Loading Content...

Yaghma_golrouee Instagram Photos and Videos

Loading...


yaghma_golrouee yaghma golrouee @yaghma_golrouee mentions
Followers: 495,016
Following: 126
Total Comments: 0
Total Likes: 0

"تو شبیه برادرم هستی" تو شبیه برادرم هستی، یه برادر که وارثِ درده یه برادر که مثل من عمری زیر ساطور ...
Media Removed
"تو شبیه برادرم هستی" تو شبیه برادرم هستی، یه برادر که وارثِ درده یه برادر که مثل من عمری زیر ساطور زنده‌گی کرده توسری خورده سرسری نشده، خونده از یه جهانِ بی‌برده یه برادر که با صداش شاید ورق روزگار برگرده. من همه راهو اشتباه رفتم، کی‌ می‌گه رؤیا، دنیا می‌سازه؟ هر درختی یه روز تبر می‌شه، ... "تو شبیه برادرم هستی"

تو شبیه برادرم هستی، یه برادر که وارثِ درده
یه برادر که مثل من عمری زیر ساطور زنده‌گی کرده
توسری خورده سرسری نشده، خونده از یه جهانِ بی‌برده
یه برادر که با صداش شاید ورق روزگار برگرده.

من همه راهو اشتباه رفتم، کی‌ می‌گه رؤیا، دنیا می‌سازه؟
هر درختی یه روز تبر می‌شه، هر زن آبستن یه سربازه.
تیغ توقیف رو رگِ واژه‌س، مهر ممنوع روی پروازه
راهِ رفتن همیشه بن‌بسته، راهِ برگشت تا ابد بازه.

پس باید رو به شعر برگردم، بسه همدیگه رو نفهمیدن
بسه تو چارچوب جون کندن، بسه تو یه مدار چرخیدن.
همیشه چاه رو نشون دادمبه صداهایی که نمی‌دیدن
اونا که با ترانه‌هام آخر روی پیستِ سقوط رقصیدن.

حس سطل زباله‌ رو دارم لب به لب از سرنگ و ته‌سیگار
حس یه یاکریم که فهمیده لونه‌شو ساخته روی چوبه‌ی دار.
من یه جوک توی مجلس ترحیم، من یه پروانه‌ام توی رگبار
من یه زندانی‌ام که عمرش رو مشت می‌کوبیده به تن دیوار.

تلی از خواب‌های مکروهم، تلی از بغض‌های تعزیری
خسته از بورس بشکن و باسن، خوندنِ از سر شکم‌سیری.
توی عصری که حتا با عکسِ خودتم توی آینه درگیری
چه‌جوری می‌شه زنده گی رو نوشت، وقتی لحظه به لحظه می‌میری.

وقتی که گاندیای امروزی کفش کلوین‌کلاین می‌پوشن
وقتی که میمونا دارن نفتِ گربه‌ی آسیا رو می‌دوشنک
وقتی که غولای مبارز هم بی‌قراره بلیطِ گوگوشن
خب دیگه عادیه که مطرب‌ها خودشونو به پول بفروشن.

حالا که استخونای شاملو، زیر سنگِ شکسته می‌پوسه
حالا که آخرین چریک داره چکمه‌ی دیکتاتور رو می‌بوسه
حالا که مرکز جهان امروز تخت‌خوابِ یه نشمه‌ی روسه
دیگه فرقی نداره دنیامون توی دستِ کدوم دیوثه.

تو شبیه برادرم هستی، یه برادر که خوب می‌بینه
یه برادر که خوب می‌دونه، معنی گوله رو توی سینه
ما کتک خورده‌ی یه کابوسیم، تو زمانی که رؤیا ننگینه
تو زمانی که وزن این هستی، مثل وزن سکوت سنگینه.

یغما گلرویی
Read more
Loading...
«کارتون» خواننده و آهنگساز: رضا یزدانی ترانه سرا: یغما گلرویی سال انتشار ۱۳۸۲ چشماتو هَم‌ ...
Media Removed
«کارتون» خواننده و آهنگساز: رضا یزدانی ترانه سرا: یغما گلرویی سال انتشار ۱۳۸۲ چشماتو هَم‌ بذار! رفيق‌ بيا تا بچگی‌ کنيم‌. بیا که‌ تو قصه های کارتونی زند‌گی‌ کنيم. بیا شنل‌قرمزی‌ رو بدزديم‌ از پنجه‌ی‌ گُرگ‌. آخه‌ تو کلبه‌ش‌ هنوزم‌ منتظره مادربزرگ‌ بيا تا مثل‌ِ گاليوِر، پا ... «کارتون»

خواننده و آهنگساز: رضا یزدانی
ترانه سرا: یغما گلرویی
سال انتشار ۱۳۸۲

چشماتو هَم‌ بذار! رفيق‌
بيا تا بچگی‌ کنيم‌.
بیا که‌ تو قصه های
کارتونی زند‌گی‌ کنيم.

بیا شنل‌قرمزی‌ رو
بدزديم‌ از پنجه‌ی‌ گُرگ‌.
آخه‌ تو کلبه‌ش‌ هنوزم‌
منتظره مادربزرگ‌

بيا تا مثل‌ِ گاليوِر،
پا بذاريم‌ تو لی‌لی‌پوت‌.
نذار مسافر کوچولو
گُم‌ بشه‌ توی‌ برهوت‌

نذار رابين‌هودو تَه‌
کارتون‌ِ ما اسير کنن‌.
نذار پلنگ‌ صورتی‌ رو
با ماهی‌مُرده‌ سير کنن‌

دنيای‌ کارتونا قشنگ‌
دنيای‌ ما سياه‌ و زشت‌.
آخ که چه بی سلیقه ای
زندگی ما رو ‌نوشت.

بگو که‌ تام‌ساير کجاس‌؟
بگو کجاس‌ هاکل‌ بِری؟
می خوام‌ بازم‌ سفر کنم‌
به‌ قصه ی تام‌ و جِری.

سندبادِ قصّه‌ آخرش‌
نگفت‌ که‌ مقصدش‌ کجاس‌.
هيچکی‌ نفهميد گاليوِر
عاشق‌ِ فلِرتيشياس‌

تُرنادو شيهه‌ می‌کشه‌
زورو هنوز رو تَرکشه‌.
می خواد رو‌ ديوارِ سِتَم‌
علامت‌ ضِد بِکشه‌

ببين‌ که‌ عمرِ غولای‌
کارتونی‌ خيلی کم‌ شُده‌.
بيا تولّد بگيريم‌
پينوکيو آدم‌ شُده

دنيای‌ کارتونا قشنگ‌
دنيای‌ ما سياه‌ و زشت‌.
کاش کسی زند‌گی مونو
شبيهِ کارتون می‌نوشت. // @rezayazdanioriginal
Read more
«نشونی» شعر و‌ صدای یغما گلرویی موسیقی: جان ویلیامز - فهرست شیندلر بانو! بگو که کافه ی دنجِ چشات کو؟ من خسته ام... نشونیِ اون کافه رو بگو! باز از مسيرِ خواب برم تا سرابِ تو، يا از پياده روی همين شعرِ رو به رو؟ پيشِ تو قطب نمای دلم مست می کنه بايد بغل کنم تو رو از هر چهار سو! من به نشونیِ غلطت ... «نشونی»

شعر و‌ صدای یغما گلرویی
موسیقی: جان ویلیامز - فهرست شیندلر

بانو! بگو که کافه ی دنجِ چشات کو؟
من خسته ام... نشونیِ اون کافه رو بگو!

باز از مسيرِ خواب برم تا سرابِ تو،
يا از پياده روی همين شعرِ رو به رو؟

پيشِ تو قطب نمای دلم مست می کنه
بايد بغل کنم تو رو از هر چهار سو!

من به نشونیِ غلطت شک نمی کنم
حتا تو التهابِ کتک های بازجو

بی تو يه ساعتم که عقب می ره عقربه ش،
با صدهزار زنگ فرو مُرده تو گلو!

يه برکه ام که روی تنم غوطه می خورن،
اين اردکای زشت همه تو لباسِ قو!

بايد تمامِ شعرای حافظ رو دوره کرد،
تا شرحِ يک نگاهِ تو رو گفت مو به مو

اما تمامِ حرفِ دلِ من خلاصه شد،
تو چهار سطرِ ساده ی يک شعرِ شاملو:

آه ای يقينِ گم شده! ای ماهیِ گريز!
در برکه های آينه لغزيده تو به تو!

من آب گيرِ صافی ام، اينک! به سِحرِ عشق!
از برکه های آينه راهی به من بجو! .
.
.
.
چهار سطرِ آخر اين غزل ترانه از شعر «ماهی» سروده ی احمد شاملوست. .
عکس از
@kambiz_photography

کانال رسمی یغما گلرویی در تلگرام:
https://telegram.me/yaghmagolrouee
Read more
"با ترانه منتشر شد" فروش در روزنامه فروشی های سراسر کشور. تکه ای از گفتگو با یغما گلرویی من و ده نفر دیگر از دوستان ترانه‌سرا و آهنگ‌ساز اوایل دهه‌ی نود به دادسرای رسانه احضار شدیم وچند سال رفتیم و آمدیم و بعد مشخص شد که ان دادسرا صلاحیت رسیدگی به اتهام ما را ندارد چون اصلاً قانونی برای مجازات ... "با ترانه منتشر شد"

فروش در روزنامه فروشی های سراسر کشور.

تکه ای از گفتگو با یغما گلرویی

من و ده نفر دیگر از دوستان ترانه‌سرا و آهنگ‌ساز اوایل دهه‌ی نود به دادسرای رسانه احضار شدیم وچند سال رفتیم و آمدیم و بعد مشخص شد که ان دادسرا صلاحیت رسیدگی به اتهام ما را ندارد چون اصلاً قانونی برای مجازات کسی که به آن ور آبی‌ها کار می‌دهد وجود ندارد. بالاخره پرونده را به دادگاه انقلاب شعبه معلم فرستادند و بعد از یک سال آن شعبه همه‌ی ما را رقم مشخصی جریمه کرد و پرونده بسته شد. خیلی از دوستان هم الان مشغول کار هستند و من هم‌چنان مشکل دارم. پس ایراد کار قانون و این حرف‌ها نیست. ایراد از آن خواننده‌ها که به همکاری باهاشان در خارج از ایران مفتخرم هم نیست. ایراد، خود منم! چون من در هر فصلی رنگ عوض نکرده‌ام. به دار و دسته تدبیر و کلید هم مثل دولتهای قبلی روی خوش نشان نداده‌ام. من در همان زمان خاتمی هم یک دوره‌ی شش ماهه ممنوع بودم و از دوره‌ی دوم احمدی‌نژاد تا الان هم این ممنوعیت ادامه دارد. شاید میان دو انتخابات از دستشان در رفته و یکی دو تا از کتاب‌هایم مجوز گرفته‌اند اما بلافاصله مجوز همان کتابها را هم پس گرفتند. همین اوخر که ناشرم پنج عنوان کتاب را به شورا برده اصلاً پیش از ورود به شورا مهر غیرقابل انتشار خورده‌اند. کافی‌ست بنفش شوی و به جناح دارد و دسته‌ای روی خوش نشان بدهی تا ممنوعیت‌ها برداشته شوند. من هم اگر مثل خیلی‌ها دچار آلزایمر می‌شدم و اتفاقات همین چند سال پیش را فراموش می‌کردم و بنا بر مد روز رنگ عوض می‌کردم شرایطم این نبود. جدا از تمام اینها سر و ته موسیقی مجاز و گلخانه‌ای ما چه هست که حالا این وسط بخواهم برایش با ارشاد چانه بزنم؟ حرف من فقط این است که کار ممنوع الفعالیت کردن من و ترانه‌سرایان دیگر مثل مونا برزویی و نیلوفر لاری‌پور در یک کلام غیرقانونی‌ست و ارشاد روزی باید پاسخگوی این ماجرا باشد. اصلن کسی از خود پرسیده این ترانه‌سرایان چگونه روزگار می‌گذرانند؟ البته دیگر این روزها آنقدر گند همه‌چیز درآمده و شرایط ناگوار اقتصادی و تاراج سرمایه‌های ملی بلایی بر سر قشر زیادی از مردم آورده که دیگر مضحک است من هم بنشینم و با شما درباره این که دَه سال است ممنوع الفعالیتم و برای نان شب مجبور به کار یدی و کارگری شده‌ام صحبت کنم. مشکلات بزرگتری داریم. .
.
متن کامل این گفتکو را در "با ترانه" بخوانید.
با تشکر از دوستان گرامی ام:

@rabbani.azadeh
@hamid.nasehi
@yashar.hashemzadeh
@kambiz_photography
@mohamaderfanrafeie
#با_ترانه
#یغما_گلرویی
Read more
"سرزمینِ من" نه گربه ای خفته، نه شیری که یال هایش را قبیله ی قاجار قیچی کرده است، تو شبیه پیرزنی ...
Media Removed
"سرزمینِ من" نه گربه ای خفته، نه شیری که یال هایش را قبیله ی قاجار قیچی کرده است، تو شبیه پیرزنی هستی در صفِ نان که بادِ زمستانی گُل های چادرش را یکی یکی با خود می برد. شعر و عکس: یغما گلرویی "سرزمینِ من"

نه گربه ای خفته،
نه شیری که یال هایش را
قبیله ی قاجار
قیچی کرده است،

تو شبیه پیرزنی هستی
در صفِ نان
که بادِ زمستانی
گُل های چادرش را
یکی
یکی
با خود می برد.

شعر و عکس: یغما گلرویی
"یاد تو سبزه" خواننده: سهیل محمدی آهنگساز و تنظیم کننده: اشکان دباغ میکس و مستر: رضا پوررضوی ترانه سرا: یغما گلرویی تو دوباره برمی گردی من چه خوش باورم امروز غزل نابو خبر کن از ترانه سرم امروز با تو ام تا ته آواز همصدای بی ستاره لحظه ی نایاب فریاد ای تولد دوباره وقت عریونیِ عشقه وقت ... "یاد تو سبزه"

خواننده: سهیل محمدی
آهنگساز و تنظیم کننده: اشکان دباغ
میکس و مستر: رضا پوررضوی
ترانه سرا: یغما گلرویی

تو دوباره برمی گردی
من چه خوش باورم امروز
غزل نابو خبر کن
از ترانه سرم امروز

با تو ام تا ته آواز
همصدای بی ستاره
لحظه ی نایاب فریاد
ای تولد دوباره

وقت عریونیِ عشقه
وقت بیداریِ من نیست
بگو شب بیاد سراغم
حسِ آفتابی شدن نیست.

یه دفعه خوابتو دیدم به یه عمر من می ارزه
توی این چله ی پاییز هنوزم یاد تو سبزه

تو دوباره برمی گردی
شب یه عمره گوش بزنگه
پا بذار رو خط جاده
با تو قصه مون قشنگه

نگو پروانه هنوزم
تو دلِ پیله اسیره
پر پروازتو وا کن
نگو دیره، نگو دیره

واسه فهمیدن چشمات
پلک خورشیدو می بندم
گم می شم تو شهر رویا
تا به بیداری بخندم

یه دفعه خوابتو دیدن به یه عمر من می ارزه
توی این چله ی پاییز هنوزم یاد تو سبزه.

@soheil.mohammadii
@ashkandabbagh
@yaghma_golrouee
Read more
Loading...
"سکانسِ آبی" خواننده: مهدی باقریان آهنگساز و تنظیم کننده: کارن همایونفر میکس و مستر: میلاد فرهودی ترانه سرا: یغما گلرویی (بر مبنای ملودی) روی تراسِ داغِ بعد از ظهر، پیراهنا رو باد پوشیده چن وقته که با عطرِ دستِ تو دنیام بوی تازه‌ای می‌ده چشمای تو سر می‌رسن دائم از لحظه‌های خواب ... "سکانسِ آبی"

خواننده: مهدی باقریان
آهنگساز و تنظیم کننده: کارن همایونفر
میکس و مستر: میلاد فرهودی
ترانه سرا: یغما گلرویی
(بر مبنای ملودی)

روی تراسِ داغِ بعد از ظهر،
پیراهنا رو باد پوشیده
چن وقته که با عطرِ دستِ تو
دنیام بوی تازه‌ای می‌ده

چشمای تو سر می‌رسن دائم
از لحظه‌های خواب و بیداری
از تو کتابای کتابخونه
از تیتراژِ فیلمای تکراری

از تو صدای مجری اخبار،
از متنِ یه آهنگِ جانانه:
ای کاش این‌جا - پیش من - بودی
می‌تابیدی، الماسِ دیوانه!

خاموش کن خورشیدو با چشمات،
بیدار کن مهتابو با دستات
همبازی من باش تو این عشق،
تو این سکانسِ آبیِ بی‌کات

توفان شو، بارون شو، برام تب کن،
دنیای مغشوشو مرتب کن،
شب‌ها رو که تو خواب‌هام هستی،
روزاتو پیش چشم من شب کن.

این‌جا غروبای بدی داره
وقتی که جات نزدیکِ من سبزه
وقتی که با هر زنگِ این گوشی
قلبِ من اشتباهی می‌لرزه

دائم حواسم پیشِ تو پرته،
هی راه می‌رم توی این خونه
فکرام همه دور تو می‌گردن،
چشمم به ساعت مات می‌مونه

انگار داری می‌رسی از راه،
توی همین لحظه‌ی رویایی
از توی اقیانوس تنهاییم
درست مثِ پریِ دریایی

خاموش کن خورشیدو با چشمات،
بیدار کن مهتابو با دستات
همبازی من باش تو این عشق،
تو این سکانسِ آبیِ بی‌کات

توفان شو، بارون شو، برام تب کن،
دنیای مغشوشو مرتب کن،
شب‌ها رو که تو خواب‌هام هستی،
روزاتو پیش چشم من شب کن.
یغما گلرویی

اشاره به ترانه ی از البوم «کاش اینجا بودی» گروه پینک فلوید.

photo: paris 2009

@karenhomayounfar
@mehdimirzabagherian
@miladfarhoodi
Read more
«کلاغ» به تو حسادت می کنم! کلاغ غارغارگوی چهار صبح! سحرخیز پر قیل و قال با چشم های کافکایی ات! بیدار ...
Media Removed
«کلاغ» به تو حسادت می کنم! کلاغ غارغارگوی چهار صبح! سحرخیز پر قیل و قال با چشم های کافکایی ات! بیدار می شوی که سایه ات را به فتح بام خانه ها ببری، گردوی نورسیده بدزدی، سر به سر گنجشک ها بگذاری و گول روباه های چرب زبانی را نخوری که -مثل من- به بال هایت حسادت می کنند. می خواستم مثل تو در انتهای ... «کلاغ»

به تو حسادت می کنم!
کلاغ غارغارگوی چهار صبح!
سحرخیز پر قیل و قال
با چشم های کافکایی ات!

بیدار می شوی که سایه ات را
به فتح بام خانه ها ببری،
گردوی نورسیده بدزدی،
سر به سر گنجشک ها بگذاری
و گول روباه های چرب زبانی را نخوری
که -مثل من-
به بال هایت حسادت می کنند.

می خواستم مثل تو
در انتهای هیچ قصه ای
به خانه نرسم.
می خواستم
مالک مرموز آسمان باشم،
باد را زیر بال هایم حس کنم
و در سپیده ی صبح
خواب از چشم دیگران بگیرم،
با قارقار سرخوشانه ام.

به تو حسادت می کنم،
-کلاغ ناپیدای چهار صبح -
که بیشتر از من زنده می مانی.

یغما گلرویی

photo by yaghma golrouee
Read more
Loading...
"شبیه نام خود بودی" برای شریف باجور دلنگران درختها بودن، در عصری که جانِ آدمی ارزانتر از گلوله ...
Media Removed
"شبیه نام خود بودی" برای شریف باجور دلنگران درختها بودن، در عصری که جانِ آدمی ارزانتر از گلوله است، از تو ساخته بود. توله های یتیم سگی مُرده را اندیشیدن هنگامی که کودکان در چهارراه ها به بردگی اند، از تو ساخته بود و از تو برمیامد کوله بران و حبسیان را صدا شدن و رکاب زدن در سنگراهه ها با ... "شبیه نام خود بودی"

برای شریف باجور

دلنگران درختها بودن،
در عصری که جانِ آدمی
ارزانتر از گلوله است،
از تو ساخته بود.

توله های یتیم سگی مُرده را اندیشیدن
هنگامی که کودکان
در چهارراه ها به بردگی اند،
از تو ساخته بود
و از تو برمیامد
کوله بران و حبسیان را صدا شدن
و رکاب زدن در سنگراهه ها
با پاهایی خونین
پیِ سرزمینی که گویی
لبخندهایش به گروگان گرفته شده.

تنها تو می دانستی
دستی که کبریت به سوزاندن جنگل می کشد
از کشتنِ آدمی هم
عار ندارد
و کودکی که سگی را نوازش کند
مسلسل به دست نمی گیرد.
شبیه نام خود بودی.
شریفِ پرشور و شَر،
شریفِ اعتصابِ غذا کرده،
شریفِ شاکی از حریقِ جنگلها،
شریفِ یکه و تنها،
تنها،
تنها...
با هزار بلوطِ گُر گرفته در چشم و
ققنوسی عاصی
در خاکستر موهایت.

بخسب و ببخشمان
که از ترسِ بُریده سَری
تنها تماشاگرِ رقصِ باشکوهِ تو
در حلقه ی ناکسان بودیم.

یغما گلرویی

شریف باجور فعال مدنی و محیط زیست اهل مریوان و از اعضای هیئت مدیره انجمن سبز چیا و مسئول اطفای حریق این انجمن در سوم شهریور ۱۳۹۷ به همراه امید کهنه‌پوشی از اعضای انجمن سبز چیا و محمد پژوهی و رحمت حکیمی‌نیا از جنگل‌بانان منطقه هنگام مهار آتش‌سوزی جنگل‌های روستای پیله و سلسی گرفتار آتش شدند و جان باختند. شریف از جمله کسانی بود که در زلزله سال گذشته کوردستان بی‌درنگ دست‌به‌کار جمع آوری کمک در استان شد و با حضور پیوسته در ازگله و مناطق پیرامون، مدیریت توزیع کمک‌ها و تأمین نیازهای زلزله‌زدگان را بر عهده گرفت. او بارها به سبب فعالیت‌های محیط زیستی خود در سال‌های ۹۰ و ۹۵ بازداشت و بازجویی شدهه بود و مغازه اش هنگامی که در ۱۲ آبان در حمایت از حقوق حیوانات اعتصاب کرده بود و در یک راهپیمایی اعتراض‌آمیز از مریوان به سوی ثلاث باباجانی رهسپار شده بود، به صورتی مشکوک آتش گرفت. او در شهریور ۱۳۹۶ همزمان با اعتصاب غذا، از مریوان تا تهران را با شعار «عدم خشونت راه پیروزی انسانیت است» رکاب زد. مقامات هلال احمر آلوده بودن منطقه ی آتش سوزی به مین و انفجار آن را دلیل مرگ شریف و سه همراهش دانسته اند.

#شریف_باجور
#کوردستان
#یغما_گلرویی
Read more
"نه رون داره، نه پستون" هفده سال پیش بخشی از "عهد عتیق" با نام غزل غزلهای سلیمان را که منسوب به سلیمان ...
Media Removed
"نه رون داره، نه پستون" هفده سال پیش بخشی از "عهد عتیق" با نام غزل غزلهای سلیمان را که منسوب به سلیمان نبی ست در قالب نیمایی به شعر برگردانده و برای مجوز به ارشاد فرستادم. فهرست اصلاحیه ای از ارشاد آمد که با حذفشان کتاب قابل چاپ بود. فهرستی به این قرار: ۸ پستان، ۳ ران ۲ ساق، ۳ بوسه، ۳ گلوگاه و ۲ شراب! بیشتر ... "نه رون داره، نه پستون"

هفده سال پیش بخشی از "عهد عتیق" با نام غزل غزلهای سلیمان را که منسوب به سلیمان نبی ست در قالب نیمایی به شعر برگردانده و برای مجوز به ارشاد فرستادم. فهرست اصلاحیه ای از ارشاد آمد که با حذفشان کتاب قابل چاپ بود. فهرستی به این قرار: ۸ پستان، ۳ ران ۲ ساق، ۳ بوسه، ۳ گلوگاه و ۲ شراب! بیشتر شبیه لیستی بود که مادرم مرا با آن برای خرید به مرغ فروشی می فرستاد! فردایش پیش کارمند ارشادی که موارد حذفی را به مولفان شیرفهم می کرد رفتم و از "پستان" شروع کرده گفتم ما از کودکی "اتل متل توتوله" خواندیم که سطرِ "نه شیر داره، نه پستون" هم دارد و کسی با شنیدنش تحریک نمی شود. فرمودند پستان آن شعر مربوط به "گاو حسن" است و انسانی نیست! گفتم: "گویند مرا چو زاد مادر، پستان به دهن گرفتن آموخت چی؟" فرمایش کردند: "آن پستان مادرانه است اما چون شاعرش ایرج میرزا لعنت الله علیه است اجازه نشر ندارد" گفتم شراب و بوسه در شعر حافظ هم هست. گفت آن شعرها عرفانی اند. در دل گفتم لابد "گر من از باغ تو یک بوسه بچینم چه شود" هم عرفانی ست، یا "ساقیِ سیم ساق من" چیزی در مایه های "پروین پاطلایی!" آخرش از او خواستم که مستقیم با خود بررس صحبت کنم چون این متن کتاب مقدس است و قابل سانسور نیست. گفت از قرار گذاشتن با ممیز معذور است اما می تواند قراری با رییس ممیزان برایم هماهنگ کند. برای هفته بعد وقتی داد و دلسوزانه اضافه کرد به عهد عتیق اشاره نکنم چون کتاب یهودیان است و حاج آقا با آن مسئله دارند! هفته بعد با فهرستی از نمونه پستانهای مختلف موجود در ادبیات پارسی به عنوان مدرک به ارشاد بهارستان رفتم و ان کارمند به ساختمان مجاور که دری شیشه ای دارد و اهل بخیه می شناسندش هدایتم کرد و بعدِ عبور از چند راهرو درِ اتاقی را پیشم باز کرد و من حاج آقای متخصص در رشته پستانشناسی را دیدم که اخمناک و چفیه به گردن و با دمپایی زهوار دررفته و شست پای بیرون از جوراب پشت میزی گرمِ تلفن بود! عجیبتر این که یک هفت تیرِ بی غلاف هم روی میزش بود! جای ورود به اتاق عقب رفتم و در را بستم و به کارمند راهنما گفتم: "برای اصلاحیه کتاب باید با ایشون صحبت کنم، یا اشتباه اومدیم؟" و جواب شنیدم: "بله تایید نهایی مجوزها با حاج آقاست." گفتم: " من نه آن امضا را می خوام، نه حرفی با هفت تیرکشها دارم!" و پیش چشمهای متعجب کارمند از ساختمان بیرون آمدم و آن کتاب - اگر شانه تخم مرغ نشده باشد - هنوز دارد در ارشاد خاک می خورد! این بود یکی از صدها ماجرای #من_و_سانسورچی یا سرسانسورچیِ مسلح که به دعوت #امیرمهدی_ژوله نوشتمش.

یغما گلرویی
Read more
"وحشی ترین" منتشر شد خواننده: آیلار ملودی و تنظیم: اشکان دباغ میکس و مستر: رضا پوررضوی طراح کاور: مهیار بیجاری ترانه سرا: یغما گلرویی بگین وحشی ترین حیوون کدومه؟ جواب ِ این سوالو کی می دونه؟ بگین گـُرگه؟ یا شیره؟ یا پلنگه؟ یا ببری که حریص بوی خونه؟ ولی من این سوال بی جوابو می پرسم ... "وحشی ترین"

منتشر شد

خواننده: آیلار
ملودی و تنظیم: اشکان دباغ
میکس و مستر: رضا پوررضوی
طراح کاور: مهیار بیجاری
ترانه سرا: یغما گلرویی

بگین وحشی ترین حیوون کدومه؟
جواب ِ این سوالو کی می دونه؟
بگین گـُرگه؟ یا شیره؟ یا پلنگه؟
یا ببری که حریص بوی خونه؟

ولی من این سوال بی جوابو
می پرسم از یه موش آزمایشگاه
نگاهم می کنه، هیچی نمی گه،
جوابش خیلی کوتاهه، مثِ آه!

تو رگ هاش جای خون ویروسه چونکه
ما آدم ها نباید زود بمیریم.
باید درمون دردا رو بفهمیم،
واسه این کار مُجازیم جون بگیریم.

برای کشفِ اون حیوون وحشی، کجای دنیا رو باید بگردم؟
سوالم ساده س اما بی جوابه، جوابش ر‌و چرا پیدا نکردم؟

می رم پیش گوزنی که سر اون
آویزونه به دیوارِ یه تالار.
می گم وحشی ترین حیوون کدومه؟
سکوتش رو سرِ من شه آوار!

یه روباه طلایی رو می بینم،
ولی اصلن جوابم رو نمی ده.
آخه اون خیلی وقته پالتو پوسته،
دیگه مُرده... به آرامش رسیده.

سوالو از قناری ها می پرسم،
قناری ها جوابشو می دونن.
جوابو از صداشون می شه فهمید،
مث زندونیا آواز می خونن.

برای کشفِ اون حیوون وحشی، کجای دنیا رو باید بگردم؟
سوالم ساده س اما بی جوابه، جوابش ر‌و چرا پیدا نکردم؟

دیگه دنبال اون حیوون نگردین،
من اونو توی آینه پیدا کردم.
شماها رو نمی دونم ولی من
حالا دارم پِی آدم می گردم.

در رادیوجوان بشنوید و دانلود کنید:

https://www.radiojavan.com/mp3s/mp3/Aylar-Vahshitarin

@Aylarmoosavi
@ashkandabbagh
@radiojavan

#آیلار
#اشکان_دباغ
#یغما_گلرویی
#حمایت_از_حیوانات
Read more
«عسل بانو» خواننده و آهنگساز: سیاوش قمیشی تنظیم: اروین خاچیکیان ترانه سرا: یغما گلرویی (اجرای ...
Media Removed
«عسل بانو» خواننده و آهنگساز: سیاوش قمیشی تنظیم: اروین خاچیکیان ترانه سرا: یغما گلرویی (اجرای زنده هامبورگ ۲۰۱۶) عسل بانو هنوزم پیش مایی اگرچه دست تو تو دست من نیست هنوزم با توام تا آخرین شعر نگو وقتی واسه عاشق شدن نیست حالا هرجا که هستی باورم کن بدون با یاد تو تنهاترینم هنوزم زیر ... «عسل بانو»

خواننده و آهنگساز: سیاوش قمیشی
تنظیم: اروین خاچیکیان
ترانه سرا: یغما گلرویی
(اجرای زنده هامبورگ ۲۰۱۶)

عسل بانو هنوزم پیش مایی
اگرچه دست تو تو دست من نیست
هنوزم با توام تا آخرین شعر
نگو وقتی واسه عاشق شدن نیست

حالا هرجا که هستی باورم کن
بدون با یاد تو تنهاترینم
هنوزم زیر رگبار ترانه
کنار خاطرات تو می شینم

عسلبانو، عسل گیسو، عسل چشم
منو یاد خودم بنداز دوباره
بذار از ابر سنگین نگاهم
بازم بارون دلتنگی بباره.

تو رفتی بی من اما من دوباره
دارم از تو برای تو می خونم
سکوت لحظه های تلخو بشکن
نذار این جا تکو تنها بمونم

حالا هرجا که هستی باورم کن
بدون با یاد تو تنهاترینم
هنوزم زیر رگبار ترانه
کنار خاطرات تو می شینم.

عسلبانو، عسل گیسو، عسل چشم
منو یاد خودم بنداز دوباره
بذار از ابر سنگین نگاهم
بازم بارون دلتنگی بباره.

@ghomayshi
@erwinkhachikian

#سیاوش_قمیشی
#اروین_خاچیکیان
#یغما_گلرویی
Read more
Loading...
«خنده به ریشِ دیوارها» شاعران را به زندان نبرید! از نوشته‌ی دیوارهای سلولشان هم شعرهایی می‌آفرینند که ...
Media Removed
«خنده به ریشِ دیوارها» شاعران را به زندان نبرید! از نوشته‌ی دیوارهای سلولشان هم شعرهایی می‌آفرینند که بیشتر از تمامِ شما عمر می‌کنند. آن‌ها جز ثبتِ آمارِ گنجشک‌های مُرده‌ در دفترهای کوچکشان، آرزوی رنگین‌کمان برای آسمانِ چروکیده و گریستن بر زخمِ ببرهایی که از حلقه ی آتش سیرک ... «خنده به ریشِ دیوارها»

شاعران را به زندان نبرید!
از نوشته‌ی دیوارهای سلولشان هم
شعرهایی می‌آفرینند
که بیشتر از تمامِ شما
عمر می‌کنند.

آن‌ها جز ثبتِ آمارِ گنجشک‌های مُرده‌
در دفترهای کوچکشان،
آرزوی رنگین‌کمان
برای آسمانِ چروکیده
و گریستن بر زخمِ ببرهایی
که از حلقه ی آتش سیرک ها می گذرند
کاری نکرده‌اند.

شاعران را به زندان نبرید!
با شعرهایشان
بلایی سرِ نگهبان‌ها می آورند
که شبانه
درِ زندان را باز بگذارند
و چوبه‌های دار را
با تبر بی‌اندازند.

آن ها تمام عمر
در زندانِ کلمات زیسته‌اند
و ترس از درهای فلزی ندارند.
در شعرهایشان
به ریشِ دیوارهای جهان خندیده‌اند
و باخبرند
دریا را نمی‌شود
لباسِ زندان پوشاند.

کافی‌ست چشم‌هاشان را ببندند
تا از آسمان
بارانِ گوشماهی ببارد
و پنجره‌ی سلول‌شان
چنان دهان‌دره کند
که آفتاب،
فرشِ زیرِ پایشان شود.

شاعران را به زندان نبرید!
آن‌ها کلیدی به سینه‌ی خود دارند
که زبانِ هر قفلی را
باز می‌کند.

یغما گلرويی

عکس از
@kambiz_photography
Read more
"هزاره ی تنهایی" خواننده: رضا پهلوانی آهنگساز و تنظیم کننده: بابک سعیدی ترانه سرا: یغما گلرویی . پری‌دریاییِ اقیانوسای طوفانی! دخترِ لوندِ روی فرشای ایرانی! بی‌تو این پازل کهنه تا ابد کامل نیست، رِی‌بنِ گم شده‌ی مردای آبادانی! تو رو از چشمِ پُر از جن و پَریت می‌شناسم تو رو توی ... "هزاره ی تنهایی"

خواننده: رضا پهلوانی
آهنگساز و تنظیم کننده: بابک سعیدی
ترانه سرا: یغما گلرویی
.

پری‌دریاییِ اقیانوسای طوفانی!
دخترِ لوندِ روی فرشای ایرانی!
بی‌تو این پازل کهنه تا ابد کامل نیست،
رِی‌بنِ گم شده‌ی مردای آبادانی!

تو رو از چشمِ پُر از جن و پَریت می‌شناسم
تو رو توی روسریِ سرسریت می‌شناسم
اگه پُر شه از زن استادیوم آزادی،
تو رو از همون نگاهِ دلبریت می‌شناسم.

از میونِ دفترای خط‌‌خطی پیداشو
از نگاهِ فال‌فروشِ پاپتی پیداشو
قلبای تو اس.ام.اس مدتیه نمی‌تپن
از یه سمتِ این شبای لعنتی پیداشو.

نقطه‌ی روشنِ این زمونه‌ی کافکایی!
حسِ گنگِ حل شده تو شعرای «رؤیایی»!
"مالنا"ی گم شده تو دنیای "فالاچی"،
آخرین پناهِ این هزاره‌ی تنهایی!

خوابِ بی‌دغدغه‌ی توی اتوبوس تویی!
حالِ خوبِ گذر از جاده‌ی چالوس تویی!
مثلِ یه دریچه رو به افقت بازم کن
هپی‌اندِ نوی شعرِ "شاعرِ طوس" تویی!

از میونِ دفترای خط‌‌خطی پیداشو
از نگاهِ فال‌فروشِ پاپتی پیداشو
قلبای تو اس.ام.اس مدتیه نمی‌تپن
از یه سمتِ این شبای لعنتی پیداشو. .
.

توضیحات هزاره ی تنهایی:

ری-بن: سازنده و طراح عینک‌های آفتابی که در سال ۱۹۳۷ در امریکا تاسیس شد. این عینک از دیرباز مورد علاقه مردم آبادان بوده است.
استادیوم آزادی: محل برگزاری مسابقات فوتبال که ورود زنان به آن ممنوع است.
زمونه ی کافکایی: فرانتس کافکا (۱۸۸۳ –۱۹۲۴) یکی از بزرگ‌ترین نویسندگان آلمانی‌زبان در قرن بیستم بود. به فضاهای داستانی که موقعیت‌های پیش‌پاافتاده را به شکلی نامعقول و فراواقع‌گرایانهتوصیف می‌کنند کافکایی می‌گویند.
حس گنگ گم شده تو شعرای رویایی: یدالله رؤیایی ( -۱۳۱۱) شاعر ایرانی بنیانگذار "شعر حجم" که سالهاست ساکن پاریس است. 
مالنا: نام شخصیت زن فیلمی به همین نام به کارگردانی جوزپه تورناتوره و بازی مونیکا بلوچی.
فالاچی:  اوریانا فالاچی ‏(۱۹۲۹–۲۰۰۶) روزنامه‌نگار، نویسنده و مصاحبه‌گر سیاسی برجسته ایتالیایی.
شاعر طوس: مثل یه دریچه رو به افقت بازم کن / هپی‌اندِ نوی شعرِ "شاعرِ طوس" تویی. اشاره به مهدی اخوان ثالث (۱۳۶۹-۱۳۰۷) شاعر اهل خراسان و شعر مشهور "دو دریچه" که متنی اینگونه دارد: ما چون دو دریچه روبروی هم / آگاه ز هر بگو مگوی هم / هر روز سلام و پرسش و خنده / هر روز قرار روز آینده / عمر آیینه ی بهشت اما آه / بیش از شب و روز تیر و دی کوتاه / اکنون دل من شکسته و خسته ست / زیرا یکی از دریچه ها بسته ست / نه مهر فسون نه ماه جادو کرد /نفرین به سفر که هرچه کرد او کرد.

@rezapahlevaniqomi
@babaksaeediofficia
@manotoofficial
Read more
«ما» آدمای مَلَنگِ بی‌رؤیا، آدمک‌کوکیای سردرگم. بس‌که به استوانه پز دادیم شدیم آجرپزای جاده‌ی ...
Media Removed
«ما» آدمای مَلَنگِ بی‌رؤیا، آدمک‌کوکیای سردرگم. بس‌که به استوانه پز دادیم شدیم آجرپزای جاده‌ی قُم. آدمای همیشه در صحنه، آدمای همیشه تو میدون. همه‌ خوشحال و شاد و خندونیم، پا می‌کوبیم تو برکه‌ای از خون. درِ مغزامونو رو هر فکری بوی آزادی می‌ده می بندیم. بستنیِ عروسکی ماییم، چوب ... «ما»

آدمای مَلَنگِ بی‌رؤیا،
آدمک‌کوکیای سردرگم.
بس‌که به استوانه پز دادیم
شدیم آجرپزای جاده‌ی قُم.

آدمای همیشه در صحنه،
آدمای همیشه تو میدون.
همه‌ خوشحال و شاد و خندونیم،
پا می‌کوبیم تو برکه‌ای از خون.

درِ مغزامونو رو هر فکری
بوی آزادی می‌ده می بندیم.
بستنیِ عروسکی ماییم،
چوب توی پاچه‌مونه، می‌خندیم!

ملتِ نشئه از صدای معین،
ملتِ مست توی آنتالیا،
ملتِ باددوستِ پرچم‌پوش،
ملتِ پرت مونده از دنیا.

تنقیه می‌کنه خودش رو مدام
با یه عالم گذشته‌ی الکی.
ملتی که هنوز غمگینه
از خداحافظیِ ده‌نمکی.

ما از این دست آدما هستیم،
سلفی‌گیرای غالبأ قهار.
قطره‌های یه فاضلابِ بزرگ،
بره‌های یه گله‌ی بیمار.

برای ماشینای قسطیمون
تخم‌مرغ می‌شکنیم و دلشادیم.
تو یه زندون گنده‌ایم عوضش
واسه تولیدِ مثل آزادیم.

انقلاباتِ فیس‌بوکانه
راه می‌ندازیم از رو بیکاری.
مشتِ محکم می شیم توی دهنِ
دشمنای همیشه تکراری.

تخت‌جمشید دخیل می‌بندیم،
عکسِ شاهو تو ماه می‌بینیم،
نقل قول از شریعتی می‌گیم،
پای طنزِ مدیری می‌شینیم.

تنِ فردوسی کُت می‌پوشونیم
با صلیبِ شکسته رو بازوش.
گم می‌شه هر صدای تازه توی
نعره‌ی اکثریتِ خاموش.

توی خواب غلت می‌زنیم دائم،
باورمون شده که بیداریم.
مٌهره‌ی دست این و اونیم و
از زمین و زمان طلب‌کاریم.

ما از این دست آدما هستیم،
لایک‌زن‌های غالبأ قهار
قطره‌های یه فاضلابِ بزرگ،
بره‌های یه گله‌ی بیمار.

یغما گلرویی
Read more
Loading...
‍ «ضیافت» خواننده و آهنگساز: ناصر عبدالهی تنظیم کننده: بهنام ابطحی ترانه سرا: یغما گلرویی (سال ...
Media Removed
‍ «ضیافت» خواننده و آهنگساز: ناصر عبدالهی تنظیم کننده: بهنام ابطحی ترانه سرا: یغما گلرویی (سال انتشار ۱۳۷۹) من خودمم نه خاطره، منظره ام نه پنجره. من یه هوای تازه ام، نه انعکاس حنجره. می خوام سکوت کوچه رو ترانه بارون بکنم. دلارو به ضیافت ترانه مهمون بکنم. می خوام بگم که این صدا ... ‍ «ضیافت»

خواننده و آهنگساز: ناصر عبدالهی
تنظیم کننده: بهنام ابطحی
ترانه سرا: یغما گلرویی
(سال انتشار ۱۳۷۹)

من خودمم نه خاطره،
منظره ام نه پنجره.
من یه هوای تازه ام،
نه انعکاس حنجره.

می خوام سکوت کوچه رو
ترانه بارون بکنم.
دلارو به ضیافت
ترانه مهمون بکنم.

می خوام بگم که این صدا
هر چی که هست مال منه.
شیشه رخوت شبو
سنگ ستاره می شکنه.

خونه ی من همین وراس،
پیش شما پیاده ها.
هر جا که چشم عاشقی
مونده به خط جاده ها.

همنفس این وطنم
همدل دلبستگیاش.
همدم دلواپسی و
همقدم خستگیاش.

بغض ترانه سنگیه
من ولی جنس شیشه ام.
دل رو به غربت نزدم
تیشه نخورده ریشه ام.

تنها دلیل بودنم
خوندن این ترانه هاست
زخم هزار تا خاطره
تو دل عاشقانه هاست.

#یغما_گلرویی
#ناصر_عبدالهی
Read more
«بارونِ هشتِ صبح» این مرد که پیش تو خوابیده، از زندگی چیزی نفهمیده دائم میون خواب و بیداری کابوس‌های ...
Media Removed
«بارونِ هشتِ صبح» این مرد که پیش تو خوابیده، از زندگی چیزی نفهمیده دائم میون خواب و بیداری کابوس‌های متصل ‌دیده دور و برش اشباحِ بی‌صورت، تو آینه‌ش تصویرِ یه برده با هر ترانه‌ش داغ می‌خورده، کهریزکانه زندگی کرده دنبال یه دنیای بی‌دیوار هی دوره کرده انفرادی رو دستش تو دستِ خیلیا ... «بارونِ هشتِ صبح»

این مرد که پیش تو خوابیده،
از زندگی چیزی نفهمیده
دائم میون خواب و بیداری
کابوس‌های متصل ‌دیده

دور و برش اشباحِ بی‌صورت،
تو آینه‌ش تصویرِ یه برده
با هر ترانه‌ش داغ می‌خورده،
کهریزکانه زندگی کرده

دنبال یه دنیای بی‌دیوار
هی دوره کرده انفرادی رو
دستش تو دستِ خیلیا بوده،
بوسیده زن‌های زیادی رو

اما هنوزم تو براش مثلِ
بارونِ هشتِ صبح زیبایی
توی مسافرخونه‌ی قلبش
تو تک اتاق رو به دریایی

آروم می‌شه توی آغوشت،
مثلِ «کوهن» وقتی رو استیجه
باهاش برقص تا انتهای عشق
رو صحنه‌ای که صفحه‌ی پِیجه

این مرد که پیشِ تو خوابیده،
از زندگی چیزی نفهمیده
مثلِ کلاغِ مونده تو قحطی
از هیچ مترسکی نترسیده

از پشتِ کرباسِ دهن‌بندش،
آوازای ممنوعه می‌خونده
اوهامِ مالیخولیاییشو
با ماسکِ لب‌خندش می‌پوشونده

با خیلیا دیوونگی کرده،
دنیا رو می‌خواسته با رسواییش
اما تو هر تختی که خوابیده،
هی غلت می‌خورده تو تنهاییش

تنها با تو خواباش شیرینن،
شیرین مثِ خرمای آبادان
دنیا رو گشته تا کنار تو
پهلو بگیره تو همین تهران

آروم می‌شه توی آغوشت،
مثلِ «کوهن» وقتی رو استیجه
باهاش برقص تا انتهای عشق
رو صحنه‌ای که صفحه‌ی پِیجه.

یغما گلرویی

عکس از
@kambiz_photography
Read more
«نقاب» اجرای زنده با پیانو خواننده و آهنگساز: سیاوش قمیشی تنظیم کننده: اروین خاچیکیان ترانه ...
Media Removed
«نقاب» اجرای زنده با پیانو خواننده و آهنگساز: سیاوش قمیشی تنظیم کننده: اروین خاچیکیان ترانه سرا: یغما گلرویی هی بازیگر! گریه نکن! ما همه مون مثل همیم!  صبحا که از خواب پامی شیم نقاب به صورت می زنیم. یکی معلم می شه و یکی میش خونه به دوش ،  یکی ترانه ساز می شه، یکی می شه غزل فروش کهنه ... «نقاب»

اجرای زنده با پیانو

خواننده و آهنگساز: سیاوش قمیشی
تنظیم کننده: اروین خاچیکیان
ترانه سرا: یغما گلرویی

هی بازیگر! گریه نکن!
ما همه مون مثل همیم! 
صبحا که از خواب پامی شیم
نقاب به صورت می زنیم.

یکی معلم می شه و
یکی میش خونه به دوش ، 
یکی ترانه ساز می شه،
یکی می شه غزل فروش

کهنه نقاب زندگی
تا شب رو صورتای ماس
گریه های پشت نقاب
مثل همیشه بی صداس

هر کسی هستی یه دفه
قد بکش از پشت نقاب
از رو نوشته حرف نزن!
رها شو از پیله ی خواب

نقشه‌ی یک دریچه رو
رو میله ی قفس بکش
برای یک بار که شده
جای خودت نفس بکش

کاشکی میشد تو زندگی
ما خودمون باشیم و بس 
تنها برای یک نگاه ،
حتا برای یک نفس.

تا کی به جای خود ما
نقاب ما حرف بزنه ؟
تا کی سکوتو رج زدن ،
نقش نمایش منه ؟

میخوام همین ترانه رو
رو صحنه فریاد بزنم 
نقابمو پاره کنم
جای خودم داد بزنم.
Read more
Loading...
«عبور» از دماغِ فیل و چشمِ تمامِ زنانِ در گذر افتاده است «مالنا»ی نوجوان در کتانیِ صورتی که سایه ...
Media Removed
«عبور» از دماغِ فیل و چشمِ تمامِ زنانِ در گذر افتاده است «مالنا»ی نوجوان در کتانیِ صورتی که سایه اش سنگفرشِ پیاده‌رو را تطهیر می‌کند. فرشتگانِ شاغل در اداره‌ی آسمان هم باید به او شبیه‌تر باشند تا کُپه‌های گوشتی که میکل‌آنژ عمرش را صرفِ چسباندنشان به سقفِ «سیستین» کرد. با شالی ... «عبور»

از دماغِ فیل و
چشمِ تمامِ زنانِ در گذر افتاده است
«مالنا»ی نوجوان در کتانیِ صورتی
که سایه اش
سنگفرشِ پیاده‌رو را تطهیر می‌کند.

فرشتگانِ شاغل در اداره‌ی آسمان هم
باید به او شبیه‌تر باشند
تا کُپه‌های گوشتی که میکل‌آنژ
عمرش را صرفِ چسباندنشان
به سقفِ «سیستین» کرد.

با شالی که در آن
مردانِ ترکمن می‌رقصند
از فتحِ آب‌دارترین مَتَلک‌ها میاید
و «باخ» در هدفونش
«سونات انگلیسی»‌ِ خود را می‌نوازد.

باکش نیست از چراغ‌های ‌قرمزی
که سرِ راهش سبز می‌شوند،
جیغِ می‌کشند تایرِ ماشین‌‌ها
از عبورِ سرخوشانه‌اش
و رانندگان مات مانده هنوز
از سیگارِ نیم‌سوخته‌ی روی کشاله‌هاشان بی‌خبرند.

حوای سربه‌هوایی
که با سگرمه‌های در همش
آدم حساب نمی‌کند
مردهای میان‌سالی را که یکیشان
قرار است زیبایی نوسالِ او را
برای همیشه
مانندِ عکسی فوری
در آلبومِ شعرهایش نگه دارد.

یغما گلرویی

عکس از یغما گلرویی / ونیز ۲۰۱۰
Read more
"سینما رکس" سینما شلوغه امشب، هیچ کس این فیلمو ندیده کسی قصه ی سقوطو از ستاره نشنیده قصه ی شاخ ...
Media Removed
"سینما رکس" سینما شلوغه امشب، هیچ کس این فیلمو ندیده کسی قصه ی سقوطو از ستاره نشنیده قصه ی شاخ گوزن و شاخه ی بدونِ برگه اما قصه ناتمومه،‌ سانسِ بعدی سانسِ مرگه هر کسی از رو شماره ش روی صندلی نشسته یه نفر برای شوخی درای سالن رو بسته تپش ترانه مُرده تو رگای این دقیقه لحظه لحظه ی شروعِ یکه تازیِ ... "سینما رکس"

سینما شلوغه امشب، هیچ کس این فیلمو ندیده
کسی قصه ی سقوطو از ستاره نشنیده

قصه ی شاخ گوزن و شاخه ی بدونِ برگه
اما قصه ناتمومه،‌ سانسِ بعدی سانسِ مرگه

هر کسی از رو شماره ش روی صندلی نشسته
یه نفر برای شوخی درای سالن رو بسته

تپش ترانه مُرده تو رگای این دقیقه
لحظه لحظه ی شروعِ یکه تازیِ حریقه

سینما! ای سینما رکس!
آخرین فیلمتو بفروش
واسه هر بلیط یه دریا
گریه کن، بغضِ منم روش

سینما! ای سینما رکس! پرده ی سیاتو بنداز
اگه از حافظه رفتی جون بگیر تو نبضِ آواز

صدای جیغِ جماعت شبو می شکنه دمادم
این بوی سوختنِ چوبه، یا بوی کباب آدم؟

شعله قد کشیده تا سقف، ریه ها خونه ی دوده
به جای آتیش نشانی، تاولِ که زود به زوده

پرده ی پاکِ نمایش گُر گرفته از حرارت
فردا رو عزا می گیرن آدمای این ولایت

سینما و آدماشو شعله های شب سوزونده
وقتی که خروس بخونه سینما رکسی نمونده

سینما! ای سینما رکس!
نگا کن! یه مرد سوخته
هنوز از بین ذغالا
چشماشو به پرده دوخته.

شب بیست هشت مرداد سینما رکسو سوزوندن
اونا که این کارو کردن خودشون مرثیه خوندن

ما تو روزنامه ی کهنه عکسِ قاتل رو ندیدیم
اما اسمشو همیشه از سکوت شب شنیدیم

سوختنِ اون همه آدم تا ابد نمیره از یاد
نفرتِ قبیله از تو، همیشه باقیه، جلاد!

یغما گلرویی - ۱۳۷۸

از مجموعه ترانه پرنده بی پرنده / چاپ اول ۱۳۷۹

عکس: آبادان - مقابل محلِ سینما رکس که امروز پاساژ شده است.

#سینما_رکس
#یغما_گلرویی
Read more
‍ «حکم» کارگردان: مسعود کیمیایی خواننده و آهنگساز: رضا یزدانی تنظیم کننده: حمیدرضا صدری ترانه ...
Media Removed
‍ «حکم» کارگردان: مسعود کیمیایی خواننده و آهنگساز: رضا یزدانی تنظیم کننده: حمیدرضا صدری ترانه سرا: یغما گلرویی ساخت ۱۳۸۴ از لاله زار که می گذرم زخمی تر از ترانه ام تشنه ی محکومیت یه حکم عاشقانه ام از لاله زار که می گذرم حسرت گلوله با منه وقتی که دست تو می خواد تیر خلاصُ بزنه رفاقت خشم ... ‍ «حکم»

کارگردان: مسعود کیمیایی
خواننده و آهنگساز: رضا یزدانی
تنظیم کننده: حمیدرضا صدری
ترانه سرا: یغما گلرویی
ساخت ۱۳۸۴

از لاله زار که می گذرم زخمی تر از ترانه ام
تشنه ی محکومیت یه حکم عاشقانه ام
از لاله زار که می گذرم حسرت گلوله با منه
وقتی که دست تو می خواد تیر خلاصُ بزنه

رفاقت خشم تو با ماشه ی منتظر می گه
دستای بی صدای ما نمیرسن به همدیگه

فاصله بین من و تو همین گلوله بود و بس
منُ بزن که خسته ام از زنده بودن تو قفس

لاله زار کاش می تونستیم تا ابد با تو بمونیم
تو بهارستان دوباره شعر بیداری بخونیم
نارفیقان ورق خورد دفتر گذشته ی ما
قد کشیدیم توی بن بست با هم اما تک و تنها

از لاله زار که می گذرم می رسه سال ما شدن 
سال نفس تنگی عشق، سال زمین خوردن من

از لاله زار که می گذرم زخمای کهنه وا می شن
دوباره کوچه ها پر از مردم هم صدا می شن

دوباره بوی نفت و خون دوباره تابستون داغ
میتینگای تک نفره دوباره سایه ی چماق

وقتی همه بادبادکا بنده ی حزب باد شدن 
عربده های مرده باد یک شبه زنده باد شدن
ما توی پستوی عطش، فیلمِ رهایی می دیدیم
توی تئاترِ زندگی، گریه مونُ می دزدیدیم

لاله زار کاش میتونستیم تا ابد با تو بمونیم
تو بهارستان دوباره شعر بیداری بخونیم
نارفیقان ورق خورد دفتر گذشته ی ما
قدکشیدیم توی بن بست، با هم اما تک و تنها.
Read more
"ترانه کُشی دولا دولا نمی شود" در ادامه پست قبلی آنچه می شنوید (ویدئوی اول) گفتگوی خانم ندا رادمهر ...
Media Removed
"ترانه کُشی دولا دولا نمی شود" در ادامه پست قبلی آنچه می شنوید (ویدئوی اول) گفتگوی خانم ندا رادمهر خبرنگار بخش موسیقی که دیروز تکذیبیه آقای محمد علی بهمنی را منتشر کردند، با آقای مهدی موسوی تبار خبرنگاری ست که آن مصاحبه ی مورد تکذیب را با آقای بهمنی انجام دادند. از محتوای گفتگو پیداست که تکذیبیه ... "ترانه کُشی دولا دولا نمی شود"

در ادامه پست قبلی

آنچه می شنوید (ویدئوی اول) گفتگوی خانم ندا رادمهر خبرنگار بخش موسیقی که دیروز تکذیبیه آقای محمد علی بهمنی را منتشر کردند، با آقای مهدی موسوی تبار خبرنگاری ست که آن مصاحبه ی مورد تکذیب را با آقای بهمنی انجام دادند. از محتوای گفتگو پیداست که تکذیبیه آقای بهمنی کذب بوده و آن حرفها را زده اند. فایل صوتی آن مصاحبه هم منتشر شده و بخشهاییش (ویدئوی دوم تا چهارم) را خواهید شنید. آقای بهمنی می کوشند با لاپوشانی ماجرا و به گردن ارشاد انداختن سانسور - در حالی که دفتر موسیقی و شورای شعرش زیرمجموعه ارشاد هستند - خود را از چرخه ی سانسور بیرون و منزه نشان بدهند و این ممکن نیست. نمی شود هم کباب دوشنبه های دفتر موسیقی را خورد و برای قلع و قمع ترانه حقوق گرفت و هم خود را دردمند ترانه و موسیقی نشان داد. نمی شود گفت ما فهرست واژگان ممنوع مثل آغوش داریم که مجبور به حذف آن واژه ها از ترانه هستیم و بعد اضافه کرد که البته آغوش ممکن است پدرانه باشد و غیره. سانسور چهره ی مخوفی دارد و حتا با لبخندهای شیرین آقای بهمنی بزک نمی شود. این پست و پستهای پیشتر مربوط به شوراهای شعر، نقد محمد علی بهمنی شاعر نیست. نقد چرخه ی شوم ممیزی ست که حتا خود شاعران را هم برای خط کشیدن بر شعر دیگر شاعران به خدمت می گیرد. این چرخه ی شوم است که جای نقد دارد و سکوت در مقابلش خیانت به ترانه است. باشد که روزی سایه ی سانسور از سر هنر و فرهنگ این سرزمین کم شود.
.
.

@nedaradmehr2
@mehdimousavitabar
Read more
"آن کارِ دیگر کردن" آقای محمدعلی بهمنی رییس شورای سانسور دفتر موسیقی، در مصاحبه ای "عریانی" و وجودِ ...
Media Removed
"آن کارِ دیگر کردن" آقای محمدعلی بهمنی رییس شورای سانسور دفتر موسیقی، در مصاحبه ای "عریانی" و وجودِ کلمه ی ممنوع "آغوش" را دلیل یک سال مجوز نگرفتن آلبوم محسن چاوشی عنوان کردند و فردایش حرفهاشان را که فایل صوتی اش موجود است و عریانی دراین آلبوم - و نه لیست کلمات ممنوعه- را تکذیب کردند. می گویند لیست ... "آن کارِ دیگر کردن"

آقای محمدعلی بهمنی رییس شورای سانسور دفتر موسیقی، در مصاحبه ای "عریانی" و وجودِ کلمه ی ممنوع "آغوش" را دلیل یک سال مجوز نگرفتن آلبوم محسن چاوشی عنوان کردند و فردایش حرفهاشان را که فایل صوتی اش موجود است و عریانی دراین آلبوم - و نه لیست کلمات ممنوعه- را تکذیب کردند. می گویند لیست ممنوعه ها را ارشاد نوشته و استاد مامورند و معذور و مجبور به اعمال سانسور. نه انگار خودشان ارشادند. تازه ما آغوشِ مادرانه و کودکانه هم داریم و کسی با شنیدنِ کلمه ی "آغوش" به عریانی می رسد که دچار بیماری جنسی باشد! شاید صاحبکار ایشان از این دسته است اما تشخیص نوع آغوش و امضای نهایی اش با آقای بهمنی ست! با هم فرازهایی از ترانه هایشان را مرور می کنیم با طرح این سوال ساده: آیا ترانه های خود استاد که مدتهاست مشغول ذبح ترانه و جلوگیری از ترویج ابتذالند چیزی آنورتر از عریانی را تبلیغ نمی کنند؟ آیا این - به قول حافظ - همان "کارِ دیگر کردنِ" واعظِ بر منبر نشسته نیست؟

لبت روی لبم تنگِ شراب شد،
برای بوسه هات دلِ من آب شد
لب که دادی ستاره ها می دیدن،
یدفعه سقف آسمون خراب شد

خورشید اگه لب رو لبام بذاره،
گرمی لبهای تو رو نداره
جواب بوسه رو با بوسه دادی
کاشکی می شد جواب بدی دوباره

نمکِ لبات لبامو بگیره
اگه عشق تو در دلِ من بمیره / دینامیک 💋 از تنگ -نه لااقل جام - شراب شدنِ لبِ احتمالن تزریقی طرف و آب شدن دل راوی و دید زدن ستارگان که بگذریم آن جواب بوسه را با بوسه دادن باید چیزی شبیه جلسات پرسش و پاسخ بوده باشد که لبِ راوی را نمکگیر کرده!

هم لبهای تو خوشگله هم چشات قشنگه،
دلم عاشق کدوم شه؟ / عهدیه 💋 مسئله ترانه چیزی در حد بودن یا نبودن است و دستپاچگی راوی در انتخابِ عضو مورد عشق یادآور شعر ایرج میرزا که: چنان از هول گشتم دستپاچه / که دستم رفت از پاچین به پاچه.

دیگه توی این خونه دلم تنگ اومد
برو درو وا کن صدای زنگ اومد
چقده خوبه وقتی که در وا بشه
گلِ روی اون خوشگله پیدا بشه / ایرج 💋 با این پیش درآمد، خدا به "اون خوشگله" بعد از پیدا شدنِ گلِ رویش رحم کند!

نیر دیگه بسه بیا یه بار وفا کن
نیر یا جونمو بستون یا دردم دوا کن
نیر دل من عزا گرفته بیا نیر
دل باز بونه ی تو رو گرفته بیا نیر
تیلیفون میزنم جواب نمی دی
کسی رو مثل من عذاب نمی دی / جمال وفایی 💋 برای آگاهی از سرنوشت "نیرِ"نگونبخت بعد از جواب دادنِ تیلیفون و آمدن شما را به "خوشگله"ی ترانه ی قبل ارجاع * می دهم.
.
ارجاع *: با ارجاح اشتباه نشود که بنا بر تعریفِ یکی از علمای فرزانه ترانه در کارگاهش، ترجیحبند از آن گرفته شده!
Read more
بدرود! آقای بازیگر... . . . #عزت_الله_انتظامی درگذشت بدرود! آقای بازیگر...
.
.
.
#عزت_الله_انتظامی درگذشت
خسته‌ شدم‌ اجرای زنده خواننده و آهنگساز سیاوش قمیشی تتظیم کننده اروین خاچیکیان تراته سرا یغما گلرویی  خسته‌ شدم‌ بسکه‌ دلم‌ دنبال‌ِ یه‌ بهونه‌ گشت‌  بسکه‌ ترانه‌ خوندم‌ و برگ‌ِ زمونه‌ برنگشت‌  بازم‌ کلاغ‌ قصه‌ها رفت‌ و به‌ خونه‌ش‌ نرسید  یکه‌ سوارِ عاشقو هیچکی‌ تو آینه‌ها ندید  حادثه‌ی‌ ... خسته‌ شدم‌

اجرای زنده

خواننده و آهنگساز سیاوش قمیشی
تتظیم کننده اروین خاچیکیان
تراته سرا یغما گلرویی  خسته‌ شدم‌ بسکه‌ دلم‌ دنبال‌ِ یه‌ بهونه‌ گشت‌  بسکه‌ ترانه‌ خوندم‌ و برگ‌ِ زمونه‌ برنگشت‌  بازم‌ کلاغ‌ قصه‌ها رفت‌ و به‌ خونه‌ش‌ نرسید
 یکه‌ سوارِ عاشقو هیچکی‌ تو آینه‌ها ندید  حادثه‌ی‌ عزیزِ من‌! تنها تو موندنی‌ شدی‌
 بین‌ِ همه‌ ترانه‌هام‌ تنها تو خوندنی‌ شدی‌
 دستای‌ سردمو بگیر! سقف‌ِ ما دیوار نداره‌
 یه‌ روز تو قحطی‌ِ غزل‌ دنیا ما رو کم‌ میاره‌  من‌ آخرین‌ رهگذرم‌ تو این‌ خیابون‌ِ بلند
 دیر اومدم‌ که‌ زود برم‌ ، دل‌ به‌ صدای‌ من‌ نبند
 یه‌ روز توی‌ برق‌ چشات‌ خورشیدو پیدا می‌کنم‌  آی‌ شب‌ِ تارِ سوت‌ و کور! به‌ آرزوی‌ من‌ نخند  حادثه‌ی‌ عزیزِ من‌! تنها تو موندنی‌ شدی‌
 بین‌ِ همه‌ ترانه‌هام‌ تنها تو خوندنی‌ شدی‌
 دستای‌ سردمو بگیر ! سقف‌ِ ما دیوار نداره‌
 یه‌ روز تو قحطی‌ِ غزل‌ دنیا ما رو کم‌ میاره‌. @ghomayshi
@erwinkhachikian
Read more
«شام آخر» شعر و صدای یغما گلرویی موسیقی: پیتر گابریل - آخرین وسوسه مسیح از البوم دکلمه ی شام آخر پیتزا به جای نون، پپسی جای شراب، بازم برام بریز! اين شام آخره عیسای ناصری، امشب خودِ منم، موهام کوتاه شدن، چشمم یکم تره تو مجدلیه‌ای، تو پالتوی سیاه، مثل یه صفحه از فیلم نامه‌ی بهشت هر شاعری ... «شام آخر»

شعر و صدای یغما گلرویی
موسیقی: پیتر گابریل - آخرین وسوسه مسیح
از البوم دکلمه ی شام آخر

پیتزا به جای نون، پپسی جای شراب،
بازم برام بریز! اين شام آخره
عیسای ناصری، امشب خودِ منم،
موهام کوتاه شدن، چشمم یکم تره

تو مجدلیه‌ای، تو پالتوی سیاه،
مثل یه صفحه از فیلم نامه‌ی بهشت
هر شاعری به تو برخورد و دلسپرد،
شب‌ها به جای شعر، انجیل می‌نوشت

اين شامِ آخره، فردا تنِ منو
رو تپه‌ی اوین، می‌بینی رو صلیب
راهِ بهشتم از چشم تو می‌گذره،
این دشتِ گندم و باغ بزرگِ سیب

اين صورتا کی‌ان، که دور میز شام،
سرگرمِ صحبتن، با اخم و زمزمه؟
تو حرفاشون دارن از مرگِ من می‌گن،
از فیلم اعتراف، حبس و محاکمه.

حواریون من، امشب همه منو
قبل از خروسخون انکار می‌کنن.
فردا یهودا رو واسه خیانتش
با شور و هلهله سردار می‌کنن.

حواریون من، تو فکرشون همه
سرگرمِ کشتنِ رؤیاهای منن.
حتا دیگه واسه، لو دادن تنم
بوسه نشونه نیست، بیسیم می‌زنن.

دستِ منو بگیر، اين شام آخره،
امکان معجزه یک بی‌نهایته.
اون‌قدر جرم من با من خودی شده
که سایه‌ی منم فکرِ خیانته.

کو تاجِ خارِ من؟ کو پیکر صلیب؟
پس تازیانه‌ها کی سوت می‌کشن؟
آماده‌ام! بگو گل‌میخای عذاب
کی غنچه می‌کنن رو دست و پای من؟

من خسته‌ام از این اورادِ بی‌هدف
من ذله‌ام از این ایمان بی‌امید،
از روزگاری که حتا خدا رو هم
باید تو ماشین ضدِ گلوله دید.

اين آخرین شب و غمگین‌ترین شبه،
چشمای ما مثِ لیوانمون پره.
معراج من هنوز، مثل گذشته‌ها
بوسیدن لبات توی آسانسوره.

دستِ منو بگیر! ختمِ ضیافته!
بیرون رستوران مرگم مقدره!
«زانو نمی‌زنم! سر خم نمی‌کنم!»
این فردا رو صلیب فریادِ آخره.
یغما گلرویی

از مجموعه ترانه ی «من رویایی دارم» / نگاه ۱۳۹۲

نسخه کامل این دکلمه را می توانید در کانال رسمی یغما گلرویی در تلگرام بشنوید:
https://telegram.me/yaghmagolrouee
Read more
"گرفتار توهمات ملی" در این که تمام دولت های این چند دهه دغدغه ی تمامیت ارضی و منابع طبیعی ما را نداشته ...
Media Removed
"گرفتار توهمات ملی" در این که تمام دولت های این چند دهه دغدغه ی تمامیت ارضی و منابع طبیعی ما را نداشته اند و بیشتر دلنگران کشورهای دیگرِ همسو با سیاست خود بوده اند حرفی نیست، این گرایش در کردار و گفتارشان هم نمود دارد. آن که مدام از "امت" بگوید لاجرم به "ملت" نمی اندیشد؛ در این که دولت فعلی برای جلب ... "گرفتار توهمات ملی"

در این که تمام دولت های این چند دهه دغدغه ی تمامیت ارضی و منابع طبیعی ما را نداشته اند و بیشتر دلنگران کشورهای دیگرِ همسو با سیاست خود بوده اند حرفی نیست، این گرایش در کردار و گفتارشان هم نمود دارد. آن که مدام از "امت" بگوید لاجرم به "ملت" نمی اندیشد؛ در این که دولت فعلی برای جلب حمایت پوتین در مناسبات بین المللی هر باج و شیتیلی به او می دهد هم حرفی نیست اما توهم حق پنجاه درصدی ما از دریاچه ی خزر (که نامش هم متعلق به قومی در قفقاز است) پوچ است. یک نگاه منطقی به نقشه این دریاچه برای فهم هر ذهن فارغ از تعصبی کافی ست. ما کمتر از صد سال پیش حق کشتی رانی در آن دریاچه را هم نداشتیم و آن حق قرارداد ۱۹۲۱ هم (که عده ای را در مالکیت پنجاه درصدی به اشتباه انداخته) به حق کشتیرانی اشاره دارد نه مالکیت. وگرنه با این تعریف مرزداران دریایی ایران در آن دریاچه باید هر نگونبختی از مردمِ آذربایجان، یا ترکمنستان (حتا شوروی سابق) که به قصد شنا تن به آب داد را هم با گلوله می زدند! ما اگر خیلی بیل زنیم و وطندوست جلوی ریزش مداوم فاضلابهای شهری و زباله را در سهم خودمان از دریاچه بگیریم، نگذاریم تالابها و زیستگاه های جانوری حاشیه دریاچه بیشتر از این بخشکند و نابود شوند، به دادِ آنچه از آشوراده باقی مانده برسیم، از تخریب و آلودگی همین سهم قانونیمان از آن دریاچه جلوگیری کنیم به جای شعار فاشیست-ناسیونالیستی دادن و غرق شدن در توهماتِ توخالی ملی. شکی نیست که دولت های ناکارآمد و بی توجهیشان به محیط زیست ما را به یکی از آلوده ترین کشورهای جهان بدل کرده اند، شکی نیست که باید به رفتار دولتمردان دقیق شویم و مشکوک باشیم اما نگاهی هم به خود بی اندازیم. زباله های ریخته شده در ساحل آن دریاچه نشاندهنده ی میزان علاقه ما به این سرزمین است نه شعار و یقه دراندنهای اینترنتی. نگاه به تاریخ و گذشته ی هر سرزمین باید بهانه ای برای پیشرفت فرهنگ آن سرزمین شود نه افسوس خوردن و توهمبافیهای بی فایده که اگر چه همیشه مشتی هوراکش متعصب پیدا می کند اما در جهان مدرن خریداری ندارد. حق قانونی ما - بین پانزده تا بیست درصد درباچه - است که نباید اجازه پامال شدن به آن بدهیم و نمی دهیم ولی پنجاه درصدخواهی که به لطف اشتباه مثلن کارشناس بی.بی.سی (که فردایش آن را اصلاح کرد) پیش آمده بیشتر منحرف کردن ذهن عام از همین حق و غلط مطرح کردن صورت مسئله است و باعث می شود حق حقیقی پامال شده ی ما از این دریاچه هم نادیده گرفته شود. ما مردمانی زخم خورده ایم. دشمنِ خانگی ست... خودمان هم با او همراهی نکنیم.

#خزر
Read more
"ناسزا شنیدن از کیهان مدال افتخار است" سرانجام روزی نسل‌های آینده آرشیو مهملنامه‌ی "کیهان" را ...
Media Removed
"ناسزا شنیدن از کیهان مدال افتخار است" سرانجام روزی نسل‌های آینده آرشیو مهملنامه‌ی "کیهان" را ورق خواهند زد و با مرور نام کسانی که در تمام این سال‌ها از قلم‌به‌مزدان این بنگاهِ دروغ‌پراکنی ناسزا شنیده‌اند و تهمت و تهدید دیده‌اند قضاوت خواهند کرد که چه کسانی دغدغه‌ی آينده‌ی اين سرزمين و نسل‌های ... "ناسزا شنیدن از کیهان مدال افتخار است"

سرانجام روزی نسل‌های آینده آرشیو مهملنامه‌ی "کیهان" را ورق خواهند زد و با مرور نام کسانی که در تمام این سال‌ها از قلم‌به‌مزدان این بنگاهِ دروغ‌پراکنی ناسزا شنیده‌اند و تهمت و تهدید دیده‌اند قضاوت خواهند کرد که چه کسانی دغدغه‌ی آينده‌ی اين سرزمين و نسل‌های نیامده‌اش را داشتند و چه کسانی برای بقای خود مشغول نفرت‌پراکنی و دمیدن به آتش جنگ و تاراج سرمايه و منابع ملی آن بودند. ناسزا شنیدن از کیهان مدال افتخاری‌ست که نامردمان هرگز به نصیب نمی‌برند و ما به بر سینه داشتنش مفتخریم.

#محمدرضاشجریان
#بهروز_وثوقی
#بهرام_بیضایی
#پرویزپرستویی
#جعفرپناهی
#حمیدفرخ_نژاد
#لیلا_حاتمی
#مهراب_قاسم_خانی
#بهرام_رادان
#نوید_محمدزاده
#پرستو_صالحی
#مهناز_افشار
#گلشیفته_فراهانی
#یغما_گلرویی .
.
.
نقاشی: از مجموعه ی "رستم کُشی" چاپ سنگی‌های یغما گلرویی - برگرفته از تصویرگری‌های کتاب‌های چاپ سنگی

برای دیدن مجموعه ی "رستم کُشی" به این صفحه مراجعه کنید:
@gelayolgallery2018
Read more
«SOS» در تاپِ سرخش پُک‌های ساربانی می‌زند به بهمن کوچک زنی که آرزوهای بزرگ دارد. کسی غروب را از ...
Media Removed
«SOS» در تاپِ سرخش پُک‌های ساربانی می‌زند به بهمن کوچک زنی که آرزوهای بزرگ دارد. کسی غروب را از پنجره گردگیری نمی‌کند. کسی لکنت ساعت را نمی‌شنود که تیک می‌زند با ثانیه‌ها. این شهر بوی مرکورکرم می‌دهد، این شهر جوراب‌های تا به تا به پا کرده، این شهر زیر زخم‌های خودش زاییده و صابون ... «SOS»
در تاپِ سرخش
پُک‌های ساربانی می‌زند
به بهمن کوچک
زنی که آرزوهای بزرگ دارد.

کسی غروب را
از پنجره گردگیری نمی‌کند.
کسی لکنت ساعت را نمی‌شنود
که تیک می‌زند
با ثانیه‌ها.

این شهر بوی مرکورکرم می‌دهد،
این شهر جوراب‌های تا به تا به پا کرده،
این شهر زیر زخم‌های خودش زاییده
و صابون عروس هم
داماد نمی‌کند
پسران نوبالغِ حاشیه‌ی متروکش را.

باید در عکس‌های سیاه و سفید
اتفاقی افتاده باشد
که شعبان
برای پیدا کردنِ مُخش
به روزنامه‌ها آگهی داده است.

این‌جا بوف کور را هم
به چشم پزشکی می‌برند
تا در ترن‌هوایی
جیغ‌های بنفش بکشد.

قرار نبود زندگی
این‌قدر بی‌شرمانه باشد
که ما
با لبخند احمقانه‌ای روی لب‌هامان
در آلبوم‌های کهنه
دفن شویم.

از این ساعتِ شنی بیرونم بیار
با موهایت،
با طعم بناگوشت،
با دست‌هایت
که در اضطراب
مدام
به هم پناه می‌برند.

کمم کن از تلخیِ تریاک‌های سرب‌آلود،
کمم کن از خواب رفتن پشتِ فرمانِ شعر،
کمم کن از ماسه‌هایی
که به دهانم می‌ریزد
در این ساحل شنی.

در چندمین گره‌ دریایی موهایت
مسیح
میخ‌ کف دستانش را
با دندان بیرون می‌کشد؟

مرا بیرون بکش از تنبلی تاریکم
و آنقدر با دست
به پشتم بزن
تا بغض‌های بلعیده‌ام را
زار
زار
برایت گریه کنم.

شعر و عکس از یغما گلرویی .
.

اس.او.اس SOS: علامت اختصاری کمک.
مرکورکرم: mercurochrome در فرهنگ عامه (دواگلی) - مایعی که از آن برای گندزدایی جراحت و خراش استفاده می شود.
Read more
عارف عزیز و یگانه سلطان قلبها زادروزت خجسته باد. . . . . همین بسه خواننده: عارف ملودی: شادمهر عقیلی تنظیم: هومن نامداری کلام: یغما گلرویی کارگردان: سیروس کردونی همین که وقتِ خوابیدن می شه تو فکرِ تو گم شد می شه یادِ تو افتاد و رفیقِ یه تبسم شد؛ همین که وقتی بارونو می بینم از پسِ شیشه ... عارف عزیز و یگانه
سلطان قلبها
زادروزت خجسته باد. .
.
.
.

همین بسه

خواننده: عارف
ملودی: شادمهر عقیلی
تنظیم: هومن نامداری
کلام: یغما گلرویی
کارگردان: سیروس کردونی

همین که وقتِ خوابیدن می شه تو فکرِ تو گم شد
می شه یادِ تو افتاد و رفیقِ یه تبسم شد؛
همین که وقتی بارونو می بینم از پسِ شیشه
تمومِ خونه از عطرِ نفس های تو پر می شه؛
همین که پیشِ من هستی همیشه، مثلِ رویاهام؛
همین که با خیالِ تو تماشایی شده دنیام
همین بسه، همین بسه
برای زندگی کردن
همین بسه که دُرنا ها
به این مُردآب برگردن.

همین که موقعِ پرسه تو شهری که هواش سرده
همیشه دستِ یخ کرده م پی دستِ تو می گرده؛
همین که برگِ تقویمم با دستِ تو ورق خورده
همین که خواستنت دل رو به سمتِ روشنی برده،
همین که حسرتت این جاس، درست مثلِ نفس با من؛
همین که تک تکِ حرفام همه دورِ تو می گردن

همین بسه، همین بسه
برای زندگی کردن
همین بسه که دُرنا ها
به این مردآب برگردن.
@aref.arefkia

#عارف
#شادمهر
#یغما_گلرویی
#آونگ
#رادیوجوان
Read more
«بذار شاعر بشم» نگاهم کردی و به دنیا اومدم، زبون واکردم و ترانه زاده شد کنارت زندگی سر و سامون گرفت، کنارت ...
Media Removed
«بذار شاعر بشم» نگاهم کردی و به دنیا اومدم، زبون واکردم و ترانه زاده شد کنارت زندگی سر و سامون گرفت، کنارت شاعری دوباره ساده شد فقط کاغذ، قلم، یه نخ سیگار برگ، دو تا چشم تو و یه کم ودکا... همین! نه کافه لازمه، نه از خود بی‌خودی، نه ویلای شمال، توی یه زیرزمین می‌شه تا تو پرید، می‌شه از تو نوشت، می‌شه ... «بذار شاعر بشم»

نگاهم کردی و به دنیا اومدم،
زبون واکردم و ترانه زاده شد
کنارت زندگی سر و سامون گرفت،
کنارت شاعری دوباره ساده شد

فقط کاغذ، قلم، یه نخ سیگار برگ،
دو تا چشم تو و یه کم ودکا... همین!
نه کافه لازمه، نه از خود بی‌خودی،
نه ویلای شمال، توی یه زیرزمین

می‌شه تا تو پرید، می‌شه از تو نوشت،
می‌شه بی‌واهمه بازم اسمت رو برد،
می‌شه دنیا رو از کیسینجرها گرفت،
می‌شه دنیا رو باز به گاندی‌ها سپرد.

تو بارونیت پر از گلای زنبقه،
درآر بارونیتو! بذار شاعر بشم
بذار تا بسترم تماشایی بشه،
بذار عریون مثِ باباطاهر بشم.

تنت راهِ هراز، پر از پیچ و خطر،
تمام آرزوم تو جاده مُردنه
بمون و عطرتو تو شعرام جا بذار
اگه تقدیرشون بازم خط خوردنه

بذار قیچیم کنن، یه کبکِ بی‌قرار
توی سینه‌م دارم که می‌خونه برات،
رابین‌هودت می‌خواد تمام عمرشو،
پناهنده بشه، به شروودِ چشات

تنت یه دره‌ی پر از برفِ برام،
ازش سُر می‌خورم، نیاگارا می‌شم
تو شهرِ خوبمی، همیشه خرمی،
برات می‌میرم و جهان‌آرا می‌شم

می‌تونم ساعتو عقب برگردونم،
از این عصر عذاب، بریم تا عصر سنگ
می‌خوام تو غارمون با دستِ تاولی،
برات روشن کنم یه آتیشِ قشنگ

نتونستم یه شعر، مثِ حافظ بگم،
به جاش از بچه‌ها برات فال می‌خرم
زمستون که بیاد همین شعرم یه روز
حراجش می‌کنم، برات شال می‌خرم.

یغما گلرویی

از مجموعه ترانه‌ی «من رویایی دارم» / نگاه ۱۳۹۲

عکس از
@kambiz_photography
Read more
«لالایی» رو موجِ رؤیاهات شناور باش! کودکِ تو گهواره خوابیده! این روزگار تلخِ کابوسی، از چشمِ من رؤیا رو دزدیده. خوابای رنگینِ تو همشکلِ احوالِ ما آدم بزرگا نیست. تو خوابِ آرومت شناور باش، رؤیای تو شبیهِ دنیا نیست. من آرزو داشتم که دنیامون، همرنگِ خوابِ نابِ تو باشه. کوچیک بمون، ... «لالایی»
رو موجِ رؤیاهات شناور باش!
کودکِ تو گهواره خوابیده!
این روزگار تلخِ کابوسی،
از چشمِ من رؤیا رو دزدیده.

خوابای رنگینِ تو همشکلِ
احوالِ ما آدم بزرگا نیست.
تو خوابِ آرومت شناور باش،
رؤیای تو شبیهِ دنیا نیست.

من آرزو داشتم که دنیامون،
همرنگِ خوابِ نابِ تو باشه.
کوچیک بمون، فرصت بده شاید
اون دنیای گمشده پیداشه.

دنیایی که تو اون کسی هرگز،
فریادو به گولّه نمی‌بنده.
تو چشمِ هر مردی یه عالم عشق،
رو لبِ هر زنی یه لبخنده.

من پای این گهواره بیدارم، من پای این گهواره می‌مونم.
لالایی من شکلِ فریاده، فردای تو روشنه... می‌دونم.

این مردِ خسته همه روزای
عمرشو روی تیغ رقصیده.
تو شکلِ کلِ آرزوهاشی،
کودکِ تو گهواره خوابیده!

خورشیدو بیرون می‌کشم از چاه،
فردای تو باید قشنگ باشه.
دنیا باید لبریزِ آزادی،
آینده باید بی‌تفنگ باشه.

با دست خالیم هدیه میارم
فردای زیبا رو برای تو.
رنگین‌کمونو قرض می‌گیرم
از دفترِ نقاشییای تو.

آدم بزرگا روز و شب گرم
جنگیدنن با مغزای سنگی.
غافل از این که می‌شه نو شد با
یه کاغذ و چندتا مداد رنگی.

من پای این گهواره بیدارم، من پای این گهواره می‌مونم.
لالایی من شکلِ فریاده، فردای تو روشنه... می‌دونم.

یغما گلرویی
Read more
"بی سرزمین تر از باد" خواننده و آهنگساز: سیاوش قمیشی تنظیم کننده: اروین خاچیکیان ترانه سرا: یغما گلرویی (اجرای زنده) صورت‌ِ عکس‌ِ تو آلبوم‌ خیسه‌، دوباره‌ خاطره‌تو بوسیدم‌ این‌ سوال‌ِ بی‌ جوابو از خودم‌ تا حالا هزار دفه‌ پرسیدم‌ با کدوم‌ ترانه‌ باز جون‌ می‌گیره‌، نبض‌ِ اون‌ ... "بی سرزمین تر از باد"

خواننده و آهنگساز: سیاوش قمیشی
تنظیم کننده: اروین خاچیکیان
ترانه سرا: یغما گلرویی
(اجرای زنده)

صورت‌ِ عکس‌ِ تو آلبوم‌ خیسه‌،
دوباره‌ خاطره‌تو بوسیدم‌
این‌ سوال‌ِ بی‌ جوابو از خودم‌
تا حالا هزار دفه‌ پرسیدم‌

با کدوم‌ ترانه‌ باز جون‌ می‌گیره‌،
نبض‌ِ اون‌ حنجره‌ی‌ فیروزه‌
می‌دونم‌ بدون‌ِ تو فردای‌ من‌،
رنگ‌ِ خاکستری‌ِ دیروزه‌

تن‌ْتشنه‌ مثل‌ِ خورشید، بی‌سرزمین‌تَر از باد
کولی‌تر از ترانه‌، بی‌پَرده‌ مثل‌ِ فریاد
تنهاتر از سکوتم‌، روشن‌تر از ستاره‌
عاشق‌تر از همیشه، با من بخون‌ دوباره

پلکای‌ پنجره‌ رو وا می‌کنم‌،
تو کوچه‌ زمزمه‌ی‌ مهتابه‌
همه‌ی‌ پنجره‌ها خاموشن‌،
نگار این‌ کوچه‌ی‌ خلوت‌ خوابه‌

بی‌صدا اسمتو فریاد می‌زنم‌
هق‌هقم‌ حنجره‌مو می‌بنده‌
دوباره‌ دستای‌ نامریی‌ِ شب‌،
پِلکای‌ پنجره‌مو می‌بنده‌

تن‌ْتشنه‌ مثل‌ِ خورشید، بی‌سرزمین‌تَر از باد
کولی‌تَر از ترانه‌، بی‌پَرده‌ مثل‌ِ فریاد
تنهاتر از سکوتم‌، روشن‌تر از ستاره‌
عاشق‌تر از همیشه، با من بخون‌ دوباره.

@ghomayshi
@erwinkhachikian
Read more
"ما چرا سوییس نشدیم" مدتها به تفاوتهای میان دو کشور ایران و سوییس فکر می کردیم و هر چه به مُخمان فشار میاوردیم متوجه این تفاوت نمی شدیم تا سرانجام آقای رییس جمهور دیشب این تفاوت را در مگفتگری خبریشان برایمان روشن کردند. تفاوت ما و سوییسیها این است که: "سوییس کشور کوچکتری ست!" یعنی خدای نکرده این ... "ما چرا سوییس نشدیم"

مدتها به تفاوتهای میان دو کشور ایران و سوییس فکر می کردیم و هر چه به مُخمان فشار میاوردیم متوجه این تفاوت نمی شدیم تا سرانجام آقای رییس جمهور دیشب این تفاوت را در مگفتگری خبریشان برایمان روشن کردند. تفاوت ما و سوییسیها این است که: "سوییس کشور کوچکتری ست!" یعنی خدای نکرده این تفاوت ربطی به حقوق مدنی و فردی و ارزش هر شهروند سوییسی برای حکومتش و عدم وجود فساد مالی و استفاده درست از سرمایه های ملی نداشت و ما عمری عوضی اشتباهی فکر می کردیم! البته مصاحبه ایشان که وزیر وزرایشان چند روزی در فضای مجازی برایش کامینگ سون می رفتند و "روحانی ناگفته ها را به مردم خواهد گفت" برایش سر می دادند به جای گفتن از ناگفته ها همان شعارهای مستعمل و بی عمل سابق ایشان را در خود داشت و در عوض شامل کلی نکات طنز بود که نوشتن از تمامشان مثنوی دَه من کاغذ می طلبد و دلِ خوش. آقای روحانی. این که با اعلام عدم ممنوعیت خرید و فروش ارز در صرافیها باعث پایین آمدن یکی دو هزار تومنی قیمت آن شویم نه راه حل اقتصادی ست و نه درمان گرانی روزافزونی که کمر مردم را تا کرده است. اصلن ارز نه، شما یک ماه خرید و فروش کودِ حیوانی را ممنوع اعلام کنید تا ببینید چگونه قیمتش بالا می رود و بعد ممنوعیتش را بردارید تا قیمتش کمی پایین بیاید. این حرکات نمایشی و وعده های سر خرمن به درد کسی نمی خورد. آن ناگفته هایی که قرار بر گفتنش داشتید چه شد؟ این مصاحبه که توضیح واضحات بود و لافِ در نوردیدن اقیانوسها آن هم در قایقی که فوارکهای آب خبر از سوراخ بودنش می دهد. دل ما را با بردن نام سوییس خون نکنید که اگر دولت و دولتمردان با دانش و کارآمدی داشتیم و تمرین دموکراسی کرده بودیم شاید در این چند دهه می توانستیم کشوری مثل سوییس شویم. علی الحساب شما حواستان باشد جیبوتی و گینه ی بیسائو بودن را بدل به آرزوی این مردم نکنید. سوییس پیشکشتان!
Read more
"مامان ایران" مامان ایران! چه‌قدر سنگینه خوابت چه‌قدرخاکستریه آفتابت ما موهاتو سفید کردیم، ...
Media Removed
"مامان ایران" مامان ایران! چه‌قدر سنگینه خوابت چه‌قدرخاکستریه آفتابت ما موهاتو سفید کردیم، نگو نه ما رؤیاتو شهید کردیم، نگو نه ما خواستیم پهلوونا بنده باشن ما خواستیم سفره‌ها شرمنده باشن نفهمیدیم باهات همسرنوشتیم تو آتیش از گل و بلبل نوشتیم چه‌قدر کاغذ سیا کردیم دروغی هزارتا ... "مامان ایران"

مامان ایران! چه‌قدر سنگینه خوابت
چه‌قدرخاکستریه آفتابت

ما موهاتو سفید کردیم، نگو نه
ما رؤیاتو شهید کردیم، نگو نه

ما خواستیم پهلوونا بنده باشن
ما خواستیم سفره‌ها شرمنده باشن

نفهمیدیم باهات همسرنوشتیم
تو آتیش از گل و بلبل نوشتیم

چه‌قدر کاغذ سیا کردیم دروغی
هزارتا فیل هوا کردیم دروغی

مامان ایران! بیدارشو! ما بیداریم
دیگه از ساده‌گی دست برمی‌داریم
تمام بچه‌هات می‌خوان بیدارشی
علاج دردای این روزگارشی

مامان ایران! چه‌قدر سنگینه خوابت
چه‌قدر خون ریخته رو برگ کتابت

با ما قهری و حق داری، می‌دونیم
ما رو تنها نمی‌ذاری، می‌دونیم

کتک خوردیم ازت اما دوباره
یه حسی ما رو به سمتت میاره

آخه جایی جز آغوشت نداریم
تا ختم قصه این‌جا موندگاریم

اگه نزدیک تو باشیم قبوله
چه با سکته بمیریم، چه گلوله

مامان ایران! بیدارشو! ما بیداریم
دیگه از ساده‌گی دست برمی‌داریم
تمام بچه‌هات می‌خوان بیدارشی
علاج دردای این روزگارشی

ترانه و عکس: یغما گلرویی
Read more
"هنر برای هنر" هنر برای هنر بود اگر کودک هم سایه سیر می خوابید و بمبِ هسته یی اعجازِ قرن نامیده ...
Media Removed
"هنر برای هنر" هنر برای هنر بود اگر کودک هم سایه سیر می خوابید و بمبِ هسته یی اعجازِ قرن نامیده نمی شد. مرا ببخشید که نمی توانم با پاهایی که ناخن هاشان را کشیده اند برایتان باله برقصم. من نقاشی انتزاعی را نمی فهمم و میانه ندارم با نقاشانی که وقتی پشتِ سه پایه هاشان می ایستند بغضی در گلو ... "هنر برای هنر"

هنر برای هنر بود
اگر کودک هم سایه سیر می خوابید
و بمبِ هسته یی
اعجازِ قرن نامیده نمی شد.

مرا ببخشید که نمی توانم
با پاهایی که ناخن هاشان را کشیده اند
برایتان باله برقصم.

من نقاشی انتزاعی را نمی فهمم
و میانه ندارم با نقاشانی که
وقتی پشتِ سه پایه هاشان می ایستند
بغضی در گلو ندارند.

من شعار می دهم اگر شعر
بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم باشد
یا حکایتِ خر و کنیزک.
شعار می دهم و
پیش می روم و
نیش می زنم
مانندِ ماری که به کرم بودن متهم شده.
بگذار شاعرانِ دیگر بر قلاب ها برقصند
قبل از بلعیده شدن
به دستِ ماهیانی که زیبایی را دوست می دارند
و زیبایی به چشمشان
رقصِ کرمی ست
که قلاب را بر گلوگاهشان می دوزد.

نفت یک شبه ملی نشد
اما شاعرانی را می شناسم
که به چشم بر هم زدنی
ملی نامیده شدند
اگر چه جهانشان
تنها در دایره ی منقلی خلاصه می شد.

من هم می توانستم حرف هایی به بزرگیِ نوبل بزنم
و آن قدر شاعر بودم که بتوانم
در کافه های سیگار ممنوع بنشینم
و با ترانه های سوزناک
دل از دخترانِ نوجوان ببرم
اما خواستم وصله یی شوم بر پیراهنِ پاره ی تو
- پسرک سرماخورده ی پشتِ چراغ قرمز -
که دعاهای ضدِ آبت را حراج کرده یی
خواستم النگویی پلاستیکی باشم
بر دستانِ خواهرت
یا دستمالی که عرق از پیشانیِ پدرت بگیرد
وقتی از پیِ کار،
سربالاییِ راهِ کارخانه را بالا می رود
می خواستم هیزمی در بخاریِ چپرِ شما باشم
تا رماتیسم
از پای مادرت به قلبش نخزد.
این همه را خواستم و
نتوانستم.

کاش جهان به قشنگیِ بالِ پروانه بود
تا شعر از واژه های تاریک تهی می شد
اما وقتی پدربزرگ در جوانی
دندان هایش را
به دندان سازی طماع می فروشد
و گیس های مادربزرگ
یک شبه سفید می شوند
دیگر چه گونه می شود گفت:
زنده گی رسمِ خوش آیندی ست؟

من سنگی بودم
که فکرِ شکستنِ هیچ شیشه یی را در سر نداشت
و بطریِ کوکتل مولوتفی
که آرزو می کرد
شراب را بینِ دو عاشق قسمت کند.

اُپرای کارمن زیبا بود
اگر در هر ثانیه
صد نفر در جهان از بی غذایی نمی مُردند
و جنگل، جنگل درخت
قنداقِ تفنگ نمی شد
و هنر برای هنر نیست
وقتی کودکان را
در اینترنت حراج می کنند
و سربازان
شرط سرِ جنینِ زنِ حامله می بندند
و شکم می درند.

چه گونه می شود به جاودانه گی اندیشید
وقتی لوله ی تپانچه یی
مدام بر شقیقه ات احساس می شود
و ابداعاتِ شاعرانه چه اهمیتی دارند
وقتی در خاک زمین
یک مین به ازای هر انسان مدفون است؟

من خو نمی کنم به نظامِ سیرکی که در آن
تنها برای شیرهایی کف می زنند
که به ضربِ شلاقِ رام کننده می رقصند
غرشِ مرا اگر خوش ندارید
به گلوله
پاسخم دهید.

یغما گلرویی
Read more
«آی! خداجون» خواننده: شیما آهنگساز و تنظیم کننده: فرهاد زند ترانه سرا: یغما گلرویی (تاریخ انتشار ۱۳۸۷) آی خداجون! خداجون! از تو و اون آسمون، معجزه ای نخواستیم، یکم بارون ببارون. کلافه ایم کلافه  تو این وقت اضافه موقع اعترافه  خسته ایم از وعده هات از خوبی دم میزنی ،  هی زیر و بم ... «آی! خداجون»

خواننده: شیما
آهنگساز و تنظیم کننده: فرهاد زند
ترانه سرا: یغما گلرویی
(تاریخ انتشار ۱۳۸۷)

آی خداجون! خداجون! از تو و اون آسمون،
معجزه ای نخواستیم، یکم بارون ببارون.

کلافه ایم کلافه 
تو این وقت اضافه
موقع اعترافه 
خسته ایم از وعده هات

از خوبی دم میزنی ، 
هی زیر و بم میزنی
ریتمو بهم میزنی ، 
تا کی برقصیم برات؟

آی خداجون! خداجون! از تو و اون آسمون
معجزه ای نخواستیم یه نخ سیگار برسون

پُک بزنیم رها شیم 
دوباره بنده باشیم
باعث خنده باشیم 
تو هم همینو می خوای

یه گله گوسفند رام ، 
همه با هم یک کلام
درگیر خواب و اوهام 
تا باهاشون راه بیای

همه جا ظلم و کشتار ، 
همه جا درد و آزار
تو هم نشستی بیکار ، 
پس کی میفرستی رحمت

واسه بی سقفا اتاق،
واسه تاریکی چراغ
واسه من یه اتفاق،
بفرست بیاد بی زحمت.

آی خداجون! خداجون! از تو و اون آسمون
معجزه ای نخواستیم یکم بارون ببارون.
Read more
«نمایشِ نم‌ناک» سقفِ تمام خانه‌های شهر چکه می‌کند، سقفِ تمام کافه‌ها، دانشگاه‌ها، بیمارستان‌ها. سقفِ ...
Media Removed
«نمایشِ نم‌ناک» سقفِ تمام خانه‌های شهر چکه می‌کند، سقفِ تمام کافه‌ها، دانشگاه‌ها، بیمارستان‌ها. سقفِ تمامِ ماشین‌ها، چترها، آرزوها... حتا سقفِ خاکستری این آسمان که تَبله کرده بر آن کُپه‌های ابر. از تیترِ روزنامه‌ها خون‌آبه می‌چکد از گوشی‌های تلفن، از صفحه‌ی لپ‌تاپ‌ها، بلندگوهای ... «نمایشِ نم‌ناک»

سقفِ تمام خانه‌های شهر چکه می‌کند،
سقفِ تمام کافه‌ها،
دانشگاه‌ها،
بیمارستان‌ها.
سقفِ تمامِ ماشین‌ها،
چترها،
آرزوها...
حتا سقفِ خاکستری این آسمان
که تَبله کرده بر آن
کُپه‌های ابر.

از تیترِ روزنامه‌ها خون‌آبه می‌چکد
از گوشی‌های تلفن،
از صفحه‌ی لپ‌تاپ‌ها،
بلندگوهای رادیو
و این تالآبِ سیمانی
پنداری
گاوش را گُم کرده است
که فقط به لهجه‌ی خون
آواز می‌خواند.

ما دوزیستانِ دست‌بسته،
با عینک‌های بخار گرفته
بر زانوهامان راه می‌رویم
و در رختخواب‌های تَر
برای انقراض نسلِ رؤیاهای بزرگ
زوزه می‌کشیم.

تَشت‌های لَب‌پرمان را
در تراسِ همسایه‌ خالی می‌کنیم
و در انتظارِ دلاکِ پیری نشسته‌ایم
که قرار است
خورشیدِ گِل‌گرفته را
به گرمابه ببرد.

پانتومیم‌بازانِ بی‌آزاری
که هرگز
اجازه نداشتیم
نقشِ به گردآب مُرده‌ای را
در این نمایشِ نمناک
بازی کنیم.

پادری‌های سرخ
یک روز
به بی‌گناهی ما شهادت می‌دهند.
بارانی‌های خیس
یک روز
به بی‌گناهی ما شهادت می‌دهند.

به بی‌گناهی ما
که قاتلِ اشک‌های خود بودیم
تا به آسیابِ جنون
ریخته نشوند.

یغما گلرویی

photo by yaghma golrouee
Read more
«رؤیا» خواننده: امید - محمد مقدم آهنگساز و تنظیم کننده: محمد مقدم کارگردان: کوجی زادوری ترانه ...
Media Removed
«رؤیا» خواننده: امید - محمد مقدم آهنگساز و تنظیم کننده: محمد مقدم کارگردان: کوجی زادوری ترانه سرا: یغما گلرویی انتشار ۱۳۸۷ یه روز با هم می‌خونیم: دیگه شبِ سیاه پر آخر دنیا مالِ ماست غصه نخور! برادر! همه با هم برابر، می رسه روز آخر، رها می‌شه کبوتر غصه نخور! برادر! ترانه بی‌مجوز، ... «رؤیا»

خواننده: امید - محمد مقدم
آهنگساز و تنظیم کننده: محمد مقدم
کارگردان: کوجی زادوری
ترانه سرا: یغما گلرویی
انتشار ۱۳۸۷

یه روز با هم می‌خونیم:
دیگه شبِ سیاه پر
آخر دنیا مالِ ماست
غصه نخور! برادر!

همه با هم برابر،
می رسه روز آخر،
رها می‌شه کبوتر
غصه نخور! برادر!

ترانه بی‌مجوز،
دنیا بی‌خطِ قرمز،
نگو فقط یه خوابه،
نگو نمی‌شه هرگز.

رؤیاهاتو نگه‌دار! پرچم عشقو بردار!
خواب و‌خیال بسه، همه بیدارِ بیدار.

یه روز با هم می‌خونیم:
دیگه گرسنه‌گی پَر
بچه‌ها شاد و آزاد
غصه نخور! برادر!

غصه نخور برادر!
می‌رسه روزِ بهتر
همه زندونا تعطیل
دنیا تو عشق شناور

می‌رسه روزِ تازه،
سوالا بی‌اجازه،
دستِ من و تو باید
فردامونو بسازه.

رؤیاهاتو نگه دار! نقابِ ترسو بردار!
خواب و خیال بسه، همه بیدارِ بیدار.

یغما گلرویی

از مجموعه «من رؤیایی دارم» / نگاه ۱۳۹۲
Read more
"صد سال تنهایی" چشمای ناز و خواستنی داری، دل تُرد و شکستنی داری، واسه این بچه‌‌ی چهل ساله، روی ...
Media Removed
"صد سال تنهایی" چشمای ناز و خواستنی داری، دل تُرد و شکستنی داری، واسه این بچه‌‌ی چهل ساله، روی لب‌هات بستنی داری. شبیهِ عکسای تو بوردایی، شکلِ آرتیستای تو فیلمایی «اینگرید برگمَن‌«ترین عشقی، تو جهانِ «کازابلانکا»یی من یه گرگم با دستای آردی، تو مثِ ماه رو سرِ مردآب حبه انگورا ... "صد سال تنهایی"

چشمای ناز و خواستنی داری،
دل تُرد و شکستنی داری،
واسه این بچه‌‌ی چهل ساله،
روی لب‌هات بستنی داری.

شبیهِ عکسای تو بوردایی،
شکلِ آرتیستای تو فیلمایی
«اینگرید برگمَن‌«ترین عشقی،
تو جهانِ «کازابلانکا»یی

من یه گرگم با دستای آردی،
تو مثِ ماه رو سرِ مردآب
حبه انگورا رو قایم کردی
پشتِ پیراهنی به رنگِ شراب

توی عکسای دسته جمعی هم
مثل یه تک درختِ تنهایی
اما عاشق شدن برات جُرمه
توی این روزگارِ هرجایی

نفسم تنگ می‌شه دور از تو،
بیا تا موهاتو نفس بکشم!
چشم‌هامو ببند که تا صبح
رو بریل تنِ تو دس بکشم!

مارکِزاَم قبلِ مرگ همینو می‌گفت
دیگه «صد سال تنهایی» بسّه!
دل‌برک‌های غم‌زده ممنوع!
عشق‌های مقوایی بسّه!

دست من رو بگیر و هم‌پا باش،
من از این زندگی فرار می‌خوام
شوقِ رفتن سرِ قرار می‌خوام،
اس.ام.اس‌های بوسه‌دار می‌خوام.

خسته‌ام از تمام حرفایی
که نمی‌شد رو هیچ‌کدوم وایساد
از ستون‌های سُستِ روزنامه
که خبر از رو اونا می‌افتاد

خسته‌ام از جماعتِ معذور،
از همه وعده‌های دورادور،
از شبی که تو رو می‌خوام و به جات،
اس.ام.اس می‌زنه رییس جمهور!

روز و شب نقشه می‌کشن واسه‌م،
تا یه روزی شبیهِ نقش بشم
هی گلوی منو فشار می‌دن
که شاید نم‌نمک بنفش بشم

تو که باشی هوای من خوبه،
حتا تو نافِ سُربیِ تهرون
منو مثل یه بچه شیر بده،
فیلمو به اولاش برگردون

با تو هیچ دنیایی مجازی نیست،
چت به چت، خط به خط خرابم کن،
کتابِ شعر تازه‌ای واسه
دست‌فروشای انقلابم کن.

یغما گلرویی
Read more
«علی کوچولو دیگه کوچیک نیست» شعر و صدای یغما گلرویی ملودی بابک بیات سال انتشار ۱۳۸۸ علی کوچولو، دیگه کوچیک نیست خوشحال نمی شه، با نمره ی بیست دیپلم گرفته، سربازی رفته، دنبالِ کاره، هفته به هفته مادرش قرض داره، ته برج دائم کم میاره، رخت می شوره، بند می ندازه، غم داره بی اندازه، با بد ... «علی کوچولو دیگه کوچیک نیست»

شعر و صدای یغما گلرویی
ملودی بابک بیات
سال انتشار ۱۳۸۸

علی کوچولو، دیگه کوچیک نیست
خوشحال نمی شه، با نمره ی بیست
دیپلم گرفته، سربازی رفته،
دنبالِ کاره، هفته به هفته
مادرش قرض داره،
ته برج دائم کم میاره،
رخت می شوره، بند می ندازه،
غم داره بی اندازه،
با بد و خوب می سازه.
تنها دلش می خواد علی
باز بشه کلاسِ اولی.
وای، وای، وای.

علی کوچولو، دیگه کوچیک نیست
دنیاش مثل اون کوچه باریک نیست
دستاش خالیه، دلش پر درده،
داره دنبالِ چاره می گرده،
هی کتاب می خونه،
تو اینترنت سرگردونه،
دائم فیلتر می شکونه،
می خونه و می دونه،
اینجا مثل زندونه...
دلش می خواد جادو بشه،
باز علی کوچولو بشه.
وای، وای، وای.

علی کوچولو، دیگه کوچیک نیست،
سرِ راهشه یه تابلوی ایست
یه دانشجوی ستاره داره،
دست از رؤیاهاش برنمی داره
باباش تو زندونه،
علی با مردم تو میدونه،
یه سرودو می خونه،
سر اومد زمستونه،
پیرهنش غرقِ خونه...
تموم می شه کارِ علی
تو دلِ یه گورِ جعلی.
وای،
وای،
وای.

از مجموعه ترانه «من رؤیایی دارم» انتشارات نگاه / ۱۳۹۲

نسخه کامل این آهنگ را می توانید در کانال رسمی یغما گلرویی در تلگرام بشنوید:
https://telegram.me/yaghmagolrouee
Read more
«محله ی ما» محله ی ما آخر دنیاس خوشبختی این جا شکلِ یه رؤیاس. مردای محل دارن آب می شن روی زرورق پسرها ...
Media Removed
«محله ی ما» محله ی ما آخر دنیاس خوشبختی این جا شکلِ یه رؤیاس. مردای محل دارن آب می شن روی زرورق پسرها دارن له می شن پای بساطِ عرق زنای محل تو رؤیاشون یه النگو دارن دخترا همه ، امیر ارسلان آرزو دارن محله ی ما آخر دنیاس خوشبختی این جا شکلِ یه رؤیاس. ما بیخ دیواری رج می زنیم تو کوچه های تنگ گل ... «محله ی ما»

محله ی ما
آخر دنیاس
خوشبختی این جا
شکلِ یه رؤیاس.

مردای محل دارن آب می شن روی زرورق
پسرها دارن له می شن پای بساطِ عرق

زنای محل تو رؤیاشون یه النگو دارن
دخترا همه ، امیر ارسلان آرزو دارن

محله ی ما
آخر دنیاس
خوشبختی این جا
شکلِ یه رؤیاس.

ما بیخ دیواری رج می زنیم تو کوچه های تنگ
گل کوچیک بازی می کنیم روی فرشی از سُرنگ.

رؤیامون فقط داشتنِ چن تایی کبوتره
یا یه بادبادک که ما رو از این محل ببره

محله ی ما
آخر دنیاس
خوشبختی این جا
شکلِ یه رؤیاس.

اگه یه روزی گذرت افتاد به محلِ ما
اگه یه روزی پا گذاشتی توی این کوچه ها

برامون چن تا رؤیای تازه با خودت بیار !
دستی که دنیای نو بسازه با خودت بیار !

محله ی ما
آخر دنیاس
خوشبختی این جا
شکلِ یه رؤیاس.

ترانه و عکس یغما گلرویی
Read more
"زادروز مسعود کیمیایی گرامی خجسته باد" #مسعود_کیمیایی "زادروز مسعود کیمیایی گرامی خجسته باد"

#مسعود_کیمیایی
"به بهانه ی چهل و چهار سالگی" تصویر سمت راست: یغما - تولد یک سالگی- ۱۳۵۵/۵/۶ تصویر سمت چپ: یارا - ...
Media Removed
"به بهانه ی چهل و چهار سالگی" تصویر سمت راست: یغما - تولد یک سالگی- ۱۳۵۵/۵/۶ تصویر سمت چپ: یارا - تولد یک سالگی - ۱۳۹۷/۲/۱۲ "به بهانه ی چهل و چهار سالگی"

تصویر سمت راست: یغما - تولد یک سالگی- ۱۳۵۵/۵/۶
تصویر سمت چپ: یارا - تولد یک سالگی - ۱۳۹۷/۲/۱۲
«عکسِ سجلِ قدیمی» دلم می خواست رهبر ارکستر ابرها باشم در گذر از پنجره ی اتاق کودکی ام که تعریف ...
Media Removed
«عکسِ سجلِ قدیمی» دلم می خواست رهبر ارکستر ابرها باشم در گذر از پنجره ی اتاق کودکی ام که تعریف من از جهان بود، اما کارگر سختکوش آسیابی شدم که سنگ مدورش استخوان هایم را آرد می کرد و موهایم یک به یک در غبار شناورش سفید می شدند. سوت زدم در تاریکی آهنگ ترانه های قدیمی را و با کفش های آهنی ام دور ... «عکسِ سجلِ قدیمی»

دلم می خواست
رهبر ارکستر ابرها باشم
در گذر از پنجره ی اتاق کودکی ام
که تعریف من از جهان بود،
اما کارگر سختکوش آسیابی شدم
که سنگ مدورش
استخوان هایم را آرد می کرد
و موهایم یک به یک
در غبار شناورش
سفید می شدند.

سوت زدم در تاریکی
آهنگ ترانه های قدیمی را
و با کفش های آهنی ام
دور تا دور جهان مجروح را گشتم.

از «پیگال» غمناک چهار صبح،
تا «دهلی» دود گرفته
با میلیون میلیون عابر محجوبش
و آمدم
تا اتاقک سه در سه ای
در سرزمین مادری
راهپیمایی شبانه ام را
در حافظه ی آجری خود نگه دارد.

به صلیب برده شدم
در حلقه ی مردمی که هرگز نمی شود دانست
دندان نشان می دهند،
یا لبخند می زنند.
نه حلقه ی گلی به پیشبازم آمد
نه حلقه ی داری
اما تنها من می دانم
چه بر سر پسربچه ای آمد
که می خواست
رابین هودِ جنگلی به نام ایران باشد.

متولد شدم
تا آواز بخوانم
غافل از این که
دهان گرسنه تنها
به کار خمیازه میاید و بس.

شمعهای فرو رفته در این کیک اسفنجی
با فوت هیچ گردبادی
خاموش نمی شوند
و ‌کودکی هنوز
در عکس آن سجل قدیمی
به فردای نیامده اش
لبخند می زند.

یغما گلرویی
Read more
«متروپل» کارگردان: مسعود کیمیایی خواننده و آهنگساز: رضا یزدانی تنظیم کننده: میلاد عدل ترانه سرا: یغما گلرویی دنیای من یه چهاردیواری لحظه هام بوی تاج گل می دن دو تا دست بریده از ساعد منو سمت یه دره هل می دن زندگیمو سکندری رفتم این خیابون چقدر تاریکه رد خون مثل سایه باهامه رو تنم زخم ... «متروپل»

کارگردان: مسعود کیمیایی
خواننده و آهنگساز: رضا یزدانی
تنظیم کننده: میلاد عدل
ترانه سرا: یغما گلرویی

دنیای من یه چهاردیواری
لحظه هام بوی تاج گل می دن
دو تا دست بریده از ساعد
منو سمت یه دره هل می دن

زندگیمو سکندری رفتم
این خیابون چقدر تاریکه
رد خون مثل سایه باهامه
رو تنم زخم تیغ گزلیکه

قلبمو توی الکل انداختم
عشقم لهجه قفس داره
طرح یه دست سرخ رو پرده س
هنوز این سینما نفس داره

من تو این سینمای خاک شده
فیلم های پر از جنون دیدم
من رفیقای جون جونیمو
سرد و بی جون شده تو خون دیدم

رو لب تیغ عاشقت بودم
رو لب تیغ زندگی کردیم
راهمون از تو خون گذشت اما
کاش می شد دوباره برگردیم

روی آسفالت لاله زار انگار
یه نفر داره چونه می ندازه
کی می دونه تو پایتخت امشب
تیغه ی چن تا ضامنی بازه

من هنوزم قدیمیم مثل
قهرمانای توی اون فیلما
تو که رنگت عوض شده، د بگو
پس چرا ضجه می زنه دنیا

ما کجای قرق زمین خوردیم
که هنوز روی زانو راه می ریم
خواب هامونو رگ زدن اما
اونقدر زنده ایم که می میریم

کوچه از هر دو سمت بن بسته
لکنتو خط بزن از این فریاد
بعد از این دیگه شیر و خط یکیه
بعد از دیگه هر چه باداباد

رو لب تیغ عاشقت بودم
رو لب تیغ زندگی کردیم
راهمون از تو خون گذشت اما
کاش می شد دوباره برگردیم.
Read more
"گواهیِ فوت" این ترانه گواهیِ فوته، شاعرِ متن پیشِ رو مُرده بس که هِی خواب دیده بیداره، بس که ...
Media Removed
"گواهیِ فوت" این ترانه گواهیِ فوته، شاعرِ متن پیشِ رو مُرده بس که هِی خواب دیده بیداره، بس که رؤیاشو بالا آورده این شبیه دعای قبل از مرگ، این شروع یه اختتامیه‌س شکل آژیرِ قرمزه حرفام، تف به تسلیم، تف به آتش‌بس ایدز داره فرشته‌ی الهام، تن واژه کزاز می‌گیره یه سگِ هار توی لپ تاپه، دستای ... "گواهیِ فوت"

این ترانه گواهیِ فوته،
شاعرِ متن پیشِ رو مُرده
بس که هِی خواب دیده بیداره،
بس که رؤیاشو بالا آورده

این شبیه دعای قبل از مرگ،
این شروع یه اختتامیه‌س
شکل آژیرِ قرمزه حرفام،
تف به تسلیم، تف به آتش‌بس

ایدز داره فرشته‌ی الهام،
تن واژه کزاز می‌گیره
یه سگِ هار توی لپ تاپه،
دستای شعرو گاز می گیره

روی مغزم اسید پاشیدن،
نفسای مسیح بو می‌ده
دیگه هر حرفِ با پدر مادر
مزه‌ی شاشِ بازجو می‌ده

تنها هورا کشیدن آزاده!
هایل هیتلر! هیتلرِ قدیس!
زنده‌باد اجتماع میلیونی
زنده‌باد کیک! زنده باد ساندیس!

کانگوروها تو کیسه شون گرگه،
مامِ میهن سزارین می‌شه
سوسکا به ریش کافکا می‌خندن،
دختری هفت ساله زن می‌شه

من به زخمام دخیل می بندم،
باورم نیست که زمین صافه
مرده‌شورم نمی‌بره دیگه،
پاپ بی‌خود خداشو می‌لافه

آرزوهامو ارث می‌ذارم،
واسه نسلی که شاملو خونده
یه کلیسا نشون بده که تنِ
صدتا گالیله رو نسوزونده

گول این چشم منجمد رو نخور!
دستای من هنوز هم مُشتن
خوش خیالن اونا که فکر کردن
با قپانی ترانه‌مو کشتن

برای مرگِ اون که با لبخند
کتکم می‌زنه عزادارم
من هنوزم به مرگ مشکوکم،
من هنوزم تو گور بیدارم.
یغما گلرویی

#یغماگلرویی
Read more
«ما در بند تعالی نیستیم» در جوامعی مثل ما فرزندان هر نسل رونوشت برابر با اصل پدرانشان هستند و تا قضیه ...
Media Removed
«ما در بند تعالی نیستیم» در جوامعی مثل ما فرزندان هر نسل رونوشت برابر با اصل پدرانشان هستند و تا قضیه به این صورت است هرگز به جایی نخواهیم رسید. الاغمان را به دوچرخه و دوچرخه را به موتور و موتور را به رانه ی بنزین سوز و سفر با هواپیما را جانشین سفر زمینی می کنیم و برآنیم که با زمانه همسفریم. در حالی که ... «ما در بند تعالی نیستیم»

در جوامعی مثل ما فرزندان هر نسل رونوشت برابر با اصل پدرانشان هستند و تا قضیه به این صورت است هرگز به جایی نخواهیم رسید. الاغمان را به دوچرخه و دوچرخه را به موتور و موتور را به رانه ی بنزین سوز و سفر با هواپیما را جانشین سفر زمینی می کنیم و برآنیم که با زمانه همسفریم. در حالی که خودمان را فریب می دهیم. تقلید دیگران همراه و همچراغ دیگران شدن نیست. ما همسایه دیگرانیم نه همچراغشان. غممان نیست اگر در عمرمان چیزی به جهان عرضه نکرده ایم. اگر نوابغی هم داشته ایم نبوغ آنها را هم دیگران برای ما کشف کرده اند و تازه ما به جای شرمندگی از بی حاصلی خودمان فقط پز خوارزمی ها و خیام ها را تحویل خود آن ها داده ایم که غالبن اصلن نمی دانیم که بوده اند، یا چه گفته اند و چه کرده اند. وقتی هم که مثلن مردم گنجه به افتخار نظامی گنجه ایجشنی می گیرند ما تازه دو قورت و نیم هم طلبکار می شویم که شاعر عزیز ما را در کمال وقاحت مال خودشان کرده اند. ما دربند تعالی نیستیم. تعالی موقعی میسر است که هر کس بتواند حرفش را بزند. ما باید تازه «شنیدن» بیاموزیم. مدعی هستیم که «هنر نزد ایرانیان است و بس / نداریم شیر ژیان را به کس» یعنی شیر ژیان را در برابر هنر خود داخل آدم نمی دانیم! پس هنر در نزد ما غرندگی و درندگی و قلدری است. دندانهایش را خورد می کنیم که بخواهد جز در مورد چیزی که ما مایلیم بشنویم چیزی از دهنش درآید. ما مثل رستم دستانمان که فرزندش را به دست خودش می کشت قاتل آینده ایم، چون همه چیز پنهان و آشکار به ما می گوید «خفه!» چون حتا خودمان هم به خودمان می گوییم «جلو بزرگترها فضولی موقوف» چون بزرگترها یعنی گذشتگان، یعنی پدرها و‌پدربزرگها که خود آنها هم در همین فضای مشابه نببره ها و ‌نتیجه ها و ندیده هاشان پیر شده اند و‌مرده اند. ما میراث خوار کسانی هستیم که مرده به دنیا آمده بودند.

احمد شاملو / از گفتگو با ناصر حریری
انتشارات نگاه

#احمد_شاملو
#انتشارات_نگاه
#دوم_امرداد
Read more
«نیلوفر آبی بودن» دروغ گفته‌ام اگر بگویم جهان به زیبایی قصه‌های کودکی‌ست، پینوکیو، یک روز ...
Media Removed
«نیلوفر آبی بودن» دروغ گفته‌ام اگر بگویم جهان به زیبایی قصه‌های کودکی‌ست، پینوکیو، یک روز آدم می‌شود، کفشِ بلور، همیشه با سایزِ پای سیندرلا جور در می‌آید و شاه‌زاده‌ای، از راه می‌رسد تا به بوسه‌ای، سفیدبرفی را از خوابِ جادو بیدار کند. دروغ گفته‌ام اگر بگویمت که در همین‌دم دختری ... «نیلوفر آبی بودن»

دروغ گفته‌ام اگر بگویم
جهان به زیبایی قصه‌های کودکی‌ست،
پینوکیو،
یک روز آدم می‌شود،
کفشِ بلور،
همیشه با سایزِ پای سیندرلا جور در می‌آید
و شاه‌زاده‌ای، از راه می‌رسد
تا به بوسه‌ای،
سفیدبرفی را
از خوابِ جادو بیدار کند.

دروغ گفته‌ام اگر بگویمت
که در همین‌دم
دختری سیزده‌ساله
تنش را چوبِ حراج نمی‌زند
در کنار خیابان
و مردی تبخیر نمی‌کند
واپسین نفس خود را
بر تکه‌ای زرورق.

ما در گردبادی از زخم زند‌گی می‌کنیم
و وزنه‌های حقیقت به پای رؤیاهامان
زنجیر شده‌اند،
اما زندگی آدامسی نیست
که با بی‌مزه شدن
بتوانیم بر سنگ‌فرش خیابان تـُفش کنیم!

ما موظف به نیلوفرِ آبی بودنیم
چه در مُردآبِ لجن بسته،
چه در آب‌نمای یک پارک
باید گل کنیم و عطر بپاشیم
وگرنه عفونت،
جهان را ویران خواهد کرد.

به تو دروغ نمی‌گویم،
ما همان‌طور که به قله‌ها می‌اندیشیم
در حال فرو رفتنیم
اما با دوست داشتن تو
رویشِ جفتی بال را حس می‌کنم
بر شانه‌های خود.
یغما گلرویی

از مجموعه شعر «باران برای تو می بارد» / نگاه ۱۳۹۰

Photo by yaghma golrouee
Read more
«شهزاد» شهزادِ پشتِ پنجره‌ی قصرِ آهنی! آهنگِ دل‌برانه‌ی ممنوعه ساز کن من از دلِ یه جنگلِ تاریک ...
Media Removed
«شهزاد» شهزادِ پشتِ پنجره‌ی قصرِ آهنی! آهنگِ دل‌برانه‌ی ممنوعه ساز کن من از دلِ یه جنگلِ تاریک اومدم واسم طنابِ بافه‌ی موتو دراز کن من یه گلادیاتورِ پیرم که ضجه‌هاش عُمری دلیلِ کیفِ تماشاچیا شده فواره‌های خونشو تقدیس می‌کنن وقتی رَگش تو حادثه‌ی تیغ وا شده. شکلِ «مسیح» روی صلیبم ... «شهزاد»

شهزادِ پشتِ پنجره‌ی قصرِ آهنی!
آهنگِ دل‌برانه‌ی ممنوعه ساز کن
من از دلِ یه جنگلِ تاریک اومدم
واسم طنابِ بافه‌ی موتو دراز کن

من یه گلادیاتورِ پیرم که ضجه‌هاش
عُمری دلیلِ کیفِ تماشاچیا شده
فواره‌های خونشو تقدیس می‌کنن
وقتی رَگش تو حادثه‌ی تیغ وا شده.

شکلِ «مسیح» روی صلیبم که تک تکِ
حواریونِ کهنه‌شو انکار می‌کنه
مثلِ «هدایتی» که توی شامِ آخرش
پنبه تو گوشِ موشای دیوار می‌کنه

خستم از این کبوترِ منقاربسته که
یک عمره از رو شونه‌ی من پر نمی‌کشه
دستی که با تصورِ تو شعر رج زده
باید یه روزی دورِ کمرگاهت حلقه شه.

این برده‌ی فراریِ زانوشکسته رو
با گرگای گرسنه‌ی خون‌خوار تک نذار
با اون پرستویی که تو چشمات مخفیه
از نو بهارو یادِ تنِ یخ‌زده‌م بیار.

می‌خوام تمامِ شب تو نگاهت سفر کنم،
عطرِ تو رو نفس بکشم تا سحر بشه
از زندگی تو سایه‌ی باطوم خسته‌ام
این خستگی باید تو لباسِ تو در بشه.

این ببرِ زخمی تشنه‌ی دستِ نوازشه
چین و چروکِ چهره‌مو با بوسه‌هات بشور
می‌خوام جوون کنی منو تو چشمه‌ی تنت
از تختِ خوابمون ببرم تا یه جای دور

ایمان بیار به دستِ کسی که تو فصل سرد
روی بخارِ شیشه‌ها اسمِ تو رو نوشت
تنهاییِ عظیمتو احساس کرده بود
قویی رو دیده بود وسطِ اردکای زشت.

با من بیا تا اوجِ تپش‌های آخرم
شاید یه روزی عشقِ ما ضرب‌المثل بشه
ماهی سیاهِ زخمیِ از جنگ خسته‌ام
که خوش داره «صمد» توی رودِ عسل بشه.

از عکسمون تو آینه خجالت نمی‌کشم
حتا زمانی که تنمو چنگ می‌زنی.
با تو به لحظه‌ای بَدَوی غلت می‌خورم
شهزادِ پشتِ پنجره‌ی قصرِ آهنی.

یغما گلرویی
.
.

عکس مونا فاضلی
Read more

Loading...