چشمامونم نمی بینه اما خودمونو تلسکوپ معرفی می کنیم .
بارها از خودم پرسیدم، این نظم که وجود داره توو عالمه خلقت چرا در مقابله معرفت، حکم نشده که ناخدا گاه انجام بشه و عجیبتر که دسته خودمونم هست اما دنباله اجرا کردنشم نیستیم !!!
متاسفانه زمانی شده مثله همه ی دوران ها
کسیکه پول داره نوعه نفخه رودشم مقدس می شه اما کسیکه پول نداره، ادبشم جز وظایفه اصلیه روزانش به حساب می آد !!!
زیاد اینستاگرام به من اجازه نمی ده متن بنویسم اینجا هم که می خوام حرف دل بزنم یه جا جلومو می گیره که دیگه کافیه بیشتر حق نداری بنویسی اما اگر می خوای عکسو فیلم بزاری هر جور دوستداری یه کار کن به چشم بیای !!!
درسته، از اولم واسه همین منظور بوجود امد !!!
پس
حرفه آخر
علی شریعتی می گه
عشق بارها تکرار می شه اما دوست داشتن مقدس تره .
اما نظره شخصیه من عشق درسته بارها تکرار می شه پس دوست داشتنم به همون اندازه تکرار می شه اما اگه عشق
Read more
ما همه تنهائیم، نباید گول خورد، زندگی یه زندان با اتاق های گوناگون . تو این زندان که اسمش دنیاس، بعضی ...
Media Removed
ما همه تنهائیم، نباید گول خورد، زندگی یه زندان با اتاق های گوناگون . تو این زندان که اسمش دنیاس، بعضی ها به دیوار زندان صورت می کشن، فقط خودشونو سرگرم کردن که روزشون شب بشه، زندگی به این شکلو ادامه می دن و انگار فقط این حرفو بلدن که بگن، واسه همه همینه، اما ادامه می دیم _بعضی ها می خوان فرار کنن اما اصلا ... ما همه تنهائیم، نباید گول خورد، زندگی یه زندان با اتاق های گوناگون .
تو این زندان که اسمش دنیاس، بعضی ها به دیوار زندان صورت می کشن، فقط خودشونو سرگرم کردن که روزشون شب بشه، زندگی به این شکلو ادامه می دن و انگار فقط این حرفو بلدن که بگن، واسه همه همینه، اما ادامه می دیم _بعضی ها می خوان فرار کنن اما اصلا راهی برای فرار وجود نداره تنها دستاشونو الکی زخم می کنن، فقط یه جملرو مثله یه نوار ضبط شده در حال پخش ادامه می دن که، این نیز بگذرد _ بعضی ها هم ماتم گرفتن و فقط و فقط دنبال بزرگ شدنشون البته نه به صورت فهمی بلکه به صورت ظاهری هستن _ دسته دیگه اصلا به هیچ وجه برای خودشون رویایی نمی سازن و اسم خودشون و گذاشتن آدم منطقی و شعارشونم اینه که، از لحظت لذت ببر .
باور کنید همش خودمونو گول می زنیم، اما مطمئن باش لحظه ای می رسه که آدم از گول زدن خودش هم خسته می شه ....
به خدای خودم قسم، من الان که دارم این متنو می نویسم خسته شدم البته نه از دنیا نه از اتفاق هاییکه جبرش برامون رقم زده، نه از گرونیه اجناسو بالا رفتنه دلارو، سیاستو، مسخره بازیهائیکه همه فقط بلدن در موردش نظر بدن ...
آره پس منکه مشکلی ندارم، شاید خوشی زده زیره دلم .
اما کاش مشکلم اینا بود که ۱۰۰ البته تمام حرفهائیکه در مورد سختی، ‌بهشون اشاره کردم حتی نوشتنشم کار آسونی نیست .
اما، من مشکلم گم شدنم، گم کردن خودم، ندیدن خودم طوریکه شاید دیگه نتونم خودمو پیدا کنم .
مجبورم زندگیو بدونه نور تو تاریکی طی کنم، به نظرم زبونم توو بدنم نیست، چون سالهاست که به جز با خودم با کسی حرف نزدم البته حرف زدم اما نه حرف دل، دلیکه سوخته داره خاکستر می شه، شایدم شده .
نمی دونم ...
امیدوارم اگر نمی تونم راهی برای همنوعم درست کنم حداقل تو فکر تخریبشم نباشم .
دوستون دارم
علیرضا رحمانی 🍂
Read more
همه ی ما فکر میکنیم بعد از اینکه از عزیزترین کسمون جدا شدیم بعدش میتونیم  واسه آروم شدنه افکارمون ...
Media Removed
همه ی ما فکر میکنیم بعد از اینکه از عزیزترین کسمون جدا شدیم بعدش میتونیم  واسه آروم شدنه افکارمون هرکاری بکنیم و همه قول و قرارو فراموش کنیم ،فکر  میکنیم دیگه قول و قرار بعد از جدایی معنی نداره !!! البته فراموش می کنیم کی هستیم یا واسه خودمون ارزش قائل نیستیم تا یه کسی  نگامون میکنه دست و پامون و ... همه ی ما فکر میکنیم بعد از اینکه از عزیزترین کسمون جدا شدیم بعدش میتونیم
 واسه آروم شدنه افکارمون هرکاری بکنیم و همه قول و قرارو فراموش کنیم ،فکر
 میکنیم دیگه قول و قرار بعد از جدایی معنی نداره !!! البته فراموش می کنیم کی هستیم یا واسه خودمون ارزش قائل نیستیم تا یه کسی
 نگامون میکنه دست و پامون و گم میکنیم، همه چیزو توو چند ثانیه
فراموش می کنیم، هرچی بود و میفروشیم به کسی که اصلا نمیدونیم کی هست!!!
اما عشق وقتی معنا داره که دور از معشوقت باشی و صد البته به یادش که حتی آب خوردنمونم بدونه اون معنی نداره .
فکرشو کن اگه توو تمام عشاق ، عاشق مثل پسر و دخترای الان بود ،الان لیلی و
 مجنون میشد لیلی و مجنون و مجید و لیلا و اردشیر و ...
امیدوارم
یادمون باشه اگه میخوایم پایبندیو یاد بگیریم اول به خودمون پایبند باشیم .
دوستون دارم
علیرضا رحمانی 🍂
Read more
تشکر از دوسته خوبم، اندی<span class="emoji emoji1f342"></span><span class="emoji emoji1f64f"></span>🏻<span class="emoji emoji1f342"></span> @nabaacoffee به کسیکه بهت دروغ گفته، اعتماد نکن و به کسیکه بهت اعتماد ...
Media Removed
تشکر از دوسته خوبم، اندی🏻 @nabaacoffee به کسیکه بهت دروغ گفته، اعتماد نکن و به کسیکه بهت اعتماد کرده دروغ نگو . امیدوارم اتفاقی نیوفته که دروغ بیگم و بلعکس دروغ بشنویم . چون اون‌موقع، سنگه رو سنگه بند هست اما هر لحظه، باید منتظره ریزشش باشیم . دوستون دارم علیرضا رحمانی تشکر از دوسته خوبم، اندی🍂🙏🏻🍂
@nabaacoffee
به کسیکه بهت دروغ گفته، اعتماد نکن
و
به کسیکه بهت اعتماد کرده
دروغ نگو .
امیدوارم
اتفاقی نیوفته که دروغ بیگم
و بلعکس
دروغ بشنویم .
چون
اون‌موقع، سنگه رو سنگه بند هست اما هر لحظه، باید منتظره ریزشش باشیم .
دوستون دارم
علیرضا رحمانی 🍂
صدرا و اندیشه ی عزیز <span class="emoji emoji1f342"></span><span class="emoji emoji1f64f"></span>🏻<span class="emoji emoji1f342"></span> آرامش یعنی ؟!؟ شاید هر کدوم از ما یه شب باشه که توو افکارمون غرق و این سوالو ...
Media Removed
صدرا و اندیشه ی عزیز 🏻 آرامش یعنی ؟!؟ شاید هر کدوم از ما یه شب باشه که توو افکارمون غرق و این سوالو از خودمون پرسیده باشیم بیاین اول کمی بیشتر در مورده آرامش بدونیم آرامش شاید یه سفر باشه، وقتیکه توو ساحل قدم می‌زنی و موج‌های دریا مارو به شوق می‌آره و بدونه ‌اختیار می‌خندیم اما از ته دل !!! آرامش ... صدرا و اندیشه ی عزیز 🍂🙏🏻🍂
آرامش یعنی ؟!؟
شاید هر کدوم از ما یه شب باشه که توو افکارمون غرق و این سوالو از خودمون پرسیده باشیم
بیاین اول
کمی بیشتر در مورده آرامش بدونیم
آرامش شاید یه سفر باشه، وقتیکه توو ساحل قدم می‌زنی و موج‌های دریا مارو به شوق می‌آره و بدونه ‌اختیار می‌خندیم اما از ته دل !!!
آرامش شاید حس شیرینه پیشرفت توو مسئولیت‌های زندگی باشه اما، آرامشه سیگار یعنی چی ؟!؟
وقتی توو بالکونه خونت ‌وایسادی !!!
شاید هم همون موقع، موسیقی مورده علاقتو گوش می‌دی فکر کنید
به عنوان شخصی به مسئله نگاه کن که سال‌ها عاشق سیگاره‌، اون موقع درک می کنی ، چرا سیگار با آرامش گره خورده
اصلا آروم شدن، یعنی چی ؟!؟
ما با آرامش آغوشه مادر به دنیا ما آیم
با آرامش اسباب‌بازی‌های بچگیمون زمانو گذروندیم و بعد کم کم دلو به آرامش معشوقی که شاید دوستش داریم دادیم
اما
آرامش مثه یه نسیم خنک می‌مونه، ما رو نرم و نازک بقل می کنه
نکته قابل توجه اینه که ما همیشه آرامشو توو لمس کردنی ها دیدیم‌
مثلا همون اسباب‌بازی‌ها که سال‌ها توو دستهایه ما بود
ما همیشه برای آرامشمون یه اسم انتخاب کردیم
آیا این قابل لمس بودن امکان داره مارو با خطا روبرو کنه ؟!؟
خطا در فهمه آرامش؟!؟ جواب بله هست
وقتی آرامش از کناره مادر به اسباب بازی‌ها و از وسایل‌مون به دستایه ظریف یا زمخت دوست یا همسرمون منتقل می شه، ما به این نتیجه می‌رسیم که همیشه آرامش در اشیاء، ماده‌، مو‌جود و ... که قابله لمس هم هست وجود داره
هیچ‌‎وقت شده فکر کنی که آرامش می‌تونه وجود داشته باشه، بدون اینکه حتی بشه لمسش کرد؟!؟
آرامش یعنی پذیرش جریانیکه درونه ماست و به اون اطمینان داریم
اشیاء یا آدم‌ها هدفی برای رسوندنه آرامش نیستن، اونا فقط باعث شدن که ما مثلا احساسه آرامشو توو خودمون پیدا کنیم
آرامش توو وجوده خودمونه، این نیست که شخص یا چیزی دیگه منو قبول کنه و اینم نیست، وسیله ای خاص توو دست من باشه
سیگار بینه انگشتها، یعنی عدم اطمینان به آرامشه درون
دست پاچه می‌شیم وقتی که پاکت سیگار خالی می‌شه می‌گیم تمرکز نداریم، اعصاب نداریم
خلاصه
به هم می ریزیم
اولین کار
یه ‌بار هم که شده، برای آرامش هیچ اسمی نزار
نه استامینوفن، نه سیگار، نه دود و نه هیچ مسکن دیگه
دنباله آرامش نگردیم
آرامش فقط پذیرفتنه
وقتی درک ما از آرامش، لزوما لمس یه شی باشه
مثل کسی هستیم که نمی‌تونه با سوادی که داره حتی با چشمایه باز کلماتو روو کاغذ بخونه
امیدوارم
به آرامش، درونیتون دست پیدا کنید یا این مسئله براتون اتفاق افتاده باشه
دوستون دارم
عایرضا رحمانی 🍂
Read more
حالا که آب از سرم گذشت از دنیا می گم ؟!؟ از دنیائیکه پر از کثیفی شده !!! از دنیائیکه دیگه نه معرفت مونده، ...
Media Removed
حالا که آب از سرم گذشت از دنیا می گم ؟!؟ از دنیائیکه پر از کثیفی شده !!! از دنیائیکه دیگه نه معرفت مونده، نه وفا، نه صفا و ... آره، لیلیو، مجنونم در حده حرف بزرگن . همه فقط دارن ادا در می آرن . بابا، بخدا نه حیونیم، نه میمون دلتنگه قدم زدن با خوده آرامشم . هیچی نمی خوام نه ماشین، نه خونه، نه کلا ... حالا که آب از سرم گذشت
از دنیا می گم ؟!؟
از دنیائیکه پر از کثیفی شده !!!
از دنیائیکه دیگه نه معرفت مونده، نه وفا، نه صفا و ...
آره،
لیلیو، مجنونم در حده حرف بزرگن .
همه فقط دارن ادا در می آرن .
بابا، بخدا
نه حیونیم، نه میمون
دلتنگه قدم زدن با خوده آرامشم .
هیچی نمی خوام
نه ماشین، نه خونه، نه کلا پول ...
البته اگه پول نداشتم برایه سیر شدنه شیکمم
نونم می دزدیدم، از این موضوع می گذرم
چون خواستم بگم، آدم خوبه نیستم.
آخه بابا،
مگه دنیا چقدره ؟!؟
چند روزه ؟!؟
همه داریم واسه هم می زنیم !!!
همه از عشق می گیم !!!
بخدا نه معنیه عشقو می فهمیم، نه معرفت.
فقط و فقط
پول شده خدامون
دم از خدا می زنیم، بابا کدوم خدا !!!
خدائیکه، رنگش، اعتبارش، مردونگیش، سلامتیش، دسته بنده ی خودشه !!! که با پول، هم خوب می شه، هم سلامت .
خلاصه همه باهم غریبیم !!!
خانواده ها، دوستا، مردها، زنها...
پول همرو می بره توو، آرامش به جایه آسایش .
من حاضرم آرامش داشته باشم
اما
پول نه
چون به من ثابت شده که
پول آرامش نمی آره فقط آسایشو یدک می کشه .
اصلا فازه مُردن نمی دم، اما می دونم همه می ریم، کاری هم ندارم کجا ...
اما می دونم
شادیهای کودکانه اگه همیشه قشنگ باشه
همه چیز درستر از، درسته .
همه درگیره شایدها می شیم، کور آره، کر می شیم .
مُردیه متحرک می شیم که، اسکلت هم نه، یه تیکه گوشت که بویه گندمون حاله بقلیمونو هم بد می کنه و جالبتر اینکه خودمونم بو میدیم بد ادعایه بی رنگیو بی بوئی هم می کنیم
خدا رو واسه مشکلات می خوایم، واسه شبه اوله قبر می بینیمش .
خوب بودنو توو بهشتیکه نمی دونم یه کلمست با توصیفاته حوریاش یا نهرهایه پر از عسلش تفسیر می کنیم .
بد همه می گیم حس می کنیم خدارو می شناسیم .
البته با
تعریفایه خانواده، رسانه ها و صحبت ها ئیکه شنیدیم .
اما
از نظره من اگر با هیچی کاری نداشته باشی و از صفر شروع کنی و بدونی که خودت خدا هستی
می بینی خودت چطور رفتار می کنی
و صد البته
اگر خدارو شناخته باشی،
خوبیرو در حده کلمه تعریف نمی کنی
چون خودت خالق خوبی میشی
پس دیگه دیونه نیستی
یاد می گیری ماهو با کسی اشتباه نگیری، حتی با پول .
پس عشق، معرفت، خوبی، کلا تعهدها، موندگارو، آرامبخش و استوار هم می شه .
دیگه بی قرار توو پوچی نیستی، دیگه زخمی نمی خوری که بخوای به روی خودت نیاری، خلاصه طبیبه خودمون می شیم .
امیدوارم
قلبمون نو شه از ریشه .
دوستون دارم
علی رضا رحمانی🍂
Read more
#فاصله ها همیشه بزرگترین و #ناراحت کننده ترین موضوع واسه هر دل عاشقی، گاهی دوری و جدایی چنان عذاب آور می شه که ناخودآگاه #جملات و چند #حرف می تونه اونو روایت کنه و سنگینی اونو دو برابر. حرف همه #عاشقان : در فراق دوری ات #آهنگ قلبم در #غم است…بی صدا میخندم اما روزگارم درهم است…. چرا یادمون می ره کی ... #فاصله ها همیشه بزرگترین و #ناراحت کننده ترین موضوع واسه هر دل عاشقی، گاهی دوری و جدایی چنان عذاب آور می شه که ناخودآگاه #جملات و چند #حرف می تونه اونو روایت کنه و سنگینی اونو دو برابر.
حرف همه #عاشقان :
در فراق دوری ات #آهنگ قلبم در #غم است…بی صدا میخندم اما روزگارم درهم است….
چرا یادمون می ره
کی بودیم
حالا کاری با #خوب یا #بد شدنمون ندارم
اما امیدوارم هرچی شدیم،
شخصیتمون، معرفتمون و از همه مهمتر انسانیتمون یادمون نره .
#انسانیت گوهریکه رسیدن بهش کار آسونی نیست .
اگر جز اون دسته از آدما هستی که به این گنج نایاب رسیدی همیشه سعی کن که راه رسیدن به این #گوهر با ارزشو به بقیه نشون بدی .
درسته بعضی ها برای رسیدن به این #گنج بزرگ اراده ندارن اما خیالت راحت باشه
که تو بزرگ، کارتو انجام دادی .
دوستون دارم
علیرضا رحمانی 🍂
Read more
ما کِی مُردیم !!! می‌گن وقتی کلاغی می‌میره، بقیه کلاغ‌ها دنبال علت مُردنش می‌گردن که نکنه یکی دیگه، ...
Media Removed
ما کِی مُردیم !!! می‌گن وقتی کلاغی می‌میره، بقیه کلاغ‌ها دنبال علت مُردنش می‌گردن که نکنه یکی دیگه، به مرگش دچار شه. کلاغ‌ها یاد گرفتن‌ با هم حرف بزنن، یاد گرفتن رفیق بمونن توو خوشی و ناخوشی. با همون قارقاره ساده که از نظره ما مسخره هم هست ‌. اون وقت ما، این همه کلمه داریم، این همه زبون، و بیشتر از ... ما کِی مُردیم !!!
می‌گن وقتی کلاغی می‌میره، بقیه کلاغ‌ها دنبال علت مُردنش می‌گردن که نکنه یکی دیگه، به مرگش دچار شه.
کلاغ‌ها یاد گرفتن‌ با هم حرف بزنن، یاد گرفتن رفیق بمونن توو خوشی و ناخوشی. با همون قارقاره ساده که از نظره ما مسخره هم هست ‌. اون وقت ما، این همه کلمه داریم، این همه زبون، و بیشتر از هفت میلیارد آدم و این‌طور مُردیم ؟!؟ جنازه‌های متحرک بی‌رحم و کور، که انگار دیگه قرار نیست قلب همو ببینیم و دست افتاده‌ها رو بگیریم و کمی، فقط کمی مهربونتر‌ باشیم...
من احساس خطر می‌کنم از این همه بی‌معرفتی ‌. از این چسب‌ها و برچسب‌ها که عادت کردیم تُف کنیم رو هم .
کِی
رحم ؟!؟ انصاف؟ !؟ لبخند؟!؟ از بینِ ما رفت؟!؟
کی به ما گفت اول جیب خودتو پُرکن .
به فکر دنیات باش و گور بابای بقیه ؟!؟
رفتم دکتر، گفتم آقا من از راه رفتن توی خیابون می‌ترسم.
خیلی از ما، بو می‌دیم.
بوی کافور.
بوی سدر.
بوی تعفن.
مثل دختری که مانتوش سبزه جلو بازم هست،که هشت سال پیش، با کلام کسی که دوستش نداشته، مُرده.
بقال محل ما، مغازش بزرگتر شده، اما خودش بیست سال پیش به رحمت خدا رفته. تن‌ماهی یک‌سال پیشو با قیمت امروز می‌فروشه چون دلار کشیده بالا، و فرداها ناچاره خودش همین تن رو گرونتر بخره و گرنه باید کرکره‌ مغازشو بکشه پایین،‌ بدون اینکه تصویر خودشو نگاه کنه .
بدون اینکه بدونه چند تا کِرمه خونی لای سبیلشه.
شاید یادش رفته جامعه، خوده ماییم.
همین هزارتومن، کرایه‌ی اضافه ست .
همین تکه‌ی سوخته نون.
همین متنه من.
دکتر می‌گه برو مسافرت پسر جون.
به این چیزها فکر نکن.
قرص‌هاتو دوتا بخور.
شب‌ها برام جوک می‌فرسته !!!
میگه، مگه گفتن مملکتو تو بسازی؟!؟ می گم
مگه تک تک آدم‌ها مهم نیستن
می گم
ما باید جمع شیم دور هم حرف بزنیم
یا مسیح باشیم که مرده‌‌هامونو زنده کنیم !؟!
یا به گور بخوابونیمشون به شهادتینی، حمد و سوره‌ای .
دکتر
می‌نویسه باز که شروع کردی.
و بعد کلیپی برام می‌فرسته که، با دو طرحه لبخند که می‌گه کمتر فلسفه بخون. قرص‌هاتم بکن سه تا....
امیدوارم
کور نباشد
کسیکه میبینه
اما خودشو جایه نابینا جا می زنه .
( دل )
دوستون دارم
علیرضا رحمانی🍂
Read more
@nabaacoffee ممنون از خانم شاغولی<span class="emoji emoji1f337"></span> بدون شک خیلیهامون خاطرات ریز و درشتی از زمونه کودکیمون داریم ...
Media Removed
@nabaacoffee ممنون از خانم شاغولی بدون شک خیلیهامون خاطرات ریز و درشتی از زمونه کودکیمون داریم که یاد آوری اون بهترین لحظاتو برامون زنده می کنه که فقط با جملۀ یادش بخیر می تونیم احساسمونو به روز کنیم !!! امیدوارم همتون خوش و پر از انرژی با کلی یادگاری های خوب از گذشتتون باشید . دوستون دارم علیرضا ... @nabaacoffee
ممنون از خانم شاغولی🌷
بدون شک خیلیهامون خاطرات ریز و درشتی از زمونه کودکیمون داریم که یاد آوری اون بهترین لحظاتو برامون زنده می کنه
که فقط با جملۀ یادش بخیر می تونیم احساسمونو به روز کنیم !!! امیدوارم
همتون خوش و پر از انرژی با کلی یادگاری های خوب از گذشتتون باشید .
دوستون دارم
علیرضا رحمانی 🍂
Read more
دلتنگی واژه ای، پر معنی اما برای من بی معنی !!! به این آهنگ گوش کنید پر از حسیه که، برام تنها فقط کلمست البته ...
Media Removed
دلتنگی واژه ای، پر معنی اما برای من بی معنی !!! به این آهنگ گوش کنید پر از حسیه که، برام تنها فقط کلمست البته بی معنی آره، کلمه ی بی معنی !!! حسایه بی معنی !!! نمی دونم چرا ؟!؟ اما این مدل اصلا سبک زندگی من نبود اما شد، الان با احترام ازش پاسداری می کنم . این حالتمو، اصلا دوست ندارم . عجیبه، پاسداری ... دلتنگی
واژه ای، پر معنی
اما برای من بی معنی !!!
به این آهنگ گوش کنید
پر از حسیه که، برام تنها فقط کلمست
البته بی معنی
آره، کلمه ی بی معنی !!!
حسایه بی معنی !!!
نمی دونم چرا ؟!؟
اما این مدل اصلا سبک زندگی من نبود اما شد، الان با احترام ازش پاسداری می کنم .
این حالتمو، اصلا دوست ندارم .
عجیبه،
پاسداری می کنم ؟!؟
مهم نیست !!!
اما چه کنم ؟!؟
شد، که بشه .
نمی دونم مشکلم کجاس
دورنگی، بی معرفتی ...
نه
نمی دونم
اما
امیدوارم
هیچ روزی به حسه من دچار نشید .
دوستون دارم
علیرضا رحمانی 🍂
Read more
آیا شما که صورتتان را در سایه نقاب غم انگیز زندگی مخفی نموده اید گاهی به این حقیقت یأس آور اندیشه ...
Media Removed
آیا شما که صورتتان را در سایه نقاب غم انگیز زندگی مخفی نموده اید گاهی به این حقیقت یأس آور اندیشه می کنید که زنده های امروزی چیزی به جز تفاله یک زنده نیستند ؟ گویی که کودکی در اولین تبسم خود پیر گشته است ... فروغ فرخزاد امیدوارم نقابه چهرتون فقط و فقط، چهره ی اصلیتون باشه که نه، شیکسته باشه ... آیا شما که صورتتان را
در سایه نقاب غم انگیز زندگی
مخفی نموده اید
گاهی به این حقیقت یأس آور اندیشه می کنید
که زنده های امروزی
چیزی به جز تفاله یک زنده نیستند ؟

گویی که کودکی
در اولین تبسم خود پیر گشته است ...
فروغ فرخزاد
امیدوارم
نقابه چهرتون فقط و فقط، چهره ی اصلیتون باشه که نه، شیکسته باشه و نه ناراحت .
دستون دارم
علیرضا رحمانی 🍂
Read more
در زمانهای خیلی قدیم وقتی هنوز پای بشر به زمین نرسیده بود، همه صفت ها دور هم جمع، که از بی کاری خسته و کسل ...
Media Removed
در زمانهای خیلی قدیم وقتی هنوز پای بشر به زمین نرسیده بود، همه صفت ها دور هم جمع، که از بی کاری خسته و کسل شده بودن .
ناگهان ذکاوت وایساد، گفت بیاید یه بازی بکنیم مثل قایم موشک.
همگی از این پیشنهاد شاد شدن و دیونگی فوری داد زد، من چشم می ذارم و از اونجاییکه کسی نمی خواست دنبال دیونگی بره همه قبول کردن که ... در زمانهای خیلی قدیم وقتی هنوز پای بشر به زمین نرسیده بود، همه صفت ها دور هم جمع، که از بی کاری خسته و کسل شده بودن .
ناگهان ذکاوت وایساد، گفت بیاید یه بازی بکنیم مثل قایم موشک.
همگی از این پیشنهاد شاد شدن و دیونگی فوری داد زد، من چشم می ذارم و از اونجاییکه کسی نمی خواست دنبال دیونگی بره همه قبول کردن که چشم بذاره.
دیونگی رفت جلو درخت و چشمهاشو بست و شروع کرد به شمردن .. یک .. دو .. سه .. همه رفتن تا قایم بشن .
لطافت خودشو به شاخ ماه آویزون کرد، خیانت رفت قاتیه آشغالا پنهون شد، اصالت در بینه ابرها مخفی شد، هوس به مرکز زمین رفت، دروغ گفت زیر سنگ پنهون می شم اما به ته دریا رفت، طمع رفت توو کیسه ای که خودش دوخته بود و دیونگی مشغول شمردن بود هفتاد و نه … هشتاد … و همه پنهون شدن به جز عشق که نتونست تصمیم بگیره که جای تعجب نیست چون همه می دونستن پنهون شدنه عشق مشکله، در همین حال دیونگی به پایان شمارش رسید نود و پنج … نود و شش.
وقتیکه دیونگی به صد رسید عشق پرید و بین یک بوته گل رز پنهون شد.
دیونگی داد زد دارم میام.
اولین کسی رو که پیدا کرد تنبلی بود چون تنبلی، تنبلیش امده بود جایی پنهان شه و بد لطافت راحت پیدا شد که به شاخ ماه آویزون بود، دروغ ته دریاچه، هوس توو مرکز زمین، یکی یکی همه رو پیدا کرد به جز عشق که از پیدا کردن عشق نا امید شده بود.
حسادت توو گوشش گفت تو فقط باید عشقو پیدا کنی و اون توو پشت بوته ی گل رز قایم شده .
دیونگی شاخه ای وحشیو از درخت چید و با شدت و هیجان زیاد انو در بوته ی گل رز فرو کرد و دوباره و دوباره تا با صدای ناله ای دست برداشت عشق از پشت بوته بیرون امد وقتیکه با دستهاش صورتشو پوشونده بود و از زیر، انگشتاش قطره های خون بیرون می زد
چون
شاخه به چشمایه عشق فرو رفته بود که باعث شده بود اون نتونه جایی رو ببینه
آره
اون کور شده بود!!!
دیونگی گفت من چیکار کردم؟!؟
من چه کردم؟!؟
چطوری تو رو خوب کنم؟!؟ عشق گفت
تو نمی تونی اما اگه می خوای کمکم کنی می تونی راهنمای من شی .
برای همین عشق کوره، چون دیونگی همراش شد !!! از اونروز تا همیشه عشق و دیونگی همراه هم به احساس تمام آدم های عاشق سرک می کشن …
پس
من دیگه دیونه نیستم
دیگه دستاتو نمی خوام
اینروزا خیلی شبیه
همه آدمایه دنیام
دیگه فهمیدم که شادی
هیچ زمانی عبدی نیست
تنهائیو غصه خوردن
خیلی هم حسه بدی نیست ...
امیدوارم
شاد و پیروز باشید .
دستون دارم
علیرضا رحمانی 🍂
Read more
احساس این آهنگ و معنی که از دوستان پرسیدم، خواستم یه متن درمورده همین آهنگ بنویسم . ...... لعنتی ...
Media Removed
احساس این آهنگ و معنی که از دوستان پرسیدم، خواستم یه متن درمورده همین آهنگ بنویسم . ...... لعنتی سلام منو به غرورت برسون و بهش بگو بهای قامت زیباش تنهائیه…!!! همه ی بغض من تقدیم غرور نازنینت بود، غروری که لذت دریا را به چشمات حروم کردی. منم آره توو حادثه ی عشق، قلب و غرورمو از دست دادم !!! فهمیدم ... احساس این آهنگ و معنی که از دوستان پرسیدم، خواستم یه متن درمورده همین آهنگ بنویسم .
......
لعنتی سلام منو به غرورت برسون
و بهش بگو بهای قامت زیباش تنهائیه…!!!
همه ی بغض من تقدیم غرور نازنینت بود، غروری که لذت دریا را به چشمات حروم کردی.
منم
آره توو حادثه ی عشق، قلب و غرورمو از دست دادم !!!
فهمیدم نمی مونی … دیدم می ری … رفتی
باز هم وایسادم و فقط نگاه کردم
دیگه نه اشکهامو می بینی
نه التماس هامو
و نه احساساتِ این دلِ لعنتیو…
به جایِ اون احساسی که کُشتی
درختی از غرور کاشتم…
من عاشقانه هامو رو همین دیوار مجازی می نویسم !!!
از لج تو … از لج خودم …
که حاضر نبودیم یه بار این ها رو واقعی به هم بگیم !!!
من من، کردن های من و تو بود که، هیچوقت ما نشد .
وقتی می گم : برام دعا کن یعنی کم اوردم…
بخدا، کم اوردم
یعنی دیگه کاری از دست خودم برای خودم بر نمی آد!!!
اینقدر با تکبر و غرور با آدم حرف نزن … !!!
وقتی کسی به تو ابراز علاقه کرد …
فکر نکن که فوق العاده ای !!!
شاید اون کم توقعه …
ما بدهکاریم به همدیگه به تمام ، دوستت دارم های ناگفته ای که پشت دیوار غرورمون مخفیش میکنیم که نشون بدیم آره ما منطقی هستیم
قدت به “عشق” نمی رسید، غرورمو زیر پات گذاشتم تا شاید به من برسی!!! محکم تر از اونم که برای تنها نبودنم اونچه که اسمشو غرور گذاشتم برات به زمین بکوبم
دخترک رفت ولی زیر لب اینو میگفت :
اون یقینا می آد چون عاشقمه .
پسرک موند ولی روی لبش زمزمه بود :
مطمئنا که پشیمون می شه برمیگرده .
بد از مدتی همدیگرو دیدن .
پسر گفت : من قربانی، غرورم هنوز …
دختر گفت:
بی من چه میکشی؟!؟
پسر گفت:
نفس…!!!
امیدوارم غرورتون هیچوقت نشکنه
از نظر من غرور گنجیه که هیچوقت نباید از دست بره، جز شخصیکه جایگاهش فقط و فقط اندازه ی دنیا باشه، دنیایی به بزرگیه کله جهان .
دوستون دارم
علیرضا رحمانی 🍂
Read more
کاش یه ماه هم بود، که واجب بود از اذان صبح تا غروب فقرا رو سیر کنیم کاش یه ماه هم بود بیمارهایی که قدرت ...
Media Removed
کاش یه ماه هم بود، که واجب بود از اذان صبح تا غروب فقرا رو سیر کنیم کاش یه ماه هم بود بیمارهایی که قدرت خرید نون هم ندارن، واسشون دارو می خریدیم کاش برای انسانیت هم، یه ماه وجود داشت که قطعا تو اون ماه بهترین روزهای زندگیمون رغم می خورد یا کاش برای انسانیت هم فروشنده ای بود که قطعا دنیا زیبا یا زیباتر ... کاش یه ماه هم بود، که واجب بود
از اذان صبح تا غروب فقرا رو سیر کنیم
کاش یه ماه هم بود بیمارهایی که قدرت خرید نون هم ندارن، واسشون دارو می خریدیم
کاش برای انسانیت هم، یه ماه وجود داشت
که قطعا تو اون ماه بهترین روزهای زندگیمون رغم می خورد
یا کاش برای انسانیت هم فروشنده ای بود که قطعا دنیا زیبا یا زیباتر هم می شد
اما این روزا هممون دنباله نقابیم، نقابی به اسمه واجبات یا مثلا احساسه زیبا که با این نقاب می خوایم خوب باشیم که باز هم خوب نیستیم
چون اسمش نقابه و خوده اصلیمونو مخفی کردیم
همه دوست داشتنو باهاش غریبیم
چون
دیگه نه دوستی وجود داره و نه دوست داشتنی
کاش منفعت وجود نداشت که بخاطرش هر چیو شروع به فروشش نکنیم . معرفت، دوست، دوست داشتن و مثلا عشق
آدما جز خودشون به هیچی احتیاج ندارن
پس توروخدا انسان، خودتو پیدا کن
فقط بلدیم بگیم فردا همه چیز خوب میشه
اما چرا ؟!؟ من از خواب که، بیدارشدم
بهتر نشد، بدترم شد
خلاصه این نیز بگذرد، درسته این هم گذشت اما دوباره و یا صد باره این هم، بگذرد .
راستی !!!
ماهی هست .
که
گشنکی بکشیم تا فقرا یا سختی دیده ها رو باید درک کنیم
عجب حکایتیه دنیا …
دستی که داس برمی داره
همون دستیه که یه روز، کاشته بود …
امیدوارم هر چی می خواد بشه، بشه
اما پول واسه هیچکی خدا نشه که بخاطرش
حاضر باشه که ‌فقط و فقط با دیده بسته به زندگی نگاه کنه بخاطرش انسانیتو، معرفتو دوست داشتنو و یا خیلی چیزهای دیگرو بفروشه، اما می دونم تو وضعیت سختی هستیم که حتی افغانی ها هم دارن از ایران می رن به خاطر کم شدن ارزش پول ما ...
پس خودمون، خود انسان باشیم .
دوستون دارم
علیرضا رحمانی 🍂
Read more
لحظه ها می رن ... بدون اونکه برگردن … و من … تنها و بیشتر با آدم ها آشنا می شم . درکوچه هایه این روزا توو ...
Media Removed
لحظه ها می رن ... بدون اونکه برگردن … و من … تنها و بیشتر با آدم ها آشنا می شم . درکوچه هایه این روزا توو حوالیه دیروز دنبالتم …. روزگار من بی تو احضار آرزو های مُردست … اونجا که هیچ کس فردا رو به دلم تسلیت نمی گه …!!! من گاهي اوقات چيزي نمی گم نه که کلاً نگم می گم اما از دل سوختم می گم نه فکره مُردم با ... لحظه ها می رن ...
بدون اونکه برگردن …
و من …
تنها و بیشتر با آدم ها آشنا می شم .
درکوچه هایه این روزا
توو حوالیه دیروز دنبالتم ….
روزگار من بی تو
احضار آرزو های مُردست …
اونجا که هیچ کس
فردا رو به دلم تسلیت نمی گه …!!!
من گاهي اوقات چيزي نمی گم
نه که کلاً نگم
می گم
اما از دل سوختم می گم
نه
فکره مُردم
با نگام یاد گرفتم حرف بزنم
به اندازه یه دنيا حرف دارم حتی توو نگام
بخدا
خیابونا، کوچه ها، خونه ها ... همه هستن، اما خالی ازعشق و معرفت
البته با عشقو، معرفت پدر، مادر به فرزند،
کاری ندارم ...
باهم
قدم بزنیم
با هم که باشیم
بوسه و بارون حتما خودشونو می رسونن …
همه عاشق می شن
فارق می شن
بوسه می گیرن و ...
ﺁﺩﻣﻬﺎ ﻫﻤﺪﻳﮕﺭو ﭘﻴﺪﺍ ﻣﻰ کنن ؟!؟
همدرد می شن
طبیب می شن
هم راز میشن
...
اما بخدا بخاطر شرایط، یه دقیقه پیش هر کی می فروشنت .
به خدا ...
ﺍﺯ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﻫﺎﻯ ﺧﻴﻠﻰ ﺩﻭﺭ …
ﺍﺯ ﺗﻪِ ﻧﺴﺒﺖ ﻫﺎﻯ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ …
ﺍﻧﮕﺎﺭ ﺟﺎﻳﻲ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﺍﻳﻨﻬﺎ
ﺑﺎﻳﺪ ﻛﻨﺎﺭ ﻫﻢ باشن
به خدا این فکر اشتباهه!!!
دیگه آب از سرم گذشته
آهسته تر قدم بردار، نه
ديرتر بيا…
امدی، می شه !؟!
با پنجره ها حرف بزنی ….
می شه با یک نارنجی تند
یا سبز
یا قهوه ای
که رنگ پنجرت باشه با من صحبت کنی،...
لبخندو توو نگام که خستس از پشت پنجرای که می بینی، نقاشی کنی ….
اینطوری
اگر نقاشیت درست باشه
قشنگ زندگی می کنی …
چون زندگیو درک کردی
نه واسه من،
واسه خودت ...
امیدوارم کسی باشه براتون که بتونه قشنگترین نقاشی به رنگ زندگیو بکشه...
دوسِتون دارم
علیرضا رحمانی🍂
Read more
@yadegari11 گاهی گمان نمی کنی ولی خوب می شود گاهی نمی شود که نمی شود که نمی شود گاهی بساط عیش خودش ...
Media Removed
@yadegari11 گاهی گمان نمی کنی ولی خوب می شود گاهی نمی شود که نمی شود که نمی شود گاهی بساط عیش خودش جور می شود گاهی دگر، تهیه بدستور می شود گه جور می شود خود آن بی مقدمه گه با دو صد مقدمه ناجور می شود گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است گاهی نگفته قرعه به نام تو می شود گاهی گدای گدایی و بخت باتویار نیست ... @yadegari11
گاهی گمان نمی کنی ولی خوب می شود
گاهی نمی شود که نمی شود که نمی شود
گاهی بساط عیش خودش جور می شود
گاهی دگر، تهیه بدستور می شود
گه جور می شود خود آن بی مقدمه
گه با دو صد مقدمه ناجور می شود
گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است
گاهی نگفته قرعه به نام تو می شود
گاهی گدای گدایی و بخت باتویار نیست
گاهی تمام شهر گدای تو می شود…
گاهی برای خنده دلم تنگ می شود
گاهی دلم تراشه ای از سنگ می شود
گاهی تمام آبی این آسمان ما
یکباره تیره گشته و بی رنگ می شود
گاهی نفس به تیزی شمشیرمی شود
ازهرچه زندگیست دلت سیرمی شود
گویی به خواب بود جوانی‌ مان گذشت
گاهی چه زود فرصتمان دیر می شود
کاری ندارم کجایی چه می کنی
بی عشق سرمکن که دلت پیرمی شود
زنده یاد
قیصر امین پور
دوستون دارم
علیرضا رحمانی🍂
Read more
هوا سرده، البته تو خیالم...یه استکان چائی داغ مهمون من باشید ... کناره هوای برفی که تو خیالم براتون ...
Media Removed
هوا سرده، البته تو خیالم...یه استکان چائی داغ مهمون من باشید ... کناره هوای برفی که تو خیالم براتون ریختم . این چائیو توو وقت تنهائیتون بخورید . چای رفاقت من، همیشه تازه دمه. دوستان همیشه چائی، برام بیشتر از یه نوشیدنی ساده بوده!!! چائی بهونست، برای هم صحبت شدن با کسی . چائی میتونه واحد اندازه ... هوا سرده، البته تو خیالم...یه استکان چائی داغ مهمون من باشید ... کناره هوای برفی که تو خیالم براتون ریختم .
این چائیو توو وقت تنهائیتون بخورید .
چای رفاقت من، همیشه تازه دمه.
دوستان
همیشه چائی، برام بیشتر از یه نوشیدنی ساده بوده!!! چائی بهونست، برای هم صحبت شدن با کسی .
چائی میتونه واحد اندازه گیریه رفاقت و صمیمیت باشه !!!
هرچقد چائی یخ کنه نشون میده چقد حرف داریم برای گفتن، که چائی فراموش میشه .
الان دلم چائی میخواد… قند پهلو!!! با یک رفیق ناب که چای به چای ببندیمو بعضی وقتها استکانو سر بکشیم و بگیم بازهم یخ کرد!!! چائیو جدی بگیرید!!!
روزی، دلتنگه این بهونیه کوچیک می شید .
رفيق، جونم هر جای دنیا که باشی، بدون دلم اونجاست .
امیدوارم
همتون کناره عشقتون، دوستون، همراهتون ...
خوردن چائیتون پر از حرفهایی، از جنسه عشقو یه رنگی، و از ته دلتونم باشه و چائیتون سرد هم بشه .
دوستون دارم
علیرضا رحمانی 🍂
Read more
لطفا با دید باز این متنو بخونید . .............................................. ديگه نمی‌خواست ...
Media Removed
لطفا با دید باز این متنو بخونید . .............................................. ديگه نمی‌خواست چیزی رو ببينه . اما چیزهایی هست که هرچقد هم نخواهی ببينيشون باز می‌آن . باز سنگین و بی‌رحم ، خودشونو رو تو می‌ندازن و كاملم می گیرنتون، می رن توو چشمو و جونت، تمام . وجودتو پر می‌کنن، طوریکه ... لطفا با دید باز این متنو بخونید .
..............................................
ديگه نمی‌خواست چیزی رو ببينه .
اما چیزهایی هست که هرچقد هم نخواهی ببينيشون باز می‌آن .
باز سنگین و بی‌رحم ، خودشونو رو تو می‌ندازن و كاملم می گیرنتون، می رن توو چشمو و جونت، تمام .
وجودتو پر می‌کنن، طوریکه دیگه هیچیو نمی بینی، دیگه تو تو نیستی، دیگه نموندی‌ که اونارو بخوای یا نخوای، تو رو از خودت خارج می کنن و جاتو تنگ می کنن طوریکه خودت شدن . دیگه تو نیستی که دردو حس کنی، تو خود درد می شی .
سنگینی و سیاهی خود درد .
آدم که پیش خودش سرش پائین باشه دیگه تموم شده، هزار بار گفتم که زندگی یه دریاست که تو دسترسه اگه شنا بلد نباشی یا قایق نداشته باشی یا خودتو گم کنی، با سنگینی درد با گردنی خمیده غرق می شی .
غرقی سرد و تاریک .
غرق شدن توو وجدان آدم اتفاق می افته .
آدمیکه پیش خودش گم شده، پیش خودش نابود شده، پیش خودش تموم می شه
و
تنها خودش تموم شده .
همه جا می شه رفت، همه کار می شه کرد، اگه پیشه خودت گم، نابود و شرمسار نشی ... مسئول خودت، خودت هستی که یه آدمی .
اگه کاری نکنی خودتو محکوم نمی کنی، دنیا ترسناکتر از این چیزی نیست که آدم اعتراف کنه مقصره، و خود شو محکوم کنه .
آدم که پیش خودش سرش پائین باشه دیگه تمومه.
بذار امروز هر چی می خواد اتفاق بیوفته.
.احتیاج ما به خود فرداست باید اونو بدست بیاریم.
نميدونم چندبار تو همین زمین خالى و گرد چرخیدم تنها می دونم اسمش کره هم هست، او نو نمى شناختم ، درست نميشناختم !!!
اما زندگى اون براى من چقدر زیاد معنى داشت .
اون از ظلم و سياهى گريخته بود تا فرداى پربركتى بسازه.
اين معنى زندگى اون بود.
زندگى اون معنای کاملش حالا از هزار تا گلوله برای من دردناکتر شده .
اما با این حال خواهان اتفاقهای خوب توو زندگیش و زندگیتون هستم .
امیدوارم فرداهایی بهتر برای تک تک شما دوستایه گلم از جنسه آب مقطر رغم بخوره .
دوستون دارم
علیرضا رحمانی 🍂
Read more
خداحافظی برای همیشه با رها کردن برای همیشه، یکی نیست. خداحافظی این حسو به من می‌ده که جدایی، همیشگی ...
Media Removed
خداحافظی برای همیشه با رها کردن برای همیشه، یکی نیست. خداحافظی این حسو به من می‌ده که جدایی، همیشگی نیست. ممکنه بد از سالهای دور، همدیگرو ببینیم. ممکنه با هم حرف بزنیم. ممکنه از خاطرات دور بگیم. ممکنه به همه‌ی حماقت‌هایی که داشتیمو به حرف‌های بی‌معنی که به هم زدیم ‌ بخندیم. اما خداحافظی، ... خداحافظی برای همیشه با رها کردن برای همیشه، یکی نیست.
خداحافظی این حسو به من می‌ده که جدایی، همیشگی نیست.
ممکنه بد از سالهای دور، همدیگرو ببینیم.
ممکنه با هم حرف بزنیم.
ممکنه از خاطرات دور بگیم.
ممکنه به همه‌ی حماقت‌هایی که داشتیمو
به حرف‌های بی‌معنی که به هم زدیم ‌ بخندیم.
اما خداحافظی، پذیرش این واقعیته تلخه که، من برای همیشه، با ندیدن تو مشکلی ندارم و اصلا انتظار دیدن دوباره ی تو رو ندارم.
اینکه برام مهم نیست بعدها توو زندگی تو، چه اتفاقی می‌افته.
اینکه بیشتر از سال ها سکوت و نبودنت، حتی بیشتر، برام آزاردهنده نیست.
اینکه دیدنت در فروشگاه یا تو صفحه های مجازی بدون اینکه به روی خودت بیاری که منو می‌شناسی یا هرگز می‌شناختی، سخت نیست.
اما
من همونم بیشتر از اونیکه فکرشو می کنی
من همون آدمه خشکم که تو می شناختی !!!
نمی دونم این دوری، از جاهو مقام بود، خانواده بود و یا از غیرت ...
اون هم گذشت ...
اما من هیچ فرقی نکردم
آره
بیشتریاد گرفتم
که بخاطره عشق برای کسیکه عاشقشم
حتی سخت ترین شرایطو، قبول کنم
حتی فقط و فقط تو خونه بمونمو از لایه در، نورو پذیرا باشم .
امیدوارم
هیچ عشقی بخاطره تعصبات ( مالی، رفتاری، خانوادگی ... ) یا هر چی می خوای اسمشو بزاری تمو م نشه البته اگرم تموم شد، یک، هیچ به نفته،
بدون چون اسمش عشق نبوده .
دوستون دارم
علیرضا رحمانی 🍂
Read more
آه سایه ی من... امان، امان از حرف هایی که کسیو برای گفتنشون ندارم... امان از حرف های دلی که مثل حرف ...
Media Removed
آه سایه ی من... امان، امان از حرف هایی که کسیو برای گفتنشون ندارم... امان از حرف های دلی که مثل حرف دل بقیه نیست... امان از تنهایی... امان از وقتی که دردم با درد دیگرون فرق داره... امان از وقتی که مجبور باشی با سایه ی خودت حرف بزنی... توو زندگی زخم هایی هست که مثل خوره روحتوو میخوره... خوردنی ... آه سایه ی من...
امان، امان از حرف هایی که کسیو برای گفتنشون ندارم...
امان از حرف های دلی که مثل حرف دل بقیه نیست...
امان از تنهایی...
امان از وقتی که دردم با درد دیگرون فرق داره...
امان از وقتی که مجبور باشی با سایه ی خودت حرف بزنی...
توو زندگی زخم هایی هست که مثل خوره روحتوو میخوره...
خوردنی توو اوج، شلوغی...
این درد ها رو نمی شه به هر کسی گفت...
به چه کسی می شه گفت؟!؟
چه کسی درک بعضی درد ها رو داره ؟!؟
اصلا چه کسی مایل به شنیدن درد هاته !؟!
و
امروز... من، خسته تر از دیروزم و پر فکر تر از زمونم، دقیقه های ناراحتیو می گذرونم ...
الان، توو مستی دغدغه هامو با امیدی کم جون تر از همیشه، تیک تاک خسته ی ساعتو گوش می کنم ...
به امید فردایی بهتر، متفاوت، دنیایی دیگه، نمی دونم ...
توو تنهاییم غرق شدم، حتی آسمون هم با من صحبتی نداره...
....
دنیای پشت سرم انگار می خواد همهمه ی، سکوت مستی منو بشکنه...
اما...همهمه هاش نه سکوتمو می شکنه نه مستیمو...
امروز، دور تر از همه میگذرم، خسته و تنها...
دوباره می نویسم... برای کی؟!؟نمیدونم!!!
برای خودم، برای تو ائیکه خیالی، برای دیوار های بیرحم اطرافم...
از چه می نویسم؟ نمیدونم!
شاید از گنگیه خودم می نویسم...
شاید نوشتنم برای ساختنه بهتر تو باشه...
شاید نیازمو هر شب تو تنهائیم با نوشتن برای تو که داری این متنو می خونی ابراز می کنم...
و شاید تو رو میسازم، فکر میکنم تنها تو حرف های منو میفهمی...شاید هم من اینطور فکر می کنم ...
و حالا مثله سایه ی منی...و شاید تو رو من خودم ساختم، سایه ی منی ... !!!
و عصاره ی زندگیمو قطره قطره توو حلق تو میریزم ...
ولی می نویسم و تو رو محکوم به تولد می کنم...
محکوم به درگیریه تمامه افکارم...
امیدوارم
شاد باشید
دوستون دارم
علیرضا رحمانی 🍂
Read more
ای گل زیبای من خنده کن حتی بدونی لحظه ای دیگه نخواهی بود چرا نشستی!!! چرا خودتو توو کنج گلبرگ هات ...
Media Removed
ای گل زیبای من خنده کن حتی بدونی لحظه ای دیگه نخواهی بود چرا نشستی!!! چرا خودتو توو کنج گلبرگ هات پنهون کردی همنشینت کجاس؟!؟ رفته باز تو یاد اون هستی ؟!؟ پاشو !!! تنها نیستی نازلی به خاک زیر پات قسم !!! ببین هنوز حیات هست تو خوشبختی بذار بارون به تنت برقصه  بذار نسیم، آروم حرف بزنه با ... ای گل زیبای من
خنده کن حتی بدونی لحظه ای دیگه نخواهی بود
چرا نشستی!!!
چرا خودتو توو کنج گلبرگ هات پنهون کردی
همنشینت کجاس؟!؟
رفته
باز تو یاد اون هستی ؟!؟
پاشو !!!
تنها نیستی نازلی
به خاک زیر پات قسم !!!
ببین هنوز حیات هست
تو خوشبختی
بذار بارون به تنت برقصه
 بذار نسیم، آروم حرف بزنه با پوستت
بذار هاله ای نور در وجودت خود نمایی کنه
بغض نکن زیبای من
شبها کنار مهتاب و کوکب، خدایی هستی
و
صبح ها هم وقتی چشماتو باز می کنی پروانه های زیبا با تو هم، حرف می زنن
باورت می شه هنوز آفتابه مهربونی عاشقته
آره من خودم از آفتابم
تنتومحکم نگه دار
راه سختیه
چون
تو
زیبایی
و
دشواره
صبوری کن
زیبایی هاتو، آغوش بگیر
که عمر کوتاهه
لــعنت به بعضی آهنگـــآ...
به
بعضی خــیـآبونـــا ... به بعضی حـــرفـآ ...
لعـــنتیـآ آدم و میــبرن به روزایی که واسه از بین بردنش تو ذهنـت ویرون شدی !!!
امیدوارم
که
باشد که
باشی .
دوستون دارم
علیرضا رحمانی 🍂
Read more
خدا خستم... از این زندگی ... از این دنیای به ظاهر زیبا ... از این مردم که به ظاهر صادق و با وفان ... پس کو صداقت و محبت چرا یه کوچولو محبت بین ما مردم نیست همش دروغو، چند رنگی پیداس ... دیگه عشقی پاک و مقدس توو مردم نیست ... البته به ظاهر همه پاکو‌، صادقن ... ... کو سفره ی وفا و صداقت ... از بی وفایی ...از ... خدا خستم... از این زندگی ... از این دنیای به ظاهر زیبا ...
از این مردم که به ظاهر صادق و با وفان ...
پس کو صداقت و محبت چرا یه کوچولو محبت بین ما مردم نیست
همش دروغو، چند رنگی پیداس ...
دیگه عشقی پاک و مقدس توو مردم نیست
... البته به ظاهر همه پاکو‌، صادقن ...
... کو سفره ی وفا و صداقت ...
از بی وفایی ...از این همه درد انتظار ...از این همه حسرت ... از این همه اشک ... از این
همه ناله ... خستم ... آره ... از دست خودم خستم
خیلی هامون تنهاییم ...
تنها.....
اما تنهايي بي وفا نيست ...
تنهاييو دوست دارم چون دروغي تو اون نيست ...
تنهــــاييو دوسـت دارم چون تـجـربه کـــردم ...
آره من خودمو پشت خنده هام مخفی کردم ...
چه غم انگيزه بار سختی ها رو به تنهايی به دوش کشيدن و رنج ها رو توو سکوت و انزوا ی محض گریه کردن .
و چه تلخه خنده، همون زمان که می خندم تا گريه هامو‌ پنهون کنم
و چه سخته آرومو بی صدا توو خودت بشکنی
و چه عجيبه زندگی که ما رو مثله یه عروسک
... بازيچه خودش کرده تا هر وقت خواست هر جوری خواست مارو بکشه
و تو اون زمان که غمه ديگران به غمت اضافه می کنه
اما هيچ کس از
رنج تو خبر نداره،
اون زمان که بار غصه به شونه هات سنگينی می کنه
و انتظار کمک هیچوقت به پايان نمی رسه، همون زمان که آرزوهاتو توو
گور سرد خاطرت دفن می کنی و
به صورتت سيلی می زنی تا زير ضربه های غم، خم به ابرو نياری
بغض هایه کهنت هجوم می آره اما دستی نیست تا گره از
بغض هات باز کنه
تو همین مسیر دنباله یه نوری
اما
حتی فانوسی سر راهت پیدا نمی کنی،
حتی هيچ کس صدای فرياد های بی صداتو نمی شنوه،
اون زمان که هيچ کس تو رو حس نمی کنه
و
چه غم انگيزه تنهايی... نمیدونم زندگی چیه؟!؟ اگه زندگی شکستنه سکوته
سالهاست که من سکوتو شکستم۰
اگه زندگی خروشه
سالهاست که من در چشمه ی جوشان زندگی
جوشیدم اما اینو فراموش نمی کنم که زندگی بی
وفاست
چون از خوده
زندگی یاد گرفتم که چطوری اشک بریزم اما اشکام به
من یاد نداد که چطوری زندگی کنم!!!
امیدوارم شادو سربلند باشید .
دوستون دارم
علیرضا رحمانی 🍂
Read more
تشکره ویژه از تک تکه شما عزیزان که، برای ساخت کلیپ با یادگاری ۱۱ همراه شدید .( @nabaacoffee، امیر، ...
Media Removed
تشکره ویژه از تک تکه شما عزیزان که، برای ساخت کلیپ با یادگاری ۱۱ همراه شدید .( @nabaacoffee، امیر، هانیه، صبا، رضا، شبنم، باران، آنیتا و ...... ) اینی که می خوام بگم برای همه پیش اومده. وقتی می گم همه، اونایی که هنوز دنیا نیومدن هم در بر می گیره پس شاید فکر کنید برای اونا باید می گفتم پیش خواهد امد اما ... تشکره ویژه از تک تکه شما عزیزان که، برای ساخت کلیپ با یادگاری ۱۱ همراه شدید .( @nabaacoffee، امیر، هانیه، صبا، رضا، شبنم، باران، آنیتا و ...... )
اینی که می خوام بگم برای همه پیش اومده. وقتی می گم همه، اونایی که هنوز دنیا نیومدن هم در بر می گیره پس شاید فکر کنید برای اونا باید می گفتم پیش خواهد امد اما من اصرار دارم که اونا هم جز همین همه ی الانن همونطور که ما جز اون همه ی گذشته ایم چون یه اتفاق تکراریه و یه تکراره اتفاق.
الان می پرسید این همه آسمونو ریسمون بافتن واسه چیه ؟!؟ منم می گم، بخدا نمی دونم اما ..... فقط می خوام بگم برای هممون پیش اومده که، عشق، عطر، خاطرات، یادگاری یا کلا هرچی خودت صداش می کنی ... رفته اما نرفته .
این تکرار رفتنهای نرفته همه ی زندگیمونو پر کرده. همه ی هوای زندگیمونو گرفته، برای همینه که می بینی که رفته اما نفست تنگ می شه. حتی حالا که نیست و برای تو یا برای من با اینکه هوا بیشتر هم شده اما این اتفاق می افته .
اون نیست که اکسیژن اطرافت را باهاش تقسیم کنی و همه ی همه ی هوا مال توه اما نفست می گیره. چرا هممون می دونیم که این یه اتفاق تکراریه و می ریم وارده همین مسیر می شیم ؟!؟ می دونیم رفته اما نرفته
خوده من می بینیمش !!! می دونم هوا بیشتره اما نفسم می گیره !!! از جبر، حرف نزدم چون فقط سوال بود!!! امیدوارم
جبره تقدیر، براتون لیلی و مجنون نباشه
شیرین و فرهاد نباشه
عشقی باشه از طرفین، از نوع بهترین رنگه دنیا که تو این رنگ همه چیز معلومه ( بی رنگی )
دوستون دارم
علیرضا رحمانی🍂
Read more
سهیلا صفائی انارکی رو بیشتر با صدای خاصش می‌شناسیم، صدای منعطفی که می‌تونه به جای یک خانم ۲۵ ساله یا ...
Media Removed
سهیلا صفائی انارکی رو بیشتر با صدای خاصش می‌شناسیم، صدای منعطفی که می‌تونه به جای یک خانم ۲۵ ساله یا خانمه ۷۰ ساله صحبت کنه. جوانی در ظاهرش جلوه‌گری می‌کنه و خودش می‌گه ۲۵ تا ۷۰ سال سن داره . عشق به دوبله از کودکی توو وجودشه و هر کاری انجام داده در نهایت به دوبله رسیده . سهیلا صفائی انارکی از اون دسته ... سهیلا صفائی انارکی رو بیشتر با صدای خاصش می‌شناسیم، صدای منعطفی که می‌تونه به جای یک خانم ۲۵ ساله یا خانمه ۷۰ ساله صحبت کنه. جوانی در ظاهرش جلوه‌گری می‌کنه و خودش می‌گه ۲۵ تا ۷۰ سال سن داره . عشق به دوبله از کودکی توو وجودشه و هر کاری انجام داده در نهایت به دوبله رسیده .
سهیلا صفائی انارکی از اون دسته دوبلورها ست که هنوز فعالیتش توو این عرصرو همراه با کار در رادیو و تئاتر و البته حوزه تصویر، با جدیت ادامه می‌ده. وقتی برای یادگاری ۱۱ دو تا از کاراشو هدیه داد و همچنین از دوستانه خوب و قابله احترام هم هست برای هم صحبت شدن باهاش خواستم بیشتر از خودش بگه اما در نهایت این نکته را مطرح کرد که هنگام کار نمی‌تونه مصاحبه انجام بده، بنابراین ترجیح می‌ده توو فرصت مناسب مصاحبه ای جانانه با یادگاری ۱۱ داشته باشه .
به هر حال بسیار ممنون از هدیه ی بسیار زیبات
و
امیدوارم
نه تو این مسیر بلکه در مجموع، تو زندگیت هر روز موفق تر از روز قبل در کمال، آرامش و آسایش باشی .
دوستتون دارم
علی رضا رحمانی 🍂
Read more
کنار درختی تکیه داده بودمو با ناراحتی  گذرعمر خودمو از جلو چشم می گذروندم . مردی میانسال که از اونجا ...
Media Removed
کنار درختی تکیه داده بودمو با ناراحتی  گذرعمر خودمو از جلو چشم می گذروندم . مردی میانسال که از اونجا می‌گذشت منم می شناخت امد جلو به من گفت بهت سلام دادم متوجه نشدی ازم پرسید واسه چی انقدر غرقی، شایدم غمگینی؟!؟ گفتم آرامش ندارم و نمی‌دونم آرامشو تو چی حس کنم یا ببینم؟!؟ پیرمرد گفت این پرو می بینی، ... کنار درختی تکیه داده بودمو با ناراحتی  گذرعمر خودمو از جلو چشم می گذروندم .
مردی میانسال که از اونجا می‌گذشت منم می شناخت امد جلو به من گفت بهت سلام دادم متوجه نشدی ازم پرسید واسه چی انقدر غرقی، شایدم غمگینی؟!؟
گفتم آرامش ندارم و نمی‌دونم آرامشو تو چی حس کنم یا ببینم؟!؟
پیرمرد گفت این پرو می بینی، گفتم کدوم پر.
پر روی زمین افتاده بود برداشت و پرو توو هوا ولش کرد به من گفت نگاه کن پر چطوری توو این هوا که از جنسه نفسه برات با ناملایمات همراه می‌شه و خودشو به زمین می‌رسونه بد یه سنگو از زمین برداشت سنگم توو هوا ول کرد و گفت نگاه کن سنگ چطوری تو همین هوا خودشو با فشار و فشار به زمین می رسونه توو شرایطی که هوا برای پرم همون هواس اما محکم سر جاش وای می سه تا خودشو به زمین برسونه. بد گفت آرامش پرو قبول داری یا سنگ ؟ا؟
گفتم الان معلوم نیست چه راه سختی برایه پر هست و توو راه با چه مشکلاتی برای رسیدن به زمین مواجه می شه .اما سنگ حداقل در سر جاش محکم وای می سه و با جریان هوا مقابله می‌کنه، پس من آرامش سنگو ترجیح می‌دم.
پیرمرد با رویی خندون گفت پس چرا از ناملایمتی زندگی خسته شدیو می‌نالی؟!؟
اگه آرامش سنگو می‌خوای باید محکم سر جات وایسی و در حین نگاه کردن به شرایط و زندگی آرامش خودتو حفظ کنی
پیرمرد با من خدا حافظی کرد و می‌خواست بره که پرسیدم شما کدوم آرامشو ترجیح می‌دی؟!؟
پیرمرد با قطعیت گفت آرامش پر رو می‌پسندم و زندگی خودمو با اطمینان به خالق رودخونه سپردم
چون می‌دونم توو آغوش رودخونه که همه ذرات اون نشونه از حضور یار دارهاز بالا و پایینش اصلا دل آشوب نمی‌شم و مطمئنم که او بهترین‌ها را برام می‌خواد.

راستشو بخواین اصلا با جوابی که دادم و حرفی که در مورده سوالم شنیدم قانع نشدم
پس فقط نگاه کردمو، تشکر و خداحافظی .
معمولا از آدمها مخصوصا میان سالا یا همسنایه این مرد همین جوابو شنیده بودم البته با یه کلامت دیگه، شاید رو حسابه سنشون یا حرفی بود که شنیده بودن .
امیدوارم
معنیه آرامشو با تمامه وجودتون درک و حس کنید .
و
آرامشو تو راهی پیدا کنیم که با خدمت به مردم به مقصد برسه .
دوستون دارم
علیرضا رحمانی 🍂
Read more
زنده ایم، نفس می کشیم !!! اما زندگی نمی کنیم !!! دیشب باز خواب تو رو دیدم آره خواب . هستیم اما نیستیم، ...
Media Removed
زنده ایم، نفس می کشیم !!! اما زندگی نمی کنیم !!! دیشب باز خواب تو رو دیدم آره خواب . هستیم اما نیستیم، عیبی نداره قانون دنیا همینه، البته اسمیه که خودمون روش گذاشتیم !!! کوچه به کوچه لحظه به لحظه به دنبال زندگی می دوئیم . یه موقع ها هست بهت ثابت می شه بعضی اتفاق ها فقط توو رویا قشنگه . دوستون ... زنده ایم، نفس می کشیم !!!
اما
زندگی نمی کنیم !!!
دیشب باز خواب تو رو دیدم
آره
خواب .
هستیم اما نیستیم، عیبی نداره قانون دنیا همینه، البته اسمیه که خودمون روش گذاشتیم !!!
کوچه به کوچه لحظه به لحظه به دنبال زندگی می دوئیم .
یه موقع ها هست
بهت ثابت می شه
بعضی اتفاق ها
فقط توو رویا قشنگه .
دوستون دارم
علیرضا رحمانی 🍂
Read more
‎داستان توو فضای طوفانی شهر آغاز می­شه. مرد و زنی که رابطه گرم و صمیمی دارن و پسر ده یازده ساله­ شون این ...
Media Removed
‎داستان توو فضای طوفانی شهر آغاز می­شه. مرد و زنی که رابطه گرم و صمیمی دارن و پسر ده یازده ساله­ شون این پیوندو مستحکم­تر کرده. زمین خوردن زن در فضای طوفانی شهر برخوردی ناخواسته را با مرد جوانی شکل می دهد. قبول دعوت دوستانه ی مرد برای پانسمان زخم زانوها اغاز ماجراست. زخمی که اگه بظاهر درمان شده ولی ... ‎داستان توو فضای طوفانی شهر آغاز می­شه. مرد و زنی که رابطه گرم و صمیمی دارن و پسر ده یازده ساله­ شون این پیوندو مستحکم­تر کرده. زمین خوردن زن در فضای طوفانی شهر برخوردی ناخواسته را با مرد جوانی شکل می دهد. قبول دعوت دوستانه ی مرد برای پانسمان زخم زانوها اغاز ماجراست. زخمی که اگه بظاهر درمان شده ولی اثرش برای همیشه توو زندگی زن باقی می مونه
‎زنی که زندگیشو دوست داره ولی اون هیجانو که می خواد نداره با عذاب وجدان توو آغوش مردی زن باز میره و بارها تکرار می کنه و با وجود ناراحتی که در چهرش موج می زنه توو آغوش مرد غریبه عشقبازی می کنه . راستی چه چیزی  در زندگی زن کمه !؟! هیجان، کمبود جاذبه جنسی، ناتوانی مرد در ارضای او یا تنوع طلبی زن ؟!؟
‎ریچارد گر شوهر زن خیانتکار مردی آروم، عاشق و پایبند خانواده ست. شکیبایی و گذشت او در برخورد با این اتفاق هم به همین علت عصبی­کننده و توجیه­ناپذیر به­نظر می­رسه.
‎ احساس گناه زندر اوایل رابطه حتی باعث توهم دیدن سنگینی نگاه سگ خونه روی خودش می شه..
‎ بار دوم وقتی به خونه مرد جوان وارد می­شه شاهد اشاره­ای و البته کاملاً سینمایی به آغاز لغزشه . با لمس صفحه­ای از کتاب بریل  مرد جوان از او می­خواد که چشم­هاشو ببنده و این آغاز سقوطه.
‎زن هنوز در مرحله یک لغزش احساس وعاطفیه. برای فرار از حس موذیی گناه با خریدن هدیه­ای و سرزده به محل کار شوهرش رفتن سعی در سرپوش گذاشتن روی خطای لو نرفته دارد.در سومین مراجعه به آپارتمان مرد جوان، با اینکه به خیانتی کاملا انتخاب شده رسیده هنوز هم ریخته و پریشان است و در پی پاک کردن نشونه های ظاهری آلودگی اش. پاک شدن جسم نه روح. او دیگه به راحتی قادر به عشقبازی با شوهرش نیست. شاید دوباره دچار خیانت شده و این بار به فاسقش. در پی شک کردن شوهرش و تعقیب او توسط ماموری که استخدام کرده از پرده برون افتاد انچه راز بود.
‎مرد گوی بلورینی را که همسرش از عشق بهش هدیه کرده در کنار تختخواب جوان پیدا می­کنه،خشم به جنون می­رسه و گوی را بر سر مرد جوان می کوبه .
‎زن و شوهر برای فراموش کردن تلخ­ترین فصل زندگی خود به تکاپو می­افتن. پایان فیلم اتومبیل خانواده در خلوت­ترین لحظه ی نیمه شب پشت چراغ قرمز توقف کرده. ‎چراغ سبز می­شه و دیگر فرصتی برای عبور نیست.

دوستون دارم
علیرضا رحمانی 🍂
Read more
شبیه دلتنگیهای عاشقانه ست بایدکنار هم نشست و خاطرات و یادگاریهارو مرور کرد. متن زیر یه نوشتست از نوع یادگاری، از طرف خواهرم برای تنها فرزندش که شب و روزشو مثل خیلی از مادرهای دیگه برای پسرش ( آئین ) گذاشته، خود من خیلی تلاش کردم تا آخر این نوشترو بخونم اما باور کنید نتونستم، نمی دونستم به چه صورت ... شبیه دلتنگیهای عاشقانه ست
بایدکنار هم نشست
و خاطرات و یادگاریهارو مرور کرد.
متن زیر یه نوشتست از نوع یادگاری، از طرف خواهرم برای تنها فرزندش که شب و روزشو مثل خیلی از مادرهای دیگه برای پسرش ( آئین ) گذاشته، خود من خیلی تلاش کردم تا آخر این نوشترو بخونم اما باور کنید نتونستم، نمی دونستم به چه صورت نگاهش کنم، کسب تجربه، نظام زندگی، معرفت دنیا و یا ..
👇🏼
فرزندم، عزیز تر از جانم
‏‎از ملالتهای این روزهای مادری ام برایت میگویم
از این روزها که از صبح باید به دنبال پاهای کوچک و لرزان تو بدوم و دستت را بگیرم تا زمین نخوری
‏‎به کارهای روی زمین مانده ام نمیرسم این روزها که  اتاقها را یکی یکی دنباله من می آیی، به پاهایم آویزان میشوی و آن قدر نق میزنی تا بغلت کنم، تا آرام شوی
‏‎این روزها  فنجان چایم را که دیگر یخ کرده، از دسترست دور میکنم تا مبادا دستهای کنجکاوت آن را بشکند. با ناراحتی و ناامیدی سر برگرداندنت را میبینم که سوپت را نمیخوری و کلافه میشوم از اینکه غذایت را بیرون میریزی
‏‎هرروز صبح جارو میکشم، گردگیری میکنم، خانه را تمیز میکنم و شب با خانه ای منفجر شده و اعصابی خراب به خواب میروم
‏‎روزها میگذرد که یک فرصت برای خلوت و استراحت  پیدا نمیکنم و باز هم به کارهای مانده ام نمیرسم
‏‎امشب یک دل سیر گریه کردم
‏‎امشب با همین فکر ها تو را در آغوش کشیدم و خدا را شکرکردم و به روزها و سالهای پیش رو فکر کردم و غصه مبهمی قلبم را فشرد
‏‎تو روزی آنقدر بزرگ خواهی شد که دیگر در آغوش من جا نمیشوی و آنقدر پاهایت قوت خواهد گرفت که قدم قدم از من دور میشوی و من مینشینم و نگاه میکنم و آه.
‏‎روزگاری باید با خودم خلوت کنم و ساعتها را بشمارم تا  تو از راه بیایی و من یک فنجان چای تازه دم برایت بیاورم و به حرفهایت با جان گوش بسپرم تا چای از دهن بیفتد
‏‎روزی میرسد که از این اتاق به آن اتاق بروم و خانه ای را که تو در آن نیستی تمیز کنم. و خانه ای که برق میزند و روزها تمیز میماند، بزرگ شدن تو را بیرحمانه به چشمم بیآورد
‏‎روزی  خواهد رسید که تو بزرگ میشوی، شاید آن روز دیگر جیغ نزنی، بلند نخندی، همه چیز را به هم نریزی.شاید آن روز من دلم لک بزند برای امروز
‏‎روزی خواهد رسید که من حسرت امشبهایی را بخورم که چای نخورده و با سردرد و گردن درد و با فکر خانه ی به هم ریخته به خواب میروم.شاید روزی آغوشم درد بگیرد، این روزها دارد از من یک مادر به شدت بغلی میسازد
🍂
از تمام دلتنگی ها، اشک ها، شکایت ها که بگذریم
پشتم به پدر مادرم گرمه
نمی‏دونم اگه اونا نبودن، زبونم چطور می‏چرخید
دوستون دارم
علی رضا رحمانی🍂
Read more

Loading...